ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : سلسله عملیات قدس: تحرک در جبههها و جلوگیری از آرامش دشمن/ تهیه مدیریت بررسیهای تاریخی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
مشخصات نشر : تهران : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۹۲ ص.؛ ۹× ۵/۱۹ سم.+ نقشه.
شابک : ۳۰۰۰ ریال: 964-6315-67-4 ؛ ۷۰۰۰ ریال (چاپ دوم) ؛ ۱۲۰۰۰ ریال: چاپ سوم978-964-6315-67-9 :
یادداشت : پشت جلد بهانگلیسی:...Gods Chain operation: Movment on the fronts.
یادداشت : چاپ دوم: ۱۳۸۷.
یادداشت : چاپ سوم: ۱۳۹۱.
یادداشت : کتابنامه: ص. ۹۲.
عنوان دیگر : تحرک در جبههها و جلوگیری از آرامش دشمن.
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹ - ۱۳۶۷ -- نبردها
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹ - ۱۳۶۷ -- عملیات قدس
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. مدیریت بررسیهای تاریخی
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. دفتر مطالعات و تحقیقات
رده بندی کنگره : DSR۱۶۰۷ /ق۴س۸ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۳-۴۲۹۲۹
دوران هشت سال دفاع و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر هجوم نظامی رژیم عراق - که با ترغیب آمریکا آغاز شد و با پشتیبانی همهی قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان ادامه یافت - از بارزترین مقاطع حیات حقیقی این مرز و بوم است.
اینک که بیش از شانزده سال از پایان این دورهی سرنوشتساز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی میگذرد، تبیین حماسههای عظیم و ارزشمندی که مردم و رزمندگان این سرزمین آفریدند، ضرورت بیشتری پیدا کرده است.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ با درک این رسالت تاریخی، تلاش میکند با بهرهگیری از اسناد، مدارک و منابع بینظیری که راویان و محققان این مرکز در طول جنگ هشت ساله جمعآوری کردهاند، ابعاد مختلف دفاع مقدس را ترسیم نماید.
بیتردید وجود اخبار، گزارشها، آمار و اطلاعات معتبر و موثقی که از مرکز طرحریزی، هدایت و فرماندهی عملیاتها تا میدانهای نبرد و صحنههای درگیری به صورت زنده و واقعی جمعآوری گردیده بر غنای آثار مرکز مطالعات میافزاید و زوایای مختلف و تاریک جنگ را با هدف آگاهسازی افکار عمومی روشن میسازد.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تاکنون مجموعههای متعددی را دربارهی وقایع جنگ عراق علیه ایران منتشر کرده است. این مجموعه که گزارش نبردهای اصلی رزمندگان اسلام در مقابله با ارتش عراق و همپیمانانش میباشد، برای دسترسی آسانتر و آشنایی بیشتر علاقهمندان و محققان به وقایع این نبرد عظیم است که هر جلد آن به یکی از عملیاتهای اصلی جمهوری اسلامی علیه متجاوزان اختصاص دارد و به صورت نسبتا خلاصه و جمعبندی شده تهیه
میشود و شامل شناسنامهی عملیات، اوضاع سیاسی و نظامی در آستانه عملیات، طرحریزی و اجرای عملیات، نتایج و بازتابهای آن میباشد.
این جلد از این مجموعه استثنائا به پنج عملیات محدود اختصاص یافته است که با هدف جلوگیری از آرامش دشمن، ممانعت از رکود جبههها و تقویت سازمان رزم طراحی شد و از روز قدس سال
24 / 3 / 64 (1364) آغاز گردید. از این سلسله عملیات، که همه قدس نامگذاری شدهاند، چهار عملیات در منطقه هورالهویزه و یک عملیات در جنوب دهلران به اجرا درآمد.
این کتاب با کوشش مهدی خداوردیخان و حمیدرضا فراهانی، با استفاده از گزارشهایی که راویان این عملیاتها با حضور در جلسات طرحریزی و صحنه اجرای عملیاتها تهیه کردهاند، تدوین شده است. این گزارشها عبارتند از: گزارش عملیات قدس 1 (راوی: محسن رخصتطلب)، گزارش عملیات قدس 2 (راوی: داود رنجبر)، گزارش عملیات قدس 3 (راویان: شهید محمدرضا ملکی و سیدمحمد ساجدی)، گزارش عملیات قدس 4 (راوی: علی مژدهی)، گزارش عملیات قدس 5 (راوی: سیدمحمد فاطمی). علاوه بر این، از کتاب سی و هفتم روزشمار جنگ (توسعه روابط با قدرتهای آسیایی، نوشتهی هادی نخعی و حمیدرضا مشهدی فراهانی) و کتاب خرمشهر تا فاو (نوشتهی محمد درودیان) نیز بهره گرفته شده است.
ویرایش محتوایی این کتاب را مهدی انصاری و ویرایش ادبی آن را احمد نصرتی به انجام رساندهاند و در آمادهسازی آن حسین مجیدی، هادی کریمدهنوی و محمدعلی باغی (حروفچینی، صفحهآرایی، طرح جلد) همکاری کردهاند.
امید است این کوشش ناچیز مورد رضای حضرت حق جل و علا و موجب ادای گوشهای از حق شهیدان، جانبازان و رزمندگان این نبرد عظیم و مقتدایشان حضرت امام خمینی شود و جویندگان حقایق این واقعه بزرگ از آن بهرهمند شوند.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 1383
ابعاد و ویژگیهای عملیات بدر، عراق را به عکسالعملی غیر از آنچه تا آن زمان در جنگ رخ داده بود، واداشت؛ بدین معنی که همزمان با عملیات، حملات هوایی خود را به تهران آغاز کرد. در واقع دشمن هدفی را که از به راهاندازی جنگ نفتکشها در خلیج فارس (از نظر اقتصادی) داشت، با تهاجم به شهرها به نیت به زانو درآوردن جمهوری اسلامی - از طریق برانگیختن مردم - دنبال نمود. در این دوره انتقال جنگ از رزم زمینی به جنگ شهرها مبین شکلی جدید در جنگ بود.
رویارویی با دشمن در ابعاد جدید، طبعا نیازمند حضور فعال مردم در صحنه و افزایش روحیه مقاومت آنها بود و از سوی دیگر ضرورت مقابله به مثل را ایجاب میکرد.
تدبیر مقابله به مثل با پرتاب موشک به سوی نقاط استراتژیک بغداد آغاز شد. به کارگیری موشک به منزله ورود عنصری جدید در معادله جنگ محسوب میشد و بدین طریق، عراق با وضعیتی غیر قابل پیشبینی مواجه گردید و برای اولین بار بغداد، مرکز حکومت رژیم بعث، طعم تلخ ضایعات ناشی از جنگ را به طور مستقیم و ملموس چشید. این امر در واقع، افزایش مشکلات حکومت بغداد و نیز دامن زدن به آن تلقی میگردید.
در این میان شواهد و قرائن، حاکی از درماندگی و ناتوانی دشمن بود. همچنین به منظور خنثیسازی سوء استفاده جریانهای عافیت طلبی که مترصد بهرهبرداری از اوضاع موجود جهت پایان بخشیدن به جنگ بودند، بنا به نظر امام خمینی، نماینده ایشان در شورای عالی
دفاع، حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی، در نماز جمعه تهران پیشنهاد کرد که حامیان ادامه مقابله و جنگ با دشمن در روز قدس اقدام به راهپیمایی نمایند تا نظر مردم درباره ادامه جنگ روشن شود و همچنین مشخص گردد که آیا جنگ شهرها بر مقاومت مردم تأثیری نهاده است یا خیر؟
بر این اساس، به رغم تهدیدهای مکرر رژیم عراق مبنی بر بمباران مردم، راهپیمایی روز قدس همانند جریان سیلی خروشان آغاز شد و همزمان نیز رزمندگان سپاه پاسداران عملیات قدس 1 را در منطقه هورالهویزه اجرا کردند. این اقدامات، تلاشهای چندین ماههی دشمن را به منظور به دست گرفتن ابتکار عمل عقیم گذاشت و عملا جمهوری اسلامی با مقاومت مردم و مقابله به مثل در رویارویی با تعرضات رژیم بغداد، مرحلهای بحرانی را پشت سر نهاد و تهاجمات پیدرپی خود را در میدان رزم زمینی آغاز کرد.
دشمن در عملیات بدر سعی کرد با استفاده مناسب از زمین، زرهی، آتش و نیروی هوایی، کنترل صحنهی نبرد را در دست گیرد. تلاش دشمن در این زمینه به نیروهای خودی نمایاند که ادامه جنگ عمدتا باید متکی بر استراتژی جنگ درازمدت توأم با برنامهریزی همهجانبه و نیز حضور بیشتر کشور و مسئولان در این امر باشد.
در این میان، مسئله نیرو و جذب آن به تناسب اهداف و مراحل عملیات و نیز ایجاد تحولاتی در نحوهی مواجهه با دشمن به منظور تجزیه قوای آن، بخشی از معضلات جدید بود. علاوه بر این، ضرورت توجه به مسائل دیگری مانند افزایش آتش، سلاح مناسب ضدزره و ضدهوایی توأم با تاکتیکهای ویژه، نیز مدنظر قرار گرفت. همچنین بر ضرورت گسترش سازمان رزم سپاه و آموزش نیروها به تناسب پیچیدگی جنگ تأکید شد تا گذشته از افزایش توانایی نیروهای خودی در تصرف هدف و حفظ آن، در نهایت زمینه و لوازم انهدام ماشین جنگی عراق فراهم آید.
طبیعتا به کارگیری عملی تجربیات عملیات بدر، نیازمند زمان بود.
در این فاصله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میان تدابیر گوناگون جهت رویارویی با دشمن و جلوگیری از رکود جبههها، سلسله عملیاتی محدود و پیدرپی را با هدف انهدام قوای ارتش عراق و گرفتن زمان از آنها، برنامهریزی کرد.
همزمان با اوجگیری جنگ شهرها - که طبیعتا ضایعات و خسارات ناشی از جنگ به طور مستقیمتری در رابطه با مردم قرار میگرفت - پیشبینی رخدادهای سیاسی اجتماعی و بهرهگیری جریانات سیاسی از آن، محتمل مینمود، از این رو فرمانده کل قوا در بیانات خود هنگام تحویل سال 1364، این سال را «سال استقامت» نامیدند.
طبعا ترسیم دورنمای جنگ شهرها که عمدتا در روز قدس شکل نهایی و نتیجه خود را نشان داد و سایر فشارهای وارده به جمهوری اسلامی بود که سبب شد امام خمینی موضع «جنگ جنگ تا رفع فتنه» را اتخاذ نمایند. در حقیقت در آن برههی خاص رهبری انقلاب روند حرکت آتی جنگ و انقلاب را با بیان «جنگ تا آخرین خانه و آخرین نفر» تبیین و تعیین کردند.
نظر امام درباره جنگ برای همگان روشن بود، لیکن با توجه به وضعیت خاص آن مقطع زمانی، ضرورت نظرخواهی از امام و نقش عمدهی آن جهت تعیین تکلیف کاملا بارز و روشن بود.
در این میان گروهها با انگشت نهادن بر نارساییهای ناشی از جنگ، مجددا صحنه را برای تشدید فعالیتهای سیاسی خود مساعد دیدند و این بار حتی سعی کردند جنگ را از موضع اعتقادی به زیر سؤال بکشند. این اقدام هماهنگ با توطئههای بینالمللی در تحمیل صلح و سازش به جمهوری اسلامی و نیز تقویت جریان عافیتطلبی داخلی انجام میگرفت.
رهبری انقلاب به منظور تعیین مشی آینده جنگ و انقلاب و رفع هرگونه تردید و تزلزل، از جایگاهی والاتر بر ضرورت ادامهی نبرد تأکید
فرموده، شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» را پرتوی از شعار قرآنی «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم» دانستند. در حقیقت نظر امام نافی هر دیدگاهی در زمینه سازش بود. ایشان خاطرنشان ساختند که نه تنها امکان دستاویز قرار دادن یک پیروزی در حل معضل جنگ چارهساز نیست، بلکه باید فراتر از آنچه در شعار مردمی «جنگ، جنگ تا پیروزی» نهفته است، گام نهاد.
به عبارت دیگر، از بیانات امام چنین استنباط شد که راهحل سیاسی نه تنها سنخیتی با هویت انقلاب اسلامی ندارد، بلکه یک نوع بیتوجهی به آینده جنگ و انقلاب و نیز سادهاندیشی در برخورد با دشمن است و طبیعتا حامیان جهانی عراق نسبت به انقلاب اسلامی بیتفاوت نیستند و تا زمانی که هویت انقلاب را مخدوش نکرده یا ضربهای اساسی و کاری به آن وارد نسازند آرام نخواهند گرفت؛ از این رو گذشته از ضرورت پرهیز از سادهاندیشی در برخورد با دشمن، برای گذر از مرحله کنونی انقلاب، باید با کسب آمادگی همهجانبه، کلیه امکانات بالفعل و بالقوه کشور نیز در خدمت جنگ قرار گیرد.
بدین ترتیب عوامل زیر در تبیین آینده انقلاب و جنگ مؤثر شناخته شد:
1- شناخت استکبار جهانی و عمق و گستردگی خصومت آن در برخورد با انقلاب اسلامی.
2- همسویی و آمیختگی اهداف انقلاب اسلامی و جنگ با یکدیگر.
3- در نظر گرفتن ملاحظاتی در باب قابلیت و توان بالفعل و بالقوه کشور از نظر اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی و نیز بسیج نیروی مردمی.
تبعیت از رهنمودهای امام خمینی در واقع در بطن خود، آمادگی همهجانبه جهت اصلی نمودن جنگ در کشور را دارا بود. متقابلا نگرش مقطعی و کوتاهمدت به جنگ، نه تنها دستیابی به پیروزی را نامحتمل مینمود، بلکه دورنمایی جز ناکامی و بازی خوردن از دشمن، نداشت.
در فاصله آمادهسازی ملزومات و مقدمات عملیات گسترده پس از عملیات بدر، کماکان فعال نگه داشتن جبههها لازم بود و دشمن نباید به حال خود رها میشد. با این هدف برخی از تعرضات و تحرکات نظامی خودی علیه دشمن بر اساس تدبیر عملیات محدود انجام گرفت تا با استفاده از فرصت به دست آمده، عملیات والفجر 8 به دور از هر گونه شتابزدگی و یا تأثیرگذاری فشارهای سیاسی - نظامی خارجی به نحوی مناسب طراحی گردد. همچنین مقرر شد سلسله عملیات محدود به گونهای باشد که منجر به تعلل یا تأخیر در عملیات گسترده نشود. این عملیاتها به لحاظ نظامی، به سه دسته تقسیم میشدند: 1- گشتی رزمی 2- نفوذی 3- محدود و استقراری
تقسیمبندی یاد شده به میزان و استعداد نیروی خودی که در عملیات به کار گرفته میشود و نیز به کیفیت و ارزش زمین منطقه، متکی است.
در عملیات «گشتی رزمی» حداکثر تا یک گردان نیرو به کار گرفته میشود و هدف عمدتا وارد آوردن تلفات و ضایعات به دشمن و احیانا جمعآوری اطلاعات و یا گرفتن اسیر و سپس بازگشت به مواضع اولیه است.
در «عملیات نفوذی» از یک تا سه گردان نیرو به کار گرفته میشود و مانند عملیات گشتی رزمی پس از اجرای مأموریت، نیروها بدون استقرار در محل تک، به مواضع اولیه خود بر میگردند.
عملیات «محدود» به عملیاتی اطلاق میشود که در آن از یک تیپ تقویت شده به استعداد 5 گردان تا دو لشکر تقویت شده، به استعداد 20 الی 30 گردان به کار گرفته میشود و نیروها پس از اجرای عملیات در مواضع تصرف شده استقرار مییابند.
1- بیش از 30 تا 40 گردان نیرو نیاز نداشته باشد.
2- تلفات خودی کم باشد تا آسیبی به عملیات گسترده وارد نسازد.
3- از نظر زمانی کوتاه و زود فرجام باشد.
4- دارای اهداف و ارزش نظامی - اقتصادی باشد.
5- در راستای اهداف استراتژیک جنگ باشد.
6- پیروزی در آن تضمین شده باشد.
به طور کلی عملیات تاکتیکی محدود برای آماده ساختن زمینه عملیات گسترده و استراتژیک، با اهداف زیر طرحریزی میشود:
1- وارد کردن حداکثر تلفات و ضایعات به نیروهای دشمن.
2- عقب راندن نیروی دشمن از اراضی اشغالی که کماکان در تصرف آنها باقی مانده است.
3- به دست گرفتن ابتکار عمل و ایجاد تحرک در جبهه و خطوط عملیاتی.
4- گرفتن فرصت و مجال فکر کردن از دشمن و تجزیه نیروهای آن.
5- جمعآوری اطلاعات و شناسایی منطقه مورد تهاجم.
6-...
البته اینها بخشی از اهداف عملیات محدود است و بستگی به شرایط خاص سیاسی، اجتماعی و نظامی، اهداف دیگری ممکن است برای آن منظور شود.
به هر صورت، در این دوره نیروی زمینی ارتش سلسله عملیات محدود خود را «ظفر» نام نهاد، که عمدتا تظاهر به تک همراه با اجرای آتش توپخانه بود.
همچنین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پنج عملیات به نامهای قدس 1 تا قدس 5 را اجرا کرد.
بروز مشکلات بسیار در آمادهسازی منطقه فاو (به عنوان عملیات بزرگ سال 1364) در زمینه مهندسی، غافلگیری و...، زمان بیشتری را برای فراهم شدن مقدمات عملیات گسترده میطلبید ضمن آنکه بازتاب و تأثیر سیاسی - نظامی عملیات قدس 1 موجب شد که از اوایل تیر 1365 عملیات محدود به موازات عملیات اصلی (فاو) مورد توجه قرار گیرد و اهمیت بیشتری به آن داده شود. فرمانده سپاه در جمع
کلیه فرماندهان قرارگاهها و یگانها در 30 خرداد 1364 ضمن بیان ضرورت اجرای عملیاتهای محدود، درباره هدفهای آن گفت:
«... در رابطه با جنگ ما میبایستی سه برنامه اصولی داشته باشیم؛ اول عملیات محدود برای زنده نگه داشتن جنگ و به صدا درآوردن شیپور جنگ. هدف دوم، بالا بردن روحیه مردم و رزمندگان و قوی ساختن تیپ و لشکرهاست. تجربه ثابت کرده است، تیپ و لشکری که عملیات نمیکند به مرور از بین میرود، توانش فرسوده میشود، وضع روحیاش را از دست میدهد. در نبرد است که ما میتوانیم سازماندهی را قوی کنیم و توان رزمی خود را بالا ببریم. پس یکی از خطوط کاری ما انجام عملیات محدود است.»
برادر محسن رضایی افزود:
«مسئله بعدی فشار استراتژیک نظامی به رژیم عراق است. دشمن الآن خودش را به یک جنگ مخصوصی با ما عادت داده است و میفهمد که ما کجا عمل خواهیم کرد، بنابراین همه امکانات و تشکیلات را آنجا جمع کرده و مقابل ما قرار میدهد. خطوط دیگر غیر از این خطوط غیرفعال هستند. تنها خط فعال دشمن خطی است که احساس میکند میخواهیم عملیات انجام دهیم... حال اگر ما بیاییم تصور کنیم که مثلا به صورت مداوم فرض کنیم 15 یگان داریم، هر یگانی در هر ماه دو عملیات انجام دهد، در ماه 30 عملیات میشود. در این صورت، دشمن مجبور است یک فشار و یا یک جهتگیری جدیدی را به سازماندهی رزمی خودش بقبولاند. دشمن یا باید نیروهای احتیاط خودش را تقسیم و تکه تکه نماید... یا باید صبر کند، منتظر حمله بزرگ ما بماند که غافلگیر نشود، یا باید بیاید نیروهایش را تجزیه کند، و در مجموع جهتگیری و یک تغییر اساسی در سازمان رزم دشمن به وجود خواهد آمد. مجبور میشود گردانهای اصلیاش را در خط بیاورد و در طول 1000 کیلومتر مرز، خودش را فعال کند، اما نمیتواند فعال شود. چرا که منتظر عملیات اصلی ما میباشد... اگر نخواهد بیاید در خط، عملیات
محدود ما همهاش موفق است و اگر در خط بیاورد، ممکن است فکر کند ما در آینده عملیاتی انجام دهیم، آن موقع نیرویی که رفته در خط تا بخواهد مجددا صرفهجویی در قوا بکند و بیاورد با عملیات اصلی مقابله کند، عقب میماند. در مجموع، یکی از اهداف عملیات محدود فشار استراتژیک بر دشمن است.»
