ghaemiyeh.com
سرشناسه : حکیمی، مهدی
عنوان و نام پدیدآور : امام مهدی(ع) و آینده زندگی/ گردآوری و تنظیم مهدی حکیمی
مشخصات نشر : تهران: بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود علیهالسلام، ۱۳۷۹.
مشخصات ظاهری : ص ۶۲
شابک : 964-7428-10-3۲۰۰۰ریال
وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی
یادداشت : چاپ چهارم: ۲۰۰۰ :۱۳۸۱ ریال
یادداشت : کتابنامه بهصورت زیرنویس
موضوع : محمدبن حسن(عج)، امام دوازدهم، ۲۵۵ق. - .
موضوع : مهدویت
موضوع : چهارده معصوم -- نظریه درباره مهدویت
رده بندی کنگره : BP۲۲۴/ح۸۳الف۸ ۱۳۷۹
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۶۲
شماره کتابشناسی ملی : م۷۹-۲۴۰۵۳
امام مهدی(عج) و آینده زندگی
گردآوری و تنظیم: مهدی حکیمی
امام مهدی(عج) و آینده زندگی
مؤلف/ مهدی حکیمی
ناشر/ بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود(عج)
لیتوگرافی/ گنج معرفت
صفحهآرا/ عباس فریدی
شمارگان/ 5000 نسخه
نوبت چاپ/ ششم، تابستان 89
بها/ 1200 تومان
مراکز پخش:
ص. پ: 119-37135 / تلفن: 7737801 /فاکس: 7737160
/ص.پ: 355-15655 / تلفن: 88959049 / فاکس: 88981389
WWW.IMAMMAHDI-S.COM
info@imammahdi-s.com
شابک: 964-7428-10-3
بسم الله الرحمن الرحیم
پیشگفتار7
بخش نخست: بشارت ها13
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن14
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سخن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم15
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سخن حضرت فاطمه علیه السلام 15
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سخن امامان16
بخش دوم: میلاد موعود23
میلاد موعود24
بخش سوم: برنامههای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف33
عدالت اجتماعی34
در سایة شمشیر36
یک دین و یک آئین38
رفاه اقتصادی و بهبود زندگی40
الف. برقراری عدالت اجتماعی41
ب. اجرای اصل مساوات41
ج. عمران و آبادی زمین42
د. بازپس گیری ثروتهای غصب شده42
ه. کنترل و نظارت دقیق مرکزی43
مساوات و برابری43
حاکمیت فراگیر جهانی45
حکومت مستضعفان47
رشد علم و فرهنگ49
امنیت اجتماعی51
رشد تربیت انسانی54
سامان یابی زندگی56
الف. گسیختن روابط انسانی59
ب. گسستن روابط خانوادگی59
ج. انگیزههای غیر انسانی در روابط اجتماعی59
د. روابط سودجویانه60
ه. نابودی عبادات60
«داشتن تصویری مبهم و مجمل از رویدادهای آینده از نداشتنش بهتر است، و در بسیاری از موارد دقت و قطعیت بسیار، اصلاً ضرورت ندارد».(1)
انسان میان گذشته و آینده و دیروز و فردا زندگی میکند و شخصیت و هستی او، به گذشته و آینده بستگی دارد؛ چنان که اگر از گذشتهاش بریده شود یا از آن بیخبر باشد دچار کمبود میشود و نمیداند چگونه بوجود آمده و چگونه زندگی کرده است، زادگاهش کجاست و تاریخش چیست؟ همچنین اگر نسبت به آیندة خود و همة همنوعان انسانی خود شناختی – اگر چه اندک- نداشته باشد و
1) شو ک آینده ، الوین تافلر، ترجمة حشمت الله کامرانی، نشر سیمرغ، ص475.
نداند که او و دیگر انسانها به کدام راه میروند و چه سرنوشتی در انتظار آنان است، دچار سردرگمی و سرگردانی میشود.
گذشته شناسی با علم تاریخ است و آینده شناسی در پرتو پیش بینیهای دینی روشن میشود و گهگاه آینده نگریهای انسانی، سایه روشنی نسبت به آینده پدید میآورد. آینده شناسیهای انسانی چون دلیل روشنی در دست ندارد احتمالی و فرضی است و چه بسیار که اینگونه پیش گوئیها نادرست از کار درآید.
امام علی علیه السلام :
بدانید که در فردا (حوادثی پدید می آید) و در آینده مسائلی رخ خواهد داد که برای شما نا آشنا و ناشناخته است...(1)
امّا آینده شناسیهای دینی، که پیامبران و امامانِ آگاه و راستگو آن را پیشگویی کردند و با علم خدایی سخن گفتند، موجب آرامش فکر و اطمینان انسان میشود چون پیامبران و امامان بارها و بارها پیشگوئیهایی کردند و همه راست و درست درآمده است. از این رو، آنچه آنان دربارة آینده میگویند حتمی است.
آینده شناسی، برای همة انسانها لازم است؛ لیکن برای جوانان و نوجوانان لازمتر؛ زیرا افراد سالخورده و کهن سال بیشترین بخش
1) نهج البلاغه (فیض الاسلام)/ 425.
عمرشان را گذرانده اند و بخش اندکی از زندگی شان، بیشتر باقی مانده است. امّا نوجوانان و جوانان بیشترین بخش عمرشان باقی مانده و آینده بیش از نیم قرن عمر آنان را تشکیل میدهد. از این رو، باید بیشتر بررسی کنند که در آینده چه مسائلی رخ خواهد داد و چه پیشامدهایی در سر راه انسان قرار دارد. شاید در دوران آینده زندگی یک نوجوان یا جوان، همان حوادث بزرگ را که پیشگویی کردند پدید آید و اوضاع جهان دگرگون شود و حکومتهای ظلم واژگون شوند و حکومت و دولتی خدایی آشکار گردد و همة انسانها را به طور مساوی بنگرد و ظلمها را نابود سازد و برابری و برادری میان همة مردم پدید آورد. همة افراد انسانی را چون یک خانواده به هم مهربان کند و این مشکلات را بر طرف سازد.
نوجوان و جوان باید به چنین روزهایی که ممکن است در بقیة دوران زندگی او رخ دهد، توجه داشته باشد و خود را برای آن دوران و شرایط آن آماده کند، چون در هر اجتماعی شرایطی برای زندگی وجود دارد و باید شایستگی زندگی در آن دوره را داشته باشد. بویژه اگر بخواهد فردی شایسته باشد، باید از هم اکنون با به کارگیری روشهای تربیتی و اخلاقی خود را شایسته بسازد. چون اخلاقهای زشت و غیر انسانی یا اخلاقهای زیبا و انسانی، کم کم در انسان
بوجود میآید و انسان را بالا میبرد یا پایین میآورد؛ یکباره یک نوجوان یا جوان، نیک و نیک رفتار نمیشود، این صفت ها همه، به تدریج و با مواظبت و تربیت در آدمی پدید میآید. بنابراین برای شرکت در جامعة آینده که جامعة انسانی و اسلامی کامل است و همة رفتارها و کردارها نیک و زیباست، باید از هم اکنون آماده شد و با نیکی و اخلاق انسانی و تربیت درست خو گرفت و عادت کرد و خوبیها را به صورت عادتهایی در روح جایگزین ساخت تا آنگاه که انقلاب جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رخ داد، جوانان و نوجوانان شایستگی شرکت در آن دوران را داشته باشند.
در گفتار معصومان رسیده است که یاران حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جوانان هستند و سالخوردگان، میان یاران حضرت چون نمک در غذا اندکند.
امام علی علیه السلام :
یاران مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جوانان هستند و سالخورده ای میان آنان نیست مگر به مقدار سُرمه در چشم و نمک در غذا، و کمترین بخش غذا نمک است.(1)
از این حدیث معلوم میشود که جوانان، بیشتر باید آینده شناس
1) عصر زندگی ، محمد حکیمی، چاپ دوم، دفتر تبلیغات اسلامی، ص87.
