ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : عملیات رمضان: ورود به خاک عراق برای تنبیه متجاوز/ تهیه کننده مدیریت بررسی های تاریخی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ.
مشخصات نشر : تهران : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : [۸۸] ص.: مصور؛ ۵/۱۰ × ۲۱ سم.+ نقشه.
شابک : ۷۰۰۰ ریال 964-6315-65-8 : ؛ ۱۲۰۰۰ ریال: چاپ سوم978-964-6315-65-5 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (چاپ دوم)
یادداشت : ص. ع. به انگلیسی:The Battle of Ramazan.
یادداشت : چاپ اول: ۱۳۸۴ (فیپا).
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : چاپ سوم: ۱۳۹۱.
یادداشت : کتابنامه: ص. ۸۵ - ۸۷؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹ - ۱۳۶۷ -- نبردها
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۵۹-۱۳۶۷ -- عملیات رمضان
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. مدیریت بررسیهای تاریخی
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
رده بندی کنگره : DSR۱۶۰۷ /ر۸ع۸ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۴-۱۸۳
دوران هشت سال دفاع و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر هجوم نظامی رژیم عراق که - با ترغیب امریکا آغاز شد و با پشتیبانی همهی قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان ادامه یافت - از بارزترین مقاطع حیات حقیقی این مرز و بوم است.
اینک که بیش از شانزده سال از پایان این دورهی سرنوشتساز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی میگذرد، تبیین حماسههای عظیم و ارزشمندی که مردم و رزمندگان این سرزمین آفریدند، ضرورت بیشتری پیدا کرده است.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ با درک این رسالت تاریخی، تلاش میکند با بهرهگیری از اسناد، مدارک و منابع بینظیری که راویان و محققان این مرکز در طول جنگ هشت ساله جمعآوری کردهاند، ابعاد مختلف دفاع مقدس را ترسیم نماید.
بیتردید وجود اخبار، گزارشها، آمار و اطلاعات معتبر و موثقی که از مراکز طرحریزی، هدایت و فرماندهی عملیاتها تا میدانهای نبرد و صحنههای درگیری به صورت زنده و واقعی جمعآوری گردیده بر غنای آثار مرکز مطالعات میافزاید و زوایای مختلف و تاریک جنگ را با هدف آگاهسازی افکار عمومی روشن میسازد.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تاکنون مجموعههای متعددی را دربارهی وقایع جنگ عراق علیه ایران منتشر کرده است. این مجموعه که گزارش نبردهای اصلی رزمندگان اسلام در مقابله با ارتش عراق و هم پیمانانش میباشد، برای دسترسی آسانتر و آشنایی بیشتر علاقهمندان و محققان به وقایع این نبرد عظیم است که هر جلد آن به یکی از عملیاتهای اصلی جمهوری اسلامی علیه متجاوزان اختصاص دارد و به صورت نسبتا خلاصه و جمعبندی شده تهیه
میشود و شامل شناسنامهی عملیات، اوضاع سیاسی و نظامی در آستانه عملیات طرحریزی و اجرای عملیات، نتایج و بازتابهای آن میباشد.
این کتاب با کوشش حمیدرضا فراهانی، با استفاده از اسناد نظامی منتشر نشدهی مرکز و منابع سیاسی و کتابهای منتشر شدهی مرکز مطالعات از جمله کتاب بیستم روزشمار جنگ ایران و عراق نوشته علی رضا لطف الله زادگان تهیه شده است.
ویرایش محتوایی این کتاب را مهدی انصاری و ویرایش ادبی آن را احمد نصرتی به انجام رساندهاند و در آمادهسازی آن حسین مجیدی، هادی کریم دهنوی و محمدعلی باغی (حروف چینی، صفحهآرایی، طرح جلد) همکاری کردهاند.
امید است این کوشش ناچیزی مورد رضای حق جل و علا و موجب ادای گوشهای از حق شهیدان، جانبازان و رزمندگان این نبرد عظیم و مقتدایشان حضرت امام خمینی شود و جویندگان حقایق این واقعه بزرگ از آن بهرهمند شوند.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 1383
نام عملیات: رمضان.
رمز عملیات: یا مهدی (عج) ادرکنی.
منطقه عملیات: زمینی مثلث شکل که از شمال به کوشک و طلائیه و حاشیه جنوبی هورالهویزه، از غرب به رودخانه اروند و از شرق به خط مرزی شمالی - جنوبی از کوشک تا شلمچه منتهی میشود.
زمان عملیات: 22 / 4 / 1361
هدف عملیات: حضور قوای نظامی ایران در پشت شط العرب و تسلط بر معابر وصولی بصره و با این امید که در صورت موفقیت امکان پایان پیروزمندانه جنگ فراهم شود.
فرماندهی عملیات: مشترک (سپاه و ارتش)
سازمان عمل کننده: سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی.
استعداد نیروهای درگیر خودی: 133 گردان پیاده، 20 گردان زرهی، 11 گردان مکانیزه و 10 گردان توپخانه.
استعداد نیروهای درگیر دشمن: 74 گردان پیاده، 49 گردان زرهی و 29 گردان مکانیزه.
نتیجه عملیات: تصرف 40 کیلومتر مربع از خاک دشمن.
تلفات عراق: 6400 کشته و زخمی، 1315 اسیر؛ در ضمن 4 لشکر و 3 تیپ زرهی دشمن بین 20% تا 60% منهدم شد و 9 تیپ پیاده دشمن بین 20% تا 100% خسارت و تلفات را متحمل گردید.
خسارات عراق: انهدام 1077 تانک و نفربر، صدها دستگاه خودرو و مقدار زیادی سلاحهای سنگین و نیمه سنگین.
غنائم: دهها دستگاه خودرو و مقدار زیادی سلاحهای سنگین و نیمه سنگین.
پس از فتح خرمشهر و برتری سیاسی - نظامی ایران، که یکی از اهداف آن، خاتمه جنگ بود، پیشبینی میشد که زمینه اتمام جنگ فراهم گردد و نظام بینالملل به طور جدی و با در نظر گرفتن عدالت و تنبیه متجاوز پایان جنگ را پیگیری کند، همانگونه که درباره بسیاری از جنگهای بینالمللی چنین شد. اما برعکس، امریکا و غرب در جهت حفظ حکومت عراق و فشار بر جمهوری اسلامی تلاشهای خود را آغاز کردند. آمریکا بدون توجه به حقوق قانونی جمهوری اسلامی، در پی تحمیل مذاکره بدون شرط به ایران بود و در مجموع قدرتهای بزرگ در تلاش بودند که مذاکرات صلح در شرایطی انجام شود که جمهوری اسلامی در موضع برتر نباشد.
از سوی دیگر به دلیل سابقه تاریخی و شخصیت صدام حسین، ایران صلح بدون تضمین لازم را نمیپذیرفت زیرا هیچ اعتمادی به دولت عراق و تعهدات آن نداشت. رژیم عراق به دلیل قرار گرفتن در موضع ضعف، مسئله صلح را مطرح میکرد در حالی که هیچ تغییری در ماهیت رفتار سران این رژیم مشاهده نمیشد. پافشاری عراق بر ادعاهای قبلی، عدم پذیرش قرارداد 1975 الجزایر، حضور در بخشی از خاک ایران و ادامه حملات (به جز در زمین) تأیید این مدعا بود. بنابراین تلاش عراق و مجامع بینالمللی و کشورهای منطقه برای طرح صلح، نه از روی اعتقاد بلکه به دلیل شرایط حادی بود که آنها را در موضع ضعف قرار داد و منافعشان را تهدید میکرد. لذا درباره صلح
جدی نبودند و هدف اصلی آنها گرفتن زمان از جمهوری اسلامی و چیرگی بر اوضاع دگرگون شده بود. شورای امنیت سازمان ملل نیز هیچ گونه توجهی به حقوق و نظریات ایران نمیکرد و در این وضعیت نیز به شکل دیگری درصدد نجات عراق از مهلکه بود.
همچنین تصمیم گیرندگان سیاسی و فرماندهان نظامی ایران با توجه به برتری مطلق جمهوری اسلامی در این زمان حاضر نبودند بدون دستیابی به حداقل امتیاز - که تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت بود - قرارداد پایان جنگ را امضا کنند زیرا افکار عمومی و آیندگان این تصمیم را اقدامی غیر عقلانی و ناشایست تفسیر میکردند، حال آنکه مسئولان در تصمیم خود باید ماهیت ضد سلطه و ضد امپریالیستی انقلاب اسلامی را نیز در نظر میگرفتند. به طور کلی مفهوم قدرت و واقع بینی سیاسی نشان میدهد نباید در موضع قدرت به شرایط دشمن تن داد بلکه باید اراده انقلابی را بر آن تحمیل کرد. از این رو هدف اصلی ایران از ورود به خاک عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، وادار کردن جامعه بینالمللی به تنبیه متجاوز بود، تا از این رهگذر به ماهیت انقلاب اسلامی خدشه وارد نیاید.
بر پایه این تحلیل عبور نیروهای ایران از مرز و ورود به خاک عراق و نیز چگونگی نقش امام خمینی در این تصمیمگیری استراتژیک، قابل توجه است. (1)هر چند منابع دست اول در این باره اندک است، ولی در اظهارات محسن رضایی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در 21 تیر 1361 درباره دلایل تصمیم مسئولان کشور برای ورود به خاک عراق، پاسخ این پرسش تا حدودی آمده است. در این مصاحبه فرمانده سپاه درباره سیاست نظامی ایران پس از عقب نشینی نیروهای عراقی از خاک ایران گفت:
«اصول کلی استراتژی نظامی ایران از ابتدای تجاوز عراق به ایران بر این اساس استوار بود که ما باید ابتدا نیروهای دشمن را منهدم
1) 1. چگونگی و علل تصمیمگیری برای ادامهی جنگ بعد از فتح خرمشهر، در کتاب «علل تداوم جنگ» نوشته محمد درودیان، از انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ درج شده است.
نموده، تمام سرزمینهای اشغالی را آزاد سازیم و پس از آن با تداوم عملیاتهای تهاجمی، با دستیابی به برتری نظامی، در موقعیت دفاعی قابل قبولی قرار بگیریم تا بتوانیم ضمن دفاع از سرزمین خود، با استفاده از برتری توان نظامی خود رژیم متجاوز را تنبیه کنیم.»
وی سپس در تشریح حاکم بودن این استراتژی در عملیاتهای گذشته ایران گفت:
«براساس قسمت اول این استراتژی ما با انجام عملیاتهای متعدد با سرعت و موفقیت به هدف اول خود یعنی آزادسازی سرزمینهای اشغالی دست یافتهایم، ولی با توجه به اینکه هنوز قسمتهایی از خاک ایران در اشغال عراق بوده و شهرها و روستاهای مرزی ما زیر آتش توپخانه آنان قرار دارد، بنابراین امنیت کشور ما به طور کامل تأمین نیست و عملا جنگ ما تمام نشده و استراتژی نظامی ایران همچنان براساس همان استراتژی اولیه تداوم خواهد داشت. حدود دو سه ماه پیش [حدود اردیبهشت 1361] هم زمان با طرحریزی برای عملیات بیتالمقدس، خدمت امام رسیدیم و گفتیم که به منظور تأمین کامل امنیت کشور و دفع متجاوز باید علاوه بر آزادسازی مناطق و شهرهای اشغالی، به خاک عراق نیز وارد شویم و دشمن را تحت فشار قرار دهیم ولی امام فرمودند: «نه چه لزومی دارد؟» ولی وقتی دلایل خود را به امام ارائه دادیم و گفتیم که اگر ما بخواهیم از کشور دفاع بکنیم باید در جایی پدافند و دفاع کنیم که نیروهای ما هر روز نگران و مضطرب از حمله دشمن نباشند، امام فرمودند که «اگر مطلب این طوری هست، خوب، این یک حرف درستی است و ما برای دفاع باید تا آنجایی که اطمینان هست پیش برویم و در این مسیر هم هر تعدادی بکشیم و هر تعدادی کشته شویم هیچ مسئلهای نیست و این را خدا حکمش را داده و این مسئلهای نیست. اما نگرانی من برای این است که نکند شما در جایی بروید که به دفاع و پدافند ارتباطی نداشته باشد. «اما اخیرا با عقبنشینی عراق و توطئه جدید صدام، امام مصر شدند به اینکه
«قبل از اینکه امریکا و صدام دست و پایشان را جمع و جور کنند، شما باید حرف نهایی خودتان را در منطقه و دنیا بزنید» (1)
(صحیفه نور، جلد 16، ص 233 تا 235).
(2).در توضیح دلایل و عوامل و چگونگی تصمیمگیری برای تعقیب متجاوز، علاوه بر آنچه ذکر شد میتوان به محورهای زیر اشاره کرد:
1- بیاعتنایی به شرایط و حقوق جمهوری اسلامی
شناسایی و تنبیه متجاوز، پرداخت غرامت و عقبنشینی از مناطق اشغالی اصلیترین شرایط اعلام شده ایران برای پایان جنگ بود.
«شناسایی متجاوز» تا زمان شروع عملیات رمضان در سازمانهای بینالمللی از جمله شورای امنیت مورد توجه قرار نگرفته بود و عراق همچنان بر حاکمیت خود بر بخشی از سرزمین ایران پا میفشرد.
صدام حسین که در آغاز تجاوز، قرارداد 1975 الجزایر را بیاعتبار اعلام کرده بود همچنان از پذیرش آن خودداری میکرد و بدیهی است که ترک مخاصمه در حالی که دشمن بر ادعاهای ارضی خود اصرار داشت به معنی پذیرش این ادعاها بود و این با ستم شکنی و عزتمندی جمهوری اسلامی ایران منافات داشت، آن هم در هنگامی که مسیر پیروزمندانهای را در میدانهای نبرد میپیمود.
2- صلح نه، آتش بس!
نکته بسیار مهم در طول جنگ ایران و عراق این است که مجامع رسمی بینالمللی و منطقهای و دیگران (نظیر اتحادیهی عرب، سازمان کنفرانس اسلامی و...) در پیشنهادهایی که برای صلح مطرح
1) 2. امام خمینی در سوم مرداد 1361 هم در سخنانی به سیاست تأمین امنیت برای صلح اشاره کردند: «دفاع یک امری است که هم شرعا واجب است بر همه و هم عقلا. ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم. بیست و چند ماه آن ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آن همه جنایات کرد - که تاریخ اینها را باید ثبت کند - و از این کشورهایی که میگویند ما طرفدار اسلام هستیم و جمعیتهای حقوق بشر و سازمان کذا، صحبتی نشد، گاهی اگر شد، ایران را محکوم میکردند! و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای اینکه نگذاریم هر روز آبادان، اهواز و اینجاها مورد حمله آنها واقع بشود و مورد توپهای دوربرد آنها و موشکهای آنها باشد و میخواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند این یک دفاعی است که ما میکنیم.»
2) 3. سند شمارهی 1865 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: سخنان محسن رضایی در جمع فرماندهان عملیات رمضان، 21 / 4 / 1361، راوی: هادی نخعی.
میکردند نحوهی آتشبس و حقوق دو طرف تعیین نمیشد بلکه تأکید آنها تنها بر پذیرش آتشبس بود! برخی از این پیشنهادهای آتشبس در زمانی ارائه میشد که عراق قسمتهای عمدهای از خاک ایران را در اشغال داشت. پس از پیروزی ایران در عملیات بیتالمقدس نیز هیچگاه پیشنهاد صلحی که دارای شرایط و مراحل اجرایی و تضمین بینالمللی باشد ارائه نشد بلکه توصیههایی برای آتشبس بود که ایران نمیپذیرفت زیرا چشمانداز بعد از پذیرش آتشبس نامعلوم بود و بستگی داشت به عواملی از قبیل خواست میانجی گران، اوضاع بینالمللی، اقدامات کشورهای حامی عراق در مجامع مختلف و...
بنابراین نقش ایران در احقاق حقوق خود به عنوان طرف مذاکره و کشور مورد تجاوز قرار گرفته، در هر گونه مذاکرات صلح به حداقل میرسید.
3- عملکرد شورای امنیت
با اینکه تجاوز عراق به ایران کاملا محرز بود اما شورای امنیت سازمان ملل در اولین واکنش خود در اول مهر 1359، یعنی یک روز پس از آغاز جنگ، در بیانیهای از «احراز تجاوز» عراق به ایران خودداری کرد و از آن با عنوان «وضعیت» یاد کرد! این شورا در 6 مهر 1359 نخستین قطعنامه خود (قطعنامه 479) را صادر کرد. در این قطعنامه شورای امنیت از دو کشور درگیر خواست:» 1- بلافاصله از توسل بیشتر به قوه قهریه بپرهیزند و اختلافات خود را مسالمتآمیز و بر طبق اصول عدالت و حقوق بینالمللی حل نمایند. 2- هر گونه پیشنهاد میانجیگری، سازش یا توسل به سازمانهای منطقهای که میتواند اجرای تعهداتشان را براساس منشور ملل متحد تسهیل نماید، بپذیرند.» (1).
چنان که از مفاد این قطعنامه بر میآید اشارهای به تجاوز عراق و یا نقض تمامیت ارضی ایران نشده، پیشنهاد آتشبس به صراحت مطرح نیست و از نیروهای متجاوز عراق خواسته نشده است که سرزمینهای اشغالی را ترک کنند. در این قطعنامه تنها از ایران و
1) 4. محمد حسین جمشیدی، حسین یکتا، هادی نخعی، یحیی فوزی، سازمانهای بینالمللی و جنگ ایران و عراق (تهران، دانشکده فرماندهی ستاد سپاه پاسداران - معاونت تحقیق و پژوهش 1374)، ص 88 و 89.
عراق خواسته شد که از استفاده بیشتر از زور خودداری کنند. در واقع مفهوم آن چنین است که ارتش متجاوز عراق همچنان مناطق اشغالی را در اختیار داشته باشد و نیروهای ایران برای باز پسگیری سرزمینهای اشغالی خود عملیاتی انجام ندهند! علاوه بر این شورای امنیت در قطعنامه 479 نیز جنگ را با عنوان «وضعیت میان ایران و عراق» مورد بررسی قرار داد و با اطلاق «وضعیت» به جنگ ایران و عراق، آن را حالتی دانست که ممکن است به اصطکاک بینالمللی و یا اختلاف منجر شود نه حالتی که در آن اصطکاک بینالمللی و یا اختلاف وجود دارد. بنابراین واقعیتهای موجود را نادیده گرفته بود (1).
پس از قطعنامه 479، اولاف پالمه به عنوان فرستاده ویژه سازمان ملل، به تهران و بغداد سفر کرد. وی در تهران با اعلام همان سیاست کلی شورای امنیت گفت:
«من مأموریت دارم که نظرات دو طرف را به هم نزدیک کرده و راه حلی برای صلح پیدا کنم. این اصول عبارتند از اصل منع کاربرد زور برای تسلط بر سرزمینهای دیگران، اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگران و...» (2).
اما او نیز هیچ گاه راه حل عملی برای پایان دادن به جنگ که متضمن «عدالت» باشد، عرضه نکرد.
پس از آن، شورای امنیت به مدت 22 ماه سکوت اختیار کرد تا اینکه در پی اجرای عملیات بیتالمقدس و آزادسازی خرمشهر سکوت خود را شکست و به درخواست اردن و با حمایت آمریکا تشکیل جلسه داد و قطعنامه 514 را در 21 تیر 1361 به تصویب رساند. در مقدمه این قطعنامه از طولانی شدن برخورد دو کشور که به خسارت سنگین انسانی و زیان مادی قابل ملاحظه منجر شده و صلح و امنیت بینالمللی را به خطر انداخته است، اظهار نگرانی عمیق گردید.
شورای امنیت اگر چه در قطعنامه 514 برای اولین بار از برقراری آتشبس و عقبنشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطعنامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهههای جنگ از بین رفته بود و نیروهای ایران بخش عمدهی مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را باز پس گرفته و در بسیاری نقاط به مرزهای بینالمللی رسیده بودند. بنابراین هدف اصلی شورای امنیت از تصویب قطعنامه 514، جلوگیری از ورود نیروهای ایران به خاک عراق تحت عنوان «به خطر افتادن صلح و امنیت بینالمللی» بود. شورای امنیت در این قطعنامه با اشاره به ماده 24 منشور ملل متحد درباره مسئولیت اولیه خود در حفظ صلح و امنیت بینالمللی نیز دقیقا این هدف را دنبال میکرد که به جمهوری اسلامی ایران تفهیم کند اگر وارد خاک عراق شود براساس فصل هفتم منشور ملل متحد مجازاتهایی بر ضدش وضع خواهد کرد. (1).
آیا ایران میتوانست با اعتماد به چنین عملکردی میدان نبرد را ترک کند و تصمیمگیری این گونه سازمانها را درباره سرنوشت یک ملت ستم دیده بپذیرد؟!
4- ایران پیش گام در صلح
با وجود مسائل یاد شده، امام خمینی در 30 خرداد 1361 قبل از شروع عملیات رمضان در یک سخنرانی دربارهی اعزام هیئت صلح به ایران و عراق - که مورد قبول دو طرف باشد - گفتند:
«اشخاصی بیایند که طرفین قبول دارند و ببینند و بنشینند که ما به عراق حمله کردیم یا عراق به ما. خرابیهایی را که آنها وارد کردند ببینند و بروند شهرهای آنها را هم ببینند.»
این سخنان به خوبی نشان دهندهی روحیهی مسالمتجویی ایران و پذیرش یک هیئت مرضیالطرفین است. اما رفتار هیئت صلح چگونه بود؟ محسن رضایی فرمانده وقت سپاه پاسداران در مصاحبهای در 21 تیر 1361 در این باره گفت:
«امام در آخرین سخنرانی خود فرمودند که اگر هیئتی بیاید که مورد
1) 7. پیشین، ص 91 و 92.
