علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 66

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 66

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- عبادت

1- عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 2 - 2

2 - تنها خداوند بايد عبادت شود .

اللّه لا اله الاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 4

4 - اعتقاد به ربوبيّت خداوند ، مقتضى پرستش اوست .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 25

25 - صبر بر انجام نماز هاى پنجگانه و صبر در جنگ مسلّحانه با دشمنان و پاسدارى در راه خداوند ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره « . .. اصبروا و صابروا و رابطوا ... » فرمود: اصبروا على الصلوات الخمس، و صابروا على قتال عدوّكم بالسّيف، و ربطوا فى سبيل اللّه لعلّكم تفلحون.


الدّر المنثور، ج 2، ص 418.

2- آثار اجتماعى عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 20

20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى

أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون

مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1- أشدّاء، 2- رحماء، 3- ركعّاً سجّداً) است.

3- آثار اجتناب از عبادت طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 5

5 - كسانى كه از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت ، پرهيز كرده و به خدا روى آورند و توبه كنند ، شايسته بشارت الهى اند .

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه لهم البشرى

4- آثار اخلاص در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 9

9 - ايمان به خداى يگانه و پرستش خالصانه او ، دستيابى به اوج هدايت ، نور و روشنايى است .

حنفاء للّه غير مشركين به . .. فتخطفه الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 4

4 - استجابت دعا و قبولى نيايش انسان به درگاه الهى ، مشروط به عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين

برداشت ياد شده از توصيه خداوند به اخلاص در عبادت - پس از فراخواندن به دعا و نيايش - استفاده مى شود.

5- آثار اعراض از عبادت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 29 - 6

6 - موسى ( ع ) ، مورد تهديد فرعون به زندانى شدن ، در صورت پذيرش الوهيت غير او

قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين

6- آثار التزام به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 12

12- پاى بندى به دعا و عبادت ، شرط شايستگى افراد براى همنشينى و مصاحبت است .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ

7- آثار تبرى از عبادت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 2

2 - اختصاص دادن پرستش به خداوند و دورى از عبادت غير او ، نشانه عقل و خردمندى است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد أيّها الجهلون . .. بل اللّه فاعبد

«فا» در «فاعبد» جزا براى شرط مقدر است و تقدير آن - به قرينه مقابله با «أيّها الجاهلون» - مى تواند چنين باشد: «إن كنت عاقلاً فاعبداللّه».

8- آثار ترك عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 14

14 - مستكبران رويگردان از عبادت خدا ، محروم از شفاعت شافعان

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 14

14 - ترك پرستش خداوند و پندار شريك براى او ، موجب گرفتار شدن به عذاب روز قيامت خواهد شد .

يقوم . .. إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

9- آثار ترك عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 8

8- ترك پرستش خداوند و عبادت غير او ، موجب گرفتارشدن به عذاب دردناك روز قيامت خواهد شد .

أن لاتعبدوا إلاّ الله إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 14

14- روى گردانى از پرستش خداوند ، زمينه ساز محروميت از رحمت واسعه او است .

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 1

1 - كفر به خدا و سرپيچى از عبادت او ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه

مراد از «الطيب من القول» - همان طور كه در آيه پيش گفته شد - كلمه توحيد و «صراط حميد» عبادت خداى يگانه است. بنابراين با توجه به ارتباط اين آيه با آيه پيش، مى توان گفت: «كفروا» در «إنّ الذين كفروا»به تقدير «كفروا بالطيب من القول» است و مراد از «سبيل اللّه» در «يصدون عن سبيل اللّه»، عبادت و پرستش خداى يگانه مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين» اسم «إنّ» و خبر آن محذوف است و تقدير آن به قرينه ذيل آيه چنين مى شود: «إنّ الذين كفروا... نذيقهم من عذاب أليم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 4

4 - كسانى كه از عبادت خدا سرباز زده و از صراط مستقيم منحرف شوند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 5

5 - عبادت نكردن خداى يكتا و پيروى از شيطان ، موجب دوزخى شدن است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى ... و لقد أضلّ م

برداشت ياد شده از ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين به دست مى آيد; يعنى، آيه شريفه بيانگر نتيجه و پى آمد عمل نكردن به توصيه هاى الهى است.

10- آثار تكبر در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 5،6

5 - خوددارى از عبادت خدا از سر تكبر و بزرگ منشى ، موجب دوزخى شدن است .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين

6 - كسانى كه از عبادت خداوند كبر مىورزند ، با خوارى و ذلت به دوزخ وارد خواهند شد .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين

«داخرين» (از ماده «دَخَرَ») مرادف «صغر و ذلّ» (كوچك و ذليل شد) بوده و حال براى ضمير «سيدخلون» است.

11- آثار تلاش براى عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 15 - 14

14 - سعى و تلاش آدمى در عبادت و نماز ، درپى دارنده پاداش حتمى درقيامت است .

فاعبدنى و أقم الصلوة . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى

12- آثار تنبلى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 - پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

13- آثار عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 8،11

8 - پرستش خداوند ، زمينه ساز نيل به تقواپيشگى است .

اعبدوا ربكم . .. لعلكم تتقون

11 - پرستش خداوند ، آدمى را از گرفتار شدن در ورطه كفر و نفاق و پيامد هاى آن دو ، مصون مى دارد .

اعبدوا ربكم . .. لعلكم تتقون

از اهداف دعوت به پرستش خداوند - پس از بيان كفر و نفاق و عواقب شوم آنها - ارائه رهنمونى است به انسانها براى پاسدارى خويش از گرايش به كفر و نفاق. بر اين اساس «تتقون» به معناى لغوى آن و متعلقش كفر و نفاق خواهد بود; يعنى: اعبدوا ربكم لعلكم تتقون الكفر و النفاق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 5

5 - عبادت خالصانه خداوند و پرهيز از هر گونه شرك ، زمينه دور ماندن زندگى زناشويى از هر گونه ناسازگارى *

و ان خفتم شقاق بينهما . .. و اعبدوا اللّه

به مقتضاى ارتباط بين آيات مى توان احتمال داد كه آيه مورد بحث در حقيقت بيانگر راه حلى است براى جلوگيرى از ناسازگارى بين زن و شوهر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 9

9 - پيدايش روحيه عبادت و بندگى خدا در جامعه ايمانى ، از شرايط لازم براى جهاد و مبارزه

قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 12

12 - نيل به حقيقت ، مولود امتزاج علم ، عبادت و اخلاق

ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 8

8 - تقرب به خدا در گرو پرستش او و منزه دانستن وى از هر عيب و نقص و سجده خالصانه به درگاه اوست .

و لاتكن من الغفلين. إن الذين عند ربك ... و له يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 7

7- ذكر خدا و عبادت پروردگار چون نماز ، زداينده نگرانى ها و اندوه ها و تقويت كننده روحيه پايدارى و موجب آرامش خاطر است .

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

نوع مفسّران بر آنند كه مقصود از سجده در اين آيه، نماز است و مؤيد آن روايتى است كه مى گويد: «پيامبر(صلی الله علیه و آله) هر گاه محزون و دلتنگ مى شد، نماز مى خواند» (مجمع البيان، ذيل آيه فوق).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 8

8- عبادت ، پذيرش عملى ربوبيت خداوند است .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 63 - 3

3- عبادت و تقوا ، موجب دستيابى به بهشت است .

تلك الجنّة . .. من عبادنا من كان تقيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 7

7 - عبادت ، موجب جلب رضايت الهى است .

عجلت إليك ربّ لترضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 1،2،3

1 - ارزش و منزلت انسان در پيشگاه خداوند ، منوط به دعا و عبادت كردن او است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

2- «دعاؤكم» اضافه مصدر به مفعولش باشد; كه در اين صورت «دعا» به معناى دعوت است; يعنى، «لولا دعاؤه إيّاكم إلى الإسلام; اگر نبود دعوت كردن خدا يا پيامبر شما را به سوى اسلام». گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.

2 - دعا و عبادت ، موجب توجه و عنايت خدا به انسان است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

3 - انسان ، من هاى دعا و عبادت ، فاقد ارزش و منزلت در پيشگاه خداوند است .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 5

5 - عبادت و تقوا ، داراى خيرى است كه سودش به عبادت كننده و متقى ، بازمى گردد .

اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 2 - 4

4 - نقش تعيين كننده عبادت و شب زنده دارى ، در تقويت روحيه و مقاومت در برابر مشكلات تبليغى و رسالت دينى

قم الّيل إلاّ قليلاً

به گفته مفسران، اين آيات در مكه نازل شده است. فرمان خداوند به شب زنده دارى در دوران مكّى (زمانى كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در سخت ترين شرايط قرار داشت) مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 11

11 - عبادت و شب زنده دارى ، نيروبخش و مقاومت آفرين ، در برابر مشكلات و سختى ها

فاصبر لحكم ربّك . .. و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

14- آثار عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 5

5- پرستش خدا ، بيزارى از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

ظاهر اين است كه «توبوا إليه» عطف به همه جمله هاى سابق «ألاّ تعبدوا. ..»، «إننى لكم منه ...» و «أن استغفروا ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8،13

8- نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

13- هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .

و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم

«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 19

19- استغفار از گناهان ، پرستش خدا و پرهيز از شرك ، مقدمه هايى لازم براى تقرب به درگاه خداوند

فاستغفروه ثم توبوا إليه

برداشت فوق ، با توجه به حرف «ثم» - كه بر تأخر مرحله توبه از مرحله استغفار دلالت دارد - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 9

9- پرستش خداوند ، سوق دهنده آدمى به توكل و سپردن امور خويش به اوست .

فاعبده و توكل عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 2 - 4

4- عبادت و بندگى به درگاه خدا وسيله جلب رحمت او است .

رحمت ربّك عبده

«عبده» مفعول است براى «رحمت». تقديم آن بر نام زكريا و توصيف آن حضرت به عبوديت، اشاره به نقش آن در جلب رحمت هاى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 4

4- عبادت و اطاعت خداى يگانه ، تنها راه عزّت و سعادت

واتّخذوا من دون اللّه . .. لهم عزًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 18

18- عبادت و پرستش خدا ، زمينه ساز پندپذيرى و حق شنوى است .

ذكرى للعبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 77 - 2

2 - پروردگار جهانيان ، تنها دوست انسان و پرستش او تضمين گر رشد و رستگارى وى

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 6

6 - عبوديت خداوند ، موجب بهره مندى از لطف و امداد الهى

أليس اللّه بكاف عبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 8

8 - عبوديت خداوند ، زمينه ساز شايستگى انسان براى دريافت وحى

يلقى الروح من أمره على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 7

7 - درجات متفاوت فرشتگان ، به مقدار عبادت آنان براى پروردگار است .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه «عند ربّك» اشاره به برخى از فرشتگان داشته باشد كه از مقام قرب و حضور برخورداراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 8

8 - پرستش خداى يگانه ، مايه اتحاد و همبستگى در جوامع انسانى

و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه . .. إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از آن جا كه حضرت عيسى(ع) رسالت خود را «حل اختلافات» بيان داشت و در پى آن مسأله ربوبيت يگانه خداوند و عبادت او را مطرح كرد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 6

6 - تسبيح و ستايش ( عبادت ) پروردگار ، زمينه استوارى روح و دستيابى به صبر در برابر ناگوارى ها *

فاصبر على ما يقولون و سب-ّح بحمد رب-ّك

از ارتباط «سبّح بحمد ربّك» با «فاصبر. ..»، مى توان تأثير عبادت در تكامل روح و استوارى اراده را نتيجه گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 57 - 3

3 - عبادت خلق به درگاه خداوند ، سودمند به حال خود آنان

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون . و ما أُريد منهم من رزق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 3

3 - عبادت خداوند ، رعايت تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، از موجبات آمرزش گناهان و نجات از عذاب الهى در دنيا

أن اعبدوا اللّه . .. يغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 4

4 - عبادت خداوند ، تقواپيشگى و اطاعت از رسولان ، موجبات غفران و آمرزش الهى است .

قال يقوم . .. أن اعبدوا اللّه ... و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 10

10 - عبادت خداوند ، عقايد توحيدى ، اداى نماز و پرداخت زكات ، سامان دهنده امور انسان ها است .

ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكوة و ذلك دين الق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 5

5 - عبادت خداوند ، سپاس نعمت هاى او است .

لإيلف . .. فليعبدوا

حرف «فاء»، لزوم عبادت را بر وجود نعمت «ايلاف» تفريع كرده است و هر كارى كه انسان خود را به جهت داشتن نعمتى، موظّف به آن سازد، سپاس آن نعمت است.

15- آثار عبادت شبانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 5

5 - عبادت و مناجات چهل شبه ، عبادت و مناجاتى كامل و داراى اثرى خاص است .

و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة

به كارگيرى واژه «اتمام» در جمله «اتممناها» و نيز استفاده از «تمَّ» (به جاى - مثلا - «صار») در جمله «فتم ميقات

ربه»، بيانگر اين است كه عبادت سى شبه عبادتى كامل و تمام نبوده و با سپرى شدن چهل شب، كامل و تمام شده است. تصريح به اينكه پس از اضافه شدن ده به سى مجموع آن چهل شد (فتم ... اربعين) مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

16- آثار عبادت طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 3،8

3 - عبادت طاغوت و اطاعت از سردمداران گمراهى ، شرك است .

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مؤمنانى است كه در برابر مشركان قرار داشته و در عقيده مخالف آنان مى باشند.

8 - عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، مانع توبه و باريافتن به درگاه الهى است .

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه

17- آثار عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 14

14- پرستش غير خدا و شرك در عبادت ، عذاب روز قيامت را در پى دارد .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و إن تولّوا فإنى أخاف عليكم عذاب يوم كبير

«تولّوا» فعل مضارع و در اصل «تتولّوا» بوده است. «تولّى» به معناى اعراض كردن است و متعلق آن از دستورات پيشين استفاده مى شود. بنابراين «إن تولّوا...»; يعنى: اگر از توحيد در عبادت و... اعراض كنيد... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 8

8- ترك پرستش خداوند و عبادت غير او ، موجب گرفتارشدن به عذاب دردناك روز قيامت خواهد شد .

أن لاتعبدوا إلاّ الله إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 16

16- طغيان و سركشى در برابر خدا و گرايش به شرك و پرستش غير خدا ، عقوبت و كيفر الهى را درپى دارد .

و لاتطغوا إنه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 4

4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار

از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 6

6- پرستش عناصر بى تأثير و ناتوان ، نشان كوتاه نظرى و ناآگاهى مشركان است .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 1،5

1- پرستش غير خدا ، هرگز مايه عزت نيست .

ليكونوا لهم عزًّا . كلاّ

«كلاّ» ردع و انكار نسبت به اين پندار مشركان است كه پرستش معبودها را مايه عزتمندى خويش مى دانستند.

5- عبادت هر چيزى جز خداوند ، مايه ذلت و خوارى در روز قيامت است .

من دون اللّه ءالهة ليكونوا لهم عزًّا . .. و يكونون عليهم ضدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 5

5- پرستش غير خدا ، كفر و مستوجب جهنم است .

الذين كفروا . .. إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 1

1 - سرزنش شدن مشركان در قيامت ، به خاطر پرستش غيرخدا

و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

استفهام در «أين ما كنتم. ..» متضمن معناى توبيخ و ملامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 4

4 - آيين شرك و عبادت غيرخدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه عمر آدمى و محروميت از بهره هاى بايسته از خانواده در عرصه قيامت

فاعبدوا ما شئتم من دونه قل إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 4

4 - شرك و عبادت غير خدا ، نشانه جهل و نادانى نسبت به حقيقت الوهيت است .

اللّه خلق كلّ شىء . .. له مقاليد السموت ... أفغير اللّه تأمرونّى أعبد أيّها ال

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «جاهلون» متعدى باشد و متعلق جهل، حقايقى باشد درباره خداوند كه در آيات پيشين از آن ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 4،6

4 - عبادت غيرخدا ، شرك است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ... بل اللّه فاعبد

6 - شرك و عبادت غيرخدا ، ناسپاسى پروردگار است .

بل اللّه فاعبد و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 15

15 - عبادت غير خدا و حاجت خواهى از غير او ، كفران نعمت هاى الهى است .

قال ربّكم ادعونى أستجب لكم . .. اللّه الذى جعل لكم الّيل ... و لكنّ أكثر الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 1

1- عبادت گران غير خدا و حاجت طلبان از درگاه غير او ، گمراه ترين وسرگشته ترين انسان ها

و من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له

18- آداب عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 6،8

6 - ناديده انگاشتن خويش در محضر خدا ، از آداب پرستش اوست .

إياك نعبد

به كارگيرى «ما» به جاى «من» گاهى براى اظهار عظمت است و گاهى براى پرهيز از انانيت و خودبينى. قرينه هاى كلامى تعيين كننده مراد است و در اينجا به مناسبت عبوديت، پرهيز از انانيت و خودبينى مقصود است. لذا «نعبد» به صورت متكلم مع الغير آمده است.

8 - احساس حضور در پيشگاه خداوند از آداب عبادت است .

إياك نعبد

از جمله نكته هاى التفات از غيبت به خطاب در سوره حمد، بيان ادب عبادت و دعاست; يعنى، شايسته است انسان به هنگام پرستش و دعا احساس كند كه در پيشگاه خداوند حاضر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 12

12 - لزوم اخلاص در عبادت و ضرورت پرهيز از رياكارى

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى يراءون الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 14

14- لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط ، در نحوه انجام عبادات و نيايشها

و لاتجهر . .. و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً

احتمال دارد كه ذكر نماز و يا دعا به عنوان مظهر و مصداق اصلى عبادات و نيايشها آمده باشد و اين دو و نيز با آواز خواندن و يا با سكوت خواندن خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين، از آيه رعايت اعتدال در نحوه انجام عبادتها قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 6

6- پرهيز از بدن نمايى و اهتمام به مستور داشتن خويش به هنگام عبادت ، خصلتى ارزنده براى بانوان است .

فاتّخذت من دونهم حجابًا فأرسلنا إليها روحنا

حضرت مريم(س) به مكانى مى رود كه از انظار دور باشد و هنگام عبادت با نامحرمان برخوردى نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 2 - 5

5 - شب هنگام ، زمان مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى

قم الّيل إلاّ قليلاً

19- آداب عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

20- آسايش طلبى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

21- آگاهى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 11

11 - عبادت خداوند بايد آگاهانه و بر اساس معرفت و شناخت باشد.

ذلكم الله ربكم . .. فاعبدوه

22- اجتناب از عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 3

3 - ضرورت پرهيز از پرستش غير خدا

غير مشركين به

23- احكام عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 6

6- جواز عبادت خدا ، براى دستيابى به منافع آن و دفع ضرر ترك عبادت

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

ابراهيم(ع) براى اثبات بطلان شرك، بى حاصل بودن عبادت غير خدا را دليل آورد. از بيان اين حقيقت مى توان استفاده كرد

كه عبادت هر معبودى، بايد ثمره اى براى آدمى در بر داشته باشد و انسان مى تواند به انگيزه همين ثمره خدا را عبادت كند.

24- اختيار در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 15

15 - انسان در عين دارا بودن اختيار در عبادت خدا ، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نيست .

إياك نعبد و إياك نستعين

25- اخلاص در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 14

14 - انسان در پرستش خدا و خلوص در آن ، نيازمند امداد الهى است .

إياك نعبد و إياك نستعين

متعلق «نستعين» همه وظايفى است كه از سوره حمد مى توان استفاده كرد و از آنها لزوم يكتا پرستى است كه از «إياك نعبد» به دست مى آيد; يعنى: نستعينك على عبادتك و خلوصها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 2

2 - اَداى حج و عمره ، بايد براى خداوند باشد .

و اتمّوا الحج و العمرة للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 6،7

6 - لزوم بجا آوردن نماز براى خدا ، همراه خضوع و توجه كامل به پروردگار

حافظوا على الصّلوات . .. و قوموا للّه قانتين

«قنوت» به معناى خضوع در اطاعت و خضوع مستلزم توجه كامل مى باشد و مراد از قيام در «قومواللّه»، يا خصوص نماز است و يا نماز مصداقى بارز براى آن.

7 - لزوم بجا آوردن نماز براى خداوند ، از روى اطاعت و بندگى او

حافظوا على الصّلوات . .. و قوموا للّه قانتين

«قنوت»، علاوه بر خضوع، بر اطاعت و بندگى نيز دلالت دارد; زيرا «قنوت» به معناى خضوع در اطاعت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 11

11 - حجّ بايد تنها براى خدا باشد .

و للّه على الناس حج البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 2

2 - عبادت خداوند بايد خالصانه و دور از هر گونه شائبه شرك باشد .

و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 12

12 - لزوم اخلاص در عبادت و ضرورت پرهيز از رياكارى

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى يراءون الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 10

10 - باور به ربوبيت مطلق خداوند برانگيزنده انسان به اخلاص در عبادت و انجام همه امور براى او

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 2

2 - نبودن شريك براى خدا در ربوبيت، دليل لزوم اخلاص در پرستش او

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين. لا شريك له

توصيف «الله» به ربوبيتش بر هستى (رب العالمين) و نبودن شريك براى او (لا شريك له) تعليل براى «إن صلاتى . .. لله» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 7

7 - ضرورت اخلاص در دعا و عبادت

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 19

19- اعتقاد به يگانگى خداوند ، ( توحيد نظرى ) بايد با عبادت خالصانه او و ترك پرستش غير او ( توحيد عملى ) همراه باشد .

إلهكم إله وحد فمن كان . .. و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 16

16 - نماز و عبادات ديگر ، بايد خالصانه و فقط براى ياد خدا باشد .

فاعبدنى و أقم الصلوة لذكرى

اختصاص يافتن «ذكر» در «لذكرى» - به ياء متكلم، گوياى نكته ياد شده است; يعنى «لذكرى لالذكر غيرى»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 16

16- اخلاص در عبادت و استمرار آن ، از مراتب كمال عبوديت و بندگى براى خداوند

و كانوا لنا عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 7

7 - اخلاص در عبادت و پرهيز از آلوده كردن آن از هر عمل غير الهى ، توصيه خداوند به حضرت ابراهيم ( ع )

أن لاتشرك بى شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 7

7 - انجام عبادت به قصد رسيدن به پاداش اخروى ، با قصد قربت و الهى بودن آن ، سازگار است .

يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «لام» در «ليجزيهم» براى غايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 21،24

21 - عبادت خالصانه خداى يكتا ، زمينه ساز حاكميت ، پيروزى و امنيت مؤمنان

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

24 - عبادت خداى يگانه ، بايد خالصانه و منزه از هر گونه شرك باشد .

يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 40 - 3،4

3 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب رهايى از عذاب الهى است .

إنّكم لذائقوا العذاب الأليم . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

4 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب جلب فضل او و بهره مندى از پاداش برتر در برابر اعمال و رفتار خويش

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 6،7،8،9

6 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر عبادت و فرمان برى خالصانه آن حضرت

فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

واژه «دين» در معانى جزا، عادت، ملت، اسلام، عبادت و طاعت، به كار مى رود (قاموس المحيط); ولى در اين جا - با توجه به اين كه مخاطبان آيات مورد بحث، مشركان مى باشند و نيز در اين آيات واژه عبادت به كار رفته - ممكن است به معناى عبادت و طاعت استعمال شده باشد.

7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .

إنّا أنزلنا إليك الكتب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.

8 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن اساسى آن است .

فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توصيه فرموده كه عبادت را در حال اخلاص انجام دهد، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

9 - لزوم عبادت خالصانه خداوند

فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 1،2،3

1 - تنها خداوند ، شايسته عبادت خالصانه و اطاعت بى چون و چرا است .

ألا للّه الدين الخالص

«الدين» مبتدا و مسنداليه و «للّه» خبر و مسند است. تقديم مسند بر مسنداليه، مفيد حصر و اختصاص است.

2 - اختصاص داشتن عبادت خالصانه و اطاعت محض به خداوند ، مستلزم طرد اطاعت ديگران و ترك شرك و ريا در عبادت است .

فاعبد اللّه مخلصًا له الدين . ألا للّه الدين الخالص

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه جمله «ألا للّه الدين الخالص» در مقام تعليل براى امر به عبادت خالصانه (فاعبد اللّه مخلصاً له. ..) است; يعنى، به اين دليل بايد خدا را خالصانه عبادت كرد كه چون عبادت خالصانه اختصاص به او دارد.

3 - لزوم اخلاص در عبادت

للّه الدين الخالص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 11 - 2،3،4

2 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر عبادت و فرمان برى خالصانه او

أُمرت أن أعبد اللّه مخلصًا له الدين

واژه «دين» در چند معنا (جزا، عادت، ملت، اسلام، عبادت و طاعت) به كار مى رود (قاموس المحيط); ولى در اين جا - با توجه به اين كه مخاطبان آيات مورد بحث مشركان هستند و نيز در اين آيه واژه عبادت به كار رفته است - ممكن است به معناى عبادت و طاعت استعمال شده باشد.

3 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن آن است .

أُمرت أن أعبد اللّه مخلصًا له الدين

خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توصيه فرمود كه عبادت را در حال اخلاص انجام دهد. از اين مطلب مى توان برداشت بالا را به دست

آورد.

4 - لزوم عبادت خالصانه خدا

أُمرت أن أعبد اللّه مخلصًا له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 14 - 2،3

2 - عبادت خالصانه خدا ، تكليفى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّه أعبد مخلصًا له دينى

3 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن آن است .

قل اللّه أعبد مخلصًا له دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 3،5

3 - خداوند ، فراخوان انسان ها به عبادت خالصانه او

مخلصين له الدين

طبق گفته مفسران، واژه «دين» در اين آيه، به معناى عبادت است. آمدن اين واژه در معناى ياد شده از كاربردهاى رايج در لغت عرب است.

5 - نزول رزق انسان ( باران ) از سوى خداوند ، مقتضى دعا و عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

و ينزّل لكم من السماء رزقًا . .. فادعوا اللّه مخلصين له الدين

با توجه به تفريع جمله «فادعوا اللّه . ..» بر جملات پيشين (ينزّل لكم من السماء رزقاً) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 9

9 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن اساسى آن است .

فادعوه مخلصين له الدين

از توصيه خداوند به اين كه عبادت او را با اخلاص انجام دهند، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 6

6 - خداوند ، در تمام اديان آسمانى انسان ها را به بندگى خالصانه و به دور از انحراف ، فرمان داده است .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء

«حنيف» (مفرد «حنفاء»)، به معناى كسى است كه به سوى دين درست و راست، تغيير جهت داده است (مقاييس اللغة).

26- اخلاص در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 4

4 - لزوم داشتن اخلاص كامل در عبادت خدا

فلاتدع مع اللّه إِلهًا ءاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 5

5 - اخلاص كامل فرشتگان ، در تسبيح و عبادت خداوند

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

از اين كه به جاى «يسبّحونه»، عبارت «يسبّحون له» آمده و «لام» براى اختصاص مى باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

27- ارزش اخلاص در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 10

10 - اخلاص در تسبيح و عبادت ، امرى شايسته و ارزشمند است .

فالذين عند ربّك يسبّحون له

از آمدن عبارت «يسبّحون له» به جاى «يسبّحونه»، اخلاص فرشتگان فهميده مى شود و از اين كه خداوند اخلاص فرشتگان را به رخ انسان ها مى كشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

28- ارزش تداوم عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 10

10- استمرار و خستگى ناپذيرى در عبادت خداوند ، امرى پسنديده و ارزشمند

و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه آيه شريفه، در مقام توصيف و تمجيد مقربان الهى و تشويق بندگان به عبادت پروردگار است.

29- ارزش عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 25

25 - نقش مكان عبادت در ارزش آن

اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى . .. طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 7

7 - ارزش عبادت و اطاعت خدا ، در گرو پذيرفته شدن آن از سوى خداوند است .

و إذ يرفع إبرهيم . .. ربنا تقبل منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 5

5 - عبادت ، پذيرش عملىِ ربوبيّت خداوند است .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 6

6 - عبادت وبندگى خداوند ، مقامى والا و مورد ترغيب او

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

بيان اين حقيقت كه پيامبر عظيم الشأن چون مسيح(ع) و فرشتگانى بلند مرتبه، همواره بندگى خدا را مى كنند و از آن ابايى ندارند، مى تواند به منظور ترغيب انسانها به بندگى خدا و اشاره به بلندى اين مقام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 9

9 - اسلام ، ايمان ، فرمانبرى ، توبه ، عبادت ، روزه دارى [ و هجرت ] از ارزش هاى والا و ملاك هاى برترى در ديدگاه وحى

خيرًا منكنّ مسلمت . .. سئحت

برداشت ياد شده، از آن جا است كه اوصاف پسنديده ياد شده، اختصاص به زنان ندارد; زيرا چنين اوصافى و مشابه آنها، در قرآن براى مردان نيز ياد شده است (مانند سوره احزاب، آيه 35).

30- ارزش عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 5

5- احسان به پدر و مادر ، داراى اهميت و ارزشى بس مهم ، پس از پرستش خداوند

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا

از اينكه خداوند احسان به پدر و مادر را پس از دعوت به عبادت خالصانه خويش قرار داده است، نكته ياد شده استفاده مى شود.

31- اركان عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 4

4 - سجده و قيام ، دو ركن عبادت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اجزا و اركان عبادت، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 4

4 - قيام و قرائت ، اساسى ترين اركان عبادت و نماز

هى أشدّ وط-ًا و أقوم قيلاً

اختصاص به ذكر يافتن دو ركن قيام (أشدّ وطئًا) و قرائت (أقوم قيلاً) از ميان اركان پنجگانه نماز، بيانگر مطلب ياد شده است.

32- استغفار از عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 2

2- ضرورت استغفار از گناهان ( پرستش غير خدا و . . . ) از پيام هاى اساسى ، متقن و روشنِ قرآن است .

و أن استغفروا ربكم

«أن» در جمله فوق تفسيريه است و لذا «استغفروا ربكم» نيز همانند «لاتعبدوا. ..» تفسير «كتاب اُحكمت...» مى باشد.

33- استقامت در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 1،2،9

1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به استقامت و پايدارى بر توحيد و پرستش خدا ، فرمان داد .

فاستقم كما أُمرت

متعلق «استقم» ذكر نشده تا حكايت از عموم داشته باشد; ولى از آن جا كه بحث آيات پيشين درباره توحيد و پرستش خدا بود ، در برداشت فوق از آنها نام برده شد.

2- مؤمنان همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استقامت و پايدارى بر توحيد و پرستش خدا موظّف بودند .

فاستقم . .. و من تاب معك

«من تاب» عطف بر ضمير مستتر در «فاستقم» است; يعنى: «وليستقم من تاب معك».

9- توجه به داستان پيامبران و سرنوشت اقوام مؤمن و كافر ايشان ، وادار كننده انسان به استقامت وپايدارى بر توحيد و پرستش خدا

فاستقم كما أُمرت

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه جمله «فاستقم . ..» بر داستان اقوام گذشته - كه در آيات پيشين از آن سخن رفته است - تفريع شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصمم به پايدارى بر عبادت خداوند

أعبد

فعل هاى «أعبد» در اين آيه و «عبدتم» در آيه بعد، عِدل يكديگر قرار گرفته است. ماضى آوردن فعل، در مورد عبادت مشركان و مضارع آوردن آن درباره عبادت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر استمرار عبادت آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصمم به پايدارى بر عبادت خداوند

أعبد

برداشت ياد شده، از تقابل «أعبد» و «عبدتم» استفاده شده است.

34- استمداد از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 2

2- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استمداد از ياد پروردگار و عبادت و نماز در مشكلات و ناراحتى هاى برخاسته از رسالت خويش و مخالفت هاى دشمنان

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون . فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

برداشت فوق از «فاء» در «فسبّح» - كه براى تفريع اين جمله به آيه قبل است - استفاده گرديده است; بدين معنا كه توصيه خداوند به تسبيح و تحميد. .. پس از اعلام آگاهى او از دلتنگى و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر تأثير اين عبادات در رفع اندوه و نگرانى است.

35- اعتدال در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 14

14- لزوم رعايت اعتدال و پرهيز از افراط و تفريط ، در نحوه انجام عبادات و نيايشها

و لاتجهر . .. و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً

احتمال دارد كه ذكر نماز و يا دعا به عنوان مظهر و مصداق اصلى عبادات و نيايشها آمده باشد و اين دو و نيز با آواز خواندن و يا با سكوت خواندن خصوصيتى نداشته باشد. بنابراين، از آيه رعايت اعتدال در نحوه انجام عبادتها قابل استفاده است.

36- اعراض از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 9

9 - مسلمانان ، نبايد به بهانه بازداشته شدن از ورود به مساجد ، ذكر و عبادت خدا را ترك كنند .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه . .. للّه المشرق و المغرب

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 62 - 7

7 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده آيات و نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه

خلق كلّ شىء لا إله إلاّ هو فأنّى تؤفكون

«أنّى» (اسم استفهام) به معناى كجا و چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد و «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سوى مى رويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟

37- اعراض از عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 3 - 11

11 - روى گردانى از عبادت خداوند و گرويدن به شرك و بت پرستى ، در عين مشاهده نشانه هاى قدرت و يگانگى خداوند ، عملى شگفت آور و بدون توجيه است .

يزيد فى الخلق ما يشاء . .. هل من خلق غير اللّه... لا إله إلاّ هو ... فأنّى تؤفك

«أنّى» اسم استفهام و به معناى كجاو چگونه است و در اين آيه براى تعجب مى باشد. «إفك» (مصدر «تؤفكون») به معناى «صرف» (برگرداندن) است; يعنى، «فأنّى تصرفون». گفتنى است كه به قرينه مقام معناى اين جمله چنين مى شود: پس به كدامين سو برده مى شويد و چگونه از حق و توحيد ربوبى برگردانده مى شويد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 4

4 - الياس ( ع ) ، قوم خود را به جهت رها كردن پرستش بهترين آفريننده ( خدا ) سرزنش كرد .

و تذرون أحسن الخلقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 2

2 - كفر به خداوند و روى گردانى از عبادت او ، ظلمى بدفرجام

ليعبدون . .. فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا ... فويل للذين كفروا من يومهم

برداشت بالا از آن جا است كه در اين آيه و آيه قبل، كفر و ظلم هم سنخ شناخته شده و در قبال «ليعبدون» مطرح گشته است.

38- اِعلام وقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 3

3- زكريا ( ع ) ، در مدت سكوت سه روزه ، دخول وقت عبادت را در صبح و عصر ، با اشاره به مردم اعلام مى كرد .

فخرج على قومه من المحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

احتمال مى رود جمله «فخرج . ..» در باره خروج زكريا(ع) در مدت سه روز باشد. در اين صورت، «بكرة و عشيّاً» ظرف براى فعل هاى «خرج» و «أوحى» خواهد بود و مفاد آيه چنين مى شود: چون زكريا(ع) وظيفه اعلام دخول وقت عبادت را برعهده داشت، در صبح و عصر آن سه روز كه نمى توانست با مردم سخن بگويد، دستور «سبّحوا» را با اشاره به آنان تفهيم مى كرد.

39- اقتصاد و عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 7

7 - توجّه اسلام به مسائل اقتصادى ، در كنار مسائل عبادى

و اقاموا الصّلوة و اتوا الزّكوة

40- انگيزه عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 3

3 - جلب منفعت و دفع ضرر ، از انگيزه هاى عبادت و پرستش است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 8

8- تأمين نياز ها و دفع بليات ، از انگيزه هاى مهم در پرستش معبود ها است .

يأبت لِمَ تعبد ما . .. لايغنى عنك شيئًا

از جمله استدلال هاى ابراهيم(ع) عليه بت پرستى آزر اين بوده كه بت ها نمى توانند نيازى از تو برطرف سازند، پس چرا آنها را مى پرستى؟!. از اين استدلال بر مى آيد كه تأمين نيازها يكى از دلايل عمده پرستش ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3،6

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 10

10 - پرستش خدا با انگيزه برخوردار شدن از موهبت ها و نعمت هاى بهشت ، امرى جايز و بلامانع است .

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 3

3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .

يتلون كتب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم

41- اهتمام ابراهيم(ع) به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار پيشگام بودنش در پيروى از آيين توحيدى و انجام فريضه هاى الهى شد .

و اجنبنى و بنىّ . .. اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى ... اغفرلى و لولدىّ و للمؤمن

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) در دعاهايش، نخست خود را مد نظر داشت و بعد براى ديگران دعا كرد، شايد به اين سبب بود كه خواسته باشد در تكاليف الهى پيشگام باشد.

42- اهميت اخلاص در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 5

5 - اخلاص كامل (انجام همه امور تنها براى خدا)، آيين پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

دينا قيما . .. قل إن صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 3

3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) به يگانه پرستى، اخلاص در عبادت و ايمان به يكتايى خدا در ربوبيت مأمور بود.

إن صلاتى . .. لله رب العلمين. لا شريك له و بذلك أمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 12

12- تنها راه رسيدن به رضايت خداوند و پاداش هاى او ، انجام دادن اَعمال صالح و پرستش خالصانه او است .

فمن كان يرجوا لقاء ربّه فليعمل عملاً صلحًا و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 8

8 - عبادت خالصانه ، مهم ترين وظيفه در برابر خداوند ، حتى براى پيامبران است .

إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 14 - 4

4 - لزوم عبادت خالصانه خدا

قل اللّه أعبد مخلصًا له دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 7

7 - لزوم يكتاپرستى و دورى از شرك در عبادت و نيايش ، در عين ناخوشايندى كافران و مشركان از اين عمل

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 8

8 - لزوم عبادت خالصانه براى خداوند

مخلصين له الدين

«دين» در لغت به چند معنا مى آيد; يكى از آنها اطاعت است و مقصود از اطاعت - به قرينه آيه بعد (قل إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه. ..) - عبادت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 51 - 2

2 - لزوم توحيد و اخلاص در عبادت به هنگام روى آوردن به خداوند

ففرّوا إلى اللّه . .. و لاتجعلوا مع اللّه إلهًا ءاخر

43- اهميت خضوع در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 219 - 4

4 - سجده و خضوع در برابر خداوند ، مهم ترين ركن نماز و روح عبادت

و تقلّبك فى السجدين

از اختصاص به ذكر يافتن موضوع سجده، در ميان مجموعه اركان نماز و مصاديق عبادت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

44- اهميت صبر در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 9

9- عبادت و پايدارى بر آن ، توصيه فرشتگان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. فاعبده واصطبر لعبدته

آيه مورد بحث بر حسب ظاهر، در ادامه سخنان فرشتگان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آيه پيش است.

45- اهميت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 1

1 - پرستش خداوند وظيفه اى ضرورى ، بر دوش همه مردم

يأيها الناس اعبدوا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 9

9 - مسلمانان ، نبايد به بهانه بازداشته شدن از ورود به مساجد ، ذكر و عبادت خدا را ترك كنند .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه . .. للّه المشرق و المغرب

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 1

1 - لزوم پرستش خداوند و پرهيز از هر گونه شرك

و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 13

13 - ارتباط دايمى با خدا و تأمين نياز مستمندان ، نشانه ايمان

الذين ءامنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة

بر اين مبنا كه اقامه نماز، به عنوان شيوه اى از ارتباط با خدا بيان شده باشد و پرداخت زكات، به عنوان مصداقى از رفع نياز مستمندان مطرح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 16

16 - پاسدارى از روابط عاطفى اهل ايمان نسبت به يكديگر و نيز حفظ روابط عبادى آنان با خدا ، ملاك و حكمتى براى جعل احكام دين

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 6

6 - مكان هاى مقدس و مخصوص عبادت را نبايد به سرگرمى ها و امورى لغو و بيهوده آلوده ساخت .

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 3

3- هدف حضرت ابراهيم ( ع ) از اسكان دادن برخى از فرزندانش در جوار خانه خدا ، توفيق يافتن آنان براى عبادت و اقامه نماز بود .

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 7

7 - تقواپيشگى و عبادت ، همسوى با فطرت انسان ها است .

فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطرالناس عليها . .. و اتّقوه و أقيموا ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 6

6 - تلاش براى عبادت و دعا ، تكليفى الهى برعهده بهره مندان از نعمت

ألم نشرح . .. و وضعنا... و رفعنا... فإذا فرغت فانصب

خطاب آيه شريفه گرچه متوجّه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از تفريع «فإذا فرغت. ..» بر نعمت هاى بيان شده در آغاز سوره، مى توان اصلى كلى انتزاع كرد و بر همگان تعميم داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 5

5 - مصرف طعام ، بايد به منظور از بين بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت باشد .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

«من جوع»، بيانگر آن است كه هدف از طعام، زوال گرسنگى است; نه آن كه خوردن، همواره مطلوب باشد. «فليعبدوا» بيانگر هدف بودن عبادت براى طعامى است كه از خداوند به انسان مى رسد.

46- اهميت عبادت جمعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 219 - 2

2 - اهميت عبادت خدا و اقامه نماز در ميان جمع و با جماعت

و تقلّبك فى السجدين

تعبير «فى الساجدين» مشعر به مطلب ياد شده است.

47- اهميت عبادت خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 4،11

4 - عبادت خالصانه و انجام همه امور براى خدا، از رهنمودهاى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

إننى هدينى ربى . .. إن صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله

«محيا و ممات» مى تواند كنايه از همه امور باشد.

11 - نماز و عبادت خالصانه از بارزترين ويژگيهاى آيين پيامبر(صلی الله علیه و آله)

دينا قيما . .. إن صلاتى و نسكى ... لله رب العلمين

48- اهميت عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 9

9 - ضرورت پرستش خداوند و باور به نبودن معبودى سزاوار پرستش جز او

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 1

1- لزوم پرستش خدا و پرهيز از پرستش غير او

ألاّ تعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 6

6- استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او

و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق ، با توجه به كلمه «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده - به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 5،6

5- لزوم پرستش خدا و توكل بر او

فاعبده و توكل عليه

6- پرستش خداوند و توكل بر او ، از توصيه هاى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعبده و توكل عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 14

14- لزوم عبادت خدا و ضرورت پرهيز از پرستش غير او ، فرمان خداوند به انسانهاست .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 8

8- لزوم پرستش خدا و ضرورت پرهيز از شرك در عبادت

قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 7

7- لزوم هجرت و تحمل دشوارى هاى آن براى عبادت خداى يگانه و اقامه فريضه هاى الهى

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع . .. ليقيموا الصلوة

خداوند داستان حضرت ابراهيم(ع) را به عنوان داستانى قابل يادآورى ذكر كرد (و إذ قال إبراهيم . ..)، و از سويى ديگر آن حضرت تمامى مشكلات سرزمين غيرآباد و بى كشت و زرع را براى حفظ دين خود و فرزندانش تحمل كرد. مجموع اين نكات مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 2،3،6

2- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استمداد از ياد پروردگار و عبادت و نماز در مشكلات و ناراحتى هاى برخاسته از رسالت خويش و مخالفت هاى دشمنان

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون . فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

برداشت فوق از «فاء» در «فسبّح» - كه براى تفريع اين جمله به آيه قبل است - استفاده گرديده است; بدين معنا كه توصيه خداوند به تسبيح و تحميد. .. پس از اعلام آگاهى او از دلتنگى و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيانگر تأثير اين عبادات در رفع اندوه و نگرانى است.

3- رهبران الهى و زمامداران جامعه اسلامى ، نيازمند به استمداد از پروردگار با ذكر و نماز و عبادت ، در برابر مشكلات رسالت خويش

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

6- لزوم تسبيح و عبادت خداوند در برابر هرگونه سخن ناروا و شرك آميز درباره او

و لقد نعلم . .. بما يقولون . فسبّح بحمد ربّك

تفريع «فسبّح» به آيه قبل مى تواند به معناى اين باشد كه: حال كه آنان سخنان ناروا درباره خدا مى گويند و به تنقيص پروردگار مى پردازند، تو به تسبيح و حمد و عبادت او بپرداز.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 2

2- عبادت خدا و اجتناب از طاغوت ، دو ركن اساسى تعاليم انبيا

و لقد بعثنا فى كلّ أُمّة رسولاً أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 5

5- احسان به پدر و مادر ، داراى اهميت و ارزشى بس مهم ، پس از پرستش خداوند

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا

از اينكه خداوند احسان به پدر و مادر را پس از دعوت به عبادت خالصانه خويش قرار داده است، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 5

5- عبادت و پرستش خداى يكتا لازم است .

فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 1

1 - عبادت آفريدگار در نظر مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، امرى لازم است و هيچ دليلى بر ترك آن وجود ندارد .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى

«ما» در «مالى» از نوع استفهام انكارى است و جمله «لاأعبد» حال براى ضمير در «لى» است و در حقيقت صدر آيه چنين است: «لا شىء يمنعنى من عبادة الذى خلقنى»; يعنى، هيچ چيز نمى تواند مرا از عبادت آفريدگارم باز دارد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 1

1 - توصيه خداوند به همه پيامبران و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اختصاص دادن پرستش به او

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك . .. بل اللّه فاعبد

تقديم مفعول (اللّه) بر فعل (فاعبد)، مفيد اختصاص است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 6

6 - لزوم دعا و عبادت خداى يكتا

لا اله إلاّ هو فادعوه

مطابق نظر مفسران، «دعاء» در اين آيه - به قرينه «مخلصين له الدين» - مى تواند به معناى عبادت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 4،9

4 - پرستش خداوند ، مهم ترين موضوع مورد تذكر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خلق

و ذكّر . .. و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از انحصار هدف خلقت در پرستش خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

9 - « عن أبى بصير قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قوله عزّوجلّ : « و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون » قال خلقهم ليأمرهم بالعبادة ;

ابى بصير مى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ: «و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون» سؤال نمودم، فرمود: خداوند آنان را آفريد تا آنها را به عبادت فرمان دهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 4،7

4 - فراهم آمدن زمينه مناسب از جانب خداوند ، براى كوچ هاى زمستانى و تابستانى قريش ، حجّتى كامل بر لزوم روى آوردن آنان به عبادت خداوند

لإيلف قريش . إيلفهم رحلة الشتاء و الصيف . فليعبدوا

«لام» در «لايلاف» چه متعلق به سوره «فيل» باشد و چه به «فليعبدوا» (در اين آيه) برداشت ياد شده استفاده مى شود.

7 - « كعبه » ، مظهر ربوبيت خداوند و نشانى گويا بر لزوم عبادت او است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

49- ايجاد زمينه عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 9

9 - تأمين امنيت و رفاه مردم و ايجاد زمينه هاى عبادت و بندگى ، از وظايف امامان و پيشوايان دينى است .

إنى جاعلك للناس إماماً . .. طهرا بيتى للطائفين ... رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ار

50- بداهت عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 6

6- لزوم عبوديت در برابر پروردگار ، وظيفه اى بى نياز از هرگونه استدلال

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

در كلام عيسى(ع) اين موضوع كه «هركس ربّ باشد، سزاوار پرستش است»، اصلى پذيرفته شده تلقى شده است.

51- بطلان عبادت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 30 - 8

8 - عبادت غيرخدا ، پوچ و بى اساس است .

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ مايدعون من دونه البطل

در صورتى كه «ما» در «مايدعون» مصدرى باشد دلالت مى كند كه حالت مصدرى «يدعون»، اسم «أنّ» و خبر آن «الباطل» است. در اين صورت، آيه، دلالت مى كند بر اين كه عبادت و دعوت غيرخدا، باطل است.

52- بهانه جويى معرضان از عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 14

14 - تلاش براى ايجاد امنيت ، پيش از تبليغ خداپرستى ، كارى الهى و از بين برنده بهانه مشركان در ترك عبادت است .

فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف

53- بهترين عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 3

3 - نماز بارزترين جلوه پرستش خدا

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين

«نسك» به معناى عبادت است و شامل نماز نيز مى شود. بنابراين تنها نام بردن از نماز در ميان ساير عبادتها بيانگر اهميت ويژه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 7،8

7 - نماز ، بهترين عبادت در سحرگاهان و ارزشمندترين عمل در شب زنده دارى

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

برداشت فوق، از اختصاص به ذكر يافتن نماز از ميان ديگر اعمال عبادى به دست مى آيد.

8 - نماز ، بهترين و ارزشمندترين عبادت ها و عمل هاى صالح

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

54- بهترين وقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 64 - 9

9 - سحرگاهان ، بهترين و مناسب ترين وقت براى نماز و عبادت

و الذين يبيتون لربّهم سجّدًا و قيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 3

3 - شب هنگام ، فرصتى مناسب و شايسته براى عبادت پروردگار

أمّن هو قنت ءاناء الّيل

ياد شدن وقت شب براى عبادت، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 1

1 - شب ، بهترين زمان براى برگزارى نماز و انجام دادن عبادت

قم الّيل . .. إنّ ناشئة الّيل ... و أقوم قيلاً

«ناشئة» مشتق از «نَشْأ» (حادث شدن، پديد آمدن) و به معناى حادثه و پديده است (مصباح المنير). اضافه «ناشئة» به «الليل»، مى تواند اضافه بيانيه و يا اضافه ظرفيه باشد. گفتنى است كه آيه ياد شده تعليل براى «قم الليل...» مى باشد; يعنى، شب را به پاخيز چون شب... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 1

1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.

55- بى تأثيرى عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 1،2

1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش

أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.

2 - بى اثر بودن عبادت غيرخدا ، براى سعادت انسان در آخرت

قالوا ضلّوا عنّا

56- بى تأثيرى عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 23

23 - تقرب آفرين بودن عبادت معبود ها ( بت و . . . ) عقيده اى است دروغين .

و الذين اتّخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى . .. إنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 2

2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 1

1 - اعتراف مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، به بى فايده بودن كامل عبادت غيرخدا و حاجت خواهى از معبود هاى ادعايى خويش

أين ما كنتم تشركون . من دون اللّه قالوا ضلّوا عنّا بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

جمله «ضلّوا عنّا» (از نظر ما ناپديد شدند و آنان را گم كرديم) كنايه از بطلان و پوچى آيين شرك و بى اثر بودن معبودهاى ادعايى در عرصه قيامت است. گفتنى است جمله «بل لم نكن ندعوا...» مى تواند به معناى بى اثر بودن حاجت خواهى از معبودها باشد; زيرا چيزى كه بى فايده است مانند اين است كه وجود ندارد. هم چنين مى تواند گوياى انكار عبادت معبودها باشد كه از سرِ ناچارى و اضطراب به آنها متوسل شده باشند. احتمال نخست مؤيد برداشت ياد شده است.

57- پاداش عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 3

3 - عبادت و انجام اعمال صالح به منظور دريافت اجر و پاداش از خداوند ، صحيح و مقبول درگاه الهى بوده و با الهى بودن آنها منافات ندارد .

يتلون كتب اللّه و أقاموا الصلوة و أنفقوا . .. ليوفّيهم أجورهم

58- پاداش عبادت پنهانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 3

3 - عبادات نهانى و در دل شب مؤمنان ، داراى پاداش عظيم و نهفته است .

تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربّهم . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم

59- پاداش عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 12

12- خداوند ، پرستشگران و بندگان خويش را از پاداش ها بهره مند مى سازد .

فاعبده . .. و ما ربك بغفل عما تعملون

از هدفهاى بيان آگاهى خدا به اعمال انسانها ، پس از فرمان به عبادت و پرستش (اعبده) ، تضمين پاداش است.

60- پوچى عبادت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 8

8- لزوم هجرت از محيطى كه نتوان در آن ، خداى يگانه را عبادت كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون . .. و أدعوا ربّى

61- پوچى عبادت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 9

9 - معبود گزينىِ مشركان ، سخت بى بنياد و جاهلانه است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا و إنّ أوهن البي

62- پوشش در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 17 - 6

6- پرهيز از بدن نمايى و اهتمام به مستور داشتن خويش به هنگام عبادت ، خصلتى ارزنده براى بانوان است .

فاتّخذت من دونهم حجابًا فأرسلنا إليها روحنا

حضرت مريم(س) به مكانى مى رود كه از انظار دور باشد و هنگام عبادت با نامحرمان برخوردى نداشته باشد.

63- تاريخ عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 8

8 - انسان از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بود .

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

64- تبيين آداب عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 7

7 - تشريح و تبيين طريقه عبادت خدا و چگونگى آداب آن ، از درخواست هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند

و أرنا مناسكنا

مَنسَك (مفرد مناسك) به معناى طريقه عبادت است (لسان العرب). بنابراين «أرنا مناسكنا»; يعنى، خدايا! شيوه عبادت كردنت را به ما ارائه كن.

65- تبيين كيفيت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 7،9،13

7 - تشريح و تبيين طريقه عبادت خدا و چگونگى آداب آن ، از درخواست هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند

و أرنا مناسكنا

مَنسَك (مفرد مناسك) به معناى طريقه عبادت است (لسان العرب). بنابراين «أرنا مناسكنا»; يعنى، خدايا! شيوه عبادت كردنت را به ما ارائه كن.

9 - تشريع احكام دين و بيان چگونگى پرستش ، از شؤون خداوند است .

ربنا . .. أرنا مناسكنا

13 - توفيق براى تسليم شدن در برابر خدا ، تبيين چگونه عبادت كردن او و پذيرش توبه ، پرتوهايى از رحمت الهى به بندگان است .

ربنا واجعلنا مسلمين . .. و أرنا مناسكنا و تب علينا إنك أنت التواب الرحيم

66- تحميد در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

67- تداوم عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 16

16- اخلاص در عبادت و استمرار آن ، از مراتب كمال عبوديت و بندگى براى خداوند

و كانوا لنا عبدين

68- ترك عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 1

1- لزوم پرستش خدا و پرهيز از عبادت غير او

أن لاتعبدوا إلاّ الله

69- ترك عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 2

2 - نپرستيدن معبودهاى واهى هيچ زيان واقعى در پى ندارد.

أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

اين برداشت بر اين اساس است كه جمله شرطيه «إن دعوناهم» پس از «لا ينفعنا»، و «إن تركنا دعوتهم» پس از «لايضرنا» به قرينه صدر آيه منظور شده باشد.

70- تسبيح در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

71- تشويق به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 8

8 - ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 6

6 - عبادت وبندگى خداوند ، مقامى والا و مورد ترغيب او

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

بيان اين حقيقت كه پيامبر عظيم الشأن چون مسيح(ع) و فرشتگانى بلند مرتبه، همواره بندگى خدا را مى كنند و از آن ابايى ندارند، مى تواند به منظور ترغيب انسانها به بندگى خدا و اشاره به بلندى اين مقام باشد.

72- تكذيب عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 3

3 - مشركان حق ناپذير و ستيزه جو ، از سرِ ناچارى و اضطراب به انكار عبادت كردن معبود هاى ادعايى خويش مى پردازند .

بل لم نكن ندعوا من قبل شيئًا

73- توصيه به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 9

9 - موحدان بايد در آستانه مرگ ، بازماندگان خويش را به توحيد و ملازمت بر عبادت خدا سفارش و وصيت كنند .

إذ حضر يعقوب الموت إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى

74- توفيق عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 14،15،22

14 - انسان در پرستش خدا و خلوص در آن ، نيازمند امداد الهى است .

إياك نعبد و إياك نستعين

متعلق «نستعين» همه وظايفى است كه از سوره حمد مى توان استفاده كرد و از آنها لزوم يكتا پرستى است كه از «إياك نعبد» به دست مى آيد; يعنى: نستعينك على عبادتك و خلوصها.

15 - انسان در عين دارا بودن اختيار در عبادت خدا ، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نيست .

إياك نعبد و إياك نستعين

22 - از امام رضا ( ع ) روايت شده : . . . « إياك نعبد » رغبة و تقرب إلى اللّه تعالى ذكره و إخلاص له بالعمل دون غيره و « إياك نستعين » إستزادة من توفيقه و عبادته و إستدامة لما أنعم اللّه عليه و نصره . . . ;

. .. «إياك نعبد» ابراز رغبت و تقرب جستن عبد به سوى خداى تعالى و اظهار اخلاص در عمل براى اوست و نه غير او و «إياك نستعين» در خواست زياده توفيق خدا و زياده عبادت او و درخواست ادامه نعمتهاى داده شده و يارى خداوند است ...».

75- جن و عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 6

6 - ازدحام جن در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ضماير «كادوا يكونون» به جن بازگردد.

76- حرمت عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 5

5 - پرستش غير خدا ، حرام است .

و يعبدون من دون اللّه

آيه شريفه در مقام نكوهش مشركان به خاطر پرستش غير خداست و نكوهش خداوند، بيانگر حرمت آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 5

5 - سجده و عبادت براى غير خدا ، شرك و حرام است .

و أنّ المسجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

77- حضور قلب در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 8

8 - احساس حضور در پيشگاه خداوند از آداب عبادت است .

إياك نعبد

از جمله نكته هاى التفات از غيبت به خطاب در سوره حمد، بيان ادب عبادت و دعاست; يعنى، شايسته است انسان به هنگام پرستش و دعا احساس كند كه در پيشگاه خداوند حاضر است.

78- حقيقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 3

3 - تنزيه و ستايش پروردگار ، روح نماز و عبادت است . *

و سب-ّح . .. قبل طلوع الشمس و قبل الغروب . و من الّيل فسبّحه

در صورتى كه اين آيه با آيه قبل، نظر به نمازهاى پنجگانه داشته باشد; از به كار رفتن تعبير تسبيح و تحميد به جاى «صلاة»، مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.

79- خدا و عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 15 - 4

4 - بى نيازى خداوند ، از عبادت ، ستايش و حاجت خواهى بندگان

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم . .. أنتم الفقراء إلى اللّه و اللّه هو الغنىّ

80- خضوع در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6،9

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» - طبق نظر مفسران - فرشتگان است.

9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن

و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.

81- خطر عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 1

1 - هشدار خداوند به يكايك پيامبران در باره گرايش پيدا كردن به شرك و پرستش غير او

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

مفرد آمدن خطاب در «أشركت» و «عملك» - با آن كه همه پيامبران مخاطب وحى الهى بودند - مى رساند كه اين وحى به يكايك پيامبران به طور جداگانه و مستقل، ابلاغ شده است.

82- خير عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 5

5 - عبادت و تقوا ، داراى خيرى است كه سودش به عبادت كننده و متقى ، بازمى گردد .

اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم

83- دعوت به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 7

7 - محور دعوت عيسى ( ع ) ، بيان ربوبيّت خدا و هدايت مردم به پرستش او

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 1

1 - هود با ابلاغ مأموريت خويش از جانب خداوند ، مردمش را به توحيد ، عبادت خداوند و ترك پرستش معبودان دروغين فراخواند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 2

2- دعوت به توحيد ، خداپرستى ، احسان به والدين ، اجتناب از پرخاشگرى بر آنان ، دعا براى والدين و پرداخت حقوق خويشاوندان ، تعاليمى حكيمانه و وحى الهى است .

ذلك ممّا أوحى إليك ربّك من الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 1

1 - ابراهيم ( ع ) فرستاده خداوند براى دعوت قوم اش به عبادت خدا و رعايت تقوا بود .

لقد أرسلنا . .. و إبرهيم إذ قال لقومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 3

3 - خداوند ، فراخوان انسان ها به عبادت خالصانه او

مخلصين له الدين

طبق گفته مفسران، واژه «دين» در اين آيه، به معناى عبادت است. آمدن اين واژه در معناى ياد شده از كاربردهاى رايج در لغت عرب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 2

2 - اديان آسمانى ، از تعاليم انحرافى مبرّا بوده و مردم را تنها به عبادت خداوند ، اخلاص ، اعتدال در دين ، اقامه نماز و پرداخت زكات ، فرمان داده اند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

حصر در «إلاّ ليعبدوا اللّه»، حصر اضافى و در مقايسه با تفرقه اى است كه آيه قبل آن را گريبان گير پيروان اديان آسمانى دانسته بود. بنابراين مفاد آيه اين است كه خداوند، به تفرقه فرمان نداده است; بلكه خواسته او توحيد، اعتدال، نماز و زكات است.

84- دعوت به عبادت خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 8

8 - استوارى و سامان بخشى ، ويژه دينى است كه بدون پيرايه باشد و مردم را به عبادت خالصانه و معتدل ، اقامه نماز و پرداخت زكات فرمان دهد .

و ما أُمروا إلاّ. .. و ذلك دين القيّمه

85- دعوت به عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 9،11

9 - دعوت مسيح ( ع ) از بنى اسرائيل به پرستش خداى يگانه و توحيد ربوبى

و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

11 - دعوت مسيح ( ع ) به پرستش خداى يگانه ، دليل و گواهى روشن بر خدا نبودن او

قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم و قال المسيح يبنى اسرءيل اعبدو

جمله حاليه «و قال المسيح» استدلالى است بر رد پندار الوهيت براى مسيح(ع).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 1،2

1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

2 - توحيد و خداپرستى ، اولين و مهم ترين دعوت حضرت نوح ( ع )

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

برداشت ياد شده، از تقدم ذكرى «اعبدوا اللّه» به دست مى آيد.

86- دعوت به عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 2

2 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره تن دادن به درخواست مشركان مبنى بر عبادت غير او

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. لئن أشركت ليحبطنّ عملك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در آن مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند كه غيرخدا را عبادت كند - برداشت بالا به دست مى آيد.

87- دلايل عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 2

2 - ربوبيت خدا بر هستى ، رحمانيت و رحيميت او و مالكيتش بر روز قيامت ، دليل شايستگى او براى پرستش

رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 163 - 4

4 - رحمانيت و رحيميت خدا دليل لزوم پرستش اوست .

و إلهكم إله وحد لا إله إلا هو هو الرحمن الرحيم

توصيف خداوند به «رحمان» و «رحيم» پس از اشاره به لزوم پرستش او، گوياى دليل اين امر بايسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 16

16- خداوند ، به دليل اعطاى توان و استعداد به بشر براى آبادسازى زمين ، شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا الله . .. استعمركم فيها

جمله «استعمركم فيها» نيز همانند «هوأنشأكم» دليل براى «اعبدوا الله» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 7

7 - تنها خداى آگاه به هر آشكار و نهان سزاوار پرستش است ، نه مظاهر طبيعت ( چون خورشيد ، ماه و . . . ) .

يسجدون للشمس . .. ألاّيسجدوا للّه ... و يعلم ما تخفون و ما تعلنون

عبارت «و يعلم ما تخفون. ..» عطف بر «يخرج» و استدلال ديگرى است بر اين كه تنها خداى يگانه سزاوار پرستش است، نه پديده هايى چون خورشيد، ماه و... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 15 - 11

11 - غنا و بى نيازى مطلق و ستودنى خداوند ، دليل شايستگى او براى عبادت و حاجت خواهى از او

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم . .. و اللّه هو الغنىّ الحميد

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين آيه در رديف آياتى قرار گرفته كه درباره عبادت و حاجت خواهى مشركان از معبودهاى ادعايى خود، بحث مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 12

12 - توانايى خداوند رحمان ، دليل شايستگى او براى پرستش

إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 4

4 - خداوند ، به دليل مدبّر و مالك بودن بر امور انسان ها ، سزاوار پرستش و نماز خالصانه بندگان به درگاه او است .

فصلّ لربّك

88- دلايل وجوب عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 9

9 - امنيت بخشيدن خداوند به قريش و از بين بردن ترس آنان ، عبادت او را بر آنان الزامى ساخت .

فليعبدوا . .. الذى ... و ءامنهم من خوف

89- رد عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 5

5- خداوند ، هيچ رخصتى براى پرستش معبود هاى اهل شرك نداده است .

ما أنزل الله بها من سلطن

برداشت فوق، ناظر به اين مطلب است كه مراد از «سلطاناً»، حجت و دليل نقلى باشد.

90- رفاه طلبى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

91- روحيه عبادت در مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 1

1 - مؤمنان راستين ، داراى روحيه توبه ، عبادت و ستايش خدا

التّئبون العبدون الحمدون

92- ريا در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 142 - 11،13

11 - رياكارى در نماز و عبادت ، از صفات منافقان و نشانه نفاق

و إذا قاموا إلى الصّلوة قاموا كسالى يراءون الناس

13 - ريا در نماز و عبادت ، خدعه با خداست .

إنّ المنفقين يخدعون اللّه . .. قاموا كسالى يراءون الناس و لايذكرون اللّه

بنابر اينكه «اذا قاموا الى الصلوة . ..» بيانى براى (يخدعون اللّه) باشد.

93- زمينه اخلاص در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 23

23 - محيطى آرام و بى اضطراب و جامعه اى امن و خالى از ترس و بيم ناكى ، زمينه ساز روى كرد مردم و توفيق يافتن آنان براى عبادت خالصانه خداى يكتا

و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنًا يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

94- زمينه ترك عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 10

10 - جهل و ناآگاهى ، مايه دلخوش شدن انسان به مظاهر زندگى دنيايى و بى توجهى به ذكر خدا و عبادت او و مصالح نهفته در آن

ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

95- زمينه ترك عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 66 - 3

3- استبعاد و انكار معاد ، از زمينه هاى گريز از عبادت و اطاعت خداى يگانه

واصطبر لعبدته . .. و يقول الإنسن أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا

از جمله وجوهى كه در بيان ارتباط اين آيه با آيات پيشين مى توان ارائه كرد، اين است كه: پس از فرمان به عبادت و صبر بر آن، گويااين آيه، سؤال مقدرى را مطرح كرده و پاسخ گفته است. سؤال مقدر اين است كهك: عبادت و اطاعت خداوند چه

نتيجه اى دارد؟ ما كه پس از مرگ حياتى نداريم تا حالات و اعمال ما در دنيا در آن تفاوتى ايجاد كند! اين آيه و آيات بعد اين سؤال را پاسخ داده و عبادت را ضرورى شمرده است.

96- زمينه ترك عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 7

7- توجه به فراگير بودن ربوبيتِ خداوند بر همه آدميان ، زمينه ساز ترك پرستش غير او است .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جمله «إنّ اللّه. ..» تعليل براى فاعبدوه مى باشد، يعنى اعبدوا اللّه لأنّه ربّى و ربّكم.

97- زمينه توفيق عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 11

11- مكان ها و موقعيت ها داراى نقش مؤثرى در توفيق يافتن انسان بر عبادت و اقامه نماز است .

أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

اسكان فرزندان در جوار خانه خدا براى اقامه نماز مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه مكانهاى مناسب، چون خانه خدا، در توفيق يافتن انسان براى عبادت مؤثر است.

98- زمينه عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 9،10

9 - شايسته دانستن خدا براى عبادت و اميد به رحمت هاى او ، از انگيزه هاى پرستش خداست .

الحمد للّه رب العلمين. الرحمن الرحيم ... إياك نعبد

مطرح ساختن عبادت خدا پس از توصيف او به ربوبيت، رحمانيت، رحيميت و مالكيت روز جزا، بيانگر انگيزه هاى پرستش است; يعنى، چون خدا رب است، شايسته پرستش است و چون مردم به رحمت او نيازمندند، بايد عبادتش كنند وبدان جهت كه از عذاب آخرت مى هراسند، بايد او را بپرستند.

10 - ترس از عذاب هاى اخروى و اميد به پاداش هاى جهان آخرت ، از انگيزه هاى آدمى براى عبادت خدا

ملك يوم الدين. اءيّاك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 13

13 - توجه و باور به خدادادى بودن نعمت ها ، بر انگيزنده انسان ها به پرستش خداوند است .

اعبدوا ربكم الذى . .. أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرت

از اينكه خداوند براى ايجاد روحيه پرستش در بندگان، آنان را متوجه نعمتهاى الهى مى كند، برداشت فوق بدست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 3

3 - تحقق احكام و مقررات الهى در خانواده و پرهيز زن و شوهر از ناسازگارى ، زمينه ساز عبادت خداوند *

الرجال قوّامون . .. و ان خفتم ... و اعبدوا اللّه

امر به عبادت و پرستش خداوند پس از بيان احكام خانواده، اشاره به اين دارد كه عبادت خالصانه خداوند در پرتو تنظيم صحيح روابط خانوادگى امكان پذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 9

9 - دفع زيان و جلب منفعت ، انگيزه اى براى پرستش

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 15

15 - تهديد مشركان به كيفر هاى اخروى ، زمينه ساز گرايش آنان به پرستش خداى يگانه و پرهيز از شرك و دوگانه پرستى

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 5

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 3

3 - توجه و آگاهى به عظمت خداوند ، واداركننده آدمى به پرستش او و اظهار عبوديت به درگاه وى

و ألقى السحرة سجدين

مجهول آوردن فعل «ألقى» حكايت از آن دارد كه ساحران با ديدن معجزه موسى(ع) پى به عظمت خداوند برده و بى اختيار به درگاه او به سجده افتادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 180 - 6

6 - باور به خداوندِ دارنده تمام كمالات و منزه از هر نقص و عيب ، واداركننده انسان به ستايش و پرستش اوست .

و للّه الأسماء الحسنى فادعوه بها

حرف «فاء» در «فادعوه» سببيه است و دلالت مى كند كه لزوم پرستش و خواندن خدا به اين سبب است كه او همه كمالات را دارد و از هر عيب منزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 4

4 - توبه ، همواركننده راه عبادت و عبوديت انسان براى خدا *

التّئبون العبدون

تقديم «التائبون» بر «العابدون» مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 22

22 - توجه به خالقيت ، حاكميت ، ربوبيت و مدبر بودن خدا ، زمينه پيدايش روح بندگى و پرستش

اللّه الذى خلق . .. ثم استوى ... يدبر الأمر ... اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون

از حرف «فاء» در «فاعبدوه» كه فاء تفريعيه است و دلالت مى كند بر اينكه ما بعد فاء، برگرفته از ما قبل مى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 15

15 - توجه به رازقيت خداوند و مكلف نبودن با تأمين خواروبار ، زمينه سازانجام وظيفه عبادت و نماز و پايدارى بر آن

وأمر أهلك بالصلوة . .. لانس-َلك رزقًا نحن نرزقك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 9

9 - تأثير قرب به خداوند ، در علاقه و شيفتگى انسان به عبادت او

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

«عند ربّك» اشعار به قرب دارد. استمرار و تداوم عبادت به فرشتگان مقرب نسبت داده شده است. بنابر اين مى توان چنين استنباط كرد كه درجات عبادت و پرستش - كه نماد شيفتگى به خداوند است - به درجات تقرب انسان بستگى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 7

7- نياز هاى گسترده آدمى ، از عوامل و زمينه هاى گرايش او به پرستش معبود

و من أضلّ مم-ّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم

تكيه آيه شريفه بر دعا و نيازخواهى هاى انسان و اين كه جز خداوند، كسى قادر به اجابت نيازهاى هميشگى و گسترده انسان نيست، مى رساند كه خداوند از اين اهرم براى سوق دادن انسان ها به توحيد استفاده كرده است; چه اين كه نيازمندى آنان زمينه اى است هموار براى روى آورى به مبدأ توانمند بى نياز.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 2

2 - گرايش به عبادت و سجده در برابر خداوند ، نتيجه ضرورى ايمان به وحى و قيامت

أزفت الأزفة . .. أفمن هذا الحديث تعجبون ... فاسجدوا للّه و اعبدوا

«فاى تفريع» در آيه شريفه مى رساند كه سجده و عبادت براى خداوند، در پى باور داشتن قيامت و مفاهيم وحى، امرى ضرورى و اجتناب ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 6

6 - ياد نام و اوصاف خداوند ، سوق دهنده انسان به عبادت و نماز است .

و ذكر اسم ربّه فصلّى

99- زمينه عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 14

14- باور و توجه آدمى به آگاهى خداوند از كردارها ، زمينه ساز روى آوردن به پرستش او و سپردن امور خويش به اوست .

فاعبده و توكل عليه و ما ربك بغفل عما تعملون

از هدفهاى يادآورى نظارت خدا بر اعمال انسانها ، پس از توصيه به عبادت و توكل ، ترغيب آنان به پرستش و توكل كردن بر اوست; يعنى ، آن گاه كه آدمى به آگاهى خدا و عدم غفلت او باور كرد ، به توصيه هاى او روى مى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 12

12- باور و توجه به ربوبيت خدا وادار كننده آدمى به پرستش او

هو ربى لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 7

7- توجه به فراگير بودن ربوبيتِ خداوند بر همه آدميان ، زمينه ساز ترك پرستش غير او است .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جمله «إنّ اللّه. ..» تعليل براى فاعبدوه مى باشد، يعنى اعبدوا اللّه لأنّه ربّى و ربّكم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 7

7 - آشنا ساختن مردم با خداوند و وحدانيت او ، پايه و مقدمه دعوت آنان به عبادت خدا است .

إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدنى

«فاء» در «فاعبدنى» تفريع بر جمله قبل است كه به معرفى خداوند و وحدانيت او پرداخته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 22 - 3،5

3 - خالقيت خدا ، مقتضى عبادت كردن مخلوقات است .

و ما لى لا أعبد الذى فطرنى

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فطرنى» در مقام بيان تعليل براى جمله پيشين است.

5 - معاد و بازگشت انسان ها به سوى خدا ، مقتضى عبادت كردن او است .

و ما لى لا أعبد الذى . .. إليه ترجعون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «إليه ترجعون» بر جمله «فطرنى» عطف باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 5

5 - خداوند ، به دليل خالقيت و آفرينندگى اش ، شايسته عبادت و پرستش است .

إنّنى براء ممّا تعبدون . إلاّ الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 28 - 6

6 - توجه انسان به نيكى و رحمت گسترده خداوند ، مايه گرايش به پرستش او و التجا به درگاهش

ندعوه إنّه هو البرّ الرحيم

از ارتباط «ندعوه» با «إنّه هو البرّ الرحيم» و بيان تعليلى «إنّه هو. ..»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 12

12 - امنيت ، فراهم آورنده زمينه مناسب براى عبادت خداوند است .

فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف

100- زمينه عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 2

2 - شرك و عبادت غيرخدا ، انديشه اى برخاسته از عدم شناخت درست خدا است .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

101- زمينه عذاب معرضان از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 4

4 - رهاكنندگان عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، در معرض عذاب الهى و مرگ زودرس قرار دارند .

أن اعبدوا اللّه . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

102- زينت در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 31 - 2،10

2 - جمال و آراستگى ظاهر به هنگام نماز و عبادت، محبوب خداوند است.

خذوا زينتكم عند كل مسجد

برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «مسجد» اسم زمان و يا اسم مكان، و نه خصوص مساجد رسمى، باشد. در اين صورت مراد از سجده، پرستش خدا و خضوع در برابر اوست كه نماز و پيشانى بر خاك ساييدن مصداق تام و جلوه كامل آن است.

10 - عن خيثمة قال: كان الحسن بن على(ع) إذا قام إلى الصلوة لبس اجود ثيابه فقيل له: يابن رسول الله لم تلبس اجود ثيابك؟ قال: ان الله تعالى جميل يحب الجمال فاتجمل لربى و هو يقول: « خذوا زينتكم عند كل مسجد» . .. .

از خثيمه نقل شده كه امام مجتبى(ع) به هنگام نماز، بهترين لباس خود را مى پوشيد. پرسيدند چرا بهترين لباس را مى پوشى؟ فرمود: خداوند زيباست و زيبايى را دوست دارد، من براى خدا خود را به زيبايى آراسته مى كنم، زيرا او فرمود: «زينت خود را هنگام هر عبادتى بر گيريد ...».

103- سجده در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 4

4 - سجده و قيام ، دو ركن عبادت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اجزا و اركان عبادت، برداشت بالا به دست مى آيد.

104- سرزنش عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 7

7 - روى آوردن به پرستش غيرخدا با وجود دلايل روشن بر يگانگى او در تدبير ، امرى شگفت و شايان توبيخ

أمّن جعل الأرض قرارًا . .. أءله مع اللّه

استفهام در «أءله. ..» دربردارنده توبيخ و سرزنش است.

105- شرايط عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 2

2 - عبادت خداوند بايد خالصانه و دور از هر گونه شائبه شرك باشد .

و اعبدوا اللّه و لا تشركوا به شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 11

11 - عبادت خداوند بايد آگاهانه و بر اساس معرفت و شناخت باشد.

ذلكم الله ربكم . .. فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 24

24 - عبادت خداى يگانه ، بايد خالصانه و منزه از هر گونه شرك باشد .

يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 8

8 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن اساسى آن است .

فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توصيه فرموده كه عبادت را در حال اخلاص انجام دهد، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 11 - 3

3 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن آن است .

أُمرت أن أعبد اللّه مخلصًا له الدين

خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توصيه فرمود كه عبادت را در حال اخلاص انجام دهد. از اين مطلب مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 14 - 3

3 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن آن است .

قل اللّه أعبد مخلصًا له دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 65 - 7،9

7 - دعا و عبادت ، تنها شايسته خداوند يكتا و دارنده حيات حقيقى است .

هو الحىّ لا إله إلاّ هو فادعوه

«فا» در «فادعوه» عاطفه بوده و براى ربط ميان سبب و مسبب است; يعنى، به سبب آن كه خدا دارنده حيات حقيقى و يكتا است، پس او را بايد عبادت كرد و از او حاجت خواست.

9 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن اساسى آن است .

فادعوه مخلصين له الدين

از توصيه خداوند به اين كه عبادت او را با اخلاص انجام دهند، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

106- شرايط قبولى عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 7

7 - ارزش عبادت و اطاعت خدا ، در گرو پذيرفته شدن آن از سوى خداوند است .

و إذ يرفع إبرهيم . .. ربنا تقبل منا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 4،6

4 - استجابت دعا و قبولى نيايش انسان به درگاه الهى ، مشروط به عبادت به دور از شرك و خالصانه او است .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين

برداشت ياد شده از توصيه خداوند به اخلاص در عبادت - پس از فراخواندن به دعا و نيايش - استفاده مى شود.

6 - اخلاص ، شرط پذيرش عبادت و ركن اساسى آن است .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين

107- شگفتى از عبادت صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 5،7

5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان

كادوا يكونون عليه لبدًا

7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن

كادوا يكونون عليه لبدًا

شگفتى از عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 5،7

5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان

كادوا يكونون عليه لبدًا

7 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى جن

كادوا يكونون عليه لبدًا

108- صبر بر عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 25

25 - صبر بر انجام نماز هاى پنجگانه و صبر در جنگ مسلّحانه با دشمنان و پاسدارى در راه خداوند ، وظيفه مؤمنان

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره « . .. اصبروا و صابروا و رابطوا ... » فرمود: اصبروا على الصلوات الخمس، و صابروا على قتال عدوّكم بالسّيف، و ربطوا فى سبيل اللّه لعلّكم تفلحون.


الدّر المنثور، ج 2، ص 418.

109- صبر در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پرستش خداوند و صبر و تحمل در راه عبادت او

فاعبده واصطبر لعبدته

110- ظلم عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 13

13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .

و لاتخطبنى فى الذين ظلموا

مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 4

4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار

از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.

111- ظلم معرضان از عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 2

2 - كافران و اعراض كنندگان از عبادت خداوند ، ستمكار و ظالم اند .

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون ... فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - كه در زمينه هدف آفرينش و عبوديت بندگان به درگاه خداوند بود - مطلب بالا استقاده مى شود.

112- عبادت آسايش طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 6

6 - برخوردار شدن از رفاه و آسايش دنيوى ، شرط و انگيزه برخى از انسان ها براى عبادت خداوند

و من الناس من يعبد اللّه على حرف

113- عبادت آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 3

3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).

114- عبادت آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 10،13،14

10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .

كل له قنتون

«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.

13 - عبادت و اطاعت هستى براى خدا ، دليل منزه بودن او از داشتن فرزند است .

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. كل له قنتون

14 - رابطه خداوند با هستى ، رابطه « مالك و مملوك » و « عابد و معبود » است نه رابطه پدر و فرزندى .

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل له ما فى السموت و الأرض كل له قنتون

115- عبادت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

116- عبادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

117- عبادت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

118- عبادت اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 6

6 - فرعون و اشراف دربار او ، مورد پرستش بردگان تحت سلطه آنان

و قومهما لنا عبدون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «عبادة» (مصدر «عابدون»)، در جمله فوق، به معناى پرستيدن باشد.

119- عبادت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 6

6 - خلوت و انزواى انبيا براى مناجات با خدا و عبادت او

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

120- عبادت با لغو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 5

5 - آميختنِ عبادت و نيايش به امورى لغو و بيهوده ، امرى ناروا و بس نكوهيده

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

121- عبادت براى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 10

10 - پرستش خدا با انگيزه برخوردار شدن از موهبت ها و نعمت هاى بهشت ، امرى جايز و بلامانع است .

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جنّ-ت

122- عبادت براى منافع دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 6

6- جواز عبادت خدا ، براى دستيابى به منافع آن و دفع ضرر ترك عبادت

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

ابراهيم(ع) براى اثبات بطلان شرك، بى حاصل بودن عبادت غير خدا را دليل آورد. از بيان اين حقيقت مى توان استفاده كرد كه عبادت هر معبودى، بايد ثمره اى براى آدمى در بر داشته باشد و انسان مى تواند به انگيزه همين ثمره خدا را عبادت كند.

123- عبادت بى ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 8

8 - عبادت هاى آلوده به شرك ، فاقد ارزش در پيشگاه خداوند

أن لاتشرك بى شيئًا

124- عبادت بى ارزشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

125- عبادت بى ثمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 1

1 - پرستش معبودهاى واهى، سود واقعى براى آدميان ندارند.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا

126- عبادت جمعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 -

13،14،15،17،20،21

13 - مطلوبيّت شركت زنان در عبادت دستجمعى ( نماز جماعت )

و اركعى مع الرّاكعين

14 - عبادت دستجمعى و نماز جماعت در اديان گذشته

و اركعى مع الرّاكعين

15 - ارزش عبادت جمعى و تأثير آن در رشد و تعالى انسان

و اركعى مع الرّاكعين

به نظر مى رسد فرمان الهى به مريم مبنى بر عبادت جمعى (نماز جماعت)، در راستاى رشد وى باشد; به قرينه «و انبتها نباتاً حسناً» در آيه سى و هفتم.

17 - امر خداوند به هماهنگى و وحدت بندگان در پرتو عبادت جمعى *

و اركعى مع الرّاكعين

امر به عبادت جمعى، دال بر مطلوبيّت وحدت و هماهنگى بين بندگان است.

20 - جواز حضور زن در نماز جماعت همراه مردان

و اركعى مع الرّاكعين

در آيه فوق، به حضرت مريم امر نشده است كه ركوع كن با زنان ركوع كننده ; بلكه فرموده: ركوع كن با ركوع كنندگان. (اعم از زن و مرد).

21 - تشريع اجتماع مردان و زنان براى عبادت ، در اديان گذشته

و اركعى مع الرّاكعين

127- عبادت خالصانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 3

3 - پديدآورنده آسمانها و زمين شايسته ربوبيت و عبادت خالصانه است، نه پديده هاى جهان.

لا أحب الأفلين . .. إنى وجهت وجهى للذى فطر السموت و الأرض

128- عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 1،9،10

1 - تنها خداوند شايسته و بايسته پرستش است .

إياك نعبد

تقديم مفعول (إياك) بر فعل (نعبد) دلالت بر حصر دارد.

9 - شايسته دانستن خدا براى عبادت و اميد به رحمت هاى او ، از انگيزه هاى پرستش خداست .

الحمد للّه رب العلمين. الرحمن الرحيم ... إياك نعبد

مطرح ساختن عبادت خدا پس از توصيف او به ربوبيت، رحمانيت، رحيميت و مالكيت روز جزا، بيانگر انگيزه هاى پرستش است; يعنى، چون خدا رب است، شايسته پرستش است و چون مردم به رحمت او نيازمندند، بايد عبادتش كنند وبدان جهت كه از عذاب آخرت مى هراسند، بايد او را بپرستند.

10 - ترس از عذاب هاى اخروى و اميد به پاداش هاى جهان آخرت ، از انگيزه هاى آدمى براى عبادت خدا

ملك يوم الدين. اءيّاك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 1

1 - پرستش خداوند وظيفه اى ضرورى ، بر دوش همه مردم

يأيها الناس اعبدوا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 6

6 - در هر كجاى زمين ، مى توان روى به خدا آورد و به عبادت و ياد او پرداخت .

فأينما تولوا فثم وجه اللّه

«أينما» از اسماى شرط و جواب آن محذوف است و جمله «فثم وجه اللّه» جانشين آن مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «أينما تولوا فلا جناح عليكم لان هناك وجه اللّه». (اقتباس از الميزان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 10،14

10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .

كل له قنتون

«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.

14 - رابطه خداوند با هستى ، رابطه « مالك و مملوك » و « عابد و معبود » است نه رابطه پدر و فرزندى .

و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل له ما فى السموت و الأرض كل له قنتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 16

16 - اعتقاد به يكتايى خدا و پرستش او ، مهمترين اصل در اديان الهى و زير بناى ديگر اصول و احكام دين

ما تعبدون من بعدى قالوا نعبد . .. إلهاً وحداً

روشن است كه يعقوب(ع) از ميان تمامى اصول و احكام دين، تنها پرستش خداوند را نجات بخش نمى دانست. بنابراين تنها از پرستش خدا ياد كردن (ماتعبدون) مى تواند حاكى از آن باشد كه: اولا، توحيد عبادى از مهمترين اصلهاست و ثانياً، انسان با پرستش خدا، به ديگر اصول و احكام دين گرايش پيدا كرده بدانها ملتزم خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 3

3 - اهل ايمان ، پرستش كنندگان خداوند هستند .

و نحن له عبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 11

11 - « و روى ان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) خرج على اصحابه فقال : . . . قال سبحانه : فاذكرونى أذكركم ; يعنى ، اذكرونى بالطاعة و العبادة اذكركم بالنعم و الاحسان و الرحمة و الرضوان ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند كه فرموده «فاذكرونى أذكركم» روايت شده كه يعنى، مرا با اطاعت و عبادت خود ياد كنيد تا شما را با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان خود ياد نمايم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 51 - 6،7،8،9

6 - پروردگار ، سزاوار پرستش است .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

جمله «ان اللّه ربى . .. »، (ربوبيّت همه جانبه خدا) دليل لزوم پرستش گرفته شده و اين استدلال، مبتنى بر يك اصل كلّى است كه عبارت است از: هر كس ربّ باشد، شايسته پرستش است.

7 - محور دعوت عيسى ( ع ) ، بيان ربوبيّت خدا و هدايت مردم به پرستش او

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

8 - صراط مستقيم ، عبادت و پرستش خداوند است .

انّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم

9 - پرستش و عبادت خدا ، راهى است مستقيم به سوى او ( كمال مطلق )

فاعبدوه هذا صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 3،4

3 - خداوند تنها موجود قاهر ، تأثيرناپذير و سزاوار پرستش

ان يدعون من دونه الا انثاً

4 - هيچ موجودى - جز خداوند - صلاحيت براى خدايى و پرستش ندارد .

ان يدعون من دونه الا انثاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 12

12 - بهترين دين ، از آن كسى است كه تسليم خدا باشد و بر پايه توجه به حضور خداوند او را پرستش كند .

و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معناى «احسان» فرمود: ان تعبد اللّه تعالى كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك.


مجمع البيان، ج 3، ص 178; نورالثقلين، ج 1، ص 553، ح 579.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 15

15 - كفر و گوساله پرستى يهود ، على رغم مشاهده بينات و دلايل آشكار بر توحيد و ضرورت خداپرستى

ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 3 - 3

3 - خداوند تنها معبود حقيقى و شايسته پرستش در جهان هستى

و هو اللّه فى السموت و فى الأرض

اگر «فى السماوات»، متعلق به «اللّه» باشد. كمله «اللّه»، به تأويل مشتق رفته و مى تواند مشتق از «إله» به معنى معبود باشد. «حصر» نيز از معرفه بودن مبتدا و خبر استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 3

3 - پديدآورنده آسمانها و زمين شايسته ربوبيت و عبادت خالصانه است، نه پديده هاى جهان.

لا أحب الأفلين . .. إنى وجهت وجهى للذى فطر السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 60 - 3

3 - ايمان به يگانگى خداوند و لزوم پرستش او و باور به معاد ، پندارهايى باطل و واهى در ديدگاه اشراف قوم نوح

قال الملأ من قومه إنا لنريك فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 7

7 - لزوم سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خدا با پرستش او

أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 8

8 - تنها خداوند داراى ملاك پرستش و شايسته عبادت است .

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 3،6

3 - ياد كردن خدا در دل و جان و لب گشودن به ذكر وى ، عبادت و پرستش اوست .

و اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

فرمان به ذكر خدا (اذكر ربك) و سپس بيان اين حقيقت كه مقربان درگاه خدا از پرستش او رويگردان نيستند، بيانگر اين است كه ذكر خدا مصداق بارزى از پرستش خداوند و عبادت اوست.

6 - پرستش خدا ، به زبان آوردن اسما و صفاتى كه حاكى از تنزيه او باشد و نيز سجده كردن به آستان او ، از مصاديق ذكر و ياد خداوند است .

و اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك ... و له يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 5

5 - همه انسان ها ، مأمور به پرستش و اطاعت بى چون و چراى خداى يگانه و پرهيز از شريك گرفتن غير ، براى اويند .

و ما أمروا إلا ليعبدوا إلها وحداً لا إله إلا هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 18

18 - پرستش خدا ، مقتضاى پذيرش ربوبيت او بر انسان و جهان است .

ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 14

14- خداوند ، تنها حقيقتى كه شايسته و بايسته پرستش است .

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 4

4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 2،4

2- عبادت پروردگار ، وظيفه بندگان در تمام عمر

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

4- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عبادت پروردگار تا نيل به مرتبه يقين

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

برداشت فوق بر اين اساس كه واژه «يقين» در همان معناى لغوى و اصطلاحى خود به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 3

3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 14

14- باور به وجود خداوند ، پرستش و تسبيح او ، داراى گذشته اى ديرين در تاريخ بشر است .

قومه . .. أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 92 - 5

5- ربوبيت خدا نسبت به آدميان ، مستلزم پرستش او است .

أنا ربّكم فاعبدون

برداشت ياد شده از تفريع «اعبدون» به «أنا ربّكم» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 3

3 - عبادت خدا با انگيزه برخوردارى از رفاه و آسايش دنيوى ، عبادتى بى ارزش و مردود است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ

«خير» به هرچيزى كه در آن براى انسان منفعت و سود باشد و نيز مايه صلاح و بهبود حال و وضع وى گردد گفته مى شود. بنابراين كلمه «فتنة» كه در آيه فوق در مقابل «خير» قرار داده شده به معناى هر چيزى است كه براى انسان زيان آور و يا مايه بدى حال و روز وى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 9

9 - مراسم قربانى ، عبادت خدا و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى او است .

جعلنا منسكًا . .. على ما رزقهم من بهيمة الأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 24

24 - عبادت خداى يگانه ، بايد خالصانه و منزه از هر گونه شرك باشد .

يعبدوننى لايشركون بى شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 70 - 2

2 - معبودى جز ذات پاك خداوند نيست .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 7

7 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش

من إله غير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 6

6 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش

من إله غير اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 5

5 - خدا ، تنها معبود شايسته پرستش است .

لا إله إلاّ هو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 4

4 - توصيه خداوند ، به مسلمانان مكه براى هجرت از مكه جهت انجام شايسته عبادت خدا

يعبادى . .. إنّ أرضى وسعة فإيّ-ى فاعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 1،2

1 - عبادت خداوند ، توصيه او به فرزندان آدم

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم . .. و أن اعبدونى

2 - عبادت خداوند و پرهيز از اطاعت شيطان ، صراط مستقيم الهى

أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 2

2 - عبادت ، تنها شايسته خالق هستى و مدبر و صاحب اختيار جهان است .

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

«فا» در «أفغير اللّه» يا براى تفريع اين آيه به آيات پيش است - كه از خالقيت و تدبير خدا سخن گفته است - و يا رابطه براى جواب شرط مقدر است كه تقدير آن چنين مى باشد: «إن كان اللّه خالق كلّ شىء فكيف تأمروننى أن أعبد غير اللّه».

در هر صورت پيام آيه شريفه اين است كه با وجود خالق بودن خداوند، عبادت غير او شايسته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 3

3 - تنها خداوند شايسته پرستش است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد . .. بل اللّه فاعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 8،9

8 - دعا ، نوعى عبادت است .

ادعونى أستجب لكم إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى

برداشت ياد شده از آنجااست كه خداوند مردم را به دعا فراخوانده ولى به جاى آنكه ترك كنندگان دعا را به دوزخ تهديد كند، ترك كنندگان عبادت را تهديد فرمود.

9 - « فى الصحيفة السجّاديّة : و قلت : « ادعونى أستجب لكم إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين » فسمّيت دعاءك عبادة و تركه استكباراً و توعّدت على تركه دخول جهنّم داخرين . . . ;

در صحيفه سجاديه آمده است: [خدايا] تو فرمودى مرا بخوانيد تا شما اجابت كنم[و فرمودى] كسانى كه از روى كبر از عبادت من روى برمى گردانند، به زودى با ذلت وارد دوزخ خواهند شد. پس خواندن خودت را عبادت ناميدى و ترك آن را استكبار خواندى و بر ترك آن وعده دخول ذليلانه به جهنم را دادى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 1

1 - استكبار و سرپيچى از عبادت خدا ، بى تأثير در ساحت كبريايى او

فإن استكبروا فالذين عند ربّك يسبّحون له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 6

6 - صبر بر ناگوارى ها ، عبادت در برابر پروردگار و ايمان به قيامت ، تكليف تمامى مؤمنان

فاصبر . .. و سب-ّح ... و استمع يوم يناد المناد

هر چند واژه هاى «اصبر»، «سبّح» و «استمع» ظاهراً خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى در حقيقت تكليفى است براى همگان و پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه الگوى امت است، به تنهايى مخاطب قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 1،3،4

1 - مسجد ها و معبد ها ، بايد تنها به عبادت خداوند اختصاص داشته باشد .

و أنّ المسجد للّه

«مساجد» (جمع «مسجد») به معناى محل هايى است كه براى سجده و عبادت خدا، بنا شده است.

3 - هيچ كس جز خداوند ، نبايد در مساجد و معابد مورد پرستش قرار گيرد .

فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

تفريع جمله «فلاتدعوا. ..» بر «أنّ المساجد للّه»، مى رساند كه نهى از دعا و عبادت غيرخدا، مربوط به مساجد است.

4 - عبادت و سجده ، اختصاص به خدا دارد و تنها او شايسته آن است .

و أنّ المسجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

اختصاص يافتن محل هاى سجده و عبادت به خداوند، بيانگر آن است كه خود سجده و عبادت، به او اختصاص دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 1،3

1 - قريش ، بايد خود را به عبادت خداوند و بندگى نكردن غير او ، ملزم مى ساختند .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

3 - مالكيت خداوند بر كعبه و سيطره ربوبيت و تدبير او بر آن ، برهان الزام قريش به عبادت او است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 2،16

2 - قريش ، به دليل تأمين تغذيه شان از سوى خداوند ، ملزم به پرستش او بودند .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 8

8 - خداوند ، تنها معبود شايسته عبادت است .

