ghaemiyeh.com
سرشناسه : صافی گلپایگانی، لطفالله، 1298 -
Safi Gulpaygan, Lutfullah
عنوان و نام پديدآور : احکام خمس: مطابق با فتاوای حضرت آیتالله العظمی صافیگلپایگانی مدظلهالشریف [کتاب]/ لطفالله صافیگلپایگانی.
مشخصات نشر : قم: دفتر تنظیم و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی حاج شیخ لطف الله صافی گلپایگانی، 1437 ق، 1395.
مشخصات ظاهری : 73 ص.؛ 19×9/5سم.
شابک : 25000 ریال: 978-600-7854-20-4
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : خمس
موضوع : *Khums
موضوع : خمس -- فتواها
موضوع : *Khums -- Fatwas
رده بندی کنگره : BP188/6/ص2الف3 1395
رده بندی دیویی : 297/356
شماره کتابشناسی ملی : 4259453
احكام خمس
مطابق با فتاواى حضرت آيتالله العظمى صافى گلپايگانى مدظلهالشريف
لطفالله صافى گلپايگانى.
جواب سؤالات كتاب «احكام خمس» با فتاواى حضرت آية اللّه العظمى صافى گلپايگانى مدظله العالى مطابق است.
سخن ناشر 9
مقدمه 11
خمس در آينۀ قرآن و روايات 15
احكام خمس 19
خمس حقوق جارى 22
خمس حقوق بازنشستگى 22
خمس مستمرىبگيران 23
تأخير حقوق 23
سهام 24
ديه 25
قبر 25
هديه 25
كادو و سوغات 25
سرمايۀ كسب 26
محاسبه قيمت سرمايه 29
افزايش قيمت سرمايه 29
افزايش قيمت غير سرمايه 30
پسانداز 30
خانه اضافى 37
فروش مؤونه 38
وسايل اضافى 38
رهن خانه 39
وام 39
مهريه 40
جهيزيه 41
ارث 42
بدهى 43
مطالبات 44
فيش حج و عمره 44
اموال فرزند 45
خمس آذوقه 45
مؤونه 46
مسائل متفرقه در محاسبه خمس 49
معدن 51
زمينى كه كافر از مسلمان مىخرد 52
غوص در دريا 52
مال مخلوط به حرام 52
غنائم جنگى 53
گنج 53
سال مالى (خمسى) 55
تعريف سال مالى (خمسى) 57
كسى كه بين سال خمسى فوت شود 58
تغيير سال خمسى 58
تعيين سال خمسى براى افراد مجرد 58
پرداخت خمس 59
قصد قربت در پرداخت خمس 61
پرداخت خمس به مجتهد 61
پرداخت خمس از درآمد آينده 61
پرداخت خمس ديگرى بدون اجازه 62
پرداخت خمس به دفتر يا وكيل مجتهد ميت 63
پرداخت خمس به امور خيريه 63
پرداخت خمس به واجب النفقه 64
پرداخت خمس به غير مؤمن 64
به ذمّه گرفتن خمس 64
مصالحه خمس 65
دستگردان 65
تعريف دستگردان 65
اثر دستگردان 65
دستگردان با چك مدتدار 66
كوتاهى در پرداخت خمس 66
استفاده از اموال كسى كه خمس نمىدهد 66
استفاده از اموال كسى كه معتقد به خمس نيست 67
تصرف در مال متعلق خمس 68
نماز در خانه ميتى كه خمس بدهكار است. 69
معاشرت با تارك خمس 69
نماز در خانه تارك خمس 70
خوردن از غذاى تارك خمس 70
موارد پرداخت سهم سادات 70
سيد به چه كسى گفته مىشود 70
موارد پرداخت سهم سادات 71
پرداخت سهم سادات به مادر و پدر 71
پرداخت سهم سادات به زنى كه فقير است تا خرج خانه كند 72
پرداخت سهم سادات به سيد معصيتكار 72
عدم لزوم تذكر خمس به گيرنده 72
پرداخت سهم سادات نياز به اجازه دارد 73
مظالم 73
آثار حضرت آيتالله العظمى صافى گلپايگانى مدظله الوارف در يك نگاه 75
بسم الله الرحمن الرحيم
روش و سيره عقلا در هر علمى پرسش از دانشمندان و كارشناسان همان علم بوده و هست و اين روش در عمل، مورد تأييد و امضاى شارع مقدس نيز قرار گرفته است.
ارجاع پرسشكنندگان از ائمّه علیهم السلام به اصحاب ثقه نظير يونس بن عبدالرحمن، ابان بن تغلب، ابابصير، و زكريا بن آدم در همين مسير است.
از آنجا كه سؤالات فقهى با گسترش علوم و ارتباطات هرروزه فزونى مىيابد و امكان دسترسى به همۀ آنها براى عموم فراهم نيست و ازطرفى وجود اصطلاحات فقهى در كتب فقهاى عظام، بهرهبردارى از آن را براى طبقات مختلف غير مقدور نموده است، لذا وجود مجموعههايى از احكام فقهى براى استفادۀ عموم طبقات خصوصاً جوانان و دانشپژوهان عزيز ضرورى به نظر مىرسد. بحمدالله در اين مسير اقداماتى در سالهاى اخير انجام گرفته است.
پس از انتشار دفتر دو جلدى پاسخ كوتاه به 300 سؤال از احكام، كه از ميان دهها هزار استفتائى كه به محضر مرجعيت بلندمرتبه شيعه حضرت آيتالله العظمى
صافىمدظلهالشريف ارسال گرديده، انتخاب شده بود اكنون دفتر جديد تحت عنوان احكام خمس را تقديم علاقهمندان و متدينان مىنماييم.
گزينش و ويرايش پرسشها و پاسخها و ايجاد عناوين و نمايههايى كه ارتباط خواننده را با متن آسان مىسازد به همت فاضل فرزانه، جناب حجةالاسلام و المسلمين آقاى حاج سيدمحمدتقى علوى، انجام پذيرفته است.
اميد است مورد نظر و قبول قطب دايرۀ امكان حضرت بقيةالله الاعظم امام عصر - ارواحنا فداه - قرار گيرد.
دفتر تنظيم و نشر آثار
حضرت آيتالله العظمى صافى گلپايگانى مدظله الشريف
بسم الله الرّحمن الرّحيم
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ...1
با تدبّر در آيات قرآن مجيد در مىيابيم كه خداوند متعال پذيرش خمس را در رديف ايمان به خدا قرار داده است و از آنجا كه فقهاى بزرگوار نيز قصد قربت را در پرداخت خمس شرط نموده و آن را از عبادات شمردهاند نقش ايمان در پرداخت اين واجب مالى روشن مىگردد و اين ويژگى عبادى و ايمانى موجب مىگردد كه مسلمان متدين با اشتياق درونى و با قصد انجام تكليف شرعى نسبت به پرداخت آن اقدام نمايد و براى وصول آن نياز به ايجاد سازمانهاى عريض و طويل نباشد، بلكه هر شخص در پايان سال مالى، خمس خود را محاسبه نموده و پرداخت نمايد و به اين ترتيب نه تنها فرار از وظيفه صورت نمىگيرد بلكه با اطمينان به صحّت مصرف آن، مكلّف تشويق به پرداخت و اداى تكليف مىگردد.