قبول طرفین باشد، آن را میپذیریم. و این اولین باری بود که امام این حرف را زدند و تا حالا هم سه بار هیئت نامه نوشتهاند به آقای خامنهای که شما بیایید عربستان تا صدام نیز بیاید و با هم صحبت کنید. یعنی هیئت مزبور به جای اقدام عملی در جهت شناسایی متجاوز، مذاکره با طرف متجاوز را توصیه میکند و مشخص است که در مذاکراتی از این قبیل، طرف متجاوز هیچگاه به آنچه که دست یازیده است اعتراف نخواهد کرد به ویژه آنکه قدرتهای مختلف سیاسی، نظامی و اقتصادی نیز وی را پشتیبانی میکردند.» (1).
5- عقبنشینی تاکتیکی عراق
هر چند که عراق ادعا میکرد از تمامی اراضی اشغال شدهی ایران عقبنشینی کرده است، ولی واقعیت چنین نبود. ارتش عراق در جبهههای جنوب تقریبا از تمام مناطق اشغالی به مرزهای رسمی میان دو کشور عقب رانده شده بود ولی در سایر مناطق هر جا که وضعیت زمین برای نیروهایش مساعد بود، به اشغالگری و تجاوز خود ادامه میداد. البته به نوعی فریب کاری مناطقی مانند قصر شیرین، مهران، میمک و قسمتهای هموار را رها کرده بود اما در ارتفاعات مسلط آقداغ، قلاویزان، میمک، حمرین و... مستقر شده بود؛ یعنی از نظر نظامی مناطق تخلیه شده را همچنان در تسلط داشت و برای نیروهای خودی ممکن نبود که بدون تلفات در این مناطق مستقر شوند. علاوه بر این، منطقه نفت شهر نیز کلا در اختیار نیروهای عراقی بود.
6- دلایل عقب نشینی عراق
دو انگیزه و عامل برای عقب نشینی عراق میتوان ذکر کرد:
الف) ناتوانی در حفظ برتری نظامی: ناتوانی نظامی عراق در رویارویی با عملیاتهای گسترده و محدود رزمندگان جمهوری اسلامی ایران در جبهههای جنگ، فرو رفتن در لاک دفاعی را به ارتش این کشور تحمیل کرد. رژیم عراق با این اقدام در واقع به پوشاندن نقاط ضعف خود مبادرت ورزید.
1) 8. علیرضا لطفالله زادگان، روزشمار جنگ ایران و عراق، کتاب بیستم: عبور از مرز، (تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1381)، ص 23 و 24.
ب) تلاش برای تحمیل شرایط جدید سیاسی به ایران: با وجود مشکلات نظامی که در حفظ متصرفات گریبانگیر عراق شده بود، حکومت این کشور درصدد بود تا با عقب نشینی از برخی اراضی ایران نبرد از میدانهای جنگ را به عرصههای سیاسی بکشاند و بدون آنکه شرایط ایران برای صلح در نظر گرفته شود، با به دست آوردن وجههی صلحطلبی، هم ایران را وادار به پذیرفتن مانور جدید خود بکند، هم با نگاهی به چند ماه آینده که قرار بود میزبانی کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد را عهدهدار شود، شرایط دلخواه را به ایران تحمل کند.
7- امکان تهاجم مجدد عراق
مطالعه وقایع داخلی عراق نشان میدهد که توسعه، بازسازی و تجهیز ارتش و ایجاد تغییرات ساختاری در حکومت این کشور از جمله اولویتهایی بود که زمامداران عراق پس از انقلاب اسلامی به سرعت به آن پرداختند و این امر پس از روی کار آمدن صدام حسین به جای حسنالبکر در تیر 1358 شتاب فزایندهای یافت. در پی این اقدامات بود که ارتش عراق به ایران حمله کرد و هر چند با عملیاتهای پی در پی ایران از جمله فتحالمبین و بیتالمقدس - خسارتهای فراوانی بر ارتش عراق وارد آمد ولی اندیشه تجاوز همچنان حاکمان این کشور را وسوسه میکرد و امکان بازسازی بخش آسیب دیده ارتش عراق چندان مشکل نبود لذا تجاوز مجدد عراق به مناطق آزاد شده بسیار محتمل بود.
8- استقرار در موقعیت برتر نظامی
عراق در شهریور 1359 معاهده 1975 الجزایر را ملغی اعلام کرد و مسئولان عراق به دفعات بر بیاعتباری این معاهده تأکید کردند. همچنین وقتی که نیروهای عراقی عقب رانده شدند باز هم معاهده 1975 از نظر رژیم عراق بدون اعتبار بود و چون هیچگونه معاهده صلحی نیز میان ایران و عراق منعقد نشده بود و با توجه به فاصله 500 تا 700 متری عراق از دو شهر استراتژیک ایران یعنی خرمشهر و
آبادان و فاصله 17 کیلومتری ایران از بصره، توازن ژئواستراتژیک حتی بعد از عملیات بیتالمقدس همچنان به نفع عراق بود لذا مسئولان جمهوری اسلامی میبایست برای دست آوردن این توازن و از بین بردن برتری عراق در این زمینه، اقدام میکردند زیرا این توازن بعد از عملیات بیتالمقدس به وجود نیامده بود.
عملیات رمضان بر این اساس طراحی شد که با حضور قوای نظامی ایران در پشت رودخانه دجله و اروندرود و تسلط بر معابر وصولی بصره، در ادامه عملیات فتحالمبین و عملیات بیتالمقدس، عملا از نظر سیاسی - نظامی موقعیت مناسبی برای جمهوری اسلامی فراهم آید که یا غرب تن به تغییرات سیاسی در عراق بدهد یا در غیر این صورت امکان ادامه جنگ در آینده از موضع قویتری برای ایران فراهم شود.
منطقه عملیاتی رمضان محصور است بین یک زمین تقریبا مثلث شکل به وسعت 1600 کیلومتر مربع که از شمال به کوشک و طلائیه (پاسگاههای مرزی ایران در جنوب هویزه) و حاشیه جنوبی هورالهویزه به طول 50 کیلومتر و از غرب به رودخانه اروند (که از نقطه تلاقی رودخانه دجله و فرات به نام القرنه شروع میشود تا شلمچه در غرب خرمشهر) به طول 80 کیلومتر و از شرق به خط مرزی شمالی - جنوبی از کوشک تا شلمچه به طول 60 کیلومتر محدود میشود. در این منطقه روی رودخانه اروند چهار پل (دو پل در منطقه نشوه و دو پل در منطقه تنومه) احداث شده است و در جنوب غربی این رودخانه شهر صنعتی و بندری بصره قرار دارد.
رژیم عراق تا قبل از عملیات بیتالمقدس چون خرمشهر را کلید بصره میدانست و از دست دادن این شهر را امکانپذیر میپنداشت در شرق بصره مواضع مستحکمی ایجاد نکرد لیکن در فرصتی که در پی حضور بخشی از نیروهای خودی در لبنان و تأخیر در اجرای
عملیات رمضان به دست آورد تغییرات مهمی در زمین منطقه ایجاد کرد که قسمت اعظم آن حاصل تجارب عملیاتهای گذشته بود. دشمن با احداث مواضع مثلثی شکل، خطوط پدافندی مناسبی ایجاد کرد که طراحان و مبتکران اصلی آن در گذشته اسرائیلیها بودند. علاوه بر این ارتش عراق کانالی به طول 30 کیلومتر و عرض 1 کیلومتر را که به عنوان کانال پرورش ماهی ایجاد شده بود با پمپاژ آب در آن و احداث موانع و کمینها و سنگرهای تیربار بسیار در اطراف آن به مانع مهم بازدارنده در مقابل تعرض نیروهای خودی به سمت بصره تبدیل کرد. همچنین در قسمت جنوبی منطقه در مقابل شلمچه آب رها کرد تا مانع از عبور نیروهای جمهوری اسلامی شود.
در جنوب غربی اروندرود شهر صنعتی - استراتژیک بصره واقع شده است که نزدیک به یک میلیون نفر جمعیت دارد و دارای پالایشگاه، کارخانه بزرگ پتروشیمی، واحد تصفیه گاز طبیعی و کارخانههای صنعتی دیگر میباشد. بخش تنومه نیز در شرق اروند بر سر راه بصره و در نزدیکی آن قرار دارد. همچنین صحرایی که در غرب بصره واقع شده است نیز سرزمین باتلاقی شمال آن، عظیمترین منابع نفتی عراق را در خود نهفته دارد.
ضمنا جاده مواصلاتی ببغداد به کویت به نام صفوان که دارای اهمیت استراتژیکی است و تدارکات اصلی و تهیه تسلیحات و مهمات نظامی ارتش عراق از طریق آن انجام میگیرد، از جنوب بصره عبور میکند و پس از گذشتن از شهر مرزی صفوان در کویت امتداد مییابد.
سپاه سوم ارتش عراق با لشکرهای تحت امر و تابعه خود مسئولیت پدافند این منطقه مهم عملیاتی را به عهده داشت. این لشکرها به ترتیب محل استقرار از شمال به جنوب به شرح زیر بودند:
لشکر 6 زرهی، شامل: تیپهای 25 مکانیزه و 16 و 30 زرهی
لشکر 5 مکانیزه، شامل: تیپهای 15 و 20 مکانیزه و 26 و 55 زرهی.
لشکر 9 زرهی، شامل: تیپهای 35 و 43 زرهی و 14 مکانیزه.
لشکر 3 زرهی، شامل: تیپهای 6 و 12 زرهی و 8 مکانیزه.
لشکر 11 زرهی، شامل: تیپهای 47 و 48 و 49 پیاده.
لشکر 15 پیاده، شامل: تیپهای نامشخص.
در مراحل اول، دوم و سوم عملیات رمضان لشکرهای 3 و 9 زرهی و تیپ مستقل 10 زرهی به همراه چندین تیپ پیاده متحمل ضربات سنگینی شدند، به طوری که دشمن مجبور گردید لشکر 3 را برای سومین بار در محل بازسازی کند و لشکر 9 را جهت بازسازی از منطقه خارج کند و لشکرهای دیگری را از غرب به جنوب اعزام نماید.در مرحله پنجم عملیات نیز به لشکر 5 مکانیزه ضربات سنگینی وارد شد. لشکرهایی که از جبههی غرب به جبههی جنوب اعزام شدند، عبارت بودند از:
لشکر 12 زرهی، شامل: تیپهای 37 و 50 زرهی و 46 مکانیزه.
لشکر 8 پیاده، شامل: تیپهای، 23، 22 و 28 پیاده.
لشکر 4 پیاده، شامل: تیپهای 18، 5 و 29 پیاده.
لشکر 2 پیاده کوهستانی، شامل: تیپهای 2 و 4 پیاده.
لشکر 10 زرهی، شامل تیپهای 17 و 42 زرهی.
همچنین تیپهای 419، 418، 94 و 504 پیاده؛ تیپهای 101، 10 و 104 گارد مرزی و تیپ 34 زرهی از لشکر 1 پیاده. (1).
1) 9. سند شمارهی 16548 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 10 / 5 / 1361.
یکی از طولانیترین مباحث فرماندهان جنگ در این عملیات، اتخاذ تاکتیک و ارائه طرح مانوری جامع و کامل بود که در برگیرندهی تمام اصول جنگ باشد. دهها جلسه قرارگاه کربلا و دیگر قرارگاههای تحت امر آن حاکی از اهمیت کار و منطقه و مشکلات احتمالی عملیات بود. مشکلات موجود در ارائه طراحی مناسب در این عملیات عبارت بودند از: جنگ در خاک دشمن، انبوه استحکامات عراق، اختلافات بسیار بین تعداد یگانها و امکانات و تجهیزات خودی و دشمن؛ نداشتن انگیزهی قوی نیروهای خودی برای هجوم به خاک دشمن و انگیزهی قوی نیروهای عراق برای دفاع از خاک خود.
یکی از مسائل مهم برای فرماندهان - که سبب تغییر و تحولات پی در پی در جزئیات و حتی کلیات طراحی میشد و تا روز آغاز عملیات نیز همچنان این نگرانی وجود داشت - افزایش استحکامات دشمن بود. پیش بینی میشد که نیروهای خودی بخش عمدهای از توان خود را صرف درگیری با این موانع کنند و بدین ترتیب دشمن زمان را از آنها خواهند گرفت، در نتیجه رزمندگان نمیتوانستند به اهداف مورد نظر در جنگ شبانه دست پیدا کنند.
از مشکلات مهم دیگر، کمبود نیرو بود. اکثر یگانها دچار این مشکل بودند و همین سبب میشد که طرحها با قوت و جدیت اجرا نشود زیرا حتی اولویتهای طرح مانور نیز براساس تعداد نیرو مشخص میگردید. (1).
هدف کلی طرح، پیشروی در خاک عراق، پدافند در کنار اروند از شمال تا جنوب یعنی از نشوه تا خرمشهر و نزدیک شدن به بصره بود.
1) 10. سند شمارهی 1086 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: مجموعه اسناد عملیات رمضان، ص 33.
با موفقیت در این طرح، نیروهای سپاه سوم عراق از جمله لشکرهای 5 و 6 به طور کامل محاصره میشدند و علاوه بر تصرف بخش وسیعی از حساسترین زمین منطقه، شمار بسیاری از نیروهای دشمن اسیر میشدند. (1).
قرارگاه مرکزی کربلا با چهار قرارگاه فرعی هدایت عملیات را بر عهده داشت:
1- قرارگاه قدس شامل لشکر 16 زرهی و تیپ مستقل 40 پیاده از ارتش و لشکر 1 سپاه پاسداران شامل تیپهای مستقل 37 نور یا بعثت (5 گردان) و 41 ثارالله (7 گردان).
2- قرارگاه فتح شامل لشکر 92 زرهی از ارتش و لشکر 3 سپاه پاسداران شامل تیپهای مستقل 14 امام حسین (ع) (18 گردان)، 25 کربلا (17 گردان) و 17 علی بن ابی طالب (ع) (13 گردان).
3- قرارگاه نصر شامل لشکر 21 پیاده از ارتش و تیپهای مستقل 7 ولی عصر (عج)، 8 نجف اشرف، 21 امام رضا (ع) و 31 عاشورا از سپاه پاسداران.
4- قرارگاه فجر شامل لشکر 77 پیاده از ارتش و لشکر 7 سپاه پاسداران شامل تیپهای 33 المهدی (عج)، 35 امام سجاد (ع) و 18 جوادالائمه (ع)؛ همچنین لشکر 30 زرهی سپاه و 9 گردان توپخانه از ارتش. (2).
خط حد و محدوده منطقه عملیاتی رمضان از کوشک در شمال آغاز میشد و تا رودخانه اروند در جنوب امتداد داشت. در این محدوده عملیات رمضان از چهار محور با چهار قرارگاه عملیاتی - محورهای شمالی، میانی (شمال و جنوب پاسگاه زید) و جنوبی - به منظور انهدام نیروهای سپاه سوم دشمن و تأمین خط اروندرود طراحی شد.
قسمتی از مسئله عمده در مانور عملیات، ضرورت هماهنگی در
پیشروی قرارگاه از محورهای مختلف و حفظ جناحین بود که اساسا تحقق آن با اتکا به تلاشهای مهندسی امکانپذیر بود.
از آنجا که در منطقه شرق اروند عقبه دشمن فقط متکی به چهار پل در نشوه و تنومه بود پیشبینی میشد که در صورت سرعت عمل و رعایت غافلگیری توأم با پیشروی مناسب، نیروهای زیادی از دشمن به اسارت درآیند و در عمل چیزی نظیر واقعه شکستن حصر آبادان (عملیات ثامنالائمه) تکرار شود. (1).
1- این عملیات همچون عملیات گذشته با ترکیب نیروهای سپاه پاسداران و ارتش انجام میشد. این ادغام با اینکه نکات مثبتی داشت اما در بعضی از یگانها باعث کندی کار میشد. لزوم هماهنگیهای قبل از عملیات بین واحدهایی از قبیل زرهی سپاه و ارتش، مهندسی سپاه، جهاد و ارتش، مخابرات سپاه و ارتش، توپخانه و یگانهای پشتیبانی سپاه و ارتش و فرماندهی سپاه و ارتش سبب میشد که کارها به نحو مطلوب پیش نرود و در بعضی از یگانها مسائلی را نیز در پی داشت که به آن اشاره خواهد شد.
2- استفاده از نیروی زرهی: عملیات رمضان نخستین عملیاتی بود که یگانهای زرهی خودی به این وسعت وارد عمل میشدند و عملیات سوار زرهی اولین تجربه ما در جنگ با عراق بود. البته شیوهی استفادهی قوای خودی از زرهپوش با روش نیروهای عراق بسیار تفاوت داشت. عراقیها در این کار تجربههای خوبی داشتند و از روز اول جنگ با این روش مناطق را اشغال میکردند و در عملیاتهای گذشته از جمله طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس تجربه استفاده از تانک و نفربر را در پاتکها داشتند اما نیروهای خودی در این زمینه تجربه زیادی نداشتند.
از سخنان فرماندهان استنباط میشد که این روش برای ایجاد یک درگیری سنگین و رعب و وحشت در میان نیروهای دشمن اتخاذ
1) 13. محمد درودیان، خرمشهر تا فاو (تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ هفتم، 1381)، ص 27 و 28.
نشده است بلکه بعد مسافت بین خطوط تماس خودی و دشمن و نیاز به حضور سریع نیروهای موج دوم، اردوی خودی را ملزم به استفاده از وسایلی میکرد که این نیروها را به سرعت وارد منطقهی درگیری کند و هیچ وسیلهای بهتر از تانک و نفربر وجود نداشت، البته طرح هلیبرن نیروها نیز پیشنهاد گردید که با توجه به مشکلات این کار و ابهام در موفقیت آن، رد شد.
3- حساس بودن کل منطقه عملیاتی: عراقیها به منطقه جنوب بیش از سایر مناطق جنگی توجه داشتند و به آن حساسیت نشان میدادند. لغو طرح مانور قرارگاه نصر مؤید این مطلب بود که دشمن اگر زمان میداشت، با توسعه آبگرفتگی، ضمن افزایش ضریب اطمینان دفاع از بصره، امکان عملیات را نیز از ما میگرفت.
طبق ابلاغ قرارگاه کربلا، تاریخ 22 / 4 / 1361 برای آغاز عملیات تعیین شد و همهی یگانها موظف شدند که ساعت 21:30 به خط دشمن بزنند و با توجه به اینکه مسیر یگانها تا خط دشمن متفاوت بود، قرار شد یک تا دو ساعت پیش از تاریکی هوا حرکت کنند تا در زمان مقرر به خاکریز دشمن برسند.
در آخرین جلسهی هماهنگی که با شرکت فرماندهان قرارگاه کربلا و مسئولان اطلاعات و عملیات با فرماندهان قرارگاههای عمل کننده برگزار شد، تغییرات سریع زمین منطقه به دست دشمن - که هر روزه و با شتاب صورت میگرفت - همچنین کمبود نیرو، تانک و برخی اقلام مهمات، از جمله مشکلاتی بود که فرماندهان قرارگاهها به آن اشاره کردند. در این جلسه قرار بود آخرین تغییرات در مواضع پدافندی دشمن از روی عکسهای هوایی - که یکی از هواپیماهای خودی گرفته بود - بررسی شود اما در بین جلسه خبر آوردند که متأسفانه عکس هوایی خراب شده است! با این اتفاق، اطلاع از آخرین تحولات در مواضع دشمن میسر نشد.
در این جلسه سرهنگ صیاد شیرازی ضمن بیان این مطلب که این آخرین جلسه قبل از عملیات است، توصیههای لازم را جهت اجرای عملیات طبق برنامههای تنظیم شده گوشزد کرد.
محسن رضایی نیز در سخنانی گفت:
«یک هفته پیش فکر نمیکردیم که امروز آخرین جلسه ما باشد اما تحولاتی که دشمن در طول 48 ساعت گذشته به وجود آورده است ما را به این نتیجه رساند که به امید خدا و با توجهات حضرت ولی عصر (عج) فردا شب، عملیات رمضان را شروع کنیم و همه فرماندهان باید در این فرصت کم باقی مانده، همهی کارها را انجام بدهند و تا فردا بعدازظهر همه امکانات باید آماده باشد و امشب میادین مین باید پاکسازی گردد و معابر باز شود. آنچه که ما را وادار میکند تا زمان عملیات را جلوتر بیندازیم، استفاده دشمن از تاکتیک آب است. دشمن با استفاده از تلمبههای بسیار قوی و آب کانال پرورش ماهی و اروندرود و مسطح بودن زمین، آب را در این منطقه رها کرده و آب، هم به سمت شمال منطقه و هم به سمت جنوب منطقه در حال حرکت است. ما هر چه دیرتر بجنبیم، وضع ناراحت کننده میشود و باید با مشکلات بیشتری این عملیات را به پیش ببریم. عراق با این کار، نیروهای پشت آبگرفتگی را آزاد کرده و در جای دیگر به کار میگیرد. این شرایط حکم میکند که باید با سرعت عمل کنیم. ما باید همیشه آخرین وضعیت دشمن را تجزیه و تحلیل کنیم و متناسب با آخرین وضعیت دشمن، مانور تعیین کنیم.»
وی سپس افزود:
«سرنوشت جنگ دارای نقطهی عطفی است، یعنی ما تا الآن در زمین خودمان میجنگیدیم، الان مجبوریم که برویم در زمین دشمن بجنگیم. همین الآن هم شب نامه پخش کردند که «ما نباید تجاوز کنیم.» ما الآن آبادان و خرمشهرمان در زیر خمپاره و توپ است، ما هنوز امر دفاع را تمام نکردیم، امر دفاع هنوز برای ما واجب است و تا زمانی که خودمان را به یک جایی محکم نچسبانیم که بتوانیم با
یک نیروی کمی دفاع کنیم، [صلح] امکانپذیر نیست.» (1).
سید رحیم صفوی نیز درباره آخرین وضعیت منطقه عملیاتی و نیروهای دشمن گفت:
«آب الآن به خط تماس خودی رسیده و از خاکریز بچهها هم عبور کرده است. به نظر میرسد که قصد دشمن از [ایجاد] این آبگرفتگی حفظ بصره باشد. بصره برای عراق از اهمیت بسیاری برخوردار است و سعی میکند که هر کاری که میتواند در رابطه با حفظ بصره انجام بدهد... در وضعیت نیروهای عراق تغییر خاصی به وجود نیامده است غیر از اینکه بعدازظهر دیروز حدود 50 دستگاه تانک و نفربر از همین منطقهای که آبگرفتگی ایجاد کرده است، آزاد کرده که به احتمال زیاد اینها را در جای دیگر به کار خواهد گرفت.» (2).
