دانشنامه امام امیرالمومنین علی علیه السلام جلد 5

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : قرشی، باقرشریف، 1926 - م.

Qarashi, Baqir Sharif

عنوان قراردادی : موسوعة‌الامام امیرالمومنین علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام .فارسی

عنوان و نام پديدآور : دانشنامه امام امیرالمومنین علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام/ مولف باقرشریف القرشی ؛ مترجم سیدمحمد صالحی ؛ زیر نظر آیت پیمان ؛ [برای] مجمع جهانی شیعه‌شناسی.

مشخصات نشر : قم: دارالتهذیب، 1400.

مشخصات ظاهری : 11ج.

شابک : 7400000 ریال (دوره، گالینگور) ؛ 5200000 ریال (دوره، شومیز) ؛ ج.1‌978-600-94930-2-9 : ؛ ج.2‌978-600-94930-7-4 : ؛ ج.3‌978-600-94930-7-4 : ؛ ج.4‌978-622-99684-5-1 : ؛ ج.5‌978-622-94029-2-4 : ؛ ج.6‌978-622-99684-1-3 : ؛ ج.7‌978-622-94029-2-4: ؛ ج.8‌978-622-97793-5-3 : ؛ ج.9‌978-622-97793-8-5 : ؛ ج.10‌978-622-97793-9-2 : ؛ ج.11‌978-622-94029-1-7 :

وضعیت فهرست نویسی : فیپا

یادداشت : کتابنامه.

مندرجات : ج.1. زندگانی و فضايل امام علی علیه‌السلام در قرآن و سنت.- ج.2. امام علی علیه‌السلام در عهد پيامبر صلی‌الله علیه و آله و دوران خلافت.- ج.3. تفسیر قرآن از قرآن کریم.- ج.4.از ادعیه امام علیه‌السلام.- ج.5. مسند امام علیه‌السلام.- ج.6. وصایای تربيتی و مواعظ او.- ج.7. علم و تعلیم و ناپیداها.- ج.8. احتجاجات و مناظرات امام علیه‌السلام.-ج.9. قضاوتهای امام علی علیه‌السلام است.-ج.10. فرمانروایان و کارگزاران او علیه‌السلام.- ج.11. حکومت امام علیه‌السلام.

موضوع : علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40 ق.

موضوع : 'Ali ibn abi-Talib‪, Imam I, 600-661

موضوع : علی‌بن ابی‌طالب (ع)، امام اول، 23 قبل از هجرت - 40ق. -- سرگذشتنامه

موضوع : Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Biography

شناسه افزوده : صالحی، سیدمحمد، 1313 -، مترجم

شناسه افزوده : پیمان، آیت، 1339-

شناسه افزوده : مجمع جهانی شیعه‌شناسی

شناسه افزوده : The World Center for Shite Studies

رده بندی کنگره : BP37

رده بندی دیویی : 297/951

شماره کتابشناسی ملی : 8689790

اطلاعات رکورد کتابشناسی : فیپا

اشاره

بسم اللّه الرحمن الرحيم

«وَما أَنزلنا عليكَ الكتابَ إلا لتُبينَ لهمُ الذي اختلَفُوا فيهِ»

النحل: 64

وما اين كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر برای آنچه در آن اختلاف دارند برايشان بيان كنی

«سُنةُ اللّه الَّتي قَد خلت مِن قبلُ ولن تجدَ لسنةِ اللّه تبديلاً»

فتح: 23

سنت الهی است كه در گذشته نيز بوده است و هرگز برای سنت الهی تغييری نخواهی يافت

«ومَا آتاكُم الرَّسولُ فَخذوهُ وَما نَهاكُم عَنهُ فَانتهُوا»

حشر: 7

آنچه پيامبر به شما داد بگيريد و از آنچه منعتان كرد باز ايستيد

«قَد أفلحَ من زكَّاها * وَقد خابَ من دسَّاهَا»

شمس: 9 و 10

بی شک هر كس خود را تزكيه كرد رستگار شد و بی گمان آنكه خود را بيالود محروم گشت

«إنَّه لَقولُ رَسولٍ كريمٍ»

الحاقه: 40

اين قطعا گفتار فرستاده‌ای بزرگوار است

مقدمه

(1)

سنت پيامبر بعد از قرآن كريم مهمترين مصدر و مرجع است و در ساختن ساختار اسلام و ايجاد پايه‌های آن و تاسيس تمدن اسلامی نقش درخشان و بسزايی دارد. اين سنت، روشی كامل است كه انسان را از لحاظ فردی و اجتماعی به سعادت كامل می‌رساند، و برای انسان دستورات اخلاقی و اصول آدابی وضع كرده است كه آدمی به واسطه ويژگي‌های نيكو و پسنديده آن برتری می‌يابد چون سنت نبوی راه را برای انسان هموار كرده و هدف را برای او روشن نموده و او را از همه سوابقی كه او را در منجلاب گناهان دنيا انداخته رها می‌سازد.

(2)

قرآن به وضع قوانين عمومی برای تكاليف شرعی از قبيل عبادات و معاملات و عقود و ايقاعات پرداخته است بدون آنكه متعرض كميت و يا كيفيت آن و شرايط و جزئيات و موانع آن شده باشد و سنت و سیره پيامبر است كه وظيفه توضيح و تشريح آن را به عهده گرفته است. هر آنچه را كه مربوط به تكاليف شرعی است، توضيح داده است و بدين گونه سنت پيامبر، عنصر اساسی و مهمی در ساختار انديشه اسلامی به شمار می‌آيد. ارتباط سنت با قرآن كريم ارتباط جزء با كل است و هر دو آنها در جهت پيشبرد زندگی انسان و تربيت رفتاری او و دور كردن آدمی از زشتی های اين دنيا، گام برمی دارد.

(3)

مقصود ما از سنت پيامبر گفتار و كردار و تقرير او است. گفتار پيامبر آن چيزی است كه بر احكام شرعی و تكاليف دينی و مكارم اخلاق و آداب زندگی دلالت دارد. كردار آن حضرت به آن معنی است كه انجام یک عمل توسط ایشان دليل بر جواز و مشروعيت آن كار است زيرا اگر آن

كار مشروعيت نداشت جائز نبود كه پيامبر آن را انجام دهد. مراد از تقريرات آن حضرت، این است كه وقتی ايشان شخصی از مسلمانان را ديده كه كاری را انجام می‌دهد و ایشان وی را از آن کار منع نکرده و آن كار را تأييد کرده، اين عدم منع و تایید، دليل شرعی بودن و جواز آن كار است، چرا كه اگر آن كار حرام بود بر پيامبر واجب بود از آن جلوگيری كند.

(4)

شيعه بر اين باور است كه گفتار و كردار و تقريرات ائمه هدي عليهم السلام، عين سنت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است. سنت ائمه، ادامه سنت پيامبر است و اين نظر بسيار محكم است چون كسی كه سيره عملی ائمه را ملاحظه كند، به وضوح تبعیت سيره آنان از سيره پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را درک کرده و متوجه می شود که هدایت، رفتار و رويكردهایشان بر اساس تعالیم اسلام است. ائمه عليهم السلام جانشينان پيامبر و خلفای ايشان و نگهبانانی هستند كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برای اصلاح امتش گماشته است، پس آنان را به صلاح قرآن كه هيچ باطل و اشتباهی در آن راه نيافته، مجهز نموده و آنان را كشتی نجات و ملجأ بندگان خدا قرار داده است. پس حديث آنان، حديث پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و كردار آنان، كردار پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و تقرير ايشان، تقرير او است. در اين مهم هيچ گاه خروج از روش‌های علمی و يا انحراف از راه راست صورت نگرفته است.

(5)

احاديث در عهد پیامبر (ص) جمع آوری نشد، بلكه احاديث در اذهان و در سينه خاندان و يارانش حفظ شد و پس از رحلت او، انديشمندان از میان صحابه برای جلوگيری از تلف شدن و مفقود شدن و يا كم و کاستی در احادیث، به فكر تدوين احاديث پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله افتادند و اين پيشنهاد را به ابوبكر و عمر بن خطاب عرضه كردند. ولی این دو با این بهانه که اگر احاديث پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در يک كتاب جمع آوری شود مردم را به خود مشغول می‌سازد و مسلمانان از قرائت كتاب خداوند باز می‌مانند دعوت آنها را اجابت نكردند. و چه بهانه

بيهوده‌اي! اگر ما با اندكی تأمل به مسأله نگاه كنيم و پيرو هوای نفس نباشيم و جانبداری نكنيم، احاديث و روايات و اخبار گوناگونی وجود دارد كه به فضيلت اهل البيت عليهم السلام اذعان می‌كند و مسلمانان را به دوستی عملی و اطاعت از ايشان و انتخاب آنان برای رهبری امت ملزم می‌سازد و اين مسأله‌ای است كه با غصب مسند خلافت توسط آنان، و دور كردن اهل بيت عليهم السلام از رهبری امت و قراردادن ايشان در عزلت سياسی در بلاد اسلامی سازگاری ندارد.

(6)

اگر احاديث پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله تحت نظارت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و ديگر بزرگان صحابه تدوين شده بود، اسلام به مصيبت جاعلين حديث دچار نمي‌شد. جاعلينی كه خدا ترس نبودند و در جعل حديث و نسبت دادن آن به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله تعهد كرده و آن احاديث را چون تیشه ای برای تخريب انديشه‌های ناب و درخشان اسلامی كه انسان را به آزادگی و سلامتی از سقوط و عقب ماندگی فرا می‌خواند، به كار گرفتند. بسيار جای تأسف است که بسياری از اين احاديث و اخبار جعلی در صحاح ششگانه و كتاب‌هايی از اهل تسنن، بدون درايت و تعمق مؤلفين وارد شده است و ما يقين داريم كه آنان اگر به جعلی بودن آن احاديث پی می‌بردند در كتاب هايشان نمي‌نوشتند و از آن دوری و تبری می‌جستند.

(7)

در زمان معاويه به عنوان رئيس خاندان اموي، كميته‌های جعل حديث به صورت رسمی و علنی تشكيل شد كه در نابودی اسلام و خاموش كردن نور آن و محو آثارش از هيچ كوششی فروگذار نكردند. اين گفتار ما از روی اتهام بي‌مورد و يا از روی احساسات نيست بلكه بررسی واقع بينانه حوادث تاريخی بر اين نكته دلالت دارد. چون آنچه از سياست معاویه برداشت می شود این است که وی با كتاب خدای متعال و سنت پيامبرش در تضاد بود و بزرگان اسلام مانند حجر بن عدی و عمروبن حمق خزاعی را اعدام نمود و فرزند رسول اللّه، امام حسن مجتبی عليه‌السلام را ترور كرد. همچنین ساير جرائم بزرگ او در طول تاريخ بر اين امر دلالت دارد.

به هر حال معاويه به كمک حزب و دست نشاندگان خود به جعل حديث و تطبيق آن با

كارهای خويش پرداخت كه با احاديث گهربار نبوی از لحاظ فصاحت و بلاغت و اعجاز تعارض داشت. برخی از اين احاديث جعل شده در فضيلت برخی از صحابه و برخی ديگر در نكوهش اهل بيت كه مبلغان عدالت اجتماعی بودند و برخی از آن احاديث در پايين آوردن مقامات معنوی پيامبران بود.

امام شرف الدين و علامه بزرگ شيخ محمود أبوريه، در كتابش به نام پرتوی از سنت پيامبر به مسئله جعل حديث پرداخته كه بررسی آن دو در مورد احاديث جعلي، توام با فضای علمی محض بوده و هيچگاه متأثر از احساسات و تقليد كوركورانه نشده است.

(8)

دولت‌های حاكم در آن زمان چه اموي‌ها و چه عباسي‌ها، احاديث جعل شده را همچون نردبانی برای سياست‌های مبتنی بر ستمگری و جورشان به كار گرفتند و مردم را به آنچه كه از آن بيزار بودند وا داشتند. حاكمان دولت‌های اموی و عباسي، به احاديث جعلی حديث سازان متوسل شدند تا بدين وسيله خود را از ارتكاب گناهان و زشتي‌ها تبرئه كنند. احادیثی با این مضمون که خداوند حاكمان را در قيامت به خاطر ارتكاب جرائمشان، بازخواست نمي‌كند و حاكمان مانند ساير مردم نيستند كه خداوند آنان را به خاطر زشتي‌ها و بدي‌ها وگناهانی كه در دنيا از سوی آنان سرزده شده، كيفر دهد.

به هرحال، احاديث جعلي، مسلمانان را در دام بزرگی انداخت و اين احاديث جعلی مانع از حرکت مردم در راهی شد که اسلام آن را ترسيم كرده بود تا مسلمانان رهبری ملت‌ها را به دست گيرند.

(9)

پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه و‌آله از طريق غيب مطلع شد كه بعضی از اشخاص مريض و خود فروخته، به جعل حديث و نسبت دادن آن به پيامبر می‌پردازند. پيامبر آنان را از اين كار برحذر

داشت و آنان را از عقاب خداوند ترساند و فرمود: «آن كسی كه عمدا به من دروغ ببندد جايگاهش در آتش خواهد بود». اما آنان توجهی به هشدار رسول اكرم نكردند و به گمراهی و تعمدشان در جعل حديث اصرار ورزيدند و آنها را به پيامبر نسبت دادند كه بيشتر آن احاديث با روح اسلام و راهنمايي‌های آن منافات داشت. با احاديث جعلي، حرمت دین اسلام را كه بر پايه صداقت و راستی و گفتار صحيح بنا شده بود، زير پا گذاشتند.

علامه امينی تعداد جاعلين حديث را 620 جاعل شمرده(1)و وای بر آنانكه چنين گناهانی را مرتكب شدند، «فويلٌ لهم ممّا كسبت أيديهم وَويلٌ لهم ممّا يَكسبوُن»(2)

: وای بر آنان كه با دست خود چيزهايی می‌نويسند (وبه خدا نسبت می‌دهند) و وای بر آنان و بر آنچه كه به دست می‌آورند.

(10)

حال به احادیثی بر می‌گرديم كه از امام متقين و اميرمؤمنين عليه‌السلام نقل شده كه آن حضرت اين احادیث را از برادر و پسر عمويش پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل كرده است، كه بيشتر آن به آداب و خوش رفتاری و شخصيت سازی انسان مسلمان بر پايه بنيان‌های اخلاقی وزين و والا كه شامل كمال و خوش اخلاقی است، مربوط می‌شود و همچنين شامل روابط اجتماعی انسان ها، مصلحت عمومی جامعه و مسائل آن و پيشرفت زندگی اسلامی در همه مناطق جهان اسلام نیز می‌شود. احاديث نبوی كه آن حضرت به عنوان وصی او و دروازه شهر دانش پیامبر (ص) از ایشان نقل کرده به سبب مضامین والای آن ها از ساير احاديث متمايز می‌گردد و جامعه اسلامی را به بالاترين روح كمال و تهذيب سوق داده و رهبری فراگير ملت‌های جهان را برای اسلام محقق می‌سازد.

(11)


1) الغدیر 10: 185-236.

2) بقره:79.

مورخ بزرگ ابوجعفر طبری كتابی تحت عنوان «تهذيب الاثار وتفصيل الثابت عن رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله من الاخبار» تأليف كرده، كه در آن به روايت‌های رسيده از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله كه از بزرگان اصحاب ايشان نقل شده، پرداخته است. اين كتاب در چند جلد است و هر جلد آن، اختصاص به يكی از بزرگان اصحاب دارد و در آن، احادیثی که از پيامبر روايت شده به عنوان مسند آن صحابی درج شده است. در بین این مسند ها، مسندی به نام مسند علی (ع) وجود دارد كه در آن، رواياتی از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ذكر شده است. از ويژگي‌های اين مسند، آن است كه روايتی در آن نيست جز آنكه امام با طرق ديگری احاديث متشابه آن را ذكر كرده است. و سپس رواياتی را هم كه با اين روايت در تعارض می‌باشد، آورده است و پس از آن، گزينه مورد نظر خويش را انتخاب می‌كند. این كتاب برای طالبان اين گونه مباحث، بسيار دقيق و مفيد است و تعداد احاديث وارد شده در مسند امام 43 حديث است.

(12)

و در اينجا مايلم كه به اين نكته اشاره كنم كه آنچه در اين كتاب به عنوان روايات امام عليه‌السلام از قول پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آورده‌ام همه روايات آن حضرت از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نيست و این، تنها قسمت اندكی از آن است. امام نزديكترين مردم به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و دروازه شهر دانش وی بوده است و با جديت همه احاديث پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را جمع كرده و همه را در حافظه خويش، حفظ نموده و میان مردم پخش كرده است و اين كتاب، تنها جزيی از احاديث آن حضرت است و محققين عزيز در ساير منابع سنت و حديث، می‌توانند احاديث بيشتری پيدا كنند.

ادعای تسلط كامل و همه جانبه بر احاديثی که امام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل کرده، خطای آشكار بوده زيرا امری دست نيافتنی است پس اگر چنين ادعايی از من صورت گرفته از خدای متعال آمرزش می‌طلبم و درخواست توفيق دارم.

نجف اشرف ، سيد باقر شريف قرشی

25 ذی قعده 1419 ه- ق

پرتوی بر سنت محمديّه

امام علی عليه‌السلام مطالبی را به صورت موضوعی و شامل بر راويان احاديث نبوی ايراد فرمودند و به تحليل شگفتی در دفاع از رواياتشان از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله پرداخته كه بسیار متفاوت است. بعضي‌ها قصدشان جعل احاديث و ايجاد آن بوده وراویان به متن احاديث توجهی نداشته اند برای همین، چيزی را روايت كرده‌اند كه مغاير با انگیزه ها و اغراض حدیث است. و يقينا اگر مسلمانان می‌دانستند كه اين احاديث، ساختگی و جعلی است، آن را نمي‌پذيرفتند، و بزرگان در كتب صحاح و سنن خود ثبت نمي‌كردند.

حديث امام عليه‌السلام درباره همين موضوع، به شگفت‌ترين تحقيقات علمی از احاديث نبوی پرداخته است، و اين را شخص مورد اطمينان و پاكی همچون «سليم بن قيس هلالي»، روايت می‌كند و می‌گويد: به امير المؤمنين گفتم: من از «سلمان فارسی» و «مقداد» و «ابی ذر» چيزی را از تفسير قرآن و احاديث نبوی صلي‌الله‌عليه‌و‌آله شنيدم، غير از آن چيزی كه در دست مردم است، سپس از شما چيزی شنيدم كه آنچه را از آنها شنيده بودم، تصديق می‌كرد و در دست مردم، چيزهای زيادی از تفسير قرآن و احاديث، از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ديدم كه شما با آنها مخالفيد و آن ها را باطل می دانید. آیا از نظر شما مردم عمدا به رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله افترا و دروغ می‌بندند و قرآن را تفسير به رأی می‌كنند؟

سليم از امام عليه‌السلام خواست كه درباره بعضی اخبار و تفسير بعضی آيات قرآن كريم كه بزرگان اسلام مانند «سلمان فارسي» و «ابی ذر» و «مقداد» نقل می‌كنند و امام آن را تاييد می‌نمايد، توضيح دهد و اگر امام تعدادی از اخبار و تفاسير بعضی آيات را رد می‌کند، پس صحيح آنها چيست؟

امام با این سخن شگفت، جواب وی را داد و فرمود:

«سؤال كردی پس جوابش را بفهم، در دست مردم حق و باطل و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محكم و متشابه و حفظ و وهم، وجود دارد و در عهد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دروغ گفتن بر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله زياد شد. تا اينكه ایشان خطاب به مردم فرمود: ای مردم، دروغ

گفتن بر من زياد شده اگر كسی عمدا بر من دروغ ببندد، خدا جایگاه او را پر از آتش می‌كند.

پس بعد از او، به او دروغ بستند و همانا حديث از چهارطريق، به شما رسيده كه پنجم ندارد: مرد منافقی كه تظاهر به اسلام می‌كند و هيچ باكی ندارد كه عمدا به رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دروغ می‌بندد و اگر مردم می‌دانستند كه او منافق و دروغگو است، از او قبول نمي‌كردند و او را تصديق نمي‌نمودند، و لكن آن ها گفتند اين صحابی رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است، او را ديده و از او شنيده است. مردم حدیث را از او گرفتند در حالی که حال او را نمي‌شناختند و خدای متعال از حال منافقين خبر داده و می‌فرمايد: «وَاذا رَأيتهم تُعجبكَ أجسَامُهُم و إن يَقولوا تَسمع لِقولِهم»(1): هنگامی كه آنها را می‌بينی جسم و قيافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد و اگر سخن بگويند به سخنانشان گوش فرا می‌دهي. پس بعد از پيامبر ماندند و به رهبران گمراه پيوستند آن هايی که مردم را با دروغ و بهتان، به سوی آتش دعوت می‌كنند پس سرپرستی مردم را به این ها دادند و آن ها را بر گردن مردم سوار كردند و دنيا را به خورد آن ها دادند. همانا مردم با سلاطين و دنيا هستند مگر كسی كه خدا او را حفظ كند ... ».

و اين مقطع از حديث امام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به اموری مهم اشاره می کند و آن اينكه:

أول: آنچه در دست مردم از احاديثی كه از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كند، مختلف بوده و واقعيت آن را نمي‌شناسند. برخی درست و برخی دروغ است و یا برخی عام و برخی خاص، برخی محكم و برخی متشابه، و یا برخی ناسخ و برخی منسوخ هستند و مردم، اين را نمي‌دانند و بعضی را از بعضی ديگر، تشخيص نمي‌دهند.

دوم: اينكه دروغ بر رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، از بعد از وفات او نبوده، بلكه در زمان زندگی او هم بوده است كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آن ها را از دروغ گفتن به او بر حذر داشت و آن ها را به آتش جهنم وعده داد.

سوم: ذكر كرده است كه نقل حديث چهارگونه بوده است و فرمود كه قسم اول آن، منافقان بودند كه با زبان، تظاهر به اسلام می‌كردند و دل هايشان پر از كفر و الحاد بود و از دروغ گفتن به رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و جعل احاديث باطله و نسبت آن به ایشان، هيچ باكی نداشتند.


1) منافقون: 4.

اگر مردم از ساختگی بودن احاديث آن‌ها مطلع بودند، آنها را نمي‌پذيرفتند و از آن دوری می‌كردند ولی فریب آن ها را خورده زیرا آنها از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كردند و صحابی او بوده از او شنيده بودند و گمان مردم به آنها خير بود. آن منافقين افرادی مانند سمره بن جندب و عمرو بن العاص و مروان بن حكم و مانند آنها از منافقين بودند.

چهارم: راویان منافق به سلاطين حاكم اموی ظالم، نزديک شدند و برای تقرب به امويان احاديث ناشناخته را بين مردم شايع می‌كردند و به اين وسيله، پست‌های مهم دولتی را كسب كرده و آنها را بر گردن مردم سوار كردند. اين‌ها، نوع اول از راويان بودند.

سپس امام عليه‌السلام به بيان بقيه اصناف راويان می‌پردازند و می‌فرمايد:

«و مردی كه چيزی را از رسول اللّه صلي‌الله عليه و آله شنيده و درست آن را درک نكرده و در او توهم به وجود آمده و عمدا دروغ نمي‌گويد. وی برداشت غلط خود را می‌گويد و به آن عمل می‌كند و روايت می‌كند و اگر می‌دانست که فهم او غلط است آن را به كار نمي‌بست».

اين قسم دوم از راويان هستند؛ آنهايی كه حديثی از رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله شنيدند وآن گونه كه بايد درک نكردند و خیال کردند که فهمیدند. این افراد به عمد دروغ نگفتند و حديث سازی نكردند ولی حديث آنها مطرود است. چون آن را درست نفهمیدند و آن را بر اساس ظن خود برداشت کردند.

سپس امام عليه‌السلام به قسم سوم از روايان می‌پردازد و می‌فرمايد:

«و گروه سوم از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله چيزی را شنيده كه به آن امر كرده است سپس از آن نهی كرده و او نهی را ندانسته يا پيغمبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از چيزی نهی كرده سپس به آن امر كرده و او امر را ندانسته، منسوخ را ياد گرفته و ناسخ را ياد نگرفته است. اگر مردم می‌دانستند كه آن، منسوخ است تركش می‌كردند و خود او هم، تركش می‌كرد.