قرآن مجيد در پرداختهاى مالى به دو نكته اشاره مىفرمايد كه عبارتند از: ريشه شرعى داشتن اين پرداختها و ديگرى نگرش به مال بهعنوان امانت از جانب خداوند متعال و مالك حقيقى و علىالاطلاق.
وَ أَنْفِقُوا مِمّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ؛1
«از آنچه شما را جانشين و نماينده (خود) در آن قرار داده انفاق كنيد».
وَ آتُوهُمْ مِنْ مالِ اللّهِ الَّذِي آتاكُمْ؛2
«و چيزى از مال خدا را كه به شما داده است به ايشان بدهيد».
خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ؛3
«از اموال ايشان صدقه بگير تا به وسيله آن ايشان را پاك سازى و پرورش دهى و بر آنان درود فرست كه دعاى تو موجب آرامش خاطر ايشان خواهد بود».
و اين نظام مالى اسلامى قبل از آنكه يك نظام مادى باشد، يك نظام روحى و اخلاقى است كه التزام به آن موجب ثواب و بركت در مال مىگردد و شخص را از تنگنظرى دور و به گذشت و انفاق مال ترغيب مىنمايد و ردّ آن موجب عصيان و عقاب الهى است.
ويژگى ديگر خمس آن است كه از مكلّفين به تناسب گرفته مىشود و نه تنها فقرا از پرداخت آن معاف هستند بلكه كسانى كه درآمد آنها فقط هزينههاى جارى زندگيشان را تأمين مىكند، نيز ملتزم به پرداخت نيستند.
احكام خمس، با عنايت به اهميت و فراوانى پرسشهاى پيرامون خمس، با بيانى ساده و بهدوراز اصطلاحات پيچيدۀ فقهى، تدوين گرديده است.
اميد است گامى در مسير ترويج احكام و ران ملخى به آستان ملك پاسبان حضرت بقيةالله الاعظم - ارواحنا له الفداء - باشد.
سيدمحمدتقى علوى
وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ1
«اگر به خدا و آنچه بر بنده ما در روز جدايى حق از باطل [روز درگيرى دو گروه باايمان و بىايمان (جنگ بدر)] نازل كرديم ايمان داريد. بدانيد هرگونه غنيمتى به دست آوريد، خمس آن براى خدا، و پيامبر و ذىالقربى و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه (از آنها) است؛ و خداوند به هر چيزى توانا است».
امام رضا عليه السلام فرمود:
«اخراج خمس كليد رزق، و موجب پاك
1) (2) كلينى، الكافى، ج 1، ص 548؛ طوسى، الاستبصار، ج 2، ص 59.
كردن گناهان و زاد و توشه براى روز بيچارگى شما است.
«إِنَّ اللَّهَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ لَمَّا حَرَّمَ عَلَيْنَا الصَّدَقَةَ أَنْزَلَ لَنَا الْخُمُسَ فَالصَّدَقَةُ عَلَيْنَا حَرَامٌ وَالْخُمُسُ لَنَا فَرِيضَةٌ وَالْكَرَامَةُ لَنَا حَلالٌ»؛(1)
صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 41؛ حر عاملى، وسائلالشيعه، ج 9، ص 270، 438.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«خداوندى كه خدايى جز او نيست، وقتى صدقه را بر ما حرام كرد خمس را براى ما قرار داد، پس صدقه بر ما حرام و خمس براى ما واجب است و هدايا براى ما حلال است.
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
«با وجودى كه من از بسيارى از اهل مدينه ثروتمندترم ولى حتى يك درهم از خمس را هم از شما مىگيرم براى آنكه شما پاك گردانيده شويد».
«وَلا يَحِلُّ لأَحَدٍ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنَ الْخُمُسِ شَيْئاً حَتَّى يَصِلَ إِلَيْنَا حَقُّنا»؛(1)
كلينى، الكافى، ج 1، ص 545؛ حر عاملى، وسائلالشيعه، ج 9، ص 484، 487، 542.
از امام باقر عليه السلام نقل شده كه فرمودند:
«براى كسى حلال نيست كه چيزى از [مال متعلق خمس] را بخرد مگر آنكه حقّ ما [خمس] به ما برسد».
قَالَ: «مَنِ اشْتَرَى شَيْئاً مِنَ الْخُمُسِ لَمْ يَعْذَرْهُ الله اشْتَرَى مَا لا يَحِلُّ لَهُ»؛(2)
ابىبصير مىگويد كه از امام باقر عليه السلام شنيدم كه فرمود:
«كسى كه چيزى از خمس بخرد، مال غير حلال خريده و خداوند او را معذور نمىدارد».
«مَا أَيْسَرُ مَا يَدْخُلُ بِهِ الْعَبْدُ النَّارَ؟ قَالَ أَنْ يَأْكُلَ مِنْ مَالِ الْيَتِيمِ دِرْهَماً وَنَحْنُ الْيَتِيمُ»؛(3)
ابىبصير نقل مىكند كه به امام باقر عليه السلام عرض كردم:
كمترين چيزى كه فرد به وسيله آن به جهنم مىرود چيست؟
حضرت فرمود: «خوردن يك درهم از مال يتيم، و يتيم ماييم».
هرگاه انسان از تجارت، صنعت، خدمات يا هديه و جايزه و صلح و راههاى ديگر مالى به دست آورد، آنچه از مخارج سال خود او و عيالاتش زياد بيايد بايد خمس آن را بپردازد.
آنچه از منافع كسب و حقوق كه در بين سال به مصرف خوراك، پوشاك، اثاثيه، خريد منزل و مسافرت مىرسد درصورتىكه زائد بر شأن نباشد، خمس ندارد.
كسى كه ديگرى مخارج او را مىدهد مثل فرزندى كه در خانه پدر است يا زوجهاى كه همه مخارج او را شوهر مىدهد خمس تمام درآمد خود را بايد بدهد. بلى آنچه را در بين سال در راههاى مشروع مثل خيرات و احسان به ارحام صرف نمايد، خمس ندارد.
اگر آذوقهاى كه براى مصرف سالش خريده در آخر سال زياد بيايد بايد خمس آن را بدهد و چنانچه بخواهد قيمت آن را بدهد همان قيمت خريدارى شده كافى است.
به سرمايه ثابت و در گردش خمس تعلق مىگيرد و اگر نمىتواند بپردازد دستگردان كند و بهتدريج بپردازد.
