ghaemiyeh.com
سرشناسه : اصفهانی، محمدتقی، ۱۲۶۲ - ۱۳۰۸.
عنوان قراردادی : مکیالالمکارم فیالفوائدالدعاالقائم علیهالسلام. فارسی. برگزیده
عنوان و نام پدیدآور : چگونگی دعا برای تعجیل فرج امام عصر (علیهالسلام)/ مولف محمدتقی موسوی اصفهانی؛ مترجم مهدی حائریقزوینی.
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۱۱۴ ص.
شابک : ۴۵۰۰ ریال 964-973-009-5 : ؛ ۴۵۰۰ ریال: چاپ دوم 978-964-973-009-7 :
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : چاپ دوم: زمستان ۱۳۸۶.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - -- دعاها
موضوع : دعای امام زمان (عج)
موضوع : مهدویت-- انتظار
شناسه افزوده : حائری قزوینی، مهدی، ۱۳۳۴ - ، مترجم
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/الف۶م۷۰۴۲۱۶۲۳ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۱۸۵۶۰
بسمه تعالی
السلام علی القآئم المنتظر والعدل المشتهر
در جهان امروز که با تبلیغ بیدینی و افکار انحرافی توسط مدّعیان جهان تک قطبی و حقوق بشر دروغین، جوانان مسلمان و دیگر ادیان را به بیراهه میکشانند، امید به منجی موعود ومهدی منتظَر، چراغ هدایت پویندگان راه حق و حقیقت خواهد بود. لذا برآن شدیم کتاب گران سنگ مکیال المکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم - عجّل اللَّه فرجه الشریف - تألیف عالم فاضل مرحوم حضرت آیت اللَّه سیّد محمّد تقی موسوی اصفهانی - رضوان اللَّه علیه - که توسط حضرت حجة الاسلام والمسلمین حاج سیّد مهدی حائری قزوینی - زید عزّه - ترجمه گردیده است، را در پنج جلد و موضوعات مختصر به زیور طبع بیاراییم. امید است در عصر کنونی که انقلاب اسلامی ندای رسای منادیان دین حق و اسلام ناب محمدی - صلّی اللَّه علیه وآله - را به گوش جهانیان رسانده و میرساند، انجام وظیفهای کرده باشیم.
مدیریت انتشارات مسجد مقدس جمکران
در یادآوری مطالبی که سزاوار است پیش از شروع به مقصود توجّه داده شوند:
یکم: بدان که دستیابی به تمام فواید و ثوابها و نتایجی که در بخش پنجم یاد شده، متوقّف بر مداومت و بسیار دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان میباشد. زیرا که قسمتی از فواید یاد شده، مترتّب بر امتثال و اطاعت فرمان مطاع آن حضرت در توقیع شریف گذشته است که: «وَأکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ...». پس باز هم به آن مراجعه نموده و در آن دقت کن.
دوم: شایسته و مؤکَّد است که دعا کننده خودش را از آنچه مانع از قبولی عبادت است پاک نماید، و نَفْس خویش را از خوی ناپسند و رفتار زشت و کارهای ناروا تهذیب کند، و از محبّت دنیای پست و تکّبر و حسد و غیبت و سخن چینی و مانند آنها بپرهیزد، زیرا که دعا بهترین عبادتهای شرعی است، به ویژه دعا برای تعجیل فَرَج مولایمان حضرت حجّت و خواستن ظهور و عافیت برای آن جناب. و میبایست نیّت شخص در دعا از تمام آلایشهای نفسانی و هواهای شیطانی خالص باشد، زیرا که خلوص نیّت از مهمترین اموری است که رعایتش بر انسان واجب است، چنانکه آیاتی از
قرآن و روایات متواترهای از پیغمبرصلی الله علیه وآله بر آن دلالت دارد، خداوند ما و سایر مؤمنین را به آن توفیق دهد، ان شاء اللَّه تعالی.
سوم: کمال ثوابها و مکارم یاد شده، بستگی به تحصیل تقوی دارد، به جهت فرموده خدای تعالی: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ المُتَّقِینَ»(1)خداوند فقط از تقواپیشگان میپذیرد. و همانگونه که تقوی درجات ومراتب مختلفی دارد، پذیرش وقبولی نیز درجاتی دارد؛ بنابراین هر کس تقوای قویتری داشته باشد، نتایج نیک ومکارم حاصله برای او از آن دعا کاملتر و بارزتر خواهد بود و همینطور در سایر عبادتهای شرعی - چه واجب و چه مستحب - وضع و حال بر همین منوال است.
و اینکه گفتیم: کمال ثوابها به آن بستگی دارد، بدان جهت است که از برخی آیات برمیآید که ثواب بر کارهای نیک مترتب میشود، هرچند که عمل کننده گنهکار باشد، از جمله: «إِنّا لا نُضِیِعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً»(2)ما اجر کسی را که کار نیک کرد، ضایع نخواهیم ساخت. «إِنَّ اللَّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ الُمحْسِنِینَ»(3)به درستی که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهد گذاشت. «إِنِّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ»(4)من کار هیچ عمل کنندهای را از شما ضایع نخواهم کرد. «أُولئِکَ الَّذِینَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا وَنَتَجاوَزُ عَنْ سَیِّئآتِهِمْ فِی أَصْحابِ الجَنَّةِ وَعْدَ الصِّدْقِ
الَّذِی کانُوا یُوعَدُونَ»(1)آنانند که نیکوترین اعمالشان را از ایشان میپذیریم و از گناهانشان در میگذریم در اهل بهشت [داخل شوند] وعده راستینی که وعده میشدند. بنابراین مقتضای جمع بین این آیات و آیه «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ...» به شهادت روایات بسیار، مترتب بودن کمال ثواب بر تقوی میباشد، و گستردن دامن بحث جای دیگری دارد.
چهارم: از خلال سخنان گذشتهمان معلوم شد که ثوابها و آثار و نتایج نیک یاد شده بر کثرت دعا کردن برای تعجیل ظهور و فرج آن حضرتعلیه السلام مترتب میشود، چه با زبان فارسی و چه با زبان عربی و یا زبانهای دیگر دعا کند، به جهت اطلاق دلایل و روایات یاد شده مانند فرموده آن حضرتعلیه السلام: «وَأَکْثِرُوا الدُّعآءَ بِتَعْجِیلِ الفَرَجِ...»؛ و بسیار دعا کنید برای زودتر شدن فرج. و فرموده امام عسکریعلیه السلام: «وَوَفَّقَهُ لِلدُّعآءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِهِ»؛ و او را به دعا کردن برای تعجیل فرجِ آن حضرت توفیق دهد. و روایات دیگر.
پنجم: فرقی ندارد که دعا به نظم باشد یا نثر، چنانکه تفاوت نمیکند که عبارت دعا را خود دعا کننده انشا کرده باشد یا غیر او، به همان دلایل گذشته.
ششم: جایز است کسی که آشنای به زبان است و چگونگی دعا را میداند به زبان عربی دعایی تألیف کند، به دلیل اصل اولیّه [که آنچه از شرع نهی نشده، جایز است ]و به دلیل عمومات و اطلاقات امر به دعا، بدون اختصاص داشتن به لغتی از لغتها یا گونهای از گونهها. و مؤیّد این است آنچه در جلد نوزدهم
1) 5. سوره الاحقاف، آیه 16.
بحار به نقل از خطّ شهید قدس سره، روایت آمده که امیر مؤمنانعلیه السلام فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمودند: به درستی که دعا بلا را رد میکند، هرچند که وقوع آن حتمی شده باشد. وشّاء گوید: به عبد اللَّه بن سنان گفتم: آیا در این خصوص دعای معیّنی هست؟ جواب داد: من از امام صادقعلیه السلام پرسیدم. فرمود: آری. برای شیعیان مستضعف در هر مشکلی از مشکلات دعای معیّنی است، و امّا بصیرت یافتگانِ رسیده [به مراتب عالیه ]دعایشان پشت مانع نمیماند.(1)
و نیز شاهد بر آنچه گفتیم، آن است که در «کافی» و «تهذیب» و «وسائل»، روایت مسندی از اسماعیل بن الفضل آمده که گفت: از حضرت ابی عبد اللَّه امام صادقعلیه السلام درباره قنوت و آنچه در آن گفته میشود، پرسیدم. فرمود: آنچه خداوند بر زبانت جاری کرد و در آن چیز معیّنی نمیدانم.(2)چون قنوت و غیر آن فرقی ندارد، و شاهد بر این، روایات دیگری هست که به جهت رعایت اختصار آنها را نیاوردیم. اگر بگویید: در «کافی» و «فقیه» از عبد الرحیم قصیر روایت آمده که گفت: بر حضرت ابی عبد اللَّه امام صادقعلیه السلام وارد شدم و عرضه داشتم: فدایت گردم! من دعایی درست کردهام. فرمود: مرا از درست شدهات واگذار، هرگاه بر تو حادثهای روی آورد، به رسول خداصلی الله علیه وآله پناه ببر، پس دو رکعت نماز بگزار که آنها را به رسول خداصلی الله علیه وآله هدیه نمایی.(3)که امام صادقعلیه السلام امر فرموده دعای درست شده ترک گردد؟
میگویم: این امر به طور حتم و الزام نیست، به قرینه دلایل گذشته بر جواز دعا به هرگونه از سخن که باشد، بلکه مراد، بیان بهترین است. و آن دعایی است که از امامان معصومعلیهم السلام گرفته شده باشد، که برتری دعاهای روایت شده از ایشان شکّی ندارد و جای بحث در آن نیست، زیرا که آنان صفات خالق متعال را میشناسند و چگونگی مسألت و مناجات و اظهار بندگی به درگاه خدای - عزّوجلّ - را میدانند و آنچه از ایشان رسیده، البته تأثیرش مؤکّدتر و به اجابت رسیدنش زودتر است، که فرشتگان از ایشان تسبیح و تقدیس آموختند، چنانکه در حدیث آمده است.
هفتم: آیا گذراندن دعا از دل بدون اینکه بر زبان آید، کفایت میکند یا نه؟ ظاهراً کافی نیست؛ چون به نظر اهل عرف و زبان عربی، عنوان دعا بر آن صدق نمیکند. اگر بگویید: در «اصول کافی» به سند صحیحی از زراره، از امام (باقر علیها السلام) آمده که فرموده: فرشته نمینویسد جز آنچه را شنیده باشد. و خدای - عزّوجلّ - فرموده: «وَاذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً»(1)و خدای خود را در دل، با تضرع و بیم یاد کن. پس ثواب آن ذکر را که در دل شخص بگذرد، جز خدای - عزّوجلّ - کسی نمیداند به جهت عظمت آن.(2)بنابراین همچنان که ذکر در دل پاداش دارد و عنوان ذکر بر آن منطبق است، همینطور دعا [ی در دل ؛ زیرا که یکی از اقسام ذکر میباشد.
میگویم: دعا اخصّ از ذکر است و چون ذکر مقابل عظمت و بیخبری
است، بر یاد کننده در دل صدق میکند که خدای تعالی را یاد نموده، ولی دعا مقابل سکوت و خاموشی است، بنابراین جز با راندن بر زبان مصداق نمییابد، چنانکه در آغاز عنوان کردن بحث توجّه دادیم.
هشتم: شیخ جعفر کبیر در کتاب «کشف الغطاء» گوید: دعا در حال ایستادن، بهتر از نشستن است، و در حال نشستن، بهتر از دراز کشیدن میباشد.
نهم: پیشتر گفته شد که: دعا به آنچه از امام معصومعلیه السلام روایت گردیده بهتر و سزاوارتر است، به همان دلیل که در مطلب ششم گذشت، اضافه بر آنچه در آیات و روایات پیروی از ایشان امر شده، و گرفتن عِلم و چگونگی طاعت و عبادت از آن بزرگواران توصیه گردیده است، مانند فرموده خدای تعالی: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی»(1)بگو (ای پیغمبر!) اگر خداوند را دوست میدارید، پس از من پیروی کنید. و فرموده خدای تعالی: «فاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ»(2)پس از اهل ذکر سؤال کنید. زیرا که ذکر همان رسول خداصلی الله علیه وآله است، به جهت فرموده خداوند - تعالی شأنه - : «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً * رَسُولاً یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ»(3)به تحقیق که خداوند به سوی شما فرستاد ذکری؛ پیامبری را که آیات خداوند را بر شما تلاوت میکند. بنابراین، خاندان معصوم آن حضرت (اهل الذکر) هستند، چنانکه در روایات متعددی که در جای خود بیان گردیده است به آنان تفسیر شده و اضافه بر امر به خواندن دعاهای روایت شده از امامان و ثوابهایی که
بر خواندن آنها وعده گردیده و در کتابهای دعا ضبط شدهاند، و به اضافه اینکه دعاهایی را هر کدام یاد و نقل کردهاند تا مؤمنین آن دعاها را باز شناسند و آنها را عمل کنند، و شواهد دیگری که موجب یقین کردن به برتری دعاهای وارده از ایشان بر دعاهای دیگر میباشد.
از اینها گذشته، شرافت سخن به شرافت گوینده آن بستگی دارد، و از همین روی گفتهاند: سخن بزرگان، بزرگِ سخنان است.
نتیجه اینکه: مقدّم بودن انتخاب دعاهای وارده از امامانعلیهم السلام بر دعایی که شخص با سلیقه و زبان خودش درست کند هیچ شکی ندارد و شبههای به آن راه نمییابد، ولی دو حدیث وارد شده که ظاهر آنها موهم خلاف این مطلب است که به ناچار باید آنها را توجیه نمود، این دو حدیث را محدّث عاملی در کتاب «وسائل» آورده است.
حدیث اول: از زراره است که گوید: به حضرت امام صادقعلیه السلام عرضه داشتم: دعایی به من بیاموزید. فرمود: بهترین دعا همان است که بر زبانت جاری شود.(1)
حدیث دوم: از کتاب عبد اللَّه بن حمّاد انصاری است که به سند خود از حضرت امام صادقعلیه السلام آورده که: شخصی از آن جناب درخواست کرد که دعایی به او تعلیم کند. آن حضرت فرمود: بهترین دعا همان است که بر زبانت جاری شود.(2)
میگویم: احتمال میرود که درخواست کننده نیز زراره بوده و راوی درخواست او را نقل کرده باشد، و به هر حال هر یک از این دو حدیث وجوهی را محتملند:
وجه یکم: اینکه منظور از آنچه بر زبان جاری شود؛ یاد فضایل امامان و روایت احادیث ایشان و نشر و احکام شریعت از آنان و بحث کردن با دشمنانشان و دلیل آوردن علیه مخالفان بوده باشد، که این امور بهتر از دعا هستند، به جهت آثاری که در آنها است از نگهداشتن آثار دین و بالا بردن نشانههای یقین و دعوت مردم به پیروی از پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله، که منافع اینها به عموم افراد بشر میرسد.
و شاهد بر این است آنچه در «اصول کافی» به سند خود از معاویة بن عمار روایت آورده که گفت: به حضرت امام صادقعلیه السلام گفتم: مردی روایت کننده حدیث شما است که آن را در میان مردم پخش و منتشر میسازد و در دلهای عموم مردم و [به خصوص ]دلهای شیعیان شما آن را نیرومند مینماید، و بسا که عابدی از شیعیانتان باشد که این روایت کردن را ندارد، کدام یک بهترند؟ فرمود: آنکه روایت کننده حدیث ما است که به آن دلهای شیعیانمان را قوّت میدهد، از هزار عابد بهتر است. و چون زراره شایستگی ترویج و نشر معارف امامانعلیهم السلام را داشته، وی را به این کار امر فرموده و برای او بیان داشته که این عمل از آنچه درخواست نمود، بهتر است.
جان کلام اینکه: دعا به معنی لغوی بر دو گونه است:
1 - خواندن خدای تعالی به منظور درخواست از درگاه عزّت و جلال او.
2 - فراخواندن خلق خدا برای دعوت و هدایت آنان به سوی خدای - عزّوجلّ - ، بنابراین دعا بر دو نوع میباشد، و چون راوی نوع اوّل را از امامعلیه السلام خواهش نمود و حال آنکه از شایستگان نوع دوم بود، امامعلیه السلام او را بر این نوع ترغیب کرد و برای او بیان داشت گونه دوم بهتر است، که فرمود: بهترین دعا همان است که بر زبانت جاری شود. و این وجه لطیفی است که برای شخص اُنس گرفته با سخنان امامانعلیهم السلام و ممارست کننده در بیانات ایشان آشکار میگردد.
وجه دوم: اینکه مقصود از دعا همان معنی متداول معهود باشد که از امامانعلیهم السلام رسیده، و معنی آن جمله حضرت چنین شود: بهتر است آنچه از دعاهای وارد شده به ذهنت آمد، همان را بر زبان جاری کنی؛ زیرا که این امر به سبب حالتی قلبی صورت میگیرد و زمامش به دست خدای - عزّوجلّ - میباشد.
وجه سوم: اینکه منظور از دعایی که بر زبان جاری شود، آن دعایی باشد که با خضوع و حضور قلب انجام گردد، که از دعای بدون این حال بهتر است، هرچند که از ایشان رسیده باشد. بنابراین هدف از آن جمله توجّه دادن به این است که مهم حضور قلب و توجّه کامل به درگاه خدای متعال میباشد، و مقصود اصلی از دعا همین است، و چون جاری شدن دعایی بر زبان از آنچه در دل هست، سرچشمه میگیرد، امامعلیه السلام مطلب را اینطور بیان و عنوان کرد. حاصل اینکه نسبت بین دعا و بین حضور قلب [در اصطلاح علم منطق ]عموم من وجه است، که بسا با هم جمع شوند و گاهی از هم جدا هستند،
و مطلوب همان جمع شدن دعا با حضور قلب است، خواه در دعای روایت شده از معصومین باشد و خواه در دعایی که از ایشان روایت نشده است. و این دلالت ندارد بر اینکه دعای روایت نشده بهتر است، بلکه دلالت میکند بر بهترین بودن دعای توأم با خضوع و حضور قلب، به هر لفظی که باشد.(1)
دهم: رعایت ترتیب در دعاهایی که از معصومینعلیهم السلام نقل گردیده واجب است، زیرا که همچون - سایر عبادتها - توقیفی میباشد، [و به چگونگی روایت شدن از ایشان بستگی دارد]، بنابراین مخالفت با ترتیبی که از آنان رسیده به قصد ورود از ایشان بیتردید بدعت است، ولی خواندن برخی از فرازهای آن دعاها به مقصد مطلق دعا مانعی ندارد، به دلیل اصل (در علم اصول قاعده چنین است که هرگاه در چیزی شک کنیم که حرام است یا نه؟ چون دلیلی بر حرمتش نیابیم اصل آن است که حرام نباشد). و به دلیل عمومات امر به دعا کردن چنانکه پوشیده نیست.
یازدهم: از آنچه گفته شد، این نکته هم ظاهر گشت که: افزودنِ چیزی در دعاهای روایت شده - به قصد اینکه آن زیادت نیز از معصوم رسیده - جایز نیست، چون تشریع [داخل کردن چیزی که از دین نیست در آن است. اما زیاد کردن چیزی به قصد ذکر دو وجه دارد:
1) 16. وجه چهارم: اینکه چون زراره از یاران خاصّ امامانعلیهم السلام و آگاه و آشنا به رموز سخنان و احادیث ایشان بوده، و بر زبان او جز آنچه مقتضای مراد و مقصود آنان است جاری نمیگردد، لذا امامعلیه السلام او را به این ویژگی اختصاص و امتیاز دادند. {محمد الموسوی}.
1 - جایز بودن، به جهت آنچه در چند روایت آمده که ذکر خداوند در هر حال نیکو و خوب است، و به همین جهت این کار را در نماز نیز جایز دانستهاند، در دعا که امر سهلتر است.
2 - ممنوع بودن، به جهت آنچه در «اصول کافی» به سند معتبر همچون صحیح، از علاء بن کامل آمده که گفت: شنیدم حضرت امام صادقعلیه السلام میفرمود: [مقصود از ]«وَاذْکُرْ رَبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَخِیفَةً وَدُونَ الجَهْرِ مِنَ القَوْلِ»(1)و پروردگارت را در دل با تضرّع و بیم یاد کن و بدون آواز بلند. هنگام شام: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ یُحْیِی وَیُمِیتُ وَیُمِیتُ وَیُحِیی وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛ هیچ معبود حقّی جز خداوند نیست، شریکی ندارد، مُلک مخصوص به او است و حمد او را است، زنده میکند و میمیراند، و میمیراند و زنده میکند، و او بر هر چیزی توانا است. راوی گوید: [ضمن تکرار دعا ]گفتم: «بِیَدِهِ الخَیْرُ»؛ خیر در دست او است. امامعلیه السلام فرمود: خیر در دست او است، ولی همینطور که به تو میگویم بگو ده مرتبه: «وَأَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِیعِ العَلِیمِ»؛ و پناه میبرم به خداوند شنوای دانا. هنگامی که خورشید طلوع میکند و نیز هنگامی که غروب مینماید، ده بار بگو. که تفصیل ندادن امامعلیه السلام در این حدیث، به ویژه با ملاحظه اینکه کلمه «بِیَدِهِ الخَیْرُ» در چند روایت در تهلیل « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» مزبور آمده که در کتاب یاد شده روایت گردیده، دلالت دارد بر لزوم پیروی از امامانعلیهم السلام در دعاها و اذکاری که از ایشان رسیده بدون کم و زیاد کردن در
1) 17. سوره اعراف، آیه 205.
آنها؛ زیرا که آنان اهل ذکر هستند که امر شدهایم از ایشان سؤال کنیم و در پی آنان گام نهیم، و امامعلیه السلام تفاوتی نگذاشت بین اینکه این کلمه را به قصد ورود بگوید، یا به قصد مطلق ذکر.
و نیز بر این مطلب دلالت میکند، آنچه در کتاب «کمال الدین» از عبداللَّه بن سنان روایت آمده که گفت: حضرت امام صادقعلیه السلام فرمود: به زودی شبههای به شما خواهد رسید که بدون نشانه (بدون عَلَمی) و بدون امام راهنمایی - یعنی در ظاهر - خواهید ماند و از آن شبهه نجات نمییابد مگر کسی که دعای غریق را بخواند. راوی پرسید: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: بگوید: «یا اَللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ»؛ خداوندا! ای بخشنده! ای مهربان! ای دگرگون کننده دلها! دلِ مرا بر دینت پایدار ساز.
پس من گفتم: «یا اَللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ». فرمود: خدای - عزّوجلّ - دگرگون کننده دلها و دیدهها است، ولی آنطور که من میگویم بگو: «یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ».(1)
و در «وسائل»، از «خصال» به سند خود، از اسماعیل بن الفضل آمده که گفت: از حضرت امام صادقعلیه السلام درباره فرموده خدای - عزّوجلّ -: «وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِها»(2)و پروردگارت را پیش از طلوع آفتاب
1) 18. کمالالدین، 2/351، شاید از این جهت امامعلیه السلام تأکید فرمودند که مقلّب القلوب و الأبصار گفته نشود که دگرگونی دلها و دیدهها - به صریح قرآن کریم - در قیامت خواهد بود، امّا در عصر غیبت امام عجل اللَّه فرجه مردم گرفتار دگرگونی دلها میشوند و از دین فاصله میگیرند، خداوند ما را ثابت قدم بدارد {مترجم}.
2) 19. سوره طه، آیه 130.
و پیش از غروب آن تسبیح و ستایش کن. پرسیدم. فرمود: بر هر مسلمان فرض است که ده مرتبه پیش از طلوع خورشید و ده مرتبه پیش از غروب آن بگوید: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ، یُحْیِی وَیُمِیتُ وَهُوَ حَیٌّ لا یَمُوتُ بِیَدِهِ الخَیْرُ وَهُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»؛ هیچ معبود حقّی جز اللَّه نیست، اوست یگانهای که شریکی ندارد، مُلک او را است و ستایش به او اختصاص دارد، زنده میکند و میمیراند و او است زندهای که نخواهد مُرد، خیر در دست (قدرت) او است و او بر هر چیزی توانا است. راوی گوید: پس من گفتم: «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ، لَهُ المُلْکُ وَلَهُ الحَمْدُ، یُحْیِی وَیُمِیتُ وَیُمِیتُ وَیُحْیِی...». فرمود: فلانی! شک نیست که خداوند زنده میکند و میمیراند و میمیراند و زنده میکند، ولی همانطور که من میگویم تو بگو.(1)
میگویم: میتوان بین این دو وجه را چنین جمع نمود که: برای هر دعا و ذکری اثر خاصّی هست، مانند: داروها و ترکیبات طبّی. ولی تأثیر و نتیجه مورد نظر از آنها حاصل نمیشود، مگر با ترتیب و ترکیبی که از طبیب حاذق گرفته شده باشد، هرچند که بدون آن ترتیب نیز تأثیری دارند، دعاها و ذکرها هم اینطور هستند که اثر خاصّ از آنها حاصل نمیگردد، مگر با رعایت چگونگی معیّنی که از امامان معصومعلیهم السلام روایت آمده که طبیبان جانِ مردمند. و از همین روی امامعلیه السلام فرمود: البته خداوند دگرگون کننده دلها و دیدهها است، ولی اینطوری که من میگویم بگو. بنابراین امر (به اینکه مانند گفته
1) 20. وسائل الشیعه، 4/1236.
من بگو) ارشادی(1)میباشد، و با دلایل جوازِ افزودن در دعاها به قصد مطلقِ ذکر منافاتی ندارد، (دقت کنید). و یا اینکه بر بهترین نحوه دعا آن را حمل نماییم - چنانکه در دلایل مستحبّات بیان شده - و این در صورتی است که امر را مولوی بدانیم.
دوازدهم: سخن گفتن در بین دعاهای روایت شده جایز است، به حکم اصلِ جواز. و آیا این کار با تأثیر مطلوب منافات دارد یا نه؟ ظاهراً اگر به مقداری بود که عُرفاً با مشغول بودن به دعا منافات نداشت، ضرری ندارد و گرنه دعا را از اوّل شروع کند، چون اوامری که در مورد دعاهای رسیده از معصومین روایت گردیده، مقیّد به سکوت و سخن نگفتن در اثنای آنها نیست، بنابراین بر متعارف و معمول حمل میشود، در عین حال تردیدی نیست که سخن گفتن در اثنای دعا با کمال عمل منافات دارد، پس شایسته است آنچه مقتضای کمال است در هر حال رعایت گردد. و از اینجا روشن شد که اگر نذر کند که در اثنای دعا سخن نگوید، وفای به این نذر واجب است؛ چون سخن نگفتن اثنای دعا رجحان دارد، چنانکه پوشیده نیست.
سیزدهم: قطع کردن دعا جایز است به حکم اصل. و اگر اشکال کنید که فرموده خدای تعالی: «وَلا تُبطِلُوا أَعْمالَکُمْ»(2)و اعمالتان را باطل مکنید. دلالت
دارد بر اینکه قطع نمودن دعا جایز نیست. در جواب گوییم: احتمال دارد که مراد نهی از باطل ساختن عمل تمام باشد، به اینکه شخص پس از پایان رساندن کارش چیزی که مایه فساد آن باشد از او سر بزند، مانند عُجب و خودپسندی و اذیت کردن و شرک و سایر اموری که عبادت را از بین میبرد، و از این قبیل است فرموده خدای تعالی: «لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالمَنِّ وَالأَذی (1)صدقههای خود را با منّت نهادن و اذیت کردن تباه مسازید. «وَلَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَإِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ»(2)و به راستی که به تو و (پیغمبران) پیش از تو وحی شد که اگر شرک ورزی عملت محو و تباه خواهد گشت. و احتمال میرود که منظور نهی کردن از ایجاد عمل به گونه باطل باشد، از باب اینکه گویند: «دهانه چاه را تنگ کن؛ یعنی از اوّل تنگ بساز» و «او را نشانیدم؛ یعنی او را نشسته قرار دادم» و «خانه را فراخ کردم؛ یعنی آن را وسیع بنا نمودم». و محتمل است که مقصود چنین باشد: «اعمال خود را قطع مکنید». و ظاهراً - چنانکه یکی از استوانههای علم یادآور شده - همان احتمال اوّل مراد باشد، و بر فرض که نپذیرید و احتمالات را مساوی بدانید، استدلال نیز ساقط میگردد، و اصل اوّلی از معارض سالم میماند که در نتیجه قطع کردن دعا جایز است. (دقت کنید)
چهاردهم: مستحبّ است در دعا برای تعجیل فرجِ حضرت خاتم الأوصیا امام زمانعلیه السلام صدا بلند گردد، به ویژه در مجالسی که برای دعا فراهم شده
باشد؛ زیرا که نوعی از تعظیم شعائر خداوند است و شعائر خداوند همان نشانهها و مظاهر دین او است که: «وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعآئِرَ اللَّهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَی القُلُوبِ»(1)و هر آن کس که شعائر خداوند را تعظیم کند، همانا که آن از تقوای دلها است. و به جهت فرموده امامعلیه السلام در دعای ندبه: «إِلی مَتی أَجْأَرُ فِیکَ یا مَوْلایَ وَإِلی مَتی ؛ تا کی برای تو ای سرورم با صدای بلند [دعا کنم و ]استغاثه و زاری نمایم.
در قاموس آمده: جَأَرَ بر وزن مَنَعَ، جَأراً و جَؤراً: صدایش را به دعا بلند کرد و تضرّع و استغاثه نمود.
و در مجمع البحرین گوید: فرموده خدای تعالی: «فَإِلَیْهِ تَجْأَرُونَ»(2)صدای خود را به دعا بلند میکنید. گفته میشود: «جَأَرَ القَوْمُ إِلَی اللَّه جُؤراً»؛ هرگاه به درگاه خداوند دعا کنند و صدای خود را به انابه و زاری بلند نمایند، و از این گونه است حدیث «کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلی مُوسی لَهُ جُؤرٌ إِلی رَبِّهِ بِالتَّلْبِیَةِ»؛ گویی به موسی مینگرم که با صدای بلند و استغاثه به درگاه پروردگارش لبیک میگوید. که منظور از جؤر، استغاثه و بلند کردن صدا است.
