ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانی علیاصغر، ۱۳۴۱
عنوان و نام پدیدآور : حکومت حضرت مهدی علیهالسلام در عصر ظهور/ تالیف علی اصغر رضوانی
مشخصات نشر : قم : مسجد مقدس جمکران ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۶۳ ص
فروست : سلسله مباحث مهدویت
شابک : ۲۰۰۰ ریال 964-973-001-X : ؛ ۴۰۰۰ ریال (چاپ دوم) ؛ ۴۰۰۰ ریال (چاپ سوم) ؛ ۶۰۰۰ ریال چاپ چهارم: 978-964-973-001-1
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : چاپ دوم : زمستان ۱۳۸۵.
یادداشت : چاپ سوم: زمستان ۱۳۸۶.
یادداشت : چاپ چهارم : تابستان ۱۳۸۷.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت موضوع : مهدویت-- انتظار
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/ر۵۶ح۸ ۱۳۸۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۸۵-۱۱۴۵۴
بسم الله الرحمن الرحیم
حکومت حضرت مهدی علیهالسلام در عصر ظهور
تالیف علی اصغر رضوانی
تصویر
تصویر
در عصر کنونی که دشمنان بشریت، افکار و عقاید انحرافی را در جامعه جهانی ترویج میکنند و منجی موعود واقعی را برای حیات و قدرت پوشالی و کاخ عنکبوتی خود خطرناک میدانند، درصدد ایجاد انحراف فرهنگی برآمدهاند و با پوچگرایی، جامعه بشری و اخلاق و رفتار نیکو را مورد تعرّض قرار دادهاند، برآن شدیم تا حقیقت مهدویت را با سلسله مباحث مختصر منجی موعود برای مشتاقان علم و فضیلت عرضه نماییم.
امید است مورد توجّه حضرت حقّ جلّ و علا قرار گیرد.
مدیر مسؤول انتشارات مسجد مقدّس جمکران حسین احمدی
برای تشکیل جامعه واحد و امت واحده، یک موضوع ضروری است و آن جهانبینی واحد و اعتقاد واحد است.
در دوران ظهور و روزگار دولت عدل بنیاد مهدویعلیه السلام جهانبینی واحدی بر جهان حاکم میگردد و راه و روش و برنامهها یکی است، و یکپارچگی و یگانگی واقعی در عقیده و مرام پدید میآید، و مردمان همه یکدل و یک زبان به سوی سعادت و صلاح حرکت میکنند.
امام مهدیعلیه السلام که مصلحی حقیقی است و راه و روش او بر پایه قانون جاویدان حقّ و عدل استقرار دارد و با فطرت و سرشت انسانها هماهنگ و سازگار است، وحدتی واقعی را بر اساس اصول توحید و ایدئولوژی اسلامی پی میریزد و همه انسانها را در زیر شعار یگانه و دین واحد گرد میآورد.
امام علیعلیه السلام به مالک بن حمزه فرمود: «... در این زمان قائم ما قیام کند و همه را بر یک مرام و عقیده گرد آورد».(1)
1) 1. الغیبة، نعمانی، ص 206.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «فواللَّه یا مفضّل! لیرفع عن الملل والأدیان الاختلاف ویکون الدین کلّه للَّه»؛(1)«... به خدا سوگند ای مفضّل! [امام قائم از میان ملّتها و آیینها اختلاف را برمیدارد و یک دین بر همه حاکم میگردد.»
دینی که خود امام مهدیعلیه السلام به آن متدّین است و بعد از ظهور با آن بر مردم حکومت میکند، دین اسلام است. این مدّعا را با چند دلیل میتوان به اثبات رساند:
1 - از آنجا که حضرت مهدیعلیه السلام خاتم اوصیای پیامبر اسلام است، و قرار است به طور حتم او بر عالم حکومت کند، لذا به طور حتم دین حاکم در آن زمان، دین اسلام است.
2 - از آنجا که حکومت حضرت مهدیعلیه السلام مطابق روایات متواتره و صحیحه، حکومت عدل در تمام زمینههاست، و عدل کامل نیز منحصر در اسلام است، نتیجه میگیریم نظامی را که حضرت مهدیعلیه السلام با آن حکومت خواهد کرد، نظام اسلام خواهد بود.
3 - مطابق برخی از اخبار، حضرت مهدیعلیه السلام بر امت اسلامی حکومت خواهد کرد، این روایات به نوبه خود دلالت دارد که حکم او اسلامی بوده و احکام اجرایی او اسلامی خواهد بود.
ترمذی به سند حسن از ابی سعید خدری از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل کرده که فرمود: «همانا در میان امّت من مهدی است که خروج خواهد کرد...».(2)
4 - برخی از روایات نیز به طور صریح دلالت دارد بر اینکه حضرت مهدیعلیه السلام احکام اسلام و سنت رسول خداصلی الله علیه وآله را بعد از ظهور به اجرا خواهد گذاشت: طبرانی در «المعجم الاوسط» و نیز ابونعیم اصفهانی از ابی سعید خدری نقل کردهاند که گفت: از رسول خداصلی الله علیه وآله شنیدم که میفرمود: مردی از اهل بیتم خروج میکند که به سنت من قیام مینماید...».(1)
5 - روایاتی که به طور متواتر از رسول خداصلی الله علیه وآله و ائمه اهل بیتعلیهم السلام وارد شده که امام مهدیعلیه السلام زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. و عدل کامل تنها در دین خاتم و کامل متجلّی است که همان دین اسلام است. نتیجه اینکه دینی که حاکم در عصر ظهور است، همان دین اسلام میباشد.
از برخی روایات استفاده میشود که در عصر دولت حضرت مهدیعلیه السلام جز مسلمان احدی روی زمین باقی نمیماند.
ابن بکیر میگوید: از حضرت ابوالحسنعلیه السلام تفسیر آیه شریفه « وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ » را سؤال کردم، فرمود: «أنزلت فی القآئمعلیه السلام إذا خرج فی الیهود والنصاری والصابئین والزنادقه وأهل الردّة والکفّار فی شرق الأرض وغربها، فعرض علیهم الإسلام، فمن أسلم طوعاً أمره بالصلوة والزکوة وما یؤمر به المسلم ویجب للَّه علیه، ومن لم یسلم ضرب عنقه حتّی لا یبقی فی المشارق والمغارب أحد
1) 4. همان، ص 131.
إلّا وحّد اللَّه»؛(1)«آیه مذکور در شأن قائم نازل شده است، وقتی آن جناب ظاهر شود دین اسلام را بر یهود و نصارا و صابئین و کفار شرق و غرب عرضه میدارد، پس هر کس با میل و اختیار اسلام بیاورد او را به نماز و زکات و سایر واجبات امر میکند، و هر کس از قبول اسلام سرباز زند، گردنش را میزند، تا آنکه در شرق و غرب زمین جز موحد و خداپرست کسی باقی نمیماند ...».
ولی با مراجعه به روایات دیگر پی خواهیم برد که یهود و نصارا تا روز قیامت باقی خواهند ماند.
ابوبصیر میگوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم که صاحبالامر با اهل ذمه، یهود و نصارا چه خواهد کرد؟ فرمود: «... یسالمهم کما سالمهم رسول اللَّهصلی الله علیه وآله، ویؤدّون الجزیة عن ید وهم صاغرون...»؛(2)«مانند پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله با آنان مصالحه میکند، آنها هم با کمال تواضع و خواری جزیه میدهند.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «صاحب امر، مهدی نامیده شده به جهت آنکه تورات و سایر کتابهای آسمانی را از غاری که در انطاکیه واقع شده خارج میکند و بین اهل تورات به تورات و اهل انجیل به انجیل و اهل زبور به زبور و اهل قرآن به قرآن حکم خواهد کرد».(3)
از آنجا که این دسته روایات که دلالت بر بقای یهود و نصارا تا روز قیامت دارد با ظاهر آیات قرآن مطابق است، لذا آن را بر طایفه اوّل از روایات مقدم میداریم.
خداوند متعال میفرماید: « وَمِنَ الَّذِینَ قالُوا إِنّا نَصاری أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظّاً مِمّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ العَداوَةَ وَالبَغْضآءَ إِلی یَوْمِ القِیامَةِ »؛(1)«و ما از کسانی که ادعای نصرانیت داشتند پیمان گرفتیم، پس قسمتی از پندهای ما را فراموش نمودند، ما هم دشمنی و کینه را تا قیامت در بینشان انداختیم.»
و نیز میفرماید: « إِذْ قالَ اللَّهُ یا عِیسی إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَرافِعُکَ إِلَیَّ وَمُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَجاعِلُ الَّذِینَ اتَّبَعُوکَ فَوْقَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِلی یَوْمِ القِیامَةِ »؛(2)«یادآور زمانی را که خداوند فرمود: ای عیسی! همانا من تو را گرفته و به سوی خویش برآرم و از کفّار دورت نمایم و پیروانت را تا قیامت بالادست و مسلط بر کفار گردانم.»
از این آیات و آیات دیگر استفاده میشود که یهود و نصارا تا روز قیامت باقی خواهند ماند، هر چند ممکن است در اقلیت باشند و بدون آنکه صاحب اختیار و اقتدار گردند، در پناه دولت اسلامی جان و مال و آبرو و ناموس آنها محفوظ باشد.
در آیه اخیر دو نکته قابل توجه است:
1 - اینکه مقصود به «توفّی» در آیه اخذ به قوت و تمام است نه مرگ، آن گونه که علامه طباطباییرضی الله عنه از اهل لغت نقل کرده است.
2 - مقصود از متابعین حضرت عیسیعلیه السلام که بر کفار تفوق داده شدهاند کسانی هستند که در زمان آن حضرت و بعد از ایشان در خط توحید بوده و بعد از ظهور اسلام از پیامبر آن؛ یعنی حضرت محمدصلی الله علیه وآله پیروی کردهاند.
مطابق برخی از روایات، حضرت مهدیعلیه السلام بین اهل تورات به توراتشان و بین اهل انجیل به انجیلشان و بین اهل زبور به زبورشان حکم خواهد کرد.
حال سؤال این است که اگر همه اهل عالم مسلمان هستند، چرا حکم بین تمام مردم در عصر ظهور یکسان نخواهد بود؟
در این باره میگوییم: همانگونه که قبلاً اشاره شد کسانی که از اهل کتاب معاند نبوده و درصدد ستیز و جنگ و مقابله با حضرت و حکومت او برنیایند میتوانند در ذمه اسلام و مسلمین بوده و با اعطای جزیه به زندگی خود ادامه دهند.