اگر شخصى دو شغل داشته باشد - مثلاً زراعت و تجارت، يا كارمندى و تجارت - مىتواند براى هركدام سال مالى جداگانه قرار دهد و مىتواند يك سال براى هر دو قرار دهد كه اگر در يكى ضرر كرد و در ديگرى منفعت، جبران نمايد.
اگر پيمانكار مبلغى را از كسى گرفت كه برايش كارى انجام دهد و سالش فرا رسيد و هنوز آن كار را انجام نداده است آيا اين پول خمس دارد؟
ج. خمس ندارد.
ج. بلى، آنچه را پسانداز كند، مشمول خمس مىشود.
ج. بلى، با گذشت سال مشمول خمس مىگردد.
10 آيا به خانمهايى كه حقوق خود را صرف در مخارج خانواده مىنمايند خمس تعلق مىگيرد؟
ج. با فرض اينكه صرف در مخارج خانه مىنمايند خمس ندارد مگر آنچه در آخر سال باقى بماند كه خمس آن واجب است.
ج. درصورتىكه حقوق آنها بيش از مؤونه سال باشد، خمس بر آن تعلق مىگيرد.
ج. در فرض سؤال تعيين سال خمسى لازم نيست.
ج. مشمول خمس مىباشد.
ج. آنچه بهعنوان پسانداز با اجازه كارمند از حساب او كم مىكنند و در موقع خودش مىپردازند بلافاصله بايد خمس آن را بپردازد و مبلغ اضافه، درآمد سال وصول محسوب مىشود.
ج. وجوهى كه به ايشان داده مى شود جزء درآمد سال دريافت است و پرداخت خمس آن بلافاصله لازم نيست.
ج. پرداخت خمس آن پس از رسيدن سال مالى واجب است.
ج. بلى، در صورت عدم صرف در مؤونه، خمس دارد.
است آيا حقوق مذكور از درآمد سال قبل است كه خمس آن واجب باشد يا از درآمد سال وصول است؟
ج. بنا بر احتياط جزء درآمدهاى سال قبل است.
ج. جزء عوائد سال قبل است و بايد خمس آن را بدهد.
ج. هر مقدار از آنكه قابل خريدوفروش باشد و در مقابل آن بدهكار نباشيد، مشمول خمس مىگردد.
ج. اگر براى خريد آن وجهى نپرداختهاند و فعلاً هم سهام قابل خريدوفروش نيست پرداخت خمس آن لازم نيست. ولى خمس عوائد آن را بلافاصله بدهد و چهارپنجم باقىمانده جزء عوائد سال دريافت است.
ج. سهام مذكور حكم سرمايه را دارد و خمس آن را بايد بعد از گذشتن سال بر هر قسطى از پول خمس داده
شده، بپردازند ولى سود آن جزء درآمدهاى سال دريافت است كه اگر صرف مؤونه شود خمس ندارد.
ج. ديه خمس ندارد.
ج. در موردى كه خريد قبر صحيح بوده اداى خمس آن به قيمت خريدارىشده كافى است.
ج. هديه حكم ساير درآمدها را دارد و با گذشت سال پرداخت خمس آن لازم است.
ج. بلى در فرض سئوال پرداخت خمس آن واجب است.
تراكتور، گاوآهن و ساير وسائل كشاورزى جزء سرمايه محسوب مىشود و پرداخت خمس آن به قيمت خريد كافى است.
درختانى كه براى استفاده از چوب آن كاشته مىشود (مثل كبوده و صنوبر) پس از رسيدن به حدى كه قابل استفاده باشد خمس دارد و هر ساله خمس رشد آن بايد محاسبه شود. بلى، اگر درختان براى استفاده در مؤونه كاشته شده باشد خمس ندارد.
آيا وسائل كسب و قيمت مغازه خريدارىشده مشمول خمس مىگردند؟
ج. بلى، مشمول خمس مىگردد و اگر خمس آن را دادند افزايش قيمت آن تا به فروش نرسيده، خمس ندارد.
ج. بلى، سرمايه محسوب مىشود و پرداخت خمس آن واجب است.
ج. بلى، با گذشت سال مشمول خمس مىشود.
ج. هر دو مشمول خمس مىگردد و اگر صاحب سرمايه كم قادر به پرداخت دفعى نيست، با حاكم شرع دستگردان كند.
نباشد مثل آنكه صاحب چك ورشكسته شده است آيا مشمول خمس مىشوند؟
ج. طلبهاى غير قابل وصول را جزء سرمايه محاسبه ننماييد و اگر اتفاقاً وصول شد بلافاصله خمس آن را بپردازد.
ج. اگر زمين را بهمنظور زراعت و يا فروش آباد كرده، چه بفروشد و چه نفروشد با گذشت سال خمس آن واجب است و مخارجى را كه براى آباد كردن زمين نموده اگر از مال خمس داده بوده، مىتواند آن را كسر كند.
ج. بلى، چاه آب و وسايل آن سرمايه محسوب مىگردد و خمس دارد.
ج. محل شركت و وسايل آن جزء سرمايه كسب محسوب است و پرداخت خمس آن به قيمت خريد با پول مخمّس واجب است. بلى اگر محل شركت ملك ديگرى باشد و با اجاره از آن استفاده مىكنيد پرداخت خمس آن بر مستأجر واجب نيست.
ج. اگر قطع نظر از كسب، محتاج به ماشين باشد و زائد
بر شأن او هم نباشد جزء مؤونه محسوب است و اينكه گاهى در كسب از آن استفاده مىكند ضرر ندارد ولى اگر براى كسب گرفته و گاهى استفاده شخصى هم مىكند خمس دارد و اگر براى هر دو جهت تهيه شده خمس نصف قيمت خريد را بپردازد.
ج. در فرض سؤال، كسانى كه معامله نمىكنند بايد خمس درآمد جديد را بدهند ولى آنها كه با سرمايه معامله مىكنند چنانچه تمام سرمايه خرج شود و قبل از سال خمسى از درآمد جديد سرمايه را جبران نمايند بنا بر احتياط خمس دارد.
ج. حكم سرمايه را دارد و پرداخت خمس آن از پول مخمس لازم است.
ج. اگر خمس اصل زمين را داده باشد نسبت به منفعت آن مىتواند تا سر سالش صبر كند. ولى اگر خمس به زمين تعلق گرفته، هر وقت فروخت بايد خمس آن را بپردازد و تأخير جايز نيست.
ج. سرمايه در موقع محاسبه بايد به قيمت روز تقويم شود و خمس مقدار اضافه نسبت به سال گذشته پرداخت گردد.
ج. اگر آن را به ذمّه خريده و پول آن را از عوائد بين سال پرداخت كرده، خمس قيمت خريد كافى است.
ج. نسبت به سرمايه بايد قيمت فعلى ملاحظه شود و قيمت خريد كافى نيست ولى نسبت به ابزار كسب مثل مغازه و وسايل كار و تراكتور از اشيائى كه نگاهدارى آنها براى مبادله و استفاده از ترقى قيمت آنها نيست اگر آنها را به ذمه خريدارى كرده و از عوائد بين سال وجه آن را پرداخته، خمس پولى كه پرداخته كافى است.