باشند و ضوابط و مقررات آن را خوب بدانند و بیش از همه، خود را برای آینده بسازند و فداکار بار بیایند. این رسالة کوچک اگر راه آینده شناسی را کمی روشن کند و در این راه اندکی موفق شود، مایة خرسندی است.
«وَ لَقَدْ کتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّلِحُونَ»(1)ما در زبور داود، از پس ذکر (تورات)، نوشته ایم که سرانجام، زمین را بندگان شایستة ما به ارث می برند (و بر کرة زمین حاکم می شوند).
طبق فرمودة پیشوای پنجم حضرت امام محمد باقر علیه السلام ، این بندگان شایسته که وارثان زمین شوند. اصحاب مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، در آخرُالزمان.(2)
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم :
...خداوند از فرزندان حسین امامانی قرار داده است که راه و روش و آیین مرا برپا میدارند. نهمین آنان قائم خاندان من «مهدی» امتم میباشد. او شبیه ترین مردمان به من است در سیما و گفتار و کردار. پس از غیبتی طولانی و سرگردانی و سردرگمی مردم، ظاهر میشود، آنگاه آیین خدا را آشکار میسازد... پس زمین را از عدل و داد پُر میکند پس از آن که از ستم و بیداد لبریز شده باشد.(1)
جابر میگوید: خدمت حضرت فاطمه رفتم، لوحی نزد آن بانو نهاده بود که در آن نامهای امامان نوشته شده بود (از آن جمله دربارة دوازدهمین امام چنین آمده بود) پس از امام یازدهمین (امام حسن عسکری علیه السلام راه امامت را کامل میکنم با فرزندش که رحمت برای همة جهانیان است. او (امام دوازدهم) دارای کمال موسی و شکوه عیسی و شکیبایی ایوب است... در زمان (غیبت) این امام، دوستان من (دینداران راستین) به مشکلات گرفتار شوند... آنان به
1) کمال الدین ، 1/257.
حق دوستان منند (چون در دینداری پایداری میکنند). درود و رحمت خداوند بر آنان باد. آنان (مردمان دوران غیبت) بیگمان هدایت شدگان و راه یافتگانند.(1)
اصبغ نُباته که از شاگردان و یاران آن حضرت است میگوید: روزی نزد امیر مؤمنان علیه السلام رفتم، دیدم در فکر فرو رفته است و با انگشت بر زمین خط میکشد. گفتم:ای امیر مؤمنان! چه شده است که در فکر فرو رفتید؟... امام فرمود: در مولودی میاندیشم که از نسل من است و او «مهدی» است که زمین را از عدل و داد پر میکند پس از آن که از ستم و بیداد پُر و لبریز شده باشد...(2)
... (امام) قائم که (هنگام ظهورش)، حضرت عیسی از آسمان فرود میآید و پشت سر او نماز میگذارد... تولدش از مردمان پنهان است و از چشمها غایب میشود... او نهمین فرزند برادرم حسین است و فرزند بهترین زنان. عمری طولانی دارد، و خداوند او را (در زمین)
آشکار میسازد در سیمای انسانی چهل ساله، تا همگان بدانند که خداوند بر هر کاری قادر است.(1)
اگر از دنیا یک روز (بیش) باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را دراز گرداند، تا مردی از فرزندان من قیام کند، و زمین را از عدل و داد لبریز کند، پس از آن که از ستم و ظلم پُر شده باشد. این چنین از پیامبر شنیدم.(2)
...بی تردید مردم زمان غیبت مهدی، که امامت او را باور دارند، و منتظر اویند، از مردمان دیگر زمانها برترند؛ چون خدای بزرگ، به آنان عقل و درک و فهمی داده است که غیبت برایشان چون ظهور است. خداوند آنان را، در آن زمان، همپایة مجاهدان شمشیر زن زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار داده است و اینانند اخلاص گزاران واقعی، و شیعیان راستین ما، و دعوت کنندگان مردم به خدا (و به دین خدا)، آشکار و پنهان.(3)
محمّد بن مسلم (که از شاگردان امام باقر و امام صادق علیه السلام است) میگوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم دربارة قائم که هر گاه قیام کند چه روشی در پیش میگیرد؟ امام فرمود: روش پیامبر را تا اسلام را حاکم سازد. گفتم:
روش پیامبر چه بود؟ امام فرمود: آنچه در (نظام و آیین) جاهلیت بود باطل کرد و عدالت میان مردمان حاکم ساخت. و چنین است (امام) قائم علیه السلام آنگاه که قیام کند آنچه را (از راه و روشها میان مردم) در زمان پیش از ظهور رایج بوده است، زیر پا مینهد، و آیین دادگری را بر پا میدارد.(1)
کسانی که در حالت انتظار دولت قائم، از جهان درگذرند، مانند کسانی اند که در خدمت (امام) قائم باشند. امام، پس از این سخن مکثی کرد، سپس فرمود: بلکه مانند کسانی اند که در رکاب (امام) مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شمشیر زده باشند. سپس فرمود: نه به خدا سوگند، اینان مانند آن کسانند که در خدتم پیامبر به شهادت رسیده باشند.(2)چشم
به راهِ امرِ (قیام و انقلاب) امام خود باش، در هر شب و هر روز، زیرا که خدا در هر روز کاری کند و کاری، او را از کاری دیگر باز ندارد...(1)
...خداوند برای دوازدهمین (امام) از خاندان ما هردشواری را آسان میگرداند، و به دست او هر جبّار و زورگوی سرسختی نابود میشود، و هر شیطان سرکشی نابود میگردد.(2)
دِعْبِل خُزاعی (شاعر نامدار شیعی) میگوید قصیدة خود را در حضور امام رضا علیه السلام خواندم، چون به این شعرها رسیدم: امامی از آل محمد علیه السلام به یقین خروج خواهد کرد، او به تأیید اسم اعظم الهی و برکت نصر آسمانی به پا میخیزد و حق و باطل را از هم جدا میکند، و همه را بر شاد خواریها، و کین توزیها، کیفر میدهد. (در این هنگام) امام رضا علیه السلام به شدّت گریست، آنگاه فرمود: «ای دِعْبل! روحُ القُدُس به زبان تو سخن گفته است. آیا میدانی این امام چه کسی خواهد بود؟» گفتم نه (شخص او را نمیشناسم)، لیکن شنیده ام که
امامی از شما خاندان پیامبر خروج میکند، و زمین را از عدل و داد لبریز میسازد.
امام رضا علیه السلام فرمود: «پس از من فرزندم محمّد (جواد) امام است. پس از محمّد فرزندش علی، امام است. پس از علی (هادی) فرزندش حسن، امام است و پس از حسنِ (عسکری)، فرزندش حجتِ قائم خواهد بود.
اوست که در زمان غیبت (مردمان) چشم به راه اویند، و در زمان ظهور همه مطیع او گردند. او زمین را پر از عدل و داد میکند، پس از آن که پر از ظلم و ستم شده باشد...».(1)
عبدالعظیم حسنی (که از یاران آن امام است) میگوید: به امام جواد علیه السلام گفتم: امیدوارم که شما قائم خاندان پیامبر باشی که زمین را از عدل و داد آکنده میکند... امام فرمود: همة ما قائم به امر خدای بزرگیم... لیکن آن قائمی که خداوند، به دست او زمین را از کافران و منکران پاک میگرداند، و سراسر گیتی را از عدالت سرشار میسازد او کسی است که تولدش از مردم پنهان خواهد بود، و خود او از
1) کمال الدین ،2/372.
