ghaemiyeh.com
سرشناسه : فیاضی، مفید
عنوان و نام پدیدآور : ذکر نور در حضور مشتاقان ظهور / مولف مفید فیاضی .
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۷.
مشخصات ظاهری : ۲۷۵ ص.
شابک : ۲۲۰۰۰
ریال 978-964-973-064-6 :
وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس .
موضوع : محمدبن حسن (عج)، امام دوازدهم ۲۵۵ق -
موضوع : مهدویت موضوع : مهدویت--
انتظار
شناسه افزوده : مسجد جمکران (قم)
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/ف۹۴ذ۸ ۱۳۸۷
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۱۰۲۵۵۹
ذکر نور
در حضور مشتاقان ظهور
این هدیه بیمقدار را تقدیم میکنم به ارواح همه منتظرانی که در انتظار منتظر و فراق «حجّت ثانی عشر» سوختند و به آرزو نرسیده، سر به تیره تراب گذاشتند، خاصه بنیانگذار پرافتخار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی و شهدای گرانقدر؛ به ویژه شهید مرتضی محبّی، و شهید حجة الاسلام و المسلمین مهندس ابراهیم فیاضی.
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
اَلْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی هَدانا لِهذا، وَما کُنّا لِنَهْتَدِیَ لَوْلا أَنْ هَدانَا اللَّهُ، اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ، وَصَلِّ عَلی وَلِیِّ الْحَسَنِ وَوَصِیِّهِ وَوارِثِهِ، اَلْقآئِمِ بأَمْرِکَ وَالْغآئِبِ فِی خَلْقِکَ وَالْمُنْتَظِرِ لِإِذْنِکَ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِ وَقَرِّبْ بُعْدَهُ، وَأَنْجِزْ وَعْدَهُ وَأَوْفِ عَهْدَهُ، وَاکْشِفْ عَنْ بَأْسِهِ حِجابَ الْغَیْبَةِ، وَأَظْهِرْ بِظُهُورِهِ صَحآئِفَ الْمِحْنَةِ، وَقَدِّمْ أَمامَهُ الرُّعْبَ، وَثَبِّتْ بِهِ الْقَلْبَ وَأَقِمْ بِهِ الْحَرْبَ، وَأَیِّدْهُ بِجُنْدٍ مِنَ الْمَلآئِکَةِ مُسَوِّمِینَ، وَسَلِّطْهُ عَلی أَعْدآءِ دِینِکَ أَجْمَعِینَ.
تصویر
تصویر
الحمد للَّه الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا أن هدینا اللَّه
سپاس و شکر به درگاه ایزد منان که به ما عنایت فرمود و قلب ما را متوجه خود و اولیای کرام خویش نموده است و ما را در صلب اجداد و رحم جداتی قرار داد که از میان عقاید و آرا، عقیده حقه الهی و شریعت تامه محمّدی و ولایت کامله علوی را پذیرفتند و راه روشن هدایت را پیش روی ما باز نمودند؛ خدایشان رحمت کناد و در جوار پیامبر و آل مأوایشان دهاد!
چراغ هدایتی که خداوند به وسیله انبیاء، فرا راه بشر قرار داد، بعثت خاتم الانبیاء علیهم الصلوات والتحییات بود، خورشید تابناکی که کران تا کران جهان را نورانی ساخت، با امتثال فرمان «بَلِّغْ ما أُنزِلَ إِلَیْکَ مِنْ ربِّکَ»(1)، با نصب علیعلیه السلام به امامت امّت، استمرار این نعمت عظمی تحقق یافت و با خاتمیت وصایت مهدی امم تفسیر آیه کریمه نور «یُرِیدُونَ لِیُطْفُِوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ»(2)ولایت الهی تمامت یافت. «الحمد للَّه علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا».
تلاش دشمنان انوار الهی و هدایت بشری با شهادت امامان نور و رحمت، بشریت را از حضور در محضر امام حاضر محروم و چهره تابناک امام عصر را در پس پرده غیبت مستور ساخت. و پس از قطع رشته وحی با ارتحال رسول خاتم علیه افضل التحیه و الکرم، غیبت امام، بزرگترین حادثه غمبار بر بشریت است. «اللّهمّ إنّا نشکو إلیک فقد نبیّنا وغیبة ولینا وکثرة عدونا وقلة عددنا وشددة الفتن بنا وتظاهر الزمان علینا».
در اوج حاکمیت ظلم و ستم و فرمانروایی قدرتهای کفر و دنیا پرستی، بار دیگر به برکت قرآن، اسلام، ولایت و رهبری امام خمینیرحمه الله که منادی دین و شریعت بود، دنیا شاهد شکوفایی اسلام و حاکمیت حقّ شد. در این عصر مهمترین وظیفه متدینین و صاحبان قلم و کرسیهای خطابه، پرداختن به مسأله مهدویت و آشنا ساختن خود و جامعه نسبت به امام عصرعلیه السلام به عنوان بالاترین نیاز بشریت میباشد.
خداوند به حکمت بالغه و قدرت فائقه خود، احساس نیاز همه نیازمندان را اشباع و حاجت همه موجودات زنده را با چشمههای زلال و آب خوشگوار و خوراکیهای رنگارنگ، پاسخ گفته است؛ نیازهای روحی و معنوی بشریت را به نیکوترین اسلوب، و عالیترین روش تأمین نموده است؛ احساس نیاز به عدالت و امنیت در عرصههای مختلف زندگی جزو خصایص بشریت است که در طول تاریخ پرماجرای جوامع بشری، جریانهای باطل مانع تحقق آن شدند و کام جان انسانها را تشنه نگاه داشتند همچنان نیز موانع زیادی در راه تحقق عدالت در عرصههای بینالمللی وجود دارد؛ امنیت نیز دُرّ گرانبهایی است که در انحصار قدرتمندان عالم است و با ابزار مدرن، جوامع بشری را در جنگ و خونریزی و غارت فرو بردهاند.
تمام انسانها، با هر نژاد و زبان و قبیله و رنگ، امیدوار چشم به افق دوختهاند و یکصدا منادی عدالت و امنیت را زمزمه میکنند. و هر یک بر اساس تفکرات دینی و فرهنگی خود نامی بر او نهاده و در انتظار او دلی پر از امید دارند. در میان همه عقاید و آرای بشری و مکاتب فکری و اخلاقی، اعتقاد به مهدویت در آیین اسلام، خاصه در اسلام اهل بیتعلیهم السلام یعنی تشیّع، جایگاه رفیع و بسیار با ارزش و کارسازی دارد که از جمیع جهات به عنوان یک اندیشه مترقی، خردمندان و صاحب نظران را متوجه خود کرده تا در این راه با بنان و بیان به اظهار نظر پرداخته و کارهای با ارزش فکری از خود بروز دادهاند.
از این منظر که هر متاع با ارزش و مورد نیاز همگان، ممکن است مورد سوء
استفاده سودجویان و دنیاپرستان گردد و با عرضه جنسهای بدلی و متاع قلابی به منافع شیطانی خود برسند و از نیاز جدی جامعه، در آن زمینه بهره فساد خویش ببرند، تنها چیزی که میتواند خنثی کننده اهداف شوم آنان گردد، آگاهی و شناخت جامعهای است که آن متاع مورد نیاز را میخواهد و انتخاب میکند. و به همین جهت در طول سالیان غیبت حضرت مهدیعلیه السلام که ظهور و حضورش از مهمترین نیازهای بشریت بوده و هست، اربابان مطامع شیطانی و دلدادگان خواستههای حیوانی از این نیاز، زمینهای برای تحقق خواستههای دنیوی خودشان بهره بردند و ادعای مهدویت کردند و نوعاً نیز با حمایت دستگاههای قدرتمند حاکم داخلی و جهانی پشتیبانی شدند، و موجب تشطط آرا و تفرق اعضای جامعه دینی گردیدند؛ در این عرصه نیز تنها عاملی که این توطئه را خنثی و توطئه گران را رسوا کرده و میکند، آگاهی و شناخت جامعه نسبت به حضرت مهدی علیه السلام و عقیده به مهدویت است.
از این رو از مهمترین وظایف مؤمنین و متدینین، کسب آگاهی و معرفت، نسبت به معارف دینی و شناخت امام عصر علیه السلام است.
از آنجایی که به لطف خداوند و به برکت اسلام، قرآن و رهبری قائد عظیم الشأن، امام خمینیقدس سره و خون شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی، سنّت با ارزش نبوی؛ نماز جمعه و سنگر مستحکم وحدت و حضور یکپارچه مؤمنین در سراسر کشور احیا گردید و در شهرستان نور هم از ابتدای سالهای پیروزی انقلاب اسلامی این نعمت بزرگ نصیب مردم ما شد و حقیر سالیان سال مفتخر به امامت جمعه بودم، وظیفه خود دیدم درباره حضرت مهدی علیه السلام، در حدّ فرصت حاضران و توان خود، در خطبههای نماز جمعه، با تکیه بر آیات و روایات، مطالبی را تقدیم حضور مشتاقان ظهور امام زمان علیه السلام نمایم، در نتیجه طی چهل جمعه، خطبههای اول نماز جمعه را به این موضوع اختصاص دادم که اینک به صورت کتاب حاضر، چاپ و تحت عنوان «ذکر نور در حضور مشتاقان ظهور» در اختیار مؤمنین قرار میگیرد. مطمئن هستم
در خور شأن مخاطبان و خوانندگان ارجمند صاحب نظر و شایسته جایگاه رفیع مهدویت نیست، فقط برای رفع نیاز خود و انجام وظیفه در این سنگر، مطالب عرضه گردید.
با اعتذار از صاحب نظران و خوانندگان و با امید پذیرش این اقدام بیمقدار از جانب عزیز فاطمه حضرت مهدی علیه السلام میگویم:«یا أَیُّها الْعَزِیزُ مَسَّنا وَأَهْلَنا الضُّرُّ وَجِئْنا بِبِضَاعَةٍ مُزْجیاةٍ فَأَوْفِ لَنا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ».(1)
در پایان از خدمات دوستان عزیز، اعضای محترم ستاد نماز جمعه شهرستان نور که در این راه همکاری خالصانه داشتند و از فرزندانم که در پیاده کردن نوار و تنظیم آن با علاقه به ساحت مقدّس امام عصر علیه السلام زحمت بی ریا کشیدند و از انتشارات مسجد مقدّس جمکران صمیمانه سپاسگزاری مینمایم و اجر آنان را از خداوند مسألت دارم.
والسلام علیکم و رحمة اللَّه
نور - مفید فیاضی
تابستان 1385
1) 3. سوره یوسف، آیه 88.
الحمدللَّه ربّ العالمین والصلاة والسلام علی سیّد الأنبیآء والمرسلین
ولعنة اللَّه علی اعدائهم اجمعین
تصمیم گرفتم تا به حول و قوّه الهی از این هفته در خطبههای اوّل نماز جمعه درباره وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام در حد وسع و توان خود، با فرصتی که در اختیار هست صحبت کنم.
از چند جهت احساس کردم که طرح این بحث (وجود مقدّس امام) امری ضروری است؛ از جمله این که روز جمعه، متعلق به وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام است، چنان که در زیارت امام زمانعلیه السلام که مخصوص روز جمعه است، این جمله آمده است: «هذا یَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ یَوْمُکَ الْمُتَوَقَّعُ فِیهِ ظُهُورُکَ، وَالْفَرَجُ فِیهِ لِلْمُؤْمِنِینَ عَلی یَدَیْکَ؛یا امام زمان! امروز جمعه است و روز جمعه متعلق به شماست. روز جمعه، روزی است که انتظار میرود در چنین روزی ظهور کنی و خداوند متعال به دست شما مؤمنان را نجات داده و گشایش و فرج برای آنها ایجاد نماید و به دست و شمشیر شما، کافرین را نابود کند».
رابطه بین جمعه و امام زمانعلیه السلام قابل توجه است؛ ولادتش روز جمعه بود و اولین روز امامت او در روز جمعه آغاز شد و یکی از نامهای ایشان جمعه است. بر حسب روایات؛ امام زمانعلیه السلام در روز جمعهای ظهور خواهند کرد و بر همین اساس بوده که
شیعیان از دیرباز، حتی در موقعیتی که حکومت در دست دشمنان دین بوده، در روز جمعه، خود را برای پذیرش امام زمانعلیه السلام آماده میکردند که به صورت سنّت در آمد، و گاهی سوار بر اسب میشدند و مسلح به بیرون شهر میرفتند و معتقد بودند چون امام زمانعلیه السلام در روز جمعه ظهور میکند باید آماده باشیم. و همچنین امام جمعه، در روز جمعه که در جایگاه خطابه قرار میگیرد، مستحب است که تکیه بر سلاح نموده و رو به روی نمازگزاران بایستد و نمازگزاران هم در مقابل امام جمعه بنشینند و به سخنان وی در حالتی که تکیه بر سلاح کرده است گوش فرا دهند.
شاید همه اینها بیانگر این پیام باشد که امام جمعه و مأمومین که در روز جمعه در محل نماز جمعه حضور پیدا میکنند، در حقیقت، به معنی اعلام آمادگی برای حضور در رکاب امام زمانعلیه السلام باشد و معنای انتظار فرج را با این حضور مسلحانه و آمادهباش عمومی اعلام میکنند. بر همین اساس فکر کردم وظیفهای که داریم درباره این امر مهم؛ یعنی شناخت امام زمانعلیه السلام در این جایگاه مقدّس نماز جمعه و در چنین روزی که متعلق به وجود عزیز امام زمانعلیه السلام است با شما که از بهترین مؤمنین هستید و هر هفته در مراسم نماز جمعه شرکت میکنید، بهترین و ضروریترین موضوع را مطرح کنم. باشد که ان شاء اللَّه خداوند ما را جزء منتظران ظهور امام زمانعلیه السلام قرار دهد.
نکته اولی که باید مطرح شود، درباره معرفت و شناخت امام زمانعلیه السلام است که بر حسب دلایلی که ذکر خواهد شد وظیفه داریم تا درباره ائمهعلیهم السلام عموماً و درباره امام زمانعلیه السلام خصوصاً اطلاعاتی داشته باشیم و با شناخت و فهم نسبت به این رکن رکین دین خودمان، آگاهی و اعتقاد همراه با بصیرت داشته باشیم.
در مباحث مربوط به امامت، آن را به دو بخش امامت عامّه و خاصّه تقسیم
کردهاند که بحث پیرامون امام عصرعلیه السلام بخشی از امامت خاصّه است که به نوبه خود آن را به دو دسته تقسیم میکنیم؛ یعنی زمانی که میخواهیم درباره امام زمانعلیه السلام تحقیق کنیم و او را بشناسیم باید دو نوع شناخت نسبت به آن حضرت پیدا کنیم:
اولین شناخت، درباره ویژگیهای شخص امام است؛ یعنی او کیست؟ فرزند چه کسی است؟ کی و کجا متولد شده است؟ اخلاق فردی و اجتماعیاش چگونه بوده؟ رفتار عبادیاش به چه صورت است؟ و بالاخره با آنچه به زندگی شخصی او برمیگردد و به عنوان ویژگی فردی او به حساب میآید آشنا شویم.
اهمیّت این نوع شناخت نسبت به شناختی که بعداً ذکر خواهد شد کمتر است. در حقیقت این شناخت، مقدمه و وسیلهای است که ما را نسبت به صلاحیت و شایستگی امامت آن حضرت مطمئنتر میکند.
دومّین شناخت، به شناخت شخصیت امام مربوط میشود و در آن به مقام و جایگاه امام توجه میشود. در این باره دو نوع بحث میکنیم؛ یک بحث در رابطه با امامت عامّه که شامل امامت به معنای عمومی میشود که گاهی شامل بعضی از انبیای عظام الهی هم میشود و بحث دیگر درباره امامت خاصه است؛ یعنی درباره جانشینان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله که اول ایشان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالبعلیه السلام و آخرشان هم حضرت مهدیعلیه السلام است. و ما میخواهیم در این بخش که راجع به امامت خاصه است آن هم پیرامون آخرین وصی پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و جایگاه و شخصیت او بحث نماییم و معرفت درستی درباره امام عصر خود یعنی امام دوازدهم حضرت حجة بن الحسن العسکریعلیه السلام پیدا کنیم. امّا ابتدا دلایلی که میتواند به عنوان دلیل ضرورت شناخت امام به حساب آید را به اختصار مطرح مینماییم.
تبعیّت از حق، یک اصل عقلی است؛ یعنی هر انسان عاقلی خود را موظف میداند که از حق تبعیّت کند و تبعیّت از حق نیز یک امر عقلی است و فرع بر شناخت حق است؛ یعنی اوّل باید حق را بشناسیم آنگاه از آن تبعیّت نماییم و تا حق را نشناسیم طبیعی است که نمیتوانیم از آن تبعیّت کنیم.
قرآن کریم هم این اصل عقلی را اینگونه بیان میفرماید: «أَفَمَن یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّن لا یَهِدِّی إِلّا أَنْ یُهْدَی ؛(1)«آیا کسی که به حق هدایت شده است سزاوارتر است از اینکه مورد اطاعت قرار بگیرد یا آن کسی که هدایت نشده است. مگر اینکه او هدایت شود».
یعنی اگر امر دایر باشد بر اینکه انسان باید از کسی تبعیّت بکند و دو مأخذ یا منبع وجود داشته باشد؛ یکی منبعی که به حق هدایت شده است و منبع دیگری که خودش به حق هدایت نشده است مگر اینکه مورد هدایت قرار بگیرد، حالا میبایست از کدام منبع اطاعت نماییم و شایستگی کدام بیشتر است؟ طبعاً حکم عقل این است که باید از آن کسی که حق است و به حق هدایت شده است تبعیّت بکنیم، نه از کسی که بر حق نیست و یا هدایت به حق نشده است. خداوند کسی را که بر خلاف شیوه عقل معتقد باشد مورد مؤاخذه قرار میدهد و انتقاد میکند و میفرماید: «فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»؛(2)«شما را چه شده که اینگونه حکم میکنید».
یعنی عقل میگوید که انسان باید از حق تبعیّت کند نه از غیر حق. حال بر اساس این آیه شریفه، طبعاً آن کسی که اصالتاً حق است باید مورد اطاعت قرار بگیرد. پس خداوند و نیز هر کسی که خداوند او را به حق هدایت نموده است و برای هدایت کردن دیگران مبعوث کرده و یا کسی که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله او را برای هدایت منصوب کرده؛ همانند امیرالمؤمنین و ائمه معصومینعلیهم السلام شایستگی اطاعت و تبعیّت از آنها برای مردم یک ضرورت عقلی است.
پس نتیجه میگیریم در آغاز باید امام عصری که از جانب خدا برای هدایت انسانها تعیین شده است و باید مورد اطاعت قرار بگیرد را ابتدائاً بشناسیم و بدانیم که کیست، چه میگوید و از ما چه میخواهد تا بتوانیم از او اطاعت کنیم. این است که میگوییم اطاعت، فرع بر معرفت است؛ یعنی اوّل باید معرفت و شناخت پیدا کنیم سپس از او تبعیّت نماییم.
ما اکنون باید تابع حق و مطیع امامت بر حق باشیم. امّا اوّلین سؤالی که مطرح است این است که امامت چیست؟ چه جایگاه و شأنی دارد؟
در همین مورد امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «علیکم بطاعة من لا تُعذرون بجهالته؛ وظیفه شماست که از کسی اطاعت کنید که نشناختنش برای شما عذری نیست؛ یعنی باید نسبت به او شناخت پیدا کنید»(1)از این بیان امیرالمؤمنینعلیه السلام ضرورت شناخت امام زمانعلیه السلام را در مییابیم و میفهمیم باید ابتدا از آن کسی که اطاعت میکنیم شناخت داشته باشیم سپس از او تبعیّت کنیم.
ما معتقدیم که شناخت و بصیرت و کسب آگاهی در دین به عنوان یکی از ضروریات اعتقادی ماست؛ به خصوص درباره مسائل اصول دین. و اصولاً اعتقاد ما شیعیان این است که چه اصول دین و چه فروع دین بدون شناخت و آگاهی اگر مورد تبعیت قرار بگیرد، بیارزش است و عمل به اصول یا فروع دین باید همراه با بصیرت و آگاهی باشد.
اصول دین را حتماً باید هر کسی خودش اجتهاد کند و با دلایلی که در اختیار خودش قرار میدهد بفهمد. در فروع دین هم اگر خودش متخصص نشد و نتوانست اجتهاد بکند، باید از کسی که در زمینه فروع دین مجتهد و صاحب نظر شده تبعیت نماید. لذا ما در فروع دین معتقدیم که تقلید اعلم واجب است. پس شناخت دین یک امر ضروری است.
1) 6. نهج البلاغه، حکمت 156.
امّا دین بر چه چیزهایی استوار است که باید آنها را بشناسیم؟
امام باقرعلیه السلام میفرماید: «بُنی الإسلام علی خمس: علی الصلوة والزکوة والصوم والحج والولایة؛(1)اسلام بر پنج چیز بنا نهاده شده است؛ (به عبارت دیگر اساس اسلام پنج چیز است) نماز، زکات، روزه، حج و ولایت.» و بعد میفرماید: «ولم یناد بشیء مثل ما نودی بالولایة» در این پنج چیز تأکیدی که درباره ولایت شده است راجع به هیچکدام نشده؛ یعنی ولایت و امامت در دین از اهمیّت ویژهای برخوردار است. نقش نماز برقراری ارتباط است بین انسان با خالقش. نماز بین بنده و خدا ارتباط و پیوند برقرار میکند. زکات وسیله پیوند اقتصادی بین طبقه محروم جامعه با طبقه متموّل است که بیش از نیاز خود توان اقتصادی دارند. روزه وسیلهای است که انسان با رعایت آداب روزه دارای، نفس امّاره و خواهشهای حیوانی خودش را کنترل و تعدیل، و نفس سرکش خود را تربیت میکند و آن را در کنترل خودش میگیرد تا او را منحرف نکند و برقراری ارتباط درست انسان با شخصیت اصلی خودش هست. و حج نیز علاوه بر سیر الی اللَّه و خود سازی، به معنای برقراری ارتباط بین انسان مسلمان با افراد دیگر و پیوند معنوی و الهی و سیاسی جوامع اسلامی سراسر عالم اسلام با همدیگر و آشنا شدن با فرهنگ، تمدن و آداب و رسوم سایر بلاد اسلامی است، پس حج کنگره بزرگ الهی است. امّا ولایت ارزش دهنده همه آنچه را که پایههای دین قرار میگیرد و اصول دین است میباشد و ارزش نماز، روزه، زکات و حج، همه به ولایت و امامت بستگی دارد، بلکه شرط قبولی توحید از بهترین موضوعات شناخت در دین است پس ضرورت دارد تا امام را بشناسیم وگرنه گمراه میشویم و باید به کمک امامت و ولایت، مفهوم اصلی نظری و عملی توحید، نماز، روزه و... را بفهمیم.
از طریق شیعه و اهل سنت نقل شده که امام صادقعلیه السلام فرموده است: یکی از مهمترین وظایف شیعه آن است که در زمان غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام بعد از فریضههای خودش یا در حالتهای دیگر این دعا را بخواند: «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ،
1) 7. و نیز حدیث سلسلة الذهب: کلمة لا اله الا اللَّه حصنی ومن دخل حصنی امن من عذابی....بشرطها وانا من شروطها.
فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ. اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ. اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی؛(1)خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر تو را نشناسم نبیّات را نمیشناسم. خدایا! پیغمبرت را به من بشناسان که اگر پیامبرت را نشناسم حجتت را نمیشناسم. خدایا! حجت و امامت را به من بشناسان که اگر امام را نشانسم در دینم گمراه میشوم».
پس شناختن حجت خدا و امام، یک امر ضروری است که اگر نشناسیم در دین گمراه میشویم،لذا هدایت و ضلالت به شناخت و عدم شناخت امام و امامت بستگی دارد که به عنوان دلیل میتوانیم به آن تکیه کنیم.
ما معتقدیم یکی از راههای شناخت خداوند، شناخت امام است؛ یعنی اگر ما بخواهیم خدا را بشناسیم، زمینه سازی معرفت خدا، شناخت امام است. به جملهای از امام سوم شیعیان حضرت سیدالشهداءعلیه السلام توجه فرمایید که مؤید همین نکته میباشد و به عنوان یک دلیل برای ضرورت معرفت امام محسوب میشود.
از امام حسینعلیه السلام پرسیدند: «فما معرفة اللَّه؟؛ شناخت خدا چیست؟»
امام حسینعلیه السلام فرمود: «معرفة اهل کل زمانٍ، امامهم الّذی یجب علیهم طاعته؛(2)معرفت خدا عبارت است از اینکه، مردم هر زمانه امامی را که باید از او اطاعت کنند بشناسند».
منظور، بیان این نکته است که امام حسینعلیه السلام جواب فرموده که معرفت خداوند به وسیله شناخت مردم هر زمانه از امامی که بر آنها اطاعتش واجب است امکانپذیر است.
اکنون در عصر غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام زندگی میکنیم، امامی که ولی عصر ما و حجت برحق خدا و بقیةاللَّه است. تفاوتی که بین او و دیگر ائمهعلیهم السلام است این است که ائمه دیگر در عصر امامت خودشان ظاهر بودند و قابل رؤیت و دسترسی برای عموم بودند، امّا امام زمانعلیه السلام طبق مصالحی که وجود دارد (و طبعاً در بحثهای
آینده به آن خواهیم پرداخت) در معرض دید عموم پیروان و شیعیان خودش نیست.
پس امامی که اطاعت او بر همه واجب است، امام زمانعلیه السلام حضرت حجّة بن الحسن العسکریعلیه السلام است.
امام حسینعلیه السلام میفرماید: معرفت خدا به این است که هر کسی در هر زمانی که زندگی میکند، لازم است امامی که اطاعتش بر او واجب است را بشناسد. در حقیقت امام حسینعلیه السلام به مردم عصر ما میگوید: شمایی که در عصر غیبت زندگی میکنید و اطاعت شما از امام دوازدهم واجب است باید تلاش کنید تا امام زمانعلیه السلام خودتان را بشناسید.
اینک به عنوان حسن ختام در باب ضرورت شناخت امام، حدیثی از رسول خداصلی الله علیه وآله تقدیم حضور شما مینمایم؛ به امید آنکه خداوند کمک فرماید تا پیامبر و ائمه معصومینعلیهم السلام و امام زمانعلیه السلام را آنگونه که هستند در حد توان و قدرت و نیاز خود بشناسیم. این حدیث هم در مأخذ اهل سنت و هم در مأخذ تشیّع با مختصر تفاوتی آمده است: «مَنْ ماتَ وَلَمْ یَعرِفْ إِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیتَةً جاهِلِیَّة؛(1)هرکسی بمیرد در حالی که امام دوران خودش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است».یعنی مؤمن از دنیا نرفته است. پس ما باید قبل از آنکه از دنیا برویم در این دنیایی که زندگی میکنیم امام زمانعلیه السلام خودمان را بشناسیم تا بتوانیم از او به عنوان امام بر حقّ؛ به عنوان مظهر هدایت و وسیله هدایت الهی که خداوند در اختیار ما قرار داده تبعیت کنیم. امیدواریم که خدا ما را در این امر مهم «معرفت حجت و شناخت امام» مساعدت و کمک فرماید و درهای معرفت خود و حجت خود را به سوی ما بگشاید. ان شاء اللَّه.
1) 10. بحارالانوار: 51/160
(1)درباره شخصیت امام زمانعلیه السلام نکاتی را مطرح میکنیم:
طرفداران مکاتب الهی هر کدام در یک مقطع زمانی، فیض الهی را توسط انبیا و اولیا برای بشر قابل دریافت میدانستند و پس از آن قائل به این معنی نیستند. از جمله کلیمیان بعد از وجود مقدّس حضرت موسیعلیه السلام دیگر قائل نیستند که انسان زندهای واسطه فیض باشد و مسیحیان هم بعد از حضرت عیسی مسیحعلیه السلام این نظر را دارند البته آنها قائل به کشته شدن حضرت عیسیعلیه السلام هستند، امّا ما بر اساس نصّ صریح قرآن کریم قائلیم که عیسیعلیه السلام زنده است و جزو کسانی خواهد بود که به هنگام ظهور امام زمانعلیه السلام حاضر خواهد شد، امّا بر اساس عقیده مسیحیان بعد از کشته شدن حضرت مسیحعلیه السلام کسی واسطه فیض بین خدا و خلق نیست.
1) 2. سوره صف، آیه 8.
اهل سنت هم معتقدند که بعد از رحلت رسول اکرمصلی الله علیه وآله بین خدا و خلق واسطه زندهای وجود ندارد.
در این میان ما شیعیان معتقد هستیم که این واسطه فیض بین خدا و خلق استمرار داشته و آن واسطه انسانی زنده است که امامت انسانها از جانب خدا به او واگذار شده است و او منصوب از جانب خداوند برای رهبری و هدایت جامعه است و واسطه فیض، بین خدا و خلق است و فیض خدا را به جامعه منتقل میکند. هر عصری باید دارای امام حی و زندهای باشد که معصوم نیز بوده و دارای لیاقت الهی باشد و از جانب خدا برای واسطه بودن نصب شده باشد. در تفسیر آیه شریفه: «یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»(1)«روز قیامت هر انسانی را با امامش فرا خواهیم خواند». یعنی هر کسی در کنار امامش حضور پیدا خواهد کرد. در دنبال این آیه شریفه، مفسرین ما با استفاده از احادیث ائمه معصومینعلیهم السلام اظهار میفرمایند که منظور این است که در روز قیامت هر کسی با امامی که در زمان او زنده بوده است حاضر خواهند شد. در ذیل همین آیه در تفسیر البیان از قول حضرت امام رضاعلیه السلام آمده است که آن حضرت فرمود: «یدعی کلّ اناس بإمام زمانهم وکتاب ربهم و سنة نبیهم».(2)
یعنی انسان در روز قیامت با سه چیز در آنجا فرا خوانده میشود:
اوّل: امامی که در زمان او زنده بود، دوّم: کتاب خدایی که او تابع آن بود، سوم سنت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله.
شیعیان با این سه چیز؛ یعنی با امام دوران و زمانی که زندگی میکردند و کتاب خدا؛ یعنی قرآن کریم و سنت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله در روز قیامت حاضر خواهند شد. مقصود این است که هر انسانی موظف است تابع این سه منبع باشد: 1- کتاب خدا 2- سنت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله 3- امامت و رهبریهای امام معصوم.
با توجه به این حدیث نتیجه میگیریم که باید در هر عصری امام زندهای باشد تا واسطه بین خدا و خلق باشد و بعد از رحلت رسول اکرمصلی الله علیه وآله بشر به وسیله او فیض خدا را دریافت کند. پس ضرورت دارد که ما امام زنده را که فیض الهی توسط او به
ما منتقل میشود بشناسیم و این نکته بسیار مهمی است که توجه به آن امر ضروری است، در آیه شریفه دیگر قرآن کریم میفرماید: «یاأَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ».(1)
شما برای آنکه به سوی خدا سیر داشته و معرفت به خدا پیدا کنید و تابع دستورات خدا باشید، باید با تمسک و توسل به وسیلهای که خدا برای شما معین کرده است این سیر را ادامه دهید. مفسران میگویند: منظور از وسیله «امام» است؛ یعنی انسان باید به وسیله امامی که واسطه فیض میان او و خداست، خدا را بشناسد و راه خدا را طی کند و در سبیل اللَّه حرکت کند.
نکته دیگری که باز به عنوان دلیل ضرورت شناخت امام هست این است که باید جایگاه امام را در عالم بشناسیم که امام از چه جایگاه مهمی برخوردار است و چه تأثیری بر موجودات عالم دارد. ما معتقدیم که این عالم به عنوان مظهر حکمت الهی است؛ اوّلاً خلقت عالم و ثانیاً دوام و استمرار وجود عالم، از قدرت و حکمت خداوند است و این عالم برای این آفریده شده که بیان کننده حکمت کمال مطلق پروردگار باشد. در صورتی این هدف تحقق پیدا خواهد کرد که در عالم، موجود کاملی وجود داشته باشد و این موجود کامل یا انسان کامل، همان کسی است که ما به عنوان واسطه بین خدا و خلق آن را معرفی میکنیم؛ یعنی وجود پیامبران و رسول گرامی اسلام و ائمه معصومینعلیهم السلام واسطه فیض خدا هستند هم در ایجاد خلقت و هم وسیله فیض استمرار وجود عالم و آدم هستند. یعنی اگر پیامبر و اهل بیت نبودند، خدا عالم را نمیآفرید. حدیث شریف قدسی همین است: «لولاک لما خلقت الافلاک؛(2)اگر به خاطر تو نمیبود افلاک را نمیآفریدم». و نیز اگر پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله و آلشعلیهم السلام نبودند عالم وسیله قرار و دوام خود را از دست میداد.
در حدیث شریفی از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل است که رسول خداصلی الله علیه وآله به او فرموده است
«یا علی لولا نحن لما خلق اللَّه آدم و حوآء ولا الجنة ولا النار ولا السماء ولا الأرض؛(1)ای علی! اگر ما اهل بیت نبودیم خداوند آدم و حوا و بهشت و جهنم و آسمان و زمین را نمیآفرید».
خداوند اینها را به طفیل وجود پیغمبر و آلشعلیهم السلام آفریده است. مفهوم حدیث شریف کساء را هم اگر مراجعه بفرمایید تصریح به همین معنا دارد که در این حدیث شریف اصل خلقت عالم را به خاطر پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله و اهل بیت او میداند. دوام و استمرار وجود این عالم هم به وجود پیغمبر اکرم و آل اوعلیهم السلام بستگی دارد. یعنی باید در این عالم خلقت، کسی از خاندان پیغمبرصلی الله علیه وآله به عنوان حجت خداوند در زمین باشد تا آسمان و زمین برقرار باشد. و در آن حدیث شریف است: «لوخلت الارض ساعة واحدة من حجة للَّه لساخت باهلها؛(2)اگر زمین ساعتی از حجّت خدا خالی باشد زمین اهلش را فرو میبرد».
به برکت وجود امام زمانعلیه السلام است که همه هستی روزی میبرند و به برکت وجود امام زمانعلیه السلام است که آسمان و زمین در مدار خودشان به طور منظم در گردشند و نظم هستی برقرار است.
پس در حقیقت تعبیری که در روایات میشود، امام را به عنوان قطب عالم امکان تلقی میکنند. یعنی همان طوری که در بدن انسان، قلب سکّان دار اصلی حیات بشر است و اگر قلب وضعش مختل شود، انسان حیاتش در مخاطره جدّی قرار میگیرد، در این عالم هستی هم امام زمانعلیه السلام قلب عالم است.(3)پس ما باید نسبت به چنین شخصیتی که همه وجود و هستی ما و عالمی که در آن زندگی میکنیم به وجود او بستگی دارد، معرفت و شناخت درستی داشته باشیم.
آخرین حجّت بر حق خدا و خاتم اوصیاء محمد مصطفیصلی الله علیه وآله امام زمانعلیه السلام است که خلاصهای از زندگی وجود مقدّس ایشان تقدیم حضور شما میگردد.
امام زمانعلیه السلام این آخرین امام برای بشریت در سال 255 هجری قمری در لحظات طلوع فجر روز جمعه در شهر سامرا یا «سرّ من رأی» چشم به جهان گشود. از نظر پدری متصل به پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است. پدر آن حضرت امام یازدهم شیعیان حضرت امام حسن عسکریعلیه السلام است. مادر آن حضرت جناب نرجس خاتون(ملیکه) از نوادگان یکی از حواریّون حضرت عیسی و نوه پادشاه روم است(درباره شخصیت آن بانوی با فضیلت مفصل توضیح خواهیم داد).
ما معتقد هستیم که امام زمانعلیه السلام، امام موعود از نسل پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است. موعود یعنی کسی که باید آخرالزمان بیاید و دنیا را از عدل و داد پر کند و تقریباً همه اقوام و ملل متفق القول هستند که پایان کار جهان به حاکمیت عدالت منتهی خواهد شد؛ امّا در این مورد اختلاف نظر هم وجود دارد. گروههای مختلف اسلامی اصولاً متفقند که پایان کار عالم و حاکمیت حق مؤمنین به رهبری شخصی است به نام مهدیعلیه السلام که میان اهل سنت و شیعیان وحدت نظر وجود دارد که حضرت مهدیعلیه السلام از نسل رسول خداصلی الله علیه وآله و از فرزندان حضرت فاطمه زهراعلیها السلام است. چیزی که هست اهل سنت عقیده دارند که این فرد هنوز متولد نشده و میگویند در آینده در آخرالزمان از نسل حضرت زهراعلیها السلام فردی متولد خواهد شد و دنیا را از عدل و داد پر خواهد کرد، امّا ما به همان دلایلی که قبلاً مطرح کردیم، معتقدیم که این امام، الآن حضور دارد و زنده است. دلایل زیادی هم داریم که امام زمانعلیه السلام اکنون در حال حیات و زندگی هستند. و باعث زندگی همه موجودات و استمرار حیات است.
در روایات اسلامی و اسناد فریقین درباره شخصیت امام زمانعلیه السلام از این که از نسل پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است احادیث، و اخبار فراوانی وجود دارد که به چند نمونه از آن احادیث در باب وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام اشاره میکنم.
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «المهدی من ولدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه الناس بی خلقاً وخلقاً تکون له غیبة وحیرة تضلّ فیه الأمم ثمّ یقبل کالشهاب الثاقب ویملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً؛(1)مهدی از فرزندان من و همنام من است، کنیهاش کنیه من
1) 18. بحارالانوار: 51/13.
و شبیهترین انسانها به من از نظر شکل و قیافه و از نظر اخلاق و رفتار است. برای این فرزند من غیبتی است طولانی که باعث نگرانی میشود».
چون غیبت طولانی شود بعضی از انسانها و امّتها گمراه میشوند. (حالا چرا گمراه میشوند در طول بحث مطرح خواهم کرد.) خلاصه این حدیث که امام زمانعلیه السلام مانند خورشید فروزنده طلوع میکند و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد همچنان که پر از ظلم شده باشد. در این حدیث میبینیم که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله با صراحت میفرماید که مهدیعلیه السلام فرزند من است و غیبت او هم طولانی است. در نتیجه اینطور نیست که در همان عصری که بخواهد ظهور کند متولّد شود.
ام سلمه از قول رسول اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند که مهدی از فرزندان حضرت زهراعلیها السلام است و حدیثی جالبتر که حذیفه از قول رسول اکرمصلی الله علیه وآله نقل میکند: «خطبنا رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: فذکر لنا ما هو کآئن ثمّ قال: لو لم یبق من الدنیا إلا یوم واحد لطوّل اللَّه عزّوجلّ ذلک الیوم حتّی یبعث رجلاً من ولدی إسمه إسمی. و قال سلمان: یا رسولاللَّه! من انّی ولد هو؟ قال: من ولدی هذا وضرب بیده علی الحسینعلیه السلام».(1)
روزی پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله برای ما درباره چیزهایی که درآینده باید اتفاق بیفتد صحبت میکرد یعنی از آینده خبر میداد، سپس فرمود: اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خدا این یک روز را آن چنان طولانی میکند تا اینکه فرزندی از فرزندان مرا مبعوث کند که نامش نام من است. در این حال سلمان فارسی به پاخاست و از رسول خداصلی الله علیه وآله پرسید: یا رسول اللَّه! این کسی که شما میگویید و فرزند شماست کیست و از کدامیک از فرزندان شما باید به وجود بیاید؟ پیامبر دست روی امام حسینعلیه السلام گذاشت و فرمود: از این فرزند من هست؛ یعنی امام زمانعلیه السلام از نسل ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد. درباره شخصیت ظاهری و از نظر خلقت و شکل و شمایل، همان طوری که در این احادیث آمد، از پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله کراراً نقل شده که حضرت او را به خودش تشبیه فرمود.
1) 19. بحارالانوار: 51/79.
در حدیث دیگری پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود: «المهدی رجل منی وجهه ککوکب دری؛(1)مهدی از مردان من است، چهره او مثل ستاره درخشان است».
درباره زیبایی پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله به ملاحت، روایات زیادی وارد شده است. چهره امام زمانعلیه السلام و چهره پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله شبیه به هم است.
در کتاب بحارالانوار جلد 51 حدیثی از امیرالمؤمنینعلیه السلام نقل شده که حضرت در حال سخنرانی برای مردم بود که فرمودند: از فرزندان من شخصی خروج میکند و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، چهره او سفید مایل به سرخی است (چهره گلگون دارد) و شکل و قیافه و ویژگیهای انسانی که از نظر جسمی بسیار توانمند است و فرمود: رانهای او محکم، استوار و ستبر و شکم او پهن است(2)و در غالب احادیث چهره و پیشانی او را کشیده ذکر کردند. به گونهای که پیشانی او به سمت فرق سر از دو طرف پیشروی میکند، قامت رشیدی دارد و بین دندانهای او هم فاصله است؛ یعنی دندانهای به هم پیوستهای ندارد، بین دندانهای ثنایای او فاصله و فرجه و روزنه است (به هم چسبیده نیست). ویژگیهای دیگری که برای امام زمانعلیه السلام ذکر میکنند مربوط به ویژگیهای مربوط به ویژگیهای جسمی است که در کتب معتبره، احادیث زیادی در این باره نقل شده است که اگر در این احادیث دقت شود متوجه میشویم که غالب این احادیث قبل از ولادت امام زمانعلیه السلام و از زبان رسول خداصلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین، امام باقر و امام صادقعلیهم السلام نقل شده است. در هر مقطعی که لازم میدیدند درباره این امر مهم؛ یعنی امامت حجت برحق خدا صحبت میکردند و می خواستند اعتقاد به امام غایب را در میان پیروان خودشان به عنوان یک مسأله قطعی و یک امر حقیقی و جدّی تثبیت کنند. ونیز در حدیثی میخوانیم وقتی پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله از آینده خبر میدهد یکی از اتفاقهای مهم را ظهور امام زمانعلیه السلام نقل میکند.
نکته دیگر، درباره رشد جسمی امام زمانعلیه السلام است، از قول جناب حکیمه خاتون خواهر امام هادی و عمّه امام عسکریعلیه السلام که در تاریخ امام زمانعلیه السلام حضور این بانو
بسیار فعال بوده و یکی از شخصیتهایی است که بسیاری از اطلاعات از جانب او به جامعه دینی منتقل میشده، نقل میکند که من چهل روز پس از ولادت امام زمانعلیه السلام به محضر امام عسکریعلیه السلام رسیدم و دیدم که امام کودکی را به من نشان میدهد که به قد و قواره بچه دو ساله است. من تعجب کردم و گفتم که این آقازاده کیست؟ فرمود: این فرزند نرجس است.(1)
درباره انبیای عظام الهی و سفرای الهی و اوصیای آنها که خداوند آنها را برای اطاعت بندگانش مبعوث کرده است، استثنائاتی وجود دارد که خلقت آنها یکی از آن استثنائات است و فرزندانی که در آینده به عنوان رهبران الهی منصوب میشوند، رشد یک ماهه آنها به اندازه یک سال رشد کودک معمولی است. ویژگیهای دیگری هم در این حدیث و احادیث دیگر برای آن حضرت ذکر شده که برای کسب اطلاعات افزونتر به کتب معتبر مراجعه شود.
1) 22. بحارالانوار: 51/14.
در این قسمت درباره مادر امام زمانعلیه السلام به اختصار مطالبی تقدیم حضور مینمایم.
در تاریخ برای مادر امام زمانعلیه السلام، چند اسم ذکر شده است: ملیکه یا ملیکا، نرجس خاتون، ریحانه، سوسن و صیقل که از همه معروفتر همان نرگس خاتون یا نرجس خاتون است. هر چند ممکن است علت تکثر نام حضرت به صورت مستعار برای مصالح امنیتی بوده باشد.
این بانوی مکرّم اصالتاً اروپایی و دختر یشوعاست. یشوعا فرزند پادشاه روم شرقی است و از طرف مادر به شمعون که از جمله حواریّون و یاران نزدیک حضرت عیسیعلیه السلام است منتهی میشود. از نظر شخصیت، به عنوان یکی از پاکترین، باشخصیتترین و عفیفترین بانوان تاریخ اسلام است که از جایگاه ویژهای برخوردار است. با آنکه از نظر پدر و مادر در میان مسلمانان زندگی نکرد امّا در تاریخ داریم که حضرت حکیمه خاتون که دختر امام جواد و خواهر امام هادی و عمّه امام عسکریعلیهم السلام و از جهات مختلف متصل به معصوم است، وقتی که نرجس خاتون، ایشان را با عنوان «یا سیدتی» صدا زد، حکیمه خاتون فرمود: نه، تو سیده و خانم من هستی؛ یعنی برای او شخصیتی برجستهتر از شخصیت خودش قائل شده است.
در تاریخ است که نرجس خاتون در محیط خانوادگی از جایگاه ویژهای برخوردار بود. جدّ او یعنی قیصر روم توجه خاصی به او داشت و شدیداً به او علاقهمند بود و او را به عنوان یک دختر استثنایی در محیط خانوادگی خودش تلقی میکرد، به همین خاطر خانمی را که به چند زبان مسلّط بود به عنوان مربی او گماشت و او از آن خانم، زبان عربی را به خوبی یاد گرفت.
درباره شخصیت این خانم سرگذشتی است که معمولاً علمای بزرگ شیعه این سرگذشت را در کتابهای خودشان مفصل ذکر کردهاند؛ از جمله در کتاب «غیبت» مرحوم شیخ طوسی، در «کمال الدین» شیخ صدوق در «بحارالانوار» مرحوم مجلسی و نیز در کتاب «نجم الثاقب» مرحوم محدث نوری و کتب معتبره دیگر داستان این بانو به طور تفصیل نوشته شده که گوشهای از این داستان را به صورت خلاصه خدمتتان بیان میکنیم. امیداواریم که ما بتوانیم با کسب معرفت صحیح از این شخصیتهای الهی، بخشی از رسالتی که راجع به شناخت مفاخر اسلام و دودمان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله به عهده داریم انجام بدهیم، ان شاء اللَّه.
روایت این است: فردی به نام بُشربن سلیمان که از شخصیتهای بسیار مورد اعتماد امام هادی و امام عسکریعلیهما السلام است و از نوادگان ابوایّوب انصاری است(1)و در شهر سامرا و در همسایگی امام هادیعلیه السلام زندگی میکرد میگوید: روزی یکی از خدمتگزاران امام هادیعلیه السلام به نام «کافور» به دنبال من آمد که امام تو را احضار کرده است. من به خدمت امام هادیعلیه السلام شرفیاب شدم و امام هادیعلیه السلام رو به من کرد و فرمود: ای بُشر بن سلیمان! تو و خانوادهات به عنوان انصار پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله و محبّان اهل بیتعلیهم السلام محسوب میشوید و این افتخار محبّت خاندان ما در خانواده شما ریشهدار است، میخواهم به تو رازی را بگویم و کاری را به تو بسپارم که به عنوان یکی از افتخارات در زندگی شما ثبت شود. پذیرفتم، آنگاه ایشان نامهای را به زبان و خط رومی نوشت و به همراه یک کیسه زرد رنگی که در آن دویست و بیست دینار اشرفی بود به من داد و فرمود: این نامه و این پول را بردار و به بغداد برو و در کنار پل بغداد منتظر باش. وقتی برده فروشان آمدند، در میان آنان شخصی به نام عمربن زید هست، در میان کنیزان و بردههایی که در معرض فروش قرار داده میشوند خانمی هست با این خصوصیات و با این ویژگیها که در پوششی، خود را مخفی کرده
1) 23. ابوایوب انصاری همان کسی است که هنگامی که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله به مدینه مهاجرت کرد بر او وارد شد و او مورد عنایت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله بود و دودمان او همیشه به عنوان انصار رسول خدا و اهل بیت پیغمبراکرمصلی الله علیه وآله بودهاند.
است و با عفاف و عفت و حجاب بسیار خوب، سعی میکند تا خود را از معرض دید افراد مخفی نگه دارد و گاهی هم به دلیل این حالتی که برای او پیش آمده با زبان رومی یا عربی از این وضع خودش شکایت میکند و ناراحت است که چطور در این وضعیت قرار گرفته است و زودتر به وضعش پایان داده نمیشود؟ و چرا در معرض دید دیگران است؟
در این حال شخصی میآید که وقتی نگاهش به چهره این خانم میافتد، حاضر میشود به دلیل حجب و بزرگواری این خانم او را به سیصد درهم از عمربن زید برده فروش بخرد، امّا این بانو به زبان عربی به او میگوید: پولت را برای خرید من سرمایه گذاری نکن؛ زیرا من به هیچ وجه به تو رغبتی ندارم و در اختیار تو قرار نخواهم گرفت. برده فروش میگوید: به هر حال من باید تو را به فروش برسانم. او در جواب میگوید: «عجله نکن، آن کسی که مشتری من است و من به او رغبت دارم ان شاء اللَّه خواهد آمد و تو هم به پولت خواهی رسید.» بعد شما جلو رفته و نامه را به آن برده فروش بده و برای خرید وارد معامله شو. این نامه را وقتی به بردهفروش دادی، با این پولی که به تو دادهام راضی خواهد شد و معامله صورت خواهد گرفت.
من نامه و پول را از امام هادیعلیه السلام تحویل گرفتم و به سمت بغداد حرکت کردم. خودم را به بغداد رساندم و طبق دستور، به پل بغداد، در کنار رود دجله رفتم. برده فروش آمد، مشتریهای برده با همان ویژگیهایی که امام فرموده بودند حاضر شدند. در میان بردگان، همان شخصیتی که امام هادیعلیه السلام نشانهاش را داده بود مشاهده کردم و دیدم دختری است در نهایت عفاف، حجاب و متانت و وقار. آنگاه شخصی که امام هادیعلیه السلام نشانهاش را گفته بودند جلو آمد و در ازای خرید این بانو حاضر به پرداخت سیصد دینار شد، امّا این خانم از پذیرش معامله و تسلیم کردن خود به این خریدار ابا کرد و از فروشنده درخواست کرد که مهلت بدهد و عجله و شتاب نکند. در این حال من جلو رفتم و نامه را به دست برده فروش دادم. وقتی که او این نامه را نگاه کرد. گفتم این نامه به زبان رومی و توسط یکی از
شخصیتهای شریف و برجسته نوشته شده که برای خرید یکی از بردگان که همین خانم است نوشته شده، من مأموریت پیدا کردم که به نیابت او را خریداری نمایم.
او نامه را گرفت و به دست آن خانم داد. خانم نامه را خواند و به چشم خودش مالید و احترام زیادی برای آن نامه قائل شد و به برده فروش اصرار کرد که مرا به نماینده نویسنده این نامه بفروش. وارد قیمتش شدیم و به هر حال برده فروش با همان دویست و بیست دینار که امام داده بود حاضر به فروش شد. من او را خریداری کردم و به اتفاق به شهر بغداد آمدیم و در مسافرخانهای، جایی را اجاره کردیم تا قدری بیاساییم و سپس به سمت سامرا حرکت کنیم.
من در اینجا از او پرسیدم که شما چگونه به این نامه که نویسندهاش را نمیشناختی آنقدر اظهار علاقه میکنی، به چشم میمالی، از شوقش گریه میکنی؟ او گفت: من او را میشناسم امّا تو او را نمیشناسی. او جملهای گفت که عین جمله در تاریخ ضبط شد: «أیّها العاجز الضعیف المعرفة بالمحل اولاد الأنبیآء أعرنی سمعک وفرغ لی قلبک أنا ملیکة بنت یشوعا ابن القیصر؛(1)ای ناتوان که معرفتت نسبت به جایگاه اولاد پیامبران ضعیف است، به من گوش فرا ده و قلبت را از همه چیز فارغ کن (کاملاً متوجه سخن من باش) من ملیکه دختر یشوعا فرزند پادشاه روم هستم».
از من میپرسی چگونه با اینکه نویسنده نامه را ندیدهام به او علاقمند شدم؟ تو مثل اینکه توانایی لازم را نسبت به معرفت و شناخت فرزندان پیغمبر نداری؟
گفتم: پس تو دختر یشوعا، نوه پادشاه روم در میان بردگان چه میکنی؟
او سرگذشتش را برای من تعریف کرد، گفت: من از کودکی شدیداً مورد توجه و عنایت جدّم بودم، او علاقمند بود که مرا به عقد برادر زاده خودش دربیاورد، در حالی که من هیچ علاقهای به آن شخص نداشتم. امّا جدّم درحالی که من 13 ساله بودم، تصمیم ازدواج من با برادر زاده خودش را گرفت و برای این منظور دستور داد تختی را مرصع از جواهرات که بر چهل پایه بود استوار کردند، علامتهای صلیب را بر روی آن نصب نمودند. سپس انجیلهای مختلف را باز کرده و سیصد نفر از
1) 24. بحارالانوار: 51/6.
رهبانان و قسیسین نصاری در جلسه حضور پیدا کردند و بیش از چهار هزار نفر از شخصیتهای کشوری و لشگری در این جلسه حاضر شدند تا مرا به عقد برادرزاده جدّم دربیاورند. ولی در این حال که آن جوان را در بالای آن تخت نشاندند و اسقفها و کشیشها آماده بودند که مراسم عقد را اجرا کنند، ناگهان تخت در هم شکست، صلیبها فرو ریخت و آن جوان روی زمین به حالت بیهوش افتاد. رهبانان از این ماجرا برداشت بدی کردند و آن را به فال بد گرفتند و بزرگ اسقفها به جدّم گفت این ازدواج مبارک و میمون نیست، حاضر به انجام آن مباش که این نشانه زوال دین حضرت مسیحعلیه السلام و پادشاهی توست. امّا جدّم شدیداً علاقمند بود که این کار صورت بگیرد لذا، در عین نگرانی و اوج ناراحتی مجدداً دستور برپایی تخت و صلیب و صحنه سازی را داد که باز همان حالت تکرار شد و تخت شکست و صلیبها فرو ریخت و جوان از بالای تخت بر زمین افتاد و غش کرد و جدّم که شدیداً سرخورده و ناراحت و غمگین شده بود به خانه برگشت.
من نیز به خانه برگشتم امّا از اینکه این مجلس عقد پا نگرفت، خوشحال بودم. آن شب در عالم رؤیا دیدم حضرت مسیحعلیه السلام و یشوعا و شمعون و گروهی از حواریّون وارد کاخ جدّم شدند و در گوشه کاخ و در جای تخت و مکان سبزی که نور از آن میدرخشید قرار گرفته و منتظر ماندهاند، ناگاه دیدم که چهره نورانی شخصی ظاهر شد که بعد فهمیدم او محمدبن عبداللَّهصلی الله علیه وآله است که در کنارش، وصی و دامادش علی بن ابی طالبعلیه السلام است. آنگاه حضرت رسولصلی الله علیه وآله رو کرد به حضرت مسیحعلیه السلام و فرمود: یا روحاللَّه! من آمدم دختر حواری تو را برای فرزندم خواستگاری کنم. آنگاه نگاهی به حسن بن هادیعلیهما السلام کرد. حضرت عیسیعلیه السلام رو کرد به شمعون و یشوعا و فرمود: لطف الهی شامل حال شما شده است و عنایت و برکات پروردگار به شما رو آورده است. آنها نیز موافقت کردند و در نتیجه مرا به عقد فرزند پیغمبر در آوردند.
از خواب بیدار شدم. بسیار خوشحال شدم و از طرفی شگفت زده بودم. مدّتی گذشت و از بیم جان، خواب را به احدی نگفتم. قلبم مملو از محبّت و علاقه نسبت
به امام حسنعلیه السلام شده بود. از خوردن و آشامیدن بازماندم و لاغر و رنجور شدم و جدم بعد از مداوای فراوان از بهبودیام ناامید شد، از من خواست که هر خواستهای دارم بگویم. گفتم اگر اسیران مسلمین را آزاد کنی شاید عیسی مسیحعلیه السلام و مادرش مرا شفا دهند. جدّم تقاضای مرا پذیرفت و من مقداری احساس رضایت کردم و غذا خوردم.
بعد از چهارده روز حضرت مریم عذراعلیها السلام به خواب من آمد که دیدم در کنار او بانوی مجلّلهای قرار گرفته است که فهمیدم حضرت زهراعلیها السلام است. حضرت مریمعلیها السلام رو به من کرد و فرمود: این بانوی جهان و مادر شوهر توست. من دامن حضرت زهراعلیها السلام را چسبیدم، عجز و ناله کردم و گفتم: ای دختر رسول خدا! آن آقایی که پدرت مرا به عقد او درآورده است، او را به من بنمایان. او در جواب فرمود: چون تو هنوز به دین پدرم و اسلام درنیامدهای، او به سراغ شما نخواهد آمد. من هم در آنجا به دست حضرت زهراعلیها السلام در عالم خواب اسلام اختیار کردم و حضرت فاطمهعلیها السلام مرا در آغوش گرفت و حالم بهبود یافت. از آن پس دائماً در عالم خواب حسن بن امام هادیعلیه السلام را ملاقات میکردم و از او کمک میخواستم.
بُشربن سلیمان گفت: به او گفتم که خوب چطور شد که شما به عنوان اسیر در اختیار سربازان اسلام قرار گرفتید؟ گفت: یک شب که امام عسکریعلیه السلام به خواب من آمد به من فرمود: گروهی از سربازان جدّ تو در حمله به مسلمانان به اسارت خواهند افتاد و تو اسیر خواهی شد. من دستور او را اطاعت کردم و با لباس خدمتگزاران و کنیزان در جمع سربازانی که به مسلمانان حمله کردند قرار گرفتم، در نتیجه به اسارت مسلمانان درآمدم و به همان حالتی که مشاهده کردی، من سهم پیرمردی از مسلمانان شدم که او از من اسم مرا پرسید و من در جواب گفتم، اسمم نرجس است.
بُشر میگوید: گفتم تو رومی هستی، چگونه زبان عربی را به خوبی میدانی؟
گفت: جدّم به خاطر علاقهای که به من داشت خانمی را که به چند زبان مسلط بود برای تعلیم من انتخاب کرد و من از او زبان عربی را یاد گرفتم.
بُشر میگوید: پس از بغداد به همراه او به شهر سامرا آمدم و به خدمت امام هادیعلیه السلام
شرفیاب شدم و عرض کردم: امر شما اطاعت شد و این بانو را در ازای پولی که داده بودید از آن برده فروش تحویل گرفتم و امام هادیعلیه السلام به نرجس خوش آمد گفت.(1)
داستان بُشر بن سلیمان در اینجا پایان یافت امّا جناب نرجس خاتون بعدها فرمود: امام هادیعلیه السلام به من فرمود که این دو پیشنهاد کدام برای تو بهتر است؟آیا حاضری ده هزار دینار طلا به تو بدهم یا تو را به یک مژده مسرت بخش خوشحال کنم؟ من فهمیدم که او چه میخواهد بگوید. گفتم: نه این طلا و دینار را نمیخواهم، همان مژدهای که داری به من بده و او مژده مادر امام زمانعلیه السلام شدن را به من داد و من این افتخار را بر همه آن چه در دنیاست ترجیح دادم. آنگاه امام هادیعلیه السلام خواهر خود، جناب حکیمه خاتون را صدا زد و جناب نرجس خاتون را در اختیار او گذاشت و به او فرمود: این بانوی مجلّله را تحت تعلیمات صحیح اسلامی قرار بده. او هم که از نظر شخصیت از خاندان عصمت و طهارت، فرزند امام، خواهر امام، عمه امام و یک شخصیت برجستهای بود، این بانو را به خوبی تحت تعلیم قرار داد و به سرعت این شخصیت و این میهمان، بانوی این خانه شد.
بنا به قولی نرجس خاتون در سال 261 هجری قمری یعنی یک سال پس از شهادت امام حسن عسکریعلیه السلام از دنیا رفت و در شهر سامرا در کنار امام هادی و امام عسکریعلیهما السلام و حکیمه خاتون مدفون گشت و اکنون همگی در یک ضریح قرار دارند.
مشیت و حکمت الهی را ببین که دختر مسیحی و نوه قیصر روم شرقی، با چه وضعی به جهان اسلام منتقل میشود و توفیق زندگی در کنار امامان را پیدا میکند و سپس مادر شخصیتی میشود که باید دنیا به وسیله وجود او پر از عدل و داد شود و در آخر زندگی هم توفیق دفن در مجاورت قبر دو امام و قبر دختر امام نصیبش شود.
امروز زائرین امام هادیعلیه السلام و امام عسکریعلیه السلام زائرین این بانوی با عظمت هم هستند. خداوند به زودی زیارت آنها را نصیب ما فرماید، و چشم ما و همه محبّان اهلبیتعلیهم السلام را به جمال امام زمانعلیه السلام روشن فرماید و ما را جزو ارادتمندان و مشتاقان ظهورش قرار بدهد.
1) 25. بحارالانوار: 51/6.
قبلاً این نکته را بیان کنم که دوران ولادت امام زمانعلیه السلام دوران بسیار حساس و اختناقآمیزی بوده است. بنی عباس از زمان امام رضاعلیه السلام سیاستی را اتخاذ کردند که ائمه معصومینعلیهم السلام را در کنار خود داشته باشند و زندگی آنها را تحت نظر بگیرند تا بین ائمه و مردم فاصله ایجاد کنند.
به همین منظور، امام رضاعلیه السلام را به جبر به طوس آوردند. بعد از شهادت امام رضاعلیه السلام نیز همین حصر و مراقبت شدید را برای امام جوادعلیه السلام اعمال کردند، لکن به این صورت که مأمون دختر خود، ام الفضل را به ازدواج امام جوادعلیه السلام در آورد تا از درون خانه، آن حضرت را تحت کنترل داشته باشد.
سرانجام از همین طریق امام جوادعلیه السلام را به شهادت رساندند و امام هادی و امام عسکریعلیهما السلام را در کنار زندگی شاهانه و حکومت جبارانه خود، تحت نظر گرفتند و در شهر سامرا این دو امام را یکی پس از دیگری در یک محیط نظامی سکونت دادند و در اطراف آنها نیروهای مسلح مخصوص دربار خود را گماشتند تا کاملاً آنها را در کنترل داشته باشند؛ لذا به عسکریین ملقب شدند.
در چنین وضعیتی بایستی خداوند وعده خود را محقق کند و امام دوازدهم را به بشریت هدیه نماید. لکن با توجه به وضعیت اختناقآمیز و در محاصره بودن زندگی امام حسن عسکریعلیه السلام، ولادت امام زمانعلیه السلام هم در پردهای از پنهان کاری و رازداری از جانب خدا صورت میگیرد.
بنی عباس شدیداً در این فکر بودند که از نسل امام عسکریعلیه السلام فرزندی به جای نماند تا مبادا او بر حسب پیشبینیهایی که در روایات شده، حکومت ظالمانه آنها را سرنگون کنند.
برای اینکه از این خطر در امان باشند تصمیمشان این بود که نگذارند از امام عسکریعلیه السلام فرزندی به دنیا بیاید و پسری از او بماند که زمامدار امّت اسلامی گردد. به همین خاطر میبینیم ظاهراً امام عسکریعلیه السلام ازدواج دائم انجام نداد و نیز ولادت امام زمانعلیه السلام به صورت رازآلود و در پرده و پوششی از پنهان کاری صورت میگیرد.
به عنوان مثال اسم مادر امام زمانعلیه السلام متعدد است. همان طور که قبلاً اشاره شد اسمش ملیکه، نرجس خاتون، سوسن، و بعضی دیگر اسامی مثل ریحانه بوده که یکی از علّتهایش این بود تا کسی متوجه نشود وضعیت و شخصیت مادر امام زمانعلیه السلام چیست و کدامیک از زنانی است که در آن محیط و خانواده زندگی میکنند. جایگاه نرگس خاتون، جایگاهی است که بایستی به عنوان همسر امام عسکریعلیه السلام دارای فرزندی شود و این در حقیقت مثل اسم مستعاری که مصطلح است یک نوع پنهان کاری بود.
بسیاری از اخباری که ما درباره ولادت امام زمانعلیه السلام داریم، ظاهراً تنها از طریق حکیمه خاتون عمّه امام عسکریعلیه السلام است. روایتی که از حکیمه خاتون نقل میشود مختلف است، البته با یکدیگر تناقض ندارد ولی به گونهای است که بخشی از خبرها را به کسی میگوید و حرفهای دیگری را به شخص دیگری میگوید و آن حرفهای قبلی را نقض نمیکند؛ بلکه حرفهای کاملتری به او میگوید و علتش این است که اینان میدانستند مسئله امام زمانعلیه السلام و وجود مبارکش مسألهای است که باید در راز و رمز بماند. ایشان اخبار ولادت را به افرادی که مورد اعتماد بودند، به نوعی به آنها منتقل میکرد، لذا اخباری که در کتب مختلف میبینیم به صورت پاره پاره برای افراد نقل شده است، دقیقاً به همین خاطر است که میخواهند راز قضیه برای همه روشن نشود.
ما بعد از شهادت امام عسکریعلیه السلام که به همین نکته میرسیم میبینیم امام عسکریعلیه السلام به محض اینکه به شهادت رسید، معتمد عباسی دستور داد بروند خانه امام حسن عسکریعلیه السلام را تفتیش کنند و آن را مهر و موم نمایند، به تعبیر امروزی لاک مهر کنند.
کنیزانی که در این خانه بودند توسط زنهای متخصص و قابلهها معاینه شدند تا ببینند کدامیک از آنها باردار هستند. اتفاقاً یکی از خانمها را که باردار بود به زندان منتقل کردند و تحت نظر داشتند. در پاورقی کتاب بحارالانوار در جلد 51 یک نکته تاریخی نقل شده است که توسط جعفر، برادر امام عسکریعلیه السلام به دستگاه بنی عباس خبر داده شده که نرجس خاتون جزو همان خانمهایی هست که ممکن است از او فرزندی به دنیا بیاید یا فرزندی از او به دنیا آمده باشد. آنها حضرت نرجس خاتون را بازداشت کردند و از او راجع به فرزند امام عسکریعلیه السلام پرسیدند و او اظهار بیاطلاعی کرد. آنها که فکر میکردند شاید نرجس خاتون باردار باشد لذا او را به دست قاضی مورد وثوق دستگاه عباسی به نام «ابن الشوراب» سپردند که چون فرزندی متولد شود بکشد. ناگاه عبیداللَّه بن یحیی وزیر از دنیا رفت و صاحب الزنج در بصره خروج کرد و آنها مشغول فرو نشاندن قائله شدند که از حال نرجس خاتون غافل و آن حضرت به خانه خود بازگشت و نجات پیدا کرد.(1)
اینها همه بیانگر آن است که آنها شدیداً در فکر بودند که نگذارند فرزندی از امام عسکریعلیه السلام به دنیا بیاید امّا: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفُِوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ».(2)خدا آنچه که اراده فرموده انجام میشود و کسی جلوی اراده خدا را نمیتواند بگیرد، این وعده را خدا محقق کرده است و این فرزند را به دنیا آورده است و تقدیم بشریت نموده است.
در اینجا ماجرای ولادت امام زمانعلیه السلام را که از کتب معتبرهای مثل کمال الدین شیخ صدوق، بحارالانوار علامه مجلسی، نجم الثاقب محدث نوری و کتاب غیبت مرحوم شیخ طوسی نقل شده است به اختصار ذکر میکنیم.
از قول حضرت حکیمه خاتون چنین نقل شده است: در روز جمعه و به هنگام طلوع فجر در سال 255 ه.ق در شهر سامرا، وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام از نرجس خاتون متولد شد، بدین ترتیب که من در روز 14 ماه شعبان سال 255 طبق معمول به محضر امام عسکریعلیه السلام رسیدم - معمولاً هم علاقه و ارادتی بین من و امام عسکریعلیه السلام بوده است. همیشه هم برای او دعا میکردم که خداوند به او فرزندی عنایت کند - افطار کردم و وقتی خواستم برگردم، امام فرمود: عمّه جان امشب پیش ما بمان چرا که خداوند امشب میخواهد فرزندی به من عنایت کند که وصی من و آخرین وصی پیغمبر خداست.
من از حضرت پرسیدم: از کدام بانو؟ فرمود: از نرجس خاتون. من اطاعت کردم و آن شب را خدمتشان ماندم، امّا وقتی خدمت نرجس خاتون رسیدم هیچ نشانهای از خبری که امام عسکریعلیه السلام به من داده بود ندیدم. به امام عسکریعلیه السلام عرض کردم: من هیچ نشانهای از تحقّق این خبر در وجود این بانو نمیبینم. امامعلیه السلام جملهای فرمودند: «لان مثلها مثل أم موسی لم یظهر بها الحبل ولم یعلم بها أحد إلی وقت ولادتها؛(1)مَثل این بانو، مَثل مادر حضرت موسی بن عمران است که هیچ کسی ظهور و بروز حالت بارداری را در مادر حضرت موسیعلیه السلام ندید در این بانو هم هیچ کسی این آثار را نمیبیند مگر وقت ولادتش».
در نتیجه به فرمان امام یقین کردم و شب را کنار نرجس خاتون خوابیدم. من زودتر برای انجام نافله شب حرکت کردم. دیدم که حالت او عادی است و راحت خوابیده. گفتم خبری که امام معصوم داد قطعی است امّا در این خانم هیچ حالتی نمیبینم.
امام حسن عسکریعلیه السلام از پشت پرده صدا زد: عمّه جان! تردید به خودت راه مده که وعده خداوند نزدیک است تحقق یابد. آنگاه نرجس خاتون برای نماز شب برخاست. وضو ساخت و مشغول نماز شد. سپس رو به من کرد و گفت: در خود
1) 28. بحارالانوار: 51/14.
احساس درد و ناراحتی میکنم. وقتی حالش را به من ابلاغ کرد او را دلداری دادم و در همین حال بود که امام عسکریعلیه السلام هم متوجه شد و به من فرمود: عمّه جان! سوره «انّا أنزلناه» را قرائت کن و من سوره «انّا أنزلناه» را قرائت میکردم امّا با کمال تعجب دیدم کودکی در رحم این بانوی پاک است که به همراه من سوره انا انزلناه را قرائت میکند. تعجب من بیشتر شد و در همین حال امام عسکریعلیه السلام به من فرمود: عمّه جان! این فرزند، حجت خدا است و خداوند او را جانشین من و آخرین وصی پیامبر و حجت خودش برای مردم قرار داده است. تعجب مکن که خداوند در کودکی نطق ما را به کلام خودش گویا کرده است و ما را بین خود و مردم حجت قرار داده است.
همین طور که با امام سخن میگفتم دیدم که بین من و جناب نرجس خاتون پردهای حایل شد و دیگر او را ندیدم، آمدم به سمت امام عسکریعلیه السلام. آن حضرت به من فرمود: نگران نباش! برگرد که مجدداً نرجس خاتون را خواهی یافت. وقتی برگشتم در این حال بود که دیدم کودکی نورانی در کنار اوست و هم از چهره نرجس خاتون نورانیت خاصی را احساس کردم که محیط را روشن کرده است و این کودک سر بر سجده گذاشته، سایر مواضع سجدهاش بر زمین و انگشت سبابهاش به سمت آسمان بلند شد و در همان حال این عبارت را به زبان آورد: «أَشْهَدُ أنْ لا إلهَ إلّا اللَّه وَاَشْهَدُ أنَّ جَدِّی رَسول اللَّه وَاَشْهَدُ أنَّ أبی امیرالمؤمنین». و یک یک اسم ائمهعلیهم السلام را شمرد و شهادت به امامتشان داد و تا به اسم خودش رسید این جملهها را فرمود: «اللهمّ أنجز لی وعدی وأتمم لی أمری وثبت وطأتی واملأ الأرض بی عدلاً وقسطاً؛ بار پروردگارا! وعدهای که در حق من دادهای محقق کن و برای من آماده ساز و گام مرا در راه انجام وظیفه ثابت کن و زمین را به وسیلهام پر از عدل و داد نما».