قدرتهای بزرگ، به ویژه آمریکا که به دنبال پیروزیهای پی در پی ایران در سلسله عملیاتهای آزادسازی، نگران پیروزی نهایی ایران در جنگ بودند با پیشبینی حمله قریبالوقوع ایران در صدد جلوگیری از موفقیت ایران بودند و به انحاء مختلف هشدار میدادند و تهدید میکردند.
آسوشیتدپرس به نقل از سخن گوی وزارت خارجه آمریکا گزارش داد:
«ایران دهها هزار سرباز را در طول مرز خود با عراق متمرکز کرده و آماده حمله به عراق است.» (3).
رادیو بی.بی.سی نیز در این باره گفت:
«اظهارات اخیر مقامات ایرانی و گزارشهای مربوط به نقل و انتقالات نیروهای ایرانی در مرز عراق، باعث نگرانیهایی در مورد حمله احتمالی و قریبالوقوع ایران به عراق شده است.» (4).
همچنین روزنامه نیویورک تایمز نوشت:
1) 14. سند شمارهی 3292 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات رمضان، قرارگاه کربلا، راوی: هادی نخعی، نوار 6755، 21 / 4 / 1361، ص 65.
2) 15. پیشین، ص 17 و 18.
3) 16. روزنامه کیهان، 23 / 4 / 1361، ص 16، آسوشیتدپرس.
4) 17. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه گزارشهای ویژه، شمارهی 116، 23 / 4 / 1361، ص 19 و 20، رادیو بی.بی.سی، 22 / 4 / 1361.
«مقامات امریکایی معتقدند که تعداد زیادی از نیروهای ایران در نزدیکی مرز عراق مستقر شدهاند و احتمال دارد در ظرف چند روز آینده به آن کشور حمله نمایند.»
این روزنامه به نقل از منابع اطلاعاتی امریکا اعلام کرد که چند لشکر از ارتش ایران برای حمله به شهر بصره موضع گرفتهاند.
نیویورک تایمز سپس به نقل از مقامات امریکایی افزود:
«آنان (امریکاییان) نهایت کوشش خود را به کار خواهند برد تا ایران را از حمله به خاک عراق منصرف کنند، ولی با وجود این تمام علائم و شواهد حاکی از این است که چنین حملهای قریبالوقوع است.»
این روزنامهها همچنین در تحلیلی به پیامدهای چنین حملاتی در منطقه خاورمیانه و تأثیر آن بر منافع آمریکا در منطقه پرداخت:
«حمله ایران به عراق برای آمریکا و همچنین برای کشورهای عرب میانهرو و در خلیج فارس از جمله کویت و عربستان سعودی که خود را مورد تهدید انقلاب ایران میدانند، مشکلات و مسائل جدی ایجاد خواهد کرد.»
نیویورک تایمز سپس افزود:
«الکساندر هیگ وزیر خارجه پیشین آمریکا در ماه گذشته گفته بود که این خطر وجود دارد که جنگ به کشورهای همسایه ایران کشیده شود و گرچه آمریکا در جنگ بین ایران و عراق یک سیاست بیطرفی اتخاذ کرده است ولی نسبت به نتایج نهایی جنگ بیتفاوت نیست. هیگ در آن زمان به ایران هشدار داده بود که آمریکا دارای منافع و دوستانی است که در مواقع خطر از آنان حمایت خواهد کرد. وی گفته بود که ادامه جنگ ایران و عراق برای امنیت منطقه خاورمیانه و همچنین برای منافع غرب در حفظ جریان منظم نفت و خلیج فارس عواقب وخیمی خواهد داشت و آمریکا نقش مؤثرتر و فعالتری را برای پایان بخشیدن به جنگ بازی خواهد کرد.» (1).
روزنامه واشنگتن پست نیز درباره حمله ایران به عراق، به نقل از
1) 18. واحد مرکزی خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، «رادیوهای بیگانه»، 22 / 4 / 1361، ص 5، رادیو صدای امریکا، 22 / 4 / 1361.
مقامات وزارت دفاع امریکا نوشت:
«80 هزار سرباز ایرانی اکنون در مرزهای ایران و عراق مشغول صفآرایی هستند و ممکن است ظرف چند روز آینده جنگ تازهای میان ایران و عراق آغاز گردد و اگر تهاجم ایران به پیروزی بینجامد، ممکن است این حملات به سقوط صدام حسین رهبر عراق منجر شود؛ ضمنا پیروزی احتمالی ایران میتواند سایر کشورهای عرب خلیج فارس را در معرض حمله اسلام گرایان ایرانی قرار دهد که در این صورت جبهه جدیدی برای آمریکا و متحدانش در منطقه نفتخیز خلیج فارس باز خواهد شد.» (1).
این روزنامه درباره اهداف ایران از حمله به عراق، به نقل از برخی منابع آگاه چنین نوشته است:
«ممکن است هدف عمده و مقدم نیروهای ایرانی، اصلیترین بندر نفتی عراق یعنی بصره باشد. گرفتن بصره و چندین نقطه مهم دیگر در داخل خاک عراق ممکن است برای ساقط کردن کافی بوده و حمله ایران به بغداد برای سرنگونی صدام را غیر ضروری نماید. اما عدهای از تحلیلگران نیز معتقدند که هدف اصلی ایرانیان به دست آوردن یک اهرم فشار جدی بر عراق برای دریافت غرامت 100 میلیارد دلار خود از آن کشور میباشد. حمله ایران ممکن است تعداد بیشتری از کشورهای عرب را به کمک عراق بیاورد و آنها را نیز در جنگ علیه ایران درگیر سازد. مصر هم اکنون مقدار زیادی اسلحه به عراق تحویل داده است.» (2).
واشنگتن پست معتقد است که حمله ایران به عراق، بغداد را که محل تشکیل کنفرانس آتی سران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد خواهد بود، ناامن خواهد ساخت. این روزنامه از مقامات ایران نقل کرده است که هدف ایران از حمله به عراق، امنتر ساختن مناطق نفتی ایران است.
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت مظلوم در بند عراق، عزیزان زجر دیده و شکنجه کشیده محترم بینالنهرین، اکنون که برادران مجاهد شما در دفاع از میهن خود و دفع حملات دشمن اسلام مجبور شدند به خاک عراق بیایند تا به خواست خداوند متعال ملت ستم دیده عراق را از شر حزبی که در طول سلطه غیر مشروعش بر کشور اسلامی، آن چنان ضربهها به این ملت شریف وارد کرده که قابل شمارش نیست، نجات دهند...، اکنون که قریب دو سال است به جمهوری اسلامی به جرم اسلامی بودنش حمله کردهاند و روی مغول را سفید کردهاند، هزاران جوان عراقی و ایرانی را که سرمایههای ملت خویش بودند فدای هواهای نفسانی خودشان نمودند که شما بهتر جنایات این حزب و صدام، این ابرجنایتکار را میدانید، به پا خیزید و با برادران صمیمی خود، دست اخوت اسلامی دهید و این حکومت ستمگر را از صحنه خارج کنید و خود با تضمین خود، حکومت اسلامی دلخواه را تشکیل دهید.
امام خمینی در ادامه از ملت عراق، اهالی بصره و ارتشیان عراقی میخواهند که بپاخیزند و با کمک برادران ایرانی میهن خود را نجات دهند و نگذارند مقدورات عراق در آمریکا طرحریزی شود. امام در پایان پیام خود آوردهاند:
و شما ای برادران و جوانان به کمک برادران رزمنده خود بشتابید که این لحظه از حساسترین لحظات سرنوشتساز است. یا پیروزی اسلام بر کفر عفلقیان و یا خدای نخواسته اگر غفلتی یا اهمالی شود، شکست اسلام و ننگ ملت برای همیشه و هیهات که شما جوانان غیور زیر بار ذلت بروید. پس تکلیف اسلامی و میهنی شما اقتضا دارد که به سوی جبههها جوانمردانه هجوم آورید و بکوشید تا جامه ذلت نپوشید و بدانید که روحیه ارتش عراق به کلی از دست رفته است و امروز احتیاج به شما جوانان برومند دارد. به سوی نبرد با کفر بشتابید و برادران عراقی خود را نجات دهید و برادران جان بر کف رزمنده جمهوری اسلامی را کمک کنید که فردا دیر است. از خداوند متعال نصرت اسلام و مسلمین را خواستارم.
روحالله الموسوی الخمینی - بیست و دوم رمضان المبارک 1402 / بیست و سوم تیرماه 1361 (1).
1) 21. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صحیفه امام، جلد 16، ص 375 و 376.
عملیات رمضان در ساعت 21:30 روز 22 / 4 / 1361 با رمز «یا مهدی (عج) ادرکنی» آغاز شد و یگانهای قرارگاههای قدس، فجر و فتح به ترتیب از شمال به جنوب به سمت دشمن پیشروی کردند.
یگانهای قرارگاه دشمن در شمال منطقه عملیات در دو محور، محور «قدس 1» با تیپ بعثت و محور «قدس 2» با تیپ ثارالله (هر دو تیپ از سپاه» مأموریت خود را آغاز کردند. لشکر 16 زرهی از ارتش در احتیاط این قرارگاه بود. در محور شمالی این قرارگاه، به دلیل برخورد تیپ بعثت به میدان مین، درگیری با تأخیر شروع شد. البته یگانهای این قرارگاه خط دشمن را شکستند و تیپ ثارالله پیشروی کرد، اما الحاق دو یگان میسر نشد و با تصمیم فرمانده قرارگاه قدس خاکریزی از خط خودی تا دژ عراق احداث شد تا جناح راست تیپ ثارالله تأمین شود. پاتکهای دشمن از صبح شروع شد و به تدریج منسجمتر گردید و در ساعت 14 در یک جنگ تن به تن قسمتی از دژ و همچنین قسمتی از خاکریز تازه احداث شده به تصرف دشمن درآمد.
بدین ترتیب جناح شمالی مواضع خودی با تهدید جدی روبهرو شد که برای مقابله، یک گردان از تیپ بعثت وارد عمل شد ولی به محاصره دشمن درآمد و تلفات سنگینی دید. دشمن همچنین با بهرهگیری از 60 تانک و نفربر پاتک سنگینی را از سمت کوشک آغاز کرد که با واکنش شدید و به موقع نیروهای خودی مواجه گردید و با متحمل شدن تلفات فراوان و از دست دادن 15 تانک و نفربر عقبنشینی کرد.
در ادامه درگیری در محدودهی قرارگاه قدس، یک گردان از تیپ 41 ثارالله وارد عمل شد تا خاکریز احداث شده در شب گذشته را به طور
کامل تصرف و آن را تکمیل کند که هم جناح راست قرارگاه فجر تأمین شود و هم برای دفع پاتکهای دشمن مورد استفاده قرار گیرد که به رغم پیشروی مناسب و تلاش فوقالعادهای که انجام شد، این گردان به محاصره دشمن درآمد و موفق نشد. در ادامه یک گردان دیگر از تیپ 41 ثارالله از طرف محور فجر 1 (تیپ 33 المهدی از سپاه) وارد شد که توانست با حدود 4 کیلومتر پیشروی، آن خاکریزی را تصرف کند.
یگانهای قرارگاه فجر در سمت چپ قرارگاه قدس نیز با سه تیپ به ترتیب: فجر 1 (تیپ 33 المهدی از سپاه و یک گردان از لشکر 77 ارتش) در راست، فجر 4 (تیپ 19 امام سجاد با تیپ 1 و گردان 104 از لشکر 77) در وسط و فجر 2 (تیپ جوادالائمه از سپاه و تیپ 2 از لشکر 77 ارتش) نیز در سمت چپ و دو تیپ در احتیاط، در ساعت 21:30 عملیات را آغاز کردند. یگانهای عمل کنندهی قرارگاه فجر با وجود تلاش و شکستن خط و پیشرویهای اولیه و نیز بهرهگیری از فجر 3 (احتیاط فجر 4)، با توجه به فشار دشمن، نتوانستند الحاق کنند و تا ساعت 12 روز اول عملیات پس از عقبنشینی، در خطوط اولیه دشمن مستقر شدند. دشمن برای عقب زدن نیروهای خودی از این موضع نیز در ساعت 16 پاتک سنگینی اجرا کرد ولی با مقاومت نیروهای خودی مواجه شد و با تحمل تلفات سنگین عقب نشینی کرد.
در اولین روز عملیات نیروهای قرارگاه فجر 200 نیروی عراقی را به اسارت درآوردند و 120 تانک و نفربر دشمن را منهدم کردند یا به غنیمت گرفتند. همچنین 800 نیروی دشمن کشته یا زخمی شدند.
در سمت چپ منطقه عملیاتی، قرارگاه فتح که اجرای تلاش اصلی عملیات را به عهده داشت و عمدتا از یگانهای سپاه تشکیل شده بود، در چهار محور به ترتیب فتح 3 (تیپ 17 قم از سپاه)، فتح 2 (تیپ 8 نجف اشرف از سپاه)، فتح 1 (تیپ 14 امام حسین (ع) از سپاه و تیپ 2 لشکر 92 از ارتش) و فتح 4 (تیپ 25 کربلا از سپاه) کار خود را در
رأس ساعت مقرر آغاز کرد. فتح 3 در سمت راست هر چند به میدان مین برخورد ولی با پاک سازی مینهای معابر موفق به تصرف پاسگاه زید شد سپس با روحیهی مناسب تا ساعت 24 برای تصرف اولین موضع مثلثی دشمن پیش رفت.
فتح 2 نیز برای سرعت دادن به کار و غافلگیر کردن دشمن، تنها از یک معبر استفاده کرد و سریعا با شکستن خط نیروهای دشمن، دژ آنها را به تصرف درآورد و به سرعت به سمت نوک کانال ماهی (در 30 کیلومتری عمق منطقه نبرد در اطراف نهر کتیبان که از شط العرب منشعب شده) پیش رفت.
فتح 1 در سمت چپ فتح 2 به سرعت موانع را پشت سر گذاشت و پس از شکستن خط و تصرف دژ دشمن به طرف کانال ماهی پیش رفت.
فتح 4 نیز که حد جنوبی قرارگاه فتح را به عهده داشت بعد از مقداری پیشروی، به مواضع مستحکم دشمن و میدان مین برخورد کرد و دشمن که از روی دژ بر منطقه تسلط داشت آتش سنگینی را بر نیروهای این تیپ فرو ریخت اما با وجود این فتح 4 با تحمل تلفاتی، موفق به شکستن خط دشمن شد. (1).
قرارگاه فتح که با شروع عملیات موفقیتهای خوبی را به دست آورده بود از اولین ساعات روز اول عملیات از سمت راست و از محدوده فتح 2 (تیپ 17 قم از سپاه) با پاتک سنگین دشمن مواجه شد و از پیشروی بازماند. فتح 3 (تیپ 8 نجف از سپاه) نیز در ادامه موفقیتهای خود تا انتهای کانال ماهی پیش رفت و پس از طی مسیر چند کیلومتری، پس از یک درگیری شدید با نیروهای تیپ 30 زرهی عراق در اطراف نهر کتیبان، به سمت شمال حالت پدافندی گرفت ولی برقرار نشدن الحاق با نیروهای فتح 2 از سمت راست این یگان، نگران کننده بود. فتح 1 نیز توانست تا ضلع شرقی کانال ماهی پیش رود و اهداف خود را تصرف کند. قرارگاه فتح 4 (تیپ 25 کربلا از سپاه) که با مشکلات فراوانی خط دشمن را شکست، توانست با استفاده از نیروی سوار زرهی، از حاشیه آبگرفتگی به عمق مواضع
1) 22. مأخذ 7 ص 70 و 74.
عراق رخنه کند و از اولین پل روی کانال ماهیگیری بگذرد و در آن سوی کانال با تصرف سر پل، موضع پدافندی بگیرد.
با توجه به خلأ موجود در بین یگانهای فتح 2 و فتح 3، دشمن که یگانهای جدیدی را به منطقه آورده بود خود را بازیافت و فشار خود را بر این منطقه متمرکز کرد.
فرمانده قرارگاه فتح برای تأمین جناح راست فتح 3 دستور داد تا خاکریزی در حد فاصل مثلث تا خاکریز کانال ماهی احداث شود که دشمن با اجرای آتش شدید، همه دستگاههای مهندسی را هدف گرفت و این کار ممکن نشد و از سوی دیگر ارتش عراق با تیپی تازه نفس پاتک سنگینی اجرا کرد و ارتباط بین نیروهای پیشتاز و عقبه تاکتیکی فتح 2 را مسدود و نیروهای پیشتاز را محاصره نمود. نیروهای فتح 2 که تلفات سنگینی را در محاصره متحمل شدند، ناچار به پشت جاده زید - بوبیان عقب نشینی کردند. دشمن همچنین تهاجم گستردهای را نیز در خط حد فتح 4 آغاز کرد و با فشار تانکهای خود، نیروهای فتح 4 را از روی پل اول کانال ماهی عقب زد و تصمیم به محاصره فتح 1 از سمت چپ داشت که با تدبیر فرمانده قرارگاه دستور عقب نشینی صادر شد. (1).
در این مرحله از عملیات تیپهای 30، 6، 10 زرهی از لشکر 6، تیپ 8 مکانیزه از لشکر 3 و تیپ 43 از لشکر 9 عهدهدار پاتکهای دشمن بودند. در این مرحله هر چند که نیروهای خودی از 27 کیلومتر مواضع متصرفه عقب نشینی کردند ولی تلفات و خسارات سنگینی بر دشمن وارد آوردند.
در گزارشی از وضعیت دشمن در صبح عملیات چنین آمده است «فرماندهی لشکر 3 در ساعت 7:15 صبح به قرارگاه «سپاه 3» گزارش داد که ارتباط کلیه نیروهای این لشکر قطع شده و اکثر نیروها در محاصره و یا در حال فرار هستند. کلیه نیروهای دشمن به جز تعدادی محدود، با فرماندهی خود ارتباط نداشتند. گردان تانک علی نیز در محاصره قرار داشت. بعد از این شکست و درخواست کمک
1) 23. پیشین، ص 67 تا 81.
فوری از سپاه 3، تا ساعاتی بعد کمکی برای یگانهای عراق اعزام نشد و فقط به آنها وعده تقویت داده میشد. هیچ نیرویی از دشمن حق عقب نشینی نداشت و همه به اجبار موظف بودند تا آخرین گلوله مقاومت کنند. فرماندهان رده بالا نیز تهدید کرده بودند که در صورت عقبنشینی ، نیروهای فراری اعدام خواهند شد.
بیشترین تلفات دشمن در محدوده کانال ماهی بود. تیپهای 8 نجف اشرف، 14 امام حسین (ع) و 25 کربلا درگیری سنگینی را در این نقطه به دشمن تحمیل کرده بودند و اگر این تیپها زمان بیشتری برای ایجاد استحکامات در اختیار میداشتند عراق هرگز توانایی باز پس گیری منطقه را نداشت. در این محدوده گردان تانک علی و گردان تانک حسن از تیپ 26 زرهی لشکر 5 و گردان تانک قبیته از تیپ 12 لشکر 3 و تیپ 20 لشکر 5 ضربات سنگینی را متحمل شدند، به خصوص تیپ 26 زرهی که تا 80 درصد آسیب دید.
با توجه به وضعیتی که به وجود آمد، طراحی و اجرای عملیات در سه مرحلهی پیشبینی شده به هم خورد و قرارگاه مرکزی خود را موظف دید که طرح جدیدی برای ادامهی عملیات در نظر بگیرد.
در ادامه عملیات، نیروهای خودی هر چند اجرای مانوری را در برنامه نداشتند، ولی در یک مورد عملیاتی را در حد یک تیپ با موفقیت انجام دادند و در دفع پاتکها نیز موفق بودند.
در اوایل صبح روز دوم عملیات (24 / 4 / 61)، ارتش عراق با وارد کردن نیروهای جدید در محدوده قرارگاه قدس، به مواضع تیپ ثارالله حمله کرد و خاکریزی را که در این تیپ در شب گذشته تصرف کرده بود باز پس گرفت. با توجه به اهمیت این خاکریز، فرمانده قرارگاه کربلا تصمیم گرفت به هر نحو که شده مجددا آن را به تصرف درآورد، لذا در یک هماهنگی قرار شد نیروهای تیپ 33 المهدی از قرارگاه فجر و تیپ بعثت از قرارگاه قدس و یک گردان از لشکر 16 زرهی این خاکریز را تصرف کنند. در ساعت 14:30 با یک حمله سریع که به کشته یا زخمی شدن شمار بسیاری از نیروهای دشمن و به
غنیمت درآمدن چندین تانک و نفربر انجامید، موضع از دست رفته مجددا به تصرف نیروهای خودی درآمد.
در روز دوم نیروهای عراقی چند بار نیز در محور قرارگاه فتح پاتک کردند که همه آنها ناکام ماند و در یکی از محورها چند دستگاه تانک دشمن به غنیمت درآمد.
در مرحله اول عملیات از 22 تیر تا شروع مرحله دوم عملیات، 71 تانک و نفربر به غنیمت گرفته شد، 85 تانک و نفربر و 12 توپ منهدم شد و 2700 تن از نیروهای دشمن کشته یا زخمی شدند و حدود 830 تن نیز به اسارت درآمدند. (1).
قرارگاه کربلا برای اجرای مرحله دوم عملیات رمضان، تغییراتی در طرح مانور، منطقه عملیاتی و سازمان رزم نیروها به وجود آورد: قرارگاه نصر عهدهدار اجرای عملیات در منطقه قرارگاه فتح شد با این تفاوت که در مرحله اول، هدف، عبور از پل اول کانال ماهی و نفوذ به عمق خاک عراق بود ولی در مرحله دوم، هدف اصلی گسترش سرپل به دست آمده در مرحله اول (حد فاصل دژ خودی تا جاده بوبیان - زید) تا کانال ماهی بود که در صورت پیشروی، با استفاده از آبگرفتگی سمت چپ عملیات و با احداث خاکریز در جنوب آن و نیز با تکیه بر خاکریز کانال ماهی در جلو، از منطقه متصرفه پدافند کنند.
