علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 86

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 86

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 8

8 - بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 13

13 - طلب آمرزش نكردن و به فكر توبه نبودن ، در عين توجّه به گناه ، اصرار بر آن است .

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمودند: الاصرار هو ان يذنب الذّنب فلا يستغفر اللّه و لا يحدّث نفسه بتوبة فذلك الاصرار.


كافى، ج 2، ص 288، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 394، ح 366.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 5

5 - مهلت دادن خداوند به كافران ، تنها به جهت افزايش يافتن گناه آنان است .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 18

18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 15

15 - همسنگى گناه و زشتى فقير پنداشتن خدا و نسبت هاى ناروا به او ، با گناه كشتار انبيا

سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 16

16 - اعتراف خردمندان به گناه و تقصير ، در پيشگاه خداوند

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

2- آثار آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 8

8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 29

29 - پاكى ازگناه ، شرط ورود به بهشت *

لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

تقدّم جمله «لاكفّرنّ . .. » بر جمله «لادخلنّهم»، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه پاك شدن از گناه، مقدمه ورود به بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 10

10 - آمرزش گناهان آدمى ، زمينه ساز بهره مندى وى از هدايت هاى الهى

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 9

9 - آمرزش گناهان ، شرط ورود به بهشت

لكفّرنا عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنت النعيم

تقدم آمرزش بر ورود به بهشت مى تواند اشاره به اين باشد كه تا گناهان آدمى آمرزيده نشود، به بهشت وارد نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 6

6 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز نيل به سعادت دنيا و آخرت است .

و أنت خير الغفرين. و اكتب لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 13،15

13- خداوند ، امور انسان ها را بر اساس رحمت خويش و مغفرت خطا هاى آنان تدبير مى كند .

إن ربى غفور رحيم

15- آمرزيده شدن گناهان و خطا هاى آدمى ، شرط شمول رحمت خدا بر ايشان است .

إن ربى غفور رحيم

برداشت فوق، از تقدم «غفور» بر «رحيم» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 3

3 - بخشودگى گناهان ، مقدمه برخوردارى انسان از نعمت هاى اخروى

لهم مغفرة و رزق كريم

با توجه به تقديم «مغفرة» بر «رزق كريم» برداشت ياد شده استفاده مى شود.

3- آثار اجتماعى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 15

15 - گناه و تخلف گروهى از يك جامعه ، مى تواند مايه گرفتارى همه افراد آن جامعه به عقوبت هاى دنيوى باشد .

فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 11

11 - بى گناهان جامعه ، در خطر گرفتار آمدن به كيفر گناهكاران

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 1،2،4

1 - آثار شوم برخى از گناهان و ظلم ها تنها دامنگير گناهكار و ظالم ، و برخى داراى آثارى فراگير بر گنهكار و بى گناه

و اتقوا فتنة لاتصيبن

2 - برخى از گناهان و ستمكارى ها در جامعه ايمانى مايه گرفتار شدن همگان ( مرتكبان گناه و غير آنها ، يعنى ظالم و غير ظالم ) به عذاب هاى الهى است .

و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

«لا» در «لاتصيبن» نافيه و «خاصة» حال براى «الذين» است. جمله «لاتصيبن الذين ... » تبيين و توضيحى است براى «فتنة». و مراد از اتقاء فتنة، پرهيز از عامل آن مى باشد كه به قرينه «ظلموا»، ستمكارى است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اى اهل ايمان از گناهانى كه موجب فتنه اى عظيم مى شود بپرهيزيد ; آن گونه فتنه اى كه نه تنها دامنگير گناهكار مى شود، بلكه همگان را در شعله هاى خود خواهد سوزانيد.

4 - مؤمنان وظيفه دار اهتمام بيشتر در پرهيز از گناهانى كه آثار شوم آن فراگير جامعه ايمانى است .

و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

بديهى است هيچ گناه و ستمى را نبايد مرتكب شد. بنابراين نهى از ارتكاب گناهى كه فتنه اى فراگير دارد، حاكى از تأكيد بيشتر نسبت به پرهيز از چنين گناهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 7

7 - گناه ، داراى آثار سوء اجتماعى و روحى ، علاوه بر كيفر الهى

يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

از آنجا كه تكفير و غفران سيئات به يك معناست، مى توان تكرار آن را اشاره به آثار دنيوى گناهان (آثار سوء اجتماعى، روحى و . .. ) و آثار اخروى آنها دانست. كه در صورت تقواپيشگى خداوند گناهان را مى آمرزد و هر دو نوع اثر را مى زدايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 4

4- جرم پيشگى و تبه كارى ، زمينه ساز هلاكت و نابودى جوامع بشرى

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 5

5- فراگيرى جرم و جنايت در جامعه ، موجب انحطاط و زوال آن خواهد شد .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين

از اينكه ملائكه عذاب قوم لوط به آن حضرت اعلام مى كنند كه: «أن دابرهؤلاء مقطوع» (نسل آن قوم قطع مى شود) و نمى گويند: نسل گنهكاران قطع مى شود و نيز در آيه بعد كار «آمدن» به همه اهل شهر نسبت داده شده (و جاء أهل المدينة)، حاكى است كه همه مردم شهر قوم لوط آلوده به گناه بوده اند. تعبير «مجرم» از آنان و نجات خانواده لوط(ع) از عذاب به جز همسر او نيز مؤيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 9،12

9- ابداع روش هاى جديد براى گناه و استمرار آن و نيز ناسپاسى در برابر خدا ، عامل پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى اجتماعى

فكفرت بأنعم الله . .. بما كانوا يصنعون

برداشت فوق، با توجه به واژه «يصنعون» كه دربردارنده معناى ابداع و ايجاد مسبوق به عدم است، استفاده گرديد.

12- گناهان و ناسپاسى هاى اجتماعى ، داراى آثار شوم براى كل جامعه

قرية كانت ءامنة . .. فكفرت ... فأذقها الله لباس الجوع و الخوف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 10

10- گناه ، عامل اصلى هلاكت جوامع بشرى است .

كم أهلكنا من القرون . .. و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 3

3 - ظلم و گناه ، بنيان برافكن جوامع بشرى

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة. .. فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا

ثموديان، به صورت جامعه اى متشكل بودند كه در نتيجه ظلم و گناه خود به گونه دسته جمعى و فراگير هلاك شدند و اين نشان مى دهد كه هر جامعه اى كه معصيت و ستم در آن رواج پيدا كند، در معرض خطر نابودى قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 4،8

4 - بلا ها و مصائب اجتماعى ، بازتاب گناهان جمعى مردمان است .

و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم

خطاب جمع «ما أصابكم»، مى تواند ناظر به حيثيت جمعى انسان هاباشد.

8 - مصائب و بلا هاى جوامع بشرى ، تنها بازتاب و نتيجه بخشى از گناهان و خطا هاى مردم است .

و ما أصبكم . .. و يعفواْ عن كثير

از يادكرد «يعفواْ عن كثير» در پايان آيه، اين مطلب به دست مى آيد كه انسان گرفتار تمامى نتايج و آثار عملكرد خويش نيست; چه اين كه بسيارى از گناهان مورد عفو خداوند قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 22 - 5

5- فراگيرى فساد و غوطهورى مردم در جرم و گناه ، مانع نفوذ منطق مستدل وحى در ايشان

فدعا ربّه أنّ هؤلاء قوم مجرمون

دعاى موسى(ع)، شكوه اى از روى يأس و نااميدى از ايمان فرعونيان به درگاه خداوند بود. تعبير «أنّ هؤلاء...» بيانگر علت نااميدى موسى(ع) از تأثير سخنانش در فرعونيان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 5

5- گناه ترك واجبات از سوى فرد ، داراى پيامد هاى ناگوار اجتماعى

فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض

واژه «فى الأرض»، مى رساند كه فسادِ روى گردانان از دين و تكاليف الهى، محدود و منحصر در قلمرو وجود خودشان نيست;

بلكه همچون بيمارى مسرى در بستر جامعه شيوع مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 32 - 4

4 - جامعه مجرم ، در معرض انتقام الهى و نابودى

قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

بيان هشدار دهنده و هدايت قرآنى، با ذكر رسالت فرشتگان به سوى مجرمان، پيامدار معناى ياد شده است.

4- آثار اجتناب از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 19،21

19 - ضرورت پرهيز از گناهان براى دور ماندن از عذاب هاى الهى

و اتقوا اللّه

21 - رستگارى انسان ها در گرو رعايت تقوا و پرهيز از گناهان است .

و اتقوا اللّه لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 33

33 - خويشتن دارى در برابر گناه ، موجب خير و سعادت

و ان تصبروا خيرٌ لكم

بنابر اينكه متعلق «ان تصبروا»، ارتكاب زنا باشد كه از كلمه «عنت» به دست مى آيد. گفتنى است كه در اين صورت كلمه «خير»، افعل تفضيل نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 90 - 4

4 - تقواپيشگى و دورى كردن انسان از انجام گناه در دنيا ، سبب نزديك شدن بهشت به وى در رستاخيز

و أُزلفت الجنّة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 3،4،5،6

3 - كافران صدراسلام ، به بهره مند شدن از رحمت و لطف خدا در سايه پرهيز از گناهان فراخوانده شدند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون

4 - پرهيز از گناه و توبه از خطا هاى گذشته ، موجب جلب رحمت و لطف خداوند است .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون

5 - تنها در سايه پرهيز از گناه و توبه از خطا هاى گذشته ، مى توان به رحمت و لطف خدا اميدوار بود .

و إذا قيل لهم اتّقوا . .. لعلّكم ترحمون

به كار رفتن كلمه «لعلّ» كه براى ترجّى و اميدوارى است، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

6 - لزوم پرهيز از گناهان و توبه از خطا هاى گذشته ، به منظور جلب رحمت و لطف خداوند

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون

لزوم پرهيز از گناهان و توبه . .. از فعل امرِ «اتّقوا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 51 - 2

2- تقوا و اجتناب از گناه ، فراهم آورنده امنيت اخروى براى انسان

إنّ المتّقين فى مقام أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 16 - 3

3 - چشم پوشى از گناه و لذّت هاى آلوده دنيا ، درپى دارنده نعمت هاى سرشار اخروى

إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون . ءاخذين ما ءاتيهم ربّهم

«تقوا»; يعنى، خوددارى از مشتهياتى كه مورد منع دين قرار گرفته است. تقواپيشگان در برابر داشتن اين خصلت، از هداياى پروردگارشان بهره مند خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 2

2 - خودسازى و پاك ساختن روح خويش از گناه و پليدى و سوق دادن آن به تقوا ، مايه نجات و كاميابى است .

فألهمها فجورها و تقويها. قد أفلح من زكّيها

مراد از «تزكيه نفس» - به قرينه آيه قبل - پاك سازى آن از «فجور» (گناه، فسق، دروغ و. ..) و رشد دادن آن به وسيله تقوا است.

5- آثار اخروى ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 39 - 4

4 - ايمان و دورى از گناه ، مايه بشّاش و خندان بودن چهره مؤمنان در قيامت

وجوه . .. ضاحكة مستبشرة

به قرينه آخرين آيه اين سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة)، مراد از «وجوه» در اين آيات، چهره هاى كسانى است كه كافر نبوده و از فسق و فجور پاك و منزه اند.

6- آثار اخروى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 6

6 - عن اميرالمؤمنين(ع): . .. و أما قوله: «... و من خفت موازينه» فإنما يعنى الحساب ... و السيئات خفة الميزان ... .

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: مراد از آيه «و من خفت موازينه»، حسابرسى (در قيامت) است . .. و گناهان، موجب سبكى ميزان هستند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 5

5 - بروز و ظهور گناهان در قيامت ، به صورت علامت و نشانه اى براى گناهكاران

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 2،3

2 - كفرپيشگى و ارتكاب گناه ، مايه تغييراتى ناخوشايند در چهره انسان ، هنگام حضور در صحنه قيامت

عليها غبرة . ترهقها قترة . أولئك هم الكفرة الفجرة

تعبير «عليها» و «ترهقها»، حاكى از عارض شدن تيرگى بر چهره كافران است; به گونه اى كه اگر كفر و گناه نبود، چهره اصلى انسان نمايان مى شد. اين چهره در آيات پيشين، به درخشان و خندان بودن توصيف شده بود.

3 - گرفتارى به آثار كفر و گناه در قيامت ، فرصت هرگونه يارى رسانى به ديگران - حتى نزديك ترين خويشاوندان - را از كافران و گنه كاران سلب خواهد كرد .

يوم يفرّ المرء . .. لكلّ امرىء منهم يومئذ شأن يغنيه ... أولئك هم الكفرة الفجرة

7- آثار اصرار بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 5

5 - اصرار بر گناه ، موجب احاطه پيدا كردن گناهان بر سراسر وجود آدمى است .

من كسب سيئة و أحطت به خطيئته

چنانچه مجرد ارتكاب گناه باعث احاطه خطيئه بر انسان مى شد، جمله «أحاطت . ..» آورده نمى شد. لذا اين احتمال تقويت مى شود كه احاطه خطيئه بر اثر اصرار بر گناه و يا تكرار گناهان حاصل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 13

13 - عن احدهما - عليهما السلام - فى قوله: «أو كسبت فى إيمانها خيرا» قال: المؤمن العاصى حالت بينه و بين إيمانه كثرة ذنوبه و قلة حسناته، فلم يكسب فى إيمانه خيرا.

از امام باقر يا امام صادق - عليهما السلام - درباره آيه «او كسبت فى ايمانها خيرا» روايت شده است: فراوانى گناه و كمى

نيكيهاى مؤمن گناهكار، بين او و ايمانش جدايى مى اندازد و او با آن كه مؤمن بوده خيرى به دست نياورده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 2

2 - كسانى كه بر انجام محرمات الهى اصرار ورزند ، در معرض ذليل گشتن و مطرود شدن از درگاه خدا هستند .

كونوا قردة خسئين

«خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل است. «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 9،11

9 - غير قابل بخشش بودن كيفر برخى از منافقان ، به دليل مداومت و استمرار آنان بر انجام جرم و خطا

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

برداشت فوق با توجه به اين است كه «بأنهم . .. » تعليل «نعذب» مى باشد و «هم كانوا مجرمين» افاده استمرار مى كند.

11 - استمرار و مداومت بر جرم ، مانع پذيرفته شدن توبه و عذرخواهى انسان از درگاه الهى

لا تعتذروا . .. نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 22

22 - اصرار بر ظلم و گناه ، عامل نزول عذاب الهى

و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 8

8 - استمرار بر گناه ، مسلتزم عذاب دوزخ و رنج طولانى

قل نار جهنم أشد . .. جزاء بما كانوا يكسبون

«كانوا يكسبون» مفيد استمرار است. زيرا فعل مضارع آن گاه كه با «كان» و نظاير آن استعمال شود، بر استمرار دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 8

8 - اصرار بر گناهان و بدى ها ، عامل اصلى چشيدن آتش دوزخ

هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر عمل مستمر است، نه عمل مقطعى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 6

6 - تداوم بر اَعمال ناروا ، در پى دارنده عذاب فراگير جهنم است .

ذوقوا ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 8

8 - استمرار بر گناه ، زمينه ساز نزول عذاب الهى

و أنيبوا . .. من قبل أن يأتيكم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 76 - 4

4 - گناه پيشگى و ظلم مستمر ، باعث دوزخى شدن انسان

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم . .. و لكن كانوا هم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 9

9 - خطاپيشگى و غوطهورى در گناه ، مايه سقوط و بدفرجامى انسان و نه لغزش هاى ناخواسته *

اجترحوا السيّئات

تعبير «إجترحوا» - كه در آن معناى طلب و پى جويى نهفته است - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه آنچه انسان را از جرگه مؤمنان صالح خارج مى سازد، نه صرف لغزش; بلكه گناه جويى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 8

8 - جرم پيشگى و استمرار ارتكاب گناه ، عامل محروميت از رحمت الهى در قيامت

و كنتم قومًا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 4،7

4 - اصرار بر گناه و نقض حريم ديگران ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى است .

كذّبت ثمود بطغويها

از مصاديق «طغيان» (فراتر از حد رفتن «العين»)، تجاوز به حقوق ديگران است.

7 - طغيان گرى ، اصرار بر گناه و تكذيب پيام هاى الهى ، مايه سقوط و تباهى نفس انسان است .

و قد خاب من دسّيها . كذّبت ثمود بطغويها

8- آثار اقرار به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 2،5

2 - اعتراف به گناه و انتقاد از خويش ، وسيله جلبِ غفران و رحمت الهى و از اركان توبه است .

و ءاخرون اعترفوا . .. عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

5 - توجه گنهكار به زشتى عمل خويش و اعتراف به آن و نيز ندامت از آن ، به منزله توبه و زمينه بخشش گناه از سوى خدا

اعترفوا بذنوبهم . .. عسى اللّه أن يتوب عليهم

از اينكه خداوند در مقابل «اعترفوا» وعده «عسى اللّه أن يتوب» را داده است و بعد از اعتراف، مسأله ديگرى را به عنوان توبه مطرح نكرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 6

6 - پذيرش توبه گنهكار ، در پرتو اعتراف و نيز خشكاندن ريشه هاى گناه است ; نه صرف ندامت .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

برداشت فوق با توجه به شأن نزول است كه درآن چنين آمده: متخلفان از جنگ تبوك به خاطر دلبستگى به مال مرتكب گناه شدندو پس از ندامت و اعتراف، پيشنهاد كردند كه همان اموال را صدقه دهند تا ريشه گناهشان بخشكد، خداوند نيز بر پيشنهاد آنان صحه نهاد و تنها بخشى از مالشان را پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 8

8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .

لاتثريب عليكم اليوم

«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).

9- آثار پاكى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 16

16 - رهايى از عذاب دردناك قيامت در گرو لطف خدا و پاك شدن از گناهان و آلودگيهاست .

و لايكلمهم اللّه يوم القيمة و لايزكيهم و لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 5

5- پاكى و دورى از جرم و تبه كارى ، موجب نجات از عذاب الهى در دنيا ( عذاب استيصال )

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

10- آثار پشيمانى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 5

5 - توجه گنهكار به زشتى عمل خويش و اعتراف به آن و نيز ندامت از آن ، به منزله توبه و زمينه بخشش گناه از سوى خدا

اعترفوا بذنوبهم . .. عسى اللّه أن يتوب عليهم

از اينكه خداوند در مقابل «اعترفوا» وعده «عسى اللّه أن يتوب» را داده است و بعد از اعتراف، مسأله ديگرى را به عنوان توبه مطرح نكرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.

11- آثار تبرى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 24

24 - رشد واقعى انسان ، در پرتو محبت دين و بيزارى از كفر و گناه

حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... أولئك هم الرشدون

12- آثار ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 6

6 - پذيرش توبه گنهكار ، در پرتو اعتراف و نيز خشكاندن ريشه هاى گناه است ; نه صرف ندامت .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

برداشت فوق با توجه به شأن نزول است كه درآن چنين آمده: متخلفان از جنگ تبوك به خاطر دلبستگى به مال مرتكب گناه شدندو پس از ندامت و اعتراف، پيشنهاد كردند كه همان اموال را صدقه دهند تا ريشه گناهشان بخشكد، خداوند نيز بر پيشنهاد آنان صحه نهاد و تنها بخشى از مالشان را پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 57 - 8

8- ضرورت ايمان به قيامت و سراى آخرت و لزوم پرهيز از گناهان براى دستيابى به موهبت هاى اخروى

و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون

در آيه شريفه بيان نشده كه متعلق ايمان (آمنوا) و تقوا (يتقون) چيست؟ به نظر مى رسد به قرينه «لأجرالأخرة» مراد از ايمان ، ايمان به آخرت و مراد از تقوا پرهيز از امورى باشد كه مايه محروميت از پاداشهاى اخروى است.

13- آثار تشويق به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 12

12 - رضايت و تشويق ديگران به گناه ، معصيت و زمينه ساز عذاب است .

إذ انبعث أشقيها . .. بذنبهم

14- آثار تعاون در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 6

6 - فراهم آورندگان زمينه گناه ، همانند مرتكبان گناه مستحق عذاب اند .

فعقر . .. إنّا أرسلنا عليهم

در صورتى كه قوم ثمود در ابتلا به عذاب خصوصيتى نداشته باشند; از آيه شريفه استفاده مى شود كه همه توطئه گران عليه حق، در معرض عذاب اند; چه مباشران و چه فراهم آورندگان زمينه جرم و خطا.

15- آثار تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 4

4 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن بدترين اعمال احتمالى گذشته آنان است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه لام «ليكفّر»، براى تعليل و متعلق به فعل محذوفى است كه جمله «لهم ما يشاءون. ..» بر آن دلالت مى كند; بر اين اساس تقدير چنين مى شود: «وعدهم اللّه بذلك و يسر لهم ليكفّر...».

16- آثار تكوينى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 5

5 - گناه ، داراى آثار تكوينى در نظام زندگى انسان ها است .

و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير

17- آثار جبران گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 18

18- برخوردارى گناهكاران از رحمت و بخشش خداوند ، مشروط به توبه عملى و تدارك گذشته هاست .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا إن ربّك من بعدها لغف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 11

11 - شمول لطف و رحمت الهى ، نسبت به گنه كاران ، در صورت اقدام عملى آنان به جبران گناهان

قل للمخلّفين من الأعراب . .. فإن تطيعوا يؤتكم اللّه أجرًا حسنًا

18- آثار درك پليدى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 7

7- مشاهده برهان الهى ( درك حقايقى نظير ربوبيت خدا ، دريافت زشتىِ گناه ، باور به عدم رستگارى ظالمان و گنه كاران و . . . ) عامل عصمت پيامبران است .

و همّ بها لولا أن رءا برهن ربه

19- آثار رضايت به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 12

12 - رضايت و تشويق ديگران به گناه ، معصيت و زمينه ساز عذاب است .

إذ انبعث أشقيها . .. بذنبهم

20- آثار روحى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 7

7 - گناه ، داراى آثار سوء اجتماعى و روحى ، علاوه بر كيفر الهى

يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

از آنجا كه تكفير و غفران سيئات به يك معناست، مى توان تكرار آن را اشاره به آثار دنيوى گناهان (آثار سوء اجتماعى، روحى و . .. ) و آثار اخروى آنها دانست. كه در صورت تقواپيشگى خداوند گناهان را مى آمرزد و هر دو نوع اثر را مى زدايد.

21- آثار زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 4

4 - ضرر و زيان گناه و نافرمانى مردم از اطاعت خدا و رسول او ، به خود آنان بازمى گردد نه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم

22- آثار شيوع گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 5

5- فراگيرى جرم و جنايت در جامعه ، موجب انحطاط و زوال آن خواهد شد .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين

از اينكه ملائكه عذاب قوم لوط به آن حضرت اعلام مى كنند كه: «أن دابرهؤلاء مقطوع» (نسل آن قوم قطع مى شود) و نمى گويند: نسل گنهكاران قطع مى شود و نيز در آيه بعد كار «آمدن» به همه اهل شهر نسبت داده شده (و جاء أهل المدينة)، حاكى است كه همه مردم شهر قوم لوط آلوده به گناه بوده اند. تعبير «مجرم» از آنان و نجات خانواده لوط(ع) از عذاب به جز همسر او نيز مؤيد برداشت فوق است.

23- آثار عفو از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 4

4 - اصلاح رفتار فاسد و جبران ضرر و زيان آثار اجتماعى گناه ، از شرايط توبه حقيقى است .

إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا

24- آثار فردى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 1

1 - آثار شوم برخى از گناهان و ظلم ها تنها دامنگير گناهكار و ظالم ، و برخى داراى آثارى فراگير بر گنهكار و بى گناه

و اتقوا فتنة لاتصيبن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 8

8 - بار گناه هر فردى ، در مرحله نخست به دوش خودِ او است ; نه ديگران .

و لاتزر وازرة وزر أُخرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 5،6

5 - گناه ، جنايتى عليه خود و تعدى به جان خويشتن است .

قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم

برداشت بالا از تعبير «أنفسهم» به همراه «على» به دست مى آيد. از اين رو بسيارى از مفسران عبارت «أسرفوا على أنفسهم» را به «جنوا عليها» معناكردند (روح المعانى آلوسى و الكشاف زمخشرى).

6 - ضرر و زيان گناه و اسراف ، متوجه خود انسان است .

الذين أسرفوا على أنفسهم

برداشت ياد شده از آمدن لفظ «على» به دست مى آيد.

25- آثار گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 5

5 - گناه ، مايه دور شدن آدمى از خداوند است .

فتوبوا إلى بارئكم

«توب» و «توبه» (مصدر توبوا) به معناى رجوع كردن و بازگشتن است. اين معنا مى رساند كه: انسان با ارتكاب گناه از خداوند فاصله گرفته، از او دور مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 18

18 - بازگشت زيان معصيت به گنهكار است نه متوجه ساحت قدس خداوند

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 36

36 - تجاوزگرى و ارتكاب گناهان ، آدمى رابه سوى كفر گرايش داده و بر كشتن رهبران الهى بى پروا مى سازد .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 3،4

3 - خداوند ، نه تنها اندك بودن عذاب يهود را تضمين نكرده ; بلكه در صورت احاطه داشتن گناه بر آنان ، ايشان را در آتش دوزخ ماندگار خواهد كرد .

أتخذتم عند اللّه عهداً . .. بلى من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

4 - گنهكارانى كه گناهانشان سراسر وجود آنان را فرا گيرد ، در آتش دوزخ براى هميشه گرفتار خواهند شد .

من كسب سيئة و أحطت به خطيئته فأولئك أصحب النار هم فيها خلدون

«سيئة» و «خطيئة» هر دو به معناى بدى و گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 6

6 - گريز باور داران به قيامت از مرگ و ناپسند شمردن آن ، به خاطر ارتكاب گناهان و ترس از عذاب اخروى است .

و لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

«باء» در «بما قدمت» سببيه است. بنابراين جمله «لن يتمنوه ...» گوياى اين حقيقت است كه گناهان از عوامل ترس از مرگ است. گفتنى است كه چون جمله فوق درباره باورداران به خدا و قيامت است، علت ياد شده مخصوص آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 3،8

3 - سرسختى ، غرور و تكبّر برخاسته از گناه ، مانع نصيحت پذيرى حاكمان مفسد

و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «بالاثم»، متعلق به «العزّة» باشد.

8 - حاكمان مُفسد ، در حِصار سرسختى ، تكبّر و غرور برخاسته از گناه خويش هستند .

و اذا تولّى . .. اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد و «باء» در «بالاثم»، سببيّه و متعلّق به «العزّة» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 6

6 - شراب و قمار ، موجب كُندى و بازماندن انسان از ثواب و خير

قل فيهما اثم كبير

«الاثم»: اسم للافعال المُبطئة عن الثواب (مفردات راغب. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 225 - 7

7 - تغيير شخصيّت معنوى انسان ، در اثر كار هاى لغو و بيهوده *

لا يؤاخذكم الله باللغو فى ايمانكم و لكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم

آيه مزبور احتمالا در صدد تقسيم سوگند به لغو و جِدّ و كفّاره داشتن يكى و نداشتن ديگرى نيست; بلكه در صدد بيان اين است كه اگر چه خداوند در سوگندهاى لغو كيفرى قرار نداده است; ولى اين عمل حكايت از قلبى بيمار دارد و يا اينكه به تدريج به بيمارى قلب و دل مى انجامد و خداوند بر اين بيمارى مؤاخذه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 5،6

5 - ناسپاسان از نعمت ها و گنهكاران ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ كل كفّار اثيم

6 - رباخواران ، ناسپاسانى گنهكار و محروم از محبّت الهى

يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحبّ كلّ كفّار اثيم

كلمه «كفّار» (بسيار ناسپاس) و كلمه «اثيم» (فرو رفته در گناه و آلودگى) پس از بيان ربا و رباخوارى، اشاره به اين معنا دارد كه رباخواران از جمله مصاديق انسانهاى ناسپاس و آلوده به گناهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 11

11 - گناهان ، خود ، مايه و وسيله عذاب و كافران است .

فاخذهم اللّه بذنوبهم

بنابراينكه «باء» در «بذنوبهم» براى استعانت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 2

2 - كفر و كشتن پيامبران و عدالتخواهان ، گناه بزرگى است كه همه اعمال نيك را مى زدايد و تباه مى كند .

انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 14

14 - عذاب اُخروى آدمى ، نتيجه كفر و اعمال بد او

فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

«تكفرون . .. »، مى تواند هم شامل كفر عملى و هم اعتقادى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 18

18 - گناه ، عصيان ، تعدّى و تجاوز مداوم ، موجب كفر به آيات الهى

بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون الانبياء بغير حقّ ذلك بما عصوا و كانوا

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 3

3 - گناه ، ستم بر خويشتن است .

او ظلموا انفسهم . .. فاستغفروا لذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 13

13 - برخى از گناهان آدمى ، در پى دارنده عذاب هاى دنيوى

كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 4،5

4 - پرورش يافتگان مكتب انبيا ، گناه و اسراف ( زياده روى در امور ) را نقطه ضعف و مانع پيروزى خود مى دانند . *

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا . .. و انصر

از اينكه مردان الهى نصرت و پيروزى بر دشمنان را پس از درخواست آمرزش گناهان طلب مى كنند (اغفرلنا . .. و انصرنا)، معلوم مى شود كه آنان پيروزى را در گرو پاكى از گناه مى دانند.

5 - گناه و تجاوز از حدّ ، موجب فاصله گرفتن مجاهدان راه خدا ، از پيروزى *

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 31

31 - مؤمن را به مجرد يك گناه ، نمى توان از صفوف اهل ايمان خارج دانست .

و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين

از مصاديق مورد نظر كلمه «المؤمنين»، كسانى هستند كه در نبرد احد مرتكب گناه شدند ; و گر نه فضل بر مؤمنان نمى توانست دليل عفو آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 4،6

4 - گناهان آدمى موجب نفوذ شيطان در او

انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

بنابر اينكه مراد از «ما كسبوا» تمامى رفتار (پسنديده و ناپسنديده) باشد. بنابراين مراد از «بعض»، گناه و رفتار ناصواب خواهد بود.

6 - پاره اى از گناهان ، زمينه ساز نفوذ شيطان در انسان و گمراهى او

انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

بنابر اينكه مراد از «ما كسبوا»، خصوص گناهان باشد، نه تمامى اعمال. بنابراين برخى از گناهان، زمينه نفوذ شيطان را فراهم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 14

14 - تحقق خذلان الهى ، به ر ها كردن و حايل نشدن خداوند بين بنده خويش و معصيت

ان ينصركم اللّه فلا غالب لكم و ان يخذلكم

امام صادق (ع) درباره «خذلان» در آيه فوق فرمود: . .. و متى خلّى بينه و بين تلك المعصية فلم يحل بينه و بينها حتى يرتكبها فقد خذله و لم ينصره و لم يوفقه.


توحيد صدوق، ص 242، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 323، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 11

11 - مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 25

25 - گناه و اعمال ناشايست ، مانعى در راه همشأنى و همراهى با ابرار

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار

درخواست آمرزش گناه و آنگاه تقاضاى همراهى با ابرار، دلالت بر برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 25

25 - گناه ، حجابى بين انسان و بهره گيرى او از جلوه رحمت الهى

و لو انّهم اذ ظلموا . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 5

5 - گناه ، ستم بر خويشتن است .

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 1،4،5،6

1 - آثار زيانبار گناه ، دامنگير خود انسان

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

4 - خداوند بازگرداننده آثار زيانبار گناه به گنهكاران

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جمله «كان اللّه عليما حكيما» مى رساند كه تحميل آثار سوء آدمى به دست خداوند است.

5 - خداوند ، آثار سوء گناه آدمى را بر اساس علم خويش و بدور از هرگونه خطا به وى باز مى گرداند .

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

توصيف خداوند به «عليما» براى رساندن اين معناست كه در بازگرداندن آثار سوء گناه، هيچ خطايى رخ نخواهد داد.

6 - بازگرداندن آثار زيانبار گناه به گنهكاران ، كارى حكيمانه

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 7

7 - برخى گناهان ، در پى دارنده عقوبت هاى دنيوى است .

فقالوا أرنا اللّه جهرة فأخذتهم الصعقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 2

2 - گناه و تخلف از فرامين خدا مى تواند در پى دارنده كيفر و عقوبت هاى دنيوى باشد .

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 14

14 - آلوده شدن گروهى از يهوديان به گناه ، موجب تحريم طيبات الهى بر تمامى آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 42،43،56

42 - اضطرارى كه در طريق گناه به وجود آيد ، مجوز ارتكاب محرمات نخواهد بود .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم

مراد از «اثم» به دليل نكره بودن آن، مطلق گناه است و «غير متجانف لاثم» حال براى «من اضطر» است و اضطرار را مقيد مى كند. يعنى حكم جواز مخصوص مضطرى است كه به سوى گناه در حركت نباشد.

43 - عدم تمايل به گناه ، شرط جواز استفاده از محرمات در حال اضطرار *

فمن اضطر . .. غير متجانف لاثم

56 - بهره گيرى مضطر از مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوان ذبح شده به نام غير خدا و . . . ، مشروط به آن است كه از روى عمد و قصد گناه نباشد .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم

از امام باقر(ع) در توضيح «غير متجانف» در آيه فوق روايت شده: غير متعمد لاثم.


تفسير قمى، ج 1، ص 162; تفسير برهان، ج 1، ص 447، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 13،17،18

13 - قساوت قلب و نفهميدن حق ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .

لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

بنى اسرائيل گر چه به سبب ناتوانى از درك حقايق مرتكب تحريف شدند، ولى چون اين ناتوانى ناشى از گناه خود آنان بوده است، مورد مذمت خداوند قرار گرفتند. بنابراين عجز از فهميدن حق، اگر پيامد گناه باشد، نمى تواند عذر شمرده شود.

17 - گناه ، از عوامل فراموشى و نسيان معارف الهى

فبما نقضهم ميثقهم . .. و نسوا حظاً مما ذكروا به

18 - فراموشى ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .

و نسوا حظاً مما ذكروا به

از اينكه خداوند بنى اسرائيل را به خاطر فراموشى دستورات الهى مذمت كرده، معلوم مى شود فراموشى آنان عذر نبوده است. چرا كه اين فراموشى، كيفر پيمان شكنى آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 9

9 - يهود و نصارا به دليل ارتكاب گناه ، نه محبوب خدا هستند و نه مقرب درگاه او

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 12

12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 17

17 - جنايت و آدمكشى ، حاكى از جرأت و جسارت نسبت به خداوند جهانيان است .

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 8

8 - گناه آدمى ، همواره ملازم وى

ان تبوا باثمى و اثمك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 9

9 - گرفتارى به كيفر هاى گناه ، موجب از دست رفتن فرصت توبه و بازگشت به خدا

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 7

7 - گناه ، موجب دورى از رحمت خداوند

فإنّ اللّه يتوب عليه

توبه خداوند بر بندگان به معناى بازگشت رحمت او به آنان است. بنابراين گناهكار قبل از توبه از رحمت خداوند به دور بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 17،21،23

17 - برخى گناهان ، مايه محروميت از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ان يصيبهم» همان گرفتار ساختن گنهكاران به رويگردانى و نپذيرفتن احكام قرآن باشد.

21 - گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت - حتى برخى از آن - ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

23 - برخى گناهان اهل كتاب ، موجب گرفتارى حتمى آنان به عذاب الهى

انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

در برداشت فوق «ان يصيبهم» به معناى گرفتار ساختن به عذاب گرفته شده است. قابل ذكر است كه «بعض ذنوبهم» مى تواند اشاره به اين باشد كه برخى گناهان به گونه اى است كه خداوند مرتكبان آن گناه را قطعاً به عذاب گرفتار خواهد ساخت و لذا توفيق حق پذيرى را از آنان سلب خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 16،20

16 - انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم . ... فأهلكنهم بذنوبهم

20 - هلاكت امتها و نابودى تمدنها بر اثر كفر و گناه، از سنتهاى الهى است.

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن . .. فأهلكنهم بذنوبهم

جمله «فأهلكناهم»، بيان قاعده و قانونى است كه جمله «ألم يروا كم أهلكنا . .. » جريان آن را در طول تاريخ نشان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 1

1 - برخى از اقوام پيشين بر اثر كفرپيشگى و ارتكاب گناه به عذاب الهى گرفتار شدند و توان درك معارف دينى از آنان سلب شد .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 11

11 - گناه و تبهكارى ، زمينه ساز پيدايش روحيه استكبارى و مايه انكار آيات الهى است .

فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 32

32 - بازگشت زيان گناه به گنهكار است ، نه متوجه ساحت قدس خداوند

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 7،12

7 - محروميت جوامع بشرى از نعمت هاى الهى ، پيامد گرفتار شدن آنان به كفر و گناه است .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 11

11 - هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 8،9

8 - گناه تخلف از وظيفه جهاد ، زمينه مهر شدن قلب انسان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه طبع قلب (مهر شدن) معلول عملكرد خائنانه منافقان باشد نه علت آن.

9 - مهر شدن قلب انسان در نتيجه گناه و تخلف از جهاد ، مايه ناتوان شدن وى از شناخت صحيح حقايق

و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9،10

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

10- شركورزى ، ارتكاب گناهان و مخالفت با پيامبران الهى ، از عوامل كمبود موهبت هاى دنيوى است .

استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 31

31- « عبدالله بن الفضل الهاشمى قال : سألت أباعبدالله جعفربن محمد ( ع ) عن قول الله عزوجل : . . . « و ما توفيقى إلاّ بالله » . . . قال : إذا فعل العبد ما أمره الله عزوجل به من الطاعة كان فعله وفقاً لأمرالله عزوجل و سمى العبد به موفّقاً و إذا أراد العبد أن يدخل فى شىء من معاصى الله فحال الله تبارك و تعالى بينه و بين تلك المعصية فترك ها كان تركه ل ها بتوفيق الله تعالى ذكره . . . ;

عبدالله بن فضل هاشمى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزوجل: . .. «و ما توفيقى إلاّ بالله» پرسيدم، فرمود: هرگاه بنده طاعتى را كه خدا به آن امر كرده انجام دهد، عمل او با امر خدا موافق است و آن بنده موفق خوانده مى شود (توفيق خدا شامل حال او شده) و هرگاه بنده اى بخواهد گناهى انجام دهد و خداوند تبارك و تعالى بين او و آن معصيت مانعى ايجاد كند كه موجب ترك آن گردد، اين تركِ گناه به توفيق خداوند متعال خواهد بود ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 24

24- ارتكاب گناه ، ناسپاسى و كفران نعمت هاى الهى است .

قال معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 19،20،22

19- يوسف ( ع ) ، ارتكاب گناه و پذيرش تقاضاى زليخا و همپالگى هاى او را ، موجب از دست دادن علم و حكمت خدادادى خويش مى دانست .

ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

برداشت فوق ، بر اين مبناست كه مراد از جهل نادانى باشد. بر اين مبنا مى توان گفت: مقصود يوسف(ع) از جاهل شدن ، سلب گشتن علم و حكمتى است كه خداوند به او عطا كرده بود (ءاتيناه حكماً و علماً) «آيه 22».

20- گناه ، موجب سلب علوم خدادادى و موهبتى است .

و ءاتينه حكمًا و علمًا . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

22- ارتكاب گناه ، سفاهت و بى خردى است .

أصب إليهنّ و أكن من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 21،22

21- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن أبى كان يقول : إن الله قضى قضاء حتماً لاينعم على عبده بنعم فسلبها إيّاه قبل أن يحدث العبد ذنباً يستوجب بذلك الذنب سلب تلك النّعمة و ذلك قول الله : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: پدرم مى فرمود خداوند به قضاى حتمى خود مقرر كرده است كه هر نعمتى را به بنده اش بدهد از او باز نستاند، مگر اينكه آن بنده گناهى را مرتكب شود كه موجب سلب آن نعمت گردد و اين است سخن خدا كه فرمود: «إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».

22- « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;

از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 49 - 3

3- جرم و گناه پيشگى عامل اسارت مجرمان در زنجير ها و بند ها در قيامت

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 18

18- برخى از گناهان ، در پى دارنده عذاب دنيوى اند .

فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

دعوت به دقت و ژرف كاوى در فرجام تكذيب كنندگان انبيا، مشعر به اين نكته است كه تكذيب گران گرفتار عذاب شده اند. بنابراين به دست مى آيد كه برخى از گناهان (تكذيب انبيا) عذاب دنيوى در پى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 10

10- ارتكاب برخى از گناهان ، عذاب دنيوى در پى دارد .

أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 11

11- ظلم و گناه ، مانع از برخوردارى انسان از غفران و رحمت گسترده خدا

كانوا أنفسهم يظلمون . .. ثمّ تابوا ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

تعبير و قيد «من بعدها» مى رساند كه قبل از توبه واقعى، انسان نمى تواند از بخشش و رحمت الهى با همه گستردگى آن سود جويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 1

1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .

ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون

«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 8

8- گناه ، زمينه ساز هراس و نگرانى انسان در قيامت است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 4

4- نابود ساختن جوامع ، در نتيجه گناه و ستم شان ، سنّت ديرينه الهى در كيفر ظالمان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 22

22 - پى آمد هاى هر گناه ، براى تمامى مرتكبان آن گناه يكسان نيست .

فأكلا . .. و عصى ءادم ربّه فغوى

مطرح نشدن عصيان حوا، شايد به اين جهت باشد كه وى در عصيان خود اصالت نداشت; بلكه عملكرد شوهرش را سرمشق خود ساخته بود. در نتيجه آثار عصيان او در حد عصيان آدم نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 2

2- ملائكه ، در صورت گناه و لغزش ، از عذاب الهى در امان نخواهند بود .

و من يقل منهم إنّى إله من دونه فذلك نجزيه جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 9

9- ظلم به نفس ، موجب گرفتارى انسان به غم و اندوه است .

فظنّ أن لن نقدر عليه . .. إنّى كنت من الظلمين ... و نجّينه من الغمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 8

8 - گناه ، مانع برخوردارى انسان از رحمت الهى

فاغفر لنا و ارحمنا

تقدم طلب غفران بر رحمت، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه با وجود گناه و آثار آن، نمى توان به رحمت الهى دل بست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 6

6 - گناه ، مانع برخوردارشدن انسان از رحمت الهى

و قل ربّ اغفر و ارحم

تقديم «طلب غفران» بر «طلب رحمت»، مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه با وجود گناه و آثار آن به رحمت الهى نمى توان دل بست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 15

15 - پيامد گناه هر كسى ، گريبان گير خود او است .

لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع ورزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 33،35

33 - گناه ، مانع فلاح و رستگارى است .

توبوا إلى اللّه جميعًا . .. لعلّكم تفلحون

از اين كه خداوند مؤمنان را براى رسيدن به فلاح و رستگارى، به توبه و بازگشت از راه خطا و گناه فرا خوانده است، مى توان استفاده كرد كه گناه و خطا، مانع از رستگارى است و بايد با توبه اين مانع را از سر راه برداشت.

35 - گناه ، موجب كفر و بيرون آمدن از زمره مؤمنان نيست .

توبوا إلى اللّه جميعًا أيّه المؤمنون

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه خداوند، مؤمنان گناه كار را با عنوان «مؤمنان» خطاب كرده است و اين مى رساند كه انسان به صرف گناه كردن، كافر نشده و از صف مؤمنان بيرون نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 9

9 - جرم پيشگى و تبه كارى ، موجب محروميت از غفران و رحمت الهى

لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 101 - 3

3 - آشكار گشتن پوچى دوستى هاى مبتنى بر جرم و گناه در قيامت

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون . .. و لاصديق حميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 2

2 - جرم و گناه ، زمينه ساز حق ناپذيرى

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 202 - 2

2 - غوطهورى مجرمان در گناه و تباهى ، مايه غفلت آنان از عذاب الهى

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 2

2 - دروغ پردازى و گناه ، نمود هاى تصرف شياطين در قلب و روح انسان

تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 5

5 - ارتكاب گناه ، ظلم و درپى دارنده كيفر الهى

لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّمن ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 4

4 - قرار گرفتن ثموديان در مشكلات و گرفتارى ها به خاطر گناهان

لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون

از تعبير «لعلّكم ترحمون» استفاده مى شود كه ثموديان بر اثر گناهان، گرفتار بدبختى و مشكلات شده بودند و بيرون آمدن از آن و جلب رحمت خداوند، نيازمند استغفار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 6

6 - جرم و تبه كارى ، عامل هلاكت جوامع پيشين

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 4

4 - ظلم و گناه خود انسان ، مايه ابتلاى وى به عذاب الهى

و وقع القول عليهم بما ظلموا

«با» در «بما ظلموا» براى سببيت و نشانگر آن است كه سبب اصلى محكوميت كافران به عذاب الهى، ظلم و ستم خود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 2

2 - نگه داشتن اعمال نيك تا صحنه قيامت و از دست ندادن آنها در نتيجه گناه ، شرط بهرهورى انسان از ثمرات آن

من جاء بالحسنة فله خير منها

واژه «جاء» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اعمال نيك، در صورتى ثمربخش است كه انسان بتواند تا پايان عمر آن را حفظ كرده و با گناهان خود موجبات حبط آن را فراهم نكرد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 2

2 - به همراه بردن گناهان تا صحنه قيامت ، عامل دوزخى شدن انسان

و من جاء بالسيّئة فكبّت وجوههم فى النّار

به كارگيرى واژه «جاء» ممكن است اشاره به اين داشته باشد كه كردار بد، در صورتى زيان بخش است كه انسان از آن توبه نكند و با سنگينى بار گناه در عرصه قيامت حاضر شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 3

3 - گناه ، وبال گردن آدمى و بارى سنگين بر دوش او است .

و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 4،16

4 - آلودگى به گناه ، در پى دارنده عذاب و هلاكت است .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

16 - آلوده شدن به گناه ، ستم به خويش است .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 3

3 - جرم و گناه ، عامل نااميدى انسان ، در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 36 - 11

11 - گناهان ، در سرنوشت انسان ها ، تأثير سوء دارند .

و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم

بى شك، مراد از «ما قدّمت» به قرينه مقام، رفتار خوب و پسنديده نيست و بلكه گناهان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 38 - 11

11 - پرداختن به كار هاى خير ، مانند انفاق به نيازمندان - با توجّه به دستاورد بدِ كار هاى نادرست - لازم است .

تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم . .. فأَت ذا القربى حقّه

«فا» در «فآت» مى تواند فصيحه و مربوط به فراز «إن تصبهم» در آيات قبل باشد; يعنى: «حال كه سيّئه، در پى دارنده ناگوارى است، پس، از آن پرهيز و حقوق خويشاوندان و. .. را ادا كنيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 4،7،10،13،14،18

4 - گناه و معصيت انسان ها ، زمين ها و دريا ها را از بازدهى و سودبخشى ساقط مى كند .

ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس

7 - تمامى پديده هاى خشكى و دريا ، گرفتار آثار گناه آدميان است .

ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس

10 - خداوند ، به منظور تنبّه انسان ها ، تنها بخشى از گناهان را كيفر مى هد .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

13 - فلسفه از دست رفتن امكانات دنيوى ، در پى گناه ، تنبيه گناهكاران جهت بازگشت از خطا به صراط مستقيم است .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

«لام» در «ليذيقهم» لام عاقبت است و «لعلّ» معناى تعليل دارد و مراد از «فساد» براساس ريشه لغوى آن، يعنى خروج شىء از اعتدال (تباه شدن)، قابل بهره بردارى نبودن امكانات و يا از دست دادن آنها است. بنابراين، خداوند، در پى آلوده شدن انسان ها، به گناه، آنان را مبتلا مى كند تا به اين صورت، بيدارشان سازد.

14 - گناه ، عامل دورى معنوى انسان از خدا است .

لعلّهم يرجعون

18 - « قال الصادق ( ع ) : حياة دوابّ البحر بالمطر ، فإذا كُفّ المطر ظهر الفساد فى البرّ و البحر و ذلك إذا كثرت الذنوب و المعاصى . . . ;

امام صادق(ع) فرمود: حيات جنبدگان دريا، وابسته به باران است و اگر باران نبارد، در خشكى و دريا، فساد آشكار مى شود. آن، هنگامى است كه گناه و معصيت ها زياد شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 16

16 - غير از شرك ، گناهان ديگرى وجود دارد كه موجب گرفتار شدن به عذاب دنيوى مى شود .

فانظروا كيف كان عقبة الذين . .. كان أكثرهم مشركين

فرمان به مطالعه در عاقبت كسانى كه به خاطر انحراف و پيمودن راه نادرست، گرفتار عذاب شدند و آنگاه يادآورى اين نكته كه اكثر آنان، مشرك بودند، نشان مى دهد كه در ميان گرفتار شدگان به عذاب، غير مشرك هم بوده اند. بديهى است از آن

جايى كه موحدان، گرفتار عذاب نمى شوند، به دست مى آيد كه آنان، گناهكار بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 2

2 - گناه و اسراف ، مانع از تقرب انسان به خداوند است .

قل يعبادى الذين أسرفوا

از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور ابلاغ پيام رحمت الهى به گنه كاران كرده و خود آنان را مستقيماً مورد خطاب قرار نداده است، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 10

10 - گناهان ، زمينه ساز عذاب الهى و نابودشدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى

فأخذهم اللّه بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 9

9 - اسراف و زياده روى در گناه و حق ستيزى ، موجب دوزخى شدن انسان ها است .

و أنّ المسرفين هم أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 3،9

3 - تأثير گناه ، در گرفتار آمدن انسان ها به قحطى و خشكسالى

و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا . .. و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم

سياق آيات ،مى تواند بيانگراين نكته باشد كه رحمت و قدرت الهى گسترده و فراگير است و قحطى ها و خشكسالى ها بازتاب عملكرد خود انسان هااست.

9 - « هشام بن سالم عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : أما انّه ليس من عرق يضرب و لا نكبة و لا صداع و لا مرض إلاّ بذنب و ذلك قول اللّه عزّوجلّ فى كتابه « و ماأصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير » قال : ثمّ قال ما يعفو اللّه أكثر مما يؤاخذ به ;

هشام بن سالم از امام صادق(ع) روايت نموده كه فرمود: هيچ رگى نمى زند و هيچ گرفتارى و سردرد و مرضى عارض نمى شود مگر اين كه اثر گناهى است كه انجام گرفته، و اين است سخن خداى عزّوجلّ در كتاب خودش «و ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير» سپس امام فرمود: آنچه را خدا عفو مى كند بيشتر از آن است كه مورد مؤاخذه قرار مى دهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 3،11

3 - تدبير هاى بشرى براى جلوگيرى از بازتاب هاى گناهان خود ، فاقد تأثير و كارايى است .

و ما أصبكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض

برداشت ياد شده برپايه ارتباط اين قسمت از آيه، با آيه قبل است.

11 - بازتاب گناهان انسان به صورت مشكلات دنيايى ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن انسان از سركشى و تجاوز است .

و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و ما لكم م

سياق آيات، نشانگر بيان گونه هاى مختلف از يك حقيقت است; چه اين كه باران، غفران، ولايت و نصرت گونه هايى از روزى خداوند براى انسان ها است كه از پس خشكسالى، گناه و مصيبت به انسان ارزانى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 5

5 - عفو و اغماض الهى از گناهان بسيار ، باعث مصونيت انسان از آثار ويرانگر گناهان در دريا

أو يوبقهنّ بما كسبوا و يعف عن كثير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 10

10 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : من تصدّى بالإثم أعشى عن ذكر اللّه تعالى و من ترك الأخذ عمّن أمر اللّه بطاعته قيّض له شيطاناً فهو له قرين ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: هر كس مرتكب گناه شود از ياد خدا روى گردان شده و كوردل مى گردد و كسى كه ترك كند گرفتن [معارف دين] را از كسى كه خداوند اطاعت او را فرمان داده است، خداوند شيطانى را براى او قرار مى هد كه همدم او خواهد بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 11

11 - گناه و فسق انسان ها ، موجب گرفتار آمدن آنان به مخالفت با پيامبران و فرورفتن در منجلاب حكومت هاى طاغوتى

إنّهم كانوا قومًا فسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 74 - 2

2 - گناه پيشگى ، عامل ورود به جهنم و جاودانگى در عذاب

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 75 - 3

3 - كفر و گناه پيشگى ، موجب عذاب پيوسته و اندوه پايان ناپذير در قيامت

إنّ المجرمين . .. و هم فيها مبلسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 76 - 6

6 - گام نهادن آدمى در وادى كفر ، شرك و گناه ، در حقيقت ظلم آدمى به خويشتن است .

إنّ المجرمين . .. و ما ظلمنهم و لكن كانوا هم الظلمين

به كار رفتن واژه «ظالم» به جاى «مجرم»، حاكى از آن است كه جرم و گناه بيان شده در آيات پيشين، همان ظلم و ستم آدمى به خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 5،7

5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين

7- جرم پيشگى مردمان و حق ناپذيرى ايشان ، زمينه ساز عقوبت آنان در دنيا

أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 38 - 5

5- آزاد پنداشتن خويش در ارتكاب هر گناه ، مستلزم پوچ انگارى آفرينش

إنّهم كانوا مجرمين . و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در توبيخ امت هاى جرم پيشه بود - مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 6

6- عزت ها و شرافت هاى دنيوى ، متكى به گناه و حق ستيزى ، ناپايدار و منتهى به ذلت و درماندگى است .

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 3

3- پيوستگى گناه ، با ترديد و ناباورى نسبت به قيامت

طعام الأثيم . .. إنّ هذا ما كنتم به تمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 4

4 - دروغ پردازى عليه دين و آيات الهى ، داراى ريشه در گناه پيشگى فرد

أفّاك أثيم

مى توان گفت: «أثيم» در مقام بيان فلسفه «أفّاك» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 10

10 - دروغ پردازى و گناه پيشگى ، مانع از شنود و دريافت بايسته آيات الهى است .

أفّاك أثيم . يسمع ءايت اللّه ... ثمّ يصرّ مستكبرًا كأن لم يسمعها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 6

6- مجازات و كيفر الهى پى آمد آلودگى به گناه است ; نه صرف هر لغزش *

بما كانوا يكسبون . .. و من أساء فعليها

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در مورد عمل صالح، تعبير «عمل صالحاً» با تنوين تقليل ذكر شده است - كه كم ترين اعمال ارزشى را نيز شامل مى شود - ولى در مورد اعمال زشت، تعبير «أساء» به كار رفته است و نه «عمل سيّئاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 4

4 - گناه پيشگى و هواپرستى ، داراى پيوند با بى اعتقادى به حيات اخروى

اجترحوا السيّئات . .. اتّخذ إلهه هويه ... و قالوا ما هى إلاّ حياتنا الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 5،7

5 - استكبار و جرم پيشگى ، مهم ترين عامل گرايش كافران به كفر و انكار آيات الهى

ءايتى تتلى عليكم فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين

با توجه به اين كه خداوند، درباره كافران تنها به دو ويژگى (استكبار و جرم پيشگى) تصريح كرده است; اساسى بودن عوامل ياد شده در گرايش كافران به كفر استفاده مى شود.

7 - روحيه استكبارى كافران در برابر آيات الهى ، معلول عملكرد و جرايم گذشته خود آنان *

فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين

براساس اين احتمال كه تعبير «و كنتم. ..» در مقام تعليل گرايش كافران به استكبار باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 9

9 - انكار قيامت و اظهار ناباورى به آن ، به رغم پيام هاى مكرر وحى ، معلول استكبار و جرم پيشگى است . *

فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين . .. قلتم ما ندرى ما الساعة

برداشت بالا با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين نكته است كه «قلتم ما ندرى. ..» به عنوان نمودى از استكبار و جرم پيشگى كافران ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 18

18- گناه ، مانع برخوردارى انسان از رحمت گسترده خداوند *

و هو الغفور الرحيم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم «الغفور» بر «الرحيم»، اشاره به اين جهت داشته باشد كه تا غفران الهى شامل انسان نشود; زمينه براى بهرهورى وى از رحمت گسترده خداوند مهيا نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 11

11- غفران الهى ، پناهگاه مؤمنان از آثار سخت گناهان و عذاب دردناك

يغفر لكم . .. و يجركم من عذاب أليم

در برداشت ياد شده عطف «يجركم. ..» بر «يغفرلكم...» تفسيرى دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 14،16

14- گناهان ، پديد آورنده مشكلات و نابسامانى ها در شؤون زندگى انسان *

كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

از تقدم «سيّئات» استفاده مى شودكه وجود گناهان عامل نابسامانى ها است و با آمرزش آنها، امور ديگر نيز سامان مى يابد.

16- گناه ، مايه تيرگى قلب و رخت بستن صلاح از فكر و انديشه انسان *

كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

ميان سيّئات و عدم صلاح قلب، مى تواند رابطه علّى و سببى باشد. از تقدم سيّئات استفاده مى شود كه عامل فساد فكر و انديشه، گناهان است و با زدايش گناهان، انديشه صلاح مى يابد. اين احتمال مبتنى است بر اين كه «بال» به معناى قلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 28 - 9

9- ثمربخشى اعمال نيك ، منوط به حفظ آن تا پايان عمر و نابود نكردن آن باگناه و نفاق

ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعملهم

«فأحبط أعمالهم»، در حقيقت پاسخ به اين سؤال مقدر است كه: مرتدان و اهل نفاق، گرچه سرانجام به انحراف گراييدند; اما در آغاز، اعمال نيك نيز داشته اند و با وجود آن اعمال، چرا عذاب شوند؟ آيه شريفه پاسخ مى دهد كه نفس انجام نيكى ها، كافى نيست; بلكه بايد آن را از حبط و سقوط مصون داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 7

7- ايمان و كفر و طاعت و معصيتِ خلق ، بى تأثير در ساحت خداوندى *

إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا

جمله «لن يضرّوا اللّه شيئاً» مى رساند كه كفر و عصيان خلق در برابر خدا و رسول او، زيانى به خداوند نمى رساند. به قرينه مقابله مى توان استفاده كرد كه ايمان و طاعت آنان نيز، نفعى براى خداوند ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 10

10 - گناه ، مانع برخوردارى انسان از رحمت گسترده حق *

و اللّه غفور رحيم

تقدم «غفور» بر «رحيم»، ممكن است از اين جهت باشد كه گناه، مانع برخوردارى از رحمت حق است. ازاين رو بخشش آن

گناهان، زمينه شمول رحمت گسترده حق نسبت به انسان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 3

3 - عوامل حيات آفرين طبيعت ، مايه نابودى ملت ها در نتيجه كفر و گناه

أرسلنا عليهم الريح العقيم

تعبير «الريح العقيم» (باد نازا) مى رساند كه باد، آثار مختلفى دارد و اصولاً در نظام طبيعت، يكى از عوامل گسترش حيات به شمار مى آيد. اما همين نيروى طبيعى به اراده الهى و در نتيجه كفر مردم، نه تنها زاينده حيات نخواهد بود; بلكه زداينده آن خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 4

4 - جامعه فرو رفته در فسق و گناه ، در معرض عذاب الهى قرار دارد .

و قوم نوح . .. إنّهم كانوا قومًا فسقين

بيان سرنوشت قوم نوح و علت نابودى آنان، در مقام هشدار به همه امت ها است كه بدانند، هرگاه علت نزول عذاب در قومى فراهم آيد، آنها نيز چون قوم نوح مبتلا خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 6

6 - فراهم آورندگان زمينه گناه ، همانند مرتكبان گناه مستحق عذاب اند .

فعقر . .. إنّا أرسلنا عليهم

در صورتى كه قوم ثمود در ابتلا به عذاب خصوصيتى نداشته باشند; از آيه شريفه استفاده مى شود كه همه توطئه گران عليه حق، در معرض عذاب اند; چه مباشران و چه فراهم آورندگان زمينه جرم و خطا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 24

24 - عدم زدايش تمامى آثار گناهان كافران ، به صرف روى آوردن آنان به ايمان

يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه پس از پذيرش بيعت مؤمنان، باز هم خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته است تا براى ايشان استغفار كند; معلوم مى شود كه به صرف ايمان، تمامى آثار گناهان گذشته محو نشده و نياز به استغفار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 5

5 - گناه ، عامل انحراف قلب و روح آدميان

إن تتوبا إلى اللّه فقد صغت قلوبكما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 2

2 - كيفر و عذاب دوزخ براى كافران ، نتيجه و پيامد كوتاهى و تقصيركارى خود آنان است .

فاعترفوا بذنبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 3

3 - تكذيب عمدى دين و رذايل اخلاقى ( همچون سوگند دروغ ، پستى ، عيب جويى ، سخن چينى ، مانع خير شدن ، گناه پيشگى ، درشت خويى و بى تبارى ) ، از زمينه هاى ابتلا به عذاب خفّت بار الهى

فلاتطع المكذّبين . .. كلّ حلاّف مهين ... عتلّ بعد ذلك زنيم ... سنسمه على الخرطوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ الرّجل ليذنب الذَّنب فيدرَء عنه الرّزقُ و تلا هذه الآية : « إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين . و لايستثنون . فطاف عليها طائف من ربّك و هم نائمون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: شخص گناهى را انجام مى دهد كه در پى آن روزى از وى دفع مى گردد سپس اين آيه را تلاوت فرمود: (إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين. و لايستثنون. فطاف عليها طائف من ربّك و هم نائمون)».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 32 - 7

7 - گرفتارى و از دست دادن نعمت ها ، بر اثر كيفر گناهان و خطا ها ، سبب توبه و روى آورى انسان ها به سوى خدا

بل نحن محرومون . .. إنّا إلى ربّنا رغبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 7

7 - جرم پيشگى ، از موجبات عذاب رهايى نايافتنى در قيامت

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 11 - 3

3 - كفر و گناه ، از عوامل خشك سالى و سلب نعمت ها است .

استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 4

4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )

استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 5

5 - بت پرستى و ارتكاب خطا ها و گناهان ، از موجبات عذاب الهى در دنيا و عالم برزخ است .

ممّا خطي--تهم أُغرقوا فأُدخلوا نارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 42 - 3

3 - جرم ، از موجبات دوزخى شدن انسان ها است .

عن المجرمين . ما سلككم فى سقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 3

3 - جرم پيشگى ، عامل هلاكت و نابودى

كذلك نفعل بالمجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 5

5 - جرم پيشگى ، عامل محروميت از نعمت ها و موهبت هاى بهشت

إنّكم مجرمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّكم مجرمون» در مقام تعليل براى مطالب پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 4

4 - طغيان گرى و گناه بى حد ، پيامد تكذيب آيات و نشانه هاى خداوند است .

للطّ-غين . .. و كذّبوا بايتنا كذّابًا

ارتباط اين آيه با آيات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است. مراد از «آياتنا»، ممكن است آيات نازل شده از سوى خداوند باشد. هم چنين مى تواند علاوه بر آن، آيات و نشانه هاى وجود و يگانگى خداوند نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 4

4 - گناه ، تكذيب عملى كيفر هاى اخروى است .

ما غرّك . .. بل تكذّبون بالدين

«تكذّبون» مضارع و بيانگر اين است كه آنچه هم اكنون و از اين پس انجام مى دهيد، تكذيب عذاب الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 3،4

3 - كم فروشى و گناه پيشگى ، تكذيب عملى كيفر هاى اخروى است .

ويل للمطفّفين . .. كلاّإنّ كتب الفجّار ... الذين يكذّبون بيوم الدين

4 - كم فروشى ، زمينه ساز آلودگى به گناه و گناه زمينه ساز تكذيب قيامت است .

ويل للمطفّفين . .. كلاّإنّ كتب الفجّار ... الذين يكذّبون بيوم الدين

ترتيب آيات، ممكن است برخاسته از ترتيب پيدايش اوصاف ذكر شده در آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 2

2 - آلودگى به گناه و شكستن حريم قوانين و وظايف الهى ، زمينه ساز انكار روز جزا است .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 6

6 - تجاوزگرى و آلودگى به گناه ، زمينه ساز انكار معارف قرآن و ارتجاعى خواندن آيات آن است .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 9،12

9 - طغيان گرى و گناه ، سياه كننده قلب و مسدودسازنده راه درك و اعتقاد است .

كلّ معتد أثيم . .. بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

12 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : [ قال ] ما من عبد إلاّ و فى قلبه نكتة بيضاء فإذا أذنب ذنباً خرج فى النكتة نكتة سوداء فإن تاب ذهب ذلك السواد فإن تمادى فى الذنوب زاد ذلك السواد حتّى يُغَطّى البياض فإذا [ ت- ] غطّى البياض لم يرجع صاحبه إلى خير أبداً و هو قول اللّه عزّوجلّ : « كلاّ بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون » ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هيچ بنده اى نيست جز اين كه در قلبش نقطه سفيدى است، هرگاه گناهى مرتكب شود، در آن سفيدى نقطه سياهى پديد مى آيد، پس اگر توبه كند آن سياهى از بين مى رود و اگر گناهان را ادامه دهد، آن سياهى افزون مى گردد تا تمام سفيدى قلب را فرامى گيرد و هنگامى كه سفيدى قلب به سياهى پوشيده شد، صاحب آن قلب هرگز به سوى نيكى برنمى گردد و اين سخن خداى عزّوجلّ است كه فرمود: كلاّ بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 7

7 - گناه ، طغيان گرى و تكذيب قرآن و قيامت ، مانع ملاقات و قرب خداوند در قيامت است .

ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم . .. إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 2

2 - عيب جويى از مؤمنان و اشاره هاى تمسخرآميز به آنان و نشان دادن عيوب ايشان به ديگران ، خوى ناپسند و برخاسته از گنه پيشگى است .

إنّ الذين أجرموا . .. و إذا مرّوا بهم يتغامزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 32 - 2

2 - گناه ، مانع بينش صحيح و زمينه ساز باطل ديدن راه مؤمنان

إنّ الذين أجرموا . .. و إذا رأوهم قالوا إنّ هؤلاء لضالّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 19

19 - گناه كافران ، بر عذاب آنان مى افزايد .

إنّ الذين فتنوا . .. فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق

مصداق «الذين فتنوا» - به قرينه مقابله با آيه بعد - كافران اند. حرف «فاء» در «فلهم» دلالت مى كند كه اين عقوبت، كيفر شكنجه گرى آنان است. بنابراين كافران، علاوه بر اين كه بر كفر خويش مؤاخذه مى شوند، بر كردار خويش نيز كيفر خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 2

2 - گناه پيشگى و طغيان گرى ، عامل گرفتارى به عذاب الهى

ألم تر كيف فعل ربّك . .. الذين طغوا فى البلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 3

3 - گناه ، مايه سقوط و تباهى نفس انسان است .

فجورها. .. دسّيها

تقابل فعل هاى «دسّاها» و «زكّاها» - در قياس با تقابل «فجور» و «تقوى» در آيات پيشين - بيانگر تأثير «تقوا» در تزكيه و تأثير فجور، در سقوط نفس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 4،5

4 - آلودگى به دروغ و گناه ، ساقط كننده انسان تا مرحله تكذيب دين و باز داشتن مردم از نماز

ينهى. عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... ناصية كذبة خاطئة

وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» بيانگر استمرار كذب و خطا در شخص است. اين دو وصف در مقايسه با «ينهى» و «كذّب» - فعل و دلالت كننده بر حدوث نهى و تكذيب اند - به منزله علت و معلول مى باشند.

5 - گناهان زبانى و عملى طغيان گران ، گرفتار سازنده آنان به كيفرى ذلت آفرين

ليطغى . .. ناصية كذبة خاطئة

«كذب» از مصداق هاى گناه زبانى مى باشد و «خطا»، گناه عملى و يا شامل زبانى و عملى است.

26- آثار گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 29 - 12

12 - شيوع عمل لواط و راهزنى و رواج گناه علنى ، عذاب الهى را در پى دارد .

أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر فما كان جواب قومه

درخواست قوم لوط از حضرت لوط(ع) براى نزول عذاب، با جمله شرطى «إن كنت من الصادقين» نشان دهنده وعده عذاب از جانب لوط(ع)، به آنها است. گفتنى است وعده عذاب از سوى پيامبرى به قومى، به خاطر اعمال ياد شده، حكايت مى كند كه آن اعمال مستحق عذابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 10

10 - ظلم قوم لوط با لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، در پى دارنده هلاكت و عذاب براى آنان

أئنّكم لتأتون الرجال و . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 34 - 8

8 - رواج لواط و راهزنى و گناه علنى در جامعه ، درپى دارنده عذابى شكننده و سخت است .

أئنّكم لتأتون الرجال و . .. إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا ... بما كانوا

27- آثار گناه آگاهانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 5

5 - ارتكاب ظلم و گناه در عين آگاهى، موجب هلاكت جامعه مى شود.

ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون

جمله «و أهلها غافلون»، يعنى خداوند جامعه ستمكارى را كه اهل آن از تعاليم انبيا غافل بوده اند و پيام آنان را دريافت نكرده باشند، هلاك نمى كند.

28- آثار گناه اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 9

9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى در گذشته تاريخ به خاطر گناهانشان

فأخذهم اللّه بذنوبهم

برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «با» در «بذنوبهم» براى سببيت مى باشد.

29- آثار گناه امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 1

1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .

ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون

«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).

30- آثار گناه پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 5

5 - عذاب نازل شده بر متمردان بنى اسرائيل ، سزاى گناهان پيشين آنان و گناه رعايت نكردن آداب مقرر شده براى ورود به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا منهم . .. فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ظلم و گناه در «بما كانوا يظلمون» غير از گناهى باشد كه جمله «فبدل . .. » بيانگر آن است. بنابراين تفريع «فأرسلنا ... » بر «فبدل ... » مى رساند كه عذاب به خاطر تبديل فرمان الهى بوده و «باء» سببيه در «بما كانوا... » مى رساند كه عذاب به سبب ظلم و گناه سابق بنى اسرائيل بوده است. يعنى گناهِ تبديل، به ضميمه گناهان سابق باعث ارسال عذاب بر آنان شد.

31- آثار گناه ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 1

1- فسق و گناهِ برخورداران از مكنت و ثروتمندان هر جامعه ، عامل هلاكت و نابودى آن جامعه است .

و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها

«مترف» از واژه «ترفه» گرفته شده و «ترفه» هم به معناى روزى و نعمت فراوان است (مفردات راغب).

32- آثار گناه فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 10

10 - گناه و تبهكارى فرعونيان ، مايه استكبار آنان در برابر آيات الهى شد .

ءايت مفصلت فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين

جمله «كانوا . .. » بيانگر ريشه كبرورزى فرعونيان در برابر آيات الهى است.

33- آثار گناه قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 4

4- جرم و تبه كارى قوم لوط ، عامل هلاكت و عذاب آنان شد .

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

34- آثار گناه قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 1

1 - قوم نوح ، از پيشين ترين اقوام هلاك شده بشر در نتيجه فسق و گناه

و قوم نوح من قبل إنّهم كانوا قومًا فسقين

35- آثار گناه مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 9

9 - سيه رويى و ثبت نشانه دروغ گويى و گناه كارى بر پيشانى تكذيب گران دين ، كيفر مخالفت آنان با نماز ، هدايت و تقوا

لنسفعًا بالناصية

برداشت ياد شده، ناظر به معانى گوناگونى است كه براى «سفع» در توضيح برداشت هفتم ذكر شد. وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» (در آيه بعد)، مشخّصات نشانه را بيان كرده است.

36- آثار نفرت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 24

24 - رشد واقعى انسان ، در پرتو محبت دين و بيزارى از كفر و گناه

حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... أولئك هم الرشدون

37- آثار وضعى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 8

8 - بقاى آثار وضعى گناه ، حتى پس از توبه و قبول آن از سوى خداوند

فتاب عليه . .. قلنا اهبطوا منها جميعاً فإما يأتينكم منى هدًى

تأكيد به هبوط آدم(ع) بعد از بيان توبه وى و پذيرش آن از سوى خداوند، دلالت بر اين دارد كه: على رغم پذيرش توبه آدم(ع)، وى به جايگاهش در بهشت بازگردانده نشد و اين حاكى است كه ميان آمرزش گناه و برطرف شدن آثار وضعى آن تلازم نيست.

38- آثارگناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 4

4 - گناه ، تكذيب عملىِ قيامت است .

إنّ كتب الفجّار . .. ويل يومئذ للمكذّبين

تعبير «يومئذ» - به قرينه «إنّ كتاب الفجّار لفى سجّين» - بر روز برخورد فاجران با نامه عمل خويش منطبق است. بنابراين عنوان «مكذّبين» در برگيرنده «فجّار» خواهد بود كه با گناه خود، در عمل، تكذيب كننده قيامت اند.

39- آلودگى به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 1،2

1 - بسيارى از يهود و نصارا ، مردمى حرام خوار و داراى زبانى آلوده به گناه و سخنان ناروا

لولا ينهيهم . .. عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

2 - بازدارى يهوديان و مسيحيان از آلودگى به گناه ( گفتار هاى ناروا ، حرام خوارى و . . . ) ، تكليفى الهى بر عهده عالمان اهل كتاب

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

40- آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 10

10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى

ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 10

10 - وعده الهى به آمرزش و رحمت استغفاركنندگان

و استغفروا اللّه ان اللّه غفور رحيم

گر چه آيه مزبور درباره كوچ از مَشعر و عرفات است ; ولى تعليل «ان اللّه غفور رحيم»، عام است. بنابراين وعده رحمت و آمرزش، به مطلق استغفاركنندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 203 - 13،14

13 - حج گزارى كه در ايام تشريق بميرد ، آمرزيده است .

فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه

امام صادق (ع) درباره آيه «فمن تعجّل . ..»، فرمود: يعنى من مات قبل ان يمضى، فلا اثم عليه


كافى، ج 4، ص 521، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 201، ح 740.

14 - پاكى حج گزار از گناه ، در صورت پرهيز از گناهان بزرگ

و من تأخر فلا اثم عليه لمن اتقى

امام صادق (ع): . .. «و من تأخر» ... «فلا اثم عليه» اذا اتّقى الكبائر


مجمع البيان، ج 2، ص 532.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 10

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7،8،10

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

8 - انفاق ، موجب توسعه رزق و آمرزش گناهان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

10 - آمرزش گناهان و افزونى مال از جانب خداوند ، پاداشى براى انفاق كنندگان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 10

10 - بخشش گناهان انسان و يا عقاب وى ، به مشيّت الهى است .

فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 3،8

3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان

الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم

8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 8،10،15،18،19

8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.

10 - آمرزش گناهان و درآمدن به بهشت ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة

آمرزش گناهان، فعل خدا و در اختيار اوست. بنابراين مراد از شتاب به سوى مغفرت، انجام اعمالى است كه موجبات آمرزش الهى را فراهم مى سازد، كه به قرينه عطف شدن «سارعوا» بر «اطيعوا اللّه و الرسول»، همان پيروى از خدا و پيامبرش است.

15 - اطاعت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، جلب رحمت الهى و آمرزش گناهان ، مراحلى در طول هم براى ورود به بهشت متّقين

و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها

18 - نيل به تقوا ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم آوردن زمينه آمرزش گناهان

و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة ... اعدّت للمتّ

معناى اينكه به سوى بهشت متّقيان بشتابيد، اين است كه از زمره متّقيان شويد و مخاطبين اين دعوت كسانى هستند كه به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم ساختن موجبات آمرزش، فراخوانده شدند. بنابراين از زمره اهل تقوا شدن به اين است كه از خدا و رسول او پيروى كرده و كارى كنند كه گناهشان آمرزيده شود.

19 - انجام فرايض دينى ، وسيله آمرزش گناهان

سارعوا الى مغفرة من ربّكم

اميرالمؤمنين على (ع) درباره «سارعوا الى مغفرة من ربّكم» فرمود: الى اداء الفرائض.


مجمع البيان، ج 2، ص 836 ; نورالثقلين، ج 1، ص 389، 354.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 6

6 - تنها خداوند آمرزنده گناهان است .

و من يغفر الذّنوب الّا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 3،6،7،12

3 - آمرزش گناه بندگان ، پرتويى از « ربوبيت » خداوند

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

6 - آمرزش گناه بندگان ، جنبه اى از تربيت خداوندى نسبت به آنان

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

با توجّه به اينكه آمرزش بندگان به «ربّ» نسبت داده شده و «ربّ» به معناى مدبر و مربى است، معلوم مى شود كه بخشش گناه آدمى از سوى خداوند، براى تربيت اوست.

7 - ورود بندگان به بهشتى جاودانه ، در گرو آمرزش گناه آنان

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى . .. خالدين فيها

تقدّم ذكرى مغفرت و آمرزش بر بهشت (جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات)، حكايت از تقدّم واقعى و خارجى آن بر بهشت دارد; يعنى نخست بايد آمرزش صورت گيرد، آنگاه اجازه ورود به بهشت داده شود.