اللّه أحد

برخى از اهل لغت اصل كلمه «اللّه» را «إله» مى دانند. فعل «اَلَهَ»; يعنى، عبادت كرد، در اين صورت «إله»، به معناى معبود خواهد بود (مفردات راغب). كلمه «اللّه» با آن كه علم است، مى تواند ناظر به معناى لغوى «إله» نيز باشد. در اين صورت مراد از «وحدت معبود»، اين است كه ساير معبودها، دروغين و پندارى اند و شايسته عبادت نيستند.

129- عبادت در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 43 - 14،19

14 - عبادت دستجمعى و نماز جماعت در اديان گذشته

و اركعى مع الرّاكعين

19 - وجود عبادت كنندگان خدا و نمازگزارانى غير از حضرت مريم ، در عصر آن حضرت

و اركعى مع الرّاكعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 14

14 - خداوند در هيچ آيينى به پرستش معبودى جز خود، فرمان نداده است.

و أن تشركوا بالله ما لم ينزل به سلطنا

130- عبادت در اول شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 7

7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وط-ًا

يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).

131- عبادت در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 7

7 - انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه گرايش به معبود و پرستش آن

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 8

8 - انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بودند .

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 8

8 - انسان از گذشته هاى دور تاريخ برخوردار از روحيه پرستش بود .

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

132- عبادت در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 5

5 - ظهر و عشا ، لحظه هايى مناسب و ممتاز براى عبادت خداوند است .

فسبحن اللّه . .. و له الحمد ... و عشيًّا و حين تظهرون

در صورتى كه مراد از «حين تظهرون» همان لحظه هاى خاص عصرگاه و نيم روز باشد، اين برداشت قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 3

3 - شب هنگام ، فرصتى مناسب و شايسته براى عبادت پروردگار

أمّن هو قنت ءاناء الّيل

ياد شدن وقت شب براى عبادت، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 1

1 - شب ، فرصتى مناسب براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى و روز ، زمانى شايسته براى تلاش و رسيدگى به امور زندگى

إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

«سبح» در معانى متعددى به كار مى رود; از جمله سعى و تلاش براى معاش (قاموس المحيط). جمله «إنّ لك فى النهار»، تعليل ديگرى براى «قم الليل»است; يعنى، چون در روز به خاطر تلاش طولانى براى معاش، فرصت و فراغت براى مناجات و عبادت نيست، شب را براى اين كار اختصاص بده.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

133- عبادت در شرق خانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

134- عبادت در شرق عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

135- عبادت در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 3

3- زكريا ( ع ) ، در مدت سكوت سه روزه ، دخول وقت عبادت را در صبح و عصر ، با اشاره به مردم اعلام مى كرد .

فخرج على قومه من المحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

احتمال مى رود جمله «فخرج . ..» در باره خروج زكريا(ع) در مدت سه روز باشد. در اين صورت، «بكرة و عشيّاً» ظرف براى فعل هاى «خرج» و «أوحى» خواهد بود و مفاد آيه چنين مى شود: چون زكريا(ع) وظيفه اعلام دخول وقت عبادت را برعهده داشت، در صبح و عصر آن سه روز كه نمى توانست با مردم سخن بگويد، دستور «سبّحوا» را با اشاره به آنان تفهيم مى كرد.

136- عبادت در ظهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 5

5 - ظهر و عشا ، لحظه هايى مناسب و ممتاز براى عبادت خداوند است .

فسبحن اللّه . .. و له الحمد ... و عشيًّا و حين تظهرون

در صورتى كه مراد از «حين تظهرون» همان لحظه هاى خاص عصرگاه و نيم روز باشد، اين برداشت قابل استفاده است.

137- عبادت در عصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 3

3- زكريا ( ع ) ، در مدت سكوت سه روزه ، دخول وقت عبادت را در صبح و عصر ، با اشاره به مردم اعلام مى كرد .

فخرج على قومه من المحراب فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

احتمال مى رود جمله «فخرج . ..» در باره خروج زكريا(ع) در مدت سه روز باشد. در اين صورت، «بكرة و عشيّاً» ظرف براى فعل هاى «خرج» و «أوحى» خواهد بود و مفاد آيه چنين مى شود: چون زكريا(ع) وظيفه اعلام دخول وقت عبادت را برعهده داشت، در صبح و عصر آن سه روز كه نمى توانست با مردم سخن بگويد، دستور «سبّحوا» را با اشاره به آنان تفهيم مى كرد.

138- عبادت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 4

4 - ممكن نبودن عبادت و جبران كوتاهى ها و تقصير ها ، در جهان آخرت

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

يادآورى شدّت هولناكى عرصه قيامت و ناتوانى كافران براى سجده و خضوع در برابر پروردگار، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه هيچ كس نمى تواند كوتاهى هاى گذشته خود را، در آخرت جبران كند.

139- عبادت در كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 14،18،20

14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 2،3

2 - كعبه ، محل عبادت حضرت ابراهيم ( ع )

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«تبوِئة» (مصدر «بوّأنا») به معناى «مَبائه و مرجع قراردادن است; يعنى، «به خاطر بسپار آن زمانى را كه ما محل كعبه را براى ابراهيم(ع) محل مراجعه قرارداديم». مراجعه مكرر حضرت ابراهيم (ع) به محل كعبه يا به منظور عبادت خدا بوده است و يا براى ساختن بناى آن، برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

3 - محل كعبه ، محلى تعيين شده از جانب خدا براى عبادت

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

140- عبادت در مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 5

5 - اهميت عبادت و نماز در مسجد*

و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 1،3،6

1 - مسجد ها و معبد ها ، بايد تنها به عبادت خداوند اختصاص داشته باشد .

و أنّ المسجد للّه

«مساجد» (جمع «مسجد») به معناى محل هايى است كه براى سجده و عبادت خدا، بنا شده است.

3 - هيچ كس جز خداوند ، نبايد در مساجد و معابد مورد پرستش قرار گيرد .

فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

تفريع جمله «فلاتدعوا. ..» بر «أنّ المساجد للّه»، مى رساند كه نهى از دعا و عبادت غيرخدا، مربوط به مساجد است.

6 - « عن يونس بن يعقوب قال : سمعت الصادق جعفربن محمد ( ع ) يقول : . . . ملعون ملعون من لم يوقّر المسجدَ ، تدرى يا يونس لِمَ عظَّم اللّه حقَّ المساجد و أنزل هذه الآيه : « و أنّ المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحداً » ؟ كانت اليهود و النصارى إذا دخلوا كنائسهم أشركوا باللّه تعالى ، فأمر اللّه سبحانه نبيَّه أن يوحّدَ اللّهَ فى ها و يَعْبُدَه ;

از يونس بن يعقوب روايت شده كه گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: . .. ملعون است، ملعون است، آن كس كه به مساجد احترام نگذارد; اى يونس! مى دانى چرا خداوند حق مساجد را بزرگ دانسته و آيه «و أنّ المساجد للّه فلاتدعوا مع اللّه أحداً» را نازل فرموده است؟ زيرا يهود و نصارا وقتى به معابد خود مى رفتند، به خداى تعالى شرك مىورزيدند. پس خداوند سبحان به پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) دستور داد كه خدا را در مساجد به وحدانيت بخوانند و عبادت كنند».

141- عبادت در معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 18 - 3

3 - هيچ كس جز خداوند ، نبايد در مساجد و معابد مورد پرستش قرار گيرد .

فلاتدعوا مع اللّه أحدًا

تفريع جمله «فلاتدعوا. ..» بر «أنّ المساجد للّه»، مى رساند كه نهى از دعا و عبادت غيرخدا، مربوط به مساجد است.

142- عبادت رو به شرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 7

7- مريم ( س ) ، براى عبادت خويش ، مكانى رو به شرق را برگزيده بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

«شرقى»; يعنى، به طرف مشرق (لسان العرب).

143- عبادت زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 3

3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).

144- عبادت زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 6

6 - تسليم در برابر خداوند ، ايمان به او ، فرمانبرى از او ، توبه ، عبادت و روزه دارى ، از اوصاف زنان شايسته در نگاه وحى

أزوجًا خيرًا منكنّ مسلمت مؤمنت قنتت تئبت عبدت سئحت

«قنوت» (مصدر «قانتات») به معناى اطاعت همراه با خضوع است (مفردات راغب). «سياحت» (ماده «سائحات») به معناى سير در زمين به منظور عبادت است. اهل لغت و مفسران گفته اند: از آن جا كه روزه داران، تمام روز را بدون غذا سپرى مى كنند، به آنان «سائح» مى گويند (برگرفته از لسان العرب).

145- عبادت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 3

3 - تأكيد شيطان بر واداشتن مردم به بندگى خويش

قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

بنابر اينكه «عبادك» ناظر به عبوديت تشريعى باشد، مراد شيطان از «لاتخذن . ..» اين است كه: برخى از بندگانى كه تو را اطاعت مى كنند، به اطاعت خويش وادار خواهم ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 2،4

2- بت پرستى ، در حقيقت شيطان پرستى است .

يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر . .. يأبت لاتعبد الشيطن

آنچه مسلّم و مصرّح است، آن است كه آزر بت بوده است; نه شيطان پرست، ولى حضرت ابراهيم، بت پرستى را به منزله شيطان پرستى دانسته و با تعبير «لاتعبد» از آن ياد كرده است; بنابراين در ديدگاه ابراهيم(ع)، بت پرستى در حقيقت

خضوع و انقياد در برابر شيطان و نوعى پرستش او است.

4- اطاعت از شيطان ، در حقيقت پرستش او است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن

عبادت كردن بت ها و عبادت كردن شيطان دو مقوله است، ولى ابراهيم(ع) يكى را به منزله ديگرى دانسته است. وجه اين تنزيل ممكن است تلاش شيطان در برانگيختن آدمى به شرك باشد كه قرآن اطاعت از او را، عبادت خوانده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 3

3 - اطاعت از شيطان ، به منزله عبادت او است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

146- عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 16

16 - پرستش غير خداوند ، ظلم است .

ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 3،4

3 - آدمى ، با شرك ورزى و پرستش غير خدا به خود ستم مى كند .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

4 - شرك ورزى و پرستش غير خدا ، ضرر و زيانى را متوجه خداوند نخواهد كرد .

إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 1،2

1 - گروهى از مسيحيان ، آلوده به عبادت و پرستش غير خدا

اتعبدون من دون اللّه ما لايملك

با توجه به آيات گذشته، معلوم مى شود كه مخاطبان جمله «اتعبدون» مسيحيان مى باشند.

2 - مسيحيان ، مورد نكوهش خداوند به خاطر پرستش غير خدا

قل اتعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 16

16 - پرستش آنچه آدمى خود مالك آن است ، نشانه بى خردى اوست .

يعكفون على أصنام لهم . .. قال إنكم قوم تجهلون

از نكاتى كه موسى، بنى اسرائيل را به سبب آن جاهل شمرد، همان است كه از «أصنام لهم» به دست مى آيد ; يعنى اين جاهلانه است كه شما مى بينيد بت پرستان چيزى را عبادت مى كنند كه خود مالك آن هستند و در عين حال تقاضا مى كنيد معبودى مانند معبود آنان داشته باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 7

7 - پرستش غير خداوند ، شرك است .

فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه . .. و لاتكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 6،7

6 - پرستش و نيايش غير خداوند ، شرك است .

و لاتدع من دون اللّه . .. فإن فعلت فإنك إذاً من الظلمين

7 - كسانى كه غير خداوند را نيايش و عبادت كنند ، ظالم هستند .

و لاتدع من دون اللّه . .. فإنك إذاً من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 25

25- تقليد از نياكان در عبادت غير خدا ، عمل باطلى است كه انبيا به مبارزه با آن برخاستند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 5

5- پرستش غير خدا ، ايمان به باطل و كفران نعمت هاى الهى است .

أفبالبطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون . و يعبدون من دون الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 18

18 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و من يرد فيه بإلحاد بظلم » فقال : من عبد فيه غير اللّه عزّوجلّ أو تولّى فيه غير أولياء اللّه فهو ملحد بظلم . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يرد فيه بالحاد بظلم» روايت شده است كه فرمود: كسى كه در مكّه، غير از خداى عزّوجلّ را پرستش كند، يا ولايت غير اولياى خدا را بپذيرد، «الحاد به ظلم» كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 29 - 5

5 - فرعون ، مورد پرستش مردم سرزمين خويش

لئن اتّخذت إلهًا غيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 88 - 11

11 - پرستش غيرخدا ، برخلاف فرمان الهى است .

و لاتدع مع اللّه إلهًا ءاخر. .. له الحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 2

2 - ملائكه ، پرستيده شدن غير خداوند را شايسته نمى دانند .

قالوا سبحنك

اعلام منزّه بودن خداوند از سوى فرشتگان، در جواب اين سؤال كه «آيا شما مورد پرستش مشركان بوده ايد» مى تواند ناظر به حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 1

1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 3

3 - شرك و عبادت غيرخدا ، از سوى هركس كه باشد - حتى پيامبران - در پيشگاه خداوند ، گناهى نابخشودنى است .

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 5

5 - عبادت غير خدا ، گناه و حرام است .

قل إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 3

3 - امت هاى پيشين ، با وجود برهانِ روشن الهى ، گرفتار عبادت غير خدا شده ، خود را به آن موظف مى پنداشتند .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه

تعبير «و ما اُمروا. ..»، تعريض به تفرقه گران است كه نبايد امر خدا را بهانه قرار دهند; زيرا او به شرك فرمان نداده است.

147- عبادت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 6

6 - فرعون و اشراف دربار او ، مورد پرستش بردگان تحت سلطه آنان

و قومهما لنا عبدون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «عبادة» (مصدر «عابدون»)، در جمله فوق، به معناى پرستيدن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 29 - 5

5 - فرعون ، مورد پرستش مردم سرزمين خويش

لئن اتّخذت إلهًا غيرى

148- عبادت قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 6

6 - قوم عاد در عين اعتقاد به معبودانى دروغين و ضرورت پرستش آنها ، معتقد به خداوند و پرستشگر او بودند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 8

8 - قوم هود پرستشگر اسمهايى بى هويت و معبودانى ساخته و پرداخته اوهام خود و نياكانشان

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

149- عبادت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 2،3

2 - سوت كشيدن و كف زدن در اطراف كعبه به عنوان عبادت و نيايش از سوى كافران مكه ، دليل عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون . .. مكاء و تصدية

جمله «ما كان صلاتهم . .. » مى تواند بيان مصداقى براى بى تقوايى متوليان كفرپيشه مسجدالحرام باشد و در نتيجه دليلى براى عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام.

3 - كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاته--م . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

150- عبادت كامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 5

5 - عبادت و مناجات چهل شبه ، عبادت و مناجاتى كامل و داراى اثرى خاص است .

و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة

به كارگيرى واژه «اتمام» در جمله «اتممناها» و نيز استفاده از «تمَّ» (به جاى - مثلا - «صار») در جمله «فتم ميقات ربه»، بيانگر اين است كه عبادت سى شبه عبادتى كامل و تمام نبوده و با سپرى شدن چهل شب، كامل و تمام شده است. تصريح به اينكه پس از اضافه شدن ده به سى مجموع آن چهل شد (فتم ... اربعين) مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

151- عبادت كنار قبور صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 38

38- ساختن مسجد بر اقامت گاه صالحان و مزار آنان ، جايز بوده و عبادت در كنار قبر آنان شايسته است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

هرگاه قرآن، از جوامع و اديان پيشين، سخن و عملى را با لحنى نقل كند كه نشانه تمجيد و عنايت خاص خداوند باشد، معلوم مى شود كه قرآن، آن گفته و كردار را صحيح و پسنديده تلقّى كرده است.

152- عبادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

153- عبادت محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 4،5

4 - محسنان بهشتى ، در بيشتر شب هاى خويش ، اهل تهجد و عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «قليلاً من الليل» به معناى شب هاى اندكى از ايام سال باشد; نه به معناى

اندكى از هر شب.

5 - محسنان تقواپيشه ، در بيشتر ساعات شب مشغول عبادت اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

برداشت ياد شده بنابراين است كه مراد از «قليلاً من الليل» مربوط به ساعات هر شب باشد; يعنى، اندكى از ساعات هر شب را مى خوابند و بيشتر آن را به عبادت و شب زنده دارى مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 19 - 2

2 - اهل تقوا و احسان ، همراه با تهجد و عبادت ، داراى خدمات اجتماعى و انفاق مالى اند .

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون . .. و فى أمولهم حقّ للسّائل و المحروم

154- عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 1

1 - نماز خواندن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، عبادت كردنش و انجام امور زندگانى و مرگش تنها براى خدا بود.

إن صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله

«محيا» و «ممات» مصدر ميمى و به معناى زنده ماندن و مردن است. چون زنده ماندن و مردن در اختيار انسان نيست تا آن را براى خدا قرار دهد، مى توان گفت مقصود از آن چگونه زندگى كردن و چگونه مردن است و يا مراد انجام امور مربوط به زندگى و مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 20 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها خدا را مى خواند و به عبادت او مى پرداخت .

إنّما أدعوا ربّى

155- عبادت مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 17

17 - پايبندى مادر مريم ( س ) به نذر خويش در گماردن وى براى عبادت خداوند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى سمّيتها مريم

از اينكه نام فرزند خويش را مريم (به معنى عابده) گذاشت، برداشت فوق به دست مى آيد.

156- عبادت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 9

9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

157- عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 9

9 - مشركان ، پرستشگر معبودانى اعتبارى و متكى به خدايانى پوچ و واهى

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 5

5 - پرستش چيزى ناتوانتر از پرستنده آن ، نابخرى و مايه شگفتى است .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

استفهام در جمله «ألهم . .. » به انگيزه تعجب ايراد شده و منشأ تعجب به مناسبت مورد، نابخردى پرستشگران بتهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 6

6- پرستش عناصر بى تأثير و ناتوان ، نشان كوتاه نظرى و ناآگاهى مشركان است .

و يعبدون من دون الله ما لايملك لهم رزقًا . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و

معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 1

1 - پرستش معبودهاى واهى، سود واقعى براى آدميان ندارند.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا

158- عبادت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 1،7

1 - مقربان درگاه خدا هيچگاه در برابر او خود را بزرگ نمى شمرند و از پرستش او روگردان نمى شوند .

إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

«استكبار» به معناى خودبزرگ بينى است و چون به حرف «عن» متعدى شده، معناى اعراض و رويگردانى در آن اشراب شده است. يعنى «لايعرضون عن عبادته مستكبرين».

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

159- عبادت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 9

9 - فرشتگان همواره با تواضع در برابر خدا وى را عبادت مى كنند و او را منزه مى دانند و تنها بر درگاه او سجده مى برند .

إن الذين عند ربك . .. و له يسجدون

بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از «الذين عند ربك» فرشتگان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 7

7 - پرستش مخلوقات خدا ( فرشتگان ) و فرزند او انگاشتن آنان ، اقدامى ناسپاسانه و كفرآميز

و جعلوا له . .. إنّ الإنسن لكفور مبين

با توجه به فضاى آيات، مى توان استفاده كرد كه مشركان مكه فرشتگان را فرزند خدا مى دانستند و آنان را مورد پرستش قرار مى دادند. خداوند، پس از ياد كردن نعمت هاى خويش، اين پندار را نمونه بارز ناسپاسى مى شمارد.

160- عبادت ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 3

3 - پرستش هيچ چيزى، جز خداوند يگانه، روا و مجاز نيست.

قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

161- عبادت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 116 - 10

10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .

كل له قنتون

«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 3

3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).

162- عبادت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 1

1 - خداوند ، پس از نجات بنى اسرائيل از سيطره فرعونيان ، موسى ( ع ) را براى عبادت و مناجاتى خاص فرا خواند .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب) - با وجود اينكه معمولا در بيان شبانه روز و مانند آن، از كلمه «يوم» (روز) استفاده مى شود - اشاره به اين معنا دارد كه: وعده خدا با موسى (ع) براى عبادت و مناجات بوده است. از آن جا كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل نيز اعمال عبادى داشته، معلوم مى شود آن دعوت براى عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 1،14

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم

مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

14 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا مناجات و عبادت ويژه او در مكانى به دور از بنى اسرائيل باشد .

و وعدنا موسى . .. اخلفنى فى قومى

از اينكه موسى براى آمدن به ميقات، هارون را به جانشينى خويش معرفى كرد، معلوم مى شود وى در مدت ميقات در ميان بنى اسرائيل نبوده و از آنان فاصله داشته است.

163- عبادت موسى(ع) در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 2،3،7

2 - مدت مناجات و عبادت ويژه موسى ( ع ) در مرحله نخست سى شب تعيين گرديد .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

3 - موسى ( ع ) علاوه بر گذراندن سى شب براى عبادت و مناجات ، موظف به ادامه آن تا ده شب ديگر شد .

و أتممنها بعشر فتم ميقت ربه أربعين ليلة

«ميقات» به معناى زمانى است كه براى انجام كارى تعيين گردد. «ميقات ربه» يعنى زمانى را كه خدا براى انجام عبادت و مناجات موسى تعيين كرد.

7 - بروز بدا براى خدا در مقدار زمان تعيين شده جهت عبادت و مناجات موسى ( ع )

و أتممنها بعشر

164- عبادت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 3

3 - اهل ايمان ، پرستش كنندگان خداوند هستند .

و نحن له عبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 2

2 - عبادت شبانه با سجده و قيام ، دغدغه خاطر داشتن از روز قيامت و اميد به رحمت الهى ، از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه

آيه شريفه به قرينه مقابله با آيه قبل - كه درباره انسان هاى كافر بود - درصدد بيان اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 16

16 - اقدامات خردمندانه و حركت هاى خيرخواهانه اجتماعى اهل ايمان ، مكمل عبادت هاى فردى آنان است .

و أقاموا الصلوة و أمرهم شورى بينهم و ممّا رزقنهم ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 20

20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى

أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون

مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1- أشدّاء، 2- رحماء، 3- ركعّاً سجّداً) است.

165- عبادت ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 5

5 - آميختنِ عبادت و نيايش به امورى لغو و بيهوده ، امرى ناروا و بس نكوهيده

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

166- عبادت نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

167- عبادت و اقتصاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 5

5 - پيوستگى مسائل عبادى و اقتصادى در اسلام

اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

168- عبادت و پاكيزگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 24

24 - ارتباط تنگاتنگ عبادت با طهارت و نظافت

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

169- عبادت و طهارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 24

24 - ارتباط تنگاتنگ عبادت با طهارت و نظافت

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

170- عبادت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

171- عدالت در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 9

9 - انقطاع كامل از غير خدا و پايبندى خالصانه به دين، از مصاديق قسط در عبادت و پرستش

قل أمر ربى بالقسط و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين

172- عصيان از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 8،9

8 - امتناع از عبادت خداوند به دليل گردن فرازى و خودبرتربينى ، موجب عذاب دردناك در قيامت

و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم عذاباً أليماً

9 - بى پناهى مستكبران رويگردان از بندگى خدا در برابر كيفر الهى در قيامت

اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم عذاباً أليماً و لايجدون لهم من دون اللّه و

173- علم به عبادت بندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 8

8- خداوند ، به عبادت و اطاعت بندگان آگاه است و هرگزآن را فراموش نمى كند .

و ما كان ربّك نسيًّا . .. واصطبر لعبدته

174- علم و عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 12

12 - نيل به حقيقت ، مولود امتزاج علم ، عبادت و اخلاق

ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايستكبرون

175- عوامل اخلاص در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 110 - 20

20- توجه به ربوبيّت خداوند ، برانگيزاننده انسان به عبادت خالصانه او و پرهيز از شركورزى است .

و لايشرك بعبادة ربّه أحدًا

176- عوامل ترك عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 2

2 - ترك پرستش و ياد خدا ، انگيزه كفرپيشگان دربازدارى مسلمانان از ورود به مساجد و تلاش براى تخريب آنها

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

«أن يذكر» به تقدير «لا»ى نافيه، مفعولٌ له براى «منع» است; يعنى، از ورود به مساجد جلوگيرى مى كردند تا نام خدا در آنها برده نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 4

4 - غفلت از ياد خدا و رويگردانى از پرستش او ، برخاسته از خودبزرگ بينى است .

و لاتكن من الغفلين. إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

نهى از غفلت و سپس بيان اين معنا كه مقربان درگاه خدا در برابر او تكبرى نمىورزند، بيانگر اين است كه غفلت كردن از ياد خدا در حقيقت تكبر كردن در برابر اوست و يا ريشه در تكبر و خودبزرگ بينى دارد.

177- عوامل تكامل عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 8

8 - كمال عبادت ، تحقق پذير در پرتو تنزيه حق از هر كاستى و ستايش او به جهت صفات كمال *

و سب-ّح بحمد رب-ّك

در صورتى كه باء در «بحمد» براى مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه كمال عبادت، متوقف بر دو پايه است: تنزيه حق از كاستى ها و ستايش او بر صفات وجودى و كمالى.

178- عوامل صبر در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 10

10- توجه به نبود فراموشى در خداوند و ربوبيت او بر سراسر هستى ، برانگيزنده آدمى به عبادت و اطاعت او و پايدارى بر آن

و ما كان ربّك نسيًّا . ربّ السموت ... فاعبده واصطبر لعبدته

تفريع لزوم عبادت بر معارف ذكر شده در جملات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.

179- عوامل عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 3

3 - باور به ربوبيت خدا ، رحمت آفرينى و مالكيتش بر روز جزا ، وادار كننده آدمى به پرستش او

رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 102 - 14

14 - توجه به نظارت الهى بر هستى عامل گرايش انسان به عبوديت براى خدا و پرهيز از شرك و نافرمانى

فاعبدوه و هو على كل شىء وكيل

180- عوامل عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 21

21- باور به انحصار خالقيت به خداوند ، وادار كننده انسان به پرستش او و پرهيز از شرك و دورى از گناه و استغفار از گناهان گذشته است .

هو أنشأكم من الأرض . .. فاستغفروه

برداشت فوق، از حرف «فاء» كه جمله «استغفروه . ..» را بر «هو أنشأكم ...» تفريع كرده است به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 7،8

7- باور به انحصار مالكيت خداوند بر غيب هستى ، وادار كننده آدمى به پرستش خدا و توكل بر او

و لله غيب السموت و الأرض . .. فاعبده و توكل عليه

جمله «اعبده و توكل عليه» بر دو جمله «لله غيب السماوات و الأرض» و «إليه يرجع الأمر كله» تفريع شده است. برداشت فوق ، ناظر به ارتباط آن با جمله نخست است.

8- باور به بازگشت همه امور به خدا و منشأ بودن او براى همه كارها ، آدمى را به عبادت وى و توكل كردن بر او ، وامى دارد .

و إليه يرجع الأمر كله فاعبده و توكل عليه

در برداشت فوق جمله «اعبده و توكل عليه» در ارتباط با «إليه يرجع . ..» معنا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 5

5- حمايت خداوند از بندگان ، شايسته تسبيح ، سپاسگزارى و عبادت اوست .

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك

«فا» در «فسبّح» تفريع بر آيه قبل است (آيه قبل درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر سخنان آزار دهنده مشركان بود). تفريع اين آيه بر آن مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 8

8- ربوبيت خداوند ، شايسته عبادت به درگاه او

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 10

10- توجه به نبود فراموشى در خداوند و ربوبيت او بر سراسر هستى ، برانگيزنده آدمى به عبادت و اطاعت او و پايدارى بر آن

و ما كان ربّك نسيًّا . ربّ السموت ... فاعبده واصطبر لعبدته

تفريع لزوم عبادت بر معارف ذكر شده در جملات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.

181- فرجام عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 2 - 3

3- پرستش غير خدا ، فرجام شوم و ناميمونى را درپى خواهد داشت .

ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير

جمله «ألاّ تعبدوا إلاّ الله» حاوى دو معناست: 1. نهى از پرستش غير خدا; 2. لزوم پرستش خداوند. «انذار» كه به معناى ترساندن از فرجامى شوم است، در ارتباط با معناى نخست و بشارت كه به معناى مژدگانى به عاقبتى خوش است، در ارتباط با معناى دوم ايراد شده است. لام در «لكم» لام تقويت و متعلق به «نذير و بشير» است.

182- فضيلت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 3 - 7

7 - اقامه نماز و انفاق در راه خدا داراى ويژگى و امتياز در ميان ساير عبادات و تكاليف الهى

يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون

بديهى است ايمان علاه بر اقامه نماز و انفاق داراى نمودهاى عملى ديگر نيز هست ; بنابراين ذكر اين دو براى رساندن اهميت ويژه آنهاست.

183- فضيلت عبادت در مسجد قبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 6

6 - مسجد قبا ، بنيان نهاده شده بر اساس تقوا و مكانى شايسته براى عبادت

لمسجد أسّس على التقوى . .. أحق أن تقوم فيه

با توجه به شأن نزول و به قرينه مسجد ضرار، منظور از «لمسجد أسّس على التقوى» مسجد قبا مى باشد.

184- فضيلت عبادت كنار كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 9

9- عبادت و نماز در كنار خانه خدا ، برخوردار از فضيلت و ارزش بيشترى در مقايسه با ساير سرزمينها

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه اقامه نماز در غير مكه براى فرزندان حضرت ابراهيم(ع) ممكن بود; ولى حضرت ابراهيم(ع) براى فضيلت عبادت در جوار خانه خدا آن مكان را براى فرزندانش برگزيد.

185- فلسفه عبادات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 17

17 - ياد خدا و توجه به او ، فلسفه مشترك تمامى عبادت ها است .

فاعبدنى و أقم الصلوة لذكرى

«لذكرى» ممكن است همان گونه كه دليل براى «أقم الصلوة» است، بيانگر علت «فاعبدنى» نيز باشد.

186- فلسفه عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 13

13 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه : « فان قال ] قائل [ فلم تعبّدهم ؟ قيل لئلا يكونوا ناسين لذكره و لاتاركين لأدبه و لالاهين عن أمره و نهيه ;

اگر كسى بگويد: چرا خدا مردم را موظف به عبادت كرده است؟ گفته مى شود: براى اينكه ياد او را فراموش نكنند و ادب را ترك ننمايند و به امر و نهى او بى اعتنا نباشند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 3

3 - داشتن قبله اى خاص و روكردن به آن ، هدف اصلى دين و عبادت نيست .

ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب و لكن البر من ءامن

بديهى است كه روى آوردن به قبله (در عبادتها) خود از فرمانهاى الهى است. بنابراين نفى نيكى از آن با توجه به فرازهاى بعد (و لكن البر ...) اشاره به اين دارد كه: دستور روى آوردن به قبله يك دستور فرعى است و آنچه هدف و اساس دين است، ايمان و ... مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 7

7- نيل به مرتبه والاى يقين ، هدف و فلسفه عبادت است .

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

«حتى» براى انتهاى غايت و به معناى «إلى» است و در اين آيه «يقين» غايت و هدف براى «عبادت» (و اعبد . ..) قرار گرفته است.

187- فلسفه عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 10

10- راه يابى به صراط مستقيم ، هدف اصلى از عبادت خداوند است .

فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 14

14 - تقرب به خداوند ، فلسفه عبادت و اطاعت او است .

أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته ترديدناپذير است كه محكوم شدن كافران، به خاطر تقرب آنان به خدا از راه عبادت غير او (همچون بت ها) است; نه به دليل اصل تقرب. بنابراين اصل تقرب به خدا در عبادت كردن نه تنها مورد انتقاد نيست; بلكه تأييد نيز مى شود.

188- فلسفه عبادت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 6

6 - تقرب به خداوند ، هدف مشركان از عبادت معبودهايشان

ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى

189- فلسفه نهى از عبادت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 9

9 - دشمنى و بدخواهى شيطان براى انسان ، فلسفه توصيه خداوند به اطاعت نكردن از شيطان

أن لاتعبدوا الشيطن إنّه لكم عدوٌّ مبين

190- قيام در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 4

4 - سجده و قيام ، دو ركن عبادت

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

اختصاص به ذكر يافتن سجده و قيام از ميان ديگر اجزا و اركان عبادت، برداشت بالا به دست مى آيد.

191- كافران و عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

192- كفر عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 7

7 - پرستش غير خدا ، كفر است و مشركان كافراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

برداشت فوق، از به كار بردن واژه «كافر» بر عبادت كنندگان غير خدا - كه همان مشركان اند - استفاده شده است.

193- كيفر ترك عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 18

18 - نوح ، نگران مبتلا شدن قومش به كيفر دنيوى ( طوفان ) بر اثر شركورزى و ترك پرستش خداوند

إنى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

بر اساس اين احتمال كه مراد از «يوم عظيم» زمان طوفان نوح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 13

13 - هود برحذردارنده قوم خويش از گرفتار شدن به عذاب هاى الهى به سبب پرستش نكردن خداى يكتا و پرهيز نكردن از گرايش هاى شرك آلود

أفلاتتقون

«اتقاء» مصدر «تتقون» به معناى گرفتن حفاظ براى دورى از مكروه و مانع شدن از رسيدن مكروه است. در اينجا به مناسبت مورد و تأييد آيات بعد (همانند آيه 70)، مراد از مكروه، عذابهاى الهى است، يعنى: أفلا تتقون عذاب اللّه.

194- كيفر تكبر در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 4

4 - آنان كه از سر كبر و خودخواهى به عبادت خدا نمى پردازند ، محكوم به دوزخ اند .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم

195- كيفيت عبادت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 12

12- توجه دنياگرايان به خدا ، براى منافع و مطامع مادّى آنان است . *

و أُحيط بثمره . .. و هى خاوية على عروشها و يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

احتمال دارد كه تأسّف مرد مغرور سرمايه از دست داده، بر شرك خويش، نه از آن رو باشد كه به قبح ذاتى شرك پى برده، بلكه از آن رو باشد كه چرا شرك ورزيده تا منافع اش تهديد و سرمايه اش نابود شد.

196- كيفيت عبادت قوم زكريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 10

10- قوم زكريا براى عبادت ، به دستورالعمل هاى ارائه شده از سوى او عمل مى كردند .

فأوحى إليهم أن سبّحوا

197- كيفيت عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 1

1 - برپا ايستادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، براى عبادت و اقامه نماز به صورت علنى و آشكارا

و أنّه لمّا قام عبد اللّه يدعوه

مقصود از «عبداللّه»، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و مراد از دعا در جمله «يدعوه» نماز و عبادت ويژه مسلمانان مى باشد.

198- گرايش به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 7

7 - انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه گرايش به معبود و پرستش آن

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 8

8 - انسان از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بود .

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 8

8 - انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بودند .

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 9

9- انسان از ديرباز ، برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 9

9- انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 10

10- انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن بود .

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

199- گمراهى عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 5

5 - پرستيدن غير خدا ، گمراهى است .

ءأنتم أضللتم عبادى هؤلاء أم هم ضلّوا السبيل

200- گناه ترك عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 1

1 - كفر به خدا و سرپيچى از عبادت او ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب دردناك دوزخ است .

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه

مراد از «الطيب من القول» - همان طور كه در آيه پيش گفته شد - كلمه توحيد و «صراط حميد» عبادت خداى يگانه است. بنابراين با توجه به ارتباط اين آيه با آيه پيش، مى توان گفت: «كفروا» در «إنّ الذين كفروا»به تقدير «كفروا بالطيب من القول» است و مراد از «سبيل اللّه» در «يصدون عن سبيل اللّه»، عبادت و پرستش خداى يگانه مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين» اسم «إنّ» و خبر آن محذوف است و تقدير آن به قرينه ذيل آيه چنين مى شود: «إنّ الذين كفروا... نذيقهم من عذاب أليم».

201- محافظت از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 16

16 - پاسدارى از روابط عاطفى اهل ايمان نسبت به يكديگر و نيز حفظ روابط عبادى آنان با خدا ، ملاك و حكمتى براى جعل احكام دين

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

202- مدت عبادت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 3

3 - مدت زمان عبادت و مناجات ويژه موسى ( ع ) ، چهل شب تعيين شد .

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة

203- مراد از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 10

10- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « . . . كلاّ سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدّاً » يوم القيامة . . . ثمّ قال : ليست

العبادة هى السجود و لا الركوع و إنّما هى طاعة الرجال من أطاع مخلوقاً فى معصية الخالق فقد عبده ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا « . .. كلاّ سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدّاً» روايت شده كه فرمود: [اين ضديّت] روز قيامت است... سپس امام فرمود: عبادت [در اين جا] سجود و ركوع نيست; بلكه [مراد ]اطاعت از مردم است; هر كس مخلوقى را در معصيت خالق اطاعت كند، او را عبادت كرده است».

مشركان و عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

204- مظاهر عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 3

3 - نماز بارزترين جلوه پرستش خدا

إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين

«نسك» به معناى عبادت است و شامل نماز نيز مى شود. بنابراين تنها نام بردن از نماز در ميان ساير عبادتها بيانگر اهميت ويژه آن است.

205- معرضان از عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 8

8 - كافران و روى گردانان از عبادت خداوند ، دور ماندگان از هدف آفرينش و عنايت حق *

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون

از اين كه هدف الهى از آفرينش انسان، پرستشگرى حق دانسته شده، استفاده مى شود كه كافران از هدف عالى خلقت - كه مورد نظر حق بوده - دور مانده اند.

206- مكان عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 7،10

7 - مساجد ، جايگاه عبادت خدا و ياد كردن نام اوست .

مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه

سجده، بارزترين نمود پرستش است و تعبير از پايگاههاى دينى اهل ايمان به مسجد (جايگاه سجده) بيانگر اين است كه: آن پايگاهها محل عبادت و پرستش مى باشد.

10 - غفلت از ياد خدا در جايگاه عبادت ( مسجد و . . . ) امرى نكوهيده و نارواست .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه

عبارت «أن يذكر فيها اسمه» بيانگر اين است كه: دليل ناروا بودن و ستمكار شمردن بازدارندگان مردم از حضور در مساجد، ياد نشدن نام خداست. بنابراين جمله «من أظلم ...» شامل كسانى كه در جايگاههاى عبادت از ياد خدا غافلند نيز، مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 6

6 - در هر كجاى زمين ، مى توان روى به خدا آورد و به عبادت و ياد او پرداخت .

فأينما تولوا فثم وجه اللّه

«أينما» از اسماى شرط و جواب آن محذوف است و جمله «فثم وجه اللّه» جانشين آن مى باشد. جمله با تقدير آن چنين است: «أينما تولوا فلا جناح عليكم لان هناك وجه اللّه». (اقتباس از الميزان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 158 - 1

1 - كوه صفا و مروه ، دو علامتى كه خداوند آنها را نشانه جايگاه عبادت قرار داده است .

إن الصفا و المروة من شعائر اللّه

بنابراين توصيف «صفا و مروة» به «شعائر اللّه» مى رساند كه: خداوند آن دو مكان را علامتى قرار داده تا بندگانش در آن جا، او را عبادت كنند.

207- مكان عبادت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 2

2 - كعبه ، محل عبادت حضرت ابراهيم ( ع )

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«تبوِئة» (مصدر «بوّأنا») به معناى «مَبائه و مرجع قراردادن است; يعنى، «به خاطر بسپار آن زمانى را كه ما محل كعبه را براى ابراهيم(ع) محل مراجعه قرارداديم». مراجعه مكرر حضرت ابراهيم (ع) به محل كعبه يا به منظور عبادت خدا بوده است و يا براى ساختن بناى آن، برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

208- ممانعت از عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 3

3 - مسلمانان مكه ، مورد اذيت و آزار مشركان بودند و از عبادت خدا منع مى شدند .

يعبادى الذين ءامنوا إنّ أرضى وسعة

مراد از «عبادى» مؤمنان مكه اند. و «إنّ أرضى واسعة» كنايه از فرمان به هجرت است. چنين فرمانى، حاكى است كه آنان در مكه، مورد آزار قرار مى گرفتند و نمى توانستند خداوند را، به درستى، بندگى كنند.

209- ممانعت از عبادت خدا در مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 3

3 - ممانعت كفرپيشگان صدراسلام از برگزار شدن مراسم عبادت خدا و زيارت مسجدالحرام توسط مسلمانان

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجد الحرام

«صد» (مصدر «يصدون») به معناى منع و بازداشتن است. مفعول «يصدون» محذوف و به تقدير «يصدون الذين آمنوا» مى باشد.

210- ممنوعيت عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 3 - 4

4 - اطاعت از غير خدا و عبادت غير او ، شرك و ممنوع است .

ألا للّه الدين الخالص

211- منشأ عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 5

5 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، دليل شايستگى او براى پرستش است .

اعبدوا ربكم

انتخاب «رب» به جاى «اللّه» در «اعبدوا ربكم» به علت لزوم پرستش اشاره دارد; يعنى، چون خداوند رب است، شايسته پرستش است و بايد عبادت شود.

212- منشأ عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 17

17 - تسبيح و عبادت ، برخاسته از ميزان درك نسبت به عظمت الهى

و هو العلىّ العظيم . .. و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم

از اين كه فرشتگان بر اساس دركشان از عظمت الهى، به تسبيح مداوم حق مى پردازند، مطلب بالا قابل برداشت است.

213- موارد عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 4

4 - عمل به قوانين الهى در مورد خانواده و روابط زن و شوهر ، عبادت خداوند است . *

الرجال قوّامون . .. فان اطعنكم فلا تبغوا ... و ان خفتم ... و اعبدوا اللّه

به مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث و آيات گذشته، مى توان گفت از مصاديق عبادت، عمل كردن به قوانينى است كه در آيات گذشته مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 3

3 - ياد كردن خدا در دل و جان و لب گشودن به ذكر وى ، عبادت و پرستش اوست .

و اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته

فرمان به ذكر خدا (اذكر ربك) و سپس بيان اين حقيقت كه مقربان درگاه خدا از پرستش او رويگردان نيستند، بيانگر اين است كه ذكر خدا مصداق بارزى از پرستش خداوند و عبادت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 7

7 - اطاعت بى چون و چرا از هر انسان ، به منزله پرستش اوست .

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. و ما أمروا إلا ليعبدوا إلها وحداً

از اينكه خداوند مى فرمايد: يهود و نصارا پيشوايان دينى خود را ارباب گرفته و مى پرستيدند در حالى كه آنان رسماً چنين پرستشى نداشتند و بلكه فقط از آنها اطاعت بى چون و چرا مى كردند، برداشت فوق استفاده مى شود.

214- موانع بهانه جويى معرضان از عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 7

7 - تأمين غذاى مردم ، قبل از الزام آنان به بندگى خداوند ، كارى است الهى و از ميان برنده بهانه مخالفان در ترك عبادت

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

215- موانع سستى در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 9

9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن

و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.

216- موانع عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 21

21 - تكبر و فخرفروشى ، مانعى در راه عبادت و بندگى خدا و احسان به ديگران

و اعبدوا اللّه . .. و بالوالدين احساناً ... انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 18

18 - انديشه تأمين معاش ، نبايد مانع انجام عبادت و تبليغ گردد .

وأمر بأهلك بالصلوة واصطبر عليها . .. نحن نرزقك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 7 - 4

4 - اشتغالات روزانه ، مانع عبادت كامل و پيراسته از كاستى ها

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وط-ًا . .. إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً

217- موانع عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 77 - 3

3 - هر عامل بازدارنده از پرستش خدا ، دشمن واقعى انسان است .

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين

218- موجبات عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 3

3 - توجّه به جلوه هاى ربوبيت خداوند ، وادارسازنده انسان به عبادت و ذكر خدا و جارى ساختن نام او بر زبان است .

و ذكر اسم ربّه

219- مهمترين عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 6

6 - اهميت نماز در ميان ساير عبادت ها و نقش آن در پذيرش ساير اعمال

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا . .. لايأتون الصلوة إلا و هم كسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 2

2 - نماز ، با اهميت ترين عبادت و والاترين جلوه پرستش خداوند

يأيّها الذين ءامنوا اركعوا و اسجدوا و اعبدوا ربّكم

با توجه به اين كه نماز از مصداق هاى عبادت است و جمله «اعبدوا ربّكم» شامل آن نيز مى شود، ذكر جداگانه آن پيش از «اعبدوا ربّكم»، بيانگر اهميت خاص اين عبادت و ارزش والاتر آن در نزد خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 6

6 - نماز ، داراى ويژگى و اهميت در ميان ساير عبادات

و أقاموا الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 4

4 - قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده ، از مهم ترين و مناسب ترين اعمال عبادى شبانه و مراسم شب زنده دارى

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً

220- نذر به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 17

17 - پايبندى مادر مريم ( س ) به نذر خويش در گماردن وى براى عبادت خداوند

ربّ انّى نذرت . .. و انّى سمّيتها مريم

از اينكه نام فرزند خويش را مريم (به معنى عابده) گذاشت، برداشت فوق به دست مى آيد.

221- نشاط در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 12

12 - نشاط در عبادت ، اخلاص ، ذكر فراوان خدا و استوارى در ايمان ، پرتويى از هدايت الهى است .

و إذا قاموا إلى الصّلوة . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 8،9

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن

و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.

222- نشاط در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 11

11 - نشاط در عبادت و خسته نشدن از تسبيح پروردگار ، امرى ستوده نزد خداوند

يسبّحون له . .. و هم لا يسئمون

223- نشانه هاى عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 12

12 - ستايش خداوند و حركت در مسير او و ركوع و سجود و امر به معروف و نهى از منكر ، از جلوه هاى بارز عبادت پروردگار *

التّئبون العبدون . .. و الناهون عن المنكر

برداشت فوق بدان احتمال است كه «الحامدون السائحون . .. » از باب ذكر خاص بعد از عام (العابدون) و بيانگر اهميت و ويژگى اين صفات باشد.

224- نظم در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 13

13 - رعايت نظم و انضباط دقيق ، اصلى لازم در جنگ ، حتى به هنگام عبادت

فلتقم طائفة منهم معك و ليأخذوا اسلحتهم . .. و لتأت طائفة اخرى

225- نفى اكراه در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 19

19 - پيامبران ، حتى فرزندانشان را به پذيرش خداى يكتا و پرستش او اجبار نمى كردند .

إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعد قالوا نعبد

دعوت و توصيه به يكتا پرستى با پرسش (ما تعبدون . ..؟) به نبود اجبار در پذيرش دين و پرستش خداوند اشاره دارد.

226- نقش معرضان از عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 6

6 - روى گردانى مردم از عبادت خداوند ، نبايد تزلزلى در خداپرستان ايجاد كند .

و لا أنتم عبدون ما أعبد

جمله همخوان با «و لا أنتم عابدون» اين بود كه گفته شود: «ما أنا عابد»; تغيير آن تعبير به فعل مضارع «أعبد»، براى تصريح به وضعيت آينده و نفى تزلزل در عبادت است.

227- نقش مكان عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 25

25 - نقش مكان عبادت در ارزش آن

اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى . .. طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

228- نهى از عبادت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، آزر را از پرستش شيطان برحذر داشت .

يأبت لاتعبد الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 1،10

1 - اطاعت نكردن از شيطان و تسليم نشدن در برابر او ، توصيه خداوند به فرزندان آدم

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «عهد» در آيه شريفه، «توصيه» است; زيرا در اين معنا - به ويژه آن گاه كه با «إلى» متعدى شود - بسيار به كار رفته است. مقصود از «عبادت شيطان» نيز، اطاعت و حرف شنوى از شيطان است; نه پرستش او. تعبير به عبادت مى تواند به اين دليل باشد كه او در برابر فرمان به عبادت خدا (و أن اعبدونى)، به عبادت خدايان ديگر فرمان مى دهد.

10 - ضرورت اطاعت نكردن از دشمن ، امرى است بديهى و روشن .

أن لاتعبدوا الشيطن . إنّه لكم عدوٌّ مبين

برداشت ياد شده از تعليل «إنّه لكم عدو مبين» استفاده مى شود; زيرا تعليل در چنين مواردى، حاكى از تعميم حكم است.

229- نهى از عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مخالفت خود با عبادت غيرخدا و منصرف كردن مشركان از فكر تأثيرگذارى در عقايد آن حضرت

إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت

پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به در دست داشتن دلايل و براهين روشن در مخالفت خود با عبادت غير خدا تصريح فرمود. اين مطلب مى تواند به منظور مأيوس ساختن مشركان باشد; زيرا كسى كه در عقيده خود داراى دلايل روشن باشد، تأثيرپذيرى او از ديگر عقايد نا ممكن خواهد بود.

230- نياز به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 10

10- انسان به هر مرحله از قرب و منزلت الهى برسد ، نيازمند به عبادت ( نماز و . . . ) و خدمت به خلق ( انفاق ) است .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا ممّا رزقنهم

اضافه «عباد» به «ياء» متكلم، تشريفيه و بيانگر قرب و منزلت بندگان به پيشگاه خداوند است. بنابراين فرمان خداوند به آنان براى اقامه نماز و انفاق، نشانگر آن است كه بنده، هر چند به مقام قرب الهى رسيده باشد، نيازمند به انجام دو فريضه نماز و انفاق است.

231- نياز به عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 15 - 3

3 - نياز بشر به عبادت خدا و حاجت خواهى از درگاه او

و الذين تدعون من دونه . .. و لو سمعوا ما استجابوا لكم ... أنتم الفقراء إلى اللّه

با توجه به آيه قبل - كه درباره عبادت و حاجت خواهى مشركان بود - مى توان استفاده كرد كه از مصاديق مورد نظر براى فقر و غنا در اين آيه، مسأله نياز بشر به عبادت و بى نيازى خداوند از اين عبادت است.

232- نيت در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 7

7 - انجام عبادت به قصد رسيدن به پاداش اخروى ، با قصد قربت و الهى بودن آن ، سازگار است .

يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «لام» در «ليجزيهم» براى غايت باشد.

233- وجوب عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 10

10 - وجوب پرستش خدا و پرهيز از پرستش غير او

لاتعبدون إلا اللّه

جمله «لاتعبدون إلا اللّه» (پرستش نمى كنيد جز خدا را) نهى است به صورت نفى و به عبارت ديگر خبر است در مقام انشا; يعنى، پرستش نكنيد.

234- وضوح عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 10

10- يكتايى خداوند ، منزه بودنش از داشتن شريك و ضرورت پرستش او ، حقايقى قابل درك و فهم براى همگان

يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره . .. أفلاتعقلون

مفعول «تعقلون» حقايقى است كه در اين آيه و آيه قبل ، از زبان حضرت هود(ع) نقل شد; همانند ضرورت پرستش خدا ، منزه بودنش از شريك و . ..; يعنى: أفلاتعقلون انه ما لكم من إله غيره و إن عبادته واجب عليكم و ... .

235- وقت عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 5

5 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها ، براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

زمان ها، از حيث اين كه مقدار حركت ماده اند، تفاوتى با هم ندارند، اما از اين كه برخى ايام براى تسبيح خداوند مناسب معرفى شده اند، استفاده مى شود كه زمان ها، تفاوت معنوى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 5،6

5 - ظهر و عشا ، لحظه هايى مناسب و ممتاز براى عبادت خداوند است .

فسبحن اللّه . .. و له الحمد ... و عشيًّا و حين تظهرون

در صورتى كه مراد از «حين تظهرون» همان لحظه هاى خاص عصرگاه و نيم روز باشد، اين برداشت قابل استفاده است.

6 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 17 - 6

6 - شب هنگام ، وقت مناسب و شايسته براى عبادت و راز و نياز به درگاه الهى

كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 6 - 7

7 - بخش نخست شب ، زمان مناسب براى عبادت و نماز

إنّ ناشئة الّيل هى أشدّ وط-ًا

يكى از معانى «ناشئة الليل»، ساعات اول شب است (قاموس المحيط).

236- ويژگيهاى عبادت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 9

9 - تواضع و فروتنى پيامبران و دورى آنان از خودپسندى و عجب ، در قبال عبادت و تلاش مستمر خويش در راه خدا و اصلاح جامعه

إنّى دعوت قومى ليلاً و نهرًا . .. ربّ اغفر لى

عبادات

237- آثار عبادات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 7

7- نقش عبادت و عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نايل شدن آن حضرت به مقام رسالت و نزول قرآن برايشان

أنزل على عبده الكتب

وصف و ياد كردن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان «بندى خداوند» در بيان نازل كردن قرآن بر او، مى تواند اين معنا را برساند كه: «بنده خدا» بودن و او را بندگى و عبادت كردن، از زمينه هاى مهم براى تحمّل رسالت و دريافت وحى است.

238- ارزشمندترين عبادات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 3

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، داراى جايگاهى والا در ميان مجموعه عبادت ها و اعمال

و إنّا لنحن المسبّحون

توصيف فرشتگان و يا بندگان خالص خدا به «تسبيح گويان» (در آيه اى كه كه در مقام تمجيد از آنان است) مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

239- استهزاى عبادات شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 3

3- مردم مدين ، نماز ها و عبادت هاى شعيب ( ع ) را مورد تمسخر و استهزاى خويش قرار مى دادند .

أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در جمله «أصلوتك . ..» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است.

240- پوچى عبادات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

241- تداوم عبادات ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 120 - 4

4- عبادت هاى مستمر و خالصانه و دورى از افراط و تفريط و كج روى ، از ويژگى هاى مهم حضرت ابراهيم ( ع )

إن إبرهيم . .. قانتًا لله حنيفًا

برداشت فوق مبتنى بر دو نكته است:1- «قنوت» به معناى استمرار اطاعت خاضعانه است. 2- «الحنف» به معناى ميل از گمراهى به سوى هدايت و درستى است (مفردات راغب) و در آن معناى دورى از افراط و تفريط و گرايش به حد وسط و اعتدال نهفته است.

242- عبادات آل داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 18

18 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى « اعملوا آل داود شكراً » قال : كانوا ثمانين رجلاً و سبعين إمرأة ما أغبّ المحراب رجل واحد منهم يصلى فيه ;

از امام صادق(ع) درباره قول خداى تعالى «اعملوا آل داود شكراً» روايت شده كه فرمود: هشتاد مرد و هفتاد زن بودند كه هرگز مردى از آنان مواظبت بر نماز را در محل عبادت ترك نكرد [و بدين گونه شكر خود را انجام مى دادند]».

243- عبادات اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 34

34- متصدّيان جايگاه اصحاب كهف ، آنان را اهل عبادت خداوند و جايگاه شان را مكانى مقدّس مى دانستند .

قال الذين غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

تصميم بر ساختن مسجد، نشانه آن است كه سازندگان آن، اهداف اصحاب كهف را با مسجد، هماهنگ دانسته و آن ها را اهل سجود و عبادت شناخته بودند. شايسته ديدن آرامگاه آنان براى بناى مسجد، گوياى اعتقاد به تقدّس آن جا است.

244- عبادات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 6

6- ضرورت عبادت و ارتباط بيشتر با خدا براى انبيا و رهبران الهى

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك

245- عبادات انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 3

3- نيّات ، انگيزه ها و افكار آدمى در عبادت خداوند و احسان به پدر و مادر ، تحت نظارت كامل خداوند است .

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا . .. و اخفض لهما جناح الذلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 2

2 - بى نيازى مطلق خداوند ، از عبادت انسان ها

فإن استكبروا فالذين عند ربّك يسبّحون له

246- عبادات رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 79 - 6

6- ضرورت عبادت و ارتباط بيشتر با خدا براى انبيا و رهبران الهى

و من الّيل فتهجّد به نافلة لك

247- عبادات زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 6

6- زكريا ( ع ) ، در روز هاى ناتوانىِ از سخن گفتن با مردم ، به عبادت و ذكر خداوند ، قدرت داشت .

ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

واژه «الناس» نشان مى دهد كه عجز زكريا، تنها از سخن گفتن با مردم بوده است و نه به طور مطلق.

248- عبادات قوم زكريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 11،13

11- قوم زكريا ، براى دريافت دستورالعمل هاى عبادى او ، بيرون عبادتگاه در انتظار وى مى ماندند .

فخرج على قومه . .. أن سبّحوا

«خرج عليه» و «دخل عليه»، هنگامى گفته مى شود كه شخص به هنگام خروج يا ورود، با ديگرى مواجه شده باشد. فرمان تسبيح گفتن - كه از زكريا(ع) صادر شده است - نشان مى دهد كه اجتماع قوم او بيرون عبادتگاه، به منظور شنيدن فرمان وى بوده است.

13- قوم زكريا ، مردمى خداپرست و اهل تسبيح و عبادت بودند .

فخرج على قومه . .. أن سبّحوا

249- عبادات مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

250- عبادات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 1

1- دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عبادت پروردگار تا پايان عمر

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يقين»، مرگ باشد; چنان كه در آيه 47 از سوره «مدثر» از مرگ به «يقين» تعبير شده است. گفتنى است تعبير «آمدن» (يأتى) به جاى «تحصيل يقين» مى تواند مؤيد همين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پرستش خداوند و صبر و تحمل در راه عبادت او

فاعبده واصطبر لعبدته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به عبادت و تسبيح پروردگار در بخشى از شب

و من الّيل فسبّحه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصمم به پايدارى بر عبادت خداوند

أعبد

فعل هاى «أعبد» در اين آيه و «عبدتم» در آيه بعد، عِدل يكديگر قرار گرفته است. ماضى آوردن فعل، در مورد عبادت مشركان و مضارع آوردن آن درباره عبادت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر استمرار عبادت آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصمم به پايدارى بر عبادت خداوند

أعبد

برداشت ياد شده، از تقابل «أعبد» و «عبدتم» استفاده شده است.

251- عبادات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 34

34 - انجام عمره و زيارت خانه خدا ، امرى مرسوم در نزد مشركان عصر بعثت

و لاءآمين البيت الحرام . .. و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه مشركان براى عمره و زيارت خانه خدا راهى مكه بودند و مسلمانان خواهان هجوم به آنان شدند، در آن هنگام اين آيه نازل شد. (مجمع البيان) جمله «و لايجرمنكم» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 45 - 6

6 - مشركان نسبت به ياد كردن خدا به همراه ياد ديگر معبود ها و نيز عبادت مشترك خدا و معبود ها ، حساس نبوده و مخالفت نمىورزيدند .

و إذا ذكر اللّه وحده اشمأزّت . .. و إذا ذكر الذين من دونه إذا هم يستبشرون

از آيه شريفه به روشنى استفاده مى شود كه مشركان نسبت به ياد كردن خدا به تنهايى حساس بوده و از ياد شدن معبودهاى خود بدون ياد شدن خدا خوشحال مى شدند; ولى در اين آيه از واكنش و حساسيت مشركان در صورتى كه نام خدا و معبودها با هم و مشتركاً ياد شوند، سخنى به ميان نيامده است. بنابراين ياد نشدن آن، مى تواند حاكى از مطلب بالا باشد.

252- عبادات مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6،8

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» - طبق نظر مفسران - فرشتگان است.

8- مقربان درگاه خداوند از عبادت او هيچ گاه ملول و خسته نمى شوند .

من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون

«استحسار» (مصدر «يستحسرون») به معناى تعب و ملالت است.

253- عبادات ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 19 - 6

6- مقربان الهى ( فرشتگان ) ، از عبادت خداوند تكبر نمىورزند .

و من عنده لايستكبرون

مقصود از «من عنده» - طبق نظر مفسران - فرشتگان است.

254- عبادات يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 15

15- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و آتيناه الحكم صبيّاً » قال : أعطى الفهم و العبادة و هو ابن سبع سنين ;

1 . الدرالمنثور، ج 5، ص 484.

فلسفه عبادات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 17

17 - ياد خدا و توجه به او ، فلسفه مشترك تمامى عبادت ها است .

فاعبدنى و أقم الصلوة لذكرى

«لذكرى» ممكن است همان گونه كه دليل براى «أقم الصلوة» است، بيانگر علت «فاعبدنى» نيز باشد.

عبادتگاه

255- {عبادتگاه}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 18

18 - خانه خدا جايگاه طواف ، اعتكاف ، عبادت ، ركوع و سجود ( نماز ) است .

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

عكوف مصدر (عاكفين) به معناى ماندن و اقامت كردن در مكانى است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه طواف، ركوع و سجود - يا مطلق عبادت و پرستش خداست و يا مقصود از آن، اعتكاف - كه عبادتى خاص با شرايطى ويژه از قبيل روزه گرفتن و . .. است - مى باشد.

256- آداب عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 6

6 - مكان هاى مقدس و مخصوص عبادت را نبايد به سرگرمى ها و امورى لغو و بيهوده آلوده ساخت .

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

257- اهميت تطهير عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 13

13 - ضرورت پاك نگاه داشتن مكان عبادت *

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

قيدهاى «للطائفين»، «العاكفين» و . .. مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه: فلسفه تطهير كعبه، جايگاه عبادت بودن آن است و لذا مى توان ضرورت پاك نگاه داشتن همه مكانهاى عبادت را، احتمالى موجه دانست.

258- اهميت عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 5

5- برگزيدن مكانى خاص براى عبادت ، امرى پسنديده و سابقه دار در اديان گذشته

فخرج على قومه من المحراب

259- تاريخ عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 5

5- برگزيدن مكانى خاص براى عبادت ، امرى پسنديده و سابقه دار در اديان گذشته

فخرج على قومه من المحراب

260- جهت عبادتگاه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 7

7- مريم ( س ) ، براى عبادت خويش ، مكانى رو به شرق را برگزيده بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

«شرقى»; يعنى، به طرف مشرق (لسان العرب).

261- خدمت در عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 16

16 - خدمت كردن در مكان هاى عبادى و مهيّا ساختن آنها براى پرستش خدا ، عملى نيكو و شايسته است .

و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

262- عبادت در شرق عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 6

6- در آيين مريم ( س ) ، شرقِ خانه و يا معبد ، مكانى مناسب تر براى عبادت بود . *

إذ انتبذت من أهلها مكانًا شرقيًّا

است.

263- عبادتگاه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 4

4 - كعبه ، عبادتگاه حضرت ابراهيم ( ع ) *

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

بنابراينكه مراد از «مقام ابراهيم»، مقام عبادت آن حضرت باشد ; چنانچه علامه طباطبائى احتمال داده اند.

264- عبادتگاه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 3

3 - بنى اسرائيل ، محل استقرار گوساله سامرى را عبادت گاه خود قرار داده و ساعات فراوانى را به عبادت آن اختصاص دادند .

لن نبرح عليه عكفين

ملازمت و مداومت، از لغت «عاكفين» به دست مى آيد.

265- عبادتگاه در اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 5

5- برگزيدن مكانى خاص براى عبادت ، امرى پسنديده و سابقه دار در اديان گذشته

فخرج على قومه من المحراب

266- عبادتگاه زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 1،11

1- زكريا ( ع ) ، در زمان فرا رسيدن نشانه وعده داده شده براى پيدايش فرزندش يحيى ، در عبادت گاه بود .

فخرج على قومه من المحراب

محراب هاى بنى اسرائيل همان مسجدهاى آنها بود كه براى نماز در آن اجتماع مى كردند(كتاب «العين»). فاء در «فخرج» فصيحه است ; يعنى از جملاتى محذوف حكايت مى كند. به قرينه آيه قيل، آن محذوف، سخن نگفتن زكريا به مدت سه روز است كه چه به اعجاز و چه با اراده خود و به فرمان خداوند در آن سه روز سخن نگفت. تعبير «فخرج ...; آنگاه از عبادتگاه خود بيرون آمد»، حاكى از اين است كه در آن سه روز در عبادتگاه بود.

11- قوم زكريا ، براى دريافت دستورالعمل هاى عبادى او ، بيرون عبادتگاه در انتظار وى مى ماندند .

فخرج على قومه . .. أن سبّحوا

«خرج عليه» و «دخل عليه»، هنگامى گفته مى شود كه شخص به هنگام خروج يا ورود، با ديگرى مواجه شده باشد. فرمان تسبيح گفتن - كه از زكريا(ع) صادر شده است - نشان مى دهد كه اجتماع قوم او بيرون عبادتگاه، به منظور شنيدن فرمان وى بوده است.

267- عبادتگاه مردم دوران زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 4

4- مردم در عصر زكريا ، مكانى مشخص را براى عبادت اختصاص مى دادند .

فخرج على قومه من المحراب

268- عبادتگاه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 16

16 - هر گاه زكريا به عبادتگاه مريم وارد مى شد ، رزقى را نزد او مشاهده مى كرد .

كلما دخل عليها زكريا المحراب و جد عندها رزقاً

269- عبادتگاه مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 7

7 - مسجدالحرام ، عبادتگاهى پر ارج و با عظمت در پيشگاه خداوند

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام

استحقاق عذاب براى بازدارى از ورود به مسجدالحرام، حكايت از عظمت آن در پيشگاه خدا دارد.

270- قداست عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 42

42- برخى مكان ها ، داراى شرافت و قداست و شايسته اختصاص يافتن آن به مكان عبادت است .

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

271- لغو در عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 6

6 - مكان هاى مقدس و مخصوص عبادت را نبايد به سرگرمى ها و امورى لغو و بيهوده آلوده ساخت .

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

272- نام عبادتگاه زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 6

6 - نام معبد هم كيشان حضرت زكريا ، « محراب » بود . *

فخرج على قومه من المحراب

273- نقش عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 7

7- جايگاه عبادت و راز و نياز با خدا ، ميدان نبرد با شيطان و ديگر موانع راه خدا *

المحراب

در وجه نام گذارى «محراب» گفته شده است كه نمازگزار در آن جا، با شيطان محاربه مى كند. هم چنين با پيداكردن حضور قلب با نفس خود مى جنگد (مصباح).

2- عبدالله

1- عبدالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 8

8 - « عن الكلبىّ عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قال لى : كم لمحمّد إسم فى القرآن ؟ قال : قلت : إسمان أو ثلاث . فقال : يا كلبىّ له عشرة أسماء . . . « و لمّا قام عبداللّه كادوا يكونون عليه لِبداً . . . » ;

كلبى گويد: امام صادق(ع) به من فرمود: براى محمد(صلی الله علیه و آله) چند نام در قرآن هست؟ گفتم دو يا سه نام. فرمود: اى كلبى! براى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در قرآن ده نام است، ... [يكى از آن نام ها عبداللّه است. خداوند مى فرمايد:] «و لمّا قام عبداللّه كادوا يكونون عليه لبداً...»».

2- ادعاى پيروزى عبدالله بن ابى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 5

5 - سردمدار منافقين ( عبداللّه بن أُبىّ ) ، خود را عزيز و پيروزمند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ذليل و شكست خورده مى پنداشت .

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

3- اعراض از عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 4

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 2

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

4- ترشرويى با عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 4

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 2

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

5- جهل معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

6- خداترسى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 1،2

1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .

و هو يخشى

حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.

2 - خداترسى و حالت خشيت ، برانگيزاننده ابن ام مكتوم براى حضور در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى

7- خواسته هاى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 3

3 - ابن ام مكتوم ، خواهان فراگيرى معارف قرآن بود .

فمن شاء ذكره

آيه شريفه تلويحاً حاضران مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به دو دسته تقسيم مى كند و - به قرينه آيات پيشين - عبارت «من شاء» به ابن ام مكتوم نظر دارد.

8- روش برخورد معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

9- سرزنش معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 2

2 - خداوند ، با گوشزد كردن برخورد ناشايست فردى كه از ابن ام مكتوم اعراض كرده بود ، او را سرزنش كرد .

فأنت عنه تلهّى

10- سند معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 9

9 - رفتار مسلمانى كه از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناخشنود بود - به دليل ناآگاهى او از روحيات نيك و بد وى - رفتارى ناروا و توجيه ناپذير بود .

عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى ... أو يذّكّر

11- صفات عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 1

1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .

و هو يخشى

حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.

12- عبدالله بن ام مكتوم در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 2

2 - ابن ام مكتوم ، پس از ورود به مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در كنار مسلمانى قرار گرفت كه در حال ارشاد و سخن گفتن با ديگرى بود .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... و أمّا من جاءك يسعى

تعبير «جاءك» بيانگر آن است كه ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزد همان شخصى جا گرفته بود كه با اخم و قهر، ناخرسندى خود را ابراز داشت.

13- عجز معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

14- عجله عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 1

1 - ابن ام مكتوم ، با آن كه از ديدن عاجز بود ، براى رساندن خويش به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راه را با شتاب مى پيمود .

من جاءك يسعى

15- عوامل نگرانى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 1

1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .

و هو يخشى

حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.

16- فضايل عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 10

10 - ابن ام مكتوم ، در تلاش براى تزكيه نفس يا پندآموزى و داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر

هر چند خداوند با كلمه «لعلّ» تنها احتمال وجود يكى از دو فضيلت را براى ابن ام مكتوم مطرح ساخته است; ولى انتقاد او از برخورد ناهنجار با وى و اختصاص آياتى در قرآن به اين موضوع، نشانگر مقام نيك وى نزد خداوند و دور نبودن او از آن فضائل است.

17- قصه عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 1،4

1 - چهره درهم كشيدن يكى از مسلمانان صدراسلام و روى گردانى اعتراض آميز او ، از مسلمانى كه با ظاهرى ناخوشايند نزد او حاضر شده بود .

عبس و تولّى

فاعل «عبس» در آيه شريفه ذكر نشده است; ولى به قرينه نكوهش شديدى كه از او در آيات بعد آمده است; وى فردى بود كه خداوند از اخلاق او رضايت كامل نداشت.

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 1،2،3

1 - مسلمانى نابينا ، پس از ورود خود به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ترش رويى و روى گردانى يكى از حاضران مواجه شد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

3 - خداوند ، اعتراض كننده به ابن ام مكتوم را ، به دليل برخورد سرد و حاكى از خشم او ، با گفتارى قهرآميز سرزنش كرد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

فعل غايب «عبس» و «تولّى»، حاكى از لايق نبودن شخص براى خطاب مستقيم است. در جملات بعدى، گرچه ضمير خطاب به طور مكرر به كار رفته است; ولى در اين موارد - كه فعلى به صورت غايب در آغاز سخن قرار مى گيرد - متكلم گاه در ادامه كلام خود، فرد مورد نظر را شنونده گفتار خود فرض مى كند، بدون اين كه با او گفتوگوى مستقيم داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 9

9 - رفتار مسلمانى كه از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناخشنود بود - به دليل ناآگاهى او از روحيات نيك و بد وى - رفتارى ناروا و توجيه ناپذير بود .

عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى ... أو يذّكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 5 - 1

1 - برخى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، خود را از پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى ديدند و از فرجام خود نگرانى نداشتند .

أمّا من استغنى

به قرينه «جاءك» و «يخشى» - در آيات بعد - مراد از جمله «استغنى»، احساس بى نيازى نسبت به حضور در مجلس وعظ و ارشاد و نيز بى خطر ديدن عاقبت خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او

در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس - كه از چهره هاى برجسته قريش بودند - برآمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 2

2 - ابن ام مكتوم ، پس از ورود به مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در كنار مسلمانى قرار گرفت كه در حال ارشاد و سخن گفتن با ديگرى بود .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... و أمّا من جاءك يسعى

تعبير «جاءك» بيانگر آن است كه ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزد همان شخصى جا گرفته بود كه با اخم و قهر، ناخرسندى خود را ابراز داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

18- كورى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 1

1 - ابن ام مكتوم ، با آن كه از ديدن عاجز بود ، براى رساندن خويش به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راه را با شتاب مى پيمود .

من جاءك يسعى

19- معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 2

2 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تمام توجّه خود را معطوف كسى ساخته بود كه خود را از فراگيرى آموزه هاى آن مجلس بى نياز مى دانست .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

20- موعظه پذيرى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 10

10 - ابن ام مكتوم ، در تلاش براى تزكيه نفس يا پندآموزى و داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر

هر چند خداوند با كلمه «لعلّ» تنها احتمال وجود يكى از دو فضيلت را براى ابن ام مكتوم مطرح ساخته است; ولى انتقاد او از برخورد ناهنجار با وى و اختصاص آياتى در قرآن به اين موضوع، نشانگر مقام نيك وى نزد خداوند و دور نبودن او از آن فضائل است.

21- موقعيت اجتماعى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 7

7 - ابن ام مكتوم ، از طيف ثروتمندان نبود . *

أمّا من استغنى . .. و هو يخشى

در اين آيات بين اوصاف دو فرد تقابل شيوايى به نام احتباك پديد آمده است. اين گونه سخن گفتن، نوعى بلاغت است كه با ذكر وصف ثروتمندى در يك طرف (استغنى) اشاره به نبود ثروت در طرف مقابل شود و با ذكر وصف خشيت در طرف ديگر، به نبود آن وصف در فرد نخست اشاره گردد.

22- ويژگيهاى معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 3

3 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايستگى لازم را براى ارشاد و هدايت ديگران نداشت . *

و ما عليك ألاّ يزّكّى

سرزنش فردى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ارشاد كافران پرداخته بود و حضور ابن ام مكتوم را در آن مجلس مانع كار خود مى ديد، از دو جهت بوده است; 1- ترش رويى براى حضور مسلمانى كه ممكن است براى تزكيه شدن يا شنيدن تذكرات پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خود را به مجلس آن حضرت رسانده بود; 2- پرداختن به كارى كه در شأن او نبوده و شايستگى آن را نداشته

است.

عبدالله بن ابى

23- {عبدالله بن ابى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 24

24 - برخورد نفاق آلود عبداللّه بن ابى و ياران او و سرباز زدن آنان از حضور در پيكار احد

و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا قاتلوا . .. لو نعلم قتالاً

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن ابى و ياران او، كه حدود سيصد نفر بودند، از حضور در پيكار احد سرباز زد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

24- ادعاى پيروزى عبدالله بن ابى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 5

5 - سردمدار منافقين ( عبداللّه بن أُبىّ ) ، خود را عزيز و پيروزمند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ذليل و شكست خورده مى پنداشت .

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

عبدالله بن ام مكتوم

25- اعراض از عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 4

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 2

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه»

نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

26- ترشرويى با عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 4

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 2

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

27- جهل معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

28- خداترسى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 1،2

1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .

و هو يخشى

حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.

2 - خداترسى و حالت خشيت ، برانگيزاننده ابن ام مكتوم براى حضور در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى

29- خواسته هاى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 3

3 - ابن ام مكتوم ، خواهان فراگيرى معارف قرآن بود .

فمن شاء ذكره

آيه شريفه تلويحاً حاضران مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به دو دسته تقسيم مى كند و - به قرينه آيات پيشين - عبارت «من شاء» به ابن ام مكتوم نظر دارد.

30- روش برخورد معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

31- سرزنش معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 2

2 - خداوند ، با گوشزد كردن برخورد ناشايست فردى كه از ابن ام مكتوم اعراض كرده بود ، او را سرزنش كرد .

فأنت عنه تلهّى

32- سند معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 9

9 - رفتار مسلمانى كه از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناخشنود بود - به دليل ناآگاهى او از روحيات نيك و بد وى - رفتارى ناروا و توجيه ناپذير بود .

عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى ... أو يذّكّر

33- صفات عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 1

1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .

و هو يخشى

حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.

34- عبدالله بن ام مكتوم در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 2

2 - ابن ام مكتوم ، پس از ورود به مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در كنار مسلمانى قرار گرفت كه در حال ارشاد و سخن گفتن با ديگرى بود .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... و أمّا من جاءك يسعى

تعبير «جاءك» بيانگر آن است كه ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزد همان شخصى جا گرفته بود كه با اخم و قهر،

ناخرسندى خود را ابراز داشت.

35- عجز معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

36- عجله عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 1

1 - ابن ام مكتوم ، با آن كه از ديدن عاجز بود ، براى رساندن خويش به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راه را با شتاب مى پيمود .

من جاءك يسعى

37- عوامل نگرانى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 1

1 - ابن ام مكتوم مسلمانى خداترس بود و خطر محروميت از تزكيه او را نگران ساخته بود .

و هو يخشى

حذف بعضى از قيدهاى كلام، گاهى به منظور تعميم است تا مخاطب احتمالات گوناگونى را مد نظر داشته باشد. متعلق «خشيت» در اين آيه گويا به همين منظور ذكر نشده است تا احتمالاتى از قبيل ترس از خدا، نگرانى از سلب توفيق تزكيه، ترس از فرجام خويش و نظاير آن را در ذهن شنونده ترسيم كند.

38- فضايل عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 10

10 - ابن ام مكتوم ، در تلاش براى تزكيه نفس يا پندآموزى و داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر

هر چند خداوند با كلمه «لعلّ» تنها احتمال وجود يكى از دو فضيلت را براى ابن ام مكتوم مطرح ساخته است; ولى انتقاد او از برخورد ناهنجار با وى و اختصاص آياتى در قرآن به اين موضوع، نشانگر مقام نيك وى نزد خداوند و دور نبودن او از آن فضائل است.

39- قصه عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 1،4

1 - چهره درهم كشيدن يكى از مسلمانان صدراسلام و روى گردانى اعتراض آميز او ، از مسلمانى كه با ظاهرى ناخوشايند نزد او حاضر شده بود .

عبس و تولّى

فاعل «عبس» در آيه شريفه ذكر نشده است; ولى به قرينه نكوهش شديدى كه از او در آيات بعد آمده است; وى فردى بود كه خداوند از اخلاق او رضايت كامل نداشت.

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 1،2،3

1 - مسلمانى نابينا ، پس از ورود خود به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ترش رويى و روى گردانى يكى از حاضران مواجه شد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

3 - خداوند ، اعتراض كننده به ابن ام مكتوم را ، به دليل برخورد سرد و حاكى از خشم او ، با گفتارى قهرآميز سرزنش كرد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

فعل غايب «عبس» و «تولّى»، حاكى از لايق نبودن شخص براى خطاب مستقيم است. در جملات بعدى، گرچه ضمير خطاب به طور مكرر به كار رفته است; ولى در اين موارد - كه فعلى به صورت غايب در آغاز سخن قرار مى گيرد - متكلم گاه در ادامه كلام خود، فرد مورد نظر را شنونده گفتار خود فرض مى كند، بدون اين كه با او گفتوگوى مستقيم داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 9

9 - رفتار مسلمانى كه از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناخشنود بود - به دليل ناآگاهى او از روحيات نيك و بد وى - رفتارى ناروا و توجيه ناپذير بود .

عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى ... أو يذّكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 5 - 1

1 - برخى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، خود را از پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى ديدند و از فرجام خود نگرانى نداشتند .

أمّا من استغنى

به قرينه «جاءك» و «يخشى» - در آيات بعد - مراد از جمله «استغنى»، احساس بى نيازى نسبت به حضور در مجلس وعظ و ارشاد و نيز بى خطر ديدن عاقبت خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس - كه از چهره هاى برجسته قريش بودند - برآمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 2

2 - ابن ام مكتوم ، پس از ورود به مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در كنار مسلمانى قرار گرفت كه در حال ارشاد و سخن گفتن با ديگرى بود .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... و أمّا من جاءك يسعى

تعبير «جاءك» بيانگر آن است كه ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نزد همان شخصى جا گرفته بود كه با اخم و قهر، ناخرسندى خود را ابراز داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

40- كورى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 1

1 - ابن ام مكتوم ، با آن كه از ديدن عاجز بود ، براى رساندن خويش به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راه را با شتاب مى پيمود .

من جاءك يسعى

41- معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 2

2 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تمام توجّه خود را معطوف كسى ساخته بود كه خود را از فراگيرى آموزه هاى آن مجلس بى نياز مى دانست .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

42- موعظه پذيرى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 10

10 - ابن ام مكتوم ، در تلاش براى تزكيه نفس يا پندآموزى و داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر

هر چند خداوند با كلمه «لعلّ» تنها احتمال وجود يكى از دو فضيلت را براى ابن ام مكتوم مطرح ساخته است; ولى انتقاد او از برخورد ناهنجار با وى و اختصاص آياتى در قرآن به اين موضوع، نشانگر مقام نيك وى نزد خداوند و دور نبودن او از آن فضائل است.

43- موقعيت اجتماعى عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 7

7 - ابن ام مكتوم ، از طيف ثروتمندان نبود . *

أمّا من استغنى . .. و هو يخشى

در اين آيات بين اوصاف دو فرد تقابل شيوايى به نام احتباك پديد آمده است. اين گونه سخن گفتن، نوعى بلاغت است كه با ذكر وصف ثروتمندى در يك طرف (استغنى) اشاره به نبود ثروت در طرف مقابل شود و با ذكر وصف خشيت در طرف ديگر، به نبود آن وصف در فرد نخست اشاره گردد.

44- ويژگيهاى معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 3

3 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايستگى لازم را براى ارشاد و هدايت ديگران نداشت . *

و ما عليك ألاّ يزّكّى

سرزنش فردى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ارشاد كافران پرداخته بود و حضور ابن ام مكتوم را در آن مجلس مانع كار خود مى ديد، از دو جهت بوده است; 1- ترش رويى براى حضور مسلمانى كه ممكن است براى تزكيه شدن يا شنيدن تذكرات پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خود را به مجلس آن حضرت رسانده بود; 2- پرداختن به كارى كه در شأن او نبوده و شايستگى آن را نداشته است.

3- عبرت

1- عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 4،6،7،10

4 - قرآن ، قابل فهم براى همه مردم در هر عصر و دوره اى

هذا بيان للنّاس

6 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، زمينه اى براى پرهيز از تكذيب دين خداوند

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس

اگر «هذا» اشاره به مطالب آيه قبل باشد، متعلق كلمه «بيان» چنين خواهد بود: هذا بيان للنّاس لئلاّ يرتكبوا الّذى ارتكبوه. يعنى مشاهده سرنوشت تكذيب كنندگان، روشنگر مردم است به اينكه مانند گذشتگان، آيات الهى را تكذيب نكنند.

7 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، از عوامل هدايت يافتن و پند پذيرفتن تقواپيشگان

فسيروا فى الارض فانظروا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

2- آثار عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 18،19

18 - داشتن روح پندپذيرى و حق جويى ، شرط بهره جستن و تأثير پذيرفتن از سخنان به حق قرآن

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

19 - پندپذيرى ، نشانه عقل و خرد است .

إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 4

4 - بيدارى و پند آموزى ، نشانه عقل سليم و خرد ناب است .

و ذكرى لأُولى الألبب

3- آثار عبرت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 5

5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.

4- آثار عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 18،19

18 - داشتن روح پندپذيرى و حق جويى ، شرط بهره جستن و تأثير پذيرفتن از سخنان به حق قرآن

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

19 - پندپذيرى ، نشانه عقل سليم و خردناب است .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 9

9 - بيدارى و روح پندپذيرى ، زمينه ساز تقواپيشگى است .

لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون

برداشت ياد شده از تقدم ذكرى تذكر بر تقواپيشگى به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 10

10 - امربه معروف ، پنددهى و پندپذيرى ، از خصلت هاى برجسته انسان هاى كامياب

لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

«تواصوا»، از باب تفاعل و بيانگر آن است كه مؤمنان، در كنار توصيه به ديگران، از توصيه هاى آنان نيز بهره مى برند.

5- آثار عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 7

7 - غفلت از پيام هاى عبرت آموز پيامبران و تاريخ ، دور نمايه گرايش به كفر

فهل من مدّكر

از اين كه خداوند، كفرپيشگان را به هشيارى و بيدارى فراخواهنده است; استفاده مى شود كه مشكل اصلى كافران در غفلت ايشان است.

6- آثار عبرت ناپذيرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 8

8- امكان ابتلاى انسان به عذاب و هلاكت دنيوى ، پس از عبرت نياموختن از هشدار هاى خداوند

فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أم أمنتم أن يعيدكم فيه ... فيغرقكم بما كفرتم

7- آثار عبرت ناپذيرى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 30 - 3

3 - قوم ثمود ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

عطف «نذر» بر «عذابى»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه عذاب الهى در حق ثموديان، بدون انذارهاى مكرر و اتمام حجت نبوده است.

8- آثار عبرت ناپذيرى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 4

4 - قوم عاد ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش

كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر

9- آثار عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

10- آرامش اخروى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 5

5 - درس آموزان از آيات الهى ، برخوردار از امنيت و آرامش در صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون . .. خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

11- اقليت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

12- امنيت اخروى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 5

5 - درس آموزان از آيات الهى ، برخوردار از امنيت و آرامش در صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون . .. خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

13- اهميت عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 8

8- لزوم عبرت گيرى از فرجام شوم توطئه گران عليه دين الهى

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنينهم . .. و أتهم العذاب

اينكه خداوند پس از بيان رفتار مخالفان قرآن به ذكر داستان كسانى مى پردازد كه عليه تعاليم آسمانى انبيا توطئه و مكر كردند و به خاطر آن گرفتار عذاب الهى شدند، هشدارى است به ساير انسانها كه از آن قضيه عبرت بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 1

1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها

انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

14- اهميت عبرت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 9

9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 4

4 - لزوم بهره گيرى از سرگذشت و تاريخ امت ها ، در راهنمايى و هدايت انسانها

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

از اينكه خداوند، براى هدايت انسانها، به بيان سرنوشت امتها پرداخته است، مطلب فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 8

8- ضرورت عبرت گيرى از حوادث گذشته براى مصون ماندن از گرفتارى در حوادثى نظير آن

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

15- اهميت عبرت از فرجام اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.

16- اهميت عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 2

2 - لزوم خداترسى و تأثيرپذيرى از پند هاى قرآن و هراس از فرجام ناهماهنگى با تعاليم آن

سنقرئك . .. فذكّر ... سيذّكّر من يخشى

17- اهميت هدايت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 23 - 2

2 - رهبران الهى ، بايد همواره به ارشاد پندپذيران ادامه دهند و هيچگاه آنان را ، از پند ها و اندرز هاى خود محروم نسازند .

فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر

استثنا در «إلاّ من تولّى. ..»، ناظر به تكرار تذكر است. بنابراين فرمان «ذكّر»، درباره كسانى كه اعراض و كفر ندارند، همچنان باقى است.

18- بى ثمرى عبرت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 12

12 - در قيامت ، هيچ زمينه اى براى تأثير پند و موعظه وجود ندارد و شناخت حقيقت بى ثمر است .

و أنّى له الذكرى

«أنّى»; يعنى، «كيف» و «من أين» (چگونه و از كجا)، (العين). بنابراين استفهام انكارى در آيه شريفه متوجّه زمينه ها و عوامل است; يعنى، «چه عامل تأثيرگذارى وجود دارد كه تذكر را براى انسان مؤثّر سازد؟»

19- بى عقلى عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 12

12 - كسانى كه از سرنوشت اقوام پيشين عبرت نمى گيرند ، از خرد بى بهره اند .

إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

20- بيان عوامل عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 11

11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

21- پاكى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 2

2 - مردمان تذكّرپذير و اهل خشيت ، انسان هايى پاك ، و رستگارند .

سيذّكّر من يخشى . .. قد أفلح من تزكّى

مصداق مورد نظر از «من تزكى» - به قرينه آيات پيشين - همان مصاديق «من يخشى» است.

22- تشويق به عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 16

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 10

10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 30 - 3

3 - تشويق و ترغيب شدن فرعونيان از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار اقوام و احزاب كافر پيشين

و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب

23- تشويق به عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 4

4 - پندپذيرى و حرف شنوى ، از اوصاف پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

24- جاودانگى عذاب عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 1

1 - كسانى كه از تذكرات قرآن ، فاصله گرفته ، آن را نپذيرند ، به بزرگ ترين و سوزان ترين آتش ها ، گرفتار شده و در آن باقى خواهند ماند .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

زجاج گفته است: «صلى»; يعنى، ملازم و همراه شد (لسان العرب) و «صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد. (قاموس). «كبرى»; يعنى، بزرگ تر و بزرگى آتش به گستردگى و افروخته تر بودن آن است.

25- دعوت به عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 4

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

26- رستگارى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 2

2 - مردمان تذكّرپذير و اهل خشيت ، انسان هايى پاك ، و رستگارند .

سيذّكّر من يخشى . .. قد أفلح من تزكّى

مصداق مورد نظر از «من تزكى» - به قرينه آيات پيشين - همان مصاديق «من يخشى» است.

27- زمينه عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 7

7- تنها گفتار راست و درست - كه از دروغ پيراسته باشد - مى تواند آموزنده بوده و مايه عبرت گردد .

لقد كان فى قصصهم عبرة . .. ما كان حديثًا يفترى

جمله «ما كان . ..» به منزله تعليل براى «لقد كان ...» است ; يعنى ، چون قرآن راست و درست است ، از داستانش مى توان عبرت گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13

13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان

و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 4 - 3

3- توجه به مبدأ نزول قرآن زمينه تذكرپذيرى و پندگرفتن از آن است .

تذكرة لمن يخشى . تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسموت العلى

گاهى براى بيان علت، از حال استفاده مى شود.

«تنزيلاً» كه حال براى قرآن است بيانگر علت «تذكره بودن» آن است; يعنى، قرآن به دليل صدور از ناحيه خداوند، براى تذكردادن كاملاً شايسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 18

18- عبادت و پرستش خدا ، زمينه ساز پندپذيرى و حق شنوى است .

ذكرى للعبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 17 - 3

3 - ايمان و باور هاى دينى ، زمينه ساز پذيرش پند ها و موعظه ها

يعظكم اللّه أن تعودوا لمثله أبدًا إن كنتم مؤمنين

جواب محذوف جمله شرطيه «إن كنتم مؤمنين; اگر مؤمن هستيد» مى تواند جمله «فاتعظوا. ..» باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين خواهد شد: «اگر حقيقتاً ايمان داريد پس بايد موعظه ها و پندهاى الهى را پذيرا باشيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 9

9 - تقواپيشگى ، زمينه عبرت گيرى از سرگذشت هاى پيشينيان

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 3

3 - بصيرت و روشن دلى ، زمينه ساز پذيرش سخن حق و عبرت آموزى است .

إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 1

1 - سير در زمين و توجّه به سرنوشت تمدن هاى پيشين ، مايه عبرت آدمى است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 4

4- نزول قرآن به زبان عربى روشن ، زمينه اى براى بيدارى خلق و پندآموزى آنان

فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 3

3 - دريافت پيام هاى نهفته در متن تاريخ ، نيازمند قلبى آگاه يا گوشى شنوا و حق پذير

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

عبارت «لمن كان له قلب أو ألقى. ..» مى رساند كه براى فهم صحيح تاريخ، يكى از دو شرط لازم است: يا خردمندى و تيزهوشى در درك و تحليل و يا حق شنوى از اهل خرد و انديشه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 2

2 - وجود مايه هاى تذكر و درس آموزى ، در آفرينش درخت آتش زنه

نحن جعلنها تذكرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 25

25 - « عن الصادق ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . و لايصح الإعتبار إلاّ لأهل الصفاء و البصيرة ، قال اللّه تعالى : « فاعتبروا يا أُولى الأبصار . . . » .

از امام صادق(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: . ..عبرت پذيرى صحيح و مؤثر حاصل نمى شود; مگر براى كسانى كه اهل صفا و بصيرت باشند. خداى تعالى فرموده است: فاعتبروا يا أولى الأبصار...».

28- زمينه عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 9

9 - ايمان، زمينه بهرهورى و پندپذيرى از قرآن

و ذكرى للمؤمنين

«ذكرى» اسم مصدر براى تذكير است و از معانى تذكير، موعظه كردن و انذار دادن است. (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 11

11 - تدبر و انديشه كردن در قرآن ، زمينه بيدارى و پندگيرى از آن كتاب الهى است .

كتب . .. ليدّبّروا ... و ليتذكّر

با توجّه به تقدم ذكر تدبر در قرآن بر بيدارى و پندپذيرى از آن، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 9

9 - اهليت خداوند به تقواپيشگى و آمرزش گناهان ، مقتضى پذيرش بيدارباش ها و پند هاى او در قرآن

فمن شاء ذكره . .. هو أهل التقوى و أهل المغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «هو أهل التقوى. ..»، در مقام تعليل براى «فمن شاء ذكره» است.

29- زمينه عبرت از مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 18

18 - تنها در سايه علم و آگاهى ، مى توان به عمق مثل هاى قرآن پى برد و از آن درس آموخت .

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. بل أكثرهم لايعلمون

30- زمينه عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 21 - 2

2 - تأمّل در نشانه هاى قدرت خداوندى در پهنه هستى ، زمينه ساز پذيرش پند و اندرز هاى دينى است .

أفلاينظرون إلى . .. فذكّر

حرف «فاء»، فرمان به تذكّر را بر آيات پيشين - كه از نشانه هاى قدرت خداوند سخن گفته بود - تفريع كرده است; يعنى، «حال كه چنين است به تذكّر اقدام كن».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 10

10 - بيدارى ، پندپذيرى و دستيابى به تقواپيشگى ، براى تمامى انسان ها - از همه طيف هاى فكرى و اجتماعى - ميسر و ممكن است .

لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون

31- زمينه عبرت خوشگذرانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 27 - 5

5- امكانات دنيوى به جاى مانده از مستكبران فرعونى ، درس عبرت براى دنياخواهان عشرت طلب

كم تركوا من جنّ-ت . .. و نعمة كانوا فيها فكهين

تعبير «كم تركوا. ..» در مقام درس آموزى و تأمل برانگيزى آدميان در سونوشت فرعونيان است.

32- زمينه عبرت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 27 - 5

5- امكانات دنيوى به جاى مانده از مستكبران فرعونى ، درس عبرت براى دنياخواهان عشرت طلب

كم تركوا من جنّ-ت . .. و نعمة كانوا فيها فكهين

تعبير «كم تركوا. ..» در مقام درس آموزى و تأمل برانگيزى آدميان در سونوشت فرعونيان است.

33- زمينه عبرت ناپذيرى از تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 23 - 3

3 - حق گريزى و كفر ، از ميان برنده زمينه هاى تأثيرپذيرى از تعاليم دين و پند هاى آن است .

فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر

استثناى اعراض كنندگان كافر از مجموعه كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تذكر دادن آنان مكلف شده است، نشانگر بى اثر بودن تذكرات آن حضرت، در آنان است.

34- سرزنش اجتناب از عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 2

2 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد توبيخ خداوند است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

35- سرزنش عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 1

1- سرزنش خداوند از ستمگرانى كه از كيفر ستم پيشگان پيش از خود و مثل هاى الهى ، پند نگرفتند و درس نياموختند .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا

36- سرزنش عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 4

4 - پندناپذيرى مردم از عاقبت شوم گذشتگان ، امرى نابخردانه و شگفت آور

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم

همزه استفهام در «او لم يهد» براى تعجب است. يعنى عقل اقتضاى پندپذيرى دارد و از انسان مدعى عقل شگفت آور است كه پند نگيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 4

4 - درس نگرفتن از تاريخ و هلاكت امت هاى پيشين ، امرى سزاوار توبيخ و سرزنش

أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم

استفهام ياد شده در «أفلم. ..» براى انكار توبيخى است. فاعل «لم يهد» «اهلاك» است كه از «كم أهلكنا» فهميده مى شود و به دليل متعدى شدن «لم يهد» به حرف لام، معناى تبيين نيز در آن تضمين شده و مفاد جمله اين است كه آيا نابود ساختن بسيارى ازامت هاى گذشته، براى مشركان روشن نساخت كه نبايد مانند آنان عمل كنند؟!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد سرزنش خداوند است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

استفهام در «أفلم يسيروا» براى توبيخ مى باشد.