در همین حین دیدم این کودک مطهر و پاکیزه است. امام عسکریعلیه السلام به من فرمود: عمّه جان! کودک را بیاور و به من بده.
کودک را برداشته و به خدمت امام عسکریعلیه السلام آوردم. امام وقتی میخواست کودک را از من تحویل بگیرد کودک با زبان رسا به پدر سلام کرد. پدر او را در آغوش گرفت وآنگاه زبان در کلام او نهاده و علم امامت را به او منتقل کرد. آنگاه او را به من سپرد تا برای شیر دادن به مادرش برگردانم.
پس از شیر خوردن، مجدداً امام عسکریعلیه السلام به من فرمود: عمّه جان! کودک را به من برگردان. وقتی کودک را به او برگرداندم این بار دیدم که به همراه امام عسکریعلیه السلام آیه شریفه: «وَنُرِیدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ».(1)را که طبق نقل مفسرین درباره امام زمانعلیه السلام است قرائت کرد. همه اینها دلالت بر عظمت، کرامت و امامت امام زمانعلیه السلام دارد.
نکته دیگری مرحوم محدث نوری در کتاب نجم الثاقب و در بعضی از کتب معتبره از قول حکیمه خاتون نقل کردند که فرمود: در این حال دیدم پرندگانی آمدند بالهای خودشان را بر صورت و چهره و بدن این کودک میمالیدند، در میان پرندگان پرندهای بود که در همه پرندگان به جلالت ظاهر بیشتر و بهتری میرسید و امام عسکریعلیه السلام این کودک را به او سپرد. آن پرنده این کودک را برداشت و بالا برد. من گفتم: یابن رسولاللَّه! این پرندگان کیستند؟ فرمود: اینها فرشتگان الهیاند که تو آنها را به صورت پرنده دیدهای. او روح القدس جبرئیل امین است که پاسبان و حافظ وجود ائمه معصومینعلیهم السلام و حجتهای الهی است و آن کسی است که بایستی علم الهی و حفاظت و امنیت الهی را در ارتباط با این کودک بر عهده بگیرد. این خبر به طور مفصل در کتب معتبره نقل شده است.
از آن پس تاکنون این فرزند صالح که لقبش هم صالح است و اباصالح کنیه اوست، در پس پرده غیبت است و بر حسب آیات قرآن که مفسرین ما به حق آن را تفسیر کردهاند باید وعده خدا که تحققش قطعی است، به وسیله این حجت بر حق خدا، محقق شود و جهان را از عدل و داد پر کند.
1) 29. سوره قصص، آیه 5.
آنگونه که از روایات و احادیث برمیآید؛ مهمترین نام امام زمانعلیه السلام نام پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است و مهمترین کنیهاش، کنیه رسول خدا میباشد. احادیث زیادی در این زمینه نقل شده است که به یکی از آنها اشاره میکنیم.
جناب جابربن عبداللَّه انصاری که از نزدیکترین یاران و صحابه رسول خدا و از ارادتمندان به ساحت مقدّس عترتعلیهم السلام بوده است نقل میکند که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «المهدی من ولدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه الناس بی خلقاً وخلقاً تکون له غیبة وحیرة تضلّ فیه الأمم ثمّ یقبل کالشهاب الثاقب ویملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً؛(1)مهدی از فرزندان من است، اسم او اسم من و کنیه او کنیه من است، او شبیهترین انسانها از نظر خُلق و خلقت - یعنی از نظر اخلاق و شکل و قیافه - به من است برای او غیبتی است و زمان غیبت هم طولانی است و در این غیبت طولانی است که امّتها گرفتار گمراهی میشوند؛ ولی او ناگهان مثل شهاب آسمانی ظهور میکند و دنیا را پر از عدل و داد مینماید پس از آنکه پر از ظلم و بی عدالتی شده باشد».
از این روایت به صراحت فهمیده میشود که نام مبارک امام زمانعلیه السلام همان نام پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است و کنیه ایشان هم کنیه رسول خدا است. لکن در کتب معتبره که پیرامون زندگی امام زمانعلیه السلام تدوین شده است، با استفاده از آیات و روایات، اسمها و القاب زیادی برای امام زمانعلیه السلام قائل شدهاند که فقط آدرس آنها را ذکر میکنیم که
1) 30. بحارالانوار: 36/309.
یکصد و هشتاد و دو اسم و لقب در کتاب شریف «نجم الثاقب» مرحوم محدث نوری ذکر شده است که این اسامی و القاب از کتب آسمانی تورات، انجیل، کتاب دینی زرتشتیان، کتب ادیان مختلفی که در دنیا وجود دارد و نیز از فرهنگهای مختلف و اعتقادات متفاوتی که در دنیا هست و نیز از روی آیات و روایاتی که از پیامبر و ائمه معصومینعلیهم السلام نقل شده، استخراج گردیده است. در این کتاب آیات قرآنی هم که در ارتباط با امام زمانعلیه السلام و تعابیری که برای ایشان شده، همه را نقل میکند که هر کدام دارای پیامی هست؛ یعنی هر اسمی که برای امام زمانعلیه السلام ذکر میکند در بردارنده محتوای خاصی است. کتاب نجم الثاقب دقیقاً آنها را ذکر کرده، پیام و مفهوم و بار معنوی این اسامی را هم در آنجا آورده که بسیار قابل استفاده است.
از نظر رشد معنوی و فکری ائمه معصومین و حجج الهیعلیهم السلام بنا بر لطف خداوندی و سایر تفضلات الهی قبل از ولادتشان و در شکم مادر، دارای رشد معنوی میباشند.
درباره امام زمانعلیه السلام هم همین طور است و حدیثی را بیان میکنیم که امام زمانعلیه السلام از رشد معنوی و فکری و عقلانی، حتی در رحم مادر هم برخوردار است را مشخص میکند. بر حسب روایات و اعتقاد ما شیعیان، امام حتی در رحم مادر دارای همان ویژگیهایی است که در زمان تصدی ولایت الهی برخوردار میباشد و در کودکی نیز آن ویژگی ها را دارا میباشند. امام عسکریعلیه السلام فرمود: وان الصبی منّا لیتکلّم فی بطن اُمّه و یقرء القرآن ویعبد ربه عزّوجلّ؛(1)همانا کودک ما در شکم مادر سخن میگوید و قرآن قرائت میکند و خدایش را پرستش مینماید.
نکته دیگر بعد از ولادت امام زمانعلیه السلام رشد جسمی ایشان است.
1) 31. بحارالانوار: 51/14.
رشد جسمی ایشان هم مثل دیگر اولیای خدا رشد غیر عادی بود؛ یعنی به لحاظ رشد جسمی مثل دیگر فرزندان انسانها عادی و معمولی نبوده است بلکه رشد ایشان به صورت استثنایی همانند اولیای خدا و انبیا و فرزندان انبیا میباشد. در این زمینه حدیثی از کتاب شریف بحارالانوار مرحوم علامه مجلسی ذکر میکنم که راوی این حدیث هم حکیمه خاتون است و علت آن هم قبلاً ذکر شد چون شرایطی که امام زمانعلیه السلام قبل از ولادت و هنگام ولادت داشت وضعیت بسیار استثنایی و خطرناکی بود که قبلاً شرح دادم و لذا معمولاً احادیثی که در ارتباط با طفولیت امام زمانعلیه السلام هست مأخذش معدود است. از جمله کسانی که از ایشان حدیث زیاد نقل شده حکیمه خاتون عمّه امام عسکریعلیه السلام است که میفرماید: من پس از چهل روز که از ولادت امام زمانعلیه السلام گذشت، به محضر امام عسکریعلیه السلام شرفیاب شدم، دیدم کودکی تقریباً دو ساله از نظر شکل و قیافه که چون قرص خورشید نورانی و زیباست جلوی امام عسکریعلیه السلام راه میرود. من تعجب کردم و از امام عسکریعلیه السلام پرسیدم: این آقازاده کیست؟ حضرت با تبسّم فرمود: این فرزند نرجس است. گفتم: عجب، به این سرعت رشد به این خوبی داشته، الحمدللَّه. امام عسکریعلیه السلام فرمود: «إنّ أولاد الأنبیاء والأوصیاء إذا کانوا أئمة ینشئون بخلاف ما ینشأ غیرهم؛ فرزندان پیغمبران و اوصیاء که قرار شود به مقام وصایت یا خلافت برسند، رشد و نموّشان به اندازهای است که دیگران ندارند.»؛ یعنی رشد آنها غیر عادی است. بعد فرمود: «وإن الصبی منّا إذا أتی علیه شهر کان کمن یأتی علیه سنة؛(1)فرزندان ما هم که قرار است به مقام ولایت برسند وقتی که یک ماه از عمرشان گذشت به اندازه یک کودک یک ساله میشوند.» و فرزند من هم که حالا چهل روز از تولدش میگذرد را به شکل و قیافه کودک دو ساله میبینید. بعد امام ادامه داد: «وإن الصبی منّا لیتکلم فی بطن أمه؛ فرزندان ما در شکم مادرشان حرف میزنند».
«ویقرأ القرآن ویعبد ربه؛ و قرآن قرائت میکنند و پروردگارشان را عبادت میکنند».
1) 32. بحارالانوار: 51/14.
«وعند الرضاع تطیعه الملائکة وتنزل علیه [کل صباح [و]مساء؛ و وقتی به هنگام شیر خوارگی رسیدند فرشتگان از آنها اطاعت میکنند و به هنگام هر صبح و شام فرشتگان بر آنها وارد میشوند».
این توضیحاتی بود که امام عسکریعلیه السلام در مورد رشد جسمی امام زمانعلیه السلام دادند که شامل رشد معنوی ایشان هم میشود. درباره ائمه دیگر نیز همین نکات را در روایات داریم. معمولاً امام زمانعلیه السلام رشدشان به سرعت صورت گرفته، تا جایی که جناب حکیمه خاتون در ادامه همین حدیث میفرماید: بار دیگر که یک مدّت کوتاهی قبل از شهادت امام عسکریعلیه السلام خدمت ایشان شرفیاب شدم، دیدم نوجوانی که به قیافه مردی است آنجا حضور دارد. امام عسکریعلیه السلام به من فرمود: در کنار او بنشین. من گفتم: این آقا کیست که مرا دعوت میکنی کنار او بنشینم؟ فرمود: این همان فرزند نرجس است.
گفتم الحمدللَّه! بعد فرمود: شک مکن که او حجت خدا و وصی من است و من به زودی به شهادت میرسم و تو بعد از من از او اطاعت کن. در روایات هم داریم که وقتی امام عسکریعلیه السلام به درجه رفیع شهادت رسیدند اولین بار برادرش، جعفر برای اقامه نماز بر جنازه مطهر امام عسکریعلیه السلام حاضر شد و با زمینهسازیهای فراوانی که دستگاه بنی عباس انجام داده بودند، میخواستند موقعیت جعفر را به عنوان امام شیعیان تثبیت کنند؛ ولی در همین حال دیدند که نوجوانی آمد و دست بر سینه عمویش زد و او را به کنار هدایت کرد و خودش بر جنازه امام عسکریعلیه السلام نماز گزارد. بعد فهمیدند که او فرزند امام عسکریعلیه السلام حضرت مهدیعلیه السلام است.
نکته قابل توجه در رابطه با امام زمانعلیه السلام این است که بر اساس موقعیت حساسی که وجود داشت، طبیعی بود که امام زمانعلیه السلام میبایست در پس پرده و اختفا نگهداری شود و با روایاتی که نقل شد، حضرت مهدیعلیه السلام با عنایات الهی در زمان
حیات پدر در پس پرده نگهداری میشد و کسی نمیتوانست ایشان را ببیند، البته این موضوع که در آینده ممکن است امام عسکریعلیه السلام از دنیا برود و اگر امام زمانعلیه السلام بیاید و ادعا کند که من فرزند امام یازدهم هستم شاید قضیه برای بعضیها جا نیفتاده باشد و شیعیان هم ممکن است بگویند ما از امام عسکریعلیه السلام پسری ندیدیم، و این موضوع ممکن بود آنها را از نظر اعتقادی متزلزل سازد و پذیرش وجود امام زمانعلیه السلام را برای آنها مشکل نماید.از این رو برای آنکه چنین حادثهای پیش نیاید و عدّهای امام زمانعلیه السلام را بتوانند ببینند و خطری ایشان را تهدید نکند و بعدها شهادت بدهند که ما دیدیم که امام عسکریعلیه السلام فرزندی داشت، در تاریخ داریم که یک عدّه معدودی از افراد خاص و مورد اعتماد ائمه معصومینعلیهم السلام وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام را در کودکی زیارت کردند و امام عسکریعلیه السلام آن حضرت را به آنها نشان داد که اینها میتوانند به عنوان یک سند و حجتی برای شیعیان باشند و شهادت آنها را مورد قبول قرار بدهند که امام زمانعلیه السلام فرزند امام عسکریعلیه السلام است و در زمان امام عسکریعلیه السلام به دنیا آمد و دیگران هم این شهادت را از قول آنها بپذیرند، علاوه بر کرامات و معجزاتی که از امام زمانعلیه السلام میدیدند.
از جمله کسانی که مورد اعتماد امام عسکریعلیه السلام بود و امام زمانعلیه السلام را زیارت کرد و بعدها هم این شهادت را داد؛ یکی از دوستان نزدیک و از ارادتمندان امام عسکریعلیه السلام به نام «احمدبن اسحاق» است. احمد بن اسحاق میگوید: من یک روز خواستم خدمت امام عسکریعلیه السلام شرفیاب شوم و از او راجع به جانشین ایشان سؤال کنم. خدمت ایشان رفتم و به محض اینکه وارد شدم، قبل از آنکه من از ایشان بپرسم امام عسکریعلیه السلام شروع به سخن کرد و فرمود:
ای احمد بن اسحاق! از زمان حضرت آدم، خداوند زمین را خالی از حجت نگذاشت و تا قیام قیامت هم زمین را خالی از حجت نخواهد گذاشت، حجت خدا همیشه در زمین هست که خداوند به برکت او، نعمت خود را از زمین در اختیار خلق قرار میدهد، آسمان باران خودش را به برکت حجت خدا بر اهل زمین نازل و به وسیله حجت است که بلا را از مردم دور میکند.
اینها را شرح داد. سپس من از امام عسکریعلیه السلام پرسیدم: یابن رسولاللَّه! جانشین شما چه کسی است؟ امام بلافاصله از نزد من به اتاق اندرونی رفت و کودک تقریباً سه سالهای را در آغوش گرفت و به سمت من آمد و فرمود: «این فرزند من است و حجت بر حق خداست و وصی من است و آخرین وصی پیغمبر خداست. امام و جانشینی که تو از آن پرسیدی این فرزند است».
امام عسکریعلیه السلام صحبتهای دیگری نیز فرمودند. من گفتم: همه اینها را پذیرفتم، امّا برای اینکه قلب من آرام بگیرد یک نشانهای را هم میخواهم ببینم. دیدم که همین کودک سه ساله در آغوش امام عسکریعلیه السلام با بیان رسایی به زبان عربی فرمود: «انا بقیة اللَّه فی الأرض» و مطالب دیگر.
احمدبن اسحاق میگوید: من کاملاً بر اینکه الحمدللَّه حجت بر حقّ خدا بعد از امام عسکریعلیه السلام وجود دارد و این حقایق را از زبان خود امام عسکریعلیه السلام و امام زمانعلیه السلام شنیدم، آرامش پیدا کردم.
مجموعاً افرادی اسمشان در تاریخ ذکر شده که امام زمانعلیه السلام را در زمان کودکی زیارت کردهاند و بعدها هم در ملأ عام شهادت داده و مسائلی که مربوط به امامت و حجت بودن امامعلیه السلام بود، برای مردم نقل کردهاند.
البته بعد از اینکه امام زمانعلیه السلام در پس پرده غیبت رفت، عدّه فراوانی وجود مقدّس ایشان را زیارت کردند و زیارت میکنند و هر کسی که لیاقت داشته باشد قطعاً در هر کجا و در هر زمان خداوند تفضّل کند و این برکت را نصیب او نماید، میتواند وجود مقدّس امام زمان را ببیند، امّا این دیدار لیاقت و سعادت میخواهد، شرایط دارد و هر چشمی لیاقت دیدن امام زمانعلیه السلام را ندارد و هر گوشی لیاقت شنیدن کلام نورانی آن حضرت را ندارد.
آغاز امامت امام زمانعلیه السلام، روز جمعه هشتم ماه ربیع الاول سال 265 ه.ق است؛ یعنی روز شهادت امام یازدهمعلیه السلام آغاز امامت امام زمانعلیه السلام است. جالب است بدانیم که ولادت امام زمان در روز جمعه بوده و اوّلین روز امامتش روز جمعه و نیز بنا بر نقلی که از نظر شیعه بسیار مشهور است، ظهور امام هم روز جمعه است و همچنین یکی از اسامی آن حضرت نیز جمعه است.
یکی از افراد مورد وثوق و اعتماد ائمه معصومین و خاصه امام عسکری و امام زمانعلیهم السلام فردی به نام ابوسهل بود. ابوسهل اسماعیل بن علی نوبختی میگوید: پس از آن که معتمد، امام عسکریعلیه السلام را به زهر مسموم کرد، من به خدمت امام عسکری شرفیاب شدم، لحظهای بود که فرزند امام عسکریعلیه السلام هم بر پدر وارد شده بود. امام حالش منقلب بود و شدیداً ضعیف شده بودند به گونهای که وقتی ظرف آب را برای نوشیدن به امام عسکری دادند، قدرت نگهداری ظرف آب را نداشت و میلرزید و دندانهای امام عسکری که به کاسه نزدیک شده بود میخورد و من صدایش را میشنیدم. در این لحظه وقتی که امام زمانعلیه السلام وارد شد، به محض اینکه چشم امام عسکری به امام زمان افتاد، بسیار خوشحال شد امّا لحظهای گریست و بعد او را به عنوان آخرین وصی رسول اللَّه و آخرین امام مؤمنین و به عنوان حجت بر حقّ خدا معرفی کرد و وصیت و سفارش خود را به امام زمان نمود. در این لحظه گویی احساس شد لحظه آغاز قبول مسؤولیت امامت امام زمان بود. بعد امام عسکری
رو به امام زمان کرد و فرمود: «یا سیّد أهل بیته! اسقنی بالمآء فإنی ذاهب إلی ربّی؛(1)ای بزرگ خاندان خودت! آبی به من بنوشان؛ زیرا من به زودی به سوی پروردگارم خواهم شتافت».
امام زمانعلیه السلام هم آب را به دست پدرش داد و بعد به پدرش کمک کردند تا او وضو بسازد. صحبتهایی هم بین امام عسکری و امام زمانعلیهما السلام صورت گرفت آن گاه امام عسکریعلیه السلام به درجه رفیع شهادت نایل گشتند.
البته این مسائلی بود که درباره امام زمان و آغاز امامتشان است، ولی چیزی که باید به عنوان حجت برای مردم باشد این است که برای اثبات حجت بودن امام زمان و امامت ایشان طبیعی است که شیعیان او هم دلایل قانع کنندهای که باعث اطمینان خاطر بشود نیاز دارند.
ابوالادیان یکی از خدمتگزاران و یکی از دوستان نزدیک امام عسکریعلیه السلام بود. ابنبابویه رحمه الله به نقل از ابوالادیان میگوید: امام عسکریعلیه السلام به من مأموریتی داد که به مدائن بروم و نامههایی را به آنجا برسانم. امام عسکریعلیه السلام به من فرمود: ابوالادیان! وقتی بعد از پانزده روز از مدائن برگشتی، شهر سامرا را پر از شیون و غوغا خواهی یافت؛ زیرا که من به شهادت خواهم رسید. من نگران شدم و از امام راجع به جانشین شان پرسیدم: وقتی شما به شهادت رسیدید، چه کسی باید امامت امّت را به عهده بگیرد؟ امام عسکری در جواب به من سه نشانه داد؛ نشانه اوّل: آن کسی که بر بدن من نماز بگزارد. دوّم: آن کسی که جواب نامهها را از تو طلب کند و نشانه سوم: کسی که بگوید در همیان و کیسهها چه چیزی وجود دارد. حیا مانع شد که راجع به کیسه از آقا بپرسم، نپرسیدم و با نگرانی سفرم را آغاز کردم و به مدائن رفتم. مأموریت را انجام دادم و وقتی برگشتم همانگونه که امام عسکری گفته بود، ایشان به شهادت رسیدند. آنگاه چیزی که برای من مهم بود این بود که بدانم چه کسی جانشین امام یازدهم و به عنوان امام دوازدهم و حجت بر حق خداست. وارد بیت
1) 33. منتهی الامال، ص 427.
امام عسکری شدم، دیدم برادرش جعفر بر جایگاهی نشسته است و همه واردین به او تسلیت میگویند. گویی اینگونه وانمود میشود که او به عنوان جانشین امام عسکری است، در حالی که من او را میشناختم و میدانستم انسانی است بد سابقه و بد عمل که مرتکب محرمات میشد. مطمئن بودم که او لیاقت امامت را ندارد امّا الآن در چنین جایگاهی قرار گرفته؛ چرا که دستگاه بنی عباس تلاش میکرد او را به عنوان جانشین امام عسکری به مردم معرفی کند. در همین حال خبر آوردند که او بیاید و بر پیکر امام عسکریعلیه السلام نماز بگزارد.
او از جای خود حرکت کرده، به سمت پیکر مطهر امام عسکری رفت تا نماز بگزارد، دیدم نوجوانی با جمیع شیوهها و شمایل زیبایی که دلربا بود آمد و دامن عمویش را گرفت و گفت: ای عمو! کنار برو که من بر نماز گزاردن بر پیکر بابایم شایستهترم.
او را کنار زد و بر پیکر امام عسکری نماز گزارد. با این صحنه مطمئن شدم که یکی از نشانههایی که امام عسکری داده بود تحقق یافت و این شخص بر بدن امام عسکری نماز گزارد. منتظر بودم که نشانههای دیگر هم تحقق پیدا کند. در این حالت بود که وقتی نماز تمام شد به من اشاره کرد که جواب نامهها را بده. این هم نشانه دوّم؛ چون نامهای که امام عسکری به من سپرده بود و آن را به مدائن بردم، به دوستانی که باید میدادم سپردم و جواب نامههای آنها را به همراه بیت المال و سهم امامی که داده بودند با خودم آورده و منتقل کرده بودم. منتظر بودم نشانه سوم هم تحقق پیدا کند، در همین حال جمعی از مؤمنین قم آمدند و در میان جمعیت عزادار قرار گرفتند و گفتند: جانشین امام عسکری کیست؟ آنها را به سمت جعفر هدایت کردند. آنها وقتی پیش جعفر رفتند، پرسیدند: شما جانشین امام عسکری هستید؟ پاسخ داد: آری. گفتند: بگویید که ما حامل چه چیزی هستیم و نامهای که با ماست چه کسی و برای چه کسی نوشته است و چیزی که به همراه ماست آن متاع چیست و چقدر است؟
جعفر با کمال عصبانیت گفت: عجب! مردم را ببینید که از من چه چیزی را درخواست میکنند، علم غیب از من طلب میکنند؟ من فهمیدم که او امام نیست و جمعیتی که از قم آمده بودند هم با این پاسخ او مطمئن شدند که او امام نیست و جانشین امام عسکری شخص دیگری است. در همین حال فرستادهای از درون خانه آمد و گفت که حجت خدا (امام زمان) فرمودند: نامههایی که شما اهل قم از فلان شخص و فلان شخص برای امام عسکری آوردهاید، آن نامهها را بیاورید و به همراه شما همیانی است که هزار اشرفی در آن قرار دارد که از میان هزار اشرفی که به عنوان سهم امام است، ده اشرفی قلابی است که روکش طلا شده و اصل نیست.
آنها باز کردند و دیدند هزار اشرفی سفید هست و آن ده اشرفی را هم شناسایی کردند. ابوالادیان میگوید: من دقیقاً به همان نشانههایی که امام حسن عسکری به من داده بود رسیدم و یقین کردم که او امام امّت اسلامی و آخرین وصی پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است و آن پیامی که فرستاده شده از ناحیه امام زمان است و آن فردی که نماز بر پیکر امام عسکری گزارد امام زمان و آخرین امام شیعیان است.(1)
غیبت امام زمانعلیه السلام از نظر شیعیان به دو بخش تقسیم میشود: غیبت صغری و غیبت کبری.
غیبت صغری یعنی غیبت کوتاه مدّت، منتها با یک شیوه خاصی که امام زمانعلیه السلام به وسیله نایبان خاصی که چهار تن بودند و از جانب او تعیین شدهاند، با شیعیان ارتباط داشته و جواب نامههای آنها را به صورت کتبی و یا شفاهی میدادند. این چهار شخصیت به نواب اربعه معروف هستند که اولین آنها شخصیت ارجمند اسلامی «عثمان بن سعید عمروی» است. عثمان بن سعید عمروی هم جزو
1) 34. منتهی الامال: 2/496.
معتمدین و دوستان نزدیک امام هادیعلیه السلام بود و هم به عنوان دوست نزدیک و صمیمی و مورد اعتماد امام عسکریعلیه السلام بود و بعد هم امام زمان او را به عنوان اولین نایب خاص خودشان و رابط بین خود و شیعیان قرار دادند، به گونهای که جواب سؤالاتی را که شیعیان از امام زمان میخواستند بپرسند، میگرفتند و مشکلاتی را که امّت اسلامی داشتند به این واسطه حل میکردند.
بعد از عثمان بن سعید عمروی، پسرش که او هم از شخصیتهای بسیار با ارزش اسلامی است، به نام محمدبن عثمان بن سعید عمروی دومین نایب خاص امام زمانعلیه السلام شد. نماینده سوم امام زمان هم «حسین بن روح» بوده است و آخرین نماینده امام زمان به نام علی بن محمد سمری است که مجموعاً مدّت نیابت این چهار نایب که با امام زمانعلیه السلام ارتباط داشتند 69 یا 74 سال طول کشید. این غیبت را به عنوان غیبت صغری میدانیم.
امّا غیبت کبری، تقریباً شش روز قبل از آنکه علی بن محمد سمری وفات نماید توقیع مبارکی از جانب امام زمانعلیه السلام دریافت کرد که با تمجید و تحسین از او به او خبر داد که حداکثر پس از شش روز از دریافت نامه از دنیا خواهی رفت و دیگر بعد از تو نایب خاصی که به عنوان رابط معیّن میان من و شیعیانم باشد تعیین نمیشود، بلکه ویژگیهای عمومی را در اختیار قرار داد که هر کسی که دارای این ویژگیها باشد او حجت من بر شیعیان است و من حجت خدا هستم.
از لحظهای که آخرین نماینده خاص امام زمانعلیه السلام به لقاءاللَّه پیوست تا امروز و تا روزی که امام زمانعلیه السلام از پس پرده غیبت بیرون آید، به عنوان غیبت کبری محسوب میشود. در زمان غیبت کبری، رابط بین ما و امام زمانعلیه السلام فرد خاصی نیست. هر کسی ادعا کند من به عنوان نایب خاص امام زمانعلیه السلام هستم و او را مشاهده کردم، بنابر توقیع امامعلیه السلام چنین مردی دروغگو است و قطعاً حرفش صحت ندارد، بلکه با ویژگیهایی که امام زمانعلیه السلام دادند، از میان فقهای جامع الشرایطی که تحت عنوان
روات احادیث و اسلامشناس است آن را به عنوان نایب عام امام زمانعلیه السلام و حجت ایشان بر خودمان میدانیم و تا روزی که امامعلیه السلام در پس پرده غیبت بماند رابط بین ما و امام زمانعلیه السلام فقها و مجتهدین واجد شرایط هستند و در عصر حاکمیت حکومت اسلامی و نایب امام زمانعلیه السلام و حاکم بر مردم، ولی امر مسلمین و ولی فقیه است که ما او را به عنوان نایب عام امام زمانعلیه السلام میشناسیم و اطاعت او را اطاعت از امام زمانعلیه السلام میدانیم.
در بیان دیگری که از ائمه معصومینعلیهم السلام رسیده است، هر کسی فقها را رد کند و دستور آنها را نپذیرد و حرف آنها را زیر سؤالببرد و اصالت برای حرف آنها قائل نشود، همانند کسی است که امامان معصومعلیهم السلام را قبول ندارد. در حدیث امام صادقعلیه السلام که فرمودند: «الراد علیهم کالراد علینا»(1)مَثَل کسانی که فقها را رد نمایند مَثَل کسانی است که ما را رد میکنند؛ بنابراین بین دستورات فقها و مجتهدین با دستورات امام زمانعلیه السلام پیوند خورده است.
و ما در عصر حاکمیت نظام مقدّس جمهوری اسلامی، فقیه عالیقدر و ولی امر مسلمین را به عنوان نایب عام امام زمانعلیه السلام میدانیم و اطاعت از دستوراتش را به منزله اطاعت از امام زمانعلیه السلام تلقی میکنیم.
خداوند به برکت وجود امام زمانعلیه السلام و به دعای خاص آن حضرتعلیه السلام پرده از رخسار دلربای او بر کشد و چشمان ما را به جمال دل ربایش روشن گرداند و به وسیله او مظلومیت جهان اسلام پایان پذیرد و دلهای مؤمنین شاد و اولیای خدا عزیز و دشمنان دین خدا ذلیل و خوار گردند، ان شاء اللَّه.
1) 35. وسائل الشیعه: 18/98، باب 11، ح1.
مسأله غیبت امام زمانعلیه السلام یک امر تازه و نویی که پس از تولد او در عقیده شیعه مطرح شده باشد نیست، بلکه از ابتدای اسلام و رسالت نبی مکرمصلی الله علیه وآله به عنوان یکی از مسائل عقیدتی مطرح بود.
از آیات قرآن کریم و نیز روایاتی که از جانب پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و ائمه معصومینعلیهم السلام به ما رسیده است، کراراً درباره غیبت امام زمانعلیه السلام و ظهور آن حضرت و حکومت جهانی و دینی او بحث به میان آمده است که در این فرصت کوتاه به آیات و روایاتی که در این باره آمده است توفیق پرداختن نیست، فقط به نقل یک روایت از رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله اکتفا میکنم.
جابر بن عبداللَّه انصاری میگوید: من درباره فایده وجود مقدّس امام غایب از رسول خداصلی الله علیه وآله سؤال کردم: یا رسولاللَّه! امامی که شما به عنوان امام غایب و یکی از اوصیا و آخرین وصی خودتان مطرح میفرمایید، چه فایدهای برای امّت اسلامی در زمان غیبت دارد؟
رسول خداصلی الله علیه وآله در جواب من فرمود: «والذی بعثنی بالنّبوة إنهم لینتفعون به ویستضیئون بنور ولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس وإن جللها السحاب؛(1)قسم به آن خدایی که مرا به نبوّت مبعوث کرد، همانا مؤمنین در زمان غیبت امام زمان از ولایت و نور ولایت برخوردارند و از نور ولایت او کسب نور میکنند مثل برخورداری مردم از نور خورشید است، هر چند در پس ابر باشد».
چگونه وقتی که خورشید در پس پرده ابر وجود دارد همه مردم از آن بهره
1) 36. مهدی موعود، ص 846.
میگیرند و از تشعشات آن استفاده میکنند و از جذابیتهای آن برخوردارند و از فوایدی که خدا در خورشید قرار داده، همه بهرهمند میشوند، مؤمنین هم در زمانی که امام عصرعلیه السلام در پس پرده غیبت قرار گرفت از نور ولایت او همانند خورشید پشت ابر برخوردارند.
با این حدیث، مفاهیم زیادی را میتوان استفاده نمود. نکته مورد نظر این است که در زمان پیامبر اکرمعلیه السلام بحث غیبت امام زمان و فایده امامعلیه السلام برای مؤمنین مطرح بوده و رسول خداصلی الله علیه وآله خود این موضوع را تبیین و تشریح فرمودند.
از قول ائمه معصومینعلیهم السلام هم در کتب معتبره روایات زیادی در باب غیبت وارد شده است که باید به مصادر و مآخذ آن مراجعه شود.
درباره غیبت امام زمانعلیه السلام همان طور که قبلاً اشاره شد به دو غیبت عقیده داریم؛ یکی غیبت صغری است که اگر از زمان ولادت امام زمان در نظر بگیریم تا وفات آخرین نایب امام زمانعلیه السلام یعنی علی بن محمد سمری، 74 سال است و اگر از زمان شهادت امام عسکریعلیه السلام که آغاز امامت امام زمانعلیه السلام است محاسبه شود 69 سال میشود.
از زمان وفات علی بن محمد سمری که آخرین نایب خاص امام زمانعلیه السلام بود تا امروز، به عنوان غیب کبری نام دارد.
سؤالی که اینجا مطرح است و شاید به ذهن بیاید این است که غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام چند سال است؟ آیا میتوانیم پیش بینی کنیم که امام زمانعلیه السلام تا چه زمانی در پس پرده غیبت خواهد بود و کی ظهور خواهد کرد؟
جواب این است که هیچ کسی این موضوع را نمیداند، حتی در روایاتی آمده که خود امام زمانعلیه السلام هم دقیقاً نمیداند و سفارشاتی که شده این است که ما از خدا ظهور و فرج امام زمانعلیه السلام را مسئلت کنیم، یعنی کسی نمیداند پایان غیبت کبری چه زمانی خواهد بود.
اینجاست که بعضی از افراد مخالف و تضعیف کنندگان عقاید حقّه و یا افراد سودجو و شایعه پراکن و یا مخالف دین و ولایت و امامت، هر از گاهی حرفهایی را شایع میکنند و بر سر زبانها میاندازند، چیزهایی را مینویسند و دست به دست میکنند و میگویند مثلاً فلان کس خواب دید که امام زمانعلیه السلام کی و کجا خواهد آمد. اینها هیچکدام قابل قبول نیست و کسی نمیداند امام زمانعلیه السلام چه زمانی ظهور خواهد کرد. اسحاق بن یعقوب نقل میکند که محمدبن عبداللَّه عمری به امام زمانعلیه السلام نامهای نوشت و حضرت در جواب آن فرمود: «فإنّه إلی اللَّه وکذب الوقّاتون؛(1)امر آن به دست خداست. و هرکس برای آن زمان تعیین کند دروغگو است».
غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام آغازش زمان وفات آخرین نماینده ایشان، علی بن محمد سمری است و پایانش تا زمانی است که خداوند اراده فرماید و پرده از رخسارش بگیرد و او را به عنوان امام ظاهر به حضور بیاورد و همه از وجود مبارکش برخوردار شوند که خداوند ان شاء اللَّه در ظهور او تعجیل فرماید و دنیا را از حکومت ایشان برخوردار گرداند.
روایاتی که در باب زمان ظهور امام زمانعلیه السلام است زیاد است؛ از جمله:
توقیعی است که امام زمانعلیه السلام به آخرین نایبش دادهاند؛ یعنی نامهای که امام زمانعلیه السلام قبل از وفات آخرین نایبش، علی بن محمد سمری به او نوشت و در آنجا اشاره فرمود: «فقد وقعت غیبة التامة فلا ظهور إلّا بعد اذن اللَّه عزّوجلّ بعد طول الامد وقسوة القلوب وامتلآء الأرض جوراً؛(2)غیبت کبری آغاز شد، این غیبت پایان نمیپذیرد مگر بعد از اجازه خداوند، مگر پس از آنکه زمان درازی فاصله شود و دلها در برابر پذیرش حق و خدا، سخت و سنگین شود و زمین از ظلم و جور پر گردد».
در این حدیث میبینیم که امام زمانعلیه السلام نمیگوید چه موقع غیبت کبری تمام
میشود بلکه میفرماید بستگی به اذن خدا دارد. چیزی که ثابت است طولانی بودن آن است و مشخصاتش این است که افراد جامعه به خاطر گناه زیاد و ضعف ایمان دلهایشان برای پذیرش حق، سخت و سنگین میشود و زمین از ظلم و جور پر میگردد.
این خصوصیت و ویژگی عمومی، در دوران ظهور امام زمانعلیه السلام است.
حدیثی هم از قول امام جعفر صادقعلیه السلام در همین رابطه است و وضعیت زنان دوران ظهور را بیان میکند و مشخص میسازد که زمان غیبت امام زمانعلیه السلام بسیار طولانی خواهد بود.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «واللَّه لتکسرنّ کسر الزجاج وإن الزجاج یعاد فیعود کما کان واللَّه لتکسرنّ کسر الفخار وإن الفخار لا یعود کما کان واللَّه لتمحصنّ واللَّه لتغربلنّ کما یغربل الزؤان من القمح؛(1)به خدا قسم! همانا شکسته میشوید مانند شکستن شیشهها و بر میگردند شیشهها پس از شکستن به حالت اوّل. به خدا قسم! در دوران غیبت بعضیها شکسته میشوید مانند شکستن سفال، ولی سفال بعد از شکستن به حالت اوّل برنمی گردد. به خدا قسم! در غیبت کبری که طولانی میشود انسانها امتحان و زیر و رو میشوند، غربال میشوند مثل، غربال شدن دانهها از گندم»؛ یعنی به قدری فشار و تیرگی فساد و ظلم و ستم و انحراف و انحطاط زیاد میشود که انسانها غربال شده، خوبها و بدها از هم جدا میشوند.
طول غیبت سبب میشود که بعضیها که ایمانشان ضعیف است ایمانشان سست شود. طبق روایات، بعضیها کافر میشوند، بعضیها میگویند امام زمانعلیه السلام نیست، بعضیها میگویند که آمد و رفت، بنابراین از این روایات استنباط میشود که غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام طولانی است و الآن هم میبینیم که بیش از هزار و صد سال از غیبت امام زمانعلیه السلام میگذرد و بسیار طولانی شده است.
نکتهای که امام صادقعلیه السلام در این حدیث فرمود، این است که دو نوع شکستن را بیان فرمود: یک نوع شکستن شیشه و یک نوع شکستن سفال، شاید منظور این
1) 39. مهدی موعود، ص 857.
باشد که بعضی از مؤمنین در زمان غیبت طولانی امام زمانعلیه السلام فساد و تباهی و جرم و جنایت و تمایلات به مادیات دنیا، آنها را از ایمان بر میگرداند. درست مثل اینکه ظرف شیشهای میشکند، ایمانشان میشکند امّا بعد توبه میکنند و به حالت اوّل بر میگردند و ایمان را قبول میکنند. امّا بعضی از مؤمنین به دلایل مختلف، ضعف و سستی در ایمان آنها ایجاد شده، ایمانشان شکسته میشود و دیگر به حالت اوّل بر نمیگردند و بیایمان خواهند مرد.
این است که باید در زمان غیبت، شدیداً از ایمان خود حفاظت کرده مبادا که ایمانمان شکسته شود و اگر خدای ناخواسته در جایی ضعفی ایجاد شد باید دقت کرد که ان شاء اللَّه این ضعف جبران شود و دلهایمان در راه اعتقاد به امام زمانعلیه السلام و ارادت به آن حضرت و ولایت آن امام محکم و مستحکم بماند.
نکتهای که خوب است در اینجا به اختصار به آن اشاره کنیم این است که چرا امام زمانعلیه السلام غایب است؟ آیا خدا نمیخواهد این ملت و این امّت، در عصر غیبت کبری دارای امام باشند که در حضور و ظهور باشد؟ یا خود امام زمانعلیه السلام علاقه به حاکمیت و حضور خودشان ندارند؟
هیچ یک از این دو نظر درست نیست؛ زیرا اولاً خداوند با این لطفی که به بندگان خود دارد، در هیچ عصر و زمانی بندگان خود را از امام حاضر محروم نمیکند که خود یک بحث مفصلی در باب قاعده لطف و ضرورت وجود امام و رهبر در جامعه است که خداوند همه ضرورتها و نیازهای بشر را تأمین میکند. قطعاً این نیاز اساسی را که داشتن رهبر و امام و پیشوا و قائد معصوم است، خداوند از بشر محروم نمیکند.
امّا آیا امام زمانعلیه السلام دلش نمیخواهد که ظهور کند؟ قطعاً اینطور نیست. بلکه امام زمانعلیه السلام میخواهد در جمع مردم به صورت ظاهر و عادی حضور داشته باشد
و جلوی جرم و جنایت را بگیرد و عدل خدا را اجرا کند، همچنان که ائمه دیگر این کار را میکردند، پس چرا امام زمانعلیه السلام ظاهر نیست؟ چرا در پس پرده غیبت است؟ راز و رمز قضیه چیست؟
با استفاده از حدیثی از رسول خداصلی الله علیه وآله به یکی از رازهای مسئله غیبت میپردازیم.
شیخ صدوق - اعلی اللَّه مقامه الشریف - در کتاب «علل الشرایع» از قول امام صادقعلیه السلام نقل میکند که فرموده است: از رسول خدا راجع به امام زمانعلیه السلام سؤال شد، ایشان فرمودند: «فلابد للغلام من غیبة فقیل له: ولم یا رسول اللَّه؟ قال:یخاف القتل؛(1)به ناچار امام زمانعلیه السلام باید غیبت کند و غایب باشد پرسیدند چرا؟ فرمود: به دلیل خوفی که از شهادتش میرود امام زمانعلیه السلام غایب است».
لازم است ماجراهای قبل از امام زمانعلیه السلام را ببینیم و بدانیم قبل از امام زمانعلیه السلام که یازده امام دیگر بودهاند، سرنوشتشان چه شد؟
امیرالمؤمنین با آن همه زجر و شکنجهای که دید، سرنوشتش شهادت بود، آن هم با شمشیر کسانی که به نام دین آیهای از قرآن را تلاوت کردند و در محراب عبادت آن حضرت را به شهادت رساندند. امام حسنعلیه السلام را مظلومانه شهید کردند، سیدالشهداعلیه السلام و یارانش را در کربلا به شهادت رساندند، سایر ائمه را نیز یکی پس از دیگری تا امام عسکریعلیه السلام مظلومانه به شهادت رساندند و طبیعی است که امام دوازدهم هم اگر حضور میداشت او را هم به شهادت میرساندند و این چیزی است که تجربه گذشته نشان داده. دشمن که عملیات به شهادت رساندن امامعلیه السلام را قبل و بعد از ولادتشان و بعد از غیبتشان آغاز کرد، تمام تلاشش را به کار برد تا دو سال بعد از شهادت امام عسکریعلیه السلام امام زمانعلیه السلام را پیدا کند و به شهادت برسانند، پس معلوم میشود که اگر امام زمانعلیه السلام حاضر بود مردم او را میکشتند، یعنی توسط همان کسانی که آمدند حکومت را گرفتند، و به دستور آن دنیاطلبان و ریاستطلبان به شهادت میرسید. و احادیث زیادی در این باب وجود دارد.
1) 40. مهدی موعود، ص 843.
خوب از طرفی خداوند نمیخواهد مردم، بدون امام و رهبر باشند؛ یعنی لطف خدا و رحمت او ایجاب میکند که مردم امام داشته باشند. و از طرفی در میان مردم کسانی هستند که نور خدا را نمیپذیرند و میخواهند آن را خاموش کنند: «یُرِیدُونَ أَن یُطْفُِوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ».(1)این کار را در گذشته انجام دادند و خدا هم که میخواهد نور ولایتش امتداد پیدا کند؛ بنابراین یا باید یکی پس از دیگری امام منصوب الهی را به شهادت برسانند و خداوند تا قیام قیامت پی در پی، امام دیگری را جایگزین او کند و یا باید تمهیداتی قائل شود که مردم فاقد امام نباشند و پیکره هستی فاقد قلب نباشد و دوام و استقرار پیدا کند، از طرفی این امام هم مورد آسیب قرار نگیرد، تا زمانی که وضعیت عمومی، شایستگیاش را برای پذیرش امام اثبات کند و امام از پس پرده غیبت بیرون بیاید.
مثلاً در یک محلهای مردم در تاریکی شب برای رفتن به منزل و برای عبور از معبرها نیاز به چراغ دارند؛ امّا افرادی وجود دارند که مخلّند و منافع خود را در تاریکی میبینند و هر چراغی را که روشن میشود میشکنند. مسئولی که دل در گرو مردم دارد میخواهد تا محیط امن باشد و مردم گمراه نشوند و راه خانهشان را پیدا کرده و آسیب نبینند. حال اگر این افراد چراغ اوّل را شکستند، آن مسئول چراغ دیگری جای آن قرار میدهد، اگر باز هم آن را شکستند چراغ دیگری برایش قرار میدهد آخرالامر میبیند که این مردم خیلی بی لیاقتند همه چراغها را میشکنند آیا دیگر چراغی نزند، تا مردم در تاریکی بیفتند؟ خوب طبیعی است که با حکمتش جور در نمیآید. پس چراغ را در یک جدار و پرده قرار میدهد تا هم نورش را برساند که نیازمندان به این نور از آن برخوردار شوند و هم دشمنان نور هدایت نتوانند به آن آسیب بزنند، درست است که وقتی در جدار باشد نورش کمتر میشود
1) 41. سوره توبه، آیه 32.
امّا به هر ترتیب مانند خورشید پس ابر از آن استفاده میکنند.طبق حدیثی که بیان شد بحث غیبت امام زمانعلیه السلام چنین واقعیتی است.
در خاتمه جملهای از مرحوم خواجه نصیر الدین طوسی از کتاب تجرید الاعتقادش نقل میکنم: «وجوده لطف وتصرفه لطف آخر، و غیبته منّا؛(1)وجودش نشانه لطف خداست و تصرف او در امور لطف دیگر خداست امّا موجب و علت غیبت او ما هستیم».
پس علّت غیبت را باید در مردم و جامعه بشری جستجو کرد.
امیدوارم خداوند علّت غیبت را برطرف و اسباب ظهور امام زمانعلیه السلام را فراهم و ما را از نعمت حضورش برخوردار نماید.
1) 42. مهدی موعود ص 408.
یکی از سؤالاتی که درباره وجود مقدّس حضرت صاحب الامر امام زمانعلیه السلام مطرح است محل زندگی امام زمانعلیه السلام است که آیا جای مشخصی هست، یعنی آیا در یک نقطه ثابت و مشخص زندگی میکنند و مثل دیگر انسانها دارای اهل و عیال و زندگی هم هستند یا خیر؟
در این قسمت به اختصار با تکیه بر روایات و اقوال مختلف در این مورد بحث میکنیم.
درباره نکته دوّم که آیا امام زمانعلیه السلام نیز مثل سایر افراد مؤمن تشکیل خانواده داده است یا نه، دو جواب در این مورد وجود دارد:
اوّل
از آنجایی که مسأله ازدواج و تشکیل خانواده به عنوان یکی از اساسیترین مسائل مؤمن و سنّت نبوی است، عادتاً نباید امام زمانعلیه السلام از این سنت مهم رویگردان باشد و سرباز زند، باید مثل دیگر مؤمنین بلکه به عنوان امامی که همه سنّتهای الهی را انجام میدهد این امر را هم انجام داده باشد.
دوّم
اینکه در برخی از روایات هم به این مطلب اشاره شده که امام زمانعلیه السلام دارای اهل و عیال است، گرچه روایاتی هم دیده میشود که تصریح به عدم آن دارند لذا بعضی معتقدند آن حضرت ازدواج نکرده است و دلایلی برای اثبات عقیده خود ارائه میکنند.
امّا اگر امام زمانعلیه السلام دارای خانواده است چگونه میشود ما این خانواده را نشناسیم؟! در این نکته بحث مفصلی است که در کتب مفصل در مورد امام زمانعلیه السلام مطرح شده است که میتوان به آنها مراجعه نمود.
امّا در نکته اوّل که راجع به محل زندگی امام زمانعلیه السلام است؛ اشاراتی وجود دارد که به بخشی از آن اشاره میکنم.
در دعای ندبه این جمله به زبان همه افراد جاری است: «أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی بَلْ أَیُّ أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ ثَری ! أَبِرَضْوی أَوْ غَیْرِها، أَمْ ذِیطُوی ! عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَلا تُری وَلا أَسْمَعَُ لَکَ حَسِیساً وَلا نَجْوی ؛(1)ای امام زمان در کجا هستی، کدام سرزمین تو را در برگرفته است، آیا در رضوی هستی؟ یا در غیر آنجا؟ آیا در «ذی طوی» هستی؟ برای ما بسیار گران است که همه را ببینیم ولی تو دیده نشوی و از تو هیچ نه میشنویم و نه تو را میبینیم و نه احساسی از صدای تو داریم».
این درد دلی است در دعای ندبه که به ساحت مقدّس امام زمانعلیه السلام شده است؛ یعنی راجع به محل استقرار و محل زندگی ایشان سؤال میشود و جواب این است که ما نمیدانیم کجا هستی.
نکته مهمی که در ارتباط با زندگی و محل زندگی امام زمانعلیه السلام در کتب تاریخی مطرح شده که بر سر زبانها هم افتاده؛ مثلاً داستان جزیره خضراء آیا واقعاً چنین چیزی صحت دارد؟
در بعضی از کتب مثل بحارالانوار علامه مجلسی و کتاب نجم الثاقب مرحوم علامه محدث نوری و دیگر مآخذ، مطالبی راجع به جزیره خضرا وارد شده است که شرح آن را مطرح نمیکنم، امّا چیزی که هست این داستان در میان شخصیتهای برجسته، موافقان و مخالفانی دارد که امام زمانعلیه السلام در یک جایگاهی تحت عنوان جزیره خضرا زندگی کنند.
امّا درباره موضوع کوه رضوی یا ذی طوی در بعضی منابع، از جمله همین فراز
1) 43. دعای ندبه.
از دعای ندبه راجع به کوه رضوی یا ذی طوی بحث به میان آمده است. آیا واقعاً حضرت در کوه رضوی و ذی طوی زندگی میکند؟
البته کوه رضوی و ذی طوی از کوههای اطراف مدینه هستند که به عنوان نقاط مقدّس به حساب میآیند و مردم به آنجا توجه میکنند. شاید وقتی هم امام زمانعلیه السلام در آنجا رؤیت شده باشد، امّا به این معنی که در آنجا زندگی کند، به صورت قطعی مورد قبول نیست.
نکته دیگری که باز در افکار عموم مطرح است، سردابی است که در کنار حرم مطهر امام هادی و امام عسکریعلیهما السلام در شهر سامرا قرار دارد؛ آنجا سردابی است که اکنون آنجا را زیارت میکنند، بعضیها فکر میکنند یا معتقدند که امام زمانعلیه السلام در آنجا مخفی شده است. آیا واقعاً اینطور است؟ این هم معقول و مقبول به نظر نمیرسد، البته خود سرداب به دلیل اینکه هم محل زندگی امام هادیعلیه السلام و امام عسکریعلیه السلام بوده و هم امام زمانعلیه السلام در آنجا متولد شده، جایگاه مقدسی است. و یکی از مصادیق آیه شریفه است که میفرماید: «فِیبُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیها اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیها بِالْغُدُوِّ وَالْأَصالِ»(1)که درباره خانه پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است و خانه ائمه معصومینعلیهم السلام هم جزو مصادیق این آیه به حساب میآیند. پس شاید از جمله مصادیق آن همین جایگاه و سردابی است که در سامرا وجود دارد، امّا نه عنوان این که امام زمانعلیه السلام در آنجا پنهان باشد. از این جهت این مسأله توسط صاحب نظران مورد دفاع نیست.
به هر ترتیب، نکتهای که اینجا قابل بحث است این است که آیا امام زمانعلیه السلام پنهان است و در معرض دید حاضر نمیشود و یا پنهان نیست و زندگی ناشناختهای دارد که دیگران ممکن است او را ببینند ولی او را نشناسند؟
از روایات در این باب هر دو نظر را میتوان دریافت، امّا آنچه را که غالب روایات و نظرات به آن توجه دارند این است که امام زمانعلیه السلام از دید همه پنهان
1) 44. سوره نور، آیه 36.
نیست، امام زمانعلیه السلام به آن معنی غایب نیست، به تعبیر حضرت آیت اللَّه حسن زاده آملی که فرمودند «ما غایبیم، او غایب نیست» او هر وقتی که بخواهد میتواند هر کجا و هر کسی را ببیند، این ما هستیم که نمیتوانیم هر وقتی که اراده کنیم او را ببینیم.
در دعای ندبه میخوانیم: «بنفسی أنت من مُغَیّبٍ لم یخلُ منا، بنفسی أنت من نازحٍ ما نزح عنّا؛ جانم فدایت ای پنهانی که از میان ما بیرون نیستی، جانم فدایت ای دور از نظری که از ما دور نیست».
بنابراین امام زمانعلیه السلام غایب به معنی پنهان از انظار همه نیست، بلکه پنهان از انظار بعضیها زندگی ناشناختهای دارد که در جمع هست امّا جمع او را احساس نمیکنند و او را نمیبینند و یا او را میبینند و نمیشناسند.
حال در این باب روایتی را خدمت شما مطرح میکنم. در یک جملهای، دومین نایب خاص امام زمانعلیه السلام اینگونه توضیح داده است: «واللَّه! ان صاحب هذا الأمر یحضر الفرائض کل سنة، فیری الناس یعرفهم و یرونه و لایعرفونه؛(1)به خدا قسم صاحب الامر امام زمانعلیه السلام در همه مراسم هر ساله (ظاهراً منظورش مراسم حج باشد) حضور پیدا میکند، او مردم را میبیند و مردم را میشناسد، امّا مردم او را میبینند ولی او را نمیشناسند».
با توجه به این جمله، امام زمانعلیه السلام در میان مردم حضور پیدا میکند، امّا مردم او را نمیشناسند، منتها نه در جای معین و مشخص که در این باره حرفها و احادیث و اخبار فراوانی وارد شدهاست.
حدیث دیگری از قول امام صادقعلیه السلام است که میفرمایند: «إن للقائم غیبتین یرجع فی إحداهما والأخری لا یدری أین هو یشهد المواسم یری الناس ولا یرونه»(2).
این حدیث میگوید: امام زمانعلیه السلام دو غیبت دارد؛ در یک غیبت بر میگردد. ظاهراً همان مسأله غیبت صغری است و در غیبت دیگر امام زمانعلیه السلام را نمیبینند، او مردم را میبیند ولی مردم او را نمیبینند، در مراسم حضور پیدا میکند، اگر هم
خداوند بخواهد قدرت دید مردم را میگیرد، به گونهای که او در جمع باشد و او را نبینند. به هر ترتیب چیزی که میشود بیشتر به آن توجه کرد این است که امام زمانعلیه السلام در میان مردم هست، در مراسم شرکت میکند. در نقاط مختلف میرود، به زندگی عموم خصوصاً شیعیان خودش اشراف دارد و هیچ چیز از نظرش پنهان نیست، امّا در جایگاههای مقدّس و مشاهد مشرفه رفت و آمد زیادی میکند و در شهرهایی؛ مانند مکّه، کربلا، نجف، سامرا و همه مکانهای مقدسی چون مسجد جمکران، مسجد سهله، مسجد کوفه توسط کسانی که لیاقت رؤیت او را داشته باشند، زیاد دیده میشود.
در کتاب غیبت نعمانی روایت دیگری هم که ابوحمزه ثمالی از قول امام صادقعلیه السلام یا امام باقرعلیه السلام نقل میکند، میگوید: امام زمانعلیه السلام غیبتی دارد که ناگزیر است از این غیبت و زندگی سرّی و ناشناخته، و در جای معینی هم زندگی نمیکند. امّا در پایان این حدیث این جمله است که: «مدینه جای خوبی است».
از این حدیث میتوان فهمید، جایی که آن حضرت بیشتر مواقع حضور پیدا میکند و یا به صورت ناشناخته زندگی میکند «مدینه طیبه» است؛ یعنی مدینة النبیصلی الله علیه وآله.
بنابراین بر حسب اعتقادی که داریم، امام زمانعلیه السلام را ناظر بر همه امور و مشرف بر همه مکانها میدانیم و چیزی نمیتواند جلوی اطلاعات امام را بگیرد تا اطراف و اکناف عالم از زیر دید و اشراف اطلاعات و علم امام زمانعلیه السلام مخفی بماند.
ایشان در همه جا حضور دارند اما نه به معنای حضور مادی بلکه اشراف دارد و هر جایی هم که بخواهد حضور پیدا کند، محدودیتی ندارد و ما باید همه جا خودمان، اموالمان و رفتارمان را حفظ کرده و مجالس و معابر، مراسم مذهبی و محیط زندگی خودمان را به گونهای بسازیم که این لیاقت را داشته باشیم تا وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام هم اگر حضور ناشناختهای پیدا کرد ان شاء اللَّه از رفتار و حالات و اخلاق و اعمال و وضعیت جامعه ما راضی باشد و قلب مقدّسش از همه ما خشنود گردد.
از جمله جاهایی که امام زمانعلیه السلام حضور پیدا میکند و حضور دائمی دارد و مستمراً میرود، کربلای اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام است و این طبیعی است.این یکی از
ظلمهایی است که دل امام زمانعلیه السلام را داغدار کرده و همیشه انتظار دارد خداوند پرده از رخسارش برکشد تا این مظلومیت را از دنیا برطرف کند و همچنین مظلومیت جدّه سادات حضرت زهراعلیها السلام که مظلومه بزرگ تاریخ است.
امام زمانعلیه السلام از جمله اقداماتی که پس از ظهورش انجام میدهد، گرفتن انتقام از دشمنان حضرت زهراعلیها السلام است. برای اینکه یکی از القابشان منتقم است و انتقام خون به ناحق ریخته حضرت ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام و انتقام مظلومیت حضرت زهراعلیها السلام را خواهد گرفت.
آیا هیچ مظلومی، مظلومتر از صدیقه طاهرهعلیها السلام هست؟ با آن همه توصیههای خداوند در قرآن کریم به امّت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله: «قُل لَا أَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَی»؛(1)«ای پیامبر! بگو جز محبّت نزدیکانم، اجری و مزدی از شما نمیخواهم».
از رحلت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله که نسبت به حرمت خاندانش توصیه اکید میفرمود چند روزی بیشتر نمیگذرد که درب خانه وحی و رسالت و خانه امامت و ولایت به آتش کشیده میشود و یگانه دختر رسول خدا و یادگار مصطفی به جرم دفاع از امامت و ولایت به شهادت میرسد واین امام زمانعلیه السلام است که باید انتقام این مظلومه را بگیرد.
1) 47. سوره شوری، آیه 24.
در سلسله مباحث پیرامون وجود مقدّس امام عصر - ارواحنا و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا - به موضوع طول عمر امام زمانعلیه السلام اشاراتی خواهم داشت.
اصل موضوع بسیار مهم است و باید بحث گستردهای درباره آن انجام بگیرد، امّا به دلیل محدودیت فرصت اشاراتی به این مطلب دارم.
اولین نکته اینکه، بحث طول عمر امام زمانعلیه السلام و طولانی شدن غیبت آن حضرت، بحثی است که در آغاز غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام در جامعه مطرح بوده و علما به آن پرداختهاند. نشانه این مطلب، که این بحث، تاریخی است و از آغاز غیبت کبری مطرح بوده، نوشتن کتابهایی است پیرامون این مطلب؛ از جمله کتاب «غیبت نعمانی» که توسط مرحوم شیخ مفید برای تبیین و توضیح و توجیه طولانی شدن عمر امام زمانعلیه السلام نوشته شده است و اولین کتاب در این زمینه است. تقریباً در سن هشتاد و چند سالگی امام زمانعلیه السلام این کتاب به رشته تحریر درآمد؛ یعنی وقتی که امام زمانعلیه السلام هشتاد و چند ساله بودند، کتاب «غیبت نعمانی» نوشته شد که در آن راجع به طول عمر امام زمانعلیه السلام بحثهای مستدلّی شد.
بعد از نعمانی، مرحوم شیخ صدوق تقریباً حدود صد و شصت و چند سالگی عمر امام زمانعلیه السلام کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» خودش را درباره امام زمانعلیه السلام به رشته تحریر درآورد و در آنجا راجع به طول عمر امام زمانعلیه السلام بحث کرد.
یا کتاب «غیبت» مرحوم شیخ طوسی در حدود صد و نود سالگی امام زمانعلیه السلام
نوشته شد و در آنجا مباحث مبسوط و مستدلی راجع به امکان طولانی بودن عمر امام زمانعلیه السلام و قابل دفاع بودن آن را آورد.
این اقدامات بیانگر این است که در آغاز غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام هم سؤالات و اشکالاتی راجع به طول عمر امام که در پس غیبت است مطرح بوده و علما در این راه به استدلال و اثبات این قضیه پرداختند.
حالا در این فرصت کوتاه از سه جهت، بحث طول عمر امام زمانعلیه السلام را مطرح میکنم که یک عمل کاملاً ممکنی است و امر محالی نیست:
اوّل از نظر علمی، دوّم از نظر تاریخی، سوم با تکیه بر اعتقادات دینی و قدرت الهی.
طول عمر بشر محدود به حدّ معینی نیست که بگوییم علم میگوید بشر به گونهای است که مثلاً دویست سال بیشتر عمر نمیکند.
علم این حرف را نمیزند، بلکه در مسائل علمی راجع به طول عمر بشر بحثهایی میشود که معطوف به این معناست که مرگ انسان به دلیل حوادث یا نقصهایی است که در جهت تأمین نیازمندیهای بدن ممکن است ایجاد شود و حیات پایان میپذیرد و مرگ آغاز میشود؛ یعنی اگر بشر بتواند از طریق علمی عوامل صحت و عافیت بدن و عوامل تخریب کننده صحت و سلامتی بدن را شناسایی نماید و دستور صحت را به کار ببرد، امکان این هست که بتواند هزار سال و بیش از آن، عمر طولانی داشته باشد. دلیلش این است که میگویند در قرن شانزدهم، متوسط عمر انسانها در اروپا 21 سال بود در قرن هجدهم 26 سال و در قرن نوزدهم 36 سال و اوایل قرن بیستم، 50 سال و الآن در اروپا میانگین عمر تقریباً هفتاد سال است. چرا؟ برای اینکه اطلاعات علمی درباره مسائل بهداشتی، صحت و تأمین نیازمندیها و عوامل تخریب کننده سلامت جسم و روان بالا رفت.
وقتی قوانین بهداشتی تن و روان، اصول تغذیه و امور تأمین کننده راحتیهای جسمی، روحی و روانی رعایت شود، طبعاً میتوانند از عمر بیشتری برخوردار شوند.
یکی از دانشمندان اروپایی(1)میگوید: همچنان که امروز بشر توانسته دیوار صوتی را بشکند، محدودیت عمر بشر هم مثل دیوار صوتی میماند و قابل شکستن است و روزی این محدودیت برطرف میشود. یعنی بشر میتواند با بالا بردن سطح اطلاعات علمی خودش، دیوار محدودیتهای عمر را بشکند و عمر طولانی داشته باشد. نه در حد پنجاه و شصت سال، بلکه میتواند عمر بسیار طولانی بکند.
باز یکی از دانشمندان انگلیسی در تحلیلی که انجام داده میگوید: دانشمندان با تحقیقات و بررسیهای همه جانبه توانستهاند که عمر بعضی گیاهان و یا بعضی از حیوانات را تا نهصد 900 برابر افزایش دهند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت که همین کار را اگر روی انسان انجام بدهیم، میتوان میانگین عمر که حالا هفتاد سال است را تا نهصد 900 برابر افزایش داد.
از نظر علم، طول عمر یک امر محالی نیست، پس علم هرگز نمیگوید یک انسان محال است دو هزار سال یا سه هزار سال عمر کند. این عمر از نظر علم، امر محالی نیست بلکه تحقیقات علمی نشان میدهد که این امر، امری ممکن است و میشود انسان با بالا بردن آگاهیهای لازم خودش در زمینههای مختلف تأمین سلامت جسم و روان و شناسایی عوامل مختل کننده و فرسوده کننده بدن و روان، عمری طولانی داشته باشد.
عوامل مؤثر در طول عمر
حالا چه عواملی برای طول عمر مؤثر است، به چند عامل اشاره میکنیم:
از مهمترین عواملی که باعث فرسودگی بدن انسان میشود مشکلات روحی و روانی است.
اگر ما بتوانیم آرامش روحی خودمان را تأمین کنیم طبیعی است که از فرسودگی جسم ما هم جلوگیری میشود، به این نشانی که شما الآن علما و دانشمندان به خصوص علمای دینی را در نظر بگیرید، مراجع عظام تقلید، چه آنهایی که در گذشته زندگی میکردند و به جوار رحمت حق رفتند یا آنهایی که الآن زندگی
1) 48. پرفسور هنریاسمیس.
میکنند که خداوند وجودشان را سلامت بدارد معمولاً سنشان بین 90 تا 100 سال یا بین 80 تا 90 سال است و معمولاً عمر طولانی دارند و علتش این است که آنها از چیزهایی که معمولاً انسان را فرسوده میکند اجتناب میکنند، نگرانی روحی و روانی زیادی ندارند و آرامش روحی دارند، به ذکر و یاد خدا و با فهمیدن حقایق خودشان را آرام میکنند. در زمینه تغذیه و مسائل غریزی تعادل را رعایت مینمایند، در نتیجه عمرشان طولانی میشود.
عامل دوّم مسأله تغذیه است، تغذیه اگر سالم باشد و جامع، به اندازه باشد نه زیاد و نه کم، و از نظر محتویات و ترکیبات غذا، تأمین کننده نیاز بدن باشد طبعاً در تأمین سلامتی بدن مؤثر است. یکی از چیزهایی که در گذشته باعث مرگ و میر زیاد میشد و اکنون نیز در بعضی از جوامع همچنان وجود دارد، سوء تغذیه است. بیغذایی یا بد غذایی یا زیاده روی در غذا و عدم دسترسی به غذای سالم همه مؤثّر است.
اگر علم بتواند جامعیت غذا یعنی نیاز بدن و نظر غذایی بدن را شناسایی کند و حدّش را مشخص و تنظیم نماید، یکی از راههای تأمین کننده سلامتی بدن و طول عمر است.
عامل دیگر، محیط زندگی است. محیط میتواند در بردارنده مسائل بهداشتهای مادی و روانی و مسائل مختلف آب و هوایی و موقعیتهای اجتماعی باشد.
اگر محیط زندگی انسان محیطی باشد که منطبق با موازین علمی و سلامتی بدن باشد، در تأمین سلامتی و در طول عمر بشر بسیار مؤثر است. مناطقی که انسانها در گذشته زندگی میکردند، مناطقی ییلاقی و روستایی بوده، محیطی سالم از نظر روحی، روانی، آرامش، هوا و فضا لذا عمری طولانیتر نسبت به کسانی که در جاهای دیگر زندگی میکردند و از این امتیازات برخوردار نبودند، داشتهاند.
اینها نشانههای صحت این ادعاهاست.
شرایط کاری و نوع شغل هم میتواند عامل موثر در تأمین سلامتی باشد. البته مسائلی دیگر از قبیل ورزش و سایر امور هم بسیار مهم است. شناسایی عوامل تخریب کننده صحت بدن هم بسیار کارساز است.
آمار مرگ و میر را در میان نوزادان گذشته ملاحظه کنید که چقدر بالا بود. در گذشته معروف بود که اگر بچه اوّل میمرد به عنوان دلداری میگفتند روی بچه اوّل نباید حساب کرد، امّا امروز در کشور ما آمار مرگ و میر نوزادان بسیار کم شده است و علم جلوی مرگ و میرهایی را که قرار نیست اتفاق بیفتد گرفت و از نظر علمی در این مورد مخالفتی نیست.
کتابهای فراوانی در رابطه با اثبات امکان مسأله طول عمر و اثبات طولانی شدن عمر مقدّس امام زمانعلیه السلام به رشته تحریر درآمده است که معمّرین را در طول تاریخ شناسایی کردند: افراد نهصد سال و هشتصد سال و بیش از آن را احصا نمودند. در تورات افراد زیادی را نشان دادند که عمرشان را هشتصد سال، نهصد سال، نهصد و اندی سال، ششصد سال ذکر کردند.
در قرآن کریم مدت رسالت و ابلاغ شریعت و تبلیغ حضرت نوح را950 سال ذکر فرموده است.
پس طول عمر امر محالی نیست و در تاریخ به مصادیق زیادی برخورد میکنیم که 2500 سال عمر داشتند.
بعضی از کتابهایی که در ارتباط با معمّرین نوشته شده، عمر بعضی از افراد از صد تا چهار هزار سال هم ذکر کردند که در دنیا زندگی کردند؛ بنابراین از نظر مصداقهای خارجی امر محالی نیست که یک انسان بتواند چندین هزار سال در این دنیا زندگی کند واین در حالی است که امام زمانعلیه السلام هنوز به هزار و پانصد سال هم عمرشان نرسیده است که خداوند ان شاء اللَّه در ظهور مبارکش تعجیل فرماید.
آیا خداوند متعال میتواند یک انسان را تا هر مقدار که بخواهد زنده نگه دارد یا خیر؟ آیا طول عمر امام زمانعلیه السلام امر محال ذاتی است؟ پس در برابر قدرت خدا کاملاً ممکن است. قدرت مطلقه خداوندی به امری که جزو محالات عقلی نیست
ممکن است تعلق بگیرد و میبینیم که خداوند در ارتباط با مسأله حیات و ممات به یکی از پیامبرانش این قدرت را داد که عصای چوبین را تبدیل به حیوان زنده نماید.
حضرت موسیعلیه السلام با تکیه بر قدرت الهی، عصایش را به اژدها تبدیل کرد. حضرت عیسیعلیه السلام به اذن الهی، مرده را زنده میکرد. خدا به پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله این قدرت را داد که سنگریزه در دست او به حرف بیاید و خدا را تسبیح گوید. خدا میتواند عوامل تخریب کننده و علت مرگ و میر را از بین ببرد. حضرت ابراهیمعلیه السلام را در آتش میاندازند امّا آتش ابراهیمعلیه السلام را نمیسوزاند: «قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَسَلاماً عَلی إِبْرَاهِیمَ».(1)
دشمنان حضرت عیسیعلیه السلام خواستند او را به شهادت برسانند خداوند به قدرت خود شخصی را به شکل و قیافه او درآورد و حضرت عیسیعلیه السلام را از چنگال آنها نجات داد و به آسمانها برد و همچنان زنده نگه داشته است.
خداوند در قرآن کریم میفرماید: «... وَما قَتَلُوهُ وَما صَلَبُوهُ وَلکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَما قَتَلُوهُ یَقِیناً * بَل رَفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ»؛(2)«و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی میکنند؛ و قطعاً او را نکشتند بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد!».
و نیز درباره حضرت یونسعلیه السلام قرآن کریم میفرماید: «فَلَوْلا أَنَّهُ کانَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فِی بَطْنِهِ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ».(3)یعنی اگر حضرت یونس در شکم ماهی تسبیح خدا نمیکرد و نمیگفت «أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إنِّی کُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ» خداوند میفرماید او را تا روز قیامت در شکم ماهی (زنده) نگاه میداشتم، پس با قدرت خدا امکان زنده ماندن در شکم ماهی که همه چیز را هضم میکند امکانپذیر میشود.
بنابراین، خداوند درباره انبیای خود، اموری را که محال عادی بودند، محقق ساخته است. بر همین اساس درباره امام زمانعلیه السلام نیز امر غیر عادی را عملی میسازد و با تعلق اراده مطلقهاش، وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام را نگه میدارد تا وقتی که خودش بخواهد، پرده از رخسارش بردارد و چشمان مشتاقان را به جمالش روشن مینماید.