چشمها غایب میشود...(1)
امام پس از من، فرزندم حسن است و پس از رحلت فرزندش (امام) قائم است که زمین را از عدل و داد پُر میکند، پس از آن که از ظلم و بیداد لبریز شده باشد.(2)
سپاس خدایی را که پیش از مرگم جانشینم را به من نمایاند. جانشینی که شبیه ترین انسانها به پیامبر است در خلقت و اخلاق. خداوند او را در دوران غیبت (از بلاها) حفظ میکند، سپس او را آشکار میسازد. او سراسر زمین را از عدالت پُر میکند، پس از این که از ظلم و ستم لبریز شده باشد.(3)
نیمة شعبان، روز میلاد امام زمان است. ماه شعبان هشتمین ماه از سال هجری قمری است. سال هجری، تاریخی است که مبدأ آن، هجرت پیامبر اکرم است از مکه به مدینه. سال هجری، دو گونه است: سال هجری شمسی (خورشیدی)، و سال هجری قمری، سال هجری قمری را «هلالی» نیز میگویند، زیرا که هر ماه آن با دیدن هلال آغاز میشود. 12ماه دارد، و از ماه محرّم آغاز میگردد.
در روز پنجشنبه، پانزدهم شعبان، در سال 256 هجری قمری، حضرت حجت بن الحسن امام زمان علیه السلام تولد یافت. حضرت حجت، امام دوازدهم است، و فرزند امام یازدهم حضرت امام حسن عسکری است، و با سه واسطه، فرزند امام رضا، و با پنج واسطه، فرزند امام جعفر صادق، و با هشت واسطه، فرزند امام حسین و با نُه واسطه، فرزند
حضرت علی و فاطمه –دختر پیامبر اکرم و مادر امامان- میباشد.
امام دوازدهم، حضرت حجّت، به این نامها نیز خوانده میشود: مهدی، موعود، قائم آل محمد، منتقم، امام منتظر، امام غایب، صاحبُ الامر، صاحبُ الزمان، ولیّ عصر، ابا صالح.
چون او و ظهور او، وعده داده شده است، و خدا و پیامبران و اولیا و پیامبر اکرم، وعده داده اند که او میآید و جهان را پر از عدل و داد میکند، «موعود» نامیده شده است.
چون برای نشر دین حق و برپا داشتن عدالت قیام میکند و به پا میخیزد، «قائم» نامیده شده است.
چون انتقام انبیا و مردان خدا را از جباران میگیرد، و هم انتقام بشریت را و انتقام خونهای پاک مردان حق و انسانهای بزرگ و شهدای راه حق و عدالت را، «منتقم» نامیده شده است.
چون مسلمانان در انتظار اویند، بلکه بشریت ـ در شعورِ معقول و وجدانِ اجتماعی خویش ـ چنان معلم و نجات دهندهای را میطلبد و انتظار میکشد، «مُنتظَر» نامیده شده است.
و چون از دیدگاه عموم پنهان است، «امام غائب»، و چون او صاحب امر خداست، صاحب الامر، و چون صاحب زمان است، به ولایت خدایی، صاحبُ الزّمان، و چون ولیّ خدا در این عصرها و
روزگاران اوست، ولیّ عصر، نامیده شده است.
چنان که گفتیم، یکی از نامهای امام زمان، «موعود» است. باید دانست که موعود در ادیان آسمانی دیگر نیز وجود داشته است. بدین معنی که برخی از پیامبران، پیامبر و معلم و مصلحی را که از آن پس میآمده است معرفی میکرده و ذهن جامعه را برای پذیرش پیامبر و مصلح بعدی آماده میساختهاند. موعود موسی (یعنی کسی که حضرت موسی علیه السلام ، آمدن او را خبر داده بود) حضرت عیسی است. موعود حضرت عیسی علیه السلام ، حضرت احمد (احمد فارقْلیط) است، چنان که در قرآن مجید تصریح شده است.(1)نیز اتفاق میافتاده است که پیامبران گذشته، به آمدن موعود آخرالزمان ـ یعنی مهدی موعود ـ اشاره میکردهاند.(2)
این گونه بوده است تا به هنگام ظهور دین اسلام، در دین اسلام، «موعود» به طور دقیق، معین و معرفی گشت، یعنی مهدیِ آخرالزّمان. در اینجا باید در نظر داشته باشیم که مسألة مهدی و ظهور و قیام او، موضوعی نیست که فقط به کسانی که دارای مذهب تشیعند مربوط باشد، بلکه این موضوع، یک مسألة اسلامی است. خود
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بارها آمدن مهدی را در آخرالزمان، و این که مهدی از اولاد علی و فاطمه است، فرزند بیواسطة امام حسنِ عسکری است. و قیام نهایی دین و توحید به دست او است، مژده داده و گوشزد کرده است. در قرآن کریم نیز آیات چندی است که حتی مفسّران اهل سنت، آن آیات را مربوط به ظهور مهدی دانستهاند.(1)و به همین مناسبت، که در احادیث و گفتههای پیامبرِ اکرم، سخن از مهدی بسیار آمده است، علمای اهل سنّت، در بیشتر از 200کتاب از کتابهای معتبر خویش، مناقب مهدی، و مسائل مربوط به مهدی، و چگونگی ظهور او، و شرایط نزدیک یا مقارن زمان ظهور او را ذکر کردهاند، و بیش از 30کتاب، ویژة «مهدی» تألیف کردهاند.
نیز به همین دلیل است که در تاریخ مینگریم که از حدود150 سال پیش از ولادت مهدی (مثلاً از سال132 هجری، آغاز خلافت عباسی به بعد)، کسانی ادعا میکرده اند که همان مهدی که پیامبر گفته اند ایشانند. و این به علت شیوع مسألة مهدی بود، از زمان خود پیامبر، و از زبان او. پس اصلِ مسألة مهدی، و خروج او در آخرالزمان (برای اصلاح جهان و خوار ساختن جبّاران، و انتقام گرفتن از ستمگران و عزت بخشیدن به محرومان و زیردستان و اجرا کردن
1) مانندآیة54 از سورة مائده، و آیة105 از سورة انبیاء، و آیة5 از سورة قصص.
کلیة احکام قرآن) جزو تعالم اسلام است، و مژدة این خروج را خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم داده است. و از این جهت همة فرقههای مسلمان به اصلِ مسألة «مهدی» معتقدند.
چنان که گفتیم، بر مبنای بشارات کتابهای پیشینیان، و روایات اسلامی، اشتهار یافته بود که از امام حسن عسکری، فرزندی به وجود میآید که بر هم زنندة اساس حکومتها و واژگون کنندة تاج و تختها و دولت هاست. از این رو، بیدرنگ، از سوی خلیفة عباسی آن روز، المُعتَمِد دستور هجوم به خانة امام حسن عسکری و تفتیش آن، و جلب و احیاناً قتل فرزند او مهدی، صادر شد، و مأموران به خانة امام ریختند... اینجا بود که ضمن مقارناتی، علل ناپدیدی امام فراهم آمد، و دوازدهمین پیشوای شیعه به فرمان الهی از نظرها پنهان گشت...(1)
دانشمندان مسلمان، راجع به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ، و مسألة طول عمر او، و فواید وجودی او، در حال غیبت، و مسائل مربوط به خروج او، سخنان بسیار گفتهاند، همین گونه عرفا و فلاسفه، به تصریح و اشاره، بدین مسأله توجه دادهاند، مانند محیی الدین ابن عربی، در کتاب (فتوحاتِ مَکیّه» و ابن سینا، در کتاب عظیم خود «شفا». یکی
1) شرح بیشتری، در این باره، در کتاب خورشید مغرب آمده است.
از دانشمندان و ریاضیدانان و متفکران بزرگ، خواجه نصیرالدین طوسی نیز، دربارة «مهدی» چنین میگوید:
حرمان خلق از امام و علّت غیبت او چون معلوم است که از جهت خدای ـ سُبحانه ـ نباشد و از جهت امام نبود، پس لابد از جهت رعیت بود. و تا آن علّت زایل نشود، ظاهر نگردد. و استبعاد از درازیِ عمرِ حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نمودن، امکانش معلوم است و از غیر او مُتّفق(1)جهلِ مَحض بود(2).
