علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 106

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 106

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- نجات

1- نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 19،20

19 ـ نقش دعا در تحقق وعده هاى الهى و رهايى از خذلان در آخرت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

اگر دعا در تحقق وعده هاى الهى تأثير نداشت، خداوند آن را به عنوان ويژگى مؤمنان خردمند نقل نمى كرد.

20 ـ ايمان ، زمينه تحقق نويد هاى الهى به خردمندان و رهايى از خوارى و خذلان اخروى

فامنّا ربّنا . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

با توجّه به اينكه «اتنا» عطف است بر «اغفر لنا»، در جمله «فامنّا ربّنا فاغفرلنا»، معلوم مى شود كه خردمندان انتظار برآورده شدن دعا و خواست خويش را، بر ايمانشان به ربوبيّت خداوند مترتب ساختند.

2- آثار نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 57 - 4

4- سعادت واقعى ، تنها در پرتو رهايى از دوزخ و ره يابى به بهشت ميسّر است .

و وقـهم عذاب الجحيم . .. ذلك هو الفوز العظيم

3- آثار نجات از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 6،10

6- انسان ها پس از رهايى از خطر هاى مرگ آفرين ، خدا را فراموش مى كنند و از حق روى گردان مى شوند .

فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم

10- غفلت از ياد خدا در پى نجات از خطرات ، برخاسته از خصلت حق ناشناسى شديد انسان است .

فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم و كان الإنسـن كفورًا

جمله «و كان الإنسان كفوراً» ـ كه بيانگر يك خصلت عام همه انسانهاست ـ به منزله تعليل براى مطالب قبل است.

4- آثار نجات از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 ـ آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 6

6- انسان ها پس از رهايى از خطر هاى مرگ آفرين ، خدا را فراموش مى كنند و از حق روى گردان مى شوند .

فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 11،12

11 - گروهى از مردم ، به هنگام برخوردارى از رفاه و آسايش و رهيدن از خطرات و سختى ها ، ناسپاسى مى كنند و شرك مىورزند .

و إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم ... إذا فريق منهم بربّهم يشركون

12 - برخى از مشركان ، به رغم رويكرد به خدا ، به هنگام ابتلا به ناملايمات و سختى ها ، به محض احساس رهايى از آن و دست يابى به اندك آسايش ، شرك ربوبى پيدا مى كنند .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم

تعبير «أذاق» ـ كه به معناى «چشاند» است و معمولا، براى «خوردن كم» به كار مى رود ـ به جاى «برخوردار كردن» و «عطا كردن» و امثال آنها و نيز تنوين تنكير «رحمة» ـ كه دلالت بر قِلّت مى كند، حكايت از دست يابى به رفاه اندك دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 16

16 - رهايى از گرفتارى و برخوردارى از نعمت آسودگى ، زمينه شركورزى و مؤثر دانستن غير خدا در وضعيت خويش

إذا خوّله نعمة منه . .. و جعل للّه أندادًا

5- آثار نجات از ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 8

8- رهايى از ستم و دستيابى امت ها به پيروزى ، مقدمه آزمون آنان از سوى خداوند

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. ما فيه بلـؤا مبين

از ترتب آزمايش بر آزادى بنى اسرائيل، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- آثار نجات از هواپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 18

18 - رهايى از هواى نفس ، از ميان برنده روحيه طغيان گرى است .

فأمّا من طغى . .. و أمّا من ... و نهى النفس عن الهوى

7- آثار نجات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 2

2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او

قل الحمد للّه و سلـم على عباده الذين اصطفى

رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.

8- آرزوى نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 3

3 - دوزخيان ، آرزومند رهايى از دوزخ و متعهد به صلاح و ايمان ، در صورت بازگشت به دنيا

ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون

9- آرزوى نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 77 - 3،9

3 - دوزخيان ، عاجزانه در تمناى مرگ و نابودى ، براى رهايى يافتن از عذاب

كانوا هم الظـلمين . و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك

9 - تمناى دوزخيان براى رهايى از عذاب ، تمنايى بى جا و غير قابل پذيرش

و نادوا . .. إنّكم مـكثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 3

3 - مجرمان در روز محشر ، آرزومند نجات خويش از عذاب الهى با پرداخت فديه

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت ـ هر چند بسيار و نامحدود ـ آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

10- ابزار نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 6

6- امكانات پاكيزه و ارزشمند زندگى دنيا ، وسيله راه يابى به درجات عالى و رهايى از دوزخ

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا

مفاد آيه اين است كه پس از عرضه كردن كافران به آتش، به آنان گفته مى شود كه امكانات ارزنده را نابود ساختيد; در حالى كه اگر از آن پاكى ها به درستى بهره مى جستيد، اكنون دوزخى نبوديد.

11- ابزار نجات پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 8

8ـ نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به او ، در گرو ساخت كشتى بود .

واصنع الفلك . .. إنهم مغرقون

12- ابزار نجات نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 8

8ـ نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به او ، در گرو ساخت كشتى بود .

واصنع الفلك . .. إنهم مغرقون

13- اخلاص و نجات از مشكلات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 25

25- قصد قربت با قصد رهايى از ناملايمات اجتماعى منافاتى ندارد .

إنّى نذرت للرحمـن صومًا فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

مريم(س) به منظور عذر آوردن نزد مردم براى سكوت خويش، روزه را نذر كرد، ولى با جمله «انّى نذرت للرحمان» نذر خود را وسيله تقرب به خدا قرار داد.

14- ارزش نجات از زندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 10

10ـ ارزش اعاده حيثيت و شرف بيش از ارزش رهايى از زندان و نجات از دشوارى ها و مشكلات ، در بينش يوسف ( ع )

فلما جاءه الرسول قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة

15- ارزش نجات انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 13

13 ـ رهاسازى انسان ها از اسارت نظام هاى فسادگر و غير توحيدى ، ارزشى الهى

فأرسل معى بنى إسراءيل

16- استبعاد نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 8 - 1

1 - راه خروج از آتش جهنم ، بر دوزخيان بسته خواهد بود .

إنّها عليهم مؤصدة

«وصيدة» به اتاقى گفته مى شود كه براى نگه دارى اموال، در كوه ايجاد مى كنند. فعل «آصدته»; يعنى، درب آن را بستم و محكم ساختم (مفردات); بنابراين «مؤصدة»، به معناى مكان بسته و غير قابل خروج است.

17- استحاله نجات محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 83 - 3

3 - تلاش براى نجات محتضر از مرگ ، هنگامى كه جانش به گلو رسيده باشد ، ناموفق و بى ثمر است .

فلولا إذا بلغت الحلقوم

«لولا»ى تحضيضيه در آيه شريفه، براى تعجيز و بيان ناتوانى انسان از نجات دادن شخص محتضر از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 84 - 1

1 - افراد حاضر در كنار محتضر ، تنها نظاره گر جان كندن و ناتوانى از نجات وى از مرگ

فلولا إذا بلغت الحلقوم . و أنتم حينئذ تنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 87 - 1

1 - نجات دادن محتضر از مرگ ، هنگامى كه جانش به گلو رسيده باشد ، امرى غيرممكن است .

فلولا إذا بلغت الحلقوم . .. ترجعونها إن كنتم صـدقين

18- امتحان با نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 18،20

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

20- آزمايش هاى خداوند از بندگان داراى مراتب است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

19- امكان عذاب نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 3

3- امكان بازگشت دوباره نجات يافتگان از خطر دريا به آن و گرفتار شدن به طوفان دريايى و غرق شدن

أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى

20- انذار نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 1

1- هشدار خداوند به حق ناسپاسان رهيده از خطرات و مشكلات ، به دچار شدن به خطرات و مهلكه هاى ديگر

فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أفأمنتم أن يخسف بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 1

1- هشدار خداوند به حق ناسپاسان رهيده از خطر ، به دچار آمدن در همان مهلكه

أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى

21- اهميت نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 6

6ـ برنامه ها و قوانينى رشيد و بالنده اند كه مايه سعادت اخروى آدميان و باعث نجات آنان از آتش دوزخ باشند .

و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيـمة فأوردهم النار

22- اهميت نجات از دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 9

9 ـ ر ها شدن از فتنه هاى دشمن ، داراى مصلحتى بيشتر و مهمتر از انجام كامل نماز

فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا

23- اهميت نجات از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 4

4ـ جواز استمداد از كافران براى رهايى از مشكلات و تنگنا ها *

اذكرنى عند ربك

ظاهر اين است كه هم بند يوسف(ع) هنگام آزاد شدن از زندان موحد نشده و اظهار ايمان نكرده بود، و گرنه قرآن از آن ياد مى كرد. بنابراين وى به هنگامى كه يوسف(ع) از او تقاضا كرد ، كافر بود.

24- اهميت نجات از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 1

1 ـ جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، به منظور نجات آنان از آيين شرك و بازگشت به توحيد و اسلام ، بود .

فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة

برداشت فوق از تفريع جمله «إن تابوا . .. » بر الغاى صلحنامه و اعلام جنگ با مشركان پيمان شكن (كيف يكون للمشركين عهد ... ) استفاده مى شود. قابل ذكر است كه «توبة» (مصدر تابوا) به معناى بازگشتن است ; يعنى، اگر مشركان به اسلام و توحيد بازگردند و ... .

25- اهميت نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 61 - 1،2

1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .

و ما نحن بمعذّبين . إنّ هـذا لهو الفوز العظيم . لمثل هـذا فليعمل العـملون

«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هـذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.

2 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ( رستگارى بزرگ ) ، تنها هدف شايسته براى هرگونه سعى و تلاش در زندگى آدمى

لمثل هـذا فليعمل العـملون

از تقدم جار و مجرور (لمثل) بر عامل خود (فليعمل) ـ كه مفيد حصر است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

26- اهميت نجات از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 4

4 - ناچيز و بى ارزش بودن ثروت ها و خوشى هاى دنيا ، در مقابل رهايى از عذاب قيامت

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 43

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 12 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .

و صـحبته

2 - مجرمان در عرصه محشر ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن برادران خويش اند .

و أخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 1

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن بستگان نزديك خويش اند .

و فصيلته الّتى تـويه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 14 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه انسان هاى كره زمين اند .

و من فى الأرض جميعًا

2 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه محبوب ها و خلايق زمينى اند ( انس ، جن و . . . ) .

و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه

«مَن» براى مطلق موجودات شعورمند وضع شده است و برداشت ياد شده، مبتنى بر همين وضع اصلى است.

27- اهميت نجات از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 5

5- هجرت ، حركتى است در جهت حفظ ايمان و رهايى از محيط جبر و حاكميت كفر .

هاجروا من بعد ما فتنوا

با توجه به ارتباطى كه ميان اين آيه و آيه «من كفر بالله من بعد إيمانه إلاّ من أُكره . ..» وجود دارد كه مى نماياند در شرايط دشوار تقيه امرى جايز است، اما انسان نبايد براى هميشه به اظهار ظاهرى كفر تن در دهد; بلكه در صورت امكان بايد محيط كفر را ترك نمايد، برداشت فوق به دست مى آيد.

28- اهميت نجات اسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 7

7 - پرداخت وجه مورد نياز اسيران و زندانيان براى آزادسازى آنان ، گامى بلند و انفاق سنگين است .

ما العقبة . فكّ رقبة

آزاد سازى بردگان، مصداق آشكار «فكّ رقبة» است; ولى تنها مصداق آن نيست. بنابراين رها سازى هر شخص در بندى، مى تواند مراد آيه باشد.

29- اهميت نجات انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 5

5 - نجات و رستگارى مردم ، هدف و محور تمامى تلاش هاى ارشادى ، سياسى و اجتماعى مؤمن آل فرعون

و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمـنه . .. و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

30- اهميت نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 4

4ـ نوح ( ع ) ، فرزندش را از بى ثمربودن صعود بر كوه و منحصر بودن راه نجات در بهره جستن از امداد الهى ، آگاه ساخت .

لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

31- اهميت نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 2

2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.

32- اهميت نجات زندانيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 7

7 - پرداخت وجه مورد نياز اسيران و زندانيان براى آزادسازى آنان ، گامى بلند و انفاق سنگين است .

ما العقبة . فكّ رقبة

آزاد سازى بردگان، مصداق آشكار «فكّ رقبة» است; ولى تنها مصداق آن نيست. بنابراين رها سازى هر شخص در بندى، مى تواند مراد آيه باشد.

33- اهميت نجات مظلومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 3

3 ـ نجات ستمديدگان از بيدادگرى بيدادگران ، هدف خداوند از بعثت پيامبران در طول تاريخ

لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت

ذكر جمله «جاءتهم رسلهم» بعد از «لما ظلموا» حكايت از اين حقيقت دارد كه بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بيدادگرى و به منظور رهايى مظلومان از شرّ ظالمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 11

11 ـ بعثت پيامبران الهى ، در راستاى نجات مظلومان از ستم بيدادگران

كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين

رويارويى بيدادگران با رسولان الهى در طول تاريخ، بيانگر برداشت فوق است.

34- اهميت نجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 2

2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.

35- اهميت نجات هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 2

2 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، مهم ترين و برجسته ترين نعمت و احسان خداوند به ايشان بود .

و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه نجات موسى و هارون(عليهماالسلام) از اندوه بزرگ بخشى از نعمت هاى الهى به

ايشان بود; ولى در عين حال به طور جداگانه ذكر شده است.

36- ايمان به نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 3

3- انسان ها در گرداب هاى خطرآفرين ، نه تنها متوجه خداوند مى شوند ; بلكه او را يگانه قدرتى مى دانند كه توان نجات آنان را از مرگ حتمى دارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه

37- بت ها و نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 8

8ـ بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

38- برادران يوسف و نجات بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 2،3،6،7،11

2ـ فرزندان يعقوب با تحريك عواطف يوسف ( ع ) درصدد جلب رضايت او براى آزادسازى بنيامين برآمدند .

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا

3ـ اقتدار يوسف ( ع ) بر انجام خواسته هاى خويش ، نيكوكار بودن وى و سزاوارى يعقوب ( ع ) براى ترحم ، دليل هاى ارائه شده از سوى فرزندان يعقوب به يوسف ( ع ) براى آزادسازى بنيامين

قالوا يـأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا . .. إنا نريـك من المحسنين

هدف برادران يوسف از مخاطب ساختن يوسف(ع) با عنوان «عزيز» بيان اقتدار او بر انجام خواسته هايش است، و توصيف يعقوب به «پيرمردى سالخورده» بيان سزاوارى او براى ترحم است و مدح يوسف(ع) به نيكوكارى به منظور ترغيب او به احسان و گذشت مى باشد.

6ـ بازداشت يكى از برادران بنيامين در مقابل آزاد كردن او ، پيشنهاد برادران به يوسف

فخذ أحدنا مكانه

7ـ فداكارى و گذشت برادران بنيامين ، براى باز گرداندن او به پدرشان يعقوب

فخذ أحدنا مكانه

11ـ مشاهده نيكوكار بودن يوسف ، مايه تشجيع فرزندان يعقوب به تقاضاى آزادى بنيامين و بازداشت يكى از آنان به جاى

وى

فخذ أحدنا مكانه إنا نريـك من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 1

1ـ يوسف ( ع ) پيشنهاد فرزندان يعقوب ( بازداشت يكى از آنان به جاى بنيامين ) را نپذيرفت .

فخذ أحدنا مكانه . .. قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا

«معاذ» مصدر ميمى و مفعول مطلق براى فعل محذوف است (نعوذ بالله معاذاً). عبارت «أن نأخذ» به تقدير «من» و متعلق به «معاذ الله» مى باشد. بنابراين جمله «معاذ الله أن نأخذ ...» ; يعنى، به خدا پناه مى بريم پناه آوردنى از اينكه بگيريم (بازداشت كنيم) مگر كسى را كه متاع خويش را نزد او يافتيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 1،2

1ـ فرزندان يعقوب به جلب رضايت يوسف موفق نشدند و از آزاد شدن بنيامين كاملاً نااميد گشتند .

فلما استيئسوا منه

«يأس» «و «استيئاس» به معناى نااميد شدن است، با اين تفاوت كه «استيئاس» حاكى از مبالغه و شدت نااميدى مى باشد. مراد از ضمير در «منه» يوسف و يا بنيامين است. بنابراين «فلما استيئسوا منه ...» ; يعنى، پس آن گاه كه فرزندان يعقوب از [جلب رضايت ]يوسف و يا [آزادى] بنيامين كاملاً نااميد شدند ... .

2ـ فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .

فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا

از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران جدا شدند و با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.

39- بشارت نجات از ظلم فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 10

10 ـ خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

40- بشارت نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 5

5- مبلغان مؤمن جن ، نويد دهنده قوم خويش به غفران الهى و رهايى از عذاب ، در پرتو ايمان

يـقومنا . .. و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

41- بشارت نجات به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 8

8ـ خداوند يوسف ( ع ) را از طريق وحى به نجات يافتن از چاه كنعان و ديدارى مجدد با برادرانش ، نويد داد .

و أوحينا إليه لتنبئنّهم بأمرهم هذا

جمله «لتنبئنّهم» (همانا اين واقعه را در آينده به برادرانت يادآورى خواهى كرد) دلالت بر نجات يوسف از چاه دارد و نيز حاكى از اين است كه او برادرانش را در آينده ملاقات خواهد كرد.

42- بشارت نجات خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 3

3ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به نجات افراد خانواده اش نويد داده بود .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق

مصداق مورد نظر براى «وعدك» نجات خانواده نوح از حادثه طوفان است كه جمله «قلنا احمل . .. و أهلك» بيانگر نويد به آن بود.

43- بنى اسرائيل و نجات از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1

1 ـ درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

44- پيشگويى نجات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 4 - 5

5 - قرآنْ پيشاپيش ، رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از روى گردانى و خشم خداوند تا پايان عمر آن حضرت ، خبر داده است .

و للأخرة خير لك من الأُولى

مراد از «آخرت» و «اُولى» چه دنيا و آخرت باشد و چه آغاز و فرجام زندگانى دنيوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ چنانچه برخى از مفسران احتمال داده اند ـ آيه شريفه سلامت كامل پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، از هرگونه انحراف كه به خشم خداوند بينجامد، پيشگويى كرده است.

45- تلاش براى نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 61 - 1،2

1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .

و ما نحن بمعذّبين . إنّ هـذا لهو الفوز العظيم . لمثل هـذا فليعمل العـملون

«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هـذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.

2 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ( رستگارى بزرگ ) ، تنها هدف شايسته براى هرگونه سعى و تلاش در زندگى آدمى

لمثل هـذا فليعمل العـملون

از تقدم جار و مجرور (لمثل) بر عامل خود (فليعمل) ـ كه مفيد حصر است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

46- حتميت نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 3

3 - وعده رهايى تقواپيشگان از آتش دوزخ ، حتمى و تخلّف ناپذير است .

سيجنّبها الأتقى

حرف «سين» براى تأكيد بر وعده است.

47- درخواست نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 13

13 ـ دور ماندن از خوارى و خذلان در روز قيامت ، خواسته و دعاى خردمندان به پيشگاه خداوند

و لا تخزنا يوم القيمة

48- درخواست نجات از اذيتهاى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 5

5 - نوح ( ع ) ، نجات خود و خاندانش را از دست ستم و اذيت و آزار قوم خود ، از خداوند خواستار شده بود .

و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

49- درخواست نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 1

1 ـ استغاثه و درخواست تكذيب كنندگان قيامت براى رهايى از آتش جهنم نتيجه بخش نبوده و عذابشان ادامه خواهد يافت .

لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا كثيرًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از درخواست هلاكت، در حقيقت كنايه از نجات از وضع بسيار سخت دوزخ است; نه مرگ و نابودى واقعى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 1،3

1 ـ بندگان خالص خدا ، پيوسته از پروردگارشان خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند .

و عباد الرحمـن . .. و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم

فعل مضارع «يقولون» مفيد استمرار است.

3 ـ پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، سبب دست به دعا برداشتن و تضرع بندگان خالص خدا براى رهايى از آن عذاب

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرمًا

جمله «إنّ عذابها. ..» در مقام تعليل براى جمله قبل است; يعنى، به اين سبب بندگان خدا از پروردگار خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند كه چون آن عذاب دائمى و گريزناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 2،4

2 ـ بد و ناگوار بودن جهنم براى انسان ، موجب هراسناكى و دست به دعا برداشتن بندگان خالص خدا به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّها ساءت. ..» تعليل براى جمله «و الذين يقولون ربّنا اصرف...» است; يعنى، چون جهنم جايگاه بدى است، بندگان خدا براى نجات خود از آن، دست به دعا برمى دارند.

4 ـ جمله « ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غراماً . إنّ ها ساءت مستقرّاً و مقاماً » ، متن دعا و تضرع بندگان خالص خدا به درگاه الهى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . ..إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إنّ عذابها تا مستقراًو مقاماً» نيز مانند جمله «ربّنا اصرف عنّا عذاب

جهنّم» جزء دعا و تضرع عبادالرحمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 1

1 - فرياد و استغاثه كافران ، براى خروج از دوزخ به منظور تصحيح رفتار خود و انجام اعمال نيك

و هم يصطرخون فيها ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل

«استراخ» (مصدر «يسترخون») به معناى فرياد شديد است كه غالباً در مورد كمك طلبى به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 38 - 7

7 - درخواست نجات از سوى دوزخيان ، به منظور انجام اعمال صالح ، صادقانه نبوده و آنان باز به رفتار زشت خود ادامه خواهند داد .

فما للظـلمين من نصير . إنّ اللّه عـلم غيب السمـوت و الأرض إنّه عليم بذات الصدور

يادآورى علم همه جانبه خداوند ـ پس از نفى وجود ياور براى كافران ـ مى تواند پاسخى به اين سؤال باشد كه چرا و كجا آنان بى ناصراند؟ پاسخ اين است كه: چون خداوند به راز دل ها آشنا است، مى داند كه آنان هرگز ايمان نمى آورند و در نتيجه از نصرت و يارى كسى بهره مند نخواهند شد.

50- درخواست نجات از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 3

3- ايوب ( ع ) با صداى بلند و رسا ، براى خود دعا كرد و از خداوند خواستار نجات و بهبود خود از انواع ناگوارى ها ، ناراحتى هاى جسمانى و فقر شد .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب).

51- درخواست نجات از ظلم قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 5

5 - نوح ( ع ) ، نجات خود و خاندانش را از دست ستم و اذيت و آزار قوم خود ، از خداوند خواستار شده بود .

و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

52- درخواست نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 8

8- كافرانِ پيرو از رهبران مستكبر خويش ، در قيامت درخواست مى كنند كه در صورت امكان ، اندكى از عذاب خدا را از آنان بكاهند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

تنوين «شىء» تنوين تنكير و براى كم بودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 8

8 - درخواست عاجزانه كافران و مشركان ، از خداوند براى رهايى خود از عذاب

فهل إلى خروج من سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 1

1 - كفر و گرايش به شرك ، سبب پذيرفته نشدن عذرخواهى و درخواست كافران و مشركان براى رهايى خويش از عذاب الهى

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

«ذلكم» اشاره به مطلب گذشته (عذاب شدن) دارد; يعنى، «ذلكم الذى أنتم فيه من العذاب». گفتنى است كه «باء» در «بأنّه» براى سببيت مى باشد.

53- درخواست نجات از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 9

9 ـ تشويق خداوند به دعا و تضرع به درگاه الهى و درخواست رهايى از عذاب اخروى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا . .. إنّ عذابهاكان غرامًا

54- درخواست نجات از فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 7،8

7 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، به نجات خويش از شرّ فرعون

و نجّنى من فرعون

8 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، به رهايى خويش از رفتار و برخورد فرعون

و نجّنى من فرعون و عمله

55- درخواست نجات از فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 2

2 - اعتراف صريح موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، به اشتباه خويش در قتل مرد قبطى و درخواست آمرزش از ساحت او و نجات از شرّ فرعونيان

قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى

مقصود موسى(ع) از آمرزش در «اغفرلى» زدوده شدن پى آمد كار وى و رهايى از انتقام فرعونيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 21 - 5

5 - نيايش موسى ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خويش از شر فرعونيان

قال ربّ نجّنى من القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 10

10 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نجات خود از شرّ مردم ستمگر ( قبطيان و كارگزاران فرعون )

و نجّنى من القوم الظـلمين

56- درخواست نجات از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 3

3- ايوب ( ع ) با صداى بلند و رسا ، براى خود دعا كرد و از خداوند خواستار نجات و بهبود خود از انواع ناگوارى ها ، ناراحتى هاى جسمانى و فقر شد .

و أيّوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الضرّ

«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب).

57- درخواست نجات از كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 10

10 - همسر فرعون ، از خداوند خواستار نجات خود از شرّ مردم ستمگر ( قبطيان و كارگزاران فرعون )

و نجّنى من القوم الظـلمين

58- درخواست نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 3

3 - آزادى بنى اسرائيل و گسيل داشتن آنان با موسى و هارون ( ع ) ، نخستين خواسته آن دو از فرعون بود .

فقولا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 18 - 5

5 - ادعاى رسالت الهى و درخواست آزاد گذاشتن بنى اسرائيل براى خروج از سرزمين مصر از سوى موسى ( ع ) ، دور از انتظار فرعون و عملى جسورانه در نظر وى بود .

فقولا إنّا رسول ربّ العـلمين . أن أرسل معنا بنى إسرءيل . قال ألم نربّك ... و لبث

برداشت ياد شده از به رخ كشيدن دوران كودكى و بخشى از عمر موسى(ع) پس از اظهاراتش درباره رسالت الهى و آزاد سازى بنى اسرائيل، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 1،5،6

1- رهايى بنى اسرائيل از نظام فرعونى ، يكى از مهم ترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

چنانچه مراد از «عباداللّه» بنى اسرائيل باشد از اين كه خداوند در رأس همه سخنان موسى درخواست آزادى بنى اسرائيل را مطرح ساخته اهميت آن استفاده مى شود.

5- تذكر موسى ( ع ) به فرعونيان ، نسبت به خيرانديشى خود در پيشنهاد رهايى بنى اسرائيل

أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين

لام در «لكم» براى منفعت و «رسول أمين» تأكيدى بر رعايت امانت در نصيحت است; يعنى، بنى اسرائيل را رها كنيد و بدانيد كه در اين پيشنهاد، منفعت واقعى شما نهفته است و من در اين سخن صداقت دارم.

6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى و طبقاتى

أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين

از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.

59- درخواست نجات خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 169 - 2،7

2 - التجاى لوط ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خود و نزديكانش از شر كردار منحرفان

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون

7 - دعا والتجاى حضرت لوط ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خود و كسانش از پى آمد هاى سوء كردار قوم خود ( عذاب )

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مضافى در تقدير باشد (من وبال ما يعملون); يعنى، پروردگارا! من و كسانم را از وزر و وبال عمل آنان نجات بخش. گفتنى است آيه بعد ـ كه نجات لوط و اهلش رااز عذاب مطرح مى كند ـ تأييد كننده همين برداشت است.

60- درخواست نجات لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 169 - 2،7

2 - التجاى لوط ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خود و نزديكانش از شر كردار منحرفان

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون

7 - دعا والتجاى حضرت لوط ( ع ) به درگاه پروردگار ، براى نجات خود و كسانش از پى آمد هاى سوء كردار قوم خود ( عذاب )

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مضافى در تقدير باشد (من وبال ما يعملون); يعنى، پروردگارا! من و كسانم را از وزر و وبال عمل آنان نجات بخش. گفتنى است آيه بعد ـ كه نجات لوط و اهلش رااز عذاب مطرح مى كند ـ تأييد كننده همين برداشت است.

61- درخواست نجات مؤمنان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 118 - 5

5 - نوح ( ع ) ، خواستار نزول عذاب بر كافران و نجات خود و مؤمنان از آن عذاب

فافتح بينى . .. و نجّنى و من معى من المؤمنين

62- دعا براى نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 10

10 - درخواست از خدا براى نجات از گرفتارى ، مقتضاى ربوبيت او است .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

63- دعا براى نجات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 118 - 2

2 - دعاى نوح به درگاه خدا ، براى نجات خود و مؤمنان همراهش از شرّ قوم كفرپيشه خويش

ربّ إنّ قومى كذّبون . .. نجّنى و من معى من المؤمنين

متعلق «نجّنى» حذف شده است و تقدير آن «نجّنى و. .. من شرّهم» مى باشد.

64- دعاى نجات از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 7

7 ـ از امام باقر و امام صادق ـ عليهما السلام ـ روايت شده است كه درباره سخن خداوند : « ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين » فرمود : لا تسلطهم علينا فتفتنهم بنا ;

پروردگارا! گروه ستمگران را بر ما مسلط مكن كه ما را وسيله آزمايش آنان قرار دهى».

65- دعاى نجات از ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 10،15

10 ـ دعاى مسلمانان مظلوم و مستضعف مكّه به درگاه پروردگار براى رهايى از ستم حاكم بر آنان

و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها

15 ـ مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

66- دعاى نجات از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1

1 ـ درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

67- دعوت به نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 6

6 - مؤمنان ، وظيفه دار فراخواندن مردم به نجات و رستگارى

و يـقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

68- ذكر نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 3

3 - نجات از چنگال فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل ، كه شايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن است . *

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«إذ نجيناكم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است و در حقيقت مفعول براى «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون

69- راههاى نجات از وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 7

7 - تعقل و خرد ورزى ، راه نجات از وسوسه ها و دام هاى شيطان

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

70- روش نجات از انحراف جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 15

15ـ دعا و نيايش به درگاه خدا و استمداد از او ، راه مصون ماندن از گناه و انحرافات جنسى است .

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

71- روش نجات از غضب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 7

7 ـ براى گريز از خشم خدا ، چاره اى نيست جز پناهنده شدن به درگاه خود او .

لا ملجأ من اللّه إلا إليه

72- روش نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 21

21- بيان تاريخ انبيا و سرگذشت اقوامشان ، از روش هاى هدايتى تربيتى قرآن براى نجات مردم از ظلمت ها و بردن آنان به سوى نور

أخرج قومك من الظلمـت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

73- روش نجات از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 12

12ـ براى نجات از ورطه هاى گناه و لغزش ، بايد به خداوند پناه آورد .

قال معاذ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 15

15ـ دعا و نيايش به درگاه خدا و استمداد از او ، راه مصون ماندن از گناه و انحرافات جنسى است .

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

74- زمينه نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 3

3 - دعا و تسبيح مستمر خداوند ، مايه نجات از گرفتارى و غم و اندوه

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

75- زمينه نجات از تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 17

17 ـ توحيد، زمينه ساز رهايى از تحير و سرگردانى و معنى دهنده و جهت بخش به زندگى است.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

چون حالت مرتدان و مشركان به ديوانگانى متحير تشبيه شده، طبيعتاً نقطه مقابل شرك (توحيد) اثراتى متضاد با آن خواهد داشت.

76- زمينه نجات از توطئه دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 79 - 9

9 - توكل بر خداوند ، رهاننده انسان از تنگناى توطئه هاى دشمنان

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون . .. فتوكّل على اللّه

سياق آيات، نشانگر ارتباط معنوى اين آيه با «و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون» مى باشد.

77- زمينه نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 6

6- ايمان به خدا و اجابت دعوت او ، باعث غفران خطا ها و لغزش ها و رهايى از عذاب دوزخ

و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 1

1 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، زمينه ساز راهيابى انسان به بهشت و رهايى از دوزخ

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم . إنّا كنّا من قبل ندعوه

78- زمينه نجات از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 18

18ـ لزوم اتكا به خداوند و اميد داشتن به او ، براى دستيابى به خواسته ها و رهايى از دشواريها

عسى الله أن يأتينى بهم جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 79 - 9

9 - توكل بر خداوند ، رهاننده انسان از تنگناى توطئه هاى دشمنان

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون . .. فتوكّل على اللّه

سياق آيات، نشانگر ارتباط معنوى اين آيه با «و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 9

9 - دعا به پيشگاه خداوند ، زمينه نجات از ناملايمات و سختى ها است .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة

اِعطاى رحمت به بندگان گرفتار در ناملايمات، در پى دعاى آنان براى نجات از آن وضعيّت، احتمال دارد به خاطر دعا و تأثير آن باشد.

79- زمينه نجات از سختى مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 17

17 - « عن ابن عباس قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً » قال : من شبهات الدنيا و من غمرات الموت و من شدائد يوم القيامة ;

از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً» فرمود:[خدا براى كسى كه تقواى الهى داشته باشد] راه نجاتى از شبهات دنيا، دشوارى هاى مرگ و سختى هاى قيامت قرار مى دهد».

80- زمينه نجات از سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 17

17 - « عن ابن عباس قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً » قال : من شبهات الدنيا و من غمرات الموت و من شدائد يوم القيامة ;

از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً» فرمود:[خدا براى كسى كه تقواى الهى داشته باشد] راه نجاتى از شبهات دنيا، دشوارى هاى مرگ و سختى هاى قيامت قرار مى دهد».

81- زمينه نجات از شبهات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 17

17 - « عن ابن عباس قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً » قال : من شبهات الدنيا و من غمرات الموت و من شدائد يوم القيامة ;

از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً» فرمود:[خدا براى كسى كه تقواى الهى داشته باشد] راه نجاتى از شبهات دنيا، دشوارى هاى مرگ و سختى هاى قيامت قرار مى دهد».

82- زمينه نجات از ظلم فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 9

9 ـ ايمان و اقامه نماز ، زمينه ساز نجات بنى اسرائيل از سلطه فرعون بود .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين. و نجنا برحمتك ... و أقيموا الصلوة و بشّر المؤ

83- زمينه نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 171 - 4

4 - نجات لوط ( ع ) و اهلش از عذاب الهى ، در گرو خروج آنان از شهر

فنجّينـه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغـبرين

از واژه «الغابرين» استفاده مى شود كه بر جاى ماندگان در شهر، گرفتار عذاب شدند و بيرون روندگان از شهر نجات يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 10 - 4

4 - نجات از عذاب ، در گرو تلاش و كوشش در پرتو ارشاد هاى الهى است .

هل أدلّكم على تجـرة تنجيكم من عذاب

84- زمينه نجات از عذاب هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 27 - 4

4 - آزمون دانستن فقر و غنا ، گرامى داشت يتيمان ، سير كردن گرسنگان ، تصرف نكردن ارث ديگران و پرهيز از مال دوستى ، زمينه ساز اعتماد به رهايى از صحنه هاى وحشت بار قيامت

فأمّا الإنسـن إذا ما ابتليه . .. يـأيّتها النّفس المطمئنّة

«نفس مطمئن» ـ به قرينه آيات پيشين ـ انسانى است كه از اوصاف ذكر شده در آن آيات، مبرّا باشد.

85- زمينه نجات از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 4

4 - شكست اصحاب فيل ، زمينه ساز گرفتار نشدن قريش ، به فقر اقتصادى و گرسنگى فراگير و جان فرسا

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل . .. لإيلـف قريش ... الذى أطعمهم من جوع

نكره بودن «جوع»، بر شدّت آن دلالت دارد.

86- زمينه نجات از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 15

15- ربوبيت الهى ، مقتضى بيرون آوردن بندگان خويش از گمراهى كفر ، و هدايت آنان به نور ايمان

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور بإذن ربّهم

87- زمينه نجات از كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 5

5 - نجات از كيفر دامنگير الهى ، در گرو ايمان به پيامبران است ، نه پيوند خانوادگى و خويشاوندى با آنان

فأنجينـه و أهله إلاّامرأته

همسر لوط با او پيوند نزديك خانوادگى داشت; ولى اين پيوند، ثمرى براى او نداشت; چه اين كه او با خط فكرى و عقيدتى لوط(ع) هماهنگ نبود.

88- زمينه نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 15

15- ربوبيت الهى ، مقتضى بيرون آوردن بندگان خويش از گمراهى كفر ، و هدايت آنان به نور ايمان

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور بإذن ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 7

7- استفاده از رخداد هاى مهم تاريخى ، روشى براى تربيت مردم و ابزارى جهت نجات آنان از ظلمتها

أخرج قومك من الظلمـت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

89- زمينه نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 9

9 ـ ايمان و اقامه نماز ، زمينه ساز نجات بنى اسرائيل از سلطه فرعون بود .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين. و نجنا برحمتك ... و أقيموا الصلوة و بشّر المؤ

90- زمينه نجات فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 6

6 - فرعونيان نجات و بقاى خود را در گرو غلبه ساحران بر موسى ( ع ) در صحنه مقابله مى دانستند .

و قد أفلح اليوم من استعلى

91- زمينه نجات قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 4

4 - شكست اصحاب فيل ، زمينه ساز گرفتار نشدن قريش ، به فقر اقتصادى و گرسنگى فراگير و جان فرسا

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحـب الفيل . .. لإيلـف قريش ... الذى أطعمهم من جوع

نكره بودن «جوع»، بر شدّت آن دلالت دارد.

92- زمينه نجات قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 8

8 - تلاش دلسوزانه صالح ( ع ) براى رفع گرفتارى ها از قوم خويش و جلب رحمت الهى براى آنان

قال يقوم لم تستعجلون . .. لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون

93- زمينه نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 2

2 - امداد هاى ويژه الهى ، مايه دور ماندن اهل تقوا از آتش دوزخ است .

و سيجنّبها

فعل «يُجنّب» گرچه مجهول است، ولى به قرينه «إلاّ ابتغاء وجه ربّه» در آيات بعد، اين موهبت را خداوند در اختيار آنان مى گذارد.

94- زمينه نجات يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 2

2 - تسبيح مستمر يونس ( ع ) ، تنها وسيله نجات او از دل ماهى شد .

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 147 - 4

4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) الأنبياء و المرسلون على أربع طبقات . . . و نبىّ يرى فى منامه و يسمع الصوت و يعاين الملك و قد أرسل إلى طائفة قلّوا أو كثروا كيونس . قال اللّه ليونس « و أرسلناه إلى مائة ألف أو يزيدون » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: پيامبران و رسولان بر چهار طبقه اند . .. و پيامبرى است كه در خواب مى بيند و صدا را مى شنود و فرشته را مى بيند و به سوى گروهى از مردم ـ خواه كم يا زياد ـ فرستاده مى شود، مانند يونس كه خدا درباره اش مى فرمايد: «و أرسلناه إلى مائة ألف أو يزيدون»...».

95- سنت نجات بخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 2

2 ـ نجات مؤمنان و آسيب نديدن از عذاب استيصال ، سنتى است الهى و تخلف ناپذير .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 6،8

6- نجات و رهايى بخشيدن مؤمنان از غم و اندوه ، سنت خداوند است .

فاستجبنا له و نجّينـه من الغمّ و كذلك نـنجى المؤمنين

جمله «كذلك ننجى المؤمنين» پس از ذكر نجات يونس(ع) ـ مى تواند بيانگر يك قانون و سنت الهى باشد.

8- رهايى يونس ( ع ) از غم و اندوه ، جلوه اى از سنت الهى در نجات مؤمنان

و نجّينـه من الغمّ و كذلك نـنجى المؤمنين

اسم اشاره «كذلك»، اشاره به نجات يونس(ع) از غم و اندوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

96- شرايط نجات از اغواگرى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 2

2- بندگى خداوند و نداشتن هيچ گونه ناخالصى ، شرط رهايى از اغواگرى ابليس

إلاّ عبادك منهم المخلصين

97- شرايط نجات از اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 3

3 - عبوديت خالصانه خدا ، موجب رهايى و مصونيت از وسوسه ها و اغواگرى هاى شيطان

لأغوينّهم . .. إلاّ عبادك منهم المخلصين

98- شرايط نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 17،18

17 - اصحاب اخدود ، چنانچه از گناه سوزاندن مؤمنان توبه مى كردند ، از عذاب جهنم رهايى مى يافتند .

ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم

18 - رهايى اصحاب اخدود از آتش جهنم ، تنها در صورتى امكان پذير است كه از كفر خويش توبه كرده باشند .

ثمّ لم يتوبوا

سياق آيه شريفه، گرچه قرينه است بر اين كه متعلق «لم يتوبوا» فتنه گرى و سوزاندن مؤمنان است; ولى آيه بعد، مى تواند قرينه باشد كه مراد از توبه، روى آوردن به ايمان و عمل صالح است و نيز توبه از شكنجه مؤمنان، زمانى توبه به درگاه خداوند است كه شخص منكر او نباشد.

99- شرايط نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 7

7 ـ پذيرش احكام قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و همسويى با مؤمنان ، شرط نجات از عذاب دوزخ

و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى و يتبع غير سبيل المؤمنين

با توجه به آيات قبل، مخالفت و موافقت با احكام قضايى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مصاديق مورد نظر در آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 11

11 - توبه ، تنها پيش از آمدن عذاب الهى پذيرفتنى است و رهايى از عذاب پس از نزول آن ـ حتى با توبه و تسليم ـ ممكن نيست .

و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون

100- شرايط نجات از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 14

14- خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و گمراهى و رهنمونى آنان به نور ايمان ، حتى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منوط به اذن و مشيت خداوند است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور بإذن ربّهم

101- شرايط نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 14

14- خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و گمراهى و رهنمونى آنان به نور ايمان ، حتى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منوط به اذن و مشيت خداوند است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور بإذن ربّهم

102- شرايط نجات اصحاب اخدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 17،18

17 - اصحاب اخدود ، چنانچه از گناه سوزاندن مؤمنان توبه مى كردند ، از عذاب جهنم رهايى مى يافتند .

ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم

18 - رهايى اصحاب اخدود از آتش جهنم ، تنها در صورتى امكان پذير است كه از كفر خويش توبه كرده باشند .

ثمّ لم يتوبوا

سياق آيه شريفه، گرچه قرينه است بر اين كه متعلق «لم يتوبوا» فتنه گرى و سوزاندن مؤمنان است; ولى آيه بعد، مى تواند قرينه باشد كه مراد از توبه، روى آوردن به ايمان و عمل صالح است و نيز توبه از شكنجه مؤمنان، زمانى توبه به درگاه خداوند است كه شخص منكر او نباشد.

103- شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 10

10 - مردم گرفتار در خطر دريا ، پس از رهايى از آن و رسيدن به خشكى ، به رغم دعاى مخلصانه شان در هنگام خطر ، به خدا شرك مىورزند !

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه . .. فلمّا نجّيـهم إلى البرّ إذا هم يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 5

5 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات ، به شرك ، كفران نعمت هاى خدا است .

فلمّا نجّيـهم إلى البرّ إذا هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم

104- شرك نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 2

2 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات به شرك ربوبى ، كفران نعمت هاى خداوند است .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم

به قرينه «ما آتيناهم» مراد از «ليكفروا» كفران نعمت است.

105- شگفتى شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

106- شناخت راههاى نجات از پليدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 8 - 3

3 - تعادل قوا در ساختار روح انسان ، آماده سازنده آن براى آگاهى فطرى به پليدى ها و شناخت راه گريز از آنها است .

و ما سوّيها. فألهمها فجورها و تقويها

حرف «فاء» در «فألهمها» آن را بر تسويه (در آيه قبل) تفريع كرده است، تا بيانگر اين باشد كه خداوند، در ابتدا روح انسان را از قدرت هاى هماهنگ برخوردار كرده; آن گاه بدى ها و راه محفوظ ماندن از آنها را به او الهام مى كند. «تقوى» اسم مصدر است. فعل «اتّقيت»; يعنى، برحذر ماندم و خود را دور نگه داشتم (قاموس). بنابراين «تقواها»; يعنى، دور ماندن روح از فجور.

107- شيطان و نجات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 12

12ـ خروج يوسف ( ع ) از زندان و رفع اتهام از او ، ناسازگار با اهداف شيطان

فأنسيـه الشيطـن ذكر ربه فلبث فى السجن بضع سنين

108- عجز از نجات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 47 - 1

1 - ناتوانى همگان از نجات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كيفر الهى ، در صورت دروغ بستن آن حضرت بر خداوند

فما منكم من أحد عنه حـجزين

109- عوامل نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 4

4 - ايمان به خدا و همراهى با پيامبران ، مايه نجات و بهره مندى از لطف و رحمت الهى

و نجّنى و من معى من المؤمنين . فأنجينـه و من معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 3

3 - ايمان به خداى يكتا ، عزيز و غفار ، عامل نجات انسان

مالى أدعوكم إلى النجوة و تدعوننى إلى النار . .. وأنا أدعوكم إلى العزيز الغفّـر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 3

3 - صرف انتساب به خداوند و يا پيوند خويشاوندى با پيامبران ، موجب نجات و سعادت انسان نمى شود .

ءال لوط نجّينـهم . .. كذلك نجزى من شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 4

4 - خودسازى و پاك سازى خويش از وابستگى به دنيا ، مايه نجات و صلاح است .

قد أفلح من تزكّى

تزكيه در آيه ـ به قرينه «بل تؤثرون الحياة الدنيا» در آيه بعد ـ شامل پاكى از علاقه به دنيا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 1

1 - به زبان آوردن نام خداوند ، درست كارى و مايه نجات است .

قد أفلح من . .. و ذكر اسم ربّه

ذكر دو نوع است: ذكر با قلب و ذكر با زبان (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه ـ به قرينه كلمه «اسم» ـ ذكر با زبان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 2

2 - خودسازى و پاك ساختن روح خويش از گناه و پليدى و سوق دادن آن به تقوا ، مايه نجات و كاميابى است .

فألهمها فجورها و تقويـها. قد أفلح من زكّيها

مراد از «تزكيه نفس» ـ به قرينه آيه قبل ـ پاك سازى آن از «فجور» (گناه، فسق، دروغ و. ..) و رشد دادن آن به وسيله تقوا است.

110- عوامل نجات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 10

10 - خويشاوندى با پيامبران و از نسل ايشان بودن ، در قيامت كارساز نبوده و موجب رهايى از پيامد هاى اعمال نخواهد شد .

تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

بيان اين معنا كه پاداش عمل پيامبران براى ديگران سودمند نخواهد بود، در خطاب كسانى كه از نسل پيامبرانى چون ابراهيم، اسحاق و يعقوب هستند، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 10

10 - خويشاوندى با پيامبران و از نسل ايشان بودن ، در قيامت كارساز نبوده و موجب رهايى از پيامد هاى اعمال نخواهد شد .

تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

بيان اين معنا - كه پاداش عمل پيامبران براى ديگران سودمند نخواهد بود - در خطاب به كسانى كه از نسل پيامبرانى چون: ابراهيم، اسحاق و يعقوب هستند، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 9

9 ـ نجات انسانها در قيامت در گرو ايمان توأم با عمل صالح است.

لا ينفع نفساً إيمنها لم تكن ءامنت من قبل أو كسبت فى إيمنها خيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 5

5 - توجه به قرآن و تذكار هاى آن ، موجب سبك بارى و نجات در روز قيامت است .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيـمة وزرًا

همان گونه كه روى گردانى از قرآن موجب گران بارى و گرفتارى در قيامت است، روى آوردن به قرآن و التزام به آن، نيز زمينه ساز سبك بارى و نجات انسان در قيامت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 22

22 - ايمان ، عامل نجات در قيامت است .

و لو ترى إذ الظـلمون موقوفون عند ربّهم . .. لولا أنتم لكنّا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 7

7 - تقوا ، موجب نجات انسان از هرگونه بدى و اندوه در قيامت

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء و لا هم يحزنون

111- عوامل نجات از ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 4

4- عبوديت و بندگى ، عامل تقرب به خداوند و موجب رهايى از سلطه ابليس

إن عبادى ليس لك عليهم سلطـن

اضافه شدن «عباد» به ياى متكلم ممكن است به منظور ذكر بندگان خاص باشد. بنابراين، ذكر «عباد» (بندگان) به جاى هر واژه ديگرى كه مقصود را برساند مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده بكند.

112- عوامل نجات از اضطراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 6

6ـ انجام كار هاى شايسته و پيشه ساختن صبر ، آدمى را از روحيه اى مقاوم بهره مند خواهد ساخت و از تزلزل روحى و روانى نجات خواهد داد .

إنّه ليئوس كفور . .. إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصـلحـت

آيه نهم و دهم ، بيانگر اين بود كه: انسانها تحت تأثير كمترين رفاه و محنت متزلزل شده و خود باخته مى شوند و آيه مورد بحث ، صابرانى را كه اعمال شايسته انجام مى دهند ، از اين خصلت استثنا كرده است.

113- عوامل نجات از اندوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 1

1 ـ خداوند تنها نجاتبخش آدميان از مهلكه ها و از هرگونه اندوه و سختى است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 7

7 - تقوا ، موجب نجات انسان از هرگونه بدى و اندوه در قيامت

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء و لا هم يحزنون

114- عوامل نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 2،11

2- تقوا ، مايه نجات يافتن آدمى ، از دوزخ

ثمّ ننجّى الذين اتقوا

11- تقوا ، موجب نجات از جهنم و پايدارى بر ظلم ، موجب بقاى در آن

ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظـلمين فيها

«اتقوا» فعل و نشان دهنده حدوث است; ولى «ظالمين» اسم و دال كننده بر ثبوت است بنابرگفته برخى از مفسران، اين تفاوت به جهت بيان رحمت گسترده الهى است كه اگر كسى فعل تقوا به او منتسب گردد، نجات مى يابد; ولى تا كسى به وصف ظلم متصف نگردد و عنوان «ظالم» بر او صدق نكند، در دوزخ ماندگار نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 6

6 - انجام اعمال صالح ، شرط نجات از دوزخ و آسودگى در آخرت است .

ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 2

2 - تحمل صبورانه عذاب و يا پشيمانى و عذرخواهى دشمنان خدا در قيامت ، بى تأثير در رهايى آنان از دوزخ

فإن يصبروا فالنار مثوًى لهم و إن يستعتبوا فما هم من المعتبين

«إستعتاب» (مصدر «يستعتبوا») به معناى درخواست رضايت است كه لازمه عذرخواهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 6

6 - پذيرش پيام حق رسولان الهى ، مايه سعادت انسان و رهايى از عذاب دوزخ است ; نه التجا به فرشتگان در قيامت .

و نادوا يـملك ليقض علينا ربّك قال إنّكم مـكثون . لقد جئنـكم بالحقّ

اين آيه شريفه در حقيقت مكمل آيه قبل و بيانگر فلسفه عدم پذيرش التجاى مجرمان به فرشتگان خازن دوزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 10

10 - تقواپيشگان ، مورد حفاظت خداوند از گرفتارى به جهنم ، در قبال تلاش آنان براى حفظ ارزش هاى الهى در دنيا

إنّ المتّقين . .. و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

با توجه به اين كه ريشه «متقين» و «وقاهم» از يك ماده مى باشد، ممكن است تعبير «وقاهم» اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 1

1 - كسانى كه از همه باتقواتر و داراى مراقبت بيشتراند ، از آتش دوزخ دور گردانده خواهند شد .

و سيجنّبها الأتقى

«جَنَبْتُ»; يعنى، دور ساختم (مفردات) و باب تفعيل آن، براى مبالغه است. بنابراين «يُجنّب»; يعنى، به طور كامل دور نگه داشته مى شود.

115- عوامل نجات از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 1

1 ـ خداوند، نجاتبخش گرفتاران در تاريكيها و تنگناهاى هول انگيز خشكى و درياست.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه

116- عوامل نجات از دشمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 14

14 - پيروى از رهنمود هاى خداوند ، نجات دهنده انسان ها ، از عواقب دشمنى ها و كشمكش هاى زمينيان است .

بعضكم لبعض عدوّ فإمّا يأتينّكم منّى هدًى

117- عوامل نجات از ذلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 13

13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .

ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج

در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 19،20

19 ـ نقش دعا در تحقق وعده هاى الهى و رهايى از خذلان در آخرت

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

اگر دعا در تحقق وعده هاى الهى تأثير نداشت، خداوند آن را به عنوان ويژگى مؤمنان خردمند نقل نمى كرد.

20 ـ ايمان ، زمينه تحقق نويد هاى الهى به خردمندان و رهايى از خوارى و خذلان اخروى

فامنّا ربّنا . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

با توجّه به اينكه «اتنا» عطف است بر «اغفر لنا»، در جمله «فامنّا ربّنا فاغفرلنا»، معلوم مى شود كه خردمندان انتظار برآورده شدن دعا و خواست خويش را، بر ايمانشان به ربوبيّت خداوند مترتب ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 9

9 ـ توبه و بازگشت به خدا ، راه نجات يهوديان از ذلت و بيرون آمدن از سلطه عذاب كنندگان ايشان است .

و إذ تأذن ربك ليبعثن . .. و إنه لغفور رحيم

هدف از تذكر بخشايشگرى و مهربانى خداوند پس از بيان گرفتارى يهوديان به شكنجه و سلطه ديگران، اين است كه آنچه بر يهود از جانب خداوند مقدّر شده است، تا زمانى است كه از فرمانهاى الهى سرپيچى كنند.

118- عوامل نجات از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 9،10

9 ـ آدم و حوا آمرزش خدا و رحمت وى را تنها عامل نجات خويش از زيانكارى دانستند.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

10 ـ مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 8

8ـ نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين

119- عوامل نجات از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 23

23 - روزه ، موجب نيل انسان ها به معيشتى سهل و راحت و رهايى يافتن از تنگنا هاى دنيا و آخرت *

يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يريد اللّه» ناظر به وجوب روزه باشد. بر اين اساس جمله «يريداللّه» اشاره به اين دارد كه: خداوند روزه را بر شما واجب كرد تا بر اثر آن به معيشتى سهل نايل شويد و به مشكلات گرفتار نگرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 1

1 ـ خداوند تنها نجاتبخش آدميان از مهلكه ها و از هرگونه اندوه و سختى است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 7،8

7 ـ نيايش خالصانه به درگاه خدا ، عامل جلب رحمت او و مايه رفع گرفتاريهاست .

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا . .. فلما كشفنا عنه ضرّه

تفريع جمله «لما كشفنا» بر «دعانا» بيانگر برداشت فوق است.

8 ـ رهايى انسان از گرفتارى ها و مصايب ، در گرو مشيت خدا و بسته به لطف و رحمت اوست .

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا . .. فلما كشفنا عنه ضرّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 8

8 - رهايى انسان از گرفتارى ها و مصيبت ها ، در گرو مشيت خداوند و بسته به لطف و رحمت او است .

و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه ثمّ إذا خوّله نعمة منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 8

8 - دعا به درگاه خداوند ، داراى تأثير در رهايى انسان از مشكلات و سختى ها

ادع لنا ربّك . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب

120- عوامل نجات از سرگردانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 4

4 - ايمان و اعتقاد به پروردگار يگانه ، مايه رهايى انسان از وادى حيرت و سرگردانى در عقيده و عمل

ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون . .. إلاّ الذين ءامنوا

121- عوامل نجات از شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 7

7 - تقوا ، موجب نجات انسان از هرگونه بدى و اندوه در قيامت

الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء و لا هم يحزنون

122- عوامل نجات از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 2،3،4،6

2 ـ تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.

3 ـ تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

4 ـ باور به شنوايى و آگاهى خدا ، زمينه ساز دور ماندن از وسوسه هاى شيطان و رهيدن از دام اوست .

تذكروا فإذا هم مبصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق «تذكروا»، به قرينه فراز قبل (إنه سميع عليم)، شنوايى و آگاهى خداوند باشد.

6 ـ تقوا عامل توجه آدمى به خداوند و فرمان هاى او به هنگام وسوسه انگيزى هاى شيطان

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 8

8 - پرستش خداى يگانه و روى برتافتن از عبادت غير او ، رهايى از دام شيطان و دستيابى به اوج كمال است .

حنفاء للّه غير مشركين به . .. فتخطفه الطير

123- عوامل نجات از طوفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 13

13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .

إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح

تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.

124- عوامل نجات از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 12

12 ـ ايمان و اقامه نماز ، در رهايى از فتنه گرى ستمگران ، نقشى بسزا دارد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و أقيموا الصلوة و بشّر المؤمنين

125- عوامل نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 16

16 - رهايى از عذاب دردناك قيامت در گرو لطف خدا و پاك شدن از گناهان و آلودگيهاست .

و لايكلمهم اللّه يوم القيمة و لايزكيهم و لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 4،8

4 ـ ايمان ، زمينه ساز غفران الهى و مصونيّت از عذاب دوزخ

امنّا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

برداشت فوق، از ترتّب «غفران» به وسيله «فاء» بر ايمان، استفاده شده است.

8 ـ بخشايش گناهان انسان از سوى خداوند ، زمينه مصونيّت او از عذاب

فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

تقواپيشگان، نخست بخشايش گناهان را مى طلبند و پس از آن، طالب دورى از عذاب هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 7

7 ـ ايمان و عمل صالح ، عامل نجات انسان از عذاب الهى در دنيا و آخرت

فامّا الذين كفروا فاعذّبهم عذاباً شديداً فى الدنيا و الاخرة . .. و اما الذين امن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 2

2 ـ هيچ فديه اى در قيامت براى رهايى كافران از عذاب ، پذيرفته نخواهد شد .

انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 33

33 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نجات بخش مسلمين ، از پرتگاه آتش

و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: فبرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) و اللّه انقذوا.


تفسير عياشى، ج 1، ص 194، ح 126 ; تفسير برهان، ج 1، ص 307، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 3

3 ـ رسيدن به مقام رضاى الهى ، رهايى از دوزخ و نيل به درجات عالى ، در پرتو بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان به اوست .

افمن اتّبع رضوان اللّه . .. هم درجات عند اللّه ... لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ

با توجّه به آيه قبل كه سخن از نيل به درجات و رضاى الهى بود، گويا در اين آيه راه وصول به آن را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 12

12 ـ سعادتمندى رهايى يافتگان از آتش و ره يافتگان به بهشت

فمن زحزح عن النّار و ادخل الجنّة فقد فاز

«زحزح»، از مصدر «زحزحة»، به معنى دور شدن و كنايه از نجات يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 28،30،31،34

28 ـ دعاى خردمندان براى رهايى از عذاب دوزخ

لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

30 ـ خداوند تنها بازدارنده انسان از گرفتار شدن به عذاب دوزخ

فقنا عذاب النّار

با توجّه به اين كه خردمندان پس از پى بردن به هدفدارى آفرينش تنها از جانب خداوند درخواست نجات از عذاب دارند.

31 ـ اعتقاد به معاد و درخواست رهايى از آتش دوزخ ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار

34 ـ دعا براى نجات يافتن از عذاب دوزخ ، وسيله اى براى رهايى يافتن از آن

فقنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 2،4

2 ـ آدمى، در هر مرتبه و با هر گونه عمل، براى رهايى از عذاب قيامت نيازمند رحمت خداوند است.

من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

«من» اسم موصول و از ادات عموم است، يعنى (هر كس) بنابراين مفاد صله آن «يصرف . .. » عموميت داشته و شامل همه مردم مى شود.

4 ـ پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) هم نيازمند رحمت الهى براى نجات از عذاب قيامت است.

قل إنى أخاف . .. من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 15

15 ـ ايمان به آيات الهى، على رغم سابقه اعراض و تكذيب، موجب رهايى از عذاب الهى خواهد شد.

سنجزى الذين يصدفون . .. بما كانوا يصدفون

«با» در «بما كانوا . .. » سببيه و «ما» مصدريه است. آمدن «كان» و مانند آن قبل از فعل مضارع دلالت بر استمرار معناى آن فعل دارد. لذا «سنجزى ... بما كانوا يصدفون» يعنى «آنان را به سبب اعراض مستمرشان به عذاب سوء كيفر مى دهيم». بنابراين اگر كسانى پس از مدتى سرپيچى، آيات الهى را تصديق كردند به عذاب گرفتار نخواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 15

15ـ روابط خانوادگى ( نسبى يا سببى ) با پيامبران ، تأثيرى در نجات آنان از عذاب هاى الهى ندارد .

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 10

10ـ نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ، مايه نجات و رهايى از عذاب هاى الهى است .

إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 3،5

3- پاكى خاندان لوط ( ع ) و دورى از هرگونه جرم و تبه كارى ، عامل نجات همه آنان از عذاب الهى

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

5- پاكى و دورى از جرم و تبه كارى ، موجب نجات از عذاب الهى در دنيا ( عذاب استيصال )

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 10

10- اهتمام به نماز و پشت پازدن به هوا هاى نفسانى ، موجب هدايت و نجات از عذاب است .

أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 60 - 1

1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .

فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا

استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 2

2 - پايبندى مستمر مؤمنان ثمود به تقوا و پرهيز از گناه ، عامل نجات آنان از عذاب الهى

و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جمله «كانوا يتّقون» ماضى استمرارى است; يعنى، راز نجات مؤمنان در تقواى مستمر آنان نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 3

3 - طهارت و پاكدامنى و تلاش در راه اصلاح جامعه ، مايه نجات از امواج بلا و كيفر الهى

أخرجوا ءال لوط . .. إنّهم أُناس يتطهّرون . فأنجينـه و أهله إلاّامرأته

قوم لوط، وى و خاندانش را به جرم پاكى و پارسايى محكوم به تبعيد و اخراج كردند; اما خداوند ايشان را به همين دليل از كيفر دامنگير آن قوم نجات داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 2

2 - تسبيح خداوند و تنزيه او از هر عيب و نقصى ، نجات دهنده انسان از عذاب الهى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب ... فسبحـن اللّه

«فاء» در «فسبحان اللّه» فصيحه و يا تفريع است. بنابراين، معناى عبارت، با توجه به دو آيه پيش، چنين مى شود: «حال كه مشخص شد فرجام مؤمنان و كافران چيست، پس تسبيح كنيد كه جزء گروه نخست بشويد و از عذاب رهايى يابيد.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 21 - 9

9 - بازگشت انسان خطاكار به درگاه خدا ، مايه مصونيت وى از عذاب اخروى است .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى دون العذاب الأكبر لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 11

11 - تقواپيشگى و پرواى الهى ، موجب رهايى از آتش دوزخ

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. يـعباد فاتّقون

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاتّقون» بر جمله «ذلك يخوّف اللّه به عباده» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 10

10 - تقوا و احسان ، دو عنصر سعادت آفرين و رهايى بخش از عذاب الهى

من قبل أن يأتيكم العذاب . .. لكنت من المتّقين ... فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 3

3 - تقوا ، عامل رستگارى و كاميابى و نجات بخش انسان ها از عذاب الهى

و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 3

3 - همراهى ايمان و تقوا ، عامل نجات انسان از عذاب و انتقام الهى

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 11

11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 10 - 3

3 - ايمان به تنهايى ، موجب نجات از عذاب نمى شود .

يـأيّها الذين ءامنوا هل أدلّكم على تجـرة تنجيكم من عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 7

7 - ايمان استوار به خدا و رسول او و جهاد در راه خدا ، رهايى بخش انسان از عذاب دردناك الهى

تنجيكم من عذاب أليم . تؤمنون باللّه و رسوله و تجـهدون فى سبيل اللّه

126- عوامل نجات از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 3،4

3 - ايمان به قرآن ، پيروى از دستورات خدا و پرهيز از محرمات ، وسيله محافظت آدمى در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت) - پس از دعوت به ايمان (آمنوا بما أنزلت) و ديگر تكليفهاى ياد شده در آيه - مى رساند كه: وقايه آدمى در روز قيامت، همان ايمان به قرآن و . .. خواهد بود.

4 - برپايى نماز ، پرداخت زكات و شركت در نماز جماعت از جمله سبب هاى كارساز براى دور ماندن از عذاب ها و مخاطرات روز قيامت

و أقيموا الصلوة . .. واتقوا يوماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 20

20- نجات از عذاب اخروى خداوند منوط به هدايت و امداد اوست .

فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الله من شىء قالوا لو هديـنا الله لهدينـكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 25

25- اعتراف به حق در قيامت ، رهايى بخش از عذاب نيست .

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل إن الظـلمين لهم عذاب أليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إن الظالمين لهم عذاب أليم» كلام خداوند باشد. از اينكه خداوند ماجراى برخورد مستكبران و پيروانشان و نيز برخورد آنها با شيطان و اعتراف شيطان به خطاى خود در قيامت را بيان مى كند و آن گاه مى فرمايد كه براى ستمگران عذابى دردناك در نظر گرفته شده است، نكته فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 52 - 9

9 - ايمان ، نجات بخش آدمى از گرفتارى هاى قيامت است .

و لو ترى إذ فزعوا فلافوت . .. و قالوا ءامنّا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 9

9 - رهايى از عذاب و كيفر الهى در روز قيامت ، جز با در دست داشتن دليل و حجت شرعى براى هيچ كس ميسر نيست .

فانفذوا لاتنفذون إلاّ بسلطـن

يكى از كاربردهاى «سلطان»، حجت و برهان است (لسان العرب ). برداشت ياد شده مبتنى بر اين كار برد و نيز مرتبط بودن آيه شريفه با مسأله قيامت است.

127- عوامل نجات از عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 3

3 ـ ايمان ، وسيله نجات از عذاب استيصال است .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

128- عوامل نجات از عذاب دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 3

3 - عبادت خداوند ، رعايت تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، از موجبات آمرزش گناهان و نجات از عذاب الهى در دنيا

أن اعبدوا اللّه . .. يغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

129- عوامل نجات از غضب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 13

13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .

ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج

در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.

130- عوامل نجات از فرجام شوم اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 78 - 4

4 - حق پذيرى ، تنها رمز سعادت و رهايى انسان از فرجام شوم اخروى

لقد جئنـكم بالحقّ و لـكنّ أكثركم للحقّ كـرهون

تكرار لفظ «حقّ» و اكتفا نكردن به ضمير، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه تنها حق پذيرى، مى تواند تعيين كننده سر نوشت انسان باشد.

131- عوامل نجات از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 2

2 ـ رهايى از تنگنا ها و دستيابى به توسعه در ابعاد مختلف زندگى ، ثمره اى براى هجرت در راه خدا

و من يهاجر فى سبيل اللّه يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة

132- عوامل نجات از كيفر اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 9

9 - رهايى از عذاب و كيفر الهى در روز قيامت ، جز با در دست داشتن دليل و حجت شرعى براى هيچ كس ميسر نيست .

فانفذوا لاتنفذون إلاّ بسلطـن

يكى از كاربردهاى «سلطان»، حجت و برهان است (لسان العرب ). برداشت ياد شده مبتنى بر اين كار برد و نيز مرتبط بودن آيه شريفه با مسأله قيامت است.

133- عوامل نجات از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 1

1 - مؤثر دانستن ثروت ، در جاودانگى و رهايى از نابودى و مرگ ، پندارى نادرست و ناروا است .

أخلده . كلاّ

حرف «كلاّ»، مخاطب را از پذيرش گفتارهاى بيان شده در جملات پيش، بازمى دارد.

134- عوامل نجات از مشكلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 6

6 - نقش دين دارى و خوشبينى به تأييدات الهى ، در دلگرمى به ادامه حيات و رهايى از پوچى و بن بست در زندگى

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد... هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

135- عوامل نجات از مصيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 8

8 - رهايى انسان از گرفتارى ها و مصيبت ها ، در گرو مشيت خداوند و بسته به لطف و رحمت او است .

و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه ثمّ إذا خوّله نعمة منه

136- عوامل نجات از هلاكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 7

7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.

قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 12

12- پيشرفت هاى اقتصادى و قدرت هاى چشم گير ـ حتى در عالى ترين شكل آن ـ تضمين كننده نجات جامعه از نابودى نيست .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـثًا ورءيًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 6

6 - راه توبه و بازگشت براى رهايى از پيامد هاى هلاكت بار براى همه گنه كاران باز است .

و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب

137- عوامل نجات انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 14

14 - پيروى از رهنمود هاى خداوند ، نجات دهنده انسان ها ، از عواقب دشمنى ها و كشمكش هاى زمينيان است .

بعضكم لبعض عدوّ فإمّا يأتينّكم منّى هدًى

138- عوامل نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 7

7 - فضل و رحمت الهى بر بنى اسرائيل ، نجات دهنده آنان از زيان و خسران شد .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 9

9 ـ نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جـوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 6

6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.

139- عوامل نجات پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 2

2 - پايبندى مستمر مؤمنان ثمود به تقوا و پرهيز از گناه ، عامل نجات آنان از عذاب الهى

و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جمله «كانوا يتّقون» ماضى استمرارى است; يعنى، راز نجات مؤمنان در تقواى مستمر آنان نهفته است.

140- عوامل نجات تضييع كنندگان نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 60 - 1

1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .

فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا

استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.

141- عوامل نجات خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 3

3- پاكى خاندان لوط ( ع ) و دورى از هرگونه جرم و تبه كارى ، عامل نجات همه آنان از عذاب الهى

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 2

2 - شكرگزارى لوط ( ع ) و خاندان مؤمن ايشان ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت و لطف ويژه خداوند و نجات يافتن از مهلكه عذاب

نجّينـهم . .. نعمة من عندنا

142- عوامل نجات در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 7

7 - رعايت تقواى الهى ، مايه نجات انسان در روز حشر

و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون

143- عوامل نجات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 10

10 ـ مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

144- عوامل نجات لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 2

2 - شكرگزارى لوط ( ع ) و خاندان مؤمن ايشان ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت و لطف ويژه خداوند و نجات يافتن از مهلكه عذاب

نجّينـهم . .. نعمة من عندنا

145- عوامل نجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 9

9 - زنده گذاشتن موسى ( ع ) و چشم پوشى از قتل وى ، درخواست آسيه از فرعون

و قالت امرأت فرعون . .. لاتقتلوه

146- عوامل نجات نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 9

9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .

ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا

«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 14 - 3

3 - نجات نوح ( ع ) و حمايت خداوند از ايشان ، پاداش صبر آن حضرت در قبال ناسپاسى هاى قومش

تجرى بأعيننا جزاء لمن كان كفر

مراد از «لمن كان كفر» نوح است كه مورد كفران مستمر قومش قرار گرفته بود و الطاف الهى در حق ايشان پاداش شكيبايى هاى آن حضرت مى باشد.

147- عوامل نجات همسفران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 9

9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .

ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا

«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.

148- عوامل نجات هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 60 - 1

1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .

فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا

استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.

149- عوامل نجات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 2

2ـ امداد خداوند ، مايه رهايى يوسف ( ع ) از گناه و مكر و افسون زليخا و زنان اشراف شد .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

150- عوامل نجات يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 13

13 - رهايى يافتن يهود از خوارى و درماندگى و برطرف شدن غضب الهى از آنان ، در گرو ايمان واقعى ايشان به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح است .

ضربت عليهم الذلة و المسكنة . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً فلهم أج

در آيه قبل بيان شد كه يهود بر اثر كفر و گناه به خوارى، ذلت و غضب گرفتار شدند. آيه مورد بحث خصوصاً با توجه به اينكه از يهوديان نام برده (والذين هادوا) مى تواند اشاره به اين باشد كه: راه نجات يهود از آن سرنوشت شوم ايمان و عمل صالح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 9

9 ـ توبه و بازگشت به خدا ، راه نجات يهوديان از ذلت و بيرون آمدن از سلطه عذاب كنندگان ايشان است .

و إذ تأذن ربك ليبعثن . .. و إنه لغفور رحيم

هدف از تذكر بخشايشگرى و مهربانى خداوند پس از بيان گرفتارى يهوديان به شكنجه و سلطه ديگران، اين است كه آنچه بر يهود از جانب خداوند مقدّر شده است، تا زمانى است كه از فرمانهاى الهى سرپيچى كنند.

151- غرق نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 3

3- امكان بازگشت دوباره نجات يافتگان از خطر دريا به آن و گرفتار شدن به طوفان دريايى و غرق شدن

أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى

152- فضيلت نجات مظلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 10

10 - نجات مظلومان از يوغ ستم و بردگى و رهايى آنان از سلطه نظام هاى غير توحيدى ، مطلوب خداوند و همسو با اهداف رسولان الهى است .

اذهبا . .. فأرسل معنا بنى إسرءيل

153- فلسفه شرك نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 5

5 - هدف رهيدگان از ناگوارى ها ، از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجات شان است .

إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة ... يشركون . ليكفروا

«لام» در «ليكفروا» لامِ عاقبت است و مفيد اين نكته است كه آنان، مشرك شدند تا سرانجام كفران نعمت كنند.