وی در ادامه صحبت خود، درباره جنبهی دیگری از عملیات محدود گفت:
«عملیات محدود وقتی انجام میشود، عملیات مهم شما نیز با اینها قاطی است. یعنی دشمن میبیند شما در 30 منطقه تحرک دارید، در 30 منطقه حمله میکنید، آن موقع عملیات مهم شما در آن مناطق گم خواهد شد، لذا دشمن حساسیتش را از دست میدهد.»
پس از مطرح شدن ضرورت عملیات محدود، در 30 خرداد 1364 همهی قرارگاهها موظف شدند در منطقهی خود، محلهایی را برای عملیات محدود و یا نفوذی تعیین کنند. قبل از این تاریخ نیز تصمیماتی اتخاذ شده بود. به عنوان مثال، پس از عملیات موفق قدس 1، تصرف پاسگاهها و کمینهای منطقه البیضه در شرق دجله تیپهای امام حسن (ع) و 155 ویژه شهدا واگذار شد. در مجموع، در طی ماههای تیر، مرداد و شهریور نزدیک به 20 منطقه و یا محور بر اجرای عملیات به شرح زیر مشخص گردید:
در جنوب؛ جزایر امالرصاص، قطعه و سهیل در اروندرود، نقاطی در هور مانند البیضه و برخی کمینهای عراق در هور، زید و نقاط دیگر.
در جبههی میانی؛ مناطقی از جمله کانیشیخ، چنگوله و قلاویزان.
در جبههی غرب؛ محورهای نوسود، چوارتا و غرب سورن و محور قصر شیرین.
چون همه یگانها موظف به انجام عملیات محدود شده بودند، بدون استثنا مأموریتهایی به آنان واگذار شد؛ البته به پنج محور توجه بیشتری شد: محور نوسود و چوارتا در غرب و البیضه، زید و جزایر امالرصاص و سهیل در جنوب.
سلسله عملیات قدس از جمله عملیاتهای محدودی بود که با اهداف ذکر شده، طی بیش از 50 روز، از 24 خرداد تا 15 مرداد 1364 به اجرا درآمد. از این مجموعه 4 عملیات در منطقه هور و یک عملیات در منطقه دهلران اجرا شد.
با توجه به اینکه عمدهترین هدف عملیات بدر قطع جاده استراتژیک بصره - العماره بود که به دلایلی دستیابی به آن در این عملیات مقدور نشد، اما در عین حال جایگاه هدف یاد شده در استراتژی جمهوری اسلامی محفوظ بود؛ لذا پس از عملیات بدر، از اولین اهداف عملیاتهای محدود هر چه نزدیک شدن به جاده بصره - العماره و همچنین دو پاسگاه ابولیله و ابوذکر و نیز ترمیم خط پدافندی در این منطقه بود که عملیاتهای قدس 1 و قدس 2 با این اهداف طراحی شد.
از سوی دیگر دشمن پس از عملیات بدر حساسیت بسیاری به هور نشان داد. طوری که پیشبینی میشد ارتش عراق تلاشی وسیع را برای عقب راندن نیروهای خودی از این منطقه انجام دهد، لذا ضرورت تحکیم و تثبیت مواضع به دست آمده (طی عملیات خیبر و بدر) و نیز اتخاذ موضع تهاجمی در مقابل تعرضات احتمالی دشمن افزونتر شد و عملیاتهای قدس 4 و قدس 5 با این اهداف به اجرا درآمد.
نام عملیات: قدس 1
رمز عملیات: «یا محمد رسول الله (ص)، یا الله، یا الله، یا الله، قد تری انا فیه ففرج عنی یا کریم، الله اکبر».
منطقه عملیات: قسمتی از منطقه هورالهویزه که در شمال منطقه عملیاتی خیبر و بدر یعنی حدفاصل پاسگاه شط علی و طبر واقع گردیده است.
زمان عملیات:24 / 3 / 1364 (مصادف با روز جهانی قدس)
هدف: تصرف پاسگاههای دشمن در شمال البیضه (ترابه، ابوذکر، ابولیله و...)
سازمان عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
استعداد نیروهای خودی: 5 گردان (در مجموع 8 گروهان) از لشکر 25 کربلا.
استعداد نیروهای دشمن: 4 گروهان و عناصری از تیپهای 506 و 114 که در منطقه حضور داشتند.
نتایج: آزادسازی منطقهای به وسعت حدود 200 کیلومتر مربع.
تلفات عراق: حدود 200 کشته، 200 زخمی و 9 اسیر.
خسارت عراق: انهدام یک هواپیما، دو هلیکوپتر و 12 پاسگاه سیار و تجهیزات دیگر.
غنائم: 4 توپ ضدهوایی، 6 خمپارهانداز، 30 قطعه پل دوبهای و تعداد زیادی سلاح سبک.
در طرحریزی و بررسی مانور عملیات بدر، پیشبینی میشد که شمال العزیر یکی از محورهای عمده پاتک دشمن خواهد بود. در این باره تدابیری اندیشیده شد از جمله اینکه لشکر 25 کربلا که از قبل جهت پدافند و حفظ دستاوردهای عملیات خیبر در هور مستقر شده بود، مأموریت یافت تحت نظارت و هدایت قرارگاهی با نام نجف 2، ضمن تصرف پاسگاههای دشمن در شمال البیضه (ترابه، ابوذکر و ابولیله و...) هر چه بیشتر خود را به جاده بصره - العماره نزدیک کرده و با اجرای آتش، از اقدامات دشمن برای پاتک جلوگیری نماید.
عمدهترین هدف عملیات بدر قطع جاده استراتژیک بصره - العماره بود، که پس از اجرای عملیات و دست نیافتن به این هدف، تصرف این جاده مهم و حضور در هورالحمار همچنان جایگاه خود را در استراتژی نظامی جمهوری اسلامی حفظ کرد. از سوی دیگر آماده کردن امکانات و زمینه لازم برای اجرای عملیاتی دیگر همچون عملیات بدر جهت رسیدن به اهداف مذکور در کوتاهمدت مقدور نبود، لذا به عنوان حداقل اقدام، حضور بیشتر در هور و هر چه نزدیکتر شدن به جاده بصره - العماره در دستور کار قرار گرفت. در این منطقه از هور که از شمال البیضه تا رودخانه دجله ادامه دارد بهترین محور برای نزدیکتر شدن به جاده بصره - العماره انتخاب گردید. در این مسیر، تصرف پاسگاههای ابوذکر و ابولیله - که می توانست جای پای مناسبی برای ادامه عملیات در این محور و سکوی آتش در جهت مسدود کردن جاده باشد - ضروری تشخیص داده شد.
علاوه بر این، خط پدافندی که پس از تصرف ترابه در این منطقه به وجود آمده بود، احتیاج به ترمیم داشت و اجرای عملیات در اینجا
میتوانست ضمن نزدیک کردن خط پدافندی به دجله و اجرای آتش روی جاده، خط منظم و به هم پیوستهای را به وجود آورد.
لشکر 25 کربلا که با بهبود فرماندهی پس از عملیات بدر همچنان در منطقه ذکر شده باقی مانده بود، مأمور اجرای تدابیر مذکور گردید.
منطقه مورد نظر قسمتی از هورالهویزه بود که در شمال منطقه عملیات خیبر و بدر در حد فاصل پاسگاه شط علی و طبر واقع گردیده است. از سمت غرب تا روستاهای الزجیه و الحسان، از سمت جنوب تا روستای البیضه و از سمت شمال تا پاسگاه ترابه در محدوده این منطقه عملیاتی واقع شده بود.
زمین منطقه: به علت آنکه منطقه عملیات قبل از گسترش هور منطقهای مسکونی بوده، عمق آب در این قسمت کم است و خشکیهای بیشتری نسبت به سایر مناطق در آن وجود دارد. مهمترین خشکیهای منطقه عملیات بعد از ترابه (که در عملیات بدر تصرف شد)، عبارت بودند از پاسگاه ابوذکر، روستای ابولیله و خشکیهای اطراف آن.
آبراهها: آبراههایی که در منطقه عملیات بیشتر استفاده میشدند، عبارت بودند از: آبراههای کسر، صف، شعبان، مشروع، خیطه، اعظم، معارج، نهروان و الحسان.
لشکر 25 کربلا برای حفظ منطقه و امکان حضور فعال در آن و بالا بردن کیفیت، سطح آموزش و تجربه نیروهایش، در این منطقه خطی پدافندی به طول 40 کیلومتر تشکیل داد و 4 گردان نیرو در آن مستقر کرد. هر گردان موظف بود بدون درگیری و تا جایی که امکان دارد خود را به مواضع دشمن نزدیک کند. از این رو نیروها با یک خیز کاملا مؤثر و بدون درگیری به صورت ایجاد کمین در مقابل
دشمن جلو رفتند، طوری که در بعضی محورها به فاصله 1 تا 2 کیلومتری مواضع عراقیها رسیدند. این خیز موجب شد تا جنوب آبراه ترابه در آبراه اعظم، کمینها به نحوی به طرف دشمن ایجاد شوند که الحاق بین خط ترابه - نهروان برقرار گردد.
پس از واگذاری مأموریت به لشکر 25 کربلا، نیروهای اطلاعات این لشکر شناسایی منطقه را به طور مستمر و با جدیت شروع کردند و چون برای عملیات 4 هدف (پاسگاه ابوذکر، روستای ابولیله، برکه مختار و کمین دژبانی در عقبه دشمن) مشخص شده بود، شناساییها از 4 محور آبراهای صف، خیطه، معارج و اعظم انجام میشد. با پیشرفت کار و تسلط نیروها بر منطقه عملیات مقرر گردید که برای هر هدف 2 معبر شناسایی شود، لذا کار شناسایی در 8 معبر ادامه یافت.
نیروهای شناسایی با لباس غواصی و شنا در زیر آب خود را تا نزدیکیهای دشمن میرساندند، اما دشمن از ساعت 9 شب تا روشنایی صبح حدود هر نیم ساعت با کلیه سلاحهای خود مانند ضدهوایی، تیربار و خمپاره، روی نیزارها و آبراهها آتش میریخت که برای رزمندگان مشکلات زیادی ایجاد میکرد و احتمال تلفات نیروها را افزایش میداد. (1)
برای مثال برادر بشارت که بعدا به شهادت رسید، از قبل از عملیات بدر به مرخصی نرفته بود، وی مرتبا به صورت داوطلبانه به شناسایی میرفت و تقریبا رکورد شناسایی و نیز گم شدن در هور و ماندن در آب را شکسته بود. وی یک بار بیش از 65 ساعت، یعنی چیزی نزدیک به 3 شبانهروز در هور سرگردان بود و بالاخره شناکنان خود را به مواضع نیروهای خودی رسانید. غیر از گم شدن نیروها، مسئله برخورد با کمین دشمن و شهادت نیز وجود داشت. چنان که یکی از شبها سه نفر غواص با یک بلم به شناسایی رفته، دو تن از آنها در نقطهای در نزدیکی مواضع دشمن از بلم بیرون آمدند، نفر سوم در لابهلای نیزار همراه بلم به انتظار میایستد، دو نفر غواص راه خود را به طرف پاسگاه ابوذکر ادامه میدهند و در این میان به موانع دشمن برخورد میکنند. در این اثنا وقتی برادران شناسایی در فاصله 100 متری با دشمن، قرار میگیرند، ناگهان با رگبار آتش عناصر عراقی مواجه میشوند. برادران بلافاصله به زیر آب میروند تا از آتش دشمن در امان باشند، اما یکی از برادران بر اثر اصابت تیر به شهادت میرسد و میان سیم خاردار حلقوی گیر میکند برادری که همراه وی بوده هر چه سعی میکند تا برادر شهید را به عقب منتقل کند، موفق نمیشود؛ لذا او را در لابهلای نیزار استتار نموده، مبادرت به پخش کردن آب خونآلود که بر اثر اصابت تیر ایجاد شده بود، مینماید و سپس به نزد برادر دیگری که در انتظار بوده بر میگردد و روز بعد با امکانات بیشتر جهت انتقال جنازه برادر شهید مراجعه میکنند که خوشبختانه دشمن متوجه نمیشود و لذا انتقال جسد به عقب با موفقیت انجام میگیرد.
با این حال بنابر تأکید فرمانده لشکر مبنی بر1) 1. در واقع شناسایی در هور، دشواری و معضلات فراوان داشت، زیرا از یک سو وجود آبراههای متعدد و از سوی دیگر کمینهای احتمالی دشمن که بعضا به صورت سیار بود و همچنین مواضع و موانع دشمن به منزله عوامل بازدارنده در شناسایی ایجاد مشکل میکردند. بر این اساس، گم شدن عناصر شناسایی (اوایل کار) امری غیرمنتظره نبود چنانچه بارها عناصر شناسایی راه خود را گم کرده، سپس با شنا کردن مسافتی طولانی و گاه در صورت خستگی مفرط، با خواباندن نیها و استراحت بر روی آن، خود را آرام آرام به مواضع خودی میرساندند.
شناسایی کامل مواضع دشمن، در مجموع 150 تیم شناسایی به منطقه اعزام شد که با تلاش آنها هیچ نقطه ابهامی در شناسایی مواضع دشمن باقی نماند.
دشمن در این منطقه از مواضع و موانع مختلف برخوردار بود، از جمله بشکه فوگاز (ناپالم) و سیم خاردار حلقوی (که بعضا تا 1 متر روی آب و چند رده در زیر آب قرار داشت)، تنها نمونهای از موانع دشمن بود.
عراقیها در اطراف پاسگاه ابوذکر و روی خشکی اطراف آن سنگرهای متعددی احداث کرده بودند. همچنین در روی برکه مختار، علاوه بر سنگر، کمین سیار نیز گذاشته بودند که به صورت زیگزاگی یک دیگر را میپوشاند و عامل مؤثر در تأمین پاسگاه ابوذکر به شمار میرفت.
در این منطقه از دشمن سه گروهان کماندویی (یک گروهان در پاسگاه ابوذکر، یک گروهان در پاسگاه ابولیله و یک گروهان در برکه مختار) استقرار داشتند. یک گروهان هم پشت برکه مختار در احتیاط نزدیک بود. علاوه بر این، عناصری از تیپهای 506 و 114 از لشکر 25 ارتش عراق در منطقه مستقر بودند.
دشمن همچنین به منظور کنترل بهتر منطقه، با هلیکوپتر و هواپیمای پی.سی.7 مرتبا گشت شناسایی انجام میداد و بعضا روی مواضع خودی اجرای آتش میکرد.
منطقه عملیات به دو محور تقسیم گردید و دو عقبه «طبر» و «شط علی» برای آن مشخص شد. طبق برآوردی که از منطقه و وضعیت دشمن به عمل آمد، مقرر گردید 5 گردان (جمعا با استعداد 8 گروهان) از رزمندگان وارد عمل شوند. مسیر محور اول از طبر به آبراه کسر، پاسگاه ترابه و آبراه نهروان ختم میگردد. مسیر محور دوم نیز از شط علی به آبراه صف و از آنجا به پاسگاههای ابوذکر و ابولیله منتهی میشود.
بر اساس برنامهریزی انجام شده مقرر گردید یک روز قبل از عملیات یک گروهان از گردان امام محمدباقر (ع) با استفاده از آبراه معارج که نیروهای عراقی هیچ مانعی در آن نداشتند، به عقبه دشمن رفته در آنجا مستقر شوند.
واحد پدافند هوایی چهار توپ ضدهوایی 5 / 14 میلیمتری را که روی پلهای شناور نصب شده بود، جهت استقرار در آبراه نهروان، برکه مختار، آبراه معارج و آبراه صف - خیطه در نظر گرفت (1).
1) 2. درباره نحوه مقابله با حملات هوایی دشمن، فرمانده لشکر 25 کربلا چنین اعلام میکند: «ما توپها را آماده کردیم و گفتیم بروید به منطقه و در نیها پنهان شوید و از صبح عملیات آماده باشید، به آنها گفتیم هلیکوپتر و هواپیماهای دشمن را نزنید تا آنها بیایند در منطقه و وقتی اطمینان حاصل کردند کسی نیست و آمدند بالای سر شما، بعد آتش کنید تا دشمن غافلگیر شود.».
واحد ادوات لشکر نیز 4 قبضه مینی کاتیوشا، 23 قبضه تیربار و دوشکا و 3 قبضه توپ 106 میلیمتری به طور شناور در آبراهها و برکههای صف، ترابه، مشروع و مختار برای پشتیبانی مؤثر از نیروها در نظر گرفت.
همچنین دو اورژانس (یکی در آبراه اعظم و دیگری در آبراه شعبان صف) آماده امدادرسانی به مجروحان بود.
زمان عملیات با در نظر گرفتن وضعیت و شروع فعالیت دشمن در منطقه، مشخص گردید. قوای دشمن از ساعت 9 شب به بعد تیراندازی و اجرای آتش کور را شروع میکردند، لذا ساعت شروع عملیات و شروع درگیری ساعت 8 شب اعلام شد.
از بعد از ظهر روز جمعه 24 / 3 / 1364، مطابق با روز قدس، فعالیت برای حرکت نیروها به سوی دشمن شروع شد. در کنار ساحل شناورهایی که حامل مهمات و تدارکات هستند آماده حرکتند. نیروها در خطوط پدافندی در حال تجهیز و آمادگی برای سوار شدن در بلمها میباشند. فرماندهان گروهانها نیز مشغول تیمبندی بلمها و به ستون کردن آنها برای حرکت به طرف هدف میباشند. هنوز آفتاب غروب نکرده بود که رزمندگان سوار بر 90 شناور (بلم و چینکو) پیشروی خود را از پنج محور (آبراههای صف، خیطه، معارج، اعظم و نهروان) به سمت دشمن آغاز کردند.
ساعت 8 شب فرا رسیده است ولی هنوز هیچ یک از محورها درگیری با دشمن را اعلام نکردهاند، در این حال مشکلی هم در مقر فرماندهی بروز میکند و آن اینکه لحظاتی قبل از عملیات بر اثر وزش باد برگه کدهای مخابراتی عملیات لابهلای نیها گم میشود.
در محور خیطه، دشمن ساعاتی قبل از عملیات کمینی جدید در آبراه اصلی این محور گذاشته بود که نیروها مدتی را معطل آن شدند چون باید ابتدا کمین را منهدم و بعد به روستا تک میکردند.
با رسیدن زمان درگیری فرمانده لشکر برای سرعت دادن به گردانها فشار میآورد تا درگیری با دشمن را شروع کنند. رزمندگان به تدریج به دشمن رسیدند و برای درگیری اعلام آمادگی کردند. بالاخره در کلیه محورها رزمندگان از موانع و سیم خاردارها عبور
کردند. لحظاتی قبل از ساعت 9 شب دشمن طبق برنامه قبلی و شاید هم به دلیل هوشیاری از طریق شنود، متوجه حضور نیروها شد و به شلیک خمپاره منور و به رگبار بستن نیزارها اقدام کرد، خصوصا در محور پاسگاه ابوذکر که به تلفاتی از گردان یا رسول (ص) منجر شد.
با تلاش و جست و جوی عدهای از برادران برگه کدهای مخابراتی پیدا شد و سرانجام نزدیک ساعت 9 شب کلیه گروهانها برای درگیری با دشمن اعلام آمادگی کردند.
در همین زمان فرمانده لشکر 25 کربلا با قرائت رمز عملیات «یا محمد رسول الله، یا الله، یا الله، قد تری انا فیه ففرج عنی یا کریم، الله اکبر» دستور آغاز عملیات را صادر کرد.
در پی آن فرماندهان کلیه محورها با پاسخ به پیام رمز فرماندهی، عملیات خود را شروع کردند. تقریبا در تمامی محورها غواصهای پیشرو موفق شدهاند خود را به زیر پای دشمن رسانده و منتظر نیروهای عمل کننده بمانند.
در محور صف، رزمندگان با انهدام یک کمین که شب گذشته ایجاد شده بود به طرف روستای ابولیله هجوم بردند.
نیروهای عمل کننده از آبراه مشروع نیز سریعا به هدف رسیدند و غواصها وارد عمل شدند. اولین غواص وارد ساحل دشمن شد و یک نارنجک داخل سنگر عراقیها انداخت که نارنجک عمل نکرد و آنها بیرون ریختند. در اینجا غواص خود را از جنگ تن به تن کنار کشید و رزمندگان دیگر روی دشمن آتش گشودند که از همین جا درگیری شروع شد. همزمان نیروهای بلمسوار از راه رسیدند و در ساحل نزدیک روستا پیاده شدند. وقتی توجه دشمن به این سمت معطوف گردید، نیروهای دشمن در معبر اصلی تک (آبراه خیطه) سست شدند طوری که نیروهای گردان مسلم به سرعت در ساحل پیاده شدند و درگیری را شروع کردند.