12 - آمرزش گناهان و بهشت هاى داراى نهر هاى جارى ، پاداش خوبى براى عمل كنندگان به دستورات الهى

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 5

5 - بخشايش گناهان و گذشت از اسراف ها و زياده روى ها و ثبات قدم ، پاداش الهى به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا اغفر . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 29

29 - عفو از گناهكاران مؤمن ، جلوه اى از فضل خداوند

و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين

جمله «و اللّه ذو فضل . .. »، به منزله علّتى براى عفو است ; يعنى چون خداوند صاحب فضل است از گناه شما صرفنظر كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 10،13

10 - عفو خداوند از گناه فراريان جنگ احد

انّ الّذين تولّوا . . و لقد عفا اللّه عنهم

13 - عفو و چشم پوشى خداوند از لغزش ها و گناهان ، پرتويى از غفران و حلم او

و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 6

6 - آمرزش گناهان آدمى از سوى خداوند ، زمينه بهره مندى او از رحمت خاصّ الهى

لمغفرة من اللّه و رحمة

چون در آيه شريفه «مغفرة» مقدّم بر «رحمة» شده، مى توان نتيجه گرفت كه آمرزش گناهان مقدّمه اى براى دريافت رحمت خاص الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 17

17 - آمرزش تمامى گناهان شهدا

فرحين بما اتيهم اللّه . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

چون گناه در عالم برزخ و قيامت موجب حزن و اندوه خواهد بود، و به دليل «الّا خوف . .. »، شهيدان هيچگونه حزن و اندوهى ندارند، معلوم مى شود تمام گناهان آنان مورد عفو الهى قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 9،10،12،14

9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و پرده پوش اعمال ناپسند

فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

12 - توجّه به ربوبيّت خداوند ، زمينه درخواست و انتظار آمرزش گناهان از او

ربّنا فاغفرلنا

14 - بخشش گناهان و پوشاندن ناروايى ها ، پرتوى از ربوبيّت الهى

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 23،32،35

23 - تنها خداوند آمرزنده گناهان و واردكننده بندگان به بهشت .

لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

32 - ترغيب الهى به تحمّل رنج ها و سختى هاى راه ايمان ، با وعده بهشت و آمرزش گناه مؤمنان آزارديده و رنج كشيده

فالّذين هاجروا . .. لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

35 - بهشت و آمرزش گناهان ، پاداش نيك خداوند

لاكفّرنّ . .. و لادخلنّهم ... ثواباً من عند اللّه و اللّه عنده حسن الثّواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 11

11 - خداوند ، آمرزنده گناه زناكار و لواط كننده ، به شرط توبه و اصلاح

و الّذان يأتيانها منكم . .. فان تابا و اصلحا ... اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 15

15 - خداوند ، آمرزنده گناهان و جاى دهنده پاكان در بهشت

نكفر عنكم . .. و ندخلكم مدخلا كريماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 5،8،13

5 - هر گناهى - كوچكتر از شرك - قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

8 - آمرزش گناهان ، حتمى نخواهد بود .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

13 - تمامى گناهان ، حتّى گناهان كبيره - بجز شرك - قابل آمرزش و بخشش

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمودك الكبتئر فما سواها ... .

مقصود از قابل آمرزش بودن همه گناهان - بجز شرك - بخشش بدون توبه است ; زيرا مشرك هم اگر از شرك توبه كند، بخشيده مى شود.


كافى، ج 2، ص 284، ح 18 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 283، 284، و ص 488، ح 290 ; تفسير برهان، ج 1، ص 374، ح 1، 2، 7 ; من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376، ح 36، ب 179.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 16

16 - استغفار ( طلب آمرزش گناه ) ، موجب جلب رحمت الهى و پذيرش توبه و بخشش گناه

فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 96 - 4،5

4 - جهاد در راه خداوند ، موجب دستيابى به منزلتهايى والا و آمرزش گناهان و جلب رحمت خاص او

فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين . .. درجات منه و مغفرة و رحمة

5 - بهره مندى انسان از رحمت خاص الهى ، در گرو آمرزش گناهان اوست .

مغفرة و رحمة

تقديم «مغفرة» بر «رحمة»، دلالت بر اين معنا دارد كه تا مغفرت حاصل نشود، آن رحمت خاص شامل آدمى نمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 99 - 2

2 - عفو الهى از گناه ترك هجرت ، هر چند از سر ناتوانى باشد ، حتمى است .

لا يستطيعون حيلة . .. فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 17

17 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز برخوردار شدن از رحمت خاصّ خداوند *

و كان اللّه غفوراً رحيماً

تقديم «غفورا» بر «رحيما»، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 2،4،10،11

2 - خداوند ، آمرزنده گناه شرك و غير شرك ، در صورت استغفار و توبه

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

گفته شده مقصود از ظلم در «يظلم نفسه»، شرك است و مقصود از «سوء»، گناهانى غير از شرك.

4 - خداوند آمرزنده گناه خيانتكاران و حاميان آنان ، در صورت استغفار و توبه

هأنتم هؤلاء . .. او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل سوءاً» خيانتكاران هستند و حاميان آنان از مصاديق «يظلم نفسه» مى باشند.

10 - توبه و استغفار ، افزون بر آمرزش گناهان ، موجب جلب رحمت الهى خواهد شد .

ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

11 - آمرزش گناهان آدمى ، زمينه ساز شمول و جريان رحمت الهى بر وى

يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 2،3،4

2 - هر گناهى ، كمتر از شرك ، قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

3 - گناه در حد شرك ، قابل آمرزش نيست .

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است. بنابراين اگر گناهى در حد شرك باشد قابل آمرزش نيست.

4 - آمرزش گناهان ، منوط به مشيت خداوند است .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 8

8 - مغفرت و آمرزش گناهان از سوى خداوند ، زمينه هدايت پذيرى انسان *

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

تقديم جمله «لم يكن اللّه ليغفر» بر جمله «لاليهديهم»، مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 48

48 - بخشايش گناه بندگان از سوى خدا همراه با لطف و مهربانى بر ايشان است .

فإنّ اللّه غفور رحيم

در برداشت فوق «رحيم»، صفت براى «غفور» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 9

9 - خداوند ، آمرزنده گناه تائبان و رحيم و مهربان نسبت به آنان

فمن تاب . .. إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 25

25 - آمرزش گناهان صاحب حق قصاص از جانب خداوند ، به اندازه گذشت وى از گناه جانى

فمن تصدق به فهو كفارة له

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «فمن تصدق به فهو كفارة له» فرمود: يكفر عنه من ذنوبه بقدر ما عفا . .. .


كافى، ج 7، ص 358، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 637، ح 226 و 227

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 1،4

1 - وعده حتمى خداوند به آمرزش تمامى گناهان گذشته اهل كتاب در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همه كتب آسمانى و پرهيز از گناهان

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

با توجه به آيه 59 (هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما انزل الينا و ما انزل من قبل) و نيز آيه 61 (و اذا جاءوكم قالوا ءامنا)، معلوم مى شود مراد از ايمان در «ءامنوا» ايمان به خدا، قرآن، همه كتب آسمانى و ايمان به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

4 - خداوند ، آمرزنده گناهان

لكفّرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 16

16 - گناه شكار هاى صورت گرفته تا قبل از حكم به تحريم آن مورد عفو و بخشايش خداوند

لاتقتلوا الصيد و انتم حرم . .. عفا اللّه عما سلف

در آيه مورد بحث براى شكار در حال احرام دو حكم بيان شده است يكى حرمت آن كه بر گناهكارى شكار كننده دلالت دارد و ديگر لزوم كفّاره جمله «عفا اللّه عما سلف» مى تواند ناظر به هر دو جهت باشد. برداشت فوق به جهت اشاره اول اشاره

دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 13

13 - خداوند آمرزنده گناه مترتب بر پرسش هاى بيجا تا پيش از تحريم آن *

لاتسئلوا عن اشياء . .. و اللّه غفور حليم

توصيف خداوند به «غفور» پس از بيان نهى از پرسشهاى بيجا مى تواند ناظر به آمرزش گناه كسانى باشد كه تا پيش از بيان نهى، چنين سؤالاتى را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 11

11 - خداوند غفور (آمرزنده گناهان) و رحيم (مهربان به بندگان) است.

لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 5

5 - شمول رحمت خدا بر بندگان و آمرزش گناه آنان جلوه اى از ربوبيت خداوند بر بندگان است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 10،11

10 - اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

11 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه را علاوه بر اعطاى بصيرت و بخشش گناهان ، از موهبت هاى ديگر نيز بهره مند خواهد كرد .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

برداشت ف---وق مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «و ال--لّه . .. » مستانفه باشد نه بيانگر تعليل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 9

9 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .

إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 9

9 - خداوند ، بخشنده گناهان و لغزش هاى مؤمنان حقيقى و راستين

لهم مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 3

3- بخشايش گناهان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

استغفروا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 8

8- بخشش گناهان بندگان وگسترش رحمت بر آنان ، جلوه اى از ربوبيت خداوند

إن ربى لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 3

3- بخشايش گناهان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

استغفروا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 4،5،9

4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.

5- بخشايش گناه بندگان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

واستغفروا ربكم

9- آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 11،14

11- آمرزش گناهان ، از شؤون خداوند است .

يغفر الله لكم

14- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به رحمت گسترده الهى ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جمله «و هو . ..» حاليه است و به منزله تعليل براى «يغفر الله» مى باشد ; يعنى، چون «ارحم الراحمين» است، گناه شما را مى بخشايد. قابل ذكر است كه يوسف با يادآورى اين صفت خداوند، پس از گذشت از گناه برادرانش، به اين نكته اشاره مى

كند كه: من از شما درگذشتم پس او كه از همه - از من و غير من - مهربان تر است، بى هيچ ترديد از شما خواهد گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 3،4

3- آمرزش گناهان از شؤون خداوند است .

سوف أستغفر لكم ربى

4- آمرزش گناه بندگان ، پرتوى از ربوبيت خداست .

سوف أستغفر لكم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 8

8- خداوند ، بخشاينده گناهان و ستم كارى هاى مردم است .

و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 3

3 - آمرزش گناهان به دست خداوند و در اختيار او است .

ليغفر لنا خطينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 5

5 - بخشودن گناه گنه كاران ، مقتضاى آمرزش گرى و مهرورزى خدا نسبت به بندگان

فغفر له إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 8،9،11،12،15

8 - خداوند ، تمامى گناهان خرد و كلان و كم و زياد بندگانش را مى آمرزد .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

در آيه شريفه دو مطلب وجود دارد: 1- جمع آمدن واژه «ذنوب» به همراه الف و لام تعريف كه دلالت بر استغراق دارد; 2- آمدن «جميعاً» كه حال مؤكد براى «الذنوب» است. اين دو مى رساند كه تمامى گناهان - از هر نوع و به هر مقدار كه باشد - بى هيچ استثنايى، شامل غفران الهى خواهد شد.

9 - يأس و نااميدى از رحمت خداوند ، در عين وعده او به آمرزش تمامى گناهان بندگان ، امرى بى جا و نامعقول است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

جمله «إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعاً» به منزله تعليل براى جمله «لاتقنطوا. ..» مى باشد; يعنى، از رحمت خدا مأيوس نشويد; چون او همه گناهان را مى آمرزد. با اين حساب يأس از رحمت خدا، امرى بى جا و نامعقول است.

11 - آمرزش تمامى گناهان بندگان ، مقتضاى ذات خداوند است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

آمدن اسم جلاله به صورت اسم ظاهر (اللّه يغفر) به جاى ضمير (إنّه يغفر)، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

12 - اميد به رحمت و لطف خداوند ، زمينه آمرزش تمامى گناهان از سوى او است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

توصيه به مأيوس نشدن از رحمت خداوند، در حقيقت سفارش به اميد داشتن به لطف و رحمت او است; تا از اين رهگذر بتوان به آمرزش او دست يافت.

15 - گستردگى و انحصار غفران و رحمت خداوند ، مقتضى آمرزش تمامى گناهان خرد و كلان بندگان است .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا إنّه هو الغفور الرحيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إن-ّه هو الغفور. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين «إنّ اللّه يغفر...» مى باشد; يعنى، چون تنها خداوند غفور و رحيم است، تمامى گناهان را مى آمرزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 8

8 - تضمين خداوند ، به آمرزش گناهان و پذيرش توبه بندگان

غافر الذنب و قابل التوب

ياد شدن دو مسأله آمرزش گناهان و پذيرش توبه در قالب صفت، گوياى اين نكته است كه اين دو، كارى است مستمر از خداوند و نيز تضمينى از سوى او بر انجام اين دو كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 6

6 - خداوند ، لغزش ها و گناهان يكتاپرستان پايدار بر توحيد را ، مورد عفو و بخشش قرار مى دهد .

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. نزلاً من غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 5،7

5 - تمامى گناهان ، حتى گناه كفر ، تكذيب پيامبر و تهمت و افترا بر او ، قابل بخشايش خداوند است .

أم يقولون افترى . .. يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات

از واژه «السيئات» - كه جمع محلى به الف و لام است - و نيز از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سخن از تهمت افتراى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا از سوى مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

7 - امكان بخشودگى برخى از گناهان ، حتى بدون توبه *

يقبل التوبة . .. و يعفواْ عن السيّئات

برداشت ياد شده، بدين احتمال است كه «يعفواْ. ..» جمله اى مستقل از جمله پيشين باشد و دو فراز آيه، اشاره به دو مطلب جداگانه داشته باشد: 1- خداوند توبه گنه كاران را مى پذيرد; 2- برخى از گناهان بدون توبه نيز مورد بخشش قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 13

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 8

8 - رفتار نامناسب و دور از آداب با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناهى نيازمند آمرزش الهى است .

لاتقدّموا . .. لاترفعوا أصوتكم ... و لاتجهروا له بالقول ... و لو أنّهم صبروا حتّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 8

8 - آمرزش و چشم پوشى از گناه بندگان در قيامت ، جلوه ربوبيت و پروردگارى خداوند

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 12

12 - آمرزش گناهان و دستيابى به بهشت ، كاميابى بزرگ است .

يكفّر عنه سيّئاته و يدخله جنّ-ت . .. ذلك الفوز العظيم

41- آمرزش گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

42- آمرزش گناه جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 4

4- بخشش خداوند از بدكاران ، در صورتى است كه آنان گناه را از روى جهل و نادانى به حقايق انجام داده باشند نه از سر عمد و خوى عصيان گرى

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة

مقصود از «بجهالة» ممكن است جهل به احكام الهى، در برابر علم نباشد; چون در اين صورت گناهى سر نزده است تا نياز به توبه و يا آمرزش الهى باشد; بلكه مراد، جهل در برابر عمل آگاهانه و از روى عمد و خوى عصيان گرى و نيز جهل به معارف بلند آسمانى است.

43- آمرزش گناه خطايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 17

17 - گناه و جرم به حساب نياوردن گناهِ خطايى ، برخاسته از آمرزندگى و مهربانى خداوند است .

و ليس عليكم جناح فيما أخطأتم به . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا

44- آمرزش گناه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

45- آمرزش گناه صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 1

1 - توبه و استغفار ، راهى براى آمرزش همه گناهان ، اعم از صغيره و كبيره

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

برخى بر آنند كه مراد از «سوءاً»، گناه صغيره است و مراد از ظلم در «يظلم نفسه»، گناهان كبيره است.

46- آمرزش گناه كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 1

1 - توبه و استغفار ، راهى براى آمرزش همه گناهان ، اعم از صغيره و كبيره

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

برخى بر آنند كه مراد از «سوءاً»، گناه صغيره است و مراد از ظلم در «يظلم نفسه»، گناهان كبيره است.

47- آمرزش گناه كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

48- آمرزش گناه يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 7،8،11

7 - دنياگرايان يهود بر اين باور بودند كه خداوند گناهان آنان را ، حتى بدون توبه ، خواهد آمرزيد .

و يقولون سيغفر لنا و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم عرض . .. » حاكى از اين است كه گنهكاران يهود در عين آمادگى براى حرامخوارى مجدد، خود را مورد عفو و مغفرت خداوند مى پنداشتند. يعنى هرگز از عمل گذشته پشيمان نبودند تا توبه كنند.

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

11 - ادعاى آمرزش گناه يهوديان بدون توبه ، از نسبت هاى دروغين دنياگرايان يهود به خداوند

و يقولون سيغفر لنا . .. ألم يؤخذ عليهم ... أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

49- آمرزش گناهان صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 9

9 - بخشش گناهان كوچك و يا گناهانى كه انسان هر از گاهى مرتكب آن مى شود ، نمود از تفضل و گستردگى عفو الهى است .

الذين يجتنبون . .. الاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

با توجه به معانى واژه «اللّمم» و ارتباط عبارت «إنّ ربّك واسع المغفرة» با آن، برداشت بالا استفاده مى شود.

50- اجتناب از استماع گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 20

20 - عن امير المؤمنين(ع): . .. ففرض على السمع لاتصغى به إلى المعاصى ... فقال عز و جل: «و إذا رأيت الذين يخوضون فى آياتنا فأعرض عنهم ...».

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: . .. خداوند بر گوش انسان واجب كرد كه گناهان با آنان استماع نشود ... خداوند عز و جل فرمود: «هرگاه كسانى را ديدى كه از روى خرده گيرى در آيات ما گفتگو مى كنند، از آنان رويگردان شو ... .

51- اجتناب از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 11

11 - ضرورت فاصله گرفتن از محدوده گناه ، در صورتى كه آدمى در خطر ارتكاب آن گناه باشد .

و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 103 - 4

4 - يهوديان در صورت ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن و پرهيز از گناهان ( سحر ، بى اعتنايى به كتاب هاى آسمانى و . . . ) از پاداش هاى الهى بهره مند مى شدند .

و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير

مراد از ضمير در «أنهم» به قرينه آيه 99 و 101 يهوديان كافر به پيامبر و قرآن است. قابل ذكر است كه جمله «لمثوبة ...» جانشين جواب شرط است و آن جواب جمله اى همانند «لأثيبوا» (همانا پاداش داده مى شدند) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 16

16 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . يابن مسعود قول اللّه . . . « و لنبلونكم بشىء من الخوف . . . و بشر الصابرين » قلنا يا رسول اللّه فمن الصابرون ؟ قال : الذين يصبرون على طاعة اللّه واجتنبوا معصية ، الذين كسبوا طيباً و انفقوا قصداً و قدموا فضلا فافلحوا . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده . .. كه فرمود: اى پسر مسعود ... سخن خداوند است: «و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و بشر الصابرين»، به آن حضرت عرض كرديم: صابران چه كسانى هستند؟ فرمود: كسانى كه بر اطاعت خدا صبر مى نمايند و از گناهان دورى كرده اند، كسانى كه روزى پاكيزه كسب كرده و در انفاق ميانه رو هستند و زيادى درآمد خود را انفاق نموده اند، پس آنان رستگار گشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 183 - 6،7

6 - روزه ، زمينه ساز رسيدن آدمى به تقواپيشگى و پرهيز از گناهان است .

كتب عليكم الصيام . .. لعلكم تتقون

7 - تحصيل تقوا و پرهيز از گناهان ، وظيفه همه بندگان است .

لعلكم تتقون

وجوب روزه براى تحصيل تقوا، بيانگر اين است كه: نيل به تقوا لازم و ضرورى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 13،14

13 - نيكوكارى ، به تقواپيشگى و پرهيز از گناهان است .

و لكن البر من اتقى

14 - عمل نيك در حج ، رعايت تقوا و پرهيز از گناهان است .

و لكن البر من اتقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 10

10 - رعايت تقوا و پرهيز از گناه ، براى دور ماندن از عذاب هاى الهى ضرورى است .

و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 24

24 - لزوم پرهيز از معاشرتهايى كه خطر كفر و انحراف دارد و مايه درآمدن به جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. و لا تنكحوا ... اولئك يدعون الى النار

با توجّه به عموميّت تعليل: اولئك يدعون الى النار، و شمول آن نسبت به موارد غير ازدواج.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 12

12 - شناخت امام و پرهيز از گناهان كبيره ، حكمت است .

و من يؤت الحكمة

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: معرفة الامام و اجتناب الكبائر الّتى اوجب اللّه عليها النّار


كافى، ج 2، ص 284، ح 20 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1131.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 9

9 - معصوم ، پرهيزكننده از تمامى گناهان با استعانت از خداوند

و من يعتصم باللّه فقد هدى الى صراط مستقيم

امام صادق (ع): . .. المعصوم هو الممتنع باللّه من جميع محارم اللّه و قال اللّه تبارك و تعالى: «و من يعتصم باللّه فقد هدى الى صراط مستقيم».


معانى الاخبار، ص 132، ح 2 ; تفسير برهان، ج 1، ص 304، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 22

22 - خوددارى از گناه ، امر به معروف و نهى از منكر و آمادگى براى دفاع از ائمّه ( ع ) ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه

امام صادق (ع) درباره «اصبروا» فرمود: عن المعاصى. و درباره «و اتّقوا اللّه»، فرمود: امروا بالمعروف و انهوا عن المنكر. و

درباره «رابطوا» فرمود: ... و نحن الرباط الادنى فمن جاهد عنّا فقد جاهد عن النّبى (صلی الله علیه و آله) ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 212، ج 179 ; بحارالانوار، ج 24، ص 216، ح 8.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 10،16

10 - بهشت ، پاداش اجتناب كنندگان از گناهان كبيره

و ندخلكم مدخلا كريماً

16 - مؤمنان پرهيزكننده از گناهان كبيره ، معاف از پاسخگويى درباره گناهان صغيره خويش

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

امام كاظم (ع): . .. من اجتنب الكبائر من المؤمنين لم يسئل عن الصغائر سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت فرمود.


توحيد صدوق، ص 407، ح 6، ب 63 ; نورالثقلين، ج 1، ص 473، ح 206 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 238، ح 112 ; تفسير برهان، ج 1، ص 365، ح 4، 13.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 27

27 - مرد ، وظيفه دار پرهيز از دلدادگى به همسر و دختر ديگران و آرزوى داشتن آنها

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از آيه فوق فرمود: لا يتمنّى الرّجل امرأة الرجل و لا ابنته . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 239، ح 115 ; تفسير برهان، ج 1، ص 366، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 15

15 - همسرانى كه خود را در نهان از هر آلودگى حفظ مى كنند ، همسرانى شايسته هستند .

فالصّالحات . .. حافظات للغيب

بدين احتمال كه مفعول «حافظات»، «انفسهنّ» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 17

17 - جبران خطا هاى گذشته و پرهيز از ارتكاب گناه ، موجب آمرزش و جلب رحمت الهى *

و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جمله «ان تصلحوا» مى تواند اشاره به جبران و اصلاح گذشته ها و جمله «تتقوا» بيانگر رعايت تقوا و پرهيز از آن گناهان در آينده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 8،11

8 - گروهى از اهل كتاب مردانى صالح ، پرهيز كننده از گناه ، و بدور از تجاوز و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

11 - لزوم پرهيز از گناه ، تجاوز ، رشوه گيرى و حرام خوارى

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 3

3 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى و دامن گرفتن از گناه ، موجب آمرزش گناهان گذشته آدمى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

متعلق «واتقوا» به قرينه «سيئاتهم» گناهان است، و مراد از «سيئاتهم» در «لكفرنا عنهم سيئاتهم» گناهان پيش از ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 15

15 - پرهيزكنندگان از فساد در صورتى كه براى بازدارى جامعه از گناه تلاش نكنند ، در پيشگاه خداوند مسؤولند .

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 4

4 - مؤمنان وظيفه دار اهتمام بيشتر در پرهيز از گناهانى كه آثار شوم آن فراگير جامعه ايمانى است .

و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

بديهى است هيچ گناه و ستمى را نبايد مرتكب شد. بنابراين نهى از ارتكاب گناهى كه فتنه اى فراگير دارد، حاكى از تأكيد بيشتر نسبت به پرهيز از چنين گناهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 10

10- اهتمام اسلام به سالم سازى روابط اجتماعى انسان ها و تحكيم بخشيدن به آن و پاك سازى جامعه از فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و . .. و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 13

13 - پذيرش توبه و بخشش گناهان ، مشروط به مداومت بر ترك آنها و پرهيز از گناه مجدد است .

و إنّى لغفّار لمن تاب . .. ثمّ اهتدى

«ثمّ اهتدى» كه به مرحله بعد از توبه نظر دارد، گوياى اين نكته است كه اگر پس از توبه، راه هدايت ترك شود و آنچه از آن توبه شده، دوباره انجام گيرد، انسان مشمول مغفرت الهى نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 21 - 10،11

10 - بازگشت انسان هاى گناهكار از گناه خويش ، در صورت تنبيه شدن ، باز هم حتمى و قطعى نيست .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون

«لعلّ» حرف ترجى است و در جايى استعمال مى شود كه انجام شدن فعل، قطعى نيست، بلكه صرفاً اميد به انجام آن وجود دارد.

11 - بازگشت گناهكاران از گناه خويش ، اجبارى نبوده و به اراده خود آنان است .

لعلّهم يرجعون

معلوم آورده شدن فعل «يرجعون» مخصوصاً با حرف ترجّى «لعلّ» گوياى اين نكته است كه در نظام دينى، حتى براى مجرمان و فاسقان نيز اجبارى وجود ندارد و اين خود آنان اند كه بايد تصميم به بازگشت بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 6

6 - از هر عملى كه گناه بودن اش روشن و آشكار است ، بايد پرهيز كرد .

و الذين يؤذون المؤمنين . .. فقد احتملوا ... إثمًا مبينًا

«مبيناً» صفت «إثماً» است و احتمال دارد كه ذكرش به منزله تعليل باشد; يعنى، اين كه تهمت، چون گناه آشكارى است، پس بايد از آن اجتناب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 22

22 - مبادرت به نيكى و پرهيز از گناه و زشتى ، تجلى تقواپيشگى است .

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش ... هو أعلم بمن

ارتباط آيات شريفه، نشانگر آن است كه مراد از «من اتّقى» همان «الذين أحسنوا و. ..» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 10 - 6

6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران - پس از توصيف آنان به خطاپيشگى - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.

52- اجتناب از گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 1

1 - لزوم اجتناب از هر گناه آشكار و پنهان

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

اضافه شدن «ظاهر» به «الإثم» اضافه صفت به موصوف مى تواند باشد، يعنى گناه ظاهر. «باطنه» نيز يعنى گناه پنهان.

53- اجتناب از گناه پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 1

1 - لزوم اجتناب از هر گناه آشكار و پنهان

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

اضافه شدن «ظاهر» به «الإثم» اضافه صفت به موصوف مى تواند باشد، يعنى گناه ظاهر. «باطنه» نيز يعنى گناه پنهان.

54- اجتناب از گناه صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 13،14

13 - پاكى از گناهان صغيره و كبيره ، شرط ورود به بهشت

ان تجتنبوا كبائر . .. نكفر عنكم سيّئاتكم و ندخلكم و مدخلا كريماً

14 - بهشت ، پيامد پاكى و پيراستگى از گناهان صغيره و كبيره

ان تجتنبوا . .. و ندخلكم مدخلا كريماً

55- اجتناب از گناه كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 2،3،13،14

2 - دورى از گناهان بزرگ ، زمينه آمرزش گناهان كوچك

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

3 - ترغيب و تشويق مردم از سوى خداوند به اجتناب از گناهان كبيره

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم و تدخلكم مدخلا كريماً

وعده آمرزش گناهان صغيره و كبيره و نيز وعده بهشت، براى تشويق مردم به دورى از گناهان كبيره است.

13 - پاكى از گناهان صغيره و كبيره ، شرط ورود به بهشت

ان تجتنبوا كبائر . .. نكفر عنكم سيّئاتكم و ندخلكم و مدخلا كريماً

14 - بهشت ، پيامد پاكى و پيراستگى از گناهان صغيره و كبيره

ان تجتنبوا . .. و ندخلكم مدخلا كريماً

56- اجتناب از مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 1،8

1 - بندگان خالص خدا ، در مجالسى كه به باطل و دروغ پرداز مى گذرد ، هرگز حضور نمى يابند .

و عباد الرحمن . .. و الذين لايشهدون الزور

فعل «شهد» گاهى در معناى «حضر» (حضور يافت) استعمال مى شود و گاهى در معناى «أخبر عن الشىء و شهده» (خبر داد از چيزى و گواهى به آن داد) به كار مى رود. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است. «زور» نيز به معناى دروغ و باطل است.

8 - گذر از گفتار و كردار لغو و بيهوده و پرهيز از حضور در اين گونه مجالس ، نشان كرامت و بزرگوارى انسان است .

و إذا مرّوا باللغو مرّوا كرامًا

57- اجتناب از محدوده گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 14

14 - استغفار كامل ، مشروط به پشيمانى از گناه و ترك آن است .

و لم يصرّوا على ما فعلوا

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمودند: . .. «و الّذين اذا فعلوا ... و لم يصرّوا على ما فعلوا ... » فهذا ما امر اللّه به، من الاستغفار و اشترط معه بالتّوبة و الاقلاع عمّا حرّم اللّه.


تفسير عياشى، ج 1، ص 198، ح 143 ; تفسير برهان، ج 1، ص 315، ح 3.

58- اجتناب از مقدمات گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 3

3 - لزوم پرهيز از محيط ها و شرايط مستعد براى حضور و وسوسه شيطان

قل ربّ . .. و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 32 - 8

8 - بايد از هرگونه زمينه سازى گناه ، پرهيز كرد .

فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض

فرمان اجتناب از طنّازانه سخن گفتن، اگر چه مربوط به همسران پيامبر است، اما چنين امرى، براى آنان خصوصيتى ندارد و چون صدا و سخن ياد شده، صرفاً زمينه ساز گناه است كه از آن نهى شده، استفاده مى شود كه بايد از مقدمه سازى و فراهم كردن زمينه انجام دادن گناه، اجتناب كرد.

59- احاطه گناه بر انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 3،4،5

3 - خداوند ، نه تنها اندك بودن عذاب يهود را تضمين نكرده ; بلكه در صورت احاطه داشتن گناه بر آنان ، ايشان را در آتش دوزخ ماندگار خواهد كرد .

أتخذتم عند اللّه عهداً . .. بلى من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

4 - گنهكارانى كه گناهانشان سراسر وجود آنان را فرا گيرد ، در آتش دوزخ براى هميشه گرفتار خواهند شد .

من كسب سيئة و أحطت به خطيئته فأولئك أصحب النار هم فيها خلدون

«سيئة» و «خطيئة» هر دو به معناى بدى و گناه است.

5 - اصرار بر گناه ، موجب احاطه پيدا كردن گناهان بر سراسر وجود آدمى است .

من كسب سيئة و أحطت به خطيئته

چنانچه مجرد ارتكاب گناه باعث احاطه خطيئه بر انسان مى شد، جمله «أحاطت . ..» آورده نمى شد. لذا اين احتمال تقويت مى شود كه احاطه خطيئه بر اثر اصرار بر گناه و يا تكرار گناهان حاصل مى شود.

60- احساس مصونيت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 2،3

2 - ساختار وجودى انسان و مراحل پيدايش او ، فاقد زمينه آلودگى به كفر و گناه است .

الذى خلقك فسوّيك فعدلك . فى أىُّ صورة ما شاء ركّبك . كلاّ

حرف «كلاّ» - به قرينه آيات پيشين - ممكن است براى رفع اين توهّم باشد كه زمينه كفر و گناه، در وجود كافران و گنه كاران نهاده شده است; يعنى، با آن تسويه، تعديل و تركيب، جايى براى اين توهّم نمى ماند; بلكه علت گناه و كفر به خداوند را بايد در تكذيب كيفرهاى اخروى جست و جو كرد.

3 - چيزى جز دروغ پنداشتن كيفر هاى اخروى ، گنه كاران و كافران را به احساس امنيت از عذاب سوق نداده است .

بل تكذّبون بالدين

مراد از «دين» به قرينه آيات بعد - كه در آنها قيامت با عنوان «يوم الدين» ياد شده - جزاى اعمال است. حرف «بل» - كه براى اضراب است - بيانگر آن است كه كافران و گناه كاران، گرچه توجيهاتى نزد خود دارند; ولى محرّك اصلى آنان، چيزى جز دروغ دانستن كيفرهاى آخرت نيست.

61- ارتكاب گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 10

10 - ادعاى بهشتى بودن ، على رغم ارتكاب گناه ، ادعايى ظالمانه است .

قل إن كانت لكم الدار الأخرة . .. و اللّه عليم بالظلمين

علت ستمگر خواندن يهود، علاوه بر گنهكار بودنشان، مى تواند به خاطر ادعاى نارواى آنان نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 13

13 - شركت در مجالس گناه ، گناهى همسنگ با انجام آن

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 9

9 - اطمينان به مغفرت الهى ، در حين ارتكاب گناه ، باورى بس نكوهيده و گمانى ناصواب است .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

62- ارزش ترك گناه در خلوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 11

11 - ارزشمندى خداترسى و دورى از گناه در نهان و به دور از انظار و اطلاع يافتن ديگران

الذين يخشون ربّهم بالغيب

برداشت ياد شده از آمدن قيد «بالغيب» به دست مى آيد; زيرا ترس از خدا در هر حال مطلوب است. بنابراين آمدن اين قيد، بيانگر اهميت و ارزش والاى خدا ترسى در خلوت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 7

7 - ارزشمندى و برترى ترس از خدا و دورى از گناه در خلوت ، بر ترس و تحفظ از نافرمانى خدا در انظار ديگران

و خشى الرحمن بالغيب

برداشت ياد شده، از مقيد شدن ترس از خدا به «غيب» (نهان) به دست مى آيد.

63- استعاذه از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 9

9- لزوم پناه بردن به خداوند ، براى دور ماندن از گناه و ستمگرى

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

64- استغفار از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 7

7 - فرمان الهى به امتيازطلبان قريش در حج ، مبنى بر استغفار از گناه امتيازطلبى *

ثم افيضوا من حيث افاض الناس و استغفروا اللّه

پس از ردّ امتيازطلبى (من حيث افاض الناس)، امر به استغفار، مى تواند اشاره باشد كه اين عمل، گناه و استغفار از آن لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 2

2 - درخواست بخشايش گناهان و زياده روى ها ، پايدارى بر راه پيامبران و چيرگى بر كافران ، تنها سخن دست پروردگان انبيا در هنگامه هاى پيكار

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا و ثبّت اقدا

در برداشت فوق، ضمير «قولهم»، تنها به «ربّيّون» برگشت داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 5

5- دستور استغفار از گناه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و استغفر لذنبك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 24

24 - « اسحاق بن عمار قال : قال أبو عبداللّه ( ع ) . . . و سألته عن قول اللّه عزّوجلّ « الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش إلاّ اللّمم » قال : الفواحش الزنى و السرقة « و اللّمم » الرجل يلّم بالذنب فيستغفر اللّه منه ;

اسحاق بن عمار گويد: از امام صادق(ع) از اين سخن خداوند عزّوجلّ «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش إلاّاللّمم» سؤال نمودم؟ حضرت فرمود: «فواحش» زنا و سرقت است و «لَمَمْ» گناهى است كه شخص پس از اقدام به آن استغفار نمايد [و از خدا عفو و آمرزش بطلبد]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 6

6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل

و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 1،2،5،7،12،15

1- ضرورت استغفار به درگاه خدا و طلب بخشايش گناهان از او

و أن استغفروا ربكم

2- ضرورت استغفار از گناهان ( پرستش غير خدا و . . . ) از پيام هاى اساسى ، متقن و روشنِ قرآن است .

و أن استغفروا ربكم

«أن» در جمله فوق تفسيريه است و لذا «استغفروا ربكم» نيز همانند «لاتعبدوا. ..» تفسير «كتاب اُحكمت...» مى باشد.

5- پرستش خدا ، بيزارى از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

ظاهر اين است كه «توبوا إليه» عطف به همه جمله هاى سابق «ألاّ تعبدوا. ..»، «إننى لكم منه ...» و «أن استغفروا ...» است.

7- يكتاپرستى ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار از شرك و گناه و حركت به سوى خدا ، موجب جلب عنايت خدا و دستيابى به معيشتى نيكو در دنياست .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا

12- برخوردار شدن از پاداش هاى الهى در آخرت ، منوط به يكتاپرستى ، پرهيز از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان است .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. يؤت كل ذى فضل فضله

استفاده برداشت فوق از آيه ، بر اساس اين احتمال است كه: جمله «يؤت . ..» بيانگر پاداش اخروى باشد. وجود «إلى أجل» در جمله قبل و نبود آن در اين جمله ، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

15- جبران نكردن گناهان با استغفار و بازماندن از حركت به سوى خدا ، موجب گرفتار شدن به عذاب قيامت است .

و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 6

6- لزوم استغفار از گناهان

استغفر لنا ذنوبنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 6

6 - گناه هرچند بدون تمايل و با اكراه صورت بگيرد ، نيازمند بخشش الهى و توبه است .

إنّا ءامنّا ليغفر . .. و ما أكرهتنا عليه من السحر

در كلام ساحران مؤمن هم «خطايا» نيازمند غفران دانسته شده و هم «ما أكرهتنا»; بنابراين گناه اگر چه از روى اجبار و عدم تمايل نيز باشد، نيازمند مغفرت الهى است.

65- استقامت در برابر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 2

2- ارزش و ثمربخشى اقرار به توحيد ، در گرو پايدارى در برابر عوامل شرك و گناه

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

«فلا» بيانگر نتيجه حقيقتى است كه از دو عنصر به هم پيوسته تشكيل شده است: 1- اقرار به توحيد; 2- استقامت در طريق آن.

66- اصرار بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 19

19 - گناه و اصرار بر آن ، موجب ارتكاب گناهان بزرگتر

كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون الانبياء بغير حقّ ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات و قتل انبيا باشد و اين دو گناه بزرگ، معلول اصرار بر گناهان خفيفترى است كه «عصوا» و «يعتدون» اشاره به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 8،9،10،12،13

8 - عدم عناد و اصرار آگاهانه تقواپيشگان ، بر گناه

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

چون به مجرد ذكر خدا توبه مى كنند، معلوم مى شود گناهشان از روى عناد نيست، بلكه به جهت غفلت از ياد پروردگارشان بوده است.

9 - منافات عناد و اصرار آگاهانه آدمى بر گناه ، با تقواپيشگى

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

با توجه به توضيح برداشت قبل.

10 - اصراركنندگان بر گناه ، محروم از وعده الهى به آمرزش گناهانشان

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. و من يغفر الذّنوب الّا اللّه و لم يصرّوا على ما فع

12 - پشيمان نشدن و توبه نكردن از گناهان گذشته خود ، به منزله اصرار بر آن گناهان است .

الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم ... و لم يصرّوا على ما فعلوا

بنابر اينكه جمله «و لم يصرّوا . .. »، عطف تفسيرى براى جمله «فاستغفروا» باشد يعنى اگر بعد از گناه، ياد خدا نكنند و استغفار ننمايند، در واقع اصراركنندگان بر گناه هستند.

13 - طلب آمرزش نكردن و به فكر توبه نبودن ، در عين توجّه به گناه ، اصرار بر آن است .

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمودند: الاصرار هو ان يذنب الذّنب فلا يستغفر اللّه و لا يحدّث نفسه بتوبة فذلك الاصرار.


كافى، ج 2، ص 288، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 394، ح 366.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 2

2 - آنان كه پشيمان از كرده هاى ناشايست و ستم بر خويش هستند و اصرارى بر گناهان ندارند ، بهره مند از آمرزش الهى و بهشت جاودانه خواهند بود .

و الّذين اذا فعلوا . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات ... خالدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 2

2 - اصرار بر گناه تا لحظه فرارسيدن مرگ ، مانع پذيرش توبه

و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت

جمع آوردن «السيّئات» و نيز بكارگيرى فعل مضارع «يعملون»، دلالت بر استمرار گناه و اصرار بر آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 21

21 - اصرار بر گناه موجب عقوبت و انتقام الهى *

و من عاد فينتقم اللّه منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 4،15

4 - دنياگرايان يهود به گناه خويش ( دستيابى به مال و منال دنيا از راه هاى نامشروع ) ، اصرار مىورزيدند .

و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم . .. » (اگر مال و منال دنيا در مرتبه و زمانى ديگر به آنان روى مى آورد از گرفتن آن دريغ نداشتند)، اشاره به اصرار يهوديان دنياگرا به گناه كسب درآمدهاى نامشروع دارد.

15 - اظهار اطمينان به مغفرت الهى ، على رغم اصرار بر گناه ، سخنى نابحق درباره خداست .

و يقولون سيغفر لنا . .. ألم يؤخذ عليهم ... أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 26

26 - « عن الحسن قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) أتدرون ما اللّمم ؟ قالوا : اللّه و رسوله أعلم قال هو الذى يلم بالخطرة من الزنا ثمّ لايعود ، و يلم بالخطرة من شرب الخمر لايعود و يلم بالسرقة ثمّ لايعود ;

حسن [بصرى] گويد: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آيا مى دانيد «لَمَم» چيست؟ گفتند: خدا و رسولش آگاه ترند، حضرت فرمود: «لمم» آن است كه شخص به خطر زنا احياناً آلوده مى شود. سپس از اين گناه توبه مى كند و برنمى گردد و يا به گناه شرب خمر و يا سرقت گرفتار مى شود و با توبه هرگز به آن برنمى گردد».

67- اصرار بر گناه اهل ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 3

3 - خداوند يهوديان ايله را پس از عبرت نگرفتن از عذاب نازل شده بر آنان و اصرارشان بر صيد ماهى ، به بوزينه تبديل كرد .

و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس . .. فلما عتوا عن ما نهوا عنه

واق--ع شدن جمله «فلما عتوا» پس از «أخذنا الذين ظلموا . .. »، بيانگر اين است كه متجاوزان پس از مبتلا شدن به عذاب دنيوى همچنان به صيد ماهى در شنبه ادامه مى دادند.

68- اصلاح گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 146 - 8

8 - دورى از نفاق ، جبران گذشته ، اعتصام به خدا و پرهيز از ريا ، شرط تحقق ايمان واقعى است .

الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه . .. فأولئك مع المؤمنين

69- اصلاح مفاسد گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 2

2 - توبه از گناهان و اصلاح مفاسد آنها ، موجب برقرارى مجدد رحمت قطع شده است .

أولئك يلعنهم اللّه . .. إلا الذين تابوا و أصلحوا ... فأولئك أتوب عليهم

70- اعتراف به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 16

16 - اعتراف خردمندان به گناه و تقصير ، در پيشگاه خداوند

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

71- افراط در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 6

6 - اسراف و زياده روى در گناه ، عامل نزول عذاب هلاكت بار الهى

حجارة من طين . .. للمسرفين

وصف «مسرفين»، مشعر به عليت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 4

4 - افراط در گناه و طغيان گرى ، در كنار بهره بردن از نعمت ها و كرم الهى ، دور از انتظار و امرى ناشايسته است .

كلاّ إنّ الإنسن ليطغى

مى توان گفت: حرف «كلاّ» ناظر به جمله هاى بعد است; نه آيه هاى قبل، زيرا زمان نزول آنها با زمان نزول اين آيه و آيات پس از آن، فاصله زيادى داشته است. در اين صورت مفاد «كلاّ»، باز داشتن انسان از طغيان و ساير كارهايى است كه تا «كلاّ لئن لم تنته ...» آمده است. در نتيجه حرف «كلاّ» در آن آيه نيز، تأكيد اين كلمه خواهد بود.

72- افراط در گناه قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 3

3 - اسراف ( تجاوز از قانون الهى و زياده روى در گناه ) ، بارزترين جرم قوم لوط بود .

أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. للمسرفين

تعبير «مسرف» در اين آيه، به معناى تجاوز از قانون است كه بر قوم مجرم لوط، منطبق شده است.

73- اقرار به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 2

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 1

1 - اعتراف برخى از گنهكاران و متخلفان از جنگ تبوك به زشتى عمل خويش

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم

با توجه به اينكه فرازهاى پيشين، مربوط به جنگ تبوك و تخلف عده اى از شركت در آن جنگ است مى توان گفت كه اين آيه نيز مربوط به برخى از همان متخلفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 10

10- برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 9

9- برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 97 - 1،2

1- فرزندان يعقوب در حضور وى خويشتن را گنهكار دانسته و به گناه خويش اقرار و اعتراف كردند .

قالوا يأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خطئين

2- فرزندان يعقوب على رغم گناه دانستن رفتارشان با يوسف ( ع ) و بنيامين و يعقوب ( ع ) ، آن را مرتكب مى شدند .

قالوا يأبانا استغفر لنا ذنوبنا إنا كنّا خطئين

مراد از «ذنوبنا» به قرينه مقام رفتار فرزندان يعقوب با وى و يوسف و بنيامين مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 4

4- مشركان ، در قيامت به گناه و خطا بودن شرك مستمر خويش اعتراف مى كنند .

هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دونك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 2

2 - ساحران مؤمن ، به گناه و خطاى خويش معترف و به آمرزش خداوند اميدوار بودند .

إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر لنا خطينا

«خطايا» (جمع «خطيئة») به معناى گناهانى است كه از روى عمد انجام شود (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 15 - 2

2- ايمان آوردن و اعتراف به ظلم و گناه ، پس از ديدن علايم و نشانه هاى عذاب الهى ، بى ثمر است .

إنّا كنّا ظلمين . فمازالت تلك دعويهم حتّى جعلنهم حصيدًا

اين كه خداوند فرمود: «گناه كاران از وقت مشاهده عذاب تا وقت هلاكت دائماً اعتراف به ظلم خويش مى كردند»، نشان مى دهد كه اعتراف به گناه در وقت مشاهده عذاب، مؤثر نيست و توبه بايد پيش از ديدن آن انجام گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 19

19- تهليل و تنزيه خداوند و اعتراف به تقصير و گناه كارى خويش ، از آداب دعا و نيايش است .

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 7

7 - اعتراف كافران حق ناپذير در قيامت ، به گناهان خود پس از مشاهده قدرت الهى در آخرت

فاعترفنا بذنوبنا فهل إلى خروج من سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 8

8- كافران ، چشنده عذاب الهى در قيامت ، پس از اقرارشان به مجرميت خويش

أليس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 1

1 - اعتراف كافران در دوزخ به گناه و تقصير خويش درباره دين

فاعترفوا بذنبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 29 - 6

6 - تسبيح خداوند و اعتراف به گناهكارى خويش ، از آداب توبه

قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه اين آيه، درصدد بيان چگونگى توبه و پشيمانى صاحبان باغ است كه با تسبيح خدا و اعتراف به ستم كارى خويش، انجام پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 30 - 2

2 - اعتراف باغداران يمنى ، به مسؤول و مقصر بودن همگى در محروميت از محصولات باغ

فأقبل بعضهم على بعض يتلومون

74- اقسام گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 1

1 - گناهان ، داراى دو قسمِ صغيره و كبيره

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

به قرينه مقابله بين كبائر و سيئات، مراد از سيئات در اينجا، گناهان صغيره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 3

3 - لزوم اجتناب از گناهان عملى و قلبى

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

از جمله احتمالات موجود درباره «باطن الإثم» آن گناهانى است كه در درون انسان پنهان مى باشد كه مصداق روشن آن گناهان قلبى، مانند سوءظن است. نقطه مقابل آن گناهانى است كه كاملا جنبه عملى دارد (ظاهر الإثم).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 6

6 - گناهان از ديدگاه وحى ، تقسيم پذير به گناهان كبيره و گناهان صغيره

الذين يجتنبون كبئر الإثم

75- اكراه بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 32،34

32 - كنيزان وادار شده به فحشا از سوى مالكان ، مورد آمرزش و مشمول رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

34 - اكراه بر گناه ، عذرى قابل قبول براى سلب مسؤوليت از اكراه شدگان

فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

76- اكراه در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 6

6 - گناه هرچند بدون تمايل و با اكراه صورت بگيرد ، نيازمند بخشش الهى و توبه است .

إنّا ءامنّا ليغفر . .. و ما أكرهتنا عليه من السحر

در كلام ساحران مؤمن هم «خطايا» نيازمند غفران دانسته شده و هم «ما أكرهتنا»; بنابراين گناه اگر چه از روى اجبار و عدم تمايل نيز باشد، نيازمند مغفرت الهى است.

77- انبيا و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 10

10- پيامبران ، در صورت مسامحه در امر رسالت و ترك ابلاغ توحيد ، گنه كارند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 6

6 - رسولان الهى ، مبرّا از ظلم و گناه

إنّى لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّمن ظلم

78- انتقال گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 9

9 - گناهان آدمى ، قابل انتقال به ذمه فردى ديگر

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

«تبوأ» به معناى «ترجع» است. يعنى «تو بر فرض كشتن من باز مى گردى در حالى كه گناهان مرا نيز به دوش مى كشى» و لازمه آن، گناهان هابيل بر گردن قابيل است.

79- انذار از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 17

17- انذار هاى الهى ، متوجه كمترين گناه و ظلم و بشارت هاى او مخصوص پايداران بر طريق ارزش ها *

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

خداوند، براى انذارْ صرف ظلم را كافى شمرده است; زيرا با يك ظلم عنوان «الذين ظلموا» صدق مى كند. ولى در زمينه بشارت، واژه «محسنين» را به كار برده است و اين عنوان بر كسانى صدق مى كند كه متخلق به ارزش ها باشند. آيه بعد (ثمّ استقاموا) مؤيد اين معنا است).

80- اهميت اجتناب از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 1،2،3

1 - لزوم اجتناب از هر گناه آشكار و پنهان

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

اضافه شدن «ظاهر» به «الإثم» اضافه صفت به موصوف مى تواند باشد، يعنى گناه ظاهر. «باطنه» نيز يعنى گناه پنهان.

2 - لزوم اجتناب از همه گناهان، چه قبحش آشكار و چه نهان باشد.

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

«ظاهر الإثم» مى تواند صفت براى محذوف باشد. در اين صورت معنى جمله چنين مى شود: «ذروا عصيانا ظاهر الإثم و باطنه».

3 - لزوم اجتناب از گناهان عملى و قلبى

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

از جمله احتمالات موجود درباره «باطن الإثم» آن گناهانى است كه در درون انسان پنهان مى باشد كه مصداق روشن آن گناهان قلبى، مانند سوءظن است. نقطه مقابل آن گناهانى است كه كاملا جنبه عملى دارد (ظاهر الإثم).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 3

3- لزوم اجتناب انسان از زمينه هاى ابتلا به فحشا و گناهان بسيار زشت و بد فرجام

و لاتقربوا الزنى إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

جمله «إنه كان فاحشة و . ..» تعليل براى نهى «لاتقربوا» است; يعنى، زنا چون فحشا و بد عاقبت است، لازم الاجتناب است، پس بايد از فحشا و هر گناهى كه عاقبت سوء دارد، پرهيز كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 7

7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : معناه إتّقوا ما بين أيديكم من الذنوب و ما خلفكم من العقوبة ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: معناى «و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم» اين است كه بپرهيزيد از گناهانى كه در پيش رو داريد و از كيفرهايى كه به دنبال شما است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 3

3 - لزوم مراقبت از قلب و پرهيز از چركين ساختن آن با گناه

ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون . كلاّ

81- اهميت اجتناب از محل گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 3

3- ضرورت تلاش براى خروج از محيط معصيت براى آلوده نشدن به گناه

واستبقا الباب

82- اهميت اجتناب از مقدمات گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 3

3- لزوم اجتناب انسان از زمينه هاى ابتلا به فحشا و گناهان بسيار زشت و بد فرجام

و لاتقربوا الزنى إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

جمله «إنه كان فاحشة و . ..» تعليل براى نهى «لاتقربوا» است; يعنى، زنا چون فحشا و بد عاقبت است، لازم الاجتناب است، پس بايد از فحشا و هر گناهى كه عاقبت سوء دارد، پرهيز كرد.

83- اهميت ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 23

23- انسان ، نبايد به بهانه سپاس از مردمان و پاسخ گويى به اكرام آنان ، خداوند را معصيت كند .

أكرمى مثويه . .. قال معاذ الله إنه ربى

84- اهميت تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 16

16 - ره يابى به بهشت جاودان و زودوده شدن گناهان ، رستگارى بزرگ و حقيقى در بينش الهى

و كان ذلك عند اللّه فوزًا عظيمًا

85- بدترين گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 8

8 - ارتكاب فحشا ( زنا و لواط ) ، از بدترين گناهان كبيره است .

الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الفواحش» پس از ذكر «كبائر الإثم» - با اين كه «كبائر الإثم» شامل فواحش نيز مى شود - نشانگر شدت زشتى و قبح آن در پيشگاه خداوند است. گفتنى است كه تعبير «فاحشه» از زنا و لواط در مواضع ديگر قرآن، قرينه بر اين است كه از مصاديق مورد نظر «الفواحش» زنا و لواط مى باشد.

86- بزرگترين گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 1

1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.

و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 4

4 - تكذيب قيامت ، بزرگ ترين جرم محكومان دادگاه رستاخيز

فويل يومئذ للمكذّبين

از اين كه تنها وصفى كه براى محكومان روز قيامت آورده شده، عنوان «تكذيب قيامت» است، مطلب بالا استفاده مى شود.

87- بندگان خدا و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 7

7 - بندگان خالص خدا ، هرگز به گناه زنا و روابط ناسالم جنس دست نمى آلايند .

و لايزنون

88- پاداش اجتناب از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 11،14

11 - سراى اخروى پرهيزكنندگان از گناهان كبيره ، جايگاهى گرانمايه و با شرافت

و ندخلكم مدخلا كريماً

14 - بهشت ، پيامد پاكى و پيراستگى از گناهان صغيره و كبيره

ان تجتنبوا . .. و ندخلكم مدخلا كريماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 6

6 - خلود در بهشت هاى عدن ، پاداش پاكى و دورى جستن از كفر و شرك و گناه است .

جنّت عدن . .. خلدين فيها و ذلك جزاء من تزكّى

89- پاكى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 14

14 - خداوند ، كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى را از گناهان و آلودگى ها پاك نخواهد كرد .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايزكيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 25

25 - ورود به بهشت در گرو پاك بودن از گناهان است .

لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 10

10 - عاشقان خدا و شيفتگان به او ، وارسته از آلودگى به گناه

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم

90- پشيمانى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 4

4 - توبه و پشيمانى از گناه ، پس از مرگ پذيرفته نخواهد شد و اثرى بر آن مترتب نخواهد بود .

إلا الذين تابوا . .. إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار أولئك عليهم لعنة اللّه

تقييد «كفروا» با جمله (و ماتوا و هم كفار) بيان پايان مهلت زمان پذيرش توبه است; يعنى، پس از مرگ پشيمانى سودبخش نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 2

2 - آنان كه پشيمان از كرده هاى ناشايست و ستم بر خويش هستند و اصرارى بر گناهان ندارند ، بهره مند از آمرزش الهى و بهشت جاودانه خواهند بود .

و الّذين اذا فعلوا . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات ... خالدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 14

14 - خداوند بردبار با بندگان ، و فرصت دهنده به ايشان براى بازگشت از خطا هاى خويش *

و اللّه غفور حليم

برداشت فوق از ارتباط بين «غفور» و «حليم» به دست مى آيد يعنى خداوند سريعاً گنهكاران را مؤاخذه نخواهد كرد بلكه به آنان فرصت خواهد داد تا زمينه هاى جلب مغفرت الهى را براى خويش فراهم كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 9

9- برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 6

6- اصلاح خطا هاى گذشته و گرايش به صلاح عملى ، نشانگر توبه واقعى و شرط پذيرش آن است .

ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

برداشت فوق به خاطر اين است كه متعلق و مفعول «أصلحوا» ذكر نشده است، ولى به قرينه جمله پيشين (للذين عملوا السوء . ..) - كه سخن از خطا و زشت كارى به ميان آورده است - مقصود از آن، اصلاح وضع گذشته و رويكرد به صلاح است.

91- پليدى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 8

8 - گناهان ، داراى مراتب متفاوت از حيث زشتى وناپسندى

و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 7

7 - گناه ، هر چند كوچك و حقير باشد ، از ديدگاه وحى بزرگ و قبيح است . *

يجتنبون كبئر الإثم

با توجه به اضافه صفت (كبائر) به موصوف (الإثم)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 4

4 - اسلام و تسليم خدا بودن ، از ملاك هاى برترى و ارزشمندى و جرم و تبه كارى از معيار هاى پستى و ضدارزشى براى انسان ها است .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

92- تبرى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 7

7- اعلام بيزارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شركورزى مشركان مكه و گناهان آنان

و أنا برىءٌ مما تجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 216 - 3

3 - لزوم بيزارى جستن انسان از هر عمل مخالف شريعت ، هرچند كه از خويشان و بستگان او صادر شده باشد .

و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون

93- تجسم گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 5

5 - عذاب جهنم ، تجسم كردار هاى خود بدكاران است .

ذوقوا ما كنتم تعملون

94- تجسم گناه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 5

5 - بروز و ظهور گناهان در قيامت ، به صورت علامت و نشانه اى براى گناهكاران

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

95- تحمل گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 3،11

3 - كافران مكه ، به هنگام دعوت از مسلمانان به بازگشت از اسلام ، به آنان اعلام كردند كه در صورت مرتد شدن ، گناهان شان را برعهده خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطي-كم

امر «لنحمل» دلالت بر تعهد كافران در قبول گناه ارتداد مسلمانان مى كند.

11 - برعهده گرفتن خطا و گناه ارتداد مسلمانان ، از سوى كافران مكه ، ادعايى دروغ و خالى از واقعيت بود .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطي-كم . ..إنّهم لكذبون

96- تحمل گناه ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 10

10 - توهم وجود مدافعانى در قيامت كه آدمى را از عذاب نجات دهند يا گناه او را بر عهده بگيرند ، از پندار هاى بنى اسرائيل

است .

يبنى إسرءيل . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً ... و لاهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 6،15،16

6 - هيچكس بار گناه ديگران را بر دوش نخواهد گرفت و به گناهان ديگران مؤاخذه نخواهد شد.

و لاتزر و ازرة وزر أخرى

«وزر» به معناى حمل كردن و نيز به معناى گناه است. «تزر» و «وازرة»، از «وزر» به معناى حمل كردن است و «وزر» و «وزر أخرى» به معناى گناه مى باشد.

15 - روى انه أتى عمر بحامل قد زنت فامر برجمها فقال له امير المؤمنين(ع): هب لك سبيل عليها أىّ سبيل لك على ما فى بطنها و الله تعالى يقول: «و لاتزر وازرة وزر أخرى . ..».

روايت شده: زن حامله اى را كه مرتكب زنا شده بود نزد عمر آوردند، وى دستور داد زن را سنگسار كنند. اميرالمؤمنين(ع) به وى فرمود: بر فرض كه حق سنگسار كردن زن را داشته باشى، ولى چه حقى بر طفل در شكم او دارى؟ خداوند متعال مى فرمايد: كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد ... .

16 - قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): ليس على ولد الزنا من وزر ابويه شىء، «لاتزر وازرة وزر أخرى».

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «ولد الزنا گناه پدر و مادر زناكارش را بر عهده ندارد; زيرا كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 5،6،7،17،18

5- كسانى كه با ساختگى دانستن قرآن ، ديگران را به گمراهى كشيدند ، بخشى از گناهان آنان را به عهده خواهند داشت .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «من» براى تبعيض باشد.

6- افترا زنندگان به قرآن ، علاوه بر گناه خويش ، عهده دار گناه گمراه شدگان به دست خود نيز خواهند بود .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه

برداشت فوق بر اين احتمال است كه «من» يا زايد و يا براى جنس باشد چنان كه مفسّران احتمال داده اند.

7- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، علاوه بر گناه افترا زدن به قرآن ، برخى از گناه ديگران ( گناه گمراهى آنان ) را نيز بر دوش مى كشند .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه

اين برداشت، مبتنى بر تبعيض بودن «من» در «من أوزارهم» است.

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامة » يعنى ليستكملوا الكفر يوم القيامة « و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم » يعنى كفر الذين يتولّونهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره قول خدا «ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة» فرمود: مقصود اين است كه كفر خود را در قيامت كامل كنند و درباره «و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم» فرمود: مقصود اين است كه كفر پيروان خويش را [بر دوش بگيرند]. ..».

18- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : أيّما داع دعى إلى ضلالة فاتبع كان عليه مثل أوزار من اتبعه من غير أن ينقص من أوزارهم شىء . . . ;

از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هر دعوت كننده اى كه مردم را به گمراهى بخواند و از او پيروى شود، همانند بار سنگين گناهان كسانى كه او را پيروى كرده اند بر دوش دعوت كننده است; بى آنكه چيزى از گناهان پيروان او كاسته شود. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 5

5- هيچ انسانى بار عمل ديگرى را بر دوش نخواهد كشيد .

و لاتزر وازرة وزر أخرى

«وزر» به معناى چيز سنگين و كنايه از گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 10

10 - فريب دادن با تمسك به دروغ و پذيرش مسؤوليت خطا ، از راه هاى ايجاد انحراف دينى است .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطي-كم . .. إنّهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 1،4

1 - كافرانى كه در اغواى مسلمانان فعال بودند ، علاوه بر گناه خود ، گناهان فريب خوردگان شان را نيز در قيامت ، بر دوش خواهند كشيد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

4 - آنانى كه براى گمراهى ديگران تلاش مى كنند ، در گناه گمراه شدگان سهيم اند .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 1،2

1 - هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نكشيده و مسؤوليت آن را نمى پذيرد .

و لاتزر وازرة وزرأُخرى

2 - بارگناه هر كسى تنها بر دوش خود او است .

و لاتزر وازرة وزرأُخرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 6

6 - هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد و هر كس مسؤول عقايد و رفتار خويش است .

فمن كفر فعليه كفره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 8،9

8 - بار گناه هر فردى ، در مرحله نخست به دوش خودِ او است ; نه ديگران .

و لاتزر وازرة وزر أُخرى

9 - هيچ كس ، توان بر دوش گرفتن بار گناه ديگران را نداشته و شفاعت كننده و نجات بخش گناه كاران نخواهد بود .

و لاتزر وازرة وزر أُخرى

جمله «و لاتزر وازرة. ..» مى تواند كنايه و اشاره به كسانى داشته باشد كه به اميد شفاعت و دستگيرى ديگران، در انجام وظايف الهى كوتاهى مى كنند و يا به گناهان آلوده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 38 - 1،3

1 - مسؤوليت گناه هر فرد ، تنها متوجه خود او است .

ألاّتزر وازرة وزر أُخرى

از گناه، تعبير به «وزر» مى شود (مفردات راغب).

3 - مسؤوليت هر كس تنها در برابر عمل خود - و نه عملكرد ديگران - ديدگاه مشترك تمامى اديان آسمانى است .

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... ألاّتزر وازرة وزر أُخرى

97- تداوم بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 8

8 - خداوند انسان ها را تنها بر گناهان مستمرشان مجازات مى كند .

هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

استمرار از تقارن «كانوا» و فعل مضارع «يعملون» استفاده شده است.

98- ترجيح ذلت بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 2

2- زندانى شدن و خوار گشتن ، محبوب تر از گناه و معصيت ، در پيش حضرت يوسف ( ع ) و بندگان مخلص خدا

قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه

99- ترس از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 7

7 - گنهكار بايد بيمناك از گناه خويش و اميدوار به مغفرت الهى باشد .

إنّ اللّه . .. و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

خداوند با اشاره به اينكه آمرزش گناهان حتمى نخواهد بود و تنها مشيت الهى آن را رقم خواهد زد، خواسته است انسانها را از يكسو اميدوار به رحمت و آمرزش كند (رجاء) و از سوى ديگر آنان را نسبت به گناهان بيمناك سازد (خوف).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 11

11 - انسان بايد همواره بيمناك از گناهان خويش و اميدوار به رحمت و مغفرت الهى باشد .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

100- ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 8

8 - لزوم پرهيز از زمينه هاى لغزش وابتلا به گناه

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم

در آيه شريفه براى اين كه خداوند مؤمنان را از بسيارى از گمان ها پرهيز دهد، به آنان يادآور شده كه اين مسير، اصولاً امن نيست و در مواردى به گناه منتهى مى شود. مفهوم اين استدلال، اين است كه هر راهى كه ناامن و در معرض گناه قرار دارد، بايد از آن پرهيز كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 26

26 - « عن الحسن قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) أتدرون ما اللّمم ؟ قالوا : اللّه و رسوله أعلم قال هو الذى يلم بالخطرة من الزنا ثمّ لايعود ، و يلم بالخطرة من شرب الخمر لايعود و يلم بالسرقة ثمّ لايعود ;

حسن [بصرى] گويد: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آيا مى دانيد «لَمَم» چيست؟ گفتند: خدا و رسولش آگاه ترند، حضرت فرمود: «لمم» آن است كه شخص به خطر زنا احياناً آلوده مى شود. سپس از اين گناه توبه مى كند و برنمى گردد و يا به گناه شرب خمر و يا سرقت گرفتار مى شود و با توبه هرگز به آن برنمى گردد».

101- تشويق به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 1

1 - شيطان ، با وسوسه هاى خويش انسان ها را به كار هاى بد و شنيع ( گناهان كوچك و بزرگ ) ترغيب مى كند .

إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

«امر» به معناى فرمان دادن است و در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - مراد از آن وسوسه كردن و مانند آن مى باشد. «فحشا» به بدى و زشتى بيش از حد گفته مى شود كه مى توان از آن به گناه بزرگ تعبير كرد و به قرينه مقابله، مراد از «سوء» گناه كوچك است.

102- تعاون بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 39،42،43،47

39 - حرمت تعاون و همكارى در گناه و تجاوز

و لاتعاونوا على الاثم و العدون

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .

لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه

47 - همكارى در گناه و تجاوز ، گناهى بزرگ و موجب كيفر و مجازاتى سخت

و لاتعاونوا على الاثم و العدون . .. إنّ اللّه شديد العقاب

تهديد به عذاب شديد، نشانه بزرگى گناه است.

103- تعاون در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 7

7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 5

5 - همدستان كشنده ناقه صالح ، شريك جرم او و مبتلا به عذابى همسان

فتعاطى فعقر . .. فكانوا كهشيم المحتظر

مفرد بودن «فقعر» مى رساند كه كشنده ناقه يك نفر بود; ولى تعبير «أرسلنا علهيم» افاده مى كند كه عذاب الهى - علاوه بر كشنده ناقه - شامل همه كسانى بود كه به صورت غير مستقيم، نوعى هم فكرى و هماهنگى با وى داشته اند.

104- تكذيب گناه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 47 - 9

9 - انكار و پرده پوشى گناهان در قيامت ، امكان ندارد .

و ما لكم من نكير

«نكير» - چنان كه برخى گفته اند - مصدر و به معناى «انكار» است.

105- تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 9،10،14،15

9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و پرده پوش اعمال ناپسند

فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

14 - بخشش گناهان و پوشاندن ناروايى ها ، پرتوى از ربوبيّت الهى

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

15 - ايمان ، زمينه مغفرت گناهان و پوشاندن اعمال ناروا از سوى خداوند

فامنّا ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

تفريع جمله «اغفر» بر جمله «آمنّا»، با كلمه «فا» مى رساند كه خردمندان پس از ايمان، خود را شايسته دعا و درخواست آمرزش مى ديدند و پذيرش آن را انتظار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 23

23 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان و دخول در بهشت ، پرتويى از نصرت الهى به بندگان خويش

و قال اللّه انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت

بنابر اينكه «لاكفرن» تفسير «انى معكم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 7 - 3

3 - ممكن است كه خداوند ، گناهان بندگان اش را ، در صورت فراهم شدن شرايط ، ناديده بگيرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 3،13

3 - ناديده گرفته شدن بزرگ ترين گناهان ، از انگيزه هاى احسان كردن محسنان است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده براين فرض استوار است كه لام در «ليكفّر» متعلق به «محسنين» باشد. گو اين كه گفته مى شود: «الذين أحسنوا للتكفير; كسانى كه احسان كردند براى چشم پوشيده شدن از گناهانشان».

13 - گذشت و چشم پوشى خداوند از گناهان بزرگ ، بسى با اهميت تر از پاداش هاى بزرگ او است .

ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون

از تقدم ذكرى «ليكفّر اللّه. ..» بر «يجزيهم...» مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 24

24 - عدم زدايش تمامى آثار گناهان كافران ، به صرف روى آوردن آنان به ايمان

يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه پس از پذيرش بيعت مؤمنان، باز هم خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته است تا براى ايشان استغفار كند; معلوم مى شود كه به صرف ايمان، تمامى آثار گناهان گذشته محو نشده و نياز به استغفار است.

106- تكفير گناه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 21

21 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا

لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت

107- تكفير گناه صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 7 - 1،5

1 - خداوند ، گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح را ناديده مى گيرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

«تكفير» مصدر فعل «نكفّر» به معناى «پوشاندن» است (لسان العرب) و مراد از آن، ناديده گرفتن گناهان است.

5 - تكفير و ناديده گرفته شدن گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح ، وعده حتمى خداوند است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

لام و نون تأكيد «لنكفّرنّ» دلالت بر قطعيت مى كنند.

108- تكفير گناه محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 1،4

1 - خداوند ، بدترين عمل محسنان را ، به پاس احسان آنان ، ناديده گرفته و مى پوشاند .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

«تكفير» (مصدر «ليكفّر») به معناى ستر و پوشاندن است و مقصود از آن چشم پوشى از گناه و زدودن آن از پرونده اعمال است.

4 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن بدترين اعمال احتمالى گذشته آنان است .

لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه لام «ليكفّر»، براى تعليل و متعلق به فعل محذوفى است كه جمله «لهم ما يشاءون. ..» بر آن دلالت مى كند; بر اين اساس تقدير چنين مى شود: «وعدهم اللّه بذلك و يسر لهم ليكفّر...».

109- تكفير گناه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 7 - 1،5،8

1 - خداوند ، گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح را ناديده مى گيرد .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

«تكفير» مصدر فعل «نكفّر» به معناى «پوشاندن» است (لسان العرب) و مراد از آن، ناديده گرفتن گناهان است.

5 - تكفير و ناديده گرفته شدن گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح ، وعده حتمى خداوند است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم

لام و نون تأكيد «لنكفّرنّ» دلالت بر قطعيت مى كنند.

8 - اعطاى پاداش به مؤمنان ، پس از چشم پوشى از لغزش ها و گناهان آنان است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم . .. و لنجزينّهم

ذكر جزا پس از ذكر پوشاندن گناهان (تكفير)، مى تواند به جهت نكته ياد شده باشد.

110- تناسب توبه با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 8

8 - طريقه توبه از گناهان بسته به نوع آن گناه ، متفاوت است .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

111- تناسب كيفر با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 6

6 - همسانى كيفر هاى الهى با گناه گنهكاران

إنما نحن مستهزءون. اللّه يستهزئ بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 11

11 - ميان گناه و كيفر آن در نظام مجازات الهى نوعى تقابل و تناسب برقرار است.

و إذا جاءتهم ءاية قالوا لن نؤمن . .. سيصيب الذين أجرموا صغار عنداللّه

خداوند ذلت و خوارى را كيفر متكبران در برابر آيات الهى قرار داده است كه با يكديگر تقابل تضاد دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 2،6

2 - عمل ناشايست داراى كيفرى مانند آن و نه بيشتر

من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها

6 - كيفر دادن گنهكاران به اندازه گناهشان ستم بر آنان نيست.

و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 4 - 6

6 - عذابهاى الهى متناسب با گناه متخلفان است.

قليلا ما تذكرون. و كم من قرية أهلكنها فجاءها بأسنا بيتا أو هم قائلون

بيان زمان عذاب، يعنى شبانگاه و خواب نيمروز، كه هنگام غفلت مردم است، پس از بيان غفلت مردم از تذكارهاى الهى (قليلا ما تذكرون) اشاره به تناسب عذاب با گناه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 18

18 - تناسب كيفر ها و مجازات هاى الهى با عملكرد انسان

نسوا اللّه فنسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 8

8 - عذاب جاودان جهنم تنها مجازات كافى براى منافقان و كافران و برابر با گناه كفر و نفاق آنان

وعد اللّه المنفقين . .. و الكفار نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 15

15 - كيفر الهى براى گناهكاران ، متناسب با گناه آنان است .

فيسخرون منهم سخر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 4

4 - كيفر هر كار بد در قيامت ، كيفرى متناسب با همان كار بد خواهد بود .

جزاء سيئة بمثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 52 - 7

7 - بين كردار انسان و مجازات او در آخرت ، تناسب كامل وجود دارد .

ذوقوا عذاب الخلد هل تجزون إلا بما كنتم تكسبون

«باء» در جمله «هل تجزون إلا بما كنتم تكسبون» براى مقابله است و اين جمله مى تواند پاسخ اين سؤال باشد كه: چرا كافران به عذاب ابدى دچار خواهند شد؟ (ذوقوا العذاب الخلد) خداوند پاسخ مى فرمايد: اين حكم در مقابل رفتار و متناسب با گناهان خود آنان است. بنابراين بين كيفر (عذاب ابدى) و عمل آدمى، ارتباط و تناسب وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 44 - 6

6- هر گناهى ، كيفر و عذاب متناسب خود را دارد .

و إن جهنّم لموعدهم أجمعين . لها سبعة أبوب لكلّ باب منهم جزء مقسوم

از اينكه گفته شده است: «براى هر گروهى از گمراهان در و يا طبقه اى مخصوص در جهنّم وجود دارد» به دست مى آيد كه گناهان متفاوتند و كيفر متناسب خود را دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 11

11- گناهان ، داراى رتبه هاى مختلف بوده و عذاب هاى متناسب با خود را دارند .

فادخلوا أبوب جهنّم خلدين فيها فلبئس مثوى المتكبّرين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أبواب» اصناف باشد و اين معنا نشان دهنده تناسب عذاب با گناه است. مؤيد برداشت فوق، تخصيص به ذكر متكبران از ميان جهنّميان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 14

14- برخى از گناهان ، عذابى فراگير و سخت تر از برخى ديگر دارند .

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

از اينكه براى «سيئه» واژه «أصاب» و براى استهزا «حاق» به كار رفته است، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 7

7- عذاب كافران ، به تناسب عملكرد و فساد آنان ، متفاوت است .

زدنهم عذابًا فوق العذاب بما كانوا يفسدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 6

6- سركشان و عصيان گران در قيامت ، هر يك براى چشيدن عذاب ، گرفتار مرحله اى مناسب با كردار خويش خواهند بود .

ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة أيّهم أشدّ

جمله «لننزعنّ. ..» دلالت دارد كه بيرون كشيدن فردى كه از ديگران گنه كارتر است، تا آنجا ادامه خواهد يافت كه هر يك از عصيان گران در جايگاه مناسب خويش قرار گيرند و كيفر ببينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 70 - 3

3- هركس به اندازه استحقاق و اولويت خود ، طعم عذاب دوزخ را خواهد چشيد .

ثمّ لنحن أعلم بالذين هم أولى بها صليًّا

درجه بندى مستحقان آتش دوزخ و تعيين اولويت هاى آنان، نشان از آن دارد كه همه يكسان عذاب نخواهند ديده; بلكه برخوردى متفاوت و متناسب با هر يك صورت خواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 9

9 - كيفيت برانگيختن انسان و جزاى اعمال او در قيامت ، متناسب با عملكرد دنيايى او است .

فنسيتها . .. تنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 9

9 - وجود تناسب ميان گناه و كيفر آن در نظام كيفرى الهى

ثانى عطفه . .. له فى الدنيا خزى

برداشت فوق از مقابله «ثانى عطفه» (تكبر) با «خزى» (ذلت) به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 13،18،19

13 - تهديد شدن توطئه گران « افك » ، به انتقام و كيفر به ميزان نقش آنان در اين گناه از سوى خداوند .

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم

18 - در گناه گروهى و دسته جمعى ، هر كس به قدر دخالتش در انجام آن ، مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت .

لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم والذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم

19 - طراحان و عاملان اصلى گناه و توطئه ، سزاوار كيفر و عقوبتى سخت تر و شديدتر از ديگر گناه كاران و توطئه گران

لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم والذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 188 - 4

4 - كيفر هاى الهى ، متناسب با اعمال آدميان

فأسقط علينا كسفًا . .. قال ربّى أعلم بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 84 - 5،6

5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .

من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة

«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.

6 - تبديل شدن اعمال ناپسند بدكاران به صورت كيفر در جهان آخرت

فلايجزى الذين عملوا السيّ-ئات إلاّ ما كانوا يعملون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اعمال بدكاران در اين آيه به عنوان خود جزا مطرح شده است; نه «مجزى به»; يعنى، چيزى كه در مقابل آن جزا داده شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1،2

1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

2 - قوم عاد و ثمود ، مناسب گناهشان ، كيفر و عذاب شدند .

و عادًا و ثمودًا . .. و قرون ... فكلاًّ أخذنا بذنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 14

14 - عمل ها و موضع گيرى ها هر كدام ، متناسب با خود ، عذاب و كيفر دارند .

