ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : عملیات کربلای ۱: آزادی مهران، شکست استراتژی دفاع متحرک عراق/ تهیه مدیریت بررسی های تاریخی مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
مشخصات نشر : تهران : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، ۱۳۸۴.
مشخصات ظاهری : ۶۳ ص.: نقشه؛ ۱۱×۲۱ س م.+ یک ورق نقشه تاشده.
شابک : 964-6315-66-6۲۵۰۰ ریال :
وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی
یادداشت : فهرستنویسی براساس اطلاعات فیپا
یادداشت : ص. ع. بهانگلیسی:The Battle of Karbala 1.
یادداشت : The Battle of Karbala 1: Libevation of Mehran the defeat& Iraqi mobile defence stratcgy (planning, opevation, consequences)
یادداشت : کتابنامه: ص. ۴۹ - ۵۰.
عنوان دیگر : آزادی مهران، شکست استراتژی دفاع متحرک عراق
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ -- عملیات کربلای ۱
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ -- نبردها
موضوع : جنگ ایران و عراق، ۱۳۶۷ - ۱۳۵۹ -- مهران
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ. مدیریت بررسی های تاریخی
شناسه افزوده : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
رده بندی کنگره : DSR۱۶۰۷ /ک۳۵ع۸ ۱۳۸۴
رده بندی دیویی : ۹۵۵/۰۸۴۳
شماره کتابشناسی ملی : م۸۳-۴۲۹۳۱
دوران هشت سال دفاع و مقاومت جمهوری اسلامی ایران در برابر هجوم نظامی رژیم عراق - که با ترغیب امریکا آغاز شد و با پشتیبانی همهی قدرتهای سیاسی، نظامی و اقتصادی جهان ادامه یافت - از بارزترین مقاطع حیات حقیقی این مرز و بوم است.
اینک که بیش از شانزده سال از پایان این دورهی سرنوشتساز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی میگذرد، تبیین حماسههای عظیم و ارزشمندی که مردم و رزمندگان این سرزمین آفریدند، ضرورت بیشتری پیدا کرده است.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ با درک این رسالت تاریخی، تلاش میکند با بهرهگیری از اسناد، مدارک و منابع بینظیری که راویان و محققان این مرکز در طول جنگ هشت ساله جمعآوری کردهاند، ابعاد مختلف دفاع مقدس را ترسیم نماید.
بیتردید وجود اخبار، گزارشها، آمار و اطلاعات معتبر و موثقی که از مراکز طرحریزی، هدایت و فرماندهی عملیاتها تا میدانهای نبرد و صحنههای درگیری به صورت زنده و واقعی جمعآوری گردیده بر غنای آثار مرکز مطالعات میافزاید و زوایای مختلف و تاریک جنگ را با هدف آگاهسازی افکار عمومی روشن میسازد.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ تاکنون مجموعههای متعددی را دربارهی وقایع جنگ عراق علیه ایران منتشر کرده است. این مجموعه که گزارش نبردهای اصلی رزمندگان اسلام در مقابله با ارتش عراق و هم پیمانانش میباشد، برای دسترسی آسانتر و آشنایی بیشتر علاقهمندان و محققان به وقایع این نبرد عظیم است که هر جلد آن به یکی از عملیاتهای اصلی جمهوری اسلامی علیه متجاوزان
اختصاص دارد و به صورت نسبتا خلاصه و جمع بندی شده تهیه میشود و شامل شناسنامهی عملیات، اوضاع سیاسی و نظامی در آستانه عملیات، طرح ریزی و اجرای عملیات، نتایج و بازتابهای آن میباشد.
این کتاب با کوشش مهدی خداوردی خان و حمیدرضا فراهانی، با استفاده از اسناد نظامی منتشر نشدهی مرکز، منابع سیاسی و کتابهای منتشر شدهی مرکز مطالعات از جمله «گزارش عملیات کربلای 1«نوشته محسن رخصت طلب و کتاب «تنبیه متجاوز» نوشته حسین اردستانی تهیه شده است.
ویرایش محتوایی این کتاب را مهدی انصاری و ویرایش ادبی آن را احمد نصرتی به انجام رساندهاند و در آماده سازی آن حسین مجیدی، هادی کریم دهنوی و محمد علی باغی (حروف چینی، صفحه آرایی، طرح جلد) همکاری کردهاند.
امید است این کوشش ناچیز مورد رضای حضرت حق جل و علا و موجب ادای گوشهای از حق شهیدان، جانبازان و رزمندگان این نبرد عظیم و مقتدایشان حضرت امام خمینی شود و جویندگان حقایق این واقعه بزرگ از آن بهرهمند شوند.
مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ 1383
نام عملیات: کربلای 1
رمز عملیات: «یا ابوالفضل العباس (ع) ادرکنی»
منطقه عملیات: جبهه میانی - مهران
تاریخ عملیات: 9 / 4 تا 19 / 4 / 1365
نوع عملیات: گسترده
هدف: آزادسازی شهر مهران و ارتفاعات مهران
فرماندهی عملیات: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
سازمان عمل کننده: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
استعداد نیروهای درگیر خودی: 34 گردان پیاده، 4 گردان زرهی، 9 گردان ادوات و 6 گردان توپخانه.
استعداد نیروهای درگیر دشمن: 52 گردان پیاده، 7 گردان زرهی، 5 گردان مکانیزه، 23 گردان کماندو، 24 گردان گارد جمهوری و 15 گردان توپخانه
تلفات دشمن: حدود 10000 کشته و زخمی، 1210 اسیر
خسارات دشمن: انهدام 110 دستگاه تانک و نفربر و تعداد زیادی ادوات و خودرو
غنائم: 69 دستگاه تانک و نفربر، 8 دستگاه ماشین آلات مهندسی، 61 قبضه ادوات و 64 خودرو
نتایج: آزاد سازی شهر مهران، 8 روستای منطقه، پاسگاه دراجی و سلسله ارتفاعات قلاویزان به ویژه قله 223
در مجموع منطقهای به وسعت 175 کیلومتر مربع از خاک ایران و عراق آزاد شد.
شهر مهران مرکز شهرستان مهران در 100 کیلومتری جنوب غربی ایلام و در مسیر ایلام - دهلران واقع شده و از غرب با عراق هم مرز است و در فاصله 157 کیلومتری بغداد و 290 کیلومتری کربلا قرار دارد. دشت مهران که در جبهه میانی مرزهای ایران و عراق قرار دارد از شمال به ارتفاعات کانی سخت، از جنوب به ارتفاعات قلاویزان و چکه موسی و از شرق به کوه گره بور ختم میشود. ارتفاعات قلاویزان از جنوب به سمت غرب تا داخل خاک عراق امتداد یافته است. بخشی از این ارتفاعات که در خاک ایران است، بلندتر از بخش دیگری است که در خاک عراق میباشد و بر کل منطقه اشراف و تسلط دارد. (1).
دشت مهران از طرف شمال به وسیله تنگه استراتژیک کنجانچم که در میان کوههای کانی سخت قرار دارد به منطقه عمومی استان ایلام وصل میشود. کوههای زالو آب از سلسله جبال کانی سخت با ارتفاعات 340، 362 و 325 متر، به دلیل تسلط بر شمال دشت مهران و فراهم کردن امکان دید و تیر بر تنگه کنجانچم و جاده مهران - ایلام از جنبهی نظامی دارای اهمیت بسیاری است. همچنین ارتفاعات قلاویزان به دلیل اینکه تسلط نظامی نیروهای مستقر در آن را بر دشت مهران میسر میکند دارای اهمیت بسزایی است، طوری که اکثر فرماندهان در بحثهای خود، از قلاویزان به عنوان کلید منطقه یاد میکردند.
1) 1. سند شمارهی 656 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ: گزارش عملیات کربلای 1، راوی: محسن رخصت طلب تیر 1365، ص 1.
این ارتفاعات از یک سمت با شیب ملایم به طرف دشت ادامه پیدا میکند و این شیب به نحوی است که بلندیهای 225، 223، 200 و 254 ارتفاعات کوتاهی به نظر میآید.
دشت مهران همچنین دارای چند ارتفاع منفرد و پراکنده است که امکان دید مناسب را بر قسمتهایی از منطقه فراهم میکند. برخی از این ارتفاعات از جنب نظامی اهمیت فوق العادهای دارند مانند تپههای 273 رضاآباد و 250 و 225 غلامی در شمال منطقه و همچنین تپه 177 که در یک کیلومتری امامزاده حسن قرار گرفته است. دو رودخانهی کنجانچم و گاوی از عوارض طبیعی دیگری است که در دشت مهران وجود دارد. (1).
قبل از هجوم سراسری ارتش عراق به سرزمین ایران اسلامی از فروردین 1359 به طور متناوب شهر مهران و حومه آن با خمپاره و توپخانه هدف حمله قرار میگرفت. در آن هنگام شهر مهران و 15 روستای اطراف آن حدود 176 هزار نفر جمعیت داشت، اما پس از مداومت و شدت نسبی حملات دشمن، از اردیبهشت 1359 تخلیه شهر به تدریج شروع شد. به مرور زمان به دلیل خالی شدن شهر از سکنه و تحرکات نیروهای دشمن در نقاط مختلف مرز، واحدهایی از تیپ اسلامآباد (ارتش) برای حفظ و تأمین منطقه اعزام شدند.
پس از استقرار نیروهای تیپ اسلام آباد در خط مرزی این منطقه و اجرای آتش متقابل (هر چند ضعیف) علیه دشمن، آتش عراق قطع شد و مردم به شهر بازگشتند. بعد از مدتی تیپ 84 خرمآباد جایگزین یگان قبلی در منطقه گردید. مدتی از استقرار این یگان نگذشته بود که آتش دشمن مجددا آغاز گشت و به تدریج به آتش دو طرفه مبدل شد.
در تاریخ 20 / 6 / 1359 ارتش عراق میمک را اشغال کرد و هم زمان شهر مهران را زیر آتش توپخانه قرار داد و به تدریج آتش خود را
1) 2. مأخذ 1، ص 1 و 2.
تشدید کرد. هفت روز بعد دشمن یک درگیری در پاسگاههای زالو آب و رضاآباد ایجاد کرد و نهایتا عقب رفت اما مجددا در 29 / 6 / 1359 یک ستون نظامی از نیروهای دشمن که از طرف شهر زرباطیه به طرف پاسگاه دراجی و ارتفاعات 303 حرکت کرده بودند، در این منطقه مستقر شدند. هم زمان با هجوم سراسری در 31 / 6 / 1359 نیروهای عراق از چند محور به خاک جمهوری اسلامی حمله نمودند و ضمن درگیری و تصرف پاسگاههای بهرام آباد و فرخ آباد به طرف شهر حرکت کردند. نیروهای نظامی خودی نیز با به جای گذاشتن تجهیزات خود عقب نشینی کردند.
ارتش عراق در ادامه حملات خود، در تاریخ 12 / 7 / 1359 در حالی که تعدادی از مردم هنوز در مهران بودند وارد این شهر شد. سرانجام نیروهای عراقی ارتفاعات شمالی (کوه گچ، زالو آب، کولک، زیل) و ارتفاعات جنوبی (قلاویزان، حمرین) و ارتفاعات شرقی (چکه موسی، چکه قمر، گره بور) و شهر مهران را تصرف کردند و در آنجا مستقر شدند.
بعد از آزادی خرمشهر با همت رزمندگان اسلام، ارتش عراق از اکثر مناطق اشغالی باقی مانده عملیات بیتالمقدس از جمله شهر مهران و ارتفاعات مزبور نیز عقبنشینی کرد و روی ارتفاعات شمالی و جنوبی شهر مهران در داخل خاک ایران مستقر شد.
بدین ترتیب اولین اشغال مهران پایان یافت، اما این منطقه همچنان زیر دید و تیر دشمن بود و شهر وضع عادی نداشت و در حالی که تقریبا به طور مداوم آماج آتش خمپاره عراقیها بود، از برخی منازل نیمه ویران آن به عنوان پایگاههای تدارکاتی و پشتیبانی و دیگر مقرهای نظامی استفاده میشد. (1).
نظر به اینکه جابهجایی نیروهای خودی در منطقه عمومی مهران به ویژه از طریق جاده ایلام - مهران همواره با پذیرش خطر انجام
1) 3. مأخذ 1، ص 4 و 6.
میگرفت، تصمیم گرفته شد تا با اجرای عملیات محدود، ارتفاعات سرکوب منطقه تصرف و در نتیجه شهر مهران از زیر دید و تیر دشمن خارج شود و برقراری ارتباط جاده ایلام - دهلران و تسهیل در رفت و آمد و تدارک مهران حاصل گردد.
عملیات والفجر 3 در منطقه مهران، در حد فاصل جنوب کانی سخت تا ارتفاع قلاویزان واقع در شرق مهران انجام شد. منطقه مزبور شامل ارتفاعات زالوآب، نمه کلان بو، پاسگاه دراجی تا فرخ آباد و ارتفاع قلاویزان تا قله 175 به دو بخش شمال و جنوب تقسیم شد و در جریان عملیات، ترکیبی از یگانهای ارتش و سپاه در قالب دو قرارگاه فرعی فتح 1 و فتح 2 و تحت امر قرارگاه نجف شامل 9 یگان، در این دو بخش مستقر شدند. در این عملیات، 4 لشکر و 2 تیپ از سپاه پاسداران و 1 لشکر، 1 تیپ و 1 گردان از نیروی زمینی ارتش شرکت داشتند. (1)استعداد دشمن نیز در این منطقه عبارت بود از 9 تیپ پیاده، 2 تیپ زرهی، تیپ 4 گارد مرزی، تیپ 4 پیاده کوهستانی، 4 گردان کماندویی، 1 گردان مکانیزه، 1 گردان تانک، 1 گردان موشک ضد تانک و 3 گردان توپخانه. (2).
عملیات والفجر 3 در 7 مرداد 9 (1362 روز پس از عملیات و الفجر 2) (3)آغاز شد. در محور فتح 1، ارتفاع نمه کلان بو و تپههای اطراف آن به سرعت تصرف شد. تیپ 21 امام رضا (ع) نیز توانست خیلی سریع نیروهای دشمن را در شرق رودخانه کنجانچم منهدم کند. ارتفاعات زالوآب (کله قندی) که از اهمیت بیشتری برخوردار بود، هدف حمله لشکر 5 نصر قرار گرفت و بخشهایی از آن تصرف شد، اما قله اصلی آن در دست دشمن باقی ماند. در محور فتح 2، با آنکه نیروها توانستند در ابتدای حمله موفقیتهایی به دست آوردند، اما شکسته نشدن خط در یکی از راه کارها، عملیات الحاق را با مشکل
مواجه ساخت لذا نیروها کمی عقبتر از هدف تعیین شده خط دفاعی تشکیل دادند.
عدم تصرف قله اصلی ارتفاعات زالوآب و مقاومت عراقیهای محاصره شده، دشمن را وادار کرد که تلاش زیادی برای الحاق با این نیروها و شکست کل عملیات انجام دهد اما تمام این تلاشها ناکام ماند و این در حالی بود که دشمن پس از مواجه شدن با حمله از سمت مهران، فشار خود را بر منطقه عملیات والفجر 2 کاهش داد و توان زیادی را برای مقابله با عملیات والفجر 3 به کار گرفت. همچنین حملات نیروی هوایی عراق فشار بیشتری را بر منطقه وارد کرد و چون دفاع ضد هوایی مؤثری در منطقه وجود نداشت حتی خودروها بر روی جاده به وسیله هواپیماهای مجهز به مسلسل هدف قرار میگرفتند. جبهه خودی برای کاهش فشار تصمیم گرفت امید دشمن را از امکان الحاق با قله کله قندی قطع نماید لذا با تصرف ارتفاع مزبور، تثبیت دستاوردهای عملیات تضمین شد و عراق به تلاشهای خود پایان داد و بیشتر هدفهای عملیات تأمین گردید. (1).
