ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : عملیات کربلای ۵: پیشروی در شرق بصره (طراحی، اجرا، نتایج، بازتابها)، ضمیمه عملیات تکمیلی کربلایی ۵ - عملیات کربلای ۸/ تهیه مدیریت و بررسیهای تاریخی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب
مشخصات نشر : تهران: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، ۱۳۸۳.
مشخصات ظاهری : ۸۴ ص+ ۱ ورق نقشه تا شده
شابک : ۲۰۰۰ریال
وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی
یادداشت : پشت جلد بهانگلیسی:The battle of karbala 5.
یادداشت : کتابنامه: ص. ۸۴ - ۸۲
عنوان دیگر : عملیات تکمیلی کربلای ۵ - عملیات کربلای ۸
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ -- عملیات کربلای ۵
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ -- عملیات کربلای ۸
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ -- نبردها
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. مدیریت بررسیهای تاریخی
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
رده بندی کنگره : DSR۱۶۰۷/ک۴ع۸ ۱۳۸۳
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۳-۲۵۸۳۷
بسم الله الرحمن الرحیم دوران هشت سال دفاع و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر هجوم نظامی رژیم عراق - که با ترغیب امریکا آغاز شد و با پشتیبانی همهی قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان ادامه یافت - از بارزترین مقاطع حیات حقیقی این مرز و بوم است.
اینک که بیش از شانزده سال از پایان این دورهی سرنوشتساز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی میگذرد، تبیین حماسههای عظیم و ارزشمندی که مردم و رزمندگان این سرزمین آفریدند، ضرورت بیشتری پیدا کرده است.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ با درک این رسالت تاریخی، تلاش میکند با بهرهگیری از اسناد، مدارک و منابع بینظیری که راویان و محققان این مرکز در طول جنگ هشت ساله جمعآوری کردهاند، ابعاد مختلف دفاع مقدس را ترسیم نماید.
بیتردید وجود اخبار، گزارشها، آمار و اطلاعات معتبر و موثقی که از مراکز طرحریزی، هدایت و فرماندهی عملیاتها تا میدانهای نبرد و صحنههای درگیری به صورت زنده و واقعی جمعآوری گردیده بر غنای آثار مرکز مطالعات میافزاید و زوایای مختلف و تاریک جنگ را با هدف آگاهسازی افکار عمومی روشن میسازد.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تاکنون مجموعههای متعددی را دربارهی وقایع جنگ عراق علیه ایران منتشر کرده است. این مجموعه که گزارش نبردهای اصلی رزمندگان اسلام در مقابله با ارتش عراق و همپیمانانش میباشد، برای دسترسی آسانتر و آشنایی بیشتر
علاقهمندان و محققان به وقایع این نبرد عظیم است که هر جلد آن به یکی از عملیاتهای اصلی جمهوری اسلامی علیه متجاوزان اختصاص دارد و به صورت نسبتا خلاصه و جمعبندی شده تهیه میشود و شامل شناسنامهی عملیات، اوضاع سیاسی و نظامی در آستانه عملیات، طرحریزی و اجرای عملیات، نتایج و بازتابهای آن میباشد.
یادآور میشود به دلیل پیوستگی عملیات کربلای 5 با عملیات تکمیلی کربلای 5 و عملیات کربلای 8، شرح مختصری از این دو عملیات نیز در این کتاب ارائه شده است.
این کتاب با کوشش حمیدرضا فراهانی و مهدی خداوردیخان با استفاده از اسناد نظامی منتشر نشدهی مرکز، منابع سیاسی و کتابهای منتشر شدهی مرکز مطالعات از جمله کتاب «نبرد در شرق بصره» نوشته محمد درودیان و با نظارت مهدی انصاری تهیه شده است ویرایش کتاب را احمد نصرتی به عهده داشته و در آمادهسازی آن مریم افراسیاب (حروفچینی)، حسین مجیدی و هادی کریم دهنوی (نمونهخوانی) و سیدحسین امجد (صفحهآرایی و طراحی جلد همکاری کردهاند.
امید است این کوشش ناچیز مورد رضای حضرت حق جل و علا و موجب ادای گوشهای از حق شهیدان، جانبازان و رزمندگان این نبرد عظیم و مقتدایشان حضرت امام خمینی شود و جویندگان حقایق این واقعه بزرگ از آن بهرهمند شوند.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
1383
نام عملیات: کربلای 5
رمز عملیات: یا زهرا (س)
منطقه عملیات: جبهه جنوبی، شرق بصره، شلمچه
تاریخ عملیات: 19 / 10 / 1365 تا 2 / 12 / 1365
نوع عملیات: گسترده
هدف عملیات: تصرف شلمچه و پیشروی به سوی بصره
فرماندهی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سازمان رزم: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
استعداد نیروهای درگیر خودی: 200 گردان پیاده، 24 گردان زرهی، 22 گردان مکانیزه، 24 گردان توپخانه
استعداد نیروهای درگیر دشمن: 232 گردان پیاده، 38 گردان زرهی، 21 گردان مکانیزه، 54 گردان کماندو، 48 گردان گارد جمهوری و 46 گردان توپخانه
تلفات عراق: 90000 کشته یا زخمی و 2365 اسیر
خسارات عراق: انهدام 40 هواپیما، 5 هلیکوپتر، 800 تانک و نفربر، 180 قبضه توپ، 400 قبضه ادوات، 90 دستگاه مهندسی، 1000 خودرو
غنائم: 190 تانک و نفربر، 20 قبضه انواع توپ، 250 قبضه ادوات، 200 خودرو.
نتایج:
تصرف حدود 75 کیلومتر مربع از مناطق استراتژیک دشمن
انهدام وسیع نیرو و تجهیزات دشمن
تثبیت توازن به سود ایران
نزدیک شدن به بصره و در خطر قرار گرفتن آن
در دوران دفاع مقدس منطقه عمومی شرق بصره همواره از اهمیت سیاسی و نظامی ویژهای برخوردار بود و نزد فرماندهان جنگ نیز مهمترین منطقه عملیاتی جبهههای جنگ به شمار میرفت. در این منطقه، شلمچه نزدیکترین راه برای تصرف یا نزدیک شدن به شهر بصره بود.
پس از فتح خرمشهر، به منظور تهدید شهر بصره عملیات رمضان در این منطقه انجام شد. تدابیر دشمن، پشتیبانی بیسابقه حامیان رژیم عراق و عدم درک خودی از دگرگونی سریع در توان عراق و افزایش کمی و کیفی آن موجب شد عملیات رمضان در میان ناباوری با ناکامی مواجه شود. نتیجه این عملیات به فرماندهان نظامی نشان داد که ادامه جنگ در گرو تغییر در شیوه عمل و اتخاذ تدابیری جدید برای مقابله با اقدامات جدید دشمن است. بر این اساس به عبور از آب به عنوان ابتکاری برای غافلگیر کردن دشمن توجه شد و مناطقی چون هور و اروندرود مد نظر قرار گرفت.
از سوی دیگر، اهمیت سیاسی - نظامی منطقه شرق بصره و درک دقیق دشمن از میزان اعتبار این منطقه در استراتژی نظامی جمهوری اسلامی، موجب شد تا عراق برای تقویت بیشتر مواضع و استحکامات پدافندی در شرق بصره، سرمایهگذاری هنگفتی کند.
با این اوصاف، فرماندهان سپاه پس از عملیات ناموفق کربلای 4 بار دیگر بر اهمیت استراتژیک و نقش منطقه شرق بصره در تعیین سرنوشت جنگ تأکید کردند. علاوه بر این، حضور نیروهای رزمنده و
توان موجود در جبهه شلمچه (پس از عملیات کربلای 4) و ضرورتهای نظامی، سیاسی و اجتماعی برای انجام یک عملیات موفق، موجب شد درباره عملیات بعدی خیلی سریع تصمیمگیری شود.
از سوی دیگر، مشخصهی حاکم بر جنگ در هفتمین سال، سرعت تحولات، پیچیدگی و گسترش دامنه آن بود. این وضعیت به منزله آغاز شمارش معکوس برای پایان جنگ ارزیابی میشد. به عبارت دیگر، با تنوع، شدت و سرعت وقوع رخدادهای جنگ تدریجا ظرفیتهای لازم برای تداوم جنگ، رو به اتمام بود و برخی از تحلیلگران پیشبینی میکردند که زمان خاتمه یافتن جنگ فرارسیده است. وضعیت جدید در جنگ، با تغییر توازن به سود ایران پس از فتح فاو و توانایی ایران در حفظ آن و متقابلا ناتوانی عراق برای بازپسگیری فاو آغاز شد. آقای هاشمی با توجه به همین وضعیت در جمع فرماندهان و مسئولان سپاه گفت:
«در محاسباتی که تاکنون شده، به نظر ما هیچ شرایطی بهتر از اینکه تسریع کنیم در پیشبرد کار جنگ به چشم نمیخورد... وضع عمومی کشور و شرایط اقتصادی کشور هم ایجاب میکند که ما این مسئله را اگر بتوانیم زودتر به نقطهای برسانیم.» (1).
در این مرحله اعلام شعار «تعیین سرنوشت جنگ» محور فراخوانی نیروهای داوطلب و به کارگیری امکانات کشور برای پیشبرد جنگ بود.
فرمانده کل سپاه نیز درباره مفهوم شعار تعیین سرنوشت جنگ گفت:
«سال سرنوشت قطعا سال آخر معنی ندارد، ضمن اینکه میتواند سال آخر هم در آن مفهوم داشته باشد. سال سرنوشت به این معنی است که اگر امسال ما جهتی در جنگ پیدا نکنیم عواقب بسیار سختی را در پیش داریم.» (2).
بدین ترتیب ضرورت دستیابی سریعتر به پیروزی، برای خاتمه دادن به جنگ، فعالیتهای همهجانبهای را سازمان و گسترش داد که
کاملا بر روند تحولات هفتمین سال جنگ سایه افکنده بود. در چنین موقعیتی افشای ماجرای مک فارلین در 13 آبان 1365 کلیه تحولات سیاسی و نظامی جنگ را تحت تأثیر قرار داد. با در نظر گرفتن اهداف گفت و گوهای پنهانی ایران و امریکا، به نظر میرسد علاوه بر اینکه امکان پایان سریع جنگ از میان رفت، اقداماتی که به تدریج علیه ایران انجام گرفت، بدون تردید متأثر از افشای این ماجرا بود (1)و اوضاع را بیش از گذشته برای ایران سخت و دشوار کرد؛ زیرا به رغم امیدواریهای زیاد هیئت امریکایی برای ملاقات با مقامات بلندپایه ایران، امام خمینی مسئولان را از هر گونه ملاقات منع کردند و همین بر عصبانیت امریکا و اقدام علیه ایران افزود.
زمینههای شکلگیری مذاکرات پنهانی مقامات امریکایی با عناصر ایرانی، با مبادله قطعات یدکی نظامی به ایران در مقابل آزادی گروگانهای امریکایی در لبنان، از سال 1364 آغاز شد. ناتوانی امریکاییها، به رغم همکاری سوریه برای حل معضل گروگانگیری در لبنان و هواپیمای ربوده شده تی. دبلیو. ای (T.W. A) در 24 خرداد 1364 (2)و متقابلا میانجیگری ایران برای حل معضل هواپیمای تی. دبلیو. ای (T.W. A) پس از سفر آقای هاشمی به سوریه در تیر 1364، توجه امریکا را مجددا به ایران معطوف ساخت. البته عوامل دیگری در این زمینه مؤثر بود که پس از افشای آن، ریگان رئیسجمهور وقت امریکا به آنها اشاره میکند:
«اکنون هجده ماه است که طی یک ابتکار سیاسی محرمانه ارتباط با ایران را در جریان کار خود قرار دادهایم. برای استفاده از این ابتکار، سادهترین و بهترین دلائل را در اختیار داریم: 1 - تجدید روابط با ایران 2 - اقدامی شرافتمندانه برای خاتمه دادن به جنگ شش ساله ایران و عراق 3 - محو کردن تروریسم دولتی و خرابکاری 4 - تأثیر بخشیدن به روند بازگشت تمامی گروگانها.» (3).
مک فارلین معتقد بود در سفر پنهانیاش به تهران فرصت مهمی از دست رفت. زیرا هیئت امریکایی پس از چهار روز حضور در تهران و
1) 3. مأخذ 1، فصل چهارم.
2) 4. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره 116، 23 / 4 / 1365، نشریه نیوزویک، 22 / 4 / 1365.
3) 5. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره233، 17 / 8 / 1365، واشنگتن پست، 16 / 8 / 1365، به نقل از ریگان رئیسجمهوری اسبق امریکا؛ و روزنامه رسالت، 24 / 8 / 1365.
چند دور گفت و گو، نتیجه دلخواه را به دست نیاوردند. بنابر پیشنویس موافقتنامهی سهشنبه 6 خرداد، گفت و گوی سیاسی میان طرفین همچنان تا زمان افشای این روابط در آبان 1365 و مدتی پس از آن ادامه یافت و بعدها افشای ماهیت تماسهای پنهانی ایران و امریکا به نحو آشکاری بر روند تحولات جنگ تأثیر گذاشت که بخشی از آن به شرح زیر بود:
1 - اعتبار سیاست امریکا در تحریم صدور تسلیحاتی ایران، در نزد متحدان امریکا عمیقا مخدوش شد. (1).
2 - بحران تمام عیار سیاسی در امریکا (2)تغییر و اصلاح سیاست امریکا را به عنوان ضرورتی اجتنابناپذیر، آشکار ساخت و جدالهای بسیاری میان کنگره و دولت امریکا درگرفت. (3).
3 - بیاعتمادی متحدان امریکا در منطقه به تشتت سیاست خارجی امریکا در منطقه و از دست دادن ابتکار عمل امریکا برای پایان دادن به جنگ منجر شد.
4 - عراقیها در بیانیهای به اقدام امریکا انتقاد کردند و اعتبار سیاستهای اعلام شدهی امریکا را زیر سؤال بردند (4)و این اقدام را به شدت محکوم کردند.
5 - روسها با بهرهبرداری از خلأ حاصله، سیاستهای مشخص و فعالتری را با حضور در منطقه و به دست گرفتن ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق با حمله به سیاستهای امریکا و حمایت از عراق آغاز کردند.
مجموع عوامل یاد شده سبب گردید امریکاییها با از دست دادن ابتکار عمل برای خاتمه دادن به جنگ، در موقعیت بسیار دشواری قرار گیرند. بخشی از تلاش امریکا برای خروج از این وضعیت و کسب اعتماد مجدد متحدان خود در منطقه و عراق، تشدید فشار مستمر به ایران بود. (5)چنان که بنابر اطلاعات و شواهد موجود، حملات گسترده عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی ایران در این مرحله با چراغ سبز امریکا و حمایت و هدایت اطلاعاتی این کشور انجام گرفت.
1) 6. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره 278، 2 / 10 / 1365، آسوشیتدپرس، 1 / 10 / 1365.
2) 7. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره273، 27 / 9 / 1365، رادیو بی. بی. سی، 26 / 9 / 1365، به نقل از شهرام چوبین.
3) 8. روزنامه جمهوری اسلامی، 27 / 9 / 1365، به نقل از نشریه ایندیپندنت.
4) 9. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره 272، 26 / 9 / 1365، رادیو بی. بی. سی، 25 / 9 / 1365.
5) 10. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره 34، 4 / 2 / 1367، رادیو امریکا، 3 / 2 / 1367، به نقل از شیرین هانتر معاون بخش خاورمیانهای مرکز مطالعات بینالمللی و استراتژیک دانشگاه جرج تاون امریکا.
ساندی تایمز در این باره نوشت: «افشای حمایت تسلیحاتی ایران، ماشه حملات ناگهانی و سنگین عراق را به منابع و مراکز صنعتی و نظامی ایران چکاند.» (1).
روزنامه واشنگتن پست نیز نوشت: «پس از افشای ارسال پنهانی اسلحه به ایران، عراقیها حملات هوایی خود را به ایران افزایش دادند.» همچنین نشریات، حضور یک افسر عالیرتبه امریکایی در بغداد برای کمک اطلاعاتی به نیروی هوایی عراق را افشا کردند. (2).
در پی بمباران نیروگاه نکا در آذر 1365، ساندی تلگراف به نقل از دیپلماتهای مستقر در بغداد نوشت: «کمک اطلاعاتی امریکا به عراق این کشور را قادر ساخت تا به تأسیسات اقتصادی ایران و نیروگاه نکا ضربه وارد کند.» (3).
امریکاییها در این مرحله رسما اعتراف کردند که طی چند سال گذشته با هدف جلوگیری از پیشروی ایران، اطلاعات جاسوسی به عراق دادهاند. (4)امریکاییها در توضیح سیاست خود مجددا تأکید کردند: «امریکا میکوشد که از پیروزی ایران در جنگ جلوگیری کند.» (5)وزیر خارجه وقت امریکا نیز رسما درباره سیاست امریکا اعلام کرد: «کاستن از توان نظامی ایران میتواند به دستیابی به یک راهحل از طریق مذاکره کمک کند.» وی افزود: «هدف، پایان دادن جنگ است، بدون اینکه جنگ طرف بازنده یا پیروز داشته باشد.» (6).
حمید شعبان فرمانده وقت نیروی هوایی عراق در فضای ناشی از تشدید سیاست خصومتآمیز امریکا، برای جلب اعتماد این کشور و سایر کشورهای عربی، پس از حملات گسترده نیروی هوایی عراق به مراکز اقتصادی و صنعتی ایران گفت:
«سال جاری تحولی قطعی و سریع به خود خواهد دید که به پایان یافتن جنگ به نفع عراق منجر خواهد شد. اولین مرحله از طرح شکست ایران با انهدام کلیه منابع انرژی این کشور به خصوص منابع نفتی آن کامل خواهد شد.» (7).
خط مشی عراق در این مرحله «قطع نفت ایران و تأمین نفت جهان»
1) 11. معاونت سیاسی سپاه پاسداران، بولتن «بررسی»، اسفند 1366، به نقل از ساندی تایمز، ص 17.
2) 12. روزنامه کیهان، 25 / 9 / 1365.
3) 13. روزنامه جمهوری اسلامی، 22 / 9 / 1365.
4) 14. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، شماره 272، 26 / 9 / 1365، خبرگزاری یونایتدپرس به نقل از مقامات رسمی امریکا.
5) 15. روزنامه رسالت، 26 / 9 / 1365، واحد مرکزی خبر به نقل از وزیر خارجه وقت امریکا (شولتز).
6) 16. روزنامه جمهوری اسلامی،27 / 9 / 1365.
7) 17. دفتر سیاسی سپاه پاسداران، نشریه «رویدادها»، شماره 128، 24 / 10 / 1365، به نقل از روزنامه القادسیه، 16 / 10 / 1365.
بود. لذا به موازات گسترش حمله به مراکز نفتی ایران و اخلال در صدور نفت جمهوری اسلامی، تلاش گستردهای برای تأمین نفت جهان با صدور نفت از منطقه خلیجفارس با اتکا به «لوله» به جای نفتکشها انجام گرفت. سیستم صدور نفت عراق در این مرحله از طریق اردن، عربستان و ترکیه طراحی شده بود و سعودیها نیز در اجرای لولهگذاری تعهداتی را پذیرفتند. روزنامه واشنگتن تایمز در تحلیلی نوشت:
«این حملات توازن جنگ در خلیجفارس را تغییر داده است. تهاجم نیروی هوایی عراق تأثیرات عمدهای در جنگ خلیجفارس داشته است.» (1).