قسمتی از نیروهای گردان امام محمد باقر (ع) که در انتهای آبراه مشروع به قصد زدن عقبه دشمن، پای کمین دژبانی نشسته بودند، با
اعلام رمز عملیات، حمله را شروع کردند و شلیک اولین آر.پی.جی آنها باعث انفجار مهمات دژبانی شد و نیروهای دشمن به آب ریختند و شروع به تیراندازی کردند. در این حال نیروهای بلمسوار که کمین را محاصره کرده بودند، تیراندازی عراقیها را پاسخ دادند و درگیری پس از 3 دقیقه خاتمه یافت. برادران منطقه را پاکسازی کردند، عدهای از نفرات دشمن را اسیر کردند و در جناحین آبراه گسترش یافتند.
در محور خیطه یک دسته از نیروهای گردان یا رسول الله (ص) با توجه به عمق کم آب، در 500 متری دشمن از بلم پیاده شدند و با کشیدن شناور حامل مهمات روی آب، به طرف دشمن حرکت کردند. در این محور دشمن نسبت به سایر محورها هوشیارتر است و تنها محوری است که غواصها نتوانستهاند از قبل خود را به ساحل دشمن برسانند. آنان در چند متری ساحل در لابهلای نیها زیر آب رفتهاند، دشمن گه گاهی منور میزند و یا به رگبار میبندد. نیروهای دسته تأمین به 150 تا 100 متری دشمن رسیده در لابهلای نیزارها گسترش یافتهاند. چون تلاش غواصها جهت رسیدن به ساحل دشمن بینتیجه مانده است، دسته تأمین با دستور فرمانده عملیات همزمان اجرای آتش کردند. این نیروها معبری به عرض 10 متر را پاکسازی کردند و آبراه جهت ورود نیروهای عمل کننده باز شد. طولی نکشید که کلیه نیروهای بلمسوار در ساحل پیاده شدند و با اندک درگیری وارد ساختمان پاسگاه شده بر آن تسلط یافتند. درگیری پاسگاه ابوذکر بیش از 7 دقیقه طول نکشید.
نیروهای عمل کننده در محور آبراه اعظم نیز با مأموریت تک به شمال برکه مختار، در پای کمینهای این برکه منتظر هستند و قرار است عملیات ایذایی انجام بدهند. این نیروها با اجرای آتش روی کمینهای دشمن با انبوه آتش چند کمین دشمن از چند جناح دیگر مواجه شدند و پس از لحظاتی مجبور شدند مقداری عقب کشیده و با درگیری از دور، خط را فعال نشان بدهند.
در محور آبراه نهروان نیروهای گردان امام حسین (ع) به جنوب برکهی
مختار تک کردند. پس از شروع درگیری در این محور، نیروهای خودی از چند جناح با انبوه آتش کمینها مواجه شدند که به درگیری پراکنده با دشمن ادامه دادند و به انتظار رسیدن ادوات و توپ 106 میلیمتری ماندند.
درگیری در روستای ابولیله در دو محور ادامه دارد و نیروها وارد روستا شدهاند، اما دشمن هنوز مقاومت میکند. رزمندگان همزمان با درگیری در روستا، به دو تا از کمینهای خشکی روستا نیز حمله کردند. پس از چند لحظه هر دو کمین منهدم شدند و نیروهایشان در آب رفتند و از لابهلای نیزارها فرار کردند.
کمین بین پاسگاه و روستا در آبراه مشروع در شروع درگیری با اندک مقاومتی سقوط کرد و بیشتر نیروهای آن در لابهلای نیزارها فرار کردند. از جمله دلایلی که موجب درگیری طولانی در روستا شد مقاومت یکی از کمینهای نزدیک روستا بود. همزمان با شروع عملیات یک دسته از نیروهای گردان مسلم در آبراه صف تا 2 کیلومتری روستای البیضه پیش رفتند و جهت سد کردن هر گونه فعالیت و پاتک دشمن از این محور در جناحین آبراه گسترش یافتند. چند دقیقه پس از شروع عملیات وضعیت کلی بدین شرح است:
پاسگاه ابوذکر سقوط کرده است.
دو تا از کمینهای نزدیک روستای ابولیله منهدم شدهاند.
کمین بین پاسگاه و روستا در آبراه مشروع منهدم شده است.
کمین دژبانی در انتهای آبراه مشروع که عقبه دشمن محسوب میشود، منهدم گردیده است.
درگیری در روستای ابولیله و برکهی مختار همچنان ادامه دارد.
در ساعت 21:10 به دستور فرماندهی قایقهای حامل توپهای 106 میلیمتری و قبضههای مینی کاتیوشا به سرعت خود را به محلهای درگیری رساندند.
با تدبیر و تلاش فرماندهی محور صف، کمین کنار روستای ابولیله منهدم شده و درگیری فقط در روستا ادامه دارد.
در محور پاسگاه ابوذکر دشمن یکی از بشکههای مواد ناپالم را منفجر کرد. در این انفجار نیروهای خودی آسیبی ندیدند و 2 نیروی دشمن در حین فرار آسیب دیدند.
ساعت 21:15 یک قایق حامل یک توپ 106 به منطقه برکه مختار رسید. این قایق که برای زدن کمینها در حال عبور از لابهلای نیها بود، ناگهان با یک کمین شناسایی نشده برخورد کرد و باعث هوشیاری دشمن شد که به دنبال آن دشمن با شلیک یک نارنجک آتشزا قایق را منهدم کرد. این نیروهای این قایق یک تن شهید و یک تن زخمی شد که با قایق دیگری به عقب منتقل شدند.
در همین زمان دشمن در محور روستای ابولیله یکی دیگر از بشکههای ناپالم را منفجر کرد که در این انفجار نیز به نیروهای خودی آسیبی نرسید.
در ساعت 21:18 در محور نهروان قایقهای حامل توپ 105 میلیمتری و مینی کاتیوشا به منطقه عملیات رسیدند و با برنامهریزی قبلی روی اتوبان بغداد - بصره شروع به اجرای آتش کردند.
بر اساس گزارش دیدهبانها اتوبان مذکور بسته شده و در دو طرف اتوبان در مناطق العزیر و جنوب الکساره تجمع ماشینهای چراغ روشن مشاهده میشود.
در ساعت 21:20 با یک تلاش وسیع از دو محور، روستای ابولیله کاملا پاکسازی و عدهای نیز اسیر شدند. گاهی از اطراف پاسگاه ابوذکر و روستای ابولیله تیراندازیهای پراکندهای انجام میگیرد که با انبوه آتش نیروهای خودی خاموش میگردد. در این حال فرمانده پاسگاه ابوذکر که همراه با یک سکاندار فرار کرده بود، در دام نیروهای گردان امام محمدباقر (ع) افتاد و در درگیری کشته شد و سکاندار قایق نیز مجروح و اسیر شد و قایق منهدم گردید.
حدود ساعت 22 عدهای از نیروهای دشمن در حال فرار در آبراه مشروع به دام نیروهای خودی افتادند که تعدادی کشته و تعدادی اسیر شدند.
حدود نیمه شب وضعیت کلی عملیات چنین است: در کل منطقه عملیات، دشمن فقط در برکه مختار حضور دارد که آن هم در محاصره رزمندگان است. جنوب برکه یعنی بین نیروهای گردان امام حسین (ع) و گردان امام محمدباقر (ع) هنوز الحاق صورت نگرفته و باز است و راه فراری برای دشمن میباشد. از جمله دلایل ناموفق بودن تک در برکه مختار ضعف در شناسایی آن بود، اولا نیروهای شناسایی به طور کامل کمینهای برکه مختار را شناسایی نکرده بودند و در ثانی برای یک کمین دو معبر تک مشخص کرده بودند و فکر میکردند این دو معبر برای دو کمین است. شب عملیات وقتی نیروهای غواص به طرف کمین میرفتند متوجه یک دیگر شده و ابتدا هر کدام فکر میکردند که دیگری دشمن است تا اینکه یک دیگر را شناختند و هر دو با هم به کمین حمله کردند که به دلیل تسلط کمین دیگر بر آنها، موفق نبودند. در مجموع به تعدادی از کمینهای برکه حمله نشد و به تعدادی هم که حمله شد موفقیتآمیز نبود.
نزدیک صبح، یک توپ 106 میلیمتری در آبراه صف اجرای آتش روی روستای البیضه را شروع کرد، قبضه توپ دیگر 106 میلیمتری در انتهای آبراه مشروع جهت مقابله با پاتک دشمن استقرار یافته و آماده است. همچنین یک مینی کاتیوشا در ترابه به طرف جادهی بصره - بغداد و یکی دیگر روی الکساره و دهات اطراف آن اجرای آتش میکند.
با روشن شدن هوا از هر محور 2 تا 3 قایق به گشتزنی پرداختند و تعداد زیادی از نیروهای دشمن را اسیر کردند و عدهای را که قصد تیراندازی و مقاومت داشتند، به رگبار میبستند. از سوی دیگر دشمن با روشن شدن هوا فعالیت هوایی خود را در منطقه شروع کرد. در ابتدا هواپیماهای پی.سی.7 و هلیکوپترها برای شناسایی به منطقه عملیات آمدند ولی به دلیل آنکه از وضعیت عملیات اطلاعی نداشتند،
اجرای آتش نمیکردند.
در این زمان توپهای ضدهوایی به سوی منطقه عملیاتی حرکت کردند و در نقاط مشخص شده استقرار یافتند. فرمانده لشکر به آنها تأکید کرده بود که تا پرندههای دشمن کاملا در تیررس نیامده، تیراندازی نکنید. طولی نکشید که یک هلیکوپتر دشمن با آتش سلاحهای پدافند در منطقه برکه مختار، سقوط کرد. همچنین یک هواپیمای پی.سی.7 دشمن نیز به وسیله موشک سهند در منطقه نهروان سرنگون شد.
در اوایل روز نیروهای عراقی با قایقهای حامل سلاحهای دوشکا و 106 و تیربار و نیرو همراه با هواپیما و هلیکوپتر پاتک سنگینی را اجرا کردند که با مقابله به موقع و غافلگیرانه نیروهای کمین در آبراه مشروع مواجه گردیدند. چون رزمندگان در لابهلای نیزارها مخفی شده بودند و دشمن از وضعیت منطقه اطلاعی نداشت لذا عراقیها به دام نیروهای خودی افتادند و تلفات بسیاری دادند. باقیمانده قوای عراقی نهایتا با مقاومت اندک و به جای گذاشتن تلفات زیاد فرار کردند.
پس از چند ساعت، پاتک دوم، سنگینتر و با قوای بیشتری اجرا شد که آن هم با مقاومت برادران و فعالیت چشمگیر توپ 106 میلیمتری، به عقبنشینی و تلفات دشمن منجر شد.
برادر مرتضی قربانی پاتکهای دشمن را چنین توصیف کرد:
«روز اول فشار آن قدر زیاد بود که ما گفتیم الآن تمام بچهها را میزنند عقب ولی بچهها ایستادند. تا موقع ظهر برادران درصدد پاکسازی برکه مختار بودند.»
در طول روز و در حالی که رزمندگان درصدد پاکسازی برکه مختار بودند، صدای پرواز هلیکوپترها دائما شنیده میشد ولی چیزی مشاهده نمیگردید. در اواخر روز برادران متوجه شدند که از طرف کمینهای برکه مختار دیگر هیچگونه تیری شلیک نمیشود و فعالیتی به چشم نمیخورد. پس از آن رزمندگان به اطراف برکه به طرف کمینی رفتند و متوجه شدند که کمینها خالی شده و پرواز هلیکوپتر در روز برای
هدایت آنها جهت فرار از منطقه بوده است. استعداد دشمن در برکه مختار حدود یک گروهان بود که همگی فرار کردند.
صبح روز 26 / 3 / 1364 فاصله بین گردان امام حسین (ع) و گردان امام محمدباقر (ع) در جنوب برکه مختار توسط گردان امام حسین (ع) پوشانده شد و این خط تکمیل گردید.
تا ظهر همین روز دشمن در محور آبراه مشروع دو بار دیگر پاتک کرد که با مقابله به موقع نیروهای خودی دفع شد.
روز سوم عملیات (27 / 3 / 1364) یک هلیکوپتر عراقی که برای گشتزنی به منطقه عملیات آمده بود با آتش پدافند خودی منهدم شد و اطراف روستای البیضه سقوط کرد. از این پس دیگر هیچ پرواز مؤثری انجام نگرفت و دشمن تنها با هواپیمای پی.سی.7 به اجرای آتش کور میپرداخت. در این باره شنود خودی گزارش میداد که خلبانهای دشمن میگویند در منطقه عملیات آتش ضدهوایی زیاد است و ما نمیتوانیم پرواز کنیم.
در این عملیات منطقهای به طول 15 و عرض 13 کیلومتر (حدود 180 تا 200 کیلومتر مربع) از تصرفات دشمن به دست رزمندگان اسلام فتح شد. موقعیت نیروهای خودی پس از عملیات از شمال به جنوب چنین بود:
در 5 کیلومتری الحسان و در 4 کیلومتری دجله و الزجیه و 6 کیلومتری اتوبان بغداد - بصره، و در قسمت جنوبی در 2 کیلومتری البیضه.
یک گردان کامل از تیپ 2 حطین منهدم گردید و ضربات سختی به
این تیپ وارد شد، همچنین تعدادی از عناصر تیپهای 506 و 114 و لشکر 25 دشمن کشته یا اسیر شدند.
در مجموع از نیروهای دشمن حدود 200 تن کشته، 200 تن مجروح و حدود 100 تن اسیر شدند و 15 قایق، 1 هواپیمای پی.سی.7 و 2 هلیکوپتر آنها منهدم گردید.
در این عملیات 4 توپ ضدهوایی، 6 خمپارهانداز، 20 قطعه پل خیبری، 10 قطعه پل دوبهای و تعداد فراوانی سلاح به غنیمت گرفته شد.
در این عملیات تعداد 40 تن از رزمندگان شهید، 30 تن مجروح و 3 تن در هور مفقود شدند.
از نظر امکانات، یک توپ 106 میلیمتری با قایق آن و یک قایق حامل دوشکا منهدم شد و به چند قایق هم ترکش اصابت کرد که قابل ترمیم است.
عملیات قدس 1 دارای ویژگیهایی بود که در موفقیت نقش مؤثری داشتند، از جمله:
1- به کارگیری کلیه نیروهای لشکر.
2- اجرای صحیح مانور عملیات.
3- رعایت اصل غافلگیری.
4- تلاش مستمر فرماندهی جهت آمادگی و هدایت عملیات.
5- تعویض نیروهای دشمن یک روز قبل از عملیات.
6- بستن عقبه دشمن (انتهای آبراه مشروع - الکساره که تنها عقبه دشمن محسوب میشد) همزمان با شروع عملیات.
پس از عملیات موفق قدس 1 اوضاع منطقه عملیاتی به گونهای بود که ضرورت اجرای یک عملیات دیگر را جهت تحکیم و تثبیت هر چه بیشتر موقعیت و خط پدافندی نیروهای خودی و متقابلا هر چه آسیب پذیرتر کردن دشمن و ایجاد تزلزل در خطوط پدافندی آن، ایجاب میکرد. پس از اجرای عملیات قدس 1، دشمن در این منطقه چند بار پاتک نمود و چون هر بار ضربهی سختی خورد، موضع کاملا پدافندی به خود گرفت و پس از شناسایی و دریافتن وضعیت خود در منطقه به ایجاد استحکامات و تقویت منطقه اقدام کرد.
مناطق حساس و آسیبپذیر دشمن عبارت بودند از:
1- الحسان و آبراه مقابل آن: در این منطقه، دشمن تا آبراه الکساره را با به کارگیری نورافکن و نیروهای پیاده و بهرهگیری از یگان زرهی و همچنین استقرار نیروهای بیشتری در آبراه مقابل پوشش داد و آن را تقویت کرد. از سویی اجرای آتش شدید روی مواضع رزمندگان در منطقه نهروان و روبهروی آن نشانهی وحشت زیاد دشمن در این منطقه بود.
2- آبراه الکساره: نیروهای عراقی در این منطقه از چند جناح تهدید میشدند.1- نهروان 2- انتهای برکه مختار 3- سمت چپ برکه مختار تا پنج راه الکساره - ابولیله و برکه مختار که جهت تقویت خود به سرعت با شناورها خطی متراکم در این آبراه ایجاد کردند.
3- البیضه و آبراه البیضه - الکساره: دشمن این آبراه را در سمت چهارراه مواصلاتی (چهارراه دژبانی عراقیها) به سمت جنوب به شدت تقویت میکرد و در صورتی که از محور غرب الکساره و یا جنوب البیضه اقدام به تک میکرد و به موفقیتهایی دست مییافت به ناچار
نیروهای خودی میباید تا چهارراه معارج - مشروع عقب میرفتند و در این صورت جبهه خودی در این منطقه بنا به دلایل زیر آسیبپذیر میشد:
جناح دادن به دشمن در سمت چپ البیضه، افزایش نیروی پدافندی برای تأمین منطقه و نیز (در صورت تحرک دشمن) عقبنشینی از چهارراه معارج - مشروع.
جناح دادن به دشمن از سمت چپ برکه مختار آسیبپذیری را افزایش میداد.
قطع ارتباط محورهای غرب الکساره و جنوب البیضه.
برقراری ارتباط دشمن در منطقه، ترمیم در جناحین، مرتفع کردن نقاط ضعف و کاهش نیروی پدافندی در خط.
با توجه به موارد ذکر شده که آسیبپذیری جبهه خودی را در این منطقه نشان میداد و همچنین حاکی از حمله قریبالوقوع دشمن بود و نیز نشانه تلاش عراقیها برای تأمین نقاط آسیبپذیر خود به ویژه در محور البیضه بود، لشکر 25 کربلا که عملیات قدس 1 را در این منطقه اجرا کرده بود و مأموریت پدافند این منطقه را به عهده داشت، عملیاتی را با هدف جلوگیری از تک احتمالی دشمن و مرتفع نمودن نقاط ضعف خودی در این منطقه و تبدیل آن به قوت و همچنین آسیبپذیر کردن دشمن و به دست گرفتن ابتکار عمل طرحریزی کرد.
رزمندگان لشکر 25 کربلا در ساعت 2 بامداد 6 / 4 / 1364 به سوی خط دشمن حرکت کردند و 2 تن از غواصان پیشرو این لشکر نیز از آبراه اصلی پیش رفتند تا نیروهای احتیاط (دوشیکا) - که قرار بود از محور سمت چپ آبراه و بلافاصله پس از درگیری حرکت نمایند - به آنجا برسند و به طرف دشمن تیراندازی کرده، برای باز نمودن آبراه مبادرت به پشتیبانی کنند اما به دلیل روشن شدن هوا، حتی در صورت انهدام کمین، اولا فرصت برای پیشروی و الحاق با جناح راست کافی نبود و از طرفی محور راست نیز تقریبا متکی به محور چپ بود، لذا به نیروها دستور عقبنشینی داده شد.
بلافاصله پس از بازگشت نیروها سازماندهی مجدد آنها و توجیه مأموریت انجام گرفت و رزمندگان در ساعت 19 همین روز حرکت کردند. قرار بود ساعت 21 درگیری شروع شود، اما یکی از غواصان که حرکات دشمن را زیر نظر داشت، گزارش داد که یک قایق عراقی مجهز به تیربار و آرپیجی، راه کار محور راست را مسدود نموده است و برای اولین پایگاه دشمن تأمین کافی به وجود آورده است. این عامل و عوامل دیگری موجب شد تا عملیات پس از غروب ماه، در ساعت 24 آغاز شود.
به محض شروع درگیری در محور سمت راست، قایق دشمن و کمین اول و در محور سمت چپ، پایگاه اول و سوم سقوط کردند و نیروهای آنها به هلاکت رسیدند. نیروهای پایگاه دوم دشمن نیز بلافاصله با فشار رزمندگان محور چپ تسلیم و یا کشته شدند. در ادامه عملیات رزمندگان محور راست و محور چپ با تلاش بیشتر دو پایگاه دیگر دشمن را به سقوط کشاندند و پس از الحاق، در دو آبراه مقابل به پیشروی ادامه دادند.
از افراد دستگیر شده در پایگاههای دشمن بلافاصله خواسته شد محل دیگر پایگاههای عراقی را به خصوص پایگاههایی که در پشت سر آنها در دو آبراه فرعی البیضه قرار داشت مشخص نمایند.
بر اساس اطلاعات به دست آمده از اسیران، روی مواضع دشمن اجرای آتش شد که تعدادی از عراقیها کشته یا زخمی شدند. همچنین عملیات الحاق و استقرار در آبراهها و تأمین و امنیت منطقه تا ساعت 1:30 بامداد پایان پذیرفت. در جریان این عملیات یک تن از نیروهای خودی شهید و تعدادی مجروح شدند.