بودم پرداختم. اكنون قيمت ماشين ترقى كرده است آيا لازم است خمس ترقى قيمت را امسال محاسبه و تخميس كنم؟
ج. با فرض آنكه سال اول خمس قيمت آن را پرداختهايد پرداخت خمس افزايش قيمت تا ماشين را نفروختهايد لازم نيست و در صورت فروش هم افزايش قيمت جزء درآمد سال فروش محسوب مىگردد كه اگر تا آخر سال صرف در مؤونه شود خمس ندارد و الّا خمس آن را بايد بپردازيد.
اگر غير از سرمايه كسب، مالى دارد كه خمس آن را پرداخته است يا خمس ندارد (مثل مهريه) چنانچه قيمتش بالا رود، اگر آن را بفروشد مقدارى كه بر قيمتش اضافه شده ربح سال فروش محسوب مىشود كه اگر از مخارج سالش زيادتر بشود بايد خمس آن را بپردازد.
زمينى كه خمس آن را دادهاند پس از چند سال مىفروشند آيا در افزايش قيمت آن خمس واجب است؟
ج. اگر جهت تجارت خريده باشد زيادى قيمت هر ساله آن از عوائد سال (ترقى) است و خمس دارد و اگر براى نگهدارى خريده است زيادى قيمت آن از عوائد سال فروش است و چنانچه صرف در مؤونه آن سال نشود بايد خمس آن را بدهد.
ج. پس از گذشت سال بايد خمس پسانداز پرداخت شود اعم از اينكه در دست خودش باشد يا به حساب بانكى ريخته شده باشد.
ج. مبلغ پسانداز شده ملك شوهر است مگر اينكه آن را به زن هبه نمايد و در هر دو صورت (ملك شوهر باشد يا زن) بايد خمس آن در آخر سال پرداخت گردد.
ج. بلى اگر سال بر آن بگذرد خمس دارد.
بلى، مشمول خمس مىباشد.
ج. اگر پدر مىخواهد تصرف كند بايد در آخر سال
خمس پول جمع شده در آن سال را از طرف فرزند بدهد و الا بر عهده خود فرزند است كه پس از بلوغ بپردازد.
ج. بلى، در فرض سؤال خمس دارد.
ج. بلى، در مورد سؤال كه مؤونه فعلى او نمىباشد خمس دارد.
ج. در فرض سؤال، چنانچه براى تهيه خانه مسكونى مورد نياز فعلى و در حد شأن خودشان، راهى بهجز طريق مذكور نداشته باشد به آن خمس تعلّق نمىگيرد.
خودش نمىباشد ولى بعد از 7 يا 8 سال ديگر پس از ازدواج فرزندش براى فرزندش در نظر گرفته است آيا به اين خانه خمس تعلق مىگيرد يا نه؟
ج. در فرض سؤال چون تهيه منزل چندين سال قبل براى فرزندى كه هنوز ازدواج نكرده است عرفاً جزء مؤونه فعلى او محسوب نمىشود خمس آن بايد ادا شود.
ج. در مورد سئوال اگر راهى براى تهيه خانه مورد نياز بالفعل جز پسانداز تدريجى ندارد به وجوه پسانداز شده خمس تعلق نمىگيرد هرچند سال بر آن بگذرد.
ج. در فرض سؤال خمس ندارد اما اگر با پول مذكور تجارت مىكند تا بعداً خانه بخرد خمس دارد.
ج. اگر براى خانه مورد نياز فعلى راهى جز طريق فوق ندارد، به اجناس مذكور خمس تعلق نمىگيرد.
پسانداز براى تهيه جهيزيه
ج. در فرض سؤال، اگر به جهت نداشتن محلى براى نگهدارى، امكان خريد جهيزيه نداريد و با پرداخت خمس هم امكان تهيه جهيزيه در آينده نباشد، بعيد نيست خمس نداشته باشد.
ج. اگر جهيزيه در وقتى تهيه شود كه دختر در معرض ازدواج است و اتفاقاً چند سال بگذرد و شوهر نكرده باشد خمس ندارد ولى اگر مثلا دختر در سن پنجسالگى باشد و تدريجاً براى او جهيزيه بخرند خمس دارد.
ج. اگر راهى براى تهيه جهيزيه او نيست و براى خود دختر هم تهيه جهيزيه در يك سال ممكن نيست بعيد نيست كه مشمول خمس نشود.
پسانداز براى مصارف عروسى فرزند
ج. بلى با گذشت سال پرداخت خمس آن واجب است و در اين خصوص فرقى بين جمعآورى پول توسط والدين و فرزند نيست.
پسانداز براى سفر
ج. آنچه را كه تا اول سال مالى از درآمد همان سال خرج كرده خمس ندارد اما خمس ارزى كه تهيه كرده است بايد بپردازد.
ج. بلى آنچه را تا پايان سال از درآمد خريدهايد و موجود است خمس دارد.
پسانداز براى خريد ماشين
ج. مبلغ مذكور خمس دارد بايد خمس آن را دستگردان كنيد و بهتدريج ادا نماييد.
پسانداز براى تعويض و توسعه خانه
ج. در فرض سئوال كه خانه مورد حاجت خود را دارد به ساختمان نو و وسايلى كه سال بر آن گذشته خمس تعلق مىگيرد.
ج. قيمت تمام شده خانه خمس ندارد و مقدار ترقى قيمت آن اگر در همان سال فروش به مصرف خريد خانه يا مؤونه ديگر برسد آن هم خمس ندارد و چنانچه بعد از گذشتن سال به مصرف برسد بايد خمس آن را بدهند.
ج. چون فعلاً مورد حاجت نيست بايد خمس آن را بدهد.
پسانداز براى خريد لوازم زندگى
مىشود خمس دارد؟
ج. اگر الآن مورد نياز اوست ولى تهيه آن بدون پسانداز ممكن نيست، خمس ندارد.
ج. اگر قسمتى از خانه كه اجاره داده است، زائد بر احتياج باشد خمس دارد و اگر مورد نياز است خمس ندارد.
ج. در مورد سؤال چنانچه خانه ديگرى جهت سكونت از ربح سال تهيه نموده مقدار ارزش خانه فروخته شده بايد تخميس شود. و اگر بهواسطه رسيدن ارث يا هبه از مورد احتياج خارج شده مبلغ اضافه بر قيمت تمام شده خانه جزء درآمد سال فروش محسوب مىشود.
ج. در فرض سؤال كه طبقه دوم هم مورد نياز شخصى است، خمس ندارد.
ج. در مورد سؤال به آن طبقه خمس تعلق نمىگيرد اما اجاره آن جزء درآمد شما است كه اگر تا آخر سال باقى بماند خمس دارد.