فذوقوا بما نسيتم . .. ذوقوا ... بما كنتم تعملون

تكرار «ذوقوا» با ذكر سبب هر كدام از آنها، مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه هر كدام از عمل ها و نيز برخوردهاى منفى با اعتقادات دينى، عذاب خاص خود را دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 23،24

23 - عذاب هاى خداوند ، متناسب با بدكردارى كيفرشدگان است .

هل يجزون إلاّ ما كانوا يعملون

24 - كيفر مستكبران و مستضعفان كافر در قيامت ، متناسب با كردار بد آنان است .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. و جعلنا الأغلل فى أعناق الذين كفروا هل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 54 - 3،4

3 - مقدار مجازات الهى در قيامت ، بسته به ميزان اعمال انسان ها و متناسب با كم و كيف آنها است .

و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون

در برداشت ياد شده «ما» در «ما كنتم» مجرور به مضاف محذوف دانسته شده و تقدير آن مى تواند چنين باشد: «و لاتجزون إلاّ على وفاق ما كنتم تعملون و على مقداره».

4 - مجازات به ميزان رفتار و كردار و متناسب با كم و كيف آن ، جزايى است عادلانه .

فاليوم لاتظلم نفس شيئًا و لاتجزون إلاّ ما كنتم تعملون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «و لاتجزون. ..» عطف بر جمله پيش (لاتظلم...) است و بيانگر چرايى و چگونگى ستم نشدن به انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 1،2،3

1 - عذاب دردناك مشركان و كافران مستكبر در دوزخ ، تجسم اعمال خود آنان و متناسب با رفتار ايشان است .

لذائقوا العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

آيه شريفه، در واقع پاسخ سؤالى است كه از آيه قبل برمى آيد و آن اين كه: چرا عذاب مشركان مستكبر، عذابى دردناك است و آيا اين عذاب عادلانه است؟

2 - عذاب دردناك دوزخ ، كيفرى عادلانه و متناسب با رفتار شرك آلود و استكبار در برابر حق

العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

3 - مجازات هاى الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با اعمال و رفتار خود انسان هااست .

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 2،3

2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

حذف مضاف در «ماعملت» - كه در اصل «جزاء ماعملت» است - مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.

3 - پاداش و كيفر مطابق و متناسب با رفتار ، پاداش و كيفرى است عادلانه و به حق .

و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس ما عملت

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، به منزله بيان براى جمله «و هم لايظلمون» مى باشد; يعنى، ظلم نشدن در حق بندگان به اين خاطر است كه هر كسى مطابق آنچه انجام داده، جزا خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 1

1 - جزا و كيفر الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با رفتار زشت انسان است .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها

مقصود از مجازات به مثل، عادلانه بودن جزاى الهى و متناسب بودن آن با رفتار انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 7

7 - مجازات پروردگار ، عادلانه و متناسب با نوع رفتار و كردار آدمى است .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين

مجازات شدن متكبران خود برتربين به خوارى و ذلت، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 14

14 - تناسب كيفر هاى الهى با رفتار و عملكرد آدمى

فاستكبروا . .. عذاب الخزى ... و لعذاب الأخرة أخزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 11

11 - تناسب عذاب هاى الهى ، با گناهان و عملكرد آدميان

لهم فيها دار الخلد جزاء بما كانوا بأيتنا يجحدون

گفتنى است كه در آيه شريفه در برابر انكار مستمر آيات الهى، عذاب مستمر و هميشگى قرار داده شده است. با الغاى خصوصيت از مورد، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 15

15- كيفر هاى الهى براى مجرمان ، متناسب با جرم و گناه ايشان *

تجزون عذاب الهون بما كنتم تستكبرون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «استكبار» در قبال «هون» اشاره به اين تناسب داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 49 - 4،5

4 - تناسب كامل ميان كيفر و كردار مجرمان ، در نظام كيفرى خداوند

يوم يسحبون فى النار . .. إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر

خداوند، پس از بيان مجازات مجرمان، در حقيقت اين قانون كلى را تذكر داده است كه تمامى برنامه هاى ما از روى عدل و حساب است. از آن جمله كيفر مجرمان است كه هر يك به تناسب عمل و استحقاقشان، كيفر خواهند ديد.

5 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) إنّه سئل عن قوله اللّه : « إنّا كلّ شىء خلقناه بقدر » فقال : يقول اللّه عزّوجلّ إنّا كلّ شىء خلقناه لأهل النار بقدر أعمالهم ;

روايت شده كه از امام على بن ابى طالب(ع) [درباره] آيه «إنّا كلّ شىء خلقناه بقدر» سؤال شد، آن حضرت فرمود: خداوند مى فرمايد: ما هر چيز را براى اهل دوزخ به اندازه اعمالشان خلق نموديم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 7

7 - مؤاخذه و كيفر خلايق ( جن و انس ) ، در قيامت براساس جرم آنان است .

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 6

6 - وجود تناسب كامل ، بين كردار انسان و مجازات او در قيامت

إنّما تجزون ما كنتم تعملون

جمله «إنّما تجزون. ..» مى تواند پاسخ اين سؤال باشد كه چرا عذر كافران پذيرفته نمى شود و چرا نگهبانان دوزخ اين گونه با آنان برخوردى خشن و سختگيرانه دارند؟ خداوند در پاسخ مى فرمايد: اين حكم در مقابل رفتار و متناسب با گناهان خود آنان است. بنابراين بين كيفر و عمل آدمى، ارتباط و تناسب وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 4

4 - وجود تناسب ، ميان نوع گناه و كيفر الهى

و لايحضّ على طعام المسكين . فليس له اليوم ههنا حميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 36 - 4

4 - وجود تناسب ، ميان گناه و كيفر الهى

و لايحضّ على طعام المسكين . .. و لا طعام إلاّ من غسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 8 - 7

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 26 - 1،2،4

1 - جهنميان به ميزان كردار خويش ، كيفر خواهند شد .

جزاء وفاقًا

«جزاء» مصدر است و نصب آن، يا براساس مفعول مطلق بودن آن است; يعنى، «يجزون جزاءً» و يا با تأويل به مشتق رفتن، حال براى «حميم» و «غسّاق» است. در صورت اول، مراد اين است كه كيفر آنان، كيفرى مناسب و به ميزان گناه آنان خواهد بود و در صورت دوم، همان «حميم» و «غسّاق» كيفر مناسب آنان است. هر يك از دو احتمال، مى تواند مبناى برداشت ياد شده باشد. «وفاقاً» گرچه مصدر است; ولى چون صفت مى باشد، به معناى «موافقاً» خواهد بود.

2 - نوشاندن آب جوشان و خونابه زخم به دوزخيانِ طغيان گر ، كيفرى هم طراز با طغيان گرى آنان است .

إلاّ حميمًا و غسّاقًا . جزاء وفاقًا

چنانچه كلمه «جزاء» حال براى «حميماً و غسّاقاً» باشد، نكته بالا قابل استفاده است.

4 - تناسب عذاب و گناه ، در نظام كيفرى خداوند

جزاء وفاقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 27 - 4

4 - محروميت دوزخيان از هواى مطبوع و آب ، عقوبتى مناسب با انكار معاد

لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا

كيفر دوزخيان در آيات پيشين، به دو صورت نفى و اثبات بيان شده است; آنان از هواى سرد و نوشيدنى، محروم اند(نفى) و به نوشيدن «حميم» و «غسّاق» مجبور خواهند بود(اثبات). «جزاء وفاقاً» آن را كيفرى مناسب با كردار آنان - كه آن هم به صورت نفى و اثبات بوده - بيان كرده است; آنها معاد را باور نداشتند(نفى) و آيات خدا را تكذيب مى كردند(اثبات). آيه «جزاء وفاقاً» دلالت دارد كه محروميت، كيفرى مناسب با بى اعتقادى است و نوشيدن مايع داغ و چركين، كيفر مناسب تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 7

7 - نوشيدن آب جوشان و خونابه چركين و بدبو در جهنم ، عقوبتى مناسب با گناه تكذيب آيات الهى

إلاّ حميمًا و غسّاقًا . .. و كذّبوا بايتنا كذّابًا

ترتيب پنج آيه مورد بحث، به گونه اى است كه آيه «جزاء وفاقاً»، دو عقوبت قبل از خود را كيفرى مناسب، براى دو گناه بعد از خود قلمداد كرده است. عقوبت ها يكى منفى (لايذوقون) و ديگرى مثبت (إلاّ حميماً و غساقاً) بود و گناهان نيز يكى منفى (لايرجون) و ديگرى مثبت (كذّبوا) است. آيه «جزاء وفاقاً» در ميان آنها، گوياى تناسب عقوبت منفى با گناه منفى و تناسب عقوبت مثبت با گناه مثبت است. برداشت ياد شده بيانگر تناسب دو مثبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 30 - 2

2 - عذاب جهنم و افزايش آن ، نتيجه انكار معاد و تكذيب آيات الهى و عقوبتى متناسب با آن گناهان است .

فذوقوا فلن نزيدكم

«فاء» در «فذوقوا» و «فلن نزيدكم» دلالت مى كند كه چشيدن عذاب فزاينده پيامدى مناسب براى گناهان بيان شده در آيات پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 6

6 - تناسب عذاب و گناه ، در نظام كيفرى خداوند

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 6،9

6 - تناسب گناه و عذاب ، در نظام كيفرى خداوند

الذين فتنوا . .. فلهم عذاب جهنّم

9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .

الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 6

6 - تناسب مجازات با گناه ، در نظام كيفرى خداوند

فى تكذيب . .. محيط

ر. ك. توضيح 5

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 3

3 - كيفر هاى الهى ، متناسب با گناه مجرمان است .

يكيدون . .. أكيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 10

10 - گناه ، هرچه بزرگ تر باشد ، كيفر آن سنگين تر خواهد بود .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

حرف «باء» در «بذنبهم» بيانگر علت عقوبت سنگين ثموديان و نشانگر آن است كه اگر كيفر آنان شديد بود، به جهت گناهى بود كه از آنان سرزد. بنابراين ويژگى هاى كيفر، براساس خصوصيات گناه تعيين مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 9،10

9 - تناسب كيفر هاى اخروى ، با گناهان انسان

همزة لمزة . .. لينبذنّ فى الحطمة

برگزيدن نام «حطمة» - كه نشانگر درهم شكسته شدن جهنميان در آتش است - ممكن است در ارتباط با گناه «هَمْز» و «لَمْز» باشد كه باعث شكسته شدن شخصيت و اعتبار كسى نزد ديگران است. مادّه «نبذ» نيز كه بر افكندن تحقيرآميز دلالت دارد، چه بسا ناظر به تناسب آن با استهزاها و متلك انداختن هاى فرد دوزخى باشد.

10 - درهم شكسته شدن در آتش جهنم ، كيفرى مناسب براى درهم شكستن شخصيت مردم

همزة لمزة . .. لينبذنّ فى الحطمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 7 - 4

4 - احاطه آتش دوزخ بر قلب عيب جويان ، كيفرى مناسب براى گناه افكار نارواى آنان درباره مردم

لمزة . .. الّتى تطّلع على الأفئدة

112- تنزيه از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 2

2 - ساختار وجودى انسان و مراحل پيدايش او ، فاقد زمينه آلودگى به كفر و گناه است .

الذى خلقك فسوّيك فعدلك . فى أىُّ صورة ما شاء ركّبك . كلاّ

حرف «كلاّ» - به قرينه آيات پيشين - ممكن است براى رفع اين توهّم باشد كه زمينه كفر و گناه، در وجود كافران و گنه كاران نهاده شده است; يعنى، با آن تسويه، تعديل و تركيب، جايى براى اين توهّم نمى ماند; بلكه علت گناه و كفر به خداوند را بايد در تكذيب كيفرهاى اخروى جست و جو كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 13 - 2

2 - زندگى ابرار ، پيراسته از تمسّك به بهانه هاى واهى براى گشودن راه گناه

ما غرّك بربّك الكريم . .. إنّ الأبرار لفى نعيم

113- توبه از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 14

14 - لزوم استغفار ، توبه و تدارك گذشته ، در صورت ارتكاب گناه

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك

گناه مورد بحث در آيه، اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و پذيرش توبه اين گناه را مشروط به روى آوردن (جاؤك) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كرده كه همان جبران گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 6

6 - گناه هرچند بدون تمايل و با اكراه صورت بگيرد ، نيازمند بخشش الهى و توبه است .

إنّا ءامنّا ليغفر . .. و ما أكرهتنا عليه من السحر

در كلام ساحران مؤمن هم «خطايا» نيازمند غفران دانسته شده و هم «ما أكرهتنا»; بنابراين گناه اگر چه از روى اجبار و عدم تمايل نيز باشد، نيازمند مغفرت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 6

6 - بازگشت به خدا با توبه به درگاه او ، وظيفه اى ضرورى بر عهده گنهكاران

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 17

17 - فرصت الهى به بندگان ، براى توبه از گناهان خويش

و اعلموا انّ اللّه غفور حليم

ذكر صفت «حليم» (بُردبار)، حكايت از عدم تعجيل الهى در عقوبت دارد، تا شايد مردم در اين فرصت، توبه كنند و مشمول غفران الهى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 12،13

12 - پشيمان نشدن و توبه نكردن از گناهان گذشته خود ، به منزله اصرار بر آن گناهان است .

الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم ... و لم يصرّوا على ما فعلوا

بنابر اينكه جمله «و لم يصرّوا . .. »، عطف تفسيرى براى جمله «فاستغفروا» باشد يعنى اگر بعد از گناه، ياد خدا نكنند و استغفار ننمايند، در واقع اصراركنندگان بر گناه هستند.

13 - طلب آمرزش نكردن و به فكر توبه نبودن ، در عين توجّه به گناه ، اصرار بر آن است .

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمودند: الاصرار هو ان يذنب الذّنب فلا يستغفر اللّه و لا يحدّث نفسه بتوبة فذلك الاصرار.


كافى، ج 2، ص 288، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 394، ح 366.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 146 - 7

7 - توبه بايد متناسب با گناه باشد .

الا الذين تابوا و أصلحوا . .. و أخلصوا

با توجه به ويژگيهاى منافقان، كه در آيات گذشته شمرده شد و تناسب آنها با شرايطى كه براى قبولى توبه آنان بيان گرديد، معلوم مى شود هر گناه، توبه اى ويژه دارد.

114- تهمت گناه به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نگاه مشركان ، فردى گنه كار و برهم زننده نظم اجتماعى شرك

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

«ذنبك» به معناى اتهام ها و گناهانى است كه مشركان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى شمردند; زيرا با بعثت آن حضرت، حرمت بت ها درهم ريخت، نظم جاهلى جامعه شرك - با ايمان آوردن طبقات مختلف اجتماعى - بر هم خورد و اين همه امورى بود كه از نظر مشركان، جرم و گناه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلقى مى شد.

115- جبران گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 14

14 - لزوم استغفار ، توبه و تدارك گذشته ، در صورت ارتكاب گناه

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك

گناه مورد بحث در آيه، اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و پذيرش توبه اين گناه را مشروط به روى آوردن (جاؤك) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كرده كه همان جبران گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 12

12- انجام دادن كار هاى شايسته به جبران بدى ها و گناهان ، خصلتى نيكو و از ويژگى هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. والذين ... يدرءون بالحسنة السيئة

«درأ» (مصدر يدرءون) به معناى دفع كردن و برطرف كردن است. مراد از «السيئة» مى تواند بديها و گناهانى باشد كه شخص نيكوكار مرتكب شده و محتمل است مقصود از آن بديها و ستمهايى باشد كه ديگران در حق او انجام داده اند، برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 17

17- امكان تدارك لغزش ها ، در بينش الهى

إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 6

6 - ستمكاران ، خواهان بازگشت به دنيا و جبران گناهان گذشته خود به هنگام مشاهده عذاب

و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبيل

116- حتميت كيفر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 4

4 - تداوم بر گناه، مجازات حتمى خداوند را در پى دارد.

إن الذين يكسبون الإثم سيجزون بما كانوا يقترفون

«تداوم» از فعل «يكسبون» و «كانوا يقترفون»، كه ماضى استمرارى است، استفاده شده است. ضمناً «إن» و سين در «سيجزون» بر تأكيد دلالت دارند.

117- حرمت تعاون در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 8

8 - حرمت يارى كردن گنهكاران در گناهشان

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

118- حرمت گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 13

13 - « قال الصادق ( ع ) : فى قوله عزّوجلّ : « و أمّا ثمود فهديناهم فاستحبّوا العمى على الهدى » قال : وجوب الطاعات و تحريم المعاصى . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ كه فرموده «و أمّا ثمود فهديناهم فاستحبّوا العمى على الهدى» روايت شده كه فرمود: [هدايت در اين جا ]بيان كردن وجوب طاعات و حرمت گناهان است».

119- حضور در مجلسگناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 72 - 2

2 - حضور در مجالسى كه به باطل و دروغ پردازى مى گذرد ، ناپسند و ممنوع است .

و الذين لايشهدون الزور

120- حقيقت گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 14

14 - دانايى به حقيقت اعمال و واقعيت گناه ، بازدانده آدمى از خطا و گناه *

و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة . .. و علمك ما لم تكن تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 3

3 - گناه ، نوعى اسراف و تجاوز از حد اعتدال است .

قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم

«سرف» (ريشه «أسرفوا») به معناى تجاوز از حد اعتدال است.

121- خانواده لوط(ع) و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 1

1- خاندان لوط ( ع ) ، از هرگونه جرم و تبه كارى منزه و پاك بودند .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

122- خطر ارتكاب گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 11

11 - ضرورت فاصله گرفتن از محدوده گناه ، در صورتى كه آدمى در خطر ارتكاب آن گناه باشد .

و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين

123- خطر گناه زنان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 4

4 - زنان و مردان مؤمن ، همواره در معرض خطر انحراف و افتادن در ورطه گناه آتش افروز

يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

مطلب ياد شده، از خطاب به مؤمنان (يا أيّها الذين آمنوا) استفاده مى شود.

124- خطر گناه مردان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 4

4 - زنان و مردان مؤمن ، همواره در معرض خطر انحراف و افتادن در ورطه گناه آتش افروز

يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

مطلب ياد شده، از خطاب به مؤمنان (يا أيّها الذين آمنوا) استفاده مى شود.

125- درجات گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 6

6 - همسانى گناه كفر به آيات الهى ، با قتل انبيا و مردمان عدالتخواه

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون

همسانى گناه، از همگون بودن كيفر، استفاده شده است.

126- دعوت به ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 108 - 1

1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 126 - 1

1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 1

1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت

أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 144 - 1

1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 1

1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 2

2 - سخن دلسوزانه لوط ( ع ) با قوم خود ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) حكايت از مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 163 - 1

1 - دعوت مجدد لوط ( ع ) از قوم خود ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 179 - 1

1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون

127- ذكر تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 12

12- محو شدن گناهان با انجام كار هاى نيك ، حقيقتى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن است .

إن الحسنت يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذكرين

128- ذكر خدا هنگام گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 16

16- لزوم توجه به خدا و ربوبيت او ، به ويژه در مواقع خطرِ ارتكاب گناه

رب . .. إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

129- رضايت به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 18

18 - رضايت كفار عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كشتار انبيا توسط گذشتگان ، علّت تهديد آنان به عذاب الهى *

و يقتلون النّبيّن . .. فبشّرهم بعذاب اليم

تهديد بازماندگان قاتلان انبيا به عذاب در صورتى صحيح است كه آنان به اعمال گذشتگان خويش راضى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 4

4 - نكوهش و سرزنش اهل كتاب به خاطر رضايتشان نسبت به اعمال نارواى علماى خود ( گمراه ساختن ديگران ) *

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه

با توجه به اينكه سرزنش نسبت به همه اهل كتاب است، و گمراه ساختن ديگران مخصوص عالمان آنان است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 182 - 4،5

4 - رضايت يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كشتار انبياى گذشته به دست نياكان و همكيشان خويش

و قتلهم الانبيآء . .. ذلك بما قدّمت ايديكم

به نظر مى رسد نسبت قتل پيامبران به يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه از خطاب در «ايديكم» به دست مى آيد، به جهت رضايت آنان به عملكرد گذشتگان خويش باشد، چون آنان مرتكب قتل انبيا نشدند.

5 - راضى بودن به رفتار و اعمال ديگران ، همسنگ انجام آنهاست .

و قتلهم الانبيآء . .. ذلك بما قدّمت ايديكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 18،19،27،29

18 - رضايت به اعمال ديگران ، به منزله شركت در انجام آن است . *

فلم قتلتموهم

نسبت قتل به يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)، قطعاً حقيقى نيست ; چون آنان پيامبران گذشته را نكشتند. لذا برخى بر آن شده اند كه اين اسناد به لحاظ رضايت آنان به اعمال گذشتگان خويش است.

19 - يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با رضايت به كشتار انبيا توسط پيشينيان خود ، در حكم قاتلان انبيا

فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

27 - رضايت يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از قتل انبيا به دست نياكانشان در پانصد سال قبل از بعثت ، موجب نسبت دادن قتل انبيا به آنان از سوى خداوند

قل قد جاءكم رسل من قبلى بالبيّنات و بالّذى قلتم فلم قتلتموهم

امام صادق (ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: كان بين القاتلين و القائلين خمس ماة عام، فالزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلوا.


كافى، ج 2، ص 409، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 328، ح 2، 4، 6.

29 - رضايت به قتل نامشروع كسى به منزله كشتن اوست .

فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

امام صادق (ع) با تنقيح مناط از آيه فوق فرمود: . .. لعن اللّه المرجئة ... انّ هؤلاء يقولون: ان قتلتنا مؤمنون فدمائنا متلطّخة بثيابهم الى يوم القيمة انّ اللّه حكى عن قوم فى كتابه: «الّا بين القاتلين و القائلين خمسمائة فألزمهم اللّه القتل برضاهم ما فعلو.


كافى، ج 2، ص 409، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 208، ح 163.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 10

10 - رضايت يهوديان و مسيحيان عصر بعثت از رفتار هاى ناپسند نياكان خويش

هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت

سرزنش يهوديان و مسيحيان عصر بعثت به خاطر رفتار ناپسند پيشينيان آنان، مى تواند حاكى از رضايشتان به آن رفتار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 7

7 - دل سپردن و رضايت دادن و عمل كردن، مراحل تأثير تبليغات شيطانى است.

و لتصغى . .. و ليرضوه و ليقترفوا

«اقتراف» به معنى به دستاوردن چيزى است و غالباً در مواردى به كار مى رود كه آن كار ناپسند باشد.

130- روش برخورد با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 5

5- در تنگنا ها و زمينه هاى سقوط در ورطه خلاف عفت ، بايد به خداوند پناه برد .

قالت إنّى أعوذ بالرحمن منك

131- روش ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

132- روش مبارزه با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 28

28 - ضرورت به كارگيرى روش ها و تدبير هاى لازم براى پيشگيرى از مفاسد و گناه ، قبل از تحقق آن

و الّتى تخافون نشوزهنّ

اگر چه آيه در مورد نشوز زنان است، ولى مى توان از آن استنباط كرد كه اهل ايمان بايد قبل از وقوع مفاسد، چاره انديشى كنند.

133- روش نجات از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 12

12- براى نجات از ورطه هاى گناه و لغزش ، بايد به خداوند پناه آورد .

قال معاذ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 15

15- دعا و نيايش به درگاه خدا و استمداد از او ، راه مصون ماندن از گناه و انحرافات جنسى است .

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

134- زشتى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 9

9 - زشتى و ناروايى گناه ، تجاوز و حرام خوارى

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 2

2 - لزوم اجتناب از همه گناهان، چه قبحش آشكار و چه نهان باشد.

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

«ظاهر الإثم» مى تواند صفت براى محذوف باشد. در اين صورت معنى جمله چنين مى شود: «ذروا عصيانا ظاهر الإثم و باطنه».

135- زشتى گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 54 - 6

6 - ارتكاب علنى اعمال زشت ، داراى قباحت فزون تر

أتأتون الفحشة و أنتم تبصرون

لوط(ع)، در توبيخ قومش بر روى دو نكته تأكيد كرده است: 1- ارتكاب فحشا، 2- انجام آن در منظر عموم. بنابراين مفاد پيام لوط چنين مى شود: اى مردم! چرا به كار زشت آميزش با مردان روى مى آوريد و بدتر از آن چرا آن را در برابر چشم ديگران انجام مى دهيد.

136- زمينه آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 13

13 - اجراى فرمان هاى الهى ، زمينه ساز آمرزش گناهان است .

ادخلوا الباب سجداً . .. نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 20

20 - آمرزش گناهان و بهشت ، پاداش خداوند به هجرت كنندگان از شرك و كفر *

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم . .. لاكفّرنّ عنهم سيّاتهم و لادخلنّهم جنّات

مى توان گفت مراد از هجرت به قرينه ادامه آيه (اخرجوا من ديارهم)، هجرتى است كه رانده شدن از خانه و كاشانه را در پى داشته باشد. و اين هجرت همان ترك شرك و كفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 2

2 - دورى از گناهان بزرگ ، زمينه آمرزش گناهان كوچك

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

137- زمينه اجتناب از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 5

5 - توجه به سرنوشت شوم اصحاب سبت ، زمينه ساز خوددارى از گناه و نافرمانى خداوند است .

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

«نكال» به معناى عبرت و نيز به معناى عقوبت و كيفر بازدارنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 6

6 - توجه به شدت عقاب الهى ، زمينه ساز پرهيز از گناهان و ستمگريها

و اتقوا فتنة . .. و اعلموا أن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 8

8 - يقين به نتيجه ذلت بار گناه ، مايه پرهيز انسان از آن است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا . .. إنّا موقنون

اعتراف مجرمان به معرفت و يقين پيدا كردن در قيامت، پس از مشاهده وضع خود در آن روز و درخواست مؤكّد آنان از خدا براى بازگشت به دنيا، جهت انجام دادن كار خوب، نشان مى دهد كه اگر كسى به نتيجه بد گناه يقين پيدا كند، از آن پرهيز خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 24 - 5

5 - ايمان به معاد و حيات اخروى ، مستلزم دورى از گناه و هواپرستى

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه . .. و قالوا ما هى إلاّ

تأكيد مشركان بر انكار معاد، ممكن است بر اين اساس بوده باشد كه عقيده به معاد، در تغيير مسير زندگى هوس آلود تأثير اساسى داشته و آدميان را از ميل به گناه بازمى دارد.

138- زمينه اعراض از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 2

2 - اِخبار قرآن از فرارسيدن قيامت ، هشدارى كافى براى دور شدن آدميان از كفر و گناه است .

اقترب الساعة . .. و لقد جاءهم ... ما فيه مزدجر

مراد از «الأنباء» به قرينه آيات پيشين، مى تواند مسأله نزديكى قيامت و مسائل مختلف آن باشد.

139- زمينه ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 8

8 - توجه به ربوبيت خداوند، مقتضى پرهيز از عصيان او

قل إنى أخاف إن عصيت ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 9،11

9 - باور به توانمندى خدا و شدت كيفر هاى وى زمينه ساز پرهيز آدمى از كفرورزى و ارتكاب گناه

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

هدف از توصيف خداوند با جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان مؤاخذه كفرپيشگان گنهكار اين است كه انسانها با باور به نيرومندى خدا و شديد العقاب بودن وى، از مخالفت با وى بپرهيزند و رو به كفر و گناه نياورند.

11 - توجه به سنت الهى در مجازات كافران و گناهكاران ، زمينه ساز پرهيز از كفرورزى و ارتكاب گناه

كدأب ءال فرعون . .. إن اللّه قوى شديد العقاب

هدف از بيان مؤاخذه كافران و گنهكاران هشدارى است به انسانها تا با توجه به آن در مسير ايمان و ترك گناه قرار گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 26

26- باور به ربوبيت خدا و توجه به احسان ها و نعمت هاى او ، زمينه ساز پرهيز از گناهان است .

معاذ الله إنه ربى أحسن مثواى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 14

14- پيامبران ، براى مصون ماندن از گناه و پايدارى بر عصمت ، همواره و در هر حال به توفيق و امداد هاى الهى نيازمندند .

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

140- زمينه گسترش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 8

8 - بى تفاوتى عالمان و انديشمندان در برابر گناهان ، زمينه ساز رواج و توسعه آنها

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت

141- زمينه گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 7

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 14

14 - حسادت ، از رذايلى است كه آدمى را به گناهان بزرگ و حتى كفر مى كشاند .

أن يكفروا بما أنزل اللّه بغياً أن ينزل اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 17 - 3

3 - جهل ، منشأ ارتكاب گناه

يعملون السّوء بجهالة

در برداشت فوق كلمه «بجهالة» قيد توضيحى گرفته شده است ; يعنى هر «سوء» و گناهى ناشى از نوعى جهل و نادانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 5

5 - چشمداشت و آرزوى دستيابى به نعمت هاى ديگران ، زمينه ارتكاب گناه

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه

نهى از آرزوى دستيابى به نعمتهاى ديگران، پس از ترغيب به اجتناب گناهان، مى تواند اشاره به ريشه برخى گناهان كبيره و ارشاد به راه مبارزه با آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 3

3 - حرامخوارى زمينه سرپيچى از فرمان هاى الهى و ارتكاب گناهانى ديگر

فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 6

6 - وجود زمينه هاى لغزش و گناه در بهرهورى از غنايم

فلكوا . .. و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 16

16- رفاه و دلبستگى به لذّت هاى دنيا ، زمينه ساز ستمگرى و گرايش به جرم و گناه است .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه و كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 5،8

5- ترك گناه و پرهيز از بدى ها و آلودگيها ، تنها با توفيق و امداد هاى خداوند ميسر است .

إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

8- يوسف ( ع ) به دليل باور به ربوبيت و تدبير الهى ، رحمت او را مايه ترك گناهان و بدى ها دانست و خود را ستايش نكرد

.

و ما أُبرّءُ نفسى إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 3

3- برخوردارى از رفاه و ثروت ، زمينه ساز گرايش به فسق و گناه

أمرنا مترفيها ففسقوا فيها

ذكر مترفان جامعه از ميان ساير قشرها براى فاسق شدن، در حالى كه فسق و گناه از عهده همه مردم برمى آيد و اختصاص به گروه خاصّى ندارد، ممكن است به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 2

2- مال يتيم وسوسه انگيز و زمينه ساز لغزش انسان با تصرف به ناحق در آن است .

و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن

به كار رفتن واژه «لاتقربوا» (نزديك نشويد) به جاى «لاتأكلوا و لاتصرفوا» (نخوريد و تصرف نكنيد) ممكن است به اين دليل باشد كه: اموال يتيمان به دليل حامى جدّى نداشتن، در معرض دخل و تصرفهاى عدوانى و حيف و ميلهاى به ناحق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 14 - 10

10- گردن فرازى و سلطه جويى ، زمينه ساز عصيان و گناه است .

و لم يكن جبّارًا عصيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 9

9- خلوت كردن زن و مرد نامحرم - حتى براى تقواپيشگان - دامى خطرناك و زمينه سقوط به ورطه گناه است .

إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا

جواب شرط «إن كنت» محذوف است. برخى مراد از جمله شرطيه را ترغيب به تقوا دانسته و برخى اشتراط را حقيقى مى دانند; در صورت دوم، مفاد آيه اين است كه اگر اهل تقوا باشى جا دارد كه من به خدا پناه ببرم (تا چه رسد به اين كه متقى نباشى). بنابراين، نكته شرط آن است كه چنين موقعيتى، حتى براى تقواپيشگان خطرناك است، تاچه رسد به غير آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 10

10 - نگاه ، زمينه ساز وقوع در گناه است .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 11

11- فسق و انحراف مستمر ، موجب آلوده شدن انسان به گناهان بزرگ تر و بيش تراست .

كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 22 - 2

2 - غفلت انسان از شهادت اعضا و جوارح ، عامل جرأت وى بر گناه و معصيت

و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 4

4- روحيه اقتدار و اشرافى گرى ، زمينه ساز غوطهورى انسان در گناه

طعام الأثيم . .. ذق إنّك أنت العزيز الكريم

در اين آيات، دوزخيانِ مبتلا به عذاب شديد و گدازنده، در ابتدا با وصف «الأثيم» (به معناى غوطهور در گناه) و سپس با وصف «العزيز الكريم» ياد شده اند. ارتباط اين اوصاف، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 2

2 - بى توجهى به عدالت الهى در نظام حسابرسى ، از زمينه هاى گناه پيشگى است .

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات

پرسش انكارآميز خداوند در زمينه پندار غلط گناه پيشگان، حكايت از اين مى كند كه چنين پندارى در اهل گناه، وجود داشته و يا زمينه بروز دارد. لحن توبيخى و هدايت گرانه آيه شريفه، مى رساند كه اين پندار، خود موجب انحراف است و براى از ميان بردن انحراف، بايد پندار را نقد و ابطال كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 4

4 - فريفتگى و دلبستگى به زندگى دنيايى ، زمينه ساز روى آورى انسان به گناه *

أمّا الذين كفروا . .. و كنتم قومًا مجرمين ... و غرّتكم الحيوة الدنيا

در نخستين آيه از آيات مربوط به سرنوشت كافران، بر دو مسأله تأكيد شده بود: 1- روحيه استكبارى، 2- گناه پيشگى. اينك در آخرين آيات مربوط به آنان نيز به دو مسأله ديگر اشاره شده است: 1- استهزاى آيات الهى، 2- فريفتگى آنان به زندگى دنيا. اين دو در ارتباطى تنگاتنگ با دو نكته آغازين است و از آن جا كه «كنتم قوماً مجرمين» به جنبه عملى زندگى آنان اشاره دارد، «غرّتكم...» مى تواند به جنبه روحى و زمينه سازى آن براى گناه كارى ايشان نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 11

11- شيطان ، همواركننده راه گناه و كفر ، در نگاه انسان ها

الشيطن سوّل لهم

واژه «سوّل» ممكن است به معناى «سهّل» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 22

22 - كفر ، زمينه ساز ابتلاى انسان به شكستن حريم ارزش ها و ارتكاب گناهان *

و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان

برداشت بالا بدان احتمال است كه تقدم لفظى كفر بر فسوق و عصيان، دال بر تقدم معنوى نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 4،7،8

4 - بعضى از گمان ها ، قرار دهنده انسان در معرض گناه و عكس العمل ناشايست

إنّ بعض الظنّ إثم

7 - مترتب شدن گناه بر بعضى از گمان ها ، مقتضى اجتناب هر چه بيشتر انسان از بدگمانى به مؤمنان

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم

با توجه به اين كه «إنّ بعض الظنّ. ..» در مقام تعليل براى «اجتنبوا...» است، برداشت بالا به دست مى آيد.

8 - لزوم پرهيز از زمينه هاى لغزش وابتلا به گناه

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم

در آيه شريفه براى اين كه خداوند مؤمنان را از بسيارى از گمان ها پرهيز دهد، به آنان يادآور شده كه اين مسير، اصولاً امن نيست و در مواردى به گناه منتهى مى شود. مفهوم اين استدلال، اين است كه هر راهى كه ناامن و در معرض گناه قرار دارد، بايد از آن پرهيز كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 20

20 - ستايش از خويشتن و دعوى پاكى ، با وجود زمينه هاى طبيعى آلودگى به گناه ، امرى ناروا و ناشايست *

هو أعلم بكم . .. و إذ أنتم أجنّة فى بطون أُمّهتكم فلاتزكّوا أنفسكم

ذكر «أنشأكم من الأرض» و «أنتم أجنّة» احتمالاً براى آن است كه انسان خاكى - كه دوران جنينى را گذرانده و از عوامل مختلف تأثير پذيرفته است - چگونه مى تواند ادعاى پاكى و خطاناپذيرى، داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 3

3 - پيوستگى تنگاتنگ ميان انكار قيامت با اقدام به جرم و گناه

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

از اين كه هر مجرمى به صورت مطلق تكذيب گر جهنم معرفى شده، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 19 - 8

8 - فسق و گناه پيشگى ، داراى پيوندى عميق با غفلت از خدا و خويش

و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه فأنسيهم أنفسهم أُولئك هم الفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 16

16 - تلاش براى تكامل و بهتر شدن ، در راستاى هدف و فلسفه خلقت بشر و گناه و كوتاهى او ، بيرون از آن است .

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

جمله «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً» مى رساند كه هر تلاشى براى تكامل و بهتر شدن، در جهت هدف خلقت بشر است. بنابراين، هر گناه و كوتاهى اى كه از بشر سر زند، خارج از دايره هدف خلقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، زمينه ساز انواع گوناگون خطا ها و گناهان است .

ممّا خطي--تهم أُغرقوا

از اين كه در آيه شريفه، خطاها و گناهان قوم نوح، عامل هلاكت آنان دانسته شد - با آن كه آنان بت پرست و مشرك بودند - مى تواند نشانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 21 - 5

5 - دروغ دانستن تعاليم پيامبران زمينه ساز نافرمانى خداوند و گرفتارى به گناه

فكذّب و عصى

ترتيب بيان تكذيب و عصيان، گوياى ترتّب آن دو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 6

6 - دروغ پنداشتن اديان آسمانى ، زمينه ساز آلودگى به گناهان است . *

كلاّ بل تكذّبون بالدين

كلمه «دين» ممكن است به معناى شريعت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 11 - 4

4 - كم فروشى ، زمينه ساز آلودگى به گناه و گناه زمينه ساز تكذيب قيامت است .

ويل للمطفّفين . .. كلاّإنّ كتب الفجّار ... الذين يكذّبون بيوم الدين

ترتيب آيات، ممكن است برخاسته از ترتيب پيدايش اوصاف ذكر شده در آن باشد.

142- زمينه گناه ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 7 - 4

4 - فراهم بودن زمينه هاى افراط در گناه براى ثروتمندان

أن رءاه استغنى

143- زمينه گناه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 11

11- جنيان ، همانند آدميان ، گرفتار گمراهى و گناه و نيازمند هدايت گران و بيم دهندگان

ولّوا إلى قومهم منذرين

«منذرين»، در جايى معنا دارد كه گناه و انحرافى وجود داشته و يا زمينه آن فراهم باشد.

144- زمينه گناه يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 8

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

145- زمينه هاى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 5

5 - غفلت از ياد خدا ، زمينه انجام كار هاى ناشايست و ارتكاب گناه

و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفروا

چون ذكر خدا باعث مى شود كه انسان از كرده خويش پشيمان شود و از خدا آمرزش طلبد (ذكروا اللّه فاستغفروا)، معلوم مى گردد كه انسان به هنگام گناه، از ياد خدا غافل است.

146- زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 18

18 - بازگشت زيان معصيت به گنهكار است نه متوجه ساحت قدس خداوند

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 1،2،4،5،6

1 - آثار زيانبار گناه ، دامنگير خود انسان

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

2 - توجه آدمى به بازگشت آثار زيانبار گناه به خود ، زمينه گرايش به توبه و استغفار

ثم يستغفر اللّه يجد اللّه . .. و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه

خداوند پس از ارائه راه آمرزش، اين حقيقت را بيان كرده كه آثار گناه و خيانت، دامنگير خود گناهكار خواهد شد، تا او را از خيانت و گناه باز دارد و در صورت ارتكاب، به توبه و استغفار روى آورد.

4 - خداوند بازگرداننده آثار زيانبار گناه به گنهكاران

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جمله «كان اللّه عليما حكيما» مى رساند كه تحميل آثار سوء آدمى به دست خداوند است.

5 - خداوند ، آثار سوء گناه آدمى را بر اساس علم خويش و بدور از هرگونه خطا به وى باز مى گرداند .

و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

توصيف خداوند به «عليما» براى رساندن اين معناست كه در بازگرداندن آثار سوء گناه، هيچ خطايى رخ نخواهد داد.

6 - بازگرداندن آثار زيانبار گناه به گنهكاران ، كارى حكيمانه

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 10

10 - مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

147- سختى و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 4

4- رنج و سختى ، نمى تواند مجوز ارتكاب گناه باشد .

رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه

148- سرزنش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 16

16 - گناه و انحراف آگاهانه ، داراى زشتى و پليدى فزونتر

ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت

قيد «من بعد . ..»، بيانگر اين است كه مذمت و تقبيح عملكرد اهل كتاب، بدان جهت است كه ارتداد و كفرشان پس از آگاهى و اتمام حجت بوده است.

149- سكوت در برابر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 6،9

6 - اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )

لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

9 - اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 9

9 - ترك نهى از منكر و سكوت در برابر منحرفان و فسق و ستمگرى ، داراى كيفرى شديد است .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

150- سنگينى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 12،16

12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم

«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.

16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.

قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون

بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 164 - 7

7 - گناه، بارى سنگين بر دوش گناهكاران

و لاتزر و ازرة وزر أخرى

«وزر» در اصل به معناى بار سنگين است و گناه را از آن جهت وزر مى گويند كه بر دوش گنهكار سنگينى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 4

4- گناه ، بارى سنگين بر دوش گناهكار

ليحملوا أوزارهم كاملة

تعبير از گناه به «وزر» - كه به معناى سنگين و ثقيل است - دلالت بر نكته ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 6

6- گناه ، بارى سنگين بر دوش انسان است .

و لاتزر وازرة وزر أخرى

«وزر» در لغت به معناى چيز سنگين است (لسان العرب)، و از اين رو به گناه «وزر» گفته مى شود، كه داراى تبعات و نتايج سنگينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 3

3 - گناه ، وبال گردن آدمى و بارى سنگين بر دوش او است .

و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 3

3 - گناه ، بارى سنگين بر دوش انسان ها است .

و لاتزر وازرة وزرأُخرى . .. و لو كان ذاقربى

«وزر» (مرادف «ثقل») به معناى بارسنگين است و به گناه از آن رو كه داراى تبعات و آثار زيانبار سنگينى است، «وزر» گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 12

12 - گناه ، بارى سنگين بر دوش بشر

و لاتزر وازرة وزر أُخرى

«وزر» در اصل به معناى ثقل و سنگينى است. اطلاق «وزر» بر گناه، به خاطر سنگين بودن آثار و پيامدهاى آن براى گناهكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 38 - 2

2 - گناه ، بارى سنگين بر دوش انسان

ألاّتزر وازرة وزر أُخرى

واژه «وزر» به معناى بار سنگين نيز آمده است (مفردات راغب).

151- سنگينى گناه كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 13

13 - كفر و ناسپاسى ، گناهى سنگين و دامنگير خود مشركان و كافران

إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و لاتزر وازرة وزر أُخرى

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه مقصود از «وزر» در اين آيه، كفر و ناسپاسى است; زيرا آيه شريفه درباره همين موضوع است.

152- سنگينى گناه كفران نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 13

13 - كفر و ناسپاسى ، گناهى سنگين و دامنگير خود مشركان و كافران

إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و لاتزر وازرة وزر أُخرى

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه مقصود از «وزر» در اين آيه، كفر و ناسپاسى است; زيرا آيه شريفه درباره همين موضوع است.

153- سنگينى گناه معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 1

1 - روى گردانندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در قيامت بارى سنگين از گناه را به دوش خواهند كشيد .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

نكره بودن «وزراً» بر گران بارى و سنگينى آن دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 101 - 1

1 - كيفر روى گردانى از قرآن ، در قيامت همانند بارى سنگين بر دوش اعراض كنندگان خواهد بود .

من أعرض عنه . .. وزرًا . خلدين فيه ... حملاً

«حمل» به محمولى گفته مى شود كه نظير بارى كه بر سر يا پشت نهند، آشكار باشد (لسان العرب). نكره بودن آن، گوياى

گران بارى آن است.

154- شرايط آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 6،7

6 - آمرزش گناهان ، منوط به مشيت خداوند است .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

7 - گناهانى كه در حدّ شرك باشد ، قابل آمرزش نيست .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

برداشت فوق با توجّه به معناى كلمه «دون» (كمتر و پايينتر) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 6

6 - گناهان اتفاقى در زندگى اجتناب كنندگان از كبائر ، مورد عفو و اغماض الهى

الذين يجتنبون كبئر الإثم . .. إلاّ اللّمم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «اللّمم» در آيه شريفه، گناهانى باشد كه انسان به طور اتفاقى مرتكب آن مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 5

155- شركت در مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 13،16،17

13 - شركت در مجالس گناه ، گناهى همسنگ با انجام آن

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

16 - يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى

انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً

17 - مسلمان شركت كننده در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى منافق است .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم . .. جميعاً

جمله «ان اللّه . ..»، پس از بيان حرمت مجالست با استهزا كنندگان، دلالت مى كند كه مراد از منافقان، همان مسلمانانى هستند كه در آن مجالس شركت مى كنند.

156- شريك گناه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 11

11 - ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

157- صالح(ع) و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

158- ظلم گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 20

20 - ارتكاب گناه پس از آگاهى به آن ظلم است .

و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 5

5 - گناه ، ستم بر خويشتن است .

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 3

3 - گناه و عصيان، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن.

قالا ربنا ظلنا أنفسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 3

3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .

و لكن ظلموا أنفسهم

مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت

فوق ناظر به لِحاظ نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 30

30- ناديده گرفتن نعمت هاى الهى و ناسپاسى خدا ، با ارتكاب گناه ، ظلم است .

إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 3

3 - جرم و گناه ، عملى ظالمانه است .

يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

159- ظلم گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 9

9 - لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، عملى ظالمانه است .

أئنّكم لتأتون الرجال . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين

160- عذر بدتر از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 6

6 - عذر منافقان ، عذر بدتر از گناه و مايه برملا شدن كفر باطنى آنان بود .

إنما كنا نخوض و نلعب . .. لا تعتذروا قد كفرتم بعد إيمنكم

161- عذر بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 11

11 - جهل آدمى ، عذرى بر گناهان او در پيشگاه خداوند

لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون

162- عصمت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معصوم از گناه و مصون از خطا و لغزش

و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة منهم ان يضلوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 6،8،11

6- يوسف ( ع ) ، در عنفوان جوانى از ارتكاب هر گناه كوچك و بزرگى ، مصون و معصوم بود .

كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصين

8- پيامبران در پرتو امداد هاى الهى ، از گناه و فحشا ، مصون و معصومند .

كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء

از عبارت «لنصرف عنه . ..» (تا بدى و پليدى را از او دور سازيم) - كه دور ساختن گناه از يوسف(ع) را به خداوند نسبت داده است - معلوم مى شود مشاهده برهان نيز به توفيق الهى و امداد او بوده است.

11- بندگان خالص ( آنان كه كاملاً در اختيار خدايند ) هرگز آلوده به گناه نشده و مرتكب هيچ معصيتى نمى شوند .

لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 14

14 - فرشتگان ، مصون از خطا و معصوم از گناه و نافرمانى اند .

لايعصون اللّه ما أمرهم و يفعلون ما يؤمرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «لايعصون اللّه. ..» عصمت فرشتگان و «يفعلون ما يؤمرون» اشاره به مصونيت آنان از خطا در انجام وظايف داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 24

24 - عصمت از گناه شرط امامت است .

قال لاينال عهدى الظلمين

163- عفو از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 12

12 - خداوند ، با بازگرداندن رحمت خويش بر متخلفان از حكم الهى ( حرمت آميزش در شب هاى ماه رمضان ) گناه آنان را مورد عفو قرار داد .

فتاب عليكم و عفا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 6

6 - عفو خداوند ، نسبت به بسيارى از گناهان و خطا هاى انسان ها

و يعفواْ عن كثير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 5

5 - عفو و اغماض الهى از گناهان بسيار ، باعث مصونيت انسان از آثار ويرانگر گناهان در دريا

أو يوبقهنّ بما كسبوا و يعف عن كثير

164- عفو گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 30 - 7

7 - جرمى كه از سر ستمكارى و تجاوزگرى نباشد ، موجب استحقاق عذاب الهى نخواهد شد .

و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً

بنابر اينكه «عدواناً و ظلماً»، قيد احترازى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 8،9،10

8 - گذشت از گناه نقض حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو پذيرفتن حاكميّت كامل آن حضرت است .

يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه

مراجعه منافقان به طاغوت، نقض حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله)، و جمله «جاؤك . .. »، كنايه از پذيرفتن حاكميّت پيامبر است ; چون ظاهراً صرف آمدن نزد رسول خدا، موضوعيّت ندارد.

9 - گذشت از گناه نقض كنندگان حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو توبه آنان به درگاه خدا و قبول آنان از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا ... لوجدوا اللّه توّاباً

جمله «و استغفر لهم الرّسول» مى تواند كنايه از اين باشد كه قبول توبه آنان «لوجدوا اللّه توّاباً» در صورتى است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بازگشت آنان را بپذيرد.

10 - شرط گذشت از گناه نقض كنندگان حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى آنهاست .

و لو انّهم اذ ظلموا . .. و استغفر لهم الرّسول ... لوجدوا اللّه توّاباً

165- عفو گناه صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 5،16

5 - لزوم چشمپوشى از خلافكارى هاى كوچك كسانى كه مرتكب خلاف هاى بزرگ نمى شوند . *

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

اين آيه مى تواند درسى باشد براى زندگى اجتماعى مردم كه همان گونه كه خداوند در صورت اجتناب از گناهان بزرگ، گناهان كوچك را ناديده مى انگارد، شما مردم نيز چنين باشيد.

16 - مؤمنان پرهيزكننده از گناهان كبيره ، معاف از پاسخگويى درباره گناهان صغيره خويش

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

امام كاظم (ع): . .. من اجتنب الكبائر من المؤمنين لم يسئل عن الصغائر سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت فرمود.


توحيد صدوق، ص 407، ح 6، ب 63 ; نورالثقلين، ج 1، ص 473، ح 206 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 238، ح 112 ; تفسير برهان، ج 1، ص 365، ح 4، 13.

166- علم به گناه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 70 - 9

9- آگاهى از ميزان جرايم انسان ها و درجات عذاب آنان ، از شؤون ربوبيت الهى است .

فوربّك . .. ثمّ لنحن أعلم

167- عوامل آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 12

12 - استغفار به درگاه خدا ، موجب آمرزش گناهان است .

و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 19

19 - بخشش گناهان و دخول در بهشت ، پاداش بزرگ الهى ، براى هجرت ، آوارگى ، آزار ديدن در راه خدا و جهاد و شهادت

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 2

2- هر نوع گناه و بدكارى به وسيله توبه ، قابل آمرزش است .

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء . .. ثمّ تابوا من بعد ذلك ... لغفور رحيم

گفتنى است كه برداشت فوق با توجه به اطلاق «السوء» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 11

11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

168- عوامل اجتناب از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 13

13 - توجه به حتميت كيفر اخروى و بى ثمرى ندامت در قيامت ، عامل پرهيز از كفر و گناه است .

و لو ترى إذ المجرمون . .. لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس

169- عوامل ازدياد گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 6

6 - پناه بردن گروهى از مردان در مشكلات و اضطراب ها به برخى از مردان جن ، بر گناه و زشت كارى آن گروه مى افزود .

فزادوهم رهقًا

برداشت ياد شده و بعدى، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير فاعلى «فزادوهم» به رجال جن و ضمير «هم» به رجال انس بازگردد.

170- عوامل ازدياد گناه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 6 - 5

5 - پناه بردن برخى از انسان ها به جن ، موجب افزايش گناه و زشت كارى جن بود .

فزادوهم رهقًا

معناى گناه و فعل قبيح، از معانى مشهور واژه «رَهَق» است كه مفسران نيز بر آن تأكيد دارند.

171- عوامل پشيمانى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 17

17 - درماندگى ، اضطرار و احساس خطر مرگ ، عرصه به خاطر آمدن كرده هاى زشت ، اظهار ندامت و شرمسارى در پيشگاه خدا و پوزش طلبى انسان از آن خطا ها و ناسپاسيها

و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا اللّه . .. لنكوننّ من الشكرين

172- عوامل ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 21

21- باور به انحصار خالقيت به خداوند ، وادار كننده انسان به پرستش او و پرهيز از شرك و دورى از گناه و استغفار از گناهان گذشته است .

هو أنشأكم من الأرض . .. فاستغفروه

برداشت فوق، از حرف «فاء» كه جمله «استغفروه . ..» را بر «هو أنشأكم ...» تفريع كرده است به دست مى آيد.

173- عوامل تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 6

6 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، موجب زدايش گناهان و آمرزش آنهاست .

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه . .. يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

تكفير (مصدر يكفر) و غفران (مصدر يغفر)، هر دو به معناى پوشانيدن و مستور ساختن است و مراد از آن زدايش و آمرزش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 15،16،17،18

15- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » قال : صلاة المؤمن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه فرموده: «إن الحسنات يذهبن السيئات» روايت شده است كه فرمود: نماز مؤمن در شب هر گناهى را كه در روز انجام داده از بين مى برد».

16- « عن على ( ع ) انه قال : الصلوات الخمس كفّارة لما بينهنّ ما اجتنبت الكبائر و هى التى قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: نمازهاى پنجگانه كفاره گناهانى است كه در فاصله بين آنها انجام گرفته مادامى كه از گناهان كبيره اجتناب شود و اين است معناى سخن خداوند عز و جل: إن الحسنات يذهبن السيئات».

17- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . ان الله تعالى يكفّر بكل حسنة سيئة قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: . .. خداوند متعال به وسيله هر عمل نيكى گناهى را از بين مى برد ، خداوند عزوجل فرمود:

إن الحسنات يذهبن السيئات».

18- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . يهمّ العبد . . . بالسيئة أن يعملها . . . و إن هو عملها اُجّل سبع ساعات و قال صاحب الحسنات لصاحب السيئات . . . لاتعجل عسى أن يتبع ها بحسنة تمحوها فإن الله عزوجل يقول : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. [هنگامى كه ]بنده خدا تصميم به انجام كارى ناشايست مى گيرد ... اگر آن گناه را انجام داد، هفت ساعت به او مهلت داده مى شود و فرشته مأمور ثبت كارهاى نيك به فرشته مأمور ثبت گناهان مى گويد: شتاب نكن شايد او در پى اين گناه كار نيكى انجام دهد كه آن گناه را از بين ببرد. خداوند عزوجل مى فرمايد: إن الحسنات يذهبن السيئات».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 13

13- كار هاى شايسته از ميان برنده گناهان و جبران كننده بديهاست .

والذين . .. يدرءون بالحسنة السيئة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 4

4 - ايمان همراه با عمل صالح ، موجب مغفرت و زداينده آثار گناه شرك و كفر

فالذين ءامنوا . .. لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 11

11 - احسان و علمكرد نيك آدمى ، كفّاره خطا هاى كوچك او *

و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون ... إلاّ اللّمم

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه بخشودگى لغزش ها و خطاهاى كوچك محسنان، در اثر عملكرد نيك آنان صورت گرفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 5

5 - خداترسى و تقواپيشگى ، عامل زدايش بدى ها از انسان ها و گذشت از آنها ، از سوى خداوند

و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 3

3 - توبه خالصانه ، عامل زدايش بدى ها و كفّاره گناهان

توبوا إلى اللّه . .. عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتكم

174- عوامل تكفير گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 2

2 - احسان ، موجب محو و زدايش بزرگ ترين گناهان از پرونده اعمال است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

175- عوامل عفو گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 5

5 - خداترسى و تقواپيشگى ، عامل زدايش بدى ها از انسان ها و گذشت از آنها ، از سوى خداوند

و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته

176- عوامل گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 20

20 - هواپرستى و خودبزرگ بينى از رذايلى كه آدمى را به ارتكاب گناهان بزرگ ترغيب مى كند .

بما لاتهوى أنفسكم استكبرتم ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 1

1 - شيطان ، با وسوسه هاى خويش انسان ها را به كار هاى بد و شنيع ( گناهان كوچك و بزرگ ) ترغيب مى كند .

إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

«امر» به معناى فرمان دادن است و در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - مراد از آن وسوسه كردن و مانند آن مى باشد. «فحشا» به بدى و زشتى بيش از حد گفته مى شود كه مى توان از آن به گناه بزرگ تعبير كرد و به قرينه مقابله، مراد از «سوء» گناه كوچك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 9،10

9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .

اخذته العزة بالاثم

بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.

10 - نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم

و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 19

19 - گناه و اصرار بر آن ، موجب ارتكاب گناهان بزرگتر

كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون الانبياء بغير حقّ ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات و قتل انبيا باشد و اين دو گناه بزرگ، معلول اصرار بر گناهان خفيفترى است كه «عصوا» و «يعتدون» اشاره به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 8

8 - بقاى بر كفر ، موجب ازدياد گناه و كيفر آن

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

ظاهراً مراد از گناه در آيه، همان كفر است ; بنابراين عمر كافر هر چه طولانى شود، گناه او افزون مى شود. هر چند غير از كفر، گناه ديگرى مرتكب نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 2 - 8

8 - تبديل اموال مرغوب يتيمان به نامرغوب ، ضميمه ساختن دارايى آنان به ثروت خويش ، گناهى بزرگ

و لا تتبدّلوا الخبيث بالطيّب و لا تاكلوا . .. انّه كان حوباً كبيراً

متعدى شدن فعل «لا تاكلوا» به «الى»، گوياى اين است كه در آن فعل، معناى ضميمه ساختن تضمين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 10

10 - شياطين عامل بدعت و گناه و مبارزه با اديان الهى و احكام آن هستند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 3

3- حسد ، آدمى را به گناهانى همانند قتل و آواره ساختن برادر وادار مى سازد .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 11 - 10

10- حسد ، آدمى را به گناهانى همانند دروغ گفتن و نيرنگ زدن حتى به محبوب ترين نزديكانش ، وادار مى سازد .

قالوا يأبانا ما لك لاتأمنّا على يوسف و إنا له لنصحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 3

3- نفس آدميان بجز در پرتو امداد هاى الهى ، همواره آنان را به ارتكاب گناهان و بدى ها فرا مى خواند .

إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

كلمه «امّارة» صيغه مبالغه و به معناى بسيار امر كننده و ترغيب كننده است. «ما» در «إلاّ ما رحم» ممكن است موصول اسمى و به معناى «التى» باشد. بر اين مبنا «إن النفس ...» ; يعنى، نفس آدميان ايشان را به بديها فرمان مى دهد مگر آن نفسى كه خداوند صاحبش را رحم كند. و محتمل است «ما» ظرفيه باشد. در اين صورت مستثنى منه «فى كل زمان» است و معناى جمله چنين مى شود: «نفس آدميان همواره آنان را به بدى فرامى خواند، مگر زمانى كه خداوند بر صاحب آن نفس رحم كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 9

9- بى اعتقادى به معاد ، از عوامل مهم و ريشه هاى عمده انجام دادن گناه است .

و عرضوا على ربّك . .. و وضع الكتب ... فترى المجرمين

«وضع الكتاب» عطف است بر «عرضوا» در آيه قبل و ارتباط دو آيه گوياى اين است كه مصداق مورد نظر از مجرمان در اين آيه، همان منكران معاد هستند كه در آيه قبل مطرح بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 3

3 - اعراض كنندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در دنيا گرفتار انحراف و گناه مى شوند .

ءاتينك من لدنّا ذكرًا . من أعرض عنه فإنّه يحمل ... وزرًا

جمله «فإنّه يحمل. ..» ممكن است حاكى از گرفتارى اعراض كنندگان از قرآن به گناهانى ديگر باشد; يعنى، آنان بر اثر اين روى گردانى، در دنيا به دام گناه گرفتار مى شوند و در قيامت زيربار آن بوده و آن را حمل خواهند كرد.

177- عوامل محو گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 70 - 6

6 - توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب محو شدن گناهان و آثار آنها ( عقاب ) و جايگزين شدن نيكى ها و آثار آنها ( ثواب ) به جاى آن گناهان

إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا فأُولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنت

178- عوامل مصونيت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 10

10- ضرورت هوشيارى در برابر تمايلات نفسانى و لزوم فراهم آوردن زمينه هاى جلب رحمت الهى براى مصون ماندن از خطرات آن

إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 50 - 3

3 - لزوم استمداد از خداوند و پناه جستن به او ، براى مصون ماندن از كفر و گناه

ففرّوا إلى اللّه

179- فراموشى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 5

5- از ياد بردن اَعمال و دستاورد هاى ناروا و به فراموشى سپردن گناهان گذشته خود ، بزرگ ترين ستم انسان بر خويش است .

و يجدل . .. و من أظلم ... و نسى ما قدّمت يداه

«نسى ما قدّمت يداه» يعنى: «فراموش كرد كردار پيشين خود را. ». مقصود از «ما» - به قرينه آيه قبل - جدال به باطل در برابر حق و استهزاى آيات الهى است.

180- فرجام گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 15

15- « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزّوجلّ : « إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها » : إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها ربّ يغفر لها ;

امام رضا(ع) در باره سخن خداوند عزّوجلّ «إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها» فرمود: اگر نيكويى كنيد، براى خودتان نيكويى كرده ايد و اگر بدى كنيد، پس براى آن پروردگارى هست كه آن را مى بخشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 1

1 - كسانى كه خود را از فرجام كفر و كيفر گناه در امان مى پندارند ، دستاويزى براى توجيه كفر و گناه خود ندارند .

ما غرّك . .. كلاّ

حرف «كلاّ» مخاطب را از چيزى منع مى كند كه در جملات پيشين مطرح بوده است. از آن جايى كه آيات قبل، توجيهات و بهانه هاى نادرست كافران و گنه كاران را پوچ قلمداد كرده است، حرف «كلاّ» در اين آيه آنان را از دلگرمى به آن دستاويزها بازمى دارد.

181- فساد گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 3

3 - عمل لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، از موارد افساد است .

أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. انصرنى على ال

182- فسق گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 34 - 7

7 - لواط و راهزنى و ارتكاب گناه علنى ، از مظاهر فسق است .

أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل و تأتون فى ناديكم المنكر . .. بما كانوا يفس

183- فوايد ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 14

14 - پاكى و دورى از گناه و آلودگى ها ، به سود بشر

و من تزّكى فإنّما يتزّكى لنفسه

184- قضاوت گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 188 - 5

5 - حكم و قضاوتى كه بر اثر گرفتن رشوه صادر شده باشد ، گناه و فاقد اعتبار است .

و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم

185- كافران مكه و گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 6

6 - كافران مكه ، به رغم اعلام صريح ، هرگز اندكى از گناه ارتداد مسلمانان را ، برعهده نمى گرفتند .

و قال الذين كفروا . .. و لنحمل خطي-كم و ما هم بحملين من خطي-هم من شىء

در «و ما هم بحاملين. ..» دو احتمال وجود دارد: يكى، به قرينه اعلام دروغ بودن ادعاى برعهده گيرى گناه ارتداد، اين است

كه آنان، حاضر به قبول گناه نيستند. ديگر اين كه چنين امرى، شدنى نيست. برداشت بالا، بنابراحتمال نخست است.

186- كفاره گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 7

7 - صدقه پنهانى به فقرا ، كفاره برخى گناهان

و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء . .. و يكفّر عنكم من سيّئاتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 15

15 - بلا ها و مشكلات دنيوى ( مالى و جانى ) ، كفاره گناهان آدمى و از جمله عوامل نابود كننده اعمال زشت اوست .

ليس بامانيكم و لا امانى أهل الكتب من يعمل سوءاً يجز به

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره « من يعمل سوءاً يجز به» در آيه فوق فرمود: اما تبتلون فى اموالكم و انفسكم و ذراريكم؟ قالوا: بلى قال: هذا مما . .. يمحو به السيئات.


تفسير عياشى، ج 1، ص 277، ح 278; نورالثقلين، ج 1، ص 553، ح 576.

187- كيفر اخروى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 8

8 - كيفر اخروى گناه در صورتى است كه گنهكار تا حضور در صحنه قيامت مورد عفو الهى قرار نگيرد.

و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل معلوم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 3

3 - قيامت ، صحنه ظهور عواقب گناه و بدكارى

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

چنانچه قبل از «سيّئات» مضاف حذف شده و تقدير آن «جزاء يا عقوبة سيّئات. ..» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

188- كيفر تداوم گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 4

4 - تداوم بر گناه، مجازات حتمى خداوند را در پى دارد.

إن الذين يكسبون الإثم سيجزون بما كانوا يقترفون

«تداوم» از فعل «يكسبون» و «كانوا يقترفون»، كه ماضى استمرارى است، استفاده شده است. ضمناً «إن» و سين در «سيجزون» بر تأكيد دلالت دارند.

189- كيفر دنيوى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 11

11 - احتمال تحقق عقوبت و عذاب گناه در دنيا

فأخذتكم الصعقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 16

16 - انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم . ... فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 10

10- ارتكاب برخى از گناهان ، عذاب دنيوى در پى دارد .

أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض أو يأتيهم العذاب

190- كيفر رضايت به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 17

17 - « عن ابن نُباتة قال : سمعت أميرالمؤمنين ( ع ) على منبر الكوفة يقول : . . .أيّها الناس إنّما عَقَر ناقةَ صالح واحد فأصابهم اللّه بعذابه بالرضا و آية ذلك قوله عزّوجلّ « . . .فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّيها . . . » ;

اَصْبَغ بن نُباتَة گويد: شنيدم از اميرالمؤمنين(ع) كه بر منبر كوفه مى فرمود: «. ..اى مردم! همانا ناقه صالح را يك نفر [از قوم ثمود ]پى كرد; ولى خداوند همه آن قوم را به عذاب خود دچار كرد; چون به كار آن شخص راضى بودند و دليل اين مطلب سخن خداوند - عزّوجلّ - است «...فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّاها...»».

191- كيفر طراحان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 19

19 - طراحان و عاملان اصلى گناه و توطئه ، سزاوار كيفر و عقوبتى سخت تر و شديدتر از ديگر گناه كاران و توطئه گران

لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم والذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم

192- كيفر غفلت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 9

9- جدال در برابر آياتِ حق و اِعراض از آنها و غفلت از گناهان ، داراى كيفر قطعى است .

ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. بل لهم موعد

193- كيفر فراموشى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 12

12- محروم شدن از درك پيام هاى قرآن ، كيفر بى اعتنايى به آيات خدا و فرو رفتن در غفلت از گناهان است .

ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

194- كيفر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 10،12

10 - نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم

و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم

12 - جهنّم ، كيفر حاكمان مفسد ، سرسخت و حق ناپذير

و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 25

25 - عزّت و قدرت شكست ناپذير الهى ، پشتوانه مجازات متخلّفانِ از احكام و قوانين الهى

و المطلّقات يتربّصن . .. و لا يحل لهن ... و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 10

10 - بخشش گناهان انسان و يا عقاب وى ، به مشيّت الهى است .

فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 7،11

7 - گرفتارى به عذاب الهى ، نتيجه گناهان

فاخذهم اللّه بذنوبهم

بنابراينكه «باء» در «بذنوبهم» سببيه باشد.

11 - گناهان ، خود ، مايه و وسيله عذاب و كافران است .

فاخذهم اللّه بذنوبهم

بنابراينكه «باء» در «بذنوبهم» براى استعانت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 6

6 - بخشايش و آمرزش توبه كنندگان و عذاب گناهكاران ، برخاسته از مشيّت خداوند

او يتوب عليهم او يعذّبهم . .. يغفر لمن يشآء و يعذّب من يشآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 13

13 - برخى از گناهان آدمى ، در پى دارنده عذاب هاى دنيوى

كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 16

16 - نسبت ناروا به خداوند و كشتن پيامبران ، گناهى بزرگ و موجب عذاب سوزان دوزخ

سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ و نقول ذوقوا عذاب الحريق

«حريق»، به معناى محرِق (سوزاننده) است. گفتنى است عذاب سوزان براى كشتن پيامبران و نسبت ناروا به خدا دادن، حاكى از بزرگى چنين گناهانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 182 - 14

14 - مجازات افزون بر گناه ، ظلمى بزرگ است .

و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 16

16 - عذاب گناهكاران ، متناسب با گناه آنان

لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً

توصيف عذاب به خواركننده و قرار دادن آن براى متكبران و فخرفروشان، حاكى از تناسب عذاب الهى با گناهِ گناهكاران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 15

15 - گناه و تخلف گروهى از يك جامعه ، مى تواند مايه گرفتارى همه افراد آن جامعه به عقوبت هاى دنيوى باشد .

فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 13،18

13 - قساوت قلب و نفهميدن حق ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .

لعنهم و جعلنا قلوبهم قسية

بنى اسرائيل گر چه به سبب ناتوانى از درك حقايق مرتكب تحريف شدند، ولى چون اين ناتوانى ناشى از گناه خود آنان بوده است، مورد مذمت خداوند قرار گرفتند. بنابراين عجز از فهميدن حق، اگر پيامد گناه باشد، نمى تواند عذر شمرده شود.

18 - فراموشى ، آنگاه كه پيامد گناه و كيفر آن باشد ، عذر نيست .

و نسوا حظاً مما ذكروا به

از اينكه خداوند بنى اسرائيل را به خاطر فراموشى دستورات الهى مذمت كرده، معلوم مى شود فراموشى آنان عذر نبوده است. چرا كه اين فراموشى، كيفر پيمان شكنى آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 7

7 - عذاب الهى ، پيامد آلودگى به گناه

فلم يعذبكم بذنوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 12

12 - تفاوت كيفر هاى الهى ، نشاندهنده ميزان پليدى گناهان

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 15

15 - اندازه كيفر ها و مجازات هاى تعيين شده از سوى خداوند ، بسته به ميزان گناه نه كم و نه بيش

فجزاء مثل ما قتل . .. ليذوق و بال امره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 115 - 7

7 - كيفيت و نوع عذاب الهى ، متناسب با چگونگى و نوع گناه

فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذاباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 1،2

1 - برخى از اقوام پيشين بر اثر كفرپيشگى و ارتكاب گناه به عذاب الهى گرفتار شدند و توان درك معارف دينى از آنان سلب شد .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

2 - ابتلاى كفرپيشگان تاريخ به كيفر هاى الهى ، بيانگر توانايى خداوند به گرفتارسازى گنهكاران موجود به عقوبت گناهانشان است .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

فاعل «يهد» ضميرى است كه به داستان و سرنوشت اقوام پيشين برمى گردد و «أن لو نشاء . .. » مفعول آن مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين يرثون» نيز مفعول به واسطه «يهد» است. و چون «يهد» به حرف لام متعدى شده، معناى تبيين در آن تضمين شده است. بنابراين جمله «او لم يهد ... » يعنى آيا سرگذشت پيشينيان براى وارثانشان اين حقيقت را روشن نكرده است كه اگر مشيت ما اقتضا كند آنان را به سبب گناهانشان عقوبت مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 8

8 - خداوند انسان ها را تنها بر گناهان مستمرشان مجازات مى كند .

هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

استمرار از تقارن «كانوا» و فعل مضارع «يعملون» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 7

7 - گناه ، داراى آثار سوء اجتماعى و روحى ، علاوه بر كيفر الهى

يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

از آنجا كه تكفير و غفران سيئات به يك معناست، مى توان تكرار آن را اشاره به آثار دنيوى گناهان (آثار سوء اجتماعى، روحى و . .. ) و آثار اخروى آنها دانست. كه در صورت تقواپيشگى خداوند گناهان را مى آمرزد و هر دو نوع اثر را مى زدايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 5

5 - خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 5

5 - خداوند ، فرعونيان و كافران پيش از آنان را به سبب تكذيب آيات الهى و ارتكاب گناهان به هلاكت رساند .

فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 30 - 3

3- همگان ، حتى پيامبران الهى ، در صورت طرد مؤمنان و ارتكاب گناه ، مستحق كيفر و مجازات الهى اند .

من ينصرنى من الله إن طردتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 5

5- هر كس مسؤول عملكرد خويش است و تنها خودش به خاطر گناهش مؤاخذه مى شود .

إن افتريته فعلىّ إجرامى

«إجرام» به معناى ارتكاب و كسب گناه است. تقديم «علىّ» بر «إجرامى» حكايت از حصر دارد; يعنى ، گناه افترا (اگر افترايى باشد) تنها متوجه من است نه ديگرى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 45 - 11

11- برخى از گناهان ، كيفر فرو رفتن در زمين را در پى دارد .

أفأمن الذين مكروا السيّئات أن يخسف الله بهم الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 4

4 - دوزخيان ، خواستار مجازات خويش در صورت بازگشت دوباره به گناه و عصيان ، بعد از فرصت داده شده

ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 12

12 - هر گناهى از هر كسى ، مجازات الهى را در پى دارد .

و كفى به بذنوب عباده خبيرًا

يادآورى آگاهى همه جانبه خداوند، حاكى است كه گناه از هر كس كه باشد، در پى دارنده مجازات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 8،10،12،13

8 - ابتلائات و مصائب فراوان ، تنها كيفرِ بخشى از گناهان انسان ها است .

ظهر الفساد . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

10 - خداوند ، به منظور تنبّه انسان ها ، تنها بخشى از گناهان را كيفر مى هد .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

12 - در تنبيهى كه براى تنبّه است ، شايسته است كه تنها ، به مجازات بخشى از خطا ها اكتفا شود .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

13 - فلسفه از دست رفتن امكانات دنيوى ، در پى گناه ، تنبيه گناهكاران جهت بازگشت از خطا به صراط مستقيم است .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

«لام» در «ليذيقهم» لام عاقبت است و «لعلّ» معناى تعليل دارد و مراد از «فساد» براساس ريشه لغوى آن، يعنى خروج شىء از اعتدال (تباه شدن)، قابل بهره بردارى نبودن امكانات و يا از دست دادن آنها است. بنابراين، خداوند، در پى آلوده شدن انسان ها، به گناه، آنان را مبتلا مى كند تا به اين صورت، بيدارشان سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 5

5 - آزار و اذيت مردان و زنان مؤمن ، در قبال گناه شان ، منعى ندارد .

و الذين يؤذون المؤمنين . .. بغير ما اكتسبوا

قيد «بغير ما اكتسبوا» احترازى است و مفهوم اش اين است كه در صورت ارتكاب جرم و گناه، آزار و اذيت - با رعايت شرايط - جايز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 4

4 - سنت خداوند ، بر كيفر گناهان ، فراگير و شامل همه جوامع ، در پهنه زمين

و ما أصبكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض

با توجه به آيه قبل، مى توان گفت كه قيد «فى الأرض» اشاره به اين نكته دارد كه گرفتار شدن انسان ها به نتايج عملكرد خويش، سنت الهى در سراسر زمين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 6

6 - سرگذشت قوم لوط ، عبرتى براى بيمناكان از عذاب دردناك كفر و گناه

و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

195- كيفر گناه جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 9

9 - خداوند، ستم و گناهى را كه از سر غفلت و ناآگاهى باشد، كيفر نمى دهد.

أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون

196- كيفر گناه كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 4

4 - گناهى كه وعده عذاب دوزخ در پى داشته باشد ، كبيره است . *

سوف نصليه ناراً . .. ان تجتنبوا كبائر

مؤيّد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه درباره آيه فوق فرمود: الكبائر، التى اوجب اللّه عزّ و جل عليها النار.


كافى، ج 2، ص 276، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 473، ح 207.

197- گسترش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 9

9 - وظيفه نهى از منكر حتى در صورت گستردگى گناه در جامعه ، وظيفه اى ضرورى و ثابت

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم . .. لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار

سرزنش خداوند از عالمان يهود و نصارا به خاطر ترك نهى از منكر با وجود آلودگى افراد زيادى از اهل كتاب به گناه، دلالت مى كند كه آن تكليف در چنين صورتى نيز برداشته نمى شود.

198- گناه آبروريزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 7

7 - شكستن حرمت و آبروى اهل ايمان ، امرى خطير و گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هيّنًا و هو عن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 19 - 2

2 - بازى با حيثيت مؤمنان و بدنام ساختن آنان ، معصيتى بزرگ و داراى فرجامى سخت و دردناك در دنيا و آخرت

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر

199- گناه آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 8

8- آگاهى خداوند ، از گناهان باطنى و ظاهرى بندگان ، براى مجازات آنان كافى است و نيازى به شاهد و گواه ندارد .

و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

برداشت فوق با توجه به فرق واژه «خبير» و «بصير» به دست مى آيد; چون «خبير» در مورد آگاهى از افكار و درون

اشياست (مفردات راغب) و «بصير» اطلاع بر اعمال و رفتار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 8

8 - بهتان به مؤمنان ، گناه روشن و آشكارى است .

و الذين يؤذون المؤمنين و . .. فقد احتملوا بهتنًا و إثمًا مبينًا

200- گناه آگاهانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 20

20 - ارتكاب گناه پس از آگاهى به آن ظلم است .

و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 16

16 - گناه و انحراف آگاهانه ، داراى زشتى و پليدى فزونتر

ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت

قيد «من بعد . ..»، بيانگر اين است كه مذمت و تقبيح عملكرد اهل كتاب، بدان جهت است كه ارتداد و كفرشان پس از آگاهى و اتمام حجت بوده است.