و در مورد سؤال چند احتمال وجود دارد:
1 - مقصود از آن روایات تطبیق این کتب در آن قسمتی است که فرمان به دخول در اسلام و ایمان به پیامبر داده است. اموری که در نسخههایی از انجیل که حضرت مهدیعلیه السلام یا حضرت عیسیعلیه السلام به آنها نشان میدهند موجود است.
2 - اینکه مقصود آن است که حضرت احکام این کتب را بر معتقدان به آنها که اسلام نیاوردهاند ولی تحت ذمه اسلامند به اجرا خواهد گذاشت.
شکی نیست که اسلام آخرین دین بشر از جانب خداوند متعال است. لذا خداوند متعال پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله را به عنوان «خاتم النبیین» توصیف کرده، آن حضرت نیز تصریح به این نموده که بعد از خود پیامبری دیگر نخواهد بود. لکن سؤال این است که از بین مذاهب موجود کدامین مذهب از مذاهب اسلامی به اجرا در خواهد آمد؟
این است که مطابق آیات و روایات فراوان دین حاکم در عصر ظهور دین اسلام است،(1)ولی با ضمیمه کردن این آیات به آیه اکمال پی میبریم که مذهب رایج در عصر ظهور همان مذهب تشیع است.
خداوند متعال میفرماید: « اَلیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً »؛(2)«امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین [جاودان شما پذیرفتم.»
در آن روز چه اتفاق افتاده است که خداوند به سبب آن دین خود را بر مردم کامل کرده و نعمت را بر آنان تمام نموده است، و اسلام را همراه با آن پذیرفته است؟ کلید فهم این سؤالها بررسی شأن نزول آیه و روشن شدن مصداق کلمه «الیوم» در آیه شریفه است.
با مراجعه به روایات و بیان مفسّرین در ذیل آیه فوق پی میبریم که شأن نزول آیه قضیهای است که در غدیر خم، روز هیجدهم ذی حجه اتفاق افتاده است. در آن روز پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله دست حضرت علیعلیه السلام را بلند کرده و او را به عنوان امام و خلیفه و جانشین بعد از خود معرّفی کرده است. پس دین مرضی خداوند در عصر ظهور که بر همه ادیان غالب خواهد شد، همان دینی است که در مذهب تشیع یعنی پیروی از امام علیعلیه السلام و یازده امام معصوم از فرزندان او متبلور شده است.
لذا خداوند متعال در سوره نور میفرماید: « ... وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی
ارْتَضی لَهُمْ... »؛(1)«و دینی را که برای آنها پسندیده است پیاده خواهد نمود.»
این دین پسندیده همان دینی است که در روز غدیر خم با خطّ ولایت مستدام است.
یکی از مشکلاتی که امام مهدیعلیه السلام با آن روبهرو میشود، مشکل انحرافها و برداشتها و تفسیرهای نادرستی است که در راه و روشهای دین خدا و اصول و فروع احکام الهی پدید آمده و قرنها در ذهن جامعه اسلامی نفوذ و رسوخ کرده است. این موضوع، مانع عظیمی بر سر راه امام مهدیعلیه السلام است؛ زیرا کفر و کافر به سلاحی مجهّز نیست و انسان بیاعتقاد، حقّی را به نام اسلام واژگونه نیاموخته است و برای او اصل یا اصولی را نادرست تفسیر نکرده و چیزی را به شکل انحرافی و نادرست به نام دین خدا در ذهن مردم جای نداده است و آیه یا حدیثی را به رأی و دلخواه خویش معنی نکرده است... این کار آسانی است، لیکن با مسلمان و مدّعی خداشناسی که تعالیم دین یا بخشهایی از آن را به گونهای انحرافی آموخته و معنای بسیاری از احادیث و آیات قرآنی را برعکس فهمیده است و... چگونه میتوان روبهرو شد؟ و چه سان میتوان به این طبقه فهماند که این افکار و اندیشهها و تفسیر و تأویلها که آنان و جامعه و پیشوایان و مبلّغان مذهبی ایشان به نام دین آموزش دادهاند و سالها بلکه قرنها گفته و تکرار کردهاند دین خدا نیست؟ در این جا
1) 12. سوره نور، آیه 55.
مشکلاتی روی میدهد که در مورد کافران و بیاعتقادان وجود ندارد؟ این جریان یکی از موانع بزرگ بر سر راه امام مهدیعلیه السلام است؛ زیرا در این جریان امام تنها با تودههای ناآگاه رو در رو نیست، بلکه عاملین اصلی توجیهها و تأویلها و انحرافها و تحریفها نیز پشت سر آنان قرار دارند و همواره به تحریک افکار و فتنهگری مشغولاند. عاملان اصلی برعکس تفسیر کردن قرآن و حدیث از سه جریان تشکیل میشوند:
1 - روحانیان دنیادار و وابسته.
2 . سرمایهداران و اشراف بیدین.
3 . حکومتهای به ظاهر اسلامی.
شاید بخشی از برنامههای کشتار گسترده و فراگیر امام مهدیعلیه السلام در جامعههای اسلامی در این ارتباط باشد و به این علت باشد که مسلمانان با حربه اسلام انحرافی - که در حقیقت ضدّ اسلام است - به جنگ با امام برمیخیزند، و امام ناگزیر با قاطعیّت با آنان روبهرو میشود، البته در صورتی که از افکار و اندیشههای نادرست خویش دست برندارند.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «إنّ قآئمنا إذا قام استقبل من جهلة الناس أشدّ ممّا استقبله رسول اللَّه من جهّال الجاهلیّة. قلت: وکیف ذلک؟ قال: إنّ رسول اللَّهصلی الله علیه وآله أتی الناس وهم یعبدون الحجارة والصخور والعیدان والخشب المنحوتة، وأنّ قآئمنا إذا قام أتی الناس وکلّهم یتأوّل علیه کتاب اللَّه ویحتجّ علیه به ...»؛(1)«آزاری که قائم به هنگام رستاخیز خویش از جاهلان آخرالزمان
1) 13. الغیبة، نعمانی، ص 297.
بیند بسی سختتر است از آن همه آزار که پیامبرصلی الله علیه وآله از مردم جاهلیّت دید. راوی میگوید: گفتم این چگونه میشود؟ امام فرمود: پیامبر به میان مردم آمد در حالی که ایشان سنگ و صخره و چوب و تختههای تراشیده را میپرستیدند، و قائم ما که قیام کند مردمان همه از کتاب خدا برای وی دلیل میآورند و آیههای قرآن را تأویل و توجیه میکنند.»
مشکل امام زمانعلیه السلام، مشکل تودههای جاهل و نادانی است که در دوران عمر خود گرفتار بدآموزیهای گسترده در تعالیم دین بودهاند و به رهبری و راهنمایی تزویرگران عالمنما از سر جهل رو در روی امام و منجی خویش میایستند، و با تحریک مدعیان دروغین علم دین با امام بر حقّ به ستیز برمیخیزند، و درگیری با حربه تأویل قرآن خواهد بود.
کوشش امام و رسالت او تطبیق درست و دقیق تعالیم قرآن بر مسائل حیات بشری و مشخّص کردن حدّ و مرزهای واقعی احکام اسلام است.
گرچه برخی ادیان محرّف و آیینهای شبه دینی، معتقد به برتری برخی عناصر و انسانها بر برخی دیگرند، لکن مطابق ادلهای که به آنها اشاره خواهیم کرد در حکومت و دولت حضرت مهدیعلیه السلام نژادپرستی جایگاهی ندارد:
1 - دعوت حضرت بر اساس احکام اسلامی است، و میدانیم که اسلام به طور صریح نژادپرستی را نفی میکند، آنجا که میفرماید: « یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثی وَجَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَقَبآئِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ
اللَّهِ أَتْقیکُمْ »؛(1)«ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را از تیرهها و قبیلهها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید [ولی گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.»
اسلام دین عموم مردم در عصر ظهور است و اختصاص به قوم و دسته خاصّی ندارد. خداوند میفرماید: « وَما أَرْسَلْناکَ إِلّا کآفَّةً لِلنّاسِ بَشِیراً وَنَذِیراً وَلکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لایَعْلَمُونَ »؛(2)«ما تو را جز برای همه مردم نفرستادیم تا بشارت دهی و بترسانی، ولی بیشتر مردم نمیدانند.»
اسلام ملاکهای جدیدی را برای برتری جویی قرار داده است که هیچ ارتباطی با نژادپرستی و عنصریّت ندارد:
الف. علم: « قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لایَعْلَمُونَ إِنَّما یَتَذَکَّرُ أُولُوا الأَلْبابِ »؛(3)«بگو آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند یکسانند؟ تنها خردمندان متذکّر میشوند.»
ب. تقوا: « إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقیکُمْ »؛(4)«همانا گرامیترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.»
ج. جهاد: « لایَسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ المُؤْمِنِینَ غَیْرَ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجاهِدِینَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ المُجاهِدِینَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَی القاعِدِینَ دَرَجَةً... »؛(5)«[هرگز] افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال
و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند. خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند بر قاعدان [ترککنندگان جهاد] برتری مهمّی بخشیده ...».
2 - دعوت حضرت مهدیعلیه السلام و دولت او جهانی است، و این نوع دعوت با نژادپرستی سازگاری ندارد.
3 - مطابق برخی از روایات، دولت حضرت مهدیعلیه السلام دولتی متعادل و مخالف با نژاد پرستی است:
الف. روایاتی که دلالت دارد بر اینکه حکم حضرت بر عرب شدید است.(1)و اگر قرار بر حکومت نژادپرستی باشد این روایات متضافره بیمعنا خواهد بود.
ب. روایاتی که دلالت دارد بر اینکه اصحاب خالص حضرت از نژادهای مختلف و از کشورهای مختلف هستند.
شیخ طوسی از ابیبصیر از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که درباره اصحاب قائمعلیه السلام فرمود: «سیصد و سیزده نفر مرد به عدد اهل بدر از مکانهای مختلف به سوی او میآیند».(2)
4 - مطابق برخی از روایات، حضرت به سیره رسول خداصلی الله علیه وآله عمل خواهند نمود. و میدانیم که سیره رسول خداصلی الله علیه وآله نفی هرگونه نژادپرستی بوده است.
میتوان به طور جزم ادعا کرد که نوع حکومت حضرت مهدیعلیه السلام شبیه هیچ یک از حکومتهای موجود در دنیا نیست زیرا:
اوّلاً: حضرت مهدیعلیه السلام قرار است در عصر ظهورش اسلام را به تمام معنا به عنوان برنامه حکومتی عادل پیاده کند، و میدانیم که برنامههای اسلامی با هیچ یک از نظامهای حکومتی جهان مطابقت و مشابهت کامل ندارد.