باید بدانیم که در زمان غیبت حضرت حجّت، مسلمان نباید در انجام دادن تکالیف خود کوتاهی کند. همة دستورات دین، در این زمان نیز، به حال خود باقی است، واجب واجب است و حرام حرام، بویژه تکالیف و وظیفههای اجتماعی. مثلاً اگر در جامعهای فساد رایج شد، ظلم پاگرفت. مسلمان نمیتواند بگوید، بگذار باشد، امام زمان میآید و درست میکند و اصلاح میفرماید. آنچه امام زمان درست میکند و اصلاح میفرماید، تکلیف دینی خودِ آن امام است که از لحظه و روز ظهور او شروع میشود. تا پیش از آن لحظه و آن روز، هر مسلمانی به همة تکالیف خود مکلف است، همینطور که باید نماز
بخواند و روزه بگیرد، باید امر به معروف و نهی از منکر کند، با ظلم و ظالم بستیزد، به دادِ مظلوم برسد، برای از بین بردن ستم و برپا داشتن عدل و داد، بکوشد، و... و...
جوانان عزیز، دربارة حضرت حجت و مسائل مربوط به او، و آیندة جهان از نظر مذهب، و تحلیل دقیق فلسفة انتظار، میتوانند این کتابها را بخوانند:
آیندة جهان از نظر مکتب ها.
انتظار، مذهب اعتراض.
دادگستر جهان.
در فجر ساحل.
خورشید مغرب.(1)
در پایان این گفتار، یکی از مشهورترین سخنان پیامبر را که دربارة مهدی فرموده است، و علمای مذاهب اسلامی نقل کردهاند، نقل میکنیم، سخنی که از نظر دینی و اعلام نمودن شخص پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قطعیت مسأله را میرساند.
اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نماند، خدا همان یک روز را آن قدر طولانی و دراز کند تا مهدی ـ فرزند من ـ ظاهر شود و جهان را، در حالی که از ستم پر شده باشد، از
1) و نیز کتاب های: عصر زندگی و انتظار در اندیشهها .
عدالت و دادگری پر کند.
و چنان که مینگریم مسیر کلی بشر، از نظر فقدان عنصر معنوی در حرکتها و زندگیها، رو به حالتی است که در نهایت، ـ چنان که پیامبر گفته است ـ نیاز به کسی که بتواند اصلاحی همه جایی و همهگانه پدید آورد، و این همه ستمها و اختلافها را برطرف سازد، و معنویت را به زندگی بشر بازگرداند، محسوس است.(1)
1) این بخش با اجازة استاد محمدرضا حکیمی، از کتاب « بعث، غدیر، عاشورا، مهدی » ایشان آورده شده است.
«روزی عالمیان همه، دست برادری و مساوات به هم خواهند داد و آن روز است که بدبختی و تیره روزی بر عرصة جهان یافته نخواهد شد».(1)
ویکتور هوگو
امام صادق علیه السلام :
مهدی، عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه می شود، وارد خانه های مردمان می کند، و دادگری او همه جا را فرامی گیرد.(2)
گسترش عدالت در سراسر جهان و ریشه کنی بیداد از همة آبادیهای زمین، از نخستین برنامههای انقلاب امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد
و از هدفهای اصلی آن امام بزرگ و نجاتبخش است. این موضوع در بشارتها و احادیثی که دربارة آن حضرت رسیده است خیلی روشن یاد شده است. در سخنان پیامبر بزرگوار اسلام و امامان معصوم که دربارة قیام امام دوازدهم آمده، دعوت به توحید و مبارزه با شرک و کفر به اندازة ایجاد عدالت و اجرای آن، مورد تأکید قرار نگرفته است. علت این موضوع شاید این باشد که با آموزشهای پیامبران گذشته و بویژه پیامبر ما و دین اسلام، همچنین رشد علم و آگاهی بشر، انسانها به خدای یکتا ایمان میآورند و اندیشة خداشناسی شکست میخورد، و نوع جامعههای انسانی دارای عقیدة مذهبی و خدایی میگردند؛ لیکن با این وصف در آتش ظلم، حقکشی و کینه توزی و روابط غیر انسانی میسوزند، و با زندگی بیعدالت که در حقیقت شکنجه و مرگ تدریجی است، دست به گریبانند. از این رو، نیاز عمدة جامعة بشری برقراری عدالت و دادگری است و حاکمیت روابط انسانی بر جامعه. انسانها تشنة عدالتند و خواهان آیین دینی که این تشنگی را فرو بنشاند و آتش بیدادگری را خاموش کند. و عدالت واقعی را بوجود آورد. که همة مردم؛ بزرگ و کوچک و ضعیف و قوی آن را آشکار ببینند.
بنابراین، مشکل اصلی و نخستین آن نجات دهندة بزرگِ انسان، مشکل خداباوری یا انکار خدا نیست؛ بلکه مشکل اصلی ظلم و ستم جهانسوز و همه جایی است که بشریت را در کام خود فرو برده و در آتش خود سوزانده است و دین و عقیده و آزادی و خواب و خوراک و آسایش و همه چیز انسان را نابود ساخته است. به این جهت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که آخرین نجات دهندة انسان هاست پس از ظهور مبارک خویش، اصول عدالت و دادگری را در میان همة انسانها برقرار میسازد و همة مردم را از بدی و آزار رسانی و زشتی و محرومیت رهایی میبخشد.
امام باقر علیه السلام :
...قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم شباهت هایی با پنج تن از پیامبران دارد... امّا شباهت به جدّ خود (پیامبر اکرم) قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبر، و جباران و سرکشان...(1)
از کارهای حتمی امام موعود علیه السلام جنگ با تمام انسانهای ظالم و خون آشام است. با مطالعة تاریخ بشری، این واقعیت آشکار میشود که موانع رشد و پیشرفت انسان جز با قدرت و خونریزی از سر راه
1) کمال الدین ، 1/327.
برداشته نمیشود. و تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرهای فراوانی داشته است، لیکن این تأثیرها در برخی افراد نجیب انسانی بوده است، و در طبقة زورگو، دنیا دوست و ظالم که منابع قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعهها را در دست میگرفتند، هیچ تأثیری نداشته است، و آنها را به راه نیاورده است. برای تربیت و هدایت آنها باید از روش دیگری استفاده کرد، تا سدّ راه انسانها نشوند و راه رشد را بر مردم نبندند. تا تمام مردم بتوانند بدون هیچ مانعی به زندگی خویش ادامه دهند. به همین دلیل، مسألة جنگ و کاربرد نیرو به عنوان یک ضرورت برای رسیدن به هدفهای انسانی مطرح میگردد. و جز از این راه نمیتوان ظالمان، ستمگران و دنیا طلبان را سر جای خود نشاند و امنیت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در جامعه برقرار کرد، و جامعه را برای تلاش و کوشش آزادانة افراد آماده ساخت.
تاریخ پیامبران نیز، پُر است از جنگ و مبارزه با ستمگران و طاغوتان، و همیشه رهبرانِ انسان و دوستداران بینوایان و بیچارگان با آنان که راه باطل میرفته و به انسانها ظلم میکردند، مبارزه کردهاند. پیامبر اکرم که کانون رحمت و در بالاترین مقام اخلاق انسانی است نیز برای مبارزه با کفّار و ستمگران 83جنگ انجام داد.
امام علی علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام نیز در راه حق و نجات جامعه از بیدادگری، جنگ کردند.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز که ادامه دهندة راه انبیاء و پیامبر اکرم و امامان است برای برپایی عدالت و هدفهای بزرگ انسانی، راهی جز مبارزه و جنگ و سرکوب ستمگران و سرمایه داران ندارد. شمشیر آن امام بر سر مجرمان فرود میآید. و در آن دوران آنان راه فراری ندارند و در زیر سایة شمشیر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که انسانهای درد کشیده و رنج دیده به آسایش و زندگی دست مییابند. شمشیر امام موعود برای ستمگران مرگبار است و برای بیچارگان و مظلومان پناهگاه و پشتیبان.