201- گناه ابو جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 2

2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .

ناصية كذبة خاطئة

دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.

202- گناه اختلاف افكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 2

2 - مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنى حرام و گناهى بزرگ است .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى و نصله جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 6

6 - دشمنى و مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و شكستن وحدت جامعه ايمانى ، شرك است .

و من يشاقق الرسول . .. إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

اگر جمله «ان اللّه لايغفر . ..» بيانگر علت «نصله جهنم» باشد، اشاره به اين معنا خواهد داشت كه مخالفت و دشمنى با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و برهم زدن وحدت جامعه ايمانى، نوعى شرك به خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 28

28 - جدايى انداختن بين زن و شوهر به وسيله سحر ، گناهى در حد كفر است .

إنما نحن فتنة فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

203- گناه اختلاف فكنى در خانواده ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 28

28 - جدايى انداختن بين زن و شوهر به وسيله سحر ، گناهى در حد كفر است .

إنما نحن فتنة فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

204- گناه ادعاى الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 3

3- ادعاى الوهيت ، گناهى نابخشودنى است ، هر چند از جانب مقربان الهى باشد .

و من يقل منهم إنّى إله من دونه فذلك نجزيه جهنّم

205- گناه اذيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 3

3 - آزار و اذيت مردان و زنان مؤمن بى گناه ، گناه بوده و بايد از آن اجتناب كرد .

و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت . .. فقد احتملوا ...إثمًا مبينًا

206- گناه اذيت والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 2

2- آزردن خاطر پدر و مادر ، حتى با گفتن « اُف » ، جرمى گران است .

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا . .. و الذى قال لولديه أُفّ لكما ... إنّهم كانوا

207- گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 3

3 - گناه ارتداد ، گناهى قابل عفو و آمرزش الهى

ثم اتخذتم العجل . .. ثم عفونا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 7

7 - ارتداد و شركورزى و پرستش غير خدا ، گناهى همسنگ با همه گناهان

و الذين عملوا السيئات

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «السيئات»، به دليل آيات گذشته، شرك و ارتداد باشد. بر اين اساس خداوند از آن گناه به «السيئات» (همه گناهان) تعبير كرد تا بر اين معنا اشاره كند كه شرك و ارتداد گناهى است همسنگ همه گناهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 8

8 - ارتداد از دين ، گناهى نابخشودنى و درپى دارنده عذاب جاودان اخروى است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. خسر الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 2،6

2 - بازگشت به كفر ، پس از اسلام آوردن ، در ديد مسلمانان ، داراى گناهى سنگين بود .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطي-كم

اين كه كافران، در دعوت از مسلمانان، خطا و گناه بازگشت به كفر را، برعهده مى گيرند و آن را به آنان اعلام مى كنند، نشان مى دهد كه مسلمانان، بازگشت به كفر را گناه و خطايى سنگين مى دانسته اند.

6 - كافران مكه ، به رغم اعلام صريح ، هرگز اندكى از گناه ارتداد مسلمانان را ، برعهده نمى گرفتند .

و قال الذين كفروا . .. و لنحمل خطي-كم و ما هم بحملين من خطي-هم من شىء

در «و ما هم بحاملين. ..» دو احتمال وجود دارد: يكى، به قرينه اعلام دروغ بودن ادعاى برعهده گيرى گناه ارتداد، اين است كه آنان، حاضر به قبول گناه نيستند. ديگر اين كه چنين امرى، شدنى نيست. برداشت بالا، بنابراحتمال نخست است.

208- گناه ارتكاب محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 8

8 - كسانى كه در حال ستمگرى و تجاوز از محرمات استفاده كنند - هر چند استفاده آنان به خاطر اضطرار باشد - گنهكارند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 51

51 - برداشتن گناه ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، پرتويى از مغفرت خداوند

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

209- گناه استمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 7 - 4

4 - « سئل الصادق ( ع ) عن الخضخفتة ، فقال : إثم عظيم . . . فقال : قول اللّه ، « فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون » و هو ممّا وراء ذلك . . . ;

از امام صادق(ع) از حكم استمنا سؤال شد؟ فرمود: گناه بزرگى است. .. پس فرمود: اين سخن خدا است: «فمن ابتغى وراء ذلك فأولئك هم العادون» و استمنا از مصاديق» ما وراء ذلك» است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 5

5 - « سُئِلَ الصادق ( ع ) عن الخَضْخَضَة فقال : إثمٌ عظيمٌ قد نهى اللّه عنه فى كتابه . . . فقال السائل : بيّن لى يابن رسول اللّه ( ع ) من كتاب اللّه نهيه فقال : قول اللّه « فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون » و هو ممّا وراء ذلك . . . ;

از امام صادق(ع) درباره خضخضه (عمل استمنا) سؤال شد، فرمود: گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است . .. سؤال كننده پرسيد: اى فرزند رسول خدا! نهى آن را از قرآن براى من بيان كن، فرمود: سخن خداوند «فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون» و آن [عمل استمناء] از مصاديق «وراء ذلك» است...».

210- گناه استهزا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

211- گناه استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

212- گناه استهزاى اذان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 6

6 - تمسخر اذان ، نماز و ديگر شعاير دينى ، از گناهان بزرگ

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

چون تمسخر كنندگان نماز و اذان و يا ديگر شعاير دينى، بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر نماز و اذان و ديگر شعاير، از گناهان بزرگ است.

213- گناه استهزاى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

214- گناه استهزاى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 11

11 - استهزاى دين و احكام الهى و بازيچه دانستن آن ، از گناهان بزرگ

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. أولياء

چون تمسخر كنندگان دين بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر احكام الهى از گناهان بزرگ است.

215- گناه استهزاى شعائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 6

6 - تمسخر اذان ، نماز و ديگر شعاير دينى ، از گناهان بزرگ

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

چون تمسخر كنندگان نماز و اذان و يا ديگر شعاير دينى، بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر نماز و اذان و ديگر شعاير، از گناهان بزرگ است.

216- گناه استهزاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

217- گناه استهزاى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 20

20 - استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، گناه و نيازمند توبه است .

لايسخر قوم . .. و لا تلمزوا ... و لا تنابزوا ... و من لم يتب

بنابراين كه «و من لم يتب» نظر داشته باشد به تمام محتواى آيه و نه صرف كسانى كه لقب بد بر مؤمنان مى نهند، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 2

2 - پوزخند به مؤمنان ، گناه و از نشانه هاى كفر است .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون

مراد از «الذين أجرموا» - به قرينه «من الكفّار» در آيات بعد - كافران اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 8

8 - تمسخر مؤمنان ، با ريشخند ، چشمك ، لطيفه سازى و گمراه دانستن آنان ، گناه و از نشانه هاى كفر است .

إنّ الذين أجرموا . .. يضحكون ... يتغامزون ... فكهين ... من الكفّار

218- گناه استهزاى نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 6

6 - تمسخر اذان ، نماز و ديگر شعاير دينى ، از گناهان بزرگ

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

چون تمسخر كنندگان نماز و اذان و يا ديگر شعاير دينى، بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر نماز و اذان و ديگر شعاير، از گناهان بزرگ است.

219- گناه اسراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 19

19 - طغيان در مورد نعمت هاى خداوند و خروج از مرز تعادل ، گناهى است بس بزرگ .

و لاتطغوا . .. و من يحلل عليه غضبى فقد هوى

غضب خداوند بر طغيان گران در مورد نعمت ها، نشانه بزرگى گناه آنان است.

220- گناه اشاعه فحشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 19 - 1

1 - اشاعه فحشا در ميان مردم ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذابى دردناك در دنيا و آخرت

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر

«فاحشة» به هر عمل و سخن بسيار زشت گفته مى شود و اين واژه كنايه از گناه زنا و فساد جنسى است. عبارت «أن تشيع الفاحشة» نيز به دو گونه قابل معنا و تفسير كردن است: 1- اشاعه فحشا و رواج گناهان جنسى. 2- رواج و پخش اخبار مربوط به فحشا و روابط جنسى ديگران، كه در اين صورت كلمه اى در تقدير است; يعنى، «أن تشيع خبر الفاحشة».

221- گناه اضلال مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 5،6،7

5- كسانى كه با ساختگى دانستن قرآن ، ديگران را به گمراهى كشيدند ، بخشى از گناهان آنان را به عهده خواهند داشت .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «من» براى تبعيض باشد.

6- افترا زنندگان به قرآن ، علاوه بر گناه خويش ، عهده دار گناه گمراه شدگان به دست خود نيز خواهند بود .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه

برداشت فوق بر اين احتمال است كه «من» يا زايد و يا براى جنس باشد چنان كه مفسّران احتمال داده اند.

7- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، علاوه بر گناه افترا زدن به قرآن ، برخى از گناه ديگران ( گناه گمراهى آنان ) را نيز بر دوش مى كشند .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه

اين برداشت، مبتنى بر تبعيض بودن «من» در «من أوزارهم» است.

222- گناه اضلالگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 18

18- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : أيّما داع دعى إلى ضلالة فاتبع كان عليه مثل أوزار من اتبعه من غير أن ينقص من أوزارهم شىء . . . ;

از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هر دعوت كننده اى كه مردم را به گمراهى بخواند و از او پيروى شود، همانند بار سنگين گناهان كسانى كه او را پيروى كرده اند بر دوش دعوت كننده است; بى آنكه چيزى از گناهان پيروان او كاسته شود. ..».

223- گناه اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 4

4- بت پرستى و اطاعت از شيطان ، گناهى بزرگ است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن ... إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

نسبت دادن «عذاب» به خداى رحمان - كه داراى رحمت وسيع است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گناه بت پرستى به قدرى شديد است كه مظهر رحمت و مهربانى را نيز به خشم مى آورد.

224- گناه اطاعت از طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 12

12 - پيروى از طاغوت ، گناه و فسق است .

فأطاعوه . .. إنّهم كانوا قومًا فسقين

225- گناه اعراض از حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 12

12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر

فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون

226- گناه اعراض از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 5

5 - روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم

با توجه به توضيح برداشت قبل و به كار رفتن «لن»، استفاده مى شود كه اعراض از ياد خدا، هرگز در قيامت مورد عفو او قرار نخواهد گرفت.

227- گناه اعراض از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.

و كذلك نجزى المجرمين

«جرم» به معناى تعدى و گناه است.

228- گناه اعراض از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 2

2 - اعراض از قرآن ، گناهى است و در قيامت دامنگير انسان خواهد شد .

من أعرض عنه فإنّه يحمل يوم القيمة وزرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 6

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

229- گناه اغواگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 1،4

1 - كافرانى كه در اغواى مسلمانان فعال بودند ، علاوه بر گناه خود ، گناهان فريب خوردگان شان را نيز در قيامت ، بر دوش خواهند كشيد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

4 - آنانى كه براى گمراهى ديگران تلاش مى كنند ، در گناه گمراه شدگان سهيم اند .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

230- گناه افترا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 15،16

15 - همسنگى گناه و زشتى فقير پنداشتن خدا و نسبت هاى ناروا به او ، با گناه كشتار انبيا

سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ

16 - نسبت ناروا به خداوند و كشتن پيامبران ، گناهى بزرگ و موجب عذاب سوزان دوزخ

سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ و نقول ذوقوا عذاب الحريق

«حريق»، به معناى محرِق (سوزاننده) است. گفتنى است عذاب سوزان براى كشتن پيامبران و نسبت ناروا به خدا دادن، حاكى از بزرگى چنين گناهانى است.

231- گناه افترا به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 50 - 8

8 - افترا بر خدا ، گناهى آشكار و بزرگ

و كفى به اثماً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 1

1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.

و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 8،9

8 - افترا بر خداوند از گناهان بزرگ و موجب كيفر اوست.

سيجزيهم بما كانوا يفترون

9 - جعل قانون و منتسب كردن آن به خداوند از گناهان بزرگ است.

و قالوا . .. سيجزيهم بما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 3

3- نسبت دادن مطالب خود ساخته به خداوند جرم و گناه است .

قل إن افتريته فعلىّ إجرامى

«إفتراء» به معناى دروغ بافتن است و در آن نسبت دادن به ديگرى قيد نشده است; ولى قرينه هاى موجود در آيه شريفه از لحاظ اين قيد در «إفتراه» و «إفتريته» حكايت دارد. بنابراين «إن افتريته ...»; يعنى، اگر آن را من بافته باشم و به خدا نسبت دهم ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 5 - 11

11- افترا بستن بر خدا ، گناهى بزرگ است .

قالوا اتخذ اللّه ولدًا . .. كبرت كلمة ... إن يقولون إلاّ كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 5

5 - افتراى بر خداوند و گفتن چيز هاى دروغ و خود بافته در باره او ، گناهى عظيم و موجب استحقاق عذاب استيصال و نابودى است .

لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب

«إسحات» (مصدر «يسحتكم») به معناى ريشه كن كردن و نابود ساختن است. «فيسحتكم بعذاب» با توجه به نكره بودن

«عذاب» - كه بر عظمت و شدت آن دلالت دارد - به اين معنا است: شما را با عذابى سخت، ريشه كن و هلاك خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 1

1 - افترا و نسبت دروغ به خدا بستن ، بالاترين ظلم و بدترين گناه است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب

تقبيح افترا بر خداوند با تعبير «أظلم» (صيغه اسم تفضيل)، نشان از بزرگى گناه آن دارد.

232- گناه افترا به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 3،14

3- ساختگى دانستن قرآن ، گناهى بس بزرگ و سنگين

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة

14- بار گناه اسطوره خواندن قرآن ، بارى بس ناشايست و زشت

قالوا أسطر الأولين . .. ألا ساء ما يزرون

233- گناه افترا به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 5

5 - هتك حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و افترا به حريم آن حضرت ، گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند و در پى دارنده فرجامى ناگوار

إذ تلقّونه بألسنتكم . .. و تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم

234- گناه افساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 6

6 - فسادگرى در زمين ، گناهى برابر با گناه محاربه با خدا و رسول *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

جزاى مساوى براى محاربان و مفسدان، حكايت از برابرى گناه آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفسدان، عنوانى مستقل از محاربان نسبت به كيفرهاى چهارگانه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 13

13- فسادانگيزى ، گناهى بزرگ و در پى دارنده مجازات دنيوى و اخروى خداوند است .

و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

235- گناه افشاى راز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 3

3 - افشاى راز ها و سخنان محرمانه ، گناه است .

إن تتوبا إلى اللّه

236- گناه افشاى راز محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 12

12 - افشاى راز پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى برخى از همسرانش ، گناه و خطايى بزرگ بود .

فقد صغت قلوبكما و إن تظهرا عليه فإنّ اللّه هو موليه . .. و الملئكة بعد ذلك ظهي

مطلب ياد شده، از آهنگ هشدارآميز آيه شريفه نسبت به همسران رسول خدا و لحن حمايت گونه آن، به دست مى آيد.

237- گناه اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 14

14- جوامع هلاك شده پيشين ، مردمانى گنه كار بودند .

و كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 5

5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين

238- گناه امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 12

12 - گرفتار شدن امت هاى متمدن و نيرومند گذشته به عقوبت الهى ، در حال گناه و معصيت

فأخذهم اللّه بذنوبهم

برداشت ياد شده بر اين احتمال استوار است كه «با» در «بذنوبهم» براى ملابست باشد; يعنى، خداوند آنان را در حال گناه كارى شان به كيفر رساند.

239- گناه امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 2

2 - فرعونيان و پيشينيان آنان مردمى گنهكار و تكذيب كننده آيات الهى

كذبوا بايت ربهم فأهلكنهم بذنوبهم

240- گناه انحراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 14

14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.

241- گناه انحراف جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 7 - 3

3 - بى عفتى ( ارضاى غريزه جنسى به گونه نامشروع ) ، انحرافى بزرگ و گناهى عظيم در پيشگاه خداوند

فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون

242- گناه انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 2

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

243- گناه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 7

7- خداوند از تمامى گناهان بندگانش باخبر و بر همه آنها آگاه و ناظر است .

و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

244- گناه اهل رجعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، بارزترين و محورى ترين جرم رجعت شوندگان

فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

245- گناه اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 23

23 - برخى گناهان اهل كتاب ، موجب گرفتارى حتمى آنان به عذاب الهى

انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

در برداشت فوق «ان يصيبهم» به معناى گرفتار ساختن به عذاب گرفته شده است. قابل ذكر است كه «بعض ذنوبهم» مى تواند اشاره به اين باشد كه برخى گناهان به گونه اى است كه خداوند مرتكبان آن گناه را قطعاً به عذاب گرفتار خواهد ساخت و لذا توفيق حق پذيرى را از آنان سلب خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 4

4 - تاريخ اهل كتاب آگنده از گناهانى پليدتر از گناه ايرادشان بر اهل ايمان

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك

بنابر اينكه ذلك اشاره باشد به ايراد اهل كتاب به مؤمنان كه از جمله «اهل تنقمون» استفاده مى شود ; يعنى ايراد اهل كتاب به مؤمنان زشت و گناه است و از آن بدتر، اعمالى است كه براى آنها در اين آيه ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 10

10 - نكوهش شديد خداوند از اهل كتاب ، بخاطر آلودگى آنان به گناه ، ستمگرى و حرام خوارى

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 1،10

1 - وعده حتمى خداوند به آمرزش تمامى گناهان گذشته اهل كتاب در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همه كتب آسمانى و پرهيز از گناهان

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

با توجه به آيه 59 (هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما انزل الينا و ما انزل من قبل) و نيز آيه 61 (و اذا جاءوكم قالوا ءامنا)، معلوم مى شود مراد از ايمان در «ءامنوا» ايمان به خدا، قرآن، همه كتب آسمانى و ايمان به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

10 - پرهيز از رشوه گيرى ، حرام خوارى ، تجاوزگرى و گفتار كفرآميز شرط آمرزش گناهان اهل كتاب و ورود آنان به بهشت

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا

متعلق «واتقوا» چنانچه گذشت، گناهان است، از مصاديق مورد نظر آن - با توجه به آيات گذشته -، گناهانى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.

246- گناه با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 1

1- سوداگرى با عهد و پيمان الهى و زير پا نهادن آن در برابر بهاى ناچيز دنيوى ، ممنوع و گناهى نابخشودنى است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و لكم عذاب عظيم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلا

ممنوعيت سوداگرى با عهد و پيمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذيل آيه قبل (و لكم عذاب عظيم) - كه به عذاب بزرگ تهديد شدند - استفاده مى شود.

247- گناه بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .

ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 4

4- بت پرستى و اطاعت از شيطان ، گناهى بزرگ است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن ... إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

نسبت دادن «عذاب» به خداى رحمان - كه داراى رحمت وسيع است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گناه بت پرستى به

قدرى شديد است كه مظهر رحمت و مهربانى را نيز به خشم مى آورد.

248- گناه بخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 18

18 - بخيلان در قيامت ، بار سنگين گناه بخل خويش را به دوش خواهند كشيد .

سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيمة

برخى برآنند كه معناى ظاهرى «سيطوّقون . .. » اراده نشده است، بلكه كلمه اى همانند وبال و گناه، قبل از «ما بخلوا» مقدّر است. يعنى وبال گناهِ بخل خويش را به دوش خواهند كشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 12

12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر

فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون

249- گناه بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 1،2

1 - تحرير و نوشتن افكار و انديشه ها به عنوان كتاب الهى و قوانين دينى ، جرم و گناهى بزرگ ، و در پى دارنده عذاب الهى است .

فويل للذين يكتبون . .. فويل لهم ممّا كتبت أيديهم

كلمه «ويل» كلمه اى است كه انسان به هنگام گرفتار شدن به عذاب، آن رابر زبان جارى مى كند. بنابراين مراد از «فويل للذين ...» گرفتار شدن بدعتگذاران به عذاب است.

2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .

فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 8

8 - بدعتگذارى و دين سازى از سيئاتى است كه در صورت توبه نكردن از آن ، عذاب هميشگى دوزخ را در پى خواهد داشت .

فويل للذين يكتبون الكتب . .. من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

از مصاديق مورد نظر براى «سيئة» به دليل «فويل للذين . ..» بدعتگذارى است كه اصرار بر آن موجب احاطه خطيئه بر بدعتگذار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 9

9 - جعل قانون و منتسب كردن آن به خداوند از گناهان بزرگ است.

و قالوا . .. سيجزيهم بما كانوا يفترون

250- گناه بدعت گزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 11

11 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « و الذين كسبوا السيئات . . . » قال : هؤلاء أهل البدع و الشبهات و الشهوات . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «كسانى كه كسب سيئات كرده اند . .. » روايت شده است: اينان اهل بدعتها، شبهه ها و شهوتهايند ... ».

251- گناه برادر كشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

252- گناه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 9

9- برادران يوسف در حضور او به گناه و خطاى خويش اعتراف نموده و از رفتار گذشته خود اظهار ندامت كردند .

و إن كنّا لخطئين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7- رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

253- گناه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 10

10 - بنى اسرائيل ، پيش از ورودشان به بيت المقدس ، بر دوش دارنده گناهانى بسيار

نغفر لكم خطيكم

برداشت فوق با توجه به جمع آوردن كلمه «خطاياكم» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 31

31 - بنى اسرائيل ، گنهكار و همواره تجاوزگر بوده اند .

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 12

12 - تمرد و گناه بنى اسرائيل ، موجب نفرين موسى ( ع ) بر آنان

فافرق بيننا و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 10

10 - بنى اسرائيل پيش از ورود به بيت المقدس گناهان فراوانى داشتند .

نغفر لكم خطيئتكم

برداشت فوق با توجه به كلمه «خطيئات» - كه به صورت جمع آمده - استفاده شده است.

254- گناه بى احترامى با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 8،9

8 - رفتار نامناسب و دور از آداب با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناهى نيازمند آمرزش الهى است .

لاتقدّموا . .. لاترفعوا أصوتكم ... و لاتجهروا له بالقول ... و لو أنّهم صبروا حتّ

9 - نويد خداوند به باز بودن راه توبه ، براى آنان كه ناآگاهانه حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آن گونه كه بايسته بود ، رعايت نكرده اند .

و اللّه غفور رحيم

255- گناه بى احترامى به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

256- گناه بى احترامى به والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 13

13- بى حرمتى به پدر و مادر و كوتاهى در رعايت حقوق آنان ، گناه و نيازمند توبه است .

و اخفض لهما . .. فإنه كان للأوّبين غفورًا

257- گناه بى ادبى با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 8

8 - رفتار نامناسب و دور از آداب با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناهى نيازمند آمرزش الهى است .

لاتقدّموا . .. لاترفعوا أصوتكم ... و لاتجهروا له بالقول ... و لو أنّهم صبروا حتّ

258- گناه بى عفتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 3

3 - بى عفّتى ( ارضاى غريزه جنسى به گونه نامشروع ) ، انحرافى بزرگ و گناهى عظيم در پيشگاه خداوند

فأُولئك هم العادون

259- گناه پرسش بيجا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 13

13 - خداوند آمرزنده گناه مترتب بر پرسش هاى بيجا تا پيش از تحريم آن *

لاتسئلوا عن اشياء . .. و اللّه غفور حليم

توصيف خداوند به «غفور» پس از بيان نهى از پرسشهاى بيجا مى تواند ناظر به آمرزش گناه كسانى باشد كه تا پيش از بيان نهى، چنين سؤالاتى را مطرح كرده بودند.

260- گناه پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 8

8- آگاهى خداوند ، از گناهان باطنى و ظاهرى بندگان ، براى مجازات آنان كافى است و نيازى به شاهد و گواه ندارد .

و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

برداشت فوق با توجه به فرق واژه «خبير» و «بصير» به دست مى آيد; چون «خبير» در مورد آگاهى از افكار و درون اشياست (مفردات راغب) و «بصير» اطلاع بر اعمال و رفتار است.

261- گناه تاركان نهى از منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 9

9 - اصلاحگران ايله سكوت در برابر گناه را ناروا شمرده و تاركان نهى از منكر را در پيشگاه خدا معذور نمى دانستند .

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

ظاهر اقتضا مى كرد كه موعظه گران بگويند «ربنا» (پروردگارمان)، نه «ربكم» (پروردگار شما). اين جا به جايى اشاره به اين حقيقت دارد كه خداوند پروردگار شما نيز هست و بايد در برابر او عذرى داشته باشيد و بدانيد كه اگر نهى از منكر نكنيد، معذور نيستيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 11

11 - ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

262- گناه تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 5

5 - تجاوز به حقوق ديگران ، حرام خوارى و رشوه گيرى ، از گناهان بزرگ

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

ذكر تجاوز و حرام خوارى پس از كلمه «اثم» كه شامل همه گناهان مى شود (ذكر خاص بعد از عام)، مى تواند اشاره به بزرگى آن دو گناه داشته باشد.

263- گناه تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 14

14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.

264- گناه تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 21

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

265- گناه تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 21

21 - تحريف دين ( تغيير و تبديل و كم و زياد كردن وحى الهى ) گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب اخروى

قل ما يكون لى أن أبدّله . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

266- گناه تخريب مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 21

21 - تخريب مساجد به انگيزه ياد نكردن خدا در آنها ، گناهى بزرگ و در پى دارنده خوارى در دنيا و عذابى بزرگ در قيامت

است .

و سعى فى خرابها . .. لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الأخرة عذاب عظيم

از اينكه بازدارندگانِ مردم از ورود به مساجد و تخريب كنندگانِ آن ها، ظالمترين مردم شمرده شده اند و نيز به عذاب عظيم قيامت تهديد شده اند، بزرگى گناه آنان به دست مى آيد.

267- گناه تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 1،8

1 - گناه و كيفر تخلف از جهاد ، تنها متوجه كسانى است كه على رغم توانمندى ، از آن روى برگردانند .

إنما السبيل على الذين يستئذنونك و هم أغنياء

8 - گناه تخلف از وظيفه جهاد ، زمينه مهر شدن قلب انسان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه طبع قلب (مهر شدن) معلول عملكرد خائنانه منافقان باشد نه علت آن.

268- گناه ترك دعوت به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 9،10

9- صالح ( ع ) به مردم خويش اعلام كرد : در صورت پذيرش خواسته آنان ( ترك دعوت به توحيد ) گنه كار و مستحق عذاب الهى خواهد بود .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

10- پيامبران ، در صورت مسامحه در امر رسالت و ترك ابلاغ توحيد ، گنه كارند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

269- گناه ترك عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 1

1 - كفر به خدا و سرپيچى از عبادت او ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه

مراد از «الطيب من القول» - همان طور كه در آيه پيش گفته شد - كلمه توحيد و «صراط حميد» عبادت خداى يگانه است. بنابراين با توجه به ارتباط اين آيه با آيه پيش، مى توان گفت: «كفروا» در «إنّ الذين كفروا»به تقدير «كفروا بالطيب من القول» است و مراد از «سبيل اللّه» در «يصدون عن سبيل اللّه»، عبادت و پرستش خداى يگانه مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين» اسم «إنّ» و خبر آن محذوف است و تقدير آن به قرينه ذيل آيه چنين مى شود: «إنّ الذين كفروا...

نذيقهم من عذاب أليم».

270- گناه ترك هجرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 99 - 2،5

2 - عفو الهى از گناه ترك هجرت ، هر چند از سر ناتوانى باشد ، حتمى است .

لا يستطيعون حيلة . .. فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم

5 - ترك هجرت از سيطره كافران و مشركان ، گناهى بس بزرگ

فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم

چون كيفر ترك هجرت در صورت ناتوانى نيز به طور حتمى نفى نشده، معلوم مى شود هجرت در صورت توان، از واجبات بسيار مؤكّد است و ترك آن گناهى بزرگ.

271- گناه تضييع نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 4

4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا

چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» - به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) - «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.

272- گناه تعليم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 34

34 - رساندن زيان به مردم با اعمال سحر و نيز آموختن آن به انگيزه مفسده جويى ، حرام و گناهى در حد كفر است .

فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه . .. و يتعلمون مايضرهم و ل

273- گناه تغيير وصيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 181 - 1،3

1 - تغيير و تبديل وصيت ميت ، حرام و گناه است .

فمن بدله . .. فإنما إثمه على الذين يبدلونه

3 - گناه تغيير و تبديل وصيت هاى ميت ، تنها بر تغيير دهندگان است نه بر وصيت كننده و نه كسانى كه بر اثر آن از اموال ميت بهره مند مى شوند .

فمن بدله . .. فإنما إثمه على الذين يبدلونه

كلمه «إنما» دلالت بر حصر دارد و اين حصر ناظر به وصيت كننده است و نيز كسانى كه از وصيت اطلاعى نداشته و بر اثر تغيير آن، اموالى از ميت نصيبشان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 22

22 - شاهدان بر وصيت در صورت كتمان وصيت هاى ميت و يا تغيير آنها به انگيز هاى مادى ، از زمره گنهكارانند .

لانشترى . .. و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

274- گناه تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 2

2 - فخرفروشى و خودنمايى ، گناهى بس بزرگ در پيشگاه خداوند

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به و بداره الأرض

برداشت ياد شده با توجه به تفريع «خسفنا» بر «فخرج على قومه فى زينته» به دست مى آيد; زيرا قارون پس از فخرفروشى و خودنمايى در ميان مردم، به هلاكت رسيد.

275- گناه تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 15

15 - تكذيب آيات الهى، گناه و موجب هلاكت و نابودى است.

و ما تأتيهم من ءاية . .. فأهلكنهم بذنوبهم

كاربرد عنوان «ذنوب» در مورد تكذيب كنندگان آيات روشن مى سازد كه تكذيب از مصاديق «گناه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 6

6 - انكار آيات الهى و روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .

و من أعرض عن ذكرى . .. و لم يؤمن ب-َايت ربّه ... لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 6

6 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى بدون تحقيق و دليل علمى ، جرمى بزرگ و داراى كيفر

قال أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا

276- گناه تكذيب انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 10

10 - تصديق نكردن رسالت هاى پيامبران ، گناه و درپى دارنده كيفر الهى است .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقه

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فأخذتكم . ..» علاوه بر ارتباطش با «نرى اللّه جهرة» مرتبط با «لن نؤمن لك» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 16

16- تكذيب پيامبران الهى ، جرم و گناه است و تكذيب كنندگان مجرم و گنهكارند .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

277- گناه تكذيب دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 4

4 - تكذيب دين ، جرمى بزرگ و غير قابل بخشش

كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمان»، همان «مكذّبان» است كه در اين سوره يازده بار ذكر شده است و چون تكذيب گران، محكوم به هلاكت اند; بنابراين جرم آنان (تكذيب دين)، بزرگ و غير قابل بخشش خواهد بود.

278- گناه تكذيب قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2،4

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

4 - انكار معاد ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دوزخ به تكذيب كنندگان قيامت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 11 - 4

4 - تكذيب قيامت ، بزرگ ترين جرم محكومان دادگاه رستاخيز

فويل يومئذ للمكذّبين

از اين كه تنها وصفى كه براى محكومان روز قيامت آورده شده، عنوان «تكذيب قيامت» است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 6

6 - تكذيب روز جزا ، جرمى نابخشودنى است و تكذيب گران مجرم اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . .. كلوا و تمتّعوا قليلاً إنّكم مجرمون

مطلب ياد شده، از به كار رفتن عنوان «مجرمان» درباره «مكذّبان»، استفاده شده است.

279- گناه تكذيب لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 2

2 - ترديد در معاد و انكار لقاى پروردگار ، عملى مجرمانه است .

بلقاء ربّهم كفرون . .. إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم

«ال» در «المجرمون» عهد است و به «هم بلقاء ربّهم كافرون» برمى گردد.

280- گناه تكذيب معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 15

15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون

281- گناه تلاش براى ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

282- گناه تهمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 112 - 1،2،4

1 - انتساب گناه خود به ديگران ، دروغى شنيع و گناهى آشكار است .

و من يكسب خطيئة . .. ثم يرم به برياً فقد احتمل بهتناً و اثماً مبيناً

نكره آوردن كلمه «بهتناً» و «اثماً»، براى اشاره به بزرگى آن دو گناه است. كلمه «بهتان»، به معناى دروغ بستن به ديگران است، به گونه اى كه از شنيدن چنين دروغى مبهوت و متحير مى شود.

2 - متهم ساختن افراد بى گناه ، دروغى بهت آور و گناهى آشكار است .

و من يكسب . .. ثم يرم به برياً فقد احتمل بهتناً و اثماً مبيناً

برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: . .. فاما اذا قلت ما ليس فيه فذلك قول اللّه «فقد احتمل بهتاناً و اثما مبينا».


تفسير عياشى، ج 1، ص 275، ح 270; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 556.

4 - تهمت به بى گناهان ، گناهى واضح و آشكار

و من يكسب خطيئة أو اثماً ثم يرم به برياً فقد احتمل بهتناً و اثماً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 8

8 - بهتان به مؤمنان ، گناه روشن و آشكارى است .

و الذين يؤذون المؤمنين و . .. فقد احتملوا بهتنًا و إثمًا مبينًا

283- گناه جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 7،53

7 - به كارگيرى سحر گناهى بزرگ و به منزله كفر است .

و ما كفر سليمن

چنانچه گذشت، مراد از جمله فوق نفى جادوگرى از سليمان است. ولى از آن جا كه از جادوگرى به كفرورزى، تعبير شده، به دست مى آيد كه: جادوگرى خود نوعى كفر است و يا گناهى است به منزله كفر.

53 - عمرو بن عبيد وارد بر امام صادق ( ع ) شد . . . و گفت : دوست دارم گناهان كبيره را از روى قرآن بشناسم ، امام فرمود : « . . . والسحر لان اللّه عز و جل يقول : و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق . . . ;

. .. از جمله گناهان كبيره «سحر» است چون خداوند مى فرمايد: مسلّماً آنان (ساحران) مى دانستند هر كس خريدار اين متاع (سحر) باشد در آخرت هيچ نصيبى براى وى نخواهد بود ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 8

8 - سِحر و ساحرى ، گناهى نيازمند توبه و مغفرت خداوند

ليغفر لنا . .. و ما أكرهتنا عليه من السحر

نيازمندى سحر و ساحرى به غفران الهى، نشان از گناه بودن آن دارد، اشاره ساحران به اكراهى بودن آن، نوعى اعتذار از صدور آن گناه، براى جلب مغفرت الهى است.

284- گناه جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 2

2 - ساحران مؤمن ، به گناه و خطاى خويش معترف و به آمرزش خداوند اميدوار بودند .

إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر لنا خطينا

«خطايا» (جمع «خطيئة») به معناى گناهانى است كه از روى عمد انجام شود (لسان العرب).

285- گناه جاهلان قاصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 6

6 - صدور خلاف از انسان ، قبل از دستيابى وى به شناخت رهنمود هاى الهى ، مايه محكوميت او به گمراهى نيست .

ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون

286- گناه جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 26

26 - مؤمنى كه از سر جهل گناه كند، در صورت توبه و اصلاح حتماً مشمول مغفرت و رحمت خداوند قرار خواهد گرفت.

كتب ربكم على نفسه الرحمة أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده و أصلح فأنه

287- گناه جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 2

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

288- گناه جنگ داخلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

289- گناه جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 98 - 10

10 - ناآگاهى از معارف دينى با وجود امكان يادگيرى آن ، گناه و ستم بر خويشتن است .

ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها .. الّا المستضعفين

290- گناه جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 105 - 3

3 - دروغ شمردن آيات الهى ، اساسى ترين جرم دوزخيان

ألم تكن ءايتى تتلى . .. بها تكذّبون

291- گناه حرام خوارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 5

5 - تجاوز به حقوق ديگران ، حرام خوارى و رشوه گيرى ، از گناهان بزرگ

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

ذكر تجاوز و حرام خوارى پس از كلمه «اثم» كه شامل همه گناهان مى شود (ذكر خاص بعد از عام)، مى تواند اشاره به بزرگى آن دو گناه داشته باشد.

292- گناه حنث سوگند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 6

6 - شكستن سوگند گناه و پرداخت كفاره موجب بخشايش آن است .

و لكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمن فكفّرته . .. ذلك كفّرة ايمنكم

مؤاخذه سوگندشكنان دليل عصيانگرى آنان است و كلمه كفاره كه به معناى پوشاننده است اشاره به بخشودگى گناه - در پى پرداخت كفاره - دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 16

16- شكستن سوگند و وفا نكردن به پيمان هاى الهى ، گناه و موجب عقوبت از ناحيه خداوند است .

الله على ما نقول وكيل

293- گناه خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 7،8

7 - ميگسارى و قماربازى از گناهان بزرگ

يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير . .. و اثمهما اكبر

«اثم» به معناى گناه و كارى است كه انجام آن حرام است. (القاموس المحيط)

8 - گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .

يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 3

3 - شرابخوارى و قماربازى از گناهان كبيره

انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

چون خداوند شراب و قمار را پليد و كار شيطانى شمرد و رستگارى را در گرو ترك آن دانست و در آيه بعد آنها را عامل دشمنى و كينه توزى و مايه فراموشى ياد خدا و نماز معرفى كرد معلوم مى شود شراب خوارى و قماربازى نمى تواند گناه كوچكى محسوب شود.

294- گناه خودكشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 9

9 - انتحار و خودكشى ، از گناهان كبيره *

لا تقتلوا انفسكم . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه

295- گناه خودنمايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 2

2 - فخرفروشى و خودنمايى ، گناهى بس بزرگ در پيشگاه خداوند

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به و بداره الأرض

برداشت ياد شده با توجه به تفريع «خسفنا» بر «فخرج على قومه فى زينته» به دست مى آيد; زيرا قارون پس از فخرفروشى و خودنمايى در ميان مردم، به هلاكت رسيد.

296- گناه خيانت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 2 - 10

10 - خيانت در اموال يتيمان ، گناهى بزرگ

انّه كان حوباً كبيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 8

8 - خيانت و نيرنگ ، گناه است .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

در برداشت فوق، «اثيماً»، صفت توضيحى براى «خواناً» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 8

8- خيانت به مردم ، گناه و رفتارى نكوهيده است .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب

297- گناه خيانت در گواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 27

27 - خيانت در شهادت ، گناه است .

لانشترى به ثمناً . .. إنّا اذاً لمن الاثمين

298- گناه در اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 1،2،3،7

1 - حركت آشكار و بدون پرده پوشى اهل كتاب معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گناه ، تجاوز و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

«ترى» (مى بينى و مشاهده مى كنى) دلالت مى كند كه اهل كتاب به طور آشكارا و علنى مرتكب آن اعمال ناروا مى شدند.

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد شتاب بسيارى از اهل كتاب در گناه ، تجاوزگرى و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

«السحت» در لغت به معناى حرام است.

3 - مسابقه و پيشى جستن در ارتكاب گناه ، تجاوز و حرام خوارى ، شيوه بسيارى از اهل كتاب در عصر بعثت

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

1 - «يسرعون «از مصدر» مسارعة» مى تواند به معناى پيشى جستن از يكديگر باشد. 2 - فعل مضارع «يسرعون» دلالت مى كند كه ارتكاب اين اعمال شيوه آنان بوده و به طور مستمر انجام مى داده اند، جمله «كانوا يعملون» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

7 - رواج گناه و تجاوز و حرام خوارى در بين اهل كتاب ، نمودى از فسق آنان

و إن اكثركم فسقون . .. و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون

به مقتضاى ارتباط بين آيات اين بخش از سوره مى توان گفت: آيه مورد بحث با بيان مصداق و نمونه هايى از فسق اهل كتاب براى اثبات «ان اكثركم فسقون» استدلال كرده است.

299- گناه در قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 59 - 9

9- تعرض به بت ها ، ظلمى بزرگ و گناهى نابخشودنى در پندار قوم بت پرست ابراهيم

قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين

ظالم و ستم پيشه به كسى گويند كه بارها به ستم دست بزند. بنابراين توصيف ابراهيم به ستمكار بودن از جانب بت پرستان - در حالى كه او تنها يك بار به بت ها تعرض كرده بود - گوياى اين نكته است كه تعرض به بت ها در نظر بت پرستان ظلمى بزرگ محسوب مى شد.

300- گناه در نجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 3

3 - نهى خداوند ، از نجواى آلوده به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلاتتنجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 1

1 - نجواى آلوده به گناه ، تعدى به ديگران و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از القائات شيطان است .

إنّما النجوى من الشيطن

الف و لام «النجوى» براى عهد است و به نجواى منافقان اشاره دارد كه آلوده به «إثم»، «عدوان» و «معصيت الرسول» است.

301- گناه دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 12

12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر

فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 3

3 - دروغ پردازى ، گناهى بزرگ

أفّاك أثيم

302- گناه دزدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 2

2 - دزدى ، گناه و ستمكارى است .

فمن تاب من بعد ظلمه

مراد از «ظلم» به قرينه آيه قبل، همان دزدى است.

303- گناه دعوت به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

304- گناه دعوت كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

305- گناه دنياطلبان يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 8

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

306- گناه دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 3

3 - دنياگرايان يهود خود به گناه دنياگرايى و كسب مال و منال از راه هاى ناروا معترف بودند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «سيغفر لنا» (آمرزيده خواهيم شد)، اعتراف يهوديان دنياگرا به گنهكارى خويش و بيانگر اين است كه جمله «يأخذون . .. » ناظر به كسب مال از راههاى نامشروع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 15

15- دلبستگى به تمتعات دنيوى و لذّت هاى مادى ، گناه است .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه و كانوا مجرمين

307- گناه دين سازان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 17

17 - گناه پيروى از مكاتب انحرافى و تأييد رهبران آن، همطراز با گناه مكتب سازان و سران آن مكاتب

ربنا هؤلاء أضلونا . .. قال لكل ضعف

308- گناه دين سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 2

2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .

فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه

309- گناه دين فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 3

3 - دين فروشى و كسب متاع دنيا در قبال آن ، از گناهان بزرگ است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار

310- گناه ربا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 9

9 - رباخوارى ، ناسپاسى شديد نعمت و گنهكارى است .

يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحب كلّ كفّار اثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 4

4 - رباخوارى ، گناهى بس بزرگ

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب

اعلام جنگ خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) عليه رباخوار، حاكى از گناه بزرگ اوست.

311- گناه رشوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 5

5 - تجاوز به حقوق ديگران ، حرام خوارى و رشوه گيرى ، از گناهان بزرگ

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

ذكر تجاوز و حرام خوارى پس از كلمه «اثم» كه شامل همه گناهان مى شود (ذكر خاص بعد از عام)، مى تواند اشاره به بزرگى آن دو گناه داشته باشد.

312- گناه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

313- گناه رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

314- گناه زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 10

10 - ارتكاب گناهانى همچون شرابخوارى ، زنا و نپرداختن زكات ، با اعتقاد به گناه بودن آنها ، كفر است .

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا

ابو بصير از معصوم(ع) روايت كرده است كه پس از تلاوت «ان الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا ثم ازدادوا كفراً» امام فرمود: من زعم ان الخمر حرام ثم شربها، و من زعم ان الزنا حرام ثم زنى، و من زعم ان الزكوة حق و لم يؤدها.


تفسير عياشى، ج 1، ص 281، ح 288; نورالثقلين، ج 1، ص 563، ح 623.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 9

9- نزديكى با زنان شوهردار و ارتكاب زنا ، از گناهان بسيار زشت و پليد است .

لنصرف عنه السوء و الفحشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لاتقربوا الزنا إنه كان فاحشة » يقول : معصية و مقتاً فإن الله يمقته و يبغضه قال : « و ساء سبيلاً » و هو أشد الناس عذاباً و الزنا من أكبر الكبائر ;

از امام باقر(ع) در باره يخن خدا « و لاتقربوا الزنا إنه كان فاحشة» روايت شده است كه فرمود: خدا مى گويد:[زنا ]گناه و نفرت انگيز است; زيرا به شدت مورد تنفر و غضب الهى است [و درباره] «و ساء سبيلاً» فرمود: و زناكار عذابش از همه شديدتر است و زنا از بزرگ ترين گناهان كبيره است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 9

9 - شرك ، آدم كشى و زنا ، از گناهان بزرگ و خطير

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دو چندان، دائمى و ذلت بار براى گناهان ياد شده، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 8

8 - ارتكاب فحشا ( زنا و لواط ) ، از بدترين گناهان كبيره است .

الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الفواحش» پس از ذكر «كبائر الإثم» - با اين كه «كبائر الإثم» شامل فواحش نيز مى شود - نشانگر شدت زشتى و قبح آن در پيشگاه خداوند است. گفتنى است كه تعبير «فاحشه» از زنا و لواط در مواضع ديگر قرآن، قرينه بر اين است كه از

مصاديق مورد نظر «الفواحش» زنا و لواط مى باشد.

315- گناه سستى در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 4

4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا

چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» - به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) - «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.

316- گناه سوء ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 5،21

5 - بعضى از گمان ها ، حتى در صورت منتهى نشدن به عمل ، گناه به شمار مى آيد . *

إنّ بعض الظنّ إثم

حصول گمان در ذهن انسان، معمولاً در اختيار وى نيست. بر اين اساس مفسران نهى از ظن را، نهى از عمل بر طبق ظن دانسته اند كه امرى اختيارى است. با اين حال احتمال مى رود كه در آيه شريفه چيزى مقدر نباشد و واقعاً بعضى از گمان هاى بد - حتى با منتهى نشدن به عمل - گناه به شمار آيد.

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

317- گناه سوءظن به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 8

8 - بدگمانى به خداوند ، از گناهان بزرگ و موجب قرار گرفتن انسان در زمره منافقان و مشركان

المنفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

وصف «الظانّين. ..» مشعر به عليت است; يعنى، اين بدگمانى است كه روح اصلى نفاق و شرك را تشكيل داده و انسان ها با اين بدگمانى، منافق و مشرك مى شوند.

318- گناه سوگند دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 2

2 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، گناه است .

فان عثر على انهما استحقا اثماً

مراد از «اثماً» - به قرينه «انا اذاً لمن الاثمين» - شهادتهاى دروغين است.

319- گناه شايعه پراكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 8

8 - پذيرش و انتشار شايعه هاى ناروا عليه مؤمنان و جامعه اسلامى ، بدون توجه به درستى و نادرستى و پيامد هاى آنها ، امرى خطير و گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون . .. تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم

320- گناه شبهه افكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

321- گناه شرب خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 10

10 - ارتكاب گناهانى همچون شرابخوارى ، زنا و نپرداختن زكات ، با اعتقاد به گناه بودن آنها ، كفر است .

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا

ابو بصير از معصوم(ع) روايت كرده است كه پس از تلاوت «ان الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا ثم ازدادوا كفراً» امام فرمود: من زعم ان الخمر حرام ثم شربها، و من زعم ان الزنا حرام ثم زنى، و من زعم ان الزكوة حق و لم يؤدها.


تفسير عياشى، ج 1، ص 281، ح 288; نورالثقلين، ج 1، ص 563، ح 623.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 3

3 - تبرئه مؤمنان از گناه شراب خوارى و قماربازى ، مشروط به دست كشيدن از آن پس از نهى خداوند

ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا

322- گناه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 11،14

11 - شرك به خدا ، گناهى بزرگ

و من يشرك باللّه فقد افترى اثماً عظيماً

14 - شرك ، از گناهان كبيره و موجب گرفتارى به آتش دوزخ

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

امام صادق (ع) در معرّفى و شمارش گناهان كبيره فرمود: . .. و هنّ ممّا اوجب اللّه عز و جل عليهن النّار قال اللّه عزّ و جل: «انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به ... ».


عقاب الاعمال "مترجم"، ص 525، ح 1، باب عقاب من اتى الكبائر ; نورالثقلين، ج 1، ص 488، ح 292.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 1،2،3،5

1 - شرك ، انحراف و لغزش غير قابل آمرزش

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

2 - هر گناهى ، كمتر از شرك ، قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

3 - گناه در حد شرك ، قابل آمرزش نيست .

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است. بنابراين اگر گناهى در حد شرك باشد قابل آمرزش نيست.

5 - شرك به خدا از بزرگترين گناهان

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .

ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 27

27 - شرك ، بزرگترين گناه كبيره و موجب گرفتارى به عذاب دوزخ

انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. اكبر الكبائر، الشرك باللّه يقول اللّه عزوجل: « انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار ... . »


عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 285، ح 33، ب 28; بحارالانوار، ج 79، ص 6، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 4

4 - گرايش به مظاهر شرك از گناهان كبيره است .

و الانصاب و الازلم رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 - شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 9

9 - شرك ، گناهى نابخشودنى است .

ما كان للمشركين . .. أولئك حبطت أعملهم و فى النار هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 7

7 - شرك ، گناهى است نابخشودنى .

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 13

13- « دخل عمرو بن عبيد على أبى عبدالله ( ع ) فلما سلّم و جلس . . . قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب الله عزوجل ، فقال : . . . منها : . . . نقض العهد و قطيعة الرحم لأن الله عزوجل يقول : « اُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار » . . . ;

عمرو بن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد و بعد از سلام نشست . .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم، پس حضرت فرمود:... يكى از آن گناهان ... عهدشكنى و قطع رحم است ; چون خداوند عزوجل مى فرمايد: أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 4

4- شرك ، جرم و گناه است و آتش دوزخ را در پى دارد .

نادوا شركاءى . .. و رءا المجرمون النار فظنّوا أنّهم مواقعوها

مصداق بارز جرم، در اين آيه، به قرينه آيه قبل، شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 9

9- ابراهيم ( ع ) ، شرك برخى از مشركان را قابل بخشش مى دانست .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 5،6

5- شرك جرم است و مشرك ، مجرم و گناهكار .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم

از آن جايى كه آيات گذشته، درباره شرك بود، تناسب چنين اقتصا مى كند كه مراد از مجرمان، «مشركان»باشد. احتمال تعلق كلمه «يوم» در «يوم نحشر»، به يكى از فعل هاى «سيكفرون» و يا «يكونون» در آيات پيشين، گوياترين وجه براى ارتباط اين آيات است.

6- شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، گناهى بزرگ و موجب دوزخى شدن است .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 4

4 - كفر و شرك ، گناه و نيازمند توبه و طلب مغفرت از پيشگاه خداوند

ليغفر لنا خطينا

مصداق مورد نظر از خطيئة - به قرينه آيات بعد كه جرم و ايمان را در مقابل يكديگر قرار داده است - گناه كفر به خداوند و انكار رسالت موسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 5

5- شرك ، گناهى بزرگ و مستوجب خلود در آتش جهنم است .

إنّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 8

8 - شرك ، گناهى است نابخشودنى كه اهل آن مستحق عذاب الهى اند .

و كثير حقّ عليه العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 5

5 - شرك و انكار ربوبيت خدا ، گناهى نابخشودنى و گرفتار كننده به آتش دورخ است .

فالذين كفروا قطّعت لهم ثياب من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 8،9

8 - شرك ، گناهى بزرگ و داراى كيفرى ويژه در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

9 - شرك ، گناهى غير قابل شفاعت *

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

تعبير «إنّما حسابه عند ربّه» ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه كمترين اجازه ميانجى گرى و شفاعت در شرك، به ديگران داده نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 9

9 - شرك ، آدم كشى و زنا ، از گناهان بزرگ و خطير

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دو چندان، دائمى و ذلت بار براى گناهان ياد شده، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 3

3 - شرك و عبادت غيرخدا ، از سوى هركس كه باشد - حتى پيامبران - در پيشگاه خداوند ، گناهى نابخشودنى است .

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 5

5 - عبادت غير خدا ، گناه و حرام است .

قل إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 4

4 - شرك ، گناهى بس بزرگ و موجب محروميت از رحمت الهى در قيامت

و لكن يدخل من يشاء فى رحمته والظلمون. .. أم اتّخذوا من دونه أولياء

از آيه قبل استفاده مى شود كه ظالمان از رحمت الهى به دوراند (يدخل من يشاء فى رحمته و الظالمون ما لهم. ..) و از آن جا كه شرك مصداق بارز ظلم به شمار مى آيد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 74 - 3

3 - كفر و شرك ، جرمى نابخشودنى

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم خلدون

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در مورد مشركان بود - بيانگر آن است كه مشركان، مجرمانى اند كه قابل بخشش نيستند و در جهنم براى هميشه ماندگاراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 8

8 - كفر و شرك ، جرمى بزرگ و كيفرآور در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

توصيف كافران و مشركان، به «جرم پيشه»، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 4

4 - شركورزى ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و باعث دوزخى شدن انسان

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

برخى از مفسران برآنند كه مراد از «حنث» در آيه شريفه، شكستن پيمان توحيد است (پيمانى كه خداوند فطرتاً و در عالم ذر از انسان ها گرفته است). بر اين مبنا، مفاد آيه چنين مى شود: اصحاب شمال به خاطر شكستن پيمان توحيد و روى آوردن به شرك و اصرار بر آن، گرفتار عذاب دوزخ خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 6

6 - كفر و شرك ، جرمى نابخشنودنى

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

مقرر شدن عذابى كه فديه بردار نيست، بيانگر اين حقيقت است كه جرم كفر و شرك، جرمى نابخشودنى است.

323- گناه شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 7

7 - ارتداد و شركورزى و پرستش غير خدا ، گناهى همسنگ با همه گناهان

و الذين عملوا السيئات

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «السيئات»، به دليل آيات گذشته، شرك و ارتداد باشد. بر اين اساس خداوند از آن گناه به «السيئات» (همه گناهان) تعبير كرد تا بر اين معنا اشاره كند كه شرك و ارتداد گناهى است همسنگ همه گناهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 6

6- شركورزى و پرستش غير خدا ، جرم و گناه است .

و أنا برىءٌ مما تجرمون

چون مخاطبان «تجرمون» مشركان و پرستش كنندگان غير خدا هستند ، مى توان گفت: منظور از گناه در جمله «تجرمون» شرك ورزى و پرستش غير خداست. قابل ذكر است كه «ما» در «مما» مصدريه مى باشد; يعنى: أنا برىءٌ من إجرامكم.

324- گناه شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 2

2 - ترديد در معاد و انكار لقاى پروردگار ، عملى مجرمانه است .

بلقاء ربّهم كفرون . .. إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم

«ال» در «المجرمون» عهد است و به «هم بلقاء ربّهم كافرون» برمى گردد.

325- گناه شكنجه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 9

9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .

الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم

326- گناه صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 1

1 - گناهان ، داراى دو قسمِ صغيره و كبيره

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

به قرينه مقابله بين كبائر و سيئات، مراد از سيئات در اينجا، گناهان صغيره است.

327- گناه صغيره آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 25

25 - « عن الرضا ( ع ) ( فى قوله تعالى ) : « و عصى آدم ربّه فغوى » قال : . . . كان ذلك من آدم قبل النبّوة و لم يكن ذلك بذنب كبير استحقّ به دخول النار و إنّما كان من الصغائر الموهوبة التى تجوز على الأنبياء قبل نزول الوحى عليهم ;

از امام رضا(ع) (در باره قول خدا) «و عصى آدم ربّه فغوى» روايت شده كه فرمود: اين عصيان از آدم قبل از نبوت بود و اين گناه بزرگى نبود كه آدم بسبب آن مستحق دخول آتش شود بلكه از صغائرى بود كه بخشيده شده و براى پيامبران قبل از نزول وحى جايز است. ..».

328- گناه صيد در حرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 16

16 - گناه شكار هاى صورت گرفته تا قبل از حكم به تحريم آن مورد عفو و بخشايش خداوند

لاتقتلوا الصيد و انتم حرم . .. عفا اللّه عما سلف

در آيه مورد بحث براى شكار در حال احرام دو حكم بيان شده است يكى حرمت آن كه بر گناهكارى شكار كننده دلالت دارد و ديگر لزوم كفّاره جمله «عفا اللّه عما سلف» مى تواند ناظر به هر دو جهت باشد. برداشت فوق به جهت اشاره اول اشاره دارد.

329- گناه طرد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 30 - 2

2- طرد مؤمنان ( نپذيرفتن آنان به جرگه و مجمع اهل ايمان ) گناه و درپى دارنده عذاب الهى است .

من ينصرنى من الله إن طردتهم

«من الله» به معناى «من عذاب الله» است.

330- گناه طغيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 19

19 - طغيان در مورد نعمت هاى خداوند و خروج از مرز تعادل ، گناهى است بس بزرگ .

و لاتطغوا . .. و من يحلل عليه غضبى فقد هوى

غضب خداوند بر طغيان گران در مورد نعمت ها، نشانه بزرگى گناه آنان است.

331- گناه طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 5

5 - گناهان زبانى و عملى طغيان گران ، گرفتار سازنده آنان به كيفرى ذلت آفرين

ليطغى . .. ناصية كذبة خاطئة

«كذب» از مصداق هاى گناه زبانى مى باشد و «خطا»، گناه عملى و يا شامل زبانى و عملى است.

332- گناه ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4

4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .

يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 44 - 7

7- ظلم ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب الهى در دنيا

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب في

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 4

4- ظلم و بيدادگرى ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .

و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فانتقمنا منهم

انتقام خداوند از «اصحاب ايكه» به خاطر ظلم آنها، بيانگر اين نكته است كه ظلم و بيدادگرى گناهى نيست كه قابل عفو و آمرزش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 3

3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .

و إذا رءا الذين ظلموا العذاب

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 4

4 - ستم پيشگى ، گناهى نابخشودنى و عذرناپذير در قيامت

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

آمدن كلمه «الظالمين» به صورت وصفى، بيانگر اين نكته است كه مقصود از آن، فردى نيست كه در زندگى اندكى ستم كرده باشد; بلكه كسى است كه چنان به اين گناه آلوده شده كه به آن شهرت يافته و عادت كرده است.

333- گناه ظلم به انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 5

5- ستم به پيامبران گناهى قابل آمرزش

سوف أستغفر لكم ربى

334- گناه ظلم در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 17

17 - « عن75 أبى الصباح الكنانى قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم » فقال : كلّ ظلم يظلمه الرجل نفسه بمكّة من سرقه أو ظلم أحد أو شىء من الظلم فإنّى أراه ألحاداً ;

ابى الصباح كنانى گفت: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم» سؤال كردم فرمود: هر ظلمى كه شخص در مكّه بر خويش كند; خواه دزدى باشد، يا ستم به ديگرى و يا هرگونه ستمى، من آن را الحاد و انحراف مى بينم».

335- گناه ظهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 2 - 7

7 - ظهار كردن زن ، حرام و گناه است .

و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا و إنّ اللّه لعفوّ غفور

336- گناه عاق والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 11

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى تعريف الكبائر ] و منها عقوق الوالدين لأنّ اللّه عزّوجلّ جعل العاقّ جبّاراً شقيّاً فى قوله حكاية ، قال عيسى ( ع ) : « و برّاً بوالدتى و لم يجعلنى جبّاراً شقيّاً » ;

از امام صادق(ع) [در معرفى گناهان كبيره] روايت شده كه از جمله آنها عقوق و نافرمانى والدين است، زيرا خداوند عزّوجلّ در سخن خود به نقل از حضرت عيسى(ع) عاق نافرمانى كننده را جبار شقى قرار داده است، آن جا كه فرموده: و برّاً بوالدتى و لم يجعلنى جبّاراً شقيّاً».

337- گناه عالمانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 54 - 8

8 - ارتكاب فحشا از روى آگاهى ، داراى زشتى و جرم بيشتر

أتأتون الفحشة و أنتم تبصرون

338- گناه عدم تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 18

18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .

لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا

تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.

339- گناه عصيان از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 11

11 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه و حرام است .

فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم

340- گناه عقر شتر صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 9

9 - كشتن ناقه صالح ، گناهى بزرگ و دامنگير تمام ثموديان

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

بزرگى گناه قوم ثمود، از كيفر سنگين آنان به دست مى آيد.

341- گناه عملى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 3

3 - لزوم اجتناب از گناهان عملى و قلبى

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

از جمله احتمالات موجود درباره «باطن الإثم» آن گناهانى است كه در درون انسان پنهان مى باشد كه مصداق روشن آن گناهان قلبى، مانند سوءظن است. نقطه مقابل آن گناهانى است كه كاملا جنبه عملى دارد (ظاهر الإثم).

342- گناه عهدشكنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 4

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 77 - 12

12 - بخل ، روى گردانى از حق ، پيمان شكنى و دروغ ، گناه و داراى كيفر

فلما ءاتيهم . .. بخلوا به و تولوا ... بما أخلفوا اللّه ... و بما كانوا يكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 16

16- شكستن سوگند و وفا نكردن به پيمان هاى الهى ، گناه و موجب عقوبت از ناحيه خداوند است .

الله على ما نقول وكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 13

13- « دخل عمرو بن عبيد على أبى عبدالله ( ع ) فلما سلّم و جلس . . . قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب الله عزوجل ، فقال : . . . منها : . . . نقض العهد و قطيعة الرحم لأن الله عزوجل يقول : « اُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار » . . . ;

عمرو بن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد و بعد از سلام نشست . .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم، پس حضرت فرمود:... يكى از آن گناهان ... عهدشكنى و قطع رحم است ; چون خداوند عزوجل مى فرمايد: أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 1

1 - عظمت گناه پيمان شكنى در بينش الهى

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

«حنث» در مطلق گناه و نيز خصوص شكستن پيمان و خلف قسم به كار مى رود. گفتنى است كه توصيف «حنث» به وصف «عظيم»، بيانگر آن است كه شكستن پيمان در همه موارد گناهى بزرگ است.

343- گناه عيب جويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

344- گناه غصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 2 - 9

9 - تصرف غاصبانه در اموال يتيمان و تأخير در واگذارى آن به ايشان ، گناهى بزرگ

و اتوا اليتامى اموالهم و لا تاكلوا . .. انّه كان حوباً كبيراً

تأخير در پرداخت، از «و اتوا اليتامى» به دست مى آيد ; چون علاوه بر لزوم پرداخت اموال يتيم، دلالت بر پرداخت به موقع آن نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 10

10 - تصرف نابجا در اموال ديگران ، گناهى بزرگ ، همچون گناه قتل و آدمكشى است .

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم

بيان حرمت آدمكشى در كنار تصرفات ناروا در اموال ديگران، نشانه همسانى آن دو گناه است.

345- گناه غفلت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 6

6 - انكار آيات الهى و روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .

و من أعرض عن ذكرى . .. و لم يؤمن ب-َايت ربّه ... لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لز

346- گناه غيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 21

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

347- گناه فرار از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 2

2 - فرار از ميدان جنگ ، گناه بوده و نيازمند توبه و استغفار به درگاه خداست .

ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

348- گناه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1،18،19

1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و سرزمين ها ، به طغيان گرى پرداخته ، در گناه فرورفتند .

الذين طغوا فى البلد

طغيان، از حد گذراندن گناه است (مقاييس اللغة) و هر چيز كه از مقدار خود فراتر رود، طغيان كرده است (العين). حرف «ال» در «البلاد»، براى استغراق عرفى است و مراد تمام سرزمين هايى است كه براى اقوام ياد شده، دسترسى به آن امكان پذير بوده است و مى توان گفت: اصل آن «بلادهم» بوده و حرف «ال»، جانشين ضمير «هم» است و مراد سرزمين هايى است كه در قلمرو آنان بوده است.

349- گناه فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 4،5،7

4 - فرعونيان و امت هاى قبل از ايشان مردمى كفرپيشه و گنهكار

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

ضمير در «كفروا» به «آل فرعون» و «الذين من قبلهم» برمى گردد.

5 - خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

7 - انكار آيات الهى ، بارزترين گناه فرعونيان و كافران قبل از آنها

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

مراد از «ذنوبهم» گناهانى است كه كفر به آيات، بخشى از آن گناهان است، و گرنه به جاى «بذنوبهم» مى فرمود «بكفرهم». بنابراين ذكر بخصوص انكار آيات دلالت بر اين دارد كه انكار آيات از بارزترين گناهان آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 2

2 - فرعونيان و پيشينيان آنان مردمى گنهكار و تكذيب كننده آيات الهى

كذبوا بايت ربهم فأهلكنهم بذنوبهم

350- گناه قابل عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 5

5- ستم به پيامبران گناهى قابل آمرزش

سوف أستغفر لكم ربى

351- گناه قاتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 7

7 - خداوند ، گناهان مقتول به ناحق را به پاى قاتل او ثبت خواهد كرد .

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «اثمى»، مطلق گناهان باشد. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام باقر(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من قتل مؤمناً متعمداً اثبت اللّه عليه جميع الذنوب و برى المقتول منها و ذلك قول اللّه تعالى «انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار».


ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (مترجم)، ص 636، ح 9، باب عقاب من قتل نفساً متعمداً; نورالثقلين، ج 1، ص 613، ح 133.

352- گناه قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1،18،19

1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون

353- گناه قتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 9

9 - كشتار و خونريزى ، گناهى بزرگ و مصداق بارز فسادگرى است .

أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

فسادگرى شامل خونريزى نيز مى شود. بنابراين عطف «يسفك الدماء» بر «يفسد فيها» عطف خاص بر عام است و حكايت از آن دارد كه گناه خونريزى و آدمكشى از ديگر فسادگريها، بزرگتر و تباهى آن بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 19،22

19 - گناه فتنه انگيزى ، بزرگتر از آدم كشى در ماه هاى حرام است .

قل قتال فيه كبير . .. و الفتنة اكبر من القتل

الف و لام در «القتل»، عهد است ; يعنى قتل در ماههاى حرام.

22 - سَلب امنيّت مردم ، بزرگتر از آدم كشى است .

و الفتنة اكبر من القتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 15

15 - همسنگى گناه و زشتى فقير پنداشتن خدا و نسبت هاى ناروا به او ، با گناه كشتار انبيا

سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 10

10 - تصرف نابجا در اموال ديگران ، گناهى بزرگ ، همچون گناه قتل و آدمكشى است .

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم

بيان حرمت آدمكشى در كنار تصرفات ناروا در اموال ديگران، نشانه همسانى آن دو گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 8

8 - آدمكشى ، از گناهان كبيره

لا تقتلوا انفسكم . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 6

6 - هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت

ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 1،2

1 - كشتن نابحق يك انسان ، گناهى بزرگ و داراى كيفر و مجازاتى بسيار سنگين

انه من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً

همسنگى كشتن يك انسان با كشتن تمامى مردم، مى تواند كنايه از شدت مجازات باشد.

2 - كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .

من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 9

9 - شرك ، آدم كشى و زنا ، از گناهان بزرگ و خطير

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دو چندان، دائمى و ذلت بار براى گناهان ياد شده، استفاده مى شود.

354- گناه قتل انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 5

5 - خداوند حتى گناه كسانى را كه تصميم بر كشتن انبيا داشته باشند ، به شرط توبه و ايمان ، خواهد بخشيد .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

از مصاديق مورد نظر براى «السيئات» به دليل جمله «و كادوا يقتلوننى»، تصميم بر كشتن هارون - كه از پيامبران است - مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 8

8 - قتل پيامبران ، جرمى نابخشودنى و موجب عذاب الهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

355- گناه قتل مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 93 - 3

3 - كشتن عمدى مؤمن ، از گناهان بسيار بزرگ

و من يقتل مؤمنا متعمّداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها و غضب اللّه عليه و لعنه و اعدّ

برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل النفس من الكبائر لانّ اللّه عز و جل يقول: «و من يقتل مؤمناً متعمّداً . .. و اعدّ له عذاباً عظيماً».


علل الشرايع، ص 478، ح 2، ب 228 ; نورالثقلين، ج 1، ص 534، ح 494.

356- گناه قذف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 4 - 13

13 - نسبت بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

والذين يرمون المحصنت . .. و لاتقبلوا لهم شهدة أبدًا و أُولئك هم الفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 23 - 6،9

6 - قذف و اتهام به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، از گناهان كبيره است .

إنّ الذين يرمون المحصنت . .. لعنوا فى الدنيا و الأخرة و لهم عذاب عظيم

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه شريفه، قذف كنندگان و تهمت به زنان مورد طرد و لعن در دو عرصه دنيا و آخرت قرار گرفته اند و به عذاب بزرگ الهى تهديد شده اند.

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قذف المحصنات من الكبائر لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : لعنوا فى الدنيا و الآخرة و لهم عذاب عظيم ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود قذف زنان پاكدامن (يعنى، نسبت زنا دادن به آنان) گناه كبيره است; زيرا خداى - عزّوجل - [در باره قذف كنندگان ]مى فرمايد: لعنوا فى الدنيا و الآخرة ولهم عذاب عظيم».

357- گناه قطع رحم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 13

13- « دخل عمرو بن عبيد على أبى عبدالله ( ع ) فلما سلّم و جلس . . . قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب الله عزوجل ، فقال : . . . منها : . . . نقض العهد و قطيعة الرحم لأن الله عزوجل يقول : « اُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار » . . . ;

عمرو بن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد و بعد از سلام نشست . .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم، پس حضرت فرمود:... يكى از آن گناهان ... عهدشكنى و قطع رحم است ; چون خداوند عزوجل مى فرمايد: أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 10

10- « قطع رحم » ، گناهى بزرگ و در رديف فسادانگيزى در زمين

تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

از اين كه «تقطّعوا أرحامكم» در كنار «تفسدوا فى الأرض» قرار گرفته و از ميان همه گناهان اختصاص به ذكر يافته است; بزرگى گناه آن استفاده مى شود.

358- گناه قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 283 - 12

12 - كتمان شهادت ، گناهى است قلبى .

و من يكتمها فانّه اثم قلبُه

359- گناه قلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 3

3 - لزوم اجتناب از گناهان عملى و قلبى

و ذروا ظهر الإثم و باطنه

از جمله احتمالات موجود درباره «باطن الإثم» آن گناهانى است كه در درون انسان پنهان مى باشد كه مصداق روشن آن گناهان قلبى، مانند سوءظن است. نقطه مقابل آن گناهانى است كه كاملا جنبه عملى دارد (ظاهر الإثم).

360- گناه قمار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 7،8

7 - ميگسارى و قماربازى از گناهان بزرگ

يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير . .. و اثمهما اكبر

«اثم» به معناى گناه و كارى است كه انجام آن حرام است. (القاموس المحيط)

8 - گناه شرابخوارى و قماربازى ، از منفعت آنها بيشتر است .

يسئلونك عن الخمر و الميسر . .. اثمهما اكبر من نفعهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 3

3 - شرابخوارى و قماربازى از گناهان كبيره

انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

چون خداوند شراب و قمار را پليد و كار شيطانى شمرد و رستگارى را در گرو ترك آن دانست و در آيه بعد آنها را عامل دشمنى و كينه توزى و مايه فراموشى ياد خدا و نماز معرفى كرد معلوم مى شود شراب خوارى و قماربازى نمى تواند گناه كوچكى محسوب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 3

3 - تبرئه مؤمنان از گناه شراب خوارى و قماربازى ، مشروط به دست كشيدن از آن پس از نهى خداوند

ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا

361- گناه قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 5

5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين

362- گناه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 2،18،19

2 - قوم عاد و ثمود ، مناسب گناهشان ، كيفر و عذاب شدند .

و عادًا و ثمودًا . .. و قرون ... فكلاًّ أخذنا بذنبه

18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و سرزمين ها ، به طغيان گرى پرداخته ، در گناه فرورفتند .

الذين طغوا فى البلد

طغيان، از حد گذراندن گناه است (مقاييس اللغة) و هر چيز كه از مقدار خود فراتر رود، طغيان كرده است (العين). حرف «ال» در «البلاد»، براى استغراق عرفى است و مراد تمام سرزمين هايى است كه براى اقوام ياد شده، دسترسى به آن امكان پذير بوده است و مى توان گفت: اصل آن «بلادهم» بوده و حرف «ال»، جانشين ضمير «هم» است و مراد سرزمين هايى است كه در قلمرو آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 2

2 - قوم ثمود ، مردمى طغيانگر و آلوده به گناه بى حد بودند .

بطغويها

«طغوى»، اسم مصدر طغيان (گناه را از حد گذراندن) است. (مفردات)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 9

9 - كشتن ناقه صالح ، گناهى بزرگ و دامنگير تمام ثموديان

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

بزرگى گناه قوم ثمود، از كيفر سنگين آنان به دست مى آيد.

363- گناه قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 2،18،19

2 - قوم عاد و ثمود ، مناسب گناهشان ، كيفر و عذاب شدند .

و عادًا و ثمودًا . .. و قرون ... فكلاًّ أخذنا بذنبه

18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و سرزمين ها ، به طغيان گرى پرداخته ، در گناه فرورفتند .

الذين طغوا فى البلد

طغيان، از حد گذراندن گناه است (مقاييس اللغة) و هر چيز كه از مقدار خود فراتر رود، طغيان كرده است (العين). حرف «ال» در «البلاد»، براى استغراق عرفى است و مراد تمام سرزمين هايى است كه براى اقوام ياد شده، دسترسى به آن امكان پذير بوده است و مى توان گفت: اصل آن «بلادهم» بوده و حرف «ال»، جانشين ضمير «هم» است و مراد سرزمين هايى است كه در قلمرو آنان بوده است.

364- گناه قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 2

2 - قوم لوط مردمى مجرم و تبهكار

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 3

3- قوم لوط ، مردمى جرم پيشه و تبهكار

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

مراد از «قوم مجرمين» - به قرينه آيات بعد - قوم لوط است.

365- گناه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 5

5 - مهلت دادن خداوند به كافران ، تنها به جهت افزايش يافتن گناه آنان است .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 5،7

5 - خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

7 - انكار آيات الهى ، بارزترين گناه فرعونيان و كافران قبل از آنها

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

مراد از «ذنوبهم» گناهانى است كه كفر به آيات، بخشى از آن گناهان است، و گرنه به جاى «بذنوبهم» مى فرمود «بكفرهم». بنابراين ذكر بخصوص انكار آيات دلالت بر اين دارد كه انكار آيات از بارزترين گناهان آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 6

6 - تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 1

1 - كافرانى كه در اغواى مسلمانان فعال بودند ، علاوه بر گناه خود ، گناهان فريب خوردگان شان را نيز در قيامت ، بر دوش خواهند كشيد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 12

12 - مجازات كافران و بدكاران در قيامت ، همراه با آگاه شدن از جرم شان است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 10

10 - تجاوزگرى ، گناه پيشگى و مانع خير شدن ، از خصوصيات كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع المكذّبين . .. منّاع للخير معتد أثيم

366- گناه كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 17

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامة » يعنى ليستكملوا الكفر يوم القيامة « و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم » يعنى كفر الذين يتولّونهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره قول خدا «ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة» فرمود: مقصود اين است كه كفر خود را در قيامت كامل كنند و درباره «و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم» فرمود: مقصود اين است كه كفر پيروان خويش را [بر دوش بگيرند]. ..».

367- گناه كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

368- گناه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

369- گناه كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 203 - 13

13 - حج گزارى كه در ايام تشريق بميرد ، آمرزيده است .

فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه

امام صادق (ع) درباره آيه «فمن تعجّل . ..»، فرمود: يعنى من مات قبل ان يمضى، فلا اثم عليه


كافى، ج 4، ص 521، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 201، ح 740.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 6،9،10،11،19،22

6 - جنگ در ماه هاى حرام ، از گناهان بزرگ است .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

9 - در نظر خداوند ، جلوگيرى از راه خدا و كفر به او ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به . .. اكبر

بنابراينكه «صد عن سبيل اللّه»، مبتدا و «اكبر»، خبر آن باشد.

10 - در نظر خداوند ، جلوگيرى از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه . .. و المسجدالحرام .

بنابراينكه «و المسجدالحرام»، عطف بر «سبيل اللّه» باشد و «صدّ»، مبتدا و «اكبر»، خبر آن باشد. يعنى: «و صدّ عن سبيل اللّه و صدّ عن المسجدالحرام ... اكبر»

11 - در نظر خداوند ، بيرون راندن و آواره ساختن ساكنان مكه ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه اكبر . .. و اخراج اهله منه اكبر

19 - گناه فتنه انگيزى ، بزرگتر از آدم كشى در ماه هاى حرام است .

قل قتال فيه كبير . .. و الفتنة اكبر من القتل

الف و لام در «القتل»، عهد است ; يعنى قتل در ماههاى حرام.

22 - سَلب امنيّت مردم ، بزرگتر از آدم كشى است .

و الفتنة اكبر من القتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 7

7 - ميگسارى و قماربازى از گناهان بزرگ

يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير . .. و اثمهما اكبر

«اثم» به معناى گناه و كارى است كه انجام آن حرام است. (القاموس المحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 12

12 - شناخت امام و پرهيز از گناهان كبيره ، حكمت است .