پانزدهم: مستحب است که دعا کردن در حال اجتماع باشد، به جهت روایتی که در «اصول کافی» به سند خود از ابی عبد اللَّه امام صادقعلیه السلام آمده که فرمود: هیچ گروه چهل نفری نیستند که با هم جمع شوند، پس به درگاه خدای - عزّوجلّ - درباره امری دعا کنند، مگر اینکه دعایشان مستجاب میگردد، و اگر چهل تن نباشند، پس چهار نفر خداوند - عزّوجلّ - را ده بار بخوانند دعایشان
مستجاب میشود، و اگر چهار نفر هم نباشند، پس هرگاه یک شخص چهل بار خداوند را بخواند، خدای عزیز جبّار دعایش را به اجابت میرساند.(1)و در همان کتاب از حضرت امام صادقعلیه السلام آمده که فرمود: پدرم چنین بود که هرگاه واقعهای او را اندوهگین میساخت، زنان و کودکان را جمع میکرد، سپس دعا مینمود و آنها آمین میگفتند.(2)
شانزدهم: جایز - بلکه مستحبّ - است که ثواب دعا برای آن حضرتعلیه السلام را به مردگان هدیه کند، به دلیل عموم روایاتی که در مورد هدیه فرستادن برای اموات رسیده، همچنانکه جایز بلکه مستحبّ است که در این دعا از آنان نیابت نماید، مانند سایر کارهای مستحبّ، به این صورت که مؤمن در حقّ مولایش صاحب الزمانعلیه السلام دعا کند و از خداوند - عزّ اسمه - زودتر رسیدن فرج و ظهور آن حضرت را بخواهد به قصد نیابت از پدر و مادرش یا سایر امواتش، بلکه اموات مؤمنین و مؤمنات. و به طور عموم و خصوص چند روایت بر این مطلب دلالت دارد، از جمله: در وسائل، از حمّاد بن عثمان آمده که در کتابش گوید: حضرت امام صادقعلیه السلام فرمود: هر کس از مؤمنین عملی را از [طرف ]مردهای انجام دهد، خداوند دو برابر اجر آن را به او میدهد و مرده هم به آن عمل متنعّم میگردد.(3)
و از عمر بن یزید آمده که گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادقعلیه السلام فرمود:
هرکدام از مؤمنین کار نیکی را [به نیابت از مردهای به جای آورد، خداوند پاداشش را دو برابر دهد و میّت به آن عمل بهرهمند گردد.(1)
و از حمّاد بن عثمان، از امام صادقعلیه السلام آمده که فرمود: همانا نماز و روزه و صدقه و حجّ و عمره و هر کار نیکی مرده را سود میرساند، تا آنجا که بسا میّتی در فشار است، پس بر او توسعه میدهند و به او گفته میشود: این در ازای عمل فرزندت فلانی و عمل برادر دینیات فلانی است.(2)
و از هشام بن سالم - که یکی از اصحاب و شاگردان امام صادق و امام کاظمعلیها السلام بوده - روایت است که گوید: به او - امامعلیه السلام - عرض کردم: آیا دعا و صدقه و روزه و مانند اینها به مرده میرسد؟ فرمود: آری. گفتم: و آیا میداند که چه کسی برایش آن را میفرستد؟ فرمود: آری. سپس فرمود: به طوری که بسا باشد که او مورد خشم است و [به برکت این عمل ]مورد رضا واقع گردد.(3)
و از علاء بن رزین، از امام صادقعلیه السلام است که فرمود: [لازم است از سوی ]مرده، حجّ و روزه و برده آزاد کردن و کارهای خیر قضا شود.(4)
و از بزنطی، از امام رضاعلیه السلام آمده که فرمود: از طرف مرده، روزه و حجّ و برده آزاد کردن و کار نیکش قضا شود.(5)
و از مؤلّف الفاخر آمده که گوید: از جمله اموری که بر آن اجماع شده و از گفتار امامانعلیهم السلام به صحّت رسیده است، اینکه: از سوی مرده تمام کارهای نیکش [باید ]قضا گردد.
و اخبار دیگری که به جهت رعایت اختصار از آوردن آنها خودداری کردیم. و نیز شاهد بر آن است آنچه در دعا وارد شده که: «اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلایَ صاحِبَ الزَّمانِ عَنْ جَمِیعِ المُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ فِی مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِها»؛ خدایا! به مولایم صاحب الزمانعلیه السلام از سوی همه مؤمنین و مؤمنات در سراسر خاورها و باخترهای زمین [درودها] ابلاغ فرمای... .
هفدهم: جایز - بلکه مستحبّ - است در این عمل مبارک از زندگان نیز نیابت شود، به ویژه از سوی والدین و خویشاوندان، و دلیل بر این چندین روایت به طور تصریح یا تلویح میباشد، از جمله: در وسائل، از علی بن ابی حمزه آمده که گفت: به حضرت ابوابراهیم [موسی بن جعفرعلیها السلام عرض کردم: حج و نماز و صدقه از طرف زندگان و مردگان از خویشان و دوستانم انجام دهم؟ فرمود: آری. از [طرف شخص ]صدقه بپرداز و نماز بگزار و به خاطر این نیکی نسبت به او اجری خواهی داشت.(1)
سید بن طاووسقدس سره - چنانکه از او حکایت شده - پس از نقل این حدیث گفته: باید حدیث فوق را بر مواردی که نیابت از زندگان در آنها صحیح است، حمل کرد.
1) 35. وسائلالشیعه، 5/367 ح 9.
و از محمد بن مروان آمده که گفت: حضرت امام صادقعلیه السلام فرمود: چه باز میدارد شخصی از شما را که نسبت به والدین خود در حال زنده بودن و پس از مرگشان نیکی کند، از سوی آنان نماز بگزارد و صدقه دهد و حجّ به جای آرد و روزه بدارد؟ پس آنچه انجام دهد برای آنان خواهد بود و برای خودش نیز همانند آن ثواب هست، پس خدای - عزّوجل - به جهت نیکی و صلهاش، خیر بسیاری براو خواهد افزود.(1)
مؤلّف وسائل گوید: نماز از طرف شخص زنده به نماز طواف و زیارت اختصاص دارد، به دلیل آنچه خواهد آمد.(2)
میگویم: ظاهراً منظورش از آنچه خواهد آمد، خبر عبداللَّه بن جندب است که گفت: به حضرت ابوالحسنعلیه السلام این مسأله را نوشتم: شخصی میخواهد اعمالش را از نیکیها و نماز و کار خیر بر سه بخش قرار دهد؛ یک سوم آنها را برای خودش و دو سوم را برای والدینش، یا اینکه به تنهایی از کارهای مستحبّی خود، چیزی را برای آنان اختصاص دهد و اگر یکی از آن دو زنده و دیگری مرده باشد [چه حکمی دارد]؟ پس آن حضرتعلیه السلام به من نوشت: امّا از طرف مرده خوب و جایز است و اما زنده روا نیست مگر نیکی و صله.(3)
و فعلاً منظورمان این نیست که جواز و عدم جواز نیابت از زندگان در نمازهای مستحبّی را بیان کنیم، که تحقیق درباره آن جای دیگری دارد، بلکه
هدف ما در اینجا آن است که ترجیح داشتن نیابت از زندگان و مردگان مؤمنین در دعا کردن برای مولایمان صاحب الزمان و تعجیل فرج و ظهور آن جنابعلیه السلام را بیان نماییم، و حدیث یاد شده بر این مطلب دلالت دارد، زیرا که دعا در حقّ مولایمانعلیه السلام بدون شک از برترین اقسام نیکی است، و این حدیث دلالت دارد که نیابت کردن - هرچند از شخص زنده - در نیکی و صله کار پسندیدهای است. و همین طور خبر محمد بن مروان دلالت میکند بر اینکه نیکی نسبت به والدین زنده باشند یا مرده، خوب و پسندیده است و ظاهراً یاد کردن نماز و صدقه و حجّ از باب مثال است. بنابراین با توجه به آنچه یاد کردیم به ضمیمه این فرازهای دعای عهد: «اَللَّهُمَّ بَلِّغْ مَوْلایَ صاحِبَ الزَّمانِ عَنْ جَمِیعِ المُؤْمِنِینَ وَالمُؤْمِناتِ فِی مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها حَیِّهِمْ وَمَیِّتِهِمْ وَعَنْ والِدَیَّ وَوُلْدِی وَعَنِّی مِنَ الصَّلَواتِ وَالتَّحِیّاتِ...»؛ خداوندا! به مولایم صاحب الزمانعلیه السلام از سوی تمام مردان و زنان باایمان در سراسر قلمرو زمین، شرق و غرب و خشکی و دریا و هموار و کوه آن، زنده و مرده آنان، و از سوی والدینم و فرزندانم و از سوی خودم، از درودها و تحیّتها و سلامها ابلاغ فرمای... .
و به ضمیمه آنچه درباره نیابت از زندگان در زیارتها و دعاها و حج و طواف و مانند اینها وارد شده، از ملاحظه تمام اینها به دست میآید که نیابت کردن در دعا برای مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام و خواندن دعاهای روایت شده در حقّ آن حضرت، بلکه در سایر انواع دعاها، نیابت کردن از
زندگان مؤمنین و مؤمنات، به ویژه صاحبان حقوق و خویشان نیکو است، چنانکه خوبی نیابت در همه اینها از مردگان نیز ثابت گردیده است و با این کار زنده و مرده و نیابت کننده و نیابت شونده، انواعی از فواید و ثوابها را درک خواهند کرد.
اگر بگویی: حدیث عبد اللَّه بن جندب در نیابت صراحت ندارد، بلکه محتمل است که منظور در آن، هدیه کردن ثواب نیکی و صله و نماز باشد؟
میگویم: ظاهر این است که در آغاز، پرسش از هدیه کردن بوده، ولی اینکه گفته: یا اینکه به تنهایی از کارهای...، سؤال از نیابت بوده است و این مطلب با اندک تأمّلی ان شاء اللَّه تعالی روشن خواهد شد.
هجدهم: از آنچه در دو نکته پیش گفتیم، معلوم شد که دعا کردن درباره مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام و درخواست تعجیل فرج و ظهور آن جناب به نیابت از مؤمنان، موجب فواید دیگری افزون بر فواید بسیاری است که در گذشته آوردیم، از جمله:
1 - چند برابر شدن مکارم و نیکیها و فواید یاد شده است، به مقتضای روایات رسیدهای که از نظرتان گذشت.
2 - احسانی است به مؤمنان و وسیلهای برای برطرف شدن عذاب از مردگان ایشان یا فزونی ثواب برای آنان، چنانکه دانستید.
3 - در جهت زودتر شدن زمان ظهور و فرج آن حضرت مؤثرتر است، چون به منزله آن است که این دعا از همه مؤمنین انجام گردیده باشد. و از آنچه
پیشتر آوردیم، معلوم گردید که دسته جمعی دعا کردن، از جمله موجبات زودتر رسیدن دوران گشایش و ظهور میباشد، ان شاء اللَّه تعالی.
نوزدهم: مستحبّ است برای دوستان و یاران آن حضرتعلیه السلام دعا کنید، به دلیل عموم روایاتی که در تشویق و ترغیب به دعا درباره مؤمنین و مؤمنات رسیده، و نیز به دلیل آنچه در مورد کمک بر نیکی و تقوی وارد شده و به دلیل اینکه در دعاهای رسیده از امامانعلیهم السلام دعا برای دوستان و یاران آن حضرت هم مذکور گردیده است، چنانکه گذشت و گوشهای از آنها را در مقصد سوم همین بخش خواهیم آورد، ان شاء اللَّه تعالی.
بیستم: دعا کردن برای نابودی دشمنانش و طلب خواری و زبونی آنها، چنانکه در دعاهای روایت شده آمده است، و لعنت کردن آنها مستحبّ است، به دلیل مقتضای بیزاری از دشمنان و نیز پیروی از خدای تعالی و پیامبر او و امامانعلیهم السلام، و به خاطر آنچه در روایات از ترغیب و پافشاری بر آن آمده، از جمله: در بحار، از علی بن عاصم کوفی، از مولایمان حضرت امام حسن عسکریعلیه السلام روایت است که فرمود: حدیث گفت مرا پدرم، از جدّم، از رسول خداصلی الله علیه وآله که فرمود: هر کس از یاری ما اهل بیت ناتوان باشد اما در خلوتهای خود دشمنانمان را لعنت کند، خداوند صدایش را به تمام فرشتگان از زمین تا به عرش خواهد رسانید، پس هرچه این مرد دشمنانمان را لعنت کند، فرشتگان او را یاری نمایند و هر که را لعنت کند، آنها هم او را لعنت کنند، سپس بار دیگر [بر دشمنان لعنت فرستند، آنگاه گویند: خداوندا!
بر این بندهات درود فرست که آنچه در توان داشت بذل کرد و به کار برد و اگر بیش از این را توان داشت انجام میداد، که ناگاه از سوی خدای تعالی ندا میآید: دعای شما را به اجابت رساندم و خواسته شما را پذیرفتم و بر روان او در میان ارواح پاکان درود فرستادم و او را از برگزیدگان نیکان قرار دادم.(1)
بدان که این برترین مقصد و عالیترین مطلب به گونههای مختلفی حاصل گردد که به آنها اشاره میکنیم، تا خواننده بینش بیشتری یابد و بتواند امثال اینها را با تیزبینی و خوش باطنی استخراج نماید:
اوّل
اینکه به صراحت از خدای تعالی این امر را مسألت نماید و به زبان فارسی یا عربی یا هر زبان دیگری تقاضایش را باز گوید، مثل اینکه چنین دعا کند: «اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَ مَوْلانا صاحِبَ الزَّمانِعلیه السلام»؛ خدایا! فرجِ مولای ما صاحب الزمانعلیه السلام را زودتر برسان. یا بگوید: «عَجَّلَ اللَّهُ تَعالی فَرَجَهُ وَظُهُورَهُ»؛ خدای تعالی فرج و ظهور آن حضرت را تعجیل فرماید.
دوم
اینکه از خداوند - عزّ اسمه - درخواست کند که فرج و گشایش امر آل محمدعلیهم السلام را تعجیل فرماید و زودتر برساند، چون فرجِ آن حضرت همان فرجِ آنها است، چنانکه در دعاها و روایات، این معنی آمده است.
1) 39. بحارالانوار، 27/223 و در حدیث دیگر این معنی از امام صادقعلیه السلام روایت شده.
سوم
اینکه فرج و گشایش امر تمام مؤمنین و مؤمنات، یا فرجِ اولیای خدای تعالی را مسألت دارد، زیرا که با فرج آن جنابعلیه السلام فرجِ اولیای خدا انجام میگردد، چنانکه در روایت رسیده است.
چهارم
اینکه بر دعای کسی که چنین دعایی کند آمین بگوید، چون واژه «آمِینَ: مستجاب کن» نیز دعا است، و چون که دعا کننده و آمینگو هر دو در دعا شریکند، به طوری که در خبر آمده است.
پنجم
اینکه از خدای - عزّوجلّ - بخواهد که دعای هر کس که برای تعجیل فرج مولایمان دعا میکند را مستجاب سازد. و فرق بین این با گونه قبلی آن است که آمین گفتن جز در حضور دعا کننده انجام نمیگردد، ولی در این مورد حضور شرط نیست.
ششم
اینکه فراهم شدن و آماده گشتن وسایل و مقدّمات و زمینههای زودتر رسیدن فرج را از خداوند مسألت نماید.
هفتم
اینکه درخواست نماید که موانع ظهور آن حضرتعلیه السلام رفع و برطرف گردد.
هشتم
اینکه دعا کند گناهانی که مایه تأخیر افتادن فرج آن حضرت است، آمرزیده شوند. گناهانی که دعا کننده یا غیر او از اهل ایمان مرتکب گردیدهاند.
نهم
اینکه از خدای تعالی درخواست کند که او را از آنچنان گناهانی که اثر یاد شده را دارد، در آینده زندگیاش محفوظ و باز بدارد.
دهم
اینکه نابودی دشمنان آن حضرتعلیه السلام - که وجودشان مانع از زودتر شدن فرج دوستانش میباشد - را از خداوند بخواهد.
یازدهم
اینکه از خداوند مسألت نماید که دست ستمگران را از سر همه مؤمنین کوتاه سازد، که این امر به برکت ظهور امامشان که در انتظارش هستند انجام میگردد.
دوازدهم
اینکه گسترش یافتن عدالت را در شرق و غرب زمین مسألت نماید، زیرا که این امر جز به ظهور آن حضرتعلیه السلام حاصل نمیگردد، همچنان که خدای - عزّوجلّ - و پیغمبران و اولیائش علیهم السلام وعده دادهاند.
سیزدهم
اینکه بگوید: خداوندا! رفاه و خوشی را به ما بنمایان. و نیّتش حصول آن در زمان ظهور باشد، زیرا که رفاه و خوشی کامل و تمام عیار برای مؤمن حاصل نمیشود، مگر به ظهور امام غایب از نظرعلیه السلام. و در اواخر بخش ششم روایتی که بر ورود این دعا به همین لفظ دلالت داشت، گذشت.
چهاردهم
اینکه از خدای - عزّوجلّ - بخواهد که اجر و مزد عبادتها و کارهایش را، تعجیل در امر فرج و ظهور مولایش مطابق خواسته و رضای حضرتشعلیه السلام قرار دهد.
پانزدهم
آنکه توفیق یافتن به انجام این دعا - یعنی دعا برای مولایمان و درخواست تعجیل در امر فرجش - را برای همه مؤمنین و مؤمنات بخواهد، زیرا پیشتر بیان داشتهایم که همدلی و اتفاق مؤمنین در این کار تأثیر ویژهای دارد، چنانکه در روایت آمده. بنابراین هرگاه مؤمن مسألت کند که مقدّمات مطلوب و هدفش فراهم و آسان گردد، در جهت تحصیل آن کوشش به سزایی انجام داده است.
شانزدهم
اینکه از خدای - عزّوجلّ - مسألت نماید که دین حق و اهل ایمان را بر همه ملل و ادیان چیره و پیروز فرماید، زیرا که این امر - چنانکه وعده کرده - جز به ظهور مولایمان صاحب الزمانعلیه السلام حاصل نمیگردد، همانطور که در کتاب «البرهان» آمده است.(1)
هفدهم
اینکه از خداوند - عزّ اسمه - درخواست نماید که از دشمنان دین و ستمکاران نسبت به خاندان حضرت سیدالمرسلین - علیهم السلام - انتقام بگیرد، به جهت آنچه در خبر آمده که این امر با ظهور امام غایب از انظار و آخرین امامان بزرگوار انجام میگردد.
هجدهم
اینکه بر آن حضرت درود بفرستد، و منظورش درخواست رحمت ویژهای از سوی خداوند باشد که به آن زودتر شدن فرجش آسان شود. و این از عبارتی که در مورد درود فرستادن بر آن جناب و بر پدرانشعلیهم السلام روایت شده، که در «کامل الزیارات» و غیر آن ذکر گردیده، برمیآید، که در زیارت حضرت رضاعلیه السلام پس از درود فرستادن بر یکایک امامانعلیهم السلام چنین میخوانیم: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی حُجَّتِکَ وَوَلِیِّکَ القآئِمِ فِی خَلْقِکَ صَلاةً تآمَّةً نامِیَةً باقِیَةً تُعَجِّلُ بِها فَرَجُهُ وَتَنْصُرُهُ بِها...»؛ خدایا! بر حجّت و ولیّ خویش که در میان آفریدگانت بپا است، درود فرست درود فرستادنی تمام، و با افزایش و همیشگی که به آن فرجش را زودتر برسانی و به آن پیروزش نمایی.
نوزدهم
اینکه تعجیل و زودرسی برطرف شدن محنت از چهرهاش
1) 40. البرهان، 2/121.
و زدودن غم و اندوه از قلب مقدّسشعلیه السلام را بخواهد، زیرا که این از لوازم تسلّط آن حضرت و نابودی دشمنانش میباشد.
بیستم
اینکه از خدای تعالی بخواهد که در امر خونخواهی برای مولای شهید مظلوممان حضرت ابی عبد اللَّه الحسینعلیه السلام تعجیل فرماید، زیرا که این در حقیقت دعا برای فرزندش حضرت حجّتعلیه السلام است که خونخواه و انتقامگر از کشندگان آن حضرت است.
و این دعاها غیر از دعاهایی است که در بخش ششم این کتاب آوردیم از جمله:
در کتاب الغیبه، شیخ اجل ابوجعفر طوسیرحمه الله از حضرت صاحب الامرعلیه السلام روایت شده و حکایتی طولانی دارد که به منظور رعایت اختصار آن را ترک کردیم. دعا این است: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ المُرْسَلِینَ وَخاتَمِ النَّبِیِّینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، المُنْتَجَبِ فِی المِیثاقِ، المُصَطَفی فِی الظِّلالِ، المُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ آفَةٍ، البَرِیءِ مِنْ کُلِّ عَیْبٍ، المُؤَمَّلِ لِلنَّجاةِ، المُرْتَجی لِلشَّفاعَةِ، المُفَوَّضِ إِلَیْهِ دِینُ اللَّهِ. اَللَّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیانَهُ وَعَظِّمْ بُرْهانَهُ وَأَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ وَأَضِیْ نُورَهُ وَبَیِّضْ وَجْهَهُ وَاعْطِهِ الفَضْلَ وَالفَضِیلَةَ وَالدَّرَجةَ
وَالوَسِیلَةَ الرَّفِیعَةَ وَابْعَثْهُ مَقاماً مَحْمُوداً یَغْبِطُهُ بِهِ الأَوَّلُونَ وَالآخِرُونَ، وَصَلِّ عَلی أَمِیرِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَقآئِدِ الغُرِّ الُمحَجَّلِینَ وَسَیِّدِ الوَصِیِّینَ وَحُجِّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلَی الحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلَی الحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ (سَیِّدِ العابِدِینَ) وَإِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُوسی إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلَی الحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ، وَصَلِّ عَلَی الخَلَفِ الصّالِحِ الهادِی المَهْدِیِّ إِمامِ المُؤْمِنِینَ وَوارِثِ المُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ العالَمِینَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ الأَئِمَّةِ الهادِینَ المَهْدِیِّینَ، العُلَمآءِ الصّادِقِینَ، الأَبْرارِ المُتَّقِینَ، دَعآئِمِ دِینِکَ وَأَرْکانِ تَوْحِیدِکَ وَتَراجِمَةِ وَحْیِکَ، وَحُجَجِکَ عَلی خَلْقِکَ وَخُلَفآئِکَ فِی أَرْضِکَ، الَّذِینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَاصْطَفَیْتَهُمْ عَلی عِبادِکَ وَارْتَضَیْتَهُمْ لِدِینِکَ وَخَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکَ وَجَلَّلْتَهُمْ بِکَرامَتِکَ وَغَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ وَرَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ وَغَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ وَأَلْبَسْتَهُمْ نُورَکَ وَرَفَعْتَهُمْ فِی مَلَکُوتِکَ وَحَفَفْتَهُمْ بِمَلآئِکَتِکَ وَشَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ
صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَآلِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَعَلَیْهِمْ صَلوةً کَثِیرَةً دآئِمَةً طَیِّبَةً لا یُحِیطُ بِها إِلّا أَنْتَ وَلا یَسَعُها إِلّا عِلْمُکَ وَلا یُحْصِیها أَحَدٌ غَیْرُکَ. اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی وَلِیِّکَ الُمحْیِی سُنَّتَکَ القآئِمِ بِأَمْرِکَ الدّاعِیِ إِلَیْکَ الدَّلِیلِ عَلَیْکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ وَخَلِیفَتکَ فِی أَرْضِکَ وَشاهِدِکَ عَلی عِبادِکَ. اَللَّهُمَّ أَعِزَّ نَصْرَهُ وَمُدَّ فِی عُمُرِهِ وَزَیِّنِ الأَرْضَ بِطُولِ بَقآئِهِ. اَللَّهُمَّ اکْفِهِ بَغْیَ الحاسِدِینَ وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الکآئِدِینَ وَازْجُرْ عَنْهُ إِرادَةَ الظّالِمِینَ وَخَلِّصْهُ مِنْ أَیْدِی الجَبّارِینَ. اَللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَذُرِّیَّتِهِ وَشِیعَتِهِ وَرَعِیَّتِهِ وَخآصَّتِهِ وَعآمَّتِهِ وَعَدُوِّهِ وَجَمِیعِ أَهْلِ الدُّنْیا ما تَقِرُّ بِهِ عَیْنُهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفسُهُ وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ أَمَلِهِ [ما أَمَّلَهُ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. اَللَّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ ما مُحِیَ مِنْ دِینِکَ وَأَحْیِ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ کِتابِکَ وَأَظْهِرْ بِهِ ما غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّی یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَعَلی یَدَیْهِ غَضّاً جَدِیداً خالِصاً مُخْلَصاً لا شَکَّ فِیهِ وَلا شُبْهَةَ مَعَهُ وَلا باطِلَ عِنْدَهُ وَلا بِدْعَةَ لَدَیْهِ. اَللَّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَةٍ وَهُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَةٍ وَاهْدِمْ بِعِزَّتِهِ کُلَّ ضَلالةٍ وَاقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبّارٍ وَأَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نارٍ وَأَهْلِکْ بِعَدْلِهِ کُلَّ جَبّارٍ (جابِرٍ) وَأَجْرِ حُکْمَهُ عَلی کُلِّ حُکْمٍ وَأَذِلَّ بِسُلْطانِهِ کُلَّ سُلْطانٍ. اَللَّهُمَّ أَذِلَّ کُلَّ مَنْ ناواهُ وَأَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عاداهُ وَامْکُرْ بِمَنْ کادَهُ وَاسْتَأْصِلْ مَنْ حَجَدَ حَقَّهُ وَاسْتَهانَ بِأَمْرِهِ وَسَعی فِی إِطْفآءِ نُورِهِ وَأَرادَ إِخْمادَ ذِکْرِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ المُصْطَفی وَعَلِیٍّ المُرْتَضی وَفاطِمَةَ الزَّهْرآءِ وَالحَسَنِ الرِّضا وَالحُسَیْنِ المُصَفّی (المُصْطَفی وَجَمِیعِ الأَوْصِیآءِ مَصابِیحِ الدُّجی وَأَعْلامِ الهُدی وَمَنارِ التُّقی وَالعُرْوَةِ الوُثْقی وَالحَبْلِ المَتِینِ وَالصِّراطِ المُسْتَقِیمِ، وَصَلِّ عَلی وَلِیِّکَ وَوُلاةِ عَهْدِکَ وَالأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ وَمُدَّ فِی أَعْمارِهِمْ وَزِدْ فِی آجالِهِمْ وَبَلِّغْهُمْ أَقْصی [أفْضَلَ ]آمالِهِمْ دِیناً وَدُنْیاً وَآخِرَةً، إِنَّکَ
عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ»(1)به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. خداوندا! درود بفرست بر محمد سرور رسولان و آخرین پیغمبران و حجّت پروردگار عالمیان، که در [هنگام ]پیمان بستن اختیار شده است در [عالم اشباح و سایهها، از هر آفتی پاک و از هر عیب دور میباشد، آنکه به او آرزوی نجات است و امید شفاعت، که دین خداوند به او واگذار گردیده. خدایا! بنیادش را بلند ساز و نورش را درخشنده کن و رویش را سپید گردان و به او فضل و بلندی مرتبه و درجه و رفعت وسیله را عطا فرما و او را بر مقام پسندیدهای برانگیز، که به سبب آن اولین و آخرین بر او غبطه خورند.
و درود بفرست بر علی امیر مؤمنان و وارث رسولان و پیشوای روسفیدان و سیّد اوصیا و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر حسن بن علی امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار جهانیان. و درود بفرست بر حسین بن علی امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر علی بن الحسین (سرور عبادت کنندگان) امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر محمد بن علی امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر جعفر بن محمد امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر موسی بن جعفر امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر علی بن موسی امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر محمد بن علی امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر علی بن محمد امام
1) 41. الغیبة، چاپ مکتبة نینوی الحدیثة، 168 - 170.
مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر حسن بن علی امام مؤمنان و وارث رسولان و حجت پروردگار عالمیان. و درود بفرست بر خَلَف صالح هدایت کننده هدایت شدهات، امام مؤمنان و وارث رسولان و حجّت پروردگار عالمیان. بار الها! درود بفرست بر محمد و خاندانش امامان هدایت کننده هدایت شده، علمای راستگویی، نیکان تقوی پیشه، ستونها و پایههای توحید و بازگو کنندگان وحی تو و حجّتهای تو بر آفریدگان و جانشینان تو در زمین که آنان را برای خویش اختیار کردی و بر بندگانت برگزید و برای دینت پسندیده و به شناختنت اختصاص دادی و جامه کرامتت را بر اندامشان پوشاندی و به رحمت خود ایشان را فرا گرفتی و به نعمتت آنان را پرورش دادی و حکمتت را به آنان تغذیه کردی و نور خویش بر ایشان پوشاندی و در ملکوتت آنان را بالا بردی و به وسیله فرشتگانت آنان را احاطه نمودی و به پیغمبرت شرافتشان بخشیدی. خداوندا! بر محمد و بر آل او درود فرست درودی بسیار دائم پاکیزهای که جز ذات تو آن را احاطه نکند و جز علم تو آن را درنیابد و احدی جز تو آن را شمارش ننماید. بار الها! درود فرست بر ولیّات که زنده کننده سنّت تو، بپاخاسته به امر تو، دعوت کننده به سوی تو، دلالت کننده بر تو و حجّت تو بر خلقت و خلیفهات در زمینت و گواهت بر بندگانت میباشد. خداوندا! پیروزیاش را برافراز و عمرش را دراز کن و زمین را با طولانی شدن بقای او زینت بخش. بار الها! از تجاوز حسودان او را نگهدار و از شرّ نیرنگبازان او را در پناه خویش مصون گردان و خواستههای [شوم ]ستمگران را از او دور فرمای و او را از دست سرکشان رها ساز. خداوندا! به او در مورد خودش و فرزندانش و شیعیانش و رعیتش و خاصّانش
و عوامش و دشمنش و تمام اهل دنیا، عطا فرمای آنچه را که چشمش را به آن روشن سازی و دلش را به آن خرسند گردانی و او را به برترین آرزویش در دنیا و آخرت برسان که تو بر هر چیز توانایی. بار الها! به [ظهور ]او آنچه از دینت محو شده، تجدید گردان و آنچه از کتابت عوض شده، به او زنده کن و آنچه از احکامت تغییر یافته، به او آشکار ساز، تا اینکه دین تو به او و بر دست او باز آید، در حالی که تازه و شاداب و نو و خالص و بیپیرایه، که شکی در آن نباشد و شبههای به آن راه نیابد و باطلی کنارش نماند و بدعتی در پیشگاهش یافت نشود. خدایا! به نور او، هر تاریکی را روشن ساز و به پایه امر او، هر بدعتی را از جای برکن و به عزّت او، هر گمراهی را منهدم گردان و هر سرکش را درهم شکن و به شمشیر او، هر آتشی را خاموش ساز و هر سرکش (ستمگر) را به عدالت او هلاک گردان و حُکمش را بر هر فرمانی برتری ده و هر سلطهای را برای حکومتش خوار فرمای. خدایا! هر آنکه با او ستیزه کند، ذلیل کن و هر آنکه با او دشمنی ورزد، هلاک گردان و به هر که با او نیرنگ بازد، مکر کن و هر که حقش را انکار نماید و امرش را سبک شمارد و در پی خاموش کردن نورش تلاش کند و بخواهد یادش را فرو نشاند، از ریشه برکن. خدایا! درود بفرست بر محمد مصطفی و علی مرتضی و فاطمه زهرا و حسن راضی به قضای تو و حسین مصفّی (برگزیده شده) و تمام اوصیا (جانشینان پیامبر) چراغهای روشنگر تاریکی و نشانههای هدایت و دلایل تقوی و گیره محکم و ریسمان قوی و راه راست. و درود بفرست بر ولیّ خودت و متصدّیان عهدت و امامان از فرزندانش و عمرهایشان را طولانی گردان و بر اجلهایشان بیفزای و آنان را به آخرین مرحله آرزوهایشان در دنیا و آخرت برسان که به راستی تو بر هر چیز توانایی.
میگویم: این دعای شریف از دعاهای ارزندهای است، که شایسته است به آن مداومت شود و در هر وقت و هنگام، بر خواندنش مواظبت گردد، به ویژه اوقاتی که به مولایمان صاحب الزمان - علیه صلوات اللَّه - اختصاص بیشتری دارد، مانند شب نیمه شعبان و روز آن، و شب و روز جمعه. و شاید از همین روی باشد که مؤلّف کتاب «جمال الصالحین» این دعا را از اعمال آن شب برشمرده، با اینکه ظاهر روایتی که تذکّر دادیم آن است که به وقت معیّنی اختصاص ندارد، بلکه برای مطلق اوقات وارد شده است، و سید اجل علی بن طاووسرحمه الله در کتاب «جمال الاسبوع» آن را در اعمال روز جمعه یاد کرده، در آنچه پس از نماز عصر آن روز دعا میشود، چنین فرموده: ذکر صلوات بر پیغمبر و آل او - که درود خداوند بر او و آنان باد - که از مولایمان حضرت مهدی - صلوات اللَّه علیه - روایت شده، و اگر تعقیب عصر جمعه را به خاطر عذری ترک کردی پس این صلوات را هیچگاه وا مگذار، به جهت امری که خدای - جلّ جلاله - ما را بر آن آگاه فرموده است.
