ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانی علیاصغر، ۱۳۴۱
عنوان و نام پدیدآور : دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر / تالیف علیاصغر رضوانی
مشخصات نشر : قم مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۷۶ص.
فروست : سلسله مباحث مهدویت.
شابک : ۳۵۰۰ ریال 964-973-021-4 : ؛ ۵۰۰۰ ریال چاپ سوم 978-964-973-021-9 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا/ برون سپاری.
یادداشت : چاپ سوم: زمستان ۱۳۸۶.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/ر۵۶د۸ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۱۸۳۶۹
در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار و عقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج میکنند و منجی موعود واقعی را برای حیات و قدرت پوشالی و کاخ عنکبوتی خود خطرناک میدانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمدهاند و با پوچگرایی، جامعه بشری و اخلاق و رفتار نیکو را مورد تعرض قرار دادهاند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم و فضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
عدهای بر این باورند که طرح و بررسی موضوع مهدویّت در عصر غیبت امری بی فایده است، زیرا این موضوع مربوط به آینده بشر است ورخدادهای آینده، امری مجمل و مبهم است. امّا آنچه وظیفه ماست این که به وظایفمان در عصر و زمان خود عمل کنیم، چون هر عصر و زمانی مقتضیات خود را میطلبد و از آن جا که ما در عصر و زمان آینده نیستیم، درباره آن هم وظیفهای نداریم.
دکتر عَداب محمود الحَمْش در این زمینه میگوید: «فالمسلمون اذن فی امسّ الحاجة الی مراجعة انفسهم و مراجعة فکرهم السیاسی والاقتصادی، فمخلّصهم و مخلّص الانسانیة کلّها قدظهر، و لو قدّر أن یظهر فی آخرالزمان منقذ جدید، فلن یکون اکثر من رجل عظیم من جملة عظماء کثیرین انجبتهم هذه المدرسة النبویّة الشریفة، و لااظنّه اعظمهم، فانتظار هذا المنقذ علی هذه الصورة التی تبدو فی کتابات الکاتبین و مقولات المنتظرین، اراها غیر منسجمة مع هذا التصور الصادق الذی ابرزت.
ولیت شعری اینتظر المسلمون الف سنة، وربّما الفین لیتحقّق لهم هذا العدل سبع سنین او تسع سنین، ثمّ ماذا؟ ثمّ لاخیر فی العین بعده؟ انّ امّة
تنتظر من عمرها فی الحیاة کلّها سبع سنین او حتی سبعین سنة من العدل و الرحمة لاتکون امّة عالمة بدینها و بالسنن الالهیة التی تقوم الدول و الحضارات او تنتهی علی وفقها.
وبدلاً من طباعة {750} کتاباً عن (المهدی المنتظر)کان یلزمنا ان نبحث عن هذه السنن، ثمّ نقنّنها ثمّ نربّی جیلاً من الناس علیها، حتی تقوم علی اکتافهم حضارة ربّانیّة یمکن أنْ تستمرّ اجیالاً لابضعة سنین. واللَّه المستعان»؛(1)«مسلمانان هم اکنون احتیاج مبرم دارند تا به خود بازگشته و به فکر اوضاع سیاسی و اقتصادی خود باشند؛ زیرا نجات دهنده و منجی انسانیت به تمام معنا ظهور کرده است. و اگر فرض شود که در آخرالزمان منجی جدیدی ظهور کند بیش از این نیست که او مردی بزرگوار از جمله بزرگان بسیاری است که مدرسه شریف پیامبر او را تربیت کرده است، و گمان نمیکنم که او بزرگترین آنان باشد. لذا انتظار این منجی به این صورت که در کتاب نویسندگان و مقالات منتظرین دیده میشود به نظر من با این تصوری که ذکر کردم سازگاری ندارد. و ای کاش میدانستم که آیا باید مسلمانان هزار سال و چه بسا دو هزار سال باید به انتظار بنشینند تا آن منجی این عدل را در مدت هفت یا نه سال پیاده کند؟ سپس چه میشود؟ دیگر بعد از آن خیری نیست؟ امّتی که برای هفت سال یا حتی هفتاد سال این همه سرمایه گذاری میکند تا عدل و رحمت در آن تحقق یابد امتی نیست که به دین خود عالم بوده و به سنّتهای الهی که قوام دولتها و تمدنها به آن وابسته است عالم باشد. باید به جای اینکه 750 کتاب درباره مهدی منتظر
1) 1. المهدی المنتظر، محمود الحمش، ص 215.
نوشته میشود از این سنّتها بحث کرده و سپس آنها را به قانون تبدیل نمود تا با آنها عدّهای را تربیت کرد و این افراد در صدد تربیت دستههایی از مردم باشند نه اینکه برای چنین سال سرمایهگذاری نمود.»
فهم آینده، یعنی به دست آوردن تصویری از وضعیّت هایی که در آینده تحقق پیدا میکنند از آن جا که این وضعیّتها بستر عمل فرد هستند بنابراین، تصویر مزبور در عمل امروز ما دخالت دارد. هر عملی که مرتکب میشویم در مرحلهای به تصویری که از آینده داریم ربط پیدا میکند، و از آن فراتر بدون تصویری از آینده، اعمال ما صورت نمیگیرد. «جیمز دی تور» معتقد است:
«یکی از مأموریتهای آینده پژوهی این است که به مردم کمک کند تصویرهای خویش را از آینده محک زده و شفاف نماید تا کیفیت تصمیم هایی که برای آینده میگیرند بهبود یابد. دیگر آنکه آینده پژوهی در صدد کمک به مردم است تا تصویرها و اقدامهای خود را از حدّ کوششهای فقط منفعلانه فراتر برده و بکوشند تا آینده را پیش بینی کرده و سپس بر پایه پیش بینیهای درستتر طرحهای عملی خود را اجرا کرده و به پیش ببرند. این فقط گام اوّل آیندهنگری است. گام بعدی ایجاد تصویرهای مثبت از آینده و اقدام به طرح ریزی و تصمیمگیری بر اساس آن تصویرهای مثبت است...»(1)
پاسخ ما این است: بحث و بررسی از آینده درخشانی که در انتظار بشر است نه تنها بیفایده نیست بلکه آثار و فواید بسیاری بر آن مترتّب است که به برخی از آنها اشاره میکنیم.
1) 2. جیمز دی تور، آینده پژوهی، رهیافت، شماره 20، ص 105.
مرحوم شهید مطهری میفرماید: «آرمان قیام و انقلاب مهدیعلیه السلام یک فلسفه بزرگ اجتماعی اسلامی است. این آرمان بزرگ گذشته از این که الهام بخش ایده و راهگشای به سوی آینده است، آیینه بسیار مناسبی است برای شناخت آرمانهای اسلامی...».(1)
امروزه در تمام جوامع بشری و کشورهای جهان مراکز تحقیقاتی و پژوهشی در خصوص مسائل استراتژیک تأسیس شده تا با ترسیم آینده، منافع خود را بر اساس آن استوار کنند و با پیشرفت روز افزون جایگاهی عظیم در میان جوامع داشته باشند. اسلام، خصوصاً مکتب تشیع خط مشی خاصّی را برای آینده بشر ترسیم کرده که اگر مسلمانان، بلکه تمام مردم عالم بر اساس آن حرکت کرده و در راه رسیدن به آن هدف بکوشند، به سعادت و کمال و نجات از ظلم و بیعدالتی خواهند رسید.
بحث از مهدویّت در حقیقت بحث از آینده درخشانی است که اسلام برای جامعه بشریت ترسیم کرده است.
همو نیز میفرماید: «این نوید، ارکان و عناصر مختلفی دارد که برخی فلسفی و جهانی است و جزئی از جهان بینی اسلامی است، برخی فرهنگی
1) 3. قیام و انقلاب مهدیعلیه السلام از دیدگاه فلسفه تاریخ، ص 57.
و تربیتی است، برخی سیاسی است، برخی اقتصادی است، برخی اجتماعی است، برخی انسانی، یا انسانی طبیعی است.»(1)
ادیان الهی و بخصوص اسلام، با ظهور خود از1400 سال پیش، آرمانهایی را برای رسیدن بشر به سعادت و رفاه و رهایی از ظلم و بیعدالتی در سطح تئوری ترسیم کرده و انبیای الهی، به ویژه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و اوصیای او در صدد پیاده کردن این تئوری در سطح جامعه بودهاند، اما در حدّی محدود، زیرا بشر اگر چه قابلیت رسیدن به کمال و سعادت و فضایل عالی اخلاقی را دارد، ولی هنوز این قابلیت به فعلیّت تامّه نرسیده و تنها در عصر ظهور است که بشر میتواند در سایه رهبری الهی پیاده کننده دکترین مهدویّت و پیروزی حق و عدالت بر ظلم و ستم باشد. در آن عصر و زمان است که آرمانهای اسلامی عملاً پیاده میشود و کشتی پرتلاطم بشر به ساحل امن و امان لنگر میاندازد. از همین رو انبیای الهی و در رأس آنها پیامبر گرامی اسلامصلی الله علیه وآله و اوصیایشان طرّاح و تئوریسین مدینه فاضله و نسخه سعادت بخش جامعه بوده و در حدود خود با قابلیتهایی که بشر در طول تاریخ از خود نشان داده در صدد اجرای آن بودهاند، اما تنها عصر و زمانی که این طرح به طور کامل اجرا خواهد شد عصر ظهور است، لذا میبینیم که پیامبرصلی الله علیه وآله و امامان شیعه کیفیت امامت و حکومت حضرت مهدیعلیه السلام در عصر ظهور و موقعیّت مردم در عصر آن حضرت را به خوبی ترسیم میکنند تا با برنامه ریزی و زمینه سازی در راستای اهداف آن آرمانها، بشر هر چه زودتر به مقصد نهایی نائل گردد. پس
1) 4. همان.
در نتیجه بحث از آرمانهای قیام وانقلاب حضرت مهدیعلیه السلام بیفایده نبوده، بلکه الهام بخش و راهگشای آینده است.
این نوید همان گونه که مرحوم شهید مطهری میفرماید - ارکان و عناصر مختلفی دارد، از قبیل:
الف) فلسفی و جهانی، که جزئی از جهان بینی اسلامی است، زیرا یکی از آرمانهای بزرگ انقلاب حضرت مهدیعلیه السلام رسیدن به عبادت به مفهوم عام یا عدالت به معنای وسیع آن است که در بحثی مستقل به طور مفصّل به آن اشاره کردهایم.
ب) فرهنگی تربیتی، که برای بشر امروز میتواند الگوی خوبی در راه رسیدن به آنها باشد.
ج) سیاسی، که با کاربردی کردن آن عناصر در مسائل سیاسی و حکومتی امروز، میتواند حکومتها را زمینه ساز حکومت حضرت مهدیعلیه السلام قرار دهد.
د) اقتصادی، که با پیاده کردن آن در حدّ امکان میتوان زمینه را برای رسیدن به رفاه کامل فراهم ساخت.
ه )اجتماعی، که بشر با در نظر گرفتن و در مقابل خود قرار دادن و در نتیجه کاربردی کردن آن عناصر میتواند به مدینه فاضله مهدوی علیه السلام نزدیک شود.
از همین رواست که خداوند متعال در قرآن کریم در مواضع متعدد اشاره به پیاده شدن آرمانهای اسلامی در عصر ظهور دارد و میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ
الْمُشْرِکُونَ»؛(1)«او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند».
امید و آرزو از ویژگیهای انسان است که در زمره فطریات بشر قرار دارد، زیرا هر دو نگاهی به آینده دارند و هنوز ثابت نشده که در میان جانداران، جانداری آینده نگر باشد. هم چنین دانسته نشده جانورانی که لانه میسازند و یا خوراک میاندوزند، این کار را از روی دانش و بینش انجام دهند، یا آن که خودشان بدانند چه میکنند. از این روی میتوان گفت لانه سازی و خوراک اندوزی جانوران از روی غریزه است، پس امید و آرزو و آیندهنگری از ویژگیهای انسان است و بس.
امید و آرزو هر دو نمایانگر خواستههای بشر بوده و هر دو پیک سعادت و نوید خوشبختی اویند.
تفاوت امید و آرزو در این است که امید همراه عقل بشر است و خواستهاش خردمندانه و امکانپذیر بوده و به محال تعلّق نمیپذیرد، اما آرزو چنین نیست و گاهی با عقل هماهنگ و زمانی ناهماهنگ است و به محالها تعلّق میگیرد و تقاضای هست شدنِ نشدنیها را دارد.
آرزومند مینشیند و انتظار رسیدن به آرزویش را دارد و هرگز گامی به سوی مقصد بر نمیدارد، ولی امیدوار چنین نیست؛ در پی امیدش میرود و هر
1) 5. سوره توبه، آیه 31.