و من يؤت الحكمة

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: معرفة الامام و اجتناب الكبائر الّتى اوجب اللّه عليها النّار


كافى، ج 2، ص 284، ح 20 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1131.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 4

4 - رباخوارى ، گناهى بس بزرگ

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب

اعلام جنگ خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) عليه رباخوار، حاكى از گناه بزرگ اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، گناه بزرگى است .

كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم و اللّه شديد العقاب

شدّت عقاب، بيانگر بزرگى گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 16،17

16 - نسبت ناروا به خداوند و كشتن پيامبران ، گناهى بزرگ و موجب عذاب سوزان دوزخ

سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ و نقول ذوقوا عذاب الحريق

«حريق»، به معناى محرِق (سوزاننده) است. گفتنى است عذاب سوزان براى كشتن پيامبران و نسبت ناروا به خدا دادن، حاكى از بزرگى چنين گناهانى است.

17 - عذاب سوزان نسبت دهندگان فقر به خدا و قاتلان انبيا ، با فرمان مستقيم خداوند

نقول ذوقوا عذاب الحريق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 2 - 8،9،10

8 - تبديل اموال مرغوب يتيمان به نامرغوب ، ضميمه ساختن دارايى آنان به ثروت خويش ، گناهى بزرگ

و لا تتبدّلوا الخبيث بالطيّب و لا تاكلوا . .. انّه كان حوباً كبيراً

متعدى شدن فعل «لا تاكلوا» به «الى»، گوياى اين است كه در آن فعل، معناى ضميمه ساختن تضمين شده است.

9 - تصرف غاصبانه در اموال يتيمان و تأخير در واگذارى آن به ايشان ، گناهى بزرگ

و اتوا اليتامى اموالهم و لا تاكلوا . .. انّه كان حوباً كبيراً

تأخير در پرداخت، از «و اتوا اليتامى» به دست مى آيد ; چون علاوه بر لزوم پرداخت اموال يتيم، دلالت بر پرداخت به موقع آن نيز دارد.

10 - خيانت در اموال يتيمان ، گناهى بزرگ

انّه كان حوباً كبيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 10

10 - تصرف نابجا در اموال ديگران ، گناهى بزرگ ، همچون گناه قتل و آدمكشى است .

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم

بيان حرمت آدمكشى در كنار تصرفات ناروا در اموال ديگران، نشانه همسانى آن دو گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 1،4،6،7،8،9

1 - گناهان ، داراى دو قسمِ صغيره و كبيره

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

به قرينه مقابله بين كبائر و سيئات، مراد از سيئات در اينجا، گناهان صغيره است.

4 - گناهى كه وعده عذاب دوزخ در پى داشته باشد ، كبيره است . *

سوف نصليه ناراً . .. ان تجتنبوا كبائر

مؤيّد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه درباره آيه فوق فرمود: الكبائر، التى اوجب اللّه عزّ و جل عليها النار.


كافى، ج 2، ص 276، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 473، ح 207.

6 - دست اندازى به دارايى ها ديگران با شيوه هاى باطل ، گناهى بزرگ

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه

به مقتضاى ارتباط اين آيه و آيات قبل، از مصاديق مورد نظر براى گناهان كبيره، همان تصرف ناروا در اموال ديگران است.

7 - كشاندن جامعه به فساد و تباهى ، از گناهان كبيره

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم ... ان تجتنبوا كبائر ما

8 - آدمكشى ، از گناهان كبيره

لا تقتلوا انفسكم . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه

9 - انتحار و خودكشى ، از گناهان كبيره *

لا تقتلوا انفسكم . .. ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 11،13،14

11 - شرك به خدا ، گناهى بزرگ

و من يشرك باللّه فقد افترى اثماً عظيماً

13 - تمامى گناهان ، حتّى گناهان كبيره - بجز شرك - قابل آمرزش و بخشش

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمودك الكبتئر فما سواها ... .

مقصود از قابل آمرزش بودن همه گناهان - بجز شرك - بخشش بدون توبه است ; زيرا مشرك هم اگر از شرك توبه كند، بخشيده مى شود.


كافى، ج 2، ص 284، ح 18 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 283، 284، و ص 488، ح 290 ; تفسير برهان، ج 1، ص 374، ح 1، 2، 7 ; من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376، ح 36، ب 179.

14 - شرك ، از گناهان كبيره و موجب گرفتارى به آتش دوزخ

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

امام صادق (ع) در معرّفى و شمارش گناهان كبيره فرمود: . .. و هنّ ممّا اوجب اللّه عز و جل عليهن النّار قال اللّه عزّ و جل: «انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به ... ».


عقاب الاعمال "مترجم"، ص 525، ح 1، باب عقاب من اتى الكبائر ; نورالثقلين، ج 1، ص 488، ح 292.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 50 - 8

8 - افترا بر خدا ، گناهى آشكار و بزرگ

و كفى به اثماً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 93 - 3

3 - كشتن عمدى مؤمن ، از گناهان بسيار بزرگ

و من يقتل مؤمنا متعمّداً فجزاؤه جهنّم خالداً فيها و غضب اللّه عليه و لعنه و اعدّ

برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: قتل النفس من الكبائر لانّ اللّه عز و جل يقول: «و من يقتل مؤمناً متعمّداً . .. و اعدّ له عذاباً عظيماً».


علل الشرايع، ص 478، ح 2، ب 228 ; نورالثقلين، ج 1، ص 534، ح 494.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 99 - 5

5 - ترك هجرت از سيطره كافران و مشركان ، گناهى بس بزرگ

فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم

چون كيفر ترك هجرت در صورت ناتوانى نيز به طور حتمى نفى نشده، معلوم مى شود هجرت در صورت توان، از واجبات بسيار مؤكّد است و ترك آن گناهى بزرگ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 13

13 - دفاع از خائنين ، خيانت و گناهى بزرگ است .

و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

مراد از «خواناً اثيماً» مى تواند قاضيانى باشد كه از خيانتكاران دفاع مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 2

2 - مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنى حرام و گناهى بزرگ است .

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى و نصله جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 5

5 - شرك به خدا از بزرگترين گناهان

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 6

6 - اتهام به برگزيدگان الهى ، گناهى بزرگ *

و بكفرهم و قولهم على مريم بهتناً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 47

47 - همكارى در گناه و تجاوز ، گناهى بزرگ و موجب كيفر و مجازاتى سخت

و لاتعاونوا على الاثم و العدون . .. إنّ اللّه شديد العقاب

تهديد به عذاب شديد، نشانه بزرگى گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 6

6 - هشدار هابيل به قابيل درباره بزرگى گناه آدمكشى و سنگينى عقوبت آن در قيامت

ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 1،2

1 - كشتن نابحق يك انسان ، گناهى بزرگ و داراى كيفر و مجازاتى بسيار سنگين

انه من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً

همسنگى كشتن يك انسان با كشتن تمامى مردم، مى تواند كنايه از شدت مجازات باشد.

2 - كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .

من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 11

11 - استهزاى دين و احكام الهى و بازيچه دانستن آن ، از گناهان بزرگ

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. أولياء

چون تمسخر كنندگان دين بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر احكام الهى از گناهان بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 6

6 - تمسخر اذان ، نماز و ديگر شعاير دينى ، از گناهان بزرگ

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

چون تمسخر كنندگان نماز و اذان و يا ديگر شعاير دينى، بايد طرد شوند و نبايد با آنان روابط دوستى برقرار كرد، معلوم مى شود تمسخر نماز و اذان و ديگر شعاير، از گناهان بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 5

5 - تجاوز به حقوق ديگران ، حرام خوارى و رشوه گيرى ، از گناهان بزرگ

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

ذكر تجاوز و حرام خوارى پس از كلمه «اثم» كه شامل همه گناهان مى شود (ذكر خاص بعد از عام)، مى تواند اشاره به بزرگى آن دو گناه داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 27

27 - شرك ، بزرگترين گناه كبيره و موجب گرفتارى به عذاب دوزخ

انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار

از امام صادق(ع) روايت شده: . .. اكبر الكبائر، الشرك باللّه يقول اللّه عزوجل: « انه من يشرك باللّه فقد حرم اللّه عليه الجنة مأويه النار ... . »


عيون اخبار الرضا، ج 1، ص 285، ح 33، ب 28; بحارالانوار، ج 79، ص 6، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 3،4

3 - شرابخوارى و قماربازى از گناهان كبيره

انما الخمر و الميسر . .. رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

چون خداوند شراب و قمار را پليد و كار شيطانى شمرد و رستگارى را در گرو ترك آن دانست و در آيه بعد آنها را عامل دشمنى و كينه توزى و مايه فراموشى ياد خدا و نماز معرفى كرد معلوم مى شود شراب خوارى و قماربازى نمى تواند گناه كوچكى محسوب شود.

4 - گرايش به مظاهر شرك از گناهان كبيره است .

و الانصاب و الازلم رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 9

9 - ابداع كنندگان سنت هاى ناروا و اعمال زشت ، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحق ملامتى بيشتر

أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

370- گناه كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 11

11 - عالمان اديان ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق هستند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 7

7 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى از گناهان بزرگ است .

خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

دورى هميشگى كتمان كنندگان حقايق از رحمت خدا و نيز ابتلاى آنان به عذابى تخفيف ناپذير، حكايت از بزرگى گناه آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 8

8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

371- گناه كتمان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 1،8

1 - كتمان معارف و احكامى كه خدا نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى ثبت شده ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

372- گناه كتمان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 7

7 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى از گناهان بزرگ است .

خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

دورى هميشگى كتمان كنندگان حقايق از رحمت خدا و نيز ابتلاى آنان به عذابى تخفيف ناپذير، حكايت از بزرگى گناه آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 1،8

1 - كتمان معارف و احكامى كه خدا نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى ثبت شده ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

8 - عالمان دينى ، در خطر آلوده شدن به گناه كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى و احكام الهى هستند .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

373- گناه كتمان كنندگان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 14

14 - خداوند ، كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى را از گناهان و آلودگى ها پاك نخواهد كرد .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايزكيهم

374- گناه كتمان كنندگان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 14

14 - خداوند ، كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى را از گناهان و آلودگى ها پاك نخواهد كرد .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايزكيهم

375- گناه كتمان گواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 24

24 - شاهدان رسمى در صورت كتمان شهادت از زمره گنهكارانند .

و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

376- گناه كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 16

16 - دعوت مردم به كفر و شرك، گناهى همسان با كفرپيشگى و شركورزى

ربنا هؤلاء أضلونا فاتهم عذابا ضعفا من النار قال لكل ضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 - شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 8

8 - عذاب جاودان جهنم تنها مجازات كافى براى منافقان و كافران و برابر با گناه كفر و نفاق آنان

وعد اللّه المنفقين . .. و الكفار نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 4

4 - كفر و شرك ، گناه و نيازمند توبه و طلب مغفرت از پيشگاه خداوند

ليغفر لنا خطينا

مصداق مورد نظر از خطيئة - به قرينه آيات بعد كه جرم و ايمان را در مقابل يكديگر قرار داده است - گناه كفر به خداوند و انكار رسالت موسى(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 2

2 - كفر ، جرم و گناه است و كافران مجرم و دوزخى اند .

إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم

لام در «له جهنّم» بر استحقاق دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 6

6 - سدكردن راه ايمان و معرفت ديگران به قرآن ، گناهى بزرگ تر و بدتر از كفر و گناهان شخصى كافران

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أسوء» در مقام مقايسه ميان كفر و حق ناباورى كافران، با تلاش هاى آنان در جلوگيرى از گرايش ديگران به ايمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 74 - 3

3 - كفر و شرك ، جرمى نابخشودنى

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم خلدون

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در مورد مشركان بود - بيانگر آن است كه مشركان، مجرمانى اند كه قابل بخشش نيستند و در جهنم براى هميشه ماندگاراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 2

2 - كفر به تنهايى - من هاى ضميمه شدن به اعمال زشت - خود جرمى مستحق عذاب است . *

فأمّا الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و أمّا الذين كفروا

در آيه پيشين، از لزوم همراهى ايمان با عمل صالح، جهت بهره مندى از پاداش اخروى سخن به ميان آمد; ليكن در اين آيه، در كنار «الذين كفروا» اشاره به اعمال بد نشده است. بنابراين مى توان گفت كفر، انسان را مصداق «مجرم» كرده و مستحق عذاب مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 8

8 - كفر و شرك ، جرمى بزرگ و كيفرآور در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

توصيف كافران و مشركان، به «جرم پيشه»، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 7

7 - كفر ، گناهى نابخشودنى

يأيّها الذين كفروا لاتعتذروا اليوم

پذيرفته نشدن عذرِ كافران، نشانگر نابخشودنى بودن عمل آنان (كفر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 6

6 - كفر و شرك ، جرمى نابخشنودنى

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

مقرر شدن عذابى كه فديه بردار نيست، بيانگر اين حقيقت است كه جرم كفر و شرك، جرمى نابخشودنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 3

3 - كفرورزى ، جرم ( گناه ) است و كافران به گناه آلوده اند . *

إنّ الذين أجرموا

مجرم خواندن كافران، يا به لحاظ گناه بودن كفر است و يا اين كه گناهان ديگرى نيز در بين كافران رواج دارد.

377- گناه كفر به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 1

1 - كفر به خدا و سرپيچى از عبادت او ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه

مراد از «الطيب من القول» - همان طور كه در آيه پيش گفته شد - كلمه توحيد و «صراط حميد» عبادت خداى يگانه است. بنابراين با توجه به ارتباط اين آيه با آيه پيش، مى توان گفت: «كفروا» در «إنّ الذين كفروا»به تقدير «كفروا بالطيب من القول» است و مراد از «سبيل اللّه» در «يصدون عن سبيل اللّه»، عبادت و پرستش خداى يگانه مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين» اسم «إنّ» و خبر آن محذوف است و تقدير آن به قرينه ذيل آيه چنين مى شود: «إنّ الذين كفروا... نذيقهم من عذاب أليم».

378- گناه كفر به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 6

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

379- گناه كفران نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 19

19 - طغيان در مورد نعمت هاى خداوند و خروج از مرز تعادل ، گناهى است بس بزرگ .

و لاتطغوا . .. و من يحلل عليه غضبى فقد هوى

غضب خداوند بر طغيان گران در مورد نعمت ها، نشانه بزرگى گناه آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 9

9 - كفران نعمت هاى الهى ، گناهى بس بزرگ و غيرقابل بخشش در پيشگاه خداوند

و هل نجزى إلاّ الكفور

تأكيد خداوند بر اين كه تنها كفران كنندگان نعمت ها، مورد مجازات قرار مى گيرند، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 6

6 - سپاس نعمت هاى الهى و اعتراف به آن ، تكليفى بس مهم و انكار و ناسپاسى آن ، گناهى بس عظيم

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از ده ها بار تكرار «فبأىّ ءالآء. ..» در اين سوره، مى توان برداشت بالا را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 3

3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .

إنّا هدينه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكفرين ... سعيرًا

از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.

380- گناه كم فروشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 1 - 1

1 - كم فروشى ، گناهى بزرگ است و كم فروشان به عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

ويل للمطفّفين

«طفيف» و«قليل»، به يك معنا است. تطفيف كاستنى است كه انجام دهنده آن در پيمانه كردن و وزن كردن خيانت كند و «ويل» در اصل به معناى عذاب و هلاكت است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 4 - 5

5 - كم فروشى ، گناهى در خور منكران معاد است و صدور آن از باورداران آخرت مايه شگفتى است .

ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون

381- گناه كيفر بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 12

12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

382- گناه گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

383- گناه گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 18

18- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : أيّما داع دعى إلى ضلالة فاتبع كان عليه مثل أوزار من اتبعه من غير أن ينقص من أوزارهم شىء . . . ;

از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هر دعوت كننده اى كه مردم را به گمراهى بخواند و از او پيروى شود، همانند بار سنگين گناهان كسانى كه او را پيروى كرده اند بر دوش دعوت كننده است; بى آنكه چيزى از گناهان پيروان او كاسته شود. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 4

4 - آنانى كه براى گمراهى ديگران تلاش مى كنند ، در گناه گمراه شدگان سهيم اند .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

384- گناه گواهى دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 21،22

21 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) خطيباً . فقال : ياأيّها الناس عدلت شهادة الزور إشراكاً باللّه ثلاثاً ، ثمّ قرأ : « فاجتنبوا الرجس من الأوثان واجتنبوا قول الزور » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ضمن خطبه اى سه دفعه فرمود: اى مردم! شهادت زور (دروغ)، معادل شرك به خدا است. سپس آيه «فاجتنبوا الرجس من الأوثان واجتنبوا قول الزور» را قرائت فرمود».

22 - « دخل عمرو بن عبيد على الصادق ( ع ) . . .و قال : أحب أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه فقال : . . .إنّ الكبائر . . . وقول الزور « و اجتنبوا قول الزور » . . . ;

عمروبن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد. .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب اللّه بشناسم. آن حضرت فرمود: ...[از جمله] گناهان كبيره... قول زور است; [چون در كتاب اللّه آمده است: ]«و اجتنبوا قول الزور»...».

385- گناه گواهى ناحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 2

2 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، گناه است .

فان عثر على انهما استحقا اثماً

مراد از «اثماً» - به قرينه «انا اذاً لمن الاثمين» - شهادتهاى دروغين است.

386- گناه لواط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 4

4- لواط و همجنس بازى ، گناهى بزرگ و به منزله گناهانى بسيار است .

و من قبل كانوا يعملون السيئات

برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه «ال» در «السيئات» عهد ذهنى باشد. در اين صورت مقصود از «السيئات» لواط است. اطلاق «سيئات» به صورت جمع بر يك گناه ، اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 8

8 - ارتكاب فحشا ( زنا و لواط ) ، از بدترين گناهان كبيره است .

الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الفواحش» پس از ذكر «كبائر الإثم» - با اين كه «كبائر الإثم» شامل فواحش نيز مى شود - نشانگر شدت زشتى و قبح آن در پيشگاه خداوند است. گفتنى است كه تعبير «فاحشه» از زنا و لواط در مواضع ديگر قرآن، قرينه بر اين است كه از مصاديق مورد نظر «الفواحش» زنا و لواط مى باشد.

387- گناه متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 7

7 - متخلفان از جنگ ، به بهانه مصون ماندن از فتنه و گناه ، خود در منجلاب فتنه و گناه بودند .

ائذن لى و لاتفتنى ألا فى الفتنة سقطوا

388- گناه مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

389- گناه محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 4،6

4 - گناه محاربه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همسان با گناه محاربه با خدا .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله

6 - فسادگرى در زمين ، گناهى برابر با گناه محاربه با خدا و رسول *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

جزاى مساوى براى محاربان و مفسدان، حكايت از برابرى گناه آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفسدان، عنوانى مستقل از محاربان نسبت به كيفرهاى چهارگانه باشد.

390- گناه مردان قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 55 - 1

1 - مردان قوم لوط ، گرفتار هم جنس گرايى

أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

391- گناه مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 21،32

21 - گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت - حتى برخى از آن - ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

32 - بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى آلوده به گناه و معصيت

يريد اللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون

392- گناه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 5

5 - خطر منافقان براى اسلام و گناه آنان نزد خداوند ، بيش از مشركان *

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

تقدم «المنافقين و المنافقات» بر «المشركين و المشركات»، ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

393- گناه مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 - پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

394- گناه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

395- گناه مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

396- گناه معرضان از انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 21

21- اعراض كنندگان از تعاليم پيامبران و معارف دين ، مجرم و گنهكارند .

و لاتتولوا مجرمين

397- گناه معرضان از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 21

21- اعراض كنندگان از تعاليم پيامبران و معارف دين ، مجرم و گنهكارند .

و لاتتولوا مجرمين

398- گناه مغالطه گران در اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

399- گناه مغالطه گران در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

400- گناه مفتريان به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 5،6،7

5- كسانى كه با ساختگى دانستن قرآن ، ديگران را به گمراهى كشيدند ، بخشى از گناهان آنان را به عهده خواهند داشت .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «من» براى تبعيض باشد.

6- افترا زنندگان به قرآن ، علاوه بر گناه خويش ، عهده دار گناه گمراه شدگان به دست خود نيز خواهند بود .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه

برداشت فوق بر اين احتمال است كه «من» يا زايد و يا براى جنس باشد چنان كه مفسّران احتمال داده اند.

7- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، علاوه بر گناه افترا زدن به قرآن ، برخى از گناه ديگران ( گناه گمراهى آنان ) را

نيز بر دوش مى كشند .

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه

اين برداشت، مبتنى بر تبعيض بودن «من» در «من أوزارهم» است.

401- گناه مقتول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 7

7 - خداوند ، گناهان مقتول به ناحق را به پاى قاتل او ثبت خواهد كرد .

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «اثمى»، مطلق گناهان باشد. برداشت فوق را فرمايش منقول از امام باقر(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من قتل مؤمناً متعمداً اثبت اللّه عليه جميع الذنوب و برى المقتول منها و ذلك قول اللّه تعالى «انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك فتكون من اصحب النار».


ثواب الاعمال و عقاب الاعمال (مترجم)، ص 636، ح 9، باب عقاب من قتل نفساً متعمداً; نورالثقلين، ج 1، ص 613، ح 133.

402- گناه مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.

و كذلك نجزى المجرمين

«جرم» به معناى تعدى و گناه است.

403- گناه مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 1

1- تكذيب كنندگان حقانيت قرآن ، سرانجام تمامى گناهان عمل خويش را در قيامت بر دوش خواهند كشيد .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال

لام «ليحملوا» لام عاقبت است و «أوزار» (جمع وزر) به معناى ثقل و سنگينى و كنايه از گناه است.

404- گناه مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 2

2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .

ناصية كذبة خاطئة

دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.

405- گناه مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 12

12 - منكران معاد در قيامت با بار سنگين گناهان خويش حضور مى يابند.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم

«أوزار»، جمع «وزر»، به معنى سنگينى است و مقصود از «أوزار» در آيه سنگينى گناهان است.

406- گناه مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 8

8 - خيانت و نيرنگ ، گناه است .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

در برداشت فوق، «اثيماً»، صفت توضيحى براى «خواناً» گرفته شده است.

407- گناه ممانعت از ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 22

22 - بستن مساجد به روى مردم و بازداشتن آنان از ياد خدا ، از گناهان بزرگ است .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه . .. لهم فى الأخرة عذاب عظيم

408- گناه ممانعت از زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 35 - 8

8 - از امام صادق ( ع ) [ ضمن حديثى در توضيح گناهان كبيره ] روايت شده است : « . . . و منع الزكاة المفروضة لأن اللّه عز و جل يقول : يوم يحمى على ها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم . . . ;

. .. از جمله گناهان كبيره، منع زكات واجب است; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: روزى كه آن [زر و سيم ]را با آتش دوزخ مى گدازند و پيشانى، پهلو و پشت آنان را داغ مى زنند و مى گويند اين است آنچه براى خود اندوختيد ... ».

409- گناه ممانعت از مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 22

22 - بستن مساجد به روى مردم و بازداشتن آنان از ياد خدا ، از گناهان بزرگ است .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه . .. لهم فى الأخرة عذاب عظيم

410- گناه ممانعت از مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 4

4- باز داشتن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگ و كفرآميز

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام

از اين كه خداوند، ممانعت از ورود مؤمنان به مسجدالحرام را به عنوان دومين جرم مهم مشركان ياد كرده و آن را در كنار كفر آنان متذكر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

411- گناه منابزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 20

20 - استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، گناه و نيازمند توبه است .

لايسخر قوم . .. و لا تلمزوا ... و لا تنابزوا ... و من لم يتب

بنابراين كه «و من لم يتب» نظر داشته باشد به تمام محتواى آيه و نه صرف كسانى كه لقب بد بر مؤمنان مى نهند، برداشت بالا استفاده مى شود.

412- گناه منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 5

5 - خطر منافقان براى اسلام و گناه آنان نزد خداوند ، بيش از مشركان *

و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت

تقدم «المنافقين و المنافقات» بر «المشركين و المشركات»، ممكن است اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

413- گناه نابخشودنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 21

21 - تحريف دين ( تغيير و تبديل و كم و زياد كردن وحى الهى ) گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب اخروى

قل ما يكون لى أن أبدّله . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 7

7 - شرك ، گناهى است نابخشودنى .

و لو لا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4

4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .

يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 44 - 7

7- ظلم ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب الهى در دنيا

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب في

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 3

3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .

و إذا رءا الذين ظلموا العذاب

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 5

5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت

لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 6

6 - انكار آيات الهى و روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .

و من أعرض عن ذكرى . .. و لم يؤمن ب-َايت ربّه ... لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 3

3- ادعاى الوهيت ، گناهى نابخشودنى است ، هر چند از جانب مقربان الهى باشد .

و من يقل منهم إنّى إله من دونه فذلك نجزيه جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 8

8 - ارتداد از دين ، گناهى نابخشودنى و درپى دارنده عذاب جاودان اخروى است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. خسر الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 8

8 - شرك ، گناهى است نابخشودنى كه اهل آن مستحق عذاب الهى اند .

و كثير حقّ عليه العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 19 - 5

5 - شرك و انكار ربوبيت خدا ، گناهى نابخشودنى و گرفتار كننده به آتش دورخ است .

فالذين كفروا قطّعت لهم ثياب من نار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 1

1 - كفر به خدا و سرپيچى از عبادت او ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه

مراد از «الطيب من القول» - همان طور كه در آيه پيش گفته شد - كلمه توحيد و «صراط حميد» عبادت خداى يگانه است. بنابراين با توجه به ارتباط اين آيه با آيه پيش، مى توان گفت: «كفروا» در «إنّ الذين كفروا»به تقدير «كفروا بالطيب من القول» است و مراد از «سبيل اللّه» در «يصدون عن سبيل اللّه»، عبادت و پرستش خداى يگانه مى باشد. قابل ذكر

است كه «الذين» اسم «إنّ» و خبر آن محذوف است و تقدير آن به قرينه ذيل آيه چنين مى شود: «إنّ الذين كفروا... نذيقهم من عذاب أليم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 9

9 - شرك ، گناهى غير قابل شفاعت *

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

تعبير «إنّما حسابه عند ربّه» ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه كمترين اجازه ميانجى گرى و شفاعت در شرك، به ديگران داده نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 4

4 - انكار معاد ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دوزخ به تكذيب كنندگان قيامت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 3

3 - تخلّف بى دليل از مقررات ارتش ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه ... أو لأاْذبحنّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 3

3 - تكذيب آيات الهى بدون ارائه دليل علمى ، ظلمى نابخشودنى و غيرقابل اعتذار

أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا . .. و وقع القول عليهم بما ظلموا

برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 3

3 - مشاهده آيات مختلف خداوند و ناديده گرفتن آنها ، ظلمى غيرقابل بخشش

و وقع القول عليهم بما ظلموا . .. ألم يروا ... إنّ فى ذلك لأيت

آيه ياد شده مى تواند تفسير و توضيحى باشد بر آنچه در آيه پيش به عنوان «ظلم» مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 9

9 - كفران نعمت هاى الهى ، گناهى بس بزرگ و غيرقابل بخشش در پيشگاه خداوند

و هل نجزى إلاّ الكفور

تأكيد خداوند بر اين كه تنها كفران كنندگان نعمت ها، مورد مجازات قرار مى گيرند، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 60 - 4

4 - دروغ بستن بر خداوند ، گناهى نابخشودنى و موجب روسياهى و خوارى در قيامت

و يوم القيمة ترى الذين كذبوا على اللّه وجوههم مسودّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 3

3 - شرك و عبادت غيرخدا ، از سوى هركس كه باشد - حتى پيامبران - در پيشگاه خداوند ، گناهى نابخشودنى است .

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 8

8 - قتل پيامبران ، جرمى نابخشودنى و موجب عذاب الهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 4،5

4 - ستم پيشگى ، گناهى نابخشودنى و عذرناپذير در قيامت

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

آمدن كلمه «الظالمين» به صورت وصفى، بيانگر اين نكته است كه مقصود از آن، فردى نيست كه در زندگى اندكى ستم كرده باشد; بلكه كسى است كه چنان به اين گناه آلوده شده كه به آن شهرت يافته و عادت كرده است.

5 - كفر و شرك ، ستمى غيرقابل بخشش و عذرناپذير در پيشگاه خداوند

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم

مقصود از «الظالمين» - به قرينه آيات گذشته - كافران و مشركان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 5،6

5 - روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم

با توجه به توضيح برداشت قبل و به كار رفتن «لن»، استفاده مى شود كه اعراض از ياد خدا، هرگز در قيامت مورد عفو او قرار نخواهد گرفت.

6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .

و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 74 - 3

3 - كفر و شرك ، جرمى نابخشودنى

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم خلدون

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در مورد مشركان بود - بيانگر آن است كه مشركان، مجرمانى اند كه قابل بخشش نيستند و در جهنم براى هميشه ماندگاراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 2

2 - كفر به آيات الهى ، پس از شنود و شهود آن ، دروغ پردازى و گناهى نابخشودنى است .

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون . ويل لكلّ أفّاك أثيم

برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين نكته است كه «أفّاك أثيم» به كسانى اطلاق شده كه آيات الهى را تصديق نكرده و بدان كفر ورزيده اند. بر اين اساس عدم ايمان به آيات روشن الهى، خود دروغ و گناهى عظيم و نابخشودنى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 4

4 - شركورزى ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و باعث دوزخى شدن انسان

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

برخى از مفسران برآنند كه مراد از «حنث» در آيه شريفه، شكستن پيمان توحيد است (پيمانى كه خداوند فطرتاً و در عالم ذر از انسان ها گرفته است). بر اين مبنا، مفاد آيه چنين مى شود: اصحاب شمال به خاطر شكستن پيمان توحيد و روى آوردن به شرك و اصرار بر آن، گرفتار عذاب دوزخ خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 2

2 - نفاق ، گناهى نابخشودنى است .

سواء عليهم . .. أم لم تستغفر لهم لن يغفر اللّه لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 7

7 - كفر ، گناهى نابخشودنى

يأيّها الذين كفروا لاتعتذروا اليوم

پذيرفته نشدن عذرِ كافران، نشانگر نابخشودنى بودن عمل آنان (كفر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 45 - 2

2 - دروغ بستن بر خدا ، گناهى بس بزرگ و نابخشودنى

و لو تقوّل علينا . .. لأخذنا منه باليمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 6

6 - كفر و شرك ، جرمى نابخشنودنى

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

مقرر شدن عذابى كه فديه بردار نيست، بيانگر اين حقيقت است كه جرم كفر و شرك، جرمى نابخشودنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 43 - 3

3 - ترك نماز ، جرمى بزرگ و نابخشودنى

عن المجرمين . .. قالوا لم نك من المصلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 44 - 2

2 - اطعام نكردن به مساكين و گرسنه ر ها كردن آنان در جامعه ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و لم نك نطعم المسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 45 - 2

2 - به بطالت گذراندن عمر ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نخوض مع الخائضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 3

3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .

إنّا هدينه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكفرين ... سعيرًا

از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 6

6 - تكذيب روز جزا ، جرمى نابخشودنى است و تكذيب گران مجرم اند .

ويل يومئذ للمكذّبين . .. كلوا و تمتّعوا قليلاً إنّكم مجرمون

مطلب ياد شده، از به كار رفتن عنوان «مجرمان» درباره «مكذّبان»، استفاده شده است.

414- گناه ناهيان از نماز محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 2

2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .

ناصية كذبة خاطئة

دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.

415- گناه نفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 8

8 - عذاب جاودان جهنم تنها مجازات كافى براى منافقان و كافران و برابر با گناه كفر و نفاق آنان

وعد اللّه المنفقين . .. و الكفار نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 2

2 - نفاق ، گناهى نابخشودنى است .

سواء عليهم . .. أم لم تستغفر لهم لن يغفر اللّه لهم

416- گناه و طبع انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 2

2 - گناه پيشگى ، برخلاف طبيعت نفس انسان است .

دسّيها

راغب در «مفردات» اكراه را در معناى «دسّ» دخيل مى داند. بنابراين، نفس به وارد شدن در گناه، رغبتى ندارد.

417- گناه وصيت ناعادلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 182 - 3،11

3 - وصيت هاى ناعادلانه اگر از سرعمد باشد ، گناه است .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً

11 - چنانچه وصيت ناعادلانه تبديل و اصلاح شود ، خداوند گناه وصيت كننده را خواهد بخشيد .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه إن اللّه غفور رحيم

در برداشت فوق «إن اللّه غفور» در ارتباط با گناه وصيت كننده (فمن خاف من موص . .. إثماً» ملاحظه شده است.

418- گناه هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 1،18،19

1 - هر يك از فرعون و هامان و قارون مناسب گناهشان كيفر شدند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه

18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون

419- گناه هتك آبروى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 5

5 - هتك حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و افترا به حريم آن حضرت ، گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند و در پى دارنده فرجامى ناگوار

إذ تلقّونه بألسنتكم . .. و تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم

420- گناه هتك آبروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 7

7 - شكستن حرمت و آبروى اهل ايمان ، امرى خطير و گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هيّنًا و هو عن

421- گناه همجنس بازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 4

4- لواط و همجنس بازى ، گناهى بزرگ و به منزله گناهانى بسيار است .

و من قبل كانوا يعملون السيئات

برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه «ال» در «السيئات» عهد ذهنى باشد. در اين صورت مقصود از «السيئات» لواط است. اطلاق «سيئات» به صورت جمع بر يك گناه ، اشاره به برداشت فوق دارد.

422- گناه همسر لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 19

19- همسر لوط به او ايمان نياورد و به گناهى هم طراز گناهان قوم لوط آلوده بود .

فأسر بأهلك . .. إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم

همانندى كيفر همسر لوط با كيفر قوم لوط - كه جمله «إنه مصيبها ما أصابهم» دلالت بر آن دارد - حاكى است كه گناه وى نيز هم طراز گناه آن قوم بوده است. گويا وى به عملكرد آنان راضى بوده و يا به گونه اى - چنانچه در برخى روايات وارده شده- ايشان را در گناهشان يارى مى داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 1

1- همسر لوط ( ع ) در زمره مجرمان قوم لوط و عذاب شدگان الهى بود .

إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم . .. إلاّ امرأته

423- گناه همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 30 - 1

1 - در صورتى كه همسران پيامبر ، آشكارا كار زشتى انجام دهند ، كيفرشان دوچندان خواهد بود .

ينساء النبىّ من يأت منكنّ بفحشة مبيّنة يضعف لها العذاب ضعفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 2،12

2 - گناه كارى همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( حفصه و عايشه ) ، به خاطر افشاى راز آن حضرت

إن تتوبا إلى اللّه

توصيه به توبه، نشانگر ارتكاب گناه است.

12 - افشاى راز پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى برخى از همسرانش ، گناه و خطايى بزرگ بود .

فقد صغت قلوبكما و إن تظهرا عليه فإنّ اللّه هو موليه . .. و الملئكة بعد ذلك ظهي

مطلب ياد شده، از آهنگ هشدارآميز آيه شريفه نسبت به همسران رسول خدا و لحن حمايت گونه آن، به دست مى آيد.

424- گناه يأس از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 7

7 - يأس از رحمت خدا و ثواب اخروى ، گناهى است بزرگ .

قومًا غضب اللّه عليهم قد يئسوا من الأخرة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «قد يئسوا. ..»، به عنوان بارزترين ويژگى مغضوبين ياد شده است.

425- گناه يأس از رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 87 - 14

14- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . [ من الكبائر ] الإياس من روح الله ، لأن الله عزوجل يقول : « إنه لاييأس من روح الله إلاّ القوم الكافرون » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: [يكى از گناهان كبيره] نااميدى از رحمت خداست ; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: «إنه لاييأس من روح الله إلاّ القوم الكافرون». ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 7

7 - يأس از رحمت خدا و ثواب اخروى ، گناهى است بزرگ .

قومًا غضب اللّه عليهم قد يئسوا من الأخرة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «قد يئسوا. ..»، به عنوان بارزترين ويژگى مغضوبين ياد شده است.

426- گناه يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 14

14 - آلوده شدن گروهى از يهوديان به گناه ، موجب تحريم طيبات الهى بر تمامى آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 21،32

21 - گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت - حتى برخى از آن - ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

32 - بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى آلوده به گناه و معصيت

يريد اللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون

427- گناهان صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 6

6 - گناهان از ديدگاه وحى ، تقسيم پذير به گناهان كبيره و گناهان صغيره

الذين يجتنبون كبئر الإثم

428- گناهان قابل عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 10

10- تنها برخى از گناهان ، قابل بخشش در پرتو ايمان و اعتقاد به خداوند *

أجيبوا داعى اللّه و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم

«من» در «من ذنوبكم» براى تبعيض است و اين احتمال وجود دارد كه تبعيض، نظر به نوع گناه داشته باشد; يعنى، برخى از گناهان با ايمان آوردن بخشيده مى شود و برخى ديگر خير.

429- گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 1،3

1 - كتمان معارف و احكامى كه خدا نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى ثبت شده ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

3 - دين فروشى و كسب متاع دنيا در قبال آن ، از گناهان بزرگ است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 9

9- نزديكى با زنان شوهردار و ارتكاب زنا ، از گناهان بسيار زشت و پليد است .

لنصرف عنه السوء و الفحشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4

4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .

يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 3

3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .

و إذا رءا الذين ظلموا العذاب

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 5

5- شرك ، گناهى بزرگ و مستوجب خلود در آتش جهنم است .

إنّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 8

8 - شرك ، گناهى بزرگ و داراى كيفرى ويژه در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 1

1 - گناه قذف ( نسبت دادن زنا بدون دليل به زنان پاكدامن ) على رغم بزرگى اش ، بخشودنى و قابل آمرزش از سوى خداوند است .

والذين يرمون المحصنت . ..أُولئك هم الفسقون. إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2،4

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

4 - انكار معاد ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دوزخ به تكذيب كنندگان قيامت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 5

5 - دروغ ، مادر گناهان و زاينده انحراف ها

أفّاك أثيم

اختصاص به ذكر يافتن «إفك» از ميان ساير گناهان و اصل قرار گرفتن براى «إثم» (تقدم آن بر إثم) مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 3

3 - تخلّف بى دليل از مقررات ارتش ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه ... أو لأاْذبحنّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 9

9 - كفران نعمت هاى الهى ، گناهى بس بزرگ و غيرقابل بخشش در پيشگاه خداوند

و هل نجزى إلاّ الكفور

تأكيد خداوند بر اين كه تنها كفران كنندگان نعمت ها، مورد مجازات قرار مى گيرند، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 6

6 - سدكردن راه ايمان و معرفت ديگران به قرآن ، گناهى بزرگ تر و بدتر از كفر و گناهان شخصى كافران

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أسوء» در مقام مقايسه ميان كفر و حق ناباورى كافران، با تلاش هاى آنان در جلوگيرى از گرايش ديگران به ايمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3،6،8،13

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

6 - گناهان از ديدگاه وحى ، تقسيم پذير به گناهان كبيره و گناهان صغيره

الذين يجتنبون كبئر الإثم

8 - ارتكاب فحشا ( زنا و لواط ) ، از بدترين گناهان كبيره است .

الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الفواحش» پس از ذكر «كبائر الإثم» - با اين كه «كبائر الإثم» شامل فواحش نيز مى شود - نشانگر شدت زشتى و قبح آن در پيشگاه خداوند است. گفتنى است كه تعبير «فاحشه» از زنا و لواط در مواضع ديگر قرآن، قرينه بر اين است كه از مصاديق مورد نظر «الفواحش» زنا و لواط مى باشد.

13 - « ( عن ) موسى بن جعفر ( ع ) يقول : دخل عمروبن عبيد على أبى عبداللّه ( ع ) فلمّا سلّم و جلس تلا هذه الآية : « الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش » . . . قال أحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه عزّوجلّ فقال : نعم يا عمرو أكبر الكبائر الإشراك باللّه . . . و بعده الإياس من روح اللّه . . . ثمّ الأمن لمكراللّه . . . و من ها عقوق الوالدين . . . و قتل النفس . . . و قذف المحصنة . . . و أكل مال اليتيم . . . و الفرار من الزحف . . . و أكل الربا . . . و السحر . . . و الزنا . . .و اليمين الغموس الفاجرة . . . و الغلول . . . و منع الزكاة . . . و شهادة الزور و كتمان الشهادة . . . و شرب الخمر . . . و ترك الصلاة . . .و نقض العهد و قطيعة الرحم . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: عمروبن عبيد (از علماى عامه) وارد بر امام صادق(ع) شد و چون سلام كرد و نشست آيه «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش» را تلاوت كرد. .. و گفت دوست دارم كه گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم امام فرمود: آرى اى عمرو! بزرگ ترين گناه كبيره شرك به خدا است... و بعد از آن يأس از رحمت خدا، ...و سپس ايمن شدن از مكر خدا... و از جمله آنها نافرمانى نسبت به پدر و مادر... و كشتن انسان... و اتهام به زنان پاكدامن... و خوردن مال يتيم... و فرار از ميدان جنگ... و رباخوارى... و سحر... و زنا... و قسم دروغ (براى حق ناحق كردن) و خيانت... و ندادن زكات... و گواهى دروغ و كتمان گواهى... و خوردن شراب... و ترك نماز... و پيمان شكنى و قطع رحم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 3

3 - دروغ پردازى ، گناهى بزرگ

أفّاك أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 10

10- « قطع رحم » ، گناهى بزرگ و در رديف فسادانگيزى در زمين

تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

از اين كه «تقطّعوا أرحامكم» در كنار «تفسدوا فى الأرض» قرار گرفته و از ميان همه گناهان اختصاص به ذكر يافته است; بزرگى گناه آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 8

8 - بدگمانى به خداوند ، از گناهان بزرگ و موجب قرار گرفتن انسان در زمره منافقان و مشركان

المنفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

وصف «الظانّين. ..» مشعر به عليت است; يعنى، اين بدگمانى است كه روح اصلى نفاق و شرك را تشكيل داده و انسان ها با اين بدگمانى، منافق و مشرك مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 4

4- باز داشتن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگ و كفرآميز

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام

از اين كه خداوند، ممانعت از ورود مؤمنان به مسجدالحرام را به عنوان دومين جرم مهم مشركان ياد كرده و آن را در كنار كفر آنان متذكر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 23،25

23 - « دخل عمروبن عبيد على أبى عبداللّه ( ع ) . . .قال اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه عزّوجلّ فقال : نعم ، أكبر الكبائر الإشراك باللّه . . . و بعده الإياس من روح اللّه . . . ثمّ الأمن مكر اللّه . . . و منها عقوق الوالدين . . . و قتل النفس . . . و قذف المحصنة . . . و أكل مال اليتيم . . . و الفرار من الزحف . . . و أكل الربا . . . و السحر . . . و الزنا . . . و اليمين الغموس الفاجرة . . . و الغلول . . . و ترك الصلاة متعمداً و نقض العهد و قطيعة الرحم . . . ;

(1) بعضى غلول را به معناى خيانت در غنائم و اموال عمومى گرفته اند.

25 - « دخل عمروبن عبيد على الصادق ( ع ) . . . و قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه فقال . . . و اللواط « و الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش . . . » ;

عمروبن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد. .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از قرآن بشناسم... امام [ضمن بيان گناهان كبيره ]فرمود: «لواط» هم يكى از آنها است و آيه «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش...» را تلاوت نمود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 1،4

1 - عظمت گناه پيمان شكنى در بينش الهى

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

«حنث» در مطلق گناه و نيز خصوص شكستن پيمان و خلف قسم به كار مى رود. گفتنى است كه توصيف «حنث» به وصف «عظيم»، بيانگر آن است كه شكستن پيمان در همه موارد گناهى بزرگ است.

4 - شركورزى ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و باعث دوزخى شدن انسان

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

برخى از مفسران برآنند كه مراد از «حنث» در آيه شريفه، شكستن پيمان توحيد است (پيمانى كه خداوند فطرتاً و در عالم ذر از انسان ها گرفته است). بر اين مبنا، مفاد آيه چنين مى شود: اصحاب شمال به خاطر شكستن پيمان توحيد و روى آوردن به شرك و اصرار بر آن، گرفتار عذاب دوزخ خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 45 - 2

2 - دروغ بستن بر خدا ، گناهى بس بزرگ و نابخشودنى

و لو تقوّل علينا . .. لأخذنا منه باليمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 43 - 3

3 - ترك نماز ، جرمى بزرگ و نابخشودنى

عن المجرمين . .. قالوا لم نك من المصلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 44 - 2

2 - اطعام نكردن به مساكين و گرسنه ر ها كردن آنان در جامعه ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و لم نك نطعم المسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 45 - 2

2 - به بطالت گذراندن عمر ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نخوض مع الخائضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 3

3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .

إنّا هدينه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكفرين ... سعيرًا

از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 4

4 - تكذيب دين ، جرمى بزرگ و غير قابل بخشش

كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمان»، همان «مكذّبان» است كه در اين سوره يازده بار ذكر شده است و چون تكذيب گران، محكوم به هلاكت اند; بنابراين جرم آنان (تكذيب دين)، بزرگ و غير قابل بخشش خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 9

9 - كشتن ناقه صالح ، گناهى بزرگ و دامنگير تمام ثموديان

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

بزرگى گناه قوم ثمود، از كيفر سنگين آنان به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 7

7 - روى آورى رزمندگان اسلام به اسير گرفتن از دشمن پيش از سركوبى كامل آنان گناهى بزرگ است .

لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

از اينكه گرفتن اسير اقتضاى عذاب بزرگ دارد، معلوم مى شود اين گناه، بزرگ است.

430- مبارزه با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 7،8

7 - مبارزه با علل و زمينه هاى گناه ، از روش هاى قرآن در مبارزه با مفاسد

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

8 - لزوم مبارزه با ريشه ها و علل گناه ، براى تأمين سلامت جامعه

لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل . .. و لا تقتلوا انفسكم ... و لا تتمنّوا ما فضّل

431- متّقين و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 2

2 - امكان لغزش تقواپيشگان و ارتكاب گناه از سوى آنان

اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم

432- مجلس گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 1،4،12

1 - شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .

و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

4 - حرمت حضور در مجالس گناه و لزوم ترك آن مجالس

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

12 - شركت كنندگان در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى ، همسانِ با كافرانِ استهزاگر

يكفر بها . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

433- مجوز گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 4

4- رنج و سختى ، نمى تواند مجوز ارتكاب گناه باشد .

رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه

434- محرمات بى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 6

6 - ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، گناه و معصيت محسوب نمى شود .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه

435- محمد(صلی الله علیه و آله) و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 12

12 - « قال الرضا ( ع ) : لم يكن أحد عند مشركى أهل مكّة أعظم ذنباً من رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) لأنّهم كانوا يعبدون من دون اللّه ثلثمأة و ستّين صنماً ، فلمّا جاءهم (صلی الله علیه و آله) بالدعوة إلى كلمة الإخلاص ، كبر ذلك عليهم و عظم . . . فلمّا فتح اللّه عزّوجلّ على نبيّه (صلی الله علیه و آله) مكة قال له يا محمّد : « إنّا فتحنا لك [ مكة ] فتحاً مبيناً ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر » عند مشركى أهل مكة ;

امام رضا(ع) فرمود: هيچ كس در نزد مشركان عرب، گناهش از گناه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بزرگ تر نبود; زيرا مشركان 360 بت را مى پرستيدند و چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را به كلمه توحيد و اخلاص دعوت كرد، در نظر آنان [گناه] بزرگ و عظيم بود . .. پس چون خداى عزّوجلّ، مكه را براى پيامبرش فتح كرد; به آن حضرت فرمود: اى محمد! ما مكه را با فتح آشكارى براى تو فتح كرديم، تا خدا گناهان گذشته و آينده تو در نزد مشركان اهل مكه را بپوشاند».

436- مخلصان و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 2

2- زندانى شدن و خوار گشتن ، محبوب تر از گناه و معصيت ، در پيش حضرت يوسف ( ع ) و بندگان مخلص خدا

قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه

437- مراتب گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 13

13 - خداوند ، تعيين كننده درجات گناهان

قتال فيه كبير . .. اكبر عنداللّه ... و الفتنة اكبر

كلمه «عنداللّه»، گوياى اين معناست كه تنها ملاك مورد پذيرش در ارزشگذارى اعمال، ارزشگذارى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 12

12 - گناهان ، داراى مراتب

اثماً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 99 - 5

5 - ترك هجرت از سيطره كافران و مشركان ، گناهى بس بزرگ

فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم

چون كيفر ترك هجرت در صورت ناتوانى نيز به طور حتمى نفى نشده، معلوم مى شود هجرت در صورت توان، از واجبات بسيار مؤكّد است و ترك آن گناهى بزرگ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 12

12 - تفاوت كيفر هاى الهى ، نشاندهنده ميزان پليدى گناهان

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 4

4 - ظلم، معيارى اساسى در سنجش رتبه گناهان و درجه بندى آنها

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 1

1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.

و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 9

9 - ابداع كنندگان سنت هاى ناروا و اعمال زشت ، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحق ملامتى بيشتر

أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 1،4

1 - آثار شوم برخى از گناهان و ظلم ها تنها دامنگير گناهكار و ظالم ، و برخى داراى آثارى فراگير بر گنهكار و بى گناه

و اتقوا فتنة لاتصيبن

4 - مؤمنان وظيفه دار اهتمام بيشتر در پرهيز از گناهانى كه آثار شوم آن فراگير جامعه ايمانى است .

و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

بديهى است هيچ گناه و ستمى را نبايد مرتكب شد. بنابراين نهى از ارتكاب گناهى كه فتنه اى فراگير دارد، حاكى از تأكيد بيشتر نسبت به پرهيز از چنين گناهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 11

11- گناهان ، داراى رتبه هاى مختلف بوده و عذاب هاى متناسب با خود را دارند .

فادخلوا أبوب جهنّم خلدين فيها فلبئس مثوى المتكبّرين

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أبواب» اصناف باشد و اين معنا نشان دهنده تناسب عذاب با گناه است. مؤيد برداشت فوق، تخصيص به ذكر متكبران از ميان جهنّميان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 14

14- برخى از گناهان ، عذابى فراگير و سخت تر از برخى ديگر دارند .

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

از اينكه براى «سيئه» واژه «أصاب» و براى استهزا «حاق» به كار رفته است، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 8

8 - گناهان ، داراى مراتب متفاوت از حيث زشتى وناپسندى

و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

438- مسابقه در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 3

3 - مسابقه و پيشى جستن در ارتكاب گناه ، تجاوز و حرام خوارى ، شيوه بسيارى از اهل كتاب در عصر بعثت

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

1 - «يسرعون «از مصدر» مسارعة» مى تواند به معناى پيشى جستن از يكديگر باشد. 2 - فعل مضارع «يسرعون» دلالت مى كند كه ارتكاب اين اعمال شيوه آنان بوده و به طور مستمر انجام مى داده اند، جمله «كانوا يعملون» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

439- مسؤول گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 7

7 - هر كسى ، مسؤول گناه خودش است .

و ما هم بحملين من خطي-هم من شىء

بنابراين كه جمله «و ما هم بحاملين. ..» در صدد بيان قاعده اى كلى، به صورت بيان قضيه خارجى باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد; يعنى، نمى شود كه آنان، گناهى را از گناهان مسلمانان مرتد، تحمل كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 18 - 1،2،4

1 - هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نكشيده و مسؤوليت آن را نمى پذيرد .

و لاتزر وازرة وزرأُخرى

2 - بارگناه هر كسى تنها بر دوش خود او است .

و لاتزر وازرة وزرأُخرى

4 - در قيامت ، حتى خويشاوندان هم از به دوش كشيدن بارگناه كسان خود ، سر باز مى زنند .

و إن تدع مثقلة إلى حملها لايحمل منه شىء و لو كان ذاقربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 38 - 1

1 - مسؤوليت گناه هر فرد ، تنها متوجه خود او است .

ألاّتزر وازرة وزر أُخرى

از گناه، تعبير به «وزر» مى شود (مفردات راغب).

440- مصرف مال در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 15

15 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه فرموده : « كذلك يريهم اللّه اعمالهم حسرات عليهم » روايت شده : « هو الرجل يدع المال لاينفقه فى طاعة اللّه بخلا ثم يموت فيدعه لمن هو يعمل فى طاعة اللّه او فى معصيته فان عمل به فى طاعة اللّه رأه فى ميزان غيره فزاده حسرة و قد كان المال له و ان كان عمل به فى معصية اللّه قواه بذلك المال حتى عمل به فى معصية اللّه ;

مراد شخصى است كه مال دنيا را به جا مى گذارد و از روى بخل آن را در طاعت خدا انفاق نمى كند و بعد از مرگش آن مال در طاعت و يا معصيت خدا خرج مى شود. پس اگر آن مال در طاعت خدا مصرف شود آن را در ميزان ديگرى مى بيند و حسرت او زيادتر مى شود; چون اين مال، ملك او بوده است و اگر در معصيت خدا صرف شده باشد، او آن گناهكار را به وسيله آن مال تقويت كرده تا بدين گونه نافرمانى خدا را نمايد».

441- مصونيت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 25

25- پذيرش درخواست آدمى از جانب خدا و حفظ او از ارتكاب گناه ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

معاذ الله إنه ربى أحسن

442- ملاك ارزيابى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 4

4 - ظلم، معيارى اساسى در سنجش رتبه گناهان و درجه بندى آنها

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته

443- ملاك زشتى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 8

8 - ظلم، معيار سنجش ميزان زشتى گناهان و داراى مراتب است.

و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

گزينش واژه «أظلم» به جاى «أذنب» و «أعصى» و مانند آن مى تواند بدان جهت باشد كه اولا ظلم بودن افترا را گوشزد كند و ثانياً به ريشه گناه بودن افترا اشاره نمايد. بنابراين ظلم معيارى براى شناخت گناه و مرتبه آن است.

444- ملائكه و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 29 - 2

2- ملائكه ، در صورت گناه و لغزش ، از عذاب الهى در امان نخواهند بود .

و من يقل منهم إنّى إله من دونه فذلك نجزيه جهنّم

445- ممانعت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 10،12،15

10 - باور مصلحان يهود به ربوبيت خداوند بر بندگان ، واداركننده ايشان به تلاش براى اصلاح جامعه و بازدارى منحرفان از

گناه و تجاوز

قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق از آوردن اسم «رب» استفاده شده است.

12 - نهى از منكر وسيله اى براى بازدارى مردم از گناهان

و لعلهم يتقون

15 - پرهيزكنندگان از فساد در صورتى كه براى بازدارى جامعه از گناه تلاش نكنند ، در پيشگاه خداوند مسؤولند .

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

446- منشأ آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 2

2 - آمرزش گناه بندگان به دست خدا و در اختيار اوست .

ثم عفونا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 11

11 - آمرزش گناهان انسان به دست خدا و در اختيار اوست .

نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 11

11 - آمرزش گناهان انسان به دست خدا و در اختيار اوست .

نغفر لكم خطيئتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 2

2 - پذيرش توبه گنه كاران و بخشش اعمال ناشايست آنان ، تنها در اختيار خداوند است .

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

«هو» مبتدا و «الذى يقبل» خبر است. موصول آمدن خبر، حكايت از اين حقيقت دارد كه مضمون صله (يقبل التوبة) از صفات تغييرناپذير مبتدا و از شؤون ثابت او است.

447- منشأ تبديل گناه توابين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 70 - 10

10 - تبديل بدى هاى مردم توبه كار ، مؤمن و نيكوكار به خوبى ها و جايگزين كردن ثواب به جاى عقاب آنان ، برخاسته از غفران و مهربانى خداوند

إلاّ من تاب . .. فأُولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنت و كان اللّه غفورًا رحيمًا

يادآورى دو صفت غفران و رحمت خداوند، پس از وعده تبديل بدى هاى مؤمنان به خوبى ها، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

448- منشأ تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 4

4 - هر كس تقوا پيشه سازد ، خداوند بدى هايش را مى زدايد و از گناهانش درمى گذرد .

و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته

449- منشأ تكفير گناه مطلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 6

6 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب زدايش بدى ها و گذشت خطاهايشان از جانب خداوند

إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته

450- منشأ عفو گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 4

4 - هر كس تقوا پيشه سازد ، خداوند بدى هايش را مى زدايد و از گناهانش درمى گذرد .

و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته

451- منشأ گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 18

18 - ارتكاب گناه و اعمال ناروا ريشه در نادانى دارد. *

أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 7

7- ارتكاب گناهان و ستمكاريها ، برخاسته و نشأت گرفته از جهل است .

هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 5

5- جهل و ناآگاهى به حقايق ، ريشه هر گناه و بدكارى

للذين عملوا السوء بجهلة

كلمه «بجهالة» بدكاران را به دو دسته تقسيم نمى كند; بلكه احتمالاً در مقام توضيح و تبيين ماهيت بدكاران است كه هر بدكارى قطعاً جاهل و نابخرد است; چه اينكه اگر خرد مى داشت، خود را به عواقب شوم گناه مبتلا نمى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 98 - 3

3 - شرك ، عمده ترين گناه دوزخيان و ريشه همه تباهى ها

إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين

از اين كه دوزخيان گمراه، از ميان همه تبه كارى هاى خود، تنها به گناه شركشان پرداخته اند; احتمالاً بدين منظور باشد كه شرك را بزرگ ترين خطاى خود شمرده و يا منشأ ساير خطاها دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 3

3 - شياطين ، الهام كننده دروغ و گناه اند ; نه پيام هاى معرفتى و ارزشى همچون قرآن .

و ما تنزّلت به الشيطين . .. تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 9

9 - ( فى المجمع ) « و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين أضلاّنا من الجن و الإنس » يعنون إبليس الأبالسة و قابيل بن آدم أوّل من أبدع المعصية . روى ذلك عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان راجع به قول خداوند كه مى فرمايد: «و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين . ..» آمده است كه: مقصود آنان رئيس أبليس ها و قابيل فرزند آدم است كه گناه و نافرمانى را پايه گذارى نمود و اين مطلب از على(ع) روايت شده است.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 4

4 - محبت و دلبستگى به دنيا ، سرچشمه گناه ، كفر و ناسپاسى است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة

452- موارد گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 10

10 - تصديق نكردن رسالت هاى پيامبران ، گناه و درپى دارنده كيفر الهى است .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقه

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فأخذتكم . ..» علاوه بر ارتباطش با «نرى اللّه جهرة» مرتبط با «لن نؤمن لك» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 7

7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 182 - 3

3 - وصيت هاى ناعادلانه اگر از سرعمد باشد ، گناه است .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 224 - 11

11 - سوگند صادقانه به خدا ، گناه است و دروغ آن ، كفر عملى .

و لا تجلعوا اللّه عُرضةً لايمانكم

ان اللّه عز و جل يقول: «و لا تجعلوا اللّه عُرضة لايمانكم»


كافى، ج 7، ص 434، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 218، ح 834.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 20 - 6

6 - پس گيرى مهريّه از سوى شوهران ، كارى باطل و گناهى آشكار است .

فلا تاخذوا منه شيئاً اتأخذونه بهتاناً و اثماً مبيناً

در برداشت فوق، «بهتاناً» و «اثماً»، حال براى «اَخْذ» (كه از «تأخذونه» استفاده مى شود) گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 7

7 - سرپيچى از فرامين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه ، نفاق و ستم بر خويشتن است .

و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم

مراد از ظلم در «اذ ظلموا» به قرينه «ليطاع»، مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و با توجّه به آيات قبل كه اعراض كنندگان

از رسول (صلی الله علیه و آله) را منافق شمرده، مى توان گفت هر گونه مخالفتى با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اعراض از او، نوعى نفاق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 112 - 2،4

2 - متهم ساختن افراد بى گناه ، دروغى بهت آور و گناهى آشكار است .

و من يكسب . .. ثم يرم به برياً فقد احتمل بهتناً و اثماً مبيناً

برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: . .. فاما اذا قلت ما ليس فيه فذلك قول اللّه «فقد احتمل بهتاناً و اثما مبينا».


تفسير عياشى، ج 1، ص 275، ح 270; نورالثقلين، ج 1، ص 549، ح 556.

4 - تهمت به بى گناهان ، گناهى واضح و آشكار

و من يكسب خطيئة أو اثماً ثم يرم به برياً فقد احتمل بهتناً و اثماً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 16

16 - عدم رعايت عدالت نسبى بين همسران ، گناه و آمرزش آن در گرو بازگشت به عدالت و رعايت تقواست .

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. و إن تصلحوا و تتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 2،5،6،40

2 - هتك حرمت شعاير الهى ، حرام و گناه است .

يايها الذين ءامنوا لاتحلوا شعر اللّه

5 - هتك حرمت ماه هاى حرام ، هَدْى ( قربانى بى نشان حج ) و قلائد ( قربانى با نشان حج ) ، حرام و گناه است .

لاتحلوا . .. و لاالشهر الحرام و لاالهدى و لاالقلئد

«قلائد» جمع قلادة به معناى گردنبند است و مراد از آن گوسفند، شتر و گاوى است كه به منظور قربانى كردن در حج، علامتى را بر گردن آن مى آويزند. و لفظ «الشهر الحرام» اگر چه مفرد است ولى مراد از آن جنس است. بنابراين شامل تمامى ماههاى حرام مى شود.

6 - هتك حرمت علامت هاى ويژه قربانى حج ، حرام و گناه است .

و لاتحلوا . .. و لاالقلئد

بنابر اينكه مراد از «قلائد»، خود علامت باشد، نه حيوان داراى علامت.

40 - جلوگيرى از انجام حج ، گناه و تجاوز است .

و لا ءآمين البيت الحرام . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 11

11 - تمرد از فرمان جهاد ، گناه است .

و بين القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 3

3 - بسته بودن دست خداوند ، از گفتار هاى ناروا و گناه آلودِ بسيارى از يهوديان

عن قولهم الاثم . .. و قالت اليهود يداللّه مغلولة

«و قالت اليهود . .»، مى تواند بيان مصداقى براى «قولهم الاثم» در آيه قبل باشد و به قرينه آيه 62 اين سخن، گفته تمامى يهوديان نبوده و گروهى از آنان - همچون ربانيون و احبار - چنين گفتارى نداشته و لذا در برداشت فوق به همه آنان نسبت داده نشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 6

6 - شكستن سوگند گناه و پرداخت كفاره موجب بخشايش آن است .

و لكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمن فكفّرته . .. ذلك كفّرة ايمنكم

مؤاخذه سوگندشكنان دليل عصيانگرى آنان است و كلمه كفاره كه به معناى پوشاننده است اشاره به بخشودگى گناه - در پى پرداخت كفاره - دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 23،24،25،27

23 - دستيابى به منافع شخصى و يا نفع رسانى به خويشان با خيانت و شهادت گناه است .

لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى . .. إنّا اذاً لمن الاثمين

24 - شاهدان رسمى در صورت كتمان شهادت از زمره گنهكارانند .

و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

25 - تضييع حقوق مردمان ، بدون هيچ ترديد گناه است .

لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى . .. إنّا اذاً لمن الاثمين

27 - خيانت در شهادت ، گناه است .

لانشترى به ثمناً . .. إنّا اذاً لمن الاثمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 2

2 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، گناه است .

فان عثر على انهما استحقا اثماً

مراد از «اثماً» - به قرينه «انا اذاً لمن الاثمين» - شهادتهاى دروغين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 15،16

15 - انكار معاد، گناه و بارى شوم بر دوش منكران معاد در قيامت است.

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. ألا ساء ما يزرون

16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.

قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون

بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 5

5 - وفا نكردن به عهد ها و پيمان هاى الهى گناه و موجب فسق است .

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

در چگونگى ارتباط جمله «ما وجدنا . .. » با جمله «إن وجدنا ... » از جهت تقدم و تأخر رتبى دو نظر ابراز شده است: وفا نكردن به عهدهاى الهى موجب فسق است ; فسق پيشين زمينه ساز پايدار نماندن به عهدهاى الهى است. برداشت فوق مبتنى بر احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 - شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 2،5

2 - بازداشتن مردم از ورود به مسجدالحرام ، گناهى مستوجب عذاب الهى

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام

5 - سرپرستان مسجدالحرام در صورت بازداشتن اهل ايمان از ورود به آن ، گنهكارند و از حق ولايت و سرپرستى محروم خواهند شد .

يصدون . .. و ما كانوا أولياؤه إن أولياؤه إلا المتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 30 - 2

2- طرد مؤمنان ( نپذيرفتن آنان به جرگه و مجمع اهل ايمان ) گناه و درپى دارنده عذاب الهى است .

من ينصرنى من الله إن طردتهم

«من الله» به معناى «من عذاب الله» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 16

16- ناشايست شمردن تهى دستان ، براى كسب خير و مقام هاى معنوى ، گناه و پندارى است به دور از واقعيت .

لا أقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 3،6

3- نسبت دادن مطالب خود ساخته به خداوند جرم و گناه است .

قل إن افتريته فعلىّ إجرامى

«إفتراء» به معناى دروغ بافتن است و در آن نسبت دادن به ديگرى قيد نشده است; ولى قرينه هاى موجود در آيه شريفه از لحاظ اين قيد در «إفتراه» و «إفتريته» حكايت دارد. بنابراين «إن افتريته ...»; يعنى، اگر آن را من بافته باشم و به خدا نسبت دهم ... .

6- شركورزى و پرستش غير خدا ، جرم و گناه است .

و أنا برىءٌ مما تجرمون

چون مخاطبان «تجرمون» مشركان و پرستش كنندگان غير خدا هستند ، مى توان گفت: منظور از گناه در جمله «تجرمون» شرك ورزى و پرستش غير خداست. قابل ذكر است كه «ما» در «مما» مصدريه مى باشد; يعنى: أنا برىءٌ من إجرامكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 15

15- دلبستگى به تمتعات دنيوى و لذّت هاى مادى ، گناه است .

واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه و كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 8

8- خيانت به مردم ، گناه و رفتارى نكوهيده است .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 12

12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7- رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 16

16- تكذيب پيامبران الهى ، جرم و گناه است و تكذيب كنندگان مجرم و گنهكارند .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 13

13- بى حرمتى به پدر و مادر و كوتاهى در رعايت حقوق آنان ، گناه و نيازمند توبه است .

و اخفض لهما . .. فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 6

6- شرك و دنياپرستى و مغرور شدن به مال و فرزند ، گناه و مايه دلهره و وحشت در آخرت است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

آيات گذشته، در باره دنياپرستى و شرك بود، لذا مصداق مورد نظر از «مجرمين» همان مشركان سرمست به مواهب دنيوى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 4

4- شرك ، جرم و گناه است و آتش دوزخ را در پى دارد .

نادوا شركاءى . .. و رءا المجرمون النار فظنّوا أنّهم مواقعوها

مصداق بارز جرم، در اين آيه، به قرينه آيه قبل، شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 14

14 - نسبت دادن عمدى شخصى به فرزندى كسى ، گناه و جرم است .

و ليس عليكم جناح فيما أخطأتم به و لكن ما تعمّدت قلوبكم

خبر «لكن» محذوف است و مى تواند چيزى مانند «جناح» و «ذنب» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 2

2 - نسبت ناروا به مردان و زنان مؤمن بى گناه ، آزار و اذيت آنان و گناه است .

و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا . .. إثمًا مبينًا

به قرينه «فقد احتملوا بهتاناً» مراد از آزار و اذيت مؤمنان، تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 3

3 - شرك و عبادت غيرخدا ، از سوى هركس كه باشد - حتى پيامبران - در پيشگاه خداوند ، گناهى نابخشودنى است .

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

453- موانع اصرار بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 17 - 4

4 - ايمان ، بازدارنده آدمى از تكرار گناه

يعظكم اللّه أن تعودوا لمثله أبدًا إن كنتم مؤمنين

جواب جمله شرطيه (إن كنتم مؤمنين) جمله اى است محذوف (مانند «فلاتعودوا لمثله») كه جمله پيش آن را تفسير مى كند. براين اساس پيام آيه چنين مى شود: «اگر حقيقتاً ايمان داريد پس نبايد چنين گناهى را تكرار كنيد».

454- موانع تأثير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 8 - 4

4 - توجّه به قدرت خداوند ، در صورت نگارى و تركيب اجزاى بدن انسان مانع تأثير جاذبه هاى گناه در او و زمينه ساز پذيرش ربوبيت خداوند است .

ما غرّك . .. فى أىّ صورة ما شاء ركّبك

455- موانع تعاون بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 48

48 - توجه به كيفر سخت الهى ، زمينه ساز تقواپيشگى و پرهيز از همكارى در گناه

و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه إنّ اللّه شديد العقاب

456- موانع كيفر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 2

2 - توبه و انجام عمل صالح ، از ميان برنده آثار سوء ظلم و گناه

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا بعد سوء

«تبديل» (مصدر «بدّل») به معناى جايگزين كردن است. جايگزينى وقتى تحقق مى يابد كه يكى برود و ديگرى جاى آن را بگيرد. گفتنى است كه مراد از «ظلم» در آيه شريفه، مطلق معصيت است و مراد از «حُسن» هم مى تواند توبه باشد و هم عمل صالح; يعنى، «لكن آنان كه با ارتكاب گناه مرتكب ظلم شدند ولى بعداً توبه [يا عمل صالح] را جايگزين آن نمودند بدانند كه من غفور و رحيم هستم و آنان را مى بخشم و مورد رحمت خويش قرار مى دهم. بنابراين آنان نيز بعد از اين از چيزى نترسند.

457- موانع گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 32

32 - توجه و باور به آگاهى خدا بر اعمال ، بازدارنده آدمى از گناهان و شكستن پيمان هاى اوست .

و ما اللّه بغفل عما تعملون

هدف از بيان آگاهى و نظارت خدا بر رفتار بندگان، اين است كه: آنان توجه به نظارت خدا داشته باشند تا از كردار ناروا پرهيز كنند. بنابراين توجه به آگاهى و نظارت خداوند چنين اقتضايى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 3

3 - زن و شوهر ، لباس عفاف يكديگرند و هر كدام مايه پرهيز ديگرى از گناهان جنسى است .

هن لباس لكم و أنتم لباس لهن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 5

5 - تحريك عواطف انسانى از روش هاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه

اثماً مبيناً. و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 3

3 - خداوند ، سزاوارترين ناظرى است كه هنگام گناه بايد از او شرم كرد .

يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه و هو معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 14

14 - دانايى به حقيقت اعمال و واقعيت گناه ، بازدانده آدمى از خطا و گناه *

و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة . .. و علمك ما لم تكن تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 122 - 8

8 - توجه انسان ها به فرجام اعمال خود ، بازدارنده ايشان از بدى ها و ترغيب كننده آنان به نيكيهاست .

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر . .. و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 15

15 - توجه به ربوبيت فراگير خداوند بر جهان هستى ، موجب ترس از او و پرهيز از گناه

انى اخاف اللّه رب العلمين

توصيف «اللّه» به «رب العلمين»، پس از بيان خداترسى هابيل، مى رساند كه وى بدان جهت از خدا هراسان بوده كه خداوند را پروردگار جهانيان مى دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 13

13 - خوف از خداوند و يا معاد ، مانع ظلم و گناه و گرفتار آمدن به عذاب دوزخ

انى اخاف اللّه رب العلمين. انى اريد ان تبوا باثمى ... فتكون من اصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 9

9 - تقوا و خداترسى، مانع آلوده شدن آدمى به گناه و بروز رذايل اخلاقى در وى است.

و لباس التقوى ذلك خير

برتر شمردن تقوا پس از تشبيه آن به پوشاك، مى تواند ناظر به اين حقيقت باشد كه پوشاك زشتيهاى موجود را مستور مى سازد و تقوا مانع از به وجود آمدن پليديها در روح آدمى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 36 - 16

16 - تقوا ، زمينه ساز رعايت حرمت ماه هاى حرام و بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى

منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم ... و اعلموا ان اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 17

17 - توجه به شدت عقاب هاى اخروى ، عاملى بازدارنده از گناه و مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل نار جهنم أشد حراً لو كانوا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 4،13

4 - توجه انسان به نظارت خدا و رسول و مؤمنان بر اعمالش ، بازدارنده او از خطا و تشويق كننده به نيكيهاست .

قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون

13 - توجه به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار ، و غيب و شهود ، بازدارنده آدمى از گناه و توبه شكنى و برانگيزنده وى به خير و صلاح

و قل اعلموا فسيرى اللّه عملكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

بيان علم همه جانبه خداوند - پس از تشويق و توصيه به توبه و عمل - مى تواند به منظور مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 17

17- توجه به خداوند ، عامل بازدارنده آدمى از گناه

قال معاذ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 4

4- بهره مندى يوسف ( ع ) از برهان و حجت الهى ( مشاهده ربوبيت خدا و . . . ) عامل عصمت او از ارتكاب گناهان

لولا أن رءا برهن ربه كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 6

6- نفس آدمى در صورت شمول رحمت خدا بر او ، به انجام بدى ها فرمان نمى دهد و به ارتكاب گناهان ترغيب نمى كند .

إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 8،11

8- تقوا ، عمده ترين عامل در حفظ آدمى از گناه است .

أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا

11- « روى عن على ( ع ) إنّه قال : علمت أنّ التقىّ ينهاه التقى عن المعصية ;

از حضرت على(ع) روايت شده كه فرمود: مريم دانست كه انسان پرهيزگار، تقوايش او را از معصيت باز مى دارد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 6

6- توجه به علم همه جانبه خداوند به گفتار و اعمال موجودات جهان ، بازدارنده آدمى از حق ستيزى و گناه

أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض و هو السميع العليم

خداوند در پاسخ به توطئه ها و سخنان سرّى مشركان عليه اسلام، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه علم همه جانبه الهى را به آنان گوشزد كند. اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 3

3- توجه انسان به علم مطلق خداوند ، عامل بازدارنده وى از معصيت و گناه

لايسبقونه . .. بأمره يعملون . يعلم ما بين أيديهم و ما خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 5

5- اعتقاد به قيامت و آگاهى از آتش دوزخ ، بازدارنده آدمى از گناه و حق ستيزى

متى هذا الوعد . .. لو يعلم الذين

از اين كه خداوند فرمود: اگر كافران مى دانستند كه آتش دوزخ و. .. با آنان چه مى كند، در نزول عذاب و برپايى قيامت عجله نمى كردند، به دست مى آيد كه ايمان به قيامت و آگاهى از احوال آن، آدمى را از كفر و حق ستيزى و هرگونه گناه بازمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 29 - 6

6 - توجه و اعتقاد به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار انسان ها ، بازدارنده آنان از گناه و نافرمانى است .

ليس عليكم جناح أن تدخلوا بيوتًا غير مسكونة . .. و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمو

تذكر به علم همه جانبه الهى در پايان آيه مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 16

16 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به حركات و رفتار انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات خدا و پرهيز از نافرمانى او است .

قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون

سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (إنّ اللّه خبير بما يصنعون)، مى تواند به منظور اين مطلب، ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 12

12 - توجه و اعتقاد به شنوايى و دانايى خداوند ، بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ . .. و

جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه و در مقام تهديد زنانى است كه احياناً بخواهند از حكم حجاب و عفاف سرپيچى كنند و يا از موارد استثنا، سوء استفاده كنند. از اين رو آمدن چنين جمله اى و يادآورى صفت شنوايى و دانايى خداوند، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 6،9،13

6 - نماز ، قطعاً ، انسان را از افتادن در ورطه گناهان آشكار و منكرات ، باز مى دارد .

إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر

9 - خداوند ، خواهان برچيدن گناه و منكر ، از طريق عمل به تكاليف شرعى است .

أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر

13 - ياد و ذكر خدا ، بالاتر و برتر از هر چيزى ، مانع فحشا و منكر است .

إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و . .. و لذكر اللّه أكبر

برداشت بالا، بنابراين اساس است كه مفضَّلٌ عليه «اكبر» محذوف و چيزى از قبيل «ماسواه» و «جميع أعماله» باشد كه شامل نماز هم مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 16

16 - توجه به بازگشت به خدا و در نتيجه ، آگاه شدن از عمل خويش ، مانع پافشارى بر كار خلاف است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

در فراز «إلينا مرجعهم فننبّئهم. ..» اگر چه روى سخن با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دلدارى دادن به آن حضرت است، اما بيان تفصيلى آن به اين كه خداوند، اَعمال آنان را در قيامت، به رُخ شان خواهد كشيد، مى تواند به منظور بازداشتن آنان از ايستادگى بر كفرشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 76 - 8

8 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به تمامى رفتار ها و حركت هاى پنهانى و آشكار انسان ها ، بازدارنده آدمى از گناه و حق ناپذيرى است .