154- كيفر اسناد نجات بخشى به غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 11

11- نسبت دادن نجات از گرفتارى ـ كه كار خداست ـ به غير او ، مورد مؤاخذه شديد قرار خواهد گرفت .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نص

155- لاوى و نجات بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 6

6ـ ناراحتى و شرمسارى فرزند ارشد يعقوب از توفيق نيافتن در عمل به عهد و پيمان خويش ( بازگرداندن بنيامين )

قال كبيرهم . .. قد أخذ عليكم موثقًا ... فلن أبرح الأرض

156- لاوى و نجات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 10 - 4،6

4ـ لاوى با پيشنهاد خود ( انداختن يوسف به چاه ) درصدد حفظ جان يوسف ( ع ) و پيشگيرى از كشته شدن او بود .

لاتقتلوا يوسف . .. و ألقوه فى غيـبت الجب يلتقطه بعض السيّارة

پيشنهاد لاوى مبنى بر اينكه يوسف را در چاهى بر سر راه كاروانها بيفكنيد، در مقابل اين نظر كه او را در بيابانى رها سازيد (أو اطرحوه أرضاً) و نيز، تصريح به اينكه كاروانى او را بيابد (يلتقطه بعض السيّارة) دلالت مى كند كه وى درصدد پيشگيرى از تلف شدن يوسف(ع) و از ميان رفتن او بوده است.

6ـ لاوى قرار دادن يوسف ( ع ) را در چاه ، مقدمه دستيابى كاروان ها به يوسف ( ع ) و مايه نجات او از مرگ مى ديد .

يلتقطه بعض السيّارة

التقاط (مصدر يلتقطه) به معناى يافتن و برگرفتن است.

157- محدوده نجات از هلاكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 2

2- رهايى انسان از مهلكه اى ، ايمنى بخش هميشگى وى از قهر الهى نخواهد بود .

نجـّكم إلى البرّ . .. أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ

158- مظاهر نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 1

1 ـ خداوند تنها نجاتبخش آدميان از مهلكه ها و از هرگونه اندوه و سختى است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

159- معبودان باطل و نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 8

8ـ بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

160- مكذبان نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 2

2- هدف رهيدگان از ناگوارى ها از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجاتشان است .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ . .. ليكفروا بما ءاتينـهم

لام «ليكفروا» احتمال دارد به معناى «كى» باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آنان شرك ورزيدند تا اثبات كنند كه نجاتشان از جانب خداوند نبوده است. در اين برداشت مراد از «ما ءاتيناهم» رفع ناگوارى و معناى «يكفروا» همان پوشاندن و انكار كردن است.

161- منشأ نجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 2

2 - انسان هاى گرفتار در سختى ها و تنگنا ها ، مرجع خود را ، خداوند مى دانند و براى نجات خويش ، به او روى مى آورند .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم منيبين إليه

«إنابة» مصدر «منيب» به معناى «رجوع مكرّر در مكرّر» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 5

5 - هدف رهيدگان از ناگوارى ها ، از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجات شان است .

إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة ... يشركون . ليكفروا

«لام» در «ليكفروا» لامِ عاقبت است و مفيد اين نكته است كه آنان، مشرك شدند تا سرانجام كفران نعمت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 10

10 - نجات دهنده انسان ها از شدايد و گرفتارى هاى سخت ، خداوند است .

و إذا غشيهم موج . .. فلمّا نجّيهم إلى البرّ

منشأ نجات ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 4

4 - لطف و عنايت خدا ، موجب شكست توطئه مشركان عليه ابراهيم ( ع ) و پيروزى آن حضرت در برابر آنان

فأرادوا به كيدًا فجعلنـهم الأسفلين

«أسفل» (مفرد «أسفلين») در اصل به معناى فروتر است; ولى در آيه شريفه كنايه از شكست و به معناى مغلوب مى باشد; زيرا انسانِ غالب، احساس برترى و انسان مغلوب، احساس فروترى مى كند.

162- منشأ نجات از بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 8

8- هيچ كس و هيچ ملجأيى جز خداوند ، توان نجات انسان ها را از مرگ حتمى در برابر حوادث طبيعى ندارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم

از اينكه خداوند در آيه قبل فرمود: «انسان به هنگام گرفتار شدن به خطر حتمى، تنها به ياد خدا و قدرت نجات بخش او مى افتد و پس از رهايى فراموش مى كند» و نيز از اينكه در آيه بعدى هشدار داد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، نشان مى دهد كه تنها اوست كه مى تواند انسان را از مرگ حتمى نجات بخشد.

163- منشأ نجات از جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 5 - 3،4

3 - خروج انسان از نادانى ، در گرو خواست خداوند و به دست او است .

علّم الإنسـن ما لم يعلم

4 - ر ها ساختن انسان از جهل ، جلوه كرم والاى خداوند است .

و ربّك الأكرم. الّذى ... علّم الإنسـن ما لم يعلم

164- منشأ نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 11

11 - اعتراف متقين به نقش اصلى ربوبيت خداوند ، در هدايت آنان به بهشت و نجات از دروخ

فـكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

قيد «بماآتاهم. ..» مى رساند كه پارسايان بهشتى، در عين برخوردارى از نعمت ها، گرفتار غفلت نشده و مغرور به تقواى خود نمى باشند; بلكه توجه دارند كه به هر نعمتى رسيده اند و از هر بلايى كه رهيده اند جز در پرتو امداد و رهنمودهاى رشد آفرين خداوند و الطاف او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 1

1 - اذعان متقين در بهشت ، به نقش لطف الهى در رهايى آنان از عذاب دوزخ و ورود ايشان به بهشت

فمنّ اللّه علينا و وقيـنا عذاب السموم

165- منشأ نجات از حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 7

7- نجات از خطراتى كه مرگ قطعى براى انسان مى آورد ، تنها به عنايت خداوند امكان پذير است .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ

166- منشأ نجات از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 9

9 - نجات دهنده گرفتاران ، از خطر ، خداوند است .

فلمّا نجّيـهم

167- منشأ نجات از دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 9 - 4

4- نجات و رهايى مردم از دست دشمنان ، در گرو مشيت الهى است .

فأنجينـهم و من نشاء

168- منشأ نجات از ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 11

11- تحميل بدترين شكنجه ها و آزار بر قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، شيوه مستمر فرعونيان

يسومونكم سوء العذاب

«يسومون» از «سوم»، به معناى تحميل شكنجه و عذاب، است و فعل مضارع آوردن آن، مى تواند اشاره به تداوم آن باشد.

169- منشأ نجات از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 1

1 - خداوند ، نجات بخش تقواپيشگان از عذاب قيامت

أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا

170- منشأ نجات از عذاب برزخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 9

9 - رهايى از عذاب الهى در دنيا و آخرت ، جز با جلب رضاى خداوند و با اراده او ممكن نيست .

فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا

برداشت ياد شده، از تعبير «من دون اللّه» (بدون خداوند) استفاده مى شود.

171- منشأ نجات از عذاب دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 9

9 - رهايى از عذاب الهى در دنيا و آخرت ، جز با جلب رضاى خداوند و با اراده او ممكن نيست .

فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا

برداشت ياد شده، از تعبير «من دون اللّه» (بدون خداوند) استفاده مى شود.

172- منشأ نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 57 - 2

2 - توفيق نجات از پيامد هاى هلاكت بار معاشرت با افراد فاسد و منحرف ، نعمت و لطف الهى است .

و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين

173- منشأ نجات از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 7

7- نجات از خطراتى كه مرگ قطعى براى انسان مى آورد ، تنها به عنايت خداوند امكان پذير است .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 8

8- هيچ كس و هيچ ملجأيى جز خداوند ، توان نجات انسان ها را از مرگ حتمى در برابر حوادث طبيعى ندارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم

از اينكه خداوند در آيه قبل فرمود: «انسان به هنگام گرفتار شدن به خطر حتمى، تنها به ياد خدا و قدرت نجات بخش او مى افتد و پس از رهايى فراموش مى كند» و نيز از اينكه در آيه بعدى هشدار داد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، نشان مى دهد كه تنها اوست كه مى تواند انسان را از مرگ حتمى نجات بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 44 - 2

2 - رحمت خدا و تقدير زندگى محدود و موقت دنيا ، فلسفه استمرار حيات بشر و نجات او از عوامل مرگ و نابودى است .

و لا هم ينقذون . إلاّ رحمة منّا و متـعًا إلى حين

174- منشأ نجات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 4

4 - رهايى پيامبران از فريب ها و وسوسه هاى كافران ، در پرتو تذكرات و رهنمود هاى خداوند است .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

175- منشأ نجات انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 10

10 - برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند ، دليل توانمندى او بر نجات انسان ها از حوادث خطرناك

قل أعوذ بربّ الفلق

176- منشأ نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 14

14ـ ترحم خدا بر برخى انسان ها و نجات آنان از سيطره نفس امّاره ، برخاسته از رحمت و غفران اوست .

إن النفس . .. إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم

177- منشأ نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 2

2 ـ خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 1

1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 2،3

2 - تعلق اراده الهى بر تغيير تحولات مصر به نفع بنى اسرائيل و رهانيدن آنان از استضعاف فرعون

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 1

1 - تعلق اراده الهى بر اختصاص دادن نقطه اى از زمين ( ارض مقدس ) به بنى اسرائيل [ زمان موسى و فرعون ] در خارج از كشور مصر

و نمكّن لهم فى الأرض

«تمكين» از ريشه «مكان» و به معناى اسكان دادن است. بنابراين «نمكّن لهم فى الأرض»; يعنى، «نجعل لهم مكاناًيستقرون فيه». گفتنى است «ارض مقدس» مكان و سرزمينى بود كه خداوند براى بنى اسرائيل مقرر فرموده بود (ادخلوا الأرض المقدسة التى كتب اللّه لكم)، (مائده، آيه 21).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 1

1- نجات بنى اسرائيل از زندگى سخت و خفّت بار به اراده الهى

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

178- منشأ نجات بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 57 - 1

1 - بهشتيان ، رهايى خود از پيامد هاى هلاكت بار هم نشينى با كافران دوزخى را ، مديون لطف خدا و به توفيق او مى دانند .

و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين

179- منشأ نجات پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 1

1 - نجات يافتن مؤمنان پيرو صالح ، از عذاب نازل شده بر ثموديان به اراده الهى

و أنجينا الذين ءامنوا

180- منشأ نجات پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 14 - 2

2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *

تجرى بأعيننا

در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» ـ پس از «حملناه على ذات. ..» ـ بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.

181- منشأ نجات خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 2

2 - نجات لوط ( ع ) و همه كسانش ، به اراده خداوند و در پى استمداد وى براى رهايى از مكافات عمل قومش

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله أجمعين

182- منشأ نجات خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4

4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

183- منشأ نجات غرق شدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 44 - 1

1 - جز رحمت خدا ، هيچ چيز موجب نجات كسانى نمى شود كه به مشيت خدا در آستانه غرق شدن قرار دارند .

و إن نشأ نغرقهم . .. إلاّ رحمة منّا

استثنا در «إلاّ رحمة. ..» استثناى مفرغ (به حذف مستثنامنه) و به تقدير «لاينقذون لأىّ شىء من الأشياء إلاّ لرحمة...» مى باشد.

184- منشأ نجات قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 5

5 - خداوند ، با خنثى كردن توطئه اصحاب فيل ، قريش را از خطر از هم گسيختگى رهانيد .

لإيلـف قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 1

1 - خداوند ، قريش را از گرسنگى رهانيد و مواد غذايى آنان را تأمين كرد .

الذى أطعمهم من جوع

حرف «من» يا تعليلى است و يا بدلى; يعنى، به دليل گرسنگى يا به جاى آن. در هر دو صورت، بيانگر وجود زمينه گرسنگى در قريش است; به گونه اى كه اگر خداوند آنان را اطعام نمى كرد، راهى ديگر نداشتند.

185- منشأ نجات لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 2

2 - نجات لوط ( ع ) و همه كسانش ، به اراده خداوند و در پى استمداد وى براى رهايى از مكافات عمل قومش

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله أجمعين

186- منشأ نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 5

5 - خداوند ، نجات دهنده مؤمنان تقواپيشه از گرداب هاى سخت و بلا هاى فراگير

أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 11

11 - اعتراف متقين به نقش اصلى ربوبيت خداوند ، در هدايت آنان به بهشت و نجات از دروخ

فـكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

قيد «بماآتاهم. ..» مى رساند كه پارسايان بهشتى، در عين برخوردارى از نعمت ها، گرفتار غفلت نشده و مغرور به تقواى خود نمى باشند; بلكه توجه دارند كه به هر نعمتى رسيده اند و از هر بلايى كه رهيده اند جز در پرتو امداد و رهنمودهاى رشد آفرين خداوند و الطاف او نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 1

1 - اذعان متقين در بهشت ، به نقش لطف الهى در رهايى آنان از عذاب دوزخ و ورود ايشان به بهشت

فمنّ اللّه علينا و وقيـنا عذاب السموم

187- منشأ نجات متقين قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه سياق ـ مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

188- منشأ نجات متقين قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه سياق ـ مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

189- منشأ نجات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 7

7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از گرفتارى به سنت هاى دوران جاهليت رهانيد .

و وضعنا عنك وزرك

190- منشأ نجات مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 20 - 6

6 - فضل و رحمت خدا ، مردم صدراسلام را كه ندانسته در گسترش توطئه « افك » دخالت داشتند ، از گرفتار شدن به عذاب دنيوى و اخروى نجات بخشيد .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته

به قرينه آيه پيش و نيز آيه 14، جمله «و لولا فضل اللّه»، به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته مسكم عذاب فى الدنيا و الآخرة» مى باشد.

191- منشأ نجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 4

4 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در لحظات حساس و سرنوشت ساز و رهاننده او از بحران هاى روحى و اضطراب هاى درونى

قلنا لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 1

1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 3،4

3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )

يذبّح أبناءهم . .. فرددنـه إلى أُمّه

موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.

4 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن سريع موسى ( ع ) و دير نپاييدن زمان جدايى ميان او و مادرش

فرددنـه إلى أُمّه

به كارگيرى «فاء» عاطفه ـ كه براى بيان عدم تراخى استـ نشان مى دهد كه زمان جدايى ميان موسى(ع) و مادرش به قدرى كوتاه بود كه مى توان آن را ناديده گرفت.

192- منشأ نجات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 4

4 - اقدام خداوند بر نجات دادن رهروان راه خود در سخت ترين شرايط

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 5

5 - خداوند ، نجات دهنده مؤمنان تقواپيشه از گرداب هاى سخت و بلا هاى فراگير

أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 2

2 - تقدير عذاب براى كافران و نيز نجات مؤمنان ، متكى به اراده الهى است .

فأنجينـه و أهله إلاّ امرأته قدّرنـها من الغـبرين

برداشت ياد شده با توجه به انتساب فعل «أنجينا» و «قدّرنا» به خداوند است.

193- منشأ نجات مؤمنان قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه سياق ـ مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

194- منشأ نجات مؤمنان قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه سياق ـ مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

195- منشأ نجات نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4

4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 2

2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران

و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 1،2

1 - نجات يافتن نوح ( ع ) از طوفان ، به اراده الهى بود .

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

2 - نقش عوامل و اسباب طبيعى ، در تحقق اراده الهى براى نجات نوح ( ع )

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

تعبير «و حملناه على ذات ألواح . ..» بيانگر اين معنا است كه: «خداوند براى تحقق اراده خويش، عوامل طبيعى (كشتى) را به كار مى گيرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 14 - 2

2 - حمايت و لطف الهى ، عامل اصلى نجات نوح ( ع ) و مؤمنان به آن حضرت از مهلكه طوفان ; و نه صرفاً ابزار مادى ( كشتى ) *

تجرى بأعيننا

در صورتى كه «بأعيننا» كنايه از نظارت، حمايت و لطف الهى باشد، ذكر «تجرى بأعيننا» ـ پس از «حملناه على ذات. ..» ـ بيانگر اين معنا است كه هر چند كشتى نوح از ابزار بايسته اى ساخته شده بود; اما اين حمايت و نظارت لحظه به لحظه ما بود كه در نهايت كارساز و نجات آفرين بود.

196- منشأ نجات همسفران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4

4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 2

2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران

و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك

197- منشأ نجات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 5

5ـ سرگذشت يوسف ( ع ) ( نجات از چاه كنعان تا رسيدن به وزارت و نيل به قدرت ) به اراده خداوند و بر اساس تدبير او بود .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

198- منشأ نجات يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 145 - 1

1 - يونس ( ع ) با اراده الهى ، از شكم ماهى در زمينى خالى از درخت و پوشش گياهى بيرون افكنده شد .

فنبذنـه بالعراء

«نبذ» (مصدر «نبذنا») به معناى افكندن است و «عراء» به سرزمينى خالى از درخت و پوشش گياهى گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 49 - 2

2 - نعمت و لطف ويژه خداوند به يونس ( ع ) ، مانع گرفتار شدن او به بيابان خشك و بى آب و گياه شد .

لولا أن تدركه نعمة من ربّه لنبذ بالعراء

199- موانع نجات اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 5

5 - راه نجات از عذاب جهنم ، بر روى ستمكاران و گمراه شدگان از سوى خدا ، مسدود است .

و من يضلل اللّه فما له من سبيل

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، ناظر به وضعيت گمراه شدگان در قيامت باشد.

200- موانع نجات اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 5

5 - راه نجات از عذاب جهنم ، بر روى ستمكاران و گمراه شدگان از سوى خدا ، مسدود است .

و من يضلل اللّه فما له من سبيل

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، ناظر به وضعيت گمراه شدگان در قيامت باشد.

201- موانع نجات از تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 8

8 ـ كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

202- موانع نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 22

22 ـ ستمكاران هيچ ياورى براى نجات از آتش دوزخ ندارند .

و ما للظلمين من انصار

203- موانع نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 19

19 ـ هيچ فديه اى از بازيچه قرار دهندگان دين، براى رهايى آنان از عذاب پذيرفته نمى شود.

اتخذوا دينهم لعبا . .. و إن تعدل كل عدل لا يؤخذ منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 6

6 ـ جدايى ديرينه زن لوط از آيين و روش همسرش ، عامل جدا ماندن وى از خانواده لوط و نجات نيافتن از عذاب الهى

إلا امرأته كانت من الغبرين

204- موجبات نجات از اندوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 1

1 ـ ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون

«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه ـ به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.

205- موجبات نجات از ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 1

1 ـ ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون

«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه ـ به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.

206- موجبات نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 7

7 - اطاعت از خداوند و رسول او ، نجات بخش آدمى از آتش جهنم است .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرسولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 4

4 - پذيرش تذكرات قرآن و خشيت و هراس در برابر خداوند ، مايه رهايى از آتش دوزخ

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 2

2 - بذل مال بدون چشمداشت ، از عوامل دور ماندن از آتش جهنم است .

سيجنّبها . .. يؤتى ماله ... و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 2

2 - بذل مال در صورتى نشانه برترين تقوا و مايه تزكيه نفس و نجات از آتش است كه تنها به نيت دستيابى به لطف خداوند باشد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... إلاّ ابتغاء وجه ربّه

207- موجبات نجات از خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 4

4 ـ پيروى از قرآن و رسول خدا عامل رهايى از افكار و انديشه هاى خرافى

ما جعل اللّه من بحيرة . .. تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

208- موجبات نجات از سختيهاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 7

7 - رهايى انسان از گرفتارى هاى روز قيامت ، تنها در پرتو ولايت خداوند و اطاعت از او است .

و لايغنى عنهم . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

209- موجبات نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 147 - 2

2 ـ ايمان به خدا و شكر نعمت هاى او ، موجب گرفتار نشدن انسان به عذاب دوزخ است .

ما يفعل اللّه بعذابكم إن شكرتم و ءامنتم

مراد از عذاب به قرينه آيه 145 (فى الدرك الاسفل من النار)، آتش جهنم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 5

5 ـ ايمان و تقوا و تقرب به خداوند و جهاد در راه او ، راه نجات از عذاب قيامت

يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه . .. لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 34،41

34 ـ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، داراى حق شفاعت در هدايت انسان ها و نجات آنان از عذاب

و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً

كلمه «من اللّه» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به گروه ياد شده از جانب خداوند، توانى بر نجات آنان از عذاب و ضلالت ندارد. و مفهوم آن اين است كه نسبت به ديگران ماذون به هدايت و نجات مى باشد. و اين هدايتگرى و نجات بخشى از جانب خدا به وى داده شده است. يعنى پيامبر(صلی الله علیه و آله) واسطه و شفيعى براى هدايت و نجات كسانى است كه شايسته آن باشند.

41 ـ ناپاكى جان ودل منافقان و يهوديان ، موجب محروميت آنان از شفاعت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى هدايت و نجاتشان از عذاب *

و من يرداللّه فتنته فلن تملك له . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 4

4 ـ بازگشت به توحيد و طلب آمرزش از خداوند ، راه نجات مشركان ، از عذاب دردناك

ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم . .. افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 6

6 ـ نجات از عقاب شديد الهى تنها در پرتو مغفرت و رحمت الهى ميسر است .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 7

7 ـ منكران قرآن پس از برپايى قيامت در آرزوى يافتن شفيعان نجات دهنده از عذاب و يا بازگشت به دنيا براى انجام اعمالى سعادت آفرين

يقول الذين نسوه . .. فيشفعوا لنا او نرد فنعمل غير الذين كنا نعمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 13

13 ـ هود برحذردارنده قوم خويش از گرفتار شدن به عذاب هاى الهى به سبب پرستش نكردن خداى يكتا و پرهيز نكردن از گرايش هاى شرك آلود

أفلاتتقون

«اتقاء» مصدر «تتقون» به معناى گرفتن حفاظ براى دورى از مكروه و مانع شدن از رسيدن مكروه است. در اينجا به مناسبت مورد و تأييد آيات بعد (همانند آيه 70)، مراد از مكروه، عذابهاى الهى است، يعنى: أفلا تتقون عذاب اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 12

12 ـ ايمان و تقواى جوامع انسانى موجب رهايى آنان از عذاب هاى الهى است .

و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا . .. و لكن كذبوا فأخذنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 17

17 ـ موحدان ، پرداخت كنندگان زكات و مؤمنان به آيات الهى ، مصون از عذاب هاى الهى هستند .

عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى . .. فسأكتبها للذين ... بايتنا يؤمنون

جمله «سأكتبها» به منزله تفسيرى است براى «من أشاء». يعنى بيان مى كند كه چه كسانى مصون از عذاب الهى هستند و مشيت الهى بر عذاب نكردن آنان تعلق نمى گيرد و چه كسانى در خطر گرفتار شدن به عذاب الهى هستند. منطوق جمله «سأكتبها» بيانگر طايفه اول و مفهوم آن بيانگر طايفه دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 12

12 ـ نهى از منكر مايه رهايى يافتن از عذاب هاى تعيين شده براى جوامع گنهكار است .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 15،16

15 ـ راه نجات از عذاب برزخ ، توبه به درگاه خدا و جلب رحمت اوست .

من يسومهم سوء العذاب . .. إنه لغفور رحيم

16 ـ خداوند با گسترش رحمت خويش بر گنهكاران تائب ، آنان را مى بخشايد و به عذاب برزخى گرفتار نمى سازد .

و إنه لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 40 - 3

3 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب رهايى از عذاب الهى است .

إنّكم لذائقوا العذاب الأليم . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 24

24- حضور مؤمنان در محيط زندگى كافران مكه ، باعث نجات موقت كفّار از عذاب الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

210- موجبات نجات از كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 18

18 ـ رهايى از كيفر گناهان ، در گرو پذيرش احكام الهى و قضاوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 10

10 ـ ايمان ، عمل صالح ، تقوا و ايمان عامل رهايى از مؤاخذه بر كردار هاى نارواى گذشته

ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا

211- ناپسندى شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

212- نجات آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) براى هدايت آزر به توحيد و نجات وى از عذاب الهى ، تلاشى دلسوزانه داشت .

يـأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

213- نجات ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 1

1- حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) ، از نيرنگ ها و دسيسه هاى قوم خود ، به اراده الهى نجات يافتند .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 10،12

10 - خداوند ، ابراهيم ( ع ) را از آتش نجات داد .

أو حرّقوه فأنجـيه اللّه من النار

12 - نجات حضرت ابراهيم ( ع ) از مجازات قوم اش ( آتش ، گستردگى آتش ، پرتاب كردن ، . . . ) ، نشانه هاى چندى از خدا ، براى اهل ايمان است .

فأنجـيه اللّه من النار إنّ فى ذلك لأيـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 1

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) پس از نجات از آتش ، قوم خود را ر ها نكرد و به ارشاد آنان پرداخت .

فأنجـيه اللّه من النار . .. و قال إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثـنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 26 - 3

3 - حضرت ابراهيم ( ع ) از سرزمين خويش ، پس از واقعه دعوت به توحيد و انداخته شدن در آتش و نجات اش از آن ، هجرت كرد .

و إبرهيم إذ قال . .. اعبدوا اللّه ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا ... أو حرّ

به قرينه سياق، مرجع ضمير فاعلى «قال» حضرت ابراهيم(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 3

3 - نجات ابراهيم ( ع ) ، از ميان تلى از آتش پرشعله مشركان

فألقوه فى الجحيم . .. فجعلنـهم الأسفلين

214- نجات اخروى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيـمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

215- نجات اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد ـ كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

216- نجات اخروى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 8

8- « عن جابربن عبدالله قال : قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن ناساً من أمتى يعذبون بذنوبهم فيكونون فى النار ما شاء الله أن يكونوا ، ثم يعيرهم أهل الشرك فيقولون : ما نرى ما كنتم فيه من تصديقكم نفعكم . فلايبقى موحّد إلاّ أخرجه الله تعالى من النار ثم قرأرسول الله (صلی الله علیه و آله) : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسليمين » ;

جابربن عبدالله روايت كرده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)فرمود: هماناگروهى از امت من به سبب گناهانشان عذاب مى شوند. پس مدتى كه خدا مى خواهد در آتش هستند; سپس اهل شرك آنان را سرزنش مى كنند و مى گويند: نمى بينيم كه ايمان شما برايتان سودى داشته است. پس هيچ موحدى نمى ماند مگر اينكه خدا او را از آتش بيرون مى آورد; سپس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اين آيه را قراءت فرمود: «ربما يود الذين كفروا لو كانوا مسلمين».

217- نجات اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيـمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا

همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

218- نجات از آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 10

10 - خداوند ، ابراهيم ( ع ) را از آتش نجات داد .

أو حرّقوه فأنجـيه اللّه من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 1

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) پس از نجات از آتش ، قوم خود را ر ها نكرد و به ارشاد آنان پرداخت .

فأنجـيه اللّه من النار . .. و قال إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثـنًا

219- نجات از اسارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 11

11 ـ صندوق معهود ، يادآور و موجب برانگيختن بنى اسرائيل به پيروى از آيين موسى ( پيكار در راه خدا و رهايى از اسارت متجاوزان ) *

و بقية ممّا ترك ال موسى و ال هرون

ذكر جمله «بقيّة ممّا ترك . .. » شايد از اين جهت باشد كه به بنى اسرائيل خاطرنشان سازد كه پيوند مذهبى خود را با موسى (ع) قطع ننمايند.

220- نجات از استضعاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 11

11 ـ مؤمنان تحت ستم ، موظّف به هجرت براى رهايى از استضعاف

قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها

221- نجات از اندوه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 8

8 - نجات آدمى از ترس و اندوه صحنه قيامت ، در گرو تسليم شدن در برابر خدا و انجام دادن اعمال نيك در دنياست .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

222- نجات از اهوال قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 10 - 3

3 - كارساز نبودن استمداد از ديگران ، حتى از خويشان و صميمى ترين دوستان ، براى رهايى از مشكلات و حوادث تلخ روز محشر

و لايسئل حميم حميمًا

درخواست و سؤال نكردن از يكديگر در قيامت، ممكن است به سبب بى فايده بودن آن باشد.

223- نجات از تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 6

6 - هدايت انسان ها و رهايى آنان از تحير و سرگردانى ، در اختيار خدا و به مشيت اوست .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

224- نجات از ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 8

8 - نجات آدمى از ترس و اندوه صحنه قيامت ، در گرو تسليم شدن در برابر خدا و انجام دادن اعمال نيك در دنياست .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

225- نجات از تكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 46 - 2،3

2 - كسانى كه به لقاى خدا باور دارند ، از خود بزرگ بينى رهيده و به خصلت نيكوى خشوع آراسته مى شوند .

إلا على الخشعين. الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم

3 - كسانى كه « بازگشت به خدا » را قبول دارند ، مردمى فروتن و منزه از خود بزرگ بينى هستند .

إلا على الخشعين. الذين يظنون ... أنّهم إليه رجعون

226- نجات از تنهايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 3

3- رهايى از تنهايى و حفظ دستاورد هاى خود پس از مرگ ، انگيزه زكريا ( ع ) در فرزند خواهى از خداوند

و زكريّا إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى فردًا و أنت خير الورثين

زكريا(ع) به جاى تصريح به فرزند خواهى خود، تنهايى خويش را مطرح كرد و در پايان درخواست خود مسأله بهترين وارث بودن خدا را ياد نمود. ذكر اين دو مطلب، در حقيقت بيانگر انگيزه زكريا(ع) و شرح حال او در دعا و خواسته خويش است.

227- نجات از تنهايى صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيـمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

228- نجات از تنهايى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 5

5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .

و كلّهم ءاتيه يوم القيـمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.

229- نجات از توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 10

10 ـ اعتماد و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نصرت الهى نسبت به او و فرد همراهش ( ابوبكر ) در خلاصى از توطئه كافران مكه

لاتحزن إن اللّه معنا

230- نجات از جامعه فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 75 - 6

6- نجات از جامعه فاسد و آلوده ، نشانگر رحمت خاص الهى است . *

و نجّينـه . .. و أدخلنـه فى رحمتنا

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه عطف جمله «أدخلناه. ..» بر جمله «آتيناه»، از نوع عطف تفسيرى باشد.

231- نجات از جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 21،22

21 ـ رهايى مردم از جاهليّت و گرايش آنان به اسلام ، از نعمت هاى بزرگ الهى

كذلك كنتم من قبل فمنّ اللّه عليكم

«منّت» به معناى نعمت بزرگ است.

22 ـ رهايى آدمى از گرايش هاى جاهلى در اختيار خدا و به مشيت اوست .

كذلك كنتم من قبل فمنّ اللّه عليكم

232- نجات از جبر محيط اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 57 - 3

3 - رهايى انسان از جبر محيط اجتماعى و نيز از پيامد هاى سوء معاشرت با افراد فاسد و منحرف جامعه ، در سايه ايمان به خدا و لطف و عنايت او ، امرى ممكن است .

و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين

233- نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 1

1 ـ پندار باطل گروهى از اهل كتاب و برخى از مسلمانان در مورد نجات از جهنم و ورود به بهشت ، به صرف انتساب به اديان الهى

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب

مراد از اسم «ليس» با توجه به آيات گذشته، رهايى از جهنم و ورود به بهشت است يعنى ليس الجنة و المحيص عن النار . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 146 - 1

1 ـ منافقان در صورت توبه ، اصلاح گذشته ، تمسك به خدا و اطاعت خالصانه ، به آتش دوزخ گرفتار نخواهند شد .

إنّ المنفقين . .. الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 6

6 ـ نجات از عذاب دردناك دوزخ ، فلاح و رستگارى است .

لعلكم تفلحون. إنّ الذين كفروا ... لهم عذاب اليم

بيان عذاب دردناك كافران در قيامت پس از راهنمايى مؤمنان به فلاح و رستگارى، حاكى از اين است كه رها شدن از عذاب، رستگارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 22

22 ـ سزاواران خلود در جهنم ممكن است با مشيت خداوند از آن رهايى يابند.

خلدين فيها إلا ما شاء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 7

7ـ رهايى جهنميان از آتش دوزخ ، امرى ممكن و محتمل است و به مشيت خداوند بستگى دارد .

خـلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

منظور از «ما» ى موصوله در «إلاّ ما شاء ربك» مى تواند زمان و مدت باشد. در اين صورت «مستثنى منه» مدت زمانى است كه به خلود و دوام توصيف شد. بر اين اساس حاصل معناى «خالدين فيها ...» چنين مى شود: دوزخيان در آتش براى هميشه ماندگارند، مگر آنكه خداوند هميشه بودن را ملغى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 14

14- آتش قيامت ، همانند سراپرده اى فراگير ، راه گريز را بر كافران خواهد بست .

نارًا أحاط بهم سرادقها

«سرادق» معرب «سراطاق» و به معناى خيمه و پرده سرا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 3،5،6

3- مجرمان ، در قيامت ، به دوزخى بودن خود و نداشتن راه گريزى از آن ، پى خواهند برد .

فظنّوا انّهم مواقعوها و لم يجدوا عنها مصرفًا

بيان ديدگاه مشركان در مورد ورود به جهنم با فعل «ظنّ»، حكايت از آن دارد كه آنان، در آن شرايط، خود را دوزخى مى بينند، ولى هنوز اميدهايى ـ هر چند واهى ـ به نجات دارند. ولى به زودى درمى يابند كه گريزگاهى براى آنان نيست. «مصرفاً» اسم مكان به معناى مكانى است كه به آن روى آورند. جمله «لم يجدوا...» يعنى جايى را كه بتوانند با پناه بردن به آن، از آتش رها شوند، نمى يابند.

5- مشركان ، در قيامت ، در پى يافتن راهى براى نجات خويش از آتش دوزخ اند .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم . .. و لم يجدوا عنها مصرفًا

در آيه قبل، بيان شد كه مشركان، با خواندن معبودان پندارى شان، در صدد نجات خود برخواهند آمد و اين آيه، خبر از نافرجامى تلاش آنان داده است.

6- مشركان ، در قيامت ، راهى براى نجات خود از آتش نخواهند يافت .

فظنّوا أنّهم مواقعوها و لم يجدوا عنها مصرفًا

«مواقعة» در مورد جنگ به كار مى رود (مفردات راغب) و مفاد آيه، اين است كه مشركان، براى دور ساختن آتش از خود و چيره شدن بر آن، تلاش مى كنند ولى راه گريزى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 1،13

1- خداوند ، درپى ورود همگان به دوزخ ، تقواپيشگان را از آن نجات مى دهد .

و إن منكم إلاّ واردها . .. ثمّ ننجّى الذين اتقوا

13- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : يردّ الناس النار ثمّ يصدرون بأعمالهم فأولهم كلمع البرق ، ثمّ كمرّ الريح ، ثمّ كحضر الفرس ، ثمّ كالراكب ، ثمّ كشد الرجل ، ثمّ كمشية ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: مردم وارد آتش مى شوند، آن گاه به ميزان اعمالشان از آن خارج مى گردند، پس اولين گروه به سرعت تابش برق و گروه بعدى به سرعت وزش باد و گروه بعد مانند دويدن اسب و گروه ديگر مانند سواره و گروهى مانند دويدن مرد و دسته اى مانند راه رفتن مرد [از آتش خارج مى شوند]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 3

3- كافران دوزخى ، از دفع و برگردانيدن عذاب الهى ، كاملاً ناتوان اند .

فلايستطيعون ردّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 22 - 7

7 - « عن أبى بصير عن أبى عبدالله ( ع ) . . . و ان أهل جهنّم إذا دخلوها هووا فيما مسيرة سبعين عاماً فإذا بلغوا أعلاها قمعوا بمقامع الحديد و اُعيدوا فى دركها هـذه حالهم و هو قول اللّه عزّوجلّ « كلما أرادوا أن يخرجوا منها . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) روايت كرده است: . ..اهل جهنم وقتى كه داخل آن مى شوند، به اندازه سير هفتاد ساله در آن سقوط مى كنند ـ پس زمانى كه به بالاى آن بيايند، با گزرهاى آتشين بر سر آنها كوبيده مى شود و به ته جهنم برگردانده مى شوند و اين حال و وضعيت آنها است و اين همان سخن خدا است كه فرمود: «كلّما أرادوا أن يخرجوا منها...»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 2

2 - يأس كافران از نجات و رهايى ، پس از قرار گرفتن در تنگناى عذاب جهنم

عذاب شديد إذا هم فيه مبلسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 11

11 ـ تلاش براى سوق دادن انسان ها به بهشت و نجات آنان از ابتلاى به آتش جهنم ، از هدف هاى پيامبران الهى

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 50 - 9

9 - راه نجات از عذاب جهنم ، به روى تمامى كافران ستيزه جو بسته است .

و ما دعـؤا الكـفرين إلاّ فى ضلـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 6

6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 5

5 - راه نجات از عذاب جهنم ، بر روى ستمكاران و گمراه شدگان از سوى خدا ، مسدود است .

و من يضلل اللّه فما له من سبيل

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، ناظر به وضعيت گمراه شدگان در قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 7

7 - سپاس گزارى متقين از خداوند ، به خاطر رهايى شان از عذاب باد هاى سوزان و كشنده دوزخ

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 22 - 3

3 - پرهيزكنندگان از طغيان ، گرچه بر جهنم و كمين كنندگان در آن عبور خواهند كرد ; ولى گرفتار آن نخواهند شد . *

إنّ جهنّم كانت مرصادًا . للطّـغين مـابًا

چنانچه «للطاغين» متعلق به «مآباً» باشد، «مرصاداً» مطلق خواهد بود; در اين صورت مفاد دو آيه اين است كه جهنم براى همگان «مرصاد» است; ولى «مآب» و بازگشتگاه همه نبوده و تنها طغيان گران گرفتار آن خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 23 - 4

4 - « قال رسول اللّه : لايخرج من النار من دخل ها حتّى يَمْكُثَ فيها أحقاباً و الحقب بضع و ستون سنة و السنة ثلاثمائه و ستون يوماً كل يوم كألف سنة ممّا تعدون فلايتكّلنّ أحد أن يخرج من النار ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: كسى كه داخل آتش جهنم شود از آن خارج نمى گردد; مگر اين كه چند «حُقب» در آن توقف كند. مراد از «حُقب» شصت و اندى سال مى باشد. و سال 360 روز است. هر روزى مثل هزار سالى است كه شما آن را مى شماريد. بنابراين كسى دل خوش نكند كه [در نهايت] از آتش خارج خواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 2

2 - امداد هاى ويژه الهى ، مايه دور ماندن اهل تقوا از آتش دوزخ است .

و سيجنّبها

فعل «يُجنّب» گرچه مجهول است، ولى به قرينه «إلاّ ابتغاء وجه ربّه» در آيات بعد، اين موهبت را خداوند در اختيار آنان مى گذارد.

234- نجات از حكومت ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 6

6 - آزادى از ستم نظام ستمگر و نجات از مشكلات اندوه بار آن ، از نعمت هاى بزرگ الهى

و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

235- نجات از حكومت فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 13

13 ـ رهاسازى انسان ها از اسارت نظام هاى فسادگر و غير توحيدى ، ارزشى الهى

فأرسل معى بنى إسراءيل

236- نجات از حكومت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 2

2- زندگى بدون آرامش بنى اسرائيل تا قبل از رهايى از حكومت فرعون *

فأراد أن يستفزّهم من الأرض . .. و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

احتمال دارد كه «اسكنوا الأرض» به معناى آرام گرفتن در زمين و بيرون آمدن از اضطرابى باشد كه قبلاً گريبانگير آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 2،3

2 - تعلق اراده الهى بر تغيير تحولات مصر به نفع بنى اسرائيل و رهانيدن آنان از استضعاف فرعون

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

237- نجات از دار الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 6

6 ـ نجات كودكان از محيط كفر و شرك ، از وظايف مؤمنان

و الولدان . .. الظالم اهلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 6

6 - حضور مؤمنان در بين كافران و ظالمان ، بلايى سخت و رهايى از آن لطفى بزرگ و الهى

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

238- نجات از دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 9 - 1

1- نجات پيامبران و مؤمنان از دست دشمنان و پيروزى بر آنان ، وعده خداوند به ايشان است .

و ما أرسلنا قبلك رجالاً. .. ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء

239- نجات از دشمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 13

13 - خداوند دشمنى افراد بشر را با يكديگر را به آدم و حوا ( ع ) گوشزد كرد و راه رهايى از پى آمد هاى آن را به آنان آموخت .

بعضكم لبعض عدوّ . .. فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

240- نجات از دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 9

9 - رهايى از جلوه هاى فانى دنيا و تلاش در راه نعمت هاى پايدار اخروى ، تنها در سايه ايمان و توكّل بر خدا ممكن است .

فما أُوتيتم من شىء . .. و ما عند اللّه ... للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

241- نجات از ذلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 192 - 5

5 ـ خردمندان ، خواستار كرامت انسانى و گريزان از خذلان و خوارى

لاولى الالباب . .. ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته

خردمندان از آن جهت خواهان دورى از آتشند كه ورود در آتش را حاكى از خوارى و خفّت خويش در پيشگاه خداوند مى دانند و اين معنا كاشف از كرامتخواهى آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 6

6 ـ تضمين تحقق وعده هاى الهى به خردمندان مؤمن و تضمين رهايى آنان از خوارى در قيامت

ربّنا اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة . .. فاستجاب لهم ربّهم

242- نجات از زندگى ذلت بار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 1

1- نجات بنى اسرائيل از زندگى سخت و خفّت بار به اراده الهى

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

243- نجات از زندگى سخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 1

1- نجات بنى اسرائيل از زندگى سخت و خفّت بار به اراده الهى

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

244- نجات از زيان شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 ـ شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

245- نجات از زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 ـ شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

246- نجات از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 5

5 - لزوم حمد و ستايش خدا و سپاس گزارى به درگاه او ، پس از رهايى از مشكلات

فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

با توجه به اين كه ستايش خدا، پس از رهايى از مشكلات، به منظور سپاس گزارى به درگاه او انجام مى گيرد، گفتن «الحمد للّه» (ستايش از آن خدا است) دربردارنده شكر و سپاس گزارى نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 4،19

4 - مشركان نيز ، براى نجات خود از سختى ها و ناملايمات ، به خداوند روى مى آورند و به درگاه او دعا مى كنند .

المشركين . .. و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم

«ال» در «الناس» مى تواند عهد باشد و مراد از آن، مشركانى باشد كه در آيات قبل از آنها سخن گفته شده است.

19 - توجّه به عوامل غير الهى ، در نجات از ناملايمات ، عامل روى آوردن به شرك است .

إذا فريق منهم بربّهم يشركون

احتمال دارد مراد از «يشركون» اين باشد كه آنان، عامل نجات خويش را از سختى ها، عوامل مادى تلقى مى كنند و به جاى اين كه سر منشأ همه امور را، خداوند بدانند، عوامل ظاهرى را نجات بخش مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 8

8 - نجات انسان ها از تنگنا ها و ناملايمات ، از نعمت هاى الهى است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة . .. ليكفروا بما ءاتينـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 10،12،17

10 - نجات دهنده انسان ها از شدايد و گرفتارى هاى سخت ، خداوند است .

و إذا غشيهم موج . .. فلمّا نجّيهم إلى البرّ

12 - گروهى از مردم ، در برابر نعمت نجات از بلا ها و خطر هاى مرگ آفرين ، ناسپاس اند .

فلمّا نجّيهم إلى البرّ فمنهم مقتصد و ما يجحد بأيـتنا إلاّ . ..كفور

17 - نجات از بلا هاى خطرناك و مرگ آفرين در پى دعا ، از آيه هاى توحيد خداوند است .

دعوا اللّه مخلصين . .. فلمّا نجّيهم ... و ما يجحد بأيـتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

247- نجات از سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 11

11- تنها خداوند مى تواند انسان ها را از سلطه و نفوذ شيطان نجات بخشد .

ليس لك عليهم سلطـن و كفى بربّك وكيلاً

248- نجات از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 4،5

4 ـ خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

5 ـ مشركان در اسارت اوهام شرك آلود ، و موحدان رهيده از آن

بعد إذ نجنا اللّه منها

به كارگيرى واژه «نجات» (نجينا اللّه)، براى دست كشيدن از آيينى و روى آورى به آيينى ديگر، اشاره به اين دارد كه آيين نخست مايه اسارت و گرفتارى بوده و آيين جديد فرحبخش و باعث آزادى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 11

11- اصحاب كهف ، تمامى راه هاى گريز از شرك را ـ در صورت پذيرش اجبارى آيين مشركان ـ برخويش بسته مى ديدند .

او يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

مراد از «فلاح» ـ به مناسبت مورد ـ رستن و رهايى از شرك است.

249- نجات از شكم ماهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 49 - 1

1 - يونس ( ع ) پس از رهايى از شكم ماهى ، از نعمت و لطف ويژه الهى برخوردار گشت .

لولا أن تدركه نعمة من ربّه

250- نجات از شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 7

7 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى لازم براى هجرت از مصر و رهايى از عذاب فرعون

أسر بعبادى

حركت شبانه، گريختن از چنگ كسانى است كه براى آن حركت، مانع ايجاد مى كنند. بنابراين ماندن بنى اسرائيل نزد فرعونيان، برخلاف ميل آنان بوده است.

251- نجات از شكنجه هاى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6،7

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون

7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .

اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم

252- نجات از طوفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 4،6

4ـ اتكا به مغفرت و رحمت خدا براى نجات از حادثه طوفان ، توصيه نوح ( ع ) به پيروان خويش

قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم

نوح(ع) با يادآورى مغفرت و رحمت الهى ، پس از فرمانش مبنى بر سوار شدن به كشتى ، درصدد بيان اين حقيقت بود كه كشتى تنها يك وسيله است و آنچه تأمين كننده نجات مى باشد شمول مغفرت و رحمت الهى است.

6ـ نجات پيروان نوح از حادثه طوفان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى بود .

قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 2،5،8

2ـ فرزند نوح ، مأوا گرفتن در كوه را مايه نجات از حادثه طوفان مى پنداشت .

قال سأوى إلى جبل يعصمنى من الماء

«اُوىّ» (مصدر آوى) به معناى رجوع كردن و منضم شدن و جاى گرفتن است و «عصمة» (مصدر يعصم) به معناى منع كردن و بازداشتن است. بنابراين «سأوى ...»; يعنى ، به زودى به كوهى مى روم كه مرا از [خطر] اين آب باز دارد.

5ـ هيچ چيز و هيچ كس ، جز خداوند رحمان ، توانا بر نجات افراد از حادثه طوفان نوح نبود .

قال لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

ظاهر جمله «لاعاصم . ..» اين است كه «من رحم» استثنا از «لاعاصم» باشد. در اين صورت بايد گفت: مراد از «من رحم» رحم كننده ، يعنى خداوند است نه كسى كه مورد رحمت قرار مى گيرد; يعنى: لاعاصم ... الا الراحم و هو الله.

8ـ نجات يافتن از حوادثى چون طوفان نوح ( عذاب هاى الهى ) ، جز در سايه رحمت الهى ، امكان پذير نيست .

لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 10

10ـ نجات فرزند فسادپيشه نوح از حادثه طوفان ، امرى خلاف حكمت و مصلحت در نزد خداوند

فلاتسئلن ما ليس لك به علم

«به» متعلق به «علم» است و مراد از آن «بمصلحته و حكمته و صوابه» مى باشد. بنابراين «فلاتسئلن ما ليس ...»; يعنى ، درخواستى را كه نمى دانى درست است و يا مطابق مصلحت و حكمت است ، از من مخواه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 2

2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .

و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 77 - 2

2 - نسل نوح ( ع ) ، تنها نسل باقى مانده از ميان نجات يافتگان از عذاب طوفان براى هميشه تاريخ

و جعلنا ذرّيّته هم الباقين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه حصر مستفاد از ضمير فصل «هم»، حصر اضافى باشد و در مقايسه با افراد موجود در كشتى سنجيده شود كه برخى از خاندان نوح(ع) و برخى از ديگر مردمان بودند كه به آن حضرت ايمان آورده بودند; يعنى، نسل مردم كافر طوفان زده و نيز نسل مردم مؤمن نجات يافته بر عرشه كشتى، همگى قطع شده و تنها نسل نوح(ع) باقى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 1،3

1 - نجات يافتن نوح ( ع ) از طوفان ، به اراده الهى بود .

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

253- نجات از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 5

5- رهايى از چنگال ظالمان با هلاك شدنشان و سكونت در جاى آنان ، تنها براى كسانى ميسّر است كه از مقام و وعيد خداوند بترسند .

لنهلكنّ الظـلمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 6

6 ـ مقام ربوبيت خداوند ، سزاوار درخواست يارى از او ، براى رهايى از چنگال ستمگران است .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4

4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

254- نجات از ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 6

6 - حضور مؤمنان در بين كافران و ظالمان ، بلايى سخت و رهايى از آن لطفى بزرگ و الهى

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

255- نجات از ظلم فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

256- نجات از ظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 1

1 ـ خداوند، نجاتبخش گرفتاران در تاريكيها و تنگناهاى هول انگيز خشكى و درياست.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 5،6

5- هدف از نزول قرآن ، خارج ساختن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور است .

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم

أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

257- نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 9

9 - كسانى كه به انگيزه دستيابى به دنيا ، آخرت خويش را تباه مى كنند ، براى رهايى از عذاب ، ياورى نخواهند داشت .

فلا يخفف عنهم العذاب و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 19

19 - هيچ پشتيبان و ياورى نيست كه بتواند مستحقان عذاب الهى را از گرفتار شدن به عقوبت رهايى بخشد .

مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 12

12 ـ كتمان حقايق و ديگر ترفند هاى عالمان اهل كتاب ، آنان را از عذاب دنيا ( ذلّت ، شكست و . . . ) نجات نخواهد داد .

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

در برداشت فوق، عذاب اوّل، به قرينه تكرار آن، عذاب دنيوى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 12،13

12 ـ بدكاران و گناهكاران ، محروم از هرگونه مدافع و ياور ، براى گريز از كيفر الهى

و لايجد له من دون اللّه ولياً و لانصيراً

«ولىّ» به كسى گفته مى شود كه آدمى را سرپرستى كند و دفاع و حمايت او را بر عهده گيرد، ضمير فاعلى در «لايجد» و نيز ضمير «له» به «من يعمل» بر مى گردد.

13 ـ نجات آدميان از عذاب و كيفر گناهانشان ، تنها به دست خداوند و منوط به اراده اوست .

و لايجد له من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 17

17 ـ اجراى حدود و مجازات هاى دنيوى ، مستلزم رهايى از عذاب اخروى نيست .

لهم خزى فى الدنيا و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 2،3

2 ـ كفرپيشگان ، راهى براى نجات از عذاب دوزخ ندارند .

إنّ الذين كفروا . .. و لهم عذاب اليم

جمله «لو ان . ..» كنايه از نبود راه نجات از عذاب دوزخ است.

3 ـ ثروت هاى دنيا ، هر چند دو برابر شود ، و كافران آن را در قبال رهايى از دوزخ بپردازند ، پذيرفتنى نيست .

إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض جميعاً . .. ما تقبل منهم و لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 37 - 2،4،5

2 ـ دوزخيان ، همواره در پى خروج از آتش و در آرزوى رهايى از آن

يريدون ان يخرجوا من النار

4 ـ نافرجامى تلاش كافران براى رهانيدن خويش از آتش دوزخ

و ما هم بخرجين منها

5 ـ احاطه آتش دوزخ بر تار و پود كافران ، دليل بى ثمر ماندن تلاش آنان براى رهايى از آن

يريدون ان يخرجوا من النار و ما هم بخرجين منها

جمله «و ما هم بخرجين منها» به اين معناست كه كافران با آتش عجين شده اند و هيچگاه از آتش خارج نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 7

7 ـ پندار رهايى از مجازات نقض ميثاق و تكذيب و كشتن انبيا ، از باور هاى بى اساس بنى اسرائيل

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

دربرداشت فوق «فتنة» به معناى عذاب گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 11

11 ـ گفتار هر كس ، گواه افكار و عقايد او و كافى در اثبات ايمان و كفر وى

لقد كفر الذين قالوا . .. و إن لم ينتهوا عما يقولون

به كارگيرى كلمه «قالوا» و «يقولون» به جاى مثلا «زعموا و اعتقدوا» راهنماى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 1،6

1 ـ رهايى آدمى از عذاب قيامت، نشانه برخوردارى او از رحمت الهى است.

من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

6 ـ رهايى از عذااب قيامت و دريافت رحمت الهى، رستگارى و سعادت آشكار است.

من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه و ذلك الفوز المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 3،5

3 ـ خداوند ، هود و مؤمنان به وى را از عذاب نازل شده بر قوم عاد ، نجات بخشيد .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

5 ـ به هنگام نزول عذاب الهى ، تنها همگامان پيامبران اهل نجاتند .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 7

7 ـ داشتن روابط خويشاوندى با پيامبران در رهايى از مجازات هاى الهى بى تأثير است .

إلا امرأته كانت من الغبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 17

17 ـ هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب

قد جاءتكم بينة من ربكم

برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 3

3 ـ خداوند از ميان يهوديان ايله تنها مصلحانِ نهى كننده از منكر را از گرفتار شدن به عذاب رهايى بخشيد .

أنجينا الذين ينهون عن السوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 1،2

1 ـ خداوند ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر كافران ، رسولان خود و مؤمنان را از مهلكه دور كرده و از آسيب پذيرى نجات مى داد .

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا

2 ـ نجات مؤمنان و آسيب نديدن از عذاب استيصال ، سنتى است الهى و تخلف ناپذير .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 5،8

5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .

و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

8ـ خداوند ، پيش از نازل كردن عذاب استيصال ، مؤمنان و صالحان را از مهلكه خارج مى سازد تا عذاب دامنگير آنان نشود . *

و لما جاءنا أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 12

12ـ همگان از دفع كيفر هاى خداوند و يارى گرفتاران به عذاب هاى او ناتوانند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

فعل «ينصر» به دليل آنكه با «من» متعدى شده ، متضمن معناى «ينجى» (نجات مى دهد) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 6،7

6ـ خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صـلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

7ـ نجات صالح ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا صـلحًا و الذين ءامنوا معه برحمة منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 20

20ـ رابطه خويشاوندى با پيامبران ، بى تأثير در نجات از عذاب هاى الهى است .

إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4

4ـ خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 9

9ـ تنها خداوند بر نجات آدميان از خطر ها و عذاب ها تواناست .

فما أغنت عنهم . .. من دون الله

توصيف «ءالهتهم» به «التى يدعون من دون الله» گوياى اين است كه: نبايد غير خدا را به يارى طلبيد; زيرا هر معبودى غير از خداى يكتا ، از دفع عذاب ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 8

8ـ خداوند ، برخى از دوزخيان را از آتش دوزخ رهايى مى بخشد و از عذاب نجات مى دهد .

خـلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «إلاّ ما شاء ربك» افراد و اشخاص باشد. بر اين مبنا «مستثنى منه» ضمير مستتر در «خالدين» مى باشد و حاصل معناى «خالدين فيها ...» چنين خواهد بود: دوزخيان در آتش مخلد هستند، مگر افرادى را كه خداوند بخواهد كه در آن جا خالد نباشند. وصف «فعال لما يريد» به اين نكته اشاره دارد كه خداوند با اعمال مشيت خويش، برخى دوزخيان را رهايى خواهد بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 13

13ـ گنه كاران مجرم ، پس از نزول عذاب الهى ، راهى براى نجات خويش نخواهند يافت .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

«بأس» به معناى عذاب است. «ردّْ» (مصدر لايردّ) به معناى بازگرداندن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 2

2- مأموران الهى ، خاندان لوط ( ع ) را از عذاب نازل شده بر قوم وى نجات دادند .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 65 - 1،2،3

1- فرشتگان ، از حضرت لوط ( ع ) خواستار خارج ساختن خاندانش از شهر در پاسى از شب ، جهت نجات از عذاب الهى شدند .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

2- حضرت لوط ( ع ) به نظارت و مراقبت بر خروج خاندانش از شهر براى در امان ماندن از عذاب الهى ، مأمور گرديد .

فأسر بأهلك . .. و اتّبع أدبـرهم

مقصود از به دنبال خاندان رفتن (و اتّبع أدبارهم) مى تواند كنايه از مراقبت و نظارت از خروج آنان باشد كه مبادا كسى به شهر برگردد و از رفتن منصرف شود. جمله بعدى (و لايلتفت منكم ...) مؤيد همين مطلب است.

3- لوط ( ع ) ، مأموريت يافت كه هم زمان با خارج ساختن خاندانش از شهر ، خود نيز در پى آنان حركت كند .

فأسر بأهلك . .. و اتّبع أدبـرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 46 - 8

8- توانايى هاى انسان در برابر عذاب الهى ، فاقد كارآيى است .

أو يأخذهم فى تقلّبهم فما هم بمعجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 9

9- انسان ها ، حتى پيامبران در صورت ابتلا به عذاب الهى ، هيچ يار و مددكارى براى نجات خويش نخواهند يافت .

ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 43 - 2

2- اموال و نفرات ، هيچ قدرت و تأثيرى در جلوگيرى از عذاب و كيفر الهى ندارند .

و هى خاويه على عروشها . .. و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 12

12- اولياى پندارى كافران ( معبودان باطل ) از دفع عذاب الهى از آنان ناتوانند .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

همزه استفهام در «أفحسب» گوياى آن است كه گمان ولايت براى معبودان، گمانى خطا است; زيرا، عذاب جهنم مهيا است (إنّا أعتدنا. ..) و از معبودان براى دفع آن كارى ساخته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) براى هدايت آزر به توحيد و نجات وى از عذاب الهى ، تلاشى دلسوزانه داشت .

يـأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 10

10- تنها پيروان راه اعتدال و هدايت يافتگان به حقيقت ، از عذاب رهايى خواهند يافت .

و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 3

3 - فضل و رحمت الهى و افشاى چهره توطئه گران « افك » از سوى خدا ، مسلمانان صدراسلام را از خطر عذابى بزرگ نجات بخشيد .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 1

1 - نجات يافتن مؤمنان پيرو صالح ، از عذاب نازل شده بر ثموديان به اراده الهى

و أنجينا الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خانواده اش ـ به جز همسر وى ـ از عذاب نازل شده بر قوم لوط

فأنجينـه و أهله إلاّ امرأته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 8

8 - داشتن رابطه خانوادگى با پيامبرى از پيامبران الهى ، انسان را از عذاب نجات نمى دهد .

لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغـبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 18

18 - رابطه خويشاوندى با پيامبرى از پيامبران الهى ، تأثيرى در نجات از عذاب ندارد .

إنّا منجّوك . .. إلاّ امرأتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 9

9 - هيچ قدرتى ، توان نجات انسان را ، از عذاب خدا ندارد .

ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع

به قرينه آيه ـ پيش كه در آن از انذار سخن به ميان آمده ـ و نيز «شفيع» در همين آيه و آيه بعد كه درباره قيامت است، مراد از «ولىّ» ـ با توجه به ريشه لغوى آن (قرب) ـ مى تواند كسى باشد كه خويش و نزديك انسان است و انسان را يارى مى دهد. با توجه به سياق آيات و اين كه نكره در سياق نفى، دلالت بر عموم مى كند، نفى هرگونه مددكننده اى، مى تواند مربوط به عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 7

7 - رهيدن از دوزخ ، تنها در پرتو هدايت پذيرى اختيارى در دنيا ممكن است .

و لو شئنا لأتينا كلّ نفس هديها و لـكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 60 - 1

1 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ، فوز عظيم و رستگارى بزرگ براى انسان ها است .

فى جنّـت النعيم . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هـذا لهو الفوز العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 134 - 1

1 - لوط ( ع ) و خاندان او ، از عذاب نازل شده بر قوم شان نجات يافتند .

إذ نجّينـه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 11

11- غفران الهى ، پناهگاه مؤمنان از آثار سخت گناهان و عذاب دردناك

يغفر لكم . .. و يجركم من عذاب أليم

در برداشت ياد شده عطف «يجركم. ..» بر «يغفرلكم...» تفسيرى دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 3،4

3 - هلاكت تمامى قوم لوط با عذاب الهى ; به جز شخص لوط ( ع ) و خاندان او

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا إلاّءال لوط

4 - نجات يافتن خاندان لوط ، از سرنوشت هلاكت بار قومشان به هنگام سحر

نجّينـهم بسحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 10 - 1

1 - ترغيب مسلمانان از سوى خداوند ، به تجارتى سودمند و نجات بخش از عذاب

يـأيّها الذين ءامنوا هل أدلّكم على تجـرة تنجيكم من عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 1

1 - تقواپيشگان در آخرت ، اهل بهشت ، سعادتمند و رهيده از عذاب اند .

إنّ للمتّقين مفازًا

«مفاز» (مانند «فوز» و «مفازة») مصدر و به معناى دستيابى به خير و رهايى از شرّ است (لسان العرب). هم چنين ممكن است اسم مكان و كنايه از بهشت نيز باشد كه مكان رستگارى و سعادت است. آيات بعد ـ كه بيان «مفازاً» است و از بوستان ها و ديگر لذت هاى بهشتى سخن مى گويد - اين احتمال را تقويت مى كند.

258- نجات از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 11،12

11 - توهم وجود يارانى كه آدمى را از عذاب قيامت نجات دهند و يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً . .. و لاهم ينصرون

12 - گناه كردن به خيال پذيرش شفاعت و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى باطل بنى اسرائيل

واتقوا يوماً . .. ولا يقبل منها شفعة و لايؤخذ منها عدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 3،9،10

3 - ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفر ورزى به آنها ، وسيله محافظت در برابر مخاطرات و عذاب هاى روز قيامت است .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً

فرمان به گرفتن وقايه (وسيله محافظت)، پس از ترغيب به ايمان (أولئك يؤمنون به) و هشدار از كفرورزى (و من يكفر . ..) مى رساند كه: وقايه انسان در روز قيامت، ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پرهيز از كفرورزى به آن دو است.

9 - توهم سودبخشى شفاعت از گنهكاران و يا پذيرفته شدن عوض و بدل براى رهايى از عذاب قيامت ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و لايقبل منها عدل و لاتنفعها شفعة

فعل «اتقوا» به قرينه آيات پيشين، خطاب به بنى اسرئيل است. اين خطاب خود قرينه وجود چنين افكارى در بين آنان است.

10 - توهم وجود مدافعانى در قيامت كه آدمى را از عذاب نجات دهند يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى بنى اسرائيل است .

يبنى إسرءيل . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً ... و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 4

4 - هيچ وسيله نجاتى از عذاب قيامت براى مشركان ( سران شرك و پيروانشان ) وجود ندارد .

تقطعت بهم الأسباب

«بهم» قيد براى «الأسباب» است و «باء» در آن به معناى ملابست مى باشد. بنابراين جمله «تقطعت ...»; يعنى، ]در حالى كه [ تمام سببها و وسيله هايى كه داشتند از هم گسيخته شود و از ميان برود. مقصود از «الأسباب» مى تواند سببهاى نجات از عذاب باشد و نيز مى تواند سببهايى باشد كه سران و پيروان را با يكديگر پيوند مى دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 8

8 ـ رهايى از عذاب سخت اخروى ، فلاح و رستگارى است .

لا يفلحون. متع فى الدنيا ثم إلينا مرجعهم ثم نذيقهم العذاب الشديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 7

7ـ گرفتار شدن كفرپيشگان و ستمكاران به عذاب دنيوى ، موجب رهايى آنان از عذاب اخروى نيست .

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

بيان عذاب اخروى كفرپيشگان ، پس از بيان گرفتارى آنان به عذاب دنيوى ، اشاره به اين نكته دارد كه: نبايد گمان شود اگر كافران به كيفر دنيوى و عذاب استيصال گرفتار شدند ، از عذابهاى اخروى رهايى خواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 10

10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .

و نجّينـهم من عذاب غليظ

بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 7

7ـ مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .

والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به

«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 59 - 2

2 - سرور و شادمانى بهشتيان ، از نمردن و جاودانه زيستنن و نيز رهايى از عذاب الهى در آخرت

إلاّ موتتنا الأُولى و ما نحن بمعذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 1

1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .

و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم

259- نجات از عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 1

1 ـ راه نجات به هنگام وقوع عذاب استيصال بسته است و هيچ كس را توانايى دفع آن نيست .

قل أرءيتم إن أتيكم عذابه بيتاً أو نهاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 1،3،6

1 ـ مستحقان عذاب استيصال ، به هنگام وقوع آن ، مايلند تمام مايملك خود را براى نجات جان خويش ، نثار كنند .

و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به

با توجه به اينكه آيات فراز پيش، برخى مربوط به عذاب استيصال: (قل أرأيتم إن اتيكم عذابه بياتاً أو نهاراً . .. ) و برخى مربوط به عذاب قيامت است: (ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد)، آيه فوق مى تواند بيانگر حال ستمگران به هنگام مشاهده عذاب استيصال باشد و مى تواند مربوط به عذاب قيامت باشد، برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

3 ـ ترس و وحشت ستمگران ، به هنگام نزول عذاب قيامت ، تا درجه اى است كه اگر از هر يك از آنان به اندازه تمام آنچه در زمين است براى رهاييشان درخواست شود ، اگر مى داشتند ، بى درنگ نثار مى كردند .

و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به

6 ـ تمامى عوامل و امكانات نجات آدمى از خطر مرگ ، در برابر عذاب استيصال ، بى اثر بوده و كارساز نيست .

و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 5

5ـ نجات شعيب ( ع ) و پيروان او از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 11،12

11ـ خداوند ، پيامبران و پيروان ايشان را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشيد .

جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

«نجى» ماضى مجهول و «من» نايب فاعل آن است. مفعول «نشاء» كلمه اى مانند «نجاته» است كه از «نجى» استفاده مى شود. بنابراين «فنجى من نشاء» ; يعنى، پس نجات داده شد آنكه ما نجات يافتنش را مى خواستيم. از مصداقهاى مورد نظر براى «من نشاء» پيامبران و پيروان ايشان است.

12ـ خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 5

5- ستمگران پيشين براى نجات خويش از عذاب استيصال به انواع گوناگون مكر و چاره انديشى متوسل شدند ; ولى از آنها هيچ نتيجه اى نگرفتند .

و سكنتم فى مسـكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم . .. و قد مكروا مك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و قد مكروا مكرهم . ..» حال براى ضمير «بهم» باشد; يعنى، با اينكه آنان به انواع حيله ها و چاره انديشيها براى نجات از عذاب متوسل مى شدند گرفتار آن شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 5

5- پاكى و دورى از جرم و تبه كارى ، موجب نجات از عذاب الهى در دنيا ( عذاب استيصال )

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 46 - 7

7- توطئه كنندگان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ راهى براى گريز از عذاب استيصال الهى ندارند .

أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم فى تقلّبهم فما هم بمعجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 6

6 - روز وقوع عذاب استيصال ، آخرين روز حيات كافران بوده و رهايى آنان از آن ناممكن است .

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 4

4 - نجات مؤمنان تقواپيشه از عذاب استيصال ، سنت الهى است .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

بنابر اين كه آيه مربوط به هر دو گروه (عاد و ثمود) باشد، مى توان به نوعى سنت بودن نجات مؤمنان را استفاده كرد.

260- نجات از عذاب برزخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 15،16

15 ـ راه نجات از عذاب برزخ ، توبه به درگاه خدا و جلب رحمت اوست .

من يسومهم سوء العذاب . .. إنه لغفور رحيم

16 ـ خداوند با گسترش رحمت خويش بر گنهكاران تائب ، آنان را مى بخشايد و به عذاب برزخى گرفتار نمى سازد .

و إنه لغفور رحيم

261- نجات از عذاب دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 4

4 ـ از حقوق مؤمنان بر خداوند ، نجات آنان از عذاب هاى دنيوى است .

كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

262- نجات از عذابهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 8

8ـ كفرپيشگان نه مى توانند از نزول عذاب الهى جلوگيرى كنند و نه قادرند از گرفتارشدن به آن ، خود را رهايى بخشند .

إنما يأتيكم به الله . .. و ما أنتم بمعجزين

إعجاز (مصدر معجزين) به معناى فرار كردن و از دسترس خارج شدن است. بنابراين «ما أنتم بمعجزين»; يعنى ، [پس از نزول عـذاب] نمى توانيد فرار كنيد و خود را از عذاب برهانـيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 8

8ـ نجات يافتن از حوادثى چون طوفان نوح ( عذاب هاى الهى ) ، جز در سايه رحمت الهى ، امكان پذير نيست .

لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 4

4ـ معبود هاى اهل شرك ، ناتوان از رهانيدن آنان از عذاب هاى الهى

و ما لهم من الله من واق

چون روى سخن با مشركان است ، مصداق مورد نظر براى «واق» معبودهاى اهل شرك مى باشد.

263- نجات از غضب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 8

8 ـ نجاتبخش نبودن قدرت و تمكن مادى از هلاكت و قهر الهى

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

264- نجات از فرجام شوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 3

3 ـ بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

265- نجات از فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1،9

1 ـ خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

9 ـ نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جـوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2،7

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم من عدوّكم

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينـكم . .. وعدنـكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

266- نجات از فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1،9

1 ـ خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

9 ـ نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جـوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 9،18

9- اطرافيان و خاندان فرعون ، مردمى ظالم و شكنجه گر بودند .

إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7

7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى

إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم

عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام، موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 9

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 9

9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان

قال لاتخف نجوت من القوم الظـلمين

267- نجات از قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 5

5- خداوند ، حضرت لوط ( ع ) را از شرّ قوم پليد ، ناپاك و زشتكارش نجات داد .

و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 1

1 - استجابت دعاى لوط ( ع ) مبنى بر نجات خود و كسان خود ، از شر قوم زشتكارش از سوى پروردگار

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله

268- نجات از قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 4،5

4- حضرت نوح ( ع ) ، با صداى بلند و روشن از خداوند ، خواستار نجات از دست قومش گرديد .

و نوحًا إذ نادى من قبل

«ندا» به معناى صداى بلند و روشن است (مفردات راغب) و مقصود از آن در اين آيه ـ به قرينه آيه 26 سوره «نوح» (و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكافرين ديّاراً) و نيز ذيل آيه شريفه (فنجيناه و أهله . ..) ـ نجات نوح از دست قومش مى باشد.

5- دعاى حضرت نوح ( ع ) براى نجات از دست قومش ، مستجاب شد .

و نوحًا إذ نادى من قبل فاستجبنا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 118 - 2

2 - دعاى نوح به درگاه خدا ، براى نجات خود و مؤمنان همراهش از شرّ قوم كفرپيشه خويش

ربّ إنّ قومى كذّبون . .. نجّنى و من معى من المؤمنين

متعلق «نجّنى» حذف شده است و تقدير آن «نجّنى و. .. من شرّهم» مى باشد.

269- نجات از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 50 - 8

8 ـ اعتقاد به وجود خداوند براى خروج آدمى از زمره كافران كافى نيست .

أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة . .. إن اللّه حرمهما على الكفرين

سياق آيات اين بخش نشان مى دهد كه گويندگان جمله «أقسمتم . .. » از دوزخيانند. بنابراين عنوان «الكافرين» در اين آيه شامل آنان نيز مى شود ; در حالى كه به شهادت جمله نقل شده از آنها (أقسمتم لا ينالهم اللّه برحمة)، اين گروه به خداوند اعتقاد داشته اند.

270- نجات از كمبود آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 2،4،14

2 - موسى ( ع ) از خداوند خواست ، تا قومش را از كمبود آب رهايى بخشد .

و إذاستسقى موسى لقومه

«استسقاء» در لغت به معناى طلب كردن آب است و در اصطلاح شرعى دعا به درگاه خداوند است به نحوى خاص براى نزول باران.

4 - خداوند ، دعا و درخواست موسى ( ع ) ( دستيابى به آب ) را سريعاً اجابت كرد .

فقلنا اضرب بعصاك الحجر

حرف «فاء» در «فقلنا» اشاره به اين دارد كه ميان دعاى موسى و اجابت آن فاصله زمانى نبوده است.