37- سرزنش عبرت ناپذيرى از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.

38- سعادت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 5

5 - خداترسان و پندپذيران ، سعادتمنداند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

اين آيه با آيه قبل، داراى «احتباك» (از وجوه بلاغت) است; يكى از «خشيت» سخن گفته و ديگرى از «شقاوت» و بيان نقطه مقابل هر يك را به قرينه بودن ديگرى موكول كرده است; بدين معنا كه اهل خشيت، نقطه مقابل «شقاوت»; يعنى، سعادت را دارند و اهل «شقاوت» گرفتار نقطه مقابل «خشيت»; يعنى، گستاخى هستند.

39- شرايط عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 4

4 - توجه عميق و حضور قلب در شنود درس هاى تاريخ ، شرط بهرهورى از پيام هاى آن

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 2

2 - داشتن گوشى شنوا و دلى حق پذير ، از شرايط و زمينه هاى درس آموزى و پندگيرى

لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية

«وعى» (مصدر «تعيها») و «واعية» به معناى نگه دارى شىء و فهم و پذيرش آن است (لسان العرب). گفتنى است اسناد «وعى» به «اُذن»، اسناد مجازى و مقصود از آن دل و جان حق پذير است.

40- شگفتى عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 6

6- اطلاع كافران از عاقبت شوم كفرپيشگان گذشته و عبرت نگرفتن از آنان ، مايه تعجب و شگفتى و نشانه بى خردى آنان است .

و يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة و قد خلت من قبلهم المثلت

آيه شريفه در مقام تعجّب و بيان سخافت رأى و خرد كفرپيشگان است و جمله حاليه (و قد خلت . ..) به منزله دليل براى اثبات آن مى باشد. از اين رو بايد آنان از گرفتار شدن امتهاى كفرپيشه گذشته به عقوبتهاى الهى مطلع باشند.

41- عبرت آموزى از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 55 - 3

3 - قرآن ، مقتضى پندآموزى و بيدارگرى و اراده انسان ، شرط تأثيرگذارى آن كتاب است .

إنّه تذكرة . فمن شاء ذكره

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه خداوند قرآن را مايه پندگيرى و بيدارگرى معرفى كرده و سپس اراده انسان ها نسبت به پذيرش آن را مطرح ساخته است. اين نكته مى رساند كه اراده و تصميم انسان ها، در تأثيرگذارى قرآن مؤثر است و چنانچه انسان ها آن را نپذيرند، اين خاصيت قرآن در حد اقتضا باقى مى ماند و نمى تواند خود به خود تأثير داشته باشد.

42- عبرت آموزى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 3

3 - قرآن ، در بيدارگرى و پندآموزى ، بهترين و جامع ترين كتاب است .

إنّه تذكرة

تنكير «تذكرة» براى تعظيم است. بر اين اساس مى توان گفت: عظيم بودن تذكار قرآن، بيانگر عظمت و برترى اين كتاب، از نظر پندآموزى و بيدارگرى، نسبت به ديگر كتاب ها و نيز جامعيت آن در اين عرصه است.

43- عبرت آموزى قصه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 4

4- عبرت آموز بودن داستان ، از شرايط حسن آن داستان است .

نحن نقص عليك أحسن القصص . .. لقد كان فى قصصهم عبرة

خداوند در مقدمه داستان يوسف(ع) بيان داشت كه آن داستان نيكوترين داستان است و در پايان هدف از آن را عبرت و پند دانست. بنابراين حسن يك داستان از نظر قرآن به اين است كه مايه عبرت باشد.

44- عبرت آيندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 4

4 - فرجام هلاكت بار امت هاى پيشين ، درس عبرت براى آيندگان

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

45- عبرت از آثار باستانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 6

6- حفظ آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت ... لأية ... فانتقمنا منهم و إنه

خداوند پس از هلاك كردن «قوم لوط» و «ايكه» آثار شهرهاى تخريب شده آنان را بر سر راهى داير حفظ كرده و اين آثار را آيت و عبرت مؤمنان دانسته است. از اين استفاده مى شود كه حفظ آثار گذشتگان و تمدن پيشينيان براى درس آموزى و عبرت گيرى، امرى بجا و بايسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 8،9،10

8 - آثار باستانى به جاى مانده از اقوام نابود شده ، داراى زمينه هاى فراوان براى عبرت گيرى و درس آموزى

أفلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

9 - لزوم تحقيق و مطالعه در آثار عبرت آموز به جاى مانده از امت هاى گذشته و ريشه يابى عوامل هلاكت آنان

كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

مقتضاى آيت بودن تاريخ گذشتگان و آثار آنان، قابليت آن براى رهنمون شدن انسان به هدايت ها و درس هاى مهم و ارزنده است.

10 - تنها ، خردمندان از مطالعه در آثار باستانى به جاى مانده از گذشتگان ، بهره برده و عبرت مى گيرند .

كم أهلكنا قبلهم . .. إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

آيه و نشانه بودن آيات، اختصاصى به وجود عبرت گيرنده ندارد; بلكه صفتى است ثابت. بنابراين اختصاص يافتن آن به «أُولى النهى» ناظر به موفقيت خردمندان در بهره بردن از آيات است; يعنى، گرچه آيات و نشانه ها موجودات است، ولى بى خردان از آن بهره اى نمى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 3،5

3 - آثار به جامانده از جوامع هلاك شده پيشين ، بسترى مناسب براى درس آموزى و عبرت گيرى

فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به

مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 5،6

5 - مشركان ، على رغم مشاهده بقاياى شهر ويران شده قوم لوط ، از آن عبرت نگرفتند .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء أفلم يكونوا يرونها

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «أفلم يكونوا» انكارى و براى توبيخ است; يعنى، آنان آثار به جا مانده از قوم هلاك شده لوط را ديدند; ولى از آن عبرت نگرفتند.

6 - آثار به جاى مانده از شهر ها و تمدن هاى نابود شده از عذاب الهى ، درس عبرتى براى همه نسل ها

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء أفلم يكونوا يرونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 2

2 - تاريخ و آثار بر جاى مانده از پيشينيان ، دربردارنده درس ها و عبرت ها

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 6

6 - استفاده از حوادث و تحولات تاريخى و آثار به جامانده از آن تحولات ، به منظور عبرت آموزى ، از روش هاى هدايتى قرآن است .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين . و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 6

6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 7

7 - تاريخ و آثار باقى مانده از اقوام و ملل پيشين ، درس آموز و بسترى براى شناخت حقايق

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

46- عبرت از آثارباستانى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 27 - 5

5- امكانات دنيوى به جاى مانده از مستكبران فرعونى ، درس عبرت براى دنياخواهان عشرت طلب

كم تركوا من جنّ-ت . .. و نعمة كانوا فيها فكهين

تعبير «كم تركوا. ..» در مقام درس آموزى و تأمل برانگيزى آدميان در سونوشت فرعونيان است.

47- عبرت از آثارباستانى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 1

1 - برجا ماندن نشانه اى از قوم هلاك شده لوط ، به اراده الهى ، براى عبرت ديگران

و تركنا فيها ءاية للذين يخافون

48- عبرت از آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 3

3 - هدف از بيان پديده هاى طبيعى و تحولات موجود در طبيعت در قرآن ، پندگيرى و درس آموزى است .

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

در آيه شريفه، هدف از نزول باران و تحولات مربوط به آن، پندگيرى و درس آموزى شناسانده شده است. اين مى رساند كه اصولاً ذكر پديده ها و تحولات مربوط به طبيعت در قرآن، به همين منظور است; نه اين كه بيان اين نكته هاى طبيعى، خود هدف باشد.

49- عبرت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 10

10 - درس آموزى و هوشيارى ، فلسفه ارائه آيات الهى از سوى خداوند

هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 4

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

50- عبرت از آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 5

5 - آيات قرآن ، مايه پند و درس آموزى است .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم

51- عبرت از اصحاب سبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 1،3،5

1 - عقوبت اصحاب سبت ، عبرتى براى معاصران آنان و درسى بر آيندگان ايشان

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

مراد از ضمير در «فجعلناها» عقوبت اصحاب سبت است كه از جمله «فقلنا لهم كونوا قردة» به دست مى آيد. ضمير در «يديها» و «خلفها» به «الذين اعتدوا» ارجاع مى شود و مؤنث آوردن آن به اعتبار «امت و طايفه» بودن آنان است. مقصود از «ما بين يديها» (آنچه پيش روى آنان بود) مردم معاصر اصحاب سبت است و منظور از «ما خلفها» (آنچه پس از آنان بود) آيندگان ايشان است.

3 - كيفر اصحاب سبت ، موعظه و پندى براى اهل تقواست .

فجعلنها . .. موعظة للمتقين

5 - توجه به سرنوشت شوم اصحاب سبت ، زمينه ساز خوددارى از گناه و نافرمانى خداوند است .

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

«نكال» به معناى عبرت و نيز به معناى عقوبت و كيفر بازدارنده است.

عبرت از اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 11

11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .

و قد خاب من افترى

جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 9

9 - لزوم تحقيق و مطالعه در آثار عبرت آموز به جاى مانده از امت هاى گذشته و ريشه يابى عوامل هلاكت آنان

كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

مقتضاى آيت بودن تاريخ گذشتگان و آثار آنان، قابليت آن براى رهنمون شدن انسان به هدايت ها و درس هاى مهم و ارزنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 10

10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 6،9

6 - توصيه شدن مشركان صدراسلام به اين كه به خود بيايند و دست از كفر و تكذيب بردارند و خود را چونان جوامع پيشين ، گرفتار خشم و عذاب خدا نسازند .

و إن يكذّبوك فقد كذّبت . .. فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

بيان سرگذشت اقوام تكذيب گر پيشين براى مردم شرك پيشه صدراسلام - كه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبارزه مى كردند - در واقع نصيحتى بود به آنان مبنى بر اين كه از سرگذشت پيشنيان عبرت بگيرند و دست از مخالفت بردارند.

9 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفر پيشه تاريخ

ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، به سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارهايشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 5

5 - علم و دانش ، زمينه ساز درك آيات و نشانه هاى خدا و موجب پندآموزى از درس هاى نهفته در سرگذشت اقوام هلاك

شده پيشين

إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

قيد «لقوم يعلمون» نشانگر آن است كه جهل و نادانى، مانع از شناخت درس ها و آيات الهى است و تنها با داشتن درك و پيش فرض هاى معرفتى، مى توان از آيات الهى پند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 4

4 - سير و سفر در زمين ، به منظور عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان ، كارى بايسته و لازم است .

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 1

1 - هلاكت ملت هاى كفرپيشه ، در گذشته درس عبرتى براى آيندگان است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون

«قرون» جمع «قرن» و به معناى قوم و ملتى است كه در يك زمان، زندگى مى كرده اند (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 9

9 - تاريخ امت هاى پيشين ، درس آموز براى انسان ها

فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 3

3 - نقل داستان و سرگذشت پيشينيان در قرآن ، در چارچوب درس آموزى و پنددهى است .

لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية

52- عبرت از امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 4

4 - نابودى امت ها و ملت هاى كفرپيشه تاريخ ، درس عبرتى براى همه كفرپيشگان است .

كم أهلكنا من قبلهم من قرن

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه با يادآورى نابودى كافران گذشته، درصدد تهديد كفرپيشگان و اخطار به آنان است.

53- عبرت از امت هاى هلاك شده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 10

10- تاريخ و سرنوشت هلاكت بار جوامع ظالم ، درس و عبرت براى آيندگان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا

54- عبرت از انتقامهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 6

6 - انتقام و عذاب الهى ، براساس ملاك و در راستاى عبرت آموزى بشر

انتقمنا منهم . .. فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

55- عبرت از انذارهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 15

15 - لازم است كه انسان ، از هشدار هاى خداوند ، پند بگيرد .

ما لكم من دونه من ولىّ . .. أفلاتتذكّرون

56- عبرت از انقراض تمدن ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 11،13

11- مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها ، مايه عبرت انسان ها است .

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 8

8 - توجه به هلاكت و انقراض تمدن هاى با شكوه گذشته ، مايه عبرت قدرتمندان

فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

يادآورى نابودى جوامع پيشين به مردم مكه، مى تواند در راستاى تنبه و عبرت آموزى آنان باشد.

57- عبرت از اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 4

4- لزوم پندآموزى از سرنوشت امت هاى مبتلا شده به عذاب الهى

أو لم تكونوا . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 4

4 - درس نگرفتن از تاريخ و هلاكت امت هاى پيشين ، امرى سزاوار توبيخ و سرزنش

أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم

استفهام ياد شده در «أفلم. ..» براى انكار توبيخى است. فاعل «لم يهد» «اهلاك» است كه از «كم أهلكنا» فهميده مى شود و به دليل متعدى شدن «لم يهد» به حرف لام، معناى تبيين نيز در آن تضمين شده و مفاد جمله اين است كه آيا نابود ساختن بسيارى ازامت هاى گذشته، براى مشركان روشن نساخت كه نبايد مانند آنان عمل كنند؟!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 4

4 - سرنوشت كافران هلاك شده گذشته ، مايه عبرت و پندآموزى است .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون أنّهم إليهم لايرجعون

58- عبرت از اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

59- عبرت از بلاياى طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 9

9 - بهره بردارى ازحوادث ناگوار طبيعى ، براى تنبّه انسان ها ، امرى شايسته است .

ظهر الفساد . .. ليذيقهم ... لعلّهم يرجعون

60- عبرت از پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 13

13 - ضرورت پندآموزى و عبرت گيرى ، از سرنوشت گذشتگان

يسئلك أهل الكتب . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 102 - 8

8 - لزوم عبرت گيرى از سرگذشت پيشينيان

قد سألها قوم . .. ثم اصبحوا بها كفرين

61- عبرت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 26

26 - داستان خلقت و خلافت آدم ( ع ) و محاوره خدا و فرشتگان درباره او ، داستانى آموزنده و شايان دقت

و إذ قال ربك للملئكة . .. إنى أعلم ما لاتعلمون

كلمه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 16

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 13

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به

ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 13

13 - داستان غيبت موسى ( ع ) از ميان قوم خويش و گرايش آن قوم به گوساله پرستى ، داستانى عبرت آموز و شايسته ياد آوردن

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة ثم اتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 21

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 1،6،7،8

1 - عقوبت اصحاب سبت ، عبرتى براى معاصران آنان و درسى بر آيندگان ايشان

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

مراد از ضمير در «فجعلناها» عقوبت اصحاب سبت است كه از جمله «فقلنا لهم كونوا قردة» به دست مى آيد. ضمير در «يديها» و «خلفها» به «الذين اعتدوا» ارجاع مى شود و مؤنث آوردن آن به اعتبار «امت و طايفه» بودن آنان است. مقصود از «ما بين يديها» (آنچه پيش روى آنان بود) مردم معاصر اصحاب سبت است و منظور از «ما خلفها» (آنچه پس از آنان بود) آيندگان ايشان است.

6 - عبرت آموز گشتن حوادث و رخداد ها به دست خدا و در اختيار اوست .

فجعلنها نكلا

نسبت دادن «جعل» به خداوند در جمله «فجعلناها . ..» (ما آن عقوبت را عبرت قرار داديم) مى رساند كه: همه كارها، حتى اينكه واقعه و رخدادى چهره عبرت پيدا كند، به دست خدا و در اختيار اوست.

7 - پندپذيرى از سرگذشت امت ها ، نشانه برخوردار بودن از روحيه تقواست .

فجعلنها . .. و موعظة للمتقين

8 - تاريخ و سرگذشت امت ها ، منبعى براى موعظه و عبرت گيرى و درس آموزى

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها و موعظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 2،3

2 - سرنوشت بنى اسرائيل ، بايد مايه عبرتى براى مسلمانان باشد .

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة . .. سَلْ بنى اسرائيل

به نظر مى رسد پندگيرى از سرنوشت بنى اسرائيل، هدف از امر الهى نسبت به تحقيق درباره آنهاست.

3 - لزوم تحقيق در سرگذشت امّت هاى پيشين و پندآموزى از تاريخ آنان

سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم . .. فانّ اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 3

3 - شناخت حوادث تاريخى و عبرت گرفتن از آنها ، وظيفه مؤمنان

الم تر الى الذّين

رؤيت در آيه شريفه به معناى ديدن با چشم نيست; چون آن واقعه، گذشته است و قابل ديدن براى مخاطب نيست. بنابراين «الم تر ... » تحريك است براى شناخت و درك سرگذشته پيشينيان تا درس و عبرتى باشد براى انديشه كنندگان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 3

3 - مسمانان موظّف به دقت كامل در تاريخ بنى اسرائيل و پندگيرى از آن هستند .

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، رسالت دارِ ابلاغِ تاريخ عبرت آموز گذشتگان

تلك ايات اللّه . .. و انّك لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 14

14 - توجه مؤمنان به تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ربّنا و لا تحمل علينا اصراً كما حملته على الّذين من قبلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 9

9 - سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ

انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه

ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 18،19،20،21،22

18 - امداد هاى الهى در بدر و پيروزى مسلمانان ، عبرتى بزرگ براى صاحبان بصيرت

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

از نكره آوردن «عبرة»، بزرگى آن استفاده مى شود. يعنى: عبرةً عظيمةً.

19 - كسانى كه از ماجراى جنگ بدر عبرت نگيرند ، فاقد بينش و بصيرتند .

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

20 - روشنى نشانه هاى عبرت ، در جنگ بدر

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

روشنى نشانه هاى عبرت، از كلمه «ابصار» استفاده شده است; يعنى آنچه در جنگ بدر از علائم حقانيّت مؤمنين گذشت; در حد مشاهده بوده است.

21 - عبرت گيرى و پندآموزى ، هدفى براى نقل و تحليل تاريخ در قرآن

قد كان لكم . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

22 - بصيرت ( بينش صحيح ) ، شرط پندگيرى از حوادث تاريخ

قد كان لكم اية . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 3

3 - خاطره نجات حضرت عيسى ( ع ) از دست كافران ، سرگذشتى شايسته تذكر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك

بنابراينكه «اذ»، مفعول به براى «اذكر» يا «اذكروا» كه در تقدير است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 12

12 - نقش سازنده يادآورى گذشته ها و عبرت از آن ، در تربيت انسانها

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 9

9 - لزوم عبرت گرفتن و پند پذيرفتن از سرگذشت پيشينيان براى ايجاد وحدت و پرهيز از تفرقه و اختلاف

و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البيّنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 3

3 - لزوم يادآورى و تحليل حوادث تاريخى ( نبرد احد ) و عبرت از آن

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بنابر اينكه كلمه «اذ»، مفعول فعلى مقدر، همانند «اذكر» (به ياد آور) باشد; و يادآورى حوادث تاريخى، معمولا براى عبرت گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 12

12 - تاريخ پيشينيان و فرجام آنان ، عبرتى براى آيندگان

قد خلت من قبلكم . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 5،6،7،10

5 - توجّه به سنت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، هدايتگر تقواپيشگان و پندى براى آنان

قد خلت من قبلكم سنن . .. هدىً و موعظة للمتّقين

6 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، زمينه اى براى پرهيز از تكذيب دين خداوند

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس

اگر «هذا» اشاره به مطالب آيه قبل باشد، متعلق كلمه «بيان» چنين خواهد بود: هذا بيان للنّاس لئلاّ يرتكبوا الّذى ارتكبوه. يعنى مشاهده سرنوشت تكذيب كنندگان، روشنگر مردم است به اينكه مانند گذشتگان، آيات الهى را تكذيب نكنند.

7 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، از عوامل هدايت يافتن و پند پذيرفتن تقواپيشگان

فسيروا فى الارض فانظروا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 15

15 - تاريخ هر امّت ، منبعى براى شناخت روحيه و خصلت هاى آنان و تعيين خط مشى آينده شان

قد جآءكم . .. فلم قتلتموهم

خداوند با خصلتها و سوابق تاريخى يهود، عليه يهوديان زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) استدلال مى كند و مشى آينده آنان را گوشزد مى نمايد. اين استدلال، بر اساس اين است كه تاريخ و سابقه هر امّت نشان دهنده آينده آن و نيز منبعى براى شناخت روحيات حاكم بر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 9

9 - اطلاع و آگاهى از مشكلات آينده ، آسان كننده تحمل آن

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

هدف از آگاه كردن مسلمانان به آزار و اذيّت مخالفان پيش از وقوع آن، براى آماده سازى آنان است تا با برخورد ناگهانى تاب و تحمّل خويش را از دست ندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 7

7 - دعوت قرآن به تحقيق در احوال پيروان اديان گذشته ، براى درس آموزى و عبرت از آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 13

13 - ضرورت پندآموزى و عبرت گيرى ، از سرنوشت گذشتگان

يسئلك أهل الكتب . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 1

1 - سرگذشت موسى ( ع ) با قوم خويش ، شايسته يادآورى و پندگيرى

و اذ قال موسى لقومه يقوم

«اذ» در «اذ قال . ..»، مفعول براى فعلى مقدر مانند «اذكر» يا «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 1،5

1 - داستان قربانى پسران حضرت آدم ( ع ) ( هابيل و قابيل ) ، داستانى پرفايده ، عبرت آموز و شايان ذكر

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

آگاه نبودن قابيل از كيفيت دفن جسد هابيل، بيانگر اين است كه آنها از اولين انسانها بوده اند. بنابراين مراد از «آدم»، آدم ابوالبشر(ع) است و بنا به گفته مفسران، مقصود از فرزندان او، هابيل و قابيل هستند. گفتنى است كه «نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بسيار باشد.

5 - قرآن ، فراخوان مردم به درس آموزى و عبرتگيرى از رخداد هاى تاريخى

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1،2،5

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

2 - تاريخ گذشتگان، درس عبرات براى آيندگان

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم

5 - ارائه نمونه هاى تاريخى عبرت آموز، روشى در هدايت و تربيت

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 2،3،6

2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا

فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است. اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.

3 - پهنه زمين داراى آثارى عبرت آموز از ملتهاى پيشين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

6 - سرنوشت گذشتگان، درس عبرت براى آيندگان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 8،9

8 - تاريخ پيامبران گذشته و بيان پايداريهاى آنان، درس آموز و سازنده است.

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

9 - تاريخ منبعى باارزش براى شناخت حوادث و عبرت گرفتن

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 4

4 - سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها

لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 4

4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 2

2 - سرگذشت لوط پيامبر در مبارزه عليه فحشا و فرجام شوم قوم زشتكار او ، سرگذشتى پندآموز و شايسته يادآورى

و لوطاً إذ قال

چنانچه «لوطاً» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد، كلمه «إذ» بدل اشتمال براى لوطاً است و اگر لوطاً مفعول براى «أرسلنا» گرفته شود، «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» خواهد بود، كه بر اين مبنا تقدير جمله چنين است: أرسلنا لوطاً اذكر إذ قال . .. . بنابر هر دو احتمال، لزوم يادآورى داستان لوط و قومش به دست مى آيد. گفتنى است هدف از يادآورى سرگذشت پيشينيان، عبرت آموزى و پندگيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 3

3 - سرنوشت شوم قوم تبهكار لوط ، سرنوشتى عبرت آموز و شايان بررسى دقيق

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 12،13،15،16

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 97 - 4،5

4 - هلاكت امت هاى بى تقوا و تكذيب كننده پيامبران ، عبرتى براى امت هاى بعدى است .

و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

5 - توجه جوامع بشرى به فرجام شوم تكذيب كنندگان انبيا ، زمينه ساز نگرانى ايشان در ابتلا به عذاب الهى و مايه گرايش آنان به ايمان و تقواست .

و لو أن أهل القرى . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جمله «أفأمن . .. » عطف بر جمله «فاخذنهم بما كانوا يكسبون» است. يعنى آيا اقوام و ملتهاى كفرپيشه پس از آگاهى به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا، باز هم عذاب الهى را انكار مى كنند و خويشتن را از گرفتار آمدن به آن مصون مى پندارند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 3

3 - فرجام شوم كفرپيشگان گنهكار تاريخ ، زمينه اى مناسب براى پندگيرى و عبرت آموزى است .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

از مصاديق مورد نظر براى «ذنوب»، به قرينه آيات قبل و آيه بعد، كفر و انكار آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 2

2 - خداوند ، تسلى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بيان سرگذشت شوم كفرپيشگان تكذيب كننده انبيا ( ع )

نقص عليك

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عليك» در بيان سرگذشت امتهاى تكذيب كننده گذشته مى تواند اشاره به برداشت فوق

داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 3

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 19

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 11

11 - داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *

إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 10

10 - تقدير الهى بر ذلت يهوديان متمرد ، امرى عبرت آموز و شايان به ياد داشتن

و إذ تأذن ربك ليبعثن

برداشت فوق با توجه به فعل مقدّر «أذكر» استفاده شده است ; يعنى: «أذكر إذ تأذن ربك . .. .»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 3

3 - داستان بلعم باعورا ، داستانى پرفايده و هشداردهنده به دينداران و عالمان دينى

و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا

«نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد. (مفردات راغب). گويا هدف از نقل آن هشدار به دينداران و عالمان دينى است. يعنى كسانى كه از آيات الهى بهره مند هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 16،18

16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .

فاقصص القصص

«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.

18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در وى است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 11

11 - لزوم يادآورى حقايق آموزنده تاريخ

إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 2

2 - ضرورت توجه اهل ايمان به فرجام شوم كافران ستيزه گر و نقش اصلى خدا در پيروزى هاى مؤمنان

ذلكم

حرف «كم» در «ذلكم» خطاب به اهل ايمان است. يعنى اى اهل ايمان سرنوشت مشركان ستيزه جو همان است كه بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 5

5 - شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ستيز را به عبرت گرفتن از سرنوشت شوم همسانان گذشته خويش فرامى خواند .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 12

12 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، على رغم موقعيت ضعيف آنان ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ أنتم بالعدوة الدنيا . .. و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر، يعنى «اذكروا» باشد. مفسران برآنند كه از اهداف شرح

موقعيت جنگ بدر يادآورى ضعف مسلمانان و برترى كافران است كه على رغم آن با پيروزى مسلمانان پايان يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 15

15 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه جنگ بدر و نتايج درخشان آن ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 8

8 - كم نماياندن هر يك از دو سپاه در جنگ بدر در نظر يكديگر ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا و يقللكم فى أعينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذا» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 13

13 - بى تأثير ماندن دسيسه هاى منافقان و كافران طول تاريخ ، در از بين بردن ارزش هاى الهى ، عبرتى است براى دنبال كنندگان راه آنان . *

كالذين من قبلكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

با توجه به اينكه منظور از اعمال در «أعمالهم» مى تواند روشهاى خائنانه آنان در قبال اديان الهى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 1،3،5

1 - نكوهش خداوند از منافقان ، به جهت عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

وعداللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

5 - هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، از حوادث مهم و اخبار سازنده و پرفايده است .

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

«نبأ» به معناى خبر مهم و بسيار سودمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 10،11

10- لزوم دقت در سرنوشت پيشينيان و دريافت علل هلاكت آنان ، به منظور درس آموزى و عبرت گيرى

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 12،13

12- تاريخ و حوادث آن ، منبعى براى درس آموزى ، پندگيرى و شناخت حقايق

و جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

13- بيانگر حق و پندآموز بودن و يادآور شدن حقايق و معارف الهى ، معيار ارزشمندى داستان ها و سرگذشت پيشينيان

جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 12

12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 1،2

1- داستان پيامبران و امت هاى ايشان حاوى پند و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

«قصص» به معناى داستان است. ضمير در «قصصهم» به «رسل» و نيز امتهاى ايشان - كه از «من نشاء» و «القوم

المجرمين» در آيه قبل استفاده مى شود - برمى گردد.

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 7

7- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان براى پندگيرى و عبرت آموزى

و قد خلت من قبلهم المثلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13

13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان

و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 3،5

3- شناخت صحيح خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيت للمتو

جمله «إن فى ذلك . ..» و نيز جمله «إن فى ذلك لأية للمؤمنين» در آيه 77 به منزله نتيجه گيرى از نقل داستان ابراهيم(ع) و قوم لوط است و اين نتيجه گيرى مى تواند بيانگر هدف و فلسفه بيان داستانها باشد.

5- شناخت صحيح حوادث عبرت انگيز تاريخ و پندپذيرى و درس آموزى از آنها ، در گرو ژرف نگرى و برخورد هوشمندانه است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 76 - 3

3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته

فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها ... إن فى ذلك لأيت ... و إنها لبسبيل م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2،5

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

5- شناخت خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 13،14

13- مطالعه تاريخ ، وسيله عبرت و درس آموزى است .

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

14- پهنه زمين ، داراى آثارى عبرت آموز از ملت هاى پيشين

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 10

10- تاريخ و سرنوشت هلاكت بار جوامع ظالم ، درس و عبرت براى آيندگان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 13

13- تاريخ جوامع و امت ها ، منبعى براى شناخت و عبرت است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 4،8

4 - درس نگرفتن از تاريخ و هلاكت امت هاى پيشين ، امرى سزاوار توبيخ و سرزنش

أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم

استفهام ياد شده در «أفلم. ..» براى انكار توبيخى است. فاعل «لم يهد» «اهلاك» است كه از «كم أهلكنا» فهميده مى شود و به دليل متعدى شدن «لم يهد» به حرف لام، معناى تبيين نيز در آن تضمين شده و مفاد جمله اين است كه آيا نابود ساختن بسيارى ازامت هاى گذشته، براى مشركان روشن نساخت كه نبايد مانند آنان عمل كنند؟!

8 - آثار باستانى به جاى مانده از اقوام نابود شده ، داراى زمينه هاى فراوان براى عبرت گيرى و درس آموزى

أفلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 9

9 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفر پيشه تاريخ

ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، به سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارهايشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 5

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1،2،3

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

2 - سياحت در زمين براى مشاهده شهر هاى ويران شده و مطالعه در سرنوشت و فرجام شوم ستمگران تاريخ ، توصيه خداوند به گردنكشان و حق ستيزان

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون لهم قلوب يعقلون بها

3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 1،2،3،5

1 - سرگذشت نوح ( ع ) و قوم او ، آينه عبرتى است براى ديگران .

إنّ فى ذلك لأيت

«الآيات» جمع «آية» است و مراد از آن، نشانه هاى عبرت آموز است.

2 - وجود درس هاى بسيار ، براى عبرت آموزى در سرگذشت نوح ( ع ) و قومش

إنّ فى ذلك لأيت

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات»، استفاده مى شود.

3 - لزوم درس آموزى از سرگذشت قوم نوح

إنّ فى ذلك لأيت

مؤكد شدن عبارت «فى ذلك لآيات» با «إنّ»، ترغيبى از سوى خدا به مطالعه سرگذشت قوم نوح، براى درس آموزى است.

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموزى و عبرت گيرى

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 4،5

4 - خداوند ، غرق كردن قوم نوح را در آب ، از نشانه هاى قدرت مندى خويش و درس عبرتى براى همه مردم قرار داد .

أغرقنهم و جعلنهم للناس ءاية

مقصود از «آية» در اين جا، ممكن است معناى لغوى آن (علامت و نشانه) و يا به معناى موعظه و عبرت باشد.

5 - گرفتارى تكذيب كنندگان پيامبران الهى و آيات او به قهر و هلاكت خداوند ، از نشانه هاى قدرت خدا و درس عبرتى براى همه مردمان

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا . و قوم نوح ... أغرقنهم و جعلنهم للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 1

1 - خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 7

7 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 5

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 2

2 - تاريخ و آثار بر جاى مانده از پيشينيان ، دربردارنده درس ها و عبرت ها

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 9

9 - استفاده از تاريخ ، براى تنبه و هشدار ، روشى قرآنى است .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 6

6 - استفاده از حوادث و تحولات تاريخى و آثار به جامانده از آن تحولات ، به منظور عبرت آموزى ، از روش هاى هدايتى قرآن است .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين . و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 4،9

4 - سير و سفر در زمين ، به منظور عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان ، كارى بايسته و لازم است .

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

9 - پهنه زمين ، داراى آثارى عبرت آموز از آثار گذشتگان است .

سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 9،13

9 - تاريخ گذشتگان ، آيينه عبرت آيندگان است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

13 - تاريخ عبرت آموز گذشتگان ، تأثيرى در كفرپيشگان ندارد .

أوَلم يهد لهم . .. أفلايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 14

14 - حوادث تاريخى ، درس آموز و آيه خداوند است .

إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 3

3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 4،5

4 - لزوم خردورزى در تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

سرزنش بر تعقل نكردن در تاريخ پيشينيان، گوياى برداشت بالا است.

5 - تعقل و خردورزى در تاريخ پيشينيان ، موجب عبرت و درس آموزى است .

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 7

7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .

قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 2

2 - تاريخ گذشتگان ، حاوى درس هاى عبرت براى آيندگان

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 9

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 2،4

2 - تاريخ گذشتگان ، حاوى درس هاى عبرت آموز براى آيندگان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد سرزنش خداوند است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

استفهام در «أفلم يسيروا» براى توبيخ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 7،11

7 - تاريخ پيشينيان ، در بر دارنده درس عبرت براى آيندگان

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 9

9 - تاريخ امت هاى پيشين ، درس آموز براى انسان ها

فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 2

2- لزوم سير در زمين و بررسى تاريخ ملت ها ، براى عبرت آموزى

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 10

10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 1،3،4

1 - تاريخ ، داراى درس هاى عبرت آموز براى بشر

إنّ فى ذلك لذكرى

3 - دريافت پيام هاى نهفته در متن تاريخ ، نيازمند قلبى آگاه يا گوشى شنوا و حق پذير

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

عبارت «لمن كان له قلب أو ألقى. ..» مى رساند كه براى فهم صحيح تاريخ، يكى از دو شرط لازم است: يا خردمندى و تيزهوشى در درك و تحليل و يا حق شنوى از اهل خرد و انديشه.

4 - توجه عميق و حضور قلب در شنود درس هاى تاريخ ، شرط بهرهورى از پيام هاى آن

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 4،5

4 - بيان سرگذشت عبرت انگيز اقوام نابودشده تاريخ ، در صحف موسى و ابراهيم ( ع )

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّه أهلك ... فغشّيها ما غشّى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيات شريفه، در ادامه بيان مطالبى باشد كه خداوند از صحف موسى و ابراهيم(ع) نقل كرده است.

5 - بشر در همه ادوار تاريخى ، نيازمند تذكر و عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده در صورتى است كه اين آيات در صحف موسى و ابراهيم(ع) آمده باشد; چنان كه برخى از مفسران گفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 23،24

23 - اهل بينش و بصيرت ، قادر به بهره مندى از درس ها و پند هاى الهى در تاريخ

فاعتبروا يأُولى الأبصر

24 - تاريخ ، بستر پند ها و عبرت ها براى انسان

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. فاعتبروا يأُولى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 4

4 - ضرورت مطالعه تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 1

1 - اخبار پيشينيان ، داراى نكاتى آموزنده و عبرت آور ، حتى براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث الجنود

62- عبرت از تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

63- عبرت از تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

64- عبرت از تاريخ قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 4

4- فراز هاى ياد شده از ماجراى قوم لوط در قرآن ، همگى پند دهنده و آموزنده درس هاى خداشناسى است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

65- عبرت از تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

66- عبرت از تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 5

5 - تشويق خداوند به بصيرت ، روشن دلى و عبرت آموزى ، از تحولات طبيعت

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

67- عبرت از تدبير آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 3

3 - آسمان و زمين ، تحت ربوبيت الهى و تدبير يگانه آن ، شايان تأمل و درس آموزى

فَوَربّ السّماء و الأرض

اهميت ربوبيت الهى نسبت به آسمان و زمين، از آن جهت مى باشد كه مورد قسم قرار گرفته است.

68- عبرت از تدبير زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 3

3 - آسمان و زمين ، تحت ربوبيت الهى و تدبير يگانه آن ، شايان تأمل و درس آموزى

فَوَربّ السّماء و الأرض

اهميت ربوبيت الهى نسبت به آسمان و زمين، از آن جهت مى باشد كه مورد قسم قرار گرفته است.

69- عبرت از تذكرات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 4

4 - پذيرش تذكرات قرآن و خشيت و هراس در برابر خداوند ، مايه رهايى از آتش دوزخ

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

70- عبرت از تفاوت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 1

1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها

انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

71- عبرت از تقدير باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 2

2 - نزول باران در سرزمين هاى گوناگون و به اندازه هاى مختلف ، مايه پندگيرى و درس آموزى

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

72- عبرت از تنوع موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 4 - 5

5 - پراكندگى ، كثرت و تنوع موجودات زنده در زمين ، شايان تأمل و درس آموزى

و ما يبثّ من دابّة

تعبير «يبثّ من دابّة» كثرت، تنوع و پراكندگى را مى رساند و تصريح به آن، اهميت موضوع را افاده مى كند.

73- عبرت از چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1

1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .

و إنّ لكم فى الأنعم لعبرة

«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.

74- عبرت از حركت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 9

9 - تغيير و تحول در حركت باد ها ، امرى الهى و در راستاى درس آموزى بشر

و تصريف الريح

با توجه به واژه «تصريف» - كه به معناى تغيير و دگرگونى از حالتى به حالتى ديگر است - برداشت بالا به دست مى آيد.

75- عبرت از حركت كشتى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 1

1 - حركت كشتى ها بر پهنه دريا ، در پرتوِ مواهب الهى ، شايسته تأمل و درس آموزى است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به شگفتى حركت كشتى هاى عظيم بر دريا و درس آموزى از آن

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

76- عبرت از حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 5

5 - تنها صاحبان خرد ، پندپذير از حكمت هاى خداوند هستند .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

77- عبرت از خروج شير شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 4

4- در خارج كردن شير خالص از ميان خون و فضولات غذايى شتر ، گاو و گوسفند ، درس عبرتى است براى انسانها

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

78- عبرت از خروج شير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 4

4- در خارج كردن شير خالص از ميان خون و فضولات غذايى شتر ، گاو و گوسفند ، درس عبرتى است براى انسانها

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

79- عبرت از خروج شير گوسفند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 4

4- در خارج كردن شير خالص از ميان خون و فضولات غذايى شتر ، گاو و گوسفند ، درس عبرتى است براى انسانها

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

80- عبرت از خلقت آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 4

4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى

أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون

عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.

81- عبرت از خلقت جانداران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 45 - 8

8 - طبيعت ( پيدايش انواع گوناگون جانداران از جسمى مايع و . . . ) ، بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر . و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

جمله «و اللّه خلق. ..» عطف بر جمله «يقلّب اللّه الليل...» است. اين عطف مى تواند به اين مناسبت باشد كه همان گونه كه گردش و جابه جايى شب و روز مايه عبرت صاحبان بصيرت است آفرينش انواع جانداران نيز مى تواند چنين تأثيرى داشته باشد.

82- عبرت از خلقت روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 5

5 - درس آموز بودن آفرينش شب و روز و نظم حاكم بر آن ، به تصميم و اراده انسان براى درس آموختن بستگى دارد .

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر

آمدن فعل «أراد» در جمله «لمن أراد أن يذّكّر» - كه در اين جمله به منزله قيد است - مى رساند كه اراده و تصميم انسان نقش اساسى در درس آموزى و عبرت گيرى او دارد.

83- عبرت از خلقت شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 5

5 - درس آموز بودن آفرينش شب و روز و نظم حاكم بر آن ، به تصميم و اراده انسان براى درس آموختن بستگى دارد .

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر

آمدن فعل «أراد» در جمله «لمن أراد أن يذّكّر» - كه در اين جمله به منزله قيد است - مى رساند كه اراده و تصميم انسان نقش اساسى در درس آموزى و عبرت گيرى او دارد.

84- عبرت از خوشه هاى خرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 6

6- چينش دانه هاى خرما در خوشه هاى انبوه نخل ، شايان تأمل و پندآموزى

لها طلع نضيد

85- عبرت از درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 2

2- درختان خرما و انگور و استحصال نوشيدنى از آنها ، مايه پند و عبرت است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

برداشت فوق، با توجه به معطوف بودن جمله «و من ثمرات. ..» بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» است.

86- عبرت از رويش گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 1

1 - رويش گياهان مختلف از زمين ، شايان تأمل و درس آموزى

أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا فيها

87- عبرت از زمان احتضار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 84 - 2

2 - صحنه احتضار و جان كندن انسان ها ، صحنه اى هشداردهنده و درس آموز

و أنتم حينئذ تنظرون

88- عبرت از زندگى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 1

1- زندگى حضرت ابراهيم ( ع ) و كيفيت و نوع دعايش ، درس آموز و شايسته يادآورى است .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

«و إذ قال» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» در تقدير است. روشن است كه تذكر به يادآورى داستان حضرت ابراهيم(ع) نشانگر اهميت و درس آموزى آن است.

89- عبرت از زندگى موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

90- عبرت از زوجيت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 49 - 3

3 - حاكميت قانون زوجيت بر موجودات جهان ، به تدبير الهى و شايان تأمل و درس آموزى

و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون

91- عبرت از سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 8،10

8 - سرگذشت اقوام پيشين ، از آيات و نشانه هاى خداوند و مايه هاى عبرت مردم

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

10 - خداوند ، مردم را به تحقيق در سرگذشت عبرت انگيز اقوام و ملل پيشين ترغيب مى كند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

92- عبرت از سرنوشت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 1

1- داستان پيامبران و امت هاى ايشان حاوى پند و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

«قصص» به معناى داستان است. ضمير در «قصصهم» به «رسل» و نيز امتهاى ايشان - كه از «من نشاء» و «القوم المجرمين» در آيه قبل استفاده مى شود - برمى گردد.

93- عبرت از سرنوشت پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 6

6 - مطالعه سرنوشت پيشينيان ، تأثيرى بسزا در پندگيرى انسان دارد .

إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

94- عبرت از سرنوشت ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 23

23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .

ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم

كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.

95- عبرت از سرنوشت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 1

1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد

و قال الذين كفروا. .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك

96- عبرت از سرنوشت مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 6

6 - سرنوشت شوم و هلاكت بار تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، عبرت آموز براى ديگران

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

97- عبرت از سيره انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 10

10 - برخوردها و احتجاجات پيامبران، شايان تأمل و منبعى براى اتخاذ شيوه و درس آموزى است.

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر

«اذ» ظرف زمان و متعلق به فعل «اذكر» است; يعنى: «اذكر إذ قال». فرمان به يادآورى و بيان شيوه به جهت آن است كه مخاطب از اين جريان درسهاى لازم را بگيرد.

98- عبرت از شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 1

1- در شتر ، گاو و گوسفند درس عبرتى براى انسانهاست .

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم

«أنعام» نامى است براى شتر، گاو و گوسفند.

99- عبرت از صلح حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 18

18 - رخداد جريان حديبيه و ثمرات آن ، الگويى براى مؤمنان در جهت پيشبرد اهداف اسلام *

و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

مراد از «صراط مستقيم» شيوه درست حركت جهادى و تبليغى دين است; يعنى، مسلمانان مى توانند از جريان حديبيه نتيجه بگيرند كه چگونه استوارى بر حمايت از رهبرى و تدبير صحيح در پذيرش صلح در شرايط نابرابرى قوا، مى تواند زمينه را براى پيروزى هاى آينده هموار سازد.

100- عبرت از طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 4

4 - طبيعت ( گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن و . . . ) بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 45 - 8

8 - طبيعت ( پيدايش انواع گوناگون جانداران از جسمى مايع و . . . ) ، بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر . و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

جمله «و اللّه خلق. ..» عطف بر جمله «يقلّب اللّه الليل...» است. اين عطف مى تواند به اين مناسبت باشد كه همان گونه كه گردش و جابه جايى شب و روز مايه عبرت صاحبان بصيرت است آفرينش انواع جانداران نيز مى تواند چنين تأثيرى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 3

3 - مظاهر طبيعت ، ارزشمند ، درس آموز و شايان مطالعه و تأمل

و الذريت ذروًا

قسم، معمولاً به شىء ارزشمند تعلق مى گيرد و از آن جا كه همه اشيا در برابر ذات حق يكسان اند، اين ارجمندى در مقايسه با نيازها و زندگى آدمى خواهد بود. گفتنى است كه سوگند، انسان را به تأمل درباره متعلقات قسم فرا مى خواند.

101- عبرت از طوفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 3،4

3 - طوفان نوح و ثبت آن در تاريخ ، تدبيرى الهى براى معرفت و عبرت آدميان

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

در صورتى ضمير «تركناها»، مربوط به قصه نوح و طوفان باشد - چنان كه برخى برآنند - به دست مى آيد كه مقصود از آن، ثبت آن قصه در تاريخ مى باشد كه به وسيله وحى صورت گرفته است.

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

102- عبرت از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 9

9- آثار به جا مانده از ستمگران گذشته ، عبرت انگيز و درس آموز است .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال

در برداشت فوق «مساكن» در جمله «و سكنتم فى مساكن الذين ظلموا أنفسهم . ..» كنايه از آثار به جا مانده گرفته شده است.

103- عبرت از عجز انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 7

7- توجه به استحكام مظاهر طبيعت و ضعف خويش در برابر آنها ، مايه عبرت و پندگيرى است .

لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً

ذكر «إنك لن تخرق الأرض و . ..» در واقع توجه دادن به استحكام مظاهر طبيعت و متقابلاً ضعف انسان است كه مى تواند براى آدمى، عبرت آموز باشد.

104- عبرت از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 3

3 - خداوند يهوديان ايله را پس از عبرت نگرفتن از عذاب نازل شده بر آنان و اصرارشان بر صيد ماهى ، به بوزينه تبديل كرد .

و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس . .. فلما عتوا عن ما نهوا عنه

واق--ع شدن جمله «فلما عتوا» پس از «أخذنا الذين ظلموا . .. »، بيانگر اين است كه متجاوزان پس از مبتلا شدن به عذاب دنيوى همچنان به صيد ماهى در شنبه ادامه مى دادند.

105- عبرت از عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 3

3- آدمى حتى با احتمال وجود سراى آخرت ، از عذاب هاى استيصال عبرت مى گيرد و دلالت آنها را بر وجود سراى آخرت مى پذيرد .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

برداشت فوق ، از كلمه «خاف» - كه در آيه فوق متضمن معناى احتمال دادن است - استفاده مى شود.

106- عبرت از عذاب اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 5

5 - عذاب شدن اقوام و ملّت هاى پيشين ، درس عبرت براى همگان و آيتى از نشانه هاى قدرت خداوند

ءأمنتم من فى السماء . .. و لقد كذّب الذين من قبلهم فكيف كان نكير

جمله استفهاميه «فكيف كان نكير»، براى برانگيختن مردم به تفكر و تأمّل و عبرت آموزى از تاريخ است.

107- عبرت از عذابهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 6

6 - انتقام و عذاب الهى ، براساس ملاك و در راستاى عبرت آموزى بشر

انتقمنا منهم . .. فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

108- عبرت از فرجام اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 1

1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى

تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.

109- عبرت از فرجام اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 4

4 - لزوم بهره گيرى از سرگذشت و تاريخ امت ها ، در راهنمايى و هدايت انسانها

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

از اينكه خداوند، براى هدايت انسانها، به بيان سرنوشت امتها پرداخته است، مطلب فوق به دست مى آيد.

110- عبرت از فرجام اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 9

9 - ضرورت تأمل در فرجام پيشينيان و عبرت گيرى از آن

فانظر كيف كان عقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 11

11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 12

12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 5

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8،9

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

9 - توجه و اعتقاد به حيات اخروى ، برانگيزاننده آدمى به عبرت گرفتن از سرگذشت هلاكت بار اقوام پيشين و تصحيح رفتار خويش

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 8

8 - توصيه خداوند به مشركان مكه بر عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع هلاك شده پيشين

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 6

6 - لزوم توجّه تمام عيار به دين حق ، با عبرت گيرى از فرجامِ بدكرداران گذشته

فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل . .. فأقم وجهك للدين

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «فاء» در «فأقم» تفريع بر آيه پيش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 3

3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2،4

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار

گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

4 - سرنوشت كافران هلاك شده گذشته ، مايه عبرت و پندآموزى است .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون أنّهم إليهم لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 7

7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .

قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 30 - 3،4

3 - تشويق و ترغيب شدن فرعونيان از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار اقوام و احزاب كافر پيشين

و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب

4 - سرگذشت اقوام و احزاب كافر پيشين ، درس آموز و مايه عبرت

و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 8،9

8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 8

8 - سرنوشت شوم اقوام كافر پيشين ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم

111- عبرت از فرجام امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 4

4- لزوم پندآموزى از سرنوشت امت هاى مبتلا شده به عذاب الهى

أو لم تكونوا . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم

112- عبرت از فرجام امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 4

4 - فرجام هلاكت بار امت هاى پيشين ، درس عبرت براى آيندگان

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 9

9 - تقواپيشگى ، زمينه عبرت گيرى از سرگذشت هاى پيشينيان

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين

113- عبرت از فرجام بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 21،22

21 - فرجام تلخ يهود بنى نضير ، مايه عبرت و درس آموزى براى اهل بينش

هو الذى أخرج . .. يخربون بيوتهم ... فاعتبروا يأُولى الأبصر

22 - غلبه اراده خدا بر استحكامات بنى نضير ، درسى براى صاحبان فهم و بصيرت

مانعتهم حصونهم . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا ... فاعتبروايأُولى الأبصر

114- عبرت از فرجام ثروت اندوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 11

11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

115- عبرت از فرجام دشمنان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 6

6 - فرجام ذلت بار دشمنان خدا و پيامبران در طول تاريخ ، درس عبرتى براى مخالفان اسلام

إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله . .. كما كبت الذين من قبلهم

116- عبرت از فرجام دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 6

6 - فرجام ذلت بار دشمنان خدا و پيامبران در طول تاريخ ، درس عبرتى براى مخالفان اسلام

إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله . .. كما كبت الذين من قبلهم

117- عبرت از فرجام دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 8

8- لزوم عبرت گيرى از فرجام شوم توطئه گران عليه دين الهى

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنينهم . .. و أتهم العذاب

اينكه خداوند پس از بيان رفتار مخالفان قرآن به ذكر داستان كسانى مى پردازد كه عليه تعاليم آسمانى انبيا توطئه و مكر كردند و به خاطر آن گرفتار عذاب الهى شدند، هشدارى است به ساير انسانها كه از آن قضيه عبرت بگيرند.

118- عبرت از فرجام رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 4

4- سرنوشت شوم رهبران و سردمداران كفر و ناسپاسى ، درخور تأمل و شايسته پند و درس آموزى

ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار

119- عبرت از فرجام شوم قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 3

3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .

إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض

120- عبرت از فرجام شوم قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 10

10- سرنوشت شوم حق ستيزى قوم عاد ، درسى براى مجرمان هميشه تاريخ

كذلك نجزى القوم المجرمين

تعبير «كذلك» و به رخ كشيدن سنت، در حقيقت اشاره به مطلب بالا دارد.

121- عبرت از فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

122- عبرت از فرجام ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 13

13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .

فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 9

9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .

و ما هى من الظلمين ببعيد

بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 3

3- سرگذشت ستمگران هلاك شده و كيفر ديده پيشين ، عبرت انگيز و درس آموز است .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا

123- عبرت از فرجام عهدشكنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

124- عبرت از فرجام فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 3،5،6،12،13

3 - خداوند ، جسد فرعون را براى اينكه آيت و مايه عبرت جانشين و جانشينانش باشد ، از متلاشى شدن در دريا رهايى بخشيد .

فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «من خلفك» افرادى باشند كه جانشين او و حاكم سرزمين مصر مى شدند.

5 - خداوند ، جسد فرعون را براى اينكه سرگذشتش آيت و مايه عبرت آيندگان باشد ، از متلاشى شدن در دريا نجات داد .

فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «من خلفك» تمام انسانهايى باشند كه پس از او به دنيا مى آيند.

6 - خداوند ، جسد فرعون را آيت و مايه عبرت مردم مصر قرار داد .

ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «لمن خلفك» مردمى باشند كه در مصر تحت حكومت فرعون مى زيستند.

12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده است : « . . . و قد كان فرعون من قرنه إلى قدمه فى الحديد قد لبسه على بدنه فلما أغرق ألقاه اللّه تعالى على نجوة من الأرض ببدنه ليكون لمن بعده علامة فيرونه مع تثقله بالحديد على مرتفع من الأرض و سبيل الثقيل أن يرسب و لا يرتفع فكان ذلك آية و علامة . . . ;

. .. فرعون سر تا پا غرق در لباس آهنين بود. پس هنگامى كه در آب غرق شد، خدا بدن او را بر بلندى ساحل افكند تا براى انسانهاى بعد از او نشانه [عبرت ]باشد و او را با همه سنگينى آهنى كه بر بدن داشته بر بلندى زمين ببينند با اينكه جسم سنگين بايد زير آب رود نه اينكه بر بلندى قرار گيرد پس اين دليل و نشانه [قدرت خدا] بود ... ».

13 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و أما فرعون فنبذة اللّه وحده فألقاه بالساحل لينظروا إليه و ليعرفوه . . . و لئلا يشك أحد فى هلاكه و انهم كانوا اتخذوه رباً فأراهم اللّه إياه جيفة ملقاة بالساحل ليكون لمن خلفه عبرة و عظة . . . ;

. .. اما فرعون را خداوند تنها [از جمع غرق شدگان ]به ساحل افكند تا او را ببينند و بشناسند ... و هيچ كس در هلاكت او شك نكند و در حالى كه گروهى او راپروردگار خود قرار داده بودند، خدا او را به صورت مردارى گنديده افكنده بر ساحل نشان داد تا براى انسانهاى بعد از او پند و عبرت باشد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 1

1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 5

5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان

هل أتيك . .. فرعون و ثمود

سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 10 - 3

3 - فرجام فرعون ، درس عبرت براى همگان

و فرعون ذى الأوتاد

125- عبرت از فرجام فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 8

8 - سرگذشت فرعونيان ، درس عبرتى براى همه بيدادگران است .

فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 2

2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .

بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك

126- عبرت از فرجام قدرتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 11

11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

127- عبرت از فرجام قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 3

3 - هلاكت ثموديان با عذاب استيصال ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

واژه «آية» در اين جا مرادف «عبرة» است و نكره آمدن براى تفخيم مى باشد; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 2

2 - مطالعه و تأمل در سرنوشت شوم ثموديان ، دربردارنده درس و عبرت براى انسان ها

فانظر كيف كان عقبة مكرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 4

4 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى اهل فهم و دانش

فتلك بيوتهم خاوية . .. إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

واژه «آية» در آيه ياد شده معادل «عبرة» و تنكير آن بيانگر بزرگى است; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة لقوم يعلمون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 8،9

8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 43 - 1

1 - سرگذشت قوم ثمود و سرنوشت شوم آنان ، عبرت آموز براى آدميان

و فى ثمود

«فى ثمود» عطف بر «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى ثمود آية. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 5

5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان

هل أتيك . .. فرعون و ثمود

سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 3

3 - فرجام قوم ثمود ، درس عبرت براى همگان

ألم تر . .. و ثمود

128- عبرت از فرجام قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 8،9

8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 1

1 - سرگذشت كفرآلود قوم عاد و سرنوشت شوم آنان ، عبرت آموز براى آدميان

و فى عاد إذ أرسلنا عليهم

سياق آيات شريفه در بيان سرنوشت عبرت آموز ملت هاى حق ستيز و نمايانگر نشانه هاى قدرت و قهر الهى است. بنابراين عبارت «و فى عاد» مانند «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» و به تقدير «و فى عاد آية» مى باشد.

129- عبرت از فرجام قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش - به جز همسر وى - و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 6

6 - سرگذشت قوم لوط ، عبرتى براى بيمناكان از عذاب دردناك كفر و گناه

و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

130- عبرت از فرجام قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 8،9

8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 1

1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ

من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.

131- عبرت از فرجام قوم يونس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 14

14 - سرگذشت قوم يونس ، درسى بزرگ براى جوامع بشرى است .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس

با توجه به اينكه از سرگذشت قوم يونس در اين سوره تنها همين جمله آن هم به صورت بخشى از يك آيه آمده و بدين جهت قابل مقايسه با سرگذشت قوم موسى و نوح نيست ولى در عين حال بر اين سوره به جاى نام نوح يا موسى نام يونس نهاده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

132- عبرت از فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 2

2 - فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ - على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر - هشدارى است به منافقان هر عصر .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 5

5 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفرپيشه تاريخ

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، در سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

133- عبرت از فرجام كفران كنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 2،4

2- سرنوشت شوم ناسپاسان و قدرناشناسان نعمت هاى الهى ، شايسته تأمل و تفكر و درخور پند و درس آموزى

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

4- سرنوشت شوم رهبران و سردمداران كفر و ناسپاسى ، درخور تأمل و شايسته پند و درس آموزى

ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار

134- عبرت از فرجام گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 2

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

135- عبرت از فرجام مخالفان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 10

10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

136- عبرت از فرجام مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 2

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

137- عبرت از فرجام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 12،13،15،16

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 6

6 - اضمحلال شكوه و شوكتِ مفسدان جاه طلب تاريخ ، شايان عبرت و درس آموزى

كيف كان عقبة المفسدين

138- عبرت از فرجام مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 7،10

7 - سرنوشت شوم و ناگوار تكذيب كنندگان پيامبران ، مايه عبرت براى همگان

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

139- عبرت از فرجام منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 2

2 - فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ - على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر - هشدارى است به منافقان هر عصر .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا

140- عبرت از فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 1

1 - سرنوشت فرعونيان در تاريخ ، مايه عبرت براى آيندگان

فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 2

2- قوم فرعون ، از جمله امت هاى آزموده شده از سوى خداوند و داراى سرنوشتى عبرت آموز

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون

«فتنة» (مصدر «فتنّا») در اصل به معناى گداختن در آتش است و مقصود از آن در آيه بالا، آزمودن مى باشد.

141- عبرت از قانونمندى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 8 - 2

2 - حاكميت توازن بر كل ساختار جهان ، درس آموز آدميان در پايبندى به موازين و معيار هاى الهى

و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان

از ارتباط اين آيه با «وضع الميزان» و نيز با آيات پيشين استفاده مى شود كه خداوند همه چيز را به حساب و بر اساس موازين آفريد، تا آدمى نيز از آن درس گيرد و پايبند موازين باشد.

142- عبرت از قبر نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 1 - 8

8 - « قال علىّ ( ع ) بعد تلاوة « ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر » يا له مراماً ما أبعدَه و زَوْراً ما أغفلَه و خطراً ما افظعَه . . . أفبمصارع أباءهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون . . . و لاَن يكونوا عِبَراً أحقّ من أن يكونوا مفتخراً ;

على(ع) بعد از تلاوت آيه «ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر»، فرمود: شگفتا چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى و چه خراميدن بسيار زشتى! آيا به محل زمين خوردن پدران خويش مى نازند و يا به تعداد هلاك شدگان [اقوام خود ]مباهات مى كنند؟ . .. به راستى اينها مايه عبرت قرار گيرند، سزاوارتر است تا مايه مباهات و افتخار باشند».

143- عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 21

21 - عبرت گيرى و پندآموزى ، هدفى براى نقل و تحليل تاريخ در قرآن

قد كان لكم . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 11

11 - پندپذيرى انسانها از قرآن، بسيار اندك و ناچيز است.

قليلا ما تذكرون

«قليلا» صفت براى مفعول مطلق محذوف است. يعنى «تذكرا قليلا». و كلمه «ما» زايده و تأكيد براى قلت تذكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 6 - 9

9 - توجه به نزول قرآن از سوى خالق ، مدير و مالك تمام هستى ، مايه تقويت روحيه پندپذيرى انسان از قرآن است .

تذكرة . .. ممّن خلق الأرض ... استوى . له ما فى السموت ... و ما تحت الثرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 5

5- قرآن ، درس آموز و مايه تذكر و پند براى انسان

كتبًا فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «ذكر» به معناى «تذكره» و «تذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى ، فلسفه نزول قرآن بر مردم با دلايل گوناگون و اسلوب مختلف

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 11

11 - مؤمنان ، از رحمت و پندآموز بودن قرآن ، بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لرحمة و ذكرى لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 10

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتب أنزلنه . .. ليتذكّر أُولوا الألبب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 4

4 - قرآن ، بهترين ، گوياترين و شفاف ترين سخن براى پنددهى و درس آموزى

اللّه نزّل أحسن الحديث . .. لعلّهم يتذكّرون . قرءانًا عربيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 1،4

1 - قرآن ، كتابى است بيداربخش و پندآموز .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

4 - بيداربخشى و پندآموزى ، فلسفه نزول قرآن و قلمرو موضوعات آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 4

4 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز .

عن التذكرة معرضين

به گفته مفسران، مقصود از «تذكرة» در اين آيه، قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 2

2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت

كلاّ إنّها تذكرة

مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.

144- عبرت از قصص انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 2

2- لزوم يادكرد سرگذشت پيامبران ، براى درس آموزى و پندگيرى

و اذكر أخا عاد

از آخر آيه شريفه (إنّى أخاف عليكم. ..)، استفاده مى شود كه يادكرد در جهت پندگيرى است.

145- عبرت از قصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 5

5 - بالا بردن معرفت و عبرت آموختن بشر ، فلسفه و قلمرو داستان سرايى هاى قرآن

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 3

3 - پندآموزى ، از اهداف نقل داستان گذشتگان در قرآن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

146- عبرت از قصه آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 4

4 - سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها

لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 1

1- سرگذشت سجده ملائكه در برابر آدم و تمرّد ابليس ، عبرت آموز و شايان توجه است .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

«إذ» ظرف براى فعل مقدر مانند «اُذكر» است; يعنى: «ياد كن زمانى را كه . ..». فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا آحاد مردم در مورد ياد كردن داستان سجده براى آدم، گوياى سازنده بودن اين يادآورى و عبرت آموزى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 1

1 - داستان سجده فرشتگان بر آدم و امتناع ابليس ، سرگذشتى درخور توجه و درس آموزى

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا

«إذ» مفعول فعل محذوف است و به قرينه آيات مشابه، آن فعل «اذكر» (فراگير و به خاطر داشته باش) مى باشد.

147- عبرت از قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 3

3- زندگى ابراهيم ( ع ) و خصوصيات او ، سازنده و درس آموز است .

واذكر فى الكتب إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 69 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، ماجرايى مهم و شايان درس آموزى

و اتل عليهم نبأ إبرهيم

«نبأ» به ماجرايى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 1

1 - سرگذشت ابراهيم و قوم او ، نشانه الهى و درس عبرتى بزرگ براى همه انسان ها

و اتل عليهم نبأ إبرهيم . .. إنّ فى ذلك لأية

به كارگيرى اسم اشاره بعيد (ذلك) و نكره آوردن «آية»، بيانگر آن است كه ماجراى ميان ابراهيم(ع) و قومش، از رخدادهاى بسيار مهم تاريخ و در بردارنده آموزه هاى گرانسنگى براى انسان ها است. گفتنى است كه واژه «آية» در اين جا معادل «عبرة» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 2

2 - داستان مبارزه حضرت ابراهيم ( ع ) با شرك و بت پرستى ، داستانى زنده و درس آموز براى هميشه تاريخ

و إذ قال إبرهيم

كلمه «إذ» در محل نصب و مفعول به براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ قال. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 1

1 - سرگذشت ابراهيم ( ع ) و ميهمانان گرامى او ، شايان شنيدن و درس آموزى

هل أتيك حديث ضيف إبرهيم المكرمين

148- عبرت از قصه ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 2

2- زندگى ادريس ( ع ) و خصوصيات او ، سازنده و درس آموز است .

واذكر فى الكتب إدريس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 2

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

149- عبرت از قصه اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

150- عبرت از قصه اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 2

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

151- عبرت از قصه اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 7

7 - داستان اصحاب فيل و كيفر ديدن آنان ، حادثه اى عبرت آموز و شايسته تدبر

ألم تر كيف

152- عبرت از قصه الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 123 - 2

2 - سرگذشت الياس پيامبر ، درس آموز و تسلى بخش براى پيامبراسلام و مؤمنان

و إنّ إلياس لمن المرسلين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه يادآورى سرگذشت الياس(ع) و قوم او براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان - كه در شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى مشركان روبه رو بودند - در واقع به منظور درس آموزى و دلدارى آنان بوده است.

153- عبرت از قصه اليسع(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

154- عبرت از قصه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 1،2

1- داستان پيامبران و امت هاى ايشان حاوى پند و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

«قصص» به معناى داستان است. ضمير در «قصصهم» به «رسل» و نيز امتهاى ايشان - كه از «من نشاء» و «القوم المجرمين» در آيه قبل استفاده مى شود - برمى گردد.

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

155- عبرت از قصه اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 4

4 - داستان مردم « انطاكيه » ، داستانى مثال زدنى ، درس آموز و عبرت انگيز

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

156- عبرت از قصه اهل ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 5

5 - توجه دادن يهوديان به فرجام شوم مخالفت با فرمان هاى الهى ، هدف از پرسش پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهوديان درباره مردم ايله

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 11

11 - داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *

إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.

157- عبرت از قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 1

1- سرگذشت ايوب ( ع ) و نيايش او با خدا ، درس آموز و سزاوار ياد ويادآورى است .

و أيّوب إذ نادى ربّه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «أيّوب» به وسيله عامل مقدرى، چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

158- عبرت از قصه حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 15

15 - داستان مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، داستانى مثل زدنى و درس آموز

واضرب لهم مثلاً أصحب القرية . .. و جاء من أقصا المدينة رجل

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيات مربوط به حبيب نجار، به دنبال آيات مربوط به داستان مردم انطاكيه آمده و جزء آن مى باشد.

159- عبرت از قصه حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 4

4 - سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها

لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

160- عبرت از قصه داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 21 - 2

2 - ماجراى گروه شكايت كننده و متخاصم در نزد داوود ( ع ) ، درس آموز براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و هل أتيك نبؤا الخصم

از تشويق شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مطالعه در اين ماجرا، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

161- عبرت از قصه ذوالكفل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 2

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

162- عبرت از قصه زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 1

1- داستان زكريا و فرزند خواهى او ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و زكريّا إذ نادى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه نصب «زكريّا» به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

163- عبرت از قصه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 3

3 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب هاى خود ، ماجرايى آموزنده و مهم

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى داستان سان ديدن سليمان(ع) از اسبان خود، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

164- عبرت از قصه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 1

1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.

165- عبرت از قصه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 6

6 - يادكرد داستان عيسى ( ع ) در قرآن ، اقدامى هدايتگرانه و مثلى درس آموز

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

با توجه به كاربرد واژه «مَثَل» - كه داستان عيسى(ع) را به عنوان نمونه و سمبل ذكر كرده است - برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 3

3 - داستان رسالت عيسى ( ع ) و بر خورد بنى اسرائيل با آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز

و إذ قال عيسى ابن مريم . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

166- عبرت از قصه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 11

11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 5

5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان

نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.

167- عبرت از قصه فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 1

1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.

168- عبرت از قصه قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 11

11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال

169- عبرت از قصه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 3

3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن

فهل ترى لهم من باقية

مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.

170- عبرت از قصه قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 3

3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن

فهل ترى لهم من باقية

مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.

171- عبرت از قصه قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 1

1 - غرق شدن قوم نوح و نجات مؤمنان ، ماجرايى درس آموز و پنددهنده

لنجعلها لكم تذكرة

172- عبرت از قصه لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش - به جز همسر وى - و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 28 - 3

3 - سرگذشت لوط ( ع ) ، در مبارزه بر ضد فحشا ، پندآموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و لوطًا إذ قال

«لوطاً» احتمال دارد كه عطف به آيه چهارده باشد و احتمال دارد كه مفعول فعل مقدّر «اذكر» باشد. بنابر احتمال دوم، نكته بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 133 - 2

2 - سرگذشت لوط پيامبر ، درس آموز و تسلى بخش پيامبراسلام و مؤمنان

و إنّ لوطًا لمن المرسلين

يادآورى سرگذشت لوط(ع) براى پيامبراسلام و مؤمنان در شرايط دشوار مكه، بيانگر مطلب يادشده است.

173- عبرت از قصه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 1

1- داستان حضرت مريم و پاك دامنى و فرزنددار شدن او ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و التى أحصنت فرجها فنفخنا فيها

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «التى» منصوب به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

174- عبرت از قصه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 2

2- تاريخ زندگى موسى ( ع ) و خصوصيات او ، درس آموز و سازنده است .

واذكر فى الكتب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 9 - 2

2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .

و هل اتيك حديث موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 1

1 - سرگذشت مبارزه موسى ( ع ) با فرعونيان ، شايان توجه و درس آموزى

و إذ نادى ربّك موسى

واژه «إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ نادى. ..» فرمان الهى مبنى بر به خاطر آوردن سرگذشت موسى بيانگر حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 1

1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 1

1 - سرگذشت موسى ( ع ) و رسالت او در هدايت فرعون ، آيتى الهى و درس آموز

و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون

عبارت «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى قصة موسى آية».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 1

1 - داستان گفتوگوى موسى ( ع ) با قوم خويش و آزار هاى آنان نسبت به آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز

و إذ قال موسى لقومه يقوم لم تؤذوننى

فرمان الهى به ياد كرد گفتوگوى موسى(ع) با قومش و. ..، نشانه مشتمل بودن آن بر درس هاى سازنده براى امت اسلام است. ضمناً بايد توجه داشت كه كلمه «إذ» در «إذ قال»، مفعول براى فعل محذوف (اُذكر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 15 - 1،2

1 - سرگذشت موسى ( ع ) ، قابل دقت و مايه عبرت حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث موسى

«حديث»; يعنى، خبر. (لسان العرب)

2 - خداوند ، برانگيزاننده همگان به آگاهى از داستان موسى ( ع ) و عبرت گيرى از آن

هل أتيك حديث موسى

استفهام در «هل أتاك. ..» براى ترغيب به شنيدن پاسخ است. نقل داستان موسى(ع) در قرآن، نشانه آن است كه گرچه ضمير «هل أتاك» در خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كار رفته است; ولى مراد گزارش سرگذشت موسى(ع) به تمام مردم است.

175- عبرت از قصه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 2

2- داستان حضرت نوح ، داستانى درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و نوحًا إذ نادى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «نوحاً» مفعول براى فعل مقدر (هم چون «اذكر» يا «اذكروا») باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 1

1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.

176- عبرت از قصه هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 11

11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال

177- عبرت از قصه هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 5

5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فكذّبوه فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.

178- عبرت از قصه يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

179- عبرت از قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 3

3- سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش سرگذشتى آموزنده و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

مى توان گفت ضمير در «قصصهم» به يوسف(ع) و برادران او و تمام كسانى كه در داستان يوسف(ع) نظير زليخا نقش داشته اند باز مى گردد. بر اين اساس دلالت جمله «لقد كان...» بر برداشت فوق صريح تر و روشن تر است.

180- عبرت از قصه يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 1

1- ماجراى ذاالنون ( يونس ( ع ) ) ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و ذاالنون إذ ذهب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «ذا النون» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد. گفتنى است كه «النون» به معناى ماهى است و «ذاالنون» لقب براى يونس(ع) است; به اين مناسبت كه او مدتى در شكم ماهى قرار داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 139 - 2

2 - سرگذشت يونس پيامبر ، درس آموز و تسلى بخش پيامبراسلام و ايمان آورندگان به آن حضرت

و إنّ يونس لمن المرسلين

برداشت بالا، به خاطر اين نكته است كه يادآورى سرگذشت يونس(ع) و قومش، براى پيامبر و مؤمنان - كه در شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى مشركان روبه رو بودند - در واقع به منظور درس آموزى و دلدارى به آنان است.

181- عبرت از قضاوت داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 21 - 2

2 - ماجراى گروه شكايت كننده و متخاصم در نزد داوود ( ع ) ، درس آموز براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و هل أتيك نبؤا الخصم

از تشويق شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مطالعه در اين ماجرا، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

182- عبرت از قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 1

1 - سرگذشت ابراهيم و قوم او ، نشانه الهى و درس عبرتى بزرگ براى همه انسان ها

و اتل عليهم نبأ إبرهيم . .. إنّ فى ذلك لأية

به كارگيرى اسم اشاره بعيد (ذلك) و نكره آوردن «آية»، بيانگر آن است كه ماجراى ميان ابراهيم(ع) و قومش، از رخدادهاى بسيار مهم تاريخ و در بردارنده آموزه هاى گرانسنگى براى انسان ها است. گفتنى است كه واژه «آية» در اين جا معادل «عبرة» مى باشد.

183- عبرت از قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

184- عبرت از قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

185- عبرت از قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 6

6 - عبرت گرفتن از قوم عاد و دل خوش نبودن به نيروى جسمى در برابر تهديد هاى الهى ، نشان خردورزى است .

لذى حجر . .. الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

186- عبرت از قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

187- عبرت از قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 8

8 - خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 1،2،3

1 - سرگذشت نوح ( ع ) و قوم او ، آينه عبرتى است براى ديگران .

إنّ فى ذلك لأيت

«الآيات» جمع «آية» است و مراد از آن، نشانه هاى عبرت آموز است.

2 - وجود درس هاى بسيار ، براى عبرت آموزى در سرگذشت نوح ( ع ) و قومش

إنّ فى ذلك لأيت

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات»، استفاده مى شود.

3 - لزوم درس آموزى از سرگذشت قوم نوح

إنّ فى ذلك لأيت

مؤكد شدن عبارت «فى ذلك لآيات» با «إنّ»، ترغيبى از سوى خدا به مطالعه سرگذشت قوم نوح، براى درس آموزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 6

6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينه و أصحب السفينة و جعلنها ءاية للعلمين

مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.

188- عبرت از قوم يونس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 148 - 5

5 - ايمانِ ثمربخش قوم يونس و فرجام نيك آنان ، مايه عبرت و موجب دلدارى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى است كه در شرايط سخت و طاقت فرساى مكه قرار داشتند. در واقع اين آيه، آنان را (همچون يونس(ع)) به ادامه رسالت الهى فرا مى خواند.

189- عبرت از كشتى نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 1

1 - برجاى ماندن كشتى نوح - براى چندى - در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.

190- عبرت از كيفر دنيوى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 12

12 - عقوبت دنيايى مردم حق ناپذير و ستيزه جو از اقوام گذشته ( چون قوم نوحو . . . ) مجازاتى سخت ، شگفت آور و درس آموز

فأخذتهم فكيف كان عقاب

برداشت يادشده از استفهام تعجيبى «كيف» استفاده مى شود.

191- عبرت از كيفر زناكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 15

15- پيشگيرى از ارتكاب فحشا و عبرت آموزى ، فلسفه تشريع كيفر زنا و اجراى آن در ملأ عام

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين

برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه مشاهده كيفر زنا، بى ترديد باعث عبرت گيرى و موجب پيشگيرى از ارتكاب به آن خواهد شد.

192- عبرت از كيفر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 1

1- سرزنش خداوند از ستمگرانى كه از كيفر ستم پيشگان پيش از خود و مثل هاى الهى ، پند نگرفتند و درس نياموختند .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا

193- عبرت از كيفر هاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 10

10- كيفر هاى دنيوى ، بيدارباشى براى غافلان است .

و أُحيط بثمره . .. يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

194- عبرت از گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 1

1- در شتر ، گاو و گوسفند درس عبرتى براى انسانهاست .

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم

«أنعام» نامى است براى شتر، گاو و گوسفند.

195- عبرت از گردش روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 2،4

2 - گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن ، درس عبرتى است براى صاحبان بصيرت و روشن دلى .

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

4 - طبيعت ( گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن و . . . ) بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

196- عبرت از گردش شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 2،4

2 - گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن ، درس عبرتى است براى صاحبان بصيرت و روشن دلى .

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

4 - طبيعت ( گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن و . . . ) بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

197- عبرت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 6

6 - لزوم تعقل و خردورزى در وسوسه هاى گمراه كننده شيطان و درس آموزى از سرنوشت شوم قربانيان فريب وى

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

198- عبرت از گمراهى هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 18

18 - لزوم عبرت آموزى مردمان از گمراهى هواپرستان

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه . .. أفلاتذكّرون

«أفلاتذكّرون» مى تواند به مجموع آيه نظر داشته باشد.

199- عبرت از گوسفند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 1

1- در شتر ، گاو و گوسفند درس عبرتى براى انسانهاست .

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم

«أنعام» نامى است براى شتر، گاو و گوسفند.

200- عبرت از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 11،13

11- مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها ، مايه عبرت انسان ها است .

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

201- عبرت از مرگ ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 13

13 - صحنه جان كندن ظالمان بزرگ، عبرت آموز و تماشايى است.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت

202- عبرت از مفتريان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 11

11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .

و قد خاب من افترى

جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.

203- عبرت از مواعظ خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 13

13- تنها موعظه پذيران ، از توصيه ها و مواعظ الهى پند خواهند گرفت .

ذلك ذكرى للذكرين

زمخشرى در كشاف «ذكرى» را به موعظه و «ذاكرين» را به پندپذيران معنا كرده است.

204- عبرت از موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 17 - 6

6- به خاطر آوردن پديده ها و مخلوقات خداوند ، عامل تنبه و پندگيرى و بازشناسى خالقيت خداوند از مدعيان دروغين آفرينشگرى است .

أفمن يخلق كمن لايخلق أفلا تذكّرون

از اينكه خداوند پس از بيان مخلوقات فراوان - در قالب استفهام توبيخى - امر به تذكر و يادآورى مى كند، معلوم مى شود كه توجه به مخلوقات عامل تذكر است.

205- عبرت از موعظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 4

4 - تأثير بى بديل و منحصر به فرد موعظه و پندآموزى ، از راه شنيدن و گفتوگوى شفاهى و حضورى

لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية

مطلب ياد شده از توأم آمدن مسأله پندآموزى (تذكرة) و موضوع گوش شنوا (اُذن واعية)، به دست مى آيد.

206- عبرت از مهمانان ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 1

1 - سرگذشت ابراهيم ( ع ) و ميهمانان گرامى او ، شايان شنيدن و درس آموزى

هل أتيك حديث ضيف إبرهيم المكرمين

207- عبرت از نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 2

2- درختان خرما و انگور و استحصال نوشيدنى از آنها ، مايه پند و عبرت است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

برداشت فوق، با توجه به معطوف بودن جمله «و من ثمرات. ..» بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» است.

208- عبرت از نشانه هاى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 10

10- لزوم متذكر گشتن از نشانه هاى قيامت ، قبل از فرارسيدن آن و پايان يافتن مهلت

فهل ينظرون إلاّالساعة . .. فقد جاء أشراطها فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم

از اين كه خداوند، تذكّر را به هنگام برپايى قيامت بى فايده دانسته است، مطلب بالا استفاده مى شود.

209- عبرت از نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 6

210- عبرت از واژگونى سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 9 - 5

5 - واژگونى شهر هاى قوم لوط ، مهم ترين فراز تاريخ عبرت آموز قوم لوط است .

و جاء فرعون و من قبله و المؤتفكت بالخاطئة

تعبير «مؤتفكات» درباره قوم لوط، به جاى نام بردن از آنان همچون نام فرعون، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

211- عبرت از ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 11

11 - چگونگى تولد و زندگى عيسى ( ع ) ، پيامدار آموزه هايى چند براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «مثل» قرار گرفتن عيسى(ع)، نحوه خلقت و آفرينش آن حضرت باشد.

212- عبرت از هلاكت امتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

213- عبرت از هلاكت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 2

2 - تنها خداترسان از هلاكت و مجازات فرعون پند مى گيرند و خود رااز گرفتارى به فرجامى نظير آن برحذر مى دارند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

مراد از خشيت در «يخشى»، مى تواند خشيت از خداوند باشد، جمله «و أهديك إلى ربّك فتخشى» (در آيات پيشين) مؤيد اين احتمال است. اختصاص يافتن «عبرت» به «من يخشى» - با آن كه هلاكت فرعون براى همگان درس عبرت است - بيانگر اين نكته است كه تنها، خداترسان از اين عبرت بهره مى گيرند.

214- عبرت از هلاكت قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

215- عبرت از هلاكت قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 5

5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فكذّبوه فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.

216- عبرت از هلاكت قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 3

3 - سرگذشت قوم لوط ، مايه عبرت و درس آموز براى همگان

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

217- عبرت اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 16

16 - مطالعه و نگاه عميق به طبيعت ( جريان نزول باران ، چشمه سار ها و پيدايش كشت ها ) ، مايه بيدارى و پندگيرى صاحبان عقل و خرد است .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

«ذكرى» اسم براى «تذكير» و «تنبيه» (بيدارى و پندگيرى) است و «لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل و خرد مى باشد.

218- عبرت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 22،23

22 - غلبه اراده خدا بر استحكامات بنى نضير ، درسى براى صاحبان فهم و بصيرت

مانعتهم حصونهم . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا ... فاعتبروايأُولى الأبصر

23 - اهل بينش و بصيرت ، قادر به بهره مندى از درس ها و پند هاى الهى در تاريخ

فاعتبروا يأُولى الأبصر

219- عبرت اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 26

26 - سرانجام شوم حسادت و برادركشى قابيل ، درسى براى اهل كتاب

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم . .. فاصبح من الندمين

با توجه به اينكه ضمير در «عليهم» به اهل كتاب باز مى گردد، هدف اصلى از بر شمردن پيامدهاى قتل هابيل، پند گرفتن آنان خواهد بود.

220- عبرت بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 1

1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.

221- عبرت پذيران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 7

7 - تعاليم قرآن ، براى انسان هاى پندپذير سودمند است .

إن نفعت الذكرى . سيذّكّر من يخشى

مراد از جمله «سيذكّر. ..» - به قرينه «إن نفعت الذكرى» (در آيه قبل) - «سيذكّر و ينتفع» است; يعنى، پذيرش پند قرآن، ملازم با سود بردن از آن است.

222- عبرت پذيرى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 2

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 10

10- قرآن براى بيدارى و پندپذيرى صاحبان خرد ناب نازل گرديد .

هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 10

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتب أنزلنه . .. ليتذكّر أُولوا الألبب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 17

17 - تنها صاحبان عقل سليم و خردناب ، پندپذير و حق جو هستند .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل خالص و خردناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 17

17 - تنها صاحبان عقل و خرد ، گروه حق جو و پندپذيراند .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

223- عبرت پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 4

4 - بندگان خالص خداى رحمان ، مردمى پندپذير و سپاس گزار در برابر نعمت هاى الهى

لمن أراد أن يذكّر أو أراد شكورًا . و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه مرتبط با آيه قبل و درصدد بيان اوصاف كسانى باشد كه در جمله «لمن أراد أن يذكر أو أراد شكوراً» از آنان ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

224- عبرت پذيرى حق طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

225- عبرت پذيرى خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 2

2 - تنها خداترسان از هلاكت و مجازات فرعون پند مى گيرند و خود رااز گرفتارى به فرجامى نظير آن برحذر مى دارند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

مراد از خشيت در «يخشى»، مى تواند خشيت از خداوند باشد، جمله «و أهديك إلى ربّك فتخشى» (در آيات پيشين) مؤيد اين احتمال است. اختصاص يافتن «عبرت» به «من يخشى» - با آن كه هلاكت فرعون براى همگان درس عبرت است - بيانگر اين نكته است كه تنها، خداترسان از اين عبرت بهره مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 6

6 - عاقبت انديشان و اهل خشيت ، تأثيرپذير از تذكرات و پند هاى قرآن

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى

226- عبرت پذيرى علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 20

20 - پندپذير و حقيقت جو بودن عالمان ، دليل برترى آنان بر جاهلان است .

هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

جمله «إنّما يتذكّر أُولوا الألباب»، در مقام تعليل براى جمله پيشين (هل يستوى الذين يعلمون. ..) است; يعنى، عالمان با نادانان برابر نيستند; زيرا صاحبان خردناب - كه همان عالمان اند - پندپذير و حقيقت جو هستند.

227- عبرت پذيرى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

228- عبرت پذيرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

229- عبرت دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 5

5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.

230- عبرت دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 8

8- توجه به سرعت زوال زندگى دنيا ، مايه هشدار و عبرت رفاه مندان و دنياطلبان است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح

با توجه به ارتباط آيه با آيات قبل كه در زمينه نشان دادن انديشه هاى رفاه مندان مغرور و فرجام آنان بود، نكته بالا فهميده مى شود.

231- عبرت دنياطلبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

232- عبرت رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 9 - 2

2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .

و هل اتيك حديث موسى

233- عبرت عاقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 5

5 - تنها صاحبان خرد ، پندپذير از حكمت هاى خداوند هستند .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

234- عبرت علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 4

4 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى اهل فهم و دانش

فتلك بيوتهم خاوية . .. إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

واژه «آية» در آيه ياد شده معادل «عبرة» و تنكير آن بيانگر بزرگى است; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة لقوم يعلمون».

235- عبرت گيرى اقليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 11

11 - پندپذيرى انسانها از قرآن، بسيار اندك و ناچيز است.

قليلا ما تذكرون

«قليلا» صفت براى مفعول مطلق محذوف است. يعنى «تذكرا قليلا». و كلمه «ما» زايده و تأكيد براى قلت تذكر است.

236- عبرت گيرى عابدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 17

17- پرستشگران خدا ، از تذكرات و بيدارباش هاى او بهره منداند .

ذكرى للعبدين

237- عبرت مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 9 - 2

2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .

و هل اتيك حديث موسى

238- عبرت متفكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 7

7 - مسخّر بودن طبيعت در جهت منافع انسان ، در بردارنده درس هاى توحيدى براى اهل تفكّر

اللّه الذى سخّر لكم البحر . .. و سخّر لكم ما فى السموت و ... إنّ فى ذلك لأيت ل

239- عبرت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 3

3 - كيفر اصحاب سبت ، موعظه و پندى براى اهل تقواست .

فجعلنها . .. موعظة للمتقين

240- عبرت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 15 - 1

1 - سرگذشت موسى ( ع ) ، قابل دقت و مايه عبرت حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث موسى

«حديث»; يعنى، خبر. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 1

1 - اخبار پيشينيان ، داراى نكاتى آموزنده و عبرت آور ، حتى براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث الجنود

241- عبرت مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 6

6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

242- عبرت مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 8

8- توجه به سرعت زوال زندگى دنيا ، مايه هشدار و عبرت رفاه مندان و دنياطلبان است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح

با توجه به ارتباط آيه با آيات قبل كه در زمينه نشان دادن انديشه هاى رفاه مندان مغرور و فرجام آنان بود، نكته بالا فهميده مى شود.

243- عبرت مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 5

5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.

244- عبرت موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 4

4- پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد

245- عبرت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 18

18 - رخداد جريان حديبيه و ثمرات آن ، الگويى براى مؤمنان در جهت پيشبرد اهداف اسلام *

و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

مراد از «صراط مستقيم» شيوه درست حركت جهادى و تبليغى دين است; يعنى، مسلمانان مى توانند از جريان حديبيه نتيجه بگيرند كه چگونه استوارى بر حمايت از رهبرى و تدبير صحيح در پذيرش صلح در شرايط نابرابرى قوا، مى تواند زمينه را براى پيروزى هاى آينده هموار سازد.

246- عبرت ناپذيرى از اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 12

12 - كسانى كه از سرنوشت اقوام پيشين عبرت نمى گيرند ، از خرد بى بهره اند .

إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

247- عبرت ناپذيرى از هلاكت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 4

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

248- عبرت ناپذيرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 6

6- موسى ( ع ) قوم خود را به دليل عبرت نگرفتن از سرگذشت پيشينيان ، سرزنش كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود

249- عبرت ناپذيرى سرمستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

250- عبرت ناپذيرى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

251- عبرت ناپذيرى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 4

4 - هشدار هاى الهى با نزول بلا ها و مصيبت ها بر فرعونيان بى تأثير در هدايت و تذكريابى آنان

و لقد أخذنا . .. قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

252- عبرت ناپذيرى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 13

13 - نكوهش قارون از سوى خدا ، به خاطر درس نگرفتن از فرجام شوم زراندوزان پيش از خود

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

253- عبرت ناپذيرى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

254- عبرت ناپذيرى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 2

2 - عبرت نگرفتن قوم عاد ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ( ع )

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فهل من مدّكر . كذّبت عاد

با توجه به اين كه مؤخّر آمدن ذكر قوم عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح بر آنان مى باشد; تكذيب انبيا از سوى آنان، نشان مى دهد كه آن قوم از سرگذشت قوم نوح عبرت نگرفته بودند.

255- عبرت ناپذيرى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع

شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

256- عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1،4

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

4 - كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 8

8 - درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 18

18- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة » و هى النقمة « أوتحلّ قريباً من دارهم » فتحلّ بقوم غيرهم فيرون ذلك و يسمعون به و الذين حلّت بهم عصاة كفار مثلهم و لايتعظ بعضهم ببعض و لن يزالوا كذلك « حتى يأتى وعد الله » الذى وعد المؤمنين من النصر و يخزى الله الكافرين ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «و لايزال . ..» روايت شده است كه: آن [قارعة] عقوبت است و [درباره] «أو تحلّ قريباً من دارهم» [يعنى] عقوبت بر قومى ديگر فرود مى آيد و آنان مى بينند و مى شنوند و آنهايى كه عقوبت بر آنان وارد شده، مانند ايشان گناهكار و كافرند و [ليكن] برخى از برخى ديگر پند نمى گيرند و همواره چنين هستند تا وعده خدا فرا رسد و، حتى يأتى وعد الله، همان وعده اى كه به مؤمنان داده است كه آنان را پيروز كند و خداوند كافران را خوار مى سازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 13

13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 3،7،13

3 - كافران ، از فرجام امت هاى پيشين ( هلاكت شان ) ، عبرت نگرفتند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون

همزه در «أوَلم يهد. ..» انكارى است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «آنان، از هلاكت امت هاى پيشين هدايت نگرفتند».

7 - كافران ، از سوى خدا به خاطر عبرت نگرفتن از هلاكت كافران پيشين ، توبيخ شدند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون

همزه «أفلايسمعون» تقريرى و همراه با توبيخ است.

13 - تاريخ عبرت آموز گذشتگان ، تأثيرى در كفرپيشگان ندارد .

أوَلم يهد لهم . .. أفلايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2،4

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» - در آيات بعد - قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

257- عبرت ناپذيرى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار

گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 2

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و پندناپذير بودند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

258- عبرت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 5

5 - مشركان ، على رغم مشاهده بقاياى شهر ويران شده قوم لوط ، از آن عبرت نگرفتند .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء أفلم يكونوا يرونها

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «أفلم يكونوا» انكارى و براى توبيخ است; يعنى، آنان آثار به جا مانده از قوم هلاك شده لوط را ديدند; ولى از آن عبرت نگرفتند.

259- عبرت ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 6

6 - مشركان تكذيب گر و حق ستيز عصر بعثت ، مردمى پندناپذير و كوردل

و إن يكذّبوك . .. أفلم يسيروا فى الأرض ... القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 2

2 - مشركان صدراسلام ، مردمى غافل و پندناپذير بودند .

أفلاتذكّرون

260- عبرت ناپذيرى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 3

3 - پندناپذيرى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور است .

فما لهم عن التذكرة معرضين

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اسم استفهام «ما» براى افاده تعجب باشد.

261- عبرت ناپذيرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

262- عبرت ناپذيرى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 5،8

5 - منافقان صدر اسلام ، على رغم امتحانات مكرر الهى ، متنبه نگشته و توبه نمى كردند .

أو لا يرون أنهم يفتنون . .. ثم لا يتوبون و لا هم يذّكّرون

8 - درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

263- عوامل عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 26

26 - داستان خلقت و خلافت آدم ( ع ) و محاوره خدا و فرشتگان درباره او ، داستانى آموزنده و شايان دقت

و إذ قال ربك للملئكة . .. إنى أعلم ما لاتعلمون

كلمه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 16

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 13

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 21

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 1،3،8

1 - عقوبت اصحاب سبت ، عبرتى براى معاصران آنان و درسى بر آيندگان ايشان

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

مراد از ضمير در «فجعلناها» عقوبت اصحاب سبت است كه از جمله «فقلنا لهم كونوا قردة» به دست مى آيد. ضمير در «يديها» و «خلفها» به «الذين اعتدوا» ارجاع مى شود و مؤنث آوردن آن به اعتبار «امت و طايفه» بودن آنان است. مقصود از «ما بين يديها» (آنچه پيش روى آنان بود) مردم معاصر اصحاب سبت است و منظور از «ما خلفها» (آنچه پس از آنان بود) آيندگان ايشان است.

3 - كيفر اصحاب سبت ، موعظه و پندى براى اهل تقواست .

فجعلنها . .. موعظة للمتقين

8 - تاريخ و سرگذشت امت ها ، منبعى براى موعظه و عبرت گيرى و درس آموزى

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها و موعظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 14

14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;

آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 2،3

2 - سرنوشت بنى اسرائيل ، بايد مايه عبرتى براى مسلمانان باشد .

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة . .. سَلْ بنى اسرائيل

به نظر مى رسد پندگيرى از سرنوشت بنى اسرائيل، هدف از امر الهى نسبت به تحقيق درباره آنهاست.

3 - لزوم تحقيق در سرگذشت امّت هاى پيشين و پندآموزى از تاريخ آنان

سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم . .. فانّ اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 11،12

11 - زمين و آثار گذشتگان ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

12 - تاريخ پيشينيان و فرجام آنان ، عبرتى براى آيندگان

قد خلت من قبلكم . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 1،5،7،8

1 - قرآن ، روشنگر مردم و هدايت كننده تقواپيشگان و پندى براى ايشان

هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

بنابر اينكه «هذا» اشاره به قرآن باشد ; يعنى اين قرآن روشنگر و . .. .