ج. بلى، با گذشت سال، خمس آن لازم است.
ج. به قيمت خريد مؤونه خمس تعلق نمىگيرد و زائد بر قيمت خريد ربح سال فروش است كه اگر تا آخر سال به مصرف مؤونه نرسيد خمس دارد.
لازم به ذكر است كه اگر از درآمد سال جايگزين آن فرش و يا لوازم ديگر را خريدارى كرده، معادل قيمت خريد فرش اول، بايد خمس بپردازد.
يك شب استفاده نماييم يا فرش اضافى را روى فرشها پهن كنيم پرداخت خمس آن لازم نيست، آيا مطلب درست است؟
ج. ملاك عدم تعلق خمس، نياز به آن اشياء و وسايل است مثلاً اگر ظروف اضافى منزل يا پتو و فرش براى مهمانى مورد نياز باشد خمس ندارد اما اگر نيازى به آنها ندارد و بدون نياز از آن استفاده شود باز هم مشمول خمس مىگردد.
ج. اگر زائد بر حدّ متعارف نباشد خمس ندارد و الا خمس آن واجب است.
ج. اگر براى اجاره خانه ديگر مورد نياز است فعلاً خمس ندارد.
ج. اگر پس دريافت پول از صاحبخانه، آن را صرف در خريد خانه مسكونى مورد نياز كنيد خمس ندارد.
ج. وام خمس ندارد، بلى هر مقدار از آن را پسانداز كند پس از پرداخت اقساط آن مشمول خمس مىگردد.
ج. وام خمس ندارد مگر به مقدارى كه پسانداز شود و قسط آن پرداخت گردد.
ج. اگر مبلغ وام را در مصارف لازم زندگى خرج كند خمس ندارد و اما اگر آن را پسانداز يا سرمايهگذارى نمايد پرداخت خمس آن بهصورت يكجا لازم نيست، در پايان سال خمسى هر مقدار از اقساط را كه پرداخته است، خمس معادل آن را از وام پسانداز شده بدهد.
مهريه را كه زن مىگيرد خمس ندارد مگر آنكه يقين داشته باشد كسى كه اين مال را بهعنوان مهريه داده خمس آن را نداده است.
بيست سال قبل ملكى كه دههزار تومان ارزش داشته بهعنوان مهريه يا ارث به خانمى داده شده است اكنون آن ملك را به پانصدهزار تومان فروخته كه با آن به حج مشرف شود خمس تعلق مىگيرد يا نه؟
ج. اگر در همان سالى كه ملك را فروخته، پول آن را به حساب حج ريخته و يا صرف در مؤونه كند، خمس ندارد.
ج. بلى، آنچه از مهريه همسر بهتدريج از درآمد سال پرداخت شود جزء مؤونه و مخارج سال پرداخت است و خمس ندارد.
ج. چنانچه قيمت زمين از زمان ازدواج ترقى كرده - صدهزار تومان بوده و به يكميليون فروخته - زياده بر قيمت زمان ازدواج خمس دارد. بلى، اگر در سال فروش اضافه قيمت به حساب حج واريز شده باشد خمس ندارد.
جهيزيهاى كه زوجه با خود به خانه زوج مىآورد اگر زائد بر شأن نباشد خمس ندارد هرچند در سال اول هم مورد مصرف قرار نگيرد.
جهيزيهاى كه معمولاً براى دختر بهتدريج خريده مىشود خمس دارد يا خير؟
ج. اگر دختر در معرض ازدواج باشد و از درآمد بين سال اشياء لازمه را تهيه كنند خمس ندارد.
ج. بلى، در فرض سؤال پرداخت خمس آن لازم است.
ج. در مناطقى كه دختر جهيزيه به همراه نمىآورد و پسر بايد وسايل را تهيه كند، حكم جهيزيه جارى است.
ج. در مورد سؤال اگر سال بر آن وسائل بگذرد خمس دارد.
ارثى كه از بستگان نزديك به شخص مىرسد خمس ندارد اما ارثى كه از بستگان دور كه نداند چنين خويشى دارد به او مىرسد بنا بر احتياط خمس دارد.
اگر ارثيه را بهقصد افزايش قيمت و تجارت نگه دارد آيا به ترقى قيمت آن خمس تعلق مىگيرد؟
ج. ترقى قيمت آن خمس ندارد لكن افزايش قيمت در سال فروش جزء درآمد آن سال محسوب مىشود و چنانچه تا پايان سال صرف مؤونه نشود، خمس دارد.
ج. اگر يقين به تعلق خمس به مال مورّث نداشته باشد پرداخت خمس مال موروثى لازم نيست.
ج. اگر بدانيد كه اموال پدر متعلق خمس بوده و پدر خمس آن را نداده است يا شك در پرداخت داشته باشيد بايد خمس آن را بپردازيد و در صورتى كه يقين به تعلق خمس به اموال پدر نداريد پرداخت خمس لازم نيست.
ج. در مورد سؤال خمس صدهزار تومان را بدهد و بدهى را كه در سال بعد مىپردازد جزء مؤونه سال بعد محسوب مىشود. بلى اگر در مقابل سرمايه موجود بدهى دارد [مثل اينكه جنس را نسيه خريده] يا موجودى عين وام است مىتواند بدهى را از آن كسر كند.
ج. اگر بدهى در مقابل مبلغ موجود باشد - مثل اينكه وام گرفته و در بانك گذاشته - معادل قرض خمس ندارد و اگر در مقابل آن نيست مثل آنكه قرض براى مصرف شخصى بوده و موجودى از حقوق ماهانه اوست - چنانچه بدهى خود را ادا ننمود و سال بر آن گذشت خمس آن واجب است.
ج. اگر قبل از سال مالى اقساط آينده را بپردازيد خمس ندارد ولى بدون اداء نمىتوانيد از موجودى كسر كنيد.
ج. خمس مبلغى را كه از مردم طلب داريد بايد بپردازيد لكن واجب نيست از موجودى نقد بدهيد مىتوانيد صبر كنيد هروقت وصول شد وجوهاتش را فوراً بپردازيد.
ج. اگر متمكن از پس گرفتن نباشد در حكم تلف است و پرداخت خمس آن فعلاً لازم نيست به شرط آنكه مسامحه در مطالبه نكرده باشد.
ج. اگر وجه ثبتنام از درآمد همان سال باشد خمس ندارد هرچند در سالهاى بعد به سفر برود. و اگر از پولى است كه قبلاً سال بر آن گذشته و بعد ثبتنام نموده، بايد خمس آن را بپردازد.
ج. خمس را بايد بدهد ولى حجش صحيح است مگر آنكه لباس احرامش را به عين مالى كه متعلق خمس باشد خريده و با التفات به غصب بودن آن را پوشيده باشد.
ج. نمىتواند از درآمد سال بعد جبران نمايد.