قسم سوم از راويان آنهایی هستند که از رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله حديثی را شنيدند كه به چيزی امر می‌كرد. سپس از آن نهی كرد پس آنچه را كه امر كرده بود، حفظ كردند و بين مردم، شايع كردند و ناسخ آن را، حفظ نكردند و آنها بر حسن نيت بودند. عمدا دروغ نگفتند و حديث سازی نكردند مگر اينكه غافل بوند و شايسته بود كه در حديث متوقف می‌شدند و آن را به كار نمي‌بستند.

و امام عليه‌السلام به قسم چهارم از راويان حديث می‌پردازد و می‌فرمايد:

«وقسم چهارم كسی است كه بر خدا و رسولش دروغ نبسته است و از ترس خدا، دروغ را دشمن داشته و هم رعایت احترام پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله کرده است و غلط هم ياد نگرفته و فراموش نكرده؛ بلكه هر چه شنيده، حفظ كرده و همانطور كه بوده، نقل كرده است. نه در آن افزوده و نه از آن كاسته، ناسخ را حفظ كرده و بدان عمل كرده و منسوخ را دانسته و ترک كرده. زيرا امر رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله هم به مانند قرآن، ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه دارد. رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله امری می‌فرمود كه مانند قرآن دو وجه عام و خاص داشت. همانا خداوند جل و عزه فرموده است: «هر چه را رسول خدا به شما داد بگيريد و از هر چه شما را نهی کرد اجتناب کنید»(1). در نتیجه كسی بود كه گفته او را می‌شنيد و نمي‌دانست مقصود خدا و رسولش از آن چيست».

قسم چهارم از راويان که همان پرهيزكاران در دينشان هستند. آن هايی كه از خدا می‌ترسند و دروغ نمي‌گويند و آن هايی كه حديث را خوب حفظ می‌كنند و بين مردم شايع می‌كنند و ناسخ و منسوخ، خاص و عام و محكم و متشابه را می‌شناسند. حديث اینان از بهترين نوع حديث و از همه صحيح‌تر است و واجب است آن را گرفت و عمل كرد.

و امام به حديثش ادامه می‌دهد و می‌فرمايد:

«و همه اصحاب رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آن گونه نبودند كه از آن حضرت بپرسند و مقصود او را بفهمند. برخی از آن حضرت پرسش می‌كردند و نمي‌فهميدند تا آنجایی كه دلشان می‌خواست يک عرب بيابانی يا تازه رسيده بيايد و بپرسد تا جواب را بشنوند و بفهمند».

امام با اين كلمات از اصحاب رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله سخن می‌گويد كه آنها در يک سطح مساوی از ادراک و فهم، نبودند بعضي‌ها از چيزی سؤال می‌كردند رسول خدا جواب می‌داد و جواب را می‌فهميدند. افراد ديگر سؤال می‌كردند و جواب را نمي‌فهميده و مايل بودند كه يک اعرابی يا غريبی بيايد از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله سؤال كند و جواب بدهد و آنها آن را بفهمند و بدانند كه مقصود رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله چه بوده است. ادامه حدیث امام، مقام و


1) حشر: 7.

منزلت او نزد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را روشن می کند. حضرت می فرماید:

«ولی من هر روز يكبار و هر شب یکبار به حضور پیامبر (ص) می رسیدم و او با من خلوت می‌كرد و هر چه می‌خواستم به او می‌گفتم. اصحاب او همه می‌دانستند كه با من چنين می‌كند و با كسی ديگر چنين نمي‌كند.

چه بسا می‌شد كه خودش به خانه من می‌آمد و چون به منزل او می‌رفتم با من خلوت می‌كرد و زنان خود را از آن جا، بیرون می کرد و جز من، كسی با او نبود. هر وقت پرسش می‌كردم به من پاسخ می‌داد و هرگاه خاموش می‌شدم و سوالاتم تمام می‌شد، شروع به سخن گفتن می کرد.

و آيه‌ای بر او نازل نشد جز اينكه بر من می خواند و املا می كرد تا آنها را به دست خود می نوشتم. تأويل و تفسير، و ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه و خاص و عامش را به من آموخت و يادم داد و از خدا خواست فهمی به من عطا كند كه آن را حفظ كنم. پس از زمانی که او برایم دعا کرد، هرگز آيه‌ای از كتاب خدا را فراموش نكردم و هر علمی را كه او به من املا نمود آن را ثبت کردم.

و چيزی را فروگذار نكرد مگر اين كه آن را به من آموخت از حلال و حرام و امر به معروف و نهی از منكر و هر آن چه كه بوده است يا خواهد بود و هر واجبی را که نازل شده به من یاد داد و آن را حفظ كردم و يک حرف از آن را فراموش نكردم.

سپس دستش را بر سينه‌ام گذاشت و دعا كرد كه خدا قلبم را پر از علم و فهم و حكمت و نور قرار دهد. گفتم: ای پيامبر خدا، پدر و مادرم به فدايت از زمانی كه برای من دعا كردی چيزی را فراموش نكردم و چيزی از من فوت نشده كه ننوشته باشم. آیا ترس فراموشی در آینده را برای من دارید؟ فرمود: نه! من از فراموشی و جهل بر تو نمي‌ترسم».(1)

و امام عليه‌السلام با اين كلمات از ارتباط نزديک خود با پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله سخن می گوید و اينكه او از نزديك‌ترين افراد به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بوده و رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، علوم و معارف خود را به او تفويض كرده و اينكه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به او


1) اصول كافی 1: 62-64.

دعا كرده كه هيچ چيزی را كه به او آموخته، فراموش نكند و خدا دعای او را مستجاب كرده و امام عليه‌السلام هيچ چيزی را كه از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرا گرفته بود، فراموش نكرد.

صحت اين حديث:

اين حديث به درجه قطعی از صحت رسيده است. متن اين حديث را ابان بر امام ابی جعفر الباقر عليه‌السلام، پس از درگذشت پدرش، علی بن الحسين عليه‌السلام عرضه كرد. پس چشمان امام پر از از اشک شد و فرمود:

«سليم درست گفت آنچه را كه آورد به نزد پدرم بعد از شهادت جدم حسين عليه‌السلام در حالی كه من نزد او نشسته بودم عين اين حديث را بيان كرد، پدرم به او گفت: درست گفتي. پدرم و عمويم حسن عليه‌السلام برای من حديث كردند به اين حديث از اميرالمؤمنين صلوات اللّه عليه و عليهم. و به او گفتند: درست گفتي، آن را برای تو گفت، وما شاهد بوديم»(1).

و در اينجا بحث ما درباره پرتوی از سخنان اميرمؤمنان امام علی علیه‌السلام پيرامون احاديث نبوی كه به صورت موضوعی و کامل فرمودند، به پايان رسيد.


1) رجال الكشي: 105.

مسند امام

مسند امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام در بين جامعه مسلمين و غير آن اهميت زيادی دارد زيرا حاكی از نهايت ارتباط فكری و روحی بين امام عليه‌السلام و بين رسول اکرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است همانگونه که كاشف از میراث بزرگی از رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است كه امام عليه‌السلام آن را نقل كرده و شامل تمام جوانب زندگی است. ما متن روايات آن را نقل می‌كنيم بدون اينكه متعرض اسناد آن بشويم زيرا بحث در اين باره تلاش جدی می طلبد و مستلزم وقت زيادی است كه برای من مقدور نيست.

و در ذیل تعدادی از این احادیث آورده می شود:

(1)مطابق سنت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«قول نيست مگر به عمل، و عمل نيست مگر به نيت، و نيت نيست مگر بر طبق سنت»(1).

قول اگر با عمل همراه نباشد اثری ندارد كما اينكه عمل اگر از روی نيت نباشد مؤثر نيست. و قول، عمل و نيت مشروط به آن است كه طبق سنت باشد، اگر بر طبق آن نباشد هيچ اثر وضعی ندارد.


1) بحار الانوار 2:261.

(2)عمل به سنت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«بر شما باد به سنت، زيرا عمل كم در سنت بهتر از عمل زياد در بدعت است»(1).

عمل به سنت و بر طبق آن، بيشترين فايده را برای انسان دارد تا عمل به بدعتی كه انسان را به جهنم بكشد.

(3)علم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«علم همچون گنج است، وكليد آن سؤال كردن است پس سؤال كنيد، خدا شما را رحمت كند، زيرا در آن چهار نفر اجر می‌برند سؤال كننده، معلم، شنونده، و جواب دهنده(2)

به آنها»(3).

ايده اسلام به صورت ايجابی و شامل قضايای علمی است. پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آن را در بين مردم شايع و آنها را به فرا گرفتن آن تشويق می‌كرد. زيرا آن از عناصر اساسی در نهضت امت و پيشرفت آن است. به هرحال امكان ندارد كه کسی در زير آسمان به مرتبه شایسته ای برسد در حالی كه در جهل غوطه ور باشد. و در اين حديث رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مردم را بر سؤال از عالم تشويق می‌نمايد و به چهار نفر وعده به پاداش بزرگ می‌دهد، عالم، شنونده، جواب دهنده يا دوست دار.

(4)ياد گرفتن و ياد دادن قرآن

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«بهترين شما كسی است كه قرآن را ياد بگيرد و آن را ياد بدهد»(4).

در واقع آموختن قرآن و ياد دادن به ديگران، بهترين اعمال است و موجب تقرب به خداي


1) بحار الانوار 2: 261.

2) در روایتی، به جای جواب دهنده، دوستدار(محب) آمده است.

3) حلية الاولياء3: 193.

4) سنن ترمذي4: 53.

متعال می‌شود».

(5)طلب علم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، پس علم را از محل آن طلب كنيد، و از اهل آن بياموزيد، زيرا ياد گرفتن آن برای خدا، حسنه است و طلب آن عبادت است و مذاكره به آن تسبيح است و عمل به آن جهاد است و ياد دادن آن به كسی كه آن را نمي‌داند صدقه است، و بخشش آن به اهلش موجب تقرب به خداست زيرا علم نشانه حلال و حرام و روشن کننده راه های بهشت و مونس در وحشت و رفيق در غربت و تنهايی و مصاحب و همنشین در خلوت است و راهنمای در مشكلات و سلاح در برابر دشمنان و زينت نزد دوستان است.

خدا اقوامی را به وسيله آن بالا می‌برد و آنها را پیشرو در خير قرار می‌دهد تا دیگران از آثار آنها فرا گيرند و با كارهای آنها هدايت شوند و به رای آنها برگردند و ملائكه به دوستی آنها راغبند و با بال‌های خود آنها را مسح می‌كنند و در نماز برای آن‌ها طلب بركت می‌نمايند و هر آن چه در خشکی و دریاست، حتی ماهيان دريا و جانوران آن و درندگان خشكی و چهارپايان آن برای آنها درخواست آمرزش می‌كنند.

در واقع علم، زنده کننده و حیات بخش دل‌ها از جهل و نور چشم‌ها در تاريكی و نيرودهنده بدن در سستی است و بنده را به منازل خوبان و جایگاه نيكان و درجات عالی در دنيا و آخرت می رساند.

ذكر آن معادل روزه گرفتن و تحقيق در آن چون نماز خواندن است. به سبب آن خدا اطاعت می‌شود و به آن خدا پرستش می‌شود و صله رحم می‌شود و حلال و حرام شناخته می‌شود.

علم پیشروی عمل است و عمل به دنبال او است. نيک بختان از آن الهام می‌گيرند و بدبختان از آن محرومند. پس خوشا به حال كسی كه كه خدا او را از بهره مندی به آن محروم نكرده است»(1).

و اين حديث شريف شامل تاکید به آموختن علم است كه از عناصر اساسی در تشکیل جامعه اسلامی است زيرا محال است مسلمانان با شرایط جهل و عقب ماندگی بتوانند به پا خيزند و پيشرفت كنند. در اين حديث تمجيد و ثناء و تكريم برای طالب علم است که به تحقيق بپردازد و در طلب علم نهایت كوشش خود را به كار گيرد.


1) بحار الانوار1: 171.

(6)طلب علم عبادت است

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه خارج شود و به دنبال دريچه ای از علم باشد كه به وسيله آن باطلی را به حق برگرداند يا گمراهی را هدايت كند عمل او مانند كسی است كه چهل سال خدا را عبادت كرده است»(1).

كسی كه علم را برای نشر حق و زدودن باطل فراگيرد او از مجاهدين در راه خدای متعال است.

(7)فرا گرفتن علم برای خدا

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه علم را برای خدا فرا بگيرد هيچ دری از علم به روی او باز نمي‌شود مگر اينكه فروتنی نفسش نیز رشد می‌كند و تواضعش در بين مردم و خوفش برای خدا و كوشش در دين زياد می‌شود و اين آن چيزی است از علم مُنتفع می‌شود پس باید آن را فرا گيرند.

و كسی كه علم را برای دنیا خواهی و منزلت در نزد مردم و بهره‌مندی نزد سلطان فرا گيرد دری برای او باز نشود مگر اينكه در نفس او بزرگی و بر مردم تعدی و به خدا مغرور و از دين جفا او زياد می‌شود، پس از اين جهت از علم سودی نبرده، و دليل و حجتی بر خودش ندارد و روز قيامت پشيمانی و خواری نصيبش خواهد شد»(2).

اين حديث شريف درباره طلب علم است كه اگر برای خدای متعال و برای نفع مردم باشد بدون اينكه به دنبال وسيله مادی باشد خدای متعال او را ترقی می‌دهد و اگر طلب علم برای دنيا باشد خيری در آن نيست و زحماتش به باد می‌رود، و از آن به خدا پناه می‌بريم.

(8)علم آموختن برای نزاع با علما

از وصيت‌های عاليه‌ای كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام دروازه شهر علم خود كرد، این است که:

«ای علی، هر كس علم را برای ستيز كردن با نادانان و منازعه با علما يا برای خواندن مردم


1) بحار الانوار1: 182.

2) بحار الانوار2: 34.

به سوی خود فرا گیرد، او از اهل آتش است»(1).

شايسته است كه فرا گرفتن علم برای خدا و برای تهذيب نفس و رشد آن باشد و اگر همراه به اغراض ديگری باشد آن گونه كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در وصيتش به امام عليه‌السلام اشاره كرده مضافا به محروم بودن او از ثواب، سرنوشتش نيز به سوی آتش است.

(9)مركب علما

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«وقتی روز قيامت می‌شود مركّب قلم علما را با خون شهدا می‌سنجند پس مركّب علما بر خون شهدا سنگينی می‌كند»(2).

زيرا مركب علما راه را روشن می‌كند.

(10)دو حريص هستند كه سير نمي‌شوند

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«دو حريصند كه سير نمي‌شوند، طالب دنيا و طالب علم، كسی كه اكتفا كند از دنيا بر آن چه بر او حلال است سالم می‌ماند و كسی كه از غير حلال تناول كند هلاک می‌شود مگر اينكه توبه كند و برگردد. و كسی كه علم را از اهلش كسب كند و به آن عمل كند نجات پيدا می‌كند و كسی كه از كسب علم قصدش دنيا باشد، بهره او همان است»(3).

طالب علم هيچ گاه سير نمي‌شود هر چه تحقيق و مطالعه كند، بيشتر می‌طلبد تا فكرش را ترقی دهد و همچنين صاحب مال، گرسنه‌ای است كه بيشتر می‌طلبد.

(11)فقيه

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«چه خوب مردی است فقيه در دين، اگر به او نياز باشد نافع است و اگر به او نيازی نبود برای خودش نافع است»(4).

فقهاء چراغ اسلامند و آنها در تمام دوران مركز فيض و عطا برای جامعه‌اند، همان گونه كه


1) من لا يحضره الفقيه: 444.

2) بحار الانوار2: 16.

3) همان: 34.

4) بحار الانوار1: 216.

مصدر خير برای خودشان هستند حتی اگر مردم به آنها نياز نداشته باشند.

(12)عالمی كه از او اطاعت شود

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خيری در زندگی نيست مگر برای دو مرد؛ عالمی كه از او اطاعت شود، شنونده‌ای كه آگاه باشد»(1).

عالمی كه از او اطاعت شود و شنونده آگاه از بهترين افراد جامعه و از سروران مردمند و خيری در زندگی جز برای اين دو گروه نيست.

(13)فضل عقل

امام عليه‌السلام فرمود كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«ای علی، هنگامی كه مردم به خالق شان با نيكی تقرب می‌جويند، تو به انواع عقل به خدا تقرب جوی و به درجات و تقرب به خدا از مردم در دنيا سبقت بگير و نزد خدا در آخرت»(2).

عقل برترين مخلوقات خدای متعال است و آن حجت و رسول باطنی به سوی بندگان است همانگونه که در حديث است. پس طاعت او هدايت ومخالفت آن ضلالت است و بهترين چيزی كه باعث تقرب به سوی خدا می‌شود عبادت از روی تفكر و تأمل است.

(14)جهل و عقل

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امير المؤمنين عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، فقری سخت‌تر از جهل نيست و دارایی ای مفيدتر از عقل نيست»(3).

اما جهل، بزرگترين آفت نابود كننده انسان است كه او را در شری عظيم گرفتار می‌كند و هر خيری را از او دور می‌كند و اما عقل، اساس رستگاری در دنيا و آخرت است.

(15)عالم در بين جهال

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«عالم در بين جهال چون زنده در بين مردگان است و هر چیزی برای طلب كننده علم،


1) همان: 168.

2) حلية الاولياء1: 18.

3) وسائل الشيعة6: 162.

طلب آمرزش می‌كند حتی ماهيان دريا و جانوران آن و درندگان بيابان و چهارپايان آن پس علم را طلب كنيد زيرا واسطه بين شما و بين خدای عزوجل می‌باشد و طلب علم بر هر مسلمانی واجب است».(1)

در این حدیث اشاره می کند که طالب علم در بين جهالی که قدر او را نمي‌شناسند در رنج و سختی است همچنین این حديث، مردم را به فراگيری علم تشويق می‌كند و آن را بر هر مسلمانی واجب می داند.

(16)كتمان علم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه از وی در باره علمی پرسيده شود و آن را كتمان كند در حالی كه اظهارش واجب است و در حال تقيه نباشد روز قيامت او را می‌آورند در حالی كه لجامی از آتش بر او زده‌اند»(2).

برای عالم واجب است كه علم خود را بين مردم شايع و منتشر نمايد پس اگر وقتی كه مردم به علم او نياز دارند، كتمان كند، خدای متعالی از او حساب می‌كشد و او را خوار می‌كند.

(17)فتوا بدون علم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسي كه بدون علم برای مردم فتوا دهد ملائكه‌های آسمان‌ها و زمين بر او لعنت كنند»(3).

اسلام فتوای بدون علم كه چه بسا موجب تحريم حلال وحلال شمردن حرام گردد، را سخت منع كرده است.

(18)حقيقت ايمان

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«بنده ايمان ندارد تا به چهار چيز ايمان داشته باشد:

گواهی بدهد كه خدايی جز خدای يگانه نیست و شريكی ندارد، واينكه من فرستاده خدا هستم که مرا به حق مبعوث كرده است و ايمان به برانگيخته شدن بعد از مرگ داشته باشد.، و


1) بحار الانوار 1:172.

2) بحار الانوار 2:72.

3) بحار الانوار 2:116.

ايمان به قدر داشته باشد»(1).

حقيقت ايمان و كمال آن، ايمان به خدا و رسولش و به برانگیخته شدن بعد از مرگ و ايمان به قدر است.

(19)توحيد خدا

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«توحيد، ظاهر آن در باطن آن و باطن آن در ظاهر آن است، ظاهر آن وصف شده است كه ديده نمي‌شود و باطن آن موجودی است كه مخفی نيست و در همه جا او را طلب می‌كنند و هيچ مکانی، لحظه‌ای از او خالی نيست. در همه جا بدون هیچ محدودیتی، حاضر است و غايب است بدون اينكه غافل از آن باشد»(2).

مجلسی به بيان اين حديث اشاره كرده، می‌گويد: شايد مراد از آن، اين است كه هر چه متعلق به توحيد از وجود باری تعالی وصفات او است، ظاهرش مقرون به باطنش است يعنی هر چيزی كه به نظر آشكار می‌آيد به گونه‌ای بر ما مستور و مخفی است و همين گونه عكس آن صادق است.

سپس پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آن را بدين گونه تبيين كرده است كه ظاهر توحيد، به هستی و ساير كمالات وصف شده. همان گونه كه خداوند آثار توحيد را در ممكن الوجودها تجلی داده است اما آن ديده نمي‌شود، زيرا از حواس پنج گانه پنهان است و باطن آن، دارای هستی و وجود ويژه‌ای است نه مانند ساير موجودات و كائنات و اما وجود خداوند مخفی از نشانه نيست و علامه مجلسی وجه ديگری نيز برای تفسير حديث ذكر كرده است(3).

(20)كلمة لا اله الا اللّه

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خدای جل جلاله می‌فرمايد:«لا إله إلا اللّه حِصني، فَمن دخلهُ أمن عَذابي»(4).

كلمه لا اله اله اللّه دژ من است و هر كس وارد آن شد از عذاب من در امان است.

اين حديث طلايی را امام رضا عليه‌السلام روايت كرده و علما آن را به سلسله الذهب، ثبت


1) بحار الانوار 5:87.

2) بحار الانوار 4:264.

3) بحار الانوار 4:264.

4) زندگانی امام رضا عليه‌السلام 2:289.

كرده‌اند و امام به آن اضافه كرده و فرموده است:

«لكن به شرط آن و شروط آن و از شرايط آن، دوستی ما اهل بيت عليهم السلام است(1).

(21)نعمت توحيد

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«پاداش كسی كه خدای عزوجل به او نعمت توحيد را داده است جز بهشت چيست»(2).

نعمت توحيد از برترين نعمت‌های خدا بر بندگانش می‌باشد زيرا آن انسان را از خرافات جاهليت و پرستش بتان كه انسان را به سطح چهارپايان می‌رساند، و همچنین از جهل و انحطاط نجات می دهد.

(22)طاعت خدا

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«از كسی كه معصيت خدا را می‌نمايد پيروی نكنيد»(3).

يعنی طاعت مخلوق هر کسی که باشد، جايز نيست وقتی در معصيت خدای متعال باشد.

(23)حسن ظن به خدا

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که حضرت بر بالای منبر فرمودند:

«قسم به خدایی كه خدايی جز او نيست؛ به مؤمنی هرگز خير دنيا و آخرت داده نمي‌شود مگر به حسن ظن به خدا و اميدوار بودن به او و حسن خلقش و خودداری او از غيبت مؤمنين.

و قسم به خدایی كه خدايی جز او نيست؛ خداوند مؤمنی را بعد از توبه و استغفار عذاب نمي‌كند مگر به خاطر سوء ظن به خدا و یاس از خداوند و بدخلقی او و غيبت مؤمنين .

و قسم به خدایی كه خدايی جز او نيست گمان بنده مؤمنی به خداوند نيكو نمي‌شود مگر اينكه خداوند طبق گمان بنده مؤمنش با او رفتار می‌كند. زيرا خدا كريم است و حيا می‌كند از اينكه بنده مؤمنی به او حسن ظن داشته باشد و به خلاف ظن او و اميد او عمل كند، پس به


1) بحار الانوار 3:5.

2) بحار الانوار 3:5.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:212، حديث 1098.

خدا حسن ظن داشته و به او توجه كنيد»(1).

حسن ظن به خدای متعال ناشی از ايمان خالص است. كسی كه به خالقش حسن ظن نداشته باشد، انسان هدایت یافته ای نيست و از اسلام نصيبی ندارد.

(24)آرزو برای رضای خدا

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که حضرت بر بالای منبر فرمودند:

«كسی كه چيزی را آرزو كند در حالی که رضایت الهی در آن باشد، از دنيا خارج نمی شود تا به او عطا شود»(2).

كسی كه چيزی را آرزو كند كه در آن خشنودی خدا و طاعت او باشد خدای متعال به فضل و فيض خودش آن را عطا می‌كند.