گامی که بر میدارد به امیدی میرسد، چون امید اصلی به وجود آورنده امیدهای فرعی است و هر یک از اینها که محقّق شود پایهای میگیرد تا به سوی امید بالاتر گامی بردارد. هنگامی که امید بیشتر و نیرومندتر شد، هدف و آرمان میگردد و آرمان عقلایی و امید خردمندانه هر دو با یکدیگر همگام و همراه خواهند شد.
ضرورت امید آن چنان روشن است که دلیلی نمیطلبد و بدون امید لازم نیست برای چیزی تلاش و تکاپو نمود؛ تا جایی که نباید برای سطرهای بعدی کوشید و چیزی نوشت.
رسول خدا میفرماید: «اگر امید نبود، مادری فرزند خود را شیر نمیداد و کسی درختی نمیکاشت.»(1)
ولی این امر حیاتی میتواند صورتی شرّ به خود بگیرد؛ این همان شکلی است که ما شرّ را تحمّل میکنیم، به این امید که خود از بین برود و میگوییم، امیدوارم فردا بهتر شود. آه میکشیم و به جای آن که اقدامی برای خلاص شدن از آن انجام دهیم دست روی دست میگذاریم و به امید فردا مینشینیم.(2)
در اندیشه دینی، امید فعّال ستوده شده و امید منفعل و بیتلاش هرگز مطلوب نیست. امام علیعلیه السلام امیدواری منفی را چنین به تصویر کشیده است:
«لاتکن ممن یرجوا الآخرة بغیر العمل، و یُرَجّی التوبة بطول الأمل.
یقول فی الدنیا بقول الزهدین، و یعمل فیها بعمل الراغبین و إن أُعطِی منها لم یشبع، و إن مُنِعَ منها لم یقنع. یَعْجِزُ عن شکر ما أوتی، و یبتغی الزیادة فیما بقی. ینهی و لاینتهی، و یأمر بما لایأتی. یحبّ الصالحین و لایعمل عَملهم، و یُبْغِض المذنبین و هو أحدهم. یکره الموت لکثرة ذنوبه، و یقیم علی ما یکره الموت من أجله. إن سقم ظلّ نادماً و إن صحّ أَمِنَ لاهیاً، یُعجِبُ بنفسه إذا عُوفی، و یقنط اذا ابتُلی. إن أصابه بلاء دعا مضطرّاً، و إن ناله رخاء اعترض مغترّاً. تغلبه نفسه علی ما تظنّ، و ما لایغلبها علی ما یستیقن. یخاف علی غیره بأدنی من ذنبه، و یرجو لنفسه بأکثر من عمله. إن استغنی بَطِرَ و فُتِن، و إن افتقرقنط و وهن. یُقَصِّرُ إذا عمل، و یبالغ إذا سأل. ان عَرَضَتْ له شهوة أسلف المعصیة و سوّف التوبة. إن عَرَتهُ محنة انفرج عن شرائط المِلّة یصف العبرة و لایعتبر، و یبالغ فی الموعظة و لا یتّعظ فهو بالقول مدلّ، و من العمل مقّل. ینافس فیما یفتی، و یسامح فیما یبقی...»؛(1)از کسانی مباش که بدون عمل امید سعادتِ آخرت را دارند و توبه را با آرزوهای دور و دراز تأخیر میاندازند. درباره دنیا همچون زاهدان سخن میگویند، ولی همچون دنیا پرستان عمل میکنند. هر گاه چیزی از دنیا به او برسد سیر نشود و اگر نرسد قناعت کند. از شکر آنچه به او داده شده عاجز است، ولی باز هم فزونی میطلبد. دیگران را از کار بد نهی میکند، امّا خودش از کار بد باز نمیایستد. دیگران را به چیزی امر میکند که خودش انجام نمیدهد. نیکان را دوست میدارد، امّا عمل آنها را انجام نمیدهد. گنهکاران را دشمن میدارد، امّا خودش یکی از آنهاست.
1) 8. نهج البلاغه، کلمات قصار، رقم 150.
به خاطر زیادی گناهانش از مرگ بیزار است، امّا بر همان گناهان پایدار است. اگر بیمار شود پشیمان میگردد و اگر تندرست گردد احساس امنیت میکند و به لهو میپردازد. به هنگام سلامت مغرور است و به هنگام گرفتاری نا امید. اگر بلایی به او رسد خدا را به زاری میخواند و اگر به آسایش رسد همچون مغروران از خدا روی برمیگرداند نفس او با گمان بر او غلبه میکند، امّا در موضوعات یقینی مغلوب نفس میشود. برای دیگران به کمترین گناهی میترسد، ولی برای خودش بیش از آنچه عمل کرده امیدوار است.
اگر بینیاز شود مغرور و مفتون میگردد و اگر فقیر شود ناامید و سست میگردد. در عمل کوتاهی میکند و در خواهش و خواستن مبالغه. هر گاه شهوتی بر او عارض شود گناه را جلو میاندازد و توبه را تأخیر و اگر محنتی به او رسد صبر و شکیبایی را به کلّی از دست میدهد. عبرت آموختن را توصیف میکند، ولی خود عبرت نمیگیرد. سخن بسیار میگوید، اما عمل نمیکند. در گفتن، بسیار گفتار و در عمل اندک کردار در آنچه ناماندنی است خود را بر دیگری پیش دارد و آنچه را ماندنی است آسان شمارد...».
خداوند متعال میفرماید: «لَیْسَ بِأَمانِیِّکُمْ وَلا أَمانِیِّ أَهْلِ الْکِتابِ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً یُجْزَ بِهِ وَلا یَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیّاً وَلا نَصِیراً* وَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلا یُظْلَمُونَ نَقِیراً»؛(1)«کار، نه با آرزوی شما و نه آرزوی اهل کتاب است، هر کس کار بد کند کیفر آن را خواهد دید و به جز خدا کسی را یار و یاور خود نخواهد یافت. هر
1) 9. سوره نساء، آیات 123 - 124.
کس از زن و مرد کارهای شایسته انجام دهد در حالی که ایمان داشته باشد وارد بهشت شده و به اندازه پوست سبک هسته خرما به آنان ستم نخواهد شد».
فردِ بشر امیدی دارد و اجتماع بشر امیدی. امید فرد ویژه خود اوست و امید اجتماع برای افرادی است که در آن اجتماع شرکت دارند. گاه امید فرد برای اجتماع است و فردی در راه آرمان اجتماع میکوشد. این گونه افراد خدمتگزار بشرند.
امید اجتماعی وقتی شدّت یافت هدف اجتماعی و آرمان بشری خواهد شد و همان طور که امید فرد خود به خود انجام شدنی نیست و برای رسیدن به آن باید در پی آن روان شد، امید اجتماعی نیز چنین است؛ باید کوشید، رنج برد و مقاومت کرد تا بدان رسید. از این جاست که عظمت مقام انبیا و اولیا شناخته میشود، زیرا این بزرگواران میکوشند که اجتماع بشری را به سوی آسایش و نیکبختی و سعادت رهنمون کنند.
در طول تاریخ انقلابهای گوناگونی، از قبیل: فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و... صورت گرفته است، ولی اکثر این انقلابها یا در شروع موفّق نبوده یا این که در بین راه با مشکلات فراوانی مواجه شده و با دشمنان خود نتوانسته است دوام بیاورد و قبل از رسیدن به اهداف و آرمانهای خود شکست خورده است. انقلاب کردن آسان است و انسانها هنگام انقلاب با شور و شوق و انرژی فراوانی که دارند میتوانند با دشمنانشان بجنگند و آنها را از حدّ و مرز خود بیرون کنند، اما این شور و هیجان همیشگی نبوده و در صورت مواجهه با
مشکلاتی که دشمنان قسم خورده آن ملت فراهم کرده، دوام نمیآورند و در نتیجه در مقابل آنها تسلیم میشوند.
اسلام که در مکتب تشیع تبلور یافته برای پرکردن این خلأ در جامعه خود طرح جدیدی را پیش رویِ پیروان خود قرار داده که با عمل کردن والتزام به آن هیچ گاه طعم تلخ شکست و ناکامی را نخواهند چشید.
تشیع دو عامل و سوژه مهمّی برای پیروزی جامعه خود دارد که نه تنها توانسته با وجود دشمنان بسیار، خود را از گزند آنان حفظ نماید بلکه روز به روز پیشرفت کرده و حتی جوامع دیگر اسلامی را نیز از خواب غفلت بیدار نموده است. این دو عامل عبارتند از فرهنگ عاشورا، و انتظار سبز:
قیام حسینی و فرهنگ عاشورا جرقه خوبی برای بیداری ملتها و انقلاب و ستیز آنها در برابر ظالمان است، زیرا با ملاحظه شعارهای حسینیعلیه السلام که با حماسه و عاطفه همراه است، مانند: «هیهات منّا الذلّة» و «مثلی لا یبایع مثله»، «إنّی أُرید أن آمر بالمعروف وأنهی عن المنکر» و غیره، بشر را نیرو بخشیده و در برابر ظالمان به حقوق دیگران و تحریف کنندگان اسلام ناب قیام خواهند کرد. ما الآن نمونه آن را در انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق و حتی در کشورهای اسلامی و غیراسلامی میبینیم.
گاندی رهبر نهضت هند بر ضدّ استعمار انگلستان، مردم هندوستان را با اقتدا به قیام ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام از یوغ اسارت استعمارگران نجات داد.
ماربین، محقق آلمانی میگوید: «از جمله مسائل اجتماعی بسیار مهمّی که موجب
امیدواری و رستگاری شیعه است، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است».(1)
پتروشفسکی، تاریخ دان و ایران شناس علوم شوروی سابق در این زمینه مینویسد: «چشم به راه مهدی بودن در عقاید مردمی که نهضتهای قرن سیزدهم را در ایران به پا داشتند مقام بلندی داشته است، ولی در قرن چهاردهم میلادی این عقیده راسختر و مشهودتر گشت».(2)
کنفرانس تل آویو
در دسامبر 1984 (1365 ه .ش) در دانشکده تاریخ دانشگاه تل آویو با همکاری مؤسسه مطالعاتی شیلوهه - که یک مؤسسه مطالعاتی غیر انتفاعی و مرتبط با صهیونیسم است - کنفرانسی با حضور سیصد شیعهشناس درجه یک جهان برگزار شد و در آن ظرف مدت سه روز سی مقاله ارائه شد و به قول مارتین کرامر، یکی از شیعه شناسان جهان که دبیر این کنفرانس بود، هدف اصلی از برپایی این کنفرانس، شناخت مفاهیم محوری در تمدن شیعه اثناعشری و بعد بالطبع شناسایی انقلاب اسلامی سال 57 در کشور ایران بود. شیعه شناسان برجستهای در این کنفرانس شرکت داشتند، امثال: دانیل برومبرگ، ماروین زونیس، مایکل ام جی فیشر، برنارد لوییس و خود مارتین کرامر و دیگر شیعه شناسان و شرق شناسان.
مقالاتی که در این کنفرانس ارائه شد صد در صد تفصیلی، تحقیقی و مبتنی بر پیچیدهترین متن تحقیق و عمیقترین روشها در بررسی دین و مکتب و تمدن بود. در سخنرانی مقدماتی این کنفرانس - که آقای «مارتین
کرامر» ارائه کرد - هدف اصلی شناسایی مفاهیم محوری در تمدن شیعه به دلیل شناخت انقلاب اسلامی ذکر شد. در این کنفرانس بعد از تحلیل بسیار، دو مفهوم محوری بحث و بررسی و شناسایی شد. از دید این شیعه شناسان، مفهوم محوری اوّل: آن نگاه سرخی است که شیعیان به صحرای کربلا دارند و قدر مسلّم، خون شیعه در قیامهای متعدّد، مستقیماً مشروب شده از صحرای کربلا در سال 61 هجری است.
در این کنفرانس مسائلی درباره امام حسینعلیه السلام ذکر شد که از آن جمله مقالهای است با عنوان «تشیّع به روایت امام خمینی». نویسندگان این مقاله دو نفر به نامهای: «مرو بن زونیس و دانیل برومبرک» بودند. در بخشی از این دو مقاله آمده است: تأکید بر شهادت در عقیده امام خمینی، نشان میدهد که شهادت نقش مهم و ویژهای در تشیّع ایفا میکند. تفکّر سنی به هیچ وجه با مفهوم شهادت بیگانه نیست، امّا این مفهوم در این تفکّر دارای مقام محوری نیست، زیرا اسلام سنّی از یک شخصیت مذهبی، مانند امام حسینعلیه السلام که در راه عقیده خود فدا شده باشد الهام نمیگیرد. امّا در تشیع اثناعشری موضوع شهادت امام حسینعلیه السلام و تا حدّی شهادت سایر ائمهعلیهم السلام محوری است. امام حسینعلیه السلام با قربانی کردن جان خود در راه اسلام، تکلیف نسلهای بعدی شیعیان را مشخص کرده است. همه ساله در ماه محرّم و در روز عاشورا؛ یعنی سالروز شهادت امام حسینعلیه السلام با برگزاری مراسم پرشور و شرح وقایع جان گداز کربلا خاطره شهادت او گرامی داشته میشود. این موضوع به آیینهای تشیع مضمونی فوق العاده و احساسی میبخشد.