ج. آنچه بخشيده مىشود اگرچه پدر خمس آن را پرداخته باشد ملك فرزند است و در زائد بر مؤونه، پرداخت خمس آن بر فرزند واجب است.
ج. در مورد سؤال، اگر عين اين اشياء ربح و فائده بوده [مثل محصول مزرعه شخص] به قيمت فعلى بايد خمس آنها ادا شود و اگر آنها را به ذمّه و از عوائد بين سال خريدارى كرده، اداء خمس پولى كه پرداخت كرده كافى
است و اگر از قيمت روز خريد تنزّل پيدا كرده تخميس آن به قيمت فعلى كفايت مىكند.
تعريف مؤونه
مؤونه عبارت از مخارجى است كه شخص براى خود يا افراد تحت تكفل مصرف مىنمايد و شامل مصارف زيارت، تفريح مشروع، هديه، مهمانى، نذورات، نفقات واجب، مخارج غير واجب اولاد و... مىگردد.
درختان ميوهاىكه براى مصارف شخصى كاشته مىشود و گاو و گوسفندى كه براى استفاده شخصى از عين شير و پشم آن [نه فروختن] نگهدارى مىشود در حد مؤونه خمس ندارد و خمس زائد را بايد بپردازند.
باغى كه ميوه آن به فروش مىرسد سرمايه محسوب مىشود و خمس دارد.
اگر از درآمد بين سال تلفن بخرد، جزء مايحتاج است يا خمس دارد؟
ج. تلفن ثابت و همراه مورد نياز براى امور شخصى خمس ندارد، و تلفن محل كسب، حكم سرمايه را دارد و خمس آن واجب است.
ج. آنچه از درآمد كه قبل از گذشتن سال مالى صرف در امور مذكور مىشود خمس ندارد.
ج. مسأله دو صورت دارد يكى اينكه پول را براى خريد اتومبيل مىدهد و نوبت تحويل آن دو سال ديگر است و صورت ديگر آنكه پول را مىدهد تا مشمول قرعهكشى گردد و يا بعداً در زمان تعيين شده اتومبيل به او فروخته شود در صورت اول اگر ماشين براى سوارى شخصى خودش مورد نياز باشد خمس ندارد و اگر براى حمل مسافر و بار يا رسيدگى به امور شغلىاش خريدارى شده باشد بايد خمس آن را به قيمت خريد بپردازد و در صورت دوم چه براى سوارى شخصى و چه براى امور شغلى باشد بايد خمس آن پول را در اول سال خمسى بدهد.
ج. در فرض سئوال به اشياء مذكوره خمس تعلق نمىگيرد.
ج. اگر موقع خريد، مورد احتياج بوده و اتفاقاً دوخته نشده خمس ندارد و اگر در موقع خريد محتاج آن نبوده بلكه براى بعدها خريده خمس دارد.
ج. اگر در معرض مراجعه و استفاده باشد كه بهحسب حال آن شخص مورد حاجت او شمرده شود خمس ندارد هرچند اتفاقاً چند سال هم مورد مراجعه قرار نگيرد.
ج. خانه مسكونى مورد نياز خمس ندارد.
ج. اگر براى كسب باشد جزء سرمايه است و خمس قيمت خريد آن را بايد بدهد و اگر براى امور شخصى است جزء مؤونه است و خمس ندارد.
تهيه وسايل مورد نياز
انگشتر، النگو، دستبند و ساير زيورآلاتى كه در شأن زن بوده و مورد استفاده او است خمس ندارد و خمس طلاى اضافى را بايد بپردازد و فرق نمىكند كه طلاى اضافى را خودش خريده باشد يا بهعنوان هديه به او داده باشند.
آيا فروش طلا براى تعويض يا صرف در كار ديگر خمس دارد؟
ج. اگر طلايى كه مورد نياز بوده بفروشد و قبل از گذشتن سال صرف مؤونه ديگر كند خمس ندارد و الا به مازاد بر قيمت خريد خمس تعلق مىگيرد.
مخارج زائد بر شأن
حال اگر ماشينِ زائد بر شأن بخرد - مثلاً پيكان در شأن اوست و بنز بخرد - خمس مبلغ زائد را بايد بپردازد يا خير؟
ج. اگر عرفاً زائد بر شأن باشد خمس زائد را بايد بپردازد.
ج. مخارج نسبت به اشخاص متفاوت است و ملاك رعايت شأن است و لباس و كفش و غذا و كتاب اگر مورد حاجت متعارف باشد يعنى تهيه آن در نظر عرف، اسراف و زيادهروى حساب نشود خمس ندارد هرچند تمام درآمدش خرج شود اما اگر در طول سال مثلاً به دو دست لباس بيشتر نياز ندارد و پنج دست تهيه كند خمس قيمت سه دست اضافه را بايد بپردازد.
وسايل خارج از استفاده
ج. در فرض سئوال كه در سال اول آن را مورد استفاده قرار دادهاند، خمس ندارد.
جايگزينى درآمد يا مخمس پسانداز شده
ج. در مورد سؤال نمىتوانيد از درآمد جديد آن را جبران نماييد و بايد خمس درآمد را بدهيد.
جايگزينى ماليات با خمس
ج. ماليات جزء مؤونه محسوب مىشود ولى نمىتوان آن را بابت خمس محسوب نمود.
جايگزينى مصارف خير با خمس
ج. اگر بهقصد سهم مبارك امام داده باشد و مجتهد عمل او را امضاء نمايد اشكال ندارد. اما اگر بهقصد سهم امام نداده بلكه قربة الى الله بهعنوان مستحب پرداخته است نمىتواند بابت سهم امام محاسبه نمايد.
كسر قرض براى مؤونه
ج. به طوركلى اگر دين مربوط به مؤونه زندگى باشد
اداء آن قبل از رسيدن سال خمسى از مؤونه محسوب است و خمس ندارد ولى اگر ادا نكند و سال خمسى برسد نمىتواند بهمقدار دين از ربح موجود كسر كند و در سال بعد كه مىپردازد جزء مؤونه آن سال محسوب مىشود.
كسر اقساط آينده
ج. در سر سال خمسى نمىتواند اقساطى را كه هنوز نپرداخته از درآمد موجود كسر كند.
بخشش پول به ديگرى قبل از سال خمسى
ج. اگر بخشش آنها صورى نباشد و در حدّ شأن آنها باشد اشكال ندارد.
ج. اگر قصد جدّى در بخشش داشته باشند و اين بخشش و هبه بهطور متعارف در شأن آنها باشد اشكالى ندارد.
استخراج مىشود چنانچه پس از كسر مخارج استخراج به حد نصاب برسد بايد خمس آن را بپردازد.
نصاب معدن 15 مثقال طلاى سكهدار است.
اگر چند نفر چيزى از معدن بيرون آورند چنان چه بعد از كم كردن مخارجى كه براى به دست آوردن آن مصرف كردهاند قيمت آن به 15 مثقال طلا برسد، اگرچه سهم هركدام اين مقدار نباشد، بنا بر احتياط مستحب خمس آن را بدهند.