5 - توجّه به سنت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، هدايتگر تقواپيشگان و پندى براى آنان

قد خلت من قبلكم سنن . .. هدىً و موعظة للمتّقين

7 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، از عوامل هدايت يافتن و پند پذيرفتن تقواپيشگان

فسيروا فى الارض فانظروا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

8 - تقواپيشگى ، موجب هدايت يافتن و پندپذيرى از روشنگرى هاى قرآن

هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

از اينكه خداوند، قرآن را وسيله روشنگرى تمامى مردم دانسته است (هذا بيان للنّاس)، ولى درباره خصوص تقواپيشگان، آن را هدايت كننده و موعظه گر دانسته، معلوم مى شود كه تنها تقواپيشگان هستند كه از روشنگريهاى قرآن سود برده و هدايت

مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 19

19 - سرگذشت اصحاب سَبت ( مسخ شدن به ميمون ) عبرت و اندرزى براى كافران به قرآن از اهل كتاب

او نلعنهم كما لعنّا اصحاب السَّبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 7

7 - دعوت قرآن به تحقيق در احوال پيروان اديان گذشته ، براى درس آموزى و عبرت از آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 26

26 - سرانجام شوم حسادت و برادركشى قابيل ، درسى براى اهل كتاب

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم . .. فاصبح من الندمين

با توجه به اينكه ضمير در «عليهم» به اهل كتاب باز مى گردد، هدف اصلى از بر شمردن پيامدهاى قتل هابيل، پند گرفتن آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1،2،4،5

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

2 - تاريخ گذشتگان، درس عبرات براى آيندگان

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم

4 - كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

5 - ارائه نمونه هاى تاريخى عبرت آموز، روشى در هدايت و تربيت

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 2،3،5،6،9،11

2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا

فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است.

اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.

3 - پهنه زمين داراى آثارى عبرت آموز از ملتهاى پيشين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.

6 - سرنوشت گذشتگان، درس عبرت براى آيندگان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.

انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 8،9

8 - تاريخ پيامبران گذشته و بيان پايداريهاى آنان، درس آموز و سازنده است.

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

9 - تاريخ منبعى باارزش براى شناخت حوادث و عبرت گرفتن

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 13

13 - صحنه جان كندن ظالمان بزرگ، عبرت آموز و تماشايى است.

و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 9

9 - ايمان، زمينه بهرهورى و پندپذيرى از قرآن

و ذكرى للمؤمنين

«ذكرى» اسم مصدر براى تذكير است و از معانى تذكير، موعظه كردن و انذار دادن است. (قاموس المحيط).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 11

11 - پندپذيرى انسانها از قرآن، بسيار اندك و ناچيز است.

قليلا ما تذكرون

«قليلا» صفت براى مفعول مطلق محذوف است. يعنى «تذكرا قليلا». و كلمه «ما» زايده و تأكيد براى قلت تذكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 4

4 - سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها

لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 3

3 - پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 2،13

2 - فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ - على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر - هشدارى است به منافقان هر عصر .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا

13 - بى تأثير ماندن دسيسه هاى منافقان و كافران طول تاريخ ، در از بين بردن ارزش هاى الهى ، عبرتى است براى دنبال كنندگان راه آنان . *

كالذين من قبلكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

با توجه به اينكه منظور از اعمال در «أعمالهم» مى تواند روشهاى خائنانه آنان در قبال اديان الهى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 3،4

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

4 - لزوم بهره گيرى از سرگذشت و تاريخ امت ها ، در راهنمايى و هدايت انسانها

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

از اينكه خداوند، براى هدايت انسانها، به بيان سرنوشت امتها پرداخته است، مطلب فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 8

8 - درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 13

13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .

فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 8،9

8 - خداوند ، با بيان عاقبت نيك ياران حضرت نوح ( ع ) و فرجام شوم تكذيب كنندگانش ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را دلدارى داده و مشركان را به عذاب استيصال تهديد نمود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فانظر كيف كان عقبة المنذرين

9 - ضرورت تأمل در فرجام پيشينيان و عبرت گيرى از آن

فانظر كيف كان عقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 3،5،6،8،10،12،13

3 - خداوند ، جسد فرعون را براى اينكه آيت و مايه عبرت جانشين و جانشينانش باشد ، از متلاشى شدن در دريا رهايى بخشيد .

فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «من خلفك» افرادى باشند كه جانشين او و حاكم سرزمين مصر مى شدند.

5 - خداوند ، جسد فرعون را براى اينكه سرگذشتش آيت و مايه عبرت آيندگان باشد ، از متلاشى شدن در دريا نجات داد .

فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «من خلفك» تمام انسانهايى باشند كه پس از او به دنيا مى آيند.

6 - خداوند ، جسد فرعون را آيت و مايه عبرت مردم مصر قرار داد .

ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك ءاية

برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «لمن خلفك» مردمى باشند كه در مصر تحت حكومت فرعون مى زيستند.

8 - سرگذشت اقوام پيشين ، از آيات و نشانه هاى خداوند و مايه هاى عبرت مردم

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

10 - خداوند ، مردم را به تحقيق در سرگذشت عبرت انگيز اقوام و ملل پيشين ترغيب مى كند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

12 - از امام رضا ( ع ) روايت شده است : « . . . و قد كان فرعون من قرنه إلى قدمه فى الحديد قد لبسه على بدنه فلما أغرق

ألقاه اللّه تعالى على نجوة من الأرض ببدنه ليكون لمن بعده علامة فيرونه مع تثقله بالحديد على مرتفع من الأرض و سبيل الثقيل أن يرسب و لا يرتفع فكان ذلك آية و علامة . . . ;

. .. فرعون سر تا پا غرق در لباس آهنين بود. پس هنگامى كه در آب غرق شد، خدا بدن او را بر بلندى ساحل افكند تا براى انسانهاى بعد از او نشانه [عبرت ]باشد و او را با همه سنگينى آهنى كه بر بدن داشته بر بلندى زمين ببينند با اينكه جسم سنگين بايد زير آب رود نه اينكه بر بلندى قرار گيرد پس اين دليل و نشانه [قدرت خدا] بود ... ».

13 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است : « . . . و أما فرعون فنبذة اللّه وحده فألقاه بالساحل لينظروا إليه و ليعرفوه . . . و لئلا يشك أحد فى هلاكه و انهم كانوا اتخذوه رباً فأراهم اللّه إياه جيفة ملقاة بالساحل ليكون لمن خلفه عبرة و عظة . . . ;

. .. اما فرعون را خداوند تنها [از جمع غرق شدگان ]به ساحل افكند تا او را ببينند و بشناسند ... و هيچ كس در هلاكت او شك نكند و در حالى كه گروهى او راپروردگار خود قرار داده بودند، خدا او را به صورت مردارى گنديده افكنده بر ساحل نشان داد تا براى انسانهاى بعد از او پند و عبرت باشد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 14

14 - سرگذشت قوم يونس ، درسى بزرگ براى جوامع بشرى است .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس

با توجه به اينكه از سرگذشت قوم يونس در اين سوره تنها همين جمله آن هم به صورت بخشى از يك آيه آمده و بدين جهت قابل مقايسه با سرگذشت قوم موسى و نوح نيست ولى در عين حال بر اين سوره به جاى نام نوح يا موسى نام يونس نهاده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 9

9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .

و ما هى من الظلمين ببعيد

بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 10

10- لزوم دقت در سرنوشت پيشينيان و دريافت علل هلاكت آنان ، به منظور درس آموزى و عبرت گيرى

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 3

3- آدمى حتى با احتمال وجود سراى آخرت ، از عذاب هاى استيصال عبرت مى گيرد و دلالت آنها را بر وجود سراى آخرت مى پذيرد .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

برداشت فوق ، از كلمه «خاف» - كه در آيه فوق متضمن معناى احتمال دادن است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 12،13

12- تاريخ و حوادث آن ، منبعى براى درس آموزى ، پندگيرى و شناخت حقايق

و جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

13- بيانگر حق و پندآموز بودن و يادآور شدن حقايق و معارف الهى ، معيار ارزشمندى داستان ها و سرگذشت پيشينيان

جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 8

8- ضرورت عبرت گيرى از حوادث گذشته براى مصون ماندن از گرفتارى در حوادثى نظير آن

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 12

12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 1،2،3

1- داستان پيامبران و امت هاى ايشان حاوى پند و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

«قصص» به معناى داستان است. ضمير در «قصصهم» به «رسل» و نيز امتهاى ايشان - كه از «من نشاء» و «القوم المجرمين» در آيه قبل استفاده مى شود - برمى گردد.

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

3- سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش سرگذشتى آموزنده و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

مى توان گفت ضمير در «قصصهم» به يوسف(ع) و برادران او و تمام كسانى كه در داستان يوسف(ع) نظير زليخا نقش داشته اند باز مى گردد. بر اين اساس دلالت جمله «لقد كان...» بر برداشت فوق صريح تر و روشن تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 7

7- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان براى پندگيرى و عبرت آموزى

و قد خلت من قبلهم المثلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 2،4

2- سرنوشت شوم ناسپاسان و قدرناشناسان نعمت هاى الهى ، شايسته تأمل و تفكر و درخور پند و درس آموزى

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

4- سرنوشت شوم رهبران و سردمداران كفر و ناسپاسى ، درخور تأمل و شايسته پند و درس آموزى

ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 1

1- زندگى حضرت ابراهيم ( ع ) و كيفيت و نوع دعايش ، درس آموز و شايسته يادآورى است .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

«و إذ قال» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» در تقدير است. روشن است كه تذكر به يادآورى داستان حضرت ابراهيم(ع) نشانگر اهميت و درس آموزى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 3،4،9

3- سرگذشت ستمگران هلاك شده و كيفر ديده پيشين ، عبرت انگيز و درس آموز است .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا

4- لزوم پندآموزى از سرنوشت امت هاى مبتلا شده به عذاب الهى

أو لم تكونوا . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم

9- آثار به جا مانده از ستمگران گذشته ، عبرت انگيز و درس آموز است .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال

در برداشت فوق «مساكن» در جمله «و سكنتم فى مساكن الذين ظلموا أنفسهم . ..» كنايه از آثار به جا مانده گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 3،5

3- شناخت صحيح خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيت للمتو

جمله «إن فى ذلك . ..» و نيز جمله «إن فى ذلك لأية للمؤمنين» در آيه 77 به منزله نتيجه گيرى از نقل داستان ابراهيم(ع) و قوم لوط است و اين نتيجه گيرى مى تواند بيانگر هدف و فلسفه بيان داستانها باشد.

5- شناخت صحيح حوادث عبرت انگيز تاريخ و پندپذيرى و درس آموزى از آنها ، در گرو ژرف نگرى و برخورد هوشمندانه است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 76 - 3

3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته

فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها ... إن فى ذلك لأيت ... و إنها لبسبيل م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 4،5

4- فراز هاى ياد شده از ماجراى قوم لوط در قرآن ، همگى پند دهنده و آموزنده درس هاى خداشناسى است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

5- شناخت خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 6

6- حفظ آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت ... لأية ... فانتقمنا منهم و إنه

خداوند پس از هلاك كردن «قوم لوط» و «ايكه» آثار شهرهاى تخريب شده آنان را بر سر راهى داير حفظ كرده و اين آثار را آيت و عبرت مؤمنان دانسته است. از اين استفاده مى شود كه حفظ آثار گذشتگان و تمدن پيشينيان براى درس آموزى و عبرت گيرى، امرى بجا و بايسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 17 - 6

6- به خاطر آوردن پديده ها و مخلوقات خداوند ، عامل تنبه و پندگيرى و بازشناسى خالقيت خداوند از مدعيان دروغين آفرينشگرى است .

أفمن يخلق كمن لايخلق أفلا تذكّرون

از اينكه خداوند پس از بيان مخلوقات فراوان - در قالب استفهام توبيخى - امر به تذكر و يادآورى مى كند، معلوم مى شود كه توجه به مخلوقات عامل تذكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 8

8- لزوم عبرت گيرى از فرجام شوم توطئه گران عليه دين الهى

قد مكر الذين من قبلهم فأتى الله بنينهم . .. و أتهم العذاب

اينكه خداوند پس از بيان رفتار مخالفان قرآن به ذكر داستان كسانى مى پردازد كه عليه تعاليم آسمانى انبيا توطئه و مكر كردند و به خاطر آن گرفتار عذاب الهى شدند، هشدارى است به ساير انسانها كه از آن قضيه عبرت بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 13،14

13- مطالعه تاريخ ، وسيله عبرت و درس آموزى است .

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

14- پهنه زمين ، داراى آثارى عبرت آموز از ملت هاى پيشين

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 1،4

1- در شتر ، گاو و گوسفند درس عبرتى براى انسانهاست .

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم

«أنعام» نامى است براى شتر، گاو و گوسفند.

4- در خارج كردن شير خالص از ميان خون و فضولات غذايى شتر ، گاو و گوسفند ، درس عبرتى است براى انسانها

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 2

2- درختان خرما و انگور و استحصال نوشيدنى از آنها ، مايه پند و عبرت است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

برداشت فوق، با توجه به معطوف بودن جمله «و من ثمرات. ..» بر جمله «و إن لكم فى الأنعام لعبرة» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 1

1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها

انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 7

7- توجه به استحكام مظاهر طبيعت و ضعف خويش در برابر آنها ، مايه عبرت و پندگيرى است .

لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً

ذكر «إنك لن تخرق الأرض و . ..» در واقع توجه دادن به استحكام مظاهر طبيعت و متقابلاً ضعف انسان است كه مى تواند براى آدمى، عبرت آموز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 3

3- آيه هاى قرآن ، عامل بيدارى ، تنبه و پندگيرى انسانهاست .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 42 - 10

10- كيفر هاى دنيوى ، بيدارباشى براى غافلان است .

و أُحيط بثمره . .. يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 8

8- توجه به سرعت زوال زندگى دنيا ، مايه هشدار و عبرت رفاه مندان و دنياطلبان است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح

با توجه به ارتباط آيه با آيات قبل كه در زمينه نشان دادن انديشه هاى رفاه مندان مغرور و فرجام آنان بود، نكته بالا فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 10

10- تاريخ و سرنوشت هلاكت بار جوامع ظالم ، درس و عبرت براى آيندگان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 3

3- زندگى ابراهيم ( ع ) و خصوصيات او ، سازنده و درس آموز است .

واذكر فى الكتب إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 2

2- تاريخ زندگى موسى ( ع ) و خصوصيات او ، درس آموز و سازنده است .

واذكر فى الكتب موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 2

2- تاريخ زندگى اسماعيل صادق الوعد ، و خصوصيات او ، درس آموز و سازنده است .

واذكر فى الكتب إسمعيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 2

2- زندگى ادريس ( ع ) و خصوصيات او ، سازنده و درس آموز است .

واذكر فى الكتب إدريس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 13

13- تاريخ جوامع و امت ها ، منبعى براى شناخت و عبرت است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 6 - 9

9 - توجه به نزول قرآن از سوى خالق ، مدير و مالك تمام هستى ، مايه تقويت روحيه پندپذيرى انسان از قرآن است .

تذكرة . .. ممّن خلق الأرض ... استوى . له ما فى السموت ... و ما تحت الثرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 9 - 2

2 - تاريخ زندگى موسى ( ع ) و حوادث آن ، درس آموز و شايان توجه و تأمل براى رهبران و مبلغان دين است .

و هل اتيك حديث موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 1

1 - داستان سجده فرشتگان بر آدم و امتناع ابليس ، سرگذشتى درخور توجه و درس آموزى

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا

«إذ» مفعول فعل محذوف است و به قرينه آيات مشابه، آن فعل «اذكر» (فراگير و به خاطر داشته باش) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 8،10

8 - آثار باستانى به جاى مانده از اقوام نابود شده ، داراى زمينه هاى فراوان براى عبرت گيرى و درس آموزى

أفلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

10 - تنها ، خردمندان از مطالعه در آثار باستانى به جاى مانده از گذشتگان ، بهره برده و عبرت مى گيرند .

كم أهلكنا قبلهم . .. إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

آيه و نشانه بودن آيات، اختصاصى به وجود عبرت گيرنده ندارد; بلكه صفتى است ثابت. بنابراين اختصاص يافتن آن به «أُولى النهى» ناظر به موفقيت خردمندان در بهره بردن از آيات است; يعنى، گرچه آيات و نشانه ها موجودات است، ولى بى خردان از آن بهره اى نمى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 5

5- قرآن ، درس آموز و مايه تذكر و پند براى انسان

كتبًا فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «ذكر» به معناى «تذكره» و «تذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 11

11- مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها ، مايه عبرت انسان ها است .

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 2

2- داستان حضرت نوح ، داستانى درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و نوحًا إذ نادى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «نوحاً» مفعول براى فعل مقدر (هم چون «اذكر» يا «اذكروا») باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 83 - 1

1- سرگذشت ايوب ( ع ) و نيايش او با خدا ، درس آموز و سزاوار ياد ويادآورى است .

و أيّوب إذ نادى ربّه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «أيّوب» به وسيله عامل مقدرى، چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 85 - 2

2- سرگذشت اسماعيل ، ادريس و ذوالكفل ( ع ) و صبر و شكيبايى آنان ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «اسماعيل» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 1

1- ماجراى ذاالنون ( يونس ( ع ) ) ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و ذاالنون إذ ذهب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «ذا النون» به وسيله عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد. گفتنى است كه «النون» به معناى ماهى است و «ذاالنون» لقب براى يونس(ع) است; به اين مناسبت كه او مدتى در شكم ماهى قرار داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 1

1- داستان زكريا و فرزند خواهى او ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و زكريّا إذ نادى

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه نصب «زكريّا» به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 1

1- داستان حضرت مريم و پاك دامنى و فرزنددار شدن او ، درس آموز و شايسته ياد و يادآورى است .

و التى أحصنت فرجها فنفخنا فيها

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «التى» منصوب به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 2

2- قيامت و در هم پيچيده شدن آسمان در آستانه آن ، از حوادث درس آموز و شايسته ياد و يادآوررى

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «يوم» به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 9

9 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفر پيشه تاريخ

ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، به سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارهايشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 3،5

3 - آثار به جامانده از جوامع هلاك شده پيشين ، بسترى مناسب براى درس آموزى و عبرت گيرى

فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده

آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 2،3

2 - سياحت در زمين براى مشاهده شهر هاى ويران شده و مطالعه در سرنوشت و فرجام شوم ستمگران تاريخ ، توصيه خداوند به گردنكشان و حق ستيزان

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون لهم قلوب يعقلون بها

3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1

1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .

و إنّ لكم فى الأنعم لعبرة

«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 1،2،3،5

1 - سرگذشت نوح ( ع ) و قوم او ، آينه عبرتى است براى ديگران .

إنّ فى ذلك لأيت

«الآيات» جمع «آية» است و مراد از آن، نشانه هاى عبرت آموز است.

2 - وجود درس هاى بسيار ، براى عبرت آموزى در سرگذشت نوح ( ع ) و قومش

إنّ فى ذلك لأيت

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات»، استفاده مى شود.

3 - لزوم درس آموزى از سرگذشت قوم نوح

إنّ فى ذلك لأيت

مؤكد شدن عبارت «فى ذلك لآيات» با «إنّ»، ترغيبى از سوى خدا به مطالعه سرگذشت قوم نوح، براى درس آموزى است.

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموزى و عبرت گيرى

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 10

10 - جريان مستمر حيات و مرگ و گردش نظام طبيعت ، شايان تفكر و درس آموزى

و هو الذى يحى و يميت . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 2 - 15

15- پيشگيرى از ارتكاب فحشا و عبرت آموزى ، فلسفه تشريع كيفر زنا و اجراى آن در ملأ عام

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. و ليشهد عذابهما طائفة من المؤمنين

برداشت ياد شده، به خاطر اين است كه مشاهده كيفر زنا، بى ترديد باعث عبرت گيرى و موجب پيشگيرى از ارتكاب به آن خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 4،5

4 - طبيعت ( گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن و . . . ) بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

5 - تشويق خداوند به بصيرت ، روشن دلى و عبرت آموزى ، از تحولات طبيعت

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 45 - 8

8 - طبيعت ( پيدايش انواع گوناگون جانداران از جسمى مايع و . . . ) ، بستر مناسب براى عبرت آموزى و پندگيرى

إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر . و اللّه خلق كلّ دابّة من ماء

جمله «و اللّه خلق. ..» عطف بر جمله «يقلّب اللّه الليل...» است. اين عطف مى تواند به اين مناسبت باشد كه همان گونه كه گردش و جابه جايى شب و روز مايه عبرت صاحبان بصيرت است آفرينش انواع جانداران نيز مى تواند چنين تأثيرى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 4،5

4 - خداوند ، غرق كردن قوم نوح را در آب ، از نشانه هاى قدرت مندى خويش و درس عبرتى براى همه مردم قرار داد .

أغرقنهم و جعلنهم للناس ءاية

مقصود از «آية» در اين جا، ممكن است معناى لغوى آن (علامت و نشانه) و يا به معناى موعظه و عبرت باشد.

5 - گرفتارى تكذيب كنندگان پيامبران الهى و آيات او به قهر و هلاكت خداوند ، از نشانه هاى قدرت خدا و درس عبرتى براى همه مردمان

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا . و قوم نوح ... أغرقنهم و جعلنهم للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 1

1 - خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 6،9

6 - آثار به جاى مانده از شهر ها و تمدن هاى نابود شده از عذاب الهى ، درس عبرتى براى همه نسل ها

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء أفلم يكونوا يرونها

9 - توجه و اعتقاد به حيات اخروى ، برانگيزاننده آدمى به عبرت گرفتن از سرگذشت هلاكت بار اقوام پيشين و تصحيح رفتار خويش

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 2،3،5

2 - نزول باران در سرزمين هاى گوناگون و به اندازه هاى مختلف ، مايه پندگيرى و درس آموزى

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

3 - هدف از بيان پديده هاى طبيعى و تحولات موجود در طبيعت در قرآن ، پندگيرى و درس آموزى است .

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

در آيه شريفه، هدف از نزول باران و تحولات مربوط به آن، پندگيرى و درس آموزى شناسانده شده است. اين مى رساند كه اصولاً ذكر پديده ها و تحولات مربوط به طبيعت در قرآن، به همين منظور است; نه اين كه بيان اين نكته هاى طبيعى، خود هدف باشد.

5 - پندگيرى و درس آموزى ، فلسفه نزول قرآن بر مردم با دلايل گوناگون و اسلوب مختلف

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2،5

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

5 - آيات قرآن ، مايه پند و درس آموزى است .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 1

1 - رويش گياهان مختلف از زمين ، شايان تأمل و درس آموزى

أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 1

1 - سرگذشت مبارزه موسى ( ع ) با فرعونيان ، شايان توجه و درس آموزى

و إذ نادى ربّك موسى

واژه «إذ» در محل نصب و مفعول براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ نادى. ..» فرمان الهى مبنى بر به خاطر آوردن

سرگذشت موسى بيانگر حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 1،3

1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 69 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، ماجرايى مهم و شايان درس آموزى

و اتل عليهم نبأ إبرهيم

«نبأ» به ماجرايى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 1،2

1 - سرگذشت ابراهيم و قوم او ، نشانه الهى و درس عبرتى بزرگ براى همه انسان ها

و اتل عليهم نبأ إبرهيم . .. إنّ فى ذلك لأية

به كارگيرى اسم اشاره بعيد (ذلك) و نكره آوردن «آية»، بيانگر آن است كه ماجراى ميان ابراهيم(ع) و قومش، از رخدادهاى بسيار مهم تاريخ و در بردارنده آموزه هاى گرانسنگى براى انسان ها است. گفتنى است كه واژه «آية» در اين جا معادل «عبرة» مى باشد.

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 1،3

1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 5،7

5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فكذّبوه فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.

7 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 3،5

3 - هلاكت ثموديان با عذاب استيصال ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

واژه «آية» در اين جا مرادف «عبرة» است و نكره آمدن براى تفخيم مى باشد; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة».

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 1،3

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش - به جز همسر وى - و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 1،3

1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 6

6 - اضمحلال شكوه و شوكتِ مفسدان جاه طلب تاريخ ، شايان عبرت و درس آموزى

كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 2

2 - مطالعه و تأمل در سرنوشت شوم ثموديان ، دربردارنده درس و عبرت براى انسان ها

فانظر كيف كان عقبة مكرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 4،5

4 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى اهل فهم و دانش

فتلك بيوتهم خاوية . .. إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

واژه «آية» در آيه ياد شده معادل «عبرة» و تنكير آن بيانگر بزرگى است; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة لقوم يعلمون».

5 - علم و دانش ، زمينه ساز درك آيات و نشانه هاى خدا و موجب پندآموزى از درس هاى نهفته در سرگذشت اقوام هلاك شده پيشين

إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

قيد «لقوم يعلمون» نشانگر آن است كه جهل و نادانى، مانع از شناخت درس ها و آيات الهى است و تنها با داشتن درك و پيش فرض هاى معرفتى، مى توان از آيات الهى پند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 9

9 - ناتوانى معبود هاى باطل از حمايت مشركان در قبال عذاب الهى ، درسى بزرگ براى ساير شرك پيشگان

ءَآللّه خير أمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 1،2

1 - عبرت گرفتن از سرنوشت مجرمان گذشته تاريخ ، هشدار خداوند به منكران معاد

و قال الذين كفروا. .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين . قل سيروا فى الأرض فانظروا ك

2 - تاريخ و آثار بر جاى مانده از پيشينيان ، دربردارنده درس ها و عبرت ها

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 8

8 - سرگذشت فرعونيان ، درس عبرتى براى همه بيدادگران است .

فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 8

8 - توصيه خداوند به مشركان مكه بر عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع هلاك شده پيشين

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 11

11 - سرانجام شوم زورمداران و زراندوزان تاريخ ، درس عبرتى است براى ديگران .

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 3

3 - فرجام شوم قارون ، درس عبرتى است براى همه ثروتمندان مغرور و طغيانگر .

إنّ قارون . .. فبغى عليهم ... فخسفنا به و بداره الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 6

6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد

كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 6

6 - واقعه طوفان و هلاكت قوم نوح و نجات آن حضرت و مؤمنان به وى ، از آن حادثه ، درس عبرتى بزرگ براى انسان هااست .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينه و أصحب السفينة و جعلنها ءاية للعلمين

مرجع ضمير «ها» مى تواند «سفينة» و يا «واقعه طوفان» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است. گفتنى است، «آية» به معناى «عبرت» است و نكره آمدن اش، دلالت بر تفخيم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 12

12 - كاوش هاى باستان شناسانه به منظور عبرت آموزى ، مورد ترغيب و تشويق خداوند است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 1،9

1 - هلاكت ملت هاى كفرپيشه ، در گذشته درس عبرتى براى آيندگان است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون

«قرون» جمع «قرن» و به معناى قوم و ملتى است كه در يك زمان، زندگى مى كرده اند (مفردات راغب).

9 - تاريخ گذشتگان ، آيينه عبرت آيندگان است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 14

14 - حوادث تاريخى ، درس آموز و آيه خداوند است .

إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 5

5 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفرپيشه تاريخ

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، در سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 3،6

3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مثل زدن و نمونه آوردن از مردم گذشته ، براى پندگيرى و درس آموزى مردم

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 15

15 - داستان مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، داستانى مثل زدنى و درس آموز

واضرب لهم مثلاً أصحب القرية . .. و جاء من أقصا المدينة رجل

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيات مربوط به حبيب نجار، به دنبال آيات مربوط به داستان مردم انطاكيه آمده و جزء آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2،4

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

4 - سرنوشت كافران هلاك شده گذشته ، مايه عبرت و پندآموزى است .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون أنّهم إليهم لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 6

6 - لزوم تعقل و خردورزى در وسوسه هاى گمراه كننده شيطان و درس آموزى از سرنوشت شوم قربانيان فريب وى

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 123 - 2

2 - سرگذشت الياس پيامبر ، درس آموز و تسلى بخش براى پيامبراسلام و مؤمنان

و إنّ إلياس لمن المرسلين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه يادآورى سرگذشت الياس(ع) و قوم او براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان - كه در شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى مشركان روبه رو بودند - در واقع به منظور درس آموزى و دلدارى آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 133 - 2

2 - سرگذشت لوط پيامبر ، درس آموز و تسلى بخش پيامبراسلام و مؤمنان

و إنّ لوطًا لمن المرسلين

يادآورى سرگذشت لوط(ع) براى پيامبراسلام و مؤمنان در شرايط دشوار مكه، بيانگر مطلب يادشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 3،4،5،7

3 - سرگذشت قوم لوط ، مايه عبرت و درس آموز براى همگان

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

4 - لزوم خردورزى در تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

سرزنش بر تعقل نكردن در تاريخ پيشينيان، گوياى برداشت بالا است.

5 - تعقل و خردورزى در تاريخ پيشينيان ، موجب عبرت و درس آموزى است .

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

7 - تاريخ و آثار باقى مانده از اقوام و ملل پيشين ، درس آموز و بسترى براى شناخت حقايق

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 139 - 2

2 - سرگذشت يونس پيامبر ، درس آموز و تسلى بخش پيامبراسلام و ايمان آورندگان به آن حضرت

و إنّ يونس لمن المرسلين

برداشت بالا، به خاطر اين نكته است كه يادآورى سرگذشت يونس(ع) و قومش، براى پيامبر و مؤمنان - كه در شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى مشركان روبه رو بودند - در واقع به منظور درس آموزى و دلدارى به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 148 - 5

5 - ايمانِ ثمربخش قوم يونس و فرجام نيك آنان ، مايه عبرت و موجب دلدارى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى است كه در شرايط سخت و طاقت فرساى مكه قرار داشتند. در واقع اين آيه، آنان را (همچون يونس(ع)) به ادامه رسالت الهى فرا مى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 4

4 - نابودى امت ها و ملت هاى كفرپيشه تاريخ ، درس عبرتى براى همه كفرپيشگان است .

كم أهلكنا من قبلهم من قرن

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه با يادآورى نابودى كافران گذشته، درصدد تهديد كفرپيشگان و اخطار به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 11

11 - به ياد آوردن بندگان خالص ، شكيبا ، نيرومند و پرمراجعه به خداوند ، سازنده و درس آموز است .

اصبر . .. و اذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 21 - 2

2 - ماجراى گروه شكايت كننده و متخاصم در نزد داوود ( ع ) ، درس آموز براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و هل أتيك نبؤا الخصم

از تشويق شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مطالعه در اين ماجرا، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 10،11

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتب أنزلنه . .. ليتذكّر أُولوا الألبب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

11 - تدبر و انديشه كردن در قرآن ، زمينه بيدارى و پندگيرى از آن كتاب الهى است .

كتب . .. ليدّبّروا ... و ليتذكّر

با توجّه به تقدم ذكر تدبر در قرآن بر بيدارى و پندپذيرى از آن، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 3

3 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب هاى خود ، ماجرايى آموزنده و مهم

إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى داستان سان ديدن سليمان(ع) از اسبان خود، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2،2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى

باشد.

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 16

16 - مطالعه و نگاه عميق به طبيعت ( جريان نزول باران ، چشمه سار ها و پيدايش كشت ها ) ، مايه بيدارى و پندگيرى صاحبان عقل و خرد است .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

«ذكرى» اسم براى «تذكير» و «تنبيه» (بيدارى و پندگيرى) است و «لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل و خرد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 6

6 - سرنوشت شوم و هلاكت بار تكذيب كنندگان پيامبران در گذشته ، عبرت آموز براى ديگران

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب من حيث لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 7

7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .

قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 12

12 - عقوبت دنيايى مردم حق ناپذير و ستيزه جو از اقوام گذشته ( چون قوم نوحو . . . ) مجازاتى سخت ، شگفت آور و درس آموز

فأخذتهم فكيف كان عقاب

برداشت يادشده از استفهام تعجيبى «كيف» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 10

10 - درس آموزى و هوشيارى ، فلسفه ارائه آيات الهى از سوى خداوند

هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 2

2 - تاريخ گذشتگان ، حاوى درس هاى عبرت براى آيندگان

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 11

11 - داستان فرعون ، هامان و قارون ، عبرت آموز و نمونه اى از سرگذشت انسان هاى بدفرجام و نابودشده

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم . .. فأخذهم ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 30 - 3،4

3 - تشويق و ترغيب شدن فرعونيان از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار اقوام و احزاب كافر پيشين

و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب

4 - سرگذشت اقوام و احزاب كافر پيشين ، درس آموز و مايه عبرت

و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 8،9

8 - سرگذشت قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، حاوى درس هاى عبرت انگيز براى همه ملت ها

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 2

2 - هدايت ، بيدار سازى ، پند آموزى و احياى خردناب ، قلمرو رسالت موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او ( تورات )

هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 69 - 2

2 - سرنوشت شوم مجادله گران و ستيزه جويان با آيات الهى ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 2

2 - تاريخ گذشتگان ، حاوى درس هاى عبرت آموز براى آيندگان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 7،11

7 - تاريخ پيشينيان ، در بر دارنده درس عبرت براى آيندگان

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 8

8 - توجه به هلاكت و انقراض تمدن هاى با شكوه گذشته ، مايه عبرت قدرتمندان

فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

يادآورى نابودى جوامع پيشين به مردم مكه، مى تواند در راستاى تنبه و عبرت آموزى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 7،9،10

7 - سرنوشت شوم و ناگوار تكذيب كنندگان پيامبران ، مايه عبرت براى همگان

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

9 - تاريخ امت هاى پيشين ، درس آموز براى انسان ها

فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 2

2 - داستان مبارزه حضرت ابراهيم ( ع ) با شرك و بت پرستى ، داستانى زنده و درس آموز براى هميشه تاريخ

و إذ قال إبرهيم

كلمه «إذ» در محل نصب و مفعول به براى فعل محذوف است; يعنى، «واذكر إذ قال. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 1،6

1 - سرنوشت فرعونيان در تاريخ ، مايه عبرت براى آيندگان

فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

6 - انتقام و عذاب الهى ، براساس ملاك و در راستاى عبرت آموزى بشر

انتقمنا منهم . .. فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 6

6 - يادكرد داستان عيسى ( ع ) در قرآن ، اقدامى هدايتگرانه و مثلى درس آموز

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً

با توجه به كاربرد واژه «مَثَل» - كه داستان عيسى(ع) را به عنوان نمونه و سمبل ذكر كرده است - برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 11

11 - چگونگى تولد و زندگى عيسى ( ع ) ، پيامدار آموزه هايى چند براى بنى اسرائيل

و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «مثل» قرار گرفتن عيسى(ع)، نحوه خلقت و آفرينش آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 2

2- قوم فرعون ، از جمله امت هاى آزموده شده از سوى خداوند و داراى سرنوشتى عبرت آموز

و لقد فتنّا قبلهم قوم فرعون

«فتنة» (مصدر «فتنّا») در اصل به معناى گداختن در آتش است و مقصود از آن در آيه بالا، آزمودن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 2

2- مكيان ستيزه گر ، به سرنوشت عبرت آموز فرعونيان هشدار داده شدند .

بل هم فى شكّ يلعبون . .. كذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 4 - 5

5 - پراكندگى ، كثرت و تنوع موجودات زنده در زمين ، شايان تأمل و درس آموزى

و ما يبثّ من دابّة

تعبير «يبثّ من دابّة» كثرت، تنوع و پراكندگى را مى رساند و تصريح به آن، اهميت موضوع را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 9

9 - تغيير و تحول در حركت باد ها ، امرى الهى و در راستاى درس آموزى بشر

و تصريف الريح

با توجه به واژه «تصريف» - كه به معناى تغيير و دگرگونى از حالتى به حالتى ديگر است - برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 18

18 - لزوم عبرت آموزى مردمان از گمراهى هواپرستان

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه . .. أفلاتذكّرون

«أفلاتذكّرون» مى تواند به مجموع آيه نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 2

2- لزوم يادكرد سرگذشت پيامبران ، براى درس آموزى و پندگيرى

و اذكر أخا عاد

از آخر آيه شريفه (إنّى أخاف عليكم. ..)، استفاده مى شود كه يادكرد در جهت پندگيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 10

10- سرنوشت شوم حق ستيزى قوم عاد ، درسى براى مجرمان هميشه تاريخ

كذلك نجزى القوم المجرمين

تعبير «كذلك» و به رخ كشيدن سنت، در حقيقت اشاره به مطلب بالا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1،2

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

2- لزوم سير در زمين و بررسى تاريخ ملت ها ، براى عبرت آموزى

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 10

10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 18

18 - رخداد جريان حديبيه و ثمرات آن ، الگويى براى مؤمنان در جهت پيشبرد اهداف اسلام *

و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صرطًا مستقيمًا

مراد از «صراط مستقيم» شيوه درست حركت جهادى و تبليغى دين است; يعنى، مسلمانان مى توانند از جريان حديبيه نتيجه بگيرند كه چگونه استوارى بر حمايت از رهبرى و تدبير صحيح در پذيرش صلح در شرايط نابرابرى قوا، مى تواند زمينه را براى پيروزى هاى آينده هموار سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 4

4- پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 5،6

5- دستيابى خوشه هاى خرما بر بلنداى قامت نخل به عنصر حياتى آب ، شايان تأمّل و درس آموزى *

أفلم ينظروا . .. و النخل باسقت لها طلع نضيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «باسقات»، از آن جهت در آيه قيد شده باشد كه رسيدن «آب» از زمين به خوشه هاى خرما در ارتفاع بالا، از فرايندى پيچيده و شايان تأمّل برخوردار است.

6- چينش دانه هاى خرما در خوشه هاى انبوه نخل ، شايان تأمل و پندآموزى

لها طلع نضيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 1

1 - تاريخ ، داراى درس هاى عبرت آموز براى بشر

إنّ فى ذلك لذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 3

3 - مظاهر طبيعت ، ارزشمند ، درس آموز و شايان مطالعه و تأمل

و الذريت ذروًا

قسم، معمولاً به شىء ارزشمند تعلق مى گيرد و از آن جا كه همه اشيا در برابر ذات حق يكسان اند، اين ارجمندى در مقايسه

با نيازها و زندگى آدمى خواهد بود. گفتنى است كه سوگند، انسان را به تأمل درباره متعلقات قسم فرا مى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 3

3 - آسمان و زمين ، تحت ربوبيت الهى و تدبير يگانه آن ، شايان تأمل و درس آموزى

فَوَربّ السّماء و الأرض

اهميت ربوبيت الهى نسبت به آسمان و زمين، از آن جهت مى باشد كه مورد قسم قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 1

1 - سرگذشت ابراهيم ( ع ) و ميهمانان گرامى او ، شايان شنيدن و درس آموزى

هل أتيك حديث ضيف إبرهيم المكرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 1،6

1 - برجا ماندن نشانه اى از قوم هلاك شده لوط ، به اراده الهى ، براى عبرت ديگران

و تركنا فيها ءاية للذين يخافون

6 - سرگذشت قوم لوط ، عبرتى براى بيمناكان از عذاب دردناك كفر و گناه

و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 1

1 - سرگذشت كفرآلود قوم عاد و سرنوشت شوم آنان ، عبرت آموز براى آدميان

و فى عاد إذ أرسلنا عليهم

سياق آيات شريفه در بيان سرنوشت عبرت آموز ملت هاى حق ستيز و نمايانگر نشانه هاى قدرت و قهر الهى است. بنابراين عبارت «و فى عاد» مانند «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» و به تقدير «و فى عاد آية» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 43 - 1

1 - سرگذشت قوم ثمود و سرنوشت شوم آنان ، عبرت آموز براى آدميان

و فى ثمود

«فى ثمود» عطف بر «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى ثمود آية. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 49 - 3،7

3 - حاكميت قانون زوجيت بر موجودات جهان ، به تدبير الهى و شايان تأمل و درس آموزى

و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون

7 - طرح مسائل طبيعى در قرآن ، به منظور خداشناسى و پندآموزى است .

و السّماء بنينها بأييْد و إنّا لموسعون . .. و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذك

طرح مسائل مربوط به طبيعت و قوانين حاكم بر آن (مانند توسعه نظام آسمان ها و حاكميت قانون زوجيت بر جهان)، در سلسله آياتى كه درصدد بيان قدرت و تدبير خداوند بر جهان و در مقام پندآموزى به انسان ها است، مى تواند بيانگرحقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 4،5

4 - بيان سرگذشت عبرت انگيز اقوام نابودشده تاريخ ، در صحف موسى و ابراهيم ( ع )

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّه أهلك ... فغشّيها ما غشّى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيات شريفه، در ادامه بيان مطالبى باشد كه خداوند از صحف موسى و ابراهيم(ع) نقل كرده است.

5 - بشر در همه ادوار تاريخى ، نيازمند تذكر و عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده در صورتى است كه اين آيات در صحف موسى و ابراهيم(ع) آمده باشد; چنان كه برخى از مفسران گفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 1

1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ

من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 1،3،4،5

1 - برجاى ماندن كشتى نوح - براى چندى - در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.

3 - طوفان نوح و ثبت آن در تاريخ ، تدبيرى الهى براى معرفت و عبرت آدميان

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

در صورتى ضمير «تركناها»، مربوط به قصه نوح و طوفان باشد - چنان كه برخى برآنند - به دست مى آيد كه مقصود از آن، ثبت آن قصه در تاريخ مى باشد كه به وسيله وحى صورت گرفته است.

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

5 - بالا بردن معرفت و عبرت آموختن بشر ، فلسفه و قلمرو داستان سرايى هاى قرآن

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 8 - 2

2 - حاكميت توازن بر كل ساختار جهان ، درس آموز آدميان در پايبندى به موازين و معيار هاى الهى

و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان

از ارتباط اين آيه با «وضع الميزان» و نيز با آيات پيشين استفاده مى شود كه خداوند همه چيز را به حساب و بر اساس موازين آفريد، تا آدمى نيز از آن درس گيرد و پايبند موازين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه انسان به شگفتى حركت كشتى هاى عظيم بر دريا و درس آموزى از آن

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 84 - 2

2 - صحنه احتضار و جان كندن انسان ها ، صحنه اى هشداردهنده و درس آموز

و أنتم حينئذ تنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 6

6 - فرجام ذلت بار دشمنان خدا و پيامبران در طول تاريخ ، درس عبرتى براى مخالفان اسلام

إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله . .. كما كبت الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 21،24

21 - فرجام تلخ يهود بنى نضير ، مايه عبرت و درس آموزى براى اهل بينش

هو الذى أخرج . .. يخربون بيوتهم ... فاعتبروا يأُولى الأبصر

24 - تاريخ ، بستر پند ها و عبرت ها براى انسان

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. فاعتبروا يأُولى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 1

1 - داستان گفتوگوى موسى ( ع ) با قوم خويش و آزار هاى آنان نسبت به آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز

و إذ قال موسى لقومه يقوم لم تؤذوننى

فرمان الهى به ياد كرد گفتوگوى موسى(ع) با قومش و. ..، نشانه مشتمل بودن آن بر درس هاى سازنده براى امت اسلام است. ضمناً بايد توجه داشت كه كلمه «إذ» در «إذ قال»، مفعول براى فعل محذوف (اُذكر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 3

3 - داستان رسالت عيسى ( ع ) و بر خورد بنى اسرائيل با آن حضرت ، دربردارنده درس هاى سازنده و عبرت آموز

و إذ قال عيسى ابن مريم . .. فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 8

8 - سرنوشت شوم اقوام كافر پيشين ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 5

5 - عذاب شدن اقوام و ملّت هاى پيشين ، درس عبرت براى همگان و آيتى از نشانه هاى قدرت خداوند

ءأمنتم من فى السماء . .. و لقد كذّب الذين من قبلهم فكيف كان نكير

جمله استفهاميه «فكيف كان نكير»، براى برانگيختن مردم به تفكر و تأمّل و عبرت آموزى از تاريخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 3

3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن

فهل ترى لهم من باقية

مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 1،3

1 - غرق شدن قوم نوح و نجات مؤمنان ، ماجرايى درس آموز و پنددهنده

لنجعلها لكم تذكرة

3 - نقل داستان و سرگذشت پيشينيان در قرآن ، در چارچوب درس آموزى و پنددهى است .

لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 1،4،5

1 - قرآن ، كتابى است بيداربخش و پندآموز .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

4 - بيداربخشى و پندآموزى ، فلسفه نزول قرآن و قلمرو موضوعات آن

و إنّه لتذكرة للمتّقين

5 - بيدارى در پرتو تعاليم قرآن و پندآموزى از آن ، داراى مراتب و مراحل است .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

ترديدى نيست كه تقواپيشگان، از رهنمودهاى قرآن بهره منداند; چون بدون اين بهره مندى «تقوا» حاصل نخواهد شد. بنابراين مراد از «لتذكرة للمتقين»، تذكره اى است والاتر از آنچه كه تقواپيشگان حايز آن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 22

22 - يادآورى دوزخ و مسائل آن ، مايه پند و بيدارى

و ما هى إلاّ ذكرى للبشر

مفسران، درباره مرجع ضمير «هى» چند احتمال مطرح كرده اند كه مهم ترين آنها، «سقر» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 4

4 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز .

عن التذكرة معرضين

به گفته مفسران، مقصود از «تذكرة» در اين آيه، قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 15 - 1،2

1 - سرگذشت موسى ( ع ) ، قابل دقت و مايه عبرت حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث موسى

«حديث»; يعنى، خبر. (لسان العرب)

2 - خداوند ، برانگيزاننده همگان به آگاهى از داستان موسى ( ع ) و عبرت گيرى از آن

هل أتيك حديث موسى

استفهام در «هل أتاك. ..» براى ترغيب به شنيدن پاسخ است. نقل داستان موسى(ع) در قرآن، نشانه آن است كه گرچه

ضمير «هل أتاك» در خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كار رفته است; ولى مراد گزارش سرگذشت موسى(ع) به تمام مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 1،2،3،4،5

1 - فرجام فرعون ، درس عبرتى بزرگ براى كسانى كه نگران عاقبت دنيا و آخرت خويش اند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

متعلق «يخشى»، به قرينه «الأخرة و الأولى» در آيه قبل، مى تواند فرجام انسان در دنيا و آخرت باشد.

2 - تنها خداترسان از هلاكت و مجازات فرعون پند مى گيرند و خود رااز گرفتارى به فرجامى نظير آن برحذر مى دارند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

مراد از خشيت در «يخشى»، مى تواند خشيت از خداوند باشد، جمله «و أهديك إلى ربّك فتخشى» (در آيات پيشين) مؤيد اين احتمال است. اختصاص يافتن «عبرت» به «من يخشى» - با آن كه هلاكت فرعون براى همگان درس عبرت است - بيانگر اين نكته است كه تنها، خداترسان از اين عبرت بهره مى گيرند.

3 - پندآموزى ، از اهداف نقل داستان گذشتگان در قرآن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

4 - ضرورت مطالعه تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 2

2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت

كلاّ إنّها تذكرة

مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 1

1 - اخبار پيشينيان ، داراى نكاتى آموزنده و عبرت آور ، حتى براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث الجنود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 5

5 - فرجام فرعون و قوم ثمود ، داستانى آشنا براى اهل مكّه و مايه عبرت براى همه مردمان

هل أتيك . .. فرعون و ثمود

سوره «بروج» از سوره هاى مكى است و نام بردن امت هايى مخصوص براى عبرت گرفتن مكّيان از فرجام آنها، بيانگر آگاهى آنان از تاريخ اجمالى آن امت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 3

3 - خشيت ، عاملى مؤثر در پيدايش پندپذيرى براى انسان است .

سيذّكّر من يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 4

4 - فرجام هلاكت بار امت هاى پيشين ، درس عبرت براى آيندگان

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 6

6 - عبرت گرفتن از قوم عاد و دل خوش نبودن به نيروى جسمى در برابر تهديد هاى الهى ، نشان خردورزى است .

لذى حجر . .. الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 3

3 - فرجام قوم ثمود ، درس عبرت براى همگان

ألم تر . .. و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 10 - 3

3 - فرجام فرعون ، درس عبرت براى همگان

و فرعون ذى الأوتاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 23 - 10

10 - كوبيده و نرم شدن زمين ، احساس حضور در پيشگاه خداوند و صفوف فرشتگان و مشاهده جهنم ، برطرف سازنده غفلت هاى انسان و احياگر حس پندپذيرى در او است .

إذا دكّت الأرض . .. يومئذ يتذكّر الإنسن

«يومئذ»، بدل براى «إذا» در «إذا دكّت الأرض. ..» و جمله «يتذكّر الإنسان» جزا براى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 6

264- عوامل عبرت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 8

8 - تنها كسانى كه با توبه و اخلاص به سوى خدا روى مى آورند ، شايسته درس آموختن و هوشيار شدن از آيات الهى اند .

هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

«إنابة» (مصدر «ينيب») به معناى رجوع است و انابه به درگاه خداوند، به معناى بازگشت به او با توبه و اخلاص است (بر گرفته از مفردات راغب).

265- عوامل عبرت اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 1

1 - تورات ، مايه هدايت و وسيله پندآموزى و بيدارى صاحبان عقل سليم و خرد ناب از قوم بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب . هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

«لب» (مفرد «الباب») به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

266- عوامل عبرت اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 2

2 - گردش و جابه جايى شب و روز و تحولات ناشى از آن ، درس عبرتى است براى صاحبان بصيرت و روشن دلى .

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

267- عوامل عبرت بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 54 - 1

1 - تورات ، مايه هدايت و وسيله پندآموزى و بيدارى صاحبان عقل سليم و خرد ناب از قوم بنى اسرائيل

و أورثنا بنى إسرءيل الكتب . هدًى و ذكرى لأُولى الألبب

«لب» (مفرد «الباب») به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

268- عوامل عبرت فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 11

11 - موسى ( ع ) ، با يادآورى ناكامى اهل افترا در امت هاى پيشين ، آن را درس عبرتى براى فرعونيان خواند .

و قد خاب من افترى

جمله «قد خاب. ..» خبر از حال گذشتگان است و به منظور عبرت گيرى حاضران در صحنه مبارزه موسى و فرعون، بيان شده است.

269- عوامل عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 8

8 - كوردلى ، موجب محروميت از فهم حقايق و پندپذيرى

أفلم يسيروا . .. فإنّها لاتعمى الأبصر و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

270- عوامل عبرت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

271- كمى عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

272- محمد(صلی الله علیه و آله) و عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مورد كسانى كه پند و اندرز به آنان بيهوده است ، تكليفى ندارد .

فذكّر إن نفعت الذكرى

273- مراتب عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 48 - 5

5 - بيدارى در پرتو تعاليم قرآن و پندآموزى از آن ، داراى مراتب و مراحل است .

و إنّه لتذكرة للمتّقين

ترديدى نيست كه تقواپيشگان، از رهنمودهاى قرآن بهره منداند; چون بدون اين بهره مندى «تقوا» حاصل نخواهد شد. بنابراين مراد از «لتذكرة للمتقين»، تذكره اى است والاتر از آنچه كه تقواپيشگان حايز آن هستند.

274- منشأ عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 4

4 - بيدارى و پندگيرى از قرآن به توفيق الهى است .

و ما يذكرون إلاّ أن يشاء اللّه

آيه شريفه مى رساند كه خواست انسان وابسته به خواست خداوند است. در ضمن مى فهماند كه پندگرفتن و متذكر شدن از قرآن نيز، به توفيق الهى است.

275- موانع عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 11

11 - حسد و هواى نفس آدمى ، جلوگير وى از پندپذيرى و عاقبت انديشى

انى اخاف اللّه رب العلمين انى اريد . .. فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 11

11 - زندگى دنيا عامل فريب خوردن كافران در نپذيرفتن آيات و پند نگرفتن از انذار انبيا

و غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 3

3 - هواپرستى ها ، مانع عبرت آموزى و متأثر شدن انسان از پيام هاى هشداردهنده وحى

و اتّبعوا أهواءهم . .. و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

276- موانع عبرت پذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 4

4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى

أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون

عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 2

2 - سطحى نگرى و توجيه گرى كافران ، نسبت به آيات هشداردهنده الهى ، مانع عبرت آموزى آنان است .

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

از اين كه كافران، با وجود مشاهده نشانه هاى عينى عذاب، آن را پديده اى طبيعى و بى خطر مى انگارند; استفاده مى شود كه حتى نماياندن نمودهاى اعجازى، مايه عبرت آنان نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 4

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

277- موجبات عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 8،9

8 - بريدن دست دزد ، عقوبتى بازدارنده و عبرت آموز

نكلا من اللّه

«نكال» به عقوبتى گفته مى شود كه براى بازداشتن مجرم از تكرار گناه و عبرت ديگران انجام گيرد.

9 - ضرورت اجراى حد سرقت به شيوه اى عبرت انگيز

فاقطعوا ايديهما . .. نكلا من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 6

6 - مطالعه سرنوشت پيشينيان ، تأثيرى بسزا در پندگيرى انسان دارد .

إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

278- نشانه عبرت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 8

8 - ذكر نام خدا و روى آوردن به نماز ، نشانه پندپذيرى از قرآن ، ترس از خداوند و مايه دورى از آتش دوزخ است .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار ... قد أفلح من ... فصلّى

279- نشانه هاى عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 4

4 - تكذيب پيامبران الهى و مبارزه با آنان ، نشانه پندناپذيرى و كوردلى است .

و إن يكذّبوك. .. فتكون لهم قلوب يعقلون ... القلوب التى فى الصدور

280- نياز به عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 5

5 - بشر در همه ادوار تاريخى ، نيازمند تذكر و عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده در صورتى است كه اين آيات در صحف موسى و ابراهيم(ع) آمده باشد; چنان كه برخى از مفسران گفته اند.

عبرت پذيران

281- آرامش اخروى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 5

5 - درس آموزان از آيات الهى ، برخوردار از امنيت و آرامش در صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون . .. خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

282- اقليت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

283- امنيت اخروى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 5

5 - درس آموزان از آيات الهى ، برخوردار از امنيت و آرامش در صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون . .. خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة

284- اهميت هدايت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 23 - 2

2 - رهبران الهى ، بايد همواره به ارشاد پندپذيران ادامه دهند و هيچگاه آنان را ، از پند ها و اندرز هاى خود محروم نسازند .

فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر

استثنا در «إلاّ من تولّى. ..»، ناظر به تكرار تذكر است. بنابراين فرمان «ذكّر»، درباره كسانى كه اعراض و كفر ندارند،

همچنان باقى است.

285- پاكى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 2

2 - مردمان تذكّرپذير و اهل خشيت ، انسان هايى پاك ، و رستگارند .

سيذّكّر من يخشى . .. قد أفلح من تزكّى

مصداق مورد نظر از «من تزكى» - به قرينه آيات پيشين - همان مصاديق «من يخشى» است.

286- رستگارى عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 2

2 - مردمان تذكّرپذير و اهل خشيت ، انسان هايى پاك ، و رستگارند .

سيذّكّر من يخشى . .. قد أفلح من تزكّى

مصداق مورد نظر از «من تزكى» - به قرينه آيات پيشين - همان مصاديق «من يخشى» است.

287- سعادت عبرت پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 5

5 - خداترسان و پندپذيران ، سعادتمنداند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

اين آيه با آيه قبل، داراى «احتباك» (از وجوه بلاغت) است; يكى از «خشيت» سخن گفته و ديگرى از «شقاوت» و بيان نقطه مقابل هر يك را به قرينه بودن ديگرى موكول كرده است; بدين معنا كه اهل خشيت، نقطه مقابل «شقاوت»; يعنى، سعادت را دارند و اهل «شقاوت» گرفتار نقطه مقابل «خشيت»; يعنى، گستاخى هستند.

288- عبرت پذيران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 7

7 - تعاليم قرآن ، براى انسان هاى پندپذير سودمند است .

إن نفعت الذكرى . سيذّكّر من يخشى

مراد از جمله «سيذكّر. ..» - به قرينه «إن نفعت الذكرى» (در آيه قبل) - «سيذكّر و ينتفع» است; يعنى، پذيرش پند قرآن، ملازم با سود بردن از آن است.

عبرت پذيرى

289- آثار عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 18،19

18 - داشتن روح پندپذيرى و حق جويى ، شرط بهره جستن و تأثير پذيرفتن از سخنان به حق قرآن

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

19 - پندپذيرى ، نشانه عقل سليم و خردناب است .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 9

9 - بيدارى و روح پندپذيرى ، زمينه ساز تقواپيشگى است .

لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون

برداشت ياد شده از تقدم ذكرى تذكر بر تقواپيشگى به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 10

10 - امربه معروف ، پنددهى و پندپذيرى ، از خصلت هاى برجسته انسان هاى كامياب

لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

«تواصوا»، از باب تفاعل و بيانگر آن است كه مؤمنان، در كنار توصيه به ديگران، از توصيه هاى آنان نيز بهره مى برند.

290- تشويق به عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 4

4 - پندپذيرى و حرف شنوى ، از اوصاف پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

291- زمينه عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 10

10 - بيدارى ، پندپذيرى و دستيابى به تقواپيشگى ، براى تمامى انسان ها - از همه طيف هاى فكرى و اجتماعى - ميسر و ممكن است .

لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 21 - 2

2 - تأمّل در نشانه هاى قدرت خداوندى در پهنه هستى ، زمينه ساز پذيرش پند و اندرز هاى دينى است .

أفلاينظرون إلى . .. فذكّر

حرف «فاء»، فرمان به تذكّر را بر آيات پيشين - كه از نشانه هاى قدرت خداوند سخن گفته بود - تفريع كرده است; يعنى، «حال كه چنين است به تذكّر اقدام كن».

292- عبرت پذيرى اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 2

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 10

10- قرآن براى بيدارى و پندپذيرى صاحبان خرد ناب نازل گرديد .

هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 10

10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .

كتب أنزلنه . .. ليتذكّر أُولوا الألبب

«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 17

17 - تنها صاحبان عقل سليم و خردناب ، پندپذير و حق جو هستند .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

«لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل خالص و خردناب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 17

17 - تنها صاحبان عقل و خرد ، گروه حق جو و پندپذيراند .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

293- عبرت پذيرى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 4

4 - بندگان خالص خداى رحمان ، مردمى پندپذير و سپاس گزار در برابر نعمت هاى الهى

لمن أراد أن يذكّر أو أراد شكورًا . و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه شريفه مرتبط با آيه قبل و درصدد بيان اوصاف كسانى باشد كه در جمله «لمن أراد أن يذكر أو أراد شكوراً» از آنان ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

294- عبرت پذيرى حق طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

295- عبرت پذيرى خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 2

2 - تنها خداترسان از هلاكت و مجازات فرعون پند مى گيرند و خود رااز گرفتارى به فرجامى نظير آن برحذر مى دارند .

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

مراد از خشيت در «يخشى»، مى تواند خشيت از خداوند باشد، جمله «و أهديك إلى ربّك فتخشى» (در آيات پيشين) مؤيد

اين احتمال است. اختصاص يافتن «عبرت» به «من يخشى» - با آن كه هلاكت فرعون براى همگان درس عبرت است - بيانگر اين نكته است كه تنها، خداترسان از اين عبرت بهره مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 6

6 - عاقبت انديشان و اهل خشيت ، تأثيرپذير از تذكرات و پند هاى قرآن

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى

296- عبرت پذيرى علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 20

20 - پندپذير و حقيقت جو بودن عالمان ، دليل برترى آنان بر جاهلان است .

هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون إنّما يتذكّر أُولوا الألبب

جمله «إنّما يتذكّر أُولوا الألباب»، در مقام تعليل براى جمله پيشين (هل يستوى الذين يعلمون. ..) است; يعنى، عالمان با نادانان برابر نيستند; زيرا صاحبان خردناب - كه همان عالمان اند - پندپذير و حقيقت جو هستند.

297- عبرت پذيرى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

298- عبرت پذيرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 3 - 7

7 - داستان موسى و فرعون ، دربردارنده درس عبرت براى انسان هاى مؤمن و حق پذير

نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 2

2 - سرگذشت ايوب ( ع ) درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا أيّوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر ياد كردن سرگذشت ايوب(ع) مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

299- موانع عبرت پذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 4

4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى

أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون

عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 2

2 - سطحى نگرى و توجيه گرى كافران ، نسبت به آيات هشداردهنده الهى ، مانع عبرت آموزى آنان است .

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

از اين كه كافران، با وجود مشاهده نشانه هاى عينى عذاب، آن را پديده اى طبيعى و بى خطر مى انگارند; استفاده مى شود كه حتى نماياندن نمودهاى اعجازى، مايه عبرت آنان نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 4

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

عبرت ناپذيران

300- بى عقلى عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 12

12 - كسانى كه از سرنوشت اقوام پيشين عبرت نمى گيرند ، از خرد بى بهره اند .

إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

301- جاودانگى عذاب عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 12 - 1

1 - كسانى كه از تذكرات قرآن ، فاصله گرفته ، آن را نپذيرند ، به بزرگ ترين و سوزان ترين آتش ها ، گرفتار شده و در آن باقى خواهند ماند .

و يتجنّبها الأشقى . الذى يصلى النار الكبرى

زجاج گفته است: «صلى»; يعنى، ملازم و همراه شد (لسان العرب) و «صلى النار»; يعنى، حرارت آتش را به سختى چشيد. (قاموس). «كبرى»; يعنى، بزرگ تر و بزرگى آتش به گستردگى و افروخته تر بودن آن است.

302- سرزنش عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 1

1- سرزنش خداوند از ستمگرانى كه از كيفر ستم پيشگان پيش از خود و مثل هاى الهى ، پند نگرفتند و درس نياموختند .

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا

303- محمد(صلی الله علیه و آله) و عبرت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مورد كسانى كه پند و اندرز به آنان بيهوده است ، تكليفى ندارد .

فذكّر إن نفعت الذكرى

عبرت ناپذيرى

304- آثار عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 7

7 - غفلت از پيام هاى عبرت آموز پيامبران و تاريخ ، دور نمايه گرايش به كفر

فهل من مدّكر

از اين كه خداوند، كفرپيشگان را به هشيارى و بيدارى فراخواهنده است; استفاده مى شود كه مشكل اصلى كافران در غفلت ايشان است.

305- آثار عبرت ناپذيرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 8

8- امكان ابتلاى انسان به عذاب و هلاكت دنيوى ، پس از عبرت نياموختن از هشدار هاى خداوند

فلمّا نج-ّكم إلى البرّ أعرضتم . .. أم أمنتم أن يعيدكم فيه ... فيغرقكم بما كفرتم

306- آثار عبرت ناپذيرى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 30 - 3

3 - قوم ثمود ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

عطف «نذر» بر «عذابى»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه عذاب الهى در حق ثموديان، بدون انذارهاى مكرر و اتمام حجت نبوده است.

307- آثار عبرت ناپذيرى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 4

4 - قوم عاد ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش

كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر

308- آثار عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

309- زمينه عبرت ناپذيرى از تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 23 - 3

3 - حق گريزى و كفر ، از ميان برنده زمينه هاى تأثيرپذيرى از تعاليم دين و پند هاى آن است .

فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر

استثناى اعراض كنندگان كافر از مجموعه كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تذكر دادن آنان مكلف شده است، نشانگر بى اثر بودن

تذكرات آن حضرت، در آنان است.

310- سرزنش عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد سرزنش خداوند است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

استفهام در «أفلم يسيروا» براى توبيخ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 4

4 - پندناپذيرى مردم از عاقبت شوم گذشتگان ، امرى نابخردانه و شگفت آور

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم

همزه استفهام در «او لم يهد» براى تعجب است. يعنى عقل اقتضاى پندپذيرى دارد و از انسان مدعى عقل شگفت آور است كه پند نگيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 4

4 - درس نگرفتن از تاريخ و هلاكت امت هاى پيشين ، امرى سزاوار توبيخ و سرزنش

أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم

استفهام ياد شده در «أفلم. ..» براى انكار توبيخى است. فاعل «لم يهد» «اهلاك» است كه از «كم أهلكنا» فهميده مى شود و به دليل متعدى شدن «لم يهد» به حرف لام، معناى تبيين نيز در آن تضمين شده و مفاد جمله اين است كه آيا نابود ساختن بسيارى ازامت هاى گذشته، براى مشركان روشن نساخت كه نبايد مانند آنان عمل كنند؟!

311- سرزنش عبرت ناپذيرى از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.

312- شگفتى عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 6

6- اطلاع كافران از عاقبت شوم كفرپيشگان گذشته و عبرت نگرفتن از آنان ، مايه تعجب و شگفتى و نشانه بى خردى آنان است .

و يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة و قد خلت من قبلهم المثلت

آيه شريفه در مقام تعجّب و بيان سخافت رأى و خرد كفرپيشگان است و جمله حاليه (و قد خلت . ..) به منزله دليل براى اثبات آن مى باشد. از اين رو بايد آنان از گرفتار شدن امتهاى كفرپيشه گذشته به عقوبتهاى الهى مطلع باشند.

313- عبرت ناپذيرى از اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 12

12 - كسانى كه از سرنوشت اقوام پيشين عبرت نمى گيرند ، از خرد بى بهره اند .

إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

314- عبرت ناپذيرى از هلاكت امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 4

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

315- عبرت ناپذيرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 6

6- موسى ( ع ) قوم خود را به دليل عبرت نگرفتن از سرگذشت پيشينيان ، سرزنش كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود

316- عبرت ناپذيرى سرمستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

317- عبرت ناپذيرى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

318- عبرت ناپذيرى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 4

4 - هشدار هاى الهى با نزول بلا ها و مصيبت ها بر فرعونيان بى تأثير در هدايت و تذكريابى آنان

و لقد أخذنا . .. قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

319- عبرت ناپذيرى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 13

13 - نكوهش قارون از سوى خدا ، به خاطر درس نگرفتن از فرجام شوم زراندوزان پيش از خود

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

320- عبرت ناپذيرى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

321- عبرت ناپذيرى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 2

2 - عبرت نگرفتن قوم عاد ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ( ع )

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فهل من مدّكر . كذّبت عاد

با توجه به اين كه مؤخّر آمدن ذكر قوم عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح بر آنان مى باشد; تكذيب انبيا از سوى آنان، نشان مى دهد كه آن قوم از سرگذشت قوم نوح عبرت نگرفته بودند.

322- عبرت ناپذيرى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 2

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

323- عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1،4

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

4 - كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 8

8 - درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 18

18- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة » و هى النقمة « أوتحلّ قريباً من دارهم » فتحلّ بقوم غيرهم فيرون ذلك و يسمعون به و الذين حلّت بهم عصاة كفار مثلهم و لايتعظ بعضهم ببعض و لن يزالوا كذلك « حتى يأتى وعد الله » الذى وعد المؤمنين من النصر و يخزى الله الكافرين ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «و لايزال . ..» روايت شده است كه: آن [قارعة] عقوبت است و [درباره] «أو تحلّ قريباً من دارهم» [يعنى] عقوبت بر قومى ديگر فرود مى آيد و آنان مى بينند و مى شنوند و آنهايى كه عقوبت بر آنان وارد شده، مانند ايشان گناهكار و كافرند و [ليكن] برخى از برخى ديگر پند نمى گيرند و همواره چنين هستند تا وعده خدا فرا رسد و، حتى يأتى وعد الله، همان وعده اى كه به مؤمنان داده است كه آنان را پيروز كند و خداوند كافران را خوار مى سازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 13

13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 3،7،13

3 - كافران ، از فرجام امت هاى پيشين ( هلاكت شان ) ، عبرت نگرفتند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون

همزه در «أوَلم يهد. ..» انكارى است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «آنان، از هلاكت امت هاى پيشين هدايت نگرفتند».

7 - كافران ، از سوى خدا به خاطر عبرت نگرفتن از هلاكت كافران پيشين ، توبيخ شدند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون

همزه «أفلايسمعون» تقريرى و همراه با توبيخ است.

13 - تاريخ عبرت آموز گذشتگان ، تأثيرى در كفرپيشگان ندارد .

أوَلم يهد لهم . .. أفلايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2،4

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» - در آيات بعد - قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

324- عبرت ناپذيرى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 2

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و پندناپذير بودند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

325- عبرت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 5

5 - مشركان ، على رغم مشاهده بقاياى شهر ويران شده قوم لوط ، از آن عبرت نگرفتند .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء أفلم يكونوا يرونها

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «أفلم يكونوا» انكارى و براى توبيخ است; يعنى، آنان آثار به جا مانده از قوم هلاك شده لوط را ديدند; ولى از آن عبرت نگرفتند.

326- عبرت ناپذيرى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 6

6 - مشركان تكذيب گر و حق ستيز عصر بعثت ، مردمى پندناپذير و كوردل

و إن يكذّبوك . .. أفلم يسيروا فى الأرض ... القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 155 - 2

2 - مشركان صدراسلام ، مردمى غافل و پندناپذير بودند .

أفلاتذكّرون

327- عبرت ناپذيرى مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 3

3 - پندناپذيرى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور است .

فما لهم عن التذكرة معرضين

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه اسم استفهام «ما» براى افاده تعجب باشد.

328- عبرت ناپذيرى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

329- عبرت ناپذيرى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 5،8

5 - منافقان صدر اسلام ، على رغم امتحانات مكرر الهى ، متنبه نگشته و توبه نمى كردند .

أو لا يرون أنهم يفتنون . .. ثم لا يتوبون و لا هم يذّكّرون

8 - درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

330- عوامل عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 8

8 - كوردلى ، موجب محروميت از فهم حقايق و پندپذيرى

أفلم يسيروا . .. فإنّها لاتعمى الأبصر و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

331- عوامل عبرت ناپذيرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 8

8 - ناباورى و نااميدى مشركان به حيات اخروى ، عامل عبرت نگرفتن آنان از سرگذشت شوم اقوام پيشين چون قوم لوط

أفلم يكونوا يرونها بل كانوا لايرجون نشورًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بل» براى اضراب انتقالى است; يعنى، اين طور نيست كه آنان به خاطر نديدن آثار به جا مانده از قوم هلاك شده قوم لوط، از آن عبرت نگرفته اند بلكه چون آنان اعتقاد و اميدى به روز رستاخيز ندارند از چنين حادثه اى عبرت نياموخته اند.

332- نشانه هاى عبرت ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 4

4 - تكذيب پيامبران الهى و مبارزه با آنان ، نشانه پندناپذيرى و كوردلى است .

و إن يكذّبوك. .. فتكون لهم قلوب يعقلون ... القلوب التى فى الصدور

4- عبوديت

1- عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 1

1 - نفى پرستش غير خدا ، نفى شرك و عدم پذيرش حاكميت غير خداوند ، وجه اشتراك اديان الهى

يا اهل الكتاب تعالوا الى كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الاّ اللّه و لا نشرك ب

2- آثار اخلاص در عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 41 - 3

3 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب بهره مند شدن از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى

إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 42 - 3

3 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب برخوردار شدن از اكرام و گرامى داشت خداوند

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. هم مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 128 - 4

4 - عبوديت خالصانه براى خدا ، موجب نجات از بازخواست و عذاب الهى در قيامت

فإنّهم لمحضرون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 4

4 - عبوديت خالصانه براى خدا ، موجب رهايى و معافيت از احضار شدن براى كيفر و مجازات در قيامت

إنّهم لمحضرون . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 9

9 - عبوديت و بندگى خالصانه خدا ، زمينه ساز قدرت و توانمندى انسان است .

و اذكر عبدنا داود ذاالأيد

از تقدم وصف عبوديت (عبدنا) بر نيرومندى (ذاالأيد) برداشت ياد شده استفاده مى شود.

3- آثار عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 10

10 - لازمه بندگى خدا و توحيد در عبادت و اطاعتش ، حلال دانستن حلال هاى خدا و حرام دانستن حرام هاى خداست .

كلوا من طيبت ما رزقنكم . .. إن كنتم إياه تعبدون

هر يك از دو جمله «كلوا» و «اشكروا» مى تواند حاكى از جواب شرط «إن كنتم . ..» باشد. برداشت فوق ناظر به اين است كه جمله نخست به منزله جواب شرط گرفته شود. قابل ذكر است كه چون عبادت، شرط براى امر; يعنى، «كلوا» و «اشكروا» قرار گرفته است، متضمن معناى اطاعت نيز مى باشد. تقديم «إياه» بر «تعبدون» دلالت بر حصر دارد و لذا توحيد در عبادت و اطاعت از آن استفاده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 9

9 - پيدايش روحيه عبادت و بندگى خدا در جامعه ايمانى ، از شرايط لازم براى جهاد و مبارزه

قيل لهم كفّوا ايديكم و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 88 - 5

5 - عبوديت به درگاه خداوند، زمينه و شرط رهيابى به صراط مستقيم است.

ذلك هدى الله يهدى به من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 2

2- بندگى خداوند و نداشتن هيچ گونه ناخالصى ، شرط رهايى از اغواگرى ابليس

إلاّ عبادك منهم المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 4

4- عبوديت و بندگى ، عامل تقرب به خداوند و موجب رهايى از سلطه ابليس

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

اضافه شدن «عباد» به ياى متكلم ممكن است به منظور ذكر بندگان خاص باشد. بنابراين، ذكر «عباد» (بندگان) به جاى هر واژه ديگرى كه مقصود را برساند مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده بكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 7

7- عبوديت خداوند ، زمينه ساز شايستگى انسان براى دريافت وحى الهى *

ينزّل الملئكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده

تبيين «من يشاء» به وسيله «من عباده» و آوردن واژه «عباد» به جاى واژه هايى چون: «ناس»، «خلق» و . .. مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 3

3- لازمه عبوديت انسان براى خدا ، داشتن برخورد نيك با ديگر بندگان اوست .

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

ذكر وصف «عبادى» مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 5

5- عبوديت و بندگى خداوند ، بيمه كننده و نيروبخش آدميان در برابر وسوسه ها و لشكركشى هاى شيطان

لأحتنكنّ ذريّته . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 7،10

7- عبوديّت و بندگى ويژه به درگاه خداوند ، زمينه برخوردارى از رحمت خاص وى است .

عبدًا من عبادنا ءاتينه رحمة من عندنا

10- بندگى به درگاه خدا ، زمينه برخوردارى از علم و معارف الهى است . *

عبدًا من عبادنا . .. و علّمنه من لدنّا علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 2 - 4

4- عبادت و بندگى به درگاه خدا وسيله جلب رحمت او است .

رحمت ربّك عبده

«عبده» مفعول است براى «رحمت». تقديم آن بر نام زكريا و توصيف آن حضرت به عبوديت، اشاره به نقش آن در جلب رحمت هاى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 8

8- بندگى خداوند ، مرتبتى والا و موجب ورود به بهشت

جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 9

9- عبوديت ، عامل دستيابى به مقام كرامت و قرب الهى است .

بل عباد مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 10

10 - عبوديت و بندگى ، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمينه ساز برخوردارى از فيوضات الهى

على عبده

اختصاص به ذكر يافتن صفت «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1- صفت «عبوديت» از جايگاه و ارزش ويژه اى برخوردار است. 2- همين صفت، موجب شايستگى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 63 - 5،12

5 - تواضع و فروتنى و رفق و مدارا ، از آثار بندگى خداى رحمان و ايمان به او

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا

آغاز شدن آيه شريفه با عنوان «عباد» (بندگان) و سپس طرح مسأله فروتنى و مدارا، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه فروتنى و مداراى بندگان خدا، ناشى از ناتوانى و يا ترس آنان نيست; بلكه برخاسته از ايمان آنان به خداى رحمان است.

12 - برخورد كريمانه و شايسته با گفتار جاهلانه و به دور از ادب و منطق ، از آثار بندگى خداى رحمان و ايمان به او است .

و عباد الرحمن الذين . .. و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا

آغاز شدن آيه شريفه با عنوان «عباد» (بندگان) و سپس طرح شدن مسأله برخورد كريمانه و شايسته با گفتار جاهلانه و. ..، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 81 - 5

5 - ارزش احسان و نيكوكارى ، به توأم بودن آن با عبوديت و ايمان به خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

توصيف نوح(ع) به عابد و مؤمن بودن، افزون بر محسن بودن آن حضرت، مى رساند كه صرف احسان، موجب تقرب و منزلت به پيشگاه خداوند نمى شود; بلكه افزون بر آن بايد متصف به صفت عبوديت و ايمان نيز بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 111 - 5

5 - ارزش احسان و نيكوكارى ، به توأم بودن آن با عبوديت و ايمان به خداوند است .

كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

توصيف ابراهيم(ع) به عابد و مؤمن بودن، افزون بر محسن بودن آن حضرت، مى رساند كه صرف احسان، موجب تقرب و منزلت يافتن در پيشگاه خداوند نيست; بلكه افزون بر آن بايد متصف به صفت عبوديت و ايمان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 5

5 - ارزش احسان و نيكوكارى ، به توأم بودن آن با عبوديت و ايمان به خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين

توصيف موسى و هارون (عليهماالسلام) به عابد و مؤمن بودن - افزون بر محسن بودن - مى رساند كه صرف احسان، موجب تقرب و منزلت در پيشگاه خدا نمى شود; بلكه افزون بر آن، بايد متصف به صفت عبوديت و ايمان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 132 - 5

5 - ارزش احسان و نيكوكارى ، به توأم بودن آن با عبوديت و ايمان به خداوند است .

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

توصيف الياس پيامبر، به عابد و مؤمن بودن - افزون بر محسن بودن - مى رساند كه صرف احسان، موجب تقرب و منزلت يافتن، در پيشگاه خداوند نمى شود; بلكه افزون بر آن، بايد متصف به صفت عبوديت و ايمان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 171 - 4

4 - عبوديت و بندگى خدا ، زمينه ساز دستيابى به درجات و مراتب عالى معنوى است .

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين

برداشت بالا از آن جا است كه رسول خدا بودن، مقام معنوى بزرگى است. بنابراين تقدم صفت بنده خدا بودن (عبادنا) بر رسول خدا بودن، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه انسان، آن گاه به اين مقام مى رسد كه به عبوديت و بندگى خدا تن داده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 172 - 3

3 - عبوديت و بندگى ، زمينه ساز جلب نصرت خداوند در عرصه هاى گوناگون زندگى

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا . .. إنّهم لهم المنصورون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 3

3 - عبوديت خالصانه خدا ، موجب رهايى و مصونيت از وسوسه ها و اغواگرى هاى شيطان

لأغوينّهم . .. إلاّ عبادك منهم المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 3

3 - دستابى به بهشت و نعمت هاى فراوان آن ، منوط به عبوديت و بندگى انسان به درگاه خداوند است .

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

ذكر كلمه «عباد»، مى تواند اشعار به اين داشته باشد كه عبوديت بندگان صالح، موجب برخوردارى آنان از بهشت و نعمت هاى آن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 4

4 - عبوديت و بندگى خداوند ، زمينه ساز دستيابى انسان به موهبت هاى خاص الهى است .

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

از اين كه خداوند در ابتدا مسأله عبوديت عيسى(ع) و سپس اعطاى نعمت به ايشان را مطرح مى كند، مطلب ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 6

6 - عبوديت و تقواى الهى ، موجب امنيت روحى و آرامش روانى انسان در قيامت

المتّقين . يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 7

7 - ورود به بهشت ، تنها در پرتو عبوديت و بندگى خداوند ميسر است .

يعباد . .. ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 6

6- مقام بندگى و عبوديت ، مقتضى كرنش و طلب آمرزش و اظهار نياز به درگاه خداوند

فاعلم أنّه لا إله إلاّ اللّه و استغفر لذنبك

از ارتباط «لا إله إلاّ اللّه» با «استغفر»، استفاده مى شود كه مقام الوهيت خدا و عبوديت انسان، مستلزم آن است كه حتى شخصى همچون پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه از گناهان، مصون مى باشد - با طلب آمرزش از خداوند در برابر او كرنش كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 22

22- منافات نداشتن عبادت خالصانه ، با تمناى نعمت از درگاه خداوند

تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه

تعبير «ركعّاً سجّداً»، اشاره به عبادت و خضوع مؤمنان و تعبير «يبتغون فضلاً» بيانگر تمناى نعمت ها از درگاه الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 6

6 - شكر ، عصاره ايمان و روح بندگى انسان به درگاه خداوند

كذلك نجزى من شكر

از اين كه به جاى هر وصف ديگرى براى خاندان مؤمن لوط، وصف شكرگزارى آورده شده، مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 5

5 - بنده صالح و شايسته بودن ، مايه اصلى رسيدن پيامبران ( نوح ، لوط و . . . ) به مقام نبوّت

عبدين من عبادنا صلحين

توصيف حضرت نوح و لوط(ع)، به صفت «عبدصالح» - در ميان ديگر اوصاف والاى انسانى و الهى آنان - گوياى مطلب ياد شده است.

4- آثار عبوديت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 111 - 3

3 - عبوديت و ايمان ابراهيم ( ع ) ، موجب دستيابى آن حضرت به پاداش هايى چونان پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه من عبادنا المؤمنين» تعليل براى جمله «كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون ابراهيم(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او چونان پاداش محسنان، پاداش داديم (مقصود فرزنددار شدن و برجا ماندن نام نيك آن حضرت مى باشد. )

آثار عبوديت الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 132 - 3

3 - عبوديت و ايمان الياس پيامبر ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه من عبادنا المؤمنين» تعليل براى «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون الياس پيامبر از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم . مقصود از آن باقى ماندن نام و آوازه نيك او مى باشد.

5- آثار عبوديت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 8

8 - عبوديت و بندگى خدا ، نردبان عروج پيامبران به مقام « برگزيدگى »

و سلم على عباده الذين اصطفى

توصيف پيامبران به «عباد» پيش از توصيف ايشان به «إصطفاء» بيانگر مطلب ياد شده است.

6- آثار عبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 2

2- عبوديت و بندگى خداوند ، شرط بهره مندى از معارف قرآن

إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 9

9- نقش عبوديت خداوند و صلاح و درست كارى در دستيابى به حاكميت زمين

يرثها عبادى الصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 11 - 3

3 - بندگى خداوند و برگزارى نماز ، زمينه ساز دست يابى به هدايت است .

عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى

7- آثار عبوديت قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 6

6 - سپاس قريش از خداوند در برابر نعمت امنيت ، به پذيرش بندگى او بود .

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل . .. فليعبدوا

8- آثار عبوديت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 18

18- عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رمز شايستگى آن حضرت براى مشاهده آيات مهم الهى

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايتنا

توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «عبده» از ميان ساير اوصاف، مى تواند بيانگر نقش اين صفت در انتخاب آن حضرت براى معراج باشد;

يعنى، چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبد خاص خدا بود، اين شايستگى را پيدا كرد كه براى ديدن آيات خاص خداوند، به معراج برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 7

7- نقش عبادت و عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نايل شدن آن حضرت به مقام رسالت و نزول قرآن برايشان

أنزل على عبده الكتب

وصف و ياد كردن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان «بندى خداوند» در بيان نازل كردن قرآن بر او، مى تواند اين معنا را برساند كه: «بنده خدا» بودن و او را بندگى و عبادت كردن، از زمينه هاى مهم براى تحمّل رسالت و دريافت وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 4

4 - نقش عبوديت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) ، در دستيابى آن حضرت به مقام نبوت و دريافت پيام وحى از جانب خداوند

هو الذى ينزّل على عبده

تعبير «عبده» درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) - به جاى هر تعبير ديگر - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.

9- آثار عبوديت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 8

8- عبوديت فرشتگان ، مايه قرب و كرامت آنان به درگاه الهى است .

بل عباد مكرمون

از توصيف فرشتگان به «عباد» (بندگان) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

10- آثار عبوديت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 3

3 - عبوديت و ايمان موسى و هارون ( عليهماالسلام ) موجب دستيابى آنان به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهما من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون موسى و هارون (عليهماالسلام) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بودند، به آنان چونان پاداش محسنان، پاداش داديم. مقصود نجات از اندوه بزرگ و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان در تاريخ مى باشد.

11- آثار عبوديت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 81 - 3

3 - عبوديت و ايمان نوح ( ع ) ، موجب دستيابى او به پاداش هايى همانند پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّه من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنه من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون نوح(ع) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بود، به او همانند پاداش محسنان، پاداش داديم. گفتنى است كه مقصود از آن، اجابتِ دعا، نجاتِ از مشكلات اندوه بار و باقى ماندن نسل و نام نيك آن حضرت در تاريخ مى باشد.

12- آثار عبوديت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 3

3 - عبوديت و ايمان موسى و هارون ( عليهماالسلام ) موجب دستيابى آنان به پاداش هايى همچون پاداش هاى محسنان از سوى خداوند

إنّا كذلك نجزى المحسنين . إنّهما من عبادنا المؤمنين

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهما من عبادنا. ..» تعليل براى جمله «إنّا كذلك نجزى المحسنين» است; يعنى، چون موسى و هارون (عليهماالسلام) از مؤمنان و بندگان خالص خدا بودند، به آنان چونان پاداش محسنان، پاداش داديم. مقصود نجات از اندوه بزرگ و باقى ماندن نام و آوازه نيك آنان در تاريخ مى باشد.

13- اجتناب از عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 12

12 - سرپيچى از بندگى خدا از سر تكبر و خودبرتربينى ، در پى دارنده مجازات هاى الهى

و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً

در برداشت فوق «واو» در «و يستكبر» واو جمع گرفته شده است.

14- اختيار در عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 17

17 - ضرورت اختيار بندگى و پرستش خداوند يكتا

ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه

15- اخلاص در عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 8

8 - لزوم حركت براى خداوند ، توأم با خضوع و اطاعت در برابر وى

و قوموا للّه قانتين

چنانچه گذشت، «قنوت»، اطاعتى است همراه خضوع و خشوع.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 10

10 - استناد به سنن پيشينيان در تعيين ارزشها، مخالف اخلاص در عبوديت خداوند است.

قالوا وجدنا عليها ءاباءنا. .. و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 3

3 - عبوديت خالصانه خدا ، موجب رهايى و مصونيت از وسوسه ها و اغواگرى هاى شيطان

لأغوينّهم . .. إلاّ عبادك منهم المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 2

2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند

فادخلى فى عبدى

انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.

16- ارزش عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 3

3 - عبد و بنده خدا بودن از ارزش هاى والاى انسانى است .

مما نزلنا على عبدنا

از اينكه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) به بندگى خدا توصيف شده، معلوم مى شود: عبد و بنده خدا بودن از ارزشهاى والاى انسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 6

6 - عبادت وبندگى خداوند ، مقامى والا و مورد ترغيب او

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

بيان اين حقيقت كه پيامبر عظيم الشأن چون مسيح(ع) و فرشتگانى بلند مرتبه، همواره بندگى خدا را مى كنند و از آن ابايى ندارند، مى تواند به منظور ترغيب انسانها به بندگى خدا و اشاره به بلندى اين مقام باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 10

10- عبوديت و شكرگزارى به درگاه خداوند ، از اهميت و ارزش والايى برخوردار است .

إنه كان عبدًا شكورًا

آيه فوق - كه در مقام توصيف حضرت نوح(ع) است - تنها به دو صفت ياد شده اكتفا كرده است; اين بيانگر اهميت و ارزش والاى آن دو صفت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 4

4- عبوديت انسان براى خدا ، شايسته ترين مشخصه وى ، در بينش الهى است .

عبدًا من عبادنا

خداوند، از ميان همه صفات حضرت خضر(ع) عبوديت وى را به عنوان نخستين و بارزترين صفت وى يادآور شده است. اين گزينش، گوياى برترى اين صفت بر ديگر ويژگى ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 8

8 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 36

36- نيايش به درگاه خداوند و تأكيد در توبه و اظهار بندگى ، داراى ارزشى والا

قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

بيان گزارش گونه آيه شريفه، در حقيقت ترسيمى از انسان ايده آل و كامل است و تعبير «إنّى تبت إليك» و «إنّى من المسلمين» بيانگر تأكيد و الحاح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 6

6 - عبوديت و بنده صالح خدا بودن ، مقامى بس والا براى آدميان

عبدين من عبادنا صلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 3

3 - بندگى خدا ، از مهم ترين ازرش ها و برجسته ترين اوصاف انسان ها در نگاه وحى

قام عبد اللّه يدعوه

ياد كردن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه برترين و مقرّب ترين انسان ها است - با وصف «عبداللّه»، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

17- ارزش عبوديت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 10

10- عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خداوند ، صفتى بس مهم و ارزشمند براى او

أسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام

آوردن صفت «عبده» از ميان ساير اوصاف پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند بدان جهت باشد كه اين صفت بسيار ارزشمند و والاست.

18- ارزش مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 8

8- عبوديت و بندگى انسان ، مقام و منزلتى والاست .

أسرى بعبده ليلاً

آوردن صفت «عبد» از ميان ساير صفات پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند بدان جهت باشد كه اين صفت بسيار ارزشمند و والاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 4

4- عبوديت و بندگى خدا ، مقامى بس والا و جايگاهى مستحكم

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

به كار رفتن واژه «عبادى» به جاى هر وصف ديگرى و نيز تذكر سلطه نيافتن شيطان بر انسانهاى واجد اين صفت، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 10

10- عبوديت ، مقامى ارجمند و جايگاهى رفيع

بل عباد مكرمون

خداوند متعال در توصيف، تمجيد و تكريم فرشتگان، عبوديت آنان را يادآور شده است و اين مطلب مى رساند كه عبوديت، مقامى رفيع و ارجمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 10

10 - عبوديت و بندگى ، مقامى بس ستوده و ارزشمند و زمينه ساز برخوردارى از فيوضات الهى

على عبده

اختصاص به ذكر يافتن صفت «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1- صفت «عبوديت» از جايگاه و ارزش ويژه اى برخوردار است. 2- همين صفت، موجب شايستگى پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) براى دريافت وحى گرديده است.

19- استقامت در عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 2

2 - پايبندى بر بندگى خدا در حال غنا ، تنگدستى ، كاميابى و ناكامى ، نشانه قوت ، ثبات و استحكام ايمان است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. انقلب على وجهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 5

5- راه حق و بندگى خدا ، داراى سختى ها و مشكلات و نيازمند پايدارى و استقامت

قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا

واژه استقامت، نشان دهنده دشوارى راه و نيازمندى به پايدارى است.

20- استهزاى عبوديت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 2

2 - تأكيد قرآن بر بندگى و عبوديت عيسى ( ع ) در برابر خداوند ، مورد تمسخر و استهزاى مشركان

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «لمّا ضرب ابن مريم مثلاً» تكيه قرآن بر بندگى عيسى باشد; به قرينه اين كه در آيات بعد (إن هو إلاّ عبد) بر اين مسأله تكيه شده است.

21- اظهار عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 3

3 - ستايش خدا و اظهار عبوديت به درگاه او از آداب دعاست .

الحمد للّه رب العلمين . .. إهدنا الصرط المستقيم

از اينكه دعا به درگاه خدا و درخواست از او (اهدنا الصراط المستقيم)، پس از حمد و ستايش الهى و اظهار عبوديت در پيشگاه

وى ذكر شده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 6

6 - اعتراف به خطا و اظهار تذلل و عبوديت به درگاه خداوند، از آداب استغفار است.

ربنا ظلنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 4

4 - ضرورت اظهار عبوديت در برابر خداوند به هنگام توجه به عظمت او و مشاهده آيات بزرگ وى

و ألقى السحرة سجدين

از اهداف بيان سجده ساحران به هنگام مشاهده آيات الهى و توجه يافتن به عظمت خدا، تعليم همگانى است به اينكه پس از مشاهده آيات الهى و توجه به عظمت او شايسته است كه در برابر او كرنش كنند و سر تعظيم فرود آورند.

22- اقرار به عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 48 - 8

8 - اعتراف مستكبران در دوزخ ، به بندگى خود و حاكميت مطلق خداوند

إنّ اللّه قد حكم بين العباد

23- اهميت عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بنده كامل خداوند و داراى مقامى بس ارجمند در پيشگاه او

و ما أنزلنا على عبدنا

مراد از «عبدنا» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است و توصيف خداوند از او به «بنده ما»، اشاره به خلوص كامل وى در بندگى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 17

17 - ضرورت اختيار بندگى و پرستش خداوند يكتا

ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 41 - 1

1- عبوديت و پاك بودن از هرگونه ناخالصى ، صراط مستقيم الهى است .

إلاّ عبادك منهم المخلصين . قال هذا صرط علىّ مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 10

10- عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خداوند ، صفتى بس مهم و ارزشمند براى او

أسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام

آوردن صفت «عبده» از ميان ساير اوصاف پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند بدان جهت باشد كه اين صفت بسيار ارزشمند و والاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 10

10- عبوديت و شكرگزارى به درگاه خداوند ، از اهميت و ارزش والايى برخوردار است .

إنه كان عبدًا شكورًا

آيه فوق - كه در مقام توصيف حضرت نوح(ع) است - تنها به دو صفت ياد شده اكتفا كرده است; اين بيانگر اهميت و ارزش والاى آن دو صفت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 1

1- بندگان مقرب خدا ، مصون از سلطه شيطان هستند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 31 - 9

9- نماز و زكات ، ( اظهار بندگى و انفاق ) در بين تكاليف الهى ، از اهميت ويژه اى برخوردار است .

و أوصنى بالصلوة والزكوة

سفارش مستقيم خداوند در مورد نماز و زكات، گوياى اهميت و نقش مهم آن دو در نيل به كمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 9

9 - عبوديت و بندگى انسان به درگاه پروردگارِ يگانه ، تنها راه مستقيم و طريق رستگارى است .

فاعبدوه هذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 1،7

1 - هدف خداوند ، از آفرينش جن و انس ، رسيدن آنان به مرتبه عبوديت و معرفت او است .

و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون

واژه «ليعبدون» - به دلالت التزامى - اشاره به حقيقت معرفت دارد; زيرا اصولاً عبوديت واقعى و ستايش حق، جز در پرتو معرفت تحقق نمى يابد.

7 - پرستش خداوند ، عالى ترين مرتبه تكامل جن و انس

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون

«لام» در «ليعبدون» براى بيان غايت است. با توجه به اين كه افعال الهى و اهداف او، گزاف نيست و كمال را به دنبال دارد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 6

6 - مقام عبوديت و بندگى خداوند ، مقامى بس مهم و والا براى انسان

قوم نوح فكذّبوا عبدنا

24- اهميت عبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 7

7- پيام موسى ( ع ) براى انسان ها ، عبوديت آنان به درگاه خدا و پايبندى به وظايف بندگى است .

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

«عباد اللّه» ممكن است منادا به حذف حرف ندا باشد و نه مفعولٌ به براى «أدّوا».

25- اهميت عبوديت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 10

10- عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خداوند ، صفتى بس مهم و ارزشمند براى او

أسرى بعبده ليلاً من المسجد الحرام

آوردن صفت «عبده» از ميان ساير اوصاف پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند بدان جهت باشد كه اين صفت بسيار ارزشمند و والاست.