(25)آنچه انسان را به خدا نزديک می‌كند

امام عليه‌السلام فرمود:

«مردی به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله عرض كرد: كاری را به من بياموز كه بين من و بهشت فاصله نيندازد، فرمود:

«غضب نكن و چيزی از مردم طلب نكن و برای مردم بخواه آنچه را برای خودت می‌خواهي»(3).

كسی را كه به اين صفات كريمه آراسته باشد موجب خشنودی خدای متعال بوده و به فردوس اعلی می‌رسد.

(26)خدا غفّار است

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كند، كه فرمودند:

«در اطراف عرش چهار هزار سال قبل از خلقت دنيا نوشته شده بود: «هر آينه من می‌آمرزم


1) وسائل 6:181.

2) خصال 1:6.

3) بحار الانوار 74:123.

كسی را كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد سپس هدايت شود»(1).

خدای متعال صاحب فيض و بخشش بی پایان است و او توبه را سبب آمرزش و خوشنودی خودش قرار داده است.

(27)رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله عمامه به امام عليه‌السلام می‌دهد

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله عمامه‌ای بر سر من بست كه قسمتی از آن پشت سر من آويزان بود، سپس فرمود: «خدای عزوجل مرا در روز بدر و حنين به ملائكه‌هايی كه به اين عمامه معمم بودند ياری كرد، و فرمود: عمامه حائل بين كفر و ايمان است»(2).

عمامه از شعائر مسلمين مؤمنين و صالحين است و پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آن را به وصيش داد و آن را مدالی برای او قرار داد.

(28)زيارت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از علی عليه‌السلام

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ما را زيارت كرد و شب را نزد ما ماند. حسن و حسين خواب بودند، حسن اظهار تشنگی كرد، پس رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بلند شد و به نزد مشک آب رفت و آن را در قدحی ریخت و او را آب داد. و حسين رسيد خواست آن را بياشامد مانع آن شد و ابتدا به حسن داد. فاطمه به او گفت: ای رسول خدا گويا حسن را بيشتر دوست داري. فرمود: نه، ولكن اولین بار او اظهار تشنگی كرد، سپس رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: من و تو و اين دو پسر و اين رهبر يعنی علی روز قيامت در يک جا خواهيم بود»(3).

اهل بيت سلام اللّه عليهم در فردوس اعلی در يک مكان و در يک منزل محشور می‌شوند، وخدای متعال جایگاه ارزنده‌ای را كه احدی از اوليا مقربين ندارند به آنها وعده داده است.

(29)وصيت نبی صلي‌الله عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، وصيت می‌كنم تو را به وصيتي، آن را حفظ كن و از بندهای آن وصيت اين است:

به يقين، احدی را به خشم خدا راضی مكن و احدی را بر آنچه خدا به تو داده است، ستايش


1) طه: 82.

2) سنن أبی داود 1:23، حديث 154.

3) سنن أبي داود 1:23، حديث 190.

مكن، و احدی را به آنچه خدا به تو نداده است، سرزنش مكن، چون حرص حريص رزق را زياد نمي‌كند و به نا خشنودی كسی تغيير نپذيرد. وخداوند سرور و شادی را همراه با يقين و رضا قرار داده و غمّ و همّ را با شک در دين، و خشم و نارضایتی بر آنچه داده جان آفرين است، مقارن ساخت.

ای علی، هيچ فقری سخت‌تر از نادانی نيست، و هيچ مالی بهتر از عقل نيست، و هيچ تنهايی وحشت ناك‌تر از عجب نيست، و هيچ مساعدتی محكم‌تر از مشورت نيست، و هيچ عقلی مانند تدبير نيست، و هيچ تقوايی بهتر از خودداری از گناه نيست، و هيچ حسبی چون حسن خلق نيست و هيچ عبادتی چون تفكر نيست.

ای علی، آفت حديث، دروغ است، و آفت علمف علم، فراموشی است، و آفت عبادتف عبادت، سستی است، و آفت بخشندگي، منت است، و آفت شجاعتف شجاعت، ظلم است، و آفت زيباييف تخيلات است، و آفت حسب، فخر است.

ای علی، تو هميشه به خير هستی مادامی كه وصيت مرا حفظ كني، تو با حق و حق با تو است»(1).

اين حديث شريف، اشاره به ذخائر اعمالی دارد كه موجب تقرب انسان به خدا است و اين حديث حاوی همه مكارم اخلاق و محاسن و صفاتی است كه از ارزنده‌ترين مبادی اسلامی هست و پايه‌های اسلام بر روی آن قرار دارد.

(30)وصيت ديگری از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«سفارش می‌كنم تو را ای علی به خصلت هايي، آنها را حفظ كن و از خدا خواست که او را کمک کند.

اول آنها صدق؛ هرگز نبايد از دهان تو دروغ خارج شود. دوم آنها ورع؛ هرگز به خيانت جرأت پيدا نكن. سوم از آنها ترس از خدا؛ مانند اينكه او را می‌بيني. چهارم گريه از ترس خدا، در برابر هر اشكي، خدای متعال خانه‌ای در بهشت برای تو بنا می‌كند. پنجم مال و خون خود را برای دينت فدا كن. ششم سنت مرا در نمازم و روزه و صدقه در پيش گير.

اما روزه سه روز در ماه، پنجشنبه اول ماه، چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه.

و صدقه تا آنجا كه می‌توانی تا آنجا كه بگويی اسراف كردم و اسراف نكن.

و بر تو باد به نماز شب و چهار بار آن را تكرار كرد، و بر تو باد به نماز ظهر، و بر تو باد به


1) محاسن - برقي: 13.

بلند كردن دستت به سوی خدايت، و اينكه زياد آن را بگرداني.

و بر تو باد به محاسن اخلاق كه آن را مرتكب شوي، و به اخلاق بد كه از آن اجتناب كني، و اگر اين كار را نكردی ملامت نكنی مگر خودت را»(1).

در وصايای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام از ارزش هايی است كه انسان را به سطح بالای ادب و كمال می‌رساند و او را نمونه اعلی برای هر فضيلتی قرار می‌دهد.

(31)از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام

امام عليه‌السلام فرمود:

«و چون پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مرا به يمن فرستاد در حالی كه مرا سفارش می‌كرد، فرمود:

ای علی، حيران نماند آنكه طلب خیر كرد، و پشيمان نشد آنكه مشورت كرد.

ای علی، بر تو باد به ساعات آخر شب، چون زمين آن گونه كه در شب طی می‌شود در روز طی نمي‌شود.

ای علی، به نام خدا صبح كن، زيرا خدای متعال بركت را برای امت من در صبح قرار داده است»(2).

و اين وصيت‌ها از ارزنده‌ترين نصايح است كه در راه رسيدن به خوشی و سعادت انسان بسيار كمک می‌كند.

(32) از وصايای رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام

از وصيت‌های رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام است:

«ای علی، خواب چهار گونه است: خواب انبيا بر پشت است و خواب مؤمنين بر دست راست است و خواب كفار و منافقين بر دست چپ است و خواب شياطين بر رو است»(3).

و اسلام جميع امور انسان و حتی خواب صحيح و سالم را برای انسان در اين حديث اعلام نموده است.

(33) وصيت نبی صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به خالد

امام عليه‌السلام فرمود:


1) محاسن: 13-14. الروضه: 79.

2) أمالی طوسی 1:135.

3) بحار الانوار 74:55.

خالد بن زيد به نزد رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آمد و گفت:

ای رسول خدا، وصيتی به من بگو که كم باشد تا بتوانم آن را حفظ كنم.

فرمود: تو را به پنج چيز سفارش می‌كنم، به يأس از آنچه در دست مردم است چون آن، بي‌نيازی است.

و بر حذر باش از طمع، چون آن فقر است.

و وقتی نماز می‌خوانی چون كسی باش كه آخرين نماز را می‌خواند.

و بر حذر باش كاری كنی كه از آن معذرت خواهی كني.

و برای برادرت دوست بدار آنچه را که برای خودت دوست داري»(1).

و اين وصيت طلايی پر از مطالبی است كه برای سلامتی و راحتی فكری انسان مفيد و خير آخرت را در بردارد.

(34) دَين قبل از وصيت

امام عليه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله قضاوت كرد و فرمود: دين و بدهی قبل از وصيت است و شما وصيت را قبل از دين می‌خوانيد و اينكه اعيان از فرزندان مادر ارث می‌برند بدون فرزندان علات»(2).

اين حديث از دو حكم سخن می‌گويد:

اول: اينكه دَين متوفی قبل از وصيت است و وارث نمي‌تواند قبل از پرداخت دين به وصيت عمل كند ناچار اول بايد بدهی میت را بپردازد بعد به وصيت عمل كند.

دوم: اگر شخصی مرد و برادرانی از پدر و مادر دارد و برادری از پدر دارد که در حديث از آنها به فرزندان علات تعبير شده و آن كسی كه ارث می‌برد برادرانی كه پدر و مادرشان يكی است بدون آن برادرانی كه فقط از پدرند.

(35)ترک وصيت

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام فرمود:

«ای علی، كسی كه به هنگام مرگش وصيت نيكو نكند، در جوانمردی ناقص است و به


1) وسائل الشيعه 6:322.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:33.

شفاعت نخواهد رسيد»(1).

اسلام تشويق كرده و تاكيد بر ضرورت وصيت برای انسان دارد زيرا مستحب است كه وصيت كند بر آنچه بر نفع يا ضرر او است و عجيب است اينكه بگويند پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مرد و به كسی بعد از خودش وصيت نكرد و اين طعنی بر شخصيت مقدس او است.

(36) دعا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام

امام عليه‌السلام فرمود:

«مريض بودم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بر من گذشت و من می‌گفتم: خدايا اگر اجلم رسيده مرا راحت كن، و اگر در آينده است بیماری را از من بردار، و اگر بلا است به من صبر بده.

فرمود: چه گفتي؟ آن را برای او تكرار كردم با پايش به من زد و فرمود: چه گفتي؟ دوباره آن را برای او تكرار كردم.

پس فرمود: خدايا به او عافيت بده، خدايا او را شفا بده، ديگر بعد از آن به آن درد مبتلا نشدم»(2).

خداوند دعاي‌پيامبرش را درباره امام مستجاب كرد و ديگر درد و ناراحتی ای بر او نماند.

(37)دعا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در سفر

امام عليه‌السلام فرمود:

«پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله وقتی سفر می‌كرد می‌فرمود: خدايا پيدايش من به وسيله تو است و گشت و گذارم از تو است و به حول و قوه تو سير می‌كنم»(3).

امام عليه‌السلام فرمود:

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله وقتی می‌خواست حركت كند می‌فرمود: خدايا پيدايشم از تو است و به وسيله تو راه می‌روم و به تو سير می‌نمايم»(4).

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در بيشتر اوقاتش به ذكر خدا گويا بود و او را در هنگام راه رفتن و نشستن تمجيد می‌كرد و او دعوت كننده به خدا در زمين و حامل رسالت خداوند به بندگانش بود.


1) بحار الانوار74: 46.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:172، شماره حديث 843.

3) مصدر سابق 243، شماره حديث 1298.

4) مسند امام علی عليه‌السلام:90.

(38)دعا از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

«امام عليه‌السلام فرمود:

«وقتی يک ناراحتی برا من روی داد، دعايی به من آموخت كه بگويم: «لا إله إلا اللّه الحليمُ الكريمُ، سبحانَ اللّه و تبارك وتعالي اللّه ربُّ العرش العظيم، والحمدُ للّه ربِّ العالمينَ»(1).

در دعاهای پيامبر و ائمه هدی عليهم السلام، تعظيم كامل وتوجه كامل به سوی خدای است و درمانی است برای دل‌ها و غذای روحی برای جان است.

امام عليه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به من فرمود: آيا می‌خواهی كلماتی به تو بياموزم كه هرگاه آن را گفتی بخشيده شود آنچه برای تو بخشودنی است:

لا إله إلا اللّه الحليمُ الكريمُ، لا إله إلا اللّه العلی العظيمُ، سبحانَ اللّه رب السماواتِ السبع، وربِّ العرش العظيم، الحمدُ للّه رب العالمينَ»(2).

(39)دعا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در آخر نماز وتر

امام عليه‌السلام فرمود:

«پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در آخر نماز وتر خود اين دعا را می‌خواند: اللهمَّ إنی أعوذُ برضاك من سَخطك، وأعوذُ بمعافاتك من عُقوبتك، وأعوذُ بك منك، لا اُحصی ثناء عليكَ، أنتَ كما أثنيتَ علی نفسكَ»(3).

خدايا از خشم تو به رضای تو پناه می‌برم و از عقوبت تو به عافيتت پناه می‌برم و از تو به خودت پناه می‌برم، ثناء تو بر من قابل شمارش نيست تو آن گونه‌ای كه خود را ستوده‌اي.

و اين دعا حاكی از تضرع رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به خدای متعال و خشوع او است و پناه بردن او به خدا در جميع امور و احوال او است.

(40)نماز پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

امام عليه‌السلام نماز پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله رابيان می‌كند و می‌فرمايد:

«وقتی تكبير می‌گفت و نماز را آغاز می‌كرد، می‌فرمود:

«وجهتُ وجهی للذی فطرَ السماوات والارض حنيفا مسلما، وما أنا من المشركين ان صلاتی و


1) مسند أحمد بن حنبل1: 152، شماره حديث 728.

2) مسند أحمد بن حنبل1: 146، شماره حديث 703.

3) مصدر سابق: 155. شماره حديث 753.

نسكی و محيای و مماتی للّه رب العالمين لا شريك له و بذلك اُمرت و أنا من المسلمين» از قول ابو نصر نقل شده که حضرت چنین گفته: وأنا أول المسلمين.

اللهم لا إله إلا أنت، أنت ربی و أنا عبدك، ظلمت نفسي، واعترفت بذنبي، فاغفر لی ذنوبی جميعا، لا يغفر الذنوب إلا أنت، واهدنی لاحسن الاخلاق، لا يهدی لاحسنها، إلا أنت، واصرف عنی سيئتها لا يصرفُ عنی سيئتها إلا أنت، تباركت وتعاليت، أستغفرك وأتوب اليك.

روی آوردم به سوی كسی كه آسمانها و زمين را پديد آورده در حالی كه موحد و مسلمانم و من از مشركين نيستم، نماز و عبادت من و زندگی و مرگ من برای خدا پروردگار عالميان است شريكی برای او نيست و به آن من دستور داده شدم و من اولين مسلمانم.

خدايا خدايی جز تو نيست تو پروردگار من و من بنده توام به خودم ستم كردم و اقرار به گناهم دارم همه گناهان مرا ببخش گناهان را جز تو نمي‌بخشد مرا به بهترين اخلاق هدايت كن كه جز تو كسی نمي‌تواند به بهترين اخلاق هدايت كند و اخلاق بد را از من دور گردان كه جز تو كسی نمي‌تواند از من آن را دور گرداند، تو خجسته و برتری طلب آمرزش از تو می‌كنم و به سوی تو توبه می‌نمايم.

و وقتی ركوع می‌كرد، می‌فرمود:

اللهم لك ركعت، وبك آمنت، ولك اسلمت، خشع لك سمعی وبصری ومخی وعظامی وعصبي.

خدايا برای تو ركوع كردم و به تو ايمان آوردم و تسليم امر توام گوش و چشم و مخ و استخوان و اعصاب من برای تو خاشع و ترسان است.

و هنگامی كه سر خود را بلند می‌كرد می‌فرمود:

سمع اللّه لمن حمده، ربنا ولك الحمد مل‌ء السماوات والارض وما بينهما، ومل‌ء ما شئت من شيء بعدهُ.

خدايا شنيد هر كسی را كه او را سپاس گفت، پروردگارا سپاس تو را به اندازه تمام آسمانها و زمين و آنچه بين آنها است و به اندازه آنچه كه بعدا به وجود خواهی آورد.

و وقتی سجده می‌كرد می‌فرمود:

اللهم لك سجدت، وبك آمنت، ولك أسلمت، سجد وجهي للذي خلقهُ فصوره فأحسنَ صوره، فشق سمعهُ وبصرهُ فتبارك اللّه أحسنُ الخالقين.

خدايا برای تو سجده كردم وبه تو ايمان آوردم و برای تو اسلام آوردم صورت من كسی را سجده می کند كه او را آفريده و سپس او را به بهترين صورت مصور كرد و او را شنونده و بينا قرار داد پس آفرین بر خدایی خدايی كه بهترين خلق كننده است.

و وقتی از نماز فارغ می‌شد و سلام می‌گفت، می‌فرمود:

اللهم اغفر لي ما قدمتُ، و ما أخرتُ، و ما أسررت، و ما أعلنت، و ما أسرفت، و ما أنت أعلم به

مني، أنت المقدم، وأنت المؤخر، لا إله إلا أنت»(1).

خدايا گناهان گذشته و آينده‌ام را ببخش و گناهانی را كه پنهانی انجام داده‌ام و آنهايی كه آشكار بوده و آنچه را كه اسراف نموده‌ام و آنچه را كه تو بهتر از من می‌دانی چون اول و آخر تويی و خدايی جز تو نيست.

و اين اذكار و ادعيه در نماز واجب نيست بلکه مستحب است و رسول خدا كامل‌ترين نماز را می‌خواند و امامان طاهرين از ذريه او نیز به او اقتدا می‌كردند و نمازشان مانند نماز جدشان مقرون به خشوع برای خدا و بزرگداشت او بود.

(41)نماز عصر

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«نماز وسطی نماز عصر است»(2).

نماز وسطی كه قرآن امر به محافظت بر آن نموده اختلاف در زمان آن نموده‌اند گفته شده نماز ظهر است ولی اين روايت آن را نماز عصر معين كرده است.

(42)تاخير نماز عصر توسط پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

امام عليه‌السلام فرمود:

«شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روز احزاب می‌فرمايد: ما را از نماز عصر بازداشتند خدا قبرشان و خانه هايشان را پر از آتش كند. و آن را بين عشائين خواند»(3).

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نماز عشا را برای ضرورتی مبرم به تأخير انداخت زيرا برای ترس جانش از دشمن نمي‌توانست بخواند وقتی ايمن شد، نمازش را قضا كرد.

(43)ذكر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در ركوعش

امام عليه‌السلام فرمود:

«پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله وقتی ركوع می‌كرد در ركوعش می‌فرمود:

اللهمَّ لك ركعتُ، وبك آمنتُ، ولك أسلمتُ، أنت ربي، خشعَ سمعي وبصري ومخِّي وعظمي وعصبي، وما استقلتْ بهِ قدمي للّه ربِّ العالمينَ»(4).


1) المحلي 4: 95-96. صحيح مسلم 1:215. مسند أبي عوانة 2:101.

2) سنن أبي داود 1:24. شماره حديث 164.

3) مسند أبي عوانه 1:356.

4) مسند أحمد بن حنبل 1:199. حديث شماره 960.

خدايا برای تو ركوع كردم و به تو ایمان آوردم و تسليم امر تو شدم تو پروردگار من هستی گوش و چشم و مخ، و استخوان و اعصابم و آنجايی كه پا گذاشته‌ام خاشع و برای پروردگار عالميان است.

اين ذكر در نماز واجب نيست بلکه همانا مستحب است و برای اظهار بندگی مطلقه برای پروردگار عالميان است.

(44)از اخلاق رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، اگر پاچه گوسفندی به من هديه دهند می‌پذيرم و اگر برای ذراعی دعوت شدم قبول می‌كنم»(1).

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نشانی از نشانه‌های خدای متعال در علو اخلاق و آداب بود، خودش را برتر از كسی نشان نمي‌داد و اگر كسی او را دعوت می‌كرد دعوتش را می‌پذيرفت و لو به خوردن ذراعی از گوشت گوسفند. خدا او را مدح كرده است و فرمود: «انّك لعلي خلق عظيم»(2)و با مدح خدای متعال از مدح مداحان و وصف واصفين بی نياز است.

(45)درخواست رحمت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برخلفايش

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«اللهمَّ ارحم خلفائي»، سه بار آن را تكرار كرد.

گفته شد: ای رسول خدا، خلفای توچه کسانی هستند؟

فرمود: آنهايی كه حديث و سنت مرا فرا می‌گيرند و به آن عمل می‌كنند، سپس آن را به امت من می‌آموزند»(3).

در واقع خلفا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آنهايی هستند كه در احكام دين تحقيق می‌كنند، سپس آن را به مردم می‌آموزند.

(46)حوض پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و شفاعت او

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه به حوض من ايمان نداشته باشد خدا او را وارد حوض من نمي‌كند و كسی كه به


1) بحار الانوار74: 54.

2) قلم: 4.

3) بحار الانوار2: 144.

شفاعت من، مؤمن نباشد، خدا شفاعت مرا به او نمي‌رساند».

سپس فرمود:

«همانا شفاعت من برای اهل كباير از امت من است و اما نيكوكاران مشكلی ندارند»(1).

خدای متعال مقام رسول معظم محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را بالا برده و از بقيه انبياء و مخلوقاتش برتر است و حوض كوثر و شفاعت را در اختيار او قرار داده است.

(47)تعويذ پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برای مريض‌ها

امام عليه‌السلام می‌فرمود:

«رسول خدا وقتی مريضی را تعويذ می‌كرد، می‌فرمود:

أذهِب البأس ربَّ الناس، أشفِ أنت الشافي، لا شفاء إلا شَفاؤك، شفاءً لا يغادر سقماً»(2).

ای پروردگار انسانها، بدی را ببر، شفا بده که تو شفا دهنده‌ای و شفايی غير از شفای تو نيست شفايی كه هیچ مريضی را وانگذارد.

جميع اعمال رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله مرتبط به خدای واحد قهار بود و عيادت او از مريض همراه به دعای او از خدا و درخواست شفا به اين ذكر بود.

(48)ضمانت دين پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به اصحابش فرمود:

«چه كسی دين مرا ضمانت می‌كند و به وعده‌های من جامه عمل می‌پوشاند تا با من در بهشت باشد»؟

اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود: «من»(3).

امام عليه‌السلام انجام کارها و حوائج پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اقدام به خدمت او را به عهده گرفت و پرداخت دين او را ضمانت كرد و به انجام وعده‌های او بعد از وي، عمل كرد.

و امام بازوی پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بود و زندگی خود را برای خدمت او، و برآوردن حاجت وی بخشيده بود.

(49)آخر كلام پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

امام عليه‌السلام فرمود:


1) أمالي صدوق: 6.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:2، شماره حديث 565.

3) مسند امام عليعليه‌السلام :60

«آخرين كلام پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله اين بود: نماز، نماز، از خدا بترسيد درباره بردگانتان»(1).

اما نماز از مهم‌ترين امور دينی است و اسلام به آن اهتمام زيادی ورزيده آن ستون دين است اگر قبول شد غير از آن هم قبول می‌شود و اگر رد شد بقيه هم رد می شود آن گونه كه در حديث است و اما مدارا كردن با بردگان از تعاليم اوليه اسلامی است، اسلام همه نوع نيكی و احسان را درباره آنها توصيه كرده است.

(50)نزديك‌ترين مردم به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«نزديك‌ترين كس از شما به من در روز قیامت و مستحق ترین فرد به شفاعت، راستگوترين شما از زبان و ادا كننده ترين شما از لحاظ امانت و خوش خلق‌ترين شما و مهربان ترین شما به مردم است»(2).

هر كس كه به اين صفات برجسته وخصلت‌های عالی متصف باشد او از نزديك‌ترين مردم به رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است و او به شفاعت وی نايل می‌گردد.

(51)دورترين افراد به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«سه خصلت است كه اگر در كسی نباشد او از من نيست و نه از خدای عزوجل.

گفته شد: ای رسول خدا و آن‌ها چيست؟

فرمود: حلمی که با آن، جهل جاهل را می زداید و حسن خلقی که با آن در بين مردم زندگی می كند و پرهيزكاری ای كه او را از نافرمانی خدای عزوجل حفظ كند»(3).

كسی كه به اين صفات عاليه آراسته نباشد او به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نزديک نيست بلکه از ایشان دور است.

(52)دروغ بر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمودند:


1) مسند أحمد بن حنبل 1:126، شماره حديث 586.

2) أمالي صدوق: 304.