برای اجرای عملیات، یگانهای قرارگاه فتح در اختیار قرارگاه نصر قرار گرفتند و قرارگاههای فرعی زیر هدایت عملیات را از شمال به جنوب به عهده داشتند: نصر 6 (تیپ 17 و تیپ 2 از لشکر 92)، نصر 1 (تیپ عاشورا و تیپ 2 از لشکر 21 حمزه)، نصر 4 (تیپ 7 ولی عصر (عج) و تیپ 1 از لشکر 21 حمزه)، نصر 7 (تیپ 14 امام حسین (ع))، نصر 8 (تیپ 25 کربلا). (2).
نیروها طبق زمان مقرر، در ساعت 21:40 وارد عمل شدند ولی دشمن با افزایش موانع دفاعی در دو روز گذشته - نظیر احداث خاکریزهای فرعی، گسترش میدانهای مین و مین گذاریهای جدید - سبب شد که
پیشروی نیروها در ساعات اولیه با مشکلات بسیاری مواجه شود. به طوری که «نصر 6» که با شکستن خط مقدم دشمن شروع موفقی داشت، با مقاومت نیروهای مستقر در خطوط بعدی و بر اثر آتش شدید توپخانهی دشمن، نتوانست مثلثی اول را تصرف کند و به ناچار به پشت جاده بوبیان - زید بازگشت. (1).
«نصر1» نیز باید هم در احداث خاکریز به «نصر 6» یاری دهد، هم با پنج کیلومتر پیشروی، خود را به کانال ماهی برساند و در ضلع شرقی آن پدافند کند. نیروهای «نصر 1» (تیپ 31 عاشورا از سپاه) با وجود مقاومت سرسختانهی دشمن، خط را شکستند و چهار کیلومتر پیشروی کردند، اما از یک سو عدم موفقیت نصر 6 و وارد عمل نشدن تیپ 1 از لشکر 21 و از سوی دیگر، انبوه آتش و فشار شدید دشمن، مانع پیشروی بیشتر آنها شد. نیروهای تیپ 31 عاشورا بیدرنگ با احداث یک خاکریز به طول 3 کیلومتر، در 5 / 1 کیلومتری هدف قصد پدافند در پشت این خاکریز را داشتند که با عقب نشینی نصر 6، این اقدام بیفایده شد و نیروهای این تیپ به عقب برگشتند. (2).
«نصر 4» در ساعت مقرر از جناح راست «نصر 1» وارد عمل شد و در مرحله اول خط دشمن را شکست و چندین کیلومتر پیشروی کرد، اما با افزایش تدریجی مقاومت دشمن در عمق، ناچار نیروهای جدیدی برای ادامه پیشروی اعزام شدند. در ادامه درگیری «نصر 4» نیز مجبور شد در محور تیپ 7 ولی عصر (عج) یک گردان دیگر وارد عمل کند ولی این گردان کاری از پیش نبرد و به محاصره دشمن درآمد. با پیش آمدن این وضعیت، دو گروهان از نیروهای «تیپ 8 نجف» که در احتیاط بودند برای کمک به نیروهای در عمق و انهدام دشمن وارد عمل شدند و اگر چه چندین تانک و نفربر عراقی را منهدم و شماری از نیروهای دشمن را هلاک یا اسیر کردند، ولی این عمل نیز در وضعیت قرارگاه «نصر 4» تأثیری نداشت و نیروهای این قرارگاه هم زمان با فشارهای شدید دشمن، به ناچار عقب نشینی کردند. (3).
«نصر 8» (تیپ 25 کربلا) از جناح چپ «نصر 6» در ساعت مقرر
1) 26. سند شمارهی 028920 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات رمضان، اسناد تیپ 17 علی بن ابی طالب (ع).
2) 27. سند شمارهی 60 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش عملیات رمضان، دفترچه راویان تیپ 31 عاشورا، راوی: محمدتقی رضوانی، 25 / 4 / 1361، ص 6، 8 و 13.
3) 28. سند شمارهی 53 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش عملیات رمضان، تیپ امام حسین (ع)، راوی: سید محمد اسحاقی، 25 / 4 / 1361، ص 27.
وارد عمل شد و هر چند بر اثر برخورد به میدانهای تازهی مین، پیشروی آن کند شد ولی پس از گذر از میدان مین، تانکهای فراوانی را از دشمن منهدم کرد و با توجه به اوضاع کلی عملیات، ناچار به پشت جاده بوبیان - زید عقب نشست. (1).
در محور «نصر 7»، تیپ 14 امام حسین (ع) که سریع خود را به کانال ماهی رسانده بود، در زیر انبوهی از آتش انواع سلاحهای دشمن، برای پدافند از مواضعی که تصرف کرده بود مشغول اقدامات مهندسی شد ولی عدم الحاق با جناح راست و نفوذ دشمن سبب شد تا قرارگاه دستور عقب نشینی بدهد.
بدین ترتیب مرحله دوم عملیات رمضان نیز بدون دستیابی به اهداف مورد نظر به پایان رسید و تنها آسیبهای جدی به نیروها و ادوات دشمن وارد شد.
در این مرحله از عملیات 1700 تن از نیروهای دشمن کشته یا مجروح شدند و 115 تانک و نفربر و 15 خودروی عراقی منهدم و 10 تانک نیز به غنیمت گرفته شد. همچنین حدود 20 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند. (2).
در یک جمعبندی میتوان گفت مرحله دوم عملیات رمضان به پایان رسید، ولی به رغم پیش بینیهای قبلی، پیروزی قاطع نظامی در بر نداشت. محسن رضایی فرمانده سپاه در مصاحبهای ضمن برشماری برخی معذوریتها و محدودیتها، در تشریح اهداف عملیات و اوضاع کنونی گفت:
«خودداری ما از دست زدن به کارهایی است که دیگران آن را در جنگ اجتنابناپذیر میدانند، ولی به دلیل اعتقاد اسلامی، ما نمیتوانیم آن کارها را انجام دهیم و ملزم به رعایت اصول اسلامی هستیم. حضور ما در 10 کیلومتری بصره - که بارها اتفاق افتاده و هر وقت هم بخواهیم میتوانیم آنجا باشیم - با مقایسه بین ورود عراق به خاک ما و ورود ما به خاک عراق، مشخص میشود که عراق با نابودی شهرهای ما شروع کرد ولی ما در بیابانها با ارتش عراق
درگیر شدهایم، با اینکه ما به راحتی میتوانستیم با انواع سلاح، جهنمی از آتش بر روی بصره درست کنیم و پشت جبهه عراق و پشتیبانی و تدارکات ارتش عراق را از بین ببریم که این خود در سرعت عملیات تعیین کننده است. ما نمیخواهیم با زدن تأسیسات و مجتمعهای نظامی عراق به افراد غیر نظامی لطمهای وارد شود. تلاش اصلی ما را در این عملیات، گرفتن خاک نیست، بلکه ایجاد حرکت در خود مردم عراق است، تلاشهای اصلی ما درگیر شدن با ارتش عراق تشکیل میدهد تا به این وسیله یا آنها تسلیم شوند و مردم عراق به ما بپیوندند و یا در جنایت با صدام همدست بمانند و نابود شوند. اگر ما نیروی خود را صرف گرفتن خاک بکنیم و ارتش عراق سالم و دست نخورده به آن سوی کانال برود، همچنان مزاحم خواهد بود و منظور ما که داشتن امنیت دائمی است، عملی نخواهد شد. در مورد ورود به خاک عراق، ما چارهای جز این نداشتیم و نداریم. دلایلی که در سخنرانیها گفته میشد، [یعنی] رسالت انقلاب اسلامی برای آزادی قدس، جلوگیری از کاملا امریکایی شدن منطقه با از بین رفتن صدام و شکستن حلقه محاصره سوریه به عنوان تنها کشور مجاور اسرائیل که امریکایی نیست و تسلیم «کمپ دیوید» نشده است، گرفتن ابتکار عمل از دست امریکا در منطقه و تعهدی که در مقابل شهیدانمان داریم، همه اینها باعث شد تا ما به خاک عراق وارد شویم.» (1).
با اتمام مرحله دوم عملیات، دشمن در سه روز متوالی (27 / 4 تا 29 / 4 / 61) و هر روز به دفعات پاتکهای سنگینی را علیه نیروهای خودی (در محورهای مختلف) انجام داد که در نهایت با مقاومت نیروهای خودی، دشمن با متحمل شدن تلفات زیاد و از دست دادن تجهیزات قابل توجه مجبور به عقب نشینی شد.
دشمن در پاتکهای روز سوم توانست خاکریز ابرویی شکل در محدوده قرارگاه قدس را که نقش مهمی در دفع پاتکهای عراق داشت، اشغال کند ولی این خاکریز پس از چند بار دست به دست شدن در نهایت به تصرف نیروهای خودی درآمد.
1) 31. پیشین.
در مرحله سوم عملیات، قرارگاه فتح اجرای تلاش اصلی و قرارگاه فجر اجرای تلاش فرعی عملیات را به عهده داشتند. قرارگاه فتح مأموریت داشت تا ضمن پیشروی و انهدام دشمن، حدود 13 کیلومتر از ضلع شرقی کانال ماهی و آبگرفتگی منطقه به طرف انتهای کانال ماهی در اطراف نهر کتیبان را تصرف و با قرارگاه فجر الحاق کند. قرارگاه فجر که در شمال قرارگاه فتح عمل میکرد مأموریت داشت تا ضمن درگیر کردن دشمن در شمال منطقه، موضع مثلثی شکل اول را تصرف کند و خاکریزی را که در مراحل قبل در این منطقه احداث شده، تصرف و تکمیل کند تا جناح شمالی قرارگاه فتح تأمین گردد.
تدبیر ویژه فرماندهی قرارگاه کربلا در این مرحله، شرکت ندادن قوای زرهی (تانک و نفربر) بود؛ چون شواهدی از قصد دشمن برای پاتک در سراسر منطقه عملیاتی وجود داشت و هنگام درگیری تشخیص وسایل زرهی خودی از دشمن مشکل بود لذا فرماندهی قرارگاه کربلا با اتخاذ این تدبیر به یگانهای عمل کننده دستور داد هر نوع وسایل زرهی را که در منطقه دیدند، هدف قرار دهند.
گفتنی است مرحله سوم عملیات در حالی آغاز میشد که:
1- آبگرفتگی در منطقه بوبیان گستردهتر شده بود و خطر نفوذ آب به منطقه خودی وجود داشت.
2- تغییرات عمدهای در زمین منطقه به وسیله مهندسی عراق ایجاد شده بود.
3- یگانهای زبدهای از جبهه غرب به این منطقه منتقل شده بود. (1).
4- صدام با حضور در منطقه عملیاتی به فرماندهان ارتش عراق اولتیماتم داد که حداکثر طی ده روز منطقه از دست داده را باز پس بگیرند.
عملیات در ساعت 2:40 بامداد 30 / 4 / 61 آغاز شد، در منطقه قرارگاه فجر یگانهای این قرارگاه در شروع درگیری تعدادی از تانکها، نفربرها و دیگر تجهیزات دشمن را منهدم کردند. در جناح
1) 32. سند شمارهی 016379 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای شمارهی 90، از اطلاعات عملیات قرارگاه نصر، به: فرمانده قرارگاه کربلا 31 / 4 / 1361 و سند شمارهی 032892، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 30 / 4 / 1361.
شمالی این منطقه یگانها به میدان مین و آتش شدید دشمن برخوردند و قبل از روشنایی هوا به مواضع قبلی خود بازگشتند.
یگانهای جناح جنوبی این قرارگاه نیز ضمن انهدام ادوات دشمن سه کیلومتر پیشروی کردند، لیکن عدم الحاق با نیروهای قرارگاه فتح و نرسیدن دستگاههای مهندسی سبب شد تا فرمانده قرارگاه فجر در ساعت 3 بامداد به یگانهای خود دستور عقب نشینی بدهد. تیپ 17 علی بن ابی طالب (ع) در حین برگشت هدف هجوم دشمن قرار گرفت که در نبرد دو ساعته با قوای دشمن نیرو و تجهیزات زیادی از آنها منهدم کرد و در ساعت 5 بامداد به عقب برگشت. (1).
در منطقه قرارگاه فتح، یگانهای جناح شمالی این قرارگاه در آغاز درگیری با مقاومت و آتش شدید دشمن روبهرو شدند و تنها موفق شدند نیروها و تجهیزات بسیاری را از دشمن منهدم کنند. اما «فتح 3» (تیپ 27 حضرت رسول (ص)) با شروع درگیری ضمن انهدام انبوهی از تانکها و نفربرهای دشمن، به سوی کانال ماهی پیشروی کرد.
تیپ 25 کربلا با نام «فتح 4» نیز با چهار گردان در جنوبیترین بخش منطقه عملیاتی، عملیات خود را شروع کرد. وجود میدانهای تازهی مین و آتش متمرکز و انبوه قوای دشمن نتوانست حرکت این یگان را متوقف کند و نیروهای این تیپ نیز به سوی کانال ماهی پیش رفتند. (2).
تیپ 27 حضرت رسول (ص) (فتح 3) تا آخرین ساعات روز 30 / 4 / 1361 با موفقیت پیش رفت و موفق به تصرف اهداف خود شد. نیروهای این تیپ با رسیدن به کناره شرقی کانال ماهی به چپ و راست گسترش پیدا کردند و به نیروهای تیپ 25 کربلا ملحق شدند، ولی با نزدیک شدن روشنایی روز 31 / 4 / 61، زمان مناسب برای احداث خاکریز باقی نمانده بود و با وجود تلاش فرماندهان تیپ حضرت رسول (ص) و تیپ 25 کربلا، این کار مقدور نشد و نیروهای این تیپ مجبور شدند به عقب باز گردند. (3).
تیپ 25 کربلا که تأمین جناح چپ عملیات را بر عهده داشت، تا
1) 33. سند شمارهی 49 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات رمضان، گزارش قرارگاه فجر، راویان: مهرداد خبازیان و محمد گرگانی، 30 / 4 / 1361، ص 7 و 8.
2) 34. سند شمارهی 016377 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش نوبهای اطلاعاتی شمارهی 65، از قرارگاه مرکزی سپاه - اطلاعات عملیات 31 / 4 / 1361، ص 3 تا 7.
3) 35. سند شمارهی 62، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: عملیات رمضان، گزارش راوی تیپ حضرت رسول (ص)، راوی: اسدالله توفیقی، تیر 1361.
آخرین ساعات روز 30 / 4 / 61 موفق بود و در ادامه کار نیز توانست به سرعت نیروهای عراقی مستقر در خط حد خود را منهدم کند و در حدود ساعت 1 بامداد 31 / 4 / 61 به پل کانال ماهی برسد. این تیپ سپس جهت الحاق با تیپ حضرت رسول (ص)، نیروهای خود را به سمت شمال گسترش داد و حدود ساعت 2:30 بامداد با آن یگان الحاق کرد و کار احداث خاکریز را شروع کرد، ولی آتش بسیار شدید دشمن مانع ادامه کار دستگاههای مهندسی شد و این یگان نیز با روشن شدن هوا و نبود موضعی برای پدافند، مجبور به عقب نشینی شد. (1).
بدین ترتیب مرحله سوم عملیات رمضان نیز پایان یافت. در این مرحله از عملیات هر چند همه یگانها پس از پیشرویهای اولیه به مواضع قبلی بازگشتند، ولی تلفات بسیار سنگینی به دشمن وارد کردند. عکس هوایی منطقه عملیاتی که صبح 31 / 4 / 61 با تلاش هواپیماهای خودی گرفته شد انهدام گسترده تانکها و نفربرهای زرهی دشمن را نشان میداد. در این مرحله 2550 تن از نیروهای دشمن کشته یا زخمی و 255 تن اسیر شدند؛ 451 تانک و نفربر و 142 خودرو نیز منهدم شد. با توجه به آسیبهای فراوانی که به یگانهای عراقی وارد شده بود، برخلاف روزهای گذشته، روز 31 / 4 / 61 پاتک سنگینی علیه نیروهای خودی انجام نگرفت. (2).
از ویژگیهای مرحله چهارم عملیات رمضان، کاهش تعداد نیروهای عمل کننده، تغییر زمین و محدودیت آن نسبت به مراحل قبلی بود. قرارگاه فرماندهی عملیات (کربلا) به این جمعبندی رسید که در هر سه مرحله قبلی، عملیات در زمینی انجام گرفت که با توجه به ارزش فراوان آن، حساسیت دشمن را به شدت برمیانگیخت و در حقیقت به نقطه قوت دشمن حمله میشد، لذا به رغم صدمات فراوانی که به دشمن وارد میشد، نیروهای خودی بر اثر پارهای مشکلات از جمله صرف زمان طولانی برای احداث خاکریز، موفق به نگهداری مواضع
متصرفه نمیشدند. فرماندهی عملیات برای رفع این مشکل راه کار «شلمچه» را برگزید. در وهله اول، برای مرحله چهارم طرحریزی شد که قرارگاه نصر 1 (تیپ 31 عاشورا با شش گردان و تیپ 1 لشکر 21 حمزه با سه گردان) در دو محور، محور شمالی در حد فاصل پل سوم کانال ماهی تا کوتسواری و در محور جنوبی نیز در حد فاصل تقاطع نهر خین با نهر دوئیجی تا نوک کانال ماهی عمل کند و با الحاق دو یگان عمل کننده، بدون وارد شدن به پنج ضلعی و برخورد به مواضع پیچیده آن، آنجا را به محاصره درآورند، ولی یک روز قبل از اجرای عملیات، عراق در منطقه عملیات قرارگاه نصر 1 آب رها کرد، لذا فرماندهی عملیات، قرارگاه نصر 1 را مأمور اجرای عملیات در شمال شلمچه (حد فاصل خاکریز نوک کانال ماهی تا ضلع جنوبی آبگرفتگی) کرد. قرارگاه نصر 3 نیز با تیپ 21 امام رضا (ع) و تیپ 3 از لشکر 21 حمزه اجرای عملیات در جنوب پنج ضلعی را بر عهده داشت.
عملیات در ساعت 22:40 با حرکت گردانهای خط شکن سپاه آغاز شد. نیروهای خودی موفق به شکستن خط اول دشمن شدند، ولی محدود بودن زمین منطقه، وجود انواع موانع از قبیل انواع سیم خاردار و میدانهای مین و تمرکز انبوه آتش توپخانه و فشار ردههای بعدی ارتش عراق در منطقه، مانع پیشروی یگانها شدند و تنها یکی از گروهانهای تیپ امام رضا (ع) موفق به شکستن خط دشمن شد و تعدادی از نیروها در میدانهای مین و سیمهای خاردار گرفتار شدند و بقیه نیروها به عقب بازگشتند. (1).
در این مرحله مهمترین تلاش عملیات به محور شمالی پاسگاه زید در حد فاصل دژ مرزی عراق و مواضع مثلثی شکل دشمن معطوف شد تا با گرفتن سر پل، زمینه برای اجرای عملیات بعدی فراهم شد.
در طرح مانور مرحله پنجم عملیات پیشبینی شده بود که برای حفظ مواضع متصرفه با تدابیر ویژهای، خاکریزی در دو جناح عملیات
1) 38. سند شمارهی 95 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش عملیات رمضان، تیپ 21 امام رضا (ع)، راوی: ابوالقاسم صیادیان، ص 10 و 11.
احداث شود و خط مقدم نیز با استفاده از مواضع مثلثی و احداث خاکریز از رأس مثلثها به همدیگر، تأمین شود. در طرح مانور پیشبینی شد که قرارگاه فتح با پنج تیپ از سپاه و دو تیپ از ارتش عهدهدار تلاش اصلی باشد و قرارگاه فجر با تیپ المهدی در شمال منطقه، مأموریت انهدام نیرو و تأمین جناح راست قرارگاه فتح را انجام دهد.
به دلیل شرکت نداشتن یگانهای زرهی در این مرحله، مانور چنین طراحی شده بود که نیروهای پیادهی خودی در جناحین خود به یک مانع عمده تکیه داشته باشند که در صورت پیشروی و تصرف مناطق مورد نظر، امکان پدافند از دو سمت عملیات مقدور باشد و چون منطقه عملیاتی فاقد عوارض طبیعی بود، مقرر شد که حمله در شب اجرا شود و با زدن خاکریز در همان شب، جناحین عملیات تأمین گردد. برای این منظور، دو خاکریز به موازات هم طراحی شد که 10 کیلومتر طول خاکریزها و فاصله آنها از هم در حدود 15 کیلومتر بود و نیروهای عمل کننده پس از پیشروی میبایست در داخل این محدوده محصور شده از جلو با تکیه بر مواضع مثلثی و در جناحین بر خاکریزهای احداث شده، پدافند نمایند. با توجه به کار عظیم مهندسی که میبایست در ناحیهای بسیار محدود و حساس انجام میشد، توجه قرارگاه مرکزی (کربلا) و شخص محسن رضایی معطوف به توان مهندسی یگانهای فتح و مخصوصا تیپ امام حسین (ع) با تکیه بر توانایی فردی «حاج رضا حبیب الهی» بود.
حاج رضا حبیب الهی بعد از اینکه به مأموریت توجیه شد، برای اجرای آن در گام اول چند دسته از رزمندگان داوطلب شهادت انتخاب کرد، دستگاههای مهندسی از قبیل لودر و بولدوزر را تحویل گرفت و راننده آنها را از میان افراد داوطلب شهادت و آمادهترین آنها برگزید. نیروها سپس با آموزش و تمرین فشرده آماده کار شدند.