امام صادق علیه السلام :
...مفضل! سوگند به خدا (امام قائم علیه السلام )از میان ملت ها و آیین ها اختلاف را بر می دارد، و یک دین بر همه حاکم می گردد...(1)
برای تشکیل جامعهای واحد، یک موضوع ضروری است و آن یک آئین و یک اعتقاد است. آئینها و اعتقادهای گوناگون، بطور قطع، تفرقه و دوگانگی اجتماعی بوجود میآورد، و مانع وحدت و یگانگی
1) بحارالانوار ، 53/4.
مردم میگردد.
اگر برنامه ریزیهای اجتماعی گرفته شده از طرز فکرها و مرامهای گوناگون باشد، فعالیتهای انسانی را در زمینههای گوناگون اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... مختلف و متضاد میسازد و مانع یکسانی و یگانگی جامعه میگردد. بنابراین تنوع و گوناگونی راهها و عقیدهها موجب اختلافها و تضادها و برخوردهایی در جامعه میشود، که در این شرایط نمیتوان تشکیل جامعهای واحد و یگانه را انتظار داشت. بنابراین، باید آئین و دین واحدی بر جامعه حاکم باشد، تا امت واحد به معنای واقعی بوجود آید.
در دوران ظهور و روزگار دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آئین واحدی بر جهان حاکم میگردد و راه و روشها نیز یکی میشود؛ و یگانگی واقعی در عقیده و مرام انسانها پدید میآید؛ و مردمان همه یک دل و یک زبان به سوی سعادت حرکت میکنند. دیگر دوگانگی و تضاد در مرامها و عقیدهها وجود ندارد، راه و روشها یکی و هدفها نیز یکی است. همچنان که در برنامههای زندگی اجتماعی نیز اختلافی دیده نمیشود.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با چنین اصلی اساسی در ساختن جامعة یگانه بشری به موفقیّتی بزرگ و چشمگیر دست مییابد، و همة علتها و عوامل ناسازگاری و درگیری را از بین میبرد، و ناسازگاریها و اختلافات اجتماعی را که از اختلافات عقیدتی و دینی بوجود میآیند، نابود میسازد، و با یکی کردن عقیدهها و ایدئولوژیها راه هر گونه اختلافی را میبندد. او وحدتی واقعی را بر اساس اصول توحید و ایدئولوژی اسلامی پی میریزد، و همة انسانها را در زیر شعار یگانه و دین واحد گرد میآورد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم :
در امت من مهدی قیام کند... و در زمان او مردم به نعمت هایی دست می یابند که در هیچ زمانی دست نیافته باشند. (همه) نیکوکار و بدکار. آسمان بر آنان ببارد و زمین چیزی از روییدنی های خود را پنهان ندارد.(1)
از برنامهها و اقدامهای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پدید آوردن رفاه و آسایش در کل جامعة بشری است. در این دوران جامعه بشری واحدی تشکیل میگردد که در آن همه مانند خانوادهای در کنار هم زندگی
1) بحارالانوار ،51/78.
میکنند. و تقسیم بندی جامعههای پیشرفته و جامعههای محروم و عقب مانده از بین میرود. بلکه همة جامعهها و انسانها به رشد و رفاه دست مییابند. همچنین ابر قدرتها وجود نخواهند داشت، بهبود زندگی و بینیازی اقتصادی نصیب همة انسانها میشود و همه جایی و همگانی میگردد. این آسایش موجب رشد و برتری معنوی و فکری انسان میشود.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای رسیدن به این هدف بزرگ انسانی، از روشها و عوامل مختلفی استفاده میکند تا به زندگی انسانها سر و سامان بخشد و همة مشکلات را از میان بردارد.
عدالت اجتماعی که در بخش اول به آن اشاره شد، به معنای تعادل و همسانی در کلیة جریانهای اقتصادی جامعه است. در پرتو چنین عدالتی، فاصلههای اقتصادی از میان میرود و دیگر افراد فراوانی تهیدست و محروم، و افراد اندکی سرمایه دار، یافت نمیشوند.
رعایت قاطع اصل مساوات نیز، موجب تساوی ثروتها و برابری در پخش کالاها و مواد مورد نیاز همة مردم است و از جمع شدن و
تراکم و اسرافکاری گروهی از مردم مانع میگردد و زمینههای کمبود و نیازمندی را برطرف میسازد.
از دیگر عوامل، عمران و آبادانی و بهره برداری از امکانات تا حدّ امکان میباشد، در دوران پیش از ظهور با همة پیشرفتهای علوم، از همة زمینهایی که قابل استفاده و کشاورزی هستند و آبهایی که میشود آنها را ذخیره نمود و امکانات و... بهره برداری صحیح نشده است. در بعضی مناطق به علت نفوذ استعمار و وابستگی و محرومیت از امکانات استفاده نشده است. اما در دوران ظهور از تمام زمینها و آبها استفاده خواهد شد و تمام زمین آباد و سبز و خرّم خواهد گشت.
از دیگر راههای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این است که با از میان برداشتن طاغوتان و زورگویان، سرمایهها و ثروتهای آنها را که از راههای نامشروع و نادرست به دست آوردهاند، از آنها باز پس میگیرد و آنها را در راه آسایش و رفاه جامعه و تمامی مردم به کار میبرد و همة محرومان و تهیدستان را از این اموال بهره مند میسازد.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای رسیدن به نظم اجتماعی و رفاه اقتصادی، کنترل و نظارت دقیقی بر حاکمیت مرکزی جهان خواهد داشت و با تشکیل یک مرکز، تمام منابع ثروت و درآمد جامعه را بدون هیچ گونه فرقی در اختیار کل افراد بشر قرار میدهد و همة امکانات را به تساوی تقسیم میکند. و با این کنترل دقیق عوامل اصلی فقر و محرومیت که، دولتهای ظلم و کفر و سرمایه داران هستند از میان میرود. در آن دوران این طور نخواهد بود که بخشهایی از جامعه عقب مانده و فقیر و بخشهایی ثروتمند باشند و گروهی بیسواد و مریض و بدون بهداشت و گروه دیگر در حدّ بالای خدمات بهداشتی و رفاهی باشند.
امام باقر علیه السلام :
امام قائم (اموال را) برابر تقسیم می کند و میان (همة) مردم - نیکوکار و بدکار- به عدالت رفتار می نماید...(1)
یکی از برنامههای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اجرای اصل مساوات است. اسلام دین مساوات و برابری است، مساوات در مسائل گوناگون و زمینههای
1) بحارالانوار ،51/29.
مختلف. تا جایی که اسلام به دین مساوات مشهور شده است. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این برابریها و مساوات را در جامعة بشری اجرا خواهد کرد.
انسانها در آفرینش مساوی و دارای نیازهای طبیعی همانند و ارزشی یکسان و برابرند. و هیچ یک از ویژگیهای طبقاتی موجب تفاوت و نابرابری آنها نمیشود. آنها در برابر قانون حقوقی یکسان و همانند دارند و هیچ فردی در برابر قانون بر دیگری برتری و امتیازی ندارد. سیاه و سفید، کارگر و کارفرما، تهیدست و ثروتمند، بزرگ و کوچک، عالم و جاهل و... همه در برابر قانون برابرند.
تمامی مردمان حق استفاده و بهره برداری یکسان از بخششهای طبیعت را دارند، و باید مراتع، جنگلها، رودها و دریاها و دیگر منابع ثروت در اختیار همگان قرار گیرد تا هر کس بتواند با کوشش و زحمت خود از آنها استفاده نماید، زیرا اینها سفرة گستردهای است که خداوند برای همة انسانها قرار داده است.