3) خصال 1:71.

«دروغ بر من نسبت ندهيد زيرا هر كس دروغ بر من نسبت دهد وارد آتش می‌شود»(1).

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله خطر گروهی كه برای رضایت دستگاه حاكم به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دروغ می‌بندند را درک كرده و آن‌ها را در روز قيامت به آتش وعده داده است.

(53) امامان دوازده گانه

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«امامان بعد از من دوازده نفرند، اول آنها تويی ای علی، و آخر آنها قائم است كسی كه خدای متعال به دست او شرق و غرب زمين را می‌گشايد»(2).

و اين حديث متواتر مشهور است كه عامه و خاصه آن را روايت كرده‌اند كه امامان طاهرين چراغ‌های اسلام و هاديان اين امتند و مصدر فخر و شرف آن هستند و آخرینشان مهدی آل محمد عليه‌السلام است كسی كه اعوجاج نظام دين و دنيا را راست می‌كند.

(54)امام مهدی عليه‌السلام

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است:

«اگر از دنيا مگر يک روز باقی نماند، خدای متعال مردی از ما را برانگيزد كه زمين را پر از عدل و داد كند همانطوری كه پر از جور شده بود»(3).

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اوصيا عظام او از حتمی بودن ظهور امام مهدی عليه‌السلام خبر می‌دهند كه زمين را پر از عدل می‌كند و انسان را به دوران درخشان حكومت نبوی صلي‌الله عليه و آله در عدل و مساوات بر می‌گرداند.

(55)مهدی آل محمد عليه‌السلام

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«مهدی از ما اهل بيت است خدا كار او را در يک شب اصلاح می‌كند»(4).

امام مهدی عليه‌السلام مصلح بزرگ، كسی كه كژي‌های دين و دنيا را راست می‌كند و


1) كنز العمال 3:625.

2) أمالي صدوق: 173.

3) سنن أبي داود 4:174.

4) مسند أحمد بن حنبل 1:84، شماره حديث 645.

مؤسس نشانه‌های تمدن اسلامی در زمين، او امام دوازدهم از اوصياء رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است.

(56) تسبيح حضرت زهرا عليه االسلام

امام عليه‌السلام فرمود:

«فاطمه عليهاالسلام از تاول دستش در اثر آسياب كردن شكايت كرد، پس آمدم به نزد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و گفتم: ای رسول خدا، فاطمه از تاول دستش در اثر آسياب كردن به من شكوه كرده و از شما درخواست خادم دارد.

فرمود: می‌خواهيد شما را به چيزی بهتر از خادم راهنمايی كنم؟ پس دستور داد هنگام خواب، ما سی و چهار تکبیر سی و سه تحمید و سی و سه تسبيح بگوييم و آن سبحان اللّه و الحمد للّه و اللّه اكبر است»(1).

اخبار زيادی از ائمه هدی عليهم السلام در تشويق مردم به اين ذكر خصوصا بعد از نماز رسيده و اين ذكر به تسبيح سيده زنان عالم ناميده می‌شود.

(57)برترين آيه

امام عليه‌السلام به اصحابش فرمود:

«آيا می‌خواهيد شما را به برترين آيه در كتاب خدا خبر بدهم كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به ما خبر داد: «وَما أصابكُم من مُصيبةٍ فبما كسبت أيديكُم ويَعفوا عن كثيرٍ»(2). هرگونه مصيبتی به شما برسد به سبب دست آورد خود شما است و خدا از بسياری از گناهان در می‌گذرد.

ای علی، به زودی آن را برای تو تفسير می‌كنم، آن چه كه از مرض به شما رسد يا عقوبت يا بلا در دنيا به سبب دست آورد شما است خدای متعال كريمتر از آن است كه دوباره آنها را در آخرت عقوبت كند و آن چه را كه خدا در دنيا عفو فرموده پس خدای متعال حليم‌تر از آن است كه بعد از عفوش بر گردد»(3).

خدای متعال وقتی بنده‌ای را در دنيا به بلا مبتلا كرد دوباره او را در آخرت عقوبت نمي‌كند و او رحيم‌تر و شايسته‌تر به عفو بندگانش است.


1) مسند أحمد بن حنبل 1: 214، شماره حديث 998.

2) شوري: 30.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:85، شماره حديث 649.

(58)فضل ابی ذر رضي‌الله‌عنه

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«آسمان سايه نيفكنده بر زمين سبز و يا خشكی و نديده راستگوتر از ابي‌ذر»(1).

ابوذر از آن قهرمانان اسلام است كه در راه خدا عذاب شدند، او مورد انتقام حكومت سياه اموی قرار گرفت آن هايی كه مال خدا را مال دولت و بندگان خدا را، برده خود می‌دانستند و او موضع سختی در برابر امويان گرفت و از سلطنت آنها نترسيد، مردم را بيدار می‌كرد و آن ها را به شورش دعوت می‌نمود. عثمان رييس قبيله اموی او را به ربذه تبعيد كرد كه در آنجا از گرسنگی مُرد در حالی كه در خانه‌های امويان میليون‌ها درهم از اموال مسلمين به عمال خود می‌بخشيدند و آن را در راه شهوات خود هزينه می‌كردند.

(59)عمار بن ياسر رضي‌الله‌عنه

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بعضی احاديث در فضل عمار بن ياسر روايت كرده است و اين يكی از آنها است:

امام عليه‌السلام فرمود: «عمار بن ياسر اجازه ورود بر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله خواست، پس فرمود: به او اجازه دهيد.

چون وارد شد حضرت فرمود: مَرحبا بالطَّيب المُطيبِ»(2).خوش آمدی پاک و پاكيزه.

شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمود: «عمار پر از ايمان است تا حلقومش»(3).

عمار ياسر از مسلمانان اوليه و اصحاب بزرگ رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بوده و بارزترين سهم را در برپايی بنای اسلام داشته، پدرش ياسر و مادرش سميه در راه دعوت اسلام به شهادت رسيدند و نزد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله عزيز و ارجمند بود همانطوری كه از مسلمانان مخلص به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام بود و در جنگ صفين در دفاع از امام و ايمان به ولایت او به شهادت رسيد.

(60)عبد اللّه بن مسعود رضي‌الله‌عنه

امام علی عليه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دستور داد عبداللّه مسعود از درختی بالا برود و چيزی از آن بياورد. اصحاب به باريكی ساق پای او نگريستند و از آن خنديدند، پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:


1) مسند امام عليعليه‌السلام: 158.

2) مسند امام عليعليه‌السلام: 156.

3) مسند امام عليعليه‌السلام:157.

نخنديد به پای عبداللّه كه در میزان سنگين‌تر از كوه احد است»(1).

عبداللّه مسعود از درخشنده‌ترين اصحاب پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ومؤمن‌ترين آنها است، پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در بسياری مناسبات اشاره به فضل او كرده است.

(61)مريم و خديجه عليهماالسلام

امام عليه‌السلام فرمود: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمايد:

«بهترين زنان اهل بهشت مريم دختر عمران و بهترين زنان آن خديجه است»(2).

اخبار متواتر و زيادی داريم از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله كه بهترين زنان اهل بهشت سيده فاضله مريم دختر عمران و ام المؤمنين خديجه دختر خويلد است.

(62)مناجات موسی عليه‌السلام

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند: «موسی بن عمران وقتی با پروردگارش مناجات می‌كرد، گفت: پروردگارا آيا تو دوری تا تو را صدا بزنم يا نزديكی تا با تو نجوا كنم؟

خدا به او وحی كرد: من هم‌نشين با آن كسی هستم كه مرا ياد كند.

موسی گفت: ای پروردگار من در حالی هستم كه تو را برتر از آن می‌دانم كه در آن حال تو را ياد كنم.

پس فرمود: ای موسي، در همه حال مرا ياد كن»(3).

خدای متعال به بندگانش از رگ گردن نزديكتر است و او حاضر و عالم به حال آنها است. اين روايت خالی از سستی نيست زيرا گفتار موسی با خدای متعال كه آيا تو دوری از من تا تو را صدا بزنم و يا نزديكی كه با تو مناجات كنم با جایگاه نبوت موافق نيست. زيرا موسی و غير او از انبيا خدای متعال بر علم و يقينند كه خدای متعال به همه چيز نزديک است.

(63)خدا با يكی از انبياءش عليه‌السلام

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خدای متعال به يكی از انبياءش وحی كرد و در يكی از وحی ها به او فرمود:

به عزت و جلال خودم قسم هر آينه قطع می‌كنم آرزوی هر آرزو كننده‌ای غير از من را، با


1) مسند أحمد بن حنبل 1:184، شماره حديث 922.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:135، شماره حديث 641.

3) بحار الانوار 3:329.

يأس و نا اميدي، و لباس خواری در آتش بر او می‌پوشانم و او را از گشایش و فضلم دور می‌كنم.

آيا بنده من در سختي‌ها به غير من آرزومند است در حالی كه سختي‌ها به دست من است.

يا اميد به ديگری دارد در حالی كه من غنی و بخشنده هستم، و كليد درها به دست من است، و درها بسته است و در من برای كسی كه مرا بخواند باز است، آيا او نمي‌داند كه هيچ فاجعه‌ای را جز من نمي‌تواند برطرف كند؟

پس چه شده است كه به ديگری اميد دارد و از من روی گردان شده در حالی كه من به جود و كرم خودم به او عطا كرده‌ام چيزی را كه از من درخواست نكرده، پس از من روی برگردانده و از من درخواست نكرده و در مشكلاتش از غير من كمک خواسته است و من خدايی هستم كه قبل از درخواست با عطا آغاز می‌كنم، آيا از من درخواست كرده است جواب نداده‌ام، هرگز، آيا جود و كرم از من نيست؟

آيا دنيا و آخرت به دست من نيست؟

پس اگر اهل هفت آسمان و زمين همه از من سؤال كنند به هر يک از آنها آن چه درخواست می‌كنند بدهم از ملک من به اندازه بال پشه‌ای كم نمي‌شود و چگونه كم شود از ملكی كه من آن را قوام بخشيده‌ام، وای به حال كسی كه مرا عصيان كند و مرا ناظر برخود نبیند»(1).

آن چه در عالم از ممکنات وجود دارد همه به دست خدای متعال است و او مركز فيض و عطا به جميع بندگانش می‌باشد و هر كس به غير او اميد بست نا اميد و زيانكار گشت.

(64)از وحی خدا به داود عليه‌السلام

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمود:

«خدا به داود وحی كرد: ای داود، مَثَل دنيا مانند مرداری است كه سگ هايی بر آن جمع شده و هر كدام آن را به سمتی می‌كشانند آيا دوست داری كه سگی باشی مانند آنها و آن را با آنها بكشي.

ای داود، طعام خوب و لباس نرم و شهرت در بين مردم و بهشت آخرت، هرگز با هم جمع نمي‌شود»(2).

از آغاز تاريخ تا روزی كه خدا عالم را از بين بِبَرد مردم به دوستی دنيا و روی آوردن بر آن اجتماع داشته‌اند و كسی از آن رهايی نمي‌يابد مگر متقين و بندگان صالح خدا.

(65)وصف كامل اسلام


1) امالی طوسی 2:194.

2) كنز العمال 3:214.

خلاس بن عمر گفت:

نزد علی بن ابی طالب نشسته بوديم مردی از خزاعه آمد، و گفت:

ای اميرالمؤمنين: آيا شنيدی رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، اسلام را توصيف كند؟

فرمود: بلي، شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمود:

«اسلام بر چهار ركن بنا شده است: بر صبر، يقين، جهاد و عدل.

و برای صبر چهار قسم است:

شوق و شفقت و زهادت و ترقب، پس هر كسی كه مشتاق بهشت است، شهوات را فراموش كند و هركس از آتش می‌ترسد، از محرمات خودداری می‌كند و كسی كه در دنيا زاهد است، مصيبت ها را ناچيز می‌داند و كسی كه منتظر مرگ است، در خيرات سريع است.

و برای يقين چهار بخش است:

زيركی و دورانديشی و درس عبرت گرفتن و پيروی از سنّت پيامبر، آن كسی كه زيرک باشد دور انديش می‌گردد و آن كه دور انديش باشد درس عبرت می‌گيرد و آنكه درس عبرت گرفت سنت را پيروی نموده و آن كه سنت را پيروی نمايد گويا با گذشتگان زيسته است.

و جهاد را چهار شاخه است:

امر به معروف و نهی از منكر و پايداری در جبهه‌ها و دشمنی با فاسقان، آن كه امر به معروف و نيكی كند پشت اهل ايمان را محكم ساخته و آنكه نهی از منكر و بدی ها كند بينی منافقان را بر خاک ماليده و آن كه در جبهه‌ها پايداری كند، وظیفه خود را ادا كرده و دينش را احراز كرده و آن كه با فاسقين دشمنی كند، برای خداوند خشمگين شده و آن كه برای خداوند به خشم آيد، خداوند برای او خشمگين شود.

و عدل و دادگری را چهار شاخه است:

نيک فهميدن و شكوفايی دانش و شيوه حكم رانی و بردباري. آنكه نيكو فهميد كلّيات علم را به دست آورد. و آن كه علم را به دست آورد، شيوه حكم رانی را درک كرده در بوستان بردباری وارد گشته است و آن كه وارد بوستان بردباری شد در كار خويش كوتاهی نمي‌كند و با مردم زندگی می‌كند در حالی که آنان از جانب او در راحتی و امان هستند»(1).

اين حديث به فلسفه اسلام پرداخته و اشاره به شگفت‌ترين احكام اسلام دارد كه هدف آن، سعادت و خوشبختی انسان و دور ساختن او از زشتي‌ها و گناهان اين زندگی است.

(66)عناصر اسلام


1) حليه الاولياء 1: 74-75.

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خدای متعال اسلام را خلق كرد و برای آن عرصه‌ای قرار داد و برای آن نوری و برای آن قلعه‌ای و برای آن ياری كننده‌ای قرار داد.

اما عرصه آن قرآن است.

و اما نور آن حكمت است.

و قلعه آن معروف است.

و اما ياران آن، من و اهل بيت من و شيعيان ما هستند»(1).

اين بندهايی كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به آن اشاره كرد، بندهايی است كه اسلام از آن تشكيل شده و با بازوانی محكم و قوی به راه خود ادامه می‌دهد.

(67)ماليات اسلامي

محمد بن حنفيه فرزند امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام روايت كرده كه از پدرش شنيده كه می‌گويد:

«شنيدم رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمايد: خدای عزوجل برای فقرا در اموال اغنيا به قدر نیاز آنان، سهمی قرار داده است، پس اگر مانع شدند تا آنها گرسنه يا برهنه ماندند يا دچار سختی شدند، خداوند در حساب آنها سخت گيرد و به عذابی شديد آن ها را گرفتار كند»(2).

اسلام تمام قضايای انسانی و امور آن را به صورت موضوعی و کامل درمان می‌كند و از مهم ترين آن مبارزه با فقر و طرد آن از جامعه است و از وسايلی كه می‌توان به آن، در اين باره تكيه كرد، قرار دادن حقوق مالی در اموال اغنيا و دادن آن به فقرا است و اين به صورت دقيق، نياز فقرا را تأمين می‌كند و از آنها بدبختی و نياز را مرتفع می‌نمايد. اسلام به اغنيا تكليف كرده در پرداخت اين ماليات، و اگر نپردازند امّت به بحران و نكبت و بدبختی دچار شده و خدای متعال حساب اغنيا را در قيامت، سخت خواهد گرفت.

(68)انواع جهاد

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمود:

«جهاد چهار نوع است: امر به معروف، ونهی از منكر، و راست گفتن در مواطن صبر و انزجار از فاسق»(3).


1) وسائل الشيعه 6:141.

2) حليه الاولياء 3:178.

3) كنز العمال 3:64.

اين انواع برترين شكل جهاد است كه انسان را به از خود گذشتگی دعوت می‌كند.

(69)جهاد نفس

امام عليه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه و آله سريه‌اي(1)را فرستاد وقتی برگشتند، فرمود: خوشا به حال قومی كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد بزرگتر باقی مانده. گفته شد: ای رسول خدا، جهاد بزرگتر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس»(2).

جهاد با نفس و منع كردن غرايز شرير آن از تسلّط بر انسان و پيش‌گيری آن از برترين انواع جهاد است زيرا نفس امر كننده به بدي‌ها است و انسان را از سطح انسانيت سقوط داده و در اثر گناه و رذايل انسان را به سطح حيوانات تنزل می‌دهد. خدا ما را از شر آن حفظ كند.

(70)جهاد در فتنه

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، خدای تبارک و تعالی بر مؤمنين جهاد را در فتنه که بعد از من اتفاق خواهد افتاد، نوشته شده است، آن گونه كه جهاد با مشركين را برای آن ها در زمان حضور من نوشته است.

گفتم: ای رسول خدا آن آزمايشی که بر ما جهاد در آن نوشته شده چيست؟ فرمودند: فتنه قومی است كه شهادت به یگانگی خدا و اينكه من رسول خدا هستم می‌دهند در حالی که مخالف سنّت من هستند و در دين من عيب می‌گيرند.

گفتم: برای چه با آنها بجنگيم ای رسول خدا در حالی که آنها شهادت به وحدانيت خدا و رسالت تو از جانب خدا می‌دهند؟

فرمود: به خاطر بدعت گذاشتن در دين شان و دوری از امر من و حلال شمردن خون فرزندان من»(3).

آن هايی كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله امر به جهاد و مبارزه با آنها كرد، همانا آنان از دين خارج شدند و با گروه مسلمين مخالفت ورزيدند و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال دانستند، بر مسلمين لازم است كه با آنها مبارزه كنند تا به طريق حق برگردند.


1) به جنگ هایی که پیامبر ص خودشان در آن ها حضور نداشتند سریه گفته می شود.

2) محاسن: 279.

3) وسائل الشيعه 6:61.

(71) مسالمت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«بعد از من اختلاف و حوادثی خواهد بود اگر توانستی از در صلح وارد شوي، وارد شو»(1).

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، امام عليه‌السلام را به صلح امر فرمود و آن عدم شروع جنگ با متجاوزين بر او است و برای حفظ كلمه توحيد و حفظ خون مسلمين.

(72) جنگ خدعه است

امام عليه‌السلام می‌فرمود:

«اگر پرنده مرا بربايد بهتر است برای من از اينكه چيزی از قول رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بگويم كه نگفته است... شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روز خندق می‌فرمود: جنگ خدعه است»(2).

از مهم‌ترين وسايل پيروزی در جنگ خدعه است و لشكر عراق در صفين پس از آنی كه نزدیک به پيروزی بود با خدعه عمرو عاص كه قرآن بر سر نيزه كرد، شكست خود و ما آن را در اين كتاب شرح داديم.

(73) صبر

امام عليه‌السلام از پيامبرصلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است: «صبر برای ايمان به منزله سر است نسبت به جسم»(3).

صبر برترين صفات پسنديده است، اسلام مردم را به آن تشويق كرده و عارفان انواع آن و آنچه از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در اين باره رسيده را بیان كرده‌اند.

(74)علامت صابر

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است:

«علامت صابر در سه چيز است:

اول اينكه كسل نمي‌شود. دوم اينكه خسته نمي‌شود و سوم اينكه از پروردگارش عزوجل شكايت نمي‌كند، زيرا اگر كسل شود حقوق را ضايع می‌كند و وقتی خسته شود شكر را ادا


1) مسند أحمد بن حنبل 1:90، شماره حديث 695.

2) وسائل الشيعه 6:102.

3) كنز العمال 3:271.

نمي‌كند. و وقتی از پروردگارش شكايت كند او را معصيت كرده است»(1).

صبر از بهترين صفات شخصی است و پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برای صابر سه نشانه قرار داده است كه به آن شناخته می‌شود.

(75) دنيا زندان مؤمن است

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است.

ای علی، خدا به دنيا وحی كرد خدمت كن به كسی كه به من خدمت می‌كند، و به زحمت بينداز كسی را كه به تو خدمت می‌كند.

ای علی، اگر دنيا به اندازه بال پشه‌ای نزد خدا ارزش داشت به كافر شربت آبی هم داده نمي‌شد.

ای علی، احدی از اولين و آخرين نيست مگر اينكه روز قیامت آرزو می‌كند ای كاش به او در دنيا جز قوتی داده نمي‌شد»(2).

دنيا نزد خدا قيمتی ندارد و آن دار امتحان و بلا است و اگر اهميّتی می‌داشت كافر از نعمت‌های بزرگ آن بهره‌مند نمي‌شد و اوليا و دوستان خدا اين همه مصيبت و رنج از پادشاهان زمان خودشان تحمّل نمي‌كردند.

(76) مرض المؤمن

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«ای علی، ناله مؤمن در هنگام بیماری،تسبيح، صيحه او تهليل، خواب او بر فراش، عبادت است، و از اين پهلو به آن پهلو گردیدنش، جهاد در راه خدا است، و اگر سلامتی یافت و در بين مردم رفت ديگر گناهی ندارد»(3).

مؤمن شامل الطاف الهی در تمام زمان حياتش چه در صحّت و چه در بیماری اش می‌باشد.

(77) ناله مريض

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است و فرمود:

«ناله مريض ثبت می‌شود اگر صابر باشد، ناله او حسنات است و اگر در ناله‌اش اندوه و


1) علل الشرايع: 196.

2) وسائل الشيعه 6:316.

3) وسائل الشيعه 2:338.

ناشكيبايی باشد نشان از بي‌صبری است و اجری برای آن نيست»(1).

كسی كه صبر كند بر آن چه از امراضی كه به او رسيده است و به خدا توكل كند، خدای متعال به او اجر زیادی می‌دهد اما كسی كه ناشكيبايی كند، پاداشی ندارد.

(78) حقوق مسلمان بر مسلمان

امام علی عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است:

«برای مسلمان بر برادر مسلمانش، شش حق شناخته شده است؛ هرگاه او را ديد سلام كند و اگر مريض شد به عيادتش برود و وقتی عطسه كرده يرحمك اللّه بگويد و وقتی درگذشت در تشييع جنازه‌اش حاضر شود و وقتی او را بخواند جواب دهد. و دوست بدارد برای او آن چه را برای خود دوست دارد و ناخوش دارد برای او آن چه برای خود ناخوش دارد»(2).

اين حقوقی كه رسول خدا اعلان فرموده است موجب وحدت مسلمين و الفت بين عواطف وقلوبشان می‌گردد.

(79) از حقوق مسلمان بر مسلمان

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«برای مسلمان بر برادرش سی حق است، برائتی از آن نيست مگر به انجام آن يا گذشت از آن:

لغزش او را ببخشد و به اشک او ترحّم كند و عیوب او را بپوشاند و از لغزش او بگذرد و عذر او را بپذيرد و غيبت او را رد كند و به نصيحت او ادامه دهد و دوستی او را حفظ كند و ذمّه او را مراعات نمايد و در مريضی اش او را عيادت كند و در هنگام مردن او حاضر شود، دعوت او را اجابت كند و هديه او را قبول نمايد و صله او را به جا آورد و نعمت او را شاكر باشد و ياری او را نيكو دارد و ناموس او را حفظ كند و حاجت و درخواست او را بر آورد و عطسه او عافيت گويد و او را به گم شده‌اش راهنمايی كند و سلام او را پاسخ دهد و كلام او را پاكيزه دارد و انعام او را نيكو دارد و تقسيم او را تصديق كند و دوست او را دوست بدارد و با او دشمنی نكند و او را ياری كند چه ظالم چه مظلوم.

و اما اگر ظالم است یاری کردنش این است که او را از ظلمش برگرداند و اما اگر مظلوم است او را یاری کند تا حقش را بگيرد.

و او را تسليم یا خوار نكند و برای او خير را دوست بدارد آن گونه كه برای خود دوست دارد


1) كنز العمال 3:311.

2) أمالی طوسی 2:92.

و شر را برای او ناخوش دارد آنچنان که برای خود ناخوش دارد»(1).

و قصد رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ارتباط مسلمين و وحدت آنها و اقامه دوستی بين آنها است و طبيعی است مبادی ای كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله اعلان کرده است، موجب شيوع محبت و دوستی بين آنها می‌شود و دشمنی را از آنها دور می‌كند.