سپس سند آن را به طور کامل با ذکر حکایتی آورده که از بیم طولانی شدن مطلب، از نقل آنها خودداری نمودیم.
و از گفتار سید که: هیچگاه آن را وا مگذار، به جهت امری که خدای - جل جلاله - ما را بر آن آگاه فرموده است. استفاده میشود که از سوی مولایمان صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - در این باره فرمانی به او رسیده، و این دلیل صحّت روایت است، خداوند ولیّ نعمت و هدایت است.
و از جمله دعاهایی که در این باب روایت شده آن است که جمعی از علمای ما از جمله سیّد اجل علی بن طاووسرحمه الله در همان کتاب - جمال الاسبوع - روایت کردهاند، وی فرموده است: ذکر دعایی که برای حضرت صاحب الأمر از حضرت رضا - که بر ایشان بهترین سلام باد - روایت گردیده است: حدیث گفتهاند مرا عدّهای - که پیشتر در چند جای این کتاب آنها را یاد کردهام - به سند متّصلشان تا جدّم ابوجعفر طوسی، که خداوند - جلّ جلاله - او را روز قیامت در امان و رضوان خود قرار دهد، گفت: خبر داد ما را ابن ابی جید، از محمد بن الحسن بن سعید بن عبد اللَّه و حمیری و علی بن ابراهیم و محمد بن الحسن صفّار، همگی اینان از ابراهیم بن هاشم، از اسماعیل بن مدار و صالح بن السندی، از یونس بن عبدالرحمن. سیّدقدس سره گفته: و جدّم ابوجعفر طوسی این دعا را به چند طریق از یونس بن عبدالرحمن روایت آورده که در اینجا آنها را واگذاردم تا مبادا مطلب به طول انجامد. یونس بن عبدالرحمن گوید: حضرت امام رضاعلیه السلام دستور میفرمود که برای حضرت صاحب الأمر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - چنین دعا شود: «اَللَّهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَخَلیفَتِکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ، وَلِسانِکَ المُعَبِّرِ عَنْکَ بِإِذْنِکَ النّاطِقِ بِحِکْمَتِکَ، وَعَیْنِکَ النّاظِرَةِ عَلی بَرِیَّتِکَ وَشاهِدِکَ عَلی عِبادِکَ، الجَحْجاحِ الُمجاهِدِ العآئِذِ بِکَ عِنْدَکَ، وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ ما خَلَقْتَ وَبَرَأْتَ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ، وَاحفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمِینِهِ وَعَنْ شِمالهِ وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ بِحفْظِکَ الَّذِی لا یَضِیعُ مَنْ حَفظْتَهُ بِهِ،
وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَآبآئَهُ أئِمَّتَکَ وَدَعائِمَ دِینِکَ، وَاجْعَلْهُ فِی وَدِیعَتِکَ الَّتِی لا تَضِیعُ وَفِی جِوارِکَ الَّذِی لا یُحْقَرُ وَفِی مَنْعِکَ وَعِزِّکَ الَّذِی لا یُقْهَرُ، وَآمِنْهُ بِأَمانِکَ الوَثِیقِ الَّذِی لا یُخْذَلُ مَنْ أَمِنْتَهُ بِهِ، وَاجْعلْهُ فِی کَنَفِک الَّذِی لا یُرامُ مَنْ کانَ فِیهِ، وَأَیِّدْهُ وَانْصُرْهُ بِنَصْرِکَ العَزِیزِ، وَأَیِّدْهُ بِجُنْدِکَ الغالِبِ وَقَوِّهِ بِقُوَّتِکَ وَأَرْدِفْهُ بِمَلآئِکَتِکَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَن عاداهُ، وَأَلْبِسْهُ دِرْعَکَ الحَصِینَةَ وَحُفَّهُ بِالمَلآئِکَةِ حَفّاً. اَللَّهُمَّ وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ ما بَلَّغْتَ القآئِمِینَ بِقِسْطِکَ مِنْ أَتْباعِ النَّبِیِّینَ. اَللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَارْتُقْ بِهِ الفَتْقَ وَأَمِتْ بِهِ الجَوْرَ وَأَظْهِرْ بِهِ العَدْلَ وَزَیِّنْ بِطُولِ بَقآئِهِ الأَرْضَ، وَأَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْهُ بِالرُّعْبِ، وَقَوِّ ناصِرِیهِ وَاخْذُلْ خاذِلِیهِ وَدَمْدِمْ عَلی مَنْ نَصَبَ لَهُ وَدَمِّرْ مَنْ غَشَّهُ وَاقتُلْ بِهِ جَبابِرَةَ الکُفْرِ وَعُمُدَهُ وَدَعآئِمَهُ، وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُسَ الضَّلالَةِ وَشارِعَةَ البِدَعِ وَمُمِیتَةَ السُّنَّةِ وَمُقَوِّیَةَ الباطِلِ وَذَلِّلْ بِهِ الجَبّارِینَ، وَأَبِرْ بِهِ الکافِرِینَ وَجَمِیعَ المُلْحِدِینَ فِی مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها حَتّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیّاراً وَلا تُبْقِیَ لَهُمْ آثاراً. اَللَّهُمَّ طَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَاشْفِ مِنْهُمْ عِبادَکَ وَأعِزَّ بِهِ المُؤْمِنِینَ وَأَحْیِ بِهِ سُنَنَ المُرْسَلِینَ وَدارِسَ حِکْمَةِ النَّبِیِّینَ، وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحی مِنْ دِینِکَ وَبُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ حَتّی تُعِیدَ دِینَکَ بِهِ وَعَلی یَدَیْهِ جَدِیداً غَضّاً مَحْضاً صَحِیحاً لا عِوَجَ فِیهِ وَلا بِدْعَةَ مَعَهُ وَحَتّی تُنِیرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الجَوْرِ وَتُطْفِیَ بِهِ نِیرانَ الکُفْرِ وَتُوَضِّحَ بِهِ مَعاقِدَ الحَقِّ وَمَجْهُولَ العَدْلِ فَإِنَّهُ عَبْدُکَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَاصْطَفَیْتَهُ عَلی عِبادِکَ وَائْتَمَنْتَهُ عَلی غَیْبِکَ وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَّأْتَهُ مِنَ العُیُوبِ وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَسَلَّمْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ. اَللَّهُمَّ فَإِنّا نَشْهَدُ لَهُ یَوْمَ القِیامَةِ وَیَوْمَ حُلُولِ الطّآمَّةِ أَنَّهُ لَمْ یُذْنِبْ ذَنْباً وَلا أَتی حُوباً وَلَمْ یَرْتَکِبْ مَعْصِیَةً وَلَمْ یُضَیِّعْ
لَکَ طاعَةً وَلَمْ یَهْتِکْ لَکَ حُرْمَة وَلَمْ یُبَدِّلْ لَکَ فَرِیضَةً وَلَمْ یُغَیِّرْ لَکَ شَرِیعَةً، وَأَنَّهُ الهادِی المَهْدِیُّ الطّاهِرُ التَّقِیُّ النَّقِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ. اَللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَأَهْلِهِ وَوُلْدِهِ وَذُرِّیَّتِهِ و أُمَّتِهِ وَجَمِیعِ رَعِیَّتِهِ ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَتَجْمَعُ لَهُ مُلْکَ المُمْلَکاتِ کُلِّها قَرِیبِها وَبَعِیدِها وَعَزِیزِها وَذَلِیلِها حَتّی یَجْرِیَ حُکْمُهُ عَلی کُلِّ حُکْمٍ وَیَغْلِبَ بِحَقِّهِ کُلَّ باطِلٍ. اَللَّهُمَّ اسْلُکْ بِنا عَلی یَدَیْهِ مِنْهاجَ الهُدی وَالمَحَجَّةَ العُظْمی وَالطَّرِیقَةَ الوُسْطَی الَّتِی یَرْجِعُ إِلَیْهَا الغالِی وَیَلْحَقُ بِهَا التّالِی وَقَوِّنا عَلی طاعَتِهِ وَثَبِّتْنا عَلی مُشایَعَتِهِ وَامْنُنْ عَلَیْنا بِمُتابَعَتِهِ، وَاجْعَلْنا فِی حِزْبِهِ القَوّامِینَ بِأَمْرِهِ الصّابِرِینَ مَعَهُ الطّالِبِینَ رِضاکَ بِمُناصَحَتِهِ حَتّی تَحْشُرَنا یَوْمَ القِیامَةِ فِی أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَمُقَوّیَةِ سُلْطانِهِ. اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْ ذلِکَ لَنا خالِصاً مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَشُبْهَةٍ وَرِیآءٍ وَسُمْعَةٍ حَتّی لا نَعْتَمِدَ بِهِ غَیْرَکَ وَلا نَطْلُبَ بِهِ إِلّا وَجْهَکَ وَحَتّی تُحِلَّنا مَحَلَّهُ وَتَجْعَلَنا فِی الجَنَّةِ مَعَهُ وَأَعِذْنا مِنَ السَّأْمَةِ وَالکَسَلَ وَالْفَترَةِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَتُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِیِّکَ، وَلا تَسْتَبْدِلْ بِنا غَیْرَنا فَإِنَّ اسْتِبْدالَکَ بِنا غَیْرَنا عَلَیْکَ یَسِیرٌ وَهُوَ عَلَیْنا عَسِیرٌ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وُلاةِ عَهْدِهِ وَالأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ وَبَلِّغْهُمْ آمالَهُمْ وَزِدْ فِی آجالِهِمْ وَأَعِزَّ نَصْرَهُمْ وَتَمِّمْ لَهُمْ ما أَسْنَدْتَ اِِلَیْهِمْ فِی [مِنْ أَمْرِکَ لَهُمْ وَثَبِّتْ دَعآئِمَهُمْ وَاجْعَلْنا لَهُمْ أَعْواناً وَعَلی دِینِکَ أَنْصاراً فَإِنَّهُمْ مَعادِنُ کَلِماتِکَ وَأَرکانُ تَوْحِیدِکَ وَدَعآئِمُ دِینِکَ وَوُلاةُ أَمْرِکَ وَخالِصَتُکَ مِنْ عِبادِکَ وَصَفْوتُکَ مِنْ خَلْقِکَ وَأَوْلِیاؤُکَ وَسَلآئِلُ أَوْلِیآئِکَ وَصَفْوَةُ أَوْلادِ رُسُلِکَ، وَالسَّلامُ عَلَیْهِمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکاتُهُ»؛(1)خداوندا! دور گردان هر گونه بلا را از ساحت ولیّ و خلیفه و حجّتت بر مخلوقاتت،
1) 42. جمال الاسبوع، 507 - 511.
زبانت که به اذن تو از تو سخن میگوید و به حکمتت نطق کند، و دیده بینای تو بر آفریدگانت و گواه تو بر بندگانت، و بزرگترین مجاهدانِ پناه آورده به تو در محضرت میباشد، و او را در پناه خود از شرّ تمام آنچه آفریدهای و ایجاد کردهای و انشاء و صورتگری فرمودهای محفوظ بدار، و او را از پیش رو و پشت سر و راست و چپ، از بالا و پایین [از تمام شرها ]محفوظ بدار، حفظ کردنی که هر کس را آنطور محفوظ گردانی از بین نمیرود، و در وجود مبارک او (همه آثار) پیامبرت و پدرانش امامانِ منصوب از ناحیه تو و ستونهای دینت را حفظ فرمای، و او را در گنجینه سپردهات قرار ده که هرگز گُم نمیشود، و در جوار خویش جای دِه که به هیچ وجه کوچک نمیگردد، و مورد حمایت و عزتت قرار ده که مقهور نمیشود، و او را به امان استوار خویش ایمنی ببخش که هر کس را در آن جایگاه بسپاری خواری نخواهد یافت، و او را در پرتو حمایتت برگیر که هر کس در آن مستقر شود رنجور و بیقرار نگردد، و او را تأیید و به نصرت توام با عزتت پیروز گردان، و با سپاه چیره شوندهات پشتیبانیاش کن، و به نیروی خویش تقویتش فرمای، و فرشتگانت را همراهش ساز، و هر آنکه او را دوست میدارد دوستش بدار و با هر کس که با وی دشمنی نماید دشمنی کن، و زره استوارت را بر اندام آن جناب بپوشان و او را با فرشتگانت فرا بگیر فرا گرفتنی [همه جانبه .
خدایا! و او را به برترین جایگاهی که بپاخاستگان به قسط از پیروان پیغمبرانت را در آن مستقر فرمودهای نایل ساز. خداوندا! پراکندگیها و پریشانیها را به وجود او فراهم آور، و رخنهها را به (ظهور) او مسدود و ترمیم گردان، و ستم را به (دست باکفایت) او بمیران، و عدالت را به او آشکار فرمای، و زمین را با طول اقامتش [در آن ]زینت
ببخشای، و با پیروزی تأییدش کن، و به وسیله رُعب (وحشت در دل دشمنانش) پیروز گردان، و یاریکنندگان او را تقویت کن، و خوارکنندگان او را خوار ساز، و هر که با او به دشمنی برخیزد را هلاک گردان، و هر که با او به نیرنگ رفتار کند به نابودی رسان، و به (تیغ) او ستمگران اهل کفر و ستونها و ارکان آن را بر خاک هلاکت بیفکن، و به (قدرت) او رؤسای گمراهی و بدعتگذاران و سنّت زدایان و تقویت کنندگان باطل را درهم بشکن، و به (عظمت حکومت) او جبّاران را خوار گردان، و به (ظهور) او کافران و همه ملحدان را در خاورها و باخترهای زمین، خشکی و دریا، دشتها و کوهها ریشهکن ساز، تا دیگر هیچ فردی از آنها را وامگذاری و هیچ نشان و اثری از آنان بر جای نسپاری. خداوندا! دیار خویش را از (لوث وجود) آنان پاک گردان، و دلهای بندگانت را از نابودیشان خرسند ساز، و به او مؤمنین را عزّت ده، و به او سنّتهای مرسلین و حکمت مندرس پیغمبران را زنده بگردان، و به وجود مبارک او آنچه از دینت محو گشته و آنچه از احکامت تغییر یافته را تجدید فرمای، و تا اینکه دینت را به وجود آن بزرگوار و بر دست او، نو و تازه و خالص، راست بدون کجی و دور از بدعت بازگردانی، و تا اینکه به عدالت او تاریکیهای ستم را روشن سازی، و آتشهای کفر را خاموش نمایی، و به وجود او مشکلات برپایی حق و مجهولات اجرایی عدل را آشکار سازی، که به درستی او بنده تو است که برای خویش برگزیدهای و بر بندگانت برتری دادهای و بر غیب خود امینش دانستهای، و از گناهان معصومش ساختهای و از عیبها برکنارش داشتهای و از پلیدی پاک و از آلودگی سالم قرارش دادهای.
خدایا! پس، در روز قیامت که روز تحقّق یافتن حادثه بزرگ است برای او گواهی
دهیم که او هیچ گناه نکرد و خلافی نیاورد و نافرمانی مرتکب نشد، و طاعتی از طاعات تو را ضایع نساخت، و حرمتی از تو را هتک ننمود، و فریضهای از تو را مبدّل نکرد و برنامهای از تو را تغییر نداد، و البته که او است هدایتگر هدایت شده، پاک باتقوای خالص پسندیده زبده. خداوندا! به آن جناب در وجود خودش و خاندانش و فرزندانش و ذرّیهاش و امّتش و تمام رعیتش عطا فرما آنچه را که به آن، دیدهاش روشن شود و دلش شادمان گردد و تسلط بر تمام ممالک دور و نزدیک و سخت و آسان را برایش فراهم سازی، تا حکم او بر هر حکمی برتری یابد و با حقّ خود بر هر باطلی چیره گردد.
خدایا! ما را به دست او در مسیر هدایت و راه گشاده و شیوه میانه که تند رفته، به سوی آن بازگردد و عقب مانده به آن برسد رهنمون ساز و ما را بر فرمانبرداریاش نیرومند و بر پیرویاش پایدار کن و به تبعیت از او بر ما منّت بگذار و در حزب او قرارمان ده، که به امرش بپاخیزند، در کنار او صبر کنند، و با خیرخواهی برای او خشنودیات را خواستار باشند، تا اینکه روز قیامت در شمار یاران و مددکاران و تحکیم کنندگان حکومتش محشورمان سازی.
خداوندا! و آن را برای ما خالص از هرگونه شکّ و شبهه و ریا و شهرتطلبی قرار دِه، تا با آن جز بر تو اعتماد نکنیم و از آن، جز رضای تو را طلب ننماییم و تا آنکه ما را به محلّ او وارد فرمایی و در پناه خود نگاه بداری، و ما را از کسانی قرار دِه که به وسیله او دینت را یاری دهی و برای پیروزی باعزّت ولیّ خویش خدمتگزارش گردانی، و غیر ما را به جای ما بر این کار مگذار که مبدّل ساختن ما را به غیر ما بر تو آسان است، ولی بر ما بسیار ناگوار.
خداوندا! درود فرست بر متولّیان عهد او و امامان پس از او، و آنان را به آرمانها و آرزوهایشان نایل گردان و بر عمرشان بیفزای و پیروزی باعزّت به آنان عنایت فرمای، و آنچه از امر دینت را برعهده آنان قرار دادهای پایدار گردان، و پایههای حکومتش را استوار ساز، و ما را یاورهایی برای آنان و یارانی برای دینت قرار ده، که آنان به راستی کانونهای کلمات تو و ستونهای توحید تو و پایههای دین تو و متصدیان امر تو و برگزیدگان از بندگانت و نخبههای از خلق تو هستند و دوستان تو و فرزندان محبان خاص تو و برگزیدگان او، اولاد پیغمبر تواند، و سلام بر همگی آنان باد و رحمت و برکات خداوند شامل حال آنان باد.
سپس سید بن طاووسرحمه الله گفته: «این دعا متضمّن این جمله از فرموده امامعلیه السلام است که: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی وُلاةِ عَهْدِهِ وَالأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ»، و شاید منظور از این عبادت، درود فرستادن بر پیشوایانی باشد که امام عصر - عجّل اللَّه فرجه الشریف - در دوران خود برای اقامه نماز جماعت در شهرها میگمارد و پیشوایان در (بیان) احکام در آن روزگار، و اینکه درود فرستادن بر آنان پس از درود فرستادن بر آن حضرت - صلوات اللَّه علیه - میباشد، به دلیل فرموده امامعلیه السلام: «وُلاةِ عَهْدِهِ»، زیرا که فرمانداران در زندگی شخص میباشند، پس گویی منظور چنین باشد: خدایا! پس از درود فرستادن بر او، درود فرست بر والیان عهد او و پیشوایان... . و پیشتر روایتی از مولایمان حضرت رضاعلیه السلام گذشت که این عبارت در آن بود: «وَالأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ»؛ و امامان از فرزندانش. که شاید این عبارت نیز چنین بوده: «صَلِّ عَلی وُلاةِ عَهْدِهِ وَالأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ»، که این
را همینطور که ذکر شد، در نسخه دیگری غیر از آنچه روایت کردیم، یافتم. و نیز روایت شده که آنان از بندگان نیک در زندگی آن بزرگوارند، و روایتی با سند متصل یافتم به اینکه حضرت مهدی - صلوات اللَّه علیه - را اولاد چندی است که در اطراف کشورهای دریاها ولایت و حکومت دارند، که در اوج صفات نیکان میباشند، توجیه و تأویل دیگری نیز در اخبار روایت گردیده است».
سپس سید بن طاووسرحمه الله گفته: «و این دعا را به روایت دیگری دیدم که از این توجیه بینیاز است، و من آن را ذکر میکنم چون تفصیلش تمامتر میباشد، روایت این است که: شریف جلیل ابوالحسین زید بن جعفر علوی محمدی حدیث کرد، وی گوید: ما را حدیث گفت ابوالحسین اسحاق بن الحسن العفرانی (در نسخهای: الحسین العلوی) گفت: محمد بن همام بن سهیل کاتب و محمد بن شعیب بن احمد مالکی هر دو حدیثمان دادند از شعیب بن احمد مالکی، از یونس بن عبد الرحمن، از مولایمان حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضاعلیه السلام که آن جناب امر میفرمود به دعا برای حضرت حجّت صاحب الزمانعلیه السلام، پس از جمله دعایش برای آن حضرت - که درود خداوند بر هر دوی آنان باد - چنین بود: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَادْفَعْ عَنْ وَلِیِّکَ وَخَلیفَتِکَ وَحُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ، وَلِسانِکَ المُعَبِّرِ عَنْکَ بِإِذْنِکَ النّاطِقِ بِحِکْمَتِکَ، وَعَیْنِکَ النّاظِرَةِ فِی بَرِیَّتِکَ وَشاهِداً عَلی عِبادِکَ، الجَحْجاحِ الُمجاهِدِ الْمُجْتَهِدِ عَبْدِکَ العآئِذِ بِکَ، اللَّهُمَّ وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِّ ما خَلَقْتَ وَذَرَأْتَ وَبَرَأْتَ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ، وَاحفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمِینِهِ وَعَنْ شِمالهِ وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ
تَحْتِهِ بِحفْظِکَ الَّذِی لا یَضِیعُ مَنْ حَفظْتَهُ بِهِ، وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَوَصِیَّ رَسُولِکَ وَآبآئَهُ أَئِمَّتَکَ وَدَعائِمَ دِینِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ اَجمَعین، وَاجْعَلْهُ فِی وَدِیعَتِکَ
الَّتِی لا تَضِیعُ وَفِی جِوارِکَ الَّذِی لا یُحْتَقَرُ وَفِی مَنْعِکَ وَعِزِّکَ الَّذِی لا یُقْهَرُ، وَآمِنْهُ بِأَمانِکَ الوَثِیقِ الَّذِی لا یُخْذَلُ مَنْ أَمِنْتَهُ بِهِ، وَاجْعلْهُ فِی کَنَفِک الَّذِی لا یُرامُ مَنْ کانَ فِیهِ، وَأَیِّدْهُ وَانْصُرْهُ بِنَصْرِکَ العَزِیزِ، وَأَیِّدْهُ بِجُنْدِکَ الغالِبِ وَقَوِّهِ بِقُوَّتِکَ وَأَرْدِفْهُ بِمَلآئِکَتِکَ وَوالِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَن عاداهُ، وَأَلْبِسْهُ دِرْعَکَ الحَصِینَةَ وَحُفَّهُ بِالمَلآئِکَتِکَ حَفّاً. اَللَّهُمَّ وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ ما بَلَّغْتَ القآئِلِینَ بِقِسْطِکَ مِنْ أَتْباعِ النَّبِیِّینَ. اَللَّهُمَّ اشْعَبْ بِهِ الصَّدْعَ وَارْتُقْ بِهِ الفَتْقَ وَأَمِتْ بِهِ الجَوْرَ وَأَظْهِرْ بِهِ العَدْلَ وَزَیِّنْ بِطُولِ بَقآئِهِ الأَرْضَ، وَأَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْهُ بِالرُّعْبِ، وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً یَسِیراً وَاجْعَلْ لَهُ مِنْ لَدُنْکَ عَلی عَدُوِّکَ وَعَدُوِّهِ سُلْطاناً نَصِیراً.اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ القآئِمَ المُنْتَظَرَ وَالإِمامَ الَّذِی بِهِ تَنْتَصِرُ وَأَیِّدْهُ بِنَصْرٍ عَزِیزٍ وَفَتْحٍ قَرِیبٍ وَوَرِّثْهُ فِی مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِهَا اللّاتِی بارَکْتَ فِیها، وَأَحْیِ بِهِ سُنَّةَ نَبِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّی لا یَسْتَخْفِیَ بِشَیْءٍ مِنَ الحَقِّ مَخافَةَ أَحَدٍ مِنَ الخَلْقِ، وَقَوِّ ناصِرَهُ وَاخذُلْ خاذِلَهُ وَدَمْدِمْ عَلی مَنْ نَصَب لَهُ وَدَمِّرْ عَلی مَنْ غَشَّهُ. اَللَّهُمَّ وَاقتُلْ بِهِ جَبابِرَةَ الکُفْرِ وَعُمُدَهُ وَدَعآئِمَهُ وَالْقُوّامَ بِهِ، وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُسَ الضَّلالَةِ وَشارِعَةَ البِدَعِ وَمُمِیتَةَ السُّنَّةِ وَمُقَوِّیَةَ الباطِلِ وَاَذْلِلْ بِهِ الجَبّارِینَ، وَأَبِرْ بِهِ الکافِرِینَ وَجَمِیعَ المُلْحِدِینَ حَیْثُ کانُوا وَأَینَ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها حَتّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیّاراً وَلا تُبْقِیَ لَهُمْ آثاراً. اَللَّهُمَّ وَطَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَاشْفِ مِنْهُمْ عِبادَکَ وَأعِزَّ بِهِ المُؤْمِنِینَ وَأَحْیِ بِهِ سُنَنَ المُرْسَلِینَ وَدارِسَ حِکَمِ النَّبِیِّینَ، وَجَدِّدْ بِهِ مَا مُحِیَ مِنْ دِینِکَ وَبُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ
حَتّی تُعِیدَ دِینَکَ بِهِ وَعَلی یَدَیْهِ غَضّاً جَدِیداً صَحِیحاً مَحْضاً لا عِوَجَ فِیهِ وَلا بِدْعَةَ مَعَهُ حَتّی تُنِیرَ بِعَدْلِهِ ظُلَمَ الجَوْرِ وَتُطْفِیَ بِهِ نِیرانَ الکُفْرِ وَتُظْهِرَ بِهِ مَعاقِدَ الحَقِّ وَمَجْهُولَ العَدْلِ وَتُوضِحَ بِهِ مُشْکِلاتِ الحُکْمِ. اَللَّهُمَّ وَإِنَّهُ عَبْدُکَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَاصْطَفَیْتَهُ عَلی عِبادِکَ وَائْتَمَنْتَهُ عَلی غَیْبِکَ وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَّأْتَهُ مِنَ العُیُوبِ وَطَهَّرْتَهُ وَصَرَفْتَهُ عَنِ الدَّنَسِ وَسَلَّمْتَهُ مِنَ الرَّیْبِ. اَللَّهُمَّ فَإِنّا نَشْهَدُ لَهُ یَوْمَ القِیامَةِ وَیَوْمَ حُلُولِ الطّآمَّةِ أَنَّهُ لَمْ یُذْنِبْ وَلَمْ یَأْتِ حُوباً وَلَمْ یَرْتَکِبْ مَعْصِیَةً وَلَمْ یُضَیِّعْ لَکَ طاعَةً وَلَمْ یَهْتِکْ لَکَ حُرْمَة وَلَمْ یُبَدِّلْ لَکَ فَرِیضَةً وَلَمْ یُغَیِّرْ لَکَ شَرِیعَةً، وَأَنَّهُ الاِمامُ التَّقِیُّ الهادِی المَهْدِیُّ الطّاهِرُ التَّقِیُّ الوَفِیُّ الرَّضِیُّ الزَّکِیُّ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ وَعَلی آبائِهِ وَأَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَوُلْدِهِ وَأَهْلِهِ وَذُرِّیَّتِهِ وَأُمَّتِهِ وَجَمِیعِ رَعِیَّتِهِ ما تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَتَجْمَعُ لَهُ مُلْکَ المُمْلَکاتِ کُلِّها قَرِیبِها وَبَعِیدِها وَعَزِیزِها وَذَلِیلِها حَتّی یَجْرِیَ حُکْمُهُ عَلی کُلِّ حُکْمٍ وَیَغْلِبَ بِحَقِّهِ عَلی کُلَّ باطِلٍ. اَللَّهُمَّ وَاسْلُکْ بِنا عَلی یَدَیْهِ مِنْهاجَ الهُدی وَالَمحَجَّةَ العُظْمی وَالطَّرِیقَةَ الوُسْطَی الَّتِی یَرْجِعُ إِلَیْهَا الغالِی وَیَلْحَقُ بِهَا التّالِی. اَللَّهُمَّ وَقَوِّنا عَلی طاعَتِهِ وَثَبِّتْنا عَلی مُشایَعَتِهِ وَامْنُنْ عَلَیْنا بِمُتابَعَتِهِ، وَاجْعَلْنا فِی حِزْبِهِ القَوّامِینَ بِأَمْرِهِ الصّابِرِینَ مَعَهُ الطّالِبِینَ رِضاکَ بِمُناصَحَتِهِ حَتّی تَحْشُرَنا یَوْمَ القِیامَةِ فِی أَنْصارِهِ وَأَعْوانِهِ وَمُقَوّیَةِ سُلْطانِهِ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْ ذلِکَ کُلَّهُ مِنّا لَکَ خالِصاً مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَشُبْهَةٍ وَرِیآءٍ وَسُمْعَةٍ حَتّی لا نَعْتَمِدَ بِهِ غَیْرَکَ وَلا نَطْلُبَ بِهِ إِلّا وَجْهَکَ وَحَتّی تُحِلَّنا مَحَلَّهُ وَتَجْعَلَنا فِی الجَنَّةِ مَعَهُ وَلا تَبْتَلِنا فِی أَمْرِهِ بِالسَّأْمَةِ وَالکَسَلَ وَالفَتْرَةِ وَالفَشَلِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَتُعِزُّ بِهِ نَصْرَ وَلِیِّکَ، وَلا تَسْتَبْدِلْ بِنا غَیْرَنا
فَإِنَّ اسْتِبْدالَکَ بِنا غَیْرَنا عَلَیْکَ یَسِیرٌ وَهُوَ عَلَیْنا کَبِیرٌ، إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلی وُلاةِ عُهُودِهِ وَبَلِّغْهُمْ آمالَهُمْ وَزِدْ فِی آجالِهِمْ وَانْصُرْهُمْ وَتَمِّمْ لَهُمْ ما أَسْنَدْتَ اِِلَیْهِمْ مِنْ أَمْرِ دینِکَ وَاجْعَلْنا لَهُمْ أَعْواناً وَعَلی دِینِکَ أَنْصاراً، وَصَلِّ عَلی آبآئِهِ الطّاهِرِینَ الأَئِمَّةِ الرّاشِدِینَ. اَللَّهُمَّ فَإِنَّهُمْ مَعادِنُ کَلِماتِکَ وَخُزّانُ عِلْمِکَ وَوُلاةُ أَمْرِکَ وَخالِصَتُکَ مِنْ عِبادِکَ وَخِیَرَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ وَأَوْلِیآئِکَ وَسَلآئِلُ أَوْلِیآئِکَ وَصَفْوَتُکَ وَأَوْلادُ أَصْفِیآئِکَ صَلَواتُکَ وَرَحْمَتُکَ وَبَرَکاتُکَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ. اَللَّهُمَّ وَشُرَکآؤُهُ فِی أَمْرِهِ وَمُعاوِنُوهُ عَلی طاعَتِکَ الَّذِینَ جَعَلْتَهُمْ حِصْنَهُ وَسِلاحَهُ وَمَفْزَعَهُ وَأُنْسَهُ الَّذِینَ سَلَوْا عَنِ الأَهْلِ وَالأَوْلادِ وَتَجافُوا الوَطَنَ وَعَطَّلُوا الوَثِیرَ مِنَ المِهادِ قَدْ رَفَضُوا تِجاراتِهِمْ وَأَضَرُّوا بِمَعایِشِهِمْ وَفُقِدُوا فِی أَنْدِیَتِهِمْ بَغَیْرِ غَیْبَةٍ عَنْ مِصْرِهِمْ وَحالَفُوا البَعِیدَ مِمَّنْ عاضَدَهُمْ عَلی أَمْرِهِمْ وَخالَفُوا القَرِیبَ مِمَّنْ صَدَّ عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَائْتَلَفُوا بَعْدَ التَّدابُرِ وَالتَّقاطُعِ فِی دَهْرِهِمْ وَقَطَعُوا الأَسْبابَ المُتَّصِلَةَ بَعاجِلِ حُطامٍ مِنَ الدُّنْیا. فَاجْعَلْهُمُ اللَّهُمَّ فِی حِْرزِکَ وَفِی ظِلَّ کَنَفِکَ وَرُدَّ عَنْهُمْ بَأْسَ مَنْ قَصَدَ إِلَیْهِمْ بِالعَداوَةِ مِنْ خَلْقِکَ وَأَجْزِلْ لَهُمْ مِنْ دَعْوَتِکَ مِنْ کِفایَتِکَ وَمَعُونَتِکَ لَهُمْ وَتَأْیِیدِکَ وَنَصْرِکَ إِیّاهُمْ ما تُعِینُهُمْ بِهِ عَلی طاعَتِکَ وَأَزْهِقْ بِحَقِّهِمْ باطِلَ مَنْ أَرادَ إِطْفآءَ نُورِکَ وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَامْلَأْ بِهِمْ کُلَّ أُفُقٍ مِنَ الآفاقِ وَقُطْرٍ مِنَ الأقْطارِ قِسْطاً وَعَدْلاً وَرَحْمَةً وَفضْلاً وَاشْکُرْ لَهُمْ عَلی حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَما مَنَنْتَ بِهِ عَلَی القآئِمِینَ بِالقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ وَاذْخُرْ لَهُمْ مِنْ ثَوابِکَ ما تَرْفَعُ لَهُمْ بِهِ الدَّرَجاتِ إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْکُمُ ما تُرِیدُ، آمینَ رَبَّ العالَمِینَ»؛(1)خدایا بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود
1) 43. جمالالاسبوع، 513 - 519.