14 - دعا و مناجات به درگاه خدا براى رفع كمبود آب ( استسقا ) امرى نيكو و شايسته ، و وظيفه اى بر عهده رهبران دين

و إذاستسقى موسى لقومه

271- نجات از كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 3

3 ـ پندار رهايى از كيفر ، به صرف انتساب به دين و آيين الهى ، تلقينى شيطانى است .

يعدهم و يمنيّهم . .. ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً

با توجه به آيات گذشته (لامنّينّهم . .. يعدهم و يمنّيهم )، مى توان نتيجه گرفت كه پندار رهايى از كيفر اعمال بد، از همان خيالپردازيهاى موهومى است كه شيطان براى فريب مردم به آنان تلقين مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 4 - 1

1 - پندار بدكاران در گريز از مجازات الهى ، پندارى باطل است .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا

«أم» در «أم حسب» منقطعه و به معناى «بل اضراب» است و معناى انتقال را مى هد. انتقال، از «انكار پندار آزموده نشدن، به مجرد ايمان» به «انكار عدم مجازات»، است. مراد از «سبقت از خدا» يا كنايه از «مغلوب ساختن دين خدا» است و يا «گريز از خدا». به قرينه اين كه در آيه، سخن از گناه است، «گريز از عذاب خدا» مراد است و برداشت بالا، مبتنى بر همين احتمال است.

272- نجات از كيفر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 6

6 - خداوند ، تنها يار و ياور انسان در حفاظت وى از عواقب ناگوار گناهان

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

273- نجات از گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 1

1 - خداوند ، قريش را از گرسنگى رهانيد و مواد غذايى آنان را تأمين كرد .

الذى أطعمهم من جوع

حرف «من» يا تعليلى است و يا بدلى; يعنى، به دليل گرسنگى يا به جاى آن. در هر دو صورت، بيانگر وجود زمينه گرسنگى در قريش است; به گونه اى كه اگر خداوند آنان را اطعام نمى كرد، راهى ديگر نداشتند.

274- نجات از گرفتارى در بيابان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 49 - 2

2 - نعمت و لطف ويژه خداوند به يونس ( ع ) ، مانع گرفتار شدن او به بيابان خشك و بى آب و گياه شد .

لولا أن تدركه نعمة من ربّه لنبذ بالعراء

275- نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 19

19 ـ دستيابى اهل كتاب به راه هاى سلامت و رهايى آنان از گمراهى ها و قرار گرفتن آنان در صراط مستقيم ، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا . .. يهديهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 5،6

5- هدف از نزول قرآن ، خارج ساختن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور است .

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم

أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3،8،9

3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .

و لقد أرسلنا موسى بأيـتنا أن أخرج قومك من الظلمـت إلى النور

8- حضرت موسى ( ع ) ، داراى هدفى مشترك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت . .. لقد أرسلنا موسى بأيـتنا أن أخرج قو

9- تورات ، حاوى تعاليمى براى نجات مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به سوى نور بود .

و لقد أرسلنا موسى بأيـتنا أن أخرج قومك من الظلمـت إلى النور

مصداق بارز «آياتنا»، كه در آيه آمده است، همان تورات است كه كتاب آسمانى حضرت موسى(ع) بود. از اينكه خداوند رسالت موسى(ع) را در بيرون بردن مردم از ظلمتها با اعطاى تورات به او بيان مى كند برداشت مى شود كه تورات حاوى چنين تعاليمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز ، توانِ بيرون آوردن افراد حق گريز را از گمراهى ، ندارد .

فإنّك لاتسمع الموتى و لاتسمع الصمّ الدعاء

276- نجات از لعن خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 1

1 - كتمان كنندگان حقايق دينى در صورت توبه ، از لعنت خدا نجات يافته و از رحمت او برخوردار خواهند شد .

أولئك يلعنهم اللّه . .. إلا الذين تابوا

277- نجات از مشكلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 7

7 - خودكشى ، تلاش بى ثمر در جهت رهايى از سرخوردگى و بن بست در زندگى

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد بسبب الى السماء... هل يذهبنّ كيده ما يغ

278- نجات از مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 13

13 ـ رهاسازى انسان ها از اسارت نظام هاى فسادگر و غير توحيدى ، ارزشى الهى

فأرسل معى بنى إسراءيل

279- نجات از مكر ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 9

9 ـ تنها گروهى از انسانها سپاسگزار خداوند بوده و از تزوير و فريب ابليس رهايى مى يابند.

و لاتجد أكثرهم شكرين

280- نجات از مكر زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 1،2،6

1ـ خداوند ، دعاى يوسف ( ع ) ( درخواست رهايى از كيد زليخا و همپالگى هاى وى ) را اجابت كرد و او را از مكر آنان مصون داشت .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

«استجابة» (مصدر استجاب) به معناى پذيرفتن درخواست است.

2ـ امداد خداوند ، مايه رهايى يوسف ( ع ) از گناه و مكر و افسون زليخا و زنان اشراف شد .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

6ـ نجات يوسف ( ع ) از كيد زليخا و ديگر زنان ، جلوه اى از ربوبيت الهى بر آن حضرت

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

281- نجات از مكر زنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 13

13ـ رهايى از دام تمايلات جنسى و مكر زنان ، بدون امداد الهى حتى براى پيامبران و بندگان خالص خدا نيز ميسور نيست .

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

282- نجات از مكر زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 2،6

2ـ امداد خداوند ، مايه رهايى يوسف ( ع ) از گناه و مكر و افسون زليخا و زنان اشراف شد .

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

6ـ نجات يوسف ( ع ) از كيد زليخا و ديگر زنان ، جلوه اى از ربوبيت الهى بر آن حضرت

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

283- نجات از مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 4

4 - رهايى پيامبران از فريب ها و وسوسه هاى كافران ، در پرتو تذكرات و رهنمود هاى خداوند است .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

284- نجات از نفس امّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 14

14ـ ترحم خدا بر برخى انسان ها و نجات آنان از سيطره نفس امّاره ، برخاسته از رحمت و غفران اوست .

إن النفس . .. إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم

285- نجات از وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 5

5 - پرهيز از شرك و رهايى از وسوسه هاى شيطان ، مقدمه و پيش شرط ورود به آستان بندگى خدا و گام نهادن در صراط مستقيم الهى است .

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن . .. و أن اعبدونى هـذا صرط مستقيم

از تقدم توصيه خداوند به پرهيز از اطاعت شيطان، بر فرمان به عبادت خالص خدا و دعوت به صراط مستقيم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

286- نجات از هلاكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 8

8 ـ نجاتبخش نبودن قدرت و تمكن مادى از هلاكت و قهر الهى

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

287- نجات اسرافيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 12

12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».

288- نجات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 1

1 ـ خداوند ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر كافران ، رسولان خود و مؤمنان را از مهلكه دور كرده و از آسيب پذيرى نجات مى داد .

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 11

11ـ خداوند ، پيامبران و پيروان ايشان را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشيد .

جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

«نجى» ماضى مجهول و «من» نايب فاعل آن است. مفعول «نشاء» كلمه اى مانند «نجاته» است كه از «نجى» استفاده مى شود. بنابراين «فنجى من نشاء» ; يعنى، پس نجات داده شد آنكه ما نجات يافتنش را مى خواستيم. از مصداقهاى مورد نظر براى «من نشاء» پيامبران و پيروان ايشان است.

289- نجات انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 3

3 - كسانى كه انفاق كرده و زكات مال خود را ادا كنند ، انسان هايى صالح و نجات يافته اند .

قد أفلح من تزكّى

برخى از لغت دانان، فعل «تزكّى» را به معناى «تصدق» مى دانند. (لسان العرب)

290- نجات اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 14

14ـ هيچ ياور و نگه دارنده اى نيست كه بتواند مستحقان عذاب الهى را از گرفتار شدن به عقوبت رهايى بخشد .

مالك من الله من ولىّ و لا واق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 12

12 - محكومان به عذاب استيصال الهى ، هيچ راه گريزى از آن نداشته وتلاش هاى آنان ، بى ثمر مى باشد .

فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

291- نجات بخشى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

292- نجات بخشى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

293- نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 4

4 - خداوند ، نجات بخش بنى اسرائيل و هلاك كننده فرعونيان

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 1

1 ـ خداوند، نجاتبخش گرفتاران در تاريكيها و تنگناهاى هول انگيز خشكى و درياست.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 1

1 ـ خداوند تنها نجاتبخش آدميان از مهلكه ها و از هرگونه اندوه و سختى است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 7

7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.

قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 1

1 ـ خداوند ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر كافران ، رسولان خود و مؤمنان را از مهلكه دور كرده و از آسيب پذيرى نجات مى داد .

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 5،8

5ـ هيچ چيز و هيچ كس ، جز خداوند رحمان ، توانا بر نجات افراد از حادثه طوفان نوح نبود .

قال لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

ظاهر جمله «لاعاصم . ..» اين است كه «من رحم» استثنا از «لاعاصم» باشد. در اين صورت بايد گفت: مراد از «من رحم» رحم كننده ، يعنى خداوند است نه كسى كه مورد رحمت قرار مى گيرد; يعنى: لاعاصم ... الا الراحم و هو الله.

8ـ نجات يافتن از حوادثى چون طوفان نوح ( عذاب هاى الهى ) ، جز در سايه رحمت الهى ، امكان پذير نيست .

لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 5،8،10

5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .

و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

8ـ خداوند ، پيش از نازل كردن عذاب استيصال ، مؤمنان و صالحان را از مهلكه خارج مى سازد تا عذاب دامنگير آنان نشود . *

و لما جاءنا أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .

و نجّينـهم من عذاب غليظ

بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4

4ـ خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 9

9ـ تنها خداوند بر نجات آدميان از خطر ها و عذاب ها تواناست .

فما أغنت عنهم . .. من دون الله

توصيف «ءالهتهم» به «التى يدعون من دون الله» گوياى اين است كه: نبايد غير خدا را به يارى طلبيد; زيرا هر معبودى غير از خداى يكتا ، از دفع عذاب ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 8

8ـ خداوند ، برخى از دوزخيان را از آتش دوزخ رهايى مى بخشد و از عذاب نجات مى دهد .

خـلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «إلاّ ما شاء ربك» افراد و اشخاص باشد. بر اين مبنا «مستثنى منه» ضمير مستتر در «خالدين» مى باشد و حاصل معناى «خالدين فيها ...» چنين خواهد بود: دوزخيان در آتش مخلد هستند، مگر افرادى را كه خداوند بخواهد كه در آن جا خالد نباشند. وصف «فعال لما يريد» به اين نكته اشاره دارد كه خداوند با اعمال مشيت خويش، برخى دوزخيان را رهايى خواهد بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 9

9ـ خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .

إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم

«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان داديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 11

11ـ خداوند ، خنثى كننده مكر و حيله زنان اشراف و نجات بخش يوسف ( ع ) از زندان

أن الله لايهدى كيد الخائنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 11،12

11ـ خداوند ، پيامبران و پيروان ايشان را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشيد .

جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

«نجى» ماضى مجهول و «من» نايب فاعل آن است. مفعول «نشاء» كلمه اى مانند «نجاته» است كه از «نجى» استفاده

مى شود. بنابراين «فنجى من نشاء» ; يعنى، پس نجات داده شد آنكه ما نجات يافتنش را مى خواستيم. از مصداقهاى مورد نظر براى «من نشاء» پيامبران و پيروان ايشان است.

12ـ خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 11

11- تحميل بدترين شكنجه ها و آزار بر قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، شيوه مستمر فرعونيان

يسومونكم سوء العذاب

«يسومون» از «سوم»، به معناى تحميل شكنجه و عذاب، است و فعل مضارع آوردن آن، مى تواند اشاره به تداوم آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 11

11- تنها خداوند مى تواند انسان ها را از سلطه و نفوذ شيطان نجات بخشد .

ليس لك عليهم سلطـن و كفى بربّك وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 7

7- نجات از خطراتى كه مرگ قطعى براى انسان مى آورد ، تنها به عنايت خداوند امكان پذير است .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 8،9

8- هيچ كس و هيچ ملجأيى جز خداوند ، توان نجات انسان ها را از مرگ حتمى در برابر حوادث طبيعى ندارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم

از اينكه خداوند در آيه قبل فرمود: «انسان به هنگام گرفتار شدن به خطر حتمى، تنها به ياد خدا و قدرت نجات بخش او مى افتد و پس از رهايى فراموش مى كند» و نيز از اينكه در آيه بعدى هشدار داد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، نشان مى دهد كه تنها اوست كه مى تواند انسان را از مرگ حتمى نجات بخشد.

9- انسان ها به هنگام گرفتار آمدن به گرداب حوادث مرگ آفرين ، هيچ كارساز و پشتيبانى جز خداوند براى نجات خويش نمى يابند .

ثمّ لاتجدوا لكم وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 1

1- خداوند ، درپى ورود همگان به دوزخ ، تقواپيشگان را از آن نجات مى دهد .

و إن منكم إلاّ واردها . .. ثمّ ننجّى الذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 22

22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .

و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 4

4 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در لحظات حساس و سرنوشت ساز و رهاننده او از بحران هاى روحى و اضطراب هاى درونى

قلنا لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم من عدوّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 1

1- حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) ، از نيرنگ ها و دسيسه هاى قوم خود ، به اراده الهى نجات يافتند .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 5

5- خداوند ، حضرت لوط ( ع ) را از شرّ قوم پليد ، ناپاك و زشتكارش نجات داد .

و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 7

7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .

فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 1

1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .

و نصرنـه من القوم الذين كذّبوا بـايـتنا

واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 2

2- خداوند ، يونس ( ع ) را از غم و اندوه نجات و رهايى بخشيد .

و نجّينـه من الغمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 3

3 - خدا ، تنها دستگير و ياور مردمان در دنيا و سراى آخرت

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه فى الدنيا و الأخرة. .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 7

7 - خداوند ، دستگير امت اسلامى در مواقع بروز خطر

و لولا فضل اللّه عليكم . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 20 - 6

6 - فضل و رحمت خدا ، مردم صدراسلام را كه ندانسته در گسترش توطئه « افك » دخالت داشتند ، از گرفتار شدن به عذاب دنيوى و اخروى نجات بخشيد .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته

به قرينه آيه پيش و نيز آيه 14، جمله «و لولا فضل اللّه»، به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته مسكم عذاب فى الدنيا و الآخرة» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 4

4 - اقدام خداوند بر نجات دادن رهروان راه خود در سخت ترين شرايط

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 2

2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران

و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 2

2 - نجات لوط ( ع ) و همه كسانش ، به اراده خداوند و در پى استمداد وى براى رهايى از مكافات عمل قومش

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 5

5 - خداوند ، نجات دهنده مؤمنان تقواپيشه از گرداب هاى سخت و بلا هاى فراگير

أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 3،4

3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )

يذبّح أبناءهم . .. فرددنـه إلى أُمّه

موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.

4 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن سريع موسى ( ع ) و دير نپاييدن زمان جدايى ميان او و مادرش

فرددنـه إلى أُمّه

به كارگيرى «فاء» عاطفه ـ كه براى بيان عدم تراخى استـ نشان مى دهد كه زمان جدايى ميان موسى(ع) و مادرش به قدرى كوتاه بود كه مى توان آن را ناديده گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 4

4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان

قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1

1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 9

9 - نجات دهنده گرفتاران ، از خطر ، خداوند است .

فلمّا نجّيـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 5،10

5 - عقيده به توحيد و نجات بخشى خداوند ، باورى فطرى براى انسان ها است .

و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين له

10 - نجات دهنده انسان ها از شدايد و گرفتارى هاى سخت ، خداوند است .

و إذا غشيهم موج . .. فلمّا نجّيهم إلى البرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 1

1 - خداوند ، نجات بخش تقواپيشگان از عذاب قيامت

أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه سياق ـ مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 6

6 - خداوند ، تنها يار و ياور انسان در حفاظت وى از عواقب ناگوار گناهان

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 3

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 7

7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از گرفتارى به سنت هاى دوران جاهليت رهانيد .

و وضعنا عنك وزرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 8،10

8 - خداوند ، بر حفاظت انسان ها از خطر ها و آسيب ها توانا است .

قل أعوذ بربّ الفلق

10 - برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند ، دليل توانمندى او بر نجات انسان ها از حوادث خطرناك

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 3

3 - خداوند ، توانا بر دفع ضرر و جلوگيرى از آسيب ديدن انسان از ديگر موجودات

قل أعوذ . .. من شرّ ما خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 2

2 - خداوند ، بر حفاظت انسان از مخفى ترين خطر ها ، توانا است .

و من شرّ غاسق إذا وقب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 5

5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد

294- نجات بخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 5

5- قرآن ، مايه نجات آدمى از خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى موجود بر سر راه انسان *

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

295- نجات بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 3

3- معبود راستين ، قادر به نجات انسان در همه شرايط دشوار

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

مفهوم آيه، گوياى برداشت ياد شده است.

296- نجات بخشى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

297- نجات بخشى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

298- نجات بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

299- نجات بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 2،9،11،12

2 - خداوند با بعثت موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنها ر ها ساخت .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

در جمله «أنعمت عليكم» و «أنى فضلتكم» نعمت دادن و برترى بخشيدن به خداوند نسبت داده شده; ولى در جمله «نجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نجات بخشى به ضمير «نا» (ما) نسبت داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى، نظر به سببهايى نيز دارد كه به قرينه آيات بعد مى توان گفت: آن سبب بعثت حضرت موسى (ع) بوده است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 3،4،13

3 - بنى اسرائيل ، با عبور از دريا نجات يافتند و فرعونيان در آب دريا غرق شدند .

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

4 - خداوند ، نجات بخش بنى اسرائيل و هلاك كننده فرعونيان

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 1،10

1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

10 - گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، پس از عبورشان از دريا و نجات يافتن از سيطره فرعونيان بود .

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و إذ وعدنا ... ثم اتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 1،2،5

1 - قوم موسى پس از نجات از سلطه فرعونيان و گذر از دريا ، در بيابان ها به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظللنا عليكم الغمام

«تظليل» مصدر «ظللنا» - كه به معناى سايه قرار دادن مى باشد - گوياى اين است كه: قوم موسى پس از گذشتن از دريا، در جايى كه سقف و داراى سايه بانى باشد سكونت نكردند و لذا كلمه «بيابانها» در برداشت آورده شد.

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 105 - 9،10

9 ـ موسى ( ع ) در راستاى رهاسازى بنى اسرائيل از فرعون خواست تا از مهاجرت آنان با وى جلوگيرى نكند .

فأرسل معى بنى إسراءيل

10 ـ رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )

فأرسل معى بنى إسراءيل

تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 1

1 ـ به قدرت رساندن بنى اسرائيل براى برچيدن نظام فرعونى ، تحليل اشراف دربار از پيشنهاد موسى ( رهاسازى بنى اسرائيل )

فأرسل معى بنى إسراءيل . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11،12

10 ـ فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

11 ـ فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.

12 ـ ايمان به رسالت موسى و آزادى بنى اسرائيل ، از مهمترين خواسته هاى موسى ( ع ) از فرعونيان

لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 8

8 ـ فرعونيان ، على رغم پيمان مؤكدشان با موسى ( ع ) ( تصديق رسالت او و آزادسازى بنى اسرائيل پس از برطرف شدن عذاب ) ، حتى لحظه اى به وى ايمان نياوردند و بنى اسرائيل را آزاد نكردند .

فلما كشفنا عنهم الرجز . .. إذا هم ينكثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 3

3 ـ فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .

إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم

تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 3،4،11،12

3 ـ نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

4 ـ موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

11 ـ خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

12 ـ نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب ـ كه از «أنجيناكم» استفاده مى شود ـ گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 10

10 ـ خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1

1 ـ خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 5،7،9،18

5- موسى ( ع ) از قومش درخواست كرد كه همواره به خاطر داشته باشند كه خداوند عامل رهايى آنان از شكنجه و كشتار فرعونيان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون

7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .

اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم

9- اطرافيان و خاندان فرعون ، مردمى ظالم و شكنجه گر بودند .

إذ أنجـكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 7

7- رهايى بنى اسرائيل از ظلم و ستم فرعونيان ، نعمتى بزرگ براى آنان و شايسته شكرگزارى

إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم

عبارت «إذ تأذّن ربكم» ادامه كلام موسى(ع) است كه نجات بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان را به آنان يادآورى كرد. با اين كلام، موسى(ع) به طور تلويحى به بنى اسرائيل متذكر شده كه نجات آنان، نعمت خدادادى و مستلزم شكرگزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 4

4 - نجات بنى اسرائيل از شكنجه و آزار فرعونيان و بيرون آوردن آنان از محدوده حكومت فرعون ، از اهداف مهم رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .

فقولا إنّا رسولا ربّك فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

«فا» در «فأرسل» تفريع بر «إنّا رسولا ربّك» است و مى رساند كه كوچ دادن بنى اسرائيل، از رسالت هاى الهى موسى و هارون(ع) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2،7،9

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم من عدوّكم

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينـكم . .. وعدنـكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

9 - نجات بنى اسرائيل از فرعونيان و دعوت آنان به كوه طور براى مناجات و فرو فرستادن منّ و سلوى بر آنان ، از نعمت هاى خداوند بر بنى اسرائيل در زمان موسى ( ع )

يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم . .. و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 2

2 - موسى و هارون ( ع ) ، مأمور هجرت از سرزمين مصر به همراه بنى اسرائيل

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 3

3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 2

2 - بيرون آوردن بنى اسرائيل از محروميت و فقر و قرار دادن امكانات دنيوى ( سرزمين مستقل ، قدرت و مكنت ) در اختيار آنان ، نمودى ديگر از امتنان الهى بر آنها

و نريد أن نمنّ . .. و نمكّن لهم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 4

4- آزادسازى بنى اسرائيل و ترك بهره كشى ظالمانه از آنان ، يكى از محور هاى آزمايش الهى براى فرعونيان

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون . .. أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

از ارتباط «أن أدّوا» با «و لقد فتنّا»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 3

3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلـؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

300- نجات بنى اسرائيل از گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 17

17 ـ خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

301- نجات پاكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 1

1 - انسان هاى پاك ، درست كار و تلاش كننده در مسير رشد و كمال ، اهل نجات اند و به هدف اصلى دست يافته ، همواره در خوبى خواهند ماند .

قد أفلح من تزكّى

«فلاح»; يعنى، ظفر يافتن و دستيابى به مقصود (مفردات راغب) و نيز به معناى «فوز»، «نجات» و «باقى ماندن در خيرات» است (قاموس). فعل «تزكّى» از باب تفعل است و بر تكلّف (تلاش براى تزكيه) دلالت دارد. اين فعل از مشتقات «زكاء» يا «زكاة» است. «زكاة»; يعنى، درستى و درستكارى (مصباح) و به دست آوردن چيزى كه مايه پاكى شود (مفردات) و «زكاة»; يعنى، پاكى، رشد و نموّ، بركت و ممدوح بودن. (نهايه ابن اثير)

302- نجات پسر نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 7،9،10

7ـ نوح ( ع ) به حكيمانه نبودن نجات فرزند فسادپيشه اش ، از حادثه طوفان آگاه نبود .

فلاتسئلن ما ليس لك به علم

9ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از درخواست نجات فرزندش ، برحذر داشت .

فلاتسئلن ما ليس لك به علم

چون مفعول دوم «فلاتسئلن» ـ يعنى، «ما ليس . ..» ـ بدون حرف «عن» آمده است، مقصود از سؤال، درخواست و مطالبه است نه پرسش و جستوجو. بنابراين «فلاتسئلن»; يعنى، از من مخواه و درخواست نكن .... مصداق مورد نظر براى «ماليس ...» نجات فرزند نوح مى باشد.

10ـ نجات فرزند فسادپيشه نوح از حادثه طوفان ، امرى خلاف حكمت و مصلحت در نزد خداوند

فلاتسئلن ما ليس لك به علم

«به» متعلق به «علم» است و مراد از آن «بمصلحته و حكمته و صوابه» مى باشد. بنابراين «فلاتسئلن ما ليس ...»; يعنى ، درخواستى را كه نمى دانى درست است و يا مطابق مصلحت و حكمت است ، از من مخواه.

303- نجات پيروان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 11

11ـ خداوند ، پيامبران و پيروان ايشان را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشيد .

جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

«نجى» ماضى مجهول و «من» نايب فاعل آن است. مفعول «نشاء» كلمه اى مانند «نجاته» است كه از «نجى» استفاده مى شود. بنابراين «فنجى من نشاء» ; يعنى، پس نجات داده شد آنكه ما نجات يافتنش را مى خواستيم. از مصداقهاى مورد نظر براى «من نشاء» پيامبران و پيروان ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 5

5 ـ به هنگام نزول عذاب الهى ، تنها همگامان پيامبران اهل نجاتند .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

304- نجات پيروان شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 4

4 ـ خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4،5

4ـ خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

5ـ نجات شعيب ( ع ) و پيروان او از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

305- نجات پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 6،7

6ـ خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صـلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

7ـ نجات صالح ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا صـلحًا و الذين ءامنوا معه برحمة منا

306- نجات پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 6

6ـ نجات پيروان نوح از حادثه طوفان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى بود .

قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 6،8

6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين

مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.

8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .

فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين

307- نجات پيروان هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 5،6،10

5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .

و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

6ـ نجات هود ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

«برحمة» متعلق به «نجّينا» مى باشد.

10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .

و نجّينـهم من عذاب غليظ

بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.

308- نجات جبرئيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 12

12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».

309- نجات جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 22

22 ـ سزاواران خلود در جهنم ممكن است با مشيت خداوند از آن رهايى يابند.

خلدين فيها إلا ما شاء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 7،8

7ـ رهايى جهنميان از آتش دوزخ ، امرى ممكن و محتمل است و به مشيت خداوند بستگى دارد .

خـلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

منظور از «ما» ى موصوله در «إلاّ ما شاء ربك» مى تواند زمان و مدت باشد. در اين صورت «مستثنى منه» مدت زمانى است كه به خلود و دوام توصيف شد. بر اين اساس حاصل معناى «خالدين فيها ...» چنين مى شود: دوزخيان در آتش براى هميشه ماندگارند، مگر آنكه خداوند هميشه بودن را ملغى كند.

8ـ خداوند ، برخى از دوزخيان را از آتش دوزخ رهايى مى بخشد و از عذاب نجات مى دهد .

خـلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «إلاّ ما شاء ربك» افراد و اشخاص باشد. بر اين مبنا «مستثنى منه» ضمير مستتر در «خالدين» مى باشد و حاصل معناى «خالدين فيها ...» چنين خواهد بود: دوزخيان در آتش مخلد هستند، مگر افرادى را كه خداوند بخواهد كه در آن جا خالد نباشند. وصف «فعال لما يريد» به اين نكته اشاره دارد كه خداوند با اعمال مشيت خويش، برخى دوزخيان را رهايى خواهد بخشيد.

310- نجات حاملان عرش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 12

12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى

كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».

311- نجات خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 13،26،27

13ـ نجات لوط ( ع ) و خانواده اش در گرو خروج آنان از ديار قوم لوط بود .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

26ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . « فلما جاء آل لوط المرسلون . . . قالوا : . . . « فأسر بأهلك » يا لوط إذا مضى لك من يومك هـذا سبعة أيام و لياليها « بقطع من الليل » إذا مضى نصف الليل . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. هنگامى كه فرشتگان خدا به سوى خاندان لوط آمدند ... گفتند: ... اى لوط ! از اين تاريخ پس از گذشت هفت شبانه روز نيمه شب خانواده خود را از اين سرزمين بيرون ببر ...».

27ـ « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . إن الله تعالى لما أراد عذابهم ( قوم لوط ) . . . بعث إليهم ملائكة . . . و قالوا للوط : أسر بأهلك من هـذه القرية الليلة . . . فلما إنتصف الليل سار لوط ببناته . . . ;

از امام باقر روايت شده است: . .. هنگامى كه خداوند اراده كرد قوم لوط را عذاب كند، فرشتگانى را به سوى آنان فرستاد ... آنان به لوط گفتند: امشب خانواده خود را از اين آبادى برون ببر ... چون شب به نيمه رسيد، لوط دختران خود را از آبادى بيرون برد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 2

2- مأموران الهى ، خاندان لوط ( ع ) را از عذاب نازل شده بر قوم وى نجات دادند .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 65 - 1

1- فرشتگان ، از حضرت لوط ( ع ) خواستار خارج ساختن خاندانش از شهر در پاسى از شب ، جهت نجات از عذاب الهى شدند .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 1

1 - استجابت دعاى لوط ( ع ) مبنى بر نجات خود و كسان خود ، از شر قوم زشتكارش از سوى پروردگار

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 171 - 1،4

1 - نجات همه خانواده لوط از عذاب الهى ، به جز همسر پير او

فنجّينـه و أهله أجمعين إلاّ عجوزًا فى الغـبرين

«عجوز» به معناى پير زن و «عجوزاً» مستثنى از «أهله» است. «غبور» (مصدر «غابرين») نيز به معناى باقى ماندن است. بنابراين، «غابر» به كسى گفته مى شود كه همراهانش بروند و او باقى بماند.

4 - نجات لوط ( ع ) و اهلش از عذاب الهى ، در گرو خروج آنان از شهر

فنجّينـه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغـبرين

از واژه «الغابرين» استفاده مى شود كه بر جاى ماندگان در شهر، گرفتار عذاب شدند و بيرون روندگان از شهر نجات يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 1،2

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.

2 - هلاكت قوم فساد پيشه لوط و نجات وى و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل

إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت قوم لوط، در صورتى است كه درباره ديگر امت ها قابل تكرار باشد و به تعبير ديگر، سنتى مستمر به شمار آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خانواده اش ـ به جز همسر وى ـ از عذاب نازل شده بر قوم لوط

فأنجينـه و أهله إلاّ امرأته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 134 - 1

1 - لوط ( ع ) و خاندان او ، از عذاب نازل شده بر قوم شان نجات يافتند .

إذ نجّينـه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 3

3 - هلاكت تمامى قوم لوط با عذاب الهى ; به جز شخص لوط ( ع ) و خاندان او

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا إلاّءال لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندان آن حضرت از مهلكه عذاب ، نعمت و امتنان الهى بر ايشان

نجّينـهم . .. نعمة من عندنا

312- نجات خانواده لوط(ع) از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 5

5 - ملائكه مأمور عذاب قوم لوط ، به ابراهيم ( ع ) اطمينان دادند كه لوط ( ع ) و اهل اش را ، حتماً از عذاب نجات خواهند داد .

قالوا نحن أعلم بمن فيها لننجّينّه و أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 14

14 - فرشتگان مأمورِ عذابِ قوم لوط ، به لوط ( ع ) اعلام كردند كه او و خانواده اش ، به جز همسرش را ، از عذاب نجات خواهند داد .

إنّا منجّوك و أهلك إلاّ امرأتك

313- نجات خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 11،13

11ـ نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .

قلنا احمل فيها . .. أهلك

كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.

13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .

احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 13

13ـ اعمال صالح خانواده نوح ( پرستش خدا و . . . ) مايه نجات آنان از حادثه طوفان بود نه انتسابشان به حضرت نوح ( ع ) .

إنه ليس من أهلك إنه عمل غير صـلح

تصريح خداوند به اين كه «هلاكت فرزند نوح به خاطر اعمال ناصالحش بوده است» ، اشاره به اين معنا دارد كه: نجات ديگر اعضاى خانواده نوح ، به خاطر انتسابشان به آن حضرت نبوده; بلكه منزه بودنشان از اعمال ناشايست ، مايه نجاتشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 7

7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .

فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 1،2

1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .

و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

314- نجات خويشاوندان لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 2

2 ـ خداوند با خارج ساختن لوط و بستگان قومش از ديارشان ، وى را از عذاب مقدر شده براى قوم لوط نجات بخشيد .

فانجينه و أهله

چون جمله «فانجينه» در مقابل جمله «كانت من الغبرين» (همسر لوط در زمره باقى ماندگان بود) قرار گرفته است، معلوم مى شود نجات از عذاب قوم لوط در گرو خارج شدن از شهر و ديار آنان بوده است. بنابراين «فانجينه» يعنى: فانجينه باخراجنا اياه من بينهم.

315- نجات در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 4

4 - نجات يافتن خاندان لوط ، از سرنوشت هلاكت بار قومشان به هنگام سحر

نجّينـهم بسحر

316- نجات رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 ـ پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

317- نجات رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 ـ پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

318- نجات زكات دهندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 3

3 - كسانى كه انفاق كرده و زكات مال خود را ادا كنند ، انسان هايى صالح و نجات يافته اند .

قد أفلح من تزكّى

برخى از لغت دانان، فعل «تزكّى» را به معناى «تصدق» مى دانند. (لسان العرب)

319- نجات ساقى پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 45 - 1

1ـ يكى از دو هم بند زندانى يوسف ( ع ) ، از مرگ و زندان نجات پيدا كرد و به دربار راه يافت و ديگرى به اعدام محكوم شد .

و قال الذى نجا منهما

320- نجات شاكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

321- نجات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 4

4 ـ خداوند نجاتبخش شعيب ( ع ) و همگامانش از گرايش به شرك

بعد إذ نجنا اللّه منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4،5

4ـ خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

5ـ نجات شعيب ( ع ) و پيروان او از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

322- نجات صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 6،7

6ـ خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صـلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

7ـ نجات صالح ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا صـلحًا و الذين ءامنوا معه برحمة منا

323- نجات صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 8

8ـ خداوند ، پيش از نازل كردن عذاب استيصال ، مؤمنان و صالحان را از مهلكه خارج مى سازد تا عذاب دامنگير آنان نشود . *

و لما جاءنا أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 12

12ـ خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

324- نجات عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 10

10- تنها پيروان راه اعتدال و هدايت يافتگان به حقيقت ، از عذاب رهايى خواهند يافت .

و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

325- نجات عزرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 12

12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».

326- نجات عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،2،3،4،7

1 ـ توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

2 ـ بشارت خداوند به عيسى ( ع ) بر نجات آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر . .. و مكروا و مكر اللّه ... اذ قال اللّه يا عيسى انّ

3 ـ خاطره نجات حضرت عيسى ( ع ) از دست كافران ، سرگذشتى شايسته تذكر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك

بنابراينكه «اذ»، مفعول به براى «اذكر» يا «اذكروا» كه در تقدير است، باشد.

4 ـ نجات و تطهير حضرت عيسى ( ع ) ، توسّط خداوند

انّى متوفّيك . .. و مطهّرك

7 ـ خداوند ، حضرت عيسى ( ع ) را از جامعه آلوده به كفر ، نجات داد .

و رافعك الىّ و مطهّرك من الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 158 - 3

3 ـ نجات حضرت مسيح ( ع ) از توطئه قتل ، با معراج وى به سوى خدا

و ما قتلوه و ما صلبوه . .. بل رفعه اللّه إليه

327- نجات فرزندان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 2

2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».

328- نجات قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 1

1 - خداوند ، قريش را از گرسنگى رهانيد و مواد غذايى آنان را تأمين كرد .

الذى أطعمهم من جوع

حرف «من» يا تعليلى است و يا بدلى; يعنى، به دليل گرسنگى يا به جاى آن. در هر دو صورت، بيانگر وجود زمينه گرسنگى در قريش است; به گونه اى كه اگر خداوند آنان را اطعام نمى كرد، راهى ديگر نداشتند.

329- نجات كافران از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 3

3 ـ گرفتار نشدن كفرپيشگان به عذاب الهى ، ستمى است از جانب خدا بر بندگان مؤمن

ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «أن اللّه . .. » عطف بر «ما قدمت» و بيانگر علتى ديگر براى گرفتار سازى كافران به عذاب حريق باشد. بر اين اساس مفهوم آيه چنين مى شود: اگر خدا كفرپيشگان را عذاب نكند ستم كرده است. و چون عذاب نكردن آنان ستمى به خود آنان محسوب نمى شود، بايد گفت اين ستم نسبت به بندگان مؤمن است.

330- نجات كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 ـ پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

331- نجات كودك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 6

6 ـ نجات كودكان از محيط كفر و شرك ، از وظايف مؤمنان

و الولدان . .. الظالم اهلها

332- نجات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 15

15 - عمر گنهكاران ، هر چند طولانى باشد ، موجب نجاتشان از عذاب الهى نخواهد شد .

بما قدمت أيديهم . .. و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

333- نجات لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 13

13ـ نجات لوط ( ع ) و خانواده اش در گرو خروج آنان از ديار قوم لوط بود .

فأسر بأهلك بقطع من الّيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 65 - 3

3- لوط ( ع ) ، مأموريت يافت كه هم زمان با خارج ساختن خاندانش از شهر ، خود نيز در پى آنان حركت كند .

فأسر بأهلك . .. و اتّبع أدبـرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 1

1- حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) ، از نيرنگ ها و دسيسه هاى قوم خود ، به اراده الهى نجات يافتند .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 5

5- خداوند ، حضرت لوط ( ع ) را از شرّ قوم پليد ، ناپاك و زشتكارش نجات داد .

و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 1

1 - استجابت دعاى لوط ( ع ) مبنى بر نجات خود و كسان خود ، از شر قوم زشتكارش از سوى پروردگار

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 171 - 4

4 - نجات لوط ( ع ) و اهلش از عذاب الهى ، در گرو خروج آنان از شهر

فنجّينـه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغـبرين

از واژه «الغابرين» استفاده مى شود كه بر جاى ماندگان در شهر، گرفتار عذاب شدند و بيرون روندگان از شهر نجات يافتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 1،2

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.

2 - هلاكت قوم فساد پيشه لوط و نجات وى و خاندانش ـ به جز همسر وى ـ نمودى از سنت مستمر الهى در يارى رسانى به حق و سركوب باطل

إنّ فى ذلك لأية

نشانه و مايه عبرت بودن سرگذشت قوم لوط، در صورتى است كه درباره ديگر امت ها قابل تكرار باشد و به تعبير ديگر، سنتى مستمر به شمار آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خانواده اش ـ به جز همسر وى ـ از عذاب نازل شده بر قوم لوط

فأنجينـه و أهله إلاّ امرأته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 134 - 1

1 - لوط ( ع ) و خاندان او ، از عذاب نازل شده بر قوم شان نجات يافتند .

إذ نجّينـه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 135 - 7

7 - نجات لوط ( ع ) و مؤمنان ، از عذاب الهى ، با خروج از شهر انجام پذيرفت .

إلاّ عجوزًا فى الغـبرين

از آمدن تعبير «غابرين» (بازماندگان) درباره همسر كافر و هلاك شده همسر لوط، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 3

3 - هلاكت تمامى قوم لوط با عذاب الهى ; به جز شخص لوط ( ع ) و خاندان او

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا إلاّءال لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندان آن حضرت از مهلكه عذاب ، نعمت و امتنان الهى بر ايشان

نجّينـهم . .. نعمة من عندنا

334- نجات لوط(ع) از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 5

5 - ملائكه مأمور عذاب قوم لوط ، به ابراهيم ( ع ) اطمينان دادند كه لوط ( ع ) و اهل اش را ، حتماً از عذاب نجات خواهند داد .

قالوا نحن أعلم بمن فيها لننجّينّه و أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 14

14 - فرشتگان مأمورِ عذابِ قوم لوط ، به لوط ( ع ) اعلام كردند كه او و خانواده اش ، به جز همسرش را ، از عذاب نجات خواهند داد .

إنّا منجّوك و أهلك إلاّ امرأتك

335- نجات متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 12

12ـ خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 1

1- خداوند ، درپى ورود همگان به دوزخ ، تقواپيشگان را از آن نجات مى دهد .

و إن منكم إلاّ واردها . .. ثمّ ننجّى الذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 1

1 - خداوند ، نجات بخش تقواپيشگان از عذاب قيامت

أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 4

4 - نجات مؤمنان تقواپيشه از عذاب استيصال ، سنت الهى است .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

بنابر اين كه آيه مربوط به هر دو گروه (عاد و ثمود) باشد، مى توان به نوعى سنت بودن نجات مؤمنان را استفاده كرد.

336- نجات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 5،10،19

5 ـ موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .

نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا

10 ـ اعتماد و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نصرت الهى نسبت به او و فرد همراهش ( ابوبكر ) در خلاصى از توطئه كافران مكه

لاتحزن إن اللّه معنا

19 ـ رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه كافران مكه و اعتلاى كلمة اللّه ، جلوه عزّت ( شكست ناپذيرى ) و حكمت خدا

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. كلمة اللّه هى العليا و اللّه عزيز حكيم

337- نجات مخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

338- نجات مستضعفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 2،3،4،12،19

2 ـ وجوب جنگ و مبارزه براى رهايى مستضعفان

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

مراد از جنگ در راه مستضعفان ـ به قرينه ادامه آيه ـ جنگيدن براى رهايى آنان از چنگال ستمگران است. در برداشت فوق، «المستضعفين» عطف بر «اللّه» گرفته شده است.

3 ـ متخلفان از جهاد در راه خدا و رهايى مستضعفان ، مورد سرزنش و توبيخ خداوند

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

4 ـ جنگ براى رهايى مستضعفان موحد ، از مصاديق جهاد در راه خداست .

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين

مراد از راه مستضعفين، رهايى آنان است. بنابراين «المستضعفين» عطف است بر «سبيل اللّه»; و اين عطف، عطف خاص بر عام مى باشد. زيرا آنچه به امر خدا انجام مى گيرد، نمى تواند خارج از «سبيل اللّه» باشد.

12 ـ رهايى مستضعفان موحد ، مجوّز جهاد ابتدايى

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا م

19 ـ ارتش آزاديبخش اسلام ، مددى الهى براى رهايى مستضعفان موحّد

و ما لكم لا تقاتلون . .. و اجعل لنا من لدنك نصيراً

339- نجات مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 7

7 - خداوند ، دستگير امت اسلامى در مواقع بروز خطر

و لولا فضل اللّه عليكم . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

340- نجات مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 3

3 - فضل و رحمت الهى و افشاى چهره توطئه گران « افك » از سوى خدا ، مسلمانان صدراسلام را از خطر عذابى بزرگ نجات بخشيد .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

341- نجات مشركان از هلاكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 7

7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.

قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

342- نجات مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 ـ پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

343- نجات مصرباستان از قحطى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 5

5ـ سرزمين مصر بر اثر پيش بينى يوسف ( ع ) و تدبير عالمانه او ، از عواقب فاجعه آميز قحطى مصون ماند .

و جاء إخوة يوسف

344- نجات مصلحان اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 9

9ـ خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .

إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم

«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان

داديم.

345- نجات مصلحان ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 3

3 ـ خداوند از ميان يهوديان ايله تنها مصلحانِ نهى كننده از منكر را از گرفتار شدن به عذاب رهايى بخشيد .

أنجينا الذين ينهون عن السوء

346- نجات معرضان از طغيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 22 - 3

3 - پرهيزكنندگان از طغيان ، گرچه بر جهنم و كمين كنندگان در آن عبور خواهند كرد ; ولى گرفتار آن نخواهند شد . *

إنّ جهنّم كانت مرصادًا . للطّـغين مـابًا

چنانچه «للطاغين» متعلق به «مآباً» باشد، «مرصاداً» مطلق خواهد بود; در اين صورت مفاد دو آيه اين است كه جهنم براى همگان «مرصاد» است; ولى «مآب» و بازگشتگاه همه نبوده و تنها طغيان گران گرفتار آن خواهند شد.

347- نجات موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 17

17 ـ هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب

قد جاءتكم بينة من ربكم

برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.

348- نجات موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 8

8 - مادر موسى ( ع ) ، پيش از افكندن او به آب ، از جانب خداوند ، به نجات موسى ( ع ) به دست يكى از دشمنان آگاه شده بود .

أوحينا. .. يأخذه عدوّ لى و عدوّ له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 22،23،32

22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .

و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم

23 - رهايى موسى ( ع ) از عواقب وخيم قتل نفس ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند بر آن حضرت بود .

و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم

«قتلت» عطف بر «لقد مننّا» در آيات قبل است و بازگوكننده منّت و نعمت جديدى پس از ياد نعمت رهايى موسى(ع) از مشكلات دوران ولادت خويش است.

32 ـ موسى ( ع ) در پى رهايى از چنگ فرعونيان ، با سختى به مدين رسيد و در آن جا چندين سال اقامت گزيد .

و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين

«فاء» در «فلبثت. ..» دلالت دارد كه ورود موسى به مدين، بعد از سختى كشيدن او در راه مصر و مدين بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 8 - 1،3،7

1 - برگرفته شدن موسى ( ع ) از آب نيل به وسيله نزديكان فرعون

فالتقطه ءال فرعون

«إلتقاط» به معناى برگرفتن چيزى از زمين است و «آل» به كسان و نزديكان شخص گفته مى شود.

3 - برگرفتن موسى ( ع ) از آب به وسيله فرعونيان ، اقدامى ناخواسته عليه خود آنان

فالتقطه ءال فرعون ليكون لهم عدوًّا و حزنًا

7 - كشتن پسران بنى اسرائيل از سويى و برگرفتن موسى ( ع ) از آب از سوى ديگر ، نمود خطاپيشگى و نابخردى فرعونيان

يذبّح أبناءهم . .. فالتقطه ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 1

1 - انتقال موسى ( ع ) پس از برگرفته شدن از آب ، به نزد فرعون و همسرش

فالتقطه ءال فرعون . .. و قالت امرأت فرعون قرّت عين لى و لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 11 - 8

8 - خواهر موسى ، شاهد برگرفته شدن برادرش از آب به وسيله كسان فرعون

فبصرت به عن جُنُب

برداشت ياد شده برپايه اين احتمال است كه «بصرت به. ..» به اين معنا باشد كه خواهر موسى، از دور ديد كه فرعونيان او را از آب گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 4

4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان

قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 9

9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان

قال لاتخف نجوت من القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 3

3- اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در به سلامت عبور كردن آنان از دريا و غرق شدن فرعونيان

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

هر چند عبارت «واترك . ..» معناى فرمان را در خود نهفته دارد; اما قرين شدن «رهوًا» مى نماياند كه خداوند با بيان اين صفت، در صدد اطمينان بخشى و ايجاد آرامش در روح موسى(ع) و اطرافيان آن حضرت بود.

349- نجات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 1،2،4

1 ـ خداوند ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر كافران ، رسولان خود و مؤمنان را از مهلكه دور كرده و از آسيب پذيرى نجات مى داد .

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا

2 ـ نجات مؤمنان و آسيب نديدن از عذاب استيصال ، سنتى است الهى و تخلف ناپذير .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

4 ـ از حقوق مؤمنان بر خداوند ، نجات آنان از عذاب هاى دنيوى است .

كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 8

8ـ خداوند ، پيش از نازل كردن عذاب استيصال ، مؤمنان و صالحان را از مهلكه خارج مى سازد تا عذاب دامنگير آنان نشود . *

و لما جاءنا أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 8

8- رهايى يونس ( ع ) از غم و اندوه ، جلوه اى از سنت الهى در نجات مؤمنان

و نجّينـه من الغمّ و كذلك نـنجى المؤمنين

اسم اشاره «كذلك»، اشاره به نجات يونس(ع) از غم و اندوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 6

6 - حضور مؤمنان در بين كافران و ظالمان ، بلايى سخت و رهايى از آن لطفى بزرگ و الهى

فقل الحمد للّه الذى نجّـنا من القوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 4

4 - نجات مؤمنان تقواپيشه از عذاب استيصال ، سنت الهى است .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

بنابر اين كه آيه مربوط به هر دو گروه (عاد و ثمود) باشد، مى توان به نوعى سنت بودن نجات مؤمنان را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 35 - 3

3 - جدا شدن مؤمنان از صف مجرمان و مسرفان پيش از نزول عذاب ، نمودى از قانون مندى نظام كيفرى حق

مسوّمة عند ربّك . .. فأخرجنا ... من المؤمنين

ممكن است «أخرجنا. ..»، نمودى از «مسوّمة» و مصداقى براى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 3

3 - خطر نزول عذاب الهى بر جامعه كفرپيشه ، پس از تهى شدن آن از مؤمنان

فأخرجنا . .. من المؤمنين ... و تركنا فيها ءاية للذين يخافون

350- نجات مؤمنان به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 1

1 - استجابت دعاى نوح ( ع ) از سوى خداوند ، درباره عذاب قوم كافر او و نجات همراهان مؤمنش

و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 1

1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.

351- نجات مؤمنان قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 3،4

3 ـ خداوند ، هود و مؤمنان به وى را از عذاب نازل شده بر قوم عاد ، نجات بخشيد .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

4 ـ نجات هود و همراهانش ، جلوه اى از رحمت خاص خداوند

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

352- نجات مؤمنان قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 135 - 7

7 - نجات لوط ( ع ) و مؤمنان ، از عذاب الهى ، با خروج از شهر انجام پذيرفت .

إلاّ عجوزًا فى الغـبرين

از آمدن تعبير «غابرين» (بازماندگان) درباره همسر كافر و هلاك شده همسر لوط، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 35 - 1

1 - خارج گشتن مؤمنان به فرمان الهى از ميان قوم لوط ، قبل از نزول عذاب

فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 36 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) إنّ رسول اللّه سأل جبرئيل كيف كان مهلك قوم لوط ؟ فقال إنّ قوم لوط . . . فلمّا عتوا عن أمره بعث إليهم ملائكة ليخرجوا من كان فى قريتهم من المؤمنين فما وجدوا فيها غير بيت من المسلمين . . . فلمّا انتصف الليل

سار لوط ببناته . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از جبرئيل درباره نحوه هلاكت قوم لوط سؤال نمود، حضرت فرمود: قوم لوط. .. چون از امر پروردگار سرپيچى نمودند، خداوند فرشتگانى را به سوى آنان فرستاد تا هر كس را كه در قريه آنان از مؤمنان است خارج كنند. فرشتگان در آن قريه غير از يك خانواده را ـ كه اهل ايمان و تسليم بودند ـ نيافتند... چون شب به نيمه رسيد، لوط دختران خود را برداشت و از شهر خارج گشت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 2

2 - فروريختن سنگ هاى عذاب بر قوم لوط و هلاكت تمامى آنان ، پس از خروج مؤمنان از ميان ايشان

لنرسل عليهم حجارة من طين . .. و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

در آيه شريفه اصل نزول سنگ ها بر قوم لوط و نابودى آنان، مفروغ عنه گرفته شده و تعبير «تركنا فيها آية» اشاره به سپرى شدن آن مرحله دارد.

353- نجات مؤمنان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 3

3 ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را به وسيله كشتى از غرق شدن رهايى بخشيد .

فكذبوه فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 17

17ـ نوح ( ع ) موظف به سواركردن مؤمنان بر كشتى و نجات دادن آنان از طوفان

قلنا احمل فيها . .. من ءامن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 2،3

2 - نجات يافتن عده اى از قوم نوح بهوسيله كشتى از هلاكت و غرق شدن

حملنـكم فى الجارية

3 - ساختن كشتى و نجات يافتن عده اى از قوم نوح به وسيله آن ، با هدايت و تدبير الهى بود .

حملنـكم فى الجارية

نسبت داده شدن فعل «حملناكم» به خداوند، گوياى مطلب ياد شده است. تصريح به اين مطلب در آيات ديگر مؤيد آن است (فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا...). (مؤمنون (23) آيه 27).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 1

1 - غرق شدن قوم نوح و نجات مؤمنان ، ماجرايى درس آموز و پنددهنده

لنجعلها لكم تذكرة

354- نجات مؤمنان مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 6

6 ـ هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

355- نجات مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 10

10- تنها پيروان راه اعتدال و هدايت يافتگان به حقيقت ، از عذاب رهايى خواهند يافت .

و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

356- نجات ميكائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 12

12 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و نفخ فى الصور فصعق من فى السماوات و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه » قالوا : يا رسول اللّه من هـؤلاء الذين استثنى اللّه ، قال : جبرئيل و ميكائيل و ملك الموت و اسرائيل و حملة العرش . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: «و نفخ فى الصور. .. إلاّ من شاء اللّه». [اصحاب] گفتند: اى رسول خدا! اين كسانى كه استثنا شده اند چه كسانى هستند؟ فرمود: جبرئيل، ميكائيل، ملك الموت، اسرائيل و حاملان عرش هستند...».

357- نجات ناهيان از منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 9

9ـ خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .

إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم

«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان

داديم.

358- نجات ناهيان از منكر ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 3

3 ـ خداوند از ميان يهوديان ايله تنها مصلحانِ نهى كننده از منكر را از گرفتار شدن به عذاب رهايى بخشيد .

أنجينا الذين ينهون عن السوء

359- نجات نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 3

3 ـ خداوند ، نوح ( ع ) و همراهانش را به وسيله كشتى از غرق شدن رهايى بخشيد .

فكذبوه فانجينه و الذين معه فى الفلك و أغرقنا الذين كذبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 3

3 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، از غرق شدن نجات داد .

فنجّينه و من معه فى الفلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 5،7

5- دعاى حضرت نوح ( ع ) براى نجات از دست قومش ، مستجاب شد .

و نوحًا إذ نادى من قبل فاستجبنا له

7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .

فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 1

1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .

و نصرنـه من القوم الذين كذّبوا بـايـتنا

واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 120 - 1

1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش

ثمّ أغرقنا بعد الباقين

«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 1

1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1،6،8

1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة

6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين

مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.

8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .

فأنجينـه و أصحـب السفينة و جعلنـها ءاية للعـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 2

2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 1،2

1 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

2 - نوح ( ع ) و خاندانش ، به لطف الهى از عذاب طوفان نجات يافتند .

و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

مقصود از «اندوه بزرگ» يا طوفان است و يا اذيت و آزار مردم كافر. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 3

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

360- نجات هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

361- نجات همبند يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 5

5ـ يوسف ( ع ) ، آزادى يكى از دو هم بند خويش و به دار كشيده شدن ديگرى را ، سرنوشتى حتمى و غير قابل تغيير دانسته و آن را به ايشان گوشزد كرد .

قضى الأمر الذى فيه تستفتيان

«افتاء» بيان كردن حكم است و «استفتاء» (مصدر تستفتيان) به معناى درخواست بيان حكم مى باشد. مراد از «الأمر» تأويل رؤيا (حادثه اى كه رؤيا جلوه گر آن است) مى باشد. بنابراين «قضى الأمر ...» ; يعنى: آن حادثه اى كه رؤياى شما بيانگر آن بود و شما درباره آن پرسش كرديد، حتمى و غير قابل تغيير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 5،6

5ـ ساقى پادشاه به درستى تعبير يوسف ( ع ) از رؤياى خويش اعتماد كرد و به نجات خويش اميدوار گرديد .

و قال للذى ظنّ أنه ناج منهما

ضمير در «ظن» محتمل است به «الذى» باز گردد و محتمل است به يوسف(ع) ارجاع شود. برداشت فوق، بر اساس احتمال

اول است. بر اين مبنا مفاد جمله «قال للذى ...» چنين مى شود: يوسف(ع) به ساقى پادشاه - همان كه به نجات خويش دل بسته بود و بدان اميدوار بود - گفت: مرا نزد مالكت ياد كن. قابل ذكر است كه چون يوسف(ع) به نجات وى يقين داشت نه گمان، اين احتمال قوى تر به نظر مى رسد.

6ـ تعبير يوسف ( ع ) از رؤياى هم بند خويش ، تحقق يافت و او با رهايى از زندان ، به استخدام پادشاه درآمد .

فأنسيـه الشيطـن ذكر ربه

با توجه به اينكه ضمير در «فأنساه» به «الذى» ـ كه مراد از آن ساقى پادشاه است ـ باز مى گردد ، جمله «فأنساه الشيطان ذكر ربه» دلالت مى كند كه وى از زندان آزاد و به دربار پادشاه راه يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 45 - 1

1ـ يكى از دو هم بند زندانى يوسف ( ع ) ، از مرگ و زندان نجات پيدا كرد و به دربار راه يافت و ديگرى به اعدام محكوم شد .

و قال الذى نجا منهما

362- نجات همسفران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 3

3 ـ خداوند ، حضرت نوح ( ع ) و تمام كسانى را كه با او در كشتى بودند ، از غرق شدن نجات داد .

فنجّينه و من معه فى الفلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 120 - 1

1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش

ثمّ أغرقنا بعد الباقين

«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1

1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 2

2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».

363- نجات هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 3،4

3 ـ خداوند ، هود و مؤمنان به وى را از عذاب نازل شده بر قوم عاد ، نجات بخشيد .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

4 ـ نجات هود و همراهانش ، جلوه اى از رحمت خاص خداوند

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 5،6،10

5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .

و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

6ـ نجات هود ( ع ) و پيروانش از عذاب استيصال ، جلوه اى از رحمت خداوند بر آنان بود .

نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه برحمة منا

«برحمة» متعلق به «نجّينا» مى باشد.

10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .

و نجّينـهم من عذاب غليظ

بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.

364- نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 9

9 - برخى انسان ها ، پس از رهايى از مشكلات و سختى هاى شديد ، در صراط مستقيم الهى باقى مى مانند .

و إذا غشيهم موج . .. دعوا اللّه ... فلمّا نجّيهم إلى البرّ فمنهم مقتصد

«قصد» ريشه «مقتصد» به معناى «راه راست و ميانه» است (مفردات راغب).

365- نجات يافتگان امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

366- نجات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 8

8ـ يوسف ( ع ) ، به گشودن درب و فرار از چنگ زليخا موفق شد .

و ألفيا سيدها لدا الباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 6

6ـ نجات يوسف ( ع ) از كيد زليخا و ديگر زنان ، جلوه اى از ربوبيت الهى بر آن حضرت

فاستجاب له ربه فصرف عنه كيدهنّ

367- نجات يوسف(ع) از چاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 2،3،7،13

2ـ آب آور كاروان به منظور آب كشيدن ، دلو خويش را در چاه كنعان افكند و برخلاف انتظار ، كودكى را از آن بيرون آورد .

فأدلى دلوه قال يـبشرى هذا غلـم

«أدلاء» (مصدر أدلى) به معناى فرستادن «دلو» است. «غلام» به پسر كوچك گفته مى شود (مصباح المنير).

3ـ يوسف ( ع ) با چنگ زدن به طناب و دلو آب آورِ كاروان ، خود را از چاه نجات داد .

فأرسلوا واردهم فأدلى دلوه قال يـبشرى هذا غلـم

7ـ نجات يوسف ( ع ) از چاه سرآغاز بردگى او

و أسرّوه بضـعة

بضاعت و كالاى تجارتى قرار دادن انسان ، مستلزم برده بودن و يا برده شمردن اوست.

13ـ اتراق كاروانيان در اطراف چاه كنعان ، نجات دادن يوسف ( ع ) از آن چاه و به همراه خويش بردن او ، به تقدير خداوند و تحت نظارت دقيق او انجام مى گرفت .

و جاءت سيّارة . .. والله عليم بما يعملون

مراد از «ما» در «ما يعملون» مى تواند كالا قرار دادن يوسف(ع) باشد (أسرّوه بضاعة). و نيز محتمل است همه داستان كاروان، در رابطه با يوسف(ع) باشد. بنابر فرض نخست، علم خدا به رفتار آنان (كالا قرار دادن) كنايه از كيفردهى است و بنابر فرض دوم، علم خدا كنايه از تقدير و تدبير اوست ; يعنى، تمام مقدماتى كه مايه نجات يوسف(ع) از چاه شد (گذر كردن كاروان در اطراف كنعان، منزل كردن در اطراف چاه و ...) همه به نظارت خدا و تدبير او بود.

368- نجات يوسف(ع) از زندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 12،14

12ـ خروج يوسف ( ع ) از زندان و رفع اتهام از او ، ناسازگار با اهداف شيطان

فأنسيـه الشيطـن ذكر ربه فلبث فى السجن بضع سنين

14ـ پادشاه مصر در صورت آگاهى از وضعيت يوسف ( ع ) ، او را از زندان آزاد مى كرد .

فأنسيـه الشيطـن ذكر ربه فلبث فى السجن بضع سنين

«لبث» به معناى اقامت كردن (ماندگار شدن) است. برداشت فوق ، از تفريع جمله «لبث ...» بر جمله قبل معلوم مى شود ; يعنى ، شيطان ساقى پادشاه را به فراموشى انداخت و در نتيجه ، يوسف(ع) چند سال ديگر در زندان ماندگار شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 3،4،5

3ـ پادشاه مصر پس از دريافت تعبير رؤيايش ، خواهان حضور يوسف ( ع ) در نزد خويش شد .

و قال الملك ائتونى به

4ـ پادشاه مصر پس از دريافت تعبير رؤيايش ، به آزادى يوسف ( ع ) از زندان و بار يافتن او به دربار فرمان داد .

و قال الملك ائتونى به . .. قال ارجع

از اينكه يوسف(ع) با فرستاده پادشاه از زندان خارج نمى شود و به دربار نمى آيد ، معلوم مى شود فرمان پادشاه مبنى بر احضار او (ائتونى به) احضار اجبارى نبوده است ; بلكه دستور به آزادى آن حضرت از زندان و بار يافتن به دربار بوده است.

5ـ ساقى پادشاه از طرف دربار براى آزادسازى يوسف ( ع ) و حاضر كردن او نزد پادشاه ، به سوى زندان روانه شد .

فلما جاءه الرسول

«ال» در «الرسول» عهد ذكرى است و به قرينه (فأرسلون) در آيه 45 معلوم مى شود كه اين فرستاده ، همان ساقى پادشاه بود كه براى دريافت تعبير خواب به سوى يوسف(ع) فرستاده شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 11

11ـ خداوند ، خنثى كننده مكر و حيله زنان اشراف و نجات بخش يوسف ( ع ) از زندان

أن الله لايهدى كيد الخائنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 16

16ـ آزاد ساختن يوسف ( ع ) از زندان و كوچ دادن خاندان يعقوب از كنعان به مصر ، از جمله احسان هاى خداوند در حق يوسف ( ع ) .

و قد أحسن بى إذ أخرجنى من السجن و جاء بكم من البدو

369- نجات يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 2

2- خداوند ، يونس ( ع ) را از غم و اندوه نجات و رهايى بخشيد .

و نجّينـه من الغمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 145 - 2،4

2 - يونس ( ع ) ، به هنگام بيرون افتادن از شكم ماهى ، بيمار بود .

فنبذنـه بالعراء و هو سقيم

4 - "قال رسول اللّه(صلی الله علیه و آله): "لما أراد اللّه حبس يونس ـ عليه السلام ـ فى بطن الحوت، أوحى اللّه إلى الحوت أن خذه، و لاتخدش له لحماً، و لاتكسر له عظماً، فأخذه ثمّ أهوى به إلى مسكنه فى البحر، فلمّا انتهى به إلى أسفل البحر سمع يونس حساً فقال فى نفسه: ما هـذا ....؟ فأوحى اللّه إليه و هو فى بطن الحوت: إنّ هـذا تسبيح دوابّ الأرض فسبّح و هو فى بطن الحوت فسمعت الملائكة ـ عليهم السلام ـ تسبيحه فقالوا: ربّنا إنّا نسمع صوتاً ضعيفاً بأرض غربة، قال: ذاك عبدى يونس، عصانى فحبسته فى بطن الحوت فى البحر، قالوا: العبد الصالح الذى كان يصعد إليك منه فى كلّ يوم عمل صالح؟ قال: نعم. فشفعوا له عند ذلك، فأمره فقذفه فى الساحل، كما قال اللّه: "و هو سقيم";

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند اراده نمود كه يونس را در شكم ماهى زندانى كند به ماهى وحى (الهام) نمود: او را بگير، اما خدشه اى به گوشت او وارد نكن و استخوانش را نشكن. پس ماهى يونس را گرفت و به سوى جايگاهش در دريا حركت كرد پس چون به قعر دريا رسيد، يونس صداى خفيفى شنيد و با خود گفت: اين صدا چيست ...؟ سپس خدا به يونس ـ كه در شكم ماهى بود ـ وحى كرد كه: اين تسبيح جنبندگان زمين است، پس يونس در حالى كه در شكم ماهى بود تسبيح گفت: ملائكه تسبيح او را شنيدند و گفتند: پروردگارا! ما صداى ضعيفى را در زمينى ناآشنا مى شنويم؟ خداوند فرمود: اين بنده من يونس است. وى نافرمانى من نمود، پس او را در شكم ماهى در دريا زندانى كردم. ملائكه گفتند: همان بنده صالحى كه هر روز عمل صالحى از او به سوى تو بالا مى آمد؟ خدا فرمود: آرى . پس ملائكه در اين هنگام يونس را شفاعت كردند، سپس خدا به ماهى امر كرد و ماهى يونس را در ساحل انداخت، چنان كه خدا فرمود: و هو سقيم".

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 146 - 1

1 - روييدن درخت پهن برگ و پوشش دهنده به اراده خداوند ، بر فراز يونس ( ع ) پس از بيرون آمدن او از شكم ماهى

و أنبتنا عليه شجرة من يقطين

«يقطين» به درخت و گياه پهن برگ و پوشش دهنده (مانند كدو) گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 147 - 1

1 - يونس ( ع ) ، پس از نجات از شكم ماهى ، مجدداً از سوى خداوند مأمور ادامه رسالت خود در ميان قومش گرديد .

فنبذنـه بالعراء . .. و أرسلنـه إلى مائة ألف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 49 - 1

1 - يونس ( ع ) پس از رهايى از شكم ماهى ، از نعمت و لطف ويژه الهى برخوردار گشت .

لولا أن تدركه نعمة من ربّه

370- نجات يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 14

14 - زندگانى در دنيا و داشتن عمرى طولانى ، نجاتبخش يهود از عذاب اخروى نيست .

و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

«أن يعمر» بدل براى «هو» و يا فاعل براى «مزحزح» است. مآل هر دو به يك معناست; معناى جمله «ما هو ...» چنين است: يهوديان ]بر فرض اينكه عمرى هزار ساله داده شوند [آن عمر طولانى، ايشان را از عذاب رها نخواهد ساخت.

371- نذر براى نجات از مشكلات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 30

30- بهره جستن از نذر براى فرار از تنگنا هاى اجتماعى جايز است .

إنّى نذرت . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

372- نعمت نجات از جامعه فاسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 12

12- نجات از جامعه فاسد و ناپاك ، نعمتى بزرگ و درخور شكر و سپاس است .

و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فـسقين

آيه شريفه در مقام امتنان بر حضرت لوط(ع) است. بنابراين نجات از دست قوم فاسد، نعمتى است كه خداوند با آن كار بر حضرت لوط(ع) منت نهاد.

373- نعمت نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 18 - 6،7

6 - رهايى از عذاب دوزخ در پرتو ربوبيت خداوند ، خود نعمتى بزرگ براى تقواپيشگان

و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

7 - بهشتيان ، مسرور و شادمان از لطف پروردگار خويش ، به خاطر رهايى از دوزخ

فـكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم

374- نعمت نجات از حكومت ظالمانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 5

5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .

إذ أنجـكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن

375- نعمت نجات از حكومت فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 4

4 - نجات موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان از شر حكومت فرعونيان ، از احسان ها و نعمت هاى بزرگ الهى به آنان

و لقد مننّا على موسى و هـرون . و نجّينـهما و قومهما من الكرب العظيم

376- نعمت نجات از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 8

8- روز نجات بنى اسرائيل از نظام ظالمانه فرعونيان ، از « ايام الله » است .

و ذكّرهم بأيّـم الله . .. و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجـكم م

كلمه «اذكروا» در اين آيه مى تواند از مصداقهاى تذكر به «أيام الله» باشد كه موسى(ع) مأمور به ابلاغ آن بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 12

12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .

أنجينـكم . .. وعدنـكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.

377- نعمت نجات از ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 20

20- آزمايش هاى خداوند از بندگان داراى مراتب است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

378- نعمت نجات از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندان آن حضرت از مهلكه عذاب ، نعمت و امتنان الهى بر ايشان

نجّينـهم . .. نعمة من عندنا

379- نعمت نجات خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 9

9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت

و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.

380- نعمت نجات نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 9

9 - نجات نوح ( ع ) و خاندانش از غمى بزرگ ، از نعمت ها و الطاف الهى به آن حضرت

و لقد نادينا نوح . .. و نجّينـه و أهله من الكرب العظيم

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به حضرت نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.

381- نوح(ع) و نجات از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 8

8ـ نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين

382- نوح(ع) و نجات پسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 1،5،7

1ـ نوح ( ع ) در پى حايل شدن امواج آب ميان او و فرزندش ، با شفاعت به درگاه خدا ، خواستار نجات وى شد .

و حال بينهما الموج . .. و نادى نوح ربه فقال رب إن ابنى من أهلى

جمله «فلاتسئلن» (در آيه چهل و ششم) حاكى است كه: نوح(ع) خواستار نجات فرزندش از غرق شدن بود. براين اساس دعا و التجاى آن حضرت پيش از غرق شدن فرزندش بود و لذا برخى از مفسران جمله «نادى نوح ربه ...» را بر «حال بينهما الموج» عطف گرفته اند.

5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق

7ـ نوح ( ع ) ، پس از طرح استدلال خويش براى لزوم نجات فرزندش ، حكم و قضاوت آن را به خداوند واگذار كرد .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق و أنت أحكم الحـكمين

383- نوح(ع) و نجات پيروان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 1

1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .

و قال اركبوا فيها

به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت»

آورده شد.

384- نوح(ع) و نجات خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 1

1ـ نوح ( ع ) ، پس از شروع طوفان و انجام مقدمات حركت ، ازپيروان و خانواده اش خواست تا بر كشتى سوار شوند .

و قال اركبوا فيها

به نظر مى رسد جمله «قال اركبوا . ..» عطف بر جملاتى مقدر باشد كه به خاطر دخالت نداشتن آنها در هدفهاى نقل ماجرا بيان نشده است; يعنى: قلنا احمل فيها ... ففعل كذا و كذا و قال اركبوا فيها .... و لذا در برداشت «انجام مقدمات حركت» آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 5

5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق

385- نوح(ع) و نجات فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 1،7

1ـ نوح ( ع ) ، از تقاضاى نجات فرزند ناصالحش منصرف شد و آن را امرى نابه جا دانست .

فقال رب إن ابنى من أهلى . .. قال رب إنى أعوذبك أن أسئلك ما ليس لى به علم

7ـ نوح ( ع ) ، با پى بردن به نادرستى تقاضاى خود ( نجات فرزندش ) خواهان آمرزش و رحمت الهى شد .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخـسرين

386- نوح(ع) و نجات قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 11

11ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از شفاعت درباره كفرپيشگان و درخواست رهايى آنان از عذاب ، برحذر داشت .

و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون

مراد از «لاتخاطبنى . ..» (درباره ستمگران با من سخن مگو) به دليل جمله بعد (زيرا غرق شدن براى آنان حتمى است) درخواست برطرف شدن عذاب و نجات از طوفان آب است.

387- نوح(ع) و نجات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 13

13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .

احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول

388- وعده نجات از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 14

14- رهبران مستكبر در جواب استمداد پيروانشان براى رهايى از عذاب ، به آنان وعده مى دهند كه در صورت نجات يافتن خود ، آنان را هم نجات خواهند داد .

قالوا لو هديـنا الله لهدينـكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 101 - 1

1- خداوند ، به كسانى كه منزلت نيكو و خصلت پسنديده دارند ( مؤمنان راستين ) ، وعده دورى و نجات از آتش دوزخ داده است .

إنّ الذين سبقت لهم منّا الحسنى أولئك عنها مبعدون

«الحسنى» مؤنث «أحسن» و صفت براى موصوف محذوفى چون «المنزلة» و «الخصلة» است و به قرينه مقابله با آيه قبل ـ كه در باره كافران و مشركان بود ـ آيه شريفه در باره مؤمنان راستين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 3

3 - وعده رهايى تقواپيشگان از آتش دوزخ ، حتمى و تخلّف ناپذير است .

سيجنّبها الأتقى

حرف «سين» براى تأكيد بر وعده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 5

5 - دورى از آتش دوزخ ، وعده خداوند به اهل زكات و انفاق

و سيجنّبها الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

وعده نجات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 9 - 1،3

1- نجات پيامبران و مؤمنان از دست دشمنان و پيروزى بر آنان ، وعده خداوند به ايشان است .