ثانیاً: اساس و بنیاد حکومتهای رایج در دنیا بر ظلم و تعدّی استوار است، حتّی حکومت دموکراسی که براساس رأی اکثریّت استوار است، در آن ظلم به اقلیتی است که حاکم و حکومت او را نپذیرفته است، در حالی که امام زمانعلیه السلام یکی از اهداف اصلی حکومتش برچیدن ظلم و بیعدالتی و گسترش عدل و داد در سطح کلّ جامعه است.
ثالثاً: همه نظامها و قوانین موجود در جهان بر مادّیت و اسقاط عنصر الهی در امور استوار است، خواه به صراحت تصریح کرده باشند همانند مارکسیستها یا ضمناً همانند هر حکومتی دیگر، در حالی که نظام حکومتی حضرت مهدیعلیه السلام بر پایه معنویّت و ربط انسان به خدا و تربیت جسم و روح استوار است. لذا تمام قوانین حکومت حضرت، قوانین الهی خواهد بود.
رابعاً: حکومت امام زمانعلیه السلام نوع حکومتی است که تمام خواستههای مادی و معنوی بشر را که در دورههای قبل و حکومتهای پیشین برآورده نشده است تأمین خواهد کرد. و مردم را از یأس و ناامیدی که از ناکامی حکومتهای پیشین پدید آمده برطرف میسازد. و لذا در روایات آمده است: «همانا دولت ما آخرین دولت است و برای هیچ اهل بیتی دولتی نیست جز آنکه قبل از ما مالک حکومت خواهند شد، تا اینکه وقتی سیره ما را دیدند
نگویند: اگر ما مالک شده بودیم به مثل همین روش عمل میکردیم. و این است گفتار خداوند متعال: « وَالعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ ».(1)
امام مهدیعلیه السلام در راه و روش خویش سازشناپذیر است و در اجرای حدود و احکام الهی و مبارزه با ستمگران قاطعیتی خدایی دارد. چشم پوشی و مسامحهای در راه و روش او نیست. از ملامت ملامتگران نمیهراسد، از هیچ مقام و قدرتی نمیترسد، و بدون هیچ گونه ملاحظهای تبهکاران را کیفر میدهد.
قاطعیت، خصلت همه رهبران راستین الهی است و در امام مهدیعلیه السلام این خصلت در حدّ اوج و کمال است. و معیار پاکسازی اجتماعات بشری همین است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «قائم قیام میکند... بر اعراب سختگیر است و راه و روش او شمشیر بوده و در راه اجرای برنامههای الهی از ملامت ملامتگران نمیهراسد».(2)
امام کاظمعلیه السلام فرمود: «... خداوند برای دوازدهمین امام از خاندان ما هر دشواری را آسان میگرداند و به دست او هر جبّار سرسختی نابود میشود و هر شیطان سرکشی هلاک میگردد».(3)
در زیارت نامهها و روایاتی که درباره حضرت مهدیعلیه السلام و عصر ظهور رسیده به زندگی اصیل و درست انسان در پرتو فروغ جاودانه تعالیم امام مهدیعلیه السلام اشاره رفته است.
در زیارتی درباره حضرت مهدیعلیه السلام میخوانیم: «... السلام علی ربیع الأنام ونضرة الأیّام...»؛(1)«سلام بر بهاران زندگی مردمان و طراوت روزگاران ...».
امام حسینعلیه السلام فرمود: «منّا اثنی عشر مهدیّاً... وآخرهم التاسع من ولدی وهو القآئم بالحقّ، یحیی اللَّه به الأرض بعد موتها ...»؛(2)«در خاندان ما دوازده مهدی است... آخر آنان نهمین فرزند من است که به حقّ قیام کند، و خداوند زمین مرده را به دست او زنده کند ...».
امام صادقعلیه السلام در تفسیر آیه « اِعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها... » فرمود: «یعنی خداوند زمین را با عدل قائم در رستاخیز ظهور او زنده میگرداند، پس از آنکه از ستم فرمانروایان ضلالت مرده باشد...».(3)
گسترش عدالت در سراسر گیتی در رأس آرمانهای انقلاب امام مهدیعلیه السلام قرار دارد و از هدفهای اساسی آن تحوّل عظیم جهانی است، چنان که این اصل از نخستین هدفها و اصلیترین برنامههای همه پیامبران بوده است، که
در گذشته تاریخ، اجتماعات و مردمان را بدان فرا خواندهاند و در راه تحقق آن فداکاریهای فراوان کرده اند. میتوان گفت بیشترین درگیری و مبارزه پیامبران بر سر اجرای عدالت بوده است... .
امام زمانعلیه السلام در برابر طبقات آگاه و عالمان و روشنفکرانی که بخواهند به گونهای در برابر اجرای عدالت بایستند مقاومت میکند، و با کسانی که با توجیه کلام خدا و تأویل آیات قرآن کریم، قصد تضعیف مبانی انقلاب او را دارند درگیر میشود و آنان را از جلو راه انقلاب بر میدارد.
«عدل» به معنای رعایت دقیق حقّ و حقوق مردم و برابری همه آنها در برخورداری از حقوق و منافع مشروع و معقول خویش است، چنان که «ظلم» زیر پا نهادن حق و حقوق دیگران و نابرابری و تبعیض است. عدالت، زمینه حیات اجتماعی تنها در بخش ویژهای از جامعه نیست، بلکه در همه ابعاد حیات فردی و اجتماعی، عامل اصلی حیات و زندگی انسان، اصل عدالت و عدل است. عدل حیات زندگی است و زندگی بی عدالت مرگی است که حیات پنداشته میشود.
امام حسینعلیه السلام فرمود: «لو لم یبق من الدنیا إلّا یوم واحد لطوّل اللَّه عزّوجلّ ذلک الیوم حتّی یخرج رجل من وُلدی فیملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلماً. کذلک سمعت رسول اللَّه یقول»؛(1)«اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی گرداند تا مردی از فرزندان من قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند، آن گونه که از ستم و بیداد آکنده باشد. این چنین از پیامبرصلی الله علیه وآله شنیدم.»
1) 27. کمال الدین، ج 1، ص 318.
امام زمان در لحظات نخستین پس از تولد، دهان به سخن گشود و عرض کرد: «... اللّهمّ انجز لی ما وعدتنی وأتمم لی أمری وثبّت وطأتی واملأ الأرض بی عدلاً وقسطاً»؛(1)« خداوندا! به آنچه بر من وعده دادی وفا کن، و امر مرا به کمال برسان، و گامهای مرا استوار بدار، و زمین را به دست من آکنده از عدل و داد ساز.»
امام علیعلیه السلام درباره عصر ظهور حضرت مهدیعلیه السلام میفرماید: «... لینزعنّ عنکم قضاة السوء ولیقبضن عنکم المراضین ولیعزلنّ عنکم أُمرآء الجور ولیطهرنّ الأرض من کلّ غاشٍ»؛(2)«... امام مهدیعلیه السلام قاضیان زشتکار را کنار میگذارد و دست سازشکاران را از سرتان کوتاه میکند و حکمرانان ستمپیشه را عزل مینماید، و زمین را از هر نادرست و خائنی پاک میسازد.»
اگر بخواهیم راز و رمز موفّقیت آن حضرت را در پیاده کردن حکومت عدل در پهنه زندگی بشر ترسیم کنیم میتوان گفت که در آن روز هم فاعلیّت فاعل تام است و هم قابلیّت محل، تکمیل شده است؛ زیرا در نظام امامت که عهدهدار اجرای حقّ و عدالت است، شخص امام که در رأس آن قرار دارد نمونه و الگوی اعلا و نمایش عملی و تجسّم ظهور تمام برنامههای اسلامی و تعلیمات آن و نسخه سعادتبخش جامعه بشری است. در این نظام، هم قوانینی که اساس عمل است به عدل، حقّ و برقراری توازن و تعادل نظر دارد، و هم حاکم و نظام حکومت و قوه مجریهای که اجرای این قوانین را بر عهده دارد از طریق عدل منحرف نمیشود.
عامل دیگر برای موفّقیت حضرت مهدیعلیه السلام در گسترش عدل در جامعه، تکامل عقول بشر در آن عصر است. کسانی با عدل و داد در گیرند که عقلشان کامل نیست و وقتی مردم از لحاظ عقل ضعیف باشند زیر بار حکومت عدل نمیروند؛ زیرا طبق احادیث، عدل از جنود عقل به شمار میآید و جور از جنود و لشکریان جهل.(1)
لذا در روایتی از امام باقرعلیه السلام میخوانیم: «إذا قام قآئمنا وضع اللَّه یده علی رؤوس العباد، فجمع بها عقولهم وکملت بها أحلامهم»؛(2)«هنگامی که قائم ما قیام کند خداوند دستش را بر سر بندگانش میگذارد و بدین وسیله عقول آنها کامل و افکارشان را پرورش میدهد.»
بنابراین، عصر حضرت مهدیعلیه السلام به جهت تکامل عقولشان و نیز عظمت نظام امامت، به سرعت تمام، پذیرای حکومت آن حضرت خواهند بود.
امام مهدیعلیه السلام مانند همه پیامبران و رهبران راستین و شایسته الهی بسیار سادهزیست است، لباسهای درشت و کمبها میپوشد، خوراک خشک و ناگوار میخورد، و... ؛ زیرا رهبری جامعه انسانی چنین سیره و روشی را نیز لازم دارد و در فکر آسایش خلق بودن و لحظهای برای آنان نیاسودن، شرط اصلی آن است.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «ما تستعجلون بخروج القآئم، فواللَّه ما لباسه إلّا الغلیظ ولا طعامه إلّا الجشب»؛(1)«به چه جهت درباره خروج قائم عجله دارید؟ به خدا سوگند! او جامهای درشت میپوشد، و خوراک خشک و ناگوار میخورد ...».
امنیت اجتماعی، امنیّت در بخشهای گوناگون زندگی اجتماعی را شامل میشود. یعنی امنیت در بخشهای اقتصادی، سیاسی، دفاعی، فرهنگی و غیره. امنیت اجتماعی زمینه همه فعالیتهای درست و مفید اجتماعی و شرط لازم رشد و تکامل فرد و جامعه است.
امام مهدیعلیه السلام پدید آورنده امنیّت اجتماعی است، امنیتی که بشریّت در تمام دوران تاریخ خود مانند آن را ندیده است.
امام صادقعلیه السلام در تفسیر آیه « وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً... ».(2)فرمود: این آیه درباره قائم و یارانش نازل شده است.
نقش اصلی دعوت پیامبران در گسترش دانایی و آموزش و تجربه و تعلیم است و ایمان از شاخههای دانایی و شناخت به شمار میرود. پیامبران به انسانها راه و رسم زندگی، هدف و نتیجه آن را میآموختند.