إنّا نعلم ما يسرّون و ما يعلنون

برداشت بالا از اين رو است كه آيه شريفه در مقام تهديد به كافران و مشركان حق ناپذير است. بنابراين يادآورى آگاهى مطلق خداوند به رفتار نهان و آشكار انسان ها در شرايط تهديد، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 4

4 - ايمان به روز قيامت و ترس از عذاب بزرگ آن روز ، بازدارنده آدمى از هرگونه گناه و قانون شكنى است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 9

9 - اخطار كردن و بيم دادن ، از شيوه هاى بازدارنده از گناه و تربيت مردم حق گريز

ذلك يخوّف اللّه به عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 19 - 5

5 - آگاهى و اعتقاد به احاطه علمى خداوند بر وجود انسان ها ، بازدارنده آنان از هرگونه گناه و ستم

و ما للظلمين من حميم . .. يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصدور

ذكر شدن آگاهى همه جانبه خداوند از احوال انسان ها - پس از يادكردن از ستمكاران - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 12

12 - ايمان به خدا و مجازات او ، تأثيرگذار در دورى انسان از گناه و بزه كارى ( چون قتل به ناحق )

يقوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا

يادآورى خداوند و عذاب او، از سوى مؤمن آل فرعون در راستاى نجات جان موسى(ع)، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 9

9 - اعتقاد به روز قيامت ، بازدارنده انسان از گناه و بزه كارى ( چون آدم كشى )

إنّى أخاف عليكم يوم التناد . يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم

از اين كه مؤمن آل فرعون براى بازداشتن فرعونيان از كشتن موسى(ع)، مسأله معاد و حسابرسى اعمال بندگان را مطرح ساخت، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 13

13 - اعتقاد به بصيرت و آگاهى كامل خداوند بر احوال بندگان ، زمينه ساز پرهيز آدمى از گناه و حق ناپذيرى است .

إنّ اللّه بصير بالعباد

يادآورى بصيرت و آگاهى خداوند بر احوال بندگان، براى كسانى كه در گناه افراط كرده، حق را نمى پذيرند (أنّ المسرفين هم أصحاب النار)، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 22 - 5،6

5 - توجه و باور آدميان به آگاهى خداوند از تمامى اعمال آنان ، بازدارنده آنها از گناه و معصيت

و لكن ظننتم أنّ اللّه لايعلم كثيرًا ممّا تعملون

6 - اعتقاد انسان ها ، به نظارت اعضا و جوارح بر اعمال و رفتار آنان ، بازدارنده ايشان از گناه و معصيت

و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 4

4- توجه به عمر محدود دنيا و گرفتارى هاى لحظه مرگ ، بازدارنده انسان از گناه و انحراف

فكيف إذا توفّتهم الملئكة

تعبير «فكيف. ..» در مقام بازداشتن منافقان و منحرفان از بى ايمانى و نفاق است بدين منظور اولاً مرگ را به رخ آنان كشيده تا بدانند زندگى دنيا ديرى نمى پايد. ثانياً كيفر و عقاب را به ياد آنان آورده تا بدانند حق ستيزى، فرجامى سخت و دشوار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 4

4 - اخبار و سرگذشت هاى هشداردهنده و بازدارنده از گناه و سيه روزى ، بخشى از قلمرو موضوعات قرآن

و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 52 - 3

3 - توجه به ضبط كردار آدميان در نظام جهان ، بازدارنده آنان از كفر و گناه

فهل من مدّكر . و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر

با توجه به اين كه آيه شريفه در جهت تذكار، بيان شده است; برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 9

9 - توجه به آگاهى كامل خداوند به اعمال بندگان ، بازدارنده آنان از گناه و نافرمانى

و اللّه بما تعملون خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 4

4 - توجه به گسسته شدن روابط خانوادگى در قيامت ، مانع از دست زدن انسان به كار هاى خلاف ، به انگيزه حمايت از خانواده و خويشان

لن تنفعكم أرحامكم و لا أولدكم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 4 - 6

6 - آگاهى و عقيده به علم همه جانبه خداوند به جهان و انسان ، بازدارنده انسان ها از نافرمانى و گناه

يعلم ما فى السموت . .. و ما تعلنون واللّه عليم بذات الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 7

7 - توجه و ايمان به پاداش بزرگ الهى براى مؤمنان ، بازدارنده انسان از وابستگى به اموال و اولاد و گناه به خاطر آنها

و اللّه عنده أجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 33 - 7

7 - آگاهى و ايمان به قيامت و عظمت عذاب و كيفر الهى در آن روز ، بازدارنده آدمى از گناه ( بخل ، محروم ساختن بينوايان از اموال خويش و . . . )

كذلك العذاب . .. لو كانوا يعلمون

خداوند، در پايان نقل ماجراى «اصحاب الجنّة»، مردم كافر را به عذاب و پيامد هلاكت بار دنيوى و اخروى تهديد كرد. از اين

بيان، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 7 - 4

4 - توجّه به خالقيت مدبّرانه خداوند ، زمينه ساز پذيرش ربوبيت او و مانع فريب خوردن انسان از جاذبه هاى گناه است .

ما غرّك بربّك . .. الذى خلقك فسوّيك فعدلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 11 - 5

5 - توجّه به حضور محافظان الهى در همه حالات و ثبت رفتار و كردار در نامه عمل ، بازدارنده انسان از ارتكاب گناه

ما غرّك . .. و إنّ عليكم لحفظين . كرامًا كتبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 8

8 - آيات قرآن ، بازدارنده انسان از طغيان گرى و گناه و راهنماى او براى ايمان به قيامت است .

و ما يكذّب به إلاّ. .. إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

458- موجبات آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 12،13

12 - چشمپوشى از قصاص در پى دارنده آمرزش گناهان صاحب حق

فمن تصدق به فهو كفارة له

13 - چشمپوشى از حق قصاص ، موجب آمرزش گناه مجرم و سقوط حق قصاص *

فمن تصدق به فهو كفارة له

چنانچه ضمير «له» به مجرم، كه از مضمون كلام به دست مى آيد، برگردد جمله «فهو كفارة له» علاوه بر سقوط حق قصاص، به آمرزش گناه شخص مجرم نيز دلالت خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 3

3 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى و دامن گرفتن از گناه ، موجب آمرزش گناهان گذشته آدمى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

متعلق «واتقوا» به قرينه «سيئاتهم» گناهان است، و مراد از «سيئاتهم» در «لكفرنا عنهم سيئاتهم» گناهان پيش از ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 6

6 - شكستن سوگند گناه و پرداخت كفاره موجب بخشايش آن است .

و لكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمن فكفّرته . .. ذلك كفّرة ايمنكم

مؤاخذه سوگندشكنان دليل عصيانگرى آنان است و كلمه كفاره كه به معناى پوشاننده است اشاره به بخشودگى گناه - در پى پرداخت كفاره - دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 12

12 - تقوا شرط شايستگى مؤمنان نيك كردار براى بخشايش گناهانشان

ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 6

6 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، موجب زدايش گناهان و آمرزش آنهاست .

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه . .. يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

تكفير (مصدر يكفر) و غفران (مصدر يغفر)، هر دو به معناى پوشانيدن و مستور ساختن است و مراد از آن زدايش و آمرزش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 2

2 - تقواى مؤمنان ، سبب مى شود كه خداوند ، گناهان آنان را بيامرزد .

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. و يغفر لكم ذنوبكم

459- موجبات تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 20،22

20 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) قطعى گناهان و دخول حتمى در بهشت

لئن اقمتم . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت

22 - ايمان و انجام اعمال نيك ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان از جانب خداوند *

لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم

460- موجبات گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 17

17 - توانايى آدمى در توجيه نفس خويش براى ارتكاب گناه

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

461- مؤمنان و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 7

7- مؤمنان ، برخوردار از حمايت هاى غيبى الهى در دور ماندن از كفر و معصيت اند .

فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما

462- مهمترين گناه جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 98 - 3

3 - شرك ، عمده ترين گناه دوزخيان و ريشه همه تباهى ها

إن كنّا لفى ضلل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العلمين

از اين كه دوزخيان گمراه، از ميان همه تبه كارى هاى خود، تنها به گناه شركشان پرداخته اند; احتمالاً بدين منظور باشد كه شرك را بزرگ ترين خطاى خود شمرده و يا منشأ ساير خطاها دانسته اند.

463- نجات از زيان گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 - شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

464- نجات از كيفر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 6

6 - خداوند ، تنها يار و ياور انسان در حفاظت وى از عواقب ناگوار گناهان

و ما أصبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

465- نذر براى گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 18

18 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ان من خطوات الشيطان الحلف بالطلاق و النذور فى المعاصى و كل يمين بغير اللّه ;

از گامهاى شيطان است قسم خوردن به طلاق همسر و نذر در گناهان و هر سوگندى كه به غير خداوند باشد».

466- نشانه هاى بى گناهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 7

7- حسن سابقه افراد از نشانه هاى بى گناهى آنان است .

لقد علمتم . .. و ما كنا سرقين

467- نعمت نفرت از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 8 - 1

1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى

و لكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع

468- نفس امّاره و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 6

6- نفس آدمى در صورت شمول رحمت خدا بر او ، به انجام بدى ها فرمان نمى دهد و به ارتكاب گناهان ترغيب نمى كند .

إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى

469- نهى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 6

6- لزوم نهى از منكر و بازدارى مردمان از فساد ها و گناهان

فلولا كان . .. أُولُوا بقية ينهون عن الفساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 3

3 - نهى خداوند ، از نجواى آلوده به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلاتتنجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

470- نياز به تكفير گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 20

20- نياز هميشگى انسان ، به لطف و خطاپوشى خداوند

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم

از اين كه خداوند به موحدان نيك كردار و مؤمن به قرآن و خط پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نويد غفران داده است; استفاده مى شود كه حتى چنين مؤمنانى نيز نيازمند غفران خداوند هستند.

471- هماهنگى كيفر با گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 9

9 - خداوند ، پاداش دهنده و مجازات كننده ملت ها ، براساس عملكرد خود آنان

ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

«قوماً» ممكن است به تمامى ملت ها (اعم از مؤمن و كافر) نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 4

4 - تشابه كيفر اخروى با عملكرد دنيوى انسان

ننسيكم كما نسيتم

بنابراين كه «كما» براى تشبيه باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

472- يحيى(ع) و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 14 - 7

7- حضرت يحيى ( ع ) ، مبرّا از گناه در برابر خدا *

و لم يكن . .. عصيًّا

مى توان گفت جمله «و لم يكن . .. عصيّاً» بر نفى مطلق سرپيچى و عصيان (رد حاجت هاى مردم، معصيت پروردگار) دلالت دارد.

473- يقين به آثار گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 8

8 - يقين به نتيجه ذلت بار گناه ، مايه پرهيز انسان از آن است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا . .. إنّا موقنون

اعتراف مجرمان به معرفت و يقين پيدا كردن در قيامت، پس از مشاهده وضع خود در آن روز و درخواست مؤكّد آنان از خدا براى بازگشت به دنيا، جهت انجام دادن كار خوب، نشان مى دهد كه اگر كسى به نتيجه بد گناه يقين پيدا كند، از آن پرهيز خواهد كرد.

474- يوسف(ع) و ترك گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 12

12- احساس ناتوانى يوسف ( ع ) از ترك گناه بدون امداد هاى الهى ، جلوه اى از اعتقاد او به ربوبيت خدا

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

475- يوسف(ع) و گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 2،7

2- زندانى شدن و خوار گشتن ، محبوب تر از گناه و معصيت ، در پيش حضرت يوسف ( ع ) و بندگان مخلص خدا

قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه

7- يوسف ( ع ) نگران تأثير مكر و حيله زليخا و زنان اشراف در خود و واداشتنش بر گناه و معصيت

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

گناهان

476- آثار اجتناب از گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 1،2

1 - پرهيزكنندگان از گناهان بزرگ و زشتى ها ، برخوردار از نعمت هاى جاودان الهى

و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

2 - پرهيز از بدى ها و گناهان كبيره ، نمود و نشانه ايمان و اتكا به خداوند

للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون . و الذين يجتنبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 2،5،6

2 - نيك كردارى به همراه اجتناب از گناهان كبيره ، شرط برخوردارى از پاداش الهى

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الذين يجتنبون. ..» - به دنبال «الذين أحسنوا» - مى تواند بيانگر شرط دوم براى بهره مندى انسان، از پاداش الهى باشد.

5 - لغزش هاى كوچك پرهيزكنندگان از گناهان كبيره ، مورد بخشش خداوند

الذين يجتنبون . .. إلاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

«لمم» در معانى گناه صغيره و گناهى كه انسان هر از گاهى مرتكب آن شود، اطلاق مى گردد. برداشت بالا بر پايه معناى اول است.

6 - گناهان اتفاقى در زندگى اجتناب كنندگان از كبائر ، مورد عفو و اغماض الهى

الذين يجتنبون كبئر الإثم . .. إلاّ اللّمم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «اللّمم» در آيه شريفه، گناهانى باشد كه انسان به طور اتفاقى مرتكب آن مى شود.

477- آثار اخروى گناهان همسر ابو لهب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 9

9 - گناهان همسر ابولهب ، در قيامت بارى سنگين بر دوش او و برافروزاننده آتش جهنم خواهد بود .

حمّالة الحطب

مراد از «حطب»، مى تواند گناهان باشد كه مانند هيزم آتش را شعلهور مى سازد.

478- آثار اصرار بر گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 3

3 - پافشارى و تداوم بخشى بر گناهان بزرگ ، در پى دارنده قطعى دوزخ

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

479- آثار غفلت از گناهان گذشته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 5

5- اِعراض از آيات الهى و نشنيده انگاشتن آن و غفلت از گناهان گذشته خويش ، ستم ، و موجب سقوط و نابودى امّت ها است .

و من أظلم . .. و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا

مراد از ظلم در «لم ا ظلموا» - به دليل ارتباط اين آيه با آيات قبل - همان امورى است كه در آيه پنجاه و هفت بيان شد.

480- آثار گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 9

9 - گناهان بزرگ ، مانع پديد آمدن زمينه هاى سپاسگزارى به درگاه خدا و رسيدن به منزلت شاكران

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 14

14- « عن الصادق ( ع ) : . . . إن الكبائر . . . كفران النعمة « و لئن كفرتم إن عذابى لشديد » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه در بيان گناهان كبيره فرمود: . .. همانا از گناهان كبيره ... كفران نعمت است [خداوند مى فرمايد]: و لئن كفرتم إن عذابى لشديد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 4،5

4 - انجام گناه كبيره ، موجب زوال ايمان نخواهد شد . *

للذين ءامنوا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه وصف «الذين يجتنبون. ..» احترازى باشد - و نه توضيحى - بدين معنا كه ايمان حقيقتى مستقل داشته باشد كه هر گاه با معنايى چون «اجتناب از كبائر» جمع شود، دستيابى به نعمت هاى جاودان بهشت را نتيجه دهد.

5 - ارتكاب گناهان بزرگ و انجام اعمال زشت ، مانع بهره مندى انسان از نعمت هاى جاويدان اخروى

و ما عند اللّه خير . .. الذين يجتنبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 4

4 - تأثير ويرانگر و مخرب گناهان كبيره ، در فرجام و سرنوشت انسان

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

481- آمرزش گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 10،12

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .

و اللّه غفور رحيم

12 - آمرزش گناه ستيزه جويان عليه دين ، پس از گرايش آنان به اسلام ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خدا نسبت به انسانهاست .

و يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

482- آمرزش گناهان صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 9

9 - بخشش گناهان كوچك و يا گناهانى كه انسان هر از گاهى مرتكب آن مى شود ، نمود از تفضل و گستردگى عفو الهى است .

الذين يجتنبون . .. الاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

با توجه به معانى واژه «اللّمم» و ارتباط عبارت «إنّ ربّك واسع المغفرة» با آن، برداشت بالا استفاده مى شود.

483- آمرزش گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 16

16- « عن ابراهيم بن العباس يقول : كنّا فى مجلس الرضا ( ع ) فتذاكروا الكبائر و قول المعتزلة فى ها : انها لاتغفر فقال الرضا ( ع ) : قال أبوعبدالله ( ع ) : قد نزل القرآن بخلاف قول المعتزلة ، قال الله عزوجل : إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم » . . . ;

ابراهيم بن عباس گويد: در مجلس امام رضا(ع) بوديم، سخن از گناهان كبيره و عقيده معتزله مبنى بر اينكه آن گناهان بخشيده نمى شوند، به ميان آوردند. امام رضا(ع) نقل از امام صادق(ع) فرمود: همانا قرآن برخلاف سخن معتزله نازل شده است. خداى عزوجل فرمود: «و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 26

26 - روى آوردن به ايمان ، زمينه ساز آمرزش و رحمت الهى ، حتى نسبت به گناهان بزرگ

على أن لايشركن. .. و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

از صدر آيه شريفه استفاده مى شود كه چه بسا، برخى از روى آورندگان به ايمان، در گذشته كفرآلود خويش مرتكب گناهان بزرگى شده بودند. از ذيل آن (إنّ اللّه غفور رحيم) نيز استفاده مى شود كه، آنان هم مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند.

484- ابتلاى بى گناهان به عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 25 - 2

2 - برخى از گناهان و ستمكارى ها در جامعه ايمانى مايه گرفتار شدن همگان ( مرتكبان گناه و غير آنها ، يعنى ظالم و غير ظالم ) به عذاب هاى الهى است .

و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة

«لا» در «لاتصيبن» نافيه و «خاصة» حال براى «الذين» است. جمله «لاتصيبن الذين ... » تبيين و توضيحى است براى «فتنة». و مراد از اتقاء فتنة، پرهيز از عامل آن مى باشد كه به قرينه «ظلموا»، ستمكارى است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اى اهل ايمان از گناهانى كه موجب فتنه اى عظيم مى شود بپرهيزيد ; آن گونه فتنه اى كه نه تنها دامنگير گناهكار مى شود، بلكه همگان را در شعله هاى خود خواهد سوزانيد.

485- اجتناب از كيفر بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 4

4- لزوم پرهيز حاكمان از مجازات بى گناهان به جاى گنه كاران

قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

486- اجتناب از گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 1

1 - پرهيز پيوسته و مستمر از زشتى ها و گناهان كبيره ، از ويژگى هاى بارز نيك كرداران

و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

استمرار، از فعل مضارع «يجتنبون» استفاده مى شود.

487- بشارت به آمرزش گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

488- بى گناهان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 13

13 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن از گناهان در ميان قوم موسى

سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطيئتكم» به دست مى آيد. يعنى بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خيطئتكم» اشاره به آنان دارد و پاكدامنان از گناه كه «المحسنين» عهده دار تبيين آن گروه است.

489- توبه از گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 20

20 - توبه از گناهان بزرگ نيز به درگاه خداوند پذيرفته است .

إنّه كان توّابًا

«توّاب» بر مبالغه دلالت دارد (مصباح). مبالغه درتوبه پذيرى، يا به اين معنا است كه هر چه توبه تكرار شود، توبه پذيرى هم تكرار خواهد شد و يا اين كه گناه هر چه بزرگ باشد، خداوند توبه از آن را خواهد پذيرفت.

490- ظلم قتل بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 2

2 - تهاجم بى دليل به انسان ها و كشتار آنها ، ظلم است .

أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا

491- ظلم كيفر بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 12

12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

492- عوامل تكفير گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 2

2 - احسان ، موجب محو و زدايش بزرگ ترين گناهان از پرونده اعمال است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

493- كيفر بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 11

11 - بى گناهان جامعه ، در خطر گرفتار آمدن به كيفر گناهكاران

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 2،3

2- داوطلب شدن بى گناهان براى مجازات شدن به جاى مجرمان ، مجوز كيفر دادن آنان نيست .

فخذ أحدنا مكانه . .. معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

3- قوانين جزايى مصر در زمان يوسف ، كيفر بى گناهان را به جاى مجرمان هر چند داوطلبانه باشد ، مجاز نمى شمرد . *

معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده

برداشت فوق را مى توان از به كارگيرى ضميرهاى متكلم مع الغير به جاى ضمير متكلم وحده استفاده كرد ; يعنى، يوسف(ع) با جمله «بازداشت نمى كنيم» به جاى «بازداشت نمى كنم» اشاره به اين معنا مى كند كه قوانين مصر چنين اجازه اى به من نمى دهد كه بى گناه را به جاى گنهكار بازداشت كنم، هر چند او خود داوطلب باشد.

494- كيفر گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 9 - 6

6 - اعدام ، كيفرى پذيرفته شده براى بعضى از گناهان

بأىّ ذنب قتلت

استفهام در اين آيه (به كدامين گناه؟) حاكى از پذيرش اين نكته است كه هر چند برخى گناهان ممكن است مجوّز اعدام باشد; ولى زنده به گور شدگان، از آن گناهان پاك بودند.

495- كيفر گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 13

13- ارتكاب گناه كبيره هر چند جاهلانه ، تقليدى و تحت تأثير تبليغات باشد ، كيفر دارد .

ليحملوا أوزارهم . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت، مبتنى بر اين اساس است كه «من» براى تبعيض و «بغير» حال براى ضمير مفعولى باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: آنان به دوش مى كشند گناهان خود و بخشى از گناه گمراه شدگان به دست خود را، هر چند اينها عالم نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 10

10 - گناه ، هرچه بزرگ تر باشد ، كيفر آن سنگين تر خواهد بود .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

حرف «باء» در «بذنبهم» بيانگر علت عقوبت سنگين ثموديان و نشانگر آن است كه اگر كيفر آنان شديد بود، به جهت گناهى بود كه از آنان سرزد. بنابراين ويژگى هاى كيفر، براساس خصوصيات گناه تعيين مى شود.

496- گناه كيفر بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 79 - 12

12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .

قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون

497- گناهان انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 10

10 - خداوند ، بر احوال بندگان و به گناهان آنان ، آگاهى كامل دارد .

و كفى به بذنوب عباده خبيرًا

498- گناهان پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 5

5- پيروان نوح ، به هنگام سوارشدن بر كشتى نجات ، نگران گناهان و تخلفات خويش بودند .

قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم

499- گناهان صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 6

6 - گناهان از ديدگاه وحى ، تقسيم پذير به گناهان كبيره و گناهان صغيره

الذين يجتنبون كبئر الإثم

500- گناهان قابل آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 3 - 8

8 - عدم تنافى ايمان و تقوا ، با وجود بعضى از خطا ها و كاستى هاى قابل غفران در زندگى فرد

الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى لهم مغفرة

نويد به مغفرت، در جايى مفيد خواهد بود كه لغزش و يا احتمال لغزش، وجود داشته باشد.

501- گناهان قابل عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 10

10- تنها برخى از گناهان ، قابل بخشش در پرتو ايمان و اعتقاد به خداوند *

أجيبوا داعى اللّه و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم

«من» در «من ذنوبكم» براى تبعيض است و اين احتمال وجود دارد كه تبعيض، نظر به نوع گناه داشته باشد; يعنى، برخى از گناهان با ايمان آوردن بخشيده مى شود و برخى ديگر خير.

502- گناهان قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 3

3- قوم لوط علاوه بر لواط ، به گناهان فراوان ديگرى نيز آلوده بودند .

و من قبل كانوا يعملون السيئات

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه «ال» در «السيئات» براى جنس باشد. «ال» جنسيّه در صيغه جمع ، دلالت بر عموم و احياناً حكايت از كثرت دارد.

503- گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 7

7 - روى آورى رزمندگان اسلام به اسير گرفتن از دشمن پيش از سركوبى كامل آنان گناهى بزرگ است .

لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

از اينكه گرفتن اسير اقتضاى عذاب بزرگ دارد، معلوم مى شود اين گناه، بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 1،3

1 - كتمان معارف و احكامى كه خدا نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى ثبت شده ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

3 - دين فروشى و كسب متاع دنيا در قبال آن ، از گناهان بزرگ است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 9

9- نزديكى با زنان شوهردار و ارتكاب زنا ، از گناهان بسيار زشت و پليد است .

لنصرف عنه السوء و الفحشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4

4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .

يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 3

3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .

و إذا رءا الذين ظلموا العذاب

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 5

5- شرك ، گناهى بزرگ و مستوجب خلود در آتش جهنم است .

إنّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 8

8 - شرك ، گناهى بزرگ و داراى كيفرى ويژه در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 1

1 - گناه قذف ( نسبت دادن زنا بدون دليل به زنان پاكدامن ) على رغم بزرگى اش ، بخشودنى و قابل آمرزش از سوى خداوند است .

والذين يرمون المحصنت . ..أُولئك هم الفسقون. إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2،4

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

4 - انكار معاد ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دوزخ به تكذيب كنندگان قيامت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 5

5 - دروغ ، مادر گناهان و زاينده انحراف ها

أفّاك أثيم

اختصاص به ذكر يافتن «إفك» از ميان ساير گناهان و اصل قرار گرفتن براى «إثم» (تقدم آن بر إثم) مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 3

3 - تخلّف بى دليل از مقررات ارتش ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه ... أو لأاْذبحنّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 9

9 - كفران نعمت هاى الهى ، گناهى بس بزرگ و غيرقابل بخشش در پيشگاه خداوند

و هل نجزى إلاّ الكفور

تأكيد خداوند بر اين كه تنها كفران كنندگان نعمت ها، مورد مجازات قرار مى گيرند، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 6

6 - سدكردن راه ايمان و معرفت ديگران به قرآن ، گناهى بزرگ تر و بدتر از كفر و گناهان شخصى كافران

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أسوء» در مقام مقايسه ميان كفر و حق ناباورى كافران، با تلاش هاى آنان در جلوگيرى از گرايش ديگران به ايمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3،6،8،13

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

6 - گناهان از ديدگاه وحى ، تقسيم پذير به گناهان كبيره و گناهان صغيره

الذين يجتنبون كبئر الإثم

8 - ارتكاب فحشا ( زنا و لواط ) ، از بدترين گناهان كبيره است .

الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الفواحش» پس از ذكر «كبائر الإثم» - با اين كه «كبائر الإثم» شامل فواحش نيز مى شود - نشانگر شدت زشتى و قبح آن در پيشگاه خداوند است. گفتنى است كه تعبير «فاحشه» از زنا و لواط در مواضع ديگر قرآن، قرينه بر اين است كه از مصاديق مورد نظر «الفواحش» زنا و لواط مى باشد.

13 - « ( عن ) موسى بن جعفر ( ع ) يقول : دخل عمروبن عبيد على أبى عبداللّه ( ع ) فلمّا سلّم و جلس تلا هذه الآية : « الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش » . . . قال أحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه عزّوجلّ فقال : نعم يا عمرو أكبر الكبائر الإشراك باللّه . . . و بعده الإياس من روح اللّه . . . ثمّ الأمن لمكراللّه . . . و من ها عقوق الوالدين . . . و قتل النفس . . . و قذف المحصنة . . . و أكل مال اليتيم . . . و الفرار من الزحف . . . و أكل الربا . . . و السحر . . . و الزنا . . .و اليمين الغموس الفاجرة . . . و الغلول . . . و منع الزكاة . . . و شهادة الزور و كتمان الشهادة . . . و شرب الخمر . . . و ترك الصلاة . . .و نقض العهد و قطيعة الرحم . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: عمروبن عبيد (از علماى عامه) وارد بر امام صادق(ع) شد و چون سلام كرد و نشست آيه «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش» را تلاوت كرد. .. و گفت دوست دارم كه گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم امام فرمود: آرى اى عمرو! بزرگ ترين گناه كبيره شرك به خدا است... و بعد از آن يأس از رحمت خدا، ...و سپس ايمن شدن از مكر خدا... و از جمله آنها نافرمانى نسبت به پدر و مادر... و كشتن انسان... و اتهام به زنان پاكدامن... و خوردن مال يتيم... و فرار از ميدان جنگ... و رباخوارى... و سحر... و زنا... و قسم دروغ (براى حق ناحق كردن) و خيانت... و ندادن زكات... و گواهى دروغ و كتمان گواهى... و خوردن شراب... و ترك نماز... و پيمان شكنى و قطع رحم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 3

3 - دروغ پردازى ، گناهى بزرگ

أفّاك أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 10

10- « قطع رحم » ، گناهى بزرگ و در رديف فسادانگيزى در زمين

تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

از اين كه «تقطّعوا أرحامكم» در كنار «تفسدوا فى الأرض» قرار گرفته و از ميان همه گناهان اختصاص به ذكر يافته است; بزرگى گناه آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 8

8 - بدگمانى به خداوند ، از گناهان بزرگ و موجب قرار گرفتن انسان در زمره منافقان و مشركان

المنفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

وصف «الظانّين. ..» مشعر به عليت است; يعنى، اين بدگمانى است كه روح اصلى نفاق و شرك را تشكيل داده و انسان ها با اين بدگمانى، منافق و مشرك مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 4

4- باز داشتن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگ و كفرآميز

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام

از اين كه خداوند، ممانعت از ورود مؤمنان به مسجدالحرام را به عنوان دومين جرم مهم مشركان ياد كرده و آن را در كنار كفر آنان متذكر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 23،25

23 - « دخل عمروبن عبيد على أبى عبداللّه ( ع ) . . .قال اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه عزّوجلّ فقال : نعم ، أكبر الكبائر الإشراك باللّه . . . و بعده الإياس من روح اللّه . . . ثمّ الأمن مكر اللّه . . . و منها عقوق الوالدين . . . و قتل النفس . . . و قذف المحصنة . . . و أكل مال اليتيم . . . و الفرار من الزحف . . . و أكل الربا . . . و السحر . . . و الزنا . . . و اليمين الغموس الفاجرة . . . و الغلول . . . و ترك الصلاة متعمداً و نقض العهد و قطيعة الرحم . . . ;

(1) بعضى غلول را به معناى خيانت در غنائم و اموال عمومى گرفته اند.

25 - « دخل عمروبن عبيد على الصادق ( ع ) . . . و قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه فقال . . . و اللواط « و الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش . . . » ;

عمروبن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد. .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از قرآن بشناسم... امام [ضمن بيان گناهان كبيره ]فرمود: «لواط» هم يكى از آنها است و آيه «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش...» را تلاوت نمود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 1،4

1 - عظمت گناه پيمان شكنى در بينش الهى

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

«حنث» در مطلق گناه و نيز خصوص شكستن پيمان و خلف قسم به كار مى رود. گفتنى است كه توصيف «حنث» به وصف «عظيم»، بيانگر آن است كه شكستن پيمان در همه موارد گناهى بزرگ است.

4 - شركورزى ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و باعث دوزخى شدن انسان

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

برخى از مفسران برآنند كه مراد از «حنث» در آيه شريفه، شكستن پيمان توحيد است (پيمانى كه خداوند فطرتاً و در عالم ذر از انسان ها گرفته است). بر اين مبنا، مفاد آيه چنين مى شود: اصحاب شمال به خاطر شكستن پيمان توحيد و روى آوردن به شرك و اصرار بر آن، گرفتار عذاب دوزخ خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 45 - 2

2 - دروغ بستن بر خدا ، گناهى بس بزرگ و نابخشودنى

و لو تقوّل علينا . .. لأخذنا منه باليمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 43 - 3

3 - ترك نماز ، جرمى بزرگ و نابخشودنى

عن المجرمين . .. قالوا لم نك من المصلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 44 - 2

2 - اطعام نكردن به مساكين و گرسنه ر ها كردن آنان در جامعه ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و لم نك نطعم المسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 45 - 2

2 - به بطالت گذراندن عمر ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نخوض مع الخائضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 3

3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .

إنّا هدينه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكفرين ... سعيرًا

از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 4

4 - تكذيب دين ، جرمى بزرگ و غير قابل بخشش

كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمان»، همان «مكذّبان» است كه در اين سوره يازده بار ذكر شده است و چون تكذيب گران، محكوم به هلاكت اند; بنابراين جرم آنان (تكذيب دين)، بزرگ و غير قابل بخشش خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 9

9 - كشتن ناقه صالح ، گناهى بزرگ و دامنگير تمام ثموديان

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

بزرگى گناه قوم ثمود، از كيفر سنگين آنان به دست مى آيد.

504- گناهان كبيره در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 7

7 - شكستن حرمت تعطيلى روز شنبه گناهى بزرگ در آيين يهود و در پى دارنده عذاب شديد

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

شدت عذاب، حكايت از بزرگى گناه دارد.

505- مراتب گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 3

3 - گناهان كبيره ، داراى مراتب متفاوت *

يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «الفواحش» - به دنبال «كبائر الإثم» - از قبيل ذكر خاص بعد از عام باشد. بنابراين «فواحش» عبارت است از گناهان كبيره اى كه قبحى فزون تر دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 10

10 - گناه ، هرچه بزرگ تر باشد ، كيفر آن سنگين تر خواهد بود .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

حرف «باء» در «بذنبهم» بيانگر علت عقوبت سنگين ثموديان و نشانگر آن است كه اگر كيفر آنان شديد بود، به جهت گناهى بود كه از آنان سرزد. بنابراين ويژگى هاى كيفر، براساس خصوصيات گناه تعيين مى شود.

506- ناپسندى قتل بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 74 - 10

10- كشتن فرد بى گناه ، كارى زشت و ناروا است .

لقد جئت شيئًا نكرًا

«نكر» صفت مشبه و به معناى «منكَر» است «يعنى كار قبيح و ناپسند و خلاف معروف».

507- هلاكت بى گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 13

13 - هلاكت گروهى به سبب گناه گروهى ديگر ، خلاف سنن الهى در ديدگاه موسى ( ع )

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گناهان كبيره

508- {گناهان كبيره}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 9

9 - كشتار و خونريزى ، گناهى بزرگ و مصداق بارز فسادگرى است .

أتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء

فسادگرى شامل خونريزى نيز مى شود. بنابراين عطف «يسفك الدماء» بر «يفسد فيها» عطف خاص بر عام است و حكايت از آن دارد كه گناه خونريزى و آدمكشى از ديگر فسادگريها، بزرگتر و تباهى آن بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 1،2

1 - تحرير و نوشتن افكار و انديشه ها به عنوان كتاب الهى و قوانين دينى ، جرم و گناهى بزرگ ، و در پى دارنده عذاب الهى است .

فويل للذين يكتبون . .. فويل لهم ممّا كتبت أيديهم

كلمه «ويل» كلمه اى است كه انسان به هنگام گرفتار شدن به عذاب، آن رابر زبان جارى مى كند. بنابراين مراد از «فويل للذين ...» گرفتار شدن بدعتگذاران به عذاب است.

2 - ارائه و نشر افكار و انديشه ها به عنوان كتاب آسمانى و فرمان هاى الهى ، حرام و گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .

فويل للذين . .. ثم يقولون هذا من عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 29

29 - جنگ هاى داخلى و برادر كشى ، از بزرگترين گناهان و موجب خوارى و ذلت در دنيا و گرفتار شدن به عذاب اخروى است .

تقتلون أنفسكم . .. فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا و يوم القي

از آن جا كه گناهان ياد شده، در پى دارنده شديدترين عذابهاست، معلوم مى شود اين گناهان از بزرگترين گناهان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 7،53

7 - به كارگيرى سحر گناهى بزرگ و به منزله كفر است .

و ما كفر سليمن

چنانچه گذشت، مراد از جمله فوق نفى جادوگرى از سليمان است. ولى از آن جا كه از جادوگرى به كفرورزى، تعبير شده، به دست مى آيد كه: جادوگرى خود نوعى كفر است و يا گناهى است به منزله كفر.

53 - عمرو بن عبيد وارد بر امام صادق ( ع ) شد . . . و گفت : دوست دارم گناهان كبيره را از روى قرآن بشناسم ، امام فرمود : « . . . والسحر لان اللّه عز و جل يقول : و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق . . . ;

. .. از جمله گناهان كبيره «سحر» است چون خداوند مى فرمايد: مسلّماً آنان (ساحران) مى دانستند هر كس خريدار اين متاع (سحر) باشد در آخرت هيچ نصيبى براى وى نخواهد بود ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 21،22

21 - تخريب مساجد به انگيزه ياد نكردن خدا در آنها ، گناهى بزرگ و در پى دارنده خوارى در دنيا و عذابى بزرگ در قيامت است .

و سعى فى خرابها . .. لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الأخرة عذاب عظيم

از اينكه بازدارندگانِ مردم از ورود به مساجد و تخريب كنندگانِ آن ها، ظالمترين مردم شمرده شده اند و نيز به عذاب عظيم قيامت تهديد شده اند، بزرگى گناه آنان به دست مى آيد.

22 - بستن مساجد به روى مردم و بازداشتن آنان از ياد خدا ، از گناهان بزرگ است .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه . .. لهم فى الأخرة عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 21

21 - مخالفت آگاهانه با هدايت هاى الهى ، انحراف و گناهى بزرگ و نابخشودنى است .

و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 7

7 - كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 7

7 - كتمان حقايق دينى و معارف كتب آسمانى از گناهان بزرگ است .

خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

دورى هميشگى كتمان كنندگان حقايق از رحمت خدا و نيز ابتلاى آنان به عذابى تخفيف ناپذير، حكايت از بزرگى گناه آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 2

2 - كفر و كشتن پيامبران و عدالتخواهان ، گناه بزرگى است كه همه اعمال نيك را مى زدايد و تباه مى كند .

انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 20

20 - سوداگران با شكستن عهد الهى و سوگند هاى خويش از گناهان بزرگ

انّ الذين يشترون . .. و لهم عذاب اليم

كيفر سخت، نشانه بزرگى گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 14

14 - اختلاف و پراكندگى جوامع ايمانى با وجود دلايل روشن ( اتمام حجّت ) ، گناهى است بزرگ .

و اختلفوا من بعد ما جاءهم البيّنات و اولئك لهم عذاب عظيم

بزرگى عذاب، دلالت بر بزرگى گناه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 19

19 - گناه و اصرار بر آن ، موجب ارتكاب گناهان بزرگتر

كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون الانبياء بغير حقّ ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات و قتل انبيا باشد و اين دو گناه بزرگ، معلول اصرار بر گناهان خفيفترى است كه «عصوا» و «يعتدون» اشاره به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 1

1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.

و من أظلم ممن افترى على الله كذبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 138 - 8،9

8 - افترا بر خداوند از گناهان بزرگ و موجب كيفر اوست.

سيجزيهم بما كانوا يفترون

9 - جعل قانون و منتسب كردن آن به خداوند از گناهان بزرگ است.

و قالوا . .. سيجزيهم بما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 35 - 8

8 - از امام صادق ( ع ) [ ضمن حديثى در توضيح گناهان كبيره ] روايت شده است : « . . . و منع الزكاة المفروضة لأن اللّه عز و جل يقول : يوم يحمى على ها فى نار جهنم فتكوى بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم . . . ;

. .. از جمله گناهان كبيره، منع زكات واجب است; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: روزى كه آن [زر و سيم ]را با آتش دوزخ مى گدازند و پيشانى، پهلو و پشت آنان را داغ مى زنند و مى گويند اين است آنچه براى خود اندوختيد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 13

13 - خرده گيرى و مسخره كردن مؤمن گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب سخت الهى است .

فيسخرون منهم سخر اللّه منهم و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 4

4- لواط و همجنس بازى ، گناهى بزرگ و به منزله گناهانى بسيار است .

و من قبل كانوا يعملون السيئات

برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه «ال» در «السيئات» عهد ذهنى باشد. در اين صورت مقصود از «السيئات» لواط است. اطلاق «سيئات» به صورت جمع بر يك گناه ، اشاره به برداشت فوق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 87 - 14

14- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . [ من الكبائر ] الإياس من روح الله ، لأن الله عزوجل يقول : « إنه لاييأس من روح الله إلاّ القوم الكافرون » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: [يكى از گناهان كبيره] نااميدى از رحمت خداست ; زيرا خداى عزوجل مى فرمايد: «إنه لاييأس من روح الله إلاّ القوم الكافرون». ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 25 - 13

13- « دخل عمرو بن عبيد على أبى عبدالله ( ع ) فلما سلّم و جلس . . . قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب الله عزوجل ، فقال : . . . منها : . . . نقض العهد و قطيعة الرحم لأن الله عزوجل يقول : « اُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار » . . . ;

عمرو بن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد و بعد از سلام نشست . .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم، پس حضرت فرمود:... يكى از آن گناهان ... عهدشكنى و قطع رحم است ; چون خداوند عزوجل مى فرمايد: أُولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 56 - 6

6- يأس و نااميدى از رحمت خداوند ، از گناهان بزرگ و امرى بس نكوهيده

و من يقنط من رحمة ربّه إلاّ الضالّون

اينكه خداوند يأس از رحمت خويش را عمل گمراهان قرار داد و مأيوسان را برابر گمراهان شمرده است، بيانگر بزرگى اين عمل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 6

6- انحرافات جنسى و همجنس بازى ، جرمى بزرگ و در پى دارنده عذاب است .

فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل

از اينكه قوم لوط به خاطر گناه لواط و همجنس بازى دچار عذاب و نابودى شدند، استفاده مى شود كه اين گناه بسيار بزرگ و در صورت توبه نكردن، نابخشودنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 4

4- ظلم و بيدادگرى ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .

و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فانتقمنا منهم

انتقام خداوند از «اصحاب ايكه» به خاطر ظلم آنها، بيانگر اين نكته است كه ظلم و بيدادگرى گناهى نيست كه قابل عفو و آمرزش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 4

4- التقاط در دين ( پذيرش قسمتى از دين و انكار برخى ديگر ) گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب الهى است .

كما أنزلنا على المقتسمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 3

3- ساختگى دانستن قرآن ، گناهى بس بزرگ و سنگين

قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 1

1- سوداگرى با عهد و پيمان الهى و زير پا نهادن آن در برابر بهاى ناچيز دنيوى ، ممنوع و گناهى نابخشودنى است .

و لاتتخذوا أيمنكم دخلاً . .. و لكم عذاب عظيم . و لاتشتروا بعهد الله ثمنًا قليلا

ممنوعيت سوداگرى با عهد و پيمان الهى، از نهى «لاتشتروا» و بزرگ بودن گناه آن، از ذيل آيه قبل (و لكم عذاب عظيم) - كه به عذاب بزرگ تهديد شدند - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 13

13- فسادانگيزى ، گناهى بزرگ و در پى دارنده مجازات دنيوى و اخروى خداوند است .

و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 12

12- فرزندكشى ، خطا و جنايتى بس بزرگ و عملى محكوم در طول اعصار و قرن هاى گذشته

إن قتلهم كان خطئًا كبيرًا

«خطئاً» در لغت به معناى عدول از جهت اصلى و حقيقى است و از جمله كاربردهاى اين واژه، جايى است كه شخص تصميم بر انجام كار نادرست مى گيرد و آن را به انجام مى رساند (مفردات راغب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لاتقربوا الزنا إنه كان فاحشة » يقول : معصية و مقتاً فإن الله يمقته و يبغضه قال : « و ساء سبيلاً » و هو أشد الناس عذاباً و الزنا من أكبر الكبائر ;

از امام باقر(ع) در باره يخن خدا « و لاتقربوا الزنا إنه كان فاحشة» روايت شده است كه فرمود: خدا مى گويد:[زنا ]گناه و نفرت انگيز است; زيرا به شدت مورد تنفر و غضب الهى است [و درباره] «و ساء سبيلاً» فرمود: و زناكار عذابش از همه شديدتر است و زنا از بزرگ ترين گناهان كبيره است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 5 - 11

11- افترا بستن بر خدا ، گناهى بزرگ است .

قالوا اتخذ اللّه ولدًا . .. كبرت كلمة ... إن يقولون إلاّ كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 11،12

11- افترا بر خداوند ، گناهى بزرگ است و افترازنندگان به او ، ستم كارترين مردمان اند .

فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

12- شرك ، گناهى بزرگ است و مشركان ، ظالم ترين مردمان اند .

اتّخذوا من دونه ءالهة . .. فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 12

12- اصحاب كهف ، ارتداد و پذيرش دوباره شرك را ، گناهى بزرگ و مانع سعادت جاودان خود مى دانستند .

أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 32 - 11

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى تعريف الكبائر ] و منها عقوق الوالدين لأنّ اللّه عزّوجلّ جعل العاقّ جبّاراً شقيّاً فى قوله حكاية ، قال عيسى ( ع ) : « و برّاً بوالدتى و لم يجعلنى جبّاراً شقيّاً » ;

از امام صادق(ع) [در معرفى گناهان كبيره] روايت شده كه از جمله آنها عقوق و نافرمانى والدين است، زيرا خداوند عزّوجلّ در سخن خود به نقل از حضرت عيسى(ع) عاق نافرمانى كننده را جبار شقى قرار داده است، آن جا كه فرموده: و برّاً بوالدتى و لم يجعلنى جبّاراً شقيّاً».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 4

4- بت پرستى و اطاعت از شيطان ، گناهى بزرگ است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن ... إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

نسبت دادن «عذاب» به خداى رحمان - كه داراى رحمت وسيع است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گناه بت پرستى به قدرى شديد است كه مظهر رحمت و مهربانى را نيز به خشم مى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 4

4- ضايع كردن نماز و سهل انگارى در آن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

أضاعوا الصلوة . .. فسوف يلقون غيًّا

چنان كه گفته شد معناى «يلقون غيّاً» - به قرينه «يدخلون الجنّة» (در آيه بعد) - «يلقون جزاء غيّهم» است; كه وعده عذاب به شمار مى آيد. وعده عذاب نيز نوعاً در برابر گناهان بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 6

6- شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، گناهى بزرگ و موجب دوزخى شدن است .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 5

5 - افتراى بر خداوند و گفتن چيز هاى دروغ و خود بافته در باره او ، گناهى عظيم و موجب استحقاق عذاب استيصال و نابودى است .

لاتفتروا على اللّه كذبًا فيسحتكم بعذاب

«إسحات» (مصدر «يسحتكم») به معناى ريشه كن كردن و نابود ساختن است. «فيسحتكم بعذاب» با توجه به نكره بودن «عذاب» - كه بر عظمت و شدت آن دلالت دارد - به اين معنا است: شما را با عذابى سخت، ريشه كن و هلاك خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 19

19 - طغيان در مورد نعمت هاى خداوند و خروج از مرز تعادل ، گناهى است بس بزرگ .

و لاتطغوا . .. و من يحلل عليه غضبى فقد هوى

غضب خداوند بر طغيان گران در مورد نعمت ها، نشانه بزرگى گناه آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 8

8 - ارتداد از دين ، گناهى نابخشودنى و درپى دارنده عذاب جاودان اخروى است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. خسر الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 14

14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 22

22 - « دخل عمرو بن عبيد على الصادق ( ع ) . . .و قال : أحب أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه فقال : . . .إنّ الكبائر . . . وقول الزور « و اجتنبوا قول الزور » . . . ;

عمروبن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد. .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از كتاب اللّه بشناسم. آن حضرت فرمود: ...[از جمله] گناهان كبيره... قول زور است; [چون در كتاب اللّه آمده است: ]«و اجتنبوا قول الزور»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 7 - 3

3 - بى عفتى ( ارضاى غريزه جنسى به گونه نامشروع ) ، انحرافى بزرگ و گناهى عظيم در پيشگاه خداوند

فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 4 - 13

13 - نسبت بى دليل زنا به زنان پاكدامن ، حرام و از گناهان بزرگ است .

والذين يرمون المحصنت . .. و لاتقبلوا لهم شهدة أبدًا و أُولئك هم الفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 5،7،8

5 - هتك حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و افترا به حريم آن حضرت ، گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند و در پى دارنده فرجامى ناگوار

إذ تلقّونه بألسنتكم . .. و تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم

7 - شكستن حرمت و آبروى اهل ايمان ، امرى خطير و گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هيّنًا و هو عن

8 - پذيرش و انتشار شايعه هاى ناروا عليه مؤمنان و جامعه اسلامى ، بدون توجه به درستى و نادرستى و پيامد هاى آنها ، امرى خطير و گناهى بزرگ در پيشگاه خداوند

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون . .. تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 19 - 1،2

1 - اشاعه فحشا در ميان مردم ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذابى دردناك در دنيا و آخرت

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر

«فاحشة» به هر عمل و سخن بسيار زشت گفته مى شود و اين واژه كنايه از گناه زنا و فساد جنسى است. عبارت «أن تشيع الفاحشة» نيز به دو گونه قابل معنا و تفسير كردن است: 1- اشاعه فحشا و رواج گناهان جنسى. 2- رواج و پخش اخبار مربوط به فحشا و روابط جنسى ديگران، كه در اين صورت كلمه اى در تقدير است; يعنى، «أن تشيع خبر الفاحشة».

2 - بازى با حيثيت مؤمنان و بدنام ساختن آنان ، معصيتى بزرگ و داراى فرجامى سخت و دردناك در دنيا و آخرت

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 23 - 6،9

6 - قذف و اتهام به زنان پاكدامن ، نجيب و مؤمن ، از گناهان كبيره است .

إنّ الذين يرمون المحصنت . .. لعنوا فى الدنيا و الأخرة و لهم عذاب عظيم

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در آيه شريفه، قذف كنندگان و تهمت به زنان مورد طرد و لعن در دو عرصه دنيا و آخرت قرار گرفته اند و به عذاب بزرگ الهى تهديد شده اند.

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قذف المحصنات من الكبائر لأنّ اللّه عزّوجلّ يقول : لعنوا فى الدنيا و الآخرة و لهم عذاب عظيم ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود قذف زنان پاكدامن (يعنى، نسبت زنا دادن به آنان) گناه كبيره است; زيرا خداى - عزّوجل - [در باره قذف كنندگان ]مى فرمايد: لعنوا فى الدنيا و الآخرة ولهم عذاب عظيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 9

9 - شرك ، آدم كشى و زنا ، از گناهان بزرگ و خطير

يضعف له العذاب يوم القيمة و يخلد فيه مهانًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دو چندان، دائمى و ذلت بار براى گناهان ياد شده، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 6

6 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى بدون تحقيق و دليل علمى ، جرمى بزرگ و داراى كيفر

قال أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 2

2 - فخرفروشى و خودنمايى ، گناهى بس بزرگ در پيشگاه خداوند

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به و بداره الأرض

برداشت ياد شده با توجه به تفريع «خسفنا» بر «فخرج على قومه فى زينته» به دست مى آيد; زيرا قارون پس از فخرفروشى و خودنمايى در ميان مردم، به هلاكت رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 17

17 - « عن محمدبن مسلم ، عن أبى جعفر ( ع ) قال : سمعته يقول : الغناء ممّا وعد اللّه عزّوجلّ عليه النار و تلى هذه الأية : « و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم و يتّخذها هزواً أُولئك لهم عذاب مهين » ;

محمدبن مسلم مى گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مى گفت: غنا از جمله گناهانى است كه خداوند عزّوجلّ براى آن، وعده آتش داده است. و اين آيه را تلاوت كرد: و من الناس من يشترى لهو الحديث...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 6

6 - كشتن مؤمنان مجاهد و مبلغان دينى ، گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب و نابودى است .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 35 - 4

4 - استكبار در برابر پذيرش كلمه توحيد ، بزرگ ترين و سنگين ترين جرم است .

كذلك نفعل بالمجرمين . إنّهم كانوا إذا قيل لهم لا إله إلاّ اللّه يستكبرون

دوزخى دانستن كسانى كه مرتكب جرم استكبار در برابر توحيد شده اند، حاكى از حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 9 - 4

4 - شرك ، گناهى بس بزرگ و موجب محروميت از رحمت الهى در قيامت

و لكن يدخل من يشاء فى رحمته والظلمون. .. أم اتّخذوا من دونه أولياء

از آيه قبل استفاده مى شود كه ظالمان از رحمت الهى به دوراند (يدخل من يشاء فى رحمته و الظالمون ما لهم. ..) و از آن جا كه شرك مصداق بارز ظلم به شمار مى آيد، مى توان مطلب بالا را برداشت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 2

2- آزردن خاطر پدر و مادر ، حتى با گفتن « اُف » ، جرمى گران است .

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا . .. و الذى قال لولديه أُفّ لكما ... إنّهم كانوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 8

8 - كفر و شرك ، جرمى بزرگ و كيفرآور در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

توصيف كافران و مشركان، به «جرم پيشه»، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 6

6 - سپاس نعمت هاى الهى و اعتراف به آن ، تكليفى بس مهم و انكار و ناسپاسى آن ، گناهى بس عظيم

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از ده ها بار تكرار «فبأىّ ءالآء. ..» در اين سوره، مى توان برداشت بالا را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 5

5 - « عن بعض أصحابنا : قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ : « فلااُقسم بمواقع النجوم » قال : أعظم إثم من يحلف بها ;

برخى از اصحاب از [امام] درباره سخن خداوند عزّوجلّ «فلااُقسم بمواقع النجوم» سؤال كردند، حضرت فرمود: بزرگ است گناه كسانى كه به آن (مواقع نجوم) قسم مى خورند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 7

7 - يأس از رحمت خدا و ثواب اخروى ، گناهى است بزرگ .

قومًا غضب اللّه عليهم قد يئسوا من الأخرة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «قد يئسوا. ..»، به عنوان بارزترين ويژگى مغضوبين ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 1

1 - افترا و نسبت دروغ به خدا بستن ، بالاترين ظلم و بدترين گناه است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب

تقبيح افترا بر خداوند با تعبير «أظلم» (صيغه اسم تفضيل)، نشان از بزرگى گناه آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 3،5

3 - بى عفّتى ( ارضاى غريزه جنسى به گونه نامشروع ) ، انحرافى بزرگ و گناهى عظيم در پيشگاه خداوند

فأُولئك هم العادون

5 - « سُئِلَ الصادق ( ع ) عن الخَضْخَضَة فقال : إثمٌ عظيمٌ قد نهى اللّه عنه فى كتابه . . . فقال السائل : بيّن لى يابن رسول اللّه ( ع ) من كتاب اللّه نهيه فقال : قول اللّه « فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون » و هو ممّا وراء ذلك . . . ;

از امام صادق(ع) درباره خضخضه (عمل استمنا) سؤال شد، فرمود: گناه بزرگى است كه خداوند در قرآن از آن نهى فرموده است . .. سؤال كننده پرسيد: اى فرزند رسول خدا! نهى آن را از قرآن براى من بيان كن، فرمود: سخن خداوند «فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون» و آن [عمل استمناء] از مصاديق «وراء ذلك» است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 1 - 1

1 - كم فروشى ، گناهى بزرگ است و كم فروشان به عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

ويل للمطفّفين

«طفيف» و«قليل»، به يك معنا است. تطفيف كاستنى است كه انجام دهنده آن در پيمانه كردن و وزن كردن خيانت كند و «ويل» در اصل به معناى عذاب و هلاكت است. (لسان العرب)

509- آثار اجتناب از گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 1،2

1 - پرهيزكنندگان از گناهان بزرگ و زشتى ها ، برخوردار از نعمت هاى جاودان الهى

و ما عند اللّه . .. للذين ءامنوا ... و الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

2 - پرهيز از بدى ها و گناهان كبيره ، نمود و نشانه ايمان و اتكا به خداوند

للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون . و الذين يجتنبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 2،5،6

2 - نيك كردارى به همراه اجتناب از گناهان كبيره ، شرط برخوردارى از پاداش الهى

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الذين يجتنبون. ..» - به دنبال «الذين أحسنوا» - مى تواند بيانگر شرط دوم براى بهره مندى انسان، از پاداش الهى باشد.

5 - لغزش هاى كوچك پرهيزكنندگان از گناهان كبيره ، مورد بخشش خداوند

الذين يجتنبون . .. إلاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

«لمم» در معانى گناه صغيره و گناهى كه انسان هر از گاهى مرتكب آن شود، اطلاق مى گردد. برداشت بالا بر پايه معناى اول است.

6 - گناهان اتفاقى در زندگى اجتناب كنندگان از كبائر ، مورد عفو و اغماض الهى

الذين يجتنبون كبئر الإثم . .. إلاّ اللّمم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «اللّمم» در آيه شريفه، گناهانى باشد كه انسان به طور اتفاقى مرتكب آن مى شود.

510- آثار اصرار بر گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 3

3 - پافشارى و تداوم بخشى بر گناهان بزرگ ، در پى دارنده قطعى دوزخ

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

511- آثار گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 9

9 - گناهان بزرگ ، مانع پديد آمدن زمينه هاى سپاسگزارى به درگاه خدا و رسيدن به منزلت شاكران

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 14

14- « عن الصادق ( ع ) : . . . إن الكبائر . . . كفران النعمة « و لئن كفرتم إن عذابى لشديد » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه در بيان گناهان كبيره فرمود: . .. همانا از گناهان كبيره ... كفران نعمت است [خداوند مى فرمايد]: و لئن كفرتم إن عذابى لشديد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 4،5

4 - انجام گناه كبيره ، موجب زوال ايمان نخواهد شد . *

للذين ءامنوا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه وصف «الذين يجتنبون. ..» احترازى باشد - و نه توضيحى - بدين معنا كه ايمان حقيقتى مستقل داشته باشد كه هر گاه با معنايى چون «اجتناب از كبائر» جمع شود، دستيابى به نعمت هاى جاودان بهشت را نتيجه دهد.

5 - ارتكاب گناهان بزرگ و انجام اعمال زشت ، مانع بهره مندى انسان از نعمت هاى جاويدان اخروى

و ما عند اللّه خير . .. الذين يجتنبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 4

4 - تأثير ويرانگر و مخرب گناهان كبيره ، در فرجام و سرنوشت انسان

و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

512- آمرزش گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 16

16- « عن ابراهيم بن العباس يقول : كنّا فى مجلس الرضا ( ع ) فتذاكروا الكبائر و قول المعتزلة فى ها : انها لاتغفر فقال الرضا ( ع ) : قال أبوعبدالله ( ع ) : قد نزل القرآن بخلاف قول المعتزلة ، قال الله عزوجل : إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم » . . . ;

ابراهيم بن عباس گويد: در مجلس امام رضا(ع) بوديم، سخن از گناهان كبيره و عقيده معتزله مبنى بر اينكه آن گناهان بخشيده نمى شوند، به ميان آوردند. امام رضا(ع) نقل از امام صادق(ع) فرمود: همانا قرآن برخلاف سخن معتزله نازل شده است. خداى عزوجل فرمود: «و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 26

26 - روى آوردن به ايمان ، زمينه ساز آمرزش و رحمت الهى ، حتى نسبت به گناهان بزرگ

على أن لايشركن. .. و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

از صدر آيه شريفه استفاده مى شود كه چه بسا، برخى از روى آورندگان به ايمان، در گذشته كفرآلود خويش مرتكب گناهان بزرگى شده بودند. از ذيل آن (إنّ اللّه غفور رحيم) نيز استفاده مى شود كه، آنان هم مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند.

513- اجتناب از گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 1

1 - پرهيز پيوسته و مستمر از زشتى ها و گناهان كبيره ، از ويژگى هاى بارز نيك كرداران

و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

استمرار، از فعل مضارع «يجتنبون» استفاده مى شود.

514- توبه از گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 20

20 - توبه از گناهان بزرگ نيز به درگاه خداوند پذيرفته است .

إنّه كان توّابًا

«توّاب» بر مبالغه دلالت دارد (مصباح). مبالغه درتوبه پذيرى، يا به اين معنا است كه هر چه توبه تكرار شود، توبه پذيرى هم تكرار خواهد شد و يا اين كه گناه هر چه بزرگ باشد، خداوند توبه از آن را خواهد پذيرفت.

515- عوامل تكفير گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 35 - 2

2 - احسان ، موجب محو و زدايش بزرگ ترين گناهان از پرونده اعمال است .

ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا

516- كيفر گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 13

13- ارتكاب گناه كبيره هر چند جاهلانه ، تقليدى و تحت تأثير تبليغات باشد ، كيفر دارد .

ليحملوا أوزارهم . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت، مبتنى بر اين اساس است كه «من» براى تبعيض و «بغير» حال براى ضمير مفعولى باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: آنان به دوش مى كشند گناهان خود و بخشى از گناه گمراه شدگان به دست خود را، هر چند اينها عالم نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 10

10 - گناه ، هرچه بزرگ تر باشد ، كيفر آن سنگين تر خواهد بود .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

حرف «باء» در «بذنبهم» بيانگر علت عقوبت سنگين ثموديان و نشانگر آن است كه اگر كيفر آنان شديد بود، به جهت گناهى بود كه از آنان سرزد. بنابراين ويژگى هاى كيفر، براساس خصوصيات گناه تعيين مى شود.

517- گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 1،3

1 - كتمان معارف و احكامى كه خدا نازل كرده و در كتاب هاى آسمانى ثبت شده ، از گناهان بزرگ است .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب . .. لهم عذاب أليم

3 - دين فروشى و كسب متاع دنيا در قبال آن ، از گناهان بزرگ است .

و يشترون به ثمناً قليلا أولئك ما يأكلون فى بطونهم إلا النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 2

2 - بيهوده سخن راندن و مغالطه گرى و استهزا در مورد قرآن و اسلام گناهى بزرگ است.

فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين. و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

ظالم خواندن خوض كنندگان در آيات و تأكيد بر تحريم همنشينى مسلمانان با آنان و همچنين جمله «من حسابهم»، مجموعاً بيانگر بزرگى گناه خوض در آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 9

9- نزديكى با زنان شوهردار و ارتكاب زنا ، از گناهان بسيار زشت و پليد است .

لنصرف عنه السوء و الفحشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4

4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .

يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 3

3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .

و إذا رءا الذين ظلموا العذاب

برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 5

5- شرك ، گناهى بزرگ و مستوجب خلود در آتش جهنم است .

إنّكم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. و كلٌّ فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 8

8 - شرك ، گناهى بزرگ و داراى كيفرى ويژه در نزد پروردگار

و من يدع مع اللّه . .. فإنّما حسابه عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 1

1 - گناه قذف ( نسبت دادن زنا بدون دليل به زنان پاكدامن ) على رغم بزرگى اش ، بخشودنى و قابل آمرزش از سوى خداوند است .

والذين يرمون المحصنت . ..أُولئك هم الفسقون. إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2،4

2 - انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1- «بل» براى اضراب انتقالى است. 2- وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

4 - انكار معاد ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

و أعتدنا لمن كذّب بالساعة سعيرًا

برداشت فوق، از وعده عذاب دوزخ به تكذيب كنندگان قيامت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 68 - 8

8 - گناه شرك ، بزرگ تر از گناه آدم كشى و آدم كشى بزرگ تر از گناه زنا است .

و الذين لايدعون مع اللّه إلهًا . .. و لايزنون

ترتيب ذكرى جمله هاى «و الذين لايدعون. ..» «لايقتلون...» و «لايزنون» مى تواند بيانگر ترتيب رتبى و حاكى از مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 5

5 - دروغ ، مادر گناهان و زاينده انحراف ها

أفّاك أثيم

اختصاص به ذكر يافتن «إفك» از ميان ساير گناهان و اصل قرار گرفتن براى «إثم» (تقدم آن بر إثم) مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 3

3 - تخلّف بى دليل از مقررات ارتش ، گناهى بزرگ و نابخشودنى

أم كان من الغائبين . لأُعذّبنّه ... أو لأاْذبحنّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 9

9 - كفران نعمت هاى الهى ، گناهى بس بزرگ و غيرقابل بخشش در پيشگاه خداوند

و هل نجزى إلاّ الكفور

تأكيد خداوند بر اين كه تنها كفران كنندگان نعمت ها، مورد مجازات قرار مى گيرند، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 47 - 8

8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر

و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 6

6 - سدكردن راه ايمان و معرفت ديگران به قرآن ، گناهى بزرگ تر و بدتر از كفر و گناهان شخصى كافران

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أسوء» در مقام مقايسه ميان كفر و حق ناباورى كافران، با تلاش هاى آنان در جلوگيرى از گرايش ديگران به ايمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3،6،8،13

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

6 - گناهان از ديدگاه وحى ، تقسيم پذير به گناهان كبيره و گناهان صغيره

الذين يجتنبون كبئر الإثم

8 - ارتكاب فحشا ( زنا و لواط ) ، از بدترين گناهان كبيره است .

الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

ذكر «الفواحش» پس از ذكر «كبائر الإثم» - با اين كه «كبائر الإثم» شامل فواحش نيز مى شود - نشانگر شدت زشتى و قبح آن در پيشگاه خداوند است. گفتنى است كه تعبير «فاحشه» از زنا و لواط در مواضع ديگر قرآن، قرينه بر اين است كه از مصاديق مورد نظر «الفواحش» زنا و لواط مى باشد.

13 - « ( عن ) موسى بن جعفر ( ع ) يقول : دخل عمروبن عبيد على أبى عبداللّه ( ع ) فلمّا سلّم و جلس تلا هذه الآية : « الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش » . . . قال أحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه عزّوجلّ فقال : نعم يا عمرو أكبر الكبائر الإشراك باللّه . . . و بعده الإياس من روح اللّه . . . ثمّ الأمن لمكراللّه . . . و من ها عقوق الوالدين . . . و قتل النفس . . . و قذف

المحصنة . . . و أكل مال اليتيم . . . و الفرار من الزحف . . . و أكل الربا . . . و السحر . . . و الزنا . . .و اليمين الغموس الفاجرة . . . و الغلول . . . و منع الزكاة . . . و شهادة الزور و كتمان الشهادة . . . و شرب الخمر . . . و ترك الصلاة . . .و نقض العهد و قطيعة الرحم . . . ;

از امام كاظم(ع) روايت شده است كه فرمود: عمروبن عبيد (از علماى عامه) وارد بر امام صادق(ع) شد و چون سلام كرد و نشست آيه «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش» را تلاوت كرد. .. و گفت دوست دارم كه گناهان كبيره را از كتاب خدا بشناسم امام فرمود: آرى اى عمرو! بزرگ ترين گناه كبيره شرك به خدا است... و بعد از آن يأس از رحمت خدا، ...و سپس ايمن شدن از مكر خدا... و از جمله آنها نافرمانى نسبت به پدر و مادر... و كشتن انسان... و اتهام به زنان پاكدامن... و خوردن مال يتيم... و فرار از ميدان جنگ... و رباخوارى... و سحر... و زنا... و قسم دروغ (براى حق ناحق كردن) و خيانت... و ندادن زكات... و گواهى دروغ و كتمان گواهى... و خوردن شراب... و ترك نماز... و پيمان شكنى و قطع رحم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 3

3 - دروغ پردازى ، گناهى بزرگ

أفّاك أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 22 - 10

10- « قطع رحم » ، گناهى بزرگ و در رديف فسادانگيزى در زمين

تفسدوا فى الأرض و تقطّعوا أرحامكم

از اين كه «تقطّعوا أرحامكم» در كنار «تفسدوا فى الأرض» قرار گرفته و از ميان همه گناهان اختصاص به ذكر يافته است; بزرگى گناه آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 8

8 - بدگمانى به خداوند ، از گناهان بزرگ و موجب قرار گرفتن انسان در زمره منافقان و مشركان

المنفقين . .. و المشركين ... الظانّين باللّه ظنّ السوء

وصف «الظانّين. ..» مشعر به عليت است; يعنى، اين بدگمانى است كه روح اصلى نفاق و شرك را تشكيل داده و انسان ها با اين بدگمانى، منافق و مشرك مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 4

4- باز داشتن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگ و كفرآميز

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام

از اين كه خداوند، ممانعت از ورود مؤمنان به مسجدالحرام را به عنوان دومين جرم مهم مشركان ياد كرده و آن را در كنار كفر آنان متذكر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 23،25

23 - « دخل عمروبن عبيد على أبى عبداللّه ( ع ) . . .قال اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه عزّوجلّ فقال : نعم ، أكبر الكبائر الإشراك باللّه . . . و بعده الإياس من روح اللّه . . . ثمّ الأمن مكر اللّه . . . و منها عقوق الوالدين . . . و قتل النفس . . . و قذف المحصنة . . . و أكل مال اليتيم . . . و الفرار من الزحف . . . و أكل الربا . . . و السحر . . . و الزنا . . . و اليمين الغموس الفاجرة . . . و الغلول . . . و ترك الصلاة متعمداً و نقض العهد و قطيعة الرحم . . . ;

(1) بعضى غلول را به معناى خيانت در غنائم و اموال عمومى گرفته اند.

25 - « دخل عمروبن عبيد على الصادق ( ع ) . . . و قال : اُحبّ أن أعرف الكبائر من كتاب اللّه فقال . . . و اللواط « و الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش . . . » ;

عمروبن عبيد بر امام صادق(ع) وارد شد. .. و گفت: دوست دارم گناهان كبيره را از قرآن بشناسم... امام [ضمن بيان گناهان كبيره ]فرمود: «لواط» هم يكى از آنها است و آيه «الذين يجتنبون كبائر الإثم و الفواحش...» را تلاوت نمود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 46 - 1،4

1 - عظمت گناه پيمان شكنى در بينش الهى

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

«حنث» در مطلق گناه و نيز خصوص شكستن پيمان و خلف قسم به كار مى رود. گفتنى است كه توصيف «حنث» به وصف «عظيم»، بيانگر آن است كه شكستن پيمان در همه موارد گناهى بزرگ است.

4 - شركورزى ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و باعث دوزخى شدن انسان

و كانوا يصرّون على الحنث العظيم

برخى از مفسران برآنند كه مراد از «حنث» در آيه شريفه، شكستن پيمان توحيد است (پيمانى كه خداوند فطرتاً و در عالم ذر از انسان ها گرفته است). بر اين مبنا، مفاد آيه چنين مى شود: اصحاب شمال به خاطر شكستن پيمان توحيد و روى آوردن به شرك و اصرار بر آن، گرفتار عذاب دوزخ خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 45 - 2

2 - دروغ بستن بر خدا ، گناهى بس بزرگ و نابخشودنى

و لو تقوّل علينا . .. لأخذنا منه باليمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 43 - 3

3 - ترك نماز ، جرمى بزرگ و نابخشودنى

عن المجرمين . .. قالوا لم نك من المصلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 44 - 2

2 - اطعام نكردن به مساكين و گرسنه ر ها كردن آنان در جامعه ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و لم نك نطعم المسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 45 - 2

2 - به بطالت گذراندن عمر ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نخوض مع الخائضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 46 - 3

3 - تكذيب روز جزا ، جرمى بزرگ و نابخشودنى است .

عن المجرمين . .. و كنّا نكذّب بيوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 3

3 - هدايت ، نعمتى است بزرگ و كفران آن ، گناهى عظيم و نابخشودنى است .

إنّا هدينه السبيل . .. إنّا أعتدنا للكفرين ... سعيرًا

از مهيا شدن عذاب سخت براى ناسپاسان نعمت هدايت، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 4

4 - تكذيب دين ، جرمى بزرگ و غير قابل بخشش

كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمان»، همان «مكذّبان» است كه در اين سوره يازده بار ذكر شده است و چون تكذيب گران، محكوم به هلاكت اند; بنابراين جرم آنان (تكذيب دين)، بزرگ و غير قابل بخشش خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 9

9 - كشتن ناقه صالح ، گناهى بزرگ و دامنگير تمام ثموديان

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

بزرگى گناه قوم ثمود، از كيفر سنگين آنان به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 7

7 - روى آورى رزمندگان اسلام به اسير گرفتن از دشمن پيش از سركوبى كامل آنان گناهى بزرگ است .

لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

از اينكه گرفتن اسير اقتضاى عذاب بزرگ دارد، معلوم مى شود اين گناه، بزرگ است.

518- گناهان كبيره در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 7

7 - شكستن حرمت تعطيلى روز شنبه گناهى بزرگ در آيين يهود و در پى دارنده عذاب شديد

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

شدت عذاب، حكايت از بزرگى گناه دارد.

519- مراتب گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 3

3 - گناهان كبيره ، داراى مراتب متفاوت *

يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «الفواحش» - به دنبال «كبائر الإثم» - از قبيل ذكر خاص بعد از عام باشد. بنابراين «فواحش» عبارت است از گناهان كبيره اى كه قبحى فزون تر دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 10

10 - گناه ، هرچه بزرگ تر باشد ، كيفر آن سنگين تر خواهد بود .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

حرف «باء» در «بذنبهم» بيانگر علت عقوبت سنگين ثموديان و نشانگر آن است كه اگر كيفر آنان شديد بود، به جهت گناهى بود كه از آنان سرزد. بنابراين ويژگى هاى كيفر، براساس خصوصيات گناه تعيين مى شود.

گناهكار

520- آمرزش كنيز گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 32

32 - كنيزان وادار شده به فحشا از سوى مالكان ، مورد آمرزش و مشمول رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

521- اذيت زنان گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 5

5 - آزار و اذيت مردان و زنان مؤمن ، در قبال گناه شان ، منعى ندارد .

و الذين يؤذون المؤمنين . .. بغير ما اكتسبوا

قيد «بغير ما اكتسبوا» احترازى است و مفهوم اش اين است كه در صورت ارتكاب جرم و گناه، آزار و اذيت - با رعايت شرايط - جايز است.

522- اذيت مردان گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 58 - 5

5 - آزار و اذيت مردان و زنان مؤمن ، در قبال گناه شان ، منعى ندارد .

و الذين يؤذون المؤمنين . .. بغير ما اكتسبوا

قيد «بغير ما اكتسبوا» احترازى است و مفهوم اش اين است كه در صورت ارتكاب جرم و گناه، آزار و اذيت - با رعايت شرايط - جايز است.

523- اعراض از گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 31

31 - پند و اندرز ، بى اعتنايى و تنبيه بدنى ، از روش هاى اصلاح رفتار هاى ناهنجار

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

524- بنى اسرائيل گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 19

19 - بنى اسرائيليان گنهكار و داراى اعمال ناشايست ، مورد تهديد خداوند به كيفر و مجازات

و ما اللّه بغفل عما تعملون

از هدفهاى بيان آگاهى و توجه خداوند به اعمال گنهكاران، تهديد ايشان به كيفر است.

525- پرسش از گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 2

2 - چگونه سپرى كردن زندگانى دنيا ، پرسش فرشتگان از گناهكاران مستضعف پس از مرگ ( سؤال قبر )

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

526- توبه گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 12

12 - سقوط كيفر و پذيرش توبه گناهكاران و مرتكبين فحشا از سوى خداوند ، جلوه توبه پذيرى و رحمت او

و الّذان يأتيانها منكم . .. اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 17 - 1،2،5،9

1 - وعده الهى به پذيرش توبه گنهكاران

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون

2 - پذيرش حتمى توبه ، مشروط به تأخير نينداختن آن از سوى گنهكاران است .

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب فاولئك يت

5 - تشويق گناهكاران به توبه و تأخير نينداختن آن

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب

خداوند با اعلام پذيرش حتمى توبه به شرط تأخير نينداختن آن، گنهكاران را به چنين توبه اى تشويق كرده است.

9 - علم و حكمت الهى ، اساس پذيرش توبه گنهكاران

انّما التّوبة على اللّه . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 8

8 - توبه گناهكاران و ايمان آوردن كافران تا قبل از يقين به مرگ ، پذيرفته است .

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثم يتوبون من قريب . .. و ليس

مفهوم جمله «حتّى اذا حضر» در برداشت فوق، بيان و توضيح «من قريب» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 15،23

15 - راه بازگشت و توبه براى خطاكاران و حتى منافقان ، باز و گشوده است .

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

23 - پذيرش توبه خطاكاران ، بايد همراه مهر و محبّت به آنان باشد .

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

توصيف خداوند به «رحيماً»، پس از «تواباً»، مى رساند كه انسان نبايد آنگاه كه فردى را پذيرفت و از خطايش درگذشت، مهر و لطف خويش را از او دريغ دارد.

527- جن گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 8

8- وجود افرادى گنه كار و عصيانگر ، در ميان جنيان

يغفر لكم من ذنوبكم

528- جنيان گناهكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

529- جهل گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 17 - 4،10

4 - گناهكار ، جاهل است .

يعملون السّوء بجهالة

با توجّه به توضيح فيش قبل.

10 - گناهكار ، جاهل و سبك مغر است ، اگر چه آگاه به گناه بودن عملش باشد .

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السوء بجهالة

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: كلّ ذنب عمله العبد و ان كان به عالما فهو جاهل حين خاطر بنفسه فى معصية ربّه . .. .


تفسيرعياشى، ج 1، ص 228، ح 62 ; تفسير برهان، ج 1، ص 354، ح 6.

530- خائنان گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 1

1 - خيانت پيشگان گنهكار ، على رغم شرم از مردم ، از خدا شرم و پروايى ندارند .

يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه

چون «استخفاء» (پنهان سازى) از خداوند مقدور نيست تا نهى و يا مذمتى به فعل و يا ترك آن تعلق گيرد; بنابراين «استخفاء» مى تواند كنايه از «استحياء» (شرم كردن) باشد.