با توجه به راههای سه گانه مورد بحث، طول عمر امام زمانعلیه السلام قابل قبول و کاملاً ممکن است؛ زیرا امام عصرعلیه السلام از نظر علمی و برخورداری از دانش در زمینههای مختلف در بالاترین سطح قرار دارد و علم او متصل به علم الهی است و اگر قرار باشد با اطلاع از عوامل تأمین کننده سلامت و در امان بودن از عوامل کهولت و فرسودگی و آسیب پذیری از نعمت طول عمر برخوردار شود، امر محالی نخواهد بود. بنابراین از جهت علمی و از جهت دینی و از جهت مصادیق خارجی این یک امر کاملاً ممکن و از نظر ما امر یقینی و قطعی است و امیدوارم که خداوند به عنایات و لطف خودش و به دعای امام زمانعلیه السلام چشمان همه ما را به زودی به جمال دلآرای امام زمانعلیه السلام روشن بفرماید.
در ادامه بحث پیرامون وجود نازنین امام عصرعلیه السلام به اختصار درباره انتظار بحث میکنیم. انتظار موعود جهانی و مصلح عالمی، عقیده عمومی و همگانی است و منحصر به پیروان مکتب تشیّع نیست، بلکه همه مکاتب الهی و غیر الهی بر این باورند که پایان کار هستی به حاکمیت عدل و قسط منتهی خواهد شد. در این قسمت قبل از این که به بحث انتظار از دیدگاه تشیّع بپردازیم، نکاتی را پیرامون عقیده اقوام و ملل مختلف درباره منجی جهانی، عیناً از روزنامه جمهوری اسلامی نقل میکنیم.(1)
«اَلسَّلامُ عَلی مَهْدِیِّ الْأُمَمِ وَجامِعِ الْکَلِمِ» سلام بر مهدیعلیه السلام که امّتها از او سخن گفتهاند، هم او که همه افکار و اقوام را متحد میکند و زیر یک پرچم گرد میآورد.
با مطالعه در فرهنگ و اعتقادات جوامع مختلف انسان به این نتیجه میرسیم که اعتقاد به وجود یک مصلح جهانی (فتوریسم) در همه جوامع وجود داشته و اکثر ملل، این اصل را باور دارند که روزی، حامی ضعیفان خواهد آمد و داد آنها را از ستمگران و گردنکشان خواهد گرفت. این باور نه تنها در پیروان ادیان آسمانی، بلکه در بین مردمی که پیرو آئینهای سنتی و بومی هم هستند، مطرح میباشد و تنها فرقی که این اعتقادات و باورها با هم دارند، نام آن مصلح و موعود است.
مثلاً در آئین بودایی این مصلح دادگر «بودای پنجم» و در کتابهای هندوئیزم «فرخنده» و در اوستا، نام وی «سوشیانت» است. با توجه به این اعتقادات و باورها
1) 52. روزنامه جمهوری اسلامی، 25/5/1380.
در بین امّتهای مختلف، فرازی از زیارت آن حضرت که در بالا آمده است، نمود پیدا میکند. به عبارت دیگر این مصلح بزرگ نه تنها به شیعه یا مسلمانان، بلکه به همه جهان و امّتهای مختلف با ایدهها و باورهای گوناگون تعلق دارد، هر چند که هر امتی او را با یک نام صدا میکند. بدیهی است با ظهور ایشان تمام اسامی مختلف و باورهای مختلف، همه در یک اسم و یک اعتقاد، متجلّی خواهند شد.
بی مناسبت نیست مطلبی را در این زمینه در اختیار آن دسته از هموطنان و منتظرانی که در این رابطه خواهان اطلاعات بیشتری هستند قرار دهیم که این مطالب تحت عناوین زیر خواهد بود:
الف: اقوامی که فاقد دین رسمی میباشند.
ب: امّتهایی که فاقد دین رسمی میباشند.
پ: امّتهایی که پیرو ادیان آسمانی هستند.
انتظار در قرآن مجید و احادیث قدسی
انتظار در احادیث چهارده معصومعلیهم السلام
الف: اقوامی که فاقد دین رسمی میباشند
ملتهایی که فاقد هرگونه دین، مذهب و ایدئولوژی هستند؛ مانند: سرخ پوستان اطراف کشور مکزیک و مناطق دیگر آمریکا در این گروه به حساب آورده شدهاند. طبق تحقیقات انجام شده در بین این اقوام، آنها به وجود مصلحی که در آینده خواهد آمد اعتقاد راسخ دارند که در این رابطه استاد علی دوانی در صفحه 173 مقدمه کتاب «مهدی موعود» که ترجمه جلد 13 بحارالانوار میباشد، مطلب زیبایی را از کتاب «ظهور و علائم ظهور» نوشته هدایت و قائمیان بیان کرده که قسمتی از آن در اینجا نقل میگردد: قسمت اعظم متنهای پهلَوی هدایت درباره ظهور و علائم
ظهور است و اگر روی هم رفته به متون نظر کنیم باید بگوییم که تماماً جنبه مذهبی دارند.
ظهور و علائم ظهور موضوعی است که در همه مذاهب بزرگ جهان، واجد اهمیّت خاصی است و در همه مذاهب مشترک است و آرزوی مشترک همه معتقدین به مذاهب بزرگ را تشکیل میدهد.
از این رو در همه قرون و اعصار، آرزوی یک مصلح بزرگ جهانی در دلهای خداپرستان وجود داشته است و این آرزو تنها در میان پیروان مذاهب بزرگ؛ مانند زرتشتی، یهودی، مسیحی و مسلمان سابقه ندارد، بلکه آثار آن را در افسانههای یونان، در افسانههای میترا در ایران، در کتابهای قدیم چینیان، در عقاید هندویان، در بین جزایر اسکاندیناوی؛ حتی در میان مصریان قدیم و بومیان مکزیک نظایر آنها را نیز میتوان یافت.
ب: امّتهایی که پیرو ادیان غیر آسمانی هستند
در آئینهای هندوان و در کتابهای مذهبی آنها، بشارتهایی در مورد دوره آخرالزمان و ظهور منجی و مصلح کل داده شده است که در اینجا از سه کتاب آنها به نامهای «مهاباراتا» «وشن جک» و «پورافهها» اسم برده میشود.
در کتاب «وشن جک» به دوره آخرالزمان اشاره شده و این کتاب از مصلحی به نام «فرخنده» نام برده است که با آمدن او، بشریت در صلح و صفا خواهد زیست. یا در کتاب «پورانا» شرح مفصلی درباره دوره آخرالزمان یا عصر «کالی» داده است. در این کتاب نیز از مصلح بزرگ به نام دهمین «آواتارای ویشنو» یاد شده و منظور از کامی، یعنی دوره قبل از ظهور دهمین «آواتارای ویشنو» میباشد.
آئین بودا که در قسمت شرق آسیا پیروانی دارد و هم اکنون در اکثر کشورهای این منطقه از جمله ژاپن، کره، تایوان و... پیرو آن میباشند؛ این آئین نیز به آمدن یک مصلح بزرگ بشارت داده و از این مصلح بزرگ با نام «بودای پنجم» یاد کرده است.
ج: امّتهایی که پیرو ادیان آسمانی هستند
در این کتابها مصلح جهانی با نام «سوشیانت» عنوان گردیده و به طور کلی از سه «سوشیانت» نام برده شده که آخرین آنها و در عین حال که مهمترین آنها نیز هست «سوشیانت پیروزگر» میباشد.
در اکثر آثار دینی قوم یهود، اسفار تورات و دیگر کتابهای پیامبران بنیاسرائیل به مصلح جهانی و ظهور موعود اشاره شده و تعدادی از پیغمبران بنیاسرائیل به قوم خود دستور دادند که همواره منتظر این منجی عالم باشند که در ذیل نمونههایی از این کتب خواهد آمد و در برخی از این کتابها در رابطه با بعثت پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله واقعه غدیر خم، واقعه جانسوز کربلا، علائم آخرالزمان و رجعت، مطالب مبسوطی بیان گردیده است، از آن جمله: واقعه کربلا و ظهور حضرت مهدیعلیه السلام در کتاب اشعیا.
در کتاب «اشعیا» آمده است: «ای فرزند حبیب من! به خاطر نرسانی که در این زحمت و مصیبت که به مصلحتهای بسیار گرفته، من تو را فراموش کرده و خلاص نخواهم نمود. خواستم که به واسطه تو حجتها را بر خلق تمام کنم و به این جهت تو را خلاص نکردم و چنان ندانی که تو را فراموش کردم، بلکه اگر مادر فراموش کند، من تو را فراموش نمیکنم. پس این است که من تو را با دست قدرت خود در آن شهر علم انداخته بودم با ده نفر دیگر از آن شهر علم به وجود آیند؛ دیوارها و حصارهای آن شهر خواهند بود، آنانکه میخواهد نسل شما را منقطع کنند ممکن نیست که اراده خود را به اتمام رسانند، بلکه به نفاق و اعمال خود، گرفتار از دنیا خواهد رفت».
و بعد از آن اخبار میفرماید: «از آنکه اولاد آن حضرت زیاد شوند که زمین برایشان تنگ شود، زمین متعلق به آن حضرت که از جور منافقین خراب و بیابان شد، آباد گرداند، دشمنان و قتله او را در دنیا نیز سخت عذاب خواهد فرمود».
در زبور حضرت داودعلیه السلام آمده است: «شریران منقطع میشوند امّا متوکلان به خدا، وارث زمین خواهند شد. خداوند روزهای صالحان را میداند و میراث ایشان ابدی خواهد بود. متبرکان خداوند، وارث زمین خواهند شد، امّا ملعونان، منقطع خواهند شد، صدیقان، وارث زمین شده، ابداً در آن ساکن خواهند شد».
مطالب فوق که در زبور حضرت داوود آمده است، عیناً در قرآن مجید نقل گردیده است: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ».(1)
باز در کتاب اشعیا آمده است: «گرگ و برّه با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو، کاه خواهد خورد».
«گرگ با برّه سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و میش با هم طفل کوچک آنها را خواهند راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچههای آنها با هم خواهند خوابید».
اینک چند کتاب دیگر از کتابهای یهودیت و عهد عتیق که در آنها مطالبی درباره موعود آمده است برای طولانیتر شدن مطلب فقط نام برده میشود:
کتاب دانیال پیامبر - کتاب حکای پیامبر - کتاب صفنیای پیامبر - کتاب حیقوق پیامبر.
در کتابهای آئین مسیحیت نیز بشارتهای زیادی، درباره موعود آخرالزمان رسیده است و آنهم به دو علت زیر میباشد:
1 - نزدیک بودن زمان حضرت مسیحعلیه السلام به زمان پیامبر آخرالزمانصلی الله علیه وآله.
1) 53. سوره انبیا، آیه 105.
2 - در ایام ظهور حضرت ولی عصرعلیه السلام حضرت عیسیعلیه السلام نیز به زمین خواهند آمد. در کتابهای زیر بشارتها و اشارتهایی در مورد آخرالزمان آمده است. که نام موعود «فراقلیط» بیان شده است:
انجیل متی - انجیل لوقا - انجیل مرقس - انجیل برنابا مکاشفات یوحنا که به عنوان نمونه به یک مورد از انجیل متی اکتفا میگردد: «پس اگر شما را کسی گوید که اینک مسیح در اینجاست یا در آنجاست، باور ننمایید؛ زیرا که مسیحیان دروغین و پیغمبران کاذب بر خواهند خاست. پس هر گاه، شما را گویند که اینک در صحراست، بیرون نروید، یا آنکه در خلوتخانه است، باور ننمایید؛ زیرا که چون برق که از مشرق بیرون میآید و تا مغرب ظاهر میگردد، آمدن فرزند انسان نیز چنین خواهد بود. در آن وقت علامت فرزند انسان بر فلک ظاهر خواهد شد و خواهند دید فرزند انسان را بر ابرهای آسمانی که با قدرت و جلال عظیم میآید. فرشتههای خود را خواهند فرستاد، با صوت بلند برگزیدگانش را جمع خواهند نمود از اطراف اربعه از اقصای فلک یا به طرف دیگر».
د: انتظار موعود از نظر آئین اسلام
قسمت اوّل:مهدویت از نظر اهل سنت
اهل سنت؛
به این مورد که حضرت مهدیعلیه السلام فرزند بلافصل امام عسکریعلیه السلام و دوازدهمین امام شیعیان باشد اعتقاد ندارند، امّا در اینکه آن حضرت از نسل پیامبر و از فرزندان حضرت زهرای اطهرعلیها السلام است و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد، شکی ندارند. نیز معتقدند که حضرت عیسیعلیه السلام از آسمان نازل خواهد شد و در پشت سر آن حضرت نماز خواهد خواند، مردم در عصر ظهور آن حضرت در رفاه زندگی میکنند و عقیده دارند که امام مهدی، حسینی و از نسل اوست و خصلتهای امام حسینعلیه السلام در آن حضرت است. در این زمینه روایات متواتر زیادی در مآخذ اهل سنت، مثل کتب صحاح ستّه مسانید اهل سنت وارد شده است که به عنوان نمونه به گفته بعضی از بزرگان آنها اشاره میکنم.
در کتاب فتح الباری که در شرح صحیح بخاری نوشته است، میگوید: «تواترتِ الاخبار بأن المهدی من هذه الأمة و ان عیسیعلیه السلام سینزل و یصلی خلفه»(1)یعنی در اخبار متواتر آمده است که حضرت مهدیعلیه السلام از میان امّت اسلامی است و حضرت عیسیعلیه السلام به زودی از آسمان نازل خواهد شد و در پشت سر حضرت مهدیعلیه السلام نماز خواهد خواند.
قسمت دوّم: مهدویت از دیدگاه شیعیان؛
امّا از نظر ما پیروان مکتب تشیّع، بحث انتظار موعود الهی یک امر بسیار مهم، مقدّس و قطعی است. قبل از اینکه به آیات و روایات پیرامون این موضوع بپردازم، این مقدمه را ضروری میدانم که بعضی از واژههای عقیدتی است که اگر مفهوم صحیح آن روشن نشود، چه بسا در عقیده جنبه تخریبی پیدا کند و موجب انحراف در دین گردد؛ واژههایی مانند شفاعت، تقیه، صبر که اگر به مفهوم واقعی آن پی نبریم نه تنها اثر مثبت ندارد، بلکه به عنوان یک انحراف در عقیده باعث تخریب اعتقادات هم خواهد شد.
یکی از این واژهها واژه انتظار است. درباره انتظار میتوان دو مفهوم قائل شد؛ یکی مفهوم منفی و دیگری مفهوم مثبت و صحیح است. مفهوم منفی انتظار در میان بعضی از پیروان عقیده به ظهور حضرت مهدیعلیه السلام اینگونه است که معتقدند چون پایان کار عالم به وسیله مصلح جهانی و الهی است، ما به عنوان منتظران آن مصلح
و آن رهبر عدل الهی هستیم و خود هیچ رسالتی در اصلاح جامعه نداریم، بنابراین نابسامانیهای اجتماعی، دینی، اخلاقی و اعتقادی و امور جهان را باید به انتظار بنشینیم تا آن مصلح الهی بیاید و به سامان برساند و ما فقط باید مواظب شخص خودمان باشیم، امّا مواظب شخصیت و رفتار جامعه و اصلاح اوضاع اجتماعی بودن کارِ ما نیست و از حدود اختیارات ما خارج است. و باید به انتظار روزی بنشینیم که با همه گیر شدن فساد در جامعه، خداوند مصلح عالم، امام زمانعلیه السلام را برساند و فساد عالم را به دست او از بین ببرد و قسط و عدل را حاکم کند. بر اساس مفاهیمی که به غلط از بعضی از روایات مثلاً: «یَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً» گرفتهاند، میگویند: اگر ما با ظلم و فساد و جور مبارزه کنیم چه بسا باعث به تأخیر افتادن ظهور حضرت حجتعلیه السلام باشیم، بلکه ما نباید کاری به این کارها داشته باشیم اصلاً از حدود اختیارات ما خارج است، همه چیزها را خدا به عهده او گذاشته است.
طبیعی است که چنین مفهومی نمیتواند مفهوم واقعی انتظار باشد و از مذهب و دین مترقی اسلام چنین مفهومی بر نمیآید.
حال قبل از اینکه مفهوم صحیح انتظار را شرح دهیم، باید راجع به اهمیّت انتظار از دیدگاه قرآن و روایات توجه کنیم تا بتوانیم مفهوم صحیح انتظار را بفهمیم. طبعاً آن مفهوم منفی و نادرستی که از بحث انتظار برداشت میکنند یک مفهوم عقیدتی و صحیح نیست. منتظر بودن به معنای دست روی دست گذاشتن و فقط به خود پرداختن و به دیگری و جامعه توجهی نداشتن و دست به اقدام نزدن نیست، بلکه این مفهوم، نابجا و ناصواب است. اگر این چنین باشد بحث انتظاری که در قرآن و روایات آن همه بر آن تأکید میکند، معنی واقعی پیدا نمیکند. حداقل در هشت سوره از قرآن کریم آیاتی راجع به مسأله انتظار آمده است که به عنوان نمونه در دو جای قران کریم مشابه هم یعنی عین یکدیگر آمده است: «فانتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُم مِنَ الْمُنتَظِرِینَ»؛(1)«منتظر باشید همانا من هم با شما از منتظران هستم».
1) 56. سوره اعراف، آیه 71.
آیات دیگری هم با همین مفهوم و معنا هست که مفسرین بزرگ شیعه از معانی آن، انتظار و منتظر فرج امام زمانعلیه السلام بودن را میدانند. خوب انتظاری که خدا به ما دستور میدهد که منتظر باشید و من هم با شما منتظر آن هستم، نمیتواند به معنی دست روی دست گذاشتن و همه کار را به عهده مصلح الهی گذاشتن و با فساد و تباهی کاری نداشتن و با مفسد و ظالم برخورد نکردن باشد، بلکه باید معنی و مفهوم مترقیتری داشته باشد. درباره روایاتی که در این زمینه هست به دلیل محدودیت فرصت فقط به یکی دو تا از آنها اشاره میکنم. در روایتی از امیرالمؤمنینعلیه السلام آمده است: «انتظروا الفرج ولا تیأسوا من روح اللَّه، فإن أحب الأعمال إلی اللَّه - عزّوجلّ - انتظار الفرج من اللَّه»؛(1)منتظر فرج و گشایش باشید و از روح الهی و آرامشی که خداوند در جامعه بشری باید ایجاد بکند و از رحمت پروردگار که میخواهد به وسیله آن فرجی که خودش تصمیم دارد ایجاد کند هرگز ناامید نباشید؛ زیرا بهترین عمل در پیشگاه الهی انتظار فرج از خدا خواستن است».
بهترین عمل، منتظر فرج و گشایش الهی بودن است؛ بهترین عمل، نه بهترین کنارهگیری از عمل و سکوت و سکون در آرامش و گوشهای نشستن.
حدیث دیگری از امام زین العابدینعلیه السلام است به فردی به نام ابا خالد که میفرماید: «یا أباخالد! إنّ أهل زمان غیبته، القائلون بإمامته، المنتظرون لظهوره أفضل أهل کل زمان؛(2)ای اباخالد! اهل آن دورانی که امام زمان در پس پرده غیبت است و معتقد به امامتش و منتظر ظهور آن حضرت باشند بهترین آدمهای هر روزگارند».
اگر ما فرض کنیم آدم گوشهنشین و دست روی دست گذاشتهای که کاری به کار فساد و تباهی جامعه نداشته، کار به ظالم و ظلم و ستمگران و مظلوم و مظلومیت و عدل و ظلم نداشته، بلکه گوشهای نشسته و میگوید ما همه چیز را به عهده امام زمانعلیه السلام میگذاریم، او بیاید اصلاح کند، آیا همین مقدار اعتقادش میتواند این فرد را، یا این مجموعه افراد را به عنوان بهترین شخص یا اشخاص دوران و اهل زمانه به
حساب آورد؟ قطعاً چنین تفکری، نمیتواند منطقی باشد. در روایت دیگری هست که میفرماید: شأن و منزلت انسانهایی که منتظر ظهور امام زمان هستند، به منزله آنهایی هستند که شمشیر به دست گرفته و در کنار پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله جهاد میکنند. آیا این گروه یا افرادی که با گوشه نشینی در یک جایی که هیچ مسئولیتی را نمیپذیرند و همه را به عهده دیگری میگذارند، میتواند در یک مرتبه باشند؟
یا در حدیث دیگری هست که منتظرین «بمنزلة من استشهد مع رسول اللَّه» شأن و منزلت و شرف و مقام منتظر ظهور امام زمان، به اندازه آن کسی است که در کنار رسول خداصلی الله علیه وآله و در نبرد با دشمنان دین، شربت شهادت نوشیده باشد.
پس معلوم میشود مفهوم انتظار، آن مفهوم منفی که توضیح دادیم نیست بلکه باید مفهوم مثبت و مترقی داشته باشد.
با توجه به مفاهیمی که راجع به ارزش و اهمیّت انتظار از آیات و روایات به اختصار بیان داشتیم، مفهوم مثبت انتظار که ما معتقد هستیم این است که انسان در عصر غیبت امام زمانعلیه السلام باید در دو جهت تلاش کند:
جهت اوّل: در اصلاح شخص خویش
جهت دوّم: در اصلاح جامعه خویش
اولاً
وی منتظر کسی است که خواهد آمد و آخرین رهبر منصوب از جانب خدا و پیامبرصلی الله علیه وآله است و رسالت او برداشتن فساد و تباهی و مبارزه با مفسدان و ظالمان و اجرای حاکمیت حق و عدل و پیاده کردن دستورات و احکام الهی و مذهب نبوی است. او اسلام را «کما هو حقه» به مردم میفهماند و اجرا میکند و مردم را در آن جهت تربیت مینماید و به راه میبرد. یک چنین شخصیتی باید ظهور کند و انسان منتظر، منتظر ظهور این شخصیت، چشم به راه حکومتی است که این شخصیت الهی باید آن را پیاده کند. پس اگر کسی به انتظار چنین شخصیت الهی باشد، آن هم با چنان اهداف بلند الهی، طبعاً باید خودش را در حال انتظار و با اهدافی که آن رهبر
منتظر دارد، تطبیق دهد. خودش را به گونهای بسازد که اگر امامش ظهور کرد او را به عنوان سرباز خودش بپذیرد، به عنوان یار و یاور خودش قبول کند. امّا اگر در جهت عکس اهداف الهی او گام بردارد، طبیعی است که هنگام ظهور، آن حضرت را قبول نکرده و آن حضرت هم او را نپذیرد. مگر اینکه به گونهای تربیت شود که اهداف امام زمان با این تربیت و اخلاق و رفتار و اعتقادات و منش و شخصیت او سازگار باشد. پس انتظار یعنی خود را در آن جهتی که اهداف امام زمانعلیه السلام است تربیت نماید و خودش را آماده کند.
ثانیاً: در جهت اصلاح جامعه هم اقدام نماید و دیگران را در همان جهتی که از اهداف بلند حکومت امام زمان است، تشویق نماید و در جهت رفع فساد و تباهی جامعه و اصلاح آن و محیط خانوادهاش تلاش کند.
رسالت فرد منتظر، سازندگی خود و جامعه است. آن برداشت غلطی که پیروان مفهوم منفی انتظار دارند مبنی بر اینکه شرط آمدن امام زمان پر شدن جامعه از ظلم و فساد است، به گونهای که هیچ آثاری از عدل و داد و طرفداری از حق وجود نداشته باشد، صحیح نبوده و به این معنی نیست که در موقع ظهور آن حضرت هیچ انسان خوبی در دنیا یافت نشود و هیچ جامعه خوبی وجود نداشته باشد و یا هیچ مجموعه و جریان اصلاحطلبی پیدا نشود.
مرحوم شیخ صدوق از قول امام صادقعلیه السلام نقل میکند: معنای اینکه دنیا پر از ظلم و جور میشود تا امام بیاید و عالم را پر از عدل و داد کند، این است که در آن زمان طرفداران حق از نظر پیروی از حق به حد اعلای خودشان و طرفداران باطل هم به حد اعلای بطلان و فساد خودشان میرسند، نه اینکه اصلاً جریان حقطلبی در دنیا وجود نداشته باشد. اتفاقاً روایاتی داریم که زمینه سازان حکومت عدل امام زمانعلیه السلام پیدا میشوند، بلکه جریانهای حق طلب مبارزاتی را پیش میگیرند، مبارزاتشان هم به پیروزی میرسد، حکومتی درست میکنند که زمینه و مقدمه حکومت امام زمانعلیه السلام میشود. بنابراین مفاهیمی؛ از قبیل پر از ظلم و جور شدن به معنای اینکه اصلاً آدم خوب پیدا نشود و یا هیچ جامعه خوبی پیدا نشود نیست،
بلکه منتظر واقعی باید درصدد باشد خود و خانواده و جامعهاش را در آن جهت اصلاح و تربیت صحیح انسانی تشویق و ترغیب نماید، چنین فردی را میتوان منتظر واقعی دانست.
حال دو حدیث در باب نحوه ظهور و اقدامات اولیه آن حضرت مطرح میکنم تا بیانگر وضعیت یاران امام و سربازان در خدمت آن حضرت باشد. این حدیث شریف از قول امام باقرعلیه السلام است که میفرماید: «امام زمانعلیه السلام وقتی میآید با سیره پیامبران میآید؛ یعنی امام زمانعلیه السلام از هر پیامبر، یک نمونه و نشانهای را در خود دارد، نشانه الهی که مورد نظر بحث ماست از رسول خداصلی الله علیه وآله است: «وأما من محمّدصلی الله علیه وآله فالقیام بسیرته وتبیین آثاره، ثمّ یضع سیفه علی عاتقه ثمانیة أشهر ولا یزال یقتل أعداء اللَّه حتّی یرضی اللَّه. قلت: وکیف یعلم أن اللَّه - عزّوجلّ - قد رضی؟ قال: یلقی اللَّه - عزّوجلّ - فی قلبه الرحمة»؛(1)امام زمانعلیه السلام با سیره و روش رسول خدا قیام میکند یعنی آن طور که پیغمبر بود او نیز همانگونه است، آنچه حضرت رسول اکرم میخواست او میخواهد و آنچه را که رسول خدا انجام میداد، اجرای حدود و حقوقی که وجهه همّت آن حضرت بود، برای امام زمان نیز مطرح و مهم است.
او میخواهد آثار رسول خدا را برای مردم تبیین کند؛ یعنی اسلام ناب را «بما أنزل اللَّه» همه را برای مردم تشریح و تفسیر کند. سپس شمشیر را حمایل کرده، تا هشت ماه جهاد میکند، البته این به این معنا نیست که وقتی امام زمان ظهور کرد همان ساعات اوّل شمشیر را بگیرد و همه مخالفان را نابود کند. وقتی که آمد طبیعی است که به همه دشمنان اعلام عفو بدهد. یوسف زهراعلیهما السلام نیز همانند یوسفعلیه السلام که وقتی برادرانش او را شناختند، با اینکه آن همه ستم به او کردند امّا در عین حال فرمودند: خداوند شما را بیامرزد: «قالَ لَا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ یَغْفِرُ اللَّهُ لَکُمْ وَهُوَ
1) 59. بحارالانوار: 51/218.
أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»؛(1)«(یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را میبخشد؛ و او مهربانترین مهربانان است!». امام زمانعلیه السلام نیز چنین خواهد کرد. پس از عفو عمومی، احکام دین و حقیقت اسلام را تبیین و تشریح میفرماید تا همه طالبان حق و مشتاقان حقیقت هدایت شوند. امّا جریانهایی که در پذیرش اسلام و هدایت، لجاجت و عناد ورزند و با امام زمانعلیه السلام به مخالفت بپردازند، جریانهای باطلی که در جاهای مختلف در برابر حق و خدا ایستادگی میکنند و همچنان که در طول غیبت صغری و کبری لجاجت میکردند، لجاجتشان را ادامه بدهند، امام زمانعلیه السلام با آنها مبارزه خواهد کرد، شمشیر را حمایل و در راه خدا، جهاد و مبارزه میکند. حال این شمشیر چیست؟ آیا واقعاً همان شمشیر ذوالفقار هست؟ آیا همان شمشیر آهنی و عادی است؟ یا با ابزار دیگر میجنگند؟ این شمشیر به عنوان سمبل جهاد و قیام و مبارزه است که در دستش میگیرد و با قدرت الهی همه سلاحها را از کار میاندازد و او با همان شمشیر مبارزه میکند؟
این بحث جداگانهای است که ان شاء اللَّه بعداً در اینباره صحبت میکنیم.
بالاخره امام زمانعلیه السلام قیام مسلحانه میکند. میفرماید که تا هشت ماه میجنگد: ولا یزال یقتل أعداء اللَّه حتّی یرضی اللَّه، مقاتله میکند و بیوقفه دشمنان خدا را به قتل میرساند، آنهایی که منطق را نپذیرفتند، میکشد تا خدا راضی شود.
راوی میگوید: از امام باقرعلیه السلام پرسیدم که او چگونه میفهمد که خدا راضی شده تا دست از کشتارشان بردارد؟
فرمود: خداوند در دل او محبّت و رأفتی ایجاد میکند که البته مخالفین اصلی از میان خواهند رفت، آن وقت است که حکومت عدل الهی را پیاده میکند.
حالا سؤال این است، آدمی که دست روی دست گذاشته و کاری به کار ظالم و مظلوم ندارد و همه چیز را به عهده دیگری میگذارد، آیا چنین شخصی را میتوان منتظر واقعی دانست؟
1) 60. سوره یوسف، آیه 92.
با عنایت به توضیحات فوق طبعاً نمیتواند مفهوم درستی باشد، مفهوم درست این است که انسان مجاهد فی سبیلاللَّه، به تعبیر بنیانگذار پرافتخار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینیقدس سره مملکت امام زمانی همهاش باید بسیجی باشد. یعنی آموزش رزمی و عزم جدّی برای اجرای فرمان الهی و عمل به دستورات خدا دارند. این جامعه، جامعه منتظر است و این چنین مردمی، منتظران ظهورند و این مجموعه، مجموعهای است که انتظار امام زمانعلیه السلام را دارد که از جهات مختلف خود را برای پذیرفتن امام زمانعلیه السلام آماده میسازد.
در روایات داریم که اگر کسی اینگونه تلاش بکند و انتظارش اینگونه باشد، اگر توفیق درک ظهور امام زمانعلیه السلام را در عصر حیات خودش پیدا نکرد و امام زمان پس از فوت او ظهور نماید، به قدرت خدا زنده میگردد و جزو سربازان امام زمان خواهد شد؛ بنابراین با عنایت به این دو مفهوم که یکی مفهوم ناصحیح و دیگری مفهوم درست است، ان شاء اللَّه با درک درست از مفهوم مترقی انتظار بتوانیم در عصر غیبت، خودمان را لایق ملاقات و سربازی وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام بنماییم.
ان شاء اللَّه
یکی از مباحثی که باید مورد توجّه قرار گیرد مشکلات دینداری در عصر غیبت امام زمانعلیه السلام است. غیبت امام زمانعلیه السلام باعث میشود که راه دستاندازی به دین و تضییع حقوق متدیّنین هموار شود.
«اَللَّهُمَّ إِنّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَغَیْبَةَ وَلِیِّنا وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا؛ بار الها! ما به تو شکوا میکنیم در این عصر فقدان حضور پیامبرمان و غیبت ولی و امام زمانمان و زیادی دشمن و کمی دوستانمان».
این فراز از دعا که در مفاتیح الجنان مرحوم محدث قمیقدس سره است در حقیقت تبعات عصر غیبت را مطرح میکند.
از روایات هم بر میآید که دینداری در عصر غیبت سختتر است لذا اجر دینداران این عصر هم از سایر عصرها بیشتر است.
امام زین العابدینعلیه السلام فرمود: «من ثبت علی ولایتنا فی غیبة قائمنا أعطاه اللَّه أجر ألف شهید مثل شهداء بدر وأحد؛(1)کسی که در عصر غیبت قائم ما بر ولایت و اعتقاد به امامت ما ثابت قدم بماند اجر هزار شهید از شهدای بدر و احد را دارد».
در روایت دیگری رسول خداصلی الله علیه وآله به علیعلیه السلام میفرماید: «یا علی واعلم أن أعجب الناس ایماناً واعظمهم یقینا قوم یکونون فی آخرالزمان لم یلحقوا النبی وححب عنهم الحجة فآمنوا بسواد وبیاض؛(2)ای علی! بدان که شگفتآورترین مردم از نظر ایمان و بالاترین مرتبه یقین مردمی هستند که در دوره آخر الزمان میآیند که با پیامبر ملاقات نداشتند
و حجت خدا، و امام هم از آنها مخفی است امّا به وسیله سیاه و سفید (اخبار و نوشتهها) ایمانی محکم دارند».
روزی رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «یا لیتنی قد لقیت إخوانی. فقال له أبوبکر وعمر: أ ولسنا إخوانک، آمنا بک وهاجرنا معک؟ قال: قد آمنتم وهاجرتم ویا لیتنی قد لقیت إخوانی. فأعاد القول، فقال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله: أنتم أصحابی ولکن إخوانی الذین یأتون من بعدکم، یؤمنون بی ویحبّونی وینصرونی ویصدّقونی وما رأونی، فیا لیتنی قد لقیت إخوانی.؛(1)روزی رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: ای کاش! با برادرانم ملاقات میکردم. ابوبکر و عُمر گفتند: آیا ما که به شما ایمان آوردیم و با شما مهاجرت کردیم برادران شما نیستیم؟
رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: آری شما ایمان آوردید، مهاجرت کردید امّا ای کاش با برادرانم ملاقات میداشتم. ابوبکر و عمر باز جمله قبل را تکرار کردند. حضرت فرمود: شما اصحاب من هستید امّا برادران من آنهایی هستند که بعد از من میآیند با اینکه مرا ندیدند امّا به من ایمان میآورند و مرا دوست دارند و مرا یاری میکنند و تأییدم میکنند در حالی که من را ندیدهاند. ای کاش! با آنها ملاقات میکردم».
این احادیث دلالت بر سخت بودن دینداری در عصر غیبت میکند که بهترین عمل و مشکلترین آن است؛ زیرا دین سازان و دینبازان و دین ستیزان با شیوههای مختلف بر سر راه دین داران میآیند تا آنها را از راه حق دور سازند.
طولانی شدن غیبت حضرت مهدیعلیه السلام و ادّعای کاذب مدّعیان دروغین مهدویت، موجب شد که بسیاری از مؤمنین سادهاندیش یا ضعیف الایمان به دام شیطانی این مدعیان دروغین گرفتار شوند، لذا مقاومت کردن در برابر این جریان ضد دینی کاری سخت و دشوار است.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «إن لصاحب هذا الأمر غیبة، المتمسک فیها بدینه کالخارط لشوک القتاد بیده - ثم أومأ أبوعبد اللَّهعلیه السلام بیده هکذا - قال: فأیّکم تمسّک شوک القتاد بیده.
ثم أطرق ملیّاً ثم قال: إن لصاحب هذا الأمر غیبة، فلیتّق اللَّه عبد عند غیبته ولیتمسّک بدینه؛(2)برای حضرت صاحب الامرعلیه السلام غیبتی است که دینداری در آن عصر مثل این است که
کسی با دست خود گیاه تیغ داری را بخواهد بکشد آنگاه با دست اشاره کرد و فرمود چه کسی از شما این گیاه تیغ دار را با دست میکشد؟ پس کمی سکوت کردند و ادامه دادند: همانا برای صاحب این امر (امام زمانعلیه السلام) غیبتی است که باید برای نجات در این عصر تقوا داشته و به دین خدا متمسک شد».
آنچه که مؤمن را در این عصر در دینداری کمک میکند، میزان شناخت او نسبت به امامت و ولایت، شناخت دین خدا و نیز تمسک به تقوی، التزام به دین و تمسک به قرآن و پیروی از علمای دین و تبعیت از ولایت فقیه است.
در رویدادها و حوادث باید به بزرگان و علما مراجعه کرد و از آنها پیروی نمود. امام زمانعلیه السلام فرمودند: «وأمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا، فإنّهم حجّتی علیکم وانا حجّة اللَّه؛(1)در حوادث و رویدادها باید به راویان احادیث و علمای دین مراجعه کنید؛ زیرا آنها حجتهای من بر شما و من حجت خدا هستم».
امام صادقعلیه السلام فرمود: «علمآء شیعتنا یرابطون بالثغر الّذی یلی ابلیس وعفاریته، یمنعونهم عن الخروج علی ضعفآء شیعتنا وعن ان یسلّط ابلیس وشیعته النواصب؛(2)علمای شیعه ما مرزبانانی هستند در برابر شیطان و دار و دسته بدش که از یورش آنان بر شیعیان مستضعف و نیز از سلطه ابلیس و دنبالهروهای ولایت ستیزش جلوگیری میکنند.»
امام هادیعلیه السلام فرمود: «لولا من یبقی بعد غیبة قآئمکمعلیه السلام عن العلمآء الداعین إلیه والدالین علیه والذابین عن دینه لحجّة اللَّه والمنقذین لضعفاء عباد اللَّه من شباک إبلیس ومردته ومن فخاخ النواصب لما بقی أحد إلّا ارتدّ عن دین اللَّه ولکنهم الّذین یمسکون ازمة قلوب ضعفآء الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سکانها، اولئک هم الأفضلون عند اللَّه عزّو جلّ؛(3)اگر دوران غیبت قائم آل محمدعلیهم السلام دانشمندانی نبودند که مردم را به سوی او
هدایت و راهنمایی کنند و با حجتهای الهی از دینش دفاع نمایند و شیعیان ضعیف را از دامهای شیطان و پیروانش رهایی دهند و از دامهای ناصبیها (دشمنان اهل بیتعلیهم السلام) نجات بخشند، کسی در دین خدا پا برجا نمیماند و همه مرتد میشدند، ولی آنان رهبری دلهای شیعیان ضعیف را با قدرت در دست میگیرند و حفظ میکنند؛ چنانکه ناخدای کشتی، سکان و فرمان کشتی را نگاه میدارد؛ بنابراین آنان نزد خدا والاترین انسانها هستند».
بدین ترتیب، راه حفظ دین و سلوک در راه مستقیم، با شناخت دین از طریق علمای دینی و دین شناسان متخصص و پیروی از نظرات آنها و نزدیک شدن به آنها و تخلف نکردن از دستورات عملی و دینی آنان میسر است، در غیر این صورت، دزدان عقیده و راهزنان دینی، متدینین را از دین منحرف میسازند.
راه دیگر برای حفظ دین و جلوگیری انحطاط، توسل و دعا و تمسک به اهل بیتعلیهم السلام است. حضرت حجتعلیه السلام خود دستور و سفارش فرمود که در عصر غیبت، دعای فرج که معروف به دعای غریق است را زیاد بخوانند و در خواندن آن مداومت نمایند که آن دعا این است: «إِلهِی عَظُمَ الْبَلآءُ وَبَرِحَ الْخَفآءُ...».
بحثی که اکنون تقدیم حضور شما مشتاقان ظهور امام زمانعلیه السلام میکنیم، پیرامون وظایف شیعیان در زمان غیبت امام زمانعلیه السلام است.
از وظیفههای مهم ما آن است که همیشه موجبات خشنودی خاطر خطیر پیامبر خدا و ائمه هدی را فراهم کنیم و در این عصر هم درباره خشنودی امام زمانعلیه السلام تلاش کنیم. حقیقت امر این است که ما هر چه باشیم و هر گونه عمل کنیم عملکرد و اخلاق و رفتار ما برای ائمه مؤثر است، یعنی آنها ناراحت یا خوشحال خواهند شد. این حدیث شریف را بارها شنیدهاید که امام صادقعلیه السلام فرمودند: «کونوا لنا زیناً و لاتکونوا علینا شیناً؛ برای ما زینت باشید و برای ما باعث انفعال و سرشکستگی نباشید».
چگونه فرزند میتواند برای پدر و خانوادهاش باعث زینت و افتخار و سربلندی شود و یا باعث انفعال و ناراحتی و سرشکستگی شود؟ شیعیان هم برای ائمه معصومینعلیهم السلام این گونهاند. میتوانند باعث زینت و افتخار و سربلندی و یا باعث انفعال و ناراحتی باشند. حدیثی از امام صادقعلیه السلام نقل شده که از آن میفهمیم عملکرد ما حتی در این عصر هم ممکن است موجب اذیت و آزار و یا خوشحالی وجود مقدّس رسول خداصلی الله علیه وآله باشد. چون ما اعتقاد داریم که وجود مقدّس رسول خدا و ائمه هدیعلیهم السلام از نظر اشراف بر امور ما؛ در زمان حیات و پس از مرگشان تفاوتی ندارند. حدیث از قول امام صادقعلیه السلام است که فرمودند: «امّا لکم تسوئون رسول اللَّه: فقال رجل کیف نسوئه؟ فقالعلیه السلام: امّا تعلمون انّ اعمالکم تعرض علیه
فإذا رأی فیها معصیة سائه ذلک فلا تسوؤا رسول اللَّه وسروه؛(1)چرا شما با پیغمبر خدا بد میکنید؟ فردی پرسید: ما چطور به پیغمبر خدا بد میکنیم یا ناراحتش مینماییم؟ امام صادق فرمود: آیا نمیدانید که اعمال شما به محضر رسول خدا عرضه میشود؟ مگر نمیدانید که اگر عملی انجام دهید، به رسول خدا عرضه میکنند (که امّت تو، این کار را کرده است) اگر پیغمبر در اعمال شما معصیت و گناهی را ببیند، معصیت و گناه شما او را ناراحت میکند. پس به پیغمبر اکرم بدی نکنید ناراحتش نکنید بلکه خوشحالش کنید».
با توجه به مقدّمه و حدیث فوق که مطرح شد، متوجه مسؤولیت سنگین خود خواهیم شد؛ یعنی اعمال و رفتار ما میتواند موجب ناراحتی و یا موجب سرور و خوشحالی پیامبر و ائمه معصومینعلیهم السلام باشد. این عقیده ماست که بر حسب مفهوم آیه شریفهای که ذکر خواهد شد اعمال مؤمنین را به پیغمبر خدا و ائمه هدی عرضه میکنند. حال، عرضه این اعمال به چه صورت است؟ آیا هر روز یا هر شب و یا هفتهای یک بار و یا هفتهای دوبار یا روزهای پنج شنبه عرضه میشود؟
آنچه مسلم است بر حسب آیه شریفه، عرضه اعمال ما به محضر مبارک پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و ائمه معصومینعلیهم السلام یک مسأله عقیدتی است که به آن پایبندیم. خداوند میفرماید: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ»؛(2)«ای پیامبر بگو هر عملی انجام دهید به زودی اعمال شما را خدا و رسول خدا و مؤمنون میبینند».
بر حسب نقل احادیث، منظور از مؤمنون که در آیه شریفه هست، ائمه معصومینعلیهم السلام هستند؛ یعنی قرآن کریم میفرماید که اعمال ما را به محضر الهی که اشراف دارد و به محضر رسول اکرم و ائمه هدی عرضه میکند بعد میفرماید: «وَسَتُرَدُّونَ إِلی عالِمِ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ فَیُنَبِّئُکُم بِما کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» به زودی در قیام قیامت، نتیجه اعمال خودتان را خواهید دید. پس اعمال ما هر چه باشد به محضر پیامبر اکرم و امامان معصومعلیهم السلام از جمله در محضر امام زمانعلیه السلام عرضه خواهد شد. طبق نقل مفسرین شیعه، منظور از مؤمنون، ائمه معصومینعلیهم السلام هستند. شخصی به
نام عبداللَّه بن ابان زیات میگوید: به محضر امام رضاعلیه السلام شرفیاب شدم و از ایشان درخواست کردم برای من و خانوادهام دعا فرمایند امام رضاعلیه السلام فرمودند: آیا خیال میکنی من برای شما دعا نمیکنم، بلکه برای خانواده شما دعا میکنم.
آن مرد گفت: چطور؟
امام فرمود: به خدا اعمال شما در هر روز و شب به من عرضه میشود. یعنی امام رضاعلیه السلام که امام هستند، اعمال شیعیان به محضرشان عرضه میشود. امام میخواهد به او بفهماند وقتی من ببینم اعمال شما وفق دستورات مکتب امامت و ولایت است و گناه و معصیت نیست دعایتان میکنم. ابان میگوید که این نکته بر من دشوار شد و پذیرفتنش بر من سنگین بود که چگونه میشود اعمال همه شیعیان را روز و شب به محضر امام عرضه کنند، امام رضا متوجه برداشت و فهم من شد. به من فرمود: ای ابان! مگر تو قرآن نمیخوانی، چرا باور این موضوع برایت سخت است مگر این آیه را نخواندی که خداوند فرموده: «وَقُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ».
گفتم: آری خواندهام. امام فرمود: به خدا قسم منظور از مؤمنون، علی بن ابیطالب و ائمه معصومینعلیهم السلام هستند. بنابراین بر اساس نقل این روایت، اعمال همه مؤمنین و شیعیان به محضر امام عرضه میشود.
در این صورت، اگر اعمال ما اطاعت و عبادت خدا، دوری از گناه و معصیت، تقوا و پرهیزگاری مطابق دستورات ائمه معصومینعلیهم السلام باشد امام زمانعلیه السلام خوشحال خواهند شد. آیا غیر از این است که ما دلمان میخواهد قلب مقدّس آن حضرت از ما راضی و خوشحال باشد؟ این همه زجر و بلا و شکنجه که در دنیا علیه مؤمنین و مسلمین و مظلومین روا میدارند همه داغی است برقلب نازنین امام زمانعلیه السلام.
اگر ما شیعیان قلب امام زمان را در این عصر مظلومیت امامت و ولایت، شاد کنیم چه کاری از این بهتر و خدای ناخواسته اگر امام عصر را با گناه و معصیت و اخلاق زشتمان ناراحت کنیم، چه ظلمی از این بدتر؟
خود امام زمان در توقیعی که برای شیخ مفید - اعلی اللَّه مقامه الشریف - که از برجستهترین شخصیتهای شیعی است مطالبی را در این زمینه اظهار میفرمایند که طولانی است و ما فقط جمله مورد نظر خود را ذکر میکنیم: «فإنّا نحیط علماً بانبائکم ولا یغرب عنّا شی من اخبارکم»؛(1)همانا، ما امامان به خبرهای شما احاطه علمی داریم. چیزی از اخبار پیرامون شما برای ما پوشیده نیست و بر همه کارها آگاهی داریم.
در این بیان امام زمانعلیه السلام به شیخ مفید - اعلی اللَّه مقامه الشریف - تصریح میفرماید که ما نسبت به اعمال و رفتار و اخبار شما، احاطه علمی و اشراف داریم که نه زمان جلوی آگاهی و اشراف ائمه را میگیرد و نه مکان معیّنی، اگر نقطه دوری هم باشند، فاصله فیزیکی و طبیعی و زمانی نمیتواند جلوی علم و اطلاعات ائمه نسبت به شیعیانشان را بگیرد. چون علم آنها متصل به علم خداست. هنگامی که خداوند اراده فرماید که ائمه معصومینعلیهم السلام نسبت به شیعیانشان اشراف داشته باشند این اراده تحقق پیدا میکند.
مردی از اهالی کوفه و از پیروان امام صادقعلیه السلام به خراسان عزیمت نمود و مردم خراسان را به امامت ایشان دعوت کرد، مردم به سه گروه تقسیم شدند: گروه اوّل امامت امام صادقعلیه السلام را پذیرفتند، گروه دوّم امامت آن حضرت را انکار کردند و نپذیرفتند و گروه سوم رعایت احتیاط پیشه کرده، نفیاً و اثباتاً اظهار نظر نکردند. سرانجام قرار شد از هر گروه یک نفر به نمایندگی خدمت امام صادقعلیه السلام برسند و این امر را تحقیق نمایند، در نتیجه با همدیگر به سمت مدینه حرکت کردند. در بین راه نماینده گروه به اصطلاح محتاط، به کنیزی که به همراه یکی دیگر از افراد گروه بود طمع کرده و در تاریکی شب به خواست غیر مشروع خود رسید و دامن آلوده کرد.
1) 70. احتجاج: 2/342.
چون خدمت امام صادقعلیه السلام رسیدند، همان شخص سخن آغاز کرد و ماجرای دعوت مرد کوفی و سه گروه شدن مردم منطقه خود را توضیح داد و گفت: من هم جزو گروه سوم و اهل احتیاط هستم.
امام صادقعلیه السلام فرمود: پس چرا در فلان شب احتیاط کاری ندانستی و دامن آلوده کردی.(1)بنابراین شاهد تاریخی، امامان معصوم به لطف و عنایت الهی از همه رفتار مردم میتوانند باخبر باشند.
برادر و خواهر من! هر کسی باشی و در هر کجا و در هر حالت و وضعیتی باشیم باید بدانیم که اعمال ما به محضر پاک امام زمانعلیه السلام عرضه میشود، اگر اعمال ما مطابق شرع و شریعت و خواسته امام زمان باشد خوشحال میشوند و اگر بر عکس، گناه و معصیت باشد امام ناراحت میشوند.
پس ما وظیفه داریم، اخلاق و رفتار و اعمال و اعتقادات و عباداتمان را به گونهای تنظیم نماییم که امام زمانعلیه السلام از ما راضی باشند. همانگونه که ابان به امام رضاعلیه السلام گفت برای ما دعا کند.
اگر اعمال ما مطابق دستورات خداوند باشد و آلوده به گناه و معصیت نباشد، امام زمانعلیه السلام در حق ما دعا میکند و چه بهتر از دعای امام زمانعلیه السلام که دعای آن حضرت مستجاب است.
خداوند فرموده: «اُدْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ».(2)وقتی امام زمانعلیه السلام در حق مؤمنین دعا کند، خداوند اجابت میکند، پس باید به گونهای عمل کنیم تا خود را مشمول ادعیّه زاکیه امام زمانعلیه السلام نماییم و از گناه و معصیت و بیتقوایی دوری نموده تا ان شاء اللَّه از ما راضی و خشنود گردد.
در قسمت قبل درباره وظایف شیعیان از نظر رعایت موازین و دستورات الهی و تبعیّت از رسول خدا و ائمه هدی و عرضه اعمال مطالبی را تقدیم نمودیم. در این قسمت نیز نکاتی راجع به وظیفه شیعیان در قبال شخص امام عصرعلیه السلام مطرح مینماییم.
در درجه اوّل شکرگزاری از خدا که ما را به نعمت وجود امام زمان متنعم فرمود که به برکت وجود امام زمان دنیا و آخرتمان ان شاء اللَّه تأمین خواهد شد.
در برابر چنین نعمتی که خداوند نصیب ما فرمود شکر نعمت ضروری است.
امّا وظیفهای که در قبال خود امام زمان داریم عطوفت متقابل است؛ یعنی همانگونه که امام زمانعلیه السلام در مقابل شیعیان عطوفت و مهربانی و دلسوزی و شفقت و علاقه دارد، ما هم بایستی در قبال وجود مقدّس امام زمان دارای عشق و عطوفت و علاقه باشیم. قرآن کریم درباره پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله میفرماید: «لَقَدْ جَآءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛(1)یعنی برای شما از بین خودتان پیغمبری آمد که این پیغمبر آنچه برای شما سختی و دشواری و مشکلات است برای او نیز سخت است، وقتی دشواریهای شما را ببیند برای او هم مشکل است، درست مثل پدر که وقتی ببیند فرزندانش دچار مشکلند رنج میبرد، پیغمبر هم اینگونه است.
«حَرِیصٌ عَلَیْکُم» نسبت به خوشبختی و سعادت و نیکبختی و ایمان و هدایت
1) 73. سوره توبه، آیه 128.
مؤمنین شدیداً حرص دارد، دلش میخواهد همه ایمان بیاورند و ایمانشان کامل باشد همچنان که پدر ومادر علاقمند به هدایت و کمال و ترقی فرزندانشان هستند. «بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَحِیمٌ»؛ رسول خدا به مؤمنین، رحمت و رأفت دارد.
این آیه در شأن پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است ولی در حدیثی که قبلاً مطرح شد، رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «اشبه الناس خلقا و خلقا بی» یعنی حضرت مهدیعلیه السلام شبیهترین آدمها از نظر خلقت و اخلاق به پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است، پس همان رحمت و رأفت و علاقه و محبتی که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله به امّت خودش دارد، امام زمانعلیه السلام هم به شیعیان خویش دارد. لذا ما هم وظیفه داریم که متقابلاً به محضر نورانی امام زمانعلیه السلام عرض ارادت کنیم و اخلاص داشته باشیم و همیشه دلمان به یاد امام زمان باشد.
او هیچ زمانی از یاد ما غافل نیست، پس ما هم همیشه باید به یاد او باشیم. قلبی که به یاد امام زمان باشد، این قلب به نورانیت وجود مقدّس امام زمان نورانی خواهد شد، قلبی که جایگاه یاد امام زمان باشد قطعاً جایگاه یاد خداست و شیطان در این قلب رخنه نمی کند. این اولین وظیفه است که نسبت به امام زمانعلیه السلام دارای رأفت و عطوفت و مهربانی و عشق و علاقه باشیم و قلب ما از یاد امام زمان خالی نباشد و دائماً به یاد امام زمان باشیم.
در ابتدای بحث درباره امام زمانعلیه السلام اهمیّت شناخت امام را مطرح کردیم از جمله وظایف ما در عصر غیبت این است که از خدا درخواست کنیم که معرفت امام زمان را برای ما فراهم کند که در کتب معتبر، دعاهای زیادی در این زمینه است، دعاهای معروفی که همیشه به خصوص بعد از هر نماز واجب و مستحب تأکید به خواندن آن شده است؛ از جمله دعایی که مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف «جمال الاسبوع» آورده است و آن دعای معروف «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ» تا آخرین جملهای که در این فراز اوّل دارد: «اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ
دِینِی»؛(1)یعنی خدایا! امام زمان ما را که حجت توست به ما بشناسان که اگر ما او را نشناسیم در دین خود گمراه میشویم. بنابراین وظیفه دیگر ما در قبال امام زمان این است که از خدا بخواهیم او را به ما بشناساند.
(البته منظور از شمارش وظایف بدین معنا نیست که همین مقدار هست، چون در بعضی از کتب معتبر قدیمی تا هشتاد وظیفه در قبال امام زمان برای مؤمنین ذکر کرده است لذا در اینجا بعضی از وظایف را تقدیم محضر شما میکنیم).
یکی از وظایف ما این است که باید همیشه برای سلامتی وجود مقدس امامزمانعلیه السلام دعا کنیم که خداوند وجود عزیزش را از همه بلیات محفوظ بدارد و وجود مقدسش را سالم نگه دارد. در ارتباط با درخواست سلامتی برای وجود مقدّس امام زمان، دعاهای متعددی وجود دارد؛ از جمله همین دعای معروفی که در کتاب شریف مفاتیح الجنان مرحوم محدث قمی آمده است که بحمداللَّه پس از پیروزی انقلاب اسلامی عموم مردم حتی نوجوانان و جوانان هم همیشه ورد زبانشان هست: «اَللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلی آبآئِهِ، فِی هذِهِ السّاعَةِ وَفِی کُلِّ ساعَةٍ، وَلِیّاً وَحافِظاً، وَقآئِداً وَناصِراً، وَدَلِیلاً وَعَیْناً، حَتّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً، وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً».
این از جمله دعاهایی است که باید برای سلامتی وجود مقدس امام زمانعلیه السلام در عصر غیبت بخوانیم.
از جمله وظایفی که به عهده ما شیعیان و منتظران امام زمانعلیه السلام است این است که برای فرج و تعجیل در فرج امام زمان دعا کنیم که در روایات متعدّد راجع به این امر
1) 74. جمال الاسبوع و مفاتیح الجنان.
تأکید شده. در کتاب شریف بحارالانوار از قول امام صادقعلیه السلام آمده است، حضرت فرمودند:
لکل اناس دولة یرغبونها
ودولتنا آخر الدهر یظهر(1)
یعنی هر کسی طرفدار یک دولت وحکومتی است که در دلش از خدا آرزوی آن دولت را میکند، دولت ما اهل بیت در آخرالزمان است، یعنی ما خواستار ظهور دولت اهل بیت هستیم، این بیان امام صادقعلیه السلام است. پس شیعه امام زمانعلیه السلام چون خواستار حاکمیت اهل بیتعلیهم السلام است، آن هم به امامت امام زمان، باید همیشه برای تحقّق این دولت دعا کند. در حدیث دیگر از قول امام زمانعلیه السلام آمده: «واکثروا الدعآء بتعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم»؛(2)«زیاد درباره فرج امام زمان دعا کنید که همین فرج و گشایش برای شماست».
در حدیث دیگری باز میفرماید: «وتوقع امر صاحبک لیلک ونهارک»(3)یعنی آرزو کن از خدا صاحبت یعنی امام زمان را که از پس پرده غیبت در بیاورد. در صبح و شامت، در روز و شبت، ظهور امام زمانعلیه السلام را از خدا تقاضا کن. اینها احادیثی است که از کتب شیعه نقل شده که به عنوان یک وظیفه، شیعه و منتظر امام زمان، هر روزه تعجیل فرج آن حضرت را درخواست کند. در بعضی از روایات آمده که خود امام زمان هم از شیعیان خودش این درخواست را میکند که شما تعجیل فرجم را از خدا درخواست نمایید.
یکی دیگر از وظایف منتظر، ندبه و گریه و زاری برای غیبت امام زمان است، برای این جهت که ما دسترسی به وجود مقدّسش نداریم چون این بزرگترین مصیبت است. همان طوری که در دعای شریف ندبه آمده است: «عزیز عَلیّ أن أری
الخلق ولاتری (1)چه چیزی از این بدتر، چه مصیبتی از این بالاتر که همه چیز را میبینیم امّا آن عزیز همه دلهای مؤمنین و حجت خدا را نمیبینیم. این فقدان و این عدم درک وجود مقدّس، به عنوان بزرگترین مصیبت است و برای این مصیبت باید ندبه و زاری کرد.
معروفترین متونی که تحت عنوان ندبه برای امام زمان آمده، همان دعای شریف ندبه است که هر روز صبح جمعه معمولاً مؤمنین در خواندنش مداومت دارند. مطالب بسیار مهمی دارد که در قالب همین ندبه و زاری و آه و ناله به درگاه خداوند عرضه میشود و ان شاء اللَّه خداوند به وسیله همین نالههایی که مؤمنین دارند به غیبت امام زمان پایان بدهد و نیز در دعای هر شب ماه مبارک رمضان هم به صورت ندبه است که اَللَّهُمَّ إِنّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ، وَغَیْبَةَ وَلِیِّنا وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا، وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنا، وَتَظاهُرَ الزَّمانِ عَلَیْنا؛(2)بار الها! ما به تو شکوا میکنیم در این عصر از فقدان حضور پیامبرمان و غیبت ولی و امام زمانمان و زیادی دشمن و کمی دوستانمان...».
اینها همه ندبه است در طول تاریخ، شیعه این ندبه را داشت یعنی این هم جزو وظایف ما شیعیان بوده و هست.
از جمله وظایف ما زیارت خواندن و زیارت کردن امام زمان است. اگر ما او را نمیبینییم، او ما را میبیند، لذا باید هر وقتی که این حال به ما دست داد وجود مقدّسش را زیارت کنیم. به صورت زیارتنامه مأثورهای که در کتب معتبر وارد شده و از جمله بعد از نماز واجب صبح، زیارت مخصوص امام زمان است؛ به خصوص زیارت جامعه کبیره را که خود امام زمان در دیدار مرحوم حاج علی بغدادی به او تأکید فرمودند که نماز شب بخوانید «نافله، نافله، نافله» بعد فرمودند که زیارت جامعه بخوانید «جامعه، جامعه، جامعه» بعد فرمودند که زیارت عاشورا بخوایند
«عاشورا، عاشورا عاشورا» که داستان رؤیت و ملاقات حاج علی بغدادی در کتاب مفاتیح الجنان آمده است، لذا از جمله دعاهایی که به عنوان زیارت امام زمان هم محسوب میشود همین زیارت جامعه کبیره است که از امام هادیعلیه السلام است.
دادن هدیه و صدقه به نام امام زمان نیز دیگر وظیفه ماست؛ یعنی هر وقتی میخواهیم صدقه بدهیم، برای سلامتی وجود امام زمان و به نیت امام زمان صدقه بدهیم. هر وقت میخواهیم به کسی هدیهای بدهیم به نام امام زمان بدهیم این جزو وظایف است.
در قرآن کریم آیه شریفه «وَإِذَا حُیِّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها» میفرماید: اگر کسی به تو تحیتی کرده، سلامی گفته و خدمتی به تو کرده، تو وقتی میخواهی جواب بدهی، جواب بهتری بده یا مثل همان تحیّت را به او برگردان. حال سؤال اینجاست، آیا امام زمان این کار را انجام میدهد؟ قطعاً انجام میدهد. پس اگر ما به امام زمانعلیه السلام با دادن هدیه تحیتی داشته باشیم آیا امام زمان تحیّت ما را بهتر از آن یا مثل خودش را پس نمیدهد؟ لذا اگر بخواهیم هدیه امام زمان هم به ما تعلق بگیرد، یک راهش این است که ما برای او و به نام وجود مقدسش هدیه بدهیم و برای سلامتی وجود عزیزش صدقه بدهیم که این صدقه دادن قطعاً موجب این میشود که دعای امام زمان شامل حال ما گردد.
احترام به اماکنی که منتسب به امام زمانعلیه السلام است نیز از جمله وظایف منتظران میباشد. به آن مکانها برویم، زیارت مخصوص امام زمان را آنجا انجام بدهیم، اعمالی که در آنجا به نام امام زمان وارد شده، به جای آوریم، اماکنی مثل مسجد مقدّس جمکران قم که خود تاریخچه و اعمالی مخصوص دارد. یا سرداب مخصوص
به نام امام زمانعلیه السلام در کنار حرم مطهر عسکریینعلیهما السلام در شهر سامرا و یا مسجد سهله در شهر کوفه که مقام و جایگاه امام زمان است. بنابراین هر کجا که مقامی برای امام زمان و منتسب به ایشان میباشد به آنجا برویم، اعمال آنجا را انجام دهیم و در آنجا با امام زمانمان راز و نیاز و درد دل کنیم.
آن مکانها، جایگاههایی هستند که امام زمان معمولاً به آن جاها میآیند. این یکی از وظایفی است که ان شاء اللَّه این اماکن مقدسه را که نام بردم زیارت کنیم شاید خداوند زیارت امام زمانعلیه السلام را نصیب همه ما بفرماید.
مورد دیگری که به عنوان وظیفه خدمت شما عرض میکنم احترام به امام زمانعلیه السلام است به هنگام شنیدن نام مقدسش.
اسم مقدسش را بدون آداب بر زبان نیاوریم و با احترام ادا کنیم. با القاب و تحیّت نام مقدسش را ببریم. البته همان طور که قبلاً گفتم، در کتب شیعه، اسامی زیادی برای امام زمان ذکر شده است که ذکر بعضی از اسامی امام زمان هم برای خودش آداب و احترامی دارد، ضمن اینکه هر اسمی که از امام زمان برده میشود باید با تحیّت و سلام و صلوات توأم باشد. بعضی از اسامی هست که به همراه خود آدابی دارد؛ مانند همین اسم شریف «قائم» - عجّل اللَّه تعالی فرجه و سهّل اللَّه مخرجه - از جمله اسامی است که آدابی دارد و الحمد اللَّه شما مؤدب به این ادب هستید و الآن با شنیدن نام مقدسش از جا برخاستید، این جزو آداب است و در روایات وارد شده است.
از قول ائمه ما به خصوص از امام رضاعلیه السلام این حدیث وارد شده که در حضور امام رضاعلیه السلام همین نام مقدّس (قائم) برده شد که امام رضا با کمال ادب، تمام قد ایستادند و دستشان را روی سرشان گذاشتند و فرمودند: «وعجِّل فرجه و سهِّل مخرجه».
امام رضاعلیه السلام با شنیدن این نام، هم از جا برخاست و هم دست را بر روی سر گذاشت و هم تعجیل در فرج امام زمان را از خدا خواست و هم آسان شدن کارها را برای امام زمان از خدا درخواست کرد.
حال نکتهای در اینباره میگویم؛ علّت اینکه به هنگام بردن این نام از جا بر میخیزیم، به دو نکته اشاره میکنم: یکی این است که در روایات وارد شده که وقتی هر شیعه و دوستدار امام زمان این نام را ببرد و از جای برخیزد، امام زمان در هر جایی که باشند متوجه او میشوند و از او به خاطر این احترام، تشکر و قدردانی مینمایند.
علت دوّم، در حقیقت یک پیام و یک فرهنگ است. چون این اسم یعنی برپا دارنده، قیام کننده، یعنی امامی که ما منتظر ظهور او هستیم تا قیام کند و دنیا را پر از عدل و داد فرماید. اکنون نام مقدسش را که شنیدیم اعلام آمادگی میکنیم که «ای امام زمان! تو بیا و ما حاضریم در رکاب تو قیام کنیم و جانمان را در رکاب تو تقدیم خدا کنیم. این هم یک پیام و فرهنگ است.
این پیام سازنده هم است، یعنی موجب میشود ما به قدری در مواظبت از اخلاق و رفتار و اعمال و ایمان خود کوشا باشیم که وقتی تشریف آوردند لیاقت سربازی او را داشته باشیم، ان شاء اللَّه.
پس به اختصار و در این فرصت، چند وظیفه در قبال امام زمانعلیه السلام مطرح کردم، بکوشیم تا ان شاء اللَّه گوشهای از وظایفی که در قبال وجود مقدّس ولی عصر داریم انجام بدهیم تا قلب عزیز و نورانیاش از ما راضی و خشنود گردد.
خداوندا! چشمان ما را به جمال دلآرای عزیز و حجت خودت، امام ما، به زودی زود روشن بفرما و جهان پر از ظلم و بیداد را به وجود مقدسش با عدل و داد الهیاش نورانی بگردان.
وجود مقدّس حضرت امام زمان مظهر صفات الهی است. خداوند متعال نسبت به همه مخلوقات خاصه به انسان، لطف و رحمت دارد. امام زمانعلیه السلام نیز مظهر لطف خدا بر همه انسانهاست. وجود مقدّس امام زمان مظهر رحمانیت خداست؛ بنابراین لطف و رحمت امام زمان هم شامل عموم انسانها میشود و هم شامل مؤمنین.
از یک نظر وجود امام زمانعلیه السلام برکات و خاصیتش به همه هستی بر میگردد و لطف برای همه است و به تعبیر خواجه نصیر طوسی «وجوده لطفٌ و تصرفه لطفٌ آخر و غیبته منّا». امّا از جهت اظهار لطف و محبّت امام زمان نسبت به مؤمنین و شیعیان، از آنجایی که امام زمان ولیّ امر مسلمین است، هیچ گاه ولی نباید از افراد تحت سرپرستی خود غافل باشد و در مشکلات آنها بیتفاوت و بی توجه باشد. امام به منزله پدر است و پدر نسبت به فرزندان خود توجه دارد و به هنگام ضرورت، لطف و مرحمتش را شامل حال آنها میگرداند. امام زمان از یک جهت لطفش عام است و شامل عامه جهان تشیّع و عموم مؤمنین میگردد و در بعضی از موارد هم خاص است و شامل افرادی میشود که از نظر درجات علمی و ایمانی به مراتبی نایل شده باشند و آن لطف خاص است. نمونههایی از این دو لطفی که امام زمان به عنوان مظهر لطف الهی اعمال میکند، مطرح میکنم.
در درجه اوّل این عقیده ماست که امام زمان، شیعیان خود را بیسرپرست نمیگذارد و به حال خود رها نمیکند و در سختیها و شداید، آنها را تنها نمیگذارد.
در نامهای که وجود مقدسش به یکی از بزرگان دین «محمد بن محمد بن نعمان» معروف به «شیخ مفید اعلی اللَّه مقامه» میدهد، این جمله را تصریح میکند: «انّا غیر مهملین لمراعاتکم ولا ناسین لذکرکم ولولا ذلک لنزل بکم اللّأوآء واستظلمکم الاعدآء»؛(1)همانا ما شما را رها نمیکنیم، تنهایتان نمیگذاریم و هیچ وقت یاد شما را از خاطرمان نمیبریم که اگر چنین گردد (یعنی شما را از یاد ببریم و رها کنیم) همانا بلای سختی بر شما نازل خواهد شد و مشکلات فراوانی برای شما پدید خواهد آمد و دشمنان شما را بیچاره خواهند کرد. ما نمیگذاریم که شما به چنین وضعیتی بیفتید.
با چنین جملاتی که امام زمان در توقیع مبارکش به مرحوم شیخ مفید میدهد تصریح میفرماید که ما مواظب شما هستیم، و اگر مشکلی به وجود بیاید، کمکتان میکنیم.
در مورد کمک امام زمان نسبت به عموم شیعیان که واقعاً از وجود مقدسش همه جهان تشیّع بهره میبرد، ما در طول تاریخ شواهد زیادی داریم که امام زمان به حال تشیّع و به حال شیعیانش دعا میفرماید. هم برای مشکلات دنیا دغدغه خاطر دارند و هم برای مسائل آخرتشان نگرانی دارند.
مرحوم علامه مجلسی و مرحوم علامه محدث نوری - اعلی اللَّه مقامهما - از مرحوم سیّد بن طاووس نقل میکنند که گفته است: من در سرداب مقدّس سامرا که منتسب به وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام است مشغول توسل بودم، حالتی برای من پدید آمد و دیدم وجود مقدّس حضرت صاحب الامر در حال راز و نیاز با خداوند بودند، با این جملات، امام زمان راز و نیاز میفرمود: «اللّهمّ انّ شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا ومن بقیة طینتنا، قد فعلوا ذنوباً کثیراً اتکالاً علی حبّنا وولایتنا، فإن کانت ذنوبهم بینک وبینهم فاصفح عنهم فقد رضینا وما کان منها فیما بینهم فاصلح بینهم وقاص بها عن
1) 80. احتجاج: 2/324.
خمسنا وادخلهم الجنة وزحزههم عن النار ولاتجمع بینهم وبین اعدآئنا فی سخطک»؛ «بار پروردگارا! شیعیان ما از انوار ما آفریده شدند و از بقیه طینت ما خلق شدند، به اتکای اینکه ولایت و محبّت ما را در دل دارند گاهی مرتکب گناهان زیادی میشوند، اگر بین تو و آنان، گناهانی وجود دارد آنها را ببخش، ما هم خشنود میشویم و اگر بین خودشان مشکل دارند و نگرانی و نارضایتی دارند بین آنها صلح و صفا ایجاد کن، مشکلات مالی بین آنها را از طریق خمس که حق ما هست، خودت تقاصشان را انجام بده، حقوقشان را ادا کن، شیعیان ما را به بهشت وارد فرما و آنها را از جهنم باز دار و آنها را با دشمنان ما در غضب خودت جمع و شریک نفرما».
مفهوم این دعا همه بیانگر این نکته است که امام زمانعلیه السلام توجّه و دل مشغولی و لطف نسبت به شیعیان خودش را دارد، هم برای مشکلات دنیا و هم برای مشکلات آخرتشان نگران است. این است که گاهی شیعیان در یک وضعیت بحرانی به سر میبردند و حاکمیت مربوط به دشمنان و مخالفین ولایت گاهی برای آنها فتنههایی را تدارک میدیدند و امام زمانعلیه السلام به کمک آنها میآمدند.