و ما أرسلنا قبلك رجالاً. .. ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء

3- خداوند ، به وعده خويش مبنى بر نجات پيامبران و مؤمنان و هلاكت دشمنان ، عمل كرد .

ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء و أهلكنا المسرفين

«صدق» (مصدر «صدقنا») در دو چيز استعمال مى شود: 1ـ در اعتقاد است، كه دراين صورت به معناى اعتقاد مطابق با واقع خواهد بود. 2ـ در جوارح و افعال انسان، كه در اين صورت به معناى انجام دادن كار به طور شايسته و بايسته خواهد بود. (مفردات راغب). در آيه بالا معناى دوم منظور است. گفتنى است ماده «صدق» در مواردى به دو مفعول متعدى مى شود كه اين آيه يكى از آن موارد است.

389- وعده نجات به انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 5

5 - دورى از آتش دوزخ ، وعده خداوند به اهل زكات و انفاق

و سيجنّبها الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

390- وعده نجات به مؤديان زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 5

5 - دورى از آتش دوزخ ، وعده خداوند به اهل زكات و انفاق

و سيجنّبها الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

وعده نجات خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 5

5ـ نوح ( ع ) ، براساس وعده خداوند به نجات افراد خانواده اش و التزام خداوند به وعده هاى خويش ، خواستار نجات فرزندش شد .

إن ابنى من أهلى و إن وعدك الحق

391- وعده نجات مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 9 - 1،3

1- نجات پيامبران و مؤمنان از دست دشمنان و پيروزى بر آنان ، وعده خداوند به ايشان است .

و ما أرسلنا قبلك رجالاً. .. ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء

3- خداوند ، به وعده خويش مبنى بر نجات پيامبران و مؤمنان و هلاكت دشمنان ، عمل كرد .

ثمّ صدقنـهم الوعد فأنجينـهم و من نشاء و أهلكنا المسرفين

«صدق» (مصدر «صدقنا») در دو چيز استعمال مى شود: 1ـ در اعتقاد است، كه دراين صورت به معناى اعتقاد مطابق با واقع خواهد بود. 2ـ در جوارح و افعال انسان، كه در اين صورت به معناى انجام دادن كار به طور شايسته و بايسته خواهد بود. (مفردات راغب). در آيه بالا معناى دوم منظور است. گفتنى است ماده «صدق» در مواردى به دو مفعول متعدى مى شود كه اين آيه يكى از آن موارد است.

392- وقت نجات خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 4

4 - نجات يافتن خاندان لوط ، از سرنوشت هلاكت بار قومشان به هنگام سحر

نجّينـهم بسحر

نجات بخشى

393- اهميت نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 4

4ـ نوح ( ع ) ، فرزندش را از بى ثمربودن صعود بر كوه و منحصر بودن راه نجات در بهره جستن از امداد الهى ، آگاه ساخت .

لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

394- ايمان به نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 3

3- انسان ها در گرداب هاى خطرآفرين ، نه تنها متوجه خداوند مى شوند ; بلكه او را يگانه قدرتى مى دانند كه توان نجات آنان را از مرگ حتمى دارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه

395- سنت نجات بخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 2

2 ـ نجات مؤمنان و آسيب نديدن از عذاب استيصال ، سنتى است الهى و تخلف ناپذير .

ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا كذلك حقاً علينا ننج المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 6،8

6- نجات و رهايى بخشيدن مؤمنان از غم و اندوه ، سنت خداوند است .

فاستجبنا له و نجّينـه من الغمّ و كذلك نـنجى المؤمنين

جمله «كذلك ننجى المؤمنين» پس از ذكر نجات يونس(ع) ـ مى تواند بيانگر يك قانون و سنت الهى باشد.

8- رهايى يونس ( ع ) از غم و اندوه ، جلوه اى از سنت الهى در نجات مؤمنان

و نجّينـه من الغمّ و كذلك نـنجى المؤمنين

اسم اشاره «كذلك»، اشاره به نجات يونس(ع) از غم و اندوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 4

4 - سنت الهى بر اعطاى پاداش عالى ، به شكرگزاران و نجات ايشان از عذاب هاى فراگير

كذلك نجزى من شكر

396- كيفر اسناد نجات بخشى به غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 56 - 11

11- نسبت دادن نجات از گرفتارى ـ كه كار خداست ـ به غير او ، مورد مؤاخذه شديد قرار خواهد گرفت .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون . .. و يجعلون لما لايعلمون نص

397- مظاهر نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 1

1 ـ خداوند تنها نجاتبخش آدميان از مهلكه ها و از هرگونه اندوه و سختى است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

398- مكذبان نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 55 - 2

2- هدف رهيدگان از ناگوارى ها از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجاتشان است .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ . .. ليكفروا بما ءاتينـهم

لام «ليكفروا» احتمال دارد به معناى «كى» باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: آنان شرك ورزيدند تا اثبات كنند كه نجاتشان از جانب خداوند نبوده است. در اين برداشت مراد از «ما ءاتيناهم» رفع ناگوارى و معناى «يكفروا» همان پوشاندن و انكار كردن است.

399- منشأ نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 14

14ـ ترحم خدا بر برخى انسان ها و نجات آنان از سيطره نفس امّاره ، برخاسته از رحمت و غفران اوست .

إن النفس . .. إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم

400- نجات بخشى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

401- نجات بخشى اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 8

8 - مردان الهى ( همچون پيامبران ) در انديشه آزادى ملت هاى مظلوم اند ، نه در فكر رفاه خويش .

و تلك نعمة تمنّها علىّ أن عبّدتّ بنى إسرءيل

از آيه ياد شده به دست مى آيد كه آنچه فكر موسى(ع) را شديداً به خود مشغول مى داشت، گرفتارى بنى اسرائيل بود و اين نگرانى آسايش زندگى وى را در دستگاه فرعون به كلى تحت الشعاع قرار داده بود.

402- نجات بخشى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 4

4 - خداوند ، نجات بخش بنى اسرائيل و هلاك كننده فرعونيان

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 1

1 ـ خداوند، نجاتبخش گرفتاران در تاريكيها و تنگناهاى هول انگيز خشكى و درياست.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 1

1 ـ خداوند تنها نجاتبخش آدميان از مهلكه ها و از هرگونه اندوه و سختى است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 7

7 ـ خداوند در عين قدرت بر عذاب و نابودى مشركان، آنان را از مهلكه ها نجات مى دهد.

قل الله ينجيكم ممنها و من كل كرب . .. قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 1

1 ـ خداوند ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر كافران ، رسولان خود و مؤمنان را از مهلكه دور كرده و از آسيب پذيرى نجات مى داد .

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 43 - 5،8

5ـ هيچ چيز و هيچ كس ، جز خداوند رحمان ، توانا بر نجات افراد از حادثه طوفان نوح نبود .

قال لاعاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

ظاهر جمله «لاعاصم . ..» اين است كه «من رحم» استثنا از «لاعاصم» باشد. در اين صورت بايد گفت: مراد از «من رحم» رحم كننده ، يعنى خداوند است نه كسى كه مورد رحمت قرار مى گيرد; يعنى: لاعاصم ... الا الراحم و هو الله.

8ـ نجات يافتن از حوادثى چون طوفان نوح ( عذاب هاى الهى ) ، جز در سايه رحمت الهى ، امكان پذير نيست .

لا عاصم اليوم من أمر الله إلاّ من رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 5،8،10

5ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروانش را ، از عذاب نازل شده بر قوم عاد نجات داد .

و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

8ـ خداوند ، پيش از نازل كردن عذاب استيصال ، مؤمنان و صالحان را از مهلكه خارج مى سازد تا عذاب دامنگير آنان نشود . *

و لما جاءنا أمرنا نجّينا هودًا والذين ءامنوا معه

10ـ خداوند ، هود ( ع ) و پيروان او را ، از گرفتار شدن به عذاب آخرت نجات داد .

و نجّينـهم من عذاب غليظ

بر اين اساس كه مقصود از «عذاب غليظ» عذاب اخروى باشد ، ماضى آوردن فعل «نجّينا» اشاره به اين نكته دارد كه: مؤمنان به هود(ع) پس از نزول عذاب استيصال بر قوم عاد ، همچنان به ايمان خويش پايبند بودند و مستحق عذاب اخروى نشدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 4

4ـ خداوند ، شعيب ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر مردم مدين رهايى بخشيد .

و لما جاء أمرنا نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 9

9ـ تنها خداوند بر نجات آدميان از خطر ها و عذاب ها تواناست .

فما أغنت عنهم . .. من دون الله

توصيف «ءالهتهم» به «التى يدعون من دون الله» گوياى اين است كه: نبايد غير خدا را به يارى طلبيد; زيرا هر معبودى غير از خداى يكتا ، از دفع عذاب ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 107 - 8

8ـ خداوند ، برخى از دوزخيان را از آتش دوزخ رهايى مى بخشد و از عذاب نجات مى دهد .

خـلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «ما» در «إلاّ ما شاء ربك» افراد و اشخاص باشد. بر اين مبنا «مستثنى منه» ضمير مستتر در «خالدين» مى باشد و حاصل معناى «خالدين فيها ...» چنين خواهد بود: دوزخيان در آتش مخلد هستند، مگر افرادى را كه خداوند بخواهد كه در آن جا خالد نباشند. وصف «فعال لما يريد» به اين نكته اشاره دارد كه خداوند با اعمال مشيت خويش، برخى دوزخيان را رهايى خواهد بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 9

9ـ خداوند ، تنها صالحان ناهى از منكر را از عذاب هاى نازل شده بر امت هاى پيشين ، نجات داد .

إلاّ قليلاً ممن أنجينا منهم

«منهم» قيد براى «قليلاً» است و ضمير در آن به «القرون» باز مى گردد و «من» در «ممن = مِن مَن» بيانيه است بنابراين «إلاّ قليلاً . ..»; يعنى، مگر اندكى از جوامع گذشته كه در آنها صاحب خردانى ناهى از فساد بودند همانها كه نجاتشان داديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 11

11ـ خداوند ، خنثى كننده مكر و حيله زنان اشراف و نجات بخش يوسف ( ع ) از زندان

أن الله لايهدى كيد الخائنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 11،12

11ـ خداوند ، پيامبران و پيروان ايشان را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشيد .

جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

«نجى» ماضى مجهول و «من» نايب فاعل آن است. مفعول «نشاء» كلمه اى مانند «نجاته» است كه از «نجى» استفاده مى شود. بنابراين «فنجى من نشاء» ; يعنى، پس نجات داده شد آنكه ما نجات يافتنش را مى خواستيم. از مصداقهاى مورد نظر براى «من نشاء» پيامبران و پيروان ايشان است.

12ـ خداوند ، تقواپيشگان و درستكاران را از عذاب هاى استيصال نجات مى بخشد .

فنجى من نشاء

از مصاديق مورد نظر براى «من نشاء» علاوه بر پيامبران ، تقواپيشگان و درستكاران است. آيه قبل (أفلم يسيروا ... و لدار الأخرة خير للذين اتقوا) و ذيل آيه مورد بحث (و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين) قرينه بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 11

11- تحميل بدترين شكنجه ها و آزار بر قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، شيوه مستمر فرعونيان

يسومونكم سوء العذاب

«يسومون» از «سوم»، به معناى تحميل شكنجه و عذاب، است و فعل مضارع آوردن آن، مى تواند اشاره به تداوم آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 11

11- تنها خداوند مى تواند انسان ها را از سلطه و نفوذ شيطان نجات بخشد .

ليس لك عليهم سلطـن و كفى بربّك وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 67 - 7

7- نجات از خطراتى كه مرگ قطعى براى انسان مى آورد ، تنها به عنايت خداوند امكان پذير است .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 8،9

8- هيچ كس و هيچ ملجأيى جز خداوند ، توان نجات انسان ها را از مرگ حتمى در برابر حوادث طبيعى ندارد .

و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم

از اينكه خداوند در آيه قبل فرمود: «انسان به هنگام گرفتار شدن به خطر حتمى، تنها به ياد خدا و قدرت نجات بخش او مى افتد و پس از رهايى فراموش مى كند» و نيز از اينكه در آيه بعدى هشدار داد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، نشان مى دهد كه تنها اوست كه مى تواند انسان را از مرگ حتمى نجات بخشد.

9- انسان ها به هنگام گرفتار آمدن به گرداب حوادث مرگ آفرين ، هيچ كارساز و پشتيبانى جز خداوند براى نجات خويش نمى يابند .

ثمّ لاتجدوا لكم وكيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 72 - 1

1- خداوند ، درپى ورود همگان به دوزخ ، تقواپيشگان را از آن نجات مى دهد .

و إن منكم إلاّ واردها . .. ثمّ ننجّى الذين اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 22

22 - خداوند موسى ( ع ) را از اندوه و نگرانى بر ارتكاب قتل نفس ، نجات بخشيد .

و قتلت نفسًا فنجّينـك من الغم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 4

4 - خداوند ، راهنماى موسى ( ع ) در لحظات حساس و سرنوشت ساز و رهاننده او از بحران هاى روحى و اضطراب هاى درونى

قلنا لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يـبنى اسرءيل قد أنجينـكم من عدوّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 71 - 1

1- حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) ، از نيرنگ ها و دسيسه هاى قوم خود ، به اراده الهى نجات يافتند .

و أرادوا به كيدًا . .. و نجّينـه و لوطًا إلى الأرض التى بـركنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 5

5- خداوند ، حضرت لوط ( ع ) را از شرّ قوم پليد ، ناپاك و زشتكارش نجات داد .

و نجّينـه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 7

7- خداوند ، نوح ( ع ) و خاندانش را از غم شديد و اندوه بزرگ ناشى از انجام رسالت خويش نجات داد .

فنجّينـه و أهله من الكرب العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 1

1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .

و نصرنـه من القوم الذين كذّبوا بـايـتنا

واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 2

2- خداوند ، يونس ( ع ) را از غم و اندوه نجات و رهايى بخشيد .

و نجّينـه من الغمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 3

3 - خدا ، تنها دستگير و ياور مردمان در دنيا و سراى آخرت

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه فى الدنيا و الأخرة. .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 7

7 - خداوند ، دستگير امت اسلامى در مواقع بروز خطر

و لولا فضل اللّه عليكم . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 20 - 6

6 - فضل و رحمت خدا ، مردم صدراسلام را كه ندانسته در گسترش توطئه « افك » دخالت داشتند ، از گرفتار شدن به

عذاب دنيوى و اخروى نجات بخشيد .

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته

به قرينه آيه پيش و نيز آيه 14، جمله «و لولا فضل اللّه»، به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته مسكم عذاب فى الدنيا و الآخرة» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 4

4 - اقدام خداوند بر نجات دادن رهروان راه خود در سخت ترين شرايط

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 119 - 2

2 - نجات نوح ( ع ) و همراهانش ، به اراده خدا و در پى استمداد وى براى رهايى از شرّ كافران

و نجّنى و من معى . .. فأنجينـه و من معه فى الفلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 170 - 2

2 - نجات لوط ( ع ) و همه كسانش ، به اراده خداوند و در پى استمداد وى براى رهايى از مكافات عمل قومش

ربّ نجّنى و أهلى ممّا يعملون . فنجّينـه و أهله أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 5

5 - خداوند ، نجات دهنده مؤمنان تقواپيشه از گرداب هاى سخت و بلا هاى فراگير

أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 3،4

3 - غلبه اراده الهى بر خواست و تصميم فرعون در نابود كردن موسى ( ع )

يذبّح أبناءهم . .. فرددنـه إلى أُمّه

موسى(ع) زمانى به دنيا آمد كه فرعون به بهانه از بين بردن او، هر كودك پسر بنى اسرائيلى را سر مى بريد; اما خداوند حوادث را طورى ترتيب داد كه شخص فرعون به حمايت از موسى(ع) برخيزد و او را تحت سرپرستى خود قرار دهد.

4 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن سريع موسى ( ع ) و دير نپاييدن زمان جدايى ميان او و مادرش

فرددنـه إلى أُمّه

به كارگيرى «فاء» عاطفه ـ كه براى بيان عدم تراخى استـ نشان مى دهد كه زمان جدايى ميان موسى(ع) و مادرش به قدرى كوتاه بود كه مى توان آن را ناديده گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 4

4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان

قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 1

1 - خداوند ، نوح ( ع ) و اصحاب كشتى او را ، از غرق شدن در طوفان ، نجات داد .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينـه و أصحـب السفينة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 9

9 - نجات دهنده گرفتاران ، از خطر ، خداوند است .

فلمّا نجّيـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 5،10

5 - عقيده به توحيد و نجات بخشى خداوند ، باورى فطرى براى انسان ها است .

و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين له

10 - نجات دهنده انسان ها از شدايد و گرفتارى هاى سخت ، خداوند است .

و إذا غشيهم موج . .. فلمّا نجّيهم إلى البرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 1

1 - خداوند ، نجات بخش تقواپيشگان از عذاب قيامت

أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 2

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه سياق ـ مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 6

6 - خداوند ، تنها يار و ياور انسان در حفاظت وى از عواقب ناگوار گناهان

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 13 - 3

3 - نجات نوح ( ع ) از طوفان سهمگين عذاب ، به وسيله مشتى تخته و ميخ ، نمودى از قدرت خداوند *

و حملنـه على ذات ألوح و دسر

«لوح» (مفرد «ألواح») به معناى تخته و «دسار» (مفرد «دسر») به معناى ميخ است. از اين كه خداوند، از كشتى نوح با عنوان «ذات ألواح و دسر» ياد كرده است (به جاى «سفينه»)، استفاده مى شود كه مشتى تخته و ميخ ـ كه به شكل ابتدايى كنار هم قرار گرفته اند ـ در صورتى كه خداوند بخواهد، وسيله نجات بندگان او از بحرانى ترين شرايط مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 7

7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از گرفتارى به سنت هاى دوران جاهليت رهانيد .

و وضعنا عنك وزرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 8،10

8 - خداوند ، بر حفاظت انسان ها از خطر ها و آسيب ها توانا است .

قل أعوذ بربّ الفلق

10 - برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند ، دليل توانمندى او بر نجات انسان ها از حوادث خطرناك

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 3

3 - خداوند ، توانا بر دفع ضرر و جلوگيرى از آسيب ديدن انسان از ديگر موجودات

قل أعوذ . .. من شرّ ما خلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 2

2 - خداوند ، بر حفاظت انسان از مخفى ترين خطر ها ، توانا است .

و من شرّ غاسق إذا وقب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 5

5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد

403- نجات بخشى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 5

5- قرآن ، مايه نجات آدمى از خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى موجود بر سر راه انسان *

هـذا بلـغ للناس و لينذروا به

404- نجات بخشى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 4

4 - داشتن پيام هدايت آفرين و نجات بخش براى زندگى دنيايى و اخروى انسان ها ، از ويژگى هاى خداى بر حق و شايسته پرستش

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

از اين كه مؤمن آل فرعون در رد عقيده مشركان، به اين مطلب استدلال كرد كه معبودهاى ادعايى شما، پيامى براى بشر ندارد; مى توان استفاده كرد كه داشتن پيام، از خصوصيات معبود حقيقى و شايسته پريستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 3

3- معبود راستين ، قادر به نجات انسان در همه شرايط دشوار

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

مفهوم آيه، گوياى برداشت ياد شده است.

405- نجات بخشى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

406- نجات بخشى هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 1

1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .

أن ائت القوم الظـلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل

مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.

نجات يافتگان

407- {نجات يافتگان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 3

3 - كسانى كه انفاق كرده و زكات مال خود را ادا كنند ، انسان هايى صالح و نجات يافته اند .

قد أفلح من تزكّى

برخى از لغت دانان، فعل «تزكّى» را به معناى «تصدق» مى دانند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 1

1 - پاك سازندگان و رشد دهندگان روح خويش ، اهل نجات اند و به هدف اصلى دست يافته و همواره در خوبى خواهند ماند .

قد أفلح من زكّيها

«زكاة» در لغت عرب، در اصل به معناى «طهارت»، «نمو»، «بركت» و «ستودن» است (نهايه ابن اثير) معناى اول و دوم، با آيه شريفه تناسب بيشترى دارد. «فلاح»; يعنى، پيروزمندى و رسيدن به مقصود (مفردات) و به معناى نجات و باقى ماندن در خوبى (قاموس) نيز آمده است.

408- امكان عذاب نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 3

3- امكان بازگشت دوباره نجات يافتگان از خطر دريا به آن و گرفتار شدن به طوفان دريايى و غرق شدن

أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى

409- انذار نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 1

1- هشدار خداوند به حق ناسپاسان رهيده از خطرات و مشكلات ، به دچار شدن به خطرات و مهلكه هاى ديگر

فلمّا نجـّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أفأمنتم أن يخسف بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 1

1- هشدار خداوند به حق ناسپاسان رهيده از خطر ، به دچار آمدن در همان مهلكه

أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى

410- شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 10

10 - مردم گرفتار در خطر دريا ، پس از رهايى از آن و رسيدن به خشكى ، به رغم دعاى مخلصانه شان در هنگام خطر ، به خدا شرك مىورزند !

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه . .. فلمّا نجّيـهم إلى البرّ إذا هم يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 5

5 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات ، به شرك ، كفران نعمت هاى خدا است .

فلمّا نجّيـهم إلى البرّ إذا هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم

411- شرك نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 2

2 - بازگشت رهيدگان از ناملايمات به شرك ربوبى ، كفران نعمت هاى خداوند است .

بربّهم يشركون . ليكفروا بما ءاتينـهم

به قرينه «ما آتيناهم» مراد از «ليكفروا» كفران نعمت است.

412- شگفتى شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

413- غرق نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 3

3- امكان بازگشت دوباره نجات يافتگان از خطر دريا به آن و گرفتار شدن به طوفان دريايى و غرق شدن

أم أمنتم أن يعيدكم فيه تارة أخرى

414- فلسفه شرك نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 5

5 - هدف رهيدگان از ناگوارى ها ، از گرايش به شرك ، انكار خدايى بودن نجات شان است .

إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة ... يشركون . ليكفروا

«لام» در «ليكفروا» لامِ عاقبت است و مفيد اين نكته است كه آنان، مشرك شدند تا سرانجام كفران نعمت كنند.

415- ناپسندى شرك نجات يافتگان از خطر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 14

14 - رويكرد افراد رهيده از سختى ها و ناملايمات به شرك ، به رغم توجّه شان به خداوند ، به هنگام ابتلا ، امرى غير منتظره و ناشايست است .

ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم يشركون

«إذا» در عبارت «إذا فريق. ..» فجاييه است. كاربرد آن، در جايى است كه حادثه اى به صورت غيرمنتظره رخ بدهد. تكرار «ربّهم» با اين بيان كه ذكر «ربّهم» اِشعار به اين نكته دارد كه آنان به رغم اين كه خداوند، پروردگارشان است، چنان كردند، مؤيد اين مطلب است.

416- نجات يافتگان از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 9

9 - برخى انسان ها ، پس از رهايى از مشكلات و سختى هاى شديد ، در صراط مستقيم الهى باقى مى مانند .

و إذا غشيهم موج . .. دعوا اللّه ... فلمّا نجّيهم إلى البرّ فمنهم مقتصد

«قصد» ريشه «مقتصد» به معناى «راه راست و ميانه» است (مفردات راغب).

417- نجات يافتگان امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

2- نجاست

1- تطهير نجاست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 7،9

7 ـ فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

9 ـ فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

2- عوامل نجاست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 12

12 ـ شيطان ، مايه پليدى ها و ناپاكيها

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

3- نجاست خوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 9

9 ـ خوك، حيوانى آلوده و كثيف و نجس كه بايد از آن اجتناب كرد.

إلا أن يكون . .. فإنه رجس

بنابراين كه ضمير «انه» به خنزير برگردد، نه به لحم خنزير. در لسان العرب آمده است: «الرجس، القذر و القذار ضد النظافة

... و رجس، نجس».

نجاسات

4- احكام نجاسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 9

9 ـ خوك، حيوانى آلوده و كثيف و نجس كه بايد از آن اجتناب كرد.

إلا أن يكون . .. فإنه رجس

بنابراين كه ضمير «انه» به خنزير برگردد، نه به لحم خنزير. در لسان العرب آمده است: «الرجس، القذر و القذار ضد النظافة ... و رجس، نجس».

3- نجاشي

1- ايمان نجاشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 28

28 ـ نجاشى ( پادشاه حبشه ) ، مؤمن به خدا ، قرآن و كتب آسمانى و خاضع در برابر خداوند

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از مرگ نجاشى، به ياران خود فرمود: انّ اخاكم النّجاشى قد مات، قوموا فصلّوا عليه; فقال رجل يا رسول اللّه كيف نصلى عليه و قد مات فى كفره؟ قال (صلی الله علیه و آله) الا تسمعون قول اللّه «و انّ من اهل الكتاب . .. »


الدّرالمنثور، ج 2، ص 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

2- خضوع نجاشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 28

28 ـ نجاشى ( پادشاه حبشه ) ، مؤمن به خدا ، قرآن و كتب آسمانى و خاضع در برابر خداوند

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پس از مرگ نجاشى، به ياران خود فرمود: انّ اخاكم النّجاشى قد مات، قوموا فصلّوا عليه; فقال رجل يا رسول اللّه كيف نصلى عليه و قد مات فى كفره؟ قال (صلی الله علیه و آله) الا تسمعون قول اللّه «و انّ من اهل الكتاب . .. »


الدّرالمنثور، ج 2، ص 416.

3- نجاشى از محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

4- نجاشى از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

5- نجاشى و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

6- نجاشى و محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 85 - 12

12 ـ نجاشى و ياران او در زمره محسنان و مؤمنان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن بودند .

قالوا إنّا نصرى ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً . .. ذلك جزاء المحسنين

اين بخش از آيات (85 ـ 82) بنابرآنچه بسيارى از مفسران گفته اند، درباره نجاشى پادشاه حبشه و ياران او نازل شده است.

4- نجوا

1- آثار وجوب صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 2

2 - وجوب صدقه ، باعث شد مسلمانان از گفتوگوى محرمانه با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) صرف نظر كنند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

2- احكام صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 10

10 - صدقه نجوا ، تنها بر كسانى واجب بود كه توانايى مالى داشتند .

فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم

3- احكام نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 1،2

1 - نجوا كردن ( با هم درگوشى صحبت كردن ) امرى جايز است .

يـأيّها الذين ءامنوا إذا تنـجيتم

2 - جواز نجوا كردن مشروط به اين است كه آلوده به گناه ، تعدى و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) نباشد .

إذا تنـجيتم فلاتتنـجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

4- احكام نجوا با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 4

4 - خداوند ، بر هر مسلمانى كه خواستار نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود ، واجب كرد كه پيش از آن

صدقه اى بپردازد .

يـأيّها الذين ءامنوا إذا نـجيتم الرسول فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة

5- امتناع از صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 1،4،5

1 - مسلمانان ، از پرداخت صدقه پيش از نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، امتناع ورزيدند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

4 - نكوهش مسلمانان از سوى خداوند ، به خاطر صرف نظر كردن از ملاقات هاى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و امتناع ورزيدن از پرداخت صدقه نجوا

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

5 - خداوند ، حكم صدقه نجوا را در پى امتناع ورزيدن مسلمانان از آن و ترك كردن گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) لغو و نسخ كرد .

فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم

مفسران، بر آنند كه اين آيه ناسخ حكم صدقه نجوا است.

6- ترك نجوا با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 4،15

4 - نكوهش مسلمانان از سوى خداوند ، به خاطر صرف نظر كردن از ملاقات هاى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و امتناع ورزيدن از پرداخت صدقه نجوا

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

15 - « عن على ( ع ) إنّه قال : بى خفف اللّه عن هـذه الاُمّة لأنّ اللّه امتحن الصحابة بهـذه الآية فتقاعسوا عن مناجاة الرسول (صلی الله علیه و آله) . . . و كان معى دينار فتصدّقت به فكنت أنا سبب التوبة من اللّه على المسلمين حين عملت بالآية و لو لم يعمل بها أحد لنزل العذاب لإمتناع الكلّ من العمل بها ;

از حضرت على(ع) روايت شده كه فرمود: خدا به وسيله من [كيفر سنگينى] اين امت را سبك كرد; زيرا خداوند صحابه را با آيه «قدّموا بين يدى نجواكم صدقات» امتحان كرد. آنان از نجوا كردن با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خوددارى كردند ...و با من دينارى بود كه آن را [قبل از نجوا ]صدقه دادم. پس من سبب گذشت خداوند از مسلمين شدم; آن گاه كه به اين آيه عمل كردم و اگر هيچ كس به آن عمل نمى كرد، عذاب نازل مى شد; زيرا همه از عمل به آن امتناع كرده بودند».

7- توصيه به تقوا در نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 5

5 - نجواى مؤمنان ، بايد آراسته به سفارش به نيكى و توصيه به تقواى الهى باشد .

و تنـجوا بالبرّ و التقوى

8- توصيه به خير در نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 5

5 - نجواى مؤمنان ، بايد آراسته به سفارش به نيكى و توصيه به تقواى الهى باشد .

و تنـجوا بالبرّ و التقوى

9- شرايط نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 2

2 - جواز نجوا كردن مشروط به اين است كه آلوده به گناه ، تعدى و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) نباشد .

إذا تنـجيتم فلاتتنـجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

10- صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 4،12،15

4 - خداوند ، بر هر مسلمانى كه خواستار نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود ، واجب كرد كه پيش از آن صدقه اى بپردازد .

يـأيّها الذين ءامنوا إذا نـجيتم الرسول فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة

12 - اجازه گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بدون دادن « صدقه نجوا » براى افراد ناتوان ، برخاسته از غفران و رحمت خداوند

فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم

15 - « قال على ( ع ) إنّ فى كتاب اللّه لآية ما عمل بها أحد قبلى و لايعمل بها أحد بعدى و هى آية النجوى ، كان عندى دينار فبعته بعشرة دراهم فجعلت اُقدّم بين يدى كلّ نجوى اُناجى ها النبىّ درهماً ، قال : فنسخها قوله « ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجواكم صدقات » ;

حضرت على(ع) فرمود: در قرآن آيه اى است كه قبل از من هيچ كس به آن عمل نكرد و بعد از من نيز احدى احد به آن عمل نخواهد كرد و آن آيه «نجوا» است. نزد من دينارى بود كه آن را به ده درهم فروختم و هر دفعه كه با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نجوا داشتم، يك درهم آن را صدقه مى دادم. حضرت فرمود: اين حكم را آيه «ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجواكم صدقات» نسخ كرد [و ديگر در پى نجوا با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) صدقه واجب نبود]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 15

15 - « عن على ( ع ) إنّه قال : بى خفف اللّه عن هـذه الاُمّة لأنّ اللّه امتحن الصحابة بهـذه الآية فتقاعسوا عن مناجاة الرسول (صلی الله علیه و آله) . . . و كان معى دينار فتصدّقت به فكنت أنا سبب التوبة من اللّه على المسلمين حين عملت بالآية و لو لم يعمل بها أحد لنزل العذاب لإمتناع الكلّ من العمل بها ;

از حضرت على(ع) روايت شده كه فرمود: خدا به وسيله من [كيفر سنگينى] اين امت را سبك كرد; زيرا خداوند صحابه را با آيه «قدّموا بين يدى نجواكم صدقات» امتحان كرد. آنان از نجوا كردن با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خوددارى كردند ...و با من دينارى بود كه آن را [قبل از نجوا ]صدقه دادم. پس من سبب گذشت خداوند از مسلمين شدم; آن گاه كه به اين آيه عمل كردم و اگر هيچ كس به آن عمل نمى كرد، عذاب نازل مى شد; زيرا همه از عمل به آن امتناع كرده بودند».

11- علم خدا به نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 4

4 - خداوند ، آگاه به هر سرّ و شنونده هر نجوا

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

12- فلسفه صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 9

9 - اقدام به انجام بهترين عمل و مؤثرترين كار براى طهارت نفس ، حكمت واجب شدن صدقه ، پيش از نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة ذلك خير لكم و أطهر

13- فلسفه نهى از نجواى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 6

6 - شاداب ماندن جامعه ايمانى و جلوگيرى از عوامل ناراحتى زا و اندوه آفرين ، حكمت نهى الهى از نجوا هاى آلوده به گناه

إنّما النجوى من الشيطـن ليحزن الذين ءامنوا

14- گناه در نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 3

3 - نهى خداوند ، از نجواى آلوده به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلاتتنـجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 1

1 - نجواى آلوده به گناه ، تعدى به ديگران و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از القائات شيطان است .

إنّما النجوى من الشيطـن

الف و لام «النجوى» براى عهد است و به نجواى منافقان اشاره دارد كه آلوده به «إثم»، «عدوان» و «معصيت الرسول» است.

15- مسلمانان صدر اسلام و صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 1،3

1 - مسلمانان ، از پرداخت صدقه پيش از نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، امتناع ورزيدند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

3 - پرداخت صدقه ، پيش از هر بار نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، براى مسلمانان امرى دشوار مى نمود .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

16- منشأ نجواى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 1

1 - نجواى آلوده به گناه ، تعدى به ديگران و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از القائات شيطان است .

إنّما النجوى من الشيطـن

الف و لام «النجوى» براى عهد است و به نجواى منافقان اشاره دارد كه آلوده به «إثم»، «عدوان» و «معصيت الرسول» است.

17- نجوا با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 9،12

9 - اقدام به انجام بهترين عمل و مؤثرترين كار براى طهارت نفس ، حكمت واجب شدن صدقه ، پيش از نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة ذلك خير لكم و أطهر

12 - اجازه گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بدون دادن « صدقه نجوا » براى افراد ناتوان ، برخاسته از غفران و رحمت خداوند

فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 1،2،3،6

1 - مسلمانان ، از پرداخت صدقه پيش از نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، امتناع ورزيدند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

2 - وجوب صدقه ، باعث شد مسلمانان از گفتوگوى محرمانه با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) صرف نظر كنند .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

3 - پرداخت صدقه ، پيش از هر بار نجوا با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، براى مسلمانان امرى دشوار مى نمود .

ءأشفقتم أن تقدّموا بين يدى نجويكم صدقـت

6 - نجوا هاى برخى از مسلمانان با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، غير ضرور و بى فايده بود .

فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم

از اين كه مسلمانان پس از صدور حكم صدقه، نجوا با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را ترك كردند، به دست مى آيد كه آنان، كار ضرورى و حياتى با آن حضرت نداشتند; و گرنه براى آن خرج مى كردند و صدقه مى پرداختند.

18- نجوا به نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 2،7

2 ـ ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس

7 ـ نجوا ها و مذاكرات محرمانه براى دعوت مردم به كار هاى نيك ، موجب پاداش بزرگ الهى

من نجويهم . .. و من يفعل ذلك ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتيه أجراً عظيماً

19- نجواى با ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 2،12

2 ـ ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس

12 ـ گفتگوى محرمانه در مورد توصيه به قرض الحسنه ، كارى پسنديده و شايسته

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف

امام صادق(ع) در مورد «معروف» در آيه فوق فرمود: يعنى بالمعروف القرض.


كافى، ج 4، ص 34، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 558.

20- نجواى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 3

3 - نهى خداوند ، از نجواى آلوده به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلاتتنـجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

21- نسخ صدقه نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 13 - 5

5 - خداوند ، حكم صدقه نجوا را در پى امتناع ورزيدن مسلمانان از آن و ترك كردن گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) لغو و نسخ كرد .

فإذ لم تفعلوا و تاب اللّه عليكم

مفسران، بر آنند كه اين آيه ناسخ حكم صدقه نجوا است.

22- نهى از نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 11

11 ـ نهى خداوند از گفتگو هاى سرّى بى فايده ( بگو مگو )

لا خير فى كثير من نجويهم

امام باقر(ع) فرمود: . .. ان اللّه نهى عن القيل و القال ... ان اللّه عزوجل يقول فى كتابه: «لا خير فى كثير من نجويهم» ...


كافى، ج 5، ص 300، ح 2; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 559.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 2،3

2 - منافقان ، از نجوا هاى آزاردهنده شان نهى و از آنان خواسته شده بود تا از آن كار زشت دست بكشيد .

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى

3 - منافقان ـ با وجود اين كه از نجوا كردن نهى شده بودند ـ بر آن اصرار مىورزيدند .

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى ثمّ يعودون لما نهوا عنه

نجواكنندگان

23- خدا و نجواكنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 5،6،7،8،10

5 - نجواكنندگان اگر سه نفر باشند ، خداوند چهارمى آنان است .

ما يكون من نجوى ثلـثة إلاّ هو رابعهم

6 - نجواكنندگان اگر پنج نفر باشند ، خداوند ششمين آنان است .

و لا خمسة إلاّ هو سادسهم

7 - نجواكنندگان ، چه كمتر از سه و پنج نفر باشند ( دو يا چهار نفر ) و چه بيشتر از پنج نفر باشند ( شش نفر يا بيشتر ) ، خدا نيز با آنان خواهد بود .

و لا أدنى من ذلك و لا أكثر إلاّ هو معهم

8 - نجواكنندگان هر كجا باشند ، خداوند نيز همراه با آنان است و گفتوگوى آنان را مى شنود .

إلاّ هو معهم أين ما كانوا

10 - خداوند ، گفتوگو هاى محرمانه نجواكنندگان را ، در قيامت به آنان خبر خواهد داد .

ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيـمة

24- مسؤوليت نجواكنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 9

9 - نجواكنندگان ، در برابر نجواهايشان مسؤول بوده و در قيامت بايد در برابر خداوند پاسخگو باشند .

ما يكون من نجوى . .. ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيـمة

25- ناظر نجواكنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 4

4 - گفتوگو هاى محرمانه هيچ جمع نجواكننده اى ، بر خداوند پوشيده نيست .

ما يكون من نجوى . .. إلاّ هو معهم أين ما كانوا

26- نجواكنندگان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 9،10

9 - نجواكنندگان ، در برابر نجواهايشان مسؤول بوده و در قيامت بايد در برابر خداوند پاسخگو باشند .

ما يكون من نجوى . .. ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيـمة

10 - خداوند ، گفتوگو هاى محرمانه نجواكنندگان را ، در قيامت به آنان خبر خواهد داد .

ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيـمة

5- نحر

1- آداب نحر شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 8،9

8 - لزوم به صف كردن شتران قربانى و نحر هم زمان آنها ، همراه ذكر نام خدا

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

«صوافّ» جمع «صافة» حال از ضمير «عليها» و از مصدر «صفّ» (گروهى را در كنار هم و در يك امتداد مستقيم به نظم در آوردن) مشتق شده است; يعنى، پس نام خدا را بر شتران (به هنگام نحر كردن آنها) در حالى كه در امتداد مستقيم به نظم درآمدند ببريد.

9 - لزوم بستن دست ها و پا هاى شتران قربانى ، به هنگام نحر كردن آنها

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

با توجه به اين كه هنگام نحر كردن شتر براى اين كه بر اثر وارد شدن فشار كارد فرار نكند، ابتدا دستها و پاهايش را كنار هم قرار مى دهند و دور آنها را طناب مى پيچند و سپس آن را نحر مى كنند «صوافّ» را مى توان چنين معنا كرد: در حالى كه دستها و پاهايشان را كنار هم قرار داديد و با طناب بستيد آنها را نحر كنيد.

2- اخلاص در نحر شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 8

8 - قربانى كردن شتر و قصد انجام دادن فرمان الهى ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

وانحر

قيد «لربّك» درباره «صلّ»، قرينه بر وجود چنين قيدى براى «انحر» نيز مى باشد. «نحر»; يعنى، مقدارى از سينه كه جاى گلوبند است و از جمله معانى كه براى فعل «انحر»، بيان كرده اند، فرمان به كشتن شتر قربانى است. (مفردات)

3- بسمله در نحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 4

4 - لزوم به زبان آوردن نام خدا ، به هنگام ذبح يا نحر قربانى

ليذكروا اسم اللّه على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

4- بسمله در نحر شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 6،7

6 - وجوب ذكر نام خدا ، به هنگام نحر كردن شترانى قربانى

فاذكروا اسم اللّه عليها

7 - جواز ذكر هر يك از اسماى خداوند ( اللّه ، رحمان و . . . ) به هنگام نحر شتر

فاذكروا اسم اللّه عليها

اضافه در «اسم اللّه» مى تواند بيانيه و يا لاميه باشد. ازاين رو «اسم اللّه» بنابر احتمال اول، به معناى «اسمى كه عبارت از اللّه است» و بنابر احتمال دوم «هر اسمى كه براى خدا هست» مى باشد. برپايه احتمال اول، ذكر نامى غير از «اللّه» به هنگام ذبح يا نحر حيوان، كافى نيست; به خلاف احتمال دوم. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

5- توصيه نحر شتر به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 8

8 - قربانى كردن شتر و قصد انجام دادن فرمان الهى ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

وانحر

قيد «لربّك» درباره «صلّ»، قرينه بر وجود چنين قيدى براى «انحر» نيز مى باشد. «نحر»; يعنى، مقدارى از سينه كه جاى گلوبند است و از جمله معانى كه براى فعل «انحر»، بيان كرده اند، فرمان به كشتن شتر قربانى است. (مفردات)

6- نامهاى خدا در نحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 7،8

7 - جواز ذكر هر يك از اسماى خداوند ( اللّه ، رحمان و . . . ) به هنگام نحر شتر

فاذكروا اسم اللّه عليها

اضافه در «اسم اللّه» مى تواند بيانيه و يا لاميه باشد. ازاين رو «اسم اللّه» بنابر احتمال اول، به معناى «اسمى كه عبارت از اللّه است» و بنابر احتمال دوم «هر اسمى كه براى خدا هست» مى باشد. برپايه احتمال اول، ذكر نامى غير از «اللّه» به هنگام ذبح يا نحر حيوان، كافى نيست; به خلاف احتمال دوم. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

8 - لزوم به صف كردن شتران قربانى و نحر هم زمان آنها ، همراه ذكر نام خدا

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

«صوافّ» جمع «صافة» حال از ضمير «عليها» و از مصدر «صفّ» (گروهى را در كنار هم و در يك امتداد مستقيم به نظم در آوردن) مشتق شده است; يعنى، پس نام خدا را بر شتران (به هنگام نحر كردن آنها) در حالى كه در امتداد مستقيم به نظم درآمدند ببريد.

7- نحر شتر در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 12

12 - جواز قربانى كردن به هر يك از شتر ، گاو و گوسفند در مراسم حج

على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتران است. لكن گاهى به مجموع شتر، گاو و گوسفند نيز گفته مى شود. به اعتقاد همه مفسران مراد از «أنعام» در اين جا معناى دوم (مجموع شتر، گاو و گوسفند) مى باشد. گفتنى است كه «بهيمة» به معناى چهارپا و اضافه آن به انعام اضافه بيانيه است; يعنى، چهارپايى كه عبارت است از شتر، گاو و گوسفند.

8- نحر شتر قربانى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 8،9

8 - لزوم به صف كردن شتران قربانى و نحر هم زمان آنها ، همراه ذكر نام خدا

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

«صوافّ» جمع «صافة» حال از ضمير «عليها» و از مصدر «صفّ» (گروهى را در كنار هم و در يك امتداد مستقيم به نظم در آوردن) مشتق شده است; يعنى، پس نام خدا را بر شتران (به هنگام نحر كردن آنها) در حالى كه در امتداد مستقيم به نظم درآمدند ببريد.

9 - لزوم بستن دست ها و پا هاى شتران قربانى ، به هنگام نحر كردن آنها

فاذكروا اسم اللّه عليها صوافّ

با توجه به اين كه هنگام نحر كردن شتر براى اين كه بر اثر وارد شدن فشار كارد فرار نكند، ابتدا دستها و پاهايش را كنار هم قرار مى دهند و دور آنها را طناب مى پيچند و سپس آن را نحر مى كنند «صوافّ» را مى توان چنين معنا كرد: در حالى كه دستها و پاهايشان را كنار هم قرار داديد و با طناب بستيد آنها را نحر كنيد.

9- نحر شتر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 11

11 - برگزيدن گران بهاترين حيوان اهلى ( شتر ) براى قربانى ، واكنشى بايسته از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سپاس گزارى از كوثر عطا شده به آن حضرت

إنّا أعطينـك الكوثر . .. وانحر

6- نخل

1- نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 9

9- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) [ فى قوله تعالى : « كلمة طيبة كشجرة طيبة . . . » ] : إن هـذه الشجرة الطيبة هى النخلة ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خدا «كلمة طيبة كشجرة طيبة . ..» روايت شده است كه فرمود: همانا [مراد از]درخت پاكيزه، درخت خرماست».

2- اهميت نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 3

3ـ اهميت نخل و خرما ، در ميان درخت ها و ميوه ها

فأنبتنا به جنّـت . .. و النخل باسقـت لها طلع نضيد

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه از ميان همه درختان، «نخل» ياد شده است. البته بعيد نيست كه اين انتخاب با توجه به جغرافياى سرزمين وحى صورت گرفته باشد.

3- بارورى نخل قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 3،7

3- بارورشدن و ثمردادن غير طبيعى درخت خرما ، به تلاش مريم ( س ) و كشيدن و تكان دادن نخل وابسته بود .

و هزّى إليك . .. تسـقط

فعل «تساقط» مجزوم است و عامل جزم آن شرط مقدر است; يعنى اگر درخت را تكان دهى و به سمت خود بكشى، براى تو خرما مى ريزد.

7 - به بار نشستن فورى درخت خرما و نيرومندى مريم ( س ) براى تكان دادن آن ، از كرامات او بود .

و هزّى إليك . .. تسـقط

4- بلندى نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 2

2ـ قامت بلند نخل و شكوفه هاى انبوه خرما ، پيامدار بصيرت و مايه تذكر خلق

تبصرة و ذكرى . .. و النخل باسقـت لها طلع نضيد

5- پيدايش نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 2

2 ـ خداوند پديد آورنده باغستانها، درختان خرما و كشتزارهاست.

و هو الذى أنشأ جنت . .. و النخل و الزرع

6- تعقل در درخت نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 13

13 ـ دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

7- تكاندن نخل قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 1،7

1- عيسى ( ع ) ، در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به تكان دادن درخت خرما و استفاده از ميوه آن راهنمايى كرد .

و هزّى إليك بجذع النخلة تسـقط عليك رطبًا جنيًّا

«هزّ» به معناى حركت دادن به چپ و راست است و به قرينه «إليك» در آن معناى «متمايل ساختن» نيز تضمين شده است. بنابراين «هزّى إليك»، يعنى درخت را به جانب خود بكش و به چپ و راست تكان ده اين راهنمايى چنان چه از آيه بعد پيدا است، به منظور تأمين غذاى مريم(س) بوده است.

7 - به بار نشستن فورى درخت خرما و نيرومندى مريم ( س ) براى تكان دادن آن ، از كرامات او بود .

و هزّى إليك . .. تسـقط

8- ثمردهى نخل قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 3

3- بارورشدن و ثمردادن غير طبيعى درخت خرما ، به تلاش مريم ( س ) و كشيدن و تكان دادن نخل وابسته بود .

و هزّى إليك . .. تسـقط

فعل «تساقط» مجزوم است و عامل جزم آن شرط مقدر است; يعنى اگر درخت را تكان دهى و به سمت خود بكشى، براى تو خرما مى ريزد.

9- خشكى نخل قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 2

2- نخلى كه مريم ( س ) در كنار آن وضع حمل نمود ، ميوه نداشت .

و هزّى إليك بجذع النخلة تسـقط عليك رطبًا جنيًّا

جمله «تساقط عليك. ..» گوياى امتنان بر مريم(س) است، نه خبر از اثر طبيعى تكان دادن درخت، چرا كه اين موضوع نيازى به راهنمايى نداشت; بنابراين، پس از تكان دادن درخت بود كه خرماى آن پديدار گشته و فرو مى ريخت. اضافه شدن كلمه «جذع» به كلام و نيز اِسناد «تساقط» به «نخلة»، خشك بودن درخت و خارق العاده بودن ريزش خرما را تأييد مى كند.

10- خوشه هاى نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 7

7 ـ خداوند با باران از شكوفه هاى نخل، خوشه هايى سر فروهشته و در دسترس را مى روياند.

فأخرجنا . .. و من النخل من طلعها قنوان دانية

«طلع» به معناى شكوفه خرما و «قنوان» نيز به معناى خوشه است و «قنوان دانية» يعنى خوشه هاى نزديك كه در دسترش باشد.

11- روياننده نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 1

1- خداوند ، روياننده كشتزار ها و درختان زيتون ، خرما و انگور و تمامى محصولات كشاورزى است .

ينبت لكم به الزرع و الزيتون و النخيل و الأعنـب و من كلّ الثمرت

12- رويش نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 7

7 ـ خداوند با باران از شكوفه هاى نخل، خوشه هايى سر فروهشته و در دسترس را مى روياند.

فأخرجنا . .. و من النخل من طلعها قنوان دانية

«طلع» به معناى شكوفه خرما و «قنوان» نيز به معناى خوشه است و «قنوان دانية» يعنى خوشه هاى نزديك كه در دسترش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 7

7- رويش گياهان و درختان زيتون ، نخل و تاك به وسيله آب ، زمينه اى براى انديشيدن و راهى براى خداشناسى است .

ينبت لكم به . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

13- سيراب شدن خوشه هاى نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 5

5ـ دستيابى خوشه هاى خرما بر بلنداى قامت نخل به عنصر حياتى آب ، شايان تأمّل و درس آموزى *

أفلم ينظروا . .. و النخل باسقـت لها طلع نضيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «باسقات»، از آن جهت در آيه قيد شده باشد كه رسيدن «آب» از زمين به خوشه هاى خرما در ارتفاع بالا، از فرايندى پيچيده و شايان تأمّل برخوردار است.

14- عبرت از نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 2

2- درختان خرما و انگور و استحصال نوشيدنى از آنها ، مايه پند و عبرت است .

و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا

برداشت فوق، با توجه به معطوف بودن جمله «و من ثمرات. ..» بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» است.

15- فوايد نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 3

3- درختان خرما و انگور ، داراى محصولات و فرآورده هاى گوناگون

و من ثمرت النخيل و الأعنـب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا

16- نخل قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 1

1- درد زايمان ، مريم ( س ) را به كنار تنه درخت خرما كشانيد .

فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة

«أجاء» متعدى «جاء» يعنى آورد و «مخاض» درد زايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 24 - 1

1- مريم ( س ) ، در كنار درخت خرما وضع حمل نمود و عيسى ( ع ) را به دنيا آورد .

فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة . .. فناديـها

«فاء» در «فناداها» فصيحه است و از جمله اى محذوف، قبل از خود، حكايت مى كند و مضمون آن جمله، خبر از ولادت عيسى(ع) در كنار درخت است.

17- نقش شكوفه هاى نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 2

2ـ قامت بلند نخل و شكوفه هاى انبوه خرما ، پيامدار بصيرت و مايه تذكر خلق

تبصرة و ذكرى . .. و النخل باسقـت لها طلع نضيد

18- نقش نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 1،2

1ـ نخل هاى افراشته ، با شكوفه هايى انبوه و برهم چيده ، آيتى خداوندى است .

و النخل باسقـت لها طلع نضيد

«باسقات» (جمع «باسق») به معناى بلند و برافراشته، «طلع» به معناى شكوفه و «نضيد» به معناى روى هم افتاده و انبوه

است.

2ـ قامت بلند نخل و شكوفه هاى انبوه خرما ، پيامدار بصيرت و مايه تذكر خلق

تبصرة و ذكرى . .. و النخل باسقـت لها طلع نضيد

19- ويژگيهاى نخل قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 23 - 4

4- اصله نخلى كه مريم ( س ) در كنار آن پناه گرفت ، نخلى مشخص و درختى خشكيده بود .

فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة

«النخلة» معرفه و «ال» در آن مى تواند عهد ذهنى باشد. عهدى كه يا بين خدا و مريم(س) و يا خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است و از اين كه گفته نشد « إلى النخلة»، دانسته مى شود كه آنچه مريم در كنار آن قرار گرفت، چيزى جز تنه درخت نبود. آيات بعد كه سخن از آگاه ساختن مريم به وجود آب و لزوم تكان دادن درخت، براى استفاده از خرماى آن دارد، نيز حاكى از پيدايش خارق العاده آب و خرما است و گرنه مريم(س) براى پى بردن به آن دو موضوع، به راهنما نيازى نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 10

10- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) قال : كانت نخلة مريم العجوة ، و نزلت فى كانون و نزل مع آدم ( ع ) من الجنّة العتيق والعجوة منهما تفرق أنواع النخل ;

از امام رضا(ع) روايت شده: نخله مريم «عجوه» بود كه در برج كانون نازل شد و با آدم(ع) از بهشت «عتيق (نوعى درخت خرماى نر) و عجوه (نوعى خرما كه درخت آن «لينه» ناميده مى شود)» نازل شد كه از آن دو، انواع نخل منشعب شد».

نخلستان

20- اهميت نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 34 - 2

2 - نخلستان ها و تاكستان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .

و ءاية لهم . .. و جعلنا فيها جنّـت من نخيل و أعنـب

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درصدد ارائه نمونه هايى از قدرت خدا و نيز برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.

21- درخواست نخلستان از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1،4

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

22- زيبايى نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 3

3- در اختيار داشتن باغ هايى از انواع انگور ، محصور شده در ميان نخل ها و كشت زارهايى در پيرامون آن ، از دلرباترين صحنه ها براى آدمى است .

23- عوامل پيدايش نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 3

3 - روان شدن چشمه ها ، از عوامل پيدايش باغ ها و به ثمر نشستن درختان نخل ، انگور و . . . است .

و جعلنا فيها جنّـت . .. و فجّرنا فيها من العيون . ليأكلوا من ثمره

جمله «ليأكلوا من ثمره» متعلق به «جعلنا» است و قرار گرفتن آن پس از جمله «فجّرنا فيها من العيون»، مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه روان شدن چشمه ها، نقش اساسى در به ثمر نشستن باغ ها و درختان نخل و انگور دارد.

24- فوايد نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 1

1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .

و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره

25- منشأ پيدايش نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 1

1 - پيدايش باغ هاى خرما و انگور بر اثر ريزش باران ، به اراده خداوند است .

فأنشأنا لكم به جنـّت من نخيل و أعنـب

«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن و پروراندن «جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغات است. «نخيل» نيز جمع «نخيلة» (خرما) و «أعناب» جمع «عنب» (انگور) است.

26- منشأ خلقت نخلستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 34 - 1

1 - خداوند ، باغ هايى از خرما و انگور در زمين آفريده است .

و جعلنا فيها جنـّت من نخيل و أعنـب

27- نخلستان در مركز حكومت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 16

16 - مركز حكومت فرعون ، منطقه اى گرمسير و داراى درختان نخل بود .

و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل

7- نذر

1- آثار وفاى به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 7،8

7 ـ خداوند ، مددكار و ياور اهل انفاق و وفاكنندگان به نذر است .

و ما للظّالمين من انصار

از مفهوم «و ما للظالمين من انصار» كه تنها ترك كنندگان انفاق محروم از حمايت خداوند مى باشند، برداشت فوق استفاده شده است.

8 ـ انفاق و وفاى به نذر ، از عوامل ايجاد و بسط تعاون اجتماعى *

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر . .. و ما للظّالمين من انصار

به نظر مى رسد از مصاديق ياوران (انصار) همان مردمى باشند كه از اموال انفاق كنندگان بهره مند مى شوند; يعنى انفاق كنندگان و وفاكنندگان به نذر، برخوردار از يارى مردم هستند و نيز آنان، مددكار مردم و اجتماعند; بنابراين انفاق از عوامل بسط تعاون اجتماعى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 5

5 - وفاى به نذر و خوف از قيامت ، از عوامل ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن

إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «يوفون بالنذر. ..» جمله اى است بيانيه كه علت بهره مندى ابرار از مواهب بهشتى را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 5

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 3

3 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق به نيازمندان جامعه بدون چشمداشتى و خوف از قيامت ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... و جزيهم بما صبروا ج

از مصاديق مورد نظر صبر در اين آيه، موارد ياد شده است كه در آيات پيش در وصف ابرار آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هـذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

2- آداب نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 1

1 ـ آگاهى خداوند به كميّت و كيفيت انفاق ها و نذر ها ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

تعهّد انسان بر عمل نيك را «نذر» گويند; يعنى شخص خود را متعهّد كند به انجام عمل نيك.

3- احكام نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 2،3

2 ـ مشروعيّت نذر بر خدمتكارى فرزند در راه خداوند در شرايع پيشين

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

3 ـ تحقق يافتن نذر ، با گفتن جمله : ربّ انّى نذرت لك . . .

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 -

22،23،24،26،27،28،29،30

22- وفاى به نذر واجب است .

إنّى نذرت للرحمـن . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

چنانچه مريم(ع) با وجود نذر، حق سخن گفتن داشت، نذر او نمى توانست نزد مردم عذر قطعى براى سكوت باشد.

23- زنى كه شوهر ندارد ، در نذركردن آزاد است .

فقولى إنّى نذرت

24- در نذر ، قصد قربت لازم است .

إنّى نذرت للرحمـن

26- نذر كننده بايد صيغه نذر را تلفظ كند .

فقولى إنّى نذرت

27- در صيغه نذر ، بايد نام خداوند ذكر شود .

إنّى نذرت للرحمـن

28- ذكر وصفِ « رحمان » براى صحت نذر كافى است .

إنّى نذرت للرحمـن

29- نذر تبرعى ( معلق نبودن نذر بر هيچ شرطى ) صحيح است .

إنّى نذرت للرحمـن صومًا

30- بهره جستن از نذر براى فرار از تنگنا هاى اجتماعى جايز است .

إنّى نذرت . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 3

3 - لزوم اداى نذر ، پس از تقصير و خارج شدن از احرام

و ليوفوا نذورهم

4- اخلاص در نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 24

24- در نذر ، قصد قربت لازم است .

إنّى نذرت للرحمـن

5- پاداش نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 2

2 ـ پاداش الهى به انفاق ها و نذر هاى بندگان ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة . .. فانّ اللّه يعلمه

توجه دادن به علم خداوند بر اعمال بندگان كنايه از پاداش الهى در برابر آن اعمال است.

6- تاريخ نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 17

17- « نذر » امرى مطلوب در آيين مريم ( س ) و معروف نزد هم عصران او

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمـن

7- ترك وفاى به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 6

6 ـ ترك انفاق و يا انفاق را به ريا و منّت و آزار آلودن و نيز انفاق كردن از خبايث و عمل نكردن به نذر ، ستمگرى است .

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. انفقوا من طيّبات ... و ما للظالمين من انصا

8- تشويق به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 4

4 ـ تشويق خداوند به انفاق و نذر ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

دانايى و آگاهى خدا به اعمال نيك، كنايه از پاداش وى و غرض از بيان پاداش، ترغيب بر اعمال نيك است.

زمينه وفاى به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 9

9 ـ توجّه به علم خداوند به انفاق ها و نذر ها ، برانگيزنده آدمى به انفاق و وفاى به نذر

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

9- شرايط صحت نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 28

28- ذكر وصفِ « رحمان » براى صحت نذر كافى است .

إنّى نذرت للرحمـن

10- صيغه نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 26،27،28

26- نذر كننده بايد صيغه نذر را تلفظ كند .

فقولى إنّى نذرت

27- در صيغه نذر ، بايد نام خداوند ذكر شود .

إنّى نذرت للرحمـن

28- ذكر وصفِ « رحمان » براى صحت نذر كافى است .

إنّى نذرت للرحمـن

11- مدح وفاكنندگان به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 4

4 - ستايش و تمجيد خداوند ، از وفاكنندگان به نذر و بيم داران از قيامت

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

12- نذر اولاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 7،19

7 ـ خلوص نيّت همسر عمران ، در نذر فرزندش براى خدمت در راه خدا

ربّ انّى نذرت لك

«لك»، بيانگر خلوص نيّت است.

19 ـ همسر عمران نذر نمود كه جنين خود را براى هميشه خدمتگزار عبادتگاه قرار دهد .

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

امام باقر (ع): . .. انّ امراة عمران نذرت ما فى بطنها محرّراً و المحرّر للمسجد يدخله ثمّ لا يخرج منه ابداً ... .


كافى، ج 3، ص 105، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 332، ح 113.

13- نذر براى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 18

18 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ان من خطوات الشيطان الحلف بالطلاق و النذور فى المعاصى و كل يمين

بغير اللّه ;

از گامهاى شيطان است قسم خوردن به طلاق همسر و نذر در گناهان و هر سوگندى كه به غير خداوند باشد».

14- نذر براى نجات از مشكلات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 30

30- بهره جستن از نذر براى فرار از تنگنا هاى اجتماعى جايز است .

إنّى نذرت . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

15- نذر به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 17

17 ـ پايبندى مادر مريم ( س ) به نذر خويش در گماردن وى براى عبادت خداوند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى سمّيتها مريم

از اينكه نام فرزند خويش را مريم (به معنى عابده) گذاشت، برداشت فوق به دست مى آيد.

16- نذر تبرعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 29

29- نذر تبرعى ( معلق نبودن نذر بر هيچ شرطى ) صحيح است .

إنّى نذرت للرحمـن صومًا

17- نذر در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 8

8 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) أنّه قال فى قول اللّه عزّوجلّ : « ثمّ ليقضوا تفثهم و ليوفوا نذورهم و ليطوفوا بالبيت العتيق » قال : التفث الرمى و الحلق و النذور من نذر أن يمشى و الطواف هو طواف الزيارة . . . ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه در باره سخن خداوند عزّوجلّ «ثمّ ليقضوا تفثهم و ليوحوا نذورهم و ليطوفوا بالبيت العتيق» فرمود: مراد از «تفث» رمى جمرات و تراشيدن سر است و مراد از «نذور» كسى است كه نذر كرده كه پياده برود(1) و مراد از طواف، طواف زيارت است. ..». 1ـ محتمل است مقصود اين باشد كه شخص نذر كرده كه پياده از منا به مكّه

برود; نه اين كه نذر كرده است از وطنش پياده به حج برود; چون در اين صورت با ظاهر آيه سازگار نيست.

18- نذر در دوران مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 17

17- « نذر » امرى مطلوب در آيين مريم ( س ) و معروف نزد هم عصران او

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمـن

19- نذر در يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 17،18

17- « نذر » امرى مطلوب در آيين مريم ( س ) و معروف نزد هم عصران او

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمـن

18- رجحان روزه سكوت و تعلق نذر به آن ، از احكام آيين مريم ( دين يهود )

إنّى نذرت للرحمـن صومًا

20- نذر زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 23

23- زنى كه شوهر ندارد ، در نذركردن آزاد است .

فقولى إنّى نذرت

21- نذر مادر مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 17،21

17 ـ پايبندى مادر مريم ( س ) به نذر خويش در گماردن وى براى عبادت خداوند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى سمّيتها مريم

از اينكه نام فرزند خويش را مريم (به معنى عابده) گذاشت، برداشت فوق به دست مى آيد.

21 ـ تأسف همسر عمران ، در پى زادن مريم ( س ) ، از اينكه نذرش محقق نشده و دخترش به دليل حائض شدن نمى تواند در مسجد مانده و محرّر باشد .

ربّ انّى وضعتها اُنثى . .. و ليس الذّكر كالاُنثى

امام صادق (ع): . .. «و ليس الذكّر كالاُنثى» انّ الاُنثى تحيض فتخرج من المسجد و المحرّر لا يخرج من المسجد.


تفسير عياشى، ج 1، ص 170، ح 37 ; بحار الانوار، ج 14، ص 204، ح 18.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 1

1 ـ مريم ( س ) ، در پى نذر مادرش ، از سوى خداوند به شايستگى پذيرفته شد .

فتقبّلها ربّها بقبول حسن

22- نذر مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 10،11،31

10- عيسى ( ع ) ، مادرش مريم ( س ) را به نذر روزه سكوت ، هنگام مواجهه با مردم توصيه كرد .

فإمّا ترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمـن صومًا

11- مريم ( س ) ، نذر روزه سكوت را پس از مواجهه با اولين نفر از افراد جامعه خويش منعقد ساخت .

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت

ظاهر «فقولى» آن است كه مريم مفاد نذر خود را با زبان بيان كرده باشد; دراين صورت همان جمله «إنّى نذرت . ..» صيغه نذر بوده و نذر مريم با گفتن آن منعقد شده است.

31- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ الصيام ليس من الطعام والشراب وحده . . . قالت مريم : « إنّى نذرت للرحمان صوماً » أى صوماً صمتاً ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: همانا روزه، تنها خوددارى از خوردنى آشاميدنى نيست . .. مريم(س) گفت: «إنّى نذرت للرحمان صوماً»، يعنى روزه سكوت».

23- نذر ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 13

13 ـ روى عن أبى جعفر و أبى عبدالله(ع): إن من خطوات الشيطان الحلف بالطلاق و النذور فى المعاصى و كل يمين بغير الله تعالى.

از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است: سوگند بر مطلقه شدن همسر و نذر در گناهان و هر سوگندى به غير نام خداى تعالى، پيروى از گامهاى شيطان است.

24- نذر همسر عمران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 1،7،8،10،12،19

1 ـ همسر عمران ، فرزندى را كه در شكم داشت ، براى خداوند نذر كرد و از هر خدمتى به خود آزاد ساخت .

اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

7 ـ خلوص نيّت همسر عمران ، در نذر فرزندش براى خدمت در راه خدا

ربّ انّى نذرت لك

«لك»، بيانگر خلوص نيّت است.

8 ـ نذر مخلصانه همسر عمران ، زمينه برگزيدن آل عمران براى نبوّت از سوى خداوند

انّ اللّه اصطفى . .. ال عمران ... اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك

«اذ» متعلّق به «اصطفى» است; يعنى آنگاه خداوند آل عمران را برگزيد كه همسر عمران، نذرى مخلصانه كرد. و اخلاص، از «لك» استفاده شده است.

10 ـ زنده نبودن عمران ، آن زمان كه همسرش ، فرزند خويش را نذر پروردگار كرد . *

اذ قالت امرات عمران ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

زيرا مادر با وجود پدر، معمولا چنين تصميمى را نسبت به فرزند اتخاذ نمى كند.

12 ـ دعاى همسر عمران در پيشگاه خداوند و درخواست از او ، براى قبولى نذرش

ربّ انّى نذرت لك . .. انّك انت السميع العليم

19 ـ همسر عمران نذر نمود كه جنين خود را براى هميشه خدمتگزار عبادتگاه قرار دهد .

ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى محرّراً

امام باقر (ع): . .. انّ امراة عمران نذرت ما فى بطنها محرّراً و المحرّر للمسجد يدخله ثمّ لا يخرج منه ابداً ... .


كافى، ج 3، ص 105، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 332، ح 113.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 3

3 ـ تأسف و اندوه همسر عمران ، به گمان عدم پذيرش نذرش

انّى نذرت . .. قالت ربّ انّى وضعتها اُنثى

25- نيت در نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 24

24- در نذر ، قصد قربت لازم است .

إنّى نذرت للرحمـن

26- وجوب وفاى به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 22

22- وفاى به نذر واجب است .

إنّى نذرت للرحمـن . .. فلن أكلّم اليوم إنسيًّا

چنانچه مريم(ع) با وجود نذر، حق سخن گفتن داشت، نذر او نمى توانست نزد مردم عذر قطعى براى سكوت باشد.

27- وفاكنندگان به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

28- وفاى به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 17

17 ـ پايبندى مادر مريم ( س ) به نذر خويش در گماردن وى براى عبادت خداوند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى سمّيتها مريم

از اينكه نام فرزند خويش را مريم (به معنى عابده) گذاشت، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 3

3 - لزوم اداى نذر ، پس از تقصير و خارج شدن از احرام

و ليوفوا نذورهم

29- وفاى به نذر ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 1

1 - وفاى به نذر ، از ويژگى هاى ابرار

يوفون بالنذر

«نذر»; يعنى، چيزى را تبرعاً (براى رضاى خدا و بدون چشم داشت) بر خود واجب كردن است; مانند عبادت، صدقه و مانند آن. (تاج العروس)

30- وفاى به نذر امام حسن(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

31- وفاى به نذر امام حسين(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

32- وفاى به نذر امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

33- وفاى به نذر فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

8- نژادپرستى

1- آثار نژادپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 14

14 - تفاخر هاى قومى و نژادى ، از عوامل تفرقه و زوال وحدت مؤمنان *

و جعلنـكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا إنّ أكرمكم عنداللّه أتقيـكم

از ارتباط اين آيه با آيه «إنّما المؤمنون إخوة» مطلب بالا استفاده مى شود.

2- آثار نژادپرستى اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 7

7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )

ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا عـ

3- آثار نژادپرستى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 7

7 - نژادپرستى و خوى برترى جويى فرعون و اشراف دربار او ، عامل ناديده گرفتن معجزات و دلايل روشن حضرت موسى و هارون ( ع )

ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فقالوا أنؤمن لبشرين ... و قومهما لنا عـ

4- ارزش نژادپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 9

9 ـ نژادپرستى، از ارزشهاى شيطانى است.

أنا خير منه خلقتنى من نار

5- پوچى نژادپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 5

5 - تكيه بر نژاد و قبيله براى اثبات شرافت ، موهوم و بى ارزش است .

و جعلنـكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيـكم

6- نژادپرستى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 8

8 ـ ابليس موجودى متكبّر، نژاد پرست و گستاخ در برابر خداوند

قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

7- نژادپرستى اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 2

2ـ منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها

قالوا يـشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

8- نژادپرستى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 5

5 ـ بنى اسرائيل ، مردمى مغرور به نژاد و دين خويش

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة

بسيارى از مفسران برآنند كه ريشه اعتقاد بنى اسرائيل (رهايى از آزمون و مجازات الهى) اين بوده كه آنان از نسل اسرائيل هستند و به يهوديت و يا نصرانيت منتسب مى باشند. آيه 69 كه مجرد انتساب به دين را كارساز در سعادت نمى دانست، مى تواند اشاره به اين نظريه داشته باشد.

9- نژادپرستى علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 11

11 - حفظ منافع قوم و جامعه يهود ، برتر از اعتراف به باور ها و عقايد دينى در ديدگاه عالمان و پيشوايان آنان

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم . .. أفلا تعقلون

10- نژادپرستى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 6،7،10،11،12،13

6 - يهود ، ايمان به وحى و كتاب هاى آسمانى را تنها در صورت نزولشان بر پيامبرى از نژاد اسرائيل ، ضرورى مى پنداشتند .

قالوا نؤمن بما أنزل علينا

7 - نازل نشدن قرآن بر بنى اسرائيل ، تنها دليل و بهانه يهود براى ايمان نياوردن به آن

إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه قالوا نؤمن بما أنزل علينا

10 - ملاك يهوديان ، براى ايمان آوردن به پيامبران ، بعثت آنان از ميان بنى اسرائيل است .

قالوا نؤمن بما أنزل علينا

هر چند ايمان به قرآن و كتابهاى آسمانى محور سخن در آيه شريفه است; ولى از آن جا كه نزول كتاب آسمانى مستلزم بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز هست، دعوت به پذيرش قرآن، دعوت به ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد و سخن يهود - كه فقط به كتاب خود ايمان مى آوريم - مستلزم اين معنا نيز هست كه: فقط به پيامبران خود ايمان مى آوريم.

11 - يهوديان ، به هر پيامبرى كه از نژاد اسرائيل نباشد ، كافر مى شوند .

و يكفرون بما وراءه

12 - يهوديان ، به هر كتاب آسمانى كه آورنده آن از بنى اسرائيل نباشد ، كافر مى شوند .

و يكفرون بما وراءه

13 - يهوديان ، مردمى نژادگرا

قالوا نؤمن بما أنزل علينا و يكفرون بما وراءه و هو الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 3

3 - قوم يهود ، مردمى نژادگرا و خودبرتربين

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. خالصة من دون الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 73 - 1،2،7

1 ـ علماى يهود ، به پيروانشان هشدار دادند ; كه مبادا به غير همكيش خود اعتماد كنند .

و لا تؤمنوا الاّ لمن تبع دينكم

بنابراينكه «لا تؤمنوا»، به معناى عدم اعتماد باشد; نه به معنى عدم تصديق و باور.