فرست و همه بلاها را دفع کن از ولیّ و خلیفه و حجّتت و زبان بازگو کننده از سوی تو به اذن تو، نطق کننده به حکمت تو، و دیده بینای تو در آفریدگانت، و گواه تو بر بندگانت، بزرگ مجاهدان تلاشگر، بنده تو که پناهنده به تو است. خداوندا! و او را از شرّ تمام آنچه آفریده و به وجود آورده و ایجاد نموده و انشاء کرده و صورتگری فرمودهای در پناه خویش (مصون) بدار، و او را از پیش رویش و از پشت سرش و از سمت راست و چپ او، از بالا و پایین محافظت کن به همان حفاظتی که هر کس را به آن حفظ فرمایی ضایع نشود، و در وجود مبارک او، فرستادهات و جانشین فرستادهات و پدرانش - که امامانِ منصوب از سوی تو و ستونهای دین تو هستند درود تو بر همه ایشان باد - را حفظ بفرمای، و او را در سپرده گم ناشدنی خویش بسپار و در جوار خودت که تحقیر نگردد و مورد حمایت و عزّتت که مقهور نمیشود قرار ده.
خدایا! و او را به امان محکم خود که هر کس را به آن ایمنی بخشی خوار نخواهد گشت ایمن فرمای، و او را زیر بال مراقبت خویش که دسترسی به آن نیست فراگیر، و او را به نصرت عزیزانه خودت یاری کن، و با سپاه پیروزت تأییدش فرمای، و به قوّت خویش نیرویش ببخشای و فرشتگانت را با او همراهی گردان. خداوندا! هر کس که دوستش میدارد دوست بدار و با هر که با وی دشمنی ورزد دشمنی کن، و زره استوارت را بر اندام آن جناب بپوشان، و با فرشتگانت اطرافش را احاطه کن و او را به برترین جایگاههایی که بپاخاستگان به قسط تو از پیروان پیغمبران را به آنها رسانیدهای نایل گردان.
خداوندا! پراکندگیها را به او فراهم ساز و جداییها و رخنهها را به (ظهور) او
التیام بخش، و ستم را به او بمیران، و عدل و داد را به او آشکار گردان، و با عمر طولانی و دوام زندگانیاش زمین را زینت بخش، و با پیروزی تأییدش کن و با رعب و ترس (در دل دشمنانش) یاریش بنمای و فتح آسانی برایش فراهم ساز، و برای او از ناحیه خویش بر دشمن خودت و دشمن خودش تسلط پیروزمندانهای قرار ده.
خدایا! او را قیام کننده مورد انتظار قرار ده و امامی که به وسیله او نصرت یابی و او را با پیروزی عزیزانه و فتح زودرسی تأیید بفرمای. و تمام شرقها و غربهای زمین که در آنها برکت قرار دادهای را تیول او گردان، و به وسیله او سنت پیغمبرت - که درود تو بر او و آلش باد - را زنده بساز، تا اینکه هیچ چیزی از حق را از بیم احدی مخفی ننماید، و یاری کنندهاش را نیرو ببخشای و خوار کنندهاش را خوار گردان، و هر که با او ستیزد به هلاکت رسان، و هر کس که با او دورنگی نماید نابود کن. خدایا! و به (دست قدرتمند) او جبّاران کفر پیشه و سردمداران و ستونها و برپا کنندگان کفر را به قتل برسان، و سران گمراهی و سنّت کنندگان بدعت و میرانندگان سنت و نیرو دهندگان به باطل را درهم بشکن، و ستمگران جبّار را به (حکومت باعظمتش) ذلیل گردان، و کافران و منافقان و تمام ملحدان را در هر گوشه و کنار و هر کجا که هستند، از شرق و غرب زمین، در خشکی و دریا و دشت و کوه به دست او ریشه کن ساز، تا اینکه دیگر هیچ احدی و هیچ اثر و نشانی از آنها را بر جای نگذاری.
خدایا! و بلاد خویش را از آنان پاک؛ و دلهای (زخم خورده) بندگانت را از نابودیشان راحت ساز، و به (ظهور) آن جناب مؤمنان را عزّت بده، و به دست او سنتها و حکمت مندرس شده پیغمبران را زنده بگردان، و به (دست) او آنچه از دینت
محو گردیده و از احکامت مبدّل گشته تجدید فرمای، تا آنکه دینت را به وجود او و بر دست او تازه و شاداب، صحیح و خالص، به دور از هرگونه کجی و بدعت بازگردانی، تا آنجا که با عدل او تاریکیهای ستم را روشن سازی و آتشهای کفر را به او خاموش نمایی و بندهای حق و مجهولهای عدل را به (علم) او ظاهر کنی و مشکلات حکم را به (بیان) او واضح گردانی.
خدایا! و او است بنده تو که برای خویش برگزیدی و از میان خلقت انتخابش نمودی و بر بندگانت برتریاش بخشیدی و بر غیب خود امانتدارش دانستی و از گناهان معصومش داشتی و از عیبها مبرّایش ساختی و پاکیزه و به دور از آلودگی قرارش دادی و از تردید سالمش فرمودی.
خدایا! پس ما روز قیامت و روز حلول پدیده بزرگ، برای او گواهی دهیم که البته او هیچ گناه نکرد و خلافی نیاورد و معصیتی ننمود و طاعتی از تو ضایع نساخت و حرمتی از تو را هتک نکرد و فریضهای از فرایضت را مبدّل ننمود و شریعتی از دستورات تو را تغییر نداد، و به راستی او است امام باتقوای رهبر رهیافته پاک و پاکیزه باوفای پسندیده زبده.
خدایا! پس بر او و بر پدرانش درود فرست و به او، در وجود او و فرزندانش و خاندانش و ذرّیهاش و امّتش و تمام رعیتش عطا فرمای آنچه را که دیدهاش را به آن روشن و دلش را خرسند سازی و برای او تسلّط بر همه ممالک دور و نزدیک و خرد و کلان را فراهم آوری تا اینکه حکم او بر هر فرمانی برتری یابد و با حق خویش بر هر باطلی غالب آید.
خدایا! و ما را به دست او در مسیر شیوه هدایت و بزرگراه حقیقت و روش میانه رهرو گردان که تندروان به آن بازگردند و عقب ماندگان به آن رسند.
خدایا! و ما را بر فرمانبرداری از او نیرو بخش و بر پیرویاش پایدار ساز و بر متابعتش بر ما منّت بگذار و ما را در شمار حزب او - که به امرش برخیزند؛ با او صبر کنند و با خیرخواهی برای او رضای تو را جویند - قرار بده، تا اینکه روز قیامت در گروه انصار و کمککاران و تقویت کنندگان حکومتش محشورمان بداری.
خدایا! بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و تمام این امور را از ناحیه ما خالص از هرگونه شکّ و شبهه و ریا و شهرت خواهی [تنها برای خودت ]قرار ده تا به آنها جز بر تو اعتماد نکنیم و جز رضای تو را نخواهیم، و تا اینکه بر جایگاه مقدّسش ما را وارد سازی و در بهشت، با او (در جوارش) ما را منزل دهی، و در امر او ما را دچار ملال و کسالت و سستی و سرخوردگی مگردان، و ما را از کسانی قرار ده که به وسیله آنان دینت را یاری دهی و پیروزی عزّتمندانه ولیّات را به (همکاری) آنها فراهم سازی، و به جای ما دیگری را مگمار که جایگزین ساختن تو غیر ما را به جای ما، بر تو آسان است ولی برای ما بسیار (گران)، که البته تو بر هر چیز توانایی.
خدایا! و بر متولّیان فرمانهایش درود فرست و آنان را به آرمانهایشان برسان و بر عمرشان بیفزای و ایشان را پیروز گردان، و آنچه از امر دینت را به آنها مربوط ساختهای به مرحله تمام برسان، و ما را یاران آنان قرار ده و برای دینت یاور ساز، و بر پدران پاکیزه آن جناب امامانِ راهنما درود بفرست.
خدایا! آنان کانونهای کلمات تو و گنجینهداران علم تو، و متولیان امر تو، و زبده از
بندگانت و بهترین افراد خلقت، و دوستان تو و برگزیدگان تو، و فرزندان برگزیدگان تو هستند درود و رحمت و برکات تو بر همه آنان باد. خدایا! و شریکان او در امرش و یاری کنندگان بر اطاعتت که آنان را دژ و اسلحه و پناهگاه و مایه انس او قرار دادهای، آنان که خانواده و فرزندان خود را ترک گفتند و از وطن کناره گرفتند و بسترهای راحت را وا گذاشتند و از تجارتهایشان روی گرداندند و به زندگی دنیوی و امر معاش خویش بیاعتنا شدند، و بی آنکه از شهر و دیار خود غایب شده باشند از مجالسشان دور ماندند، و با افراد بیگانهای که در امرشان یار آنان شدند همپیمان گشتند و با خویشاوندان و نزدیکانی که از شیوه ایشان برکنارند مخالفت نمودند و پس از پشت به هم کردن و جدایی در روزگار با هم الفت گرفتند و از وسایل مربوط به زندگی ناچیز دنیا یکباره بریدند.
خدایا! پس آنان را در امانِ محکم خویش بسپار و در سایه حمایتت قرار ده، و از آنان آزار هر کس از خلقت که قصد دشمنی با ایشان را دارد بازگردان، و از جهت دعوتت، کفایت و یاری و تأیید و پیروزیات را نسبت به آنان بسیار ساز، آنقدر که ایشان را بر طاعت خویش یاری بخشی و با حق آنان باطل هر کس که بخواهد نورت را خاموش نماید زایل کن، و بر محمد و آل او درود فرست و به وسیله آنان تمام آفاق و اقطار و هر شهر و دیار را از قسط و عدل و رحمت و فضل آکنده بفرمای. و به آنچه شایسته کرم وجود تو است و آنچه بر بندگان بپاخاسته به قسط خویش منّت نهادهای، اینان را پاداش عطا فرمای، و از ثواب خودت آنچه که درجاتشان را بلند گردانی برایشان ذخیره کن، به درستی که تو آنچه بخواهی انجام میدهی و آنچه اراده کنی حکم میفرمایی، اجابت کن ای پروردگار عالمیان.
و از جمله شیخ صدوقرحمه الله در کتاب «کمال الدین وتمام النعمه» از ابومحمد حسین بن احمد مکتّب روایت آورده که گفت: حدیث کرد ما را ابوعلی بن همّام به این دعا، و یادآور شد که شیخ عَمْری - که خداوند روانش را شاد فرماید - این دعا را بر وی املا کرده و او را امر نموده که آن را بخواند و آن دعا در غیبت قائمعلیه السلام میباشد.
و سید اجل علی بن طاووسرحمه الله در کتاب «جمال الاسبوع» به سند خود از شیخ طوسی، از عدهای، از ابومحمد هارون بن موسی تلعکبری روایت آورده که: ابوعلی محمد بن همّام آن دعا را به او خبر داده، و یادآور شده که شیخ ابوعَمرو عَمری - که خداوند روحش را گرامی بدارد - آن را بر وی املا نموده و امر کرده که آن را بخواند، و این همان دعای غیبت قائم آل محمد - که بر او و بر ایشان سلام باد - میباشد، دعا این است: «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبیَّکَ [لَمْ أَعْرِفْکَ وَلَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ. اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنَّ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ . اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَبِیَّکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَبِیَّکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی. اَللَّهُمَّ لا تُمِتْنِی مِیتَةً جاهِلِیَّةً وَلا تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی. اَللَّهُمَّ فَکَما هَدَیْتَنِی لِوِلایَةِ مَنْ فَرَضْتَ طاعَتَهُ عَلَیَّ مِنْ وُلاةِ أَمْرِکَ بَعْدَ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتّی والَیْتُ وُلاةَ أَمْرِکَ أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ وَالحَسَنَ وَالحُسَیْنَ وَعَلِیّاً وَمُحَمَّداً وَجَعْفَراً وَمُوسی وَعَلِیّاً وَمُحَمَّداً وَعَلِیّاً وَالحَسَنَ وَالحُجَّةَ القآئِمَ المَهْدِیَّ صَلَواتُکَ عَلَیْهِمْ
أَجْمَعِینَ. اَللَّهُمَّ فَثَبِّتْنِی عَلی دِینِکَ وَاسْتَعْمِلْنِی بِطاعَتِکَ وَلَیِّنْ قَلْبِی لِوَلِیِّ أَمْرِکَ وَعافِنِی مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَکَ وَثَبِّتْنِی عَلی طاعَةِ وَلِیِّ أَمْرِکَ الَّذِی سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَبِإذْنِکَ غابَ عَنْ بَرِیَّتِکَ وَأَمْرَکَ یَنْتَظِرُ وَأَنْتَ الْعالِمُ غَیْرُ مُعَلَّمٍ بِالْوَقْتِ الَّذی فِیهِ صَلاحُ أَمْرِ وَلِیِّکَ فِی الإِذْنِ لَهُ بِإِظْهارِ أَمْرِهِ وَکَشْفِ سِتْرِهِ فَصَبِّرْنِی عَلی ذلِکَ حَتّی لا أُحِبَّ تَعْجِیلَ ما أَخِّرْتَ وَلا تَأْخِیرَ ما عَجَّلْتَ وَلا أَکْشِفَ عَمّا سَتَرْتَهُ وَلا أَبْحَثَ عَمّا کَتَمْتَهُ وَلا أُنازِعَکَ فِی تَدْبِیرِکَ وَلا أَقُولَ لِمَ وَکَیْفَ وَما بالُ وَلِیِّ الأَمْرِ لا یَظْهَرُ وَقَدِ امْتَلَأَتِ الأَرْضُ مِنَ الجَوْرِ وَأُفَوِّضَ أُمُورِی کُلَّها إِلَیْکَ. اَللَّهُمَّ إِنِّی أسْأَلُکَ أَنْ تُرِیَنِی وَلِیَّ أَمْرِکَ ظاهِراً نافِذاً لِأَمْرِکَ مَعَ عِلْمِی بِأَنَّ لَکَ السُّلْطانَ وَالقُدْرَةَ وَالبُرْهانَ وَالحُجَّةَ وَالمَشِیئَةَ وَالإِرادَةَ وَالحَوْلَ وَالقُوَّةَ، فَافْعَلْ ذلِکَ بِی وَبِجَمِیعِ المُؤْمِنِینَ حَتّی نَنْظُرَ إِلی وَلِیِّکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ ظاهِرَ المَقالَةِ واضِحَ الدِّلالَةِ هادِیاً مِنَ الضَّلالَةِ شافِیاً مِنَ الجَهالَةِ أَبْرِزْ یا رَبِّ مَشاهِدَهُ [مُشاهَدَتُهُ ]وَثَبِّتْ قَواعِدَهُ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ تَقِرُّ عَیْنُهُ بِرُؤْیَتِهِ وَأَقِمْنا بِخِدْمَتِهِ وَتَوَفَّنا عَلی مِلَّتِهِ وَاحْشُرْنا فِی زُمْرَتِهِ. اَللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ ما خَلَقْتَ وَبَرَأْتَ وَذَرَأْتَ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمِینِهِ وَعَنْ شِمالِهِ وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ بِحِفْظِکَ الَّذِی لا یَضِیعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَوَصِیَّ رَسُولِکَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ. اَللَّهُمَّ وَمُدَّ فِی عُمُرهِ وَزِدْ فِی أَجَلِهِ وَأَعِنْهُ عَلی ما أَوْلَیْتَهُ وَاسْتَرْعَیْتَهُ وَزِدْ فِی کَرامَتِکَ لَهُ فَإِنَّهُ الهادِی وَالمُهْتَدِی وَالقآئِمُ المَهْدِیُّ الطّاهِرُ التَّقِیُّ النَّقِیُّ الزَّکِیُّ الرَّضِیُّ المَرْضِیُّ الصّابِرُ الُمجْتَهِدُ الشَّکُورُ. اَللَّهُمَّ وَلا تَسْلُبْنَا الیَقِینَ لِطُولِ الأَمَدِ فِی غَیْبَتِهِ وَانْقِطاعِ خَبَرِهِ عَنّا وَلا تُنْسِنا ذِکْرَهُ وَانْتِظارَهُ وَالإِیمانَ [بِهِ وَقُوَّةَ الیَقِینِ فِی
ظُهُورِهِ وَالدُّعآءَ لَهُ وَالصَّلوةَ عَلَیْهِ حَتّی لا یُقَنِّطَنا طُولُ غَیْبَتِهِ مِنْ ظُهُورِهِ وَقِیامِهِ وَیَکُونَ یَقِینُنا فِی ذلِکَ کیَقِینِنا فِی قِیامِ رَسُولِکَ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَما جآءَ بِهِ مِنْ وَحْیِکَ وَتَنْزِیلِکَ، وَقَوِّ قُلُوبَنا عَلَی الإِیمانِ بِهِ حَتّی تَسْلُکَ بِنا عَلی یَدِهِ [یَدَیْهِ ]مِنْهاجَ الهُدی وَالَمحَجَّةَ العُظْمی وَالطَّرِیقَةَ الوُسْطی وَقَوِّنا عَلی طاعَتِهِ وَثَبِّتْنا عَلی مُتابَعَتِهِ وَاجْعَلْنا فِی حِزْبِهِ وَأَعْوانِهِ وَأَنْصارِهِ وَالرّاضِینَ بِفِعْلِهِ وَلا تَسْلُبْنا ذلِکَ فِی حَیاتِنا وَلا عِنْدَ وَفاتِنا حَتّی تَتَوَفّانا وَنَحْنُ عَلی ذلِکَ غَیْرَ شاکِّینَ وَلا ناکِثِینَ وَلا مُرْتابِینَ وَلا مُکَذِّبِینَ. اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَأَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ وَانْصُرْ ناصِرِیهِ وَاخْذُلْ خاذِلِیهِ وَدَمِّرْ [دَمْدِمْ ]عَلی مَنْ نَصَبَ لَهُ وَکَذَّبَ بِهِ، وَأَظْهِرْ بِهِ الحَقَّ وَأَمِتْ بِهِ الباطِلَ [الجَوْرَ ]وَاسْتَنْقِذْ بِهِ عِبادَکَ المُؤْمِنِینَ مِنَ الذُّلِّ وَانْعَشْ بِهِ البِلادَ وَاقتُلْ بِهِ جَبابِرَةَ الکُفْرِ وَاقْصِمْ بِهِ رُؤُسَ الضَّلالَةِ وَذَلِّلْ بِهِ الجَبّارِینَ وَالکافِرِینَ، وَأَبِرْ [اِفْنِ ]بِهِ المُنافِقِینَ وَالنّاکِثِینَ وَجَمِیعَ المُخالِفِینَ وَالمُلْحِدِینَ فِی مَشارِقِ الأَرْضِ وَمَغارِبِها وَبَرِّها وَبَحْرِها وَسَهْلِها وَجَبَلِها حَتّی لا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیّاراً وَلا تُبْقِیَ لَهُمْ آثاراً، وَطَهِّرْ مِنْهُمْ بِلادَکَ وَاشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبادِکَ وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحی مِنْ دِینِکَ وَأَصْلِحْ بِهِ ما بُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ وَغُیِّرَ مِن سُنَّتِکَ حَتّی یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَعَلی یَدَیْهِ غَضّاً جَدِیداً صَحِیحاً لا عِوَجَ فِیهِ وَلا بِدْعَةَ مَعَهُ حَتّی تُطْفِیَ بِعَدْلِهِ نِیرانَ الکافِرِینَ فَإِنَّهُ عَبْدُکَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ وَارْتَضَیْتَهُ لَنُصْرَةِ نَبِیِّکَ (دِینِکَ) وَاصْطَفَیْتَهُ بِعِلْمِکَ وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَّأْتَهُ مِنَ العُیُوبِ وَأطْلَعْتَهُ عَلَی الغُیُوبِ وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ وَطَهِّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَنَقَّیْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ الأَئِمَّةِ الطّاهِرِینَ وَعَلی شِیعَتِهِمِ المُنْتَجَبِینَ وَبَلِّغْهُمْ مِنْ آمالِهِمْ أَفْضَلَ ما یَأْمُلُونَ وَاجْعَلْ
ذلِکَ مِنّا خالِصاً مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَشُبْهَةٍ وَرِیآءٍ وَسُمْعَةٍ حَتّی لا نُریدَ بِهِ غَیْرَکَ وَلا نَطْلُبَ بِهِ إِلاّ وَجْهَکَ. اَللَّهُمَّ إِنّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا وَغَیْبَةَ وَلِیِّنا وَشِدَّةَ الزَّمانِ عَلَیْنا وَوُقُوعَ الفِتَنِ بِنا وَتَظاهُرَ الأَعْدآءِ عَلَیْنا وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا وَقِلَّةَ عَدَدِنا. اَللَّهُمَّ فَاخْرُجْ ذلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَنَصْرٍ مِنْکَ تُعِزُّهُ وَإِمامِ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ إِلهَ الحَقِّ رَبَّ العالَمِینَ. اَللَّهُمَّ إِنّا نَسْأَلُکَ أَن تَأْذَنَ لِوَلِیِّکَ فِی إِظْهارِ عَدْلِکَ فِی عِبادِکَ وَقَتْلِ أَعْدآئِکَ فِی بِلادِکَ حَتّی لا تَدَعَ لِلْجَوْرِ یا رَبِّ دِعامَةً إِلاّ قَصَمْتَها وَلا بَقِیَّةً إِلاّ أَفْنَیْتَها وَلا قُوَّةً إِلاّ أَوْهَنْتَها وَلا رُکْناً إِلاّ هَدَدْتَهُ [هَدَمَتَهُ ]وَلا حَدّاً إِلاّ فَلَلْتَهُ وَلا سِلاحاً إِلاّ أَکْلَلْتَهُ وَلا رایَةً إِلاّ نَکَّسْتَها وَلا شُجاعاً إِلاّ قَتَلْتَهُ وَلا جَیْشاً إِلاّ خَذَلْتَهُ، وَارْمِهِمْ یا رَبِّ بِحَجَرِکَ الدّامِغِ وَاضْرِبْهُمْ بِسَیْفِکَ القاطِعِ وَبِبَأْسِکَ الَّذِی لا تَرُدُّهُ عَنِ القَوْمِ الُمجْرِمِینَ وَعَذِّبْ أَعْدآئَکَ وَأَعْدآءَ دِینِکَ وَأَعْدآءَ رَسُولِکَ بِیَدِ وَلِیِّکَ وَأَیْدِی عِبادِکَ المُؤْمِنِینَ. اَللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَحُجَّتَکَ فِی أَرضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَکِدْ [وَکَیْدَ ]مَنْ کادَهُ وَامْکُرْ مَنْ [بِمَنْ ]مَکَرَ بِهِ وَاجَعَلْ دآئرَةَ السُّوءِ عَلی مَنْ أَرادَ بِهِ سُوءً وَاقْطَعْ عَنْهُ مادَّتَهُمْ وَأَرْعِبْ لَهُ قُلُوبَهُمْ وَزَلْزِلْ لَهُ أَقْدامَهُمْ وَخُذْهُمْ جَهْرَةً وَبَغْتَةً، وَشَدِّدْ عَلَیْهِمْ عِقابَکَ وَاخْزِهُمْ فِی عِبادِکَ وَالْعَنْهُمْ فِی بِلادِکَ وَأَسْکِنْهُمْ أَسْفَلَ نارِکَ وَأَحِطْ بِهِمْ أَشَدَّ عَذابِکَ وَأَصْلِهِمْ ناراً وَاحْشُ قُبُورَ مَوْتاهُم ناراً وَأَصْلِهِمْ حَرَّ نارِکَ فَإِنَّهُمْ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ وَأَذَلُّوا (أَضَلُّوا) عِبادَکَ. اَللَّهُمَّ وَأَحْیِ بِوَلِیِّکَ القُرْآنَ وَأَرِنا نُورَهُ سَرْمداً لا ظُلْمَةَ فِیهِ، وَأَحْیِ بِهِ القُلُوبَ المَیِّتَةَ وَاشْفِ بِهِ الصُّدُورَ الوَغِرَةَ وَاجْمَعْ بِهِ الأَهْوآءَ الُمخَتْلِفَةَ عَلَی الحَقِّ وَأَقِمْ بِهِ الحُدُودَ المُعَطَّلَةَ وَالأَحْکامَ المُهْمَلَةَ حَتّی لا یَبْقی حَقٌّ إِلاّ ظَهَرَ وَلا عَدْلٌ إِلاّ زَهَرَ، وَاجْعَلْنا یا رَبِّ مِنْ أَعْوانِهِ وَمُقَوِّیَةِ سُلْطانِهِ وَالمُؤْتَمِرِین
لِأَمْرِهِ وَالرّاضِینَ بِفِعْلِهِ وَالمُسَلِّمِینَ لِأَحْکامِهِ، وَمِمَّنْ لا حاجَةَ لَهُ بِهِ اِلی التَّقِیَّةَ مِنْ خَلقِکَ أَنْتَ یا رَبِّ الَّذِی تَکْشِفُ السُّوءَ (الضُّرَّ) وَتُجِیبُ المُضْطَرَّ إِذا دَعاکَ وَتُنْجِی مِنَ الکَرْبِ العَظِیمِ فَاکْشِفْ یا رَبِّ الضُّرَّ عَنْ وَلِیِّکَ وَاجْعَلْهُ خَلِیفَةً فِی أَرْضِکَ کَما ضَمِنْتَ لَهُ. اَللَّهُمَّ وَلا تَجْعَلنی مِن خُصَمآءِ آلِ مُحَمَّدٍ وَلا تَجْعَلْنِی مِنْ أَعْدآءِ آلِ مُحَمَّدٍ وَلا تَجْعَلْنِی مِن أَهْلِ الحَنْقِ، وَالغَیْظِ عَلی آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلامُ فَإِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ ذلِکَ فَأَعِذْنِی وَأَسْتَجِیرُ بِکَ فَأَجِرْنِی. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِی بِهِمْ فآئِزاً عِنْدَکَ فِی الدُّنْیا وَالآخِرَةِ وَمِنَ المقَرَّبِینَ [آمِینَ رَبَّ العالَمِینَ »؛(1)بار الها! خودت را به من بشناسان که البته اگر خود را به من نشناسانی، پیغمبرت را نخواهم شناخت. بار الها! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، حجّت تو را نخواهم شناخت. بار الها! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّتت را به من نشناسانی، از دینم گمراه میگردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهلیت نمیران و دلم را [از حق ]پس از آنکه هدایتم فرمودی، منحرف مگردان.
خداوندا! همچنانکه مرا به ولایت کسانی که طاعتشان را بر من حتم فرمودهای، از والیان امرت بعد از فرستادهات - که درود تو بر او و ایشان باد - هدایت کردهای و من ولایت والیان امرت را در دل گرفتم، [ولایت : امیر مؤمنان و حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و حجّت قائم مهدی - که درود
1) 44. کمال الدین و تمام النعمة، 2/512 - 515؛ جمال الأسبوع، 522 - 529، شایان ذکر است که نسخه کمالالدین با جمال الاسبوع تفاوتهایی دارد که در متن دعا مشخّص گردیده است. {مترجم}.
تو بر تمامی ایشان باد - . خداوندا! پس مرا بر دینم پایدار ساز و به طاعتت به کار گیر و دلم را برای ولیّ امرت نرم ساز و از آنچه خلقت را آزمودهای، مرا معاف دار و بر طاعت ولیّ امرت، مرا ثابت قدم بدار، آنکه از خلق خویش پنهانش کردهای پس به اذن تو از مردمان غایب گردیده و [فقط] در انتظار فرمان تو است و تو دانایی، بدون اینکه به کسی اعلام کرده باشی که کدامین وقت امر (قیام) ولیّ تو صلاحیت دارد، که او را اجازه فرمایی تا امر خویش را آشکار سازد و پرده [غیبت از خود برگیرد، پس مرا بر آن [غیبت ]شکیبایی ده، تا دوست نداشته باشم زودتر شدن آنچه تو تأخیر انداختهای و تأخیر افتادن آنچه تو پیش انداختهای، و از آنچه تو پوشیده داشتهای پرده برنگیرم و از آنچه کتمان فرمودهای کاوش نکنم، و در تدبیری که داری با تو ستیز ننمایم و نگویم چرا و چگونه و به چه جهت ولیّ امر آشکار نمیشود و حال آنکه زمین از ستم پُر گشته است و [بلکه تمام امور خویش را به تو واگذار نمایم. بار الها! از تو میخواهم ولیّ امرت را آشکارا و در حالی که امرت جاری شده باشد به من بنمایانی، با آگاهیام به اینکه چیرگی و قدرت و دلیل و برهان و خواست و اراده و توان و قوّت از آنِ تو است، پس آن چنان لطفی در حقّ من و تمام مؤمنین بفرمای تا به ولیّ تو - که درودهایت بر او و خاندانش باد - بنگریم، در حالی که گفتارش آشکار، دلالتش روشن، هدایتگر از گمراهی و شفا دهنده از نادانی آمده باشد. پروردگارا! دیدارش [یا مکان دیدارش را آشکار ساز و پایگاههایش را استوار گردان و ما را از کسانی قرار بده که دیده آنها به دیدارش روشن میشود، و ما را به خدمت او بدار و بر کیش او بمیران و در زمره او محشور گردان. خداوندا! او را از شرّ چیزهایی که آفریدهای و پدیدار نمودهای و به
وجود آوردهای و انشاء کردهای و صورتگری فرمودهای، در پناه خویش قرار ده و از پیش روی و پشت سر و از سمت راست و سمت چپ و از طرف بالا و پایینش محفوظش بدار به حفظ خودت، که هر کس را به آن نگهداری کنی گم نشود، و به او [در وجود او ]رسولت و جانشین رسولت را حفظ فرما.