مرحوم مجلسی در کتاب شریف بحارالانوار نقل میکند: در زمانی که غربیها و انگلیسیها بر جزیره بحرین سلطه داشتند، حاکمی را در آنجا به کار گماردند که ناصبی و مخالف اهل بیتعلیهم السلام بود. وزیری داشت که او هم در مخالفت با شیعیان و اهل بیت، شدّت بیشتری به خرج میداد. روزی اناری را به نزد امیر و پادشاه بحرین آورد و به دست امیر داد، امیر نگاه کرد و دید روی این انار تازه و درشت، با خط طبیعی نوشته شده: «اشهد أن لا اله إلّا اللَّه واشهد أنّ محمّداً رسول اللَّه واشهد أنّ ابابکر وعمر وعثمان وعلی خلیفة رسول اللَّه»، امیر تعجب کرد، چون دید نوشته انار به صورت طبیعی حک شده است، پرسید: این چیست؟ گفت: دلیل بر حقانیت خلفا و باطل بودن تشیّع است. حال شیعیان را احضار کن و بگو جواب اینها را بدهند، یا
باید جواب قانع کنندهای داشته باشند و یا باید مثل یهود و نصاری، جزیه بدهند و یا باید همه آنها را بکشیم. امیر گفت: حجّت بسیار قویای است. بزرگان شیعه بحرین را آورد و انار را به آنان نشان داد و گفت که این دال بر حقانیت اهل سنت و باطل بودن شما شیعیان است، یا جواب قانع کنندهای بدهید یا جزیه بدهید یا همه شما را از دم تیغ میگذرانم.
بزرگان شیعه بحرین دچار مشکل شدند، از یک طرف میدانند حق با آنهاست و از طرف دیگر اناری را نگاه میکنند که نمیتوانند جوابی به آن بدهند. با هم مشورت کردند و گفتند مهلتی به ما بدهید تا بعد از سه روز ما جواب را برای شما بیاوریم. به آنها سه روز مهلت دادند. علما آمدند و خصیصین و شیعیان و زهّاد و عبّاد را جمع کردند و مشکل را با آنها در میان گذاشتند. از بین آنها ده نفر از بهترینها را برگزیدند و از میان این ده نفر هم سه نفر را گزینش کردند. گفتند ما صاحب داریم، مولا داریم، امام زمانعلیه السلام، رهبر ومولای ماست، باید مشکل را با او در میان بگذاریم، بروید خلوت کنید و به وجود مقدسش استغاثه کنید که کمکتان کند و گرنه خون همه بیگناهان را خواهند ریخت.
این سه نفر هر کدام به نوبت، هر شب، از آبادی خارج شدند، در بیابان تضرع و زاری به درگاه خداوند و استغاثه به وجود مقدّس امام زمان کردند؛ نفر اوّل شب تمام شد و جوابی نگرفت، نفر دوّم هم همینطور، نفر سوم شخصی به نام «محمد بن عیسی» شب را به استغاثه مشغول شد، ناگهان دید یک شخصی آمد رو به او کرد و فرمود: محمد بن عیسی چه میخواهی، اینجا چه میکنی، مشکلت چیست؟ گفت: مشکل من مشکل مهمی است که جز با مولایم امام زمانعلیه السلام در میان نمیگذارم. گفت: بگو مشکلت را، شاید من همان کسی باشم که تو میخواهی. گفت اگر تو همان کسی باشی که من میخواهم، مشکل مرا خبر داری و نیاز به گفتن من نیست. فرمود: مشکل شما بحث انار است، امّا حل مشکل شما این است که با جمع علما پیش امیر برو و بگو جواب را در خانه وزیر به شما خواهیم گفت. هنگامی که به خانه وزیر رفتید، غرفهای در سمت راست شما هست، به آن غرفه
بروید در بالای طاقچه به گوشهای نگاه کنید آنجا قالبی است، لکن متوجه باشید که قبل از شما وزیر جلوتر به آن غرفه نرود و او را تنها نگذارید. به آنجا که رفتید در یک بستهای یک قالب گِلی پیدا میکنید. زمانی که این انار کوچک بود این وزیر ناصبی و دشمن اهل بیتعلیهم السلام در این قالب آن جملات را به صورت معکوس حک کرد و انار را در درون این قالب قرار داد. انار که بزرگ میشد این شهادتها در آن حک شد، آن را بیاورید و به دست امیر بدهید و بگویید: جواب شما این است، این توطئه وزیر شماست که چنین کاری انجام داده است. حقّانیت از آن تشیّع است ضمناً ما یک معجزه دیگر هم برای شما بگوییم که این انار در داخلش جز خاکستر و دود و گاز چیز دیگری نیست، به دست وزیر بده تا باز کند، وقتی وزیر باز کرد همه آن به سر و روی وزیر خواهد ریخت. خدا به این وسیله نجاتتان خواهد داد.
محمد بن عیسی خوشحال شد، آمد و ماجرا را به تمام افراد و خصیصین دیگر گفت. به نزد امیر رفتند و در حضور وزیر در خانه وزیر، طبق دستور حضرت صاحب الامرعلیه السلام عمل کردند و آن دشمن خدا و اهل بیت علیهم السلام رسوا شد و شیعیان نجات پیدا کردند و باعث هدایت آن امیر گمراه و باعث هلاکت آن وزیر روسیاه شد.(1)
این نمونهای است از عنایتهای امام زمانعلیه السلام نسبت به جمع شیعیان که اگر برایشان مشکلی پیش بیاید، آنها را به حال خودشان رها نمیکنند و مهمل و بی یاور نمیگذارند.
نمونههای فراوانی وجود دارد؛ در تاریخ زندگی مرحوم علامه نائینی - اعلی اللَّه مقامه الشریف - که از بزرگان اسلام و تشیّع است و در عصر مشروطیت، جزو رهبران مشروطه بوده، او وقتی احساس میکند مردم ایران دچار مخمصه سختی شدند که دین و کشورشان در خطر است و سلطه دشمنان در حال زیاد شدن است(2)استغاثه به وجود مقدّس امام زمان میکند و در همان حالت بیداری، یک حال عرفانی برای او ایجاد میشود و میبیند امام زمان در کنار یک دیوار بلندی ایستادهاند و این دیوار هر قدر که بلندتر میشود کجتر میشود و در حال ویران شدن است.
ایشان با دست مبارکشان اشاره میکنند و به سمت مرحوم نائینی نگاه میکنندو میفرمایند: «این بنا و این دیوار، ایران است، ایران شیعه، خانه ماست. هر وقت بخواهد برایش مشکلی پیش بیاید ما با انگشتانمان آن را به سمت صلاح و سداد میآوریم.»
این نکتهای است که در زندگی مرحوم نائینی نوشتهاند و یکی از حقایقی است که ما به آن باور داریم و بارها و بارها، این وضعیت دیده شده است مگر در انقلاب اسلامی بارها شاهد حمایتهای امام زمانعلیه السلام نبودیم؟ آیا اگر حمایت وجود مقدّس آن حضرت نبود، ما میتوانستیم بر رژیم ستمشاهی که تا دندان به انواع سلاح مسلح بود و استکبار جهانی و شرق و غرب برای بر پا نگه داشتن آن متفق بودند و برای سرکوب دشمنانش با هم متحد بودند و ایران را به عنوان یک جزیره امن تلقی میکردند، پیروز شویم؟ امّا دیدیم که در فرصت بسیار کوتاهی، انقلاب اسلامی پیروز شد و حکومت شاه از بین رفت. آیا غیر از این است که عنایت و لطف امام زمان شامل حال امام عظیم الشأن - اعلی اللَّه مقامه - و این ملت شد؟ مشکلات عدیدهای که گروهکها و جریانهای وابسته به شرق و غرب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایجاد کرده بودند، مسأله جنگ تحمیلی؛ همه اینها مشکلاتی بود که میتوانست ایران و انقلاب اسلامی را از بین ببرد، امّا دیده شد که امام زمانعلیه السلام با حمایت خود انقلاب و جبهه و جنگ و در عملیاتهای مختلف، این کشور را مورد لطف و عنایت خودشان قرار داد. خودشان فرمودند، ایران شیعه، خانه ماست، بنابراین ما مستظهر به این عنایت و لطف الهی هستیم و نباید خودمان را تنها احساس کنیم و باید همیشه در فکر این باشیم که مولا و صاحبی داریم که در مشکلات یاریمان میکند. لکن ما باید خودمان را لایق این کمک و مساعدت و عنایت وجود مقدّس امام زمان بکنیم تا او هم به ما لطف و مرحمتی داشته باشد. ان شاء اللَّه خداوند وجود مقدسش را از جمیع بلیات مصون و محفوظ و جامعه و نظام و کشور ما را و رهبر و ملت ما را در پناه امام زمانعلیه السلام موفق و پیروز بدارد.
ادامه بحث گذشته درباره عنایتهای خاص امام زمانعلیه السلام نسبت به شیعیان است. ما معتقدیم که امام زمانعلیه السلام در همه گرفتاریها به شیعیان خودش یاری میرساند و آنها را در گرفتاریها تنها نمیگذارد، امّا شیعیان هم وظیفه دارند مرتب با امام زمانعلیه السلام در ارتباط و استغاثه باشند، بدانند که در مشکلات و گرفتاریها، امام زمانعلیه السلام به آنها مدد میرساند. بر این حساب، در مشکلات از امام زمانعلیه السلام و استغاثه به آن حضرت غافل نشوند.
البته، ادعیه مختلفی در این باره آمده که همگی استغاثه به امام زمان است که فرج و گشایش را به نام مقدّس امام زمان از خداوند در خواست کردن است.
یکی از همین دعاها، دعای معروف فرج «إِلهِی عَظُمَ الْبَلآءُ وَبَرِحَ الْخَفآءُ...» است که از ادعیه معروف و مجرب است که مرحوم محدث قمی در مفاتیح الجنان میفرماید: این دعا به فردی که در زندان بود تعلیم داده شد که در زندان به این دعا و استغاثه به امام زمانعلیه السلام مداومت کرد و رهایی پیدا کرد.
نکتهای دیگر که در همین مورد تأکید میکنم این که امام صادقعلیه السلام فرموده است: از جمله بهترین اعمال در روز جمعه، صلوات بر پیغمبرصلی الله علیه وآله و درخواست فرج اهل بیت پیامبر را از خدا خواستن است. روزی که قیامت برپا شود، ایّام هفته که پیشاپیش آنها روز جمعه است، در جلوی بهشت صف میکشند وکسانی که در روز جمعه مداومت بر صلوات بر پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله داشتهاند، از آنها استقبال میکنند. راوی میگوید که من از امام صادقعلیه السلام پرسیدم: به چه نحو باید صلوات بفرستیم؟
حضرت فرمودند: بعد از نماز عصر، صد بار به این ترتیب: «اللّهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد وعجّل فرجهم».
حال شما برادران و خواهران، بعد از اینکه نماز جمعه و نماز عصر تمام شد، حتی در حال حرکت به سمت منزل خود، از این ذکر غافل نباشید که هم صلوات بر پیغمبر و آلش باشد و هم تعجیل فرج امام زمانعلیه السلام و هم از ناحیه شمایی که در پایگاه نماز جمعه که محل اجتماع مشتاقان ظهور امام زمان است این ذکر را در مسیر بر لب داشته باشید که خداوند در قیامت شما را به عنوان اصحاب جمعه ان شاء اللَّه محشور فرماید.
ما معتقدیم که بسیاری از افراد، از طریق استغاثه به امام زمان توانستهاند مشکلاتشان را حل کنند. بسیاری از گم شدگان، چه گمشده در عرصه مادّی و چه گمشدگان عرصه معنوی و هدایت، با استغاثه به امام زمان هدایت شدند.
در حالات شخصی که از علمای کوفه بود، به نام محمد کوفی که از بزرگان و از متنفذین میان علمای اسلام است و او همان کسی است که به واسطه و وسیله او، نامه امام زمان به مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی - اعلی اللَّه مقامه - ارسال شده است. گفتهاند که این فرد میگوید: من بعد از سفر حج در بین راه گم شدم و در باتلاقی گرفتار شدم. در حالی که مرکبی که من بر آن سوار بودم - اسب یا شتر - در باتلاق گیر کرده بود و دیدم که در خطر قرار گرفتم و مشکلاتم جدّی شد، همان جا از ته دل چند بار صدا زدم «یا ابا صالح المهدی ادرکنی» ناگهان دیدم یک سواری به سمت من میآید، جلو آمد، نزدیکی شتر و زیر گوش شتر چیزی را گفت که من فقط یک کلمه آن را شنیدم «الی بیته»، تعجب کردم، دیدم به محض اینکه این جمله را زیر گوشش خواند، بلافاصله از باتلاق بیرون آمد. گفتم: آقا شما چه کسی هستی؟ فرمود: شما از چه کسی کمک خواستی؟
همین را گفت و از من دور شد. شتر من حرکت کرد و مرا از او جدا کرد. آمد و وارد شهر کوفه شد، ناگهان دیدم به زمین افتاد. گفتم عجب! این که مرا به منزل نرساند، زیر گوشش همان جمله را گفتم «إلی بیته» و شتر مرا به در خانهام رساند و قالب تهی کرد و مرد.
من فهمیدم که اگر کسی از ته دل به وجود مقدّس امام زمان استغاثه کند، امام زمان قطعاً او را در مشکلات تنها نمیگذارد، به هر حال، ما صاحب و مولایی داریم که قطعاً به کمک ما خواهد شتافت، فقط شرطش این است که رابطه ما با مولایمان امام زمانعلیه السلام رابطهای خالصانه باشد.
درباره علما و بزرگان دین، بارها شده که از امام زمان کمک خواستند و کمک گرفتند. درباره زندگی مرحوم آیت اللَّه گلپایگانی - علیه الرحمة - میخوانیم که ایشان در عالم رؤیا دید که امام زمانعلیه السلام به او فرمود: هر وقت در مشکلات گیر کردی، به شیخ عبدالکریم حائری پناه ببر؛ «إذا تهاجمت علیکم الفتن فعلیکم بالشیخ عبدالکریم؛ هنگامی که فتنهها هجوم آورد به شیخ عبدالکریم پناه ببرید» یعنی امام زمان ایشان را حواله داد به مرحوم شیخ عبدالکریم حائری و تصادف اینطور شده که قبر این دو بزرگوار در حرم مطهر حضرت معصومهعلیها السلام در کنار یکدیگر باشد.
مرحوم شهید قاضی نوراللَّه شوشتری در مجالس المؤمنین نقل میکند: علامه حلّی متوجه شد که یکی از علمای سنّی کتابی را در رد تشیّع نوشته است و در رد شیعه استدلال کرده است ولی این کتاب را به کسی نمیدهد. او مطالب را در میان مردم میگفت و مردم را در عقاید شیعه متزلزل میکرد و میترسید که کتاب در دست کسی قرار بگیرد که کتابی در ردّ آن بنویسد و لذا، آن را به کسی نمیداد.
مرحوم علاّمه حلّی - اعلی اللَّه مقامه - که بین او و عالم سنی رابطه شاگردی و استادی بود، از این ارتباط استفاده کرد و این کتاب را از او در خواست کرد. او گفت
که من تعهد کردم این کتاب را بیش از یک شب به هیچ کس ندهم، چون تو را خیلی دوست دارم یک شب به تو میدهم. علاّمه حلّی، کتاب را گرفت و شروع به استنساخ و رونویسی از روی کتاب مذکور کرد. لکن چون پاسی از شب گذشت و خسته شد، دید وجود مقدّسی وارد حجرهاش شد و به او گفت: شما خسته شدی! اجازه بده که من برای شما بنویسم. کتاب را از او گرفت و نوشت مرحوم علاّمه حلّی به خواب رفت، وقتی که بیدار شد دید تمام کتاب تا پایان استنساخ شده(1)و این عنایت امام زمان به این عالم بزرگوار است. اخیراً نیز کتابی را دیدم درباره بسیاری از علما و مراجع معاصر که عنایتهای خاص امام زمان درباره آنها در آن کتاب جمع آوری شده و مستند است.
بنابراین امام زمان نسبت به مجموعه شیعه و مذهب تشیّع و جهان تشیّع همان طور که قبلاً ذکر کردم توجه ویژه دارند. همچنین نسبت به افراد شیعه اگر در مشکلاتی گیر کنند، به آنها توجه دارند. گاهی هم در گمراهیهای معنوی ودر ضلالتهایی که ایجاد میشود، در ایجاد انحرافهایی که در جامعه برای افراد به وجود میآید، اگر کسی استغاثه به امام زمان کند، قطعاً هدایتشان میکنند و نمیگذارند که گمراه شوند، همان طور که پدر نسبت به هدایت فرزندان خود حساسیت دارد و سعی میکند که آنها را هدایت کند، امام زمان هم به فرزندان معنوی خودشان؛ یعنی شیعیان عنایت خاص دارند.
درباره زندگانی مرحوم شیخ مفید - اعلی اللَّه مقامه - که کراراً مورد عنایت امام زمانعلیه السلام قرار گرفت، وارد شده که یکی از افراد بادیه و روستاهای عراق به خدمت ایشان آمد و این مسأله را سؤال کرد که خانم بارداری از دنیا رفته و بچه هم در رحم او زنده است، آیا او را به همین حالت دفن کنیم یا شکم او را بشکافیم و بچه را زنده در بیاوریم؟ مرحوم شیخ مفید فرمودند: او را به همین حالت دفن کنید. عرب جواب را گرفت و رفت. در وسط بیابان، دید که تک سواری به سرعت به سوی او
1) 83. نجم الثاقب ص 252.
میتازد، عرب پیش آمد و گفت: شیخ مفید فرمودند این خانم را اینطور دفن نکنید، شکم او را بشکافید و فرزند او را زنده در بیاورید و خانم را دفن کنید. عرب رفت و همین کار را کردند و نوزاد را زنده در آوردند و مادرش را دفن کردند و نوزاد هم به زندگی اش ادامه داد. این خبر پخش شد که مرحوم شیخ مفید فتوایی داد و بعد پشیمان شد و بین راه کسی را فرستاد که فتوی را اصلاح کند. وقتی خبر به خود مرحوم شیخ مفید رسید، گفت: من فتوایم این بود که او را همینطور دفن کنید و مجدداً کسی را برای اصلاح فتوی نفرستادم. بعد خودش متوجه شد که آن سوار وجود مقدّس حضرت مهدیعلیه السلام بود و به این وسیله، اشتباه او را اصلاح کرده است. مرحوم شیخ مفید گفت: حال که من اشتباه به این مهمّی را مرتکب شدم و وجود مقدّس امام زمان آن را اصلاح کرد، من لیاقت فتوا دادن را ندارم و دیگر فتوی نمیدهم. در خانه را بست و تصمیم گرفت که اگر از او استفتا کردند، جوابشان را ندهد. امام زمان، توقیع و نامه مبارکی را برای ایشان فرستادند و فرمودند: وظیفه تو فتوی دادن است و وظیفه ما حفاظت از شماست، اگر اشتباهی کردید که این اشتباه به ضرر شما و مردم شود من جلوی این اشتباه را میگیرم و اصلاح میکنم، شما کار خود را بکن و ما هم کار خود را میکنیم.(1)
اینها عنایتهای امام زمانعلیه السلام است که از ابتدای امامتشان تاکنون نسبت به هم جهان تشیّع و هم علما و هم مردم عادی مخلصی که نسبت به وجود مقدّس ایشان خلوص دارند، بارها و بارها شده است.
این است که ما باید خود را آماده کنیم و خلوص و توجه داشته باشیم و خود را تنها و بیصاحب نبینیم و در رعایت اصول اخلاقی و مسائل دینی از خود مواظبت کنیم و هم ارتباط خود را با امام زمان تنگاتنگ کنیم و همیشه به یاد ایشان و به ذکر ایشان باشیم و در ارتباط و استغاثه معنوی و قلبی با حضرتش باشیم، قطعاً او هم ما و خانواده، جامعه و کشور ما را مورد عنایت ویژه خودشان قرار خواهند داد.
1) 84. قصص العلما، ص 499.
موضوعی که در این قسمت راجع به آن بحث میکنیم این است که آیا در زمان غیبت کبری، امکان ملاقات با امام زمانعلیه السلام برای ما وجود دارد یا خیر؟
آنچه را که در گذشته در بخش مربوط به محل زندگی امام زمان با تکیه بر احادیث و اخبار مطرح کردم این بود که امام زمان در میان مردم زندگی میکند و در همین جامعه بشری ما در حال زندگی است. بر حسب احادیث، حضرت در مراسم حج شرکت میکند، مردم را میبیند و میشناسد و در بعضی از روایات بود که مردم او را میبینند ولی نمیشناسند، بنابراین در اینکه امام زمان در میان جامعه بشری زندگی میکند امری ثابت است امّا اینکه آیا مؤمنین میتوانند حضرت را ببینند مورد بحث است.
در حدیث مفصلی، سدیر صیرفی از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که وقتی از آن حضرت راجع به امام زمان سؤال شد، حضرت فرمودند: «مَثَل امام زمان همانند حضرت یوسفعلیه السلام است. در میان مردم زندگی میکند امّا ممکن است مردم او را نشناسند «إن إخوة یوسف کانوا عقلاء ألباء أسباطاً أولاد أنبیاء دخلوا علیه فکلّموه وخاطبوه وتاجروه وراودوه»؛(1)یعنی برادران حضرت یوسف - علی نبینا و آله و علیه الصلاة و السلام - با اینکه جزو خردمندان و زیرکان و فرزندان پیامبر بودند، وارد بر حضرت یوسف شدند و با او صحبت کردند و به تجارت پرداختند و با او مراوده داشتند و با اینکه یوسف برادرشان بود، رو در روی هم نشستند امّا یوسف را نشناختند
1) 85. کانوا اخوته و هو اخوهم لم یعرفوه حتی عرفهم نفسه فقال لهم لما....
«لم یعرفوه حتّی عرّفهم نفسه» تا اینکه حضرت یوسف خودش را به آنها شناساند «فقال لهم انا یوسف فعرفوه حنیئذ...» پس به آنها گفت: من یوسفم، آنگاه او را شناختند.
امام صادقعلیه السلام میفرماید: «فما تنکر هذه الأمة أن یکون اللَّه یفعل بحجته ما فعل بیوسف» چرا مردم منکر این هستند که آنچه خدا با حضرت یوسف انجام داد و قدرت شناخت را از برادران ایشان گرفت، همین کار را با حجت خودش امام زمان کند که مردم ایشان را ببینند امّا نشناسند؟ «أن یکون صاحبکم المظلوم المجحود حقه صاحب هذا الأمر یتردد بینهم ویمشی فی أسواقهم و..».(1)
امام زمان مظلومی است که حقش انکار شده، در میان مردم زندگی و رفت و آمد میکند، در بازارهای مردم راه میرود ودر میان مردم مینشیند «ولایعرفونه» و کسی نتواند ایشان را بشناسند، همان طور که حضرت یوسف را برادرانش نشناختند. خداوند همین کار را در قبال حضرت حجت میتواند انجام دهد «حتی یأذن اللَّه له أن یعرفهم نفسه» تا زمانی که خداوند به او اجازه دهد که خود را به مردم بشناساند، حال این اجازه میتواند هم در زمان ظهور باشد و هم قبل از آن، وقتی مأذون باشد یا وقتی طرف را شایسته ببیند اذن پیدا میکند تا خود را بشناساند، لذا با توجه به بیان این حدیث، امام زمان در میان ما زندگی میکند، مردم او را میبینند و نمیشناسند، مگر آنها که به اذن خداوند میتوانند ایشان را بشناسند.
بعضیها انکار کردند و گفتهاند در زمان غیبت کبری رؤیت امام زمان ممکن نیست و به توقیعی که امام زمان به آخرین نماینده خودشان یعنی علی بن محمد سمری داده است، استناد کردند که در آن توقیع حضرت تصریح فرمودند: «وسیأتی شیعتی من یدعی المشاهدة» حال که تو از دنیا خواهی رفت، من نمایندهای را به جای
1) 86. بحارالانوار: 52/154.
تو نصب نمیکنم، و روزی برای مردم فرا خواهد رسید که کسانی ادعای مشاهده مرا بکنند «ألا فمن ادعی المشاهدة قبل خروج السفیانی والصیحة فهو کذّاب مفتر؛(1)آگاه باش؛ هر که ادعای مشاهده امام را بکند قبل از اینکه خروج سفیانی و صیحه آسمانی انجام بگیرد او دروغگو و افترا زننده است».
بعضی از این توقیع عدم امکان مشاهده و ملاقات با امام زمانعلیه السلام را استفاده میکنند، امّا بزرگان ما در ارتباط با توضیح این حدیث و شرح این توقیع مانند علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار(2)فرمودند: شاید منظور امام زمان این باشد که هر کسی ادعا کند من امام زمان را مشاهده کردم و به عنوان نایب او، او را دیدهام این فرد دروغگو است. پس آن حضرت نخواستند مطلق رؤیتشان را نفی کنند. البته از نظر ادبی هم در اینجا مطالبی را نقل میکنند، مثلاً کلمه «المشاهدة» در اولش الف و لام است یعنی اینطور مشاهده که تو (علی بن محمد سمری) با من داری اینطور مشاهده را اگر کسی به عنوان نایب خاص ادعا کند دروغگو است، امّا نه رؤیت واصل ملاقات را. این را امام زمانعلیه السلام نفی نکردند، این اولین نکته.
امّا نکته دیگر اینکه در طول تاریخ غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام، شخصیتهای برجستهای بودند که ادعای ملاقات با امام زمان را داشتند که هیچ نمیتوان به حرف آنها، خدشهای وارد کرد، شخصیتهایی؛ مانند مقدّس اردبیلی، علامه بحرالعلوم، علاّمه حلّی، سید ابوالحسن اصفهانی، وبسیاری دیگر از علما و مجتهدین و مراجع بنامی که مجسمه تقوا و پرهیزگاری و زهد و دینداری بودند که در عمر خودشان هیچ دروغ نگفتند و هیچ خلاف انجام ندادند و در حد اختیار و توان خودشان در حال عمد مرتکب معاصی کبیره نشدند و انسانهای بسیار شایستهای بودند، اینها ادعای رؤیت و ملاقات با امام زمان را کردند، آیا میشود این ادعاها را زیر سؤال برد؟ مطمئنّاً اینها ادعاهای صادقی است و میتواند سند صحت رؤیت امام زمان در عصر غیبت کبری باشد.
برای اثبات این نظر به عنوان نمونه به یکی از ماجراهای ملاقات امام زمان توسط یکی از این شخصیتهای برجسته عالم اسلام، یعنی علاّمه حلّی میپردازم که در قسمتهای بعدی شرایط آن خدمت شما مطرح خواهد شد.
علاّمه حلّی - اعلی اللَّه مقامه الشریف - که از بزرگترین و نامورترین علمای شیعه است و هر چه دارد از امام زمان دارد، عادتش این بود که همیشه جمعهها به زیارت مرقد مطهر سیّدالشهداعلیه السلام میرفت و از حلّه تا کربلا که فاصله زیادی بود، ولی به حکم علاقه و ارادتی که به ساحت مقدّس امام حسینعلیه السلام داشت و یا شاید به این خاطر که معروف ومجرب بوده که امام زمان در شب جمعه به زیارت جدّ غریبش، ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام میآید، علاّمه حلّی به این کار مداومت میکرد. در یکی از این سفرها، که روز پنج شنبهای حرکت کرده بود و به سمت کربلا میآمد، در مسیر سفر زیارتی، مرد عربی با لباس عربی با او همسفر شد. در خلال راه با هم به بحث و گفت و گوی علمی، مشغول شدند. علاّمه حلّی، مشاهده کرد که این مرد عرب، عالم بسیار متبحری است و در تمام زمینهها که وارد بحث میشود، به وضع بسیار نیکو و عالمانهای بحث را به پایان میبرد، الا در یک نکته که نظر فتوایی او با فتوای علاّمه حلّی مغایرت دارد، علاّمه حلّی گفت این نظر که شما دادید هیچ دلیلی برای اثبات آن ندارید و طبق قاعده فقهی این نظر درست نیست، چون با قاعده مخالفت دارد و ما هم اصلی برای اثباتش نداریم، بنابراین نظر شما قابل قبول نیست. مرد عرب فرمود: چرا، اتفاقاً دلیل محکمی هم داریم. علاّمه حلّی گفت: من در این رابطه هیچ دلیلی در هیچ یک از کتابها نیافتم. فرمود: چرا، در کتاب «تهذیب» مرحوم شیخ طوسی در فلان قسمت، این حدیث آمده است که میتواند دلیل روشن بر این نظر من باشد. علاّمه حلّی گفت: من اتفاقاً «تهذیب» را بررسی کردم و چنین حدیثی در آن ندیدم. مرد عرب فرمود: این بار به کتاب «تهذیب» خودت مجدداً مراجعه کن، در فلان قسمت فلان صفحه این حدیث هست.
اینجا مرحوم علاّمه حلّی برایش خیلی عجیب به نظر رسید، گفت: عجب، حرف دقیقی میزند، با خودش گفت که این مرد چه کسی میتواند باشد و این مرد، انسان
طبیعی و عادی به نظر نمیرسد، در همین حال تازیانه از دست علاّمه حلّی که برای راندن مرکب در دستش بود از دستش افتاد. آن مرد عرب، کمر خم کرد که تازیانه را به دست علاّمه حلّی بدهد، علاّمه حلّی از ایشان سؤال میکند که آقا! من سؤالی دارم، آیا میشود کسی در عصر غیبت، حضرت صاحب الامرعلیه السلام را هم زیارت کند، آقا فرمود: بله، چگونه ممکن نیست در حالی که اکنون دستش در دست توست. مرحوم علاّمه حلّی وقتی این جمله را شنید از بالای مرکب خود را به زمین انداخت و به دست و پای آقا افتاد و از حال رفت و وقتی به هوش آمد دید که آن آقا نیست. بنابراین، چنانچه انسان شرایط را در خود ایجاد کند، میتواند محبوب خود و حجت خدا، یوسف زهراعلیها السلام را ببیند و بشناسد و مشکلات خود را به کمک او حل کند و از او کمک بگیرد. این امر محالی نیست و مورد اعتقاد ماست. همان طوری که پدر نسبت به فرزندان خود انس و الفت و محبّت دارد، امام زمان هم که سِمَت او سِمَت پدری برای این امّت اسلامی است، ممکن نیست از این امّت، دور باشد و از دوستان و فرزندان معنوی خود دور باشد، و به آنها توجه نکند. لکن دیدن آقا شرایط و لوازمی دارد و شایستگیهایی میخواهد که از خدا مسألت میکنیم، آن شایستگیها را به ما مرحمت فرماید که ما هم بتوانیم چهره نورانی او را ببینیم.
اَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ، وَاکْحُلْ ناظِرِی
بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ.(1)
1) 89. مفاتیح الجنان - دعای عهد
«یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصابِرُوا وَرابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»(1)
این آخرین آیه سوره آل عمران است که معنای ظاهریاش این است: ای کسانی که ایمان آوردهاید صبر پیشه کنید و با مبارزه با دشمنان درون و دشمنان بیرون تحمل مشکلات کنید و با هم در ارتباط باشید برای آنکه بر مشکلات فائق شوید. تقوای خدا پیشه کنید، باشد که پیروز و کامیاب گردید.
امّا صاحبان بعضی از تفاسیر(2)با تکیه بر حدیثی منقول از امام باقرعلیه السلام این چنین برداشت کردند که خطاب این آیه شریفه به مؤمنین عصر غیبت امام زمانعلیه السلام است؛ یعنی «ای کسانی که در عصر غیبت امام زمان زندگی میکنید، با شیطان درون و نفس امّاره مبارزه کنید و در این مبارزه شکیبا باشید و در مبارزه با دشمنان دین و حقّ و عدل مبارزه همراه با شکیبایی و بردباری داشته باشید و با امامی که منتظر ظهور و فرج او هستید در ارتباط باشید، تقوای خدا پیشه کنید، باشد که پیروز و کامیاب گردید».
با توجه به این برداشت، مخاطب آیه شریفه، مؤمنین عصر غیبت میباشند و مأمور به ارتباط قلبی و عملی با امام منتظر هستند. همان طوری که در گذشته وعده کردم مختصری در مورد شرایط لیاقت ملاقات با امام زمان میپردازم و طبیعی است هر کسی که بخواهد با شخصیتی عظیم ملاقات کند، رعایت اصول و ضوابط به عنوان مقدمات ضروری است و بدون طیّ آن مراحل، ملاقات برایش فراهم نمیشود.
اولین نکته برقراری ارتباط با امام زمانعلیه السلام که باید به آن عمل شود، ارتباط قلبی با حالت دعا و نیایش و تضرّع و زاری همیشگی است. یعنی انسانی که مشتاق ملاقات است، بایستی به هر زبانی، به خصوص به زبان دعاهایی که به ما رسیده و مأثوره است، با امام زمانش درد دل کند. در دل شبها، و روزها، در خلوت و جلوت، دلش مشغول به آقا باشد، همیشه نام و یاد او و دعا به وجود او را ورد زبان داشته باشد. این اولین حالتی است که مشتاق ملاقات، باید در خود ایجاد کند.
دومین نکته این است که همیشه باید به وسیله زیارتهایی که از جانب بزرگان نقل شده، امام زمان را زیارت کند که از جمله زیارتنامههای مجرب که مشتاقان امام زمان مداومت بر آن داشته و دارند؛ زیارت مبارکه «آل یاسین» است که محتوای بسیار بلندی دارد و درد دلهای جانسوز در آن نهفته است. مشتاقان اهل بیتعلیهم السلام وقتی آن را زمزمه میکنند، ارتباط قلبی و معنوی با ائمه هدی، خاصه با امام زمان برقرار میکنند، این دعا، برای بسیاری مجرب است که افراد زیادی با خواندن آن به آرزوهای خود رسیدهاند.
نکته سوم این است که مشتاق ملاقات بایستی در بذل مال و صله مالی به امام زمانعلیه السلام دریغ نورزد و برای جلب رضایت امام زمان در ادای حقوق مالی آن امام تلاش کند. همانگونه که استحضار دارید و قبلاً نیز بیان شد، یکی از وظایف شیعیان در حال انتظار، دادن صله، هدیه و صدقه به نام امام زمان است. امّا در اینجا تذکر این نکته لازم است که اگر در اموال ما حق امام زمان باشد، باید این را به امام زمانعلیه السلام بدهیم؛ یعنی به همان راهی که در فقه اسلامی مشخص شده است برسانیم، یعنی به
دست نمایندگان امام زمانعلیه السلام، مراجع عظام تقلید و ولی امر مسلمین برسانیم، سهم امام، نصف از15 اموالی که بایستی به عنوان خمس، آنها را بدهیم است و باید به همان راهی که مورد نظر اوست به مصرف برسانیم.
در توقیعی که امام زمانعلیه السلام به محمّد بن یعقوب داده است، فرمود: «وامّا اموالکم فلا نقبلها الا لتطهروا فمن شاع فلیصل و من شاء فلیصل و ما اتانا اللَّه خیر مما اتاکم؛ امّا اموال شما مؤمنین و طرفدارانمان، ما این اموال شما را قبول نمیکنیم مگر به خاطر اینکه شما از درون، خودتان پاک شوید پس هر کسی که میخواهد چنین شود باید به وسیله اموال خود به ما نزدیک شود و هر کسی نمیخواهد با ما نزدیک شود، بخل نماید». (اصطلاحاً میگوییم فلانی مالش را پاک نکرد). در حقیقت ظاهرش این است که در اموال او سهم امامعلیه السلام، سهم سادات (خمس) است و حق تصرف در آن را ندارد، همچنان که یک انسان در مال شریک، بدون اجازه او حق تصرف ندارد.
از آنجایی که 15 این اموال به صورت مشاع حق امام زمانعلیه السلام و سادات است و باید به دست نایب امام زمان و به اهلش برسد. اگر انسان این کار را نکند، مجاز به تصرف در مالش نیست. یکی از مفاهیم حدیث فوق همین است و مفهوم دیگرش این است که کسی که علاقه مال در درونش باشد، در حقیقت مثل این است که قلب او آلوده و چشم دلش کور است و باید قلب خود را پاکیزه کند.
امام زمانعلیه السلام میفرماید: ما مال شما را قبول نمیکنیم مگر برای طهارتتان؛ یعنی وقتی15 اموال را انسان از مالش خارج میکند، به همان اندازه طهارت قلبی پیدا کرده است، پس اگر کسی قلبش طاهر باشد اموال و لقمه و لباس و مسکن او نیز پاکیزه و طاهر است و این قدمی از قدمهای به دست آوردن شایستگیهای ملاقات امام زمانعلیه السلام است.
نکته چهارم، بحث تزکیه نفس است که مهمترین موضوع است. بحث تزکیه نفس؛ طهارت باطن، پرهیز از گناه، عمل به اعمال واجب و فرایض، متخلّق به
اخلاق حسنه، دوری جستن از اخلاق سیّئه و رفتار ناپسند است. انسان باید تلاش کند در راه تزکیه نفس و تطهیر باطن و زدودن اخلاق ناروا و کسب اخلاق حسنه و پسندیده و حسنات و منشهای مورد تایید امام زمان، توفیقاتی را کسب کند. اگر انسان از جهت اخلاق و رفتار در جهت مغایرت با اخلاق و رفتار امام زمان باشد چگونه میتوان پذیرفت که لیاقت ملاقات با امام زمان را داشته باشد؟ در درجه اوّل انجام فرایض با شرایط آن، جزو وظایف ضروری است. راجع به نماز صبح و مغرب توصیه امام عصر بسیار مهم است. مرحوم شیخ طوسی از «زهری» نقل میکند که با صرف مال و تلاش حال، به خدمت آقا نرسیدم، تا به خدمت محمد بن عثمان عمروی (نایب خاص امام علیه السلام) رفتم. در توقیعی که به دست او رسید، فرمود: ملعون است، ملعون است کسی که نماز مغرب را تأخیر کند تا ستاره آسمان زیاد شود و ملعون است ملعون است کسی که نماز صبح را تأخیر اندازد تا ستارهها محو شود.(1)
درجه دوّم تطهیر نفس، این است که علاقه به مادیّت را از دلش قطع کند، پایبند به علاقه به مال دنیا در حد غیر متعادل نباشد، علاقه به مال دنیا و شئونات دنیا، او را آن چنان به خودش مشغول نکند که از اشتغال حسنه به یاد خدا و امام زمان و اعمال پسندیده غافل بماند. در این باره ماجراهای زیادی هست.
داستانی از کتاب دارالسلام مرحوم عراقی نقل شده که وقتی دو نفر در شهر بصره به مغازه مرد متدینی آمدند و کافور خواستند، او چهره آنها را که دید، متوجه شد اثر نجابت و طهارت باطن در آنها هست. از آنها پرسید: شما که هستید؟ برای چه چیزی اینها را میخواهید؟ چیزی نگفتند، آن مرد اصرار کرد و آنها را به پیغمبر خدا قسم داد، که خلاصه گفتند: ما از افرادی هستیم که توفیق ملاقات و حشر و نشر با امام زمان را داریم، در بین ما فردی از دنیا رفت، آقا به ما مأموریت داد تا سدر و کافور تهیه کنیم.
1) 92. اسرار و فواید غیبت امام زمانعلیه السلام، ص 59.
وسایل را تهیه کردند، گفت: حالا که به خاطر پیغمبر خدا شما را قسم دادم و این موضوع را به من گفتید، مرا هم با خود ببرید تا من هم بلکه به این آرزو نایل شوم و چشمم به جمال مولایم بیفتد. گفتند: ما نمیتوانیم قول قطعی ملاقات را بدهیم. به هر ترتیب ایشان را با خودشان بردند، به دریا که رسیدند. برای حرکت از مسیر آب بدون اینکه از قایق یا هر وسیله آبی دیگری استفاده کنند روی آب حرکت کردند به او گفتند: بیا. گفت: روی آب؟ گفتند: آری، توکّل نما و دلت را محکم کن. به یاد امام زمان و خدا مشغول باش. گفت: این کار را کردم، گویی بر روی سنگ به همراه آنها راه میرفتم. بین راه، باران سختی در گرفت. ناگهان به یادم افتاد که صابونهایی که ساخته بودم و در پشت بام منزل پهن کردهام در این باران از بین خواهد رفت، خیلی نگران صابونها شدم، ناگهان پایم در آب فرو رفت و نزدیک بود غرق شوم، دستم را گرفتند و گفتند: دچار غفلت شدی؟ دستش را گرفتند و از آب بیرون آوردند و با خود بردند، وقتی به محضر امامعلیه السلام رسیدند، حضرتش اجازه ورود نداد و فرمودند: او به فکر صابونهای خودش است.(1)
این گونه دل مشغولیها، انسان را از آن فیض عظما محروم میکند. دل مشغولی، علقه قلبی و گره و مودّت و عشق به دنیا و مال دنیا، نمیگذارد نام و یاد و عشق معشوق دیگری در قلب جا بگیرد: «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ».(2)خداوند برای کسی دو دل در سینه قرار نداده است.
پس، دو دل در سینه جای ندارد، یک دل است و یک دلبر و آن هم خداست و بس، دل را به یاد خدا و ائمه هدی و امام زمانعلیهم السلام روشن کنیم تا ان شاء اللَّه بخشی از این لیاقتها را پیدا کنیم.
این نکته بسیار مهمی است که در بعضی از کتابهای معتبر نقل شده که پرهیزکاری، تقوی، تزکیه نفس و مداومت به حضور قلبی برای ترک گناه و معصیت و دوری از رفتار و گفتار و اخلاق زشت، شرط تشرّف به محضر امام زمانعلیه السلام است.
یکی از بزرگان که از اعاظم مازندران است و از علمای بسیار زحمتکش و اهل قلم و بیان و تدریس و تحصیل میباشد، در کتابهایی که برای وجود مقدّس امام زمان در چند سال اخیر نوشته، در سخنرانیهای خودش مطرح کرده که: در محضر حضرت آیت اللَّه کوهستانی - اعلی اللَّه مقامه الشریف - که از انسانهای شایسته معاصر بود، یکی از علمای معروف به نام حاج شیخ محمود کوملهای در حوزه کوهستان در خدمت ایشان بود. در خلال صحبتی بیان کرد که رسم طلبههای نجف این بود که برای اینکه به آرزوی دیدار امام زمان نایل شوند، گاهی به صورت اربعین (چهل روز) اعمالی را انجام میدادند؛ دعا، مناجات، روزه، یا گاهی چهل هفته از نجف به مسجد سهله میرفتند تا با دعا و اعمال و رعایت و مداومت در گناه نکردن، (چشم و زبان و معده و فکر را حفظ میکردند، گناه نکنند) بلکه لیاقت دیدار امام زمان را داشته باشند چون، از جمله اماکنی که ممکن است کسب چنین توفیقی میسر شود مسجد سهله در کوفه، مسجد جمکران در قم، یا حرم مطهر نبوی و یا حرم مطهر حسینی است.
این عالم میفرماید: من شاید در هفته سی و چهارم و یا سی و پنجم از چهله بود که از نجف به مسجد سهله میرفتم، طبق عادت همیشگی به گوشهای رفتم و نشستم و با کسی صحبت نمیکردم، سعی میکردم طبق رسم طلبهها از غذای زیاد در این حالت استفاده نکنم، از غذاهای حیوانی؛ مثل گوشت، روغن و... و به خود مشغول باشم. ناگاه دیدم جوانی عرب آمد کنار من نشست و با حالت خاصی شروع به قرائت قرآن کریم کرد. چون قرائت قرآنش تمام شد، رو به من کرد و مشغول صحبت شد. من با بیمیلی جواب صحبتهایش را میدادم. چون میخواستم این حالت از من گرفته نشود، سعی میکردم با دیگران صحبت نکنم. بعد دیدم سفرهای حاوی برنج و غذایی همراه با گوشت باز کرد و به من گفت: بیا میل کن. گفتم: من این غذا را نمیخورم. (غذای حیوانی را نمیخورم) چون چنین تصمیمی دارم. فرمود: اگر شنیدی که غذای حیوانی نخور، به این معنی نیست که
غذایی که از حیوان به دست میآید مثل روغن یا از ذبح حیوان به دست میآید مثل گوشت را استفاده نکن، بلکه یعنی مثل حیوانات غذا نخور که حلال و حرام یا حق صغیر و کبیر در آن باشد و خدا راضی نباشد، و اینکه تو برداشت میکنی نیست. بعد از لحظاتی دیدم از نظرم ناپدید شد. متوجه شدم همان کسی که من برای دیدنش اربعین گرفته بودم و دیگران اربعینات زیادی گرفتند، حضرت بود که من لیاقت شناختن او را نداشتم، چون راهی که انتخاب کرده بودم آن راهی نبود که ایشان میخواستند.
این است که انسان از حلال خدا استفاده کند، امّا از حرام خدا پرهیز کند، غذا بخورد، حرف بزند، کار کند، ولی حیوانی نباشد؛ یعنی خارج از چارچوب و مقرّرات و ضوابط دینی و الهی نباشد. از این ماجرا میتوان این نکته را استفاده کرد که مشتاق ملاقات باید پاک و منزه باشد، در چارچوب رعایت مقررات و ضوابط و اصول مختلفی که خدا برای او از لحاظ فکری و عملی مشخص کرده، گام بردارد تا بخشی از لیاقتهای ضروری را که موجب ملاقات با محبوب الهی و معشوق مشتاقان؛ یعنی امام زمان است را در خود ایجاد کند.(1)
پس از آنکه تشریح کردیم امکان ملاقات به محضر امام زمانعلیه السلام وجود دارد، اینک میگوییم لکن شرطهایی هم برای تشرّف به محضر آقا است که هر کسی این شروط را در خود ایجاد کند، امکان شرفیابی برای او پیدا خواهد شد و اگر هم توفیق شرفیابی پیدا نکرد، خو را در جهت آنچه که امام زمانعلیه السلام میخواهد و در مسیر آنچه مورد رضایت امام زمان است قرار داده است؛ و این خود توفیق بزرگی است.
امّا نکته دیگر این است که آیا تشرّف به محضر امام زمان اختصاص به انسانهای
1) 95. سیمای آفتاب، ص 327.
خاص دارد که مثلاً حتماً باید از علما و مجتهدین و افراد شاخص در میان مؤمنین باشد؟ آیا ملاقات با امام زمانعلیه السلام مربوط به دوران گذشته است و در این عصر و زمان، این امکان وجود ندارد و کسی قادر به ملاقات امام عصر نخواهد بود؟
در توضیح این دو نکته، لازم به ذکر است که ملاقات با امام زمان مربوط به عدّه و صنف خاصی نیست که بگوییم حتماً باید از علما و مراجع و بزرگان و معاریف باشند، بلکه هر کسی که در وجود خودش لیاقت ملاقات ایجاد کند احتمالاً تشرّف به محضر امام زمان برای او متصوّر است. نمونههایی هم وجود دارد که ذکر خواهیم کرد.
ضمناً ملاقات با حضرت فقط مربوط بر عصر گذشته نیست، بلکه در عصر و زمان ما و پس از آن تا قبل از ظهور امام زمان احتمالاً اینکه انسانی باشد و این لیاقت را در خود ایجاد کند و به این آرزو هم نایل شود وجود دارد. پس باید همه در این جهت تلاش کنیم و هیچ کس نباید خود را ناامید از توفیق تشرّف به محضر امامعلیه السلام بداند و این امید باید در دل همه باشد که همین امید، هم موجب تحرّک و هم باعث اصلاح و تلاش برای سازندگی شخص جهت دستیابی به این آرزوی بزرگ است.
البته، در ارتباط با ملاقات امام زمان اگر انسانها از نظر مراتب تقوا و اخلاص در درجات عالیه باشند، شاید کیفیت برخورد حضرت با آنها، با افراد دیگری که از نظر مراتب و لیاقتها به آن رتبه و درجه نیستند با هم متفاوت باشد.
مثلاً درباره علامه بحرالعلوم موارد مختلفی وارد شده که ایشان به محضر حضرت صاحب الامر مشرف شد؛ به عنوان نمونه مرحوم میرزای قمی میفرماید: من و علامه بحرالعلوم با هم در درس آیت اللَّه بهبهانی در نجف اشرف حضور پیدا میکردیم، امّا از نظر رتبه علمی، من در درجه بهتری از او بودم، گاهی درسهای استاد را من تقریر میکردم و او استعداد آنچنانی نداشت. من بر حسب ضرورت از نجف به ایران آمدم و مدّتی در ایران بودم، سپس برای زیارت عتبات عالیات مجدداً به نجف مشرف شدم، امّا قبل از برگشتن به نجف، آوازه بلند علامه بحرالعلوم به
همه جا رسیده بود. به نجف مشرف شدم و دیدم ایشان آنچنان حوزه درسی قوی و شاگردان عالی رتبه دارد که موجب شگفتی من شد. روزی در خلوت از او پرسیدم، من و شما همدرس بودیم و در محضر استاد حضور مییافتیم و میدانی که من از نظر رتبه و درجه علمی و استعداد، وضع بهتری از تو داشتم، امّا این همه آوازه و رتبه عمیق علمی که در اختیار توست، موجب شگفتی من است. چه چیز باعث شد که به اینجا رسیدی؟ گفت: از اسرار است. اصرار کردم که اسرارش را به من هم بگوید، گفت: به شرط آنکه تا زمانی که زندهام، سرّم را فاش نکنی. قول دادم، به من فرمود: من کراراً آرزوی ملاقات با آقا، امام عصر را داشتم. روزی به مسجد سهله رفتم، چشمم به جمال دلآرای مولایم امام زمان افتاد، به من اشاره کرد جلوتر بیا. جلوتر رفتم، سلام و عرض ادب کردم، باز هم فرمود جلوتر بیا، جلوتر رفتم، فرمود جلوتر بیا، جلوتر رفتم، دیگر خجالت کشیدم، باز هم فرمود: جلوتر بیا، تا آنکه در کنار امام زمان قرار گرفتم، آغوشش را گشود و مرا در بغل گرفت و سینه مبارکش را به سینه من چسباند و به برکت این ملاقات بود که درهایی از حقایق و معارف به رویم باز شد و این وضعی که میبینی، همه از لطف آقا و مولایم امام زمان است.(1)این هم یک قسم ملاقات است.
امّا این نوع توفیقات که امام، او را به کنار خودش بخواند و او را در آغوش بگیرد و در بغل بفشارد و دریایی از معرفت را به روی او باز فرماید که ملقب به بحرالعلوم (دریای دانشها؛ زیرا سینه او به سینه امام زمانعلیه السلام چسبیده که آنجا دریای علم الهی است و علم خدا در آن موّاج بوده است) شود، توفیق دیگری است.
او چون این لیاقت را پیدا کرده بود، به این شرافت عظما دست یافت. اینگونه ملاقاتها طبعاً برای همه افراد نیست. امّا ملاقاتهای عادی و عنایتهایی که امام زمان به همه افراد میفرمایند، احتمال و امکان تشرّف به محضرشان هست. میخواهد یک عالم باشد، مرد یا زن، پیر، جوان، بیسواد، یا باسواد باشد، همه اینها بستگی به تلاش برای کسب لیاقت دارد.
1) 96. سیمای آفتاب ص 323.
قبل از اینکه بر اساس احادیث و روایات به شرح علائم ظهور بپردازیم، فواید اعتقاد به این علائم را بیان میکنیم:
با علائمی که برای ظهور امام زمان از معصومینعلیهم السلام ذکر شده، یکی از فوایدش این است که معلوم میشود ائمه معصومینعلیهم السلام علمشان متصل به علم خداست زیرا قبل از تحقق علائم و حوادث آینده، خبر از آن چیزهایی، که در آینده اتفاق میافتد دارند. وقتی این حوادث اتفاق بیفتد، پیروان آنها یقین میکنند که ائمّهعلیهم السلام علمشان به علم الهی متصل است و اطلاعات غیبی دارند و علم غیب از جانب خداوند به آنها رسیده و در نتیجه در حقانیت ائمه معصومینعلیهم السلام اعتقاد راسخ پیدا میکنند.
مردم در رابطه با وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام عقیده راسختری پیدا میکنند، هر مقدار از این علائم ظهور پیدا کند، انسان خودش را به روز ظهور و موعودی که خداوند در نظر گرفته است نزدیکتر احساس میکند و دلش به سمت تحقق آن امید شتافته و آمادهتر میشود و رعایت حالات یک منتظر واقعی را بیشتر مورد توجه قرار میدهد.
چون علائم ظهور یکی پس از دیگری وقوع پیدا میکند، منتظر امام زمانعلیه السلام، حالت انتظارش بیشتر و بهتر و به موعودش نزدیکتر و به اصل اشتیاق خود راغب تر
میشود؛ مثل کسی که مهمان عزیزی را در نظر داشته باشد، اگر یکی پس از دیگری علائم و آثاری از رسیدن او پیدا شود که مهمان او نزدیک است، حالات معنوی و روحی بهتری پیدا میکند.
وقتی که علائم و آثار ظهور امام زمان ذکر شود و همه آن را بدانند، موجب میشود که ادّعای کذبی که دروغگویان در طول تاریخ انجام دادند و ادعای مهدویت کردند و چه بسا در آینده هم ادعای مهدویت کنند، ادعای دروغشان آشکار میشود؛ زیرا هیچکدام از آثار و علائمی که گفتند، در ارتباط با آنها تحقق پیدا نمیکند، در نتیجه ادعای دروغین آنها برای عموم آشکار میشود.
در کتب ما شیعیان و بعضی از کتب غیر شیعی هم روایاتی تحت عنوان علائم ظهور امام زمانعلیه السلام ذکر شده است. در کتاب بحارالانوار مرحوم مجلسی، کتاب اثبات الهداة، کتاب شریف کفایة الموحدین مرحوم حاج سید اسماعیل عقیلی نوری که کتابی در کلام و عقاید است، علائم زیادی ذکر شده که طبعاً ذکر همه آنها در این فرصت نمیگنجد. در این کتابها، علائم ظهور را به اقسامی، تقسیم کردهاند.
مرحوم عقیلی نوری در کتاب کفایة الموحدین آن را بر سه نوع تقسیم کرده است:
نوع اوّل؛ علائم خاصه که فقط مربوط به امام زمانعلیه السلام است و علائم عامه که میتواند مربوط به غیر امام زمان، از معصومینعلیهم السلام هم باشد.
نوع دوّم؛ علائم حتمیه و علائم غیر حتمیه7
نوع سوّم؛ علائم واقعه، یعنی علائمی که تاکنون اتفاق افتاده و علائم غیر واقعه، یعنی علائمی که هنوز ظاهر نشده است.
امّا معمولاً بر حسب روایات، علامات ظهور به دو قسمت تقسیم میشود: علائم حتمیه و غیر حتمیه.
علائم حتمی علائمی است که شرط ظهور است و باید حتماً اتفاق بیفتد تا حضرت، ظهور کنند.
اما علائم غیر حتمی علائمی است که ممکن است وضعیت طوری شود که این علائم اتفاق بیفتد یا بعضی علائم که از عذابها به حساب می آیند به خاطر تفضّل پروردگار به بندگانش از بین برود، شاید خداوند مصلحت بداند که آن علائم تحقق پیدا نکند و حضرت تشریف بیاورند و یا شرایط و علل بروز آن علائم فراهم نگردد و در نتیجه آن علائم تحقق نیابد.
در این بخش راجع به بعضی از علائم غیر حتمیه بر اساس روایات به اختصار توضیح میدهم: روایتی از امیرالمؤمنینعلیه السلام است که در یکی از خطبهها ایشان فرمودند: «الا ان لخروجه علامات عشرة، اولها تخریق الرایات فی اذقة الکوفه، ثانیها، تعطیل المساجد وانقطاع الحاج و خسف وقذف بخراسان وطلوع الکواکب المذنبه واقتوان النجوم وهرج ومرج وقتل ونهبت فتلک علامات عشرة ومن العلامة إلی العلامة عجب عجب فإذا تمت العلامات، قام قآئمنا»؛(1)همانا برای خروج ما علامات دهگانه است؛
اوّل: آتش گرفتن پرچمها در کوچههای کوفه که جهت شرح آن باید به کتابهای مفصل مراجعه کرد.
دوّم: مسجدها تعطیل میشود، حال آیا در مسجدها را میبندند، همچنان که اخیراً در اخبار و روزنامهها منعکس شده، شیطنتهایی که استعمار ایجاد کرده باعث شده که یکی از مسئولین کمیسیون اروپا اعلام کند که مساجد، جایگاه تربیت تروریستها است و باید درب مساجد را ببندید!! و یا در زمان رضاخان که جلوی
1) 97. کفایة الموحدین، ص 641.
اجتماعات مؤمنین را گرفته و درب مساجد را بستند و بعضی از آن را به محل انبار کالاهای دولتی تبدیل کردند! و یا شاید منظور این است که از مساجد بهرهبرداری صحیح که خواندن نماز در مساجد است استفاده نمیشود و نماز در مساجد تعطیل میگردد! اینها همه ظاهر است، کما اینکه در بعضی از خبرهاست که مساجد زینت میشود امّا از نظر عبودیت و بندگی، کسی به آنها مراجعه نمیکند و استفاده غیر عبادی در آن میشود.
سوم: راههای مکّه ناامن و بسته میشود و در بعضی از روایات آمده است که در مکّه سه سال عمل حج تعطیل میشود. امّا آیا تاکنون تحقق یافته یا نه، مورد بحث است؛ آیا منظور این است که در این سه سال از هیچ مسیری امکان رفتن به حج برای هیچ مسلمانی وجود ندارد و یا اینکه راه مکّه را بر روی کسانی که بخواهند حج ابراهیمی را به معنی واقعی و بر اساس مکتب اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام انجام دهند، میبندند. همان طوری که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به مدّت سه سال متوالی راه حج را به روی ایرانیان مسلمان بستند!
چهارم: فرو رفتن بخشی از زمین خراسان و یا خرابی خراسان. آیا اتفاق افتاده، آیا ما میتوانیم حمله روسیه که در گذشته به خراسان انجام شد را حساب کنیم یا این حادثه بعداً اتفاق خواهد افتاد، به هر حال جزو علائم ظهور ذکر گردیده است.
پنجم: طلوع ستارههای دنبالهدار.
ششم: ستارهها به یکدیگر نزدیکتر میشوند.
هفتم: الفتنه = هرج.
هشتم: الاختلاط = مرج.
نهم: قتل.
دهم: غارت.
اینها جزو علامات دهگانه است و همانگونه که ملاحظه میشود، بسیاری از این علائم اتفاق افتاده و شاید همین رویدادها، مورد نظر باشد.
در یک روایت مفصلی درکتاب شریف بحارالانوار(1)از امام صادقعلیه السلام نقل شده که امام صادقعلیه السلام میفرمایند: شخصی مرا با منصور دوانیقی دید که با هم حرکت میکنیم، در حالی که منصور دوانقی بر اسب راهواری سوار است و اطراف مرکب او را نیروهایی احاطه کردند، امّا من بر الاغی سوار بودم و در میان آنها حرکت میکردم، آن شخص به منزل من آمد و به من گفت: آقا! شما با این عزت و جلال و شوکت، امّا منصور با این وضع، تا کی باید وضع به اینگونه ادامه پیدا کند که حکومت دست آنها باشد؟ پس کی فرج شما تحقق پیدا میکند؟ «إلی متی هولآء یملکون؟؛ تا کی اینها فرمانروایی دارند»؟
«فقلت: أ لیس تعلم أن لکل شیء مدة، أ لا تعلم أن من انتظر أمرنا و صبر علی ما یری من الأذی والخوف هو غدا فی زمرتنا؛ گفتم: آیا نمیدانی که هر چیز یک مدّتی دارد؟ آیا نمیدانی کسی که منتظر امر حکومت و فرج ما باشد و بر این کار صبر کند و هر چه در این راه اذیت و آزار دیده تحمل کند، در زمره ما خواهد شد؟ صبر کنید، این برای خود یک مدّتی دارد».
بعد نشانههایی را ضمن بیان مفصلی توضیح دادند که بخشی را من ذکر میکنم: «فإذا رأیت الحق قد مات وذهب أهله ورأیت الجور قد شمل البلاد ورأیت القرآن قد خلق وأحدث فیه ما لیس فیه ووجه علی الأهواء ورأیت الدین قد انکفأ کما ینکفئ الإناء؛ هنگامی که دیدی حق از بین رفت و اهل حق هم از بین رفتند و دیدی که اهل جور و ستم همه دنیا را گرفته و قرآن احکامش فرسوده شده و در بین مردم، منزوی شده و احکامی را به عنوان احکام قرآن عرضه کردند، مفاهیم قرآن را جور دیگر برداشت میکنند، چیزی که در مفاهیم قرانی نیست به عنوان مفاهیم قرآنی برای مردم مطرح میکنند و آنچه را که در قرآن است بر اساس خواستهها و هواهای نفسانی خودشان تعبیر و تفسیر کنند و آنگاه که ببینی دین بیمحتوا شده درست مثل ظرفی که آدم آن را خالی کند بیمحتوا میشود». اینها جزو علائم ذکر شده است.
و در ادامه این روایت میفرماید: «ورأیت أهل الباطل قد استعلوا علی أهل الحق ورأیت الشر ظاهراً لا ینهی عنه ویعذر أصحابه ورأیت الفسق قد ظهر واکتفی الرجال
1) 98. بحارالانوار: 52/0256
بالرجال والنساء بالنساء...؛ و دیدی که اهل باطل، حاکم بر اهل حق شدند و حاکمیت به دست باطل افتاد و دیدی که شرّ حاکم میشود و کسی هم جلوی آن را نمیگیرد.(1)و فسق همه جا را میگیرد، مردان به مردان اکتفا میکنند و زنان به زنان.
بحث همجنس بازی به عنوان فرهنگ و حزب و تشکیلات در کشورهای اروپایی و آمریکایی در آمده است «ورأیت الکافر فرحاً لما یری فی المؤمن مرحاً لما یری فی الأرض من الفساد ورأیت الخمور تشرب علانیة و.... ورأیت المؤمن لا یستطیع أن ینکر إلّا بقلبه و...ورأیت الولاة یقربون أهل الکفر ویباعدون أهل الخیر ورأیت الولاة یرتشون فی الحکم»؛(2)
و میبینی که کفّار به خاطر مشکلی که برای مؤمنین ایجاد شده شاد و مسرورند و از حاکمیت جور و فساد خود بر زمین، حال کبر و غرور به آنها دست میدهد.(3)منافقین و کفار به خاطر وضعیتی که در مؤمنین ایجاد شده به خاطر فساد، خوشحال و مسرورند و میبینی که به صورت علنی شراب میخورند اینها جزو علائم است. و میبینی که مؤمن نمیتواند جلوی فساد را بگیرد و توان نهی از منکر را ندارد و مجبور است در دل خود نسبت به بدیها ابراز انزجار کند و اگر به زبان بیاورد مورد اذیّت و آزار قرار میگیرد و یا مورد سرزنش و مذمّت قرار میگیرد و میبینی که والیان به اهل کفر نزدیک میشوند و به غیر مؤمن تمایل پیدا میکنند، امّا مؤمنین را از خود طرد و دور میکنند. والیان را میبینی که رشوه میگیرند تا کاری را انجام دهند و تا آخر حدیث که خیلی مفصل است.(4)
علامات، فراوان است و همه این علامات به عنوان علائم غیر حتمیه است، بعضی ممکن است تحقق پیدا کرده و بعضی به لطف خدا تحقق نیابد.
1) 99. شرارت آمریکا و اسرائیل را نگاه کنید اینها شرّ است، کسی هم جلوی آنها را نمیگیرد. اصحابشان هم عذر میآورند و بهانهتراشی میکنند، به افغانستان حمله میکنند، آدمکشی راه میاندازند، بعد میگویند این عدالت جاویدان است، برای دفاع از حقوق بشر، برای مبارزه با تروریست است.
2) 100. بحارالانوار: 52/255 به بعد.
3) 101. اخیراً در گزارشی میخواندیم یکی از این وابستگان گروهکهای منافق اعلام کرده «چه زیباست که فساد در همه جا روزافزون شد، حتی خانوادههای مومن، بچههایشان به سمت فساد میروند و باید کاری کنیم که فساد بیشتر شود
4) 102. به جلد 52 کتاب شریف بحارالانوار در صفحات 255 به بعد مراجعه فرمایید.
به هر حال این علائم که اتفاق بیفتد ما میفهمیم که به ظهور نزدیک میشویم امّا این به این معنی نیست که هر وقت این علائم اتفاق بیفتد بعد از مدّتی امام زمانعلیه السلام بلافاصله خواهند آمد، البته علائم حتمیه در بعضی از روایات، زمانش هم ذکر شده که اگر آن علامت اتفاق افتاد، امام زمان چند سال بعد خواهد آمد ان شاء اللَّه آن علائم را در بخشهای بعدی شرح خواهم داد.
پروردگارا! در فرج امام زمان تعجیل بفرما و به وجود مقدسش ناامنیهایی که در مؤمنین ایجاد شده پایان بخش، جمعیت کفر را از هم بگسلان، جمعیت مؤمن را با هم متحد فرما، و پرچم «لا اله الا اللَّه» را در اقصی نقاط عالم به اهتزاز درآور و ما را از یاران امام زمان قرار بده.
قبلاً درباره بعضی از علائم ظهور امام زمان مطالبی را تقدیم مشتاقان ظهور آن حضرت کردیم. گفتیم که بخشی از این علائم، بر اساس تقسیم بندی بعضی از علما و شخصیتها، علائم غیرحتمی است که تاکنون تحقق پیدا کرده. و علائم حتمیهای که هنوز تحقق خارجی پیدا نکرده و تا تحقق پیدا نکنند ظهور صورت نمی گیرد.
در این قسمت به بعضی از علائم غیر حتمیهای که واقع شده میپردازم؛ بنابراین، این علائم جزو علائم حتمیه هم میتواند به حساب آید و این همان علائمی میباشد که در گذشته در کتب تاریخ و احادیث ذکر گردیده است.
از جمله این علائم: پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: «لا تقوم الساعة حتی یخرج نحو من ستین کذّاباً کلهم یقولون أنا نبی»؛(1)قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام 60 نفر ادّعای نبوّت میکنند، این ادعاهای نبوّت از زمان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله تا قرن اخیر در تاریخ اتفاق افتاده است. اولین مدّعی نبوت در عصر پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله مسیلمه کذّاب بود و همزمان با او زنی به نام «سجاح» که او هم ادعای نبوت کرد. و همین طور، زمانی پس از آن افراد فراوانی که شاید تعداد آنها به این مقدار هم رسیده باشد، ادعای دروغین نبوت کردهاند تا به این عصر که فرقه ضالّه مُضلّه بهائیت که رهبر آنها میرزا حسینعلی بهاء، ادعای نبوت داشت، حتی در بعضی از گفتارش ادعای الوهیت هم به چشم میخورد.
1) 103. بحارالانوار: 52/209.
علامت دیگر این که امام صادقعلیه السلام میفرمایند: «لا یخرج القائم حتی یخرج اثنا عشر من بنی هاشم کلهم یدعو إلی نفسه»؛(1)12 نفر که همگی سید هستند، با اینکه ساداتند امّا به دروغ ادعای امامت میکنند. در قرن اخیر، محمد علی باب، رهبر فرقه ضاله بابیه از جمله آنان است. اینها را علما در کتب خود به عنوان علائم ظهور مطرح کردهاند.
علامت دیگری که در ارتباط با ظهور امام زمان و پیش از ظهور حضرتش ذکر کردهاند، خراب شدن خانه کعبه است. در اخبار داریم که از جمله علائم ظهور این است که خانه کعبه خراب میشود و حجرالاسود به کوفه منتقل میشود. این داستان هم اتفاق افتاده است؛ در سال 337 هجری قمری «قرامطه» یا همان اسماعیلیه، خانه کعبه را خراب کردند و حجرالاسود را به کوفه منتقل کردند. جعفر بن محمد بن قولویه استاد مرحوم شیخ مفیدرحمه الله میگوید: من وقتی دیدم حجرالاسود را به کوفه منتقل کردند و بعد از فرونشاندن غائله قرامطه، آن را به سمت کعبه برگرداندند تا در کنار خانه کعبه قرار گیرد، میدانستم که حجرالاسود را باید معصوم سر جای خود بگذارد و الّا در جای خود قرار نمیگیرد این حادثه دو بار تکرار شد؛ یک بار قبل از بعثت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله به خاطر سیلی که در گرفت و خانه کعبه را که در یک نقطه فرورفتگی است خراب کرد و حجرالاسود از جای خودش افتاد و پس از آنکه خواستند حجر را پس از بنای جدید در جای خود بگذارند، بین قبایل اختلاف شد و سنگ هم بر جای خودش قرار نمیگرفت، به هر حال امر آنچنان شد که وقتی حضرت محمدصلی الله علیه وآله، وارد مسجد الحرام شد، همه گفتند اگر او سنگ را سر جای خود بگذارد همه قبول داریم و رسول اکرمصلی الله علیه وآله سنگ را در جای خودش قرار داد آن هم با شرایط و تفصیلاتی که در تاریخ آمده است. بار دیگر، در زمان هشام بن عبدالملک
1) 104. پیشین.
بود که برای دستگیری عبداللَّه بن زبیر، فتنه ایجاد شد و بخشی از خانه کعبه خراب گردید و حجرالاسود از جای خودش فرو افتاد، آنگاه که خواستند آن را بر جای خود قرار دهند، چندین بار این کار را انجام دادند امّا حجرالاسود به جای خودش قرار نگرفت تا آنکه امام زین العابدینعلیه السلام آمدند با دو دست مبارکشان، حجرالاسود را در جای خود قرار دادند.
جعفر بن محمد بن قولویه میگوید: چون میدانستم که حجرالاسود باید به دست معصوم در جای خودش قرار گیرد من به اشتیاق دیدار امام زمان به راه افتادم و گفتم کسی که آن را نصب میکند خود آن حضرت است. به هر حال به سمت مکّه بار سفر بستم. در بین راه مریض شدم و دیدم نمیتوانم برسم، فردی را به نام هشام به نمایندگی انتخاب کردم و یادداشتی به او دادم و سؤالاتی از امام زمانعلیه السلام کردم. او برای اینکه صحنه نصب حجرالاسود را ببیند و هم زیارت آقا را انجام دهد و هم پیغام مرا تقدیم کند، رفت مقداری به آن مأمورین و خدّام بیت الحرام پول داد تا به او اجازه دهند که با جمعیت باشد. هشام میگوید رفتم نگاه کردم فردی که سنگ را نصب میکند چه کسی است. چشمم به جمال نورانی جوانی افتاد که آمد، سنگ را به آرامی در جای خود قرار داد. جمعیت را شکافتم و بحمداللَّه به این توفیق رسیدم و قبل از آنکه نامه را به دست امام زمانعلیه السلام بدهم، حضرت مطلب نامه و جواب نامه را دادند، از جمله سؤالات جعفر از امام زمان این بود که من سخت مریض هستم و میترسم که از دنیا بروم و به زیارت شما نرسم. امامعلیه السلام قبل از خواندن نامه فرمودند 30 سال دیگر زندگی میکند، به او بگو که نگران نباشد و همینطور هم شد؛ بنابراین خانه کعبه براساس این نقل خراب شد و حجرالاسود از جای خود منتقل شد و به عنوان یکی از علائمی که اتفاق افتاده به حساب میآید.