2 ـ علماى يهود ، به پيروانشان هشدار دادند كه مبادا به غير همكيش خود ايمان بياورند .

و لا تؤمنوا الاّ لمن تبع دينكم

بنابراينكه ايمان، به معنى گرايش و باور باشد.

7 ـ خودبرتربينى دينى و تعصب نابجاى يهود

و لا تؤمنوا الاّ لمن تبع دينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 26

26 ـ پيوستگى و ارتباط محكم يهود با پيشينه تاريخى ، فرهنگى و قومى خود

الّذين قالوا انّ اللّه عهد الينا الّا نؤمن . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 13

13 ـ يهوديان و مسيحيان خود را انسانهايى ممتاز و برتر مى پندارند .

و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه . .. بل انتم بشر ممن خلق

از اينكه خداوند در رد پندار يهود و نصارا فرموده است كه شما مانند ديگر انسانها هستيد، معلوم مى شود آنها براى خود امتيازى ويژه مى پندارند و خود را برتر از ديگران مى شمارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 6

6 ـ يهود و نصارا ، تنها با يكديگر و همكيشان خويش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند .

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض

چون جمله «بعضهم أولياء بعض» به منزله دليل براى جمله «لاتتخذوا . ..» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 3

3 - يهود ، قومى نژاد پرست و خودبرتربين

إن زعمتم أنّكم أولياء للّه من دون الناس

نژادپرستان

11- {نژادپرستان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 13

13 - يهوديان ، مردمى نژادگرا

قالوا نؤمن بما أنزل علينا و يكفرون بما وراءه و هو الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 94 - 3

3 - قوم يهود ، مردمى نژادگرا و خودبرتربين

إن كانت لكم الدار الأخرة . .. خالصة من دون الناس

نژادها

12- آثار پيدايش نژادها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 4

4 - پيدايش نژاد ها و مليت هاى مختلف در ميان نسل بشر ، تدبير الهى در جهت شناخت آنان نسبت به يكديگر

و جعلنـكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا

هرگاه انسان ها از هر جهت شبيه يكديگر بودند، شناسايى آنان بهوسيله خودشان دشوار مى شد. بنابراين هر تمايز ظاهرى و اعتبارى، مى تواند به تشخّصات اجتماعى و سهولت ارتباط و شناخت آنان نسبت به هم كمك كند.

13- نقش نژادها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 2،10

2 - نژاد هاى مختلف بشر ، فاقد كمترين مزيّت بر يكديگر در اصل آفرينش

يـأيّها الناس إنّا خلقنـكم من ذكر و أنثى

10 - فضيلت و برترى انسان ها بر يكديگر ، تنها براساس تقوا است ; نه نژاد ، قبيله و مليت .

و جعلنـكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيـكم

9- نسب

1- آثار بى نسبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 13 - 7،9

7 - بى تبارى و نداشتن ريشه خانوادگى ، از ويژگى هاى منفى و ناپسند براى انسان

و لاتطع كلّ . .. زنيم

9 - بى تبارى و بى اصل و ريشه بودن ، منشأ رذايل اخلاقى و اوصاف ناپسند و زشت است .

بعد ذلك زنيم

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «بعد ذلك» متعلق به «زنيم» باشد.

2- اهميت نسب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 4 - 7

7 - اهتمام اسلام ، به موضوع مخلوط نشدن نطفه ها و روشن بودن نسب ها و پيوند هاى خويشاوندى ميان انسان ها

و الّـئى يئسن من المحيض . .. فعدّتهنّ ثلـثة أشهر ... وأُولـت الأحمال أجلهنّ أن ي

مطلب ياد شده، از مجموع دستورات و رهنمودهاى خداوند درباره عدّه زنان و شمارش دقيق آن ـ به ويژه درباره زنان يائسه اى كه صرفاً احتمال داده شود با نطفه همسران قبلى خود باردار شده اند ـ به دست مى آيد.

3- نسب ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 3

3- نسل همراهان نوح در كشتى نجات ، پيامبرى بزرگ ، چون ابراهيم ( ع ) را در خود پروراند .

من النبيّن . .. ممّن حملنا مع نوح

مراد از «من حملنا مع نوح» به قرينه قبل و بعد آن «ذريّة من حملنا . ..»است. بين انبياى ذكر شده در آيات قبل، تنها ابراهيم(ع) است كه غير از «ذريّة آدم» با عنوان «نسل همراهان نوح» شناسايى شده است.

4- نسب ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 2

2- قرآن در بيان دودمان برخى از پيامبران ( ادريس ) ، تنها از انتساب آنان به آدم ( ع ) سخن گفته است .

من النبيّن من ذريّة ءادم

«من» در «من ذريّة آدم» براى تبعيض است و بيانگر آن است كه «ذريّة آدم» يكى از چهار ويژگى است كه در آيه براى «النبيين» ذكر شده است، سه دسته ديگر عبارتند از: «من حملنا مع نوح» و «ذريّة إبراهيم» و [ذريّة ]اسرائيل»; گرچه همه پيامبران «ذريّه آدم» هستند، ولى تنها «ادريس» است كه گفته مى شود قبل از نوح مى زيسته و نسب مطرح شده اى جز انتساب به آدم ندارد، اما سه گروه ديگر به نزديك ترين فرد برجسته در نياكان خود انتساب يافته اند.

5- نسب اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 4

4- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( اسحاق ، يعقوب و اسماعيل ) از نسل ابراهيم ( ع ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم

6- نسب اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 4

4- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( اسحاق ، يعقوب و اسماعيل ) از نسل ابراهيم ( ع ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم

7- نسب انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 2

2- قرآن در بيان دودمان برخى از پيامبران ( ادريس ) ، تنها از انتساب آنان به آدم ( ع ) سخن گفته است .

من النبيّن من ذريّة ءادم

«من» در «من ذريّة آدم» براى تبعيض است و بيانگر آن است كه «ذريّة آدم» يكى از چهار ويژگى است كه در آيه براى «النبيين» ذكر شده است، سه دسته ديگر عبارتند از: «من حملنا مع نوح» و «ذريّة إبراهيم» و [ذريّة ]اسرائيل»; گرچه همه پيامبران «ذريّه آدم» هستند، ولى تنها «ادريس» است كه گفته مى شود قبل از نوح مى زيسته و نسب مطرح شده اى

جز انتساب به آدم ندارد، اما سه گروه ديگر به نزديك ترين فرد برجسته در نياكان خود انتساب يافته اند.

8- نسب پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 111 - 10

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال دعا نوح ( ع ) قومه علانية فلمّا سمع عقب هبة اللّه من نوح تصديق ما فى أيديهم من العلم صدّقوه ، فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه . . . « قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون » يعنون عقب هبة اللّه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نوح(ع) قوم خود را آشكارا دعوت كرد و هنگامى كه فرزندان هبة اللّه (پسرآدم(ع)) تصديق علومى را كه در دست آنها بود از نوح شنيدند، وى را تصديق نمودند; اما فرزندان قابيل، نوح را تكذيب كردند و گفتند: «أنومن لك و اتبعك الأرذلون» مقصود آنان فرزندان هبة اللّه بود».

9- نسب زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 4

4- زكريا ، از نسل يعقوب پيامبر بود . *

يرثنى و يرث من ءال يعقوب

ممكن است «يرث من آل يعقوب» اشاره به ميراثى داشته باشد كه از نسل يعقوب به زكريا(ع) رسيده بود كه گرچه «يرثنى» شامل آن ميراث نيز مى شد، ولى اهتمام زكريا به حفاظت آن، سبب شد كه جداگانه از آن ياد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

10- نسب عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

11- نسب فرعونى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 33 - 2

2 - مرد قبطى كشته شده به دست موسى ، از وابستگان حكومت فرعون بود .

قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا

12- نسب محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 38 - 5

5 ـ « عن ابن عباس قال : كان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إذا انتهى إلى معدبن عدنان أمسك ثمّ يقول : كذب النسّابون قال اللّه تعالى « و قروناً بين ذلك كثيراً » ;

از ابن عباس روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وقتى به معدبن عدنان (يكى از اجداد خود) مى رسيد، توقف مى كرد و سپس مى فرمود: نسّابه ها دروغ مى گويند. خداى تعالى مى فرمايد: «و قروناً بين ذلك كثيراً»; يعنى، نسل هاى زيادى در فاصله عاد و ثمود و اصحاب رسّ بودند كه به هلاكت رسيدند.

13- نسب مكذبان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 111 - 10

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال دعا نوح ( ع ) قومه علانية فلمّا سمع عقب هبة اللّه من نوح تصديق ما فى أيديهم من العلم صدّقوه ، فأمّا ولد قابيل فإنّهم كذّبوه . . . « قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون » يعنون عقب هبة اللّه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: نوح(ع) قوم خود را آشكارا دعوت كرد و هنگامى كه فرزندان هبة اللّه (پسرآدم(ع)) تصديق علومى را كه در دست آنها بود از نوح شنيدند، وى را تصديق نمودند; اما فرزندان قابيل، نوح را تكذيب كردند و گفتند: «أنومن لك و اتبعك الأرذلون» مقصود آنان فرزندان هبة اللّه بود».

14- نسب موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

15- نسب هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

16- نسب همسر زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 3

3- همسر زكريا ، از نسل يعقوب پيامبر ( ع ) بود . *

يرثنى و يرث من ءال يعقوب

مقابله «يرثنى» با «يرث من آل يعقوب»، ممكن است از آن جهت باشد كه همسر وى از نسل يعقوب بوده است و طبعاً آن بخش از اموال خاندان يعقوب كه به او رسيده بود، پس از وى در اختيار فرزندش قرار مى گيرد.

17- نسب يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

18- نسب يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 4

4- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( اسحاق ، يعقوب و اسماعيل ) از نسل ابراهيم ( ع ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم

19- نقش نسب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 7

7- اصالت خانوادگى و نسبى ، در سعادت و كمال فرزندان نقش مؤثرى دارد .

من ذرّيّة ءادم . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

مطرح شدن پيامبران الهى در طول يك سلسله و ذريّه هاى مشخص نشان از نقش نسب و خانواده در كمال فرزندان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 8

8 - تأثير نسب و پيوند خويشاوندى در سرنوشت فرزندان و در هدايت و گمراهى آنان ، امرى مطلق ، قطعى و جبرى نيست .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه مبين

دو گروه شدن نسل ابراهيم و اسحاق(عليهماالسلام) گوياى اين حقيقت است كه تأثير نسب و خويشاوندى، در سرنوشت انسان و در هدايت و گمراهى فرزندان، مطلق و جبرى نيست; بلكه فرزندان از هر خانواده اى ممكن است خوب و يا بد باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 5

5 - پيوند نسبى ـ علاوه بر عمل نيك خود انسان ـ داراى تأثير در تعالى جايگاه اخروى وى

ألحقنا بهم ذرّيّتهم

نسل مؤمنان، به جايگاه عالى نياكان خويش ملحق مى شوند و ارتقاى درجه مى يابند; در حالى كه اگر مقام نيكانشان در درجه آنان تأثير نمى گذاشت، آنها با ايمان و عمل خويش جز به مرتبه اى پايين تر، دست نمى يافتند.

10- نسل

1- آرزوى تداوم نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خواهان تداوم نسل خويش و در آرزوى داشتن ذريّه بود .

إنّا أعطينـك الكوثر

لحن بشارت آميز آيه شريفه، بيانگر اشتياق پيامبر(صلی الله علیه و آله) به داشتن فرزند است.

2- ارزش نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 5

5 - ذريه و نسلى كه از تعاليم دينى برخوردار بوده و از آلودگى ها پيراسته باشند ، براى نياكانشان ارزشمند و امتياز آفرين هستند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. و يزكّيهم

3- ارزش نسل مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 5

5 - ذريه و نسلى كه از تعاليم دينى برخوردار بوده و از آلودگى ها پيراسته باشند ، براى نياكانشان ارزشمند و امتياز آفرين هستند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. و يزكّيهم

4- ازدياد نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 11 - 10

10 - بقا و ازدياد نسل از اهداف ازدواج

جعل لكم . .. أزوجًا ... يذرؤكم فيه

در برداشت ياد شده «ازدياد نسل» از «ذرء» (مصدر «يذرء» به معناى تكثير و افزون كردن) و «بقاى نسل» از تعبير به فعل مضارع (يذرء) ـ كه بيانگر تجدد و استمرار است ـ استفاده شده است.

5- ازدياد نسل آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 4

4- ابليس ، به تكثير نسل آدم ( ع ) و حوا و نيز به اغواپذيرى اكثر آنان و تأثيرناپذيرى بندگان خالص خدا از وسوسه هايش ، از آغاز خلقت انسان آگاه بود .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 4

4 - آگاهى ابليس ، به تكثير نسل آدم و نيز به اغواپذيرى بيشتر آنان و تأثيرناپذيرى بندگان خالص خدا ، از آغاز خلقت انسان

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

6- ازدياد نسل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 24 - 3،6

3 - پيدايش انسان و تكثير نسل او در زمين ، نشانه و جلوه قدرت خداوند رحمان

الرحمـن . .. قل هو الذى ذرأكم فى الأرض

6 - آفرينش بشر و تكثير نسل او در زمين ، نشانه توانايى خداوند بر رستاخيز و حيات دوباره انسان ها در قيامت

قل هو الذى ذرأكم . .. و إليه تحشرون

7- ازدياد نسل قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 133 - 3

3 - كثرت توالد و تناسل در ميان قوم عاد

أمدّكم . .. و بنين

8- ازدياد نسل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 3

3 - گسترش نسل پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از خبر هاى غيبى قرآن

إنّا أعطينـك الكوثر

9- ازدياد نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 11

11 ـ كثرت انبيا(ع) از نسل نوح، پاداش نيل او به مقام نيكوكاران است.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

10- اسكان نسل ابراهيم(ع) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 1،2،18

1- حضرت ابراهيم ( ع ) برخى از ذريه ( نسل و فرزندان ) خود را در نزديكى خانه خدا اسكان داد .

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم

2- محل سكونت ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) در مكه در نزديكى خانه خدا ، غير قابل كشت و زرع بود .

ربّنا إنى أسكنت من ذريّتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن إبراهيم ( ع ) كان نازلاً فى بادية الشام فلمّا ولد له من هاجر اسماعيل . . . فأوحى الله إليه . . . ثم أمره أن يخرج اسماعيل و أُمّه عنها فقال : يا ربِّ إلى أىّ مكان ؟ قال : إلى حرمى و أمنى . . . و هى مكة فأنزل الله عليه جبرائيل بالبراق فحمل هاجر و اسماعيل . . . فوضعه فى موضع البيت . . . فلمّا سرههم ابراهيم و وضعهم . . . ثمّ انصرف عنهم فلمّا بلغ كداء و هو جبل بذى طوى إلتفت إليهم ابراهيم فقال : « ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم . . . » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه ابراهيم(ع) در صحراى شام مسكن گزيد و فرزندش اسماعيل از هاجر متولد شد . .. پس خداوند به او وحى كرد ... سپس به او امر كرد كه اسماعيل و مادرش را از آن صحرا خارج كند. پس ابراهيم(ع) گفت: پروردگارا! به كدامين مكان ببرم؟ خداوند فرمود: به سوى حرم امن من ... و آن مكه است. پس خداوند، جبرئيل را با براق ( مركب آسمانى) بر او نازل كرد. پس هاجر و اسماعيل را سوار كرد ... پس او را در جايگاه بيت (كعبه) قرار داد ... پس آن گاه كه ابراهيم(ع) آنان را جايگزين كرد ... سپس از آنان جدا گشته و برگشت ... پس آن گاه كه به «كداء» ـ كه كوهى در منطقه ذى طوى است ـ رسيد، به سوى آنان توجه كرد و گفت: «ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم ...» ...».

11- اعطاى نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 7

7 ـ ذريه صالح پاداش خداوند به نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين . .. كل من الصلحين

12- امامت نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 14،20

14 - ابراهيم ( ع ) ، از خداوند خواست تا از دودمانش نيز كسانى را به مقام امامت نايل سازد .

و من ذرّيتى

20 - ذريه ابراهيم در صورتى كه از ظلم و ستم مبرا باشند ، به مقام امامت خواهند رسيد .

و من ذريّتى قال لاينال عهدى الظلمين

13- امت بودن نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

14- انبياى نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 4

4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

15- انقراض نسل قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 2

2 - عذاب قوم ثمود ، فراگير بود و كسى از آنان زنده و نسلى از آنان باقى نماند .

فهل ترى لهم من باقية

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضمير «لهم» به مجموع قوم ثمود و عاد بازگردد.

16- انقراض نسل قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 1

1 - عذاب قوم عاد ، فراگير بود و كسى از آنان زنده و نسلى از آنان باقى نماند .

فهل ترى لهم من باقية

«باقية» در برداشت ياد شده، صفت براى موصوف مقدر (مانند «نفس») دانسته شده است.

17- انقياد نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

18- اهميت بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 14

14- مصلحت بقاى حيات در زمين ، مهمتر از مصلحت عقوبت دنيوى ظالمان

و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لـكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

19- اهميت بقاى نسل انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 6،7

6 - بقاى نسل انسان و تداوم حيات زندگان در كره زمين ، فلسفه به تأخير افتادن كيفر گناه كاران و كافران تا قيامت

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لـكن يؤخّرهم إلى أج

7 - مصلحت بقاى نسل انسان ها و حيات در زمين ، مهم تر از مصلحت عقوبت دنيايى بندگان گنه كار و كافران

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لـكن يؤخّرهم إلى أج

20- اهميت كثرت نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 9

9 ـ خداوند به نيكوكاران با كثرت ذريه صالح و هدايت يافته پاداش مى دهد.

و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و من ذريته داود و سليمن ... و كذلك نجزى المحسنين

21- اهميت نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 7

7 ـ ذريه صالح پاداش خداوند به نيكوكاران است.

و كذلك نجزى المحسنين . .. كل من الصلحين

22- ايمان نسل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 8

8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق ناپذير و گمراه گر قوم خود

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

23- ايمان نسل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

24- ايمان نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 77 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;

از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم ـ كه در روى زمين زندگى مى كنند ـ از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».

25- ايمان نسل هاى آينده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 8

8 ـ از موانع نزول عذاب استيصال بر امت هاى گنهكار و كافر ، علم خداوند به ايمان آوردن آنان در آينده است .

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

26- بشارت به نسل آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 4

4 - خداوند ، به هنگام خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت ، آنان و نسلشان را به بهره مند ساختن از هدايت ها و رهنمودهايى از جانب خودش ، بشارت داد .

فإما يأتينكم منى هدًى

«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. شرطيه بودن جمله از يكسو و تأكيد آن با «ما»ى زايده و نون تأكيد در «يأتينّ» از سوى ديگر، اقتضا مى كند كه جمله چنين معنا شود: اگر هدايتى از جانب من آمد كه البته خواهد آمد ... .

27- بشارت كثرت نسل به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 2

2 - برخوردارى از نسلى گسترده ، بشارت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا أعطينـك الكوثر

براساس شأن نزول اين سوره، سخن از عطاى كوثر به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در پاسخ كسى است كه آن حضرت را از تداوم نسل محروم دانسته بود. بنابراين جمله «إنّا أعطيناك الكوثر»، بشارتى است كه لفظ ماضى در آن، بر تحقق حتمى كوثر در آينده و عطاى نسلى فراوان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دلالت دارد.

28- بشارت نسل موحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 4

4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت

على أمم ممن معك

«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.

29- بشارت نسل مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 4

4ـ به وجود آمدن امتهايى مؤمن و موحد از نسل نوح و يارانش ، نويد خداوند به آن حضرت

على أمم ممن معك

«من» در «ممن» ابتدائيه است. بنابراين «أمم ممن معك»; يعنى ، امتهايى كه از همراهان تو نشأت خواهند گرفت و از آن جا كه برخى از همراهان نوح ، فرزندان او بودند ، در برداشت «نسل نوح» نيز آورده شد.

30- بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 3

3 ـ توالد و تناسل ، از فلسفه هاى مهمّ آميزش جنسى

نساؤكم حرث لكم فاتوا حرثكم انّى شئتم و قدّموا لانفسكم

اوّلا از بين تمامى اهداف آميزش، تنها به توالد و تناسل (حَرث) اشاره مى كند. و ثانياً مراد از جمله «و قدّموا لانفسكم»، بنابر نظر برخى از مفسّرين، فرزند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 13

13 ـ حكمت حرمت اجحاف در مال يتيم ، ادامه حيات و استقلال وى و مصون ماندن نسل انسان از آثار سوء آن اجحاف

وليخش الّذين

امام رضا (ع) فرمود: . .. ففى تحريم مال اليتيم استبقاء اليتيم و استقلاله بنفسه و السلامة للعقب ان يصيبه ما اصابهم ... .


عيون اخبار الرّضا (ع)، ج 2، ص 92، ح 1، ب 33 ; نورالثقلين، ج 1، ص 447، ح 72.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 11 - 10

10 - بقا و ازدياد نسل از اهداف ازدواج

جعل لكم . .. أزوجًا ... يذرؤكم فيه

در برداشت ياد شده «ازدياد نسل» از «ذرء» (مصدر «يذرء» به معناى تكثير و افزون كردن) و «بقاى نسل» از تعبير به فعل مضارع (يذرء) ـ كه بيانگر تجدد و استمرار است ـ استفاده شده است.

31- بقاى نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 7

7- حضرت ابراهيم ( ع ) برخوردار از عنايت ويژه خداوند و بقاى نسل او ، مورد توجه خاص الهى بود .

قالوا لاتوجل إنا نبشّرك بغلـم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 12

12 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، برخوردار از عنايت ويژه الهى و بقاى نسل او مورد توجه خداوند

و بشّروه بغلـم عليم

32- بقاى نسل انسان در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 6

6 - هبوط آدم و حوا ( ع ) به زمين ، ملازم با ابقاى تمامى نسل انسانى در آن است .

قال اهبطا . .. بعضكم لبعض عدوّ فإمّا يأتينّكم

ضمير جمع در «بعضكم» و «يأتينّكم» گوياى اين نكته است كه هنگام صدور فرمان هبوط، ادامه يافتن زندگى بشر در زمين، قطعى بوده است.

33- بقاى نسل اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 4

4ـ نزول عذاب بر برخى از اقوام گذشته ، فراگير همه آنان نشد و نسلى از آنان باقى ماند .

منها قائم

برداشت فوق، براساس اين احتمال است كه مراد از «منها» من أهلها باشد. بر اين اساس، جمله «منها قائم ...»; يعنى، برخى از اقوامى كه گرفتار عذاب شدند، هم اكنون (عصر پيامبر) نيز موجودند و برخى از آنان به طور كلى منقرض شده و باقى نماندند.

34- بقاى نسل بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 2

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

35- بقاى نسل حيوانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 8

8ـ لزوم حفظ حيوانات از خطر انقراض و نابودى

قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين

تصريح به اين معنا كه نوح(ع) مى بايست از هر حيوان يك جفت (نر و ماده) با خود به همراه برد ، ظاهراً هدفى جز اين ندارد كه نسل آن حيوان باقى بماند و نابود نشود.

36- بقاى نسل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 9

9- مشركان ، تداوم نسل خويش را از طريق داشتن پسر ، براى خود فرجامى نيك تلقى مى كردند . *

و يجعلون لله ما يكرهون و تصف ألسنتهم الكذب أن لهم الحسنى

احتمال دارد مراد از «الحسنى» به قرينه «و يجعلون لله البنات . .. و لهم ما يشتهون» و «يجعلون لله ما يكرهون» ادامه نسل مشركان از طريق پسرانى باشد كه آنان براى خويش مدعى بودند.

37- بقاى نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 77 - 1،2،4

1 - خداوند ، از ميان قوم نوح ، تنها نسل آن حضرت را براى هميشه تاريخ ، تداوم بخشيده و باقى گذاشته است .

و جعلنا ذرّيّته هم الباقين

ضميرِ فصلِ «هم»، مفيد حصر است.

2 - نسل نوح ( ع ) ، تنها نسل باقى مانده از ميان نجات يافتگان از عذاب طوفان براى هميشه تاريخ

و جعلنا ذرّيّته هم الباقين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه حصر مستفاد از ضمير فصل «هم»، حصر اضافى باشد و در مقايسه با افراد موجود در كشتى سنجيده شود كه برخى از خاندان نوح(ع) و برخى از ديگر مردمان بودند كه به آن حضرت ايمان آورده بودند; يعنى، نسل مردم كافر طوفان زده و نيز نسل مردم مؤمن نجات يافته بر عرشه كشتى، همگى قطع شده و تنها نسل نوح(ع) باقى ماند.

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;

از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم ـ كه در روى زمين زندگى مى كنند ـ از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 3

3 - اجابت دعا ، نجات از مشكلاتِ اندوه بار ، باقى ماندن نسل و نام نيك و تحيت الهى ، از پاداش هاى خداوند به حضرت نوح ( ع )

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا

38- تداوم نسل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 8 - 1،3

1 - خداوند ، نسل انسان نخستين را ، از طريق آبى پست و بى مقدار تداوم بخشيد .

ثمّ جعل نسله من سلـلة من ماء مهين

3 - تداوم نسل انسان ، با آبى پست ( منى ) ، نمونه عزت و علم و تدبير الهى است .

اللّه الذى . .. و بدأ خلق الإنسـن من طين . ثمّ جعل نسله من سلـلة من ماء مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 8 - 4

4 - توجه به آفرينش انسان و تداوم نسل او در زمين ، زمينه ساز پذيرش معاد است .

عمّ يتساءلون . .. و خلقنـكم أزوجًا

در آيه دو چيز به عنوان دليل بر معاد ذكر شده است; خلقت انسان ها و زوجيت آنان; يعنى، چنين آفريده اى نمى تواند معاد نداشته باشد.

39- تداوم نسل شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 5

5 - منقرض نشدن نسل شتر ، تا زمان حوادث آغازين قيامت

و إذا العشار عطّلت

40- تداوم نسل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 3 - 2

2 - تداوم نسل پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق فاطمه ( س ) ، پوچى پندار دشمنان آن حضرت را در مورد قطع نسل او بر ملا ساخت .

إنّا أعطينـك الكوثر . .. إنّ شانئك هو الأبتر

41- تزكيه نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

42- تزكيه نسل اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

43- تكثير نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 10

10 ـ كثرت پيامبران و هدايت يافتگان در ذريه ابراهيم(ع)، پاداش نيكوكار بودن آن حضرت است.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

44- توحيد در نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 9

9 - نسل ابراهيم ( ع ) ، پرچمدار توحيد در طول تاريخ

و جعلها كلمة باقية فى عقبه

45- جاودانگى توحيد در نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 1،4،5،7

1 - بقاى آيين توحيد در نسل ابراهيم ( ع ) ، ره آورد تلاش آن حضرت براى استمرار بخشيدن به آن

و جعلها كلمة باقية فى عقبه

آيات قبل، مى تواند قرينه باشد كه فاعل «جعل» ابراهيم(ع) است.

4 - كلمه توحيد ، كلمه اى ماندگار در نسل ابراهيم ( ع ) ، به اراده و لطف الهى

إنّنى براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى ... و جعلها كلمة باقية فى عقبه

فاعل «جعل» ـ به قرينه آيه بعد ـ مى تواند خداوند باشد.

5 - استمرار دين توحيدى در نسل ابراهيم ( ع ) ، پاداش الهى به آن حضرت در قبال تلاش هاى او در مسير اعتلاى كلمه توحيد

و إذ قال إبرهيم . .. و جعلها كلمة باقية فى عقبه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «جعلها» در مقام بيان لطف خداوند در برابر مجاهدت ها و تلاش هاى حضرت ابراهيم(ع) باشد.

7 - استمرار كلمه « توحيد » در نسل ابراهيم ( ع ) و در پهنه قرن ها ، تدبيرى خداوندى و به منظور بازگشت مشركان هر نسل به توحيد

و جعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون

46- جايگزينى نسل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 1

1 - جايگزين كردن نسلى به جاى نسل ديگر ، فلسفه مقدر شدن مرگ از سوى خداوند براى انسان ها

نحن قدّرنا بينكم الموت . .. على أن نبدّل أمثـلكم

جمله «على أن نبدّل» مربوط به تقدير مرگ در آيه پيش است; يعنى، ما بر اين اساس كه امثال شما (نسل هاى بعد) را جايگزين شما گردانيم، مرگ را تقدير كرده ايم.

47- حفظ نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 6

6 ـ اصلاح جامعه و حفظ كشاورزى و نسل ، از ويژگى هاى حكومت صالح

و اذا تولى . .. ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

از اينكه خداوند، فساد و . .. را از كارهاى حكومتى منافقان مى داند; معلوم مى شود كه در حكومت صالحان، چنين اعمالى نبايد باشد.

48- درخواست محبت به نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 10،12،23

10- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار توجه قلبى برخى از مردم و جلب محبت آنان به سوى ذريه ساكن در مكه شد .

أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ... فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم

12- حضرت ابراهيم ( ع ) براى رفع خطر تنهايى و انزواى فرزندانش در مكه ، از خداوند خواستار توجه قلبى برخى از مردم به سوى آنان و زندگى جمعى شد . *

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ... فاجعل أفئدة من الناس تهوى إل

23- « قال الصادق ( ع ) فى تفسير قوله تعالى : « و ارزقهم من الثمرات » : هو ثمرات القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه در تفسير سخن خداوند تعالى: «و ارزقهم من الثمرات» فرمود: آن [ثمرات] ميوه هاى دل است.

49- درخواست نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 28

28- انسان خردمند ، در انديشه داشتن نسلى صالح

و بلغ أربعين سنة قال ربّ . .. و أصلح لى فى ذرّيّتى

آنچه خداوند در اين آيه شريفه، از ناحيه انسان راه يافته به سن خردمندى (چهل سالگى) اظهار داشته; در حقيقت ارزش هايى است كه هر خردمندى مى بايست بدان ها روى آورد.

50- دشمنى نسل ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 18

18- ابليس و نسل او ، دشمن انسان هايند .

أفتتّخدونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

51- روش بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 5

5- تضمين بقاى نسل انسان از طريق زوجيت و همسردارى ، از نعمت هاى خداوند است .

و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

52- زمينه ازدياد نسل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 24 - 4

4 - انسان ، موجودى زمينى و زمين بستر مناسب و طبيعى براى تكثير نسل او

ذرأكم فى الأرض

مطلب ياد شده، از قيد «فى الأرض» استفاده مى شود.

53- زمينه بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 5

5 - تأثير احسان و نيكوكارى در اجابت دعا ، بقاى نسل و نام نيك ، تقرب به پيشگاه خداوند و محبوبيت در ميان خلق

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلـم على نوح فى العـلمين . إنّا كذلك نجزى ا

54- زمينه عصيان نسل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 4

4 - در صورت تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، تمامى فرزندان و نسل بعدى آنان ، به كفر ، نافرمانى خدا و تبه كارى روى مى آوردند .

و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

«فاجر» به افراد نافرمان، معصيت كار و زناكار گفته مى شود. در اين آيه دو معناى اول و دوم مراد است.

55- زمينه كفر نسل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 4

4 - در صورت تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، تمامى فرزندان و نسل بعدى آنان ، به كفر ، نافرمانى خدا و تبه كارى روى مى آوردند .

و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

«فاجر» به افراد نافرمان، معصيت كار و زناكار گفته مى شود. در اين آيه دو معناى اول و دوم مراد است.

56- سنت بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 6

6- ازدواج و همسردارى و برخوردار شدن از فرزند ، از سنت هاى الهى و نهفته در سرشت انسان

و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه ماده «جعل» بيانگر سنت خداست و آنچه به عنوان سنت معرفى شود، روند طبيعى خواهد داشت.

57- سهولت جايگزينى نسل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 20 - 1

1- ميراندن انسان ها و خلق انسانهايى جديد به جاى آنان ، كار دشوارى براى خداوند نيست .

إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد . و ما ذلك على الله بعزيز

58- شرك در نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 8

8 - وجود افرادى شرك پيشه ، در نسل ابراهيم ( ع )

لعلّهم يرجعون

با توجه به رجوع ضمير «هم» به نسل ابراهيم(ع)، استفاده مى شود كه برخى از آنان آلوده به شرك بودند; بنابراين مفاد آيه اين مى شود كه توحيد در گروهى از نسل ابراهيم باقى ماند تا زمينه آن شود كه گروه ديگر آنان نيز به توحيد بازگردند.

59- ظالمان نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 2

2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

60- ظالمان نسل اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 2

2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

61- عبادت نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

62- عصيان نسل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 13

13 - « عن صالح بن ميثم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) : ما كان علم نوح ( ع ) حين دعا قومه إنّهم لايلدوا إلاّ فاجرًا كفارًا فقال : أما سمعتَ قولَ اللّه لنوح : « إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن » ;

صالح بن ميثم گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: نوح(ع) هنگامى كه قوم خود را دعوت مى كرد از كجا آگاه بود كه اولاد آن قوم، غير از بدكار و كافر به دنيا نمى آيند; امام فرمود: آيا سخن خداوند را به نوح نشنيده اى كه فرمود: (إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن)».

63- علاقه به بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) ، به فرزنددار شدن و بقاى نسل خود علاقه مند بود .

نبشّرك بغلـم

واژه «بشارت» در جايى به كار مى رود كه مورد علاقه و مايه سرور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 13

13 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، به فرزنددار شدن و بقاى نسل خود علاقه مند بود .

و بشّروه بغلـم عليم

واژه «بشارت»، در جايى به كار مى رود كه مورد علاقه و مايه سرور باشد.

64- علاقه به نسل علايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 3

3 - علاقه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به ذريه خويش

من ذريتنا أمة مسلمة لك

65- علم نسل اهل بيت(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 12

12 - « سُلَيْم بن قَيْس قال : خرج علينا علىّ بن أبى طالب ( ع ) . . . فقال . . . و العلم فى عقبنا إلى أن تقوم الساعة ثمّ قرأ « و جعلها كلمة باقية فى عقبه » ثمّ قال : كان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عقب إبراهيم و نحن أهل البيت عقب إبراهيم ( ع ) و محمد (صلی الله علیه و آله) ;

سليم بن قيس مى گويد: حضرت على(ع) به سوى ما بيرون آمد و فرمود: علم در نسل ما است تا برپايى قيامت. سپس آيه «و جعلها كلمة باقية فى عقبه» را تلاوت نمود، و فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از نسل ابراهيم(ع) است و ما اهل بيت از نسل ابراهيم(ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستيم».

66- فضايل نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 53 - 7

7- حضرت ابراهيم ( ع ) برخوردار از عنايت ويژه خداوند و بقاى نسل او ، مورد توجه خاص الهى بود .

قالوا لاتوجل إنا نبشّرك بغلـم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 9

9 - نسل ابراهيم ( ع ) ، پرچمدار توحيد در طول تاريخ

و جعلها كلمة باقية فى عقبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 12

12 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، برخوردار از عنايت ويژه الهى و بقاى نسل او مورد توجه خداوند

و بشّروه بغلـم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 3 - 5

5 - وجود افرادى شايسته و ارجمند در سلاله ابراهيم

و ما ولد

ممكن است مراد از «ما ولد»، ذرّيه ابراهيم(ع) در طول تاريخ باشد. در اين صورت ـ به قرينه سوگند خداوند ـ مراد افراد گرانقدر آنان است.

67- فلسفه اسكان نسل ابراهيم(ع) در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 3

3- هدف حضرت ابراهيم ( ع ) از اسكان دادن برخى از فرزندانش در جوار خانه خدا ، توفيق يافتن آنان براى عبادت و اقامه نماز بود .

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

68- قانونمندى تداوم نسل انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 8 - 5

5 - آفرينش انسان و تداوم بخشى به نسل او در زمين ، داراى هدفى مشخص

ألم نجعل الأرض مهـدًا . .. و خلقنـكم أزوجًا

69- قطع نسل دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 3 - 3

3 - خداوند ، كسى را كه با زخم زبان خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را نسل بريده خواند ، داراى آينده اى خالى از هرگونه خوبى و ياد نيك معرفى كرد .

إنّ شانئك هو الأبتر

آنچه پدر عمروعاص از كلمه «أبتر» اراده كرده بود، قطع شدن ذكر خير پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر اثر قطع نسل بود. ضمير فصل در «هو الأبتر» نشانگر حصر اضافى است و بيان مى دارد كه «متروك شدن ذكر خير»، اختصاص به خود او دارد; نه پيامبر(صلی الله علیه و آله). گفتنى است كه قطع شدن ذكر خير لزوماً به معناى نداشتن فرزند نيست; زيرا فرزندانى كه مايه ذكر خير پدر نشوند، او را از «أبتر» بودن بيرون نمى آورند.

70- قطع نسل عاص بن وائل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 3 - 7

7 - « تكلّم أبومحمد الحسن بن على ( ع ) فقال : قال العاص بن وائل : إنّ محمداً رجل أبتر لا ولد له فلو قد مات انقطع ذكره ، فأنزل اللّه تبارك و تعالى « إنّ شانئك هو الأبتر » ;

امام حسن(ع) [در مجلس مباحثه با معاويه و ياران او ]سخن گفت و فرمود: عاص بنوائل گفت: محمد(صلی الله علیه و آله) مردى ابتر است كه براى او فرزندى نيست و اگر بميرد [نام و] ياد او تمام مى شود. پس خداى تبارك و تعالى [خطاب به رسول خدا اين آيه را] نازل فرمود: إنّ شانئك هو الأبتر».

71- قطع نسل قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 3

3- نسل قوم لوط با عذاب الهى ، قطع و ريشه كن شد .

و قضينا . .. أن دابر هـؤلاء مقطوع مصبحين

«دابر» به معناى «آخر» است (مفردات راغب)، و مقصود از جمله «دابر هـؤلاء مقطوع» نابودى آخرين فرد موجود از قوم لوط است كه طبيعتاً قطع نسل آنان را در پى داشت.

72- قطع نسل كافران قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 1

1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.

73- قطع نسل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 3 - 1

1 - يكى از دشمنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را نسل بريده و آينده او را خالى از ذكر خير خواند .

إنّ شانئك هو الأبتر

«شانئك»; يعنى، كسى كه با تو بغض و دشمنى دارد (تاج العروس). بيشتر مفسران، او را پدر عَمروعاص دانسته اند كه پس از فوت پسران پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را «ابتر» خواند. «أبتر» به معناى كسى است كه از او به خير و نيكى ياد نشود. «بَتْر» (ريشه «أبتر») در بريدن دُم به كار مى رود و به همين جهت شخصى را كه نسل او قطع شده است، «ابتر» گويند (مفردات); زيرا نسلى كه نام نيك او را زنده نگه دارد، وجود ندارد.

74- كافران نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 7

7ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به پديدآمدن جامعه ها و امتهايى كفرپيشه از نسل او و همراهانش آگاه ساخت .

و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

كلمه «أمم» مبتدا و خبر آن محذوف مى باشد; يعنى: ممن معك أمم سنمتعهم. جمله «يمسهم ...» حكايت از آن دارد كه مقصود از «أمم» در اين بخش از آيه ، امتهاى كافر هستند.

75- كتاب آسمانى نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 7

7 - ذريه ابراهيم ( ع ) از مقام نبوت و كتاب آسمانى ، برخوردار بودند .

و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة و الكتـب

76- كتب آسمانى نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 7

7 - نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع ) ، هيچ گاه از كتاب آسمانى محروم نبوده اند .

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة و الكتـب

77- كتب آسمانى نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 7

7 - نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع ) ، هيچ گاه از كتاب آسمانى محروم نبوده اند .

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة و الكتـب

78- كثرت نسل فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 1 - 4

4 - خداوند ، بشارت دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كوثر بودن فاطمه ( س ) و فراوانى نسل آن حضرت از طريق او

إنّا أعطينـك الكوثر

تاريخ قطعى زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه از او پسرى نماند ـ گواه بر آن است كه تنها مصداق كوثر، فاطمه(س) است.

79- كفر نسل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 13

13 - « عن صالح بن ميثم قال : قلت لأبى جعفر ( ع ) : ما كان علم نوح ( ع ) حين دعا قومه إنّهم لايلدوا إلاّ فاجرًا كفارًا فقال : أما سمعتَ قولَ اللّه لنوح : « إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن » ;

صالح بن ميثم گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: نوح(ع) هنگامى كه قوم خود را دعوت مى كرد از كجا آگاه بود كه اولاد آن قوم، غير از بدكار و كافر به دنيا نمى آيند; امام فرمود: آيا سخن خداوند را به نوح نشنيده اى كه فرمود: (إنّه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد آمن)».

80- گسترش نسل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 79 - 2

2 - گسترش تدريجى نسل بشر در روى زمين ، پس از پيدايش نوع آن

و هو الذى ذرأكم فى الأرض

برداشت فوق، با توجه به معناى «ذرأ» (پراكندن) استفاده مى شود.

81- مبغوضيت نسل كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 4،11

4 ـ نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .

ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.

11 ـ نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

82- محروميت نسل آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 13

13 ـ تناول آدم ( ع ) و حوا از شجره ممنوعه ، مايه سلب شايستگى نسل آنان براى سكونت در بهشت نخستين شد . *

قلنا اهبطوا

خداوند در بيان اخراج آدم(ع) و حوا از بهشت و استقرار آن دو در زمين، خطاب خويش را - بر خلاف مقتضاى طبيعى كلام - متوجه نسل آنان نيز كرد; تا به اين نكته اشاره كند كه: تناول آدم(ع) و حوا از شجره منهيه در نسل ايشان نيز اثرى به جاى گذاشت كه باعث شد آنان نيز، حيات خويش را در زمين سپرى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 2

2 - نسل آدم ( ع ) و حوا نيز بر اثر تناول آن دو از شجره منهيه ، از بهشت نخستين محروم شدند .

قلنا اهبطوا منها جميعاً

«اهبطوا» به صيغه جمع اقتضا مى كند كه: غير از آدم (ع) و حوا فرد يا افراد ديگرى نيز مورد خطاب باشند. در اين باره چند نظر ابراز شده است. از جمله اينكه ديگر مخاطبان، نسل آدم(ع) و حوا مى باشند. برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است.

83- محسنان نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 2

2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

84- محسنان نسل اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 2

2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه

85- محمد(صلی الله علیه و آله) از نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 3

3 - محمد (صلی الله علیه و آله) پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت آن حضرت از ميان نسلشان بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. يزكّيهم

به گفته همه مفسران، مراد از «رسولا» پيامبر عظيم الشأن اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است.

86- محمد(صلی الله علیه و آله) از نسل اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 3

3 - محمد (صلی الله علیه و آله) پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت آن حضرت از ميان نسلشان بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. يزكّيهم

به گفته همه مفسران، مراد از «رسولا» پيامبر عظيم الشأن اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است.

87- مراد از نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 19

19- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول الله : « إنى أسكنت من ذرّيتى . . . » قال : . . . نحن هم و نحن بقية تلك الذرّية ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «إنى أسكنت من ذريتى . ..» روايت شده است كه فرمود: ما از آنانيم و ما باقى مانده آن نسل هستيم».

88- ملاك روابط اخروى نسل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 2،6

2 - ايمان ، محور پيوند نسل ها به يك ديگر ، در جهان آخرت

و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

6 - اصل ايمان ، شرط بهرهورى فرزندان ، از مزيت پيوستن نسل ها به پدارن بهشتى خود

و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

89- منشأ ازدياد نسل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 24 - 1،2

1 - خداوند ، خالق انسان و تكثير كننده نسل او است .

قل هو الذى ذرأكم

«ذرأ»به معناى خلق است; ولى به گفته برخى از مفسران و اهل لغت، اين واژه در آيه شريفه و آيات مشابه آن، به معناى تكثير نسل بشر است (برگرفته از لسان العرب).

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توجه دادن مردم به مبدأ پيدايش انسان ها و تكثير نسل او

قل هو الذى ذرأكم فى الأرض

90- منشأ ازدياد نسل انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 3

3 - آفرينش نسل گسترده بشر ، از يك زن و مرد ( آدم و حوا ) به وسيله خداوند ، نمود عظمت آفريدگار

إنّا خلقنـكم من ذكر و أنثى

تأكيد بر «نا»ى متكلم و انتساب خلقت به خداوند، مى تواند پيام مذكور را نيز دربرداشته باشد.

91- نبوت در نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 77 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و جعلنا ذرّيّته هم الباقين » يقول : بالحقّ و النبوّة و الكتاب و الإيمان فى عقبه ، و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح ( ع ) . . . ;

از امام باقر(ع) [درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: ]«و جعلنا ذريته هم الباقين» روايت شده است: خدا مى فرمايد: ذريه او را با حق و نبوت و كتاب و ايمان باقى قرار داديم و آن طور نيست كه تمام فرزندان آدم ـ كه در روى زمين زندگى مى كنند ـ از فرزندان نوح(ع) باشند. ..».

92- نبوت نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 27 - 6،7

6 - اعطاى اسحاق و يعقوب ( ع ) به ابراهيم ( ع ) و نيز قرار دادن مقام نبوت در نسل آن حضرت ، پاداش دنيوى ابراهيم ( ع ) از سوى خداوند بود .

و وهبنا له إسحـق . .. و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة... و ءاتينـه أجره فى الدنيا

7 - ذريه ابراهيم ( ع ) از مقام نبوت و كتاب آسمانى ، برخوردار بودند .

و جعلنا فى ذرّيّته النبوّة و الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 3،4

3 - تداوم يافتن بعثت پيامبران ، در نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع )

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

93- نبوت نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 3،4

3 - تداوم يافتن بعثت پيامبران ، در نسل هاى پس از نوح و ابراهيم ( ع )

و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

94- نسل آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد

انّ اللّه اصطفى . .. ذريّة بعضها من بعض

برداشت فوق را روايت امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: الذين اصطفاهم اللّه، بعضهم من نسل بعض.


مجمع البيان، ج 2، ص 735.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 98 - 2

2 ـ خداوند تمامى آدميان و نژادها و تيره هاى مختلف آن را از يك شخص (آدم) آفريده است.

و هو الذى أنشأكم من نفس وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 14 - 3

3 ـ ابليس، آگاه به پيدايش نسلهايى از آدم و وجود رستاخيز براى ايشان

أنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 1

1 ـ همه انسانها، فرزندان آدم(ع) و او مبدأ تكوين تمامى آنان است.

يبنى ءادم

چون مخاطب قرآن همه انسانها هستند و نه قشرى خاص، معلوم مى شود نسبت بين كلمه بنى آدم و مردمان نسبت تساوى است ; يعنى از نظر مصداق متحد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 6

6 ـ آدم و حوا پدر و مادر همه انسانها

كما أخرج أبويكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 12

12 ـ تمام انسان ها فرزندان آدم ( ع ) هستند .

أخذت ربك من بنى ءادم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 70 - 4

4- همه انسان ها ، از نسلى واحد و از فرزندان آدمند .

و لقد كرّمنا بنى ءادم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 2

2- قرآن در بيان دودمان برخى از پيامبران ( ادريس ) ، تنها از انتساب آنان به آدم ( ع ) سخن گفته است .

من النبيّن من ذريّة ءادم

«من» در «من ذريّة آدم» براى تبعيض است و بيانگر آن است كه «ذريّة آدم» يكى از چهار ويژگى است كه در آيه براى «النبيين» ذكر شده است، سه دسته ديگر عبارتند از: «من حملنا مع نوح» و «ذريّة إبراهيم» و [ذريّة ]اسرائيل»; گرچه همه پيامبران «ذريّه آدم» هستند، ولى تنها «ادريس» است كه گفته مى شود قبل از نوح مى زيسته و نسب مطرح شده اى جز انتساب به آدم ندارد، اما سه گروه ديگر به نزديك ترين فرد برجسته در نياكان خود انتساب يافته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 79 - 8

8 - ابليس ، آگاه به پيدايش نسل هايى از آدم و وجود رستاخيز براى آنان

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 1

1 - خداوند ، انسان ها را از يك تن ( آدم ( ع ) ) آفريد .

خلقكم من نفس وحدة

مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از «نفس واحدة» آدم ابوالبشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 1

1 - همه انسان ها و تمامى نژاد هاى بشر ، پديد آمده از يك زن و مرد ( آدم و حوا )

يـأيّها الناس إنّا خلقنـكم من ذكر و أنثى

95- نسل آل ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد

انّ اللّه اصطفى . .. ذريّة بعضها من بعض

برداشت فوق را روايت امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: الذين اصطفاهم اللّه، بعضهم من نسل بعض.


مجمع البيان، ج 2، ص 735.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 13

13 ـ خاندان محمّد (صلی الله علیه و آله) ، از تبار ابراهيم

واتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً

حضرت على (ع) در مورد آيه فوق فرمود: . .. و نحن آل ابراهيم.


كتاب سليم بن قيس، ص 87 ; بحارالانوار، ج 28، ص 275، ح 45.

96- نسل آل عمران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد

انّ اللّه اصطفى . .. ذريّة بعضها من بعض

برداشت فوق را روايت امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: الذين اصطفاهم اللّه، بعضهم من نسل بعض.


مجمع البيان، ج 2، ص 735.

97- نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 15،21

15 - علاقه ابراهيم ( ع ) به ذريه خود و تمناى او براى رسيدن آنان به مقامات معنوى

و من ذرّيتى

21 - همه فرزندان ابراهيم ( ع ) ، مبرا از ظلم و ستم نيستند .

و من ذريتى قال لاينال عهدى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 2،3،6،10

2 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند خواستند تا از ميان نسلشان گروهى را به مقام تسليم نايل سازد .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

در برداشت فوق «من» در «من ذريتنا» به معناى بعض گرفته شده است.

3 - علاقه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به ذريه خويش

من ذريتنا أمة مسلمة لك

6 - تمامى ذريه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، شايستگى نايل شدن به مراحل والاى تسليم را دارا نيستند .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

«من» در «من ذريتنا» براى تبعيض است و گوياى برداشت فوق مى باشد.

10 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، از خداوند خواستند تا توبه خود و فرزندانشان را بپذيرد .

و تب علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 3

3 - محمد (صلی الله علیه و آله) پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت آن حضرت از ميان نسلشان بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. يزكّيهم

به گفته همه مفسران، مراد از «رسولا» پيامبر عظيم الشأن اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 6

6 ـ داوود، سليمان، ايوب، يوسف(ع)، موسى و هارون(ع)، فرزندانى از نسل ابراهيم و هدايت يافته از جانب خداوند هستند.

و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

سياق آيات پيشين، كه درباره حضرت ابراهيم(ع) بود، اين احتمال را پديد مى آورد كه ضمير در «ذريته» به «ابراهيم» برگردد. در اين صورت برخى اسامى كه در آيات بعد آمده است (همچون الياس و لوط) از باب تغليب در شمار ذريه آن حضرت ذكر شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 1

1 ـ زكريا، يحيى و الياس، نوادگانى از ذريه ابراهيم(ع) بودند.

و من ذريته . .. و زكريا و يحيى و عيسى و إلياس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 4،11

4- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( اسحاق ، يعقوب و اسماعيل ) از نسل ابراهيم ( ع ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم

11- حضرت ابراهيم ( ع ) ، علاوه بر حضرت يعقوب و ذريّه او ، نسلى مشتمل بر پيامبران الهى ، داشت .

و من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

«اسرائيل» لقب يعقوب است. آن حضرت، نوه حضرت ابراهيم(ع) و فرزند اسحاق بوده است. اگر نسل پيامبران، تنهااز طريق يعقوب استمرار مى يافت، ديگر ذكر ابراهيم و اسرائيل به طور مستقل ضرورتى نداشت، زيرا يكى از ديگرى كفايت مى كرد، ولى ذكر مستقل نشان از آن دارد كه تيره ديگرى نيز از نسل ابراهيم، مشتمل بر پيامبران است كه همان فرزندان اسماعيل(ع) مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 12

12 - « سُلَيْم بن قَيْس قال : خرج علينا علىّ بن أبى طالب ( ع ) . . . فقال . . . و العلم فى عقبنا إلى أن تقوم الساعة ثمّ قرأ « و جعلها كلمة باقية فى عقبه » ثمّ قال : كان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) عقب إبراهيم و نحن أهل البيت عقب إبراهيم ( ع ) و محمد (صلی الله علیه و آله) ;

سليم بن قيس مى گويد: حضرت على(ع) به سوى ما بيرون آمد و فرمود: علم در نسل ما است تا برپايى قيامت. سپس آيه «و جعلها كلمة باقية فى عقبه» را تلاوت نمود، و فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از نسل ابراهيم(ع) است و ما اهل بيت از نسل ابراهيم(ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) هستيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 5

5 - اقوام داراى پيامبر ، پس از نوح ( ع ) از نسل حضرت نوح و پس از ابراهيم ( ع ) از نسل حضرت ابراهيم بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

98- نسل اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 2،3،6،10

2 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند خواستند تا از ميان نسلشان گروهى را به مقام تسليم نايل سازد .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

در برداشت فوق «من» در «من ذريتنا» به معناى بعض گرفته شده است.

3 - علاقه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به ذريه خويش

من ذريتنا أمة مسلمة لك

6 - تمامى ذريه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، شايستگى نايل شدن به مراحل والاى تسليم را دارا نيستند .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

«من» در «من ذريتنا» براى تبعيض است و گوياى برداشت فوق مى باشد.

10 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، از خداوند خواستند تا توبه خود و فرزندانشان را بپذيرد .

و تب علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 1،3

1 - بعثت پيامبرى از نسل اسماعيل ، از دعا ها و درخواست هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به هنگام بناى كعبه

و من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم

ضمير در «فيهم» و «منهم» محتمل است به «أمة مسلمة» در آيه قبل برگردد و نيز محتمل است به «أهله» در آيه 126 بازگردانده شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است; يعنى، «ربنا وابعث فى ذريتنا المسلمة رسولا منهم». دعاى مشترك ابراهيم و اسماعيل گوياى اين است كه: پيامبر مورد نظر ابراهيم نيز فردى از نسل اسماعيل است نه از نسل ديگر فرزندانش.

3 - محمد (صلی الله علیه و آله) پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت آن حضرت از ميان نسلشان بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. يزكّيهم

به گفته همه مفسران، مراد از «رسولا» پيامبر عظيم الشأن اسلام، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 107 - 3

3 - « على بن الحسن بن على بن الفضال عن أبيه قال : سألت أباالحسن على بن موسى الرضا ( ع ) عن معنى قول النبىّ (صلی الله علیه و آله) : أنا ابن الذبيحين قال : يعنى اسماعيل بن ابراهيم . . . فلمّا عزم على ذبحه فداه اللّه بذبح عظيم ، بكبش أملح . . . و كان يرتع قبل ذلك فى رياض الجنّة أربعين عاماً و ما خرج من رحم أنثى . . . ;

على بن حسن بن على بن فضال از پدرش نقل مى كند كه از امام رضا(ع) از سخن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) كه فرمود: «من فرزند دو ذبيح هستم» پرسيدم، فرمود: [يكى از آن دو ]اسماعيل فرزند ابراهيم است . .. چون ابراهيم تصميم به قربانى كردن اسماعيل گرفت، خداوند قربانى بزرگى را جايگزين اسماعيل كرد. آن قربانى قوچى به رنگ سياه آميخته با سفيدى (جو گندمى)... كه چهل سال قبل از آن در باغ هاى بهشت به چرا مشغول بود و از مادرى زاييده نشده بود...».

99- نسل انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 10

10 - خويشاوندى با پيامبران و از نسل ايشان بودن ، در قيامت كارساز نبوده و موجب رهايى از پيامد هاى اعمال نخواهد شد .

تلك أمة قد خلت لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

بيان اين معنا - كه پاداش عمل پيامبران براى ديگران سودمند نخواهد بود - در خطاب به كسانى كه از نسل پيامبرانى چون: ابراهيم، اسحاق و يعقوب هستند، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد

انّ اللّه اصطفى . .. ذريّة بعضها من بعض

برداشت فوق را روايت امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: الذين اصطفاهم اللّه، بعضهم من نسل بعض.


مجمع البيان، ج 2، ص 735.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 15

15 ـ مريم ، برگزيده خداون از نسل انبياى الهى

يا مريم انّ اللّه اصطفيك

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: . .. اصطفيك من ذريّة الانبياء.


مجمع البيان، ج 2، ص 746، نورالثقلين، ج 1، ص 336، ح 130.

100- نسل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 8

8- نوه هاى دخترى نيز ، همانند پسر و نوه هاى پسرى ، ذريه و فرزند شخصى ، به شمار مى آيند .

أُولـئك . .. و من ذرّيّة إبرهيم

از نظر تاريخى روشن است كه مريم و عيسى(ع) از نوادگان حضرت ابراهيم(ع) بوده اند و دراين آيه حضرت عيسى(ع)، يكى از افراد مورد نظر از «أُولئك» است كه از ذريّه انبيا شمرده شده است; بنابراين فرزندان دختر نيز از ذريّه به شمار مى آيند.

101- نسل اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 5

5ـ برخى از اقوام گذشته در پى نزول عذاب بر آنان ، منقرض شدند و نسلى از آنان برجاى نماند .

منها . .. حصيد

102- نسل با ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 5

5 - ذريه و نسلى كه از تعاليم دينى برخوردار بوده و از آلودگى ها پيراسته باشند ، براى نياكانشان ارزشمند و امتياز آفرين هستند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم . .. و يزكّيهم

103- نسل جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 27

27- شياطين و جن ها ، داراى ذريه و زاد و ولدند .

كان من الجنّ . .. أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

104- نسل حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 6

6 ـ آدم و حوا پدر و مادر همه انسانها

كما أخرج أبويكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 1

1 - همه انسان ها و تمامى نژاد هاى بشر ، پديد آمده از يك زن و مرد ( آدم و حوا )

يـأيّها الناس إنّا خلقنـكم من ذكر و أنثى

105- نسل شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 27

27- شياطين و جن ها ، داراى ذريه و زاد و ولدند .

كان من الجنّ . .. أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

106- نسل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 5

5 - مردم جزيرة العرب ، از نظر نژادى از نسل قوم نوح بودند .

حملنـكم فى الجارية

107- نسل كشى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 4،11

4 ـ نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .

ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.

11 ـ نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

نسل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 14

14ـ « قال أبوعبدالله ( ع ) : . . . نحن ذريّة محمد (صلی الله علیه و آله) و أمّنا فاطمة ( س ) و ما آتى الله أحداً من المرسلين شيئاً إلاّ و قد آتاه محمداً (صلی الله علیه و آله) . . . ـ ثم تلا ـ « و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزواجاً و ذريّة » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: ما فرزندان حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) هستيم و مادرمان فاطمه(س) است و خداوند به هيچ يك از پيامبران(ع) چيزى را نداده مگر آن كه آن را به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) نيز داده است، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك . ..».

108- نسل مؤمنان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 4

4 - مردم جزيرة العرب ، از نسل مؤمنان عصر نوح بودند .

حملنـكم فى الجارية

در اين آيه، «حمل شدن» به مخاطبان عصر نزول قرآن نسبت داده شده است و مقصود حمل اجداد آنان است و چون نجات آنان به سبب مؤمن بودن ايشان بوده است; مى توان نتيجه گرفت مردم جزيرة العرب (مخاطبان اين آيه)، از نسل همين مؤمنان نجات يافته بودند.

109- نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 1

1 ـ آدم ، نوح ، خاندان ابراهيم و خاندان عمران از نسل و نژادى واحد

انّ اللّه اصطفى . .. ذريّة بعضها من بعض

برداشت فوق را روايت امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: الذين اصطفاهم اللّه، بعضهم من نسل بعض.


مجمع البيان، ج 2، ص 735.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 7

7 ـ داوود، سليمان، ايوب، يوسف، موسى و هارون، فرزندانى از نسل نوح(ع) و هدايت يافته از جانب خداوند بودند.

نوحا . .. و من ذريته داود و سليمن و أيوب و يوسف و موسى و هرون

با توجه به دو نكته مى توان گفت «نوحا» مرجع ضمير در «ذريته» است: «نوحا» نزديكترين كلمه اى است كه مى تواند مرجع ضمير باشد. در ميان كسانى كه به عنوان ذريه از آنان ياد شده، افرادى هستند كه از ذريه ابراهيم(ع) نيستند، مانند حضرت لوط(ع) و الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 85 - 2

2 ـ زكريا، يحيى و الياس از نوادگان نوح(ع) بودند.

و من ذريته . .. و زكريا و يحيى و عيسى و إلياس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 86 - 1

1 ـ اسماعيل، اليسع، يونس و لوط، از ذريه نوح(ع) بودند.

و نوحا هدينا من قبل و من ذريته . .. و إسمعيل و اليسع و يونس و لوطا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 11

11- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . و ليس كلّ من فى الأرض من بنى آدم من ولد نوح قال الله فى كتابه : « . . . ذرّية من حملنا مع نوح » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. چنان نيست كه تمام آدميان روى زمين از فرزندان نوح باشند. خداوند در كتابش فرمود: ... ذرّية من حملنا مع نوح».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 5

5 - اقوام داراى پيامبر ، پس از نوح ( ع ) از نسل حضرت نوح و پس از ابراهيم ( ع ) از نسل حضرت ابراهيم بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

110- نسل والدين نوجوان قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 81 - 8،9

8- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه : « فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيراً منه . . . » قال : « إنّه ولدت لهما جارية فولدت غلاماً فكان نبياً . » ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خدا «فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيراً منه. ..» روايت شده كه فرمود: «همانا، براى آن دو (پدر و مادر مقتول) دخترى متولد شد و آن دختر، پسرى به دنيا آورد كه پيامبر شد».

9- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . . [ فى قول اللّه عزّوجلّ ] « فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيراً منه زكاة و أقرب رحماً » : « أبدلهما اللّه به جارية ولدت سبعين نبياً . » ;

از امام صادق(ع) [درباره اين سخن خداى عزّوجلّ ]«فأردنا أن يبدلهما ربّهما خيراً منه زكاة. ..» روايت شده: خداوند، به آن دو (پدر و مادر مقتول) به جاى او (مقتول) دخترى داد كه هفتاد پيغمبر از نسل او متولد شدند.».

111- نسل هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 28 - 3

3- هارون ، شخصيتى صالح در ميان قوم مريم ، كه افراد پاك را به او منتسب مى كردند . *

يـأخت هـرون

برخى از مفسران وجه انتساب مريم(س) به هارون را نسبى ندانسته اند، بلكه او را شخصى برجسته در بين قوم حضرت مريم دانسته اند كه مردم، زاهدان و تقوا پيشگان را، به او منتسب مى كردند. اين مفسران، انتساب مريم را به او از اين باب مى دانند.

112- نسل هدايت يافته ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 10

10 ـ كثرت پيامبران و هدايت يافتگان در ذريه ابراهيم(ع)، پاداش نيكوكار بودن آن حضرت است.

و من ذريته . .. و كذلك نجزى المحسنين

113- نسل همسفران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 1،4

1- بنى اسرائيل ، از ذريه و نسل همراهان نوح ( ع ) در كشتى بودند .

هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح

4- انتساب بنى اسرائيل به همراهان نوح ( ع ) ، موجب شايستگى آنان به عنايت خدا براى هدايتشان گرديد .

و ءاتينا موسى . .. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه نصب «ذرية» به تقدير فعل «اخص» و مجموع جمله «ذرّية من حملنا. ..» در

مقام تعليل براى آيه قبل (و آتينا موسى...) باشد; يعنى، ما با نزول تورات، خواستار هدايت بنى اسرائيل بوديم; چون آنان از فرزندان همراهان حضرت نوح(ع) بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 3

3- نسل همراهان نوح در كشتى نجات ، پيامبرى بزرگ ، چون ابراهيم ( ع ) را در خود پروراند .

من النبيّن . .. ممّن حملنا مع نوح

مراد از «من حملنا مع نوح» به قرينه قبل و بعد آن «ذريّة من حملنا . ..»است. بين انبياى ذكر شده در آيات قبل، تنها ابراهيم(ع) است كه غير از «ذريّة آدم» با عنوان «نسل همراهان نوح» شناسايى شده است.

114- نسل يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 2

2 - نوادگان يعقوب ( طايفه هاى دوازده گانه بنى اسرائيل ) برخوردار از پيامبران و احكام و معارف آسمانى

قولوا ءامنا باللّه و ما أنزل إلى . .. و الأسباط

اسباط (جمع سبط) به معناى نوادگان است و مراد از آن، در آيه شريفه، طوايف دوازده گانه بنى اسرائيل است كه هر كدام به يكى از دوازده فرزند يعقوب (اسرائيل) منتهى مى شدند. جمله «و ما أنزل الى ... الأسباط» حكايت از آن دارد كه: از ميان نوادگان يعقوب، كسانى به پيامبرى مبعوث شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 5،11

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

11- حضرت ابراهيم ( ع ) ، علاوه بر حضرت يعقوب و ذريّه او ، نسلى مشتمل بر پيامبران الهى ، داشت .

و من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

«اسرائيل» لقب يعقوب است. آن حضرت، نوه حضرت ابراهيم(ع) و فرزند اسحاق بوده است. اگر نسل پيامبران، تنهااز طريق يعقوب استمرار مى يافت، ديگر ذكر ابراهيم و اسرائيل به طور مستقل ضرورتى نداشت، زيرا يكى از ديگرى كفايت مى كرد، ولى ذكر مستقل نشان از آن دارد كه تيره ديگرى نيز از نسل ابراهيم، مشتمل بر پيامبران است كه همان فرزندان اسماعيل(ع) مى باشند.

115- نعمت بقاى نسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 5

5- تضمين بقاى نسل انسان از طريق زوجيت و همسردارى ، از نعمت هاى خداوند است .

و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

116- نعمت بقاى نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 77 - 3

3 - بقاى نسل نوح ( ع ) براى هميشه تاريخ ، از نعمت ها و الطاف ويژه الهى به ايشان

و جعلنا ذرّيّته هم الباقين

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام برشمردن نعمت هاى اعطا شده به نوح(ع) و امتنان بر ايشان است.

117- نعمت نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 9

9 ـ خداوند به نيكوكاران با كثرت ذريه صالح و هدايت يافته پاداش مى دهد.

و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و من ذريته داود و سليمن ... و كذلك نجزى المحسنين

118- نقش نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 31

31- نسل صالح ، نمودى از عمل صالح و مورد رضاى الهى

و أن أعمل صـلحًا ترضـيه و أصلح لى فى ذرّيّتى

119- هدايت نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 2

2 - اهتمام ابراهيم ( ع ) ، به هدايت نسل پس از خويش

و جعلها كلمة باقية فى عقبه

چنانچه فاعل «جعل» ابراهيم(ع) باشد، به قرينه آيات پيشين ـ كه در مورد آن حضرت بود ـ مطلب بالا قابل برداشت است.

120- هدايت نسل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 84 - 9

9 ـ خداوند به نيكوكاران با كثرت ذريه صالح و هدايت يافته پاداش مى دهد.

و وهبنا له إسحق و يعقوب . .. و من ذريته داود و سليمن ... و كذلك نجزى المحسنين

نسل كشى

121- مبغوضيت نسل كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 4،11

4 ـ نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .

ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.

11 ـ نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

122- نسل كشى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 4،11

4 ـ نابود ساختن كشاورزى و نسل كشى ، از بارزترين نوع فساد در زمين است .

ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل

بنابراينكه جمله «و يُهلك الحرث و . ..»، تفسير جمله «ليفسد فيها» باشد.

11 ـ نابود كردن كشاورزى و نسل كشى ، مبغوض خداوند

و اذا تولى . .. و يهلك الحرث و النسل و اللّه لا يحب الفساد

نسل ها

123- جايگزينى نسل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 1

1 - جايگزين كردن نسلى به جاى نسل ديگر ، فلسفه مقدر شدن مرگ از سوى خداوند براى انسان ها

نحن قدّرنا بينكم الموت . .. على أن نبدّل أمثـلكم

جمله «على أن نبدّل» مربوط به تقدير مرگ در آيه پيش است; يعنى، ما بر اين اساس كه امثال شما (نسل هاى بعد) را

جايگزين شما گردانيم، مرگ را تقدير كرده ايم.

124- سهولت جايگزينى نسل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 20 - 1

1- ميراندن انسان ها و خلق انسانهايى جديد به جاى آنان ، كار دشوارى براى خداوند نيست .

إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد . و ما ذلك على الله بعزيز

125- ملاك روابط اخروى نسل ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 21 - 2،6

2 - ايمان ، محور پيوند نسل ها به يك ديگر ، در جهان آخرت

و الذين ءامنوا و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

6 - اصل ايمان ، شرط بهرهورى فرزندان ، از مزيت پيوستن نسل ها به پدارن بهشتى خود

و اتّبعتهم ذرّيّتهم بإيمـن ألحقنا بهم ذرّيّتهم

نسل هاى آينده

126- ايمان نسل هاى آينده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 8

8 ـ از موانع نزول عذاب استيصال بر امت هاى گنهكار و كافر ، علم خداوند به ايمان آوردن آنان در آينده است .

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

11- نشاط

1- اهميت نشاط مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 6

6 - شاداب ماندن جامعه ايمانى و جلوگيرى از عوامل ناراحتى زا و اندوه آفرين ، حكمت نهى الهى از نجوا هاى آلوده به گناه

إنّما النجوى من الشيطـن ليحزن الذين ءامنوا

2- زمينه نشاط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 6

6 - نقش سازنده روشنايى روز ، در تلاش روزانه انسان ها و نشاط و شادابى آنان

و النهار مبصرًا

3- عوامل نشاط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 64 - 3،4

3 - تأثير رنگ ها ، در شادابى و يا پژمردگى انسان ها

مدهامّتان

4 - تأثير سبزرنگى و طراوت باغ ها ( درختان ، گياهان و . . . ) ، در شادابى انسان ها

مدهامّتان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 66 - 3

3 - تأثير چشمه هاى جوشان ، در طراوت و شادابى انسان ها

فيهما عينان نضّاختان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد برشمردن نعمت هاى روح بخش و طراوت آفرين بهشتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 76 - 4

4 - تأثير رنگ سبز ، در شادابى و سرزندگى انسان ها

متّكـين على رفرف خضر و عبقرىّ حسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 21 - 3

3 - تأثير رنگ سبز ، در زيبايى و نشاط آورى

عـليهم ثياب سندس خضر و إستبرق

اين آيه، درصدد بيان لباس هايى است كه مطلوب انسان ها و فاخر و زيبا است; از اين رو مى تواند به عنوان پاداش آدميان و مشوق آنان به ديندارى به شمار آيد. بر اين اساس تصريح به رنگ سبز، مى تواند بيانگر براشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 6

6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

4- عوامل نشاط اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 4،5

4 - ايمان به قيامت و خوف از احوال آن روز ، موجب مصونيت از شرور روز قيامت و خرّمى رخسار و شادمانى دل

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم و لقّيهم نضرة و سرورًا

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 4

4 - تقواپيشگى ، عامل آسودگى و شادابى در آخرت

إنّ المتّقين فى ظلـل و عيون

5- منشأ نشاط زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 1

1 - حيات و خرمى زمين پژمرده با نزول باران ، از آيات و نشانه هاى قدرت خداوند است .

و من ءايـته أنّك ترى الأرض خـشعة فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

«خشوع» (مصدر «خاشعة») در اصل به معناى تضرع و تواضع است و در مورد زمين كنايه از خشكى و فسردگى مى باشد. «اهتزاز» (مصدر «اهتزّت») به معناى تحرك و جنبش است كه نشانه شادابى و خرمى مى باشد. «ربو» (مصدر «ربت») به معناى افزايش و نموّ است و در اين جا مقصود رويش گياهان مى باشد.

6- نشاط اخروى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 54 - 6

6 - راه نداشتن كمترين ملال و زحمت ، در زندگى اخروى بهشتيان

متّكـين . .. و جنى الجنّتين دان

از اين كه خداوند با تعابير «متّكئين على فرش» و «دان»، نهايت آسايش بهشتيان را ترسيم كرده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

7- نشاط اخروى خنده رويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 2

2 - كسانى كه درخشان چهره و خنده لب در صحنه قيامت حضور يافته اند ، غرق سرور بوده و چهره اى شكفته خواهند داشت .