بار الها! و عمرش را دراز کن و در [مدّت اجلِ او بیفزای و او را بر آنچه و آنکه ولایت و سرپرستی دادهای یاری کن و در گرامیداشتت نسبت به او بیفزای، که او است هدایت کننده راه یافته و بپاخاسته هدایت شده، و پاکیزه باتقوای منزّه [از هر عیب و نقص ]پاکیزه صفات، دارای مقام رضا و خشنودی خداوند، بردبار، تلاشگر، سپاسگزار. بار الها! و به سبب طولانی شدن دوران غیبت او و قطع گردیدن خبرش از ما، یقینمان را مگیر و یادش را از خاطرمان مبر و انتظار و ایمان به او و نیروی یقین در ظهورش و دعا برای حضرتش و درود فرستادن بر او را از ما مگیر، تا به درازا کشیدن غیبتش، ما را از ظهور و قیامش ناامید نسازد و باورمان در مورد آن همچون باور داشتنِمان نسبت به قیام فرستادهات - که درود تو بر او و آلش باد - بوده باشد، [و همچون یقینِمان ]بر آنچه از وحی و تنزیلت آورده محکم بماند، و دلهایمان را بر ایمان به او قوّت دِه، تا ما را به دست او در مسیر هدایت سلوک دهی و به برترین دلیل و میانهترین راه نایل سازی و ما را بر فرمانبرداری از او نیرو عطا فرمای و بر پیروی او پایدار گردان و ما را در حزب و یاران و انصار او، و از خشنودان به کارهای حضرتش قرار ده، و این [عقاید] را نه در زندگی و نه در هنگام مرگ، از ما سلب مکن، تا اینکه ما را بمیرانی در حالی که بر همین باور باشیم، بیآنکه در شکّ افتیم و نه پیمان شکنیم و نه در تردید واقع شویم و نه دروغ شماریم.
خدایا! فرجش را زودتر برسان و به یاریات او را تأیید فرمای و یارانش را یاری دِه و مخالفانش را خوار و ذلیل ساز و کسانی که با او به ستیز برخیزند و تکذیبش کنند، نابود گردان و حق را به او آشکار کن و باطل را به او نابود ساز، و به [ظهور] او بندگان مؤمنت را از مذلّت و خواری رهایی بخش و شهرهای جهان را به او [با نعمتها و آسایشها ]شاداب گردان و به [تیغ عدلِ او ]سرکشان کفر پیشه را به قتل برسان و سران گمراهی را درهم بشکن و جبّاران و کافران عالم را به او خوار گردان، و منافقین و پیمانشکنان و تمام مخالفان و ملحدان را در شرق و غرب زمین و خشکی و دریا و کوه و دشت آن به باد فنا ده، تا اینکه احدی از آنها را باقی مگذاری و اثری از آنان برقرار نداری و از لوث وجودشان بلاد خویش را پاک سازی، و سینههای بندگانت را از آنان شفا دِه و به وجود او، آنچه از دینت محو شده دوباره تجدید کن، و به [حکومت ]او آنچه از حُکمت تبدیل گشته و از سنّتت تغییر یافته اصلاح فرمای، تا دین تو به [وجود] او و بر دست او، تر و تازه و راست که هیچگونه کجی در آن و هیچ بدعتی با آن نباشد بازگردد، تا به وسیله عدالت او، آتشهای کافران را خاموش سازی، راستی که اوست بنده تو، که برای خودت خالصگردانیدهای و به منظور یاریِ پیامبرت [دینت انتخاب فرمودهای و به علم خویش اورا برگزیدهای و از گناهان محفوظ و معصومش ساختهای و از عیبها مبرّایش نمودهای و بر غیبها آگاهش کردهای وبر وی نعمت دادهای و از پلیدی پاکیزهاش داشتهای و از آلودگی برکنارش قرار دادهای.
خداوندا! پس بر او و بر پدرانش، امامانِ پاکیزه و بر شیعیان برگزیدهشان درود فرست و آنان را به برترین آرزوهایشان برسان و آن را خالص از هرگونه شکّ و شبهه
و ریا و شهرتطلبی قرار ده، تا جز تو از آن منظور دیگری نداشته باشیم و غیر از رضای تو چیزی نخواهیم.
بار الها! ما به درگاه تو شکوه میکنیم فقدان پیامبرمان و غیبت ولیّ و سرپرستمان و افتادن فتنهها در میانمان و همداستانی دشمنان علیه ما و کمی افرادمان را. خداوندا! پس آن را گشایش ده با پیروزی زودرسی و یاری شکستناپذیری از سوی خودت و امام عدل و دادی که آشکارش سازی، ای پروردگار عالمیان!.
خدایا! ما از تو میخواهیم که به ولیّ خودت فرمان دهی به آشکار نمودن عدل تو در بندگانت و کشتن دشمنان تو در سرزمینت، تا برای ستم هیچ ستونی را وا مگذاری - ای پروردگار! - مگر اینکه آن را درهم شکنی، و هیچ بنایی را جز اینکه نابود سازی، و هیچ نیرویی را مگر اینکه سُست گردانی، و هیچ پایهای را مگر اینکه ویران کنی، و هیچ حدّی مگر اینکه بیاثر سازی، و هیچ سلاحی مگر اینکه کُند نمایی، و هیچ پرچمی مگر اینکه سرنگون گردانی، و هیچ قهرمانی مگر اینکه بر خاک هلاکت افکنی، و هیچ ارتشی مگر اینکه خوار و زبون سازی، و ای پروردگار! آنان را با سنگ (قهر و غضبت) سنگباران کن و از دم شمشیر بُرّای انتقامت بگذران، و به عقوبت و بأس خویش - که از مردمان مجرم باز نمیداری - هلاکشان گردان، و دشمنان خودت و دشمنان فرستادهات را به دست ولیّ خویش و دست بندگان مؤمنت عذاب فرمای.
خدایا! ولیّ وحجّتت درزمینت را، ازبیم دشمنش ایمن بدار وهرآن کس با وی مکر و حیله کند، به او مکر کن و با هر که با وی نیرنگ بازد، نیرنگ بباز و تمام بدیها را بر بدخواهانش وارد ساز و مادّه و ریشه فسادشان را، از وجود مبارک او دور گردان
و دلهایشان را نسبت به آن جناب، مرعوب و ترسان ساز و گامهای آنان را برای حضرتش، لرزان فرمای وآشکارا وناگهانی آنان را [به عذاب بگیر وعقوبتت را برآنها شدید گردان و در میان بندگانت، خوارشان ساز و در بلاد خویش لعنتشان کن و در پستترین دَرَکهای جهنم جایشان ده و سختترین عذابت را برآنها فرودآور و به آتششان بسوزان وگورهای مردگانشان راپرآتش کن و آنها را به دوزخ واصل ساز، که آنها نماز راضایع گذاشتند وپیروی از شهوتها نمودند وبندگانت را خوار (گمراه) ساختند.
خدایا! و به وجود ولیّ خودت (حضرت حجّتعلیه السلام) قرآن را زنده کن و نور سرمدیاش را آنگونه که هیچ تاریکی در آن راه نیابد. به ما بنمایان و به (ظهور) آن بزرگوار، دلهای مرده را زنده بگردان و سینههای مؤمنین را که از فراق او مجروح شده، شفا ده و آرای مختلف را به وسیله او بر حق جمع گردان و به (دست باکفایت) او، حدود تعطیل شده و احکام متروک مانده را برپای فرما، تا هیچ حقّی نماند مگر اینکه آشکار شود، و هیچ عدلی مگر اینکه درخشان گردد. و ای پروردگار! ما را از یاران و تقویت کنندگان حکومتش و ممتثلین امرش و خشنودان از فعلش و تسلیم شوندگان نسبت به فرمانهایش قرار دِه و از کسانی که هیچ نیازی به تقیّه ندارند و (در اجرای احکام الهی) از خلق تو بیمی به دل راه ندهند. تو هستی ای پروردگار! که بدی (سختی) را برطرف میسازی و بیچاره را هرگاه تو را بخواند اجابت مینمایی و از بلای سخت نجات میدهی. پس ای پروردگار! هرگونه گزند را از ولیّ خویش برطرف فرمای و او را خلیفه در زمینت قرار دِه، چنانکه برایش تضمین کردهای.
خدایا! مرااز ستیزجویان با آل محمد و از دشمنان آل محمد قرار مده و مرا از
کینهتوزان و خشمکنندگان بر آل محمدعلیهم السلام قرار مده، که البته من ازاین امر به توپناه میبرم، پس مرا پناهده. و بهدرگاه تو پناهنده میشوم، پس مرا در حمایت خود بدار. خدایا! بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و مرا به وجود آنان نزد خودت، در دنیا و آخرت رستگار و پیروز گردان و از مقرّبان درگاهت قرار ده. و ای پروردگار عالمیان! دعایم را مستجاب فرمای.
توجّه: سید اجل علی بن طاووسرحمه الله در کتاب «جمال الاسبوع» هنگام یاد کردن دعای فوق و تشویق و ترغیب بر آن در روز جمعه بعد از نماز عصر، چنین گفته: «و این چیزی است که شایسته است هرگاه از تمام آنچه یادآور شدیم، از تعقیب عصر روز جمعه عذری داشته باشی، مبادا که این دعا را واگذاری، که ما البتّه این را از فضل خداوند - جلّ جلاله - دانستیم که آن را به ما اختصاص داده، پس بر آن اعتماد کن...»(1)سپس دعای یاد شده را با سندی که پیشتر آوردیم ذکر کرده، و این سخن دلالت میکند بر اینکه فرمانی در این باره از سوی مولایمان حضرت صاحب الزمان - عجّل اللَّه فرجه الشریف - به او صادر گردیده است، و این از کرامتها و مقامات سیّد بن طاووسرحمه الله بعید نیست که خداوند از برکات والای خویش بر او افاضه فرماید.
و از جمله دعاهای رسیده در طلب فرجِ مولایمان حضرت قائم مهدی
1) 45. جمال الاسبوع، 521.
مؤلّف کتاب «مِنَح البرکات» - که شرح مهج الدعوات است - از کتاب «اعلام الوری فی تسمیة القری» تألیف ابوسعید اسماعیل بن علی سمعانی حنفی حکایت کرده که: موسی بن بُغا، فرزند کُلَیب فرزند شمر فرزند مروان فرزند عمرو بن غطه از دژخیمان متوکّل و امرای آن پلید بود و فرمانداری قم را از سوی متوکل به عهده داشت، و این خبیث همان کسی است که متوکّل را بر میانگیخت که قبر مولای مظلوممان حضرت ابی عبد اللَّه الحسینعلیه السلام را خراب و کِشت نماید، و او ستمگری خونخوار و لجام گسیخته بود، بیش از ده
سال بر شهر و مردم قم حکومت داشت، مردم قم از او به شدّت میترسیدند، چون او دشمن سرسخت امامانعلیهم السلام بود و در میان مردم فساد ایجاد میکرد و آنها را به کشتن تهدید مینمود و تصمیم این کار را هم گرفته بود، که از دست او، به مولایمان حضرت حسن بن علی عسکریعلیهما السلام شکایت کردند، پس آن حضرت آنان را امر فرمود تا نماز مظلوم به جای آرند و با این دعا بر او نفرین کنند، هنگامی که این فرمان را به جای آوردند، خداوند او را نابود کرد و خدای عزیز مقتدر او را به ناگاه از میان برداشت و یک چشم برهم زدن هم او را مهلت نداد.
میگویم: این بود گفتار صاحب کتاب «مِنَح البرکات» که چون فارسی بود معنی آن را نقل کردم، و او چگونگی نماز مظلوم را یاد نکرده، و ما آنچه را در کتاب «مکارم الاخلاق» یافتهایم در اینجا یادآور میشویم. یک جای کتاب مذکور از جمله نمازهایی که یاد آورده از امام صادقعلیه السلام ضمن حدیثی است که: «هر گاه بر تو ظلم شد، پس غسل کن و دو رکعت نماز بگزار در جایی که چیزی تو را از آسمان محجوب نسازد، سپس بگو: «اَللَّهُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ ظَلَمَنِی وَلَیْسَ لِی أَحَدٌ أَصُولُ بِهِ غَیْرَکَ، فَاسْتَوْفِ لِی ظُلامَتِی السّاعَةَ السّاعَةَ بِالاِسْمِ الَّذِی سَأَلَکَ بِهِ المُضْطَرُّ، فَکَشفْتَ ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَمکَّنْتَ لَهُ فِی الأَرْضِ وَجَعَلْتَهُ خَلِیفَتَکَ عَلی خَلْقِکَ فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَسْتَوْفِیَ لِی ظُلامَتِی السّاعَةَ السّاعَةَ»(1)خداوندا! فلانی پسر فلانی به من ظلم کرد و هیچ
1) 46. مکارم الأخلاق، 332.
کس جز تو را ندارم که به وسیله او چیره شوم، پس برای من حقّی که به ستم از من گرفته شده، به طور کامل بازستان، همین ساعت، همین ساعت، به آن اسمی که بیچاره مضطرّ به آن تو را برخواند، پس آنچه ناراحتی داشت از او برطرف ساختی و او را در زمین توان بخشیدی و او را خلیفه بر خلقت قرار دادی، پس از تو مسألت دارم که بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و حقّ به ستم گرفته شده مرا به طور تمام و کمال همین ساعت بازستانی، همین ساعت».
امام صادقعلیه السلام فرمود: پس به درستی که دیری بر تو نخواهد گذشت تا اینکه آنچه دوست داری ببینی.
و در جای دیگر از کتاب «مکارم الاخلاق» گفته: «نماز مظلوم: دو رکعت نماز با هر سورهای از قرآن که بخواهی به جای میآوری و هر قدر که بتوانی بر محمد و آل او درود میفرستی سپس میگویی: «اَللَّهُمَّ إِنَّ لَکَ یَوْماً تَنْتَقِمُ فِیهِ لِلْمَظْلُومِ مِنَ الظّالِمِ لکِنَّ هَلَعی وَجَزَعِی لا یَبْلُغانِ بِیَ الصَّبْرَ عَلی أَناتِکَ وَحِلْمِکَ، وَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ فُلاناً ظَلَمَنِی وَاعْتَدی عَلَیَّ بِقُوَّتِهِ عَلی ضَعْفِی فَأَسْأَلُکَ یا رَبَّ العِزَّةِ وَقاسِمَ الاَرْزاقِ وَقاصِمَ الجَبابِرَةِ وَناصِرَ المَظْلُومِینَ أَنْ تُرِیَهُ قُدْرَتَکَ أَقْسَمْتُ عَلَیْکَ یا رَبَّ العِزَّةِ السّاعَةَ السَّاعَةَ»؛(1)خدایا! به درستی که تو را روزی هست که در آن روز برای مظلوم از ظالم انتقام میگیری، ولی ناشکیبایی و بیتابیام نمیگذارند که بر حلم و بردباری تو صبر کنم، و البته تو میدانی که فلانی بر من ستم نموده و با زورمندیاش بر ناتوانیام تعدّی کرده است، پس ای پروردگار عزیز و تقسیم کننده روزیها و درهم
1) 47. مکارمالأخلاق، 337.
کوبنده ستمگران و یاری کننده مظلومان! از تو میخواهم که قدرتت را به او نشان دهی. تو را سوگند میدهم ای صاحب عزّت! همین ساعت، همین ساعت.
محمد بن الحسن صفار به طور مرفوع روایت کرده که راوی گوید: به او (امامعلیه السلام) عرضه داشتم: فلانی ستم کننده بر من است، فرمود: وضوی درست بگیر و دو رکعت نماز به جای آور و خدای متعال را ثنا بگو و بر محمد و آل او درود بفرست، سپس بگو: «اَللَّهُمَّ إِنَّ فُلاناً ظَلَمَنِی وَبَغی عَلَیَّ فَأَبْلِهِ بِفَقْرٍ لا تُجْبِرُهُ وَبِسُوءٍ لا تَسْتُرهُ»
خدایا! به درستی که فلانی بر من ستم و بر حقّم تجاوز کرده است، پس او را به فقری که جبرانش نکنی و بدی که از او برکنار نسازی دچار گردان. راوی گوید: همین کار را کردم، آن ظالم به پیسی گرفتار شد.
و در روایت دیگری آمده که (امامعلیه السلام) فرمود: هر مؤمنی که بر وی ظلم شود، پس وضو گرفته و دو رکعت نماز به جای آورد، سپس بگوید: «اَللَّهُمَّ إِنِّی مَظْلُومٌ فَانْتَصِرْ»؛ پروردگارا! من مظلوم هستم، مرا یاری کن. و ساکت شود، جز این نیست که خداوند به زودی او را نصرت دهد.(1)
و در جای دیگر همان کتاب، از یونس بن عمار آمده که گفت: به حضرت ابی عبد اللَّه امام صادقعلیه السلام از دست مردی که مرا اذیت میکرد، شکایت کردم، فرمود: بر او نفرین کن. عرضه داشتم: او را نفرین کردم. فرمود: نه این چنین، بلکه از گناهان کَنده شو و روزه بگیر و نماز بخوان و صدقه بده، پس هرگاه
1) 48. مکارم الأخلاق، 338.
آخر شب شود وضوی کاملی بگیر، سپس برخیز دو رکعت نماز به جای آور، آنگاه در حال سجده بگو: «اَللَّهُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ قَد آذانِی. اَللَّهُمَّ اسْقِمْ بَدَنَهُ وَاقْطَعْ أَثَرَهُ وَأَنقِضْ أَجَلَهُ وَعَجِّلْ ذلِکَ فِی عامِهِ هذا»؛(1)خدایا! همانا فلانی پسر فلانی مرا اذیت کرده. خداوندا! بدنش را بیمار و اثرش را قطع و عمرش را کوتاه کن و این را در همین سال بر او برسان. راوی گوید: پس این کار را کردم، دیری نپایید که هلاک گشت.
و در جای دیگر همان کتاب آمده، فرمود: غسل کن و دو رکعت نماز بگزار و زانوهایت را بیرون آور و در جلو جای نماز قرار بده و صد بار بگو: «یا حَیُّ یا قَیُّومُ یا حَیُّ لا إِلهَ إِلاّ أَنْتَ بِرَحْمَتِکَ أَسْتَغِیثُ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَغِثْنِی السّاعَةَ السّاعَةَ»؛ ای خدای زنده پایدار! ای زندهای که هیچ معبود حقّی جز تو نیست! به رحمت تو پناه میبرم، پس بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و همین ساعت، همین ساعت به فریادم برس. پس هر گاه از آن فراغت یافتی، بگو: «أَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَلْطُفَ لِی وَأَنْ تَغْلِبَ لِی وَأَنْ تَمْکُرَ لِی وَأَنْ تَخْدَعَ لِی وَأَنْ تَکِیدَ لِی وَأَنْ تَکْفِیَنِی مَؤُونَةَ فُلانِ بْنِ فُلانٍ»؛(2)بار خدایا! از تو مسألت دارم که بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرستی و اینکه درباره من لطف کنی و مرا چیره سازی و برای من مکر فرمایی و برای من خدعه کنی و کید نمایی و از شرّ فلانی پسر فلانی خلاصم سازی. فرمود: این دعای پیغمبرصلی الله علیه وآله روز احُد بود.
و امّا دعای مورد بحث چنین است: «اَلحَمْدُ للَّهِِ شُکْراً لِنَعْمآئِهِ وَاسْتِدْعآءً لِمَزِیدِهِ وَاسْتِخْلاصاً بِهِ دُونَ غَیْرِهِ وَعِیاذاً بِهِ مِنْ کُفْرانِهِ وَالإِلْحادِ فِی
عَظَمَتِهِ وَکِبْرِیآئِهِ حَمْدَ مَنْ یَعْلَمُ أَنَّ ما بِهِ مِنْ نَعْمآئِهِ [نَعْمآءَ ]فَمِنْ عِنْدِ رَبِّهِ وَما مَسَّهُ مِنْ عُقُوبَتِه فَبسُوءِ جِنایَةِ یَدِهِ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی مُحَمَّدٍ عَبْدِهِ وَرَسُولِهِ وَخِیَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ وَذَرِیعَةِ المُؤْمِنِینَ إِلی رَحْمَتِهِ وَآلِهِ الطّاهِرِینَ وُلاةِ أَمْرِهِ. اَللَّهُمُّ إِنَّکَ نَدَبْتَ اِلی فَضْلِکَ وَأمَرْتَ بِدُعاءِکَ وَضَمِنْتَ الإجابَةَ لِعِبادِکَ وَ لَمْ تُخَیِّبْ مَنْ فَزَعَ اَلَیْکَ بِرَغْبَتِهِ وَقَصَدَ إِلَیْکَ بِحاجَتِهِ وَلَمْ تَرْجِعْ یَدٌ طالِبَةٌ صِفْراً مِنْ عَطآئِکَ وَلا خآئِبَةً مِنْ نِحَلِ هِباتِکَ، وَأَیُّ راحِلٍ رَحَلَ إِلَیْکَ فَلَمْ یَجِدْکَ قَرِیباً أَوْ [أیُّ ]وافِدٍ وَفَدَ عَلَیْکَ فَاقْتَطَعَتْهُ عَوآئِقُ الرَّدِّ دُونَکَ بَلْ أَیُّ مُحْتَفِرٍ مِنْ فَضْلِکَ لَمْ یُمْهِهِ فَیْضُ جُودِکَ، وَأَیُّ مُسْتَنْبِطٍ لِمَزِیدِکَ أَکْدی دُونَ اسْتِماحَةِ سِجالِ عَطِیَّتِکَ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَیْکَ بِرَغْبَتِی وَقَرَعَتْ بابَ فَضْلِکَ یَدُ مَسْأَلَتِی وَناجاکَ بِخُشُوعِ الاِسْتِکانَةِ قَلْبِی وَوَجَدْتُکَ خَیْرَ شَفِیعٍ لِی إِلَیْکَ وَقَدْ عَلِمْتَ ما یَحْدُثُ مِنْ طَلِبَتِی قَبْلَ أَنْ یَخْطُرَ بِفِکْرِی أَوْ یَقَعَ فِی خَلَدِی، فَصِلِ اللَّهُمَّ دُعآئِی إِیّاکَ بِإِجابَتِی وَأَشْفِعْ مَسْأَلَتِی بِنُجْحِ طَلِبَتِی. اَللَّهُمَّ وَقَدْ شَمَلَنا زَیْغُ الفِتَنِ وَاسْتَوْلَتْ عَلَیْنا عَشْوَةُ الحِیرَةِ وَقارَعَنَا الذُّلُّ وَالصَّغارُ وَحَکَمَ عَلَیْنا غَیْرُ المَأْمُومِینَ فِی دِینِکَ وَابْتَزَّ أُمُورَنا مَعادِنُ الأُبَنِ مِمَّنْ عَطَّلَ حُکْمَکَ وَسَعی فِی إِتْلافِ عِبادِکَ وَإِفْسادِ بِلادِکَ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ عادَ فَیْئُنا دَوْلَةً بَعْدَ القِسْمَةِ وَإِمارَتُنا غَلَبَةً بَعْدَ المَشْوَرَةِ وَعُدْنا مِیراثاً بَعْدَ الاِخْتِیارِ لِلْأُمَّةِ فَاشْتُرِیَت المَلاهِی وِ الْمِعازِفُ بِسَهْمِ الیَتیمِ وَالأرْمَلَةِ وَحَکَمَ فی أبشارِ الْمُؤمنینَ أهْلُ الذِّمَّةِ وَوَلِیَ القِیامَ بِأُمُورِهِمْ فاسِقُ کُلِّ قَبِیلَةٍ فَلا ذآئِدَ یَذُودُهُمْ عَنْ هَلَکَةٍ وَلا راعٍ یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ بِعَیْنِ الرَّحْمَةِ وَلا ذُو شَفَقَةٍ یُشْبِعُ الکَبِدَ الحَرّی مِنْ مَسْغَبَةٍ، فَهُمْ أُولُو ضَرْعٍ بِدارٍ مُضَیَّعَةٍ وَأُسَرآءُ مَسْکَنَةٍ وَحُلَفآءُ کَآبَةٍ وَذِلَّةٍ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ اِسْتَحْصَدَ زَرْعُ الباطِلِ وَبَلَغَ نِهایَتَهُ
وَاسْتَحْکَمَ عَمُودُهُ وَاسْتَجْمَعُ طَرِیدُهُ وَخَذْرَفَ وَلِیدَهُ وَبَسَقَ فَرْعُهُ وَضُرِبَ بِجِرانِهِ. اَللَّهُمَّ فَأَتِحْ لَهُ مِنَ الحَقِّ یَداً حاصِدَةً تُصْعِدُ [تَصْرَعُ ]قآئمَهُ وَتَهْشِمُ سُوقَهُ وَتَجُبُّ سِنامَهُ وَتَجْدَعُ مَراغِمَهُ لِیَسْتَخْفَی الباطِلُ بِقُبْحِ صُورِتِهِ وَیَظْهَرَ الحَقُّ بِحُسْنِ حِلْیَتِهِ. اَللَّهُمَّ وَلا تَدَعْ لِلْجَوْرِ دِعامَةً إِلّا قَصَمْتَها وَلا جُنَّةً إِلّا هَتَکْتَها وَلا کَلِمَةً مُجْتَمِعَةً إِلّا فَرَّقْتَها وَلا سَرِیَّةَ ثِقْلٍ إِلّا خَفَّفْتَها وَلا قآئِمَةَ عُلُوٍّ إِلّا حَطَطْتَها وَلا رافِعَةَ عَلَمٍ إِلّا نَکَّسْتَها وَلا خَضْرآءَ إِلّا أَبَرْتَها. اَللَّهُمَّ فَکَوِّرْ شَمْسَهُ وَحُطَّ نُورَهُ وَأَطْمِسْ ذِکْرَهُ وَارْمِ بِالحَقِّ رَأْسَهُ وَفُضَّ جُیُوشَهُ وَأَرْعِبْ قُلُوبَ أَهْلِهِ. اَللَّهُمَّ وَلا تَدَعْ مِنْهُ بَقِیَّةً إِلّا أَفْنَیْتَ وَلا بُنْیَةً إِلّا سَوَّیْتَ وَلا حَلَقَةً إِلّا قَصَمْتَ [فَصَمْتَ ]وَلا سِلاحاً إِلّا أَکْلَلْتَ وَلا حَدّاً إِلّا فَلَلْتَ [أَفْلَلْتَ وَلا کُراعاً إِلَّا اجْتَحْتَ وَلا حامِلَةَ عَلَمٍ إِلّا نَکَّسْتَ. اَللَّهُمَّ وَأَرِنا أَنْصارَهُ عَبادِیدَ بَعْدَ أُلْفَةٍ وَشَتّی بَعْدَ اجتِماعِ الکَلِمَةِ وَمُقْنِعِی الرَّؤُسِ بَعْدَ الظُّهُورِ عَلَی الأُمَّةِ وَأَسْفِرْ لَنا عِنْ نَهارِ العَدْل وَأَرِناهُ سَرْمَداً لا ظُلْمَةَ فِیهِ وَنُوراً لا شَوْبَ مَعَهُ وَأَهْطِلْ عَلَیْنا ناشِئَتَهُ وَأَنْزِلْ عَلَیْنا بَرَکَتَهُ وَأَدِلْ لَهُ مِمَّنْ ناواهُ وَانْصُرْهُ عَلی مَنْ عاداهُ. اَللَّهُمَّ وَأَظْهِرْ [بِهِ الحَقَّ وَأَصْبِحْ بِهِ فِی غَسَقِ الظُّلَمِ وَبُهَمِ الحَیْرَةِ. اَللَّهُمَّ وَأَحْیِ بِهِ القُلُوبَ المَیِّتَةَ وَاجْمَعْ بِهِ الأهْواءَ الْمُتَفَرِّقَةَ وَالآراءَ الُْمخْتَلِفَةَ وَأقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ وَالأحْکامَ المُهْمَلَةَ وَأَشْبِعْ بِهِ الخِماصَ السّاغِبَةَ وَأَرِحْ بِهِ الأَبْدانَ اللّاغِبَةَ المُتْعَبَةَ، کَما أَلْهَجْتَنا بِذِکْرِهِ وَأَخْطَرْتَ بِبالِنا دُعآئَکَ لَهُ وَوَفَّقْتَنا لِلدُّعآءِ إِلَیْهِ وَحِیاشَةَ أَهْلِ الغَفْلَةِ عَنْهُ وَأَسْکَنْتَ فِی قُلُوبِنا مَحَبَّتَهُ وَالطَّمَعَ فِیهِ وَحُسْنَ الظَّنِّ بِکَ لِإِقامَةِ مَراسِمِهِ. اَللَّهُمَّ فَآتِ لَنا مِنْهُ عَلی أَحْسَنِ یَقِینٍ یا مُحَقِّقَ الظُّنُونِ الحَسَنَةِ وَیا مُصَدِّقَ الآمالِ المُبْطَنَةِ [المُبَطَّئَةِ]. اَللَّهُمَّ وَأَکْذِبْ بِهِ المُتَأَلِّینَ عَلَیْکَ فِیهِ وَاخْلُفْ بِهِ ظُنُونَ القانِطِینَ مِنْ