26- اهميت مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 10

10- عبوديت ، مقامى ارجمند و جايگاهى رفيع

بل عباد مكرمون

خداوند متعال در توصيف، تمجيد و تكريم فرشتگان، عبوديت آنان را يادآور شده است و اين مطلب مى رساند كه عبوديت،

مقامى رفيع و ارجمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 15

15 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

27- بداهت عبوديت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 6

6- لزوم عبوديت در برابر پروردگار ، وظيفه اى بى نياز از هرگونه استدلال

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه

در كلام عيسى(ع) اين موضوع كه «هركس ربّ باشد، سزاوار پرستش است»، اصلى پذيرفته شده تلقى شده است.

28- پاداش عبوديت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 9

9- نجات نوح ( ع ) و همراهان او ، پاداش عبوديت و شكرگزارى مداوم وى بود .

ذرّية من حملنا مع نوح إنه كان عبدًا شكورًا

«ذرّية . ..» اشاره به نجات همراهان نوح(ع) از غرق شدن دارد و جمله «إنه كان عبداً شكوراً» مى تواند تعليل براى آن نجات باشد; يعنى، چون حضرت نوح(ع) عبدى شاكر بود، او و همراهانش را نجات بخشيديم.

29- تداوم عبوديت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 15

15- عبادت و بندگى مداوم و مخلصانه ، از اوصاف حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع )

و كانوا لنا عبدين

فعل «كون» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر دائمى بودن عبادت ابراهيم(ع) است و تقدم جار و مجرور (لنا)، نشانگر انحصار عبادت آنان، براى خداوند متعال است كه از آن به خالصانه بودن ياد مى شود.

30- تداوم عبوديت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 15

15- عبادت و بندگى مداوم و مخلصانه ، از اوصاف حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع )

و كانوا لنا عبدين

فعل «كون» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر دائمى بودن عبادت ابراهيم(ع) است و تقدم جار و مجرور (لنا)، نشانگر انحصار عبادت آنان، براى خداوند متعال است كه از آن به خالصانه بودن ياد مى شود.

31- تداوم عبوديت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 8

8- عبوديت و شكرگزارى زياد و مداوم به درگاه خدا ، از ويژگى هاى مهم حضرت نوح ( ع ) بود .

إنه كان عبدًا شكورًا

از ميان اوصاف گوناگون حضرت نوح(ع) تنها عبوديت و سپاسگزارى او را يادآور شد و اين بيانگر برجستگى آن دو صفت در آن حضرت است. گفتنى است تداوم عبوديت و شكرگزارى از جمله اسميه «إنه كان...» - كه دلالت بر ثبوت و استمرار دارد - استفاده مى شود.

32- تداوم عبوديت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 15

15- عبادت و بندگى مداوم و مخلصانه ، از اوصاف حضرت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع )

و كانوا لنا عبدين

فعل «كون» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر دائمى بودن عبادت ابراهيم(ع) است و تقدم جار و مجرور (لنا)، نشانگر انحصار عبادت آنان، براى خداوند متعال است كه از آن به خالصانه بودن ياد مى شود.

33- ترك عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 13

13 - خداوند ، هرگز مستكبران رويگردان از عبادت را ، در قيامت يارى نخواهد كرد .

و لايجدون لهم من دون اللّه ولياً و لانصيراً

34- ترك عبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 10 - 4

4 - وادار ساختن مردم به ترك نماز ، ناديده انگاشتن عبوديت آنان براى خداوند است .

أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى

انتخاب كلمه «عبد»، بيانگر دليل تعجبى است كه استفهام «أرءيت» بر آن دلالت داشت; يعنى، كسى كه بندگان را به ترك نماز فرا مى خواند، چرا به بنده بودن آنان توجّه نمى كند؟

35- تشويق به عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 17

17 - تشويق و تهديد ، از روش هاى قرآن براى هدايت انسان ها به عبادت و بندگى خدا

فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم

36- حقيقت عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 2

2 - ايمان به آيات الهى و تسليم بودن در برابر خداوند ، حقيقت عبوديت و بندگى است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

37- خضوع در عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 238 - 8،10

8 - لزوم حركت براى خداوند ، توأم با خضوع و اطاعت در برابر وى

و قوموا للّه قانتين

چنانچه گذشت، «قنوت»، اطاعتى است همراه خضوع و خشوع.

10 - طاعت و خضوع در برابر خداوند ، ملاكى براى ارزشگذارى رفتار آدمى

و قوموا للّه قانتين

از اينكه خداوند امر مى كند كه قيام، همراه «قنوت» باشد، معلوم مى شود كه حركت و عمل براى خدا آنگاه كه خالى از خضوع در برابر او باشد، فاقد ارزش است.

38- درخواست عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 18

18 - دعاى سليمان به درگاه خدا ، براى قرار گرفتن در زمره بندگان صالح

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

39- دعوت به عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 6

6 - دعوت مردمان به بندگى خداوند ، اصلى بنيادين در رسالت پيامبران الهى

ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه

40- دلايل عبوديت قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 4

4 - فراهم آمدن زمينه مناسب از جانب خداوند ، براى كوچ هاى زمستانى و تابستانى قريش ، حجّتى كامل بر لزوم روى آوردن آنان به عبادت خداوند

لإيلف قريش . إيلفهم رحلة الشتاء و الصيف . فليعبدوا

«لام» در «لايلاف» چه متعلق به سوره «فيل» باشد و چه به «فليعبدوا» (در اين آيه) برداشت ياد شده استفاده مى شود.

41- دلايل عبوديت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 94 - 4

4- سلطه خداوند بر همه موجودات و برشمردن و ضبط دقيق تعداد آنها ، نشانگر عبوديت كامل موجودات براى خداوند است .

ءاتى الرحمن عبدًا . .. و عدّهم عدًّا

اين آيه، به منزله شاهد بر مدعاى آيه قبل است.

42- روش عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 4

4 - تسليم خدا بودن ، راه و روش بندگى كردن اوست .

ربنا واجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا أمة مسلمة لك

43- زمينه اقرار به عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 93 - 5

5- اعتراف به رحمانيت خداوند ، مستلزم پذيرش بندگى او است .

ءاتى الرحمن عبدًا

44- زمينه عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 21 - 6

6 - باور به خالقيت و ربوبيت خدا ، عامل گرايش انسان به بندگى اوست .

اعبدوا ربكم الذى خلقكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 11،13

11 - علم و ايمان حضرت عيسى ( ع ) و فرشتگان مقرب الهى به قيامت و محشور شدن به پيشگاه خداوند ، مانع استكبار آنان از بندگى خدا

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة . .. فسيحشرهم إليه جميعاً

جمله «و من . ..» جمله حاليه و بيان علت از جمله سابق است. يعنى امكان ندارد مسيح و فرشتگان از عبادت خدا امتناع كنند ; چون حشر انسان و ملائكه به سوى خدا حتمى است و مسيح و فرشتگان از آن آگاهند.

13 - علم و ايمان در قيامت و حضور در پيشگاه خداوند ، مانع از استكبار و بازماندن از عبادت خدا

لن يستنكف المسيح . .. و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 4

4 - توبه ، همواركننده راه عبادت و عبوديت انسان براى خدا *

التّئبون العبدون

تقديم «التائبون» بر «العابدون» مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 22

22 - توجه به خالقيت ، حاكميت ، ربوبيت و مدبر بودن خدا ، زمينه پيدايش روح بندگى و پرستش

اللّه الذى خلق . .. ثم استوى ... يدبر الأمر ... اللّه ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون

از حرف «فاء» در «فاعبدوه» كه فاء تفريعيه است و دلالت مى كند بر اينكه ما بعد فاء، برگرفته از ما قبل مى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 6

6 - اقتضاى ايمان و قبول پروردگارى خداوند ، بنده او شدن و دستورات او را بى چون و چرا و از سر تسليم انجام دادن است .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و اعبدوا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 9

9 - شكرگزارى و بندگى به درگاه خدا ، نيازمند امداد الهى

ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 5

5 - پرهيز از شرك و رهايى از وسوسه هاى شيطان ، مقدمه و پيش شرط ورود به آستان بندگى خدا و گام نهادن در صراط مستقيم الهى است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

از تقدم توصيه خداوند به پرهيز از اطاعت شيطان، بر فرمان به عبادت خالص خدا و دعوت به صراط مستقيم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 61 - 4

4 - منافات نداشتن عمل براى نيل به بهشت جاودانه ، با اخلاص و رسيدن به مقام شامخ عبوديت

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 7

7 - رجوع و توجه همواره به خدا در زندگى ، موجب دستيابى انسان به مقام والاى عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 5

5 - توجه به رحمت گسترده الهى ، زمينه ساز گرايش به عبوديت و بندگى او *

الملئكة الذين هم عبد الرحمن

با الغاى خصوصيت از فرشتگان، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 5

5- بهرهورى خلق از روزى خداوند ، مقتضى سر نهادن آنان به بندگى او *

فأنبتنا به . .. و النخل باسقت ... رزقًا للعباد

برداشت يادشده بدان احتمال است كه آمدن «للعباد»، به جاى هر عنوان ديگرى (مانند «للخلق»، «للناس» يا «لكم») بيانگر وجود رابطه مستحكم ميان رزّاقيت خدا و عبوديت انسان باشد.

45- زمينه عبوديت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 13

13 - رجوع و توجه همواره ايوب ( ع ) به خداوند در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إّنه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون ايوب(ع) بسيار متوجه خدا و پر مراجعه به او بود; عبد شايسته شناخته شد و به اين مقام دست يافت.

46- زمينه عبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 106 - 4

4- تأثير اعتقاد به حاكميت نهايى صالحان بر زمين ، در عبوديت و بندگى خدا

و لقد كتبنا فى الزبور . .. إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «هذا» اشاره به مسأله حاكميت صالحان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 5

5 - انجام دادن وظيفه بندگى در برابر خداوند ، در گرو منحصر دانستن شريعت ، به اديان آسمانى است .

ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين

«دين»، اسم تمام كارهايى است كه خداوند با آن عبادت مى شود. اين كلمه، در معانى ديگر; از قبيل «جزاء»، «اسلام»، «عادت»، «عبادت» و «طاعت» (قاموس) و به صورت استعاره در معناى شريعت (مفردات راغب) نيز استعمال شده است. سياق آيه با معانى عبادت، طاعت و شريعت تناسب بيشترى دارد.

47- زمينه مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 11

11- دستيابى به مقام عبوديت و كرامت ، در پرتو تسليم محض در برابر خداوند است .

مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 14

14 - رجوع بسيار و توجه همواره به خدا در زندگى ، موجب دستيابى انسان به مقام والاى عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

48- سختى عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 75 - 7

7 - قرار گرفتن در زمره بندگان خالص خدا ( عبادالرحمان ) و همچون آنان به مرتبه عالى كمال و رشد رسيدن ، كارى دشوار و نيازمند صبر و شكيبايى است .

و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا. .. أُولئك يجزون الغرفة بما صبروا

49- شرايط عبوديت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 169 - 2

2 - ادعاى مشركان ، مبنى بر پذيرش آيين توحيدى و بندگى خالصانه خداى يكتا ، در صورت آگاه شدن شان از سرنوشت خوب و سعادتمندانه مؤمنان و يكتاپرستان گذشته

لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين

توضيح مربوط به برداشت بالا، در ذيل برداشت شماره 5 در آيه قبل (168) آمد.

50- عبوديت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 111 - 1،2

1 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّه من عبادنا

برجسته و مقرب بودن ابراهيم(ع) از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

51- عبوديت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

52- عبوديت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 7

7 - ارزش والاى اطاعت و بندگى خدا ، تلاوت آيات الهى ( قرآن و . . . ) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وى

يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

بنابر اينكه جمله «و هم يسجدون»، حال باشد.

53- عبوديت الياس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 132 - 1

1 - الياس ( ع ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

54- عبوديت امام حسن(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 6 - 7

7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .

عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا

مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)

55- عبوديت امام حسين(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 6 - 7

7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .

عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا

مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)

56- عبوديت امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 6 - 7

7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .

عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا

مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)

57- عبوديت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 9

9 - پيامبران ، از زمره بندگان خداوند هستند .

من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 52 - 1

1 - يكى بودن شيوه زندگى همه پيامبران ، در بهره گيرى سالم و حلال از نعمت هاى الهى ، كردار نيك و پرستش خداى يگانه

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت . .. و إنّ هذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم

«هذه» اشاره به طريقه زندگى است كه از سوى خدا به يكايك پيامبران توصيه شده بود (يا أيّها الرسل كلوا من الطّيّبات و اعملوا صالحاً). «أُمّة» نيز به معناى طريقه، شيوه و آيين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 7

7 - پيامبران ، بندگان خدا و برگزيدگان از جانب او

و سلم على عباده الذين اصطفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 171 - 3

3 - عبوديت و بندگى خدا ، برجسته ترين صفت رسولان الهى

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين

ياد كردن از پيامبران با صفت «عبادنا» پيش از صفت «مرسلين»، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 6

6 - بندگى خدا ، بارزترين ويژگى پيامبران الهى

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

با الغاى خصوصيت از مورد آيه شريفه، مطلب بالا به دست مى آيد.

58- عبوديت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 8

8 - اشتراك فرشتگان و انسان ها در عبوديت و بندگى خداوند

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 2

2 - تمامى انسان ها بنده و مملوك خداوند هستند .

ان تعذبهم فانهم عبادك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 8

8 - انسان از گذشته هاى دور تاريخ برخوردار از روحيه پرستش بود .

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 5

5 - خداوند پس از شناساندن خود به انسان ها از آنان خواست تا بر ربوبيت خدا و عبوديت خويش گواه باشند .

و أشهدهم على أنفسهم ألست بربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 92 - 6

6- بشر ، مأمور پرستش و عبوديت خداوند واحد است .

و أنا ربّكم فاعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 62 - 4

4 - انسان ها ، بندگان خدايند .

اللّه يبسط الرزق . .. من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 5

5 - مردم ، بنده خداوند هستند .

يبسط الرزق لمن يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 4

4 - همه انسان ها ، عبد و بنده خدايند .

يحسرة على العباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 4

4- انسان ، حتى پس از برخوردارى از روحيه عبوديت و خداجويى ، نيازمند بينش يابى و تذكّر

تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

تعبير «لكلّ عبد منيب»، مى رساند كه انسان حتى با داشتن روحيه عبوديت و انابه، باز نيازمند تبصرة (بينش يابى) و تذكّر است. ازاين رو خداوند، مظاهر طبيعت را به گونه اى قرار داده تا مايه بينش و تذكّر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 57 - 2

2 - عبادت و بندگى خلق به درگاه خداوند ، فاقد كمترين سود براى ذات بى نياز او

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون . ما أُريد منهم من رزق

تعبير «ما اُريد. ..» - در پى «إلاّ ليعبدون» - مى رساند كه حتى عبادت خلق نيز به خاطر آن نيست كه نيازى از خدا را برآورده مى سازد.

59- عبوديت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 4

4 - همه انسان ها ، بنده خدا هستند ولو به آن معتقد و معترف نباشند .

أضللتم عبادى

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه خداوند مشركانى را كه معبودهاى گوناگونى مى پرستند بندگان خدا خوانده است (عبادى).

60- عبوديت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 4

4 - ايوب ( ع ) ، بنده حقيقى و بلندمرتبه خداوند

واذكر عبدنا أيّوب

تصريح به عبد بودن ايوب(ع) - با آن كه همه انسان ها عبد خدا هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 11

11 - ايوب ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

61- عبوديت برگزيدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 126 - 6

6 - انسان هاى برگزيده خداوند ، با همه ارجمندى و شرافت ، بنده و مملوك اويند .

و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جمله «للّه ما فى السموت . ..»، مى تواند به منظور پاسخ به سؤالى باشد كه ممكن است از گزينش ابراهيم به دوستى پيش آيد. يعنى مپنداريد كه خداوند، ابراهيم(ع) را براى رفع نياز به دوستى برگزيد. بلكه ابراهيم(ع) و تمامى هستى ملك اوست.

62- عبوديت پيروان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 4

4 - پيامبران الهى ، همواره در بستر تاريخ ، برخوردار از پيروانى مخلَص و اهل بندگى خدا

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلص

63- عبوديت خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 6

6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينه و أهله من الكرب العظيم

ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.

64- عبوديت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 13

13 - بندگى خدا ، نفى شرك و طرد حاكميّت غير خداوند ، از ويژگى هاى مسلمانان

فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 7،10

7 - پيامبران ، مردم را تنها به بندگى خدا دعوت مى كردند .

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن

10 - عبوديّت براى خداوند و نفى آن از غير او محور اصلى دعوت انبيا

ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن

ربانى كسى است كه با ربّ ارتباط شديد داشته و او را بسيار عبادت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 16

16- بندگى خداى يكتا ، راه راست ، معتدل و به دور از افراط و تفريط است .

أهدك صرطًا سويًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 5

5 - تنها خداوندى كه ربوبيت جهان هستى را عهده دار است ، شايسته عبادت و پرستش مى باشد .

إنّ الله هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 3

3 - سجده ، نمود بارز كرنش در برابر خداوند و اظهار عبوديت و بندگى در پيشگاه او

فاسجدوا للّه و اعبدوا

با توجه به اين كه سجده، خود نوعى عبادت است، اختصاص به ذكر يافتن آن نشانگر مطلب بالا است.

65- عبوديت خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 65 - 2،3

2- هدف موسى ( ع ) و همراه وى از سفر جستوجوگرانه خود ، يافتن بنده اى از بندگان خاص الهى و داراى علم لدنى بود .

فارتّدا . .. فوجدا عبدًا من عبادنا ... و علّمنه من لدنّا

واژه «وجدا» بيان كننده يافتن چيزى است كه موسى و همراه اش در جستوجوى آن بودند و نه ديدارى اتفاقى و غير مترقبه. «لدنا» دلالت مى كند كه علم حضرت «خضر(ع)» دانش عادى و معمولى نبوده، بلكه از افاضات خاص ربّانى بوده است.

3- حضرت « خضر » ( ع ) بنده خاص خداوند و برخوردار از رحمت و عنايت ويژه الهى بود .

ءاتينه رحمة من عندنا

66- عبوديت داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 7

7 - داوود ( ع ) ، بنده خالص و ارجمند خدا

عبدنا داود

از اضافه «عبد» به ضمير «نا» (اللّه) - كه اضافه تشريفيه و مفيد تكريم است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

67- عبوديت در بى نيازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 2

2 - پايبندى بر بندگى خدا در حال غنا ، تنگدستى ، كاميابى و ناكامى ، نشانه قوت ، ثبات و استحكام ايمان است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. انقلب على وجهه

68- عبوديت در جامعه اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 8

8 - اقامه نماز ، عبوديت و بندگى خدا و انجام كار هاى نيك ، مشخصه هاى جامعه اسلامى

يأيّها الذين ءامنوا . .. و افعلوا الخير

69- عبوديت در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 2

2 - پايبندى بر بندگى خدا در حال غنا ، تنگدستى ، كاميابى و ناكامى ، نشانه قوت ، ثبات و استحكام ايمان است .

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. انقلب على وجهه

70- عبوديت زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 2 - 1

1- زكريا ، بنده شايسته خدا و برخوردار از رحمت خاص او

ذكر رحمت ربّك عبده زكريّا

71- عبوديت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 3،6

3 - سليمان ( ع ) ، بنده شايسته خدا بود .

نعم العبد

6 - رجوع و توجه همواره سليمان ( ع ) به خدا در زندگى ، موجب دستيابى او به مقام عبوديت الهى

نعم العبد إنّه أوّاب

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «نعم العبد» است; يعنى، چون سليمان بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود; بهترين عبد شناخته شد و به اين مقام دست يافت.

72- عبوديت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 10

10- صالحان ، بندگان خاص خداوند

عبادى الصلحون

بنابراين كه «الصالحون» قيد توضيحى براى «عبادى» باشد برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

73- عبوديت صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 25

25- آثار سجده و عبادت ، آشكار در چهره ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

74- عبوديت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 1،3،5

1 - حضرت مسيح ، معترف به بندگى خويش براى خداوند در تمامى مراحل زندگى

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

«استنكاف» به معناى امتناع كردن است.

3 - حضرت مسيح از آنجا كه هرگز از بندگى خدا ابايى نداشت نه خداست و نه فرزند او .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه

جمله «لن يستنكف» تعليل و احتجاج ديگرى است بر اينكه مسيح(ع) نه خداست و نه فرزند او يعنى او خود را از بندگان خدا مى داند چگونه ممكن است خدا يا فرزند او و يا يكى از اقانيم ثلاثه باشد.

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 117 - 8

8 - اعتراف علنى عيسى ( ع ) به بندگى خداوند ، دليل وى بر پوچى ادعاى مسيحيان مشرك ( همتايى وى با خداوند )

ءانت قلت . .. ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 2،4

2- بندگى خداوند ، اولين اعتراف عيسى ( ع ) و بالاترين مقام در ديدگاه آن حضرت

قال إنّى عبداللّه

تقديم وصف بندگى، حتى بر نبوت و داشتن كتاب آسمانى، نشانه اين است كه در ديدگاه عيسى(ع)، اين وصف برتر از ساير مقام هاى اوبود.

4- حضرت عيسى ( ع ) در خردسالى ، خود را بنده خدا ، صاحب كتاب آسمانى و پيامبرى الهى معرفى كرد .

قال إنّى عبداللّه ءاتينى الكتب و جعلنى نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 4

4- آنان كه عيسى ( ع ) را فرزند مريم ( س ) ، بنده خدا و پيامبر او نمى دانند ، كافراند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 59 - 1

1 - عبوديت و بندگى خداوند ، بارزترين ويژگى حضرت عيسى ( ع )

إن هو إلاّ عبد أنعمنا عليه

75- عبوديت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 6

6 - اطاعت و پيروى مطلق از هواى نفس ، به منزله شرك و پرستش غير خداوند است .

أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه

از آن جا كه اطاعت مردمان از هواى نفس خويش، با هدف عبوديت و پرستش صورت نمى پذيرد; خداوند با تعابير هشداردهنده آيه شريفه، به اين نكته تذكر مى دهد كه تبعيت و پيروى مطلق از هوا و هوس، به منزله شرك و عبوديت غير خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 1

1 - خداوند ، هرگز به شرك و بندگى غير او فرمان نداده است .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه

76- عبوديت فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 6 - 7

7 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، از مظاهر عبوديت خدا و از مصاديق بارز بندگان خالص او مى باشند .

عينًا يشرب بها عباد اللّه يفجّرونها تفجيرًا

مطابق روايات وارده در كتاب هاى شيعه و سنى، اين آيه و قبل و بعد آن، درباره آن بزرگواران نازل شده است. (مجمع البيان)

77- عبوديت قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 1،3

1 - قريش ، بايد خود را به عبادت خداوند و بندگى نكردن غير او ، ملزم مى ساختند .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

3 - مالكيت خداوند بر كعبه و سيطره ربوبيت و تدبير او بر آن ، برهان الزام قريش به عبادت او است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 9

9 - امنيت بخشيدن خداوند به قريش و از بين بردن ترس آنان ، عبادت او را بر آنان الزامى ساخت .

فليعبدوا . .. الذى ... و ءامنهم من خوف

78- عبوديت لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 4

4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند

عبدين من عبادنا صلحين

79- عبوديت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 1

1 - تقواپيشگان ، بندگان خاص و راستين خداوند

إلاّ المتّقين . يعباد لا خوف

از اين كه خداوند، متقين را بنده خود خوانده است (يا عباد)، مطلب بالا استفاده مى شود.

80- عبوديت مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 2

2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا

إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه

81- عبوديت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) عبد خدا و داراى مقامى والا در بندگى اوست .

مما نزلنا على عبدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از بندگان خدا ، و بهره مند از فضل و بخشش خاص او

أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بنده كامل خداوند و داراى مقامى بس ارجمند در پيشگاه او

و ما أنزلنا على عبدنا

مراد از «عبدنا» پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است و توصيف خداوند از او به «بنده ما»، اشاره به خلوص كامل وى در بندگى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 123 - 6

6- پرستش خداوند و توكل بر او ، از توصيه هاى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعبده و توكل عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 1

1- دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عبادت پروردگار تا پايان عمر

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يقين»، مرگ باشد; چنان كه در آيه 47 از سوره «مدثر» از مرگ به «يقين» تعبير شده است. گفتنى است تعبير «آمدن» (يأتى) به جاى «تحصيل يقين» مى تواند مؤيد همين مطلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 7

7- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در عين رفعت مقام و عروج به معراج ، عبد و بنده خدا بود .

أسرى بعبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 6

6- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بنده خدا و مفتخَر به عبوديت او است .

أنزل على عبده الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 1 - 9

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بنده خدا است .

على عبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 3،4

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برجسته و مقرب خداوند

أليس اللّه بكاف عبده

برداشت ياد شده از اضافه «عبد» به ضمير اسم جلاله - كه از نوع اضافه تشريفى است - استفاده مى شود.

4 - عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برجسته ترين صفت آن حضرت

أليس اللّه بكاف عبده

توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صفت عبوديت وانتخاب اين صفت از ميان ديگر اوصاف آن حضرت، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برگزيده خدا و بهره مند از هدايت ويژه قرآن

و لكن جعلنه نورًا نهدى به من نشاء من عبادنا

با توجه به لفظ «لكن» - كه براى استدراك جمله قبل (ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الإيمان) است - مى توان گفت كه عبارت «من نشاء من عبادنا» گر چه عام است; ولى پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) از مصاديق بارز آن مى باشد. به ويژه كه در قسمت پايانى آيه شريفه آن حضرت را هدايتگر ديگر مردمان به راه حقيقت معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 10 - 4

4 - « عبوديت » ، عالى ترين عنوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اوج تقرب به خداوند

ثمّ دنا فتدلّى . .. فأوحى إلى عبده ما أوحى

به كار رفتن وصف «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - در پى ترسيم جايگاه قرب آن حضرت - بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 3

3 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، عبد خدا و بنده او بود .

هو الذى ينزّل على عبده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده حقيقى و خالص خداوند

عبد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 10 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده ارجمند خداوند

عبدًا

براساس شأن نزول هاى متعدد، مراد از «عبداً» - كه به جهت بيان عظمت، نكره آورده شده - پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

82- عبوديت مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 139 - 7

7 - مسلمانان ، خداوند را از داشتن شريك منزه دانسته و تنها او را پرستش مى كنند .

و نحن له مخلصون

83- عبوديت معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 8

8- در صورت وجود معبودهايى جز خداى صاحب عرش در عالم ، همه آنها در جست و جوى راهى براى قرب به خداوند و بندگى در برابر او خواهند بود .

لو كان معه . .. إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از راه يابى به خداوند، درگيرى و نزاع نباشد; بلكه مقصود، راه تقرب به او باشد. آيه 44 كه مى فرمايد: «همه موجودات و پديده هاى جهان هستى، تسبيح گوى خداوندند، ولى شما درك نمى كنيد» نيز قرينه بر اين نكته است.

84- عبوديت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 4

4 - هيچيك از فرشتگان الهى حتى مقربان آنها از بندگى خدا ابايى ندارند .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

كلمه «مقربون» در برداشت فوق صفت احترازى گرفته شده است، و چون فرشتگان مقرب از عبادت خدا ابايى ندارند فرشتگان ديگر نيز بى ترديد چنان هستند.

85- عبوديت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 4،5،8

4 - هيچيك از فرشتگان الهى حتى مقربان آنها از بندگى خدا ابايى ندارند .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

كلمه «مقربون» در برداشت فوق صفت احترازى گرفته شده است، و چون فرشتگان مقرب از عبادت خدا ابايى ندارند فرشتگان ديگر نيز بى ترديد چنان هستند.

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

8 - اشتراك فرشتگان و انسان ها در عبوديت و بندگى خداوند

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 26 - 7

7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .

بل عباد مكرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 4

4 - فرشتگان ، بندگان خدا هستند ; نه فرزندان او .

و جعلوا له من عباده جزءًا

مراد از «عباد» - به قرينه فرازهاى بعد - فرشتگان هستند كه شرك پيشه گان عصر بعثت، آنان را فرزندان خدا مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 2

2 - بندگى خداوند ، ويژگى اصلى فرشتگان

الذين هم عبد الرحمن

از اين كه خداوند در مقام معرفى فرشتگان، صفت عبوديت را به آنان نسبت داده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

86- عبوديت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 93 - 1

1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .

أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا

«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.

87- عبوديت موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 93 - 1

1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .

أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا

«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.

88- عبوديت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 1،2

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّهما من عبادنا المؤمنين

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّهما من عبادنا المؤمنين

برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.

89- عبوديت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 5

5 - مؤمنان راستين ، داراى حركت و جنب و جوش در راستاى بندگى خدا و نه مردمى راكد و زمين گير

السئحون

گاهى واژه «السائح» درباره آبى به كار مى رود كه همواره در گذرگاهى جارى باشد، توصيف اهل ايمان به اين صفت مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 56 - 2

2 - مؤمنان ، بندگان خاص خدايند .

يعبادى الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 2

2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 26

26- آثار روح عبوديت و اعمال ارزشى ، آشكار در سيماى اهل ايمان

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

سجده، مظهر روحيه بندگى و نيايش انسان به درگاه الهى است و اين روحيه در پرتو مظاهر آن، در اندام ظاهرى انسان (چهره) تأثير مى گذارد.

90- عبوديت مؤمنان صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 9

9- مؤمنان داراى عمل صالح ، به مقام عبوديت خداوند نائل شده اند .

من . .. ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة ... جنّت عدن التى وعد الرحمن عباد

91- عبوديت نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 6

6 - نوح ( ع ) و خاندانش ، از بندگان مخلَص و برگزيده خدا بودند .

إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح... و نجّينه و أهله من الكرب العظيم

ذكر داستان نوح(ع) و خاندانش پس از ياد كردن از بندگان خالص خدا در طول تاريخ، مى تواند به منظور بيان الگو و نمونه اى از آن بندگان مخلص باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 81 - 1،2

1 - حضرت نوح ، از بندگان مؤمن خدا

إنّه من عبادنا المؤمنين

2 - نوح پيامبر ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّه من عبادنا

برجسته و مقرب بودن نوح(ع)، از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 5

5 - مقام عبوديت و بندگى خداوند ، از اوصاف عالى حضرت نوح ( ع )

فكذّبوا عبدنا

وصف «عبدنا» در مقام يادكرد از تلاش هاى نوح(ع)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 4

4 - حضرت نوح و لوط ( ع ) ، دو بنده صالح و شايسته خداوند

عبدين من عبادنا صلحين

92- عبوديت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 122 - 1،2

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان مؤمن خدا

إنّهما من عبادنا المؤمنين

2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند

إنّهما من عبادنا المؤمنين

برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.

93- عبوديت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 3

3 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، از بندگان حقيقى و بلندمرتبه خداوند

عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

تصريح به عبد بودن ابراهيم، اسحاق و يعقوب (ع) - با آن كه همه انسان ها عبد هستند - و نيز اضافه آن به ضمير جلاله (نا)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

94- عوامل اظهار عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 3

3 - توجه و آگاهى به عظمت خداوند ، واداركننده آدمى به پرستش او و اظهار عبوديت به درگاه وى

و ألقى السحرة سجدين

مجهول آوردن فعل «ألقى» حكايت از آن دارد كه ساحران با ديدن معجزه موسى(ع) پى به عظمت خداوند برده و بى اختيار به درگاه او به سجده افتادند.

95- عوامل تقويت عبوديت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 11

11- نزول آيات تاريخ پيامبران و يگانه پرستى آنان ، به امر خداوند و در جهت منظور تقويت بندگى و يكتاپرستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. فاعبده واصطبر لعبدته

ارتباط دو آيه اخير با آيات پيشين - كه بيانگر تاريخ انبيا بود - گوياى نكته ياد شده است.

96- عوامل عبوديت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 19 - 3

3 - توجه فرشتگان به رحمت گسترده الهى ، عامل عبادت هميشگى آنان به درگاه حق *

الملئكة الذين هم عبد الرحمن

ذكر «عباد الرحمان» به جاى «عباد اللّه» و امثال آن، مى تواند نشانگر اين نكته باشد كه ملائكه با توجه به رحمت گسترده خداوند، به عبادت او روى آورده اند.

97- مراتب عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 73 - 16

16- اخلاص در عبادت و استمرار آن ، از مراتب كمال عبوديت و بندگى براى خداوند

و كانوا لنا عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 8

8 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، والاترين مرتبه عبوديت و بندگى است .

فإن استكبروا فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

خداوند در برابر استكبار مشركان از عبادت او، به بيان عبادت مستمر و مداوم فرشتگان مى پردازد. از اين مطلب فهميده مى شود كه استمرار و تداوم تسبيح و تنزيه، بالاترين مرتبه بندگى است.

98- مشكلات عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 5

5- راه حق و بندگى خدا ، داراى سختى ها و مشكلات و نيازمند پايدارى و استقامت

قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا

واژه استقامت، نشان دهنده دشوارى راه و نيازمندى به پايدارى است.

99- مقام عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 1 - 8

8- بندگى براى خدا ، از شريف ترين و عزيزترين مرتبه ها ، براى انسان است .

أنزل على عبده الكتب

استفاده از عنوان «عبد» براى معرفى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نشان دهنده جايگاه بلند اين رتبه و منزلت، در قاموسِ كمالات و فضيلت هاى انسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 8

8- بندگى خداوند ، مرتبتى والا و موجب ورود به بهشت

جنّت عدن التى وعد الرحمن عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 19

19 - عبوديت و بندگى خدا ، شرف و مقامى والا در بينش سليمان ( ع )

و أدخلنى برحمتك فى عبادك الصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 30 - 8

8 - بندگى شايسته خدا ، مقامى بس والا براى بشر

نعم العبد إنّه أوّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 5

5 - عبوديت خداوند ، مقامى است بس ارجمند .

أليس اللّه بكاف عبده

100- منشأ عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 6

6 - عبوديت و بندگى ، نماد و نتيجه حق شناسى انسان در برابر پروردگارى خداوند است .

إنّ الله هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از تفريع «فاعبدوه» بر «إن اللّه ربّى و ربّكم» مى توان استفاده كرد كه باور به ربوبيت يگانه الهى، آدمى را به مسؤوليت و وظيفه عبوديت و بندگى رهنمون مى سازد.

101- موانع عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 5

5 - شخصيت والاى مسيح ( ع ) و مقام بلند فرشتگان ، مانع آنها از بندگى خداوند نيست .

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

102- نشانه عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 15

15 - پيشانى بر خاك نهادن ، از ديرباز نشانه خضوع و فروتنى دربرابر خداوند و جلوه بارز بندگى او بوده است .

فأُلقى السحرة سجّدًا

103- نشانه هاى عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 1 - 12

12 - حسن بن فضال گويد : « سألت الرضا ( ع ) على بن موسى ( ع ) عن « بسم اللّه » ، فقال : معنى قول القائل « بسم اللّه » اسم على نفسى سمة من سمات اللّه عز و جل و هى العبادة . . . ;

امام رضا(ع) در پاسخ سؤال از معناى «بسم اللّه» فرمود: معناى سخن كسى كه مى گويد «بسم اللّه» اين است كه يكى از نشانه هاى بندگى خداى عز و جل را بر خود مى نهم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 11

11 - سپاسگزارى به درگاه الهى ، نشانه بندگى و توحيد در عبادت و اطاعت خداوند است .

و اشكروا للّه إن كنتم إياه تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 7

7 - ايمان به وحدانيت خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، نشانه عبوديت و بندگى خدا

و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً. فاما الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

خداوند از كسانى كه استنكاف نمى كنند و او را عبادت مى كنند، به مؤمنان داراى اعمال صالح تعبير كرد. متعلق ايمان به دليل آيات گذشته، قيامت (فسيحشرهم) و وحدانيت خدا (انما اللّه اله واحد) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 5

5 - به خاك افتادن و سجده كردن ، از ديرباز جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم بوده است .

و ألقى السحرة سجدين

ظاهراً مراد از «سجده» پيشانى بر خاك ساييدن است. بنابراين كلمه «سجدين» بيانگر اين است كه اظهار خضوع با پيشانى بر خاك نهادن (سجده) سابقه طولانى داشته و آيه بعد «ءامنا برب العلمين» دلالت مى كند كه اين عمل براى اظهار بندگى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 14 - 11

11 - اقامه نماز ، بارزترين جلوه عبوديت در برابر خداوند است .

فاعبدنى و أقم الصلوة

ترديدى نيست كه اقامه نماز، خود عبادت است. ذكر نماز پس از امر به عبادت، حكايت از نقش نماز در تحقق بخشيدن به بندگى خداوند دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 9

9- انقياد كامل در برابر خداوند ، جلوه عبوديت در برابر او است .

بل عباد مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 7

7 - استغفار و دعا براى جلب رحمت الهى ، از مشخصات عبوديت و ايمان

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 3

3 - سجده ، جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم در ميان ملت ها در طول تاريخ

فأُلقى السحرة سجدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 11

11 - تسليم شدن در برابر خدا ، تبلور عبوديت و بندگى انسان در پيشگاه او

أُمرت أن أعبد ربّ هذه. .. و أُمرت أن أكون من المسلمين

بر اين فرض كه «أُمرت أن أكون. ..» عطف تفسيرى بر «أُمرت أن أعبد...» باشد، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 4

4 - تلاش براى هدايت خلق با پيام وحى ، تبلور روحيه عبوديت و تسليم در برابر خدا

إنّما أُمرت أن أعبد . .. و أُمرت أن أكون من المسلمين . و أن أتلوا القرءان

با توجه به ارتباط «و أن أتلوا» با آيه قبل، مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد. ضمناً از تعبير «فمن اهتدى...» استفاده مى شود كه تلاوت مزبور، تلاوت شخصى نيست; بكله تلاوتى است در راستاى تبليغ و هدايت مردمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 14

14 - سجده ، اصلى ترين نماد و نمود عبوديت

لاتسجدوا . .. واسجدوا ... إن كنتم إيّاه تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 4

4 - ايمان و عمل صالح ، تجلى عبوديت و بندگى انسان به درگاه خداوند است .

عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

توصيف بندگان خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح، حكايت از آن دارد كه ايمان و عمل صالح، تبلورى از عبوديت و بندگى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 16،27

16- ركوع و سجود ( نماز ) ، عالى ترين جلوه نيايش و عبوديت خلق در برابر خدا

تريهم ركّعًا سجّدًا

از اين كه ركوع و سجود به عنوان اركان نماز، از ميان همه عبادات، اختصاص به ذكر يافته است; ويژگى و اهميّت آن استفاده مى شود.

27- سجده ، مظهر بندگى و خضوع به درگاه خداوند

سيماهم فى وجوههم من أثر السجود

از ميان همه عبادات و مظاهر عبادى، «سجده» اختصاص به ذكر يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 3

3 - سجده ، نمود بارز كرنش در برابر خداوند و اظهار عبوديت و بندگى در پيشگاه او

فاسجدوا للّه و اعبدوا

با توجه به اين كه سجده، خود نوعى عبادت است، اختصاص به ذكر يافتن آن نشانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 29 - 3

3 - رسيدن به مقام اطمينان ، رضايت از كار هاى خداوند و مورد پسند خدا بودن ، از نشانه هاى رسيدن به مقام عبوديت است .

يأيّتها النّفس المطمئنّة . .. راضيّة مرضيّة . فادخلى فى عبدى

حرف «فاء»، براى تفريع ما بعد بر قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 10 - 3

3 - نماز ، جلوه عبوديت انسان است .

عبدًا إذا صلّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 9،16

9 - سجده ، تجلّى گاه عبوديت انسان و نماى برجسته نماز

عبدًا إذا صلّى . .. و اسجد

16 - قصد قربت ، نشانه عبوديت و از اجزاى نماز

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه ... و اقترب

104- نشانه هاى عبوديت ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 11

11 - نداى ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، جلوه اى از عبوديت او است .

و اذكر عبدنا أيّوب إذ نادى ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 16

16 - صبر ايوب ( ع ) ، جلوه اى از عبوديت و خداخواهى او

و اذكر عبدنا أيّوب . .. نعم العبد إنّه أوّاب

105- نشانه هاى عبوديت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 31 - 5

5 - ماجراى سان ديدن سليمان ( ع ) از اسب ها ، جلوه اى از بندگى و خداخواهى او

نعم العبد إنّه أوّاب . إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إذ» متعلق به «أوّاب» باشد كه در اين صورت، آيه شريفه درصدد بيان مصداق و نمونه اى از صفت «أوّاب» بودن سليمان(ع) است.

5- عتق

1- احكام عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 5

5 - « دخل ابن أبى سعيد المكارى على الرضا ( ع ) . . . فقال : رجل قال عند موته : كلّ مملوك لى قديم فهو حرّ لوجه اللّه فقال ( ع ) : . . .إنّ اللّه - تبارك و تعالى - يقول فى كتابه « حتّى عاد كالعرجون القديم » فما كان من مماليكه أتى له ستة أشهر فهو قديم حرّ . . . ;

ابن أبى سعيدمكارى مى گويد: بر امام رضا(ع) وارد شدم . ..و گفتم: شخصى به هنگام مرگ خود مى گويد: تمام بندگان قديم من در راه خدا آزادند. امام فرمود: ... خداوند - تبارك و تعالى - در كتاب خود مى فرمايد: «حتّى عاد كالعرجون القديم». پس هر كدام از بندگان او كه شش ماه از مملوك بودنش گذشته باشد، قديم و آزاد است...».

2- ارزش عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 2

2 - آزادسازى بردگان و سهيم شدن در آزادى آنان ، وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .

و ما أدريك ما العقبة . فكّ رقبة

فعل «فَكَّ»; يعنى، آزاد و رها كرد. گفته شده است: مراد از «فكّ رقبة»، كمك به پرداخت قيمت بردگان است (مصباح). بنابراين «فكّ»، شامل «عتق عبد»، «كتابة»، «تدبير» و پرداخت بخشى از قيمت عبد نيز مى شود.

3- اهميت عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 6،7

6 - آزاد كردن بنده ، سفارش خداوند به ظهاركننده

ذلكم توعظون به

مشاراليه «ذلكم»، «فتحرير رقبة» مى باشد و ضمير «به» به «ذلكم» بازمى گردد. «وعظ» (مصدر «توعظون») به معناى

توصيه به اطاعت است (مصباح المنير).

7 - آزاد كردن بنده ، وظيفه اى مهم بر عهده ظهاركننده است و او نبايد آن را سرسرى گرفته و به آن بى توجهى كند .

فتحرير رقبة . .. ذلكم توعظون به

توصيه خداوند به آزاد كردن بنده - پس از اين كه در «فتحرير رقبة» فرمان آن را داده است - شايد بدان منظور است كه ظهاركننده مى تواند آن را جدى نگيرد و احياناً با بى توجهى از كنار آن بگذرد.

4- اهميت عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2،15

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

15 - تلاش جدى و پيگير اسلام در جهت آزادى هر چه بيشتر بردگان

إنما الصدقت للفقراء . .. و فى الرقاب

تعيين بخشى از صدقات، براى آزادى بردگان، رساى به برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 13

13 - حمايت اسلام از آزادى بردگان

الذين يبتغون الكتب ممّا ملكت أيمنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 1،2،3،6

1 - آزادسازى بردگان و هزينه كردن ثروت در اين راه ، خواسته خداوند از ثروتمندان است .

فكّ رقبة

جمله «يقول أهلكت مالاً لبداً» در آيات پيشين، بيانگر اين است كه روى سخن در اين آيات با ثروتمندان است. «رقبة»; يعنى، گردن و كنايه از تمام بدن است; زيرا با به بند كشيده شدن گردن، تمام بدن اسير مى شود.

2 - آزادسازى بردگان و سهيم شدن در آزادى آنان ، وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .

و ما أدريك ما العقبة . فكّ رقبة

فعل «فَكَّ»; يعنى، آزاد و رها كرد. گفته شده است: مراد از «فكّ رقبة»، كمك به پرداخت قيمت بردگان است (مصباح). بنابراين «فكّ»، شامل «عتق عبد»، «كتابة»، «تدبير» و پرداخت بخشى از قيمت عبد نيز مى شود.

3 - مالكان برده ، در كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد آزادسازى بردگان خويش را در اولويت قرار دهند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

مفاد اين آيه - با توجه به آيات پيشين - اين است كه مدعيان انفاق، اگر همچنان بردگان خويش را در بند نگه دارند، روشن مى شود كه آنان در ادعاى انفاق گرى، صداقت ندارند.

6 - خداوند ، حق آزاد شدن را از هيچ برده اى سلب نكرده و كسى را به بردگى هميشگى ، محكوم نكرده است .

فكّ رقبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 6

6 - « عن الرضا ( ع ) : . . . علم اللّه عزّوجلّ أنّ كلّ أحد لايقدر على فكّ رقبة فجعل إطعام اليتيم و المسكين مثل ذلك ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: . .. خداى عزّوجلّ مى دانست كه تمامى افراد، توانايى آزاد كردن بنده را ندارند. پس غذا دادن به يتيم و مسكين را همسان آزاد كردن بنده قرار داد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 3

3 - ايمان آوردن و تشويق يكديگر به صبر و ترحّم ، برتر از اقدام به آزادسازى بردگان و تغذيه يتيمان و مساكين است .

ثمّ كان من الذين

حرف «ثمّ» براى تراخى رتبى است و دلالت دارد كه آنچه بعد از آن آمده، در مرتبه اى والاتر از كارهاى قبل است.

5- بركت اخروى ولاى عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

6- پاداش عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 8

8 - « إنّ أعرابيّاً قال لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) علّمنى عملاً يدخلنى الجنّة ؟ قال : أعتق النَسَمَة و فُكّ الرقبة . قال : أوَ ليستا بواحدة ؟ قال له : إنّ عتق الرقبة أن تفرّد بعتقها و فكّ الرقبة أن تُعين فى عتقها . . . ;

مردى باديه نشين به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض كرد: عملى را به من تعليم ده كه مرا به بهشت ببرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أعَتِقِ النَّسمةَ و فُكَّ الرقبةَ» آن مرد گفت: آيا «عتق نسمه و فكّ رقبه» هر دو، به يك معنا (آزاد كردن برده) نيست؟ فرمود: نه; «عتق رقبه» آن است كه به تنهايى برده را آزاد كنى و «فكّ رقبه» آن است كه در آزادىِ برده اى كمك كنى».

7- توصيه به عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 1

1 - آزادسازى بردگان و هزينه كردن ثروت در اين راه ، خواسته خداوند از ثروتمندان است .

فكّ رقبة

جمله «يقول أهلكت مالاً لبداً» در آيات پيشين، بيانگر اين است كه روى سخن در اين آيات با ثروتمندان است. «رقبة»; يعنى، گردن و كنايه از تمام بدن است; زيرا با به بند كشيده شدن گردن، تمام بدن اسير مى شود.

8- حق عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 6

6 - خداوند ، حق آزاد شدن را از هيچ برده اى سلب نكرده و كسى را به بردگى هميشگى ، محكوم نكرده است .

فكّ رقبة

9- روش عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 12،16

12 - صلاحيت براى آزادى ، شرط لزوم تنظيم سند آزادى با بردگان از سوى مالكان آنان

الذين يبتغون الكتب ممّا ملكت أيمنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

16 - قرارداد بردگان با مالكانشان جهت بازخريد خويش ، يكى از راه هاى آزادى آنان است .

الذين يبتغون الكتب ممّا ملكت أيمنكم فكاتبوهم

10- سرزنش اعراض از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 4

4 - حذف آزادسازى بندگان از فهرست كمك هاى مالى به جامعه ، شيوه اى مطرود در نظام انفاق هاى خداپسند

يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة

11- سعادت اخروى ولاى عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 1

1 - آزادكنندگان برده و غذادهندگان به يتيمان و مستمندان ، در صورت ايمان آوردن و توصيه به صبر و رحمت ، در آخرت قرين نيك بختى و سرشار از خير و بركت خواهند بود .

أُولئك أصحب الميمنة

«يُمْن» و «ميمنة» به معناى بركت است (قاموس). مصاحبت با بركت، كنايه از سرشارى و تداوم آن است.

12- شرايط عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 12

12 - صلاحيت براى آزادى ، شرط لزوم تنظيم سند آزادى با بردگان از سوى مالكان آنان

الذين يبتغون الكتب ممّا ملكت أيمنكم فكاتبوهم إن علمتم فيهم خيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 5

5 - « دخل ابن أبى سعيد المكارى على الرضا ( ع ) . . . فقال : رجل قال عند موته : كلّ مملوك لى قديم فهو حرّ لوجه اللّه فقال ( ع ) : . . .إنّ اللّه - تبارك و تعالى - يقول فى كتابه « حتّى عاد كالعرجون القديم » فما كان من مماليكه أتى له ستة أشهر فهو قديم حرّ . . . ;

ابن أبى سعيدمكارى مى گويد: بر امام رضا(ع) وارد شدم . ..و گفتم: شخصى به هنگام مرگ خود مى گويد: تمام بندگان قديم من در راه خدا آزادند. امام فرمود: ... خداوند - تبارك و تعالى - در كتاب خود مى فرمايد: «حتّى عاد كالعرجون القديم». پس هر كدام از بندگان او كه شش ماه از مملوك بودنش گذشته باشد، قديم و آزاد است...».

13- عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 5،11

5 - ايمان به خدا ، قيامت ، فرشتگان ، كتاب هاى آسمانى و پيامبران و پرداخت مال ( انفاق ) براى رفع نياز مستمندان و آزادى بردگان از مسائل اساسى دين است .

ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ءامن باللّه ... و ءاتى المال على حبه

11 - صرف كردن مال براى آزاد سازى بردگان وظيفه اى بر عهده اهل ايمان

و لكن البر من ءامن . .. و ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب

«رقاب» جمع رقبة و به معناى بردگان مى باشد و «فى الرقاب» عطف بر «ذوى القربى» است. وجود حرف «فى» در عنوان بردگان - بر خلاف ديگر عناوين ياد شده - گوياى اين است كه: مقصود از «ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب» پرداخت مال براى آزاد كردن آنان است نه پرداخت مال به خود آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 10

10 - استقلال قوم موسى ( ع ) و خارج شدنشان از بردگى فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

و جعلكم ملوكاً

چون همه قوم موسى نمى توانند ملك (پادشاه) باشند، بنابراين مراد از ملك، با توجه به سابقه بردگى آنان براى فرعونيان، اين است كه آنها به استقلال رسيدند و سرنوشتشان به دست فرعونيان رقم نمى خورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 7،8،12،14

7 - تغذيه ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن يك برده كفاره شكستن سوگند

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. اهليكم او كسوتهم او تحرير رقبة

8 - شكننده قسم ، مخيّر در برگزيدن هر يك از انواع سه گانه كفاره قسم ( تغذيه مساكين ، تهيه پوشاك براى آنان و آزاد كردن برده )

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم او تحرير رقبة

تفريع جمله «فمن لم يجد» بر جملات پيشين تصريح به اين دارد كه مكلف در انتخاب هر يك از موارد سه گانه مخيّر است چنانچه فرموده بود «او صيام ثلثة ايام» احتمال لزوم مراعات ترتيب بين آن موارد وجود داشت.

12 - نجات بردگان از بردگى ، مورد توجه دين اسلام

او تحرير رقبة

14 - كفاره شكستن سوگند - در صورت ناتوانى از اطعام ده مسكين و يا تهيه پوشاك براى آنان و يا آزاد كردن برده - ، سه روز روزه گرفتن است .

فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 20

20 - برده دارانى كه با كمك مالى خويش ، به روند آزادگى بردگان تسريع بخشند ، مورد تشويق و تحسين خدا هستند .

فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 5

5 - كفّاره ظهار ، ابتدا آزاد كردن يك بنده است .

فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 1

1 - ظهاركننده ، در صورتى كه آزاد كردن بنده برايش مقدور نباشد ، بايد دو ماه روزه بگيرد .

فمن لم يجد فصيام شهرين

14- عتق در ظهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 7

7 - آزاد كردن بنده ، وظيفه اى مهم بر عهده ظهاركننده است و او نبايد آن را سرسرى گرفته و به آن بى توجهى كند .

فتحرير رقبة . .. ذلكم توعظون به

توصيه خداوند به آزاد كردن بنده - پس از اين كه در «فتحرير رقبة» فرمان آن را داده است - شايد بدان منظور است كه ظهاركننده مى تواند آن را جدى نگيرد و احياناً با بى توجهى از كنار آن بگذرد.

15- عتق زيد بن حارثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 4

4 - زيدبن حارثه ، برده آزاد شده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذ تقول للذى . .. و أنعمت عليه

اين كه «مراد از «أنعمت عليه» چيست؟»، نوع مفسران برآن اند كه مراد، آزاد شدن زيد از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

16- فرجام اخروى معرضان از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 1

1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .

و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)

17- فضايل اخروى ولاى عتق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 3

3 - گروه سمت راست در آخرت ، مجموعه اى سامان يافته از مؤمنانى كه حامى بردگان و يتيمان و مسكينان بوده و مردم را به صبر و ترّحم ترغيب كرده اند .

و ما أدريك ما العقبة . .. أُولئك أصحب الميمنة

«أيْمَن» و «ميمنة»، نقطه مقابل «أيْسَر» و «مَيْسَرة» (سمت چپ) است (صحاح اللغة). تقابل اين دسته با «أصحاب المشأمة» - با توجه به اين كه «مشأمة» در يك احتمال به معناى «مَيْسَرة» است (صحاح) - بيانگر آن است كه قرار گرفتن در سمت راست يا چپ در آخرت، نشانگر فرجام افراد است.

18- فضيلت عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 5

5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، ويژه نوع خاصى از آنان نيست .

فكّ رقبة

واژه «رقبة»، نكره اى است كه به هيچ خصوصيتى مقيد نشده است. بنابراين بر هر برده اى قابل تطبيق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 14 - 5

5 - فضيلت آزادسازى بردگان ، برتر از تغذيه گرسنگان جامعه است . *

فكّ رقبة . أو إطعم

تقديم «فكّ رقبة»، بيانگر برداشت ياد شده است.

كيفر اخروى اعراض از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 3

3 - انكار آيات الهى ، آزادنكردن بردگان و غذا ندادن به گرسنگان يتيم و مسكين و توصيه نكردن به صبر و ترحّم ، مايه گرفتارى به آتش فراگير و گريزناپذير

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا ... عليهم نار مؤصدة

19- مراد از عتق برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 13 - 8

8 - « إنّ أعرابيّاً قال لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) علّمنى عملاً يدخلنى الجنّة ؟ قال : أعتق النَسَمَة و فُكّ الرقبة . قال : أوَ ليستا بواحدة ؟ قال له : إنّ عتق الرقبة أن تفرّد بعتقها و فكّ الرقبة أن تُعين فى عتقها . . . ;

مردى باديه نشين به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) عرض كرد: عملى را به من تعليم ده كه مرا به بهشت ببرد. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: «أعَتِقِ النَّسمةَ و فُكَّ الرقبةَ» آن مرد گفت: آيا «عتق نسمه و فكّ رقبه» هر دو، به يك معنا (آزاد كردن برده) نيست؟ فرمود: نه; «عتق رقبه» آن است كه به تنهايى برده را آزاد كنى و «فكّ رقبه» آن است كه در آزادىِ برده اى كمك كنى».

20- معرضان از عتق برده در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

6- عثمان بن سعد

1- عثمان بن سعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 15

15 - فرار عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد از رويارويى با دشمن در جنگ احد ، در اثر وسوسه هاى شيطان

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا

امام باقر و يا امام صادق (ع) درباره «انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا . .. » فرمودند: فهو فى عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد.


تفسير عياشى، ج 1، ص 201، ح 156 ; تفسير برهان، ج 1، ص 322، ح 1.

2- عثمان بن عفان

تبليغ عثمان بن عفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس - كه از چهره هاى برجسته قريش بودند - برآمده بود.

3- عثمان بن عفان در مجلس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او

در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس - كه از چهره هاى برجسته قريش بودند - برآمده بود.

عثمان بن مظعون

4- زهد عثمان بن مظعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 22

22 - تصميم و عزم برخى از اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( على ( ع ) ، ابوذر ، ابوبكر ، سلمان ، معقل بن مقرن و عثمان بن مظعون و . . . ) براى دورى جستن از برخى مواهب دنيوى

يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم

برداشت فوق بر اساس شأن نزولى است كه در برخى تفاسير همانند مجمع البيان و درّالمنثور آمده است.

7- عجب

1- عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 3

3 - خودپسندى و شهرت طلبى عالمان اهل كتاب

لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

2- آثار عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 32

32 - حَسَد و خودخواهى ( بَغىِ ) عالمان ناشايسته ، ريشه اختلافات دينى

و ما اختلف . .. بغياً بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 5،7

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

7 - خودمحورى و دنياپرستى انسان ، زمينه نفوذ شيطان براى فرار از كارزار و ترك جهاد

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 16

16 - حسد و خودخواهى ، ريشه و آغاز برادركشى در تاريخ

قال لاقتلنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 9

9 - غرور و اعتماد به نيروى رزمى خود و غفلت از امداد هاى الهى ، زمينه ساز شكست است .

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 9

9 - غرور و خودپسندى ملت ها ، مايه محروميت آنان از هدايت و ره يابى به حق

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. فهم لايهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 12

12 - عجب و خودپسندى ، جلوه گمراهى

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 15 - 9

9 - خودبينى و خدافراموشى ، عامل استكبار آدمى در برابر دين

قالوا من أشدّ منّا قوّة أَوَلم يروا أنّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 5

5 - عجب و خودپسندى ، زمينه صفت فخرفروشى است .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

تقديم «مختال» بر «فخور»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1،2

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده «مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

2 - تبختر و خودبينى ، از موانع پذيرش حقايق الهى

و لكن كذّب و تولّى . ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

توصيف كافران تكذيب گر، به انسان هاى خودبين و مغرور، مى تواند اشاره به علّت تكذيب آنان داشته باشد.

3- آثار عجب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 11

11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران

أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد - مانند اين دسته - گمراه خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 4

4 - غرور و خودخواهى كافران ، عامل مخالفت آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

4- اجتناب از عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 3

3 - خداوند با بيان نقش اصلى خويش در پيروزى جنگ بدر زمينه ساز پرهيز پيكارگران بدر از اعجاب و غرور به خاطر پيروزى در آن نبرد

فلم تقتلوهم . ... و ما رميت إذ رميت

از اهداف آيه مورد بحث، كه پيروزى مؤمنان را برخاسته از اراده خدا دانسته، اين است كه پيكارگران بدر پيروزى را نعمتى از جانب خداوند بدانند و از آنِ قدرت خويش نشمارند تا به غرور و اعجاب مبتلا نگردند.

5- خطر عجب ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 15 - 7

7 - عجب و خودپسندى ، خطرى در كمين ثروت مندان ; حتى كسانى كه نعمت ها را وابسته به خداوند ديده و به ربوبيت او ايمان دارند .

ربّى أكرمن

واژه «ربّى»، نشانگر مؤمن بودن گوينده آن به ربوبيت خداوند است. بنابراين گرچه «الإنسان» مطلق است; ولى سخن درباره خداپرستان است.

6- خطر عجب مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 15 - 7

7 - عجب و خودپسندى ، خطرى در كمين ثروت مندان ; حتى كسانى كه نعمت ها را وابسته به خداوند ديده و به ربوبيت او ايمان دارند .

ربّى أكرمن

واژه «ربّى»، نشانگر مؤمن بودن گوينده آن به ربوبيت خداوند است. بنابراين گرچه «الإنسان» مطلق است; ولى سخن درباره خداپرستان است.

7- سرزنش عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 1

1 - ناپسندى عجب و شادمانى انسان از اعمال خويش

لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 3

3 - خودبزرگ بينى و افتخار به قدرت ، مذموم و مورد نكوهش خداوند

أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

8- عجب ابو جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 4

4 - ابوجهل ، فردى مغرور و فخرفروش در ميان كسان خويش

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

9- عجب انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 15 - 6

6 - انسان ها ، هنگام برخوردارى از نعمت و رفاه ، خود را نزد خداوند ، عزّت مند و با كرامت مى پندارند .

فأمّا الإنسن إذا . .. نعّمه فيقول ربّى أكرمن

اكرام در فعل هاى «أكرمه» و «أكرمن»، به يك معنا نيست; زيرا لحن آيه شريفه گوينده «ربّى أكرمن» را نكوهش كرده; با

آن كه اكرام را در «أكرمه» پذيرفته است. بنابراين در «أكرمه» مراد «رساندن نفع بدون خوارى و ذلت» است - كه در «مفردات راغب» از معانى اكرام شمرده شده - و در «أكرمن» مقصود «با عظمت شمردن و بى عيب دانستن» است كه در «قاموس» آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 1

1 - رفتار برخى از انسان ها ، بسان كسى است كه خود را شكست ناپذير و تواناترين موجود مى پندارد .

أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

فاعل «يحسب» ضميرى است كه به «الإنسان» در آيه قبل برمى گردد و به قرينه آيات بعد، روى سخن با مؤمنان حقيقى نيست; بلكه كافران و يا آنها و منافقان مورد نظر هستند. بنابراين بايد گفت: عموم «الإنسان»، يا عموم عرفى است و مراد بيشتر مردمى است كه در زمان نزول اين آيات، در مكه بوده و از زمره مؤمنان حقيقى نبودند و يا ارجاع ضمير به آن، به صورت استخدام بوده و تنها بخشى از افرادِ مرجع ضمير، مقصود هستند.

10- عجب اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 3

3 - خودپسندى و شهرت طلبى عالمان اهل كتاب

لا تحسبنّ الّذين يفرحون بمآ اتوا و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

11- عجب ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 1

1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش

يقول أهلكت مالاً لبدًا

«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.

12- عجب ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 1

1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش

يقول أهلكت مالاً لبدًا

«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.

13- عجب علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 32

32 - حَسَد و خودخواهى ( بَغىِ ) عالمان ناشايسته ، ريشه اختلافات دينى

و ما اختلف . .. بغياً بينهم

14- عجب عمرو بن عبدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يقول أهلكت مالاً لبداً » قال : هو عمروبن عبدود حين عرض عليه على بن أبى طالب ( ع ) الإسلام يوم الخندق و قال : فأين ما أنفقت فيكم مالاً لبداً و كان أنفق مالاً فى الصدّ عن سبيل اللّه فقتله على ( ع ) ;

امام باقر(ع) درباره سخن خداوند«يقول أهلكت مالاً لبداً» روايت شده كه فرمود: گوينده اين سخن عمرو بن عبدود بود، آن زمان كه حضرت على بن ابى طالب(ع) در روز [غزوه ]خندق، اسلام را بر او عرضه كرد; وى گفت: كجا رفت آن اموال زيادى كه در مورد شما خرج كردم؟ و او اموال [زيادى] را در راه جلوگيرى از راه خدا صرف كرده بود پس حضرت على(ع) او را كشت».

15- عجب فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 12

12 - فرعون ، معتقد به حق بى بديل و بى شريك خود نسبت به حكومت بر مصر

أليس لى ملك مصر

16- عجب فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 8

8 - غرور و تبختر فرعونيان ، در اوج درماندگى و احساس نياز به موسى ( ع )

و قالوا يأيّه الساحر ادع لنا ربّك

17- عجب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 13

13 - رضايت از عملكرد خويش، از ويژگيهاى كافران است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 5

5 - تكيه غرورآميز كافران دين ستيز ، بر مال و منال و نيروى انسانى خويش

فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده «مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

18- عجب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 6

6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» - در آيات بعد - هم فكران و ياوران كافران است.

19- عجب مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 5

5 - حضور گسترده مسلمانان در جنگ حنين ، مايه اعجاب و غرورشان شده بود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

20- عجب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 9

9 - مشركان ، مردمى خودبين ، هواپرست و منفعت طلب

ألكم الذّكر و له الأُنثى . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس

با توجه بدين نكته كه حتى شرك مشركان، برخاسته از هواپرستى و منفعت خواهى آنان است، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه در آيه «ألكم الذّكر...»، نمودى از اين خودبينى ارائه شده است.

21- عجب مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 24 - 4

4- منكران معاد ، مدعيان روشنفكرى و بالا بودن سطح فكرى خويش

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين

22- عجب مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 2

2 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مغرور و خودخواه بودند .

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

اين كه كافران براى هر يك از خودشان، در انتظار ارسال نامه اى جداگانه از سوى خدا بودند، نشانه غرور و خودخواهى آنان است.

23- عجب منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 12

12 - خودمحورى و خودپسندى ، از ويژگى هاى منافقان

لو اطاعونا ما قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 9

9 - منافقان ، انسانهايى سودجو ، خودبين و بى انصاف

و منهم من يلمزك فى الصدقت . .. و إن لم يعطوا منها إذا هم يسخطون

24- عجب يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 10

10 - غرور علمى يهود در برابر دعوت انبيا ، موجب گرفتارى آنان به لعنت خداوند

و قولهم قلوبنا غلف

كلمه «قولهم» عطف بر «نقضهم» است، بنابراين متعلق به فعل محذوف «لعناهم» است. يعنى «بقولهم ... لعناهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 2،3

2 - قوم يهود ، تنها خود را اوليا و دوستان خداوند مى پنداشتند .

إن زعمتم أنّكم أولياء للّه

3 - يهود ، قومى نژاد پرست و خودبرتربين

إن زعمتم أنّكم أولياء للّه من دون الناس

25- عوامل عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 5

5 - حضور گسترده مسلمانان در جنگ حنين ، مايه اعجاب و غرورشان شده بود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

26- كيفر عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 11

11 - عذاب دردناك الهى در انتظار خودپسندان و علاقه مندان به ستايش بيجا و چاپلوسى

لا تحسبنّ الّذين يفرحون . .. و يحبّون ... بمفازة ... و لهم عذاب اليم

27- موانع عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 189 - 3

3 - توجّه به مالكيّت و فرمانروايى مطلق خداوند ، زمينه پرهيز از شكستن ميثاق ، كتمان حقايق ، دين فروشى و خودپسندى

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه . .. و لا تكتمونه ... و اشتروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 9

9 - توجّه به نقش اساسى مشيت الهى در تضعيف روحيّه دشمنان ( منافقان و كافران ) ، زمينه پرهيز از غرور و خودبينى

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

28- ناپسندى عجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 3

3 - تبختر و به خودباليدن در ميان كسان خويش ، عملى ناپسند و مذموم

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد محكوميت و نكوهش كسانى است كه چنين خصلتى را داشتند.

عُجب

29- آثار عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 22

22 - خودخواهى ، وابستگى فاميلى و ملاحظه فقر و غناى افراد ، ريشه بسيارى از بى عدالتى ها و شهادت هاى نابحق و تهديدى براى عدالت اجتماعى است .

كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 103 - 5

5- غرور و خودپسندى مردمان ، از ريشه هاى ايمان نياوردن آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن *

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين

آيه مورد بحث مى تواند به عنوان يكى از نتايج نقل داستان يوسف و برادرانش مطرح باشد و در آن داستان بيان شد كه يكى از علل برخورد برادران يوسف با وى غرور و خودبرتربينى آنان بود (و نحن عصبة) بنابراين «ما أكثر الناس» پس از نقل آن داستان اشاره به اين معنا دارد كه از علل ايمان نياوردن مردم مكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) غرور و خودبرتربينى ايشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 22 - 6

6- استكبار و خود برتربينى ، مانع از ايمان آوردن به عالم آخرت است .

فالذين لايؤمنون بالأخرة . .. و هم مستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 6،7

6 - خود برتربينى و بزرگ منشى ، منشأ كفر و حق ناپذيرى و سبب تكذيب آيات الهى

قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها و استكبرت و كنت من الكفرين

«إستكبار» (مصدر «استكبرت») به معناى خود را برتر از آنچه هست، ديدن و نشان دادن است.

7 - كفر برخاسته از خود برتربينى و بزرگ منشى ، عامل اصلى عذاب الهى

من قبل أن يأتيكم العذاب . .. قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها و استكبرت و كنت من الكف

از آن جايى كه آيه شريفه درصدد بيان احتجاج خداوند با عذاب شدگان مى باشد، در واقع بيانگر دليل ابتلاى آنان به عذاب الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 61 - 4

4 - تكبر و خودبرتربينى ، ناسازگار با تقواپيشگى

و استكبرت . .. جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم

آيه شريفه درصدد توصيف كسانى است كه در مقابل گروه مستكبر و متكبر قرار دارند كه در آيات پيشين از آنان ياد شده است.

30- اجتناب از عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 10

10 - مؤمنان راستين با وجود برخوردارى از ايمان و اعمال شايسته ، تنها بايد اميدوار به هدايت و ره يافتگى خويش باشند نه مطمئن و مغرور به آن .

من ءامن باللّه . .. فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين

31- اهميت اجتناب از عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 7

7 - مؤمنان نبايد به خاطر عبادت و رفتار خوب خود ، به عجب و غرور گرفتار آيند و خويشتن را بى نياز از تضرع و دعا بپندارند .

و الذين يبيتون لربّهم . .. يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامً

32- زمينه عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 4

4 - برخوردارى از امكانات مادى فراوان ، زمينه ساز خودپسندى و حق گريزى است .

كلّ حزب بما لديهم فرحون . .. أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

ذكر مال و فرزند، مى تواند بدان جهت باشد كه اين دو، در پيدايش فرقه گرايى و حق ناپذيرى مؤثر بوده است.

33- زيان عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 8

8- عجب و غرور و فريفتگى در برابر اَعمال خويش ، امرى نكوهيده و زيانبار است .

الأخسرين أعملاً. .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

34- سرزنش عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 8

8- عجب و غرور و فريفتگى در برابر اَعمال خويش ، امرى نكوهيده و زيانبار است .

الأخسرين أعملاً. .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

35- عُجب اشراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 6

6 - دولتمندان و اشراف تنها خود را شايسته كرامت و ارزشمندى در نزد خدا مى دانند.

ليقولوا أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا

36- عُجب بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 4

4- هشدار خداوند به بنى اسرائيل به خاطر سركشى و برترى طلبى بزرگ آنان

و قضينا إلى بنى إسرءيل . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

مراد از «لتعلنّ» به قرينه «لتفسدنّ فى الأرض» و نيز به قرينه آيه بعد - كه در آن عكس العمل خداوند با اين عمل بنى اسرائيل بيان شده است - برترى طلبى است و نه برترى يافتن اجتماعى.

37- عُجب مسرفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 14

14 - مرفهان اسراف پيشه ، مردمانى خودپسند ، از خود راضى و حق ناپذير

كذلك زيّن للمسرفين ما كانوا يعملون

38- ناپسندى عُجب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 9

9- جبران كردن نقيصه شخصيتى با خود آراستن و بزرگ ديدن فرهنگ و عقيده باطل خود ( عُجب ) ، ناپسند است .

قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا . .. قال ال

«عنيد» به معناى خوشايندى شخص به چيزى كه دارد (المعجب بما عنده) آمده است و طبق قرينه هاى موجود، كه بحث از افكار و عقايد است، مى تواند عقايد كافران باشد.

8- عجز

1- آثار ذكر عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 5

5 - توجه به قدرت برتر خداوند و عجز و ناتوانى خلق ، بازدارنده آنان از كفر و تكذيب

لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه غفلت جن و آدميان از قدرت خداوند، زمينه ساز تكذيب گرى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 19 - 5

5 - توجّه انسان به دوران نطفه بودن و ناتوانى هاى خويش در آغاز پيدايش ، از ميان برنده احساس بى نيازى از رهنمود هاى خداوند است .

أمّا من استغنى . .. من أىّ شىء خلقه . من نطفة خلقه

2- آثار ذكر عجز انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 5

5- توجه انسان به ضعف و ناتوانى خويش در برابر مظاهر طبيعت ، زداينده غرور و تكبّر وى است .

و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً

جمله «إنك لن تخرق. ..» در مقام تعليل براى جمله «لاتمش» است; يعنى، اى انسان چون نمى توانى با گامهاى خود زمين را بشكافى يا قامت خود را به كوهها برسانى، پس نبايد مغرور و سرمست شوى. توجه دادن به اين ضعف و ناتوانى، مى تواند بازدارنده از غرور و تكبر آدمى شود.

3- آثار ذكر عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 5

5 - توجه به قدرت برتر خداوند و عجز و ناتوانى خلق ، بازدارنده آنان از كفر و تكذيب

لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه غفلت جن و آدميان از قدرت خداوند، زمينه ساز تكذيب گرى آنان است.

4- آثار ذكر عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 76 - 4

4 - توجه به ناتوانى معبود هاى ادعايى و عقيده به قدرت مطلق خداوند ، موجب تسلى خاطر و دل گرمى مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى

و اتّخذوا من دون اللّه ءالهة لعلّهم ينصرون . لايستطيعون نصرهم... فلايحزنك قولهم

جمله «فلايحزنك قولهم» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إذا كان هذا حالهم مع ربّهم حيث اتّخذوا رجاء النصر ءالهة من دون اللّه لايقدرون نصرهم فلاتحزن بسبب قولهم. ..; وقتى وضعيت آنان چنين است كه به اميد يارى، معبودهاى ديگرى جز خدا را - كه تواناى بر يارى رسانى ندارند - برگزيدند، پس تو از سخنان شان محزون مباش...».

5- آثار عجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 11

11- ضعف و ناتوانى ، علت پيروى كوركورانه از مستكبران

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 46 - 9

9- ناتوانى در مقابل عذاب الهى ، موجب تسليم شدن در برابر عذاب استيصال

أو يأخذهم فى تقلّبهم فما هم بمعجزين

«فا» در «فماهم» براى تعليل است.

6- آثار عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 3

3 - ناتوانى كامل مشركان در عرصه قيامت ، موجب انقياد و تسليم شدن آنان در برابر خداوند

ما لكم لاتناصرون . بل هم اليوم مستسلمون

ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل (طرح مسأله تسليم مشركان پس از موضوع ناتوانى كامل آنان)، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه تسليم آنان از روى ناتوانى و از موضع ضعف است.

7- آثار عجز از فهم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

8- آثار عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 53 - 3

3- انسان ها به محض احساس ضعف و دچار شدن به رنج و زحمت ، با تضرع و التماس به درگاه خداوند روى مى آورند .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون

«ضرّ» به معناى كسالت روحى و بدنى و كمبود اقتصادى است و «تجئرون» (از مصدر جؤار) به معناى زيادت در تضرع آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 14

14 - ضعف و فتور طبيعى انسان ، عامل مغفرت بى كران الهى نسبت به وى

إنّ ربّك وسع المغفرة هو أعلم بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 3

3 - مقهور بودن انسان در برابر اراده خداوند ، مقتضى پرهيز از كفر و تكذيب

يرسل عليكما شواظ . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

خداوند متعال در آيه قبل، قاهريت خويش را به خلق يادآورى كرده تا از تكذيب دست بردارند.

9- آثار عجز بت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 10

10- خالق نبودن بت ها و معبود هاى مشركان ، دليل ناشايستگى آنها براى عبادت و تقديس انسان ها

ما هذه التماثيل . .. قال ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ

حضرت ابراهيم(ع)، براى ابطال عقيده مشركان و بت پرستان و اثبات توحيد ربوبى براى خداوند، به خالقيت او تمسك كرد. نكته ياد شده بيانگر اين حقيقت است كه تنها خالق جهان، شايسته تقديس و عبادت است، نه چيز ديگر.

10- آثار عجز سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 13

13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *

فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.

11- آثار عجز فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 12

12- فرعون ، به خاطر ناتوانى از مقابله با معجزات موسى ( ع ) و احساس خطر از آن ، او را متهم به جادوگرى كرد .

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

احتمال دارد «مسحور» اسم مفعول جانشين اسم فاعل «ساحر» شده و به همان معناى فاعل باشد. به قرينه معجزه هاى موسى(ع) كه بيشتر با اتهام ساحرى سازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 3

3- روى آوردن فرعون به اعمال قهرآميز عليه موسى ( ع ) در پى ناتوانى از رودررويى منطقى و فرهنگى با او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

12- آثار عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 99 - 1

1- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان در گريز از جهنم ، دليل عدم الوهيت آنان است .

ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم . .. لو كان هؤلاء ءالهة ما وردوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 6

6 - عدم توانايى بر پاسخ گويى به خواسته هاى مشركان ، دليل بطلان خدايان ادعايى آنان است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

13- آثار عجز منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 13

13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *

فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.

14- آثار غفلت از عجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 6

6- غفلت از ضعف و ناتوانى خويش ، زمينه گرفتار آمدن به خصلت هاى ناپسند است .

و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً

15- ادعاى عجز موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 8

8 - فرعون ، مدعى ناتوانى موسى ( ع ) از بيان مقاصد و اثبات مطالب خويش

و لايكاد يبين

16- اظهار عجز مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 48 - 2

2 - اظهار ناتوانى كردن مستكبران در دوزخ ، از برآوردن درخواست مستضعفان پيرو خود ، مبنى بر كاستن از عذاب آنان

فهل أنتم مغنون عنّا نصيبًا من النار . قال الذين استكبروا إنّا كلّ فيها

اين كه مستكبران مى گويند: «ما و شما گرفتار عذابيم»، در واقع پاسخ منفى آنان به درخواست مستضعفان و اظهار ناتوانى كردن است; زيرا كسى كه خود در آتش مى سوزد، نمى تواند نجات دهنده ديگران از آن باشد و گرنه خود را نجات مى داد.

17- اظهار عجز منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1،2

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

2 - اجازه گرفتن بهانه جويان ( منافقان ) از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شركت نكردن در جنگ تبوك با اظهار دروغين عجز و ناتوانى خود

لم أذنت لهم حتى يتبين لك

مقصود از «اذن» در آيه فوق - به قرينه آيه قبل (لو استطعنا . ..) و شأن نزولها - اذن دادن به كسانى است كه از شركت در جهاد، خود را معذور مى دانستند.

18- افشاى عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 11

11 - برملا شدن ضعف و ناتوانى معبود ها ( اصنام ) و جهل و نادانى پرستندگان آنها با ضرب المثل خداوند ، براى همگان

ضعف الطالب و المطلوب

«ضَعافة» (مصدر «ضعف») به معناى ناتوان شدن است; يعنى، طالب و مطلوب هر دو ناتوان شدند. ظاهراً مقصود اين است كه با دلايل قاطع و غيرقابل انكارى كه ارائه شد، نه تنها ضعف و ناتوانى بت ها; بلكه جهل و نادانى پرستندگان آنها نيز بر همگان آشكار شد.

19- اقرار به عجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 5

5 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج فراگير ، به ناتوانى خود و قدرت و يارى خداوند اذعان مى كنند .

و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 5

5 - انسان ها ، به هنگام گرفتارى و رنج ، به ناتوانى خود و قدرت يارى رسانى خداوند پى برده و اعتراف مى كنند .

و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه منيبًا إليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 13

13 - اعتراف به عجز و ناتوانى خويشتن در برابر خداوند ، نمودى از روحيه شكر و سپاس در انسان

سبحن الذى سخّر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين

20- اقرار به عجز بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 3

3 - اقرار ضمنى قوم ابراهيم به ناتوانى بت ها

قال هل يسمعونكم . .. قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

21- اهميت ذكر عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 4

4 - خداوند ، خواهان توجه خلق به قدرت مطلق او و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم أن تنفذوا . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

22- اهميت ذكر عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 4

4 - خداوند ، خواهان توجه خلق به قدرت مطلق او و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم أن تنفذوا . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

23- پندار عجز خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 1،2

1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

مقصود از انسان در اين آيه - برابر نظر مفسران و به قرينه مقام - انسان كافر است; نه همه انسان ها.

2 - پندار عدم توانايى خداوند بر جمع آورى استخوان هاى مردگان و زنده كردن آنها ، باطل و بى اساس است .

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

24- تذكر عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

25- تذكر عجز اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

26- تذكر عجز بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به تذكر ضعف و ناتوانى بت ها به مشركان

قل أرءيتم ما تدعون . .. ماذا خلقوا

27- جبرئيل و عجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 20 - 2

2 - جبرئيل ، به دور از هرگونه نقص و ناتوانى در ابلاغ پيام خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذى قوّة

مراد از «قوّة» ممكن است نيروى لازم براى انجام رسالت باشد. در اين صورت به معناى فراموش كار نبودن و توانمندى جبرئيل بر دريافت كامل قرآن و حفاظت از آن، تا مرحله رساندن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

28- حتميت عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 2

2 - ناتوانى كافران در به شكست كشاندن جبهه حق و نيروى الهى ، جاى هيچ گونه شك و ترديدى ندارد .

لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض

تعبير «لاتحسبنّ» (گمان مبر) - با آن كه گمان امرى غير اختيارى است و چيزى نيست كه به پرهيز از آن توصيه شود - مى رساند كه جاى چنين گمانى نيست و نبايد كسى به خود ترديد راه دهد.

29- خدا و عجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 71 - 25

25 - وعده الهى به شمول رحمتش بر مؤمنان ، نشأت يافته از حكمت اوست نه عجز از افاضه رحمت فعلى .

أولئك سيرحمهم اللّه إن اللّه عزيز حكيم

جمله «إن اللّه . .. » مى تواند تعليلى براى پرسش مقدر باشد، كه چرا خداوند نزول رحمت به مؤمنان را موكول به آينده كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 17

17- برخوردارى زكريا ( ع ) از فرزند در كهن سالى ، نشانگر منزه بودن خداوند از هرگونه كاستى و ناتوانى است .

أن سبّحوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 104 - 5

5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، ناشى از رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى وى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادكرد سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و فرجام اخروى مشركان، هشدارى است به شرك پيشگان صدراسلام كه اگر بر آنان عذاب نازل نمى شود، نه از ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمت او بر مردمان است و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريز ناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 7

7 - تلاش گران بر ضد آيات خدا - به زعم خود - درصدد ناتوان جلوه دادن خدا هستند .

الذين سَعَوْ فى ءايتنا معجزين

از جمله معناهايى كه براى «معاجزين» ذكر شده، اين است كه افراد ياد شده در اين آيه، به گمان خود تلاش مى كنند تا خدا را از ايجاد قيامت ناتوان جلوه دهند (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 10

10 - كسانى كه تلاش مى كنند تا خداوند را - به زعم خود - ناتوان جلوه دهند ، هرگز بر اين كار قادر نخواهند بود .

الذين سَعَوْ فى ءايتنا معجزين . .. العزيز الحميد

آوردن صفت «عزيز» (شكست ناپذير) در پايان اين آيه، احتمال دارد اشاره به آيه قبل باشد كه در آن بيان شده است كه: «كسانى درصددند تا خداوند را عاجز و ناتوان در كارش - برپايى قيامت - جلوه دهند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 38 - 3

3 - تلاش گران بر ضد آيات الهى ، در صدد ناتوان جلوه دادن خدا هستند .

و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين

متعلق «معاجزين» ذكر نشده و به قرينه «آياتنا» مى تواند خدا باشد; يعنى، آنان بر ضد آيات الهى تلاش مى كنند تا از آنها براى اثبات ناتوانى خداوند استفاده كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 1

1- راه نيافتن عجز و خستگى در خداوند ، به خاطر آفرينش موجودات

أفعيينا بالخلق الأوّل

از استفهام انكارى (أفعيينا بالخلق)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 60 - 3،4

3 - ساحت خداوند ، مبرّا از عجز و ناتوانى

و ما نحن بمسبوقين

4 - خداوند ، مغلوب كسى يا چيزى واقع نمى شود .

و ما نحن بمسبوقين

30- دلايل عجز انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 15

15- آگاهى گسترده خداوند و مراقبت او بر همه چيز ، دليل عجز همگان از آسيب رسانى به اوست .

و لاتضرونه شيئًا إن ربى على كل شىء حفيظ

جمله «إن ربى . ..» تعليل است براى جمله «لاتضرونه شيئاً».

31- دلايل عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

32- دلايل عجز موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 13

13 - علم و توانايى خداوند ، دليل بر ناتوانى قدرت ها از بازداشتن تحقق اراده الهى است .

و ما كان اللّه ليعجزه من شىء . .. إنّه كان عليمًا قديرًا

جمله «إنّه كان عليماً قديراً» در مقام تعليل براى جمله پيشين است; يعنى، از آن جايى كه خداوند دانا و توانا است، هيچ نيرويى توانايى بازداشتن تحقق اراده الهى را ندارد.

33- دلايل عجز موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 68 - 2

2- خضر ( ع ) بى اطلاعى موسى از زواياى كردار وى را ، دليل ناتوانى موسى از تحمّل عملكرد وى دانست .

إنّك لن تستطيع . .. و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا

34- ذكر عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 7

7 - توجه به عجز انسان در برابر قدرت خداوند ، مانع انكار معاد

أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

جمله «أهلكت مالاً لبداً» (در آيه بعد)، مى تواند حاكى از آن باشد كه گوينده آن، به اين دليل انفاق ها را اتلاف مال مى داند كه منكر پاداش پس از مرگ است. در اين صورت آيه شريفه، ريشه آن پندار را مى زند و مى گويد: مگر انسان گمان مى كند كه كسى قادر نيست او را حيات بخشيده و به او پاداش دهد كه مى گويد: انفاق هايم مايه اتلاف اموالم شد؟ آرى خداوند بر اعاده او قدرتمند است; گرچه انفاق هاى چنين شخصى در آن روز پاداشى نخواهد داشت.

35- ذكر عجز موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 5

5 - توجه به قدرت برتر خداوند و عجز و ناتوانى خلق ، بازدارنده آنان از كفر و تكذيب

لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

ارتباط دو آيه، نشانگر آن است كه غفلت جن و آدميان از قدرت خداوند، زمينه ساز تكذيب گرى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 10

10 - توجّه به ناچيز بودن همه موجودات در برابر علوّ خداوند ، زمينه ساز خلوص نيت و قصد تقرّب به او در انفاق ها است .

يؤتى ماله . .. ابتغاء وجه ربّه الأعلى

36- رد پندار عجز خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 4 - 1

1 - رد پندار منكران معاد ( پندار عدم توانايى خدا بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها ) از سوى خداوند

أيحسب الإنسن . .. بلى قدرين

37- رد عجز خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 4

4 - اعتقاد به آفريننده بودن خداوند ، ناسازگار با پندار عجز براى او در برابر انسان

خلقنا الإنسن . .. أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

38- رؤيت عجز امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 4

4 - اضطرار و ناتوانى همه امت ها در روز قيامت ، امرى نمايان و قابل مشاهده

و ترى كلّ أمّة جاثية

تعبير «ترى» مشهود بودن آن صحنه را افاده مى كند و «جاثية» مى تواند كنايه از اضطرار و ناتوانى باشد.

39- زمينه ظهور عجز غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 10

10 - مصيبت هاى بزرگ زندگى انسان ، ميدان بروز ناتوانى عوامل مادى و زمينه ساز توجه انسان به مبدأ يگانه فيض و رحمت ( خدا )

و ما أصبكم من مصيبة . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

برداشت بالا بنابراين نكته است كه نكره آمدن «مصيبة» اشاره به مشكلات خاص و بزرگ داشته باشد كه رفع آنها از عوامل بشرى و مادى ميسر نيست.

40- ساقى پادشاه مصر و عجز معبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 45 - 3

3- ساقى پادشاه ( هم بند يوسف در زندان ) با مشاهده درماندگى خواب گزاران از تعبير رؤياى پادشاه ، يوسف ( ع ) و دانش او از تعبير رؤيا را به ياد آورد .

و قال الذى نجا منهما وادّكر بعد أُمّة

«ادّكر» (به ياد آورد) از ماده «ذكر» و در اصل «اذتكر» بوده كه بر اساس قواعد صرفى ، «ادّكر» شده است. «اُمّة» در آيه شريفه ، به معناى مدت و زمان است.

41- شگفتى عجز زكريا(ع) از تكلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 7

7- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم ، امرى اعجازى بود ، نه معلول نقصى در زبان يا جسم او .

قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

«سوىّ» به كسى گفته مى شود كه اخلاق و خلقت او در حد اعتدال باشد، نه كمبودى داشته باشد و نه از حد تجاوز كرده باشد (مفردات راغب) و براين مبنى كه «سويّاً» حال باشد، براى فاعل «تكلّم» كه زكريا است، مفاد آيه اين مى شود. «تو در

حالى كه سالم هستى، با مردم سه شبانه روز سخن نخواهى گفت».

42- ظهور عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 27 - 3

3 - ظهور و بروز ناتوانى انسان ها ، در مقابل قدرت خداوند در آستانه مرگ

و قيل من راق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 30 - 3

3 - لحظه مرگ ، لحظه بروز ناتوانى كامل انسان و حاكميت تام خداوند بر سرنوشت او

إلى ربّك يومئذ المساق

از آن جايى كه قيامت روز حساب و مجازات است، سوق دادن انسان به درگاه خداوند در آن روز، مى تواند نشانگر اين حقيقت باشد كه سرنوشت انسان ها (بهشتى يا جهنمى شدن آنان)، در آن تعيين خواهد شد.

43- عبرت از عجز انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 7

7- توجه به استحكام مظاهر طبيعت و ضعف خويش در برابر آنها ، مايه عبرت و پندگيرى است .

لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً

ذكر «إنك لن تخرق الأرض و . ..» در واقع توجه دادن به استحكام مظاهر طبيعت و متقابلاً ضعف انسان است كه مى تواند براى آدمى، عبرت آموز باشد.

44- عجز ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 2،5

2- ابليس ، هيچ گونه سلطه اى بر بندگان خداوند ندارد و نمى تواند آنان را به اجبار به گمراهى بكشاند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

«سلطان» دست يافتن به چيزى از طريق قهر و اجبار است.

5- ابليس ، از سلطه بر بندگان خالص و مقرب خدا ، ناتوان است .

إلاّ عبادك منهم المخلصين . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از «عبادى» همان «عباد مخلص» باشد كه در جمله «إلاّ عبادك منهم

المخلصين» آمده است كه خداوند در پاسخ ادعاى ابليس بر اغوا نكردن بندگان خالص مى فرمايد: «او اصلاً توانايى انجام چنين كارى را ندارد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 12،15

12- ابليس ، على رغم سوگند و تصميم قطعى بر گمراه كردن ذريه آدم ( ع ) ، بر ناتوانى خويش از تسلط بر گروه اندكى از آنان اعتراف كرد .

لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً

15- شيطان ، ناتوان و نااميد از به دام افكندن آدم ( ع ) و گمراه ساختن او

لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً

تأكيد ابليس بر گمراه ساختن ذريه آدم(ع) و به ميان نياوردن نامى از خود او، مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 4

4 - ابليس ، به تنهايى توانا بر فريب و گمراهى انسان ها نيست .

و جنود إبليس أجمعون

وجود سپاهيان بسيار براى ابليس - كه بر گمراه ساختن انسان هاسوگند ياد كرده - گواه مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 2

2 - ابليس ، ناتوان از گمراه كردن بندگان مخلَص خدا و معترف به آن

لأغوينهّم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

45- عجز اخروى امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 4

4 - اضطرار و ناتوانى همه امت ها در روز قيامت ، امرى نمايان و قابل مشاهده

و ترى كلّ أمّة جاثية

تعبير «ترى» مشهود بودن آن صحنه را افاده مى كند و «جاثية» مى تواند كنايه از اضطرار و ناتوانى باشد.

46- عجز اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 3

3 - آدميان و جنيان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در گريز از عذاب الهى در روز رستاخيز

لاتنفذون إلاّ بسلطن

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لاتنفذون . ..» تأكيد فراز اول آيه باشد; بدان معنا كه گريز از مجازات الهى نيازمند قدرت و توان است و شما فاقد هرگونه قدرتيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 3

3 - خلق ، ناتوان از يارى رسانى به يكديگر و عاجز از عكس العمل دفاعى در مقابل سختى هاى محشر

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 1

1 - سختى هاى محشر و ناتوانى مجرمان جن و انس ، در گريز از صحنه آخرت ، نعمتى الهى در خدمت اجراى عدالت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از اطلاق «ءالآء» بر مفاد آيه قبل، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 1،3،5

1 - در قيامت ، انسان هيچ قدرتى در برابر خواست خداوند و كيفر هاى او ندارد .

فما له من قوّة

3 - قيامت روز بى ثمر ماندن نيرو هاى درونى و بيرونى انسان ، در برابر حسابرسى كار هاى پنهانى او است .

فما له من قوّة و لا ناصر

5 - « عن أبى بصير فى قوله : « فما له من قوّة و لا ناصر » قال : [ و الظاهر أنّ القائل أبوعبداللّه ( ع ) ] ما له قوّة يقوّى بها على خالقه و لا ناصر من اللّه ينصره إن أراد به سوءاً ;

از ابى بصير [ظاهراً از امام صادق(ع)] درباره سخن خداوند «فما له من قوّة و لا ناصر» روايت شده كه فرمود: [يعنى] آن انسان هيچ نيرويى ندارد كه با آن بر آفريدگارش چيره گردد و اگر خداوند درباره او اراده بدى داشته باشد; ياورى نخواهد داشت كه او را در برابر خدا يارى دهد».

47- عجز اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 1

1 - ناتوانى ، هراس و وحشت همه گروه ها و مجموعه ها ، در روز قيامت

و ترى كلّ أمّة جاثية

«جُثُوّ» (مصدر «جاثية») به معناى به زانو نشستن است و در اين جا مى تواند كنايه از هراس، دلهره و تسليم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 34 - 4

4 - ناتوانى همگان ، از مقاومت در برابر سختى هاى قيامت

يوم يفرّ المرء

فرار مردان - با توجّه به اين كه ترجيح فرار بر قرار به ويژه براى مرد تحمل نوعى زبونى و حقارت است - نشانگر سنگينى مشكلات قيامت و ناتوانى همه انسان ها از تحمّل آن است.

48- عجز اخروى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 3

3 - آدميان و جنيان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در گريز از عذاب الهى در روز رستاخيز

لاتنفذون إلاّ بسلطن

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «لاتنفذون . ..» تأكيد فراز اول آيه باشد; بدان معنا كه گريز از مجازات الهى نيازمند قدرت و توان است و شما فاقد هرگونه قدرتيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 3

3 - خلق ، ناتوان از يارى رسانى به يكديگر و عاجز از عكس العمل دفاعى در مقابل سختى هاى محشر

يرسل عليكما . .. فلاتنتصران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 1

1 - سختى هاى محشر و ناتوانى مجرمان جن و انس ، در گريز از صحنه آخرت ، نعمتى الهى در خدمت اجراى عدالت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از اطلاق «ءالآء» بر مفاد آيه قبل، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

49- عجز اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 2

2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .

يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 11

11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .

و ترى الظلمين . .. يقولون

از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.

50- عجز اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 14

14- آتش قيامت ، همانند سراپرده اى فراگير ، راه گريز را بر كافران خواهد بست .

نارًا أحاط بهم سرادقها

«سرادق» معرب «سراطاق» و به معناى خيمه و پرده سرا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز در احاطه آتشى فراگير بوده و از دفع آن از چهره و قفاى خود ناتوان خواهند بود .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 3

3- كافران دوزخى ، از دفع و برگردانيدن عذاب الهى ، كاملاً ناتوان اند .