بر اثر تهاجمات هوایی عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی ایران و به موازات آن تهدید کمپانیهای خارجی صادر کننده نفت ایران و حمله به نفتکشها و پایانههای نفتی و کشتیهای تجاری، وضعیت اقتصادی جمهوری اسلامی رو به وخامت گذاشت. ضمن اینکه قیمت نفت به کمتر از 10 دلار کاهش یافت. امریکاییها امیدوار بودند ایران در این روند تدریجا مواضع خود را تغییر دهد.
در این موقعیت دشوار، عملیات کربلای 4 - که سپاه پاسداران از مدتها قبل طرحریزی و آمادهسازی کرده بود - برای اجرا آماده شد. اما تنها به فاصله 24 ساعت پس از شروع عملیات، به دلیل هوشیاری دشمن و وضعیت جدیدی که در خطوط درگیری به وجود آمد، فرمانده کل سپاه دستور توقف عملیات را صادر کرد. در واقع با توجه به افشای عملیات بر اساس اطلاعاتی که امریکا به عراق داده بود (2)و استفاده عراق از تجارب عملیات فاو، (3)امکان پیروزی در عملیات از میان رفت. عراقیها بلافاصله از امریکاییها به دلیل واگذاری اطلاعات اساسی به این کشور برای مقابله با عملیات ایران، تشکر کردند. (4).
عراقیها که پس از فاو و ناکامی در استراتژی موسوم به دفاع متحرک با وضعیت نامطلوبی روبهرو شده بودند، مجددا اعتماد به نفس خود را باز یافتند. (5).
با پیدایش وضعیت جدید به نظر میرسید، توازن جنگ که پس از فتح فاو به سود ایران تغییر کرده بود، مجددا در حال تغییر به سود عراق میباشد.
در چنین موقعیت دشواری نیروهای بسیجی نیز به دلیل اتمام مأموریتشان در حال بازگشت به خانههای خود بودند. تحقق این امر میتوانست ایران را در برابر حملات زمینی احتمالی عراق کاملا آسیبپذیر نماید، ضمن اینکه امکان اجرای عملیات دیگری نیز از میان میرفت. بر پایه این ملاحظات، مجددا تمامی طرحهای عملیاتی بازبینی شد و سرانجام منطقه شلمچه - به دلیل موفقیت لشکر 19 فجر و تیپ 57 حضرت ابوالفضل (ع) در محور شلمچه در عملیات کربلای 4 - مورد توجه فرمانده کل سپاه قرار گرفت.
دشمن پس از آنکه عملیات کربلای 4 را با شکست مواجه ساخت، درصدد برآمد تا ابتکار عمل را به دست گرفته از فرصت به دست آمده بهرهبرداری کند. شواهد و قرائن نیز نشان میداد که چنانچه در آن وضعیت تغییری ایجاد نمیشد، دشمن برتری را از آن خود میساخت؛ زیرا عراقیها تبلیغات گستردهای را تحت عنوان شکست عملیات سرنوشتساز ایران آغاز کرده بودند. آنها با تشدید حملات هوایی و ادامه جنگ شهرها و تلاش برای بازپسگیری فاو، سعی کردند موازنه قوا را به طور کامل به نفع خود تغییر دهند.
نظر به اینکه هسته اصلی تلاشهای سیاسی - نظامی ایران پس از فتح فاو، عمدتا معطوف به تعیین سرنوشت جنگ با کسب پیروزی نظامی در یک عملیات گسترده و سرنوشتساز بود، طبعا در چنین وضعیتی تنها اجرای یک عملیات پیروز میتوانست وضعیت را به سود ایران تغییر دهد. در این میان عواملی وجود داشت که علاوه بر تسهیل شرایط، جمهوری اسلامی را به اجرای عملیات تشویق و ترغیب میکرد. این عوامل عبارت بودند از:
1 - شرایط نامطلوب سیاسی - نظامی: در وضعیتی که امکانات و نیروی انسانی کشور برای اجرای عملیات بسیج شده بود و متقابلا دشمن نیز با درک شرایط حساس حاکم بر جنگ، فشارهای خود را به ویژه بر مراکز صنعتی و اقتصادی وارد میساخت، انتظارات موجود در جامعه و ضرورتهای موجود بر جنگ، عملا اجرای عملیات پیروز را ایجاب میکرد. در واقع وضعیت مزبور و نگرانیهای موجود به عنوان عامل بسیار مؤثر روحی و روانی، همواره مقدمه و در عین حال تحریک کننده تصمیم گیرندگان برای اجرای عملیات پیروز بود. از سوی دیگر، فرماندهی عالی جنگ خواستار تعیین تکلیف سریعتر نبرد با تداوم عملیات موفق و یا با صلحی شرافتمندانه بود که این امر فرماندهان سپاه را وادار به تصمیمگیری در این خصوص میکرد.
2 - احتمال حمله دشمن به منطقه فاو: گزارشهای دریافتی از تحرکات ارتش عراق در منطقه فاو بیانگر آمادهسازی مقدمات حمله
دشمن به فاو بود. بنابراین هر گونه تأخیر در اجرای عملیات، به منزله دادن فرصت به دشمن برای بازپسگیری فاو و تغییر موازنه جنگ به زیان جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میشد.
3 - آمادگی نیروها: بسیج گسترده نیرو و امکانات در سال 1365 موجب شد که حدود 300 گردان نیرو در یگانهای نیروی زمینی سپاه پاسداران سازماندهی و برای آغاز عملیات مهیا شود. نزدیک به 60 گردان از این نیروها در عملیات کربلای 4 به کار گرفته شد و 240 گردان نیرو همچنان آماده اجرای عملیات بود. این نیروی باقی مانده یکی از عوامل مؤثر و تعیین کننده در تصمیمگیری برای عملیات بود.
1 - ارزش سیاسی - نظامی منطقه: در اوضاع حاکم بر جنگ، منطقه عملیاتی و اهمیت سیاسی - نظامی آن جایگاه ویژهای داشت. شهر بصره دومین شهر مهم عراق از جنبه سیاسی، نظامی و اقتصادی، به عنوان مهمترین هدف استراتژی نظامی جمهوری اسلامی بود و منطقه شلمچه سرپلی مناسب برای دستیابی به شهر بصره و تأسیسات عمده نفتی عراق به شمار میآمد.
2 - استقرار یگانهای خودی در منطقه و نقش آن در غافلگیری دشمن:
منطقه شلمچه یکی از محورهای پشتیبانی کننده عملیات کربلای 4 بود و بخش بزرگی از منطقه و عقبههای آن به طور نسبی آماده بهرهبرداری شده بود. همین موضوع از سویی، مشکل زمان را تا حدود زیادی حل میکرد و از سوی دیگر، به دلیل کاهش نقل و انتقالات و تحرکات، حساسیت دشمن را برنمیانگیخت. همچنین، به دلیل حضور همه یگانهای رزمی سپاه در منطقه عمومی خرمشهر و آبادان، چندان به جابجایی و نقل و انتقال نیاز نبود و این مسئله در غافلگیری دشمن بسیار مؤثر بود.
3 - انطباق ویژگیهای منطقه شلمچه با شعار «عملیات سرنوشتساز»: تصرف شلمچه به دلیل نزدیکی به بصره و اهمیت آن در تأمین اهداف
سیاسی و نظامی ایران، میتوانست تا حدودی پاسخگوی انتظاراتی باشد که از تبلیغات گستردهی اجرای «عملیات سرنوشتساز» برای مردم ایجاد شده بود. به خصوص آنکه رژیم عراق همواره در طول جنگ بیشترین تبلیغات را درباره استحکام خطوط پدافندی خود در شلمچه انجام داده بود و خطوط دفاعی شرق بصره، نفوذ ناپذیرترین دژ عراق در تبلیغات این کشور و رسانههای جهانی معرفی شده بود.
4 - تناسب منطقه با توان موجود: محدودیت توان خودی در پشتیبانی از جنگ، همواره انتخاب منطقه عملیاتی را تحتالشعاع قرار میداد، ولی در این مقطع، توان باقی مانده از عملیات کربلای 4، برای اجرای عملیاتی گسترده در منطقه شلمچه کافی بود. پس از توقف عملیات کربلای 80، 4 درصد از توان آماده شده باقی مانده بود.
5 - قابل پدافند بودن منطقه به دلیل وجود عوارض مناسب: از ویژگیهای منطقه شلمچه، وجود عوارض طبیعی و مصنوعی متعدد در آن بود که امکان پدافند در هر مرحله از عملیات را فراهم میساخت.
6 - امکان اجرای آتش مناسب: محدودیت دشمن در استفاده از جادههای مواصلاتی به دلیل محدودیت زمین، تأثیر آتش توپخانه و ادوات نیروهای خودی را بسیار افزایش میداد.
7 - موفقیت نیروهای عمل کننده در محور شلمچه در عملیات کربلای 4: در عملیات کربلای 4 موفقیت نسبی لشکر 19 فجر در شکستن خط و رخنه لشکر 57 در خط اول و دوم دشمن در امتداد دژ مرزی، زمینه مناسبی را برای اقدام در این منطقه فراهم کرد و فرماندهان دریافتند که امکان عملیات در منطقه شلمچه (پنج ضلعی) میسر است.
در پی بحثهایی که درباره مانور عملیات انجام گرفت، با توجه به بیش از 200 گردان نیرویی که سپاه در اختیار داشت، کلیات طرح اولیه مانور تهیه شد و سپس طی جلسات متعددی که با حضور فرماندهان عالی جنگ تشکیل شد، سرانجام تصمیم قطعی برای اجرای عملیاتی گسترده در شلمچه با همت سپاه پاسداران و عملیات محدودی در منطقه غرب کشور با تلاش ارتش اتخاذ گردید.
طبق طرح مانور، سه قرارگاه مأمور اجرای عملیات شدند. قرارگاه کربلا با شش لشکر و دو تیپ سپاه مأموریت تصرف، پاکسازی و تأمین منطقه پنج ضلعی و غرب کانال پرورش ماهی را بر عهده داشت. در واقع مأموریت اصلی با هدف تصرف «جای پا» و فراهم سازی مقدمات عبور قرارگاههای قدس و نجف به قرارگاه کربلا واگذار شد.
پس از آن قرارگاه قدس مأموریت داشت با تحویل گرفتن خط، ابتدا به پشت نهر دوعیجی و پس از آن به سمت کانال زوجی پیشروی نماید.
قرارگاه نجف نیز مأموریت داشت پس از اقدام قرارگاه کربلا برای تصرف و تأمین جای پای اولیه، با تحویل گرفتن خط در حد فاصل جنوب جاده شلمچه تا جزیره بوارین وارد عمل شود و جناح چپ منطقه را پاکسازی و تأمین نماید.
با مشخص شدن مأموریت قرارگاه کربلا، نیروهای شناسایی یگانهای تحت امر این قرارگاه به سرعت به شناسایی خطوط دشمن اقدام کردند. در این امر توجه اصلی به شناسایی عمق آب و پیدا کردن
راه کارهای مناسب برای عبور بود. در نتیجهی این تلاش، نزدیک به 20 راهکار شناسایی شد.
ارتش عراق پس از عملیات کربلای 4 سنگرهای تخریب شده خود را ترمیم کرد و نیروهای آسیب دیده خود را که متحمل صدمات زیادی شده بودند، تعویض کرد. منطقه وضعیت عادی داشت و آتش دشمن پس از گذشت چند روز از کربلای 4 به تدریج سبکتر شده بود. البته دکلهای دیدهبانی و دستگاههای رازیت فرانسوی دشمن همچنان فعال بود و تحرکات نیروهای خودی را در عمق، با حساسیت دنبال میکرد.
به رغم تلاشهایی که بلافاصله پس از عملیات کربلای 4 آغاز و طی یک هفته به طور گسترده و جدی انجام شده بود، مجددا باحضور فرمانده عالی جنگ، ابهاماتی که همچنان درباره میزان هوشیاری دشمن، مشکلات و پیچیدگیهای زمین منطقه و دشواریهای شکستن خط، پاکسازی، تصرف و تأمین منطقه وجود داشت، بررسی گردید.
سرانجام پس از برگزاری یک جلسه پنج ساعته با حضور کلیه مسئولان و فرماندهان قرارگاهها و یگانهای سپاه، اجرای عملیات قطعی شد. در این خصوص محسن رضایی در آخرین جلسه با فرماندهان قرارگاهها، درباره اجرای عملیات گفت:
«ما الآن در وضعیتی هستیم که باید به سرعت بر خودمان غلبه کنیم تا از این وسوسههای جانبی خود را نجات بدهیم. اگر بخواهیم از خسارات بیشتر جلوگیری کنیم، فقط بایستی با تمام قدرت و با تمام قوا و قبول هر مسئلهای، خلجانهایی را که در فکر و افکارمان هست بیرون بریزیم. تنها راهحلی که برادران باید در نظر داشته باشند این است که با یک روحیه ایثارگرانهای، هم صداقتمان را به امام نشان بدهیم و هم انشاءالله به خداوند متعال نشان بدهیم و ثابت کنیم که ما واقعا برای آخرتمان میجنگیم و نه برای هیچ مسئله دیگر...» (1).
1) 23. معاونت سیاسی ستاد کل سپاه،بولتن بررسی، شماره 1، اسفند 1366 ص 113و114.
بدین ترتیب در طول جنگ تحمیلی برای اولین بار چنین عملیات گسترده و پیچیدهای را به این نحو و با این زمان کوتاه (12 روز) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرحریزی کرد و برای اجرا آماده شد.
سازمان سپاه برای عملیات کربلای 5 به شرح زیر تعیین گردید. البته این سازمان رزم در هنگام اجرای عملیات به دلیل پارهای از مسائل تغییر کرد.
قرارگاه کربلا: لشکرهای 33 المهدی (عج)، 10 سیدالشهدا (ع)، 19 فجر، 25 کربلا، 31 عاشورا و 41 ثارالله (ع) و تیپهای 18 الغدیر و 48 فتح.
قرارگاه قدس: لشکرهای 14 امام حسین (ع)، 8 نجف اشرف، 32 انصار الحسین (ع)، 7 ولیعصر (عج) و 27 محمد رسول الله (ص) و 44 قمر بنیهاشم (ع).
قرارگاه نجف: لشکرهای 5 نصر، 17 علی بن ابیطالب (ع)، 105 قدس، 155 ویژه شهدا، 21 امام رضا (ع) و تیپهای حضرت ابوالفضل (ع)، 29 نبی اکرم (ص) و 12 قائم (عج).
در ادامه تلاشهای گسترده و فشردهای که برای پای کار رفتن یگانها و کسب آمادگی برای عملیات انجام گرفت، در آستانه عملیات، قبل از شروع درگیری، فرماندهی سپاه مسائل گوناگونی را برای افزایش میزان آمادگی و درصد احتمال موفقیت پیگیری کرد از جمله:
1 - بررسی و تکمیل مانور یگانها: فرماندهی سپاه تأکید داشت که در مراحل اولیه عملیات، تصرف دو سرپل در موفقیت و تداوم عملیات نقش اساسی دارد: یکی در غرب کانال ماهی و دیگری در غرب تقاطع جاده شلمچه و دژ مرزی معروف به پنج ضلعی. سرپل «کانال ماهی» بیشتر به این دلیل مورد توجه بود که پیشروی به طرف نهر جاسم در منطقه «پنج ضلعی» تضمین بیشتری داشته باشد.
2 - نیروی زرهی: اگر چه تصمیمگیری برای به کارگیری نیروی زرهی، در مقایسه با سایر مسائل، اندکی با تأخیر انجام گرفت، اما سرانجام پس از بررسی طرح مانور، تلاش مضاعفی در کیفیت و چگونگی هماهنگی با یگانهای عمل کننده انجام پذیرفت تا هنگام عملیات مشکلی ایجاد نشود.
3 - آتش توپخانه: با توجه به تردیدی که در میزان هوشیاری دشمن و ضعفهایی که در زمینه آمادگی یگانها وجود داشت، اتکا بر آتش فزونی مییافت. بر همین اساس، فرمانده سپاه در جلسهای با فرمانده گروه توپخانه 15 خرداد، وی را نسبت به گروههای حساس، به ویژه پوزه کانال دقیق توجیه کرد. همچنین، به منظور آمادگی بیشتر قرارگاههای قدس و نجف برای تمرکز آتش، با فرماندهان این دو قرارگاه هماهنگی و توصیههای لازم انجام پذیرفت.
4 - پشتیبانی: مشکلات مربوط به عقبه، از جمله مسائلی بود که باعث بروز ابهام و تردید در اجرای عملیات میگردید لذا پس از بحث و بررسی، قرارگاههای عاشورای 3، 2، 1 و 4 برای پشتیبانی تشکیل شد که مدیریت عبور را بر عهده داشتند.
5 - هوشیاری دشمن: تجربه عملیات کربلای 4 ایجاد میکرد که این بار تحرکات دشمن با دقت بیشتری پیگیری شود و از همین رو، مقرر شده بود که در صورت لزوم فرمانده سپاه شخصا برای توقف عملیات تصمیم بگیرد.
طی پیگیریهایی که تا آستانه عملیات انجام گرفت، مسائل گوناگونی از دشمن دیده شد، با این حال از مجموع تحرکات دشمن در منطقه عملیاتی کربلای 5 تحلیل مشخصی ارائه نمیشد اما همواره بر این احتمال تأکید میشد که دشمن قصد حمله به فاو را دارد، از سویی این امیدواری وجود داشت که به محض آغاز درگیری در شلمچه، دشمن در صورتی که قصد حمله به فاو را هم داشته باشد، صرف نظر کرده خود را برای پاسخگویی به تک ایران در شلمچه، آماده کند.
بر اساس زمانبندی مقرر بود عملیات ساعت 2 بامداد آغاز شود، اما قبل از این زمان خبرهایی به قرارگاه رسید که نشان میداد عملیات فاش شده است، لذا با قرائت رمز عملیات، دستور شروع عملیات در ساعت 35: 1 بامداد 19 دی 1365 به طور رسمی صادر شد. با آغاز عملیات روشن شد که برخلاف تصور فرماندهان خودی،دشمن نسبت به هیچ یک از محورهای عملیاتی به طور کامل هوشیار نبوده است و تنها به محور پنج ضلعی (به دلیل تجربه عملیات کربلای 4) توجه بیشتری داشت، ضمن آنکه در محور کانال پرورش ماهی صددرصد غافلگیر شده بود. همین غفلت، تزلزل قوای دشمن را در پی داشت و فرمانده سپاه نیز تلاش میکرد با حداکثر استفاده از این وضعیت در پیشروی یگانها و آمادگی قرارگاه قدس و نجف برای عبور تسریع کند.
حدود دو ساعت پس از آغاز عملیات گزارشها چنین است: لشکر 41 ثار الله (ع) از کانال پرورش ماهی عبور کرده و لشکر 21 امام رضا (ع) در نوک جزیره بوارین خط را شکسته است. همچنین لشکر 31 عاشورا با لشکر 19 فجر در داخل پنج ضلعی و با لشکر 41 ثار الله (ع) در شرق کانال پرورش ماهی الحاق کردهاند و لشکر 41 ثار الله (ع) نیز به غرب کانال ماهی نفوذ کرده است. با این اقدامات، در این منطقه امکان ادامه تک فراهم شد. از این پس تا روشن شدن هوا،
درگیری رزمندگان اسلام بیشتر در محور سرپل کانال ماهی و پنج ضلعی بود، لذا امیدواری زیادی برای ادامه عملیات به وجود آمد. به ویژه آنکه در طول روز اول نیز، مثلثی غرب کانال زوجی تصرف شد. حوالی ظهر، لشکر 10 سیدالشهدا (ع) و لشکر 19 فجر به کانال هفتپل رسیدند. سپس لشکر 10، هلالی شلمچه را تصرف کرد و لشکر 19 به پاکسازی اطراف پل و الحاق با دو جناح خود مشغول شد. لشکر 31 عاشورا نیز با تصرف یک ضلع کانال ماهی، سعی کرد که از نوک کانال به سمت راست مانور کند بتواند با لشکر 25 کربلا الحاق کرده، سرپل مورد نظر را پوزه کانال ماهی تصرف نماید. در این میان، تنها تلاش دشمن در پنج ضلعی، مقاومت در قرارگاه فرمانده تیپ بود که به وسیله تعدادی تانک انجام میگرفت.