(80) حقوق در مال

امام عليه‌السلام فرمود:

«به رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله گفته شد: ای نبی خدا آيا در مال، حقی غير از زكات هست؟

فرمود: بلي، خوبی به رَحِم وقتی كه پشت كرد، و صله با همسايه مسلمان. كسی كه سير بخوابد و همسايه مسلمان او گرسنه باشد به من ایمان نیاورده است.

سپس فرمود:

هميشه جبريل مرا به حق همسايه سفارش می‌كرد تا جایی که گمان كردم كه او ارث می‌برد»(2).

اسلام به صورت ايجابی و با همه ظرفیت خود به ریشه کن كردن فقر و دور كردن آن از زندگی اجتماعی اقدام كرده و آن را در رديف كفر و ريشه تمام بدبختي‌ها در زمين می‌داند و لذا برنامه‌ای برای آن وضع كرده كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ذكر فرمودند.

(81)كسب حلال

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است:

«خدای متعال دوست دارد كه بنده‌اش را در طلب روزی حلال، خسته ببيند»(3).

سعی در طلب كسب حلال و دوری از كسب حرام، برترين اعمال و باعث تقرب انسان به خدای متعال و رشد رزق انسان می‌شود.

(82)دعاهايی كه رد نمي‌شود

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، چهار نفر هستند كه دعای آنها رد نمي‌شود: دعای امام عادل، و دعای پدر برای


1) بحار الانوار 74:236.

2) أمالی طوسی 2:134.

3) كنز العمال 4:4.

فرزندش، و دعای مرد برای برادر غايبش، و دعای مظلوم که خدای عزوجل می‌فرمايد: قسم به عزّت و جلالم تو را ياری می‌كنم و لو بعد از مدّتي»(1).

خدای متعال دعا آن افراد را مستجاب می‌كند و لو بعد از مدتی و دعا آنها را رد نمي‌كند.

(83)دعا هنگام پوشيدن لباس

امام عليه‌السلام به نزد جوانی آمد و از او پيراهنی به سه درهم خريد و آن را پوشيد و می‌فرمود:

«حمد خدايی را كه از لباس مرا روزی كرد كه با آن در بين مردم زيبا می‌گردم و عورتم را با آن می‌پوشانم».

به او گفته شد كه اين از خودت روايت كردی يا از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله؟

فرمود:

«اين چيزی است كه آن را از رسول خداصلي‌الله‌عليه‌و‌آله شنيدم که هنگام پوشيدن لباس می‌خواند: سپاس خداوندی را سزا است كه از لباس مرا روزی كرد چيزی كه با آن در بين مردم زيبا می‌گردم و عورتم را با آن می‌پوشم»(2).

ذكر خدای متعال هميشه ورد رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و وصيّش در تمام مراحل زندگی حتی در پوشيدن لباس بود.

(84)بناء مساجد

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه مسجدی را بنا كند خدا برای او در بهشت خانه‌ای را بنا می‌كند»(3).

اما مساجد مراكز مهمی در اسلام هستند که در آن عبادت و اقامه شعاير اسلامی و تبليغ دعوت به سوی خدا شروع می‌شود و محل بشارت و عبادت است.

(85)نشستن در مصلی

امام عليه‌السلام فرمود: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمايد:


1) بحار الانوار 74:47.

2) مجمع الزوائد 5:118. مسند أحمد بن حنبل 1:254، شماره حديث 1356.

3) حليه الاولياء 2:180.

«هر كس نماز صبح را بخواند سپس در جای نماز خود بنشيند ملائكه بر او درود می‌فرستند و صلواتشان بر او اين گونه است: خدايا او را بيامرز خدايا به او رحم كن.

و كسی كه منتظر نماز باشد ملائكه بر او صلوات می‌فرستند و صلواتشان بر او اين گونه است: خدايا او را بيامرز، خدايا به او رحم كن»(1).

نشستن در مصلی و ذكر خدای متعال موجب آمرزش خدای متعال می‌شود كما اينكه موجب زيادی رزق، خصوصا بعد از نماز صبح می‌شود. كما اينكه اخبار زيادی بر اين دلالت می‌كند.

(86)فقرا دوستان خدا هستند

امام عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمودند:

«فقرا دوستان خدا و مريضان محبان خدايند، كسی كه با توبه بميرد، بهشت برای او است پس توبه كنيد و مأيوس نشويد زيرا در توبه باز است و از قبل از مغرب، تا طلوع خورشيد بسته نمی شود»(2).

در اين حديث ارج نهادن به فقرا به عنوان اينكه دوستان خدايند و بزرگداشت مريضان به عنوان محبان خدا ذكر شده و در آن دعوت به توبه و كندن ريشه گناه است پس اگر توبه كرد گناهان او آمرزيده می‌شود.

(87)فقرا اهل صفه

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمودند:

«اموال را به شما نمي‌دهم در حالی که اهل صفّه را واگذارم تا شكمشان از گرسنگی تاب بخورد»(3).

اهل صفّه آن فقرايی بودند كه كنار مسجد پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله زندگی می‌كردند، مسلمانان به آنان صدقه می‌دادند و از جمله آنها محدث مشهور، ابوهريره دوسی شيخ مضيره بود.

و جعفر طيار او را دعوت می کرد و در خانه‌اش اطعام می‌كرد و ابوهريره الطاف جعفر را زياد ياد می‌كرد.


1) مسند أحمد بن حنبل 1:232، شماره حديث 1223.

2) كنز العمال 4:222.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:33، شماره حديث 596.

(88) جایگاه رفیع در بهشت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«در بهشت غرفه هايی است كه ظاهرش از باطنش و باطنش از ظاهرش ديده می‌شود، ساكن می‌شود از امّت من كسی كه كلام خوب بگويد، اطعام طعام كند، و افشا سلام نمايد و شبانگاه نماز بخواند در حالی که مردم در خواب باشند.

علی فرمود: ای رسول خدا چه كسی از امّت تو طاقت آن را دارد؟

فرمود: ای علی، آيا می‌دانی خوبی كلام چيست؟

كسی كه صبح و شام ده بار بگويد: سُبحانَ اللّه، والحمدُ للّه ولا إله إلا اللّه، واللّه أكبرُ.

و اطعام طعام، هزينه مرد برای اهل و عيالش است.

اما مراد از خواند نماز در حالی که مردم خواب باشند این است که هر که نماز مغرب و عشا آخر را بخواند و نماز صبح را در مسجد بخواند مانند آن است كه تمام شب را احيا گرفته است، و افشا سلام اينكه بخيل نباشد به هر كس از مسلمانان سلام نمايد»(1).

خدای متعال در بهشت منازل عاليه‌ای برای بندگان صالحش آماده كرده و اين خصلت هايی كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ذكر كرده از نشانه‌های متقين است كه بهشت در اختيار آنها است هرگونه كه خواستند.

(89) زهد در دنيا

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«هر كس در دنيا زهد پيشه گيرد خدا بدون معلم به او ياد می‌دهد او را بدون راهنما هدايت می‌كند و او را بصير قرار می‌دهد و كوری را از او برطرف می‌كند»(2).

زهد در دنيا و عدم فريب خوردن به زرق و برق آن اثرات مهمّی دارد از جمله نصرت در احوال دنيا و علم بدون معلّم.

(90) مكارم الاخلاق

امام حسين عليه‌السلام از پدرش عليه‌السلام روايت می‌كند كه فرمودند:

«شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمود: من برای مكارم اخلاق و محاسن آن مبعوث شدم»(3).


1) أمالی صدوق: 198.

2) كنز العمال 3:197.

3) امالی طوسی 2:209.

رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله كه هديه و هبه‌ای از جانب خدای به بندگانش است و مسیر تاريخ را عوض كرد و زندگی جاهليت را درهم پيچيد و آن به خاطر سعه اخلاق رفيع او بود كه بين پيامبران ممتاز بود.

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام است:

«ای علی، سه چيز از مكارم اخلاق در دنيا و آخرت است: اينكه ببخشی كسی را كه به تو ظلم كرده، و وصل كنی با آن كسی كه با تو قطع رابطه كرده است، و بردباری كنی با آن كسی كه حق تو را ناديده گرفته است»(1).

اين امور، محاسن اخلاق و از اصول فضايل و از عناصری است كه اسلام را به پا داشته است.

(91)حسن الاخلاق

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«شما به وسيله اموالتان برای مردم گشايش نمي‌دهيد بلكه با اخلاق خود آنها را گشايش دهيد»(2).

نشانه بارز در شخصيت رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله اخلاق عظيمی است كه به آن بر ساير انبيا ممتاز است و دعوت او به سبب مكارم اخلاق و محاسن صفات، برتری يافت.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، آيا می‌خواهی به شما خبر بدهم به شبيه‌ترين شما به من از لحاظ خلق؟

فرمود: بلي، ای رسول خدا.

فرمود: آن كسی كه خلقش بهتر و حلمش بزرگتر و نيكوكارتر به خويشاوندانش و منصف‌تر از همه شما باشد»(3).

حسن خلق از پاكيزه‌ترين صفات و بزرگترين آنها است و كسی كه به آن و به حلم و انصاف متصف باشد شبيه‌ترين كس به رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله است.

از وصايای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه السلام است:

«ای علی، اخلاق خود را با اهلت و همسايه هايت و هر كسی كه با تو معاشرت می‌كند و رفقايت از مردم نيكو گردان كه نزد خدا درجات بالا برای تو نوشته می‌شود»(4).


1) من لا يحضره الفقيه 2:335.

2) امالی صدوق: 268.

3) من لا يحضره الفقيه 2:340.

4) بحار الانوار 74:67.

اخلاق نیکو از بارزترين صفات كريمه است كه انسان به آن آراسته می‌گردد و باعث جلب خير و دفع سوء می‌شود، رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نمونه عالی اين صفت بود.

(92) برآوردن حاجات مردم

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود:

«حاجت، امانت خدا نزد خلق است كسی كه آن را كتمان كند و به كسی اظهار نكند خدا ثواب كسی را كه نماز می‌خواند به او عطا كند و اگركسی آن را برای كسی كه قادر است آن مشكل را برطرف كند، اظهار دارد و وی آن را انجام ندهد، در واقع او را می‌كشد و اين كشتن به شمشير و سنان و تير نيست بلكه او را می‌كشد به غلبه بر قلبش و مجروح كردن آن»(1).

و در اين حديث دعوت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از مسلمين به سعی در برآوردن حاجت يكديگر است و برحذر داشتن كسی كه می‌تواند حاجت كسی را برآورد و اگر برنياورد چون كسی است كه خود را كشته و از آن اجر جزيل و ثواب عظيم الهی محروم كرده است.

(93)برترين مردم

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، سه كس هستند وقتی خدای عزوجل را ملاقات می‌كنند، برترين مردمند:

آن كس كه حضور پيدا كند در حالی كه واجباتش را انجام داده باشد او عابدترين مردم است.

كسی كه از محارم خدا اجتناب كرده است، او پرهيزكارترين مردم است.

كسی كه به آن چه خدا به او روزی كرده قانع است، او غني‌ترين مردم است.

سپس فرمود:

«ای علی، سه چيز است اگر در كسی نباشد عمل او تمام نيست:

تقوايی كه او را از معصيت خدا باز دارد و خلقی كه با مردم مدارا كند و حلمی كه جهل جاهل را با آن برطرف كند».

تا اينكه فرمود:

«ای علی، اسلام برهنه است لباس او حيا، و زينت او عفاف، و جوانمردی او عمل صالح، و ستون آن ورع است»(2).

كسی كه به اين صفات پسنديده و خصلت‌های عاليه متصف باشد، برترين مردم و شريف‌ترين


1) اصول كافی 2:261.

2) من لا يحضره الفقيه 2:336.

آنها و كامل‌ترين است. تمام وصايای رسول اعظم و ائمه طاهرين از فرزندانش برای دعوت به كمال انسانيت و تهذيب و سلامت او از گناهان است.

(94)كمک به مسلمان

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه از گروهی ازمسلمانان بی آبی يا آتشی را رفع کند، بهشت بر او واجب می‌شود»(1).

از شعارهای اوليه اسلام، دوستی و عطوفت بين مسلمين و قيام بعضی از آنها به برآوردن حوايج ديگران بوده است امری كه موجب وحدت مسلمين و اتحاد آنها می‌گردد.

(95) اوصاف مؤمن

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله درباره صفات مؤمن سؤال كرد، فرمود:

«بيست خصلت در مؤمن است كه اگر آن را كامل نكند، ايمانش كامل نيست:

ای علی! از اخلاق مؤمنين، حاضر شدن در نماز و سرعت در پرداخت زكات و اطعام فقرا و دست كشيدن بر سر يتيم‌ها و پاک كردن لباس‌های خود و لنگ به كمر بستن(2)است. آنهايی كه اگر حديث بگويند دروغ نمي‌گويند و اگر وعده كردند خلاف آن نمي‌كنند و اگر به آنها امانتی داده شد خيانت نكنند و اگر سخن بگويند راست می‌گويند.

راهبان در شب و شيران در روز، روزها روزه‌اند و شبها به نماز می‌ايستند. به همسايه آزار نمي‌رسانند و همسايه از آنها آزار نمي‌بيند. راه رفتن‌شان بر روی زمين ساده است و گام هايشان به سوی خانه بيوه زنان (برای کمک بدان ها) و تشييع جنازه‌ها است»(3).

و اين اوصاف پسنديده را هر كه دارا باشد به كمال ايمان و مراتب كمال رسيده است.

(96) نشانه‌های مؤمن و غير مؤمن

از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام است:

«ای علی، برای مؤمن سه نشانه است: روزه و نماز و زكات.

و برای افراد ظاهرساز سه نشانه است: در روبرو تملّق می‌گويد، وپشت سر غيبت می‌كند، و هنگام مصيبت شماتت می‌نمايد.


1) فروع الكافی 1:342.

2) در هنگام استحمام

3) بحار الانوار 60:276.

و برای ظالم سه نشانه است: به زیر دست خودش، با قهر غلبه می‌كند و نسبت به بالادست خود عصيانگر و نافرمان است و ظالمان را یاری می کند.

و نشان مردم خود نما و ریاکار، سه چيز است: میان مردم شادمانه عبادت كردن، در تنهايی به كسالت زيستن و ستایش و تمجید مردم از او را در کارهایش دوست دارد.

و برای منافق سه نشانه است: چون حديث كند دروغ گويد، چون وعده دهد وفا نكند و چون او را امين كنند، خيانت كند.

و برای كسل سه نشانه است: سستی می‌كند تا به حد تجاوز برسد و تجاوز می‌كند تا ضايع گردد و ادامه می‌دهد تا به گناه بيانجامد.

و برای عاقل شايسته نيست كه شاخص باشد مگر در سه مورد: برای تأمين معاش يا گامی به سوی معاد بردارد يا لذتی در امور غير حرام»(1).

و اين خصلت‌ها به طبع اهلش اشاره دارد و پرتو نور را بر زوايای نفوسشان افكنده است.

(97)زيبا رويان

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خير را نزد زيبا رويان بخواهيد زيرا كارهايشان به نيكوتر بودن شایسته است»(2).

زيرا زيبا رويان بيشتر نيكی و احسان می‌كنند و شايسته‌تر به انجام حوائج مردمند.

(98)صله رحم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«مرد صله رحم می‌نمايد در حالی که از عمرش سه سال مانده است و خدای عزوجل آن را سی سال می‌گرداند و قطع رحم می‌كند در حالی که سی سال باقی مانده است و خدای متعال آن را سه سال می‌كند(3)سپس اين آيه راخواند: «يَمحوا اللّه ما يشاءُ وَيثبتُ وعندهُ أمُّ الكتابِ»(4)، خدا آن چه رابخواهد محو و اثبات می‌كند و اصل كتاب نزد او است.

برای صله رحم آثار وضعی است از جمله اينكه موجب اشاعه دوستی بين ارحام می‌شود و اين از آن چيزهايی است كه در اسلام سفارش شده است. همچنین خدای متعال طول عمر


1) بحار الانوار 74:64.

2) عيون الاخبار 2:74.

3) رعد: 39.

4) بحار الانوار 74:93.

كسی را كه صله رحم انجام دهد، زياد می‌كند.

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه می‌خواهد عمرش زياد شود و رزقش وسيع گردد صله رحم انجام دهد»(1).

هدف اسلام از تعاليم اجتماعي، ارتباط مسلمين با يكديگر است و آنها را بر صله ارحام تشويق می‌كند كه در آن آثار بزرگی همچون طول عمر است.

(99) احسان به برادران

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

ای علی سه چيز بيش از طاقت اين امت است:

اول با برادران دينی به مال احسان كردن و ايشان را بهره دادن و با مردم به رعايت نفس خويش كار به عدالت كردن و خدا را در همه حال ذكر كردن، و ذكر نه كلمات تسبيح است بلكه هنگام ارتكاب معاصی از خدای بترسند و ترک گويند»(2).

اين صفات از بزرگترين صفات پسنديده است كه اسلام به آن توصيه كرده و لكن مسلمانان آن را ترک نموده‌اند.

(100) دوستی بين مردم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«اساس عقل بعد از ايمان به خدا، دوستی بين مردم است»(3).

اسلام بر اشاعه فضيلت و آداب بين مسلمين تشويق می‌نمايد و آنها را به دوستی به يكديگر ترغيب می‌نمايد زيرا موجب انسجام اجتماعی و گسترش محبت بين آنها می‌شود و اين محبت از اهميت خاصی بعد از ايمان به خدا قرار دارد.

(101) انسان با آن کسی است كه دوست دارد

امام عليه‌السلام فرمود:

«مردی آمد بر رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله، گفت: مردی قومی را دوست دارد و نمي‌تواند همچون آن ها عمل كند، فرمود: انسان با آن كسی است كه دوست دارد»(4).


1) مجمع الزوائد 8:152-153. عيون الاخبار - ابن قتيبه - 3:86.

2) من لا يحضره الفقيه 2:326.

3) حليه الاولياء 3:203.

4) مسند ابی داود 1:23، شماره حديث 159.

اخبار زيادی از ائمه هدی عليهماالسلام رسيده مبنی بر اينكه انسان با آن چيزی كه دوست دارد محشور می‌شود اگر مؤمن است، مؤمن و اگر كافر است، كافر.

(102)صفات ارزنده

از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام اين است:

«ای علی، سه گروه فردای قيامت در زير عرش قرار دارند:

مردی كه برای برادرش آن چیزی را دوست دارد که برای خودش دوست دارد.

مردی كه وقتی امری به او رسيد آن را كم و زياد نمي‌كند وقتی بداند آن امر از خدا است چه باعث خشنودی او يا غضب او باشد.

و مردی كه عيبی برای برادرش نمي‌گويد تا آن عيب را در خودش اصلاح كند، هرگاه آن عيب را در خودش اصلاح كرد يک عيب ديگری شروع می‌شود و كافی است كه مرد به عيب خودش مشغول باشد»(1).

اين وصيت پر از مطالب ارزنده تربيتی است كه انسان را بالا می‌برد و باعث رضای خدای متعال می‌شود.

از وصايای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام است، كه فرمود:

«ای علی، هفت چيز است كه اگر در شخصی باشد حقيقت ايمان او كامل می‌شود و درهای بهشت به روی او باز می‌شود:

كسی كه وضويش را كامل بگيرد، و نمازش را نيكو ادا كند، و زكات مالش را بپردازد، و غضب خود را باز دارد، و زبان خود را نگه دارد، و برای گناهش استغفار كند، و نصيحت را برای اهل بيتش ادامه دهد»(2).

كسی كه اين صفات را سرلوحه خودش قرار دهد، در زندگی ايمانش كامل شده و عمل خود را نيكو نموده است.

امام علی عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«به كسی كه چهار خصلت داده شد،خير دنيا و آخرت داده شده است و از دنيا و آخرت بهره‌مند شده است:

تقوايی كه او را از محارم خدا حفظ كند، و حسن خلقی كه با آن در بين مردم زندگی كند و بردباری ای كه نادانی جاهل را از او دفع نمايد و همسر صالحه‌ای كه او را در امر دنيا و آخرت


1) بحار الانوار 74:62.

2) الدرر اللامعه فی الاحاديث الجامعه: 10، نقل از من لا يحضره الفقيه و مكارم الاخلاق.

كمک كند»(1).

كسی كه به اين خصلت‌ها متّصف باشد خير دنيا و آخرت و سعادت دارين را به دست آورده است.

(103)محاسن صفات

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

عابدترين مردم كسی است كه واجبات خود را انجام دهد.

بخشنده‌ترين مردم كسی است كه زكات مالش را ادا كند.

زاهدترين مردم كسی است كه از حرام اجتناب كند.

پرهيزكارترين مردم كسی است كه حق بگويد چه بر نفع او و يا ضرر او باشد.

عادل‌ترين مردم كسی است كه بخواهد برای مردم آن چه را كه برای خودش می‌خواهد و ناخوش دارد برای مردم آن چه را كه برای خودش ناخوش دارد.

زيرك‌ترين مردم كسی است كه بيشتر به ياد مرگ باشد.

و آنكه مردم به او غبطه می‌خورند، كسی است كه زير خاک از عقاب ايمن است و اميد ثواب دارد.

غافل‌ترين مردم كسی است كه به تغير دنيا از حالی به حالی پند نگيرد.

و بزرگ‌ترين مردم در دنيا از لحاظ مقام، كسی است كه دنيا برای او ارزشی نداشته باشد.

و عالم‌ترين مردم كسی است كه علم مردم را به علم خودش جمع كند.

و شجاع‌ترين كس آن كسی است كه بر هوای نفسش چيره شود.

و با ارزش‌ترين مردم عالم‌ترين آنها است.

و كم ارزش‌ترين مردم كم علم‌ترين آنها است.

و حسودان كم‌ترين لذّت را می‌برند.

و ناراحت‌ترين مردم بخيل است.

و بخيل‌ترين مردم كسی است كه در آن چه خدای متعال به او واجب كرده، بخل بورزد.

و محق‌ترين مردم عالم‌ترين آنها است.

و كم حرمت‌ترين مردم فاسق است.

و بی وفاترين مردم پادشاهانند.

و کمترین محبوبیت در بین مردم از آنِ سلطان است.


1) امالی طوسی 2:189.

و فقيرترين مردم، شخص طمع كار است.

و بی نيازترين مردم كسی است كه اسير حرص نباشد.

و خوش اخلاق ترین مردم، مومن ترین آن هاست.

و گرامي‌ترين مردم، پرهيزكارترين آنان است.

و بزرگترين مردم از لحاظ ارزش كسی است كه آن چه را مربوط به او نيست، رها كند.

و با تقواترين مردم كسی است كه جدال را رها كند اگر چه محق باشد.

و ناجوانمردترين مردم، كسی است كه دروغگو باشد.

و بدبخت‌ترين مردم، سلاطين هستند.

و دشمن‌ترين مردم، متكبر است.

و جهادگرترين مردم، كسی است كه گناهان را ترک كند.

و حكيم‌ترين مردم، كسی است كه از جهّال مردم فرار كند.

و خوشبخت‌ترين مردم كسی است كه با گرامي‌ترين مردم معاشرت كند.

و عاقل‌ترين مردم آن كسی است كه بيشتر با آنها مدارا می‌كند.

و شايسته‌تر به تهمت كسی است كه با اهل تهمت همنشينی می‌كند.

و ستم كارتر از همه مردم، كسی است كه غير قاتل خودش را بكشد و يا غير از زننده خودش را بزند.

و شايسته‌ترين مردم به گذشت تواناترين آن به عقوبت است.

و سزاوارترين مردم به گناه، احمق غيبت كننده است.

و خوارترين مردم كسی است كه به مردم اهانت كند.

و قاطع‌ترين مردم كسی است كه خشم خود را در موقع غيظ فرو می‌برد.

و مصلح‌ترين مردم، مصلح‌ترين آن برای مردم است.

و بهترين مردم كسی است كه بيشترین نفعش به مردم برسد»(1).

اين حديث شريف حاوی صفات ارزنده و مطالب عاليه است كه انسان را از غيرش ممتاز می‌كند و اين حديث از ذخاير احاديث نبويه است.