در میزگرد دیگری که افرادی چون: میشل فوکو، کلر بریر، پیربلانشه - که دو نفر از روزنامهنگاران برجسته فرانسوی بودند - حضور داشتند درباره قیام امام حسینعلیه السلام و نقش آن در تمدن شیعی مطالبی بسیار ظریف بیان شد؛ از آن جمله کلر بریر گفت: «در ایران تظاهرات، به معنای واقعی آن است و بهتر است از واژه شاهد استفاده کنیم. در ایران مردم از حسین حرف میزنند، باری این حسین کیست؟...».(1)
دومین محور نگاه سبزی است که شیعیان اثناعشری به آن توجه دارند؛ یعنی امام زمان، حضرت مهدی موعودعلیه السلام، امامی زنده و ناظر به اعمال و رفتار شیعیان، کمک کار و حافظ آنان در سطح کلّ.
میدانیم که هر قیام و نهضت ضد استبدادی و استکباری هر قدر در اصول و مبانی خود راسختر باشد دشمنانش بیشتر و دشمنی آنان شدیدتر خواهد بود، لذا چه بسا به جهت سست شدن در عقیده به زانو در آمده و از مواضع اصولی عقب نشینی کنند. امّا در جامعه شیعی این مشکل حلّ شدنی است، زیرا جامعه شیعی با آن تمدن و نگاه سبزشان امیدوار به ظهورند و این اعتقاد از جهت روانشناسی اثر عمیقی در روحیه شیعیان میگذارد.
در کشور فلسطین، بزرگترین عامل انتفاضه و تحرک علیه اسرائیل غاصب؛ بهرهگیری از فرهنگ عاشورا و الگوپذیری از قیام حضرت اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام است.
1) 12. حسن بُلخاری، تهاجم یا تفاوت فرهنگی.
یکی از مبارزان فلسطینی به نام محمّد شحّاده که مدّتی در زندانهای اسرائیل به سر برده و الآن یکی از رهبران انتفاضه است، بعد از تحقیقات فراوان در مورد مکتب تشیع به حقّانیت آن اعتراف نموده است. او در مصاحبهای به انگیزه استبصار خود و علل و عوامل پیروزی ملت فلسطین در مقابل استکبار و اسرائیل جنایتکار اشاره کرده میگوید: «أدعو أحرار العالم إلی الاقتداء بإمام الأحرار الحسینعلیه السلام؛ من آزاد مردان جهان را به اقتدا به پیشوای آزاد مردان حسینعلیه السلام دعوت میکنم».
همو در جایی دیگر میگوید: «فانّنی کنت أتعاطف کثیراً مع مظلومیّة آل البیتعلیهم السلام، و کان ثمة إحساس یعترینی بأنّ علیّ بن أبی طالبعلیه السلام مظلوم حقّاً. و هذا الاحساس بالمظلومیّة بدأ یتجذر و یزداد عمقاً کلّما اشتدّ علی ظلم الاحتلال»؛ «به راستی که من در بسیاری از مواقع عاطفهام به جهت مظلومیّت اهل بیتعلیهم السلام برانگیخته میشود. هم چنین در خود احساسی میبینم که در من عارض شده به این که علی بن ابیطالبعلیه السلام حقّاً مظلوم بوده است و این احساس در وجودم روز به روز ریشهدارتر و عمیقتر میشود، هر مقدار که ظلم اشغالگری بر ملّت فلسطین بیشتر میشود...».
همو در جای دیگر میگوید: «للإمام قائم آل بیت النبوةعلیهم السلام برکات تحرّکنا و تعطینا الفعّالیة الدائمة باتّجاه النصر و التحضیر لفرحه القریب إن شاء اللَّه، وأهتف بحضرته مناجیاً و راجیاً: یا مهدی أدرکنا الآن»؛ «از جانب قائم اهل بیت نبوت: به ملت فلسطین برکاتی میرسد که - انشاء اللَّه تعالی - ما را تحرّکی بخشیده و نیز انگیزهای برای فعالیّت دائمی برای رسیدن به پیروزی
و امید برای آن در ما ایجاد خواهد نمود. من هر روز با او ارتباط برقرار کرده با او مناجات و نجوا میکنم و به او عرضه میدارم: ای مهدی! در این موقعیّت حساس ما را در یاب».
وی در جای دیگر از مصاحبه خود میگوید: «سأعمل نشر المذهب الإمامی فی فلسطین، و أدعواللَّه یساعدنی»؛ «به زودی برای نشر مذهب امامیه در فلسطین سعی خواهم کرد و از خداوند میخواهم که مرا در این راه مساعدت و یاری نماید.»
و نیز میگوید: «انّنی فی مختلف المهرجانات الخطابیة الّتی تقام فی فلسطین، و التی اخطب فیها للآلاف من الناس أرکّز کلماتی علی شخصیّات و مواقف و سیرة أهل بیت النبوی علیهم السلام، و هذا یسهم کثیراً فی تغییر الصورة السائدة فی المجتمع تجاههم صلوات اللَّه علیهم حتّی یعرفوا قدرهم، و یقتدوا بهم، فیتحقّق النصر بإذن اللَّه...»؛ «من در جشنهای خطابی و جلساتی که برای سخنرانی در فلسطین تشکیل میشود، در حالی که در آن جلسات هزاران نفر وجود دارند، محور اساسی سخنانم را در معرفی شخصیتها و بیان موقفها و سیره اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله قرار میدهم و این به نوبه خود سهم به سزایی در تحوّل ملت فلسطین و توجه آنها به اهل بیتعلیهم السلام داشته است؛ تا این که آنها را شناخته و با پیروی از آنان به اذن خداوند به نصرت و یاری برسند.»
همو در قسمتی دیگر از مصاحبهاش میفرماید: «سأعمل - اِن شاء اللَّه - علی نشر مذهب أهل البیتعلیهم السلام أنا و جمع من إخوانی المؤمنین راجیاً من اللَّه العلیّ القدیر أن ینشر هذا المذهب لیمهّد الطریق أمام قدوم مهدی آل محمد عجّل اللَّه فرجه الشریف»؛(1)«به زودی - إن شاء اللَّه - من و جمعیتی از برادران مؤمن در نشر مذهب اهل بیتعلیهم السلام خواهیم کوشید با امید از خداوند علیّ قدیر که این مذهب را منتشر کرده تا زمینه را برای قدوم و تشریف فرمایی حضرت مهدی آل
1) 13. المتحوّلون، مصاحبه با محمّد شحاده از رهبران مبارزان فلسطینی.
محمّد - عجّل اللَّه فرجه الشریف - فراهم نماید.»
همانگونه که گفته شد عامل دیگر در پیروزی تشیع و جامعه شیعی فرهنگ انتظار و اعتقاد به امام زمان حیّ و زنده است که شیعه او را حاضر و ناظر بر اعمالش میداند و در مواقع اضطرار به فریاد آنها خواهد رسید. همه ادیان و مکاتب و مذاهب اسلامی معتقد به آمدن منجی در آخر الزماناند، ولی تنها مکتبی که منجی را حیّ و حاضر در میان خود میداند «تشیّع» است. از همین رو نظریه نجات، مسئلهای زنده در جامعه شیعی است، بر خلاف سایر مذاهب اسلامی و ادیان و مکتبهای دیگر.
بیشتر انقلابها و نهضتها در ابتدا شروع خوبی داشتهاند، ولی از آن جهت که ماهیّت انقلابشان ظلم ستیزی و مبارزه فرهنگی یا سیاسی با استکبار بوده دشمنان در طول مدت بعد از پیروزی به مبارزه جدّی همه جانبه با آن نهضت پرداختهاند، لذا پس از مدّتی روحیّه یأس و ناامیدی در آنها حاکم شده و صحنه را خالی کردهاند و انقلاب به بوته فراموشی سپرده شده و تنها در صفحات تاریخ ثبت شده است. اما نهضت شیعی این خلأ و مشکل را چارهجویی کرده است، به این صورت که شیعه به امامی حیّ و حاضر معتقد
است و با امید به ظهور و قیام او به سر میبرد؛ لحظه شماری میکند و با این روحیه امید تا به حال توانسته است خود را زنده و شاداب نگه دارد و در مقابل تبلیغات دشمنان و مبارزه آنها استقامت کرده و دوام آورد.
از همین رو غرب در برنامه ریزیهای خود برای مبارزه با اسلام راستین به سراغ مسائل زیربنایی رفته و آنها را مورد هدف خود قرار داده است باب نمونه برنامههای ویدئویی که شرکتهای مختلف غربی بر ضد بنیادهای اصیل اسلامی تهیّه میکنند، میبینیم که از همه بیشتر مسئله مهدویت در اعتقاد شیعی را زیر سؤال برده و برضدّ آن برنامه ریزی کرده و فیلم میسازند.
در روایات اسلامی نه تنها اشارهای به زمان دقیق ظهور منجی بشریت نشده بلکه تعیین کننده وقت آن نیز تکذیب شده است، لذا در روایتی آمده است: «کذب الوقّاتون»؛ «وقت تعیین کنندگان دروغ میگویند». یکی از اسرار آن، شاید این باشد که بشر همیشه برای عصر ظهور آماده باشد؛ زیرا امکان دارد هر لحظه حضرتش ظهور کند و او را در تشکیل و پیاده کردن حکومت عدل جهانی و توحیدی شرکت دهد. از آن جا که وقت تشکیل این حکومت مشخّص نیست و هر لحظه میتواند زمان ظهور باشد، لذا وظیفه ماست که نظری به مباحث مهدویّت و ظهور کرده و خصوصیّات عصر ظهور و وظایف در آن عصر را بدانیم....
عصر ظهور و بر پایی حکومت عدل توحیدی جهانی و بر چیده شدن ظلم و بیعدالتی نه تنها خواسته انبیا و اوصیای الهی در طول تاریخ بشر بوده بلکه خواسته فطری بشر است.
از طرفی دیگر، رسیدن به این حکومت و عصر شرایطی دارد که بعضی از آنها به دست خود بشر حاصل میگردد که از آن جمله رسیدن بشر به تکامل همه جانبه است، لذا بر ماست که آرمانهای اصیل اسلامی را در عصر ظهور بدانیم تا بتوانیم هر چه بهتر در نزدیک شدن آن سهیم بوده و زمینهساز ظهور آن حضرت باشیم.
امام صادقعلیه السلام در حدیثی میفرماید: «لیعدّنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً، فإنّ اللَّه إذا علم ذلک من نیّته رجوت لأن ینسی فی عمره حتّی یدرکه و یکون من أعوانه و انصاره؛(1)باید هر کدام از شما برای خروج قائم آمادگی پیدا کند، اگر چه با تهیه کردن یک تبر باشد، زیرا وقتی خداوند میبیند کسی به نیّت یاری مهدیعلیه السلام اسلحه تهیه کرده، امید است که عمرش را دراز کند، تا ظهورش را درک نماید و از یارانش باشد.»
در روایت دیگری آمده است که راوی به امام باقرعلیه السلام عرض کرد: إنّهم یقولون: إنّ المهدی لوقام لاستقامت له الأمور عفواً، و لایهریق محجة دم، فقال: کلّا، والذی نفسی بیده لو استقامت لأحدٍ عفواً لاستقامت لرسول اللَّهصلی الله علیه وآله حین أدمیت رباعیة و شبّح فی وجهه، کلّا والذی نفسی بیده حتّی
1) 14. بحار الانوار، ج 52، ص 366.
نمسح نحن و أنتم العراق والعلق، ثم مسح بجبهته؛(1)روای میگوید به خدمت امام محمد باقرعلیه السلام عرض کردم: مردم میگویند چون مهدیعلیه السلام قیام کند، کارها خود به خود درست میشود و به اندازه حجامتی خون نمیریزد؟ حضرت فرمود: هرگز چنین نیست به خدای جان آفرین سوگند! اگر قرار بود کار برای کسی خود به خود درست شود برای پیامبرصلی الله علیه وآله درست میشد، هنگامی که دندانش شکست صورتش شکافت. هرگز چنین نیست که کار خود به خود درست شود به خدای جهان آفرین سوگند! کار درست نخواهد شد تا این که ما و شما در عرق و خون غرق شویم؛ آنگاه به پیشانی خود دست کشید».