در وضعیت جدید ارتباط قوای خودی از طریق جاده ایلام - دهلران مجددا برقرار گردید ولی شهر مهران همچنان در وضعیت سابق باقی ماند. (2)با آزاد شدن ارتفاعات شمالی منطقه به خصوص ارتفاعات کله قندی، مشکلات نقل و انتقال و پشتیبانی و تدارک پایگاههای موجود در شهر مهران و خط مربوط به آن و همچنین ارتباط مهران - ایلام تا حد زیادی برطرف شد. البته هر چند ارتباط نیروهای خودی در جبهه میانی و جنوبی برقرار شده بود، اما تسلط اطلاعاتی دشمن بر ترددهای خودی همچنان وجود داشت. (3).
آزاد شدن 60 کیلومتر مربع از خاک جمهوری اسلامی و 40 کیلومتر مربع از خاک دشمن.
آزاد سازی جاده ایلام - مهران - دهلران.
آزاد سازی ارتفاعات زالو آب و نمه کلان بو.
آزاد سازی دشت مهران.
برقراری ارتباط جبهههای میانی و جنوبی از طریق دو جاده ایلام - مهران - دهلران.
تجهیزات: انهدام 14 تانک و 4 توپ از ارتش، و آسیب دیدن 21 دستگاه مهندسی و انهدام 79 تویوتا وانت و 5 توپ از سپاه.
ضایعات انسانی: 574 شهید، 3468 مجروح و 453 اسیر و مفقود از سپاه پاسداران. از ضایعات انسانی ارتش اطلاعی در دست نیست.
تجهیزات: انهدام 1 هواپیما، 3 هلیکوپتر، 3 دستگاه مهندسی، 16 خمپاره انداز، 33 خودرو، 75 نفربر و بیش از 30 تانک. به غنیمت گرفته شدن 15 خودرو، 5 دستگاه مهندسی، 31 خمپاره انداز، 3 تانک و 630 قبضه انواع سلاحهای سنگین و سبک.
تلفات انسانی دشمن: بیش از 5 هزار نیروی دشمن کشته یا زخمی و 509 تن اسیر شدند. (1).
از عملیات والفجر 3 تا استراتژی دفاع متحرک عراق (به فاصله 2 سال و اندی)، شهر مهران حالت عادی (غیر عملیاتی) خود را حفظ کرده و تنها تبادل آتش در آن جریان داشت.
1) 10. مأخذ 1، ص 11.
پس از تصرف فاو به دست رزمندگان اسلام در عملیات والفجر 8، که به تغییر موازنه سیاسی - نظامی به نفع جمهوری اسلامی منجر شد، ارتش عراق با انتخاب شیوهای جدید در صدد برآمد از لاک دفاعی بیرون آمده شیوه هجومی اتخاذ کند. قبل از این، پس از عملیات خیبر، دشمن یک بار دیگر چنین شیوهای را با وسعت بسیار محدودتری در هورالهویزه به کار برده بود اما این بار دفاع فعال عراق از دامنه وسیعتر و ابعاد جدیدتری برخوردار بود.
مهمترین دلایل رژیم عراق برای اتخاذ چنین شیوهای عبارت بودند از:
1- جبران بخشی از شکست سیاسی در فاو.
2 - خارج شدن از انفعال و به دست گرفتن ابتکار عمل.
3 - بازسازی روحی - روانی نظامیان عراقی و حل مشکل افکار عمومی.
4 - تجزیه کردن توان سپاه و ممانعت از اجرای عملیات آینده. (1).
گذشته از این، آنچه به حرکت اخیر عراق اهمیت میداد، نوعی هم سویی بین تلاشهای غرب و عراق برای به زانو درآوردن جمهوری اسلامی ایران و تحمیل صلح اجباری به آن بود.
غرب به دنبال فتح فاو و درهم شکسته شدن دیوارهی دفاعی عراق و صدمات بسیاری که با اجرای عملیات والفجر 8 بر ارتش عراق وارد شد از پیروزی جمهوری اسلامی در جنگ احساس خطر کرد، لذا برای جلوگیری از استمرار این وضعیت و گسترش احتمالی پیروزیهای ایران، فشارهای جدیدی را دو میدان جنگ و اقتصاد، با هدف به استیصال کشانیدن جمهوری اسلامی در دستور کار خود و رژیم عراق قرار داد.
فشارهای همه جانبه دشمن در آن مقطع خاص - که به طور هماهنگ و در ابعاد گوناگون انجام میگرفت - عمدتا به منظور تحت الشعاع قرار دادن فتح فاو و ممانعت از تداوم برتری موقعیت ایران بود. در این میان رهبری انقلاب در اوج پیروزیهای حاصل از
1) 11. اردستانی حسین، تنبیه متجاوز، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1379، ص 212.
فتح فاو و قبل از تهاجمات زمینی دشمن، اقدام به بسیج همگانی مردم نمود. از آنجا که پیشبینی میشد دشمن در مقابل شکست دهشتناکی که بر او تحمیل شده آرام نخواهد نشست، این اقدام فرماندهی کل قوا که در آن هنگام برای بسیاری از افراد غیر منتظره بود در واقع مقدمات پیشگیریهای لازم را فراهم ساخت. لذا هنگامی که ارتش عراق سلسله عملیات دفاع متحرک را آغاز کرد آمادگیهای قبلی اعم از حضور نیروهای مردمی و تهیه امکانات، نقشی مؤثر در وارد ساختن ضربات اساسی بر پیکر ارتش و رژیم عراق داشت. (1).
ارتش عراق در جریان اجرای سلسله عملیات موسوم به استراتژی دفاع متحرک، در مدتی کوتاه مناطق زیر را هدف تهاجم و تعرض قرار داد:
1 - منطقه عملیاتی والفجر 9 - در تاریخ 16 / 12 / 1364
2- ارتفاعات در بندیخان - در تاریخ 16 / 1 / 1365
3- ارتفاعات سومار - در تاریخ 22 / 1 / 1365
4- ارتفاعات منطقه لولان - در تاریخ 5 / 2 / 1365
5- منطقه فکه (پیچ انگیزه، شرهانی، بجلیه) - در تاریخ 10 / 2 / 1365
6- ارتفاعات حاج عمران - در تاریخ 24 / 2 / 1365
7 مهران - در تاریخ 27 / 2 / 1365 (2).
در آخرین مرحله از این سلسله تهاجمات، عراق در تاریخ 27 / 2 / 1365 در منطقه مهران دست به حمله زد و این شهر و حومه آن و برخی ارتفاعات منطقه را تصرف نمود. در این زمان لشکر 84 خرمآباد (ارتش) و تیپ 4 لشکر 21 حمزه (ارتش) با 6 گردان پیاده و 2 گردان زرهی، پدافند این منطقه را به عهده داشتند. (3).
در ساعت 1 بامداد 27 / 2 / 1365 دشمن هجوم خود را با اجرای آتش تهیه سنگین از 2 محور آغاز کرد. در محور اول با تیپهای 417 پیاده و 70 زرهی در حالی که تیپ 443 پیاده را به عنوان احتیاط در اختیار داشت، از سمت ارتفاعات قلاویزان در شیار میگ سوخته - محل خاکریز خودی - وارد عمل شد و پس از تصرف خاکریز، از محور
بهین بهروزان به حرکت خود ادامه داد و از جاده مهران - هرمز آباد به سمت دهلران و سپس شهرک ملک شاهی و جاده آسفالته کمربندی، مهران را تصرف کرد.
در محور دوم از منطقه نمه کلان بو و ارتفاعات 270 با هدف تصرف مهران و ارتفاعات نمه کلان بو، کله قندی، تنگه کنجانچم و جاده آسفالته مهران - ایلام با تیپ 92 پیاده و تیپ 606 پیاده و تیپ 59 مختلط حمله را آغاز کرد و به دلیل عدم مقاومت نیروهای پدافند خودی به سرعت پیشروی نمود. در این محور پس از تصرف خط خودی، با تیپ 59 مختلط به سمت تنگه کنجانچم حرکت کرد. از سوی دیگر تپههای رضاآباد و دراجی را اشغال نمود و در ادامهی عملیات ارتفاعات 330، 307، 310 و تپههای غلامی و باغ کشاورزی را تصرف کرد.
پس از شروع تک دشمن، سپاه به منظور جلوگیری از سقوط نقاط استراتژیک منطقه خصوصا ارتفاعات نمه کلان بو و زالو آب یگانهای (تیپ مسلم بن عقیل، تیپ 11 امیرالمومنین (ع) و لشکر 5 نصر) را به سرعت وارد منطقه کرد و در تاریخ 28 / 2 / 1365 در منطقه نمه کلان بو با دشمن درگیر شد.
پس از چند روز نبرد، سپاه با وارد کردن تیپ 21 امام رضا (ع) و لشکر 41 ثار الله موفق شد در روز 31 / 2 / 1365 ارتفاعات 345، 310، 307 و 330 و تپه رضاآباد را از مجموع ارتفاعات نمه کلان بو آزاد نماید.
در مجموع دشمن در طول 10 روز جنگ و پیشروی، 9 تیپ پیاده، زرهی و مکانیزه و یک گردان کماندویی را وارد عمل کرد و با پشت سر گذاشتن شهر مهران و تصرف ارتفاعات قلاویزان و تپههای غلامی و باغ کشاورزی تا پشت جاده کمربندی مهران یعنی بیش از 20 کیلومتری عمق خاک ایران پیشروی نمود و مستقر گردید. (1)این حمله عراق با اشغال مهران به اوج خود رسید و متوقف شد.
مهمترین عوامل موفقیت ارتش عراق در این سلسله تهاجمات عبارت بود از:
1) 15. مأخذ 1، ص 14.
1 - ضعیف بودن احتمال تهاجم عراق و حضور نیروهای سپاه در منطقه فاو.
2 - ضعف خطهای پدافندی خودی به دلیل عدم احتمال حملهی عراق و آمادگی نداشتن برای مقابله با آن.
3 - عدم آمادگی نیروهای ارتش و کمبود توان سپاه.
4- سازماندهی مناسب و توان و تجهیزات بسیار دشمن (141 گردان پیاده به علاوه 142 گردان تانک و نفربر که در احتیاط و بازسازی بودند).
5 - داشتن منابع اطلاعاتی مناسب از جمله: ماهوارهها، آواکسها، شبکههای جاسوسی، منافقین و نیروهای نفوذی در نیروهای مسلح به عنوان منابع داخلی و خارجی که اطلاعات نسبتا دقیقی در اختیار ارتش عراق گذاشتند.
6 - ضعف نیروهای خودی مستقر در خطهای پدافندی ارتش. (1).
در چنین اوضاعی مسئولان سپاه تصمیم گرفتند ضمن تسریع در تحکیم مواضع پدافندی جبهه فاو، اقداماتی را نیز برای متوقف ساختن حملات دشمن انجام دهند. حمله به دشمن، اولویت بندی مناطق پدافندی و تعیین احتیاط برای مناطق مهم از اولین پیشنهادها بود. بیشتر فرماندهان معتقد بودند بهترین پدافند، آفند است زیرا در آفند تلفات کمتر خواهد بود. مهمتر از این، قبول انفعال، خطرات بسیاری را برای جنگ در پی داشت. (2).
علاوه بر این، اقدامات دیگری نیز مورد توجه بود:
1 - اعزام چند تن از فرماندهان برای شناسایی و بررسی چگونگی مواضع اشغال شده.
2 - آزاد سازی برخی یگانها از منطقه فاو.
3 - استقرار سپاه در مناطق حساس پدافندی.
4 - طرح تشکیل گردانهای مستقل پدافندی قائم.
5 - تدبیر مناسب برای برطرف کردن ضعفها و کمبودهای اطلاعاتی.
6 - ارزیابی صحیح از توان دشمن.
7 - انهدام دشمن و متوقف کردن آن.
8 -حمله به مناطق مهم اشغال شده. (1).
در این حال تدابیر مختلفی شد اما دست زدن به اقدام اساسی و تعیین کننده مقدور نبود و به تحقق شرایط خاصی نیاز داشت. به ویژه این مسئله، عقب ماندگی توان رزمی خودی را در مقابل دشمن نشان میداد که اکنون ظهور کرده بود و فرماندهان سپاه سعی داشتند با حفظ فاو، ضمن حضور (یک یگان) در چند خط پدافندی، به مقابله با تحرک جدید عراق نیز بپردازند در حالی که توان لازم برای این مأموریتهای مهم و سرنوشتساز وجود نداشت. اما غیرت دینی و انقلابی رزمندگان و فرماندهان مانع از تسلیم شدن در مقابل واقعیتها بود. از این رو با اوج گیری این تهاجمات دشمن در اردیبهشت 1365، حداکثر اقدامات خودی ضرورتا به مقابله با دشمن و متوقف کردن پیشروی آن محدود شد.
هجوم دشمن به مهران نقطه اوج استراتژی دفاع متحرک عراق بود و عراق با موفقیتی که در این مرحله به دست آورد جرأت یافت اتخاذ استراتژی جدیدی موسوم به «دفاع متحرک» را اعلام کند. رژیم عراق در تبلیغات خود اعلام میکرد که تنها در مقابل عقب نشینی قوای ایران از مناطق عراق، به ویژه فاو، مهران را پس خواهد داد! (2).
در طول مدت اجرای استراتژی دفاع متحرک عراق، دهها هزار تن از نیروهای دشمن کشته یا زخمی یا اسیر شدند و ارتش عراق چندین هواپیما، 27 هلیکوپتر و 170 تانک و نفربر را از دست داد.
به طور کلی میتوان چنین نتیجه گرفت که به رغم خساراتی که طی این سلسله تهاجمات به نیروهای خودی وارد شد، هم در یک عملیات تاکتیکی و هم در رویارویی با استراتژی کلی دشمن مبنی بر پدافند متحرک، رزمندگان اسلام موفق بودند و عملا دشمن را زمینگیر کردند، به گونهای که دشمن، به دلیل تلفات وارده و نیز امکان از دست دادن توان لازم جهت رویارویی با عملیات نیروهای خودی در دیگر مناطق عملیاتی، این تهاجمات را متوقف کرد. (3).
پس از اشغال مهران برخی شواهد نشان دهنده این بود که دشمن از حملات زمینی خود دست بر نداشته و همچنان در محورهایی خود را آماده تک مینماید و احتمال داده میشد در صورتی که نیروهای خودی به دشمن مجال بدهند، قصر شیرین و سپس سومار نیز مانند مهران به تصرف عراق در خواهد آمد. در این صورت علاوه بر اینکه برخی از نقاط استراتژیک و شهرهای مرزی را از دست میدادیم، در روحیه نیروهای خودی اثر سوء میگذاشت و برای کشور نیز تبعات سیاسی نامناسبی داشت. همین ضرورتهای سیاسی و نظامی برای اجرای عملیات بود که حتی امام خمینی مکررا درباره مهران سؤال میکردند به طوری که دو بار به مسؤلان جنگ فرمودند: «پس مهران چه شد؟» (1).
باز پسگیری شهر مهران و سلسله ارتفاعات قلاویزان و دستیابی به مرز و تأمین کل منطقه. (2).
منطقه عملیاتی از جنوب به ارتفاعات قلاویزان، از شمال به ارتفاعات نمه کلان کوچک، از غرب به امتداد غربی ارتفاعات قلاویزان و پاسگاه مرزی بهرامآباد و از شرق به جاده مهران - دهلران محدود میشد.