قرارگاه با آگاهی از سنگینی و کندی کار احداث خاکریزها در آن میدان آتش و درگیری و اینکه نمیشد منتظر پیشروی کامل نیروها ماند تا پس از پیشروی آنها کار مهندسی را شروع کرد، زیرا وقتگیر
بود و هوا روشن میشد، در طراحی خودکار بدیع و متهورانهای را در نظر گرفت. این چنین که تعدادی از دستگاههای مهندسی (لودر و بولدوزر) را به همراه عدهای از نیروهای پیاده که کار اصلیشان حفاظت از این دستگاهها بود، قبل از پیشروی نیروها از دو جناح چپ و راست به مواضع دشمن فرستاده تا نزدیکی مثلثیها که اهداف اصلی عملیات بود پیشروی کرده و از آنجا به موازات هم بدون توجه به پیشروی نیروهای خودی، از عمق خاک دشمن به طرف خط خودی شروع به زدن خاکریز کنند (1)(2).
سرانجام پنجمین مرحلهی عملیات رمضان با شرکت 30 گردان رزمی از شش محور در ساعت 21:30 مورخ 6 / 5 / 1361 آغاز شد. در این مرحله تیپ 33 المهدی سپاه مأموریت داشت با اجرای عملیات در شمال این منطقه، دشمن را درگیر و سه کیلومتر از خط خودی را پاکسازی کند، سپس با نفوذ به عمق منطقه، دشمن را منهدم نماید.
این تیپ عملیات خود را از سه محور در شمالیترین بخش منطقهی عملیاتی در ساعت مقرر آغاز کرد. یک محور این تیپ با نیروهای ارتش به صورت ادغامی عمل میکردند. دو محور از سه محور تیپ 33 توانستند خط را بشکنند. هم زمان با پیشروی، تلاش و هماهنگی برای الحاق با تیپ 27 حضرت رسول (ص) در روی دژ عراق جریان داشت.
1) 39. یکی از کارهای بسیار مهم در احداث خاکریز، نقش دقیق و حساس راهنماها بود که میبایست دستگاهها را درست در مسیر موردنظر هدایت میکردند که کار بسیار مشکلی بود، زیرا در زمانی که آتش دشمن به طور مداوم روی این دستگاهها کار میکند و انواع گلولهها، خمپارهها و تیربارها هر جنبندهای را هدف میگیرد، هماهنگ کردن چندین دستگاه مهندسی بسیار مشکل است. حبیبالهی به راهنماها توضیح داده بود که در شب تاریک که دشمن هوشیارانه آتش میکند و منطقه پر از نیروی دشمن است، هدایت رانندههای لودر و بولدوزر سخت است. آنان در بحبوحهی عملیات - که هر جنبندهای از انجام امور عادی عاجز است - باید با آن ماشینهای عظیمالجثه که هدف مناسب و راحتی برای تیرهای مستقیم است، در دل دشمن کار کنند؛ لذا ممکن است راننده برای دوری از تیر مستقیم تانکها، تیربارها و... مقداری عقبتر بیاید و یا به چپ و راست متمایل شود، ولی باید دقت داشت رانندهها را به هر صورتی که شده در یک خط قرارداد تا طبق گرای تعیین شده کار خاکریز پیش برود. چند شبانه روز برای این کار تمرین شد.
2) 40. سند شمارهی 20957 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: محسن رخصت طلب، راوی: قرارگاه فتح در عملیات رمضان، نوار شمارهی 31582، ص 4 تا 8 و 11تا 15.
تیپ 27 حضرت رسول (ص) مأموریت داشت ضمن تصرف قسمت شمالی مثلث سوم به سمت چپ گسترش یافته، با تیپ 14 امام حسین (ع) در چپ الحاق کند. تیپ 14 امام حسین (ع) نیز مأموریت داشت که در سمت چپ تیپ 27 تک کند و پس از تصرف قسمت جنوبی مثلث سوم به سمت جنوب گسترش یافته و با تصرف قسمت شمالی مثلثی دوم، با تیپ 8 نجف الحاق کند.
این دو تیپ از ساعت 21:30 درگیری را با دشمن آغاز کردند و با سرعت و قدرت خط را شکستند و شروع به پیشروی به سوی اهداف کردند. فشار نیروهای خودی به حدی بود که دشمن در ساعت 22:20 برای جلوگیری از انهدام کامل، به نیروهای مقابل این دو یگان دستور عقب نشینی داد. همزمان با شروع عملیات، تیمهای مهندسی قرارگاه کربلا احداث خاکریز دو جناح را آغاز کردند. تیپ 8 نجف مأموریت داشت در سمت چپ تیپ امام حسین (ع)، قسمت جنوبی مثلثی دوم و شمال مثلث اول را تصرف کند و با تیپ 14 در شمال و تیپ 17 قم در جنوب الحاق نماید. این تیپ پس از شکستن خط در حالی که زیر آتش شدید توپخانه دشمن پیشروی میکرد و با مقاومت شدید نیروهای عراق روبهرو بود، در نزدیکی موضع مثلثی به میدان مین برخورد و مجبور شد که در زیر آتش توپخانه معبر باز کند، در حالی که تیپهای حضرت رسول (ص) و امام حسین (ع) اعلام کردند که به اهداف خود - مواضع مثلثی شکل - دست یافتهاند.
تیپ 17 علی ابن ابی طالب (ع) نیز باید قسمت جنوبی مثلث اول را تصرف و با تیپ نجف الحاق کند. این تیپ نیز با شکستن خط اول دشمن، پیشروی کرد و به نزدیکی هدف خود رسید. از سوی دیگر خاکریز خودی در شمال منطقه عملیاتی با موفقیت در حال احداث بود. تیپ المهدی در این محور پس از آنکه با دشمن درگیر شد و تلفات سنگینی به او وارد کرد، مأمور شد برای کمک به تیپ 27 حضرت رسول (ص)، دو کیلومتر از خط حد این یگان از دژ به طرف مواضع مثلثی را نیز بر عهده گیرد. (1).
1) 41. مأخذ 5، ص 405 و 406.
تیپ 27 حضرت رسول (ص) و تیپ 14 امام حسین (ع) در ساعات اولیه روز اول عملیات (7 / 5 / 1361) به مواضع مثلثی شکل رسیدند ولی موفق به الحاق نشدند. تیپ 8 نجف و تیپ 17 علی ابن ابی طالب (ع) نیز نتوانستند الحاق کنند. برای حل مشکل عدم الحاق بین یگانها، قرارگاه کربلا به تیپ جوادالائمه (ع) مأموریت داد تا وارد عمل شود و این مشکل را برطرف کند. دو گردان از این تیپ از معبر امام حسین (ع) وارد عمل شدند ولی به رغم انهدام بخشی از قوای دشمن، موفق به الحاق بین دو یگان نشدند.
خاکریز جناح شمالی منطقه عملیات تا صبح 7 / 5 / 1361 به صورت دو جداره احداث شد و نیروهای تیپ حضرت رسول (ص) مثلثی سوم را پاکسازی کردند. خاکریز جناح جنوبی منطقه عملیات نیز احداث شد و تنها 100 متر از آن باقی ماند که با روشن شدن هوا، ارتش عراق چندین تانک در منطقه مستقر کرد و با آتش آنها و نیز با تمرکز انبوه آتش توپخانه در محدوده این 100 متر، مانع کار دستگاههای مهندسی برای احداث باقی مانده خاکریز شد، اما سرانجام با سخت کوشی مسئولان قرارگاه و فرماندهان یگانها و از جان گذشتگی و مقاومت جانانهی رانندگان دستگاههای مهندسی، این 100 متر خاکریز زیر آتش شدید و بیوقفه توپخانه و گلولههای مستقیم تانکها، پس از پنج ساعت، احداث شد. اما مشکل عمدهی دیگری سر راه موفقیت عملیات بروز کرد و آن وجود انبوه نیروهای دشمن در محدودهای بود که تصور میشد در تصرف نیروهای خودی است. این قوای سازمان یافته دشمن در عمق منطقه نیروهای خودی، از جناح راست تیپ 8 نجف و جناح چپ تیپ 14 امام حسین (ع)، این دو لشکر را تهدید میکردند.
بعدازظهر ابهام بزرگ عملیات، یعنی علت بروز مشکل عدم الحاق بین دو تیپ 14 امام حسین (ع) و 8 نجف، روشن شد: مسئله به خاکریز جناح شمالی منطقه مربوط میشد؛ هر چند این خاکریز از خط خودی تا مثلثی دشمن به صورت دو جداره احداث شده بود، ولی این
خاکریز به جای اتصال به مثلث سوم، اشتباهی به مثلث چهارم وصل شده بود، در نتیجه عرض جبهه از 10 کیلومتر به 13 کیلومتر رسیده بود و این امر سبب شد تا فاصلهای بیش از سه کیلومتر (یک مثلثی) در میان نیروهای خودی باز بماند و نیروهای عراقی با نفوذ از اینجا عملیات را تهدید کنند. معضل عدم الحاق تیپهای 8 و 14 سبب شد که دشمن با تشدید فشار خود حتی الحاق تیپهای 17 و 8 و همچنین الحاق تیپهای 14 و 27 را آسیبپذیر کند.
در این وضعیت قرارگاه کربلا برای تداوم موفقیت عملیات تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت دو گردان از تیپ نجف با تیپ امام حسین (ع) به سمت شمال و دو گردان از تیپ بعثت از حدی که تیپ امام حسین (ع) پیشروی کرده است به سمت جنوب حرکت نمایند و ضمن پاکسازی دشمن در این منطقه، با هم دیگر الحاق کنند.
همچنین تیپ 1 و تیپ 2 از لشکر 77 برای کمک به پاکسازی منطقه، به ترتیب از شمال و جنوب نیروهای دشمن را منهدم کنند. اجرای عملیات که میبایست در ساعت 21 مورخ 7 / 5 / 1364 شروع میشد، به دلیل تأخیر بخشی از نیروها در ورود به منطقه، به تأخیر افتاد، در حالی که دشمن فشار خود را تشدید کرده بود. (1).
وقتی انتظار چند ساعته برای آمدن نیروهای ارتش به منطقه عملیاتی، فایدهای نبخشید، نیروهای سپاه به ناچار ساعت 20 دقیقه بامداد 8 / 5 / 1361 عملیات تکمیلی خود را آغاز کردند و این در حالی بود که عراق با پیشبینی عملیات، یگانهای خود را تقویت کرده و آماده مقابله شده بود. با وجود این نیروهای خودی تا ساعت 3 بامداد چند کیلومتر پیشروی کردند، اما واکنش بسیار شدید دشمن مانع ادامه عملیات شد و ورود نیروهای ارتش هم که به جای دو تیپ با دو گردان، پس از 5 ساعت تأخیر وارد عمل شدند، تأثیری نداشت. با روشن شدن هوا و درک اینکه موفقیت امکانپذیر نیست، دستور عقب نشینی صادر شد و تا ساعت 6:30 بامداد نیروها همگی به عقب بازگشتند. بدین ترتیب آخرین مرحله عملیات رمضان نیز بدون
1) 42. مأخذ 5، ص 414 و 416.
دستیابی به موفقیت پایان یافت.
صرفنظر از وضعیت خاص مرحله پنجم که نیروهای خودی تا آستانه تثبیت منطقه تصرف شده پیش رفتند، وضع حاکم بر تمام مراحل عملیات این بود که نیروهای خودی پس از فتوحات درخشان فتحالمبین و بیتالمقدس، این بار گویا با پدیده جدیدی روبهرو شده بودند، واقعیتی که هیچ کس مایل به پذیرش آن نبود و آن این که دشمن این بار، هر چه منهدم میشد، پا پس نمیگذاشت.
بخشی از ماجرا این بود که دشمن نیروهای پیاده خود را در پناه تجهیزات زرهی و آتش توپخانه و میدان مین قرار داده بود تا تاریکی شب را که پوشش نیروهای پیاده خودی برای نبرد بود - به صبح برساند و آن گاه مانع تثبیت پیشرویهای انجام شده بشود و با برتری آتش و زرهی، نیروهای خودی را عقب براند. دشمن به دلیل عدم محدودیت در تأمین سلاح و تجهیزات، دغدغه انهدام تجهیزات را نداشت و با تدابیر متعدد - از جمله تدبیر یاد شده - حتیالمقدور مانع انهدام وسیع و یا اسارت گروههای چند هزار نفره نیروهای خود میگردید. (1).
با شروع مرحله پنجم عملیات، نیروهای تأمین کننده دستگاههای مهندسی همراه نخستین گروه تکور شروع به پیشروی کردند و با نفوذ تا عمق مواضع دشمن، لودرها و بولدوزرها را هم پشت سر خودشان به دل دشمن بردند. با یک تأخیر یک و نیم ساعته، مقاومت دشمن در هر دو جناح در هم شکسته شد و نیروها به محل مورد نظر رسیدند. آنها احداث خاکریزها را از محل مثلثیها به سمت مواضع خودی شروع کردند. خاکریز احداث شده در شمال منطقه (یعنی خاکریز سمت راست) با دقت و سرعت پایان یافت. حاج رضا حبیبالهی خودش مستقیما از جلوترین نقطهای که رزمندگان حضور داشتند، بر عملیات مهندسی نظارت میکرد. اما در جناح چپ منطقه عملیاتی کار گره خورد. در این جناح مقاومت شدید دشمن و
1) 43. مأخذ 5، ص 425 و 426.
وجود تیربارها و دوشکاهای فراوان، تیمهای عملیاتی به سختی توانستند نفوذ کنند و تانکهای متعدد دشمن که در این منطقه بودند، کار را به نحو دیگری رقم زد و در مجموع، مقاومت نیروهای عراقی، آتش تیربارها و تیر مستقیم تانک اجازه نداد تا کارها طبق طراحی قبلی پیش برود. رزمندگان کار خود را متوقف نکردند و ادامه دادند ولی در آن وضعیت بسیار دشوار، عملیات احداث خاکریز طبق برنامه پیش نرفت و به صورت کامل تمام نشد. قرار بود خاکریز احداثی در منطقه دشمن و خاکریز ایجاد شده در منطقه خودی در نهایت و در وسط به هم وصل شوند که عملیات به طور کامل انجام نگرفت و حدود یک صد متر در وسط، بین دو خاکریز فاصله مانده بود که عملیات احداث به سبب روشنایی صبح، متوقف شد. دشمن که این مسئله را فهمیده بود، نیروها و تجهیزات خود را چندین برابر کرد. ارتش عراق اگر موفق میشد که مانع اتصال این خاکریز شود، میتوانست با قوای زرهی به مواضع نیروهای خودی نفوذ کند و کار را پایان دهد و یا چون نیروها از این جناح آسیبپذیر بودند، مانع رفت و آمد و تدارک آنها در جلو شود. دشمن برای این کار، حدود ده دستگاه تانک به میدان آورده و در فاصله حدود یک کیلومتری در مقابل این شکاف قرار داده بود. تانکها به نوبت در این منفذ یک صد متری تیر مستقیم میزدند تا به هر صورتی که شده مانع اتصال دو قسمت خاکریز شوند. علاوه بر آن، چند گروه توپخانه و کاتیوشا نیز این منطقه را هدف گرفته بودند. ولوله عجیبی آن محدوده را فرا گرفته بود؛ نیروهای خودی و مسئولان عملیاتی همه جمع شده بودند و میخواستند به هر نحوی که شده دو قسمت خاکریز را به هم وصل کنند و به این مسئله خاتمه بدهند. حاج رضا حبیبالهی هم از سمت راست فارغ شده و به یاری آمد، ولی چشمان سرخ شده او که به پیاله خون شبیه بودند، از خستگی بسیار و بیخوابی مفرط وی خبر میدادند که توان او را گرفته و تنش را فرسوده بود به نحوی که هنگام راه رفتن تلوتلو میخورد و حتی حرف زدنش هم طبیعی نبود.
غیر از ایشان، علی ردانیپور فرمانده قرارگاه فتح و حسین خرازی فرمانده تیپ 14 امام حسین (ع) نیز آمده بودند.
احمد کاظمی فرمانده تیپ 8 نجف که شب سخت و طاقت فرسایی را پشت سر گذاشته بود، همچنان در تلاش بود که این صد متر خاکریز را به هم وصل کند. «کاظمی» چند راننده نفربر، لودر و بولدوزر داوطلب شهادت از میان بچههای تیپ انتخاب کرد. او به راننده نفربرها مأموریت داده بود تا در حد فاصل یک صد متر باقی مانده خاکریز، در مقابل دید دشمن به چپ و راست حرکت کنند و گرد و خاک به پا کنند تا دشمن نتواند این رخنه را به خوبی تشخیص داده، دستگاههای مهندسی را هدف قرار دهد. خودش هم بلندگویی دست گرفته و بدون ترس در وسط این یک صد متر به چپ و راست میدوید، در حالی که گاهی دعای فرج میخواند گاهی به دستگاهها دستور میداد گرد و خاک کنند. او علیالدوام میدوید و دعا میخواند، میگفت: «نفربر گرد و خاک کن، لودر بیل بزن، بیلت را بالا بیاور، بالاتر، بارکالله لودر! آفرین لودرچی! نفربر خاک کن خاک کن. اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن العسگری». تمامی این کارها در جلو دید دشمن انجام میگرفت. همه سینه به سینهی تانکهای دشمن، جسورانه در فکر ادامه کار و تکمیل خاکریز بودند، صحنهی غریبی بود، تصویر کاملی از شوق و خدمت به اسلام و ایثار و فداکاری. در این حین راننده یک لودر از فرط خستگی از حال رفت و به پایین افتاد. بچهها فورا دور و برش را گرفتند، آبی به صورتش زدند. ردانیپور نیز که در آنجا حضور داشت سریعا به بالینش رفت و او را تشویق کرد و از زحمات او قدردانی نمود، اما کس دیگری برای جایگزینی وی نبود ناچار دوباره برخاست و کار را ادامه داد. چند دقیقه بعد گلوله توپ به کنار لودر خورد و آن را به آتش کشید. راننده لودر نیز زخمی شد و به عقب منتقل گردید. در همین لحظات چند دستگاه مهندسی با راننده از راه رسیدند. با تلاش بیوقفه اینها خاکریزها به هم وصل شد و نزدیک ظهر کار تمام شد. هر چند
چندین تن از رانندگان این وسایل و مدافعان آنها به شهادت رسیدند.
در واقع خاکریزی که حدودا 9 / 9 کیلومتر آن در طول هشت ساعت در شب احداث شد برای تکمیل یک صد متر باقی مانده آن در طول روز، که دشمن به مقابله برخاسته بود، حدودا پنج ساعت طول کشید و ضایعاتی به جا گذاشت.
ظهر که مسئولان عملیات تیپها و تیمهای مهندسی برای ارائه گزارش به قرارگاه آمدند، همگی با چشمهای سرخ شده، لباسهای خاکآلود و تنی خسته بر سر سفره نشستند... حبیبالهی که به قرارگاه آمد چشمانش مثل هلو شده بود، قرمز و باد کرده، انگار میخواستند از حدقه در بیایند! شاید دو روز بود که نخوابیده بود. از بس که گرد و خاک و دود بر روی مژههایش نشسته بود، مژههایش به هم چسبیده بودند. لباسها و صورتش پر از گرد و خاک و دود و باروت بود، اصلا قیافه غیرطبیعی داشت، انگار از وسط آتش درآمده بود! منظره عجیبی پیدا کرده بود. هر کس که حاج رضا را میدید، مات میماند که این آدم چه قیافهای پیدا کرده است. (1)حبیبالهی، ردانیپور و خرازی در ادامهی نبرد با دشمن، در عملیاتهای دیگری به شهادت رسیدند.
در اوضاع نامناسب پس از عملیات رمضان یکی از مهمترین دغدغههای فرماندهی جنگ به خصوص فرمانده کل سپاه، توجیه نیروهای عملیاتی درباره وضعیت پیش آمده در عملیات رمضان بود. در این میان به خصوص آنچه به سپاه مربوط میشد به دلیل وجود عنصر داوطلبی و عقیده نیرومند در نیروهای رزمنده تحت امر سپاه، مسئله بسیار مهمی بود که اگر به درستی انجام نمیشد و عنصر روحیه و ایمان به تشکیلات و سازمان رزم موجود به خطر میافتاد، اساسا ادامه جنگ و دفاع مورد سؤال قرار میگرفت. سخنرانی محسن
1) 44. سند شمارهی 20257 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: پیاده شده نوار مصاحبه محسن رخصت طلب، راوی: قرارگاه فتح 23 / 5 / 1375، ص 8 تا 13.
رضایی فرمانده کل سپاه در پایگاه شهید بهشتی برای شمار بسیاری از نیروهای عملیاتی و ستادی، نمونهای از این اقدامات است که به قسمتهایی از آن اشاره میشود:
«در عملیاتهای گذشته ما در هر جا به سراغ دشمن میرفتیم، تا دشمن میآمد خودش را پیدا کند با دورهای 30 الی 40 کیلومتری عقبهاش بسته میشد، اما جاهایی که با تک جبههای با دشمن مواجه میشدیم، به دلیل تمرکز بیشتر و ردههای بیشتری که دشمن داشت، موفقیت ما کمتر از جاهایی بود که دشمن را دور میزدیم. با همه این مسائل [از آغاز جنگ] بیش از 50 هزار اسیر از دشمن گرفتهایم، نزدیک 90 هزار نفر از دشمن کشته و قریب 170 هزار نفر از دشمن مجروح شده است و خداوند قدرتش را به ما نشان داد... در عملیات بیتالمقدس ما مقدمه کوچکی را در آزمایش گذراندیم و در عملیات فعلی داریم یکی از بزرگترین آزمایشات تاریخ انقلاب اسلامی را میگذرانیم. ما که از پیامبر خدا عزیزتر نیستیم؛ همه شما سراغ دارید آن نیروی تأمینی که برای تنگه احد گذاشته بودند وقتی دشمن هزیمت کرد، به امید غنایم تنگه را رها کردند و نیروی دشمن بازگشت و شد آنچه شد تا جایی که عدهای فرار کردند و عدهای فریاد زدند. «کجا؟! اگر پیامبر خدا کشته شده، خدای پیامبر که زنده است.» چنین آزمایش بزرگی را پیامبر خدا در جلو داشت. در آیاتی که در سوره آلعمران در مورد همین جنگ احد مطرح شده، آیات چنین شروع میشود: «و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان کنتم مؤمنین. شما سست نشوید و شما غمگین نشوید و شما برترید اگر مؤمن باشید.» بعد ادامه میدهد که «ما ایامی داریم در خلقت که این ایام را هر چند مدت بین مردم میگردانیم و هر چند مدتی نوبت عدهای برای آزمایش میشود و در این آزمایششان میخواهیم که مجاهدین شما و صابرین شما را تشخیص بدهیم و فکر نکنید که شما همین طوری به بهشت میروید.»