بحث از مهدویّت در اسلام، از اموری نیست که مربوط به آینده بشر باشد تا اشکال نخست مطرح شود، بلکه بحث از امامت و مهدویت این است که در هر زمانی باید امام معصومی باشد خواه حاضر و مشهور و خواه غایب و پنهان تا حجتها و بیّنات خداوند باطل نگردد؛ از همین رو در روایات اسلامی میخوانیم که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «من مات و لم یعرف إمام زمانه مات میتة جاهلیة؛(2)هر کس بمیرد و پیشوای زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیّت مرده است.»
بحث از امامت و مهدویت، بحث از غیبت و فلسفه آن و آثار و برکات وجود امام در این عصر است. بحث از امامت و مهدویت در این زمان، بحث از
کیفیت و چگونگی ارتباط انسان با امام خود در این عصر است. بحث از امامت و مهدویت، بحث از وظایف و تکالیف شیعه در عصر غیبت است... .
از آنجا که اعتقاد به نجات بشر در آیندهای نه چندان دور از باورهای فطری تمام صاحبان ادیان و مذاهب بلکه کلّ بشر است، لذا این موضوع بستر مناسبی برای گفت و گو است تا از این طریق به زندگی مسالمتآمیز بین انسانها برسیم.
مسئله اعتقاد به نجات بشر از ظلم و بی عدالتی و تبعیض، پیروزی حق و عدالت بر باطل و بیعدالتی و گسترش حکومت الهی کم و بیش مورد اتفاق بین تمام مکتبها و ملتها خصوصاً ادیان الهی است، هر چند در خصوصیات و مصداق آن اختلافاتی وجود دارد. امّا آنچه مورد اتفاق است اعتقاد به اصل قضیه است که بشر روزی روی خوش و سعادت را در پایان تاریخ خود خواهد دید و در مورد اختلاف جزئی نیز میتوان از راههایی به حلّ آنها پرداخت.
مطابق قواعد عمومی، حدّ زمان لازم برای حکومت عدل جهانی توحیدی امام زمانعلیه السلام باید وقت وسیعی باشد که بتواند اهداف عالی خلقت بشر در این دنیا در آن مدّت زمان تحقق یابد. این مطلب را با مقدماتی کوتاه تقریر میکنیم:
الف. هدف از خلقت ایجاد عبودیّت خالص در سطح کلّ جامعه است،
عبودیت در سطح وسیعش به نحو استغراقی نه بدلی. خداوند متعال میفرماید: « وَما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالإِنْسَ إِلّا لِیَعْبُدُونِ »؛(1)«من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند.»
ب. حضرت مهدیعلیه السلام با برپایی حکومت جهانیاش در پیاده نمودن این هدف سهم عظیمی دارد.
ج. پیاده کردن این هدف عظیم احتیاج به زمان کافی دارد، زیرا اصل بر عدم معجزه است.
نتیجه: بقای امام و حکومت او در مدت کافی برای تطبیق هدف عالی خلقت انسان ضروری است، زیرا هدف خلقت بشر بر دو نوع است:
1 - هدف کلّی: برای مجموعه بشر که در نهایت باید به نحو عام استغراقی، تمام بشر به کمال برسند.
2 - هدف مقطعی: که برای بشر در هر برهه زمانی متصوّر است و آن به نحو عام بدلی برای برخی از افراد بشر تحقق یافته است.
مفاد روایات
روایات در این زمینه بر دو دستهاند:
الف. روایاتی که دلالت دارند بر اینکه مدت بقای حکومت حضرت، ده سال یا کمتر است. این قول مشهور بین علما بوده و غالب روایاتش در مصادر اهل سنّت یافت میشود.
1) 17. سوره ذاریات، آیه 56.
ب. برخی روایات دیگر دلالت دارد بر اینکه مدت حکومت حضرت بیش از ده سال است.
روایاتی از نوع اول
1 - ابوداوود به سندش از ابوسعید خدری از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «مهدی از من است... و هفت سال حکومت خواهد کرد».(1)
2 - ترمذی به سند خود از ابوسعید خدری از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «همانا در میان امّتم مهدی است که خروج خواهد کرد و در مدت پنج یا هفت یا نه سال حکومت خواهد نمود».(2)
روایاتی از نوع دوم
1 - قندوزی حنفی از حذیفة بن یمان نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «مهدی مردی از اولاد من است... بیست سال حکومت خواهد نمود».(3)
2 - سیوطی به سندش از امام علیعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «مهدی در مدت سی یا چهل سال متولّی امر مردم خواهد شد».(4)
3 - شیخ طوسی به سندش از جابر از امام باقرعلیه السلام در حدیثی نقل میکند که به حضرت عرض کردم: چه مدت قیام حضرت در جهان طول خواهد کشید؟ حضرت فرمود : «نوزده سال».(5)
4 - و نیز به سندش از ابنابییعفور نقل کرده که امام صادقعلیه السلام فرمود: «حکومت قائم ما نوزده سال و چند ماه خواهد بود».(6)
5 - و نیز از عبدالکریم خثعمی نقل میکند که به امام صادقعلیه السلام عرض کردم: مدت حکومت قائمعلیه السلام چه مقدار است؟ حضرت فرمود: «هفت سال، خداوند روزها و شبها را طولانی خواهد کرد به حدّی که یک سال از سالهای او به مقدار ده سال از سالهای شما است. لذا مدت حکومت آن حضرت هفتاد سال از سالهای شما خواهد بود».(1)
و نیز به سندش از ابیالجارود از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «همانا قائم سیصد و نه سال حکومت خواهد نمود همان گونه که اهل کهف در غارشان درنگ کردند، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آن گونه که پر از ظلم و جور شده باشد».(2)
توجیه روایات
با توجه به روایات موجود درباره مدت حکومت حضرت مهدیعلیه السلام سه قول وجود دارد:
1 - ترجیح روایات هفت سال
این قول شواهد و مؤیداتی نیز دارد:
الف. از شهرت در عمل برخوردار است.
ب. این روایات بنابر قول ابوالحسین آبرّی مستفیض یا متواتر است.(3)
ج. قیام و حکومت حضرت مهدیعلیه السلام در مدت هفت سال فضیلتی برای آن حضرت است.
د. روایات هفت سال به روایتی تقیید میخورد که هر سال از آن هفت سال را برابر ده سال میداند که مجموع آن هفتاد سال میشود، که در نتیجه مدت معقولی برای برپایی حکومت عدل جهانی است.
و نیز ممکن است که روایت فوق را حمل بر مبالغه در طولانی بودن مدت حکومت حضرت نمود، زیرا عدد هفتاد به جهت مبالغه به کار میرود.
2 - حمل روایات به مرحله حیات و حکومت
احتمال دوم آن است که روایات مختلف را بر دو مرحله حمل کنیم:
الف. مرحله حیات امام زمانعلیه السلام بعد از ظهور؛ که کمتر از ده سال است.
ب. مرحله حکومت عدل جهانی توحیدی؛ که بیش از ده سال به طول خواهد انجامید. خصوصاً آنکه با رجعت هر یک از امامان قبل از برپایی قیامت و بعد از ظهور حضرت، حکومت عدل جهانی توحیدی ادامه خواهد یافت.
3 - حمل بر مراحل شدّت و ضعف
ممکن است اختلاف مدت در حکومت حضرت را به مراحل قوت و ضعف حمل نمود.
سفارینی میگوید: «بر فرض صحت تمام روایات میتوان همه را این گونه حمل کرد که حکومت حضرت از حیث ظهور و قوت متفاوت است، مدت بیشتر را حمل بر تمام مدت حکومت از اول زمان بیعت تا آخر حکومت حمل میکنیم. و مدت زمان کمتر را بر حدّ اقلّ ظهور و مدت حدّ وسط را نیز بر حدّ وسط ظهور و قوّت حمل مینماییم».(1)
1) 27. لوائح الانوار، ج 2، ص 79.
خلاصه کلام سفارینی این است که ایشان مراحل حکومت حضرت را بر سه بخش تقسیم میکند:
الف. مرحله ظهور و قوّت که در آن زمان، امور رتق و فتق میشود (حدّ اقل).
ب. مرحله تثبیت و آرامش (حدّ وسط).
ج. مرحله نهایی، و نهایت حکومت حضرت (حدّ اکثر).
بحث از مهدویت از دیدگاه اهل سنت
دکتر محمّد احمد اسماعیل مقدّم در کتاب المهدیّ وفقه أشراط الساعة در جواب اشکالی از بحث مهدویت و این که چه ثمرهای بر آن مترتب میشود، به نکاتی پرداخته که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1 - تصدیق و اعتقاد به این امور علمی خبری که از آن به «جانب نظری دین» تعبیر میکنیم و وحی نیز از آن خبر داده واجب است، زیرا این مسایل اصل دین و خالص اسلام و جوهر توحید است...؛
2 - ایمان به این امور از لوازم شهادت به رسالت پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله است؛
3 - تصدیق این امور از مستلزمات ایمان به روز قیامت است، زیرا از جمله علائم قیامت خروج مهدیعلیه السلام است که قبل از برپایی قیامت تحقق خواهد یافت و همان گونه که اعتقاد به معاد و برپایی قیامت لازم است، اعتقاد به علائم آن نیز لازم میباشد.
4 - تصدیق به خروج مهدیعلیه السلام داخل در ایمان به قَدرِ الهی است، زیرا علم خلق به مقدّرات الهی از دو طریق حاصل میشود: یکی وقوع شیء و دیگری اخبار از جریانهای گذشته یا واقعهای که در آینده اتفاق خواهد افتاد...(1)
1) 28. المهدیعلیه السلام و فقه اشراط الساعة، ص 163 - 166
خداوند متعال در قرآن کریم بر موضوع وحدت و اتحاد گروهها و فرقههای مختلف امت اسلامی تأکید فراوان کرده و میفرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ»؛(1)«به راستی مومنان برادران یکدیگرند».
و نیز میفرماید: «وَلا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِیحُکُمْ»؛(2)«و هرگز راه اختلاف و تنازع که موجب تفرقه در اسلام است نپویید که در اثر تفرقه ترسو و ضعیف شده، قدرت شما نابود خواهد شد».
و نیز میفرماید: «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَلا تَفَرَّقُوا»؛(3)«همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید».
در میان جوامع اسلامی برخی از اعتقادات وجود دارد که میتواند محور خوبی برای وحدت در بین جامعه باشد یکی از آنها مودت و دوستی اهل بیتعلیه السلام و دیگری اعتقاد به مهدی منتظرعلیه السلام است. اعتقاد به منجی را حتی میتوان زمینه و بستر مناسبی برای گفت گو و تقریب بین ادیان دانست؛ زیرا ادیان و مکاتب و ملتها هر یک به نوعی معتقد به ظهور منجی برای عالم بشریت در آخر الزماناند؛ هر چند در کیفیت و چگونگی آن با یکدیگر اختلاف
دارند. ما در این کتاب یکی از محورهای وحدت بین امت اسلامی، یعنی بحث از مهدویت و موارد اتفاقی در آن را بررسی میکنیم امیدواریم که این بحث وسیلهای برای تألیف قلوب مسلمانان باشد.
در زمینه مهدویت مسائل و مواردی بین شیعه و اهل سنت اتفاقی است. ما ضمن اشاره به این موارد، برای هر کدام شاهدی از روایات فریقین یا کلمات علمای هر دو فرقه خواهیم آورد. و از آنجا که روایات در مصادر حدیثی مورد اتفاق و قبول اهل سنت است، لذا به عنوان نظر مذاهب اسلامی از آن یاد میشود.
یکی از موارد اتفاق بین شیعه و سنی در قضیه مهدویت اتفاق بر اصل آن قضیّه است. امت اسلامی - مگر عده قلیلی از غربزدگان و روشنفکرنمایان مثال احمد امین مصری و شاگردانش - بر این مسئله اتفاق دارند که در آخر الزمان شخصی به نام مهدی، از ذریه پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله، از اولاد حضرت زهراعلیها السلام، ظهور کرده، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد و... .