علامت دیگر خراب شدن شهر بغداد است، بغداد شهر قدیمی است و در آن عمران و آبادی بسیار صورت گرفت. امیرالمؤمنینعلیه السلام وقتی بعد از جنگ صفین
از بغداد عبور میکرد، خطاب کرد به بغداد: ای بغداد که ساختمانهای مرتفعی پیدا خواهی کرد و قصرهای تو همانند بالهای طاووس زیبا خواهند شد، ولی پس از مدّتی همانند نمک حل خواهی شد و از بین خواهی رفت. نبوقنطوره (که منظور همان مغول هستند) به تو حمله خواهند کرد و تو را از بین خواهند برد.
این طور هم شد، هلاکوخان مغول به شهر بغداد حمله کرد و بغداد را ویران کرد. این هم جزو علائمی است که اتفاق افتاده است.
علامت دیگری که در بعضی از روایات به آن خبر داده شده این است که ساختن گنبدهای سرخ یا گنبدهای رنگین که شاید منظور ساختن گنبدهای مشاهد مشرفه باشد که در شهرهای مختلف بنا شده است.
البته تذکر این نکته خالی از لطف نیست که همه آثار و علائم ظهور، حوادث بد و منفی محسوب نمیشوند، بلکه بعضی از حوادث خوب هم به عنوان علائم ظهور به حساب میآیند و بعضی هم علائم منفی؛ از جمله در روایت وارد شده است که مساجد آباد میشود و مزیّن به زینتها میشود، قرآن با چاپ زیبا مزین میشود، منارههای مسجد مرتفع میشود، امّا از آبادی و عمران و عبادت خالی میشود. اینها جزو علائمی است که اتفاق افتاده است لذا میتوانیم از آنها به عنوان علائم حتمیه یاد کنیم.
علامت دیگر اینکه درباره آیه شریفه که میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُم بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصّابِرِینَ».(1)راوی میگوید: خدمت امام صادقعلیه السلام نشسته بودیم که مسأله ظهور دولت اهل بیتعلیهم السلام بحث شد، گفتم: یابن رسول اللَّه! این ظهور کی صورت خواهد پذیرفت و آیا
1) 105. سوره بقره، آیه 155.
مشکلاتی که میگویند پدید خواهد آمد؟ فرمود: این آیه شریفه را دقت نکردید (قریب به این مضمون) که میفرماید «و لنبلونکم...» شما مؤمنین را حتماً میآزماییم، آزمایش و امتحانتان میکنیم «بشیء من الخوف» با ترس؛ منظور از ترس، ترس از حکام جور و فساد است. جور آنها، دلهای مردم را میلرزاند و میترساند، خوف آنها برای سلطه شیطانیشان همه جا را میگیرد «والجوع» گرسنگی، گرسنگی به خاطر گرانیها و بالا بودن نرخها در بعضی از اماکن و بلاد «و نقص من الاموال» اموال کم میشود، منظور چه بسا به خاطر تجارتهای سیاه و سلطه استعمار اقتصادی، منافع بعضی از دولتها به خصوص منافع ملت مسلمان کم میشود، منفعت طلبان جهانی و استعمارگران، سلطهجویی اقتصادی بکنند «والانفس» نقص در جان، منظور مرگهای سریع است؛ یعنی مرگهای زودرس، مرگهای ناگهانی و سکتهها زیاد میشود و آخر آیه که میفرماید «و بشّر الصابرین» منظور این است که به منتظران ظهور مژده دهید که وقتی این حوادث اتفاق افتاد، ان شاء اللَّه ظهور هم کم کم صورت خواهد پذیرفت.(1)
در حاکمیت جور و فساد که یکی از علائم ظهور امام زمان است بحثهای زیادی در روایتها شده است، همان طوری که میفرماید: «یَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً» این نکته به وضوح از آن فهمیده میشود که ظلم و جور زمین را پر میکند.
در روایتی از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که پرسیدند: وضعیت آخرالزمان چه خواهد شد؟ حضرت فرمودند: نماز را در اوّل وقت بر پا نمیکنند، به شهوات و خوردن شراب روی میآورند، به پدر و مادر دشنام میدهند، زکات دادن را ضرر مالی میدانند، حاکمیت به دست بانوان میافتد، مردان مطیع محض زنان خواهند شد،(2)به همسایهها جفا میکنند. قطع رحم صورت میگیرد، صله رحم کم میشود،
دلهای بزرگان از رحم و مروت خالی میشود، حیای کوچکترها کم میشود، امارتها را محکم میسازند، به خدمتگزاران جفا میشود، شهادت دروغ زیاد میشود، حکّام رشوه میخورند، بیحیایی، بیعفتی رایج میشود، مردان به لباس زنان و بالعکس، زنان به لباس مردان در خواهند آمد. معاصی آشکار، و مردم به مهمترین امور دین سهلانگار میشوند و امور مهم دین برای آنها چیز مهمّی نیست و سهل و سبک به نظر میرسد، نسبت به دین بیتوجه میشوند و مالشان را در راه غنا و حرام صرف میکنند... تا آخر حدیث.
اینها نشانههایی است که برای دوره آخرالزمان ذکر شد و جزو علائم ظهور حضرت محسوب میگردد. در حدیث دیگری که مفهوم بسیار مهمی دارد از رسول خداصلی الله علیه وآله راجع به همین مسائل پرسیدند که هنگام ظهور، ویژگی آخرالزمان که شما میفرمایید چیست؟ حضرت بیان فرمودند: «کیف بکم اذا فسد نسآءکم؟»؛ چه وضعی پیدا خواهید کرد آن وقت که زنانتان فاسد شوند «فسق شبابکم»؛ جوانانتان هم فاسق شوند. «ولم تأمروا بالمعروف ولم تنهوا عن المنکر»؛ شما هم امر به معروف و نهی از منکر نمیکنید و فساد و بیعفتی بالا میگیرد. «فقیل له: ویکون ذلک یا رسول اللَّه؟» آیا چنین میشود که جنایت صورت گیرد و ما هیچ نگوییم؟
حضرت فرمودند: «نعم و شر من ذلک، کیف بکم إذا أمرتم بالمنکر ونهیتم عن المعروف»(1)آری بلکه بدتر از آن، مردم را میبینید که به منکرات و کارهای خلاف فرمان میدهند، از کارهای خوب هم جلوگیری میکنند، گفتند: ایکون ذلک؟ آیا اینگونه خواهد شد؟ فرمود: «نعم و شر من ذلک کیف بکم إذا رایتم المعروف منکراً والمنکر معروفاً»(2)آری بدتر از این. چه خواهید کرد زمانی بیاید که معروف و منکر جایشان عوض شود، چیزهایی که به عنوان منکر بود مردم آن را به عنوان معروف بدانند و چیزهایی که معروف بود به عنوان منکر بدانند؟
آیا فکر نمیکنید که در گوشه و کنار، همین الآن، اینطور احساس میشود؟
اینها جزو علائم ظهور است، البته به این معنی نیست که حال که اینها اتفاق افتاده، پس امام زمانعلیه السلام حتماً به زودی خواهند آمد، من قبلاً هم توضیح دادم این جزو علائم دوره آخرالزمان است، این را به این جهت عرض میکنم که حوادثی که اتفاق افتاده، بیانگر علم ائمهعلیهم السلام نسبت به آینده است، چرا که همه متصل به علم الهی هستند، این همه دال بر حقانیت ائمّه ماست، که قبل از اینکه حوادث اتفاق بیفتد، اینها باخبرند. بنابراین ما باید در اعتقادمان نسبت به آنچه که آنها راهنمایی کردند و به ما دستور دادند، در آینده حتی اگر اتفاق نیفتاده باشد و دستورات دینی که دارند باید یقین پیدا کنیم. اینها همه نشانههایی است برای اینکه اهل بیت نبوت بر حق هستند و اطاعت حرفشان به منزله اطاعت از اوامر الهی است و ما باید از آنها تبعیت کنیم. ضمناً حوادثی که اتفاق افتاده، باید برای ما هشدار باشد که آقا و مولای ما خواهد آمد و ما خود را برای آن روزی که امام زمانعلیه السلام ظهور خواهد کرد آماده کنیم. زمینه را برای پذیرش وجود مقدّس امام زمان آماده کنیم، نکند وضعیت جامعه به گونهای بر ما اثر بگذارد که وقتی امام زمان آمد در پذیرش او تردید کنیم. در بعضی از روایات اینطور آمده «یأتی بدینٍ جدید» از بس جامعه با دین فاصله میگیرد همان طور که در حدیث فوق آمد: معروف، منکر و منکر، معروف میشود. امام زمانعلیه السلام وقتی آمد و حرفهای اسلام را گفت، میگویند اینها حرف جدید است. ما این چیزها را در اسلام نداریم، اینقدر در افکار دینی و عقاید مردم دگرگونی ایجاد میشود که قبول اسلام راستین مشکل خواهد شد، خداوند ان شاء اللَّه به قدرت حکمت و فضل و کرم خودش وجود امام زمانعلیه السلام را از جمیع بلیات محفوظ بدارد و به زودی پرده از رخسار او بردارد و دین خودش را به دست او در دنیا حاکم گرداند و جلوی شر و فساد و حاکمیت جور و ستم را بگیرد و دنیا را پر از عدل و داد کرده، ما را جزو سربازان آن حضرت قرار بدهد.
در گذشته پیرامون بعضی از علائم غیر حتمیه تحقق یافته ظهور امام زمانعلیه السلام صحبت کردم، یکی دیگر از علائم حتمیهای که توسط اهل بیتعلیهم السلام بسیار از آن، صحبت به میان آمده است، خروج دجّال است. در این مورد نکاتی را تقدیم حضور شما مشتاقان ظهور میکنم:
یکی از علائم حتمی، ظهور دجّال است که مدّتی قبل از ظهور امام زمان تحقق پیدا خواهد کرد. دجّال با وضعیتی که دارد و با موقعیتی که او در آن زمان خروج میکند، وسیلهای برای آزمایش مؤمنین است و در حقیقت ابزار جدا شدن مؤمنین از غیر مؤمنین است، آنهایی که ایمانشان ضعیف است یا رابطه خوبی با خدا و حقیقت ندارند، جذب دروغهای این کذّاب میشوند. در زمانی که دجّال ظهور میکند هم از نظر مشکلات و قحطی و هم از نظر فساد، جامعه وضعیتی پیدا میکند که بعد از حضرت آدم بینظیر است. درباره خصوصیات دجّال در روایات نشانههایی داده شده، دجّال یک آدمی است که از نظر جثّه، آدمی بسیار عجیب، یکی از چشمان او کاملاً بسته و مسح شده است و چشم دیگرش بر پیشانیاش قرار دارد و مثل ستاره نور میدهد و درخشش دارد... به گونهای خاص حرکت میکند، با سحر بسیار عجیبی که دارد همه را جذب خود میکند و با توجه به قحطی و گرسنگی که وجود دارد، قدرت ساحریت دجّال به گونهای وانمود میکند که دو کوه را به همراه خود دارد، یک کوه از نان و یک کوه دیگر به صورت چشمه آبی به نظر میرسد که موجب میشود افراد را به دنبال خودش بکشاند. همه جا سر میکشد و به همه جا میرود، الاّ به دو شهر مقدّس مکّه و مدینه که به این دو شهر
نمیتواند وارد شود و امّا به بقیه اماکن قدرت ورود دارد و آن گونه که درباره فساد گفته شد و درباره قحطی و مشکلات، دجّال به سبکی حرکت میکند که همه مفسدین به دنبال او به حرکت میافتند. در روایات آمده که یهود جزو کسانی هستند که به دنبال دجّال در حرکتند، افرادی که از راه خلاف شرع به دنیا آمدهاند، افرادی که اهل فسق و فجور هستند، ساحران و جادوگران، همه به دنبال دجّال در حرکتند و دیگران را به دنبال خودشان میکشانند، با ساز و تنبور و دستگاههای غنا و عیاشی، افراد طرفدار عیاشی و هوس را به دنبال خودشان حرکت میدهند. جمع آنها، جمع فاسدان و فاسقان و نابکاران و بوالهوسان است. به هرحال این وضعیت دجّال است و کسانی که با او در حرکتند، جزو اصحاب اویند.
مطلب دیگری که در روایات نقل شده این است که بر پیشانی دجّال به عبارت روشن نوشته شده «هذا کافر حقّاً» این به حق کافر است، به گونهای که همه میتوانند بخوانند، امّا در عین حال، آنان که بیمبالاتند و به دنبال شکم و شهوتند، با اینکه میبینند چنین چیزی بر پیشانی او به وضوح نوشته شده، در عین حال از او روی بر نمیگردانند و همچنان به دنبال او حرکت میکنند و او آنها را سیر میکند، هم خواستههای شکم و هم خواستههای شهواتشان را بر آورده و اشباعشان میکند و آنها را به دنبال خود دارد. اولین بار ادعای نبوت و پیامبری میکند و کسانی که به دنبال او حرکت کرده، حرف او را اطاعت میکنند و پس از آن ادّعای خدایی میکند و با ندای بلند، ندا در میدهد «یا اولیائی انا ربّکم الاعلی؛ ای دوستان من! من پروردگار برتر شما هستم»، و با این وضع ادعای خدایی خود را به اطلاع این و آن میرساند. با چنین ادعایی افراد را به دور خودش جمع میکند، مشکلات فراوان را برای مردم ایجاد میکند و سرانجام زمانی که حضرت عیسیعلیه السلام به هنگام ظهور امام زمانعلیه السلام ظهور میکند و در رکاب امام زمان قرار میگیرد و پشت سر امام زمان نماز میخواند، دجّال ملعون به دست عیسی مسیح - علی نبینا و آله و علیه الصلوة والسلام - به قتل میرسد و یا به قولی به دست حضرت حجّت کشته میشود و فتنه او پایان میپذیرد. امّا درباره دفع شرّش حدیثی وارد شده است از قول ابوامامه از نبیّ مکرّم
اسلام که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: برای دفع شرّ دجّال و برای ابطال سحر دجّال، هرکسی که او را دید اگر آب دهان بر رویش بریزد و دوبار سوره حمد بخواند سحر او خنثی میشود و سحرش نسبت به این شخص کارگر نمیافتد. حالا این تعبیر روایات است که در کتابها نقل شده است.
امّا در مورد خود دجّال که بحثهای زیادی در کتابهای اعتقادی شده، نکاتی را به عرض میرسانم؛ در بعضی از روایات آمده که دجّال در عصر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله متولد شده، در کتب اهل سنت روایات زیادی است که دجّال در عصر رسول خدا متولد شد و الآن زندگی میکند، لکن در زنجیر است و میگویند وقتی او در مکّه متولد شد حضرت رسول رفتند به آنجایی که او ولادت یافت و او را دید و نبوت خود را به او عرضه کرد امّا او نپذیرفت و همانجا ادعای نبوت کرد و حضرت او را لعنت کرد و دیگران را به لعن او امر کرد و هشدار داد که از او پیروی نکنند.
با توجه به نکاتی که در طول مطالب ام گفتم که دجّال به همه شهرها وارد میشود إلّا شهر مکّه و مدینه، معلوم میشود که حدیث فوق منقول از اهل سنت با احادیث قبلی قابل جمع نیست. چون اینجا میگوییم در مکّه متولد شد و رسول خداصلی الله علیه وآله در آنجا حضور پیدا کرد، امّا در آن حدیث میگوید به همه شهرها وارد میشود إلّا شهر مکّه و مدینه. بنابراین حدیث اوّل یا از نظر سلسله حدیث یا از نظر روات یا از نظر مأخذ خیلی قابل اعتماد نیست.
عجیب است اهل سنتی که میگویند دجّال در زمان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله متولد شد و همچنان زنده است تا ظهور مهدی موعودعلیه السلام، نسبت به عمر طولانی امام زمانعلیه السلام تردید میکنند.
امّا لفظ دجّال از نظر لغوی به معنای دروغگو، کذّاب و حیلهگر است و ممکن است این که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود دجّال یا آن دجالی که اسم او را گفتند، صائد بن صید بود و در عصر پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله متولد شد، یکی از آن کذّابها و مدعیان دروغین
نبوت و رسالت بوده و در حدیث دیگری باز از رسول خدا نقل شده که فرمود: «لا تقوم الساعة حتی یخرج ثلاثون دجّال کلهم یزعمون إنّه رسول اللَّه؛(1)تا روز قیامت شود 30 نفر به عنوان دجّال قیام میکنند، همه هم ادّعای نبوّت میکنند.» شاید منظور از دجّال همان معنای لغوی آن است و مدعیان دروغین نبوت از جمله آن دجّال مورد بحث ماست، یا در روایت دیگری از رسول خداصلی الله علیه وآله نقل شده که حضرت در جواب یکی از اصحاب که پرسید: «فوصفه لنا رسول اللَّه»؛ یا رسول اللَّه! دجّال را برای ما توصیف کن»، فرمود: «لعله سیدرکوا بعض من رأنی او سمع کلامی؛ بعضی که مرا دیدند و کلام مرا شنیدند شاید دجّال را ببینند»؛ یعنی دجّال در عصر پیغمبر یا بعد از ایشان وجود داشته است، این هم ممکن است همان مفهوم لغوی دجّال باشد، یعنی حیلهگران و دروغگویان، چه بسا آنانی که ادّعای جانشینی پیغمبر را کردند، ادّعای دروغین خلافت رسول اللَّه را کردند. ممکن است بنی امیّه مورد نظر باشد که چقدر مردم را به دنبال خود کشاندند و ادّعای دروغین کردند و حرفهای بسیاری برای اغوای این و آن زدند، چقدر بیت المال را در اختیار دیگران قرار داده، تا آنها را به سمت خودشان بکشانند، چقدر لهو و لعب و شرابخواری به راه انداختند، شاید منظور پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله از دجّال همینها باشند.
با عنایت به معنای لغوی کلمه دجّال و مفهوم دجّال بودن، در کتب آسمانی دیگر؛ از جمله در کتاب عهد جدید یعنی انجیل مسیحیان هم زیاد از آن صحبت شده، در انجیلی که اکنون در اختیار مسیحیان است، در جاهای مختلفی مفهوم دجّال آمده است، در فرهنگ مسیحیان، دجّال را به عنوان «آنتی کریست» (دشمن مسیح) مینامند و در ادبیاتشان هم زیاد به کار میرود و با توجه به روایات زیادی هم که ما داریم که حضرت مسیح - علی نبینا و آله و علیه الصلاة والسلام - او را خواهد کشت، تا حدودی
1) 110. سنن ابی داوود.
فرهنگها در مورد دجّال به هم نزدیک میشوند. پس به عنوان فرهنگ عمومی، در میان مذهبیون از گذشته تا حال در آمده است. و اگر همه این مفاهیم را توجه کنیم ممکن است دجّال به معنای لغوی باشد، دجّالهای متعدد، کسانی باشند که سر راه مؤمنین دامهایی بگذارند، تهدید و تطمیع کنند، جامعه را به فساد بکشانند و ادعای دروغین بکنند. اینها با آن دجالی که در آستانه ظهور امام زمانعلیه السلام خروج خواهد کرد قابل جمع است، زیرا همه اینها ممکن است صحیح باشد و نیز در عصر و در آستانه ظهور و یا کمی قبل از ظهور حضرت امام زمان آن دجّال ملعون معهودی که ذکرش در کتابها هست و ابتدا درباره خصوصیاتش صحبت کردیم میآید و فتنه و فساد خواهد کرد. انسانهای ضعیف الایمان و شکمباره و شهوتپرست، به دنبال او حرکت میکنند که شر و فتنه او به وسیله امام زمان و یاران امام و حضرت مسیح از دنیا ریشه کن خواهد شد و مؤمنین از عذابی که او ایجاد میکند نجات پیدا میکنند. بنابر توضیحاتی که داده شد هم باید از این نظر یعنی معنای لغوی دجّال و روایاتی که تعداد دجّال را منحصر به همان نمیدانند و او را از جمله مصادیق بارز دجّال میدانند مورد توجّه قرار داد. آدم باید حساب کند که در همه زمانها کسانی در دنیا هستند که ادعای دروغین دارند، الآن شما استکبار جهانی را در نظر بگیرید، در ظاهر به وسیله هواپیماها برای مردم مظلوم افغانستان نان و غذای فاسد میریزند، امّا از آن طرف ببینید که بمبهای خوشهای هم میریزند. میخواهد مردم را فریب بدهند که من نان و تغذیه میدهم، من دفاع از حقوق بشر میکنم، ما مخالف تروریسم هستیم و... اینها همه دروغ است، اینها خوی دجّالگری است، باید در این گیر و دار دروغ بافیهای دجّالهای این عصر و زمان، هشیار باشیم در دام دجّالها نیفتیم و انحراف پیدا نکنیم، راه حق را از راه باطل تشخیص دهیم که ان شاء اللَّه خداوند در زمان حیات ما ظهور پر نور امام زمانعلیه السلام را محقق بسازد و ما را به عنوان منتظران واقعیاش محسوب بدارد و از یاران و انصار امام زمانعلیه السلام و سربازان رکابش قرار دهد.
در بحثهای گذشته پیرامون علائم ظهور حضرت حجتعلیه السلام مطالبی را به عرض رساندیم و آثار و فواید عقیده به این علائم ظهور را مطرح کردیم. امروز به بعضی از علائم حتمیه ظهور امام زمانعلیه السلام اشاره میکنیم.
از جمله علائم حتمیهای که برای ظهور امام زمانعلیه السلام ذکر شده، خسوف و کسوفی است که در وسط و آخر ماه رمضان سالی که امام زمان ظهور میکند اتفاق میافتد.
در روایتی از امام باقرعلیه السلام نقل شده است که فرمودند: در ماه رمضانی که امام زمان در آن سال یا سالها ظهور میکند، کسوف است؛ یعنی آفتاب گرفتگی اتفاق میافتد و این آفتاب گرفتگی در آخر ماه است و ماه گرفتگی هم در وسط ماه رمضان میباشد. مردی از آن میان پرسید: یابن رسول اللَّه! تاکنون حادثه کسوف و خسوف غیر از این بود، معمولاً کسوف در آخر ماه و خسوف در اوایل یا اواسط ماه اتفاق میافتد امّا این خبر شما برخلاف آن را اعلام میکند. فرمودند: بله، من به این معنی واقفم، اینگونه خسوف و کسوف از زمان حبوط آدم تا آن روز اتفاق نمیافتد. معیارهای منجمین به هم میریزد، این یکی از علائمی است که قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام اتفاق میافتد که نشانه حقانیت ادعای امام زمان است.
علامت دیگر، خروج موافقان و مخالفان است. در روایات، خروج قیامهایی که
در آن عصر اتفاق میافتد ذکر شده است؛ از جمله خروج سید حسنی، آنگونه که در روایات ذکر شده، سید جلیل القدری که از اولاد امام مجتبیعلیه السلام است از منطقه دیلمان و گیلان فعلی و قزوین و این حومهها قیام میکند. او انسان شایسته و مؤمنی است که قیام او به حق است و مردم را به دین آل محمّدصلی الله علیه وآله دعوت میکند، ادعای نیابت امام زمان را ندارد، بلکه ادعای حقانیت مذهب تشیّع را دارد و دعوت کننده مردم به امامت امام زمان است. وقتی خروج و قیامش آغاز میشود، مردم ستمدیده و مؤمن به او گرایش پیدا میکنند، به خصوص در روایات آمده است: «فتجیبه کنوز اللَّه بطالقان؛(1)گنجهای طالقان از او اجابت میکنند».
بعد امام فرمود: منظور از این گنجها، طلا و نقره نیست، انسانهای مؤمن و شایستهای است که به عنوان سلحشوران آماده به میدان، در خدمت این سید بزرگوار حسنی قرار میگیرند و به یاری دین خدا میشتابند. این گروه قیام کننده به رهبری این سید بزرگوار قدرت را به دست میگیرند، فساد و جور را در محیطی که قیامشان به آنجاها میرسد ریشه کن کرده تا خود را به کوفه میرسانند، کفار و منافقان و بدکاران را قلع و قمع میکنند، وقتی به کوفه میرسند به آنها خبر میرسد که امام زمان ظهور کرده است و این سید بزرگوار حسنی به محضر امام زمانعلیه السلام شرفیاب میشود و خودش این حقیقت را در مییابد که او امام زمان است امّا برای اینکه پیروان کثیری که به همراه او هستند برای آنها نیز امر را روشن کند به محضر امام زمان اظهار میکند: «إن کنت مهدی آل محمد فأین هراوة جدک رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وخاتمه وبردته ودرعه الفاضل وعمامته السحاب وفرسه الیربوع وناقته العضباء وبغلته الدلدل؛(2)اگر تو مهدی موعود آل محمدعلیهم السلام هستی، او نشانههایی دارد، از جمله نشانههای او خاتم و انگشتری جدّش رسول خداست و ردای او، زره، عمامه و مرکب او نیز چنین است»، اگر شما همان موعودی هستی که خدا وعده داده، این نشانهها کجاست؟ امام زمانعلیه السلام نشانههایی که او میگوید را ارائه میدهد. در نتیجه همه
پیروان او به حقانیت امام زمانعلیه السلام معترف میشوند و ایشان جلو میرود و تقاضا میکند که امام زمان دستش را دراز کند تا او با ایشان بیعت کند و چنین میشود. بیعت او و پذیرش و اثبات حقانیت امام زمان باعث میشود که همه پیروان این سید بزرگوار که طرفداران حقّاند به امام زمان ایمان آورده و جزو یاران امام زمان شوند.
لکن عدّهای که در روایات گاهی تعدادشان هم ذکر میشود، حدود چهل هزار نفر یا چهار هزار نفر انسانهایی که وضعیت ظاهری آنها بسیار روشن و وضع ظاهری متدینین را دارند، قرآنها بر گردنشان آویزان است، امّا درست مثل خوارج نهروان که در مقابل امیرالمؤمنینعلیه السلام قرار گرفتند، به امامت امام زمانعلیه السلام اعتراف نمیکنند، که به قولی، همه از فرقه زیدیه هستند و در نتیجه امام زمانعلیه السلام آنها را ارشاد و هدایت میکند امّا آنها هدایت امام را نمیپذیرند، در نتیجه در جنگی که بین آنان و یاران امام زمان به وجود میآید همگی کشته میشوند.
از قیامهای دیگری که به موازات خروج و قیام موافقان و حمایت کنندگان امام زمان صورت میگیرد خروجی است که از صنعای یمن و از خراسان است، این دو قیام و این دو قیام کننده و دو جریان به عنوان پشتیبان یکدیگر هستند. قیامی که از یمن و صنعا شروع میشود، رهبری آن را فردی به نام حسین یا حسن به عهده میگیرد و رهبری قیام مردم خراسان یا از محیط خراسان را فردی به نام شعیب بن صالح به عهده دارد. این دو جریان از محیط قیام خودشان به سمت عراق و حجاز حرکت میکنند، آنگونه که از این روایات فهمیده میشود، قیام یمانی که انسانهای شایستهای هم در اطراف او هستند در حقیقت به پشتیبانی قیام خراسانی که آنها هم از طرفداران امام زمان و مذهب حقه هستند انجام میگیرد. این دو قیام به عنوان حمایت از امام زمان و حمایت از مذهب جعفری و تشیّع و به عنوان حمایت از حق و مخالفت با باطل است.
در آن عصر و زمانی که متأسفانه خیانت و خباثت و کفر و نفاق دامنگیر میشود این حرکتهای رهایی بخش الهی و حق طلبانه است که انسانهای شایسته و صالح را با خود هماهنگ میکند، این دو قیام با حمایت یکدیگر در برابر خروج مخالف حقانیت؛ یعنی خروج دیگری که خروج و قیام باطل است و به نام خروج سفیانی است قد علم میکنند و با حمایت یکدیگر در برابر سفیانی میایستند.
سفیانی کیست؟ او شخصی است که طبق روایات به عنوان عثمان بن عنبسه، از نسل یزید بن معاویه - علیهما الهاویه - بد منظر، آبله رو، کبود چشم است که از وادی یابس بین مکّه و شام خروج میکند، به سرعت پنج شهر دمشق، حمص، قنسرین، فلسطین و اردن را میگیرد و با سپاهی عظیم به کوفه میآید. به طوری که در روایات ذکر شده او «ابن آکلة الاکباد؛ از نسل هند جگرخواره است». او انسانی است که مورد حمایت شیطان است.
یکی دیگر از علائم ظهور را صیحه آسمانی ذکر میکنند، این صیحه دو گونه است؛ یکی صیحه آسمانی حق طلبانهای است که صاحب آن صیحه و فریاد آسمانی، جبرئیل امین - علیه الصلوة والسلام - است که فریاد بلند میکند: «الحق مع علی وشیعته؛ حق با علی بن ابیطالب و پیروان اوست».
این ندا را شرق و غرب عالم میشنوند، امّا شیطان از آسمان ندا میزند «الحق مع عثمان و شیعته» حق با عثمان بن عنبسه یعنی همان سفیانی ملعون است. و در روایت دیگر است که شیطان در آسمان ندا میکند و خیلیها ندایش را میشنوند و به آنها میگوید که پروردگار شما در وادی یابس که بین شام و حجاز است حضور پیدا کرده، به سوی او بشتابید؛ طرفداران باطل، طرفداران دنائت و پستی و کفر به سمت او میروند و ندای شیطان را شیطان پرستان و مریدان شیطان گوش میدهند و به سمت او میروند، در نتیجه خروج سفیانی از وادیای به نام «وادی یابس» است،
سپاهیانش به سمت عراق میآیند در محیط کوفه و نجف کشتاری بیرحمانه ایجاد میکند، شخصیتها را میکشد، بیعفتیها به راه میاندازد. در روایتی از امام صادقعلیه السلام نقل شده: «کأنی بالسفیانی أو بصاحب السفیانی قد طرح رحله فی رحبتکم بالکوفة فنادی منادیه من جاء برأس شیعة علی فله ألف درهم فثبت الجار علی جاره ویقول: هذا منهم فیضرب عنقه ویأخذ ألف درهم؛(1)گویا یاران سفیانی را میبینیم که به کوفه آمدند و آنجا رحل اقامت افکندند، و منادی سفیانی فریاد بلند میکند که هر کس سر یک شیعه علی بن ابیطالب را بیاورد هزار درهم به او میدهند، همسایهها پیش سفیانی میروند و میگویند که همسایه ما شیعه است. سفیانیها میآیند، دستگیرشان میکنند و گردن شیعه را میزنند و آن اطلاع دهنده خبیث هم هزار درهم خود را میگیرد»، این ناامنی سراسر محیط کوفه و عراق را میگیرد.
در این زمان است که امام زمانعلیه السلام ظهور میکند، با ندایی که فرشته خدا، جبرئیل امین سر میدهد و همه این ندا را میشنوند. امام زمان به سمت کوفه میآید. سفیانی ملعون، لشگریان و سربازان خود را دو دسته میکند، یک دسته را به سمت شام رهسپار میکند و خود در میان آنان قرار میگیرد و دسته دیگر را به سمت مدینه میفرستد و در مدینه مؤمنین را قتل عام میکنند، از مدینه به سمت مکّه میرود. در نزدیکی مکّه وقتی سپاهیانش رسیدند در یک نقطهای به نام بیداء، به زمین فرو میروند و این خود از علائم حتمیه ظهور است.
فرو رفتن سپاه سفیانی در بیداء جزو علائم حتمیه است و تا اینها اتفاق نیفتند امام زمان ظهور نمیکند، اینها جزو علائم ظهور است که به عنوان علائم روشن کننده و آیات باهرات است که مؤید صدق ادعای امام زمانعلیه السلام است، امام زمان و یارانش برای سرکوب سفیانی که به سمت شام میروند حرکت میکنند. حضرت
1) 113. بحارالانوار: 52/215.
ولی عصرعلیه السلام سفیانی خبیث را در بیت المقدس از بین میبرد و او را به جهنم واصل میکند. اینها علائم و آثاری است که از زبان اهل بیتعلیهم السلام در کتب شیعه و بعضی هم در کتب اهل سنت آمده است.
همان طوری که قبلاً مطرح کردم، اعتقاد به این علائم ظهور موجب میشود که ادعای مدعیان دروغین مهدویت که در طول تاریخ دوران غیبت کبری از گذشته وحال بوده و چه بسا در آینده نیز باشند، افشا شده و ادعای دروغ آنها بر ملا گردد و برای مؤمنین و پیروان و منتظران ظهور امام زمان نشانهای باشد برای پی بردن به حقانیت وجود مقدّس امام زمان و وسیلهای شود تا در دام منحرفین و گمراهان نیفتند.
امّا آنچه موجب میشود انسان به هنگام بلوا و شورش و خروج مخالفان حق و حقیقت در دام آنها گرفتار نشود، تقویت بنیه دین و ایمان و اعتقاد و ولایت است. قطعاً آنهایی که مبانی اعتقادیشان مستحکم است، عقیدهشان راسخ و دلهایشان پاک است، تحت تأثیر القائات شیطانی قرار نمیگیرند. شما اکنون میبینید در دنیایی که زندگی میکنیم، فریاد حق طلبانه بلند است، ولی بُرد آن کم است. یعنی صدای حق طلبان به دنیا نمیرسد امّا به هر کجا که رسید انسانهای طرفدار حق، انسان هایی که ضمیر روشن و دل پاک و ایمان قوی دارند ندای حق طلبانه و فریاد دین خواهی منادیان حق و عدالت را به گوش جان میشنوند و برای حمایت از آن از بذل جان و مال دریغ نمیکنند. به موازات آن، نداهای شیطانی که به وسیله بلندگوهای استعماری و تبلیغات صهیونیستی و شیطانی در دنیا بلند است، تبلیغات انحرافی که به وسیله رسانههای جمعی شیطانی، به وسیله ماهوارههای تبلیغاتی که درست مثل صیحه شیطانی هستند و فرهنگ و تمدن ملتها را مورد آماج قرار داده و یکی از مصادیق مهم تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی است، ببینید چه کسانی تحت تأثیر این تبلیغات شیطانی قرار میگیرند که به صورت مدرن و صنعتی الآن در دنیا ندای شیطانی را پخش میکنند، این رسانههای جمعی، این رادیوهای بیگانه، ابزارهایی که
حق را باطل و باطل را حق جلوه میدهند، اینهایی که برای تضعیف موقعیت متدینین و حق طلبان به وسیله ماهوارههای تبلیغاتی اشاعه فحشا میکنند. چه کسانی این نداهای شیطانی را لبیک میگویند، الا آنهایی که بنیه ضعیف ایمانی دارند، آیا غیر از آنهایی که از نظر فردی و خانوادگی و اجتماعی بنیان دینی مستحکمی ندارند؟!
اگر امروزه ما این نکته را رعایت کنیم و در تحکیم مبانی دینی، اعتقادی و تزکیه نفس خود و فرزندان، خانواده و جامعهمان بکوشیم، تبلیغات سوء دشمنان و تبلیغات هوسانگیز شیطانها و شیطان صفتان، مؤثر نخواهد بود. باید این نکات را دقت کنیم، هشدارهایی که مقام معظم رهبری - حفظه اللَّه - در سخنرانیهای مختلف به عموم خانوادهها به خصوص به جوانها میدهند و آنها را به این توصیهها سفارش میفرمایند، راه نجات از این توطئههای شیطانی است که جامعه شیعی خود را به عنوان جامعه زمینهساز و منتظران واقعی امام زمانعلیه السلام از خطر تبلیغات شیطانی حفظ کنیم تا ان شاء اللَّه وقتی امام زمان ظهور کند و خدا ظهور پر نورش را در زمان حیات ما و در زمان حاکمیت و ولایت مقام معظم رهبری - حفظه اللَّه - محقق بفرماید، جزو یاران آن حضرت قرار بگیریم.
در این قسمت به دورنمایی از اوضاع مختلف جهان قبل از بعثت امام زمانعلیه السلام میپردازم ولکن به دلیل محدودیت فرصت، مجبورم که این امر را از زبان روایات به اختصار تقدیم محضر شما مشتاقان ظهور امام زمان نمایم. نکته اساسی و مهم این است که اوضاع جهان قبل از ظهور امام زمان اوضاع آشفته با دگرگونیها و انحرافات مختلف در زمینههای دینی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی است و به همین جهت است که فرمودند دنیا از ظلم و بیدادگری پر میشود، یعنی در هر عرصهای از عرصههایی که شما دست بگذارید، میبینید که فساد و تباهی و ظلم و تعدی به صورت فراوان به چشم میخورد. از این جملهای که امیرالمؤمنینعلیه السلام فرموده است میتوانیم تا حدودی دور نمای آن زمان را ببینیم. در یکی از کلمات قصار نهج البلاغه، امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «یأتی علی الناس زمان لا یقرّب فیه إلّا الماحل ولا یظرف فیه الا الفاجر ولا یضعّف فیه إلّا المنصف یعدّون الصدقة فیه غرماً وصلة الرحم منّا والعبادة استطالة علی الناس فعند ذلک یکون السلطان بمشورة الإماء وإمارة الصبیان وتدبیر الخصیان؛(1)زمانی فرا خواهد رسید که با دگرگونی فرهنگ و ارزشها و معیارها، ارزشهایی بر جامعه حاکم خواهد شد که انسانهای مقرب و ارزشمند در میان سخن چینان هستند و گزارشگران دروغگو با گزارش دروغ و سخن چینی خود، خود را به دستگاههای حاکم و افراد مؤثر نزدیک میکنند و به عنوان مقربان، مورد توجه آنها قرار میگیرند: «ولا یظرف فیه الا فاجر»؛ آنها انسانهای فاجر
1) 114. نهج البلاغه، کلمه 102.
و نابکارند که به عنوان شخصیتهای مورد قبول تلقی میشوند. در مقابل اینان، انسانهای با انصاف که امور را با انصاف و عدل و دادگری به پیش میبرند تضعیف میشوند و جایگاهی ندارند. صدقه و کمک به بیچارگان را به عنوان خسارت تلقی میکنند و صله رحم را منتّی بر خویشاوندان خود حساب میکنند، عبادتی که میکنند آن را وسیلهای برای برتری و ترجیح دادن خود بر دیگران قرار میدهند. در چنین شرایطی، حاکمان، زنان را در امور مهم کشور مورد مشورت خود قرار میدهند و کوچکان سرنوشت جامعه را به دست میگیرند و نامردان (شاید از نظر صبر و یا از نظر مردانگی، صفت مردانگی ندارند) تدبیر امور را به دست میگیرند.
با این بیان امیرالمؤمنینعلیه السلام میشود دور نمای قبل از ظهور امام زمان را ببینیم، با بیان معجزه آسایی حقایق آینده را میبیند و آینده را به خوبی مشاهده میکند و هشدارهای لازم را به ما میدهد.
رسول خداصلی الله علیه وآله میفرماید: «کأنک بالدنیا لم تکن إذا ضیعت أمّتی الصلاة واتبعت الشهوات وغلت الاعسار وکثر اللواط؛(1)در آن دوران به وسیله امّت من نماز ضایع میشود، شهوت و خواستههای حیوانی اطاعت میشود، نرخها به سختی گران میشوند و همجنس بازی در میان مردان زیاد میشود».
در روایتی امام صادقعلیه السلام میفرماید: «وأمشطوا کما تمتشط المرأة لزوجها؛(2)مردان مثل زنانی که برای همسران خود آرایش میکنند، آرایش میکنند».
از نظر شرعی زن حق ندارد خود را برای نامحرمان آرایش کند و با آرایش در دید عموم قرار گیرد و در مرئی و منظر بیگانگان قرار بگیرد. امّا با کمال تأسف میبینیم امروزه در میان دختران جوان، کم نیستند کسانی که خود را میآرایند و در بازارها و معبرها و مراکز علمی و آموزشی و سیاسی اقتصادی حضور پیدا میکنند. بدتر از آن، امام صادقعلیه السلام میفرماید: مردانی هستند که خود را به صورت زنان آرایش میکنند، همچنانی که زنان خود را برای مردان و همسران خود آرایش
میکنند؛ یعنی دگرگونی فرهنگی، ابتذال فرهنگی، اباحهگری فرهنگی و عملی، جامعه را فرا میگیرد. در بیان دیگر میفرمایند: نسلها را محدود میکنند و موالید تعدادشان کم میشوند؛ مثلاً آنهایی که سه فرزند دارند آرزو میکنند دو فرزند داشتند یا آنهایی که دو فرزند دارند آرزو میکنند یک فرزند داشتند.
و در جایی در حدیث دیگر است که میفرماید: تعداد خانوادههای بیسرپرست زیاد میشود. الآن مشاهده میکنیم، نمیخواهم بگویم که حتماً این پیشگویی در مورد حالا است، چه بسا با بالا گرفتن فساد و تباهی و جنگ، تعداد کشتار دسته جمعی بیش از آن گردد. وقتی در جنگ جهانی اوّل با توجه به محدودیت سلاحهای مدرن در آن عصر، بیش از 15 میلیون نفر کشته شدند و بیش از 25 میلیون نفر جراحت کلی پیدا کردند، تعداد بیخانمان در دنیا چقدر میشود. جنگها و بمبارانها و کشتار دسته جمعی که توسط آمریکای جنایتکار در عرض این 50 سال در دنیا صورت گرفته، چقدر از خانوادهها را بی سرپناه و بیسرپرست کرده است. ماجرای اخیر افغانستان را نگاه کنید، جنگها معمولاً بیشترین کشتار را از میان مردان میگیرد، اینها موجب میشود که تعداد خانوادههای بیسرپرست زیاد شوند. البته ماجرای عصر قبل از ظهور براساس لسان صدقی که از اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام به ما رسیده، اینگونه خواهد شد.
حدیث دیگر از امام باقرعلیه السلام است که برای یکی از بهترین یاران خود، ابوحمزه ثمالی اوضاع دوران ظهور حضرت حجت را تشریح میکند: «یا ابا حمزه! لا یقوم القائم إلّا علی خوف شدید من الناس وزلزال وفتنة وبلاء یصیب الناس وطاعون قبل ذلک وسیف قاطع بین العرب واختلاف شدید بین الناس وتشتیت فی دینهم وتغییر فی حالهم حتی یتمنّی المتمنی الموت صباحاً ومساء من عظم ما یری من کلب الناس وأکل بعضهم بعضاً»؛(1)امام زمان ظهور نمیکند مگر در اوج وحشت و زلزله و فساد و فتنه و گرفتاریها و امراض؛ از قبیل طاعون که به جان مردم بیفتد، در آن زمان میان احزاب اختلاف شدیدی پدید
1) 117. بحارالانوار: 52/348.
میآید، مردم در اعتقاداتشان پراکنده و متفرق میشوند، در احوالشان دگرگونی ایجاد میشود تا اینکه صبح و شام آرزوی مرگ میکنند. روحیه مردم به گونهای میشود که به منافع همدیگر تجاوز میکنند و...».
امام عصرعلیه السلام قیام نمیکند مگر در عصری که ترس و خوف همه جا حکمفرما شود، الآن دنیا در چه وضعیتی است و در آینده در چه وضعیت بدتر از این قرار خواهد گرفت؟
یکی از دانشمندان انگلیسی به نام «برتراند راسل» در کتاب خود به نام «آیا بشر آیندهای دارد؟» در حدود 32 و 33 سال قبل براساس سخنرانی جان اف کندی رئیس جمهوری که در آمریکا توسط سیاهپوستان ترور شد، میگوید: او مدعی است که قدرت اتمی ما این است که میتوانیم کره خاکی را 5 بار زیر و رو و ویران نماییم. راسل ارزیابی میکند با توجّه به اینکه قدرتهای مقابل آمریکا در آن عصر، مثل شوروی نیز چنین قدرتی دارد، آیا بشر آیندهای دارد؟! این سلاحهای اتمی، هیدروژنی، کشتار جمعی که به دست انسانهای دور از اخلاق و انسانیت قرار گرفته است، اگر به یک بهانه کوچکی دنیا را به آتش بکشند و از این کار هیچ باکی هم ندارند، آیا بشر آیندهای دارد؟!
ما معتقدیم آینده بشر، حاکمیت حق و عدل است امّا جنایتکاران حاکم بر دنیا قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام دنیا را تحت سلطه میگیرند و حکومت سلطه آنها باعث حاکمیت ترس و خوف در سراسر عالم میشود. تزلزل در موقعیتهای مختلف؛ مسائل اقتصادی متزلزل است، مسائل سیاسی امنیتی متزلزل است، فتنهها همه جا را میگیرد، گرفتاریها دامنگیر بشر میشود و مرگهای دسته جمعی به وسیله امراض واگیردار مثل طاعون و ایدز واقع میشود.(1)وقتی دنیا به سمت فساد برود، اخلاق تضعیف شود، دین در جامعه حاکم نباشد، انسانها در قید و بند دیانت و اخلاق نباشند، فحشا و بیعفتی و تجاوز به ناموس دیگران و آلودگی زنان و مردان زیاد
1) 118. طاعون در یک عصر مرض شناخته شدهای بود که الآن در دنیا ظاهراً نمونههایی از آن مشاهده نمیشود، امّا طاعون جدیدی مانند ایدز، مرگ سفید است، امّا قدرت خطرناک و وحشتناک. اخیراً با فردی که مسؤول این امر در شهرستان بود صحبتی داشتم، اطلاعات و آماری که در سطح جهان بود، بحثهای عجیبی مطرح کرد که کشتارهای زیادی داده بود.
شود، قطعاً دنیا را به کام این مرگ خطرناک و ننگین یعنی ایدز فرو خواهد بود. به هر حال در روایات بحث طاعون را مطرح میکنند و یا در بعضی از روایات بحث مرگ سرخ و سفید است، مرگ سفید مثل طاعون و امراضی را که اینگونه انسان را نابود میکند یا امراضی که به صورت سریع و ناگهانی دامنگیر انسان میشود و مرگ های سرخ کشتاری که به وسیله جنگ در دنیا پدید میآید.
امام باقرعلیه السلام میفرماید: اعراب به جنگ با یکدیگر میپردازند و بین مردم اختلاف شدید به وجود میآید و تشتت و پراکندگی در ادیان پیدا میشود. این همان بحث قرائتهای مختلف است که افکار و اندیشههایی در جامعه القا میکنند که همه ادیان حقّاند و هیچ دین باطل نداریم!!! اسلام را اگر هر کسی با هر قرائتی بخواهد تعبیر بکند و توجیه کند حقّ است!!! بحثهای دیگری که در پلورالیسم مطرح است، به عنوان بحث روز در مطبوعات و میتینگها و سخنرانیهای داخل و خارج به خصوص برای تشتّت آراء اعتقادی و منحرف کردن مردم به خصوص نسل جوان، به ویژه تحصیل کردهها در جامعه ما هم رواج میدهند. اینها همه میتواند زمینهای باشد برای سوق دادن جامعه بشری به سمت آن تشتت آرا و عقاید دینی قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام.
در روایت آمده است که جامعه به گونهای میشود که انسانها صبح و شام آرزوی مرگ میکنند، چرا؟ به خاطر اینکه حالت هرج و مرج در جامعه پدید میآید و برای کسب منافع بیشتر به یکدیگر حملهور میشوند، خلق و خوی سگی در بین انسانها ایجاد میشود، آدمهای شایسته در غربت و تنهایی و عزلت قرار میگیرند، آرزوی مرگ میکنند. اینها میتواند به عنوان بخشی از اطلاعاتی باشد که قبل از ظهور امام زمانعلیه السلام در دنیا پدید خواهد آمد. امّا به این معنی نیست که در آن عصر و دوران، انسانهای شایسته و جریانهای حق طلب وجود ندارد. انسانهای شایسته وجود دارند، جریانهای حق طلب نیز هستند، اینها میتواند پناهگاهی باشد برای هر کسی که بخواهد از موج تلاطمهای سهمگین انحراف در زمینههای مختلف نجات پیدا کند و با پناه به دین و پناه به قرآن خود را حفظ کند.
در ادامه بحث گذشته پیرامون وجود مقدّس حضرت مهدی - عجل اللَّه فرجه - به علائم و نشانههایی که در لحظه ظهور، تحقق مییابد، میپردازیم.
از نظر ما لحظه ظهور امام زمان - عجل اللَّه فرجه - و روز ظهور آن حضرت را کسی جز خدا نمیداند، بعضی از مفسرین ما به آیه شریفه 187 سوره اعراف استناد میکنند. البته روایات زیادی هم در این رابطه وجود دارد که جز خدا کسی نمیداند که امام زمان - عجل اللَّه فرجه - کی ظهور خواهد کرد.
«یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّاعَةِ أَیّانَ مُرْسیها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِندَ رَبِّی»؛(1)«درباره قیامت از تو سؤال میکنند، کی فرامیرسد؟! بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است».
البته مفسران این آیه را در مورد وقوع قیامت میدانند، لکن بعضی از مفسران درباره ساعت قیام امام زمانعلیه السلام هم تفسیر کردهاند. به هر حال آنچه از این آیه بر میآید این است که زمان این ساعت را کسی نمیداند.
حال سؤال این است که آیا خود امام زمانعلیه السلام هم نمیداند کی ظهور خواهد کرد و از کجا با خبر میشود که باید ظهور کند و از پس پرده غیبت بیرون بیاید و قیامش را آغاز نماید؟
در اینجا نکاتی است که به اختصار به آن میپردازیم:
اعتقاد داریم ائمه معصومینعلیهم السلام آنچه را که در دوران امامتشان باید انجام
1) 119. سوره اعراف، آیه 187.
بدهند، بر اساس برنامه طرح شدهای که در صحیفه امامت، از امام قبلی به دست آنها رسیده است عمل میکنند که شامل بعضی از دستور العملهای الهی است که از جانب پروردگار به دست رسول خداصلی الله علیه وآله رسیده است و در این دستورالعمل وظایف هر یک از امامان مشخص است که باید چگونه امامتشان را انجام بدهند.
از جمله امامان که وظایفشان در آن صحیفه مشخص شده است وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام است، او همیشه به این صحیفه نگاه میکند و دستورات الهی را اجرا میکند، بنابراین هنگامی که لحظه قیامش فرا رسید و باید ظهورش را آغاز کند با نگاه به این صحیفه متوجه وظیفه قیامش میشود.
ابی بن کعب میگوید: من از رسول خداصلی الله علیه وآله درباره آشنایی امامان به وظایفشان پرسیدم، رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود: «إنّ اللَّه تعالی أنزل علیّ اثنی عشر صحیفة اسم کل امام علی خاتمه وصفته فی صحیفة؛(1)خدا برای من 12 صحیفه نازل کرده و در هر یک از آنها خصوصیات و وظایف امامان در آن گنجانده شده که به دست 12 امام میرسد و هر کدام طبق آن عمل میکنند».
امّا از نظر دیگر آن است که امام زمانعلیه السلام از لحظه ظهورش بر اساس وحیی که به او میشود و الهامی که به او میگردد، با خبر میشود. یعنی دستور ظهور، به صورت وحی و الهام بر وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام صادر میگردد و او وظیفهاش را کشف میکند، این معنی را بر اساس روایاتی که در این رابطه است، برداشت میکنیم.
ممکن است مقداری پذیرشش سنگین باشد، قاعدتاً ما باور داریم که با ارتحال رسول خداصلی الله علیه وآله وحی الهی قطع شد، حال چگونه باور داشته باشیم که بر امام زمانعلیه السلام وحی نازل میشود و او هم با دستور وحی الهی، قیامش را آغاز میکند؟ روایتی است که ابوجارود از قول امام باقرعلیه السلام نقل میکند که من از امام باقرعلیه السلام راجع به قیام امام زمان پرسیدم: «قلت لأبی جعفرعلیه السلام: جعلت فداک! أخبرنی عن صاحب هذا الأمر؟ قال: یمسی من أخوف الناس ویصبح من آمن الناس یوحی إلیه هذا الأمر لیله ونهاره. قال: قلت:
1) 120. بحارالانوار: ج 52/311.
یوحی إلیه یا أباجعفر؟ قال: یا أباجارود إنه لیس وحی نبوة ولکنه یوحی إلیه کوحیه إلی مریم بنت عمران وإلی أم موسی وإلی النحل. یا أباالجارود إن قائم آل محمد لأکرم عند اللَّه من مریم بنت عمران وأم موسی والنحل؛(1)ای ابا جعفر! به من خبر ده که امر امام زمانعلیه السلام چگونه تحقق پیدا میکند؟ فرمود: او در حالی شب را به صبح میآورد که از نظر امنیت، در ناامنی است امّا صبحگاه در امنیت کامل خواهد بود. امر قیام بر او وحی میشود و دستورات کار خودش را روز و شب از طریق وحی میگیرد. (مثل اینکه برای راوی هم پذیرش این معنا سنگین بود) پرسید: برای او وحی میشود ای ابا جعفر!؟ حضرت جواب داد: بله، برای او وحی میشود، ای اباجارود! آن وحی به صورت وحی نبوّت و شریعت نیست(2). همان طور که ما در قرآن کریم تنها وحی را برای پیامبران نمیدانیم در قرآن کریم وحیهای مختلفی ذکر شده است، آیات متعددی است، چنان که در یکجا خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: پروردگار تو به زنبور عسل وحی فرستاده است. در جای دیگر میفرماید درباره مادر حضرت موسی وحی کردیم در آن ماجرایی که فتنه فرعونی ایجاد شد و فرعون، فرزندان پسر بنیاسرائیل را میکشت و دخترانشان را برای خنثی کردن اراده الهی نگه میداشت، که قطعاً قادر به چنین کاری هم نبود، در آنجا خداوند برای حفاظت از حضرت موسی، به مادر حضرت موسی وحی فرستاد.
اینجا امام باقرعلیه السلام میفرماید: ای اباجارود! وحیی که بر امام زمانعلیه السلام نازل میشود از نوع وحیی نیست که به پیغمبران نازل میشود بلکه از نوع وحیی است که بر مادر موسیعلیه السلام بر مادر عیسیعلیه السلام حضرت مریم و بر زنبور عسل نازل میشود؛ یعنی یک هدایت الهی والهامی است که خداوند به امام زمانعلیه السلام میدهد و به ایشان دستور میدهد که چه کاری باید انجام دهد. بعد به او میفرماید: شخصیت امام زمانعلیه السلام بسی والاتر و بالاتر از مادر حضرت موسی و مادر حضرت عیسیعلیهما السلام و زنبور عسل است. قرآن میگوید: بر آنها وحی نازل کردیم، حالا که من میگویم، بر امام
زمانعلیه السلام دستور امامت و رهبری به صورت وحی نازل میشود، تعجبی ندارد.
با توجه به این حدیث شریف در مییابیم که امام زمانعلیه السلام خود نمیداند که کی ظهور میکند و تنها دستور ظهورش از ناحیه ذات اقدس الهی صادر میشود و او براساس دستور الهی این کار را آغاز مینماید.
همانگونه که قبلاً توضیح دادیم ما معتقدیم که برای ظهور امام زمان علائمی است؛ علائم حتمیه داریم و علائم غیر حتمیه که من توضیحات زیادی در قسمت های قبلی دادم. از جمله علائمی که برای ظهور امام زمان است علائمه حتمیه خاصه است که فقط مربوط به امام زمانعلیه السلام است و در لحظه ظهور تحقق پیدا میکند. بین ظهور و پیدایش این علائم، فاصله زیادی نیست؛ از جمله این علائم آن است که شمشیر و پرچمی که در اختیار آن حضرت است، این شمشیر و پرچم به قدرت الهی حالتی از خود نشان میدهد که امام زمانعلیه السلام میفهمد که زمان ظهورش فرا رسیده است. حدیثی از گفت و گوی ابی بن کعب با رسول خداصلی الله علیه وآله است.
ابی بن کعب راجع به زمان ظهور امام زمانعلیه السلام که امام زمانعلیه السلام با چه علائمی ظهور میکند و با چه علائمی میفهمد که باید ظهور کند، میفرماید: «له عَلَم إذا حان وقت خروجه انتشر ذلک العَلَم من نفسه وأنطقه اللَّه - عزّوجلّ - فناداه العلم: اخرج یا ولی اللَّه فاقتل أعداء اللَّه وهما آیتان وعلامتان وله سیف مغمد فإذا حان وقت خروجه اقتلع ذلک السیف من غمده وأنطقه اللَّه - عزّوجلّ - فناداه السیف: اخرج یا ولی اللَّه فلا یحلّ لک أن تقعد عن أعداء اللَّه، فیخرج ویقتل أعداء اللَّه»؛(1)برای امام زمان پرچمی است که وقتی خروج او نزدیک شد خودش باز میشود و خدا او را به سخن میآورد، نام خدا را به زبان میآورد و خطاب به امام زمانعلیه السلام میگوید: ای ولی خدا! قیام کن و دشمنان خدا را از میان بردار. ادامه این حدیث آن است که میفرماید: شمشیری داردکه در غلاف
1) 123. بحارالانوار: 52/311.
خودش است، این شمشیر تا هنگام ظهور از غلاف خودش بیرون نمیآید امّا هنگامی که لحظه ظهورش فرا رسید، شمشیر، خودش از غلاف بیرون میآید و به امام زمانعلیه السلام خطاب میکند: دیگر صلاح نیست بنشینی و قیام نکنی، قیام کن و دشمنان خدا را از پیش پا بردار و امام زمانعلیه السلام با ندای این علامت الهی که در اختیار او قرار داده شده است، دستور قیام میگیرد؛ یعنی این علامت و نشانهای که رسول خداصلی الله علیه وآله برای ظهور امام زمان فرموده در اختیار امام زمانعلیه السلام است و امام زمان آن را دریافت میکند و وظیفه خودش را میشناسد و خروج میکند و آن آغاز قیام امام زمانعلیه السلام است.
امام زمانعلیه السلام در کجا ظهور میکند؟ آنچه در روایات زیاد و فراوان ذکر شده است لحظه اوّل ظهور امام زمانعلیه السلام که مردم او را میبینند در شهر مکّه و در بین رکن و مقام است. اینطور که در روایات است مردم مکّه میبینند شخصیتی با لباس و شمشیر و نعلین پیغمبر وارد مکّه میشود. در بعضی از روایات است برای اینکه او را نشناسند، به صورت ناشناس میآید. آنچه در لسان بعضی از روایات است این است که چند نفر هم همراه او هستند برای اینکه به صورت ناشناخته باشد و کسی او را نشناسد. به هر حال خود را غروب به کنار خانه کعبه میرساند و شب وارد خانه کعبه میشود. حضرت جبرئیل امین واسرافیل و خیل ملائک به حضور او میآیند، آنگاه وقتی صبح فرا رسید در کمال امنیت و آرامش به دستور خدا بین رکن و مقام میآید و ندای الهیاش را بلند میکند و ندای «الا یا اهل العالم» را به گوش همه میرساند و دوستان و نقیبانش را که در اطراف و اکناف عالم هستند، به حضور خود فرا میخواند. این ندای الهی او به گوش شنوای آنهایی که گوششان به حرف خدا همیشه شنواست و جز حرف خدا، حرف دیگر را نمیشنوند و از هیچ حرفی جز حرف خدا پیروی نمیکنند و دعوت امام زمانعلیه السلام را میشنوند میرسد و در یک
چشم به هم زدن در کنار خانه کعبه و در حضور امام زمانعلیه السلام قرار میگیرند و ظاهراً منظور همان 313 نفر از یاران خاص ایشان باشد که در لحظه ظهور در محضر پر نور حضرت شرفیاب میشوند و این آغاز قیام و ظهور پر نور امام زمانعلیه السلام است که بشریت از ابتدا تا لحظه ظهور به انتظار آن نشسته بود.
ان شاء اللَّه خداوند همه ما را جزو منتظران واقعی و اصحاب آن حضرت قرار بدهد و قلب نورانیاش را از همه ما خشنود بگرداند و تا ظهورش، نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران و رهبر معظم انقلاب را حفاظت فرماید. آمین
نکاتی که در این قسمت تقدیم حضور شما مشتاقان ظهور امام زمانعلیه السلام میکنم مختصری پیرامون خصوصیات یاران امام زمانعلیه السلام به هنگام ظهور آن حضرت است. همان طور که قبلاً اشاره کردم، براساس روایات، امام زمانعلیه السلام در روز جمعهای در کنار بیت اللَّه الحرام ظهور میکند و اعلام ظهورش به وسیله منادی آسمانی به گوش همه عالم و جهانیان میرسد و او نیز به کمک خدا، ندای رسای الهی را به گوش یاران و خاصان خودش میرساند. ابتدا خدا را به خاطر تحقّق وعدهای که فرموده است، سپاسگزاری میکند و میفرماید: «... الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی صَدَقَنا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَآءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ»؛(1)«... حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد که هر جا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل کنندگان».
چرا که در قرآن کریم آمده است خداوند فرمود: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ»؛(2)«خداوند به مؤمنان صالح وعده داده که آنها را در زمین حاکم گرداند».
این آیه در مورد ظهور امام زمانعلیه السلام است و در آیه دیگری فرموده است: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ».
«همانا در زبور نوشتیم که زمین میراث بندگان شایسته من خواهد شد».
این آیات درباره امام زمانعلیه السلام است و وقتی که ظهورش آغاز شد، او بر تحقق این وعده، خدا را سپاس میگوید. آنگاه در همانجا به یاران خاص و نقبای خود در دنیا، ندا میدهد و ظهور خودش را اعلام میکند.
در روایات وارد شده که 313 نفر از یاران خاص امام زمانعلیه السلام که در سراسر دنیای آن روز زندگی میکنند، همه در چشم به هم زدنی در کنار رکن و مقام به محضر امام زمانعلیه السلام شرفیاب میشوند که این بحث بسیار گستردهای است که در همه روایات راجع به این مسأله مطالبی آمده است. در یکی از این روایات اصبغ بن نباته که از یاران خاص امیرالمؤمنینعلیه السلام است، میگوید: من از امیرالمؤمنین درباره یاران امام زمانعلیه السلام پرسیدم، حضرت فرمود: یاران امام زمانعلیه السلام که به صورت قدرت الهی در چشم به هم زدنی در کنار او حاضر میشوند در آغاز ظهورش 313 نفر هستند(1). در این روایت امیرالمؤمنین تعداد افراد را که مربوط به شهرهای مختلف هستند به تفصیل نام میبرد، مثلاً امیرالمؤمنینعلیه السلام بر اساس نقل اصبغ بن نباته فرموده است: 3 نفر از شیراز، 4 نفر از اصفهان، 10 تا 17 نفر از قم هستند، و از همه بیشتر طالقان که تعداد 24 نفر از مردم طالقان در محضر امام زمانعلیه السلام به عنوان همان 313 نفر حضور آنی پیدا میکنند، از خطه شمال هم اینگونه که در روایات دیدهام یک نفر از آمل و یک نفر از جرجان که شاید همین گرگان باشد، یک نفر از خراسان و... در این روایت ذکر شده است، امّا آنچه که مهم است اینکه براساس این روایات، حدود 72 نفر از یاران امام زمانعلیه السلام از ایرانند، البته براساس نقل سید بن طاووس که در کتاب ملاحم تعداد دیگری را هم به صورت مشخص بیان میکند و سهم ایراناند آن روزی که امام زمانعلیه السلام ظهور میکند را بیشتر از 72 نفر میداند. همه اینها بر اساس نقل روایات است که به ما رسیده. در کتب مختلف به خصوص کتبی که در رابطه با امام زمانعلیه السلام نوشته شده؛ مثل کتاب «کمال الدین» مرحوم صدوق، کتاب «غیبت نعمانی» مرحوم شیخ مفید و کتاب «غیبت»
1) 126. ملاحم ابن طاووس به نقل از چشم انداز حکومت، ص 109.
مرحوم شیخ طوسی و کتابهای عمومی مثل «بحارالانوار» روایات در این زمینه فراوان است و ویژگیهای این تعداد از یارانی که با این حالت آنجا حضور پیدا میکنند نیز بسیار مهم است.
این نکته را هم توجه کنیم که چگونه میشود امام زمانعلیه السلام در کنار خانه کعبه ندایش را بلند کند و این ندا به سراسر عالم و به گوش انسانهای خاص که یاران و نقیبان او محسوب میشوند برسد. یارانی که در روایت ویژگیهایشان را تعبیر کردند «رهبان باللیل، لیوث بالنهار، کأن قلوبهم زبر الحدید فیبایعونه بین الرکن والمقام؛(1)شیران روز و عابدان شب هستند و مانند پارههای آهن، آهنین ارادهاند و بین رکن و مقام با او بیعت میکنند».
آیا ممکن است یک انسان در نقطهای از عالم ندا بلند کند «الا یا اهل العالم» و همه دنیا صدای او را بشنوند؟! اگر این نکته را ما، در قدیم میخواستیم به عنوان یک حالت عادی انسانی بدون برخورداری از امدادهای غیبی توجیه کنیم، کار مشکلی بود، امّا امروزه با پیشرفت تکنیک و فن آوری آیا این امر، امر غریبی است؟ مگر امروزه در دنیا، اطلاعات ماهوارهای و پیامهای رادیویی در آن واحد به سراسر جهان مخابره نمیشود؟ یعنی اگر چنانچه بنا را هم بر این بگذاریم که با شیوههای انسانی امر تحقق پیدا کند، امری کاملاً طبیعی است، امام زمانعلیه السلام علمش متصل به علم خداست، بنابراین او از آن تکنیکهای علمی که بتواند با ابزار اطلاعات، صدای خود را به دنیا برساند، چه بسا در اختیار داشته باشد. در گذشته خبری را باید با اتصال فیزیکی از اینجا به دنیا مخابره میکردند مثلاً اطلاعات مخابراتی را باید به وسیله سیم از اینجا به جای دیگر منتقل میکردند امّا ابزاری که امروز مخابرات در اختیار دارد به وسیله وسایل فیزیکی و اتصال سیمی نیست بلکه بهوسیله امواج است که با کمک گرفتن از امواج و وسایل علمی میتواند پیامها را به اقصی نقاط عالم برسانند.
1) 127. بحارالانوار: 52/304.
آیا امام زمانعلیه السلام نمیتواند با علم والایی که فوق علم انسانهای عادی و معمولی است، از ابزاری برخوردار باشد که بتواند امواج را در اختیار و استخدام خود بگیرد و این پیام را به وسیله امواج به کل جهان برساند، که قطعاً امر غریبی نیست و اکنون هم در اختیار بشر است و حال آنکه بشر در آینده به چه تکنیکی دست پیدا خواهد کرد بماند. قطعاً در آینده وسایل اطلاعاتی و پیامرسانی دنیا، غیر از این چیزی است که امروز است که ممکن است در آینده بشر بتواند به تکنیکهای بسیار پیشرفتهای که وسایل امروز در مقابل آنها ابتدایی محسوب شوند دسترسی پیدا کند. پس امام زمانعلیه السلام به وسیله ابزارهای علمی خود میتواند از این امکانات برخوردار بشود.
ما معتقدیم که امام زمانعلیه السلام از جانب خدا تأیید میشود و از امدادهای الهی برخوردار است و وقتی از امدادهای الهی برخوردار باشد خداوند همه هستی را در اختیارش قرار میدهد؛ همه امواج را، باد را، خورشید را، نور را، ظلمت را، فرشتگان و جنّیان را و همه موجودات به وسیله ذات اقدس الهی در اختیار امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد.
شمّه کوچکی از مظهر قدرت و اراده الهی در سلطنت حضرت سلیمان پیغمبر - علی نبینا و آله و علیه الصلاة و السلام - بوده که اینها را در اختیار داشت و آن کارهای محیّر العقول را انجام میداد. حضرت مهدیعلیه السلام امام زمان و امام عصر است و عصاره همه انبیا و اولیاء خدا و مظهر قدرت و اراده ذات اقدس الهی است و خدا او را از انواع حمایتها برخوردار خواهد کرد و به کمک خدا این فریاد الهی و حیاتبخش را به سراسر عالم منتقل میکند و به گوش آنهایی که گوش شنوا دارند میرساند.
در یکی از قسمتها گفتیم، او ندای خود را در آن واحد یا در ساعات و روزهای مشخص به گوش جهانیان میرسند. یک ندا، ندای جبرئیل امین است که در فضای مکّه آغاز میشود و مردم را به ظهور امام زمانعلیه السلام مژده میدهد و به بیعت او فرا
میخواند و ندای دیگر، ندای شیطان است که مردم را به تبعیت از سفیانی، که در شام قیام میکند و سرانجام نابود خواهد شد به بیعت او تشویق میکند. گوشهایی که در دنیا عادت به شنیدن پیامهای شیطانی دارند و معمولاً خلق و خوی آنها، خلق و خوی شیطانی است و تحت تأثیر القائات شیطانی قرار گرفتند «إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَآئِهِمْ»(1)چه بسا آنجا خطر جذب شدن به آن ندای شیطانی و جذب شدن به سفیانی را داشته باشند.
امّا گوشهایی که به ندای ملکوتی و وحیانی عادت کردهاند، اینها قطعاً ندای جبرئیل امین و ندای امام زمانعلیه السلام را میشنوند و یکی پس از دیگری به محضر ایشان شرفیاب میشوند. حال، بعد چه خواهد شد، چون میخواهیم در مورد ویژگیهای یاران امام زمانعلیه السلام مطلب را خلاصه کنم، مطالب بعد را ان شاءاللَّه در قسمتهای دیگر در حد میسور و مقدور تقدیم محضر شما میکنم.
آیهای از آیات قرآن که به نقل بسیاری از مفسرین درباره خصوصیات یاران امام زمانعلیه السلام است، آیه 54 سوره مائده است. خداوند عظیم میفرماید: «یا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکافِرِینَ یُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَآءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»؛(2)«ای کسانی که ایمان آوردهاید اگر ازشما کسانی از دینشان برگردند به زودی خداوند قومی را خواهد فرستاد که آنها خداوند را و خدا آنها را دوست دارد، اینها کسانی هستند که در برابر مؤمنین خاضع و ذلیل و خاشع هستند امّا در برابر کافران، عزیز و نستوه و آهنین ارادهاند، در راه خدا دائماً جهاد میکنند و در این راه از ملامت هیچ ملامت کنندهای نمیهراسند. این فضل خداست که به هر کسی که بخواهد میدهد و خداوند دارای فضل بیکران است».
مفهوم این آیه این است: آدم اگر جمع بندی بکند تقریباً پنج خصوصیت برای این گروه ذکر میشود، قرآن میفرماید: ای مؤمنین، اگر بعضی از شما از دین خود برگردید برای دین مهم نیست، البته برای شما مهم است امّا به زودی خداوند قومی را خواهد آورد که آنها این ویژگیها را دارند:
اینان خدا را دوست دارند و خدا اینان را دوست دارد. دوستی خدا چیست، خدا دوست داشته باشد چه ارزشی دارد بماند که جای توضیح فعلاً نیست.
در برابر مؤمنین و کسانی که خاضع و خاشع به امر پروردگارند، خاکی و متواضعاند امّا در برابر کفار و دین ستیزان و مخالفین حق، انسانهای آهنین اراده، سازشناپذیر، مبارز و معارضند.
دائماً در راه خدا جهاد میکنند، جبهه نظامی، جبهه فرهنگی، جبهه اقتصادی، جبهه اخلاقی، امر به معروف و نهی از منکر، همه جهاد در راه خداست، اینها دائماً در راه خدا در جهادند، عرصهها و جبههها عوض میشود؛ از نظامی به فرهنگی، از فرهنگی به اقتصادی، چه بسا همزمان در همه عرصهها مبارزه میکنند.