رَحْمَتِکَ وَالآیِسِینَ مِنْهُ، اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا سَبَباً مِنْ أَسْبابِهِ وَعَلَماً مِنْ أَعْلامِهِ وَمَعْقِلاً مِنْ مَعاقِلِهِ وَنَضِّرْ وُجُوهَنا بِتَحْلِیَتِهِ وَأَکْرِمْنا بِنُصْرَتِهِ وَاجْعَلْ فِینا خَیْراً تُظْهِرُنا لَهُ وَبِهِ وَلا تُشْمِتْ بِنا حاسِدِی النِّعَمِ وَالمُتَرَبِّصِینَ بِنا حُلُولَ النَّدَمِ وَنُزُولَ المَثُلِ فَقَدْ تَری یا رَبِّ بَرآئَةَ ساحَتِنا وَخُلُوَّ ذَرْعِنا مِنَ الإِضْمارِ لَهُمْ عَلی إِحْنَةٍ وَالَّتمَنِّی لَهُمْ وُقُوعَ جآئِحَةٍ وَما تَنازَلَ مِنْ تَحْصِینِهِمْ بِالعافِیَةِ وَما أَضْبَئُوا لَنا مِنْ اِنْتِهازِ الفُرْصَةِ وَطَلَبِ الوُثُوبِ بِنا عِنْدَ الغَفْلَةِ، اَللَّهُمَّ وَقَدْ عَرَّفْتَنا مِنْ أَنْفُسِنا وَبَصَّرْتَنا مِنْ عُیُوبِنا خِلالاً نَخْشی أَنْ تَقْعُدَ بِنا عَنْ اِشْتِهارِ [اِسْتِیهالِ ]إِجابَتِکَ وَأَنْتَ المُتَفَضِّلُ عَلی غَیْرِ المُسْتَحِقِّینَ وَالمُبْتَدِئُ بِالإِحْسانِ غَیْرَ السّآئِلِینَ، فَأْتِ لَنا فِی أَمْرِنا عَلی حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَفَضْلِکَ وَامِتْنانِکَ إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحْکُمُ ما تُرِیدُ إِنّا إِلَیْکَ راغِبُونَ وَمِنْ جَمِیعِ ذُنُوبِنا تآئِبُونَ. اَللَّهُمَّ وَالدّاعِی إِلَیْکَ وَالقآئِمِ بِالقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ الفَقِیرِ إِلی رَحْمَتِکَ الُمحْتاجِ إِلی مَعُونَتِکَ عَلی طاعَتِکَ، إِذِ ابْتَدَأْتَهُ بَنِعْمَتِکَ وَأَلْبَسْتَهُ أَثْوابَ کَرامَتِکَ وَأَلْقَیْتَ عَلَیْهِ مَحَبَّةَ طاعَتِکَ وَثَبَّتَّ وَطْأَتَهُ فِی القُلُوبِ مِنْ مَحَبَّتِکَ وَوَفَّقْتَهُ لِلقِیامِ بِما أَغْمَضَ فِیهِ أَهْلُ زَمانِهِ مِنْ أَمْرِکَ وَجَعَلْتَهُ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِی عِبادِکَ وَناصِراً لِمَنْ لا یَجِدُ [لَهُ ]ناصِراً غَیْرَکَ وَمُجدِّداً لِما عُطِّلَ مِنْ أَحْکامِ کِتابِکَ وَمُشَیَّداً لِما دُثِرَ [رُدَّ] مِنْ أَعْلامِ سُنَنِ نَبِیِّکَ [دِینِکَ ]عَلَیْهِ وَآلِهِ سَلامُکَ وَصَلَواتُکَ وَرَحْمَتُکَ وَبَرَکاتُکَ فَاجْعَلْهُ اللَّهُمَّ فِی حِصانَةٍ مِنْ بَأْسِ المُعْتَدِینَ وَأَشْرِقْ بِهِ القُلُوبَ الُمخْتَلِفَةَ مِنْ بُغِاةِ الدِّینِ وَبَلِّغْ بِهِ أَفْضَلَ ما بَلَّغْتَ بِهِ القآئِمِینَ بِقِسْطِکَ مِنْ أَتْباعِ النَّبِیِّینَ. اَللَّهُمَّ وَأَذْلِلْ بِهِ مَنْ لَمْ تُسْهِمْ لَهُ فِی الرُّجُوعِ إِلی مَحَبَّتِکَ وَمَنْ نَصَبَ لَهْ العَداوَةَ وَارْمِ بِحَجَرِکَ الدّامِغِ مَنْ أَرادَ التَّأْلِیبَ عَلی دِینِکَ بِإِذْلالِهِ وَتَشْتِیتِ أَمْرِهِ [جَمْعِهِ ]وَاغْضَبْ
لِمَنْ لا تِرَةَ لَهُ وَلا طائِلَةَ وَعادَی الأَقْرَبِینَ وَالأَبْعَدِینَ فِیکَ مَنّاً مِنْکَ عَلَیْهِ لا مَنّاً مِنْهُ عَلَیْکَ. اَللَّهُمّ فَکَما نَصَبَ نَفْسَهُ غَرَضاً فِیکَ لِلأَبْعَدِینَ وَجادَ بِبَذْلِ مُهْجَتِهِ لَکَ فِی الذَّبِّ عَنْ حَرِیمِ المُؤْمِنِینَ وَرَدَّ شَرَّ بُغاةِ المُرْتَدِّینَ المُرِیبِینَ حَتّی أَخْفی ما کانَ جُهِرَ بِهِ مِنَ المَعاصِی وَأَبْدی ما کانَ نَبَذَهُ العُلَمآءُ وَرآءَ ظُهُورِهِمْ مِمّا أَخَذْتَ مِیثاقَهُمْ عَلی أنْ یُبَیِّنُوهُ لِلنّاسِ وَلا یَکْتُمُوهُ وَدَعا إِلی إفْرادِکَ بِالطّاعَةِ وَأَنْ لا یَجْعَلَ لَکَ شَرِیکاً مِنْ خَلْقِکَ، یَعْلُو أَمْرُهُ عَلی أَمْرِکَ مَعَ ما یَتَجَرَّعُهُ فِیکَ مِنْ مِراراتِ الغَیْظِ الجارِحَةِ بِمَواسّ [بَحَواسّ، بِحَواشِی ]القُلُوبِ وَما یَعْتَوِرُهُ مِنَ الغُمُومِ وَیَفْرُغُ عَلَیْهِ مِنْ أَحْداثِ الخُطُوبِ وَیَشْرَقُ بِهِ مِنَ الغُصَصِ الَّتِی لا تَبْتَلِعُهَا الحُلُوقُ وَلا تَحْنُو عَلَیْهَا الضُّلُوعُ مِنْ نَظْرَةٍ إِلی أَمْرٍ مِنْ أَمْرِکَ وَلا تَنالُهُ یَدُهُ بِتَغْیِیرِهِ وَرَدِّهِ إِلی مَحَبَّتِکَ. فَاشْدُدِ اللَّهُمَّ أَزْرَهُ بِنَصْرِکَ وَأَطِلْ باعَهُ فِیما قَصُرَ عَنْهُ مِنِ اطّرادِ الرّاتِعِینَ حِماکَ وَزِدْهُ فِی قُوَّتِهِ بَسْطَةً مِنْ تَأْیِیدِکَ وَلا تُوحِشْنا مِنْ أُنْسِهِ وَلا تَخْتَرِمْهُ دُونَ أَمَلِهِ مِنَ الصَّلاحِ الفاشِی فِی أَهْلِ مِلَّتِهِ وَالعَدْلِ الظّاهِرِ فِی أُمَّتِهِ. اَللَّهُمَّ وَشَرِّفْ بِمَا اسْتَقْبَلَ بِهِ مِنَ القِیامِ بِأَمْرِکَ لَدی مَوْقِفِ الحِسابِ مُقامَهُ وَسُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّداً صَلَواتُکَ علیهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ وَمَنْ تَبِعَهُ عَلی دَعْوَتِهِ وَأَجْزِلْ لَهُ عَلی ما رَأَیْتَهُ قآئِماً بِهِ مِنْ أَمْرِکَ ثَوابَهُ وَأَبِنْ قُرْبَ دُنُوِّهِ مِنْکَ فِی حَیاتِهِ وَارْحَمْ اِسْتَکانَتَنا مِنْ بُعْدِهِ وَاسْتِخْذآئِنا لِمَنْ کُنَّا نَقْمَعُهُ بِهِ إِذْ أَفْقَدْتَنا وَجْهَهُ وَبَسَطْتَ أَیْدِیَ مَنْ کُنّا نَبْسُطُ أَیْدِیَنا عَلَیْهِ لِنَرُدَّهُ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَافْتِراقَنا بَعْدَ الأُلْفَةِ وَالاِجْتِماعِ تَحْتَ ظِلِّ کَنَفِهِ وَتَلَهُّفَنا عِنْدَ الفَوْتِ عَلی ما أَقْعَدْتَنا عَنْهُ مِنْ نُصْرَتِهِ وَطَلَبِنا مِنَ القِیامِ بِحَقِّ ما لا سَبییلَ لَنا إِلی رَجْعَتِهِ. وَاجْعَلْهُ اللَّهُمَّ فِی أَمْنٍ مِمّا یُشْفَقُ عَلَیْهِ مِنْهُ وَرُدَّ عَنْهُ مِنْ سِهامِ المَکایِدِ ما یُوَجِّهُهُ أَهْلُ الشَّنَئانِ إِلَیْهِ وَإِلی شُرَکآئِهِ فِی
أَمْرِهِ وَمُعاوِنِیهِ عَلی طاعَةِ رَبِّهِ الَّذِینَ جَعَلْتَهُمْ سِلاحَهُ وَحِصْنَهُ وَمَفْزَعَهُ وَأُنْسَهُ الَّذِینَ سَلَوْا عَنِ الأَهْلِ وَالأَوْلادِ وَجَفَوا الوَطَنَ عَطَّلُوا الوَثِیرَ مِنَ المِهادِ وَرَفَضُوا تِجاراتِهِمْ وَأَضَرُّوا بِمَعایِشِهِمْ وَفُقِدُوا فِی أَنْدِیَتِهِمْ بِغَیْرِ غَیْبَةٍ عَنْ مِصْرِهِمْ وَحالَفُوا البَعِیدَ مِمَّنْ عاضَدَهُمْ عَلی أَمْرِهِمْ وَقَلَوُا القَرِیبَ مِمَّنْ صَدَّ عَنْ وِجْهَتِهِمْ [عَنْهُمْ وَعَنْ جِهَتِهِمْ ]فَائْتَلَفُوا بَعْدَ التَّدابُرِ وَالتَّقاطُعِ فِی دَهْرِهِمْ وَقَطَعُوا [قَلَعُوا ]الأَسْبابَ المُتَّصِلَةِ بِعاجِلِ حُطامِ الدُّنْیا فَاجْعَلْهُمُ اللَّهُمَّ فِی أَمْنِ حِرْزِکَ وَظِلِّ کَنَفِکَ وَرُدَّ عَنْهُمْ بَأْسَ مَنْ قَصَدَ إِلَیْهِمْ بِالعَداوَةِ مِنْ عِبادِکَ وَأَجْزِلْ لَهُمْ عَلی دَعْوَتِهِمْ مِنْ کِفایَتِکَ وَمَعُونَتِکَ وَأَمِدَّهُمْ [أَیِّدْهُمْ ]بِتَأْیِیدِکَ وَنَصْرِکَ وَأَزْهِقْ بِحَقِّهِمْ باطِلَ مَنْ أَرادَ إِطْفآءَ نُورِکَ. اَللَّهُمَّ وَامْلَأْ بِهِمْ کُلَّ أُفُقٍ مِنَ الآفاقِ وَقُطْرٍ مِنَ الأَقْطارِ قِسْطاً وَعَدْلاً وَمَرْحَمَةً وَفَضْلاً وَاشْکُرْهُمْ عَلی حَسَبِ کَرَمِکَ وَجُودِکَ وَما مَنَنْتَ بِهِ عَلَی القآئِمِینَ بِالقِسْطِ مِنْ عِبادِکَ وَادَّخَرْتَ لَهُمْ مِنْ ثَوابِکَ ما تَرْفَعُ لَهُمْ بِهِ الدَّرَجاتِ إِنَّکَ تَفْعَلُ ما تَشآءُ وَتَحکُمُ ما تُریدُ(1)وَصَلَّی اللَّهُ عَلی خِیَرَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرِینَ [الأَطْهارَ]. اَللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ هذِهِ النُّدْبَةَ امْتَحَتْ دِلالَتُها وَدَرَسَتْ أَعْلامُها وَعَفَتْ آلآءُ ذِکْرِها وَتِلاوَةَ الحُجَّةِ بِها. اَللَّهُمَّ إِنِّی أَجِدُ بَیْنِی وَبَیْنَکَ مُشْتَبِهاتٍ تَقْطَعُنِی دُونَکَ، وَمُبْطِئاتٍ تُقْعِدُنِی عَنْ إِجابَتِکَ، وَقَدْ عَلِمْتَ أَنَّ عَبْدَکَ لا یَرْحَلُ إِلَیْکَ إِلّا بِزادٍ وَإِنَّکَ لا تُحْجَبُ عَنْ خَلْقِکَ إِلّا أَنْ تُحْجِبَهُمُ الأَعْمالُ دُونَکَ، وَقَدْ عَلِمْتُ أَنَّ زادَ الرّاحِلِ إِلَیْکَ، عَزْمُ إِرادَةٍ یَخْتارُکَ بِها وَیَصِیرُ [فَیَصِیرُ] بِها إِلی ما یُؤَدّی إِلَیْکَ. اَللَّهُمَّ وَقَدْ ناداکَ بِعَزْمِ إِرادَةِ قَلْبِی وَاسْتَبْقی نِعْمَتَکَ
1) 51. تا اینجا طبق روایت مهج الدعوات پایان دعا است. و بقیه در مصباح المتهجد 137 - 144 و مختصر المصباح آمده است. {مؤلف}
بِفَهْمِ حُجَّتِکَ لِسانِی وَما تَیَسَّرَ لِی مِنْ إِرادَتِکَ. اَللَّهُمَّ فَلَا اخْتَزِلَنَّ عَنْکَ وَأَنَا أؤُمُّکَ، وَلَا اخْتَلِجَنَّ عَنْکَ وَأَنَا أَتَحَراکَ. اَللَّهُمَّ وَأَیِّدْنا بِما تَسْتَخْرِجُ بِهِ فاقَةَ الدُّنْیا مِنْ قُلُوبِنا وَتَنْعَشُنا مِنْ مَصارِعِ هَوانِها [هَواها ]وَتهْدِمُ بِهِ عَنّا ما شُیِّدَ مِنْ بُنْیانِها، وَتَسْقِیَنا بِکَأْسِ السَّلْوَةِ عَنْها حَتّی تُخَلِّصَنا لِعِبادَتِکَ وَتُورِثَنا مِیراثَ أَوْلِیآئِکَ الَّذین ضَرَبْتَ لَهُمُ المَنازِلَ إِلی قَصْدِکَ وَآنَسْتَ وَحْشَتَهُمْ حَتّی وَصَلُوا إِلَیْکَ. اَللَّهُمَّ وَإِنْ کانَ هَویً مِنْ هَوَی الدُّنْیا أَوْ فِتْنَةً مِنْ فِتَنِها عَلِقَ بِقُلُوبِنا حَتّی قَطَعَنا عَنْکَ اَوْ حَجَبَنا عَنْ رِضْوانِکَ أَوْ قَعَدَ بِنا عَنْ إِجابَتِکَ. اَللَّهُمَّ فَاقْطَعْ کُلَّ حَبْلٍ مِنْ حِبالِها جَذَبَنا عَنْ طاعَتِکَ وَأَعْرَضَ بِقُلُوبِنا عَنْ أَدآءِ فَرآئِضِکَ وَاسْقِنا عَنْ ذلِکَ سَلْوَةً وَصَبْراً یُورِدُنا عَلی عَفْوِکَ وَیُقَوِّمُنا [وَیُقَدِّمُنا] عَلی مَرْضاتِکَ إِنَّکَ وَلِیُّ ذلِکَ. اَللَّهُمَّ وَاجْعَلْنا قآئِمِینَ عَلی أَنْفُسِنا بِأَحْکامِکَ، حَتّی تُسْقِطَ عَنّا مُؤَنَ المَعاصِی وَاقْمَعِ الأَهْوآءَ أَنْ تَکُونَ مُشاوَرَةً [مُساوَرَةً ]وَهَبْ لَنا وَطْئَ آثارِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ وَاللُّحُوقَ بِهِمْ حَتّی یَرْفَعَ الدِّیْنُ [حَتّی تَرْفَعَ لِلدِّینِ أَعْلاماً] أَعْلامَهُ ابْتِغآءَ الیَوْمِ الَّذِی عِنْدَکَ. اَللَّهُمَّ فَامْنُنْ [فَمُنَ عَلَیْنا بِوَطْئِ آثارِ سَلَفِنا وَاجْعَلْنا خَیْرَ فُرُطٍ لِمَنِ ائْتَمَّ بِنا فَإِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَذلِکَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسیِرٌ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرّاحِمِینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ [النَّبِیِ وَآلِهِ الطَّیِّبِینَ الطّاهِرِینَ الأَبْرارَ [وَسَلَّمَ تَسْلِیماً]»؛ حمد مخصوص خداوند است به جهت شکر نعمتهایش، و به خاطر استدعای فزونیاش و خالص شدن تنها برای او به عنایت او و به ذات اقدسش پناه بردن، از اینکه کفران نعمتهایش انجام گردد، و به عظمت و کبریاییاش الحاد شود، حمد کسی که میداند آنچه نعمت دارد، از پروردگارش میباشد و هر آنچه از عقوبت او به وی میرسد، براثر کارهای ناشایست
خودش و از دست اعمالش میرسد. و درود خداوند بر حضرت محمّد بنده و رسول او، برگزیده از خلقش و وسیله مؤمنین به سوی رحمت الهی، و بر آل اوعلیهم السلام که ولیّ امر اویند.
خدایا! تو به فضلت فرا خواندی و به دعایت امر فرمودی و برای بندگانت اجابت دعا را ضمانت کردی، و هرکس که با رغبت به سوی تو آمد و حاجت به درگاه تو آورد، ناامید نساختی و هیچ دست حاجت خواهی را خالی از عطایت بازنگردانیدی و از بخششها و مراحمت ناامید نفرمودی، و کدام رَوَندهای به درگاه تو روی آورد و تو را نزدیک نیافت، یا کدام وارد شونده بر تو وارد گردید و موانعی او را از رسیدن به تو بازداشت؟! بلکه کدام کاوشگر از فضل تو به فیض جود تو سیراب نگشت و کدام تلاشگر افزونخواه از عطای سیلآسای تو نومید بازگردید؟!
خدایا! و من با درخواستم به سوی تو روی آوردهام و درر فضل تو را با دست مسألت خویش کوبیدهام، و دلم با خشوع بیچارگی با تو راز همی گوید و تو را بهترین شفیع خودم نزد تو یافتهام، هر حاجت که برایم پدید میآید، پیش از آنکه به اندیشهام راه یابد یا از ذهنم بگذرد، میدانی. پس ای پروردگار! دعایم را به اجابت مقرون و متّصل گردان و درخواستم را با رسیدنم به مقصود همراه ساز.
خدایا! و همانا انحراف فتنهها ما را فرا گرفت و پرده حیرت بر ما فرو اُفتاد و خواری و کوچکی بر سر ما کوفته شد، و کسانی که در امر دین تو امانتدار نیستند، بر ما حکومت کردند و امور ما را کانونهای ابنه در ربودند؛ کسانی که حکم تو را تعطیل گذاشته و به از بین بردن بندگان و به فساد کشیدن بلاد تو اهتمام نمودهاند.
خدایا! و به درستی که حقّ ما، پس از تقسیم شدن در دست غاصبان متداول گشت و حکومت بر ما، پس از مشورت به چیره شدن و زورمندی واقع شد و پس از آنکه برگزیده امّت بودیم، میراث آنها شدیم که وسایل لهو و بازیگری با سهم یتیم و بیوه خریداری گردید و اهل ذمّه بر مردم مؤمن حکومت یافتند و فاسقان هر قبیله عهدهدار امور آنان گشتند، که نه دفاع کنندهای هست، تا آنها را از هلاکت دور سازد و نه سرپرستی که به آنان، با دیده مهر بنگرد و نه صاحب مهربانی که جگر تفتیده را از گرسنگی برهاند و آن را سیر کند. پس آنان با خواری در خانه گمشدهای واقع شدهاند و گرفتار فقر و همنشین اندوه و ذلّت میباشند.
خدایا! و کشتزار باطل را فصل درو فرا رسید و رشد آن مرحله نهاییاش را طی کرد و پایهاش را محکم ساخت و فراریانش را فراهم آورد و نوزادش به سرعت بزرگ و شاخهاش بلند گردید و همه جا را فرا گرفت.
خدایا! دست درو کنندهای از حق برآور که آن را فرو اَفکند و ساقهاش را خُرد سازد و مواضع قدرتش را منهدم کند و بینیاش رابه خاک بمالد، تاباطل باچهره کریهش مخفی گردد و حق با صورت زیبایش آشکار شود.
خدایا! و برای ستم هیچ ستونی بر جای مگذار، مگر اینکه آن را درهم بشکنی و هیچ سپری را، مگر اینکه از میان برداری و هیچ مجمع باطلی را، مگر اینکه پراکنده سازی و هیچ دسته مسلّحی را، مگر اینکه خلع سلاح فرمایی و هیچ پایه بلندی، مگر اینکه آن را فرو اَفکنی و هیچ پرچم افراشتهای را، مگر اینکه سرنگونش سازی و هیچ سرسبزی را، مگر اینکه نابود گردانی.
خدایا! خورشید ستم را تاریک و روشنیاش را زایل و یادش را محو گردان، و به وسیله حقّ، سر آن را جدا کن و لشکریانش را هلاک ساز و دلهای اهل آن را ترسان فرمای.
خدایا! و از برای آن باقیماندهای مگذار، جز اینکه بر باد فنا دهی و هیچ بنیادی، مگر اینکه با خاک یکسان نمایی و هیچ رشتهای را، مگر اینکه از هم بگسلی و هیچ اسلحهای، مگر اینکه آن را ضعیف سازی و هیچ تیزی را، مگر اینکه کُند نمایی و هیچ زمین دوردستی را، مگر اینکه تحت نفوذ حق قرار دهی و هیچ بردارنده پرچمی، مگر اینکه سرنگون سازی.
خدایا! و یاران باطل را پس از الفت به هم، در حالی که دشمن یکدیگر شده باشند، به ما بنمایان و بعد از آنکه با یکدیگر متّحدند، پراکندهشان ساز و پس از آنکه بر امّت غالب گردیدهاند، سرافکنده گردان و روز عدل و داد را آشکار فرمای و آن را همیشگی قرار ده،
که شبی در پی آن نیاید و نوری که هیچ چیز دیگری، بر آن نیامیزد و از نخستین ابرِ آن، ما را برخوردار ساز و برکتش را بر ما فرو ریز و آن را بر ستیزهجویانِ با وی غالب گردان و بر هر کس که با وی دشمن باشد، پیروزش بگردان.
خدایا! و حق را به وی آشکار و صبح آن را در تاریکیهای سخت و حیرتهای دشوار تابناک فرمای. خداوندا! و دلهای مرده را به او زنده کن و هواهای پراکنده و آراء مختلف را به او جمع و فراهم گردان و حدود تعطیل شده و احکام متروک مانده را به او برپا ساز و شکمهای گرسنه مستمند را به او سیر گردان و بدنهای خسته شده را به او راحت ببخشای، همچنان که زبان ما را به یاد او گرداندی و دعا کردن برای او را در
اندیشههایمان نشاندی و دعوت کردن و جمع نمودن و سوق دادن غافلان را به سوی او، به ما توفیق دادی و محبتش را در دلهای ما افکندی و خواستن او و گمان نیک نسبت به تو برای برپا ساختن مراسمش را در وجود او قرار دادی.
خدایا! پس برای ما وجود او را بر بهترین باورها پدید آور، ای تحقق دهنده گمانهای نیک و ای راست آورنده امیدهای پوشیده!
خدایا! و بر کسانی که درباره او نسبت به کار تو به تردید افتادهاند، حقیقت امر را روشن ساز و گمانهای ناامیدان از رحمت تو و مأیوسان از او را برخلاف درآور.
خدایا! ما را وسیلهای از وسایل او و نشانهای از نشانههای او و پناهگاهی از پناهگاههای او قرار ده، و ما را از آبرومندان دوران او به شمار آور و به یاری کردنش گرامیمان بدار و به برکت او در وجود ما سودی برای او قرار ده و مگذار که حسودان نعمتها و آنان که در انتظار شکستمان نشستهاند و آرزوی گرفتار شدنمان را دارند، ما را شماتت کنند که ای پروردگار! تو میبینی که از قدرت ما خارج است و از دستمان برنمیآید، که با دشمنانان درآویزیم و در پی نابودی و هلاکتشان برآییم؛ و نیز میبینی که تمام وسایل راحتی برای آنها فراهم است و نسبت به ما، چه کینهها که پنهان داشتهاند و در انتظار فرصت هستند و در پی یورش بردن علیه ما، هنگام غافل ماندنمان میباشند.
خدایا! و تو ما را از خودمان آگاه ساختهای و از عیبهایمان، خصلتهایی را به ما نشان دادهای، که بیم داریم آنها شایستگی اجابت تو را از ما سلب کنند و همانا تو بر کسانی که سزاوار نیستند تفضّل داری و بر غیر خواهندگان نیز، احسان آغاز میکنی؛
پس بر اساس کرم و جود و فضل و مرحمتت، نیاز ما را برآورده ساز، که به درستی تو، آنچه بخواهی انجام میدهی و هر آنچه اراده کنی حکم مینمایی، ما به سوی تو زاری میکنیم و از تمام گناهانمان توبه مینماییم.
خدایا! و آن دعوت کننده به سوی تو، و برپا کننده قِسط و داد از بندگان تو، که نیازمند رحمت تو و محتاج کمک به تو بر اطاعتت، که تو نعمتت را بر او آغاز فرمودهای و جامههای گرامیداشتت را بر اندامش پوشانیدهای، و مهر فرمانبرداریات را بر او افکندهای و جایگاه محبتت را در دلها، به وسیله او محکم فرمودهای و به برپا داشتن آنچه اهل زمانش از امر تو چشم پوشیدهاند، توفیقش دادهای، و پناهگاه بندگان مظلومت ساختهای، و یاری کننده هر آن کس که یاوری جز تو نمییابد، و تجدید کننده هر آنچه از احکام کتاب تو تعطیل مانده، و بنا کننده آنچه از نشانههای سنّت پیغمبرت - که بر او و خاندانش سلام و درود و رحمت و برکات تو باد - خراب (یا ردّ) شده است. پس ای پروردگار! او را از شرّ تجاوزگران در حفظ و حمایتت بگیر، و دلهایی که از دست ستمکنندگان به دین انحراف یافته، به او درخشان ساز و به (دست) او به برترین جایگاههایی که بپاخاستگان به قسط تو، از پیروان پیغمبران رسیدهاند، نایل فرمای.
خدایا! و هر آن کس را که سهمی از بازگشت به محبّتت برایش قرار ندادهای و هر که در پی دشمنی با او است، به [دست او خوار گردان و هر کس که با خواری او، میخواهد بر دین تو فساد ایجاد کند و جمع او را پراکنده سازد، را به سنگ شکنندهات گرفتار کن و به خاطر کسی که به جهت خودش، با هیچ نزدیک و دور و خویشاوند و بیگانه کینه و دشمنی ندارد و دشمنی او با خویش و بیگانه در راه تو است، به خاطر او غضب کن؛ البته تو بر او منّت داری نه اینکه از او بر تو منّتی باشد.
خدایا! پس همچنان که او خود را در راه تو، معرض آزار بیگانگان قرار داد و جان خویش را به خاطر حمایت از حریم مؤمنین، به راه تو سپرد و شرّ ستمگران مرتدّ تردید کننده را دفع کرد، تا اینکه گناهانی که آشکار شده بود مخفی داشت و آنچه علما پشت سر افکنده بودند - از اموری که پیمان گرفته بودی آنها را برای مردم بیان سازند و کتمان نکنند - آشکار نمود و به اقرار به اطاعت تو (یا تنها تو را اطاعت کردن) و اینکه احدی از آفریدگانت را با تو شریک ننمایند - که او بر امر تو برتری داده شود - دعوت کرد، با چشیدن همه تلخیهای خشم، که دلها را جریحهدار میسازد و آنچه پیاپی از غمها برای او پیش میآید و مصیبتهای تازهای که پیوسته بر او فرو میریزد و غصّههای غیر قابل تحمّلی که از گلوها فرو نمیشوند و مردمان تاب کشیدن بار آنها را ندارند، از جهت نظر افکندنی بر یکی از دستورات مخالفت شده تو، که [به سبب حجاب غیبت تغییر و بازگرداندنش به آنچه خواسته تو است، از دستش بر نمیآید.
خدایا! پس کمرش را با یاریات بربند و نسبت به آنچه پیش از این نمیتوانست انجام دهد، یعنی دور راندن چرا کنندگان در نعمتهایت، دستش را بازگردان و نیرویش را با تأییدت گسترش بخش و ما را با محروم شدن از انس به او، به وحشت مینداز و او را از آرزوی صلاح فراگیرنده اهل آیین او و عدالت آشکار شونده در امّتش باز مدار.
خدایا! و به جهت آنچه از امر تو بپاداشته، در ایستگاه حساب (روز قیامت) جایگاهش را والا قرار ده، و پیغمبرت محمد - که درود تو بر او و آل او باد - را به دیدارش شاد گردان و نیز پیروان دعوت آن حضرت را (به دیدار او) مسرور ساز و بر
آنچه از امرت که میبینی او به پای میدارد، پاداشش را افزون کن و نزدیک بودنش را نسبت به خویش، در زندگانیاش آشکار فرمای و به بیچارگی ما در غیبت او و سر فرود آوردنمان برای کسی که به وجود آن جناب او را خوار میداشتیم، چون چهرهاش را از ما پنهان ساختی بر ما رحم کن؛ و نیز کسانی که دستهای ما بر آنها باز بود تا از عصیان تو آنان را بازداریم، دستهایشان را بر ما گستردی و بعد از اجتماع و اُلفت در زیر سایه عنایت او پراکنده شدیم و افسوسمان را به هنگام مرگ، به جهت اینکه توفیق یاری او نصیبمان نشد و درخواستمان حقوقی را که ضایع گردیده و قابل تدارک نیست، رحم کن.
خدایا! و او را از آنچه بر وی از آن ترسیده میشود، در امان بدار و تیرهای نیرنگی که دشمنان به سوی او و شریکان در امر او و یارانش بر فرمانبرداری پروردگارش متوجّه میسازند، از آنان دور گردان، [یارانی ]که سلاح و دژ و پناهگاه و مایه انس او قرار دادهای، آنان که خاندان و فرزندان خویش را ترک گفتند و در وطن قرار نگرفتند و بسترهای راحت را واگذاشتند، از تجارتهایشان روی برگرفتند و به زندگی دنیوی و امر معاش خود بیاعتنا شدند و بی آن که از شهر و دیارشان غایب (و یا بینیاز) شده باشند از مجالسشان دور ماندند و با افراد بیگانهای که در امرشان آنان را یاری کنند همپیمان گشتند و نزدیکانشان را، که از آنان و شیوهشان روی تافتند، ترک نمودند و پس از پشت به هم کردن و جدایی در روزگار، با هم الفت گرفتند و از وسایل مربوط به زندگی ناچیز و گذرای دنیا یکباره بریدند.
خدایا! پس آنان را در امانِ محکم خویش بسپار و در سایه حمایتت قرار ده و آزار
هرکس از بندگانت که قصد دشمنی با ایشان را دارد، از آنان باز گردان و از جهت دعوتشان به سوی تو، کفایت و یاری و تأیید و پیروزیات را نسبت به آنان بسیار ساز و با یاری و تأییدت آنان را مدد (یاری) کن و با حقّ آنان باطل هر کس که میخواهد نور تو را خاموش سازد، نابود گردان.
خدایا! و هر شهر و دیار و تمام آفاق و اقطار را از قسط و عدل و رحمت و فضل آکنده ساز و بر آنچه سزاوار کرم و جود تو است، آنچنانکه بر بپاخاستگان به قسط از بندگانت منّت نهادهای و از ثوابت برایشان ذخیره فرمودهای، اینان را پاداش عطا کن، آنچنانکه درجاتشان را بالا بری، که البته تو آنچه بخواهی انجام میدهی و آنچه ارادهکنی حکم میفرمایی؛ ودرود خداوند بر برگزیدگان از خلقش حضرت محمد و خاندان پاکیزهاش باد.
خدایا! چنین مییابم که این دعوت دلالت و برکاتش محو گردیده و نیز احتجاج به آن زایل گشت.
خدایا! من میان خودم و تو موارد شبههناکی را مییابم، که مرا از تو جدا میسازند و کارهای ناپسندی، که از اجابت تو باز میدارند و من به یقین دانستهام که بنده تو، جز با همراهی توشه، به سوی تو رهسپار نگردد و تو از خلق خویش پوشیده نمیمانی، جز اینکه کارهای آنان، ایشان را از تو محجوب میسازد؛ و البته دانستهام که توشه رهرو به سوی تو، اراده نیرومندی است که تو را به آن اختیار میکند و به وسیله آن در راهی که به تو منتهی میشود، واقع میگردد.