عمده علت تأکید بر این اعتقاد، وجود روایات بسیار و در حد تواتر درباره این قضیه از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و اهل بیت عصمت و طهارت در کتابهای حدیثی مسلمین است. معلوم است هر قضیهای که به حد تواتر برسد از دایره شک
و ظن خارج میشود و انسان را به یقین میرساند. و همان گونه که در علم حدیث و اصول به آن اشاره شده، حدیث متواتر احتیاج به بررسی سندی ندارد؛ زیرا از راه تراکم احتمالات میتواند انسان را به یقین برساند.(1)
سخنان عالمان شیعه
مرحوم علاّمه شهید صدر میفرماید: «ان فکرة المهدی(عج) بوصفه القائد المنتظر لتغییر العالم الی الأفضل قد جاء فی أحادیث الرسول الأعظم عموماً و فی روایات ائمة اهل البیتعلیهم السلام خصوصاً. و أکدت فی نصوص کثیرة بدرجة لایمکن ان یرقی إلیها الشک. و قد أحصی أربعمأة حدیث عن النبیصلی الله علیه وآله من طرق إخواننا اهل السنة، کما أحصی مجموع الأخبار الواردة فی الإمام المهدیعلیه السلام من طرق الشیعة والسنة، فکان أکثر من ستة آلاف روایة. و هذا رقم إحصائی کبیر لایتوفر نظیره فیکثیر من قضایا الاسلام البدیهیة التی لایشک فیها مسلم عادة»؛(2)«به راستی اعتقاد به حضرت مهدیعلیه السلام به عنوان پیشوای منتظر برای تغییر جهان به جهانی بهتر، در احادیث پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله به طور عموم و به ویژه در روایات اهل بیتعلیهم السلام آمد است. در روایات فراوان به حدی بر این مسئله تأکید شده که جای هیچ شکّی برای انسان باقی نمیگذارد. و تنها از طریق برادران اهل سنت، حدود چهارصد روایت از پیامبرصلی الله علیه وآله درباره حضرت مهدیعلیه السلام احصا و شماره شده است؛ همان گونه که مجموعه روایات
مهدویت که از طریق شیعه و سنی رسیده و احصا شده، بیش از شش هزار روایت برآورد شده است؛ و این، رقم بزرگی است که در بسیاری از قضایای اسلامی بدیهی برای آن نظیری نیست؛ قضایایی که معمولاً مسلمانان در آن تردید نمیکنند.»
او میگوید: «انّ البشّارة بظهور (المهدی) من ولد فاطمة فی آخر الزمان لیملأ الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً ثابتة عن النبیصلی الله علیه وآله بالتواتر و سجلها المسلمون جمیعاً فیما رووه من الحدیث عنه علی اختلاف مشاربهم. ولیست هی بالفکرة المستحدثة عند الشیعة، دفع الیها انتشار الظلم و الجور فحملوا بظهور من یطهر الارض من رجس الظلم، کما یرید ان یصورها بعض المغالطین غیر المنصفین. ولولا ثبوت فکرة المهدیعلیه السلام عن النبی علی وجه عرفها جمیع المسلمین و تنبعث فی نفوسهم و اعتقدوها لما کان یتمکّن مدّعو المهدیة فی القرون الاول کالکیسانیة و العباسیین و جملة من العلویین و غیرهم من خدعة الناس و استغلال هذه العقیدة فیهم طلباً للملک والسلطان، فجعلوا ادعائهم المهدیة الکاذبة طریقاً للتأثیر علی العامة، و بثّ نفوذهم علیهم»؛(1)«مسأله بشارت به ظهور مهدیعلیه السلام از اولاد فاطمه زهراعلیها السلام در آخر الزمان و اینکه زمین را پر از عدل و داد میکند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد، از مسائلی است که به طور متواتر از پیامبرصلی الله علیه وآله رسیده است و مسلمانان نیز در کتابهای روایی خود آنها را نقل کردهاند. اعتقاد
1) 34. عقائد الامامیة، ص 77.
به مهدی، عقیده جدید نزد شیعه امامیه نیست که به جهت انتشار ظلم و جور به آن روی آورده و به ظهور کسی که زمین را از پلیدی ظلم پاک کند معتقد شده باشند. عدهای غیرمنصف درصدد ارائه تصویری اینگونه از قضیه مهدویتاند. اگر قضیه مهدویت که از پیامبرصلی الله علیه وآله رسیده است نزد جمیع مسلمین ثابت نبود و در نفوس آنها رسوخ پیدا نکرده بود، هرگز مدعیان مهدویت، همانند کیسانیه و عباسیین و جماعتی از علویین و دیگران، نمیتوانستند در طول قرنها برای رسیدن به ملک و سلطنت، مردم را فریب دهند و با مستمسک قرار دادن این عقیده، ادّعای مهدویت نمایند. اینان توانستند از راه ادّعای دورغین مهدویت راهی برای تأثیر در عموم مردم پیدا کنند و از این طریق نفوذ خود را در میان مردم توسعه دهند».
کلمات علمای اهل سنت
او میگوید: «تواترت الاخبار بأنّ المهدی من هذه الأمة و أن عیسی بن مریم سینزل و یصلی خلفه»؛(1)«اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه مهدی از این امت (اسلام) است و به راستی عیسی بن مریم از آسمان فرود میآید و پشت سر او به نماز میایستد.»
او میگوید: «و هی متواترة بلاشک و شبهة، بل یصدق وصف التواتر
1) 35. فتح الباری، ج 5، ص 362.
علی ما دونها علی جمیع الاصطلاحات المحررة فیالأصول»؛(1)«احادیث مهدی بدون شک و شبهه متواتر است، بلکه عنوان تواتر بر کمتر از مقدار از این احادیث نیز صدق میکند؛ آن هم با تمام اصطلاحاتی که در علم اصول در رابطه با تواتر و خبر متواتر آمده است.»
او میگوید: «والأحادیث التی جاء فیها ذکر ظهور المهدیعلیه السلام کثیرة متواترة»؛(2)«احادیثی که در آن اشاره به ظهور مهدی است بسیار زیاد و به حد تواتر است.»
او میگوید: «اخبار المهدی کثیرة شهیرة أفردها غیر واحد فی التألیف»؛(3)«اخبار مهدی زیاد و مشهور است؛ به حدی که جماعتی درباره این احادیث تألیفات مستقلی دارند.»
او میگوید: «مما یلحق بباب الامامة خروج المهدیعلیه السلام و نزول عیسی و هما من اشراط الساعة و قد وردت فی هذا الباب أخبار صحاح»؛(4)«از جمله اموری که ملحق به باب امامت میشود خروج مهدی و نزول عیسی است، که این دو از علائم قیامت است و در این باره خبرهای صحیحی رسیده است.»
او میگوید: «اتفق العلماء علی أنّ المهدی هو القائم فی آخر الزمان، و قد تعاضدت الأخبار علی ظهوره و تظاهرت الروایات علی اشراق نوره و ستسفر ظلمة اللیالی و الأیام بسفوره و تنجلی برؤیته الظلم انجلاء الصبح عن دیجوره و یسیر عدله فی الآفاق فیکون أضوء من البدر فی مسیره»؛(1)«علما بر این امر اتفاق کردهاند که مهدی همان قیام کننده در آخرالزمان است و اخبار ظهور آن حضرتعلیه السلام یکدیگر را تأیید میکنند و روایات بر اشراق نورش دلالت دارند، و به زودی ظلمت و تاریکی شبها و روزها به روشنایی وجود او منوّر خواهد شد و تاریکیها به رؤیت و دیدار او همانند بیرون آمدن صبح از ظلمت شب از میان خواهد رفت. عدل او در افقها سیر خواهد کرد و پر نورتر از ماه منیر در مسیرش خواهد بود.»
او میگوید: «واعلم أنّ المشهور بین الکافة من أهل الاسلام علی ممرّ الأعصار انّه لابد فی آخرالزمان من ظهور رجل من أهل البیت یویّد الدین و یظهر العدل و یتبعه المسلمون و یستولی علی الممالک الاسلامیة و یسمی بالمهدی»؛(2)«بدان که مشهور بین تمام مسلمانان در طول زمانها این است که به طور حتم در آخرالزمان شخصی از اهلبیتعلیهم السلام ظهور خواهد کرد که دین را تأیید
کرده، عدل را میان جامعه ظاهر میکند و مسلمانان به دنبال او میروند و او بر ممالک اسلامی سلطه پیدا خواهد نمود. و او مهدی نامیده میشود.»
شبیه این عبارت نیز از شیخ منصور علی ناصف رسیده است.(1)
به همین مضمون در کلمات بزرگانی دیگر از علمای اهل سنت نیز مطالبی مییابیم که موارد ذیل از آن جمله است:
9.ابن تیمیه حرانی، منهاج السنة النبویة، ج 4، ص 211.
سید احمد زینی دحلان، الفتوحات الاسلامیه، ج 2، ص 322.
أبوالأعلی مودودی، البینات، ص 116.
أبوطیب قنوجی، الاذاعة، ص 53.
دکتر عبدالعلیم عبدالعظیم بستوی، المهدی المنتظر فی الأحادیث الصحیحة، ص 360.
شیخ عبدالمحسن بن حمد العباد، عقیدة أهل السنة و الأثر فی المهدی المنتظر.
شیخ عبدالعزیز بن باز، مجله جامعة الاسلامیة.
قضیه امام مهدیعلیه السلام از امور غیبی است که از طریق وحی به آن خبر داده شده است. قرآن کریم به صراحت بر این نکته تأکید دارد که یکی از علائم و
1) 42. التاج الجامع للأصول، ج 5، ص 310.
نشانههای پرهیزکاران ایمان به غیب است. خداوند متعال میفرماید: «الم* ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ* الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»؛(1)«الم در آن کتاب شکّی نیست، برای متقین مایه هدایت و رستگاری است. متقین کسانیاند که ایمان به غیب دارند... .»
خروج امام زمانعلیه السلام در آخرالزمان از امور غیبی است که در مصادر اسلامی به آن اشاره صریح و بلیغ شده است. لذا بر ما واجب است که برای وارد شدن در جرگه مؤمنین به آن ایمان آوریم؛ زیرا حد فاصل بین جامعه مؤمنان که به رسالتهای الهی اعتقاد دارند و جوامع مادّی که به این گونه امور اعتقادی ندارند، ایمان به غیب و ماورای طبیعت و شهود است.
به همین دلیل، جماعتی از علمای شیعه و اهل سنت بر لزوم اعتقاد به خروج حضرت مهدیعلیه السلام استدلال نمودهاند که به بعضی از سخنان آنان اشاره میکنیم.
الف) نقل سخنان علمای شیعه
شیخ صدوقرحمه الله بعد از بحث درباره وجوب اعتقاد و ایمان به قیام حضرت حجتعلیه السلام و نقل روایات متعدد در این موضوع و انطباق «ایمان به غیب» که یکی از صفات متقین در سوره بقره شمرده شده، بر یکی از مصادیق بارزش، یعنی ایمان به ظهور حضرت مهدیعلیه السلام، میفرماید: «ولایکون الایمان صحیحاً من مؤمن إلّا من بعد علمه بحال من یومن به، کما قال اللَّهتبارک و تعالی: «إِلاّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ یَعْلَمُونَ».(2)فلم یوجب لهم صحة ما یشهدون به الا من بعد علمهم. ثم کذلک لن ینفع ایمان من آمن بالمهدی
القائمعلیه السلام حتی یکون عارفاً بشانه فی حال غیبته»؛(1)«ایمان از شخص مؤمن به آن حضرتعلیه السلام بدون علم به حال امام زمانعلیه السلام صحیح نخواهد بود، همان گونه که خداوند متعال میفرماید: «الا من شهد بالحق و هم یعلمون؛ مگر کسانی که شهادت به حق دادند در حالی که میدانند. گواهی شهادت دهندگان به حق صحیح واقع نمیشود مگر بعد از این علم. مسئله امام زمانعلیه السلام نیز چنین است؛ زیرا ایمان کسی که به قضیه مهدویت اعتقاد دارد به او نفعی نمیرساند مگر در صورتی که عارف به شأن آن حضرتعلیه السلام در زمان غیبت باشد».
به همین سبب در روایات شیعه و سنی مشاهده میکنیم که منکر خروج مهدیعلیه السلام کافر شمرده شده است. جابر بن عبداللَّه انصاری از پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله نقل میکند که میفرمود: «من أنکر خروج المهدی فقد کفر بما أنزل علی محمد، و من أنکر نزول عیسی فقد کفر و من أنکر خروج الدجال فقد کفر. فإنّ جبرئیلعلیه السلام أخبرنی بأنّ اللَّه عزوجل یقول: «من لم یؤمن بالقدر خیره و شرّه فلیأخذ رباً غیری»؛(2)«کسی که منکر خروج مهدی است، به آنچه بر محمدصلی الله علیه وآله نازل شده کافر گردیده است و کسی که منکر نزول عیسی است کافر است. کسی که منکر خروج دجال است کافر است. به راستی جبرئیل به من خبر داد که خداوند متعال میفرماید: هر کس که ایمان به قدر - چه خیر آن و چه شر آن - نداشته باشد، باید پروردگاری غیر از من را بر گزیند.»
در روایتی از امام صادقعلیه السلام در تفسیر قول خداوند متعال: «الم* ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ* الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» میخوانیم که آن حضرت فرمود: «متقین شیعیان علیعلیه السلام هستند و غیب نیز همان حجت غائب است، یعنی مهدی منتظر.(1)
در روایتی امام صادقعلیه السلام یکی از مصادیق غیب را خروج مهدیعلیه السلام در آخرالزمان ذکر میکند.