این مسائل باید اتفاق بیفتد تا شناسایی بشود و خداوند شهدایی را از بین شما انتخاب بکند... که شاهد باشند در روز قیامت چه کسی
استقامت کرد، چه کسی مبارزه کرد، چه کسی مجاهده کرد و چه کسی هم در رفت... ما الآن در موقعیتی هستیم که ریگان صحبت میکند که «یک ابرقدرت بنیادگرا در سطح منطقه دارد ظهور میکند و ما هر چه قدرت داریم باید به کار بگیریم و جلو این قدرت را بگیریم.» من یک آمار خدمت برادران ارائه میدهم از همین عملیات دو شب گذشته تا ببینید چه اندازه قدرت اسلام قدرت ظاهری کفر را در هم شکست. در عملیات دو شب گذشته برادران ما عملیاتی در مواضع لشکر 5 زرهی عراق شروع کردند که 2 تیپ به این لشکر مأمور شد و 2 تیپ در احتیاط این لشکر بود. یعنی مجموعا 7 تیپ یعنی قریب 700 تانک و نفربر و 7 هزار تکور و مسلح در قسمتی که توی زمین رفته بود و جلو خودش را مین گذاشته بود و آن شب دقیقا آمادهباش کامل بود... با اینکه دشمن این را فهمیده بود، تمام تانکها و نفربرهای ردیف اول فرصت تکان خوردن را پیدا نکرده بودند و همه با خدمه در جا سوخته بودند ولی آنهایی که در خط دوم مستقر بودند، توانستند به سرعت خود را از منطقه خارج بکنند که با اینکه برادران جلو رفته بودند و دشمن در وسط اینها [رزمندگان] باقی مانده بود، از فردا صبح تا بعدازظهر در مقابل پاتکهای وسیع دشمن مقاومت بسیار جانانهای کردند. از تیپ 50 زرهی لشکر 11 فقط یک فرمانده تیپ ماند. ساعت 2 الی 3 [بعد از] نیمه شب فرمانده چند تا لشکر - که یکی از افراد بعث بود - بهش میگفت: «مقاومت کن، برایت نیرو میفرستیم». طرف گریه میکرد و میگفت: «معلوم میشود صدایت از جای گرم در میآید. من از 130 تانک و نفربر 8 تانک بیشتر برایم نمانده است. من چه مقاومتی بکنم؟! «هر چه بهشان دستور داده میشد، صریحا فرمان فرماندهان بالاتر را رد میکردند و میگفتند: «ای کاش میآمدید اینجا و صحنه را میدیدید. شما زیر کولر نشستهاید و به ما دستور میدهید، ما قبول نداریم.» ما در این عملیاتی که در جلو داریم به برادران باید عرض کنم ما 70% تاکتیکمان انهدام نیرو است و 30% زمین است. البته اگر بتوانیم زمین را هم بگیریم و بمانیم. برایمان خوب است، خیلی هم
خوب است، اما هدف اصلی زمین نیست ولو آن قدر هم خوب باشد؛ هدف اصلی ما انهدام نیرو است... در این دشت وسیع، دشمن که میخواهد همه جا را پر بکند. جلو ما، برای اولین بار به یک قدرت خطی تبدیل شده است. همیشه باید از 7، 6، 5 رده دشمن عبور میکردیم، اما الآن دشمن برای ما یک خط نازک تبدیل شده است و میخواهیم کاری بکنیم ان شاءالله که ما مسئله صدام را این طرف اروند تمام کنیم و علت نامگذاری عملیات به «رمضان» هم همین است.رمضان یعنی پاکسازی شیاطین، چه پاکسازی شیاطین از نفس انسان و چه پاکسازی شیاطین از اجتماع انسانی، و صدام و حزب بعث باید پاکسازی بشوند. اسمش را گذاشتیم. «عملیات رمضان» و با رمز «یا مهدی (عج)» هم شروع کردیم که مسئولیت دارد از طرف خدا که این زمین را پاک کند. میبینید چقدر تطبیق دارد، اما ممکن است برای پاکسازی باید صبر حضرت مهدی (عج) را داشته باشیم و باید داشته باشیم و من این نکته را خدمت برادران بگویم: همیشه بین وضعیت طبیعی زمین، آسمان، روزها، ایام و عملیات یک تناسب بسیار عجیبی بوده؛ عملیات فتحالمبین که ما با اسم حضرت فاطمه زهرا (س) شروع کردیم آن چنان سریع و گسترده به پیش رفت که تمام خود ما را دستپاچه کرد! خیلی سریع! زیرا که خود حضرت فاطمه (س) یک نزدیکی بسیار وسیع نزد پروردگارش داشت و خداوند هیچ چیزی را تحمل نمیکند که حضرت فاطمه (س) بخواهد و نشود. هر کدام از ائمه ما خصوصیاتی داشتند. عملیات بیتالمقدس 1 که با اسم حضرت امیر (ع) شروع کرده بودیم، آن مراحل اول و دوم و سومش یک صبر بزرگی ما میخواستیم که تحمل بکنیم و عجیب بود که این عملیات صبر لازم داشت، اصلا بدون اینکه ما بدانیم عملیات این قدر طول میکشد، اصلا خود به خود این طوری میشد قضایا و با اسم پیامبر عملیات ما به پیروزی کامل رسید. الآن هم برادران، وضعیت این است اگر حضرت مهدی (عج) را میخواهید، باید صبر حضرت مهدی (عج) را هم داشته باشید.
[تکبیر حضار] یعنی ممکن است یک وقت آب دیر برسد، یخ دیر
برسد، مهمات کم باشد. برادران کمتر برسند به شما، شما این را بدانید.
برادران، ما عملیات آبادان را با چقدر شروع کردیم؟ 2700 نفر؛ بلافاصله عملیات طریقالقدس را با 6 هزار نفر یعنی دو برابر؛ عملیات فتحالمبین با 30 هزار نفر؛ عملیات بیتالمقدس با 54 هزار نفر از عملیات آبادان تا عملیات فتحالمبین و بیتالمقدس 10 ماه نگذشته بود، در مدت 10 ماه قدرت رزمیمان را از 3 هزار رساندیم به 60 هزار نفر، یعنی 18 لشکر خوب: کادر فرماندهی، فرمانده گروهان، فرمانده گردان، فرمانده تیپ، فرمانده لشکر، مسئول تدارکات، مهمات، غذا و یکی از عجایب این انقلاب، این قدرت رزمی جدید بود که با یک سرعت بسیار زیادی تشکیل شد. هدف عملیات رمضان، پاکسازی حزب بعث بود، آیا ما نمیتوانستیم توی مملکت خودمان باشیم و کاری به پاکسازی حزب بعث نداشته باشیم؟ نه نمیتوانستیم، ما مجبور بودیم برای دفاع از خودمان حزب بعث را از بین ببریم... خداوند امر دفاع را بر ما واجب کرده و ما باید این کسانی را که آتش بر روی مردم ما میریزند، اینها را از بین ببریم و مجبوریم دفاع کنیم.
ما اگر بخواهیم از کشورهای اسلامی دفاع کنیم، از حیثیت اسلامی دفاع کنیم و اسرائیل، این سرطان را در منطقه از بین ببریم، هیچ راهی نداریم مگر اینکه از کربلا برویم. باید برادران ما این را بدانند که همین الآن ما حداقل یک میلیون فرد آموزش دیدهی جبهه رفته داریم که در هیچ جای دنیا این طوری نیست که سربازانش در جبهههای جنگ آموزش دیده باشند، اما ما الحمدلله چنین قدرتی را در مملکتمان داریم. اما حفظ این قدرت، اتکا به دو عامل است: 1- صبر و استقامت. 2- کسب تجربه. این دو تا را باید در خودمان به وجود بیاوریم که با حفظ اصل توکل به خدا و اخلاص در راه خدا بتوانیم ان شاءالله خودمان را برای پیاده کردن اهداف مقدماتی ظهور حضرت آماده بکنیم.
خدمت امام که ما رفته بودیم، در عملیات طریقالقدس که تعدادی برادرها نگران بودند از تعداد تلفات، از امام سؤال کردیم که آقا بعضی برادران میگویند که این همه شهید و زخمی که دادیم، فردا روز
قیامت ما چطور جواب بدهیم؟ امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت که:
«شما بروید خدا را شکر بکنید که خدا شما را برای این کار انتخاب کرده، هر کس لیاقت این کار را ندارد. شما میدانید دارید چه کاری میکنید، شما دارید کار انبیاء خدا را انجام میدهید و ای کاش که من هم مثل شما یک پاسدار بودم.»
این تذکر را به برادران بدهم که مأموریت ما همچنان ادامه دارد و انتظار این را داریم که ان شاءالله بقایای صدامیان را با ذلت به گونهای برسانیم که دشمن به سقوط کشیده شود و ان شاءالله این عملیات رمضان که با امید پاکسازی و با هدف پاکسازی شروع شده است، بتواند ان شاءالله نظام بعث را در مملکت عراق از بین ببرد و مردم عراق واقعا از این ظلم طاقت فرسایی که شاید دهها برابر ظلم شاه و شاهانی که در این کشور بودند الآن بیشتر است در مملکت عراق و ما بتوانیم با توکل به خدا این ظلم را از بین ببریم و این لازمهاش انشاءالله آمادگی هر چه بیشتر برادران برای عملیاتی است که انشاءالله به زودی به شما ابلاغ میشود و انشاءالله امیدواریم که با قدرت به این عملیاتتان بپردازید. و توصیه آخرم این است که برادران این روح که در برادران وجود دارد، این روح خدادادی است. این مرثیههایی که میخوانید، این دعاهایی که میخوانید، قدر این دعاها را بدانید و شخص امام هر وقت خدمتشان میروم ایشان یکی از نکات پیروزی ما را این دعاها میدانند و میگویند: «تا زمانی که ملت با امام حسین (ع) است، ملت ما شکست ندارد. تا زمانی که ملت ما این چنین گریه میکند و به صحنههای جنگ میرود. این ملت شکستناپذیر است.» و من امیدوارم که در پیروزیها غرور ما را نگیرد و به ضعف خودمان در مقابل قدرت لایزال پروردگار همیشه اعتراف داشته باشیم و از خدا بخواهیم همیشه لطف حضرتش را شامل حال ما بگرداند. والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.» (1).
1) 45. سند شمارهی 7108 / ن مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: سخنرانی محسن رضایی در قرارگاه نصر در جمع نیروهای عملیاتی و ستادی سپاه و بسیج شرکت کننده در عملیات رمضان، 8 / 5 / 1361.
اگر چه جمهوری اسلامی در عملیات رمضان به اهداف از پیش تعیین شده خود دست نیافت، ولی با اجرای این عملیات و ورود به خاک دشمن نشان داد که در دستیابی به حقوق خود مصمم است. علاوه بر این، در پی این عملیات مسئولان جمهوری اسلامی متوجه شدند که برخلاف گذشته با شرایط کاملا جدیدی در جنگ مواجه شدهاند. بر همین اساس، میبایست استراتژی جدیدی تدوین میشد، لیکن در این خصوص دو دیدگاه متفاوت بروز کرد. عدهای کسب یک پیروزی بزرگ را برای پایان دادن به جنگ کافی میدانستند و عدهای دیگر به تلاش همه جانبه برای نیل به پیروزی نهایی معتقد بودند.
در عملیات رمضان 4 لشکر و 3 تیپ زرهی دشمن بین 20% تا 60% منهدم شد و 9 تیپ پیاده دشمن بین 20% تا 100% خسارت و تلفات را متحمل گردیدند. در مجموع بیش از 1000 تانک و نفربر دشمن و نیز تجهیزات و سلاحهای بسیاری دیگر از دشمن منهدم گردید، حدود 7000 تن از نیروهای دشمن کشته و 1315 تن اسیر شدند. (1).
آنچه در عملیات رمضان مهم بود و خطوطی برجسته را در تاریخ جنگ و انقلاب اسلامی ترسیم کرد. گذشته از انهدام وسیع دشمن، اتخاذ استراتژی جدید «تنبیه متجاوز» و تصمیمگیری برای پیشروی به داخل خاک عراق بود. این امر در واقع، به معنی مقابله با تمامی فشارهای سیاسی - تبلیغاتی دنیای استکبار بود و این معنا را به غرب تفهیم کرد که جمهوری اسلامی پس از پشت سر گذاشتن مرحله
1) 46. مأخذ 10، ص 33.
بیرون راندن متجاوز از سرزمینهای اشغالی، مصمم به ادامه نبرد تا تحقق خواستههای به حق خود میباشد.
گذشته از این، عملیات رمضان در بعد نظامی فراتر از توانمندیهای جمهوری اسلامی بود و عمدتا میبایست به عنوان یک تجربه، نصبالعین تبیین مرحله جدید جنگ میشد. به عبارت دیگر، عملیات رمضان خاطرنشان میساخت که با تغییر زمین نبرد و نیز اتخاذ استراتژی دفاع مطلق از سوی دشمن، استمرار جنگ نیازمند شرایطی جدید است که بدون در نظر گرفتن آنها نتایج مطلوب حاصل نخواهد شد. این شرایط عبارت بودند از:
1- فراهم آوردن تمامی شرایط و لوازم پیشروی.
2- افزایش توانایی مهندسی.
3- گسترش سازمان رزم به طور کلی، به صورتی که با طولانی شدن جنگ و درگیری، امکان و توانایی ادامه نبرد با دشمن را از دست ندهیم.
4- گسترش سازمان یگانهای زرهی، به منظور امکان ادامه جنگ در روشنایی روز و رویارویی با نیروهای زرهی دشمن. (1).
1) 47. مأخذ 10، ص 33 و 34.
آغاز عملیات رمضان به عنوان مرحله جدید و سرآغاز تحول جدیدی در جنگ ایران و عراق، بازتاب گستردهای در مجامع سیاسی بینالمللی داشت. ریگان رئیس جمهور آمریکا، پس از اطلاع از خبر حملهی ایران، در دیدار با رهبران کنگرهی آمریکا گفت:
«تهاجم نیروهای ایران به عراق میتواند تمام منطقه را به خطر بیندازد.» (1).
در پی این دیدار، کاخ سفید با انتشار بیانیهای ضمن ابراز نگرانی از حمله ایران به عراق، به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس پیشنهاد کرد که برای حفظ امنیت در منطقه، با آمریکا به مشورت بپردازند.
کاخ سفید در این بیانیه اعلام کرد:
«حمایت آمریکا از کشورهای منطقه که احساس میشود با این جنگ مورد تهدید قرار گرفتهاند، به خوبی مشهود است و آمریکا برای مذاکره با این کشورها جهت حمایت از امنیت آنها آماده است.»
منشی مطبوعاتی کاخ سفید در این باره گفت که مذاکرات با کشورهای منطقه جهت ارزیابی اثرهای کوتاه مدت یا دراز مدت حمله ایران، ادامه دارد. (2).
روزنامه واشنگتن پست نیز به نقل از مقامات امریکایی نوشت:
«خبر این عملیات (رمضان) زنگ خطر را برای واشنگتن به صدا درآورده است و پیروزی ایران در این عملیات، اوضاع را به طور جدی پیچیده خواهد کرد.»
این روزنامه احتمال قرار گرفتن آمریکا در کنار عراق را جدیتر از گذشته مطرح کرد. (3)روزنامه واشنگتن پست در شمارهی دیگر به نقل از مقامهای برجسته آمریکایی نوشت:
«دولت ریگان نسبت به مشکلاتی که پیروزی نیروهای ایرانی میتواند به بار آورد به شدت احساس نگرانی میکند. به گفته آنان چنین رویدادی ممکن است بنیادگرایی اسلامی منطقه را تقویت کند و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس را در معرض خطر قرار دهد و موجبات سقوط صدام حسین را نیز فراهم آورد.» (1).
خبرگزاری فرانسه نیز گزارش داد:
«عملیات اخیر نیروهای ایران در خاک عراق که به روشنی بیانگر تغییر وضعیت نظامی جنگ به نفع ایران پس از 22 ماه نبرد است، دولت مردان آمریکایی را به وحشت انداخته است و آنان با نگرانی تمام از به مخاطره افتادن منافع خود در این منطقه، تحولات اخیر در جنگ ایران و عراق را به دقت تحت نظر دارند.» (2).
رسانههای آلمان نیز به تفصیل اخبار عملیات رمضان را منعکس کردند. رادیو آلمان گفت که هدف بعدی عملیات ایران، تصرف بصره و پیشروی به سوی بغداد خواهد بود. شبکه اول تلویزیون آلمان با پخش خبر عملیات رمضان گفت:
«اشتباه صدام در حمله به ایران نه تنها امروز وی را شدیدا نگران کرده است، بلکه قدرت ایران همسایگان را نیز در خلیج فارس به لرزه انداخته است.» (3).
همچنین روزنامه «زوددویچه سایتونگ» با اعلام خبر آغاز عملیات جدید ایران نوشت:
«نه تنها درخواست غرامت، از هدفهای صلح ایران است، بلکه بازگشت راندهشدگان عراقی و اسرای عراقی به وطنشان از اهداف دیگر به شمار میرود.»
این روزنامه به نقل از دیپلماتهای خاورمیانهای مقیم قاهره، افزود:
«حملهی ایران باید جدی تلقی شود زیرا زمان صدور انقلاب اسلامی از طریق نظامی برای تهران مناسب است.» (4).
مطبوعات هند نیز به تفصیل دربارهی عملیات رمضان نوشتند.
روزنامه «هندوستان تایمز» سر مقاله خود را به ورود نیروهای ایران به
1) 51. واحد مرکزی خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی، بولتن رادیوهای بیگانه، 25 / 4 / 1361، ص 8، رادیو صدای امریکا، 25 / 4 / 61.
2) 52. روزنامه کیهان، 27 / 4 / 1361، ص 16، خبرگزاری فرانسه، 26 / 4 / 1361.
3) 53. خبرگزاری جمهوری اسلامی «گزارش لحظه به لحظه عملیات رمضان و بازتاب آن در رسانههای گروهی جهان»، نشریهی شمارهی 26 / 4 / 1361، 6 به نقل از شبکه اول تلویزیون آلمان 24 / 4 / 1361.
4) 54. مأخذ 45، ص 20، واحد مرکزی خبر به نقل از زوددویچه سایتونگ، 23 / 4 / 1361.
خاک عراق اختصاص داد و تأثیر آن را بر کنفرانس جنبش غیرمتعهدها بررسی کرد: «حمله غیر منتظره ایران - که از دو روز پیش انتظار میرفت به احتمال قوی برنامه برگزاری کنفرانس سران جنبش غیرمتعهدها را به خطر انداخته است.»
هندوستان تایمز سپس درباره پیامدهای این حمله در منطقه خلیج فارس، آورده است:
«آنچه اینک میتوان با قاطعیت از آن سخن گفت: تقسیم قدرت در منطقه است که ایران نقش بزرگی را در تحولات منطقه خواهد داشت.»
این روزنامه در مقاله دیگری با تأکید بر این مطلب که «این عراق است که باید برای شروع جنگ تنبیه شود»، افزوده است:
«صدام گمان میکرد با حمله به ایران میتواند انقلاب ایران را از بین ببرد ولی او در تجزیه و تحلیلهایش دچار اشتباه شده بود.» (1).
درباره حمله ایران به عنوان اولین یورش زمینی برای ورود به خاک عراق، که در رسانههای خبری بازتاب گستردهای داشته است، خبرگزاری فرانسه از تهران گزارش داد که حمله جدید ایران عملیات گستردهای است که رهبران آن را تا پایان ادامه خواهند داد. به گزارش این خبرگزاری عملیات جدید ایران، پس از شروع جنگ ایران و عراق اولین درگیری است که به داخل خاک عراق کشیده شده است.
روزنامههای فرانسوی لوموند و لوماتن در دو مقاله جداگانه وضعیت جمهوری اسلامی را با توجه به اوضاع کنونی جنگ بررسی کردند.
لوموند در این باره نوشت:
«سقوط صدام آغاز شده است و این واقعیتی است که آمریکا را به وحشت انداخته است. این حوادث نشان از ثبات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران دارد.» (2).
روزنامه لوماتن نیز نوشت:
«خون علیه فساد پیروز شده است، رژیمی که در مقابل این همه کوشش اجنبیان برای بیثبات کردن آن مقاومت کرده، رژیمی که
مهاجمان عراقی را سرکوب و آنها را به عقب نشینی وادار نموده، رژیم ایران است که با قاطعیت هر چه تمامتر بیش از پیش اظهار وجود کرده و نظرش را درباره مسائل مشترکی مانند نفت و غیره به کشورهای منطقه و به ویژه عربستان سعودی تحمل میکند و اکنون سنگینی وزنه جمهوری اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس محسوس است.» (1).
نشریه «وال استریت ژورنال» در مقالهای به مواضع دو ابرقدرت در قبال پیروزی ایران و تشریح روابط ایران و شوروی و اقدامات عملی ایران برای مقابله با نفوذ شوروی در داخل کشور پرداخته است:
«ظاهرا هر دو ابرقدرت مخالف حمله هفته گذشته ایران به عراق هستند، گر چه هر کدام دلایل جداگانهای برای این کار دارند، ولی هر دوی آنها از احتمال پیروزی یک ایران انقلابی اسلامی بر صدام حسین سوسیال بعثی و سرنگونی وی وحشت دارند.» (2).