در راه خدا و مبارزه در راه خدا هر چه هم از سختیها، بدیها، ملامت ملامتکنندگان نصیبشان شود، خم به ابرو نمیآورند. این ویژگیهای بینظیر عالیه یک انسان کامل، چیزی است که از فضل خدا نصیب آنها شده، آنها تلاش کردند تا فضل خدا را شامل حال خودشان بگردانند. امّا ویژه انسانهای خاصی نیست، همه میتوانند این فضل را نصیب خود کنند، این را از پایان آیه میتوان فهمید که میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»؛(1)خداوند فضل و علمش وسیع است» و هر کسی اینگونه است خدا میداند شایسته است و به او میدهد. طبق روایات، صاحب مجمع البیان مرحوم طبرسی در جلد دوّم در ارتباط با همین آیه شریفه میفرماید این جزء ویژگیهای یاران امام زمانعلیه السلام است که وقتی ظهور میکنند این ویژگیها را دارند.
1) 130. سوره بقره، آیه 105.
روزی اصحاب از رسول اکرمصلی الله علیه وآله راجع به هدایت این قوم که در این آیه قرآن راجع به آنها وارد شده پرسیدند، پیامبرصلی الله علیه وآله دستش را بر شانه سلمان فارسی که در کنارش ایستاده بود گذاشت و فرمود: این هموطنان او هستند.
راجع به خصوصیات یاران امام زمانعلیه السلام احادیث فراوانی در کتب روایی وارد شده است؛ از جمله از قول امام صادقعلیه السلام که میفرماید: «فإن الرجل منهم یعطی قوة أربعین رجلاً وإن قلبه لأشد من زبر الحدید ولو مروا بجبال الحدید لقطعوها لا یکفون سیوفهم حتی یرضی اللَّه - عزّوجلّ؛(1)نبرد یک مرد از آنها به اندازه چهل نفر است، دلشان از آهن سختتر است و ارادهای آهنین دارند که اگر بر کوه آهنین بگذرند کوه از هم میپاشد، شمشیرشان را قلاف نمیکنند تا خدا راضی شود».
و در حدیثی دیگر آمده است: «فإذا وقع أمرنا وجاء مهدینا کان الرجل من شیعتنا أجری من لیث وأمضی من سنان»؛ هنگامی که کار دولت ما آغاز گردد و مهدی ما بیاید، مردان آنها از شیر، کاربرتر و از شمشیر برّندهترند».
اینها ویژگیهای یاران امام زمانعلیه السلام است، ایشان که بیایند، اینطور آدمها را میپسندند. لذا باید از قبل، این ویژگیها را در خود ایجاد کنیم، به تناسب امکاناتمان، به تناسب لیاقتمان، به تناسب عنایت پروردگار به ما، وقتی آمد ما بتوانیم جزو سربازان ایشان باشیم که اگر کسی محضرش را درک کند و به سربازی او قبول شود مثل کسی است که در رکاب رسول اکرمصلی الله علیه وآله در بدر شمشیر زده باشد و در خون خود غوطه ور شده باشد. حتی اگر این انسانی که در این جهت تلاش میکند درک محضر امام زمان در هنگام ظهورش نکند و از دنیا برود، باز هم به همین درجه و رتبه نایل میشود. پس فضلی به این بزرگی در اختیار ماست، تلاش کنیم آن را به خود اختصاص دهیم.
از خدا میخواهم به ما عنایتی فرماید، تحولی در ما ایجاد کند.
این نکته را هم بگویم؛ برادران و خواهران، اولیای محترم، پدران و مادران،
1) 131. منتخب الاثر، ص 486.
جوانان ما باطنی پاک دارند، من سروکار با آنها دارم در مدارس، و دانشگاهها، اینها به بهانههای مختلفی که پیش میآید درونشان را نشان میدهند که دین باورند، علاقمند به خدا و معنویت و عبادت و اهل بیت پیغمبرند.
از اینها غفلت نکنیم، راههای زیادی پیش پای آنها پراکنده است که آنها را میربایند، با مواد مخدر، با افیونهای مختلف، با تجهیزات انحراف گری، با فیلمها و نوارها و برنامههای فراوانی میخواهند اینها را از ما بگیرند. دشمنان در گذشته هم سعی میکردند با ترویج مرام کمونیستی و سوسیالیزم جوانان ما را از دین به سمت بیدینی ببرند، امّا طشت رسوایی از آسمان افتاد، این بار آمدند از راه پلورالیزم، انسانها و جوانان ما را بیدین کنند، نمیتوانند بگویند دین نه، چون در دنیا فهمیدند دین در زندگی بشر نقش اساسی دارد. قطعاً با تلاش مسئولین و هوشیاری خانوادهها و بیداری جوانان ما این توطئه هم خنثی خواهد شد.ان شاء اللَّه
در ادامه صحبت پیرامون مسائل مربوط به امام عصرعلیه السلام و به دنبال بحث گذشته پیرامون ویژگیهای یاران امام زمانعلیه السلام در هنگام ظهور، به اختصار درباره نقش زنان در هنگام ظهور و آغاز قیام امام زمانعلیه السلام مطالبی را تقدیم شما مشتاقان ظهور حضرتش مینماییم.
نقش زنان در سرنوشت دینی و اجتماعی، در دین مبین اسلام نادیده گرفته نشده است. با توجه به الگوهای قرآنی و تاریخ روشن اسلامی در طول تاریخ زنانی بودهاند که به خصوص درباره مسائل دینی و هدایت جامعه نقش اساسی داشتهاند. قرآن کریم الگوهای مثبت و منفی آنان را به عنوان نمونه مطرح میکند؛ در تاریخ اسلام زنان زیادی بودهاند که درکنار رسول خداصلی الله علیه وآله در عرصه سیاست و جهاد هر نقشی برای آنها تناسب داشت ایفای وظیفه میکردند. در حکومت امیرالمؤمنینعلیه السلام هم دیده میشود، زنان مجاهدی که هم در عرصه جهاد به کارهایی که به تناسب جسمی و روحی آنان مطابقت داشت و هم در عرصههای سیاست و مبارزه مثبت و منفی و هم در کنار حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام نقشهای اساسی و حساسی را ایفا میکردند. به همین ترتیب بر اساس روایات به هنگام ظهور امام زمانعلیه السلام زنان نیز در کنار امام زمانعلیه السلام به تناسب جسمی و روحی خود ایفای نقش دارند و حضور فعال پیدا میکنند. درباره نقش منفی زنان در عصر ظهور، براساس روایاتی که قبلاً هم مختصر به آن اشاره کردم، آمده است که بیشترین پیروان دجّال را افرادی از میان یهودیان و بخشی از آنان را زنان تشکیل میدهند، در عین حال نقطه مقابل آن، زنانی هستند که به ضدیت با دجّال برمی خیزند و به مبارزه با دجّال میپردازند.
برحسب بعضی روایات، هنگامی که امام زمانعلیه السلام قیامش را آغاز میکند تعداد 12 هزار نفر نیرو را از میان مردان و 7800 نفر از میان زنان، نیروهای آماده به خدمت در محضر امام زمانعلیه السلام هستند و بر حسب روایت دیگر منقول از رسول خداصلی الله علیه وآله حضرت عیسی مسیحعلیه السلام در میان جمعیتی حاضر خواهد شد که تعدادی از آنان را زنان تشکیل میدهند و از بهترین انسانهای گذشته یا دوران خود بودند. روایات دیگری هم وجود دارد که از بین 313 نفر یاران خاص امام زمانعلیه السلام50 نفر از بانوان هستند.
روایات دیگری هم وجود دارد که مفهومش این است: در هنگام ظهور امام زمانعلیه السلام شخصیتهای برجستهای از میان بانوان که در اعصار گذشته، نقش نمونه داشتند به دنیا بر میگردند و در رکاب امام زمانعلیه السلام حاضر میشوند و نقش اساسی خود را ایفا میکنند. اسامی بعضی از این زنان در روایات ذکر شده که عبارتند از:
ام ایمن؛ همان کسی که مربی و دایه وجود مقدّس پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله بود.(1)
حبابه والیه؛ آن بانوی والا معتقد به امر ولایت و امامت ائمه معصومینعلیهم السلام که از کهنسالان در میان انسانها بود. و نقل است که از زمان امیرالمؤمنینعلیه السلام تا زمان امام رضاعلیه السلام زندگی کرده و با اعجاز وجود مقدّس امام سجادعلیه السلام به یکباره به جوانی بازگشت و آثاری از اعجاز تأیید امامت ائمه را هم به همراه خود داشت.(2)
سمیّه مادر عمار؛ وی نیز یکی از آنان است که به عنوان یکی از یاران امام زمانعلیه السلام نام برده میشود که هم خود اولین شهید در میان بانوان در اسلام است و هم همسرش شهید است و هم فرزندش عمار یاسر در رکاب امیرالمؤمنینعلیه السلام در جنگ صفین به شهادت رسیده است.(3)
نفر بعدی «زبیده» است، زبیده ظاهراً همسر هارون الرشید است، بانویی در
خاندان خلافت غاصبانه عباسی، قدرتی دارد، امّا از این قدرت خودش بهرهای سود نمیگیرد، جنبههای مثبت زیادی دارد، از جمله خدمات او تکمیل آب آشامیدنی مکّه برای حاجیان است.
بانوی دیگر به نام «ام خالد (ام خالد احمیسة)» که از جمله بانوان مبارز و مجاهدی است که زمان قیام «زید بن علی بن حسینعلیه السلام» به عنوان جانباز آن جهاد و مبارزه است و دست او را به عنوان محب امیرالمؤمنینعلیه السلام از بدن جدا میکنند.(1)
صیانه شخصیت دیگری که باز در تاریخ ذکر شده، «صیانه ماشطه» است مشاطه و آرایشگر دربار فرعون بود که حرمسرای فرعونی را مشاطگی میکرد. علت حضور این خانمها در رکاب امام زمانعلیه السلام به خاطر ویژگیهای اینهاست که چنین لیاقتی پیدا میکنند. هر یک از اینها دارای نقاط مهم و مثبتی در زندگی خود هستند. پس یکی ام ایمن است، مربی نمونه؛ یکی سمیه است، همسر و مادر و بانوی نمونه؛ و امّ خالد است بانوی مجاهد فی سبیل اللَّه و جانباز در راه اسلام، یکی زبیده بانوی با کیاست و فراست و مقتدری که انواع قدرت را در اختیار دارد، امّا جذب شیطان نمیشود. این بانویی هم که درباره او صحبت میکنم «صیانه» بانویی است که همسر او به نام حزقیل خزانهدار اموال فرعون و پسر عموی اوست. در کاخ فرعون از جایگاه مثبت برخوردار است امّا وقتی حضرت موسی - علی نبینا و آله و علیه الصلاة و السلام - مبعوث میشود، او و همسرش در آن محیط جرم و جنایت معتقد به خدای یکتا میشوند، با آنکه خزانهدار اموال آل فرعون لقب میگیرد، این خانم دیانتش را مخفی نگه میدارد. روزی بر حسب تصادف در حال آرایشگری دختر فرعون شانه از دستش به زمین میافتد و او بر حسب اعتقاد خود بسم اللَّه را به زبان میآورد و شانه را از زمین بر میدارد. دختر فرعون به زیرکی در مییابد که او چیزی به زبان آورده که متداول نیست. از او میپرسد: نام پدر مرا بردهای؟ فرمود: نه، نام خدا را بردهام که او خدای من و خدای تو و خدای پدر تو، و خدای همه است. دختر اطلاعات را به پدرش میرساند که این بانویی که در خانه ما نفوذ دارد، به
1) 135. معجم الرجال الحدیث: 14/23 و 108 و 176؛ ریاحین الشریعه: 3/381.
موسی کلیمعلیه السلام ایمان آورده است. در نتیجه او را به حضور فرعون حاضر میکنند و تحت فشار قرار میدهند که از عقیدهاش برگردد. ولی او ثابت و استوار بر عقیده حق خود پایدار میماند، در نتیجه فرعون دستور میدهد، تنوری از مس درست کنند که از نظر حرارت فوقالعاده است و در جلوی چشمان این خانم چند تا از بچههایش را یکی پس از دیگری در درون آتش و تنور مسین انداختند که او ببیند تا بلکه از عقیدهاش به خدا برگردد، امّا او همچنان ثابت بود، سرانجام آمدند از آغوش او کودک شیرخوارهاش را گرفتند و میخواستند او را داخل آتش بیندازند، جذابیت فرزند شیرخواره، مادر را به خودش کشاند، نزدیک بود که از عقیده خود به ظاهر تبری کند که آن کودک با زبان فصیح گفت: «اصبری یا اماه فإنّک علی الحق؛ شکیبا باش ای مادر، تو در راه حقّی». او شکیبایی کرد و شاهد شهادت آخرین فرزندش هم بود امّا دین خودش را فدا نکرد. آنگاه او را بعد از فرزندانش در درون آتش انداختند و سوزاندند. در حدیث وارد شده است که شب معراج، رسول خداصلی الله علیه وآله، ناگهان بوی خوشی را استشمام کرد، از جبرئیل امین پرسید: این بوی خوش استثنایی چیست؟ عرض کرد، از سرزمینی عبور کردیم که خاکستر جسم پاک و مطهر «صیانه» آن بانوی نمونه و فرزندانش را پس از سوزاندن، در این بیابان ریختند و الیالابد این بوی خوش به مشام میرسد.(1)
اینها بانوان نمونهای هستند که در رکاب امام زمانعلیه السلام حاضر میشوند. البته نقش بانوان در مرحله قبل از ظهور نیز قابل توجه است که قبلاً اشارهای به آن شده است؛ به عنوان نمونه ابو سعید خدری میگوید: زنی است به نام لئیبه یا طیّبه که در هنگام خروج دجّال، هرجا که دجّال میرود، پیش از او به آنجا میرود و به مردم هشدار میدهد و میگوید دجال به سوی شما میآید، از او دوری کنید و از عواقب کارش بر حذر باشید.(2)
بانوان محترم! خواهران و برادران و خانوادههایی که منتظر ظهور امام زمانعلیه السلام هستیم، باید در راه آماده سازی خویش، جهت درک شخصیتی که لیاقت حضور در
محضر امام زمانعلیه السلام و سربازی در اردوگاه و ارتش الهی امام زمانعلیه السلام را پیدا کنیم آمادگی در خود فراهم کنیم، غفلت سزاوار نیست، هر چه زودتر باید هر کسی در جهت اصلاح خود و خانواده خود برآید تا بتواند ان شاء اللَّه در اردوگاه نظامی و الهی امام زمانعلیه السلام لیاقت عضویت را پیدا کند.
ماه مبارک رمضان برای چنین امر مهمی مناسبتترین اوقات است، توسل به مولی الموحدینعلیه السلام یکی از ابزارهای کارآمد است، آن روح بلند میتواند دگرگونی الهی درما ایجاد کند، این ایام همه شما عزاداری کردید، امروز روز عزای امیرالمؤمنینعلیه السلام است، روز عزای بشریت است؛ چرا که به دست اشقی الاشقیاء، یکی از بهترین فرزندان آدم در محراب عبادت و بندگی با زبان نماز و دهان روزه، شمشیر بر فرق مبارکش فرود آمد و او را تا عرش اعلی بالابرد و به لقاء و فوز عظیم شهادت نایل آورد. جان عالمی به قربان مظلومیتت یا علی جان. این چه سری است که امیرالمؤمنینعلیه السلام در تمام عمر خودش خاصه در دوران 30 ساله بعد از پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله و شهادت حضرت زهراعلیها السلام این مظلومیت جانکاه را احساس کند، چرا تا زمان هارون الرشید، کسی از قبر این شاخصترین مرد خدا، اولین مؤمن به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله، اولین انسان بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله، اطلاعی نداشته باشد؟ به خاطر دشمنیهای دشمنان کینه توز و جاهل، یعنی خوارج نهروان.
فرمود: حسن جان، حسین جان! شما را به تقوای الهی و نظم در کارهایتان سفارش میکنم، فرصت نیست که درباره آخرین وصیت امیرالمؤمنینعلیه السلام صحبت کنم امّا از جمله وصیتهایی که فرمود: مرا شبانه و مخفیانه، تشییع جنازه کنید. در دل شب امام حسنعلیه السلام عهدهدار غسل بابا میشود، امام حسینعلیه السلام و قمر بنی هاشمعلیه السلام بر روی بدن مطهر بابا آب میریزند.
اگر بناست تسلی دهید خاطر من
برای قاتل سنگین دلم غذا ببرید
دلم برای یتیمان کوفه تنگ شده
کمک کنید مرا در خرابهها ببرید
جنازه من مظلوم را چو مادرتان
شبانه مخفی و آرام و بی صدا ببرید
سلام گرم مرا در خرابه در دل شب
به آن یتیم که خوابیده غذا ببرید
سلام من به شما ای فرشتگان خدا
نبرد فاطمه با خود مرا شما ببرید
در این بحث راجع به وضعیت شخصی امام زمانعلیه السلام از نظر ظاهری و وضعیتی که در معرض دید مردم قرار میگیرد و آغاز قیامش را با آن حالت ظاهری خودش آغاز میکند، مطالبی را تقدیم میکنم.
در روایات متعددی فرمودهاند که امام زمانعلیه السلام در حالی که دارای سن زیاد است امّا همه او را به صورت جوانی که حدود 40 سال است مشاهده میکنند، با قیافهای جذّاب و با اندامی بسیار نورانی و با چهره شاداب. گذشت زمان او را پیر نمیکند و به لطف پروردگار همیشه جوان شاداب و شجاع باقی میماند تا آن روزی که خداوند مقدّرات او را تقدیر کرده است تحقق بخشد.
امّا از نظر وضعیت ظاهری (پوشش، غذا و اخلاق) امام زمانعلیه السلام وصی همه انبیا و خاصه خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله است، عصاره هدایت و ولایت و نبوت و امامت است، تحقق بخش اهداف همه انبیا و اولیای خداست. شخصیتهایی در وجود همه اولیای خدا بود که یک جا در وجود امام زمانعلیه السلام تبلور پیدا میکند، امام زمانعلیه السلام شخصیتی است که از نظر پوشش و تغذیه و صلاح و منش و اخلاق، بیانگر فرهنگ مترقی و الهی انبیا و اولیای خداست، چهره مجسم اسلام و قرآن است.
درباره زهد و عدم گرایش به زرق و برق دنیا توسط امام زمانعلیه السلام با توجه به همه امکاناتی که در اختیار دارد، در روایتی از امام صادقعلیه السلام نقل شده است که فرمود:
«فواللَّه ما لباسه إلّا الغلیظ ولا طعامه إلّا الجشب وما هو إلّا السیف والموت تحت ظل السیف؛(1)قسم به خدا، لباس او جز لباس خشن و زبر نیست و طعام و خوراکیهای او از نان جو و وجود او شمشیر و مرگ در سایه شمشیراست». اینکه در روایات وارد شده است امام زمانعلیه السلام در ندای جهانی که سر میدهد یکی از القابی که برای خودش ندا میکند، میفرماید: «انا الصمصام المنتقم؛ من شمشیر انتقامم»، و در این روایت هم امام زمانعلیه السلام را به شمشیر لقب داده، او نیست مگر شمشیر یعنی شمشیر انتقام خدا که از نیام برآمده، انتقام همه مظلومین را باید بگیرد، از ابتدای خلقت آدم، از عصر هابیل و قابیل گرفته تا زمان ظهور، آنقدر قدرتمندان ستم کردند، جنایت آفریدند، کشتارها کردند، حقوق را پایمال کردند، پیامبران را قتل عام کردند، اولیای خدا را به مسلخ بردند، ائمه هدی را به شهادت رساندند، حقطلبان و صلحجویان را نابود کردند، زنان و مردان مظلوم دنیا را به صلاّبه کشیدند. آری همه مظلومان ندای مظلومیت سر میدهند و این امام زمانعلیه السلام است که شمشیر خداست و باید از نیام برآمده و روزگار ستمکاران را سیاه کند و انتقام مظلومان را بگیرد و داد الهی را بر بیدادگران اجرا کند. امّا از نظر ظاهری؛ این وضعیت لباسش و آن وضعیت خوراکش، بسیار ساده، بسیار زاهدانه، بیانگر وجود مقدّس پیغمبر خدا و علی مرتضیعلیهما السلام است.
در روایت دیگری از امام صادقعلیه السلام نقل شده، یعقوب بن شعیب میگوید امام صادقعلیه السلام فرمود: آیا میخواهی پیراهن امام زمانعلیه السلام را به شما نشان بدهم؟ گفتم: بسیار علاقه داریم یابن رسول اللَّه! حضرت دستور فرمود صندوقچهای را آوردند، در صندوقچه را باز کرد و از درونش پیراهنی که از جنس کرباس بود را بیرون آوردند، دیدیم بر آستین چپش قطره خونی
1) 138. بحارالانوار: 52/354.
است، فرمود: این همان قطره خونی است که در جنگ احد با شکستن چهار دندان پیشین رسول خداعلیه السلام از دهان مبارکش جاری شده و بر این پیراهن نشسته است. برآن پیراهن بوسه زدیم، فرمود: این پیراهن در اختیار ما میماند تا به دست مهدی میرسد و او هنگام ظهور این پیراهن را بر تن میکند.(1)
در حدیث دیگری از قول مفضّل بن عمر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که امام صادقعلیه السلام فرمود: هنگامی که نمرود ابراهیم را در آتش افکند، جبرائیل امین از بهشت برای او پیراهنی آورد و بر تن او پوشانید و خدا فرمود: «قُلْنا یانارُ کُونِی بَرْداً وَسَلاماً عَلَی إِبْرَاهِیمَ»؛(2)آتش بر ابراهیمعلیه السلام سرد و سلامت شد، آنگاه پس از واقعه آتش نمرود حضرت ابراهیمعلیه السلام این پیراهن را به فرزندش اسحاق و او به فرزندش یعقوب و او به فرزندش حضرت یوسف سپردند و آن پیراهنی است که در قرآن از او ذکری به میان آمده است، یعقوب پیغمبر بوی یوسف را از این پیراهن از مسیر دور، مصر تا کنعان به مشام جان خودش شنید و این پیراهن در اختیار ما و بعد در اختیار امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد و جزو پیراهنهایی میشود که امام زمانعلیه السلام آن را بر تن میکند.(3)
در روایتی از امام باقرعلیه السلام است که میفرماید: «إذا ظهر القائمعلیه السلام ظهر برایة رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وخاتم سلیمان وحجر موسی وعصاه؛(4)وقتی امام زمانعلیه السلام قیام کند با پرچم پیغمبر اسلامصلی الله علیه وآله است و با انگشتر حضرت سلیمان بن داوود و با سنگ و عصای موسای کلیم ظهور میکند». هر یک از این ابزارهای شخصی که در اختیار انبیای گذشته بود، وسیله اعجاز الهی هستند و باید در اختیار عصاره انبیا و جانشین همه انبیا و تحقق بخش اهداف همه آنها؛ یعنی امام زمانعلیه السلام قرار بگیرد، خاتم سلیمان برای جنّ و انس
مقبولیت دارد و عصای موسی است که فرعونیان و جادوگران و شیاطین را رسوا و خوار و ذلیل میکند و سحر ساحران را باطل مینماید، پرچم پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است که پرچم شکستناپذیر است، همچنین آن سنگی که موسای کلیم به اعجاز الهی آن را بر میدارد و چشمهای جوشان از زیرش جاری میگردد و بنیاسرائیل پیمان شکن از این نعمت خدا استفاده میکنند. امام زمانعلیه السلام با این وضعیت ظاهری، با این اخلاق کریمانهای که در همه انبیا بود و در وجود ایشان تبلور پیدا میکند، ظهور میکند.
در روایت داریم وقتی امام زمانعلیه السلام با این هیبت حرکت میکند، دستور میدهد به لشکریان که از برداشتن آذوقه برای خود و مرکبهایشان، خودداری کنند، بعضی که هنوز دلشان روشن نیست و عارف به حق ایشان نیستند میگویند: میخواهد ما را به هلاکت بیندازد، کدام لشگر است که برای خود و اسبها و شترانش آذوقه نیاز ندارد؟ وقتی حرکت میکند به اولین منزلگاه که میرسند امام زمانعلیه السلام این سنگ را بر زمین می گذارد، آنگاه که بر میدارد از جایگاه او چشمه زلالی جوشان میشود و آن منطقه سبز و خرم شده و خداوند همه نعمتها را برای سربازان امام زمانعلیه السلام فراهم میکند.
اینها همه وسایلی است که در اختیار ایشان است تا با قدرت الهی بتواند سراسر عالم را تصرف کند و عدل الهی را که آرمان انبیا بود و هدف خلقت بشریت، در کل عالم پیاده کند.
از دیگر ویژگیهای امام زمانعلیه السلام این است که به لطف الهی همه طبیعت در اختیار ایشان و در تسخیر اوست. زمین زیر پای او به سرعت حرکت میکند، زمین و زمان جزو سربازان امام زمانعلیه السلام هستند، زمان به آرامی حرکت میکند؛ آنگونه که یک سال در زمان حاکمیت امام زمانعلیه السلام بیش از 10 سال عادی و معمولی است، امّا
زمین گاهی که نیاز باشد به سرعت زیر پای ایشان حرکت میکند که به طی الارض معروف است.
یکی دیگر از کراماتی که امام زمانعلیه السلام دارد این است که با دیدن افراد، آنها را میشناسد، که حقّند یا باطل، از قول امام صادقعلیه السلام نقل است: «إذا خرج القائمعلیه السلام لم یبق بین یدیه أحد إلّا عرفه صالح أو طالح؛(1)وقتی امام زمانعلیه السلام خروج میکند هیچ کسی نیست مگر اینکه امام زمانعلیه السلام او را میشناسد که آیا صالح است یا طالح و نابکار».
لذا معرفتی است که امام زمان دارد و این وسیلهای است که بتواند اهداف الهی خود را محقق کند، آیه شریفه «یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَالْأَقْدَامِ»(2)را بعضی از مفسرین درباره امام زمانعلیه السلام و زمان ظهورش ذکر میکنند که مجرمین با سیمایشان شناخته میشوند و امام زمانعلیه السلام هم آنها را با موی پیشانی و انگشتان پا میگیرد، همچنان که در قیامت مجرمین با چهره شناخته میشوند و به دست فرشتگان الهی به عذاب میرسند، زمان ظهور امام زمانعلیه السلام هم چنین خواهد شد.(3)
برادران و خواهران، منتظران ظهور امام زمانعلیه السلام و مشتاقان دولت حق و عدل الهی امام زمانعلیه السلام و ای کسانی که افتخار همه ما این است که شیعه امام زمانعلیه السلام هستیم و همه او را ولی امر خود و ولی عصر خود میدانیم و سر تسلیم به فرمان نایب او فرود میآوریم و در نظامی زندگی میکنیم که مورد تأیید اسلام و قرآن میباشد، باید به گونهای زندگی کنیم که ان شاء اللَّه وقتی خداوند، امام زمانعلیه السلام را به ما برساند در چهره ما نور حق را ببیند، هدایت و ولایت را که در دل ما است در چهره ما تبلور پیدا کند و ما را جزو سربازان خود بپذیرد، این کوشش به اختیار ما بستگی دارد، باید سعی کنیم در این ایام باقی مانده از عمر خودمان و جوانان و نوجوانان، که آغاز عمر و اوّل زندگیشان است در این کشور امام زمانعلیه السلام به گونهای زندگی کنیم که مورد تأیید این نور خدا و حجت خدا باشیم، بدانیم که همه
هفته اقلاً یک بار همه اعمالمان را به محضر امام زمانعلیه السلام میبرند و به حضورش میرسانند، سعی کنیم حداقل هر هفته یک بار، قلب نازنینش را از خودمان خوشحال کنیم و ان شاء اللَّه خداوند ما را جزو سربازان امام زمانعلیه السلام قرار بدهد.
یکی از موفقترین ارکان موقعیت رهبری در نظام، داشتن نیروی شایسته و کارآمد است. اگر چنانچه رهبری یک نظام دارای همه ویژگیها و شرایط لازم باشد امّا نیروهای تحت امر او واجد شرایط و لایق مسؤولیت و فرمانبردار نباشند آن مقام مسؤول و رهبر، موفق نخواهد شد. نمونه کامل این معنا وجود مقدّس حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام است که در میان رهبران عالم، بعد از نبی مکرم اسلامصلی الله علیه وآله شایستهترین رهبر جهان است و لایقترین امام برای رهبری جامعه بشری است، امّا میبینیم که نتوانست آنگونه که رسالت داشت و هدف مقدسش بود به اهدافش برسد و در رسالت و امامت و رهبری خود توفیق لازم را کسب نکرد.
مهمترین دلیل برای عدم احراز موفقیت حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام همکاری نکردن و شایسته نبودن مردان و همکاران آن حضرت بود. در مدّت کوتاهی که امیرالمؤمنینعلیه السلام حکومت را به عهده گرفت، بعضی از کارگزاران حضرت، خارج از چارچوب وظایف مسئولیتی خود عمل کردند واز دوران حکومت خود سوء استفاده کردند. نهج البلاغه را که نگاه میکنیم میبینیم، نامهها و خطبههای فراوانی است در جهت گلایه حضرت امیرالمؤمنین از این کارگزاران و همکاری نکردن امّت در عصر به حکومت رسیدن امیرالمؤمنین که موجب شد تا حضرت علیعلیه السلام نتواند به اهداف خود برسد. سه جنگ شناخته شده داخلی در عصر امیرالمؤمنینعلیه السلام؛ جنگ
جمل، جنگ صفین و نهروان، عاملی بود برای عدم موفقیت امیرالمؤمنینعلیه السلام و نشانه بارزی از عدم همکاری برخی همکاران امیرالمؤمنینعلیه السلام است؛ بنابراین شرط موفقیت یک رهبر، داشتن همکاران متعهد و شایسته و تبعیت مردم، از اوست. تبعیت مردم بیشتر وابسته به تبعیت و ولایت پذیری کارگزاران آن رهبر است. درباره وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام هم همین است، امام زمانعلیه السلام وقتی به رهبری ظاهری رسید، از این نعمت الهی برخوردار است که شایستهترین افراد به عنوان کارگزاران او خواهند شد. سربازان و لشکریان امام زمانعلیه السلام به عنوان پیروان خالص آن حضرت خواهند بود. بر همین اساس درباره ویژگیها و خصوصیات کارگزاران و لشکریان امام زمانعلیه السلام در آیات قرآن و روایات، نشانههای زیادی آمده است که به بعضی از خصوصیات یاران امام زمانعلیه السلام اشاره میکنیم:
ثبات عقیده و قدرت روحی؛ در حدیثی از امام باقرعلیه السلام است که میفرماید: «فإذا وقع أمرنا وجاء مهدینا کان الرجل من شیعتنا أجری من لیث وأمضی من سنان یطأ عدونا برجلیه ویضربه بکفیه وذلک عند نزول رحمة اللَّه وفرجه علی العباد؛(1)هنگامی که امر الهی ما پدید آمد و مهدی ما خروج کرد، مردان شیعه و پیرو ما در آن عصر از شیر بیباکترند، از شمشیر برندهترند، دشمنان را لگدکوب میکنند و با دستانشان آنان را مضروب و مقتول میسازند و این زمانی است که رحمت خدا نازل میشود و گشایش الهی بر بندگان خدا حاصل میگردد»؛ یعنی ویژگیهای یاران و سربازان امام زمانعلیه السلام ویژگی شیران بیشه شجاعت است و در میدان رزم و نبرد، از توانایی جسمی بسیار قوی برخوردارند و خستگیناپذیر و نستوه و شکست ناپذیرند.
از نظر ثبات عقیده و قدرت ایمان و توان معنوی در روایت دیگری فضیل بن یسار نقل میکند که امام صادقعلیه السلام فرمود: «ورجال کان قلوبهم زبر الحدید لا یشوبها
1) 146. منتخب الاثر ص 611.
شک فی ذات اللَّه أشد من الحجر لو حملوا علی الجبال لأزالوها لا یقصدون برایاتهم بلدة إلّا خربوها کان علی خیولهم العقبان؛(1)یاران امام زمانعلیه السلام مردانی هستند همانند پارههای آهن، آهنین اراده، استوار عقیده، در دلهای آنان شکی نسبت به اعتقاد ذات توحیدی نیست. در امر اعتقادات توحیدی بیشک و شبههاند. تردیدی در وجود آنها راجع به اعتقادات الهی نیست، از سنگ سختترند و اگر به کوهها حمله کنند کوهها را از جا خواهند کند. به چیزی هجوم نمیآورند مگر اینکه آن را ویران کنند. درست مثل باز شکاری چابکسواری هستند که بر اسبان خود نشستهاند، هم از نظر روحی، هم از نظر جسمی و هم از نظر ایمانی لایقترین و شایستهترین و قویترین مردان تاریخاند.
از نظر عبادت و پرهیزگاری و شب زنده داری بینظیرند، میفرماید: «رجال لا ینامون اللیل لهم دوی فی صلاتهم کدوی النحل یبیتون قیاماً علی أطرافهم ویصبحون علی خیولهم؛(2)شبها نمیخوابند، زمزمهای که در نماز شبشان دارند همانند زمزمه زنبور عسل است، شبزندهداران بیداردلی هستند که در دل شب با خدای خود نجوا و زمزمه میکنند. شب را برپا ایستادهاند و به صبح میآورند و در حال قیام به عبودیت خدا مشغولند، صبح که شد بر اسبان چابک خود سوار شده و در میدان نبرد حاضر میشوند.
در بخشی از این حدیث میفرماید: «رهبان باللیل و لیوث بالنهار؛ زاهدان شب و شب زنده دارند و روز که شد همانند شیر شجاع، غرشکنان در میدان نبرد و در راه خدا با دشمنان خدا، در مبارزه و جنگند.
ولایت پذیری و تبعیت خالصانه از امام، خصوصیت مهم دیگر یاران امام زمان است. این از نکات بسیار حساسی است که هر رهبری دارای چنین نیرویی باشد،
خداوند توفیق و موفقیت نصیبش میکند و این ویژگی امام زمانعلیه السلام است که خداوند او را به چنین نعمتی برخوردار کرده، میفرماید: «اطواع له من الامة لسیدها؛(1)پیروان امام زمانعلیه السلام مطیعترند به ایشان از اطاعت یک کنیز نسبت به سید و مولای خودش؛ یعنی غلامان آماده به فرمانی هستند که مثل کنیزان حلقه به گوش در اختیار سیّد و مولای خودشان هستند، نه از ترس و نه به عنوان تبعیت خشک و ظاهری، بلکه این تبعیت، تبعیت قلبی و خالصانه است، یک وقتی یک کنیزی از مولای خود از ترس عقوبت اطاعت میکند واگر او را به حال خود بگذارند اطاعت نمیکند، نافرمانی میکند، امّا فرمانبرداری یاران امام زمانعلیه السلام از طوع و رغبت و ارادت است و در ادامه میفرماید: «یتمسحون بسرج الإمام یطلبون بذلک البرکة ویحفون به یقونه بأنفسهم فی الحروب ویکفونه ما یرید فیهم رجال لا ینامون»؛(2)میآیند زین اسب امامعلیه السلام را مسح میکنند و خود را به آن میمالند و به این وسیله میخواهند تبرک پیدا کنند، پس تبعیت و تطوع و اطاعت، نه از ترس و جبر است بلکه از سر خلوص است. این ارادت قلبی پیروان امام زمانعلیه السلام نسبت به ایشان است که حتی زین اسبش را دست میکشند و تبرک میجویند، جانشان را فدای امام زمانعلیه السلام میکنند، در جنگها جانشان را سپر بلای حضرت میکنند، در میدان جنگ و نبرد هر چه امام زمانعلیه السلام از آنها بخواهد آن را انجام میدهند، فرمانبری خالصانه و عاشقانه و مشتاقانه از حضرت دارند.
امّا آنهایی که حضرت علیعلیه السلام در کنار خود داشت چگونه بودند؟ حتی پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله چنین یارانی در اختیار خود نداشت، ولی امام زمانعلیه السلام از این نعمت الهی برخوردار است و خداوند همه نعمتهای الهی را به ایشان داده است تا ایشان همه نعمتهای الهی را در دسترس جامعه بشری قرار دهد.
آنها عاشقان شهادتند، میفرماید: «وهم من خشیة اللَّه مشفقون یدعون بالشهادة
ویتمنون أن یقتلوا فی سبیل اللَّه شعارهم یا لثارات الحسین إذا ساروا یسیر الرعب أمامهم مسیرة شهر یمشون؛(1)شیفتگان خشیت خدایند و خواستار شهادت در راه خدا، دعا میکنند در راه خدا شهادت نصیبشان شود و آرزو میکنند که در راه خدا کشته شوند و در خون خود بغلطند. شعارشان این کلمه است؛ یا لثارات الحسینعلیه السلام ای خونخواهان حسینعلیه السلام». یعنی اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام که مظلومترین مظلومان تاریخ بوده و به دست جباران، او وهمه عزیزانش در عاشورا به مسلخ عشق رفتند و مظلومانه به شهادت رسیدند و همچنان در تاریخ مظلومند، باید یک روز خونخواهان او بیایند و خونخواهی کنند و این امام زمانعلیه السلام است که در پیشاپیش خونخواهان امام حسینعلیه السلام قرار میگیرد و پیروانش با این شعار لبیک میگویند و دفاع از مظلومیت امام حسینعلیه السلام میکنند و ان شاء اللَّه از همه مظلومان تاریخ رفع ستم میشود. این نکته بسیار مهمی است.
در روایت وارد شده امام زمانعلیه السلام در کنار کوه صفا از یارانش بیعت میگیرد. چند یاری که آنها را در کنار رکن و مقام میبینند، میخواهد آزمایش کند از آنها جدا میشود به مدینه میرود. پشت سر حرکت میکنند به مدینه میروند تا خدمت امامعلیه السلام برسند. مجدداً امامعلیه السلام مدینه را ترک میکنند و به مکّه میآیند، دوباره پشت سر امام حرکت میکنند و در مکّه خدمت امام میرسند، وقتی این امتحانات را پس میدهند، آنگاه در کنار کوه صفا امام زمانعلیه السلام از آنان بیعت میگیرد و میگوید: من این پیمان را از شما میخواهم. چندین ماده در این پیمان است که به اختصار عرض میکنم.
امام به آنان میفرماید: پیمان ببندید که
1) 151. بحارالانوار: 52/308.
و کارهای حرام و زشت و منکر مرتکب نشوید 4) کسی را جز به حق نزنید 5) از دنیا، به اندوختن زر وسیم نپردازید 6) جو و گندم که خوراک عمومی است را احتکار نکنید 7) مسجدی را ویران نسازید 8) شهادت ناحق ندهید 9) مؤمنین را هرگز کوچک نکنید 10) ربا نخورید 11) در سختیها و مشکلات پایمرد و صبور باشید 12) کسی که خدای یکتا را پرستش میکند لعنت نکنید 13) شراب نخورید 14) لباس زربافت نپوشید 15) لباس ابریشم و لباس خز نپوشید 16) شخص فراری را تعقیب نکنید 17) خون حرامی را نریزید 18) به منافق و کافر انفاق نکنید 19) خاک را بالش خود قرار دهید؛ یعنی متواضع و فروتن باشید 20) از کارهای ناشایست بپرهیزید، 21) امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید. تا زمانی که اینگونه عمل کنید من برعهد خودم نسبت به شما پایدارم و از شما حمایت میکنم.(1)
مجموعاً پیمانی از یاران خویش میگیرد، آن یاران آهنین اراده، شکستناپذیر، که در باب امامت و ولایت و توحید و نبوّت مخلصاند.
طبیعی است که اگر چنین گروهی تشکیل بشود، با تشخیص الهی امام زمانعلیه السلام که در گذشته ذکر شد باطن افراد را به روشنی میبیند و حقّ و باطل را به خوبی میشناسد، طرفداران حق و باطل را به خوبی تشخیص میدهد، چنین یارانی در کنار امام زمانعلیه السلام قرار میگیرند، اگر کوه در برابر آنها قرار بگیرد آن را از جا بر میکنند، آنها هستند که بازوان امام زمانعلیه السلام هستند و لطف الهی به وسیله آنان محقق میشود.
ان شاء اللَّه خداوند ما را در عصر انتظار، برای خودسازی و آمادهسازی خود و جامعهمان یاری کند که در حد صلاحیّتی باشیم که اگر امام زمانعلیه السلام تشریف آوردند، ما را به عنوان سرباز خود بپذیرند و موفق بدارد.
1) 152. چشم انداز حکومت امام مهدی، ص 121.
از جمله عقایدی که ما درباره وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام داریم این است که آن حضرت تمام عالم را زیر سلطه حکومت عدل الهی خود در میآورد و کل عالم، بر اساس نظام الهی و حاکمیت الهی و ولایت آن حضرت اداره خواهد شد. تنها دینی که در عصر حاکمیت امام زمانعلیه السلام در دنیا حاکم خواهد بود، دین مبین اسلام است و رهبری این دین در آن عصر را امام زمانعلیه السلام به عهده دارد. آیات و روایات فراوانی در این زمینه است که به بعضی از آنها اشاره میکنم.
قبلاً این نکته قابل ذکر است که حکومت واحد جهانی از جمله آرمانهای صاحب نظران در گذشته و حال است؛ یعنی بر اساس اعتقادات و باورهای دینی و فلسفی بعضی از اندیشمندان و مکاتب، تنها حکومتی که میتواند خواسته بشر را تأمین کند حکومت واحد جهانی بر اساس عدل است، که به وسیله امام زمانعلیه السلام و اراده الهی تحقق میپذیرد، حکومتی که مورد انتظار همه جهانیان است. ما نیز آیات و روایاتی که مؤید این عقیده است به اختصار تقدیم حضور شما مینمایم.
خداوند میفرماید: «وَلَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ»؛(1)«در "زبور" بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایستهام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!».
مفسرین در باب این آیه شریفه میگویند: منظور حکومت امام زمانعلیه السلام است
1) 153. سوره انبیا، آیه 105.
حکومت صالحان است، و کل زمین در اختیار صالحان قرار خواهد گرفت و از این کلمه ارض (زمین) میتوان این نتیجه را گرفت که کل زمین قلمرو حکومت امام زمانعلیه السلام خواهد شد.
آیه دیگری میفرماید: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛(1)«ما میخواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!». این آیه هم وفق نظر مفسرین به حکومت امام زمانعلیه السلام تفسیر شده و حاکمیت کل زمین را در قلمرو حاکمیت امام زمانعلیه السلام میدانند.
آیه سوم: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ»؛(2)
خداوند به مؤمنین از شما و آنهایی که عمل صالح میکنند وعده داده است که آنها را در زمین حکومت و خلافت میبخشد و به دین آنها قدرت و حاکمیت میدهد.
این آیه هم به نظر مفسرین ما به معنای حکومت کردن امام زمانعلیه السلام در کل زمین است. در هر سه آیه، کلمه زمین ذکر شده و مفسرین از آن برداشت میکنند که منظور، کل زمین قلمرو حکومت عدل امام زمانعلیه السلام است، البته در بعضی از روایاتی که در برخی از کتب ما هست، امام زمان حکومت بر آسمانها یا بخشی از آسمانها را نیز در اختیار دارد. وقتی در این آیه میگوید زمین، منظور این است که قلمرو جهان عصر ظهور امام زمانعلیه السلام در اختیار امام زمانعلیه السلام است.
روایاتی که در این باب وارد شده، باز هم به وفور در کتابهای ما پیدا میشود که من به دو روایت یکی از قول رسول خداصلی الله علیه وآله و روایت دیگری از قول امیرالمؤمنینعلیه السلام خدمت شما بسنده میکنم. امّا از قول نبی اکرم اسلامصلی الله علیه وآله؛ ابوحمزه ثمالی که از یاران
امام سجاد و امام باقرعلیهما السلام است، میگوید: امام سجادعلیه السلام میفرماید که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «الأئمة من بعدی اثنا عشر أولهم أنت یا علی وآخرهم القائم الذی یفتح اللَّه تعالی ذکره علی یدیه مَشارِقَ الأَرْضِ وَمَغارِبَهَا؛(1)امامان و رهبران بعد از من دوازده (2)نفرند، ای علی! اولین امام بعد از من تو هستی، آخرین امام هم، امام قائم است که خداوند به دست او مشارق و مغارب عالم یعنی همه عالم را فتح میکند و به تحت حاکمیت او در میآورد».
میبینید که این روایت از قول پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله نقل شده که مشرق و مغرب عالم یعنی همه عالم در قلمرو حکومت امام زمانعلیه السلام است.
امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «لتعطفن الدنیا علینا بعد شماسها عطف الضروس علی ولدها وتلا عقیب ذلک وَنُرِیدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»؛(3)همانا دنیا به ما، با مهربانی روی خواهد کرد، پس از آنکه از ما روی گردانیده است؛ همانند شتر بد خلق و خوی و گاز گیرندهای که بچهاش را گاز میگیرد و طرد میکند، امّا بعد با مهربانی به سمت او بر میگردد، شاید منظور این باشد که از اوّل زندگی ائمه معصومینعلیهم السلام تا دوران غیبت کبرای امام زمانعلیه السلام دنیا، یعنی عوامل مختلفی که دنیا را تشکیل میدهد، نسبت به ائمه هدیعلیهم السلام بدرفتاری و نامهربانی کرده امّا در پایان این جریان دشمنی حاکمان دنیا، دنیا به سمت امام معصوم، امام زمانعلیه السلام خواهد افتاد. بعد در پایان این بیان، امیرالمؤمنینعلیه السلام آیه شریفه: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» را که قبلاً معنی کردم قرائت فرمود.
مجموعه این آیات و روایات نتیجه این است که قلمرو حکومت امام زمانعلیه السلام تمام دنیای عصر ظهور است، نه بخشی از اسلام و دنیا، بلکه در همه اقطار عالم، شرق و غرب عالم حاکمیت پیدا میکند.
در اینجا این سؤال ممکن است در ذهن مطرح شود که با توجه به اقتدار
تسلیحاتی دشمنان امام زمانعلیه السلام و دشمنان دین و عدالت، چگونه ممکن است امام زمانعلیه السلام بر همه قدرتهای قوی و مدرن تسلیحاتی عصر خود غلبه یابد و بتواند دنیا را در اختیار خود بگیرد؟ به چه قدرتی؟ آیا به کمک قدرت مادی و تسلیحاتی بر همه قدرتها چیره میشود؟ یا با امدادهای غیبی به چنین حکومت جهانی دست مییابد؟
در توضیح این دو سؤال، نکاتی را خدمتتان میگویم، البته شرح آن را باید در کتابها بیشتر نگاه کنید.
در خبرها آمده است که امام زمانعلیه السلام قیامش، قیام شمشیر است. این واژه شاید به این معنی باشد که امام زمانعلیه السلام قیامش، قیام مسلحانه است و شمشیر هم سمبل جهاد است و ممکن است که خود امام زمانعلیه السلام علاوه بر اینکه از تسلیحات دیگر برخوردار است، شمشیر هم به عنوان نماد قدرت در حمایلش باشد. و همان طور که در گذشته گفتم شمشیر امیرالمؤمنینعلیه السلام چه بسا، بر اساس روایت در اختیار او باشد، به عنوان سمبل جهاد مسلحانه و قدرت الهی، امّا قابل توضیح است، در عصری که امام زمانعلیه السلام ظهور میکند، چند احتمال است:
چه بسا قدرتهای تسلیحاتی دنیا به جان هم بیفتند - مثل جنگهای جهانی - همدیگر را نابود کنند و تسلیحات خود را هم نابود کنند، آن وقت امام زمانعلیه السلام ظهور کنند و هیچ تسلیحاتی وجود نداشته باشد و خود آنها همدیگر را نابود کرده باشند و امام زمانعلیه السلام با شمشیر قیام کنند و با همان شمشیر ذوالفقار، جهاد را آغاز کنند.
ممکن است قدرتهای تسلیحاتی دنیا بر حسب وحشتی که از همدیگر دارند، قراردادهای عدم استفاده از تسلیحات را امضا کرده باشند. همانطوری که قبل از فروپاشی شوروی در پیمانهای استراتژیک که شرق و غرب داشتند مثل پیمانهای نظامی سالت2، شوروی آن زمان و آمریکا با هم قرار گذاشتند که از استفاده
سلاحهای دوربرد و موشکهای قارّهپیما استفاده نکنند و یا حتی به خنثی سازی موشکهای قارّهپیما پرداختند. بعضی خودشان به این نتیجه رسیدند که استفاده از این سلاحهای مخرِّب جهانی و یا تسلیحات اتمی، خود به خود زمینه فروپاشی همه آنها را فراهم خواهد کرد. با هم کنار آمده که استفاده نکنند، چه بسا در عصر امام زمانعلیه السلام هم چنین قراردادی میان قدرتها ایجاد شود و امام زمانعلیه السلام در یک فرصت بسیار کوتاهی، در آن عصر بتواند همه دنیا را بگیرد.
به دلیل ظلم و ستم قدرتهای دنیا، نیروهایی که استفاده از این سلاحها در اختیار آنهاست وقتی ببینند که امام زمانعلیه السلام ظهور کرد و پیام عادلانه جهانی دارد قلباً به امام زمانعلیه السلام رغبت پیدا بکنند و دست به استفاده از اسلحه نبرند، مثلاً در رژیم گذشته نیروهای مسلح، نظامیان و ارتشیان، غرق در سلاح بودند، مردم بیسلاح در برابر آنها حاضر میشدند امّا آنها از سلاح استفاده نمیکردند. انواع سلاح در اختیار شاه و سربازانش بود امّا امامقدس سره و نیروهای انقلابی بدون سلاح، مبارزه کردند و پیروز شدند. سلاحها، اصلاً به کار نرفت مگر در حد محدود، توسط نابکاران، چنین چیزی ممکن است در عصر امام زمانعلیه السلام هم اتفاق بیفتد.
نکته دیگری که قابل بررسی است، از کجا معلوم امام زمانعلیه السلام از سلاحهای مدرنتری برخوردار نباشد، از قدرت علمی فوق مدرن برخوردار نباشد که بتواند به وسیله تسلیحات برتر خودش، تسلیحات پیشرفته دشمنان را خنثی کند، مثل بعضی از دستگاههای قوی و مدرنی که رادارهای موشکها و هواپیماها را کور میکند و خود به خود از کار میاندازد، ردیابهای مختلفی که موشکها را شناسایی میکنند و قبل از به کار افتادن آنها، نابودشان میکند و موشکهای ضد موشک و دستگاههای علمی دیگر.
نیروهای رزمنده ما در زمان دفاع مقدّس، در سطح آبهای خلیج فارس
توانستند دستگاههایی درست کنند با همین قایقهای تندرو، مسیر کاربرد موشکهای پیشرفته فرانسوی (اگزوسه) را که در اختیار صدام قرار داده بودند را کور میکردند، در نتیجه آنها نمیتوانستند به هدف برسند. خوب از کجا معلوم که امام زمانعلیه السلام از این قدرت فوق قدرتهای آن روز خود استفاده نکند.
ما معتقدیم علم او متصل به علم الهی است، یعنی با همین سلاحهای علمی و ابزارهای علمی در عصر خودش همه سلاحهای پیشرفته را خنثی میکند.
از کجا که امام زمانعلیه السلام از قدرت علمی و سلاحهای قوی و مدرن برخوردار نباشد؟ اینها میتواند یک مورد احتمال و بررسی باشد. در هر حال اگر ما پیروزی امام زمانعلیه السلام را منوط به برخورداری از سلاحهای مادی هم بدانیم دور از ذهن نیست. در همین باب روایتی از امام صادقعلیه السلام نقل شده که ایشان فرمودند: یاران امام زمانعلیه السلام شمشیرهایی از نوع آهن دارند، امّا نه از نوع این آهن، از نوع غیر این آهن، جنس آن، این آهن عادی و معمولی نیست. بعد میفرماید: اگر یکی از آنها با شمشیر خود بر کوه ضربه بزند کوه را دونیم میکند.(1)این چه قدرتی است که آن شمشیر دارد؟ از چه قدرتی و از چه اشعههایی برخوردار است، نمیدانیم.
حدیث دیگری از قول امام صادقعلیه السلام میفرماید: یاران مهدی اگر با سپاهیانی که شرق و غرب را گرفته باشد درگیر شوند آنها را در یک لحظه نابود خواهند کرد.(2)خوب، چگونه؟ ممکن است با همین سلاحهای فوق مدرن باشد.
نکته بعدی که مورد نظر است، علاوه بر برخورداری از قدرت تسلیحاتی مادی یا بدون برخورداری از قدرت تسلیحاتی مادی از امدادهای غیبی برخوردار باشد، همچنان که در جنگ بدر، اینگونه بود. «کَم مِن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِاللَّهِ»؛(3)«چه بسا، گروه اندکی به یاری خدا بر گروه کثیری غالب خواهند شد وقتی خدا بخواهد».
در روایات در این باب مطالب زیادی وارد شده، از جمله این روایت است که
امام باقرعلیه السلام میفرماید: جبرائیل امین در سمت راستش و میکائیل در سمت چپش و فرشتگان زیادی در خدمتش هستند و ترس به عنوان سرباز خدا در اختیار امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد و هراس در دل دشمنان امام زمانعلیه السلام با فاصله یک ماه مسیر ایجاد میشود و خدا به وسیله 50 هزار فرشته نامدار و نشاندار، امام زمانعلیه السلام را کمک میکند و بر کل دنیا چیره میگرداند.
در جریان دفاع مقدّس؛ دشمن ما از مدرنترین سلاحها برخوردار بود، رزمندههای ما بدون اینکه سلاح داشته باشند پیروز شدند. از قول سردار رشید بابایی(1)نقل شده که گاهی به صورت تن به تن به جای نارنجک، مشتی گِل را به سمت دشمن پرتاب میکردند و دشمن خیال میکردند نارنجک است و وحشت عجیب داشتند. از آن طرف قدرت و شجاعتی خداوند در دل رزمندگان ایجاد کرده بود که از دشمن نهراسند و دشمن از آنها بترسد.
از جمله توانی که خدا به وسیله امداد غیبی در خدمت امام زمانعلیه السلام قرار میدهد قدرت شجاعت نیروهای او و ترس و وحشت در دل دشمنانش است که این شکننده است، ترس شکست آور است، همان تعبیری که خداوند برای جنگ بدر دارد. که خداوند با فرشتگان نشان دار سربازان اسلام را کمک کرد. همین قول را در روایات درباره امام زمانعلیه السلام داریم قدرت الهی و معنوی پیدا میکند، امدادهای غیبی به کمکش میآیند و لذا به هر تعبیری که بگوییم، خداوند قدرت حاکمیت کل عالم را به ایشان میدهد و او عالم را پر از عدل و داد خواهد کرد.
1) 161. یکی از فرماندهان دفاع مقدّس.
در ادامه بحث پیرامون وجود نازنین امام زمانعلیه السلام مختصری پیرامون مسائل مربوط به آغاز جهاد برای استقرار حکومت عدل الهی و نیز پایگاه و جایگاه استقرار و مدّت حکومت ایشان بر اساس روایاتی که از معصومینعلیهم السلام در اختیار ما قرار گرفته، مطالبی را تقدیم حضور شما مینمایم.
آنچه از روایات بر میآید این است که زمان ظهور وجود مقدّس امام زمانعلیه السلام بنا به بعضی از روایات، غروب تاسوعا و شب عاشورا است و شب جمعه، در کنار خانه کعبه ظاهر میشود.
ابوبصیر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند: «ینادی باسم القائم فی یوم ستِ وعشرین من شهر رمضان ویقوم فی یوم عاشورا وهو یوم الذی قتل فیه الحسینعلیه السلام لکانی به فی یوم العاشر من المحرم قائماً بین الرکن والمقام جبرئیل بین یدیه ینادی بالبیعة له فتصیر شیعته من اطراف الأرض تطوی لهم طیاً یبایعوه فیملاء به اللَّه الأرض عدلاً کما ملئت جوراً وظلماً؛(1)روز بیست و ششم ماه رمضان ندایی به نام امام قائم ما بلند میشود، در روز عاشورا؛ یعنی همان روزی که حسین در آن به شهادت رسید، گو اینکه میبینم در روز دهم محرم، امام زمان بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل در مقابل اوست و صدای بلند برای بیعت با او را سر میدهد، سپس شیعیان او از اطراف عالم به سوی او حرکت کرده و با او بیعت میکنند، آنگاه خداوند زمین را پر از عدل و داد میکند».
1) 162. اعلام الوری، ص 459.
به هنگامی که مخالفین از حضور آن حضرت با خبر میشوند، سوء قصد و تعرض به وجود مقدّس مینمایند امّا با حفاظت الهی و حمایت یاران مخصوصش محافظت میشود. صبح روز جمعه از کنار بیت اللَّه الحرام پیام خود را به زبانهای مختلف به دنیا ابلاغ میکند و همه دنیا را به حکومت الهی خود میخواند و دعوت به پذیرش حق مینماید «إذا ظهر القائمعلیه السلام بین الرکن والمقام وینادی بنداء خمسه، الاول؛ ألا یا اهل العالم انا الإمام القائم، الثانی؛ ألا یا اهل العالم أنّا الصمصام المنتقم، الثالث؛ ألا یا اهل العالم انّ جدّی الحسین قتلوه عطشاناً، الرابع؛ ألا یا اهل العالم انّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً، الخامس؛ ألا یا اهل العالم ان جدّی الحسین سحقوه عدواناً؛(1)هنگامی که قائم ما قیام کند میان رکن و مقام ابراهیم در مسجدالحرام پنج نکته را با صدای بلند فریاد میزند، اوّل: ای جهانیان من همان امام قائم هستم، دوم: ای اهل عالم من همان شمشیر انتقام هستم، سوم: ای جهانیان همانا جد من حسینعلیه السلام را تشنه کام به شهادت رساندند، چهارم: ای جهانیان بدن جد من حسین را بعد از کشتن در بیابان رها کردند، پنجم: ای جهانیان همانا جدم حسین را کینه توزانه از بین بردند».
همین زمان است که سپاهیان سفیانی که علیه حق و حقیقت قیام میکنند بخشی از آنان برای حمله به مکّه به سمت مکّه حرکت مینمایند امّا چون به سرزمین بیداء که نزدیک مکّه است میرسند به قدرت الهی در زمین فرو میروند. وقتی این پیشگویی پیغمبر خداصلی الله علیه وآله تحقق پیدا کرد، امام زمانعلیه السلام با تعداد دوازده هزار نفر از نیروهای خود از مکّه خارج میشود و به سمت مدینه حرکت میکند و از بعضی از روایات بر میآید که امام زمانعلیه السلام وقتی از مکّه خارج میشود فردی را به عنوان جانشین و وکیل خود در مکّه منصوب میکند، امّا اهل نفاق و شقاق علیه او قیام و او را به قتل میرسانند. امام زمانعلیه السلام مجدداً به مکّه بر میگردد و شخص دیگری را به جای خود تعیین و سپس به سمت مدینه حرکت میکنند.
حاکمان مدینه و اطراف آن وقتی خبر ظهور امام را میشنوند، برای اینکه تسلیم
1) 163. الزام الناصب: 2/282.
او نشوند به جمعآوری عِدّه و عُدّه میپردازند و از سپاهیان سفیانی و باقیمانده آنها که درعراق هستند کمک میگیرند امّا امام زمانعلیه السلام با قدرت الهی، مدینه را آرام میکند و در زیر پوشش حکومت عدل الهی در میآورد. هنگامی که حرمین شریفین یعنی مسجد الحرام و مسجد النبیصلی الله علیه وآله و دو شهر ام القرای مکّه و مدینه النبی و اطراف آنها امن و امان شد، به سمت جنوب ایران حرکت میکند و در ایران و بین مرز ایران و عراق فعلی یعنی همان حول و حوش کوفه و شهرهای اطراف و شهرهای ایران قیام حقطلبانه خود را به سمت عراق و کوفه نزدیک میکند. قیام حقطلبانه دیگری که قبلاً درباره علائم ظهور به شرح آن پرداختم و آن هم قیام «یمانی» است که شخص حق طلب و شیعی از صنعای یمن حرکت میکند و پرچم عدالت را برمی افرازد و او هم خود را به سمت عراق نزدیک میکند. پس به سپاه حق طلب خراسانی به رهبری شعیب بن صالح و سپاه یمانی، و سادات حسنی که از شمال ایران و مناطق دیلم است، قیامشان آغاز میشود و در اطراف کوفه، به امام زمانعلیه السلام میپیوندند و اعلام وفاداری میکنند و سپاهیان آنها تحت فرمان امام زمانعلیه السلام در میآیند.
امّا راجع به سؤال دوم که جایگاه حکومت امام زمانعلیه السلام کجاست؟ پاسخ میدهیم که بر اساس روایات، وقتی این سپاهیان حقطلب به امام زمان پیوستند آن حضرت در شهر کوفه حکومت خودشان را اعلام میکند. روایاتی در این رابطه هست که به اختصار به آنها اشاره میکنم:
از امیرالمؤمنینعلیه السلام منقول است که فرمود: «ثم یقبل إلی الکوفة فیکون منزله بها»؛(1)
پس از جهادی که انجام میدهد از مدینه به سمت کوفه میرود و کوفه را جایگاه خود قرار میدهد. روایت دیگر از امام صادقعلیه السلام نقل شده که فرمود: «فقال: أما إنه
1) 164. بحارالانوار: 52/225.
منزل صاحبنا إذا قدم»؛(1)کوفه جایگاه صاحب ماست یعنی صاحب العصر و الزمانعلیه السلام هنگامی که با یاران و خانواده خود به سمت کوفه روی بیاورد، در آن شهر اقامت میکند، و مسجد سهله که جایگاه استقرار امام زمانعلیه السلام است، محل حکومتشان میشود. مؤمنین از اطراف و اکناف به محضر ایشان میرسند و مجمع بزرگی از مؤمنین خواهد شد.
امام باقرعلیه السلام میفرماید: «إذا قام القائم ودخل الکوفة لم یبق مؤمن إلّا وهو بها؛(2)هنگامی که امام زمانعلیه السلام قیام کند و وارد کوفه شود هیچ مؤمنی باقی نمیماند مگر آنکه خدمت امام زمانعلیه السلام بیاید»؛ یعنی کوفه مرجع و ملجأ و محل زندگی مؤمنین و محل زندگی امام زمانعلیه السلام است.
حدیث دیگری است راجع به وسعت شهر کوفه و مسجدی که پایگاه امام زمانعلیه السلام میشود، امام صادقعلیه السلام میفرماید: «ویبنی فی ظهر الکوفة مسجداً له ألف باب ویتصل بیوت الکوفة بنهر کربلاء بالحیرة؛(3)در کوفه مسجدی بنا میشود که هزار درب دارد و خانههای شهر کوفه به نهر کربلا و شهر حیره متصل میگردد». یعنی این منطقه به صورت یک آبادی وسیع درمی آید و در آن مسجدی است که امام زمانعلیه السلام در آنجا اقامه نماز میکند در آنجا امور حکومت را رتق وفتق مینماید که همان جایگاه مسجد سهله است؛ بنابراین از روایات فوق بر میآید که محل حکومت و جایگاه استقرار امام زمانعلیه السلام شهر کوفه است که توسعه پیدا میکند. اکنون هم شهر کوفه با شهر نجف متصل است، یعنی نجف و کوفه و کربلا تقریباً به هم وصل خواهند شد. فعلاً بین کربلا و کوفه حدود 70 یا90 کیلومتر است و وقتی در آنجا حکومت خود را مستقر کرد، بقایای سپاهیان عثمان بن عنبسه معروف به سفیانی به سمت دمشق میروند و با نیروهای غربی و رومی و یهودیانی که در آنجا مستقرند متحد میشوند و امام زمانعلیه السلام برای سرکوبی آنها به سمت دمشق حرکت میکند و در «مرج عذرا»
که محل شهادت و مدفن یکی از بهترین یاران امیرالمؤمنینعلیه السلام یعنی حجر بن عدی است به سفیانی دست پیدا میکند. در آغاز قرار بر مذاکره میگذارند امّا بعضی از همراهان سفیانی که براساس روایات، یهودیان و رومیان؛ یعنی غربیها هستند او را از مذاکره با امام زمانعلیه السلام باز میدارند و در نتیجه نبرد شدیدی شروع میشود و به سرزمین وسیعی از انطاکیه یعنی ترکیه فعلی تا دمشق و عکا در فلسطین اشغالی کنونی کشیده میشود. رومیان و غربیان به حمایت از سفیانی میآیند، در همین حالت وجود مقدّس عیسی مسیح - علی نبینا و آله و علیه الصلاة و السلام - از آسمان فرود میآید، مسلمانان و مسیحیان با دیدن مسیحعلیه السلام خوشحال میشوند و مسیحیان متوجه میشوند که حضرت مسیحعلیه السلام با امام زمانعلیه السلام بیعت میکند و در خدمت امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد و پشت سر امام زمانعلیه السلام نماز میخواند. و چون مشاهده میکنند که عیسیعلیه السلام جزو یاران و پیروان امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد، موجب میشود مسیحیان و نیروهای غربی هم علاقهمند شوند و در نتیجه جنگی که صورت گرفته، به صلح و آشتی مبدل شده و به پذیرش نیروهای غربی میانجامد. امّا نیروهایی که سرسختی میکنند و میخواهند مبارزه را ادامه دهند نابود میشوند. بگذریم که طول و تفصیل قضایا چیست، از روایات اینگونه بر میآید که حضرت مسیحعلیه السلام در همان فلسطین از دنیا میرود و امام زمانعلیه السلام به دست خودشان او را آماده خاکسپاری میکند. غسلش میدهد و بنابر نقل روایتی، با پارچهای که دستباف خود حضرت مریمعلیها السلام است حضرت مسیحعلیه السلام را کفن میکند و در بیت المقدس کنار قبر مادرش حضرت مریمعلیها السلام به خاک میسپارد و آنگاه به شهر کوفه بر میگردد و آنجا را محل حکومت خود قرار داده و به پیاده کردن امور حکومت الهی میپردازد.
اینجا لازم است به اختصار نکتهای راجع به حکومت امام زمانعلیه السلام مطرح نمایم؛
یعنی درباره کسی که تقریباً همه ملتها، امّتها و مکتبها به نوعی با اختلاف و تفاوت منتظر ظهورش هستند و اوست که عصاره انبیاست.
این نکته راجع به مدّت حکومت آن حضرت است. یعنی وقتی ظهور کرد و حکومتش را آغاز نمود چند سال حکومت میکند؟
روایات در این باره متفق نیستند بعضی از روایات اقل مدّت حکومت را 7 سال میگویند.
روایتی از حضرت رسولصلی الله علیه وآله نقل شده که فرمودند: «یخرج رجل من أهل بیتی ویعمل بسنّتی وینزل اللَّه له البرکة من السماء وتخرج الأرض برکتها وتملأ به الأرض عدلاً کما ملئت ظلماً وجوراً، ویعمل علی هذه الأمّة سبع سنین؛(1)فردی از خاندان من خروج میکند و خدا بهوسیله او برکات خودش را از زمین و آسمان نازل میکند، زمین همه برکات خود را در اختیار او قرار میدهد و زمین هر چه استعداد دارد در اختیار او قرار میدهد».
ما به خوبی نمیدانیم استعداد زمین چقدر است مثلاً در گذشته با ابزارها و امکانات عادی، یک هکتار زمین دو تن شلتوک تحویل میداد امّا اکنون، ده تن شلتوک میدهد. اخیراً شخصی به عنوان کشاورز نمونه در یک هکتار 130 تن چغندر تولید کرده، استعداد این زمین عجیب است، استعدادهای دیگری هم دارد آنچه ذخایر الهی است در دل زمین است، از آفتاب گرفته تا معادن و ذخایر و زمینها، هرچه در زمین است خارج میشود و در اختیار امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد. در ادامه روایت میفرماید: دنیا را پر از عدل و داد میکند آنچنان که پر از ظلم و بیدادگری شده بود و 7 سال بر این اساس حکومت میکند.
در قرآن و روایت هم حدود 309 سال نقل شده که امام باقرعلیه السلام در روایت مفصلی میفرماید: «یملک القائم ثلاثمائة سنة ویزداد تسعا کما لبث أهل الکهف فی کهفهم؛(2)همچنان که اصحاب کهف بر اساس آیات و روایات، 309 سال در غاری اقامت کردند امام زمانعلیه السلام هم مدت حکومتش 309 سال است».
تعبیری که در بعضی از روایات آمده این است که سالی که در این روایت آمده به سال شمسی و قمری نیست، بلکه مدّت این سال فرق میکند همچنان که ما نمیتوانیم همه جای کره زمین، ساعات روز و شب را مساوی بدانیم. در بعضی مناطق، روز بسیار طولانی است بنابراین با ملاک و معیارهایی که در روایات آمده عرف و عادت روزانه ما نیست. در بعضی از روایات آمده است که در حکومت امام عصرعلیه السلام هر سالی به مدّت 10 سال ماست، بنابراین ما نمیتوانیم دقیقاً بگوییم چقدر با سال و ماهی که ما عرفاً به آن عادت کردیم امام زمانعلیه السلام حکومت میکند. بعضی هم گفتند منظور از این هفت سال این است که قبل از اینکه حکومتش کاملاً مستقر شود 7 سال طول میکشد تا حکومتش در لابلای جهاد و جنگ و خون و شجاعت و ایثارگری که صورت میگیرد مستقر شود و سپس 309 سال ادامه پیدا میکند.
در این بخش از سخن پیرامون وضعیت فکری و اعتقادی مردم دوران حکومت امام زمان مطالبی را تقدیم میدارم.
معتقد هستیم هنگامی که امام زمانعلیه السلام ظهور کند و حکومتش را پابرجا نماید جامعه بشری از جهات مختلف به بهترین وضعیت خودش میرسد و از نظر دین، اخلاق، تفکر و اندیشه، آگاهی، امنیت، عدالت، اقتصاد، عمران و آبادی در بهترین شرایط خودش قرار میگیرد که در طول عمر دنیا نظیری برای آن نبوده است. امّا در آغاز این بحث راجع به وضعیت فکری و دینی مردم عصر امام زمانعلیه السلام و چگونگی تفکر جامعه عصر حکومت امام زمانعلیه السلام مطالبی را مطرح میکنم.
از روایات نتیجه میگیریم که از زمان بعثت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله تا زمان ظهور امام زمانعلیه السلام به دلیل دوران زیادی که پیش آمده است، بسیاری از سنتهای الهی و دینی متروک میشود و بسیاری از بدعتها در جامعه دینی به نام دین رایج میشود، وقتی که امام زمانعلیه السلام ظهور کرد همه این بدعتها را برمیچیند و همه سنتهای فراموش شده و منزوی شده را احیا میکند. میفرمایند: «قیل لایترک بدعة الا ازالها ولاسنة الا احیاها»؛(1)بدعت و نو آوری و چیزی که جزو دین نبوده و به نام دین در میان مردم رایج کردهاند و آداب و رسوم غلطی که تحت عنوان دین و افکار
1) 170. چشم انداز حکومت مهدیعلیه السلام، ص 167.
و آداب دینی در جامعه رایج کردهاند همه را بر میدارد و سنت نبویصلی الله علیه وآله را که در گذشت زمان توسط دشمنان منزوی شده یا از بین رفته، همه را احیا میکند و به گونهای میشود که بعضیها گمان میکنند آنچه که امام زمانعلیه السلام میگوید دین جدید است و دین اصلی اسلام نیست.
تعبیر روایات این است که میگوید: «یأتی بدین جدید؛ با دین جدید و تازه میآید».