در جزیره بوارین نیز همزمان با محورهای کانال ماهی و پنج ضلعی، لشکر 21 امام رضا (ع) از قرارگاه نجف، با هدف فریب دشمن، وارد عمل شد. با وجود موفقیت عملیات لشکر 21 امام رضا (ع) تا حدود ساعت 8 صبح، قبل از ظهر از قرارگاه نجف خبر رسید که از جزیره بوارین عقبنشینی شده است. دشمن با مشاهده اوضاع غرب کانال ماهی، نسبت به کل منطقه، به ویژه حد فاصل نهر جاسم تا کانال زوجی احساس خطر کرد. ارتش عراق نخستین فشارهای خود را روی لشکرهای 25 کربلا، 41 ثار الله (ع) و محور پدبوبیان متمرکز کرد. دشمن با درک این موضوع که تمام تلاش جبهه خودی متوجه باز کردن عقبه خشکی از نوک کانال ماهی و از داخل پنج ضلعی است، برای نگهداری مثلثی پشت کانال تلاش بسیاری کرد و نیروی فراوان و آتشی پرحجم به کار گرفت.
در این حال، فرماندهی عملیات درصدد برآمد تا فشار فوقالعاده دشمن روی محور کانال ماهی را کاهش داده و بر سرعت پیشروی در داخل پنج ضلعی بیفزاید تا عقبه خشکی را باز کند.
تا قبل از ظهر، تدبیر این بود که لشکرهای 7 ولیعصر (عج)، 8 نجف و 14 امام حسین (ع) از کانال ماهی عبور کرده وارد منطقه درگیری
شوند، اما وقتی مشخص شد که لشکر 10 سیدالشهدا (ع) مواضع هلالی پشت جاده شلمچه را تصرف کرده است، دستور داده شد لشکر 27 حضرت رسول (ص) از محور کانال ماهی و نیروهای زرهی از جاده فجر - که به تازگی باز شده بود - وارد عمل شوند و یگانهای درگیر در پنج ضلعی به محدوده تصرف شده خود عمق بدهند. لذا کانال هفتپل به دو قرارگاه قدس و نجف واگذار شد. از پل سوم کانال هفتپل به سمت دژ تا جاده شلمچه، به قرارگاه نجف واگذار شد که بایستی لشکرهای 5 و 17 به سمت دژ و قسمت راست آن که شامل خاکریزهای مقطعی دشمن در امتداد کانال کوثر بود، وارد عمل میشدند و در جناح راست، لشکر 8 نجف از قرارگاه قدس وارد عمل میشد. به منظور هماهنگ کردن یگانها، جاده آسفالت شلمچه به عنوان خط هماهنگی انتخاب شد.
به طور کلی از آغاز عملیات تا بعد از ظهر روز اول، سه موضوع روشن شد:
1 - رفع ابهام درباره میزان هوشیاری دشمن.
2 - امید به موفقیت تلاش قرارگاه کربلا برای تصرف جاپای اولیه.
3 - فراهم شدن مقدمات عبور قرارگاه نجف و قرارگاه قدس و نیز باز شدن عقبه خشکی و عبور زرهی.
در واقع، اوضاع برای آغاز پیشروی مناسب شده بود و بایستی با استفاده از گسیختگی دشمن، به سرعت، زمینهای بیشتری تصرف میشد.
ساعت 16: 30 دشمن با 10 تیپ، پاتک شدیدی را در محور غرب کانال ماهی آغاز کرد و همچنین مانع از الحاق لشکرهای 25 کربلا و 31 عاشورا در نوک کانال ماهی میشد و میان لشکرهای 10 سیدالشهدا (ع) و 19 فجر نیز رخنه ایجاد کرد. با وجود موفقیتهای مهمی که به دست آمده بود، اوضاع کاملا اطمینانبخش نبود. در این حال فرمانده سپاه، آقای هاشمی رفسنجانی را از آخرین وضعیت صحنه درگیری آگاه کرد و درخواست نمود تا برای تجزیه قوای دشمن، نیروی زمینی ارتش عملیات کربلای 6 را در سومار آغاز کند.
در شب دوم عملیات هر سه قرارگاه (کربلا، قدس و نجف) وارد عمل شدند. قرارگاه کربلا با لشکرهای 10 سیدالشهدا (ع)، 25 کربلا، 27 حضرت رسول (ص)، 31 عاشورا و 32 انصار الحسین بایستی وارد عمل میشد، اما لشکرهای 27، 10 و 32 به پای کار نرسیدند. لشکرهای 25 و 31 نیز نتوانستند با یکدیگر الحاق کنند. از سوی دیگر، دشمن به دلیل اهمیت تلاش نیروهای خودی، مصرانه مقاومت میکرد و با درک اهمیت محور کانال ماهی، توان مضاعفی را در این محور وارد عمل کرد و بیشترین فشار را متوجه لشکر 25 کربلا نمود. رزمندگان لشکر 25 نیز حدود 48 ساعت (تا بعد از ظهر روز دوم) در محاصره دشمن بودند و برای حفظ سرپل به دست آمده، مقاومت میکردند.
قرارگاههای قدس و نجف به دلیل ارتباط نزدیک هدفهایشان، با کمک و مشورت یکدیگر، مانور و هدایت یگانهای خود را انجام دادند و در پنج ضلعی وارد عمل شدند و مقدار کمی پیشروی کردند. فرماندهان دو قرارگاه پس از بررسی اوضاع مصمم شدند که مواضع به دست آمده را به هر شکل ممکن حفظ کنند، لذا تا پایان روز دوم، مواضع تصرف شده حفظ گردید و برای ادامه عملیات تا بوارین نیز طرحریزی به عمل آمد.
ارتش عراق در روز دوم عملیات سه هدف را دنبال میکرد: متوقف کردن یگانهای خودی در پنج ضلعی و جلوگیری از تعمیق عملیات و باز شدن جاده شلمچه؛ پس گرفتن سرپل غرب کانال ماهی به هر نحو ممکن و تهدید عقبه آبی جبهه خودی از طریق جناح راست عملیات.
از این رو دشمن روی جناح راست و سرپل غرب کانال ماهی فشار زیادی میآورد. در چنین وضعیتی فرمانده سپاه تحلیل جدیدی را ارائه داد که بر مبنای آن با حرکت تأخیری در سمت لشکر 25، قرارگاه قدس و قرارگاه نجف مأموریت خودشان را تا رسیدن به پاشنه (انتهای بوارین) انجام دهند. در واقع مقاومت لشکر 25 در غرب کانال
ماهی، اجرای همان حرکت تأخیری بود.
با رهیافت جدید، فلش ادامه تک، از کانال ماهی برداشته شد و پنج ضلعی صحنه اصلی تحقق هدفهای عملیات کربلای 5 گردید. البته زمینه تحقق این تصمیم نیز وجود داشت؛ زیرا از این پس، فلش اصلی حمله برخلاف جهت مواضع دفاعی دشمن در قبل از عملیات بود. زیرا مواضع دفاعی عراق از شمال به جنوب بود، اما سمت فلش خودی در پنج ضلعی از شرق به غرب بود. این از مهمترین ویژگیهای عملیات کربلای 5 به شمار میرفت که اکنون به طور کامل بایستی از آن بهرهبرداری میشد. بر این اساس، ادامه عملیات مستلزم دو اقدام مهم بود:
1 - باز کردن جادههای منتهی به پنج ضلعی و شلمچه.
2 - تعمیق عملیات با تلاش یگانهای موجود در پنج ضلعی.
غروب روز دوم، بارقههای امید برای مغلوب کردن دشمن، در میان ابهامات و نگرانیها، دیده میشد. اما جبهه خودی، تحت دو فشار اساسی قرار داشت: حملات هوایی، آتش پرحجم دشمن. نیروی هوایی عراق بیشترین حملات خود را روی جاده فجر، داخل پنج ضلعی، جاده شلمچه و مواضع توپخانه متمرکز کرده بود. بنابر توافقات قبلی، قرار بود نیروی هوایی ارتش سیستم موشکی هاگ (هاوک) را به طور کامل فعال نگه دارد و 10 دستگاه پدافند هوایی اورلیکن را نیز کنار جاده شلمچه مستقر کند. ولی نه سیستم موشک هاگ فعال شد و نه تجهیزات پدافند هوایی اورلیکن به طور کامل به منطقه انتقال داده شد. لذا دشمن از این خلأ استفاده کرد و با افزایش حجم آتش، عرصه را بر رزمندگان تنگ کرد.
در تصمیمگیری برای شب سوم عملیات، محور پنج ضلعی اهمیت بیشتری یافت، ضمن آنکه حفظ سرپل کانال ماهی و الحاق میان برخی یگانهای آن محور و نیز توسعه سرپل در برنامهریزی گنجانده شد.
از این رو مانور شب سوم در سرنوشت عملیات نقش تعیین کنندهای داشت. به گونهای که فرمانده سپاه از مسئول دفتر خود خواست تا با دفتر امام خمینی تماس بگیرد و به وی گفت:
«به آقای انصاری بگویید از قول من به امام بگویند که امشب شب سرنوشتساز است و دعا کنید. ما با تمام قوا و دشمن با تمام قوا درگیر شدهایم.» (1).
چندی بعد، آقای انصاری در تماس با قرارگاه گفت:
«پیام آقا محسن را به امام گفتم. ایشان فرمودند به بچهها بگویید من آنها را دعا میکنم.»
عملیات، دو سه ساعت پس از غروب آفتاب، در محورهای مختلف شروع شد.
قرارگاه کربلا در دو محور کانال ماهی و محور راست برای انفجار پلها وارد عمل شد. لشکرهای 7 ولیعصر (عج)، 10 سیدالشهدا (ع)، 25 کربلا، 27 حضرت رسول (ص)، 31 عاشورا، 32 انصار الحسین، 41 ثار الله (ع) مأموریت رسیدن به هدفها را به عهده داشتند. در این محور، به دلیل اهمیت و ارزش زمین، دشمن مقاومت و سرسختی بسیاری نشان میداد. از این رو، یگانهای عمل کننده که طی چند شب گذشته توانایی اصلی خود را صرف کرده بودند، در شب سوم موفقیت چندانی به دست نیاوردند.
در پی ناکامی یگانها در رسیدن به اهداف، دشمن در ساعت 10: 8 صبح، با استفاده از رخنه موجود میان لشکرهای 7 ولیعصر (عج) و 10 سیدالشهدا (ع) فشار خود را آغاز کرد. نیروهای عراقی پس از حضور در مثلثی پشت کانال، تلاش بسیاری کردند تا به داخل پنج ضلعی رخنه کنند که در صورت موفقیت آنها، عقبه نیروهای قرارگاههای قدس و نجف در پنج ضلعی بیرون از آن به سمت بوارین و عقبه شماری از یگانهای قرارگاه کربلا بسته میشد و بدین ترتیب، خطر بزرگی جبهه خودی را تهدید میکرد. با درک این مسئله، فرمانده سپاه به تیپ زرهی 20 رمضان دستور داد تعدادی تانک بالای
1) 24. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، گزارش قرارگاه نجف در عملیات کربلای 5، حسین اردستانی، ص 141.
سکو برده از آنجا دشمن را در مثلثی پشت کانال زیر آتش بگیرند. به توپخانه نیز دستور داده شد حجم آتش سنگینی را روی منطقه تجمع دشمن در پشت کانال ماهی اجرا کند. همچنین، واحدهای زرهی لشکرهای 8 نجف و 14 امام حسین (ع) موظف شدند از پشت نهر دوعیجی دشمن را در پشت نهر جاسم با تیر مستقیم تانک بزنند.
دشمن نیز متقابلا به اقدامات شدیدی دست زد و از ساعت 9 صبح به بمباران صحنه درگیری و عقبهها و حمله شیمیایی پرداخت. با توجه به فشارها و رخنه دشمن به پشت مثلثی کانال، به نظر میرسید حفظ دستاوردهای عملیات در روز سوم چندان آسان نباشد. در این وضعیت بحرانی، غلامعلی رشید از طرف فرمانده سپاه، طرح جدیدی را به عنوان مأموریت قرارگاههای قدس و نجف ابلاغ کرد. طبق این طرح، قرارگاه قدس بایستی پس از رسیدن به جاده شلمچه، با نود درجه چرخش به سمت راست تا چهارراه (تلاقی جاده شلمچه و جاده آسفالت که از شمال و جنوب به کانال ماهی و جزیره شلحه وصل میشد) ادامه تک میداد. البته عمدهترین مشکل این طرح، چگونگی هماهنگی یگانها بود که بررسی گردید.
اگر چه فرمانده قرارگاه نجف (مصطفی ایزدی) به تغییر طرح مانور نظر مثبتی نداشت و کم و بیش مخالفت خود را ابراز میکرد، اما محمدعلی (عزیز) جعفری، فرمانده قرارگاه قدس، دلایل زیر را برای اجرای طرح جدید برشمرد تا وی متقاعد شود:
1 - اتصال محور قرارگاه کربلا به محور قرارگاههای قدس و نجف.
2 - تهدید عقبههای دشمن.
3 - محدود کردن دشمن در استفاده از معابر وصولی.
4 - تهدید جدی عقبه جزیره بوارین و...
به هر تقدیر، یک ساعت پس از شروع حمله، لشکرهای 8 نجف (از قرارگاه قدس) و 17 علی بن ابیطالب (ع) (از قرارگاه نجف) با سرعت شگفتآوری به جاده آسفالت رسیدند که این پیشروی بیشتر به دلیل عدم حضور چشمگیر دشمن بود.
در محور پنج ضلعی، آتش توپخانه دشمن شدت و حجم زیادی داشت. در این حال، تیپ 44 قمر بنیهاشم (ع) دو هلالی غرب نهر دوعیجی را پاکسازی کرده بود اما درباره جناح چپ و حرکت لشکر 5 نصر همچنان نگرانی وجود داشت.
در ادامه عملیات، با توجه به اوضاع نامناسب محور کانال ماهی و سماجت و فشار دشمن در این محور و جلوگیری از الحاق دو جناح قرارگاه کربلا در مثلثی نوک کانال، این نگرانی وجود داشت که دشمن از این محور داخل شود و اوضاع منطقه قرارگاههای قدس و نجف را به هم بزند.
در این اوضاع که گزارشهایی از تشتت و گسیختگی دشمن میرسید و به خصوص با گزارش فرمانده لشکر 5 نصر از صحنه درگیری مبنی بر پیشروی نیروهایش روی دژ مرزی، فرماندهان قرارگاههای قدس و نجف مجاب شدند عملیات را در روز ادامه دهند. در اتخاذ این تصمیم، حضور لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) در جنوب جاده آسفالت (موازی پیچ نهر دوعیجی) و نیز پیشروی در جناح راست و الحاق این دو قرارگاه در محور دوعیجی، نقش تعیین کنندهای داشتند. برای سرعت بخشیدن به کار، هماهنگ کردن یگانها نیز به تشکیل جلسهای در خط درگیری موکول شد. (1).
در حالی که بحث درباره چگونگی ادامه درگیری مطرح بود، [شهید] غلامرضا صالحی، معاون فرمانده قرارگاه نجف - که نقش مؤثری در زمینه طراحی عملیاتی در قرارگاه نجف و در اکثر زمینهها داشت و از خط بازگشته بود - وارد سنگر هدایت عملیات شد و مشاهدات خود را از منطقه درگیری بازگو کرد. از آنجا که تصمیمگیری نیاز به اطلاعات صحیح و کارشناسی داشت، این اطلاعات بسیار ارزشمند بود. وی گفت:
«در محور نهر دوعیجی لشکر 17 تا ابتدای پیچ رفته و تعدادی اسیر هم گرفتهاند. دشمن روی لشکر 17 فشار میآورد که یکی از گردانهای لشکر امام رضا (ع) را عقب زد و موضع «نون» شکل
1) 25. مأخذ 23، ص 123.
دوم جلوی پیچ دوعیجی را تصرف کرد. پس از رسیدن لشکر امام رضا (ع)، به قاآنی گفتیم که این محور را تحویل بگیرد و لشکر 17 هم از سر پیچ نهر به سمت چپ بیاید و با لشکر نصر و تیپ قائم الحاق کنند و از جاده وسط بروند به سمت پایین [بوارین] .» (1).
غلامرضا صالحی در گزارش خود اوضاع دشمن را متشتت و از هم گسیخته توصیف کرد و زمینه را برای ادامه عملیات مناسب خواند.
به هر حال اوضاع نبرد در روز سوم تا اندازهای رضایتبخش بود و دشمن هنوز نتوانسته بود کار اساسی انجام دهد. ضمن آنکه بسیار تأکید شد قرارگاه نجف به سمت پاشنه (بوارین) حرکت کرده، کار را تمام کند. پیشروی این قرارگاه به سمت غرب منطقه عملیاتی و تصرف زمین صحنه درگیری تا نهر خین و سپس تصرف جزایر بوارین، امالطویله و ماهی، تحول و پویایی جدیدی در صحنه نبرد و ادامه عملیات به وجود میآورد.
از سوی دیگر، پیگیری و فشار سپاه پاسداران به منظور تلاش بیشتر نیروی هوایی و هوانیروز ارتش برای خنثی کردن اقدامات دشمن در هوا ادامه یافت. در این حال، بر اساس وضعیت موجود و امیدواری نسبت به آن، فرمانده سپاه با آقایان هاشمی، خامنهای و منتظری تماس تلفنی گرفت و اوضاع نبرد را به آگاهی آنها رساند. آقای هاشمی گفت:
«الآن احمد آقا (فرزند امام) تأکید کرد سلام امام را به بچهها برسانید.» آقای هاشمی افزود:
«باید ادامه بدهند، دیگر ما دست برنمیداریم. به آنها (فرماندهان) بگویید مناسب این است که دیگر تمام کنیم.»
در پایان روز سوم اگر چه دشمن در جبهه کانال ماهی توانسته بود نیروهای خودی را به مواضع روز قبل بازگرداند ولی به کانال ماهی و پل آن دست نیافته بود و با حضور نیروهای خودی در این منطقه در ناامنی به سر میبرد. به نظر میرسید دشمن در روز چهارم تلاش خواهد کرد که ابتدا پیشروی رزمندگان در منطقه شلمچه را متوقف
1) 26. مأخذ 23، ص 125.
نماید، سپس در محور کانال ماهی نیروهای خودی را عقب بزند لذا ضروری بود در شب چهارم عملیاتی اجرا شود که امکان اقدامات مذکور دشمن سلب گردد. از سوی دیگر، توان یگانهای خودی طی سه شبانهروز درگیری شدید کاهش یافته بود، هر چند تدابیری برای بسیج نیرو و تجدید سازمان یگانها در حال انجام بود.
محقق نشدن اهداف عملیات شب سوم به طور کامل و تشدید فشار و رخنه دشمن در برخی محورها طی روز سوم، موجب گردید در شب چهارم بر تکرار مانور شب سوم تأکید شود تا موقعیت خودی تثبیت گردد، زیرا در غیر این صورت، در روز چهارم رزمندگان باید فشار طاقتفرسایی را تحمل میکردند. معاون عملیاتی فرمانده کل سپاه درباره شب چهارم گفت:
«امشب، شب تثبیت است و اگر نشود، فردا وضع بدی خواهد بود.»