رزمندگان لشکر 25 کربلا که در انتهای برکه مختار و منتهی الیه سمت چپ آن تا چهارراه دژبانی و در محور نهروان مستقر بودند با اجرای تک ایذایی و فریب به دشمن نزدیک شده و با آتش سنگین آنها را به خود مشغول کردند.
گفتنی است که به محض درگیری تعداد بسیاری نورافکن در منطقه روشن شد که به طور خودکار و به صورت برف پاک کن اتومبیل فعالیت داشتند و همزمان تیربارهای دشمن شروع به فعالیت نمودند. عراقیها با انواع سلاحها منطقه را زیر آتش گرفتند، به گونهای که در ساعت 1:45 بامداد آتش آنچنان شدید بود که کلیه ترددها در آبراهها، به خصوص تردد در آبراه معارج - مشروع قطع شد.
نکته قابل توجه اینکه آتش دشمن در منطقه آزاد شده که بیشتر نیروهای خودی در آن محل بدون پوشش استقرار یافته بودند، به مراتب کمتر بود. در ادامهی اجرای آتش، دشمن اولین پاتک خود را در ساعت 4:30 صبح از دو طرف آبراه شروع کرد که خیلی سریع خنثی و سرکوب شد.
پاتکهای دیگر دشمن (که تا پنج پاتک رسید) یکی پس از دیگری به واسطه رشادت رزمندگان نافرجام ماند. رزمندگان پس از آن، بار دیگر در آبراهها پیشروی کردند و مناطق دیگری را به تصرف
خود درآوردند و در نزدیکترین محل به دشمن در آبراه البیضه مستقر شدند.
در مجموع طی درگیریهایی که چند روز ادامه یافت. رزمندگان اسلام توانستند ضمن انهدام بخشی از نیروهای تیپ 68 کماندویی ارتش عراق و دفع پاتک آنها، با پاکسازی و الحاق، موقعیت خود را در مناطق تصرف شده تثبیت نمایند. در جریان عملیات مذکور 10 تن از رزمندگان شهید و 65 تن مجروح شدند، از نیروهای دشمن نیز 40 تن کشته و 11 تن اسیر گردیدند.
نام عملیات: قدس 3
رمز عملیات «و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. انا فتحنا لک فتحا مبینا. یا امام صادق (ع)، یا امام صادق (ع)، یا امام صادق (ع)، الله اکبر»
منطقه عملیات: منطقه عمومی دهلران - طیب، غرب رودخانه میمه
زمان عملیات: 19 / 4 / 1364
هدف: انهدام و اسارت نیروهای دشمن در تپه 194 و انهدام تجهیزات دشمن.
سازمان عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پشتیبانی توپخانه و هوانیروز ارتش.
سازمان رزم: لشکر 19 فجر با سه گردان و یک گروهان مأمور.
نتایج: پاکسازی منطقهای به وسعت حدود 30 کیلومتر مربع.
تلفات عراق: حدود 700 کشته و مجروح.
خسارت عراق: 10 انبار مهمات، 6 قبضه تفنگ 106م.م، یک سلاح پدافند هوایی، تعدادی خودروی سبک و سنگین (شامل ایفا و جیپ)، انهدام پمپ بنزین قرارگاه گردان.
تلفات خودی: حدود 20 شهید، 105 مجروح و 15 مفقود.
با توجه به اوضاع جنگ بعد از عملیات بدر که از کلیه یگانها خواسته شده بود هر یک منطقهای را برای اجرای عملیات محدود، انتخاب و شناسایی کنند، قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) با پیشنهاد چند یگان موافقت کرد و مناطقی را نیز با پیشنهاد قرارگاههای فرعی به برخی یگانها ابلاغ کرد. از جمله در جلسهای که در تاریخ 3 / 2 / 1364 با حضور فرمانده کل سپاه برگزار شد، فرمانده لشکر 19 فجر برای اجرای عملیات محدود چند منطقه از جمله قصر شیرین، سومار و به ویژه میمه در شمال شهرک طیب عراق را پیشنهاد کرد. در این جلسه منطقه میمه تصویب نشد و قرارگاه خاتم پیشنهاد کرد که لشکر فجر روی منطقه کانیشیخ کار کند. اما علت اصرار لشکر 19 روی منطقه میمه به این دلیل بود که نیروهای دشمن با استقرار در ارتفاعات منطقه، به ویژه ارتفاع 194، تسلط کامل روی دهلران داشتند و همچنین 7 کیلومتر از خط خودی در این منطقه باز بود. علاوه بر این، نیروهای لشکر 19 فجر از مدتها قبل در شرق این منطقه خط پدافندی داشتند و ضمن آشنایی با منطقه، آن را به خوبی شناسایی کرده بودند.
بدین ترتیب با اصرار مسئولان لشکر 19 فجر و موافقت قرارگاه خاتم اقدامات عملی لشکر 19 از روز 7 / 4 / 1364 آغاز شد. اما نظر به وجود مشکلاتی از جمله کمبود نیرو، عملیات محدود جدی گرفته نشد و به یک عملیات نفوذی با وسعت زیاد تبدیل گردید.
منطقه عملیات که نزد دشمن به ارتفاعات «عین منصور» و در بین اهالی بومی به «دره سیاه» شهرت دارد، در محور عمومی دهلران - طیب در غرب رودخانه میمه واقع شده است. این منطقه دارای یک سلسله ارتفاعات از جمله قلههای 137، 128، 194، 172، 214، 216 و 100 میباشد. همچنین در شرق رودخانه که به منطقه «بیات» معروف است. وجود ارتفاع 208 به دلیل مشرف بودن روی حاشیه غربی منطقه میمه اهمیت زیادی دارد. نکته مهم اینکه کلیه مناطق و ارتفاعات یاد شده در شمال خط مرزی (در خاک خودی) قرار دارد و دشمن در عقبنشینی سراسری خود بعد از آزادی خرمشهر، قسمت مهمی از این مناطق را به دلیل حساسیت و اهمیت نظامی حفظ کرد.
خط پدافندی خودی و دشمن
خط پدافندی خودی در منطقه روی ارتفاع 216 و مسئولیت پدافند آن به عهده گردان 205 ژاندارمری باختران - تحت امر لشکر 58 ذوالفقار - بود. خط اولیه دشمن نیز در جلوی شیار مالحه و روی ارتفاع 194 قرار داشت. دشمن با استقرار روی این ارتفاع، که طول آن به 1 کیلومتر میرسید، دید کافی روی خط خودی و منطقه عمومی دهلران داشت.
یک جاده خاکی از جاده آسفالت مهران - دهلران به طرف ارتفاع 216 از خط خودی عبور نموده، سپس از غرب شهرک طیب به داخل خاک عراق امتداد مییابد. این جاده اصلی به فاصله حدود دو کیلومتر پس از ارتفاع 216 از پشت مقرها و پاسگاههای دشمن که خط جلوی مالحه را تشکیل میدهند، میگذرد. در سمت راست جاده اصلی به موازات خط دشمن 3 جاده فرعی شمالی - جنوبی قرار دارد که از طریق این جادهها عقبه دشمن به خط جلوی مالحه و ارتفاع 194 مرتبط میشود و نیروهای عراقی از این طریق تدارک میشوند. قابل ذکر است که خط دشمن در جناح چپ از شیار مالحه
خالی بود و این نقطه ضعف اساسی دشمن و نقطه قوتی برای نیروهای خودی محسوب میشد.
موانع دشمن در این عملیات، عبارت بود از 2 ردیف مین والمر و 10 ردیف سیم خاردار حلقوی، همچنین اطراف سنگرهای دشمن در این محور، 16 ردیف سیم خاردار حلقوی کار گذاشته بودند و نیز 3 میدان مین انفجاری و منور و 24 رده سیم خاردار رشتهای در اطراف پایگاهها و مقرهای دشمن نصب شده بود.
دو سه روز قبل از عملیات، دشمن نیروهای خود در این منطقه را تعویض کرد و تیپ 805 از لشکر 14 را جایگزین تیپ 404 کرد. این تعویض به دلیل هوشیاری دشمن نبود بلکه به دلیل ضعف روحیه نیروهای تیپ 404 که مدتها در منطقه مستقر بود، انجام گرفت.
در طرحریزی مانور این عملیات، مأموریت لشکر 19 فجر انهدام و اسارت نیروهای دشمن در تپه 194 و نیز تثبیت منطقه مشخص گردید، ولی به دلیل کمبود نیرو مقرر شد رزمندگان پس از انهدام دشمن و گرفتن اسیر و غنائم، به عقب برگردند.
بر اساس طرح مانور لشکر 19 فجر، دو محور عملیاتی تعیین شد: در جناح چپ، هدف ارتفاع 194 بود با یک گردان (به استعداد دو گروهان)؛ در جناح راست، هدف، مقرها، و پایگاهها و تجمعات جلو مالحه بود که با دو گردان (استعداد هر یک دو گروهان) از لشکر 19 و یک گروهان مأمور اجرا میشد.
به این ترتیب، گردان امام علی (ع) مأموریت یافت که در محور چپ پس از باز کردن میدان مین، ابتدا به کمینها سپس به نیروهای اصلی دشمن روی ارتفاع 194 یورش ببرد. گردان قاسم بن الحسن (ع) نیز مأموریت یافت که در محور راست پس از پاکسازی جادهی اصلی از سه پایگاه و دو کمین دشمن، علاوه بر ایجاد سهولت در اجرای عملیات گردان امام مهدی (عج)، این جاده را برای بازگشت نیروهای
تمام محور، تخلیهی غنائم، اسیران و مجروحان، گشوده نگه دارد.
گردان امام مهدی (عج) مأمور بود که در محور راست، سنگرهای اجتماعی، مقرهای فرماندهی و پارک موتوری دشمن در حد فاصل پس از جادهی اول تا سوم را - که در واقع عقبهی نیروهای مستقر در ارتفاع 194 بود - منهدم سازد.
با توجه به نفوذی بودن عملیات، نیروها مجهز به تجهیزات انفرادی بودند و چنانچه مهمات خود را تمام میکردند، بایستی با مهمات به دست آمده از دشمن، مأموریت خود را ادامه میدادند.
علاوه بر این، آتش پشتیبانی نیز چنین پیشبینی شده بود: از لشکر 58 ذوالفقار ارتش 2 کاتیوشا، 6 توپ 155 و 3 آتشبار 130 و از سپاه آتشبار 152 و 6 توپ 105 از توپخانه لشکر 19 فجر، از توپخانهی لشکر حضرت رسول (ص) 1 آتشبار 122. همچنین آتش ادوات لشکر فجر شامل 2 مینی کاتیوشا، 9 خمپارهانداز 120، 8 خمپارهانداز 81، 1 تفنگ 106.
همچنین به دلیل بعد مسافت منطقه عملیاتی که تا اولین بیمارستان حدود 180 کیلومتر فاصله داشت، مقرر شد برای انتقال مجروحان عملیات دو هلیکوپتر از هوانیروز ارتش مأمور این کار شود.
الف) قرار شد نیروها از پشت به دشمن بزنند و پس از انهدام مقر فرماندهی و سنگرها، به طرف خط دشمن پاکسازی کنند. این روش، با از کار انداختن فرماندهی دشمن، متلاشی کردن نیروهای در خط را آسانتر میسازد.
ب) قرار شد پس از درگیری، در اولین فرصت کابلهای برق و سیمهای مخابراتی دشمن قطع شوند، بدین ترتیب ارتباط با عقبه و نیروهای در خط به کلی قطع و دشمن در هدایت نیروهای خود مستأصل میشد.
ج) نیروهای تک کننده موظف شدند با رعایت سکوت کامل، خود را کاملا به دشمن نزدیک کنند و در خیز اول از نارنجک استفاده نمایند.
از سوی دیگر: طرح مانور به ناچار دارای مشکلاتی بود از جمله:
1- قلت نیروهای عمل کنندهی خودی؛ در حالی که از دشمن در این منطقه حدود یک تیپ مستقر بود.
2- برای عملیات نیروی احتیاط در نظر گرفته نشده بود.
به دلیل تسلط دید دشمن بر منطقه، رعایت مسائل حفاظتی عملیات از جمله انتقال واحدها ضروری بود، از این رو بیشتر واحدهای پشتیبانی از زمان عملیات بیاطلاع ماندند و برای انتقال نیز چهار روز قبل از عملیات و بعضا واحدهایی نظیر اورژانس، محل تخلیه شهدا و... که لازم بود نزدیکتر به منطقهی عملیات باشند 48 ساعت قبل از عملیات در نظر گرفته شد.
برای فریب دشمن، واحد ادوات یگان را - که از نقاط مختلفی میتوانست کار خود را انجام دهد - جهت پشتیبانی آتش، به سمت «یونیت» در شرق رودخانه میمه بردند، ولی یک آتشبار 120 که برای زیر آتش گرفتن ارتفاع 137 و تنگهی «انیزه» در نظر گرفته شده بود، ناچار روی ارتفاع 216 مستقر گردید.
مسئله حائز اهمیت، وضعیت روحی مناسب نیروهای خودی بود که حتی میتوانست برخی مشکلات و ضعفها را هموار کند. در این باره قبل از عملیات فرمانده یکی از گردانها گفت:
«از نظر روحیه نیروها، بعضی از آنها یک سال و اندی بود که منتظر عملیات بودند... روحیهی بسیار بسیار مشتاقی برای عملیات داشتند... زمانی که فهمیدند عملیات است، روحیه بسیار بسیار بالایی داشتند.»
طبق زمانبندی طرح مانور، نیروهای اعزامی در ساعت 1 بامداد (20 / 4 / 1364) برای شروع درگیری باید اعلام آمادگی کنند و از شروع عملیات تا زمان برگشت نیز حدود چهار ساعت در نظر گرفته شده است.
نیروهای عمل کنندهی لشکر 19 فجر حدود ساعت 7 بعد از ظهر 19 / 4 / 1364 با شور و هیجان آشکاری در دهکده فرحآباد تجمع کردند تا به سوی منطقه درگیری با دشمن حرکت کنند. رزمندگان نماز مغرب و عشا را در این محل به جا آوردند و سوار خودروها شدند. اما طی مسیر به دلایلی از جمله کمبود خودرو، تاریکی هوا و نبودن دید کافی در جاده، باریکی مسیر و ایجاد ترافیک، بر اساس زمانبندی قبلی انجام نگرفت و نیروها با تأخیر به نقطه رهایی رسیدند. (1)به ویژه دستهای از گردان قاسم بن الحسن (ع) که هجوم به کمینهای سمت راست جاده را به عهده داشت به موقع به محل مأموریت خود نرسید.
البته رزمندگان گردان امام مهدی (عج) تا حد ممکن خود را به دشمن نزدیک کردند طوری که بعضی از نیروها با بیسیم ضمن اعلام آمادگی میگفتند ما الآن بالای سر عراقیها هستیم. اما در مجموع تا اعلام آمادگی نیروهای عمل کننده، بیش از یک ساعت از زمان پیشبینی شده برای عملیات گذشته بود.
کلیه گردانها پس از رسیدن به نقطه رهایی به ترتیبی که مشخص شده بود در محورهای مربوطه قرار گرفتند و در ساعت 2:40 بامداد روز 20 / 4 / 1364 آمادگی خود را اعلام کردند. به دنبال آن فرمانده
1) 3. از مسائلی که در حین حرکت برای گردان قاسم ابن الحسن (ع) پیش آمد و از جمله عوامل کندی حرکت بود، سقوط اتومبیل حامل فرمانده یکی از گروهانها و عدهای از نیروهای تخریب در دره بود که منجر به زخمی شدن آنان شد و جایگزینی نیروهای تخریب به دلیل کمبود وقت میسر نبود و این خود در کار اختلالاتی ایجاد نمود.
لشکر 19 فجر برادر نبی رودکی در ساعت 2:45 رمز شروع عملیات را با گفتن «و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم، انا فتحنا لک فتحا مبینا، یا امام صادق (ع)، یا امام صادق (ع)، یا امام صادق (ع)، الله اکبر» به کلیه محورها اعلام کرد (1).
با اعلام رمز، هر یک از گردانها در محور خود عملیات را آغاز کردند. کلیه گردانها در محورها زیر پای دشمن آماده بودند و دشمن را کاملا غافل میدیدند. از سوی دیگر با توجه به اینکه دشمن به تازگی تعویض نیرو کرده بود، بعضی سنگرها خالی بود.
گردان قاسم ابن الحسن (ع) که در محور جاده اصلی عمل میکرد عملیات خود را روی پایگاههای چپ و راست جاده اصلی و پایگاه روی جاده و جاده اول آغاز کرد، درگیری اصلی رزمندگان با پایگاه سمت راست بود و هر چه به سوی پایگاه سمت چپ تیراندازی شد یا کسی داخلش نبود یا عکسالعملی نشان نمیدادند.
نیروهای گردان امام مهدی (عج) نزدیک سنگرهای دشمن شدند و آنها را محاصره کردند. رزمندهای که از این گردان زیر پای نگهبان سنگر فرماندهی گردان قرار گرفته بود با اعلام این که الآن میتوانم گوش نگهبان را ببرم، عملیات این محور را با تعقیب نگهبان مزبور (2)تا سنگر فرماندهی و پرتاب نارنجکی به داخل سنگر آغاز کرد و به دنبال او بقیه نیروها با خیز اول داخل سنگر فرماندهی گردان شدند.
گردان امام علی (ع) نیز که در محور چپ عملیات مأموریت داشت و
1) 4. در طرح مانور پیشبینی شده بود که تا ساعت 1 گردانها اعلام آمادگی کنند، ولی در عمل به دلایلی که اشاره شد قریب 2 ساعت تأخیر شد.
2) 5. فرمانده گردان امام مهدی (عج) در جلسه خاتم گزارش داد، برادری که نزدیک نگهبان سنگر فرماندهی گردان دشمن آماده شروع عملیات بود با علامت شروع حمله، عملیات خود را با گفتن یک «پخ» شروع کرد، نگهبان مزبور از ترس اسلحهاش را انداخته و به داخل سنگر فرماندهی فرار کرد و برادر یاد شده ضمن تعقیب او نارنجکی به داخل سنگر انداخت و...
نیروهایش را به پشت کمینهای دشمن رسانده بود، با اعلام رمز عملیات همزمان با محورهای دیگر، درگیری را آغاز کرد و رزمندگان در همان لحظات اول وارد سنگرهای دشمن شدند و عدهای از افراد دشمن را اسیر کردند.
در ادامه درگیری، هر یک از گردانها پاکسازی محور خود را دنبال نمودند، گروهان 1 از گردان قاسم ابن الحسن (ع) در همان لحظات اول در پایگاه دوم در محور جاده اصلی دشمن 40 نیروی عراقی را اسیر کردند. نیروهای گردان امام مهدی (عج) نیز با انهدام سنگر فرماندهی گردان دشمن، جانشین فرمانده گردان و عدهای از افراد آن را به هلاکت رساندند و فرمانده گروهان قرارگاه و عدهای دیگر را اسیر کردند.
در محور قرارگاه دشمن انهدام زیادی انجام گرفت از جمله خودروها، پمپ بنزین و انبار مهمات دشمن در این محور منهدم شد. نیروهای گردان امام علی (ع) نیز در پاکسازی سنگرهای دشمن در محور خود، مقداری مهمات، یک جیپ فرماندهی، و 4 تفنگ 106 میلیمتری را به آتش کشیدند و تعدادی خودروی ایفای در حال فرار را با آر.پی.جی منهدم کردند. در این محور حدود 50 تن از نیروهای دشمن نیز کشته شدند. این گردان 43 اسیر به عقب منتقل کرد. هنگام انتقال اسیران به عقب، سه اسیر با خمپاره دشمن کشته شدند و یکی از رزمندگان این گردان که مأمور انتقال اسیران بود نیز به شهادت رسید.
از مهمترین عوامل موفقیت تمام گردانها در اجرای مأموریت و پاکسازی این منطقه، غافلگیری و ناآشنایی نیروهای دشمن به منطقه بود زیرا نیروهای مستقر در این منطقه دو سه روز قبل از عملیات به این منطقه آمده بودند و آشنایی کافی با آن نداشتند و کاملا گیج و ضربهپذیر بودند.
مطابق آنچه که در طرح مانور پیشبینی شده بود، با توجه به اینکه هوا به تدریج روشن میشد، فرمانده لشکر مطابق وضعیت خاص هر محور، دستور برگشت نیروها را از طریق بیسیم اعلام کرد. برگشت نیروها در محور راست از ساعت 4:30 و در محور چپ از ساعت 6:30 صبح آغاز شد.