(104)آمر به معروف

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه امر به معروف يا نهی از منكر كند يا دلالت بر خيری كند يا به آن اشاره نمايد در


1) امالی صدوق: 18-19.

آن عمل شريک است و كسی كه امر به بدی كند يا به آن راهنمايی كند يا به آن اشاره نمايد او با آن شريک است»(1).

آمر به معروف و ناهی از منكر، شريک آن است در ثواب و برای او اجر بزرگی است نزد خدا و همينطور آمر به بدی كه شريک است در بدي.

(105)اتمام معروف

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«به اتمام رساندن معروف برتر از آغاز آن است»(2).

تمام كردن معروف و كامل كردن آن برتر از آغاز آن است زيرا آن بزرگترين نعمت و زيادترين عطا از ابتدا آن است.

(106)كمال جوانمردي

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«كسی كه با مردم داد و ستد داشته باشد و با آن ها ستم نكند و با آن ها تكلم كند و دروغ نگويد و وعده بدهد و خلاف وعده نكند او از كسانی است كه جوانمردی او كامل و عدالتش ظاهر است و برادری او واجب و غيبت او حرام است»(3).

كسی كه به اين صفات پسنديده متصف باشد به رأس كمال و ادب رسيده و تكريم وتعظيم او لازم است.

(107)حب و بغض

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«در دوستی اندازه نگه دار كه شايد دوست، روزی دشمن تو شود و در دشمنی راه افراط مسپار كه شايد روزی دوست تو گردد»(4).

و اين حكمتی است كه رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به آن اشاره كرده كه در زندگی انسان اتفاق می‌افتد و نبايد در دوستی بيش از حد اسراف كرد چه بسا آن دوست سرسخت‌ترين دشمن گردد و همچنين در دشمنی نبايد افراط نمود، چه بسا آن دشمن دوست گردد.


1) الخصال 1:68.

2) امالی طوسی 2:209.

3) البصائر والذخائر، ابی حيان التوحيدي: 146.

4) مسند امام علی عليه‌السلام: 283.

(108) حلم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«مرد به وسيله بردباری به درجه روزه دار و شب زنده دار می‌رسد»(1).

حلم از برترين صفات شخصی است كه اسلام مردم را به آراسته شدن به اين صفت تشويق كرده زيرا اين صفت انسان را از بسياری مصائب و مشكلات حفظ می‌كند.

(109) اصلاح بين مردم

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«اصلاح بين مردم بزرگتر از يک سال نماز و روزه است»(2).

اسلام اهتمام خاصی به وحدت مسلمين دارد و شيوع محبت و الفت در بين آنان و اصلاح بين مردم را جزء مستحبات قرار داده است و اصلاح بين مردم و خموش كردن آتش فتنه و دشمنی را برتر از نماز و روزه يک سال شمرده است.

(110) نيكی كردن به کسی که بد کرده

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«وصل كن با آن كس كه قطع كرده است و خوبی كن با كسی كه به تو بدی كرده است و حق را بگو گرچه بر ضررت باشد»(3).

اين حكمت از حكمت های جاويدی است كه دلالت بر عظمت رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در گره گشای از همه امور انسانيت به شگفت‌ترين انواع حكمت دارد.

(111) گذشت از بدكار

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«روز قيامت منادی از بطن عرش صدا می‌زند كسی كه اجر او بر خدا است از جا برخيزد.

كسی بر نمي‌خيزد مگر آنكه از برادرش گذشته باشد»(4).

از خصلت‌های پسنديده‌ای كه اسلام بر آن قرار دارد و مردم را به آن تشويق می‌نمايد،


1) كنز العمال 3:129.

2) كنز العمال 3:58.

3) كنز العمال 3:58.

4) كنز العمال: 359،377.

گذشت از شخص گنه‌كار است كه موجب گسترش محبت بين جامعه می‌گردد.

(112) كمک به نيكی كردن

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خدا رحمت كند فرزندی را كه كمک كند پدر و مادرش تا به او نيكی كند و خدا رحمت كند پدری راكه فرزند خود را كمک كند تا با پدر نيكی تواند كرد و خدا رحمت كند همسايه را كه به همسايه كمک كند تا به او نيكی تواند كرد و خدا رحمت كند رفيقی كه به رفيقش كمک كند تا با رفيقش نيكی تواند كرد و خدا رحمت كند دوستی كه به دوستش كمک كند تا بتواند به دوستش نيكی كند و خدا رحمت كند مردی را كه به كارهای خوب سلطانش كمک كند»(1).

یاری رساندن در خوبی ها از بالاترين اعمال در اسلام است زیرا شريعت بر نيكی و احسان و محبت و مودت برقرار است.

(113) درهای نيكی

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«ای علی، سه چيز از درهای نيكوكاری است: جانبازی و نيكی گفتار و صبر بر آزار»(2).

اين خصلت‌ها از لوازم نيكوكاری است و هر كه آن را انجام دهد، دين خود را كامل كرده است.

(114) اقدام به كار خوب

در وصيت رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، اقدام كن به چهار چيز قبل از چهار چيز: جواني‌ات قبل از پيری و سلامتي‌ات قبل از مريضی و بی نيازي‌ات قبل از فقيري، و زندگي‌ات قبل از مردن»(3).

اقدام به اين امور، اقدام به خير و سبقت به رضوان خدا و رحمت او است.

(115) مدارا با يتيم و ضعيف

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام آمده است:


1) ثواب الاعمال: 101، وسائل 6:592.

2) بحار الانوار 74:62.

3) خصال1:113.

«ای علی، چهار چيز است كه هر كه دارد خدا خانه‌ای را در بهشت برای او می‌سازد: كسی كه يتيمی را پناه بدهد و كسی كه به ضعيف رحم كند و كسی كه بر پدر و مادر دل سوزی كند و كسی كه به برده‌های خودش مهربان باشد».

سپس فرمود:

«ای علی، كسی كه يتيمی را با مال خودش اداره كند تا او بی نياز شود بهشت بر او واجب می‌شود. ای علی، هر كس دستش را بر سر يتيم از روی ترحّم بكشد خدا به هر مويی كه از زير دست او رد می‌شود روز قيامت نوری به او می‌دهد»(1).

بنای اسلام بر اساس مهربانی با يتيم و نيكی به ضعيف و خوبی به پدر و مادر و نيكی به بردگان بنا شده زیرا که اين امور از موجبات رحمت خدا است.

(116) نصيحت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«هميشه مؤمن در دينش اين توفيق را دارد تا برادرش را صادقانه نصيحت می‌كند وقتی از آن منحرف شد توفيق از او سلب می‌شود»(2).

نصيحت كردن اگر از او بخواهند، مستحبّ است، اسلام مردم را بر آن تشويق كرده و وعده فرموده، اگر جفا كرد سلب توفيق از او می‌شود.

(117) نجات دهنده‌ها

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام فرمود:

«سه چيز نجات دهنده است: ترس از خدا در پنهانی و آشكار، و میانه روی در موقع غنی و فقر، و كلمه عدل در زمان خشنودی و غضب»(3).

اين خصلت‌های كريمه انسان را از عذاب خدا نجات می‌دهد و باعث زندگی سعادت مندانه در دنيا می‌شود.

(118) ظلم به كسی كه ياوری ندارد

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمودند:

«خدای عزوجل می‌فرمايد: غضب من سخت است بر كسی كه ظلم كند به كسی كه غير من


1) من لا يحضره الفقيه 2:336.

2) كنز العمال 3:413.

3) من لا يحضره الفقيه 2:335.

ياوری ندارد»(1).

زشت‌ترين ظلم، ظلم به ضعيفی است كه ياوری غير از خدا نداشته باشد.

(119) امانت

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده كه فرمودند:

«امانت موجب رزق می‌شود و خيانت فقر را می‌آورد»(2).

اثر و نتیجه وضعی امانت، وسعت رزق است همان گونه كه خيانت باعث فقر در زندگی می‌شود.

(120) غيرت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«من غيرتمندم و خدای عزوجل از من غيرت مندتر است و خدای متعال بندگانی را كه غيرتمند باشند دوست دارد»(3).

از صفات پسنديده غيرتمندی بر ناموس و دين است و آن از ارزنده‌ترين فضائلی است كه اسلام به آن دعوت می‌كند.

(121) كفاف

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمودند:

«خدای متعال وقتی بنده‌ای را دوست دارد روزی او را به اندازه كفايت می‌دهد»(4).

يعنی او را متوسط قرار می‌دهد نه غنی و نه فقير كه اگر خود را بي‌نياز ديد سرمست و ناسپاس گردد يا بدبخت و خاک نشين ببیند اگر فقير شود.

(122) برتری صدقه

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده كه فرمودند:

«هر كار نيكی درباره ثروتمند يا فقيری صدقه است پس صدقه بدهيد ولو به يكدانه خرما باشد. بترسيد از آتش اگر چه به يک دانه خرما باشد زيرا خدای عزوجل آن را برای صاحبش


1) وسائل الشيعه 16:51.

2) كنز العمال 3:60.

3) كنز العمال 3:387.

4) مصدر سابق: 390.

رشد می‌دهد آن گونه كه يكی از شما كره اسب يا بچه شتر را پرورش می‌دهيد تا به حد كمال برسد آتش نیز روز قيامت حتی بزرگتر از كوه می‌شود»(1).

صدقه نوعی از انواع نيكی واحسان است كه اسلام آن را مستحب دانسته و تشويق به آن كرده و اجر زيادی برای آن قايل شده است.

(123) كمی از دنيا بهتر از زياد آن است

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«آن چه كم باشد و كفايت كند بهتر از زيادی است كه منحرف كننده باشد»(2).

بهره مندی كم از دنيا بهتر از زياد آن است زيرا آن انسان را از طريق ارزنده و ذكر خدای متعال باز می‌دارد.

(124) وعده مؤمن

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«وعده مؤمن همچون نذر است ولی كفّاره بر آن نيست»(3).

معنی اين حديث آن است كه مؤمن وقتی به برادرش وعده داد وعده او به منزله نذر است و بايد وفا كند لكن اگر مخالفت كرد و به آن وفا نكرد، كفاره ندارد.

و اين وصايا از ارزنده‌ترين نصايح است كه در راه رسيدن به سعادت انسان كمک می‌كند.

(125) ترک كلامی كه مربوط به او نيست

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«از نشانه های فهم و دانش مرد این است که در آنچه كه مربوط به او نيست كمتر اظهار نظر می‌كند»(4).

ترک كلام در آن چه نمي‌داند و عدم دخالت، دليل بر علو عقل و زيادی آگاهی مرد است.

(126) كلام حكمت آميز

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:


1) امالی طوسی 2:311.

2) من لا يحضره الفقيه 2:342.

3) كشف الغمه 3:92.

4) بحار الانوار 2:55.

«كلام حكمت آمیز، گم شده مؤمن است هر جا آن را پيدا كرد او به آن سزاوارتر است»(1).

كلمه حكمت از ارزنده‌ترين چيزی است كه مؤمن به دنبال آن است زيرا علم و فضل او را زياد می‌كند.

(127) اعمالی كه شيطان را دور می‌كند

امام عليه‌السلام فرمود:

« به رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله گفته شد: چه چيزی شيطان را از ما دور می‌كند؟ فرمود: روزه برای خدا صورت او را سياه می‌كند، صدقه كمر او را می‌شكند، و دوستی در راه خدای متعال و مواظبت بر عمل صالح دنباله‌اش را، و استغفار رگ گردنش را قطع می‌كند»(2).

اين اعمال حسنه موجب قرب خدای متعال و دوری شيطان از انسان می‌شود.

(128) استغفار برای پدر و مادر مشرک

امام عليه‌السلام فرمود:

«شنيدم مردی برای پدر و مادرش كه مشركند استغفار می‌كند، پس گفتم: آيا مردی برای پدر و مادرش استغفار می‌كند در حالی که آنها مشركند؟ گفت: آيا ابراهيم برای پدرش استغفار نكرد در حالی که او مشرک بود. برای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ذكر كردم، پس اين آيه نازل شد: «ما كانَ للنبيِّ والذينَ آمنوا أن يَستغفروا للمُشركينَ ولو كانوا أولی قربی من بعدِ ما تبيَّن لهم أنهم أصحابُ الجَحيمِ(3)»(4): بر پيامبر و كسانی كه ايمان آورده‌اند سزاوار نيست كه برای مشركان پس از آن كه بر ايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند طلب آمرزش كنند هر چند خويشاوندان آنان باشند».

استغفار برای پدر و مادر مشرک سودی ندارد، خدای متعال همه گناهان را به جز شرک می‌آمرزد.

(129) پرهيز از غضب

از وصايای پيامبر اكرم عليه‌السلام به امام علی عليه‌السلام است:

«ای علی، غضب نكن اگر غضب كردی بنشين و در قدرت پروردگار بر بندگان فكر كن و


1) مصدر سابق: 99.

2) بحار الانوار 69:403.

3) توبه: 113.

4) سنن نسائی 1:286. تفسير ابن كثير 4:250.

بردباری او به آنها، وقتی گفته شد از خدا بترس و غضبت را از خودت دور كن و به حلمت مراجعه كن»(1).

غضب از آفات نابود كننده انسان است و پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برای خلاصی از شر آن به علاج آن اشاره كرده است.

(130) نهی از دروغ

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام فرمود:

«بر حذر باش از دروغ زيرا دروغ صورت را سياه می‌كند سپس در نزد خدا دروغگو نوشته می‌شود و راستی و صداقت صورت را سفيد می‌كند و نزد خدا صادق نوشته می‌شود.

و بدان كه صدق و راستی مبارک است و دروغ شوم است»(2).

از صفات ذميمه‌ای كه اسلام از آن تنفر دارد دروغ است زيرا از پست‌ترين صفات است و ضررش برای جامعه بيشتر است همان طور كه راستی از ارزنده‌ترين صفات و برترين آنها نزد خدای متعال است.

(131) نهی از قسم خوردن به خدا

از سفارشات پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام اين است:

«ای علی، به خدا سوگند نخور بدون ضرورت، نه دروغ و نه راست و خدا را دست آويز سوگندت قرار نده که همانا خدای متعال كسی را كه به اسم او سوگند دروغ ياد كند ترحم و مراعات نمي‌نمايد»(3).

خدای متعال خالق آسمانها و زمين و بخشنده زندگی و قادر بر همه چيز است پس واجب است اجتناب از قسم به او، چه راست و چه دروغ. قطعا كسی كه به نام او سوگند می‌خورد عظمت او را نمي‌داند.

(132) بازداشتن زبان

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرد كه فرمود:


1) تحف العقول: 14.

2) بحار الانوار 74:67.

3) بحار الانوار 74:67.

«كسی كه زبان خود را از آبروی مسلمان حفظ كند، روز قيامت خدا از لغزش او می‌گذرد»(1).

بازداشتن زبان و عدم تعرض به آبروی مردم خود موجب ثواب زياد نزد خدای متعال است و لغزش او را در روز قيامت می آمرزد.

(133) نجات از بحران‌ها

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، وقتی مهلكه‌ای پيش آمد پس بگو: خدايا بحق محمد و آل محمد مرا از اين مهلكه نجات بده»(2).

برای رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و اهل بيتش نزد خدای متعال منزلتی است که هرگاه خدا را به حق آنها قسم دادی خدا تو را از آن ناراحتی و بحران نجات می‌دهد.

(134) آنچه عطسه كننده می‌گويد

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه و آله روايت كرده است كه فرمودند:

«وقتی يكی از شما عطسه كرد پس بگويد: الحمدُ للّه علی كلِّ حال، و بايد به او گفته شود: يَرحمكم اللّه، و او بايد بگويد: يَهديكمُ اللّه، ويصلح بالكُم»(3).

پيامبرصلي‌الله‌عليه‌و‌آله هر امری از امور زندگی ما را به ما آموخت حتی در ساده‌ترين امور.

(135) ترک شهوت

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خوشا به حال كسی كه شهوت حاضر را برای روز موعودی كه نديده است ترک كند»(4).

ترک شهوات و دوری از آن برای ترس از خدا ناشی از نفس مطمئن به ايمان است كه پر از دوستی خدا است.

(136)خصلت‌های بد

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، چهار خصلت از بدبختی است: خشكی چشم و قساوت قلب و آرزوهای طولانی و


1) كنز العمال 3:354.

2) تحف العقول: 11.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:214، شماره حديث 995.

4) خصال 1:5.

زندگی هميشگی داشتن»(1).

اين صفات بد را جز افراد بدبخت كه چيزی از آنها نيست ندارند.

امام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: «وقتی امت من پانزده خصلت داشته باشند بلا بر آن‌ها نازل می شود.

گفته شد: ای رسول خدا آنها چيست؟

فرمود: وقتی غنايم بین ثروتمندان دست به دست شد، و امانت غنیمت دانسته شد، و زكات را ضرر دانستند، و مرد از زنش اطاعت كرد و مادرش را نافرمانی نمود، و به دوستش نيكی كرد و به پدرش جفا نمود، و پست‌ترين آنها رييس قوم شد، و قوم از ترس شرش او را احترام كردند، در مساجد صداها بلند شد، و لباس حرير پوشيدند، و آواز خوانان را انتخاب كردند و تنبور زدند، و آخرين اين امت به اولين شان لعنت كرد، بايد منتظر سه چيز باشند: باد سرخ، يا فرو رفتن به زمين، يا مسخ شدن»(2).

و اين صفات موجب غضب خدای متعال و نزول عقاب می‌شود و اگر شیوع یافت باید مردم را از شرور آن ترساند.

(137) حرام بودن حرف زشت و فحش

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خدای متعال بهشت را بر هر فحاش هرزه و بی حيا حرام كرد. كسی كه باكی ندارد چه گفت و چه چيزی به او گفتند. تو اگر او را بررسی كنی چيزی جز پوچی و بيهودگی يا شركت شيطان نخواهی يافت.

گفته شد: ای رسول خدا شركت شيطان در مردم؟ رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود: آيا قول خدای متعال را نخوانده‌اي: «وشاركهُم فی الأموالِ والأولادِ»(3)(4): و در اموال و اولادشان شريک شو».

اسلام مسلمين را از ارتكاب رذايل و گناهانی كه از جمله آنها فحش و كلام زشت است باز می‌دارد زيرا اين اعمال آنها را به انحطاط و سقوط می‌كشاند.

(138) مزاح و دروغ


1) من لا يحضره الفقيه 2:335. خصال 1:113.

2) بحار الانوار 6:304.

3) اسراء: 64.

4) اصول كافی 2: 323-324.

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، مزاح مكن كه هیبت خودت را از دست می‌دهی و دروغ مگو كه نورت را از دست می‌دهی و بر حذر باش از دو خصلت خستگی و كسالت، زيرا تو اگر اظهار خستگی كنی بر حق صبر نمي‌كنی و اگر كسل شدی حق را ادا نمي‌كني.

ای علی، كسی كه خستگی بر او چيره شد راحتی از او می‌رود...»(1).

اين وصيت پر از ارزش های زندگی و چيزی است كه اگر انسان به آن عمل كنند او را به خوشبختی می‌رساند.

(139) بد خلقی

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، هر گناهی توبه دارد مگر بدخلقی زيرا صاحب آن هنوز از گناهی خارج نشده وارد در گناه ديگر می‌شود»(2).

بدخلقی از زشت‌ترين صفات پست است كه انسان را به قافله حيوانات می‌برد كه از روح اسلام و هدايت آن به طور كلی دورند.

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند: «خلق بد عمل را فاسد می‌كند آن گونه كه سركه عسل را»(3).

خلق بد نقص و انحطاط است و اسلام مردم را از آن برحذر داشته و آن را مفسد عمل دانسته است.

(140) بدترين مردم

از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام است:

«ای علی، برترين جهاد را كسی انجام داده كه صبح كند و تصميم بر ظلم به احدی نداشته باشد.

ای علی، كسی كه مردم از زبان او بترسند، او اهل آتش است.

ای علی، بدترين مردم كسی است كه مردم از شر و فحش و آزار وی، او را احترام كنند.

ای علی، بدترين مردم آن كسی است كه آخرتش را به دنيايش بفروشد و بدتر از او آن كسي


1) من لا يحضره الفقيه 2:334.

2) بحار الانوار 74:48.

3) كنز العمال 3:443.

است كه آخرتش را به دنيای ديگری بفروشد»(1).

اين حديث راجع به بدترين مردم و آنهايی كه از رحمت خدا دورند سخن گفته و بدترين مردم را كسی دانسته كه مردم از زبان او بترسند و كسی كه آخرتش را به دنيا و دنيای غيرش بفروشد. آنها در آخرت در آتشند.

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، می‌خواهی تو را به بدترين مردم آگاه كنم؟

فرمود: بلي، ای رسول خدا.

فرمود: كسی كه گناهی را نبخشد و از لغزشی نگذرد.

آيا می‌خواهی به بدتر از آن خبر دهم؟

گفتم: بلی ای رسول خدا.

فرمود: كسی كه از شر او ايمن نباشند و اميدی به خير او نباشد»(2).

آنهايی كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از آنها نامبرده است از بدترين خلق خدايند و از پست‌ترين افراد جامعه كه اميدی به خيرشان نيست و مردم از شرشان ايمن نيستند.

(141) چهره در هم كشيدن در برابر برادران

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«خدا غضب می‌كند به آن كه در روی برادرانش چهره درهم كشد»(3).

اسلام به ارتباط مسلمين و شيوع مودت و صفا بين آنها دعوت می‌كند و از عبوسی كردن و كينه و دشمنی در بين برادران كراهت دارد.

(142) آدم دو رو

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله خطبه خواند و از جمله خطبه‌اش اين بود:

«بد است بنده‌ای دو رو باشد با يک رو اقبال داشته باشد و با روی ديگر ادبار كند، اگر به برادر مسلمانش خيری برسد حسادت می‌كند و اگر مبتلا شد او را خوار می‌كند، بد بنده ای است آن بنده ای که اول آن نطفه سپس جنازه می‌شود سپس نمي‌داند كسی كه چه در آن بين به آن می‌كنند.


1) من لا يحضره الفقيه 2:333.

2) بحار الانوار 74:66.

3) كنز العمال 3:441.

بد بنده‌ای است بنده‌ای كه برای عبادت خلق شده دنيا او را سرگرم كرده و از آخرت بازداشته و عاقبت بدبخت شود.

بد بنده‌ای است بنده كه تكبر كند و مغرور باشد و خدای كبير متعال را فراموش نمايد.

بد بنده‌ای است بنده‌ای كه تجاوز كند و ستم نمايد و خدای جبار و اعلی را فراموش كند.

بد بنده‌ای است بنده‌ای كه هوا و هوس او را گمراه كند و نفسش او را خوار گرداند.

بد بنده‌ای است بنده‌ای كه طمعی دارد كه او را به سوی آلودگی و ناپاكی سوق می‌دهد»(1).

در اين حديث دعوت به استقامت و تقوی و دوری از معاصی خداوند است.

(143) گناهانی كه باعث تعجيل در عقوبت می‌شود

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«سه گناه است كه عقوبت را تسريع می‌كند و آن را به آخرت موكول نمي‌كند: عقوق پدر و مادر، ظلم به مردم و كفران نيكی كردن»(2).

اين گناهان از زشت‌ترين گناهانی است كه موجب غضب خدا و تعجيل عقوبت برای كسی كه مرتكب آن شده می‌شود.

(144) چيزهایی كه موجب عقوبت می‌شود

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام فرمود:

«ای علی، چهار چيز است كه در عقوبت تسريع می‌نمايد:

مردی كه به او نيكی كردی و او در برابر احسانی كه به وی كردی بدی می‌كند.

و مردی كه تو به او ظلم نكردی و او به تو ظلم كند.

و مردی كه تعهد كردی برای او كاری انجام دهي، تو به عهدت وفا كردی و او به تو مكر ورزيد.

و مردی كه برای نزدیک شدن به وی با او ارتباط برقرار کنی ولی او قطع رابطه كند»(3).

اين صفات بد موجب عضب خدای متعال می‌شود و باعث تسريع در عقوبت می‌گردد.

(145)تارک الصلاة

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام آمده است:


1) بحار الانوار 72:201.

2) امالی طوسی :14.

3) خصال 1:109.