آیا نعوذ باللَّه، دینی که امام زمانعلیه السلام در جامعهها حاکم میکند دین اسلام و دین پیغمبر اسلامصلی الله علیه وآله نیست؟
خیر، مفهومش این است؛ از بس که جامعه، از سنت الهی فاصله میگیرد که تقریباً با اسلام راستین بیگانه میشود، ولی امام زمانعلیه السلام وقتی سنّت اصلی اسلام را به جایگاهش بر میگرداند بعضی گمان میکنند که دین جدیدی است و در روایات هم به همین خاطر به آن جدید گفته شده است. در روایتی از امام صادقعلیه السلام است که میفرماید: «إذا قام القائمعلیه السلام دعا الناس إلی الإسلام جدیداً وهداهم إلی أمر قد دثّر وضلّ عنه الجمهور؛(1)وقتی امام زمانعلیه السلام قیام کند مردم را به اسلام تازه دعوت میکند یعنی به اسلام ناب فرا میخواند و به سنتهای اسلامی که عموم مردم از آن غافل شدند دعوت میکند». در عصر امام زمانعلیه السلام که قوانین و حدود منزوی شده اسلام باید اجرا شود و این احکام در میان جامعه پیاده میشود. امام زمانعلیه السلام مردم را به سوی کارهایی دعوت میکند و به اموری فرا میخواند که در جامعه کهنه و فرسوده شده و از بین رفتهاند و جمهور امّت اسلامی از آن بیگانه شدند، پس از این روایت میتوان فهمید و نتیجه گرفت که فاصله بین امّت اسلامی و اسلام راستین به قدری زیاد میشود که وقتی امام زمانعلیه السلام آمد واسلام واقعی را در میان جامعه اجرا کرد، به نظر میرسد چیز تازه و جدیدی است و به همین خاطر به امام زمان، «مهدی» گفتهاند: «وإنما سمی القائم مهدیاً لأنه یهدی إلی أمر مغفول عنه»؛(2)به خاطر اینکه امام زمانعلیه السلام مردم را به سوی کارهایی دعوت و هدایت میکند که مردم از آن کارها، غافل شدند و از آن
دستورات بیگانه شدند، بنابراین یکی از نعمتهایی که در زمان حاکمیت امام زمانعلیه السلام تحقق پیدا میکند حاکمیت اسلام واقعی است که در طول تاریخ کمرنگ یا از صحنه اجتماعی منزوی شده است.
نکته دیگری که باز درباره وضعیت اعتقادی و دینی مطرح میکنم این است که در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام همه مسلمان میشوند، پیروان آئینهای دیگر از اهل کتاب یعنی یهود و نصاری همه برمیگردند و دین خدا و اسلام را قبول میکنند. لکن دینی که در آن عصر در دنیا حاکمیت دارد و مردم پیرو آن هستند دین اسلام خواهد بود.
به تعبیر قرآن کریم: «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»؛(1)«دین اسلام بر همه ادیان چیره میشود و تنها دین حاکم بر جامعه میشود».
در کتاب شریف بحارالانوار آمده است که شخصی به نام شهر بن حوشب که در زمان حجاج بن یوسف زندگی میکرد، روزی در نزد حجاج بود که حجاج به او گفت: یکی از آیات قرآن مرا خسته کرده، هر چه روی آن فکر و کار میکنم آن را نمیفهمم. شهر بن حوشب میگوید: به او گفتم کدام آیه؟ حجاج گفت که این آیه: «وَإِن مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلَّا لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ»؛(2)«هیچ اهل کتابی نیست مگر اینکه قبل از مرگش به او ایمان میآورد و مسلمان میشود».
من این را نمیفهمم، این همه اهل کتاب با دین مسیحی و یهودی از دنیا میروند من خودم تجربه کردم بعضی از یهود و نصاری که گردنشان را میزنند، دقت میکنم لبهایشان هیچ تکانی نمیخورد؛ یعنی با همان اعتقاد یهودی میمیرند، امّا این آیه چه میگوید؟
شهر بن حوشب میگوید: من به حجاج گفتم منظور این است که قبل از اینکه
قیامت برپا بشود حضرت عیسیعلیه السلام به امر پروردگار به زمین هبوط میکند و بر میگردد با حضرت مهدیعلیه السلام بیعت میکند و جزو پیروان او میشود. در آن زمان است که همه اهل کتاب از مسیحی و یهودی یکپارچه به دین اسلام در میآیند و پیرو اسلام میشوند و منظور این نیست که همه اهل کتابی که الآن زندگی میکنند به هنگام مردن، مسلمان از دنیا میروند. حجاج با تعجب گفت: این را از چه کسی یاد گرفتی؟ گفتم: از محمد بن علی - امام باقرعلیه السلام - شنیدم. حجاج با آن دنائت و پستی که داشت، گفت: مفهوم این آیه را از سرچشمه صاف و زلالی گرفتی، درست است.(1)
خوب با این بیان میشود نتیجه گرفت که در عصر دولت امام زمانعلیه السلام همه اهل کتاب به اسلام در خواهند آمد و پس از آن، بحث جزیه دادن و مسیحی و یهودی ماندن نیست، ممکن است یک عدّه مقاومت کنند و اسلام نیاورند و بجنگند تا کشته شوند امّا عدّهای برمیگردند و به دین اسلام روی میآورند و پیرو مکتب اسلام و تابع حکومت امام زمان خواهند شد؛ بنابراین در عصر امام زمانعلیه السلام تنها دینی که
همه مردم پیرو آن خواهند بود، اسلام است.
نکته بعدی درباره تکامل عقلی جامعه بشری در آن عصر است. معتقدیم زمانی که امام زمانعلیه السلام ظهور کند بستر جامعه برای ترقی و رشد عقلی بشر آماده میشود، عوامل و موانعی که باعث استضعاف عقلی و فکری جامعه است از بین میرود و در نتیجه، همه این فرصت را پیدا میکنند که از نعمات الهی برخوردار شوند و از عوامل رشد دهنده عقل استفاده کنند.
حکومت امام زمانعلیه السلام در حقیقت به عنوان نعمت الهی است که بستر را برای این امر مهم؛ یعنی تکامل عقلی و فکری بشر فراهم میکند.
در این باب از قول امام باقرعلیه السلام روایت شده: «إذا قام قائمنا وضع یده علی رئوس
1) 175. بحارالانوار: ج 14/350.
العباد فجمع بها عقولهم وکملت بها أحلامهم؛(1)هنگامی که امام زمانعلیه السلام ظهور کند دست خود را بر سر همه بندگان خود میکشد».
حالا از اینکه امام عصرعلیه السلام دست خود را بر سر همه مردم میکشد قطعاً منظور دست امام عصرعلیه السلام به معنی دست مادی مثل دست بشر نیست بلکه همانند مفهوم یداللَّه فوق ایدیهم است یعنی همه عواملی که خداوند در جامعه بشری جهت خدمتگزاری، هدایت و رشد بشر قرار داده، همه به منزله دست خدا هستند که بر سر بشر کشیده میشود
وجود امام زمانعلیه السلام به منزله دست خداست که بر بشریت حاکم میشود و بشر را از نظر عقلی کامل میکند و به این وسیله رحمت خدا بر سر عباد و بندگان خدا کشیده میشود و عقلها و افکار و اندیشههای بشر کامل میشود؛ یعنی بشر درآن روز به حدّ اعلای کمال خویش میرسد یعنی همان چیزی که خداوند، ابوالبشر را خلق کرد و او را اسماء یاد داد. بندگان خدا در زمان ظهور امام زمانعلیه السلام به آگاهی کامل خواهند رسید، افکار و اندیشه شان از پراکندگی و تشتت به وحدت میگراید. از سرچشمه زلال و صاف الهی سیراب میشوند. از نظر افکار و اندیشه و عقل به حد اعلای درجه خود میرسد.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «وتؤتون الحکمة فی زمانه حتی أن المرأة لتقضی فی بیتها بکتاب اللَّه تعالی وسنة رسول اللَّهصلی الله علیه وآله؛(2)به خاطر توسعه فهم و آگاهی عمومی، حتی زنها در خانههایشان بر اساس کتاب خدا و سنت رسول خداصلی الله علیه وآله داوری میکنند».
در روایت دیگری از قول امام صادقعلیه السلام است که میفرماید: «العلم سبعة وعشرون حرفا فجمیع ما جآءت به الرسل حرفان فلم یعرف الناس حتّی الیوم غیر الحرفین فإذا قام قآئمنا أخرج الخمسة والعشرین حرفا فبثها فی الناس وضم إلیها الحرفین حتی یبثها سبعة
وعشرین حرفاً»؛(1)علم بیست و هفت حرف، شاخه، شعبه یا موضوع دارد و تمام 124 هزار پیامبر از زمان آدم تا زمان پیغمبر خاتمصلی الله علیه وآله که آمدند، دو حرف از این 27 حرف را توانستند شکوفا کنند؛ یعنی دو قسمت از این 27 قسمت علوم را توانستند برای مردم در جامعه باز کنند، 25 قسمت دیگر از علوم در جامعه شناخته نیست. کسی از این علوم تا روز ظهور امام زمانعلیه السلام غیر از این دو حرف هیچ چیز نمیداند. امام زمانعلیه السلام که ظهور کند، 25 حرف دیگر باز میشود و در جامعه ظهور و بروز پیدا کرده، گسترش و حاکمیت مییابد. این همه ابواب علمی که در زمینههای مختلف در دنیاست و همواره به سرعت در حال سیر تکاملی است خدا میداند که تا زمان ظهور امام عصرعلیه السلام چه مقدار توسعه و تنوع پیدا خواهد کرد که همه به منزله دو حرف از بیست و هفت حرف است و 25 حرف دیگر در عصر دولت امام زمانعلیه السلام باز میشود؛ یعنی بشر ظرفیت علمیاش به کمال میرسد، به آن جایگاه رفیعی که از نظر علمی و معرفتی میتواند به آن دست یابد میرسد. تمام مردم، همه چیز را میفهمند، وقتی همه چیز را بفهمند مطمئناً همه مشکلات هم حل میشود، آن هم فهم درست و دقیق و بیغلط و بیاشتباه که از سرچشمه صاف و زلالی که با دست الهی بر سر بندگان خدا کشیده شده، در وجود انسانها تبلور پیدا میکند.
این وضعیتی است که درباره عقاید، افکار، اندیشه، عقول، ادیان و علوم در عصر حاکمیت امام زمانعلیه السلام در روایات راجع به آن بحث شده، امیدواریم که خداوند بر ما منّت نهد، ما را در جهت تطبیق خودمان با آنچه که امام زمانعلیه السلام ظهور پیدا میکند و آن را میخواهد حاکم کند، توفیقات لازم را نصیب همه ما بفرماید.
جامعهای که منتظر ظهور امام زمان است، جامعه علمی، جامعه عقلی، جامعه دیانت و تقوا است، جامعه آگاهی است، این چیزی است که رسالت امام زمانعلیه السلام است. وقتی آمد باید این را به کمال برساند. جامعه منتظر ظهور امام زمانعلیه السلام در عصر غیبت باید در همین جهت تلاش کند تا شایستگی و صلاحیت انتظار فرج امام زمانعلیه السلام را پیدا کند، ان شاء اللَّه.
1) 178. بحارالانوار: 52/336.
در قسمت گذشته پیرامون رشد عقلی و فکری و دینی مردم در عصر حاکمیت امام زمانعلیه السلام صحبت کردیم. در این قسمت راجع به حاکمیت عدل در حکومت امام زمانعلیه السلام بحث میکنیم. بر حسب آیات قرآن، یکی از اهداف همه انبیاء علیهم السلام اجرای عدالت در جامعه بشری است:
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَأَنزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالْقِسْطِ»؛(1)«ما همه پیامبرانمان را با بینات و معجزات و کتاب فرستادیم تا بشریت قیام به قسط و عدالت کند».
مفهوم آیه این است که یکی از رسالتهای همه انبیا، اجرای عدالت بوده است. عدل به عنوان یکی از گرایشات فطری بشر است، همه انسانها به حکم عقل و شرع و نیز به حکم فطرت، طرفدار عدل و مأمور به پذیرش عدلند. امام زمانعلیه السلام که عهدهدار تحقق اهداف همه انبیاء و عصاره رسالت همه پیامبران و امامان است، باید عدل الهی را برای همه بندگان خدا در زمین پیاده کند. به همین خاطر، حکومت امام زمانعلیه السلام را حکومت عدل جهانی امام زمانعلیه السلام مینامیم. پس، مهمترین رسالت امام زمانعلیه السلام پیاده کردن عدل در سراسر عالم است.
حال چگونه امام زمانعلیه السلام موفّق میشود که عدل را پیاده کند؟ میدانیم که انبیای الهی و امامان مظلوم و معصوم ما موفق نشدند آنگونه که رسالت داشتند در قلمرو حاکمیت خود عدل را پیاده کنند. امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعلیه السلام با آنکه همه
1) 179. سوره حدید، آیه 25.
تلاش خود را پیرامون پیاده کردن عدل صرف کرده است امّا کشته عدالت شد، به تعبیر آن نویسنده مسیحی «قتل فی المحراب لشدة عدله؛ امیرالمؤمنینعلیه السلام را در محراب عبادت کشتند برای اینکه میخواست عدل را پیاده کند»؛ یعنی او هدفش عدل بود ولی جامعهای که امیرالمؤمنینعلیه السلام در آن حاکم بود متأسفانه از پذیرش عدل سرباز زد و امام عادل خود را در محراب عبادت به خون کشید. بقیه امامان هم نتوانستند آنگونه که رسالت داشتند عدل را پیاده کنند. برای اینکه بدانیم امام زمانعلیه السلام چگونه موفق میشود، باید بدانیم که موانع اجرای عدالت چیست؟
مانع اوّل: امام زمانعلیه السلام حاکمان و ستمگران حاکم و مال اندوزان و سلطه جویان قدرتمند را که در طول تاریخ و در زمان انبیاء و امامان، مانع اجرای عدالت بودند و عدل را به نفع خود نمیدانستند و با قدرتی که داشتند انبیای عظام و امامان عادل را منزوی مینمودند و از صحنه حاکمیت خارج میکردند و یا به شهادت میرساندند، همه آنها را از پیش پا بر میدارد.
مانع دوّم: متأسفانه به دلیل حاکمیت آن حاکمان جور و فساد، فرهنگ جامعه به گونهای رشد نکرده بود که عدل را به هر قیمتی که باشد بپذیرد؛ یعنی جامعه آن روز این آمادگی را پیدا نکرده بود که پذیرای عدالت باشد امّا جامعه امام زمانعلیه السلام با جوامع گذشته فرق میکند. راجع به پیروزی امام زمانعلیه السلام در همه عالم بحث کردیم؛ یعنی چون امام زمان قدرت جهانی پیدا میکند، همه سلطه گران را نابود میکند، ظالمین را از بین میبرد، حکومتهای جور و ستم را بر میدارد و به جای آنها حکومت الهی را حاکم میکند، بنابراین مانع بزرگ عدالت که حکام جور و ستم هستند برداشته میشود و فرهنگ مردم شرقی میشود. در بحث گذشته هم گفتم به دلیل رشد عقلی، فکری و عقیدتی و یکپارچه شدن همه مردم در پیروی از اسلام، زمینه فرهنگی جامعه هم برای پذیرش عدالت آماده میشود. این است که
امام زمانعلیه السلام موفق میشود عدل را در سراسر دنیا پیاده کند. حال نمونه روایاتی که در ارتباط با این موضوع است را خدمتتان میگویم. نکتهای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که در تمام زمین و درتمام زمینهها و عرصهها عدل حاکم میشود. آنچه از روایات و آیات قرآن کریم استفاده میشود، کل عالم قلمرو حکومت امام زمانعلیه السلام است؛ «یملأ اللَّه الأرض قسطاً وعدلاً؛ تمام زمین پر از عدل و داد میشود»؛ یعنی در همه گستره و نقاط جغرافیایی کره زمین، عدل حاکم میشود.
در ابعاد مختلف عدالت هم نکاتی است که امام زمانعلیه السلام فقط در بعد اقتصادی عدل را اجرا نمیکند بلکه در زمینههای اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی عدالت حاکم میگردد و با تعریفی که از عدل شده است، میتوانیم همین نتیجه را بگیریم.
درباره تعریف عدل فرمودند: «وضع کل شیء فی موضعه» یک تعریف عدل این است که هر چیز را به جای خود نهادن، این تعریف شامل همه امور میگردد، حتی عزل و نصبها در منصبها، آدمهای شایسته در هرنقطه که صلاحیت و شایستگی را داشته باشند را فرا میگیرد، آدمهای نالایق قطعاً در پست و مقام کلیدی قرار نمیگیرند. هر شیء باید در موضع خود باشد.
در تعریف دیگر عدل و عدالت فرمودند: «اعطاء کل ذی حقّ حقهّ». حق هر کسی را به او دادن، با این دو تعریفی که از عدل میشود، میتوان نتیجه گرفت که عدل تنها در زمینه اقتصادی نیست بلکه در همه زمینهها، دنیا را پر از عدل و داد میکند.
حال به احادیثی در این زمینه توجه فرمایید.از قول نبی اکرم اسلامصلی الله علیه وآله است که فرمود: «أبشّرکم بالمهدیّ یبعث فی أمّتی علی اختلاف من الناس وزلازل فیملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجوراً، یرضی عنه ساکن السماء وساکن الأرض، یقسّم المال
صحاحاً. فقال له رجل: وما صحاحاً؟ قال: السویّة بین الناس؛(1)شما را مژده میدهم به آمدن مهدیعلیه السلام در میان امّت من در یک موقعیت بحرانی، از اختلاف مردم و سختیهایی که حاکم است، حضرت مهدیعلیه السلام ظهور میکند و زمین را پر از عدل و داد میکند همچنان که قبل از ظهورش دنیا پر از ظلم و جور بوده است. تمام ساکنان آسمان و زمین با حکومت امام زمانعلیه السلام خشنود میشوند و آن دارایی و ثروت را به صورت صحاح تقسیم میکند. مردی پرسید: منظور از صحاح چیست؟ فرمود: بین مردم امکانات اقتصادی را به صورت مساوی تقسیم میکند». به تعبیر امروزی توزیع عادلانه ثروت در میان همه مردم زمین و امّت پیغمبر که در آن عصر زندگی میکنند. دلهایشان به وسیله چنین حکومتی پر از ثروت و غنائم میشود یعنی هیچگونه احساس نیاز و فقر نمیکنند و عدل امام زمانعلیه السلام همه امّت پیغمبر را شامل میشود.
با عنایت به این حدیث شریف، در آن عصر، عدل همه زمین را فرا میگیرد و جهان پر از عدل و داد میشود.
در روایتی حضرت ام سلمه که از بهترین زنان پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله بود میگوید: من از رسول خدا شنیدم که در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام به قدری عدالت گسترش پیدا میکند که آنهایی که زنده هستند میگویند ای کاش! آنهایی که از دنیا رفتند زنده میشدند و این فضای عادلانه را درک میکردند و از این عدالت بهرهمند میگردیدند.(2)
از قول امام صادقعلیه السلام نقل شده که میفرماید: «أما واللَّه لیدخلن علیهم عدله جوف بیوتهم کما یدخل الحر والقر... أول ما یظهر القائم من العدل أن ینادی منادیه أن یسلم صاحب النافلة لصاحب الفریضة الحجر الأسود والطواف»؛(3)به خدا قسم! عدالت به همه جا نفوذ پیدا میکند، همچنان که سرما و گرما داخل خانهها میرود، عدالت هم داخل خانهها نفوذ میکند؛ یعنی کسی جلوی عدالت امام زمانعلیه السلام را نمیتواند بگیرد. چطور سرما و گرما به داخل خانهها نفوذ میکند، میگوید سطح جامعه،
داخل خانه و خانواده همه تحت تأثیر فرهنگ امام زمانعلیه السلام و تحت پوشش عدل قرار میگیرند. پس در دنیایی که به دلیل ظلم و ستم، همه جا نگرانی ظلم و ستم و تبعیض، فقر و محرومیت، فشار روحی و روانی حاکم بود، برداشته میشود و عدل به جایش حاکم میشود، ناراحتی از بین میرود و امنیت به جایش میآید. نتیجه حاکمیت عدالت، امنیت است.
در ادامه حدیث امام صادقعلیه السلام میفرماید: «أول ما یظهر القائم من العدل أن ینادی منادیه أن یسلم صاحب النافلة لصاحب الفریضة الحجر الأسود والطواف»؛(1)اوّل چیزی که به عنوان مظهر عدالت امام زمانعلیه السلام است اینکه جمعیت وقتی برای عمل حج به مکّه میروند، به خاطر زیادی جمعیت عمل طواف بیت اللَّه الحرام و نماز طواف پشت مقام ابراهیم و استلام حجر یکی از مشکلات حجاج میشود و امام زمانعلیه السلام به منادی دستور میدهد که ندا کند، آنهایی که میخواهند طواف مستحبی و استلام حجر انجام بدهند از صحنه کنار بروند و به جای آنها آدمهایی که طواف واجب دارند بیایند طواف کنند. و صحنه باید به گونهای باشد که حق هر کسی در جایگاه خودش به او برسد، حتی در ارتباط با عمل حج و طواف، منادی میگوید، آنهایی که حج مستحبی انجام میدهند کنار بروند، کسانی که طواف واجب دارند، بیایند. اینجور صحنه عدل همه جا را شامل میشود.
باز در حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعلیه السلام است که میفرماید: «ولا مظلمة لأحد من الناس إلّا ردها ولا یقتل منهم عبدا إلّا أدی ثمنه دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلی أَهْلِهِ ولا یقتل إلّا قضی عنه دینه والحق عیاله فی العطاء حتی یملأ الأرض قسطاً وعدلا کما ملئت ظلماً وجوراً»؛(2)بر عهده کسی در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام مظلمه نیست مگر اینکه روشن میکنند؛ یعنی همه از هم رضایت میگیرند و حق هیچ کس بر گردن دیگری نیست. الآن چه کسی میتواند این ادعا را بکند که ذمه هیچ کس به گردنش نیست و بگوید من به احدی بدهکار نیستم، نه در اخلاق و نه در مسائل مالی، نه
غیبت کسی را کردم، نه به کسی تهمت زدم، نه آبروی کسی را بردم، نه مال کسی را خوردم؟ آدمی که بخواهد چنین ادعایی بکند کیست؟
در زمان امام زمانعلیه السلام همه میتوانند چنین ادعایی بکنند، چون هر کسی هر حقی در گردن او هست نسبت به دیگری ادا میکند و مظلمه را رد میکند. هیچ بندهای کشته نمیشود مگر اینکه دیهاش را میگیرند، یعنی دیه افرادی را که کشته شدند همه پرداخت میشود و با زور و قلدری و مسائل دیگر، حق خون هیچ کس ضایع نمیشود و حق عیال و خانواده او ادا میشود.
خلاصه حدیث این است که میگوید در دنیا هیچ ظلمی تحقق پیدا نمی کند، چون امام زمانعلیه السلام ظالم را یا اصلاح میکند یا از بین میبرد. به قدرت الهی فرهنگ جامعه عدلپذیر میشود. چون عدل کردن مشکل است امّا عدل پذیرفتن مشکلتر از آن است، آنهایی که بعد از کشته شدن عثمان به خانه حضرت علیعلیه السلام هجوم آوردند که باید خلافت را بپذیری و غیر از تو، هیچ کسی شایسته نیست، امّا پس از پذیرش امام، همانهایی که بیشترین شعار را میدادند بیشترین مخالفت را کردند چون دیدند امیرالمؤمنینعلیه السلام عدالت را بدون ملاحظه اجرا میکند و نتوانستند تحمل کنند و لذا با او مخالفت کردند. امّا در زمان امام زمانعلیه السلام اینگونه نیست، عدل همه جا را خواهد گرفت و برای آنکه ما بتوانیم ان شاء اللَّه زمینه پذیرش عدل الهی را در زمان امام زمانعلیه السلام در خود فراهم کنیم، باید روحیه عدالت پذیری را در خود تقویت کنیم.
باید خودمان را در آن جهتی که جزو اهداف حکومت امام زمانعلیه السلام است تربیت نماییم. و خود را در همان جهتی که رضایت و هدف اوست، آماده کنیم. خداوند به لطف خویش و به دعای امام زمانعلیه السلام و دعاهای همه دعا کنندگان که مستجاب الدعوة هستند پرده از رخسار عزیز زهراعلیها السلام بردارد و انتظار عالم اسلام و بشریت را پایان بدهد و حکومت امام زمانعلیه السلام را در دنیا ظاهر گرداند و همه عالم را از عدل امام زمانعلیه السلام برخوردار بفرماید. ان شاء اللَّه.
یکی از مسائلی که در زندگی اجتماعی انسان به عنوان مشکلات جامعه بشری هست، پایین بودن سطح فکر و فرهنگ عمومی است. معمولاً جوامع بشری در ارتباطات اجتماعی و زندگی شهری و اجتماعی خود باید بر اساس موازین و فرهنگهای عمومی عمل کند تا موجب پیدایش مشکلات و پدید آمدن سختیها برای خود و جامعه نشود. هر جامعهای که از نظر رشد فکری و فرهنگ عمومی پیشرفته باشد، میتواند از رفاه اجتماعی بشری برخوردار باشد.
از روایات استفاده میشود که وقتی امام زمانعلیه السلام ظهور کند جامعه بشری ازنظر فرهنگ عمومی به حد اعلای رشد خود میرسد و فساد و مشکلات عمومی که از رهگذر عدم حاکمیت فرهنگ صحیح و عدم رعایت آداب اجتماعی پدید میآید، ریشهکن میشود و همه آن مشکلات از جامعه رخت بر میبندد، به این دلیل که مردم از نظر ادب و فرهنگ و روابط صحیح اجتماعی، به رشد کامل خود میرسند زیرا از نظر فرهنگ و آداب اجتماعی به کمال رسیده، در نتیجه مشکلاتی که به خاطر ضعف فرهنگ و آداب اجتماعی دامنگیر جامعه میشود آن مشکلات از بین خواهد رفت. مردم نسبت به همدیگر انس و الفت پیدا میکنند، در دلهای مردم نسبت به همدیگر کینه و کدورت وجود ندارد، در روایتی از رسول اکرمصلی الله علیه وآله وارد شده که فرمود: در عصر حاکمیت مهدیعلیه السلام کینهها و دشمنیها از دلهای مردم نسبت به یکدیگر خالی میشود؛ یعنی مردم دلهایشان نسبت به همدیگر انس و الفت پیدا میکند و طبیعی است که چنین جامعهای زندگی لذت بخشی دارد. در روایتی دیگر
نیز وارد شده که انسانها نسبت به یکدیگر صداقت کامل دارند، هیچگاه درصدد بر نمیآیند که حقایق را از هم بپوشانند و واقعیات را از هم دریغ نمایند و به یکدیگر دروغ بگویند، بلکه در حقیقت، واقعیات را برای هم مطرح میکنند. روایت از قول رسول گرامی اسلامصلی الله علیه وآله است که میفرمایند: «به یمحق اللَّه الکذب ویذهب الزمان الکلب به یخرج ذلّ الرقّ من أعناقکم»؛(1)با وجود امام زمانعلیه السلام، خداوند دروغ را از بین میبرد و نابود میکند؛ یعنی درعصر حاکمیت امام زمانعلیه السلام دروغ وجود ندارد که کسی خبری به ما بگوید و ما او را نشناسیم و از عدالت او اطلاع نداشته باشیم، بر خلاف عصر حاضر که اصولاً به حرف افراد نا آشنا اعتماد نمیکنیم چون احتمال میدهیم که به ما دروغ گفته باشد امّا در عصر امام زمانعلیه السلام بر حسب این روایت، خداوند، دروغ را نابود میکند و مردم به یکدیگر دروغ نمیگویند. روزگار سختی به سر میآید، بردگی و ذلّتی که در روزگار عسرت و سختی و اسارت در گردن انسانها هست آن ذلت و خواری و بردگی از گردن انسانها برداشته میشود و انسانها آزاد میشوند. روزگاری که انسانها به دلیل عدم صداقت نسبت به یکدیگر بر خودشان سخت میکنند با رعایت صداقت و مودّت و دوستی و انس و الفت، آن روزگار روزگار آسانی خواهد شد و سختی از بین خواهد رفت.
در روایت دیگری میفرماید: مردم، به دلیل رشد فکری و اخلاقی، اصول اجتماعی را کاملاً رعایت میکنند. امام عصرعلیه السلام و کارگزاران نظام مقدسش مردم را به رعایت اصول اجتماعی فرا میخوانند؛ یعنی ادب اجتماعی را در مردم ایجاد میکنند. امام کاظمعلیه السلام میفرماید: «إذا قامَ قائمنا، قال یا معشر الفرسان سیروا فی وسط الطریق ویا معشر الرجاله سیروا علی جنبی الطریق فإنّما فارس أخذ علی جنبی الطریق فاصاب رجلاً عیب الزمناه الدیه وربّما رجل أخذنی وسط الطریق فاصابه عیب فلا دیة له»؛(2)
امام زمانعلیه السلام اعلام میکند که ای گروه سواران! از وسط راه عبور کنید و ای گروه پیادگان! از دو طرف خیابان عبور کنید؛ یعنی به اصطلاح ما از پیاده روی دو طرف خیابان عبور کنید. در حقیقت یک ادب اجتماعی را به مردم تعلیم میدهد و از مردم میخواهد آن را رعایت بکنند. به سواران میگوید عبور کنید؛ یعنی نظم اجتماعی را باید رعایت کنید. اگر سواری از پیاده رو عبور کند و آسیبی به کسی بزند او را مجبور به پرداخت دیه میکنند و اگر پیادهای از وسط خیابان راه برود یعنی رعایت اصول آمد و شد را نکند و در نتیجه آسیبی ببیند و تصادفی رخ دهد دیه ندارد؛ زیرا قوانین آمد و شدی که امام زمانعلیه السلام وضع کرده است را رعایت نکرده و هر کس که قوانین مصوب را رعایت نکند مجرم است، به این دلیل که رعایت قانون مصوب امام زمانعلیه السلام واجب است.
این حدیث بیانگر رشد اجتماعی جامعه عصر امام زمانعلیه السلام است. طبیعی است که این یک نمونه است و در بقیه زمینههای اجتماعی، تمام دستورات اخلاقی و اجتماعی را امام زمانعلیه السلام به جامعه خود تعلیم میدهد و از عموم مردم انتظار رعایت آن را دارد و طبعاً اگر چنانچه کسی آن معیار و مقررات را زیر پا بگذارد و طبق قانون مصوبی که در عصر حاکمیت امام زمانعلیه السلام است عمل نکند، حقوق خود را هدر میدهد.
در حدیث دیگری ابابصیر از قول امام باقرعلیه السلام نقل کرده است که نابسامانیهای اجتماعی و هرج و مرجهای عمومی، عدم رعایت نزاکت و رفتار اجتماعی همه را اصلاح میکند. این حدیث به دو نکته میپردازد که اکنون نیز جزو مبتلابه مردم است. امام باقرعلیه السلام میفرماید: «ویسد کل کوة إلی الطریق وکل جناح وکنیف ومیزاب إلی الطریق»؛(1)امام زمانعلیه السلام همه کوچههای باریکی را که به خیابان منتهی میشود اصلاح میکند و چاههای فاضلاب و ناودانهایی که در مسیر آدمها، قرار میگیرد را اصلاح میکند.
اینها اموری اجتماعی است. جامعهای که از نظر آداب اجتماعی، منضبط نباشد
1) 187. بحارالانوار: 52/333.
آبهای فاضلاب حیاط خود را به کوچه و خیابان عبور میدهد و باعث دردسر اجتماعی و مزاحمت عابرین و همسایهها میشود.
اینها به عنوان نمونهای است که در حدیث آمده و منظور این است که امام زمانعلیه السلام آداب و رفتار اجتماعی را درجامعه تنظیم میکند. حتی اگر کوچهای تنگ و باریک باشد که رفت و آمد مردم در آن دچار اشکال است، آن را اصلاح میکند خیابانها را تنظیم میکند، آداب رفت و آمد را در جامعه سامان میدهد که از کجا عبور کنند، مشکلات شهرنشینی را برای مردم حل میکند، دیگر مردم از عدم رعایت ضوابط شهرنشینی رنج نمیبرند، حتی به صورت نمونه میفرماید که اینها بیانگر این است که در تمام سطوح اجتماعی و زندگی شهر نشینی اصلاحاتی به عمل میآید که جامعه، یک جامعه سالم خواهد شد، از یکدیگر رنج نمیبرند، در دلها کدورتی از همدیگر باقی نمیماند، هیچ کس حقش ضایع نمیشود، قوانین اجتماعی که حق بین دولت و ملت است دقیقاً رعایت میشود.
پس منظور از این روایات این است که چه از نظر رابطه قلبی و چه از نظر روابط اجتماعی میان انسانها، با یکدیگر اصلاح میشود، کدورتها از دل کنار میرود، مردم قلباً نسبت به هم انس و الفت پیدا میکنند، از نظر روابط اجتماعی دقیقاً روابط آنها رابطهای درست خواهد شد، در نتیجه آن جدایی که در جهان فعلی، بین مردم حاکم است را اصلاح میکند. مردم با رغبت قوانینی که دولت برای آنها تنظیم کرده را به کار میبندند.
به عنوان حسن ختام این بحث حدیث دیگری را تقدیم حضورتان میکنم. امام باقرعلیه السلام میفرماید: «إذا قام قائما یخرج الناس خراجهم علی رقابهم إلی المهدی ویوسع اللَّه علی شیعتنا ولو لا ما یدرکهم من السعادة»؛(1)وقتی امام زمانعلیه السلام ظهور کند، مردم
1) 188. بحارالانوار: 52/345.
مالیاتهایشان را خودشان بر میدارند و به دوش میکشند و به دولت امام زمانعلیه السلام تحویل میدهند و با رعایت اینگونه روابط سالم اقتصادی بین دولت و ملت، موجب میشود شیعیان ما در رفاه و آسایش قرار بگیرند به قدری که در شرایط عادی و در جوامع غیر الهی، چنین رفاه اقتصادی موجب سرکشی مردم میشد.
الآن اگر دقت بکنیم، اگر افرادی یا خانوادهای، یا جامعهای که از نظر اقتصادی در رفاه و آرامش باشند متأسفانه از این موقعیت خود سوء استفاده میکنند و منحرف میشوند.
به طور کلی، یکی از مسائل اساسی که جامعه بشری و دولتهای عالَم به آن متکی هستند، مالیاتهایی است که ملّت باید به دولت پرداخت کند و معمولاً از جمله مشکلات اقتصادی، مشکل جمعآوری و ممیزی مالیات است و در این زمینه مقررات و قوانین، همیشه دچار نقص و نقض و ابهام میباشد. هم ممیزین مالیات، دچار مشکل هستند هم مؤدّیان مالیات در جامعه دچار مشکل هستند. تشخیص اینکه مالیات این مؤدّی به واقع چقدر است، کار بسیار دشواری است و اگر چنانچه جامعهای متکی به مالیات باشد و مالیات به خوبی پرداخت نشود از نظر اقتصادی دچار مشکل میشود و هر جامعهای که قوانین مالیاتیشان قوانین درستی باشد و جامعه، ارتباط مالیاتیاش با دولت، ارتباط صحیحی باشد معمولاً دچار مشکل نمیشود و میتواند جنبه اقتصادی خود را قوی کند و مشکلات جاری و عمرانی دولت خود را تأمین کند.
حالا این نکته را به عنوان رابطه صحیح دولت و ملت میخواهم از این حدیث استفاده کنم.
میفرماید: در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام مؤدّیان مالیات؛ یعنی مردم، خودشان مالیاتهایشان را به دوش میکشند و تحویل دولت امام زمانعلیه السلام میدهند و در نتیجه پرداخت صحیح و کامل مالیات مردم به دولت، دولت از نظر اقتصادی تقویت
میشود و جامعه را از نظر اقتصادی به جلو میبرد و آباد میکند. به قدری رفاه و آسایش در جامعه زیاد میشود که اگر لطف خدا نبود موجب میشد که مردم از مسیر سعادت منحرف شوند و طغیان کنند. به تعبیر قرآن کریم، وقتی انسان احساس کند که بینیاز شده سر به طغیان برمیدارد: «إِنَّ الْإِنسانَ لَیَطْغی * أَن رَآهُ اسْتَغْنی ؛(1)«انسان وقتی خودش را غنی و بینیاز و مرفه ببیند که هیچ مشکلی ندارد و ظاهراً به کسی محتاج نیست، طغیان میکند».
امّا در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام مردم از نظر اقتصادی قدرت و توان بالایی پیدا میکنند و گشایش و آسایش و وسعت مادی پیدا میکنند امّا منحرف نشده، طغیان و سرکشی نمیکنند؛ زیرا در حکومتی زندگی میکنند که خود، عنایت خداست و در رأس حکومتش امام عادل را دارند. کارگزاران این امام هم، کارگزاران عادل هستند؛ هم از نظر فکری و هم از نظر فرهنگی اصلاح میشوند، وقتی اصلاح شدند، نه رفاه اجتماعی و نه رفاه اقتصادی و نه تکامل علمی، هیچ کدام موجب این نمیشود که انسان از مسیر عدالت و تقوا خارج شود و طغیان پیشه کند.
این دورنمایی است از عصر ظهور که خداوند ان شاء اللَّه به زودی زود، ما را از دولت عالمی امام زمانعلیه السلام برخوردار بفرماید.
«اَللَّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلی طاعَتِکَ، وَالْقادَةِ إِلی سَبِیلِکَ، وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ».(2)
به دنبال بحث پیرامون وضعیت دوران حاکمیت امام عصرعلیه السلام در این قسمت درباره نعمت امنیت عمومی در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام مطالبی را تقدیم حضور شما میکنم. نعمت امنیت از مهمترین نعمتهای الهی برای بشر است.
در حدیث شریفی وارد است که «نعمتان مجهولتان الصّحة والامان» دو نعمت است که قدر آن مجهول است در حالی که بیاندازه ارزش دارد؛ یکی نعمت عافیت و صحت و سلامت است و دیگری نعمت امنیت و آرامش. نعمت امنیت از نعمت سلامتی هم بالاتر است، اگر انسان از نظر جسمی سلامت کامل داشته باشد امّا از نظر روحی و روانی در امنیت نباشد، آن سلامت هم نمیتواند برای او نافع باشد. یکی ازمهمترین مسائلی که جامعه بشری امروزه از آن رنج میبرد ناامنی است، در جوامع بشری امروز، ناامنی در جاهای متعددی حاکم است، به گونهای که انسانها در خانه خود هم احساس ناامنی میکنند. جنگها و خونریزیها و تجاوزها و عادت به تهدید نظامی و موشکهای قاره پیمای دارای کلاهکهای هستهای، ارعاب و تهدیدها و تجاوزهایی که توسط ابرقدرتهای مسلح در دنیا وجود دارد، ماهوارههای جاسوسی و... نعمت امنیت را متزلزل کرده است. رفتار نابخردانه بعضی از انسانها هم در جوامع کوچک و بزرگ موجب سلب آرامش جامعه شده است. اشاعه فحشا و منکرات، امنیت اخلاقی را به هم زده است، آدمرباییها یکی از مسائلی است که در دنیای پیشرفته جزء ابتلائات است. از نظر تهاجم به فرهنگ و عقاید و آزادیهای جامعه بشری، امروز کسی احساس آرامش ندارد؛ بنابراین
یکی از مهمترین مسائلی که در دوران حاکمیت قدرتهای باطل، بشر به آن مبتلا میشود، ناامنی و وحشت است و به وجود حاکمیت امام زمانعلیه السلام این وحشت از بین میرود و به جای آن آرامش و امنیت و آسایش حاکم میشود.
این وعده خداست که در آیه شریفه میفرماید: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ»؛ خدا به شما مؤمنان و کسانی که دارای کردار شایسته هستید وعده داده است و در دنباله آیه شریفه میفرماید: «وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»(1)بعد از دوران حاکمیت خوف و وحشت و نا امنیها، به واسطه وجود مبارک امام زمانعلیه السلام خداوند، امنیت و آرامش را در جامعه حاکم میکند. بر اساس آیات و روایات، عصر حکومت امام زمانعلیه السلام عصر امنیت عمومی است. به یکی از این آیات بر اساس نقلی که از امام صادقعلیه السلام شده است اشاره میکنم. علاوه بر آیه قبلی که در ارتباط با امنیت مطرح کردم، راوی میگوید: در محضر امام صادقعلیه السلام بودیم، ابوحنیفه وارد شد، امام صادقعلیه السلام رو به او کرد و فرمود: چه میگویی درباره مفهوم این آیه: «سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَأَیّاماً آمِنِینَ»؛(2)«سیر کنید در زمین، شبها و روزها در حالی که در امنیت هستید» منظور چیست و کجاست؟
ابوحنیفه گفت: ظاهراً این در ارتباط با راههایی است که به مکّه منتهی میشود و این امنیت در این راهها وجود دارد. امام صادقعلیه السلام فرمود: پس این همه ناامنیها و راهزنیها و غارتهایی را که متوجه مسافران و زائران بیت اللَّه الحرام میشود چیست؟
ابوحنیفه پاسخی نداشت. سپس امامعلیه السلام فرمود: درباره این آیه شریفه که میفرماید: «وَمَن دَخَلَهُ کانَ آمِناً» معنی آن چیست و درباره چیست؟
ابوحنیفه گفت: این آیه ظاهراً درباره بیت اللَّه الحرام است. امام صادقعلیه السلام فرمود:
آیا حجاج بن یوسف نبوده که برای دستگیری عبداللَّه بن زبیر خانه کعبه را به منجنیق بست و تخریب کرد و عبداللَّه بن زبیر را در آنجا کشت؟ باز ابوحنیفه سکوت کرد. راوی میگوید: وقتی ابوحنیفه از مجلس بیرون رفت، ابابکر خزرمی به امام صادقعلیه السلام گفت: یابن رسول اللَّه! جانم فدای شما باد، منظور از این آیه چیست؟
حضرت فرمود: منظور از امنیتی که در آیه آمده، امنیتی است که در دوران حاکمیت امام زمانعلیه السلام در دنیا و در قلمرو حاکمیت او که کل دنیاست، ایجاد میشود.(1)پس میبینیم بر حسب تفسیر امام صادقعلیه السلام در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام عموم بشر در تمام عالم، در آرامش خاطر و امنیت کامل هستند.
به دلالت روایات نیز روایات فراوانی داریم که به بعضی از آنها اشاره میکنم. یکی از چیزهایی که جزو ضروریات است تأمین امنیت راههاست. ارتباطات انسانها از یک نقطه جغرافیایی به نقطه دیگر اجتنابناپذیر است، لذا امنیت راهها بسیار ضروری و مهم است. راوی میگوید: ما الآن در زمان خوبی هستیم. دیگر چرا آرزوی عصر حکومت امام زمانعلیه السلام را داشته باشیم؟
امام صادقعلیه السلام به او فرمود: «أ ما تحبّ أن یظهر العدل ویأمن السبل وینصف المظلوم؛(2)آیا تو آرزو نداری که عدل شکوفا شود و همه جا را بگیرد و امنیت در همه راهها، حاکم شود و مظلومین به حقوق خود برسند»؛ یعنی در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام عدل و انصاف و امنیت همه جامعه را شامل خواهد شد.
در روایت دیگری امام باقرعلیه السلام میفرماید: «یقاتلون وللَّه حتّی یوحَد للَّه ولا یشرکَ به شیئاً و حتی تخرج العجوز الضعیفة من المشرق ترید المغرب ولا ینهاها أحد».(3)جهادی که در عصر امام زمانعلیه السلام تحقق پیدا میکند موجب میشود که همه خداپرست شوند
و هیچ کسی شرک به خدا نمیورزد و امنیت همه جا سایهاش حاکم میشود. به گونهای که اگر پیرزن عاجز و ضعیفی اراده کند که از شرق دنیا به غرب دنیا برود میتواند و در امنیت کامل است و کسی متعرض او نمیشود، و کاری به کارش ندارد.
روایت دیگری از علی بن ابی طالبعلیه السلام که میفرماید: «واصطلحت السباع والبهائم حتی تمشی المرأة بین العراق إلی الشام لا تضع قدمیها إلّا علی النبات وعلی رأسها زبیلها لا یهیجها سبع ولاتخافه؛(1)درندگان اصلاح میشوند حال این درندگان، آیا همین بهائم است حیوانات و سبع، درندگان بیابانند؟ البته این معنی شاید به صورت مجازی هم باشد؛ یعنی انسان هایی که خلق و خوی درندگی دارند اصلاح میشوند. درندگان و چارپان هم اصلاح میشوند. چرا که امام زمانعلیه السلام ولایت الهی دارد و در آنها تصرف میکند. به گونهای که زنی (ظاهراً منظور زن جوان است) از عراق حرکت میکند و به سمت شام میرود و بر روی سبزههای زمین حرکت میکند؛ یعنی بیابان سبز و خرم میشود، متاعها و اثاثیه خودش را بر سرش میگیرد و به شام میرود و هیچ کس هم متعرض او نمیشود و او از احدی وحشت ندارد.
یعنی اگر یک زن از یک نقطه دنیا به نقطه دیگر دنیا برود، آنچنان فهم، درایت و تقوای انسانها بالا میرود که هیچ کس متعرض او نمیشود. چنین امنیتی در دنیا سابقه ندارد.
در راویت دیگر از ابن عباس است که رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «حتّی یأمن الشاة والذئب والبقرة والأسد والإنسان والحیّة وحتّی لا تقرض فأرة جراباً»؛(2)مفهوم این حدیث خیلی مهم است، میگوید: درندگان به گونهای اصلاح میشوند که خلق و خوی درندگی از آنان گرفته میشود، در آن شرایط گوسفند در امنیت است، گرگ در امنیت است، این تنازع بقایی که در دنیا حاکم است از بین میرود و گوسفندی که مظلوم است و نمیتواند در برابر گرگ از خودش دفاع کند در امنیت کامل است گرگ هم دربرابر درنده قویتر از خودش در امنیت است، شیر و گاو که دشمن مقابل
همدیگرند در امنیت هستند، انسان از مار که گزنده و زهرآگین است در امنیت است، حتی موشها هم به انبارها حمله نمیکنند و آن را نمیجوند.
یعنی با وضعی که پیش میآید و با عنایتی که خدا به امام زمانعلیه السلام دارد، عالم به طور کلی اصلاح میشود.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «إذا قام القائم حکم بالعدل وارتفع فی ایّامه الجور وأمنت به السبیل؛(1)هنگامیکه حضرت قائم قیام کند به عدالت حکومت میکند و در دوران او ستم از بین میرود وراهها امن میگردد».
در روایت دیگر است که شیطان رجیم به دست امام زمانعلیه السلام کشته میشود؛ یعنی شیطانی که باعث اغوا و انحراف بشر است از بین میرود. بنابراین میبینیم که از جهات مختلف، امنیت عمومی در جامعه بشری و در عالم بهائم و درندگان در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام حاکم خواهد شد.
ما باید به عنوان منتظران ظهور امام زمانعلیه السلام جامعه و اخلاق و افکار و محیط زندگیمان را به گونهای امنیت ببخشیم و اصلاح کنیم تا ان شاء اللَّه بتوانیم لیاقت پیدا کنیم در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام در آن جامعهای که مأمن و محل امن همه است عضویت دولت جهانی امام زمانعلیه السلام را داشته باشیم.
آمین یا رب العالمین
1) 198. بحارالانوار: 52/338.
در این قسمت پیرامون موضوع دیگری در ارتباط با وضعیت زمان ظهور و دوران حکومت سراسر نور امام زمانعلیه السلام بحث میکنم و آن، در باب فراوانی نعمت و احساس غنا و بی نیازی مردم است.
در روایات و آیات قرآن کریم، رابطه تنگاتنگی بین مسائل مادی و نعمتها با گناه و معصیتها احساس میکنیم؛ یعنی از بعضی روایات و آیات بر میآید که بر اثر وجود گناه و معصیت مردم و نیز حاکمیتی که در زمین حاکم میشود با فراوانی یا کمبود نعمتها و فقر، ارتباط مستقیم وجود دارد.
در آیهای از قرآن کریم میفرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَکاتٍ مِنَ السَّمآءِ وَالأَْرْضِ»؛(1)«و اگر چنانچه اهل آبادی یا یک جامعه ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند و گناه و معصیت نکنند همانا برای آنها درهای برکات خودمان از آسمان و زمین را میگشاییم».
هر خیر و برکتی که تصور شود یا از آسمان است و یا از زمین، حال این برکات، برکات مادی یا معنوی که از آسمان و زمین و از جانب خدا برای بندگان است چه وقت و به چه شرطی سرازیر میشود، میفرماید: اگر چنانچه اهل یک جامعهای ایمان بیاورند و تقوا پیشه کنند و گناه و معصیت نکنند و این دو شرط حاصل شود، خداوند برکات را برای مؤمنین در آسمان و زمین نازل میکند. در روایات و آیات عکس آن را هم داریم؛ یعنی گاهی بعضی از گناهان موجب میشود که عذاب
1) 199. سوره اعراف، آیه 96.
آسمان و زمین بر انسان و جامعه نازل شود. در دعای شریف کمیل امیرالمؤمنینعلیه السلام میفرماید: «اَللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تُغَیِّرُ النِّعَمَ؛(1)بار خدایا! مرا از آن گناهانی که باعث تغییر نعمتها میشود، پاکم گردان»؛ یعنی گناه بر روی نعمتی که خدا میدهد اثر میگذارد. در حدیثی از حضرت علیعلیه السلام است که: «اذا ظهرت الجنایات وارتفعت البرکات؛(2)هنگامی که جنایتها آشکار شود برکتها از زمین میرود».
حال در دوران حکومت امام زمانعلیه السلام، که قبلاً مطالبی تقدیم حضور شد، عصر حکومت امام زمانعلیه السلام عصر حاکمیت دین و معنویت و تقواست. جرم و گناه و معصیت و تخلف ریشهکن میشود و همه مردم اهل ایمان و تقوا و امانت و صداقت خواهند شد. با توجه به وعده الهی در قرآن کریم، قطعاً بایستی عصر حکومت امام زمانعلیه السلام عصر بینیازی و فراوانی نعمتهای مادی و معنوی باشد و خداوند درهای برکات آسمان و زمین را به روی بندگان میگشاید.
در عصری که ما زندگی میکنیم یعنی عصر غیبت امام زمانعلیه السلام و در دورانی که حکومتها در دست حاکمان عادل و مجریان منضبط به ضوابط الهی نباشد اگر مردم جامعه بر اساس ضابطه ایمان و تقوا عمل نکنند عصر حاکمیت دین به معنای کامل کلمه نباشد، فقر و نداری و گرفتاری، تجاوز، تبعیض و شکاف طبقاتی هست و شیطان نیز با نفوذ و حاکمیت در دلها، انسانها را از فقیر شدن میترساند، و تهدید به فقر میکند.
در قرآن کریم میفرماید: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ»؛ «شیطان شما را به فقر تهدید میکند».
شیطان به پولداران اینگونه القا میکند که اگر دستتان به جیبتان برود و بخواهید پولتان را هزینه کنید فقیر خواهید شد، امّا در عصر حاکمیت امام زمانعلیه السلام دیگر شیطان نیست که بخواهد تهدید به فقر کند. افکار شیطانی دیگر حاکمیت ندارد بلکه مردم تابع خدای رحمانند؛ بنابراین خداوند طبق وعدهای که دارد زمین را پر از نعمت میکند.
در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام هم خود نعمت فراوان میشود و برکات آسمان و زمین بر مردم نازل میشود و هم مردم در درون خودشان احساس بینیازی میکنند. این نکته مهمی است، ممکن است فردی پول فراوانی داشته باشد ولی به دلیل القای شیطانی یا عدم ایمان به خدا، احساس فقر نماید. پول دارد، امّا نگران و ناراحت است که مبادا فقیر شود و حتی اموال خود را برای مصالح شخصیاش هزینه نمیکند، خانواده خود را در سختی نگه میدارد، خودش هم غذای خوب نمیخورد، به مسافرت خوب نمیرود، در راه خدا هم مصرف نمیکند، از ترس اینکه ممکن است فقیر شود. سرمایه دار است امّا به خاطر ترس فقر، فقیرانه زندگی میکند. به تعبیر قرآن کریم میفرماید: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ»؛ «شیطان او را از فقر میترساند».
مصداق آیه، این افراد هستند، در عین ثروتمندی، واقعاً فقیرند، در ذهن خود احساس فقر میکنند، اگر از او بپرسند چگونهای؟ میگوید: وضعم خراب است. یکی هم ممکن است به دلیل ایمان، اعتقاد و توکلی که به خدا دارد، فقط نان امروزش را دارد ولی احساس بینیازی میکند. طبق احادیث در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام مردم در دل خود احساس بینیازی میکنند و هیچ کس احساس فقر در درونش نیست.
از قول پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله وارد شده که فرمود: «ویملأ اللَّه قلوب أمة محمّدصلی الله علیه وآله غنی ویسعهم عدله حتّی یأمر منادیاً ینادی، یقول: من له فی المال حاجة؟ فما یقوم من الناس إلا رجل واحد ثمّ یأمر له بالمال فیأخذ ثم یندم؛(1)در دوران ظهور امام زمانعلیه السلام دلهای امّت پیامبرصلی الله علیه وآله پر از بینیازی میشود؛ یعنی همه قلباً احساس بینیازی میکنند و عدل امام زمانعلیه السلام همه جا گسترش مییابد تا اینکه دستور میدهد تا منادی در میان جمعیت ندا کند که هر کسی هر چه احتیاج دارد بیاید و بگیرد. هیچکس بلند نمیشود بگوید من احتیاج
1) 202. سیمای آفتاب ص 427.
دارم غیر از یک نفر، او بلند شده میگوید، من احتیاج دارم، این یک نفر که بلند شده مال را میگیرد بعد پشیمان شده میگوید میخواهم چه کنم، همان را بر میگرداند». این بینیازی در دل مؤمنین است، احساس احتیاج نمیکنند. البته ما در روایات دیگری داریم که، به قدری اعتماد متقابل در جامعه وجود دارد که اگر کسی چیزی بخواهد دست در جیب رفیق کناری خود میکند، پول را برمیدارد و او هم مانع نمیشود؛ زیرا دلها یکی میشود.
به یاد روزهای اوّل انقلاب بیفتید، رایحهای از حکومت الهی و قلبی و معنوی را در آن عصر دیدیم، مردم اصلاً ولع نداشتند وبه دنبال زمین و مال و امتیاز و حقوق و ریاست نبودند، شما بزرگترها همه یادتان هست که هر چه داشتید با دیگران میخوردید جو حاکم بر جامعه در اواخر 1357 و سال 1358 را در ذهن خود مرور کنید، یادم هست بچههای جهاد و سپاه که من از نزدیک در خدمتشان بودم، واقعاً اگر میخواستند مختصر پولی به عنوان کمک هزینه بگیرند خجالت میکشیدند و نمیگرفتند، همین وضع در زمان حکومت امام زمانعلیه السلام به گونهای میشود که همه این حالت را احساس میکنند، امّا پس از آن هر چه به این سمت میآییم از این حالت معنوی فاصله میگیریم، به دنبال زمین و مال و مقام و مسائل دیگر امّا در عصر امام زمانعلیه السلام واقعاً مردم به سمت وسوی معنویت حرکت میکنند.
حدیث دیگر: حضرت علیعلیه السلام از پیامبرصلی الله علیه وآله نقل کرده است، میفرماید: «یأتیه الرجل والمال کدس فیقول یا مهدی اعطنی فیقول خذ»؛(1)زمانی که امام زمانعلیه السلام بیاید اموال (بیت المال) روی هم انباشته شده است، بعد کسی به امام زمانعلیه السلام خطاب میکند من احتیاج دارم. حضرت میفرماید: برو بگیر، او هم به قدر احتیاج خود میگیرد.
در حدیث دیگری مفضل بن عمر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمود: «إن قائمنا إذا قام أَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها واستغنی العباد، عن ضوء الشمس وذهبت الظلمة ویعمر الرجل فی ملکه حتی یولد له ألف ذکر لا تولد فیهم أنثی وتظهر
1) 203. بحارالانوار: 52/379.
الأرض کنوزها حتی تراها الناس علی وجهها ویطلب الرجل منکم من یصله بماله ویأخذ من زکاته لا یوجد أحد یقبل منه ذلک استغنی الناس بما رزقهم اللَّه من فضله»(1)زمین به نور پروردگارش روشن میشود البته اینکه این معنایش چیست بحثی دیگر است که ان شاء اللَّه در قسمتهای بعد مطالبی را خواهم گفت که زمین گنجهایش را ظاهر میکند، این گنجینهها چیست؟
اوّلاً استعداد باروری و رویاندن زمین در حدّ اعلا، شکوفا میشود. یک زمانی اگر شما در مزرعهای یک کیلو میکاشتید مثلاً 5 کیلو برداشت میکردید، امّا الآن به دلیل اطلاعات و آگاهی که دارند و استعداد زمین را فهمیدند و نهالهای کشاورزی را متخصصین کشف کردهاند، استعداد زمین را به تناسب کشتها فهمیدند، بعضی از زمینهاست که در بعضی از اخباری که از رسانهها پخش میشود، توان تولید زمین، 5 برابر گذشته شده، پس این زمین استعداد رویاندن و رشد دادن به مواد تولیدی خود را دارد و در عصر امام زمانعلیه السلام زمین هر چه لیاقت دارد ظاهر میکند.
در دل زمین گنجهای زیادی خوابیده است که همه این گنجها را زمین اخراج میکند. همه مردم این گنجها را میبینند که بر روی زمین است ثروتمندی که در میان آن جامعه وجود دارد و اموال به دستش آمده، داد میزند که زکات بر من واجب است بیایید زکات بگیرید، همه مردم بینیاز میشوند، همه مردم از نظر مادی به غنا میرسند، ثروت در اختیارشان قرار میگیرد، همه مردم احساس بینیازی میکنند به خاطر نعمتی که خدا در اختیارشان قرار داده است. حال ببینیم آن زمان چه وضعی پیدا خواهد شد.
بنابراین با توجه به آیات و روایات که مطرح شد که بیانگر سامان یافتن وضعیت اقتصادی و مادی و معنوی دوران حکومت امام زمانعلیه السلام است، میتوان این نکته را نتیجه گرفت که در عصر غیبت امام زمانعلیه السلام اگر ما، آن شرطی که خدا قرار داده؛ یعنی ایمان و تقوا را پیشه کنیم، خدا هم عنایات خود را بر ما ارزانی خواهد داشت و نعمت خدا بر ما فراوان خواهد شد.
1) 204. بحارالانوار: 52/337.
به عنوان نمونه همین عصر حاکمیت انقلاب اسلامی را ببینیم، این همه فراوانی نعمت است، در هر کشوری که انقلاب رخ داده مردم از نظر مسائل روزمره و مسائل رزق و روزی شبانهروزی خود دچار مشکل میشوند. در سال 1320 بعضی از بزرگانی که یادشان هست نقل میکنند، در عرض 24 ساعتی که ایران محل عبور نیروهای متفقین شد، چه قحطی و کمبودی ایجاد شده بود، امّا انقلاب و هشت سال دفاع مقدّس با همه تحریم اقتصادی و گرفتاری داخلی و خارجی و ایجاد نابسامانی مصنوعی در اقتصاد کشور، چقدر نعمت بحمداللَّه فراوان است. البته مشکلات هست آن هم به دلیل این است که ما یعنی مسؤلین و مردم جامعه، بد عمل میکنیم و رعایت اصول و ضوابط را نمیکنیم امّا خداوند نعمت را بر این ملت به برکت اسلام و امام و خون شهدا ارزانی داشت و در آینده نیز چنین خواهد بود.
امیدواریم که خداوند همه ما را به عنوان منتظران واقعی امام زمانعلیه السلام و منضبطین به ضوابطی که خدا برای بندگان شایسته خود تعیین فرموده است قرار داده و مؤدب به آداب دینی بگرداند و ما را با احکام و فرایض دینی آشناتر بفرماید و ان شاء اللَّه ما را از وجود برکات آسمان و زمین خود بهرهمند بگرداند.
در این قسمت درباره پیشرفت علمی و صنعتی در دوران حکومت امام زمانعلیه السلام مطالبی را تقدیم حضور مینمایم.
امام زمانعلیه السلام حکومتش کل عالم را شامل میشود، بنابراین بایستی هم در رساندن خدمات و نیازمندیها به سراسر عالم دارای قدرت بوده و هم باید از نظر تحکیم موقعیت حکومت خود، اشراف کامل و آگاهی لازم به همه عالم داشته باشد. و براساس روایات و آیات رسیده، این قدرت در اختیار امام زمانعلیه السلام قرار خواهد گرفت. حال تسلط امام زمانعلیه السلام به سراسر عالم و سلطه و آگاهی به همه عالم، یا با اسباب غیبی است یا با اسباب عادی و طبیعی البته ما بر حسب سابقهای که از امامت امامان دیگر داریم هیچکدام از اولیای الهی و امامان هدی - علیهم التحیه و الثناء - با ابزار غیر عادی و غیر طبیعی بر مردم حکومت نمیکردند. حکومت آن بزرگواران بر اساس ابزار عادی و طبیعی بود نه بر اساس کمک گرفتن از ابزار غیبی و معنوی. امام زمانعلیه السلام نیز، بر این اساس تصور میشود که بخش اعظم از حکومت و وضعیت او بر اساس ابزار عادی و طبیعی و علمی است، لکن قدرت علمی بشر در آن عصر، بالا میرود. از روایاتی که بعداً تقدیم حضور شما خواهم کرد به این نتیجه میرسیم که امام زمانعلیه السلام بر کل هستی و تمام دنیا و نیز بر آسمانها و زمین و دریا مسلط است. طبق روایاتی که خواهد آمد اطلاعات امام زمانعلیه السلام بر کل دنیا اشراف دارد. میدانیم که هر چه زمان پیشرفت میکند قدرت در اختیار کسانی قرار میگیرد که دارای آگاهی و اطلاعات بیشتری باشند. امروزه یک مسأله ثابت شده است که حرف اوّل را
در دنیا از جهات مختلف، کشوری میزند که اطلاعات او از همه بیشتر باشد، حال این اطلاعات بستگی به موارد مورد نیاز دارد. ممکن است اطلاعات، علمی باشد یا اطلاعات عمومی که تأمین کننده و آماده کننده امنیت جامعه است باشد.
در روایتی از قول ابوبصیر است که امام صادقعلیه السلام نقل میکند: در عصر امام زمانعلیه السلام آگاهی و اطلاعات و علوم پیشرفت بی نظیری دارد.
قبل از اینکه روایت را مطرح کنم نکتهای باید توضیح دهم. منظور من در این قسمت این است که در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام علم پیشرفت عظیمی میکند، صنعت و تکنیک به عالیترین حد خود میرسد، انسان، مسلح به علم و دانش و تکنیک میشود، علومی علاوه بر محدودیتی که در علوم امروز هست.
تفاوت دیگرش این است که در عصر ما و یا عصر قبل از ظهور آن حضرت، علم به عنوان یک وسیله مثبت از او استفاده نمیشود، بیشترین بهرهای که از علم میبرند در جهت خلاف و تخریب است، میبینیم که هم به صورت پیشرفت علمی در بعد صنعت به خصوص صنایع نظامی، هم پیشرفت علمی در زمینه فرهنگی و ابزار فرهنگی، علم مورد سوء استفاده شدیدی قرار میگیرد. در حقیقت حاصل علم امروز، بلای جان بشر شده است، پیشرفت علمی در بعد صنایع نظامی، هستی جامعه بشری را تهدید میکند.
برتراندراسل در کتاب خود «آیا بشر آیندهای دارد؟» که به فارسی هم ترجمه شده، ماجرایی را نقل میکند و یک تکه از نطق جان اف کندی رئیس جمهور اسبق آمریکا که ترور شد را نقل میکند که در نطق عمومی خود گفته بود آمریکا قدرت اتمیاش به قدری است که میتواند کره زمین را 5 بار به خاکستر مبدل کند. راسل میگوید: طبعاً همین قدرت را هم شوروی دارد، او نتیجه میگیرد با توجه به مبارزات تسلیحاتی اتمی که در دنیا وجود دارد امکان این معنی هست که روزی انسانهایی که از عقل و خرد لازم و از اخلاق بشری برخوردار نیستند از این سلاحهای مخرب استفاده کنند. کافی است با فشار دادن تکمههای سکوهای
پرتاب، موشکهایی که با کلاهکهای هستهای استوار است تمام دنیا را به خاکستر تبدیل کند. و او نتیجه میگیرد که این بشر به وسیله پیشرفت سلاحهای نظامی، موجودیت او در خطر است.
امروزه میبینیم که رئیس جمهور و دستاندرکاران سیاست استکباری آمریکا، عربده جنگطلبی سر میدهند آن هم به خاطر قدرت تسلیحاتی است که در اختیار دارند. یا در زمینه پیشرفت ابزار و تکنیک آگاهی و فرهنگی؛ از جمله پیشرفت رایانه و دستگاههای مدرن اینترنت، که ابزار فرهنگی است. امّا متأسفانه از آن سوء استفاده میشود. آنهایی که در باب کارایی رایانه و اینترنت در سطح بین المللی آشنایی دارند، میدانند که راهزنیها و دزدیها و غارتهای اعجاب انگیزی از طریق اینترنت در دنیا انجام میشود. اشاعه فحشا و تخریب اخلاق به وسیله اینترنت، در دنیا غوغا میکند. در یکی از این گردهمایی علمی که یکی از صاحبنظران در آن حضور یافته بود و ما هم برای استفاده حضور داشتیم صحبتهایی در باب سوء استفاده از اینترنت مطرح کرده که واقعاً هم اعجابآور بود و هم وحشتناک که چگونه به وسیله این دستگاه پیشرفته علمی و فرهنگی، جریانهای خلاف بشری در دنیا برای انحراف نسل جوان از آن استفاده میکنند.
نتیجه میگیریم که در عصر ما پیشرفت علمی و پیشرفت تکنیک، چون در کنترل انسانهای خردمند و عاقل وجود ندارد استفادههای تخریبی از آن زیاد است. علم امروز بیش از آنکه به بشر خدمت کند، در جنایات و تهدید بشری مؤثر است، امّا در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام اینگونه نیست.
در عصر ظهور، همان طور که در گذشته گفتم، علم به حد اعلای ظرفیت بشری کمال پیدا میکند و در جهت خدمت بشر از آن بهرهبرداری میشود و به این خاطر است که در مقدمه بحث ذکر کردم آسمانها و زمین و دریاها زیر سلطه امام زمانعلیه السلام است.
حال به بخشی از این روایت اشاره میکنم و بخش دیگر آن را در جلسات بعدی خدمتتان ذکر خواهم کرد. امّا در باب اطلاع و آگاهی امام زمانعلیه السلام به همه عالم، ابوبصیر میگوید که امام صادقعلیه السلام فرمود: «إنه إذا تناهت الأمور إلی صاحب هذا الأمر رفع اللَّه - تبارک وتعالی - له کل منخفض من الأرض وخفض له کل مرتفع حتی تکون الدنیا عنده بمنزلة راحته فأیکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها؛(1)هنگامی که فرمانروایی دنیا به صاحب الامرعلیه السلام برسد خداوند تبارک و تعالی زمینهای پست و فرو رفته را بالا و همه نقاط مرتفع عالم را پایین آورده و همه عالم را مسطح میکند، به گونهای که همه جا به منزله کف دست او میشود. کدام یک از شما اگر مویی در کف دست او باشد آن را نمیبیند؟»
معنی اینکه نقاط مرتفع پایین میآید چیست؟ آیا کوهها به درهها میافتد و پر میشود و همه عالم مسطح میشود یا اینکه آگاهی و سلطه امام زمانعلیه السلام به حدی است که فرو رفتگیهای زمین را که نقاط پنهانی است، آن را بر ملا و آشکار میکند، درست مانند نقطه بلند که در معرض دید است و نقطه بلند هم که گاهی به خاطر بلندی از تیررس آگاهی دور است به خاطر پیشرفت اطلاعات، مانند زمینهای مسطح میکند؟ هر دو معنی متصور است، امروزه شما میبینید که اطلاعات ماهوارهای که وجود دارد کل دنیا برای او مسطح است، اگر در کف دست مویی باشد آن را میبینید. دنیا برای امام زمانعلیه السلام مانند کف دست میشود، امام زمانعلیه السلام اشراف آگاهی و اطلاعاتی او به کل عالم است و همه عالم را میبینید، امّا چگونه؟ همانگونه که در مقدمه بحث گفتم حکومت امام زمانعلیه السلام مانند بقیه ائمهعلیهم السلام به صورت عادی و طبیعی است، تنها نباید از آن برداشت امدادهای غیبی نمود. پیشرفت علمی در عصر امام زمانعلیه السلام آن را ایجاب میکند و در زمان ما اینگونه نیست که کشورهای پیشرفته به وسیله اطلاعات ماهوارهای از همه نقاط کور دنیا اطلاع یابند. وقتی امروزه، بشر پیشرفته و مسلح به تکنیک بتواند چنین اطلاعاتی داشته باشد، در عصر
1) 205. بحارالانوار: 52/328.
امام زمانعلیه السلام که اوج آگاهی است، اطلاعات و کسب اطلاعات عمیقتر نخواهد بود؟ قطعاً امام زمانعلیه السلام به همه عالم مانند کف دست اشراف و آگاهی دارد.
در حدیث دیگری از امام باقرعلیه السلام نقل شده که وجه تسمیه امام زمانعلیه السلام به مهدی این است: «إنما سمی المهدی لأنه یهدی إلی أمر خفی حتی إنه یبعث إلی رجل لا یعلم الناس له ذنبا فیقتله حتی إن أحدهم یتکلم فی بیته فیخاف أن یشهد علیه الجدار»؛(1)ایشان مهدی نامیده شد. چون او هدایت میشود به همه امور پنهانی عالم و مأمور میفرستد برای دستگیری کسانی که مردم فکر نمیکنند هیچ گناهی و جرمی داشته باشند، امّا امام زمانعلیه السلام آنها را دستگیر و مجازات میکند وبه قتل میرساند و طوری میشود که افرادی که میخواهند حرف خلاف در خانه خود بزنند میترسند که دیوار علیه آنها شهادت بدهد. پس با این تعبیر، ایشان همه چیز را میبیند و همه نقاط و همه اطلاعات و همه امور در نزد امام زمانعلیه السلام است. لذا باعث میشود مردم متوجه شوند امام زمانعلیه السلام از همه پنهانها خبر دارد. امروزه میبینیم بشر با همین علم محدودی که دارد این وضعیت را پیدا کرده، امروزه اطلاعات ماهوارهای به قدری قوی شده که میتوان از خانه افراد هم اطلاع یافت و با کار گذاشتن میکروفونها و دوربینهای مخفی که در دیوارها به کار میرود که شخص هر حرکتی که در خانه خود داشته باشد را میتوانند به هر نقطهای از عالم مخابره کنند، با اینکه علم امروز محدود است. امّا در عصر امام زمانعلیه السلام چگونه خواهد بود. لذا در این روایت مردم وقتی میخواهند درخانه خود حرف خلاف بزنند میترسند مبادا دیوار به امام زمانعلیه السلام خبر بدهد.
این اشراف کامل امام زمانعلیه السلام به کل عالم است، حال یا به وسیله ابزار پیشرفته علمی است و یا عنایات خاصّه الهی.
1) 206. بحارالانوار: 52/390.