از سوی دیگر چون هدف از خلقت انسان، رشد و تکامل معرفت و شناخت اوست باید روزی این هدف تحقق یابد و روزگار دانشهای راستین و پیروزی خرد بر مجهولات فرا رسد. از این رو در دوران ظهور که روزگار تحقق همه آرمانهای انسانی و الهی است، شناخت انسان به تکامل نهایی میرسد، و در ابعاد گوناگون دانایی، از جهانشناسی، انسانشناسی و خداشناسی، عروج لازم را مییابد.
در دوران امام زمانعلیه السلام، همه مسائل بشری به هدف اصلی و مرز نهایی میرسد، و بشریّت در تلاش اعصار و قرون خویش به محضر استاد و معلمی راه مییابد که نکتهای از دید ژرفنگر و حقیقتبین او پوشیده نیست و هدف او پردهبرداری از حقایق و مجهولات است و تا سرحد امکان و توان انسانها، آنان را به اوج تکامل علمی میرساند. این موضوع از مهمترین برنامهها و اقدامهای حضرت مهدیعلیه السلام است. و از این رهگذر دو محور اساسی تحقق میپذیرد:
1 - با گسترش شناخت و کشف اسرار کائنات، پایههای خداشناسی استوار میگردد.
2 - گسترش شناخت و دانایی، تشکیل جامعه انسانی و بسامان و مرفّه را ممکن میسازد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «... تاسعهم قائمهم الذی یملأ اللَّه عزّوجلّ به الأرض نوراً بعد ظلمتها، وعدلاً بعد جورها، وعلماً بعد جهلها...»؛(1)«نهمین
1) 34. کمال الدین، ج 1، ص 260.
از آنان قائم است که خداوند به دست او سرزمین تاریک [زندگی را نورانی و روشن میکند، و از عدل میآکند، پس از [دوران ]ظلم، و علم و دانایی را فراگیر میسازد پس از [دوران جهل و نادانی...».
امام باقرعلیه السلام فرمود: «إذا قام قآئمنا وضع یده علی رؤوس العباد فجمع به عقولهم وأکمل به احلامهم»؛(1)«قائم ما به هنگام رستاخیز خویش، نیروهای عقلانی تودهها را تمرکز دهد و خردها و دریافتهای خلق را به کمال رساند.»
تکامل تربیت و بلوغ روحی انسان از جمله برنامههای مهمّ قیام امام مهدیعلیه السلام است. حضرت برنامه خود را از این نقطه زیربنایی آغاز میکند تا برنامههای دیگر او به شایستگی انجام یابد، و زمینهها و شرایط و عوامل اصلی صلاح، شایستگی، بسامانی، رفاه، عدالت، دادگری، قانون شناسی، تعهدپذیری، مهر ورزی، محبّت، ایثار و فداکاری در سطح جامعهها پدیدار گردد.
امام علیعلیه السلام فرمود: «... ولو قد قام قآئمنا لذهبت الشحنآء من قلوب العباد...»؛(2)«چون قائم ما قیام کند، کینهها از دلها بیرون رود.»
امام باقرعلیه السلام فرمود: «إذا قام قائمنا وضع یده علی رؤوس العباد... وأکمل به أخلاقهم»؛(3)«هنگامی که قائم ما رستاخیز کند دستش را بر سر مردم میگذارد... و اخلاق آنان را تکامل بخشد.»
از جمله برنامههای حضرت مهدیعلیه السلام اجرای اصل مساوات است. این اصل در آیات قرآن و احادیث پیامبر اکرم و امامان معصومعلیهم السلام، فراوان مورد تأکید قرار گرفته و ابعاد و جوانب آن شکافته شده و تبیین گشته است.
درباره دوران ظهور و تحقّق اصل مساوات و گسترش برادری و برابری در سراسر اجتماعات، احادیثی رسیده است که از بیان و محتوای آنها میتوان کشف کرد که در دوران امام زمانعلیه السلام، مساوات اجتماعی در سطحی بسیار عالی عینیت مییابد که شاید چگونگی آن و فراگیری و عمق نفوذ آن در این روزگاران برای ما - با ذهنیّتهای موجود - پذیرفتنی نباشد.
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «أبشرّکم بالمهدیّ یبعث فی أمّتی... یرضی عنه ساکن السمآء وساکن الأرض یقسم المال صحاحاً. فقال له رجل: وما صحاحاً؟ قال: التسویة بین الناس»؛(1)«به مهدی بشارتتان میدهم. او از میان امت من برانگیخته میشود... ساکنان آسمان و زمین از او خشنود خواهند بود. او مال را درست تقسیم میکند. مردی پرسید: درست چیست؟ فرمود: میان همه به طور مساوی.»
از برنامهها و اقدامهای امام مهدیعلیه السلام پدید آوردن رفاه اقتصادی در سطح کلّ جامعه بشری است. بخش عظیم و مهمّی از مسائل عقب ماندگی و وابستگی
1) 38. بحارالأنوار، ج 51، ص 81.
و کمبود مواد غذایی به دو عامل بستگی دارد که با یکدیگر ارتباط دارند:
1 - نظام اقتصادی استعمارگر حاکم بر جهان.
2 - نظام سیاسی حاکم بر جامعه که همواره به زیان ملتهای خود گام بر میدارند.
در رستاخیز ظهور حضرت مهدیعلیه السلام این بندها و دامها از سر راه برداشته میشود، و عوامل سلطه بر فکر و فرهنگ و اقتصاد و سیاست جهانی و کشورها نابود میگردد.
احادیث درباره رفاه اقتصادی دوران ظهور بسیار است و شاید از جمله مسائلی باشد که بیشترین تأکید بر آن شده است، و شاید پس از اصل عدالت دومین موضوعی باشد که در آن دوران در جامعهها پدید میآید. و این هر دو با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند؛ زیرا که اجرای عدالت برای از میان بردن روابط ظالمانه و غاصبانه آکل و مأکول است تا اقویا حقّ ضعیفان را نخورند و آنان را محروم نسازند. بنابراین، رفاه اقتصادی برای همه، با اجرای اصل عدالت اجتماعی و برپایی قسط قرآنی امکانپذیر است، بلکه رفاه و بینیازی، از میوههای درخت تناور عدل است، و امام با تحقق بخشیدن به اصول دادگری و عدالت اجتماعی، همگان را به زندگی درست و سازمان یافته میرساند.
امام صادقعلیه السلام میفرماید: «إنّ قائمنا إذا قام أشرقت الأرض بنور ربّها،... ویطلب الرجل منکم من یصله بماله ویأخذ من زکاته لا یوجد أحد یقبل منه ذلک. استغنی الناس بما رزقهم اللَّه من فضله»؛(1)«هنگام رستاخیز قائم ما،
1) 39. بحارالأنوار، ج 52، ص 337.
زمین با نور خدایی بدرخشد... و شما به جستوجوی اشخاصی بر میآیید که مال یا زکات بگیرند، و کسی را نمییابید که از شما قبول کند، و مردمان همه به فضل الهی بینیاز میگردند.»
پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «امّت من در زمان مهدیعلیه السلام به نعمتهایی دست یابند که پیش از آن و در هیچ دورهای دست نیافته بودند. در آن روزگار، آسمان باران فراوان دهد، و زمین روییدنی را در دل خود نگاه ندارد».(1)
در حدیثی دیگر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «... خداوند برای قائمعلیه السلام گنجها و معادن زمین را آشکار میسازد...».(2)
امام باقرعلیه السلام فرمود: «... تطوی له الأرض... فلا یبقی فی الأرض خراب إلّا قد عمر... »؛(3)«... زمین برای قائم ما در هم پیچیده میشود و... در زمین جای ناآبادی باقی نمیماند...».
همچنین امام باقرعلیه السلام فرمود: «وتظهر له الکنوز...»؛(4)«... برای قائم ما گنجها آشکار میگردد ...».
در این مورد چند احتمال وجود دارد:
1 - اینکه کثرت اموال در دست مردم از راه معجزه و به برکت وجود امام زمانعلیه السلام در میان مردم باشد. این احتمال از جهاتی قابل مناقشه است:
اوّلاً: این نظریه خلاف قانون معجزات است؛ زیرا قرار نیست که همه کارها با معجزه صورت پذیرد. سعادت انسان که عصر ظهور زمینهساز آن است در این است که از راه طبیعی به کمال خود برسد.
ثانیاً: سیاق روایات در این باب به تشکیل نظامی اقتصادی عادل اشاره دارد که بشر میتواند در پرتو آن درآمد کافی و وافر داشته باشد. و این معنا با اعجاز سازگاری ندارد.
2 - اینکه وفور مال و نعمتها به جهت گسترش زراعت و کشاورزی و تجارت است، گر چه الطاف خداوند متعال نیز در توفیر این گونه نعمتها مؤثر است.
3 - اینکه توفیر مال به جهت دسترسی و سیطره بر بانکهای بزرگ در عالم باشد، به جهت آنکه بیشتر اموالی که در آنها نهفتهاند، غصبی و حرام و نامشروع است، لذا حکومت عدل جهانی آنها را به طور مساوات بین مردم تقسیم میکند.
در دوران ظهور، دین و مذهب به سوی هدف اصلی هدایت میشود، و جهتگیری و حرکت مذهبی در راه سعادت و رفاه و تعالی انسان قرار میگیرد، و از قشریگری و سطحینگری و تجمّل گرایی زاید - که کار مذاهب باطل یا منحرف است - دور میگردد. از این رو امام مهدیعلیه السلام در آغاز رستاخیز خویش به پیرایش و آبادیها از مظاهر تجمل گراییها و مصرف زدگیها به ویژه در سازمانها و مؤسسات مذهبی میپردازد. امام همه امکانات و نیروها را صرف
هدفهای اصلی مذهب میکند؛ یعنی برپایی عدالت و رفاه عمومی و نجات انسانها از چنگال اهریمنی ظلم و محرومیت. برای تحقق این آرمانها به ضرورت، تزیین معابد و مساجد و ظاهر سازیهای بیمحتوا و تشکیلات عریض و طویل به نام مذهب و دین ممنوع میگردد و همه مظاهر این گونه معابد ویران میشود و معابد به صورت ساده و بیآرایش و دور از هر گونه تزیین و تجمّل در میآید.
عمر بن جمیع از امام باقرعلیه السلام سؤال کرد: نماز گزاردن در مساجدی که نقش و نگار دارد (آیینه کاری، کاشیکاری و تزیینات دارد) چگونه است؟ امام فرمود: «أکره ذلک ولکن لا یضرّکم الیوم ولو قد قام العدل لرأیتم کیف یصنع فی ذلک»؛(1)«این کار را خوش ندارم، و در این روزگار این موضوع ضرری برای شما ندارد، لیکن اگر عدالت حاکم گردد خواهید دید که در این امور چگونه عمل میکند.»