ب) نقل عبارات علمای اهل سنت
1 - احمد بن محمد بن صدیق میگوید: «...فالایمان بخروجه واجب و اعتقاد ظهوره تصدیقاً لخبر الرسول محتم لازب کما هو مدون فی عقائد أهل السنة و الجماعة من سائر المذاهب و مقرر فی دفاتر علماء الامة علی اختلاف طبقاتها و المراتب...»؛(2)ایمان به خروج مهدی واجب، و اعتقاد به ظهور او به جهت تصدیق خبر پیامبرصلی الله علیه وآله حتمی و ثابت است، همان گونه که در عقاید اهل سنت و جماعت از جمیع مذاهب اسلامی تدوین شده و نیز در دفاتر علمای امت با اختلاف طبقات و مراتب آنان تقریر گردیده است.»
2 - سفارینی حنبلی میگوید: «فالایمان بخروج المهدی واجب کما هو مقرر عند أهل العلم و مدوّن فی عقائد أهل السنة و الجماعة؛(3)ایمان به
خروج مهدی واجب است، همان گونه که نزد اهل علم تقریر یافته و در عقائد اهل سنت و جماعت تدوین شده است.»
3 - شیخ ناصرالدین البانی میگوید: «إنّ عقیدة خروج المهدی ثابتة متواترة عنهصلی الله علیه وآله یجب الایمان بها؛ لأنّها من امور الغیب و الایمان بها من صفات المتقین کما قال «الم* ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ* الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» وإنّ انکارها لایصدر إلّا من جاهل مکابر. أسأل اللَّه تعالی أن یتوفانا علی الایمان بها و بکل ما صحّ فیالکتاب و السنة»؛(1)«همانا عقیده به خروج مهدی عقیدهای است ثابت و متواتر از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که ایمان به آن واجب است؛ زیرا این عقیده از امور غیب است که ایمان به آن در قرآن کریم از صفات پرهیزکاران شمرده شده است. خداوند میفرماید: «این کتاب، شک در آن نیست (و) راهنمای پرهیزکاران است. آن کسانی که به جهان غیب ایمان آوردند. همانا، انکار این عقیده، جز از فرد جاهل زورگو صادر نمیگردد. از خداوند متعال میطلبم که ما را بر ایمان به این عقیده و به هر امری که به طور صحیح از کتاب و سنت ثابت شده بمیراند.»
4 - استاد عبدالمحسن بن حمد العباد میگوید: «والتصدیق بها داخل فی الإیمان بأنّ محمداً رسول اللَّهصلی الله علیه وآله؛ لأنّ من الایمان به تصدیقه فیما أخبره، و داخل فیالایمان بالغیب الذی امتدح اللَّه المومنین به بقوله: «الم* ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ* الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»»؛(2)«تصدیق
و اعتقاد به قضیه مهدویت، داخل در ایمان به رسالت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است؛ زیرا از آثار ایمان به پیامبرصلی الله علیه وآله تصدیق اوست در اموری که به آنها خبر داده و نیز داخل در ایمان به غیبی است که خداوند متعال مؤمنین را به جهت ایمان به آن مدح کرده است؛ آنجا که میفرماید:«این کتاب، شک در آن نیست (و) راهنمای پرهیزکاران است؛ آنان که به غیب ایمان دارند و...»
یکی دیگر از موارد اتفاق در قضیه مهدویت، اتفاق بر فراگیر بودن دعوت و حکومت جهانی آن حضرتعلیه السلام است. آیات و روایات بسیاری بر این مسئله دلالت دارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف) دولت جهانی در قرآن کریم
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»؛(1)«ما بعد از ذکر [تورات در زبور داوود نوشتیم که یقیناً بندگان نیکوکار من زمین را وارث و متصرف خواهند شد.»
و نیز در آیه دیگر میفرماید: « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اْلأَرْضِ»؛(2)«خداوند به کسانی از شما بندگان که (آنان را به خدا و حجت عصر) ایمان آورند و نیکوکار گردند وعده فرموده است که (در ظهور امام زمان) در زمین خلافت دهد.»
و نیز در جایی دیگر میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَدِینِ
الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»؛(1)«او خدایی است که رسول خود را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان جهان تسلط و برتری دهد.»
ب) دولت جهانی در روایات
1- حاکم نیشابوری به سندش از ابو سعید خدری نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «تملأ الأرض جوراً و ظلماً فیخرج رجل من عترتی یملک الأرض سبعاً أو تسعاً فیملأ الأرض قسطاً و عدلاً»؛(2)«زمین پر از ستم و ظلم میشود، در این هنگام شخصی از عترتم خروج میکند و مدت هفت یا نه روز مالک کل زمین خواهد شد و در این هنگام زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.»
2 - و نیز احمد بن حنبل به سندش از ابو سعید خدری نقل کرده است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «لا تقوم الساعة حتی تملأ الأرض ظلماً وعدواناً. قال: ثم یخرج رجل من عترتی من أهل بیتی یملأها قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً وعدواناً»؛(3)«قیامت بر پا نمیشود تا این که زمین پر از عدل و داد شود. فرمود: آن هنگام مردی از عترتم از اهل بیتم خروج کرده، زمین را پر از عدل و داد میکند همانگونه که پر از ظلم و جور شده است.»
3 - امام باقرعلیه السلام فرمود: «یملک القآئم ثلاثمائة سنة ویزداد تسعاً کما لبث أهل الکهف فی کهفهم؛ یملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً
فیفتح اللَّه له شرق الأرض و غربها. و یقتل الناس حتی لایبقی إلّا دین محمد. ویسیر بسیرة سلیمان بن داود و یدعو الشمس والقمر فیجیبانه و تطوی له الارض و یوحی الیه فیعمل بالوحی بأمراللَّه؛(1)امام قائم 309 سال مالک زمین شده در آن حکومت میکند همان مقدار که اهل کهف در غارشان درنگ کردند. آنگاه زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد؛ آن گونه که پر از ظلم و جور شده است. پس خداوند برای او شرق و غرب عالم را فتح میکند. او مردم را میکشد تا تنها دین محمد(اسلام) بر روی زمین باقی بماند او به سیره سلیمان بن داود عمل میکند، خورشید و ماه را میخواند و آن دو نیز او را اجابت میکنند. زمین برای او به چرخش در میآید و بر او وحی میگردد و او نیز به امر خدا به وحی عمل میکند.»
با ملاحظه روایاتی که از طریق شیعه و سنی به دست ما رسیده است پی میبریم که یکی دیگر از موارد اتفاقی بین این دو فرقه در قضیه مهدویت، اتفاق در این است که مهدی موعود از اهلبیت و ذریه رسول گرامی اسلام است.
اینک به بعضی از روایات این باب اشاره میکنیم:
1 - سعید بن مسیّب میگوید: «کنّا عند أمّ سلمة فتذاکرنا المهدی فقالت:
1) 57. بحار الانوار، ج 52، ص 390، باب 27، حدیث 212؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 584.
سمعت رسول اللَّهصلی الله علیه وآله یقول: المهدی من عترتی من ولد فاطمة»؛(1)«نزد امّ سلمه بودیم که سخن از مهدی به میان آمد. ام سلمه فرمود: از رسول خدا شنیدیم که میفرمود: مهدی از عترتم از اولاد فاطمه است.»
2 - و نیز از ابوسعید خدری روایت شده که رسول خدا فرمود: «لاتقوم الساعة حتی تملأ الأرض ظلماً وعدواناً. قال: ثم یخرج رجل من عترتی أو من أهل بیتی یملأها قسطاً وعدلاً کما ملئت ظلماً و عدواناً»؛(2)«قیامت برپا نمیشود تا این که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. فرمود: سپس مردی از عترتم یا از اهلبیتم قیام میکند و زمین را پر از عدل و داد مینماید، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است».
3 - امام باقرعلیه السلام میفرماید: «المهدی رجل من ولد فاطمة؛(3)مهدی مردی از اولاد فاطمه است.»
4 - ترمذی به سند خود از پیامبر اکرم نقل کرده است: «یلی رجل من أهل بیتی یواطی اسمه اسمی»؛(4)«شخصی از اهلبیتم متولی کل زمین خواهد شد که نام او همنام من است.»
برای امام زمانعلیه السلام القاب و عناوین متعددی در روایات ذکر شده است ولی
یکی از القابی که مورد اتفاق بین شیعه و سنی است، لقب «مهدی» است. اینک به بعضی از روایات اشاره میکنیم:
حاکم نیشابوری به سند خود از ابیسعید خدری نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «المهدی منّا أهل البیت...»؛(1)«مهدی از ما اهلبیت است.»
بخاری به سند خود از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود: «المهدی حق و هو من ولد فاطمة»؛(2)«مهدی حق و او از اولاد فاطمه میباشد.»
مقدسی شافعی به سند خود از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود: «یخرج المهدی، علی رأسه غمامة، فیها ینادی: هذا المهدی خلیفة رسول اللَّه فاتبعوه»؛(3)«مهدی خروج میکند در حالی که بالای سر او ابری است، در میان آن ابر کسی ندا میکند: این مهدی خلیفه خداست؛ او را اطاعت نمایید.»
در بعضی از صفات شخصی آن حضرت نیز بین علمای اسلام اتفاق وجود دارد. از جمله در روایات میخوانیم:
که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «المهدی منّی أجلی الجبهة، أقنی الأنف یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً و یملک سبع سنین»؛(1)«مهدی از من است. پیشانی آشکار، بینی بلند است. زمین را از داد و عدل پر میکند، همان گونه که از ظلم و جور پر شده است و در مدت هفت سال صاحب زمین میشود.»
ابن کثیر در کتاب النهایة در شرح این حدیث میگوید: «أجلی الجبهة از جلی است به معنای کنار رفتن موی جلو سر از پیشانی و «أقنی الأنف» از «قنی» به معنای بلندی بینی است با تیزی طرف آن و منحنی بودن وسطش.... انحنای در وسط بینی به حدی نیست که سیمای آن حضرت را مشوّه جلوه دهد.»
درباره قیام و ظهور امام زمانعلیه السلام در روایات فریقین به علایمی اشاره شده که بعضی از آن علائم مورد اتفاق شیعه و سنی است. اینک به دو نمونه از آنها اشاره میشود:
الف) برپایی دولت اسلامی
از روایات اسلامی استفاده میشود که قبل از قیام حضرت مهدیعلیه السلام حکومتی اسلامی برپا خواهد شد که در واقع زمینهساز قیام حضرت مهدیعلیه السلام است:
1) 65. مستدرک حاکم، ج 4، ص 557. سنن ابی داوود، ج 4، ص 206؛ کشف الغمة، ج 3، ص 227؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 600، غایة المرام، باب 141، حدیث، 47، بحار الانوار، ج 51، ص 90، حدیث 39.
المشرق یوطّئون للمهدی سلطانه»؛(1)«قومی از جانب مشرق زمین خروج میکنند که زمینهساز سلطنت و حکومت مهدی خواهند بود.»
احمد بن حنبل به سند خود از ثوبان نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «اذا رأیتم الرایات السود قد أقبلت من خراسان فأتوها و لو حبوا علی الثلج»؛(2)«هرگاه پرچمهای سیاه را مشاهده نمودید که از جانب خراسان به حرکت در آمدهاند آنها را همراهی کنید ولو با زانوها بر روی برف.»
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «یخرج ناس من المشرق، فیوطئون للمهدی»؛(3)«جماعتی از مشرق قیام کرده، زمینهساز ظهور مهدی خواهند شد.»
و نیز پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «تجیء الرایات السود من قبل المشرق کأنّ قلوبهم زبر الحدید، فمن سمع بهم فلیأتهم فیبایعهم و لو حبوا علی الثلج»؛(4)«پرچمهای سیاه از جانب مشرق خواهد آمد، گویا دلهای آنان پارههای آهن است. پس هر کس که مطلع شود باید نزد آنها بیاید و با آنها بیعت کند؛ ولو با زانو روی برف.»
ب) برپایی دولت مخالف
یکی دیگر از علائم ظهور که مورد اتفاق فریقین است، برپایی دولتی قبل از قیام امام زمانعلیه السلام در بلاد شام است که رهبری آن را فردی از بنیامیّه به نام
1) 66. سنن ابن ماجة، ج 2، حدیث 4088؛ مجمع الزوائد، ج 7، ص 318؛ کنزالعمال، ج 14، حدیث 38657.
2) 67. مسند احمد، ج 5، ص 277؛ مستدرک حاکم، ج 4، ص 502؛ جامع الصغیر، سیوطی، ج1، ص 100، حدیث 468.
3) 68. بحار الانوار، ج 51، ص87، باب 1، حدیث 31، حلیة الابرار، ج 2، ص 709، باب 54، حدیث 87؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 599، باب 32، حدیث 59.