پس از اشغال مهران، دشمن استحکامات و موانع متعددی در این منطقه ایجاد کرد. در محور شمالی (جاده ایلام - مهران و باغ کشاورزی)
موانع دشمن دارای هفت ردیف مین همراه با کانال و بیش از پنج ردیف سیم خاردار رشتهای بود. در محور میانی (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران - مهران) به دلیل کوهستانی بودن منطقه، استحکامات نسبتا ضعیف بود. دشمن در محور جنوبی (ارتفاعات قلاویزان) نیز سنگرهای کمین و در بعضی شیارها یک ردیف سیم خاردار و مین ایجاد کرد. (1).
عناصر اطلاعات عملیات قرارگاه نجف با هماهنگی واحد اطلاعات یگانهای عمل کننده، کار شناسایی را در سرتاسر خطوط دشمن آغاز نمودند. اطلاعات به دست آمده نشان میداد که در مجموع خطوط دشمن در 3 محور: محور شمالی (جاده ایلام - مهران و باغ کشاورزی)، محور وسط (حد فاصل رودخانه گاوی و جاده دهلران - مهران) و در محور جنوبی (مجموعه ارتفاعات قلاویزان) از 3 نوع مختلف استحکامات و موانع برخوردار است. در محور شمالی به دلیل استحکامات قوی و موانع متعدد، ادامه شناسایی متوقف گردید. دو محور میانی و جنوبی استحکامات ضعیفتر و موانع کمتری داشت. در مجموع واحدهای شناسایی، اطلاعات نسبتا خوبی از خطوط دشمن به دست آوردند و شناسایی از اوضاع عمق نیروهای دشمن را نیز عناصر دیدهبانی انجام دادند. (2).
پس از تصرف مهران به دست دشمن، سپاه دوم نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موسوم به قرارگاه نجف اشرف وارد منطقه شد و اقدامات عملی به منظور متوقف کردن قوای دشمن و برنامهریزی برای آزاد سازی مهران را شروع کرد.
پس از متوقف کردن پیشروی عراقیها در 3 تا 5 کیلومتری جاده
کمربندی مهران، نیروی زمینی سپاه برای پر کردن فاصله خط خودی با دشمن و آماده کردن زمینه اجرای عملیات، به قرارگاه نجف اشرف و یگانهای تابعه ابلاغ کرد تا خاکریز خط مقدم خود را به طرف دشمن نزدیک کنند.
در مورخ 15 / 3 / 1365 با پیگیریهای جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه (رحیم صفوی) اولین اقدام مؤثر برای احداث خاکریز نیروهای خودی بدون هیچ گونه درگیری با نیروهای عراق، به وسیله لشکرهای 27، 25 و 41 سپاه انجام گردید. احداث خاکریز مزبور به طور پراکنده و نامنظم در شبهای متوالی ادامه یافت به طوری که بعضی از خاکریزها تا پشت سنگر کمین دشمن رسیده بود. (1).
طرح احداث خاکریز که تا شبهای قبل از عملیات به طول انجامید، یکی از عوامل فریب دشمن بود. عامل دیگری که باعث فریب دشمن شد، مسئله عکسالعمل نیروهای خودی در برابر تحرکات و جابهجاییهای دشمن در محورهای مختلف بود به طوری که در زمان احتمال آمادگی دشمن برای اجرای تک، نیروهای خودی به منظور تقویت آن مناطق و فریب دشمن، ترددها و مکالمات کاذبی انجام دادند. از جمله مناطقی که در این باره با تأکید بسیار کار شد، محورهای فاو، سومار و قصر شیرین بود.
پس از آماده شدن زمینه اجرای عملیات در مهران، به نیروهای خودی در محورهای یاد شده تأکید گردید که با چراغ روشن به طرف خطوط مقدم ستونکشی کنند و مکالمات بیسیمی را افزایش دهند. این طرح فریب نتیجه مناسبی داد که از جمله دلایل آن بمباران پادگان ابوذر در سر پل ذهاب و شادگان بود.
اسیران عراقی درباره غافلگیر شدن خود در این عملیات گفتند:
1) 25. در یک مورد نیز لشکر 27 حضرت رسول (ص) به قدری خاکریز را به دشمن نزدیک کرده بود که با روشن شدن هوا نیروهای خودی 11 تن از نیروهای سنگر کمین دشمن را در یک درگیری کوتاه به اسارت درآوردند.
«- ما اصلا آمادگی نداشتیم که شما حمله کنید.
ما میدانستیم که شما به مهران حمله میکنید ولی نه به این زودی.
وقتی شما حمله کردید ما فکر کردیم ایذایی است.»
البته تا قبل از عملیات به دلیل وضعیت خاص زمین و دشمن، تصورات گوناگونی درباره امکان رعایت حفاظت در این منطقه وجود داشت که دلیل اصلی آن تسلط دشمن بر ارتفاعات سرکوب منطقه و در دید قرار داشتن عقبههای خودی بود. از سوی دیگر به طور محسوسی اخبار مربوط به عملیات در مهران پراکنده شده بود و به دلیل ضعف حفاظت، احتمال فاش شدن تک خودی زیاد بود. اما این وضعیت به دلیل وجود زمینههای غافلگیری و انجام طرحهای فریب و مسدود بودن برخی کانالهای اطلاعاتی، ضایعهای برای عملیات ایجاد نکرد. (1).
شاید بتوان گفت مانور عملیات کربلای 1 با توجه به محدودیت زمان در طراحی و تصمیمگیری و وضعیت خاص منطقه در طول جنگ از بهترین و موفقترین مانورها بوده است. (2).
پس از ساعتها بحث و گفت و گو درباره طرح مانور و راه کارهای حمله به مواضع دشمن، سرانجام دو محور برای عملیات در نظر گرفته شد: 1 - جاده ایلام - مهران و باغ کشاورزی 2 - جاده دهلران - مهران و ارتفاعات قلاویزان به طرف شهر و غرب قلاویزان.
اجرای این طرح عملیات به بیش از 30 گردان نیروی رزمی نیاز داشت اما این توان آماده نبود. از سوی دیگر به تعویق انداختن عملیات، ضایعات دیگری در پی داشت لذا طرح مانور بر اساس 30 گردان مورد توجه فرماندهان سپاه قرار گرفت. مدتی بعد در سمینار فرماندهان نظامی سپاه در باختران، مانور عملیات بار دیگر بررسی شد و فرمانده سپاه درباره تعجیل در اجرای عملیات گفت:
«امام تأکید دارند قضیه مهران به سرعت حل شود.» (1).
در نهایت مقرر شد به دلیل کمبود نیرو و وجود استحکامات دشمن، محور باغ کشاورزی حذف و از محور قلاویزان و یالهای آن تا رودخانه گاوی تلاش قویتر انجام شود. (2)سه مرحله برای تحقق اهداف عملیات در نظر گرفته شد: مرحله اول، تأمین ارتفاعات قلاویزان تا روستای امام زاده سید حسن به عنوان مهمترین فلش حمله که مورد تأکید فرماندهی کل بود. مرحله دوم، تأمین انتهای جبل حمرین تا شیار میگ سوخته و در امتداد آن تأمین روستای بهین بهروزان و هرمزآباد. مرحله سوم تصرف خاکریز والفجر 3 که از روستای فرخآباد تا زیر ارتفاعات 223 قلاویزان امتداد داشت. (3).
نیروی زمینی سپاه به عنوان فرماندهی عملیات در منطقه حضور داشت و قرارگاه نجف با شش لشکر، سه تیپ و یک گردان مستقل زرهی مأمور به آزادسازی شهر مهران بود.
یگانهای قرارگاه نجف عبارت بودند از:
لشکر 27 حضرت رسول (ص)، 7 گد پیاده 1 گد زرهی و 1 گد ادوات
لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع)، 3 گد پیاده، 1 گد زرهی و 1 گد ادوات
لشکر 41 ثارالله (ع)، 6 گد پیاده و 1 گد ادوات
لشکر 25 کربلا، 4 گد پیاده 1 گد زرهی و 1 گد ادوات
لشکر 10 سیدالشهدا (ع)، 3 گد پیاده، 1 گد زرهی و 1 گد ادوات
لشکر 5 نصر، 3 گد پیاده و 1 گد ادوات
تیپ 21 امام رضا (ع)، 4 گد پیاده و 1 گد ادوات
تیپ 15 امام حسن (ع)، 2 گد پیاده و 1 گد ادوات
تیپ 662 بیتالمقدس، 2 گد پیاده و 1 گد ادوات
گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار
در مجموع سپاه با 34 گردان پیاده، 9 گروهان ادوات و 4 گردان زرهی، عملیات کربلای 1 را آغاز کرد. (4).
پشتیبانی آتش این عملیات را گروه 63 توپخانه خاتم و گردان
ادوات قرارگاه نجف از نیروی زمینی سپاه و 3 گردان توپخانه از نیروی زمینی ارتش به عهده داشتند. تیپ 45 مهندسی جواد الائمه (ع) و لشکر مهندسی 43 امام علی (ع) و جهاد ستاد نجف (که واحدهای مهندسی جهاد تهران، فارس و... را تحت امر داشت) نیز تلاشهای مهندسی را عهدهدار بودند. همچنین نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران با تعهد روزی 10 سورتی پرواز به منظور بمباران مواضع دشمن و هوا نیروز ارتش با 2 تیم آتش و تخلیه مجروح، پشتیبانی هوایی عملیات را به عهده داشتند. علاوه بر این، تیپ 4 لشکر 21 حمزه که در خط پدافندی باغ کشاورزی مستقر بود موظف به اجرای آتش مستقیم و تظاهر به تک شد. (1).
عراق پس از تصرف مهران، یگانهای بیشتری در منطقه مستقر کرد. شهر مهران و اطراف آن تحت مسئولیت لشکر 17 زرهی از سپاه دوم عراق بود که با تیپهای 705، 443 و 425 پیاده از آن دفاع میکرد. علاوه بر این تیپهای 70 زرهی، 59 مختلط و 501 پیاده در احتیاط نزدیک و تیپ 1 کماندویی کمی عقبتر در احتیاط قرار داشتند. در مجموع، دشمن تا قبل از عملیات کربلای 1 دارای 42 گردان پیاده و 6 گردان زرهی در این منطقه بود. (2).
24 ساعت قبل از شروع عملیات 2 گردان از لشکر علی بن ابیطالب (ع) برای دور زدن ارتفاعات قلاویزان حرکت کردند. همزمان با حرکت این نیروها، طوفان نسبتا شدیدی همراه با گرد و غبار سطح منطقه عملیات و عقبههای خودی را پوشاند و دقیقا این وضعیت در زمانی بود که یگانهای خودی مشغول انتقال نیرو و امکانات به منطقه بودند.
از غروب روز دوشنبه 9 / 4 / 1365 نیروها از خط خودی به طرف دشمن حرکت کردند، حدود یک ساعت مانده به زمان شروع عملیات، نیروهای دشمن که به دلیل تردد روزانه رزمندگان حساس شده بودند، به طور گستردهای اقدام به پرتاب گلولههای منور و شلیک سراسری تیربار نمودند. در این وضعیت نیروهای خودی که در حال نزدیک شدن به دشمن و بعضا در حال باز کردن معابر بودند، تصور کردند عملیات لو رفته و دشمن هوشیار شده است. قرارگاه نجف را سکوت فرا گرفت اما ساعتی بعد (قبل از شروع عملیات) مشخص گردید که آتش دشمن تنها به دلیل احساسی کاذب بوده است، نه اطلاع از عملیات رزمندگان. سرانجام حدود ساعت 22: 30 دوشنبه 9 / 4 / 1365 عملیات با رمز یا ابوالفضل العباس ادرکنی آغاز شد.
با اعلام رمز عملیات، رزمندگان به قوای دشمن حمله کردند و در بیشتر محورها خطوط دشمن را شکستند و به داخل مواضع آنها نفوذ کردند. اما در محور لشکر 25 کربلا در ارتفاعات قلاویزان به دلیل وجود جادهای در ارتفاعات و استحکامات و موانع بسیار که موجب تسلط دشمن بر این جاده شده بود، پیشروی با کندی روبهرو شد طوری که فرمانده گردان خط شکن لشکر 25 کربلا اعلام کرد امکان پیشروی در این محور وجود ندارد، اما پس از یک ساعت درگیری و حرکت خودروها، دستگاههای مهندسی و ادوات زرهی به صورت
ستونی با چراغ روشن به طرف خط، نیروهای دشمن متزلزل شدند و بدون مقاومت قابل توجه، عقبنشینی کردند که در پی آن نیروهای پیاده به پیشروی ادامه دادند.
از سوی دیگر، همزمان با شروع عملیات، تیپ 4 زرهی لشکر 21 حمزه ارتش با نیروهایی از تیپ 114 امیرالمومنین (ع) سپاه در محور باغ کشاورزی تظاهر به تک کردند و با اجرای آتش توپخانه و تیر مستقیم، دشمن را به خود مشغول نمودند.
در محور لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) نیز نیروها در حالی به بالای ارتفاعات رسیدند و به دشمن مسلط شدند که دشمن متوجه حرکت آنها نشده بود و این یگان همزمان با سایر محورها درگیری را آغاز کرد. حمله رزمندگان لشکر 17 به قدری برای نیروهای عراقی غافلگیر کننده بود که بسیاری از آنها برای فرار از محاصره، خود را به پایین ارتفاعات میانداختند و بعضا به طرف خط خودی فرار نمودند.
در مجموع با توجه به وضعیت دشمن هنگام شکسته شدن خط و نفوذ سریع نیروهای خودی در مواضع آنها، به نظر میرسید دشمن غافلگیر شده بود.
تلاش نیروهای لشکر 25 کربلا با توجه به مانور احاطهای که روی جاده واقع بر ارتفاعات انجام دادند، تلفات بسیار سنگینی بر دشمن وارد کرد و آنها تا صبح توانستند به اهداف مورد نظر دست یابند و یک قرارگاه فرماندهی تیپ دشمن را تصرف نمایند.
لشکر 17 علی بن ابیطالب (ع) پس از دور زدن ارتفاعات قلاویزان، با توجه به موفقیت لشکر 25 کربلا، یک گردان نیروی دیگر را وارد عمل کرد، این یگان تا صبح محدوده مأموریت خود را تصرف و پاکسازی کرد و تعداد بسیاری از افراد دشمن را اسیر نمود. لشکر 41 ثارالله ضمن تأمین اهداف از پیش تعیین شده خود به طرف ارتفاعات حمرین حرکت کرد و در کنار لشکر 25 کربلا قرار گرفت. لشکر 27 حضرت رسول (ص) ضمن وارد کردن 4 گردان نیرو، پس از شکستن خط، روستای امامزاده سید حسن را پاکسازی کرد و تپه مهم 177 را
تصرف نمود. لشکر 10 سیدالشهدا (ع) همزمان با سایر یگانها پس از شکستن خط و پاکسازی آن، در کنار لشکر 27 مستقر گردید.
در مجموع یگانهای عمل کننده تا قبل از روشنایی صبح اهداف مرحله اول عملیات را کاملا تصرف کردند و با روشن شدن هوا تا یک سوم از محدوده مرحله دوم عملیات را نیز تأمین نمودند.