امّا در باب انرژی، امام صادقعلیه السلام فرمود: «إن قائمنا إذا قام أَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها واستغنی العباد من ضوء الشمس وذهبت الظلمة»؛(1)هنگامی که امام زمانعلیه السلام ظهور کند زمین به نور پروردگار نورانی میشود و مردم از نور خورشید بینیاز میشوند و ظلمت از بین میرود». مفهوم آن چیست؟ الآن خیلی متوجه نمیشویم.
مگر همین بشر نبود که در بخشی از 24 ساعت که زمین درتاریکی فرو میرفت، در آن قسمت از نقطه جغرافیایی که زندگی میکنیم با وسایل چوبی نور ایجاد میکردیم.
کم کم مواد ناریه دیگری کشف شد، به وسیله نفت روشن میشد. اکنون به وسیله انرژی آبی به تعبیر معروف، انرژی سفید از آب، برق میگیرند.
راکتورهای اتمی برق تولید میکنند، شب را مانند روز برای ما روشن میکنند در گذشته که اینطور نبود. عصر امام زمانعلیه السلام شاید بشر به تکنیک و فن آوری دست پیدا کند که شب و روز، روشن روشن باشد و اگر بخواهد ظلمت از بین میرود. یک مفهوم آن این میتواند باشد که در آن عصر، بشر به یک فن آوری جدیدی دست پیدا میکند که به انرژی خورشید هم نیاز ندارد، از یک انرژی پیشرفتهتری برخوردار میشود. همین اکنون هم علما و دانشمندان در این فکرند که دیگر از نور خورشید استفاده کنند که طول 24 ساعت محیط زندگیشان روشن باشند. در آن عصر، شاید به نکتهای دست یابند که حتی به نور خورشید هم احتیاجی نداشته باشد و به وسایل پیشرفتهتری متوسل شوند و ظلمت را از بین ببرند. شاید با ابزار پیشرفته از حرارت و گرمای داخل زمین برای کسب انرژی و استخراج نور استفاده نمایند. الآن نمیتوانیم ابعاد مختلف آن را کاملاً لمس کنیم، فقط از پیشرفت تکنیک امروزه به عنوان وسیلهای برای قبول این احادیث استفاده میکنیم.
در باب تسلط امام زمانعلیه السلام بر آسمانها، امروزه میبینیم که حداقل بخشی از آسمانها زیر اتمسفر در اختیار بشر است و به وسیله هواپیماهای پیشرفته، در جو
1) 207. بحارالانوار: 52/337.
حرکت میکند، به وسیله فضا پیماها، از جو هم عبور میکند به بعضی از کرات دسترسی پیدا کرده، آپولو را به کره ماه فرستاد.
به این حدیث دقت کنید. امام باقرعلیه السلام میفرماید: «وذخر لصاحبکم الصعب قال: قلت: وما الصعب قال: ما کان من سحاب فیه رعد وصاعقة أو برق فصاحبکم یرکبه أما إنه سیرکب السحاب ویرقی فی الأسباب أسباب السماوات السبع والأرضین السبع؛(1)سرور، صاحب و ولیّ امر شما یعنی امام زمانعلیه السلام به صعب دسترسی پیدا میکند. پرسیدند: منظور از صعب چیست؟ فرمود: صعب ابری است که در آن رعد و برق و صاعقه شدید است. امام زمانعلیه السلام بر آن تسلط مییابد و آن را در اختیار میگیرد و بر آن سوار میشود و از آسمان و زمین هفتگانه بالا میرود».
یعنی چه؟ امروز بشر بر آهن پاره سوار شده بر آسمان میرود، امروزه بشر به کمک گازها و مواد سوختنی سوار بر فلز میگردد به آسمان میرود. آیا امام زمانعلیه السلام بر ابر سوار میشود؟
حال منظور از ابر چیست؟ ابر به معنی گاز یا چیز دیگری است نمیدانیم ولی این حدیث بیانگر قدرت فوق العاده امام زمانعلیه السلام در استفاده از انرژیهای موجود عالم است.
خداوند در آیه شریفه سوره مبارکه رحمن میفرماید: «یا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ»؛(2)«ای جن و انس! اگر میتوانید به اقطار آسمانها نفوذ کرده، پس به آسمانها بروید. نمیتوانید به آسمانها نفوذ کنید مگر با قدرت».
شاید بگویید که اگر ما مفهوم این آیات را بخواهیم به مفهوم دنیوی تفسیر کنیم بعضی از این تفسیرها به دنیا میخورد، بعضی به آخرت و شاید بتوان گفت که در عصر امام زمانعلیه السلام با سلطه علمی که دارند میتواند به آسمانها نفوذ کند، همان طور که در حدیث فوق آمده است؛ بنابراین با قدرت علمی به وسایل حتی مادی
و طبیعی با عنایت خاصه الهی، امام زمانعلیه السلام به آسمانها دسترسی پیدا میکند و به لطف الهی به کُرات نفوذ میکند. در بخش بعدی راجع به عمق پیشرفت علمی و اطلاعاتی و ابزار آگاهی که در عصر امام زمانعلیه السلام در اختیار بشر قرار میگیرد صحبت خواهیم کرد.
خداوند دلهای ما را به نور حضرت مهدیعلیه السلام نورانی فرماید، ان شاء اللَّه.
آمین یا رب العالمین
در قسمت قبلی پیرامون پیشرفت علمی و ترقی تکنیک و صنعت در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام صحبت کردیم. بخشی از مطالبی راکه به دنبال همان مطلب لازم بود تقدیم محضرتان کنیم در این قسمت مطرح مینمایم، و آن مطلب درباره تسلط امام زمانعلیه السلام ویارانش بر دریاها با ابزارهای عادی ویا امدادهای الهی است. حدیثی مفصل و طولانی در کتاب شریف بحارالانوار از امام صادقعلیه السلام نقل شده است که در دو بخش آن را تقدیم حضور شما میکنم.
قسمت اوّل: در زمینه تسلط آن حضرت در دریاها و عبور به آسانی از آبها و اقیانوسهاست که میفرماید: «إذا قام القائمعلیه السلام ویبعث جندا إلی القسطنطنیه فإذا بلغوا إلی الخلیج کتبوا علی اقدامهم شیئاً وامشوا علی المآء؛(1)امام زمانعلیه السلام لشکری را به قسطنطنیه اعزام میکند برای تسخیر سرزمینهایی که در دست دیگران است و به قصد زیر حکومت اسلامی در آوردن آن سرزمینها و آنها چون به قسطنطنیه و سپس به سوی خلیج رهسپار میشوند. وقتی به آب رسیدند چیزی بر پاهایشان مینویسند آنگاه از روی آب عبور میکنند.» حال این به چه ترتیب است؟ آیا به کمک آیاتی از قرآن و دعاها است، یا به برکت ولایت امام زمانعلیه السلام حاصل میشود؟
طبعاً انسانهایی که از نظر ایمان و شناخت و عمل صالح به آن درجه اولیاء الهی
1) 210. بحارالانوار: 52/365.
برسند، آنها نیز از جانب خداوند این ولایت را بر طبیعت پیدا خواهند کرد همانگونه که در قرآن کریم درباره یکی از افراد و اطرافیان حکومت سلیمان پیغمبرعلیه السلام خبر میدهد که در یک چشم به هم زدن، تخت و بارگاه بلقیس را به جایگاه سلیمان حاضر کرد.
همان ولایتی که در تاریخ نظیر آن بسیار آمده است و یاران و سربازان امام زمانعلیه السلام با همین عنایات و با همین قدرتهای معنوی از روی آب عبور میکنند. بنابراین دریاها هم در قلمرو آنهاست و از دریاها هم استفادههای بهینه خواهند کرد.
همانگونه که قبلاً متذکر شدیم در ارتباط با مسائلی که راجع به تسلط آسمان و زمین و دریاهاست به دلیل تکامل بشر امکانپذیر خواهد شد و به گونهای میشود که امام زمانعلیه السلام از نهایت قدرتی که در انسان میتواند به وجود بیاید و به کمال عالی برسد و از نهایت قدرت انسان استفاده میشود و استعداد و لیاقتهای موجودات را به فعلیت رسانده و از آن استفاده میکند. اکنون بشر عادی توانسته از اتم، قدرت عظیم و شگفتآوری به دست آورد و از آن بهرهمند شود. در عصر امام زمانعلیه السلام علاوه بر کمک و امدادهای غیبی، از دانش و فن آوری هم که به عالیترین درجه رشد خود خواهد رسید بهره کامل خواهد برد و خاصیت همه موجودات کشف خواهد شد. از این طریق است که سلطه امام زمانعلیه السلام و حکومت او به تمام عرصه گیتی از آسمان و زمین و دریاها، سلطه عالیه و کامله است و این سلطه برای اعمال زور و ظلم وبه دست آوردن امکانات مادی در جهت تضییع حقوق افراد نیست، بلکه برعکس، اینها همه برای آن است که حقوق افراد آن چنان که حقّشان است به آنها برسد و بشریت در عرصه هستی از آنچه را که خدا برای او آفریده در نهایت درجه کمال استفاده کند.
در روایت دیگر داریم که امام زمانعلیه السلام وقتی حکومتش به همه دنیا رسید برای اعمال حاکمیت خود در همه اقالیم مسؤولینی را نصب میکند، امام صادقعلیه السلام میفرماید: «إذا قام القائم بعث فی اقالیم أرض فی کل اقلیم رجلاً یقول عهدک فی کفک فإذا
اورد علیک مالا تفهمه ولاتعرف القضآء فیه فانظر إلی کفک واعمل بما فیها»؛(1)وقتی امام زمانعلیه السلام به حکومت رسید برای هر ناحیهای فردی میگمارد و آن را به آنجا میفرستد؛ یعنی فرماندار و والی برای اطراف و اکناف عالم انتخاب میکند. همان طوری که امیرالمؤمنین هنگامی که مالک را به مصر فرستاد عهدنامه حکومتی خود را در اختیار داشت، امام زمانعلیه السلام هم به این فرستاده خود میگوید عهدنامه تو در کف دست توست؛ یعنی دستورالعمل را در اختیار و در کف دست او قرار میدهد و به او میگوید: وقتی به یک مسألهای برخورد کردی که نمیدانی حکمش چیست و نمیتوانی آن را بررسی کنی و دستور و راه حل آن را بلد نیستی به کف دستت نگاه کن. نمیفرماید: «فانظر ما فی کفک» میفرماید: «فانظر الی کفک» (به آنچه در دست توست) به کف دستت نگاه کن، این چه معنی دارد؟ ممکن است خیلی معنای پیچیدهای داشته باشد امّا میخواهم از آن استفادهای کنم؛ شما امروزه به این دستگاههای پیشرفته کامپیوتر و رایانه توجه کنید که به شبکه جهانی اینترنت متصل هستند، به محض اینکه در یک مسأله گیر کرده باشند با توجه به رایانههای کوچک جیبی که در کف دست جای میگیرد میتوانند عالیترین و کاملترین اطلاعات روز را از شبکههای بین المللی بگیرند. حال اگر یک کسی وابسته به مرکزی باشد و آخرین اخبار را از مرکز خود بگیرد میتواند از همین رایانهها که به اینترنت متصل و به اندازه کف دست است استفاده کند. این قدرت امروزی بشر است امّا در عصر امام زمانعلیه السلام همان طور که قبلاً گفتم دو حرف از 27 حرفی که استعداد علمی بشر است در عصر قبل از ظهور شکوفا میشود. در عصر امام زمانعلیه السلام تمام 27 حرف شکوفا میشود. بشر به چه قدرتی دست مییابد، خدا میداند. اینکه امام زمانعلیه السلام میفرماید: به کف دست خود نگاه کنی میفهمی که چه باید بکنی، بیانگر پیشرفت علم و تکنیک و صنعت در آن عصر است که ما امروز نمیتوانیم بفهمیم که حدّش تا کجاست.
1) 211. بحارالانوار: 52/365.
در روایت دیگری هم از امام صادقعلیه السلام نقل شده که راجع به وضعیت و دوران ظهور حکومت امام زمانعلیه السلام میفرماید: «إن قائمنا إذا قام مد اللَّه لشیعتنا فی أسماعهم وأبصارهم حتی لا یکون بینهم وبین القائم برید یکلمهم فیسمعون وینظرون إلیه وهو فی مکانه»؛(1)هنگامی که امام زمانعلیه السلام ظهور کند خداوند در گستره دید و شنید شیعیان ما امتداد میدهد؛ یعنی قدرت بُرد گوش و چشم آنها را گسترش میدهد به گونهای که بین مردم و امام زمانعلیه السلام واسطهای (مثل پستچی) وجود ندارد، مردم دستورات خود را از امام زمانعلیه السلام مستقیم و رخ به رخ میگیرند امام زمانعلیه السلام با همه مردم و شیعیان خود در دنیا صحبت میکند، همه نگاهش میکنند حرفش را هم میشنوند در حالی که امام زمانعلیه السلام در محل استقرار خود قرار دارد، مردم دنیا حرف امام زمانعلیه السلام را میشنوند و چهره مبارکشان را میبینند. شاید در 500 سال قبل مفهوم این حدیث با دلایل امداد غیبی قابل قبول بود امّا امروزه مهم این حدیث آسان شده، الآن با به بازار آمدن تلفنهای تصویری که نتیجه صنعت امروز است، این طرف عالم یکی با برادر خود تماس گرفته در آن طرف دنیا، او را با تلفن میبیند. حال حدیث دیگری هم هست که پیشرفت صنعت به فهم ما کمک میکند. پیغامهای تصویری ماهوارهای فرض کنید که در سازمان ملل مراسمی است که مربوط به کل دنیا است که میخواهند مردم دنیا به طور همزمان آن را ببینند. رسانههای ماهوارهای تصویری همزمان آن را مخابره میکنند. کل دنیا آن را به صورت زنده میبینند در حالی که در منطقه خودشان هستند حرفهایشان را میشنوند و چهرههایشان را میبینند. در عصر امام زمانعلیه السلام که قطعاً ابزار علمی پیشرفتهتری در اختیار بشر قرار میگیرد آنچه در استعداد طبیعت است کشف میگردد.
در حدیث دیگری هم هست که میفرماید: «وإنّه لیبلغ سلطانه المشرق والمغرب
1) 212. سیمای آفتاب ص 421؛ به نقل از منتخب الاثر، ص 607.
وتظهر له الکنوز لایبقی فی الأرض خراب إلّا لیعمره»؛(1)امام زمانعلیه السلام شرق و غرب را در اختیار دارد و در آن شرایط زمین گنجهای خود را ظاهر میکند، هیچ جایگاه خرابی نمیماند مگر آنکه آن را آباد خواهد ساخت.
این گنج چیست؟ آیا فقط طلا و نقره و معادنی که امرزه بشر آن را شناخته است منظور است یا استعدادهای عجیب و شگفتآوری که در همین زمین وجود دارد؟ در همین مولکول چه بسا استعداد عجیبی و قدرت عظیمی وجود داشته باشد که بشر تاکنون از آن آگاه نیست. در همین اتم چه قدرتی وجود داشت که بشر امروز کشف کرد. امام زمانعلیه السلام از استعدادهای زمین و ماده استفاده کرده، آن را کشف میکند. زمین و زمان هر چه دارد در اختیار او قرار داده و تسخیر وجود امام زمانعلیه السلام میشوند و لذا امام زمانعلیه السلام با شکوفا شدن نهایی استعداد علمی بشر و شکوفا شدن استعداد نهایی زمین و ماده، از او برای گسترش و بسط حکومت الهیاش بهره میگیرد.
باز در همین رابطه انسانهایی که در قلمرو امام زمانعلیه السلام هستند دارای چنین قدرت و ابزاری میشوند. روابط انسانها هم در آن عصر، رابطه فوقالعادهای میشود که در این مورد حدیث شریف را خدمتتان مطرح میکنم:
امام صادقعلیه السلام میفرماید: «إنّ المؤمن فی زمان القائمعلیه السلام وهو بالمشرق لیری أخاه الّذی فی المغرب وکذا الّذی فی المغرب یری أخاه بالمشرق»؛(2)مردم مؤمن در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام هم، اینگونه میشوند، برادری که در مغرب زندگی میکند برادرش را در شرق میبیند و آن برادر هم همزمان این برادرش را که در این طرف است میبیند. همان طور که عرض کردم امروز تلفنهای تصویری و اینترنت همین کار را میکند. حال در عصر امام زمانعلیه السلام قطعاً امکانات بیشتر است اینها میتواند به عنوان نمونه و نشانهای باشد از اینکه در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام جامعه و بشر ترقی میکند و همه آنچه را که انسان به آن احتیاج دارد به عالیترین وجه در اختیارش قرار میگیرد.
دنیای آن عصر به دلیل حاکمیت حق و عدل و عنایات خاصه الهی و اعمال ولایت امام معصوم، همه در رفاه، آسایش، آسودگی، غنا، بینیازی و سلامت روانی و جسمی و امنیتی هستند.
اگر در آینده فرصتی شد اخبار و احادیث دیگری را تقدیم حضور شما خواهم کرد.
اینک به یکی از بیانات حضرت اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام که مربوط به بعد از ظهور امام زمانعلیه السلام است اشاره میکنم.
امام حسینعلیه السلام میفرماید: «لایبقی علی وجه الأرض أعمی ولامقعد ولا مبتلی إلّا کشف اللَّه عیبه وبلائه بنا أهل البیت»؛ در آن عصر در دنیا نابینایی وجود ندارد مگر آنکه خداوند به برکت ما اهل بیت او را بینا میکند، مبتلا و زمینگیری وجود ندارد مگر اینکه خداوند به برکت ما اهل بیت او را شفا میدهد؛ یعنی دیگر در دنیا غم و کدورتی نیست و عوامل ایجاد کننده غم و کدورت و مریضی و مشکلات از بین خواهد رفت. امروز ببینید که در عصر ما، جامعه بشری از بیماری ایدز مورد تهدید جدّی قرار گرفته است، اشاعه و گسترش میکروب سیاه زخم توسط آمریکا و عواملش، بشر را تهدید میکند.
امّا در عصر ظهور، عوامل امراض مختلف از بین میرود. این است که در عصر حکومت امام زمانعلیه السلام از جهات گوناگون بشریت به عالیترین درجه ترقی و کمال خود میرسد.
در پایان این بحث بخشی از سرودهام در باره امام عصرعلیه السلام را میآورم.
جهان چو پر شود از ظلم و جور و خونریزی
قیام میکند او گر خدا شود راضی
که تا تمام جهان پر ز عدل و داد شود
تمام روی زمین پر از فساد شود
فقط حکومت واحد در آن به پا گردد
که ترس از دل مستضعفان جدا گردد
جمیع جن و ملک عهدهدار فرمانند
مطیع امر مطاعش چو صد سلیمانند
جناب عیسی مریم ملازمش باشد
فرشتگان سماوات خادمش باشد
امان و امن و عدالت و فور هر نعمت
شود سراسر گیتی پر از صمیمیت
علوم اهل زمین با تمام ظرفیت
شود شکفته و پر بار هر ملت
بیا به حرمت زهرا بریم دست دعا
که تا به امر ظهورش خدا کند امضا
جهان به نور وجودش همه صفا یابد
دل غمین «فیاضی» هم شفا یابد
«اَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ،
وَاکْحُلْ ناظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ»
در بحث امروز درباره سرانجام حکومت امام زمانعلیه السلام و پایان کار آن حضرت مطالبی را تقدیم حضور شما میکنم. قبلاً گفتیم که مدت حکومت امام زمانعلیه السلام را حداقل 5 سال و حداکثر 309 سال ذکر کردهاند و در این مورد که منظور از سال آیا همین مقیاس و معیاری است که اکنون از آن برداشت داریم؛ یعنی ساعت متشکل و مرکب از دقایقی است که اکنون ما از آن سنجش داریم و روزها هم از همان ساعت و ایام و ماه که دوازده ماه یک سال را تشکیل میدهد و آیا سالی که امام زمانعلیه السلام در آن حکومت میکند دارای همان معیارها است، صحبتهای مفصلی شد امّا به ذکر یک حدیث که درباره مدّت حکومت امام زمانعلیه السلام است و بیانگر مدّتی است که در روایت ذکر شده است میپردازم. این حدیث از امام باقرعلیه السلام نقل شده که میفرماید: «ویملک القائمعلیه السلام ثلاث مأئة سنة ویزداد تسعاً کما لبث أهل الکهف فی کهفهم»؛(1)امام زمانعلیه السلام 309 سال حکومت میکند همانند اصحاب کهف که 309 سال در غار خودشان مکث کردند و در آنجا اقامت کردند. در مورد 309 سالی که امام زمانعلیه السلام پس از ظهورش در این جهان حکومت میکند و حکومت او جهان را به عالیترین درجه عدل و کمالش میرساند، در بخشهای قبلی مطالبی را تقدیم کردم.
چیزی که هست این سؤال در مورد امام زمانعلیه السلام مطرح است که سرانجام کار امام زمانعلیه السلام چه خواهد شد و کیفیت ارتحال آن حضرت چگونه است؟
1) 215. بحارالانوار: 52/390.
با توجه به کلیات روایاتی که از ائمه معصومینعلیهم السلام رسیده است امام زمانعلیه السلام هم سرنوشت حیاتش همانند اجداد طاهرینشعلیهم السلام با شهادت رقم خواهد خورد؛ یعنی امام زمانعلیه السلام به مرگ عادی از دنیا نخواهد رفت. در این باره احادیثی داریم که به صورت کلی بیانگر این است که صاحبان عصمت و طهارت از خاندان پیغمبرعلیهم السلام همگی به شهادت میرسند.امام حسنعلیه السلام بعد از شهادت پدرش امام علیعلیه السلام میفرماید: «لقد حدّثنی حبیبی وجدّی رسول اللَّهصلی الله علیه وآله إنّ الأمر یملکه اثنی عشر اماماً من أهل بیته وصفوته مامنا إلّا مقتول أو مسموم»؛(1)محبوب من، جد من رسول خداصلی الله علیه وآله به من خبر داده است که این فرمانروایی بر امّت اسلامی بر 12 نفر از ائمه، بعد از من تعلق خواهد داشت؛ یعنی بعد از من 12 نفر، امر ولایت و امامت امّت اسلامی را به عهده خواهند گرفت که همه از اهل بیت من و جانشینان و از برگزیدگان و اصفیای من هستند که هیچ یک از این امامان نیستند مگر اینکه یا با شمشیر کشته میشوند یا با سم مسموم میشوند. همچنین حدیث دیگری از امام صادقعلیه السلام نقل شده که فرمود: «مامنا الاّ مقتول أو سموم».
با توجه به مفهوم این حدیث باید امامان به شهادت میرسیدند کما اینکه امیرالمؤمنین تا امام عسکریعلیهم السلام همگی یا با شمشیر یا با زهر ستم ستمکاران به شهادت رسیدند.
مرحوم شیخ مفید در کتاب «شرح العقائد» میفرماید: همه بزرگان از اهل بیت عصمت و طهارت از رسول خداصلی الله علیه وآله تا امام عسکریعلیهم السلام همگی به شهادت رسیدند.
ممکن است بعضی از این شهادتها در تاریخ به ظاهر قابل اثبات نباشد ولی بعضیهای دیگر صد در صد قابل اثبات است. بر حسب نقلی که در بعضی از کتب آمده است، رسول خداصلی الله علیه وآله نیز بارها مسموم شدند امّا آثار زهر در وجود حضرت مخفی بود تا زمانی که در 28 صفر سال 11 هجری از دنیا ارتحال یافت، آثار آن زهر مهلکی که آن زن یهودی به خورد حضرت داده بود موجب رحلت آن حضرت گردید.
1) 216. بحارالانوار: 27/217.
اگر ممکن باشد از نظر تاریخی هم تحلیل درست کرد و جمع بین این نقل در روایاتی که خدمتتان تقدیم شد نمود، میشود نتیجه گرفت که رسول خداصلی الله علیه وآله نیز به وسیله سمّی که یهودی به خورد آن حضرت داده به شهادت رسیده است.
حضرت زهرای مرضیهعلیها السلام نیز بلافاصله پس از رحلت رسول خداصلی الله علیه وآله در راه دفاع از امامت و ولایت به شهادت رسید و در نتیجه امام زمانعلیه السلام که اکنون در پس پرده غیبت است و پس از آنکه ظهور کند به لطف پروردگار، جهان را به نور عدلش پر نور نماید، سرانجام کار او نیز با شهادت رقم میخورد و با شهادت از دنیا به جوار رحمت حق میرود. روی این حساب میتوانیم اینگونه نتیجه بگیریم که کیفیت ارتحال امام زمانعلیه السلام نیز شهادت است امّا اکنون سؤال این است که شهادت امام زمانعلیه السلام به چه ترتیب است و چه کسانی ایشان را به شهادت میرسانند؟ در کتابها در این باره بحث زیادی نشده است، در کتاب «الزام الناصب» نکتهای از قول بزرگان نقل کردند که امام زمانعلیه السلام پس از حکومتی که در دنیا انجام داده در حالی که از کوچهای عبور میکنند، زنی به نام سعیده از قبیله بنی تمیم که ظاهری چون مردان دارد یعنی دارای ریش است از بالای خانهای سنگی را به سر مبارک امام زمانعلیه السلام میزند و موجب شهادت حضرت میگردد.
تا اینجا را در ارتباط با وضعیتی که در پایان عمر امام زمانعلیه السلام حادث خواهد شد خدمتتان شرح دادم امّا سؤال دیگر به عنوان آخرین نکته این قسمت تقدیم حضور میشود و آن اینکه بر حسب عقیدهای که ما شیعیان داریم و در کتب ما مفصل در این مورد بحث شده است، معصوم را جز معصوم کسی دیگر نمیتواند غسل دهد، کفنش نماید، لذا میبینید که نبی مکرم اسلامصلی الله علیه وآله که لحظات از دنیا رفتنش فرا میرسد وصیت میکند که فردی که تجهیزات او را به عهده میگیرد خود علی بن ابیطالبعلیه السلام باشد و اولین فردی که بر پیکر مطهرش نماز میگزارد خود علی بن
ابیطالبعلیه السلام باشد و لذا بعداً برای آنکه همه مؤمنین به این برکت متبرک شده و به این فیض بزرگ نایل شوند گروه گروه و دسته دسته آمدند تا بتوانند بر پیکر مطهر رسول خداصلی الله علیه وآله نماز بگزارند؛ امّا نماز اصلی را امیرالمؤمنینعلیه السلام بر بدن مطهرش خوانده و خود حضرت علیعلیه السلام رسول خداصلی الله علیه وآله را غسل داد و کفن کرد و به خاک سپرد. بدن مطهر حضرت زهرای مرضیهعلیها السلام را که با آنکه بانویی بوده و بانوان دیگری نیز حضور داشتند امّا طبق وصیت حضرت زهرای مرضیهعلیها السلام خود امیرالمؤمنینعلیه السلام شستشو کرد و غسل دادند. به اسماء بنت عمیس هم سفارش شده است که بر بدن مطهرش آب بریزد، امّا دست مبارک امیرالمؤمنینعلیه السلام است که باید بر بدن مطهر زهرای مرضیهعلیها السلام لمس شود و آن را غسل دهد و خود امیرالمؤمنینعلیه السلام باید بدن حضرت زهرای معصومهعلیها السلام را به خاک بسپارد.
درباره دیگر ائمه هم همینطور است. ما عقیده داریم بدن مطهر و بیسر و پاره پاره ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام را امام سجادعلیه السلام با ولایت الهی که داشت در کربلا حاضر شد و به کمک بنی اسد بدن مطهر حضرت ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام را به خاک سپرد. در مورد امام زمانعلیه السلام هم که امام معصوم است عقیده داریم که غیر از معصوم شخص دیگری نمیتواند به خاک بسپارد.
بر همین اساس روایات فراوانی در کتب شیعه است که معتقدیم بدن مطهر امام زمانعلیه السلام را اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام به خاک میسپارد.(1)
در اینجا قطعاً ضرورت دارد که ما راجع به این مطلب توضیحاتی بدهیم؛ امام حسینعلیه السلام که در سال 61 هجری به شهادت رسید و زمانی که امام زمانعلیه السلام ظهور میکند ایشان قطعاً در بهشت حضور دارد. و اینکه میآیند و بدن مبارک امام زمانعلیه السلام را شستشو داده و دعا خواندن و کفن کردن را به عهده میگیرد. به چه معناست؟ آیا امام حسینعلیه السلام زنده میشود؟
1) 217. بحارالانوار: 51/52، چشم انداز حکومت مهدی، ص 240.
اینجا بحث رجعت مطرح میشود که خود، بخشی از عقاید مسلمانان را تشکیل میدهد، نه تنها ما شیعیان بلکه اهل سنت هم به رجعت معتقدند که ان شاء اللَّه در قسمتهای آینده در مورد عقیده ما راجع به رجعت بحث خواهم کرد.
بنابراین در اینجا نتیجه میگیریم که به حکم عقیده شیعیان و به حکم اسنادی که در اختیار است اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام پس از رحلت امام زمانعلیه السلام میآیند و بدن مطهر حضرت را غسل میدهند و او را کفن میکنند و بر آن نماز میخوانند و به خاک میسپارند و بعد حکومت امام زمانعلیه السلام با هدایت و ولایت اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام استمرار پیدا میکند. همین جا توصیه میکنم که بر اساس آیات قرآن و روایاتی که از ائمه هدی و رسول خداعلیهم السلام رسیده است ممکن است مطالبی باشد که تاکنون در جلسات عمومی کمتر مطرح شده باشد و پذیرفتن آن از نظر شرایط عادی و طبیعی دشوار باشد، لکن با مطالعه و بررسی و رجوع به مدارک عقیدتی، راه پذیرش هموار میشود. عقیده ما به قدرت ذات اقدس پروردگار متکی است که اگر بخواهیم از آن دید اعتقاداتمان را تحلیل و تبیین کنیم قطعاً پذیرش همه این مسائل برای ما آسان و راه عقیده پیدا کردن به اینها آسان و قابل قبول خواهد شد که ان شاء اللَّه در بحثهای آینده در این باره بیشتر صحبت خواهم کرد.
«اَللَّهُمَّ أَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ، وَالْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ،
وَاکْحُلْ ناظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ»
آمین یا رب العالمین
در قسمت گذشته پیرامون مدّت حکومت امام زمانعلیه السلام و سرانجام حکومت و حیات و زندگی آن حضرتعلیه السلام بحث کردیم. اکنون راجع به حکومتی که بعد از حکومت امام زمانعلیه السلام استمرار پیدا خواهد کرد و به عبارت دیگر درباره جانشینان امام زمانعلیه السلام بحث میکنم.
نکتهای که قبل از پرداختن به این موضوع میبایست درباره آن گفت و گو کرد، مسأله رجعت است. یعنی ما معتقد هستیم که بعضی از انسانهای نیکوکار قبل از قیام قیامت، در همین دنیا، روحشان به بدنشان برگشته و به دنیا باز میگردند. البته این با عقیده تناسخ که از نظر ما باطل است تفاوت دارد. قائلین به تناسخ معتقدند روح انسانهایی که از دنیا رفتهاند، در جسم جدیدی حلول میکند و به دنیا بر میگردد و در عرصه دنیا حاضر میشود. این عقیده از نظر ما به دلایل مختلف مردود و باطلاست. بحث جانشینی امام زمانعلیه السلام هم از باب رجعت قابل بررسی است به همین خاطر، قبل از اینکه راجع به جانشینان امام زمانعلیه السلام صحبت کنم، درباره رجعت، بنا به عقیده شیعه مطالبی را تقدیم حضور میکنم.
کلمه رجعت؛ یعنی بازگشت، امّا از نظر عقیدتی به معنی بازگشت روح انسان به بدن خود در همین دنیا است، امّا نه به این معنا که همه آدمهایی که از دنیا رفتهاند به همین دنیا بر میگردند بلکه بعضی از انسانها هستند که چنین سرنوشتی پیدا
خواهند کرد که ان شاء اللَّه در آینده با تکیه بر احادیث و اخبار مطالبی را تقدیم حضور شما خواهم کرد. نکتهای که باید به آن توجه کنیم این است که ممکن است در میان شیعیان کسانی هم باشند که درباره این عقیده تردید داشته باشند، پس آیا کسی که در این عقیده تردید داشته باشد کافر محسوب میشود؛ یعنی عقیده به رجعت به عنوان یکی از ضروریات دین است که عدم اعتقاد آن باعث کفر گردد؟
بزرگان فرمودهاند: اعتقاد به رجعت جزء ضروریات دین نیست، ولی در عقاید شیعه عقیده به رجعت جزو حقایق قطعی است.
امام صادقعلیه السلام فرمود: «لیس منّا من لم یقل بمتعتنا ولم یؤمن برجعتنا؛(1)کسی که به متعه و رجعت عقیده نداشته باشد از ما نیست».
امّا چیزی که هست شخصیتهای برجسته عالم تشیّع با تکیه بر آیات قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام عقیده به رجعت را اثبات کردند. چند نفر از این شخصیتها را نام میبرم، میبینید که جزو ارکان عالم اسلام هستند، در میان بزرگان دین، مرحوم شیخ طوسی، مرحوم شیخ مفید، مرحوم سید مرتضی، مرحوم شیخ صدوق، مرحوم سید بن طاووس، اینها جزو اعاظم علمای ما هستند که ما عقیده شیعه را به وسیله این شخصیتها، نقادی شده و تنظیم شده در اختیار داریم. اینها احیا کنندگان شرع و شریعتند و نیز بعضی از بزرگان قرون و اعصار بعدی درباره رجعت کتابهایی را نوشتهاند و مرحوم علامه مجلسی بیش از دویست حدیث درباره رجعت نقل میکند که همه متواترند که جای هیچ گونه انکاری درباره رجعت باقی نگذاشته است.(2)
امّا برای اثبات عقیده به رجعت، ابتدا از آیات قرآن دلایلی را تقدیم حضور شما میکنم.
اولاً: ما براساس عقیده به اسلام و قرآن کریم معتقدیم که خداوند بر هر چیزی قدرت دارد: «إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ».(1)
هیچ چیزی با تکیه بر قدرت خداوند از نظر ما بعید نیست، چیزی را که خداوند اراده کند خواهد شد. آنهایی که معاد را منکرند به خاطر این است که اعتقادشان نسبت به قدرت خداوند کامل نیست، پذیرش معاد برایشان سخت است و لذا آن شخص استخوان پوسیدهای در دستش گرفت به خدمت پیامبرصلی الله علیه وآله آمد و با انکار گفت: «مَن یُحْیِ الْعِظامَ وَهِیَ رَمِیمٌ»؛(2)«چه کسی این استخوان پوسیده را دوباره میتواند زنده کند؟» ذات اقدس الهی به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله فرمود در جوابش بگوید: «قُلْ یُحْیِیها الَّذِی أَنشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ»؛(3)«آن کسی که او را اولین بار از عدم به وجود آورد میتواند این وجود را مجدداً به وجود قبلی بر گرداند».
ثانیاً: بر اساس آیات قرآن کریم ماجرایی در تاریخ بشر اتفاق افتاده که کسانی مرده بودند و مدّتها از زمان مرگشان گذشته بوده و دوباره زنده شدند. داستان عُزیر پیغمبر در قرآن کریم آمده که میفرماید: «أَوْ کالَّذِی مَرَّ عَلی قَرْیَةٍ وَهِیَ خاوِیَةٌ عَلی عُرُوشِها قالَ أَنَّی یُحْیِ هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ».(4)
عزیر پیغمبر، از یک مخروبهای که قبلاً آبادی بود و بر اثر حادثهای از بین رفته بود، عبور میکرد. استخوانهای افراد ساکن آن روستا را دید و با شگفتی، نه با انکار، گفت: چگونه خدا دوباره آنها را زنده میکند؟ در نتیجه خداوند او را قبض روح کرد و صد سال مردنش طول کشید. بعد از صد سال، خداوند دوباره او را زنده کرد. این ماجرایی است که در تاریخ بشر اتفاق افتاده، 100 سال از مردنش گذشته، خداوند دوباره روح او را به بدنش برگرداند.
در جایی دیگر از قرآن کریم راجع به گروهی از بنیاسرائیل که تعداد آنها هزاران نفر بود، میفرماید: «أَلَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُوا مِن دِیارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ
الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْیاهُمْ»(1)گروهی که هزاران نفر بودند، به خاطر ترس از مرگ به وادیها فرار کردند، خداوند آنها را قبض روح کرد. بعدها مجدداً آنها را زنده کرد. امام باقرعلیه السلام در توضیح این آیه میفرماید: آنها زنده شدند و مجدداً مدّتها زندگی کردند و بعد دوباره قبض روح شدند و مردند.(2)
بنابراین چنین حادثهای، بازگشت روح به بدن قبل از قیامت و در همین دنیا اتفاق افتاده است. در قرآن کراراً راجع به آن بحث شده، شواهدی ذکر شده است. نکته مهمتری که ما در آیات قرآن داریم این است که ما در توضیح و تبیین این آیات باید هم به کمک آیات دیگر این آیات را تفسیر کنیم و هم اگر مفاهیم آیات کاملاً برای ما روشن نشد به مفسرین آیات و قرآن یعنی آنها که راسخون در علمند، تربیت یافتگان مکتب وحی یعنی ائمه معصومینعلیهم السلام مراجعه کنیم که اینها آیات را چگونه معنی کردند.
ماجرایی را مرحوم شیخ مفید از سیّد اسماعیل حمیری نقل میکند، وی که از شعرای شیعی و شیفته امیرالمؤمنینعلیه السلام بود و مداحیهای فراوانی در عصر اختناق بنیعباس راجع به امیرالمؤمنینعلیه السلام داشت، امّا گاهی برای آنکه از خطر جدّی امویان به خصوص منصور دوانیقی در امان باشد تقیه میکرد. در مجلسی در بغداد که منصور دوانیقی حضور داشت شخصی نیز که در سِمَت قاضی دستگاه عباسی قرار داشت حاضر بود. وقتی شعر و سرودههای مرحوم سیّد حمیری مطرح میشود و مورد تحسین منصور دوانیقی قرار میگیرد آن قاضی شروع میکند به تخریب شخصیت حمیری؛ از جمله برای اینکه او را از چشم منصور دوانیقی بیندازد میگوید: یا امیرالمؤمنین!(3)حمیری معتقد به رجعت است، او شیعه است و براساس
1) 224. سوره بقره، آیه 243.
2) 225. مهدی موعود، ص 1208.
3) 226. البته لقب امیرالمؤمنین از نظر ما به فرموده پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله فقط مخصوص حضرت علیعلیه السلام است و به هیچ کسی، حتی از امامان معصومعلیهم السلام هم امیرالمؤمنین نمیگوییم، امّا طرفداران حکومت اموی و عباسی این لقب را بر تمام حاکمان تعمیم دادند.
اعتقادات شیعه به رجعت اعتقاد دارد. منصور دوانیقی به حمیری رو کرده و گفت: آیا درست میگوید؟ حمیری گفت: من به استناد آیات قرآن، معتقد به رجعت و بازگشت روح به بدن برای گروهی در همین دنیا و قبل از قیامت هستم. مرحوم حمیری چند آیه را مطرح کرد که بخشی از آنها را قرائت میکنیم؛ از جمله آیاتی که حمیری مستنداً درباره رجعت حرف میزند میگوید: «وَیَوْمَ نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً».(1)
در این آیه میگوید: روزی که از هر امّتی یک دسته محشور میشوند، که آیه میگوید یک دسته و یک گروه از یک امّت. و آیه دیگری میفرماید: «وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً».(2)
ما همه را محشور میکنیم و بر میانگیزانیم و زنده میکنیم. احدی از آنها باقی نمیماند مگر اینکه زنده شوند. جمع میان این دو آیه چیست؟
اگر آیه اوّل منظورش قیامت باشد که خداوند در قیامت مردم را زنده میکند، قیامت زنده شدنش مربوط به عموم مردم است نه بخشی از امّت، امّا آیه اوّل میگوید ما از هر امّتی یک گروهی را زنده میکنیم، پس معلوم میشود این حشر و زنده شدن مربوط به قیامت نیست و مربوط به دنیاست.
آیه بعدی مربوط به قیامت است که قرائت میکنم و آن این است که میفرماید: «وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»؛ «همه را محشور میکنیم، احدی را باقی نمیگذاریم مگر اینکه زنده کنیم.»
این مربوط به قیامت است. البته با شرح و بسطی که درباره این آیات از روایات ائمه معصومینعلیهم السلام داده شده است، حقایق روشنتر میشود.
آیه شریفه دیگری که میگوید: «قالُوا رَبَّنا أَمَتَّناَ اثْنَتَیْنِ وَأَحْیَیْتَنا اثْنَتَیْنِ»؛(3)«پروردگارا! دوبار ما را میراندی و دوبار ما را زنده کردی».
امام صادقعلیه السلام فرمود: منظور از این دوبار، یکبار مردن، همین اوّلین باری است که در دنیا زندگی میکند و میمیرد، بار بعدی آن است که وقتی رجعت شد و عدّهای از مردم زنده شدند، خدا آنها را مجدداً بعد از رجعت دوباره میمیراند. دوبار زنده شدن؛ یکبار قبل از قیام قیامت است و یکبار در زمان قیام قیامت است. بنابراین ما درباره مسأله رجعت آیاتی داریم که بنابه تفسیر ائمه معصومینعلیهم السلام درباره رجعت و زنده شدن گروهی از مردم قبل از قیام قیامت است.(1)
داستان تقریباً طنزی است از یکی از اصحاب امام صادقعلیه السلام با ابوحنیفه، رئیس مذهب حنفی که از اهل سنت هستند. مرحوم ابوجعفر مؤمن الطاق از یاران بسیار با فضیلت امام صادقعلیه السلام و هم عصر ابوحنیفه بود. ابوحنیفه او را دید (که به صورتِ سر به سر گذاشتن و متلک گفتن) گفت: شما اعتقاد دارید که رجعتی وجود دارد و در رجعت زنده میشوید؟ گفت: بله، ما عقیده داریم که بعضی از انسانها بعد از مردن زنده میشوند. گفت: پس یک کیسه پول به من قرض بده، من هم در عالم رجعت به تو برمیگردانم. این را به صورت متلک و تمسخر به مؤمن الطاق گفت، او هم در جوابش گفت که البته اگر تو ضمانت بدهی که در موقع رجعت، به صورت آدم محشور بشوی من به تو قرض میدهم، امّا من احتمال میدهم تو موقع رجعت به صورت آدم محشور نشوی، چون بعضی در موقع رجعت به صورت حیوان محشور میشوند.(2)
مؤمن الطاق در طنزگویی و بداههگویی، در میان اصحاب و دوستان و حتی مخالفین مشهور بود. منظور اینکه آنهایی که جزو دستپروردگان مکتب امام صادقعلیه السلام بودند حقیقت را فهمیدند که این زنده شدن قبل از قیامت، مربوط به همه مردم نیست.
امام باقرعلیه السلام فرمود: «أیام اللَّه عزّوجلّ ثلاثة یوم یقوم القائم ویوم الکرة ویوم القیامة»؛ ایام اللَّه سه روز است؛ روز قیام حضرت قائم و روز رجعت و روز قیامت».(1)
در روایاتی از امام صادقعلیه السلام وارد شده که فرمودند: مؤمنین خاص و خالص و کفار و معاندین خاص و خالص، بعد از ظهور امام زمانعلیه السلام رجعت میکنند، نه همه مردم که ان شاء اللَّه در بحثهای بعدی راجع به گروههایی که بعد از ظهور امام زمانعلیه السلام برمیگردند و شخصیتهایی که بعد از ظهور امام زمانعلیه السلام و به هنگامی که امام زمانعلیه السلام از دنیا میروند و زنده میشوند و حکومت میکنند بحث خواهم کرد.
خداوند ما را جزو کسانی قرار دهد که در هنگام ظهور امام زمانعلیه السلام جزو سربازان حضرتش باشیم.
آمین یا رب العالمین
1) 232. اثبات رجعت به نقل از خصال صدوق و معانی الاخبار.
در قسمت قبلی درباره مسأله رجعت به عنوان بحث پایانی موضوعی که مربوط به امام زمانعلیه السلام میشود و دلایلی که شیعه به استناد آن معتقد است که رجعت در عالم حاضر تحقق پیدا خواهد کرد، صحبت کردم. در این قسمت طبق وعدهای که دادم مطالبی راجع به رجعت در عصر ظهور امام زمانعلیه السلام تقدیم حضور شما میکنم.
درباره رجعت و فلسفه اینکه چرا خداوند این موضوع را محقق میکند، صحبتهای زیادی وجود دارد امّا شاید یکی از علت هایی که میتوان درباره رجعت به آن توجه کرد این باشد که فلسفه خلقت انسان در این عالم آن است که از بستر این عالم برای تحقق کمال بشر استفاده شود، از طرفی هم اولیای خدا و ائمه هدیعلیهم السلام از جانب خدا برای حاکمیت عدل منصوب شده، ولی چون متأسفانه در زمان ائمه معصومینعلیهم السلام و انسانهای قبل از ظهور، بستر برای تحقق کمال بشری آنچنان که باید آماده بشود آماده نشد و ائمه معصومینعلیهم السلام هم به حاکمیت برای احقاق حقّ و اجرای عدالت الهی نرسیدند و زمام امور جامعه به دست ستمکاران و جائرین بوده، هنگامی که رجعت محقق شود این مرحمت برای انسانهای شایستهای که استعداد رسیدن به کمال را داشتند فراهم میشود و حق ائمه معصومینعلیهم السلام و حاکمان عدل هم با پیاده کردن حکومت عدل الهی احقاق میشود و دستهای از ستمکاران و ظالمان هم با رجعت به این دنیا، به جزای اعمالشان میرسند، به این خاطر رجعت تحقق پیدا میکند و به این مسائل رسیدگی میشود.
همان طوری که در مطالب هفته قبل با استناد به آیات قرآن کریم بر مبنای
تفاسیری که اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام بر آن داشتند، گفتیم که رجعت از اعتقادات ماست امّا درباره رجعت گفتیم که بخشی از آن مربوط میشود به رجعت و بازگشت روح انسانها به بدنشان در همین دنیا و در عصر امام زمانعلیه السلام که در آن عدّهای از انسانها به دنیا برمی گردند.
قبلاً احادیثی را در مورد انتظار فرج خدمتتان عرض کردم، آنجا اشاره داشتم که اگر کسی در عصر غیبت امام زمانعلیه السلام به عنوان یک منتظر در جهت ساختن و تربیت خودش تلاش کند و منتظر واقعی باشد، امّا در زمان حیاتش امام زمانعلیه السلام ظهور نکند، پس از آنکه او از دنیا رفت و امام زمانعلیه السلام ظهور فرمود، خداوند ممکن است این فرد منتظر واقعی را به دنیا برگرداند تا عصر ظهور حکومت امام زمانعلیه السلام را درک کند. این مفهوم را گاهی از روایات و از بعضی از ادعیه و دعاها میفهمیم؛ از جمله، دعای عهد که مرحوم محدث قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان از امام صادقعلیه السلام نقل میکند: هر کسی دعای عهد را 40 صبح دائماً بخواند، خداوند توفیق رجعت را میدهد تا عصر ظهور امام زمانعلیه السلام را درک کند. بعضی از آقایانی که در مورد دعای عهد، کتاب نوشتند، در کتاب خود متذکر شدند که امام خمینیرحمه الله به دعای عهد ملتزم بود و آن را زیاد میخواند، حتی در صفحهای از کتاب دعایش که دعای عهد بود یادداشت کوچکی به خط خود گذاشت که من این دعا را تا امروز خواندم اگر توفیق ادامه این دعا را تا 40 روز، پیدا نکردم و مرگ من حاصل شد، به جای من تا 40 روز آن را بخوانید تا اربعین آن تکمیل شود.
منظور اینکه هم مرحوم قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان درباره دعای عهد، این حدیث شریف امام صادقعلیه السلام را آورده است و هم بزرگانی مثل حضرت امامقدس سره به این دعا ملتزم بودند.
در دعای عهد این جمله میفرماید: «اَللَّهُمَّ إِنْ حالَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذِی جَعَلْتَهُ
عَلی عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً، فَأَخْرِجْنِی مِنْ قَبْرِی مُؤْتَزِراً کَفَنِی، شاهِراً سَیْفِی، مُجَرِّداً قَناتِی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعِی فِی الْحاضِرِ وَالْبادِی»؛(1)پروردگارا! اگر بین من و امام زمانعلیه السلام مرگ فاصله انداخت یعنی من زنده نماندم تا امام زمانعلیه السلام بیاید و قبل از آن مرگی که برای بندگان خود قطعی قرار دادی بین ما فاصله شد، خدایا! مرا به هنگامی که امام زمانعلیه السلام ظهور کرد از قبرم برانگیز در حالی که کفنم را به کمرم بستم، شمشیرم را کشیده، نیزه برافراشته و یک سرباز آماده به کاری که در خدمت امام زمانعلیه السلام قرار میگیرد از قبرم برانگیز و مبعوثم کن تا اجابت کننده دعوت آن حضرت باشم»؛ یعنی امام زمانعلیه السلام که مردم را دعوت میکنند، برای احقاق حق و اجرای عدالت و پیاده کردن احکام شریعت، من از قبرم برخیزم و جزو جمعیتی باشم که از شهرنشینان و روستانشینان و بادیه نشینان هستند، من هم جزو محلق شوندگان به سربازان امام زمانعلیه السلام باشم. پس این دعایی است که معتقدین امام زمانعلیه السلام بر اساس نقلی که شد همیشه به خصوص 40 روز پی در پی بعد ازنماز صبح میخوانند و میخواهند که خدا آنها را به این آرزوی بزرگ نایل فرماید.
پس میتوان نتیجه گرفت که از جمله مصادیق رجعت، آن زمانی است که امام زمانعلیه السلام ظهور میکند و عدّهای از انسانهای شایسته و خوب که لیاقت سربازی امام زمانعلیه السلام را داشته باشند، از قبرشان مبعوث شده و زنده میشوند و در بعضی از نقلها داریم که امام زمانعلیه السلام بعضی از انسانهای خبیث و ناپاک را هم از قبرشان بیرون میآورد. خدا آنها را زنده میکند و حضرت از آنها انتقام مظلومیت اهل بیت عصمت و طهارتعلیهم السلام را میگیرد.
در روایت دیگری از مفضل بن عمر از امام صادقعلیه السلام نقل میکند: وقتی امام زمانعلیه السلام ظهور کند در میان یاران ایشان عدّهای از زنان و مردانی که در گذشته زندگی میکردند حضور پیدا میکنند.
من مفهوم این روایت را خدمتتان عرض میکنم درباره حضور زنان در جمع
1) 233. مفاتیح الجنان.
اصحاب امام زمانعلیه السلام در هنگام ظهور، مفضل میگوید، امام صادقعلیه السلام فرمود: همراه امام زمانعلیه السلام، 13 نفر از زنان هم حاضر میشوند و در لشکریان امام زمان قرار میگیرند. گفتم: یابن رسول اللَّه! به چه منظور؟
امام صادقعلیه السلام فرمود: به منظور مداوای مجروحین، همانگونه که در صدر اسلام در کنار پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله حضور پیدا میکردند و برای پرستاری بیمارانی که در آن جمع حضور دارند.
بعد امام صادقعلیه السلام اسم بعضی از آنها را برد، مثلاً قنواد دختر رشید هجری یکی از صحابه بزرگ امیرالمؤمنینعلیه السلام و امّ ایمن پرستار حضرت رسولصلی الله علیه وآله و حبابه والبیه که از اصحاب امام حسن مجتبیعلیه السلام است و در نقلی دیدیم که این خانم جزو معمرات است؛ یعنی سن زیادی کرده تا 240 سال هم ثبت شده و عصر امام رضاعلیه السلام را هم درک کرده است که در زمان ظهور امام زمانعلیه السلام حاضر خواهد شد.
سمیّه مادر عمار یاسر که اولین شهید زن پس از بعثت پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله است او هم در زمان ظهور، حاضر خواهد شد.
فرد دیگری از میان خانمها، به نام ام خالد احمیسه است که جزو کسانی است که دستش در زمان حجاج بن یوسف در دفاع از امیرالمؤمنینعلیه السلام قطع شده، به تعبیر امروزی، جزو جانبازان دفاع از حریم امامت و ولایت محسوب میشود.
زبیده، زن هارون الرشید که خانمی شیعه مذهب بود و خدمات زیادی هم داشت از جمله این که برای رفاه حال حجاج، قناتی را در اطراف مکّه حفر کرد و آن را به آب زمزم اضافه کرد که ظاهراً همچنان جاری است و از آن استفاده میکنند.
شخص دیگری به نام ام سعید حنیفه و فرد دیگری به نام صیانه ماشطه که در زمان فرعون، زن هزقیل بود و به عنوان آرایشگر یا مشاطه دربار فرعون بود، امّا مخفیانه به خدای واحد یکتا معتقد بود و این امر موجب شد که اعتقادش بر ملا شود و فرعون او را در زیر شکنجه پس از آنکه چند فرزندش را جلوی چشمانش کشت امّا او ثابت قدم در راه ایمان به خدا و توحید بود سرانجام او را هم به شهادت رسانید
و بر اساس روایتی که مفضل بن عمر نقل میکند این خانم هم جزو کسانی است که در ظهور امام زمانعلیه السلام رجعت میکند و در خدمت ایشان قرار میگیرد.(1)
باز مفضل بن عمر از امام صادقعلیه السلام نقل میفرماید که مردانی هم از گذشتگان در عصر ظهور امام زمانعلیه السلام رجعت میکنند و جزو یاران امام زمانعلیه السلام قرار میگیرند.
اسامی این عدّه از شخصیتها را مفضل بن عمر از قول امام صادقعلیه السلام اینگونه نقل میکند: هنگامی که امام زمانعلیه السلام ظهور کند از پشت کعبه 27 نفر از قوم موسای پیغمبرعلیه السلام محشور و زنده شده و به ایشان میپیوندند. هفت نفر از اصحاب کهف که در قرآن کریم ماجرایشان در سوره کهف آمده، آنها هم به سپاهیان امام زمانعلیه السلام ملحق میشوند.
یوشع، وصی حضرت موسی - علی نبینا و آله و علیه الصلاة و السلام - جزو بازگشت کنندگان عصر ظهور است. مؤمن آل فرعون نیز جزو همین شخصیتهاست و دو نفر از مهمترین شخصیتها در عصر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و عصر امیرالمؤمنینعلیه السلام یعنی یکی از مهمترین صحابه رسول خداعلیه السلام ابو دجانه انصاری و سلمان فارسی و از مهمترین اصحاب امیرالمؤمنینعلیه السلام مالک اشتر جزو یاران امام زمانعلیه السلام خوانده شده و در عصر ظهور، این بزرگواران رجعت خواهند کرد و در خدمت امام زمانعلیه السلام و جزو سربازان ایشان خواهند بود.(2)
بر حسب این روایات در عصر ظهور امام زمانعلیه السلام عدّهای از شخصیتهای برجسته الهی و کسانی که در عصر حیات خودشان به عنوان نخبگان از میان زنان و مردان مؤمن بودند، رجعت خواهند کرد. در نتیجه و براساس این باور به همدیگر توصیه میکنیم؛ باید در زمانی که زندگی میکنیم درصدد اصلاح اعمال و رفتار و عقاید و نیات خود برآییم، خودمان را اصلاح کنیم، به عنوان کسی که منتظر ظهور
امام زمانعلیه السلام است، خودسازی را در رأس همه امور خود قرار دهیم، اولاً: عقیدهمان را پاک و بیاشتباه از مأخذ قابل اعتماد بگیریم. ثانیاً: درصدد اصلاح اخلاقی و رفتاری خود برآییم و ارتباط معنوی خود را با امام زمانعلیه السلام بیشتر کنیم. بر دعاهایی که رابطه قلبی بین ما و امام زمانعلیه السلام را زیاد میکند، مداومت داشته باشیم، دائماً آنها را بخوانیم. دعاهایی که قبلاً هم در مورد بعضی از آنها صحبت کردم، مانند دعای ندبه یا همین دعای عهد که بزرگان ما معمولاً با اینها محشور بودند را در دستور کارمان قرار بدهیم.
به هر حال بیش از هر چیز به یاد امام زمانعلیه السلام باشیم، برای او دعا کنیم، به نام او صدقه بدهیم، به ذکر نام او مشغول باشیم، ان شاء اللَّه همین حالات، ما را از ارتکاب معاصی و محرمات و جدا نشدن از معنویات کمک میکند و ان شاء اللَّه جزو کسانی باشیم که در عصر ظهور امام زمانعلیه السلام خداوند ما را جزو سربازان امام زمانعلیه السلام قرار بدهد.
«بمنّه و فضله»
قسمت پایانی بحث مربوط به امام زمانعلیه السلام را تقدیم شما مشتاقان ظهور آن حضرت مینمایم، باشد که ان شاء اللَّه، خداوند همه ما را به عنوان ارادتمندان و مشتاقان ظهور پرنور آن حضرت قرار بدهد و به دعای شما ارادتمندان ساحت مقدّس امام زمانعلیه السلام این گفت و شنود را در دفتر مولایمان حضرت بقیه اللَّه ثبت بفرماید.
همانگونه که در قسمت گذشته توضیح دادم، بحث ما پیرامون رجعت بعد از امام زمانعلیه السلام است. از نظر اجرای حکومت الهی، به این معنی است که حکومت عدالت الهی که توسط آن حضرت اجرا میشود، بر اساس آیات و روایات طبق نظر شیعه، با امامت و رهبری امامان معصومعلیهم السلام تداوم پیدا میکند.
در روایتی از قول وجود مقدّس امام باقرعلیه السلام وارد شده که فرمودند: «أیام اللَّه ثلاثه یوم یقوم القائم ویوم الکرة ویوم القیامة»؛(1)روزهای خدا سه روز است، روزی که امام عصرعلیه السلام قیام و ظهور میکند و روزی که مجدداً ائمه معصومینعلیهم السلام به زمین بر میگردند و روز سوم، روز قیامت است.
دلایلی که در کتب معتبر و از شخصیتهای برجسته اسلامی و از نظر مفسرین پیرامون بحث رجعت وجود داشت، به بخشی از آنها در خطبههای قبلی اشاره کردم. بحث امروز بحث پایانی است، میخواهم در این رابطه به این موضوع اشاره کنم که از نظر شیعیان، طبق روایات، رسول خداصلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنین و حضرت اباعبداللَّه الحسینعلیهم السلام به این دنیا برمی گردند. این موضوع معمولاً در احوال عموم و جلسات عمومی کمتر مطرح میشود و در کتب اعتقادی بزرگان ما از قدما
1) 236. اثبات رجعت، ص 35 به نقل از خصال شیخ صدوقرحمه الله.
و متأخرین به این مسأله پرداخته شده و آیات و روایاتی که حکایت از این عقیده میکند مطرح شده که ما به بخشی از آن اشاره میکنیم.
در روایتی از امام باقرعلیه السلام نقل شده که فرمودند: «إنّ رسول اللَّه وعلیاً سیرجعان».(1)مرحوم محدث قمیقدس سره در کتاب شریف «سفینة البحار» نقل میکند که پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و امیرالمؤمنینعلیه السلام به زودی به این دنیا برمیگردند و از روایات دیگر هم بر میآید که آنها حکومت الهی را اجرا خواهند کرد.
در روایت دیگری از امام صادقعلیه السلام درباره آیه شریفه: «إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلی مَعادٍ».(2)گفته شده که درباره رجعت رسول خداصلی الله علیه وآله به دنیاست.(3)البته بنا به قولی نیز شبی که پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله از مکّه به سمت مدینه هجرت میکردند این آیه شریفه وارد شده که مفسرین میگویند یعنی همان کسی که قرآن را بر تو نازل کرده است مجدداً تو را پیروزمندانه به مکّه بر میگرداند، امّا وفق این روایت امام صادقعلیه السلام میفرماید: مفهوم این آیه شریفه این است که خداوند مجدداً پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله را به این دنیا برمیگرداند تا مجدداً حکومت الهی و احکام خدا را اجرا کند. حالا این بازگشت را که در کتب مفصل نگاه میکنیم به دو گونه است: طبق روایات، اولین کسی که برای اجرای حکومت الهی بعد از امام زمانعلیه السلام بر میگردد، حضرت اباعبداللَّه الحسین است. در گذشته هم خدمت شما عرض کردم پس از آنکه امام زمانعلیه السلام به شهادت میرسد، اباعبداللَّه الحسین ظاهر شده، به دنیا بر میگردد و عهده دار تجهیزات امام زمانعلیه السلام میشود و حضرت را غسل داده و کفن نموده و بر پیکر امام معصومعلیه السلام نماز میگزارد و دفن مینماید.
روایت از قول امام صادقعلیه السلام اینطور میفرماید: «اوّل من یرجع إلی الدّنیا الحسین بن علیعلیه السلام فیملک حتّی یسقط حاجباه علی عینه من الکبر؛(4)اوّل کسی که به جهان بر میگردد و به صورت طولانی حکومت برپا میکند حسین بن علی است، به گونهای که ابروان امام حسینعلیه السلام به خاطر زیادی سن بر روی چشمانش آویزان میشود».
باز در روایتی جابر جعفی از امام باقرعلیه السلام نقل میکند که حضرت فرمود: «واللَّه لیملکنّ منا أهل البیت رجل بعد موته ثلاثة مائة وتزداد وتسعاً؛(1)به خدا قسم از میان ما اهل بیت کسی است که بعد از مردنش مجدداً برمیگردد و 309 سال حکومت میکند». بعد راوی از ایشان میپرسد که یعنی بعد از امام زمانعلیه السلام و مدّت حکومت امام زمانعلیه السلام چند سال است؟ در جواب فرمود: مدّت حکومت امام زمانعلیه السلام 19 سال ولی مدّت حکومت امام حسینعلیه السلام 309 سال است که البته قبلاً درباره روایاتی که راجع به مدّت حکومت امام زمانعلیه السلام است اشاراتی داشتم، منظور به نقل این روایت است که در ارتباط با حکومت و فرمانروایی امام حسینعلیه السلام نکات صریحی دارد و القابی که برای امام حسینعلیه السلام در موقع حکومتش ذکر کردند:
المستنصر: یعنی کسی که از خداوند یاری میطلبد و کمک خداوند شامل حالش میشود. پس از آنکه اباعبداللَّهعلیه السلام حکومتش پایان پذیرفت، وفق روایات امام علی بن ابیطالبعلیه السلام حکومت میکند. این بحثی است که تقریباً غریب است و در جامعه مطرح نیست و کسانی که در ارتباط با امام زمانعلیه السلام مطالعه میکنند میتوانند در کتب مفصل راجع به این مباحث مطالعاتی داشته باشند. البته در بعضی از کتب و نشریات و حتی بعضی از محاورات و گفت و گوها و سخنرانیهایی که در رسانههای ما مطرح است، گاهی به این نکات به صورت مستدل و مبرهن اشاراتی هم دارند که ما باید به آنها و به دلایل قطعی از مستندات قابل اعتمادمان مراجعه کنیم.
در مورد این که رجعت جزو عقاید ما هست، امام صادقعلیه السلام فرمود: «لیس منا من لم یقل بمتعتنا و لم یؤمن برجعتنا؛(2)از ما نیست کسی که به متعه و رجعت عقیده نداشته باشد». جزئیات مطلب را باید از کتب معتبر دیگر مطالعه کرد. در روایت دیگری از امام صادقعلیه السلام نقل شده: «مما کلم اللَّه تعالی رسوله لیلة اسری به یا محمّد! علیّ آخر من قبض روحه من الأئمه وهو دابة تکلمهم؛ از جمله سخنانی که در شب معراج خداوند با رسول اکرمصلی الله علیه وآله داشته است، فرمود: یا محمّد! آخرین امام معصومی که قبض روح میشود
امیرالمؤمنین علی بن ابی طالبعلیه السلام است». خوب منظور مطمئناً بازگشت مجدد امیرالمؤمنینعلیه السلام به دنیاست؛ زیرا یک بار امیرالمؤمنینعلیه السلام در هنگام شهادت در مسجد کوفه روح مقدسشان قبض شده است.
این روایت ناظر به معنای رجعت امیرالمؤمنینعلیه السلام است.
در زیارت جامعه کبیره که از جمله زیارتهای بسیار مهم و سند و دلالتش بسیار متقن و روشن است و از وجود مقدّس امام هادیعلیه السلام نقل شده، تصریح به رجعت و بازگشتن ائمه معصومینعلیه السلام شده که من به این فرازش اشاره میکنم.
امام هادیعلیه السلام میفرماید: «معترف بکم، مؤمن بإیابکم، مصدق برجعتکم، منتظر لأمرکم، مرتقب لدولتکم؛(1)من اعتراف دارم به شما، نسبت به شما عقیدهمندم و به بازگشت(2)شما ایمان دارم به بازگشت شما؛ یعنی از این سفری که شما رفتید به وسیله مردن برمیگردید من به این ایمان و اعتقاد دارم. من رجعت شما را تصدیق میکنم، من به انتظار فرمانروایی شما هستم و شیفته و چشمانتظار دولت شما هستم.
از این فرازهای زیارت جامعه کبیره که جزو معتبرترین زیارتنامههاست که میتوان رجعت را استفاده کرد.
این زیارت را و برای همه ائمه در همه اماکن میتوان خواند و در آن داستان معروف مرحوم حاج علی بغدادی که مرحوم محدث قمی در کتاب شریف مفاتیح الجنان نقل میکند، امام زمانعلیه السلام از جمله توصیههایی که میفرماید، مکرراً باید به خواندن آن ملتزم باشیم که چه مفاهیم مهمی در آن هست.
در رادیوی معارف که از بهترین برنامههای مذهبی نظام مقدّس جمهوری اسلامی است و از قم پخش میشود از جمله برنامههایش شرح و تفسیر زیارت جامعه کبیره است که در آن بعضی از بزرگان در برنامههای خود دارند. این فراز از فرازهایی است که دلالت بر رجعت وجود مقدّس ائمه معصومینعلیهم السلام دارد.
تاکنون به دلیل محدودیت فرصت، برخی از دلایل و مدارک و اسناد روایات و آیاتی که پیرامون مسائل مربوطه به رجعت هست تقدیم حضور شما کردم. البته باز هم ممکن است بحثها و سؤالاتی در ذهن ما مطرح باشد که خوب، بعد از حکومت امیرالمؤمنینعلیه السلام دنیا به چه صورت خواهد شد؟ این سؤالات معمولاً در مجامع مطرح میشود. در بعضی از روایات هم دیدم بعضی از بزرگان این را نقل کردند که آیا این احتمال دارد که این عالم پس از قیامت مجدداً پابرجا شود. من این روایت را از کتاب شریف مهدی موعود دیدم که ترجمه جلد 13 بحار الانوار است، با اضافات و شرحهایی که حضرت استاد دوانی دادند. در آنجا به روایتی از جابر پرداخته است(1)که مفهومش این است: «بعد از اینکه حضرت اباعبداللَّه الحسین برگشت، حکومت حق را اجرا میکند، از ظالمها انتقام میگیرد، چرا که بعضی از بدترین چهرههای فاسد در عالم رجعت برمیگردند و قیامت برپا میشود. آنها مراجعه میکنند و به عالم قیامت برمیگردند و آنجا با اصحاب فرعون محشور میگردند و عذاب میشوند.» و آن روایت به گونهای است که انسان میتواند این نکته را از آن بفهمد که رسول خداصلی الله علیه وآله مجدداً مبعوث میشود و به دنیا میآید، لکن اینبار به صورت بعثت آشکار است و همه مردم دنیا به حضرت رسول ایمان خواهند آورد و حضرت علیعلیه السلام هم در کنارشان حضور دارند و همه ائمه معصومینعلیهم السلام جزو کارگزارانش میشوند، تا مفهوم آیه شریفه «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» به صورت اَتَم و اکمل تحقق پیدا کند و شیطان رجیم نیز به دست رسول اکرم و امیرالمؤمنینعلیهما السلام نابود شود «واللَّه العالم بحقایق الأمور».
به هرحال در مسائلی که اعتقادی است باید به اهل نظر مراجعه کرد و به کتب معتبره و در این راه تحقیق و تفصیل و تلاش ادامه یابد و ما برای شناخت عقایدمان نباید به همان اطلاعات محدودی که به ما دادند اکتفا کنیم.
1) 245. مهدی موعود، ص 1209.
از جمله مسائل مهم؛ شناختن و معرفت درست امام است که من در ابتدای بحث امامت در ارتباط با امامت عامه، سپس امامت خاصه و اهمیّت و شناخت امام اشاراتی داشتم.
شأن و جایگاه روز جمعه بر اساس روز ظهور امام زمانعلیه السلام است. بسیار لازم و ضروری بود که ما با هم در مورد امام زمانعلیه السلام بحث و گفت و گو کنیم. که بحمد للَّه توفیق داشتیم که به همراهی نمازگزاران عزیز جمعه که مشتاقان ظهور امام زمانعلیه السلام هستند در طول چهل هفته و طی چهل خطبه مطالب فوق را تقدیم محضر بنمایم و نام این مجموعه را «ذکر نور در حضور مشتاقان ظهور» نامیدم. به امید آنکه خداوند آن را به لطف خود قبول فرماید و مورد عنایت حضرت بقیة اللَّه الاعظم عجّل اللَّه تعالی فرجه قرار گیرد.
به همین مناسبت سروده مختصری هم که در آخرین لحظات یادداشت مطالب آخرین خطبه پیرامون امام عصر بر ذهنم آمد، در رابطه با اظهار ارادت به ساحت مقدّس امام زمان و در پایان بحث فوق تقدیم حضور شما میکنم:
روزی خیال یار من از ژرفنای دل
آمد به سر که تا بسرایم برای دل
محبوب عاشقان، همه مقصود عارفان
یعنی امام منتظر، آن روشنای دل
با بیبضاعتی که به آدینه سالها
در جمع عاشقان ظهور از ورای دل
خواندم خطابههای فراوان و گونه گون
امّا نبود هیچ یک از آن همنوای دل
زیرا که جمعه هست زمان ظهور یار
آن منتظر که مینبود جز شفای دل
شکر خدای را که به تعداد اربعین
با نام دوست خطبه نمودم برای دل
یا رب عنایتی که سلیمان فاطمه
«فخذ جراد» را بپذیرد، زنای دل
از نوکری که هیچ ندارد به غیر حبّ
بر مهدی و محمد و آل از صفای دل
به امید آنکه خداوند این بحث را از بنده حقیر و از همه شما مشتاقان ظهور به کرمش قبول فرماید.
پایان بحث امام زمانعلیه السلام در ایام عاشورای حضرت ابا عبداللَّه الحسینعلیه السلام است که در ابتدا گفتم در پرچمی که امام زمانعلیه السلام دارد در رأس شعار یالثارات الحسینعلیه السلام را باید بگیرد.
«أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ؟»
نقل است، سنت اعراب بود که اگر خونی از خانوادهای میریخت و قدرت انتقام نداشت، پرچم سرخی را بر بالای بام آن خانه برمیافراشتند تا همه و آیندگان بدانند که آن خانواده مظلوم است و اگر قدرت انتقام دست داد انتقام مظلوم را از ظالمین بگیرند. اکنون پرچم سرخی که بیانگر مظلومیت اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام و اهل بیت رسول خداعلیهم السلام است بر بالای گنبد اباعبداللَّه الحسینعلیه السلام برافراشته است؛ یعنی ای امام زمان! منتظریم که بیایی و انتقام خون جدّ مظلومت را بگیری.
«اَللَّهُمَّ إِنّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ
وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلی طاعَتِکَ، وَالْقادَةِ
إِلی سَبِیلِکَ، وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ».
آمین یا رب العالمین