4) 69. عقد الدرر، ص 129، باب 5؛ بحار الانوار، ج 51، ص 84، باب 1.
سفیانی بر عهده دارد. روایات در این باب از طریق شیعه و سنی به حد استفاضه رسیده است و نیز صحاح ششگانه اهل سنت بر این امر تأکید دارند که لشکر سفیانی به طرف مکه حرکت میکند تا نهضت و قیام امام مهدیعلیه السلام را درهم بکوبد؛ زیرا از سیطره حضرت بر شهرهای حجاز مطلع میشود، در بین راه به منطقه بیداء که میرسد، او و لشکرش به زمین فرو خواهند رفت.
مسلم به سند خود از عایشه نقل میکند که رسول خدا فرمود: سیعوذ بهذا البیت - یعنی مکّه - قوم لیست لهم منعة ولا عدة، یبعث إلیهم جیش حتی إذا کانوا ببیداء من الأرض خسف بهم؛(1)به زودی جماعتی به مکه پناه میبرند که برای آنان حفاظ و امکانات نیست و از طرف دیگر لشکری به سوی آنها فرستاده میشود هنگامی که آن لشکر به سرزمین بیداء رسید، به زمین فرو میروند.»
نعمانی به سند خود از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «للقائم خمس علامات: السفیانی...؛(2)برای قائم پنج علامت است: یکی از آنها خروج سفیانی است.»
علی بن محمد سمری توقیعی را از امام زمان نقل کرده که با آن غیبت صغرا به اتمام رسیده است، حضرت در آن توقیع میفرماید: «فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی والصیحة فهو کذّاب مفتر؛(3)پس هر کس قبل از خروج سفیانی و صیحه آسمانی ادّعای مشاهده امام زمان کند، او دروغگو و افترا زننده است.»
روایات اسلامی بر این امر اتفاق دارند که هنگام خروج حضرت مهدیعلیه السلام حضرت عیسیعلیه السلام نیز از آسمان فرود میآید و در نماز به امام زمانعلیه السلام اقتدا خواهد نمود. اینک به برخی از روایات در این مورد اشاره مینماییم:
1) 73. غیبت نعمانی، ص 149.
از این حدیث استفاده میشود که هنگام نزول حضرت عیسیعلیه السلام امام زمانعلیه السلام از او میخواهد که بر این امت، امامت جماعت کند. او نیز این تقاضا را به جهت احترام گذاشتن بر حضرت و امت اسلامی نمیپذیرد و امر امامت جماعت را به امام زمانعلیه السلام واگذار میکند.
بخاری به سند خود از ابی هریره نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «کیف أنتم إذا نزل ابن مریم فیکم و إمامکم منکم؛(2)چگونهاید زمانی که فرزند مریم فرود آمده در حالی که امام بر شما فردی از خودتان است؟»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «القائم منصور بالرعب، مؤیّد بالنصر، تطوی له الأرض، وتظهر له الکنوز، و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهر اللَّه عزوجل به دینه و لو کره المشرکون، فلا یبقی من الأرض خراب إلّا عمر،
و ینزل روح اللَّه عیسی بن مریم فیصلی خلفه»؛(1)«قائم به توسط ترس یاری و تأیید میگردد. زمین برای او خواهد چرخید و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر میکند، هر چند مشرکان به آن کراهت داشته باشند. روی زمین جای خرابی نیست مگر آن که آباد شود و روح اللَّه عیسی بن مریم فرود میآید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد.»
روایات اسلامی بر این امر اتفاق کردهاند که خداوند متعال امر فرج آن حضرت را در یک شب اصلاح خواهد نمود، همان گونه که امر حضرت موسیعلیه السلام را یک شب اصلاح کرد و او را به نبوت رسانید. اینک به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
شیخ صدوقرحمه الله به سند خود از امام حسینعلیه السلام نقل میکند که فرمود: «فی التاسع من ولدی سنّة من یوسف و سنّة من موسی بن عمران - علیهما السلام - و هو قائمنا أهل البیت، یصلح اللَّه تبارک و تعالی امره فی لیلة واحدة؛(1)در نهمین فرزند از اولاد من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران علیهما السلام است. و او قائم از ما اهل بیت است. خداوند تبارک و تعالی امر او را در یک شب اصلاح خواهد کرد.»
نیز شیخ صدوقرحمه الله به سند خود از امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالبعلیه السلام نقل میکند که رسول خدا فرمود: «المهدی منّا اهل البیت، یصلح اللَّه أمره فی لیلة؛(2)مهدی از ما اهل بیت است. خداوند امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود.»
از جمله موارد اتفاقی بین امت اسلامی در قضیه مهدویت، اتفاق بر این نکته است که با حضرت هنگام ظهورش بین رکن و مقام بیعت خواهد شد. اینک به بعضی از روایات این باب اشاره میکنیم:
یقول: لا اله الا اللَّه»؛(1)«مردم با حضرت بین رکن و مقام بیعت میکنند. خداوند به سبب او دین را به جایگاه اصلی خود بر میگرداند و برای او فتوحاتی انجام خواهد داد. بر روی زمین کسی باقی نمیماند مگر آنکه قائل به لا اله الا اللَّه است.»
احادیث بسیار در متون اسلامی شیعی و سنی بر این امر اتفاق دارند که امام زمان، حضرت مهدیعلیه السلام، بعد از ظهور خود زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، همان گونه که پر از ظلم و جور شده است.
اینک به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
ابوسعید خدری از رسول خداصلی الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: «لا تقوم الساعة حتی تملیء الأرض ظلماً و عدواناً. قال: ثم یخرج رجل من عترتی أو من أهل بیتی یملأها قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و عدواناً»؛(1)«قیامت بر پا نمیشود تا اینکه زمین پر از ظلم و ستم گردد. سپس فرمود آنگاه شخصی از عترتم یا از اهلبیتم [تردید از راوی است ]خروج کرده، زمین را از داد و عدل پر خواهد کرد، همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.»
مجلسیرحمه الله در بحار الانوار از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «لتملأنّ الأرض ظلماً و عدواناً، ثمّ لیخرجنّ من أهل بیتی أوقال من عترتی، من یملأها قسطا و عدلاً کما ملئت ظلماً و عدواناً؛(2)به راستی زمین پر از ظلم و جور خواهد شد، آنگاه شخصی از اهل بیتم - یا فرمود: از عترتم - خروج میکند؛ کسی که زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، آنگونه که پر از ظلم و جور شده باشد.»
ابوداوود به سند خود از امام علیعلیه السلام نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «لو لم یبق من الدهر إلّا یوم لبعث اللَّه رجلاً من أهل بیتی یملأها عدلاً کما ملئت جوراً؛(3)اگر از عمر زمین بیش از یک روز باقی نمانده باشد خداوند مردی از اهل بیتم را برمیانگیزاند تا زمین را پر از عدل کند، آن گونه که پر از جور شده است.»
با مراجعه به روایات فریقین در مییابیم که در عصر ظهور امام زمانعلیه السلام، توسعه و رفاه اقتصادی مطلوبی ایجاد خواهد شد؛ به حدی که بشر مانند آن را در طول تاریخ کره زمین به خود ندیده است. و این به برکت حکومت عدل توحیدی امام زمانعلیه السلام است. از این روایات استفاده میشود که گناه موجب فقر و فلاکت و در مقابل، عدالت و رستگاری و اطاعت از دستورهای خدا و پیاده کردن فرمانهای الهی در روی زمین و دعای حضرت و حضور حجت خدا در میان مردم، سبب وسعت برکت در روی زمین خواهد شد. اکنون به برخی از این گونه روایات اشاره میکنیم:
نعمتی میشوند که هرگز از مانند آن برخوردار نبودند. آسمان برای آنها آب فراوان خواهد فرستاد و زمین از هیچ گیاهی برای آنان فروگذار نخواهد کرد، اموال متراکم میشود. [مثلاً] شخصی بر میخیزد و به آن حضرت عرض میکند: ای مهدی، به من عنایت کن. حضرتعلیه السلام نیز به او میفرماید: بگیر.»
جابر بن عبداللَّه انصاری از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل میکند که فرمود: «یخرج فی آخرالزمان خلیفة، یعطی المال بغیر عدد»؛(1)«در آخرالزمان خلیفهای خروج خواهد کرد که بدون شمارش به مردم مال عطا میکند.»
بخاری به سند خود از ابیموسی نقل میکند که پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «لیأتینّ علی الناس زمان یطوف الرجل فیه بالصدقة من الذهب، ثمّ لا یجد أحداً یاخذها»؛(2)«به طور حتم بر مردم زمانی خواهد آمد که شخصی مالدار صدقهای از طلا را به دست گرفته، بین مردم میگردد تا مستحقی را پیدا کند و به او بدهد، ولی کسی را پیدا نمیکند که صدقه را از او بگیرد.»
مسلم به سند خود از ابیهریره نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «واللَّه لینزلنّ ابن مریم... لیدعون إلی المال فلا یقبله أحد»؛(3)«به خدا سوگند که فرزند مریم از آسمان پایین آمده...، مردم به مال دعوت میشوند، ولی هیچ کس آن را قبول نمیکند.»
شیخ صدوق به سند خود از مفضل بن عمر نقل کرده که گفت: از امام صادقعلیه السلام شنیدم که میفرمود: «انّ قائمنا اذا قام أشرقت الأرض بنور ربّها...
و تظهر الأرض کنوزها حتی یراها الناس علی وجهها و یطلب الرجل منکم من یصله بماله و یأخذ منه زکاته، فلا یجد أحداً یقبل منه ذلک، استغنی الناس بما رزقهم اللَّه من فضله؛(1)به راستی قائم ما قیام کند، زمین به نور پروردگارش نور افشان خواهد شد... و زمین گنجهای خود را ظاهر کرده، مردم آنها را بر روی زمین خواهند دید. شخصی از شما دنبال کسی میگردد که به او صله کرده، زکات مالش را از او بپذیرد، ولی هیچ کس را نمییابد که آن مال را از او قبول کند؛ زیرا خداوند متعال مردم را به آنچه به آنها روزی داده بینیاز کرده است.»
بسیاری از علمای شیعه و سنی به طور مستقل درباره قضیّه مهدویت، در گذشته و حال، تألیفاتی گرانسنگ از خود به جای گذاشتهاند که در این کتاب به نام برخی از آنها اشاره میکنیم:
الف - تألیفات اهل سنت
احادیث دوازده خلیفه، به نقل از کتاب کشف المشکل میگوید: «ابن المنادی این مطلب را در کتابی که درباره حضرت مهدی نوشته، آورده است.»(1)
أبونعیم أحمد بن عبداللَّه اصفهانی، (متوفای 430ق)، صاحب کتاب گرانسنگ المهدی.(2)
محمد بن یوسف گنجی شافعی، متوفای 658ق، صاحب کتاب البیان بأخبار صاحب الزمان.
یوسف بن یحیی سلمی شافعی، متوفای ق 685، صاحب کتاب عقد الدرر فی أخبار المهدی المنتظر.
ابن قیم جوزیه، (متوفای 751ق) صاحب کتاب المهدی.
ابن کثیر قرشی، (متوفای 774ق)، صاحب کتاب مستقل در احادیث حضرت مهدیعلیه السلام.(3)
شمس الدین محمد بن عبدالرحیم سخاوی، (متوفای 902ق)، صاحب کتاب ارتقاء الغرف.
جلال الدین سیوطی، (متوفای 911ق) صاحب کتاب العرف الوردی من أخبار المهدی.
ابن کمال پاشا حنفی، (متوفای 940ق)، صاحب کتاب تلخیص البیان فی علامات مهدی آخر الزمان.
محمد بن طولون دمشقی (متوفای 953ق) صاحب کتاب المهدی إلی
ماورد فی المهدی.
أحمد بن حجر هیثمی مکی، (متوفای 974ق)، صاحب کتاب القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر.
علی بن حسام الدین متقی هندی، (متوفای 975ق) صاحب کتاب البرهان فی علامات آخرالزمان.
ملاعلی بن سلطان قاری حنفی، (متوفای1014ق)، صاحب کتاب المهدی من آل الرسول صلی الله علیه وآله.
مرعی بن یوسف کرمی مقدسی حنبلی (متوفای 1033ق) صاحب کتاب فرائد الفکر فی الامام المهدی المنتظرعلیه السلام.
محمد بن اسماعیل امیر صنعانی، (متوفای 1182ق). صدیق حسن خان میگوید: «سیّد علاّمه بدر المله، منیر محمد بن اسماعیل امیر صنعانی یمانی؛ او احادیثی را که دلالت بر خروج مهدی دارد در مجموعهای جمع کرده است؛ آن مهدی که از آل محمدصلی الله علیه وآله است و در آخرالزمان ظهور خواهد نمود.»(1)
قاضی محمد بن علی شوکانی، (متوفای 1250ق)، صاحب کتاب التوضیح فی تواتر ما جاء فی المهدی المنتظر و الدجال و المسیح.(2)
شهاب الدین أحمد بن أحمد بن اسماعیل حلوانی شافعی، (متوفای 308ق) صاحب کتاب القطر الشهدی فی أوصاف المهدی.