هر چند ارتش عراق در روز اول عملیات با وارد کردن یگانهای احتیاط با قوای خودی درگیر شد، لیکن در این روز هیچ حرکت اساسی و حساب شدهای اعم از پاتک و یا استفاده از نیروی هوایی و توپخانه مشاهده نشد و این وضعیت برای عموم فرماندهان عملیات غیر منتظره بود. مسئول واحد شنود قرارگاه نجف به فرمانده کل سپاه، در این باره گفت:
«به کار نگرفتن نیروی هوایی در 24 ساعت گذشته و وارد نکردن نیروهای احتیاط در عین حال که لشکر 6 و لشکر گارد به طور طبیعی قرار بوده وارد منطقه شوند، مشکوک به نظر میرسد. شاید دشمن در مناطق دیگر قصد تک به مواضع نیروهای خودی را دارد. به هر حال ما با تأکیدات شما به نیروهایمان در فاو اعلام آماده باش دادهایم و گفتهایم وضعیت دشمن را بررسی نمایند.»
از سوی دیگر، بنا به درخواست قرارگاه از نیروی هوایی ارتش، یک هواپیمای جنگندهی خودی مواضع دشمن را بمباران کرد، لیکن هنگام برگشت هدف یک موشک دشمن قرار گرفت و در جنوب منطقه عملیاتی مهران، در خاک عراق سقوط کرد. همچنین یک هلیکوپتر کبری که در حال اجرای مأموریت در این منطقه عملیاتی بود بر اثر اصابت گلوله سقوط کرد که خلبانان آن مجروح شدند و به عقب منتقل گردیدند.
در ادامه عملیات مقر تیپهای 443 و 705 پیاده - که فرمانده یکی از این دو تیپ در کنار خود روی خود کشته شده بود - تصرف شد. این وضعیت حاکی از این بود که قبل از اینکه رزمندگان با نیروهای عمده این دو تیپ درگیر شوند قرارگاه فرماندهی تیپها را
منهدم کردهاند لذا عمده قوای این دو تیپ با یک حالت گیجی ضمن جنگ و گریز عقبنشینی کردند.
در مجموع در شب اول عملیات 80% از 10 گردان نیروهای پیاده دشمن که در محدودهی منطقه مرحلهی اول عملیات حضور داشتند، منهدم شدند.
البته با شروع عملیات، تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم عراق از بدره حرکت کرد و در ساعت 5 صبح به منطقه وارد و در ساعت 6 صبح با نیروهای خودی درگیر شد که در نتیجه هر 3 گردان آن منهدم گردید. علاوه بر این، صبح هنگام، نیروهای احتیاط دشمن در محور امامزاده سید حسن دست به پاتک زدند که با مقابله لشکر 27 مواجه شدند و با ورود هلیکوپترهای هوانیروز به صحنه نبرد و انهدام چندین دستگاه تانک عراقی، این پاتک خنثی گردید.
یگانها با هماهنگی یکدیگر، عملیات را در تمام محورها با قدرت و سرعت و بدون وقفه در طول روز اول ادامه دادند. قرارگاه فرماندهی عملیات تقریبا در موضع انفعال قرار گرفته بود، چرا که دشمن از هم گسیخته شده و یگانها از موقعیت استفاده کرده بدون توقف به پیشروی ادامه دادند و سپس به قرارگاه پیشنهاد نمودند که عملیات در روز ادامه پیدا کند. از این به بعد یگانها ابتدا پیشروی مینمودند و هدف را تصرف میکردند و سپس قرارگاه را در جریان وضعیت قرار میدادند. به طور مثال پس از اینکه نیروها تا شیار «میگ سوخته» پیشروی کردند خبر آن را به قرارگاه دادند. (1)به این ترتیب بود که اهداف مرحله دوم عملیات تا پایان روز اول تأمین گردید.
در شب دوم، اجرای مرحله سوم عملیات آغاز شد. در این شب
1) 34. به علت سرعت عمل نیروها، پیشرفت عملیات عملا از دست فرماندهان رده بالا خارج شده بود و با وجود اینکه هدایت عملیات به عهده قرارگاه بود بعضی اوقات فرماندهان قرارگاه تنها نظارهگر پیشرفت عملیات بودند. فرمانده قرارگاه نجف در این باره گفت «عملیات از دست ما خارج شده است و همه چیز دست خداست.» محسن رضایی نیز گفت: «بله امام فرمودند فرمانده کلقوا خداست، الآن واقعا همین طور است.».
لشکر 10 سیدالشهدا (ع) به استراحت پرداخت و تیپ 21 امام رضا (ع) با 3 گردان نیرو در محور لشکر 10 عملیات را شروع کرد و پس از پاکسازی هرمزآباد تا 500 متری شهر مهران پیشروی کرد. لشکر 41 ثارالله نیز همراه با لشکر 25 کربلا از شیار میگ سوخته (بعد از جبل حمرین در امتداد مرز) عبور کردند و لشکر 27 حضرت رسول (ص) روستای بهین بهروزان را پاکسازی نمود.
در نهایت کلیه یگانهای عمل کننده ضمن پیشروی در باقی مانده محدوده مرحله دوم عملیات، تا قبل از روشنایی صبح خط سراسری از هرمزآباد تا شیار میگ سوخته و مقداری از محدوده مرحله سوم عملیات را تأمین کردند.
در شب دوم خبرهای مختلفی از عقبنشینی دشمن در محورهای باغ کشاورزی و تپههای غلامی و پاسگاه دراجی میرسید که قرارگاه با ناباوری با این خبر میکرد. صبح روز عملیات مشخص شد که اکثر نیروهای دشمن در محورهای فوق عقبنشینی کردهاند و سرعت عقبنشینی چنان بوده که بسیاری از وسایل زرهی آنها از روی جاده آسفالت به پایین افتاده و واژگون شده است.
با روشن شدن هوا، در روز دوم نیروها با روحیهای تهاجمی ضمن تقویت خود به سمت دشمن حرکت کردند. در محور باغ کشاورزی، دشمن سازمان رزم خود را از دست داده و در حال عقبنشینی بود. در این محور نیروهای اطلاعات قرارگاه نجف به سرعت به باز کردن معابر مین مشغول شدند. سپس با کمک تعدادی از نیروهای ارتش با سوار شدن در نفربر، بدون درگیری مهمی وارد باغ کشاورزی شدند و از نیروهای پراکنده دشمن حدود 100 اسیر گرفتند.
لشکر 10 سیدالشهدا (ع) نیز از طریق روستای هرمزآباد از پشت به طرف باغ کشاورزی حرکت کرد و ضمن جنگ و گریز با نیروهای در حال فرار دشمن، بسیاری از آنها را به اسارت درآورد.
علاوه بر این، تیپ 21 امام رضا (ع) که در شب گذشته تا پشت دیوارهای شهر مهران پیشروی کرده بود، با روشن شدن هوا از 2 محور شهر را دور زد و به طرف روستای فرخآباد و روستای رستمآباد رفت و ضمن پاکسازی و تصرف آنها در غرب مهران الحاق نمود. سپس اقدام به احداث خاکریز کرد و شهر مهران بدون هیچ گونه درگیری به محاصره نیروهای خودی درآمد.
نیروهای تیپ امام رضا (ع) نزدیک ظهر از چند محور وارد شهر شدند و دشمن که قبلا عمده قوای خود را از شهر تخلیه کرده بود (1)با ورود نیروهای خودی ضمن جنگ مختصری تسلیم شد و شهر مهران تا غروب همین روز کاملا پاکسازی گردید. همچنین نیروهای عراقی از محورهای باغ کشاورزی و تپههای غلامی و پاسگاه دراجی کاملا عقب نشینی کردند و این مناطق هم زمان با مهران به تصرف نیروهای خودی درآمد.
در محور لشکر 41 ثار الله نیروهای خودی هنگام پیشروی به سمت ارتفاعات قلاویزان عراق، نیروهای دشمن را در چند نقطه دور زده و محاصره کردند. (2)از سوی دیگر مرکز شنود اعلام کرد نیروهای فراری عراقی گفتهاند که نیروهای ایرانی قصد دارند به طرف شهر بدره و زرباطیه پیشروی کنند. متعاقب آن دو گردان مهندسی دشمن مأمور
1) 35. دشمن در تخلیه شهر هیچ گونه امکانات و تجهیزاتی حتی سلاح سبک بر جای نگذاشته بود. در سنگرهایی که به نظر میرسید مقر فرماندهی دشمن بوده 3 جسد عراقی به صورت دست بسته مشاهده گردید. به نظر میرسد این 3 تن در جریان عملیات نیروهای خودی تخلف کردهاند و سپس به دست فرماندهانشان تیرباران شده بودند.
2) 36. در این اوضاع فرمانده لشکر ثارالله برای بررسی آخرین وضعیت نیروهای خود و هدایت آنها به سمت هدف، به منطقه رفته بود. وی وارد یکی از مناطق محاصره شده میشود و قبل از اینکه متوجه موضوع شود با عدهای حدود 60 نفر که در نقطهای تجمع کرده بودند مواجه میگردد و با تصور اینکه اینها بسیجی هستند به طرف آنها میرود. در فاصله 10 متری متوجه هیکلهای بلند و لباس سبز آنها میشود. نیروهای عراقی هم که متوجه برادر سلیمانی شده بودند فریاد میزنند: «قف، قف». وی از مقابل آنها فرار میکند که آنها به طرف وی تیراندازی میکنند. سرانجام فرمانده لشکر 41 ثارالله بدون هیچ برخوردی از آن محل دور میشود و بعد نیروهایی را با یک دستگاه نفربر به آن منطقه میفرستد که آنها کلیه افراد دشمن را به اسارت در میآورند.
احداث خاکریز برای دفاع از شهر زرباطیه شدند و یک تیپ نیز مأموریت دفاع از این شهر را به عهده گرفت.
ظهور روز دوم، در قرارگاه ادامهی عملیات طرحریزی شد که بر مبنای این طرح نیروهای خودی در شب سوم باید برای تأمین ارتفاعات قلاویزان عراق (قله 215 و یالهای آن) آماده عملیات میشدند. اما لشکر 5 نصر که به طرف ارتفاعات 215 و لشکر 41 ثارالله که به طرف یالهای آن پیش میرفتند به دلیل روحیه بالای نیروهای خودی و از هم گسیختگی دشمن، همچنان به پیشروی ادامه داده و طرح مذکور را از بعد از ظهر همین روز آغاز کردند.
به طور خلاصه میتوان گفت دشمن در روز دوم به دلیل ضربه مؤثری که در آغاز عملیات متحمل شد همچنان دچار وضعیتی نابسامان بود و حتی نیروهای احتیاطی که وارد منطقه میکرد قادر نبودند محور اصلی عملیات را تشخیص دهند و پاتک مؤثری علیه نیروهای خودی اجرا نمایند.
استیصال در جبهه دشمن به گونهای بود که نیروی هوایی عراق تنها به بمبارانهای پراکنده و معدود اکتفا میکرد و توپخانه و زرهی آن نیز به جز تحرکات ضعیفی قادر به فعالیت دیگری نبود. همچنین در روز دوم عملیات تیپ 66 نیروی مخصوص وارد منطقه شد و در مقابل مهران مستقر گردید. این تیپ که احتمالا برای تأمین مهران یا قلاویزان در تردید به سر میبرد، تأمین ارتفاعات قلاویزان را به شهر مهران ترجیح داد و برای جلوگیری از پیشروی نیروهای خودی به سمت قلاویزان رفت.
غافلگیری و فریب در عملیات و سرعت پیشروی نیروهای خودی به حدی موفق و مؤثر بود که دشمن پس از عقبنشینی از خط مقدم خود در شب اول عملیات، در روز دوم عملیات همچنان در گیجی به سر میبرد و به صورت جنگ و گریز در حال عقبنشینی بود و از فرماندهان رده بالای دشمن و یگانهای مؤثر و قوی برای مقابله با نیروهای خودی اثری دیده نمیشد.
در شب و روز سوم عملیات مطابق طرح قرار بود روستای فیروزآباد و ارتفاعات قلاویزان عراق و ارتفاعات 223 آن به صورت یک خط ممتد تأمین گردد، اما نیروهای خودی در ادامه عملیات روز دوم در محور قلاویزان به طرف اهداف فوق پیشروی کردند. لشکرهای 25 کربلا و 5 نصر با هماهنگی یکدیگر به طور تلفیقی عمل نموده و به طرف ارتفاعات 223 پیشروی کردند و لشکر ثارالله نیز در یالهای آن به پیشروی پرداخت. این یگانها تا قبل از صبح روز سوم به نزدیکی ارتفاعات مزبور رسیدند. همچنین لشکر حضرت رسول (ص) در قسمت یال ارتفاعات قلاویزان به سمت غرب و تیپ امام حسن (ع) نیز با وارد کردن 2 گردان نیرو از خسروآباد به سمت فیروزآباد عملیات را ادامه دادند که تیپ امام حسن (ع) قبل از تصرف روستای مذکور متوقف گردید.
خبرهای مختلفی از طریق لشکر 5 نصر به قرارگاه میرسید مبنی بر اینکه ارتفاعات 223 تصرف شده است ولی هیچ کدام به طور قاطع تأیید نگردید و بعد معلوم شد در 800 متری آن یعنی قله 210 مستقر شدهاند.
در طول روز سوم به رغم درگیری رزمندگان با قوای دشمن، محورهایی پاسگاه دراجی و باغ کشاورزی و تپههای غلامی کاملا پاک سازی نشد و دشمن کم و بیش به طور پراکنده در این محورها حضور داشت.
در ادامهی عملیات تیپ بیتالمقدس به استعداد 2 گردان وارد منطقه شد و تحت امر تیپ 21 امام رضا (ع) در خط پدافندی فرخ آباد مستقر گردید. لشکر 10 سیدالشهدا (ع) از محورهای قلعه کهنه و فرخ آباد به طرف تپههای غلامی و باغ کشاورزی و پاسگاه دراجی حرکت کرد و ضمن پاک سازی کامل منطقه، عده بسیاری از نیروهای دشمن را به اسارت درآورد و سپس نیروهای ارتش در پاسگاه دراجی مستقر شدند.
ساعت 6 صبح روز سوم تیپهای 4 و 5 گارد ریاست جمهوری
عراق به ارتفاعات 210 پاتک نمودند و پس از یک درگیری سخت آن را تصرف کردند. به همین علت لشکرهای 25 کربلا و 5 نصر حدود 200 متر عقب آمدند. این محور استحکاماتی قوی داشت و نیروهای خودی برای نفوذ در آن تلاش میکردند.
در شب چهارم عملیات نیروهای خودی ضمن تصرف مواضع دشمن در فیروزآباد وارد این روستا شدند و در حالی که دشمن از این منطقه عقبنشینی کرده بود اقدام به احداث یک خاکریز از فیروزآباد به سمت خاکریز قدیمی در فرخآباد نمودند و سپس خاکریز را از فیروزآباد در مقابل استقرار لشکر حضرت رسول (ص) ادامه دادند و به یالهای ارتفاعات قلاویزان رساندند.
در این شب درگیری در اطراف ارتفاعات 223 ادامه یافت و نیروهای دشمن که هنوز این ارتفاعات را در تصرف داشتند فشار زیادی را در نقاط مختلف وارد کردند. البته دشمن همچنان در گیجی به سر میبرد و هر چند تحرکات هوایی عراق شروع شده بود، ولی ضعیف و در حد شناسایی بود. آتش توپخانهاش نیز چشمگیر نبود. نیروهای تازه نفس دشمن هم تنها توانستند قسمتهایی از ارتفاعات قلاویزان را حفظ کنند.
پاتک شدید دشمن حدود ساعت 7 صبح 13 / 4 / 1365 (روز چهارم عملیات) آغاز شد. تیپهای 72، 71، 95 پیاده و تیپهای 4 و 5 گارد ریاست جمهوری ارتش عراق پاتک شدیدی را روی ارتفاعات قلاویزان برای تصرف قله 200 شروع کردند. با مقاومت سخت رزمندگان و حملات پیدرپی آنان، این پاتک شکست خورد و قوای دشمن متحمل تلفات سنگینی شدند. در جریان این درگیریها فرمانده تیپ 4 گارد کشته شد که عراقیها جسد او را به عقب منتقل کردند.