دشمن در شب چهارم، علاوه بر تلاشهایی که در محور قرارگاه کربلا، جناح راست عملیات و مثلثی پشت کانال ماهی به عمل آورد، نزدیک غروب روز سوم، با هدف حفظ جزیره بوارین، به دو تیپ خود مأموریت داد در جنوب منطقه عمل لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع)، در چپ و راست پل محل عبور جاده خاکی، وارد عمل شوند. دشمن پس از ناامیدی از عقب زدن رزمندگان از سرپل غرب کانال ماهی و نیز مشاهده پیشروی نیروها به سمت جزیره بوارین، تصمیم گرفت تلاش خود را در محور غرب پنج ضلعی متمرکز کند تا از پیشروی رزمندگان جلوگیری نماید. در مقابل، قرارگاه نجف نیز تلاش کرد تا خود را به پشت نهر خین به طرف نهر دوعیجی برساند. این اقدام در صورت موفقیت، کار دشمن را یکسره میکرد، ضمن آنکه لشکر 5 نصر نیز فلش حمله خود را به سمت جزیره بوارین نشانه رفته بود.
قرارگاه قدس و کربلا نیز در این شب درصدد الحاق با یکدیگر در مثلثی پشت کانال ماهی برآمدند اما نتوانستند با هم الحاق کنند و
تلاش قرارگاه کربلا بیشتر جنبه انهدامی داشت. در محور قرارگاه نجف، به رغم مقاومت شدید دشمن برای حفظ جزیره بوارین، لشکر 5 نصر موفق به پیشروی در این جزیره شد و تلاش رزمندگان و ادامه پیشروی در روز، پاتک دشمن در این محور را با ناکامی مواجه کرد.
در روز چهارم عملیات با هدف حفظ مواضع جناح راست و تثبیت موقعیت در منطقه کانال پرورش ماهی، رها کردن آب در برابر دشمن در دستور کار قرار گرفت و قرارگاه کربلا از این پس مأموریت یافت که در این جناح و غرب کانال و پنج ضلعی در چند زمینه تلاش کند: مقاومت در برابر دشمن به منظور ایجاد شرایط مناسب برای ادامه مأموریت قرارگاههای قدس و نجف؛ اجرای عملیات ایذایی؛ تقویت خطوط پدافندی جنوب کانال ماهی؛ تلاش برای الحاق دو محور کانال ماهی و کانال پنج ضلعی.
با اتخاذ تصمیم فوق، مأموریت آفندی قرارگاه کربلا عملا به پایان رسید و با اصلی شدن مأموریت قرارگاههای قدس و نجف، عملیات با دو هدف اصلی تصرف خط نهر جاسم و پاکسازی جزیره بوارین ادامه یافت. پیشبینی میشد دشمن نیز که از بازپسگیری منطقه عاجز شده است، تغییر خط مشی داده و با توجه به تلفات بسیاری که به ارتش عراق وارد شده است، اصل «حفظ قوا» را به بازپسگیری منطقه ترجیح دهد.
در شب پنجم عملیات تأکید بر تصرف زمین مثلثی شکل زاویه مرز و تأمین جزیره بوارین، با همت قرارگاه نجف بود. قرارگاه قدس نیز ضمن بازسازی یگانهایش، مأمور به انهدام قوای دشمن شد تا از آمادگی دشمن برای پاتک در روز پنجم جلوگیری شود. جاده شلمچه نیز باید در این شب تأمین میشد.
قبل از آغاز عملیات امشب، دشمن در بوارین و نهر خین پاتک کرد و عملیات خودی را یک ساعت به تأخیر انداخت. درگیری در
جزیره بوارین تا صبح ادامه داشت که این جزیره کامل پاکسازی نشد و با این پیشبینی که دشمن در محور قرارگاه نجف قادر به حفظ زمین نیست بر پیشروی سریعتر در این جزیره تأکید میشد. با تلاش یگان مهندسی لشکر نجف و حمایت توپخانه و زرهی، خاکریزی دو جداره در کنار نهر هسجان احداث شد که اهمیت زیادی در تأمین جاده شلمچه و موفقیت مانور قرارگاه نجف داشت. هر چند این خاکریز به دلیل کمبود دستگاه مهندسی تا صبح کامل نشد.
پاتک شدید و بیسابقه لشکر گارد ارتش عراق از ساعت 3 بامداد در غرب کانال پرورش ماهی آغاز شد و اتصال یگانهای خودی را در غرب کانال با پنج ضلعی گسست. فشار فوقالعاده دشمن ابتدا روی رزمندگان لشکر 10 سیدالشهدا (ع) و سپس لشکر 27 حضرت رسول (ص) متمرکز شد و بعضی از مواضع خودی به دست دشمن افتاد. خطر کل منطقه غرب کانال ماهی را تهدید میکرد و روز پرفشار و مشکلی پیشبینی میشد. با تدبیر فرمانده عملیات برای روز پنجم، قرارگاه نجف موظف شد که به تثبیت منطقه تحت تصرف خود بپردازد و قرارگاه قدس نیز خاکریز شب گذشته را تکمیل کند.
فشارهای دشمن در روز پنجم، ارزیابی توان خودی محسوب میشد و ورود پیدرپی یگانهای تازه نفس ارتش عراق، این نظریه را تأیید میکرد. البته در این منطقه، جنگ بسیار پیچیده و ناخواستهای به دشمن تحمیل شده بود. ارتش عراق پیدرپی تیپ و لشکر وارد منطقه نبرد میکرد که اینها بدون فرصت کافی برای توجیه و شناسایی، در منطقهای پیچیده که قوای دو طرف در هم قاطی بودند، درگیر و به سرعت متلاشی میشدند یا آتش شدید خودی روی عقبه و جادههای دشمن، آنها را قبل از درگیری منهدم میکرد. مقاومت و از جان گذشتگی رزمندگان، به خصوص نیروهای لشکر 10 سیدالشهدا (ع)، به دفع پاتک عراقیها در محور کانال ماهی و کاهش فشار در این محور و تمرکز فشار در جاده شلمچه و پشت نهر دوعیجی انجامید.
با پیشنهاد فرمانده لشکر 8 نجف و قبول فرمانده قرارگاه قدس، دو لشکر 8 نجف و 14 امام حسین (ع)، در شمال منطقه نهر دوعیجی، با اجرای عملیاتی تا قلب قوای دشمن نفوذ کردند، طوری که سازمان آنها از هم پاشید و فرماندهیشان مختل شد. در ادامه، عملیات به چهارراه شلمچه کشانده شد و با تلاش تانکهای خودی، عقبه یگانهای پاتک کننده عراقی ناامن گردید و همین به تردید دشمن برای ادامه فشار منجر شد و از این پس ارتش عراق برای متوقف کردن تک نیروهای خودی به ست غرب (به موازات جاده شلمچه) و جنوب (به سمت بوارین و اروند)، تلاش میکرد.
به این ترتیب دشمن به رغم فشاری که از بامداد روز پنجم برای عقبزدن قوای خودی آغاز کرد، در اواسط روز به تردید افتاد و در عصر این روز فشار کاملا کاهش یافت.
در شب ششم عملیات، تمام فکرها و تلاشها متوجه استفاده از شرایط موجود برای رسیدن به ساحل اروند بود. در جناح راست، با وجود کاهش نسبی فشار دشمن در بعد از ظهر روز پنجم، کماکان مشکلات فراوانی وجود داشت که ادامه درگیری را ناممکن میکرد و با توجه به کاهش توان یگانهای قرارگاه کربلا عملیات این قرارگاه در شب ششم منتفی شد. تدبیر اصلی فرمانده سپاه در این شب، ادامه تک به طرف جزیره بوارین بود؛ و این در حالی بود که حجم آتش خودی کاهش یافته بود و انهدام بسیاری از دستگاههای مهندسی نیز ترمیم خطها و ایجاد مواضع مستحکم را با مشکلات جدی روبهرو ساخته بود. (1)در این مرحله توپخانهها به طور متمرکز تحت مسئولیت فرماندهی توپخانه قرارگاه خاتم قرار گرفت تا با توجه به اولویتها آتش اجرا شود.
به دلیل اهمیت و نقش منطقه قرارگاه نجف در سرنوشت عملیات، مأموریت این قرارگاه در شب ششم تصرف کامل جزیره بوارین و
1) 27. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، طراحی و انجام عملیات کربلای 5، ص 168 تا 170.
قرارگاه دشمن تعیین شد.
عملیات قرارگاه در شب ششم از حدود ساعت 22 آغاز شد و تا ساعت 7 دقیقه بامداد خبری از درگیر شدن یگانها با دشمن به قرارگاه نرسید. در این ساعت خبر رسید که فرمانده لشکر 155 ویژه شهدا و معاون وی بر اثر حمله شیمیایی مصدوم و ناچار به ترک پنج ضلعی شدهاند. عدهای از نیروهای این لشکر نیز بر اثر فشار دشمن عقبنشینی کردند. (1).
در شب ششم تیپ 29 نبی اکرم (ص) مانند شب گذشته، یکی از مواضع «ب» شکل را پاکسازی کرد و درصدد پاکسازی موضع «ب» شکل دوم بود. تیپ خاتم الانبیاء (ص) نیز بین آنتنی 3 و 4 و ساحل آن مستقر شد. حضور این تیپ در داخل جزیره بوارین، برای فرماندهان لشکر 105 قدس در بوارین امیدوار کننده بود. به هر تقدیر، عدم احداث خاکریز و اوضاع کلی منطقه قرارگاه نجف که فاقد انسجام و پیوستگی بود، موجب شد تیپ خاتم الانبیاء (ص) به ابتدای سه جاده آنتنی عقبنشینی کند. تیپ 29 نبی اکرم (ص) در پی آتش دشمن و تلاش نیروهای پیاده عراقی، از مواضع تصرف شده عقبنشینی کرد. در نهایت، مانند دو روز گذشته، تنها لشکر 105 قدس موضع تصرف شده داخل بوارین را حفظ کرد و با تحمل شرایط بسیار سخت، درصدد تحکیم و تثبیت پیشانی و جاپای به دست آمده برآمد.
در واقع، شب ششم سومین شب پیاپی بود که قرارگاه نجف پس از پنج ضلعی، به قصد تصرف قرارگاه قصر و تصرف کامل جزیره بوارین حمله میکرد، اما اهداف به طور کامل تصرف نمیشد.
فرماندهان نواحی سپاه سراسر کشور که به منطقه عملیاتی فراخوانده شده بودند، در روز ششم در جلسهای که در مقر امام علی (ع) برگزار شد شرکت کردند. فرمانده کل سپاه در این جلسه ضمن توجیه آنها به عملیات و موقعیت ویژهای که سپاه و کشور در آن قرار گرفته، گفت:
«ما زمینی به دست آوردهایم که اگر هر شب با 10 گردان عمل
1) 28. مأخذ 24، به نقل از نوار شماره 25، قرارگاه نجف، 24 / 10 / 1365.
کنیم چون دور عملیات در دست ماست از آنها تلفات میگیریم، ولی اگر دو شب عمل نکنیم دور را از دست میدهیم. تأخیر اصلا به نفع ما نیست... سیاست ما تداوم عملیات است ولو هر روز یک کیلومتر پیش برویم.»
فرماندهان نواحی پس از توجیه به اهمیت منطقه و عملیات، موظف شدند برای بسیج نیرو به مناطق تحت فرماندهی خود بازگردند. (1).
شب هفتم عملیات، تقریبا جبهه راکد بود و فقط در چند نقطه این تلاشها انجام گرفت: لشکرهای 7 ولیعصر (عج)، 19 فجر و 31 عاشورا در سمت راست نهر دوعیجی به طرف جاده آسفالت عملیات انجام دادند و توانستند مقداری پیشروی کنند. در منطقه قرارگاه نجف، به دلیل کاهش توان یگانها و مشکلات شش شب عملیات، در شب هفتم اقدام خاصی صورت نگرفت. لشکر 5 نصر هم که میبایست از جلوی خط لشکر قدس به سمت ساحل اروند صغیر پیشروی میکرد، به علت کمبود زمان برای عملیات، نیروهای خود را عقب کشید. (2)قرار بود لشکر 32 انصار الحسین از پوزه کانال ماهی و از آن سو لشکر 25 کربلا و 27 حضرت رسول (ص) با هماهنگی پس از درگیری با دشمن الحاق کنند که به شب بعد موکول شد.
در آغاز روز هفتم لشکر 21 امام رضا (ع) - که طی دو شب گذشته نتوانسته بود هلالیهای ادامه فرورفتگی نهر دوعیجی را در امتداد جاده آسفالت تا سه راهی پاکسازی کند - با یک خیز حساب شده و با استفاده از فرصت و تشتت وضعیت دشمن، خود را به انتهای مواضع هلالی شکل در نزدیکی جاده آسفالت رساند. این یگانها به همراه لشکر 31 عاشورا خود را از قرارگاه قدس به نزدیک معبر ورودی قرارگاه قصر رساندند که این اقدام به جبهه قرارگاه نجف رونق بخشید. همچنین، با توجه به خبرهای دو روز گذشته مبنی بر فرار یا
تسلیم شدن نیروهای در محاصره دشمن - که روز هفتم وسعت بیشتری پیدا کرد - افق روشنتری در جبهه خودی مشاهده شد. علاوه بر این، لشکر قدس با تمام مشکلات، داخل بوارین ایستادگی میکرد و با سختی مواضع خود را نگهداری میکرد.
امروز اوضاع دشمن، قرارگاه نجف را به این ره یافت نزدیک کرد که وضعیت آنها به هم ریخته و امکان تصرف منطقه پاشنه به طور کامل فراهم شده است. تسلیم 50 تن از نیروهای دشمن قبل از تاریکی هوا نیز حاکی از وضعیت نامناسب یگانهای عراقی در منطقه بود.
در شب و روز هشتم، با حل کامل مسئله پاشنه، عملیات وارد مرحله جدیدی شد. در این شب، لشکر 21 امام رضا (ع) تا کمی جلوتر از دهکده دوعیجی پیش رفت و در آن محل (روی جاده آسفالت) با لشکر 31 عاشورا از قرارگاه قدس الحاق کرد. لشکر 21 همچنین دهکده دوعیجی را تصرف کرد و تعدادی اسیر گرفت. سپس به همراه لشکر 155 شهدا توانستند قرارگاه قصر را تصرف و نیروهای آن را اسیر کنند. پس از پایان یافتن غائله قرارگاه قصر، چند وانت حامل اسیران به عقب منتقل شدند. در داخل جزیره بوارین نیز تیپ 110 از روی سه آنتنی تا انتها و سپس در ساحل به سمت راست تا پل امالطویله به بوارین، پیشروی کرد. لشکر 5 نصر هم پس از تصرف موضع «ب» شکل دوم به دلیل مقاومت دشمن، ب موضع قبلی خود (پاسگاه) در ابتدای ضلع مثلثی بازگشت. تیپ 29 نبی اکرم (ص) با یک گردان پشت سر تیپ 110 و برای کمک به این یگان وارد عمل شد. لشکر 5 نصر همچنین، با یک گردان از معبر تیپ 110 وارد شد تا با آغاز صبح بتواند خط حد تیپ 12 قائم (عج) را تصرف کند. (1).
در منطقه کانال ماهی، قرارگاه کربلا بیشتر به منظور انهدام دشمن وارد عمل شد. با این حال، لشکر 32 انصار از پوزه کانال ماهی و لشکرهای 25 کربلا و 27 حضرت رسول (ص) با توان اندک خود از
1) 31. مأخذ 24، ص 208 و 209.
غرب کانال ماهی حمله خود را به منظور تصرف مثلثی پشت کانال ماهی آغاز کردند اما با وجود پیشروی لشکر 32 انصار الحسین (ع)، هدفها تأمین نشد و با روشن شدن هوا و افزایش فشارهای دشمن، لشکر انصار عقبنشینی کرد. (1).
با موفقیت قرارگاههای قدس و نجف در منطقه پاشنه و دوعیجی، از آغاز صبح بمبارانهای دشمن با حجمی گسترده آغاز شد. در این حال، فرمانده سپاه ساعت 8: 35 صبح با آقای هاشمی رفسنجانی تماس گرفت و مشکلاتی را که به دلیل عدم استقرار سیستم دفاع ضدهوایی هاگ در منطقه بروز کرده بود به ایشان یادآور شد. ده دقیقه بعد، برادر رحیم صفوی که در پنج ضلعی مستقر بود، حجم حملات هوایی دشمن را سنگین گزارش کرد که نوار آن از طریق تلفن برای آقای هاشمی پخش شد. همچنین در حالی که هنوز تصمیم عملی برای انتقال سیستم پدافند موشکی هاگ [هاوک] به منطقه عملیاتی اتخاذ نشده بود، فرمانده سپاه با آقای انصاری در بیت امام تماس گرفت و گفت:
«وضع خوب نیست، اینها [دشمن] شروع کردهاند. اگر حاج احمد آقا [خمینی] فشار نیاورد، وضع خوب نخواهد شد. دشمن ناامید شده و فشار زیادی میآورد. من به آقای هاشمی گفتم، ولی ایشان در مقابل مسئول پدافند (آقای حسن روحانی) نمیتوانند تصمیم بگیرند، مگر حاج احمد آقا فشار بیاورند. ایشان به آقای هاشمی با یک ظرافتی بگویند که ناراحت نشود. ما صبح به ایشان [آقای هاشمی] گفتیم، ولی کاری نمیتواند بکند.» (2).
پس از آنکه لشکرهای 155 شهدا و 21 امام رضا (ع) قرارگاه قصر را تصرف کردند، وضع دشمن بیش از پیش رو به وخامت نهاد زیرا آخرین نقطهای که دشمن همچنان به حفظ آن امیدوار بود، فروریخت و در پی آن، دشمن دستور عقبنشینی به نهر جاسم را صادر کرد. پس از این حادثه، بلافاصله، فرمانده سپاه با شتاب زیاد با یگانها و قرارگاهها تماس گرفت و پیام امام را به شرح زیر برای آنها خواند:
«از خداوند متعال پیروزی نهایی رزمندگان عزیز را خواستارم. عزیزان من بکوشید، خداوند تعالی با شماست و اینجانب دست و بازوی شما را میبوسم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 26 / 10 / 65» (1).
در حالی که دشمن جزایر را تخلیه کرده بود قرارگاه نجف نیز بلافاصله وارد آنجا شد و به تدریج به تصرف آنها پرداخت. بدین ترتیب، عملیات پس از هشت شبانهروز وارد مرحله جدیدی شد. آخرین تحلیل فرمانده سپاه از دشمن چنین بود:
«ما متوجه شدیم که عراق نیروی انسانی را [بر حفظ زمین] ترجیح میدهد.» (2).
در روز هشتم برای تعقیب و بازداشتن دشمن از استقرار در مواضع مناسب، عملیات - هر چند به صورت کند و آرام - ادامه یافت و در نهایت رزمندگان اسلام موفق به استقرار در شرق نهر جاسم شدند.
پس از فرار و عقبنشینی نیروهای دشمن به غرب نهر جاسم، بر تداوم عملیات و بازسازی نیروها تأکید شد. فرمانده عملیات، محسن رضایی، با توجه به وضعیت جدید، تدبیر کلی عملیات را چنین اعلام کرد:
1 - ممانعت از تثبیت و استقرار نیروهای دشمن در مواضع پدافندی جدید در غرب نهر جاسم.
2 - تصرف سرپل در غرب نهر جاسم و پیشروی برای رسیدن به کانال زوجی.
3 - پاکسازی مناطق تصرف شده.