محمّد بن محمّد بن أحمد حسینی بلیسی، صاحب کتاب العطر الوردی من شرح القطر الوردی فی أوصاف المهدی.
ابوالعلاء ادریس بن محمد بن ادریس حسینی عراقی، صاحب کتاب التألیف فی المهدی.
شیخ مصطفی البکری، صاحب کتاب الهدایة الندیّة للأمة المهدیة.
محمد بن عبدالعزیز بن مانع صاحب کتاب تحدیق النظر فی أخبار الامام المنتظر.
شیخ ولایت اللَّه صادقپوری هندی، صاحب کتاب الأربعین فی أخبار المهدیین.
حنیف الدین عبدالرحمن المرشدی، صاحب کتاب تلخیص البیان فی علامات مهدی آخر الزمان.
رشید راشد تاذفی حلبی، صاحب کتاب تنویر الرجال فی ظهور المهدی و الدجال.
احمد بن محمد بن صدیق، صاحب کتاب إبراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون.
عبدالمحسن بن حمد العباد، نایب رئیس دانشگاه اسلامی در مدینه منوره، صاحب کتاب عقیدة أهل السنة و الأثر فی المهدی المنتظر.
او در کتاب خود مینویسد: «کما اعتنی علماء هذه الأمة بجمع الاحادیث الواردة عن نبیّهمصلی الله علیه وآله تألیفاً و شرحاً کان لأحادیث المتعلقة بأمر المهدی قسطها الکبیر من هذه العنایة، فمنهم من أدرجها ضمن المؤلفات العامة کما فی السنن و المسانید و غیرها ومنهم من أفردها بالتالیف... کل ذلک حصل منهم - رحمهم اللَّه و جزاهم خیراً - حمایة لهذا الدین و قیاماً بما یجب من
النصح للمسلمین»؛(1)«همان گونه که علمای این امت به جمع احادیث وارد از پیامبرشانصلی الله علیه وآله و تألیف و شرح آنها اهمیت فراوانی دادهاند، احادیث متعلق به امر مهدی نیز قسمت بسیاری از این مؤلفات را در بر گرفته است. عدهای از علما این احادیث را ضمن تألیفات عمومی خود، همانند سنن و مسانید و غیر اینها آوردهاند و عدهای دیگر نیز برای احادیث مهدی تألیفی مستقل داشتهاند. تمام این کارها - که خداوند آنها را رحمت کند و جزای خیر دهد - به جهت حمایت از دین، و قیام و عمل به تکلیف واجب نصیحت و ارشاد مسلمانان بوده است.»
رد علمای اهل سنت بر منکران مهدویت
شمار اندکی از علمای اهلسنت در صدد تشکیک در قضیه مهدویت برآمده و مطالبی در این باره در کتابهای مستقل یا ضمن مباحث دیگر متذکر شدهاند. ولی خوشبختانه بقیه علمای اهلسنت با بیداری و شعوری که داشتهاند در مقابل آنان ایستاده و شدیداً با بحث و سخنرانی و تألیف کتاب به شبهات آنها پاسخ گفتهاند.
اینک به برخی از کسانی که در رد منکران قضیه مهدویت کتاب مستقل تألیف کردهاند اشاره میکنیم:
1) 99. عقیده اهل السنة و الاثر فی المهدی المنتظر، ص 16.
شیخ محمود بن عبداللَّه تویجری از استادان دانشگاه اسلامی در مدینه منوره، صاحب کتاب الاحتجاج بالأثر علی من أنکر المهدی المنتظر، در رد شیخ ابن محمود، قاضی قطر.
شیخ عبداللَّه سبیتی عراقی، صاحب کتاب إلی مشیخة الأزهر در رد کتاب المهدیة فیالاسلام، اثر سعد محمد حسن، که از منکران مهدویت است.
محمد بن عبدالعزیز بن مانع، (متوفای 1385ق) صاحب کتاب تحدید النظر فی أخبار الإمام المنتظر در اثبات امام مهدیعلیه السلام و ظهورش و در ردّ ابن خلدون.
کتاب الجزم لفصل ابن حزم در رد ابن حزم اندلسی که بخشی از کتاب الفصل فی الملل و الأهواء و النحل را به انکار و تکذیب احادیث مربوط به امام زمانعلیه السلام اختصاص داده است.
عبدالمحسن بن حمد العباد، استاد دانشگاه مدینه منوره و عضو هیأت علمی آن دانشگاه، صاحب کتاب الرد علی من کذّب بالأحادیث الصحیحة الواردة فی المهدی، در رد کتاب لامهدی ینتظر بعد الرسول سید البشر از شیخ آل محمود قطری.
أبوالعباس بن عبدالمؤمن مغربی، صاحب کتاب الوهم المکنون فی الرد علی ابن خلدون.
ب - تألیفات علمای شیعه قبل از ولادت حضرت مهدیعلیه السلام
1) 100. رجال نجاشی، ص 26؛ فهرست طوسی{ره}، ص 11.
کتاب ما سئل عن الصادقعلیه السلام من الملاحم، از علی بن یقطین بغدادی، ثقه، جلیل، متوفای سال 182 ق.(1)
کتاب الملاحم، از ابراهیم بن حکم فزازی که فضل بن شاذان از او روایت میکند.(2)
کتاب الملاحم، از احمد بن میثم، فقیه کوفی، ثقه.(3)
کتاب الملاحم، از حسن بن علی بن فضال کوفی، از خواص اصحاب امام رضاعلیه السلام.(4)
کتاب الملاحم، از حسین بن سعید بن حماد اهوازی، ثقه، عالم، از اصحاب امام رضاعلیه السلام.(5)
کتاب الغیبة، از ابی الفضل عباس بن هاشم ناشری اسدی، ثقه، جلیل متوفای سال 219 یا 220ه .(6)
کتاب الملاحم، از ابی محمد بن ابیعمیر ازدی بغدادی، متوفای سال 217ق.(7)
کتاب القائم، از ابی الحسن علی بن مهزیار اهوازی که از امام رضا و امام جواد علیهما السلام روایت نقل میکند.(8)
کتاب الغیبة، از ابیاسحاق ابراهیم بن صالح انماطی کوفی اسدی، ثقه
1) 101. فهرست طوسی، ص 91، رقم 378.
2) 102. رجال نجاشی، ص 15.
3) 103. فهرست طوسی، ص 25 و 26، رقم 67.
4) 104. رجال نجاشی، ص 34، رقم 72.
5) 105. رجال نجاشی، ص 58، رقم 137؛ فهرست طوسی، ص 53، رقم 186.
6) 106. رجال نجاشی، ص 28، رقم 741.
7) 107. همان، ص 326و 327، رقم 887.
8) 108. رجال نجاشی، ص253، رقم 664
و از اصحاب امام کاظم و امام رضا و امام جوادعلیهم السلام که تنها کتاب باقی مانده از او همین کتاب است.(1)
کتاب الملاحم از ابیجعفر محمد بن عبداللَّه کرخی که برقی از او روایت نقل میکند.(2)
کتاب الحجة از فضل بن شاذان ازدی، ثقه، جلیل القدر، از اصحاب امام رضا، امام جواد، امام هادی، امام عسکری علیهم السلام متوفای سال 260ه .(3)
کتاب القائم، از فضل بن شاذان.(4)
کتاب الملاحم، از فضل بن شاذان.(5)
کتاب صاحب الزمان، از محمد بن حسن بن جمهور بصری، از راویان امام رضاعلیه السلام.(6)
از ایشان کتاب دیگری در قضیّه مهدویت به نام وقت خروج القائم ثبت شده است.(7)
پس از ولادت امام زمانعلیه السلام نیز کتابهای بسیاری در مورد مهدویت نگاشته شده است که نیازمند کتابشناسی تفصیلی و گستردهای است.
1 - تولد حضرت مهدیعلیه السلام
2 - امامت در سنین کودکی
3 - امامت و غیبت
4 - غیبت صغری
5 - غیبت کبری
6 - وظایف ما در عصر غیبت
7 - اماکن مقدسه مرتبط با حضرت مهدیعلیه السلام
8 - بررسی دعای ندبه
9 - دکترین مهدویت تنها راه نجات بشر
10 - دفاع از مهدویت
11 - فلسفه حکومت عدل جهانی
12 - نظریهپردازی درباره آینده جهان
13 - منجی از دیدگاه ادیان
14 - وجود امام مهدیعلیه السلام از منظر قرآن و حدیث
15 - وجود امام مهدیعلیه السلام در پرتو عقل
16 - مهدویت و جهانیسازی
17 - قرآن و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
18 - علایم ظهور
19 - هنگامه ظهور
20 - حکومت حضرت مهدیعلیه السلام در عصر ظهور
1 - قرآن کریم (وزیری، کیفی، جیبی)
2 - کلیات مفاتیح الجنان(وزیری، جیبی)
3 - منتخب مفاتیح الجنان (جیبی)
4 - نهج البلاغه /(وزیری، جیبی)
5 - صحیفه سجادیه
6 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام
7 - آئینه اسرار
8 - آثار گناه در زندگی و راه جبران
9 - آخرین پناه
10 - آخرین خورشید پیدا
11 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)
12 - آقا شیخ مرتضی زاهد
13 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم)
14 - ارتباط با خدا
15 - از زلال ولایت
16 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات
17 - امامت، غیبت، ظهور
18 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام
19 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق
20 - امامرضا، اماممهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی)
21 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان
22 - امامشناسی و پاسخ به شبهات
23 - انتظار بهار و باران
24 - انتظار و انسان معاصر
25 - اهّمیت اذان و اقامه
26 - با اولین امام در آخرین پیام
27 - بامداد بشریت
28 - بهتر از بهار/کودک
29 - پرچمدار نینوا
30 - پرچم هدایت
31 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی
32 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری
33 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد
34 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن
35 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی
36 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد
37 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد
38 - تاریخچه مسجدمقدس جمکران/(فارسی،عربی،اردو،انگلیسی)
39 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام
40 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام
41 - تشرفیافتگان (چهار دفتر)
42 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام
43 - چهارده گفتار /ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام
44 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام
45 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله
46 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت
47 - حکمتهای جاوید
48 - ختم سورههای یس و واقعه
49 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار)
50 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب)
51 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار)
52 - دار السلام
53 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام
54 - داغ شقایق (مجموعه اشعار)
55 - در انتظار منجی (روسی)
56 - در جستجوی نور
57 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم)
58 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهای پیشاور)
59 - دلشده در حسرت دیدار دوست
60 - دین و آزادی
61 - رجعت یا حیات دوباره
62 - رسول ترک
63 - روزنههایی از عالم غیب
64 - زیارت ناحیه مقدّسه
65 - سحاب رحمت
66 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران
67 - سرود سرخ انار
68 - سقّا خود تشنه دیدار
69 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات
70 - سیاحت غرب
71 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی
72 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی)
73 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی
74 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)
75 - شمس وراء السحاب/ عربی
76 - صبح فرا میرسد
77 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام
78 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی
79 - عریضهنویسی
80 - عطر سیب
81 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی
82 - علیعلیه السلام مروارید ولایت
83 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ
84 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین)
85 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات
86 - فتنه وهابیت
87 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام
88 - فریادرس
89 - فرهنگ اخلاق
90 - فرهنگ تربیت
91 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش)
92 - فوز اکبر
93 - فریادرس
94 - قصههای تربیتی
95 - کرامات المهدیعلیه السلام
96 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام
97 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد)
98 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار)
99 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار)
100 - گفتمان مهدویت
101 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات
102 - مام فضیلتها
103 - مشکاة الانوار
104 - مفرد مذکر غائب
105 - مکیال المکارم (دو جلد)
106 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ
107 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه
108 - منشور نینوا
109 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات
110 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات
111 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی
112 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد
113 - مهربانتر از مادر / نوجوان
114 - مهر بیکران
115 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس)
116 - ناپیدا ولی با ما/(فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا)
117 - نجم الثاقب
118 - نجم الثاقب (دوجلدی)
119 - ندای ولایت
120 - نشانههای ظهور او
121 - نشانههای یار و چکامه انتظار
122 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات
123 - نماز شب
124 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام
125 - و آن که دیرتر آمد
126 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات
127 - وظایف منتظران
128 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام
129 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی)
130 - همراه با مهدی منتظر
131 - یاد مهدیعلیه السلام
132 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار)
133 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122