به رغم موفقیت گردان قاسم ابن الحسن (ع) در انهدام پایگاههای دشمن، این گردان نتوانسته بود کمینهای واقع در شیارهای اطراف جادهای را که دشمن بر روی آن پایگاه و کمین داشت به طور کامل پاکسازی کند. لذا دو گردان امام مهدی (عج) و قاسم ابن الحسن (ع) در محور راست به هنگام برگشت با وجود این پیشبینی در طرح مانور که میبایست از طریق جاده بر میگشتند و غنائم و اسرا و مجروحان را از این مسیر منتقل میکردند، با اشکال مواجه شدند به گونهای که کمینهای دشمن در شیارها به وسیله تیربار با شلیک رگبار جلوی حرکت نیروها را سد کردند و بدین ترتیب موجب پراکندگی نیروها شده، تلفات زیادی (عمدتا زخمی) بر رزمندگان تحمیل کردند.
برادر سلطانآبادی قائممقام لشکر 19 فجر در این باره گفت:
«وقتی به این مطلب که میخواهیم عرض کنم پی بردیم، از پاکسازی جاده صرفنظر کردیم و آن اینکه شیار مالحه (شیاری که جاده را میبرید) دور تا دورش کمین بود، ما قبل از عملیات اطلاع دقیق از این بریدگی نداشتیم، فکر میکردیم یک بریدگی معمولی است که سریعا با یک لودر و بولدوزر در عرض یک ربع، نیم ساعت میتوانیم آن را پر کنیم که ماشین برود. به خاطر همین مسئله تا ساعت 4 مصر بودیم که جاده باز شود، ساعت 4 صبح فرمانده گردان قاسم ابن الحسن (ع) خود در این شیار بود. وقتی متوجه شدیم شیار کاملا عمیق است (حداقل 15 متر عمق و 20 متر عرض داشت) آن وقت بود که دیگر دقیقا از جاده صرفنظر کردیم و طرح مانور را تغییر دادیم، به نیروها گفتیم از شیار، همان مسیری که رفته بودند برگردند.»
آنچه که در هنگام برگشت مانع مهمی بر سر راه رزمندگان بود، نیروهای پراکنده دشمن بودند که پس از هوشیاری و پیدا کردن خود بر سر شیارها مستقر شده بودند و با تیربارهای خود برخی مسیرهای برگشت را مسدود کردند.
از سوی دیگر، به دلیل اینکه رزمندگان در برگشت به صورت دو سه نفری از مسیرهایی که تصور میکردند راحتتر است، میآمدند، همین موجب پراکندگی آنها شد و تعدادی نیز روی مین رفتند.
در محور چپ، گردان امام علی (ع) به هنگام بازگشت مشکل چندانی نداشت زیرا برخلاف پیش بینیهایی که از قبل میشد، نیروهای دشمن در محور چپ (قله 194) کم بودند و از سوی دیگر گردان مزبور در دستیابی به اهداف خود کاملا موفق بود.
از نیروهای دشمن در این محور تعدادی کشته شدند و قریب 50 تن از آنها اسیر و بقیه از طریق شیارها متواری شدند به نحوی که رزمندگان در داخل شیارها به دنبال نیروهای دشمن میگشتند. این گردان در برگشت 2 شهید و 2 مجروح داشت.
با توجه به شرحی که گذشت تلفات خودی در برگشت بیش از زمان پیشروی و درگیری بود، مثلا گردان امام مهدی (عج) در پیشروی و پاکسازی و انهدام دشمن، 1 شهید و 2 زخمی داشت ولی در موقع برگشت متحمل 6 شهید و بیش از 40 مجروح شد که تعدادی از مجروحان در منطقه باقی ماندند.
به هر حال با وجود مشکلات زیادی که در برگشت برای نیروها به وجود آمد کلیه گردانها موفق شدند تا ساعت 8 صبح خود را به قله 216 برسانند، به استثنای عدهای از زخمیها و نفراتی که مانده بودند. در روزهای بعد نیروهای شناسایی و مسئولان محورها تعدادی از برادرانی را که در منطقه جا مانده بودند به عقب منتقل کردند. انتقال شهیدان و مجروحان تا اورژانس با آمبولانس و پی.ام.پی و از اورژانس
به بیمارستان با هلیکوپتر انجام میگرفت.
مسئول اطلاعات لشکر 19 فجر که در دیدگاه به سر میبرد، در ساعت 6:45 صبح 20 / 4 / 1364 برای اولین بار از آمدن نیروهای زرهی دشمن خبر داد. فرماندهی دشمن تصور میکرد رزمندگان پس از عملیات، روی قله 194 و سایر پایگاهها مستقر شدهاند، لذا برای باز پس گیری منطقه اقدام به پاتک کرد.
همزمان با نزدیک شدن قوای پاتک کننده دشمن به منطقه، گردان امام مهدی (عج) موفق شده بود نیروهای خود را به عقب برگرداند، اما نیروهای گردان قاسم ابن الحسن (ع) هنوز در منطقه با نیروهای عراقی (پایگاهها و کمینهای جاده) درگیر بودند.
دشمن با نزدیک شدن به ارتفاع 137، با گلوله مستقیم تانک به سوی نیروها و خط خودی شلیک میکرد، هلیکوپترهای دشمن نیز نقاطی را که فرماندهان عراقی با شلیک منور مشخص میکردند، هدف قرار میدادند.
البته فرماندهی دشمن تا ساعت 9 صبح اطلاع درستی از وضعیت منطقه نداشت که علت آن عمدتا قطع ارتباط مخابراتی با یگانهایش بود؛ زیرا کابلها و سیمهای برق و تلفن را که از قبل شناسایی شده بود، رزمندگان گردان امام مهدی (عج) در پشت مقر فرماندهی عراقیها قطع کرده بودند. آنها همچنین بیسیمی را که در سنگر فرماندهی دشمن قرار داشت در آغاز عملیات منهدم کرده بودند.
دشمن ابتدا 15 تانک خود را به طرف ارتفاع 137 اعزام کرد و به تدریج قوای خود را افزایش داد طوری که تا ساعت 10:30 صبح قوای پاتک کننده به یک تیپ زرهی و یک تا دو گردان پیاده رسید.
قوای زرهی دشمن مرکب از حداقل 45 تانک و تعدادی نفربر به صورت زنجیرهای حرکت میکردند و در حالی که 10 خودرو ایفا نیروهای پیاده را حمل میکرد و به همراه استیشن فرماندهی و تانکر
آب و تدارکاتشان در حال پیشروی به سوی خط خودشان بودند، 4 هلیکوپتر نیز از بالا آنها را هدایت و پشتیبانی میکرد. دشمن که قصد باز پس گیری منطقه عملیاتی و استقرار در خط را داشت، پس از ساعت 10:30 نیروهای پیاده خود را از طریق معبرها به منطقه درگیری فرستاد در حالی که اکثر رزمندگان منطقه را تخلیه کرده بودند و زرهی دشمن حدود 2 کیلومتری ارتفاعات 137 قرار داشت.
به هر حال قوای زرهی دشمن با وجود آتشی که توپخانه خودی میریخت، حدود ساعت 12 توانستند پشت ارتفاعات 137 استقرار یابند، اما تا عصر همان روز (با احتمال حضور نیروهای خودی)، اصلا روی ارتفاع 194 نیامدند و نزدیک شب بود که روی ارتفاع 194 نیز مستقر شدند.
1- پاکسازی منطقهای به وسعت 20 تا 30 کیلومتر مربع.
2- کشته یا مجروح شدن بیش از 700 تن از نیروهای دشمن.
3- انهدام 10 انبار مهمات، 6 تفنگ 106 میلیمتری، یک سلاح پدافند هوایی، تعداد بسیاری خودروهای سبک و سنگین شامل ایفا، جیپ و همچنین انهدام پمپ بنزین قرارگاه گردان.
4- انتقال 50 اسیر به عقب از جمله چند درجهدار و افسر، ضمنا از اسیران مجروح چند تن به عقب منتقل و حدود 30 تن در این منطقه رها شدند.
در مجموع از تیپ 805 پیاده ارتش عراق گردان یکم 100% و گردان دوم 60% منهدم شد و به گردان سوم نیز خساراتی وارد آمد.
ضایعات خودی تا تاریخ 22 / 4 / 1364 حدود 20 شهید و 105 مجروح گزارش شد که اکثر آن در برگشت نیروها اتفاق افتاد. مفقودان نیز 15 تن اعلام شد که تعدادی شهیدان به جای مانده و تعدادی نیز
اسیر میباشند. در ابتدا مفقودان 106 تن اعلام شد، لکن عدهای در اطراف پیدا شدند و تعدادی از شهیدان به جای مانده نیز در شبهای بعد انتقال یافتند و آمار نهایی به صورت فوق درآمد.
1- جناح دادن؛ دشمن در آرایش مواضع و خط خود جناح چپ آن را خالی گذاشته بود، به دلیل اینکه احتمال عملیات خودی را در این منطقه بعید میدانست.
2- غفلت در روزهای پدافند، به طوری که رزمندگان 8 بار (دو هفته قبل از عملیات) به منطقه و حتی تا پای مواضع و سنگرهای عراقی رفتند، اما آنها کاملا در غفلت به سر میبردند.
3- ضربهپذیری به دلیل تعویض نیرو و ورود نیروهای جدید (تیپ 805) دو سه روز قبل از عملیات، طوری که هنگام عملیات، قوای دشمن هنوز به خوبی در مکانهای خود مستقر نشده بودند، حتی قبضههای واحد ادوات استقرار نیافته بود.
اصلیترین ضعفهای خودی: برآورد نکردن دقیق استعداد دشمن، در نظر نگرفتن نیروی احتیاط، پاکسازی نکردن جاده اصلی.
نقاط قوت: توجیه کادر گردانها، دور زدن دشمن، آتش مؤثر پشتیبانی، هماهنگی و همکاری ارتش.
در حاشیه عملیات: همزمانی عملیات با اقدام در شرهانی و تأثیر آن بر عملیات دشمن قبلا طی حملهای در جبهه شرهانی، تپهای را که در اختیار نیروهای ارتش بود، تصرف کرده بود. به دنبال آن ارتش درصدد بود که تپه مذکور را پس بگیرد، با تحرکات و جابهجایی که در همین ایام در جبههی شرهانی انجام گرفته بود، دشمن حرکتی در این منطقه پیشبینی میکرد. در تاریخ 20 / 4 / 1364 که عملیات قدس 3 انجام
گرفت، بدون هماهنگی قبلی بین سپاه و ارتش، نیروهای ارتش در همان شب روی تپه مزبور در محور شرهانی وارد عمل شدند و این خود عاملی شد که در طول شب بیشترین توجه دشمن به جبهه شرهانی باشد، لذا اکثر آتشهای توپخانه دشمن نیز در آن منطقه متمرکز شده بود و عملیات ارتش عملا فریبی شد برای عملیات قدس 3.
نام عملیات: قدس 4
منطقه عملیات: دریاچه امالنعاج در شمال غربی هورالهویزه و جنوب شرقی عماره
زمان عملیات: 1 / 5 / 1364
اهداف عملیات:
1- انهدام نیروی دشمن.
2- آزادسازی قسمتی از دریاچه امالنعاج و در نتیجه تسلط بر بخشی دیگر از هور.
3- گرفتن جای پا جهت گسترش عملیات.
4- گرفتن جناح از دشمن و نزدیک شدن به قسمتی دیگر از خشکیهای عراق در جنوب شرقی العماره.
سازمان عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
سازمان رزم: چهار گردان از تیپ 9 بدر.
نتایج عملیات: آزاد شدن نیمی از دریاچه امالنعاج به مساحت 150 تا 200 کیلومتر مربع.
تلفات عراق: بیش از 80 کشته و بیش از 100 مجروح، 53 اسیر.
غنائم: چندین قایق و بلم، تعدادی بیسیم و سلاحهای سبک و نیمه سنگین.
بافت و ترکیب نیروهای عمل کننده در عملیات قدس 4، ویژگی مهم این عملیات در مقایسه با دیگر عملیاتهای قدس محسوب میگردد. در این عملیات، یگان عمل کننده (تیپ 9 بدر)، به جز فرمانده (1)و برخی کادرهای آن، متشکل از نیروهای مجاهد عراقی بود که در طول جنگ از عراق اخراج شده و بعضا خود پناهنده شده بودند. ترکیبی از ارتشیان عراق و مجاهدین غیرنظامی که به لحاظ بینش سیاسی و انگیزهی حرکت و جهاد مسلحانه، در جبهه حضور یافته بودند، تیپ بدر را تشکیل میداد که قبل از اجرای عملیات قدس 4، پدافند همین منطقه عملیاتی را در هور به عهده داشت.
هر چند در میان صد هزار مهاجر عراقی، تشکیل یک تیپ (منها) نمیتواند در نظر اول آنچنان قابل توجه به حساب آید، ولی به هر حال میتوان گفت نطفهی یک حرکت صحیح بسته شد و در صورت دقت و ممارست و ایجاد زمینههای مناسب و حذف عوامل بازدارنده، جای امیدواری داشت که برای آینده انقلاب اسلامی عراق گامی برداشته شده است.
هستهی اولیه این تیپ، دو سال قبل از این در شرق بصره شکل
1) 6. اسماعیل دقایقی فرماندهی تیپ 9 بدر را به عهده داشت. در ادامه گسترش سازمان رزم سپاه این تیپ به لشکر ارتقاء یافت و در عملیات کربلای 4 مأموریت ویژهای عهدهدار بود. پس از عملیات، فرمانده این لشکر (اسماعیل دقایقی) در حین فراهم ساختن مقدمات اجرای مأموریت خود در عملیات کربلای 5، در دی 1365 به شهادت رسید.
گرفته بود. در آنجا از تعدادی رزمندهی مسلمان عراقی گردانی به نام «شهید صدر» تشکیل شد و در پدافند پاسگاه زید به کار گرفته شد. این گردان زیر امر لشکر ولیعصر (عج) قرار داشت. در عملیات خیبر صحبت تشکیل تیپ امام صادق (ع) از این نیروها بود که مدتی بعد با تیپ امام حسن (ع) ادغام شدند و این تیپ در عمل پایدار نماند.
در عملیات بدر، این نیروها با عنوان گردانهای شهید صدر در کنار لشکر 25 کربلا، قرارگاه نجف 2 را تشکیل دادند و اقدامات درخور توجهی از آنان مشاهده شد. بعد از عملیات بدر نیز مسئولیت پدافند قسمتی از هور را به عهده گرفتند و در تدابیر بعدی مسئولان سپاه، قرار شد که ترکیب این نیروها با نیروهای قرارگاه رمضان، «تیپ بدر» را به وجود آورد و عشایر مبارز تحت امر قرارگاه نصرت نیز در چارچوب این تیپ قرار بگیرند.
در این تیپ، کادرهایی از سپاه نیز حضور داشتند که بیشتر برای انتقال تجربه و نیز جهت استحکام بافت تیپ و قوام تشکیلات آن در کنار مجاهدان عراقی تلاش میکردند. عملیات قدس 4 نخستین تجربهی این تیپ در زمینهی عملیات محدود به شمار میرود که عملیات موفقی بود.
اگر نحوه حرکت برادران پر شور و با انگیزهای که در تیپ بدر به کار پرداختند الگوی آیندهی عراقیانی که در قم و تهران اوقات میگذراندند، قرار میگرفت، انقلاب اسلامی در عراق چشماندازی امیدوار کننده میتوانست داشته باشد.
نیروهای تیپ شامل دو گروه میشدند، یک گروه نیروهای نظامی متشکل از افسران، درجهداران و سربازان عراقی بود که اوایل جنگ پناهنده شدند، اینها افراد با ایمانی بودند که اکثر جنبهی نظامی داشتند. گروه دوم نیروهای مردمی بودند که بیشترشان تحصیلات بالایی داشتند (دانشجو و فارغالتحصیل مهندسی و رشتههای دیگر) و دارای بینش سیاسی خوبی بودند. فرماندهی تیپ به طور مطلوبی این افراد را با توجه به تواناییهایی که داشتند به کار میگرفت.
قرار گرفتن برادران عراقی در ردههای مسئولیتی با توجه به کیفیتهای خوبی که داشتند باعث شد که خیلی متعهدانه با مسائل برخورد کنند. این کار روی نیروهای بسیجی عراقی نیز مؤثر بود و در هدایت و ارتباط نیرو با مسئولان تأثیر خود را نشان داد. در رده فرماندهان و معاونان گردان هم از برادران مجاهد عراقی استفاده شد که در عملیات نیز خیلی خوب کار کردند. همین طور واحد اطلاعات و عملیات نیز نقش مؤثر و عملکرد مناسبی در عملیات ایفا کرد.
پس از عملیات بدر، گردانهای شهید صدر، متشکل از نیروهای مجاهد عراقی که عملیات موفقی در پاسگاه ترابه انجام داده بودند به اتفاق نیروهای قرارگاه رمضان، تیپ بدر را به فرماندهی اسماعیل دقایقی (از برادران سپاه) تشکیل دادند. این تیپ با ایجاد کمینهایی در منطقه کار خود را شروع کرد و یک خط پدافندی تشکیل داد. پس از پدافند در هور، به وجود آوردن حالت تهاجمی به منظور منفعل ساختن دشمن به عنوان یک مسئله مهم مطرح شد و به همین دلیل «گشت رزمی» در هور در صدر کارهای این تیپ قرار گرفت.
هنگامی که عملیاتهای محدود در دستور کار سپاه بود، در جلسهای با جانشین فرمانده سپاه (برادر شمخانی)، اجرای عملیات در این منطقه تصویب شد و این تیپ با توجه به شناسایی و اطلاعاتی که تا آن زمان کسب کرده بود، کار تکمیل شناسایی و آمادگی برای اجرای عملیات را آغاز کرد.
دو حادثه مهم در جهت شکلگیری عملیات قدس 4 در دریاچه امالنعاج در هورالهویزه نقش داشت: یکی کنار رفتن تهلهای (1)
1) 7. از به هم پیوستن نی و دیگر روئیدنیها در هور، به مرور زمان قطعاتی جزیره مانند بر روی آب ایجاد میشود که ساکنین منطقه به آنها تهل یا طهل میگویند. تهلها اکثرا کوچک و متحرک میباشند. البته در هورالهویزه تهلهای بزرگی نیز دیده میشود که به جزیرههای ثابتی تبدیل شدهاند و بادهای معمولی قادر به جابهجایی آنها نمیباشد.
شط الدوب بود، که بر اثر طوفان شدید و بیسابقه انجام گرفت و بدین ترتیب این شط به دریاچه امالنعاج متصل گردید و دیگری دستگیری تعدادی از نیروهای شناسایی عراق بود که طی یک درگیری با مجاهدین عراقی به اسارت درآمدند. اطلاعات نسبتا موثقی که از این اسیران به دست آمد، زمینه مناسب را جهت معطوف کردن توجه فرماندهان به دریاچه امالنعاج فراهم کرد.
دریاچه امالنعاج در شمال غربی هورالهویزه و جنوب شرقی العماره عراق قرار دارد. آب این دریاچه از رودخانههای ایران تأمین میشود که از طریق آبراههای متفاوت در آن جریان مییابد. دریاچه و آبراههای منتهی به آن دارای تهلهای فراوان است. در شرق دریاچه تهلها بیشتر متحرک بوده، مسیر حرکتشان شرقی - غربی است و عمدتا بستگی به جهت وزش باد دارد. قبل از جنگ عدهای از عشایر در این دریاچه زندگی میکردند که بر روی تهلهای ثابت، حباشه (سایبان) ساخته، از راه صید ماهی امرار معاش میکردند. همچنین فروش نی به کارخانهی حصیربافی نیز بخشی دیگر از درآمد آنها را تشکیل میداد.
مهمترین آبراههای منطقه (1)هم عبارت است از: کسر، خیط، مالت عویه، لعوج، قاچاقچی، باب الهوا و خسرسوده که حراست از آنها را تعداد اندکی از نیروهای ارتش عراق و عمدتا نیروهای فرسانالهور (2)
1) 8. در اینجا صرفا نام آبراههایی ذکر شد که در عملیات مورد استفاده قرار گرفتهاند.
2) 9. فرسانالهور به عدهای از عشایر بومی گفته میشد که طبق برنامهریزی رژیم عراق به جای خدمت سربازی، در حفاظت از هور (منطقه دریاچه امالنعاج، محل زندگی خود آنان) شرکت داشتند، اینها سازماندهی شدند و به عنوان عناصر اطلاعاتی سپاه چهارم زیر نظر دو افسر عراقی به نام سرهنگ هادی و معاونش سرهنگ انور، کار میکردند.
به عهده داشتند.
خط نیروهای خودی از غرب به شرق نزدیک نهروان، آبراه مالت عویه، شط الدوب، حاشیه برکه سیسون جلوی امالطیره آبراه لعوج و برکه ابوشوش بود که به وسیله کمینها و پاسگاههای متعدد تأمین میشد. طول این خط پدافندی بین 12 تا 14 کیلومتر بود. تیپ بدر با استعداد 4 گردان بعد از عملیات بدر در این منطقه پدافند میکرد.