متقابلا دشمن که با واگذاری «زمین» برای «حفظ نیرو» تا غرب نهر جاسم عقبنشینی کرده بود، در چهارراه شلمچه مقاومت میکرد، چون این معبر برای تعقیب آنان و همچنین تصرف سرپل در غرب نهر جاسم، قابل بهرهبرداری بود.
تظاهر دشمن به حمله در منطقه فاو و جا به جاییهایی که در روز نهم عملیات (27 / 10 / 65) انجام داد ظاهرا بیش از آنکه اقدام جدی
برای حمله به فاو باشد، بیشتر کسب زمان برای تثبیت منطقه غرب نهر جاسم بود. غلامعلی رشید درباره این تحرکات دشمن گفت:
«1 - دشمن قبل از عملیات کربلای 5 توان حمله به فاو را داشت ولی با انهدامی که در اینجا داشته فعلا نیاز به زمان دارد و احتمالا در آنجا دست و پا میزند تا بتواند در اینجا (شرق بصره) تحکیم مواضع کند.
2 - احتمال دیگر این است که میخواهد یگانهای آسیب دیده را با یگانهای تازه نفس در فاو جابهجا کند.» (1).
تلاش برای تصرف سرپل در غرب نهر جاسم از شب دهم (28 / 10 / 65) آغاز شد، در حالی که توان نیروها طی این مدت کاهش یافته بود، لیکن ضرورت تداوم عملیات و لزوم جلوگیری از استقرار و تحکیم مواضع دشمن در غرب نهر جاسم، موجب تسریع در اجرای عملیات شد.
سازماندهی جدید در قرارگاهها و یگانها به شرح زیر انجام گرفت:
قرارگاه نجف: لشکرهای 19 فجر، 9 بدر و 32 انصار الحسین (ع)
قرارگاه کربلا: لشکرهای 41 ثار الله (ع)، 33 المهدی (عج)، 10 سیدالشهدا (ع)، 14 امام حسین (ع) و 8 نجف
قرارگاه قدس: تیپهای 18 الغدیر و 48 فتح (با مأموریت در جناح راست عملیات)
در شب یازدهم (29 / 10 / 65)، عملیات سرپل گیری آغاز شد و علیرغم هوشیاری دشمن، رزمندگان موفق به تصرف سرپل شدند. عواملی چون وجود نخلستان، فقدان دستگاههای مهندسی و مشکلات دیگر، موجب شد الحاق و پاکسازی منطقه انجام نشود که نشان دهنده دشواریهای تداوم عملیات در غرب نهر جاسم بود، زیرا علاوه بر محدودیت زمین و وجود نخلستان، دشمن از سمت تک رزمندگان آگاه بود و توان تمرکز آتش زیادی را داشت بنابراین پیشروی در این محور به کندی امکانپذیر بود.
تمرکز شدید آتش دشمن در نهر جاسم و بمباران عقبهها حاکی از آن بود که دشمن گر چه زمین شرق نهر جاسم را با هدف حفظ نیرو واگذار کرد ولی برای حفظ منطقه غرب نهر جاسم به هر اقدامی
1) 36. سند شماره 661 / گ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، گزارش راوی قرارگاه خاتم الانبیاء (ص)، ص 206.
متوسل خواهد شد. همچنین تلاش دشمن برای ایجاد استحکامات در برابر سرپل غرب کانال پرورش ماهی و نیز در جلوی کانال زوجی، نشان دهنده تصمیم جدی عراق برای جنگیدن و حفظ زمین در این منطقه بود. در عین حال عملیات در غرب نهر جاسم تا شب نوزدهم (7 / 11 / 65) ادامه یافت.
دشمن در این مدت در حالی که تلفات بسیاری را متحمل شده و زمین ارزشمند شرق بصره را تا نهر جاسم از دست داده بود، با تداوم عملیات در غرب نهر جاسم و پذیرش تلفات بیشتر، سرانجام برای سد کردن پیشروی رزمندگان اسلام، به کلیه سپاههای خود اعلام کرد که یگانهای کیفی و عملیاتی خود را آزاد و به شلمچه اعزام کنند. بر همین اساس، بیش از صد یگان از دشمن وارد منطقه شدند و در برابر نیروهای خودی صفآرایی کردند.
تداوم عملیات در غرب نهر جاسم با توجه به مدت زمان درگیری (بیست شبانهروز) و حجم یگانهای دشمن در منطقه (صد یگان)، از اهمیت و ارزش بالای عملیات نیروهای خودی و میزان سرمایهگذاری خودی و دشمن حکایت میکرد.
طی این مدت تنها 25 یگان سپاه در برابر دشمن صفآرایی کردند که همین یگانها با بازسازی و جذب نیرو به تداوم عملیات پرداختند. در عین حال با توجه به مجموع شرایط و مشکلاتی که وجود داشت، حفظ منطقه سرپل و توسعه آن امکانپذیر نبود. برخی از این مشکلات به شرح زیر بود:
1 - معضلات پدافند هوایی از جمله عدم پوشش هوایی منطقه با تجهیزات ضدهوایی هاگ و اورلیکن. در شرایطی که نیروها در خط و عقبه شدیدا در معرض بمباران هواپیماهای دشمن بودند، توپ ضدهوایی اورلیکن به تعداد کافی وجود نداشت. همچنین چون سیستم پدافند موشکی هاگ ارتش با منطقه فاصله داشت، قادر به تأمین و پوشش کامل فضای منطقه عملیات نبود.
2 - آتش شدید دشمن: تمرکز و شدت آتش دشمن در نهر جاسم
طوری بود که انتقال و جابجایی نیرو بدون خودرو و نفربر زرهی ممکن نبود. فقدان این وسایل باعث میشد که نیروها در طی مسیر تا رسیدن به خط متحمل ضایعات جسمی و روحی شوند و از توان آنها برای ادامه درگیری شدیدا کاسته شود.
3 - کمبود آتش خودی: توپخانه خودی به دلیل کمبود مهمات در برابر تمرکز دشمن دچار ضعف و کاستی شدید بود.
4 - مشکلات مهندسی و زرهی: جنگ در منطقه شرق بصره، جنگ با استحکامات بود لذا وسایل مهندسی از ضروریات محسوب میشد و بدون آن امکان تثبیت مواضع تصرف شده وجود نداشت. در واقع نیروهای پیاده میباید در سایه قوای زرهی پیشروی کنند و با کمک وسایل مهندسی در مواضع جدید استقرار یابند. فقدان این تجهیزات موجب میشد پیشروی با دشواری انجام شود و تثبیت مواضع تصرف شده ضعیف و ناممکن گردد.
با توجه به مشکلات، موانع و کمبودهای موجود به نظر میرسید تداوم عملیات در غرب نهر جاسم و دستیابی به کانال زوجی به سهولت امکانپذیر نیست. به منظور رفع این معضلات در تاریخ4 / 11 / 65 طرحی تهیه و برای ارائه به فرماندهی عالی جنگ آماده شد. در این طرح چنین پیشبینی شده بود که با تأمین مقدورات امکانات، طی پنج مرحله پیشروی، خط کانال زوجی تأمین و تصرف شود. در این طرح بر تأمین نیروی انسانی مورد نیاز و بازسازی یگانها تأکید شده و برای رفع کمبودهای توپخانه، پدافند هوایی و مهندسی نیز به ارقامی اشاره شده بود.
نظر به اینکه در عملیات کربلای 5 با پیشروی مداوم، نفوذ در استحکامات دشمن و پشت سر نهادن چند رده دفاعی آن، ضروریات جبرانناپذیری بر پیکره سیاسی - نظامی رژیم عراق و ارتش آن وارد شد، «تداوم عملیات» یک اصل اساسی در حرکت نظامی خودی بود، خصوصا اینکه فرمانده کل
قوا، امام خمینی نیز بر این موضوع تأکید داشتند.
گذشت «زمان» به نفع دشمن بود و ارتش عراق میتوانست ضمن سازماندهی مجدد، بر استحکامات خود بیفزاید و تداوم عملیات را با مشکل مواجه سازد، برای همین تسریع در عملیات از این جنبه نیز امری الزامی بود؛ هر چند که تأکید بر تداوم عملیات، یگانهای خودی را نیز متقابلا با مشکل اساسی روبهرو میساخت. در این میان محدودیت سازمان رزم و ضعف کلی توان نظامی، مسئله مهم «تجدید قوا» را الزامی میکرد به این معنا که بایستی:
1 - نیروهایی که در چند عملیات شرکت داشتهاند ترخیص شوند و پس از جذب نیروی جدید، آموزش و سازماندهی آنها انجام گیرد.
2 - امکانات منهدم شده یگانها، بازسازی و جایگزین شود.
3 - به تناسب تاکتیکهای جدید دشمن، خصوصا تدابیری که برای مقابله با آتش خودی به وسیله نیروی زرهی اتخاذ کرده بود، راهحلهای مناسبی اندیشیده شود.
علاوه بر اینها، تجارب به دست آمده در طول جنگ، به فرماندهان خاطرنشان میساخت که ادامه عملیات در زمینی که دشمن در آن حضور پیدا کرده و نسبت به سمت تک هوشیار شده است، فاقد چشمانداز روشنی است، مگر آنکه برتری مهمی در زمینه آتش، زرهی و مهندسی کسب شود.
در این وضعیت با توجه به توقف عملیات ارتش در غرب کشور، تلاش گردید تا با به کارگیری بخشی از امکانات ارتش، سازمان قوای خودی تقویت شود و در برابر ارتش سر تا پا زره دشمن، نیروی خودی نیز حداقل امکانات زرهی را در اختیار داشته باشد. به این منظور یک تیم سه نفره متشکل از وزیر سپاه و مسئولان اطلاعات و عملیات قرارگاه خاتم الانبیا (ص) به حضور امام رسیدند و اوضاع را برای ایشان بازگو کردند. در پی این دیدار، فرماندهی کل قوا دستوراتی مبنی بر واگذاری امکانات ارتش به سپاه صادر فرمودند که بعدها مسئولان سپاه برای دریافت آن تلاش کردند.
آمار نیروی شرکت کننده در عملیات: در مجموع، 24 یگان سپاه شامل حدود 30000 پاسدار، 65000 سرباز و 120000 بسیجی (در مجموع حدود 215000 تن) در عملیات کربلای 5 در قالب 220 گردان رزمی شرکت داشتند که با توجه به کل استعداد به کار رفته در این عملیات، گردانهای سپاه استعدادی بین 850 تا 1000 نفر داشتند.
آمار شهیدان، مجروحان و مفقودان: کل ضایعات انسانی یگانهای سپاه در این عملیات 64479 تن شد که از این جمع 7651 تن شهید، 53299 تن مجروح و 3529 تن مفقود شدند.
آمار فرماندهان شهید و مجروح در صحنه نزدیک نبرد: در عملیات کربلای 5 تعداد 30 فرمانده گردان و 33 معاون گردان شهید و 83 فرمانده گردان و 162 معاون گردان مجروح شدند. در سطح گروهان، 57 فرمانده گروهان و 81 معاون به شهادت رسیدند و 249 فرمانده گروهان و 387 معاون دیگر نیز مجروح شدند. در سطح فرمانده دسته، 120 فرمانده دسته شهید و 627 تن دیگر مجروح شدند و همچنین از معاونان دسته 82 تن شهید و 426 تن مجروح شدند. در مجموع، در این سطح (فرمانده گردان تا فرمانده دسته) 403 تن شهید و 1943 تن مجروح شدند.
علاوه بر این، در بین مسئولان واحدهای پشتیبانی کننده یگانهای سپاه (واحد و قسمت) 92 تن مسئول و معاون شهید و 263 تن هم مجروح شدند.
همچنین در این عملیات فرماندهان بزرگی همچون، حسین خرازی فرمانده لشکر 14 امام حسین (ع) و اسماعیل دقایقی فرمانده لشکر 9 بدر به شهادت رسیدند. به علاوه حجت الاسلام عبدالله میثمی روحانی مجاهد و عارف (مسئول دفتر نمایندگی امام در قرارگاه خاتم 1) که در سختترین شرایط، رزمندگان و فرماندهان را یاری و همراهی میکرد به شهادت رسید.
اجرای عملیات گسترده کربلای 5 نتایج سیاسی و نظامی مهمی در پی داشت، از جمله:
1 - موقعیت برتر سیاسی و نظامی ایران که با فتح فاو حاصل شده بود، تثبیت گردید.
2 - موقعیت سیاسی و نظامی عراق شدیدا خدشهدار شد.
3 - قابلیت و توانایی نظامی ایران برای درهم شکستن قویترین استحکامات ارتش عراق به اثبات رسید.
4 - ناتوانی ارتش عراق در حفظ خطوط دفاعی خود و همچنین ناتوانی آن در بازپسگیری مناطق تصرف شده ثابت شد.
5 - قوای خودی به بصره نزدیک شدند و این شهر در برد توپخانه ایران قرار گرفت و امکان اجرای عملیاتهای بازدارنده برای منصرف کردن دشمن از حمله به شهرها فراهم شد.
6 - ارتش عراق شدیدا منهدم شد.
7 - زمینه پایان دادن به جنگ از موضع برتر جمهوری اسلامی فراهم شد.
8 - تلاشهای بینالمللی برای پایان دادن به جنگ افزایش یافت و به تصویب قطعنامه 598 انجامید.
9 - حدود 75 کیلومتر مربع از حساسترین مناطق عراق در شرق بصره به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.
تلفات و خسارات ارتش عراق
ارتش عراق از مجموع 192 تیپ خود، حدود 94 تیپ را وارد عملیات کرد. از این یگانها در عملیات کربلای 5 تعداد 16 تیپ به طور صددرصد و 22 تیپ بیش از 60 درصد منهدم شدند و باقی مانده یگانها نیز از 10 تا 60 درصد آسیب دیدند.
انهدام یگانهای عراق نشان دهنده تلفات بالای نیروی انسانی
دشمن در عملیات کربلای 5 است. از جنبه فروپاشی ارتش عراق، عملیات کربلای 5 را میتوان با عملیاتهای فتح المبین و بیت المقدس مقایسه کرد. جلال طالبانی، رهبر اتحادیه میهنی کردستان عراق درباره تلفات زیاد عراقیها گفت:
«خبری به دست ما رسید که فرمانده سپاه یکم عراق گفته است: ما در عملیات کربلای 5 بیش از 50 هزار تن تلفات داشتهایم.»
تعداد کشتهها و مجروحان ارتش عراق در این عملیات حدود 90000 تن و اسیران 2365 تن اعلام شد. همچنین در این عملیات 40 هواپیما، 5 هلیکوپتر، 800 تانک و نفربر، 180 توپ، 400 قبضه ادوات، 90 دستگاه مهندسی و 1000 خودرو از دشمن منهدم گردید و 190 تانک و نفربر، 20 توپ، 250 قبضه ادوات و 200 خودرو از دشمن به غنیمت گرفته شد. (1).
1 - غافلگیری دشمن: دشمن با وجود اشراف کامل بر منطقه شرق بصره و حساسیتی که به این منطقه داشت، در این عملیات غافلگیر شد. گذشته از گرد و غبار و مه غلیظی که به طور غیرمترقبه در آخرین روز قبل از عملیات منطقه را فراگرفت و در نتیجهی آن، یگانها علیرغم تسلط دید دشمن بر منطقه، در پوشش وضعیت غبار گرفته و مهآلود، نیرو و امکانات خود را از عقبههای دور، تا پای کار منتقل کردند، عوامل دیگری در غافلگیری دشمن مؤثر بود:
الف) تصورات غلط دشمن از تواناییهای فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی، برای طراحی عملیات و سازماندهی نیروها پس از عدم الفتح عملیات کربلای 4.
ب) فاصله زمانی کوتاه عملیات کربلای 5 با عملیات کربلای 4 یعنی 15 روز که برای آمادهسازی یک عملیات بزرگ در طول جنگ، بیسابقه بود.
ج) خودداری جمهوری اسلامی از عملیات گسترده در منطقه شرق
1) 37. حسن دری، اطلس راهنمای 5 - کارنامه عملیات زمینی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1381، ص 98.
بصره پس از عملیات رمضان موجب شده بود دشمن احتمال اجرای عملیاتی گسترده در این منطقه را ندهد.
د) ایجاد مواضع و استحکامات گسترده و کمنظیر در این منطقه که ارتش عراق اتکای به آن را برای حفظ منطقه کافی میدانست.
2 - تاکتیک ویژه عملیات: فرماندهان سپاه در طرحریزی عملیات کربلای 5 با آگاهی از نقطه ضعف دشمن که در عملیات کربلای 4 به آن پی بردند، عملیات را طوری طراحی کردند که از جناح به دشمن حمله شود، در نتیجه فلش اصلی عملیات و انتخاب جبههای که در غرب کانال ماهی به دشمن تحمیل شده بود و نیز تاکتیکهای جدید عبور، جمعا تاکتیک ویژهای بود که برای دشمن ناشناخته بود و از عوامل غافلگیری دشمن محسوب میشد.
تاکتیک تهاجم به جناح دشمن نه تنها در شروع تک استفاده شد بلکه در طول عملیات نیز حتیالمقدور از رویارویی مستقیم با دشمن خودداری میشد و با هدف قرار دادن عقبهها و جناحهای دشمن، سنگرهای مستحکم فرو میریخت.
3 - سرعت عمل در شکستن خط، تصرف سرپل مهم در غرب کانال ماهی و تصرف جای پا در شمال پنج ضلعی.
4 - عبور موفقیتآمیز یگان از یگان با توجه به محدودیت زمین منطقه.
5 - تراکم و تمرکز آتش دقیق بر مواضع دشمن.
6 - انعطافپذیری در طرحریزی مانور (به ویژه در حین عملیات).
7 - سرعت عمل در بازسازی یگانها.
8 - استقامت و فداکاری نیروها توأم با حضور مستمر فرماندهان در خطوط مقدم.
در مجموع قابلیت و توانایی سپاه در طرحریزی و اجرای عملیاتی به این وسعت و با این پیچیدگی که به درهم شکستن قویترین استحکامات دشمن در شرق بصره انجامید، به عنوان یک اصل خدشهناپذیر تأیید و تثبیت شد. بعدها یکی از کارشناسان خارجی عملیات کربلای 5 را برجستهترین عملیات نظامی ایران در طول جنگ
تحمیلی عنوان کرد و یکی از رهبران مشهور کشورهای غیرمتعهد در دیداری با هیئت دیپلماتیک ایران گفت: ارتشی که استحکامات عراق در منطقه شرق بصره را تسخیر کرده باشد، قویترین نیروی زمینی خاورمیانه را در اختیار دارد.
سومین مرحله از جنگ شهرها تنها 2 روز پس از آغاز عملیات کربلای 5 از تاریخ 21 / 10 / 1365 با بمباران سوسنگرد آغاز شد و تا ساعت 12 پنجشنبه 3 / 12 / 1365 به مدت 42 روز ادامه یافت. در این مرحله که 66 شهر و بخش کشور هدف بمباران و حملات موشکی قرار گرفت، مجموعا 3050 تن شهید و 11163 تن مجروح شدند.
رژیم عراق اساسا از حمله به شهرها و مناطق غیرنظامی دو هدف را دنبال میکرد: جبران شکست نظامی در جبهههای نبرد و فشار روحی - روانی به مردم ایران. خبرگزاری فرانسه در این باره گزارش داد:
«رژیم عراق که برای مهار کردن حمله ایران در چند کیلومتری بصره گرفتار دشواریهای فراوان شده، تصمیم گرفت این شکست را با حملات هوایی علیه شهرهای ایران جبران کند.» (1).