فلايستطيعون ردّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 1،2

1 - در قيامت بر دهان كافران مهر زده شده و آنان از هرگونه سخن گفتن ناتوان خواهند شد .

اليوم نختم على أفوههم

مقصود از مهر خوردن دهان كافران، ناتوان شدن آنان از هر گونه سخن گفتن است.

2 - كافران در قيامت ، از هرگونه دفاع از خود در برابر محكوميتشان به دوزخ ، ناتوان خواهند بود .

هذه جهنّم الّتى كنتم توعدون . .. اليوم نختم على أفوههم

مهر خوردن دهان كافران، به قرينه آيه قبل - كه سخن از محكوميت آنان به دوزخى شدن بود - مى تواند كنايه از ناتوانى آنان در دفاع از خود، در برابر دوزخى شدن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 2

2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 6

6 - قلب هاى تيره كافران ، در قيامت نيز از درك حقيقت و شناخت خداوند و جلوه هاى ربوبيت او ، ناتوان خواهند بود . *

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از «ربّ» - چنانچه از ارتباط اين آيه با آيه قبل برمى آيد - ممكن است به معناى محجوب ماندن قلب، از هرگونه ارتباط با خداوند باشد. در نتيجه كافران، در قيامت نيز خداوند را نخواهند شناخت و به او ايمان قلبى نمى آورند.

51- عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 53 - 6

6- مشركان ، در قيامت ، راهى براى نجات خود از آتش نخواهند يافت .

فظنّوا أنّهم مواقعوها و لم يجدوا عنها مصرفًا

«مواقعة» در مورد جنگ به كار مى رود (مفردات راغب) و مفاد آيه، اين است كه مشركان، براى دور ساختن آتش از خود و چيره شدن بر آن، تلاش مى كنند ولى راه گريزى نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 3

3 - مشركان در قيامت ، ناتوان از دفاع از خويش در برابر عذاب الهى و يافتن هرگونه يار و ناصرى براى خود

فما تستطيعون صرفًا و لانصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

52- عجز اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 3

3 - ناتوانى معبود هاى مشركان از نجات گمراهان ، از دوزخ و دفاع از آنان در برابر عذاب

و برّزت الجحيم للغاوين . و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

پرسش از مكان معبودها - به قرينه آيه قبل كه سخن از رخ نمودن دوزخ براى گمراهان است - پرسش از موقعيت آنها براى نجات گمراهان از دوزخ و هرگونه دفاع از آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 3

3 - عناصر مورد اتكاى مشركان ، خود گرفتار در قيامت و ناتوان از يارى رساندن به ديگران و دفاع از خويش

هل ينصرونكم أو ينتصرون

«نصر» (مصدر «ينصرون») براى دفاع از ديگران و«انتصار» (مصدر «ينتصرون») به معناى دفاع از خود به كار مى رود. ضميرهاى فاعل در دو فعل ياد شده، به معبودها بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 42 - 1

1 - در روز قيامت معبود هاى مشركان ، نمى توانند هيچ سود و زيانى را براى كسى عهده دار شوند .

فاليوم لايملك بعضكم لبعض نفعًا و لا ضرًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 3

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 48 - 1،3

1 - معبود هاى مشركان ، محو و ناپيدا و فاقد كارايى در صحنه قيامت

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

«ضلّ» هرگاه با «عن» متعدى شود، به معناى گم شدن خواهد بود. گفتنى است كه در آيه كنايه از سودمند نبودن و كارايى نداشتن مى باشد.

3 - ناكارآمدى معبود هاى مشركان در قيامت ، گواه نادرستى كرنش و عبادت در برابر آنها در دنيا

و ضلّ عنهم ما كانوا يدعون من قبل

53- عجز اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 2

2 - تكذيب كنندگان قيامت ، ناتوان از توجيه تكذيب گرى هاى خود به هنگام مشاهده آتش دوزخ

أفسحر هذا أم أنتم لاتبصرون

54- عجز اخروى موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 93 - 1

1 - هر تكيه گاهى جز خدا ، فاقد قدرت و كارايى در قيامت

أين ما كنتم تعبدون . من دون اللّه هل ينصرونكم أو ينتصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 58 - 4

4 - قيامت ، روز ظهور حاكميت مطلقه خداوند و بروز ناتوانى غير او

ليس لها من دون اللّه كاشفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 2 - 4

4 - عذاب كافران در قيامت ، امرى قطعى و غيرقابل دفع از سوى كسى

بعذاب واقع . للكفرين ليس له دافع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مراد از عذاب در آيه شريفه، عذاب اخروى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 13 - 2

2 - امدادگران و پناه دهندگان در دنيا ، ناتوان از نجات دادن انسان مجرم از عذاب الهى در آخرت

و فصيلته الّتى تويه

مطلب ياد شده، از وصف و قيد «الّتى تئويه» (آنان كه به او پناه مى دادند) استفاده مى شود.

55- عجز اديان غيرآسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 53 - 7

7 - مكاتب غير الهى ، عاجز و ناتوان در تعيين راه صحيح و درست براى جوامع انسانى

صرط مستقيم . صرط اللّه الذى

از اين كه «صراط مستقيم» به صراط خداوند، تعبير شده است، مى توان استفاده كرد كه انديشه شرك و ديگر مكاتب غير الهى، نمى تواند راه صحيح را به انسان ارائه دهد.

56- عجز از اجابت دعاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 3

3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها

و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون

57- عجز از احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 4

4- عجز و ناتوانى خدايان مشركان از احياى مردگان

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «هم ينشرون» جمله استئنافيه است و يا در محل نصب و صفت براى «آلهة» مى باشد. در هر دو صورت همزه استفهاميه انكارى، پيش از آن در تقدير است و انكار هم از نوع انكار وقوعى است; يعنى، احياى مردگان توسط معبودهاى مشركان محال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 1،2

1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

مقصود از انسان در اين آيه - برابر نظر مفسران و به قرينه مقام - انسان كافر است; نه همه انسان ها.

2 - پندار عدم توانايى خداوند بر جمع آورى استخوان هاى مردگان و زنده كردن آنها ، باطل و بى اساس است .

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

58- عجز از ادراك بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 7

7- آدميان در حيات دنيا از تصور و درك صحيح بهشت و ويژگى هاى آن ، ناتوانند .

مثل الجنة التى وعد المتقون

برخى برآنند كه كلمه «مثل» در آيه شريفه به معناى شبيه و مانند مى باشد و به اين نكته اشاره دارد كه آنچه در بيان

بهشت ذكر مى شود به عنوان مشابه است و گرنه واقعيت و حقيقت آن چيزديگرى است كه نمى توان آن را توصيف كرد; زيرا بشر در تنگناى حيات دنيا از ادراك آن ناتوان است.

59- عجز از ادراك عوامل شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 11

11- توطئه گران ، از درك عوامل شكست و ناكامى خود در توطئه عليه دين ، عاجزند .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب من حيث لايشعرون

60- عجز از ارائه كتاب هدايتگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 1

1 - منكران قرآن و تورات ، ناتوان از پاسخ دادن به پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ارائه كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات )

قالوا سحران تظهرا . .. فإن لم يستجيبوا لك

61- عجز از امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 1

1 - هيچ كس در قيامت ، براى انجام دادن كارى به نفع ديگران ، از خود اختيار و مالكيتى ندارد .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

62- عجز از امداد اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 5،11

5 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر ، از حوادث بزرگ و وصف ناپذير قيامت

و ما أدريك . .. ثمّ ما أدريك ما يوم الدين . يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

11 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر در قيامت ، جلوه اى از حاكميّت مطلقه خداوند بر رخداد هاى آن است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا و الأمر يومئذ للّه

ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، گوياى برداشت ياد شده است.

63- عجز از امداد در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 11

11 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر در قيامت ، جلوه اى از حاكميّت مطلقه خداوند بر رخداد هاى آن است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا و الأمر يومئذ للّه

ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، گوياى برداشت ياد شده است.

64- عجز از بازگرداندن روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 21 - 7

65- عجز از بازگشت به خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 50 - 2

2 - با فرارسيدن زمان برپايى قيامت بر اثر صيحه و فرياد مرگ بار ، انسان ها از مراجعه به كسان خود ناتوان خواهند بود .

صيحة وحدة تأخذهم . .. فلايستطيعون توصية و لا إلى أهلهم يرجعون

66- عجز از پناه به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 6

6 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى پناه دادن به كافران در برابر عذاب دردناك الهى را ندارد .

فمن يجير الكفرين من عذاب أليم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «فمن يجير. ..» انكارى است.

67- عجز از تأمين خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 3

3 - عدم قدرت بر تأمين نياز هاى ضرورى خانواده ، در صورت رفتن به جهاد ، سبب معافيت از جنگ است .

و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج

منظور از انفاق در «ينفقون» مى تواند انفاق بر افراد تحت تكفل و واجب النفقه باشد.

68- عجز از تأمين نياز ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 2

2- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان ، از اجابت خواسته ها و بر آوردن نياز هاى ايشان

من دون اللّه من لا يستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون

69- عجز از تحقق آرزو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 24 - 1

1 - عجز و ناتوانى انسان ، در دستيابى به تمامى تمنيات و آرزو هاى خويش

أم للإنسن ما تمنّى

استفهام در عبارت «أم للإنسان» انكارى است; يعنى، «ليس للإنسان ماتمنّى».

70- عجز از تدبير آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 4

4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

71- عجز از تكذيب عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 6

6 - كافران و مجرمان از انكار رفتار و كردار ناپسند خود ناتوان خواهند بود .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

گواهى دادن دست و پا، مى تواند كنايه از اين نكته باشد كه كافران از هرگونه انكار رفتار زشت خويش ناتوان خواهند بود.

72- عجز از تكذيب معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 8

8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن

قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين

از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).

73- عجز از تكلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 92 - 3

3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن

فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون

74- عجز از تكلم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 6

6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .

إذ القلوب لدى الحناجر كظمين

«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى، كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.

75- عجز از توجيه آيات جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 13

13- ناتوانى منافقان و افراد سست ايمان ، از توجيه آيات جهاد ، تنگ كننده عرصه حيات بر آنان *

فإذا أنزلت سورة محكمة و . .. ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از ارتباط «سورة محكمة» با «ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت»، مى توان استفاده كرد كه انسان هاى سست ايمان يا منافق، در ساير تكاليف - كه به گونه اى قابل توجيه است - با ترفندى، خويش را آسوده مى كنند; اما در مورد جهاد چون آياتش محكم، قاطع و توجيه ناپذير است، خود را در بن بست ديده و شديداً نگران مى شوند.

76- عجز از توصيف خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 2

2 - تمامى انسان ها ، به جز بندگان مخلَص خدا ، از توصيف شايسته او ناتوان هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 6،7

6 - بينش شرك آلود ، ناتوان از توصيف بايسته خدا

سبحن ربّ السموت . .. عمّا يصفون

7 - پروردگار گستره هستى ، فراتر از دسترسى انديشه بشر و منزّه از توصيف هاى خلق

سبحن ربّ السموت و الأرض ربّ العرش عمّا يصفون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «سبحان . .. عمّا يصفون» نظر به همه خلق داشته باشد و از آن جهت كه عام است، شامل مشركان نيز بشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 5

5 - فرورفتگان در زندگى مادى و سرمستان بازى و بيهودگى ، ناتوان از توصيف بايسته پروردگار

سبحن . .. عمّا يصفون . فذرهم يخوضوا و يلعبوا

با توجه به ارتباط دو آيه، مى توان استفاده كرد كه اهل بازى و بيهودگى، قادر به توصيف حق نيستند. در اين صورت وصف «يخوضوا و يلعبوا» مى تواند مشعر به عليت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 10

10 - سيطره حاكميت خداوند بر تمام امور قيامت ، حقيقتى وصف ناپذير و تصوّر آن بيرون از طاقت علمى بشر است .

و ما أدريك . .. ثمّ ما أدريك ما يوم الدين ... و الأمر يومئذ للّه

بيان حاكميت مطلقه خداوند - پس از اشاره به فوق تصور بودن قيامت - نشانه آن است كه بشر، از درك حقيقت حاكميت اخروى خدا ناتوان است.

77- عجز از توصيف قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 1

1 - شناخت حقيقت قيامت ، براى همگان ميسّر نيست .

و ما أدريك ما يوم الدين

استفهام «ما أدراك» (چه چيز تو را دانا ساخت)، حاكى از محروميت عموم مردم از ابزار شناخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 1

1 - انسان ، فاقد ابزار شناخت براى تصور قيامت و پى بردن به حقيقت آن

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

78- عجز از توصيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 50 - 1

1 - با فرارسيدن زمان برپايى قيامت بر اثر صيحه و فرياد مرگ بار ، انسان ها از هرگونه توصيه و اندك سفارشى ، ناتوان خواهند شد .

صيحة وحدة تأخذهم . .. فلايستطيعون توصية

نكره آمدن «توصية» مى تواند براى تقليل باشد.

79- عجز از جمع استخوانهاى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 1

1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه

مقصود از انسان در اين آيه - برابر نظر مفسران و به قرينه مقام - انسان كافر است; نه همه انسان ها.

80- عجز از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 8

8- بيماردلانِ منافق ، ناتوان از درك خير واقعى خويش و پيمودن راه صدق و جهاد

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولئك ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم

با توجه به ارتباط آيات، ممكن است به ميان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم» - بيانگر اين معنا باشد كه صداقت با خدا و دستورات او، تضمين گر منافع آدمى است; اما افسوس كه بيماردلان در نتيجه كورى باطنى عاجز از درك مصالح آن اند.

81- عجز از چاره انديشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 1

1 - درماندگى تكذيب گران روز جزا در قيامت ، از هر گونه چاره انديشى براى رهايى خويش از عذاب الهى

فإن كان لكم كيد فكيدون

82- عجز از حقايق آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 3

3 - انسان ، بدون روشنگرى هاى وحى ، ناتوان از درك عميق بسيارى از حقايق هستى

هذا بصائر للناس

83- عجز از حمايت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 9

9 - ناتوانى معبود هاى باطل از حمايت مشركان در قبال عذاب الهى ، درسى بزرگ براى ساير شرك پيشگان

ءَآللّه خير أمّا يشركون

84- عجز از خلقت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 4

4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

85- عجز از خوردن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 91 - 2

2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .

فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون

استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 92 - 3

3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن

فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون

86- عجز از درك اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 8

8 - برخى كافران ناتوان از درك دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ارزش آن و نالايق براى استفاده از آن

و لى دين

87- عجز از درك خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 6

6 - قلب هاى تيره كافران ، در قيامت نيز از درك حقيقت و شناخت خداوند و جلوه هاى ربوبيت او ، ناتوان خواهند بود . *

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از «ربّ» - چنانچه از ارتباط اين آيه با آيه قبل برمى آيد - ممكن است به معناى محجوب ماندن قلب، از هرگونه ارتباط با خداوند باشد. در نتيجه كافران، در قيامت نيز خداوند را نخواهند شناخت و به او ايمان قلبى نمى آورند.

88- عجز از درك خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 8

8- بيماردلانِ منافق ، ناتوان از درك خير واقعى خويش و پيمودن راه صدق و جهاد

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولئك ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم

با توجه به ارتباط آيات، ممكن است به ميان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم» - بيانگر اين معنا باشد كه صداقت با خدا و دستورات او، تضمين گر منافع آدمى است; اما افسوس كه بيماردلان در نتيجه كورى باطنى عاجز از درك مصالح آن اند.

89- عجز از درك عزت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 13

13 - درك عزّتمندى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، بيرون از توان ذهنى منافقان جاهل

و للّه العزّة . .. و لكنّ المنفقين لايعلمون

90- عجز از درك عزت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 13

13 - درك عزّتمندى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، بيرون از توان ذهنى منافقان جاهل

و للّه العزّة . .. و لكنّ المنفقين لايعلمون

91- عجز از درك عزت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 13

13 - درك عزّتمندى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، بيرون از توان ذهنى منافقان جاهل

و للّه العزّة . .. و لكنّ المنفقين لايعلمون

92- عجز از درك مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 2

2 - ناتوانى مؤمنان جن ، از درك صحيح تقدير الهى در ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

93- عجز از دفع خشكسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 3

3 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى مبارزه با خشكسالى و بازگرداندن آب هاى فرو رفته در زمين به امر خداوند را ندارد .

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين

94- عجز از دفع عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 30 - 4،7

4- همگان ، ناتوان از دفع كيفر هاى خداوند و عاجز از يارى كردن گرفتاران به عذاب الهى اند .

من ينصرنى من الله

استفهام در جمله «من ينصرنى . ..» استفهام انكارى است. «نصر» به معناى يارى كردن است و چون در آيه با حرف «من» متعدى شده، معناى نجات و خلاص در آن تضمين شده است. بنابراين معناى «من ينصرنى ...» چنين مى شود: هيچ كس نمى تواند مرا از عقاب الهى نجات دهد اگر آنان را طرد كنم.

7- ناتوانى همه موجودات از دفع عذاب الهى ، حقيقتى كه همگان به درك و فهم آن توانايند .

من ينصرنى من الله . .. أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 43 - 6

6- مرد مشرك ، از دفع عذاب از خويش ، ناتوان بود .

و ما كان منتصرًا

«انتصار» به معناى «حفظ خود از ظلم و تعدى» است (لسان العرب). در مورد آيه، به معناى «حفظ خود از عذاب» است; يعنى، ثروت مندِ مغرور، راهى براى دفع عذاب و نجات از مخمصه اى كه بدان گرفتار شده بود، نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 4

4- بهت زدگى كافران در برابر عذاب ناگهانى ، بازدارنده آنان از هر گونه اقدام دفاعى است .

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم فلايستطعيون ردها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 51 - 9

9 - ناتوانى انسان ها در دنيا ، از دفع عذاب الهى و پيامد هاى هلاكت بار ستم خويش

و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا و ما هم بمعجزين

95- عجز از رؤيت بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 1،2

1 - طاغيان و دوزخيان ، در جهنم از ديدن بهشتيان ناتوان خواهند بود .

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

مقصود از «رجال» در آيه شريفه، مؤمنان و تقواپيشگان اند كه در بهشت جاى دارند.

2 - اظهار تعجب و حسرت طاغيان و دوزخيان ، از ناتوانى شان در ديدن مؤمنان و جايگاه آنان

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

استفهام در «ما لنا. ..» براى تعجب و تحسر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 2

2 - طاغيان در دوزخ ، خود را از ديدن بهشتيان و مؤمنان ناتوان خواهند ديد .

أم زاغت عنهم الأبصر

96- عجز از شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 3

3 - معبود ها ، ناتوان از شفاعت كردن به درگاه خداوند براى پرستندگان خويش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 2

2 - معبود هاى ادعايى مشركان ، ناتوان از شفاعت براى مجرمان و يكسان كردن سرنوشت آنان با مسلمانان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

97- عجز از شفاعت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 86 - 2

2 - معبود هاى دروغين مشركان ، ناتوان از شفاعت و يارى رساندن به آنان در آخرت

و لايملك الذين يدعون من دونه الشفعة

«دعا» (مصدر «يدعون») در اين آيه به معناى پرستش است.

98- عجز از شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 18 - 2

2- انسان ها ، توان شكرگزارى مطلوب و اداى حق نعمت هاى بى شمار خداوند را ندارند .

و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور رحيم

از اينكه خداوند پس از بيان نعمتهاى بى شمار بر بندگان، خود را با صفت «غفور» (آمرزنده) توصيف مى كند، مى توان استفاده كرد كه انسانها از عهده شكر نعمتهاى فراوان الهى بر نخواهند آمد.

99- عجز از شناخت ذات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 9

9 - ذات خداوند ، حيرت افزا و غير قابل شناخت است .

اللّه

«اَلِهَ»; يعنى، متحير ماند. برخى اهل لغت در كلمه «اللّه»، اين معنا را مقصود مى دانند. (مفردات)

100- عجز از صداقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 8

8- بيماردلانِ منافق ، ناتوان از درك خير واقعى خويش و پيمودن راه صدق و جهاد

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولئك ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم

با توجه به ارتباط آيات، ممكن است به ميان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم» - بيانگر اين معنا باشد كه صداقت با خدا و دستورات او، تضمين گر منافع آدمى است; اما افسوس كه بيماردلان در نتيجه كورى باطنى عاجز از درك مصالح آن اند.

101- عجز از صعود به آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 10 - 7

7 - بشر ، ناتوان از صعود كامل به تمامى آسمان ها و دستيابى به همه حقايق عالم

فليرتقوا فى الأسبب

«سبب» (مفرد «أسباب») به معناى ريسمانى است كه به وسيله آن فرد از درخت خرما و مانند آن بالا مى رود و مقصود از آن مى تواند وسيله صعود به آسمان ها باشد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين احتمال است. گفتنى است: امر «ليرتقوا» در تعجيز به كار رفته است; يعنى، به دنبال وسيله هاى صعود برويد; ولى هرگز نمى توانيد.

102- عجز از فهم اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 88 - 1،2

1 - دل و قلب يهوديان عصر بعثت ، ناتوان از درك معارف اسلام بود .

و قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم اللّه بكفر هم فقليلا

«غلف» جمع اغلف است و «اغلف» به چيزى گفته مى شود كه داراى پوشش باشد. بنابراين «قلوبنا غلف»; يعنى، قلبهاى ما داراى پوشش و حجاب است. منظور يهوديان را به دو گونه مى توان تفسير كرد: 1- قلب ما حجاب دارد و لذا توان درك معارف اسلام را ندارد پس اى پيامبر! چه انتظار دارى كه پيامهاى تو را پذيرا باشيم پيش از آنكه آنها را دريابيم. 2- قلب ما حجاب دارد و به گونه اى نيست كه هر سخنى را بپذيرد; بلكه فقط آنچه كه حقيقت دارد در مى يابد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

2 - يهوديان عصر بعثت ، بر ناتوانى خويش از درك معارف اسلام معترف بودند .

و قالوا قلوبنا غلف

كلمه «قالوا» دلالت بر اعتراف دارد.

103- عجز از فهم تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 12،13

12- آدميان ، از درك عميق و فهم كامل تسبيح همه موجودات هستى براى خداوند ، ناتوانند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه مخاطب آيه، همان گونه كه از ظاهر آن برمى آيد، انسانها باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

13- مشركان تسبيح و ثناگويى موجودات براى خداوند را درك نمى كنند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه اين آيه، ادامه قول پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: «به مشركان بگو. ...»، برداشت فوق استفاده مى شود.

104- عجز از فهم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 2

2 - دل هاى گرفتار غفلت ، ناتوان از درك و پذيرش پيام پيام آوران الهى

بل قلوبهم فى غمرة من هذا

105- عجز از فهم قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 8

8 - انكار قيامت ، برخاسته از قلب سياه و درك ناتوان است .

الذين يكذّبون بيوم الدين . .. كلاّ بل ران على قلوبهم

106- عجز از گمراهگرى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 2

2 - ناتوانى همگان ، از گمراه كردن هدايت يافته الهى

و من يهد اللّه فما له من مضلّ

107- عجز از مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 6

6 - كافران ، ناتوان از رويارويى با قرآن و مبارزه با تعاليم آن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

كافران، به هنگام شنيدن آيات قرآن به جاى مبارزه با آن و يا نقد و رد تعاليم آن، به متهم ساختن آورنده آن (پيامبراسلام) روى آوردند. از اين نكته مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

عجز از مبارزه با موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 40 - 2

2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران

لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين

با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.

108- عجز از معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 5

5 - پيامبران ، بدون اذن پروردگار ، توانايى آوردن هيچ معجزه اى را ندارند .

و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن اللّه

مقصود از «آية» در اين جا معجزه است.

109- عجز از نجات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 47 - 1

1 - ناتوانى همگان از نجات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كيفر الهى ، در صورت دروغ بستن آن حضرت بر خداوند

فما منكم من أحد عنه حجزين

110- عجز از هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 13

13 - ناتوانى همگان از هدايت گمراه شده الهى

و من يضلل اللّه فما له من هاد

111- عجز اشراف قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 8

8- سران و اشراف قوم نوح ، كوردلانى ناتوان از درك دلايل نبوت و فهم و معارف الهى

أرءيتم إن . .. ءاتنى رحمة من عنده فعمّيت عليكم

تعمية (مصدر عمّيت) به معناى كور ساختن است و آن گاه كه به «على» متعدى شود ، به معناى مخفى كردن مى باشد. بنابراين «فعميت عليكم»; يعنى ، آن بيّنه و رحمتى كه خداوند به من عطا كرده است ، بر شما مخفى مانده و از دركش ناتوانيد.

112- عجز اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 6

6 - مخالفان شعيب ، ناتوان از مقابله منطقى با وى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

113- عجز اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 8

8- اصحاب كهف از براورد دقيق مدّت زمان خواب خويش ناتوان بودند .

قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم قالوا ربّكم أعلم بما لبثتم

114- عجز امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 49 - 10

10 - هيچ امت و جامعه اى توانايى پيش يا پس انداختن اجل محتوم خود را ندارد .

لكل أمة أجل إذا جاء أجلهم فلايستئخرون ساعة و لايستقدمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 5 - 1،3

1- هيچ امتى ، نمى تواند اجل خود را به جلوتر از وقت تعيين شده ، تغيير دهد .

ما تسبق من أمة أجلها

3- هيچ امتى ، توان به تأخير انداختن اجل معين شده خود را ندارد .

ما تسبق من أمة أجلها و ما يستئخرون

115- عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 15

15 - انسان در عين دارا بودن اختيار در عبادت خدا ، بدون اعانت او بر انجام آن توانا نيست .

إياك نعبد و إياك نستعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 6 - 6

6 - انسان بدون يارى شدن از جانب خدا ، از راهيابى به صراط مستقيم ناتوان است .

إهدنا الصرط المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 1،2

1 - انسان ها در همه ادوار و اعصار از آوردن همانند حتى براى سوره اى از سوره هاى قرآن ناتوانند .

فأتوا بسورة . .. فإن لم تفعلوا و لن تفعلوا

حرف «لن» براى نفى هميشگى و ابدى است، لذا «لن تفعلوا» (هرگز همانند براى قرآن نمى آوريد) دلالت براين دارد كه: بشر در هيچ عصرى نمى تواند همانند براى قرآن بياورد.

2 - ناتوانى انسان ها از آوردن همانند براى قرآن ، از پيشگويى هاى قرآن است .

و لن تفعلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 11

11 - انسان در هر مقام و منزلتى ، ناتوان از اداى وظايف الهى خويش است .

و تب علينا

از آن جا كه ابراهيم و اسماعيل (ع) از گناه و معصيت منزهند، ولى در عين حال به درگاه خدا توبه مى كنند و تقاضاى پذيرفته شدن آن را دارند نكاتى به دست مى آيد; از جمله اينكه: انسان در هر منزلتى - هر چند منزلت پيامبران باشد - نمى تواند وظيفه عبوديت خويش را به درگاه خدا ادا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 134 - 3

3 - آدمى توان جلوگيرى از تحقق وعده ها و برنامه هاى خداوند و گريز از آن را ندارد.

إن ما توعدون لأت و ما أنتم بمعجزين

در لسان العرب آمده است: «معنى الاعجاز الغوث و السبق». يعنى اعجاز فرو نهادن و پيشى گرفتن است. «معجزه» اسم فاعل آن، به معنى فروگذارنده و پيشى گيرنده است. يعنى شما نمى توانيد از بروز قيامت و وعده هاى خداوند جلوگيرى كنيد و يا بر آن پيشى گيريد و از شمول آن خارج گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 53 - 6

6 - دفع عذاب استيصال ، به هنگام وقوع آن ، در توان هيچ كس نيست .

قل إى و ربى إنه لحق و ما أنتم بمعجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 34 - 8

8- ناتوانى انسان از شناخت همه نعمت هاى الهى

و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها

ناتوانى انسان از شمارش نعمتهاى الهى ممكن است به اين دليل باشد كه او از شناخت بسيارى از نعمتهاى الهى عاجز است، تا چه رسد به شمارش همه آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 3

3- انسان ها ، هر چند از همه امكانات و استعداد هاى خويش بهره جويند ، باز در برابر قدرت نامحدود خداوند ناتوانند .

و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 84 - 4

4- انسان در برابر اراده خداوند ، موجودى ناتوان است .

فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 46 - 8

8- توانايى هاى انسان در برابر عذاب الهى ، فاقد كارآيى است .

أو يأخذهم فى تقلّبهم فما هم بمعجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 37 - 3

3- انسان ها ، ناتوان تر از آنند كه با غرور و گردن فرازى ، بتوانند رخنه اى در زمين ايجاد كنند و يا قامت خود را به كوه ها برسانند .

و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً

«لن» براى نفى ابدى است و دلالت بر تعجيز دارد و در اين آيه، حكايت از آن دارد كه: انسان، از شكافتن زمين با گامهاى سرمستانه خود و عاجز و ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 12

12- آدميان ، از درك عميق و فهم كامل تسبيح همه موجودات هستى براى خداوند ، ناتوانند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه مخاطب آيه، همان گونه كه از ظاهر آن برمى آيد، انسانها باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 1،3،4،8

1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعلام ناتوانى انس و جن در آوردن همانند قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

3- قرآن ، حاوى حقايق ، آموزه ها و معارفى است كه انس و جن هرگز توان دست يافتن به آن حقايق را ، بدون وحى پيدا نخواهند كرد .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هذا القرءان لايأتون . .. ظهيرًا

ناتوانى انسانها و جنيان از آوردن همانندى براى قرآن، مطلق است و شامل معارف و آموزه هاى آن نيز مى شود.

4- نيرو هاى بشرى و جنى ، حتى در صورت پشتيبانى و هميارى يكديگر ، از آوردن همانند قرآن و هماوردى با آن ، عاجزند .

قل لئن اجتمعت . .. و لو كان بعضهم لبعض ظهيرًا

8- عجز انسان از آوردن همانند قرآن ، بيانگر دانش و توان اندك وى در برابر خداست .

و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً . .. قل لئن اجتمعت ... لايأتون بمثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 23 - 5

5- حوادث آينده ، از علم و قدرت قطعى انسان خارج است .

و لاتقولنّ لشاْىء إنّى فاعل ذلك غدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 5

5- انسان ، از مقابله با اراده ناتوان است .

فتصبح صعيدًا زلقًا . أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

«لن» براى نفى هميشگى است. جمله «لن تستطيع له طلباً» يعنى، اگر خداوند بخواهد آب ها را فرو ببرد، كسى نمى تواند در جست وجوى آن برآمده و موفق به يافتن آن گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 4

4- اسباب و علل اعطاى مال و اولاد ، از امور غيبى بوده و از حيطه آگاهى انسان ها بيرون است .

أطّلع الغيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 4

4- عذاب الهى بسيار سخت و انسان در برابر آن ، بسيار ناتوان است .

و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يويلنا

اين كه كافران لجوج، با لمس و احساس اندك عذاب الهى، اعتراف به حق مى كنند، بيانگر شدت عذاب الهى و ضعف انسان در برابر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 73 - 4

4 - بشر ، بدون هدايت وحى ، ناتوان از شناخت و پيمودن راه درست

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 17

17 - هيچ كس بيرون از مشيت خدا و بدون برخوردارى از فضل و رحمت او ، قادر بر مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات نيست .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 16

16 - ذات خداوند ، حقيقتى دست نايافتنى و غير قابل شناخت براى بشر

اللّه نور السموت و الأرض مثل نوره كمشكوة . .. نور على نور

برداشت ياد شده، بر اساس اين دو نكته اى است كه در «تشبيه نور خدا» وجود دارد: 1- به جاى تشبيه ذات خدا، يكى از اوصاف او - كه نور باشد - مورد تشبيه قرار گرفت در حالى كه آيه شريفه، در مقام معرفى خود خداوند است. 2- نور خدا - كه امرى نامحسوس است - به چند چيز محسوس و قابل شناخت براى همگان تشبيه شده است. بنابراين ذات خدا، شناختنى نيست و آنچه قابل شناخت است، صفات او مى باشد. اين شناخت نيز در محدوده شناخت محسوسات ميسر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 8

8 - فرايند رويش درختان در دامان طبيعت ، خارج از قلمرو توان بشر

ما كان لكم أن تنبتوا شجرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 12

12 - بشر ، ناتوان از ارائه كتابى برتر و هدايت كننده تر از قرآن و تورات

قل فأتوا بكتب . .. هو أهدى ... إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 68 - 5

5 - بشر ، فاقد صلاحيت گزينش پيامبر و تشريع قانون براى مردم

و ربّك . .. يختار ما كان لهم الخيرة

«خيرة» به معناى «تخيّر» (اختيار كردن) است; مانند «طيرة» كه به معناى «تطيّر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 1

1 - انسان ها ، هيچ گاه ، قدرت ناتوان كردن خداوند را ندارند .

و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و لا فى السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 3

3 - انسان ، در جلوگيرى از تحليل و سستى قواى خويش به هنگام پيرى ، ناتوان است .

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 10 - 2،7،8

2 - بشر از فرمانروايى بر جهان هستى ، محروم و ناتوان است .

أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما

7 - بشر ، ناتوان از صعود كامل به تمامى آسمان ها و دستيابى به همه حقايق عالم

فليرتقوا فى الأسبب

«سبب» (مفرد «أسباب») به معناى ريسمانى است كه به وسيله آن فرد از درخت خرما و مانند آن بالا مى رود و مقصود از آن مى تواند وسيله صعود به آسمان ها باشد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين احتمال است. گفتنى است: امر «ليرتقوا» در تعجيز به كار رفته است; يعنى، به دنبال وسيله هاى صعود برويد; ولى هرگز نمى توانيد.

8 - بشر ، ناتوان از دستيابى به حقايق مربوط به گزينش پيامبران و برگزيدن رسولان الهى به انتخاب خود

فليرتقوا فى الأسبب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه امر «فليرتقوا» مربوط به انتخاب پيامبران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 51 - 9،10

9 - ناتوانى انسان ها در دنيا ، از دفع عذاب الهى و پيامد هاى هلاكت بار ستم خويش

و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا و ما هم بمعجزين

10 - انسان ها ، مقهور اراده و قدرت خدا هستند .

و ما هم بمعجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 7

7 - مفاهيم وحى ، قبل از نزول در قالب واژگان عرب ، مفاهيمى فراتر از عقل بشر بوده است .

إنّا جعلنه قرءانًا عربيّا لعلّكم تعقلون

از اين كه فلسفه عربى بودن قرآن، خردورزى در آن قرار داده شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 11

11 - دستاورد هاى بشرى در زمينه تسخير طبيعت و موجودات ، مرهون توفيق و امداد الهى است ; نه توانايى انسان .

و ما كنّا له مقرنين

«إقران» (مصدر «مقرنين»)، به معناى قدرت داشتن و توانا بودن بر چيزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 7

7 - پروردگار گستره هستى ، فراتر از دسترسى انديشه بشر و منزّه از توصيف هاى خلق

سبحن ربّ السموت و الأرض ربّ العرش عمّا يصفون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «سبحان . .. عمّا يصفون» نظر به همه خلق داشته باشد و از آن جهت كه عام است، شامل مشركان نيز بشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 4

4- انسان بى اتكا به پروردگار ، ناتوان از مبارزه با ظلم و كفر

و إنّى عذت بربّى و ربّكم

موسى(ع) با اين كه در سير دعوت به توحيد و رهايى بندگان براى رفع استثمار و ترويج توحيد، از «سلطان مبين» برخوردار بود; با اين حال خويش را در برابر هجوم دشمنان نيازمند به حمايت و امداد پروردگار مى ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 4

4 - ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن و يا همانند آن

تنزيل الكتب من اللّه العزيز

برداشت بالا با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود. ب) مطرح ساختن عزت و شكست ناپذيرى خداوند در مورد قرآن، در ابعاد مختلفى تصوير مى شود; از جمله در بُعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 20 - 3

3 - انسان ، بدون روشنگرى هاى وحى ، ناتوان از درك عميق بسيارى از حقايق هستى

هذا بصائر للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 4

4- ناتوانى بشر از ارائه كتاب ، برنامه و معارفى فراتر از قرآن

تنزيل الكتب من اللّه العزيز

از ارتباط ميان «تنزيل الكتاب» با وصف «العزيز» نوعى تحدى استفاده مى شود طرح عزت و شكست ناپذيرى خداوند در زمينه نزول قرآن در ابعاد مختلفى تصوير مى شود و از جمله در بعد محتوايى و لفظى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 10

10- توانمندى هاى فكرى و مادى بشر ، بى اثر در مقابله با عذاب محتوم الهى

و لقد مكّنّ-هم . .. فما أغنى عنهم سمعهم و لا أبصرهم و لا أفئدتهم من شىء

واژه «مكّنّا» اشاره به توانمندى مادى و واژه هاى «سمع»، «أبصار» و »أفئدة» اشاره به ابزار علمى و معرفتى است كه هيچ يك از اينها براى قوم عاد ثمر نبخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 3،4

3 - بشر ، ناتوان از آوردن سخنى نو و پرطراوت چون قرآن

فليأتوا بحديث مثله

امر در «فليأتوا» براى تعجيز و بيان ناتوانى بشر از آوردن سخنى مانند قرآن است.

4 - عجز آدميان از آوردن سخنى همچون قرآن ، برترين گواه بر الهى بودن آن

فليأتوا بحديث مثله إن كانوا صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 16 - 3

3 - انديشه بشر ، ناتوان از درك برخى حقايق عالم

إذ يغشى السدرة مايغشى

از اين كه پوشش «سدرة المنتهى»، به صورت مبهم (آنچه مى پوشاند) آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 24 - 1

1 - عجز و ناتوانى انسان ، در دستيابى به تمامى تمنيات و آرزو هاى خويش

أم للإنسن ما تمنّى

استفهام در عبارت «أم للإنسان» انكارى است; يعنى، «ليس للإنسان ماتمنّى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 2

2 - علم غيب و آگاهى به فرجام امور ، غيرقابل دسترسى براى انسان

أعنده علم الغيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 69 - 1

1 - تشكيل دادن ابر و ريزاندن باران از آن ، خارج از قلمرو توانايى بشر

ءأنتم أنزلتموه من المزن

«مزن» به معناى ابر است. استفهام در «ءأنتم...» استفهام انكارى و معادل حرف نفى است; يعنى، شما نمى توانيد آبى را كه مى نوشيد، از ابر فرود آوريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 72 - 1

1 - ايجاد و آفرينش درخت آتش زنه ، خارج از قلمرو توانايى بشر

ءأنتم أنشأتم شجرتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 78 - 2

2 - لوح محفوظ ، كتابى غير قابل دسترسى براى بشر

فى كتب مكنون

«مكنون» به معناى نهفته و پنهان است. مقصود از آن، پنهان بودن محتويات لوح محفوظ از ديد بشر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 85 - 3

3 - انسان ، ناتوان از مشاهده و درك حضور خداوند و فرشتگان در كنار محتضر

و نحن أقرب إليه منكم و لكن لاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 86 - 6

6 - ناتوانى انسان براى گريز از مرگ ، نشانه آن است كه او تحت قيمومت و تدبير خداوند قرار دارد .

فلولا إن كنتم غير مدينين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 22

22 - ناتوان بودن همگان ، حتى پيامبران ، از مصونيت بخشيدن به انسان در برابر عذاب الهى

و ما أملك لك من اللّه من شىء

با توجه به اين كه استغفار براى رفع عذاب صورت مى گيرد; جمله «و ما أملك. ..» مى رساند كه چنانچه استغفار، مورد پذيرش خداوند قرار نگيرد، من در برابر عذاب الهى كار ديگرى نمى توانم انجام دهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 3 - 2

2 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت قيامت ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما الحاقّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 22 - 5

5 - هيچ كس ، توانايى پناه دادن به انس و جن در برابر عذاب الهى را ندارد .

و لن أجد من دونه ملتحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 5

5 - ناتوانى و نادانى انسان ، در آغاز تولد

ذرنى و من خلقت وحيدًا

كلمه «وحيداً» مى تواند حال براى مفعول محذوف باشد; يعنى، «خلقته منفرداً». بر اين اساس و به قرينه آيات بعد (و جعلت له مالاً ممدوداً ...)، مقصود از «خلقت وحيداً»، ناتوانى و نادارى انسان در آغاز تولد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 27 - 2

2 - شناخت حقيقت دوزخ ، بس دشوار و دست نيافتنى براى بشر

و ما أدريك ما سقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 3

3 - آگاهى از صالح يا ناصالح بودن افراد ، براى همگان مقدور نيست .

و مايدريك

«ما» براى استفهام است و جمله «مايدريك. ..» (چه چيز تو را آگاه مى سازد)، نشانگر بسته بودن راه آگاهى براى مخاطب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 4

4 - انسان ، بدون خواست خداوند ، حتى از خواستن و تصميم گرفتن نيز عاجز است .

و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 2

2 - هيچ كس ، قدرت فرار از عذاب هاى الهى را ندارد .

ألم تر كيف فعل . .. إنّ ربّك لبالمرصاد

كمين زدن خداوند در راه خطاكاران، كنايه از نبود هيچ راه گريزى از تهديدهاى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 5

5 - توجه به همراه بودن زندگانى با سختى ها ، مايه پى بردن انسان به ضعف خويش در برابر خداوند

فى كبد . أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 9،17

9 - ذات خداوند ، حيرت افزا و غير قابل شناخت است .

اللّه

«اَلِهَ»; يعنى، متحير ماند. برخى اهل لغت در كلمه «اللّه»، اين معنا را مقصود مى دانند. (مفردات)

17 - « قال الباقر ( ع ) معنى قوله « اللّه أحد » المعبود الذى يأله الخلق عن ادراكه و الإحاطة بكيفيته فرد بإلهيته متعال عن صفات خلقه ;

امام باقر(ع) فرمود: . .. معناى قول خدا «اللّه أحد»،[اين است كه او] معبودى است كه مخلوقات از درك حقيقت او و احاطه بر چگونگى او حيران و سرگردان اند. او در اله بودن خود يكتا است و بالاتر از صفات مخلوقات خود است».

116- عجز انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 6

6 - ناتوانى بشر از آوردن سوره اى همانند يكى از سوره هاى قرآن ، نشانه بارز آسمانى بودن قرآن است .

قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 49 - 1

1 - هيچ كس حتى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، جدا از مشيت خداوند ، توانايى جلب منفعت و دفع ضرر از خويشتن را ندارد .

قل لاأملك لنفسى ضرّاً و لانفعاً إلا ما شاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 50 - 1

1 - راه نجات به هنگام وقوع عذاب استيصال بسته است و هيچ كس را توانايى دفع آن نيست .

قل أرءيتم إن أتيكم عذابه بيتاً أو نهاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 10

10- انسان ، ناتوان از تشخيص زمان مرگ خويش و پايان زندگانى بشر در دنيا

يمتعكم متعًا حسنًا إلى أجل مسمًّى

نكره آمدن «أجل» اشاره به اين دارد كه: پايان زندگى انسانها، هر چند مشخص و معين است، ولى براى آنان ناشناخته مى ماند و راهى براى آگاهى به آن ندارند. قابل ذكر است كه مراد از «أجل» مى تواند پايان زندگى هر فرد باشد و محتمل است مقصود از آن، پايان زندگانى مجموعه انسانها در دنيا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 1،6،9

1- انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم

ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» - به قرينه «فهل أنتم مسلمون» - متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان - دعوت شما را اجابت نكردند ... .

6- قرآن ، به دليل ناتوانى همگان از آوردن كتابى همسان آن ، نشانه يكتايى خدا و نبود هيچ معبودى شايسته پرستش جز او

فإلّم يستجيبوا لكم فاعلموا . .. أن لا إله إلاّ هو

«أن لا إله إلاّ هو» - كه حاكى از يكتايى خدا و ضرورت توحيد عبادى است - عطف بر «أنما أُنزل . ..» مى باشد لذا جزاى شرط (فإلّم يستجيبوا) خواهد بود و حكايت از آن دارد كه قرآن، به دليل ناتوانى بشر از آوردن همانند براى آن، خود نشانه اى

بر توحيد است.

9- ناتوانى همگان ، از آوردن همانند براى قرآن ، دليل لزوم پذيرش اسلام و تسليم شدن در برابر خداست .

فإلّم يستجيبوا لكم . .. فهل أنتم مسلمون

برداشت فوق ، با توجه به حرف «فاء» كه جمله «هل أنتم . ..» را بر «فإلّم يستجيبوا ...» تفريع كرده است ، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 30 - 4

4- همگان ، ناتوان از دفع كيفر هاى خداوند و عاجز از يارى كردن گرفتاران به عذاب الهى اند .

من ينصرنى من الله

استفهام در جمله «من ينصرنى . ..» استفهام انكارى است. «نصر» به معناى يارى كردن است و چون در آيه با حرف «من» متعدى شده، معناى نجات و خلاص در آن تضمين شده است. بنابراين معناى «من ينصرنى ...» چنين مى شود: هيچ كس نمى تواند مرا از عقاب الهى نجات دهد اگر آنان را طرد كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 5

5- هيچ كس ، توان ايستادگى در برابر مشيت الهى را ندارد .

إنما يأتيكم به الله إن شاء و ما أنتم بمعجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 12

12- همگان از دفع كيفر هاى خداوند و يارى گرفتاران به عذاب هاى او ناتوانند .

فمن ينصرنى من الله إن عصيته

فعل «ينصر» به دليل آنكه با «من» متعدى شده ، متضمن معناى «ينجى» (نجات مى دهد) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 12

12- همگان ، از دفع كيفر ها و عذاب هاى الهى ناتوانند .

إن ربك هو القوىُّ العزيز

بيان اقتدار و شكست ناپذيرى خداوند ، با جمله اى كه حاوى حصر است و قدرت و اقتدار را از ديگران نفى مى كند ، اشاره به اين حقيقت دارد كه: هيچ كس در برابر اراده خداوند ، تاب مقاومت نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 9

9- آدميان ، ناتوان از ضربه زدن به فرشتگان حتى در صورتى كه آنان ، به شمايل انسان ها باشند .

يلوط إنا رسل ربك لن يصلوا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 24

24- اكثريت مردم به جريان امور به تدبير خدا و توان او بر انجام مشيّتهايش و ناتوانى همگان در برابر او ، ناآگاهند .

و الله غالب على أمره و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 10

10- خواست انسان ها و تلاش آنان در برابر اراده خداوند ، شكست خورده و بى ثمر است .

فصرف عنه كيدهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 11

11- هيچ كس و هيچ تدبير و برنامه اى نمى تواند از اجراى تقديرها ، مشيت ها و فرمان هاى تكوينى خدا جلوگيرى كند .

ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله

«اغناء» (مصدر اُغنى) از غَنا و به معناى كفايت كردن و منع نمودن است (برگرفته شده از لسان العرب). «من شىء» مفعول براى «ما اُغنى» و «من الله» حال براى «شىء» مى باشد. بنابراين جمله «ما اُغنى عنكم ...» چنين معنا مى شود: من [با تدبير خويش ]كفايت نمى كنم و باز نمى دارم چيزى (بلا و مصيبتى) را كه از ناحيه خداوند [مقدّر] باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 68 - 7

7- تقدير ها و مشيت هاى الهى ، حاكم بر تدبير بندگان است .

و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم ما كان يغنى عنهم من الله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 3

3- هيچ كس نمى تواند از نزول عذاب الهى جلوگيرى كند .

و ما لهم من الله من واق

«واق» اسم فاعل از «وقاية» است و «وقايه» به معناى مصون داشتن و محافظت كردن است. مقصود از «من الله» به قرينه جمله هاى قبل «من عذاب الله» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 7

7- آدميان در حيات دنيا از تصور و درك صحيح بهشت و ويژگى هاى آن ، ناتوانند .

مثل الجنة التى وعد المتقون

برخى برآنند كه كلمه «مثل» در آيه شريفه به معناى شبيه و مانند مى باشد و به اين نكته اشاره دارد كه آنچه در بيان بهشت ذكر مى شود به عنوان مشابه است و گرنه واقعيت و حقيقت آن چيزديگرى است كه نمى توان آن را توصيف كرد; زيرا بشر در تنگناى حيات دنيا از ادراك آن ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 14

14- بشر ، هيچ گاه قادر به خزينه كردن آب در آسمان ( ابر ها ) نيست .

و ما أنتم له بخزنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 18 - 2

2- انسان ها ، توان شكرگزارى مطلوب و اداى حق نعمت هاى بى شمار خداوند را ندارند .

و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور رحيم

از اينكه خداوند پس از بيان نعمتهاى بى شمار بر بندگان، خود را با صفت «غفور» (آمرزنده) توصيف مى كند، مى توان استفاده كرد كه انسانها از عهده شكر نعمتهاى فراوان الهى بر نخواهند آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 110 - 6،7

6 - هيچ كس ، توان احاطه يافتن بر علم و معلومات خداوند را ندارد .

يعلم ما . .. و لايحيطون به علمًا

مراد از احاطه علمى به خداوند، به قرينه صدر آيه، احاطه به دانسته ها و اسرار نهفته در كارهاى او است.

7 - آدميان ، از وقوف بر همه اسرار و ملاك هاى افعال خداوند ناتوان اند .

و لايحيطون به علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 50 - 1،2،4

1 - با فرارسيدن زمان برپايى قيامت بر اثر صيحه و فرياد مرگ بار ، انسان ها از هرگونه توصيه و اندك سفارشى ، ناتوان خواهند شد .

صيحة وحدة تأخذهم . .. فلايستطيعون توصية

نكره آمدن «توصية» مى تواند براى تقليل باشد.

2 - با فرارسيدن زمان برپايى قيامت بر اثر صيحه و فرياد مرگ بار ، انسان ها از مراجعه به كسان خود ناتوان خواهند بود .

صيحة وحدة تأخذهم . .. فلايستطيعون توصية و لا إلى أهلهم يرجعون

4 - انسان ها به وقت شنيدن صيحه و فرياد سهمگين در آستانه برپايى قيامت ، از هرگونه تحرك و عملى ناتوان خواهند بود .

صيحة وحدة . .. فلايستطيعون توصية و لا إلى أهلهم يرجعون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ناتوانى انسان ها از توصيه و مراجعه به كسان خود، به عنوان مثال و مصداق آمده و مقصود اصلى بيان ناتوانى كامل بشر در برابر مشيت خداوند به برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 6

6 - انسان ها ، در برابر مشيت و اراده الهى ناتوان اند .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. فأنّى يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 4

4 - انسان ها در برابر مشيت خداوند ناتوان اند .

و لو نشاء لمسخنهم على مكانتهم . .. و لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 160 - 2

2 - تمامى انسان ها ، به جز بندگان مخلَص خدا ، از توصيف شايسته او ناتوان هستند .

سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 13

13 - ناتوانى همگان از هدايت گمراه شده الهى

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 2

2 - ناتوانى همگان ، از گمراه كردن هدايت يافته الهى

و من يهد اللّه فما له من مضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 5

5 - انسان ها ، هنگام گرفتارى و رنج ، به ناتوانى خود و قدرت يارى رسانى خداوند پى برده و اعتراف مى كنند .

فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 7

7 - هيچ قدرتى ، توانايى دفاع كردن از مردم در برابر عذاب الهى را ندارد .

فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 6

6 - هيچ كس ، توانايى هدايت كردن گمراه شدگان الهى را ندارد .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 5

5 - انسان ها بدون استمداد از شريعت الهى ، از حل اختلافات خويش ناتوان اند .

و ما اختلفتم فيه من شىء فحكمه إلى اللّه

چنانچه جمله «فحكمه. ..» در مقام انشا باشد از ارجاع حكم به خداوند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 1،2

1 - انسان ها ، هيچ گونه راه فرار و گريزى در برابر قدرت الهى ندارند .

و ما أنتم بمعجزين فى الأرض

كلمه «معجزين» (از ماده «عجز») به معناى به عجز در آوردن است; اما اين كلمه در بسيارى از آيات قرآن به معناى فرار كردن از حيطه قدرت الهى و از چنگال عذاب او آمده است (كه لازمه معناى لغوى آن مى باشد).

2 - انسان ها ، ناتوان از سلطه همه جانبه بر زمين و به كنترل در آوردن همه عوامل طبيعت

و ما أنتم بمعجزين فى الأرض

به عجز درآوردن، ملازم با سلطه يافتن و كتنرل داشتن بر شىء است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 12

12 - ناتوانى مردم از درك بعضى از مصالح اجتماعى خويش و نياز آنان به رهبرى الهى

لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم

تعبير «لعنتّم» مى رساند كه مردم، تمايلاتى دارند كه اگر بنا باشد رهبرى جامعه از تمايلات آنان پيروى كند، خود مردم به مشقت مى افتند و اين نيست مگر از آن جهت كه تمايلات و آراى آنان، در چنين مواردى، غير واقع بينانه و مخالف مصالح واقعى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 4

4 - زمان برپايى رستاخيز ، خارج از قلمرو دانش بشر

و ننشئكم فى ما لاتعلمون

«ما»ى موصوله در «فيما»، مى تواند كنايه از كيفيت خلقت اخروى و يا كنايه از زمان حيات مجدد يافتن انسان در آخرت باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال دوم است; يعنى، ما مرگ را بر اين اساس مقدر كرديم كه در زمانى كه نمى دانيد، شما را بار ديگر ايجاد كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 47 - 1

1 - ناتوانى همگان از نجات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از كيفر الهى ، در صورت دروغ بستن آن حضرت بر خداوند

فما منكم من أحد عنه حجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 14 - 1

1 - شناخت ژرفاى حقيقت و عظمت روز قيامت ( روز داورى ميان اهل حق و باطل ) ، بس دشوار و دست نايافتنى براى بشر

و ما أدريك ما يوم الفصل

از تعبير «و ما أدراك. ..»(چه چيز آگاه ساخت تو را...) استفاده مى شود: قيامت، حقيقتى بس بزرگ و عميق است كه كسى به درستى و شايستگى از آن آگاه نيست و تنها در پرتو وحى الهى، قابل شناخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 3

3 - ظهور ناتوانى كامل بشر ، در برابر خداوند در عرصه قيامت

فإن كان لكم كيد فكيدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 11

11 - ناتوانى همگان ، از گفتوگوى خودسرانه با خداوند در قيامت

لايملكون منه خطابًا

مرجع ضمير فاعلى «لايملكون»، موجودات عاقلى است كه از «ما بينهما» دانسته مى شود. «منه» حال براى «خطاباً» و حرف «من» براى اتصال و ارتباط است. مفاد آيه اين است كه در رابطه با خداوند، هيچ سخنى براى آنان مقدور نيست. به قرينه آيه بعد، مى توان گفت: مراد كلام نادرست و شفاعت غير مأذون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 16 - 2

2 - انسان ها در قيامت ، مقهور نظام كيفرى خداوند و ناتوان از هرگونه استتار و مقاومت

و ما هم عنها بغائبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 17 - 1

1 - شناخت حقيقت قيامت ، براى همگان ميسّر نيست .

و ما أدريك ما يوم الدين

استفهام «ما أدراك» (چه چيز تو را دانا ساخت)، حاكى از محروميت عموم مردم از ابزار شناخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 18 - 1

1 - انسان ، فاقد ابزار شناخت براى تصور قيامت و پى بردن به حقيقت آن

ثمّ ما أدريك ما يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 19 - 1،5،11

1 - هيچ كس در قيامت ، براى انجام دادن كارى به نفع ديگران ، از خود اختيار و مالكيتى ندارد .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

5 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر ، از حوادث بزرگ و وصف ناپذير قيامت

و ما أدريك . .. ثمّ ما أدريك ما يوم الدين . يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا

11 - ناتوانى انسان ها از يارى رسانى به يكديگر در قيامت ، جلوه اى از حاكميّت مطلقه خداوند بر رخداد هاى آن است .

يوم لاتملك نفس لنفس شيئًا و الأمر يومئذ للّه

ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، گوياى برداشت ياد شده است.

117- عجز اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 8

8 - ناتوانى مردم انطاكيه در برابر دعوت به حق و پيام روشن پيامبران خود

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و پيام روشن آنان، گوياى حقيقت ياد شده است.

118- عجز باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 4

4- مرد مؤمن ، با بيان ناتوانى ثروت مند مغرور از دسترسى به آب فرو رفته ، او را به وابستگى نعمت ها به مشيّت الهى ، آكاه ساخت .

لولا . .. قلت ما شاء اللّه ... أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 43 - 6

6- مرد مشرك ، از دفع عذاب از خويش ، ناتوان بود .

و ما كان منتصرًا

«انتصار» به معناى «حفظ خود از ظلم و تعدى» است (لسان العرب). در مورد آيه، به معناى «حفظ خود از عذاب» است; يعنى، ثروت مندِ مغرور، راهى براى دفع عذاب و نجات از مخمصه اى كه بدان گرفتار شده بود، نداشت.

119- عجز بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 4

4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن

ما أنتم عليه بفتنين

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.

120- عجز بت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 3

3 - ناتوانى بتها از رساندن نفع و ضرر، نشانه خردمندانه نبودن پرستش آنهاست.

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 2،3،4،7

2 - اعضاى تعبيه شده در بت ها ، فاقد كمترين توان و اثر مطلوب

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.

4 - خداوند با تشريح ناتوانى بت ها ، مشركان را به بطلان شرك و باورهايشان رهنمون ساخت .

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 4،5،6

4- آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق - به تناسب مورد - امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.

5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».

6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 8

8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 5،6

5- آزر ، پرستشگر بت هايى فاقد شنوايى و بينايى و كارآيى و ناتوان از دفع آسيب ها

ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

6- فقدان ادراك بت ها و ناتوانى آنها در برآورده ساختن نياز ها و جلوگيرى از گزند ها ، استدلال ابراهيم ( ع ) بر ناروابودن بت پرستى

يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

«إغناء» (مصدر «لايغنى») به معناى كفايت كردن و بازداشتن است. (برگرفته از «لسان العرب») و جمله «لايغنى عنك شيئاً»، يعنى از تو چيزى را دفع نكرده و تو را از آن كفايت نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 58 - 5

5- باقى ماندن بت بزرگ به وسيله ابراهيم ( ع ) ، براى مراجعه بت پرستان به آن و درك عجز بت ها بود .

فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 59 - 3

3- قوم ابراهيم ، پس از مشاهده در هم شكسته شدن بت ها ، به عجز و ناتوانى آنها پى بردند .

إلاّكبيرًا . .. إليه يرجعون . قالوا من فعل هذا بالهتنا

از اين كه قوم ابراهيم، بت ها را مورد سؤال قرار ندادند و به دنبال عاملى غير از آنها بودند، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد. به ويژه اگر ضمير در «إليه» به «كبيراً» (بت بزرگ) بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 63 - 5

5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان

فسلوهم إن كانوا ينطقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 1،2

1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .

فرجعوا إلى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.

2- قوم بت پرست ابراهيم پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به يك ديگر مراجعه كرده و به سرزنش هم پرداختند .

فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون

برداشت، براساس اين احتمال است كه مقصود از «أنفسهم» رجوع هر يك از بت پرستان به يك ديگر باشد كه با مخاطب قرار دادن هم ديگر (فقالوا إنّكم أنتم. ..) به ملامت هم پرداختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 65 - 5

5- اعتراف قوم بت پرست ابراهيم ، به بى بهرگى بت ها از نطق ، كلام ، علم و عقل

لقد علمت ما هؤلاء ينطقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .

فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 2

2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 1

1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 3

3 - تذكر ابراهيم ( ع ) به نقش نداشتن بت ها در بيمارى و شفايابى انسان

و إذا مرضت فهو يشفين

تعبير «فهو يشفين» تأكيد بر اين حقيقت است كه تنها خدا در بهبود و شفاى انسان مؤثر است. و چون مخاطب اين تأكيد بت پرستانند، در حقيقت تأكيد ابراهيم(ع) بر سلب هرگونه تأثير بت ها در سلامتى انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 91 - 2

2 - استهزاى معبود هاى مشركان در بتكده از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنان از خوردن بود .

فراغ إلى ءالهتهم فقال ألا تأكلون

استفهام در «ألا تأكلون» براى استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 92 - 1،3

1 - استهزاى معبود هاى مشركان از سوى ابراهيم ( ع ) ، با توجه به ناتوانى آنها از سخن و گفتوگو

ما لكم لاتنطقون

3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن

فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 4

4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 3

3- ناتوانى بت ها از شنيدن و اجابت نيايشِ مشركان ، دليلى واضح بر بيهودگى عبادت آنها

و من أضلّ ممّن يدعوا . .. من لا يستجيب ... و هم عن دعائهم غفلون

121- عجز بتهاى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 63 - 4

4- ابراهيم ( ع ) با درخواست از بت پرستان براى بازجويى از بت ها ، عجز و ناتوانى آنها را براى آنان به نمايش گذاشت .

فسلوهم إن كانوا ينطقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 2

2- قوم ابراهيم ، چيزهايى را مورد پرستش قرار مى دادند كه نه هيچ سودى به حال آنان داشت و نه زيانى .

قال أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

122- عجز برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 16

16- برادران يوسف از شنيدن و احساس كردن وحى الهى به او ، ناتوان بودند .

و أوحينا إليه . .. و هم لايشعرون

برداشت فوق ، مبتنى بر اين نكته است كه عامل حال (و هم لايشعرون) فعل «أوحينا» باشد. بر اين اساس مفاد «و هم لايشعرون» چنين مى شود: آنان وحى ما را به يوسف(ع) نمى فهميدند.

123- عجز بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 4

4 - ناتوانى مشهود بنى اسرائيل از مقابله با سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 2

2- بنى اسرائيل ، گرفتار سلطه فرعونيان و ناتوان از ر ها ساختن خويش

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

مصداق مورد نظر از «عباداللّه» ممكن است بنى اسرائيل باشد.

124- عجز بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 8

8- بيماردلانِ منافق ، ناتوان از درك خير واقعى خويش و پيمودن راه صدق و جهاد

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولئك ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم

با توجه به ارتباط آيات، ممكن است به ميان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم» - بيانگر اين معنا باشد كه صداقت با خدا و دستورات او، تضمين گر منافع آدمى است; اما افسوس كه بيماردلان در نتيجه كورى باطنى عاجز از درك مصالح آن اند.

125- عجز پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 15

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

126- عجز جادوگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 8

8 - جادوگران ، از رسيدن به پيروزى و دستيابى به آرزو هاى خود ناتوانند .

لا يفلح السحرون

127- عجز جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 4

4 - جاذبه نيرومند معجزه موسى ، توان هرگونه درنگ و مقاومت را از ساحران فرعون سلب كرد .

فأُلقى السحرة

فعل «أُلقى» مجهول است و دلالت دارد كه ساحران وادار به سجده شدند، به گونه اى كه گويا عاملى آنها را بر سجده مجبور ساخته است.

128- عجز جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 3

3 - عناصر ناآگاه و جاهل به وحى ، فاقد طرح و برنامه اى ثمربخش در برابر فرمان و برنامه خداوند

إنّهم لن يغنوا عنك من اللّه شي-ًا

129- عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 88 - 1،3،4

1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعلام ناتوانى انس و جن در آوردن همانند قرآن

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله

3- قرآن ، حاوى حقايق ، آموزه ها و معارفى است كه انس و جن هرگز توان دست يافتن به آن حقايق را ، بدون وحى پيدا نخواهند كرد .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ على أن يأتوا بمثل هذا القرءان لايأتون . .. ظهيرًا

ناتوانى انسانها و جنيان از آوردن همانندى براى قرآن، مطلق است و شامل معارف و آموزه هاى آن نيز مى شود.

4- نيرو هاى بشرى و جنى ، حتى در صورت پشتيبانى و هميارى يكديگر ، از آوردن همانند قرآن و هماوردى با آن ، عاجزند .

قل لئن اجتمعت . .. و لو كان بعضهم لبعض ظهيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 12 - 1،2،3

1 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از عاجز ساختن خداوند و حركت در جهت خلاف مقررات الهى

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض

2 - اعتراف مؤمنان جن ، به ناتوانى جن از فرار از سيطره الهى و ناتوان ساختن خداوند از دستيابى به آنان

و لن نعجزه هربًا

3 - نزول قرآن ، موجب معرفت جن نسبت به جايگاه خداوند در جهان هستى و شناخت موقعيت ضعيف و پوچ خود

و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فى الأرض و لن نعجزه هربًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 22 - 5

5 - هيچ كس ، توانايى پناه دادن به انس و جن در برابر عذاب الهى را ندارد .

و لن أجد من دونه ملتحدًا

130- عجز جنبندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 9

9- هيچ جنبنده اى - چه انسان و چه حيوان - بدون خواست خداوند ، توانا بر ضرررسانى به ديگرى نيست .

ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ... ما من دابّة إلاّ هو ءاخذ بناصيتها

مقصود از بيان سلطه خداوند بر همه جانداران ، به دليل وقوع آن پس از مبارزه طلبى هود(ع) و توكل بر خداوند ، اين معناست كه: همه چيز مقهور خواست خداوند است و بدون رخصت او ، هيچ جاندارى - چه رسد به بتهاى بى جان - توانا بر ضرر رسانى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 1،2

1 - بسيارى از جانداران ، توان تهيه روزى خود را ندارند .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

«حمالة» مصدر «تحمل» به معناى «كفالت و برعهده گرفتن» است.

2 - خيلى از جنبندگان ، توان ذخيره سازى مواد غذايى خود را ندارند .

و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها

در اين كه «مراد از «لاتحمل رزقها» چيست؟»، دو احتمال وجود دارد: يكى، تأمين روزى است و ديگر حمل و ذخيره سازى آن است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

131- عجز جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 2

2 - ناتوانى مؤمنان جن ، از درك صحيح تقدير الهى در ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

132- عجز جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 113 - 2

2 - ناتوانى دوزخيان از برآورد دقيق مدت زندگى دنيوى خود ، در مقايسه با حيات اخروى

قالوا لبثنا يومًا أو بعض يوم فسئل العادّين

«عَدّ و تعداد» (مصدر «عادّين») به معناى حساب نمودن و شماره كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 1

1 - طاغيان و دوزخيان ، در جهنم از ديدن بهشتيان ناتوان خواهند بود .

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

مقصود از «رجال» در آيه شريفه، مؤمنان و تقواپيشگان اند كه در بهشت جاى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 2

2 - طاغيان در دوزخ ، خود را از ديدن بهشتيان و مؤمنان ناتوان خواهند ديد .

أم زاغت عنهم الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 1

1 - كافران و مشركان دوزخى ، ناتوان از دفاع از خود در برابر عذاب الهى

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«إتّقاء» (مصدر «يتّقى») به معناى سپر گرفتن جهت حفظ و دفاع از خود در برابر گزند است. دفاع از خود در برابر عذاب الهى به وسيله صورت - در حالى كه اصولاً انسان ها براى دفاع از خود از دست و پا استفاده مى كنند تا گزندى به صورتشان نرسد - بيانگر اوج ناتوانى دوزخيان از دفع عذاب از خويش است.

133- عجز حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 37 - 5

5 - حق ستيزان در اوج اقتدار و شكوه ، ناتوان از مقابله با عظمت و كبريايى خداوند

و له الكبرياء فى السموت و الأرض

يادكرد جلال و قدرت يگانه و برتر خداوند، در پى ذكر حق ستيزان كافر و ناباور به معاد، مى تواند پيامى هشداردهنده براى آنان و نويدى آرامش بخش براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان باشد.

134- عجز حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 2

2 - كافران لجوج و حق ناپذير ، تنها به هنگام مشاهده نشانه هاى نزول عذاب الهى ، به ناتوانى و بى پناهى خود پى مى برند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

135- عجز حكومت فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 5

5 - شكوه و اقتدار حكومت فرعونى ، امرى ناچيز و مقهور قدرت خداوند بود .

فنبذنهم فى اليمّ

136- عجز خبرگان امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 75 - 8

8 - آگاهان جوامع شرك پيشه از اقامه برهان ، براى اثبات حقانيت شرك در قيامت ناتوان خواهند بود .

فقلنا هاتوا برهنكم فعلموا أنّ الحقّ للّه و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

تعبير «ضلّ عنهم ما كانوا يفترون» كنايه از اين نكته است كه آنان هيچ چيزى كه بتواند موضوع شرك را توجيه كند، به خاطر نخواهد آورد.

137- عجز در وفاى به سوگند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 7،8

7- هنگام سوگند ياد كردن و پيمان بستن با خدا ، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

كردن و پيمان بستن با خدا، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود.

8- وفا نكردن به عهد و قسم در صورت استثناى موارد عذر و ناتوانى ، پيامدى ( عقوبت ، كفاره و . . . ) نخواهد داشت .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم . .. قال الله على ما نقول وكيل

138- عجز در وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 66 - 7،8

7- هنگام سوگند ياد كردن و پيمان بستن با خدا ، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم

كردن و پيمان بستن با خدا، شايسته است صورت ناتوانى از پايبند بودن به پيمان و سوگند استثنا شود.

8- وفا نكردن به عهد و قسم در صورت استثناى موارد عذر و ناتوانى ، پيامدى ( عقوبت ، كفاره و . . . ) نخواهد داشت .

لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم . .. قال الله على ما نقول وكيل

139- عجز دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 5

5 - دشمنان خداوند ، هر چند مجهّز و نيرومند باشند ، از رويارويى با او ناتوان اند .

ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول

140- عجز دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 11

11- توطئه گران ، از درك عوامل شكست و ناكامى خود در توطئه عليه دين ، عاجزند .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب من حيث لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 19 - 1

1 - ارائه دهندگان برنامه هاى ضد دينى ، ناتوان از حمايت نسبت به پيروان خويش در برابر عذاب خداوند

إنّهم لن يغنوا عنك من اللّه شي-ًا

با توجه به اين كه «من اللّه» ممكن است به حذف مضاف باشد; يعنى، «من عذاب اللّه» و با الغاى خصوصيت از مورد پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)، مطلب بالا استفاده مى شود.

141- عجز دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 5

5 - فرورفتگان در زندگى مادى و سرمستان بازى و بيهودگى ، ناتوان از توصيف بايسته پروردگار

سبحن . .. عمّا يصفون . فذرهم يخوضوا و يلعبوا

با توجه به ارتباط دو آيه، مى توان استفاده كرد كه اهل بازى و بيهودگى، قادر به توصيف حق نيستند. در اين صورت وصف «يخوضوا و يلعبوا» مى تواند مشعر به عليت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 13

13 - انسان هاى مادى ، ناتوان از درك گستره قدرت خداوند ، در محاسبات خويش

ما ظننتم أن يخرجوا و ظنّوا . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا

142- عجز رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

143- عجز رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

144- عجز رهبران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 15

15- رهبران مستكبر در جواب استمداد پيروانشان در قيامت ، خود را ناتوان دانسته و كمك به آنان را تعليق به محال مى كنند .

فقال الضعفؤا . .. فهل أنتم مغنون عنّا ... قالوا لو هدينا الله لهدينكم

اينكه مستكبران در جواب استمداد پيروان خود در قيامت مى گويند: اگر خداوند ما را هدايت كرده بود ما هم شما را هدايت مى كرديم، در حالى كه خداوند هم چنين كارى را هرگز انجام نداده است، در واقع برآوردن خواسته آنان را تعليق به محال مى كند.

145- عجز زكريا(ع) از تكلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 5،6

5- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم به مدت سه شبانه روز كامل ، نشانه اى الهى بر زمان تحقق يافتن بشارت فرزند

بود .

قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

«سويّاً» يا صفت براى «ثلاث ليال» است و يا حال براى فاعل «ألاّ تكلّم» و در هر دو صورت مراد از «سه شب» سه شبانه روز است. آيه چهل و يكم سوره آل عمران شاهد اين معنا است. فعل «ألاّ تكلّم» فعل نفى است و مراد از آن، تكليف زكريا به سكوت نيست، بلكه از صادر نشدن سخنى از زكرياخبر مى دهد.

6- زكريا ( ع ) ، در روز هاى ناتوانىِ از سخن گفتن با مردم ، به عبادت و ذكر خداوند ، قدرت داشت .

ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

واژه «الناس» نشان مى دهد كه عجز زكريا، تنها از سخن گفتن با مردم بوده است و نه به طور مطلق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 2

2- زكريا ( ع ) پس از سكوت سه روزه و ناتوانى از سخن گفتن با مردم ، از عبادتگاه بيرون آمد و نزد مردم حاضر شد .

فخرج على قومه من المحراب

146- عجز زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 16

16- زنان اشراف با ديدن يوسف ( ع ) ، از خود بى خود شده و از ادراك هر چيز جز جمال او ناتوان گشتند .

فلما رأينه أكبرنه و قطّعن أيديهنّ

147- عجز سپاه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 8

8- قواى نظام فرعونى ، محكوم به نابودى و ناتوان از پايدارى در برابر اراده الهى

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

148- عجز سست ايمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 11

11- انسانِ منافق و سست ايمان ، ناتوان از پنهان داشتن هميشگى تزلزل درونى خويش

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از اين كه انسانِ بيماردل سست ايمان، از آيات جهاد به وحشت مى افتد و اين نگرانى در سيمايش ظاهر مى شود، مطلب بالا

به دست مى آيد.

149- عجز شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 2،4

2 - ناتوانى آيين شرك و بت پرستى ، در مبارزه با آيين توحيد و يكتاپرستى

ما أنتم عليه بفتنين

برداشت ياد شده از آن جا است كه ناتوانى مشركان از اغواى مردم از راه خدا، بيانگر ناتوانى آيين آنان در مبارزه با آيين توحيدى است.

4 - آيين شرك و بت پرستى ، آيينى ايستا و ناتوان از پيشرفت و توسعه و فراگير شدن

ما أنتم عليه بفتنين

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد بيان آينده آيين شرك و سرنوشت اين آيين ساختگى است; نه اين كه تنها در صدد بيان وضعيت مشركان در صدراسلام باشد.

150- عجز شفيعان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 3

3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

151- عجز شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 2

2 - نازل كردن قرآن ، خارج از توانايى شياطين

و ما يستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 1

1 - شياطين ، ناتوان از شنود اخبار آسمان

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 11

11 - شيطان ها ، ناتوان از شنود و دستيابى به اطلاعات و اخبار آسمان

و جعلنها رجومًا للشيطين

152- عجز شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 15

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 1

1- شيطان ، از هرگونه سلطه گرى بر مؤمنان متوكل بر خدا ناتوان است .

الشيطن الرجيم . إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

لفظ «سلطان» چون با «تنوين» آمده و بعد از حرف نفى قرار گرفته است، دلالت بر نفى مطلق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 7

7 - شيطان بدون اذن خداوند ، نمى تواند كمترين آسيبى به مؤمنان برساند .

و ليس بضارّهم شيئًا إلاّ بإذن اللّه

153- عجز طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 1

1 - طاغيان و دوزخيان ، در جهنم از ديدن بهشتيان ناتوان خواهند بود .

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

مقصود از «رجال» در آيه شريفه، مؤمنان و تقواپيشگان اند كه در بهشت جاى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 2

2 - طاغيان در دوزخ ، خود را از ديدن بهشتيان و مؤمنان ناتوان خواهند ديد .

أم زاغت عنهم الأبصر

154- عجز ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 17،18

17 - ظالمان نمى توانند خود را از مهلكه مردن و عذاب خواركننده پس از آن رهايى بخشند.

و الملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون

جمله «أخرجوا انفسكم» خطاب ملائكه به ظالمان است، كه اگر مى توانيد خود را از اين مهلكه نجات بخشيد. اين سخن ملائكه از سر استهزا و بيان عجز ظالمان است.

18 - جان كندن ستمگران، همراه با تمسخر ملائكه قبض روح نسبت به آنان و بيان عجز آنان براى رهايى از مرگ است.

أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون

155- عجز غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 3

3 - غافلان از ياد خدا ، پس از حشر در قيامت ، از شناخت راه نجات خويش ناتوان خواهند بود . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ممكن است مراد از كورى آگاه نبودن به فضاى موجود در قيامت و يافتن راه چاره براى رهايى از گرفتارى هاى آن باشد. براين اساس، گويندگان «قد كنت بصيراً» خود را كسانى مى دانند كه در دنيا همه چيز را خوب مى فهميدند و انديشه اى عميق داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 2

2 - دل هاى گرفتار غفلت ، ناتوان از درك و پذيرش پيام پيام آوران الهى

بل قلوبهم فى غمرة من هذا

156- عجز غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 8

8- غير خدا ، فاقد هرگونه نقش و قدرت ، در آغاز و نيز فرجام هستى است .

ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض . .. و يوم يقول نادوا ... فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

عجز فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 1

1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض

برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 27 - 2

2 - فرعون ، عاجز از مقابله با منطق موسى ( ع )

قال إنّ رسولكم . .. لمجنون

اقدام فرعون به متهم كردن موسى به جنون در مقابل منطق قوى او، نشانگر عجز و ناتوانى وى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 29 - 1

1 - روى آورى فرعون به تهديد موسى ( ع ) با احساس ناتوانى از مقابله با منطق او

قال لئن اتّخذت إلهًا غيرى لأجعلنّك من المسجونين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 35 - 8

8 - فرعون ، از چاره انديشى و پيدا كردن راه مبارزه با موسى ( ع ) - به تنهايى - احساس ناتوانى مى كرد .

يريد أن يخرجكم من أرضكم بسحره فماذا تأمرون

مشورت و نظرخواهى فرعون از ديگران - در عين ادعاى خدايى - بيانگر ناتوانى او در مبارزه با موسى(ع) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 2

2 - ناتوانى فرعون از نابود ساختن موسى ( ع ) ، على رغم خشم و دشمنى عميق وى نسبت به او و آيينش

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

مأموريت جديد موسى(ع)، نشانگر آن است كه فرعون على رغم تلاش براى نابودى آيين موسى(ع) نتوانست به خود وى آسيبى برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 39 - 8

8 - قارون و فرعون و هامان ، هيچ گاه ، نتوانستند بر اراده و قضاى خدا ، پيشى گيرند .

و قرون و فرعون و هم-ن . .. و ما كانوا سبقين

به قرينه آيات پيش - كه درباره عذاب اقوام مكذِّب انبيا است - و نيز آيه بعد - كه درباره عقوبت قارون و فرعون و هامان است

• سبقت نگرفتن آنان، سبقت نگرفتن بر امر و قضاى الهى در عذاب مكذبان است.

157- عجز فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 1

1 - اطمينان بخشيدن خداوند به موسى ( ع ) ; مبنى بر ناتوانى فرعونيان از قتل وى

فأخاف أن يقتلون . قال كلاّ

بنابراين احتمال كه «كلاّ» پاسخ «أخاف أن يقتلون» است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 40 - 2

2 - ناتوانى فرعونيان در مبارزه با موسى ( ع ) و منحصر شدن تمام قدرت و تدبير نظام فرعونى در وجود ساحران

لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين

با اين كه در نظام فرعونى تلاش بر حذف همه نيروها و منحصر دانستن فرعون در جايگاه رهبرى بوده است; اما ناتوانى او از مقابله با موسى(ع) و نياز وى به كارآيى ساحران، سبب گشت تا به جاى فرعون، ساحران پيشواى مردم قلمداد شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 8

8 - غرور و تبختر فرعونيان ، در اوج درماندگى و احساس نياز به موسى ( ع )

و قالوا يأيّه الساحر ادع لنا ربّك

158- عجز قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 9

9 - خوارى ، ذلت ، عجز و ناتوانى سخت قارون به هنگام فرورفتن در كام زمين

فما كان له من فئة ينصرونه من دون اللّه و ما كان من المنتصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 39 - 8

8 - قارون و فرعون و هامان ، هيچ گاه ، نتوانستند بر اراده و قضاى خدا ، پيشى گيرند .

و قرون و فرعون و هم-ن . .. و ما كانوا سبقين

به قرينه آيات پيش - كه درباره عذاب اقوام مكذِّب انبيا است - و نيز آيه بعد - كه درباره عقوبت قارون و فرعون و هامان است - سبقت نگرفتن آنان، سبقت نگرفتن بر امر و قضاى الهى در عذاب مكذبان است.

159- عجز قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 68 - 3

3- درماندگى و ناتوانى قوم ابراهيم ، از مقابله با منطق ابراهيم ( ع )

قال أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم . .. قالوا حرّقوه وانصروا ءالهتكم

بت پرستان در برابر سخنان منطقى و مواضع به حق حضرت ابراهيم(ع)، متوسل به زور و تهديد شدند. از اين نكته مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 97 - 3

3 - ناتوانى مشركان از مقابله با منطق و استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و بت پرستى

فى الجحيم

تصميم مشركان بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن آن حضرت - پس از شنيدن سخن منطقى و خردبرانگيزش - گوياى برداشت ياد شده است.

160- عجز قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 8

8- صيحه و غرشى كه قوم ثمود را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه قوم ثمود در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه: صيحه و غرش مهيب آن چنان بود كه قوم ثمود، نتوانستند از خانه هاى خويش - كه طبعاً آدمى در اين گونه موارد از خانه خارج مى شود - بيرون آيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 6

6 - مخالفان صالح ( ع ) ، ناتوان از مقابله منطقى با وى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

اقدام ثموديان به وارد كردن اتهام جنون به صالح(ع) در برابر اندرزهاى خيرخواهانه وى، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 45 - 1

1 - ناتوانى و بى پناهى كامل قوم ثمود ، در برابر صاعقه عذاب

فما استطعوا من قيام و ما كانوا منتصرين

161- عجز قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 4،5

4- آشكار شدن عجز بت ها و تأثير نداشتن آنها در امور آدميان و نيز روشن شدن ناتوانى قوم عاد در برابر خواست خداوند ، هدف هود ( ع ) از فراخوانى مردم ، به مبارزه و توطئه عليه خويش

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«كيدوا» فعل امر از مصدر «كِيْد» (مكر كردن) است. امر در جمله فوق - به تناسب مورد - امر تعجيزى است; يعنى ، درخواستى است براى نشان دادن عجز و ناتوانى مخاطب از انجام كار.

5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».

162- عجز قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 9

9 - حضرت نوح ( ع ) ، قومش را بر قتل خود تحدى كرد و عدم توانايى آنان را بر انجام اين كار ، شاهد درستى ادعاى نبوت خود ، اعلام نمود .

إن كان كبر عليكم مقامى . .. فأجمعوا أمركم ... و لا تنظرون

جمله «فعلى اللّه توكلت» بيانگر شكست ناپذيرى حضرت نوح (ع) به علت متكى بودنش به قدرت لايزال الهى و جمله «أجمعوا أمركم و شركاءكم» بيان ناچيزى قدرت قومش مى باشد.

163- عجز كاشفان اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 28،30

28- گروهى از بازديدكنندگان از اصحاب كهف ، ماجراى آنان را مبهم و خود را از تحليل آن ناتوان ديدند .

فقالوا ابنوا عليهم بنينًا ربّهم أعلم بهم

جمله «ربّهم أعلم بهم» گوياى اين است كه گويندگان آن، به حقيقت ماجراى اصحاب كهف، پى نبردند و علم آن را به خداوند احاله كردند.

30- برترى آگاهى خداوند بر سرگذشت حقيقى اصحاب كهف ، مورد اعتراف كسانى بود كه از كشف حقيقت ماجرا اظهار عجز

مى كردند .

فقالوا ابنوا عليهم بنينًا ربّهم أعلم بهم

164- عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 9

9 - ناتوانى كافران از آوردن همانند براى قرآن ، منشأ اعتراض ها و ايراد هاى آنان به مثل هاى قرآن

فان لم تفعلوا و لن تفعلوا . .. إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما ... و أما الذين

بيان اشكال تراشى كافران به برخى تمثيلهاى قرآن - پس از دعوت آنان به تحدى (فأتوا بسورة) و بيان ناتوانى آنان از آوردن همانند براى قرآن (و لن تفعلوا) - اشاره به ريشه بهانه جوييهاى كافران دارد; يعنى، چون نتوانستند براى قرآن همانند بياورند به بهانه گيرى و اشكال تراشى پرداختند (ماذا أراد اللّه بهذا مثلا)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 3،4،6

3 - كافران به قرآن از حق شنوى ، حق گويى و حق بينى ، ناتوانند .

و مثل الذين كفروا . .. صم بكم عمى

«صم» و «بكم» و «عمى» به ترتيب: جمع أصم (كر) و أبكم (لال) و أعمى (كور) مى باشند. به نظر مى رسد متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل «ما أنزل اللّه» باشد، يعنى: مثل الذين كفروا بما أنزل اللّه.

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .

بكم . .. فهم لايعقلون

تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 9

9 - ناتوانى جبهه كفر در برابر جامعه ايمانى ، آنگاه كه مؤمنان به دستور هاى الهى ( امر به معروف و نهى از منكر ) عمل كنند .

كنتم خير امّة . .. لن يضرّوكم الّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ... ضربت عل

در برداشت فوق، تقوا به معناى عمل به دستورات الهى گرفته شده كه خداوند در آيات پيش به برخى از آنها (امر به معروف، ايمان واقعى و . .. ) اشاره كرده است. يعنى آنگاه كيد دشمنان بى اثر است كه تقوا داشته باشند و به دستورات الهى عمل كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 12

12 - ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8،9

8 - نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

9 - توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 2،3،4

2 - كافران هرگز قادر نخواهند بود خداوند را ناتوان ساخته و مانع تحقق اراده وى شوند .

إنهم لايعجزون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول محذوف از «لايعجزون»، اللّه باشد. اعجاز (مصدر يعجزون) به معناى ناتوان ساختن است.

3 - كافران هرگز با نقض پيمان و خيانت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نخواهند توانست بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشى گيرند و وى را از ادامه رسالت ناتوان سازند .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «سبقوا» و «لايعجزون» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

4 - كافران همواره مقهور خداوند هستند .

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 10

10 - توان رزمى و نيروى مقاومت هر مسلمان ، حتى پس از گراييدن جامعه ايمانى به ضعف ، بيش از دو چندان هر كافر است .

و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 8

8- كفرپيشگان ، در صورت مواجه شدن با عذاب هاى الهى ، از نجات دادن خويش ناتوان خواهند بود .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جمله «ليس مصروفاً عنهم» بيان مى دارد كه عذاب از كفرپيشگان بازگردانده نمى شود و جمله «حاق بهم . ..» به اين نكته اشاره مى كند كه آنان نيز نمى توانند از عذاب بگريزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 1

1- كفرپيشگان در هيچ كجاى زمين ، نمى توانند خود را از سيطره و حاكميت خداوند خارج سازند .

أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأرض

اعجاز (مصدر معجزين) به معناى از دسترس خارج بودن است. بنابراين و با توجه به اينكه مفعول «معجزين» الله است ، جمله «أُولئك لم يكونوا ...» چنين معنا مى شود: آنان هيچ گاه از دسترس خدا (حاكميتو سلطه او) خارج نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 8

8- كفرپيشگان نه مى توانند از نزول عذاب الهى جلوگيرى كنند و نه قادرند از گرفتارشدن به آن ، خود را رهايى بخشند .

إنما يأتيكم به الله . .. و ما أنتم بمعجزين

إعجاز (مصدر معجزين) به معناى فرار كردن و از دسترس خارج شدن است. بنابراين «ما أنتم بمعجزين»; يعنى ، [پس از نزول عذاب] نمى توانيد فرار كنيد و خود را از عذاب برهانيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 6

6- متهم كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سحرشدگى ، نمودى از مستورى قلب كافران و ناتوانى آنان از درك حقايق است .

و جعلنا فى قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا و . .. إذ يقول الظلمون إن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 4

4- بهت زدگى كافران در برابر عذاب ناگهانى ، بازدارنده آنان از هر گونه اقدام دفاعى است .

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم فلايستطعيون ردها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 1،3

1 - كافران ، از شكست دادن و به سستى كشاندن نيروى الهى و جبهه حق - در هر جاى دنيا- ناتوانند .

لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض

در آيه شريفه، متعلق «معجزين» (اين كه كافران چه چيز را به ناتوانى مى كشانند - ذكر نشده است; ولى با توجه به اين كه كافران، همواره درصدد تضعيف جبهه حق و دين الهى اند، مقصود از آن نيروى الهى و جيهه حق است. گفتنى است ظرف «فى الأرض» مى رساند كه اين ناتوانى در همه جاى دنيا وجود دارد.

3 - كافران ، از جلوگيرى از تحقق وعده الهى مبنى بر حاكميت فراگيرى اهل ايمان و پيروزى و امنيت آنان در هر جاى دنيا ، ناتوانند .

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. ليستخلفنّهم فى الأرض ... لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين

برداشت فوق، از ارتباط ميان اين آيه و دو آيه قبل، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 6

6 - ذهن و انديشه كافران ، ناتوان از درك مكر خدا و تدبير الهى عليه آنان

و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 1

1 - دانش و معرفت درباره آخرت ، خارج از محدوده توان كافران

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

«تدارُك» (مصدر «إدارك») عبارت است از پيوستن اجزاى شىء به آن شىء به گونه اى كه از آن اجزا، چيزى باقى نمانده باشد. «ادّارك علمهم فى الأخرة»; يعنى، آنها (كافران) دانششان مصروف جاى ديگرى شده و چيزى از آن باقى نمانده است تا بتوانند آن را درباره آخرت به كار برند. بنابراين آنان نه مجال آن را دارند كه با دلايل علمى، آخرت را رد كنند و نه مجال آن را دارند كه با برهان هاى يقينى آن را اثبات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 11

11 - ناتوانى كافران از زيان رساندن به خدا و مقهور ساختن او با كفرورزى و حق ستيزى خويش

إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم

طرح عزت و قاهريت شكست ناپذير الهى، تعريضى است به آنان كه با حق ستيزى به مبارزه با خدا برخاستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 8

8 - كافران ، هيچ گريزى از حيطه قهر و قدرت خداوند ، ندارند .

نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 6

6 - كافران و مجرمان از انكار رفتار و كردار ناپسند خود ناتوان خواهند بود .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

گواهى دادن دست و پا، مى تواند كنايه از اين نكته باشد كه كافران از هرگونه انكار رفتار زشت خويش ناتوان خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 1

1 - توانايى خداوند بر مسخ كردن كافران ، به گونه اى كه آنان آن چنان زمين گير شوند كه از برخاستن از جاى خود و حركت به پيش و عقب ناتوان شوند .

و لو نشاء لمسخنهم على مكانتهم فما استطعوا مضيًّا و لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 1

1 - كافران و مشركان دوزخى ، ناتوان از دفاع از خود در برابر عذاب الهى

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«إتّقاء» (مصدر «يتّقى») به معناى سپر گرفتن جهت حفظ و دفاع از خود در برابر گزند است. دفاع از خود در برابر عذاب الهى به وسيله صورت - در حالى كه اصولاً انسان ها براى دفاع از خود از دست و پا استفاده مى كنند تا گزندى به صورتشان نرسد - بيانگر اوج ناتوانى دوزخيان از دفع عذاب از خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 11

11 - عجز كافران ، از درك معارف و مفاهيم بلند قرآن

و الذين لايؤمنون فى ءاذانهم وقر و هو عليهم عمىً

جمله «فى آذانهم وقر» (در گوش هاى كافران سنگينى است) و نيز جمله «هو عليهم عمىً» (كورى كافران نسبت به قرآن است) كنايه از ناتوانى كافران نسبت به درك مفاهيم قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 5

5- جوامع كفرپيشه ، با تمامى امكانات و قوا ، بى دفاع در برابر كيفر الهى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 1

1- كافران ، با كفر و حق ستيزى و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناتوان از رسانيدن كمترين زيان به خداوند

إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 1

1 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در ناتوانى كافران از غلبه بر ايشان ، پس از فتح خيبر و صلح حديبيه

و لو قتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبر

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لو قاتلكم. ..» نظر به آينده داشته باشد; يعنى، شما در آينده، همواره پيروز خواهيد بود و هر كه با شما بجنگد، منهزم خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 11

11- شديدترين تهديد ها از جانب كافران و مشركان ، ناتوان از خاموش ساختن نور ايمان در قلب هاى مستعد

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

محيط مكه با آن كه مسخّر مشركان بود و مؤمنان ناگزير به هجرت شده بودند; ولى خداوند از وجود مردان و زنان مؤمن در آن خبر داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 4

4 - كافران ، مأيوس و ناتوان از مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيشگيرى از دعوت آن حضرت

نتربّص به ريب المنون

پناه بردن كافران به آرزو و دلبستن به حادثه، نشانه يأس آنان از مقابله كارساز با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 5

5 - ناتوانى كافران از هماوردى با قرآن ، نشانگر بى صداقتى آنان در اتهام هايشان

إن كانوا صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 2

2 - ناتوانى جبهه كفر با تجهيز تمامى امكانات ، براى غلبه بر اراده خداوند و جبهه ايمان

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 1،10

1 - اطمينان بخشى خدا به مؤمنان درباره ناتوانى منافقان و كافران از رويارويى مستقيم با آنان

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

ضماير فاعل «يقاتلون» به منافقان و كافران (يهود) - كه در آيات قبل مورد اشاره قرار گرفته اند - باز مى گردد و «جميعاً» نظر به اجتماع اين دو گروه دارد.

10 - كافران ، در نبرد هاى قومى و قبيله اى خود جنگاور و سخت كوش ; ولى در برابر جبهه حق ، ضعيف و ناتوان

بأسهم بينهم شديد . .. و قلوبهم شتّى

برداشت ياد شده در صورتى است كه واژه «بأسهم» اشاره به جنگ هايى باشد كه در ميان قبايل خود كافران آن روزگار

متداول بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 6

6 - كافران ، ناتوان از رويارويى با قرآن و مبارزه با تعاليم آن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

كافران، به هنگام شنيدن آيات قرآن به جاى مبارزه با آن و يا نقد و رد تعاليم آن، به متهم ساختن آورنده آن (پيامبراسلام) روى آوردند. از اين نكته مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 2

2 - كافران لجوج و حق ناپذير ، تنها به هنگام مشاهده نشانه هاى نزول عذاب الهى ، به ناتوانى و بى پناهى خود پى مى برند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 8

8 - برخى كافران ناتوان از درك دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ارزش آن و نالايق براى استفاده از آن

و لى دين

165- عجز كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

166- عجز گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 17

17- گمراهان ، به هنگام عذاب الهى و يا مرگ ، به تيره بختى و موقعيت بد خويش آگاه خواهند شد .

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا

به نظر مى رسد عبارت «شرّ مكاناً» در برابر «خير مقاماً» و عبارت «أضعف جنداً» در برابر «أحسن نديّاً» ( در دو آيه قبل) باشد; يعنى، همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.