531- عذاب جامعه گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 4 - 2

2 - عذاب سهمگين خداوند در انتظار جوامع مختلف از قوانين دين و پذيرنده ولايتهاى غير خداوند

و لاتتبعوا من دونه . .. و كم من قرية أهلكنها

بيان هلاكت جوامع پيشين پس از فرمان به رعايت قوانين دين و سرپيچى از ولايت غير خدا «اتبعوا ما أنزل اليكم . ..»، بيانگر آن است كه عذاب امتهاى پيشين به سبب تخلف آنان از اين فرمان بوده است.

532- عذاب دنيوى امت هاى گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 11

11- نزول عذاب دنيوى بر امت هاى گنهكار ، تنها پس از اتمام حجت و فرستادن پيامبرى براى ايشان است .

و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً

جمله «ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً» اطلاق دارد و عذاب دنيوى را هم دربرمى گيرد.

533- عفو خويشاوندان گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 12

12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو

«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.

534- عفو مساكين گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 12

12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو

«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.

535- عفو مهاجران گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 12

12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو

«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.

536- كيفر گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 5

5 - خداوند براى گناهكارانى كه توبه را تا آستانه مرگ تأخير انداخته و كسانى كه كافر بميرند ، عذاب دردناكى آماده كرده است .

و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار اولئك اعتدنا لهم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 16

16 - عذاب گناهكاران ، متناسب با گناه آنان

لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و اعتدنا للكافرين عذاباً مهيناً

توصيف عذاب به خواركننده و قرار دادن آن براى متكبران و فخرفروشان، حاكى از تناسب عذاب الهى با گناهِ گناهكاران است.

537- گلايه از رهبران گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 99 - 1

1 - شِكوه دوزخيان از نقش اصلى پيشوايان مجرم خويش در گمراهى آنان

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون

538- گناهكار در جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 19

19 - جهنّم ، جايگاه گنهكارانى كه به سبب ماندن در سلطه مشركان و ترك عمدى هجرت ، قادر بر اداى تكاليف الهى نباشند .

الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها فاولئك مأويهم جهنّم و ساءت مصيراً

بنابر اينكه توبيخ، به جهت عمل نكردن به تكاليف باشد، نه خصوص ترك هجرت.

539- گناهكار در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 14 - 11

11 - مداومت بر نافرمانى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، مايه گرفتارى به عذاب هاى جسمى و روحى در قيامت

و من يعص اللّه . .. يدخله ناراً ... و له عذاب مهين

دخول در آتش، عذاب جسمى آنان و عذاب خواركننده، شكنجه روحى ايشان.

540- گناهكار مستضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 2

2 - چگونه سپرى كردن زندگانى دنيا ، پرسش فرشتگان از گناهكاران مستضعف پس از مرگ ( سؤال قبر )

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

541- محروميت گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 5،6

5 - ناسپاسان از نعمت ها و گنهكاران ، محروم از محبّت الهى

و اللّه لا يحبّ كل كفّار اثيم

6 - رباخواران ، ناسپاسانى گنهكار و محروم از محبّت الهى

يمحق اللّه الرّبوا . .. و اللّه لا يحبّ كلّ كفّار اثيم

كلمه «كفّار» (بسيار ناسپاس) و كلمه «اثيم» (فرو رفته در گناه و آلودگى) پس از بيان ربا و رباخوارى، اشاره به اين معنا دارد كه رباخواران از جمله مصاديق انسانهاى ناسپاس و آلوده به گناهند.

542- محروميت مالك كنيز گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 33

33 - برده دارانِ وادار كننده كنيزان خويش به فحشا و فساد جنسى ، محروم از آمرزش و رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

در آيه ياد شده متعلق «غفور» و «رحيم» ذكر نشده است. با توجه به اين كه بعيد است خداوند به برده داران، به خاطر گناه اكراهشان و نيز مورد هشدار قرار گرفتن آنان وعده غفران و رحمت بدهد، به نظر مى رسد مقصود كنيزانى خواهد بود كه مجبور به فحشا شده اند. بر اين اساس اختصاص يافتن اين وعده به كنيزان، حاكى از محروميت برده داران از اين موهبت است.

543- مسلمانان گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 3

3 - مسلمانانى كه از هجرت به مدينه سر باز زدند و يا در راه خدا جهاد نكردند و يا مهاجران و دين خدا را يارى ندادند ، از دايره مؤمنان راستين خارج هستند .

و الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولئك هم المؤمنون حقا

«أولئك» اشاره است به هر يك از «الذين» اول و دوم با ويژگيهايى كه در توصيف آنها آمده است. با توجه به اين معنا و دلالت ضمير فصل (هم) بر حصر معلوم مى شود كسانى كه مجموع صفات ياد شده را نداشته، اگر چه برخى از آنها را دارا باشند مؤمن حقيقى نيستند.

544- ملائكه و گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 3

3 - بازخواست گنهكاران ، پس از لحظه مرگ از سوى فرشتگان

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

545- مؤاخذه گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 3

3 - بازخواست گنهكاران ، پس از لحظه مرگ از سوى فرشتگان

انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم

546- مؤمنان گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 11

11 - راوى گويد امام باقر ( ع ) فرمود : « الذين خلطوا عملا صالحاً و آخر سيّئاً » : فأولئك قوم مؤمنون يحدثون فى ايمانهم من الذّنوب التى يعيب ها المؤمنون و يكرهون ها فأولئك عسى اللّه أن يتوب عليهم ;

«آنان كه عمل خوب و بد را در هم آميختند» گروهى از مؤمنانند كه در عين داشتن ايمان، مرتكب بعضى گناهان مى شوند كه مؤمنان آنها را عيب مى دانند و ناخوش دارند اينانند كه اميد مى رود خداوند توبه آنان را بپذيرد».

547- يهود گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 12

12 - يهوديان گنهكار به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

بما قدمت أيديهم . .. و ما هو بمزحزحه من العذاب

«زحزحة» (مصدر مزحزح) به معناى دور ساختن است.

گناهكاران

548- {گناهكاران}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 31

31 - بنى اسرائيل ، گنهكار و همواره تجاوزگر بوده اند .

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 3

3 - يهود ، مردمى گنهكار و داراى كردارهايى ناروا

و لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

مراد از «ما» در «ما قدمت أيديهم» (آنچه را پيش فرستادند) گناهان و اعمال نارواست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 8

8 - كسانى كه در حال ستمگرى و تجاوز از محرمات استفاده كنند - هر چند استفاده آنان به خاطر اضطرار باشد - گنهكارند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 12

12 - فرعونيان ، جز تكذيب آيات الهى ، مرتكب گناهان ديگرى نيز شدند . *

كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم

اينكه كلمه «ذنوب» را به صورت اسم ظاهر و با صيغه جمع آورده است، مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد; در غير اين صورت مى فرمود: «فاخذهم اللّه به» و يا «فاخذهم اللّه بذنبهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 5

5 - عالمان اهل كتاب كه از داورى كتاب خدا رويگردان بودند ، به گناهكارى خود اذعان داشتند .

لن تمسّنا النار الاّ اياماً معدودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7،8،11

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

8 - بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

11 - قيامت ، روز اندوه و افسوس بدكاران

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 88 - 4

4 - تأثير علم و آگاهى گناهكاران ، در مقدار و كيفيّت عذاب آنان

كفروا بعد ايمانهم و شهدوا انّ الرّسول حق و جاءهم البيّنات . .. لا يخفّف عنهم الع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 29

29 - عفو از گناهكاران مؤمن ، جلوه اى از فضل خداوند

و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين

جمله «و اللّه ذو فضل . .. »، به منزله علّتى براى عفو است ; يعنى چون خداوند صاحب فضل است از گناه شما صرفنظر كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 32

32 - بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى آلوده به گناه و معصيت

يريد اللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 16،22،24

16 - شاهدان بر وصيت بايد در خاتمه سوگند خويش تأكيد كنند كه اگر در اداى شهادت خيانت كرده باشند از گنهكاران محسوب مى شوند .

فيقسمان باللّه . .. إنّا اذاً لمن الاثمين

22 - شاهدان بر وصيت در صورت كتمان وصيت هاى ميت و يا تغيير آنها به انگيز هاى مادى ، از زمره گنهكارانند .

لانشترى . .. و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

24 - شاهدان رسمى در صورت كتمان شهادت از زمره گنهكارانند .

و لانكتم شهدة اللّه إنّا اذاً لمن الاثمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.

و كذلك نجزى المجرمين

«جرم» به معناى تعدى و گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 9

9 - ابداع كنندگان سنت هاى ناروا و اعمال زشت ، مرتكب گناهى بزرگتر و مستحق ملامتى بيشتر

أتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 2

2 - قوم لوط مردمى مجرم و تبهكار

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 2

2 - فرعونيان و پيشينيان آنان مردمى گنهكار و تكذيب كننده آيات الهى

كذبوا بايت ربهم فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 1

1 - مشركان ، مردمانى بد كردارند .

و الذين كسبوا السيئات . .. و يوم نحشرهم

ضمير «هم» در «نحشرهم» به «الذين احسنوا» و «الذين كسبوا السيئات» برمى گردد. جمله «ثم نقول للذين أشركوا ... » قرينه است بر اينكه مشركان يكى از مصداقهاى مورد نظر در جمله «الذين كسبوا السيئات ... » مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 21

21- اعراض كنندگان از تعاليم پيامبران و معارف دين ، مجرم و گنهكارند .

و لاتتولوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 10

10- پيامبران ، در صورت مسامحه در امر رسالت و ترك ابلاغ توحيد ، گنه كارند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 116 - 14

14- جوامع هلاك شده پيشين ، مردمانى گنه كار بودند .

و كانوا مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 16

16- تكذيب پيامبران الهى ، جرم و گناه است و تكذيب كنندگان مجرم و گنهكارند .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 58 - 3

3- قوم لوط ، مردمى جرم پيشه و تبهكار

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

مراد از «قوم مجرمين» - به قرينه آيات بعد - قوم لوط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 61 - 10

10- همه انسان ها ، به نوعى مرتكب گناه و عمل ناروا مى شوند .

و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة

كلمه «الناس» با وجود «ال» استغراق، دلالت بر عموم مى كند و نيز اينكه در صورت مؤاخذه و عقوبت، هيچ انسانى - بنابر اينكه مراد از «دابّة» انسان باشد - باقى نمى ماند، مى تواند مؤيد برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 5

5- شرك جرم است و مشرك ، مجرم و گناهكار .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم

از آن جايى كه آيات گذشته، درباره شرك بود، تناسب چنين اقتصا مى كند كه مراد از مجرمان، «مشركان»باشد. احتمال تعلق كلمه «يوم» در «يوم نحشر»، به يكى از فعل هاى «سيكفرون» و يا «يكونون» در آيات پيشين، گوياترين وجه براى ارتباط اين آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 2

2 - كفر ، جرم و گناه است و كافران مجرم و دوزخى اند .

إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم

لام در «له جهنّم» بر استحقاق دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 18

18 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، مردمانى گناه پيشه بودند .

فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 9 - 1

1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان ، مردمى بدكردار و خطاپيشه بودند .

و جاء فرعون و من قبله . .. بالخاطئة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 16 - 1،2

1 - نهى كنندگان از نماز و تكذيب گران دين ، مردمى خطاكار و دروغ گويند .

ينهى . .. كذّب ... ناصية كذبة خاطئة

2 - شخص بازدارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نماز و تكذيب كننده او ، فردى دروغگو و خطاپيشه و گنه كار بود .

ناصية كذبة خاطئة

دروغ گويى و خطاكارى، در حقيقت وصف صاحب «ناصية» است و اتصاف «ناصية» به آن، مجاز و بيانگر اين نكته است كه صاحب آن، به قدرى به دروغ و گناه آلوده بوده، كه گويا اجزاى بدن او، دروغگو و خطاكاراند و آثار اين پليدى ها، در چهره او نمايان است.

549- آثار آخرت گريزى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

550- آثار دنياطلبى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

551- آثار دوستى با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 99 - 2

2 - دوستى مجرمان ، عامل گمراهى انسان ها

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون

552- آثار ذكر ذلت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 3

3 - توجه به فضاحت و ذلت مجرمان در قيامت ، بازدارنده خلق از كفر و تكذيب

فيؤخذ بالنوصى و الأقدام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

553- آثار قياس متقين با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 2

2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .

و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين

554- آثار كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 2

2 - كيفر دردناك الهى ، زداينده غفلت و سرمستى مجرمان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون . فيقولوا هل نحن منظرون

555- آرزوهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 1

1 - آرزوى كافران و گنه كاران ، هنگام مشاهده عذاب الهى ، به بازگشت دوباره به دنيا

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة

«لو» در آيه شريفه، براى تمنّى است.

556- آرزوى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 11

11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *

و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب

«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از

آن وضعيّت مى پندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 3

3 - مجرمان در روز محشر ، آرزومند نجات خويش از عذاب الهى با پرداخت فديه

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

557- آرزوى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

558- آگاهى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 10

10 - خداوند در قيامت خلافكاران را به اعمال ناپسندشان آگاه خواهد ساخت.

ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون

559- آمرزش اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 5

5 - گروهى از گنه كاران ، مورد عفو و بخشش خداوند در قيامت *

فما هم من المعتبين

با توجه به اين كه «من» در «من المعتبين» براى تبعيض است، به دست مى آيد كه عده اى مورد مغفرت هستند.

560- آمرزش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 8

8 - گناهكار ، با توبه و استغفار ، آمرزش و رحمت الهى را درك و احساس مى كند .

و من يعمل سوءاً . .. ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

كلمه «يجد»، از مصدر وجدان به معناى دريافتن و احساس كردن است; يعنى در وجود خود رحمت و مغفرت الهى را درك مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 9

9 - گنهكارانى كه خود را به شرك نيالوده اند ، بايد اميدوار به مغفرت الهى باشند .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 9

9 - خداون---د ، آمرزنده گناهكاران است ; هر چند پس از مدتى طولانى توبه كرده باشند .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «ثم» - كه براى تراخى است - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 22

22 - آمرزش گناه خطاكاران و گسترانيدن رحمت بر ايشان ، از شؤون ولايت و سرپرستى خداوند بر بندگان خويش است .

أنت ولينا فاغفرلنا و ارحمنا

تفريع جمله «اغفر لنا و . .. » بر «أنت ولينا» به وسيله حرف فاء، حاكى از برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 24

24- خداوند ، درخواست طلب كنندگان آمرزش را اجابت مى كند و گناهانشان را مى آمرزد .

فاستغفروه . .. إن ربى قريب مجيب

دو صفت «قريب» و «مجيب» به صورت لفّ و نشر غير مرتب ، در ارتباط با «استغفروه» و «توبواإليه» ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 12

12- مغفرت و آمرزش بندگان خطاكار ، پرتوى از رحمت و مهربانى خداوند است .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 10

10- گناه كاران و ستم پيشگان نبايد از مغفرت الهى نااميد شده و خويشتن را سزاوار آمرزش ندانند .

إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

«على» در «على ظلمهم» به معناى «مع» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 1،13

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام اميدبخش رحمت و آمرزش خداوند به بندگان گنه كار

قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه

13 - تجلى رحمت خداوند در آمرزش بندگان گنه كار

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

561- آمرزش گناهكاران تائب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 1

1 - در صورتى كه گناهكاران توبه كنند ، خداوند گناهشان را خواهد بخشيد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا . .. إن ربك من بعدها لغفور

562- ابهام فرجام گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 5

5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم

563- اتمام حجت با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 4

4- جدال مجرمان در قيامت ، بى تأثير براى تبرئه ايشان ، با وجود اتمام حجت الهى بر آنان در دنيا

قال لاتختصموا لدىّ و قد قدّمت إليكم بالوعيد

564- اتمام حجت بر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 6

6 - خداوند ، كافران و گنهكاران را پس از ارائه آيات خويش و اتمام حجت بر آنان ، مؤاخذه خواهد كرد .

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 6

6- مجازات اقوام مجرم ، پس از اتمام حجت و اعطاى ابزار لازم شناخت ، به ايشان است .

كذلك نجزى القوم المجرمين . .. و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

تذكر به اعطاى چشم، گوش و قلب به قوم هلاك شده عاد، در حقيقت اشاره به اين است كه هلاكت آنان، پس از قرار گرفتن امكانات معرفت در اختيار ايشان و اتمام حجت بر آنان، صورت گرفته است.

565- اجابت دعاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 24

24- خداوند ، درخواست طلب كنندگان آمرزش را اجابت مى كند و گناهانشان را مى آمرزد .

فاستغفروه . .. إن ربى قريب مجيب

دو صفت «قريب» و «مجيب» به صورت لفّ و نشر غير مرتب ، در ارتباط با «استغفروه» و «توبواإليه» ايراد شده است.

566- اجتناب از اطاعت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 6

6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر فرمان نبردن از گناه كاران و ناسپاسان كافر

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

567- احتضار گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

568- ادعاى تساوى مسلمانان با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 36 - 1

1 - برابر دانستن مسلمانان با مجرمان ، نشانه كوته فكرى و بى خردى است .

ما لكم كيف تحكمون

آيه شريفه داراى دو استفهام است: 1- «ما» كه درصدد بيان منشأ و اساس قضاوت است; 2- «كيف» كه مربوط به كيفيت قضاوت است. اين عبارت در جايى به كار مى رود كه فردى بدون داشتن دليل و منطق صحيح، درباره چيزى قضاوت كند و اين كار افراد جاهل و بى خرد است.

569- اذيتهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 4

4 - ابرار به دليل ايمانشان در معرض تمسخر گناه پيشگان كافر ، قرار گرفته و آزار مى بينند .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون

مراد از «الذين آمنوا» - به قرينه «إنّ الأبرار. ..» در آيات پيشين - نيكوكاران است. تغيير عبارت به جهت اشاره به اين است كه آنچه براى گناه كاران خنده دار به نظر مى رسد، ايمان نيكوكاران است. آيات بعد - كه بيانگر مقابله به مثل نيكوكاران در قيامت است - اشاره دارد كه انگيزه گناه كاران از اين برخورد، آزاررسانى به آنان بوده است.

570- اسارت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 49 - 3،4

3- جرم و گناه پيشگى عامل اسارت مجرمان در زنجير ها و بند ها در قيامت

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

4- به غل و زنجير بودن مجرمان در قيامت ، جلوه عزت ، انتقام و قهّاريت بى همتاى خداوند

إن الله عزيز ذو انتقام . .. و برزوا لله الوحد القهّار . و ترى المجرمين يومئذ مقر

571- استغفار براى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى گناهكاران طلب آمرزش مى كرد .

يستغفر لكم رسول اللّه

572- استمهال گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 1

1 - مهلت خواهى مجرمان كفرپيشه ، پس از مشاهده عذاب الهى

فيأتيهم بغتة . .. فيقولوا هل نحن منظرون

573- استهزاهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 4

4- خداوند ، از طريق انبياى خود ، على رغم مورد استهزا قرار گرفتن آنها ، آيات خود را در قلب هاى تبهكاران نفوذ مى دهد . *

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه ممكن است سؤال شود: چگونه خداوند انبياى خود را به سوى مردم گسيل مى دهد در حالى كه آنان مورد استهزا قرار مى گيرند و در اين صورت غرض برآورده نمى شود؟ خداوند جواب مى دهد كه با همين وضعيت، ما آيات خود را در دلها نفوذ مى دهيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 4

4 - ابرار به دليل ايمانشان در معرض تمسخر گناه پيشگان كافر ، قرار گرفته و آزار مى بينند .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون

مراد از «الذين آمنوا» - به قرينه «إنّ الأبرار. ..» در آيات پيشين - نيكوكاران است. تغيير عبارت به جهت اشاره به اين است كه آنچه براى گناه كاران خنده دار به نظر مى رسد، ايمان نيكوكاران است. آيات بعد - كه بيانگر مقابله به مثل نيكوكاران در قيامت است - اشاره دارد كه انگيزه گناه كاران از اين برخورد، آزاررسانى به آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 3

3 - كافران و گنه پيشگان ، حتى در غياب مؤمنان نيز آنان را استهزا كرده و با طعنه و كنايه از ايشان ياد مى كنند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

574- استهزاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 1

1 - معرفى دوزخ به مجرمان دوزخى ، از روى استهزا و تمسخر

يعرف المجرمون بسيمهم . .. هذه جهنّم

575- اسلام و گناهكاران پشيمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 7

7 - باز بودن آغوش اسلام ، بر روى خطاكاران نادم و معترف

عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

576- اشرافيگرى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 2

2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.

577- اصلاح گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 12

12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )

فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 21

21 - لزوم اميدوار ساختن گنهكاران به آمرزش و رحمت خداوند و جذب آنان به محيط صلاح

فقل . .. من عمل منكم سوءاً

578- اطاعت از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 9

9- اطاعت و پيروى از گنه پيشگان و سرپيچى كنندگان از فرمان خداوند ، امرى ناروا و ناسپاسى نعمت هاى او است .

لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

579- اعتدال در برخورد با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 14

14 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از هر گونه افراط و تفريط در برخورد با گنه كاران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و ليعفوا و اليصفحوا

در آيات پيشين، خداوند فرمان داد كه با مرتكبين گناه «افك»، برخورد سختى شود; ولى در آيه شريفه ياد شده، همگان را به گذشت از مستمندان، خويشاوندان و. .. - هر چند گنه كار باشند - فرا خواند. از ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى توان استفاده كرد كه بايد با گنه كاران واقع بينانه و به دور از افراط و تفريط برخورد كرد.

580- اقرار اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 14

14- مجرمان ، در قيامت ، خود به بدكارى و استحقاق عقوبت خويش ، معترف خواهند بود .

يويلتنا مال هذا الكتب . .. و وجدوا ما عملوا حاضرًا و لايظلم ربّك أحدًا

581- اقرار گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 1

1 - اعتراف برخى از گنهكاران و متخلفان از جنگ تبوك به زشتى عمل خويش

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم

با توجه به اينكه فرازهاى پيشين، مربوط به جنگ تبوك و تخلف عده اى از شركت در آن جنگ است مى توان گفت كه اين آيه نيز مربوط به برخى از همان متخلفان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

582- التجاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 9

9 - مجرمان در قيامت ، براى بازگشت به دنيا ، به ربوبيت الهى متمسك مى شوند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا

583- القاى قرآن بر قلب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 2

2- خداوند ، قرآن كريم را در دل مجرمانِ هدايت ناپذير القا مى كند و آنان را با قرآن آشنا مى سازد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

584- امداد به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 17

17 - خداوند ، امداد خويش را حتى از گنهكاران دريغ نمى دارد .

فاصبح من الخسرين. فبعث اللّه غراباً ... ليريه كيف يورى سوءة اخيه

585- اميدوارى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

586- انتقام از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 4،6،10

4 - خداوند ، از مجرمان منكر آيات الهى قطعاً انتقام خواهد گرفت .

ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون

6 - عذاب بزرگ اخروى ، همان انتقام الهى از مجرمان تكذيب كننده آيات خدا است .

ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون . .. العذاب الأكبر ... إنّا من المجرمين من

10 - انتقام الهى از مجرمان در قيامت ، پس از اتمام حجت با ايشان در دنيا است .

ذكّر بأيت ربّه . .. إنّا من المجرمين منتقمون

587- اندوه اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 1

1 - مجرمان ، در روز برپايى قيامت ، اندوهگين و نااميدند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

«إبلاس» در لغت، اندوهِ ناشى از شدت سختى (مفردات راغب) و نيز به معناى يأس است (لسان العرب).

588- اندوه بر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 12،13

12 - پرهيز از تأسف و اندوه بر گناهكاران بنى اسرائيل ، فرمان خداوند به موسى ( ع )

فلاتأس على القوم الفسقين

13 - ضرورت پرهيز از تأسف و اندوه بر گناهكاران گرفتار به كيفر الهى

فلاتأس على القوم الفسقين

589- انذار گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 11

11 - بشارت ( مژده به مطيعان ) و انذار ( ترساندن گناهكاران ) ، روح رسالت پيامبران الهى ( ع ) و شيوه تبليغ آنان

فقد جاءكم بشير و نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 9

9- گناهكاران ، مورد تهديد و هشدار خداوندند .

و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا

ذكر «خبيراً بصيراً» پس از «كفى بربّك بذنوب عباد» براى تهديد و هشدار به گناهكاران است.

590- انذار گناهكاران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 6

6- گرفتارى به عذاب هلاكت بار ، هشدار خداوند به گنه كاران و كافران و ستم پيشگان عصر بعثت بود .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا

591- اهميت اميدوارى به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 49 - 2،5

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) عهده دار اميدوار ساختن بندگان خطاكار و گنهكار به غفران و رحمت خداوند

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم

«غفران» و «آمرزش» اصولاً در جايى به كار مى روند كه در كنار آن، خطا و لغزشى وجود داشته باشد. از اين رو ممكن است مراد از «عبادى» آن دسته از بندگانى باشند كه لغزش و گناهى مرتكب شده اند.

5- آگاه ساختن بندگان از آمرزندگى و رحمت خداوند و آگاهى از آن ، امرى داراى اهميت

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم

طبق آنچه در كتابهاى لغت آمده است «نبأ» اسم مصدر فعل «نبى» و به معناى خبر است و در خبرهايى استعمال مى شود كه داراى اهميت و فايده عظيمى باشد.

592- اهميت اميدوارى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 6

6 - خطاكار نادم و پشيمان ، نيازمند روحيه اميد براى خودسازى و تربيت

عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 7

7 - گناه كاران ، نبايد خود را از لطف و يارى خدا محروم بدانند .

و ما أصبكم . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

با توجه به آيات پيشين - كه در مورد انسان ها و جوامع گنه كار است - مى توان استفاده كرد كه «ما لكم من دون اللّه. ..» ناظر به اين نكته است كه خداوند ملجأ و پناهگاه تمامى انسان ها - حتى گنه كاران - مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 32 - 5

5 - گناهكاران ، بايد به لطف و عنايت خداوند اميدوار باشند ; هر چند از جانب او كيفر ديده باشند .

عسى ربّنا أن يبدلنا خيرًا منها إنّا إلى ربّنا رغبون

593- اهميت كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 15

15- سير در زمين و به كيفر رساندن اقوام ناصالح ، امرى پسنديده است .

حتّى إذابلغ . .. إمّا أن تعذّب

گزارش سفر ذى القرنين پس از بيان موهبت هاى الهى به او، نشانه شايسته بودن اقدامات او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 7

7 - مصلحت بقاى نسل انسان ها و حيات در زمين ، مهم تر از مصلحت عقوبت دنيايى بندگان گنه كار و كافران

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج

594- ايجاد اميدوارى در گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 21

21 - لزوم اميدوار ساختن گنهكاران به آمرزش و رحمت خداوند و جذب آنان به محيط صلاح

فقل . .. من عمل منكم سوءاً

595- برترى طلبى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 2

2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.

596- برخورد اخروى با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

597- بهانه جويى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 1

1 - مجرمان در روز قيامت ، بهانه جويى مى كنند .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

مراد از «الذين ظلموا» مى تواند «المجرمون» باشد كه در آيه پنجاه و پنج گذشت.

598- بى ارزشى اظهارنظر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، شايسته قضاوت كردن و اظهار نظر درباره راه مؤمنان ، نيستند .

و ما أرسلوا عليهم حفظين

599- بى پناهى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 11

11- براى مجرمان ، پس از پايان مهلت آنان و فرا رسيدن موعد تحقُّق عذاب آنان ، كمترين پناهگاهى وجود ندارد .

بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً

«موئل» اسم مكان به معناى «ملجأ و پناگاه» است. ضمير در «من دونه» به «موعد» برمى گردد و مراد اين است كه كافران، جز حركت به سوى زمان تعيين شده عذاب، راه نجاتى ندارند. نكره بودن «موئلاً» بر عموم نفى دلالت دارد; يعنى، براى مجرمان كمترين پناگاهى نيز پيدا نمى شود.

600- بى تأثيرى آيات خدا در گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 11

11 - تلاوت آيات قرآن ، بر كسانى كه قلب شان بر اثر گناه ، سياه و فاسد شده ، تأثيرى ندارد .

إذا تتلى عليه ءايتنا . .. بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

601- بى تأثيرى تلاش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 29 - 2

2- تلاش محكومان دادگاه قيامت براى تغيير حكم الهى ، تلاشى بى فرجام

ما يبدّل القول لدىّ

در آيات پيشين، حكم مجرمان با فرمان «ألقيا فى جهنّم . ..» از سوى خداوند صادر مى گردد. مجرمان با جدال و تخاصم، درصدد تبرئه خويش برمى آيند تا مگر حكم الهى را در حق خود تغيير دهند; ولى «ما يبدّل القول...» بى فرجام بودن تلاش آنان را مى رساند.

602- بى تأثيرى مجادله گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 4

4- جدال مجرمان در قيامت ، بى تأثير براى تبرئه ايشان ، با وجود اتمام حجت الهى بر آنان در دنيا

قال لاتختصموا لدىّ و قد قدّمت إليكم بالوعيد

603- بى منطقى احساس مصونيت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 1

1 - كسانى كه خود را از فرجام كفر و كيفر گناه در امان مى پندارند ، دستاويزى براى توجيه كفر و گناه خود ندارند .

ما غرّك . .. كلاّ

حرف «كلاّ» مخاطب را از چيزى منع مى كند كه در جملات پيشين مطرح بوده است. از آن جايى كه آيات قبل، توجيهات و بهانه هاى نادرست كافران و گنه كاران را پوچ قلمداد كرده است، حرف «كلاّ» در اين آيه آنان را از دلگرمى به آن دستاويزها بازمى دارد.

604- بى منطقى تساوى مسلمانان و گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 40 - 2

2 - هيچ كس نمى تواند ضامن درستى اين انديشه شود كه خداوند ، سرنوشت مسلمانان و تبهكاران را يكسان دانسته و آزادى مطلق انسان ها را در برابر گزينش راه درست و نادرست ، تعهد كرده است .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. إنّ لكم فيه لما تخيّرون ... سلهم أيّهم بذلك زعيم

605- بى ياورى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 9

9 - هيچ كس ، توان بر دوش گرفتن بار گناه ديگران را نداشته و شفاعت كننده و نجات بخش گناه كاران نخواهد بود .

و لاتزر وازرة وزر أُخرى

جمله «و لاتزر وازرة. ..» مى تواند كنايه و اشاره به كسانى داشته باشد كه به اميد شفاعت و دستگيرى ديگران، در انجام وظايف الهى كوتاهى مى كنند و يا به گناهان آلوده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 10

10 - نبود هيچ يار و ياورى براى گنه كاران ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى

من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 14

14 - گنه كاران محكوم شده به عذاب استيصال الهى ، محروم از هرگونه منجى و نگه دارنده اى

فأخذهم اللّه بذنوبهم و ما كان لهم من اللّه من واق

606- پاداش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 3

3 - تعلق مشيت خداوند به كيفر و يا بخشودن خطاكاران ، بر اساس علم و حكمت گسترده او و داراى فلسفه اى عالمانه و حكيمانه است .

إما يعذبهم و إما يتوب عليهم و اللّه عليم حكيم

607- پاسخ اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 4

4 - پرسش مجرمان از خداوند و دريافت پاسخ از او ، از رخداد هاى صحنه قيامت

ربّ لم حشرتنى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا

از ظاهر «قال كذلك» چنين برمى آيد كه پاسخ سؤال «لم حشرتنى» با لفظ بيان مى گردد - نه اين كه صرفاً حالتى در نفس باشد - گرچه اين پاسخ ممكن است به صورت مستقيم نباشد، بلكه با وساطت ملائكه يا غير آن، صورت گيرد.

608- پراكندگى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 4

4 - مجرمان و تبهكاران ، در روز قيامت ، به صورت پراكنده محشور مى شوند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . .. و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

609- پرسش اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 4

4 - پرسش مجرمان از خداوند و دريافت پاسخ از او ، از رخداد هاى صحنه قيامت

ربّ لم حشرتنى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا

از ظاهر «قال كذلك» چنين برمى آيد كه پاسخ سؤال «لم حشرتنى» با لفظ بيان مى گردد - نه اين كه صرفاً حالتى در نفس باشد - گرچه اين پاسخ ممكن است به صورت مستقيم نباشد، بلكه با وساطت ملائكه يا غير آن، صورت گيرد.

610- پرسش از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 42 - 1

1 - پرسوجوى اصحاب اليمين ، از عوامل دوزخى شدن مجرمان

يتساءلون . عن المجرمين . ما سلككم فى سقر

611- پرسش درباره گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 41 - 1

1 - پرسوجوى اصحاب اليمين در بهشت ، از وضعيت مجرمان در قيامت

عن المجرمين

612- پرسش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 23 - 8

8 - منتظران شفاعت ، پس از خبردار شدن از امر خدا درباره آن ، سؤال مى كنند كه پروردگار چه گفته است ؟

حتّى إذا فزّع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربّكم

بنابراين كه فاعل «قالوا»، «من» در «لمن» باشد و مراد از آن شفاعت شوندگان باشند، نكته ياد شده قابل استفاده است. گفتنى است كه متعلق «ماذا قال» ذكر نشده و به قرينه بحث شفاعت، احتمال دارد متعلق آن درباره شفاعت باشد.

613- پشيمانى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 1

1 - ندامت و سرافكندگى مجرمان ، در صحنه قيامت ، منظره اى بس ديدنى و عبرت انگيز است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

«نكس الرأس» به معناى «پايين انداختن سر از شرمندگى و خجالت» است. لازم به گفتن است كه جواب «لو» محذوف بوده و آن، چيزى شبيه «لرأيتَ شيئاً عجيباً و هو...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 2

2 - مجرمانِ نادم در روز قيامت ، فاقد روحيه حق پذيرى ، حتى در صورت رجوع دوباره به دنيايند .

فارجعنا نعمل صلحًا . .. إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بهاخرّوا سجّدًا

احتمال دارد كه آيه درصدد تبيين و تشريح جواب رد دادن به درخواست مجرمان باشد. خداوند در اين آيه، تلويحاً مى گويد: «آنان فاقد روحيه ايمان اند و بنابراين، درخواست شان اجابت نمى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».

614- پشيمانى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 8

8 - بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 7

7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .

بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

615- پيادگى گناهكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 7

7- حضور تقواپيشگان در صحنه قيامت به صورت سواره ، و رانده شدن گنه پيشگان به سوى جهنم با پاى پياده خواهد بود .

نحشر المتّقين . .. و فدًا . و نسوق المجرمين ... وردًا

برخى از لغت دانان «وفد» را سوارانى ارجمند و «ورد» را پيادگانى تشنه كام معنا كرده اند (لسان العرب).

616- پيراهن اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 1

1- مجرمان در قيامت داراى پيراهنى از ماده اى سياه ، بد بو ، داغ و قابل اشتعال ( مانند قير )

و ترى المجرمين . .. سرابيلهم من قطران

«قطران» به معناى ماده اى است سياه، بد بو و چسبنده (روغن) كه آن را بر بدن شتر مى مالند (مجمع البيان). اينكه خداوند فرمود: لباس دوزخيان از قطران است، ممكن است براى بيان مبالغه و كثرت شعلهورى و سوزندگى آتش جهنّم به بدن انسان دوزخى باشد و نيز بيانگر قابل اشتعال بودن ماده قطران باشد (لسان العرب).

617- تأخير عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 11

11 - مهلت دادن به كافران و گنه كاران و به تأخير انداختن مجازات آنان ، كارى عالمانه و برخاسته از آگاهى دقيق خداوند به احوال و مصالح بندگان

و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى فإذا جاء أجلهم فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فإنّ اللّه كان. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (و لكن يؤخّرهم...) مى باشد; يعنى، چون خداوند به احوال بندگانش آگاه است; از اين رو مجازات آنان را تا زمان معين به تأخير انداخته است.

618- تأخير كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 6

6- مهلت يافتن گنه كاران و تأخير مجازات ايشان ، به معناى ايمنى ابدى آنان از كيفر نيست .

لو يؤاخذهم . .. بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً

619- تباهى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 3

3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

620- تبيين فرجام گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 14

14 - تشريح حوادث قيامت و آينده مجرمان ، زمينه ساز پيدايش تقوا و رفع غفلت از انسان

و كذلك أنزلنه . .. لعلّهم يتّقون أو يحدث لهم ذكرًا

حرف «كاف» در «كذلك» براى تشبيه است و آيات گذشته را نمونه اى از نزول آيات الهى براى ايجاد تقوا و تذكر، معرفى مى كند.

621- تحير اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 4

4 - مجرمان در لحظه حضور در قيامت ، با نگرانى به فرجام خويش چشم دوخته و مات و حيرت زده خواهند بود .

و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«زرقاً» حال براى «المجرمين» است و مفرد آن «أزرق» يا «زرقاء» به كسى گفته مى شود كه سفيدى چشم او سياهى آن را بپوشاند (لسان العرب). اين حالت نشانِ چشم دوختن و خيره شدن مجرمان است و از اضطراب شديد درونى آنان حكايت دارد. برخى گفته اند: سفيد شدن چشم، ملازم با كورى آن است (لسان العرب).

622- ترس اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 3،4،5

3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

4- روز قيامت ، بيم و هراس و تأثّر ، در چهره مجرمان ، ملموس و نمايان است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

«اشفاق» توجه و عنايتى است كه آميخته به ترس باشد و در صورتى كه با «من» متعدى شود، معناى بيم و دلهره در آن آشكارتر است (مفردات راغب). پس عبارت «مشفقين ممّا فيه» دلالت دارد كه مجرمان، از آنچه در نامه اَعمال مشاهده مى كنند، خائف و هراسناك اند و اين ترس - به قرينه فعل «ترى» - در چهره آنان قابل مشاهده و رؤيت است.

5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 5

5 - برانگيخته شدن مجرمان در قيامت ، همراه با رنج و سختى و وحشت بسيار است .

و ساء لهم يوم القيمة حملاً . .. نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«حملاً» و «زرقاً» بر وضعيت سخت و پريشان حالى منكران قرآن در قيامت دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

623- ترس دنيوى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

624- ترس گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

625- ترك انفاق به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 1،2،3

1 - خداوند ، توانگران صدراسلام را از سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران به صرف گناه گذشته آنان ، بر حذر داشت .

ولايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجرين

«إيتلاء» (مصدر «يأتلى») مى تواند مشتق از «الو» به معناى «تقصير و منع» باشد. هم چنين مى تواند از «اليّه» به معناى «حلف» و سوگند خوردن باشد. در صورتى كه به معناى «حلف» باشد، «يؤتوا» منفى به «لا» ى محذوف است; يعنى، «لايحلفوا أن لايؤتوا...» درباره شأن نزول آيه شريفه دو نظر وجود دارد: 1- آيه درباره كسانى نازل شد كه پس از ماجراى «افك»، سوگند ياد كردند كه از انفاق به گروهى كه در اين ماجرا دست داشتند خوددارى كنند. 2- در خصوص ابوبكر نازل شد كه او پس از ماجراى «افك»، از انفاق به «مسطح بن اثاثة» - كه پسرخاله يا پسر خواهر وى بود - امتناع

ورزيد.

2 - سوگند بر ترك نيكى و انفاق به خويشاوندان ، مستمندان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، نشانه تأثير پذيرى از وسوسه شيطان و پيروى از او است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى

جمله «و لايأتل. ..» مى تواند عطف بر «و لاتتّبعوا خطوات الشيطان...» - از نوع عطف خاص بر عام - باشد كه حاكى از اهميت موضوع مورد بحث خاص است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين خواهد شد: «اى مؤمنان! از گام هاى شيطان، بويژه اگر شما را به ترك انفاق خويشاوندان و ... فرا بخواند پيروى نكنيد».

3 - سوگند بر ترك انفاق به خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، حرام و وفا نكردن به آن جايز است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

حرمت در برداشت ياد شده از نهى «لايأتل» استفاده شده است.

626- تسليم گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 3

3 - قلب هاى جرم پيشه ، تسليم به هنگام مشاهده عذاب و نه در برابر دليل روشن وحى

بلسان عربىّ مبين . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

بنابر مفهوم غايت، مفاد آيه اين مى شود كه: مجرمان تنها با مشاهده عذاب دست از لجاجت برمى دارند.

627- تشابه برخوردهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 6

6- واكنش هدايت ناپذيران مجرم در برابر انبياى الهى ، همگون و مشابه بوده است .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين

628- تشنگى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 1

1- مجرمان شرك پيشه ، در قيامت لب تشنه و عطشان به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

از جمله معانى بيان شده براى «وِرد» عطش است (لسان العرب). « ورداً» در اين آيه با تأويل به مشتق حال براى «المجرمين» است; يعنى، مجرمان را در حالى كه تشنه اند، به جهنم مى رانيم. برخى از اهل لغت و تفسير «وِرد» را به

معناى گروهى كه بر لب آب مى روند، گرفته و آن را كنايه از تشنه كامى آنان دانسته اند.

629- تشويق گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 16

16 - ترغيب گنه كاران ، به توبه و استغفار از سوى خداوند

يعبادى الذين أسرفوا . .. لاتقنطوا من رحمة اللّه... إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 21

21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

630- تعجب اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 10

10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .

يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة

631- تعقل در فرجام گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

632- تفاوت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 22

22 - پى آمد هاى هر گناه ، براى تمامى مرتكبان آن گناه يكسان نيست .

فأكلا . .. و عصى ءادم ربّه فغوى

مطرح نشدن عصيان حوا، شايد به اين جهت باشد كه وى در عصيان خود اصالت نداشت; بلكه عملكرد شوهرش را سرمشق خود ساخته بود. در نتيجه آثار عصيان او در حد عصيان آدم نبود.

633- تفاوت مؤمنان با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 3

3 - مؤمنان نيكوكار باافرادبدكردار ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

634- تقليد گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 13

13- ارتكاب گناه كبيره هر چند جاهلانه ، تقليدى و تحت تأثير تبليغات باشد ، كيفر دارد .

ليحملوا أوزارهم . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت، مبتنى بر اين اساس است كه «من» براى تبعيض و «بغير» حال براى ضمير مفعولى باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: آنان به دوش مى كشند گناهان خود و بخشى از گناه گمراه شدگان به دست خود را، هر چند اينها عالم نبوده اند.

635- تكذيبگرى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 1

1 - تنها تجاوزگران و فرورفتگان در گناه ، به انكار قيامت كشانده مى شوند .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

مراد از «اعتداء» (تجاوزگرى) ناديده گرفتن حدود الهى است. «أثيم» مبالغه در «آثم» است (مصباح); يعنى، كسى كه در گناه زياده روى مى كند.

636- تلاوت قرآن براى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 2

2 - متجاوزان و گنه پيشگان ، نبايد از شنيدن آيات قرآن محروم بمانند .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايتنا

637- تنبه گناهكاران هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 3

3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

638- تنبيه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 21 - 10

10 - بازگشت انسان هاى گناهكار از گناه خويش ، در صورت تنبيه شدن ، باز هم حتمى و قطعى نيست .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون

«لعلّ» حرف ترجى است و در جايى استعمال مى شود كه انجام شدن فعل، قطعى نيست، بلكه صرفاً اميد به انجام آن وجود دارد.

639- توبه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 7

7 - رحمانيت و رحيميت خداوند ، ضامن پذيرش توبه گناهكاران است . *

لا إله إلا هو هو الرحمن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 12

12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )

فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 5

5 - راه توبه و بازگشت به سوى خداوند ، براى گنه كاران و غضب شدگان باز است .

يحلل غضبى . .. و إنّى لغفّار لمن تاب

تأكيد بر مغفرت گسترده خداوند در پى وعيد به طغيان گران، به جهت بيان باز بودن راه توبه و اميدوار ساختن گنه گاران به مغفرت الهى است.

640- تهديد گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 8

8 - تهديد شدن منكران قيامت و جرم پيشگان ، به عذاب قهر الهى در قيامت

الذين لايرجون لقاءنا . .. لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

641- تهديد گناهكاران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 3

3 - تهديد شدن گنه پيشگان و كافران دنياگرا در صدر اسلام ، به هلاكت و جايگزين شدن مردمى ديگر ، از سوى خداوند

وإذا شئنا بدّلنا أمثلهم تبديلاً

642- تهمتهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 32 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، با مشاهده مؤمنان به نكوهش آشكار ايشان پرداخته ، آنان را ره گم كرده قلمداد مى كنند .

و إذا رأوهم قالوا إنّ هؤلاء لضالّون

جمله «إذا رأوهم. ..»، بيانگر برخورد علنى كافران با مؤمنان است.

643- جنون اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 2

2 - مجرمان ، گرفتار سرگردانى و جنون در قيامت

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

«سعر» در صورتى كه مفرد باشد، به معناى جنون مى آيد.

644- جهل گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) : . . . كل ذنب عمله العبد و إن كان به عالماً فهو جاهل حين خاطر بنفسه فى معصية ربه ، و قد قال فى ذلك تبارك و تعالى يحكى قول يوسف لإخوته : « هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جاهلون » فنسبهم إلى الجهل لمخاطرتهم بأنفسهم فى معصية الله ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. هر گناهى را كه بنده انجام دهد - اگر چه به گناه بودن آن آگاه باشد - نادان است ; زيرا خود را به وسيله معصيت خدا به خطر انداخته است. خداى تبارك و تعالى در همين مورد، قول يوسف را خطاب به برادرانش حكايت كرده كه گفت: «هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جاهلون» [امام(ع) فرمود:] يوسف به آنان نسبت نادانى داد ; چون خود را به وسيله معصيت خدا به خطر انداخته بودند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 13

13- ارتكاب گناه كبيره هر چند جاهلانه ، تقليدى و تحت تأثير تبليغات باشد ، كيفر دارد .

ليحملوا أوزارهم . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت، مبتنى بر اين اساس است كه «من» براى تبعيض و «بغير» حال براى ضمير مفعولى باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: آنان به دوش مى كشند گناهان خود و بخشى از گناه گمراه شدگان به دست خود را، هر چند اينها عالم نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 59 - 6

6 - كافران مجرم ، مردمانى جاهل و نادان به حقايق اند .

المجرمون. .. الذين كفروا... الذين لايعلمون

«لايعلمون» مى تواند صفت ديگرى علاوه بر «المجرمون» براى «الذين كفروا» باشد كه درباره آنان و موضع گيرى هايشان در اين آيات، بحث شده است.

645- حتميت عذاب اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 1

1 - نجات مجرمان با پرداخت فديه از عذاب الهى در قيامت - هر چند بسيار و نامحدود - آرزويى واهى و ناممكن است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. كلاّ

646- حتميت عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 13

13- گنه كاران مجرم ، پس از نزول عذاب الهى ، راهى براى نجات خويش نخواهند يافت .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

«بأس» به معناى عذاب است. «ردّْ» (مصدر لايردّ) به معناى بازگرداندن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 11

11- براى مجرمان ، پس از پايان مهلت آنان و فرا رسيدن موعد تحقُّق عذاب آنان ، كمترين پناهگاهى وجود ندارد .

بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً

«موئل» اسم مكان به معناى «ملجأ و پناگاه» است. ضمير در «من دونه» به «موعد» برمى گردد و مراد اين است كه كافران، جز حركت به سوى زمان تعيين شده عذاب، راه نجاتى ندارند. نكره بودن «موئلاً» بر عموم نفى دلالت دارد; يعنى، براى مجرمان كمترين پناگاهى نيز پيدا نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 206 - 1

1 - عذاب و كيفر كافران جرم پيشه ، وعده اى حتمى و تخلف ناپذير است ; هر چند پس از تأخير و مهلتى محدود باشد .

أفرءيت إن متّعنهم سنين . ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون

647- حتميت كيفر اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 9

9 - عقوبت و مجازات كافران و گنه كاران ، امرى قطعى است كه در عالم پس از مرگ تحقق خواهد يافت .

و لو يؤاخذ اللّه الناس . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

648- حتميت هلاكت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 2

2 - نابودى مجرمان ، از سنت هاى الهى در بستر تاريخ

كذلك نفعل بالمجرمين

جمله «كذلك نفعل. ..» در مقام بيان براى «ألم نهلك الأوّلين . ثمّ...» است; يعنى، سنت ما درباره هلاكت پيشينيان و پسينيان، درباره همه مجرمان تاريخ جارى و سارى است.

649- حركت گناهكاران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 44 - 1

1 - حركت مجرمان دوزخى ، در مدارى بسته ميان جهنم و چشمه هاى سوزان آن

يطوفون بينها و بين حميم ءان

650- حرمت اطاعت از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 9

9 - اطاعت و اجابت خواسته هاى گناه پيشگان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. أثيم

651- حسابرسى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 6

6- گنه كاران در قيامت با حسابى سخت و ناگوار مواجه مى شوند .

و يخافون سوء الحساب

اضافه «سوء» به «الحساب» اضافه صفت به موصوف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 92 - 5

5- قيامت ، روز بازخواست از مجرمان و تجزيه كنندگان آيات قرآن

لنسئلنّهم أجمعين

آورده شدن فعل مضارع «نسئل» براى بازخواست، مى تواند اشاره به آينده و روز قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 23 - 1

1 - خداوند ، تمامى اعمال و رفتار مجرمان و منكران معاد را ، در روز رستاخيز محاسبه و رسيدگى خواهد كرد .

و قدمنا إلى ما عملوا من عمل فجعلنه هباء منثورًا

فعل «قدمنا» در آيه شريفه - طبق نظر مفسران - به معناى «قصدنا» «عمدنا» (قصد آهنگ [كارى ]كرديم) است و مقصود از آن، پرداختن به حساب اعمال مجرمان حساب اعمال مجرمان و بررسى آنها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 5

5 - مجرمان پس از حسابرسى شدن در قيامت ، به تبه كارى خويش در دنيا ، پى مى برند .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

«عند ربّهم» مى تواند كنايه از حسابرسى شدن باشد. اعتراف با «أبصرنا و سمعنا» پس از آن، نشان دهنده اين است كه آنان، به جرم و تبه كارى خود پى مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 30 - 2

2 - اعطاى پاداش به مؤمنان و نيك كرداران در قيامت ، قبل از حسابرسى بدكرداران *

فأمّاالذين ءامنوا . .. و أمّا الذين كفروا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم در بيان، بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 49 - 3

3 - مجازات هاى سخت مجرمان در قيامت ، براساس محاسبه و سنجشى عادلانه و به دور از گزاف و ظلم است .

يوم يسحبون . .. إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در زمينه مجازات سخت مجرمان در قيامت است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

652- حسابرسى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 1

1 - گنه كاران ، داراى حسابى مجزّا از مؤمنان نيك كردار ، در پيشگاه الهى

أم حسب الذين . .. كالذين ءامنوا

653- حسرت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 3

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 6

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

654- حسرت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 3

3 - حسرت شديد مجرمان لجاجت پيشه ، بر فرصت هاى از دست رفته و نوميدى آنان به هنگام مشاهده عذاب الهى

فيأتيهم بغتة . .. فيقولوا هل نحن منظرون

با توجه به تعبير «هل نحن. ..» به دست مى آيد كه آنان به گونه اى قطعى چنين درخواستى نمى كنند; بلكه آرزوى خود را در قالب پرسش بيان مى دارند.

655- حق ناپذيرى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 4

4 - حق ناپذيرى دل هاى مجرمان ، كيفرى تعيين شده از جانب خداوند در قبال جرم هايشان

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

ذكر مشركان با وصف «المجرمين»، اشعار به عليت حكم دارد; يعنى، «سلكنا القرآن و هو بلسان عربى مبين فى قلوب هؤلاء المشركين مثل ذلك السلوك جزاء لأجرامهم; ما قرآن را با اين كه به زبان عربى روشن است در دل هاى مشركان هم چون زبان عجمى غير قابل فهم راه داديم، تاكيفرى باشد در برابر جرم هايشان».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 1

1 - پافشارى اهل جرم و گناه بر انكار حقايق وحى ، تا مرز مشاهده عذاب دردناك الهى ( عذاب استيصال )

كذلك سلكنه . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

«ال» در «العذاب» براى عهد است. بنابراين «العذاب الأليم» اشاره به عذابى دارد كه مشركان مكه به آن تهديد شدند (عذاب استيصال). آيه «أفبعذابنا يستعجلون» بيانگر آن است كه آنان تهديد به عذاب را جدى نگرفتند و بدان جهت از روى استهزا، خواستار تعجيل نزول آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 2

2 - مجرمانِ نادم در روز قيامت ، فاقد روحيه حق پذيرى ، حتى در صورت رجوع دوباره به دنيايند .

فارجعنا نعمل صلحًا . .. إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بهاخرّوا سجّدًا

احتمال دارد كه آيه درصدد تبيين و تشريح جواب رد دادن به درخواست مجرمان باشد. خداوند در اين آيه، تلويحاً مى گويد: «آنان فاقد روحيه ايمان اند و بنابراين، درخواست شان اجابت نمى شود».

656- ختم قلب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 6

6 - گنهكاران و كفرپيشگان ، در خطر از دست دادن نيروى فهم و درك معارف دينى

أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

جمله «نطبع على قلوبهم» عطف بر جمله «أصبنهم» است و فعل ماضى «اصبنا» به معناى مضارع مى باشد. قابل ذكر است كه حرف «لو» در اين آيه بيانگر وقوع جزا براى شرط در آينده است، نه گذشته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 3،4

3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

4 - حق ناپذيرى دل هاى مجرمان ، كيفرى تعيين شده از جانب خداوند در قبال جرم هايشان

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

ذكر مشركان با وصف «المجرمين»، اشعار به عليت حكم دارد; يعنى، «سلكنا القرآن و هو بلسان عربى مبين فى قلوب هؤلاء المشركين مثل ذلك السلوك جزاء لأجرامهم; ما قرآن را با اين كه به زبان عربى روشن است در دل هاى مشركان هم چون زبان عجمى غير قابل فهم راه داديم، تاكيفرى باشد در برابر جرم هايشان».

657- خجلت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 1

1 - ندامت و سرافكندگى مجرمان ، در صحنه قيامت ، منظره اى بس ديدنى و عبرت انگيز است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

«نكس الرأس» به معناى «پايين انداختن سر از شرمندگى و خجالت» است. لازم به گفتن است كه جواب «لو» محذوف بوده و آن، چيزى شبيه «لرأيتَ شيئاً عجيباً و هو...» است.

658- خضوع اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 2

2 - مجرمان و گردن فرازان ، با چهره هايى ذلت بار و خاضع در برابر خداوند ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

و عنت الوجوه للحىّ القيّوم

از معانى «عناء» ذليل گشتن است (مصباح). حرف «ال» در «الوجوه» جايگزين مضاف اليه است; يعنى، «وجوههم» و مراد چهره مجرمانى است كه در آيات پيشين از آنان سخن گفته شده است. فعل «عنت» مى رساند كه فروتنى آنان نوظهور است و پيش از اين در دنيا، در برابر خداوند خضوع نداشته اند.

659- خطر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 9

9 - خطر نفوذ و تأثيرگذارى گروه هاى گناه پيشه و ناسپاس ، در رهبران جامعه ايمانى

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

660- خواسته هاى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 9،13،19

9 - مجرمان در قيامت ، براى بازگشت به دنيا ، به ربوبيت الهى متمسك مى شوند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا

13 - مجرمان در قيامت ، براى بازگشت به دنيا و يافتن فرصت انجام اعمال نيك ، تمنا مى كنند .

فارجعنا نعمل صلحًا

19 - به يقين رسيدن مجرمان درباره معاد ، در قيامت دليل درخواست شان از خدا جهت بازگشت به دنيا است .

فارجعنا نعمل صلحًا إنّا موقنون

«إنّا موقنون» به منزله تعليل براى درخواست است.

661- خيرگى چشم گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 4

4 - مجرمان در لحظه حضور در قيامت ، با نگرانى به فرجام خويش چشم دوخته و مات و حيرت زده خواهند بود .

و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«زرقاً» حال براى «المجرمين» است و مفرد آن «أزرق» يا «زرقاء» به كسى گفته مى شود كه سفيدى چشم او سياهى آن

را بپوشاند (لسان العرب). اين حالت نشانِ چشم دوختن و خيره شدن مجرمان است و از اضطراب شديد درونى آنان حكايت دارد. برخى گفته اند: سفيد شدن چشم، ملازم با كورى آن است (لسان العرب).

662- درماندگى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 7

7 - جهان آخرت ، سراى تنهايى و محروميت از هر گونه شفاعت براى زشت كرداران

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

663- دروغگويى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 3

3 - تلاش خطاكاران فاسد ، براى شايعه پراكنى و القاى باور هاى دروغين خود به مردم

كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون

ضماير جمع در آيه ياد شده، همگى مى تواند به «كلّ أفّاك» باز گردد و «السمع» نيز مصدر به معناى مفعول باشد; يعنى، «يلقى هؤلاء المنحرفون مسموعاتهم على الناس و الحال أنّ أكثرهم كاذبون فيما يلقونه; اين دسته از كژانديشان، شنيده هاى خود را در ميان مردم مى پراكنند، در حالى كه بيشتر آنان جز دروغ به خورد مردم نمى دهند».

664- دعا براى گناهكاران پشيمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 16

16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.

665- دعوت از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 17 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و حق گريزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من أدبر و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 1

1 - آتش دوزخ ، مجرمان و ثروت اندوزان را به سوى خود فرامى خواند .

تدعوا من . .. و جمع فأوعى

«وعاء» (ماده «أوعى») به معناى ظرف است و مقصود از «جمع فأوعى» اندوختن و ذخيره كردن مال و ثروت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 12

12 - خداوند ، گنه كاران - حتى قاتلان مردم مؤمن - را به توبه دعوت كرده است .

ثمّ لم يتوبوا

بيان اختصاص عذاب به كسانى كه توبه نكرده اند، ترغيب به توبه است.

666- دلايل تأخير عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 9

9 - غفران و رحمت خداوند ، دليل و فلسفه تأخير و يا انصراف از نزول عذاب بر برخى از بندگان گنه كار

انّه كان غفورًا رحيمًا

جمله «إنّه كان غفوراً رحيماً» تعليل براى جمله اى مقدر و مناسب آن (مانند «أخر عقوبته» و «انصرف عن عذابه») است.

667- دلجويى از گناهكاران پشيمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 16

16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.

668- دنياطلبى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

669- ذلت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 5

5 - بدكاران در جهان آخرت ، گرفتار چنان خوارى و ذلتى خواهند شد كه در وصف نمى گنجد .

و الذين كسبوا السيئات . .. و ترهقهم ذلة

تنكير «ذلة» بيانگر اين حقيقت است كه ذلت و خوارى بدكاران غير قابل توصيف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 2

2- زبونى و خوارى مجرمان در قيامت ، به هنگام رانده شدن به طرف دوزخ

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

«نسوق» و « ورداً» در اين آيه، در مقابل «نحشر» و «وفداً» در آيه پيشين است. تعبيرات ياد شده در آن آيه حكايت از احترام و تجليل داشت و در اين آيه (به قرينه مقابله و بيان حالت تشنگى مجرمان و نيز تعبير «نسوق») حكايت از ذلت و زبونى آنها در صحنه قيامت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 2

2 - مجرمان و گردن فرازان ، با چهره هايى ذلت بار و خاضع در برابر خداوند ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

و عنت الوجوه للحىّ القيّوم

از معانى «عناء» ذليل گشتن است (مصباح). حرف «ال» در «الوجوه» جايگزين مضاف اليه است; يعنى، «وجوههم» و مراد چهره مجرمانى است كه در آيات پيشين از آنان سخن گفته شده است. فعل «عنت» مى رساند كه فروتنى آنان نوظهور است و پيش از اين در دنيا، در برابر خداوند خضوع نداشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 47 - 3

3- كشانده شدن اجبارى گنه كاران با خفّت و خوارى به سوى مركز دوزخ

خذوه فاعتلوه إلى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 5

5 - مجرمان گردن فراز دنيا ، داراى وضعى خفت بار و ذليلانه در قيامت

فيوخذ بالنوصى و الأقدام

گرفتار شدن كافران با موهاى سر و با پاهايشان، حكايت از مقهور بون كامل آنان و ذلت ايشان در قيامت دارد.

670- ذلت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 7

7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .

بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان

يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

671- رحمت بر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام اميدبخش رحمت و آمرزش خداوند به بندگان گنه كار

قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه

672- رد بهانه جويى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 4

4 - با ارائه شدن وحى و پيام هاى الهى ، هيچ عذر و بهانه اى براى كافران و انسان هاى متخلّف ، در پيشگاه خداوند قابل قبول نيست .

فالملقيت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

مطلب ياد شده، در واقع پيام اصلى آيه شريفه است.

673- رد خواسته هاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 1

1 - درخواست مجرمان در قيامت براى بازگشت به دنيا ، از سوى خداوند شديداً رد مى شود .

فارجعنا نعمل صلحًا . .. فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم هذا

احتمال دارد امر «ذوقوا» جواب درخواست مشركان باشد كه در آيه پيش (12) مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرهيز از اجابت خواسته هاى گناه پيشگان

و لاتطع كلّ . .. أثيم

674- رد عذر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 4

4 - با ارائه شدن وحى و پيام هاى الهى ، هيچ عذر و بهانه اى براى كافران و انسان هاى متخلّف ، در پيشگاه خداوند قابل قبول نيست .

فالملقيت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

مطلب ياد شده، در واقع پيام اصلى آيه شريفه است.

675- رنجهاى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 5

5 - خوشى هاى دنيا در مقايسه با رنج هاى اخروى براى گناهكاران بسى ناچيز است .

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

676- رنگ صورت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 6

6 - مجرمان در قيامت ، با چهره هايى كبود و رنگ باخته محشور خواهند شد . *

و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

ممكن است مراد از «أزرق» يا «زرقاء» (مفرد «زرقا») رنگ لاجوردى باشد كه به آن، كبود آسمانى و يا نيلگون نيز اطلاق مى شود. اين وصف گرچه غالباً براى توصيف چشم به كار مى رود، ولى در غير چشم نيز كاربرد دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «زرقاً» بيانگر حالت جسمى مجرمان باشد.

677- روحيه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 1

1 - خيانت پيشگان گنهكار ، على رغم شرم از مردم ، از خدا شرم و پروايى ندارند .

يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه

چون «استخفاء» (پنهان سازى) از خداوند مقدور نيست تا نهى و يا مذمتى به فعل و يا ترك آن تعلق گيرد; بنابراين «استخفاء» مى تواند كنايه از «استحياء» (شرم كردن) باشد.

678- روش برخورد با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 12،14

12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو

«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.

14 - لزوم رعايت اعتدال و ميانه روى و پرهيز از هر گونه افراط و تفريط در برخورد با گنه كاران

و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و ليعفوا و اليصفحوا

در آيات پيشين، خداوند فرمان داد كه با مرتكبين گناه «افك»، برخورد سختى شود; ولى در آيه شريفه ياد شده، همگان را به گذشت از مستمندان، خويشاوندان و. .. - هر چند گنه كار باشند - فرا خواند. از ارتباط ميان اين دو دسته از آيات، مى توان استفاده كرد كه بايد با گنه كاران واقع بينانه و به دور از افراط و تفريط برخورد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 9

9 - لزوم اعطاى فرصت به متخلف براى دفاع از خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 13

13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

679- روش برخورد گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 6

6- واكنش هدايت ناپذيران مجرم در برابر انبياى الهى ، همگون و مشابه بوده است .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 4

4 - گنه پيشگان كافر ، در برخورد با مؤمنان ، چنان خود را در مقام قيّم و نگهبان مى نشانند كه گويا هدايت آنان را مأموريت خود مى دانند .

و ما أُرسلوا عليهم حفظين

680- رهبر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 2

2 - انسان هاى دروغ پرداز و آلوده به گناه ، گوش سپرده به القائات دروغين شياطين

على كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «يلقون» به «كلّ أفّاك» باز گردد و «يلقون السمع» كنايه از اين باشد كه آنها تمامى انديشه و حواس خويش را در اختيار شياطين مى گذارند. گفتنى است كه بر اين مبنا ضمير جمع در «أكثرهم كاذبون» مى تواند به شياطين بازگردد; يعنى، منحرفان تمام انديشه و حواس خويش را در اختيار شياطين مى گذارند; اما بيشتر شياطين، اخبار دروغ تحويلشان مى دهند.

681- زكات گناهكاران پشيمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 7

7 - گرفتن صدقه ( زكات ) از خطاكاران نادم از سوى حاكم اسلامى بايد به منظور تطهير روح و تكامل معنوى آنان باشد .

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

682- زمان كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 9

9 - قيامت ، مكان اصلى مجازات عصيانگران و گناه كاران است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

پيامبر(صلی الله علیه و آله) ترس و هراس خود را تنها در پيامدهاى اخروى عصيان و نافرمانى اظهار كرده اند. اين نكته مى توان بيانگر برداشت ياد شده باشد.

683- زمينه احساس مصونيت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 3

3 - چيزى جز دروغ پنداشتن كيفر هاى اخروى ، گنه كاران و كافران را به احساس امنيت از عذاب سوق نداده است .

بل تكذّبون بالدين

مراد از «دين» به قرينه آيات بعد - كه در آنها قيامت با عنوان «يوم الدين» ياد شده - جزاى اعمال است. حرف «بل» - كه براى اضراب است - بيانگر آن است كه كافران و گناه كاران، گرچه توجيهاتى نزد خود دارند; ولى محرّك اصلى آنان، چيزى جز دروغ دانستن كيفرهاى آخرت نيست.

684- زمينه سازش با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 10

10 - ضعف روح صبر و شكيبايى ، از موجبات عدول از مواضع دينى و تسليم و سازش در برابر خواسته هاى گناه پيشگان و بيگانگان كافر

فاصبر لحكم ربّك و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

از توصيف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت - پيش از دريافت هشدار نسبت به اطاعت از گروه هاى گناه كار و ناسپاس - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

685- زمينه هلاكت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 3

3 - انسان هاى گنه كار ، مستحق كيفر الهى و در معرض هلاكت و نابودى به واسطه اعمال ناشايست خويش

أو يوبقهنّ بما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 32 - 4

4 - جامعه مجرم ، در معرض انتقام الهى و نابودى

قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين

بيان هشدار دهنده و هدايت قرآنى، با ذكر رسالت فرشتگان به سوى مجرمان، پيامدار معناى ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 5

5 - جوامع كفرپيشه و گناه كار ، در معرض نابودى از سوى خداوند

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم ...

686- زندگى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 7

7 - زندگى و مرگ مؤمنان نيك كردار ، غيرقابل قياس با زندگى و مرگ گناه پيشگان

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملواالصلحت سواء محياه

687- زيان به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 14،15

14- بازگشتى براى تقدير الهى بر آسيب ديدن گمراهان و تبه كاران نيست .

و إذا أراد الله بقوم سوءًا فلامردّ له

مراد از «قوم» در آيه شريفه به مناسبت حكم و موضوع ، قوم گنه كار مى باشد. «مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن است.

15- هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

688- زيان گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 111 - 4

4 - خداوند بازگرداننده آثار زيانبار گناه به گنهكاران

فانما يكسبه على نفسه و كان اللّه عليماً حكيماً

جمله «كان اللّه عليما حكيما» مى رساند كه تحميل آثار سوء آدمى به دست خداوند است.

689- زيانكارى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 6

6 - تفاوت ميزان زيان كارى خطاكاران در قيامت

و هم فى الأخرة هم الأخسرون

تعبير «الأخسرون» (زيانكارترين ها) مى رساند كه گناه كاران به طور يكسان در آخرت زيان نمى بينند.

690- زيانكارى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 32

32 - بازگشت زيان گناه به گنهكار است ، نه متوجه ساحت قدس خداوند

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 1،4

1 - كسانى كه نفس خود را در گناه مدفون ساخته ، آن را به سقوط و تباهى مى كشانند ، محروم و زيانكاراند .

و قد خاب من دسّيها

«خاب»; يعنى، محروم شد، خسارت ديد و به آنچه خواست، نرسيد (قاموس). «دسّاها»; يعنى، آن را ساقط كرد و از بهره آن كاست. «دسَّيْتُ»; يعنى، گمراه و فاسد كردم (لسان العرب). اين فعل كه «دَسَّسَ» بوده و حرف «سين» در آن به «ياء» تبديل شده است، مبالغه در «دَسَّ» (دفن كرد) است. مراد از «دسّاها» - به قرينه «ألهمها فجورها» - مدفون ساختن نفس در معصيت ها و كشاندن آن به سقوط و گمراهى و فساد است.

4 - خداوند ، در تأكيد بر زيان كارى و تباهى گناه كاران ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « نفس انسان » و « ذات خويش » سوگند ياد كرده است .

و الشّمس . .. و قد خاب من دسّيها

تكرار «قد»، نشانگر آن است كه جمله «قد خاب. ..»، جوابى مستقل براى قسم هاى پيشين است.

691- سختى حسابرسى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 6

6- گنه كاران در قيامت با حسابى سخت و ناگوار مواجه مى شوند .

و يخافون سوء الحساب

اضافه «سوء» به «الحساب» اضافه صفت به موصوف است.

692- سرزنش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 4

4 - سرزنش خلافكاران و مؤاخذه آنان بايد همواره پس از اتمام حجّت باشد .

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

بنابراينكه استفهام براى توبيخ بوده و مراد از تلاوت آيات و وجود رسول، اتمام حجّت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 204 - 1

1 - توبيخ مجرمان از سوى خدا به خاطر شتاب آنان در طلب نزول عذاب

أفبعذابنا يستعجلون

استفهام در «أفبعذابنا» براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 3

3 - خداوند ، با پرخاش به كافران و گنه كاران ، آنان را به خاطر دلگرمى به دستاويز هاى پوچ و بى باكى شگفت آورشان در برابر كفر و گناه ، سرزنش كرده است .

يأيّها الإنسن ما غرّك

استفهام در «ما غرّك»، بر توبيخ همراه با تعجب دلالت دارد.

693- سرزنش گناهكاران مسرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 5

5 - سرزنش خداوند نسبت به منافقان و آنان كه به جاى ندامت از تخلفات و گناهان خويش ، خشنود بودند .

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

694- سرزنشهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 3

3 - كافران و گنه پيشگان ، حتى در غياب مؤمنان نيز آنان را استهزا كرده و با طعنه و كنايه از ايشان ياد مى كنند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 32 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، با مشاهده مؤمنان به نكوهش آشكار ايشان پرداخته ، آنان را ره گم كرده قلمداد مى كنند .

و إذا رأوهم قالوا إنّ هؤلاء لضالّون

جمله «إذا رأوهم. ..»، بيانگر برخورد علنى كافران با مؤمنان است.

695- سرگردانى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 1،2

1 - مجرمان ، در روز قيامت دچار سردرگمى و حيرت و گرفتار عذاب آتش برافروخته دوزخ

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

آيه شريفه به دليل ارتباط با قبل و بعد - كه در زمينه قيامت است - نظر به وخامت حال مجرمان در آن روز دارد. گفتنى است كه در برداشت بالا «سعر»، جمع «سعير» (آتش ملتهب) گرفته شده است.

2 - مجرمان ، گرفتار سرگردانى و جنون در قيامت

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

«سعر» در صورتى كه مفرد باشد، به معناى جنون مى آيد.

696- سرمستى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 202 - 3

3 - فرا رسيدن عذاب الهى بر مجرمان ، در حال سرمستى و غفلت آنان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون

697- سرنوشت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

698- سنت كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 8

8- هلاكت قوم عاد ، نمودى از سنت الهى در مجازات جوامع جرم پيشه

كذلك نجزى القوم المجرمين

از تعبير «كذلك نجزى» - با توجه به فعل مضارع كه مفيد استمرار است - سنت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 5

5 - مجازات كافران و مجرمان ، سنت الهى در هميشه تاريخ

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

تذكر و هشدار، بيانگر اين است كه هلاكت مخصوص گروه خاصى از كافران در بخشى از تاريخ نمى باشد; بلكه سنتى فراگير است.

699- سوگند اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 1

1 - مجرمان ، در قيامت ، بر اندك بودن مدت درنگ شان در برزخ ، سوگند ياد مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

از اين كه مكان درنگ و اقامت مجرمان، كجا مى تواند باشد، مفسران احتمال هاى گوناگونى را ذكر كرده اند. از جمله آنها، عالَم قبر و برزخ است. لازم به ذكر است كه آيه پيش كه مراحل عمر انسان ها را تا دوران پيرى ذكر كرد و بعد فرمود «يخلق ما يشاء» كه با توجه به آيه پنجاه، مى تواند درباره معاد و قيامت باشد، قرينه است بر اين كه مكان افراد ياد شده، جايى است كه پس از مرگ، در آن قرار مى گيرند و آن، عالَم برزخ است.

700- سهولت هلاكت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 6

6 - نابود ساختن امت هاى كفرپيشه و مجرم ، امرى آسان و بى مؤونه براى خداوند

و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

با توجه به اين كه در آيات پيشين، سخن از هلاكت جوامع مجرم بود و در آيه بعد نيز همين امر، دنبال شده است; احتمال مى رود كه مراد از «أمرنا»، مجازات و هلاكت كفرپيشگان و يا از مصاديق بارز آن باشد.

701- سيماى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 4

4- روز قيامت ، بيم و هراس و تأثّر ، در چهره مجرمان ، ملموس و نمايان است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

«اشفاق» توجه و عنايتى است كه آميخته به ترس باشد و در صورتى كه با «من» متعدى شود، معناى بيم و دلهره در آن آشكارتر است (مفردات راغب). پس عبارت «مشفقين ممّا فيه» دلالت دارد كه مجرمان، از آنچه در نامه اَعمال مشاهده مى كنند، خائف و هراسناك اند و اين ترس - به قرينه فعل «ترى» - در چهره آنان قابل مشاهده و رؤيت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 2

2 - مجرمان و گردن فرازان ، با چهره هايى ذلت بار و خاضع در برابر خداوند ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

و عنت الوجوه للحىّ القيّوم

از معانى «عناء» ذليل گشتن است (مصباح). حرف «ال» در «الوجوه» جايگزين مضاف اليه است; يعنى، «وجوههم» و مراد چهره مجرمانى است كه در آيات پيشين از آنان سخن گفته شده است. فعل «عنت» مى رساند كه فروتنى آنان نوظهور است و پيش از اين در دنيا، در برابر خداوند خضوع نداشته اند.

702- سيماى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 2

2- چهره مجرمان در روز قيامت در پوششى از آتش است .

و ترى المجرمين . .. و تغشى وجوههم النار

703- سيماى گناهكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 - چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

704- شايعه پراكنى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 3

3 - تلاش خطاكاران فاسد ، براى شايعه پراكنى و القاى باور هاى دروغين خود به مردم

كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون

ضماير جمع در آيه ياد شده، همگى مى تواند به «كلّ أفّاك» باز گردد و «السمع» نيز مصدر به معناى مفعول باشد; يعنى، «يلقى هؤلاء المنحرفون مسموعاتهم على الناس و الحال أنّ أكثرهم كاذبون فيما يلقونه; اين دسته از كژانديشان، شنيده هاى خود را در ميان مردم مى پراكنند، در حالى كه بيشتر آنان جز دروغ به خورد مردم نمى دهند».

705- شبهه افكنى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 3

3 - تلاش خطاكاران فاسد ، براى شايعه پراكنى و القاى باور هاى دروغين خود به مردم

كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون

ضماير جمع در آيه ياد شده، همگى مى تواند به «كلّ أفّاك» باز گردد و «السمع» نيز مصدر به معناى مفعول باشد; يعنى، «يلقى هؤلاء المنحرفون مسموعاتهم على الناس و الحال أنّ أكثرهم كاذبون فيما يلقونه; اين دسته از كژانديشان، شنيده هاى خود را در ميان مردم مى پراكنند، در حالى كه بيشتر آنان جز دروغ به خورد مردم نمى دهند».

706- شخصيت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 3

3 - مؤمنان نيكوكار باافرادبدكردار ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

707- شدت عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 2

2 - كشيده شدن مجرمان ، با صورت در آتش به منظور چشيدن هرچه بيشتر طعم عذاب

يوم يسحبون فى النار على وجوههم ذوقوا مسّ سقر

708- شدت كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 9

9- مجازات الهى براى جوامع مجرم ، مجازاتى سخت ويرانگر و هلاكت بار

كذلك نجزى القوم المجرمين

«كذلك» اشاره به عذاب سخت و ويرانگرى دارد كه قوم عاد را نابود ساخت. خداوند امت ها را به مجازاتى چنين سخت، هشدار داده است.

709- شرايط آمرزش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 18

18- برخوردارى گناهكاران از رحمت و بخشش خداوند ، مشروط به توبه عملى و تدارك گذشته هاست .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا إن ربّك من بعدها لغف

710- شرايط رحمت بر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 18

18- برخوردارى گناهكاران از رحمت و بخشش خداوند ، مشروط به توبه عملى و تدارك گذشته هاست .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا إن ربّك من بعدها لغف

711- شرايط سعادت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 17

17 - اجراى قوانين و مقررات كيفرى اديان الهى - هر چند كيفرى همانند كشته شدن باشد - تضمين كننده خير و سعادت خطاكاران است .

فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم

712- شريك گناه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 11

11 - ترك كنندگان نهى از منكر ، شريك جرم گنهكاران و داراى سرنوشتى همسان با آنان هستند .

أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

713- شعيب(ع) و گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 22

22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

714- شك گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 1

1- غوطهوران در گناه ، گرفتار ترديد در وقوع قيامت و وجود دوزخ

إنّ هذا ما كنتم به تمترون

715- شكنجه اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 1

1- مأموران دوزخ ، موظف به شكنجه گناه پيشگان در وسط دوزخ

ثمّ صبّوا

716- شناسايى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 1،6

1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم

«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.

6 - ظهور علامت هاى جرم در چهره مجرمان ، زمينه شناسايى آنان از سوى مأموران عذاب

يعرف المجرمون . .. فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

717- صفات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

718- ظلم گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 8

8 - گنهكاران ، ستمكارند .

بما قدمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 2

2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.

719- عبرت از سرنوشت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 1

1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد

و قال الذين كفروا. .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك

720- عذاب اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 1

1 - گنهكاران يهود همانند ديگر گنهكاران ، به اندازه استحقاقشان ، در آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

«بلى» (چنين نيست) حرف جواب است و براى رد سخن و ادعاى مطرح شده به كار مى رود. اين كلمه در آيه شريفه رد ادعاى يهود (لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 30

30 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى نيز هستند .

فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 23

23 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى ، در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى نيز هستند .

لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الأخرة عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 15

15 - گنهكاران در قيامت ، علاوه بر آتش دوزخ به عذاب هاى روحى نيز گرفتار خواهند شد .

و لايكلمهم اللّه يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 9

9 - ضلالت پيشگان و گنهكاران به عذاب طاقت فرساى قيامت گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى . .. فما أصبر هم على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 24

24- عذاب روز قيامت ، عذابى است فراگير همه كافران و گنه كاران .

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

كلمه «محيط» (احاطه كننده و فراگير) در ظاهر صفت براى «يوم» است و در حقيقت ، بيانگر وصفى براى عذاب مى باشد; يعنى ، محيط عذابه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 49 - 4

4- به غل و زنجير بودن مجرمان در قيامت ، جلوه عزت ، انتقام و قهّاريت بى همتاى خداوند

إن الله عزيز ذو انتقام . .. و برزوا لله الوحد القهّار . و ترى المجرمين يومئذ مقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 1،2،3

1- مجرمان در قيامت داراى پيراهنى از ماده اى سياه ، بد بو ، داغ و قابل اشتعال ( مانند قير )

و ترى المجرمين . .. سرابيلهم من قطران

«قطران» به معناى ماده اى است سياه، بد بو و چسبنده (روغن) كه آن را بر بدن شتر مى مالند (مجمع البيان). اينكه خداوند فرمود: لباس دوزخيان از قطران است، ممكن است براى بيان مبالغه و كثرت شعلهورى و سوزندگى آتش جهنّم به بدن انسان دوزخى باشد و نيز بيانگر قابل اشتعال بودن ماده قطران باشد (لسان العرب).

2- چهره مجرمان در روز قيامت در پوششى از آتش است .

و ترى المجرمين . .. و تغشى وجوههم النار

3- عذاب الهى در قيامت سراسر وجود مجرمان و تبهكاران را فرا مى گيرد .

و ترى المجرمين . .. سرابيلهم من قطران و تغشى وجوههم النار

تعبير «وجوه» (چهره ها) مى تواند كنايه از سراسر وجود باشد; چون چهره آينه تمام نماى وجود انسان است. گفتنى است پيراهن آتشين و به غل و زنجير بسته شدن مجرمان مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 4

4- گنه كاران دوزخى ، از درون و بيرون و از هر سو مبتلا به عذاب و شكنجه خواهند بود .

إنّ شجرت الزقّوم . .. كالمهل يغلى فى البطون ... خذوه ... ثمّ صبّوا فوق رأسه من ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 2

2 - امدادگران و پناه دهندگان در دنيا ، ناتوان از نجات دادن انسان مجرم از عذاب الهى در آخرت

و فصيلته الّتى تويه

مطلب ياد شده، از وصف و قيد «الّتى تئويه» (آنان كه به او پناه مى دادند) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 14 - 3

3 - عذاب الهى در آخرت ، براى مجرمان بس طاقت فرسا و غير قابل تحمّل است .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه . .. و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه

حاضر شدن مجرمان به فدا كردن همه خويشان و خلايق براى نجات خود از عذاب، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 2

2 - آتش شعلهور و خالص ، عذاب و كيفر مجرمان در آخرت

إنّها لظى

واژه «لظى» هم در معناى آتش شعلهور و خالص به كار مى رود و هم مى تواند عَلَم و اسم براى دوزخ باشد. برداشت ياد

شده، براساس كاربرد نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 4

4 - طغيان گران و گناه كاران ، در قيامت به جهنم و عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

ويل يومئذ للمكذّبين . .. و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

721- عذاب دنيوى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 9

9 - گنهكاران فسق پيشه ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى هستند .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 6

6 - گنهكاران و ستم پيشگان در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى هستند .

فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 17

17- گنهكاران و تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خطر گرفتار آمدن به عذاب هاى دنيوى اند .

و لايردّ بأسنا عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 11

11 - جوامع گمراه و گنه كار ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .

فاستحبّوا العمى على الهدى فأخذتهم صعقة العذاب الهون بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 4

4- عذاب هاى دنيوى مجرمان ، پيش درآمد كيفر نهايى آنان در آخرت

أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين . .. إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين، مطلب ياد شده قابل استفاده است.

722- عذاب روحى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 15

15 - گنهكاران در قيامت ، علاوه بر آتش دوزخ به عذاب هاى روحى نيز گرفتار خواهند شد .

و لايكلمهم اللّه يوم القيمة

723- عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 15

15 - عمر گنهكاران ، هر چند طولانى باشد ، موجب نجاتشان از عذاب الهى نخواهد شد .

بما قدمت أيديهم . .. و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 6،8

6 - گناهكاران يهود و نصارا ، گرفتار عذاب الهى

فلم يعذبكم بذنوبكم

8 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب الهى ، ردى بر پندار تقرب و محبوب بودنشان نزد خداوند

قل فلم يعذبكم بذنوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 15

15 - اراده خداوند بر عذاب گنهكاران ، مانع توفيق آنان به پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 13

13 - خداوند ، گرفتاركننده گنهكاران و تكذيب گران انبيا به عذاب

و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 5

5 - گنهكاران و كفرپيشگان در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى الهى

أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 11

11- نزول عذاب بر مشركان و گنه پيشگان ، جلوه اى از ربوبيت خدا و در جهت تدبير امور انسانهاست .

لما جاء أمر ربك

برداشت فوق ، با توجه به كلمه «رب» (مدبر و مربى) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 15

15- گنه كاران و ستم پيشگان كه مشمول مغفرت الهى نشوند ، به عذاب هاى سهمگين الهى گرفتار خواهند شد .

إن ربك لذو مغفرة . .. و إن ربك لشديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 8

8- عذاب استيصال هر قومى تنها شامل مجرمان و تبهكاران آن قوم مى شود و نه پاكان و بى گناهانشان .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 3

3- كفرپيشگان ، و گنه كاران ، به عذاب شديد الهى گرفتار خواهند شد .

لينذر بأسًا شديدًا من لدنه

«بأس»، به معناى عذاب و سختى است و به قرينه «يبشّر المؤمنين. ..» - در فراز بعد - مراد، عذابى است كه كافران و گنه كاران به آن تهديد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 70 - 10

10- خداوند با سوگند به ربوبيت خويش ، بر آگاهى دقيق خود از ميزان عذاب مجرمان تأكيد كرده است .

فوربّك . .. ثمّ لنحن أعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 202 - 1،3

1 - نزول عذاب استيصال بر جرم پيشگان ، به گونه اى ناگهانى و غافل گيرانه

فيأتيهم بغتة

3 - فرا رسيدن عذاب الهى بر مجرمان ، در حال سرمستى و غفلت آنان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 14 - 6

6 - مجرمان و منكران قيامت ، به عذاب ابدى و پايان ناپذير گرفتار خواهند شد .

و لو ترى إذ المجرمون . .. و ذوقوا عذاب الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 9،10

9 - گنه كاران توبه ناپذير ، در معرض عذاب الهى در دنيا ( عذاب استيصال )

و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب

10 - نبود هيچ يار و ياورى براى گنه كاران ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى

من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 1

1 - آرزوى كافران و گنه كاران ، هنگام مشاهده عذاب الهى ، به بازگشت دوباره به دنيا

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة

«لو» در آيه شريفه، براى تمنّى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 5

5- مراتب شديد و هلاكت بار عذاب دوزخ ، متوجه گناه پيشگان مغرور و پيشوايان كفر و نه همه گنه كاران *

طعام الأثيم كالمهل . .. ثمّ صبّوا فوق رأسه ... ذق إنّك أنت العزيزالكريم

از مبالغه نهفته در «الأثيم» و نيز وصف «العزيز الكريم»، اين احتمال شكل مى گيرد كه عذاب هاى شديد مطرح شده در اين آيات، براى هر گنه كارى نيست; بلكه مخصوص دارندگان اوصاف ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 28 - 2

2- عذاب گنه كاران به هنگام مرگ ، نمود خشم الهى بر آنان

يضربون وجوههم و أدبرهم . ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه

«ذالك» اشاره به «يضربون. ..» است; يعنى، عذاب هنگام مرگ، نتيجه و نمود سخط و خشم خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

724- عفو از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 7

7 - تعيين موارد اجراى حد و يا سقوط آن و گذشت از مجرمان ، به اراده و مشيت الهى است . *

والسارق و السارقة فاقطعوا . .. يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

مراد از جمله «يعذب . ..» مى تواند حكمى باشد كه از جمله «فاقطعوا ...» به دست مى آيد و مقصود از جمله «يغفر ...» برداشتن آن حكم است كه جمله «فان اللّه يتوب ...» بدان اشاره كرد. گفتنى است كه تقديم عذاب بر مغفرت، اين احتمال را تقويت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 29

29 - عفو از گناهكاران مؤمن ، جلوه اى از فضل خداوند

و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين

جمله «و اللّه ذو فضل . .. »، به منزله علّتى براى عفو است ; يعنى چون خداوند صاحب فضل است از گناه شما صرفنظر كرد.

725- عفو گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 23

23 - جهالت، عذرى قابل قبول براى اغماض و گذشت از خطاكاران

أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب

726- عقيده گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 2

2 - خيانت پيشگان گنهكار ، ناباور به نظارت و آگاهى خداوند بر اعمال انسانها

يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه

پنهان سازى از خداوند نامعقول است. بنابراين جمله « و لايستخفون من اللّه» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه گناهكاران، در حقيقت خداوند را ناظر و آگاه به اعمال نمى دانند تا در صدد پنهان سازى اعمال نارواى خويش از او باشند.

727- علم اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 5

5 - مجرمان پس از حسابرسى شدن در قيامت ، به تبه كارى خويش در دنيا ، پى مى برند .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

«عند ربّهم» مى تواند كنايه از حسابرسى شدن باشد. اعتراف با «أبصرنا و سمعنا» پس از آن، نشان دهنده اين است كه آنان، به جرم و تبه كارى خود پى مى برند.

728- علم خدا به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 24 - 5

5- « عن الصادق جعفربن محمد ( ع ) : ان المستقدمين أصحاب الحسنات و المستأخرين أصحاب السيئات ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: مقصود از «المستقدمين» نيكوكاران و «المستأخرين» گناهكارانند.

729- عوامل تنبه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 2

2 - كيفر دردناك الهى ، زداينده غفلت و سرمستى مجرمان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون . فيقولوا هل نحن منظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 3

3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

730- عوامل عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 4

4- گرفتارى كافران ، مشركان و گنه كاران به عذاب هاى الهى ، ستم و كيفرى است كه آنان خود براى خويشتن فراهم مى كنند .

و لكن ظلموا أنفسهم

چنان چه گذشت، مقصود از «ظلم به نفس» گناهان و نيز آثار و تبعات گناهان مى باشد; برداشت فوق ناظر به دومين لحاظ است. بنابراين «ظلموا أنفسهم...»; يعنى، نزول عذاب بر كافران - كه از آثار و تبعات گناهانشان است - ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند.

731- عوامل كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 34 - 3

3 - انسان هاى گنه كار ، مستحق كيفر الهى و در معرض هلاكت و نابودى به واسطه اعمال ناشايست خويش

أو يوبقهنّ بما كسبوا

732- عوامل نجات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 10

10 - مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

733- غذاى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 44 - 1

1- درخت زقّوم ، غذاى گناه پيشگان در قيامت

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم

«أثيم» (از ماده «إثم») به معناى كسى است كه مداومت بر گناه دارد.

734- غفلت از فرجام گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 1

1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران

فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان

يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

735- غفلت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 202 - 3

3 - فرا رسيدن عذاب الهى بر مجرمان ، در حال سرمستى و غفلت آنان

فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 22 - 1

1 - كفرپيشگان و گنه كاران ، غافل از آگاهى و نظارت اعضا و جوارح بر اعمالشان

و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصركم و لا جلودكم

«أن يشهد» به تقدير «مخافة» (براى ترس) است. بنابراين مفاد «ما كنتم...» اين است كه شما براى ترس از شهادت گوش، چشم و پوستتان خود را مخفى نمى كرديد; زيرا غافل بوديد و نمى دانستيد كه آنها شاهد بر اعمال شما هستند.

736- فديه اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 43

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 12 - 1

1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .

و صحبته

737- فرجام اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 5

5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم

738- فرجام شوم گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 9

9 - اعراض كنندگان از قرآن ، مجرمانى بد فرجامند .

ءاتينك . .. من أعرض ... و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

739- فرجام گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 4

4 - امت هاى گنهكار و متمرد از فرمان خدا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و سرنوشتى شوم

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 9

9 - عذاب قيامت، عاقبت شوم گناهكاران

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 8

8 - خداوند تعيين كننده كيفر و سرنوشت شوم خلافكاران و تفرقه افكنان

إنما أمرهم إلى الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 3

3 - فرجام شوم كفرپيشگان گنهكار تاريخ ، زمينه اى مناسب براى پندگيرى و عبرت آموزى است .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

از مصاديق مورد نظر براى «ذنوب»، به قرينه آيات قبل و آيه بعد، كفر و انكار آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 7

7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .

بلقاء ربّهم كفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 5

5 - دروغ پردازانِ گناه پيشه ، داراى فرجامى خفّت بار و آكنده از ذلت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. أُولئك لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 3

3 - مسلمانان و مجرمان ، داراى دو سرنوشت متفاوت و گوناگون اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

برابر نبودن مسلمانان و مجرمان، بيشتر ناظر به سرنوشت آنان است; يعنى، مربوط به سعادت و شقاوت دنيوى و اخروى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 1

1 - مجرمان ، محكوم به هلاكت و نابودى از سوى خداوند

ألم نهلك الأوّلين . .. كذلك نفعل بالمجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 22 - 1

1 - جهنم ، فرجام طغيان گران فرو رفته در گناه است .

إنّ جهنّم كانت . .. للطّ-غين مابًا

«طغيان»; يعنى، بى اندازه در معصيت پيش رفتن (مفردات راغب). «مآب» اسم مكان و از «أوْب» به معناى رجوع گرفته شده است و فرجام هر كس را از آن جهت مآب و مرجع گويند كه خود، از پيش آن را فراهم ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 12 - 1

1 - خداوند ، آگاه ساختن انسان ها را با خوبى و بدى و رساندن خوبان و بدكاران را به فرجام شايسته آنان ، بر خود لازم شمرده است .

إنّ علينا للهدى

«هدى» مصدر و به معناى ارشاد و راهنمايى است (قاموس). مراد از هدايت ممكن است اعم از هدايت فطرى و تشريعى و نيز رساندن به مقصد باشد. جملات «سنيسّره لليسرى» و «سنيسّره للعسرى» (در آيات پيشين) مؤيد تعميم است.

740- فرصت به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 21 - 9

9 - لزوم اعطاى فرصت به متخلف براى دفاع از خود

لأُعذّبنّه . .. أو ليأتينّى بسلطن مبين

741- فسق گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 25

25 - گنهكاران ، فاسقند .

ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 18 - 6

6 - مجرمان ، مردمانى فاسق و تبه كارند .

المجرمون . .. أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا

742- فلسفه اعراض از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

743- فلسفه مهلت به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 6،11

6 - بقاى نسل انسان و تداوم حيات زندگان در كره زمين ، فلسفه به تأخير افتادن كيفر گناه كاران و كافران تا قيامت

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج

11 - مهلت دادن به كافران و گنه كاران و به تأخير انداختن مجازات آنان ، كارى عالمانه و برخاسته از آگاهى دقيق خداوند به احوال و مصالح بندگان

و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى فإذا جاء أجلهم فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فإنّ اللّه كان. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (و لكن يؤخّرهم...) مى باشد; يعنى، چون خداوند به احوال بندگانش آگاه است; از اين رو مجازات آنان را تا زمان معين به تأخير انداخته است.

744- قانونمندى كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 6

6- مجازات اقوام مجرم ، پس از اتمام حجت و اعطاى ابزار لازم شناخت ، به ايشان است .

كذلك نجزى القوم المجرمين . .. و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

تذكر به اعطاى چشم، گوش و قلب به قوم هلاك شده عاد، در حقيقت اشاره به اين است كه هلاكت آنان، پس از قرار گرفتن امكانات معرفت در اختيار ايشان و اتمام حجت بر آنان، صورت گرفته است.

745- قبول توبه گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 6

6 - پذيرش توبه گنهكاران ، جلوه خطاپوشى و مهربانى خداوند

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 9

9 - پذيرفته شدن توبه گنهكاران معترف و نادم ، جلوه اى از غفران و رحمت الهى

عسى اللّه أن يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 13

13 - توبه گنه كاران ، حتى شكنجه گران و سوزانندگان مردم با ايمان ، پذيرفته مى شود .

ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم

746- قبول صدقات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 16

16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان

خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.

747- قلب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 1

1 - قلب هر انسان دروغ پرداز و گنه پيشه ، محل واقعى نزول شياطين

تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

«أفّاك» از ريشه «إفك» (قلب كردن حقيقت) مشتق شده است. بنابراين «أفّاك» به كسى گفته مى شود كه دروغ پردازى كند. «أثيم» نيز از ماده «إثم» (گناه) به معناى گنه پيشه است.

748- قياس اهل تسليم با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 2

2 - فرمانبران و تسليم شدگان فرمان هاى الهى ، در نگاه ارزشى اسلام با مجرمان و تبهكاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتراند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «مسلمين» در معناى لغوى آن به كار رفته باشد; نه اصطلاحى

749- قياس متقين با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 5،7

5 - يكسان نبودن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، امرى بديهى در نگاه عقل و منطق

أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كالفجّار

برداشت ياد شده از استفهام انكارى مستفاد از جمله «أم نجعل. ..» به دست مى آيد.

7 - تقواپيشگان در نظام ارزشى خدا با تبه كاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتر مى باشند .

أم نجعل المتّقين كالفجّار

750- قياس مسلمانان با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 1

1 - مسلمانان ، در نگاه نظام ارزشى اسلام ، با مجرمان برابر نيستند ; بلكه از آنان برتراند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

استفهام در «أفنجعل. ..»، انكارى و درصدد نفى برابرى مسلمانان با مجرمان و اثبات برترى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 37 - 1

1 - در هيچ كتاب آسمانى ، مسلمانان و اطاعت كنندگان از خدا ، با مجرمان و تبهكاران يكسان تلقى نشده اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون

751- كمى سرور گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 5

5 - خوشى هاى دنيا در مقايسه با رنج هاى اخروى براى گناهكاران بسى ناچيز است .

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

752- كيفر اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 3

3 - بدكاران در قيامت ، گرفتار كيفر اعمال بد خويش خواهند شد .

و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 101 - 5

5 - قيامت ، روز مجازات و كيفر گنه پيشگان

و ساء لهم يوم القيمة حملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 5

5 - دنيا ، سرايى نيست كه در آن بتوان گنه كاران را به كيفر گناهانشان رساند .

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

«يومئذ» ظرف و متعلق به «يوفّيهم» است. بنابراين تقديم آن بر «يوفّيهم» يا به خاطر اهتمام به ذكر «قيامت» و يا براى

بيان حصر مى باشد. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم است; زيرا در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: تنها در آن روز (قيامت) است نه روزى ديگر (دنيا) كه خداوند، جزاى آنان را به صورت تام و كامل خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 4

4- عذاب هاى دنيوى مجرمان ، پيش درآمد كيفر نهايى آنان در آخرت

أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين . .. إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين، مطلب ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 49 - 3

3 - مجازات هاى سخت مجرمان در قيامت ، براساس محاسبه و سنجشى عادلانه و به دور از گزاف و ظلم است .

يوم يسحبون . .. إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در زمينه مجازات سخت مجرمان در قيامت است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 5

5 - توجه به كيفر بى چون و چراى گناه كاران در قيامت ، بازدارنده خلق از كفر و تكذيب نعمت هاى خداوند

فيومئذ لايسل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه خداوند پس از بيان راه نداشتن چون و چرا در برنامه هاى قيامت براى گناهكاران، خلق را به پرهيز از تكذيب نعمت ها توجه داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 4

4 - گنه كاران و تكذيب كنندگان كيفر هاى اخروى ، در قيامت به كيفر گناه و تكذيب خود گرفتار خواهند شد .

بل تكذّبون بالدين . .. يعلمون ما تفعلون

مطرح ساختن كتابت و علم كاتبان - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - هشدارى به تكذيب گران است كه عمل آنان بى كيفر نخواهد ماند.

753- كيفر دنيوى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 12

12 - گنهكاران ، از گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى در امان نبوده و نبايد احساس مصونيت كنند .

فأخذتكم الصعقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 4

4 - امت هاى گنهكار و متمرد از فرمان خدا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و سرنوشتى شوم

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 30

30 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى نيز هستند .

فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 23

23 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى ، در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى نيز هستند .

لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الأخرة عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 10

10 - امكان گرفتارى گناهكاران به عقوبت گناهشان در دنيا

فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 5

5 - دنيا ، سرايى نيست كه در آن بتوان گنه كاران را به كيفر گناهانشان رساند .

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

«يومئذ» ظرف و متعلق به «يوفّيهم» است. بنابراين تقديم آن بر «يوفّيهم» يا به خاطر اهتمام به ذكر «قيامت» و يا براى بيان حصر مى باشد. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال دوم است; زيرا در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: تنها در آن روز (قيامت) است نه روزى ديگر (دنيا) كه خداوند، جزاى آنان را به صورت تام و كامل خواهد داد.

754- كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 19،20

19 - بنى اسرائيليان گنهكار و داراى اعمال ناشايست ، مورد تهديد خداوند به كيفر و مجازات

و ما اللّه بغفل عما تعملون

از هدفهاى بيان آگاهى و توجه خداوند به اعمال گنهكاران، تهديد ايشان به كيفر است.

20 - انسان هاى گنهكار و داراى رفتار و كردار ناروا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر و مجازات الهى هستند .

و ما اللّه بغفل عما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 2

2 - طوايف و نژاد هاى مختلف انسانى ، در برابر كيفر گناهانشان ، هيچ امتيازى بر يكديگر ندارند .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 12

12 - يهوديان گنهكار به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

بما قدمت أيديهم . .. و ما هو بمزحزحه من العذاب

«زحزحة» (مصدر مزحزح) به معناى دور ساختن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 9

9 - مقتضاى حكمت الهى ، عقابِ خطاكاران پس از بيان احكام و ارائه ادلّه روشن است .

فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات . .. ان اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 4

4 - سرزنش خلافكاران و مؤاخذه آنان بايد همواره پس از اتمام حجّت باشد .

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

بنابراينكه استفهام براى توبيخ بوده و مراد از تلاوت آيات و وجود رسول، اتمام حجّت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 8

8 - مشركان و گناهكارانى كه آمرزيده نشوند ، به عذاب دوزخ گرفتار خواهند شد .

نصله جهنم . .. إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

بنابر اينكه جمله «ان اللّه . ..» بيانگر علت «نصله جهنم»باشد، معلوم مى شود كه نجات از جهنم يا سقوط در آن، در گرو آمرزش و عدم آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 9،14

9 - بدكاران ، گرفتار كيفرِ كردار ناپسند خويش خواهند شد .

من يعمل سوءاً يجز به

14 - حرمت جلوگيرى از اعمال مجازات هاى الهى ، بر خطاكاران

و لايجد له من دون اللّه ولياً و لانصيراً

چنانچه «يُجَز» شامل كيفرهاى دنيوى باشد، جمله «لايجد . .. » - چه نافيه باشد و عطف بر جمله «يجز به» و چه ناهيه باشد و جمله اى مستقل -، دلالت مى كند كه نبايد هيچ كس مانع كيفر ديدن خطاكاران شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 10

10 - عذاب گنهكاران ، مظهر عزت و حكمت خداوند و آمرزش توبه كاران ، جلوه غفران و رحمت او

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

چنانچه «يعذب . .. و يغفر» اشاره به آيات پيشين داشته باشد. بيان عزت و حكمت خداوند پس از «فاقطعوا» و ذكر غفران و رحمت او پس از «فان اللّه يتوب عليه» در آن آيات، حاكى از برداشت مذكور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 120 - 5

5 - مجازات گناهكاران نتيجه عمل خود ايشان است.

إن الذين يكسبون الإثم سيجزون بما كانوا يقترفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 8

8 - خداوند تعيين كننده كيفر و سرنوشت شوم خلافكاران و تفرقه افكنان

إنما أمرهم إلى الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 6

6 - كيفر دادن گنهكاران به اندازه گناهشان ستم بر آنان نيست.

و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 12

12 - كيفر هاى الهى بازتاب اعمال نارواى گناهكاران است .

سيجزون ما كانوا يعملون

«ما» در «ما كانوا يعملون» مصدريه است و مفاد آيه اين مى شود كه «سيجزون عملهم». مطرح شدن عمل به عنوان جزا حاكى از اين است كه كيفر ملحدان چيزى جز چهره ديگر همان عمل نارواى آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 2

2 - كيفر الهى در مورد گنهكاران ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 6،11

6 - خداوند ، كافران و گنهكاران را پس از ارائه آيات خويش و اتمام حجت بر آنان ، مؤاخذه خواهد كرد .

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

11 - توجه به سنت الهى در مجازات كافران و گناهكاران ، زمينه ساز پرهيز از كفرورزى و ارتكاب گناه

كدأب ءال فرعون . .. إن اللّه قوى شديد العقاب

هدف از بيان مؤاخذه كافران و گنهكاران هشدارى است به انسانها تا با توجه به آن در مسير ايمان و ترك گناه قرار گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 3

3 - تعلق مشيت خداوند به كيفر و يا بخشودن خطاكاران ، بر اساس علم و حكمت گسترده او و داراى فلسفه اى عالمانه و حكيمانه است .

إما يعذبهم و إما يتوب عليهم و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 3

3- كيفر ستم كاران و گنه پيشگان ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در جهت تدبير امور انسانهاست .

مسوّمة عند ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 3

3- خداوند ، خصلت تمسخر و استهزا كردن را به منظور كيفر مجرمان تبهكار ، در قلبشان رسوخ داده است .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «نسلكه» استهزا (مصدر يستهزءون) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 19

19 - طراحان و عاملان اصلى گناه و توطئه ، سزاوار كيفر و عقوبتى سخت تر و شديدتر از ديگر گناه كاران و توطئه گران

لكلّ امرى منهم ما اكتسب من الإثم والذى تولّى كبره منهم له عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 4

4 - حق ناپذيرى دل هاى مجرمان ، كيفرى تعيين شده از جانب خداوند در قبال جرم هايشان

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

ذكر مشركان با وصف «المجرمين»، اشعار به عليت حكم دارد; يعنى، «سلكنا القرآن و هو بلسان عربى مبين فى قلوب هؤلاء المشركين مثل ذلك السلوك جزاء لأجرامهم; ما قرآن را با اين كه به زبان عربى روشن است در دل هاى مشركان هم چون

زبان عجمى غير قابل فهم راه داديم، تاكيفرى باشد در برابر جرم هايشان».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 1

1 - تنها ظالمان و گنه كاران در معرض خطر كيفر و عقاب الهى

إنّى لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا

از مفهوم «لايخاف لدىّ المرسلون» استفاده مى شود كه غير از رسولان، هيچ شخص ديگرى از عقاب الهى در امان نيست. عبارت «إلاّ من ظلم...» استثنا از اين مفاد است; يعنى، همه ظالمان در معرض خطر قرار دارند، مگر كسانى كه ستم كردند ولى آن را با انجام خوبى ها جبران نمودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 16،17

16 - بازگشت انسان هاى گناهكار ، به صراط مستقيم ، حتى پس از تنبّه دادن شان قطعى نيست .

ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و توقع است; يعنى مى خواهد بگويد: «اميد است كه بازگردند. ».

17 - در مجازات مجرمان ، بايد به جهت هاى اصلاحى و تربيتى ، توجّه شود .

ليذيقهم . .. لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 2

2- مواد مذاب و گداخته ، مجازات الهى براى گناه پيشگان

إنّ شجرت الزقّوم . .. كغلى الحميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 1

1 - آتش دوزخ ، جايگاه فاسقان و گنه پيشگان و كيفر كردار آنان است .

و إنّ الفجّار لفى جحيم

«فجور»; يعنى، دريدن پرده ديانت (مفردات راغب). از معانى ديگر «فجور»، فسق و عصيان است. (قاموس)

755- كيفر گناهكاران يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 1،3

1 - گنهكاران يهود همانند ديگر گنهكاران ، به اندازه استحقاقشان ، در آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

لن تمسنا النار إلاّ أياماً معدودة . .. بلى

«بلى» (چنين نيست) حرف جواب است و براى رد سخن و ادعاى مطرح شده به كار مى رود. اين كلمه در آيه شريفه رد

ادعاى يهود (لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة) است.

3 - خداوند ، نه تنها اندك بودن عذاب يهود را تضمين نكرده ; بلكه در صورت احاطه داشتن گناه بر آنان ، ايشان را در آتش دوزخ ماندگار خواهد كرد .

أتخذتم عند اللّه عهداً . .. بلى من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

756- كيفيت حشر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 49 - 2

2- در قيامت انبوه مجرمان ( همانند اسيران ) با غل و زنجير به هم بسته مى شوند و همراه يكديگر حاضر و محشور خواهند شد .

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

«أصفاد» جمع «صفد» و به معناى ريسمان و يا وسيله اى است كه اشيا و يا افرادى مانند اسيران را به هم بسته باشند و «مقرّنين» از مصدر «قران» به معناى بستن شديد و محكم چند چيز و يا چند فرد با هم است (لسان العرب). ضمناً آمدن «مقرّنين»، از باب تفعيل، معناى تكثير را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 4

4- كيفيت حضور مجرمان در قيامت ، منظره اى زشت و هولناك است .

و برزوا . .. و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد . سرابيلهم من قطران و تغشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 7

7- حضور تقواپيشگان در صحنه قيامت به صورت سواره ، و رانده شدن گنه پيشگان به سوى جهنم با پاى پياده خواهد بود .

نحشر المتّقين . .. و فدًا . و نسوق المجرمين ... وردًا

برخى از لغت دانان «وفد» را سوارانى ارجمند و «ورد» را پيادگانى تشنه كام معنا كرده اند (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 4

4 - مجرمان و تبهكاران ، در روز قيامت ، به صورت پراكنده محشور مى شوند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . .. و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

757- كيفيت ورود گناهكاران به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 2

2- زبونى و خوارى مجرمان در قيامت ، به هنگام رانده شدن به طرف دوزخ

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

«نسوق» و « ورداً» در اين آيه، در مقابل «نحشر» و «وفداً» در آيه پيشين است. تعبيرات ياد شده در آن آيه حكايت از احترام و تجليل داشت و در اين آيه (به قرينه مقابله و بيان حالت تشنگى مجرمان و نيز تعبير «نسوق») حكايت از ذلت و زبونى آنها در صحنه قيامت دارد.

758- كيفيت ورود گناهكاران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 1،2

1 - قيامت ، روز كشانده شدن مجرمان بر صورت هاشان در آتش دوزخ

يوم يسحبون فى النار على وجوههم

«سحب» (مصدر مجهول «يسحبون») به معناى كشانده شدن است.

2 - كشيده شدن مجرمان ، با صورت در آتش به منظور چشيدن هرچه بيشتر طعم عذاب

يوم يسحبون فى النار على وجوههم ذوقوا مسّ سقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 4

4 - پا ها و مو هاى جلوى سر مجرمان ، در چنگ مأموران قيامت ( براى افكندن در دوزخ )

فيوخذ بالنوصى و الأقدام

759- گرفتن پاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 4

4 - پا ها و مو هاى جلوى سر مجرمان ، در چنگ مأموران قيامت ( براى افكندن در دوزخ )

فيوخذ بالنوصى و الأقدام

760- گرفتن موى سر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 4

4 - پا ها و مو هاى جلوى سر مجرمان ، در چنگ مأموران قيامت ( براى افكندن در دوزخ )

فيوخذ بالنوصى و الأقدام

761- گفتگوى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 104 - 1

1 - خداوند ، آگاه تر از هركس به گفت وگو هاى مجرمان با يكديگر در صحنه قيامت ، درباره مدت زمان درنگشان در برزخ

إن لبثتم إلاّعشرًا . نحن أعلم بما يقولون

«ما يقولون»; يعنى، آنچه مى گويند و مراد از آن مى تواند جملات رد و بدل شده بين مجرمان باشد و نيز مى تواند مراد، موضوعى باشد كه مجرمان در باره آن نظر مى دهند. در برداشت ياد شده، اولين احتمال مورد نظر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 7

7 - امكان گفت وگوى مجرمان با يكديگر ، در صحنه دادگاه الهى در قيامت

إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا

762- گمراهى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 7

7- مشاهده برهان الهى ( درك حقايقى نظير ربوبيت خدا ، دريافت زشتىِ گناه ، باور به عدم رستگارى ظالمان و گنه كاران و . . . ) عامل عصمت پيامبران است .

و همّ بها لولا أن رءا برهن ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 8

8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصلحت

منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا - به قرينه آيه قبل - ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 5

5 - مجرمان ، گمراهان از راه حق در دنيا و مبتلا به شعله هاى آتش در قيامت *

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «فى ضلال»، نظر به گمراهى دنيوى و «سعر» نظر به عذاب اخروى داشته باشد.

763- گناهكاران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 1،7

1 - گروهى از قوم موسى پيش از ورودشان به بيت المقدس ، ستمكار و آلوده به گناه بودند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 1

1 - گروهى از قوم موسى داراى پيشينه اى آلوده به گناه و ستم ، پيش از ورودشان به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا . .. بما كانوا يظلمون

764- گناهكاران تائب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 2

2 - گنهكاران تائب مشمول رحمت خداوند خواهند شد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

765- گناهكاران در آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 15 - 2

2 - آتش شعلهور و خالص ، عذاب و كيفر مجرمان در آخرت

إنّها لظى

واژه «لظى» هم در معناى آتش شعلهور و خالص به كار مى رود و هم مى تواند عَلَم و اسم براى دوزخ باشد. برداشت ياد شده، براساس كاربرد نخست است.

766- گناهكاران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 15

15 - گنهكاران در قيامت ، علاوه بر آتش دوزخ به عذاب هاى روحى نيز گرفتار خواهند شد .

و لايكلمهم اللّه يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 9

9 - زشت كرداران ، اهل دوزخ هستند و در آن جاودانه خواهند ماند .

و الذين كسبوا السيئات . .. أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 5،6،14

5 - وعده خداوند به انباشتن دوزخ از مجرمان جِنّى و اِنْسى ، وعده اى حق و تخلف ناپذير است .

و لكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

6 - سوگند خداوند به انباشتن جهنم از مجرمان جنّى و انسى

و لكن حقّ القول منّى لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس

لام در «لأملأنّ» براى قسم است و حكايت ازآن دارد كه «القول» در فراز قبلى، سوگند است.

14 - همه مجرمان جنّى و انسى ، در جهنم گرد مى آيند .

لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين

قيد «أجمعين» به قرينه اين كه كسانى وجود دارند كه به جهنم نخواهد رفت، عموم افرادى نيست، بلكه مفيد عموم در نوع است. لازم به ذكر است كه «ال» در «الجِنّة» و «الناس» عهد بوده و اشاره به افرادى خاص - كه همانا مجرمان اند - دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 6

6 - اسراف گران و افراط كنندگان در گناه و حق ستيزى ، اهل دوزخ اند .

و أنّ المسرفين هم أصحب النار

«اسراف» به معناى افراط است و مقصود از «مسرفين» در آيه شريفه، كسانى اند كه در گناه و حق ستيزى افراط مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 74 - 1

1 - گناهكاران ، در عذاب جهنم ماندگاراند .

إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 47 - 3

3- كشانده شدن اجبارى گنه كاران با خفّت و خوارى به سوى مركز دوزخ

خذوه فاعتلوه إلى سواء الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 1،4

1- مأموران دوزخ ، موظف به شكنجه گناه پيشگان در وسط دوزخ

ثمّ صبّوا

4- گنه كاران دوزخى ، از درون و بيرون و از هر سو مبتلا به عذاب و شكنجه خواهند بود .

إنّ شجرت الزقّوم . .. كالمهل يغلى فى البطون ... خذوه ... ثمّ صبّوا فوق رأسه من ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 1،5

1 - مجرمان ، در روز قيامت دچار سردرگمى و حيرت و گرفتار عذاب آتش برافروخته دوزخ

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

آيه شريفه به دليل ارتباط با قبل و بعد - كه در زمينه قيامت است - نظر به وخامت حال مجرمان در آن روز دارد. گفتنى است كه در برداشت بالا «سعر»، جمع «سعير» (آتش ملتهب) گرفته شده است.

5 - مجرمان ، گمراهان از راه حق در دنيا و مبتلا به شعله هاى آتش در قيامت *

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «فى ضلال»، نظر به گمراهى دنيوى و «سعر» نظر به عذاب اخروى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 42 - 1،2

1 - پرسوجوى اصحاب اليمين ، از عوامل دوزخى شدن مجرمان

يتساءلون . عن المجرمين . ما سلككم فى سقر

2 - دوزخ ، جايگاه جرم پيشگان

عن المجرمين . ما سلككم فى سقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 14 - 1

1 - آتش دوزخ ، جايگاه فاسقان و گنه پيشگان و كيفر كردار آنان است .

و إنّ الفجّار لفى جحيم

«فجور»; يعنى، دريدن پرده ديانت (مفردات راغب). از معانى ديگر «فجور»، فسق و عصيان است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 4

4 - طغيان گران و گناه كاران ، در قيامت به جهنم و عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

ويل يومئذ للمكذّبين . .. و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 16 - 1

1 - تكذيب كنندگان قرآن و قيامت و گناه كارانِ متجاوز ، به حرارت شديد جهنّم گرفتار شده و در آن خواهند سوخت .

ثمّ إنّهم لصالوا الجحيم

«صالوا» - كه قبل از اضافه به «جهيم»، «صالون» (جمع «صال) بوده است -; يعنى، كسانى كه با رنج و مشقت حرارت آتش را مى چشند و در آن مى سوزند. در لسان العرب آمده است: صَلِى بالنار و صَلِيَها صَلْياً قاسى حرّها (حرارت آتش را با رنج و مشقت چشيد) و صَلِىَ فلانٌ بالنار يَصْلى صُلِيّاً احترق (سوخت).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 4

4 - دروغ گويان و گنه كاران ، در آخرت با برخورد شديد مأموران الهى مواجه شده و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

ناصية كذبة خاطئة . .. سندع الزبانية

767- گناهكاران در عالم برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 5

5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از رخداد هاى قيامت است .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن ... و لقد ض

ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت - كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود - مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.

768- گناهكاران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 10

10 - خداوند در قيامت خلافكاران را به اعمال ناپسندشان آگاه خواهد ساخت.

ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 5

5 - در قيامت به گنهكاران ستم نخواهد شد.

و هم لا يظلمون

ذيل آيه قبل (ثم ينبئهم . .. ) بيانگر اين است كه ظرف پاداش و جزاى مطرح شده در اين آيه روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 3،6

3 - بدكاران در قيامت ، گرفتار كيفر اعمال بد خويش خواهند شد .

و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

6 - مردمان زشت كردار در سراى آخرت ، گرفتار خشم و عذاب الهى خواهند بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

مراد از جمله «ما لهم من اللّه من عاصم»، «ما لهم من عذاب اللّه من عاصم» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 49 - 1،2

1- وضعيت مجرمان در قيامت براى همگان قابل رؤيت خواهد بود .

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

مخاطب «ترى المجرمين» (مجرمان را مى بينى) نوع انسان است. بنابراين مى توان استفاده كرد كه وضعيت مجرمان براى همگان قابل رؤيت است.

2- در قيامت انبوه مجرمان ( همانند اسيران ) با غل و زنجير به هم بسته مى شوند و همراه يكديگر حاضر و محشور خواهند شد .

و ترى المجرمين يومئذ مقرّنين فى الأصفاد

«أصفاد» جمع «صفد» و به معناى ريسمان و يا وسيله اى است كه اشيا و يا افرادى مانند اسيران را به هم بسته باشند و «مقرّنين» از مصدر «قران» به معناى بستن شديد و محكم چند چيز و يا چند فرد با هم است (لسان العرب). ضمناً آمدن «مقرّنين»، از باب تفعيل، معناى تكثير را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 50 - 1،2

1- مجرمان در قيامت داراى پيراهنى از ماده اى سياه ، بد بو ، داغ و قابل اشتعال ( مانند قير )

و ترى المجرمين . .. سرابيلهم من قطران

«قطران» به معناى ماده اى است سياه، بد بو و چسبنده (روغن) كه آن را بر بدن شتر مى مالند (مجمع البيان). اينكه خداوند فرمود: لباس دوزخيان از قطران است، ممكن است براى بيان مبالغه و كثرت شعلهورى و سوزندگى آتش جهنّم به بدن انسان دوزخى باشد و نيز بيانگر قابل اشتعال بودن ماده قطران باشد (لسان العرب).

2- چهره مجرمان در روز قيامت در پوششى از آتش است .

و ترى المجرمين . .. و تغشى وجوههم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 3،5

3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 1،3

1- مجرمان ، در صحنه قيامت ، ناظر شعله هاى آتش دوزخ اند .

و رءا المجرمون النار

3- مجرمان ، در قيامت ، به دوزخى بودن خود و نداشتن راه گريزى از آن ، پى خواهند برد .

فظنّوا انّهم مواقعوها و لم يجدوا عنها مصرفًا

بيان ديدگاه مشركان در مورد ورود به جهنم با فعل «ظنّ»، حكايت از آن دارد كه آنان، در آن شرايط، خود را دوزخى مى بينند، ولى هنوز اميدهايى - هر چند واهى - به نجات دارند. ولى به زودى درمى يابند كه گريزگاهى براى آنان نيست. «مصرفاً» اسم مكان به معناى مكانى است كه به آن روى آورند. جمله «لم يجدوا...» يعنى جايى را كه بتوانند با پناه بردن به آن، از آتش رها شوند، نمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 69 - 7

7- تقسيم گنه كاران در قيامت براساس مراتب عصيان گرى آنها ، از شؤون ربوبيت الهى است .

فوربّك . .. ثمّ لننزعنّ من كلّ شيعة أيّهم أشدّ على الرحمن عتيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 4

4- قيامت ، روز ظهور تفاوت وضعيت مجرمان و متقين

يوم نحشر . .. و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 24 - 1

1 - شهادت و گواهى زبان ، دست و پاى گنه كاران عليه آنان در قيامت

يوم تشهد عليهم ألسنتهم و أيديهم و أرجلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 1،5

1 - مجرمان ، در روز برپايى قيامت ، اندوهگين و نااميدند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

«إبلاس» در لغت، اندوهِ ناشى از شدت سختى (مفردات راغب) و نيز به معناى يأس است (لسان العرب).

5 - عذر ها و حجت هاى مجرمان و تبهكاران ، در روز قيامت ، قطع مى شود .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

گفته شده كه معناى «إبلاس»، سكوت و قطع شدن حجت است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 1

1 - مجرمان ، در قيامت ، بر اندك بودن مدت درنگ شان در برزخ ، سوگند ياد مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

از اين كه مكان درنگ و اقامت مجرمان، كجا مى تواند باشد، مفسران احتمال هاى گوناگونى را ذكر كرده اند. از جمله آنها، عالَم قبر و برزخ است. لازم به ذكر است كه آيه پيش كه مراحل عمر انسان ها را تا دوران پيرى ذكر كرد و بعد فرمود «يخلق ما يشاء» كه با توجه به آيه پنجاه، مى تواند درباره معاد و قيامت باشد، قرينه است بر اين كه مكان افراد ياد شده، جايى است كه پس از مرگ، در آن قرار مى گيرند و آن، عالَم برزخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 1

1 - مجرمان در روز قيامت ، بهانه جويى مى كنند .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

مراد از «الذين ظلموا» مى تواند «المجرمون» باشد كه در آيه پنجاه و پنج گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 5

5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از رخداد هاى قيامت است .

يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن ... و لقد ض

ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت - كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود - مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 1،4،5،11،12،17

1 - ندامت و سرافكندگى مجرمان ، در صحنه قيامت ، منظره اى بس ديدنى و عبرت انگيز است .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

«نكس الرأس» به معناى «پايين انداختن سر از شرمندگى و خجالت» است. لازم به گفتن است كه جواب «لو» محذوف بوده و آن، چيزى شبيه «لرأيتَ شيئاً عجيباً و هو...» است.

4 - ربوبيت خدا در قيامت ، براى مجرمان ، تجلى پيدا مى كند .

ناكسوا رءوسهم عند ربّهم . .. ربّنا أبصرنا

5 - مجرمان پس از حسابرسى شدن در قيامت ، به تبه كارى خويش در دنيا ، پى مى برند .

و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم ربّنا أبصرنا

«عند ربّهم» مى تواند كنايه از حسابرسى شدن باشد. اعتراف با «أبصرنا و سمعنا» پس از آن، نشان دهنده اين است كه آنان، به جرم و تبه كارى خود پى مى برند.

11 - همه حقايق و وعده هاى الهى ، در قيامت براى مجرمان به گونه اى ملموس آشكار مى شود .

و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا

12 - در قيامت حتى براى مجرمان ، امكان تكلم و درخواست وجود دارد .

و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا

فراز «ربّنا أبصرنا. ..» مقول قول مجرمان در روز قيامت و مفيد نكته بالا است.

17 - مجرمان در قيامت ، به حقانيت وعده هاى خداوند درباره معاد ، زبان مى گشايند .

ربّنا أبصرنا و سمعنا . .. إنّا موقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1،3

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 5،6

5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 44 - 3

3- « درخت زقّوم » ، تجسّم گناهان جرم پيشگان در قيامت *

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم

تعبير «شجرت الزقّوم» و ارتباط ميان دو آيه، ممكن است كنايه از اين باشد كه اين بذر گناه است كه در آخرت «زقّوم» مى روياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 4

4- جدال مجرمان در قيامت ، بى تأثير براى تبرئه ايشان ، با وجود اتمام حجت الهى بر آنان در دنيا

قال لاتختصموا لدىّ و قد قدّمت إليكم بالوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 29 - 2

2- تلاش محكومان دادگاه قيامت براى تغيير حكم الهى ، تلاشى بى فرجام

ما يبدّل القول لدىّ

در آيات پيشين، حكم مجرمان با فرمان «ألقيا فى جهنّم . ..» از سوى خداوند صادر مى گردد. مجرمان با جدال و تخاصم، درصدد تبرئه خويش برمى آيند تا مگر حكم الهى را در حق خود تغيير دهند; ولى «ما يبدّل القول...» بى فرجام بودن تلاش آنان را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 39 - 1

1 - گناهكاران جن و انس در صحنه قيامت ، داراى وضعيتى معلوم و بى نياز از محاكمه و سؤال

فيومئذ لايسئل عن ذنبه إنس و لاجانّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 1،2،5

1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم

«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.

2 - مشخص و محرز بودن گناهان جن و انس در قيامت ، بدون بازجويى

فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ . .. يعرف المجرمون بسيمهم

5 - مجرمان گردن فراز دنيا ، داراى وضعى خفت بار و ذليلانه در قيامت

فيوخذ بالنوصى و الأقدام

گرفتار شدن كافران با موهاى سر و با پاهايشان، حكايت از مقهور بون كامل آنان و ذلت ايشان در قيامت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 4

4 - مجرمان براى نجات خويش از عذاب الهى در قيامت ، آماده اند تا فرزندان خود را فدا كنند .

يودّ المجرم لويفتدى من عذاب يومئذ ببنيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 12 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همسران خويش اند .

و صحبته

2 - مجرمان در عرصه محشر ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن برادران خويش اند .

و أخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 1

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن بستگان نزديك خويش اند .

و فصيلته الّتى تويه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 14 - 1،2

1 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه انسان هاى كره زمين اند .

و من فى الأرض جميعًا

2 - مجرمان در قيامت ، براى نجات خود از عذاب الهى ، آماده فدا كردن همه محبوب ها و خلايق زمينى اند ( انس ، جن و . . . ) .

و من فى الأرض جميعًا ثمّ ينجيه

«مَن» براى مطلق موجودات شعورمند وضع شده است و برداشت ياد شده، مبتنى بر همين وضع اصلى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 41 - 1

1 - پرسوجوى اصحاب اليمين در بهشت ، از وضعيت مجرمان در قيامت

عن المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 2 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . يابن مسعود أَكثِر من الصالحات و البرّ فإنّ المُحسنَ و المُسىء يندمان ، يقول المحسن : يا ليتنى ازْدَدْتُ من المحسنات و يقول المسىء : قصرتُ ، و تصديق ذلك قوله تعالى : « و لااُقسم بالنفس اللوّامة » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..اى پسر مسعود! اعمال صالح و كارهاى نيك را افزون انجام بده كه در [قيامت ]نيكوكار و بدكار هر دو پشيمان مى شوند. انسان نيكوكار مى گويد: اى كاش كارهاى نيك را زيادتر كرده بودم و انسان بدكار مى گويد: كوتاهى و تقصير كردم. و گواه اين مطلب سخن خداوند است كه فرمود: «و لا أقسم بالنفس اللوّامة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 6

6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 12 - 4

4 - گنه كاران و تكذيب كنندگان كيفر هاى اخروى ، در قيامت به كيفر گناه و تكذيب خود گرفتار خواهند شد .

بل تكذّبون بالدين . .. يعلمون ما تفعلون

مطرح ساختن كتابت و علم كاتبان - به قرينه «بل تكذّبون بالدين» - هشدارى به تكذيب گران است كه عمل آنان بى كيفر نخواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 3

3 - گنه پيشگان كافر در قيامت ، وضعى ناهنجار و خنده آور خواهند داشت .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 7،8،11

7 - بدكاران در قيامت آرزو مى كنند كاش ميان آنان و عملشان ، زمان بى حدى فاصله بود .

و ما عملت من سوء تودّ لو اَنّ بينها و بينه امداً بعيدا

8 - بيزارى شديد بدكاران ، از كردار خويش در قيامت

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

11 - قيامت ، روز اندوه و افسوس بدكاران

تودّ لو انّ بينها و بينه امداً بعيداً

769- گناهكاران قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 19

19- همسر لوط به او ايمان نياورد و به گناهى هم طراز گناهان قوم لوط آلوده بود .

فأسر بأهلك . .. إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم

همانندى كيفر همسر لوط با كيفر قوم لوط - كه جمله «إنه مصيبها ما أصابهم» دلالت بر آن دارد - حاكى است كه گناه وى نيز هم طراز گناه آن قوم بوده است. گويا وى به عملكرد آنان راضى بوده و يا به گونه اى - چنانچه در برخى روايات وارده شده- ايشان را در گناهشان يارى مى داده است.

770- گناهكاران مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 5،6،8،9،11

5 - گروهى از يهود و نصارا ، آلوده به گناه هستند .

فلم يعذبكم بذنوبكم

6 - گناهكاران يهود و نصارا ، گرفتار عذاب الهى

فلم يعذبكم بذنوبكم

8 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب الهى ، ردى بر پندار تقرب و محبوب بودنشان نزد خداوند

قل فلم يعذبكم بذنوبكم

9 - يهود و نصارا به دليل ارتكاب گناه ، نه محبوب خدا هستند و نه مقرب درگاه او

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم

11 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب هاى دنيوى *

قل فلم يعذبكم بذنوبكم

چون مسيحيان خود را مصون از عذاب قيامت مى دانند، بنابراين در صورتى استدلال تمام است كه مراد از عذاب، عذابهاى دنيوى باشد.

771- گناهكاران و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 4

4- خداوند ، از طريق انبياى خود ، على رغم مورد استهزا قرار گرفتن آنها ، آيات خود را در قلب هاى تبهكاران نفوذ مى دهد . *

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه ممكن است سؤال شود: چگونه خداوند انبياى خود را به سوى مردم گسيل مى دهد در حالى كه آنان مورد استهزا قرار مى گيرند و در اين صورت غرض برآورده نمى شود؟ خداوند جواب مى دهد كه با همين وضعيت، ما آيات خود را در دلها نفوذ مى دهيم.

772- گناهكاران و جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 1

1 - معرفى دوزخ به مجرمان دوزخى ، از روى استهزا و تمسخر

يعرف المجرمون بسيمهم . .. هذه جهنّم

773- گناهكاران و رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 10

10 - گنهكاران نبايد از شمول فضل و رحمت خداوند ، نااميد باشند .

ثم توليتم . .. فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

774- گناهكاران و عمر طولانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 15

15 - عمر گنهكاران ، هر چند طولانى باشد ، موجب نجاتشان از عذاب الهى نخواهد شد .

بما قدمت أيديهم . .. و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

775- گناهكاران و فضل خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 10

10 - گنهكاران نبايد از شمول فضل و رحمت خداوند ، نااميد باشند .

ثم توليتم . .. فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

776- گناهكاران و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 8

8 - تلاش گناه پيشگان و ناسپاسان كافر ، براى نفوذ و تأثيرگذارى در پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاصبر . .. و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

هشدار خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر اطاعت نكردن از گناه پيشگان و ناسپاسان و فرمان به صبر و شكيبايى در امر رسالت، مى رساند كه اين گروه ها، درصدد تأثيرگذارى بر اراده پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

777- گناهكاران و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 1،4

1 - گنه پيشگان كافر ، شايسته قضاوت كردن و اظهار نظر درباره راه مؤمنان ، نيستند .

و ما أرسلوا عليهم حفظين

4 - گنه پيشگان كافر ، در برخورد با مؤمنان ، چنان خود را در مقام قيّم و نگهبان مى نشانند كه گويا هدايت آنان را مأموريت خود مى دانند .

و ما أُرسلوا عليهم حفظين

778- گناهكاران هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 1،3

1 - پافشارى اهل جرم و گناه بر انكار حقايق وحى ، تا مرز مشاهده عذاب دردناك الهى ( عذاب استيصال )

كذلك سلكنه . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

«ال» در «العذاب» براى عهد است. بنابراين «العذاب الأليم» اشاره به عذابى دارد كه مشركان مكه به آن تهديد شدند (عذاب استيصال). آيه «أفبعذابنا يستعجلون» بيانگر آن است كه آنان تهديد به عذاب را جدى نگرفتند و بدان جهت از روى استهزا، خواستار تعجيل نزول آن بودند.

3 - قلب هاى جرم پيشه ، تسليم به هنگام مشاهده عذاب و نه در برابر دليل روشن وحى

بلسان عربىّ مبين . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

بنابر مفهوم غايت، مفاد آيه اين مى شود كه: مجرمان تنها با مشاهده عذاب دست از لجاجت برمى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 1،3

1 - مهلت خواهى مجرمان كفرپيشه ، پس از مشاهده عذاب الهى

فيأتيهم بغتة . .. فيقولوا هل نحن منظرون

3 - حسرت شديد مجرمان لجاجت پيشه ، بر فرصت هاى از دست رفته و نوميدى آنان به هنگام مشاهده عذاب الهى

فيأتيهم بغتة . .. فيقولوا هل نحن منظرون

با توجه به تعبير «هل نحن. ..» به دست مى آيد كه آنان به گونه اى قطعى چنين درخواستى نمى كنند; بلكه آرزوى خود را در قالب پرسش بيان مى دارند.

779- گناهكاران هنگام مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 2

2 - استمرار دشمنى مجرمان با قرآن و وحى ، تا لحظه مرگ

لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

مراد از مشاهده عذاب دردناك، مى تواند لحظه مرگ كافران و حق ستيزان باشد.

780- گناهكاران يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 5،6،8،9،11

5 - گروهى از يهود و نصارا ، آلوده به گناه هستند .

فلم يعذبكم بذنوبكم

6 - گناهكاران يهود و نصارا ، گرفتار عذاب الهى

فلم يعذبكم بذنوبكم

8 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب الهى ، ردى بر پندار تقرب و محبوب بودنشان نزد خداوند

قل فلم يعذبكم بذنوبكم

9 - يهود و نصارا به دليل ارتكاب گناه ، نه محبوب خدا هستند و نه مقرب درگاه او

نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم

11 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب هاى دنيوى *

قل فلم يعذبكم بذنوبكم

چون مسيحيان خود را مصون از عذاب قيامت مى دانند، بنابراين در صورتى استدلال تمام است كه مراد از عذاب، عذابهاى دنيوى باشد.

781- گواهان اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 21 - 3

3 - گواهى پوست بدن گناه كاران عليه آنان در قيامت ، امرى شگفت و دور از انتظار براى ايشان

و قالوا لجلودهم لِمَ شهدتم علينا

استفهام در «لِمَ شهدتم» مى تواند در مقام تعجب و شگفتى باشد.

782- لجاجت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 1،2

1 - پافشارى اهل جرم و گناه بر انكار حقايق وحى ، تا مرز مشاهده عذاب دردناك الهى ( عذاب استيصال )

كذلك سلكنه . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

«ال» در «العذاب» براى عهد است. بنابراين «العذاب الأليم» اشاره به عذابى دارد كه مشركان مكه به آن تهديد شدند (عذاب استيصال). آيه «أفبعذابنا يستعجلون» بيانگر آن است كه آنان تهديد به عذاب را جدى نگرفتند و بدان جهت از روى استهزا، خواستار تعجيل نزول آن بودند.

2 - استمرار دشمنى مجرمان با قرآن و وحى ، تا لحظه مرگ

لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

مراد از مشاهده عذاب دردناك، مى تواند لحظه مرگ كافران و حق ستيزان باشد.

783- لجاجت گناهكاران هدايت ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 2

2- مجرمان هدايت ناپذير ، در صورت گشوده شدن درى از آسمان و راه يافتن آنان به آنجا جهت مشاهده حقايق ، باز ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

784- لعن بر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 160 - 6

6 - شمول لعنت الهى بر گنهكاران ، موجب سلب توفيق توبه از آنان نخواهد شد .

أولئك يلعنهم اللّه . .. إلاّ الذين تابوا و أصلحوا و بينوا

785- مبدأ كيفر اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 7

7- لحظه مرگ ، سرآغاز كيفر اخروى مجرمان

لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات

برداشت فوق، از تعبير «ممات» به جاى «آخرت» و «قيامت» استفاده شده است; يعنى، عذاب دو چندان در ايام مرگ خواهد بود چه در قيامت و چه پيش از آن.

786- مبغوضيت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 7

7 - خداوند ، خيانتكاران گناهكار را دوست ندارد .

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

787- محروميت اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 7

7 - جهان آخرت ، سراى تنهايى و محروميت از هر گونه شفاعت براى زشت كرداران

و الذين كسبوا السيئات . .. ما لهم من اللّه من عاصم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 12

12 - در قيامت ، تنها مجرمانى ناكام و محروم خواهند بود كه بهره اى از ايمان و عمل صالح ندارند .

من حمل ظلمًا

جمله «و من يعمل من الصالحات. ..» در آيه بعد، مى تواند قرينه براين باشد كه «من حمل ظلماً» مطلق نيست; بلكه تنها كسانى مورد نظر هستند كه نه مؤمنان د و نه نيكوكار.

788- محروميت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 7

7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 12

12 - بدكاران و گناهكاران ، محروم از هرگونه مدافع و ياور ، براى گريز از كيفر الهى

و لايجد له من دون اللّه ولياً و لانصيراً

«ولىّ» به كسى گفته مى شود كه آدمى را سرپرستى كند و دفاع و حمايت او را بر عهده گيرد، ضمير فاعلى در «لايجد» و نيز ضمير «له» به «من يعمل» بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 3

3 - قلب مجرمان ، محروم از درك حقايق قرآن

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 14

14 - گنه كاران محكوم شده به عذاب استيصال الهى ، محروم از هرگونه منجى و نگه دارنده اى

فأخذهم اللّه بذنوبهم و ما كان لهم من اللّه من واق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 8

8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصلحت

منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا - به قرينه آيه قبل - ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 10 - 1

1 - كسانى كه نفس خود را در گناه مدفون ساخته ، آن را به سقوط و تباهى مى كشانند ، محروم و زيانكاراند .

و قد خاب من دسّيها

«خاب»; يعنى، محروم شد، خسارت ديد و به آنچه خواست، نرسيد (قاموس). «دسّاها»; يعنى، آن را ساقط كرد و از بهره آن كاست. «دسَّيْتُ»; يعنى، گمراه و فاسد كردم (لسان العرب). اين فعل كه «دَسَّسَ» بوده و حرف «سين» در آن به «ياء» تبديل شده است، مبالغه در «دَسَّ» (دفن كرد) است. مراد از «دسّاها» - به قرينه «ألهمها فجورها» - مدفون ساختن نفس در معصيت ها و كشاندن آن به سقوط و گمراهى و فساد است.

789- محروميت گناهكاران غافل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

790- محمد(صلی الله علیه و آله) و گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 17

17- محمد (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران از آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران

فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

791- مراحل عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 23 - 2

2 - عذاب طغيان گران و فرورفتگان در گناه ، داراى مراحل گوناگونى است .

لبثين فيها أحقابًا

«لابثين» حال براى «الطاغين» در آيه قبل است. تعدد حُقب (مرحله زمانى)، نشانگر تفاوت هر مرحله با مراحل ديگر است.

792- مرگ گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 7

7- لحظه مرگ ، سرآغاز كيفر اخروى مجرمان

لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات

برداشت فوق، از تعبير «ممات» به جاى «آخرت» و «قيامت» استفاده شده است; يعنى، عذاب دو چندان در ايام مرگ خواهد بود چه در قيامت و چه پيش از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 7

7 - زندگى و مرگ مؤمنان نيك كردار ، غيرقابل قياس با زندگى و مرگ گناه پيشگان

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملواالصلحت سواء محياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 28 - 2

2- عذاب گنه كاران به هنگام مرگ ، نمود خشم الهى بر آنان

يضربون وجوههم و أدبرهم . ذلك بأنّهم اتّبعوا ما أسخط اللّه

«ذالك» اشاره به «يضربون. ..» است; يعنى، عذاب هنگام مرگ، نتيجه و نمود سخط و خشم خداوند است.

793- مسؤوليت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 6

6 - بازگشت به خدا با توبه به درگاه او ، وظيفه اى ضرورى بر عهده گنهكاران

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم

794- مشكلات اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 6

6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

795- مصالح گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 5

5 - مبهم گذاردن سرنوشت اخروى برخى از خطاكاران ، نشأت يافته از علم و حكمت الهى و داراى مصلحت است .

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه . .. و اللّه عليم حكيم

796- ملائكه عذاب و گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 6

6 - ظهور علامت هاى جرم در چهره مجرمان ، زمينه شناسايى آنان از سوى مأموران عذاب

يعرف المجرمون . .. فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

797- ممنوعيت اطاعت از گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 9

9 - اطاعت و اجابت خواسته هاى گناه پيشگان ، ممنوع و حرام است .

و لاتطع كلّ . .. أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 7

7 - ممنوعيت اطاعت از گناه پيشگان و ناسپاسان كافر

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

798- ممنوعيت ترك انفاق به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 4

4 - كوتاهى در تأمين نياز خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، به خاطر لغزش هاى گذشته آنان ، ممنوع است .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري

799- منشأ آمرزش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 2

2 - كيفر گنهكاران يا بخشودن خطاى آنان ، مبتنى بر مشيت الهى

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 16

16 - آمرزش گناه بندگان و اعطاى بهشت پهناور به آنان ، جلوه فضل و فزون بخشى خداوند به آنان است ; نه استحقاق ايشان .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة . .. ذلك فضل اللّه

800- منشأ استهزاگرى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 3

3- خداوند ، خصلت تمسخر و استهزا كردن را به منظور كيفر مجرمان تبهكار ، در قلبشان رسوخ داده است .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «نسلكه» استهزا (مصدر يستهزءون) باشد.

801- منشأ حشر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 8

8 - برپايى قيامت و احضار مجرمان در آن ، به دست خداوند و اراده او است .

نحشر

802- منشأ عذاب گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 13

13 - عذاب جامعه هاى گنه كار ، به تدبير خداوند و جلوه ربوبيت او بر آنان است .

ربّهم

803- منشأ كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 2

2 - كيفر گنهكاران يا بخشودن خطاى آنان ، مبتنى بر مشيت الهى

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 28 - 3

3 - ربوبيت الهى ، مقتضى كيفر دادن گناه كاران است .

إنّ عذاب ربّهم

804- منشأ هلاكت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 18 - 1

1 - مجرمان ، محكوم به هلاكت و نابودى از سوى خداوند

ألم نهلك الأوّلين . .. كذلك نفعل بالمجرمين

805- مهلت به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 6،7

6- مهلت يافتن گنه كاران و تأخير مجازات ايشان ، به معناى ايمنى ابدى آنان از كيفر نيست .

لو يؤاخذهم . .. بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً

7- اِعطاى مهلت از سوى خداوند به گنه كاران ، براى روى آورى به توبه ، جلوه ربوبيّت الهى است .

و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب بل لهم موعد

يادآورى رحمت و غفران خداوند، در ضمن آياتى كه نشان دهنده حال هدايت ناپذيران و عذاب حتمى آنان است، دربردارنده اين پيام نيز هست كه در هر صورت، راه بازگشت، مسدود نشده و مجرم، مى تواند به سوى او بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 3

3 - مهلت خداوند به بندگان گنه كار و تأخير مجازات آنان تا قيامت ، از سنّت هاى او است .

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أج

مقصود از «أجل مسمّى»، زمان مرگ انسان ها و آغاز عالم پس از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 16

16 - فرصت دهى خداوند به متخلفان و گنه كاران ، براى توبه و بازگشت و عدم تعجيل او در كيفر ايشان

قل للمخلّفين . .. فإن تطيعوا ... و إن تتولّوا... يعذّبكم

806- ميعاد اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 40 - 1

1- روز قيامت ، ميعاد و وعده گاه تمامى مجرمان و منكران معاد

إنّ يوم الفصل ميقتهم أجمعين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مرجع ضمير در «ميقاتهم» مجرمان و منكران معاد باشد; همچون قوم «تبّع» كه در آيات پيشين به آنها اشاره شد.

807- نامه عمل گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 10،11

10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .

يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة

11- مجرمان ، هنگام مشاهده كتاب اَعمال شان آرزومند مرگ خويش اند . *

و يقولون يويلتنا مال هذا الكتب

«ويلة» و «ويل» به معناى «هلاكت» است و مؤنث بودن «ويلة» مفيد مبالغه است. منادا قرار گرفتن «ويل» از سوى مجرمان، گوياى اين است كه آنان، با مشاهده نامه عمل خود، راهى جز هلاك و عذاب براى خود نديده، لذا آن را منادا قرار داده و آمدن اش را مى طلبند و يا اين كه به قدرى حال خود را وخيم مى بينند كه مرگ و هلاكت را، تنها راه رهايى خود از آن وضعيّت مى پندارند.

808- نجات گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 15

15 - عمر گنهكاران ، هر چند طولانى باشد ، موجب نجاتشان از عذاب الهى نخواهد شد .

بما قدمت أيديهم . .. و ما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر

809- نجواى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 103 - 1

1 - گنه كاران و اعراض كنندگان از قرآن ، در صحنه قيامت ، آهسته و بى صدا با يكديگر سخن مى گويند .

يتخفتون بينهم

«خفت» به معناى پوشاندن گفتار است (لسان العرب). «يتخافتون» از باب تفاعل، دال براين است كه هنگام گفت وگوى با يكديگر، از آنان صدايى شنيده نمى شود. گفتنى است كه به قرينه «خشعت الأصوات للرحمان» (در آيات بعد)، آنچه مجرمان را وادار به پايين آوردن صدا كرده است، احساس عظمت خداوند و انتظار رحمت او است.

810- نزديكى كيفر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 5

5 - زمان كيفر ديدن مخالفان نماز ، تكذيب گران دين و دروغ گويان خطاكار ، نزديك است .

سندع الزبانية

حرف «سين»، براى آينده نزديك به كار مى رود.

811- نشانه هاى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 5

5 - بروز و ظهور گناهان در قيامت ، به صورت علامت و نشانه اى براى گناهكاران

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

812- نشانه هاى صورت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 41 - 1،6

1 - شناخته شدن مجرمان به وسيله علامت هاى چهره آنان در قيامت

يعرف المجرمون بسيمهم

«سيما» به معناى مطلق علامت است. مراد از آن در آيه شريفه علامتى است كه در چهره مجرمان ديده مى شود.

6 - ظهور علامت هاى جرم در چهره مجرمان ، زمينه شناسايى آنان از سوى مأموران عذاب

يعرف المجرمون . .. فيؤخذ بالنوصى و الأقدام

813- نشانه هاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 8،9

8 - افترا بستن به خدا ، نشانه وجود روحيه جرم پيشگى و بزهكارى در افترا زننده

فمن أظلم ممن افترى على اللّه كذباً . .. إنه لا يفلح المجرمون

9 - تكذيب قرآن ، نشانه وجود روحيه جرم پيشگى و بزهكارى در تكذيبگر

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

814- نفرين بر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 1

1 - دروغ پردازان گناه پيشه ، مورد نفرين و تهديد خداوند

ويل لكلّ أفّاك أثيم

815- نگرانى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 10

10- مجرمان ، از جامعيّت و دقّت كتاب اَعمال آدميان ، شگفت زده و به شدت نگران خواهند شد .

يويلتنا مال هذا الكتب لايغادر صغيرة و لاكبيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 4

4 - مجرمان در لحظه حضور در قيامت ، با نگرانى به فرجام خويش چشم دوخته و مات و حيرت زده خواهند بود .

و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«زرقاً» حال براى «المجرمين» است و مفرد آن «أزرق» يا «زرقاء» به كسى گفته مى شود كه سفيدى چشم او سياهى آن را بپوشاند (لسان العرب). اين حالت نشانِ چشم دوختن و خيره شدن مجرمان است و از اضطراب شديد درونى آنان حكايت دارد. برخى گفته اند: سفيد شدن چشم، ملازم با كورى آن است (لسان العرب).

816- نهى از اطاعت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 6

6 - اطاعت از دستورات دروغ گويان و گنه پيشگان ، مورد نهى خداوند

ناصية كذبة خاطئة . .. كلاّ لاتطعه

817- نيازهاى معنوى گناهكاران پشيمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 6

6 - خطاكار نادم و پشيمان ، نيازمند روحيه اميد براى خودسازى و تربيت

عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

818- ويژگيهاى حشر گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 5

5 - برانگيخته شدن مجرمان در قيامت ، همراه با رنج و سختى و وحشت بسيار است .

و ساء لهم يوم القيمة حملاً . .. نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«حملاً» و «زرقاً» بر وضعيت سخت و پريشان حالى منكران قرآن در قيامت دلالت دارد.

819- ويژگيهاى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 2

2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى

ذق إنّك أنت العزيز الكريم

تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.

820- هدايت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 13،16

13 - فلسفه از دست رفتن امكانات دنيوى ، در پى گناه ، تنبيه گناهكاران جهت بازگشت از خطا به صراط مستقيم است .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا

«لام» در «ليذيقهم» لام عاقبت است و «لعلّ» معناى تعليل دارد و مراد از «فساد» براساس ريشه لغوى آن، يعنى خروج شىء از اعتدال (تباه شدن)، قابل بهره بردارى نبودن امكانات و يا از دست دادن آنها است. بنابراين، خداوند، در پى آلوده شدن انسان ها، به گناه، آنان را مبتلا مى كند تا به اين صورت، بيدارشان سازد.

16 - بازگشت انسان هاى گناهكار ، به صراط مستقيم ، حتى پس از تنبّه دادن شان قطعى نيست .

ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و توقع است; يعنى مى خواهد بگويد: «اميد است كه بازگردند. ».

821- هشدار به گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 12

12 - گنهكاران ، از گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى در امان نبوده و نبايد احساس مصونيت كنند .

فأخذتكم الصعقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 9

9 - گنهكاران فسق پيشه ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى هستند .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 20

20 - انسان هاى گنهكار و داراى رفتار و كردار ناروا ، در خطر گرفتار شدن به كيفر و مجازات الهى هستند .

و ما اللّه بغفل عما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 30

30 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى در خطر گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى نيز هستند .

فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزى فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 23

23 - گنهكاران علاوه بر عذاب اخروى ، در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى دنيوى نيز هستند .

لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الأخرة عذاب عظيم

822- هلاكت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 133 - 2

2 - قدرت خداوند بر نابودى كافران و گنهكاران و جايگزينى مؤمنانى تقواپيشه به جاى ايشان

ان اتقوا اللّه . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 9

9- مجازات الهى براى جوامع مجرم ، مجازاتى سخت ويرانگر و هلاكت بار

كذلك نجزى القوم المجرمين

«كذلك» اشاره به عذاب سخت و ويرانگرى دارد كه قوم عاد را نابود ساخت. خداوند امت ها را به مجازاتى چنين سخت، هشدار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 4

4 - توانايى خداوند بر آفرينش انسان ، نشانه توانايى او بر نابود كردن امت هاى گنه پيشه و كافر و جايگزين كردن ديگران

نحن خلقنهم . .. وإذا شئنا بدّلنا أمثلهم تبديلاً

برداشت ياد شده، از ياد آورى آفرينش انسان از سوى خداوند - پيش از تذكر به هلاكت امت هاى كافر و جايگزين كردن ديگران - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 15 - 4

4 - خداوند ، از نابود ساختن جامعه هاى بزرگ آلوده به گناه ، نمى هراسد و بر آثار و پيامد هاى آن سلطه كامل دارد .

و لايخاف عقبيها

823- همنشينى با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 10

10 - لعن شدن گروهى از بنى اسرائيل به سبب تأثيرناپذيرى آنان در برابر نهى از منكر و نيز گروه ناهى از منكر به سبب همنشينى با گنهكاران

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه

از حضرت على(ع) روايت شده: . .. و لما وقع التقصير فى بنى اسرائيل جعل الرجل منهم يرى اخاه على الذنب فينهاه فلاينهى فلايمنعه ذلك من ان يكون اكيله و جليسه و شربيه حتى ضرب اللّه عزوجل قلوب بعضهم ببعض و نزل فيهم القرآن حيث يقول عزوجل «لعن الذين كفروا من بنى اسرئيل ... كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه ... .»


ثواب الاعمال مترجم، ص 597، ح 3; نورالثقلين، ج 1، ص 660، ح 312.

824- هواپرستى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 3

3 - گناه پيشگان ، پرستشگر و اطاعت كننده هوس هاى خويش

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات . .. من اتّخذ إلهه هويه

825- يأس اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 1

1 - مجرمان ، در روز برپايى قيامت ، اندوهگين و نااميدند .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون

«إبلاس» در لغت، اندوهِ ناشى از شدت سختى (مفردات راغب) و نيز به معناى يأس است (لسان العرب).

826- يأس گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 25

25 - گنهكار نبايد از آمرزش و رحمت خداوند مأيوس باشد.

من عمل منكم سوءاً . .. فأنه غفور رحيم

827- يأس گناهكاران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 22

22 - برخى مردم در صدر اسلام، با وجد علاقه به اسلام، به سبب گناهان و خلافهاى گذشته خود اميد راه يافتن به جرگه مؤمنان را نداشتند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم . .. أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة

«إذا جاءك الذين يؤمنون» دلالت دارد كه برخى از مردم، كه متمايل به اسلام بودند، نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى آمدند، ولى از عملكرد گذشته خويش بيمناك بودند. آيه شريفه با وعده رحمت و مغفرت به آنان در صدد جذب سريعتر آنان به ايمان است.