خدایا! و به درستی که با اراده قوی، دلم تو را ندا میکند و زبانم با شناخت حجّتت باقی نعمتت و آنچه از ارادهات فراهم آید، را میخواهد.
خدایا! پس من از تو بریده نشوم و حال آنکه به تو روی میآورم و از تو رانده نگردم، در حالی که در جستجوی تو هستم.
خدایا! و ما را یاری فرمای به وسیله چیزی که به آن، توجّه به دنیا را از دلهایمان بیرون کنی و از افتادن به پستیِ آن، ما را نگهداری و آنچه از دنیا بر زندگی ما ساخته شده، منهدم سازی و جام تسلّی یافتن از آن را، به ما بنوشانی، تا اینکه ما را برای عبادتت خالص گردانی و میراث دوستانت را به ما بسپاری، دوستانی که منزلگاههایی تا به مقصد خودت، برایشان قرار دادی و وحشت آنان را با انس گرفتن با خویش زایل نمودی، تا اینکه به تو رسیدند.
خدایا! و چنانچه یکی از هواهای دنیوی یا فتنهای از فتنههای آن، به دلهای ما بسته شده است، تا ما را از تو جدا ساخته، یا از خشنودیات ما را بازداشته، یا از پاسخگویی تو محروممان نموده است، پس ای خدا! هر رشته از رشتههای دنیا که ما را از اطاعتت کنار کشیده و دلهایمان را از انجام فرایض تو منحرف ساخته، آن را قطع کن و به جای آن، جرعه تسلّی و صبر به ما بچشان، که ما را به کنار دریای بخششت برساند و با خشنودیات ما را پیش برد، که این امر به دست تو است.
خدایا! و ما را با احکام خویش بر خودمان مسلّط گردان، تا اینکه رنج گناهان را از ما کنار زنی و هوسهایمان را از اینکه مورد مشورت قرار گیرند، سرکوب کن و پیروی از آثار محمد و آل او - که سلام بر او و آنان باد - و پیوستن به آنان را به ما عنایت کن، تا آنکه دین پرچمهایش را برافرازد (تا آنکه پرچمهایی برای دین برافرازی) به طلب روزی که نزد تو است.
خدایا! بر ما منّت بگذار که از آثار پیشینیانمان پیروی کنیم و ما را بهترین پیشگامانی از پیروانشان قرار ده، که تو بر هر چیز توانایی و این بر تو آسان است و تو مهربانترین مهربانانی! و درود خداوند بر آقایمان حضرت محمد و خاندان پاک پاکیزه نیکوی او باد و سلام خاصّ خداوند بر آنان باد.
از جمله دعاهای ارزندهای که در این باب روایت شده دعای ندبه است، که در کتاب «زاد المعاد»(1)به حذف سند، از ششمین امامان معصومعلیهم السلام روایت گردیده و خواندن آن در چهار عید - جمعه و فطر و قربان و غدیر - تأکید شده است.
و در «مزار بحار»(2)آن را از سید بن طاووس، از بعضی علمای ما روایت آورده، که گفت: محمد بن علی بن ابی قرّه گوید: دعای ندبه را از کتاب محمد بن الحسین بن سفیان بزوفری نقل نمودم و یادآور شده که این دعا برای صاحب الزمان - صلوات اللَّه علیه - است و مستحبّ است که در عیدهای چهارگانه این دعا خوانده شود.
و نیز عالم اجل نوریرحمه الله در کتاب «تحیة الزائر» از «مصباح الزائر»(3)سید بن طاووس و «مزار» محمد بن المشهدی، از محمد بن علی بن ابی قرّه، به نقل از
کتاب «بزوفری» این دعا را روایت نموده است. و همچنین نوریرحمه الله آن را از کتاب «مزار» قدیم روایت کرده و افزوده که در شب جمعه نیز - همچون عیدهای چهارگانه - خواندنش مستحبّ میباشد.
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ اَلحَمْدُ للَّهِِ [الَّذِی لا إِلهَ إِلاّ هُوَ وَلَهُ الحَمْدُ ] رَبِّ العالَمِینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی [سَیِّدِنا ]مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً، اَللَّهُمَّ لَکَ الحَمْدُ عَلی ما جَری بِهِ قَضآؤُکَ فَی أَوْلِیآئِکَ الَّذِینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَدِینِکَ إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ ما عِنْدَکَ مِنَ النَّعِیمِ المُقِیمِ الَّذِی لا زَوالَ لَهُ وَلَا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَزُخْرُفِها وِزِبْرِجِها فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الوَفآءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ العَلِیَّ وَالثَّناءَ الجَلِیَّ وَأَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ وَأَکْرَمْتَهُمْ [کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ وَرَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ وَجَعَلْتَهُمُ الذَّرِیعَةَ [الذَّرآئِعَ ]إِلَیْکَ وَالوَسِیلَةَ إِلی رِضْوانِکَ فَبَعْضٌ أَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ إِلی أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْها وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فِی فُلْکِکَ وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ وَبَعْضٌ اِتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلِیلاً وَسَئَلَکَ لِسانَ صِدْقٍ فِی الآخِرِینَ فَأَجَبْتَهُ وَجَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً وَبَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکْلِیماً وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ رِدْءَاً وَوَزِیراً وَبَعْضٌ أَوْلَدْتَهُ مِنْ غَیْرِ أَبٍ وَآتَیْتَهُ البَیِّناتِ وَأَیَّدْتَهُ بِرُوحِ القُدُسِ وَکُلاًّ [کُلٌّ ]شَرَعْتَ لَهُ شَرِیعَةً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً وَتَخَیَّرْتَ لَهُ أَوْصِیاءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ مِنْ مُدَّةٍ إِلی مُدَّةٍ إِقامَةً لِدِینِکَ وَحُجَّةً عَلی عِبادِکَ وَلِئَلاَّ یَزُولَ الحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَیَغْلِبَ الباطِلُ عَلی أَهْلِهِ وَلا یَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً وَأَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزی إِلی أَنِ انْتَهَیْتَ بِالأَمْرِ إِلی حَبِیبِکَ وَنَجِیبِکَ مُحَمَّدٍ
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ وَصِفْوَةَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ وَأَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ وَأَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلی أَنْبِیائِکَ وَبَعَثْتَهُ إِلیَ الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبادِکَ وَأَوْطَأْتَهُ مَشارِقَکَ وَمَغارِبَکَ وَسَخَّرْتَ لَهُ البُراقَ وَعَرَجْتَ بِهِ [بِرُوحِهِ ]إِلی سَمائِکَ وَأَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کانَ وَما یَکُونُ إِلَی انْقِضآءِ خَلْقِکَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئِیلَ وَمِیکائِیلَ وَالمُسَوِّمِینَ مِنْ مَلائِکَتِکَ وَوَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دِینَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ المُشْرِکُونَ وَذلِکَ بَعْدَ أَنْ بَوَّئْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لِلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَهُدَیً لِلْعالَمِینَ فِیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامَ إِبْراهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَقُلْتَ «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً» [ثُمَّ ]وَجَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فِی کِتابِکَ فَقُلْتَ: «قُلْ لاأَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُرْبی وَقُلْتَ: «ما سَئَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ» وَقُلْتَ: «ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبِیلاً» فَکانُوا هُمُ السَّبِیلَ إِلَیْکَ وَالمَسْلَکَ إِلی رِضْوانِکَ فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیّامُهُ أَقامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طالِبٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَآلِهِما هادِیاً إِذْ کانَ هُوَ المُنْذِرُ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقالَ وَالمَلَأُ أَمامَهُ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ اَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَقالَ: مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ أَمِیرُهُ، وَقالَ: أَنَا وَعَلِیٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَسائِرُ النّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّی وَأَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسی فَقالَ: أنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هْارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدِی وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِساءِ العالَمِینَ وَأَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ وَسَدَّ الأَبْوابَ إِلاَّ بابَهُ ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِکْمَتَهُ فَقالَ: أَنَا مَدِینَةُ العِلْمِ وَعَلِیٌّ بابُها فَمَنْ أَرادَ [المَدِینَةَ وَ] الحِکْمَةَ فَلْیَأْتِها مِنْ بابِها ثُمَّ قالَ:
أَنْتَ أَخِی وَوَصِیِّی وَوارِثِی لَحْمُکَ مِنْ لَحْمِی وَدَمُکَ مِنْ دَمِی وَسِلْمُکَ سِلْمِی وَحَرْبُکَ حَرْبِی وَالإِیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَدَمَکَ کَما خالَطَ لَحْمِی وَدَمِی وَأَنْتَ غَداً عَلَی الحَوْضِ خَلِیفَتِی وَأَنْتَ تَقْضِی دَیْنِی وَتُنْجِزُ عِداتِی وَشِیعَتُکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلِی فِی الجَنَّةِ وَهُمْ جِیرانِی، وَلَوْلا أَنْتَ یا عَلِیُّ لَمْ یُعْرَفِ المُؤْمِنُونَ بَعْدِی وَکانَ بَعْدَهُ هُدَیً مِنَ الضَّلالِ وَنُوراً مِنَ العَمی وَحَبْلَ اللَّهِ المَتِینَ وَصِراطَهُ المُسْتَقِیمَ لا یُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فِی رَحِمٍ وَلا بِسابِقَةٍ فِی دِینٍ وَلا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَالرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَآلِهِما وَیُقاتِلُ عَلَی التَّأْوِیلِ وَلا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ قَدْ وَتَرَ فِیهِ صَنادِیدَ العَرَبِ وَقَتَلَ أَبْطالَهُمْ وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً بَدْرِیَّةً وَخَیْبَرِیَّةً وَحُنَیْنِیَّةً وَغَیْرَهُنَّ فَأَضَبَّتْ عَلی عَداوَتِهِ وَأَکَبَّتْ عَلی مُنابَذَتِهِ حَتّی قَتَلَ النّاکِثِینَ وَالقاسِطِینَ وَالمارِقِینَ وَلَمّا قَضی نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ أَشْقَی الآخِرِینَ یَتْبَعُ أَشْقَی الأَوَّلِینَ لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ فِی الهادِینَ بَعْدَ الهادِینَ وَالأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلی مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلی قَطِیعَةِ رَحِمِهِ وَإِقْصاءِ وَلَدِهِ إِلاَّ القَلِیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایَةِ الحَقِّ فِیهِمْ فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ وَسُبِیَ مَنْ سُبِیَ وَأُقْصِیَ مَنْ أُقْصِیَ وَجَرَی القَضاءُ لَهُمْ بِما یُرْجی لَهُ حُسْنُ المَثُوبَةِ إِذْ کانَتِ الأَرْضُ للَّهِِ یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ وَسُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ العَزِیزُ الحَکِیمُ فَعَلَی الأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَآلِهِما فَلْیَبْکِ الباکُونَ وَإِیّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النّادِبُونَ وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ وَلْیَصْرُخِ الصّارِخُونَ وَیَضِجَّ الضّاجُّونَ وَیَعِجَّ العاجُّونَ أَیْنَ الحَسَنُ أَیْنَ الحُسَیْنُ أَیْنَ أَبْناءُ الحُسَیْنِ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ أَیْنَ السَّبِیلُ بَعْدَ
السَّبِیلِ أَیْنَ الخِیَرَةُ بَعْدَ الخِیَرَةِ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَةُ أَیْنَ الأَقْمارُ المُنِیرَةُ أَیْنَ الأَنْجُمُ الزّاهِرَةُ أَیْنَ أَعْلامُ الدِّینِ وَقَواعِدُ العِلْمِ أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتِی لا تَخْلُو مِنَ العِتْرَةِ الطّاهِرَةِ [الهادِیَةِ] أَیْنَ المُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ أَیْنَ المُنْتَظَرُ لإِِقامَةِ الأَمْتِ وَالعِوَجِ أَیْنَ المُرْتَجی لإِِزالَةِ الجَوْرِ وَالعُدْوانِ أَیْنَ المُدَّخَرُ لِتَجْدِیدِ الفَرائِضِ وَالسُّنَنِ أَیْنَ المُتَخَیَّرُ لإِِعادَةِ المِلَّةِ وَالشَّرِیعَةِ أَیْنَ المُؤَمَّلُ لإِِحْیآءِ الکِتابِ وَحُدُودِهِ أَیْنَ مُحْیِی مَعالِمِ الدِّینِ وَأَهْلِهِ أَیْنَ قاصِمُ شَوْکَةِ المُعْتَدِینَ أَیْنَ هادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الفُسُوقِ وَالعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ أَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الغَیِّ وَالشِّقاقِ أَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْعِ وَالأَهْواءِ أَیْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الکِذْبِ وَالاِفْتِراءِ أَیْنَ مُبِیدُ العُتاةِ وَالمَرَدَةِ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ العِنادِ وَالتَّضْلِیلِ وَالإِلْحادِ أَیْنَ مُعِزُّ الأَوْلِیآءِ وَمُذِلُّ الأَعْدآءِ أَیْنَ جامِعُ الکَلِمِ [الکَلِمَةِ] عَلَی التَّقْوی أَیْنَ بابُ اللَّهِ الَّذِی مِنْهُ یُؤْتی أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذِی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الأَوْلِیآءُ أَیْنَ السَّبَبُ المُتَّصِلُ بَیْنَ الأَرْضِ وَالسَّمآءِ أَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الفَتْحِ وَناشِرُ رایاتِ [رایَةِ ]الهُدی أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا أَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الأَنْبِیآءِ وَأَبْنآءِ الأَنْبِیآءِ أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ المَقْتُولِ بِکَرْبَلاءِ أَیْنَ المَنْصُورُ عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیْهِ وَافْتَری أَیْنَ المُضْطَرُّ الَّذِی یُجابُ إِذا دَعی أَیْنَ صَدْرُ الخَلائِقِ ذُو البِرِّ وَالتَّقْوی أَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ المُصْطَفی وَابْنُ عَلِیٍّ المُرْتَضی وَابْنُ خَدِیجَةَ الغَرّاءِ وَابْنُ فاطِمَةَ الکُبْری بِأَبِی أَنْتَ وَأُمِّی وَنَفْسِی لَکَ الوِقآءُ وَالحِمی یَابْنَ السّادَةِ المُقَرَّبِینَ یَابْنَ النُّجَبآءِ الأَکْرَمِینَ یَابْنَ الهُداةِ المَهْدِیِّینَ یَابْنَ الخِیَرَةِ المُهَذَّبِینَ یَابْنَ الغَطارِفَةِ الأَنْجَبِینَ یَابْنَ الأَطآئِبِ المُطَهَّرِینَ یَابْنَ الخَضارِمَةِ المُنْتَجَبِینَ یَابْنَ القَماقِمَةِ الأَکْرَمِینَ یَابْنَ البُدُورِ المُنِیرَةِ یَابْنَ السُّرُجِ المُضِیئَةِ یَابْنَ الشُّهُبِ الثّاقِبَةِ یَابْنَ
الأَنْجُمِ الزّاهِرَةِ یَابْنَ السُّبُلِ الواضِحَةِ یَابْنَ الأَعْلامِ اللاَّئِحَةِ یَابْنَ العُلُومِ الکامِلَةِ یَابْنَ السُّنَنِ المَشْهُورَةِ یَابْنَ المَعالِمِ المَأْثُورَةِ یَابْنَ المُعْجِزاتِ المَوْجُودَةِ [یَابْنَ الدَّلائِلِ المَشْهُودَةِ] یَابْنَ الصِّراطِ المُسْتَقِیمِ [یَابْنَ النَّبَأِ العَظِیمِ یَابْنَ مَنْ هُوَ فِی أُمِّ الکِتابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَکِیمٌ یَابْنَ الآیاتِ وَالبَیِّناتِ یَابْنَ الدَّلائِلِ الظّاهِراتِ یَابْنَ البَراهِینِ [الواضِحاتِ ]الباهِراتِ یَابْنَ الحُجَجِ البالِغاتِ [یَابْنَ النِّعَمِ السّابِغاتِ یَابْنَ طه وَالمُحْکَماتِ یَابْنَ یس وَالذّارِیاتِ [یَابْنَ الطُّورِ وَالعادِیاتِ یَابْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ العَلِیِّ الأَعْلی لَیْتَ شِعْرِی أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی بَلْ أَیُّ أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ الثَّری [أَوْ ثَری ]أَ بِرَضْوی أَوْ غَیْرِها أَمْ ذِی طُوی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَی الخَلْقَ وَلا تُری وَلا أَسْمَعَ لَکَ حَسِیساً وَلا نَجْوی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ تُحِیطَ بِکَ دُونِیَ البَلْوی [عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ لا یُحِیطَ بِی دُونَکَ البَلْوی وَلا یَنالُکَ مِنِّی ضَجِیجٌ وَلا شَکْوی بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا بِنَفْسِی أَنْتَ أُمْنِیَّةُ شآئِقٍ تَمَنّی [یَتَمَنّی مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَکَرا فَحَنّا بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ عَقِیدِ عِزٍّ لا یُسامی بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ أَثِیلِ مَجْدٍ لا یُجاری [لا یُحاذی بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهی بِنَفْسِی أَنْتَ مِنْ نَصِیفِ شَرَفٍ لا یُساوی إِلی مَتی أَجْأَرُ [أَحارُ] فِیکَ یا مَوْلایَ وَإِلی مَتی وَأَیَّ خِطابٍ أَصِفُ فِیکَ وَأَیَّ نَجْوی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أُجابَ دُونَکَ وَأُناغی عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَیَخْذُلَکَ الوَری عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما جَری هَلْ مِنْ مُعِینٍ فَأُطِیلَ مَعَهُ العَوِیلَ وَالبُکآءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها [فَتُسْعِدُها ]عَیْنِی عَلَی القَذی هَلْ إِلَیْکَ یَابْنَ أَحْمَدَ سَبِیلٌ فَتُلْقی [فَیُلْقی ]هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ بِعِدَةٍ[بِغَدِه فَنَحْظی
مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوی مَتی نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مائِکَ فَقَدْ طالَ الصَّدی مَتی نُغادِیکَ وَنُراوِحُکَ فَتُقِرُّ [فَنَقِرُّ] عَیْناً [عُیُونُنا] مَتی تَرانا وَنَراکَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُری أَ تَرانا نَحُفُّ بِکَ وَأَنْتَ تَأُمُّ المَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الأَرْضَ عَدْلاً وَأَذَقْتَ أَعْدآئَکَ هَواناً وَعِقاباً وَأَبَرْتَ العُتاةَ وَجَحَدَةَ الحَقَّ وَقَطَعْتَ دابِرَ المُتَکَبِّرِینَ وَاجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظّالِمِینَ وَنَحْنُ نَقُولُ الحَمْدُ للَّهِِ رَبِّ العالَمِینَ اَللَّهُمَّ أَنْتَ کَشّافُ الکُرَبِ وَالبَلْوی وَإِلَیْکَ أَسْتَعْدِی فَعِنْدَکَ العَدْوی وَأَنْتَ رَبُّ الآخِرَةِ وَالدُّنْیا [وَالأُولی ]فَأَغِثْ یا غِیاثَ المُسْتَغِیثِینَ عُبَیْدَکَ المُبْتَلی وَأَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدِیدَ القُوی وَأَزِلْ عَنْهُ [بِهِ الأَسی وَالجَوی وَبَرِّدْ غَلِیلَهُ یا مَنْ عَلَی العَرْشِ اسْتَوی وَمَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعی وَالمُنْتَهی اَللَّهُمَّ وَنَحْنُ عَبِیدُکَ التّائِقُونَ إِلی وَلِیِّکَ المُذَکِّرِ بِکَ وَبِنَبِیِّکَ [الَّذِی خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً وَأَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَمَعاذاً وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنِینَ مِنّا إِماماً فَبَلِّغْهُ عَنّا [مِنّا] تَحِیَّةً وَسَلاماً وَزِدْنا بِذلِکَ یا رَبِّ إِکْراماً وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّةُ [لَنا] مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً وَأَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدِیمِکَ إِیّاهُ أَمامَنا حَتّی تُورِدَنا جِنانَکَ وَمُرافَقَةَ الشُّهَدآءِ مِنْ خُلَصآئِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَرَسُولِکَ السَّیِّدِ الأَکْبَرِ وَعَلی أَبِیهِ السَّیِّدِ الأَصْغَرِ وَجَدَّتِهِ الصِّدِّیقَةِ الکُبْری فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ. [اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی حُجَّتِکَ وَوَلِیِّ أَمْرِکَ وَصَلِّ عَلی جَدِّهِ مُحَمَّدٍ رَسُولِکَ السَّیِّدِ الأَکْبَرِ وَصَلِّ عَلی أَبِیهِ السَّیِّدِ القَسْوَرِ وَحامِلِ اللِّوآءِ فِی الَمحْشَرِ وَساقِی أَوْلِیآئِهِ مِنْ نَهْرِ الکَوْثَرِ وَالأَمِیرِ عَلی سآئِرِ البَشَرِ الَّذِی مَنْ آمَنَ بِهِ فَقَدْ ظَفَرَ وَمَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِهِ فَقَدْ خَطَرَ وَکَفَرَ، صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَعَلی أَخِیهِ وَعَلی نَجْلِهِمَا المَیامِینِ الغُرَرِ ما طَلَعَتْ شَمْسٌ وَما أَضآءَ قَمَرٌ وَعَلی جَدَّتِهِ الصِّدِّیقَةِ الکُبْری فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ بِنْتِ
مُحَمَّدٍ المُصْطَفی صََلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ ]وَعَلی مَنِ اصْطَفَیْتَ مِنْ آبآئِهِ البَرَرَةِ وَعَلَیْهِ أَفْضَلَ وَأَکْمَلَ وَأَتَمَّ وَأَدْوَمَ وَأَکْثَرَ [وَأَکْبَرَ ]وَأَوْفَرَ ما صَلَّیْتَ عَلی أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیآئِکَ وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَصَلِّ عَلَیْهِ صَلوةً لا غایَةَ لِعَدَدِها وَلا نِهایَةَ لِمَدَدِها وَلا نَفادَ لِأَمَدِها. اَللَّهُمَّ وَأَقِمْ بِهِ الحَقَّ وَأَدْحِضْ بِهِ الباطِلَ وَأَدِلْ بِهِ أَوْلِیآئَکَ وَأَذْلِلْ بِهِ أَعْدائَکَ وَصِلِ اللَّهُمَّ بَیْنَنا وَبَیْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدِّی إِلی مُرافَقَةِ سَلَفِهِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَیَمْکُثُ فِی ظِلِّهِمْ وَأَعِنّا عَلی تَأْدِیَةِ حُقُوقِهِ إِلَیْهِ وَالاِجْتِهادِ فِی طاعَتِهِ وَاجْتِنابِ مَعْصِیَتِهِ [وَالاِجْتِنابِ عَنْ مَعْصِیَتِهِ وَامْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاهُ وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعآئَهُ وَخَیْرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ وَفَوْزاً عِنْدَکَ وَاجْعَلْ صَلوتَنا بِهِ مَقْبُولَةً وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً وَدُعآئَنا بِهِ مُسْتَجاباً وَاجْعَلْ أَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً وَهُمُومَنا بِهِ مَکْفِیَّةً وَحَوآئِجَنا بِهِ مَقْضِیَّةً وَأَقْبِلْ إِلَیْنا بِوَجْهِکَ الکَرِیمِ وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا إِلَیْکَ وَانْظُرْ إِلَیْنا نَظْرَةً رَحِیمَةً نَسْتَکْمِلُ بِهَا الْکَرامَةَ عِنْدَکَ ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنّا بِجُودِکَ وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِکَأْسِهِ وَبِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً هَنِیئاً سائِغاً لا ظَمَاًَ بَعْدَهُ یا أَرْحَمَ الرّاحِمِینَ»؛ بنام خداوند بخشنده مهربان حمد مخصوص خداوندی است که هیچ معبود حقّی جز او نیست، و حمد او را [سزا ]است که پروردگار عالمیان است، و درود خداوند بر آقای ما محمّد، پیامبر او و خاندانش باد، و سلام خاصّی از سوی خداوند [بر او و خاندانش باد].
خداوندا! حمد تو را است بر آنچه قضای تو در مورد اولیایت جاری شد، آنانی که برای خودت و دینت خالص کردی، آنگاه که برای ایشان فراوانی نعمتهایت را انتخاب فرمودی، نعمتهایی پایدار که نیستی و از هم گسستگی در آنها راه نمییابد،
پس از آنکه بر آنان شرط نمودی که نسبت به درجات این دنیای پست و زرق و برقها و زیورهای آن زهد ورزند [و از آنها ببُرند]، پس آنان این شرط را پذیرفتند و دانستی که به آن وفا خواهند کرد، پس ایشان را قبول فرمودی و مقرّب درگاه خویش ساختی و یاد بلند و ستایش آشکاری برایشان مقدّم داشتی و فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادی و به وحی خویش گرامیشان داشتی و به علم خود یاریشان فرمودی و ایشان را سببهایی به سوی خویش و وسیلهای به رضوانت قرار دادی. آنگاه یکی از ایشان را در بهشت خودت سکونت دادی تا آنکه از آن بیرونش بردی، و یکی را در کشتی [نجات خود نشاندی و او و همراهان با ایمانش را به رحمت خویش از هلاکت نجات دادی، و بعضی از ایشان را خلیل (= دوست صمیمی) برگرفتی و از تو زبانی راستین درخواست کرد، پس خواهشش را به اجابت رساندی و آن زبان راستین را بلندمرتبه قرار دادی، و یکی را از درختی [بدون واسطه سخن گفتی و برای او از (وجود) برادرش پشتوانه و وزیری قرار دادی، و یکی را بدون پدر متولد ساختی و دلایل روشنی به او دادی و به روح القُدُس تأییدش فرمودی، و از برای هر کدام آیینی پدید آوردی و شیوهای ارایه دادی و برای هر یک از آنان جانشینانی اختیار کردی، که یکی پس از دیگری نگهبان آن آیین باشند و مدّت معینی این مسؤولیت را به عهده گیرند، تا دین تو پایدار ماند و حجّت بر بندگانت تمام گردد. و به جهت اینکه حق از جایگاه خود کنار زده نشود و باطل بر اهل آن چیره نگردد و تا اینکه مبادا کسی (روز قیامت) بگوید: چرا فرستاده هشدار دهندهای به سوی ما نفرستادی
و نشانه راهنمایی برایمان برپای نداشتی، تا پیش از آنکه به ذلّت (گمراهی) و خواری (گناه) واقع شویم، از آیات تو پیروی کنیم.