کلینی و مفید با سند خود از ابوبصیر و او نیز از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «إنّ القائمعلیه السلام إذا قام ردّ البیت الحرام إلی أساسه ومسجد الرسول إلی أساسه ...»؛(2)«هنگامی که قائم قیام کند مسجد الحرام را به اساس خود باز میگرداند و نیز مسجد نبوی را به اساس خود باز میگرداند ...».
در مورد این حدیث میگوییم:
1 - شیخ مفید این روایت را مرسلاً از ابیبصیر نقل کرده و کلینی نیز با این سند آن را نقل نموده است: «احمد بن محمّد، عمّن حدّثه، عن محمّد بن الحسین، عن وهیب بن حفص، عن ابیبصیر...» و معلوم است که سند ارسال دارد؛ زیرا راوی از محمّد بن حسین مشخص نیست.
شیخ طوسیرحمه الله نیز در کتاب «الغیبة»(1)حدیث فوق را نقل کرده ولی در سند آن علی بن ابیحمزه بطائنی است که از سردمداران واقفیها و از دشمنان امام رضاعلیه السلام به حساب میآید. نتیجه اینکه: این روایت هیچ سند معتبری ندارد، که قابل احتجاج باشد.
2 - حضرت مهدیعلیه السلام کسی است که مورد اعتماد شیعه و اهل سنّت است، و شیعه علاوه بر اعتماد، او را معصوم نیز میداند. او کسی است که مطابق روایات فریقین سیرهای پسندیده دارد و بعد از ظهورش زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. کسی که چنین اوصافی دارد هرگز شک و تردیدی در عملکرد او نخواهد شد، در صورتی که مسجد الحرام و مسجد النبی را برای مصالحی خراب کرده و به اساس آن بازگرداند.
3 - بر فرض صحت روایت ممکن است که توجیه آن این باشد: از آنجا که برخی از نواحی این دو مسجد به توسط سلاطین جور به جهت ریا و دیگر اهداف و یا با مال حرام و غصبی ساخته شده است، برای آنکه آثار ظالمین باقی نماند آنها را خراب میکند و به جای اصلی آن باز میگرداند.
4 - مطابق روایت صحیح مسلم، پیامبرصلی الله علیه وآله قصد داشت که کعبه را خراب
1) 46. الغیبة، ص 282.
کرده و از نو بنا کند، ولی به جهت آنکه مردم تازه مسلمان بودند از این کار صرف نظر کرد.
مسلم در صحیح خود از عبداللَّه بن زبیر از عایشه نقل کرده که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «یا عائشة! لولا أنّ قومک حدیثو عهد بشرکٍ لهدمتُ الکعبة فالزقتها بالأرض، وجعلت لها بابین: باباً شرقیاً وباباً غربیاً وزدت فیها ستّة أذرع من الحجر، فإنّ قریشاً اقتصرتها حیث بنت الکعبة».(1)حدیث دیگری نیز مسلم در همین باب نقل کرده است، که برخی از سلاطین کعبه را خراب کرده، و دوباره بازسازی کردند.(2)
مجلسی به سندش از بشیر نبّال از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «هل تدری أوّل ما یبدء به القائمعلیه السلام؟ قلت: لا. قال: یخرج هذین رطبین غضّین فیحرّقهما ...»؛(3)«آیا میدانی که اولین کاری که قائم انجام میدهد چیست؟ بشیر گفت: خیر، حضرت فرمود: آن دو نفر را در حالی که تر و تازه هستند خارج کرده و هر دو را آتش خواهد زد ...».
در مورد این حدیث میگوییم:
1 - مجلسیرحمه الله این حدیث را از کتاب فضل بن شاذان به سندش از بشیر نبّال نقل کرده است. ولی توثیقی در کتب رجال برای بشیر نبّال نرسیده، و لذا روایت از این جهت ضعیف السند بوده و قابل احتجاج نیست.
2 - بر فرض صحت سند روایت، همان گونه که اشاره شد مهمترین کار امام مهدیعلیه السلام اقامه حقّ و عدل است، و این عمل مصداق بارز آن به حساب میآید.
3 - در روایت تصریح نشده که مقصود از آن دو نفر کیست، لذا ممکن است که مقصود برخی از خلفای بنی امیّه یا بنی عباس باشند.
4 - در صورت صحت حدیث، از آنجا که امام مهدیعلیه السلام معصوم بوده و عمل او عین عدل و حق است باید اهل سنّت نسبت به این دو خلیفه تجدید نظر کرده و با دید دیگری به آنان نظر کنند.
5 - مکانی که این دو در آن دفن شدهاند حجره پیامبرصلی الله علیه وآله به حساب میآید، و هرگز حقّی نداشتند که در آن دفن شوند، و از آنجا که کار حضرت اقامه عدل است، لذا جسد آن دو را از آن مکان بیرون میآورد.
کلینی به سندش از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که خطاب به اباعبیده فرمود: «... یا أباعبیدة! إذا قام قآئم آل محمّدعلیه السلام حکم بحکم داوود وسلیمان لا یسأل البیّنه»؛(1)«... ای اباعبیده! هر گاه که قائم آل محمدعلیهم السلام قیام کند به حکم داوود و سلیمان حکم خواهد کرد و لذا از دلیل و شاهد سؤال نمیکند.»
نعمانی از ابان بن تغلب نقل کرده که گفت: من با جعفر بن محمّدعلیهما السلام در مسجد کوفه بودیم که او دست مرا گرفته بود و فرمود: «ای ابان! زود است که
1) 50. کافی، ج 1، ص 397.
خداوند سیصد و سیزده مرد را در این مسجد شما حاضر کند... آن گاه به منادی امر میکند که ندا دهد: این مهدی است که به حکم داوود و سلیمان قضاوت خواهد نمود؛ که در قضاوتش از بیّنه سؤال نمیکند».(1)
در مورد این گونه روایات میگوییم:
1 - ظاهر روایات آن است که امام زمانعلیه السلام بعد از ظهور به علم خود در هر واقعهای حکم میکند نه به بیّنه، بر خلاف آنچه که امامان سابق بر او انجام میدادند. شیخ مفیدرحمه الله در کتاب المسائل میگوید: «امامعلیه السلام میتواند به علم خود حکم کند همان طوری که به ظاهر شهادتها نیز میتواند چنین کند و هر گاه شهادت را باطل ببیند بر علم خود حکم خواهد کرد ...».(2)
علامه مجلسیرحمه الله در «مرآة العقول» میفرماید: «و این اختلاف در سیره اهل بیتعلیهم السلام از قبیل نسخ نیست تا کسی اشکال کند که بعد از پیامبر نسخی نیست، بلکه یا به اعتبار تقیه در برخی موارد است و یا به جهت اختلاف اوضاع و احوال در زمانها است ...».(3)
2 - از آنجا که وظیفه امام زمانعلیه السلام بعد از ظهور پر کردن زمین از عدل و داد است، لذا طبیعی است که به واقع حکم نماید تا اینکه حقوق به صاحبان اصلیاش باز گردد، و مقتضای آن این است که حضرت به علم خود که از جانب خدا به او الهام شده حکم نماید، و این همان حکم داوود است.
3 - حکم حاکم به علمش، بدون اتکا بر بیّنه و قسم، نه تنها مورد اتفاق علمای شیعه است بلکه برخی از علمای اهل سنّت نیز آن را جایز شمردهاند.
ابن قدامه میگوید: «... از احمد بنابر نقلی شنیده شده که حکم حاکم به علمش جایز است، و این قول ابویوسف و ابوثور و رأی دوم شافعی و اختیار مزنی است؛ زیرا پیامبرصلی الله علیه وآله در موردی که ذکر میکند بدون بیّنه و اقرار و تنها با علم به گفتار مدعی حکم صادر کرد.
آن گاه میگوید: حاکم که به قول دو گواه حکم میکند به جهت غلبه بر ظن اوست، پس در مورد علم و قطع، اولی به جواز حکم است.
و دیگر اینکه حاکم میتواند در تعدیل و جرح شهود به علم خود عمل کند، پس در ثبوت حقّ به طریق اولی میتواند به علم خود حکم نماید».(1)
نتیجه اینکه: هیچ استبعادی ندارد که حضرت مهدیعلیه السلام در قضایا به علمی که از جانب خداوند به او الهام شده حکم نماید.
در مورد این حکمتهایی را میتوان بیان داشت:
1 - از آنجا که مسیحیان به حضرت مسیح اعتقاد دارند و از طرفی دیگر جمعیّت زیادی را در جهان تشکیل میدهند، لذا با مشاهده حضرت مسیح و یقین پیدا کردن پاپ و کشیشها به او تسلیم او شده و با تسلیم حضرت مسیحعلیه السلام نسبت به حضرت مهدیعلیه السلام عموم آنان نیز تسلیم حضرت خواهند شد.
و لذا مفسران آیه « وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الکِتابِ إِلّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ »؛(2)
«و هیچ یک از اهل کتاب نیست مگر اینکه پیش از مرگش به او - حضرت مسیح - ایمان میآورد.» را مربوط به عصر نزول حضرت مسیح از آسمان در آخرالزمان میدانند.
2 - به جهت آنکه زمینه پیروزی حضرت مهدیعلیه السلام بر جهان و تسریع در آن فراهم گردد. و این از آثار حکمت اوّل است.
3 - حضرت مسیحعلیه السلام به نوبه خود میتواند متکفل مسئولیتی در حکومت جهانی حضرت مهدیعلیه السلام گردد.
شیخ مفیدرحمه الله میفرماید: «بعد از دولت قائمعلیه السلام برای هیچ کس دولتی نخواهد بود مگر آنچه در روایات اشاره شده که اولاد حضرت جانشین ایشان خواهند شد، ولی دلیل قطعی و ثابتی بر آن نیست. و اکثر روایات بر این دلالت دارند که مهدیعلیه السلام این امت از دنیا رحلت نمیکند مگر چهل روز قبل از قیامت که در آن مدّت هرج و مرج خواهد شد و علامت خروج اموات و قیام ساعت حساب و جزا است...».(1)
شیخ حرّ عاملیرحمه الله در شرح و توضیح کلام شیخ مفیدرحمه الله مینویسد: «شاید چهل روز ایّام رجعت باشد و این عدد اشاره به کمی دوران حضرتش باشد، چون مقدار زیاد را به هفتاد و مقدار کم را با عدد کمتر معرّفی میکنند. و یا اینکه هر روز از آن چهل روز برابر هزار سال باشد.
1) 56. ارشاد مفید، ج 2، ص 387.
چنان که خداوند میفرماید: « وَإِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمّا تَعُدُّونَ »؛(1)«یک روز نزد پروردگار مثل هزار سالی است که شما میشمارید.»