بخش مهم دیگر، تساوی و برابری انسانها در استفاده از بیت المال میباشد، بیت المال که مجموعة امکانات و اموال عمومی میباشد، و دولتها آنها را در اختیار میگیرند در دوران ظهور نزد
امام قرار میگیرد. امام آنها را برای رفاه مردم هزینه میکند و در راه رفع نیازهای عمومی به کار میبرد. اضافه بر این اموال، از سرمایههای طبیعی نیز استفاده میکند و منابع و معادن را استخراج مینماید و همة این سرمایهها و امکانات را صرف عموم مردم میکند.
در دوران ظهور و حکومت جهانی اسلام، انسانها در تمام این مسائل مساوی و برابر خواهند بود، و از بخششهای الهی و مواد طبیعی به طور مساوی استفاده خواهند کرد، بیت المال برای همگان به طور یکسان مصرف خواهد شد،... هیچ قدرت و مقام سیاسی یا اجتماعی موجب برتری نمیشود و هیچکس نمیتواند به امکانات بیشتری دست یابد. حتی تقوا نیز موجب برتری و دست یافتن به لوازم بیشتر در زندگی نمیگردد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم :
...سوگند به آن که مرا به حق به پیامبری برانگیخت اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند، آن روز را خداوند می گستراند تا فرزندم مهدی قیام کند، پهنة زمین به نور او روشن گردد و حکومت او شرق و غرب گیتی را فراگیرد.(1)
1) کمال الدین ، 1/280.
از برنامههای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حکومت فراگیر جهانی است، که در آن همة جامعهها از یک مرکز پیروی میکنند و با یک سیاست و برنامه اداره میشوند. در آن دوران جامعة بزرگ بشری و خانوادة انسانی تشکیل میشود، و دوستی و محبت سراسر آبادیها را فرامی گیرد، و آرزوی همه پیامبران، امامان و مصلحان و انسان دوستان تمام دوران تاریخ برآورده میشود.
تا کنون چون ستمگران و طاغوتان در جامعة بشری حکومت میکردهاند، ستیزهها و اختلافها بوجود آمده است و زمین، این خانة انسانها، بخش بخش گردیده و به قسمتهای بزرگ و کوچک تقسیم شده است و این موجب فاصلة مردم از یکدیگر میگردد، حتی موجب جنگ و برادر کشی نیز گشته است. چون این قدرت طلبان هستند که مردم را به جنگ و خونریزی مجبور کرده، و آنان را در مقابل یکدیگر قرار میدهند، و مهر و محبتهای انسانی را که هر انسانی نسبت به انسان دیگر دارد، به کینهجویی و انتقام کشی تبدیل میکند.
در دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با به وجود آمدن یک دولت در تمام زمین و مدیریت واحد؛ دیگر از اختلافها، جنگها، خونریزیها و... خبری نخواهد ماند، و انسانها همه با هم برادر و برابر خواهند گشت. محبتهای انسانی دیگر بار در دلها زنده میشود و مردمان
به یکدیگر کمک خواهند نمود. توانمندان دست ناتوانان را میگیرند، و مشکلات آنها را حلّ میکنند. دیگر کسی به کشور دیگری حمله نخواهد کرد و حقوق دیگران را نخواهند خورد. در این دوران همة انسانها همانند افراد یک خانواده خواهند بود و روابط مردمان بر پایة محبت و دوستی قرار میگیرد، و این موضوع بسیار مهم را، نجات دهندة بزرگ انسانها امام موعود انجام خواهد داد؛ و چهرة زندگی را زیبا و دوست داشتنی خواهد ساخت.
امام علی علیه السلام :
ایشان (مستضعفان میراث بَرِ زمین)، خاندان پیامبرند، که خداوند پس از سختی ها، مهدی ایشان را برانگیزد، و به آنان عزّت بخشد و دشمنانشان را خوار سازد.(1)
از برنامههای اصلی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تشکیل دولت مستضعفان و محرومان است. مستضعفان کسانیند که توسط زورمندان ضعیف نگهداشته شده اند و حقوق آنان پایمال شده است. در دوران ظهور هنگامی که ظالمان و زورمندان کنار گذاشته شدند، مانع راه مستضعفان برداشته میشود و همة کارها به دست افراد و طبقات
1) بحارالانوار ، 51/54.
محروم سپرده میشود. بنابراین تهیدستان هستند که بر جامعه حکومت میکنند و جامعه را اداره نمایند. دیگر از ستمگران و اشراف و حکومتهای ظالم خبری نیست.
این هدفِ تمام پیامبران و انسانهای بزرگ بوده و اسلام نیز، چنین هدفی داشته است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امامان ما همه در راه رسیدن به چنین هدفی گام برداشته و سختی کشیده اند و حتی در این راه به شهادت رسیدهاند.
در طول تاریخ، همیشه ستمگران و ظالمان و جبّاران،... مردمان تهیدست و مستضعف را به بردگی میکشیدند و آنها را به کارهای سخت مجبور میکردند و حقوق و دسترنجشان را میخوردند. همیشه چنین افرادی وجود داشتهاند. که دیگران را تحقیر میکردند و آزادی آنان را سلب مینمودند و مانع رشد و ترقی آنها میگشتند، و از اجرای قانون و اصل عدالت مانع میگردیدند.
در تمام این دوران انسانهای بزرگ به کمک محرومان و تهیدستان میآمدند و با زورگویان و ظالمان به مبارزه میپرداختند، لیکن در هیچ دورهای پیروزی همگانی و همه جایی پدید نیامد، و اگر در دورانی؛ حکومتی برای محرومان و زیردستان تشکیل شد، با
نیرنگ، جنگ و خونریزی ستمگران و سلطه طلبان مواجه گردید و پس از مدّتی شکست خورد.
امّا در دوران حاکمیت امام موعود علیه السلام آن انسان بزرگ تمام آیین پیامبران و امامان و مصلحان بشری را اجرا خواهد کرد. حکومت در دست مستضعفان قرار خواهد گرفت، و عدالت مطلق اجرا خواهد شد. دیگر ظالم و ستمگری وجود نخواهد داشت تا مظلوم و ستمدیدهای وجود داشته باشد؛ و زورگویی وجود ندارد که مردمان را به زیر سلطة خویش درآورد. طبقات اجتماعی از بین خواهد رفت، همة افراد برادروار زندگی کرده و زندگیهایی نزدیک به هم خواهند داشت و همة افراد به فکر محرومان و مستضعفان خواهند بود و همة مردم به نیازهایشان خواهند رسید.
امام باقر علیه السلام :
در زمان حکومتِ مهدی علیه السلام به همة مردم، حکمت و علم بیاموزند، تا آنجا که زنان در خانه ها، با کتاب خدا و سنتِ پیامبر، قضاوت می کنند.(1)
از آغاز تاریخ، انسان به کارهای فرهنگی و علمی پرداخته است. و
1) بحارالانوار ،52/352.
تجربهها و دانشهایی به دست آورده است که در میان این آموختهها، آموزشها و دستورات پیامبران جایگاه ویژهای دارد. یکی از اصول و هدفهای اصلی انبیا گسترش علم و دانایی است. آنان انسانها را به فراگیری علم در تمام زمینهها دعوت کردهاند. از شناخت خود تا شناخت خداوند و از شناخت کوچکترین ذره تا شناخت جهان هستی.
در سایة این دستورات، انسان به تفکر و تعقل پرداخت و در هر رشته از علوم به مسائل جدیدی رسید. و علوم گسترش فراوانی یافت. و بدینگونه تا قرن حاضر پیش آمد. این علوم و دانشها اهمیّت زیادی دارند و بسیاری از مشکلات انسانها را حل میکنند و وسائل زندگی بهتر را پدید میآورند و انسان در همة بخشهای زندگی خود از آنها استفادههای فراوانی میبرد. لیکن این پیشرفتها بیشتر در مسائل مادی جهان و زندگی مادی انسان بوده است، و در بُعد معنوی چنین پیشرفتهایی نبوده است. در همان مسائل مادی نیز انسان به تمام مسائل پی نبرده است؛ و برای او مجهولات و ناشناختههای فراوانی وجود دارد که از شناختها و داناییهای او بسیار گستردهتر است.