«تارک الصلاة درخواست برگشت به دنيا را می‌كند و اين قول خدای متعال است: «حتی إذا جاءَ أحدهمُ الموتُ قالَ ربِّ ارجعُونِ»(1)(2): تا اينكه مرگ هر يک از ايشان فرا رسد گويد پروردگارا مرا بازگردانيد.

برای شدت پشيمانی كه دامنگير شخص عاصی شده دوست دارد آن چه از او فوت شده تدارک بيند و جبران نمايد اين برای آن است كه در اين دنيا فرصت كافی برای اثبات طاعتش داشته به وسيله نماز و غيره از طاعات و عبادات، اكنون ديگر فرصت داده نمي‌شود.

(146) چيزهايی كه كمر را می‌شكند

از وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام است:

«ای علی، چهار چيز كمر را می‌شكند: پیشوایی كه معصيت خدا را می‌كند در حالی که فرمان او نافذ باشد، و زنی كه شوهرش او را نيكو بدارد و او سر به خيانت برآرد، و فقيری كه راه چاره‌ای نداشته باشد و همسايه‌ای كه ناهنجار و بدكردار باشد»(3).

اين صفات كمر شكن است و از گناهان بزرگ اين زندگی است خدا ما را از شر آن حفظ كند.

(147) هفت كس هستند كه خدا آنها را لعنت كند

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«هفت گروهند كه خدا آنها را لعنت كند و هر پيامبری كه قبل از من بوده است.

گفته شد: آنها كه می‌باشند؟

فرمود: آن كسی كه كتاب خدا را تغيير دهد، و تقدیر خدا را تكذيب كند، و سنت رسول خدا را تبديل نمايد، و مجاز بداند درباره عترت من آن چه را خدای عزوجل حرام گردانيده است، و حاكمی كه تسلط پيدا كند تا عزيز كند كسی را كه خدا او را ذليل كرده، و ذليل كند كسی را كه خدا او را عزيز كرده است، و كسی که حلال بداند حرام خدا را، و به عبادت خدای عزوجل تكبر كند»(4).

در اين حديث افرادی را نام برده كه استحقاق لعنت خدا و عذاب او هستند زيرا آنها مرتكب حرام خدا شده و از سنت اسلام دوری جسته‌اند.


1) مؤمنون: 99.

2) بحار الانوار 74:58.

3) خصال 1:96.

4) بحار الانوار 5:88.

(148) اهل معاصی

امام عليه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به ما امر كرد كه با اهل معاصی با چهره ای عبوس و غم‌انگيز برخورد كنيم»(1).

مقابله با اهل گناه بايد با اعراض از آنها و انكار بر آنها باشد که از مراتب امر به معروف و نهی از منكر و از واجبات اسلام است.

(149)آدم متواضع

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، واللّه اگر اينكه شخص متواضع در قعر چاهی باشد خدای عزوجل بادی را برمي‌گزيند كه او را بيرون بياورد و به بزرگان و اخيار در دولت اشرار تفوق و تسلط می‌دهد»(2).

اين حديث از زيباترين احاديث نبوی است. در عصر دولت اموي، اشرار بر مردم و اخيار مسلط شدند اگر چه مردم خوش نداشتند افرادی مانند زياد بن ابيه و فرزندش عبيد اللّه بن زياد و تاريخ پر است از اين گونه افراد كه بر گردن مسلمين سوار شدند و آنها را عذاب كردند.

(150) كفران نعمت

امام عليه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«زودترين كيفر گناه كفران نعمت است»(3).

كفران نعمت و عدم شكر آن از چيزهايی است كه باعث از بين رفتن نعمت و موجب عقوبت می‌گردد.

(151)احتكار

امام عليه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از احتكار نهی فرمود»(4).

احتكار از چيزهايی است كه موجب شيوع فقر و انتشار گرسنگی و قحطی می‌شود از


1) فروع الكافی 1:344.

2) من لا يحضره الفقيه 2:337.

3) بحار الانوار 69:70.

4) كنز العمال 4:182.

چيزهايی كه منافی با اقتصاد اسلام و باعث ثروت كلان نزد محتكرين می‌شود.

(152) هلاكت مردم با درهم و دينار

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«دينار و درهم آنهايی را كه قبل از شما بودند به هلاكت رسانده و آنها شما را نیز هلاک خواهند كرد»(1).

دوستی مال سبب اصلی در هلاكت بشر در تمام دوران تاريخ بوده و تمام جنگ و خونريزی و غيره از انواع فساد برای مادیات بوده است.

(153) غيبت

از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام است كه فرمود:

«ای علی، كسی كه نزد او از برادر مؤمنش غيبت كنند و بتوانند او را ياری كند و ياری نكند خدای متعال در دنيا و آخرت او را خوار می‌كند»(2).

اسلام غيبت را حرام كرده برای اينكه باعث اشاعه فحشا بين مسلمين می‌گردد و تمام سعی اسلام بر اين است كه جامعه اسلامی نظيف و در بين دیگر امتها الگو باشد.

(154) قساوت قلب

از وصايای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، سه چيز قلب را سخت می‌كند: شنيدن لهو و به دنبال صيد رفتن و آمدن به دربار سلطان»(3).

اين صفاتی كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به آن اشاره كرده و از آن‌ها برحذر داشته است باعث قساوت قلب و مسدود كردن راه مستقيم می‌گردد.

(155) ذليل كردن نفس

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«برای مسلمان جايز نيست خودش را خوار كند.


1) وسايل الشيعه 6:319، نقل از كافی و سرائر.

2) من لا يحضره الفقيه: 445.

3) بحار الانوار 74:46.

گفتند: ای رسول خدا، چگونه خودش را ذليل كند؟

فرمودند: خود را وارد در یک گرفتاری می‌كند كه طاقت آن را ندارد»(1).

انسان اگر متعرض كاری شود كه توان آن را نداشته باشد اهانت به خودش نموده است.

(156) سؤال از بی نيازی

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«كسی كه به نظر می‌رسد بی نياز است ولی طلب حاجت کند، سنگ‌های جهنم بر او می‌بارد».

سؤال كردند: يا رسول اللّه، ملاک بي‌نيازی چیست؟

فرمودند: حتی اگر طعام يک شب را داشته باشد»(2).

طلب حاجت در حال غنا، از فقر نفس و از پستی آن است و خدای متعال برای مسلمانان عزت و كرامت می‌خواهد و سؤال کردن برای فقرايی است كه قوت روزشان را ندارند.

(157) غضب

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«قوي‌ترين شما كسی است كه بر غضب خودش غلبه كند و بردبارترين شما كسی است كه بعد از قدرت، عفو كند»(3).

غضب از آفات نابوده كننده انسان است كسی كه بر آن غلبه كند، او در انسانيتش كامل است كما اينكه بردبارترين مردم كسی است كه بعد از قدرت عفو نمايد.

(158) عجله

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«سه چيز است كه نبايد تاخير شود: نماز وقتی وقتش رسيد و جنازه وقتی حاضر شد و كسی كه بی زن است وقتی كفوی پيدا كرد»(4).

دعوت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به اقدام به اين امور از این روست که چون تعجيل در آن ها از افضل اعمال است.


1) كنز العمال 3:802.

2) مجمع الزوائد 3:94.

3) كنز العمال 3:519.

4) مصدر سابق: 513.

(159) ظلم و حسد

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«ابليس می‌گويد: بين بنی آدم ظلم و حسد را ترويج كنيد، زيرا اين دو نزد خدا معادل شرک هستند»(1).

ظلم و حسد از بدترين خصلت‌های ناپسند است و اين انسان را به ارتكاب جرم می‌كشانند.

(160) کم شمردن دين

امام علی علیه‌السلام فرمود: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمود:

«من بر شما از بی اهمیتی به دين و فروش حكم و قطع رحم می‌ترسم و اينكه قرآن را چون مزمار و نی بگيرند و اینکه در بین خود کسی را مقدم داريد كه در دين برتر از شما نيست»(2).

اين امور ستون دين را خراب می‌كند و به عقوبت خدا سرعت می‌بخشد.

(161) خروج از دين

امام علی عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كند، كه فرمودند:

«در آخر زمان قومی قرآن می‌خوانند كه از گردن شان بالاتر نمي‌رود، از اسلام خارج می‌شوند آن گونه كه تير از كمان خارج شود جنگ با آنها بر هر مسلمانی حق است»(3).

از فتنه‌ها یی كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از آن خبر داد، خروج قومی در آخر زمان از اسلام است كه آنها قرآن را می‌خوانند لكن فهم و تدبر نمي‌كنند. جنگيدن با آنها حق است به خاطر ارتداد آنها از اسلام.

(162) متوسل شدن به غير خدا

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«خدای عزوجل می‌فرمايد: هيچ مخلوقی نيست كه به مخلوقی غير از من پناه ببرد مگر اين كه همه اسباب آسمانها و اسباب زمين را برای او قطع می‌كنم اگر از من سؤال كند به او نمي‌دهم و اگر مرا بخواند جواب نمي‌دهم و نيست مخلوقی كه به من پناه ببرد بدون مخلوقم مگر اين كه آسمانها و زمين رزق او را ضمانت می‌كنند و اگر مرا بخواند جواب او را می‌دهم و


1) عيون الاخبار 2:42.

2) عيون الاخبار 2:42.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:343، شماره حديث 1345.

اگر از من سؤال كند به او عطا می‌كنم و اگر استغفار كند او را می‌آمرزم»(1).

چنگ زدن و پناه بردن به غير خدا از جهل انسان است و آن كسی كه به او پناه می‌بری نيازمند به خدا است و خدا است كه همه كاينات در قبضه او است كه بايد به او پناه برد و از او در همه اصول كمک خواست.

(163) اهانت به استحقاق جماعت

از وصايای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام:

«ای علی، اگر كسی از اين هشت خصلت خواری ببيند ملامت نكند جز خويش را، نخست اينكه ناخوانده بر خوان كسی بنشيند ديگر اينكه بر صاحب خانه امر و نهی كند و ديگر آنکه به دشمنش چشم منفعت داشته باشد و ديگر اينكه از لئيم و پست جود و بخشش طلبد ديگر اينكه بدون اجازه در میان دو كس كه سخن به سِرّ گويند، دخالت كند ديگر اينكه در محاورت از شوكت پادشاه بكاهد و ديگر اينكه با مردم ناجنس مجالست كند ديگر اينكه سخن گويد برای كسی كه سخن او را نشنود»(2).

در اين گونه موارد اگر به او اهانتی شد حق او است زيرا مراعات خود را نكرده است.

(164) تكبر جاهليت

از تعاليم پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام قول او است:

«ای علی، خدای تبارک و تعالی با اسلام تكبر جاهليت و تفاخر به پدران شان را از بین برد، بدان كه مردم از آدم اند و آدم از خاک است و گرامي‌ترين شما، پرهيزكارترين شما است»(3).

اسلام آثار جاهليت را از بين برد و تفاخر آنها را نابود كرد و ملاک تمايز را تقوا و عمل صالح قرار داد.

(165)زينت برای مردم

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«كسی كه برای مردم خود را بيارايد به آن چه خدا آن را دوست دارد و در نهان با خدا مبارزه كند به آن چه خدا آن را كراهت دارد، در حالی خدا را ملاقات می‌كند كه بر او غضبناک


1) امالی طوسی 2:198.

2) بحار الانوار 74:48.

3) بحار الانوار 74:54.

است و از او تنفر دارد»(1).

عمل اگر ريا باشد و برای خدا نباشد، به صاحبش برمي‌گردد در حالی که دشمنی خدای متعال و غضب او به همراه خواهد داشت.

(166) عقاب معتاد به شراب

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است:

«خدا راگواه می‌گيرم و به او شهادت می‌دهم كه جبريل به من گفت: ای محمد، دائم الخمر مانند كسی است كه بت‌ها را پرستش می‌كند»(2).

اسلام به سلامتی مردم اهميت خاصی می‌دهد از اين رو شراب را حرام كرده و شارب الخمر را چون بت پرست تلقی كرده زيرا الکل در خون اثر می‌كند و باعث كندی هضم غذا می‌شود و جهاز هاضمه آنها را مختل می‌كند که ما بحث آن را در كتاب «عمل و حقوق کارگر در اسلام» به طور مفصل انجام داديم.

(167) هلاک كننده‌ها و نجات دهنده‌ها

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام فرمود:

«ای علی، سه چيز باعث هلاكت و سه چيز باعث نجات می‌گردد:

و اما هلاک كنندگان: هوای نفس كه پيروی شود، بخلی كه از آن اطاعت شود، خودپسندی مرد.

و اما نجات دهندگان: عدالت در خشنودی و غضب، میانه روی در ثروت و فقر، ترس از خدای متعال در پنهان و آشكار به طوری كه او را می‌بينی به طوری كه اگر تو او را نمي‌بينی او تو را می‌بيند»(3).

و اين هلاک كنندگان و نجات دهندگان ناشی از خلوص واقعيت است كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام سفارش می‌كند، تا روش امّت باشد.

(168) صفات نكوهيده و صفات پسنديده

از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به دروازه شهر علمش امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام اين وصيت ارزنده است:


1) قرب الاسناد: 45.

2) حليه الاولياء 3:204.

3) بحار الانوار 74:63.

«ای علی، تو را از سه خصلت بزرگ نهی می‌كنم: حسد و حرص و دروغ.

ای علی، برترين اعمال سه خصلت است: انصاف تو به مردم از خودت، و مواسات تو با برادرت در راه خدای عزوجل، و ذكر تو خدا را در همه حال.

ای علی، سه خوشحالی در دنيا برای مؤمن است: ملاقات برادران، افطار از روزه، و شب زنده داری در آخر شب.

ای علی، سه چيز را اگر در كسی نباشد عبادتش به كمال نرسد: تقوايی كه او را از گناه خدای عزوجل نگاه دارد، و خلقی كه با مردم مدارا كند، و حلمی كه جهل جاهل را رد كند.

ای علی، سه چيز از حقايق ايمان است: انفاق كردن در نداری با مردم اگر چه به زيان خود باشد با عدالت رفتار كند و در تعليم علم به شاگردانش بخل نورزد.

ای علی، سه صفت از مكارم اخلاق است: عطا كنی به كسی كه تو را محروم كرده است، وصل كنی به آن كه از تو بريده است، و عفو كنی از آن كه به تو ستم كرده است»(1).

و اين وصيت از ارزنده‌ترين توصيه‌های اسلامی برای تربيت مجتمع متكامل در روش و آدابش است.

(169) محاسن و قبائح

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«در سه جا دروغ گفتن پسنديده است: خدعه كردن در جهاد با دشمن، راضی داشتن زوج خويش با وعده و اصلاح مسائل بین مردم.

در سه مورد صداقت زشت است: نمامي، سخن چيني، و خبر دادن به مرد از اهلش به آنچه كه او كراهت دارد و تكذيب تو مرد را از خبر.

و فرمود: مجالست با سه كس دل را می‌ميراند: مجالست با افراد پست، و سخن گفتن با زنان، و نشستن با ثروتمندان»(2).

و اين حديث حاكی از محاسن اخلاق و مكارم آداب است كما اينكه حاكی از خصلت‌های نكوهيده‌ای است كه باعث بدبختی انسان می‌شود.

(170) به من داده شده آنچه را كه به احدی داده نشده است

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«به من داده شد آن چه كه به احدی از انبيا داده نشده است.


1) خصال 1:62.

2) خصال 2:43.

گفتيم: ای رسول خدا، آن چيست؟

فرمود: به رعب و ترس ياری شدم - يعنی ترس در جان مشركين-، و كليدهای زمين به من داده شده و احمد ناميده شدم، و خاک برای من پاک كننده شد، و امت من بهترين امت‌ها شد»(1).

و هر آينه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به خصائص وجودی خود از جميع انبيا ممتاز شد و همچنين به آن چه كه خدای متعال از فضايل بی شمار به او بخشيد.

(171) تقيه

امام علی علیه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كند كه او فرمود:

«دين ندارد آنكه تقيه ندارد»(2).

اسلام تقيه را برای حفظ خون مسلمين و روح شان تشريع فرموده است و روزگاری سخت بر شيعيان اهل بيت گذشت كه اگر ملتزم به تقيه نبودند اثری از آنها باقی نبود.

(172)حلال بودن متعه

امام علی علیه‌السلام با عثمان بن عفان در عُسفان بودند، عثمان از متعه يا عمره نهی می‌كرد، امام علی علیه‌السلام فرمود:

«چه قصد داری برای امری كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله انجام داده، از آن نهی می‌كني».

عثمان گفت: دست از ما بردار(3).

اسلام متعه را تشريع كرد و قرآن به حلال بودن آن گويا است مگر اينكه عمر و كسی كه در خط او حركت می‌كرد آن را تحريم كرد.

و اما ائمه هدی مستند به كتاب خدای متعال و آيه‌ای كه آن را حلال دانسته و غير منسوخ است آن را مباح دانستند.

و علما اماميه به صورت موضوعی به جواز آن پرداخته‌اند.

(173) منا

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به محل نحر و قربانگاه منا آمد، پس فرمود: اين جا قربانگاه


1) مجمع الزوائد 1: 260-261.

2) كنز العمال 3:96.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:156، شماره حديث 758.

است و منا تمام آن قربانگاه است»(1).

منا جايی است كه واجب است حاجيان در آن جا توقف كنند و در روز دهم ذی الحجه كه روز عيد است بايد قربانی كنند و در منا مكان مخصوصی است برای قربانی و پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله آن را توسعه داد و فرمود: در همه جای منا مكان ذبح و نحر چهارپايان است.

(174) زكات

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

در آن چه از آب باران استفاده می‌كنند، زكات آن يک دهم است اگر با دلو یا شكل ديگری آبياری با دست انجام می‌دهند، يک بيستم است»(2).

براساس اين حديث و غير آن که از امامان هدی عليهم السلام نقل شده فقهای اماميه فتوا داده‌اند در مقدار زكات اگر غله از آب باران استفاده می‌كند زكات آن يک دهم است و اگر با واسطه آبياری می‌شود زكات آن يک بيستم است.

(175) خیرات شتر

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«شتری را به عنوان خیرات رسول اللّه صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دادند، پس يک كركی از پهلوی آن شتر كند، فرمود: من سزاوارتر به اين پشم از مردی از مسلمانان نيستم»(3).

و اين نهايت عدالت است كه نظيری در تاريخ امت‌ها و اديان برای آن نيست و پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نشانه‌های مساوات را بنا نهاد و امتيازات را نابود كرد و مردم را به عدالت به بهترين وجه مفاهيم آن دعوت كرد.

(176)گوسفندان وكشاورزي

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده است:

«بر شما باد به گوسفندان و كشاورزی كه آنها صبح و شام می‌كنند به خير»(4).

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به زراعت و گوسفنداری ترغيب كرده كه آنها مركز اوليه ثروت و


1) مسند أحمد بن حنبل 1:123، شماره حديث 563.

2) منتقی 1995. مسند أحمد بن حنبل 1:235، شماره حديث 1244.

3) مسند أحمد بن حنبل 1:88، شماره حديث 667.

4) محاسن: 553.

نعمت هستند.

(177) قربانی برای غير خدا

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«خدا لعنت كند كسی را برای غير خدا قربانی كند، و خدا لعنت كند كسی كه غير موالی اش را دوست بدارد، خدا لعنت كند كسی را كه منار زمين را تغيير بدهد، خدا لعنت كند كسی را كه به پدر و مادرش آزار برساند»(1).

رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله اين گروه را لعنت كرده زيرا آنها رابطه‌ای با خدا ندارند و بعضی آنها از مفسدين در زمين هستند و آن‌ها منار زمين را تغيير می‌دهند و آن با تغيير سنت پيامبر و روش‌های پسنديده است.

(178) حيواناتی كه نبايد قربانی شوند

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نهی كرد كه حيوانات با اين مشخصات ذبح نشوند به مقابله يا به مدابره يا شرقاء يا خرقاء يا جدعاء»(2).

اما حيواناتی كه طبق اين حديث نبايد ذبح شوند:

1- مقابله: آن حيواناتی است كه قسمتی از گوشش قطع شده و او را رها كرده‌اند.

2- مدابره: آن قطع شدن قسمت آخر گوشش است كه آن آويزان باشد.

3- شرقاء: شكافته شدن گوش آن به دو قسمت.

4- خرقاء: آن حيوانی است كه در گوشش سوراخ دايره‌ای مانند است.

5- جدعاء: آن حيوانياست كه گوشش يا بيني‌اش يا لبش را بريده باشند.

امام عليه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از حيوان شاخ شكسته و گوش شكافته نهی كرد برای قربانی كردن(3).

(179) از سه گروه قلم برداشته شده است

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«قلم از سه گروه برداشته شده: از خواب تا بيدار شود، از احمق يا ديوانه تا عاقل شود، از


1) مستدرك الحاكم 4:153.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:41، شماره حديث 609.

3) مصدر سابق: 52، شماره حديث 633.

صغير تا كبير شود»(1).

برداشتن تكليف از اين اشخاص حكم تكليفی است غير از حكم وضعی مانند ضمان و غيره.

(180) ايمنی از غرق شدن

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«ای علی، امان برای امت من از غرق شدن وقتی كه سوار كشتی می‌شوند بگويند: بسم اللّه الرحمن الرحيم «ومَا قَدروا اللّهَ حقَّ قدرهِ والأرضُ جميعاً قبضتهُ يومَ القيامةِ والسَّماواتُ مطوياتٌ بيمينهِ سبحانهُ وَتعالی عمَّا يُشركون»(2)«بسمِ اللّهِ مَجريها وَمرساهَا إنَّ ربِّی لغفورٌ رحيم»(3)(4).

و خدا را آن چنان كه بايد ارج ننهادند حال آن كه روز قيامت زمين يكجا در قبضه او و آسمان ها پيچيده شده به دست او است او منزه است و برتر از آن چه با وی شريک گردانند، كه روانه شدن و لنگر انداختنش به نام خداست پروردگار من آمرزنده و مهربان است.

ادعيه‌ای كه از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و از اهل بيت رسيده اثر قاطعی در دفع مكروه و حفظ شر دارد، و تجربه به آن دلالت دارد.

(181)ديدن هلال

از وصايای پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام است:

«ای علی، وقتی هلال را ديدی سه بار تكبير بگو و بگو: الحمدُ للّهِ الذی خلَقنی وَخلقكَ، وقدَّرك مَنازلَ، وَجَعلك آيةً للعَالمينَ»(5).

سپاس خدا را كه مرا و تو را خلق كرد و برای تو منازلی را مقدر كرد و تو را آيتی و نشانه‌ای برای جهانيان قرار داد.

هلال آيتی از آيات خدای متعال است که در فضا شناور است كما اينكه بقيه كرات و كهكشانها در فضا شناورند و اگركسی به هلال نگريست بايد خدا را متذكر شود و برای عجايب آن از قبيل پيدايش تا به صورت دايره در آمدن از نقصان واضافه شدن و آثار وضعی آن از جزر و مد درياها و غيره تكبير بگويد كه تبارک اللّه أحسن الخالقين.


1) مسند أحمد بن حنبل 1:197، شماره حديث 956.

2) زمر: 67.

3) هود: 41.

4) عيون الاخبار 1:137.

5) تحف العقول: 10.

(182) نظر كردن در آينه

از سفارشات پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام است:

«ای علی، هرگاه در آينه نگريستی سه تكبير بگو، و بگو: اللهمَّ كما حَسنتَ خَلقی فَحسِّن خُلُقي»(1).

خدايا آن طوری كه مرا زيبا خلق كردی پس خلق مرا نيكو گردان.

اسلام انسان را به حسن اخلاق كه از مهم ترين صفات انسان در جامعه اسلامی است فرا می‌خواند.

(183) نگاه كردن به جذاميان

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«زياد به جذاميان نگاه نكنيد و اگر با آنها تكلم می‌كنيد به اندازه فاصله نيزه‌ای بين شما و آنها باشد»(2).

از تعاليم بهداشتی پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نهی شديد از نشستن با جذاميان و اختلاط با آنها است زيرا آلودگي‌ها و میكروب‌های سريع الانتقال از آنها به همنشين ايشان و اختلاط با آنها است كه پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله امر به دوری از آنها نموده است.