در ادامه عملیات، لشکر 10 سیدالشهدا (ع) قسمتهایی از یال قله 210 را تصرف کرد. مرکز شنود نیز گزارش داد که در حمله هواپیماهای خودی به مواضع دشمن، 20 خودرو منهدم و 40 تن کشته و زخمی شدند.
در روز پنجم عملیات (14 / 4 / 1365) لشکر 10 سیدالشهدا (ع) به سمت قله 210 تک نمود و این قله را مجددا به طور کامل تصرف کرد و بیش از 10 اسیر گرفت.
پنجمین مرحلهی عملیات کربلای 1 در سحرگاه 15 / 4 / 1365 با حملهی هماهنگ لشکرهای 10 و 27 شروع شد. در این حمله لشکر 10 سیدالشهدا (ع) مأموریت تصرف قله 223 را داشت و لشکر 27 حضرت رسول (ص) مأمور تصرف یالهای آن بود. تلاش لشکر 27 حضرت رسول (ص) در تزلزل دشمن مؤثر بود، طوری که لشکر 10 سیدالشهدا (ع) با سرعت به طرف قله 223 رفت و با تاکتیکهای احاطهای اهداف خود را تأمین و ضمن آن قرارگاه تاکتیکی لشکر 17 زرهی عراق را تصرف کرد.
سرانجام در مورخ 18 / 4 / 1365 لشکر 27 حضرت رسول (ص) باقی مانده یالهای 223 در غرب این قله را تصرف کرد. در جریان این عملیات قرارگاه تاکتیکی تیپ 24 مکانیزه لشکر 10 دشمن منهدم و تعدادی عناصر آن از جمله فرمانده تیپ به اسارت درآمد. عملیات مزبور در واقع آخرین پیشروی نیروهای خودی در عملیات کربلای 1 بود و از این پس نیروها به تثبیت و تحکیم مواضع تصرف شده و تقویت خطوط پدافندی موجود پرداختند و این عملیات با پیروزی کامل و با دستیابی به اهداف آن به میزان بیش از 100% به پایان رسید.
در نهایت نیروهای خودی با تسلط کامل بر قله 223 و یالهای آن تا 5 / 1 کیلومتر از قله مزبور به سمت غرب گسترش یافتند. در شمال این قله ادامه آخرین خط خودی به این شرح بود: امتداد خط از تپه 170 به سمت شمال تا مقابل روستای فیروزآباد و از آنجا به طرف یک کیلومتری غرب فرخآباد و سپس به سمت پاسگاه دراجی دشمن و در نهایت به ارتفاعات نمه کلان بو ختم میشود. (1).
ده روز جنگ و مقاومت در منطقه مهران به آزاد سازی 175 کیلومترمربع
1) 37. مأخذ 1، ص 30 تا 41.
از خاک ایران و عراق، از جمله جاده دهلران - مهران - ایلام، شهر مهران و بیش از 8 روستای اطراف آن، ارتفاعات حساس و سرکوب قلاویزان و حمرین خصوصا بلندترین قله منطقه (قله 223) و 2 پاسگاه مرزی منجر گردید. همچنین عقبههای دشمن از جمله شهرهای بدره و زرباطیه در دید و تیر نیروهای اسلام قرار گرفت. در این عملیات 700 تن از نیروهای خودی شهید و 4500 تن مجروح شدند. (1).
نیرو، 70000 نفر
تانک و نفربر، 400 دستگاه
توپخانه، 15 گردان
نیروی هوایی، بیش از 100 سورتی در روز
هوانیروز، بیش از 10 تیم (2).
در این عملیات 10 هزار تن از نیروهای عراقی کشته و زخمی و 1210 تن اسیر شدند. همچنین تعداد 110 دستگاه تانک و نفربر و تعداد زیادی ادوات و خودرو منهدم گردید و 69 تانک و نفربر، 8 دستگاه مهندسی، 61 قبضه ادوات و 64 خودرو به غنیمت گرفته شد. (3).
1 - تیپ 425 پیاده و تیپهای 71 و 72 از لشکر 35 هر کدام 30 درصد.
2 - تیپهای 501 و 95 پیاده، 59 مکانیزه، تیپ 108 و تیپ 804 هر کدام 40 درصد.
3 - سه گردان توپخانه هر کدام 50 درصد.
4 - تیپ 5 گارد ریاست جمهوری و تیپ 113 از لشکر 19 هر کدام 60 درصد.
5 - تیپ 70 زرهی و تیپ 1 کماندویی سپاه چهارم هر کدام 70 درصد.
6 - تیپهای 443 و 417 پیاده 4 گارد ریاست جمهوری و 2 گردان کماندویی هر کدام 80 درصد.
7 - تیپ 705 پیاده 90 درصد.
8 - تیپ 65 نیروی مخصوص 100 درصد. (1).
حملات عراق در چارچوب استراتژی موسوم به دفاع متحرک و مقابله ایران با این حملات، وضعیتی را پدید آورد که فرماندهی و یگانهای خودی به ناچار حدود چهارماه وقت خود را صرف آن کردند. در بیشتر سالهای قبل در این فصل، جبهه جنگ در حالت رکود به سر میبرد، اما اقدام عراق و همچنین عزم فرماندهان بر جلوگیری از رکود جبههها و اجرای عملیاتهای پیاپی و موفق در سرتاسر جبهههای نبرد، وضعیت جدیدی را در بهار و ماه نخست تابستان سال 1365 به وجود آورد. با پایان عملیات کربلای 1، نزدیک به دو ماه درگیری فروکش کرد و یگانها توان از دست رفته را باز یافتند و پس از آن دور جدید حملات خود را آغاز کردند. فرماندهی سپاه تا آماده شدن عملیات بزرگ در زمستان 1365، چند عملیات را در دستور کار قرار داد. مهمترین آن عملیات کربلای 3 در خلیج فارس بود که در نوع خود بینظیر و یک اقدام منحصر به فرد به شمار میرفت. تصرف اسکله العمیه در شمال خلیج فارس با تعدادی غواص و چند قایق معمولی، انگیزه و خلاقیت پایان ناپذیر سپاه و بسیج را نشان میداد. پیچیدگی، ظرافت و نیز خطرپذیری این عملیات بسیار زیاد بود (2).
آزاد سازی شهر مهران به منزله شکست استراتژی دفاع متحرک عراق بود. شکستی که رژیم عراق در گام اول خود با عدم موفقیت در تأمین اهداف مورد نظرش با آن رویارو شد و سرانجام با از دست دادن مهران، چشماندازی جدید از ناتوانی و ضعف این کشور در موضع آفند و پدافند ترسیم و نمایان گردید. خبرگزاری فرانسه در پی آزاد سازی شهر مهران، گزارش داد:
«ناظران در خلیج فارس عقیده دارند که اشغال مهران به دست قوای ایران، شکستپذیری رژیم عراق - به ویژه استراتژی نظامی جدید آن موسوم به دفاع متحرک - است.»
در میان مناطقی که در تصرف دشمن قرار گرفت، شهر مهران از اهمیت خاص سیاسی - تبلیغاتی برخوردار بود و برای عراق به عنوان جبران شکست فاو و نیز عامل افزایش دهنده روحیه نیروهای آسیب دیده ارتش عراق تلقی میشد؛ لذا آزاد سازی آن، گذشته از اینکه شکست دشمن در استراتژی تازه خود محسوب میشد، آسیبهای عمده دیگری را در آن مقطع و بعد از آن متوجه ارتش عراق کرد. چنانکه وقتی مهران باز پس گرفته شد، رسانههای گروهی جهان به انحاء مختلف به بعد روانی مسئله اشاره کردند. از جمله نشریه فارین ریپورت، چاپ لندن، نوشت:
«مهران به خودی خود فاقد اهمیت است، تهاجم به مهران نه از جهت استراتژیکی، بلکه از نقطه نظر روانی، واجد اهمیت میباشد.»
رادیو امریکا نیز به نقل از کارشناسان نظامی، اظهار کرد:
«شکست عراق ممکن است از نظر روانی اثر مهم و شگفتانگیزی داشته باشد؛ چرا که عراقیها بیشتر به خاطر جبران شرمساری ناشی از تصرف بندر عراقی فاو به دست ایرانیها دست به حمله زده بودند.» (1).
همچنین خبرگزاری جمهوری اسلامی به نقل از رادیو بی.بی.سی گزارش داد:
1) 43. مأخذ 10، ص 263 و 264.
«برخی از مفسران و ناظران آگاه به مسائل نظامی اعتراف کردند که با آزاد سازی مهران، ایران نشان داد که توانایی پیشرویهای محدود را دارد حال آنکه عراق نشان داده است که نمیتواند در مقابل این گونه تهاجمات در خاک ایران ایستادگی کند و در نتیجه یک بار دیگر به پشت مرزهای دفاعی که در نقاط فوقالعاده آسیبپذیری در اطراف مرز ساخته، عقبنشینی کرد.» (1).
گذشته از این درهم شکسته شدن خطوط دفاعی عراق در فاو و ناتوانی این کشور در باز پسگیری آن، رژیم صدام را نزد غرب و حامیان منطقهای خود به طور اساسی به زیر سؤال کشید و این واقعیتی بود که حاکمان بغداد مایل به تن در دادن به آن نبودند و به منظور اثبات توانایی و حفظ برتری خود، مبادرت به اتخاذ استراتژی موسوم به دفاع متحرک نمودند. بر این اساس به خوبی روشن است که شکست مهران میتواند چه تبعاتی در بیاعتمادی حامیان و متحدین رژیم بغداد فراهم آورد.
روزنامه نیوزویک چاپ امریکا پس از آزادسازی مهران نوشت:
«باز پس دادن مهران (پس از فاو)، اعتماد مقامات امریکایی را به رژیم عراق به شدت کاهش داد و گفته میشود که امریکا کمکهای تسلیحاتی خود را به این رژیم محدود کرده است.»
فتح فاو به دست قوای نظامی ایران، موقعیت و فضایی جدید در جنگ به وجود آورد که توأم با واقعنگری از سوی رسانههای جهانی درباره تواناییهای بالفعل و بالقوه جمهوری اسلامی و نیز ناتوانی رژیم عراق مبنی بر ادامه جنگ و رویارویی با تهاجمات ایران بود. تثبیت وضعیت یاد شده قطعا نیازمند پیروزیهای دیگری بود که تنها قسمتی از آن با فتح مهران و پس زدن نیروهای دشمن تأمین گردید.
در این باره آنچه که در رسانههای غربی منعکس شد عمدتا حول محور توانایی و برتری نظامی ایران دور میزد. گذشته از این، حفظ برتری در فاو و انجام عملیات در مهران، نشان دهندهی نوعی افزایش توان نظامی ایران تلقی شد؛ به طوری رادیو بی.بی.سی به نقل از
1) 44. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریهی گزارشهای ویژه، شمارهی 106، 13 / 4 / 1365، ص 10، به نقل از رادیو بی.بی.سی، 12 / 4 / 1365.
مفسر بخش شرقی خود گفت:
«اگرچه تسخیر مهران از نظر تعیین نهایی جنگ نقش قاطعی نخواهد داشت اما نیروهای ایران نشان دادند که ضمن حفظ مواضع خود در فاو، در مقابل حملههای پیدرپی عراق میتوانند نیروهای عراقی را از بخش مرکزی جبهه نیز بیرون برانند و خطر مهمی را در آینده جنگ ترسیم نمایند.» (1).
در همین زمینه خبرنگار دیگری از رادیو امریکا با مشاهده تحرکات اخیر در ایران در خصوص فراخوان نیرو و نیز اظهارات مقامات تهران، از نقشههای آینده ایران خبر میدهد و میگوید:
«نقشه کلی ایران در حال حاضر این است که کلیه منابع خود را بسیج کند تا از فرصت اخیر خود بهرهبرداری کند و ایران را به یک پیروزی سریع در جنگ نایل سازد، به ویژه آنکه محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأکید کرده که اگر به عراق فرصت داده نشود که پس از شکستهای اخیر تجدید قوا کند، ایران میتواند [امیدوار باشد] امسال جنگ را به پیروزی خاتمه بدهد. از سوی دیگر [آیت الله] خامنهای نیز در خطبههای نماز جمعه تهران اعلام کرد که رژیم تهران از این پس به حملات محدود اکتفا نخواهد کرد و قصد دارد با یک حمله گسترده آخرین ضربه را بر عراق وارد آورد.» (2).
البته برخی از خبرگزاریها این موضوع را به دیده تردید مینگریستند. تحلیلگران دیگر، دلیل حساسیت خود را به انعکاس اخبار در خصوص احتمال اجرای عملیات گستردهتر از سوی ایران، به خاطر مشاهده نقل و انتقالات و به ویژه افزایش اعزام نیرو میدانستند. این دسته از مفسران معتقد بودند که تمرکز این نیروهای نامتجانس و بیحرکت نگاهداشتن آنان برای مدتی طولانی مقدور نخواهد بود و رژیم تهران ناچار خواهد گردید یا آنان را به عملیات و تحرک وادارد و یا به شهر و روستاهایشان باز گرداند و در مقابل، تردید نمیتوان داشت که عملیات گسترده نیروهای ایرانی، اعراب را اعم از موافق
صدام یا مخالف وی در وضعی غیر عادی و حتی نقطه انفجار قرار خواهد داد... آزاد شدن شهر مهران از دست سربازان عراقی با وجود اهمیتی که میتوان بر آن قائل شد برای ایجاد تحولی اساسی و کارساز در جنگ 6 ساله کافی به نظر نمیآید. اما در عین حال کافی است که نگرانی دلهرهآوری را در سران عرب برانگیزد، زیرا این پیروزی محدود میتواند مقدمهای باشد بر حمله بزرگ که دولتمردان اسلامی تهران مدتها است از آن سخن میگویند. در این باره خبرنگار روزنامه فایننشال با چاپ نقشهای از منطقه عملیاتی، گزارش داد:
«نیروهای مسلح ایران، سربازان عراقی را از یک شهر مهم بیرون راندهاند. این شهر یکی از استراتژیکترین نقاط در جبهه 733 مایلی است و برای هرگونه تلاش ایران جهت حرکت به سمت بغداد بهترین گذرگاه است.» (1).
پیروزی ایران در عملیات کربلای 1 از ابعاد مختلف مورد توجه مفسران و ناظران آگاه قرار گرفت. مفسر رادیو بی.بی.سی از منظری دیگر به درایت فرماندهان ایرانی در تغییر تاکتیک نظامی اشاره کرد و گفت:
«رهبران نظامی ایران که در گذشته اتکای زیادی به نیروهای پیاده نظام داشتند، از تلفات سنگین این شیوه جنگ ظاهرا درس گرفتند. به گونهای که استراتژی فعلی آنان بیشتر به تشخیص نقاط ضعف ارتش عراق در امتداد جبههها متمرکز شده است. بنابراین اگر ایران در چندین حمله محدود به پیروزی برسد، احتمال در هم کوبیدن خطوط دفاعی عراق محرز است، گرچه معلوم نیست که با کمبود سلاحهای سنگین بتواند ابتکار عمل را در این مسئله به دست آورد یا نه؟» (2).
خبرنگار بی.بی.سی نیز تصریح میکند که تصرف شش هفته قبل مهران به دست ارتش عراق که نشانه تغییر روش این کشور در جنگ بود و امیدوار بود آن را در ازای فاو معامله کند، سودی در برنداشت.