مستبشرة

«إستبشار»; يعنى، شادمان بودن (لسان العرب). «بشر و استبشر» به يك معنا است. در اين موارد فايده باب استفعال، مبالغه افزون تر است. راغب مى گويد: بشارت دادن، به معناى ابلاغ خبرى است كه بشره و پوست صورت را شكفته سازد.

8- نشاط اخروى زيبارويان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 2

2 - كسانى كه درخشان چهره و خنده لب در صحنه قيامت حضور يافته اند ، غرق سرور بوده و چهره اى شكفته خواهند داشت .

مستبشرة

«إستبشار»; يعنى، شادمان بودن (لسان العرب). «بشر و استبشر» به يك معنا است. در اين موارد فايده باب استفعال، مبالغه افزون تر است. راغب مى گويد: بشارت دادن، به معناى ابلاغ خبرى است كه بشره و پوست صورت را شكفته سازد.

9- نشاط اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 41 - 3

3 - زندگى تقواپيشگان در بهشت ، در اوج آسودگى و شادابى است .

إنّ المتّقين فى ظلـل و عيون

زندگى در زير سايه ها و در كنار چشمه سارها، بيانگر برداشت ياد شده است.

10- نشاط حورالعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 2

2 - حوريان باطراوت و پاكدامن بهشتى ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس

لم يطمثهنّ إنس قبلهم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

11- نشاط در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 11

11 - نشاط در عبادت و خسته نشدن از تسبيح پروردگار ، امرى ستوده نزد خداوند

يسبّحون له . .. و هم لا يسئمون

12- نشاط در تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 3

3 - نشاط و سرحالى در انجام دادن مأموريت هاى الهى ، وصفى ارزشمند است .

و النـشطـت نشطًا

سوگند خداوند، حاكى از ارجمندى چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.

13- نشاط در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 12

12 ـ نشاط در عبادت ، اخلاص ، ذكر فراوان خدا و استوارى در ايمان ، پرتويى از هدايت الهى است .

و إذا قاموا إلى الصّلوة . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 8،9

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن

و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.

14- نشاط در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 11

11 - نشاط در عبادت و خسته نشدن از تسبيح پروردگار ، امرى ستوده نزد خداوند

يسبّحون له . .. و هم لا يسئمون

15- نشاط در عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 7 - 6

6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .

فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى

16- نشاط در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 9،10

9 ـ سستى و نشاط نداشتن در نماز و مقدمات آن ، از صفات منافقان

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى

«كسالى» جمع «كسلان» است ; و كسلان به كسى گفته مى شود كه با كندى و اكراه و بدون نشاط و ميل، كارى را انجام دهد. قيام به سوى نماز كه مفاد جمله «قاموا إلى الصّلوة» است، شامل مقدمات نماز نيز مى شود.

10 ـ ضرورت برپايى نماز ، با ميل و نشاط و پرهيز از كسالت و خمودى در انجام آن

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 8

8 - [ « فى فقه الرّضا ( ع ) ] قال : لا صلاة إلاّ باسباغ الوضوء و احضار النيّة و خلوص اليقين و إفراغ القلب و ترك الأشغال و هو قوله « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » ;

[در كتاب «فقه الرضا(ع)» آمده كه] آن حضرت فرمود: نماز نيست; مگر با شاداب ساختن وضو و حاضر داشتن نيت و يقين خالص و خالى كردن قلب [از ياد غير خدا ]و ترك سرگرمى ها و اين است [معناى] سخن خدا [كه فرمود:] «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب».

17- نشاط مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 8

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

18- نشاط ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 1،2

1 - فرشتگان در انجام مأموريت هاى خويش ، سرشار از نشاط و به دور از هرگونه كسالت اند .

و النـشطـت نشطًا

نشاط، نقطه مقابل كسالت است و به كسى كه براى انجام كارى طيب نفس داشته باشد، «ناشط» مى گويند. (لسان العرب)

2 - سوگند خداوند به فرشتگان پر نشاط و شاداب

و النـشطـت نشطًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 3

3 - خداوند در تأكيد بر وجود ترس و نگرانى در قيامت ، به فرشتگان سوگند ياد كرده است كه سريع و بانشاط براى تدبير امور و قبض ارواح از يكديگر سبقت مى گيرند .

و النازعات . .. قلوب يومئذ واجفة . أبصـرها خـشعة

اين آيه و آيه قبل، جواب قسم هايى است كه در نخستين آيات سوره آمده بود.

12- نشوز

1- روش برخورد با نشوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 -

23،24،26،27،29،30،35،40،41

23 ـ پند و اندرز ، اوّلين اقدام براى جلوگيرى از نشوز زن

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهُنّ

24 ـ پرهيز شوهر از همخوابگى با همسر ، اقدامى براى جلوگيرى از نشوز وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اهجروهنّ فى المضاجع

در برداشت فوق «فى المضاجع» متعلق به «اهجروهنّ» گرفته شده است.

26 ـ زدن ، آخرين اقدام براى جلوگيرى از نشوز زن

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

27 ـ بروز علائم نشوز زن ، مجوز تدابير لازم ( ترك همخوابگى ، زدن و . . . ) براى جلوگيرى از آن

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

چون موضوع حكم را خوفِ نشوز (تخافون) قرار داده است و نه تحقق نشوز. و خوف نشوز، همان بروز علائم آن است.

29 ـ لزوم به كارگيرى تدابير لازم براى جلوگيرى از رسيدن زن به مرحله نشوز

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

به نظر مى رسد راههاى پيشنهاد شده خصوصيتى نداشته باشد ; بلكه مراد، بازداشتن زن از ناشزه شدن است ; هر چند منجر به ترك برخى از حقوق وى باشد.

30 ـ لزوم مراعات ترتيب در كاربرد موعظه ، ترك همخوابگى و تنبيه بدنى در مورد زنان ناشزه

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

35 ـ اميد به اصلاح نشوز زن ، شرط ترك همخوابگى و تنبيه بدنى او *

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً

چون جمله «فان اطعنكم» بر جمله هاى گذشته تفريع شده، بيانگر اين است كه هدف از روشهاى پيشنهاد شده، وادار كردن زن به اطاعت است، نه اينكه تنبيه موضوعيت داشته باشد.

40 ـ بى اعتنايى مرد به همسر خويش در بستر ، شيوه اى براى جلوگيرى از ناسازگارى وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اهجروهنّ فى المضاجع

امام باقر (ع) درباره «واهجروهنّ فى المضاجع» در آيه فوق فرمود: يحوّل ظهره اليها.


مجمع البيان، ج 3، ص 69 ; نورالثقلين، ج 1، ص 478، ح 231.

41 ـ لزوم پرهيز از به كارگيرى شدّت در تنبيه بدنى زن ، جهت جلوگيرى از ناسازگارى وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: . .. و اضربوهنّ ضرباً غير مبرّح.


تفسير طبرى، جزء 5، ص 67، 68 ; الدر المنثور، ج 2، ص 522.

2- زمينه ترك نشوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 20

20 ـ جواز گذشت زن از برخى حقوق خويش ، به انگيزه جلوگيرى از ناسازگارى شوهر و رخ ندادن طلاق

و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق فرمود: هذا تكون عنده المراة لاتعجبه فيريد طلاقها فتقول له: امسكنى و لاتطلقنى و ادع لك ما على ظهرك و اعطيك من مالى و احللك من يومى و ليلتى فقد طاب ذلك له كله .


كافى، ج 6، ص 145، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 600.

3- سرزنش نشوز شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 2

2 ـ نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند

و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا

4- سرزنش نشوز مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 3

3 ـ متاركه زنان و ترك همبسترى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا

إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

«من دون النساء» حكايت از آن دارد كه قوم لوط ازدواج با زنان و زناشويى با همسران خويش را ترك كرده بودند. بنابراين نكوهشى كه از استفهام توبيخى «أتأتون ... » استفاده مى شود، دلالت بر ناروايى ترك ازدواج و متاركه زناشويى با همسران نيز دارد.

5- موارد نشوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 22،36

22 ـ رعايت نكردن حقوق شوهر از سوى همسر ، نشوز است .

الرّجال قوّامون . .. قانتات ... و الّتى تخافون نشوزهنّ

36 ـ زن در صورت اطاعت نكردن از شوهر خويش ، ناشزه است .

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً

6- نشوز زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 35

35 ـ اميد به اصلاح نشوز زن ، شرط ترك همخوابگى و تنبيه بدنى او *

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً

چون جمله «فان اطعنكم» بر جمله هاى گذشته تفريع شده، بيانگر اين است كه هدف از روشهاى پيشنهاد شده، وادار كردن زن به اطاعت است، نه اينكه تنبيه موضوعيت داشته باشد.

7- نشوز شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 1،5

1 ـ لزوم پيشگيرى از به هم خوردن سلامت خانواده ، در صورت ناسازگارى شوهر وظيفه اى بر عهده زنان

و إن امراة خافت من بعلها . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً

كلمه «خافت»، بيانگر ترس از وقوع است، نه خود وقوع.

5 ـ جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى

و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير

جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 5

5 ـ بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران

فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة

13- نصرت

1- آثار اجتناب از نصرت دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 25

25 - خوددارى از نصرت دين خدا ، موجب محروميت انسان از يارى و حمايت او

و لينصرنّ اللّه من ينصره

2- آثار نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 2،3

2 - فتح سنگر هاى دشمن و پيروزى برق آسا بر آنان ، نيازمند نصرت و امداد هاى الهى در نگاه مجاهدان راه خدا

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

ذكر عبارت «نصر من اللّه» پيش از «فتح قريب»، مى تواند براى بيان مطلب بالا باشد.

3 - با رسيدن نصرت الهى و امداد هاى غيبى ، پيروزى بر دشمن قطعى است .

نصر من اللّه و فتح قريب

3- آثار نصرت دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 6

6- وعده خداوند به پيروزى و ثبات قدم مؤمنان ، در صورت اقدام به جهاد و حمايت از دين

يـأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه . .. و يثبّت أقدامكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 10

10 - توسعه و گسترش دين ، نيازمند ياران مؤمنى همچون حواريون عيسى ( ع )

قال الحواريّون نحن أنصار اللّه

4- اميدوارى به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 11

11 - توجه به عنصر اميدوارى به پيروزى و نصرت الهى در تبليغ ، امرى لازم و كارآمد

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

5- اميدوارى نصرت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 7

7 - گناه كاران ، نبايد خود را از لطف و يارى خدا محروم بدانند .

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

با توجه به آيات پيشين ـ كه در مورد انسان ها و جوامع گنه كار است ـ مى توان استفاده كرد كه «ما لكم من دون اللّه. ..» ناظر به اين نكته است كه خداوند ملجأ و پناهگاه تمامى انسان ها ـ حتى گنه كاران ـ مى باشد.

انتظار نصرت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 5

5- انتظار نصرت و امداد از خداوند ، بدون هيچ گونه حركت و تلاش ، انتظارى بى جا است .

إن تنصروا اللّه ينصركم

6- اهميت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 3

3 ـ امتنان خداوند بر مؤمنان به خاطر نصرتش به آنان در موارد بسيار از جمله در جنگ حنين

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

7- بشارت نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 3 - 2

2 - نويد الهى ، به يارى دادن پيامبر خويش ، به گونه اى شگرف و شكست ناپذير

و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا

«ينصر» چنان كه از عطف آن بر «يغفر» برمى آيد ممكن است نتيجه اى باشد كه خداوند، به تحقّق آن در آينده نويد داده است; يعنى، صلح حديبيه خود گامى است در جهت پيروزى; ولى فتح نهايى و بدون شكست (فتح مكه) در پيش است و در آينده تحقق خواهد يافت.

8- تداوم نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 3

3 - يارى كردن خداوند ، بايد برنامه هميشگى مؤمنان باشد ; نه امرى مقطعى .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

جمله «كونوا أنصار اللّه»، دلالت بر دوام و استمرار مى كند.

9- حتميت نصرت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 6،7

6 - وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، حق و تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

10- حتميت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 4

4 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. و يوم يقوم الأشهـد

از آمدن جمله «إنـّا لننصر رسلنا . ..» با حرف تأكيد (إنّ) و مسند در قالب فعل (لننصر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

11- حتميت نصرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 6،7

6 - وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، حق و تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

12- دعوت به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 1،4

1 - خداوند ، مؤمنان را به يارى خود فراخوانده است .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

13- دلايل نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 61 - 1

1 - توانايى خداوند بر جا به جا كردن شب و روز ، دليلى است گويا براى توانايى او بر يارى رساندن به ستمديدگان در انتقام گرفتن آنان از ستمگران .

ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ اللّه سميع بصير

در آيه پيش، خداوند به آن مسلمانى كه مورد ستم و تجاوز مشركان قرار گرفته بود، وعده قطعى داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقامش را از متجاوزان بازستاند در اين آيه، براى اين كه كسى در توانايى خدا بر تحقق بخشيدن به وعدهايش و در حمايت و پشتيبانى از ستم ديدگان ترديدى نكند، گوشه اى از قدرت نهايت خود را بيان كرده است.

14- زمينه نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 24

24 - جهاد و دفاع ، يارى از دين خدا و وسيله جلب كمك و حمايت او است .

و لولا دفع اللّه . .. و لينصرنّ اللّه من ينصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 1،4

1 - جنگ و پيكار با جبهه كفر و با هدف حاكم ساختن ارزش هاى دينى و الهى ، درپى دارنده حمايت و نصرت خداوند

و لينصرنّ اللّه من ينصره . .. الذين ... أقاموا الصلوة ... و نهوا عن المنكر

«الذين»در محل نصب بوده و بدل يا عطف بيان براى «من» در «من ينصره» كه تقدير آن چنين مى شود: «و لينصرن اللّه. ..الذين إن مكّنّاهم». «تمكين» (مصدر «مكّنّا») به معناى مسلط كردن و استيلا دادن است; يعنى، خدا بى ترديد ياران خود را يارى خواهد كرد; آنان كه اگر بر زمين مسلط شوند، نماز را به پا خواهند داشت و...».

4 - برخوردارى جامعه اسلامى از حمايت و نصرت خدا ، در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر است .

الذين ان مكّنّـهم فى الأرض . .. و نهوا عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 29

29 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از ولايت و جلب يارى و نصرت او

فاقيموا الصلوة . .. فنعم المولى و نعم النصير

برداشت فوق، بدان احتمال است كه «فنعم المولى. ..» مترتب بر تكاليف پيشين باشد كه انجام آن، موجب بهره مندى از ولايت ويژه و نصرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 8

8 - صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان ، زمينه ساز پيروزى و جلب نصرت الهى

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 7

7 - ايمان به خدا و جهاد با مال و جان در راه او ، مايه جلب نصرت الهى و شكست سريع جبهه دشمن

تؤمنون باللّه . .. و تجـهدون ... و أُخرى تحبّونها

15- زمينه نصرت دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 3

3- ايمان واقعى ، مقتضى تلاش در راه خداوند و دفاع از دين او

يـأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

خداوند، اهل ايمان را با صفت ايمانشان ياد كرده و در پى آن از ايشان دعوت كرده است كه به يارى دين برخيزند; يعنى، ايمان واقعى مستلزم يارى رساندن به دين و راه خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 4

4 - يارى دين خدا و تعظيم و تنزيه پيوسته ذات او ، لازمه ايمان و مكمل آن

لتؤمنوا . .. و تعزّروه و توقّروه

16- شرايط نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 3

3 - امكان مؤثر بودن توبه و بهرهورى از نصرت خدا تا قبل از فرا رسيدن عذاب اخروى

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

قيد «اليوم» بيانگر اين است كه اگر كافران، پيش از فرا رسيدن روز عذاب، توبه مى كردند امكان داشت خداوند آنان را بپذيرد و از نصرت خود بهره مند سازد.

17- شرايط نصرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 4

4- شمول نصرت و امداد هاى الهى به مؤمنان ، منوط به تلاش خود آنان در راه خداوند است .

يـأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

18- علاقه به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 1

1 - مجاهدان راه خدا ، مشتاق امداد هاى الهى و غلبه سريع بر دشمن

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

19- عوامل محروميت از نصرت اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 2

2 - روى گردانى از خدا در دنيا ، مايه محروميت از نصرت او در آخرت

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

مراد از «اليوم» (امروز) آخرت است; زيرا خداوند به هنگام عذاب استيصال با محكومين آن، سخن نمى گويد.

20- عوامل محروميت از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 25

25 - خوددارى از نصرت دين خدا ، موجب محروميت انسان از يارى و حمايت او

و لينصرنّ اللّه من ينصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

21- عوامل نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

22- عوامل نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 8

8 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى راهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و نصرت و يارى آنان

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

23- عوامل نصرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 8

8 ـ ربوبيت خداوند ، مقتضى راهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و نصرت و يارى آنان

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

24- فلسفه نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 10

10- « عن على ( ع ) فقد قال اللّه سبحانه : « إن تنصروا اللّه ينصركم و يثبّت أقدامكم » . . . فلم يستنصركم من ذُلّ . . . استنصركم و له جنود السماوات و الأرض . . . و إنّما أراد أن يبلوكم أيّكم أحسن عملاً . . . ;

از على(ع) روايت شده كه فرمود: خداى سبحان فرموده: «إن تنصروا اللّه ينصركم و يثبّت أقدامكم». خدا از روى ذلّت شما را به يارى خود نطلبيده ... از شما يارى خواسته; در حالى كه لشكريان آسمان ها و زمين از آن او است. همانا اراده كرده است تا شما را امتحان كند كه كدام يك در عمل نيكوتريد».

25- كفايت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 3

3 ـ خداوند بى مدد ديگران ، ياورى كافى براى انسان در زندگى و تأمين كننده نياز هاى هدايتى او

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

26- متخلفان از نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 1

1 - تخلّف برخى از اعراب باديه نشين در سفرِ منتهى به صلح حديبيه ، از همراهى و يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره «فتح مبين» (صلح حديبيه) بود; استفاده مى شود كه تخلّف اين گروه از اعراب، در رابطه با همين سفر است كه به صلح حديبيه منتهى گشت.

27- محرومان از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 9

9 - مشركان ، از دستگيرى و نصرت خدا محروم اند .

و ما للظـلمين من نصير

28- محرومان از نصرت هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى ... على أعقـبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» ـ كه آن نيز به معناى قهقهرا است ـ براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 7،8

7 - پيشوايان كفر ، محروم از هرگونه نصرت و امداد الهى در روز رستاخيز

و يوم القيـمة لاينصرون

8 - بى بهره بودن فرعون و سپاهيانش ، از نصرت الهى در روز قيامت

و يوم القيـمة لاينصرون

29- محروميت از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 16،18

16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

30- مشمولان نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 28

28 - خدا ، سرپرست و ياور خوب و شايسته براى امت اسلامى

هو سمّيكم المسلمين . .. و اعتصموا باللّه ... فنعم المولى و نعم النصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 1

1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان

و نصرنـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 172 - 2

2 - پيامبران ، در همه عرصه هاى رسالت و صحنه هاى مبارزاتى خود ، از نصرت خداوند برخوردار شدند .

و لقد سبقت كلمتنا . .. إنّهم لهم المنصورون

برداشت ياد شده از آن جا است كه در آيه شريفه، حدود و موارد نصرت خداوند به پيامبران ذكر نگرديده، بلكه به صورت مطلق ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 1،2،3

1 - پيامبران ( ع ) ، برخوردار از نصرت و يارى خداوند

إنّا لننصر رسلنا

2 - مؤمنان و پيروان پيامبران ، برخوردار از نصرت و يارى خداوند

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا

3 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، هم در زندگى دنيا است و هم درآخرت .

إنّا لننصر . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهـد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 2

2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 4

4- شمول نصرت و امداد هاى الهى به مؤمنان ، منوط به تلاش خود آنان در راه خداوند است .

يـأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

31- منشأ نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 3 - 1

1 - صلح حديبيه ، در پى آورنده نصرتى بزرگ از سوى خداوند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . .. و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا

«ينصر. ..» بيانگر نتيجه اى است كه مستقيماً بر «فتح مبين» مترتب گشته است; يعنى، «فتح مبين» همان نصرت شگرف الهى است.

32- نشانه هاى نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

33- نصرت اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

34- نصرت اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 3

3 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، هم در زندگى دنيا است و هم درآخرت .

إنّا لننصر . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهـد

35- نصرت امام حسين(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 21

21- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً » قال : هو الحسين بن على ( ع ) قتل مظلوماً و نحن أولياؤه ، و القائم منّا إذا قام طلب بثار الحسين . . . « إنه كان منصوراً » فإنه لايذهب من الدنيا حتى ينتصر برجل من آل رسول الله (صلی الله علیه و آله) يملأ الأرض قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خدا «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً» روايت شده است كه فرمود: مقصود[حضرت]حسين بن على(ع) است كه مظلومانه كشته شد و ما أئمه، اولياى دم او هستيم و قائم از ما هر گاه قيام كرد، خون خواهى حسين بن على(ع) خواهد كرد . .. [ و درباره]إنه كان منصوراً [فرمود]: پس ديرى نپايد كه به وسيله مردى از آل رسول خدا(صلی الله علیه و آله) يارى مى شود و زمين را پر از قسط و عدل مى كند، هم چنان كه پر از جور و ظلم شده باشد».

36- نصرت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 172 - 2

2 - پيامبران ، در همه عرصه هاى رسالت و صحنه هاى مبارزاتى خود ، از نصرت خداوند برخوردار شدند .

و لقد سبقت كلمتنا . .. إنّهم لهم المنصورون

برداشت ياد شده از آن جا است كه در آيه شريفه، حدود و موارد نصرت خداوند به پيامبران ذكر نگرديده، بلكه به صورت مطلق ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 1،4

1 - پيامبران ( ع ) ، برخوردار از نصرت و يارى خداوند

إنّا لننصر رسلنا

4 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. و يوم يقوم الأشهـد

از آمدن جمله «إنـّا لننصر رسلنا . ..» با حرف تأكيد (إنّ) و مسند در قالب فعل (لننصر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 4

4 - وعده خداوند به يارى پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى همه رهبران و مبلغان دينى ، در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر

37- نصرت اولياى مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 19

19- « عن إسحاق بن عمار قال : قلت لأبى الحسن ( ع ) إن الله عزّوجلّ يقول فى كتابه : « . . .فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً » فما هـذا الإسراف الذى نهى الله عزّوجلّ عنه قال : نهى أن يقتل غير قاتله أو يمثل بالقاتل قلت : فما معنى قوله : « إنه كان منصوراً » قال : و أىّ نصرة أعظم من أن يدفع القاتل إلى أولياء المقتول فيقتله و لاتبعة تلزمه من قتله فى دين و لا دنيا ;

اسخاق بن عمار گويد: به امام موسى بن جعفر(ع) گفتم: همانا خداى ـ عزّوجلّ ـ در كتابش مى فرمايد: «. .. فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً» اين اسراف چه اسرافى است كه خداوند عزّوجلّ از آن نهى كرده است[راوى گويد]گفتم: پس معناى سخن خدا «إنه كان منصوراً» چيست؟ فرمود: چه نصرتى بزرگ تر از اينكه قاتل به اولياى مقتول داده مى شود و آنان قاتل را مى كُشند و پيامدهايى كه لازمه قتل است ـ چه پيامدهاى دينى و چه دنيايى ـ دامنگير آنان نمى شود».

38- نصرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 1

1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان

و نصرنـهم

39- نصرت به انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 9

9 - نسخ اديان و جايگزينى دينى ديگر از سوى خدا ، در جهت تدبير امور انسان ها و به منظور يارى آنهاست .

ما ننسخ من ءاية . .. و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

برداشت فوق مقتضاى ارتباط بين جمله «ما ننسخ من ءاية . ..» با جمله «و ما لكم ...» است.

40- نصرت حاميان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 23

23 - حمايت قطعى خدا ، از يارى كنندگان دين خويش

و لينصرنّ اللّه من ينصره

41- نصرت حق طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 26

26 - قدرت و عزت الهى ، ضامن نصرت قطعى دفاع كنندگان از حق و ياوران دين است .

و لينصرنّ اللّه من ينصره إنّ اللّه لقوىّ عزيز

42- نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 5،9

5 - انسان ها ، جز خداوند ياورى ندارند .

و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

9 - نسخ اديان و جايگزينى دينى ديگر از سوى خدا ، در جهت تدبير امور انسان ها و به منظور يارى آنهاست .

ما ننسخ من ءاية . .. و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

برداشت فوق مقتضاى ارتباط بين جمله «ما ننسخ من ءاية . ..» با جمله «و ما لكم ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 15

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همواره بر خوردار از حمايت و يارى خداوند بود .

و لئن اتبعت . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 18

18 ـ وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا

فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين، مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 45 - 8،10

8 ـ خداوند ، يارى دهنده اى كافى است .

و كفى باللّه نصيراً

10 ـ مؤمنان با اعتماد به ولايت و نصرت الهى ، نبايد از دشمنى مخالفان ضعف و ترسى به خود راه دهند .

و اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليّاً و كفى باللّه نصيراً

هدف از بيان ولايت و نصرت الهى پس از معرفى يهوديان به عنوان دشمن، اين است كه مبادا با تصور دشمنى يهود از آنان بهراسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11،12،13

11 ـ خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

12 ـ تنها خداوند ، توانا بر نصرت مستكبران در قيامت

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

به قرينه فراز قبل «فيعذبهم عذاباً اليماً» مراد از اينكه مستكبران تنها خداوند را ياور خويش مى يابند، اين است كه تنها وى توانا بر ياورى آنهاست، نه اينكه خداوند ايشان را يارى خواهد كرد.

13 ـ خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 20 - 4

4 ـ حمايت و نصرت الهى از آن مؤمنانى است كه همواره مطيع خدا و رسول او باشند و از دستورات وى تخلف نكنند . *

و أن اللّه مع المؤمنين . .. أطيعوا اللّه و رسوله و لاتولوا عنه

آيه مورد بحث مى تواند بيانگر كلمه «المؤمنين» در آيه قبل باشد. يعنى آن وعده حمايت (أن اللّه مع المؤمنين)، مخصوص مؤمنانى است كه از دستورات خدا و رسول او سرپيچى نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 7

7 - خدا ، توانا بر نصرت و يارى رساندن به مؤمنان مورد تهاجم و مظلوم

و إنّ اللّه على نصرهم لقدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 6،7

6 - وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، حق و تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 18

18 - ولايت و نصرت الهى ، جلوه اى از رحمت او است .

يدخل من يشاء فى رحمته و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

از مقابله دو بخش از آيه شريقه (يدخل من يشاء فى رحمته» و «والظالمون. ..) مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 6

6 - خداوند ، تنها يار و ياور انسان در حفاظت وى از عواقب ناگوار گناهان

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 21

21- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و نصرت دهنده مؤمنان در برابر هجوم كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا ... و أصلح بالهم

با توجه به شأن نزول آيه ـ كه در كوران مشكلات مسلمانان نازل شده و بدانان نويد پيروزى داده است ـ مطلب بالا استفاده مى شود. در اين صورت «بال» به معناى شؤون مادى و معنوى زندگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 2

2- جهاد و مبارزه با كافران محارب ، يارى خداوند است .

فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب . .. إن تنصروا اللّه ينصركم

باتوجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، استفاده مى شود كه «يارى دادن به خدا» بر «جنگ عليه كافران محارب» منطبق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 5

5 - حواريون عيسى ( ع ) ، نمونه و الگوى خوبى براى اهل ايمان در يارى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين او

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

43- نصرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11،13

11 ـ خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

13 ـ خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

44- نصرت دنيوى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 3

3 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، هم در زندگى دنيا است و هم درآخرت .

إنّا لننصر . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهـد

45- نصرت دنيوى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 3

3 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، هم در زندگى دنيا است و هم درآخرت .

إنّا لننصر . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهـد

46- نصرت دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 24

24 - جهاد و دفاع ، يارى از دين خدا و وسيله جلب كمك و حمايت او است .

و لولا دفع اللّه . .. و لينصرنّ اللّه من ينصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 1

1- دعوت خداوند ، از مؤمنان براى جهاد و يارى دين

يـأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 1

1 - ايمان به خدا و رسول او ، يارى دين و تعظيم و تقديس پيوسته ذات الهى ، هدف عالى و نهايى رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

إنّا أرسلنـك . .. لتؤمنوا باللّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و أص

47- نصرت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 9

9 - حواريون به دعوت عيسى ( ع ) ، پاسخ مثبت داده و براى يارى او اعلام آمادگى كردند .

قال الحواريّون نحن أنصار اللّه

48- نصرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 4

4 ـ دلدارى و وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، مبنى بر نصرت و راهبرى آنان در برابر دشمنانشان

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

آيه شريفه، با بيان وضعيت پيامبران در انجام رسالتشان ـ كه همواره بادشمنان تبه كار مواجه بودند ـ مى تواند درصدد تعقيب دو هدف باشد: 1ـ دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در برابر كارشكنى هاى دشمنان آنان. 2ـ تشويق و تحريك پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به صبر و پايدارى در راه خدا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 2

2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 5

5 - حواريون عيسى ( ع ) ، نمونه و الگوى خوبى براى اهل ايمان در يارى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين او

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

49- نصرت مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 6

6 - وعده يارى ، حمايت و پشتيبانى از سوى خداوند ، به مسلمانان صدراسلام در پيكارشان عليه جبهه كفر

أُذن للذين يقـتلون . .. و إنّ اللّه على نصرهم لقدير

50- نصرت مظلومان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 7

7 - خدا ، توانا بر نصرت و يارى رساندن به مؤمنان مورد تهاجم و مظلوم

و إنّ اللّه على نصرهم لقدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 4

4 - خداوند ، به مسلمان مورد ستم ، وعده قطعى داد كه او را نصرت و يارى خواهد داد تا انتقام خود را از ستمگران بازستاند .

و من عاقب . .. ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه

51- نصرت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 1

1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان

و نصرنـهم

52- نصرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 7

7 - خدا ، توانا بر نصرت و يارى رساندن به مؤمنان مورد تهاجم و مظلوم

و إنّ اللّه على نصرهم لقدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 4

4 - سرگذشت قوم نوح ، داراى نشانه هايى روشن بر قدرت الهى در كيفر كافران و نصرت مؤمنان

قال ربّ انصرنى . .. إنّ فى ذلك لأيـت

با توجه به ظهور قدرت خدا در طوفان نوح و غرق شدن كافران و مشركان و نيز ظهور نصرت الهى نسبت به حضرت نوح(ع) و همراهان او، عبارت «إنّ فى ذلك لآيات»، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 4

4 ـ دلدارى و وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، مبنى بر نصرت و راهبرى آنان در برابر دشمنانشان

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

آيه شريفه، با بيان وضعيت پيامبران در انجام رسالتشان ـ كه همواره بادشمنان تبه كار مواجه بودند ـ مى تواند درصدد تعقيب دو هدف باشد: 1ـ دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در برابر كارشكنى هاى دشمنان آنان. 2ـ تشويق و تحريك پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به صبر و پايدارى در راه خدا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 2،4

2 - مؤمنان و پيروان پيامبران ، برخوردار از نصرت و يارى خداوند

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا

4 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. و يوم يقوم الأشهـد

از آمدن جمله «إنـّا لننصر رسلنا . ..» با حرف تأكيد (إنّ) و مسند در قالب فعل (لننصر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 4

4 - وعده خداوند به يارى پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى همه رهبران و مبلغان دينى ، در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 2

2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 21

21- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و نصرت دهنده مؤمنان در برابر هجوم كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا ... و أصلح بالهم

با توجه به شأن نزول آيه ـ كه در كوران مشكلات مسلمانان نازل شده و بدانان نويد پيروزى داده است ـ مطلب بالا استفاده مى شود. در اين صورت «بال» به معناى شؤون مادى و معنوى زندگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 3 - 4

4 - نصرت الهى در حق مؤمنان ، نصرتى حتمى و بدون شكست *

و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا

«نصراً عزيزاً» مى تواند قيد توضيحى باشد; يعنى، اصولاً نصرت خداوند نصرتى بدون شكست است.

53- نصرت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 1

1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان

و نصرنـهم

54- نياز به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 8

8- مؤمنان ، محتاج امداد هاى الهى ، در پيشبرد دين و مبارزه با دشمنان

إن تنصروا اللّه ينصركم

از اين كه خداوند، نويد نصرت و امداد به مؤمنان را در زمينه جهاد مطرح كرده است; نياز آنان به امدادهاى خداوند استفاده مى شود.

55- وعده نصرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 4

4 - وعده خداوند به يارى پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى همه رهبران و مبلغان دينى ، در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 4

4 - امداد هاى الهى و پيروزى بر دشمن ، وعده قطعى خداوند به جبهه ايمان و مجاهدان راه او

يغفر لكم . .. و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

56- وعده نصرت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به امداد خويش مطمئن ساخت و به آن حضرت وعده پيروزى بر دشمنان داد .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

«نصر» به معناى پيروز ساختن و «فَتْح» به معناى گشودن است. (برگرفته از «مقاييس اللغة») حرف «إذا» دلالت بر وقوع حتمى شرط در آينده دارد.

57- ويژگيهاى نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 3

3 ـ خداوند بى مدد ديگران ، ياورى كافى براى انسان در زندگى و تأمين كننده نياز هاى هدايتى او

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

نصرت خدا

58- آثار نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 2،3

2 - فتح سنگر هاى دشمن و پيروزى برق آسا بر آنان ، نيازمند نصرت و امداد هاى الهى در نگاه مجاهدان راه خدا

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

ذكر عبارت «نصر من اللّه» پيش از «فتح قريب»، مى تواند براى بيان مطلب بالا باشد.

3 - با رسيدن نصرت الهى و امداد هاى غيبى ، پيروزى بر دشمن قطعى است .

نصر من اللّه و فتح قريب

59- اميدوارى به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 11

11 - توجه به عنصر اميدوارى به پيروزى و نصرت الهى در تبليغ ، امرى لازم و كارآمد

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

60- اهميت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 3

3 ـ امتنان خداوند بر مؤمنان به خاطر نصرتش به آنان در موارد بسيار از جمله در جنگ حنين

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

61- تداوم نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 3

3 - يارى كردن خداوند ، بايد برنامه هميشگى مؤمنان باشد ; نه امرى مقطعى .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

جمله «كونوا أنصار اللّه»، دلالت بر دوام و استمرار مى كند.

62- حتميت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 4

4 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، امرى قطعى و وعده اى تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. و يوم يقوم الأشهـد

از آمدن جمله «إنـّا لننصر رسلنا . ..» با حرف تأكيد (إنّ) و مسند در قالب فعل (لننصر)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

63- دعوت به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 1،4

1 - خداوند ، مؤمنان را به يارى خود فراخوانده است .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

64- دلايل نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 61 - 1

1 - توانايى خداوند بر جا به جا كردن شب و روز ، دليلى است گويا براى توانايى او بر يارى رساندن به ستمديدگان در انتقام گرفتن آنان از ستمگران .

ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ اللّه سميع بصير

در آيه پيش، خداوند به آن مسلمانى كه مورد ستم و تجاوز مشركان قرار گرفته بود، وعده قطعى داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقامش را از متجاوزان بازستاند در اين آيه، براى اين كه كسى در توانايى خدا بر تحقق بخشيدن به وعدهايش و در حمايت و پشتيبانى از ستم ديدگان ترديدى نكند، گوشه اى از قدرت نهايت خود را بيان كرده است.

65- زمينه نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 24

24 - جهاد و دفاع ، يارى از دين خدا و وسيله جلب كمك و حمايت او است .

و لولا دفع اللّه . .. و لينصرنّ اللّه من ينصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 41 - 1،4

1 - جنگ و پيكار با جبهه كفر و با هدف حاكم ساختن ارزش هاى دينى و الهى ، درپى دارنده حمايت و نصرت خداوند

و لينصرنّ اللّه من ينصره . .. الذين ... أقاموا الصلوة ... و نهوا عن المنكر

«الذين»در محل نصب بوده و بدل يا عطف بيان براى «من» در «من ينصره» كه تقدير آن چنين مى شود: «و لينصرن اللّه. ..الذين إن مكّنّاهم». «تمكين» (مصدر «مكّنّا») به معناى مسلط كردن و استيلا دادن است; يعنى، خدا بى ترديد ياران خود را يارى خواهد كرد; آنان كه اگر بر زمين مسلط شوند، نماز را به پا خواهند داشت و...».

4 - برخوردارى جامعه اسلامى از حمايت و نصرت خدا ، در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، امر به معروف و نهى از منكر است .

الذين ان مكّنّـهم فى الأرض . .. و نهوا عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 29

29 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به خداوند ، زمينه ساز برخوردارى از ولايت و جلب يارى و نصرت او

فاقيموا الصلوة . .. فنعم المولى و نعم النصير

برداشت فوق، بدان احتمال است كه «فنعم المولى. ..» مترتب بر تكاليف پيشين باشد كه انجام آن، موجب بهره مندى از ولايت ويژه و نصرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 8

8 - صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى دشمنان ، زمينه ساز پيروزى و جلب نصرت الهى

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 7

7 - ايمان به خدا و جهاد با مال و جان در راه او ، مايه جلب نصرت الهى و شكست سريع جبهه دشمن

تؤمنون باللّه . .. و تجـهدون ... و أُخرى تحبّونها

66- شرايط نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 3

3 - امكان مؤثر بودن توبه و بهرهورى از نصرت خدا تا قبل از فرا رسيدن عذاب اخروى

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

قيد «اليوم» بيانگر اين است كه اگر كافران، پيش از فرا رسيدن روز عذاب، توبه مى كردند امكان داشت خداوند آنان را بپذيرد و از نصرت خود بهره مند سازد.

67- علاقه به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 1

1 - مجاهدان راه خدا ، مشتاق امداد هاى الهى و غلبه سريع بر دشمن

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

68- عوامل محروميت از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 25

25 - خوددارى از نصرت دين خدا ، موجب محروميت انسان از يارى و حمايت او

و لينصرنّ اللّه من ينصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 14

14 - انتخاب غير خدا به عنوان ولى در دنيا ، مايه محروميت از ولايت و نصرت الهى در قيامت

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء . .. و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

69- عوامل نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 8

8 - پيروزى بنى اسرائيل در آزمون الهى با تحمل رنج ها و سختى ها ، موجب تحقق نصرت الهى و نجاتشان شد .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

آيه قبل كه بيانگر آزمون الهى از بنى اسرائيل و تحمل رنجها و سختيها از سوى آنان بود، توضيح دهنده سببيت بنى اسرائيل در شكافته شدن درياست; يعنى، چون بنى اسرائيل آن گونه عمل كردند شايستگى آن را پيدا كردند كه خداوند با شكافتن دريا، آنان را نجات دهد و دشمنانشان را هلاك سازد.

70- فلسفه نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 10

10- « عن على ( ع ) فقد قال اللّه سبحانه : « إن تنصروا اللّه ينصركم و يثبّت أقدامكم » . . . فلم يستنصركم من ذُلّ . . . استنصركم و له جنود السماوات و الأرض . . . و إنّما أراد أن يبلوكم أيّكم أحسن عملاً . . . ;

از على(ع) روايت شده كه فرمود: خداى سبحان فرموده: «إن تنصروا اللّه ينصركم و يثبّت أقدامكم». خدا از روى ذلّت شما را به يارى خود نطلبيده ... از شما يارى خواسته; در حالى كه لشكريان آسمان ها و زمين از آن او است. همانا اراده كرده است تا شما را امتحان كند كه كدام يك در عمل نيكوتريد».

71- كفايت نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 3

3 ـ خداوند بى مدد ديگران ، ياورى كافى براى انسان در زندگى و تأمين كننده نياز هاى هدايتى او

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

72- محرومان از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 9

9 - مشركان ، از دستگيرى و نصرت خدا محروم اند .

و ما للظـلمين من نصير

73- محروميت از نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 16،18

16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

74- مشمولان نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 1

1 - خداوند ، ناصر و ياور موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان در مبارزه با فرعونيان

و نصرنـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 172 - 2

2 - پيامبران ، در همه عرصه هاى رسالت و صحنه هاى مبارزاتى خود ، از نصرت خداوند برخوردار شدند .

و لقد سبقت كلمتنا . .. إنّهم لهم المنصورون

برداشت ياد شده از آن جا است كه در آيه شريفه، حدود و موارد نصرت خداوند به پيامبران ذكر نگرديده، بلكه به صورت مطلق ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 1،2،3

1 - پيامبران ( ع ) ، برخوردار از نصرت و يارى خداوند

إنّا لننصر رسلنا

2 - مؤمنان و پيروان پيامبران ، برخوردار از نصرت و يارى خداوند

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا

3 - نصرت و يارى خداوند به پيامبران و مؤمنان ، هم در زندگى دنيا است و هم درآخرت .

إنّا لننصر . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهـد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 2

2 - غلبه و نصرت قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بر كافران ، از نشانه هاى برجسته حقانيت و اعجاز قرآن

سنريهم ءايـتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ

بنابراين كه مراد از آيات آفاقى، پيروزى مسلمانان باشد و ضمير «أنّه» به قرآن بازگردد، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 15

15 - پيروان وحى ، بهره مند از نصرت و ولايت الهى در قيامت

و كذلك أوحينا . .. يدخل من يشاء فى رحمته... و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

ستمگران (كسانى كه از پيام وحى سرپيچى كنند) از ولايت و نصرت الهى محروم خواهند بود و از آن جا كه مشمولان رحمت الهى (يدخل من يشاء فى رحمته) در برابر ستمگران قرارگرفته اند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 4

4- شمول نصرت و امداد هاى الهى به مؤمنان ، منوط به تلاش خود آنان در راه خداوند است .

يـأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 28

28 - خدا ، سرپرست و ياور خوب و شايسته براى امت اسلامى

هو سمّيكم المسلمين . .. و اعتصموا باللّه ... فنعم المولى و نعم النصير

75- نشانه هاى نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 10

10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهـد) به آن اشاره شده بود.

76- نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 5،9

5 - انسان ها ، جز خداوند ياورى ندارند .

و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

9 - نسخ اديان و جايگزينى دينى ديگر از سوى خدا ، در جهت تدبير امور انسان ها و به منظور يارى آنهاست .

ما ننسخ من ءاية . .. و ما لكم من دون اللّه من ولى و لانصير

برداشت فوق مقتضاى ارتباط بين جمله «ما ننسخ من ءاية . ..» با جمله «و ما لكم ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 15

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همواره بر خوردار از حمايت و يارى خداوند بود .

و لئن اتبعت . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 18

18 ـ وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا

فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين، مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 45 - 8،10

8 ـ خداوند ، يارى دهنده اى كافى است .

و كفى باللّه نصيراً

10 ـ مؤمنان با اعتماد به ولايت و نصرت الهى ، نبايد از دشمنى مخالفان ضعف و ترسى به خود راه دهند .

و اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليّاً و كفى باللّه نصيراً

هدف از بيان ولايت و نصرت الهى پس از معرفى يهوديان به عنوان دشمن، اين است كه مبادا با تصور دشمنى يهود از آنان بهراسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 11،12،13

11 ـ خداوند ، در قيامت ولى ( سرپرست ) و نصير ( يارى دهنده ) است .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

12 ـ تنها خداوند ، توانا بر نصرت مستكبران در قيامت

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

به قرينه فراز قبل «فيعذبهم عذاباً اليماً» مراد از اينكه مستكبران تنها خداوند را ياور خويش مى يابند، اين است كه تنها وى توانا بر ياورى آنهاست، نه اينكه خداوند ايشان را يارى خواهد كرد.

13 ـ خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 20 - 4

4 ـ حمايت و نصرت الهى از آن مؤمنانى است كه همواره مطيع خدا و رسول او باشند و از دستورات وى تخلف نكنند . *

و أن اللّه مع المؤمنين . .. أطيعوا اللّه و رسوله و لاتولوا عنه

آيه مورد بحث مى تواند بيانگر كلمه «المؤمنين» در آيه قبل باشد. يعنى آن وعده حمايت (أن اللّه مع المؤمنين)، مخصوص مؤمنانى است كه از دستورات خدا و رسول او سرپيچى نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 7

7 - خدا ، توانا بر نصرت و يارى رساندن به مؤمنان مورد تهاجم و مظلوم

و إنّ اللّه على نصرهم لقدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 6،7

6 - وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، حق و تخلف ناپذير است .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

7 - تخلف ناپذير بودن وعده خداوند به نصرت پيامبران و مؤمنان ، مقتضى صبر و شكيبايى رهبران دينى و مؤمنان طرفدار آنان در برابر مشكلات و آزار هاى دشمنانِ دين است .

إنّا لننصر رسلنا . .. فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ وعد اللّه حقّ» در مقام تعليل براى «فاصبر» مى باشد; يعنى، «صبر پيشه كن چون وعده خداوند به پيروزى و نصرت، حق است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 18

18 - ولايت و نصرت الهى ، جلوه اى از رحمت او است .

يدخل من يشاء فى رحمته و الظـلمون ما لهم من ولىّ و لا نصير

از مقابله دو بخش از آيه شريقه (يدخل من يشاء فى رحمته» و «والظالمون. ..) مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 6

6 - خداوند ، تنها يار و ياور انسان در حفاظت وى از عواقب ناگوار گناهان

و ما أصـبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 21

21- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و نصرت دهنده مؤمنان در برابر هجوم كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا ... و أصلح بالهم

با توجه به شأن نزول آيه ـ كه در كوران مشكلات مسلمانان نازل شده و بدانان نويد پيروزى داده است ـ مطلب بالا استفاده مى شود. در اين صورت «بال» به معناى شؤون مادى و معنوى زندگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 2

2- جهاد و مبارزه با كافران محارب ، يارى خداوند است .

فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب . .. إن تنصروا اللّه ينصركم

باتوجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، استفاده مى شود كه «يارى دادن به خدا» بر «جنگ عليه كافران محارب» منطبق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 5

5 - حواريون عيسى ( ع ) ، نمونه و الگوى خوبى براى اهل ايمان در يارى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين او

يـأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه

77- نياز به نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 8

8- مؤمنان ، محتاج امداد هاى الهى ، در پيشبرد دين و مبارزه با دشمنان

إن تنصروا اللّه ينصركم

از اين كه خداوند، نويد نصرت و امداد به مؤمنان را در زمينه جهاد مطرح كرده است; نياز آنان به امدادهاى خداوند استفاده مى شود.

78- ويژگيهاى نصرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 3

3 ـ خداوند بى مدد ديگران ، ياورى كافى براى انسان در زندگى و تأمين كننده نياز هاى هدايتى او

و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

نصرت هاى خدا

79- محرومان از نصرت هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى ... على أعقـبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» ـ كه آن نيز به معناى قهقهرا است ـ براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 5

5 - ناسزا گويان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از امداد هاى الهى در برابر عذاب قيامت

لاتجئروا اليوم . .. سـمرًا تهجرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 41 - 7،8

7 - پيشوايان كفر ، محروم از هرگونه نصرت و امداد الهى در روز رستاخيز

و يوم القيـمة لاينصرون

8 - بى بهره بودن فرعون و سپاهيانش ، از نصرت الهى در روز قيامت

و يوم القيـمة لاينصرون

14- نطفه

1- انسان از نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 4 - 2،6،9

2- نطفه ، منشأ پيدايش آدمى است .

خلق الإنسـن من نطفة

6- مجادله گرى و ستيزه جويى انسان آفريده شده از مايعى مثل نطفه ، امرى شگفت آور و به دور از انتظار

خلق الإنسـن من نطفة فإذا هو خصيم مبين

إذا در «فإذا هو . ..» فجائيه است و در جايى به كار مى رود كه عملى برخلاف انتظار انجام شود.

9- آفرينش انسان از نطفه ، به صورت مجادله گرى سخنور ، شاهد و گواه وحدانيت خداوند است .

تعـلى عمّا يشركون . خلق الإنسـن من نطفة فإذا هو خصيم مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 6،9

6- آفرينش آدمى از خاك و سپس نطفه و تكامل آن به صورت انسانى كامل ، سير پيدايش انسان است .

بالذى خلقك من تراب ثمّ من نطفة ثمّ سوّيك رجلاً

جمله «خلقك من تراب» يا نظر به اين دارد كه خداوند، حضرت آدم(ع) را از خاك آفريد ـ بنابراين، اصل همه انسان ها خاك است ـ و يا اين كه نطفه از غذاهايى توليد مى شود كه از خاك گرفته شده است.

9- آفرينش انسان از خاك و نطفه و معتدل ساختن او ، دلايلى روشن بر امكان برپايى معاد و كافى در رفع استبعاد قيامت است .

و ما أظنّ الساعة قائمة . .. أكفرت بالذى خلقك من تراب

پاسخ مرد مؤمن به ثروت مند مغرور، با جمله «أكفرت بالذى. ..» حكايت از آن دارد كه انكار معاد از جانب او كه با جمله «و ما أظنّ...» بيان شده بود، به جهت استبعاد تجديد حيات آدمى پس از مرگ بوده است، لذا مرد مؤمن، با يادآورى قدرت خداوند و بيان سابقه خاك و نطفه بودن آدمى، به رفع اين استبعاد و بيان قدرت خداوند پرداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 13 - 3

3 - آفرينش نسل آدم از نطفه پس از آفرينش خود وى از عصاره گِل

و لقد خلقنا الإنسـن من سلـلة من طين . ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 2

2 - نطفه ، مبدأ پيدايش و خميرمايه آفرينش انسان است .

أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 1،2،11

1 - نطفه ، مبدأ پيدايش انسان

إنّا خلقنا الإنسـن من نطفة أمشاج

2 - آفرينش انسان از نطفه ، جلوه عظمت و قدرت خداوند

إنّا خلقنا الإنسـن من نطفة أمشاج

انتساب آفرينش انسان از نطفه به خداوند، با به كارگيرى ضمير متكلم مع الغير، بيانگر مطلب ياد شده است.

11 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل قدرت خداوند بر آفرينش مجدد او در روز رستاخيز

هل أتى على الإنسـن حين من الدهر لم يكن شيئًا مذكورًا . إنّا خلقنا الإنسـن من نطف

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است، موضوع آيه 5 اين سوره تا پايان آن، درباره مسائل قيامت (مانند بهشت و جهنم و جايگاه كافران و خوبان و. ..) است. ضمن آن كه آيه پايانى سوره پيش ـ كه درباره اثبات توانايى خداوند بر احياى مردگان بود ـ تأييدكننده همين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 23 - 6،7

6 - آفرينش انسان از مايعى بى مقدار و سير تكاملى آن در رحم ، جلوه قدرت خداوند

ألم نخلقكم . .. فقدرنا فنعم القـدرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين مطلب است كه خداوند، وصف «فنعم القادرون» را پس از طرح مسأله آفرينش بشر و تقدير آن، مطرح فرموده است.

7 - آفرينش انسان ، از مايعى ناچيز و سير متوازن و تكاملى وى در رحم ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

ألم نخلقكم من ماء . .. فقدرنا فنعم القـدرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيات تا آخر سوره، درصدد اثبات برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 19 - 2

2 - انسان ها ، از نطفه آفريده شده اند .

من نطفة خلقه

2- اهميت اجتناب از اختلاط نطفه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 4 - 7

7 - اهتمام اسلام ، به موضوع مخلوط نشدن نطفه ها و روشن بودن نسب ها و پيوند هاى خويشاوندى ميان انسان ها

و الّـئى يئسن من المحيض . .. فعدّتهنّ ثلـثة أشهر ... وأُولـت الأحمال أجلهنّ أن ي

مطلب ياد شده، از مجموع دستورات و رهنمودهاى خداوند درباره عدّه زنان و شمارش دقيق آن ـ به ويژه درباره زنان يائسه اى كه صرفاً احتمال داده شود با نطفه همسران قبلى خود باردار شده اند ـ به دست مى آيد.

3- اهميت انعقاد نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 8

8- لزوم تصفيه درونى و اعتلاى روحى پدر ، هنگام انعقاد نطفه فرزند

قال ربّ اجعل لى ءاية قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلـث ليال سويًّا

نشانه اى كه زكريا درخواست كرد، اگر براى تشخيص زمان انعقاد نطفه بوده، چنين درخواستى مى تواند نشانه حساسيت خاص مسأله باشد و آن حضرت براى مراعات مسائلى خاص و نيز آدابى لازم، زمان آن را خواهان گرديد تا با تهيه و تدارك مقدمات روحى لازم، اقدام به انجام مرحله انعقاد نطفه نمايد.

4- بى ارزشى نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 3

3 - نطفه انسان ، چيزى پست و بى ارزش

أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة

برداشت ياد شده از آن جا است كه تنكير «نطفة» بر تحقير دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 19 - 3

3 - نطفه در مقايسه با جسم كامل انسان ، ناچيز و غير قابل توجّه است .

من نطفة خلقه

نكره بودن «نطفة» مفيد تحقير است. بى اهميت خواندن نطفه ـ با وجود حيرت آور بودن بافت آن ـ بيانگر اهميت جسم كامل انسان است كه در مقايسه با آن، تمام ويژگى هاى نطفه هيچ انگاشته مى شود.

5- بى ارزشى نطفه انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 11 - 4

4 - نطفه انسان ، موجودى پست و بى ارزش

من نطفة

تنكير «نطفة» دلالت بر تحقير مى كند.

6- تبديل خاك به نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 7

7- تحول خاك به نطفه ، تبديل نطفه به علقه و تكامل علقه به مضغه ، روند آفرينش انسان

فإنّا خلقنـكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ من مضغة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 4،5

4 - تحوّل خاك به نطفه تبديل نطفه به علقه و تكامل آن ، روند آفرينش انسان

خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً

5 - وجود فاصله زمانى ميان تحوّل خاك به نطفه ، نطفه به علقه و علقه به صورت طفل

خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً

با توجه به كاربرد «ثمّ» ـ كه براى بيان فاصله زمانى است ـ برداشت بالا به دست مى آيد.

7- تبديل نطفه به علقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 7

7- تحول خاك به نطفه ، تبديل نطفه به علقه و تكامل علقه به مضغه ، روند آفرينش انسان

فإنّا خلقنـكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ من مضغة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 14 - 1،2

1 - نطفه ، پس از استقرار در رحم ، تبديل به علقه ( خون بسته ) مى شود .

ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين . ثمّ خلقنا النطفة علقة

«خلق» (مصدر خلقنا) در اينجا به معناى تصيير (از حالى به حالى ديگر در آوردن) است. و بدين جهت متعدى به دو مفعول، به كار رفته است. «علقة» نيز به خون غليظ و بسته گفته مى شود.

2 - پس از آن كه نطفه در رحم به صورت علقه ( خون بسته ) در آمد ، علقه به تدريج از حالت خون بودن خارج مى شود و

به صورت مضغه ( پاره گوشتى بدون استخوان ) در مى آيد .

فخلقنا العلقة مضغة

«مضغة» به پاره گوشت بدون استخوان گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 4،5

4 - تحوّل خاك به نطفه تبديل نطفه به علقه و تكامل آن ، روند آفرينش انسان

خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً

5 - وجود فاصله زمانى ميان تحوّل خاك به نطفه ، نطفه به علقه و علقه به صورت طفل

خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ يخرجكم طفلاً

با توجه به كاربرد «ثمّ» ـ كه براى بيان فاصله زمانى است ـ برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 38 - 1

1 - تبديل شدن نطفه به علقه ، از مراحل تكوين انسان و به صورت تدريجى است .

ألم يك نطفة . .. ثمّ كان علقة

با توجه به كاربرد «ثمّ» ـ كه براى بيان فاصله زمانى است ـ مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 39 - 2

2 - تحوّل نطفه به علقه و تكامل علقه به موجودى معتدل و هماهنگ از دو صنف زن و مرد ، روند آفرينش انسان

ألم يك نطفة من منىّ يمنى . ثمّ كان علقة فخلق فسوّى . فجعل منه الذكر و الأُنثى

8- حقيقت نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 3

3 - نطفه انسان ، از عناصر و مواد گوناگون آميخته است .

من نطفة أمشاج

«مشيج» (مفرد «أمشاج») به معناى مخلوط است. (قاموس المحيط)

9- خروج نطفه از استخوان پشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 4

4 - خروج نطفه از فاصله بين ستون فقرات و قفسه سينه ، امرى شگفت آور و مايه رفع استبعاد از « معاد » است .

يخرج من بين الصلب و الترائب

ارتباط اين آيه با آيه بعد، گوياى برداشت ياد شده است.

10- خروج نطفه از استخوان سينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 4

4 - خروج نطفه از فاصله بين ستون فقرات و قفسه سينه ، امرى شگفت آور و مايه رفع استبعاد از « معاد » است .

يخرج من بين الصلب و الترائب

ارتباط اين آيه با آيه بعد، گوياى برداشت ياد شده است.

11- خلقت از نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 13 - 3

3 - آفرينش نسل آدم از نطفه پس از آفرينش خود وى از عصاره گِل

و لقد خلقنا الإنسـن من سلـلة من طين . ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 5

5 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و زنده كردن انسان

أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة

با توجه به آيات بعدى و نيز شأن نزول ها كه اين آيه و آيات بعدى را درباره فردى به نام «عاصب بنوائل» (از منكران معاد) دانسته است (مجمع البيان و ديگر تفاسير)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 46 - 1،2،3

1 - پيدايش زن و مرد ، از نطفه به اراده خداى يگانه

و أنّه خلق . .. الذكر و الأُنثى . من نطفة

2 - پيدايش زوجين ( نر و ماده ) ، از آبى اندك ( نطفه ) ، شايان تأمل و درس آموزى

و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى . من نطفة

«نطفه» در اصل به آب اندكى گفته مى شود كه ته ظرف باقى مانده باشد (قاموس المحيط).

3 - پيدايش انسان از آبى اندك ( نطفه ) ، نمودى از قدرت و ربوبيت الهى

و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. و أنّه خلق ... من نطفة

از ارتباط اين آيه با آيه «و أنّ إلى ربّك المنتهى»، مطلب بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 40 - 2

2 - آفرينش آغازين انسان ، از نطفه و علقه به همراه ساختارى معتدل و هماهنگ ، دليل قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان

ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقـدر على أن يحيى الموتى

12- شگفتى خروج نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 4

4 - خروج نطفه از فاصله بين ستون فقرات و قفسه سينه ، امرى شگفت آور و مايه رفع استبعاد از « معاد » است .

يخرج من بين الصلب و الترائب

ارتباط اين آيه با آيه بعد، گوياى برداشت ياد شده است.

13- مدت استقرار نطفه در رحم(زهدان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 22 - 1

1 - ماندن نطفه در رحم و سير تكوين آن ، داراى مدتى معين

فجعلنـه فى قرار مكين . إلى قدر معلوم

14- مراحل تكامل نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 3

3 - شناخت مراحل تكوين و مسير نزول نطفه مراحل تكامل آن تا آفرينش كامل انسان ، توصيه خداوند به همه انسان ها است .

فلينظر . .. يخرج من بين الصلب و الترائب

15- مراحل تكوين نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 3

3 - شناخت مراحل تكوين و مسير نزول نطفه مراحل تكامل آن تا آفرينش كامل انسان ، توصيه خداوند به همه انسان ها

است .

فلينظر . .. يخرج من بين الصلب و الترائب

16- مكان انعقاد نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 21 - 3

3 - رحم ، مناسب ترين و آسيب ناپذيرترين جا ، براى نطفه و تبديل آن به فرزندى سالم

فجعلنـه فى قرار مكين

وصف «مكين»، ممكن است به مطلب ياد شده اشاره داشته باشد.

17- مكان پرورش نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 13 - 2

2 - رحم ، جايگاهى استوار و قرارگاهى امن براى پرورش نطفه

ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين

18- مكان پيدايش نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 7 - 1،2

1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .

يخرج من بين الصلب و الترائب

«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.

2 - بين استخوان هاى قفسه سينه و تيره پشت مردان و زنان ، جايگاه خروج عنصر تشكيل دهنده جسم انسان است . *

يخرج من بين الصلب و الترائب

چنانچه مراد از «ماء دافق» در آيه قبل، نطفه مرد و تخمك زن باشد، مفاد اين آيه نيز مشترك خواهد بود.

19- منشأ انعقاد نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 21 - 1

1 - ره يابى نطفه به داخل رحم و قرار گرفتنش در آن ، جلوه اى از قدرت عظيم خداوند

فجعلنـه فى قرار مكين

«جعل» (مصدر «جعلنا») به معناى قرار دادن است. «قرار»، كنايه از رحم و به معناى «مستقر» است. «مكين» نيز به معناى محكم و استوار و صفت براى «قرار» است.

20- نطفه در رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 13 - 1

1 - ورود و قرار گرفتن نطفه در داخل رحم ، جلوه اى از قدرت و توانايى عظيم خداوند .

ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين

«قرار» كنايه از رحم و به معناى مستقر مى باشد. «مكين» نيز به معناى محكم و استوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 14 - 1،2

1 - نطفه ، پس از استقرار در رحم ، تبديل به علقه ( خون بسته ) مى شود .

ثمّ جعلنـه نطفة فى قرار مكين . ثمّ خلقنا النطفة علقة

«خلق» (مصدر خلقنا) در اينجا به معناى تصيير (از حالى به حالى ديگر در آوردن) است. و بدين جهت متعدى به دو مفعول، به كار رفته است. «علقة» نيز به خون غليظ و بسته گفته مى شود.

2 - پس از آن كه نطفه در رحم به صورت علقه ( خون بسته ) در آمد ، علقه به تدريج از حالت خون بودن خارج مى شود و به صورت مضغه ( پاره گوشتى بدون استخوان ) در مى آيد .

فخلقنا العلقة مضغة

«مضغة» به پاره گوشت بدون استخوان گفته مى شود.

21- نطفه در رحم(زهدان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 46 - 4

4 - نحوه جريان نطفه و فرو افتادن آن [ در رحم ] ، نمودى از تدبير الهى در تداوم حيات

و أنّه خلق . .. من نطفة إذا تمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 6

6 - آفرينش انسان در رحم ، همراه با تحولات و دگرگونى هاى پى درپى

إنّا خلقنا الإنسـن من نطفة . .. نبتليه

«إبتلا»، مى تواند استعاره از انتقال از حالتى به حالت ديگر باشد. در اين صورت آيه شريفه، به تبديل نطفه به علقه، علقه به مضغه و... اشاره دارد.

22- نطفه زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 12

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « أمشاج نبتليه » قال : ماء الرجل و ماء المرأة اختلطا جميعاً ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «أمشاج نبتليه» روايت شده كه فرمود: نطفه مرد و زن با هم مخلوط شده [و انسان آفريده شده ]است».

23- نطفه مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 12

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « أمشاج نبتليه » قال : ماء الرجل و ماء المرأة اختلطا جميعاً ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «أمشاج نبتليه» روايت شده كه فرمود: نطفه مرد و زن با هم مخلوط شده [و انسان آفريده شده ]است».

24- نقش نطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 54 - 2

2 ـ نطفه و منى ، خميرمايه و عنصر نخستين آفرينش انسان

و هو الذى خلق من الماء بشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 11 - 3،8

3 - نطفه ، خمير مايه و منشأ آفرينش انسان ها است .

خلقكم . .. من نطفة

8 - آفرينش آدم ( ع ) از خاك و انسان از نطفه و در قالب زن و مرد ، از نشانه هاى قدرت خدا و يكتايى او است .

و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ جعلكم أزوجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 2

2 - نطفه ، مبدأ پيدايش و خميرمايه آفرينش انسان است .

أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 37 - 1،2

1 - نطفه ( منى ) ، مبدأ و آغاز تكوين انسان

ألم يك نطفة من منىّ يمنى

2 - تأثير قرار گرفتن نطفه مرد ( منى ) در رحم زن ، در پيدايش و تكوين فرزند

ألم يك نطفة من منىّ يمنى

برداشت ياد شده را مى توان از تعبير «من منىّ يمنى» (از منى ريخته شده در رحم) استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 1،2

1 - نطفه ، مبدأ پيدايش انسان

إنّا خلقنا الإنسـن من نطفة أمشاج

2 - آفرينش انسان از نطفه ، جلوه عظمت و قدرت خداوند

إنّا خلقنا الإنسـن من نطفة أمشاج

انتساب آفرينش انسان از نطفه به خداوند، با به كارگيرى ضمير متكلم مع الغير، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 20 - 2،4

2 - آفرينش انسان ها ، از مايعى پست و بى مقدار ( نطفه )

ألم نخلقكم من ماء مهين

«مهين»، در معانى حقير، ضعيف و قليل به كار مى رود (قاموس المحيط).

4 - آفرينش انسان ها از مايعى پست و بى مقدار ( نطفه ) ، نشانه قدرت و عظمت خداوند

ألم نخلقكم من ماء مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 19 - 2

2 - انسان ها ، از نطفه آفريده شده اند .

من نطفة خلقه

25- نقش نطفه زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 4

4 - مبدأ پيدايش انسان ، آميزه اى از نطفه مرد و زن است . *

من نطفة أمشاج

به گفته برخى از مفسران، مقصود از «أمشاج»، ممكن است اختلاط نطفه مرد و زن باشد.

26- نقش نطفه مرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 4

4 - مبدأ پيدايش انسان ، آميزه اى از نطفه مرد و زن است . *

من نطفة أمشاج

به گفته برخى از مفسران، مقصود از «أمشاج»، ممكن است اختلاط نطفه مرد و زن باشد.

15- نظام

1- نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 8

8 ـ هماهنگى نظام حقوقى اسلام ، با نظام تكوين

الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض

چون خداوند حق مديريّت بر زنان را بر اساس برترى تكوينى مردان قرار داده است.

2- آثار تحول در نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 5 - 2

2 - برپايى قيامت و پى بردن به كردار ها و بازتاب اخروى آن ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان

إذا السماء . .. و إذا ... و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما قدّمت و أخّرت

جمله «علمت نفس . ..» جزاى شرط هايى است كه در آيات پيشين تكرار شده است.

3- تبديل نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 48 - 2،4،5

2- دگرگونى اساسى آسمان و زمين و تبديل نظام كنونى آنها به نظامى ديگر ، در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت و برزوا لله

4- وجود آسمان و زمين در آخرت ، در عين تبديل شدن نظم كنونى آنها در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت

5- تبديل نظام كنونى جهان ( آسمان و زمين ) به نظامى متناسب با حيات جاودانه اخروى انسان در آستانه برپايى قيامت

يوم تبدل الأرض غير الأرض و السموت

السموات) ممكن است پاسخ اين سؤال باشد كه: چگونه ممكن است انسان در آخرت حيات جاودانه اى داشته باشد و مواجه با مرگ نشود؟ قرآن پاسخ مى دهد: نظام كنونى جهان متناسب با شرايط زندگى جاودانه دگرگون مى شود و به نظامى كاملاً

متفاوت تغيير مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 4

4- برپايى قيامت به معناى نيستى محض و نابودى كامل جهان طبيعت و آفرينش دوباره آن نيست ; بلكه به معناى در هم پيچيده شدن نظم كنونى آن و تبديل به نظم نوين است .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

با توجه به تشبيه درهم پيچيدگى آسمان به پيچيده شدن طومار ـ كه به معناى حفظ اصل و موجوديت آن همراه با از بين رفتن نظام حاكم بر آن است ـ مطلب ياد شده به دست مى آيد.

4- تكامل در نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 129 - 12

12 ـ مجموعه نظام هستى ، داراى روندى تكاملى *

رب العرش العظيم

با توجه به معناى «رب» كه مستلزم رشد دادن و تكامل بخشيدن به موضوعى است كه مورد ربوبيت قرار گرفته و نيز با توجه به اينكه «عرش عظيم» به معناى مركز اداره هستى است، برداشت فوق استفاده مى شود.

5- حاكم نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 3

3 - بهرهورى انسان از مصنوعات خويش ، تنها در قلمرو قوانين فائق الهى بر نظام طبيعت

و له الجوار المنشـات فى البحر

خداوند با تعبير «له الجوار. ..» به انسان تذكر داده است كه اگر بشر مى تواند با ساخت وسايلى به بهرهورى بيشتر از دريا بپردازد، اين چيزى است كه در پرتو قوانين الهى حاكم بر ماده صورت مى گيرد.

6- فلسفه تبديل نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 1

1- تغيير و تبديل نظام كنونى آسمان ها و زمين به نظام ديگر در آستانه برپايى قيامت ، به منظور كيفر و پاداش انسانهاست .

يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ليجزى» متعلق به «برزوا» در آيه 48 باشد.

7- قانونمندى نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 10

10 - نظام خلقت ، نظامى است قانونمند و متكى بر علل و اسباب .

قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

8- نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 19

19 - آفرينش جهان برنامه ريزى شده و هدف دار

الذى جعل . .. فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم

آيه شريفه، زمين، باران و عوامل ديگر را براى تأمين هدفى خاص معرفى مى كند. وقتى سلسله امورى براى تأمين هدفى به كار گرفته مى شوند، در اصطلاح به آن، برنامه گفته مى شود كه الزاماً به هدف دارى عجين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 18،20

18 - چگونگى جهان آفرينش ( پيوند و ارتباط اجزاى آن با يكديگر و هماهنگى و هدفدارى آنها ) حكايت از آفريننده اى واحد دارد .

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

از آنجا كه آيه شريفه در مقام استدلال بر مسأله توحيد است، به نظر مى رسد: متعلق «يعقلون»; يعنى، آنچه محط انديشه است، پيوند اجزاى يك مجموعه از جهان با يكديگر و ارتباط مجموعه ها با همديگر و هدفدارى آنهاست; زيرا پيوند، ارتباط و هدفدارى جهان مى تواند از خالقى يگانه و مدبرى واحد حكايت كند.

20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 17

17 - تقدير امور به دست خداوند است .

ما كتب اللّه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 9

9 ـ خداوند ، آغاز و انجام همه امور

و الى اللّه ترجع الأمور

با توجّه به معنى «رجع» كه بازگشت به مبدأ شروع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 18

18 ـ قدرت و تصرّف در نظام هستى ، لازمه ربوبيّت

حاجّ ابرهيم فى ربّه . .. فأت بها من المغرب

با توجّه به اينكه حضرت ابراهيم (ع) براى اثبات مقام ربوبيّت خداوند، به قدرت و تصرّف او استدلال كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 2 - 8

8 ـ خداوند ، تنها مدبّر و نظم دهنده هستى

اللّه . .. القيّوم

قيوم به كسى گويند كه: خود پابرجا بوده و نگهبان و قوام بخش همه چيز باشد. (مفردات راغب.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 5،6،7،14

5 ـ عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *

شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.

6 ـ دانشمند ، در نگرش قرآنى ، كسى است كه با شهود نظام عادلانه هستى به وحدانيّت خداوند گواهى دهد .

شهد اللّه . .. و اولوا العلم قائماً بالقسط

به نظر مى رسد «قائماً بالقسط» به منزله دليلى براى وحدانيّت خداوند باشد.

7 ـ حاكميّت قسط و عدل بر نظام آفرينش

شهد اللّه . .. قائماً بالقسط

14 ـ نظام عادلانه آفرينش ، نشان وحدانيّت ، اقتدار و حكمت الهى است .

قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم

گويا جمله «لا اله الاّ هو . .. »، بيان نتيجه اى است براى «قائماً بالقسط». يعنى نظام عادلانه دلالت مى كند بر توحيد، عزّت، اقتدار و حكمت خداوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 27 - 11

11 ـ نظام حاكم بر طبيعت ، تابع تدبير واحد و طبق مشيّت الهى است .

قل اللّهم مالك الملك . .. و ترزق من تشاء بغير حساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 47 - 10

10 ـ عوامل طبيعى ، علّت منحصر در حوادث عالم نيست .

كذلك اللّه يخلق ما يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 11

11 ـ اذن خداوند ، حاكم بر نظام حيات

انّى اخلق . .. باذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 17

17 ـ خداوند در اداره امور جهان و نظام هدايت، سنتهاى ثابتى دارد كه از آنها عدول نمى كند.