روزنامه نیویورک تایمز در مقالهای به قلم «باری روبین» نوشت:
«پیروزی ایران بر عراق چهار خطر برای عربستان سعودی و سایر کشورهای کوچکتر محافظهکار منطقه در بر دارد: اولین خطر احتمال حمله مستقیم ایران به این کشورها خصوصا کویت که در نزدیکی جبهه نبرد قرار دارد، میباشد مگر اینکه این دولتها خصوصا کویت در آینده ارسال ملزومات جنگی را به عراق متوقف سازند. یکی دیگر از این خطرات، افزایش تبلیغات براندازی و آموزش و کمک به انقلابیون سایر کشورها است. سومین خطر ایران، الهام انقلابیون کشورهای حاشیه خلیج فارس از انقلاب اسلامی ایران است؛ و سرانجام اینکه انتظار میرود ایران به عنوان قویترین کشور منطقه بتواند سیاست ضد آمریکایی خود را به همسایگانش دیکته کند.»
در این مقاله سپس آمده است:
«ایران شدیدا نگران این است که پیروزی کنونیاش در صورت گسترش جنگ، با مداخله احتمالی آمریکا بر باد رود. علاوه بر آن هر قدر که کشورهای حوزه خلیج فارس از ایران هراس بیشتری داشته باشند، ضرورت حمایت از جانب آمریکا را بیشتر درک میکنند.» (3).
تلاشهای آمریکا، غرب و کشورهای منطقه برای نجات رژیم عراق
واکنشهای متعددی که با اجرای عملیات رمضان برانگیخته شد، نشان دهنده اهمیت آثار آن بر توازن سیاسی و نظامی منطقه بود.
«باری گلدواتر» سناتور جمهوریخواه آمریکا گفت:
«جنگ ایران و عراق خطر بزرگی را به ما گوشزد میکند، چنانچه ایران در این نبرد پیروز شود، تمام خاورمیانه درگیر یک جنگ تمام عیار خواهد شد که ممکن است به یک جنگ جهانی نیز تبدیل شود... آمریکا باید از هر جهت - به استثنای اعزام پرسنل - به کشورهای عرب دوست کمک نماید زیرا پیروزی ایران بر عراق حکومت این کشور را در منطقه به عنوان یک کشور قدرتمند باقی خواهد گذاشت... خطری که اینک متوجه عراق است. در آینده، دیگر کشورهای عربی منطقه را در بر خواهد گرفت. آمریکا متعهد است در مقابل هرگونه تهدید ایران، از دوستان خود در منطقه و به ویژه اسرائیل حمایت کند.» (1).
رادیو فرانسه نیز در گزارشی از وضعیت جنگ ایران و عراق اعلام کرد:
«مقامات امریکایی درصددند در آیندهی نزدیک زمینهی دفاعی کشورهای خلیج فارس و در وهلهی اول عربستان سعودی را بیش از پیش تقویت کنند.»
روزنامه نیویورک تایمز ضمن بررسی وضعیت جنگ ایران و عراق، اعلام کرد که مقامهای امریکایی از پیروزی احتمالی ایران در جنگ نگران هستند و به کشورهای عرب خلیج فارس پیشنهاد کردهاند که یک مانور نظامی مشترک با آمریکا در خلیج فارس برگزار کنند. این روزنامه به نقل از مقامهای برجسته دولت ریگان نوشت:
«امریکاییان به شدت نگران خطراتی هستند که منافع امریکا در منطقه را تهدید میکند. دولت آمریکا به همین علت به عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیج فارس که ممکن است جنگ را عامل تهدید کنندهای برای خود بدانند پیشنهاد کرده است که با دولت آمریکا به مانورهای مشترک نظامی دست بزنند.»
1) 60. مأخذ 48، ص 16، آسوشیتدپرس، به نقل از سناتور «گلدواتر».
نیویورک تایمز سپس به نقل از همین مقامهای دولتی امریکا افزود:
«هیچ یک از کشورهای حوزه خلیج فارس از امریکا نخواستهاند که نیروهای خود را در منطقه مستقر کند. به گفته مقامات وزارت امور خارجه امریکا آنچه بر نگرانی امریکاییان افزود این است که پیروزی نظامی ایران ممکن است که دولت صدام را سرنگون سازد و راه را برای گسترش بنیادگرایی اسلامی در عراق و سرانجام در دیگر کشورهای خلیج فارس هموار کند.» (1).
این روزنامه با اشاره به پیام اخیر امام امت که به مناسبت روز جهانی قدس منتشر شد، نوشته است:
«آیتالله خمینی در پیام اخیر تهدیدهای خود مبنی بر حرکت به سوی اسرائیل پس از شکست عراق را تکرار کرد. مقامات وزارت امور خارجه امریکا هر چند چنین تهدیدهایی را رد میکنند ولی از آن نگرانند که گسترش بنیادگرایی اسلامی در عراق، سرانجام به ایجاد یک همکاری نظامی مشترک بین ایران، عراق و سوریه علیه اسرائیل منجر شود.» (2).
فرانسه در پی اجرای عملیات رمضان، حمایت خود را از دولت عراق در جنگ علیه ایران، اعلام کرد. «کلودشسون» وزیر خارجه فرانسه در دیدار با وزیر امور خارجه عراق گفت:
«فرانسه حمایت خود را در جنگ از عراق نشان داده است. به نظر فرانسه هرگونه تهدید علیه وحدت ملی عراق، تهدیدی بیچون و چرا علیه ثبات منطقه خاورمیانه است.» (3).
از سوی دیگر «هنری جکسون» سناتور آمریکایی، در مصاحبهای دربارهی اوضاع جنگ در هفتههای اخیر و مواضع آمریکا در برابر ایران، گفت:
«خطر واقعی وضعیت فعلی نبرد، حمله ایران به کویت و حرکت نیروهای آن به سمت خلیج فارس و قطع نمودن جریان نفت است».
وی سپس پیشنهاد مانور مشترک آمریکا با کشورهای حوزه خلیج فارس برای مقابله با تهدیدات احتمالی ایران را نابخردانه توصیف کرد و افزود:
«باید به هر ترتیب ممکن از افتادن ایران به دامن اتحاد شوروی جلوگیری به عمل آید.»
جکسون ضمنا تأکید کرد:
«ایالات متحده همواره باید آمادگی وارد شدن به صحنه عمل و مقابله با هرگونه تهدید در مورد صدور نفت از خلیج فارس را داشته باشد.» (1).
از سوی دیگر، حسنی مبارک رئیس جمهور مصر نیز پیشنهاد کرده است که کنفرانسی از سران عرب تشکیل گردد و موضوع جنگ ایران و عراق و تحولات اخیر آن و همچنین بحران لبنان را بررسی کند. (2).
ملک حسین شاه اردن نیز در واکنش به عملیات جدید ایران در داخل خاک عراق، گفت:
«به منظور رسیدگی به این بحران باید کنفرانس سران عرب تشکیل جلسه دهد. این کنفرانس باید در عالیترین سطح نمایندگان عرب تشکیل شود و اهمیت یک پیمان دفاعی مشترک اعراب براساس منشور اتحادیه عرب را مجددا مورد بررسی قرار دهد.» (3).
در این حال ایران و سه کشور عربی یمن جنوبی، لیبی و سوریه در نامهای خطاب به رئیس شورای امنیت سازمان ملل متحد، به مانورهای نظامی نیروهای واکنش سریع آمریکا که قرار است ماه آینده در خاورمیانه و آفریقا برگزار شود، به شدت اعتراض کردند. چهار دولت در این نامه که متن آن در سازمان ملل متحد انتشار یافت، تأکید کردهاند که این اقدام یک ابرقدرت، تهدید بزرگی برای امنیت و استقلال ملتها و کشورهای منطقه است و مداخله مستقیم در امور داخلی آنها به شمار میآید. ایران و سه کشور عربی همچنین تشکیل نیروی واکنش سریع امریکا را که اقدامی خصمانه در برابر ملتها و کشورهای منطقه و تهدیدی مستقیم برای حاکمیت آنها است، محکوم کرده و افزودهاند:
«پافشاری امریکا برای برگزاری این مانورها جز افزایش بیشتر بحران و آشفتگی در منطقه و برهم زدن صلح و آرامش بینالمللی
نتیجه دیگری نخواهد داشت.» (1).
در پی اجرای عملیات رمضان و با آغاز دور جدیدی از جنگ، دولتهای منطقهای و بینالمللی کمکهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، مالی و نیز حمایتهای سیاسی از این کشور را با گستردگی فراتر از قبل ادامه دادند. (2)در عین حال شمار بسیاری از نظامیان مصری و سودانی برای شرکت در جنگ علیه ایران، وارد بغداد شدند. این عده از طریق ایجاد یک پل هوایی بین قاهره - خارطوم و بغداد، به عراق اعزام شدهاند. بر اثر کثرت تردد هواپیماهای حامل نیروهای سودانی در فرودگاه بغداد، این فرودگاه حتی بر روی پروازهای خارجی مسدود اعلام شد.
همچنین در ادامه کمکهای نظامی کشورهای عربی و غربی به دولت عراق برای تداوم جنگ با ایران، اخیرا مقدار معتنابهی تسلیحات و تجهیزات نظامی از کشورهای کویت، عربستان و اردن وارد عراق گردید.
حمله ایران در شرق بصره، بازار جهانی نفت را تحتالشعاع خود قرار داد و موجب نگرانی شرکتهای نفتی گردید.
خبرگزاری رویتر به نقل از کارشناسان این شرکتها اعلام کرد:
«به نظر آنان پیشبینی تهیه نفت از این منطقه در آینده، بسیار مشکل است. آنان معتقدند بازار در حال حاضر تحت تأثیر حملهی ایران به عراق قرار دارد... هر چند دول غربی معتقدند که هیچ دلیلی برای ورود عربستان یا کویت به جنگ بر علیه ایران و به حمایت از عراق و یا حمله ایران به تأسیسات نفتی کویت و عربستان به جرم حمایت از عراق در جنگ وجود ندارد، ولی در صورت وقوع چنین حوادثی، بازار نفت حالت جدید و وخیمی پیدا خواهد کرد.» (3).
1) 67. روزنامه اطلاعات، 29 / 4 / 1361، صفحه آخر سازمان ملل متحد - به نقل از خبرگزاری فرانسه.
2) 68. مشروح این کمکها در جلد 20 روزشمار جنگ مورخ 23 / 4 / 1361 تا نیمه مرداد 1361 و کتاب آغاز تا پایان ص 70 تا 80 (چاپ پنجم) درج شده است.
3) 69. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه گزارشهای ویژه، شماره 117، 24 / 4 / 1361، ص 2، رویتر، 23 / 4 / 1361.
خبرگزاری کویت نیز به نقل از منابع خطوط کشتیرانی در لندن گزارش داده است که اوضاع در بندر نفتی خارک بر اثر حملات روزهای اخیر جنگندههای عراقی به این بندر مغشوش است. این خبرگزاری افزوده است:
«اگر چه حملات هوایی عراق ظاهرا این ترمینال را کاملا خراب نکرده است. لیکن استنباط اینکه عراق در تلاش برای قطع صدور نفت ایران، در صدد حملهی هوایی جدید به این ترمینال نفتی برخواهد آمد، نگرانیهایی را موجب گردیده است.» (1).
خبرگزاری فرانسه نیز در گزارشی از وضعیت بازار نفت آورده است:
«کشورهای صنعتی علیرغم اطمینان از تأمین نفت خود در کوتاه مدت، از افزایش احتمالی قیمت نفت به علت تشدید جنگ ایران و عراق نگردانند... هر چند دو کشور درگیر در جنگ تنها 10 درصد واردات نفتی جهان غرب را تأمین میکنند، لیکن خطر گسترش جنگ در منطقه که در حدود پنجاه درصد واردات نفتی غرب از آنجا تأمین میشود، نگرانیهایی را در رهبران جهان غرب سبب گردیده است.» (2).
از سوی دیگر، ریگان رئیس جمهور آمریکا، در سفر خود به بحرین گفت که در دیدار با شیخ خلیفه، جنگ ایران و عراق و اوضاع لبنان نیز بررسی خواهد شد. ریگان افزود:
«امریکا برای دفاع از منابع امنیت ملی خود در خاورمیانه آماده است.»
وی اعلام کرد که آمریکا و متحدانش به نفت این منطقه و کشورهای اطراف آن وابستهاند.
ریگان سپس گفت:
«امریکا این راز را پنهان نمیکند که منافع حیاتی در خاورمیانه دارد.» (3).
مطبوعات انگلیس نیز عملیات رمضان را آغاز دوره جدیدی در جنگ 22 ماهه ایران و عراق - که در آن ابتکار عمل به دست ایران خواهد بود - خواندند. روزنامه فایننشال تایمز چاپ لندن نوشت:
«در شش ماه گذشته موقعیت نظامی به تدریج علیه رژیم بغداد تغییر کرد... این عملیات زنگ خطر را علیه دولتهای محافظهکار و تولید کننده نفت به صدا درآورده است.»
این روزنامه افزود که حملات ایران وحشت عجیبی را بر صنعت نفت حاکم کرده است. (1).
پس از عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر و به خصوص با شروع عملیات رمضان، دولتها، سازمانها و مجامع بینالمللی تلاشهای جدیدی را برای توقف جنگ و برقراری آتشبس آغاز کردند.
رادیو قطر به نقل از «حبیب شطی» دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی، گزارش داد که کمیسیون حسن نیت کنفرانس اسلامی در تلاش تازه درصدد یافتن راهحل مناسب برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق ظرف دو ماه آینده است. شطی گفت:
«این کمیسیون پس از پایان اجلاس وزیران خارجه کشورهای اسلامی که قرار است شنبه آینده تشکیل شود، تماسهای خود را با ایران و عراق از سر خواهد گرفت. پاسخ دولت عراق به دعوت کمیسیون مزبور و خارج کردن نیروهای آن کشور از خاک ایران، بزرگترین مشکلاتی را که بر سر راه گفت و گوهای صلح قرار گرفته بود، از میان برداشته است.» (2).
رادیو ابوظبی چندی بعد گزارش داد:
«حبیب شطی پس از ملاقات با امیر کویت و ولیعهد، نخستوزیر، معاون نخستوزیر، وزیر خارجه و وزیر اطلاعات این کشور، در دیدار با خبرنگاران گفت در مذاکراتش با مقامات کویتی در این باره تبادل نظر نموده و افکار معینی را برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق با مقامات کویتی در میان گذاشته است. وی افزوده است که این افکار و نظریات را با تعدادی از رهبران عرب در روزهای آینده مورد بحث قرار خواهد داد.» (3).
رادیو ابوظبی همچنین گزارش داد که شطی با ملک فهد ملاقات و در مورد جنگ ایران و عراق با وی گفت و گو کرده است. در این حال، مطبوعات کویت گزارش دادند:
«یک هیئت بلندپایه ایرانی به زودی از کویت دیدن خواهد کرد. از زمان آغاز جنگ، این اولین باری است که یک هیئت ایرانی به کویت سفر میکند.» (1).
در تلاشی دیگر «ضیاءالحق» رئیس جمهوری پاکستان، به درخواست خود با سفیر جمهوری اسلامی ایران در پاکستان در کاخ ریاست جمهوری آن کشور ملاقات کرد. در این دیدار ژنرال ضیاءالحق خواستار خاتمه جنگ شد.
امیر کویت نیز در پیامی که در آن به مسائل منطقهای و بینالمللی پرداخته، به مسئله جنگ بین ایران و عراق نیز اشاره کرده و از ایران و عراق خواسته است تا با پیگیری راههای صلحآمیز، از ریخته شدن بیشتر خون مسلمانان دو کشور جلوگیری کنند. وی یادآور شده است که فقط اسرائیل از ادامه این جنگ نفع میبرد. (2).
مهمترین وظیفه سازمان ملل متحد، حفظ صلح و امنیت بینالمللی است و برای تحقق این هدف، میبایست مطابق منشور ملل متحد، علیه متجاوز اقدام کند. اما زمانی که عراق به خاک ایران تجاوز کرد و بخش بزرگی از مناطق جنوب و غرب کشور را به اشغال خود درآورد، این سازمان، نه تنها علیه متجاوز اقدام نکرد، بلکه مواضع و تصمیمات آن، در جهت تثبیت و حمایت از متجاوز بود.
شورای امنیت سازمان ملل مدت 22 ماه در برابر تجاوز عراق سکوت کرد. در این مدت نیروهای عراقی به پیشروی خود در خاک ایران ادامه دادند و به تحکیم مواضع پرداختند. در حالی که جمهوری اسلامی نیز درگیر شدیدترین بحران سیاسی - نظامی داخلی بود. ظاهرا اعضای شورای امنیت به پیروزی گروههای مخالف نظام ایران
امیدوار بودند تا در موقعیت جدید به اتخاذ موضع بپردازند. سرانجام با اجرای عملیات بیتالمقدس و آزادی خرمشهر، شورای امنیت سازمان ملل سکوت طولانی خود را شکست و به درخواست اردن و با حمایت آمریکا، تشکیل جلسه داد و قطعنامه 514 را در 12 ژوئیه 21 (1982 تیر 1361) به تصویب رساند. در مقدمه این قطعنامه از «طولانی شدن برخورد دو کشور که به خسارت سنگین انسانی و زیان مادی بسیار منجر شده و صلح و امنیت بینالمللی را به خطر انداخته است»، اظهار نگرانی عمیق شده است. در بندهای اجرایی این قطعنامه چنین آمده است:
«1- شورا خواستار آتشبس و خاتمه فوری همه عملیات نظامی میشود. 2- خواستار عقب نشینی به مرزهای شناخته شده بینالمللی میشود. 3- تصمیم میگیرد گروهی از ناظران ملل متحد را به منظور بررسی، تأیید و نظارت بر آتشبس و عقب کشیدن نیروها اعزام کند، و از دبیر کل درخواست میکند گزارشی در مورد ترتیبات لازم برای این منظور را به شورای امنیت تسلیم کند. 4- مصرانه میخواهد که کوششهای میانجیگرانه به نحوی هماهنگ، از طریق دبیر کل جهت دستیابی به راهحلی جامع، عادلانه و شرافتمندانه که قابل قبول هر دو طرف باشد. در مورد همه مسائل مهم، براساس اصول منشور ملل متحد از جمله احترام به حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی و عدم مداخله در امور داخلی ادامه یابد. 5- از همه دولتهای دیگر درخواست میکند، از تمامی اقداماتی که میتواند به ادامه اختلاف کمک کند، خودداری ورزند و اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل کنند. 6- از دبیر کل درخواست میکند که ظرف سه ماه در مورد اجرای قطعنامه حاضر به شورا گزارش دهد.» (1).
اگر چه شورای امنیت در قطعنامه 514 برای نخستین بار از برقراری آتشبس، عقب نشینی و استقرار نیروهای حافظ صلح در مرز ایران و عراق سخن به میان آورد، اما این قطعنامه زمانی تصویب شد که برتری عراق در جبهههای جنگ از بین رفته و نیروهای ایران بسیاری از
1) 78. روزنامه اطلاعات، 23 / 4 / 1361، ص 4.
مناطق اشغالی از جمله خرمشهر را باز پس گرفته و در بسیاری نقاط، به مرزهای بینالمللی رسیده بودند. ایران این قطعنامه را نیز به دلیل «نادیده گرفتن واقعیتهای جنگ» نپذیرفت و به منظور «احقاق حقوق» خود، در 23 تیر 1361 (دو روز پس از تصویب قطعنامه 514) با اجرای عملیات رمضان، وارد خاک عراق شد. با ورود نیروهای جمهوری اسلامی به داخل عراق، شورای امنیت بلافاصله تشکیل جلسه داد و بیانیه 15 ژوئیه 23 (1982 تیر 1361) را در مورد اجرای قطعنامه 514 تصویب و از «تشدید درگیریها» ابراز نگرانی کرد، کاری که میبایست دو سال پیش از آن انجام میگرفت.
عراق بعد از عملیات بیتالمقدس استراتژی نظامی خود را تغییر داد و از برخی مناطق اشغالی عقب نشست تا در عرصه سیاست جهانی خود را صلحطلب معرفی کند و امکان میزبانی هفتمین کنفرانس سران کشورهای غیرمتعهد را - که از قبل از جنگ قرار شده بود در شهریور 1361 در بغداد برگزار شود - فراهم سازد و علاوه بر کسب وجهه سیاسی در عرصه بینالمللی، با استفاده از امتیاز میزبانی و پشتیبانی کشورهای دوست، شرایط خود را بر ایران تحمیل کند و در اجرای این سیاست، اغلب کشورهای عرب، یوگسلاوی، پاکستان، بنگلادش و... نیز به یاری صدام برخاستند.
یوگسلاوی - که از اعضای اصلی جنبش غیرمتعهدها به شمار میرفت - اولین کشوری بود که در دوم تیر و در زمانی که عراق هنوز عقب نشینیهای خود را به طور کامل به پایان نرسانده بود، با اعلام حمایت از عراق، بر برگزاری کنفرانس غیرمتعهدها در بغداد تأکید کرد. چند روز بعد «گاندی» نخستوزیر هند نیز - که کشورش یکی از اعضای مهم غیر متعهدها بود - برای سفر به بغداد و شرکت در کنفرانس غیر متعهدها موافقت کرد.
با آغاز عملیات رمضان، تردید در میزبانی عراق شروع شد و
خبرگزاری رویتر به نقل از برخی وزیران کشورهای عضو غیر متعهدها اعلام کرد که حمله ایران برگزاری کنفرانس را به مخاطره انداخته است.
در دوم مرداد نیز روزنامه هندی «استیس من» اعلام کرد که شک و تردید در بین اعضای جنبش عدم تعهد در خصوص میزبانی عراق بالا گرفته است و کشورهای غیرمتعهد به این نکته پی بردهاند که برگزاری کنفرانس در بغداد به صلاح جنبش نیست. بنگلادش نیز که از جمله کشورهای طرفدار عراق بود، اولین کشوری بود که به طور رسمی اعلام کرد که تشکیل کنفرانس باید از بغداد به کشوری دیگر منتقل شود. به رغم رشد این باور در میان اعضای جنبش، حبیب شطی دبیر کل کنفرانس اسلامی، در نهم مرداد ماه قاطعانه اعلام کرد که تا دو هفته دیگر کنفرانس در بغداد برگزار خواهد شد، ولی انفجار یک بمب قوی در بغداد، تردیدهای موجود در ناامن بودن بغداد را تقویت کرد و سفیران کرهشمالی، اندونزی و چکسلواکی نیز بغداد را برای برگزاری کنفرانس ناامن اعلام کردند. این در حالی بود که عملیات رمضان با دستاوردهای نه چندان مطلوب نظامی، پایان یافته بود و ایران دیپلماسی فعالی را برای بازداشتن کشورهای غیر متعهد از تشکیل اجلاس در بغداد دنبال میکرد.