حتی با وجود حملات متقابل در منطقه فاو نتوانست نیروهای ایرانی را از شبه جزیره فاو بیرون براند. لذا از دست دادن مهران برای دولت عراق شکست دیگری محسوب میشود. (1).
از سوی دیگر طارق عزیز، معاون نخستوزیر و وزیر امور خارجه عراق، در اولین واکنش رسمی، بدون اشاره به شکست نیروهای ارتش کشورش در منطقه عملیاتی مهران، خواستار انزوای ایران در محیط بینالمللی شد. او از تمام کشورهای جهان خواست رژیم ایران را از خانواده جهانی منزوی کنند و از مجهز کردن تهران به سلاح و تجهیزات نظامی و متخصصان فن خودداری کنند تا بدین وسیله رژیم تهران را برای پایان جنگ و بازگشت صلح به منطقه تسلیم اراده انسانی نمایند. (2).
اما برخی مفسران این امید عراق را بر باد رفته اعلام نمودند. گزارشگر صدای امریکا در تفسیر خود درباره بازتاب عملیات و تلاشهای دیپلماتیک عراق گفت:
«بر سر این شهر تاکنون چندین بار جنگ در گرفته و شهر عملا منهدم شده است. البته این شهر از نظر استراتژیک اهمیت چندانی ندارد، اما بغداد کوشید با اشغال مجدد آن و از طریق طرفهای ثالث تهران را به مبادله مهران با شبه جزیره فاو در جنوب عراق، که ایران آن را در فوریه تصرف کرده بود، تشویق کند، ولی ایران علاقهای به این کار نشان نداد و اساسا حاضر نیست تا زمانی که دولت صدام حسین بر سر کار است انجام گفت و گوهای صلح را بررسی کند.» (3).
از طرف دیگر رسانههای کشورهای حوزه خلیج فارس که همواره با موضعگیریهای خود به طور همه جانبه از عراق حمایت میکردند این بار نیز ضمن هشدار به دولت ایران، خواستار حل مناقشه از راه مسالمتآمیز شدند. نخستوزیر مصر، علی لطفی، بدون کوچکترین اشارهای به پیروزی ایران، خواستار وفاق جمعی برای مقابله با ایران شد. وی بر این عقیده بود که هویت عربی مصر ایجاب میکند که
امکانات کشورش را بسیج نماید و از هیچ کوششی برای تحقق صلح کامل و عادلانه در منطقه عربی دریغ ننماید. قدرت اعراب برای رویارویی با ستیزهجوییهایی که به منطقه تحمیل شده، بیش از هر چیز به میزان هماهنگی و همبستگی کشورهای عربی بستگی دارد. (1).
رسانههای کویتی از جمله روزنامه السیاسه نیز با ارائه این نکته که جنگ دیوانهوار ایران - عراق، ثروتهای ملی ایران و ملتهای کشورهای منطقه را به باد داده، خطاب به مقامات سیاسی و نظامی ایران تأکید کردند که:
«ایران باید از این مسئله حتی برای یک لحظه غافل نباشد که دستیابی به یک پیروزی محدود در یک مرحله به معنای پیروزی در کل جنگ نیست.»
السیاسه افزود:
«کشورهای حوزه خلیج کاملا به این درک رسیدهاند که عراق در جلوگیری از اختلال در موازنهها و مانع شدن از حدوث تغییرات جغرافیایی غیر منتظره و ناگهانی در منطقه، نقش بر عهده دارد.» (2).
همچنین کارشناسان روسی هم که طی دورهی طولانی جنگ موضع نسبتا ثابتی داشتند، این بار هم در واکنش به عملیات رزمندگان بدون آنکه تحلیلی از وضعیت ارتش عراق و یا آثار و پیامدهای عملیات بر دو کشور ارائه دهند، بر فرصتطلبی غرب از جنگ سخن به میان آوردند. در این باره ولادیمیر وینگوادوف از مقامات عالی رتبه شوروی، جنگ ایران و عراق را بیهدف و بیمعنی دانست و تأکید کرد:
«این جنگ فرسایشی بهانه لازم را برای مداخله قدرتهای خارجی فراهم میکند به گونهای که امریکا تلاش میکند از آب گلآلود ماهی بگیرد. [شواهد حاکی است] هرگاه جنگی در منطقه رخ داده امریکا بلافاصله سعی میکند از اوضاع به نفع خود استفاده کند و سلطه نظامی خود را بر منطقه تحمیل نماید و در نهایت به استراتژی
خود یعنی محاصره شوروی ادامه دهد.»
وی در توجیه دخالتهای آشکار شوروی در حمایت از عراق گفت:
«دخالت شوروی در اوضاع منطقه تنها به دعوت کشورهای عرب منطقه که از تهدیدات امریکا وحشتزده شدهاند صورت میگیرد و شوروی به این دعوتها پاسخ مساعد داده چون ما چارهای جز مقابله با نقشههای امریکا در منطقه نداریم.» (1).
«لوکوتیدین دوپاری» روزنامه پر تیراژ فرانسوی نیز ضمن اشاره به شکست استراتژی دفاع متحرک در منطقه مهران نوشت:
«تحلیلی در مورد آنچه به راستی در مهران بر سر نیروهای عراقی آمده هنوز خیلی زود است. گویا عراقیها در این عملیات دست کم بین 2 تا 3 هزار کشته دادهاند که در میان آنها نام یک ژنرال وجود دارد.»
گزارشگر این روزنامه به نقل از ناظر آگاه نظامی علت پیروزی رزمندگان را، غافلگیری شگفتانگیز عراقیها میداند و در این باره مینویسد:
«در حالی که نیروهای ایران بر روی تپههای مشجر اطراف شهر مهران پیوسته در حال تقویت بودند، ولی 6 هزار سرباز عراقی که شهر را به اشغال خود در آوردند، متوجه این امر نشده و مانند همیشه غافلگیر شدند، با این حال نکته شگفتانگیز این است که چرا ارتش عراق در جریان نبردهای مهران از نیروی هوایی به قدر کافی استفاده نکرد. موضوعی که به اعتراف بسیاری از کارشناسان، بزرگترین راز بغداد محسوب میشود. گرچه چنین حدس زده میشود که عراق نمیخواهد هواپیماها و یا خلبانان خود را بیش از این از دست بدهد، زیرا برای مأموریتهای دیگر به آنها احتیاج دارد. البته یک فرض سیاسی هم مطرح است و آن اینکه کشورهای خلیج فارس که بخشی از هزینههای جنگی عراق را تأمین میکنند احتمالا به رهبری رژیم عراق توصیه کردهاند که برای احتراز از تشدید و گسترش دامنهی جنگ، رویه احتیاط آمیزی را پیش بگیرد.
1) 54. خبرگزاری جمهوری اسلامی، نشریهی گزارشهای ویژه، شمارهی 25 / 4 / 1365، 118، ص 4 و 5، به نقل از خبرگزاری کویت در لندن، 24 / 4 / 1365.
اما به هر حال در یک جمعبندی باید گفت که شکست نیروهای عراقی در فاو و مهران برای رژیم عراق نه تنها از نظر نظامی بلکه از نظر سیاسی و روانی شکست مهمی محسوب میشود. رژیم عراق برای باز پسگیری فاو به نیروهای خود، یک پیروزی سریع و کامل را وعده داده بود و درباره مهران به آنها اطمینان خاطره داده بود که ارتش همچنان در آنجا مقاومت خواهد کرد. لیکن اکنون افکار عمومی عراق و به ویژه ارتش، هنوز نتوانسته است این شکست دوگانه را هضم کند. بدین سبب بیشتر شواهد به دست آمده از بیزاری عمیق مردم از این جنگ طولانی حکایت میکند.» (1).
سرانجام رونالد ریگان، رئیسجمهور امریکا، پس از گذشت 10 روز از پایان عملیات بیش از پیش بر حمایت کشورش از عراق تأکید میکند و در پیامی به صدام حسین از وی میخواهد تا دوشادوش هم در یافتن راهی برای پایان دادن به جنگ کوشش کنند. ریگان در این پیام که در مطبوعات عراق به نحوه وسیعی انتشار یافت، از جنگ ایران و عراق به عنوان جنگ مزمن یاد کرد و گفت:
«من خوشحالم که پس از مراجعه به سالهای گذشته بگویم آرمان مشترک ما، همکاری برای پایان جنگی است که عراق درگیر آن است. ما باید دوشادوش هم کمک کنیم تا صلح و امنیت در منطقه خلیج فارس برقرار شود.» (2).
امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران، در رهنمودهای خود بدون توجه به تهدیدهای منطقهای و بینالمللی فرمودند:
«شما ملاحظه کنید الآن قدرتهای بزرگی که اتکا دارند به آن سلاحهای عجیب و غریب خودشان، در اضطراب دارند زندگی میکنند. گمان نکنید که کاخ سفید یا کرملین الآن آرام نشستهاند و با وضع آرام زندگی میکنند. آنها با اضطراب زندگی میکنند و این اضطراب برای این است که آنها تبع شیطان هستند و شیطان نمیگذارد که طمأنینه پیدا شود در قلب انسان.»
امام خمینی سپس به آثار پیروزیهای رزمندگان اشاره و تأکید کردند:
«شما در جبههها هیچ نگذارید آرامش پیدا کند دشمن، اگر بگذارید آرامش پیدا کند میرود. تجهیز زیادتر میکند و شما را به زحمت میاندازد. باید نگذارید که او یک شب از اضطراب بیرون بیاید. الآن در اضطراب هستند... این پیروزی برای شما هست، خدا وعده کرده است که اگر نصرت کنید خدای تبارک و تعالی را، شما را نصرت میکند، نصرتها هم که همه دیدید و همه اوقات دیدید که چه نصرتهایی حاصل شده است و حاصل میشود و حاصل خواهد شد. مطمئن باشید، قلبهایتان قوی باشد و از هیچ امری نترسید، از هیچ قدرتی نترسید، این قدرتها قدرتهایی نیستند که بتوانند با اسلام مقابله کنند. انشاءالله امیدوارم که موفق باشید و انشاءالله من هم که دعا میکنم به شما و واقعا مفتخرم به این که ما یک وقتی واقع هستیم که یک همچو ملتی داریم و یک همچو سپاهی داریم و یک همچو ارتشی داریم و یک همچو قوای مسلحهای داریم و یک همچو ملت و اشخاصی داریم و همچو دستاندر کارانی داریم که همهی آنها انشاءالله برای خدا عمل میکنند.» (1).
1) 57. مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، صحیفه امام، جلد 20، پاییز 1378، ص 77 تا 81.
یکی از حساسترین و مهمترین اقدامات آمادهسازی که قبل از هر عملیاتی انجام میشود، شناسایی مواضع دشمن و راه کارهای عبور از موانع آن است که نیروهای از جان گذشته اطلاعات و عملیات یگانها عهدهدار آن هستند. هشت سال جنگ تحمیلی خاطرات فراوانی از حماسهسازیهای این عزیزان و امدادهای غیبی به همراه دارد. از جمله اتفاقات جالبی که در عملیات کربلای 1 به وقوع پیوست، ماجرای شناسایی لشکر 17 علی ابن ابیطالب (ع) است که به طور خلاصه به آن اشاره میشود.
فعالیتهای شناسایی این لشکر را شش تیم شناسایی از تاریخ 12 / 3 / 1365 در راه کارهای متعددی از قسمت انتهایی خاکریز ارتفاع 207 تا ارتفاعات 265 در سلسله ارتفاعات حمرین - که به قلاویزان منتهی میشد - آغاز کردند.
ارتفاعات منطقه روبهروی دشت مهران قرار دارد و پشت آن پرتگاههای بلندی است که امکان بالا رفتن نیروهای پیاده از آن بسیار مشکل و در برخی مکانها غیر ممکن است. موضوعی که کادر فرماندهی و به خصوص نیروهای اطلاعات و عملیات لشکر 17 را به خود مشغول کرده بود، یافتن راه کارها و معبرهای وصولی مناسب به مواضع عراقیها بود. در منطقه مأموریت این لشکر وضعیت شناسایی کاملا متفاوت بود؛ زیرا شیب ارتفاعات و نیز پیچیدگیهای زمین در این منطقه عموما به نفع دشمن است، لذا تیمهای شناسایی باید در عمق مواضع عراقیها در پی کشف معبرهایی باشند تا رزمندگان از طریق آنها دشمن را به زانو در آورند.
برادر فتوحی، معاون فرمانده لشکر 17، درباره سابقه شناسایی ارتفاعات قلاویزان چنین میگوید:
«هنگام عملیات والفجر 3 در زمان (شهید) زینالدین هم دو بار شناسایی رفتیم. ایشان معتقد بود هر یگانی بخواهد ارتفاعات قلاویزان را بگیرد از مقابل (از سمت دشت مهران) خیلی مشکل است؛ چون عراقیها موانع بسیار مستحکمی دارند، بعضی جاها عمق موانع به 300 متر میرسید. انواع سیمهای خاردار حلقوی، فرشی، میادین مین و سایر موانع پیچیده. (شهید)
زینالدین عقیده داشت هر کس بخواهد بر قلاویزان مسلط شود باید بگردد از پشت، از داخل مناطق تیغهای شکل قلاویزان یکی دو جا را انتخاب کند.»
بر اساس این نگرش، اولین راه کار در ارتفاع 265 مورد توجه قرار گرفت. تیم شناسایی این معبر با طی کردن حدود 3 کیلومتر از پشت نیروهای عراقی، خود را به جاده آبزیادی رساند و منطقه را شناسایی کرد.
صرف نظر از موانع موجود در این راه کار (یک ردیف سیمخاردار تک رشتهای، یک ردیف منور، یک ردیف مین و المر، چهار ردیف مین گوجهای و تعدادی سنگر انفرادی و اجتماعی) مهمترین مشکل دوری مسیر بود.
راه کار دوم سمت راست ارتفاع 254 قرار داشت. تیم شناسایی این معبر چند بار نفوذ کرد که هر بار با حساسیت نیروهای عراقی مواجه شد. دو بار نیز به سوی این تیم تیراندازی شد که آنها بدون تلفات به مواضع خود باز گشتند.
راه کار دیگری را در همین ارتفاع نیروهای اطلاعات شناسایی کردند. این گروه پس از طی کردن 1700 متر، از موانع اول دشمن، شامل یک ردیف سیم خاردار تک رشتهای، یک ردیف مین منور، دو ردیف مین و المر، یک ردیف سیم خاردار تک رشتهای و سه ردیف سیم خاردار حلقوی، با موفقیت عبور کرد. آنگاه با بررسی اوضاع قصد نفوذ به پشت مواضع دشمن را داشت که در مسیر خود با سنگر کمین عراقیها - که در فاصله 15 متری آنها قرار داشت - برخورد که یکی از نیروها بر اثر تیراندازی نیروهای عراقی به شهادت رسید؛ در نتیجه این راه کار به دلیل هوشیار شدن دشمن منتفی شد.
در راه کار چهارم که در تپه 249 قرار داشت، پنج بار برای شناسایی موانع تلاش شد، لیکن به دلیل مواجهه با کمین نیروهای عراقی بیثمر ماند و فعالیت در این معبر نیز تعطیل گردید.
راه کار پنجم در سمت راست ارتفاع آبزیادی بود که گروه شناسایی این معبر با طی کردن مسافت 1750 متر به میدان مین - که دارای یک ردیف منور و دو ردیف مین و المر بود - رسید. این گروه پس از عبور از میدان مین، برای عبور از سیم خاردار توپی نزدیک خط دشمن تلاش کرد، اما موفق نشد.