متخصصان رشتههای گوناگون علوم بشری به دانشها و
معلومات اندک خود اعتراف دارند. و چنین میگویند که دانش ما در برابر مجهولات و ناشناختهها چون قطرهای است در برابر دریا. لیکن چون هدف از خلقت انسان رشد و کامل شدن شناخت و دانش اوست، باید روزی این هدف به واقعیت برسد و دیگر مجهولی برای انسان باقی نماند.
در دوران ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که همة آرمانها و اهداف انسانی و الهی به حقیقت میپیوندد، دانش و شناخت انسانها نیز کامل میشود. در آن دوران تمام ناشناختهها، شناخته میشود و دیگر مجهولی در هیچ یک از علوم و دانشها باقی نخواهد ماند. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از حقایق مادی و معنوی پرده برمی دارد و همه را برای انسانها آشکار و روشن میسازد؛و انسانها را همراه با تکامل علوم مادی در علوم معنوی و خداشناسی نیز به تکامل میرساند؛ و از جامعههای انسانی که در جهل و نادانی به سر میبرند. جامعههایی آگاه، بینا و دانا میسازد.
امام صادق علیه السلام :
در تفسیر آیة شریفه «خدا به کسانی از شما که ایمان آوردهاند... وعده داد که به یقین در روی زمین ایشان را خلیفه
کند... و وحدتشان را به امنیت بدل سازد...»(1)می فرماید: این آیة در بارة (امام) قائم و یارانش نازل شده است.(2)
امنیت اجتماعی باید در بخشهای گوناگون زندگی اجتماعی یعنی بخشهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی پدید آید. امنیت اجتماعی زمینه ساز فعالیتهای درست و صحیح فردی و گروهی است. در محیطهای امن و آرام است که روابط اجتماعی بر قوانین استوار است، و چیزی جای حق را نمیگیرد، و حقوق افراد کاملاً رعایت میشود.
با امنیت اجتماعی، قانون بر جامعه حکومت میکند و مانع زورگویی و تجاوز میگردد. منافع همة مردم تأمین میشود، و افراد قدرتمند نمیتوانند به دیگران ظلم و ستم کنند. همچنین بالاترین مقامات جامعه نمیتوانند به زیردستان زور بگویند. سرمایه داران بر جامعه تسلط ندارند و سرنوشت تهیدستان در دست آنان نیست. در جامعة امن، حوادث و پیش آمدها، موجب نگرانی مردم نیست، زیرا دولت افراد را تأمین و خسارتهای آنان را جبران میکند.
در اجتماع امن و آرام، هر کسی که سخن حق و حرف درستی
داشته باشد بدون هیچ ترس و بیم آن را بر زبان میآورد و نظر خود را میگوید، و همه در مسائل اجتماعی دارای رأی مساوی هستند و سرنوشت جامعه در دست همة مردم است. قانون حق و عدل، یعنی قانون خدایی، راهبر و راهنمای کل جامعه است.
در اجتماعی که امنیت وجود دارد، محصول کار و کوشش مردم نصیب خودشان میگردد و ثمرة تلاششان را دریافت خواهند کرد. دیگر کسی نمیتواند ثمره و تلاش و کوشش دیگران را بدزدد و مالک آن شود.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف امنیت اجتماعی به وجود میآورد. امنیتی که بشریت تا کنون مانند آن را ندیده است. او نگرانی و ترس را نابود میکند، و همچنین کسانی را که در جامعه ایجاد نگرانی و ترس میکنند، کنار میزند.
او قانون و عدل را اجرا میکند و احترام به حقوق و ارزش انسان را در روابط اجتماعی استوار میسازد. در آن دوران چون امنیت وجود دارد و هیچکس از کسی دیگر نگرانی و ترس ندارد، انسانها به یکدیگر نزدیک میشوند. دوستی و مهربانی جای دشمنی و کینه توزی را میگیرد، و رقابت انسانها سالم و انسانی میگردد. و رشد اقتصادی در همه بخشهای جامعه آشکار میگردد.
امام باقر علیه السلام :
هنگامی که قائم قیام کند، خداوند قوای فکری مردمان را تمرکز می دهد... و اخلاق آنان را تکامل بخشد.(1)
یکی از برنامههای امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رشد تربیتی و بلوغ روحی انسان است. انسان که جزء اصلیِ تشکیل جامعه صالح و سالم است، محور اصلی برنامه ریزیها، قوانین، علوم و دیگر مسائل جامعه میباشد. انسان، برای اصلاح جامعه و تشکیل اجتماعی سالم باید نخست، اصلاحات و تحولات را از درون خود آغاز کند، زیرا تمام مسائل اقتصادی، سیاسی، جنگ، صلح، نظم، بینظمی، نیکی، زشتی و... در اجتماع به انسان مربوط است. پس انسان با ایجاد انقلابی در درون خود میتواند در جامعه نیز انقلاب و تحول به وجود آورد.
در هر جامعهای بهترین برنامهها و قوانین باید به دست بهترین و شایسته ترین افراد و مجریان اجرا شود. به همین دلیل ساختن انسان و پرورش و رشدِ افرادی صالح، مقدمة اصلی برای تشکیل هر نظام صالح و انسانی است.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نخست به تربیت انسانها میپردازد تا دیگر
1) بحارالانوار ، 52/336.
برنامههای اجتماعی خود را به شایستگی انجام دهد. و عدالت، دادگری، قانون شناسی، دیگر دوستی، ایثار و... را در سطح جامعه پایدار سازد.
کینه توزی، خوی و خُلقی شیطانی است و از پایین بودن سطح فرهنگ انسانی سرچشمه میگیرد. با رشد تربیت و تکامل عقل، کینهها به محبت و دوستی تبدیل میشود و انسان دوستی در روابط اجتماعی استوار میگردد.
ثروت پرستی و مال اندوزی، پدیدهای روحی و باطنی است. انسانها نخست، در باطن حریص و ثروت پرست میشوند، آنگاه در خارج به اموال دیگران تجاوز میکنند و به ظلم و ستمهای اقتصادی دست میزنند. این مشکل برزگ (مال دوستی) در تمام دورانها وجود داشته است و خواهد داشت. این بیماری باطنی و روحی انسان، تا از درون انسان درمان نگردد، به کاربردن شیوهها و روشهایی از بیرون، برای جلوگیری از آن، نتیجة چندانی ندارد، و اگر داشته باشد دراز مدت و پایدار نیست.
تجربههای پیاپی و مکرر تاریخ نشان داده است که همة نابسامانیها و ناتوانیها در کار جامعهسازی به دلیل آن است که سرچشمة آلودگی نادیده گرفته شده و محور اصلی فراموش گردیده
است، و به تربیت روح و باطن انسان توجّه نشده است.
اما در دوران ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به این مشکل اساسی توجه میشود و روح و روان مردم تربیت میگردد و صفات پست و ناپسند روحی و باطنی انسانها از بین میرود. همین است که آن انقلاب مانند دیگر انقلابها شکست نخواهد خورد و به پیروزی نهایی خواهد رسید و پایدار خواهد ماند.
امام حسین علیه السلام :
در خاندان ما دوازده مهدی است... آخر آنان نهمین فرزند من است که به حق قیام کند، و خداوند زمین مرده را به دست او زنده کند...(1)
انسان دارای دو گونه حیات و زندگی است. حیاتی انسانی و حیاتی حیوانی، که تفاوتی بسیار میان این دو گونه حیات وجود دارد. انسان در حیات و زندگی حیوانی خود دارای تغذیه، رشد و تولید مثل است؛ و در این سه موضوع با همة موجودات زنده مشترک است. زیرا از کوچکترین موجود زنده تا بزرگترین و پیچیده ترین آنها، در این سه، همانند و همسانند.