167- عجز گوساله سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 1

1 - گوساله سامرى ، پيكره اى عاجز از پاسخ گويى و ناتوان از نفع و ضرر رسانى

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً و لايملك لهم ضرًّا و لانفعًا

«رجوع» در كلام فصيح عرب به صورت متعدى نيز استعمال مى شود (مصباح) و «لايرجع. ..»; يعنى گوساله، گفته اى را به آنان بازنمى گرداند و به آنان پاسخى نمى دهد و «لايملك...»; يعنى، گوساله، مالك نفع و ضرر آنان نيست.

168- عجز لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 6

6 - حضرت لوط ( ع ) ، در دفاعِ از ميهمانان اش در صورت تعرض قوم اش به آنها ، ناتوان بود .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا

احساس ناتوانى لوط(ع) و تنگ ديدن عرصه بر خود، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.

169- عجز مأجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 97 - 2

2- يأجوج و مأجوج ، از صعود بر بالاى سد ذوالقرنين و نيز ايجاد رخنه و نقب در آن ، ناتوان بودند .

فما اسطعوا أن يظهروه و مااستطعوا له نقبًا

«ظهور» به معناى «علو» و بالا رفتن است «فما اسطاعوا أن يظهروه» يعنى: «اقوام مهاجم، نتوانستند از آن بالا روند. ». «نقب» به معناى «سوراخ و تونل» است و «ما استطاعوا له نقباً» يعنى: «نتوانستند كه در ديوار سد، تونل و يا معبر ايجاد كنند.».

170- عجز مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 6

6 - كافران و مجرمان از انكار رفتار و كردار ناپسند خود ناتوان خواهند بود .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

گواهى دادن دست و پا، مى تواند كنايه از اين نكته باشد كه كافران از هرگونه انكار رفتار زشت خويش ناتوان خواهند بود.

171- عجز محمد(صلی الله علیه و آله) از شاعرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از گفتن شعر ناتوان بود .

و ما علّمنه الشعر و ما ينبغى له

برخى از مفسران بر آنند كه مقصود از «ما ينبغى له» ناتوان بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرودن شعر و يا مشكل بودن آن براى ايشان است; زيرا خداوند درصدد نفى كامل و قطعى شعر بودن قرآن است و بانفى توانايى شعر گفتن از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اين منظور بهتر حاصل مى شود.

172- عجز مخالفان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 1

1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم

سندع الزبانية

«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)

173- عجز مخالفان نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 2

2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية

174- عجز مردم شمال سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 8

8- همجواران يأجوج و مأجوج ، خود از ايجاد سدّى محكم و غيرقابل نفوذ در برابر هجوم آن متجاوزان ، ناتوان بودند .

فهل نجعل لك خرجًا على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا

175- عجز مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 9

9- ساحل نشينان مناطق غربى سرزمين ذى القرنين ، از رويارويى با نيرو هاى او ناتوان بودند و در برابر تصميمات او ، قدرت مقاومت نداشتند .

وجد عندها قومًا قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب

176- عجز مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 6

6 - ناتوانى يهود و نصارا از مغلوب ساختن و نابود كردن اسلام ، در پرتو تبليغات بى امان خويش

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره

177- عجز مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8،9

8 - نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

9 - توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 10

10 - اعلام قدرت بى انت هاى خداوند به عموم مشركان صدر اسلام و هشدار به بى نتيجه بودن مقاومت در برابر او

و إن توليتم فاعلموا أنكم غير معجزى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 1

1 - مشركان ، آياتى از قرآن را كه حامل معارفى بلند بوده و در ظرف كوچك ذهن آنان جاى نمى گرفت ، انكار مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ما» در «بما لم يحيطوا . .. » اشاره به دسته اى از آيات قرآن باشد و ماى محذوف در «لما يأتهم تأويله» - كه عطف بر «لم يحيطوا» و به تقدير «و كذبوا بما لما يأتهم تأويله» است - اشاره به دسته اى ديگر از آيات باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 9

9 - ستم پيشگان مشرك ، به هنگام مشاهده عذاب ، زبانشان بند آمده ، توانايى اظهار ندامت از كرده هاى گذشته خويش را نخواهند داشت .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 13

13- مشركان تسبيح و ثناگويى موجودات براى خداوند را درك نمى كنند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه اين آيه، ادامه قول پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: «به مشركان بگو. ...»، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 6

6- مشركان ، در مقابله با قرآن و اعلان موضع روشن در برابر آن ، سرگردان و ناتوان بودند .

بل قالوا أضغث أحلم بل . .. بل هو شاعر

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است. اين حرف در مواردى به كار مى رود كه گوينده در صدد بيان نكته اى ديگر بوده و از نكته اول صرف نظر كرده باشد. تكرار اين حرف در يك كلام نشان دهنده اضطراب، ترديد و دو دلى گوينده و يا ناتوانى وى در تصميم گيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 34 - 4

4- مشركان از مقابله و رويارويى با دعوت پيامبراسلام ، ناتوان بودند .

و ما جعلنا . .. أفإيْن متّ فهم الخلدون

از اين كه مشركان در انتظار مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نابودى شريعت وى بودند به دست مى آيد كه در مقابل دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) عاجز بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 7

7 - مشركان ، از ارائه مخلوقى براى معبودان خويش ، ناتوان اند .

فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

امر «أرونى» براى تعجيز است و «بل» اضراب، براى انتقال از غرضى به غرض ديگرى است. جمله بعد از «بل» اشعار دارد به اين كه آنان، نه تنها از درخواست ارائه مخلوق براى معبودى، ناتوانند بلكه آن چنان در بيراهه اند كه هيچ گاه چنين كارى از آنان ساخته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 8

8 - مشركان ، از پاسخ گويى به سؤال « منشأ روزى كيست » ناتوان اند .

قل من يرزقكم . .. قل اللّه

تكرار «قل» در آيه شريفه و اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود متصدى شد كه پاسخ دهد «خداوند منشأ روزى است» نشان مى دهد كه آنان به رغم اعتقادشان به خدايانى غير از خدا، در جواب اين سؤال كه «منشأ روزى كيست» خدايان خود را معرفى نكرده و سكوت اختيار مى كنند. در نتيجه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خود باطن آنان را آشكار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 27 - 9

9 - مشركان ، ناتوان از ارائه تصويرى درست و قابل قبول از حقيقت و جايگاه خدايان ادعايى خود

قل أرونى الذين ألحقتم به شركاء كلاّ بل هو اللّه

از اين كه جوابى از سوى مشركان نقل نشده و خود خداوند زعم و پندار آنان را رد كرده است، به دست مى آيد كه آنان به خوبى مى دانستند كه حقيقت خدايان ادعايى شان قابل ارائه نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 1

1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 161 - 2

2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان

فإنّكم و ما تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 1

1 - كافران و مشركان دوزخى ، ناتوان از دفاع از خود در برابر عذاب الهى

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«إتّقاء» (مصدر «يتّقى») به معناى سپر گرفتن جهت حفظ و دفاع از خود در برابر گزند است. دفاع از خود در برابر عذاب الهى به وسيله صورت - در حالى كه اصولاً انسان ها براى دفاع از خود از دست و پا استفاده مى كنند تا گزندى به صورتشان نرسد - بيانگر اوج ناتوانى دوزخيان از دفع عذاب از خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 82 - 6

6 - بينش شرك آلود ، ناتوان از توصيف بايسته خدا

سبحن ربّ السموت . .. عمّا يصفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 11

11- شديدترين تهديد ها از جانب كافران و مشركان ، ناتوان از خاموش ساختن نور ايمان در قلب هاى مستعد

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

محيط مكه با آن كه مسخّر مشركان بود و مؤمنان ناگزير به هجرت شده بودند; ولى خداوند از وجود مردان و زنان مؤمن در آن خبر داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 5

5 - عجز و ناتوانى مشركان ، از ارائه هرگونه دليل و سند الهى ، بر خداوندگارى معبود هاى خويش

ما أنزل اللّه بها من سلطن

«سلطان»، به معناى حجت و دليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 40 - 3

3 - ناتوانى مشركان ، بر تضمين درستى عقايد دينى خود

سلهم أيّهم بذلك زعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 3

3 - مشركان ، ناتوان از اثبات توانايى معبود هاى ادعايى خويش ، بر شفاعت و تضمين سعادت اخروى براى آنان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

امر در «فليأتوا» براى تعجيز است; يعنى، مشركان ناتوان از اين كاراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 47 - 3،4

3 - مشركان ، ناآگاه از امور غيبى و ناتوان از ارتباط با عالم غيب

أم عندهم الغيب فهم يكتبون

4 - مشركان ، از ارائه هر گونه شاهد عقلى و نقلى - چه از اين جهان و چه از عالم غيب - بر راستى و درستى آيين شرك ناتوان اند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين . .. أم لكم كتب فيه تدرسون ... أم لهم شركاء ... أم عن

از مجموع آيات مربوط به مشركان - كه به صورت پرسش و درخواست از آنان براى ارائه دلايل درستى آيين خويش مطرح شده است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

178- عجز مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 4

4 - مشركان صدراسلام ( مجرمان ) ، براى اثبات يكسانى سرنوشت خويش با مسلمانان ، از ارائه شاهد و هم فكرى از ميان عقلاى عالم ناتوان بودند .

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

179- عجز مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و

دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

180- عجز معبران پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 44 - 2،3

2- خواب گزاران دربار ، تعبير رؤياى مختلط و آشفته را خارج از قلمرو دانش خويش دانستند .

و ما نحن بتأويل الأحلم بعلمين

«ال» در «الأحلام» عهد ذكرى است و اشاره به «أضغاث أحلام» دارد. بنابراين «ما نحن ...» ; يعنى: تأويل آن گونه از رؤياها را كه همانند بافه هاى چند رشته است ، نمى دانيم.

3- معبّران دربار ، على رغم اظهار ناتوانى خويش از تعبير رؤياى پادشاه ، آن را داراى تعبير و تأويل مى دانستند .

قالوا . .. ما نحن بتأويل الأحلم بعلمين

مفاد جمله «و ما نحن . ..» اين است كه اين گونه رؤياها ، تعبير و تأويل دارد و لكن ما بدان واقف نيستيم.

181- عجز معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 5،13

5 - اگر خداوند نعمت بينايى، شنوايى و ادراكى انسان را سلب كند، معبودهاى باطل قدرت بازگرداندن آنها را ندارند.

إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «قل أرأيتم إن أخذ اللّه سمعكم و أبصاركم و ختم على قلوبكم» يقول: إن أخذ اللّه منكم الهدى من إله غير اللّه يأتيكم به . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 191 - 1

1 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه از آفرينشِ كمترين چيزى ناتوان بودند .

أيشركون ما لايخلق شيئا

كلمه «كمترين» در برداشت فوق از نكرده بودن «شيئا» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 192 - 1،2،4

1 - مشركان موجوداتى را مى پرستيدند و شريك خدا مى پنداشتند كه بر يارى رسانى به ايشان ناتوان بودند .

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا

ضمير فاعلى در «لايستطيعون» به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برمى گردد و «هم» در «لهم» به مشركان ارجاع مى شود. يعنى معبودان اهل شرك توانايى يارى رسانى به پرستش كنندگان خود را ندارند.

2 - معبودان مشركان حتى قادر به دفاع از خويش نبودند .

أيشركون ما . .. لا أنفسهم ينصرون

ضميرهاى «أنفسهم» و «ينصرون» به «ما لايخلق»، كه همان معبودان اهل شرك است، برمى گردد. يعنى معبودان، خود را يارى نمى كنند. يارى از خود به معناى دفاع از خويشتن است.

4 - عاجز بودن معبودان اهل شرك بر دفاع از خود و پرستشگران خويش ، دليل عدم لياقت آنها براى ربوبيت و پرستش

أيشركون ما . .. لايستطيعون لهم نصرا و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 193 - 1،2،4،5،6

1 - مشركان هر چند خواستار رهنمودى از معبودانشان شوند ، پاسخى از آنان دريافت نمى كنند .

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «تدعوهم» متوجه مشركان باشد. بر اين مبنا ضمير «هم» به معبودان برمى گردد و «إلى الهدى» به اين معنا خواهد بود: «الى ان يهديهم اصنامهم». بنابراين آيه چنين معنا مى شود: اگر شما مشركان از بتهاى خويش بخواهيد كه شما را راهنمايى كنند، آنها از شما حرف شنوايى ندارند. جمله بعد، خصوصا كلمه «عليكم»، نه «عليهم»، مؤيد اين معنا مى باشد.

2 - معبودان اهل شرك ، موجوداتى ناتوان از هدايتگرى پرستش كنندگان خويش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

4 - ناتوانى معبودان اهل شرك از هدايت آنان و اجابت خواسته هايشان ، دليل بطلان شرك و شايسته نبودن آنها براى پرستش

و إن تدعوهم إلى الهدى لايتبعوكم

5 - درخواست كردن از معبودان دروغين براى درخواست كننده بى ثمر و با لب فرو بستن از درخواست مساوى است .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

6 - معبودان اهل شرك از برآوردن خواسته هاى پرستندگان خويش عاجزند .

سواء عليكم أدعوتموهم أم أنتم صمتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 194 - 5،6،8

5 - توجه دادن اهل شرك به همسانى آنان با معبودانشان در ناتوانى و نيازمندى ، زمينه ساز باور آنان به بطلان شرك و شايسته نبودن معبودان براى پرستش

إن الذين تدعون من دون اللّه عباد أمثالكم

6 - خداوند از مشركان خواست تا براى آزمون توانايى معبودانشان ، نياز هاى خود را از آنان درخواست كنند .

فادعوهم فليستجيبوا لكم

8 - ناتوانى معبودان از اجابت خواسته هاى پرستشگران خويش ، افشاگر پندار باطل و دروغين مشركان ( پندار شريك براى خداوند )

فادعوهم فليستجيبوا لكم إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 195 - 3،7،8

3 - فقدان اثر مطلوب در اعضاى تعبيه شده در بت ها ، دليل ناتوانى بيشتر آنها از عبادتگرانشان

ألهم أرجل يمشون بها . .. أم لهم ءاذان يسمعون بها

جمله «عباد أمثالكم» به همسانى بتها با پرستشگرانشان در نيازمندى و ناتوانى اشاره كرد و آيه مورد بحث با توجه دادن مشركان به اينكه بتها از اعضاى تعبيه شده در آنها هيچ بهره اى نمى برند اين نكته را به آنان يادآور مى شود كه بتها و معبودان دروغين حتى از پرستشگرانشان عاجزتر و ناتوانترند.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

8 - خداوند از مشركان خواست اگر خدايانشان بر امرى توانا هستند با كمك آنها عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) توطئه كنند و براى از ميان بردن وى هيچ درنگى رواندارند .

قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون

«كيدون» مركب از فعل امر «كيدوا» (از «كيد»، به معنى فكر كردن و توطئه چيدن) و نون وقايه است. كسره نون دلالت بر حذف «ياء» متكلم دارد. بنابراين «كيدون» (كيدونى) يعنى عليه من توطئه كنيد. «انظار» مصدر «لاتنظروا» به معناى مهلت دادن است. «لاتنظرون» نيز مركب از فعل نهى و نون وقايه است ; يعنى: فلاتنظرونى، مرا مهلت ندهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 2،3،6

2 - معبودان اهل شرك ، هرگز توان يارى ايشان را ندارند .

و الذين تدعون من دونه لايستطيعون نصركم

3 - معبودان مشركان در برابر حوادث قادر به دفاع از خويشتن نيستند .

و لا أنفسهم ينصرون

6 - ناتوانى معبودان اهل شرك در دفاع از خود و ديگران ، دليلى بر بطلان شرك است .

و لايستطيعون نصركم و لا أنفسهم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 1،2،4،8

1 - معبودان اهل شرك ناتوان از ارائه رهنمون به پرستشگران خود

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا

«تدعوا» جمع مخاطب از «يدعو» و خطاب در آن متوجه اهل شرك است. «هدى» مصدر و فاعل آن ضميرى است كه به «الذين تدعون» در آيه قبل برمى گردد و مفعولش مشركان مى باشد. بنابراين «إلى الهدى» يعنى «إلى أن يهدوكم».

2 - معبودان اهل شرك عاجز از شنيدن سخنان عبادت كنندگان خويش

و إن تدعوهم . .. لايسمعوا

4 - چشم هاى تعبيه شده در بت ها هرگز بر ديدن اشيا توانا نبودند .

و هم لايبصرون

ضميرها در جمله «هم لايبصرون» به «الذين تدعون» برمى گردد.

8 - ناتوانى معبودان اهل شرك از اجابت درخواست ها ، شنيدن سخنان و ديدن اشيا ، دليل بطلان شرك و ناروايى پرستش غير خدا

و إن تدعوهم إلى الهدى لايسمعوا . .. و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 1

1- انسان ها و معبود هاى دروغينشان ، ناتوان از آوردن ده سوره هم طراز قرآن

قل فأتوا بعشر سور مثله . .. فإلّم يستجيبوا لكم

ظاهر اين است كه خطاب در «لكم» و «اعملوا» - به قرينه «فهل أنتم مسلمون» - متوجه مشركان باشد. براين اساس، ضمير فاعلى در «يستجيبوا» به «من استطعتم» باز مى گردد; يعنى، [اى پيامبر ! به مشركان بگو:] اگر كسى و از جمله معبودهايتان، براى آوردن همانند قرآن - به خاطر عجزشان - دعوت شما را اجابت نكردند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 7

7- هيچ كس ( معبودان اهل شرك ) توان يارى كردن گرفتاران به عذاب الهى را نخواهد داشت .

و ما كان لهم من دون الله من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 8

8- بت ها و خدايان پندارى ، هرگز به فرياد پرستشگران خويش نمى رسند و نمى توانند حتى اندكى از عذاب هاى الهى را از آنان دور سازند .

فما أغنت عنهم ءالهتهم التى يدعون من دون الله من شىء لما جاء أمر ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 3

3- خدايان ساختگى اهل شرك ، فاقد هر گونه توان و نيرو براى دفاع از پرستشگران خويش

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

تفريع جمله «لاتك . ..» بر داستانهاى اقوام گذشته، گوياى اين نكته است كه: حال كه داستان مشركان گذشته را شنيدى، اين حقيقت براى تو روشن شد كه خدايان اهل شرك نتوانستند پرستشگران خويش را از مهلكه ها نجات دهند; پس در اين نكته شك و ترديدى به دل راه نده كه خدايان اهل شرك در زمان تو نيز نمى توانند كارى براى پرستشگران خويش انجام دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 7

7- معبود هاى اهل شرك ، فاقد هرگونه اقتدار و سيطره اند .

ما أنزل الله بها من سلطن

برداشت فوق ، بر اين مبناست كه مراد از «سلطان» سيطره و اقتدار باشد. بر اين مبنا ، ضمير در «بها» به «أسماء» - كه مراد از آن معبودهاست - برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 4

4- خدايان دروغين ، از اجابت كردن درخواست ها ناتوانند .

والذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشىء

مراد از ضمير «يدعون» و «لهم» مشركان است و ضميرى كه بايد به موصول (الذين) باز گردد محذوف مى باشد. بنابراين «والذين يدعون ...» ; يعنى ، آن چيزه او كسانى كه مشركان آنان را مى خوانند، ايشان را اجابت نمى كنند به كمترين اجابتى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 10

10- معبود هاى اهل شرك حتى از نفع رسانى به خويشتن و از دفع ضرر از خود ناتوانند .

لايملكون لأنفسهم نفعًا و لا ضرًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 20 - 1،5،6،9

1- خدايان ادعايى مشركان ، قدرت آفرينش هيچ چيزى را ندارند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا

«يدعون» صله «الذين» است و ضمير صله، ضمير مفعولى است كه حذف گرديده و مرجع آن الذين است. مراد از «الذين» به قرينه آيات قبل - كه درباره خدايان ادعايى ناتوان بود - خدايان مشركان است.

5- مشركان ، موجودات فاقد قدرت و دست ساز را خداى خويش قرار مى دادند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از «يدعون» خواندن آن موجودات به عنوان خدا باشد.

6- موجودات دست ساز و فاقد هرگونه قدرت آفرينشگرى ، لياقت الوهيت ندارند و هرگونه عقيده اى به خدايى آنان ، باطل است .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

9- مشركان ، معبودهايى را مى پرستيدند كه فاقد هرگونه قدرت بودند .

و الذين يدعون من دون الله لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 7

7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .

و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 56 - 1،2،9

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام خيالى بودن خدايان برگزيده مشركان و ناتوانى كامل آنها در رفع هرگونه بيچارگى و درماندگى از مشركان

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم

2- هر معبودى جز خدا ، نيرويى خيالى و براى رفع بيچارگى و بدبختى مردم ، فاقد قدرت است .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

«الضرّ» به معناى بدحالى درونى و يا جسمانى است (مفردات راغب).

9- خدايان و معبود هاى مشركان ، از دفع ضرر و نيز متوجه ساختن آن از فردى به فرد ديگر و يا تبديل وضعيت محنت زا به حالت ديگر ، ناتوانند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دونه فلايملكون كشف الضرّ عنكم و لاتحويلاً

مراد از «تحويلاً» مى تواند رفع گرفتارى از كسى و متوجه ساختن آن به ديگرى و يا تبديل وضعيت ناگوار به وضعيت خوب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 3،9

3- معبودان و شركاى پندارى مشركان ، در قيامت ، هيچ پاسخى به كمك خواهى آنان نخواهند داد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

9- در قيامت ، كارامد نبودن معبودان مشركان و بطلان شرك ، آشكار خواهد شد .

فدعوهم فلم يستجيبوا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 12

12- اولياى پندارى كافران ( معبودان باطل ) از دفع عذاب الهى از آنان ناتوانند .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكفرين نزلاً

همزه استفهام در «أفحسب» گوياى آن است كه گمان ولايت براى معبودان، گمانى خطا است; زيرا، عذاب جهنم مهيا است (إنّا أعتدنا. ..) و از معبودان براى دفع آن كارى ساخته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 7

7- قيامت ، روز ظهور حقايق و بطلان شركورزى و بروز ناتوانى معبود هاى ساختگى مشركان از عزت بخشيدن به آنها

ليكونوا لهم عزًّا . .. سيكفرون بعبادتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 21 - 4

4- عجز و ناتوانى خدايان مشركان از احياى مردگان

أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «هم ينشرون» جمله استئنافيه است و يا در محل نصب و صفت براى «آلهة» مى باشد. در هر دو صورت همزه استفهاميه انكارى، پيش از آن در تقدير است و انكار هم از نوع انكار وقوعى است; يعنى، احياى مردگان توسط معبودهاى مشركان محال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 1،2،3

1- معبود ها و خدايان دروغين ، از ايمن ساختن مشركان در برابر عذاب الهى ناتوان اند .

أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا

«أم» در آيه شريفه، از نوع منقطعه و مانند «بل» متضمن معناى استفهام انكارى است. «آلهة» (جمع «إله») نيز به معناى معبودها است.

2- معبود ها و خدايان دروغين مشركان و هر نيرويى جز خداوند ، در حمايت ازخود و حفظ و نگه دارى خويش ناتوان اند .

لايستطعيون نصر أنفسهم

جمله «لايستطيعون. ..» حال براى فاعل «تمنعهم» است كه خدايان و معبودها مى باشند.

3- معبود هاى مشركان از يارى رساندن به خود ناتوان و از يارى خدا محروم اند .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

«يصحبون» (از ريشه «صَحِبَ») به معناى «عاشَر» است و لازمه اين معنا، نصرت و تأييد است; زيرا همنشين از ديگر همنشينان حمايت خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 15

15- ضعف و زبونى كافران و خدايان آنان در برابر اراده خداوند

أفهم الغلبون

همزه در «أفَهُمْ» براى استفهام انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 3

3 - مشركان عصر بعثت ، چيزهايى را مى پرستيدند كه براى آنان نه نفعى داشت و نه ضررى .

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 73 - 7،10

7 - عجز و ناتوانى خدايان اهل شرك - هر چند همگى گرد هم آيند - از آفريدن حتى يك مگس ، دليلى است روشن و غير قابل انكار بر پوچى انديشه شرك .

إنّ الذين تدعون من دون اللّه لن يخلقوا ذبابًا

10 - عجز و ناتوانى خدايان از بازپس گرفتن چيز ربوده شده از آنان به وسيله موجود ناتوانى چون مگس ، يكى ديگر از دلايل بديهى و غير قابل انكار بر بى اساس بودن انديشه و مرام مشركان

و إن يسلبهم الذباب شيئًا لايستنقذوه منه

«سَلَب» (مصدر «يسلب») به معناى ربودن و «إستنقاذ» (مصدر «يستنقذون») به معناى رهانيدن و بازپس گرفتن است; يعنى، اگر همان مگس چيزى را از آنها بربايد، نمى توانند آن را از او بازپس گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 3،4،5

3 - معبود هاى برگزيده مشركان ، نه تنها توانا بر آفرينش هيچ چيزى نبودند ; بلكه خود نيز دست ساز ديگران بودند .

ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از جلب هرگونه سود و نفعى براى خويش و دفع ضرر و زيان از خود

ءالهة. .. لايملكون لأنفسهم ضرًّا و لانفعًا

5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .

ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 1،4

1 - مشركان ، در عصر بعثت ، موجوداتى را مى پرستيدند كه از رساندن نفع و يا دفع ضرر ، ناتوان بودند .

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

4 - معبود هاى مشركان ، ناتوان از سودرساندن و يا دور كردن زيان از عبادت كنندگان خويش

و يعبدون من دون اللّه ما لاينفعهم و لايضرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 59 - 9

9 - ناتوانى معبود هاى باطل از حمايت مشركان در قبال عذاب الهى ، درسى بزرگ براى ساير شرك پيشگان

ءَآللّه خير أمّا يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 13 - 1،8

1 - معبودان مشركان ، در روز قيامت توان شفاعت مشركان را ندارند .

و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا و كانوا بشركائهم كفرين

8 - ناتوانى معبودان مشركان از شفاعت آنها در پيشگاه خداوند ، از عوامل يأس و اندوه آنان در قيامت است .

و يوم تقوم الساعة يبلس المجرمون . و لم يكن لهم من شركائهم شفعؤا

ذكر «و لم يكن لهم. .. شفعؤا» پس از بيان نااميدى مشركان در قيامت، ممكن است براى اشاره به اين نكته باشد كه يأس آنان، ناشى از شفيع نداشتن شان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 5

5 - معبودان مشركان ، هيچ آفريده اى ندارند .

هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 22 - 1،3،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخوان مشركان به آزمودن ناتوانى خدايانشان از طريق دعاى خود

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

3 - خدايان مشركان ، قادر به پاسخ گويى به خواسته هاى آنان نيستند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة

«لايملكون» در مقام جواب واقع شده است. گويا عبارت اين معنا را القا مى كند كه آنان پس از درخواست چه جوابى مى دهند؟ پاسخ اين است كه جوابى نمى دهند، به دليل عدم مالكيتشان.

4 - خدايان مشركان ، مالك هيچ چيزى - حتى به اندازه يك ذرّه - در عالم نيستند .

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 1

1 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از شنيدن دعا و درخواست انسان ها و استجابت آن

إن تدعوهم لايسمعوا دعاءكم و لو سمعوا ما استجابوا لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 3،4،11

3 - معبود ها ، ناتوان از شفاعت كردن به درگاه خداوند براى پرستندگان خويش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا

4 - معبود ها ، ناتوان از نجات پرستندگان شان از گرفتارى و رنج

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ . .. لاينقذون

11 - ناتوانى معبود ها از شفاعت كردن به پيشگاه خداوند و نجات دادن پرستندگان خويش به هنگام گرفتارى ، دليل ناشايستگى آنها براى پرستش

ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ لاتغن عنّى شفعتهم شيئًا و لاينقذون

برداشت ياد شده به جهت اين نكته است كه جمله «إن يردن الرحمان. ..» در مقام تعليل براى جمله «ءأتّخذ من دونه» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 1

1 - معبود هاى ادعايى مشركان ، از هرگونه نصرت و يارى به آنان ناتوان اند .

لايستطيعون نصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 1

1 - ناتوانى مشركان و هم فكران و معبود هاى آنان از يارى يكديگر

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم . .. ما لكم لاتناصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 4،5،6

4 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، ناتوان از برطرف كردن هر گونه گزندى از انسان

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أراد

5 - معبود هاى مورد پرستش مشركان ، خود مقهور اراده خدا و ناتوان در برابر قدرت او هستند .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

6 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان ، از رساندن سود به انسان ها و يا دفع گزند از آنان و نيز مقهور بودنشان در برابر اراده و قدرت خداوند ، با اندك تأمل و دقت نظر روشن مى شود .

قل أفرءيتم ما تدعون من دون اللّه إن أرادنى اللّه . .. برحمة هل هنّ ممسكت رحمته

طرح مسأله ناتوانى معبودها در قالب استفهام و سؤال، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 3،5

3 - معبود ها و شفيعان مشركان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد هرگونه توانايى و تعقل

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

5 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى احتجاج با مشركان و اثبات ناتوانى مطلق معبود ها و پوچى آيين شرك

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

برداشت ياد شده از تصريح به ابلاغ حقيقت ياد شده (قل) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 2

2 - ناتوانى معبود هاى ادعايى مشركان از هرگونه قضاوت

والذين يدعون من دونه لايقضون بشىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 3

3 - معبود هاى ادعايى مشركان ، در دنياو آخرت از استجابت دعا و درخواست انسان ها ناتوان اند .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 86 - 2

2 - معبود هاى دروغين مشركان ، ناتوان از شفاعت و يارى رساندن به آنان در آخرت

و لايملك الذين يدعون من دونه الشفعة

«دعا» (مصدر «يدعون») در اين آيه به معناى پرستش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2،4

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها

ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 2

2- عجز و ناتوانى معبود هاى مشركان ، از اجابت خواسته ها و بر آوردن نياز هاى ايشان

من دون اللّه من لا يستجيب له إلى يوم القيمة و هم عن دعائهم غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 28 - 1،2

1- ناتوانى معبود هاى مشركان ، از يارى آنان به هنگام نزول عذاب

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه نزول عذاب مى باشد - گوياى برداشت ياد شده است.

2- توبيخ مشركان از سوى خداوند ، به خاطر پرستش موجوداتى ناتوان و بى تأثير در سرنوشتشان

فلولا نصرهم الذين اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 41 - 2

2 - معبود هاى ادعايى مشركان ، ناتوان از شفاعت براى مجرمان و يكسان كردن سرنوشت آنان با مسلمانان

أم لهم شركاء فليأتوا بشركائهم إن كانوا صدقين

182- عجز معبودان باطل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 73 - 7

7- خدايان مشركان ، فاقد هرگونه توانايى و قدرت در جهانند .

و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. و لايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 5

5 - معبود هاى دروغين مشركان ، فاقد كارايى و تأثير در نجات آنان از دوزخ

من ورائهم جهنّم و لايغنى . .. و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء

183- عجز معبودان قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) به قوم خود اعلام كرد كه بت ها هيچ گونه توانى براى تأمين روزى آنان ندارند .

و إبرهيم إذ قال . .. إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

184- عجز معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 14

14 - مشركان به هنگام مرگ به پوچى معبودان خويش پى خواهند برد و به كارساز نبودن آنان اعتراف خواهند كرد

قالوا ضلوا عنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 1

1 - معبود هاى مشركين ، نه قدرت بر رساندن نفع و ضرر به انسان را دارند و نه توانايى دفع و جلوگيرى از آن را .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك . .. و إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له

با توجه به اينكه آيه قبل، درباره عدم توانايى معبودها در رساندن نفع و ضرر به انسان است و در اين آيه مى فرمايد اگر خداوند كسى را گرفتار رنج و مصيبت نمايد يا نعمت دهد كسى را توانايى دفع آن نيست، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 4

4- معبود هاى اهل شرك ، ناتوان از رهانيدن آنان از عذاب هاى الهى

و ما لهم من الله من واق

چون روى سخن با مشركان است ، مصداق مورد نظر براى «واق» معبودهاى اهل شرك مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 4

4 - هيچ يك از معبودان جعلى مشركان ، هيچ گونه توانايى خلق و روزى رسانى و مرگ و بازآفرينى انسان ها را ندارند .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم هل من شركائكم من يفعل من ذلكم م

استفهام در آيه، انكارى است و آورده شدن «من» در «من شىء» براى استغراق نفى هر يك از موارد ياد شده است. اسم اشاره «ذلكم» به خلق، رزق، اماته و احياء - مصدرهاى فعل هاى ياد شده در آيه - اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 161 - 2

2 - وانهاده شدن مشركان و معبودهايشان به خود و ناتوانى آنان در برابر خداپرستان و حق جويان

فإنّكم و ما تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

185- عجز معترض به عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

186- عجز معرضان از انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 1

1- اعراض كنندگان از دعوت پيامبران ، ناتوان از مبارزه با حق و گريز از عذاب الهى

و من لايجب داعى اللّه فليس بمعجز فى الأرض

187- عجز معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 3

3 - غافلان از ياد خدا ، پس از حشر در قيامت ، از شناخت راه نجات خويش ناتوان خواهند بود . *

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

ممكن است مراد از كورى آگاه نبودن به فضاى موجود در قيامت و يافتن راه چاره براى رهايى از گرفتارى هاى آن باشد. براين اساس، گويندگان «قد كنت بصيراً» خود را كسانى مى دانند كه در دنيا همه چيز را خوب مى فهميدند و انديشه اى عميق داشتند.

188- عجز مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 6

6 - اقوام تكذيب كننده پيامبران ، به خاطر مهر شدن دلهايشان و با وجود معجزات و براهين روشن ، توانايى پذيرش آنان را نداشتند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به «فما كانوا ليؤمنوا» به جاى «فما آمنوا بما كذبوا به» بيانگر وجود نوعى مانع است كه آنان را از ايمان آوردن بازمى داشت. در جمله بعد، از آن مانع تعبير به «طبعِ قلوب» شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 5

5 - منكران دين و رسالت پيامبران ، رودررو با اراده خداوند و ناتوان از مقابله با آن

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

189- عجز مكذبان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 1

1 - منكران قرآن و تورات ، ناتوان از پاسخ دادن به پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ارائه كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات )

قالوا سحران تظهرا . .. فإن لم يستجيبوا لك

190- عجز مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 79 - 5

5 - منكران دين و رسالت پيامبران ، رودررو با اراده خداوند و ناتوان از مقابله با آن

أم أبرموا أمرًا فإنّا مبرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 2

2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 19 - 1

1 - تكذيب گران دين ، گرچه گروهى منسجم باشند ، از مانع شدن نمازگزاران ناتوان اند .

كلاّ

حرف «كلاّ» براى ردع و منع است و در آيه شريفه تكذيب گران دين را، از پندار موفقيت در باز داشتن مردم از نماز منع مى كند.

191- عجز مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 1

1 - منكران قرآن و تورات ، ناتوان از پاسخ دادن به پيشنهاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ارائه كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات )

قالوا سحران تظهرا . .. فإن لم يستجيبوا لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

192- عجز مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 4

4- ناباوران به قيامت از درك دلالت عذاب هاى دنيوى ، بر قيامت و عذاب هاى اخروى ناتوانند .

إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة

روشن است كه دلالت عذابهاى دنيوى بر حقانيت قيامت، اختصاص به گروهى خاص ندارد. بنابراين لام در «لمن خاف ...» لام انتفاع است و بيانگر اين نكته مى باشد كه: هر چند آيت بودن عذابها اختصاص به كسى ندارد; ولى ناباوران به قيامت از فهم آن محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 8

8 - منكران قيامت ، ناتوان از ارائه دليلى قطعى بر نفى معاد و معترف به امكان وقوع آن

قلتم ما ندرى ما الساعة . .. و ما نحن بمستيقنين

از آيه شريفه استفاده مى شود كه منكران معاد، با ادعاى «ما ندرى» و «إن نظنّ. ..» درصدد انكار معاداند; ليكن براين دعوى هيچ دليل اثباتى و قطعى ندارند; بلكه به گونه ضمنى امكان آن را معترف اند (و ما نحن بمستيقنين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 1

1 - درماندگى تكذيب گران روز جزا در قيامت ، از هر گونه چاره انديشى براى رهايى خويش از عذاب الهى

فإن كان لكم كيد فكيدون

193- عجز مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 3

3 - منكران معاد ، ناتوان از رد علمى و يقينى آن

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

ضمير «عليهم» به منكران معاد بازمى گردد. بنابراين خداوند در رد آنان مى فرمايد: انكار آنها، انكار علمى و مبتنى برپايه برهان نيست و با همه دلايلى كه به خيال خود مى آورند، باز هم يقين به عدم قيامت پيدا نخواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

194- عجز ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 32 - 1

1 - فرشتگان ، ناآگاه به حقايق عرضه شده بر آنان و ناتوان از بيان اسامى آنها

ثم عرضهم على الملئكة . .. قالوا سبحنك لاعلم لنا إلا ما علمتنا

195- عجز منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 3،4

3 - منافقان ، از درك و تشخيص معارف الهى و حقايق دينى ناتوانند .

صم بكم عمى

4 - عجز و ناتوانى از شنيدن ، ديدن و گفتن حقايق ، ظلمتهايى است كه منافقان در آن گرفتارند .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

آيه مورد بحث مى تواند تفسيرى براى كلمه «ظلمات» و جمله «لايبصرون» در آيه قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 20 - 2،5

2 - منافقان درعين درمانده شدن در برابر اسلام ، با فرصت طلبى در پى بهره بردارى از مواهب آن هستند .

كلّما أضاء لهم مشوا فيه

5 - منافقان ، سزاوار محروم شدن از توانايى شناخت معارف الهى هستند .

و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 4

4 - ناتوانى متخلفان جنگ تبوك ( منافقان ) در به شكست كشانيدن جبهه اسلام

لقد ابتغوا الفتنة من قبل . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 7

7 - ناتوانى منافقان از درك عميق زشتى مواضع و عملكرد خويش و نيز ارزش جهاد در راه خدا

و طبع . .. فهم لايفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 5

5 - منافقان ، با همه تردستى و پنهان كارى ، از حيطه علم الهى بيرون نخواهند بود .

و ممن حولكم . .. لاتعلمهم نحن نعلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 11

11- انسانِ منافق و سست ايمان ، ناتوان از پنهان داشتن هميشگى تزلزل درونى خويش

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

از اين كه انسانِ بيماردل سست ايمان، از آيات جهاد به وحشت مى افتد و اين نگرانى در سيمايش ظاهر مى شود، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 8

8- بيماردلانِ منافق ، ناتوان از درك خير واقعى خويش و پيمودن راه صدق و جهاد

فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم . .. أولئك ... فأصمّهم و أعمى أبصرهم

با توجه به ارتباط آيات، ممكن است به ميان آوردن «أصمّ» و «أعمى» - در پى «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم» - بيانگر اين معنا باشد كه صداقت با خدا و دستورات او، تضمين گر منافع آدمى است; اما افسوس كه بيماردلان در نتيجه كورى باطنى عاجز از درك مصالح آن اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 29 - 2

2- ناتوانى بيماردلان منافق از غلبه بر اراده خداوند و پنهان داشتن چهره واقعى خود براى هميشه

يخرج اللّه أضغنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 1

1 - اطمينان بخشى خدا به مؤمنان درباره ناتوانى منافقان و كافران از رويارويى مستقيم با آنان

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

ضماير فاعل «يقاتلون» به منافقان و كافران (يهود) - كه در آيات قبل مورد اشاره قرار گرفته اند - باز مى گردد و «جميعاً» نظر به اجتماع اين دو گروه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 3 - 9

9 - منافقان ، بر اثر مُهر شدن دل هايشان از درك معارف دين ناتوان اند .

فطبع على قلوبهم فهم لايفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 14

14 - منافقان ، ناتوان از درك حكمت تنگدستى ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و للّه خزائن السموت . .. و لكنّ المنفقين لايفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 13

13 - درك عزّتمندى خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، بيرون از توان ذهنى منافقان جاهل

و للّه العزّة . .. و لكنّ المنفقين لايعلمون

196- عجز موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 7

7 - غير خدا ، ذاتاً فاقد توانايى ره يابى به سوى حق بوده و نيازمند هدايت خداست .

أفمن يهدى إلى الحق أن يتبع أمن لايهدّى إلا أن يهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 37 - 4

4 - هيچ مخلوقى ، توانايى آوردن كتابى همانند قرآن را ندارد .

و ما كان هذا القرءان أن يفترى من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 7

7 - غير خدا ، توانايى ساختن سوره اى همانند كوچكترين سوره قرآن را ندارد .

قل فأتوا بسورة مثله و ادعوا من استطعتم من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 2،4،5

2 - هيچ موجودى توانايى انجام كارى در جهت خنثى كردن كار خداوند را ندارد .

إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو و إن يردك بخير فلا راد لفضله

4 - خداوند ، هرگاه كسى را به رنج و مصيبتى گرفتار فرمايد ، هيچ موجودى توانايى دفع آن را ندارد .

إن يمسسك اللّه بضرّ فلا كاشف له إلا هو

5 - خداوند ، هرگاه خير كسى را بخواهد ، هيچ موجودى توانايى سلب آن خير را از وى نخواهد داشت .

و إن يردك بخير فلا راد لفضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 30 - 7

7- ناتوانى همه موجودات از دفع عذاب الهى ، حقيقتى كه همگان به درك و فهم آن توانايند .

من ينصرنى من الله . .. أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 6

6- هيچ كس و هيچ چيز ، بر خداوند حاكميتى ندارد .

فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 29

29- كارساز نبودن هيچ نيرويى جز خداوند در موفق ساختن آدمى ، دليل لزوم توكل بر او و روى آوردن به درگاه اوست .

ما توفيقى إلاّ بالله عليه توكلت و إليه أُنيب

جمله هاى «عليه توكلت و إليه اُنيب» به منزله نتيجه اى براى «ما توفيقى . ..» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 108 - 7

7- هيچ چيز و هيچ كس نمى تواند مانع نفوذ مشيّت الهى شود .

خلدين فيها . .. إلاّ ما شاء ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 22

22- هيچ چيز و هيچ كس ، توان جلوگيرى از اراده و خواست خداوند را ندارد .

والله غالب على أمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 15

15- هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 21

21- غير خدا هيچ آفرينش و آفريده اى ندارد .

أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 2

2- هيچ كس و هيچ چيز ( معبود هاى اهل شرك و . . . ) هم پايه خداوند نبوده و به تدبير امور انسان ها و قوام بخشيدن به آنان توانا نيست .

أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت

«من» در «أفمن هو . ..» مبتداست و خبر آن شبه جمله اى همانند «كمن ليس كذلك» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 14

14- هيچ ياور و نگه دارنده اى نيست كه بتواند مستحقان عذاب الهى را از گرفتار شدن به عقوبت رهايى بخشد .

مالك من الله من ولىّ و لا واق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 7

7- هيچ كس و هيچ چيز نمى تواند حكم و فرمان خدا در هستى را نقض كند و آن را بى اثر سازد .

لامعقّب لحكمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 84 - 5

5- هيچ نيرويى توانايى دفع عذاب الهى را ندارد .

فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 74 - 3

3- توجه به مالكيت و قدرت مطلقه خدا و ناتوانى موجودات در برابر او ، مستلزم تشبيه نكردن او به غير است .

و يعبدون من دون الله ما لايملك . .. فلاتضربوا لله الأمثال

عمده ترين موضوعى كه از آيات قبل استفاده شد، مالكيت و قدرت مطلق الهى و نفى هرگونه مالكيت و قدرت از خدايان دروغين مشركان است و در اين آيه خداوند، نتيجه و لازمه مطلب فوق را، تمثيل نكردن خدا به غير او دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 1

1- مخلوق در مقايسه با خدا ، همانند برده اى مملوك كه فاقد كمترين اراده و اختيار است .

ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 3،4

3- موجودات هستى ، ناتوان و متكى به خداوند در حيات خويش

لايقدر على شىء و هو كَلّ على موله

4- همه پديده هاى جهان بدون امداد و تدبير خداوند ، ناتوان از سامان دادن به امور و ارائه راه خير و كمالند .

لايقدر على شىء . .. أينما يوجّهه لايأت بخير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 16

16- هيچ قدرت و اراده اى در مقابل اراده الهى ، مؤثّر و كارساز نيست .

من يهد اللّه . .. و من يضلل فلن تجد له وليًّا مرشدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 10

10- ناتوانى همگان از دگرگون ساختن قرآن و سخنان خداوند ، دليل شايستگى آن براى پذيرش و اطاعت است .

واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 92 - 3

3- مخلوقات - كه جملگى رهين نعمت و رحمت خداوند هستند - نمى توانند در رتبه الوهيت قرار گرفته و فرزند او به شمار آيند .

و ما ينبغى للرحمن أن يتّخذ ولدًا

ذكر نام «رحمان» در اين آيه، دربردارنده نوعى استدلال بر بطلان پندار فرزندگزينى خداوند است. يكى از وجوه اين استدلال آن است كه رابطه خداوند با موجودات، رابطه رحمت گستر و رحمت شده است و رحمت شده نمى تواند در رتبه رحمت گستر قرار گيرد; در نتيجه نمى تواند به عنوان «ولد» هم جنس والد بوده شأنى از الوهيت را دارا شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 46 - 8

8 - موسى و هارون ( ع ) ، به قدرت برتر خداوند آگاه بودند و ديگران را از مقابله با خواست و اراده خدا ناتوان مى دانستند .

إنّنى معكما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 8

8- عناصر و قدرت هاى غير الهى و مورد اتكاى كافران ، فاقد هر گونه كارآيى در برابر اراده خداوند

لو يعلم الذين كفروا . .. و لا هم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 2

2- عجز و ناتوانى همه موجودات ، در برابر اراده الهى

قل من يكلؤكم . .. من الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 69 - 6

6- قدرت خداوند ، مطلق است و همه قدرت ها در برابر او ناتوان و بى اثراند .

قالوا حرّقوه . .. قلنا ينار كونى بردًا و سلمًا على إبرهيم

جمله «قلنا يانار. ..» پاسخ به قدرت نمايى بت پرستان است (قالوا حرّقوه). بنابراين جمله ياد شده گوياى اين حقيقت است كه انسان ها با همه توانايى هايشان در برابر اراده و قدرت خداوند ناتوان و مغلوب اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 4

4 - خداوند ، به هيچ موجودى ، هيچ گونه اقتدارى براى تدبير امور جهان ، عطا نكرده است .

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 7

7 - ناتوانى غيرخدا از پديد آوردن علايم راهنما ( چون ستارگان ) و عوامل نويدبخش و رحمت آفرين ( چون باد و باران ) به گستردگى پهنه زمين

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر . .. أءله مع اللّه

از ارتباط «من يهدى» با «أءله مع اللّه» استفاده مى شود كه تنها خداوند، قادر به ايجاد عواملى است كه انسان را در ظلمت هاى شب در سراسر زمين (خشكى و دريا) هدايت كند و باران رحمت را در پى بادهاى مژده دهنده به دورترين نقاط برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 10

10 - ايجاد روشنايى هم چون درخشش خورشيد ، خارج از توان غير خداوند است .

من إله غير اللّه يأتيكم بضياء

تنوين در «ضياء» اصطلاحاً تنوين تفخيم ناميده مى شود; يعنى، «ضياء عظيم» و آن به درخشش بزرگ و خيره كننده خورشيد اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 8

8 - ناتوانى غيرخدا ، بر ايجاد شب ، در صورت اراده خدا بر ثابت قرار دادن روز

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا . .. من إله غير اللّه يأتيكم بليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 2 - 1،2

1 - هيچ نيرويى ، توانايى جلوگيرى از رحمت آفرينى خداوند به بندگانش را ندارد .

ما يفتح اللّه للناس من رحمة فلاممسك لها

2 - هيچ موجودى ، توانايى جلب رحمت منع شده خداوند از مردم را ندارد .

و ما يمسك فلامرسل له من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 1

1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .

إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 9

9 - هيچ نيرويى در جهان ، نمى تواند خداوند را از تحقق اراده اش ناتوان سازد .

و ما كان اللّه ليعجزه من شىء فى السموت و لا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 43 - 5

5 - هيچ نيرويى توانايى ممانعت از تحقق اراده و مشيت خدا را ندارد .

و إن نشأ نغرقهم فلاصريخ لهم و لا هم ينقذون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 8

8 - هيچ چيز مانع از تحقق اراده خداوند جز خود او نيست .

أفرءيتم . .. إن أرادنى اللّه بضرّ هل هنّ كشفت ضرّه أو أرادنى برحمة هل هنّ ممسك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 44 - 6

6 - فرمانروايى مطلق خداوند بر جهان هستى ، دليل در اختيار داشتن همه شفاعت ها در دست خدا و ناتوانى غير او از هرگونه شفاعت خودسرانه

قل للّه الشفعة جميعًا له ملك السموت و الأرض

جمله «له ملك السماوات. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (للّه الشفاعة جمياً) است; يعنى، چون فرمانروايى جهان به دست خداوند است، پس شفاعت هم - كه جزئى از فرمانروايى است - در اختيار او قرار خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 62 - 5

5 - نياز تمامى پديده هاى جهان ، در بقا و تدبير امورشان به خالق هستى ( خداوند )

اللّه خلق كلّ شىء و هو على كلّ شىء وكيل

يادآورى حفاظت و تدبير امور جهان از سوى خداوند - پس از ذكر خالقيت او - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 42 - 8

8- داورى نافذ الهى در قيامت و ناتوانى همه نيرو ها در قبال آن ، نمود عزت و اقتدار يگانه او است .

إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى ... إنّه هو العزيز الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 64 - 3

3 - نقش الهى در فرايند رشد دانه ها در زمين ، منحصر به فرد بوده و هيچ نيرويى توان چنين عملى را ندارد .

أم نحن الزرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 1

1 - هيچ نيرويى در عالم ، توانايى ايستادن در برابر اراده خداوند و مخالفت با آن را ندارد .

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 21 - 7

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 6

6 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى پناه دادن به كافران در برابر عذاب دردناك الهى را ندارد .

فمن يجير الكفرين من عذاب أليم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «فمن يجير. ..» انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 3

3 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى مبارزه با خشكسالى و بازگرداندن آب هاى فرو رفته در زمين به امر خداوند را ندارد .

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 2 - 3

3 - در برابر عذاب الهى ، هيچ فردى و هيچ نيروى بازدارنده اى وجود ندارد .

ليس له دافع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 4

4 - هيچ چيز نمى تواند در برابر خداوند ، به هنگام كيفر رساندن كافران ، مانع ايجاد كند .

إنّ بطش ربّك لشديد

واژه «بطش»، در خود معناى زور، قهر و غلبه را دارد و تأكيد آن با كلمه «لشديد»، بر شدّت قهر و غلبه در آن دلالت مى كند. مراد از قاهر و غالب بودن خداوند، بى تأثير بودن موانع در برابر كيفررسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 18 - 3

3 - مجموعه هاى سازمان يافته ، از هر گونه يارى رسانى به اعضاى خويش در برابر عذاب آخرت ناتوان اند .

فليدع نادية . سندع الزبانية

197- عجز موجودات هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 45 - 3

3 - عذاب الهى به هنگام نزول ، گريزناپذير و غيرقابل دفاع براى انسان ها

فأخذتهم الصعقة . .. و ما كانوا منتصرين

198- عجز موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 1،2

1- خضر ، موسى ( ع ) را از تحمّل همراهى با وى ، براى فراگيرى علوم ويژه ، ناتوان ديد .

هل أتّبعك . .. قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا

2- خضر ( ع ) به موسى ( ع ) توصيه كرد به دليل نداشتن قدرت تحمّل ، از همراه شدن با او صرف نظر كند .

إنّك لن تستطيع معى صبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 75 - 2

2- خضر ( ع ) بر ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر براى سومين بار تأكيد كرد .

قال ألم أقل لك إنّك لن تستطيع معى صبرًا

خضر(ع) يك بار، در آغاز برخورد با موسى(ع) و بار ديگر، پس از ماجراى كشتى و مرتبه سوم در پى قتل نوجوان، جمله اى را به موسى(ع) يادآور شد كه حاوى چندين تأكيد است. (إنّك لن تستطيع...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 76 - 4

4- موسى ( ع ) به ناتوانى خود از تحمّل كردار خضر ( ع ) و همراهى با وى پى برد .

قال . .. قد بلغت من لدنّى عذرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 2

2- ناتوانى موسى ( ع ) از تحمّل كار هاى خضر ( ع ) ، در پى سومين سؤال و اعتراض او ، به اثبات رسيد .

قال هذا فراق بينى و بينك سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

199- عجز هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 39 - 8

8 - قارون و فرعون و هامان ، هيچ گاه ، نتوانستند بر اراده و قضاى خدا ، پيشى گيرند .

و قرون و فرعون و هم-ن . .. و ما كانوا سبقين

به قرينه آيات پيش - كه درباره عذاب اقوام مكذِّب انبيا است - و نيز آيه بعد - كه درباره عقوبت قارون و فرعون و هامان است - سبقت نگرفتن آنان، سبقت نگرفتن بر امر و قضاى الهى در عذاب مكذبان است.

200- عجز هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 10

10 - هواپرستان ، در شناخت راه آدميت و سعادت و گام زدن در آن ، بسى ناتوان تر و گمراه تر از چهارپايان

إن هم إلاّ كالأنعم بل هم أضلّ سبيلاً

201- عجز يأجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 97 - 2

2- يأجوج و مأجوج ، از صعود بر بالاى سد ذوالقرنين و نيز ايجاد رخنه و نقب در آن ، ناتوان بودند .

فما اسطعوا أن يظهروه و مااستطعوا له نقبًا

«ظهور» به معناى «علو» و بالا رفتن است «فما اسطاعوا أن يظهروه» يعنى: «اقوام مهاجم، نتوانستند از آن بالا روند. ». «نقب» به معناى «سوراخ و تونل» است و «ما استطاعوا له نقباً» يعنى: «نتوانستند كه در ديوار سد، تونل و يا معبر ايجاد كنند.».

202- عجز يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 33 - 10،12

10- يوسف ( ع ) بدون امداد الهى ، خويشتن را از مقاومت در برابر خواست نامشروع زليخا و همپالگى هاى او ناتوان مى ديد .

و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

12- احساس ناتوانى يوسف ( ع ) از ترك گناه بدون امداد هاى الهى ، جلوه اى از اعتقاد او به ربوبيت خدا

رب . .. و إلاّ تصرف عنى كيدهنّ أصب إليهنّ

203- عجز يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 6

6 - ناتوانى يهود و نصارا از مغلوب ساختن و نابود كردن اسلام ، در پرتو تبليغات بى امان خويش

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 2

2 - كافران ( يهود ) ، پس از غزوه بنى نضير ، ناتوان از مقابله رويارو در ميدان نبرد با مؤمنان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

اين آيات، پس از آيات غزوه بنى نضير، آمده است; ازاين رو مى تواند ناظر به برنامه هاى آينده يهود باشد هر چند آنان در گذشته نيز قدرت رويارويى مستقيم نداشته اند. روشن است كه در اين احتمال، ضمير فاعل «يقاتلون» تنها به يهوديان بازگردد; نه آنان و منافقان (چنان كه در برداشت قبل آمده است).

204- عوامل عجز اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 10 - 4

4 - حسابرسى و سنجش نهان كارى ها و نيت هاى انسان ، مايه ناتوانى او از هرگونه دفاع و محروميت او از كمترين يار و ياور در قيامت

يوم تبلى السرائر . فما له من قوّة و لا ناصر

حرف «فاء» در «فما له من. ..»، نبود قوت و ناصر را بر «تبلى السرائر» تفريع كرده و آن را نتيجه حسابرسى قرار داده است; يعنى، روز قيامت با متمايز شدن سريره هاى نيك و بد، راهى جز پذيرفتن جزاى آن براى انسان باقى نمى ماند; زيرا نه او را ياراى انكار است و نه كسى به حمايت از او برخواهد خاست.

205- عوامل عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 11

11 - كافران بر اثر فقدان درك معارف الهى و ايمان نداشتن به حقايق دينى ، مردمى ناتوان در پيكار با اهل ايمان

بأنهم قوم لايفقهون

206- غفلت از عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

207- غفلت از عجز جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

208- فلسفه عجز از رؤيت بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 3

3 - طاغيان و دوزخيان ، در جستوجوى علل و چرايى ناتوانى شان از ديدن مؤمنان و جايگاه آنان

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً

لام در «لنا» متضمن معناى علت است و «ما لنا. ..»; يعنى، به چه علت ما نمى توانيم مؤمنان را ببينيم؟ به سخن ديگر مقصود آيه شريفه، اين نكته است كه دوزخيان از علل و چرايى ناتوانى شان از ديد بهشتيان پرسش مى كنند; نه از خود ديدن.

209- فلسفه عجز جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 3

3 - طاغيان و دوزخيان ، در جستوجوى علل و چرايى ناتوانى شان از ديدن مؤمنان و جايگاه آنان

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً

لام در «لنا» متضمن معناى علت است و «ما لنا. ..»; يعنى، به چه علت ما نمى توانيم مؤمنان را ببينيم؟ به سخن ديگر مقصود آيه شريفه، اين نكته است كه دوزخيان از علل و چرايى ناتوانى شان از ديد بهشتيان پرسش مى كنند; نه از خود ديدن.

210- فلسفه عجز طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 3

3 - طاغيان و دوزخيان ، در جستوجوى علل و چرايى ناتوانى شان از ديدن مؤمنان و جايگاه آنان

و قالوا ما لنا لانرى رجالاً

لام در «لنا» متضمن معناى علت است و «ما لنا. ..»; يعنى، به چه علت ما نمى توانيم مؤمنان را ببينيم؟ به سخن ديگر مقصود آيه شريفه، اين نكته است كه دوزخيان از علل و چرايى ناتوانى شان از ديد بهشتيان پرسش مى كنند; نه از خود ديدن.

211- منشأ عجز موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 13

13 - ناتوانى همگان ، از اعمال نظر و دخالت در تصميم گيرى هاى جهان آخرت ، برخاسته از فراگير بودن ربوبيت خداوند و گستردگى رحمت او است .

ربّ السموت و الأرض و ما بينهما الرحمن لايملكون منه خطابًا

212- موسى(ع) و عجز دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 80 - 3

3 - موسى ( ع ) ، به حقانيت راه خويش ايمان داشت و توانايى هاى دشمن را در مبارزه با خويش حقير و ناچيز مى شمرد .

فلما جاء السحرة قال لهم موسى ألقوا ما أنتم ملقون

213- نشانه هاى عجز انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 6

6 - آميخته بودن زندگانى انسان با رنج و سختى ، نشان برخوردار نبودن او از برترين قدرت

الإنسن فى كبد . أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

ارتباط اين آيه با آيه قبل، گوياى آن است كه بيان دشوارى هاى زندگانى انسان، براى اثبات مقهور بودن وى و بى پايه بودن خود برتربينى او است.

214- نشانه هاى عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 4

4 - فرجام فرعونيان و قوم ثمود ، نشانگر حاكميت اراده خداوند و ناتوانى سپاه كفر از رويارويى با او است .

فعّال لما يريد . .. فرعون و ثمود

9- عجله

1- آثار عجله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 5،6،7،8

5- انسان بر اثر خصلت شتابزدگى براى نيل به خواسته هاى خود ، از ابزار و وسايل شرّ و ناپسند بهره مى گيرد .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه باء در «بالشرّ» و «بالخير» براى استعانت باشد; يعنى، انسان عجول وسايل خير و شرّ را مساوى مى بيند; مثلاً براى رسيدن به رفاه زندگى، از ابزارى چون دزدى، استثمار و احتكار استفاده مى كند.

6- شتابزدگى انسان ، عامل اشتباه وى در شناخت سود و زيان واقعى خود

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

جمله «و كان الإنسان عجولاً» در مقام تعليل براى «و يدع الإنسان. ..» است; يعنى، چون انسان عجول است، شر و خير و سود و زيان خويش را يكسان مى بيند و به دنبال هر دو مى شتابد.

7- انكار آخرت ، نتيجه نقدطلبى و ناشكيبايى انسان است .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و يدع الإنسن بالشرّ ... و كان الإنسن عجولاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه جمله «و يدع الإنسان . ..» براى بيان و تفسير «الذين لايؤمنون بالأخرة...» در آيه قبل بوده و الف و لام «الإنسان» براى عهد ذكرى و اشاره به افرادى باشد كه در همين جمله از آنان ياد شده است; يعنى، چون انسان عجول و ناشكيباست، به آخرت ايمان نمى آورد و به دنبال متاع نقد دنياست.

8- عجله و شتابزدگى ، از آفات شناخت است .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 18 - 2

2- نقدطلبى ، شتابزدگى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دنياخواهى و غفلت از آخرت است .

من كان يريد العاجلة

كاربرد واژه «عاجلة» از ماده «عجله» (چيزى را با عجله و شتاب خواستن) به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى دنياطلبان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 25

25 - تعجيل و شتاب ، از آفات تحصيل علم است .

و لاتعجل بالقرءان . .. و قل ربّ زدنى علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 13 - 6

6 - از دست دادن بردبارى در برابر مخالفان ، زمينه ساز فروهشتن گفتار بايسته و مؤثر با آنان

إنّى أخاف أن يكذّبون . و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى

تقدم «أخاف أن يكذّبون» بر «يضيق صدرى» و تقدم اين بر «لاينطلق لسانى» مى تواند حاكى از تقدم عينى و تأثير تكذيب در ضيق صدر و نيز تأثير اين در عدم انطلاق زبان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 2،3

2 - نقدطلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت

كلاّ بل تحبّون العاجلة

كاربرد واژه «عاجلة» (از ماده «عجله») به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى و آخرت گريزى كافران دارد.

3 - دلبستگى به دنيا و نقدطلبى ، منشأ تمايل انسان به فسق و فجور

بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة

مطلب ياد شده، از ارتباط ميان اين آيه و آيه 5 استفاده مى شود.

2- آثار عجله انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسن من عجل . .. يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» - كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است - مرتبط باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 5

5- انسان بر اثر خصلت شتابزدگى براى نيل به خواسته هاى خود ، از ابزار و وسايل شرّ و ناپسند بهره مى گيرد .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه باء در «بالشرّ» و «بالخير» براى استعانت باشد; يعنى، انسان عجول وسايل خير و شرّ را مساوى مى بيند; مثلاً براى رسيدن به رفاه زندگى، از ابزارى چون دزدى، استثمار و احتكار استفاده مى كند.

3- آثار عجله در وفاى به وعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 6

6 - شتاب در كار خير و تعجيل در وفاى به وعده ، موجب جلب رضايت خدا است .

و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى

هر چند كه موسى(ع) به جهت جدا شدن از مردم، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت; ولى هدف او از اين تعجيل، مورد نقد قرار نگرفته است; يعنى، تسريع در وفاى به وعده و حضور در ميقات، به خودى خود، كار مطلوبى بوده است.

4- آثار عجله موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 83 - 4

4 - موسى ( ع ) ، به جهت پيشى گرفتن بر قوم خود در رسيدن به ميقات ، مورد پرس و جوى خداوند قرار گرفت .

و ما أعجلك عن قومك يموسى

5- اجتناب از عجله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 2

2 - دستيابى به اهداف دينى ، محتاج به صبر و شكيبايى و پرهيز از حركت هاى شتابزده است .

اللّه الذى سخّر لكم . .. و سخّر لكم ما فى السموت ... قل للذين ءامنوا يغفروا

6- ترك عجله در عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 5

5 - تشويق قوم ثمود از سوى صالح ( ع ) به استغفار و آمرزش خواهى از خداوند ، به جاى شتابورزى در بدى ها

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. لولا تستغفرون اللّه

7- ترك عجله در قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 6

6 - لزوم تأمل و تفكر در سخنان ، به هنگام شنيدن آن و اجتناب از داورى شتابزده درباره آن

و كذّب بالصدق إذ جاءه

8- زمينه عجله كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسن من عجل . .. يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» - كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است - مرتبط باشند.

9- زيبايى عجله اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 6

6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمنهم

در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.

10- سرزنش عجله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 5

5- شتاب و بى صبرى در مورد تحقق زودرس وعده هاى خداوند ، روا نيست .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 9

9- عمل عجولانه و پيش از وقتِ مناسب - هر چند آن عمل خير باشد - امرى ناپسند و نكوهيده است .

خلق الإنسن من عجل . .. فلاتستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 57 - 8

8 - موضع گيرى عجولانه و مسخره آميز در برابر مسائل ، امرى نكوهيده و ناپسند

و لمّا ضرب ابن مريم مثلاً إذا قومك منه يصدّون

با توجه به واژه «إذا» استفاده مى شود كه مشركان بدون تأمل و تعقل در برابر داستان عيسى(ع)، موضع گيرى مى كردند و خداوند اين را مورد سرزنش قرار داده است.

11- عجله اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1

1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم

«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).

12- عجله اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 2

2- مشركان ، در قيامت ، به پندار توان مندى معبودان شان بر يارى آنان ، عجولانه ، از آنان استمداد خواهند كرد .

و يوم يقول نادوا . .. فدعوهم

«فاى تعقيب» در «فدعوهم» بر بى درنگ بودن كار آنان دلالت مى كند. كاربرد فعل ماضى، براى كارى كه در قيامت انجام مى گيرد (دعوهم) نشانه آن است كه - به مجرد فرصت يافتن مشركان - بايد استمداد را انجام يافته تلقى كرد.

13- عجله اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 5

5 - شوق ديدار بهشت ، باعث حركت شتابان مؤمنان در قيامت و دويدن آنان در مسير منتهى به آن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم

حركت سريع و دوان دوان مؤمنان به سوى بهشت، حكايت از اشتياق شديد آنان به ديدار آن و رساندن هر چه زودتر خود به آن جايگاه هميشگى دارد.

14- عجله انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 5

5 - بشر در دستيابى به خواسته ها و تمايلات خود ، موجودى عجول و ناشكيباست .

و لو يعجل اللّه للناس الشر استعجالهم بالخير

«الخير» به معناى هر چيز خوب و دلخواه است و «استعجال» منصوب به نزع خافض مى باشد و تقدير آن «كاستعجالهم بالخير» است; يعنى، اگر خداوند نيز همانند انسانها - كه در رسيدن به خواسته هاى خود عجول و ناشكيبا هستند - بى درنگ به مجازات بزهكاران مى پرداخت و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 4

4- سرشت انسان ، آميخته با عجله و شتابزدگى است .

و كان الإنسن عجولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 1

1- طبيعت آدمى ، بسيار عجول و شتابزده است .

خلق الإنسن من عجل

تعبير «انسان از شتاب آفريده شده» كنايه از اين است كه شتاب در سرشت آدمى عجين شده است; وگرنه انسان از نطفه و . .. آفريده شده است; نه از شتاب.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 1

1 - شتاب آدميان در خروج از قبر ها ، براى اجابت منادى رستاخيز

يخرجون من الأجداث . .. مهطعين إلى الداع

15- عجله برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 3

3- برادران يوسف در اجراى نقشه شوم خويش عليه او ، تعجيل داشتند و درنگ را روا نمى دانستند .

أرسله معنا غدًا

برداشت فوق، از تصريح برادران او به اينكه «فردا يوسف(ع) را به همراه ما بفرست» استفاده مى شود.

16- عجله براى نماز جمعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 9 - 14،15

14 - « عن جابر بن يزيد عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له قول اللّه عزّوجلّ : « فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : اعملوا و عجلّوا فإنّه يوم مضيق على المسلمين فيه ;

جابربن يزيد گويد: به امام باقر(ع) گفتم: مراد از (سخن) خداوند عزّوجلّ «فاسعوا إلى ذكراللّه» چيست؟ فرمود: اعمال جمعه را با عجله انجام دهيد [تا به نماز جمعه برسيد] زيرا روز جمعه، [وقت ]براى مسلمانان تنگ است [و اعمال مستحبّه زياد است]».

15 - « عن علىّ انّه سئل عن قول اللّه [ تعالى ] « يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه » قال : ليس السعى الإشتداد ;

از امام على(ع) درباره سخن خداوند تعالى «يا أيّها الذين آمنوا إذا نودى للصلاة من يوم الجمعة فاسعوا إلى ذكر اللّه» سؤال شد، آن حضرت فرمود: مراد از «سعى» شدت در راه رفتن (دويدن) نيست».

17- عجله در انحراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 7

7 - محروميت از هدايت الهى ، موجب شتاب در انحراف و گرايش به سوى باطل

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

18- عجله در پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 12

12- تسريع در پاداش و تأخير در مجازات ، امرى لازم است . *

من ظلم فسوف نعذّبه . .. من ءامن ... فله جزاءً الحسنى

ذكر «سوف نعذّبه» با أدات استقبال، در قبال «فله جزاءًالحسنى» به صورت قطعى و بدون أدات استقبال، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

19- عجله در پرسش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 70 - 6

6- شتاب زدگى در پرسش ، پيش از فرا رسيدن زمينه آگاهى ، دور از ادب تعلّم است .

فلاتسئلنى عن شىء حتّى أُحدث لك

20- عجله در خروج از قبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 1

1 - شتاب آدميان در خروج از قبر ها ، براى اجابت منادى رستاخيز

يخرجون من الأجداث . .. مهطعين إلى الداع

21- عجله در عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 2

2 - شتاب ثموديان در اتخاذ روش هاى نادرست و بدفرجام

لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

22- عجله در غضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 3

3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره

و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم

مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».

23- عجله در نفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 3

3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره

و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم

مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».

24- عجله در ورود به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 12 - 5،6

5 - شوق ديدار بهشت ، باعث حركت شتابان مؤمنان در قيامت و دويدن آنان در مسير منتهى به آن

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم

حركت سريع و دوان دوان مؤمنان به سوى بهشت، حكايت از اشتياق شديد آنان به ديدار آن و رساندن هر چه زودتر خود به آن جايگاه هميشگى دارد.

6 - منظره حركت شتابان زنان و مردان مؤمن در قيامت ، به سوى بهشت با چهره هايى چونان چراغ فروزان ، بس زيبا و چشم نواز براى بينندگان

يوم ترى المؤمنين و المؤمنت يسعى نورهم بين أيديهم و بأيمنهم

در صورتى كه مراد «ترى» هر فرد بيننده باشد، به نظر مى رسد آيه شريفه در مقام تصوير صحنه اى است كه نظر هر بيننده اى را در آن روز به خود جلب مى كند.

25- عجله شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 8

8 - تيره بختان در روى گردانى از تعاليم قرآن ، درنگى نكرده و شتابزده خود را از آن دور مى سازند .

سيذّكّر . .. و يتجنّبها الأشقى

فعل «سيذكّر» در آيه قبل، تصميم اهل خشيت بر پذيرش تذكرات قرآن را، به دور از شتاب زدگى و همراه با درنگ و تأمل، معرفى كرد و در اين آيه فعل «يتجنّب» - بدون حرف «سين» - درباره شقاواتمندان آمد تا بر عجولانه بودن واكنش آنان دلالت كند.

26- عجله عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 1

1 - ابن ام مكتوم ، با آن كه از ديدن عاجز بود ، براى رساندن خويش به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راه را با شتاب مى پيمود .

من جاءك يسعى

27- عجله قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 2

2 - شتاب ثموديان در اتخاذ روش هاى نادرست و بدفرجام

لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

28- عجله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 1

1 - شتابورزى استهزاآميز كافران براى مشاهده عذاب الهى

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

سياق آيه نشان مى دهد كه درخواست كافران، از روى ناباورى و استهزا بوده است، و پاسخ خداوند به آنان در آيه بعد - كه نظر به عذاب دنيوى دارد - مى رساند كه مراد از «وعد» وعده الهى به مجازات آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

29- عجله لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 24

24- فرشتگان ، با بيان نزديك بودن زمان عذاب ، از لوط ( ع ) خواستند تا خروج خويش را به تأخير نيندازد .

فأسر بأهلك . .. إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب

جمله «إن موعدهم الصبح . ..» به منزله تعليل براى «فأسر بأهلك ...» مى باشد.

30- عجله محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 10،12

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آيات قرآن را پيش از پايان يافتن وحى آن ، به زبان جارى مى ساخت و در تلاوت آن تعجيل داشت . *

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به شتاب نكردن در تلاوت آيات قرآن ، پيش از پايان يافتن وحى آن ، توصيه كرد .

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

31- عجله مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

32- عجله موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 83 - 3،5

3 - موسى ( ع ) ، در رسيدن به ميقات ، تعجيل كرده و بر قوم خود پيشى گرفه بود .

و ما أعجلك عن قومك يموسى

5 - پرسش خداوند از موسى ( ع ) درباره تعجيل در آمدن به كوه طور ، نخستين سخن او با وى نبود .

و ما أعجلك

حرف «واو» در «و ما أعجلك» براى عطف بر محذوف است; يعنى، پس از حضور موسى(ع) در كوه طور، سخن يا سخنانى به ميان آمد، آن گاه اين پرسش مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 1،2،4

1 - موسى ( ع ) ، سبقت گرفتن خود بر قومش در آمدن به ميقات را ، به جهت اطمينان به قومش در پيروى از او و طى مسير تا ميقات دانست .

قال هم أُوْلاء على أثرى

«أُوْلا» اسم اشاره به بعيد است و «أثر» به معناى علامت باقى مانده از هر چيزى است. از همين رو به جاى پا نيز «اثر» گفته مى شود. «أثر» به معناى اتباع و دنباله روى نيز آمده است. (مقاييس اللغة). مفاد آيه بالا اين است كه آنان همان جماعت اند كه بر نشانه پاى من به سوى ميقات روان اند و يا اين كه به دنبال من در حال آمدن به ميقات هستند.

2 - ورود موسى ( ع ) به ميقات ، اندكى پيش از ورود قومش به آن مكان بود .

و ما أعجلك . .. قال هم أُوْلاء على أثرى

مورد اشاره قرارگرفتن همراهان موسى از سوى آن حضرت، نشان مى دهد كه آنان در چشم انداز موسى(ع) بودند و براى رسيدن به ميقات، زمان زيادى لازم نداشتند. بنابراين بين ورود موسى(ع) به ميقات و ورود قوم او، چندان فاصله اى نبوده است.

4 - موسى ( ع ) ، حضور پيش از موعد خود و جلوتر از ديگران را در ميقات موجب جلب رضايت خداوند مى پنداشت .

و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 9

9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .

و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

33- عجله مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 3

3 - دخالت عجولانه و بى مورد برخى از مؤمنان ، در احكام خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) *

يأيّها الذين ءامنوا لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله

برداشت بالا بدان احتمال است كه نهى در آيه شريفه، نظر به مواردى داشته باشد كه قبل از آن صورت گرفته است; چنان كه از شأن نزول ها چنين استفاده مى شود.

34- عجله وليد بن مغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 22 - 2

2 - چاره انديشى عجولانه و شتاب آلودِ وليدبن مغيره ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر . ثمّ عبس و بسر

35- عجله يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 17

17- خضوع يونس ( ع ) به درگاه الهى و اعتراف وى به ظلم و نادرستى رفتار عجولانه خود

فنادى . .. إنّى كنت من الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 3،4،5

3 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شتاب نكردن در غضب و نفرين بر مردم و جدا شدن از آنان ، مانند شتاب كردن يونس ( ع ) در اين باره

و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم

مفسران بر آنند كه اين آيه، به داستانى از يونس(ع) اشاره دارد كه در سوره «انبيا» (آيه 87) بيان شده است: «و ذاالنون إذ

ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه فنادى فى الظلمات. ..».

4 - شتاب كردن يونس ( ع ) در نفرين عليه قومش ، غير قابل تحسين و الگوگيرى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم

5 - يونس ( ع ) ، در غضب و نفرين كردن بر قوم خويش شتاب كرد .

و لاتكن كصاحب الحوت إذ نادى و هو مكظوم

36- عوامل عجله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 68 - 4

4- ناشكيبايى و بى صبرى انسان در برابر بسيارى از مسائل ، ناشى از جهل وى به اسرار و حقيقت امر است .

و كيف تصبر على ما لم تحط به خبرًا

37- عوامل عجله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 3

3- جهل كفار به سختى و شدت عذاب الهى ، عامل تعجيل آنان براى تحقق عذاب است .

و يقولون متى هذا الوعد . .. لويعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار ...

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جواب مقدر «لو» جمله «لمّا استعجلوا العذاب أو قيام الساعة» (در نزول عذاب و يا در برپايى قيامت عجله نمى كردند) باشد.

38- عوامل عجله موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 84 - 5

5 - شوق موسى ( ع ) به ملاقات و گفت وگوى با پروردگار و جلب رضايت او ، موجب شتاب وى در آمدن به ميقات بود .

و عجلت إليك ربّ لترضى

10- عدالت

1- عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 5

5 - ارتباط توحيد و قسط و دين ، در نگرش قرآن

لا اله هو . .. قائماً بالقسط ... انّ الدين

2- آثار ذكر عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 15

15- توجه به حاكميت عدل بر نظام كيفر و پاداش اخروى ، گرايش دهنده انسان ها به انجام اعمال و رفتار خوب و داراى پاداش

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

از اينكه خداوند، نظام پاداش دهى خود را در قيامت، براى مردم تشريح مى كند، مى تواند به منظور تشويق انسانها به انجام اعمالى باشد كه پاداش الهى را در پى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 8

8 - توجه انسان به نظام عادلانه مجازات الهى ، تشويق كننده او در جديت و تلاش

و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى . و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

يادكرد مجازات الهى پس از تأكيد بر اصل مسؤوليت فردى انسان در برابر عمل خويش، بيانگر مطلب ياد شده است.

3- آثار عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 14

14 - رعايت تقوا در جنگ و حفظ عدالت در مقابله به مثل ، موجب جلب حمايت و امداد هاى الهى است .

و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 14

14 - عدالت ، حتى نسبت به دشمنان ، نزديكترين راه براى تحصيل تقوا

اعدلوا هو اقرب للتقوى

نزديكتر بودن عدالت به تقوا، نسبت به ساير طاعات است. يعنى رعايت عدالت از ديگر طاعات براى نيل به تقوا نزديكتر است، نه اينكه عدالت از بى عدالتى به تقوا نزديكتر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

4- آثار عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 31

31 - عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى ، تنها در صورت پرستش خدا و ايمان به يگانگى او سعادت آفرين است .

ذلكم خير لكم إن كنتم مؤمنين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم»، معنايى باشد كه از «اوفوا الكيل . .. و لاتفسدوا ... » استفاده مى شود. در اين صورت مى توان گفت مراد از ايمان در «إن كنتم مؤمنين» ايمان به خداى يگانه و لزوم پرستش اوست. يعنى اگر به خداى يگانه ايمان داشته باشيد و تنها او را بپرستيد، عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادانگيزى متضمّن خير و صلاح شماست و اگر موحد نباشيد رعايت اين مسائل سعادت آفرين نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 23

23- اصلاح جوامع بشرى ، در گرو گرايش آنان به توحيد و يكتاپرستى و رعايت عدل و انصاف در مبادلات و امور اقتصادى است .

قال يقوم اعبدوا الله . .. أوفوا المكيال و الميزان بالقسط ... إن أُريد إلاّ الإص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 4

4- رعايت عدل و انصاف اقتصادى ، در پى دارنده عاقبت و فرجامى نيك است .

ذلك خير و أحسن تأويلا

«تأويل» از مصدر «اَوْل» به معناى بازگشت به اصل است و مراد از آن، غايتى است كه منظور و مورد نظر است.

5- آثار عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 18

18 - خداوند ، پاداش عمل مؤمنان را بر اساس تفضل خويش و كيفر كافران را بر پايه عدل مى دهد .

رجال . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيدهم من فضله ... و الذين كفروا ... فوف

برداشت ياد شده، از مقايسه ميان دو گونه برخورد خداوند با مؤمنان و كافران به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 7

7 - پاداش دهى خداوند براساس فضل و بخشش و مجازات او بر پايه عدل و داد

من جاء بالحسنة فله خير منها. .. و من جاء بالسيّئة... هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملو

خداوند در مورد حسنه مى فرمايد: «فله خير منها» و اين بيانگر تفضل است; ولى درباره سيئه مى فرمايد «هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون» و اين بيانگر عدل و تطابق و تناسب كيفر با عمل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 10

10 - همه خلايق در قيامت ، به خاطر قضاوت به حق و عادلانه خداوند ، به حمد و ستايش او خواهندپرداخت .

و قضى بينهم بالحقّ و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

برخى از مفسران بر اين عقيده اند كه حمد و ستايش خلايق در قيامت، به خاطر داورى به حق خداوند در ميان آنان مى باشد. ازاين رو اين ستايش و حمد پس از قضاوت خداوند انجام خواهد گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 47 - 2

2 - عدل ، تدبير و قدرت الهى ، مقتضى برپا ساختن قيامت

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّ عليه النشأة الأُخرى

عبارت «و أنّ عليه. ..» عطف است بر آنچه در آيات گذشته از عدل و تدبير و قدرت خداوند بيان شده بود و در حكم نتيجه گيرى از آن مى باشد; يعنى، بايسته است خداوند با چنين صفاتى، قيامت را براى تحقق كامل عدل و اكمال آفرينش خويش برپا سازد.

6- آثار عدالت گواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 6

6 - نقش سازنده ايمان و عدالت شاهدان ، در گواهى صحيح و به حق آنان در ميان مردم

و اشهدوا ذوى عدل منكم

7- آثار غفلت از عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 2

2 - بى توجهى به عدالت الهى در نظام حسابرسى ، از زمينه هاى گناه پيشگى است .

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات

پرسش انكارآميز خداوند در زمينه پندار غلط گناه پيشگان، حكايت از اين مى كند كه چنين پندارى در اهل گناه، وجود داشته و يا زمينه بروز دارد. لحن توبيخى و هدايت گرانه آيه شريفه، مى رساند كه اين پندار، خود موجب انحراف است و براى از ميان بردن انحراف، بايد پندار را نقد و ابطال كرد.

8- اجتناب از اجراى عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 28

28 - تهديد خداوند نسبت به كسانى كه از اجراى عدالت سرباز زنند و يا در اجراى آن كوتاهى كنند .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

برداشت فوق بر اين مبناست كه متعلق «تلوا» و «تعرضوا»، اقامه قسط باشد. يعنى اگر از اقامه قسط منحرف شديد يا از اجراى آن سرباز زديد خداوند بدان آگاه خواهد بود و ...

9- اجراى عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 9

9 - اداى امانت ( واگذارى مقام به اهل آن ) و تحقق عدالت ، در پرتو اطاعت از خدا ، رسول و اولواالامر است .

انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا ب

گويا اين آيه، اشاره به چگونگى تحقق فرمانهاى مطرح شده در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 17،23

17 - اجراى عدالت ، در گرو پيروى نكردن از هوا و هوس و تمايلات نفسانى است .

فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا

بنابر اينكه «ان تعدلوا» از عدل به معناى عدالت، و مفعول له براى «لاتتبعوا» باشد. يعنى خداوند از پيروى هوا و هوس نهى كرد تا عدالت را اجرا كنيد.

23 - شانه خالى كردن از اجراى عدالت اجتماعى ، نشأت گرفته از هوا هاى نفسانى است .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا

10- ارزش عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 12،13،14

12 - عدالت ، بنيان نظام اقتصادى اسلام

فلكم رؤس اموالكم لا تَظلِمون و لا تُظلمون

جمله «لا تَظلمون . .. » به منزله علت براى مالكيّت شخصى بر سرمايه و نفى آن نسبت به بهره هاى ربوى است. و چون علّت همواره عهده دار بيان يك قاعده كلى است، بنابراين ظلم نكردن و مظلوم نشدن (عدالت مطلق)، پايه و اساس نظامِ اقتصادى مورد پذيرش اسلام است.

13 - نفى نظامِ اقتصادِ ربوى و ايجاد و بسط نظام اقتصاد عادلانه ، از جمله اهداف والاى انبيا

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله . .. لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

اعلام جنگ از سوى خدا و رسول به هدف «لا تَظلِمون و لا تُظلَمون» صورت مى گيرد; بنابراين عدالت اقتصادى در جامعه از اهداف خدا و رسول اوست.

14 - عدالت ، بنيان وضع قوانين در اسلام

لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 11

11 - راستى و عدل از ملاكها و مفاهيم اساسى و ارزشى اسلام است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 4

4 - بايد قسط و عدالت ، ملاك اظهار نظر و سخن گفتن باشد .

ادعوهم لأباءهم هو أقسط عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 9

9 - جزاى عادلانه به بدكرداران و پاداش برتر و افزون بر استحقاق به نيكوكاران ، عملى ارزشمند و خداپسندانه

ليجزى الذين أس--وا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

11- ارزيابى با عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 8

8 - تمامى رفتار و كردار آدمى در دنيا ، بايد بر پايه حق و مطابق با عدل باشد .

و قضى بينهم بالحقّ

تذكر خداوند بر اين كه داورى ميان مردم در قيامت بر پايه حق و عدل خواهد بود; در واقع توصيه اى است به بندگان كه رفتار خود را مطابق عدل و بر پايه حق بنا نهند; زيرا در قيامت رفتار آنان بر همين اساس سنجيده و جزا داده خواهد شد.

12- اقرار به عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 7

7- عدل الهى در كيفر كافران ، مورد اقرار خود آنان ، در قيامت

أليس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا

«هذا» اشاره به عذاب كافران است و مصداق بارز «حقّ» در زمينه مجازات، «عدل» است.

13- انحراف از عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 12

12 - احساسات ، زمينه انحراف از عدالت

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا

14- اهميّت اجراى عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 3

3 - مؤمنان بايد همواره مجريان عدالت باشند .

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط

بر مبناى باب تنازع مى توان گفت كه «بالقسط» علاوه بر تعلق به كلمه «شهداء»، به كلمه «قوامين» نيز ارتباط دارد. آيه 135 از سوره نساء، اين معنا را تأييد مى كند.

15- اهميت عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 22

22 - ايمان و عدالت ، از شرايط احراز مقام امامت و رهبرى است .

لاينال عهدى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 182 - 1،2،5،6،9،10

1 - اگر وصيت هاى مالى ناعادلانه باشد و موجب مشاجره ميان صاحبان منفعت شود ، مى توان وصيت كننده را به تغيير وصيتش واداشت .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه

«جنف» به معناى ستم و ميل به باطل است - كه به مناسبت مورد - مقصود وصيت غير متعارفى است كه در حق بازماندگان ستم محسوب مى شود. مراد از «إثماً» نيز همين معناست و مقصود از «فأصلح بينهم»: واداشتن وصيت كننده است. به اينكه وصيت نادعالانه خويش را بگونه اى تغيير دهد كه احتمال مشاجره و نزاعى كه ممكن است بر اثر آن وصيت ناعادلانه پيش بيايد، منتفى گردد.

2 - در جواز تغيير وصيت هاى ناعادلانه و ترغيب وصيت كننده به تغيير آن ، تفاوتى ميان صورت عمد و سهو نيست .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه

چنانچه گذشت مقصود از «جنفاً» و «إثماً» وصيت ناعادلانه است. اين تقسيم حاوى اين نكته است كه: وصيت ناعادلانه چه عمدى باشد - كه در اين صورت وصيت كننده گنهكار است - و چه سهوى و بدون توجه، شايسته تغيير و تبديل است.

5 - واداشتن وصيت كننده به تغيير وصيت هاى ناعادلانه ، مصداق حرمت تبديل وصيت نبوده و وادار كننده ، گنهكار نيست .

فمن بدله . .. فإنما إثمه على الذين يبدلونه ... فمن خاف ... فلا إثم عليه

6 - تغيير وصيت هاى ناعادلانه ميت ، جايز و تغيير دهنده گنهكار نيست .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه

مى توان آيه شريفه را در فرض حيات وصيت كننده تصوير كرد و نيز مى توان زمان آن را پس از مرگ وى دانست. برداشتهاى قبلى بر مبناى نخست و برداشت فوق، بر اساس فرض دوم است.

9 - عمل به وصيت هاى ناعادلانه ميت واجب نيست .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه

10 - وصى ميت ، داراى حق ولايت در تغيير و اصلاح وصيت هاى ناعادلانه ميت

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 9

9 - لزوم رعايت عدل حتى در گرفتن انتقام از دشمنان

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 9

9 - مسلمانان ، موظف به رعايت عدالت حتى در جنگ با دشمنان

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 20

20 - عدالت ، اساس وضع قوانين الهى براى زندگى زناشويى

و لهن مثل الذى عليهنّ بالمعروف و للرجال عليهنّ درجة

جمله «للرجال . .. »، قيدى است متمّم «لهنّ ... » يعنى حقوق همانند زن و شوهر به معناى تساوى مطلق نيست; چون مردان بر حسب آفرينش ويژگيهايى دارند كه بر اساس آن، حقوقى ويژه خواهند داشت. بر اين اساس، عدالت فيمابين رعايت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19،20،35،38،39

19 - لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

20 - نفوذ املا و اعمالِ ولايتِ ولىّ ، در صورت رعايت عدالت از سوى وى

فليملل وليّه بالعدل

35 - ثبت ديون و مدّت آن و ثبت حقوق - كم باشد و يا زياد - ، از عادلانه ترين اعمال نزد خداوند و استوارترين و مددكارترين چيز براى اقامه شهادت

ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة

38 - تأمين و گسترش عدالت ، تحكيم در ادا و اقامه شهادت و پيشگيرى از بروز شك و بدبينى ، از جمله حكمت هاى لزوم ثبت و تنظيم اسناد مبادلاتى

ذلكم اقسط عند اللّه . .. و ادنى الاّ ترتابوا

39 - مراعات نكردن عدالت در حقوق افراد جامعه و بى ثباتى در تعيين حدود روابط اقتصادى ، از عوامل مفسده انگيز در روابط اجتماعى

ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا

چون «ذلكم اقسط . .. » بيان علّت احكام ذكر شده است، نشانگر يك قاعده كلّى است. يعنى عدالت اجتماعى و ثبات حدود و روابط اقتصادى، يك اصل و قانون است كه با عدم رعايت آن، جامعه رو به فساد خواهد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 3 - 1،7،8،13

1 - ممنوعيّت ازدواج با دختران يتيم ، در صورت ترس از بى عدالتى نسبت به آنان

و ان خفتم الّا تقسطوا فى اليتامى فانكحوا ما طاب لكم من النّساء

جزاى شرط «ان خفتم» حذف شده و «فانكحوا»، جانشين آن جزاست. يعنى: «ان خفتم الّا تقسطوا فى اليتامى فلا تنكحوهن و انكحوا». و اين نهى بنابر آنچه در شأن نزول آمده ناظر به ازدواج برخى از مردم با يتيمان، بدون پرداخت مهريه مناسب به آنان است.

7 - اهميّت رعايت عدالت در روابط خانوادگى

و ان خفتم الّا تقسطوا فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة

8 - تعدّد زوجات ، لغزشگاهى براى انحراف از عدالت

فانكحوا . .. مثنى و ثلث و رباع فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة

13 - جواز تعدد همسران ، مشروط به رعايت عدالت در نفقه آنها

فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة

امام صادق (ع) درباره «فان خفتم الّا تعدلوا» در آيه فوق فرمود: يعنى فى النفقة.


كافى، ج 5، ص 363، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 439، ح 36.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 4،5،8،21

4 - وجوب مراعات عدالت و قضاوت

انّ اللّه يأمركم . .. و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

5 - اهميّت خاص عدل و داد در قضاوت ها و داوريها

انّ اللّه يأمركم . .. و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

8 - مراعات عدل و داد در قضاوت ، حق تمامى انسانها

و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

21 - حاكمان ، عهده دار اجراى عدالت در جامعه

و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّهم هم الحكّام او لا ترى انّه خاطب بها الحكام.


غيبت نعمانى، ص 25، باب ما جاء فى الامامة و الوصية ; تفسير برهان، ج 1، ص 380، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 247، ح 154، 167 ; الدر المنثور، ج 2، ص 571.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 16

16 - عدم رعايت عدالت نسبى بين همسران ، گناه و آمرزش آن در گرو بازگشت به عدالت و رعايت تقواست .

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. و إن تصلحوا و تتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 1،28

1 - تمامى مؤمنان ، موظف به اقامه قسط و عدل و رعايت آن در روابط اجتماعى خويشند .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

قيام به قسط، به معناى عمل به عدل و نگهبانى و مواظبت بر عدالت است.

28 - تهديد خداوند نسبت به كسانى كه از اجراى عدالت سرباز زنند و يا در اجراى آن كوتاهى كنند .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

برداشت فوق بر اين مبناست كه متعلق «تلوا» و «تعرضوا»، اقامه قسط باشد. يعنى اگر از اقامه قسط منحرف شديد يا از اجراى آن سرباز زديد خداوند بدان آگاه خواهد بود و ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 32

32 - لزوم رعايت عدالت در انتقام

و لايجرمنكم . .. ان تعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 10،13،14،16،22

10 - اهتمام اسلام به لزوم اجراى عدالت و قسط ، حتى در مورد دشمنان

شهداء بالقسط و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوى

13 - احساسات بايد تحت الشعاع عدالت باشد .

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا اعدلوا

14 - عدالت ، حتى نسبت به دشمنان ، نزديكترين راه براى تحصيل تقوا

اعدلوا هو اقرب للتقوى

نزديكتر بودن عدالت به تقوا، نسبت به ساير طاعات است. يعنى رعايت عدالت از ديگر طاعات براى نيل به تقوا نزديكتر است، نه اينكه عدالت از بى عدالتى به تقوا نزديكتر باشد.

16 - عدالت ، جلوه و نشانه اى از تقوا

اعدلوا هو اقرب للتقوى

22 - هشدار الهى به مؤمنان نسبت به عدم اجراى عدالت ، حتى در مورد دشمنان

اعدلوا . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 17،20

17 - ضرورت اجراى عادلانه قانون درباره پيروان تمامى اديان

و إن حكمت فاحكم بينهم بالقسط

20 - داورى بر پايه عدل و داد ، مايه جلب محبت خداوند

فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 8

8 - صدق و عدل معيار و مبناى قوانين و سنتهاى خداوند در نظام هستى است.

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا

اگر مراد از «كلمت رب» قوانين و سنتهاى جارى خداوند باشد، صدق و عدل دو ويژگى شاخص آن سنتها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 13

13 - انسان بايد به هنگام سخن گفتن (شهادت دادن، داورى كردن و . ..) به عدالت سخن گويد.

و إذا قلتم فاعدلوا

جمله «و لو كان ذاقربى» مى تواند بيانگر اين باشد كه مراد از سخن در اينجا سخنى است كه زمينه نفع و ضرر را براى خود و يا ديگران در بر داشته باشد; مانند شهادت، داورى و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 1،2،3

1 - خداوند به رعايت قسط (عدل و انصاف) فرمان داده، نه به ارتكاب فحشا و زشتى

إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط

2 - كردارهاى زشت و شنيع، خارج از دايره قسط

قل إن الله لا يأمر بالفحشاء . .. قل أمر ربى بالقسط

3 - فرمان به قسط، فرمانى برخاسته از ربوبيت خداوند

قل أمر ربى بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 6

6 - هدايتگرى و عدالت پيشگى ، وظيفه اى بر عهده همگان

يهدون بالحق و به يعدلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 1،2،6،7،16

1- خداوند به رعايت عدل ، احسان و بخشش به خويشاوندان ، فرمان مى دهد .