و شاید مراد از قیامت، قیامت صغرا باشد، و البته اطلاق قیامت بر رجعت مانعی ندارد، زیرا قیامت بر هر دو اطلاق میشود».(2)
گاهی گفته میشود: اگر حکومت حضرت مهدیعلیه السلام حکومت عدل جهانی است چرا حضرت به شهادت میرسند؟
در مورد سؤال فوق میگوییم:
دلیل قطعی یا متواتری بر شهادت حضرت مهدیعلیه السلام در دست نیست. آری، کسانی که قائل به شهادت حضرت شدهاند به دو دلیل تمسّک کردهاند:
الف. روایات عام که دلالت دارد بر اینکه تمام امامان به مرگ غیر طبیعی از دنیا خواهند رفت.
از امام حسنعلیه السلام نقل شده که فرمود: «ما منّا إلّا مسمومٌ أو مقتولٌ»؛(3)«هیچ یک از ما امامان نیست جز آنکه مسموم یا شهید میشود.»
ب. روایات خاص که مربوط به شهادت امام زمانعلیه السلام است، که مطابق روایتی، زنی به نام سعیده از طایفه بنی تمیم ایشان را به شهادت میرساند، به این نحو که از بالای بام، به هنگامی که حضرت در حال عبور است، سنگی به سوی ایشان پرتاب میکند و با آن، حضرت را به شهادت میرساند.(4)
ولی در پاسخ میگوییم:
اولاً: مسأله شهادت حضرت مهدیعلیه السلام با روایاتی که دلالت بر اصلاح عموم مردم در عصر ظهور دارد سازگاری ندارد.
ثانیاً: روایت عام را که دلالت بر مرگ غیر طبیعی عموم اهل بیتعلیهم السلام دارد، میتوان به مورد امام مهدیعلیه السلام تخصیص زد.
ثالثاً: روایت شهادت حضرت مهدیعلیه السلام به دست زن تمیمی از حیث سند تمام نیست.
رابعاً: روایاتی وجود دارد که حضرت مهدیعلیه السلام به مرگ طبیعی از دنیا رحلت میکنند:
کلینیرحمه الله به سندش از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «... چون معرفت و ایمان به حضرتش در دلهای مردم استقرار یافت، مرگ حضرت حجّتعلیه السلام فرا میرسد. پس امام حسینعلیه السلام متولّی غسل و کفن و حنوط و دفن ایشان خواهد شد».(1)
زهری میگوید: «حضرت مهدیعلیه السلام چهارده سال زندگی میکند سپس به مرگ طبیعی از دنیا رحلت میکند».(2)
ارطاه میگوید: «به من خبر رسیده است که حضرت مهدیعلیه السلام چهل سال زندگی میکند، سپس به مرگ طبیعی در بستر خود میمیرد».(3)
مطابق برخی از روایات، اصلاحات حضرت مهدیعلیه السلام فراگیر بوده و شامل همه افراد روی زمین خواهد شد.
از امام حسن مجتبیعلیه السلام نقل شده که فرمود: «خداوند در آخرالزمان مردی را برمیانگیزاند که کسی از منحرفان و فاسدان نمیماند مگر اینکه اصلاح گردد».(1)
امام باقرعلیه السلام میفرماید: «هنگامی که حضرت قائم ما قیام کند، دستش را بر سر بندگان خدا میگذارد و خردهایشان را جمع کرده (تمرکز میبخشد و رشد میدهد)، اخلاقشان را کامل میکند».(2)
رسول خداصلی الله علیه وآله به حضرت فاطمهعلیها السلام میفرماید: «خداوند از نسل این دو (حسن و حسینعلیهما السلام) شخصی را برمیانگیزد که دژهای گمراهی را میگشاید و دلهای سیاه قفل خورده را تسخیر مینماید».(3)
از برخی روایات استفاده میشود که مقرّ حکومت و به تعبیر دیگر پایتخت حکومت حضرت مهدیعلیه السلام کوفه خواهد بود.
ابوبصیر میگوید: امام صادقعلیه السلام فرمود: «ای ابامحمّد! گویا میبینم که قائم آل محمّد با خانوادهاش در مسجد سهله فرود آمده است. گفتم: آیا خانه او مسجد سهله است؟ فرمود: آری...».(4)
امام صادقعلیه السلام از مسجد سهله یاد کرد و فرمود: «آن خانه صاحب ما (حضرت مهدیعلیه السلام) است، زمانی که با خاندانش در آنجا سکونت گزیند».(1)
امام باقرعلیه السلام میفرماید: «مهدیعلیه السلام قیام میکند و به سوی کوفه میرود و منزلش را آنجا قرار میدهد».(2)و نیز آن حضرت میفرماید: «هنگامی که قائم ما قیام کند و به کوفه برود، هیچ مؤمنی نیست مگر آنکه در آن شهر در کنار مهدیعلیه السلام سکونت میگزیند یا به آن شهر میآید».(3)
حضرت علیعلیه السلام در این باره میفرماید: «روزگاری فرا رسد که این جا (مسجد کوفه) نمازگاه و مصلای مهدیعلیه السلام گردد».(4)
امتیازات ظهور حضرت مهدیعلیه السلام بر چند نوع است:
1 - یک نوع امتیاز همانند امتیاز وجود پیامبر و بودن انسان در عصر ایشان و دیگر امامان است. اگر ما در عصر آن حضرات بودیم چه آثار و برکاتی بر ما مترتب میشد که الآن نیست، آن آثار و برکات بر انسانِ در عصر ظهور نیز مترتب میگردد.
2 - یک سری امتیازات دیگری است که مخصوص عصر ظهور حضرت مهدیعلیه السلام است. عصر ظهور حضرت عصری است که بهشت واقعی برای مردم در روی زمین تحقق یافته و عصر طلایی به حساب میآید، عصری که حتی
برای پیامبرصلی الله علیه وآله نیز فراهم نشد، از همه جهت شرایط برای یک زندگی ایدهآل فراهم است، عصری که در هیچ یک از نقاط عالم ظلم و تعدّی نخواهد بود... و این امتیاز و اثر بسیار عالی است که انسان میتواند کسب کند.
قبل از بررسی این موضوع باید دو نکته را در نظر بگیریم:
1 - هدف غایی از خلقت که مطابق برخی از آیات، عبودیت در تمام سطوح است تنها و به طور کامل در عصر ظهور حضرت تحقق مییابد.
2 - اسلام به هر دو جنبه انسان، یعنی مادی و روحی او توجّه دارد. ولی اصالت را با روح او قرار داده و اگر به امکانات و رفاهیات او توجه میکند به دید اصالتی نیست.
با توجه به این دو مقدمه به این نتیجه میرسیم که امام زمانعلیه السلام هم از تکنیک روز استفاده میکند و هم در گسترش آن میکوشد ولی به مقدار ضرورت و در راستای اهداف خلقت بشر که همان پیاده شدن عبودیت مطلقه در تمام زندگی بشر است.
دانشمندان اسلامی به تبع روایات، علامات ظهور را بر دو قسم بعید و قریب تقسیم کردهاند. این تقسیم به لحاظ فاصله زمانی بین وقوع علامت و تحقق روز موعود است. علامات بعید و دور علاماتی هستند که قبل از ظهور
در فاصله زمانی طولانی تحقق مییابد. این نوع علامات بسیارند، و اکثر آنها در خارج تحقق پیدا کرده است. ولی علامتهای قریب و نزدیک، هر علامتی است که متصل به عصر ظهور بوده و دلالت بر قرب ظهور دارد. این نوع علامتها را به «علامات عصر ظهور» میشناسیم.
از علامات قریب که در عصر و سال ظهور به وقوع میپیوندند، میتوان به فرو رفتن عدّهای در سرزمین بیدا، صیحه آسمانی، قتل نفس زکیه و... اشاره کرد.
مطابق برخی از روایات، امام را تنها امام باید غسل دهد، از جمله امام رضاعلیه السلام فرمود: «إنّ الإمام لا یغسّله إلّا الإمام»؛(1)«امام را جز امام غسل نمیدهد.»
بنابراین، قدر مسلّم آن است که یکی از امامان معصوم باید حضرت مهدیعلیه السلام را بعد از رحلت غسل دهد. امّا کدام یک از آن بزرگواران مراسم تغسیل و خاک سپاری را انجام میدهد؟
از روایات استفاده میشود که امام حسینعلیه السلام بعد از رجعت، عهدهدار این امر خواهد شد.
از امام صادقعلیه السلام نقل شده که فرمود: «... جآء الحجّة الموت فیکون الذی یلی غسله وکفنه وحنوطه وإیلاجه حفرته الحسین ولا یلی الوصیّ إلّا الوصیّ»؛(2)«... مرگ حجت فرا میرسد پس متولّی غسل و کفن و حنوط و دفن او
امام حسینعلیه السلام است و کسی به جز وصی متولّی امور وصی نمیشود.»
و نیز مطابق روایتی دیگر فرمود: «فإذا استقرّت المعرفة فی قلوب المؤمنین أنّه الحسینعلیه السلام جآء الحجّة الموت فیکون الذی یغسله ویکفنه ویحنطه ویلحده فی حفرته الحسین بن علیعلیهما السلام ولا یلی الوصیّ إلّا الوصیّ»؛(1)«... چون معرفت و ایمان به امام حسینعلیه السلام در دلهای مؤمنین استقرار یافت، مرگ حضرت حجّت فرا میرسد، پس امام حسینعلیه السلام متولّی غسل و کفن و حنوط و دفن ایشان خواهد شد، و هرگز غیر از وصیّ، وصیّ را تجهیز و آماده برای خاک سپاری نمیکند».
1) 74. اصول کافی، ج 8، ص 206؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 94، ح 103.
در بین برخی از مردم این مطلب زیاد مطرح می شود که حضرت مهدیعلیه السلام بعد از ظهور، دین جدیدی را عرضه می کند، در حالی که ما می دانیم مطابق نصّ قرآن، پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله خاتم انبیاء و دین او خاتم ادیان است. از طرفی دیگر مطابق برخی از دعاها و زیارتها و نصوص روایی در مورد صاحب الأمر مهدیعلیه السلام، آن حضرت احیا کننده شریعت جدّشان رسول خدا است.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود: «القائم من ولدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی وشمائله شمائلی وسنته سنتی، یقیم الناس علی ملتی وشریعتی ویدعوهم إلی کتاب اللَّه عزّوجلّ...»؛ «قائم از اولاد من است اسم او همنام من و کنیه او همانند کنیه من و شمایل او همانند شمایل من و سنت او همان سنت من است. مردم را بر ملّت و شریعت من برپا می دارد، و آنان را به کتاب خدا دعوت می نماید».(1)
سؤال این است که آیا در روایتی اشاره شده که آن حضرت به دین جدید دعوت می کند یا خیر، و اگر چنین است معنای آن چیست؟ در اینجا به این موضوع خواهیم پرداخت.