سفر یک هیئت از وزارت خارجه کوبا به یوگسلاوی برای رایزنی جهت تشکیل جلسهی اضطراری وزیران خارجه عضو جنبش غیر متعهدها برای تصمیمگیری دربارهی محل تشکیل هفتمین کنفرانس سران غیر متعهدها، بر همه تردیدها مهر پایان زد. در پی این سفر بود که عراق به ناچار تسلیم شد و سعدون حمادی وزیر خارجه این کشور اعلام کرد که عراق اصراری به برگزاری هفتمین کنفرانس غیر متعهدها ندارد. صدام حسین نیز چهار روز پس از آنکه خبرگزاری فرانسه اعلام کرد که جنبش عدم تعهد از هند خواهد خواست تا برگزاری اجلاس سران غیر متعهدها را بر عهده گیرد، در یک اقدام منفعلانه به هند پیشنهاد کرد که برگزاری سران غیر متعهدها را بپذیرد. ولی این پایان کار نبود زیرا دولت عراق در پی آن بود تا
اجلاس وزیران خارجه کشورهای عضو غیر متعهدها را که مأموریت اصلی آن تنظیم موضوعات اصلی نشست سران بود، برگزار کند.
خبرگزاری فرانسه درباره این تصمیم عراق بر این اعتقاد بود که عراق میخواهد ثابت کند که بغداد جای امنی برای برگزاری کنفرانس سران عدم تعهد است. ولی تلاشهای پیگیر دیپلماتیک ایران و حمله هواپیماهای ارتش جمهوری اسلامی به بغداد و انفجار یک بمب دیگر در این شهر همه کشورهای غیر متعهد را به این نتیجه رساند که برخلاف اظهارات صدام حسین، هیچ تضمینی برای امنیت اجلاس وزیران خارجه در بغداد وجود ندارد. بدین ترتیب به رغم تلاش عراق، اجلاس وزیران خارجه کشورهای غیر متعهد در شهریور در نیویورک برگزار شد و آنان در این اجلاس به برگزاری هفتمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در دهلی نو، رأی دادند که این یک پیروزی بزرگ سیاسی برای ایران در عرصه بینالمللی بود. (1).
در پی اجرای عملیات رمضان، جمهوری اسلامی ایران بر حقانیت عملکرد دفاعی خود تأکید کرد. در این باره آقای هاشمی رفسنجانی در سخنانی مواضع جمهوری اسلامی در خصوص جنگ، دلایل ورود به خاک عراق، اهداف عملیات ایران، موضع جانبدارانه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از عراق و تفسیرهای اشتباه غربیها از صدور انقلاب اسلامی را تشریح کرد و به مقایسهی عملکرد ایران و عراق در رعایت قوانین انسانی در جنگ پرداخت. وی درباره عملیات رمضان گفت:
«شروع این عملیات نقطهای حساس در تاریخ حرکت انقلاب اسلامی ایران است.»
وی با اشاره به اخبار رسانههای غرب درباره تحولات اخیر جنگ، گفت:
«این خط خبری دو مسیر را تعقیب میکند: اول اینکه جمهوری اسلامی را به عنوان یک قدرت نظامی و پدیده جدید در منطقه معرفی میکند که یک قسمت از این مسئله واقعیت است و آن
1) 79. مأخذ 5، ص 31 و 32.
اعتراف به قدرت نظامی ایران توسط آنان است که تاکنون از اظهار آن خودداری میکردند؛ و قسمت دوم شیطنتی است که از این طریق سعی دارند که اعمال کنند و ایران را کشوری خطرناک جلوه دهند.»
رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص اهداف عملیات رمضان با اشاره به اظهارات امام خمینی گفت:
«اولا هدف اصلی این عملیات ادامه حرکت دفاعی گذشته ایران است و برای دفاع از شهرهای مهم و اقتصادی و بندری آبادان و خرمشهر انجام عملیات برای خارج کردن این شهرها از زیر آتش دشمن کاملا ضرورت داشت و ما ضرورت این کار را رسما از زبان مسئولان اعلام کردیم و به دولت عراق دو ماه مهلت دادیم تا حقوق حقه ایران را بپردازند که مهلت کافی نیز بود ولی با امتناع دولت عراق و مظلوم نمایی آنان، انجام عملیات اجتنابناپذیر بود. ثانیا ما حقوق خود را میخواهیم و چون از دادن آن امتناع ورزیدند ما نیز اعلام کردیم که پشت مرزها نمینشینیم و دست روی دست نخواهیم گذاشت بلکه اقدامات جدی انجام خواهیم داد که عملیات رمضان از جمله این اقدامات است.»
نماینده امام در شورای عالی دفاع، «تنبیه متجاوز» را هدف سوم عملیات رمضان و حق ملت مسلمان ایران که مورد تهاجم قرار گرفته، اعلام کرد. وی یکپارچه کردن جبهه شرقی جنگ با اسرائیل برای آزادی قدس را هدف چهارم عملیات رمضان برشمرد. هاشمی رفسنجانی سپس با اشاره به پیام امام امت به مردم عراق مبنی بر قیام علیه حکومت این کشور، زمان کنونی را بهترین فرصت برای چنین اقدامی دانست.
رئیس مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به تبلیغات دولتها و رسانههای غربی که ایران را توسعه طلب و تهدیدی برای کشورهای عرب حوزه خلیج فارس معرفی میکنند، تأکید کرد:
«همچنان که بارها اعلام کردهایم جمهوری اسلامی چشم طمع به اراضی عراق و یا هیچ کدام از کشورهای عرب خلیج فارس ندارد.
ایران قدرتمند و مسلمان، حامی کشورهای منطقه است و هیچ دلیلی برای ترس آنان از ایران وجود ندارد.»
البته وی به برخی دولتهای عربی هشدار داد:
«اگر دولتهای منطقه شیطنت کنند البته که باید از عواقب آن بترسند. چنانچه حرکت کاروانهای حامل اسلحه به عراق ادامه داشته باشد و این سلاح و مهمات بر علیه نیروهای ما به کار گرفته شود، ما حق دفاع را برای خود محفوظ خواهیم داشت و خوب است که دولتهای حامی عراق با تأمل در کار خود دست خودشان را به چنین اعمالی آلوده نکنند و تلاش کنند در کنار ایران در آرامش زندگی کنند.»
حجتالاسلام هاشمی رفسنجانی سپس خودداری از بمباران و گلوله باران شهرهای عراق را به دلیل مقاصد انسان دوستانه و رأفت اسلامی ایران در برابر حملات ضد انسانی نیروهای دولت عراق به مناطق مسکونی شهرها ذکر کرد.
نماینده امام در شورای عالی دفاع در پایان سخنان خود، درباره تفسیر غلط رسانههای غربی از صدور انقلاب اسلامی گفت:
«معنی صدور انقلاب از دیدگاه ایران، صدور فرهنگ انقلاب است و الحمدلله علیرغم تمام شیطنتها، این اقدام صورت گرفته است.»
وی با اشاره به برگزاری مراسم باشکوه روز قدس در چندین شهر دنیا از جمله واشنگتن، پاریس و لندن، از این راهپیماییها به عنوان مصادیق بارز صدور فرهنگ انقلاب اسلامی به جهان و پیروی و تبعیت کامل مسلمانان جهان از دستورهای امام خمینی یاد کرد. (1).
رئیس جمهوری اسلامی ایران، آیتالله خامنهای نیز در خطبههای نماز عید فطر به توضیح مواضع ایران پرداخت. گزیدهای از این مطالب به قرار زیر است:
«آن روزی که هزاران کیلومتر از خاک ما در زیر پای متجاوزان بعثی قرار داشت، کسی باور نمیکرد که ما بتوانیم متجاوز را سر جایش بنشانیم، ولی امروز دنیا این را باور کرده است که ما پس
1) 80. مأخذ 48، ص 2.
از 23 ماه در زیر فشار دشمن قرار داشتن نمیتوانیم شاهد شهادت کودکان و زنان خرمشهری و آبادانی و ویران شدن منازل مسکونی بر اثر گلوله باران توپخانه دوربرد عراق باشیم و این در حالی است که ما حاضر نیستیم مقابله به مثل کنیم و بصره و دیگر شهرهای عراق را بمباران کنیم. پس تنها راه چاره این است که برویم و آتش توپخانه دوربرد دشمن را یا خاموش کنیم یا آن قدر آن را عقب بزنیم که قادر به گلوله باران شهرها و روستاهای ما نباشد...»
رئیس شورای عالی دفاع درباره کمکهای برخی دولتهای جهان به عراق جهت تقویت این کشور در جنگ با ایران، اظهار کرد:
«همه ابرقدرتهای جهان از جمله آمریکا و شوروی و اقمار این دو ابرقدرت به طرق مختلف سلاح و تجهیزات جنگی و کمک مالی در اختیار رژیم عراق برای جنگ با ایران قرار میدهند که هدف از این کمکها، مقابله با شیوع تفکر انقلاب اسلامی در منطقه است و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نیز با این انگیزه آغاز شده است که جلو گسترش انقلاب اسلامی و گرایش روزافزون ملل منطقه به آن را سد کنند.»
رئیس جمهور در پاسخ به ادعای عراق مبنی بر توسعه طلبی ایران، گفت:
«ما قصد کشورگشایی و توسعه ارضی نداریم؛ کشور عراق متعلق به ملت عراق است و خود آنان باید کشورشان را اداره کنند و ما نیز قصد تصرف عراق و کشورگشایی را نداریم.» (1).
از طرف دیگر در پی تصویب قطعنامه 514 شورای امنیت سازمان ملل، میرحسین موسوی، نخستوزیر ایران، به تشریح مواضع جمهوری اسلامی ایران درباره این قطعنامه پرداخت و گفت:
«اگر شورای امنیت ده قطعنامه دیگر هم صادر کند، ما نمیتوانیم از حقوق خود دست برداریم. رأی شورای امنیت به قطعنامه 514 در حقیقت رأی اعتماد امریکا و شوروی به صدام است.»
وی درباره تأکید قطعنامه بر آتشبس، گفت:
«شورای امنیت رأی داده تا آتشبس شود و ناظران بینالمللی یعنی نیروهای امریکا، شوروی و کشورهای اروپایی بیایند بر این آتشبس
1) 81. روزنامه کیهان، 2 / 5 / 1361، ص 14.
نظارت کنند، شبیه نظارتی که تاکنون در جنوب لبنان انجام میدادند و جمهوری اسلامی هم با رژیم بغداد سر یک میز بنشینند. البته از شورای امنیتی که پنج قلدر بزرگ جهانی در آن حق وتو دارند، جز این هم انتظاری نمیرفت.»
نخستوزیر در ادامه سخنان خود با اشاره به سکوت دو ساله شورای امنیت در برابر تجاوزات عراق به جمهوری اسلامی ایران، گفت:
«ما نمیدانیم چرا شورای امنیت در دو سال گذشته خواب بود و یک باره با آزاد شدن خرمشهر از خواب پرید؟! به هر حال ما احتیاجی به نیروهای بیگانه در مرزها نداریم و بهتر است این نیروهای ناظر در مناطق دیگر از منافع ابرقدرتهای استکباری حفاظت کنند.»
وی دربارهی پایان جنگ تأکید کرد:
«رژیم عراق باید بدون قید و شرط از سرزمینهای ما کاملا عقب نشینی کند، خسارات وارده به ایران را بپردازد و محکوم شود؛ در این حالت جنگ خود به خود تمام میشود.»
مهندس موسوی در پایان با اشاره به رأی مثبت همه قدرتهای بزرگ به قطعنامه شورای امنیت، گفت:
«مسئله نشان دهندهی این است که تاکنون منافع همهی آنها در معرض خطر جمهوری اسلامی قرار دارد و از طرف دیگر، این مسئله نشان دهنده سیاست مستقل اسلامی و اثبات سیاست «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» بوده و همچنین اثبات میکند که جمهوری اسلامی ایران تاکنون به هیچ یک از ابرقدرتها باج نداده است که مانند اقمار تحت تسلط خودشان در این موقع به حمایت از ما قطعنامه را وتو کنند.» (1).
نخستوزیر همچنین در سخنانی در مراسم روز قدس، قبل از خطبههای نماز جمعه تهران، با اشاره به قطعنامه 514 شورای امنیت سازمان ملل در خصوص جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و تشکیل کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل برای رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در ایران از این اقدامات به عنوان توطئه سازمانهای بینالمللی
1) 82. مأخذ 13، ص 14.
نام برد و افزود:
«سازمان ملل متحد پس از آن همه مدت که از تجاوز صدام به ایران اسلامی میگذرد تازه بیدار شده است و شورای امنیت تشکیل جلسه داده و از ما خواسته است که با رژیم عفلقی صدام وارد مذاکره شویم و اعلام آتشبس کنیم! و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل نیز تشکیل جلسه داده است تا به اصطلاح خود، اعمال رژیم جمهوری اسلامی ایران را بررسی کند! این کمیسیون ادعانامه صادر کرده است که «چرا در ایران جنایت کارانی چون هویدا و نصیری را اعدام میکنند؟» علیرغم تشکیل تمام این کمیسیونها، ملت ما لحظهای در مبارزه با ایادی آمریکا درنگ نخواهد کرد. این ملت حاضر نیست در حالی که زیر سنگینترین فشارهای دشمنان مقاومت کرده، در برابر شعارهای دروغین سازمانهای بینالمللی امریکایی سر خم کند... این اقدامات توطئه امریکاست که از طرفی میخواهد با حمایت از جنایت کاران به آنها توان و جرأت دوبارهای دهد و از طرف دیگر از گسترش انقلاب اسلامی جلوگیری کند و ملت ما را دچار ضعف کند، در حالی که مردمی که این قدر شهید دادهاند، در برابر این مسائل سر خم نخواهند کرد. چشم بستن به مصالح اسلام و مسلمانان جهان و روی آوردن به مصالح ملی، خیانت است و باعث خفقان انقلاب ما خواهد شد. روز قدس تنفسگاه انقلاب ماست؛ ما با این روز، خود را به جهان اسلام و یک میلیارد مسلمان پیوند میزنیم و ندای خود را به گوش جهانیان میرسانیم.» (1).
علی اکبر ولایتی وزیر امور خارجه نیز در یک کنفرانس خبری در قبرس درباره هدف ایران از عملیات رمضان گفت:
«هدف جمهوری اسلامی از عملیات اخیر، مقابله با آتش توپخانه عراق و جلوگیری از بمباران شهرهای جنوبی ایران است... ما در نهایت حقوق خودمان را میخواهیم.»
وی در پاسخ به پرسش خبرنگاری درباره اینکه یکی از شرایط ایران برای پایان دادن به جنگ، سقوط صدام است، گفت:
1) 83. روزنامه کیهان، 26 / 4 / 1361، ص 3.
«الزاما سقوط صدام جزو شرایط ما نبوده و نیست. این تنها توصیهای است به مردم عراق که آزادی و نجات آنها و سربلندیشان در گرو سرنگونی رژیم کنونی عراق میباشد.»
ولایتی در پاسخ به پرسش یک خبرنگار انگلیسی درباره گرفتن غرامت از عراق، گفت:
«ما برای پرداخت خسارت وارده به ملت خود از سوی عراق، همچنان اصرار داریم.» (1).
امام خمینی در بیاناتی هدف ایران از ورود به خاک عراق را یک هدف دفاعی و به منظور قطع آتش دشمن از مناطق مسکونی شهرها و روستاهای کشورمان اعلام کرد. بخشهایی از سخنان امام بدین شرح است:
«دفاع یک امری است که هم شرعا واجب است بر همه و هم عقلا؛ ما حال دفاعی داریم و امروز هم حال دفاعی داریم. بیست و چند ماه این ارتش مزدور عراق در ایران بود و موارد حساس ایران را در دست داشت و آن همه جنایات کرد که تاریخ اینها را باید ثبت کند و از این کشورهایی که میگویند «ما طرفدار اسلام هستیم» و جمعیتهای حقوق بشر و سازمان کذا، صحبتی نشد، گاهی اگر شد، ایران را محکوم میکردند! و امروز که ما باز برای دفاع از کشور خودمان و دفاع از ملت مظلوم خودمان وارد شدیم در عراق، برای اینکه نگذاریم هر روز آبادان و اهواز و اینجاها مورد حمله آنها واقع بشوند و مورد توپهای دوربرد آنها و موشکهای آنها باشد و میخواهیم اینها را به حدی برسانیم که نتوانند این کار را بکنند - این یک دفاعی است که ما میکنیم - باز تمام مطبوعات و تمام رادیوها یا محکوم میکنند ما را و یا فریاد میزنند که برای منطقه خطر است! تحریک میکنند کشورهای منطقه را و من و تمام اشخاصی که مسئول هستند - البته من طلبهای هستم و مسئول نیستم لکن من موعظه میکنم - تاکنون کرارا به این دولتهای منطقه تذکر دادهایم که ما با شما نمیخواهیم
1) 84. پیشین، ص 14.
بجنگیم... ما در عین حالی که قدرتمندترین دولتهای منطقه هستیم و به برکت اسلام یک قدرتی این کشور ما و این ملت ما دارد که قدرتهای بزرگ هم نمیتوانند تعرض به او بکنند، در عین حال ما میخواهیم که با همه این کشورهای اسلامی و خصوصا اینهایی که در منطقه هستند، در خلیج فارس هستند و در اطراف خلیج فارس هستند، میخواهیم برادر باشیم، میخواهیم همه آنها با هم دست به هم بدهیم و خدای تبارک و تعالی آن قدر مقدورات به این کشورهای اسلامی داده است چه از جهات معنوی چه از جهات مادی که اگر بفهمند این حکومتها و توجه به مسائل پیدا بکنند، قدرتی هستند که در مقابل آنها قدرت دیگری اندک است... ما چقدر به این کشورهای منطقه باید بگوییم که بابا به شما کار نداریم شما بیایید و با ما برادری کنید تا همه با قدرتهای بزرگ مقابله کنیم و کشورهای خودمان را نجات بدهیم... شما بیایید امروز که ملت ایران قیام کرده است و میبینید که تا چه اندازه پیشرفت کرده است و همه قدرتها را اجازه نداده است که دخالت بکنند در کشور خودش، با اینها هم قدم بشوید تا همه با هم - هر کس در کشور خودش مستقل، لکن همه با هم - در مقابل قدرتهایی که میخواهند ما را از بین ببرند و ما را مستعمره خودشان - ولو مستعمره نو باشد - قرار بدهند، از چنگال آنها نجات پیدا کنیم. شماها تا کی میخواهید اسیر امریکا باشید و اسیر مستشاران امریکا؟!
وارد شدن ما در عراق نه برای این بوده است که ما عراق را میخواهیم تصاحب کنیم یا بصره را، ما وطنمان بصره و شام نیست، ما وطنمان اسلام است، ما تابع احکام اسلام هستیم، اسلام به ما اجازه نمیدهد که یک کشور مسلمی را ما تحت سلطه قرار بدهیم. و ما نخواهیم خواست هیچ وقت؛ توجه به این پیدا نخواهیم کرد. شماها چه داعی دارید که دائما دم از این میزنید که ایران خطر است برای ما، ایران خطر است برای امریکا، ایران خطر است برای شوروی؛ نه، ایران رحمت است برای شما... من امیدوارم همه کشورهای منطقه و
دولتهای منطقه به خود بیایند و مطمئن باشند که یک ایران قدرتمند اسلامی برای آنها بهتر است از امریکا و شوروی؛ آنها فقط مصالح خودشان را در نظر دارند و اسلام مصالح کشورهای اسلامی و مسلمانان همه را، بلکه مصالح بشر را. ما به هیچ کشوری طمع نداریم و به هیچ کشوری حقی نداریم و خدای تبارک و تعالی به ما اجازه نداده است که در هیچ کشوری دخالت بکنیم، مگر آنکه مثل دفاعی باشد که امروز ما با این دولت فاسد عراق در حال دفاع هستیم... تمام کشورهای اسلامی بدانند که ایران ابدا نظری به کشورهای آنها ندارد، ایران برای جمعیت خودش همه چیز دارد و این طور نیست که یک کشور سرکش که بخواهد همه چیز را در تحت سلطه خویش در بیاورد. ایران برای خدا قیام کرده است و برای خدا ادامه میدهد و جز دفاع، جنگ ابتدایی با هیچ کس نخواهد کرد.
من باید تذکر بدهم، هشدار بدهم به بعضی از این کشورها که باز هم کمک کاری میکنند به دشمن اسلام؛ من هشدار بدهم که توجه داشته باشید برای آتیه خودتان زحمت تولید نکنید، شما هر کدام که امروز به صدام کمک کنید، خیانت به اسلام کردهاید و مجرم هستید پیش اسلام، اگر تا امروز عذری میتراشیدید که ما از عراق میترسیم، امروز دیگر آن عذر، نیست. عراق - یعنی حکومت عراق - خودش را هم نمیتواند حفظ کند تا چه رسد به اینکه بخواهد به شما تعدی کند؛ این عذر، منقطع است امروز. ما اگر ببینیم بعضی دولتها باز کمک میکنند، کمک نظامی میکنند، کمک مالی میکنند به دولت عراق، آنها را مجرم میشناسیم و انشاءالله با آنها، اگر برنگردند، معاملهی مجرم میکنیم و احکام اسلام را درباره آنها جاری میکنیم و من نصیحت میکنم باز به آنها که دیر نیست و امروز هم برگردید و لااقل کمک نکنید به این مجرم اصلی و به آن مجرم اصلیتر که امریکا باشد.» (1).
1) 85. مأخذ 17، ص 390.