شناسایی منطقه را واحد اطلاعات و عملیات تیپ - که متشکل از نیروهای مجاهد عراقی، عشایر هور و عدهای از رزمندگان سپاه پاسداران بود - از اوایل تیر (یک ماه قبل از عملیات) در دو محور غربی و شرقی شروع کرد.
در محور غربی شناسایی با بلم و سپس از فاصله نزدیکتر به وسیله غواصها روی پاسگاههای دشمن انجام میگرفت. عناصر شناسایی (به صورت غواصی) تا جایی جلو میرفتند که صدای نیروهای دشمن را میشنیدند، حداکثر مسافتی که غواصها در این محور طی میکردند 5 / 2 تا 3 کیلومتر بود.
شناساییها عمدتا به هنگام غروب آفتاب شروع میشد و نیروهای شناسایی گاهی 2 شب در منطقه میماندند. پاسگاه سمت راست سیسون به دلیل حضور عشایر (در برکه سیسون) به طور دقیق شناسایی نشد زیرا که عشایر بسیار حساس بودند و از علائمی از جمله خیس شدن بالای نیها متوجه تردد افراد میشدند. در محور غربی دشمن دارای 4 پاسگاه ارتشی و 5 کمین فرسانالهور بود.
کمینها نیز به دو صورت فعالیت میکردند. کمینهای متحرک، که با بلم در میان نیها مخفی میشدند و کمینهای ثابت، که روی تهلها استقرار داشتند. در هر کمین دشمن از 8 تا 15 نیرو مجهز به سلاحهای سبک حضور داشتند. مهمترین مانع مصنوعی در این محور یک رشته سیم خاردار حلقوی در دهنه سیسون بود.
در محور شرقی نیز شناساییهایی فقط به وسیله بلم و با کمک و راهنمایی عشایر انجام میگرفت و به لحاظ وجود کمینهای زیاد از فرسانالهور و علامتگذاری منطقه به وسیله این افراد، شناسایی بسیار کند پیش میرفت و به همین دلیل شناسایی دقیقی از وضعیت دشمن به عمل نیامد. یکی از ابزار خوب شناسایی، استفاده از دستگاه شنود بیسیمها بود که از این طریق تا حدودی محل پاسگاهها، کمینهای دشمن، تعداد نیروی کمینها، زمان تدارکات، تعویض نگهبانی، نوع سلاحها و زمان درخواست آنها به دست میآمد.
در محور شرقی در امالطیره دو پاسگاه به استعداد جمعا 30 نیرو و تعدادی کمینهای فرسانالهور در اطراف وجود داشت و به دلایلی که ذکر شد از این محور شناسایی دقیقی به عمل نیامد.
پدافند کلی منطقه به عهده لشکر 29 ارتش عراق است که در المعیل مستقر است. تیپ 117 مرزی ارتش عراق نیز که قرارگاه آن در ابوشعیر قرار داشت، در مقابل تیپ بدر مستقر بود، به این ترتیب که گردان 5 و عناصری از گردان 2 این تیپ در دریاچه امالنعاج و گردان 4 آن از ابوخصاف به سمت جنوب در مقابل آبراه خیط استقرار داشتند.
الف) هدف
اهداف کلی این عملیات محدود عبارت بود از انهدام نیرو، آزادسازی بیش از 150 کیلومتر مربع از دریاچه امالنعاج، گرفتن جای پایی جهت گسترش عملیات و سرانجام گرفتن جناحی از دشمن و نزدیک شدن به قسمتی دیگر از خشکیهای عراق.
ب) سازمان رزم
سازمان رزم تیپ بدر در این عملیات عبارت بود از گردان شهید بهشتی به استعداد 90 تن، گردان انصارالحسین به استعداد 70 تن، گردان شهید دستغیب به استعداد دو گروهان (یک گروهان در احتیاط)، گردان شهید صدر به استعداد 100 تن به علاوه یک گروهان در احتیاط.
ج) طرح مانور
بر اساس طرح، منطقه عملیاتی به دو محور شرق و غرب تقسیم گردید. هدفهای محور غربی عبارت بود از پنج کمین عشایر در داخل سیسون، دو پاسگاه ارتش عراق در دو طرف دهنه سیسون، پاسگاه فرماندهی دشمن در وسط دو پاسگاه پیشین و پاسگاه دهنه قاچاقچی.
در محور شرقی هدفهایی در امالطیره بود که شامل دو پاسگاه دشمن و کمینهای امتاوه، خسرسوده و پاسگاه خسرسوده میشد.
مانور تصرف پاسگاهها به این ترتیب بود که یک تیم غواص مجهز به کلاشینکف، نارنجک دستی، تفنگ نارنجکانداز و کلت منور (به رنگهای سبز و قرمز) میبایست در سکوت و با غافلگیری به پاسگاه حمله میکرد.
برای اطلاع نیروهای پشتیبانی که سوار بر قایق و مجهز به
دوشکا و تیربار بودند - از چگونگی اوضاع و اقدام مناسب، قرار بود در صورت سقوط پاسگاه، گلوله منور سبز و در صورت عدم موفقیت و مقاومت دشمن، گلوله منور قرمز شلیک شود و نیروهای عمل کننده (غواص) با گرفتن جانپناه مناسب (زمین یا آب)، منتظر کمک نیروهای پشتیبان بمانند. نیروهای پشتیبان میبایست با قایق موتور خاموش و به وسیله پارو تا محل معینی جلو میرفتند و در ساعت معین با شنیدن صدای اولین شلیک، با موتور روشن و به آهستگی به سمت هدف میراندند تا با دیدن نشانه سبز یا قرمز، یکی از این دو مأموریت را انجام بدهند.
در صورت دیدن منور سبز، مأموریت، پاکسازی نیزار اطراف پاسگاه بود و میبایست یک قایق تا 150 متر جلوتر از پاسگاه میرفت و تا پایان مأموریت عهدهدار تأمین میشد. نیروهای پشتیبانی بعد از پاکسازی، میبایست در میان نیها با فاصله معین از پاسگاه، کمین میکردند، سپس مستقر میشدند.
در وضعیت دوم، نیروها میبایست با اجرای آتش روی پاسگاه، به سرعت به آن نزدیک میشدند و به تهل میچسبیدند و در تصرف پاسگاه کمک میکردند. پس از سقوط پاسگاه، مأموریت به همان صورت اول، ادامه مییافت. یادآوری میشود که برای تصرف هر پاسگاه، نیروی غواص و پشتیبان جداگانه و برای برخی نقاط جناح عملیات نیز نیروی جداگانه سازماندهی شده بود.
جهت گمراه شدن نیز تدبیری به کار گرفته شد: میبایست نیروهایی با چهار تا پنج قایق از آخرین پاسگاه خودی حرکت میکردند و همزمان با شروع درگیری، با اجرای آتش شدید روی پاسگاههای دشمن در نهروان و نهرالصوه، یک عمل ایذایی انجام میدادند و دشمن را از درک محور اصلی حمله منحرف میساختند.
به طور کلی در هر دو محور شرقی و غربی، ایجاد کمین در میان نیها برای استقرار خودی در دریاچه، به وسیله قایقها و بلمها بوده است تا در فرصت مناسب بعدی، یونولیتها برای ساختن کمین آورده شود.
برادر بهمئی مسئول طرح عملیات تیپ 9 بدر مسئولیت هدایت عملیات در محور شرقی و برادر دقایقی فرمانده تیپ بدر، همین مسئولیت را در محور غربی به عهده داشتند. البته فرمانده تیپ، با محور شرقی نیز در ارتباط بود، اما عمده توانش را در محور غربی میبایست به کار میبرد.
قطع ارتباط چند ساعتهی غواصها با نیروی پشتیبانی قبل از شروع عملیات، یعنی از هنگامی که در آب فرو میرفتند و از قایقها جدا میشدند تا زمانی که کلت منور شلیک میشد، برای تیپ به عنوان یک مسئله مطرح بود که میبایست حل میشد. در این مدت در صورتی که اتفاقی برای نیروهای غواص میافتاد، خودشان میبایست آن را رفع میکردند، بدون هیچ امکان کمکی از نیروهای پشتیبانی. گفتنی است که ابتدا تصمیم گرفته شد بیسیم ضد آب درست شود، اما متأسفانه انجام نشد.
در هر حال مسئولان تیمهای غواص آخرین هماهنگیهای لازم را انجام دادند. زمان رسیدن به هدف از نقطهی رهایی، به وسیله مسئولان تیمها تخمین زده شد و اسماعیل دقایقی، فرمانده تیپ بدر دو ساعت به زمانهای پیشبینی شده افزود تا در صورت پیش آمدن حادثهای، زمان عملیات عقب نیفتد و همگی سر ساعت برسند. ساعت 24 به عنوان زمان شروع درگیری برای هر دو محور تعیین شد.
اقدامات خودی: نیروهای عمل کننده به تدریج از دو روز قبل از عملیات با رعایت اصل غافلگیری به منطقه عملیات انتقال داده شدند. نیروهای محور غربی در پاسگاه سه و پاسگاههای هور مستقر شدند و نیروهای محور شرقی در مجاورت آبراه لعوج و برکه ابوشوش استقرار یافتند. ضمن آنکه اکثر نیروهای عمل کننده (طی دو روز باقی مانده به عملیات) کاملا به منطقه عملیات توجیه شدند.
واحد تخریب با منفجر کردن تهلهای ثابت و متحرک در مسیر
حرکت نیروها، معابر لازم را از موانع عبور پاکسازی کرد و سایر واحدهای پشتیبانی و خدمات رزم (نظیر مهندسی، تدارکات، بهداری، مخابرات و...) اقدامات لازم را برای پشتیبانی از نیروها به عمل آوردند.
اقدامات دشمن: عراقیها قبل از عملیات تقریبا روزی یک تا دو بار به وسیله هواپیمای پی.سی.7 منطقه را بمباران میکردند. آتش توپخانه هم تا حدودی روی منطقه اجرا میشد و در مواردی هم نیروهای فرسانالهور اقدامات شناسایی و گشت رزمی انجام میدادند ولی به دلیل وجود کمینهای خودی، نتوانستند اقدام مهمی انجام بدهند.
در این محور باید 5 کمین (داخل برکه سیسون) و 4 پاسگاه در دریاچه امالنعاج به تصرف نیروهای خودی در میآمد، یک حرکت ایذایی در نهروان - نهرالحصوه میشد و خط پدافندی با استقرار نیرو در معمرالدوب - الهرود تکمیل میگشت.
مأموریت گردان شهید دستغیب در این محور گرفتن پاسگاه قاچاقچی و تکمیل خط پدافندی جناح چپ عملیات بود.
الف) تصرف پاسگاه بالای آبراه قاچاقچی: 6 نفر غواص به وسیله 3 بلم با سلاحهای کلاش، نارنجک دستی (هر نفر 4 عدد)، تفنگ نارنجکانداز و کلت منور ساعت 5 بعد از ظهر از ابتدای سیسون - الدوب وارد آبراه قاچاقچی شدند. بلمها 2 ساعته به سر آبراه قاچاقچی رسیدند و غواصها داخل آب شدند. ابتدا 2 تن از برادران به درون آب رفته و یک بار دیگر پاسگاه دشمن را شناسایی کردند، سپس کلیه غواصها ساعت حدود 22 داخل آب شدند. (1)پس از طی مسافتی حدود 600 الی 700 متر تا نزدیکی پاسگاه دشمن به زیر آب رفته و جلوی پاسگاه از آب بیرون آمدند و با آرایشی هلالی شکل، پاسگاه را به محاصره خود درآوردند. در این موقع (ساعت بین 23:30 تا 24) مسئول دسته و یکی از برادران غواص، نگهبان پاسگاه را در حال نگهبانی مشاهده میکنند و تصمیم میگیرند قبل از شروع درگیری در قسمتهای دیگر، با خفه کردن نگهبان مابقی را بدون درگیری
1) 10. به این غواصها برای رسیدن به هدف 2 ساعت فرصت داده شده بود.
اسیر کنند. دو غواص به سمت تهل میروند ولی به هنگام رفتن روی تهل، درگیری در قسمتهای دیگر شروع میشود.
شروع عملیات در محورهای دیگر موجب گردید که نگهبان متوجه اوضاع شده و به سرعت اقدام به بیدار کردن دیگران کند. غواصها با دیدن این حرکت، ابتدا هر کدام یک نارنجک بر روی تهل پرتاب کردند سپس با گشودن رگبار به سمت عراقیها روی تهل رفتند؛ نیروهای دشمن که غافلگیر شده و قدرت هر گونه حرکتی از آنان سلب گردیده بود، همگی به روی زمین خوابیدند و فریاد زدند ما تسلیم هستیم، شلیک نکنید.
نیروهای پشتیبان نیز با شروع درگیری موتورها را روشن و به سمت پاسگاه حرکت کردند. آنها زمانی که کلت منور قرمز شلیک شد در نزدیکی پاسگاه دشمن قرار داشتند و فریاد زدند (خطاب به نیروهای غواص) شما سالمید؟ جواب شنیدند بله و معلوم شد که پاسگاه سقوط کرده است. بلافاصله این خبر به عقبه داده شد. نیروهای قایقسوار سپس تا 200 الی 300 متری بالاتر و اطراف پاسگاه دشمن را به رگبار بستند که اگر نیرویی از دشمن در نیزارها مخفی شده، پاکسازی شود.
درباره اهمیت این پاسگاه که ظرف مدت 5 / 1 دقیقه سقوط کرد، فرمانده تیپ بدر گفت:
«این پاسگاه یکی از مهمترین جناحهای دشمن بود زیرا که اینجا تا آبراه اصلی دشمن که نهرالولد بود فاصله چندانی نداشت و نیروهای مستقر در امالنعاج عقبهشان ابوخصاف بود. دشمن از ابوخصاف وارد نهرالولد میشد و سپس وارد دریاچه شده به چپ و راست میرفت و نیروهای خود را در امالنعاج تغذیه میکرد که از اهمیت خاصی برای دشمن برخوردار بود.»
گرفتن 11 اسیر، یک قایق موتوری، یک بیسیم راکال، تعدادی سلاح کلاشینکوف، آرپیجی و یک تیربار، از نتایج عمل در این پاسگاه میباشد.
ب) تأمین جناح چپ و تکمیل خط پدافندی: برای تکمیل خط پدافندی و تأمین جناح چپ عملیات، تعدادی نیرو از گردان شهید دستغیب با 4 قایق دوشکا و معمولی از سیسون و الدوب به وسیله پارو به راه افتادند و به محض شروع عملیات موتورها را روشن کرده به سمت هدفهای خود در الهرود، الدوب و معمر حرکت کردند. در ساعت 30 دقیقه بامداد به هدفها رسیدند و در آنجا مستقر شدند.
الف) پاسگاه سمت راست سیسون: در ساعت 20 غواصان گردان شهید صدر از آخرین کمین خودی به وسیله 3 بلم همراه با دو قایق پشتیبانی (دوشکا و معمولی) بدون روشن کردن موتور و با پارو زدن به سمت هدف حرکت کردند. بعد از طی حدود 600 متر در پیچ اول سمت راست سیسون بلمها را مخفی کردند و قایقهای پشتیبانی نیز همانجا ماندند. در ساعت 21 هفت غواص به سمت پاسگاه و کمین مورد نظر حرکت کردند که دو تن از آنها در 100 متری کمین (بین پاسگاه و کمین) ماندند.
غواصان ساعت 24 در 5 متری پاسگاه دشمن بودند. دقایقی بعد با شنیدن صدای درگیری از پاسگاه سمت چپ، غواصان هر کدام یک نارنجک روی پاسگاه انداختند. دشمن بلافاصله عکسالعمل نشان داد و به سمت آنها شروع به تیراندازی کرد. دو تن از غواصان مجروح شدند، اما 3 تن دیگر، روی دشمن آتش گشودند و بالای تهل رفتند.
با شدت گرفتن آتش دشمن، به ناچار هر سه غواص زمینگیر شدند و کلت منور قرمز (به نشانه عدمالفتح) شلیک کردند. قایقهای پشتیبان که با موتورهای روشن در نزدیکی پاسگاه دشمن آماده بودند از فاصله نزدیک تهل را زیر آتش گرفتند، محوطه یکپارچه آتش شد، بنزین و مهمات عراقیها منفجر شد و میسوخت. در پی آن نیروهای دشمن دست از مقاومت برداشته به درون نیها فرار کردند. قایقهای پشتیبان با تیراندازی هوایی نزدیک پاسگاه شدند و اطراف پاسگاه را
جهت پاکسازی به رگبار بستند و پاسگاه در مدت کوتاهی سقوط کرد.
نتیجه عملیات در این پاسگاه و کمین، کشته شدن دو نیروی دشمن و کسب غنائمی از جمله یک قایق موتوری، یک آرپیجی، تعدادی تفنگ کلاشینکوف، تعدادی بلم، خمپاره 60، تیربار و یک بیسیم راکال بود.
ب) پاسگاه سمت چپ سیسون: شش غواص از ظهر با 3 بلم و پشتیبانی 2 قایق عادی و دوشکا و یک راهنما از الدوب وارد قاچاقچی شدند. غواصان از ساعت 16 به داخل آب رفتند تا مسافتی 3 کیلومتری را طی کنند. آنها پس از چند ساعت غواصی، در ساعت 21 به 15 متری پاسگاه دشمن رسیدند و آماده دریافت دستور فرمانده تیپ برای حمله شدند.
در ساعت 30 دقیقه بامداد رزمندگان غواص پس از پرتاب نارنجک روی پاسگاه، با تیراندازی به روی تهل رفتند. پس از تیراندازی کوتاهی که به مجروح شدن یک غواص منجر شد، عراقیها روی زمین خوابیدند و تسلیم شدند و پاسگاه در مدت چند دقیقه سقوط کرد. با شلیک منور سبز، قایقهای پشتیبانی به سمت هدف حرکت کردند و به محض رسیدن به پاسگاه اطراف آن را برای پاکسازی، به رگبار بستند.
در همین حین عدهای از نیروهای فرسانالهور که با 2 بلم از وسط سیسون فرار کرده بودند، به این قسمت آمدند که بلافاصله به رویشان آتش گشوده شد و هر 2 بلم که چهار تن در آن بودند غرق و افرادش کشته شدند.
نتیجه عملیات در این پاسگاه: اسیر شدن 10 نیروی دشمن که 2 تن آنها به علت جراحت شدید جان دادند و به غنیمت گرفتن یک قایق موتوری، تعدادی تفنگ کلاشینکوف، یک آرپیجی، بیسیم راکال و یک تیربار.
ج) پاسگاه فرماندهی: شش غواص با 3 بلم به همراه 2 قایق پشتیبانی
(دوشکا و عادی) ساعت 17:30 تا 18 از الدوب وارد قاچاقچی شدند. آنها پس از طی مسافتی حدود 5 / 1 کیلومتر، زودتر از وقت معین به پاسگاه رسیدند و ساعت 5 دقیقه بامداد با شروع درگیری در پاسگاههای دیگر، نارنجکها را به درون پاسگاه پرتاب کردند و همزمان با به رگبار بستن پاسگاه روی آن رفتند. ابتدا افراد دشمن به طرف نیروهای غواص تیراندازی کردند که دو تن مجروح شدند ولی با ادامه تیراندازی غواصان، عراقیها روی زمین خوابیده و فریاد زدند ما تسلیم هستیم.
نتیجه عملیات در این پاسگاه: از افراد دشمن 4 تن کشته و 11 تن اسیر شدند. غنائم به دست آمده نیز یک بیسیم راکال، تعدادی سلاح، آرپیجی، خمپاره 60، دو قایق موتوری و یک تیربار بود.
د) دو کمین سمت چپ برکه سیسون: چهار غواص ساعت 19 از آخرین کمین نیروهای خودی در سیسون حرکت کردند. آنان از 500 متری کمینهای دشمن به درون آب رفتند و حدود ساعت 24 در نزدیکی کمینها بودند. با شروع درگیری به کمینها نزدیک شدند، ولی نیروی کمینها فرار کرده بودند.
ه) دو کمین وسط برکه سیسون: برای دو کمین وسط، سه غواص به همراه یک قایق پشتیبانی عادی حرکت کردند. غواصان همزمان با شروع درگیری با تیراندازی به کمینها نزدیک شدند و چند نارنجک به روی آن پرتاب کردند. طبق پیشبینی کسی در کمینها نبود.
و) عمل ایذایی در نهروان و نهرالحصوه: همزمان با عملیات در دریاچه امالنعاج یک گروه از گردان شهید صدر با 4 قایق (قایقهای تیربار و معمولی) بعد از عبور از الدوب و مالت عویه به سمت پاسگاههای دشمن در نهروان و نهرالحصوه رفته و روی دشمن آتش سنگینی اجرا کردند.