(184) خاک ريختن بر روی میت

امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام می‌فرمايد: شنيدم رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله می‌فرمود:

«كسی كه خاک بر روی میت ريخت و گفت: در حالی كه ايمان به تو دارم ومبعوث شدن را قبول دارم می گویم اين آن چيزی است كه خدا و رسولش وعده داده‌اند و خدا و رسولش راست گفتند، خدا به هر ذره‌ای به او حسنه می‌دهد»(3).

اين كلمات ناشی از حقيقت ايمان و رضا به آن چه خدا برای او نوشته و مقرر كرده است كما اينكه ريختن خاک بر روی میت از آداب اسلامی است كه اسلام به آن تاكيد دارد.

(185)جدايی از دوستان

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«جبرئيل به من گفت: هر كه را می‌خواهی دوست بدار که از او جدای می‌شوي، و هر كاری


1) تحف العقول: 11.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:28، شماره حديث 581.

3) وسايل الشيعه 2:855.

می‌خواهی بكن که نتیجه آن را می‌بيني، و هر چه می‌خواهی زندگی كن که در آخر می‌ميري»(1).

و اين كلمات عجيب شامل موارد و شرح زير است:

1- هر انسانی به ناچار از او جدا می‌شود چه برادرش باشد چه دوستش و چه چيزی از متاع دنيا باشد ناچار بايد از او جدا شود.

2- هر كاری كه انسان انجام می‌دهد خير يا شر، جزای آن را در قبر و در حشرش می‌بيند، خدا فرمود: «و أن ليسَ للإنسانِ إلا مَا سَعی * وأنَّ سَعيهُ سوفَ يُري»(2).

و اينكه برای انسان جز آن چه تلاش كرده نيست، و حتما كوشش او به زودی ديده خواهد شد.

3- انسان هر چه زندگی كند و سال‌ها سپری نمايد ناچار بايد زندگی را رها كند، شاعر می‌گويد:

كل ابن انثی وإنطالت سلامته يوماً علی آلة حدباء محمول

هر كسی از فرزندان زنان اگر چه عمرش به درازا كشد روزی بر تخته تابوت حمل می‌شود.

(186) تامل در پند و اندرزها

امام علی علیه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه و آله روايت كرده است كه او فرمود:

«به درستی كه عده‌ای به سوی بهشت عدن سبقت گرفتند که بيشتر اعمال شان نماز و روزه و عمره نبود بلکه آنها در مواعظ خدا انديشيدند تا دل‌های آنها را ترس فرا گرفت و نفس شان اطمينان پيدا كرد و جوارح آنها مطيع شد پس برترين آفريدگان به زيباترين منزلت و نيكوترين درجه نزد مردم و نزد خدا در آخرت رسيدند»(3).

تدبر و تفكر در مواعظ موجب صلاح نفس و استقامت آن و اقبال آن بر طاعت خدای متعال و دوری از معاصی او است. خدا در فردوس برين جايگاه پسنديده‌ای را برای عمل کنندگان به پند و اندرز وعده داده است.

(187) چهار چيز است كه به زيان منتهی می‌شود

از سفارشات پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام علی علیه‌السلام است كه فرمود:

«ای علی، چهار چيز است كه ضرر می‌زند: خوردن با شكم سير، چراغ در نور ماه، زراعت در


1) حليه الاولياء 3:202.

2) نجم: 39-40.

3) كنز العمال 3:149.

زمين شوره زار، و نيكی كردن به غير اهل آن»(1).

انجام اين امور از كارهای لغو و موجب زيان می‌شود و اثری ندارد و رسول اعظم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله راه و روش كامل را برای زندگی ارائه فرموده است.

(188) انواع كلام

امام علی علیه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه فرمود:

«كلام سه گونه است: سود آور، بدون عيب، و بي‌رنگ.

و اما سود آور آن كلامی است كه ذكر خدا باشد.

اما بدون عيب آن است كه بگويد آن چه را خدا دوست دارد.

و اما كلام بی رنگ آنكه در مردم فرو برد»(2).

رسول خدا صلي‌الله‌عليه و آله حديث را به سه نوع تقسيم كرده و خصايص آن را و آن چه بر آن مترتب است فرمود است.

(189) نهان و ذات انسان و ظاهر آن

امام علی علیه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«ای علی، هيچ بنده‌ای نيست مگر كه برای او درونی است و بروني، هر كس درون خود را اصلاح كند خدا برون آن را اصلاح نمايد و كسی كه درون او را فاسد كردند خدا برون آن را هم فاسد می‌كند و احدی نيست كه برای او شهرتی در اهل آسمان است كه آن را برای اهل زمين وضع كردند و اگر شهرت او در اهل آسمان بد باشد آن را برای اهل زمين نشر می‌دهند»(3).

برای انسان دو صورت است: آن چه كه در اعماق جان و داخل ذاتش می‌گذرد و ظاهر او و آن چيزی كه برای مردم آشكار است اگر چه مخالف با درونش باشد. پس اگر درونش خوب بود خدا شأن او را اصلاح می‌كند و مقام او را بالا می‌برد و اگر قصدش بد بود نزد خدا بهره‌ای ندارد.

(190) كوشش برای رزق

امام علی علیه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت كرده است كه او فرمود:

«ای علی، نگران روزی فردا نباش زيرا هر روزی با رزق آن روز می‌آيد»(4).


1) الخصال 1:12. الوسائل 6:533.

2) بحار الانوار 71:289.

3) امالی طوسی 2:73.

4) تحف العقول: 14.

خدای متعال كفالت ارزاق بندگانش را به عهده گرفته است، انسان برای روزی آينده‌اش نبايد حسرت بخورد.

(191) اساس عقل

امام علی علیه‌السلام فرمود كه رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند:

«اساس عقل بعد از ايمان به خدای عزوجل، دوستی با مردم است»(1).

اين حديث حاكی از اهميت مدارا بين افراد با تاكيد بر ضرورت ايجاد روابط اجتماعی گرم و صميمانه است. واضح است كه نبود دوستی باعث شک و ترديد بين مردم می‌شود.

(192) طلا و حرير

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در حالی كه طلا را به دست راست خود گرفته و حرير را به دست چپش گرفته بودند، فرمودند: اين بر مردان امت من حرام است»(2).

فقهای اماميه بر اساس اين روايت و امثال آن از آن چه ائمه اطهار عليهم السلام رسيده به حرام بودن لباس حرير و طلا برای مردان غير از زنان فتوا دادند.

(193)فروش دو غلام برادر

امام علی علیه‌السلام فرمودند:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به من دستور داد كه دو غلام برادر را بفروشم، پس آنها را فروختم و بين شان جدايی افكندم موضوع را به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله تذكر دادم فرمود: آنها را پيدا كن و برگردان و آنها را نفروش مگر باهم»(3).

فروش آن دو غلام به طور جداگانه فكر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله را مشغول كرد زيرا منجر به حزن آن دو نفر می‌گردد و اين از جنبه اسلامی و انسانی بود كه دستور به فسخ آن را داد.

(194) گل

امام علی علیه‌السلام فرمود:


1) الخصال 1:15.

2) سنن نسائی 2:285. سنن ابن ماجه 2:196.

3) مجمع الزوائد 4:107.

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله گلی را با دو دستش به من بخشيد چون آن را به بينی خود نزديک كردم، فرمود:

«بدان كه اين سيد گل‌های بهشت بعد از آس است»(1).

گل از زيباترين گياهانی است كه خد آن را خلق كرده در زيبايی منظره و جمال صورت و بوی شگفت آن كه تمام آن دلالت بر عظمت خالق عظيم دارد.

(195) میوه تازه

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله وقتی میوه جديدی می‌ديد آن را می‌بوسيد وآن را بر چشم خود و دهان خود می‌گذاشت، سپس می‌فرمود: خدايا آن گونه كه اول آن را در عافيت به ما نشان دادی آخر آن را هم در عافيت به ما نشان بده»(2).

ميوه نعمتی از نعمت‌های الهی است كه به بندگانش عطا كرده كه مستوجب شكر و سپاس بر خدا است.

(196) خوردن بر جنابت

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از خوردن در حال جنابت نهی كرد و فرمود: آن باعث فقر می‌شود»(3).

نهی در حديث از باب كراهت است نه بر حرام بودن. علت کراهت خوردن در جنابت را فقر دانسته است.

(197) غسل تمام بدن از جنابت

امام علی علیه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند که فرمود:

«كسی كه جای يک موی از جسدش را در موقع غسل جنابت نشويد به او در آتش چنين و چنان می‌كنند. امام علی علیه‌السلام فرمود: از آنجا موهايم را تراشيدم»(4).

واجب است آب در غسل كردن به تمام اعضای بدن برسد اگر كسی يک موی از بدنش را


1) وسائل الشيعه 1:461.

2) وسائل الشيعه 1:461.

3) من لا يحضره الفقيه 1:47.

4) مسند أحمد بن حنبل 1:163، شماره حديث 792.

ترک كند و آن را نشويد غسل او باطل است و فقهای اماميه به اين فتوا دادند.

(198) بول در زير درخت

امام علی علیه‌السلام فرمود:

«رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نهی فرمود اينكه زير درخت میوه دار يا بر پياده رو بول كنند»(1).

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله بول كردن زير درخت میوه دار را كراهت دانسته زيرا منجر به آلوده شدن میوه می‌شود و اين حكم از سفارشات بهداشتی است كه اسلام آن را تشريع نموده و اگر درخت در غير فصل میوه‌اش بود بعضی از علمای اصول به كراهت بول كردن رای داده‌اند و گروهی ديگر به عدم كراهت آن معتقدند.

(199) بول در نهر جاری

در وصيت نبی صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

«در كنار نهر جاری بول كردن كراهت دارد»(2).

اين حكم از احكام بهداشتی است كه اسلام آن را تشريع كرده زيرا بول در نهر جاری موجب آلودگی آب و در نتيجه منجر به انتشار امراض گوناگون می‌شود.

(200) بول كردن در حال ايستاده

امام علی علیه‌السلاماز پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كند:

«بول كردن در حال ايستاده بدون علت از جفا است»(3).

بول كردن انسان در حال ايستاده موجب ريختن به جسم و لباسش می‌شود و بدن و لباسش را نجس می‌كند و اين منافی با اراده اسلام در گسترش نظافتی است كه مؤمن بايد داشته باشد.

(201) ترک كننده وضو

امام علی علیه‌السلام از پيامبر صلي‌الله عليه و‌آله روايت كرده است كه فرمود:

«هشت نفرند كه نمازشان قبول نيست و از جمله آنها كسی كه وضو را ترک كند»(4).


1) من لا يحضره الفقيه 2:194. وسائل الشيعه 1:230.

2) من لا يحضره الفقيه 2:335.

3) من لا يحضره الفقيه 1:10.

4) وسائل الشيعه 1:259.

وضو از شروط واقعی در صحت نماز است نه علمی و در حديث است نماز نيست مگر به وضو و نفی در حديث به معنای انکار ماهيت نماز است.

(202) داخل شدن حمام با لنگ

در وصيت رسول خدا صلي‌الله‌عليه و‌آله به امام علی علیه‌السلام آمده است:

«خدای متعال برای امت من كراهت دانسته وارد شدن به حمام را مگر با لنگ»(1).

از آدابی كه اسلام تشريع كرده است وارد نشدن به حمام مگر با لنگ است زيرا كسی كه بدون لنگ وارد شود عورت او آشكار می‌شود و نظر كردن به عورت ديگران حرام است به اضافه اينكه با اداب عمومی منافات دارد.

(203) خضاب

در وصيت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام اميرالمؤمنين عليه‌السلام آمده است:

«ای علی، درهمی برای خضاب كردن نيكوتر است از هزار درهم در راه خدا انفاق كنی در خضاب چهارده خصلت نيک است از جمله چشم را روشن می‌كند و بيهوشی را از بين می‌برد»(2).

اما خضاب زينت مرد است به آن جوانمردی ظاهر می‌شود و آثار پيری از بين می‌رود.

(204) مسواك

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«به درستی كه دهان‌های شما راه های قرآن است پس با مسواک آن را پاک كنيد»(3).

مسواک پاک كننده دهان و ضد عفونی كننده آن است و آن از روش‌های بهداشت است كه بنای اسلام بر آن است، و در حديث است كه: «اگر برای امتم سخت نبود به آنها دستور به مسواک می‌دادم» منظور از امر در حديث حكم الزامی است.

(205) پاكيزگی كليد نماز است

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«كليد نماز پاكيزگی است و تحريم و ورود به آن، گفتن تكبير و تحليل و خروج از آن، گفتن


1) وسائل الشيعه 1:369.

2) ارشاد المفيد: 269.

3) حليه الاولياء 4:296.

تسليم است»(1).

اما پاكيزگی كليد نماز است و از مقدمات واقعی است نماز صحيح نيست مگر با آن و در حديث: «لا صَلاةَ إلاَّ بطهورٍ»، اين نفي، نفی ماهيت است.

اما آغاز نماز در تكبيره الاحرام است زيرا با آن كلام گفتن و غيره از منافيات نماز حرام می‌شود و با سلام آخر برای نماز گذار حلال می‌شود آنچه حرام بود.

(206) اخراج اهل نجران از جزيره

امام علی عليه‌السلام از رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله نقل می کند:

«ای علی، اگر تو عهده دار اين امر شدی اهل نجران را از جزيره العرب اخراج كن»(2).

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از امام پيمان گرفت اگر او عهده دار خلافت شد نصارای نجران را از جزيره العرب اخراج كند زيرا آنها باعث فتنه و بدبختی بين مسلمين بودند.

(207)دعوت مظلوم

امام علی علیه‌السلام فرمود: رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

«ای علی، از دعای مظلوم بترس زيرا او از خدا درخواست حق می‌كند و خدا حق را از صاحب حق دريغ نمي‌كند»(3).

دعوت مظلوم رد نمي‌شود و خدای تبارک و تعالی بين بندگانش به حق حكم می‌كند و دعای مظلوم را رد نمي‌كند، و او در كمين ظالم است به حتم از او انتقام می‌گيرد يا در اين دنيا يا در آن سرا.

(208) كشته شدن فرد برای مالش

امام علی علیه‌السلام از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله روايت می‌كند كه او فرمودند:

«كسی كه برای اموالش كشته شود او شهيد است»(4).

پيامبرصلي‌الله‌عليه و‌آله مقام شهيد را به كسی كه برای مالش كشته شود، عطا می‌كند. زيرا او و اجر او در حكم شهيد است، نه در آثار ديگری كه مترتب بر شهيد است از عدم غسل دادن و دفن با لباسش زيرا اين آثار مترتب بر او نيست.


1) حليه الاولياء 7:124.

2) مسند أحمد بن حنبل 1:87، شماره حديث 661.

3) حليه الاولياء 3:202.

4) مسند أحمد بن حنبل 1:31، شماره حديث 590.

در اينجا حديث ما از مسند امام عليه‌السلام به اتمام رسيد و آن بعضی از آن چيزی است كه پيامبر صلي‌الله عليه و‌آله روايت شده. كما اينكه تعدادی از احاديث از وصايای نبی صلي‌الله عليه و‌آله كه در جمع كردن آن زحمت زيادی كشيدم در آن ذكر گرديده و از خدا می‌خواهم كه آن را قبول كند و ما را برای تكميل اين دانشنامه از زندگی قهرمان اسلام و دروازه شهر علم نبيصلي‌الله‌عليه‌و‌آله موفق بدارد زيرا او بر هر كاری قادر است.

پايان جزء پنجم كتاب دانشنامه امام اميرالمؤمنين علی بن ابی طالب عليه‌السلام.

فهرست

هديه···5

پرتوی بر سنت محمديه

پرتوی بر سنت محمديه··· 13

مسند امام

مطابق سنت··· 25

عمل به سنت··· 25

علم ··· 26

ياد گرفتن و ياد دادن قرآن ··· 26

طلب علم ··· 27

طلب علم عبادت است··· 28

فرا گرفتن علم برای خدا··· 28

علم آموختن برای نزاع با علما··· 29

مركب علما··· 29

دو حريص هستند كه سير نمي‌شوند··· 30

فقيه ··· 30

عالمی كه از او اطاعت شود··· 31

فضل عقل··· 31

جهل و عقل ··· 31

عالم در بين جهال··· 32

كتمان علم ··· 32

فتوا بدون علم ··· 32

حقيقت ايمان ··· 33

توحيد خدا··· 33

كلمة لا اله الا اللّه‌··· 34

نعمت توحيد··· 34

طاعت خدا··· 35

حسن ظن به خدا··· 35

آرزو برای رضای خدا··· 36

آنچه انسان را به خدا نزديک می‌كند ··· 36

خدا غفار است ··· 37

رسول صلي‌الله‌عليه‌و‌آله عمامه به امام عليه‌السلام می‌دهد ··· 37

زيارت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله از علی علیه‌السلام ··· 37

وصيت نبيصلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام ··· 38

وصيت ديگری از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله··· 39

از وصيت‌های پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام··· 40

از وصايای رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امام عليه‌السلام··· 40

وصيت نبيصلي‌الله‌عليه‌و‌آله به خالد ··· 41

دين قبل از وصيت ··· 41

ترک وصيت ··· 42

دعا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله به امامعليه‌السلام ··· 42

دعا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در سفرش ··· 43

دعا از پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 43

دعا پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در آخر وترش ··· 44

نماز پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 44

نماز عصر ···46

تاخير نماز عصر توسط پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 46

ذكر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در ركوعش ··· 47

از اخلاق رسول خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 47

درخواست رحمت پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برخلفايش ··· 48

حوض پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و شفاعت او ··· 48

تعويذ پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله برای مريض‌ها ··· 49

ضمانت دين پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 49

آخر كلام پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 50

نزديك‌ترين مردم به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 50

دورترين افراد به پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 50

دروغ بر پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ··· 51

امامان دوازده گانه ··· 51

امام مهدی عليه‌السلام ··· 52

مهدی آل محمد عليه‌السلام ··· 52

تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام ··· 52

برترين آيه ··· 53

فضل ابی ذر رضي‌الله‌عنه ··· 53

عمار بن ياسر رضي‌الله‌عنه ··· 54

عبد اللّه بن مسعود رضي‌الله‌عنه ··· 55

مريم و خديجه عليهماالسلام ··· 55

مناجات موسی عليه‌السلام ··· 55

خدا با يكی از انبياءش عليه‌السلام ··· 56

از وحی خدا به داود عليه‌السلام ··· 57

وصف كامل اسلام ··· 57

عناصر اسلام ··· 59

ماليات اسلامی ··· 59

انواع جهاد ··· 60

جهاد نفس ··· 60

جهاد در فتنه ··· 61

مسالمت ··· 62

جنگ خدعه است ··· 62

صبر ··· 62

علامت صابر ··· 63

دنيا زندان مؤمن است ··· 63

مرض المؤمن ··· 64

ناله مريض ··· 64

حقوق مسلمان بر مسلمان ··· 64

از حقوق مسلمان بر مسلمان ··· 65

حقوق در مال ··· 66

كسب حلال ··· 66

دعاهايی كه رد نمي‌شود ··· 67

دعا هنگام پوشيدن لباس ··· 67

بنا مسجد ··· 68

نشستن در مصلی ··· 68

فقرا دوستان خدا هستند ··· 68

فقرا اهل صفه ··· 69

منازل عاليه در بهشت ··· 69

زهد در دنيا ··· 70

مكارم الاخلاق ··· 70

حسن الاخلاق ··· 71

برآوردن حاجات مردم ··· 72

برترين مردم ··· 72

كمک به مسلمان ··· 73

اوصاف مؤمن ··· 74

نشانه‌های مؤمن و غير مؤمن ··· 74

زيبا رويان ··· 75

صله رحم ··· 76

به برادران احسان كردن ··· 76

دوستی بين مردم ··· 77

انسان با آن چيزی است كه دوست دارد ··· 77

صفات ارزنده ··· 77

محاسن صفات ··· 79

آمر به معروف ··· 81

اتمام معروف ··· 81

كمال جوانمردی ··· 82

حب و بغض ··· 82

حلم ··· 82

اصلاح بين مردم ··· 83

نيكی كردن به بدكار ··· 83

گذشت از بدكار··· 83

كمک به نيكی كردن ··· 84

درهای نيكی ··· 84

اقدام به كار خوب ··· 84

مدارا به يتيم و ضعيف ··· 85

نصيحت ··· 85

نجات دهنده‌ها ··· 86

ظلم به كسی كه ياوری ندارد ··· 86

امانت ··· 86

غيرت ··· 86

كفاف ··· 87

برتری صدقه ··· 87

كمی از دنيا بهتر از زياد آن است ··· 88

وعده مؤمن ··· 88

ترک كلامی كه مربوط به او نيست ··· 88

كلام حكمت‌آميز ··· 88

اعمالی كه شيطان را دور می‌كند ··· 89

استغفار برای پدر و مادر مشرک ··· 89

پرهيز از غضب ··· 90

نهی از دروغ ··· 90

نهی از قسم خوردن به خدا ··· 91

بازداشتن زبان ··· 91

نجات از بحران‌ها ··· 91

آنچه عطسه كننده می‌گويد ··· 92

ترک شهوت ··· 92

خصلت‌های بد ··· 92

حرام بودن حرف زشت و فحش ··· 93

مزاح و دروغ ··· 94

بدخلقی ··· 94

بدترين مردم ··· 95

چهره در هم كشيدن در برابر برادران ··· 96

آدم دو رو ··· 96

گناهانی كه باعث تعجيل در عقوبت می‌شود ··· 97

چيزی كه موجبات عقوبت می‌شود ··· 97

تارک الصلاة ··· 97

چيزهايی كه كمر را می‌شكند ··· 98

هفت كس هستند كه خدا آنها را لعنت كند ··· 98

اهل معاصی ··· 99

آدم متواضع ··· 99

كفران نعمت ··· 99

احتكار ··· 100

هلاكت مردم به درهم و دينار ··· 100

غيبت ··· 100

قساوت قلب ··· 101

ذليل كردن نفس ··· 101

سؤال از بی نيازی ··· 101

غضب ··· 102

عجله ··· 102

ظلم و حسد ··· 103

اهانت كردن به دين ··· 103

خروج از دين ··· 103

متوسل شدن به غير خدا ··· 104

اهانت به استحقاق جماعت ··· 104

تكبر جاهليت ··· 105

زينت برای مردم ··· 105

عقاب معتاد به خمر ··· 105

هلاک كننده‌ها ونجات دهنده‌ها ··· 106

صفات نكوهيده و صفات پسنديده ··· 106

محاسن و قبائح ··· 107

به من داده شده آنچه را كه به احدی داده نشده است ··· 107

تقيه ··· 108

حلال بودن متعه ··· 108

منی 109

زكات ··· 109

شتر صدقه ··· 110

گوسفندان وكشاورزی ··· 110

قربانی برای غير خدا ··· 110

حيواناتی كه نبايد قربانی شوند ··· 111

از سه گروه قلم برداشته شده است111

ايمن از غرق شدن ··· 112

ديدن هلال ··· 112

نظر كردن در آينه ··· 113

نگاه كردن به جذاميان ··· 113

خاک ريختن بر روی میت ··· 113

جدايی از دوستان ··· 114

تامل در پند و اندرزها ··· 115

چهار چيز است كه به زيان منتهی می‌شود ··· 115

انواع كلام ··· 116

سريره انسان وظاهر آن ··· 116

كوشش برای رزق ··· 116

اساس عقل خصلت است ··· 117

طلا و حرير ··· 117

فروش دو غلام برادر ··· 117

گل ··· 118

ميوه تازه ··· 118

خوردن بر جنابت ··· 119

غسل تمام بدن از جنابت ··· 119

بول در زير درخت119

بول در نهر جاری ··· 120

بول كردن در حال ايستاده ··· 120

ترک كننده وضو ··· 120

داخل شدن حمام با لنگ ··· 128

خضاب ··· 121

مسواک ··· 121

پاكيزگی كليد نماز است122

اخراج اهل نجران از جزيره ··· 122

دعوت مظلوم ··· 122

كشته شدن فرد در نزد مالش ··· 123