طبیعت هر نهضت و قیام و انقلابی آن است که در برنامههای گذشته تجدید نظر کرده و درصدد پیاده کردن امری جدید باشد.
1) 75. بحارالانوار، ج 51، ص 73، ح 19.
نوآوری از ارکان اصلی هر نهضتی است، گرچه اصول آن نهضت از زمانهای گذشته بوده است، ولی از آنجا که با مرور زمان پایههای آن سست شده و در آنها تغییر و تحوّلی به وجود میآید، لذا به جهت ایجاد دگرگونی در وضعیّت موجود، انقلاب و قیامی انجام می گیرد. حال هرچه دایره این انقلاب بیشتر باشد، دگرگونی و تحوّل در آن بیشتر خواهد بود.
در مورد انقلاب جهانی حضرت مهدیعلیه السلام با اهداف والایی که دارد از قبیل: عدالتگستری و پیاده کردن اسلام در تمام ابعاد آن و در سطح کلّ جوامع، پی به دگرگونی و تحوّلی عظیم در تمام زمینهها خصوصاً در معارف و قوانین اسلامی خواهیم برد. این طبیعی است که حضرت امر جدیدی آورده و مردم را به آن دعوت کند، ولی سخن در دایره این امر جدید است.
نقل روایات
با مراجعه به روایات پی میبریم که تعبیراتی در مورد برنامههای حضرت مهدیعلیه السلام وجود دارد که احتیاج به بررسی هر یک از آنان است. در روایات، عناوینی از قبیل امر جدید، سنت جدید، قضاوت جدید، سلطه جدید و دعوت جدید به چشم می خورد، که ممکن است در ابتدای امر برای برخی ایجاد شبهه یا سؤال کند که مقصود از جدید در این موارد چیست؟ مگر نه این است که مهدیعلیه السلام دعوت کننده به همان شریعت اصیل اسلامی است؟ مقصود به این عناوین چیست؟
قبل از شرح هریک از این عناوین ابتدا به ذکر روایات پرداخته آنگاه هریک را تحلیل می کنیم:
1 - ابی بصیر از امام صادقعلیه السلام نقل می کند که فرمود: «واللَّه لکأنّی انظر الیه بین الرکن والمقام یبایع الناس علی کتاب جدید...»؛ «...به خدا سوگند! گویا به مهدی بین رکن و مقام نظر میکنم که با مردم بر کتاب جدید بیعت مینماید...».(1)
2 - و نیز از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «یقوم بامر جدید وکتاب جدید وسنة جدیدة وقضاء جدید...»؛ «...هرگاه که مهدی خروج کند به امر جدید، و کتاب جدید و سنت جدید و قضاوت جدید قیام خواهد نمود...».(2)
3 - و نیز از امام باقرعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «فواللَّه لکأنّی انظر الیه بین الرکن والمقام، یبایع الناس بامر جدید وکتاب جدید وسلطان جدید من السماء...»؛ «به خدا سوگند! گویا نظر می کنم به مهدی بین رکن و مقام که با مردم به امر جدید و کتاب جدید و سلطه جدید از آسمان بیعت می کند...».(3)
4 - شیخ مفید به سندش از ابی خدیجه از امام صادقعلیه السلام نقل کرده که فرمود: «إذا قام القائمعلیه السلام جآء بامر جدید کما دعی رسول اللَّه فی بذو الإسلام إلی أمر جدید»؛ «هنگامی که مهدی قیام کند امر جدیدی می آورد، همانگونه که رسول خدا در ابتدای اسلام مردم را به امر جدید دعوت نمود».(4)
5 - نعمانی به سندش از ابی حمزه ثمالی نقل می کند که گفت از امام باقرعلیه السلام شنیدم که می فرمود: «یقوم بامر جدید وسنة جدیدة وقضاء جدید...»؛ «.. اگر قائم آل محمد خروج کند... قیام به امر جدید و سنت جدید و قضاوت جدید خواهد نمود...».(5)
بررسی کلّی روایات
همانگونه که قبلاً اشاره شد مقتضای طبیعی هر نهضت و قیامی دعوت به امر جدید است، ولی در مورد قیام جهانی حضرت مهدیعلیه السلام امتیازات ویژهای در این جهت وجود دارد:
1 - مطابق برخی از روایات بخشی از احکام به جهت نبود شرایط و مقتضیات آنها در عصر معصومین بیان نشده است و تنها علمش نزد اهل بیتعلیهم السلام است، که در عصر ظهور، آن احکام بیان خواهد شد.
2 - بخشی از احکام است که به جهت ضایع شدن کتابها و احادیث تلف شده و به دست ما نرسیده است که قطعاً نزد امام زمانعلیه السلام وجود دارد و آنها را بیان کرده و به اجرا خواهد گذاشت.
3 - در عصر غیبت به جهت دوری از امام معصوم علما و فقها مأمور به اخذ وظیفه از ادلهای هستند که غالب آنها ظنّی است و در نتیجه احکامی که استخراج میشود احکام ظاهری است نه واقعی، گرچه ما در این عصر مأمور به عمل به این نوع احکام هستیم ولی در عصر ظهور به توسط امام زمانعلیه السلام احکام واقعی عرضه می شود.
4 - در طول تاریخ اسلام برخی از احکام کمتر به آن عمل شده یا اصلاً در جامعه پیاده نشده است همانند گرفتن جزیه با خفّت و خواری از اهل ذمّه در کشورهای اسلامی، که به طور حتم اینگونه احکام در عصر ظهور به اجرا در خواهد آمد.
5 - تا زمان ظهور به طور طبیعی دیدگاه و طرز تفّکر و تعقّل مردم بسیار
بالا رفته و آمادگی و قابلیّتهای فوقالعاده در فهم معارف دینی خواهند یافت، که در نتیجه احتیاج به پاسخگویی با انحاء مختلف به این خواستههاست.
با توجه و التفات به این امور پی خواهیم برد که حضرت گرچه احیا کننده شریعت اسلامی و پرچمدار آن است ولی این شریعت را با اسلوب و روش و بیانات جدیدی پیاده خواهد نمود.
بعد از سلطه جدید بررسی کلّی روایات به بررسی هر یک از عناوینی میپردازیم که در روایات به آنها اشاره شده است:
1 - سلطه جدید
در این عنوان احتمالاتی وجود دارد:
الف - مقصود به آن اسلوب و روش جدید در اداره حکومت و شؤون مجتمع باشد که بشر شبیه آن را در هیچ نوع حکومت و دولتی ندیده است؛ زیرا حکومتی است اسلامی به تمام معنا و مطابق با پیشرفت و تمدن بشری.
ب - مقصود به آن سلطنتی است که نسبت به سلطنتها و حکومتهای سابق جدید است ولی تجدید کننده حکومت و سلطنت رسول خداصلی الله علیه وآله در عصر خلافتش میباشد.
2 - امر جدید
درباره این عنوان نیز چند احتمال وجود دارد:
الف - مقصود به «امر» طلب باشد که شامل طلب فعل و طلب ترک است
و در نتیجه شامل احکام می شود؛ یعنی از آنجا که حضرت به واقع حکم میکند و نیز با در نظر گرفتن اموری که قبلاً به آن اشاره شد طبیعی است که حضرت امر جدیدی آورد، گرچه از اصول اصیل اسلامی تخطّی نمیکند.
ب - مقصود به «امر» روش و برنامه فکری و عقیدتی جدید با روشهای نوین باشد که در برخی از روایات به آن اشاره شده است.
ج - مقصود به «امر» امارت، خلافت و امامت باشد همانگونه که در آیه «اولی الامر» به آن اشاره شده است، و از آنجا که امارت و خلافت حضرت با سایر خلافتها فرق میکند لذا نسبت به آنها جدید است.
3 - دعوت جدید
در برخی روایات تعبیر «دعاء جدید»؛ یعنی دعوت جدید آمده است، در این عنوان نیز احتمالاتی وجود دارد از قبیل:
الف - مقصود، دعوت به مجموعه برنامه و قوانینی است که جدید است، و این مقتضای جهانی بودن حکومت حضرت است.
ب - از آنجا که امامانِ قبل از حضرت مهدیعلیه السلام قیام عمومی و در سطح گسترده نداشتند، لذا دعوت حضرت به برپایی عدل و توحید در سطح جهاتی دعوتی جدید از ناحیه اهل بیتعلیهم السلام است.
4 - کتاب جدید
در برخی از روایات تعبیر «کتاب جدید» آمده است. در اینکه مقصود به آن چیست، احتمالاتی وجود دارد:
الف - مقصود، آوردن قرآن جدید باشد، که قطعاً این احتمال باطل است؛
زیرا اتفاق امّت اسلامی است که در قرآن نقصان و زیادتی ایجاد نشده و قرآن موجود همان قرآن در عصر نزول است که در دست امام زمانعلیه السلام نیز موجود میباشد.
ب - مقصود این باشد که حضرت قرآن را آنگونه که در عصر رسول خداصلی الله علیه وآله بوده میآورد.
اگر مقصود این باشد که با تقدیم و تأخیر در آیات میآورد، این احتمال با قول به اینکه قرآن به امر رسول خداصلی الله علیه وآله تدوین شده و قرآن موجود نیز همان قرآن است، سازگاری ندارد.
ج - ممکن است که مراد همان قرآنی باشد که امام علی بن ابی طالبعلیه السلام تدوین کرده و حضرت آن را میآورد، قرآنی که متنش همین قرآن موجود است ولی با بیان شأن نزول، تفسیر برخی آیات، ذکر ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقیّد، و برخی خصوصیات دیگر که این احتمال به واقع نزدیک است.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «إذا قام قائم آل محمّد ضرب فساطیط ویعلم الناس القرآن علی ما أنزل اللَّه عزّوجلّ، فأصعب مایکون علی من حفظه الیوم، لانّه یخالف فیه التألیف»؛(1)«هنگامی که قائم آل محمّد قیام کند خیمههایی برپا می شود و مردم قرآن را آنگونه که خداوند عزّوجلّ نازل کرده فرا میگیرند. و این امر برای کسانی که قرآن را امروز حفظ کردهاند بسیار دشوار خواهد بود؛ زیرا با آنچه که الفت داشته و از قرآن مأنوس بودهاند مخالفت و مغایرت دارد».
1) 81. ارشاد مفید، ص 344.
د - ممکن است که مقصود از «کتاب جدید» معارف و مفاهیم بلند و والایی است که امام از آیات برداشت کرده و به مردم عرضه می کند، معانی که برای آنان تازگی دارد، و گویا کتابی با مفاهیمی جدید آورده است. این معنا نیز ممکن است از روایت قبل استفاده شود.