این حرکت که با هدف فریب دشمن به اجرا درآمد، با موفقیت روبهرو شد، زیرا دشمن تصور کرد که از ترابه به او حمله شده است و همان موقع آتش سنگینی روی ترابه اجرا کرد.
به طور کلی عملیات در محور غربی 15 دقیقه به طول انجامید و بعد از آن منطقه کاملا به دست نیروهای خودی افتاد.
برای انتقال اسیران به عقب، آنها ابتدا به محل هدایت عملیات (قایق فرماندهی)، سپس به مقر تیپ انتقال مییافتند. از میان اسیران، بیسیمچی پاسگاه فرماندهی دشمن در محل هدایت نگه داشته شد. دشمن با توجه به سقوط پاسگاههایش، منطقه را زیر آتش سنگین گرفته بود و تردد در منطقه مشکل شده بود. از بیسیمچی مزبور خواسته شد که برای مقابله با این وضعیت با نیروهای خودی همکاری کند که وی با اشتیاق پذیرفت. این فرد به پست شنود برده شد تا با فرماندهی خود (در عقبه) تماس بگیرد و به فرماندهشان بگوید که آتش را قطع کنید، زیرا روی سر ما میریزد. با این اقدام، بعد از لحظاتی آتش به طور کلی روی منطقه قطع شد.
حدود چهار ساعت شنود به وسیله این فرد با دشمن در تماس بود. قطع آتش در این مدت کمک بزرگی به نیروهای خودی کرد و منطقه کاملا قابل تردد شد. بعد از این مدت، مجددا از بیسیمچی (جهت لو نرفتن شنود) خواسته شد با فرماندهی خود تماس گرفته وانمود کند که نیروهای اسلام به طرفشان میآیند و قصد حمله دارند، سپس لحظه به لحظه گزارش کند تا سقوط پاسگاه، که پس از صحبت لازم با فرماندهی دشمن و در حین آن، بیسیم توسط شنود خودی قطع شد. در این لحظه فرماندهی دشمن سعی داشت با بیسیمچی تماس بگیرد و این نشان میداد که صحنهسازی مؤثر بوده است.
پس از انتقال این بیسیمچی به مقر تیپ، وی با یکی از مجاهدان عراقی آشنا درآمد که همدیگر را در آغوش گرفته و بوسیدند.
گردان شهید بهشتی: یک دسته از گردان شهید بهشتی به استعداد
حدود 35 نفر با سلاحهای مورد نیاز، روی تهلهای حاشیه دریاچه به صورت یک خط 150 تا 200 متری، رو به امالطیره موضع گرفتند. این خط حدود 400 متر با دشمن فاصله داشت. به محض شروع درگیری در محور غربی این نیروها نیز با پشتیبانی ادوات، پاسگاههای دشمن در امالطیره را زیر آتش خود گرفتند و گروه تخریب همراه اینها با شروع درگیری، اقدام به انفجار تهلهای جلوی دریاچه کرد و برمایه را به امالنعاج وصل نمود.
دسته دیگر گردان شهید بهشتی با سه بلم پس از عبور از آبراه لعوج وارد برمایهای شدند که به دریاچه امالنعاج منتهی میگردید. آنها با 30 دقیقه تأخیر (ساعت 30 دقیقه بامداد) با بلمها به سمت کمین دشمن - با آتش و حرکت - حمله کردند. نیروهای فرسانالهور مدافع کمین، بدون هیچ مقاومتی با دادن تعدادی کشته و مجروح به درون نیها متواری شدند.
به دستور فرمانده تیپ بدر و با هماهنگی نیروهایی که روی امالطیره آتش داشتند، این نیروها به سمت پاسگاه دشمن در امالطیره حرکت کردند، لیکن در جریان درگیری با دشمن بر اثر افتادن یکی از نارنجکهای آنها به درون قایق، مسئول تیم و یک رزمنده دیگر مجروح شدند. در پی آن به دلیل مجروح شدن مسئول تیم، مقاومت دشمن و روشن شدن هوا، نیروها عقب کشیدند و در حاشیه دریاچه امالنعاج در امتاوه مستقر شدند.
گردان انصارالحسین: نیروهایی از گردان انصارالحسین با سه بلم و پشتیبانی یک قایق دوشکا برای حمله به کمین دشمن وارد آبراه خسرسوده گردیدند. با شروع درگیری (در محورهای دیگر) به آنها دستور داده شد تا سریعا به دشمن حمله کنند، زیرا در حال عقبنشینی بود. بلافاصله روی کمین دشمن آتش گشوده شد و سپس با آتش و حرکت به کمین نزدیک شدند، لیکن وقتی رسیدند افراد دشمن فرار کرده بودند. پس از آن اطراف کمین را با پرتاب چند نارنجک و شلیک رگبار پاکسازی کردند و به عقب برگشتند و در
آبراهی که از امتوسه به خسرسوده وصل میشد کمین کردند.
از طرف دیگر، عراقیها در پاسگاه خسرسوده بر اثر آتش مؤثر و پرحجم ادوات، مدام با فرماندهی خود در تماس بودند که ما زیر فشار توپخانه هستیم، عدهای کشته و مجروح شدهاند، میخواهیم به عقب برگردیم و سرانجام پس از کمی مقاومت ناچار به عقبنشینی شدند. در نتیجه این پاسگاه دشمن به وسیله آتش ادوات موقتا سقوط کرد.
محور غربی
از آنجا که منطقه آزاد شده کاملا پاکسازی نشده بود، تعدادی از فرسانالهور و ارتشیان عراق که فرار کرده و لابهلای نیها مخفی شده بودند، با بیسیم به توپخانه گرا میدادند. برای مقابله با این وضعیت، چند تن از رزمندگان با یک قایق و 3 گالن 20 لیتری بنزین به محل رفته بنزین را روی نیها ریختند و آتش زدند. با شعلهور شدن نیها قسمتی از تهل که سبز نبود در آتش سوخت ولی همهی تهل آتش نگرفت و رزمندگان قصد داشتند به مقر تیپ برگردند که در همین موقع یک سرباز عراقی خود را تسلیم کرد. وی به مقر تیپ آورده شد. این سرباز عراقی یکی از عناصر پاسگاه سمت راست سیسون بود که شب قبل به هنگام فرار به درون نیها، به طور اتفاقی از دیگران جدا شده بود. از این فرد اسامی نیروهایی که میان نیها مخفی شده بودند گرفته شد. سپس یکی از رزمندگان به محل رفت و با بلندگو گفت که ما جای شما را میدانیم، اگر تسلیم نشوید تهلها را به آتش خواهیم کشید. وی اسامی تک تک آنها را با بلندگو صدا زد که اسم هر کدام خوانده میشد از میان نیها با پای برهنه و به حالت تسلیم بیرون میآمد. در نتیجه 9 نفری که در نیها مخفی شده بودند، همگی تسلیم شدند.
در پاسگاه سمت چپ نیز به همین شیوه عمل شد و دو نفری که پنهان شده بودند بیرون آمدند و تسلیم شدند.
در این روز قایقهای گشتی تقریبا فعال بودند و مدام برای تکمیل پاکسازی به منطقهای که هنوز آلوده به عناصر دشمن بود، میرفتند و هر بار بین یک تا سه تن را اسیر میکردند.
محور شرقی
با روشن شدن هوا دشمن به پاسگاه خسرسوده بازگشت و مجددا در آن مستقر گردید. هر چند دشمن در امالطیره نیز نیرو داشت ولی این قسمت تقریبا در محاصره خودی بود. وضعیت منطقه برای دشمن کاملا روشن نبود، ولی امیدوار بود بتواند به وسیله این نیرو و تقویت آن حرکتی روی منطقه داشته باشد، برای همین امالطیره در این روز زیر آتش ادوات خودی قرار گرفت.
در ساعت 8:45 رزمندگانی که منطقه را پاکسازی میکردند، هشت نیروی دشمن را که در میان نیها مخفی شده بودند اسیر کردند و به عقب انتقال دادند. تا این زمان پدافند هوایی نتوانسته بود در منطقه حضور پیدا کند، لذا هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن به راحتی در پرواز بودند و نقاط مختلف را هدف میگرفتند. یک بار با راکت پاسگاه سمت راست را آتش زدند. خوشبختانه به دلیل استتار خوب نیروهای خودی و وجود تهلها و نیزارهای بسیار، پرندههای دشمن تا این زمان نتوانسته بودند خسارتی به رزمندگان وارد کنند.
شناورهای دشمن نیز هر گاه قصد اقدامی علیه رزمندگان داشتند، کمینهای خودی به آنها اجازه عبور میدادند، سپس روی آنها اجرای آتش میکردند که همین موجب تحمیل تلفاتی به دشمن میشد.
رزمندگان مستقر در کمینها برای استتار، به تهلهای متحرک طناب بسته بودند و در زمان آمدن هواپیما و هلیکوپترهای دشمن، تهلها را به جلوی کمینهای خود میکشیدند و در نتیجه کاملا استتار میشدند و افراد دشمن قادر به دیدن آنها نبودند. دشمن در این روز علاوه بر پاتکهای پیاپی با شناورهای خود، یک بار نیز با چندین بلم و حمایت دو هلیکوپتر پاتک کرد. در این اقدام،
رزمندگان اجازه دادند که دشمن نزدیک شود سپس روی آنها آتش گشودند در نتیجه 7 بلم آنها غرق شد و نفرات بسیاری به هلاکت رسیدند. در همین حین صحبتهای خلبانهای هلیکوپتر شنود میشد (به وسیله رادیوهای کوچک دو موج اف.ام در نزدیکی محل پرواز) یکی از خلبانان به دیگری میگفت:
«برو بالای سر نیروهای خودی تا ترسشان بریزد و بروند جلو و گرنه اینها جلو برو نیستند.»
به هر حال با وجود فشار شدید فرماندهی دشمن، نیروهای پاتک کننده کاری از پیش نبردند. این در حالی بود که به آنها گفته میشد که اگر جلو نروید به هلیکوپترها دستور میدهیم شما را بزنند.
دشمن در دومین روز عملیات چند بار با اعزام شناور به آبراه قاچاقچی دست به پاتکهای ضعیفی زد که در هر بار آمدن، شنود خودی به رزمندگان مستقر در کمینها اطلاع میدادند، بنابراین به محض نزدیک شدن، روی آنان اجرای آتش میشد و دشمن به ناچار با تلفاتی به عقب بر میگشت.
در این روز نیز واحد پدافند هوایی نتوانست به منطقه بیاید در نتیجه هواپیماهای دشمن به راحتی میآمدند و منطقه را میزدند. به همین دلیل ترددها اکثرا در صبح زود و غروب انجام میگرفت.
فرمانده تیپ (برادر دقایقی) تلاش بسیاری کرد که سلاحهای پدافند هوایی را به منطقه بکشاند. وی معتقد است اگر تجهیزات پدافندی وارد منطقه شود و بتواند در سه قسمت بالای قاچاقچی، سیسون و ضلع جنوب شرقی مستقر شود و یک هلیکوپتر یا هواپیما را بزند، دشمن دیگر هواپیما و هلیکوپتر اعزام نمیکند، ولی در کار واحد پدافند کندی خاصی دیده میشود، گذشته از آن منطقه بسیار وسیع است و احتمالا با استقرار این معدود قبضهها، پوشش هوایی
مناسبی به وجود نخواهد آمد. برای این منطقه موشک سهند مناسبترین سلاح برای زدن هواپیماها و هلیکوپترهای دشمن است.
بر اساس خبرهای دریافتی از شنود خودی، دشمن نیروهایش را در امالطیره تقویت کرده بود، لذا طی جلسهای در مقر تیپ بدر، عملیاتی برای شب سوم در امالطیره طراحی شد. بر اساس طرح، ساعت 19 تا 19:30 ادوات خودی آتش سنگینی روی امالطیره ریختند. سپس حدود 4 تا 5 قایق که از سیسون وارد دریاچه امالنعاج شده بودند با به زیر آتش گرفتن امالطیره، خود را به آنجا رسانده، روی تهل رفتند. چند قایق تهل را دور زدند همچنین روی تهل را که پاسگاه در آن قرار داشت، گشتند ولی از دشمن خبری نبود. ظاهرا دشمن دریافته بود که از نیروهایش کاری ساخته نیست لذا قبل از حمله رزمندگان، آنها را بیرون برده بود.
در همین شب، همزمان با حرکت روی امالطیره رزمندگان گردان انصارالحسین به پاسگاه دشمن در حاشیه امالنعاج (خسرسوده) حمله کردند و با آتش و حرکت به سمت پاسگاه رفتند، اما قبل از آنکه به پاسگاه برسند، دشمن فرار کرده بود. سپس رزمندگان در حاشیه دریاچه امالنعاج نزدیک آبراه سوده کمین زدند و مستقر شدند.
در همین شب 8 تن از عناصر فرسانالهور که شب عملیات در میان نیها مخفی شده و سه شب در آب بودند، شناکنان پس از گذشتن از سیسون و آبراه قاچاقچی، بعد از طی مسافتی حدود 7 کیلومتر، جلوی نیروهای خودی در الهرود بیرون آمدند که وقتی متوجه کمین خودی شدند، بلافاصله زیر آب رفتند. رزمندگان مستقر در کمین، درون آب را به رگبار بستند که در نتیجه یک نفرشان کشته و یکی دیگر مجروح شد و بقیه بیرون آمدند و تسلیم شدند که به مقر تیپ منتقل گردیدند.
آزادسازی نیمی از دریاچه امالنعاج که از شط الدوب در غرب دریاچه شروع میشود و تا برکه امتوسه در شرق آن امتداد دارد.
تلفات دشمن: 80 کشته، 100 مجروح و 53 اسیر.
غنائم به دست آمده: 7 قایق، 10 بلم، 4 بیسیم، 50 تفنگ کلاشینکف، 5 قبضه تیربار، 2 قبضه خمپاره و 5 قبضه آر.پی.جی و 2 عدد دوربین معمولی.
ضایعات خودی: شب عملیات 1 شهید و 6 مجروح که تا یک هفته پس از عملیات به 5 شهید و 25 مجروح افزایش یافت. اکثر تلفات خودی ناشی از حملات هوایی بود.
عوامل موفقیت عملیات: شناسایی دقیق در محور غربی؛ ارتباط قوی بین نیروهای عمل کننده و فرماندهی؛ توجیه خوب نیروهای عملیاتی، فعال بودن پست شنود؛ سرعت عمل و هماهنگی مناسب غواصان، هماهنگی مناسب واحد ادوات با نیروهای عملیاتی.
بعد از عملیات قدس 4، عدهای از افراد فرسانالهور فرار کرده و به هورالحمار رفتند. قبلا هم بر اثر فشار نیروهای گشتی رزمی تیپ بدر روی فرسانالهور، 250 تن از افراد فراری شده بودند. فرماندهی تیپ تصمیم گرفت که با یک عملیات ایذایی به انهدام سازمان فرسانالهور بپردازد. پیشبینی میشد که با انهدام نیرو، دیگر فرسانالهور در دریاچه امالنعاج نخواهند ماند و به دلیل انگیزه ضعیفشان فراری خواهند شد و در نتیجه حفاظت هور ضعیف خواهد شد. تأثیر دوم این حرکت ایذایی، امنیت یافتن نیروهای پدافند خودی بود که با ضربه زدن به فرسانالهور و گرفتن قدرت تحرک از آنان میسر میشد.
به دنبال این تصمیم و با بهرهگیری از شناسایی قبلی تیپ در این منطقه عملیاتی و تکمیل شناساییها، مانور عملیات طراحی شد. در
این حرکت ایذایی تیپ 9 بدر به دلیل نداشتن نیروهای احتیاط، برای حمله از نیروهای در خط (گردانهای عمل کننده در قدس 4) استفاده میکرد.
دشمن در الابیض در فاصله یک کیلومتری الدوب 2 تا 3 کمین داشت و همین طور دو طرف شط الدوب هم دارای کمین بود. در الابیض کمین جلویی 20 نیرو با 10 بلم و کمین بعدی حدود 15 نفر نیرو و 7 بلم و کمینهای دو طرف شط الدوب هر کمین 4 بلم و 10 نیرو و کمین بالای امالورد حدود 15 نیرو و 8 بلم داشتند.
سازمان مشخص شده برای عملیات چنین بود: از گردان شهید بهشتی 10 تن با 5 بلم. از گردان شهید صدر 10 تن با 3 بلم. از گردان شهید دستغیب 16 تن با 8 بلم، 4 قایق حامل دوشکا و 1 قایق حامل سلاح 5 / 14 میلیمتری (تک لول). برای توجیه بلدچیها، منطقه یک بار به وسیله 3 بلم شناسایی شد.
ساعت 15:30 روز 18 / 5 / 1364 نیروها از آخرین پاسگاه در الدوب به سمت هدفی حرکت کردند. در محور الابیض دو تن از نیروهای عمل کننده ساعتی قبل از شروع عملیات از دور متوجه حضور نداشتن افراد دشمن شده بودند، وقتی با شنا به کمینها نزدیک شدند از نزدیک به خالی بودن آنها مطمئن گردیدند. ساعت 19:26 عملیات با رمز «یا الله، یا الله» شروع شد.
با اعلام شروع عملیات نیروهای مستقر در الابیض به پاکسازی اطراف کمینها پرداختند. نیروهای عمل کننده در شط الدوب نیز با آتش و حرکت (طبق طرح مانور) به کمینها نزدیک شدند که با اولین شلیک، نیروهای کمین دشمن همگی به درون آب پریدند. سپس قایقها به پیش رفته و کمین را دور زدند و اطراف را پاکسازی
کردند.
پس از اتمام عملیات در ساعت 19:50 و سقوط کمینهای دشمن، اعلامیههای آماده شده از قبل به نیها نصب شد و در ساعت 19:55 دستور عقبنشینی صادر گردید.
انهدام 4 کمین دشمن، وارد شدن تلفات و خساراتی به کمین دشمن در امالورد، به غنیمت گرفتن 2 قبضه آر.پی.جی، 1 قبضه تیربار گرینف، 1 دستگاه بیسیم و بیش از 10 بلم.
نام عملیات: قدس 5
رمز عملیات: «یا علی (ع) ادرکنی»
منطقه عملیات: پاسگاه الیج واقع در هورالهویزه و در شمال منطقه عملیاتی بدر، حد فاصل پاسگاه بلال و جاده خندق، در شرق البیضه.
زمان: 15 / 5 / 1364
هدف: تصرف پاسگاه الیج، نزدیک شدن به البیضه و تأمین بیشتر منطقه.
سازمان عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
سازمان رزم: گردان امام علی (ع) از تیپ 18 الغدیر و نیروهای ویژه غواص.
نتیجه عملیات: آزادسازی 30 کیلومترمربع از هور.
تلفات عراق: 51 کشته و 18 اسیر.
غنائم: خمپارهانداز، سلاح ضدهوایی تک لول.
قدس 5 آخرین عملیات از سلسله عملیات قدس است که با هدف تکمیل اهداف عملیاتهای قدس 1 و 2 طراحی شد. با اجرای این عملیات محدود، پاسگاه الیج عراق تصرف میشد و پدافند خودی در هور وضعیت مناسبتری مییافت. این عملیات همچنین در بهبود موقعیت آفندی خودی مؤثر بود.
منطقه عملیات در هورالهویزه و در شمال منطقه عملیاتی بدر، حد فاصل پاسگاه بلال و جاده خندق، در شرق البیضه واقع شده است.
در تاریخ 11 / 4 / 1364 در پی دستور قرارگاه خاتمالانبیا (ص)، تیپ الغدیر برای اجرای عملیات در هورالهویزه و تصرف پاسگاه الیج زیر امر قرارگاه سلمان قرار گرفت، به همین دلیل خط پدافندی تیپ ویژه شهدا در محور شط علی تحویل تیپ الغدیر شد تا هر چه سریعتر آماده اجرای عملیات گردد.
قبل از واگذاری این منطقه به تیپ الغدیر - همان طور که قبلا اشاره شد - لشکر 25 کربلا طی دو عملیات قدس 1 و قدس 2، چند پاسگاه آبی - خاکی دشمن را تصرف و مواضع خود را به پاسگاه الیج و منطقه حساس البیضه نزدیکتر کرده بود. مأموریت تیپ الغدیر در واقع ادامه و تکمیل دو عملیات یاد شده محسوب میگردد.
نیروهای خودی قبل از عملیات، داخل آبراه شعبان و حوالی تقاطع آبراه تبوک و تبوک 1 مستقر بودند که از دو پاسگاه و دو کمین شناور تشکیل میگردید.