عراق با از سر گیری جنگ شهرها امیدوار بود تأثیرات سیاسی - نظامی ناشی از پیروزی ایران را تحتالشعاع قرار دهد ولی با حملات موشکی و توپخانه ایران به شهرهای عراق، به ویژه گلولهباران شهر بصره (پس از پیشروی نظامی ایران به سوی این شهر)، رژیم عراق عملا در موقعیت بسیار دشواری قرار گرفت. خبرنگار روزنامه واشنگتن پست در این باره گزارش داد:
«اکثر یک میلیون نفر ساکنان شهر (بصره) از ده روز قبل که ایران حملههای خود را آغاز کرد به شمال گریختند... جاده بصره به مناطق شمالی عراق از ستونهای نیروهای عراقی که به سوی جبهه در حرکتاند و آمبولانسها و آوارگانی که در جهت مخالف پیش میروند لبریز است.» (2).
در این وضعیت رژیم عراق هیچ راه گریزی جز توقف حمله به شهرها نداشت. ضمن اینکه تلاش این رژیم برای تضعیف روحی - روانی مردم ایران و تشدید درخواست پایان جنگ، در ایران نیز با نتیجه مطلوب همراه نبود. تایمز مالی چاپ لندن درباره استراتژی عراق و شکست آن به نقل از دیپلماتهای غربی نوشت:
«استراتژی عراق در حمله به شهرهای ایران، نتیجه عکس داده است و به جای ایجاد فشار برای پایان دادن به جنگ، مردم را خشمگین کرده است.» (1).
رژیم عراق که برای جبران شکست در عملیات کربلای 5 و کاهش فشار نظامی رزمندگان در شرق بصره، دست به جنگ شهرها زده بود، در این وضعیت، تداوم جنگ شهرها نتیجهای برای این رژیم در پی نداشت لذا به ناچار دور سوم جنگ شهرها را متوقف کرد. رادیو بی. بی. سی در این باره گفت:
«حملات عراق ممکن است در واقع روحیه مردم را در ایران قویتر کرده باشد... به همین دلیل است که عراق تصمیم گرفته است اعلام کند که از حمله به شهرهای ایران به مدت دو هفته خودداری میکند.» (2).
در خطر قرار گرفتن بصره و همچنین شرایط سیاسی و نظامی حاکم بر جنگ و تأثیرات تعیین کننده آن در تغییر موازنه قوا، موجب گردید عملیات کربلای 5 و نتایج آن برای طرفین درگیری دارای اهمیت و نقش بسزایی باشد. به همین دلیل ایران و عراق امکانات و نیروهای بسیاری به صحنه نبرد وارد کردند، ضمن اینکه تلاشهای سیاسی جنگ به ویژه اقدامات امریکا و شوروی در سطح بینالمللی و منطقه و مناسبات با دو کشور ایران و عراق نیز وارد مرحله جدیدی شد.
نظر به اهمیت عملیات در شرق بصره و ادعای مکرر عراق مبنی بر عقب راندن قوای نظامی ایران، گزارشگران سیاسی و نظامی هر چند با تأخیر وارد منطقه شدند و گزارشهای خود را درباره موفقیت و موقعیت نیروهای ایرانی هر چند ناقص انتشار دادند، لیکن این گزارشها بخشی از واقعیت را ترسیم میکند. روزنامه تایمز مالی نوشت:
«نیروهای ایرانی همچنان بر مواضعی که در عملیات اخیر در شلمچه، در جنوب شرقی بصره، به دست آوردهاند، مسلط هستند... یک ژنرال عراق گفته است ایرانیان از قسمت اعظم مناطق تصرف شده عقب رانده شدهاند، اما این ادعایی بیش نیست و با حقیقت مطابقت ندارد.» (1).
خبرنگار این روزنامه مشاهدات خود را چنین ترسیم میکند:
«من به اتفاق دو خبرنگار دیگر از کلیه مناطق عملیاتی به ویژه جزیره بوارین در رودخانه شط العرب و شهر دوعیجی دیدن کردیم و اینک تأیید میکنیم که جمهوری اسلامی ایران پیروزی مهمی در شرق بصره به دست آورده که نشان دهنده وقوع عملیات سرنوشتساز در منطقه است. رزمندگان ایرانی در نقاط مختلف تا چهار خط دفاعی عراق را در هم شکستهاند که در این خطوط سیمهای خاردار، میدان مین و مناطق به آب بسته شده مشهود بود.
1) 42. روزنامه رسالت، 25 / 10 / 1365، به نقل از واحد مرکزی خبر.
نیروهای ایران از روحیهای بسیار بالا برخوردارند زیرا میدانند مواضعی را که تصرف کردهاند، خطوط دفاعی سابق عراق در شرق بصره بوده است. یک ژنرال عراق که در جبهه اسیر شده از تشتت و هرج و مرج در صفوف ارتش عراق و روحیه پایین سربازان عراقی سخن میگفت.» (1).
روزنامه دیلی تلگراف این عملیات را مقدمه عملیات بزرگتری برشمرده و مینویسد:
«تحلیلگران جنگ معتقدند ایران اینک به حمله بزرگ دیگری نیاز دارد که کار جنگ را پیروزمندانه خاتمه دهد.» (2).
اهداف عملیات، میزان موفقیت قوای نظامی ایران و نتایج آن عمدهترین مباحثی بود که کارشناسان و صاحبنظران سیاسی و نظامی به آن توجه کردند. از جمله محورهای تحلیل و اخبار رسانهها و محافل خبری از اهداف عملیات چنین است:
جداسازی منطقه جنوب کشور عراق از بقیه این کشور.
جلوگیری از برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی در کویت.
اعلام حکومت نیمه جمهوری در مناطق تصرف شده.
اعلام خطر به حامیان عراق.
بهرهبرداری روانی از پیروزی عملیات و ادعای تداوم عملیات انتقامی علیه عراق.
سقوط صدام.
روزنامه لوماتن دوپاری چاپ فرانسه درباره اهداف ایران از عملیات کربلای 5 نوشت:
«هدف استراتژیک تهران قطعا این است تا منطقه جنوب عراق را از بقیه کشور جدا کند و حداکثر منظور این است که شهر بصره و اطراف آن اشغال شود. در آن صورت نیروهای ایران خواهند توانست با اعلام یک «نیمه جمهوری اسلامی» در خاک عراق، خواستار سقوط صدام شوند.» (3).
رادیو بی. بی. سی نیز به نقل از مفسران گفت:
«بسیاری از مفسران عقیده دارند که هدف حمله جاری ایران تصرف بصره است، زیرا سقوط بصره از نظر روانی و اقتصادی چنان ضربه بزرگی خواهد بود که صدام حسین به دشواری خواهد توانست آن را تحمل کند.» (1).
روزنامه کریستین ساینس مانیتور، چاپ امریکا دو هدف عمده برای ایران در صحنه نظامی و سیاسی قائل شده و مینویسد:
«در صحنه نظامی ایران قصد دارد نیروهای خود را در بهترین موقعیت سوق الجیشی برای یک تهاجم همه جانبه علیه بصره قرار دهد و در صحنه سیاسی ایران میخواهد کشورهای اسلامی را از شرکت در اجلاس آینده کنفرانس اسلامی که برای 26 ژانویه (6 بهمن) در کویت برنامهریزی شده باز دارد.» (2).
هفتهنامه اکسپرس چاپ سوئد با توجه به فرض احتمال سقوط صدام و پیروزی ایران به نقل از یک کارشناس انگلیسی در امور خاورمیانه مینویسد:
«اگر ایران پیروز شود، پس از فشار بر کشورهای عربی حوزه خلیجفارس، به تدریج نوبت اسرائیل خواهد شد. اگر بصره به محاصره درآید و یا سقوط کند بزرگترین ضربه روحی و روانی بر رژیم بغداد وارد خواهد شد و این رژیم میان زمین و آسمان معلق خواهد شد... هیچ چیز به اندازه سقوط صدام حسین نمیتواند موجب وحشت رهبران کشورهای غربی - که این روزها از تزلزل روحی و روانی بغداد نگرانند - شود... اگر ایرانیان به بصره نزدیکتر شوند، وقوع یک سقوط روحی - روانی در بغداد دور از احتمال نیست.» (3).
کانال 4 شبکه تلویزیونی تجاری انگلیس در تفسیر خود گفت:
«ایران از حملات جاری سه هدف را دنبال میکند، اول اینکه به عراق و حامیان دولت عراق اعلام خطر کند که ایران آماده است عملیات جنگی را ادامه دهد. ایران میکوشد به آنها تفهیم کند که علیرغم حملات عراق به منابع اقتصادی و مسکونی، ایران میتواند
چنین حملاتی را انجام دهد. هدف دوم ایران این است که به حامیان صدام به خصوص کویت، هشدار دهد. ایران میکوشد از برپایی کنفرانس سران کشورهای اسلامی در کویت جلوگیری کند، لذا با این حملات میکوشد جلو برگزاری این کنفرانس را بگیرد. هدف سوم ایران، بهرهبرداری روانی است تا به همه نشان دهد که ایران توان انجام این حملات را دارد و میتواند در حملات خود مناطقی در داخل عراق را تصرف کند... ایرانیها اعتقاد دارند که حملات انتقامی ایران باید ادامه یابد.» (1).
تأکید مفسران و تحلیلگران سیاسی - نظامی بر بصره به عنوان هدف عملیاتی ایران و تأثیرات ناشی از آن عمدتا متأثر از چند موضوع بود:
1 - تبلیغات و اقدامات ایران پس از عملیات فاو مبنی بر تعیین سرنوشت جنگ، لزوما ایجاب میکرد عملیات نظامی ایران به یک هدف استراتژیک منتهی شود.
2 - طرحریزی و اجرای عملیات در شرق بصره، تحلیلگران ایران و مفسران را بدین باور و نتیجه رساند که هدف ایران بصره میباشد.
3 - آثار ناشی از سقوط بصره در پیروزی سیاسی - نظامی ایران و تبعات آن در سطح منطقه از جمله مسائلی بود که کلیه ناظران را مضطرب و نگران کرده بود. بنابراین تأکید بر بصره به عنوان هدف عملیات و سقوط احتمالی آن، اعلام نوعی هشدار و آمادهباش برای مقابله با پیدایش هر گونه حادثه غیرمترقبه تلقی میشد.
فصلنامه فارین آفرز چاپ امریکا در این باره نوشت:
«شش سال پس از شروع جنگ ایران و عراق، واشنگتن با توجه به منافع حیاتی خود در خاورمیانه، اعتراف کرده است که از روند جنگ نگران است. بر اساس ارزیابیهای استراتژیک، ایران برنده جنگ است. زیرا ایران کشوری است با 42 میلیون نفر جمعیت که یک انقلاب موفقیتآمیز را همراه دارد و عراق 50 میلیارد بدهی خارجی دارد که از پرداخت آن عاجز مانده است.» (2).
امریکاییها نیز در حالی که نسبت به نتایج عملیات نگران بودند به
تدریج برتری قوای نظامی ایران بر عراقیها را پذیرفتند، طوری که فیلیپ اوکلی سخنگوی وزارت خارجه امریکا گفت:
«اگر جنگ به غرب دریاچه ماهی گسترش یافته باشد، نشان این خواهد بود که نیروهای ایران پس از به دست آوردن پایگاه در غرب شط العرب در ناحیه شلمچه، به تدریج اما مطمئن، وجب به وجب داخل خاک عراق پیش میروند.» (1).
«اعتماد به نفس» و امید به کسب پیروزی به عنوان عامل برتری روحی - روانی ایران در برابر عراق نکات مهمی بود که محافل سیاسی - نظامی به آن اشاره کردند. یکی از کارشناسان مسائل خاورمیانه میگوید:
«من فکر میکنم که ایرانیها در مرحله جدیدی از جنگ قرار گرفتهاند و به خود اعتماد پیدا کردهاند و این امر در سال 1363 (1985) و احتمالا از سال 1362 (1984) در حملات مجنون و هویزه به چشم نمیخورد. آنها دلیلی نداشتند که فکر کنند قادر به پیروزی میباشند ولی عملیات فاو و مهران در سال گذشته به آنها نشان داد که به این امر قادر میباشند و هم اکنون آنها برای کسب پیروزی عجله دارند.» (2).
فایننشال تایمز چاپ لندن نیز طی مقالهای به قلم مایکل فیله در این باره نوشت:
«در هفتههای اخیر ایرانیها به این نتیجه رسیدهاند که سرانجام دارند جنگ خلیجفارس به پیروزی میرسند، ایرانیها عزم خود را جزم کردهاند تا صدام حسین رئیس جمهور عراق را که در سپتامبر 1980 (شهریور 1359) جنگ را آغاز کرده، تنبیه نمایند... اگر چه تجهیزات و جنگافزارهای عراق به مراتب پیشرفتهتر از تجهیزات ایران است ولی اراده دست زدن به تهاجم در عراق وجود ندارد، مدتهاست که محافل غربی بدین نتیجه رسیدهاند که بغداد نمیتواند پیروز شود.» (3).
خبرنگار اعزامی بی. بی. سی به ایران طی گزارشی که از بخش
1) 51. روزنامه جمهوری اسلامی، 25 / 10 / 1365، به نقل از آسوشیتدپرس.
2) 52. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، 29 / 10 / 1365، شهرام چوبین در مصاحبه با رادیو بی. بی. سی، 28 / 10 / 1365.
3) 53. اداره کل مطبوعات خارجی وزارت ارشاد اسلامی، بولتن «بررسی مطبوعات جهان»، شماره 1218، 28 / 11 / 1365.
انگلیسی رادیو لندن منتشر شد، گفت:
«من فکر میکنم کسی در این جنگ پیروز است که دارای اراده است و من فکر میکنم دو عامل در این جهت کاملا به نفع ایرانیها است: اولین عامل تعهد شگفتانگیز این ملت برای از بین بردن صدام - که در تهران کاملا مانند کارتر، اسرائیلیها و شیطان بزرگ، امریکا، دیده میشود - میباشد. دومین عامل، امواج عظیم انسانی است که همچون موجی در پی موج دیگر میآیند... احساس اکثریت این است که مردم ایران میخواهند بجنگند و خواهند جنگید تا به نحوی از انحاء صدام حسین را به تسلیم وادارند... اراده مطلقی برای ادامه جنگ در ایران وجود دارد که در قلب آن، اسلام و تشیع وجود دارد و به علاوه طبیعت سخت ایرانیها.» (1).
اقدامات سیاسی - نظامی ایران پس از فتح فاو و متقابلا شکست ماجرای مک فارلین، امریکا را از پیامد تحولات جنگ عمیقا نگران کرده بود. در واقع امریکاییها از احتمال وقوع حوادث غیرمترقبه و ناتوانی در مهار آن، دچار تشویش بودند. در این میان افشای ماجرای مک فارلین و تأثیرات عمیق آن بر شکست سیاستهای امریکا و بهرهبرداری شوروی از این جریان، اوضاع را به شدت پیچیده و دشوار کرد.
اظهار تشکر عراقیها از کمکهای اطلاعاتی امریکا پس از لو رفتن عملیات کربلای 4، نشان دهنده تلاش امریکا برای ممانعت از پیروزی ایران بود. امریکاییها، به تدریج مبادرت به کسب اعتماد عراق کردند و امیدوار بودند آثار و تبعات نامطلوب شکست سیاست امریکا را در منطقه جبران کنند و مجددا ابتکار عمل را به دست گیرند. در این وضعیت عملیات کربلای 5 آغاز شد.
سفر شتابزده ریچارد مورفی به منطقه و سخنان مقامات امریکا،
1) 54. روزنامه رسالت، 6 / 10 / 1365، واحد مرکزی خبر.
نشان دهنده نگرانی و اضطراب امریکاییها بود. روزنامه السفیر در این باره نوشت:
«پیروزیهای ایران علیه رژیم صدام، باعث شتاب مورفی در سفرش به خاورمیانه شد و از آنجا که مرحله کنونی جنگ ایران و عراق از حساسیت خاصی برخوردار است، دگرگونی حاصل در میدان جنگ مستلزم حضور قوی سیاسی امریکا در منطقه میباشد.» (1).
با مشخص شدن ابعاد عملیات و ناتوانی عراق در بازپسگیری مناطق تصرف شده، واینبرگر وزیر دفاع امریکا به خبرنگار واشنگتن پست گفت:
«اگر ایران در جنگ خلیجفارس که وارد هفتمین سالش میشود، پیروز شود، این امر برای همه کاملا مصیبتبار خواهد بود. پیروزی ایران امکان دارد که یک پایگاه دریایی در دریای گرم در اختیار شوروی بگذارد و نفت منطقه خلیجفارس را در دسترس آن قرار دهد.»
چند روز بعد رئیس جمهور امریکا (ریگان) بیانیهای صادر کرد که در آن آمده بود:
«امریکا همچنان مصمم است جریان آزاد نفت از تنگهی هرمز ادامه یابد. ما همچنین خود را ملزم به حمایت از دوستانمان در خلیجفارس که پیوندهای عمیق و دراز مدت با آنها داریم، میدانیم. ادامه این نبرد خونین موجب نگرانی عمیق امریکاست. این جنگی است که نه تنها منابع استراتژیک امریکا را بلکه ثبات و امنیت دوستان امریکا را در منطقه تهدید میکند. ما گسترش جنگ را به عنوان تهدیدی علیه منافع خود و دوستانمان در منطقه تلقی میکنیم.» (2)(3)
«آن روزی که جنگ را شروع کردید و این دیوانه را تحریک کردید که این جنگ را شروع بکند و این امکانات را در اختیارش گذاشتید که این جور دارد شهرهای ما را میزند، آن امنیت خلیجفارس نبود، حالا شده امنیت خلیجفارس و این آقا (ریگان) این جور حرف میزنند، خیلی عجیب است... مسئله این است که رئیس جمهوری مثل آقای ریگان در بیانیه رسمی هشدار میدهد به جمهوری اسلامی که جنگ توسعه پیدا نکند، مگر ما میخواستیم جنگ را توسعه بدهیم؟... این شما هستید که مدام تحریک میکنید که خودشان را (کشورهای منطقه) در جنگ شریک کنند. به آنها بگویید که خودشان را کنار بکشند، نصیحتی که ما میکنیم، همین را تکرار کنید. آنها شریک جنگ نباشند، ما با آنها رفیقیم، با آنها روابط صمیمی داریم، از طرفی ما حدس میزنیم که شما این حرفها را به خاطر وضع سیاسی اخیرتان میگویید.»
(مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، دور دوم، جلسه 66، 25 / 11 / 65، سخنان قبل از دستور).
.1) 55. روزنامه رسالت، 25 / 10 / 1365، روزنامه السفیر.
2) 56. روزنامه رسالت، 4 / 11 / 1365، خبرگزاری یونایتدپرس.
3) 57. جمهوری اسلامی ایران نیز با درک و تلقیای که از مواضع اخیر امریکا و اقدامات احتمالی این کشور در منطقه و در برابر ایران داشت، مبادرت به موضعگیری کرد، آقای هاشمی یک روز بعد از بیانیهی ریگان، طی تحلیلی از مواضع و سیاستهای بعضا متناقض و تشنجزای امریکا، اظهار کرد:
تأکید بر «ثبات امنیت منطقه و حمایت از کشورهای دوست امریکا» در بیانیه ریگان، ارسال پیام آشکار به ایران و همچنین شوروی تلقی میشد، زیرا ضمن اینکه تحرکات و اقدامات سیاسی - نظامی ایران «منابع استراتژیک امریکا» را تهدید میکرد، به گمان امریکاییها روسها میتوانستند به گونهای مؤثر از حوادث و رخدادهای ناشی از تلاشهای ایران بهرهبرداری کنند. (1)
«امریکا بار دیگر میخواهد از این وضعیت وخیم بهرهبرداری کند. شوروی سیاست کاملا متفاوتی را دنبال میکند و حاضر است به تلاشهای سازنده و شرافتمندانه از جمله تلاشهای سازمان ملل که بتواند جنگ ایران و عراق را به سوی یک حل و فصل مسالمتآمیز سوق دهد، کمک کند.»
(خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه گزارشهای ویژه، 6 / 11 / 1365، روزنامه پراودا،
5 / 11 / 1365).
.موضعگیری جدید امریکا در واقع متأثر از تغییر چهره جنگ و اوضاع منطقه بود که بر اثر شکست سیاستهای پیشین امریکا و پیروزی ایران در عملیات کربلای 5 حاصل شده بود. (2)
«شما در طرحی که برای نزدیک شدن به ایران داشتید، شکست خوردید. حالا میخواهید بگویید که نه، ما با جمهوری اسلامی سر جنگ داریم. این تناقض است. شما دیروز در حرفهایتان صریح گفتید که ایران یک کشور مهمی است و ما باید با او رابطه داشته باشیم، شما گفتید که اهمیت استراتژیک ایران را قبول دارید، شما گفتید ایران تروریست نیست، شما گفتید که مصلحت امریکا ایجاب میکند با ایران رابطه داشته باشد؛ خوب امروز برمیگردید این حرفها را میزنید، اینکه بدتر میشود در داخل، معلوم میشود سیاستتان مبنا ندارد، یا دیروز دروغ میگفتید یا امروز دروغ میگویید.»
(مشروح مذاکرات مجلس شورای اسلامی، دور دوم، جلسه 66، 25 / 11 / 65، سخنان قبل از دستور).
.اظهارات شولتز وزیر خارجه امریکا نیز مؤید تغییر سیاست امریکا و اصرار بر اجرای آن بود. وی در کمیته روابط خارجی سنای امریکا گفت:
«ما علاقهمندیم که این جنگ از طریق مذاکره پایان پذیرد... هیچ گونه چشماندازی برای پیروزی عراق وجود ندارد... پیروزی ایران در این جنگ فاجعهای برای علائق امریکا در زمینه سیاسی و نفت در خاورمیانه به حساب میآید.» (3).
1) 58. شوروی در برابر وضعیت جدید در منطقه و اقدامات و مواضع امریکا، مبادرت به اعلام موضع نمود. از جمله روزنامه پراودا ارگان رسمی حکومت شوروی نوشت:
2) 59. تلقی ایران از تغییر مواضع امریکا، منجر به عکسالعمل شدید مسئولان شد. طوری که آقای هاشمی در سخنان قبل از دستور مجلس شورای اسلامی اظهار کرد:
3) 60. روزنامه اطلاعات، 8 / 11 / 1365، خبرگزاری یونایتدپرس.
وزیر خارجه امریکا درباره علت ارسال اسلحه به ایران نیز گفت:
«علائق متعدد در منطقه، انگیزه روشنی برای بهبود روابط با ایران به دست میدهد و همان گونه که میدانید ما نشانهای از مقاصد خود را به صورت اجازه صدور اسلحه به آن کشور متجلی ساختیم، اما این علامت نتوانست پاسخ قابل قبولی را از سوی ایران باعث شود و هرگز تکرار نخواهد شد.» (1).
در واقع بخشی از اظهارات شولتز پاسخ به مصاحبه آقای هاشمی رفسنجانی محسوب میشد. به گمان شولتز آنچه که از سوی ایران انجام گرفته است نه تنها در چارچوب سیاستهای امریکا معنا و مفهوم ندارد بلکه با منافع امریکا نیز مغایرت آشکار دارد.
در عین حال جمهوری اسلامی ایران همچنان امیدوار بود که علاوه بر عادی سازی روابط با امریکا، با پیشقدم شدن امریکا و تأمین نظرات ایران، اقدامات جدی برای خاتمه بخشیدن به جنگ، با حذف صدام، انجام گیرد. آقای هاشمی یک روز پس از اظهارات شولتز در کمیته روابط خارجی سنای امریکا، در مصاحبه مطبوعاتی با رسانههای داخلی و خارجی ضمن تحلیلی، مشکل اصلی امریکا را «درگیری جناحی در داخل» و «عدم شجاعت ریگان در اتخاذ تصمیم» ارزیابی کرد.
در هر صورت، سیاست جدید امریکا متأثر از عوامل متعددی بود که عمدتا ناشی میشد از شکست ماجرای مک فارلین و عدم تمایل امریکا به ادامه و تکرار آن، ضرورت دلجویی از عراق و اعراب که عمیقا به سیاستهای امریکا مظنون و بیاعتماد شده بودند و مهمتر از همه رقابت با روسها که طی این روند فرصت را غنیمت شمرده با ارائه پیشنهاد صلح، محور تلاشهای دیپلماتیک برای پایان بخشیدن به جنگ قرار گرفتند.
تلاشهای پنهانی امریکا برای برقراری رابطه با ایران و آثار احتمالی
1) 61. همان.
این رابطه در تغییر موازنه سیاسی - نظامی در منطقه خلیجفارس و خاورمیانه به سود امریکا، مواضع و رفتار شوروی را در برخورد با ایران و عراق و امریکا عمیقا تحت تأثیر قرار دارد که بخشی از نشانههای آن در برخورد تبلیغاتی روسها علیه ایران و تجهیز و تقویت عراق، ظهور کرد.
در عین حال شوروی با توجه به شکست سیاست پنهانی امریکا برای برقراری رابطه با ایران و به دستگیری ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق، علیرغم موضعگیری و تشدید فشار علیه ایران، یک هیئت اقتصادی به ریاست کنستانتین کاتاشف رئیس کمیته دولتی روابط اقتصاد خارجی شوروی به تهران اعزام کرد. آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در ملاقات با کاتاشف از مواضع شوروی در برخورد با ایران به ویژه حمایت شوروی از عراق انتقاد کرد:
«متأسفانه مسئولین کشور شما به ادلهای که برای ما قابل قبول نیست، به گونهای دیگر عمل میکنند. شما با توجه به اینکه میدانید عراق کشور متجاوزیست چرا او را تقویت میکنید تا برای ناتوان کردن یک کشور شدیدا ضد امپریالیستی تلاش کند؟ شما که میبینید عراق برخلاف تمام موازین بینالمللی عمل میکند، چطور به او کمک میکنید تا به انقلاب مردمی و ضد امپریالیستی ایران صدمه وارد کند؟» (1).
آقای هاشمی در ادامه با اشاره به مواضع تبلیغاتی شوروی علیه ایران اظهار کرد:
«متأسفانه در رابطه برخورد اخیر ما با امریکا، شما در رسانههای جمعی خودتان این مسئله را به گونهای مطرح کردید که گویا ایران به خواست امریکا میخواهد جنگ را طولانی کند، حال آنکه حق این بود که شما در رسانههایتان از این حرکت ما به عنوان یک پیروزی بزرگ از یک کشور جهان سوم یاد میکردید.» (2).
همچنین رئیس جمهور در ملاقات با این هیئت ضمن اشاره به
مواضع ایران در مسئله افغانستان و مشکلاتی که شوروی با تداوم حضور نظامی در این کشور، درگیر آن شده است، اظهار کرد:
«ما در رابطه با افغانستان که مسئله شماست، حاضر شدیم همکاری کنیم تا این کشور به صورت مستقل باقی بماند و غربیها در آنجا حاضر نباشند، این مسئله را دوستانه مطرح کردیم و نمیخواهیم یک حرکت سیاسی انجام دهیم، اما شما با حضور نظامیتان در آنجا، متأسفانه کار را گره میزنید.» (1).
تداوم تیرگی در روابط سیاسی ایران و شوروی به ادامه حملات تبلیغاتی دو کشور علیه یکدیگر منجر شد. به ویژه در وضعیتی که عراق به شهرها و مراکز غیرنظامی، تأسیسات صنعتی و آب و برق کشور حمله میکرد، افزایش حمایت شوروی از عراق این گمان را تقویت میکرد که در چنین شرایطی اقدامات عراق با هماهنگی و حمایت شوروی انجام میپذیرد. همین امر جو تبلیغاتی داخل کشور را علیه شوروی تشدید میکرد و آنها نیز برای توجیه اقدامات و سیاستهای خود در حمایت از عراق، اقدام به موضعگیری میکردند. روزنامه ایزوستیا چاپ شوروی در مقالهای تحت عنوان مقایسه عجیب مینویسد:
«بسیاری از بلند پایگان ایران در اعلامیههایشان به دشمنی با کشور ما ادامه میدهند. آنها علنا در مورد سیاست اتحاد شوروی قضاوت کرده و سعی میکنند رفتار این کشور در قبال ایران را جابرانه توصیف نمایند.» (2).
شوروی در چنین شرایطی با توجه به وضعیت نامساعد عراق، برای حفظ منافع خود در منطقه و منفعل کردن ایران و همچنین رقابت با امریکا، با تأکید بر «ضرورت پایان جنگ» سیاست خارجی و تبلیغاتی نسبتا فعال و گستردهای را در پیش گرفت. سفیر شوروی در کویت طی مصاحبهای با الوطن حمایت شوروی از عراق را اعلام کرد:
«ما در جهت پایان فوری جنگ بر اساس عدم پیروزی یک طرف و شکست طرف دیگر و حفاظت از موجودیت دو کشور تلاش میکنیم.
... ما در مذاکرات دو جانبه با طرفین جنگ، تلاشهای گستردهای را در جهت متقاعد کردن آنان برای توقف جنگ مبذول داشتیم. ما در مذاکراتمان با تمام کشورهای جهان از جمله امریکا مسئله پایان دادن به جنگ ایران و عراق را مطرح کردیم و گامهای مشترکی در این زمینه برداشتیم، اما واشنگتن به ویژه پس از ارسال محمولههای سلاح به ایجاد راهحلی برای توقف جنگ کمک نکرده است.» (1).
تنها سه روز پس از آغاز عملیات کربلای 5 و پیشروی رزمندگان در منطقه شرق بصره، شورویها دوباره بر موضع جدید خود تأکید کردند:
«اتحاد شوروی با دعوت به پایان دادن به جنگ ایران و عراق معتقد است که مسائل مورد اختلاف میان دو کشور باید پشت میز مذاکرات سیاسی حل شود نه در میدان نبرد... دولت شوروی آماده است با هر گونه مساعی شرافتمندانه و سازنده جهت متوقف کردن این جنگ طولانی به اجرای راهحلهای مسالمتآمیز کمک همهجانبه نماید.» (2).
همچنین سفیر شوروی در سازمان ملل طی مصاحبهای به نکتهای اشاره کرد که بیانگر ماهیت تلاشهای به ظاهر صلحطلبانه شوروی بود و نوعی هشدار به ایران ارزیابی میشد. (3)
«پایه این بیانیه بر این جمله نهاده شده که برای پایان دادن جنگ باید به آینده نگاه کرد و نه به گذشته، در حالی که این موضع هم به لحاظ تئوری و هم به لحاظ عمل قابل قبول نیست. بر همین اساس صدام که بیش از 6 سال است بزرگترین جنایات را علیه ملت مسلمان ایران انجام داده، لازم است که مجازات شود.»
(روزنامه رسالت، 25 / 10 / 65، خبرگزاری جمهوری اسلامی).
وی در این مصاحبه گفت:«تا زمانی که ایران معتقد باشد میتواند از طریق نظامی بر عراق چیره شود، مسکو روش خود را تغییر نخواهد داد... مسکو
1) 66. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، 15 / 10 / 1365، نشریه الوطن، 14/ 10 / 1365.
2) 67. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریه «گزارشهای ویژه»، 19 / 10 / 1365، رادیو مسکو.
3) 68. بیانیه شوروی آشکارا به سود عراق بود. علاوه بر این، تلاش برای بهرهگیری از مشکلات امریکا در قبال ایران و عراق نیز بخش دیگری از اهداف شوروی بود که در روند جدید دنبال میشد. سفیر جمهوری اسلامی در مسکو در اولین فرصت طی ملاقات با وزیر خارجه شوروی ضمن اعتراض به اظهارات سفیر شوروی در سازمان ملل، در خصوص اشکال اساسی بیانیه اخیر این کشور درباره جنگ گفت:
هیچ گونه تردید برای تأمین اسلحه عراق به خود راه نمیدهد.» (1).
شوروی فروش سلاح به عراق و تجهیز این کشور را به نحو آشکاری از سر گرفت. هسته اصلی سیاست جدید شوروی حمایت از عراق بود و پیشبینی میکردند که در چارچوب این تلاش قادر خواهند بود با گسترش و تحکیم روابط با عراق، ایران تحت فشار قرار دهند و بدین طریق با به دستگیری ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق اوضاع را به سود شوروی در برابر امریکا تثبیت نمایند. اظهارات مسئول سیاسی امور خاورمیانه در حزب کمونیست شوروی، بخشی از ماهیت و اهداف شوروی را آشکار میسازد:
«شوروی ارسال سلاح به عراق را به خاطر بازگرداندن موازنه نظامی و سیاسی میان ایران و عراق از سر گرفت و نه به خاطر اینکه جنگ ادامه یابد. ایرانیان امیدهای زیادی به برتری قدرت نیروی انسانی خود دارند و ممکن است این برتری در توازن نظامی اخلال وارد آورد و از این رو شوروی ارسال سلاح به عراق را آغاز کرده است و این کار همچنان ادامه دارد. تجهیز مجدد عراق به سلاح توسط شوروی تمایل این کشور جهت برقراری آتشبس میان طرفین را نشان میدهد. ما این نظر را از طریق کانالهای دیپلماتیک به مقامات ایرانی رساندهایم و در سال گذشته میلادی به هنگام مسافرت یک هیئت اقتصادی ایرانی، طرح شوروی برای پایان دادن به جنگ را با آنان در میان گذاشتیم.» (2).
بمباران تهران، متعاقب تشدید جنگ شهرها، موجب گردید به مواضع و اقدامات شوروی در حمایت از عراق و تناقض آن با ادعای صلحطلبی شوروی، انتقاد و حمله شود. طوری که هاشمی رفسنجانی در خطبه نماز جمعه گفت:
«شما ببینید شوروی که داعیه صلحطلبی دارد، امروز چه خبر است، شهرهای ما را میزند این موشکها را که عراق در یک روز میتواند 10 تا 15 تای آنها را شلیک کند، اینها را کی (به عراق) میدهد؟ ما که میدانیم شورویها اینها را میسازند، ما که میدانیم این
میگهای 25 که از ارتفاع بالا میآیند و بمب میاندازند، از اسلحههای استراتژیک شوروی است که اگر او اجازه ندهد، اینها نمیآیند.» (1).
امام خمینی نیز در دهه فجر به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی با حمله به ابرقدرتها به ویژه امریکا به عنوان رأس همه مفاسد و شوروی و فرانسه که بیشترین امکانات تهاجم به شهرها را اعم از موشک، بمب و هواپیما در اختیار عراق گذاشتهاند، فرمودند:
«مردم ما و ملتهای جهان آنان را در این جنایتها و خیانتها سهیم میدانند.» (2).
نام عملیات: تکمیلی کربلای 5
منطقه عملیات: جبهه جنوبی - شلمچه
رمز عملیات: یا زهرا (س)
تاریخ عملیات: 3 / 12 / 1365 تا 13 / 12 / 1365
نوع عملیات: نیمه گسترده
فرماندهی عملیات: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سازمان رزم: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
هدف عملیات: ترمیم خط خودی در منطقه عملیاتی کربلای 5
استعداد نیروهای درگیر خودی: 30 گردان پیاده
استعداد نیروهای درگیر دشمن: 40 گردان پیاده، 15 گردان زرهی، 12 گردان مکانیزه و 13 گردان کماندو
تلفات عراق: حدود 10000 کشته و زخمی و 256 اسیر
خسارات عراق: انهدام 5 هواپیما، 2 هلیکوپتر و 70 تانک و نفربر
غنائم: 40 تانک و نفربر و 10 دستگاه ماشینآلات مهندسی
نتایج عملیات: تکمیل و ترمیم خط پدافندی در نهر جاسم، توسعه سرپل غرب نهر جاسم و پیشروی به سوی کانال زوجی، تصرف مجدد سرپل غرب کانال ماهی، انهدام امکانات و نیروی دشمن.
عملیات تکمیلی کربلای 5 (1).
در حالی که به دلایل مختلف تداوم عملیات کربلای 5 ضروری بود، لیکن آمادگی لازم به تناسب پیچیدگی زمین و مشکلات پیشروی وجود نداشت و تأمل برای آمادگی بیشتر نیز به افزایش موانع و تقویت مواضع دشمن میانجامید. مبتنی بر این وضعیت، برای رسیدن به کانال زوجی، راه کارهای مختلفی مطرح بود، از جمله: 1 - حرکت از نخلستانها. 2 - پیشروی از سمت راست ساحل کانال پرورش ماهی.
3 - حرکت از وسط و باز شدن به جناحین.
به رغم مشکلات فراوانی که ناشی از کمبود توان برای رسیدن به خط پدافندی مطمئن، وضعیت آرایش مواضع و استحکامات دشمن و نداشتن «آتش» و «عقبه» مناسب خودی بود، با توجه به ضرورت دستیابی به اهداف تعیین شده، تصمیم به اجرای عملیات گرفته شد.
مرحله اول عملیات، با حرکت از وسط به منظور تکمیل خط پدافندی و انتقال آن از شرق نهر جاسم به غرب آن (برای مهیاسازی مقدمات دستیابی به کانال زوجی)، در ساعت 8 شب 3 / 12 / 1365 آغاز شد.
در این مرحله لشکرهای 8 نجف و 14 امام حسین (ع) نقش محوری در تأمین اهداف تعیین شده داشتند و تدبیر شده بود که لشکرهای
1) 73. متن گزارش عملیات تکمیلی کربلای 5 با استفاده از سند شماره 681 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ (گزارش تداوم عملیات در شرق بصره تا کربلای 5)، نوشته محمد درودیان تهیه شده است.
31 عاشورا و 7 ولی عصر (عج) نیز در جناح این دو لشکر اقدام به تصرف مواضع هلالی شکل و زدن خاکریز در جناح خود کنند.
پس از آغاز تک، لشکر 14 موفق به تصرف چهارراه شلمچه شد و لشکر 8 نیز با تصرف دو قرارگاه دشمن، از نهر جاسم عبور کرد، سپس با الحاق لشکر 8، و لشکر 14 منطقه تصرف شده تأمین گردید. در جناح راست لشکر 8، لشکر 31 دو موضع هلالی دشمن را تصرف کرد و لشکر 7 با احداث خاکریز، جناح لشکر 31 را تأمین کرد. عملیات در روز نیز ادامه یافت و نیروهایی از لشکرهای 7 و 31 به اتفاق توانستند دو موضع هلالی دیگر را تصرف کنند.
بدین ترتیب اهداف مرحله اول عملیات تأمین شد و 140 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند.
دشمن در همان روز اول عملیات اقدام به سه پاتک کرد و دو بار از سلاح شیمیایی استفاده نمود و برای ممانعت از پیشروی بعدی نیروهای خودی، خطوط 500 و 1000 را با سه تیپ پیاده و مکانیزه تقویت کرد.
مرحله دوم عملیات در تاریخ 6 / 12 / 1365 با 12 گردان از لشکرهای 8، 14، 17، 105 و 32 آغاز شد.
در این مرحله از عملیات به علت هوشیاری دشمن و اقداماتی که برای تقویت خطوط انجام داده بود و همچنین پیچیدگی زمین و فشار دشمن، در جناح چپ منطقه عملیاتی موفقیتی به دست نیامد، لیکن در محور راست، لشکرهای 8، 32 و 14 پیشروی کردند.