بدین ترتیب نتیجه شناساییها رضایتبخش نبود و این معضل بزرگی ایجاد میکرد. این وضعیت برای دو گردان امام سجاد (ع) و امام حسین (ع) بسیار غامضتر از سایر گردانها بود زیرا برابر طرح مانور مقرر شده بود این دو گردان با نفوذ در
عمق، خود را به پشت مواضع دشمن (در تپه 254) برسانند و با تصرف جاده آبزیادی عراقیها را محاصره نمایند. برادر شهامی (فرمانده گردان) در این باره به برادر جعفری (فرمانده لشکر) میگوید:
«خدا شاهد است راهی که میخواهیم برویم اگر فقط دو نفر را بخواهیم ببریم، بد میروند [به سادگی ممکن نیست] ... ما باید از زیر پای دشمن برویم آن هم در روشنایی نور مهتاب!؟... من حساب کردم، اگر ساعت 8 شب حرکت کنیم، ساعت سه و چهار بعد از نیمه شب هم به پای کار نمیرسیم. پس با این اوضاع نیرو را کجا میخواهید ببرید؟... مسئله دیگر به علت نبودن جاده در این مسیر، امکان رساندن وسایل به نیروها در حد صفر است و انتقال شهید و مجروح نیز از خط به سختی صورت میگیرد... و به هر حال ما این مسائل را به شما میگوییم، معایب آن را بر طرف کنید و اگر میخواهید ما از آنجا برویم و تصمیم قطعی دارید، ما از آنجا میرویم... اما آقای جعفری خدا شاهد است برای رفتن چیز [ترس و واهمه] نداریم، بیشتر نتیجه کار است که آدم میخواهد بداند.»
شهامی در ادامه به فرمانده خود میگوید:
«عراقیها تاکتیک جدیدی در خطوط پدافندیشان به کار بردهاند. اولا خط نامنظمی را ایجاد کردهاند. خطی که وقتی از دیدگاه نگاه میکردیم همهاش میدان مین میدیدیم. ثانیا خط جلویی دشمن خط فریب بود و خط اصلی مستقیم نداشت، بلکه سنگرهای متعددی داشت. دور هر سنگر هم میدان مین بود. [ماندهایم] که چگونه میتوانیم با این میادین مین مبارزه کنیم. چگونه میتوانیم خود را به نیروهای دشمن برسانیم. 6 - 5 معبر عملیاتی که انتخاب کرده بودیم و برادران رفتند، دشمن کمین متعددی در خط ایجاد کرده بود نکته قابل توجه نوع سنگر بود. پیش از این عراقیها سنگرهای کمین را که در زمین حفر میکردند، خاک آن را جلوی سنگر میریختند و این شاخص خوبی برای پیدا کردن سنگر بود. اما عراقیها این را فهمیده بودند لذا در اینجا خاک سنگر را برده بودند [یا در روی زمین پهن کرده بودند] ، بنابراین در تاریکی شب تا نزدیک سنگر هم که میرفتیم، اصلا متوجه سنگر کمین نمیشدیم و گاهی به کمین
میخوردیم و در یک لحظه میدیدیم که یک نفر از توی زمین بیرون آمد و خلاصه مشکلاتی ایجاد میشد.»
نکته مهم در این گزارش و نیز گزارشهای دیگری که از تیمهای شناسایی سایر یگانها دریافت میشد، جملگی از پیچیدگی موانع، استحکامات و زمین مسلح خبر میداد که امکان اجرای عملیات رو در روی را تلویحا نفی و شکستن خطوط دفاعی دشمن را بسیار مشکل قلمداد میکرد.
بدین ترتیب ضرورت رخنه و نفوذ به عمق مواضع قوای دشمن به ویژه از پهلو یا پشت سر، بار دیگر مورد توجه جدی قرار گرفت و اعضای هر تیم شناسایی در صدد برآمدند با استفاده از تجربیات و نبوغ خود راه کاری مطمئن پیدا کنند.
فرماندهی لشکر 17 نیز تأکید داشت تا عملیات از معبری که به پشت مواضع عراقیها راه پیدا میکند، انجام شود. به ویژه آنکه از 6 راه کار فقط 2 راه کار تا حدی برای عملیات قابل اطمینان بود.
در این وضعیت بود که فرماندهان گردانها از فرمانده لشکر اجازه خواستند تا بار دیگر به شناسایی بروند و نظر نهایی خود را درباره امکان بردن نیرو و اجرای عملیات از معبرها اعلام کنند.
فرمانده لشکر نیز به آنها یادآوری میکند تا در جریان شناسایی، شیارهای موجود در ارتفاعات منطقه را به خوبی شناسایی کنند تا بلکه به راه کار اطمینان بخشی دست یابند.
ساعت 22 شامگاه 31 خرداد فرمانده گردان امام سجاد (ع) (ملا محمدی)، سه فرمانده گروهان این گردان و یکی از نیروهای اطلاعات عملیات (پاکنژاد) بار دیگر عزم خود را جزم کردند تا در جاده آبزیادی، معبر مطمئن و کارگشایی پیدا کنند. آنان در تاریکی شب به سوی مواضع عراقیها حرکت کردند. در طول راه در بسیاری نقاط به دلیل حضور نیروهای دشمن در ارتفاع، با دقت و اختفای بیشتر مسیر را میپیمودند. سرانجام پس از گذشت یک و نیم ساعت با گذر از شیارها و ارتفاعات جبل حمرین به نزدیکی سنگرهای کمین و اولین خط پدافندی دشمن رسیدند. در آن شرایط امکان نزدیکی بیشتر به موانع و مواضع عراقیها نبود.
از سویی تیم شناسایی دیگر که از جبهه روبرو سعی داشتند معبری را شناسایی کرده و اقدامات لازم را برای تسهیل عبور نیروها فراهم آورند، هیچ نقطه کوری که
از نظر عراقیها پنهان باشد، پیدا نکردند. حتی سمت چپ و راست مواضع عراقیها را با دقت بررسی کردند، لیکن نتیجهای نداشت، زیرا سنگرهای کمین متعددی وجود داشت که عبور از آنها مخاطرهآمیز بود. هم چنین در یک چشمانداز، به نظر میرسید به دلیل فاصله زیاد بین دو عارضه طبیعی در طول مسیر، امکان عبور نیروها میسر نباشد زیرا آنان باید مقداری از مسیر را در زیر دید کامل نیروهای کمین یا خط اول عراقیها طی میکردند که در این صورت با کمترین هوشیاری از سوی نگهبانان عراقی، تلفات و خسارات سنگینی متوجه نیروهای گردان بود. لذا فرمانده گردان و همراهان با وضع موجود هیچ امیدی به عبور بیخطر نیروها و نتیجه رضایت بخش نداشتند.
عقربههای ساعت 2 بامداد (1 / 4 / 65) را نشان میدهند. نور مهتاب فضای منطقه را روشن کرده و نورافشانی منورهایی که گاه و بیگاه عراقیها شلیک میکنند بر روشنایی زمین منطقه میافزاید. با توجه به گذشت زمان و تنگی وقت سه فرمانده گروهان به دستور فرمانده گردان به عقب بازگشتند و پاکنژاد و ملا محمدی (فرمانده گردان) دل به خدا سپردند و تصمیم گرفتند دو نفری برای گشایشی در گره این محور، از قسمت پوزه آبزیادی به طرف ابتدای خط پدافندی عراقیها، صخرهها را شناسایی کنند تا بلکه راهی برای عبور نیروها به پشت مواضع دشمن پیدا نمایند.
ناگهان به یاد آوردند در گزارش تیم شناسایی صحبت از شیاری در انتهای خط دشمن شده است که در مسیر آن یک سنگر کمین وجود دارد که در صورت خاموش کردن نیروهای کمین، میتوان به پشت مواضع عراقیها رخنه کرد.
آنان به راه خود ادامه دادند. با احتیاط پس از فراز و فرود از هر تپهای و شیاری داخل شیارها را با دوربین دید در شب (مادون قرمز) به دقت نگاه میکردند. ناگهان در بالای یکی از شیارها پاکنژاد متوجه سنگری شد، شیار را کمی برانداز کردند و حرکت نمودند.
راهی بود که به بالای شیار منتهی میشد، راهی صخرهای که شن ریزههای زیادی داشت. مرتب سر میخوردند، عبور از این مسیر دشوار بود. ناامیدانه تصمیم به برگشت گرفتند. کمی به عقب آمدند که متوجه شیاری دیگر شدند؛ بین جاده آبزیادی و خط اصلی دشمن که وقتی به بالای آن نگاه کردند به نظرشان رسید که سنگری آن بالاست.
هر دو خیلی خسته شده بودند. تپه ماهورهای بسیاری را بالا و پایین رفته بودند. پاک نژاد که جثه بزرگتری داشت از همرزم خود خواست تا از شیار بالا رود و آن را به دقت بررسی کند. خودش هم این فرصت کوتاه را مغتنم شمرد و به استراحت پرداخت. ملا محمدی دقایقی بعد برگشت و گفت بالا رفتن از صخرهها امکان ندارد.
حالا هر دو خستهتر از گذشته چشم به آسمان دوخته از خدای خود استمداد میطلبند. سرانجام تصمیم گرفتند به عقب باز گردند. ولی باز هم یکی از آن دو راضی به بازگشت نمیشد، زیرا سرنوشت عملیات در این محور به عملیات موفق گردانهای امام سجاد (ع) و امام حسین (ع) بستگی داشت. از این رو پاکنژاد از همراه خود خواست دقایقی به استراحت بپردازد و خود بار دیگر از صخره مذکور بالا رفت. هنوز چند متری از شیار بالا نرفته بود که احساس کرد انگار از پله بالا میرود. صخرههای زیر پایش را که حالت پلکانی داشت یکی پس از دیگری با احتیاط پشتسر گذاشت و بالا رفت، ناگهان خود را بالای ارتفاع دید. باورش نمیشد به این سادگی و بدون آنکه نیرویی از عراقیها او را تهدید کند، به بالای ارتفاع رسیده باشد.
پاکنژاد در این باره میگوید:
«وقتی ملا محمدی گفت راهی نیست گفتم خیلی خوب... تو اینجا بمان تا من بروم بالای شیار را نگاه کنم. حس ششمی خوبی داشتم. احساس کردم اینجا باید یک راهی باشد که ما بتوانیم نتیجهای بگیریم. بیاغراق بگویم من اساسا با حسام توی میدانهای مین میروم بدون آنکه مینی را خنثی کنم. از شیار بالا آمدم. انتهای شیار صخرهای بود. سمت راست آن به صورت پرتگاه بود. کمی به سمت چپ رفتم راهی بود که ملایم روی ارتفاع میرفت. یک چیز (راه) خاصی بود. انگار خدا اینجا را طوری قرار داده که من آن را در شب به راحتی ببینم کمی که جلوتر رفتم ناگهان در چند قدمی خود متوجه سنگری شدم. در یک لحظه کپ کردم. یعنی افت کردم. اما با تسلط بر خودم نشستم و به سنگر خیره شدم. اطرافم را برانداز کردم، سپس سنگریزهای برداشتم و به طرف سنگر پرتاب کردم تا اگر داخل آن کسی است، واکنش او را ببینم. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. به آرامی بلند شدم به سمت سنگر رفتم. آرام، آرام به چند قدمی سنگر رسیدم. کمی تأمل کردم. وقتی سکوت محض آن را حس کردم، مطمئنتر به سمت سنگر رفتم. در چند
متری سنگر کانالی دیدم که به سنگر منتهی میشد. در نگاه اول مشخص بود که کانال حفاری شده به منظور اشراف بر تپه و خصوصا شیار راه پلهای است. سنگر را به دقت زیر نظر گرفتم هیچ صدایی نمیآمد. به آرامی و دولادولا جلو رفتم و داخل کانال شدم و با آمادگی برای مقابله با نیروهای عراقی در صورت لزوم، به چند قدمی سنگر رسیدم. دیدم سنگر متروکه است و داخل آن کسی نیست. سنگری غیر مسقف در ابعاد 5 / 1 در 5 / 1 متر، احساس خوبی داشتم، انگار خدا دنیا را به من داده بود. حالا مطمئنتر از لحظات قبل از درون سنگر به دقت اطراف خود را نگاه کردم، سمت دیگر کانال منتهی میشد به خط اصلی دشمن. از سنگر بیرون آمدم کمی به چپ، مسافت کوتاهی به راست، بالا و پایین را نگاه کردم، در کمال ناباوری خود را کنار جاده آبزیادی دیدم، باورم نمیشد. انگار خدا دنیا را به من داده بود. یک لحظه جادهای را که ادامهاش به پشت مواضع عراقیها منتهی میشد، در کنار خود دیدم، وقتی نگاه کردم در فاصله 30 متری، یک کانال 25 متری دیدم که دو سنگر هم در کنار آن احداث شده بود. از درون سنگر روشنی فانوسی کم نور که در حدود 20 متری من بود، سوسو میزد. حس کنجکاویام مجبورم کرد به سمت آن بروم. به آرامی رفتم به سوی آن سنگر. نزدیک سنگر رفتم. هیچ صدایی شنیده نمیشد. پارچهای که به دیوار سنگر آویزان بود کنار زدم. سه نفر خوابیده بودند. یک فانوس هم داخل سنگر روشن بود. نگاهم به کلمن آب افتاد. خیلی تشنه بودم. پاورچین جلو رفتم. کلمن را برداشتم تا آب بخورم. ناگهان صدایی شنیدم. یک عراقی از داخل کانال به سوی سنگر میآمد. باید فوری تصمیم میگرفتم یا باید درگیر میشدم یا با تسلط بر خود وانمود میکردم از خود آنها هستم. آب را برداشتم آوردم بیرون. سرباز عراقی از بیرون من را دید. اما بدون اعتنا به من، رفت به سمت یک چادر صحرایی کوچک که احتمالا توالت آنها بود. نفس راحتی کشیدم مقداری آب خوردم. کلمن را سر جایش گذاشتم و از سنگر آنها خارج شدم و بلافاصله برگشتم. مجددا به طرف جاده آبزیادی رفتم و به آرامی چپ و راست خود را بررسی کردم. صداهایی از سمت راست توجهام را جلب کرد، سپس به سمت جنوب جاده مسافتی
حدود 300 متر پیش رفتم که سنگر دیگری دیدم. نزدیک سنگر دشمن رسیدم. یک کانال هم بغل این سنگر بود که تردد کل نیروها از داخل آن انجام میشد. نزدیکتر رفتم. اصلا باورم نمیشد که این طور و به راحتی بتوانم در پشت نیروهای عراقی سر در بیاورم. سنگر محل استراحت و سنگر خمپارهانداز 81 که دو نفر در آن خوابیده بودند، کاملا قابل رؤیت بودند. بعد مسافتی را به سمت چپ جاده رفتم. رسیدم به جایی که جاده دو تا میشد. یک نگهبان عراقی در کنار سنگر دوشکا - که جهت آن به سمت جاده آبزیادی بود - ایستاده بود و بعد سنگرهای متعدد دیگر. با دقت و به آرامی میدان مین را جستجو کردم تا در آن معبری را شناسایی کنم. میدان مین در حاشیه جاده بود و معبر آن هم، همان جاده محسوب میشد. به نظرم اصلا خدا در آن منطقه این شیار را درست کرده، آن هم برای چنین عملیاتی، برای سیلی زدن به صورت صدام با آن ادعایی که کرده بود [عقبنشینی از مهران در مقابل عقبنشینی رزمندگان از فاو] . این معجزه است... در حقیقت وقتی این راه کار پیدا شد تمام آن خاطرات تلخی که در عملیات [والفجر 3] مهران داشتیم از ذهنم خاموش شد... خیلی خوشحال بودم. انگار خدا بهشت را دربست در اختیار من گذاشت. به خاطر اینکه واقعا احساس میکردم از این راه کار برای شکستن خط دشمن، ما تلفاتی نخواهیم داشت و عملیات هم صد در صد موفقیتآمیز است.»