تا اینکه امر (دین) را به دوست و برگزیدهات محمدصلی الله علیه وآله سپردی، پس او همچنان که تو او را برگزیدی، آقای مخلوقات تو و عصاره برگزیدگانت و بهترین منتخبانت بود، و گرامیترین کسانی که مورد اعتماد تو بودهاند، او را بر پیغمبرانت (از لحاظ رتبه و مقام) پیشی دادی و به سوی هر دو گروه (انس و جن) از بندگانت برانگیختی و خاورها و باخترهای زمین را از زیر گامهایش گذراندی و بُراق را برای وی مسخّر ساختی و او را به آسمان بالا بردی و علم آنچه بود و آنچه خواهد بود تا هنگامِ به آخر رسیدن آفرینشت را به او سپردی، سپس به وسیله هراس (افکندن در دل دشمنانش) یاریاش کردی، و جبرئیل و میکائیل و فرشتگان نشاندارت را پیرامونش قرار دادی و او را وعده فرمودی که دینش را بر همه دینها چیره و آشکار سازی، هرچند که مشرکین را ناخوش آید. و آن پس از این بود که جایگاه راستینی از جهت خاندانش برایش قرار دادی و برای او و خاندانش نخستین خانهای که برای مردم نهاده شده بود، مقرّر ساختی، [خانهای که در مکّه است بابرکت و هدایتگر جهانیان، در آن است نشانههای روشن مقام ابراهیم، و هر کس در آن وارد شود ایمن خواهد بود. و فرمودی: «به درستی که خداوند میخواهد رجس و پلیدی را از شما اهل بیت دور سازد و شما را پاک گرداند پاک کردنی به سزا». آنگاه مزد محمد - که درود تو بر او و خاندانش باد - را مودّت ایشان (اهل بیت) مقرر ساختی، پس در کتاب خویش فرمودی: «بگو [ای پیغمبر! ]که بر رسالت مزدی از شما نمیطلبم مگر مودّت در حقّ نزدیکانم را» و فرمودی: «آنچه به عنوان مزد رسالت از شما خواستم به سود خود شما است». و فرمودی: «من از شما مزدی نمیخواهم مگر اینکه کسی بخواهد به سوی پروردگارش راهی در پیش گیرد» پس آنان (= خاندان پیغمبر) بودند راه به سوی تو
و وسیله رسیدن به رضوان تو. پس چون روزگار [رسالت پیغمبرصلی الله علیه وآله و] دوران عمرش سپری گشت، ولیّ خودش علی بن ابیطالب - که درود تو بر ایشان و خاندانشان باد - را هدایتگری [برای بعد از خودش ]بپاداشت، چه اینکه او هشدار دهنده بود و هر قومی را هدایت کنندهای هست، پس در حالی که انبوه جمعیت پیش رویش بودند چنین گفت: «هر کس را من مولی هستم، پس علی مولای او است، بار الها! دوست بدار هر که از او پیروی کند و دشمن بدار هر که را که با او به ستیز برخیزد و پیروزمند کن هر که را یاریاش کند و خوار گردان هر که خواریاش خواهد». و فرمود: «هر کس که من پیغمبر او هستم، پس علی امیر او میباشد». و فرمود: «من و علی از یک درخت هستیم، و سایر مردم از درختهای گوناگون». و او را نسبت به خود در منزلت هارون نسبت به موسی قرار داد، پس فرمود: «تو نسبت به من در منزلت و رتبه هارون هستی نسبت به موسی، مگر اینکه پیغمبری پس از من نیست». و دخترش بزرگ زنان عالمیان را به او تزویج کرد و آنچه از مسجدش برایش حلال بود، برای او حلال نمود و تمام درها را [که به مسجد باز میشد ]بربست مگر در [منزل او را، و علم و حکمتش را در او به ودیعت سپرد، که فرمود: «من شهر علم هستم و علی در آن شهر است، پس هر آنکه مقصدش رسیدن به شهر است و حکمت میخواهد باید که از آن در داخل شود». و به او فرمود: «تو برادر و وصیّ و وارث من هستی، گوشت تو، از گوشت من است و خون تو، از خون من و مسالمت با تو، مسالمت با من و جنگ با تو، جنگ با من میباشد و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته، همچنان که با گوشت و خون من آمیزش یافته است. و تو فردا [ی قیامت ]بر حوض [کوثر ]با من و جانشین منی و تو قرض مرا ادا میکنی و وعدههایم را تحقق میبخشی و شیعیان تو بر منبرهایی از نور، چهرههایشان
سپید، پیرامون من در بهشت خواهند بود و همسایگان من هستند. و اگر تو نبودی ای علی! مؤمنین پس از من شناخته نمیشدند، پس [امیر مؤمنان علیعلیه السلام بعد از او [پیغمبرصلی الله علیه وآله ]هدایتگر از گمراهی و روشنگر از نابینایی بود و ریسمان محکم الهی و راه راست او، نه کسی در نزدیکی او به پیغمبر پیشتر بود و نه احدی در دین از او سابقهدارتر و نه به هیچ یک از افتخارآفرینیهایش دست میرسید، مو به مو در جای پای حضرت رسول گام مینهاد - که درود خداوند بر آن دو و خاندانشان باد - و بر اساس تأویل [با پیمانشکنان و سرکشان و منحرفان جنگ میکرد و ملامت هیچ ملامت کنندهای در راه خداوند او را نمیگرفت، در راه خدا گردنکشان عرب را بیکس گذاشت و پهلوانان آنان را کشت و گرگانشان را به هلاکت رساند، پس در دلهای آنان کینهها سپرد از جهت غزوات بدر و خیبر و حنین و غیر اینها. پس در دشمنیاش برخاستند و در پی زمین زدنش همداستان شدند، تا آنکه پیمانشکنان و منحرفان و سرکشان (ناکثین و قاسطین و مارقین) را به قتل رسانید. و چون دورانش سپری گشت و شقاوتمندترین افراد در پسینیان، بعد از شقیترین پیشینیان، آن حضرت را به قتل رسانید، فرمان حضرت رسولصلی الله علیه وآله در مورد هدایتگران پی در پی اطاعت نگردید و اُمّت اصرار داشتند که با او دشمنی کنند و همداستان شدند که رَحِم او را قطع نمایند و فرزندانشان را [از شهر و دیارشان دور سازند، جز عدّه اندکی از [امّت ]که به جهت رعایت حق در مورد آنان وفادار ماندند، پس کشته شد هر آنکه [از فرزندان آن جناب ]کشته شد، و به اسارت درآمد هر آنکه [از ایشان ]اسیر گردید، و تبعید شد هرآنکه تبعید شد، و قضا برای آنان به گونهای جریان یافت که امید پاداش نیک برای آن هست، چه اینکه زمین از آن خداوند است، به هر کس از بندگانش که بخواهد آن را به ارث
میدهد و عاقبت کار با تقواپیشگان است. و خداوند [پروردگارمان ]از هر گونه نقص و آلایش منزّه است و وعده خداوند حتمی است و به هیچ وجه تخلّفی در وعده الهی نیست و او است خدای عزیز حکیم. پس بر پاکیزگان از خاندان محمد و علی - که درود خداوند بر آنان و خاندانشان باد - باید که بگریند گریه کنندگان، و [در محنتها و ستمهایی که بر آنان رفته باید که مویه کنند مویه کنندگان، و به خاطر چنان بزرگوارانی باید که اشکها ریخته شود، و میبایست که فریاد برکشند فریاد زنندگان، و غوغا نمایند ضجّه کنندگان، و ناله سر دهند ناله کنندگان، حسن کجاست؟ حسین کجاست؟ فرزندان حسین کجا شدند؟ نیکویی پس از نیکوی دیگر، و راستگویی پس از راستگوی دیگر؟ کجاست راهِ [خداوند ]پس از راه دیگر؟ کجاست برگزیده بعد از برگزیدهای؟ کجایند خورشیدهای طلوع کرده؟ کجایند ماههای درخشنده؟ کجایند ستارگان تابناک؟ کجایند نشانههای دین و پایههای علم؟ [و بالاخره ]کجا است آن حضرت بقیة اللَّه که از عترت هدایتگر بیرون نیست؟ کجا است آن آماده شده برای برکندن دنباله ستمگران؟ کجا است آن انتظار کشیده شده برای راست کردن کجیها و انحرافها؟ کجا است آنکه برای زایل کردن ستم و تجاوز امید به او است؟ کجا است آنکه برای تجدید کردن واجبات و سنتها ذخیره شده؟ کو آنکه برای بازگرداندن آیین و شریعت برگزیده شده؟ کو آنکه برای زنده کردن کتاب خدا و حدود آن، آرزو به او است؟ کجا است آن زنده کننده نشانههای دین و اهل دین؟ کجا است درهم شکننده شوکت [و عظمت پوشالی ]تجاوزگران؟ کجا است خراب کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجا است نابود کننده اهل فسق و گناه؟ کجا است درو کننده شاخههای گمراهی و دو دستگی؟ کجا است فنا کننده اهل سرکشی و طغیان؟ کجا است ریشه
کَننده اهل لجبازی و گمراهی و الحاد؟ کجا است عزت دهنده دوستان و خوار کننده دشمنان؟ کجا است وحدت دهنده کلمه بر مبنای تقوی؟ کجا است آن دری که از طریق آن به خداوند راه یافته میشود؟ کجا است آن وجه اللَّه که اولیای خدا به سوی او روی همی آورند؟ کجا است آن سبب پیوسته میان اهل زمین و آسمان؟ کجا است صاحب روز فتح [و پیروزی حقیقی و برافراشاننده پرچمهای هدایت؟ کجا است آنکه پراکندگی صلاح و خشنودی را فراهم میآورد؟ کجا است آن طلب کننده خون پیغمبران و پیغمبر زادگان؟ کجا است آن انتقام گیرنده خون کشته شده در سرزمین کربلا؟ کجا است آن پیروزمند بر هر کسی که بر حریم او تجاوز کرده و تهمت زده؟ کجا است آن مُضطَرّ [ناچاری که هرگاه دعا کند اجابت میشود؟ کجا است آن صدرنشین خلایق صاحب نیکی و تقوی؟ کجا است فرزند پیغمبر مصطفیصلی الله علیه وآله و فرزند علی مرتضی و فرزند خدیجه بزرگوار و فرزند فاطمه زهرا، بزرگترین [بانوان از اولین و آخرین ]پدر و مادرم فدایت باد و جانم سپر بلا و حمایت کننده تو باد، ای فرزند آقایان مقرّب [درگاه خداوند]! ای فرزند اصیلترین و بزرگوارترین اهل عالم! ای زاده هدایتگران رهیافته! ای زاده برگزیدگان پاکیزه! ای فرزند شریفترین مردمان! ای فرزند نیکوترین پاکان! ای فرزند جوانمردان برگزیده! ای فرزند گرامیترین بزرگواران! ای زاده ماههای تابان! ای زاده چراغهای درخشان! ای زاده شهابهای تابان! ای زاده ستارگان فروزان! ای فرزند راههای روشن به سوی خدا! ای فرزند نشانههای آشکار! ای زاده علوم کامل! ای زاده سنتهای مشهور! ای فرزند آثار قید شده (و در زبان انبیا و اولیا آمده)! ای فرزند معجزههای موجود (و پایدار)! ای فرزند راهنمایان مشهود خلق! ای فرزند صراط مستقیم! ای فرزند نبأ عظیم (امیر المؤمنین
علیعلیه السلام)! ای فرزند کسی که در علم حق (امّ الکتاب) نزد خداوند دارای برجستهترین مقامها و حکمتهای الهی است! ای فرزند آیات روشن پروردگار! ای فرزند دلایل آشکار حق! ای زاده برهانهای واضح حیرتانگیز! ای فرزند حجّتهای بالغه الهی! ای فرزند نعمتهای تمام خداوند! ای فرزند طه و محکمات! ای فرزند یس و ذاریات! ای فرزند طور و عادیات! ای فرزند آن بزرگواری که آنقدر نزدیک شد و پیش رفت، تا اینکه همچون نزدیکی دو سر کمان یا نزدیکتر شد قُرب او به خداوند اعلی! ای کاش میدانستم که دوری، تو را به کجا کشانیده و آیا کدام سرزمین یا خاک، تو را بر خود برداشته، آیا در زمین رضوی یا غیر آن یا ذو طُوی مسکن داری؟ بسیار دشوار است بر من، که همه خلق را ببینم و تو دیده نشوی (و از نظرها غایب باشی) و هیچ صدایی و سخنی هرچند آهسته هم از تو نشنوم، بسیار سخت است بر من، که بلاها تو را بدون من احاطه کند و از من به تو ناله و شکایتی نرسد، (بسیار سخت است بر من، که بلاها مرا به جای تو احاطه نکند و هیچ ناله و شکایتی از من به تو نرسد)، جانم فدای تو باد، ای پنهان شدهای که از ما دور نیستی! جانم به قربان تو، ای دور از وطنی که از ما دور نشده! جانم فدای تو، ای آرزوی مشتاقان و مایه امید هر مرد و زن اهل ایمان، که به یاد تو ناله همی زنند! جانم فدایت، ای وابسته به جایگاه بلندی که هیچ کس به آن نتواند رسید! جانم فدایت باد، ای صاحب مجد و شرف که همانندی ندارد! جانم فدایت باد، ای صاحب نعمتهای دیرینه که نظیری برایش نیست! جانم فدایت باد، ای رمز شرافت که احدی با آن برابری نتواند کرد. تا به کی ای مولایم! در فراق تو مویه برکشم. تا به کی (تا کی در انتظار تو حیران بمانم تا به کی!) و با کدام گفتار تو را بستایم و چگونه با چه زبانی آهسته با تو سخن بگویم؟ بسیار دشوار است بر من، که از غیر تو پاسخ داده شوم و همسخن
گردم. بسیار سخت است بر من، که من بر فراق تو بگریم و مردم تو را واگذارند (و از یاد تو غافل باشند). بر من سخت و دشوار است که بر تو - نه بر دیگران - بگذرد آنچه گذشته است، آیا کسی هست که مرا یاری دهد تا با او همناله شوم و مدتی طولانی با هم بگرییم. آیا زاری کنندهای هست که او را در حال تنهایی او، در زاریاش یاری دهم؟! آیا چشم متألّم از فرط گریهای هست که چشم من او را بر گریستن یاری دهد؟! آیا ای فرزند حضرت احمد (پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله) راهی به سوی تو هست که با تو ملاقاتی صورت گیرد (یا آن راه یافت شود)؟! آیا این روز (تاریک غیبت) به فردای دیدار جمالت میرسد، که ما بهرهمند شویم؟! کی میشود که بر چشمههای سیراب کنندهای برآییم و سیراب گردیم؟! کی شود که از آب زلال (ظهور) تو برخوردار شویم، که تشنگیمان طولانی شد؟! کی شود که هر بامداد و شامگاه به دیدارت مشرّف شویم و دیدههایمان روشن گردد؟! کی تو ما را و ما تو را ببینیم، در حالی که پرچم پیروزی برافراشته باشی و آشکارا دیده شوی؟! آیا شود که ما پیرامونت را گرفته باشیم و تو رهبری مردم را عهدهدار شده باشی، در حالی که جهان را از عدل و داد پر کرده و دشمنانت را خواری و عقوبت چشانده و سرکشان و منکران حق را نابود فرموده باشی و متکبّران را ریشهکن ساخته و ستمگران را از بُن براندازی، و ما بگوییم حمد مخصوص پروردگار عالمیان است؟!
خداوندا! تو برطرف کننده همه غمها و بلاها هستی، پس ای فریادرس پناهندگان! دادرسی کن بنده کوچک دچار رنج و بلا را، و آقایش را به او بنمایان، ای خداوند بسیار قدرتمند! و به ظهور او، غم و اندوه و سوز دل را از این بنده ضعیف دور گردان و دل تفتیده (از تشنگی فراقش) را خنک فرمای، ای آنکه بر عرش استوار است و بازگشت همه موجودات و نهایت امر به سوی تو است.
خداوندا! و ما بندگان توایم که مشتاق ظهور ولیّ تو هستیم، آنکه یادآور تو و پیغمبر تو است، او را برای نگهداری و پاسداری [دین و ایمان ما ]آفریدی و او را مایه برپایی و پناه ما بپاداشتی و برای مؤمنان از ما، امام قرارش دادی، پس تحیّت و سلام ما را به حضرتش برسان و بدین وسیله گرامیداشتت را نسبت به ما افزون گردان و قرارگاه او را جایگاه و منزل ما قرار ده و نعمتت را تمام کن، به اینکه او را پیش روی ما برآوری تا آنکه به بهشتهایت واردمان فرمایی و با شهیدان خالص و برگزیدهات رفیق و همنشین نمایی.
خداوندا! بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست و بر حضرت محمد، جدّ او، رسولت، بزرگ آقای عالم، درود فرست. و نیز بر پدرش، آقای کوچک، و جدّهاش صدّیقه کبری، فاطمه دختر محمدصلی الله علیه وآله.
خداوندا! درود فرست بر حجتِ خودت بر خلق و ولیّ امرت. و درود فرست بر جدّ او محمّد، فرستادهات سیّد بزرگتر. و درود فرست بر پدرش سیّد ارجمند و پیروزمند و پرچمدار روز محشر و ساقی دوستانش از نهر کوثر و فرمانروا بر سایر افراد بشر، آنکه هرکس به او ایمان آورد، البته رستگار شده است و هر آن کس به او ایمان نیاورد، گمراه گردیده و کفر ورزیده. درود خداوند بر او و بر برادرش و بر فرزندان گرامی روسفید آن دو باد، تا هر وقت که خورشید طلوع کند و ماه بتابد و بر جدّهاش صدّیقه کبری و فاطمه زهرا دختر محمد مصطفیصلی الله علیه وآله و بر برگزیدگان از پدران نیکویش و بر خود او بهتر و کاملتر و تمامتر و دایمیتر و بیشتر و وافرتر از آنچه که بر کسی از برگزیدگان و نیکان از خلقت درود فرستادهای بر ایشان درود فرست و بر
او درود فرست درود فرستادنی که شمارهاش را آخری نباشد و امدادش پایان نیابد و زمانش هیچگاه سپری نگردد.
خداوندا! و به وجود آن حضرت حق را بپابدار و باطل را از میان بردار و دوستانت را به (ظهور) او به دولت رسان و دشمنانت را به (دست) او خوار گردان. و ای خدا! بین ما و او پیوندی برقرار کن که به همنشینی پدرانش (در بهشت) بیانجامد و ما را از کسانی قرار ده که به دامان آنان چنگ زنند و در سایه آنان زیست کنند و ما را یاری فرمای تا حقوق آن حضرت را ادا کنیم و در اطاعتش اهتمام ورزیم و از نافرمانیاش اجتناب نماییم، و بر ما منّت گذار به رضایت و خشنودی آن بزرگوار از ما، و رأفت و مهر و دعا و خیر آن جناب را به ما موهبت فرمای، تا به وسیله آن، به رحمت پهناور تو دست یابیم و نزد تو رستگار شویم، و به (برکت) او، نماز ما را قبول فرمای و گناهانمان را به (عنایت) او بیامرز و دعای ما را به (لطف) او مستجاب کن و روزیهایمان را به (فیض وجود) او فراخ گردان و همّ و غم ما را به او چاره کن و حاجتهایمان را به او برآورده ساز و با وجه کریم خویش با ما توجه کن و تقرّب (و رویآوردنمان) را به سوی خود بپذیر، و با رحمت خویش بر ما نظری کن تا با آن (نظر و عنایت) به کمال گرامیداشتت راه بریم، آنگاه دیگر هرگز آن را به وجود خود از ما مگیر، و ما را از حوض جدش پیغمبرصلی الله علیه وآله (حوض کوثر) بنوشان، به جام او و به دست او سیراب شدنی کامل و خوش و گوارا و خوب که تشنگی هرگز پس از آن نباشد، ای مهربانترین مهربانان.
بدان که عبارت «وَعَرَجْتَ بِهِ...» موافق با نسخهای است که عالم ربّانی حاج میرزا حسین نوریرحمه الله در کتاب «تحیة الزائر»، از
کتاب «مزار قدیم» و «مزار شیخ محمد بن المشهدی» و «مصباح الزائر سیّد بن طاووس» نقل کرده است، و مدرک اصلی که همه از آن گرفتهاند، کتاب محمد بن علی بن ابی قره است، ولی در «زاد المعاد» آمده: «وَعَرَجْتَ بِرُوحِهِ...» که ظاهراً در نسخه مصباحی که مجلسی از آن نقل کرده تصحیفی واقع شده باشد، سپس شهرت یافته و سبب شبهه برخی از کوتهنظران و معاندان گشته، و حال آنکه معراج جسمانی از ضروریات مذهب، بلکه دین است و روایات از ائمه اطهارعلیهم السلام درباره آن به تواتر رسیده و قرآن از آن سخن گفته است.
هنگامی که در این عبارت تأمّل نمودم الهام شدم که خود همین دعا شاهد و دلیل بر همان است که ما نقل کردیم و صحیح همین است که یادآور شدیم، و اینکه در عبارت «زاد المعاد» اشتباهی روی داده و شاید بعضی از اهل عناد این کار را کرده باشند، جهت دلالت و گواهی اینکه دو جمله «وَسَخَّرْتَ لَهُ البُراقَ» و «وَعَرَجْتَ بِهِ إِلی سَمآئِکَ...» در کنار هم آورده شدهاند، و بادقّت تمام برای اهلبصیرت ظاهرمیشود که آنچه ما گفتیم صحیح است، چون بالا رفتن روح نیازی به «براق» ندارد و این مطلب بر کسی که دلش از شرک و نفاق پاک باشد، پوشیده نیست.
و اگر گفته شود: در اینجا بنابر شمارش فضایل حضرت سید المرسلینصلی الله علیه وآله است، و مقتضای عطف به واو آن نیست که عروج به آسمان به وسیله براق باشد.
میگویم: بر فرض که عبارت دعا «بِرُوحِهِ» باشد، بر نفی معراج جسمانی
دلالت ندارد، چون این خود فضیلتی است که اثبات آن منافات ندارد که فضیلت دیگری نیز برای پیغمبرصلی الله علیه وآله ثابت باشد. و میتوان گفت که این عبارت منافات ندارد با آنچه دلالت دارد بر اینکه معراج پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله با بدن شریفش بوده، از آن جهت که به کار بردن واژه «روح» در مورد بدن در هر دو لغت عربی و فارسی واقع است. در لغت عرب، چنانکه در زیارت آمده: «وَعَلَی الأَرْواحِ الَّتِی حَلَّتْ بِفِنآئِکَ = و سلام بر جانهایی که در پیشگاه تو منزل کردهاند» که ظاهر است اینکه بدنهای شهیدان در پیشگاه حضرت سید الشهداعلیه السلام منزل گرفتند و سکونت کردند. و اما در لغت فارسی، چنان است که افصح و املح شُعرا سعدی شیراز گوید:
جانا هزاران آفرین بر جانت از سر تا قدم
صانع خدایی کاین وجود آورد بیرون از عدم
و از جمله دعاهایی که برای زمان غیبت صلاحیت دارد، آن است که سیّد بن طاووسرحمه الله در «مهج الدعوات» یاد کرده است. وی گفته: در خواب کسی را دیدم که دعایی به من میآموزد که برای زمان غیبت صلاحیت دارد، و الفاظ دعا این است که: «یا مَنْ فَضَّلَ اِبْراهِیمَ وَآلَ اِسْرآئِیلَ عَلَی العالَمِینَ بِاخْتِیارِهِ وَأَظْهَرَ فِی مَلَکُوتِ السَّمواتِ وَالأَرْضِ عِزَّهُ اقْتِدارَهَ وَأَوْدَعَ مُحَمَّداً صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَأَهْلِ بَیْتِهِ غَرآئِبَ أَسْرارِهِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَاجْعَلْنِی مِنْ أَعْوانِ حُجَّتِکَ عَلی عِبادِکَ وَأَنْصارِهِ»؛ ای کسی که ابراهیم و خاندان یعقوب را به اختیار خود برتری داده و در ملکوت آسمانها و زمین عزّت و اقتدار خویش را آشکار نمود و به محمد و اهل
بیت او - که درود خدا بر همه آنان باد - اسرار شگفتانگیزش را سپرده است، بر محمّد و آل او درود فرست و مرا از یاران و انصار حجّتت بر بندگانت قرار ده.
سید بن طاووسرحمه الله گوید: دوست ما ملک مسعود - خداوند متعال او را به آرزوهایش برساند - برایم گفت: در خواب دیده است که شخصی از پشت دیواری با او سخن میگوید، ولی صورتش را نمیبیند و گفت: «یا صاحِبَ القَدَر وَالأَقدَارِ وَالهِمَمَ وَالمَهامِّ عَجِّلْ فَرَجَ عَبْدِکَ وَوَلِیِّکَ وَالحُجَّةِ القآئِمِ فِی خَلْقِکَ وَاجْعَلْ لَنا فِی ذلِکَ الخِیَرَةِ»؛ ای صاحبِ فرمان و اندازهها! و ای آنکه تمام قصدها به سوی او است و همه مهمّات نزد او! فرجِ بنده و ولیّات و حجّت بپاخاسته در آفریدگانت را زودتر برسان و در آن برای ما خیر را قرار ده.
و از دعاهای روایت شده؛ دعایی است که سید بن طاووسرحمه الله در کتاب یاد شده ضمن حدیثی که غیبت حضرت مهدیعلیه السلام ذکر گردیده، چنین آورده: به امامعلیه السلام عرضه داشتم: شیعیان تو چه کار کنند؟ فرمود: «بر شما باد دعا کردن و انتظار فرج کشیدن...» تا آنجا که راوی گوید: عرضه داشتم: چه دعایی بکنیم؟ فرمود: میگویی: «اَللَّهُمَّ أَنْتَ عَرَّفْتَنِی نَفْسَکَ وَعَرَّفْتَنِی رَسُولَکَ وَعَرَّفْتَنِی مَلآئِکَتَکَ وَعَرَّفْتَنِی نَبِیَّکَ وَعَرَّفْتَنِی وُلاةَ أَمْرِکَ. اَللَّهُمَّ لا آخُذُ إِلّا ما أَعْطَیْتَ وَلا أَوقی إِلّا ما وَقَیْتَ. اَللَّهُمَّ لا تُغَیِّبْنِی عَنْ مَنازِلِ أَوْلِیآئِکَ وَلا تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی. اَللَّهُمَّ اهْدِنِی لِوِلایَةِ مَنِ افتَرَضْتَ طاعَتَهُ»؛ خدایا! تو خودت را به من شناسانیدی
و فرستادهات را به من معرفی فرمودی و فرشتگانت را به من شناسانیدی
و پیغمبرت را به من شناسانیدی و والیان امرت را به من شناسانیدی.
خدایا! من نمیپذیرم جز آنچه تو فرمایی و نپرهیزم جز از آنچه تو پرهیز دادهای.
خدایا! از منازل دوستانت مرا دور مدار و دلم را پس از آنکه هدایتم کردهای منحرف مگردان. خداوندا! به ولایت کسی که اطاعتش را بر من واجب ساختهای، هدایتم فرمای.
و از جمله دعاهایی که شایسته است بر آنها مواظبت شود، آن است که محقّق محدث نوریرحمه الله در کتاب «تحیة الزائر» به نقل از «مصباح الزائر» سید اجل علی بن طاووسرحمه الله آورده، دعا این است: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ وَصَلِّ عَلی وَلِیِّ الحَسَنِ وَوَصِیِّهِ وَوارِثهِ القآئِمِ بِأَمْرِکَ وَالغآئِبِ فِی خَلْقِکَ وَالمُنْتَظِرِ لِإِذْنِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَقَرِّبْ بُعْدَهُ وَأَنْجِزْ وَعْدَهُ وَأَوْفِ عَهْدَهُ وَاکْشِفْ عَنْ بَأْسِهِ حِجابَ الغَیْبَةِ وَاظْهِرْ بِظُهُورِهِ صَحآئِفَ الِمحْنَةِ وَقَدِّمْ أَمامَهُ الرُّعْبَ وَثَبِّتْ بِهِ القَلْبَ وَأَقِمْ بِهِ الحَرْبَ وَأَیِّدْهُ بِجُنْدٍ مِنَ المَلآئِکَةِ مُسَوِّمِینَ وَسَلِّطْهُ عَلی أَعْدآءِ دِینِکَ أَجْمَعِینَ، وَأَلْهِمْهُ أَنْ لا یَدَعَ مِنْهُم رُکْناً إِلّا هَدَّهُ وَلا هاماً إِلّا قَدَّهُ وَلا کَیْداً إِلّا رَدَّهُ وَلا فاسِقاً إِلّا حَدَّهُ وَلا فِرْعَوْنَ إِلّا أَهْلَکَهُ وَلا سَتْراً إِلّا هَتَکَهُ وَلا عَلَمَاً إِلّا نَکَسَه وَلا سُلْطاناً إِلّا کَبَتَهُ وَلا شَیْطاناً إِلّا کَبَسَهُ وَلا رُمْحاً إِلّا قَصَفَهُ وَلا مِطْرَداً إِلّا خَرَقَهُ وَلا مِنْبَراً إِلّا أَحْرَقَهُ وَلا جُنْداً إِلّا فَرَّقَهُ وَلا سَیْفاً إِلّا کَسَرَهُ وَلا صَنَماً إِلّا رَضَّهُ وَلا دَماً إِلّا أَراقَهُ وَلا جَوْراً إِلّا أَبادَهُ وَلا حِصْنَاً إِلّا هَدَمَهُ وَلا باباً إِلّا رَدَمَهُ وَلا قَصْراً إِلّا أَخَرَبَهُ وَلا مَسْکَناً إِلّا فَتَّشَهُ وَلا سَهْلاً إِلّا أَوْطَأَهُ وَلا جَبَلاً إِلّا صَعِدَهُ وَلا کَنْزاً إِلّا أَخْرَجَهُ بِرَحْمَتِکَ یا أَرْحَمَ
الرّاحِمِینَ»؛ خدایا! بر حضرت محمد و خاندان او درود فرست، و درود فرست بر ولیّ و وصیّ و وارث حضرت حسن (عسکری)، آنکه بپاخاسته به امر تو و غایب در آفریدگان تو و منتظر فرمان تو است.
خدایا! بر او درود فرست و دوریاش را به وصال و دیدار مبدّل گردان و وعدهای که به او دادهای، به مرحله تحقّق و عمل برسان و به عهدش جامه عمل بپوشان، و دلاوریاش را با برطرف ساختن پرده غیبت آشکار گردان و با ظهور حضرتش طومار رنجها و سختیها را بر ستمگران بگشای و پیشاپیش آن جناب رُعب و وحشت را (در دل دشمنانش) قرار ده و دل ما را به (ولایت و معرفت) او ثابت و پایدار ساز و جنگ (نهایی) را به (ظهور) او برپا کن و با سپاهی از فرشتگان نشاندار تأییدش فرمای و بر تمام دشمنان دینت، او را مسلط بگردان، و به او الهام کن تا هیچ پایهای از آنان (دشمنان) بر جای نگذارد، مگر اینکه آن را ویران سازد و هیچ رئیسی مگر اینکه از پای درآورد، و هیچ نیرنگی جز اینکه آن را باز گرداند، و هیچ فاسقی مگر اینکه بر او حد جاری کند، و هیچ فرعون گونهای، مگر اینکه نابود سازد، و هیچ پرده (عزّتی برای ظالمان)، مگر اینکه آن را بدرد و هیچ پرچمی، مگر اینکه آن را سرنگون سازد و هیچ حکومت و ریاستی، مگر اینکه آن را خوار نماید و هیچ شیطانی، مگر اینکه آن را محدود و در فشار بگذارد و هیچ سرنیزهای، مگر اینکه آن را بسوزاند و هیچ سپاهی، مگر اینکه آن را پراکنده سازد و هیچ شمشیری، مگر اینکه آن را بشکند و هیچ بُتی، مگر اینکه آن را لگدمال سازد و هیچ خونی، مگر اینکه آن را (از کافران و ظالمان) بریزد و هیچ ستمی را، مگر اینکه از میان بردارد و هیچ دژی،
مگر اینکه آن را منهدم سازد و هیچ دری، مگر اینکه آن را مسدود نماید و هیچ کاخی، مگر اینکه آن را خراب و ویران کند و هیچ منزل و مسکنی را، مگر اینکه تفتیش نماید و هیچ زمین همواری را، مگر اینکه تحت فرمان آورد و هیچ کوهی را، مگر اینکه از آن بالا رود و هیچ گنجی، مگر اینکه آن را استخراج کند و بیرون سازد. به رحمتت، ای مهربانترین مهربانان.
و از دعاهای مهمّی که برای روا شدن حاجت روایت شده که مشتمل بر دعا برای تعجیل فرجِ آخرین امامان میباشد و توسّل به آن حضرت، برای دفع هر نوع گرفتاری است. در کتاب «جنّة المأوی» به نقل از کتاب «کنوز النجاج» شیخ طبرسی فضل بن الحسن صاحب تفسیر آمده که گوید: دعایی است که حضرت صاحب الزمان - علیه سلام اللَّه الملک المنان - به ابوالحسن محمد بن احمد ابی اللّیثرحمه الله تعلیم فرموده در شهر بغداد در مقابر قریش، و چنین بود که ابوالحسن به مقابر قریش فرار کرده و از ترس کشته شدن به آنجا پناهنده شده بود، پس به برکت این دعا از کشته شدن نجات یافت. ابوالحسن مزبور گوید: آن حضرتعلیه السلام به من آموخت که بگویم: «اَللَّهُمَّ عَظُمَ البَلآءُ وَبَرِحَ الخَفآءُ وَانْقَطَعَ الرَّجآءُ وَانْکَشَفَ الغِطآءُ وَضاقَتِ الأَرْضُ وَمُنِعَتِ السَّمآءُ، وَإِلَیْکَ یا رَبِّ المُشْتَکی وَعَلَیْکَ المُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَالرَّخآءِ. اَللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ محمَّدٍ أُولِی الأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ فَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً کَلَمْحِ البَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ اِکْفِیانِی فَإِنَّکُما کافِیایَ وَانْصُرانِی فَإِنَّکُما ناصِرایَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ الغَوثُ الغَوثُ الغَوثُ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی»؛ بار الها! فتنه و بلا بزرگ شد و مخفی بودن (امامعلیه السلام یا راه چاره) سخت گردید و امید قطع گشت و پردهها بالا رفت و زمین با [همه فراخی تنگ
شد و آسمان رحمتش را بازداشت و ای پروردگار! شِکْوِه به درگاه تو است و در سختی و آسانی تکیه و اعتماد بر تو.
خدایا! پس بر محمد و آل محمدعلیهم السلام درود فرست اولی الأمری که فرمانبرداری از ایشان را بر ما واجب ساختهای و بدین وسیله منزلتشان را به ما شناساندهای، پس تو را به حقّ آنان سوگند که بر ما گشایشی ده سریع و به زودی همچون یک چشم برهم زدن یا نزدیکتر از آن، ای محمد! ای علی! مرا کفایت کنید که البتّه شما مرا کافی هستید و مرا یاری نمایید که به درستی شما یاور من میباشید. ای مولای من! ای صاحب زمان! به فریاد رس! به فریاد رس! به فریادرس! مرا دریاب! مرا دریاب! مرا دریاب.
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی - خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمانعلیه السلام واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبران علی اکبر صمدی
15 - آخرین پناه محمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خدا واحد تحقیقات
21 - از زلال ولایت واحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوق سیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومهعلیهم السلام(روسی) آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
33 - بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودک شمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایت محمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و تروریسیم و خشنونتطلبی علی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و جهاد و بردهداری علی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق اقلیتها و ارتداد علی اصغر رضوانی
40 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و حقوق زن علی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله و صلحطلبی علی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر) میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظمصلی الله علیه وآله احمد سعیدی
52 - حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی) آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور) کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوباره احمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکران واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انار الهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمانعلیه السلام(دوجلدی) محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسد مؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیب حامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام/عربی المقدس الشافعی
88 - علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
89 - علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
97 - فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرس حسن محمودی
99 - قصههای تربیتی محمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتها عباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
109 - مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
113 - منشور نینوا مجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
115 - مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
116 - مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
119 - مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
124 - ندای ولایت بنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
128 - نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
135 - همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
136 - یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
137 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار) محمد حجّتی
138 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکنار: 14 - 5664212 - 0122