1) کمال الدین ، 1/317.
اما حیات اصلی انسان، حیات باطنی و زندگی روحی و عقلانی است. و این احادیث است که عالم انسان را از عالم حیوانات و موجودات زنده جدا میسازد، و این حیات و زندگی به انسان برتری و امتیاز میبخشد. در زندگی مادی بسیاری از حیوانات از زندگی استوارتر، طولانیتر و آسیب پذیرتر برخوردار هستند. حیواناتی که دهها سال زندگی میکنند و تغذیهای چندین برابر افراد انسانی دارند، و کمتر دچار بیماری و کاهش و فرسایش میگردند و قدرت و توانایی بیشتر از انسان دارند. و اگر قدرت بدنی ملاک برتری باشد، اینگونه حیوانات از انسان برترند. بنابراین، ارزش و عظمت حیات انسانی، به حیات باطنی و معنوی و عقلانی اوست.
آدمی در طول تاریخ و دوران زندگی، از حیات انسانی خود، چندان بهره و استفادهای نبرده است، و جز سالیان اندک و محدود و در دورههایی بسیار کوتاه، انسان نزیسته، و حیات فردی و اجتماعی انسانی نداشته است؛ و در این دوران حیات انسانی و انسانیتِ انسان مرده بوده است.
از حیات انسانی که بگذریم، در کدام دوره از دورانهای تاریخ و کدام تمدن و جامعهای همة انسانها درست تغذیه شدند و خوراک کافی در اختیار داشتند، و فرزندانشان زمینة رشد یافتند و در کجا
مسائل مادی آنان حلّّ شد. در قرن حاضر که اوج شکوفایی تمدنهای ظاهری بشری است، کجا وسایل و ابزار زندگی مادی، برای همة انسانها و در همة اجتماعات فراهم شده است؟ آمارها، از گرسنگیهای پنهان و آشکار اکثریت قاطع بشریت، و سیری و پُرخوری اقلیتها، پرده برمی دارد.
در طول تاریخ، از برخی دورههای گذرا و کوتاه حکومتهای پیامبران و دوران حکومت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و چهار سال خلافت امام علی علیه السلام که بگذریم، انسان همواره در اثر ظلم و بیعدالتی و فساد و تباهیهای مادی و معنوی از نعمت حیات شایسته محروم بوده است.
زمین نیز دچار مرگی وحشتبار شده است، زیرا مرگ و حیات زمین ارتباط مستقیم با مرگ و حیات ساکنان آن دارد، یعنی در این دوران رشد ویژه و چشمگیری یافته است، مزارع آباد شده و منابع استخراج گردیده است و از دریاها و فضا و جوّ و... نیز استفاده گردیده است.
اکنون برای این که مقصود از حیات در بُعد انسانیِ آن به خوبی روشن گردد و مرگ انسانیتها بهتر لمس شود، ویژگیهای انسانها و اجتماعات را در دوران پیش از ظهور میآوریم تا مشخص شود که
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با چه راه و روشهایی میجنگد و چه برنامهها و اصولی را جایگزین آنان میکند:
گسیختن و پاره شدن پیوندهای انسانی، از پدیدههای ویرانگر پیش از ظهور است. در این روزگاران پیوندهای اجتماعی استواری وجود ندارد و در زندگی انسانها حق و عدل جایگاهی ندارد. به ظاهر انسانها در کنار یکدیگر و در یک آبادی یا اجتماعی زندگی میکنند، لیکن دلها و فکرها با هم و در کنار هم نیست و میان آنها همدلی وجود ندارد.
در این دوران، خانواده ـ به عنوان هستة اصلی اجتماع- دچار تزلزل و سستی میگردد و پیوندهای خانوادگی گسیخته و سست میشود، مرد حقوق زن و زن حقوق مرد را رعایت نمیکند، فرزندان احترام پدران و مادران را ندارند، و مادران و پدران مسئولیتهای تربیت فرزندان را از یاد بردهاند.
در این دوران انگیزههای روابط اجتماعی، انگیزههایی الهی و
انسانی نیست. محبتها و دوستیها واقعی نیست. عشق و علاقه واقعی وجود ندارد. دوستیها بر اساس مسائل پوچ و زودگذر است. رابطهها برای دستیابی به فساد و آلودگی و خوشگذرانی میباشد. یگانگیها زبانی و ظاهری میباشد، و در باطن بیگانگی و دوری است.
انسان، در ارتباط با انسان دیگر، به سود و سرمایه میاندیشد، و با همین انگیزه به میدان پیوندهای اجتماعی وارد میشود. در صورتی که سود مادی در کار باشد با هر انسانی رابطه برقرار میکند. طبقات اجتماعی هر کدام به نوعی تلاش میکنند تا حق دیگران را ببرند، و با کار و تلاش دیگران بر ثروت خود بیفزایند. جامعة انسانی به جنگلی از حیوانات تبدیل میگردد، که در آن مردمان گرگانی اند به جان هم افتاده و حکومتها درندگانی که به جان ملتها افتادهاند، و هر کسی دیگری را برای منافع خود میخواهد.
در دوران پیش از ظهور، عبادت و پرستش خدای بزرگ، چنان که شایسته است انجام نمیشود. اکثر انسانها در مادیّات و دنیا غرق شده اند و به هدف خلقت خویش نمیاندیشند. توجه ندارند که روزی
به سوی خدا باز میگردند و در این دروان کوتاه زندگی باید راهی به او بجویند و خود را آمادة سفر به سوی خداوند سازند.
اینها اندکی از مسائل و ویژگیهای اجتماعات در دوران پیش از ظهور میباشد. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن نجات دهندة بشریت، همة این عوامل و راه و روشهای ناپسند و ویرانگر را نابود میگرداند و اصول و آرمانهای حیاتبخش را جایگزین این امور میسازد.
امام صادق علیه السلام :
به چه جهت دربارة خروج قائم عجله دارید؟ به خدا سوگند، او جامه ای درشت می پوشد، و خوراک خشک و ناگوار می خورد...(1)
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چون همة پیامبران، بسیار ساده زیست است. لباسهای درشت و کم بها میپوشد، و خوراک خشک و ناگوار میخورد. اهل آسایش و تن آسایی نیست. چون پیامبران از هر گونه تعظیم و بزرگداشت و ستایش پرهیز دارد. او به معنای واقعی زاهد است و جز به ضروریات زندگی تن نمیدهد، و در سطح پایین ترین طبقات، بلکه دشوارتر از آنان زندگی میکند.
1) غیبت نعمانی ، /233.
امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف همانند حضرت یحیی علیه السلام زاهدترین و عابدترین مردمان است. با ظهور او دیگر بار اخلاق و رفتار پیامبر و امامان آشکار میشود، او تجلّی دوبارة زندگی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام و دیگر امامان است، و لباس و خوراک و خانه و کاشانه او یادآور لباس و خوراک و خانة کوچک و بینهایت سادة پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام است. آری! رهبری جامعه انسانی باید چنین باشد.
آنان که زندگیهای مرفه و آسوده دارند و با شادی زندگی میکنند، در کاخها سکونت دارند و دم از آسایش خلق و تودههای مردم میزنند، ادعایی پوچ و پوک دارند و سخنی یاوه میگویند.
امام موعود علیه السلام چون نیاکان خویش به هر کس هر چه خواست میبخشد و کسی دست خالی از نزد او باز نمیگردد، وبه جز خدا و رضای او به چیزی دیگری نمیاندیشد. و در برابر زحمتها و کوششهایی که برای مردم میکشد، پاداشی در نظر ندارد و حتی ستایش و تشکری نمیخواهد. امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که داعی حق و گسترندة عدل است، ذرّهای در احوال شخصی پای از حدّ و مرز عدالت بیرون