در پی این موفقیت، پاکنژاد نزد ملا محمدی باز میگردد. ملا محمدی به او میگوید: دیر کردی؟! و بدون آنکه منتظر توضیح پاکنژاد شود، ادامه میدهد: «نگفتم نتیجهای ندارد.» گرچه پاکنژاد حرفی به او نمیزند، اما ملا محمدی از نوع برخورد پاکنژاد حس میکند که او خیر خوشی دارد. با بیتابی از او سؤال میکند. پاکنژاد دستی به شانه او میزند و میگوید: «برویم تا برایت بگویم.»
ساعت حدود 3 بامداد به سوی خطوط پدافندی لشکر به راه افتادند و پس از 45 دقیقه پیادهروی به مقر خود رسیدند و به استراحت پرداختند، در حالی که پاکنژاد هرگز در طول مسیر چیزهایی را که دیده بود برای ملا محمدی تعریف نکرد چرا که: «حس کردم نباید به او چیزی بگویم. چون او مسئول گردانی بود که احتمالا نیروهایش از همین محل عملیات میکردند. بنابراین در صورت آگاهی از این راه کار،
کنجکاو میشد تا در شبهای بعدی، این محل را با نیروهایش تست کند و اگر بیاحتیاطی صورت میگرفت، همه دستاوردها از دست میرفت.»
محمود پاکنژاد پس از استراحت، ساعت 9:30 همان روز با حضور در سنگر فرماندهی لشکر، جزئیات این شناسایی را برای فرمانده لشکر و قائم مقام وی و مسئول محور تشریح کرد، لیکن باور کردن اینکه چنین راهکاری که به عمق مواضع عراقیها در کنار جاده آبزیادی برسد، کشف شده، مشکل بود. همه حدس میزدند او وارد منطقه ممنوعه دشمن شده است و سعی داشتند که او را قانع کنند که اشتباه میکند، ولی پاکنژاد برای اثبات اینکه آنچه دیده و میگوید واقعیت دارد، آنها را به دیدگاه برد و تا حدودی که از پشت دوربین مشخص بود، راه کار و موضع دشمن را به آنها نشان داد. غلامرضا جعفری (فرمانده لشکر) که تا حدودی قانع شده بود، گفت: «در این صورت شاهکار است. خدا واقعا لطف کرد.»
پاکنژاد که حالا احساس رضایت را در سیمای فرمانده خود دید، حس درونیاش را چنین ابراز کرد: «به نظرم در اینجا عنایت و هدایتهای خارج از ملاکها و معیارها مادی و طبیعی را میدیدیم. وقتی خدا دید ما تلاش خود را کردیم و پای کار آمدیم و با آن ملامتها، افسردگیها و دلتنگیهای ناشی از نداشتن نیروی کافی و شرایط سخت جوی و جغرافیایی و غربت بچههای جنگ، ما را به بهترین سمت هدایت کرد.»
پاکنژاد سپس به فرمانده لشکر میگوید: «اگر اجازه بدهید، ما یک بار دیگر میرویم، یک روز در شیار میمانیم.»
جعفری: «روز نمیخواهد به سنگر بروی، فقط برو داخل شیاری که میگویی و از آنجا دشمن را زیر نظر بگیر.»
فتوحی (معاون لشکر) هم با استقبال از تدبیر فرماندهی میگوید: «بروند. یک شب و روز هم آنجا بمانند. فرمانده گردان و فرمانده گروهانها را هم ببرند ببینند تا خودشان مطمئن شوند که آیا میشود رفت یا نه؟ آیا محلی که برای استقرار نیروهای خودی شناسایی شده، دشمن به آن دید دارد یا نه؟»
ساعت 1:30 بامداد 3 / 4 / 1365 پاکنژاد و همراهان راهی شیار پلهای و معبر آن میشوند. آنان که به قصد ماندن یک روز در منطقه دشمن آمده بودند، مختصر تغذیهای با خود میبرند. پس از گذشت 2 ساعت به شیار میرسند و بدون بروز
حادثهای از آن بالا میروند.
آنها تمام شب را در سکوت و مراقبت در سنگر متروکه میگذرانند و با دقت کلیه نقل و انتقالات، رفت و آمدها، تعویض پستهای نگهبانی و... را در ذهن میسپارند. با روشن شدن هوا پاکنژاد که از بیخوابیهای متوالی بسیار خسته شده بود از ناصر حمزهای میخواهد تا فرماندهان گروهانها و دستهها را توجیه کند.
«[هنوز از توصیه حاج محمود برای توجیه نیروها دقایقی نگذشته بود که] دیدم حاج محمود خوابیده، خواب که چه عرض کنم. خوابیدن همراه با خروپف، خیلی جالب بود. از یک طرف ما دلشوره و اضطراب داشتیم چون اولا بین دشمن بودیم، دوم اینکه روز شده بود و هر لحظه احتمال داشت فرماندهان عراقی برای سرکشی از سنگرها به طرف ما هم بیایند تا مسیرها را چک کنند. به همین خاطر اضطراب داشتیم. احساس میکردیم اگر اینها سراغ این سنگر بیایند چه اتفاقی میافتد. البته نگرانی ما از درگیر شدن با عراقیها نبود. بلکه بحث این بود که نکند از این فرصت طلایی که به دست آوردهایم محروم شویم. چرا که امید بسیاری در دل ما بوجود آمده بود و قفل عملیات میتوانست با این کلید باز شود. بنابراین اگر لو میرفت به نوعی همه امیدها به یأس تبدیل میشد. پس از توجیه همراهانم، از شدت اضطراب حاج محمود را صدا زدم تا از خواب بیدار شد گفتم اگر عراقیها بیایند چکار کنیم؟ اگر درگیر بشویم، معبر لو میرود. اگر نزنیم، گیر میافتیم. حاج محمود هم در حالی که آسوده دراز کشیده بود گفت: نه نترسید، اگر اینها بیایند و ما را در این وضع نگاه کنند، خودشان هول میکنند.»
صبوری و شکیبایی پاکنژاد در چنین لحظات حساسی، به تدریج موجب آرامش همراهان شد. حالا آنها از داخل سنگر با آرامی، منطقه دشمن را در روز روشن شناسایی میکردند و در ذهن برای گروهان و دسته خود مانور طراحی میکردند. آنها برای اینکه به هنگام سرک کشیدن از درون سنگر، سیاهی موهای سرشان جلب توجه نکند، گونی به سر خود کشیده بودند و سوراخهایی را در مقابل چشم خود ایجاد کرده بودند. نیروهای عراقی هم بدون آنکه متوجه آنان باشند به رفت و آمد و کارهای خود مشغول بودند. اسم یکدیگر را صدا میزدند. عبدالحمید، جابر و...
در این مدت چندین خودروی ایفا و جیپ فرماندهی روی جاده رفت و آمد
کردند. اما تردد روی جاده بسیار کم بود. نکته مهم دیگر تست کردن شیاری بود که در فاصله 150 متری نیروهای عراقی قرار داشت. شیاری که تا حدودی کور بود و عراقیها در این مدت متوجه حضور رزمندگان ایرانی در آن نشدند.
ساعت 5 بعدازظهر بود. پاکنژاد، حمزهای و همراهان پس از این مدت طولانی، دیگر احساس نگرانی نمیکردند و بسیار خوشحال بودند. حمزهای با هیجان خاصی در این باره میگوید: «خیلی جالب است. اسم فرمانده گروهان و نگهبان عراقی را هم میدانستیم. اصلا حرکتی نوین و یک وضعیت جدید و کار جدا قشنگی بود.»
دقایقی به غروب خورشید نماند بود. نیروها درون سنگر خود را آماده بازگشت کرده بودند که ناگهان یک جیپ فرماندهی عراق که علاوه بر راننده سه نفر دیگر سوار آن بودند، از روی جاده آبزیادی آهسته به سمت سنگر آمدند. در یک لحظه نفسها در سینه حبس شد. نزدیک به 15 ساعت حضور در سنگر، بدون حادثهای گذشته بود و اکنون خطر افشای آنها بسیار محتمل بود. هیچ واکنشی متصور نبود، شاید تنها یک معجزه میتوانست به این وضعیت بسیار حساس خاتمه دهد. پاکنژاد و همراهان خود را بیشتر جمع و جور کردند و داخل سنگر که سقف نداشت، نگران روی دو زانو حالت هجومی به خود گرفتند تا در صورت رو در رو شدن با نیروهای عراقی از خود دفاع کنند.
خودروی عراقی به آرامی جلو آمده در پنجاه شصت متری سنگر و به سمت شیاری که نیروها از آن بالا آمده بودند، توقف مینماید. فرمانده ارشد عراقی و همراهان از خودرو پیاده میشوند و فرمانده نگاهی به اطراف میاندازد و توضیحاتی به همراهان میدهد. سپس با قدمهایی آهسته به سمت شیار میآیند. آنها پرتگاهی عمیق را جلوی چشمان خود میبینند که احتمال نفوذ نیروی از آن در حد صفر است. لذا پس از توجیه و بدون آنکه به چیزی مشکوک شوند، سوار خودرو میشوند و با آن به سوی سنگر فرماندهی که در همان نزدیکی قرار داشت، میروند.
صدای دور شدن خودرو، به نیروهای درون سنگر مجال میدهد که با نفسی عمیق بر هیجان لحظات پر اضطراب غلبه کنند. «همگی سجده شکر به جا آوردیم. واقعا متحیر بودیم که چطور از این راه 80 تا 100 متر منطقه خالی، غفلت کردند و به سوی سنگر متروکه نیامدند. [البته شاید حق داشتند] چون وقتی کسی لب این شیار میایستاد و پرتگاه آن را نگاه میکرد اصلا نمیتوانست تصور کند که کسی
جرأت کند لب این پرتگاه بیاید.»
با خاتمه کار شناسایی و اثبات اینکه میتوان به پشت مواضع دشمن دست یافت، شور و شعف بیشتری در چهره پاکنژاد ایجاد شد. اما این احساس هنوز خاص او بود چون همراهان او به رغم احساس رضایت از وجود چنین معبری، ته دل نگرانی داشتند. این مسئله را میشد از ابراز نظر حمزهای درک کرد:
«آن شیاری بود که خدا وکیلی اگر یک عراقی یک پاکت تخمه و یک جعبه نارنجک کنارش میگذاشت و هر چند وقت یکبار، یک نارنجک توی شیار میانداخت، کسی زنده نمیماند. یعنی اینقدر مسیر بسته و سخت بود.»
پس از بازگشت، گزارش شناسایی مجدد به فرمانده لشکر داده شد. غلامرضا جعفری اگر چه خاطرش آسوده بود اما دلش آرام و قرار نداشت. برای رفع نگرانی، به بهانه آخرین بررسی و آگاهی از میزان هوشیاری نیروهای عراقی تصمیم گرفت به نقطه رهایی برود. پاکنژاد به لحاظ رعایت مسایل حفاظتی و امنیت جان فرمانده لشکر، تلاش کرد که او را از این تصمیم منصرف کند، اما نتوانست. شب هنگام فرمانده لشکر به اتفاق برخی از فرماندهان گردانهای عمل کننده عازم نقطه رهایی شدند. از شیار بالا میروند و در یک چشم به هم زدن جعفری خود را روی جاده آبزیادی میبیند. او ناباورانه به بررسی مواضع دشمن میپردازند. «حتی داخل یک سنگر رفتیم و وضعیت را بهتر دیدیم. این راه کار بر خلاف پنج راه کار دیگر بر نیروهای دشمن تسلط داشت، نه بر میادین مین. در واقع جنگ ما، جنگ با کمین عراقیها نبود، جنگ با میادین مین نبود، ما فقط جنگ با نیروهای غافلی داشتیم که تا این لحظه اصلا متوجه حضور ما طی چندین نوبت شناسایی نشدند.»
راه کار فوق، چنان اطمینانی در فرمانده لشکر 17 ایجاد کرد که پس از بازگشت مانور جدیدتری را برای یگان خود طراحی نمود. وی ضمنا برای رعایت اصل غافلگیری، به مسئولان واحد اطلاعات - عملیات تأکید کرد تا شب عملیات کسی حق مراجعه به این راه کار را ندارد. صبح همان شب فرمانده لشکر 17 با معاونش عازم قرارگاه شده و ضمن تشریح راه کار جدید برای برادر رحیم صفوی، گفتند که ما میخواهیم معابر مقابل منطقه آبزیادی و حمرین را حذف کنیم و به پشت دشمن برویم.
جانشین فرمانده نیروی زمینی پس از گزارش فرماندهان لشکر 17، در حالی که احساس رضایتمندی در چهرهاش محسوس بود، با تصدیق صحبتهای جعفری و
فتوحی ضمن آنکه نفوذ به عمق دشمن را کاری مهم و شایسته برشمرد ولی آن را خطرناک و بسیار ریسکپذیر اعلام کرد. وی (رحیم صفوی) این کار را مثل هلی برن توصیف کرد و در مورد پشتیبانی از نیروهای عمل کننده و امکان ارتباط زمینی با آنها احساس نگرانی میکرد. جعفری و فتوحی نیز این نگرانی را تأیید میکردند.
آنچه بدیهی بود اینکه پس از پیدا شدن راه کار جدید، همه فرماندهان لشکر 17 بر این نظر بودند که اگر تا انتقال نیروها به نقطه رهایی حادثهای رخ ندهد، تضمین پیروزی و غلبه رزمندگان بر نیروهای عراقی تا 90 درصد افزایش خواهد یافت و در غیر این صورت این اقدام فقط نوعی ریسک تلقی میشد.
هنگام تشریح شناسایی با کلیه جزئیات و توجیه این راه کار برای نیروهای عمل کننده و بیان چگونگی اجرای عملیات، آن هم در عمق 8 کیلومتری دشمن و از منطقهای کاملا استثنایی، چنان هیجانی در رزمندگان ایجاد شده بود که به راحتی در چهره یک به یکشان نمایان بود. همه به وجد آمده بودند و برای عزیمت به منطقه لحظه شماری میکردند. شاید میان همه آنچه به آنها گفته شد، مهمترین موضوع صعود از معبری به ارتفاع حدود 30 متر (تا رسیدن به جاده آبزیادی) بود. این احساس و هیجان را حتی خود فرمانده گردانها نمیتوانستند پوشیده بدارند. فرمانده یکی از گردانها در این باره میگوید:
«موقعی که از شناسایی برگشتیم و بچهها (نیروها) را توجیه کردم، یک حس عجیبی در من به وجود آمده بود. یک حس غرورآمیز، و اینکه همه خطرها بازیچهای بیش نیست. یعنی آنقدر احساس بزرگی و غرور و شجاعت میکردیم، چرا که یک روز تمام میان عراقیها بودیم و کسی هم متوجه ما نشده بود. احساس برتری میکردیم نسبت به عراقیها. نیروها هم وقتی به منطقه توجیه شدند، انگار این حس به آنها هم تزریق شد. همه این احساس را داشتند که کی میشود به این شیار بروند، بیش از 20 ساعت خود را از چشم دشمن مخفی نگه دارند، بعد از معبر بالا بروند و ناگهان روی سر عراقیها بریزند.»
با شروع عملیات، رزمندگان لشکر 17 از همین معبر عملیات خود را شروع کردند و با موفقیت به اهداف خود دست یافتند در حالی که نیروهای عراقی کاملا غافلگیر شده بودند.