زمينى را كه كافر ذمّى از مسلمان مىخرد بايد خمس آن را بپردازد.
اگر كافر ذمّى خمس زمينى را كه از مسلمان خريده نپردازد و آن را به مسلمانى بفروشد خريدار بايد خمس آن را بپردازد.
اگر مال حلال و مال حرام بهطورى مخلوط شود كه انسان نتواند آنها را از يكديگر تشخيص دهد و صاحب مال حرام و مقدار آن هيچكدام معلوم نباشد بايد خمس تمام مال را بدهد و بعد از دادن خمس تصرف در بقيه مال جايز است.
اگر مال حلال با حرام مخلوط شود و انسان مقدار حرام را بداند ولى صاحب آن را نشناسد بايد با اجازه مجتهد
جامعالشريط آن مقدار را به نيت صاحبش به فقير غير سيد صدقه بدهد.
اگر انسان گنج پيدا كند كه از طلا و نقره باشد و قيمت آن به مقدار 15 مثقال طلاى سكهدار باشد بايد خمس آن را بپردازد. و اگر غير طلا و نقره باشد بنا بر احتياط نصاب آن 15 مثقال طلاى سكهدار است.
مخارجى را كه براى به دست آوردن گنج و معدن و غوص در دريا كرده، كسر مىشود و سپس با نصاب سنجيده مىشود.
تاجر و كاسب و صنعتگر و مانند آن، كه درآمد تدريجى دارند مىتوانند وقتى كه شروع به كاسبى مىكنند و سود مىبرند را اول سال مالى خود قرار دهند. و يك سال كه بگذرد خمس آنچه را كه از خرج سالشان زياد آيد بپردازند.
انسان براى محاسبه خمس مىتواند سال شمسى يا قمرى داشته باشد.
براى كشاورز، روزى كه محصول را جمعآورى مىكند اول سال مالى محسوب است.
سال مالى حقوقبگيران از چه زمان آغاز مىشود؟
ج. روزى كه اولين حقوق را دريافت كردند مىتوانند اول سال مالى خود قرار دهند.
ج. روزى كه مال به دست او مىرسد اول سال مالى اوست.
ج. براى كسى كه عوائد زائد بر مخارج سال ندارد، نگاه داشتن حساب سال واجب نيست.
ج. بايد عوايد بين سال متوفى تا زمان فوت و آنچه طلب دارد كلاً تخميس شود هرچند سال خمسى متوفى نرسيده باشد و فقط مخارج تا حين موت او خمس ندارد و مخارج بعد از موت هرچند صرف در مورد وصيت شده باشد خمس دارد.
ج. در صورتى كه به ضرر ارباب خمس نباشد اشكال ندارد.
ج. در ماه شعبان محاسبه نمايد و خمس را بدهد و در سيزده نوروز نيز خمس درآمدهاى ما بين شعبان و سيزده نوروز را بپردازد و سال بعد سيزدهم نوروز خمس خود را محاسبه كند.
ج. در تعلق خمس فرقى بين افراد مجرد و متأهل نيست هر كس درآمد اضافه بر مؤونه داشته باشد بايد خمس خود را بپردازد.
ج. در زمان حضور امام معصوم عليه السلام بايد به امام داده شود و در زمان غيبت به مجتهد جامعالشرايط پرداخت شود و يا با اجازه او به مصرف برسد.
ج. خمس به دو قسمت تقسيم مىگردد، كه نصف آن سهم امام عليه السلام است كه بايد به مجتهد جامعالشرايط پرداخت شود و نيم ديگر سهم سادات است كه بايد به سادات فقير داده شود.
ج. اگر از منافع سال بعد بخواهد خمس ربح سال قبل را بدهد مانعى ندارد ولى خمس مبلغى را كه از بابت خمس ربح سال قبل داده نيز بايد بدهد. مثلاً اگر صدهزار تومان
پسانداز داشته و بيستهزار تومان خمس آن را از درآمد سال بعد پرداخته، درسال آينده بايد خمس بيست هزار تومان را هم بپردازد و لذا اگر بهجاى خمس ربع بدهد به وظيفه عمل كرده است.
ج. اگر زوجه يقين داشته باشد كه خمس بر ميت واجب بوده و بداند كه ورثه ديگر نمىدهند و مال در اختيار او باشد واجب است با اذن حاكم شرع جامعالشرايط خمس را از آن مال ادا كند.
ج. درصورتىكه خود پدر امر كرده باشد جايز است و الا با اداى فرزند بدون اذن پدر، ذمه پدر برى نمىشود. بلى اگر پدر خمس خود را دستگردان كرده باشد اداى دين پدر نياز به وكالت و اجازه او ندارد.
ج. زوجه نمىتواند بدون اجازه از مال شوهر بدهد و در صورت اطمينان به تعلق خمس به اموال شوهر و امتناع
شوهر از پرداخت، با اجازه از مجتهد جامعالشرايط مىتواند خمس اموالى را كه مورد مصرف خود اوست بپردازد.
ج. وكالت وكيل مجتهد با فوت او باطل مىشود و بايد خمس را به مجتهد جامعالشرايط زنده بپردازد.
ج. اگر مجتهدى كه قبلاً مقلّد او بوده از دنيا رفته بايد مبلغ مذكور را بهمجتهد زنده جامعالشرايط بپردازد و درصورتىكه مجتهد متوفى فقير بوده و براى خود تملك كرده است بايد به ورثه او پرداخت شود.
ج. امر سهم مبارك امام عليه السلام در عصر غيبت با فقيه جامعالشرايط است و سهم سادات بايد به فقراء سادات داده شود.
ج. اگر تحصيل، متوقف بر زائد بر نفقه واجبه باشد مانعى ندارد.
ج. مادر مىتواند سهم سادات خود را در غير نفقه واجب به فرزند فقير خودش بدهد و نيز اگر شوهرش سيد و فقير باشد مىتواند سهم سادات را به او بدهد.
ج. اگر زن فقير باشد، در غير نفقه واجبه مىتواند از شوهر يا ديگران سهم سادات دريافت نمايد.
ج. خير، خمس بايد به مؤمن داده شود.
ج. به ذمه گرفتن بدون دستگردان كافى نيست و نمىتواند در اموال تصرف كند.
ج. با فرض اشتغال ذمه، به سهم مبارك امام عليه السلام و تمكن از اداى آن، مصالحه به كمتر جايز نيست.
ج. اگر كسى خمس بدهكار باشد و نتواند يكجا بپردازد مىتواند مقدار خمس خود را به مجتهد بدهد و سپس از مجتهد قرض بگيرد و به تدريج بپردازد. اين كار را دستگردان كردن مىنامند.