يقص الحق

يكى از معانى «حق»، «الأمر المقضى» است. يعنى امرى كه قضا و حكم بر آن تعلق گرفته باشد. و چون در آيه سخن از نزول عذاب يا معجزه است و در پى آن از اختصاصات حكم به خداوند سخن رفته، مى توان چنين نتيجه گرفت كه «يقص الحق» تأكيدى بر ثبات و استوارى قوانين و احكام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 1،2

1 ـ خداوند ستارگان را براى راهيابى انسان در ظلمتهاى دشت و دريا قرار داده است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

2 ـ ستارگان و موقعيت و مدارهاى آنها، داراى نظم و حساب و برنامه مشخص است.

جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

راهيابى به وسيله ستارگان زمانى ميسر است كه مدارات و موقعيت آنها داراى نظمى مشخص باشد ; زيرا در غير اين صورت راهيابى به وسيله آنها ممكن نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 54 - 16

16 ـ تمامى موجودات جهان هستى ، تحت ربوبيت خداوند هستند .

اللّه رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 1

1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن

ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء

«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 8

8 - رخداد عظيم قيامت و دگرگونى هاى عمده در جهان ، و نظام دقيق و عادلانه آن ، جلوه هايى از مرتبت والا و فرمان روايى مطلق خداوند و منزه بودن او از هرگونه باطل

فتـعلى اللّه الملك الحقّ

ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه از حوادث نزديك به قيامت و رخدادهاى آن روز سخن گفته بود ـ گوياى نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 3

3- فروپاشى نظام كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

با در هم پيچيده شدن آسمان، نظم كنونى آن هم در هم پيچيده خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 65 - 11

11 - برپايى نظام آفرينش ، جلوه اى از قدرت بى نهايت خداوند

و يمسك السماء أن تقع على الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 8،12

8 - وجود نشانه هاى روشن و غيرقابل انكار الهى ، در نظام شب و روز براى جويندگان حقيقت

إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يؤمنون

عبارت «قوم يؤمنون»; يعنى، كسانى كه داراى زمينه گرايش به حق اند و اگر حق را بيابند به آن ايمان مى آورند.

12 - اجزا و نمود هاى نظام طبيعت ، هر يك داراى حكمت و هدف

أنّا جعلنا الّيل ليسكنوا فيه و النهار مبصرًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى شب ـ كه يكى از پديده هاى نظام طبيعت است ـ هدفى را ذكر فرموده و براى روز ـ كه يكى ديگر از پديده هاى آن مى باشد ـ ثمرى ديگر را بيان كرده است. بديهى است كه اين دو نيز تنها به عنوان نمونه و نماد ياد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 3

3 - پيدايش ابر هاى باران زا ، در نظام طبيعت ، براساس قوانين و مقررات خاصى است .

يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلـله

«فاء» در «تثير» و نيز «يبسط» تفريع بر فعل هاى سابق خود هستند و حكايت از تأثير و تأثّر عوامل طبيعى بر هم دارد تا اين كه پس از آن تحولات، باران ببارد و اين، نشان از نظام دار بودن آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 4

4 - تمام موجودات جهان ، برخوردار از نظامى واحد و تدبيرى يگانه اند .

يدبّر الأمر

چون ضمير فاعلى در «يدبّر» مفرد است نشان مى دهد كه تدبير كننده، يكى است و تدبير كننده واحد از يگانگى تدبير حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 6 - 4

4 - نظام و قوانين حاكم بر هستى ، عالمانه است .

يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض . .. ذلك عـلم الغيب و الشهـدة

بيان عالم بودن خداوند، پس از ذكر تدبير عالم، بيان كننده اين نكته است كه تدبير، براساس علم و آگاهى انجام پذيرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 10 - 8

8 - نظام قانون مند طبيعت ، گذرگاه ره يابى انسان به حيات معنوى و هدايت

الذى جعل لكم . .. لعلّكم تهتدون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه منظور از «تهتدون. ..» هدايت معنوى و معرفتى باشد; و نه صرفاً دست يابى به منافع و مقاصد طبيعى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 5 - 4

4 - جهان داراى نظامى خاص و استوار ، بر پايه تدبيرهايى از سوى فرشتگان

فالمدبّرت أمرًا

9- نظام آفرينش و پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 2

2- جهان ( آسمان و زمين ) با نظم كنونيش ، براى كيفر و پاداش كامل انسان ، ممكن و مناسب نيست .

يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

از اينكه خداوند پيش از طرح مسأله كيفر و پاداش انسانها در قيامت موضوع دگرگونى نظام كنونى جهان (دنيا) را مطرح فرمود، برداشت فوق به دست مى آيد.

10- نظام آفرينش و كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 2

2- جهان ( آسمان و زمين ) با نظم كنونيش ، براى كيفر و پاداش كامل انسان ، ممكن و مناسب نيست .

يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

از اينكه خداوند پيش از طرح مسأله كيفر و پاداش انسانها در قيامت موضوع دگرگونى نظام كنونى جهان (دنيا) را مطرح فرمود، برداشت فوق به دست مى آيد.

11- ويژگى نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 4

4 ـ جهان هستى خالى از هر نقص و كاستى است.

ما فرطنا فى الكتب من شىء

با توجه به صدر آيه، كه بحث از موجودات هستى است، مى توان گفت مراد از «الكتاب» كتاب تكوينى و جهان هستى است و مراد از تفريط نكردن در آن نفى هرگونه نقص و كاستى مى تواند باشد.

12- ويژگيهاى نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 13

13- كمترين درهم ريختگى و نابسامانى ، در نظام هستى و آفرينش وجود ندارد .

و كلّ شىء فصّلنـه تفصيلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «كلّ شىء» همه هستى باشد و در اين صورت «فصّلناه» از ماده «فصل» و به معناى جداسازى چيزى از چيز ديگر است (مفردات راغب). بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما هر چيزى را در جايگاه خويش به گونه اى قرار داديم كه با ديگرى مخلوط نشود و اصطكاكى پيدا نكند و هر پديده اى در اين عالم داراى نظم بوده و به سامان است.

13- هدفدارى نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 8

8 - نظام هدف مند و هماهنگ هستى در تأمين نياز هاى انسان ، نشانگر توحيد و يگانگى مبدأ جهان

و سخّر لكم . .. جميعًا منه إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون

تأكيد «جميعاً منه»، انسان را به مبدأ يگانه هستى متوجه مى سازد. اين تذكر در پى «سخّر لكم ما...»، مى تواند از آن جهت

باشد كه هدف مندى هستى ـ كه از لام غايت در «لكم» استفاده مى شود ـ خود دليلى است بر هماهنگى همه اجزاى نظام در جهت واحد و اين مستلزم مبدئى يگانه است.

14- هماهنگى نظام آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 8

8 - نظام هدف مند و هماهنگ هستى در تأمين نياز هاى انسان ، نشانگر توحيد و يگانگى مبدأ جهان

و سخّر لكم . .. جميعًا منه إنّ فى ذلك لأيـت لقوم يتفكّرون

تأكيد «جميعاً منه»، انسان را به مبدأ يگانه هستى متوجه مى سازد. اين تذكر در پى «سخّر لكم ما...»، مى تواند از آن جهت باشد كه هدف مندى هستى ـ كه از لام غايت در «لكم» استفاده مى شود ـ خود دليلى است بر هماهنگى همه اجزاى نظام در جهت واحد و اين مستلزم مبدئى يگانه است.

نظام اجتماعى

15- {نظام اجتماعى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 18،23

18 ـ اتّحاد و تشكّل جوامع بشرى ، از اهداف پيامبران و اديان الهى

فبعث اللّه . .. و انزل ... ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه

23 ـ ضرورت قانون و حكومت ، براى جامعه انسانى

و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 9

9 ـ لزوم توجّه به نيازمندان و رفع نياز افراد جامعه

قل ما انفقتم من خير فللوالدين و الأقربين و اليتامى و المساكين و ابن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 237 - 15

15 ـ لزوم توجّه دائمى به گذشت در روابط اجتماعى

و لا تنسوا الفضل بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 3

3 ـ توجّه اسلام به حفظ شخصيّت نيازمندان و دريافت كنندگان انفاق

الّذين ينفقون . .. لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 5

5 ـ ارزشمندى سخن نيك با مردم و پرده پوشى اسرار آنان در برخورد هاى اجتماعى

قول معروف و مغفرة خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 5

5 ـ خوددارى از انفاق ، زمينه گرايش جامعه به زشتيها

الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

گويا جمله «يأمركم بالفحشاء»، توضيح و تفسير جمله «يعدكم الفقر» است. يعنى شما را از انفاق بازمى دارد و در نتيجه، شما را به فحشا مى كشاند. (از يك سو صفت بخل را در انسان رشد مى دهد و از سوى ديگر عده اى در فقر و فلاكت خواهند ماند كه نتيجه اى جز خيانت و جنايت در جامعه نخواهد داشت.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 10

10 ـ حُسن رعايت حال غير مسلمانان در جامعه اسلامى

ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 2

2 ـ نظام اقتصاى ربوى ، موجب عدم تعادل مناسبات اجتماعى

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 2

2 ـ حمايت اسلام از حقوق طبقات ضعيف اجتماع

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 18،55،61

18 ـ سفيهان و ناتوانان ، نيازمند ولىّ و سرپرست در مناسبات اجتماعى خويش هستند .

فان كان الّذى عليه الحقّ سفيهاً او ضعيفاً . .. فليملل وليّه بالعدل

55 ـ خداوند ، آموزش دهنده قوانينى كه بايد بر روابط اجتماعى ـ اقتصادى حاكم باشد .

اذا تداينتم . .. و يعلّمكم اللّه

61 ـ پيوند همگان و تعهّد متقابل مؤمنان در جامعه ، نسبت به يكديگر

يا ايّها الّذين امنوا . .. و لا يأب كاتب ... و لا يأب الشّهداء ... و اشهدوا ...

آيه شريفه براى طرفين قرارداد، كاتب و شاهد، وظايف و حقوقى را معين كرده است كه گوياى تعهّد و مسؤوليت متقابل آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 21

21 ـ حاكمان ، عهده دار اجراى عدالت در جامعه

و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّهم هم الحكّام او لا ترى انّه خاطب بها الحكام.


غيبت نعمانى، ص 25، باب ما جاء فى الامامة و الوصية ; تفسير برهان، ج 1، ص 380، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 247، ح 154، 167 ; الدر المنثور، ج 2، ص 571.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 7

7 ـ مؤمنان وظيفه دار ايجاد ارتباط دوستانه با يكديگر

كان لم تكن بينكم وبينه مودّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 86 - 4،5

4 ـ اهميّت روابط عاطفى و اخلاقى و برخورد هاى نيكو در جامعه اسلامى

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

توصيه خداوند به پاسخگويى بهتر در برابر درود و تحيت ديگران، براى ايجاد روابط عاطفى و اخلاقى در جامعه اسلامى است.

5 ـ جامعه ايمانى وظيفه دار برقرارى روابط مسالمت آميز با جوامعى كه خواهان اين نوع مناسبات هستند .

و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها

با توجّه به معناى لغوى «تحيّت» (درخواست سلامتى)، جمله «اذا . .. » به اين معناست كه اگر فردى يا گروهى خواهان سلامت و امنيّت شما باشند، شما نيز خواهان سلامت و امنيت آنان باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 9

9 ـ برقرارى حاكميت حق در جامعه ، از اهداف نزول قرآن *

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس

لازمه قضاوت عادلانه و تشكيلات قضايى، وجود حكومت و حاكميت نظام حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 1،3

1 ـ تمامى مؤمنان ، موظف به اقامه قسط و عدل و رعايت آن در روابط اجتماعى خويشند .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

قيام به قسط، به معناى عمل به عدل و نگهبانى و مواظبت بر عدالت است.

3 ـ اسلام ، خواهان اجراى عدالت در تمام ابعاد زندگى است .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

حذف متعلق قسط، دلالت بر تعميم و شمول دارد، يعنى بايد در تمامى صحنه ها عدالت رعايت شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 4،6

4 ـ عدم جواز پذيرش ولايت و سرپرستى كفار

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى سرپرست گرفته شده است.

6 ـ مؤمنان ، وظيفه دار برقرارى پيوند هاى دوستانه با يكديگر

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1،4،5،9

1 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

4 ـ مؤمنان ، موظف به برقرارى روابط دوستانه با ديگر مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

5 ـ اهل ايمان ، وظيفه دار تشكيل حكومتى بر مبناى ايمان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

چنانچه «ولىّ» به معناى سرپرست باشد، جمله «لاتتخذوا . ..»، دلالت بر حرمت پذيرش ولايت كافران دارد، و «من دون المؤمنين»، حكايت از ضرورت تشكيل و پذيرش حكومتى بر پايه ايمان دارد.

9 ـ هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 30

30 ـ وحدت امت ها در گرو وحدت شريعت و آيين آنهاست .

لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً ولو شاء اللّه لجعلكم امة وحدة

مقتضاى ارتباط دو جمله «لكل جعلنا . ..» و «لو شاء اللّه ...» ، اين است كه پيدايش امت واحده به وسيله شريعت واحد تحقق مى يابد. بنابراين وحدت انسانها، وابسته به وحدت شريعت و دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 4،12

4 ـ ناسازگارى ايمان با ايجاد پيوند دوستى و مودت با يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

مخاطب قرار دادن مسلمانان با عنوان اهل ايمان و سپس نهى از ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا، گوياى برداشت فوق است.

12 ـ لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

16- اهميت حفظ نظام اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 15

15 ـ لزوم توجه به پيامد هاى يك حكم و پيش بينى و تدارك تنش هاى اقتصادى ـ اجتماعى آن *

إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه

خداوند در اين آيه، پس از بيان حكم ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام، بلافاصله به پيامد اقتصادى آن براى مسلمين اشاره فرموده و با وعده به تدارك خسارت، اين مشكل را حل كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 4

4 ـ اهميت حفظ نظم اجتماعى و عدم اخلال در مسايل و نياز هاى ضرورى جامعه

و ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين

برداشت فوق به اين دليل است كه خداوند از روى آوردن همه مردم به يك وظيفه (جهاد) و معطل گذاردن ساير امور و وظيفه ها ـ چون كسب دانش دين ـ منع كرده است.

17- اهميت نظام اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 13

13 ـ توجه اسلام به امور اجتماعى و اقتصادى جامعه

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم

وفاى به عقد و معاهدات از امور اجتماعى، و بهره بردارى از چهارپايان، از امور اقتصادى است.

18- ذوالقرنين و تنظيم نظام اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 13

13- ذوالقرنين ، از برخى اختيارات الهى ، در تنظيم نظام اجتماعى مردم ، برخوردار بود .

قلنا يـذا القرنين إمّا أن تعذّب و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا

19- عوامل اختلال نظام اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 10

10 - جامعه بى طبقه ، امرى خيالى و موجب اختلال و به هم ريختن نظام اجتماعى است .

و رفعنا بعضهم . .. ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا

اين كه خداوند اصل تفاوت را به خويشتن نسبت مى دهد و سپس فايده آن را در گردش نظام اجتماعى بيان مى دارد، سستى و بى پايگى انديشه جامعه بى طبقه را مى رساند.

20- نظام اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 5،7،10

5 ـ ولايت و سرپرستى ، ضرورت نظام اجتماعى *

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

به نظر مى آيد تعيين ولى و سرپرست در آيه، مفروغ عنه گرفته شده و تنها نسبت به مصداق آن تذكر داده شده است.

7 ـ اعتقاد به ولايت تكوينى خداوند ، مستلزم پذيرش ولايت مؤمنان در نظام اجتماعى اسلام

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه مترتب بر اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

10 ـ جايگاه مهم ولايت و سرپرستى در نظام اجتماعى اسلام

لا يتّخذ المؤمنون . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

نظام اخلاقى

21- {نظام اخلاقى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 18

18 ـ نظام اخلاقى ، پايگاه و پشتوانه براى عمل به نظام حقوقى ، در اسلام

حقّاً على المحسنين

با توجّه به اينكه خداوند، احسان ـ كه از مقوله اخلاق است ـ را زمينه پذيرش احكام حقوقى و عمل به آنها قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 5

5 ـ جمع اخلاق و اقتصاد ، در نظام تعاليم دين

مثل الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

«انفاق» با قيد «فى سبيل اللّه»، امرى اقتصادى و در عين حال اخلاقى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 6،7

6 ـ توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق

لهم اجرهم عند ربّهم

7 ـ منّت و آزار ـ چه در هنگام عمل و چه پس از آن ـ ، از بين برنده ارزش اعمال نيك

ثمّ لا يتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

از فعل مضارع «لا يتبعون» به دست مى آيد كه نبايد انفاق (و يا هر عمل خيرى) در هيچ زمانى منّت و يا آزارى را در پى داشته باشد; چون فعل مضارع دلالت بر استمرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 263 - 5

5 ـ ارزشمندى سخن نيك با مردم و پرده پوشى اسرار آنان در برخورد هاى اجتماعى

قول معروف و مغفرة خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 4،5،10،11

4 ـ تأثير اعمال نيك در ثبات و اطمينان روحى *

مثل الّذين . .. تثبيتاً من انفسهم

5 ـ جلب رضايت خداوند ، در گروِ تلاش و اجتهاد جوينده آن

ابتغاء مرضات اللّه

با توجّه به لغت «ابتغاء» كه در آن اجتهاد و تلاش ملحوظ است.

10 ـ نقش نيّت ( حُسن فاعلى ) ، در ارزشمندى اعمال نيك ( حُسن فعلى )

و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه

11 ـ انفاق در جهت رضايت خداوند ، موجب رشد و تكامل انسان

و مثل الّذين . .. كمثل جنّة بربوة

از تشبيه انفاق كنندگان به بوستانى كه با بارش باران به ثمر نشيند، استفاده گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 14

14 ـ آنچه براى خود نمى پسنديد ، براى ديگران نيز نپسنديد .

و لا تيمّموا . .. و لستم باخذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 9

9 ـ هماهنگى نظام اخلاقى و نظام حقوقى ، در تعاليم دين

و ان كان ذو عسرة . .. و ان تصدّقوا خيرٌ لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 6

6 ـ قانون عمل و عكس العمل در رفتار ها و كردارها

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم

چون مضمون آيه اين است كه اگر حقوق ايتام ديگران را رعايت نكرديد، حقوق ايتام شما رعايت نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 14

14 ـ ارتباط و پيوستگى نظام حقوقى و اخلاقى اسلام

فلاجناح عليهما ان يصلحا . .. و إن تحسنوا و تتقوا

تشريع صلح، يك مسأله حقوقى است و احسان و تقوا يك مسأله اخلاقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 7،11،13

7 ـ نظام حقوقى و اخلاقى اسلام ، مدافع مظلومان و ستمديدگان است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

مظلومان در آيه شريفه از حكم تحريم (بدگويى ديگران) استثنا شده و اجازه يافته اند تا براى رساندن نداى مظلوميتشان به افشاگرى عليه ظالمان بپردازند و اين بيانگر دفاع نظام حقوقى اسلام از ستمديدگان است.

11 ـ آگاهى مطلق خداوند ، پشتوانه جعل قوانين حقوقى و اخلاقى اسلام

لايحب اللّه الجهر . .. و كان اللّه سميعاً عليماً

13 ـ نظام اخلاقى و حقوقى اسلام ، در ارتباط با يكديگر و پيوسته با همند .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 11

11 ـ نظام اخلاقى اسلام ، مكمل نظام حقوقى آن

إن تبدوا خيراً أو تخفوه أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

با توجه به آيه قبل كه در مقام بيان نظام حقوقى است (حق مظلوم در پرخاش بر ظالم)، و اين آيه كه عفو را اخلاقى خدا پسندانه و بهتر از انتقام مى داند، معلوم مى شود كه نظام اخلاقى اسلام، مكمل نظام حقوقى آن است.

نظام اقتصادى

22- {نظام اقتصادى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 5

5 ـ جمع اخلاق و اقتصاد ، در نظام تعاليم دين

مثل الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

«انفاق» با قيد «فى سبيل اللّه»، امرى اقتصادى و در عين حال اخلاقى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 4

4 ـ هماهنگى اخلاق و اقتصاد ، در نظام تعاليم دين

لايتبعون ما انفقوا منّاً و لا اذىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 9

9 ـ رفع نيازمندى هاى بينوايان ـ بدون در نظر گرفتن آيين و مذهب آنان ـ ، اصلى اساسى در اسلام

ليس عليك هديهم . .. و ما تنفقوا من خير

اين برداشت با توجّه به شأن نزول آيه كه به گفته برخى از مفسران امتناع و پرهيز مسلمانان از انفاق به غير مسلمانان بوده صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 2،3

2 ـ نظام اقتصاى ربوى ، موجب عدم تعادل مناسبات اجتماعى

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان

3 ـ رباخوارى ، موجب انحراف و نابسامانى نظام اقتصادى جامعه مى گردد .

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 1،2،3،4

1 ـ خداوند ، سوق دهنده دائمى سرمايه هاى ربوى ، به نقصان و نابودى

يمحق اللّهُ الرّبوا

رو به كاستى رفتن را «مَحق» گويند. (مجمع البيان).

2 ـ خداوند ، رشددهنده اموالى كه صدقه داده مى شود .

و يربى الصّدقات

3 ـ حاكميّت ربا در اقتصاد جامعه ، نابودكننده نظام اقتصادى آن جامعه

يمحق اللّه الرّبوا

4 ـ رواج صدقه و انفاق ، عاملى جهت رشد نظام اقتصادى

و يربى الصّدقات

«يربى» از «ارباء» به معناى رشد دادن و زياد كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 278 - 7

7 ـ ايمان و تقواى الهى ، زمينه ساز نفى نظام اقتصادى ربوى

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 8،12،13

8 ـ پذيرش اصل مالكيّت خصوصى در اقتصاد اسلامى

فلكم رؤس اموالكم

12 ـ عدالت ، بنيان نظام اقتصادى اسلام

فلكم رؤس اموالكم لا تَظلِمون و لا تُظلمون

جمله «لا تَظلمون . .. » به منزله علت براى مالكيّت شخصى بر سرمايه و نفى آن نسبت به بهره هاى ربوى است. و چون علّت همواره عهده دار بيان يك قاعده كلى است، بنابراين ظلم نكردن و مظلوم نشدن (عدالت مطلق)، پايه و اساس نظامِ اقتصادى مورد پذيرش اسلام است.

13 ـ نفى نظامِ اقتصادِ ربوى و ايجاد و بسط نظام اقتصاد عادلانه ، از جمله اهداف والاى انبيا

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله . .. لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

اعلام جنگ از سوى خدا و رسول به هدف «لا تَظلِمون و لا تُظلَمون» صورت مى گيرد; بنابراين عدالت اقتصادى در جامعه از اهداف خدا و رسول اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 40،54،55،57

40 ـ لزوم دقّت و محكم كارى ، در تنظيم روابط اقتصادى جامعه

اذا تداينتم بدين فاكتبوه . .. فليكتب و ليملل ... فليملل وليّه بالعدل ... و استشه

54 ـ هماهنگى اخلاق و اقتصاد در اسلام

اذا تداينتم . .. و لا يأب كاتب ... و استشهدوا ... و لا تسئموا ... و اتّقوا اللّه

55 ـ خداوند ، آموزش دهنده قوانينى كه بايد بر روابط اجتماعى ـ اقتصادى حاكم باشد .

اذا تداينتم . .. و يعلّمكم اللّه

57 ـ لزوم احترام به مالكيّت قانونى افراد جامعه و حفظ حدود آن

اذا تداينتم . .. ذلكم اقسط ... و اتّقوا اللّه

امر به تقوا پس از بيان مسائل و احكامى چند كه از جمله آنها، مالكيّت افراد بر داراييهاى خويش است و نيز بيان شرايط نقل و انتقال آن به ديگران، بيانگر رعايت آن مسائل و محترم شمردن آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 283 - 7،8

7 ـ نقش اعتماد و امانت ، در تسهيل روابط اقتصادى و مبادلاتى

فان امن بعضكم بعضاً فليؤدّ الّذى اؤتمن امانته

بنابر يك احتمال كه گذشت، امانتدارى موجب شده كه رهن گرفتن از طرف طلبكار، لزومى نداشته باشد و اين، تسهيل در امور اقتصادى است.

8 ـ هماهنگى نظام اخلاقى و روابط اقتصادى در اسلام

فرهان مقبوضة فان امن بعضكم بعضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 5 - 1،6،7،16،17

1 ـ ثروت ها ، نبايد در اختيار سفيهان قرار گيرد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

6 ـ جامعه داراى حقوقى نسبت به اموال شخصى افراد

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

نسبت دادن اموال شخصى سفيهان به جامعه، مى رساند كه جامعه در اموال شخصى افراد، حقوقى دارد.

7 ـ امور اقتصادى جامعه ، نبايد در دست سفيهان قرار گيرد .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

16 ـ ضرورت پرهيز از سپردن اموال به سفيهان ، براى جلوگيرى از اتلاف و تباه شدن آن

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام باقر (ع): . .. انّ اللّه نهى عن ... و فساد المال ... انّ اللّه عز و جل يقول ... و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم ... .


كافى، ج 5، ص 300، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 442، ح 55.

17 ـ لزوم اجتناب از سپردن اموال به افرادى كه مورد اعتماد نيستند .

و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم

امام صادق (ع) درباره «السّفهاء» در آيه فوق فرمود: من لا تثق به.


تفسير عياشى، ج 1، ص 220، ح 20 ; نورالثقلين، ج 1، ص 441، ح 48.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 12،13

12 ـ روابط نامشروع اقتصادى ، زمينه بروز خونريزى و جنگ هاى داخلى

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم

عطف جمله «لا تقتلوا» بر جمله «لا تاكلوا»، مى تواند بيانگر ترتب قتل و خونريزى بر تصرفات نامشروع باشد.

13 ـ سلامت جامعه از مفاسد اجتماعى ، از اهداف ارائه احكام اقتصادى از سوى خداوند

لا تاكلوا . .. لا تقتلوا ... انّ اللّه كان بكم رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 11،13

11 ـ آميختگى مسائل اقتصادى اسلام با اخلاق

لا تاكلوا . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه ... للرّجال نصيب ... و للنساء نصيب

قرآن در اين آيه و آيات گذشته، مسأله اقتصادى (لا تاكلوا . .. للرجال نصيب) را با مسأله اخلاقى (لا تتمنوا) مرتبط دانسته و يكى را ريشه ديگرى معرفى كرده است.

13 ـ زن و مرد ، داراى حق كسب و كار

للرّجال نصيب . .. و للنساء نصيب مما اكتسبن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 53 - 8

8 ـ سخاوتمندى و رسيدگى به وضع اقتصادى مردم ، از وظايف حكومت و حاكمان

ام لهم نصيب . .. فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 5

5 ـ پيوستگى مسائل عبادى و اقتصادى در اسلام

اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 18،19

18 ـ اهتمام قرآن به مسايل حقوقى و اقتصادى

قل اللّه يفتيكم فى الكللة . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

19 ـ ناديده گرفتن مسايل اقتصادى و حقوقى دين ( ارث و . . . ) مايه گمراهى و ضلالت

يستفتونك قل اللّه يفتيكم . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 8

8 ـ حرمت روش كسب مال ، همواره ملازم حرمت تصرف در مال به دست آمده نيست . *

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.

23- اهميت نظام اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 13

13 ـ توجه اسلام به امور اجتماعى و اقتصادى جامعه

يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم

وفاى به عقد و معاهدات از امور اجتماعى، و بهره بردارى از چهارپايان، از امور اقتصادى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 15

15 ـ لزوم توجه به پيامد هاى يك حكم و پيش بينى و تدارك تنش هاى اقتصادى ـ اجتماعى آن *

إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه

خداوند در اين آيه، پس از بيان حكم ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام، بلافاصله به پيامد اقتصادى آن براى مسلمين اشاره فرموده و با وعده به تدارك خسارت، اين مشكل را حل كرده است.

24- نظام اقتصادى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 7

7 ـ حاكميت روابط ناسالم اقتصادى بر جامعه يهود

و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أكلهم أمول الناس بالبطل

25- نظام اقتصادى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 7

7 ـ حاكميت روابط ناسالم اقتصادى بر جامعه يهود

و أخذهم الربوا و قد نهوا عنه و أكلهم أمول الناس بالبطل

نظام تعاليم دين

26- {نظام تعاليم دين}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 11

11 ـ پيوند و آميختگى احكام فقهى اسلام با مسائل اخلاقى

فامساك بمعروف او تسريح باحسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 1

1 ـ تأثير اقامه نماز ، در عمل به احكام الهى

حافظوا على الصلوات

توصيه به نماز پس از بيان احكام، مى تواند اشاره به راهى براى تسهيل عمل به احكام الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 5

5 ـ جمع اخلاق و اقتصاد ، در نظام تعاليم دين

مثل الّذين ينفقون اموالهم فى سبيل اللّه

«انفاق» با قيد «فى سبيل اللّه»، امرى اقتصادى و در عين حال اخلاقى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 7

7 ـ توجّه اسلام به مسائل اقتصادى ، در كنار مسائل عبادى

و اقاموا الصّلوة و اتوا الزّكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 278 - 3

3 ـ ناسازگارى ربا ، با ايمان و تقوا

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 14

14 ـ عدالت ، بنيان وضع قوانين در اسلام

لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 3،9

3 ـ آسان گيرى دين ، در احكام و حقوق

و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة

9 ـ هماهنگى نظام اخلاقى و نظام حقوقى ، در تعاليم دين

و ان كان ذو عسرة . .. و ان تصدّقوا خيرٌ لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 51

51 ـ تقوا و ترس از خدا پشتوانه عمل به احكام الهى ، در روابط اقتصادى و مبادلات

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد . .. و اتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 5

5 ـ پيوستگى مسائل عبادى و اقتصادى در اسلام

اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 22

22 ـ تشويق بردگان به ايمان از راه وضع قوانين حقوقى و امتياز دادن به بردگان مؤمن

فتحرير رقبة مؤمنة

مقيد ساختن برده به ايمان براى آزادسازى در قتل خطائى، بيانگر اين تشويق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 13

13 ـ نظام اخلاقى و حقوقى اسلام ، در ارتباط با يكديگر و پيوسته با همند .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 11

11 ـ نظام اخلاقى اسلام ، مكمل نظام حقوقى آن

إن تبدوا خيراً أو تخفوه أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

با توجه به آيه قبل كه در مقام بيان نظام حقوقى است (حق مظلوم در پرخاش بر ظالم)، و اين آيه كه عفو را اخلاقى خدا پسندانه و بهتر از انتقام مى داند، معلوم مى شود كه نظام اخلاقى اسلام، مكمل نظام حقوقى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 46

46 ـ اسلام ، دينى آسان و احكام آن ، قابل انطباق با شرايط گوناگون زندگى

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 6

6 ـ هماهنگى قوانين شرعى با امور تكوينى

احل لكم الطيبت

ترتب احكم شرعى «حليت» بر طيب بودن كه امرى تكوينى است، دليل برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 28

28 ـ كلمات خداوند ، داراى جايگاهى خاص و نظامى به هم پيوسته

يحرفون الكلم من بعد مواضعه

27- نظام تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 16

16 - تشريع و تكوين داراى ارتباطى تنگاتنگ با يكديگر *

نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير

جمله «ألم تعلم . ..» تعليل است براى جمله «ما ننسخ ...» و رساى به اين نكته است كه نسخ شريعت تنها از كسى بر مى آيد كه بر همه چيز قادر باشد، بنابراين، شريعت به همه هستى و قوانين حاكم بر آن مرتبط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 6

6 - اديان الهى و احكام دين ، داراى ارتباطى تنگاتنگ با هستى و جهان آفرينش

نأت بخير منها أو مثلها . .. ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض

جمله «ألم تعلم أن اللّه . ..» به منزله دليلى براى امكان نسخ و تشريع دين جديد است. استدلال به حاكميت خدا بر هستى - براى امكان نسخ و تشريع دين جديد - بيانگر ارتباط عميق دين و قوانين دينى با هستى و قوانين آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 4

4 - احكام و آداب اسلام ، مبرّا از هر گونه افراط و تفريط

جعلنكم أمة وسطاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 22

22 - انعطاف پذيرى احكام الهى و تخفيف در تكاليف ، پرتوى از رحمت الهى است .

فمن عفى له من أخيه شىء . .. ذلك تخفيف من ربكم و رحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 30

30 ـ تكاليف پنجگانه (پرهيز از شرك و . ..) داراى ارتباطى تنگاتنگ با يكديگر و به منزله تكليفى واحد

ذلكم وصيكم

آوردن ضمير مفرد «به» و نيز اسم اشاره مفرد «ذلكم» براى اشاره به محرمات پنجگانه، مى تواند حاكى از اين باشد كه آن محرمات آن چنان مرتبط با يكديگرند كه گويا يك تكليف هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 22

22 ـ تكاليف چهارگانه (ضايع نساختن دارايى يتيمان و . ..) داراى ارتباطى تنگاتنگ و به منزله تكليفى واحد

ذلكم وصيكم به

به كارگيرى ضمير و اسم اشاره مفرد براى تكاليف ياد شده مى تواند حاكى از برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 4

4 ـ احكام نه گانه (پرهيز از شرك و . ..) داراى ارتباطى تنگاتنگ و به منزله حكمى واحد

و أن هذا صرطى مستقيماً

«هذا» اشاره به دستورهايى است كه در دو آيه پيشين مطرح شده است. به كارگيرى اسم اشاره مفرد براى دستورهاى نه گانه حكايت از وجود ارتباطى شديد ميان آنها دارد ; به گونه اى كه گويا امرى واحد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 3

3 ـ آميختگى دنيا و آخرت (زينت و عبادت) در بينش اسلامى

يبنى ءادم خذوا زينتكم عند كل مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 23

23 ـ برنامه هاى انبيا حاوى مسائل عبادى ، عقيدتى ، اجتماعى و اقتصادى است .

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره . .. فأوفوا الكيل و الميزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 7

7 ـ احكام خداوند و قوانين دين ، فراگير امور مادى و مسائل اجتماعى انسانها

قل الأنفال للّه و الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 8

8 ـ تكاليف الهى متناسب با توان مكلفان است .

و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 3

3 - امور مادى و معنوى ، در خدمت يكديگر و آميخته به هم ، در بينش دينى *

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها

خداوند، از يك سو مؤمنان حاضر در حديبيه را به جهت پايدارى بر دين و بيعت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد تحسين قرار داده و وعده «جنّات تجرى. ..» داده است و از سوى ديگر براى تشويق آنان و اميدبخشى به رفع كمبودهاى مادى، نويد «مغانم كثيرة» را به ايشان داده است. اين نكته، پيوستگى ميان حيات معنوى و مادى را مى رساند.

نظام جزايى

28- {نظام جزايى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 16

16 ـ انفاق كننده در راه خدا ، بهره مند از پاداش كامل انفاق ، بى هيچ ستمى در حقّ وى

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 2

2 ـ باور هاى خودساخته انسان در زمينه تخفيف عذاب ، كيفر عادلانه خداوند را تغيير نمى دهد .

قالوا لن تمسّنا النار الاّ اياماً . .. فكيف اذا جمعناهم

گر چه اهل كتاب مى گفتند كه: لن تمسّنا النار . .. ، ولى خداوند مى فرمايد اين باور نادرست، مجازات آنان را تغيير نخواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 14

14 ـ رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.


مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 18

18 ـ قانونمندى نظام الهى در جزا و پاداش

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة و لهم عذاب عظيم

منطوق آيه، عذاب و محروم سازى از مواهب اخروى را نتيجه كفر دانسته و مفهوم آن دلالت دارد كه برخوردارى از مواهب اخروى و دورى از عذاب، در گرو ايمان است. بنابراين جزا و پاداش الهى داراى نظام و قانون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 15

15 ـ تناسب عذاب و عقوبت اخروى ، با گناه و عصيان

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

طوق شدن اموال بخيلان بر گردن آنان به دليل دلدادگى و وابستگى شديد آنان به اموال مى باشد، و اين حاكى از تناسب عذاب آخرت با گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 182 - 5،9

5 ـ راضى بودن به رفتار و اعمال ديگران ، همسنگ انجام آنهاست .

و قتلهم الانبيآء . .. ذلك بما قدّمت ايديكم

9 ـ عذاب دوزخيان ، هرگز فزونتر از اقتضاى عملكرد آنان نخواهد بود .

ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 8

8 ـ برقرارى نظام پاداش عمل و تباه نشدن اعمال خير ، پرتوى از ربوبيّت خداوند

فاستجاب لهم ربّهم انّى لا اضيع عمل عامل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 25،26،27

25 ـ خداوند پاداش مؤمنان را بدون تأخير ، به آنان عطا خواهد كرد .

لهم اجرهم عند ربّهم انّ اللّه سريع الحساب

يادآورى سرعت حسابرسى پس از بيان پاداش دهى، بيانگر آن است كه اعطاى اجر از سوى خداوند، با تأخير در حسابرسى مواجه نخواهد شد.

26 ـ نظام اجر و پاداش الهى ، قانونمند و داراى محاسبات دقيق و سريع

انّ اللّه سريع الحساب

27 ـ پاداش مؤمنان از سوى خداوند ، بر اساس درجه ايمان و عملكرد آنان است .

اولئك لهم اجرهم . .. انّ اللّه سريع الحساب

اگر پاداش بر اساس عملكردها نبود، حسابرسى معنا نداشت ; و با توجّه به مشاراليه «اولئك» معلوم مى شود كه هم ايمان و هم عملكرد مؤمنان، موجب استحقاق پاداش براى آنان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 2،5،6،11

2 ـ آرزو هاى پوچ انسان ها ـ چه مسلمان و چه اهل كتاب ـ نقشى در پاداش و كيفر هاى الهى نخواهد داشت .

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

«امانى»، جمع «امنية»، به معناى آرزو و خيالهاى موهوم است.

5 ـ عملكرد مردم ، تعيين كننده كيفر و جزاى الهى است ، نه صرف انتساب به مكتب و يا دينى خاص !

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

6 ـ نظام كيفر و جزاى الهى ، دور از هرگونه تبعيض و بى عدالتى است .

من يعمل سوءاً يجز به

11 ـ ضرورت پرهيز از هرگونه تبعيض ، در اجراى مقررات و قوانين جزايى

من يعمل سوءاً يجز به

جمله «من يعمل . ..» داراى مضمونى عام و كلى است و شامل كيفرهاى دنيوى نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 8

8 ـ در نظام جزا و پاداش الهى كمترين ستمى راه ندارد .

من يعمل سوءاً يجز به . .. فأولئك يدخلون الجنة و لايظلمون نقيراً

«نقير» به فرو رفته گى در هسته خرما گفته مى شود و كنايه از چيز اندك و حقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 126 - 4

4 ـ مالكيت و احاطه خداوند بر هستى ، ضامن كيفر و پاداش دهى عادلانه و دقيق وى به اعمال مردم

من يعمل سوءاً يجز به . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض ... محيطاً

برخى بر آنند كه جمله «و لله ما فى السموت»، به منزله تعليل براى جمله هاى «من يعمل سوءا يجز به» و «فأولئك . ..» است; يعنى چون خداوند مالك تمام هستى است، قادر بر كيفر و پاداش بدون كم و كاست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 11

11 ـ نظام پاداش دهى خداوند ، بر اساس علم و آگاهى اوست .

فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة . .. و كان اللّه سميعاً بصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 6

6 ـ نظام آمرزش و غفران و نيز هدايتگرى خداوند ، داراى سنن و قوانين

إنّ الذين . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 12

12 ـ خداوند بدون حجت و برهان ، كسى را عقاب نخواهد كرد .

أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 147 - 1،10

1 ـ خداوند ، بندگان را از سر نياز عذاب نمى كند .

ما يفعل اللّه بعذابكم

10 ـ پاداش الهى ، داراى تناسب و همگونى با اعمال انسانهاست .

إن شكرتم و ءامنتم و كان اللّه شاكراً عليماً

توصيف خداوند به «شاكرا» كه حكايت از پاداش دهى او در مقابل شكرگزارى بندگان است، مى رساند كه پاداشهاى الهى

مناسب با رفتار و كردار نيك انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 12

12 ـ تناسب و همگونى پاداش الهى با عمل انسان

أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

خداوند، گذشت و بخشش خويش را پاداش كسانى قرار داده كه اهل عفو و گذشت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 16

16 ـ كيفر مستكبران بيش از استحقاق آنان نخواهد بود .

فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم عذاباً أليماً

خداوند در پاداش مؤمنان جمله «و يزيدهم من فضله» را آورد ولى در كيفر مستكبران چيزى بر آنچه استحقاق دارند (عذاب اليم) نيفزود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 32

32 ـ لزوم رعايت عدالت در انتقام

و لايجرمنكم . .. ان تعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 17

17 ـ تساوى يهود و نصارا با ديگر انسان ها در برخوردارى از آمرزش الهى و يا گرفتار شدن به عذاب

بل انتم بشر ممن خلق يغفر لمن يشاء و يعذب من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 12

12 ـ فسادانگيزى در زمين ، موجب مجازات اعدام

من قتل نفساً بغير نفس او فساد فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 1،7،21

1 ـ محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

7 ـ ضرورت اعمال حتمى كيفر محاربان و مفسدان و پرهيز از كوتاهى در اجراى حدود الهى بر ايشان

انما جزؤا الذين . .. ان يقتلوا او يصلبوا او تقطع ايديهم و ارجلهم

فعل «يقتلوا» و «يصلبوا» و «تقطع» از باب تفعيل است و دلالت بر تأكيد اجراى حدود ياد شده دارد.

21 ـ حاكم اسلامى ، وظيفه دار برگزيدن يكى از مجازات هاى چهارگانه محارب ، با رعايت تناسب بين مجازات و جنايت وى

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق روايت شده: ذلك الى الامام يفعل به ما يشاء، قلت: فمفوض ذلك اليه؟ قال: لا، و لكن نحو الجناية.


كافى، ج 7، ص 246، ح 5; نورالثقلين، ج 1، ص 622، ح 164.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 7،8

7 ـ حدود تعيين شده براى مجرمان ، كيفرهايى كافى و مناسب

جزاء بما كسبا

«جزاء» مفعول له براى «فاقطعوا» است و بيانگر آن است كه خداوند از آن رو بريدن دست دزد را واجب كرده كه كيفر مناسب براى دزدان است و از اين تعليل به دست مى آيد كه تمامى حدود الهى كيفرهايى مناسب با جرم مجرمان است.

8 ـ بريدن دست دزد ، عقوبتى بازدارنده و عبرت آموز

نكلا من اللّه

«نكال» به عقوبتى گفته مى شود كه براى بازداشتن مجرم از تكرار گناه و عبرت ديگران انجام گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 3

3 ـ وضع قوانين و مقررات و جعل كيفر براى متخلفان ، از شؤون خداوند و برخاسته از حاكميت وى بر جهان هستى

فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا . .. الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض

آيه مورد بحث، ناظر به مطالبى است كه در آيه قبل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 11،12

11 ـ اعمال نارواى آدمى هر يك داراى كيفرى مناسب ، در پيشگاه خداوند

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه

12 ـ تفاوت كيفر هاى الهى ، نشاندهنده ميزان پليدى گناهان

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 3،27

3 ـ سوگندشكنان در صورتى كه سوگندشان با توجه و از روى قصد باشد ، مورد مؤاخذه خداوند قرار خواهند گرفت

و لكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمن

امت اسلام بر اين اتفاق نظر دارند كه مؤاخذه بر سوگند و لزوم كفاره تنها در صورتى است كه ياد كننده سوگند به آن وفادار نماند (مجمع البيان).

27 ـ سوگند بى هدف و غير جدى به نام خداوند ، مؤاخذه الهى را در پى ندارد .

لايؤاخذكم اللّه باللغو فى أيمنكم

امام صادق(ع) در توضيح معنى «لغو» در آيه فوق فرمود: اللغو قول الرجل «لاواللّه» و «بلى واللّه» و لايعقد على شيىء.


كافى، ج 7، ص 443، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 665، ح 323.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 15

15 ـ اندازه كيفر ها و مجازات هاى تعيين شده از سوى خداوند ، بسته به ميزان گناه نه كم و نه بيش

فجزاء مثل ما قتل . .. ليذوق و بال امره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 18

18 ـ اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت

فينبئكم بما كنتم تعملون

هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 1

1 ـ شهادت هاى ناحق بى اعتبار و احكام مبتنى بر آن ملغاست

فان عثر على انهما استحقا اثماً فاخران يقومان مقامهما

عَثْر و عُثور ـ مصدر عُثِرَ ـ به معناى آگاه شدن و اطلاع يافتن است و «استحقا» باب استفعال از «حق» مى باشد. و از جمله معانى باب استفعال، جلوه دادن و قلمداد كردن است. مى توان گفت همين معنا از «استحقا» اراده شده است. بنابراين جمله «فان عثر ...» يعنى اگر معلوم شد كه شاهدان گناهى (شهادت ناحقى) را حق جلوه دادند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 7

7 ـ كيفيت و نوع عذاب الهى ، متناسب با چگونگى و نوع گناه

فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذاباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 11

11 ـ ميان گناه و كيفر آن در نظام مجازات الهى نوعى تقابل و تناسب برقرار است.

و إذا جاءتهم ءاية قالوا لن نؤمن . .. سيصيب الذين أجرموا صغار عنداللّه

خداوند ذلت و خوارى را كيفر متكبران در برابر آيات الهى قرار داده است كه با يكديگر تقابل تضاد دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 4

4 ـ فرستادن پيامبران و استقرار نظام عمل و جزا، در عين بى نيازى خداوند، جلوه اى از رحمت گسترده اوست.

لكل درجت ما عملوا . .. و ربك الغنى ذو الرحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 12

12 ـ مجازاتهايى كه خداوند اعمال مى كند، عالمانه و حكيمانه است.

سيجزيهم وصفهم إنه حكيم عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 1،3،7

1 ـ هر كار نيك داراى پاداش ده چندان است.

من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها

«فلا يجزى . .. » دليل بر اين است كه مراد از «عشر أمثالها» پاداش كار نيك است.

3 ـ عقوبتهاى خدا عادلانه و پاداشهاى وى جلوه اى از فضل اوست.

من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها

7 ـ انجام عمل نيك به شرط حبط نشدن تا حضور در صحنه قيامت داراى پاداشى ده چندان است.

من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها

حرف «باء» در «بالحسنة» هم مى تواند براى تعديه باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى انجام دادن است، و هم مى تواند براى مصاحبت باشد، كه در اين صورت «مجىء» به معناى حاضر شدن است. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. بر اين مبنا جمله «من جاء بالحسنة» (كسى كه با عمل نيكى در قيامت حاضر شود)، اشاره به اين معنا دارد كه پاداش از آن كسى است كه عمل نيكش تا قيامت باقى باشد و با گناه حبط نشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 2

2 ـ خداوند در پى ارسال هر يك از پيامبران در شهر ها و آبادانى ها ، كفرپيشگان را به سختى تنگدستى و رنج و اندوه گرفتار ساخت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء

با توجه به دو آيه بعد (و لو أن أهل القرى . .. ) معلوم مى شود گرفتار ساختن امتهاى گذشته به بلاها و سختيها در صورتى بوده كه آنان با تبليغ و ارشاد پيامبران خويش ايمان نمى آوردند و همچنان بر كفرورزى پافشارى داشتند. در اين مرحله آنها را گرفتار مى ساخت تا شايد متنبّه شوند. بنابراين جمله «أخذنا أهلها ... » مقيد مى شود به «إذا لم يؤمنوا و لم يتقوا»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 2،3

2 ـ خداوند پاداش يهوديان تمسك كننده به تورات و برپا دارنده نماز را تباه نخواهد كرد .

و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين

چون آيه مورد بحث در سياق آيات مربوط به يهود واقع شده، مى توان گفت مراد از «الذين . .. » يهوديان متعهد هستند، و يا اينكه آنان از مصاديق مورد نظر براى «الذين ... » مى باشند.

3 ـ چنگ زدن به كتاب هاى آسمانى و برپا داشتن نماز ، داراى پاداشى تضمين شده از جانب خداوند

و الذين يمسكون بالكتب . .. إنا لانضيع أجر المصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 6

6 ـ كمترين ستم از جانب خدا ، ستمى بزرگ است و وى منزه از آن مى باشد .

و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

با توجه به اينكه مراد از ظلام نبودن خدا، نفى كمترين ظلم از جانب اوست، به كارگيرى صيغه مبالغه مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه حتى كوچكترين ستم از ناحيه خدا ستمى بزرگ محسوب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 6

6 ـ خداوند ، كافران و گنهكاران را پس از ارائه آيات خويش و اتمام حجت بر آنان ، مؤاخذه خواهد كرد .

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 17،18،19

17 ـ خداوند هرگز در پاداش دادن به بندگان خويش ستم روانمى دارد .

و أنتم لاتظلمون

18 ـ كاستى در پاداش انفاق ها و ناديده گرفتن انفاق هاى ناچيز ، ستمكارى است .

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم و أنتم لاتظلمون

19 ـ پرداخت مزد كار ها به كمتر از مقدار استحقاق ، ستمكارى است .

يوف إليكم و أنتم لاتظلمون

«توفية» مصدر «يوف» به معناى پرداخت كامل و تمام است و جمله «أنتم لاتظلمون» حال براى ضمير در «إليكم» است. مفهوم اين دو جمله همان است كه در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 3

3 ـ سنت خداوند بر عقوبت نكردن انسان ها پيش از بيان دستورات خويش است .

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم

در اينكه مراد از «كتب . .. » چيست، چندين نظر ايراد شده است ; از جمله سنت الهى بر اينكه تا دستورى را به روشنى براى مردم بيان نكند، آنان را به عذاب گرفتار نمى سازد. و اسير گرفتن در جنگ بدر هر چند كارى بسيار ناصواب بوده، ولى حكم آن به روشنى بيان نشده بود و لذا خداوند مرتكبان اين عمل ناصواب را به عذاب گرفتار نساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 17

17 ـ نقش پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى در عفو گروهى از منافقان بر اساس مصالح و كيفر گروهى ديگر

إن نعف . .. نعذب

با توجه به اينكه مراد از عفو و عذاب، مى تواند بخشش و كيفر دنيوى باشد، و نيز با الغاى خصوصيت و تعميم دادن صدور حكم عفو و مجازات به رهبر جامعه اسلامى مطلب فوق را مى توان استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 22

22 ـ ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پيشگاه خداوند ، همسان است .

و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 3

3 ـ تساوى زن و مرد در پاداش هاى اخروى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 13

13 ـ در نظام جزايى خداوند ، حتى به ستمگران هم ظلم نخواهد شد .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 16

16ـ لزوم پرهيز از ملاحظه نسب و حسب انسان ها در اجراى كيفر ها و مجازات هاى مطرح شده در دين

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

بيان اين بخش از داستان نوح(ع) (احمل فيها. .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول) رساننده اين پيام است كه: نبايد به خاطر خويشى خطاكاران حتى با افراد برجسته اى چون پيامبران ، از كيفر آنان چشم پوشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 21

21ـ در اجراى كيفر ها و مجازات تعيين شده براى گنه كاران ، نبايد حسب و نسب آنان را ملاحظه كرد .

إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 8

8ـ خداوند ، سزا و كيفر مشركان را بى هيچ كم و كاستى به آنان خواهد رساند .

و إنا لموفُّوهم نصيبهم غير منقوص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 4،8

4ـ پاداش ها و كيفر هاى خداوند ، با اعمال و رفتار آدميان مطابقت داشته و كاستى ندارد .

ليوفينّهم ربك أعمـلهم

«توفية» (مصدر يوفى) به معناى به طور كامل و تمام پرداختن است.

8ـ رساندن انسان ها به سزايى كامل و مطابق با اعمال و رفتار آنان ، تنها درخور كسى است كه به تمام اعمال و جزئيات رفتار ايشان آگاه باشد .

ليوفينّهم ربك أعمـلهم إنه بما يعملون خبير

بيان آگاهى خداوند به تمامى اعمال و جزئيات آن ، پس از مطرح ساختن اداى كامل پاداش و كيفر اعمال ، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 4

4ـ جواز كيفر مجرمان بيگانه مطابق موازين خودِ آنان

فما جزؤه إن كنتم كـذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 2

2ـ داوطلب شدن بى گناهان براى مجازات شدن به جاى مجرمان ، مجوز كيفر دادن آنان نيست .

فخذ أحدنا مكانه . .. معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متـعنا عنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 9،10

9ـ خداوند ، اعمال و رفتار آدميان را محاسبه مى كند و بر اساس آن ، ايشان را سزا مى دهد .

و هو سريع الحساب

10ـ مجازات هاى الهى قانونمند و داراى نظامى خاص

و هو سريع الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 10

10- كيفر و پاداش الهى تنها در برابر مكتسبات و اعمال ارادى انسان است ، نه در مقابل امور ذاتى و فطرى

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

تصريح به اينكه كيفر و پاداش الهى در برابر كسب و تلاش خود انسان است (ما كسبت)، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 7

7- همه انسان ها ، سزاى اعمال خويش را در قيامت ، به طور كامل دريافت خواهند كرد .

يوم . .. و توفّى كلّ نفس ما عملت

«توفّى» (از ماده توفية) به معناى پرداخت و دريافت كامل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 7

7- عدل الهى ، بر نظام جزاى اعمال حاكم است .

و لاتزر وازرة وزر أخرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 9

9 - كيفيت برانگيختن انسان و جزاى اعمال او در قيامت ، متناسب با عملكرد دنيايى او است .

فنسيتها . .. تنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 6

6 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى گوناگون متناسب با آن عمل نيك است .

رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا

اين كه خداوند، اعمال مردمان الهى را به بهترين نوع عمل پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار مى دهد و به مردمان الهى عطا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 84 - 2،5

2 - پاداش الهى در جهان آخرت ، براساس فضل و احسان و كيفر او ، برپايه عدل و انصاف خواهد بود .

من جاء بالحسنة فله خير منها و من جاء بالسيّئة فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون

5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .

من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة

«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 26

26 - نظام جزايى الهى ، از هرگونه ظلم و ستم ، دور است .

فما كان اللّه ليظلمهم و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 5

5 - پاداش هاى اخروى خداوند به مؤمنان ( بهشت و نعمت هاى آن ) ، تفضل او است .

ليجزى الذين . .. من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 9

9 - هيچ قدرتى ، توان نجات انسان را ، از عذاب خدا ندارد .

ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع

به قرينه آيه ـ پيش كه در آن از انذار سخن به ميان آمده ـ و نيز «شفيع» در همين آيه و آيه بعد كه درباره قيامت است، مراد از «ولىّ» ـ با توجه به ريشه لغوى آن (قرب) ـ مى تواند كسى باشد كه خويش و نزديك انسان است و انسان را يارى مى دهد. با توجه به سياق آيات و اين كه نكره در سياق نفى، دلالت بر عموم مى كند، نفى هرگونه مددكننده اى، مى تواند مربوط به عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 18 - 1،3

1 - برابر نبودن مؤمن و فاسق ، در نظام پاداش الهى ، امرى بديهى و خدشه ناپذير است .

أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا لايستوون

همزه «أفمن. ..» استفهام انكارى است و «لايستوون» نيز بر آن تأكيد بيشترى مى كند. گفتنى است: «كاف» در «كمن» تشبيه در جزا است و به قرينه آيات سابق و آيات بعدى (19 و 20)، مراد از نفى تساوى، مى تواند عدم تساوى در پاداش و جزا باشد.

3 - ايمان و فسق دنيوى ، ملاك پاداش و كيفر اخروى است .

أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا لايستوون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 10

10 - عذاب كافران ، بدون پرسش و پاسخ و مؤاخذه خواهد بود .

ليسئل الصـدقين . .. و أعدّ للكـفرين عذابًا أليمًا

تغيير اسلوب كلام از «ليسئل. ..» به «أعدّ...» مى تواند به منظور افاده اين نكته باشد كه عذاب كافران، آماده شده است و جاى چون و چرا ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 29 - 10

10 - موقعيت انسان ها ، در كيفيت پاداش عمل خيرشان ، نقش دارد .

إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله . .. فإنّ اللّه أعدّ للمحسنـت منكنّ أجرًاعظيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 30 - 3

3 - موقعيت افراد ، در برخوردارى شان از پاداش و كيفر الهى ، نقش دارد .

و إن كنتنّ تردن اللّه. .. فإنّ اللّه أعدّ... أجرًا عظيمًا... من يأت منكنّ بفـحشة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 31 - 4

4 - موقعيت افراد در برخوردارى شان از پاداش مضاعف خداوند در مقابل عمل صالح شان نقش دارد .

و من يقنت منكنّ للّه و رسوله و تعمل صـلحًا نؤتها أجرها مرّتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 7

7 - جنسيت زن و مرد ، در برخوردارى از آمرزش و پاداش الهى ، دخالتى ندارد .

إنّ المسلمين و المسلمـت و المؤمنين و المؤمنـت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 2

2 - مشركان ، هيچ گاه درباره كردار پيامبر و مؤمنان ، مورد مؤاخذه قرار نمى گيرند .

قل لاتسئلون عمّا أجرمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 16

16 - نظام كيفر و پاداش خداوند ، بر اساس علم همه جانبه او به احوال و كردار بندگان است .

الذين كفروا لهم عذاب شديد . .. إنّ اللّه عليم بما يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 54 - 4

4 - مجازات به ميزان رفتار و كردار و متناسب با كم و كيف آن ، جزايى است عادلانه .

فاليوم لاتظلم نفس شيئًا و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «و لاتجزون. ..» عطف بر جمله پيش (لاتظلم...) است و بيانگر چرايى و چگونگى ستم نشدن به انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 20

20 - تأثير انگيزه ها و نيت هاى انسان ها در اعمالشان و نيز در چگونگى و ميزان كيفر و پاداش آنان

فينبّئكم بما كنتم تعملون إنّه عليم بذات الصدور

خداوند به جاى آن كه بفرمايد: من به اعمال پنهانى آنان آگاهم، فرمود: به باطن و ضمير آنان آگاه هستم. اين تعبير مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 6

6 - نظام كيفر و جزاى الهى در قيامت ، برپايه عدل و به دور از تبعيض و نابرابرى است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 13

13 - نظام جزا و كيفر الهى ، عادلانه است .

ذوقوا ما كنتم تكسبون

خداوند، عذاب قيامت را برابر و نتيجه دستاوردهاى خود انسان دانسته است. اين بيان گوياى اين حقيقت است كه عذاب قيامت ـ هر چند سخت است ـ ولى چون نتيجه رفتار و كردار خود انسان است، عادلانه و به دور از ظلم و اجحاف مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 12

12 - هر عمل نيكى ، داراى مراتب مختلف در نيكى و پاداش هاى متناسب با آن است .

و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

اين كه خداوند به محسنان مطابق بهترين نوع عملشان پاداش مى دهد، نشانگر آن است كه هر عمل نيكى، داراى انواع و مراتب گوناگون است كه خداوند در مقام جزا، بهترين نوع آن را ملاك قرار داده و به آنان عطا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 1،2

1 - هركس جزاى اعمال خويش را در قيامت به طور كامل و بى كم و كاست ، دريافت خواهد كرد .

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

«توفية» (مصدر «وفّيت») به معناى دادن كامل و بى كم و كاست چيزى است.

2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

حذف مضاف در «ماعملت» ـ كه در اصل «جزاء ماعملت» است ـ مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 17 - 1،3،5

1 - نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها و شامل تمامى حركات انسان ها است .

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت

«ما» در «بما كسبت» موصول بوده و افاده كننده معناى جنس است. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه كه بشر انجام داده و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

3 - رفتار انسان و استحقاق وى براى كيفر و پاداش ، اساس و مبناى جزاى الهى در آخرت

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت

از اين كه خداوند در پاداش و كيفر، مسأله كسب و تلاش انسان را مطرح ساخته است (بما كسبت) استفاده مى شود كه همين اساس پاداش و كيفر آدميان است; نه چيز ديگر.

5 - در نظام كيفر و پاداش الهى در قيامت ، به كسى كمترين ستمى نخواهد شد .

لا ظلم اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 1،10

1 - جزا و كيفر الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با رفتار زشت انسان است .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها

مقصود از مجازات به مثل، عادلانه بودن جزاى الهى و متناسب بودن آن با رفتار انسان ها است.

10 - خداوند با كافران بدكردار در قيامت ، بر مبناى عدل و با مؤمنان نيك كردار براساس فضل و لطف خويش برخورد خواهد كرد .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها و من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن ... يرزقون فيها ب

برداشت ياد شده از آن جا است كه مجازات گناه كاران، تنها به ميزان گناه آنان است; ولى پاداش مؤمنان نيك كردار، بى شمار و افزون بر استحقاق آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 15

15 - عملكرد انسان ، مبناى كيفر و پاداش الهى است .

اعملوا ما شئتم إنّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 46 - 5

5 - عدالت در نظام مجازات و پاداش ، از شؤون ربوبيت الهى است .

و ما ربّك بظلّـم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 9

9 - قوانين جزايى اسلام ، برخوردار از روح عدالت و تعادل

و جزؤا سيّئة . .. و أصلح فأجره على اللّه

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه از يك سو به حقِّ مظلوم توجه گشته و به او اجازه مقابله به مثل داده شده است. از سوى ديگر براى اصلاح خطاكار اصل عفو و اغماض مورد تمجيد قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 9

9 - خداوند ، پاداش دهنده و مجازات كننده ملت ها ، براساس عملكرد خود آنان

ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

«قوماً» ممكن است به تمامى ملت ها (اعم از مؤمن و كافر) نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 2،4

2 - نظام كيفر و پاداش الهى ، نظامى عادلانه و براساس عملكرد نيك و بد خود انسان

ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون . من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها

4 - تساوى انسان ها ، در برابر قانون كيفر و پاداش الهى

من عمل صـلحًا . .. و من أساء

از عموم و شمول واژه «من»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 4،7

4 - تمامى آدميان ، بى كمترين ظلم و كاستى به نتايج اعمال خويش خواهند رسيد .

و خلق اللّه . .. و لتجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لايظلمون

مجهول آمدن فعل «تجزى» مى نماياند كه هر چند آدميان رغبت به دريافت جزاى اعمال خود نداشته باشند، به ايشان جزا داده خواهد شد.

7 - نبود هيچ گونه استثنا و تبعيض ، در نظام كيفرى و پاداش دهى خداوند به خلق

و لتجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 13

13 - جزاى انسان ها در قيامت ، براساس عملكرد دنيوى آنان است .

اليوم تجزون ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 5،7

5- هر فرد ، دريافت كننده تمامى اعمال خويش و پاداش و كيفر آن به شكلى كامل ، در جهان آخرت

و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون

7- عدل الهى ، در نظام كيفر و پاداش

و ليوفّيهم أعمـلهم و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 6

6- مجازات اقوام مجرم ، پس از اتمام حجت و اعطاى ابزار لازم شناخت ، به ايشان است .

كذلك نجزى القوم المجرمين . .. و جعلنا لهم سمعًا و أبصـرًا و أفئدة

تذكر به اعطاى چشم، گوش و قلب به قوم هلاك شده عاد، در حقيقت اشاره به اين است كه هلاكت آنان، پس از قرار گرفتن امكانات معرفت در اختيار ايشان و اتمام حجت بر آنان، صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 4

4 - پاداش و كيفر الهى ، بر محور عملكرد نيك و بد آدمى قرار دارد .

ليجزى الذين أســوا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 39 - 3

3 - قانونمند بودن نظام پاداش و مجازات الهى

ألاّتزر وازرة وزر أُخرى . و أن ليس للإنسـن إلاّ ما سعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 4

4 - مجازات انسان با عملكرد تجسم يافته خويش ، تجلى عدالت الهى در نظام جزا

و أنّ سعيه . .. ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

با توجه به اين كه ضمير مفعولى در «يجزاه» به «سعى» بازمى گردد، مى توان استفاده كرد كه عادلانه بودن نظام مجازات الهى، نتيجه آن است كه كيفر و پاداش در قيامت، چيزى جز عمل خود انسان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 42 - 2

2 - نظام جزا و پاداش خداوند ، جلوه اى از تدبير مطلقه او است .

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . و أنّ إلى ربّك المنتهى

ذكر اين نكته كه سررشته تمامى امور در اختيار خداوند است ـ در پى طرح نظام مجازات الهى ـ بيانگر مطالب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 12

12 - عذاب دوزخيان و اعطاى نامه عمل به آنان از پشت سرشان ، نظام جزايى آگاهانه و مدبرانه خداوند است .

و أمّا من أُوتى كتـبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

حرف «بلى» ممكن است به تمام مشخصات دسته دوم (و أمّا من اُوتى . ..) ارتباط داشته باشد. در اين صورت پندار رجوع نكردن را، پندارى باطل و حوادث پيش آمده (اُوتى كتابه وراء ظهره ... يصلى سعيراً) را، رخدادى ثابت معرفى مى كند. جمله «إنّه ...» بيانگر اين است كه آن حادثه ها، برخاسته از ربوبيت و بصيرت خداوند است.

29- آثار نظام جزايى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 4

4 - نظامِ كيفر و پاداش الهى در روز رستاخيز ، موجب تأسف و حسرت شديد منكران معاد خواهد شد .

و قالوا يـويلنا هـذا يوم الدين

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «هذا يوم الدين» استئنافيه و در مقام تعليل براى مفاد جمله قبل است.

30- اهميت نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 6 - 3

3 - برپايى نظام كيفر و پاداش ، از بارزترين و مهم ترين وعده هاى خداوند به خلق

إنّما توعدون . .. و إنّ الدين لوقع

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «و إنّ الدين» عطف تفسيرى براى «إنّما توعدون» باشد.

31- تكذيب نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 21 - 4

4 - تكذيب نظام كيفر و پاداش و جدايى حق و باطل ، از ويژگى هاى مشركان

هـذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون

32- قانونمندى نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 8 - 4

4 - جزا دادن به اعمال ، كارى بس حكيمانه و لازمه بى نظير بودن قضاوت هاى خداوند است .

فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحـكمين

برداشت ياد شده، ناظر به ارتباط اين آيه با آيه قبل است كه در آن، كلمه «دين» آمده بود، راغب در «مفردات» مى گويد: كلمه «دين» در مورد «طاعت» و «جزا» گفته مى شود و در معناى «شريعت» نيز به صورت استعاره به كار مى رود.

33- ملاكها در نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 11

11 - كيفر و پاداش انسان ها در قيامت ، مستند به گواهى شاهدان است .

يوم يقوم الأشهـد

34- نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 2

2 - طوايف و نژاد هاى مختلف انسانى ، در برابر كيفر گناهانشان ، هيچ امتيازى بر يكديگر ندارند .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 11

11 - عدل الهى ، در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به ايشان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 6،11

6 - نتيجه عمل هر كس و هر جامعه اى از آنِ خود اوست و بايد به او بازگردانده شود .

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

11 - عدل الهى در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به آنان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

35- نظام جزايى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6

6ـ « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

36- نظام جزايى در دوران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 16

16ـ مجازات مجرمان بيگانه بر اساس مقررات خودِ آنان ، با قوانين و مقررات مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) مخالفتى

نداشت .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله

37- نظام جزايى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 51 - 3،4،6

3- نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها در برابر تمامى حركات انسان است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

«ما» در «ما كسبت» موصوله است و معناى جنس را افاده مى كند. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه بشر انجام دهد و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

4- كيفر و پاداش الهى به انسان ها در قيامت ، كاملاً مطابق و متناسب با كم و كيف رفتار آدمى است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

6- رفتار انسان و استحقاق وى براى كيفر و پاداش ، اساس و مبناى جزاى الهى در آخرت است .

ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت

از اينكه خداوند در پاداش و كيفر مسأله كسب و تلاش انسان را مطرح ساخت (ما كسبت)، استفاده مى شود كه همين اساس پاداش و كيفر آدميان است نه چيز ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 12

12- هيچ انسانى در قيامت نسبت به كيفر و پاداش اعمال خويش ، ظلم و بى عدالتى نخواهد ديد .

يوم . .. توفّى كلّ نفس ما عملت و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 15

15- توجه به حاكميت عدل بر نظام كيفر و پاداش اخروى ، گرايش دهنده انسان ها به انجام اعمال و رفتار خوب و داراى پاداش

فمن أوتى كتـبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

از اينكه خداوند، نظام پاداش دهى خود را در قيامت، براى مردم تشريح مى كند، مى تواند به منظور تشويق انسانها به انجام اعمالى باشد كه پاداش الهى را در پى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 20 - 7

7 - وجود نظام كيفر و پاداش براى انسان ها ، مهم ترين مشخصه و ويژگى قيامت

هـذا يوم الدين

توصيف قيامت به روز جزا از سوى منكران معاد، به مجرد زنده شدن و بازيافتن خود و ديدن صحنه هاى قيامت (فإذاهم

ينظرون)، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 5

5 - در قيامت ، هر انسانى با كردار خويش ، مواجه شده و سزاى آن را خواهد ديد . *

كدحًا فملـقيه

ضمير مفعولى در «فملاقيه» ممكن است به «كدحاً» برگردد; در اين صورت احتمال مى رود مراد ملاقات جزاى عمل بوده و از باب مبالغه، به ملاقاتِ خود عمل، تعبير شده باشد.

38- ويژگيهاى نظام جزايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 60 - 12

12- نظام جزا و پاداش الهى ، به دور از هرگونه ستم

و لايظلمون شيئًا

«شيئاً» مى تواند كنايه از «ظلماً» و حاكى از اين باشد كه هيچ ظلمى در قيامت صورت نخواهدپذيرفت.

نظام حقوقى

39- {نظام حقوقى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 18

18 ـ نظام اخلاقى ، پايگاه و پشتوانه براى عمل به نظام حقوقى ، در اسلام

حقّاً على المحسنين

با توجّه به اينكه خداوند، احسان ـ كه از مقوله اخلاق است ـ را زمينه پذيرش احكام حقوقى و عمل به آنها قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 9

9 ـ هماهنگى نظام اخلاقى و نظام حقوقى ، در تعاليم دين

و ان كان ذو عسرة . .. و ان تصدّقوا خيرٌ لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19

19 ـ لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 1،3

1 ـ كسانى كه خواهان رعايت حقوق كودكان يتيم خويش از طرف جامعه هستند ، بايد حقوق كودكانِ يتيم ديگران را رعايت كنند .

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه

جمله «فليتّقوا اللّه»، به قرينه جمله قبل (لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً) چنين معنا مى شود: فليتّقوا اللّه فى امر الذريّة الضعاف; يعنى كسانى كه نگران رعايت حقوق فرزندان خويش پس از مرگ خود هستند، بايد تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعيف (يتيمان) ديگر مردمان رعايت كنند.

3 ـ عواطف انسانى ، از زمينه هاى ايجاد انگيزه براى رعايت حقوق يتيمان جامعه

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 11 - 35

35 ـ نظام حقوقى اسلام ، نشأت گرفته از علم و حكمت خداوند

يوصيكم اللّه فى اولادكم . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 9،13

9 ـ حق مساوى زن و مرد در مالكيّت و بهرهورى از كار و تلاش خويش

للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن

13 ـ زن و مرد ، داراى حق كسب و كار

للرّجال نصيب . .. و للنساء نصيب مما اكتسبن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 8

8 ـ هماهنگى نظام حقوقى اسلام ، با نظام تكوين

الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض

چون خداوند حق مديريّت بر زنان را بر اساس برترى تكوينى مردان قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 14

14 ـ ارتباط و پيوستگى نظام حقوقى و اخلاقى اسلام

فلاجناح عليهما ان يصلحا . .. و إن تحسنوا و تتقوا

تشريع صلح، يك مسأله حقوقى است و احسان و تقوا يك مسأله اخلاقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 7،11،13

7 ـ نظام حقوقى و اخلاقى اسلام ، مدافع مظلومان و ستمديدگان است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم

مظلومان در آيه شريفه از حكم تحريم (بدگويى ديگران) استثنا شده و اجازه يافته اند تا براى رساندن نداى مظلوميتشان به افشاگرى عليه ظالمان بپردازند و اين بيانگر دفاع نظام حقوقى اسلام از ستمديدگان است.

11 ـ آگاهى مطلق خداوند ، پشتوانه جعل قوانين حقوقى و اخلاقى اسلام

لايحب اللّه الجهر . .. و كان اللّه سميعاً عليماً

13 ـ نظام اخلاقى و حقوقى اسلام ، در ارتباط با يكديگر و پيوسته با همند .

لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 11

11 ـ نظام اخلاقى اسلام ، مكمل نظام حقوقى آن

إن تبدوا خيراً أو تخفوه أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

با توجه به آيه قبل كه در مقام بيان نظام حقوقى است (حق مظلوم در پرخاش بر ظالم)، و اين آيه كه عفو را اخلاقى خدا پسندانه و بهتر از انتقام مى داند، معلوم مى شود كه نظام اخلاقى اسلام، مكمل نظام حقوقى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 15،18،19

15 ـ ثبوت مالكيت و حق ارث براى زنان در نظام حقوقى اسلام

فلها نصف ما ترك و هو يرثها . .. فلهما الثلثان مماترك

18 ـ اهتمام قرآن به مسايل حقوقى و اقتصادى

قل اللّه يفتيكم فى الكللة . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

19 ـ ناديده گرفتن مسايل اقتصادى و حقوقى دين ( ارث و . . . ) مايه گمراهى و ضلالت

يستفتونك قل اللّه يفتيكم . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

40- نظام حقوقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 17

17 - حقوق اسلامى آميخته با اخلاق و احسان

كتب عليكم القصاص . .. فمن عفى له من أخيه شىء فاتباع بالمعروف و أداء إليه بإحسن

نظام سياسى

41- {نظام سياسى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 10

10 ـ جايگاه مهم ولايت و سرپرستى در نظام اجتماعى اسلام

لا يتّخذ المؤمنون . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 21،22،25،26

21 ـ خطا هاى گذشته مردم ، نبايد مانع از مشورت رهبران اسلامى با آنان باشد .

فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر

امر به مشورت با مؤمنان پس از تصريح به خطاكارى آنان، اشاره به اين معناست كه خطا و گناه پيشين مؤمنان نبايد مانعى براى مشورت با آنان قلمداد شود.

22 ـ نظام اسلامى ، نظامى مردمى و دور از استبداد رهبران است .

و شاورهم فى الامر

25 ـ تصميم گيرى نهايى پس از مشورت ، بر عهده رهبرى است .

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

چون «عزم» و تصميم پس از مشورت، بر عهده شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) گذاشته شده است، (عزمَت) نه به عهده جمع مورد مشورت و يا اكثريت آنان.

26 ـ حاكميّت رهبرى واحد ، همراه با پذيرش اصل شورا ، از ويژگى هاى نظام اسلامى

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 22

22 ـ ارتباط عميق ميان فلسفه سياسى و اعتقادى اسلام

يا ايّها الّذين امنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول . .. فان تنازعتم ... ان كنتم

چون اطاعت از رسول (صلی الله علیه و آله) و اولواالامر، كه يك مسأله سياسى است، مترتب به ايمان، كه يك مسأله اعتقادى است، شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 20

20 ـ ارجاع داورى به حاكمان خودكامه و سلطه گر ، پذيرش حاكميت طاغوت است .

الم تر الى الّذين يزعمون انّهم امنوا . .. يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت

امام صادق (ع) فرمود: . .. انّه لو كان لك على رجل حقّ فدعوته الى حكّام اهل العدل فأبى عليك اِلا انْ يرافعك الى حكام اهل الجور ليقضوا له لكان ممّن حاكم الى الطاغوت و هو قول اللّه عزّ و جل: الم تر الى الّذين يزعمون ... .


كافى، ج 7، ص 411، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 508، ح 361 ; تفسير برهان، ج 1، ص 387، ح 2، 3 و 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 254، ح 180.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 4

4 ـ عدم جواز پذيرش ولايت و سرپرستى كفار

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى سرپرست گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 12،13،14

12 ـ خداوند كمترين سلطه اى را براى كافران عليه مؤمنان ، تشريع نكرده و رضايت نداده است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

كلمه «سبيل» چون نكره است و پس از نفى قرار گرفته است، دلالت بر عموم دارد. يعنى هيچ راه سلطه اى را خداوند براى كافرين قرار نداده است.

13 ـ حرمت پذيرش ولايت و حكومت كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل . ..»، در مقام انشاء باشد و نه اخبار. يعنى نبايد مؤمنان سلطه كافران را پذيرا باشند.

14 ـ انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1،2،3،5،9

1 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

2 ـ كافران ، فاقد صلاحيت سرپرستى و حق ولايت بر مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء

3 ـ ايمان به خداوند ، ناسازگار با پذيرش دوستى و سرپرستى كافران

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

5 ـ اهل ايمان ، وظيفه دار تشكيل حكومتى بر مبناى ايمان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

چنانچه «ولىّ» به معناى سرپرست باشد، جمله «لاتتخذوا . ..»، دلالت بر حرمت پذيرش ولايت كافران دارد، و «من دون المؤمنين»، حكايت از ضرورت تشكيل و پذيرش حكومتى بر پايه ايمان دارد.

9 ـ هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 3

3 ـ تنها احكام الهى بايد اساس و معيار حكومت و قضاوت قرار گيرد .

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 5،13

5 ـ نظام سياسى و قضايى شكل گرفته بر پايه قوانين غير الهى ، نظامى جاهلى

افحكم الجهلية يبغون و من احسن من اللّه حكماً

13 ـ نظام برخاسته از وحى الهى ، بهترين نظام حكومتى و قضايى

و من احسن من اللّه حكماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 1،3،4،12

1 ـ ضرورت پرهيز مسلمانان از پذيرش ولايت و حاكميت يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

يكى از معانى ولايت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحيط)، بنابراين «ولى» مى تواند به معناى امير و حاكم باشد.

3 ـ يهود و نصارا ، مردمى غير قابل اعتماد و ناشايست براى برقرارى روابط دوستى مسلمانان با آنان

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

كلمه «اتخاذ» به معناى برگزيدن و اعتماد كردن است. (مجمع البيان).

4 ـ ناسازگارى ايمان با ايجاد پيوند دوستى و مودت با يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

مخاطب قرار دادن مسلمانان با عنوان اهل ايمان و سپس نهى از ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا، گوياى برداشت فوق است.

12 ـ لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 1،2،5،6،7،8،9،10

1 ـ تنها خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان فروتن ، برپا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى حق ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا الذين . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

2 ـ خداوند ، معرف فردى از مؤمنان برپا دارنده نماز و ادا كننده زكات براى سرپرستى ديگران ، با ذكر نشانى معين و مشخص

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

با توجه به اينكه جمله «و هم راكعون» جمله اى است حاليه و عامل آن فعل «يؤتون» است و نيز با توجه به ظهور «ركوع» در معناى مصطلح آن يعنى ركوع نماز، معلوم مى شود صفات شمرده شده، مخصوصاً آخرين صفت، عنوان مشير دارد ; يعنى براى معرفى شخصى معين است.

5 ـ ولايت و سرپرستى بر مؤمنان صدر اسلام ، از آن خدا ، رسول او و اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب ( ع )

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا . .. و يؤتون الزكوة و هم ركعون

6 ـ ولايت و رهبرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، در طول ولايت خدا و پرتويى از حاكميت اوست .

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

مفرد آوردن كلمه «ولىّ» ـ على رغم جمع بودن خبر آن ـ، رساى به اين حقيقت است كه ولايت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و ديگر واجدان شرايط، در طول ولايت خدا و پرتويى از ولايت اوست.

7 ـ بپاداشتن همواره نماز با تمامى شرايط آن و كوتاهى نورزيدن در پرداخت زكات ، شرط شايستگى براى ولايت و حكومت بر مؤمنان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

اقامه نماز به معناى برپا داشتن آن با تمامى شرايط است و فعل مضارع «يقيمون» و «يؤتون»، حاكى از استمرار و تداوم اقامه نماز و پرداخت زكات است.

8 ـ حالت خضوع و فروتنى در پرداخت صدقه و زكات ، از شرايط لازم براى تصدى حكومت و ولايت بر اهل ايمان

انما وليكم اللّه . .. الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم ركعون

در برداشت فوق، ركوع به معناى لغوى آن (خضوع) گرفته شده است.

9 ـ هرگونه حكومت و ولايت بر اهل ايمان ، به جز ولايت خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط ، حكومت و ولايتى نامشروع و غير قانونى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «انما» كه براى حصر است، استفاده شده است.

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 9

9 ـ حفظ قداست و احترام اسلام ، اصلى ضرورى در روابط با بيگانگان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. أولياء

42- نظام سياسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 8،12،18،27

8 ـ اِعمال رهبرى بر جامعه ، در گروِ وجود تمايل اجتماعى و زمينه پذيرش آن

ابعث لنا ملكاً نقاتل

با توجّه به اينكه حضرت اشموئيل قبل از درخواست مردم، كسى را به عنوان فرمانده ايشان معيّن نكرد; با اينكه ضرورت آن روشن بود.

12 ـ لزوم پيمان گرفتن رهبرى جامعه از مردم ، براى پايبندى بر تبعيّت از وى در جنگ و غير آن

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال اَلاّ تقاتلوا

18 ـ پيكار در راه خداوند ، عزّت بخش و رهاكننده جامعه از قيد تجاوز و اسارت

و ما لنا اَلاّ نقاتل فى سبيل اللّه و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

27 ـ فقدان زمامدار الهى در يك جامعه ، موجب پراكندگى صفوف آن جامعه و تسلّط اجانب بر آنان *

من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

درخواست بنى اسرائيل از پيامبر خويش براى تعيين زمامدارى الهى، حاكى است كه چنين مقامى در ميان آنها نبوده و در نتيجه، سلطه ستمگرانى را به دنبال داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 8

8 ـ تقدم برگزيدگان الهى بر ديگران ، در حكومت و زمامدارى

نحن احقّ بالملك منه . .. قال ان اللّه اصطفيه عليكم

43- نظام سياسى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 6

6 ـ فرعون براى اداره امور مملكتى از مشورت با ديگران ابايى نداشت .

يريد أن يخرجكم من أرضكم فماذا تأمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 1

1 ـ فرعون ، برخوردار از اقتدار و سلطنتى با نفوذ در سرزمين مصر بود .

يأتوك بكل سحر عليم

فعل «يأتوك» جواب فعل امر قرار گرفته و به حرف شرطِ مقدر مجزوم شده است. تقدير كلام چنين است: ان ترسل الحاشرين يأتوك بكل ساحر عليم. انتخاب اين تركيب براى كلام حاوى اين نكته است كه فرستادن نيروها مستلزم آوردن ساحران است و اين حكايت از نفوذ فراوان فرعون و مأموران وى بر سرزمين مصر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 12

12 ـ نظام فرعونى ، نظامى استثمارگر

و نستحى نساءهم

چون مجرد زنده نگهداشتن زنان كيفر محسوب نمى شود و فرعون با جمله «سنقتّل . .. و نستحى نساءهم» در صدد بيان مجازات قوم موسى بوده است، مى توان گفت هدف از بيان اين معنا استثمار زنان بنى اسرائيل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 16

16- تحميل بدترين شكنجه ها ، سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان از سوى فرعونيان ، آزمايشى بزرگ از جانب خداوند براى بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» شكنجه هاى فرعونيان باشد.

44- نظام سياسى مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 35 - 8

8ـ وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *

ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه

نظام عليت

45- {نظام عليت}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 7

7ـ جريان مشيت الهى ، از طريق اسباب و علل طبيعى

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

روشن است كه خداوند بدون سببى همانند كشتى نيز توانا بر نجات نوح و همراهانش بود. بنابراين فرمان او مبنى بر ساخت كشتى، اشاره به دو نكته دارد: يكى اينكه خداوند امور جهان را معمولاً از طريق اسباب و علل اداره مى كند و دوم آنكه درسى باشد براى مؤمنان كه براى پيشبرد اهداف ايمانى خويش، اسباب و علل را به كار گيرند و همواره منتظر امور غيبى نباشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 19

19ـ جريان مشيّت الهى با اسباب و علل طبيعى

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك إلاّ أن يشاء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 5

5- نيازمندى پديده ها به علت و پديد آورنده ، امرى بديهى و غير قابل ترديد است .

أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

از اينكه خداوند از خالقيت خود نسبت به پديده هاى آسمان و زمين نفى شك مى كند، مبتنى بر قضيه اى است كه كبراى آن به دليل وضوح و بداهتش نياز به ذكر ندارد و آن نيازمندى هر پديده (معلول) به پديد آورنده (علت) است كه همه عُقلا، و از جمله كفار، هيچ ترديدى درباره آن ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 5

5- اراده الهى ، از طريق اسباب و مسببات تحقق مى پذيرد .

و إذا أردنا . .. ففسقوا فيها فحقّ عليها القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 18

18- خداوند ، امور اين جهان را از طريق اسباب و علل به انجام مى رساند .

و تحسبهم أيقاظًا و هم رقود و نقلّبهم . .. و لملئت منهم رعبًا

خداوند، براى حفاظت از اصحاب كهف، جسم آنان را پهلو به پهلو مى كرد و منظره آنان را منظره افرادى بيدار و با هيبت قرار داد. به كاراندازى اين اسباب طبيعى، بدون نياز به آن، نشان دهنده سنت خداوند بر نقش دادن به اسباب و علل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 19

19- خداوند در فعليت دادن به اراده خود و عملى ساختن آن ، اسباب و علل را به كار مى گيرد .

فأردنا أن يبدلهما . .. فأراد ربّك ... رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى

خداوند، ربوبيّت خويش را نسبت به مؤمنان و فرزندان ايشان و نيز محرومان، از طريق مأمور ساختن خضر(ع) به شكافتن كشتى و. .. عملى ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 84 - 6

6- نظام طبيعت ، مبتنى بر ايجاد اشيا و تحقّق امور از طريق سلسله علل و اسباب است .

و ءاتينه من كلّ شىء سببًا

موفقيت «ذوالقرنين» در تصرّفات خويش، مرهون استفاده او از اسباب و وسائل بوده است. بيان اين موضوع در آيه، اشاره به حاكميت علل و اسباب بر امور جهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 4،13

4- علل طبيعى در حوادث عالم ، علت منحصر نيست .

قال كذلك قال ربّك هو علىَّ هيّن

13- قدرت خداوند بر اعطاى وجود به معدوم مطلق ، نشانگر محدود نبودن آن در دائره علل و اسباب طبيعى است .

هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا

مراد از «لم تك شيئاً»، نيستى مطلق است و تطبيق آن بر زكريا كه پيدايش او به پيدايش حضرت آدم از خاك منتهى مى شود، به اعتبار زمانى است كه اولين مخلوق از كتم عدم به وجود آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 20 - 8

8- برگزيدگان خداوند در تحقق اراده الهى در امور دنيا ، انتظار معجزه نداشته و مجراى طبيعى آن را جستجو مى كردند .

قالت أنّى يكون لى غلـم و لم يمسسنى بشر

حضرت مريم(س) با آن كه به قدرت خداوند ايمان داشت، ولى زمانى كه بشارت فرزند را شنيد، در تصور راه طبيعى آن به

نتيجه نرسيد و با جمله «أنّى يكون لى غلام» از نحوه پيدايش آن پرسيد. پيدا است كه او اسباب و علل طبيعى را در اين امور نيز، از نظر دور نمى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 5،6

5- علل و اسباب عادى و مجارى طبيعى امور ، محدودكننده اراده و قدرت خداوند نيست .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

مشكلى كه براى تولد فرزندى بدون پدر متصور است، از ناحيه فقدان برخى اسباب طبيعى است، ولى خداوند حركت بر خلاف اين مسير مأنوس را امرى ساده و آسان مى شمارد. پيام اين قضيه همان حاكميت خداوند بر علل و اسباب طبيعى است.

6- علل و اسباب حوادث عالم ، منحصر به علل طبيعى و عادى نيست .

قال ربّك هو علىَّ هيّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 35 - 9

9- خداوند براى ايجاد چيزى ، نيازمند به كارگيرى اسباب و وسايط نيست .

إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون

معناى نيازمند نبودن خداوند به اسباب و وسايط اين نيست كه خداوند اسباب را به كار نمى گيرد، بلكه بدان معنا است كه اسباب در رتبه متأخر از اراده و فرمان او قرار دارند، بنابراين اراده او محدود به هيچ وسيله اى نيست و وسايل نيز با فرمان او و به شكلى كه او بخواهد عمل مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 9

9 - علت ها و عوامل طبيعى ، مجارى تحقق اراده خداوند

و هو الذى يحى . .. و النهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 8

8 ـ علل و اسباب طبيعى ، مجراى اراده خداوند در عالم طبيعت

و هو الذى أرسل . .. و أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به بلدة ميتًا و نسقيه

برداشت فوق، با توجه به اين نكته به دست مى آيد كه خداوند، حركت بادهاى باران زا، نزول باران براى احياى زمين و سيراب شدن انسان و چهارپايان را، به خود نسبت داده و كار خويش دانسته است (و هو الذى أرسل الرياح . .. و أنزلنا من السماء ماء طهوراً . لنحيى...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 6

6 - بهره مندى از اوج رفاه و ثروت ، بدون اسباب و علل ، ناسازگار با قانون بهره گيرى از ابزار و وسايل در تأمين معيشت *

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. معارج عليها يظهرون

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 6

6- عوامل و اسباب طبيعى ، مورد توجه ، در تدبير و برنامه هاى الهى

فأسر بعبادى ليلاً

خداوند در هر شرايطى، قادر به عملى ساختن برنامه هايش مى باشد. با اين حال در رهاسازى بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان، نقش عوامل طبيعى (ليلاً) را ناديده نگرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 6

6ـ سلسله علل و اسباب طولى در نظام طبيعت ، به جعل و تدبير الهى است .

و نزّلنا من السماء . .. فأنبتنا به جنّـت و حبّ الحصيد

خداوند، خود باران را فرومى فرستد و خود آن را وسيله رويش گياهان قرار مى دهد و اين گونه يكى را رتبه سبب و ديگرى را رتبه مسبب مى بخشد. انتساب فعل ها به خداوند، مى رساند كه اين نظام طولى، مستند به جعل الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 35 - 3

3 - نياز پديده و شىء ممكن به علت پديد آورنده ، امرى بديهى و قابل فهم براى همگان

أم خلقوا من غير شىء

از اين كه خداوند اين مسأله را با پرسشى ساده و همراه با اعجاب و انكار مطرح كرده است; استفاده مى شود كه شبهه در نياز معلول به علت، براى عقل سليم شگفت انگيز بوده و شك در امر بديهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 5

5 - تحقق اراده الهى در قيامت ، از طريق اسباب و علل

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران

برداشت ياد شده با توجه به دو مطلب زير به دست مى آيد: الف) آيه شريفه مربوط به قيامت باشد. ب) خداوند «شواظ» و «نحاس» را وسيله منع نفوذ و گريز خلق قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 22 - 1

1 - هيچ حادثه ناگوارى در زندگى بشر ، اتفاقى و از روى تصادف نيست .

ما أصاب من مصيبة فى الأرض و لا فى أنفسكم إلاّ فى كتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 9،10

9 - خداوند ، براى هر چيزى اندازه اى و براى هر امرى در اين عالم ، اسباب و عللى قرار داده است .

قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

10 - نظام خلقت ، نظامى است قانونمند و متكى بر علل و اسباب .

قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 1 - 3

3 - استحكام و از هم پاشيدگى اجزاى آسمان ، تابع شرايط خاص و تأثيرات اسباب و علل است .

إذا السماء انشقّت

«إنشقاق» (شكافته شدن) مطاوعه «شقّ» (شكافتن) است و نتيجه و بازتاب آن را بيان مى كند. بنابراين آسمان، تحت تأثير عاملى شكافنده از هم مى گسلد.

46- نظام عليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 3

3 - تحقق فعل خدا با جريان اسباب و علل

فقلنا اضربوه ببعضها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 9

9- حاكميت نظام « علت و معلولى » در جهان طبيعت

و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 8

8- رفع گرفتارى از انسان هاى گرفتار به وسيله خداوند ، از طريق اسباب و علل ظاهرى است . *

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

47- نظام عليت و حاكميت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 20

20ـ دانش كشف ارتباط نظام اسباب و علل با حاكميت اراده الهى ، دانشى بس بلند مرتبه

ادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء . .. و إنه لذو علم لما علّم

نظام فرهنگى

48- {نظام فرهنگى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 4

4 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى با كسانى كه نماز و اذان را بازيچه مى پندارند و آن را به تمسخر مى گيرند .

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة

نظام قضايى

49- {نظام قضايى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 14

14 ـ داورى پيامبران در محدوده قوانين الهى

و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

بنابراينكه ضمير «ليحكم» به «الكتاب» برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 5

5 ـ مجازات هاى الهى ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة يضاعفها

جمله «و ان تك حسنة» عطف بر جمله اى مقدر است ; يعنى «ان تك سيئةً فلا يجزى الا مثلها و ان تك حسنة . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 9

9 ـ لزوم تشكيل حكومت و برقرارى نظام قضايى عادلانه در جامعه اسلامى *

انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا ب

لازمه اداى امانت به اهلش و سپردن مسؤوليتها به افراد لايق و قضاوت عادلانه در ميان مردم، وجود تشكيلات حكومتى و قضايى ميان مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 35

35 ـ نظام جزا و پاداش الهى ، به دور از هر گونه ستم

فلمّا كتب عليهم القتال . .. و لا تظلمون فتيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 7

7 ـ اعطاى درجه و اجر و پاداش از سوى خداوند بر اساس نظامى عادلانه

فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة وكلاّ . .. اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 8

8 ـ برقرارى نظام قضايى عادلانه و برحق در جامعه بشرى ، از اهداف نزول قرآن

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس

توصيف قرآن به حق بودن، بيانگر اين است كه قضاوت نيز، كه از اهداف نزول قرآن است، همواره قرين حق و عادلانه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 9

9 ـ اقرار انسان عليه خويش ، نافذ و داراى اعتبار قانونى است .

شهداء للّه و لو على أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 24

24 ـ احكام قضايى و قوانين الهى ، عادلانه و به دور از هرگونه ستم

و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 3

3 ـ تنها احكام الهى بايد اساس و معيار حكومت و قضاوت قرار گيرد .

و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 5،13

5 ـ نظام سياسى و قضايى شكل گرفته بر پايه قوانين غير الهى ، نظامى جاهلى

افحكم الجهلية يبغون و من احسن من اللّه حكماً

13 ـ نظام برخاسته از وحى الهى ، بهترين نظام حكومتى و قضايى

و من احسن من اللّه حكماً

50- فلسفه نظام قضايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 5

5- مسؤوليت برپايى نظام قضايى به منظور اجراى حدود الهى ، بر عهده فرد فرد مسلمانان است .

الزانية و الزانى فاجلدوا كلّ وحد منهما ماْئة جلدة

با آن كه اجراى حدود و مقررات، از طريق دستگاه قضايى انجام مى پذيرد; ولى خداوند همه مردم را مخاطب قرار داده و تازيانه زدن را از آنان خواستار شده است. اين حكايت مى كند كه يكايك افراد جامعه، در برابر اجراى حدود الهى مسؤول اند و بايد در اين مورد همكارى كنند.

51- نظام قضايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 62 - 9

9 ـ سرعت در حسابرسى و قضاوت و حكم، معيارى مهم و اساسى در نظام قضائى شايسته

ألا له الحكم و هو أسرع الحسبين

بيان سرعت حسابرسى به عنوان يكى از ويژگيهاى مهم در حكم و قضاوت خداوند، گوياى رجحان و مزيت قضاوت و حكمى است كه سرعت هر چه بيشتر و بدون فوت وقت انجام پذيرد.

52- نظام قضايى در دوران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 8

8ـ حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

53- نظام قضايى دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 62 - 4

4- اعتراف گرفتن از متهمان و مجرمان در منظر همگان ، از شيوه هاى محاكمه و كيفر دادن در ميان قوم بت پرست ابراهيم

قالوا فأتوا به على أعين الناس . .. قالوا ءأنت فعلت هـذا بـالهتنا يـإبرهيم

54- نظام قضايى مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 35 - 8

8ـ وحدت نظام سياسى و قضايى حكومت استبدادى مصر *

ثم بدا لهم من بعد ما رأوا الأيت ليسجننه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 8

8ـ حكومت مصر در زمان وزارت يوسف ( ع ) داراى تشكيلات و قوانين جزايى و قضايى بود .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

نظام كيفرى

55- {نظام كيفرى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 5،6،7،8،9

5 ـ كيفر انسان ها در قيامت ، بازتاب اعمال خود آنان است .

هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

6 ـ كيفر هاى الهى همطراز و متعادل با اعمال و رفتار انسانهاست .

هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

7 ـ تباه شدن اعمال نيك ، جزايى مناسب براى تكذيب آيات الهى و روز قيامت است .

حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

8 ـ خداوند انسان ها را تنها بر گناهان مستمرشان مجازات مى كند .

هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

استمرار از تقارن «كانوا» و فعل مضارع «يعملون» استفاده شده است.

9 ـ تباه شدن اعمال نيك آدمى و بى ارزش شدن آنها در پيشگاه خدا ، از كيفرهاست .

حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

تبيين اين حقيقت كه انسانها سزايى جز بازتاب اعمال خودشان ندارند، پس از بيان تباهى اعمال بر اثر تكذيب آيات، بيانگر اين است كه تباه شدن اعمال نيك نيز به نوبه خود كيفرى است كه بر تكذيب آيات و انكار قيامت مترتب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 5

5 ـ كيفر الهى ، كيفرى است سريع و بدون هيچ تأخير .

إن ربك لسريع العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 8

8 ـ در نظام كيفرى خداوند ، هيچكس به گناه ديگرى مؤاخذه نخواهد شد .

أفتهلكنا بما فعل المبطلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 12

12 ـ كيفر هاى الهى بازتاب اعمال نارواى گناهكاران است .

سيجزون ما كانوا يعملون

«ما» در «ما كانوا يعملون» مصدريه است و مفاد آيه اين مى شود كه «سيجزون عملهم». مطرح شدن عمل به عنوان جزا حاكى از اين است كه كيفر ملحدان چيزى جز چهره ديگر همان عمل نارواى آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 2

2 ـ كيفر الهى در مورد گنهكاران ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 11

11 ـ توجه به سنت الهى در مجازات كافران و گناهكاران ، زمينه ساز پرهيز از كفرورزى و ارتكاب گناه

كدأب ءال فرعون . .. إن اللّه قوى شديد العقاب

هدف از بيان مؤاخذه كافران و گنهكاران هشدارى است به انسانها تا با توجه به آن در مسير ايمان و ترك گناه قرار گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 44 - 6

6- هر گناهى ، كيفر و عذاب متناسب خود را دارد .

و إن جهنّم لموعدهم أجمعين . لها سبعة أبوب لكلّ باب منهم جزء مقسوم

از اينكه گفته شده است: «براى هر گروهى از گمراهان در و يا طبقه اى مخصوص در جهنّم وجود دارد» به دست مى آيد كه گناهان متفاوتند و كيفر متناسب خود را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 3

3 - خداوند ، بدون بيان وظايف و ابلاغ آن به بندگان خود ، آنان را عقوبت نمى كند .

قال كذلك أتتك ءايـتنا

روز قيامت به غافلان گفته مى شود: «أتتك آياتنا»; يعنى، آيات ما نزد تو آمد [نه اين كه ما آيات را فرستاديم، به تو رسيده باشد يا نرسيده باشد]. بنابراين خداوند، ملاك مؤاخذه را، ابلاغ آيات قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 9

9 - وجود تناسب ميان گناه و كيفر آن در نظام كيفرى الهى

ثانى عطفه . .. له فى الدنيا خزى

برداشت فوق از مقابله «ثانى عطفه» (تكبر) با «خزى» (ذلت) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 6

6 - كيفر هاى اخروى ، متناسب با كردار هاى آدميان در دنيا

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 188 - 4

4 - كيفر هاى الهى ، متناسب با اعمال آدميان

فأسقط علينا كسفًا . .. قال ربّى أعلم بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 4

4 - نظام كيفرى خداوند ، داراى حساب و برنامه اى معين

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

از عبارت «ردف لكم بعض. ..» استفاده، مى شود كه مجازات هاى الهى بدون محاسبه صورت نمى گيرد; بلكه داراى برنامه اى دقيق است كه طبق آن مرحله به مرحله اعمال مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 6

6 - نظام كيفرى خداوند ، به دور از هرگونه ظلم و بى عدالتى

هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

پرسش انكارى «هل تجزون. ..» درصدد بيان اين نكته است كه: گمان نشود جزاى اخروى بدكاران، سنگين و ظالمانه است; بلكه جزاها عين عمل آنان و هم طراز با آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 84 - 2،5

2 - پاداش الهى در جهان آخرت ، براساس فضل و احسان و كيفر او ، برپايه عدل و انصاف خواهد بود .

من جاء بالحسنة فله خير منها و من جاء بالسيّئة فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون

5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .

من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة

«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1،2

1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

2 - قوم عاد و ثمود ، مناسب گناهشان ، كيفر و عذاب شدند .

و عادًا و ثمودًا . .. و قـرون ... فكلاًّ أخذنا بذنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 9

9 - مجازات هاى الهى ، پس از اتمام حجت و ارائه دليل و برهان است .

فجاءوهم بالبيّنـت فانتقمنا من الذين أجرموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 10،11،12،14

10 - هيچ پدر و فرزندى ، در قيامت به جاى هم حتى اندك كيفرى نمى شوند .

لايجزى والد عن ولده و لامولود هو جاز عن والده شيئًا

11 - در قيامت ، بار عمل هر كس ، تنها بر دوش خود او است .

لايجزى والد عن ولده و لامولود هو جاز عن والده شيئًا

12 - در قيامت ، برعهده گرفتن بخشى از كيفر پدر از ناحيه فرزند ، به خاطر سنگين بودن حق وى بر فرزند ، امرى متوقع است . *

و لامولود هو جاز عن والده

درباره مجازات نشدن پدر به جاى فرزند، از فعل «يجزى» استفاده شده است و درباره نفى مجازات فرزند به جاى پدر از «جاز» كه حالت صفتى و تأكيد بيشترى دارد. چنين تأكيدى، مى تواند به خاطر توقعى باشد كه از ناحيه پدران هست. و نيز مى تواند به خاطر اين باشد كه او، از حيث عاطفه و مهر، به مراتب كم تر از پدر است. برداشت بالا بر اساس احتمال نخست است.

14 - مجازات شدن هر كسى در قبال عمل خودش ، امرى حتمى و تخلف ناپذير است .

يومًا لايجزى والد عن ولده و لا مولود هو جاز عن والده شيئًا إنّ وعد اللّه حقّ

اين برداشت، بنابراين احتمال است كه متعلق «وعد»، عبارت «لايجزى. ..» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 14

14 - عمل ها و موضع گيرى ها هر كدام ، متناسب با خود ، عذاب و كيفر دارند .

فذوقوا بما نسيتم . .. ذوقوا ... بما كنتم تعملون

تكرار «ذوقوا» با ذكر سبب هر كدام از آنها، مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه هر كدام از عمل ها و نيز برخوردهاى منفى با اعتقادات دينى، عذاب خاص خود را دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 23،24

23 - عذاب هاى خداوند ، متناسب با بدكردارى كيفرشدگان است .

هل يجزون إلاّ ما كانوا يعملون

24 - كيفر مستكبران و مستضعفان كافر در قيامت ، متناسب با كردار بد آنان است .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. و جعلنا الأغلـل فى أعناق الذين كفروا هل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 20

20 - كيفر شدن در قيامت ، پس از اتمام حجت و ارائه راه درست و حق به بندگان در دنيا است .

و نقول للذين ظلموا ذوقوا عذاب النار . .. و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت ... و ق

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند پس از نقل عذاب شدن ظالمان، مسأله ارائه حق و تلاوت آيات الهى بر آنان را مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 1،3

1 - عذاب دردناك مشركان و كافران مستكبر در دوزخ ، تجسم اعمال خود آنان و متناسب با رفتار ايشان است .

لذائقوا العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

آيه شريفه، در واقع پاسخ سؤالى است كه از آيه قبل برمى آيد و آن اين كه: چرا عذاب مشركان مستكبر، عذابى دردناك است و آيا اين عذاب عادلانه است؟

3 - مجازات هاى الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با اعمال و رفتار خود انسان هااست .

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 3،4

3 - كافران و مشركان تهديد شده به عذاب الهى ، از پيش انذار و اخطار شده و اتمام حجت شده بودند .

فساء صباح المنذرين

منظور از «منذرين» (اخطار شدگان) كافران و مشركان اند. اين تعبير مى رساند كه آنان از سوى پيامبراسلام و قرآن، انذار و اخطار شده بودند.

4 - آمدن عذاب الهى ، پس از انذار و اخطار و اتمام حجت است .

فساء صباح المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 2،3

2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

حذف مضاف در «ماعملت» ـ كه در اصل «جزاء ماعملت» است ـ مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان

با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.

3 - پاداش و كيفر مطابق و متناسب با رفتار ، پاداش و كيفرى است عادلانه و به حق .

و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس ما عملت

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، به منزله بيان براى جمله «و هم لايظلمون» مى باشد; يعنى، ظلم نشدن در حق بندگان به اين خاطر است كه هر كسى مطابق آنچه انجام داده، جزا خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 17 - 1،5

1 - نظام پاداش و كيفر الهى در قيامت ، فراگير همه انسان ها و شامل تمامى حركات انسان ها است .

اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت

«ما» در «بما كسبت» موصول بوده و افاده كننده معناى جنس است. بنابراين «ما كسبت»; يعنى، هر آنچه كه بشر انجام داده و هر حركتى كه از خود نشان دهد.

5 - در نظام كيفر و پاداش الهى در قيامت ، به كسى كمترين ستمى نخواهد شد .

لا ظلم اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 1،10

1 - جزا و كيفر الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با رفتار زشت انسان است .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها

مقصود از مجازات به مثل، عادلانه بودن جزاى الهى و متناسب بودن آن با رفتار انسان ها است.

10 - خداوند با كافران بدكردار در قيامت ، بر مبناى عدل و با مؤمنان نيك كردار براساس فضل و لطف خويش برخورد خواهد كرد .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها و من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن ... يرزقون فيها ب

برداشت ياد شده از آن جا است كه مجازات گناه كاران، تنها به ميزان گناه آنان است; ولى پاداش مؤمنان نيك كردار، بى شمار و افزون بر استحقاق آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 48 - 6

6 - در قيامت ، هيچ كس بار كيفر ديگران را بر دوش نخواهد كشيد .

فيقول الضعفـؤا . .. فهل أنتم مغنون عنّا نصيبًا من النار . قال الذين استكبروا إنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 7

7 - مجازات پروردگار ، عادلانه و متناسب با نوع رفتار و كردار آدمى است .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين

مجازات شدن متكبران خود برتربين به خوارى و ذلت، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 14

14 - تناسب كيفر هاى الهى با رفتار و عملكرد آدمى

فاستكبروا . .. عذاب الخزى ... و لعذاب الأخرة أخزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 11

11 - تناسب عذاب هاى الهى ، با گناهان و عملكرد آدميان

لهم فيها دار الخلد جزاء بما كانوا بأيـتنا يجحدون

گفتنى است كه در آيه شريفه در برابر انكار مستمر آيات الهى، عذاب مستمر و هميشگى قرار داده شده است. با الغاى خصوصيت از مورد، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 25

25 - تفهيم اتهام و تبيين جرايم كافران براى ايشان ، قبل از اِعمال مجازات درباره آنان

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا و لنذيقنّهم من عذاب غليظ

از اين كه خداوند، مجازات كافران را پس از اطلاع آنان نسبت به گناهان شان ذكر فرموده، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 3،5

3 - انتقام جويى ، كينه توزى و تجاوز از حد در مسير مجازات ستمگر ، ممنوع و نامشروع است .

و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

5 - قصاص و مجازات بدى و خطا ، بايد مطابق و مماثل با خطا باشد ; نه متفاوت با آن

و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 15

15- كيفر هاى الهى براى مجرمان ، متناسب با جرم و گناه ايشان *

تجزون عذاب الهون بما كنتم تستكبرون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «استكبار» در قبال «هون» اشاره به اين تناسب داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 4

4 - برنامه الهى در كيفر مجرمان و متجاوزان ، كاملاً دقيق و حساب شده است .

مسوّمة عند ربّك

تعبير «مسوّمة عند ربّك» و علامت دار بودن سنگ ها، حاكى از وجود دقت و حسابگرى در نظام كيفرى خداوند براى متجاوزان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 35 - 3

3 - جدا شدن مؤمنان از صف مجرمان و مسرفان پيش از نزول عذاب ، نمودى از قانون مندى نظام كيفرى حق

مسوّمة عند ربّك . .. فأخرجنا ... من المؤمنين

ممكن است «أخرجنا. ..»، نمودى از «مسوّمة» و مصداقى براى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 49 - 4،5

4 - تناسب كامل ميان كيفر و كردار مجرمان ، در نظام كيفرى خداوند

يوم يسحبون فى النار . .. إنّا كلّ شىء خلقنـه بقدر

خداوند، پس از بيان مجازات مجرمان، در حقيقت اين قانون كلى را تذكر داده است كه تمامى برنامه هاى ما از روى عدل و حساب است. از آن جمله كيفر مجرمان است كه هر يك به تناسب عمل و استحقاقشان، كيفر خواهند ديد.

5 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) إنّه سئل عن قوله اللّه : « إنّا كلّ شىء خلقناه بقدر » فقال : يقول اللّه عزّوجلّ إنّا كلّ شىء خلقناه لأهل النار بقدر أعمالهم ;

روايت شده كه از امام على بن ابى طالب(ع) [درباره] آيه «إنّا كلّ شىء خلقناه بقدر» سؤال شد، آن حضرت فرمود: خداوند مى فرمايد: ما هر چيز را براى اهل دوزخ به اندازه اعمالشان خلق نموديم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 7

7 - مؤاخذه و كيفر خلايق ( جن و انس ) ، در قيامت براساس جرم آنان است .

يعرف المجرمون بسيمـهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 4

4 - وجود تناسب ، ميان نوع گناه و كيفر الهى

و لايحضّ على طعام المسكين . فليس له اليوم هـهنا حميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 36 - 4

4 - وجود تناسب ، ميان گناه و كيفر الهى

و لايحضّ على طعام المسكين . .. و لا طعام إلاّ من غسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 26 - 1،4

1 - جهنميان به ميزان كردار خويش ، كيفر خواهند شد .

جزاء وفاقًا

«جزاء» مصدر است و نصب آن، يا براساس مفعول مطلق بودن آن است; يعنى، «يجزون جزاءً» و يا با تأويل به مشتق رفتن، حال براى «حميم» و «غسّاق» است. در صورت اول، مراد اين است كه كيفر آنان، كيفرى مناسب و به ميزان گناه آنان خواهد بود و در صورت دوم، همان «حميم» و «غسّاق» كيفر مناسب آنان است. هر يك از دو احتمال، مى تواند مبناى برداشت ياد شده باشد. «وفاقاً» گرچه مصدر است; ولى چون صفت مى باشد، به معناى «موافقاً» خواهد بود.

4 - تناسب عذاب و گناه ، در نظام كيفرى خداوند

جزاء وفاقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 7

7 - نوشيدن آب جوشان و خونابه چركين و بدبو در جهنم ، عقوبتى مناسب با گناه تكذيب آيات الهى

إلاّ حميمًا و غسّاقًا . .. و كذّبوا بـايـتنا كذّابًا

ترتيب پنج آيه مورد بحث، به گونه اى است كه آيه «جزاء وفاقاً»، دو عقوبت قبل از خود را كيفرى مناسب، براى دو گناه بعد از خود قلمداد كرده است. عقوبت ها يكى منفى (لايذوقون) و ديگرى مثبت (إلاّ حميماً و غساقاً) بود و گناهان نيز يكى منفى (لايرجون) و ديگرى مثبت (كذّبوا) است. آيه «جزاء وفاقاً» در ميان آنها، گوياى تناسب عقوبت منفى با گناه منفى و تناسب عقوبت مثبت با گناه مثبت است. برداشت ياد شده بيانگر تناسب دو مثبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 29 - 4

4 - مجازات هر كس در جهان آخرت ، براساس كردار ها و عقايد او است .

و كلّ شىء أحصينـه كتـبًا

بيان ثبت همه چيز ـ كه مصداق يقينى آن به قرينه آيات پيشين، كردار و عقيده جهنميان است ـ در واقع تهديدى براى خطاكاران و هشدار به همه انسان ها است كه افكار و رفتارشان، روزى بر آنان عرضه خواهد شد و ايشان كيفر آن را خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 6

6 - تناسب عذاب و گناه ، در نظام كيفرى خداوند

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 6

6 - تناسب گناه و عذاب ، در نظام كيفرى خداوند

الذين فتنوا . .. فلهم عذاب جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 6

6 - تناسب مجازات با گناه ، در نظام كيفرى خداوند

فى تكذيب . .. محيط

ر. ك. توضيح 5

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 9،10

9 - تناسب كيفر هاى اخروى ، با گناهان انسان

همزة لمزة . .. لينبذنّ فى الحطمة

برگزيدن نام «حطمة» ـ كه نشانگر درهم شكسته شدن جهنميان در آتش است ـ ممكن است در ارتباط با گناه «هَمْز» و «لَمْز» باشد كه باعث شكسته شدن شخصيت و اعتبار كسى نزد ديگران است. مادّه «نبذ» نيز كه بر افكندن تحقيرآميز دلالت دارد، چه بسا ناظر به تناسب آن با استهزاها و متلك انداختن هاى فرد دوزخى باشد.

10 - درهم شكسته شدن در آتش جهنم ، كيفرى مناسب براى درهم شكستن شخصيت مردم

همزة لمزة . .. لينبذنّ فى الحطمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 2،4

2 - انسان در قيامت ، به جهت باور ها و نيت هايش ، مؤاخذه شده و كيفر خواهد ديد .

الّتى تطّلع على الأفئدة

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

56- حاكم نظام كيفرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 5

5 - خداوند ، حاكم بر نظام كيفررسانى به مستحقان عذاب

نجزى

57- عدالت در نظام كيفرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 4

4 - همانندى و يك سانى مجازات و كيفر زنان و مردان مشرك و كافر در قيامت

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه اختصاص به ذكر يافتن «ازواج» (همسران)، مى تواند براى از بين بردن اين توهم باشد كه زنان مشرك و كافر از كيفر الهى معاف اند.

58- نظام كيفرى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 5،6،7،8

5 - هيچ كس در روز قيامت ، ذره اى از عذاب ديگرى را بر عهده نمى گيرد و متحمل نمى شود .

واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

6 - در روز قيامت ، شفاعت هيچ كس درباره ديگرى پذيرفته نخواهد شد .

و لايقبل منها شفعة

ضمير در «منها» مى تواند به «نفس» دوم برگردد; يعنى، اگر فرد مورد مؤاخذه شفيعى، بياورد شفاعتش قبول نمى شود و همچنين مى تواند به «نفس» اول كه مراد از آن دوستان و نزديكان و . .. هستند، ارجاع شود; يعنى، آن دوستان (در ضمن اينكه عذاب دوست خويش را بر عهده نمى گيرند) اگر شفاعتى نيز درباره او بكنند، شفاعتشان پذيرفته نمى شود.

7 - در روز قيامت از هيچ كس عِدل و عوضى - كه خويشتن را با آن باز خرد - گرفته نخواهد شد .

و لايؤخذ منها عدل

كلمه «عَدْل» به معناى: فديه و عوض است كه شخص براى آزادى خود يا ديگرى مى پردازد، تا از اسارت و مانند آن آزاد شود.

8 - در روز قيامت هيچ كس به دفاع از ديگرى برنخواهد خواست و او را يارى نخواهد كرد .

و لاهم ينصرون

59- نظام كيفرى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 2

2 - شكنجه يا مرگ ( بريدن سر ) ، مجازات تخلف بى دليل از مقررات سپاه سليمان

أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه

60- نظام كيفرى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 14

14 - بريدن دست و پاى مجرمان و بستن آنان به چوبه هاى دار ، از جمله سخت ترين مجازات ها در زمان فرعون بود .

فلأقطّعنّ . .. و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل

61- ويژگيهاى نظام كيفرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 23

23 - عذاب هاى خداوند ، متناسب با بدكردارى كيفرشدگان است .

هل يجزون إلاّ ما كانوا يعملون

62- ويژگيهاى نظام كيفرى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 130 - 2

2 - قوانين و مجازات هاى رايج در ميان قوم عاد ، ظالمانه و خارج از اعتدال بود .

و إذا بطشتم بطشتم جبّارين

نظام هاى ظالمانه

63- {نظام هاى ظالمانه}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 16

16- تحميل بدترين شكنجه ها ، سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان از سوى فرعونيان ، آزمايشى بزرگ از جانب خداوند براى بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» شكنجه هاى فرعونيان باشد.

16- نظم

1- آثار نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 5

5 - تداوم نظم كنونى جهان و ادامه حيات در آن ، جلوه اى از حلم و غفران الهى

إنّ اللّه يمسك السمـوت . .. إنّه كان حليمًا غفورًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «إنّه كان حليماً غفوراً» در مقام تعليل براى جملات پيشين است; يعنى، خداوند آسمان ها و زمين را از فروپاشى حفظ مى كند; زيرا او نسبت به بندگانش بردبار و آمرزنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 6 - 2

2 - برنامه و حساب دقيق حاكم بر هستى ، خود دليل ضرورت قيامت و محاسبه نهايى كردار آدميان *

و الذريـت . .. و إنّ الدين لوقع

از مناسبت ميان مقسم به و جواب قسم، استفاده مى شود: همان طور كه تمام مظاهر طبيعت به گونه اى حساب شده در ارتباط باهم قرار دارند و هدفى را دنبال مى كنند; به طريق اولى حيات انسان بى فرجام نيست و بدون حساب پايان نمى پذيرد.

2- اختلال در نظم آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 9 - 3

3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت

و إذا السماء فرجت

3- اختلال در نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 14 - 4

4 - دگرگونى نظم كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

يوم ترجف الأرض و الجبال و كانت الجبال كثيبًا مهيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 8 - 2

2 - دگرگون شدن نظم كنونى منظومه شمسى ، در آستانه برپايى قيامت

فإذا النجوم طمست

4- اخلال در نظم عمومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 11،12

11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور

أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد

12 - موسى ( ع ) از سوى فرعون ، به فسادانگيزى و اخلالگرى در نظم عمومى سراسر كشور مصر متهم شد .

أو أن يظهر فى الأرض الفساد

آمدن تعبير «فى الأرض» (در زمين) گوياى اين نكته است كه موسى(ع) به اخلال و فسادانگيزى در سراسر كشور متهم گرديد; نه در نقطه اى خاص.

5- ارزش نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 5

5 - ارزشمندى نظم و انضباط و تشكل و صف آرايى در زندگى

و إنّا لنحن الصافّون

توصيف فرشتگان و يا بندگان خالص خدا به در صف بودن (در آيه اى كه در مقام تمجيد از آنان است) برداشت بالا را افاده مى كند.

6- اهميت نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 10

10 ـ نقش بارز و سازنده نظم و انضباط در حركت هاى رزمى و صحنه هاى نبرد *

أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 7

7 - اهميت و ارزش والاى نظم ، انسجام و حركت جمعى ، در زندگى و در برابر دشمن

و الصـفّـت صفًّا

صف كشيدن هر گروهى ـ چه فرشتگان و چه مجاهدان ـ گوياى وجود نظم، انسجام و حركت جمعى در ميان آن گروه است. توصيف خداوند از گروه فرشتگان و مجاهدان به صف بستگان، بيانگر برداشت ياد شده است.

7- اهميت نظم آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 6

6ـ نظم و قانون مندى دقيق و فراگير ، داراى اهميتى ويژه در نظام كرات آسمانى

كيف بنينـها . .. و ما لها من فروج

8- اهميت نظم در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 7

7 - مؤمنان در نبرد با دشمنان ، بايد منظم ، سازمان يافته و همچون بنايى ريخته شده از سرب ، استوار و نفوذناپذير باشند .

يقـتلون . .. صفّـًا كأنّهم بنيـن مرصوص

«مرصوص» از ريشه «رصاص» (سرب) مشتق است. «بنيان مرصوص»; يعنى، بنايى كه با سرب استوار و محكم شده است.

9- اهميت نظم در سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 5،6

5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش

أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه

6 - اهميت نظم و انضباط در نيرو هاى نظامى

أم كان من الغائبين . لأعذّبنّه عذابًا شديدًا أو لأاْذبحنّه

10- اهميت نظم ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 2

2 - ستارگان و نظام حاكم بر آنها ، پديده اى عظيم و شايان مطالعه و انديشه

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند به ستارگان و تصريح بر عظمت اين سوگند، بيانگر مطلب ياد شده است.

11- اهميت نظم مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 1 - 6

6 - نظم و انضباط در نيروى نظامى ، امرى با اهميت و بايسته

و الصـفّـت صفًّا

12- برهان نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 3

3- نظم و هماهنگى در جهان آفرينش ، دليلى است بر وحدانيت خداوند .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «إلاّ» به معناى «غير» باشد; يعنى، اگر غير خداوند، خدايان ديگرى در جهان بود، نظم كنونى جهان متلاشى مى شد. مفهوم و پيام اين سخن اين است كه نظم كنونى جهان، تنها به اراده خدا و دليل بر وحدانيت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 7

7 - چرخه منظم حيات و ارتباط و هماهنگى كامل ميان عوامل جوى و زمينى ، نشانه يكتايى مدبر هستى

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض

عبارت «من السماء و الأرض» مى تواند اشاره به وجود هماهنگى عوامل زمينى و آسمانى، در تدارك نيازمندى هاى انسان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 2

2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .

سبحـن ربّ السمـوت و الأرض

13- تعقل در نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 9

9 ـ مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.

فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم

سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.

14- حافظ نظم آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 1

1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .

إنّ اللّه يمسك السمـوت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده

15- حافظ نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 1

1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .

إنّ اللّه يمسك السمـوت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده

16- حافظ نظم زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 1

1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .

إنّ اللّه يمسك السمـوت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده

17- عوامل اختلال در نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 9

9 - تعدد خدا ، موجب متلاشى شدن و مختل گشتن نظام زندگى بشر خواهد شد .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشـكسون

18- عوامل نظم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 6

6- نظم و هماهنگى در هر كارى ، نيازمند به وحدت در مديريت و رهبرى است .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

برداشت ياد شده با انتزاع از مورد آيه به دست مى آيد; زيرا علت فساد و متلاشى شدن جهان، بر اثر چندگانگى در الوهيت و ربوبيت، نسبت به هر امر منسجم و هماهنگى قابل تسرّى و انطباق است و آسمان ها و زمين خصوصيتى ندارند.

19- عوامل نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 13

13- حاكميت نظم در جهان هستى ، تنها در پرتو وجود قدرت واحد امكان پذير است .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

پيام اصلى آيه، برهان هماهنگى در هستى است; يعنى، تعدد قدرت با نظم واحد حاكم بر هستى سازگار نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 2

2 - سامان يافتن نظام جهان ، در پرتو تقسيم و دسته بندى امور ، به دست كارگزاران الهى ( فرشتگان )

فالمقسّمـت أمرًا

20- فلسفه نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 2

2 - چينش اجزاى طبيعت ( ستارگان و . . . ) به تدبير خداوند ، به گونه اى كه وسيله هدايت و نجات انسان ها است .

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر

مراد از «يهديكم» ـ مطابق نظر برخى از مفسران و بعضى از آيات قرآن (و بالنجم هم يهتدون) ـ رهيابى انسان از طريق ستارگان و ديگر عوامل و مشخص كردن مسير خود در تاريكى شب ها است.

21- قانونمندى نظم آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 6

6ـ نظم و قانون مندى دقيق و فراگير ، داراى اهميتى ويژه در نظام كرات آسمانى

كيف بنينـها . .. و ما لها من فروج

22- محدوده نظم آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 4

4 - نظام و نظم موجود آسمان ، داراى امدى محدود است ; نه جاودان .

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

23- منشأ نظم آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 2

2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .

إنّ اللّه يمسك السمـوت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده

24- منشأ نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 3

3 - استوارى نظام تكوين ، مرهون راه نداشتن آراى هوسبازان در قوانين به حق آن

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 2

2 - چينش اجزاى طبيعت ( ستارگان و . . . ) به تدبير خداوند ، به گونه اى كه وسيله هدايت و نجات انسان ها است .

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر

مراد از «يهديكم» ـ مطابق نظر برخى از مفسران و بعضى از آيات قرآن (و بالنجم هم يهتدون) ـ رهيابى انسان از طريق ستارگان و ديگر عوامل و مشخص كردن مسير خود در تاريكى شب ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 3

3 - تداوم نظام هستى ، چونان پيدايش آن ، تحت تدبير و اراده الهى است .

هو اللّه . .. الملك

وصف «الملك» در صورتى همواره بر خدا صدق مى كند كه فرمانروايى او هميشگى باشد; نه اين كه نظامى را به وجود آورده باشد كه بى نظارت و فرمانروايى او به حيات خود ادامه دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 2 - 6

6 - آفريدن و نظام دادن به جهان هستى ، اقتضاى ربوبيت خداوند است .

ربّك . .. الذى خلق فسوّى

25- منشأ نظم در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 4

4- هيچ قدرتى جز خداوند ، قادر به اداره منظم و منسجم جهان نيست .

لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا

خداوند، وجود چند خدا را ـ كه در امور جهان دخالت داشته باشند ـ نفى فرموده و موجب فساد نظم جهان دانسته است. اين فسادآورى ممكن است به خاطر اين باشد كه خدايان ديگر، قادر به اداره جهان و سامان بخشيدن به آن نباشند.

26- منشأ نظم زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 2

2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .

إنّ اللّه يمسك السمـوت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده

27- نابودى نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 3

3 - متلاشى شدن نظم كنونى جهان طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

28- نظم آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 2

2 - نظام و نظم موجود آسمان ، داراى فرجامى محدود و رو به نابودى

يوم تكون السماء كالمهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 28 - 2

2 - خداوند ، آسمان را پديده اى به دور از كاستى و ناهماهنگى و به گونه اى موزون و متعادل قرار داده است .

فسوّيها

«سوِىّ» به چيزى گفته مى شود كه در مقدار و كيفيت آن، افراط و تفريط نشده باشد (مفردات راغب). بنابراين جمله «سوّاها»; يعنى، خداوند آسمان را به گونه اى قرار داد كه در شكل و اجزاى آن، تعادل برقرار است.

29- نظم آسمان هاى هفتگانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 2

2 - آسمان هاى هفتگانه در نظم و اتقان ، متناسب و مشابه هم اند .

سبع سمـوت طباقًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «طباقاً» از مصدر «طابَقَ» و به معناى مطابقت و مشابهت باشد. در اين صورت مقصود از آن، تشابه و تطابق آسمان ها در نظم و اتقان و مانند آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 2

2 - وجود مطابقت و نظم و هماهنگى ، ميان آسمان هاى هفت گانه

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سمـوت طباقًا

«طباق» در دو معنا به كار مى رود: 1ـ مطابق و موافق كامل بودن چيزى با چيز ديگر; 2 قرار گرفتن چيزى بر فراز چيز ديگر. بر مبناى معناى نخست، مقصود وجود هماهنگى و نظم در آسمان ها است. و براساس معناى دوم مراد طبقات آسمان ها است كه به شكل طبقه طبقه و تودرتو مى باشد.

30- نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 2،3،11

2 ـ آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث و داراى نظم

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار

3 ـ نظمِ شب و روز ، از آيات الهى

انّ فى . .. و اختلاف الّيل و النّهار لايات

11 ـ پى بردن از آفرينش به قدرت مطلق خداوند و يكتايى او در فرمانروايى بر هستى ، دليل بهره مند بودن آدمى از خرد ناب

انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 20،23

20 ـ جهان آفرينش ، مجموعه اى هدفدار و منظّم

يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

«باطل» به چيزى گفته مى شود كه هدفى را تعقيب نكند و يا داراى غرض و هدفى معقول نباشد. بنابراين باطل نبودن هستى يعنى دارا بودن هدف معقول و منطقى و لازمه هدفدارى، نظم است.

23 ـ آفرينش ، نظامى حساب شده ، متقن و ضرورى

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

حقّ، كارى است كه انجام آن ضرورى است و به اندازه لازم و در زمان خودش تحقق يابد. (مفردات راغب). و باطل نقيض حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 33 - 7

7- نظام خلقت ، قانونمند ، هدفدار و داراى نظم

الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخـّر لكم الشمس و القمر دائبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 16 - 2

2- ستارگان ، در مدار و قرارگاههايى معين در حال حركتند .

و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زينـّها للنـظرين

«برج» به منزلگاه و قرارگاه معنا شده است و منزلگاه به جايى اطلاق مى شود كه وارد شونده اى بر آن وجود داشته باشد و مراد از آن در اين آيه، مى تواند ستارگان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 3 - 2

2- جهان آفرينش ( آسمان ها و زمين ) ، داراى نظم ، هدف ، اتقان ، استوارى و به دور از هرگونه پوچى و بى نظمى

خلق السمـوت و الأرض بالحق

از معانى «حق» هدف دارى حكيمانه و متقن بودن است. بنابراين «خلق السماوات و الأرض بالحق»; يعنى، جهان را هدف دار و در نهايت اتقان و استوارى آفريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 13

13- كمترين درهم ريختگى و نابسامانى ، در نظام هستى و آفرينش وجود ندارد .

و كلّ شىء فصّلنـه تفصيلاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «كلّ شىء» همه هستى باشد و در اين صورت «فصّلناه» از ماده «فصل» و به معناى جداسازى چيزى از چيز ديگر است (مفردات راغب). بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما هر چيزى را در جايگاه خويش به گونه اى قرار داديم كه با ديگرى مخلوط نشود و اصطكاكى پيدا نكند و هر پديده اى در اين عالم داراى نظم بوده و به سامان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 6

6- نظم و نظام جهان هستى و حاكميت قدرت واحدى بر آن ، نشان يگانگى خداوند است .

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

اين برداشت، از برهان خلفى كه در آيه به آن اشاره شده، استفاده مى شود. توضيح اينكه اگر خدايان متعددى وجود داشت، بايد براى تصاحب قدرت تنازع مى كردند و آثار آن معلوم مى گرديد و چون آثار و نتايج آن معلوم نشده، پس تنازعى رخ نداده است و چون تنازع رخ نداده معلوم مى شود خداوند، واحد و يگانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 8

8- تحقق نيافتن معاد انسان قبل از قيامت ، معلول حاكميت نظم و برنامه در كار آفرينش است نه ناشى از عدم قدرت خداوند

قادر على أن يخلق مثلهم و جعل لهم أجلاً

تذكر «جعل لهم أجلاً» پس از «قادر على أن يخلق مثلهم» در واقع پاسخ گويى اين سؤال مقدّر است كه اگر خدا قادر بر خلقت دوباره انسانهاست، پس چرا از هم اكنون اين كار را نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 94 - 5

5- موجودات جهان داراى نظم و آمار دقيق اند .

لقد أحصيهم وعدّهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 1

1 - تنظيم نظام تشريع و تكوين بر اساس تمايلات و هوس هاى كافران ، مايه تباهى نظام هستى

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ

اين آيه، ادامه آيه پيشين است. در آيه قبل بيان شد كه مخالفت كافران و رفاهمندان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، از آن جهت نبود كه آن دو براى آنها ناشناخته بود; بلكه از آن رو بود كه پيام هاى قرآن ـ كه آورنده آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد ـ سراسر حق است و حق در ذائقه آنها ناخوشانيد بود. بنابراين آنها در صورتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مى پذيرفتند كه سخنانى مطابق هوس هاى آنها مى آورد. در اين آيه نيز مى فرمايد: اما هرگز حق نمى تواند تابع هوس هاى آنها شود; زيرا در آن صورت ـ با توجه به نامحدود و متناقض بودن خواسته ها ـ همه چيز از هم مى پاشيد; نه آسمان باقى مى ماند، نه زمين و نه موجودات ساكن در

آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 91 - 7

7 - نظام هماهنگ و سامان مند جهان ، دليل يگانه بودن خدا و بطلان پندار شرك

و لعلا بعضهم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 7

7 - چرخه منظم حيات و ارتباط و هماهنگى كامل ميان عوامل جوى و زمينى ، نشانه يكتايى مدبر هستى

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض

عبارت «من السماء و الأرض» مى تواند اشاره به وجود هماهنگى عوامل زمينى و آسمانى، در تدارك نيازمندى هاى انسان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 4

4 - حركت منظم و بىوقفه خورشيد و ماه

و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى

فعل مضارع «يجرى»، دلالت بر استمرار جريان حركت خورشيد و ماه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 40 - 1

1 - هر يك از خورشيد و ماه ـ در قرارگاه ويژه خود ـ دور از هم در حركتند و هرگز با هم تلاقى نخواهند كرد .

لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الّيل سابق النهار

مقصود از نرسيدن خورشيد به ماه (لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر)، به قرينه آيات پيشين ـ كه درباره حركت خورشيد و ماه به سوى قرارگاه ويژه خود بود ـ اين است كه آن دو كره در دو مسير مجزا در حركت بوده و به دور از هم قرار دارند و هرگز باهم تلاقى نخواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 2

2 - جهان آفرينش ( آسمان ، زمين و . . . ) ، مجموعه اى هدفدار و منظم است .

و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بـطلاً

«باطل» به چيز بيهوده و بدون هدف و غرض معقول گفته مى شود. بنابراين باطل نبودن آفرينش جهان، به معناى هدفمند بودن آن است و لازمه اين هدف مندى وجود نظم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 4

4 - تحقق آفرينش اشيا و تقدير و تنظيم آنها ، با صدور يك فرمان از جانب خداوند و بى نياز از بازنگرى *

إنّا كلّ شىء خلقنـه بقدر . و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

عبارت «و ما أمرنا» مى تواند نظر به آيه قبل داشته باشد; يعنى، خلقت و اندازه گيرى در دو مرحله صورت نمى گيرد; بلكه با يك فرمان هم آفرينش است و هم تقدير و در اين آفرينش و تقدير تجديد نظر صورت نمى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 6،7

6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها

ما ترى فى خلق الرحمـن من تفـوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور

7 - جهان آفرينش ، به دور از هرگونه اختلال و آشفتگى است .

هل ترى من فطور

«فطر» (ماده «فطور») در اصل به معناى شكافتن از طول است و در اين آيه، در معناى اختلال به كار رفته است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 4 - 3

3 - تفكر و تأمل مكرّر و عميق تر در آفرينش جهان ، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد .

هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 29 - 5

5 - وجود نظم و حساب در موجودات جهان

و كلّ شىء أحصينـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 5 - 3

3 - سير صعودى و نزولى گياهان و روييدن و تبديل شدن آنها به خاشاك ، نمونه اى از نظم تقدير شده آفريده هاى خداوند است .

الذى قدّر . .. أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 4 - 5

5 - تمام آفريده هاى الهى ، نيكو و داراى ساختارى منظم اند . *

أحسن تقويم

«أحسن»، اسم تفضيل است و اثبات برترين قوام براى انسان، نيكو بودن قوام ديگر موجودات را در مفهوم خود گنجانيده است.

31- نظم خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 4،5

4 ـ خورشيد و ماه تحت حاكميت همه جانبه و دقيق نظم و حساب و برنامه قرار دارند.

و الشمس و القمر حسبانا

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «جعل . .. الشمس و القمر حسبانا» از باب مبالغه باشد، مانند «زيد عدل» يعنى خورشيد و ماه عين حساب و برنامه هستند. اين بيان گوياى آن است كه هيچ ذره اى از ذرات و حركتى از حركات و ... از حساب خارج نيست.

5 ـ شكافته شدن صبح، آرامش شب و نظم و حساب خورشيد و ماه، بر اساس برنامه ريزى خداوند عزيز و داناست.

فالق الإصباح . .. ذلك تقدير العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 4

4 - حركت منظم و بىوقفه خورشيد و ماه

و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى

فعل مضارع «يجرى»، دلالت بر استمرار جريان حركت خورشيد و ماه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 5 - 1

1 - حاكميت نظم ، قانون مندى و هدفدارى بر زواياى وجودى خورشيد و ماه

الشّمس و القمر بحسبان

«حسبان» معادل «حساب» است. نكره آمدن آن، بيانگر انجام گرفتن محاسبه اى دقيق در آفرينش خورشيد و ماه است.

32- نظم در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 4،5

4 ـ حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) آيت و نشانه ربوبيت خداست .

و القمر نوراً و قدره منازل

5 ـ حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) وسيله اى مطمئن براى شمارش ماه و سال و محاسبه امور زندگى انسانهاست .

و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب

33- نظم در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 13

13 ـ رعايت نظم و انضباط دقيق ، اصلى لازم در جنگ ، حتى به هنگام عبادت

فلتقم طائفة منهم معك و ليأخذوا اسلحتهم . .. و لتأت طائفة اخرى

34- نظم در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 10

10 ـ نقش بارز و سازنده نظم و انضباط در حركت هاى رزمى و صحنه هاى نبرد *

أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

35- نظم در روزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 19

19 - روزه عبادتى داراى نظم و در عين حال انعطاف پذير

كتب عليكم الصيام . .. أياماً معدودت ... شهر رمضان ... فمن كان مريضاً أو على سفر

36- نظم در طلوع خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 3

3 - وجود نظم و برنامه در طلوع و غروب خورشيد ، نشانى از پروردگار جهان

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

37- نظم در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 13

13 ـ رعايت نظم و انضباط دقيق ، اصلى لازم در جنگ ، حتى به هنگام عبادت

فلتقم طائفة منهم معك و ليأخذوا اسلحتهم . .. و لتأت طائفة اخرى

38- نظم در غروب خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 3

3 - وجود نظم و برنامه در طلوع و غروب خورشيد ، نشانى از پروردگار جهان

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

39- نظم در گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 6 - 2

2 - نظام گياهان با تنوع و قانون مدارى خاص خويش ، نشانى از خداوند و رحمت او

و النجم و الشجر يسجدان

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير به دست مى آيد: الف) تعبير «يسجدان» اشاره به انقياد تكوينى و قانون مدارى دارد; ب) آيات شريفه در مقام ارائه نمودهاى آفرينش و رحمانيت خداوند است.

40- نظم زندگى قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 2

2 - قريش ، به برنامه اى منظم در اداره زندگانى خود خو گرفته بودند .

لإيلـف قريش

براى «ايلاف» معانى گوناگونى ذكر شده است; از جمله: الفت يافتن، الفت دادن (قاموس); مهيا و مجهز ساختن (تاج العروس); عهد بستن و امان گرفتن (نهايه ابن كثير). برداشت ياد شده ناظر به معناى نخست (الفت يافتن) است. چيزى كه قريش با آن الفت يافته بودند ـ به قرينه آيه بعد ـ كوچ تابستانى و زمستانى بوده است. اين برداشت، با معناى «الفت دادن» نيز سازگار است. در آن صورت «اللّه» (فاعل «ايلاف») در كلام ذكر نشده است و «قريش» و «رحلة» مفعول اول و دوم مى باشد.

41- نظم سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 4

4 - حاكميت نظم و انضباط كامل در سپاه سليمان

فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 5

5 - اهتمام شديد سليمان ( ع ) به برقرارى نظم و انضباط كامل در سپاه خويش

أم كان من الغائبين . .. أو لأاْذبحنّه

42- نظم سپاه مسلمانان مدينه در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 10

10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .

و يستئذن فريق منهم النبىّ

43- نظم ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 2

2 ـ ستارگان و موقعيت و مدارهاى آنها، داراى نظم و حساب و برنامه مشخص است.

جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

راهيابى به وسيله ستارگان زمانى ميسر است كه مدارات و موقعيت آنها داراى نظمى مشخص باشد ; زيرا در غير اين صورت راهيابى به وسيله آنها ممكن نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 2 - 2

2 - استقرار ستارگان در جايگاه خود ، سامان يافته و محكوم نظمى حاكم بر همه آنها است .

و إذا الكواكب انتثرت

44- نظم طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 8 - 3

3 - زندگى انسان ها ، چونان نظام طبيعت ، وابسته به رعايت موازين و معيارها

و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين استفاده مى شود: چنانچه وجود موازين در نظام جهان، عامل ثبات و پايدارى آن است و بى

حسابى و بى قانونى به انهدام آن منتهى مى شود، زندگى انسان نيز متكى به رعايت معيارها است.

45- نظم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 6

6 ـ آيات قرآن ، در عين تدريجى و با فاصله نازل شدن آنها ، داراى بهترين نظم و انسجام

كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلنـه ترتيلاً

«ترتيل» مصدر «رتّلنا» و از ريشه «رتل» (به معناى نظم و ترتيب زيبا و منسجم) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 4،11

4 - قرآن ، كتابى است داراى نظم ، شيوه و تركيبى جذاب و مخصوص به خود .

و ما علّمنـه الشعر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه آنچه كافران را به شعر پنداشتن قرآن واداشت، نظم و اسلوب پر جاذبه و ويژه اى بود كه در اين كتاب الهى مشاهده كردند.

11 - محتوا ، شيوه و نظم موجود در قرآن ، روشنگر خدايى بودن آن و پيراستگى آن از تخيلات شاعرانه .

و ما علّمنـه الشعر و ما ينبغى له إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مقصود از روشنگر بودن قرآن به ـ قرينه صدر آيه (و ما علّمناه الشعر و ما ينبغى له) ـ اين حقيقت باشد كه قرآن، خود شاهد و گواهِ الهى بودن و نيز پيراسته بودنش از تخيلات شاعرانه است.

46- نظم ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 4،5

4 ـ خورشيد و ماه تحت حاكميت همه جانبه و دقيق نظم و حساب و برنامه قرار دارند.

و الشمس و القمر حسبانا

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «جعل . .. الشمس و القمر حسبانا» از باب مبالغه باشد، مانند «زيد عدل» يعنى خورشيد و ماه عين حساب و برنامه هستند. اين بيان گوياى آن است كه هيچ ذره اى از ذرات و حركتى از حركات و ... از حساب خارج نيست.

5 ـ شكافته شدن صبح، آرامش شب و نظم و حساب خورشيد و ماه، بر اساس برنامه ريزى خداوند عزيز و داناست.

فالق الإصباح . .. ذلك تقدير العزيز العليم

47- نظم ماه (قمر)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 5 - 1

1 - حاكميت نظم ، قانون مندى و هدفدارى بر زواياى وجودى خورشيد و ماه

الشّمس و القمر بحسبان

«حسبان» معادل «حساب» است. نكره آمدن آن، بيانگر انجام گرفتن محاسبه اى دقيق در آفرينش خورشيد و ماه است.

48- نظم ماه (گردون)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 4

4 - حركت منظم و بىوقفه خورشيد و ماه

و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى

فعل مضارع «يجرى»، دلالت بر استمرار جريان حركت خورشيد و ماه دارد.

49- نظم محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى برنامه اى معين ، براى ملاقات مردم *

و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إليهم لكان خيرًا لهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «حتّى تخرج. ..» اشاره به زمان خاصى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به طور معمول از خانه به مسجد مى آمد تا به كارها رسيدگى كند.

50- نظم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 165 - 2

2 - وجود نظم و انضباط در ميان فرشتگان

و إنّا لنحن الصافّون

به صف بودن فرشتگان، بيانگر وجود نظم و انضباط ميان آنان است.

51- نظم ملائكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 4

4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .

و الملك صفًّا صفًّا

كلمه هاى «صفّاً صفّاً» ـ به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) ـ حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)

نظم عمومى

52- اخلال در نظم عمومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 11،12

11 - تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع ) ، به اتهام فسادانگيزى و اخلالگرى او در نظم عمومى كشور

أقتل موسى . .. إنّى أخاف ... أن يظهر فى الأرض الفساد

12 - موسى ( ع ) از سوى فرعون ، به فسادانگيزى و اخلالگرى در نظم عمومى سراسر كشور مصر متهم شد .

أو أن يظهر فى الأرض الفساد

آمدن تعبير «فى الأرض» (در زمين) گوياى اين نكته است كه موسى(ع) به اخلال و فسادانگيزى در سراسر كشور متهم گرديد; نه در نقطه اى خاص.