علاوه بر مشکلات یاد شده وضعیت نامساعد هوا و گلی بودن زمین منطقه، مانع از تردد و پشتیبانی مناسب نیروهای عمل کننده میشد گر چه تردد با خودروهای شنیدار امکانپذیر بود، لیکن محدود بودن تعداد این وسیله، مانع از جابهجایی و پشتیبانی در حد ضرورت بود.
پس از مرحله اول و دوم عملیات و آشنایی بیشتر با زمین منطقه و نقاط قوت دشمن، برای ادامه عملیات، محور چپ (چهار ضلعی نخلستان) به دلیل مشکلات و موانعی که برای پیشروی داشت، حذف
شد و تلاش عمده برای دستیابی به خط 1000 و 1500 مد نظر قرار گرفت.
مرحله سوم عملیات در تاریخ 9 / 12 / 1365 با 9 گردان از یگانهای 27، 25، 8 و 44 آغاز شد. در این مرحله لشکر 27 موفق به تصرف یکی از مستحکمترین قرارگاههای دشمن در منطقه شد. سایر یگانها نیز موفقیتهایی کسب کردند، لیکن پاتکهای متوالی و مقاومت دشمن در برخی محورها مانع از تصرف کامل منطقه و تأمین آن شد و تنها قسمتی از خط 500 دشمن در اختیار نیروهای خودی قرار گرفت.
چهارمین مرحله عملیات در تاریخ 11 / 12 / 1365 به اجرا درآمد، در این مرحله قرار شد پس از تأمین خط 1000، بلافاصله با استفاده از نیروی زرهی، با عبور از یگانهای عمل کننده، پیشروی ادامه یابد. نیروهای عمل کننده در این مرحله توانستند حدود ساعت 3 بامداد به خاکریز 1000 برسند، لیکن مقاومت و پاتکهای متوالی دشمن و آتش انبوه، آن هم قبل از روشن شدن هوا، مانع از تأمین اهداف شد.
در این مرحله تنها لشکر 41 توانست با استفاده از نیروی زرهی در کنار کانال پرورش ماهی، به دلیل وضعیت مناسب زمین، پیشروی کند و خود را به هلالی سوم برساند.
پس از این مرحله بار دیگر (تا 13 / 12 / 65) تلاشهایی انجام گرفت، لیکن وجود موانع دشمن (مین، سیمخاردار) و اجرای آتش شدید، مانع از پیشروی، الحاق، پاکسازی، احداث خاکریز و در نتیجه عدم دستیابی کامل به اهداف موردنظر شد. لذا الحاق در خط 1000 انجام نگرفت و مناطق آزاد شده در پشت خط 500 تثبیت گردید.
یگانهای سپاه علیرغم کمبود توان لازم و وجود فشارهای عدیده، با استعداد حداکثر 30 گردان در عملیات شرکت کردند و با 30 تیپ دشمن درگیر شدند و بخش قابل توجهی از آنها را منهدم و تعدادی
از نیروهای دشمن را نیز اسیر کردند. همچنین نگاهی به نتایج ده شبانهروز درگیری، میزان موفقیت رزمندگان در عملیات تکمیلی کربلای 5 را نشان میدهد:
1 - تکمیل و ترمیم خط پدافندی خودی در نهر جاسم.
2 - توسعه و تثبیت نهایی سرپل منطقه غرب نهر جاسم و پیشروی به سوی کانال زوجی.
3 - تصرف مجدد سرپل کانال ماهی و گرفتن جناح اساسی از دشمن.
4 - حضور مؤثر و تهدید منطقه استراتژیک شرق کانال زوجی.
5 - انهدام بخش وسیعی از امکانات و نیروهای دشمن.
نام عملیات: کربلای 8
منطقه عملیات: شلمچه - کانال ماهی
رمز عملیات: یا صاحب الزمان (عج)
تاریخ عملیات: 18 تا 22 / 1 / 1366
نوع عملیات: نیمه گسترده
فرماندهی: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سازمان رزم: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
هدف: تأمین کانال زوجی و توسعه منطقه عملیات تصرف شده در غرب کانال پرورش ماهی
استعداد نیروهای درگیر خودی: 30 گردان پیاده
استعداد نیروهای درگیر دشمن: 48 گردان پیاده، 12 گردان زرهی، 6 گردان مکانیزه، 8 گردان کماندو، 20 گردان گارد جمهوری
تلفات عراق: حدود 12000 کشته و زخمی و 260 اسیر
خسارات عراق: انهدام 2 هواپیما، 2 هلیکوپتر، 13 تانک و نفربر، 300 قبضه ادوات، 40 دستگاه ماشینآلات مهندسی و 150 خودرو
پیشروی در زمین حدفاصل نهر جاسم تا کانال زوجی
تأثیرات کلی تداوم عملیات در صحنه سیاسی داخلی و تبعات آن در تغییر و تحولات سیاسی جهانی
افزایش تسلط نیروهای خودی بر کانال ماهی
انهدام دشمن
عملیات کربلای 8 (1).
پس از آنکه در عملیات تکمیلی کربلای 5 پیشروی قوای خودی به سمت کانال زوجی در پشت خط 500 متوقف شد، سپاه پاسداران مجددا اقداماتی برای اجرای عملیات در این منطقه انجام داد. البته در نظر بود طی چند عملیات محدود، به صورت تدریجی خطوط منطقه تصرف شده با رسیدن به کانال زوجی اصلاح و تکمیل گردد، اما با توجه به موانعی که وجود داشت، عملیات کربلای 8 طرحریزی شد. در توضیح وضعیت کلی قبل از این عملیات، ذکر چند نکته ضروری است:
الف) مشکل نیرو و کادر (خودی)
به رغم نیاز مبرمی که به جذب و سازماندهی نیرو برای عملیات وجود داشت، لیکن از طرح اعزام سپاه یکصد هزار نفری حضرت مهدی (عج) استقبال نشد. از جمله عوامل مؤثر در پیدایش این وضعیت چنین بود:
تلفات عملیاتهای کربلای 4 و 5 و تعطیلات طولانی «ایام عید» که سراسر مملکت را فراگرفت و طبعا در بسیج نیرو و اعزام به جبههها تأثیر بسیاری گذاشت.
نزدیک شدن فصل کشاورزی باعث شد تا قشر وسیعی از نیروهای داوطلب که کشاورزان بودند به دلیل فرارسیدن زمان کشت، موقتا تا زمان برداشت محصول از عزیمت به جبهه خودداری کنند.
در کنار مسئله نیرو، موضوع «کادر» نیز از معضلات موجود بود. پس از جنگ سنگین و مداوم آخر سال 1365، طبیعی است که
1) 74. متن گزارش عملیات کربلای 8 با استفاده از سند شماره 681 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ (گزارش تداوم عملیات در شرق بصره تا کربلای 8) نوشته محمد درودیان تهیه شده است.
جایگزینی کادرهای عملیاتی شهید و مجروح سپاه به فوریت و آسانی امکانپذیر نباشد به خصوص آنکه سپاه در گذشته هیچگاه امکان گسترش مدنظر خویش را نیافته بود.
ب) دشمن و بازسازی نیرو
در حالی که اردوی خودی با کمبود نیرو مواجه بود، ارتش عراق از هفته دوم عملیات کربلای 5، پس از عقبنشینی به غرب نهر جاسم تلاش فراوانی برای بازسازی یگانها و جایگزینی امکانات منهدم شده به کار گرفت.
با انتقال افسران از عقبهها و پادگانها به مناطق عملیاتی و کوتاه کردن آموزشها اقدام به جایگزینی افسران کرد. همچنین با احضار متولدان سال 1969 و باقیمانده متولدان سال 1968 و آموزش سریع 45 روزه آنها و گرفتن نیرو از شهربانی و یگانهای غیردرگیر، اقدام به جایگزینی نیروهای سرباز و درجهدار کرد.
افزون بر این، با بازسازی آن دسته از امکاناتی که قابل بازسازی و تعمیر بود و با جایگزینی امکانات جدید، تقریبا همه امکانات از دست داده را جایگزین کرد.
در مجموع در زمان آغاز عملیات کربلای 8، دشمن تا حدود 70 درصد یگانهای ضربه دیده خود را از جنبه کمی بازسازی کرده بود.
ج) تسلیم زمین
ارتش عراق علاوه بر اقداماتی که برای بازسازی یگانهای خود در نظر گرفت، با سرعت و در کمترین زمان، بیشترین استحکامات را در منطقه ایجاد کرد. به طوری که در فاصله حدود 5 کیلومتری بین نهر جاسم تا کانال زوجی، 7 تا 10 خط پدافندی متوالی تشکیل داد.
همچنین پلی جدید روی کانال زوجی و جادهها و سیلبندهای جدید در اطراف کانال پرورش کانال پرورش ماهی احداث کرد.
ضمنا دشمن با نزدیک کردن خاکریز خط تماس خود با خاکریز
نیروهای خودی، همه تحرکات رزمندگان اسلام را زیر نظر گرفت و با ایجاد خطوط متوالی تلاش کرد از برداشتن گامهای بلند در پیشروی و نیز مانور زرهی پیشگیری کند.
عملیات کربلای 8 از دو محور طراحی شد تا با دو قرارگاه اجرا شود. محور اول: آب گرفتگی شمال بوبیان با قرارگاه قدس و محور دوم: حدفاصل کانال ماهی تا جاده شلمچه (غرب کانال ماهی) با قرارگاه کربلا.
در تدبیر عملیاتی، با توجه به حساسیت شمال آب گرفتگی بوبیان برای دشمن و اهمیت عبور از کانال ماهی در غرب کانال زوجی، چنین پیشبینی میشد که در صورت تلاش در این محور، علاوه بر فریب دشمن نسبت به سمت اصلی تک، آتش آنها نیز تجزیه شود. همچنین در صورت موفقیت و تأمین محور شمال عملیات (بوبیان) جناح وسیعی در شرق کانال ماهی از دشمن گرفته میشد که جای پای مناسبی برای مراحل بعدی عملیات بود. علاوه بر این، موارد زیر به عنوان ویژگیهای این طرح در محور اصلی مطرح شد:
منطقه انتخابی، نزدیکترین محل به کانال زوجی بود.
نیروها در جناح راست خود (محور اصلی تک) به کانال ماهی متکی بودند.
در صورت رسیدن به پشت خطوط شمالی - جنوبی دشمن، پیشروی به سمت جنوب آسان میشد.
بر اساس تجربه، تنها از این محور امکان پیشروی وجود داشت زیرا به دلیل نزدیک بودن به پل کانال ماهی، امکان الحاق با نیروهای شرق کانال و نیز انتقال عقبه به شرق کانال ماهی و حفظ آن از آتش دشمن وجود داشت.
البته، به دلیل مشکلات و موانع گوناگون و تردیدهای موجود، به نظر میرسید این طرح در اجرا فاقد چشمانداز روشنی باشد، به هر صورت، زمان اجرای عملیات 18 فروردین 1366، اعلام شد.
در محور شمالی عملیات، در ساعت35: 2 بامداد 18 / 1 / 1366 لشکر 21 امام رضا (ع) و در ساعت 2: 40 تیپ 18 الغدیر با دشمن درگیر شدند. در این محور برخلاف تصورات قبلی مبنی بر عدم هوشیاری دشمن، مقاومت نیروهای عراقی در همان آغاز درگیری و سپس اقدام آنان در پاشیدن مین در محورهای مواصلاتی و پاتکهای انجام شده، همگی از آمادگی قبلی دشمن برای مقابله به تهاجم قوای خودی حکایت میکرد.
مرحله اول عملیات در محور غرب کانال ماهی در ساعت 15: 2 بامداد 18 فروردین 1366 با حمله لشکرهای 33 المهدی (عج)، 25 کربلا، 41 ثارالله (ع)، 19 فجر، 10 سیدالشهدا (ع) و 31 عاشورا که به ترتیب از شمال به جنوب مأموریت تصرف و تأمین خط 1000 را به عهده داشتند، آغاز شد. در این مرحله (شب و روز اول عملیات) هدف به طور ناقص تصرف شد. رزمندگان پس از 17 ساعت درگیری شدید که تا غروب طول کشید، سرانجام بدون نتیجه به عقب برگشتند. به این ترتیب شب و روز اول عملیات، در حالی که خط تصرف شده در جناحین با اشکالاتی مواجه بود، سپری شد.
در شب دوم عملیات، لشکر 33 موفق به تصرف هدف و احداث خاکریز شد، لیکن با پاتکهای شدید دشمن مواجه و ناچار به عقبنشینی شد. لشکر 10 نیز تا صبح با دشمن درگیر بود و موفق به تصرف هدف خود نشد. لشکر 27 از ساعت 45: 10 روز دوم با دشمن درگیر شد و تا غروب، شش پاتک دشمن را خنثی دشمن را خنثی کرد. به این ترتیب در مرحله
دوم عملیات پیشروی میسر نشد و تلاشهای خودی صرف مقابله با پاتکهای دشمن و حفظ دستاوردهای مرحله اول شد.
در این مرحله، جناح راست وضع مناسبی یافت، ولی اوضاع جناح چپ با وجود موفقیتهای به دست آمده، به طور کامل بهبود نیافت. لشکر 27 حضرت رسول (ص) در ساعت 30: 2 بامداد درگیری را آغاز کرد و موفق شد تا ساعت 8 صبح با نیروهای خود الحاق کند. این لشکر تا غروب موفق به پاکسازی منطقه متصرفه شد. در این درگیری 500 تن از نیروهای دشمن کشته و 100 تن اسیر شدند.
لشکر 17 علی ابن ابیطالب (ع)، خط لشکر 19 فجر را تحویل گرفت و با یک گردان خود را به چهارراه سیلبند رساند و سپس، لشکر 33 المهدی (عج) و لشکر 8 نجف را از خود عبور داد. نیروهای لشکر 33 و لشکر 8 در مأموریت خود نسبتا موفق بودند و پاتکهای دشمن را در صبح و عصر با استفاده از آتش هماهنگ تانک، تیربار و خمپاره مستقر در خط تقریبا دفع کردند، ولی سرانجام با از دست رفتن توان نیروها، لشکر 33 المهدی (عج) تا شب از چهارراه سیلبند عقبتر آمد و از نیروهای لشکر 8 نجف نیز کسی باقی نماند.
در این شب، لشکر 27 با احداث خاکریزهای دو جداره در نقاط تعیین شده و ریختن 800 مین ضدنفر در جلوی خط بم، به تثبیت و استحکام مواضع تصرف شده پرداخت. لشکر 31 نیز خط لشکر 10 در غرب کانال ماهی را تحویل گرفت. در این حال، لشکر 8 نجف نیز خط حمزه را پاکسازی کرد، اما بر اثر فشار دشمن تا چهارراه سیلبند سوئیب به عقب برگشت و در آنجا مستقر شد.
در روز چهارم، دشمن در چند نوبت از محورهای مقابل لشکرهای 31، 27 و 33 اقدام به پاتک کرد که سنگینترین آنها از محور
سیلبند غربی کانال ماهی و محور فدک بود. گر چه دشمن در این پاتکها به نتایج مهمی دست نیافت، اما علاوه بر انهدام نیروهای خودی و گرفتن توان آنها، از تجدید قوای رزمندگان مانع شد و به نقاط ضعف و قوت جبهه خودی پی برد.
سرانجام پس از چهار شبانهروز جنگ سنگین در منطقهای پیچیده و پر از موانع و استحکامات که برخی رزمندگان ناچار به جنگ تن به تن با نیروهای دشمن شدند، خط حمزه (خط 1000) تثبیت شد و تصمیم به پایان عملیات گرفته شد.
در حالی که با توجه به پاتکهای ناموفق روز گذشته عراق، پیشبینی میشد که دشمن از بازپسگیری خط حمزه (منطقه تصرف شده در عملیات کربلای 8) ناامید شده است و عملیات پایان یافته تلقی میشد، ولی برخلاف انتظار، ارتش عراق پاتک سنگینی را از نخستین لحظات بامداد 22 فروردین 1366 آغاز کرد. عراق ابتدا از نیمه شب تا ساعت 30: 3 بامداد با توپخانه، کاتیوشا و سپس با هلیکوپتر و هواپیما به طور گسترده در خط و عقبه، به ویژه خرمشهر تا شلمچه و پنج ضلعی دست به تک شیمیایی زد و در مجموع 400 راکت هواپیما و هلیکوپتر و گلولههای توپخانه و خمپاره شلیک کرد که به دلیل تاریکی هوا و عدم آمادگی و پیشبینی قبلی، خسارات بسیاری به نیروهای خودی وارد کرد. دشمن پس از تک شیمیایی، از ساعت 30: 2 تا 7 صبح، با 45 گردان توپخانه در منطقه اقدام به اجرای آتش تهیه کرد. آتش دشمن به حدی شدید بود که تحرک و جابهجایی را از نیروهای خودی سلب کرد و عملا امکان تردد هر گونه وسیله نقلیه و نیروی پیاده به خط مقدم غیرممکن و یا بسیار دشوار شد.
نزدیک ساعت 7 صبح، پاتک سنگین و پرفشار یگانهای زرهی و نیروی مخصوص ارتش عراق از دو محور، یکی منطقه مقابل لشکرهای 8 نجف و 33 المهدی (عج) و دیگری، منطقه مقابل
لشکرهای 27 حضرت رسول (ص) و 31 عاشورا شروع شد.
تاکتیک دشمن در پاتک و بازپسگیری مواضع، مبتنی بر اصل پذیرش انهدام وسیع بود که با استفاده از فرماندهی و یگانهای زبده ارتش عراق، همراه با اجرای تک شیمیایی و آتش تهیه سنگین و تداوم تک انجام شد. با وجود مقاومت نیروهای خودی، دشمن در پوشش آتش شدید، نیروهایش را به پشت خاکریز خودی رسانده، به داخل مواضع آنها رخنه کرد و تا پیش خاکریز خودی رسانده، به داخل مواضع آنها رخنه کرد و تا پیش از ظهر روز 22 / 1 / 66 نیروهای خودی را به مواضع قبل از عملیات کربلای 8 عقب زد.
هدایت کلی پاتک به عهده فرمانده سپاه گارد جمهوری عراق بود و وزیر دفاع عراق (عدنان خیرالله) با حضور در منطقه، از نزدیک بر این عملیات نظارت میکرد.
سرمایهگذاری گسترده عراق برای بازپسگیری منطقهای در حدود یک کیلومتر مربع، در نوع خود حداقل کمنظیر بود. دشمن با درک مشی جدید نظامی جمهوری اسلامی برای پیشروی در شرق بصره و انهدام متوالی قوای ارتش عراق، مصمم شد تا با اقدامی اساسی، طراحان و مسئولان جنگ ایران برای ادامه پیشروی در منطقه شرق بصره مأیوس کند.
از جمله نتایج این عملیات پیشروی در غرب نهر جاسم، افزایش تسلط قوای خودی بر کانال پرورش ماهی و انهدام گسترده قوای دشمن به دلیل حضور بیش از اندازه در منطقهای محدود بود.
معاونت اطلاعات نیروی زمینی سپاه پاسداران میزان انهدام قوای دشمن را به شرح زیر اعلام کرد:
در مجموع، حداقل 18 تیپ پیاده و 5 تیپ زرهی و مکانیزه دشمن در طول شش روز نبرد کربلای 8 به میزان 20 تا 90 درصد آسیب دیدند.
در میان کشتهشدگان حداقل 6 فرمانده تیپ، 20 فرمانده گردان و
بیش از 80 فرمانده گروهان وجود داشت.
در عملیات کربلای 8 حدود 260 تن از نیروهای دشمن اسیر شدند که در بین آنها 2 سرهنگ ستاد، 5 سرگرد و تعداد زیادی افسر و درجهدار بود. با توجه به اینکه تنها 31 گردان خودی در این عملیات به کار گرفته شده بود، خسارت فوقالعادهای به نیروهای دشمن وارد گردید.