ج. اثر دستگردان اين است كه خمس كه به عين مال تعلق گرفته بود ادا مىشود و در نتيجه تصرفات او در اموالش بدون اشكال مىگردد و سود معاملات كه حاصل مىشود همه متعلق به اوست و فقط مبلغ دستگردان شده را بدهكار است كه بايد بپردازد.
ج. چك حكم حواله را دارد و دستگردان با آن صحيح نيست.
ج. با فرض دستگردان با مرجع اولى، بايد احتياطاً به خود او داده شود يا با اجازه او به ديگرى بدهد.
ج. معصيت كرده و تصرف در مالى كه خمس به آن تعلق گرفته جايز نيست و معاملات و تصرفات واقعه بر آن در مقدار خمس فضولى است.
ج. چيزهايى كه تهيه كرده است اگر از مؤونه است و يقين ندارد به اينكه پول آن متعلق خمس بوده، پرداخت خمس آن واجب نيست.
ج. با علم به اينكه به عين مال مورد ابتلا خمس تعلق گرفته و ادا نشده تصرف در آن جايز نيست مگر آنكه خود مالك و در صورت امتناع خود متصرّف با اجازه مجتهد جامعالشرايط خمس آن را بپردازد و يا با اجازه مجتهد جامعالشرايط خمس مقدار مصرفى را بهذمه بگيرد و بعد بپردازد. و اگر علم به تعلق خمس به عين مال ندارند اشكال ندارد.
ج. هر چيزى را كه انسان يقين داشته باشد به عين آن خمس تعلق گرفته نمىتواند در آن تصرف نمايد و زن و فرزند مىتوانند با اجازه از مجتهد جامعالشرايط در اموال مورد حاجت تصرف كنند و خمس آن را خود بر ذمّه بگيرند و بپردازند.
ج. اگر نداند به عين آن خمس و زكات تعلق گرفته اشكال ندارد و در صورت يقين حكم مسأله قبل را دارد.
(مثل اهل سنت) مالى به دست انسان برسد واجب نيست بلافاصله خمس آن را بدهد ولى زمينى را كه مسلمان از كافر ذمّى بخرد درصورتىكه كافر خمس آن را نداده باشد، بايد خمس آن را بپردازد.
ج. بلى، بايد خمس آن را بپردازيد و سپس تصرف نماييد.
بعد از تمام شدن سال و مستقر شدن خمس، تصرف در مالى كه خمس آن واجب شده بدون اذن مجتهد جايز نيست.
اگر جنسى بخرد و بعد از معامله قيمت آن را از پول خمس نداده بپردازد معامله اى كه كرده صحيح است ولى چون از پولى كه خمس در آن است به فروشنده داده است به مقدار خمس آن مديون مىباشد.
اگر چيزى را كه خمس آن داده نشده به ديگرى ببخشد پنچيك آن چيز ملك او نمىشود.
اگر مالى را كه خمسش داده نشده بخرد چنان چه حاكم شرع پنجيك آن را اجازه ندهد معامله آن مقدار باطل است.
اگر جنسى را كه خمس به آن تعلق گرفته به ديگرى بفروشند معامله نسبت به يكپنجم آن فضولى و محتاج اجازه مجتهد جامعالشرايط است.
اگر بدانيم مالك اتوبوس، تاكسى و... خمس ماشين خود را نداده است، آيا جايز است براى حمل و نقل از آن استفاده كنيم؟
ج. تصرف در ماشينى كه متعلق خمس شده، بدون اذن از مجتهد جامعالشرايط و پرداخت سهم خمس جايز نيست.
ج. در فرض سؤال تصرف در خانه و فرش غصب و حرام و نماز در آن باطل است.
ج. شركت با شخص مذكور درصورتىكه يقين داريد كه اموال مورد ابتلاى شما از شخص مذكور متعلق خمس شده و ادا نكرده اشكال دارد ولى اجير شدن و كار كردن براى او مانعى ندارد و اجرتى كه به شما مىدهد اگر يقين نداريد كه
متعلق خمس واقع شده گرفتن آن مانعى ندارد و اگر يقين داريد پولى كه به شما به عنوان اجرت مىدهد متعلق خمس شده و خمس آن را نداده بايد آن را قبول نكنيد و از او بخواهيد تا پول حلال به شما بدهد.
ج. اگر معامله را به ذمّه انجام داده نماز و غسل اشكال ندارد البته واجب است خمس را هم بدهد و اگر عين به عين انجام داده تا موقعى كه خمس آن را نپرداخته هرگونه تصرّف در آن خانه اشكال دارد.
ج. اگر يقين ندارند كه به عين آنچه مورد ابتلاى آنها است خمس تعلق گرفته باشد ظاهراً اشكال ندارد.
ج. كسانى كه نسب آنها به جدّ رسول گرامى اسلام حضرت عبدالمطلب مىرسد، سيد هستند و مىتوان به آنها سهم سادات پرداخت كرد و گرفتن زكات بر آنان حرام است. و كسانى كه از طرف مادر به دودمان شريف حضرت رسول اكرم| انتساب دارند از فرزندان پيغمبر| محسوب مىشوند ولى نمىتوانند از سهم سادات استفاده نمايند و گرفتن زكات براى آنها جايز است و احكام مترتب بر عنوان سيد در ابواب فقهى بر آنها مرتّب نمىشود.
ج. سهم سادات به سيد فقير داده مىشود و سيد نبايد بيش از خرج سالش سهم سادات بگيرد.
ج. جواز گرفتن سهم سادات در فرض مذكور مشكل است. بلى اگر واقعاً گرفتن مخارج از فرزند و تكفّل او برخلاف شأنش باشد و عرفاًَ توهين محسوب شود جايز است.
ج. پدر و مادر واجبالنفقه اولاد هستند و نفقه واجب را نمىتوان بابت سهم سادات بپردازد.
ج. اگر زن فقير است و شوهر قادر به اداى نفقه او نيست، مانعى ندارد كه به زوجه او خمس بدهند، هرچند در زندگى شوهر و فرزندانش مصرف نمايد ولى به شوهر او نمىشود خمس داد.
ج. اگر كمك به معصيت او شود جايز نيست و نيز اگر نهىازمنكر متوقف بر عدم پرداخت به او باشد واجب است كه نپردازند.
ج. اگر مستحق گرفتن خمس باشد لازم نيست به او بگوييد كه خمس است.
ج. با علم به عدم قبول سهم سادات ابراء ذمّه پرداخت كننده مشكل است.
ج. بنا بر احتياط اذن مجتهد جامعالشرايط لازم است ولى ازطرف اينجانب بهطور عام پرداخت سهم سادات كرام به آنها كه محتاجاند مجاز است.
ج. اعيان و ديونى است كه بر ذمّه شخص باشد و صاحبان آن معلوم نباشد، و مورد مصرف آن بنا بر احتياط فقير غير سيد است و احتياط لازم آن است كه از مجتهد جامعالشرايط نيز اذن بگيرد.