خط پدافندی نیروهای دشمن نیز متشکل بود از یک سری پاسگاههای کمین، که پاسگاه الیج در مرکزیت این پاسگاهها قرار داشت و به وسیله آنها حفاظت میشد. مقر تاکتیکی فرماندهی گروهان مستقر در این منطقه در 700 متری پاسگاه الیج و یک کیلومتری البیضه بود و مقر اصلی این گروهان در البیضه قرار داشت.
نیروهای شناسایی از تاریخ 15 / 4 / 1364 کار خود را در آبراه حضرت رسول (ص) و آبراه حمزه سیدالشهدا آغاز کردند و در 27 / 4 / 1364 آبراه تبوک را شناسایی کردند. سپس با تهیه عکس هوایی از این منطقه، آبراه دیگری مشخص گردید که نیروهای شناسایی درباره تمامی جوانب آن کار کردند. به علت اهمیتی که فرمانده تیپ الغدیر به امر شناسایی و تأثیر آن در چگونگی اجرای عملیات میداد، وی در بعضی از شناساییها به همراه نیروهای شناسایی تا نزدیکی دشمن میرفت که این امر در اصلاح طرح مانور عملیات مؤثر بود.
کلا شناسایی در 4 محور: آبراه حضرت رسول (ص)، آبراه حمزه سیدالشهدا، آبراه امام علی (ع) و آبراه تبوک (فاطمه زهرا (س)) انجام گرفت. با بررسی به عمل آمده چنین محرز شد که عمده موانع دشمن در آبراه تبوک 1(آبراه اصلی) قرار دارد و دشمن احتمال هجوم از سایر آبراهها را نمیدهد.
در مجموع موانع دشمن در منطقه چنین بود:
1- هفت ردیف سیم خاردار، خصوصا در انتهای آبراه، نزدیک پاسگاه دشمن.
2- حدود 700 متر میدان مین.
3- بشکههای 200 لیتری حاوی مواد آتشزا (فوگاز). تفاوت این بشکهها با انواع آن در عملیاتهای قبلی این بود که به محض رسیدن آب به چاشنی سدیمی آن مشتعل میشد. تعداد 30 بشکه 200 لیتری و 28 دبه 20 لیتری فوگاز در این منطقه کار گذاشته شده بود.
همچنین امکانات دشمن در پاسگاه الیج چنین بود:
1- دو سلاح تک لول ضدهوایی.
2- دو خمپارهانداز 81 و 82 میلیمتری.
3- مهمات کافی برای 48 ساعت مقاومت.
4- گردان سوم تیپ 701 کماندویی حذیفه.
در آخرین شناسایی مشاهده شد که دشمن مقداری مهمات اضافی در پاسگاه الیج آورده و بر تعداد بشکههای انفجاری نیز افزوده است. در مجموع به نظر میرسید دشمن اطلاعاتی در زمینه عملیات به دست آورده است که علل آن میتواند عدم رعایت احتیاط لازم از جانب نیروهای شناسایی، گرفتن عکس هوایی و یک سری نقل و انتقالات جدید در منطقه باشد (1).
1) 11. به گفته برادر فلاح (مسئول محور) صحبتهای اسیران عراقی بعد از عملیات مؤید این بود که دشمن از عملیات و زمان آن آگاهی داشته است.
الف) اهداف و مأموریت
1- تصرف پاسگاه الیج واقع در هورالهویزه و نزدیک شدن به البیضه.
2- تأمین بیشتر جاده خندق.
3- تأمین بیشتر جناح راست خط پدافندی.
4- محدودتر شدن خط پدافندی خودی و کاهش پاسگاههای مستقر در روی آب.
ب) سازمان رزم
تیپ بدر در این عملیات، گروهان جندالله به استعداد 70 تن، گروهان حر به استعداد 80 تن (احتیاط) و نیروهای ویژه غواص را در قالب گردان امام علی (ع) به کار میگرفت.
ج) طرح مانور
برای شروع تک، 3 محور عملیاتی طراحی شده بود:
در محور محمد رسول الله (ص) نیروهای عمل کننده به استعداد 50 تکور و تعدادی غواص، با استفاده از راهکار واقع در این محور از پشت دشمن را دور زده و پاسگاه الیج را منهدم مینمایند. در محور حمزه سیدالشهدا 30 نیروی تکور و تعدادی نیروی غواص با هجوم به جناح دشمن تک را شروع کرده و پاسگاه الیج را منهدم میکنند. در محور امام علی (ع) 7 نیروی تکور و 10 غواص با بستن عقبه اصلی دشمن در این منطقه، فرماندهی و سه کمین پشت پاسگاه الیج را منهدم کرده در 700 متری این پاسگاه پدافند مینمایند.
در این عملیات ابتدا تیم شناسایی، تیم تخریب و تیم غواص به عنوان جلودار با پاکسازی آبراهها از سیم خاردارها و مینها و بشکههای انفجاری و غافلگیر کردن نگهبانان، خط دشمن را میشکنند، سپس با صدای تکبیر اینان، نیروهای تکور قایقسوار
حمله خود را شروع میکنند و به انهدام موضع دشمن، تصرف و پاکسازی آن میپردازند.
زمان برآورد شده برای رسیدن به خط پدافندی دشمن، از محورهای حضرت رسول (ص) و حمزه سیدالشهدا دو ساعت و از محور امام علی (ع) سه ساعت است که با توجه به آن، زمان درگیری و شروع عملیات را قرارگاه سلمان ساعت 21 روز 15 / 5 / 1364 تعیین کرد.
همچنین دو واحد ادوات و توپخانه که از آمادگی کافی برخوردار بودند مأموریت پشتیبانی آتش نیروها را به عهده داشتند. گروهان ادوات در این عملیات دو قبضه تفنگ 106 میلیمتری شناور، 5 قایق مجهز به سلاح دوشکا، یک خمپارهانداز 82 میلیمتری و دو مینی کاتیوشا در اختیار داشت. توپخانه لشکر 77 ارتش در این عملیات مأموریت تأمین آتش پشتیبانی یگان را به عهده داشت و امکانات آن عبارت بود از: دو قبضه کاتیوشا، یک آتشبار توپ 152 م.م و چهار توپ 130 م.م و دو توپ 105 م.م علاوه بر تأمین پوشش هوایی منطقه، پیشبینی شده بود که توپهای ضدهوایی (23 م.م) دو طرف آبراههایی که امکان هجوم دشمن در آنها بیشتر است مستقر شده و با پیشروی نیروها به جلو منتقل گردند.
استعداد واحد پدافند هوایی شامل: شش توپ 23 م.م، یک توپ 57 م.م، یک چهارلول و یک دسته موشکی سهند میشد.
ضمن اینکه واحدهای یگان دریایی، تخریب، بهداری، مهندسی، مخابرات و... نیز متناسب با مأموریت محوله، نیروهای عمل کننده را در این عملیات پشتیبانی مینمایند.
پس از کسب آمادگیهای لازم نیروهای عمل کننده در ساعت 18 تا 19 روز 15 / 5 / 1364 حرکت خود را به طرف دشمن آغاز کردند.
نیروها در سه محور حضرت رسول (ص)، حمزه و امام علی (ع) بدون هیچ حادثهای ظرف 30 تا 60 دقیقه به نزدیکی دشمن رسیدند و به دلیل عدم اعلام آمادگی محور امام علی (ع) متوقف شدند. در این زمان نیروهای دشمن یکسره و بدون هدف به اطراف خود تیراندازی میکردند.
سرانجام محور امام علی (ع) در ساعت 23، پس از درگیری فرماندهی تیپ و انتظار چند ساعته دو محور دیگر، اعلام آمادگی کرد که بلافاصله با قرائت رمز عملیات «یا علی (ع) ادرکنی» آغاز درگیری اعلام شد و محورها اقدامات خود را شروع کردند.
در محور حضرت رسول (ص) ابتدا سه غواصی که تا نزدیک پاسگاه دوم الیج رفته بودند با شنیدن رمز عملیات بلافاصله با پرتاب نارنجک و انهدام چند سنگر، خود را به پاسگاه رساندند و پس از 30 دقیقه درگیری سرانجام با رسیدن سایر نیروهای کمکی موفق به تصرف پاسگاه شدند (1).
1) 12. علت درگیری طولانی نیروها این بود که سه غواص اسلحهای کلاشینکف خود را قبل از رسیدن به پاسگاه (در آب هور) از دست داده بودند، هنگامی که غواصها به پاسگاه رسیدند با تعدادی از نیروهای دشمن مواجه شدند که به دلیل غافلگیری هنوز گیج و سرگردان و وحشتزده بودند. در این موقع که هنوز نیروهای اصلی تکور نرسیده بودند، غواصان درگیری را با دست خالی ادامه دادند و از هر امکانی استفاده کردند از جمله کوبیدن موشک آر.پی.جی بر سر نیروهای دشمن، زدن سنگ و... تا اینکه به هر ترتیبی که بود یک اسلحه به دست آوردند که یکی از غواصان نیز مجروح گردید. در این وضعیت دو غواص خشاب پر میکردند و غواص دیگر تیراندازی میکرد و به این ترتیب درگیری خود را با دشمن تا نیم ساعت ادامه دادند.
لازم به توضیح است که از ابتدای شروع درگیری، نیروهای بلمسوار در انتظار تکبیر غواصها بودند. غواصها نیز در نظر داشتند وقتی جای پای مناسبی گرفتند، تکبیر بگویند، به همین دلیل پس از یک درگیری سه نفره نیم ساعته با کمک سه غواص دیگر تا حدودی موفق به سقوط پاسگاه شدند و پس از آن با تکبیر خود نیروهای تکور را فرا خواندند که بلافاصله نیروها سوار بر بلم، خود را به پاسگاه رساندند و با درگیری مختصری پاسگاه را پاکسازی و به تصرف خود درآوردند.
در محور حمزه سیدالشهدا غواصان پس از حرکت در محوطه باز، با صدای تکبیر نیروهای عمل کننده در پاسگاه مجاور مواجه شدند و قبل از رسیدن به پاسگاه بر اثر عجله و دستپاچگی تکبیر گفتند که باعث هوشیاری و شروع تیراندازی دشمن گردید. در این تیراندازی نیروهای غواص و تعدادی از نیروهای تکور شهید و مجروح شدند. در این محور تنها 4 نیروی اطلاعات و عملیات سالم ماندند که داخل آب بدون سلاح، در دید دشمن قرار داشتند.
در این وضعیت باقیمانده نیروها مصمم شدند به هر صورت عملیات در این محور را اجرا کنند. این 4 رزمنده در یک اقدام ابتکاری و توأم با ریسک، ابتدا طوری وانمود میکنند که قصد پناهنده شدن دارند لذا پس از رساندن خود به مواضع عراقیها، با سرعت عمل یکی از برادران و مسلح شدن وی، درگیری آغاز شد و در
نهایت پس از سقوط پاسگاه، 18 تن از عناصر دشمن را اسیر کردند (1).
نیروهای محور امام علی (ع) نیز با اعلام رمز عملیات، درگیری خود را با پرتاب نارنجک و شلیک گلوله آغاز کردند و توانستند خیلی سریع به اهداف خود دست یابند و پاسگاه فرماندهی (گروهان) را نیز از همان ابتدا با شلیک یک آرپیجی منهدم کنند و در اختیار خود بگیرند.
در مجموع نیروهای تیپ ظرف یک ساعت درگیری موفق شدند علاوه بر تصرف کامل پاسگاه الیج، کمینها و پاسگاههای اطراف آن را تا 5 / 1 کیلومتری البیضه پاکسازی کنند و در آبراه اصلی، در 2 کیلومتری البیضه، ضمن ایجاد موانع و کمین مستقر شوند.
مواضع به دست آمده در عملیات قدس 5، پس از 3 روز کاملا تثبیت شد و در نهایت حدود 30 کیلومترمربع دیگر از هور به تصرف رزمندگان درآمد.
تلفات دشمن: 51 کشته و 18 اسیر.
غنائم: تعدادی سلاح از جمله دو خمپارهانداز 60 و 81 میلیمتری و دو سلاح ضدهوایی تک لول و...
ضایعات خودی: 38 شهید (که همگی تخلیه شدند)، 60 مجروح، تعدادی قایق که بر اثر ترکش و... منهدم گردید.
1) 13. در جریان تظاهر به پناهندگی غواصان، دشمن به طور مکرر از آنها میخواست که جلو بیایند، آنها کم کم به پاسگاه نزدیک شده و روی آن رفتند. در همین حین، یکی از برادران پارویی میبیند بلافاصله آن را برداشته و با حالتی هجومی به نگهبانی که در سنگر بود، ایست میدهد. نگهبان با توجه به جوی که در محیط ایجاد شده بود (و صدای تیراندازی) و از دست دادن روحیهی خود سریع سرش را داخل سنگر میبرد و برادر مذکور بلافاصله داخل نزدیکترین سنگر شده و اسلحهای را که آنجا بود برداشته با استفاده از آن یک تیر به طرف نیروهای دشمن شلیک میکند. 16 نیروی حاضر در پاسگاه، با این تصور که در محاصره قرار گرفتهاند، اسلحههای خود را زمین گذاشته تسلیم میشوند. گفتنی است که اسلحه یاد شده فقط دو گلوله داشته است. پس از این ماجرا نیروهای کمکی که در پاسگاههای دیگر عمل کرده بودند به این پاسگاه میرسند.
با توجه به ویژگیهای عملیاتهای محدود، نقاط قوت این عملیات که موجب موفقیت آن شد، چنین است:
شناساییهای دقیق از مسیر حرکت نیروها و خط پدافندی دشمن.
جامع بودن طرح مانور.
روحیه و کیفیت مناسب نیروهای عمل کننده.
استفاده از اصل غافلگیری در دو محور عملیات (1).
در کنار تیپ الغدیر، تیپ امام حسن (ع) مأموریت داشت در دو آبراه نهروان و مقداد پس از انهدام کمینهای دشمن در نزدیکی آنها مستقر شود تا ضمن منهدم کردن عناصری از دشمن، جناح چپ الغدیر را تأمین نماید.
همزمان با تیپ الغدیر نیروهای تیپ امام حسن (ع) نیز وارد عمل شدند. در ساعت 23 اولین نیروها در محور نهروان به هدف خود رسیدند و با یک کمین منهدم شده مواجهه شدند. (احتمالا به وسیله گلوله توپ از بین رفته بود.)
لحظاتی بعد رزمندگان محور مقداد نیز به هدف خود نزدیک شدند و پس از برخورد با کمین خالی دشمن آن را منهدم کردند. تیپ امام حسن (ع) با دستیابی نسبی به اهداف خود، در امتداد خط تیپ الغدیر به پدافند و تحکیم مواضع مشغول گردید.
1) 14. با وجود رعایت مسائل حفاظتی و اطلاعاتی: دشمن به منطقه و روز عملیات پی برده بود، لیکن از جزئیات آن اعم از شیوه عمل، راهکارها و... اطلاع درستی نداشت. یکی از اسیران این عملیات گفته است: «ما احتمال حمله را میدادیم و در یک آمادهباش نسبی به سر میبردیم ولی تمام فکر ما این بود که عملیات از آبراه اصلی انجام خواهد گرفت لذا تمام حواس ما متوجه آبراه تبوک بود و هیچ احتمال نمیدادیم که از پشت به ما حمله شود.» اسیر دیگری نیز گفت: «به ما 24 ساعت قبل از عملیات آمادهباش صددرصد داده بودند».
سلسله عملیات قدس نشان دهنده ادامه و استمرار جنگ به هر شکل ممکن بود. این امر گذشته از دستاوردهای نظامی و آسیبپذیر کردن و انهدام دشمن، نتایج مهمی به شرح زیر داشت:
1- حفظ روحیه تعرضی.
2- افزایش انسجام یگانها و پرورش کادر و افزودن به تجربیات جنگی آنها.
3- گرم نگه داشتن جو جنگ در میان مردم.
4- تضعیف روحیه سربازان دشمن و ایجاد تزلزل در آنان.
5- به ضعف کشانیدن موضع قدرتنمایی و مانور دشمن که پس از عملیات بدر با جنگ شهرها در حال افزایش بود.
6- در انفعال قرار دادن و گرفتن مجال هر گونه پدافند از او.
7- باز پس گیری بخشی از اراضی اشغالی و پیشروی در خاک دشمن.
8- نشان دادن توانایی و قابلیتهای نظامی جمهوری اسلامی برای وارد آوردن فشارهای پیدرپی به دشمن.
9- فریب دشمن و جلوگیری از هوشیاری آن نسبت به عملیاتهای اصلی و گسترده در آینده.
10- نزدیک شدن به عمق دشمن در بعضی مناطق و تسلط بر خطوط ارتباطی و عقبه آنها.
11- بهرهگیری از زمان و مشغول ساختن دشمن، برای طراحی عملیات گسترده و بازسازی و سازماندهی یگانها.
12- کشاندن نیروهای احتیاط دشمن به خطوط پدافندی و فرسودن آنها و جلوگیری از آمادگی آنها برای مقابله با عملیات گستردهی خودی.
13- تقویت و پشتیبانی یگانهای رزمی به وسیله مردم هر منطقه.
سلسله عملیاتهای محدود قدس بسیاری از هدفهای مد نظر را تأمین کرد و علاوه بر تضعیف روحیه دشمن، در روحیه مردم بسیار مؤثر بود و موجب تقویت روحیه یگانهای عمل کننده نیز شد. علی شمخانی درباره نتایج عملیات محدود گفت:
«دشمن احساس کرده است که عملیات ما یک خط سراسری است و لذا اقدام به تقویت خطوط خود در سراسر جبهه کرده است که یکی از اهداف ملموس این عملیاتهاست. در یک عملیات موفق محدود و با تلفات کم، روی رزمی کردن مردم آن منطقه (لشکر عمل کننده) بسیار مؤثر و ملموس بوده است و نمونه آن را در شیراز و مازندران شاهد بودیم.»
در این زمینه، سیاست تبلیغاتی مناسبی برای عملیاتهای محدود اتخاذ شد. در این سیاست، پس از اجرای عملیات محدود، استان پشتیبانی کنندهی یگان عمل کننده اعلام میشد و این امر، تأثیر بسیاری در مردم آن منطقه میگذاشت. به عنوان مثال، پس از اعلام اینکه عملیات قدس 1 را لشکر مازندران اجرا کرده است، مراجعه ساکنان این استان به مراکز سپاه، برای حضور در جبهه بسیار افزایش یافت، تا جایی که فرمانده سپاه در استان مازندران اعلام کرد اداره این همه نیرو امکانپذیر نیست و از لشکر 25 کربلا خواست که آنها را به جبهه اعزام کند اما این لشکر نیز به نیرو نیاز نداشت. مسئولان سپاه مازندران معتقد بودند استقلال مردم در این زمان در طول جنگ سابقه نداشته است.
غلامعلی رشید نتایج عملیاتهای محدود را چنین جمعبندی کرد:
«ما ظرف 120 روز 10 عملیات محدود داشتیم، 350 اسیر گرفتیم، حدود 3000 کشته و زخمی به دشمن وارد کردیم، به اضافه 400 الی
500 کیلومتر از زمینها آزاد شد. اثرات عملیاتهای محدود روی دشمن عبارت است از: 1- دشمن مجبور میشود از نیروهای احتیاطش استفاده کند، مجبور است همهجا سنگر را پر کند. 2- سلب قدرت تفکر و بررسی از دشمن. 3- پایین آوردن روحیه سربازان و فشار روحی به فرماندهان عراقی. 4- برهم زدن سازمان یگانهای دشمن. 5- وارد کردن تلفات بر دشمن. 6- فریب دادن دشمن از عملیات اصلی خودی».
فرمانده سپاه نیز درباره تأثیر این عملیاتها بر جبهه خودی گفت:
» 1- حفظ حالت تهاجمی 2- جلوگیری از تفرقه ناشی از رکود 3 - کادرسازی یگانها 4- بالا رفتن تجارب یگانها 5- ریخته شدن ترس و رعب در میان بعضی از نیروهای خودی 6- اصل غافلگیری را بهتر میشود رعایت کرد 7- کسب اطلاعات نظامی دقیق از طریق اسرا»
با توجه به این مسائل، مشکلات سپاه نیز در این مقطع از جمله عواملی بود که ضرورت انجام چنین عملیاتهایی را تشدید میکرد. این مشکلات بیشتر ناشی از دیدگاه مسؤلان سیاسی کشور درباره جنگ و سپاه بود، تا آنجا که این مشکلات بر بودجه تخصیص داده شده به سپاه نیز تأثیر گذاشت.
بدین ترتیب، سلسله عملیاتهای محدود در تابستان 1364، که بر مبنای فرمان امام خمینی برای گرم نگه داشتن جبههها و لزوم جلوگیری از آسودگی دشمن در برخی مناطق با هدفهای نظامی - سیاسی انجام گرفت، به میزان بسیاری مؤثر واقع شد و ابتکار عمل در جبهه خودی و انفعال دشمن همچنان حفظ شد.