5 - سنت جدید
در برخی از روایات آمده است که حضرت مهدیعلیه السلام سنت جدیدی در عصر حکومت خود دارند. مقصود به سنت جدید چیست؟ با آنکه مطابق برخی از روایات پیامبر می فرماید: «سنت مهدی همانند سنت من است...».(1)
در مورد این سؤال می توان گفت: از آن جهت که حضرت از طرفی به واقع حکم می کنند، و نیز حکومت او در سطح گسترده و جهانی است، و بشر نیز در عصر ظهور به مستوای عالی فکری و پیشرفت عقلانی رسیده است، لذا روش حکومتی و اسلوب خاصّی در حکومتداری دارند که با روشهای دیگر فرق میکند. اگرچه نسبت به اصول و چهارچوب احکام اسلامی با سنت رسول خداصلی الله علیه وآله فرقی ندارد و تنها در اسلوب و روش با یکدیگر مغایر است.
ممکن است مقصود از سنت جدید آن باشد که سنت و روش حکومتی حضرت نسبت به روشهای مردمی که قبل از حکومت حضرت است جدید به حساب میآید.
6 - قضاوت جدید
در برخی روایات نیز تعبیر «قضاء جدید» یعنی حکم و قضاوت جدید به چشم میخورد در این که مقصود به آن چیست، چند احتمال وجود دارد:
1) 82. بحارالانوار، ج 51، ص 73، ح 19.
الف - مقصود، خطوط جدید با برنامههای بسیار پیشرفته برای بشر در عصر ظهور باشد.
ب - احتمال دیگر اینکه: حضرتعلیه السلام اسلوب جدید در قضاوت و فصل خصومت بین مردم دارد، همانگونه که در روایات اشاره شده است که حضرت به حکم داود عمل کرده و درخواست بینه و دو شاهد عادل نمیکند.
«علی العرب شدید»
در غالب روایاتی که اشاره شد ذیل عناوین بحث شده چنین تعبیری آمده است: «بر عرب شدید» است. مقصود به این جمله چیست؟
آنچه به ذهن می رسد - خدا داناتر است - اینکه حضرت مهدیعلیه السلام قیام خود را از مکه که سرزمین عرب است شروع خواهد کرد، حضرت برنامههای اصلاحی و توسعهای خود را از سرزمین اعراب شروع خواهد نمود، طبیعی است که این برنامهها با مشکلات فراوانی همراه است: درگیری با سفیانیها و دجالها و دیگر منحرفان که با برنامههای حضرت به مقابله برمی خیزند در همین مناطق خواهدبود، طبیعی است که با چنین شرایطی برنامه حضرت در عصر ظهور، سخت و دشوار خواهد بود، یعنی فشار زیادی به اعراب وارد خواهدکرد، گرچه حضرت از امکانات اعجازی هم استفاده میکنند.
شاهد این معنا اینکه در برخی از روایات ذیل جمله «علی العرب شدید» چنین آمده است:«ویل للعرب من شرّ قد اقترب»؛(1)«وای بر عرب از شرّی که برای او نزدیک شده است». ممکن است که به جهت ترحّم بر آنها باشد.
1) 83. بحارالانوار، ج 52، ص 294، ح 42.
1 قرآن کریم / چهار رنگ - گلاسه رحلی خط نیریزی / الهی قمشهای
2 قرآن کریم / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط نیریزی / الهی قمشهای
3 قرآن کریم / نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
4 قرآن کریم / وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 قرآن کریم / وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
6 صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
7 کلیات مفاتیح الجنان / عربی انتشارات مسجد مقدّس جمکران
8 کلیات مفاتیح الجنان / (وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
9 منتخب مفاتیح الجنان / (جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
10 منتخب مفاتیح الجنان / جیبی، نیمجیبی) خط خاتمی / الهی قمشهای
11 ارتباط با خدا واحد تحقیقات
12 آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزی سیّد حمید رضا موسوی
13 آئینه اسرار حسین کریمی قمی
14 آخرین پناه محمود ترحمی
15 آخرین خورشید پیدا واحد تحقیقات
16 آقا شیخ مرتضی زاهد محمد حسن سیف اللهی
17 آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
18 از زلال ولایت واحد تحقیقات
19 اسلامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
20 امامت، غیبت، ظهور واحد پژوهش
21 امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام علم الهدی / واحد تحقیقات
22 امام رضاعلیه السلام در رزمگاه ادیان سهراب علوی
23 امامشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
24 انتظار بهار و باران واحد تحقیقات
25 انتظار و انسان معاصر عزیز اللَّه حیدری
26 اهّمیت اذان و اقامه محمد محمدی اشتهاردی
27 با اولین امام در آخرین پیام حسین ایرانی
28 بامداد بشریت محمد جواد مروّجی طبسی
29 بهتر از بهار / کودک شمسی (فاطمه) وفائی
30 پرچمدار نینوا محمد محمدی اشتهاردی
31 پرچم هدایت محمد رضا اکبری
32 تاریخ امیر المؤمنینعلیه السلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
33 تاریخ پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
34 تاریخچه مسجد مقدس جمکران / (فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
35 تاریخ سید الشهداءعلیه السلام شیخ عباس صفایی حائری
36 تجلیگاه صاحب الزمانعلیه السلام سید جعفر میرعظیمی
37 جلوههای پنهانی امام عصرعلیه السلام حسین علیپور
38 چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدیعلیه السلام حسین گنجی
39 چهل حدیث /امام مهدیعلیه السلام در کلام امام علیعلیه السلام سید صادق سیدنژاد
40 حضرت مهدیعلیه السلام فروغ تابان ولایت محمد محمدی اشتهاردی
41 حکمتهای جاوید محمد حسین فهیمنیا
42 ختم سورههای یس و واقعه واحد پژوهش
43 خزائن الاشعار (مجموعه اشعار) عباس حسینی جوهری
44 خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب) رضا استادی
45 خوشههای طلایی (مجموعه اشعار) محمد علی مجاهدی (پروانه)
46 دار السلام شیخ محمود عراقی میثمی
47 داستانهایی از امام زمانعلیه السلام حسن ارشاد
48 داغ شقایق (مجموعه اشعار) علی مهدوی
49 در جستجوی نور صافی، سبحانی، کورانی
50 در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم) شیخ عباس قمی / کمرهای
51 دلشده در حسرت دیدار دوست زهرا قزلقاشی
52 دین و آزادی محمّد حسین فهیمنیا
53 رجعت احمد علی طاهری ورسی
54 رسول ترک محمد حسن سیف اللهی
55 روزنههایی از عالم غیب سید محسن خرّازی
56 زیارت ناحیه مقدّسه واحد تحقیقات
57 سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
58 سرود سرخ انار الهه بهشتی
59 سقّا خود تشنه دیدار طهورا حیدری
60 سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
61 سیاحت غرب آقا نجفی قوچانی
62 سیمای امام مهدیعلیه السلام در شعر عربی دکتر عبد اللهی
63 سیمای مهدی موعودعلیه السلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
64 شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه) محمّد حسین نائیجی
65 شمس وراء السحاب/ عربی السیّد جمال محمّد صالح
66 ظهور حضرت مهدیعلیه السلام سید اسد اللَّه هاشمی شهیدی
67 عاشورا تجلّی دوستی و دشمنی سید خلیل حسینی
68 عریضهنویسی سید صادق سیدنژاد
69 عطر سیب حامد حجّتی
70 عقد الدرر فی أخبار المنتظرعلیه السلام / عربی المقدس الشافعی
71 علیعلیه السلام مروارید ولایت واحد تحقیقات
72 علیعلیه السلام و پایان تاریخ سید مجید فلسفیان
73 غدیرشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
74 غدیرخم (روسی، آذری لاتین) علی اصغر رضوانی
75 فتنه وهابیت علی اصغر رضوانی
76 فدک ذوالفقار فاطمهعلیها السلام سید محمد واحدی
77 فروغ تابان ولایت علی اصغر رضوانی
78 فرهنگ اخلاق عباس اسماعیلی یزدی
79 فرهنگ تربیت عباس اسماعیلی یزدی
80 فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش) حسن صدری
81 فوز اکبر محمد باقر فقیه ایمانی
82 کرامات المهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
83 کرامتهای حضرت مهدیعلیه السلام واحد تحقیقات
84 کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد) شیخ صدوقرحمه الله / منصور پهلوان
85 کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار) حسن بیاتانی
86 گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار) علی اصغر یونسیان (ملتجی)
87 گفتمان مهدویت آیت اللَّه صافی گلپایگانی
88 گنجینه نور و برکت، ختم صلوات مرحوم حسینی اردکانی
89 مشکاة الانوار علّامه مجلسیرحمه الله
90 مفرد مذکر غائب علی مؤذنی
91 مکیال المکارم (دو جلد) موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
92 منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمیرحمه الله
93 منجی موعود از منظر نهج البلاغه حسین ایرانی
94 منشور نینوا مجید حیدریفر
95 موعودشناسی و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
96 مهدیعلیه السلام تجسّم امید و نجات عزیز اللَّه حیدری
97 مهدی منتظرعلیه السلام در اندیشه اسلامی العمیدی / محبوب القلوب
98 مهدی موعودعلیه السلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علّامه مجلسیرحمه الله / ارومیهای
99 مهر بیکران محمد حسن شاهآبادی
100 مهربانتر از مادر / نوجوان حسن محمودی
101 میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس) سید مهدی حائری قزوینی
102 ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا) واحد تحقیقات
103 نجم الثاقب میرزا حسین نوریرحمه الله
104 نجم الثاقب(دوجلدی) میرزا حسین نوریرحمه الله
105 نشانههای ظهور او محمد خادمی شیرازی
106 نشانههای یار و چکامه انتظار مهدی علیزاده
107 ندای ولایت بنیاد غدیر
108 نماز شب واحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
109 نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضیرحمه الله / محمد دشتی
110 نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسینعلیه السلام محمّد رضا اکبری
111 و آن که دیرتر آمد الهه بهشتی
112 واقعه عاشورا و پاسخ به شبهات علی اصغر رضوانی
113 وظایف منتظران واحد تحقیقات
114 ویژگیهای حضرت زینبعلیها السلام سید نور الدین جزائری
115 هدیه احمدیه / (جیبی، نیمجیبی) میرزا احمد آشتیانیرحمه الله
116 همراه با مهدی منتظر مهدی فتلاوی/بیژن کرمی
117 یاد مهدیعلیه السلام محمد خادمی شیرازی
118 یار غائب از نظر (مجموعه اشعار) محمد حجّتی
119 ینابیع الحکمة / عربی - پنج جلد عباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد: 6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122