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى

2- عدل ، احسان و صله رحم ، از مهم ترين دستورات هدايتى قرآن است .

و نزّلنا عليك الكتب . .. إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى

خداوند، پس از معرفى قرآن به مسأله عدل، احسان و بخشش به خويشاوندان پرداخته است. ارتباط اين دو موضوع، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

6- خداوند ، علاوه بر رعايت عدالت ، خواهان حاكميت روح احسان بر روابط اجتماعى انسان است .

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن

7- رعايت عدالت ، بايسته تر و اولى تر از احسان به مردم و بخشش به خويشاوندان است .

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى

از تقدم ذكرى «عدل» بر «احسان» و «بخشش به خويشاوندان» مى توان تقدم رتبى را استفاده كرد; زيرا رعايت عدالت تكليفى همگانى و بدون اغماض است و بدون رعايت آن، احسان و بخشش بى ارزش خواهد بود.

16- رعايت عدالت ، احسان ، اداى حق خويشاوندان و دورى از فحشا ، اعمال زشت و ستم ، از موعظه هاى خداوند به انسان است .

إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 1،2

1- لزوم رعايت عدالت و انصاف ، در مقابله به مثل با دشمنان

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

2- لزوم رعايت تساوى همه جانبه در قصاص و مقابله به مثل

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 5،13

5- احكام الهى ، در جهت اجراى حق و عدل و حمايت از مظلوم است .

و لاتقتلوا . .. إلاّ بالحقّ و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا

13- لزوم رعايت حق و عدل ، حتى در مورد متجاوزان به جان انسانها

جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 7

7 - مبارزه با ظلم و احياى عدالت ، داراى اولويت نخست در مبارزه اجتماعى و در رأس مسائلى كه رهبران الهى بايد به آن بپردازند .

و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 13

13 - تمامى رفتار و كردار آدمى در دنيا ، بايد برپايه حق و مطابق با عدل باشد .

و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون

تذكر خداوند به اين كه داورى ميان مردم در قيامت، بر پايه حق و عادلانه خواهد بود، در واقع توصيه اى است به بندگان كه رفتار خود را مطابق عدل و برپايه حق بنا نهند; زيرا در قيامت رفتار آنان بر همين اساس سنجيده و جزا داده خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 18

18 - برپايى عدالت ، از اهداف اصلى دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فادع . .. و أُمرت لأعدل بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 2

2 - انسان ، در مسير يارى مؤمنان و مظلومان ، نبايد از جاده عدالت و اعتدال خارج شود .

و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 9،11،12

9 - ضرورت رعايت عدل و انصاف ، در ايجاد صلح ميان دو گروه مؤمن متخاصم

فأصلحوا بينهما بالعدل

11 - خداوند ، خواهان رعايت عدل و انصاف و از بين بردن ظلم در همه زمينه ها

فأصلحوا بينهما بالعدل و أقسطوا إنّ اللّه يحبّ المقسطين

تعبير «و أقسطوا. ..» پس از «بالعدل»، يا تأكيد بر لزوم رعايت عدالت و يا فرمان به از بين بردن ظلم است. در صورت دوم «اقساط» از ريشه «قَسط» (ظلم و جور) و در معناى ازاله جور و ستم به كار رفته است. بيانگر مطلب بالا است.

12 - ميانجى گرى براى ايجاد صلح ، بيش از هر چيز نيازمند عدل و انصاف است .

فأصلحوا بينهما بالعدل و أقسطوا إنّ اللّه يحبّ المقسطين

تأكيد «عدل» با «أقسطوا» و جمله «إنّ اللّه يحبّ المقسطين» اهميت موضوع را در روند برقرارى صلح مى نماياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 8 - 5

5 - توصيه به دور نشدن از قوانين و موازين عادلانه در زندگى ، برخوردار از جايگاهى ويژه در بين توصيه ها و آموزه هاى الهى و قرآنى

ألاّتطغوا فى الميزان

مطلب ياد شده با توجه به اين نكته است كه سفارش به دور نشدن از قوانين و موازين عادلانه، نخستين توصيه الهى در اين سوره قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 8

8 - عدالت ، موضوعى بسيار مهم و مورد عنايت ويژه خداوند

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان

«عدالت» موضوعى است كه يقيناً در هر يك از كتاب هاى آسمانى به آن پرداخته شده است و مردم به آن توصيه شده اند. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن آن پس از «كتاب»، نشان دهنده اهميت بسيار آن در نگرش الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 5،6

5 - رفتار نيك و عادلانه ، امرى شايسته در بينش الهى ، حتى نسبت به كافران

لاينهيكم اللّه . .. أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم

6 - اسلام ، طرفدار روابط مسالمت آميز و عادلانه ميان امت اسلام و ساير ملّت ها

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقتلوكم

16- اهميت عدالت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 6

6 - شريعت هاى الهى براى رفع اختلاف ميان مردم و برقرارى قسط و عدل بوده است .

فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «بينهم» اختلاف موجود بين افراد امت با يكديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 7

7- سنت الهى در تفاوت روزى انسان ها ، به معناى عدم لزوم رعايت مساوات و عدالت اجتماعى ، از سوى آنان نيست . *

و الله فضّل . .. فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق بر اساس اين نكته است كه جمله " فما الذين فضلوا . .." در مقام توبيخ از كسانى باشد كه مساوات را ميان خود مراعات نمى كنند و با توجه به صدر آيه، مى توان چنين برداشت كرد: خداوند گرچه انسانها را در روزى متفاوت قرار داده است; ولى اين بدان معنا نيست كه مردم مساوات را ميان خود رعايت نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 5

5 - مبارزه باظلم و ظالمان و ايجاد عدالت اجتماعى ، در رأس وظايف موسى ( ع ) قرار داشت .

و إذ نادى . .. أن ائت القوم الظلمين

تعبير «أن ائت القوم الظالمين» به جاى «ائت فرعون و قومه» نشان مى دهد كه هدف الهى از رسالت موسى، مبارزه با ظلم و بى عدالتى است كه جامعه فرعونى گرفتار آن شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 4

4 - قسط اقتصادى و عدالت اجتماعى ، از اهداف اصيل و ديرين اديان آسمانى

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين . وزنوا بالقسطاس المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 19،20،21

19 - رسالت پيامبران ، در راستاى رفع تبعيض ها و ايجاد عدالت در جامعه بشرى

شرع لكم . .. فلذلك فادع ... و أُمرت لأعدل بينكم

با توجه به وحدت شرايعت هاى آسمانى كه از آيه «شرع لكم. ..» استفاده مى شود - مطلب بالا قابل برداشت است.

20 - تلاش براى تحقق و برپايى عدالت ، وظيفه دينى يكتاپرستان

و أُمرت لأعدل بينكم

برداشت ياد شده با توجه به اصل اوليه اشتراك احكام دينى بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگران است.

21 - تفاوت نگذاشتن بين طبقات مختلف اجتماعى در مقام تبليغ و هدايت و اجراى شريعت ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أُمرت لأعدل بينكم

بنابراين كه «أمرت لأعدل بينكم» مربوط به نحوه اجراى دعوت و اقامه دين به وسيله پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 11

11 - هدف رسالت پيامبران ، در مرحله نخست تربيت انسان هاى عادل و ساختن جامعه عدالت خواه بود ; نه اجراى اجبارى عدالت در جامعه

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان ليقوم الناس بالقسط

نسبت داده شدن «اقامه» به مردم - نه به پيامبران - و نيز غايت قرار گرفتن خيزش خود مردم براى رعايت عدل و انصاف (لقوم الناس بالقسط) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 7 - 7

7 - اهتمام دين به برقرارى عدالت اجتماعى ، از طريق تشريع قوانين

ما أفاء اللّه على رسوله . .. كى لايكون دولة بين الأغنياء منكم

17- اهميت عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 26،27

26 - قوم شعيب برخوردار از دليلى روشن براى التزام به عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بودند .

قد جاءتكم بينة من ربكم فأوفوا الكيل و الميزان . .. و لاتفسدوا فى الأرض

تفريع جمله «اوفوا الكيل» بر جمله «قد جاءتكم بينة» بيانگر اين است كه بينه ارائه شده به قوم شعيب به گونه اى بوده است كه باور به آن در پى دارنده رعايت عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بوده است.

27 - گرايش طبيعت مردم به صلاح و رعايت عدالت در امور اقتصادى است .

و لاتفسدوا فى الأرض بعد إصلحها

آنچه در برداشت فوق آمده احتمالى است كه درباره «بعد إصلحها» گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 1،4

1 - استفاده از ترازوى دقيق در معاملات و رعايت عدالت اقتصادى ، از رهنمود هاى شعيب ( ع ) به مردم

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«زِنَة و وَزْن» (مصدر «زنوا») به معناى سنجيدن و «قسطاس» (مرادف «ميزان») به معناى ترازو است. «مستقيم» نيز معادل درست مى باشد; يعنى، «و با ترازوى درست وزن كنيد».

4 - قسط اقتصادى و عدالت اجتماعى ، از اهداف اصيل و ديرين اديان آسمانى

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين . وزنوا بالقسطاس المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 3،4

3 - اهتمام اسلام به تصحيح روابط اقتصادى جامعه و رعايت عدل

و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه خداوند در اين آيه و آيه قبل، براى فراخواندن انسان ها به عدل، با سه تعبير تأكيد كرده است.

4 - اهميت عدالت اقتصادى ، در قوام جامعه و برخوردارى از رحمت الهى *

الرحمن . .. و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه قانون مندى نظام جهان و نيز رحمانيت خداوند بود - بيانگر مطلب بالا باشد; يعنى، اگر قانون مندى شرط قوام هستى است و در پرتو اين قوانين، رحمت الهى شامل بشر شده، رعايت قوانين اقتصادى نيز شرط استوارى جامعه است و آنان در پرتو همين اصل از رحمت عام الهى (شكوفايى اقتصادى و رابطه صحيح اجتماعى) برخوردار خواهند شد.

18- اهميت عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 3،4

3 - اهتمام اسلام به تصحيح روابط اقتصادى جامعه و رعايت عدل

و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه خداوند در اين آيه و آيه قبل، براى فراخواندن انسان ها به عدل، با سه تعبير تأكيد كرده است.

4 - اهميت عدالت اقتصادى ، در قوام جامعه و برخوردارى از رحمت الهى *

الرحمن . .. و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در زمينه قانون مندى نظام جهان و نيز رحمانيت خداوند بود - بيانگر مطلب بالا باشد; يعنى، اگر قانون مندى شرط قوام هستى است و در پرتو اين قوانين، رحمت الهى شامل بشر شده، رعايت قوانين اقتصادى نيز شرط استوارى جامعه است و آنان در پرتو همين اصل از رحمت عام الهى (شكوفايى اقتصادى و رابطه صحيح اجتماعى) برخوردار خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 26،27

26 - قوم شعيب برخوردار از دليلى روشن براى التزام به عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بودند .

قد جاءتكم بينة من ربكم فأوفوا الكيل و الميزان . .. و لاتفسدوا فى الأرض

تفريع جمله «اوفوا الكيل» بر جمله «قد جاءتكم بينة» بيانگر اين است كه بينه ارائه شده به قوم شعيب به گونه اى بوده است كه باور به آن در پى دارنده رعايت عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بوده است.

27 - گرايش طبيعت مردم به صلاح و رعايت عدالت در امور اقتصادى است .

و لاتفسدوا فى الأرض بعد إصلحها

آنچه در برداشت فوق آمده احتمالى است كه درباره «بعد إصلحها» گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 1،4

1 - استفاده از ترازوى دقيق در معاملات و رعايت عدالت اقتصادى ، از رهنمود هاى شعيب ( ع ) به مردم

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«زِنَة و وَزْن» (مصدر «زنوا») به معناى سنجيدن و «قسطاس» (مرادف «ميزان») به معناى ترازو است. «مستقيم» نيز معادل درست مى باشد; يعنى، «و با ترازوى درست وزن كنيد».

4 - قسط اقتصادى و عدالت اجتماعى ، از اهداف اصيل و ديرين اديان آسمانى

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين . وزنوا بالقسطاس المستقيم

19- اهميت عدالت در انتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 4

4 - لزوم رعايت عدالت ، حتى در انتقام گرفتن از متجاوزان ستمگر

إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

20- اهميت عدالت در قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 16

16 - ضرورت رعايت قسط و عدالت در داورى ميان مردم

فاحكم بينهم بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 10

10 - رعايت قسط در قضاوت و داورى ، لازم و ضرورى است .

قضى بينهم بالقسط

21- برپايى عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 2

2 - توجّه به مالكيّت مطلقه الهى ، زمينه اجراى عدل و قسط و اجراى احكام او در روابط مالى و اقتصادى

اذا تداينتم بدين . .. و ان كنتم على سفر ... للّه ما فى السّموات و ما فى الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 23

23 - رعايت حقوق زنان ، يتيمان ، مستضعفان و اقامه قسط ، از مصاديق بارز خيرات و نيكيها

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

«من خير» مى تواند اشاره به تكاليفى باشد كه در آيه آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 6،18،23

6 - شهادت به قسط و تلاش در جهت برپايى عدالت ، بايد براى جلب رضايت خداوند باشد . *

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط

در برداشت فوق كلمه «للّه» براى «شهداء»، به قرينه «قومين للّه»، در تقدير گرفته شده است.

18 - قيام براى خدا ، شهادت به حق و برپا داشتن قسط ، نشانه و جلوه اى از تقوا

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه

23 - اعتقاد به آگاهى خدا از اعمال انسان ، زمينه قيام براى خدا ، شهادت به قسط ، اجراى عدالت و تحصيل تقواست .

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 4

4 - قيام براى خدا ، شهادت به قسط و اجراى عدالت ، از مصاديق عمل صالح

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 10 - 3

3 - انكار لزوم برپايى عدالت و عدم اجراى آن ، حتى نسبت به دشمنان ، از مصاديق كفر و تكذيب آيات الهى است . *

و لايجر منكم شنئان . .. و الذين كفروا و كذبوا

22- بى عدالتى اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 9

9 - استثمار و بى عدالتى اقتصادى ، از مشكلات عمده و اساسى جوامع در طول تاريخ

لقد أرسلنا رسلنا . .. و أنزلنا معهم الكتب و الميزان

با توجه به اين كه «ميزان» (ترازو) ابزارى است كه در مبادلات اقتصادى به كار مى رود و با آن كالاها را توزين مى كنند; مى توان گفت كه: اين واژه در آيه شريفه استعاره از خصوص عدالت اقتصادى است. بنابراين، پيام عدالت اقتصادى - كه در اين آيه به عنوان رسالت همه پيامبران برشمرده است - نشان مى دهد كه موضوع استثمار توده ها و ظلم و اجحاف اقتصادى به آنان،

در تاريخ بشر ريشه داشته است و همه جوامع با آن مشكل دست به گريبان بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 21

21 - ابتلاى قوم شعيب به كمفروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اجتماعى - اقتصادى آنان بود .

فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم

23- حاكميت عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 7

7- عدل الهى ، بر نظام جزاى اعمال حاكم است .

و لاتزر وازرة وزر أخرى

24- دعوت به عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 22

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 7،9،10،12

7- دعوت به عدل ، مهم ترين اثر و نشان انسان ارزشمند

و ضرب الله مثلاً رجلين أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بال

9- خداوند ، دعوت كننده انسان ها به عدل

هل يستوى هو و من يأمر بالعدل

برداشت فوق، بر اين اساس است كه ضرب المثل آيه را در جهت نفى شرك بدانيم; يعنى، انسان لالِ ناتوان، مَثَلى باشد براى مخلوقات و امر كننده به عدل، مَثَلى باشد از خداوند.

10- تنها انسان درست كردار و ايستاده بر صراط مستقيم ، شايستگى دعوت ديگران به عدل را دارد .

و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

توصيف امر كننده به عدل به اينكه خود در صراط مستقيم باشد، در حقيقت بيان شرط شايستگى براى چنين مسؤوليت است.

12- دعوت به عدالت و بر صراط مستقيم بودن ، منشأ قدرت ، استقلال و خيرات براى جامعه است .

أحدهما أبكم لايقدر على شىء . .. هل يستوى هو و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

برداشت فوق، از تقابل «من يأمر بالعدل. ..» و «أحدهما أبكم ... لايأت بخير» به دست آمد.

25- دعوت به عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 85 - 2،4

2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش

و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط

4- شعيب ( ع ) ، از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزش تر از آنچه هست ، جلوه ندهند .

و لاتبخسوا الناس أشياءهم

«بخس»; يعنى، كم كردن و عيب گرفتن (المصباح المنير).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 9

9- برخوردارى شعيب ( ع ) از مقام نبوت ، برانگيزنده او به فراخوانى مردمان به توحيد و رعايت عدل و انصاف در مبادلات

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك . .. قال يقوم أرءيتم إن كنت على بيّنة من ربى و رزقنى

سخنان شعيب(ع) در آيه مورد بحث ، پاسخى است به تحليل استهزاآميز قومش (أصلوتك). شعيب(ع) با جمله «أرءيتم ...» بيان مى دارد كه منشأ مخالفت وى با آرا و عقايد آنان و عملكرد ناصوابشان ، مسؤوليتى است كه خداوند برعهده او قرار داده است.

26- دلايل عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 18

18- به قدرت رسيدن يوسف ( ع ) در سرزمين مصر ، دليلى روشن بر ضايع نشدن اجر نيكوكاران از ناحيه خداوند است .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض . .. و لانضيع أجر المحسنين

27- دين و عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 5

5 - ارتباط توحيد و قسط و دين ، در نگرش قرآن

لا اله هو . .. قائماً بالقسط ... انّ الدين

28- زمينه رعايت عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 15

15 - توجه به معاد، پشتوانه رعايت قسط و اخلاص در دين

أمر ربى بالقسط . .. مخلصين له الدين كما بدأكم تعودون

29- زمينه عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 4،29

4 - شهادت به حق و براى خدا ، زمينه تأمين عدالت اجتماعى است .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط شهداء للّه

ظاهراً «شهداء للّه»، كه در حقيقت شهادت دادن به حق است، به عنوان راهى براى دستيابى به اقامه قسط معرفى شده است.

29 - توجه به آگاهى خداوند از اعمال آدميان ، زمينه اقامه عدل ، پرهيز از شهادت هاى دروغ و كتمان شهادت

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 7

7 - دستيابى انسان به حق و عدل ، در پرتو بهره گيرى از قرآن و به كارگيرى آن

أنزل الكتب بالحقّ و الميزان

بنابراين كه «الميزان» عبارت ديگرى از «الكتاب» باشد و با توجه به اين كه «ميزان» ابزار اجراى عدالت است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

30- زمينه عدالت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 24

24 - ربوبيت الهى بر همگان ، مقتضى اجراى عدالت در ميان همه آنان

أُمرت لأعدل بينكم اللّه ربّنا و ربّكم

جمله «اللّه ربّنا» مى تواند تعليل براى «أمرت لأعدل» باشد.

31- زمينه عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 18،19

18- مبرّا بودن خداوند از هرگونه ظلم و بى عدالتى ، مقتضاى ربوبيّت او است .

و لايظلم ربّك أحدًا

19- حساب رسى و سنجش عادلانه اَعمال آدميان در قيامت ، لازمه ربوبيّت خدا است .

و وضع الكتب . .. و لايظلم ربّك أحدًا

32- زمينه عدالت در پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 5

5 - هدفمندى و حقانيت نظام جهان ، مستلزم برپايى نظام عادلانه كيفر و پاداش

خلق . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون

در آيه شريفه پس از طرح حقانيت نظام هستى، به عدل الهى در نظام كيفر و پاداش اشاره شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه عدل در مجازات، لازمه حقانيت آفرينش است.

33- زمينه عدالت در كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 5

5 - هدفمندى و حقانيت نظام جهان ، مستلزم برپايى نظام عادلانه كيفر و پاداش

خلق . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون

در آيه شريفه پس از طرح حقانيت نظام هستى، به عدل الهى در نظام كيفر و پاداش اشاره شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه عدل در مجازات، لازمه حقانيت آفرينش است.

34- شك در عدالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 7

7 - گمان ناعادلانه بودن حكم خدا و رسول او ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

35- عدالت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 14

14 - انفاق ، از عوامل بسط عدالت

انفقوا . .. و الكافرون هم الظّالمون

چون ترك انفاق ظلم است ; پس انفاق عاملى است در جهت رفع ظلم (ايجاد عدالت. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 3

3 - اسلام ، خواهان اجراى عدالت در تمام ابعاد زندگى است .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

حذف متعلق قسط، دلالت بر تعميم و شمول دارد، يعنى بايد در تمامى صحنه ها عدالت رعايت شود.

36- عدالت اخروى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 17

17- حضور نفس اَعمال انسان در قيامت ، پشتوانه اجراى عدالت و نفى كمترين ظلم از ساحت خداوند است .

و وجدوا ما عملوا حاضرًا و لايظلم ربّك أحدًا

بيان حضور اعمال و تجسّم آن، علاوه بر ثبت و ضبط در نامه اَعمال، جملگى تأكيدى بر دقيق بودن اَحكام صادره بر قيامت و عادلانه بودن عقوبت هاى است و گوياى اين است كه اَسناد و مدارك كافى و غير قابل انكارى در قيامت عرضه خواهد شد.

37- عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 12،13

12 - عدالت ، بنيان نظام اقتصادى اسلام

فلكم رؤس اموالكم لا تَظلِمون و لا تُظلمون

جمله «لا تَظلمون . .. » به منزله علت براى مالكيّت شخصى بر سرمايه و نفى آن نسبت به بهره هاى ربوى است. و چون علّت همواره عهده دار بيان يك قاعده كلى است، بنابراين ظلم نكردن و مظلوم نشدن (عدالت مطلق)، پايه و اساس نظامِ اقتصادى مورد پذيرش اسلام است.

13 - نفى نظامِ اقتصادِ ربوى و ايجاد و بسط نظام اقتصاد عادلانه ، از جمله اهداف والاى انبيا

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله . .. لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

اعلام جنگ از سوى خدا و رسول به هدف «لا تَظلِمون و لا تُظلَمون» صورت مى گيرد; بنابراين عدالت اقتصادى در جامعه از اهداف خدا و رسول اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

38- عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 279 - 12،13

12 - عدالت ، بنيان نظام اقتصادى اسلام

فلكم رؤس اموالكم لا تَظلِمون و لا تُظلمون

جمله «لا تَظلمون . .. » به منزله علت براى مالكيّت شخصى بر سرمايه و نفى آن نسبت به بهره هاى ربوى است. و چون علّت همواره عهده دار بيان يك قاعده كلى است، بنابراين ظلم نكردن و مظلوم نشدن (عدالت مطلق)، پايه و اساس نظامِ اقتصادى مورد پذيرش اسلام است.

13 - نفى نظامِ اقتصادِ ربوى و ايجاد و بسط نظام اقتصاد عادلانه ، از جمله اهداف والاى انبيا

فان لم تفعلوا فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله . .. لا تَظلِمون و لا تُظلَمون

اعلام جنگ از سوى خدا و رسول به هدف «لا تَظلِمون و لا تُظلَمون» صورت مى گيرد; بنابراين عدالت اقتصادى در جامعه از اهداف خدا و رسول اوست.

39- عدالت با پيروان اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 17

17 - ضرورت اجراى عادلانه قانون درباره پيروان تمامى اديان

و إن حكمت فاحكم بينهم بالقسط

40- عدالت با ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 4

4 - لزوم رعايت عدالت ، حتى در انتقام گرفتن از متجاوزان ستمگر

إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

41- عدالت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 1،5

1 - اجازه خداوند به مؤمنان ، براى رفتار نيك و عادلانه با كافران غير معاند با دين

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقتلوكم فى الدين

5 - رفتار نيك و عادلانه ، امرى شايسته در بينش الهى ، حتى نسبت به كافران

لاينهيكم اللّه . .. أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15

15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .

و ءاتوهم ما أنفقوا

از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» - كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود - منافات ندارد.

42- عدالت با متجاوزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 4

4 - لزوم رعايت عدالت ، حتى در انتقام گرفتن از متجاوزان ستمگر

إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

43- عدالت بين همسران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 1،2،3،4،8،16

1 - مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء

2 - مراعات عدالت در محبت قلبى به همسران متعدد ، خارج از توان و اختيار مردان

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم

جمله «و لو حرصتم» (هر چند تمايل شديد به رعايت عدالت داشته باشيد)، مى رساند كه مراد از عدالت در جمله «و لن

تستطيعوا ان تعدلوا» عدالتى است كه از اختيار و توان آدمى خارج است، بنابراين مى توان گفت عدالت در مورد محبت و مودت و نظاير آن مى باشد. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در توضيح آيه فوق فرمود: يعنى فى المودة ... .


كافى، ج 5، ص 362، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 601.

3 - بى ثمر بودن تلاش شوهر براى رعايت عدالت كامل ، ميان همسران خويش

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم

4 - شوهران نبايد - به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران - به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل

8 - لزوم رعايت عدالت در حد توان ، ميان همسران

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل

16 - عدم رعايت عدالت نسبى بين همسران ، گناه و آمرزش آن در گرو بازگشت به عدالت و رعايت تقواست .

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. و إن تصلحوا و تتقوا

44- عدالت پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 2

2- پادشاه مصر در ديدگاه يوسف ( ع ) ، انسان ستمگرى نبود كه نتوان به عدل و انصاف او اميد داشت .

اذكرنى عند ربك

از اينكه يوسف(ع) از ساقى پادشاه مى خواهد كه داستان مظلوميت او را نزد پادشاه بيان كند ، معلوم مى شود يوسف(ع) به دادخواهى وى اميد داشته است.

45- عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 11

11 - عدل الهى ، در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به ايشان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 11

11 - عدل الهى در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به آنان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 16

16 - انفاق كننده در راه خدا ، بهره مند از پاداش كامل انفاق ، بى هيچ ستمى در حقّ وى

و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم و انتم لا تظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 162 - 14

14 - تفاوت فرجام آدميان بر مبناى عملكرد آنان ، نمودى از عدل خداوند

توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون. افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من الل

در برداشت فوق جمله «افمن اتّبع . .. » دليل و تعليل عدل الهى در پاداش و جزا گرفته شده است ; يعنى بايد هر نفسى پاداش و جزاى كامل خويش را ببيند ; چرا كه هيچ وجدانى نمى تواند بپذيرد كه انسانهاى نيكوكار همسنگ بزهكاران باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 182 - 7

7 - عدالت خداوند و دورى ساحت وى از ظلم ، مقتضى مجازات بخيلان و قاتلان انبيا

و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. ذوقوا عذاب الحريق ... و انّ اللّه ليس بظلاّم للعب

جمله «و اَنّ اللّه . .. » عطف بر «ما قدّمت» مى باشد. بنابراين دليل ديگرى براى گرفتار شدن بخيلان و قاتلان انبيا به دوزخ است. يعنى عدالت خداوند اقتضا مى كند كه ستمگران را عذاب كند، ورنه به ستمديده ظلم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 5

5 - مجازات هاى الهى ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة يضاعفها

جمله «و ان تك حسنة» عطف بر جمله اى مقدر است ; يعنى «ان تك سيئةً فلا يجزى الا مثلها و ان تك حسنة . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 49 - 10

10 - خداوند ، ذره اى ستم به كسى روا نمى دارد .

و لا يظلمون فتيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 7

7 - اعطاى درجه و اجر و پاداش از سوى خداوند بر اساس نظامى عادلانه

فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة وكلاّ . .. اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 2

2 - كيفر الهى در مورد گنهكاران ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 12

12 - كيفر و پاداش الهى در قيامت ، بر پايه قسط و عدل است

ثم يعيده ليجزى . .. بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 2

2 - خداوند در قيامت ، در كيفر دادن بدكاران به عدل و در پاداش دادن به نيكوكاران به فضل ، رفتار خواهد كرد .

للذين أحسنوا الحسنى و زيادة . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

تعبير «الحسنى» و «زيادة» - در مورد پاداش نيكوكاران - بيانگر فضل و عبارت «جزاء سيئة بمثلها» - در مورد كيفر بدكاران - بيانگر عدالت و نفى ظلم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 11

11 - نزول عذاب استيصال ، بر اساس قسط و عدل است و در آن بر كسى ستم نمى شود .

قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 11،13

11 - قضاوت و داورى خداوند درباره ستمگران ، قضاوتى است بر پايه قسط و عدل .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط

13 - در نظام جزايى خداوند ، حتى به ستمگران هم ظلم نخواهد شد .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 13

13- عدالت خداوند در پاداش دهى

و يؤت كل ذى فضل فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 5

5- عدل الهى در اعطاى حق به صاحبان آن

نوفّ إليهم أعملهم و هم فيها لايبخسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 45 - 6

6- حكم و قضاوت خداوند ، متقن ترين و عادلانه ترين حكم ها و قضاوتهاست .

و أنت أحكم الحكمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 14

14- « عن على ابن أبى طالب ( ع ) فى قوله « إن ربى على صراط مستقيم » يعنى انه على حق يجزى بالإحسان إحساناً و بالسّىء سيّئاً و يعفو عمن يشاء و يغفر سبحانه و تعالى ;

از على(ع) درباره قول خداى تعالى «إن ربى على صراط مستقيم» روايت شده كه معناى آيه اين است: پروردگار بر طريق حق است، نيكى را به نيكى و بدى را به بدى پاداش مى دهد و او - كه منزه و بلند مرتبه است - از هر كس بخواهد مى گذرد و او را مى آمرزد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 117 - 2

2- رفتار عادلانه و بدون كمترين ستم ، سنت خداوند با بندگان خويش

و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم

تركيبهايى نظير «ما كان ليفعل كذا» (نبوده است كه چنين كند) دلالت بر اين دارد كه صدور فعل از اين فاعل شدنى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 15،18

15- خداوند در اعطاى پاداش به نيكوكاران ، ذره اى از پاداش آنان نمى كاهد .

و لانضيع أجر المحسنين

18- به قدرت رسيدن يوسف ( ع ) در سرزمين مصر ، دليلى روشن بر ضايع نشدن اجر نيكوكاران از ناحيه خداوند است .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض . .. و لانضيع أجر المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 112 - 4

4 - خداوند در مؤاخذه بندگان ، هرگز از حق تجاوز نمى كند .

فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا

در باره فرق «ظلم» و «هضم» احتمالاتى داده شده است; از جمله اين كه ظلم; يعنى، بيش از حق مطالبه كردن و هضم; يعنى، از حق كم گذاشتن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 4

4- حسابرسى دقيق و عادلانه خداوند ، فراگير تمامى اعمال خُرد و كلان انسان

و نضع الموزين القسط ليوم القيمة . .. من خردل

«حبّة» به معناى يك دانه از گندم، جُو و مانند آن است و «خردل» به معناى بذرهاى بسيار ريز است. «مثقال حبّة من خردل» مثلى است براى بيان هر چيز دقيق و كوچك و مقصود از آن در اين آيه، تمامى اعمال خُرد و كلان انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 4

4- داورى عادلانه و برحق خداوند ، از شؤون ربوبيت او است .

ربّ احكم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 10 - 3،5

3 - كيفر هاى الهى در آخرت ، برپايه عدل و بدون كمترين ظلمى در حق كيفر شوندگان

أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد

5 - خدا ، پروردگارى عادل و مبرّا از ستم كردن به بندگان خود

و أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 62 - 6،7

6 - نظام حسابرسى خداوند ، مبرا از كمترين ظلم به آدميان

و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون

7 - ثبت دقيق اعمال انسان ها ، تضمينى است بر روا نشدن كمترين ظلم بر آنان .

و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 3،13

3 - كيفر هاى الهى در روز رستاخيز ، بر پايه حق و عدل و به دور از هر شايبه ظلم و بى دادگرى

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

«الحقّ» در جمله «دينهم الحقّ» صفت براى «دين» است; يعنى، جزاى عادلانه و به حق.

13 - گواهى اعضا و جوارح بر گفتار و رفتار انسان ها و جزاى كامل و عادلانه خدا به آنان ، موجب آگاهى آنان به حقانيت خداوند است .

يوم تشهد عليهم ألسنتهم . .. يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ و يعلمون أنّ اللّه ه

جمله «و يعلمون. ..» عطف بر «يوفّيهم» است و مقصود از «يومئذ» - به قرينه آيه قبل (يوم تشهد ...) - همان روزى است كه اعضاى بدن عليه انسان گواهى مى دهند. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: روزى كه اعضاى بدن انسان، بر رفتار وى گواهى مى دهند و مردم به جزاى كامل و عادلانه خود مى رسند، در چنين روزى است كه مردم خواهند فهميد كه خدا حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 6،9

6 - منافقان صدراسلام ، با علم به اين كه احكام و فرمان هاى خدا و رسول او ، به دور از ظلم و احجاف بود ، به آنها تن در نمى دادند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب ابطالى باشد; يعنى، منافقان اين گونه نبودند كه گمان كنند كه خدا و رسول او، به آنان ظلم مى كنند; بلكه مى دانستند كه خدا و رسولش، عادلانه حكم مى كنند.

9 - خدا و رسول او ، در داورى و حكمشان به احدى ، حتى منافقان ، ستم روا نمى دارند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولئك هم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 6

6 - قضاوت و داورى خدا درباره كافران و حق ستيزان ، متكى بر موازين حق و عدل و به دور از كمترين سستى و كاستى

إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه

با اين كه واژه «يقضى» معناى حكم و داورى را مى رساند، آمدن قيد «بحكمه» نشانگر اين حقيقت است كه قضاوت الهى مخصوص به او است به گونه اى كه كمترين خلل در آن راه ندارد و بر موازين عدل و حق استوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 6

6 - نظام كيفرى خداوند ، به دور از هرگونه ظلم و بى عدالتى

هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

پرسش انكارى «هل تجزون. ..» درصدد بيان اين نكته است كه: گمان نشود جزاى اخروى بدكاران، سنگين و ظالمانه است; بلكه جزاها عين عمل آنان و هم طراز با آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 84 - 2

2 - پاداش الهى در جهان آخرت ، براساس فضل و احسان و كيفر او ، برپايه عدل و انصاف خواهد بود .

من جاء بالحسنة فله خير منها و من جاء بالسيّئة فلايجزى . .. إلاّ ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 54 - 2

2 - كيفر و پاداش الهى در قيامت ، عادلانه بوده و ذره اى به كسى ستم نخواهد شد .

فاليوم لاتظلم نفس شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 3

3 - مجازات هاى الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با اعمال و رفتار خود انسان هااست .

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 13

13 - نظام جزا و كيفر الهى ، عادلانه است .

ذوقوا ما كنتم تكسبون

خداوند، عذاب قيامت را برابر و نتيجه دستاوردهاى خود انسان دانسته است. اين بيان گوياى اين حقيقت است كه عذاب قيامت - هر چند سخت است - ولى چون نتيجه رفتار و كردار خود انسان است، عادلانه و به دور از ظلم و اجحاف مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 3

3 - تابش نور عدل و قسط الهى بر اهل زمين در قيامت

و أشرقت الأرض بنور ربّها

بسيارى از مفسران گفته اند: مقصود از نور در اين آيه، به قرينه جمله هاى بعدى - كه درباره نامه اعمال و داورى به حق خداوند سخن گفته است - نور عدل و قسط الهى است; چنان كه در فرهنگ عرب، به پادشاهى كه عادل باشد گفته مى شود (أشرقت الأفاق بعدلك و أضائت الدنيا بقسطك).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 2

2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

حذف مضاف در «ماعملت» - كه در اصل «جزاء ماعملت» است - مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 11،12

11 - عذاب قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان از سوى خداوند كاملاً عادلانه و به دور از هر گونه ستم

مثل دأب قوم نوح . .. و مااللّه يريد ظلمًا للعباد

يادآورى اين مسأله كه خداوند به كسى ظلم نمى كند - پس از بيان سرگذشت اقوام يادشده - مى تواند گوياى مطلب بالا باشد.

12 - عذاب شدن مخالفان پيامبران در دنيا از سوى خداوند ، كاملاً مطابق با عدل و داد است .

و ما اللّه يريد ظلمًا للعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 1،10

1 - جزا و كيفر الهى در قيامت ، عادلانه و متناسب با رفتار زشت انسان است .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها

مقصود از مجازات به مثل، عادلانه بودن جزاى الهى و متناسب بودن آن با رفتار انسان ها است.

10 - خداوند با كافران بدكردار در قيامت ، بر مبناى عدل و با مؤمنان نيك كردار براساس فضل و لطف خويش برخورد خواهد

كرد .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها و من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن ... يرزقون فيها ب

برداشت ياد شده از آن جا است كه مجازات گناه كاران، تنها به ميزان گناه آنان است; ولى پاداش مؤمنان نيك كردار، بى شمار و افزون بر استحقاق آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 60 - 7

7 - مجازات پروردگار ، عادلانه و متناسب با نوع رفتار و كردار آدمى است .

إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين

مجازات شدن متكبران خود برتربين به خوارى و ذلت، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 46 - 5

5 - عدالت در نظام مجازات و پاداش ، از شؤون ربوبيت الهى است .

و ما ربّك بظلّ-م للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 2،11

2 - نظام كيفر و پاداش الهى ، نظامى عادلانه و براساس عملكرد نيك و بد خود انسان

ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون . من عمل صلحًا فلنفسه و من أساء فعليها

11 - فلسفه معاد ، تحقق عدالت الهى و رسيدن انسان به نتيجه عملكرد خود

ثمّ إلى ربّكم ترجعون

مسأله قيامت - كه از«إلى ربّكم ترجعون» استفاده مى شود - پس از اصل بازيابى نتايج اعمال، ياد شده است. از اين مطلب فهميده مى شود كه برپايى قيامت نيز در راستاى اجراى عدالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 8

8 - عدل الهى ، متجلى در نظام كيفر و پاداش

و لتجزى كلّ نفس بما كسبت و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 7،13

7- عدل الهى ، در نظام كيفر و پاداش

و ليوفّيهم أعملهم و هم لايظلمون

13- عدل الهى ، در محاسبه اعمال ، بشارتى به مؤمنان و هشدارى به كافران

و لكلّ درجت ممّا عملوا . .. و هم لايظلمون

«لكلّ» مى تواند اشاره به هر گروه از مؤمن و كافر داشته باشد. براين اساس تعبير «هم لايظلمون» براى مؤمنان نيك كردار،

نويدى است كه اعمالشان ضايع نخواهد شد و براى منكران معاد، هشدارى است كه ستمهايشان بى پاسخ نخواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 6

6 - رعايت عدالت ، در نظام كيفر و جزاى الهى

ليجزى الذين أس--وا بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 1

1 - سختى هاى محشر و ناتوانى مجرمان جن و انس ، در گريز از صحنه آخرت ، نعمتى الهى در خدمت اجراى عدالت

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از اطلاق «ءالآء» بر مفاد آيه قبل، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 36 - 3

3 - « عن حَمّاد بن عثمان ، قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى : « و لايؤذن لهم فيعتذرون » فقال : اللّه أجلّ و أعدل [ و أعظم ] من أن يكون لعبده عُذرٌ ، لايَدَعُه يعتذر به ، و لكنّه فُلِج فلم يكن له عذر ;

از حمّاد بن عثمان روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه درباره سخن خداوند تبارك و تعالى: «و لايؤذن لهم فيعتذرون» مى فرمود: خداوند بزرگوارتر و عادل تر [و بزرگ تر ]از آن است كه بنده اش عذرى داشته باشد و نگذارد عذر خود را بيان كند; لكن آن بنده در قيامت «هنگام احتجاج» مغلوب مى شود و عذرى ندارد».

46- عدالت داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 22 - 6،12

6 - نزاع كنندگان و شاكيان ، از داوود خواستند كه براساس حق و به دور از هرگونه افراط و ستمى درباره شان داورى كند .

فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط

«شطط» در اصل به معناى تجاوز از حد و اندازه است و بيشترين كاربرد آن در معناى افراط، زياده روى و ستم مى باشد.

12 - داوود ( ع ) ، داورى عادل ، راهنمايى مطمئن در زندگى و مرجعى صالح براى رسيدگى به امور اجتماعى در نظر مردم عصر خود

هل أتيك نبؤا الخصم . .. إذ دخلوا على داود... خصمان بغى بعضنا على بعض فاحكم بينن

47- عدالت در انتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 9

9 - لزوم رعايت عدل حتى در گرفتن انتقام از دشمنان

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

48- عدالت در ارزيابى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 9

9 - لزوم رعايت عدالت در برآورد شخصيّت انسان ها و احترام به ارزش هاى متعالى انسانى آنان

ليسوا سواء من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه

با اينكه افراد مذكور در آيه اهل كتاب هستند، در بررسى كارهاى آنان، رعايت عدالت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 26

26 - لزوم رعايت عدالت ، در ارزيابى افراد و گروهها

لاتزال تطلع على . .. إلاّ قليلا منهم

اعتراف قرآن به پاكى گروهى از يهوديان در ارزيابى آنان، درسى است براى مسلمانان كه بايد در ارزيابى افراد و گروهها، بر محور عدالت و انصاف قضاوت كنند.

49- عدالت در ازدواج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 3 - 6،11

6 - مشروعيّت تعدّد زوجات ، در گرو اطمينان به اجراى عدالت ميان آنان

فانكحوا ما طاب لكم من النّساء مثنى و ثلث و رباع فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة

11 - اكتفا به يك همسر يا بهره گيرى از كنيزان ، بهترين و نزديكترين راه براى منحرف نشدن از عدالت در مورد زنان

فواحدة او ما ملكت ايمانكم ذلك ادنى الّا تعولوا

«ذلك»، اشاره به «واحدة او ما ملكت ايمانكم» است. و «الّا تعولوا»، از ماده «عول» به معنى كجروى و ستم مى باشد.

50- عدالت در اعطاى حقوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 5

5- عدل الهى در اعطاى حق به صاحبان آن

نوفّ إليهم أعملهم و هم فيها لايبخسون

51- عدالت در انتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 32

32 - لزوم رعايت عدالت در انتقام

و لايجرمنكم . .. ان تعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 7

7- رعايت عدل و انصاف در انتقام گرفتن از دشمن ، از مصداق هاى تقواپيشگى است .

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم . .. إن الله مع الذين اتّقوا

52- عدالت در اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 31

31 - رعايت عدالت ميان گروه هاى مختلف اهل كتاب ، برنامه الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أُمرت لأعدل بينكم

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه مخاطبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل كتاب باشند.

53- عدالت در بحران اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 10

10- عدالت در داد و ستد به ويژه در شرايط بحرانى و كمبود ، امرى نيكو و ارزشمند است .

ألا ترون أنى أُوفى الكيل

در آيه 62 (اجعلوا بضاعتهم . ..) معلوم مى شود كه يوسف(ع) سهميه افراد را در برابر بهاى آن پرداخت مى كرد. از اين رو در برداشتها ، معامله و داد و ستد آورده شد.

54- عدالت در پاداش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 11

11 - عدل الهى ، در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به ايشان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 11

11 - عدل الهى در رسيدگى به اعمال انسان ها و پاداش دهى به آنان

لها ما كسبت و لكم ما كسبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 3

3 - آگاهى كامل خداوند به ناچيزترين اعمال ، تضمين كننده عدالت در مجازات ها و پاداش هاى الهى

كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة

ظاهراً جمله «ان اللّه . .. »، نتيجه اى است مترتب بر آگاهى خداوند. يعنى چون خداوند آگاه به تمامى جهات است، ظلم نمى كند. زيرا از ريشه هاى ظلم، جهل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 3،8

3 - زنان و مردان ، همسان در بهره مندى از پاداش ايمان و عمل صالح خويش

و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة

8 - در نظام جزا و پاداش الهى كمترين ستمى راه ندارد .

من يعمل سوءاً يجز به . .. فأولئك يدخلون الجنة و لايظلمون نقيراً

«نقير» به فرو رفته گى در هسته خرما گفته مى شود و كنايه از چيز اندك و حقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 14

14 - تأمين كمترين هزينه جهاد ، در پى دارنده پاداش عادلانه الهى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم و أنتم لاتظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 13

13- عدالت خداوند در پاداش دهى

و يؤت كل ذى فضل فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 14،15

14- كمترين ظلم و بى عدالتى در محاسبه اعمال و نيز در پاداش اخروى سعادتمندان وجود ندارد .

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

15- توجه به حاكميت عدل بر نظام كيفر و پاداش اخروى ، گرايش دهنده انسان ها به انجام اعمال و رفتار خوب و داراى

پاداش

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

از اينكه خداوند، نظام پاداش دهى خود را در قيامت، براى مردم تشريح مى كند، مى تواند به منظور تشويق انسانها به انجام اعمالى باشد كه پاداش الهى را در پى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 112 - 5

5 - پاداش اعمال در قيامت ، عادلانه و به دور از هرگونه نقص و كاستى است .

و من يعمل . .. فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 2،3

2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

حذف مضاف در «ماعملت» - كه در اصل «جزاء ماعملت» است - مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.

3 - پاداش و كيفر مطابق و متناسب با رفتار ، پاداش و كيفرى است عادلانه و به حق .

و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس ما عملت

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، به منزله بيان براى جمله «و هم لايظلمون» مى باشد; يعنى، ظلم نشدن در حق بندگان به اين خاطر است كه هر كسى مطابق آنچه انجام داده، جزا خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 46 - 5

5 - عدالت در نظام مجازات و پاداش ، از شؤون ربوبيت الهى است .

و ما ربّك بظلّ-م للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 4،5

4 - در ديدگاه مؤمنان جن ، ايمان آورندگان به ربوبيت خداى يكتا ، از نقصان حق خويش و يا ستم شدن در مجازات ، بيم نداشته و در امان اند .

فمن يؤمن بربّه فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

«رَهَق» در معانى «سفاهت»، «گناه»، «كذب»و «ظلم» به كار مى رود; ولى در اين آيه معناى اخير مراد است.

5 - پاداش مؤمنان ، عادلانه و بى كم و كاست داده مى شود .

فمن يؤمن بربّه فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

55- عدالت در پاداش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 12

12 - كيفر و پاداش الهى در قيامت ، بر پايه قسط و عدل است

ثم يعيده ليجزى . .. بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 1

1 - هركس جزاى اعمال خويش را در قيامت به طور كامل و بى كم و كاست ، دريافت خواهد كرد .

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

«توفية» (مصدر «وفّيت») به معناى دادن كامل و بى كم و كاست چيزى است.

56- عدالت در پاداشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 9

9 - علم برتر و همه جانبه خداوند ، پشتوانه داورى و جزاى عادلانه او است .

و قضى بينهم بالحقّ و هم لايظلمون . .. و هو أعلم بما يفعلون

57- عدالت در تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 1،2

1- منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .

بقيّت الله خير لكم

سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.

2- منافع حلال و به دست آمده از تجارت هاى عادلانه و خالى از ظلم و اجحاف ، عطاى الهى است .

بقيّت الله خير لكم

برداشت فوق ، از اضافه شدن «بقيّت» به «الله» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 10

10- عدالت در داد و ستد به ويژه در شرايط بحرانى و كمبود ، امرى نيكو و ارزشمند است .

ألا ترون أنى أُوفى الكيل

در آيه 62 (اجعلوا بضاعتهم . ..) معلوم مى شود كه يوسف(ع) سهميه افراد را در برابر بهاى آن پرداخت مى كرد. از اين رو در

برداشتها ، معامله و داد و ستد آورده شد.

58- عدالت در تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 5

5 - عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *

شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.

59- عدالت در تكوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 5،7،8

5 - عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *

شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.

7 - حاكميّت قسط و عدل بر نظام آفرينش

شهد اللّه . .. قائماً بالقسط

8 - حاكميّت قسط و عدل بر نظام تكوين ، دليل دانشمندان و ملائكه براى گواهى بر وحدانيّت خدا *

شهد . .. الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

به نظر مى رسد «قائماً بالقسط» كه حال براى «اللّه» است، اشاره به علّت گواهى ملائكه و اولوا العلم باشد. و بدين جهت، مؤخر آمده است.

60- عدالت در توزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 1

1 - فرمان الهى به رعايت كامل عدل در سنجش اشيا به هنگام داد و ستد

و أقيموا الوزن بالقسط

تعبير «أقيموا الوزن بالقسط» دلالت بر لزوم رعايت كامل و همه جانبه عدل در داد و ستد اشيا دارد.

61- عدالت در جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 21

21 - حاكمان ، عهده دار اجراى عدالت در جامعه

و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّهم هم الحكّام او لا ترى انّه خاطب بها الحكام.


غيبت نعمانى، ص 25، باب ما جاء فى الامامة و الوصية ; تفسير برهان، ج 1، ص 380، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 247، ح 154، 167 ; الدر المنثور، ج 2، ص 571.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 7

7 - لزوم نظارت مؤمنان بر اجراى قسط در جامعه *

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط

«شاهد» در لغت به معناى حاضر آمده است. بنابراين حضور مؤمنان به قسط، به معناى نظارت آنان بر اجراى قسط است.

62- عدالت در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 9

9 - مسلمانان ، موظف به رعايت عدالت حتى در جنگ با دشمنان

فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم

63- عدالت در حسابرسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 8 - 7

7 - سنجش اعمال در قيامت، حق و بر اساس عدل است.

و الوزن يومئذ الحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «الوزن» به معناى مصدرى، يعنى سنجيدن باشد و «الحق» صفت براى خبر محذوف، كه تقدير آن چنين مى شود: «الوزن يومئذ الوزن الحق». يعنى: سنجيدن در آن روز، سنجشى حق و بر اساس عدل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 1

1- حسابرسى مردم در قيامت بر ميزان قسط و عدالت است .

و نضع الموزين القسط ليوم القيمة

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه لام در «ليوم القيامة» براى ظرفيت و به معناى «فى»، يا «عند» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 11

11 - حسابرسى اعمال بندگان ، عادلانه خواهد بود .

و لاتزر وازرة وزر أُخرى

64- عدالت در حسابرسى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 14

14- كمترين ظلم و بى عدالتى در محاسبه اعمال و نيز در پاداش اخروى سعادتمندان وجود ندارد .

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 47 - 2،4،5

2- حسابرسى اعمال بندگان بر مبناى قسط و عدل ، از فلسفه هاى برپايى قيامت

و نضع الموزين القسط ليوم القيمة

برداشت ياد شده بر مبناى اين است كه لام در «ليوم القيامة» براى تعليل باشد. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: ترازوهاى قسط و داد را به خاطر برپايى قيامت، بنا مى نهيم.

4- حسابرسى دقيق و عادلانه خداوند ، فراگير تمامى اعمال خُرد و كلان انسان

و نضع الموزين القسط ليوم القيمة . .. من خردل

«حبّة» به معناى يك دانه از گندم، جُو و مانند آن است و «خردل» به معناى بذرهاى بسيار ريز است. «مثقال حبّة من خردل» مثلى است براى بيان هر چيز دقيق و كوچك و مقصود از آن در اين آيه، تمامى اعمال خُرد و كلان انسان ها است.

5- حسابرسى خداوند در قيامت به گونه اى است كه به هيچ كس اندكى ظلم نمى شود .

و نضع الموزين . .. فلاتظلم نفس شيئًا

65- عدالت در حقوق زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 28

28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

66- عدالت در حقوق مستضعفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 28

28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

67- عدالت در حقوق يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 19،28

19 - لزوم رعايت قسط ، درباره يتيمان

و إن تقوموا لليتمى بالقسط

28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

68- عدالت در خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 3 - 7

7 - اهميّت رعايت عدالت در روابط خانوادگى

و ان خفتم الّا تقسطوا فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة

69- عدالت در روابط اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 6

6- خداوند ، علاوه بر رعايت عدالت ، خواهان حاكميت روح احسان بر روابط اجتماعى انسان است .

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن

70- عدالت در روابط بين الملل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 11

11 - لزوم رعايت عدالت در روابط خارجى

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا

71- عدالت در زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 3

3 - اسلام ، خواهان اجراى عدالت در تمام ابعاد زندگى است .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

حذف متعلق قسط، دلالت بر تعميم و شمول دارد، يعنى بايد در تمامى صحنه ها عدالت رعايت شود.

72- عدالت در سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 3

3 - توحيد عبادى ، نفى شرك و ردّ حاكميّت غير خداوند ، گفتارى عادلانه و منصفانه

تعالوا الى كلمة سواء بيننا . .. و لا يتّخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون اللّه

«سواء»، به معنى «عدل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 2

2 - نيكى به پدر و مادر، عدالت در داد و ستد، پايبند بودن به پيمانهاى الهى و به عدل سخن گفتن، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

و بالولدين إحسناً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

73- عدالت در عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 9

9 - انقطاع كامل از غير خدا و پايبندى خالصانه به دين، از مصاديق قسط در عبادت و پرستش

قل أمر ربى بالقسط و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين

74- عدالت در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 12

12 - عذاب ستمگران ، مجازاتى بر پايه قسط بوده و بر آنان ستمى روا نمى شود .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط و ه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 4

4 - عذاب استيصال ، كيفرى بر اساس حق و به دور از كمترين بى عدالتى نسبت به كافران و تكذيب گران

فأخذتهم الصيحة بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 11

11 - عذاب قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان از سوى خداوند كاملاً عادلانه و به دور از هر گونه ستم

مثل دأب قوم نوح . .. و مااللّه يريد ظلمًا للعباد

يادآورى اين مسأله كه خداوند به كسى ظلم نمى كند - پس از بيان سرگذشت اقوام يادشده - مى تواند گوياى مطلب بالا باشد.

75- عدالت در قصاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 2

2- لزوم رعايت تساوى همه جانبه در قصاص و مقابله به مثل

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 13

13- لزوم رعايت حق و عدل ، حتى در مورد متجاوزان به جان انسانها

جعلنا لوليّه سلطنًا فلايسرف فى القتل

76- عدالت در قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 4،5،8،9،10،11

4 - وجوب مراعات عدالت و قضاوت

انّ اللّه يأمركم . .. و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

5 - اهميّت خاص عدل و داد در قضاوت ها و داوريها

انّ اللّه يأمركم . .. و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

8 - مراعات عدل و داد در قضاوت ، حق تمامى انسانها

و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل

9 - لزوم تشكيل حكومت و برقرارى نظام قضايى عادلانه در جامعه اسلامى *

انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا ب

لازمه اداى امانت به اهلش و سپردن مسؤوليتها به افراد لايق و قضاوت عادلانه در ميان مردم، وجود تشكيلات حكومتى و قضايى ميان مردم است.

10 - اداى امانت به صاحبان آن و رعايت عدالت در قضاوت ، از مصاديق اعمال صالح

و الذين امنوا و عملوا الصالحات . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهله

ظاهراً جمله «انّ اللّه» پس از جمله «عملوا الصالحات»، اشاره به برخى از مصاديق اعمال صالح دارد كه همان اداى امانت و قضاوت عادلانه مى باشد.

11 - فرمان به اداى امانت به اهل آن و قضاوت عادلانه ، از مواعظ بسيار نيكوى الهى به مردم

انّ اللّه يأمركم . .. انّ اللّه نعمّا يعظكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 8

8 - برقرارى نظام قضايى عادلانه و برحق در جامعه بشرى ، از اهداف نزول قرآن

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس

توصيف قرآن به حق بودن، بيانگر اين است كه قضاوت نيز، كه از اهداف نزول قرآن است، همواره قرين حق و عادلانه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 13

13 - انسان بايد به هنگام سخن گفتن (شهادت دادن، داورى كردن و . ..) به عدالت سخن گويد.

و إذا قلتم فاعدلوا

جمله «و لو كان ذاقربى» مى تواند بيانگر اين باشد كه مراد از سخن در اينجا سخنى است كه زمينه نفع و ضرر را براى خود و يا ديگران در بر داشته باشد; مانند شهادت، داورى و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 181 - 5

5 - بايد گروهى از انسان ها و جنيان عهده دار هدايت همنوعان خويش باشند و به عدالت در ميان آنان داورى كنند .

و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله هاى «يهدون» و «يعدلون» به صورت انشا ايراد شده باشد. بر اين مبنا آيه شريفه حاوى دستورى است به انسانها و جنيان كه گروهى از آنان بايد عهده دار هدايتگرى و عدالت گسترى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 26 - 9

9- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، على رغم خويشى او با زليخا ، بى طرفى كامل را رعايت كرد ، و قضاوتى بر حق ارائه

نمود .

و شهد شاهد من أهلها إن كان قميصه قُدّ من قُبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 76 - 6

6- انتقاد از خود و انصاف در قضاوت نسبت به خويشتن و پذيرش مسؤوليت عملكرد خود ، از صفات ارزشمند و شايسته است .

إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى قد بلغت من لدنّى عذرًا

موسى(ع) با وجود آن كه در مرحله قبل، عذر نسيان را مطرح كرد، ولى در اين مرحله، اولاً، مسؤوليت عمل خود را بر عهده گرفت و ثانياً، در مورد خود، رأيى منصفانه صادر كرد و خضر(ع) را در جدا شدن از او، محق دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 9

9 - خدا و رسول او ، در داورى و حكمشان به احدى ، حتى منافقان ، ستم روا نمى دارند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولئك هم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 14

14 - قدرت و علم همه جانبه خداوند ، پشتوانه داورى عادلانه او در ميان بندگان

قل اللّهمّ فاطر السموت . .. علم الغيب و الشهدة أنت تحكم

ذكر داورى خداوند، پس از ياد كردن از خالقيت و علم همه جانبه او، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 7

7 - داورى ميان مردم در قيامت ، بر پايه حق و عادلانه خواهد بود .

و قضى بينهم بالحقّ

77- عدالت در قضاوت اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 69 - 12

12 - داورى ميان مردم در قيامت ، عادلانه بوده و به كسى ستم نخواهد شد .

و هم لايظلمون

78- عدالت در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 12،13،14

12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

13 - پاداش و جزاىِ كردار آدمى در قيامت بر اساس عدل

ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

14 - ضرورت برپايى قيامت و معاد براى دريافت تمامى جزا ها و پاداش هاى اعمال *

و من يغلل يأت بما غلّ يوم القيمة ثمّ توفّى كلّ نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جمله «و هم لا يظلمون» (عدالت الهى)، پس از جمله «توفّى كلّ نفس ما كسبت»، بيانگر اين است كه ستم نشدن بر انسانها در گرو دريافت كامل جزا و پاداش اعمال آنان مى باشد ; و اين معنا تنها در قيامت تحقق مى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 4

4 - محاسبه دقيق اعمال انسان و جزاى عادلانه آن در قيامت

و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة

«توفّون» (اعطاى پاداش كامل و تمام در مقابل عمل)، حكايت از محاسبه دقيق اعمال دارد و نيز حاكى از عدالت در پرداخت پاداش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 9

9 - در قيامت به كسى ستم نمى شود . ( نه از ثواب او كاسته و نه بر عقاب او افزوده مى گردد . )

توفّى كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 8

8 - گروهى از اهل كتاب ، قائل به وجود تبعيض در رستاخيز و كيفر هاى الهى بودند . *

لن تمسّنا النار الاّ اياماً

زيرا نسبت به خودشان عذاب اندكى را باور داشتند، ولى نسبت به ديگران چنين پندارى را نداشتند; يعنى تبعيض در رستاخيز و كيفرهاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 13

13 - قيامت روزى كه به انسان ظلم نخواهد شد .

و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 12

12- هيچ انسانى در قيامت نسبت به كيفر و پاداش اعمال خويش ، ظلم و بى عدالتى نخواهد ديد .

يوم . .. توفّى كلّ نفس ما عملت و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 112 - 5

5 - پاداش اعمال در قيامت ، عادلانه و به دور از هرگونه نقص و كاستى است .

و من يعمل . .. فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 103 - 5

5 - بازتاب عادلانه عملكرد دنيوى انسان ها در آخرت

فمن ثقلت موزينه فأُولئك هم المفلحون . و من خفّت موزينه ... فى جهنّم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 6،9

6- روا نشدن ظلم به انسان ها ، در جهان آخرت

و هم لايظلمون

9- برخوردارى هر فرد ، از نتايج اعمال خويش و برقرارى عدالت كامل ، از اهداف معاد و برپايى قيامت

و لكلّ درجت ممّا عملوا و ليوفّيهم أعملهم و هم لايظلمون

لام در «ليوفّيهم»، بيانگر غايت و هدف است و اين كه با «واو» آمده است (و ليوفّيهم) نشان مى دهد كه اهداف چندى براى وجود معاد در كار است كه به ذكر يكى از آنها اكتفا شده است و آن نفى ظلم در نظام پاداش و كيفر و برخوردارى انسان ها از نتايج اعمال است.

79- عدالت در كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 5

5 - عدالت در نويسندگى ، شرط گزينش نويسنده براى ثبت اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» قيدى براى نويسنده سند باشد.

80- عدالت در كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 19،20

19 - لزوم رعايت عدالت از سوى اوليا و سرپرستان ، در شؤون افراد تحت ولايت خود

فليملل وليّه بالعدل

20 - نفوذ املا و اعمالِ ولايتِ ولىّ ، در صورت رعايت عدالت از سوى وى

فليملل وليّه بالعدل

81- عدالت در كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 3،5

3 - آگاهى كامل خداوند به ناچيزترين اعمال ، تضمين كننده عدالت در مجازات ها و پاداش هاى الهى

كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة

ظاهراً جمله «ان اللّه . .. »، نتيجه اى است مترتب بر آگاهى خداوند. يعنى چون خداوند آگاه به تمامى جهات است، ظلم نمى كند. زيرا از ريشه هاى ظلم، جهل است.

5 - مجازات هاى الهى ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة يضاعفها

جمله «و ان تك حسنة» عطف بر جمله اى مقدر است ; يعنى «ان تك سيئةً فلا يجزى الا مثلها و ان تك حسنة . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 6،11

6 - نظام كيفر و جزاى الهى ، دور از هرگونه تبعيض و بى عدالتى است .

من يعمل سوءاً يجز به

11 - ضرورت پرهيز از هرگونه تبعيض ، در اجراى مقررات و قوانين جزايى

من يعمل سوءاً يجز به

جمله «من يعمل . ..» داراى مضمونى عام و كلى است و شامل كيفرهاى دنيوى نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 8

8 - در نظام جزا و پاداش الهى كمترين ستمى راه ندارد .

من يعمل سوءاً يجز به . .. فأولئك يدخلون الجنة و لايظلمون نقيراً

«نقير» به فرو رفته گى در هسته خرما گفته مى شود و كنايه از چيز اندك و حقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 160 - 3،6

3 - عقوبتهاى خدا عادلانه و پاداشهاى وى جلوه اى از فضل اوست.

من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها

6 - كيفر دادن گنهكاران به اندازه گناهشان ستم بر آنان نيست.

و من جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها و هم لا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 2

2 - كيفر الهى در مورد گنهكاران ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم

ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 13

13 - در نظام جزايى خداوند ، حتى به ستمگران هم ظلم نخواهد شد .

و لو أن لكل نفس ظلمت . .. قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 16

16- لزوم پرهيز از ملاحظه نسب و حسب انسان ها در اجراى كيفر ها و مجازات هاى مطرح شده در دين

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

بيان اين بخش از داستان نوح(ع) (احمل فيها. .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول) رساننده اين پيام است كه: نبايد به خاطر خويشى خطاكاران حتى با افراد برجسته اى چون پيامبران ، از كيفر آنان چشم پوشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 21

21- در اجراى كيفر ها و مجازات تعيين شده براى گنه كاران ، نبايد حسب و نسب آنان را ملاحظه كرد .

إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 71 - 15

15- توجه به حاكميت عدل بر نظام كيفر و پاداش اخروى ، گرايش دهنده انسان ها به انجام اعمال و رفتار خوب و داراى پاداش

فمن أوتى كتبه بيمينه . .. و لايظلمون فتيلاً

از اينكه خداوند، نظام پاداش دهى خود را در قيامت، براى مردم تشريح مى كند، مى تواند به منظور تشويق انسانها به انجام اعمالى باشد كه پاداش الهى را در پى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 112 - 5

5 - پاداش اعمال در قيامت ، عادلانه و به دور از هرگونه نقص و كاستى است .

و من يعمل . .. فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 2

2 - عذاب دردناك دوزخ ، كيفرى عادلانه و متناسب با رفتار شرك آلود و استكبار در برابر حق

العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 2،3

2 - تناسب و مطابقت كامل كيفر و پاداش الهى ، با رفتار و كردار بندگان

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

حذف مضاف در «ماعملت» - كه در اصل «جزاء ماعملت» است - مى تواند گوياى اين نكته باشد كه جزاى الهى، آن چنان با رفتار بندگان تناسب و مطابقت دارد كه گويا، آنچه داده مى شود خود عمل است نه جزاى آن.

3 - پاداش و كيفر مطابق و متناسب با رفتار ، پاداش و كيفرى است عادلانه و به حق .

و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس ما عملت

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، به منزله بيان براى جمله «و هم لايظلمون» مى باشد; يعنى، ظلم نشدن در حق بندگان به اين خاطر است كه هر كسى مطابق آنچه انجام داده، جزا خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 10

10 - خداوند با كافران بدكردار در قيامت ، بر مبناى عدل و با مؤمنان نيك كردار براساس فضل و لطف خويش برخورد خواهد كرد .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها و من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن ... يرزقون فيها ب

برداشت ياد شده از آن جا است كه مجازات گناه كاران، تنها به ميزان گناه آنان است; ولى پاداش مؤمنان نيك كردار، بى شمار و افزون بر استحقاق آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 46 - 5

5 - عدالت در نظام مجازات و پاداش ، از شؤون ربوبيت الهى است .

و ما ربّك بظلّ-م للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 5

5 - قصاص و مجازات بدى و خطا ، بايد مطابق و مماثل با خطا باشد ; نه متفاوت با آن

و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 7

7- عدل الهى در كيفر كافران ، مورد اقرار خود آنان ، در قيامت

أليس هذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا

«هذا» اشاره به عذاب كافران است و مصداق بارز «حقّ» در زمينه مجازات، «عدل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 31 - 9

9 - جزاى عادلانه به بدكرداران و پاداش برتر و افزون بر استحقاق به نيكوكاران ، عملى ارزشمند و خداپسندانه

ليجزى الذين أس--وا بما عملوا و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 49 - 3

3 - مجازات هاى سخت مجرمان در قيامت ، براساس محاسبه و سنجشى عادلانه و به دور از گزاف و ظلم است .

يوم يسحبون . .. إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در زمينه مجازات سخت مجرمان در قيامت است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 4

4 - در ديدگاه مؤمنان جن ، ايمان آورندگان به ربوبيت خداى يكتا ، از نقصان حق خويش و يا ستم شدن در مجازات ، بيم نداشته و در امان اند .

فمن يؤمن بربّه فلايخاف بخسًا و لا رهقًا

«رَهَق» در معانى «سفاهت»، «گناه»، «كذب»و «ظلم» به كار مى رود; ولى در اين آيه معناى اخير مراد است.

عدالت در كيفر اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 12

12 - كيفر و پاداش الهى در قيامت ، بر پايه قسط و عدل است

ثم يعيده ليجزى . .. بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 2

2 - خداوند در قيامت ، در كيفر دادن بدكاران به عدل و در پاداش دادن به نيكوكاران به فضل ، رفتار خواهد كرد .

للذين أحسنوا الحسنى و زيادة . .. و الذين كسبوا السيئات جزاء سيئة بمثلها

تعبير «الحسنى» و «زيادة» - در مورد پاداش نيكوكاران - بيانگر فضل و عبارت «جزاء سيئة بمثلها» - در مورد كيفر بدكاران - بيانگر عدالت و نفى ظلم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 25 - 3

3 - كيفر هاى الهى در روز رستاخيز ، بر پايه حق و عدل و به دور از هر شايبه ظلم و بى دادگرى

يومئذ يوفّيهم اللّه دينهم الحقّ

«الحقّ» در جمله «دينهم الحقّ» صفت براى «دين» است; يعنى، جزاى عادلانه و به حق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 84 - 5

5 - هر عمل نيك در جهان آخرت ، داراى پاداش افزون و هر عمل بد داراى كيفر متناسب با آن خواهد بود .

من جاء بالحسنة . .. و من جاء بالسيّئة

«ال» در «الحسنة» و «السيّئة» براى جنس و مفيد استغراق است. بنابراين «من جاء بالحسنة»; يعنى، «هر كس هر عمل نيك بياورد» و «من جاء بالسيّئة»; يعنى، هر كس هر عمل بد بياورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 70 - 1

1 - هركس جزاى اعمال خويش را در قيامت به طور كامل و بى كم و كاست ، دريافت خواهد كرد .

و وفّيت كلّ نفس ما عملت

«توفية» (مصدر «وفّيت») به معناى دادن كامل و بى كم و كاست چيزى است.

82- عدالت در گواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 4،5،6،23

4 - لزوم رعايت قسط و عدالت به هنگام اداى شهادت

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط

5 - شهادت به قسط ، در گرو عادت آدمى به انجام اعمال براى خداوند است .

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط

تقديم ذكرى «قومين» بر «شهداء» اشاره به اين حقيقت دارد كه شهادت به قسط، متفرع بر قيام للّه است.

6 - شهادت به قسط و تلاش در جهت برپايى عدالت ، بايد براى جلب رضايت خداوند باشد . *

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط

در برداشت فوق كلمه «للّه» براى «شهداء»، به قرينه «قومين للّه»، در تقدير گرفته شده است.

23 - اعتقاد به آگاهى خدا از اعمال انسان ، زمينه قيام براى خدا ، شهادت به قسط ، اجراى عدالت و تحصيل تقواست .

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 4

4 - قيام براى خدا ، شهادت به قسط و اجراى عدالت ، از مصاديق عمل صالح

كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 5،6

5 - نظر و گواهى دو مرد مسلمان عادل ، مرجع تشخيص همسانى صيد با جريمه و كفاره آن

يحكم به ذوا عدل منكم

ضمير در «به» به «مثل» بر مى گردد از كلمه «ذوا» كه تثنيه ذو است مرد بودن و دو نفر بودن به دست مى آيد و از «منكم» مسلمان بودن آنها معلوم مى شود.

6 - اعتبار نظر و گواهى دو مرد مسلمان و عادل در تعيين موضوعات

يحكم به ذوا عدل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 2،4

2 - ابراز وصيت در حضور دو مرد مسلمان عادل ، توصيه اى از جانب خداوند به هر فرد مسلمان

يايها الذين ءامنوا شهدة بينكم . .. حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم

4 - شهادت دو مرد مسلمان عادل ، طريقى براى اثبات وصيت و حدود آن

شهدة بينكم . .. حين الوصية اثنان ذوا عدل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 8

8 - شاهدان جايگزين در امر وصيت بايد در سوگند خويش بيان دارند كه هرگز با شهادتشان ستمى را روا نداشته اند .

فيقسمان باللّه . .. ما اعتدينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 1

1 - قوانين و شرايط شهادت بر وصيت ( عادل بودن شاهدان ، ضميمه قسم در موارد شك و . . . ) بهترين قوانين و شرايط براى تحقق شهادت ها به درستى و راستى

ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 13

13 - انسان بايد به هنگام سخن گفتن (شهادت دادن، داورى كردن و . ..) به عدالت سخن گويد.

و إذا قلتم فاعدلوا

جمله «و لو كان ذاقربى» مى تواند بيانگر اين باشد كه مراد از سخن در اينجا سخنى است كه زمينه نفع و ضرر را براى خود و يا ديگران در بر داشته باشد; مانند شهادت، داورى و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 4 - 12

12 - پذيرش شهادت شاهد ، مشروط به عادل بودن او است .

والذين يرمون المحصنت . .. و لاتقبلوا لهم شهدة أبدًا و أُولئك هم الفسقون

83- عدالت در مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 16

16- لزوم پرهيز از ملاحظه نسب و حسب انسان ها در اجراى كيفر ها و مجازات هاى مطرح شده در دين

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

بيان اين بخش از داستان نوح(ع) (احمل فيها. .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول) رساننده اين پيام است كه: نبايد به خاطر خويشى خطاكاران حتى با افراد برجسته اى چون پيامبران ، از كيفر آنان چشم پوشيد.

84- عدالت در مزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 10

10- لزوم پرداخت دستمزد و ثمره كار افراد ، بدون هيچ كم و كاست

نوفّ إليهم أعملهم و هم فيها لايبخسون

جمله حاليه «و هم فيها لايبخسون» بيانگر علت التزام خداوند بر اعطاى كامل ثمره كارها و تلاشهاست; يعنى ، چون روا نيست كه در اعطاى حق ديگران كم و كاست شود ، خداوند نتيجه اعمال انسانها را به طور كامل به آنها ادا مى كند.

85- عدالت در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 11،12،20

11 - مراعات كردن عدالت در مبادلات و انتخاب سودمندترين روش براى تصرف در اموال آنها بيش از توان متعارف واجب نيست.

إلا بالتى هى أحسن . .. و أوفوا الكيل ... لانكلف نفسا إلا وسعها

بيان اين حقيقت كه «خداوند انسان را بيش از توانش تكليف نمى كند» پس از فرمانهاى ياد شده، اشاره به اين دارد كه مكلفان براى رعايت آن فرمانها لازم نيست خود را به مشقت اندازند. چرا كه انجام تكليف تا حد قدرت متعارف فرض است و نه بيش از آن.

12 - تجاوز نكردن به اموال يتيمان و رعايت عدالت در مبادلات از تكاليفى است كه انسانها بر انجام آن توانا هستند. *

و لاتقربوا مال اليتيم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط لانكلف نفسا إلا وسعها

برخى بر آنند كه هدف از جمله «لاتكلف . ..» تذكر اين معناست كه فرمانهاى ياد شده در حد توان انسانهاست تا مبادا به

گمان اينكه اين اوامر مشقتبار و طاقت شكن است، از پذيرش آنها سرباز زنند.

20 - ضايع نساختن اموال يتيمان، عدالت در داد و ستد، پرهيز از سخنان نابحق و پايبند بودن به پيمانهاى الهى، از توصيه هاى خداوند به انسانها

و لاتقربوا مال اليتيم . .. ذلكم وصيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 2

2 - نيكى به پدر و مادر، عدالت در داد و ستد، پايبند بودن به پيمانهاى الهى و به عدل سخن گفتن، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.

و بالولدين إحسناً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 22

22 - دعوت مردم به سلامت اقتصادى و رعايت عدالت در خريد و فروش ، از مهمترين رسالت هاى شعيب براى قوم خويش پس از دعوت به توحيد

يقوم اعبدوا اللّه . .. فأوفوا الكيل و الميزان و لاتبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 9 - 1

1 - فرمان الهى به رعايت كامل عدل در سنجش اشيا به هنگام داد و ستد

و أقيموا الوزن بالقسط

تعبير «أقيموا الوزن بالقسط» دلالت بر لزوم رعايت كامل و همه جانبه عدل در داد و ستد اشيا دارد.

86- عدالت در مقابله به مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 14

14 - رعايت تقوا در جنگ و حفظ عدالت در مقابله به مثل ، موجب جلب حمايت و امداد هاى الهى است .

و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 1،2

1- لزوم رعايت عدالت و انصاف ، در مقابله به مثل با دشمنان

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

2- لزوم رعايت تساوى همه جانبه در قصاص و مقابله به مثل

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 3

3- رعايت عدالت در مقابله به مثل و يا گذشت از آن ، نشانه تقواپيشگى و احسان و موجب جلب حمايت خداوند است .

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم . .. إن الله مع الذين اتّقوا و

87- عدالت در نظام كيفرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 4

4 - همانندى و يك سانى مجازات و كيفر زنان و مردان مشرك و كافر در قيامت

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه اختصاص به ذكر يافتن «ازواج» (همسران)، مى تواند براى از بين بردن اين توهم باشد كه زنان مشرك و كافر از كيفر الهى معاف اند.

88- عدالت در نفقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 3 - 13

13 - جواز تعدد همسران ، مشروط به رعايت عدالت در نفقه آنها

فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة

امام صادق (ع) درباره «فان خفتم الّا تعدلوا» در آيه فوق فرمود: يعنى فى النفقة.


كافى، ج 5، ص 363، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 439، ح 36.

89- عدالت رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 22

22 - ايمان و عدالت ، از شرايط احراز مقام امامت و رهبرى است .

لاينال عهدى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 9

9- « عن الصادق ( ع ) فى قول الله جلّوعزّ : « . . . وزنوا بالقسطاس المستقيم » قال : . . . أمّا القسطاس المستقيم فهو الإمام و هو العدل من الخلق أجمعين و هو حكم الأئمة . . . ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى جلّوعزّ «. .. وزنوا بالقسطاس المستقيم» روايت شده است كه فرمود: ...اما قسطاس مستقيم مقصود امام است و او مظهر عدل در ميان همه خلق مى باشد و قضاوت ائمه بر آن اساس است...».

90- عدالت سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 18 - 7

7 - آگاهى مورچه به مقام معنوى و عدالت سليمان

لايحطمنّكم سليمن و جنوده و هم لايشعرون

تعبير «و هم لايشعرون» بيانگر اين نكته است كه آن مورچه مى دانست كه سليمان در صورت توجه، نخواهد گذاشت كه مورچگان مورد ستم قرار گيرند و پايمال شوند.

91- عدالت عزيز مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 13

13- عدالت و انصاف عزيز مصر ، در قضاوت و ابلاغ نظر خويش در ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا

فلما رءا قميصه . .. قال إنه من كيدكنّ إن كيدكنّ عظيم

92- عدالت غير مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 7

7 - امكان عدالت در افراد غير مسلمان

ذوا عدل منكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه قيد «منكم» قيدى احترازى باشد.

93- عدالت قاضى قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 27 - 3

3- داور ماجراى يوسف ( ع ) و زليخا ، شخصى فرزانه ، كاردان و عادل بود .

و شهد شاهد . .. و هو من الصدقين

پى بردن به حقيقت ماجرا با نحوه پارگى پيراهن ، دلالت بر هوشيارى و كاردانى داور دارد ، و از آن جايى كه حق را ، على رغم خويشى با زليخا كتمان نكرد ، عدالت و حق پويى او به خوبى روشن مى شود.

94- عدالت گواهان طلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 8

8 - برخورد شايسته با زنان مطلّقه ، اداى حقّ آنان و انتخاب دو شاهد عادل بر امر طلاق يا رجوع ، از موعظه هاى الهى به مردان و زنان مؤمن

لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ . .. و أقيموا الشهدة للّه ذلكم يوعظ به

«ذلك» اشاره به مجموعه رهنموهاى الهى در دو آيه اين سوره است.

95- عدالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 6،9

6 - منافقان صدراسلام ، با علم به اين كه احكام و فرمان هاى خدا و رسول او ، به دور از ظلم و احجاف بود ، به آنها تن در نمى دادند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب ابطالى باشد; يعنى، منافقان اين گونه نبودند كه گمان كنند كه خدا و رسول او، به آنان ظلم مى كنند; بلكه مى دانستند كه خدا و رسولش، عادلانه حكم مى كنند.

9 - خدا و رسول او ، در داورى و حكمشان به احدى ، حتى منافقان ، ستم روا نمى دارند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولئك هم الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 51 - 12

12 - همسران پيامبر ، به موضع و تصميم عادلانه آن حضرت درباره تأخير و تقديم همخوابگى با هر يك از آنان ، اطمينان خاطر داشتند .

ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ءاتيتهنّ كلّهنّ

از اين كه خداوند، در فلسفه واگذارى اختيار تصميم گيرى در همخوابگى با همسران و يا رد و قبول زنانى كه خود را به آن حضرت هبه مى كنند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) گفته است: «چنين حقّى، به خاطر جلب رضايت همسران است» حكايت مى كند كه

آنان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در تصميم و موضع گيرى اش در قبال آنان، عادل مى دانسته اند.

96- عدالت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 6

6 - تنها ، مؤمنان نيكوكار از ظلم در حق شريكان و معاشرين خود پرهيز مى كنند .

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

97- عدالت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 6،8،9

6- يوسف ( ع ) سهميه و جيره افراد را همواره عادلانه و بدون كمترين نقصى به آنان پرداخت مى كرد .

ألا ترون أنى أُوفى الكيل

كيل (پيمانه كردن) مصدر است و در آيه شريفه، به معناى اسم مفعول (مكيل) مى باشد و مراد از آن آذوقه و غلات است. «ايفاء» (مصدر اوفى) به معناى پرداختن به طور كامل و بدون نقص و كاستى است. آوردن فعل مضارع (اوفى) به جاى فعل ماضى «وفيت» اشاره به روش مستمر يوسف(ع) در ايفاى كيل دارد.

8- يوسف ( ع ) از برادرانش به نيكى پذيرايى كرد و سهميه ايشان را از خوار و بار به طور كامل پرداخت نمود .

ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين

9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .

ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين

جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.

98- عموميت عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 5

5 - تساوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با ديگر مردمان در برابر قانون الهى و در پيشگاه عدل خداوند در قيامت

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

99- عوامل عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 14

14 - انفاق ، از عوامل بسط عدالت

انفقوا . .. و الكافرون هم الظّالمون

چون ترك انفاق ظلم است ; پس انفاق عاملى است در جهت رفع ظلم (ايجاد عدالت. )

100- قضاوت عدالت پيشگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 181 - 4

4 - عدالت پيشگان همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كنند .

و به يعدلون

«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.

101- كافران و عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 14

14 - عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.

امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.

102- مبارزه براى عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 12،14

12 - وجود عدالتخواهانى در امت هاى گذشته ، كه در راه عدالت از جان گذشتند .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

14 - خطر كشته شدن در راه عدالتخواهى ، مانع از جواز امر به معروف و مبارزه با منكر نيست .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

زيرا لحن آيه، ستايش و مدح نسبت به كشته شدگانى است كه امركنندگان به معروف در مسير عدالتخواهى هستند.

103- محدوده عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 3

3 - اسلام ، خواهان اجراى عدالت در تمام ابعاد زندگى است .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

حذف متعلق قسط، دلالت بر تعميم و شمول دارد، يعنى بايد در تمامى صحنه ها عدالت رعايت شود.

104- مفهوم عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 22

22- « قال على ( ع ) فى قوله تعالى : « إن الله يأمر بالعدل و الإحسان » العدل : الإنصاف و الإحسان : التفضل ;

از حضرت على(ع) روايت شده است كه درباره سخن خدا «إن الله يأمر بالعدل و الإحسان» فرمود: عدل به معناى انصاف و احسان به معناى تفضل است».

105- ملاك عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 19

19 - پرداخت مزد كار ها به كمتر از مقدار استحقاق ، ستمكارى است .

يوف إليكم و أنتم لاتظلمون

«توفية» مصدر «يوف» به معناى پرداخت كامل و تمام است و جمله «أنتم لاتظلمون» حال براى ضمير در «إليكم» است. مفهوم اين دو جمله همان است كه در برداشت فوق آمده است.

106- منافقان و عدالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 2

2 - تشكيك منافقان در عدالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يلمزك فى الصدقت

عيب جويى و انتقاد منافقان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد صدقات، به معناى زير سؤال بردن عدالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.

107- منشأ عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 13

13 - اقتدار و حكمت الهى ، اساس قسط و عدل اوست .

قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم

108- منشأ عدالت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 13

13 - حفظ سلامت و تعادل اجتماعى ، در پرتو به كارگيرى توانايى ها و استعداد هاى مختلف نيرو هاى انسانى

نحن قسمنا بينهم . .. ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا

از حكمت الهى و برترى خداوند در برنامه ريزى - كه به طور غير مستقيم از آيه استفاده مى شود - مى توان مطلب بالا را نتيجه گرفت.

109- منشأ غفلت از عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 5

5 - هواپرستى مايه پوچ انگاشتن نظام هستى و ناديده گرفتن عدل الهى

و خلق اللّه . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون . أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه

خداوند پس از بيان هدفمندى هستى و عدل حاكم بر نظام مجازات با تعبير «أفرأيت من اتّخذ إلهه هواه» در حقيقت تقابل ميان هواپرستى و باور به هدفمندى هستى و عدل الهى را ياد آور شده است.

110- موارد عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 9

9 - انقطاع كامل از غير خدا و پايبندى خالصانه به دين، از مصاديق قسط در عبادت و پرستش

قل أمر ربى بالقسط و أقيموا وجوهكم عند كل مسجد و ادعوه مخلصين له الدين

111- موارد نقض عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 20

20 - مقدم داشتن مصالح خويش ، والدين و بستگان بر شهادت به حق ، هواپرستى و عدالت شكنى است .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه و لو على أنفسكم . .. فلاتتبعوا الهوى

112- موانع عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 18

18 - پيروى از هوا و هوس مانع اجراى عدالت

فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا

نهى خداوند از تبعيت هواى نفس در پى فرمان به اقامه عدل، مى رساند كه هواى نفس از بارزترين موانع عدالتخواهى است و خداوند، با صراحت بدان هشدار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 8

8 - دشمنى و كينه با يك گروه ، نبايد مانع اجراى عدالت نسبت به آنان گردد .

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا

در برداشت فوق مصدر (شنئان) اضافه به مفعول (قوم) گرفته شده و فاعل آن حذف شده است. يعنى شنئانكم لقوم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 7

7 - نيازمندى و قساوت دو عامل گرايش به ظلم و رعايت نكردن عدل است.

لكل درجت مما عملوا . .. و ربك الغنى ذو الرحمة

ذكر دو صفت غنا و رحمت، پس از بيان عدم ظلم خداوند در پاداش بندگان، بيانگر اين است كه ظلم برخاسته از نياز و يا شقاوت و قساوت است كه در مورد خدا اين دو منتفى است.

113- موانع عدالت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 22،23

22 - خودخواهى ، وابستگى فاميلى و ملاحظه فقر و غناى افراد ، ريشه بسيارى از بى عدالتى ها و شهادت هاى نابحق و تهديدى براى عدالت اجتماعى است .

كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين

23 - شانه خالى كردن از اجراى عدالت اجتماعى ، نشأت گرفته از هوا هاى نفسانى است .

كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فلاتتبعوا الهوى ان تعدلوا

114- موجبات عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 5

5 - اجراى عدالت و شهادت به حق ، مقتضاى ايمان است .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط شهداء للّه

115- ناپسندى شك در عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 10 - 4

4 - ناروا بودن ترديد در عدالت خداوند نسبت به انسان ها

و أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد

اين عبارت از آيه، مؤكد به دو تأكيد است: «أنّ» و «باء» زايد. بنابراين معناى آن چنين مى شود: خدا به بندگانش ستم نمى كند و هيچ كس نبايد در اين ترديد كند.

116- نشانه هاى عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 20

20- برپايى قيامت و نظام هاى آن ، جلوه اى از عدالت خداوند است .

و وضع الكتب . .. و لايظلم ربّك أحدًا

سخن از مبرّا بودن خداوند از ظلم، پس از ذكر آيات مربوط به قيامت، مى تواند اين نكته را نيز افاده كند كه اين نظام و صحنه ها، از آن رو است كه خداوند، به هيچ كس، ظلم و ستمى را روا نمى دارد و براى برقرارى عدالت، قيامت و صحنه هاى آن را برپا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 62 - 9

9 - تكاليف آسان و در حد توان ، نمودى از مبرا بودن نظام تشريع الهى از هرگونه ظلم

و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها . .. و هم لايظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 5

5 - اتمام حجت الهى بر جوامع كافر پيش از نابودى آنان ، جلوه اى از عدالت خداوند است .

و ما أهلكنا من قرية . .. و ما كنّا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 10

10- اعطاى پاداش كامل به مؤمنان جهادگر ، نمودى از امداد و عدل الهى درباره ايشان

و لن يتركم أعملكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 41 - 4

4 - مجازات انسان با عملكرد تجسم يافته خويش ، تجلى عدالت الهى در نظام جزا

و أنّ سعيه . .. ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى

با توجه به اين كه ضمير مفعولى در «يجزاه» به «سعى» بازمى گردد، مى توان استفاده كرد كه عادلانه بودن نظام مجازات الهى، نتيجه آن است كه كيفر و پاداش در قيامت، چيزى جز عمل خود انسان نيست.

117- نقش عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 10

10 - « عن عبدالرحمن بن الحجاج عن أبى ابراهيم ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « يحيى الأرض بعد موتها » قال : ليس يحييها بالمطر و لكن يبعث اللّه رجالاً فيحيون العدل فتحيى الأرض لإحياء العدل . . . ;

عبدالرحمان بن حجاج از امام كاظم(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «يحيى الأرض بعد موتها» روايت نموده است: اين احياى زمين به بارش باران نيست; بلكه خداوند مردانى را مبعوث مى كند كه عدالت را در زمين احيا كنند. پس زمين به احياى عدالت احيا مى شود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 13

13 - دين و عدالت ، مايه قوام و سلامت جامعه است .

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان ليقوم الناس بالقسط

118- نقش عدالت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 12

12 - نقش بنيادين عدالت اقتصادى در قوام ، سلامت و بالندگى جامعه

و أنزلنا معهم . .. و الميزان ليقوم الناس بالقسط

«قسط» به معناى عدل است و مراد از آن - به قرينه «الميزان»- عدالت در روابط و مناسبات اقتصادى است.

عدالت پيشگان

119- {عدالت پيشگان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 181 - 1

1 - گروهى از انسان ها و جنيان ، هدايتگر و عدالت پيشه اند .

و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق و به يعدلون

برداشت فوق از ظاهر آيه - كه حكايت از وجود چنين افرادى در ميان انسانها و جنيان دارد - استفاده شده است، بر اين مبنا و با توجه به اينكه هدايتگران ملازم حق دانسته شده اند، معلوم مى شود مقصود هدايتگرانى هستند كه از جانب خداوند براى هدايت مردم برگزيده شده اند. قابل ذكر است كه مراد از «ممن خلقنا» به قرينه آيه 179 انسانها و جنيان است.

120- قضاوت عدالت پيشگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 181 - 4

4 - عدالت پيشگان همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كنند .

و به يعدلون

«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.

عدالتخواهان

121- خدمات عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 19

19 - تأمين سعادت جامعه در پرتو ايمان ، خدمات انبيا و تلاش عدالتخواهان است .

انّ الّذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم

نبود ايمان، انبيا و مصلحان در جوامع موجب رنج و بدبختى است، معلوم مى شود وجود آنها زمينه ساز سعادت خواهد بود.

122- عدالتخواهان در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 12

12 - وجود عدالتخواهانى در امت هاى گذشته ، كه در راه عدالت از جان گذشتند .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

123- فضايل عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 18،19،21

18 - خداوند ، دوستدار عدالت پيشگان

إنّ اللّه يحب المقسطين

19 - تنها عدالت پيشگان شايسته مهر و محبت هستند .

إنّ اللّه يحب المقسطين

21 - توجه به خشنودى خداوند از عدالت پيشگان ، بر انگيزاننده داوران به رعايت قسط و عدل

فاحكم بينهم بالقسط إنّ اللّه يحب المقسطين

124- قتل عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 -

3،4،5،6،7،10،11،13،16

3 - كفر به آيات الهى ، منشأ قتل انبيا و عدالتخواهان

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

4 - تهديد كافران از سوى خداوند ، نسبت به قتل پيامبران و مردمان عدالتخواه

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... فبشّرهم بعذاب اليم

5 - وجود منكران آيات الهى ، قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در ميان اهل كتاب و مشركان

قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن . .. انّ الذين يكفرون بايات اللّه و يقتلون الن

6 - همسانى گناه كفر به آيات الهى ، با قتل انبيا و مردمان عدالتخواه

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون

همسانى گناه، از همگون بودن كيفر، استفاده شده است.

7 - همسانى سرنوشت شوم كافران ، با قاتلان پيامبران و عدالتخواهان

انّ الذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم

10 - كافران با توجيه و تظاهر به حقّ ، انبياى الهى و عدالتخواهان را به قتل مى رساندند .

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

تأكيد و تصريح به «بغير حق»، بيانگر توجيه و حق نمايى كافران است.

11 - بسيارى از پيامبران و عدالتخواهان ، به دست كافران به قتل رسيدند .

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

13 - شدت غضب خداوند ، از كشتن انبيا و عدالتخواهان *

و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

بنظر مى رسد تكرار كلمه «يقتلون» براى بيان مبغوضيّت قتل باشد.

16 - كشتن انبياى الهى و عدالتخواهان ، موجب گرفتارى جامعه به مشكلات توانفرساست .

و يقتلون النّبيّن بغير حق . .. فبشّرهم بعذاب اليم

بنابراينكه «فبشّرهم بعذاب اليم»، نظر به مشكلات دنيوى و اخروى داشته باشد; به قرينه آيه بعد كه مى فرمايد: «حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،2،4،10

1 - حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت

انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة

2 - كفر و كشتن پيامبران و عدالتخواهان ، گناه بزرگى است كه همه اعمال نيك را مى زدايد و تباه مى كند .

انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم

4 - اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *

انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم

به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.

10 - كفر ، و نيز قتل انبيا و عدالتخواهان ، عامل محروميّت از يارى شفاعت كنندگان

انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين

به نظر مى رسد جمله «و ما لهم من ناصرين»، وجود يارى دهندگانى (شافعين) را براى جبران برخى اعمال فرض كرده است; و ليكن شامل اشخاص مذكور در آيه نمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 9

9 - پيامبران و عدالتخواهانى كه به دست كافران كشته شدند ، خواهان حاكميت كتب آسمانى بودند . *

يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم

بنابراينكه فاعل محذوف «يدعون»، همان كشته شدگان مذكور در آيه قبل باشند; يعنى: يدعوهم المقتولون الى كتاب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 1

1 - تهديد اهل كتاب از سوى خداوند ، به لحاظ كفرشان به آيات الهى ، قتل پيامبران و عدالتخواهان و افترايشان در دين

قالوا لن تمسّنا النار . .. فكيف اذا جمعناهم

125- كيفر قتل عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 8،9

8 - كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، هيچگونه ياور و شفيعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند .

انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرين

9 - كافران و قاتلان انبيا و عدالتخواهان ، راه نجاتى ندارند .

انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين

126- محبوبيت عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 14

14 - خداوند ، دوستدار انصاف پيشگامانِ عدالت خواه

إنّ اللّه يحبّ المقسطين

127- مقام عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 15،17

15 - عدالتخواهان جانباخته در طريق عدل ، رتبه اى پس از پيامبران را دارا هستند .

و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط من الناس فبشّرهم بعذاب ال

بيان يك گونه عذاب براى قاتلين انبيا و عدالتخواهان، دلالت بر نزديكى رتبه عدالتخواهان با انبيا دارد. و تقديم انبيا بر عدالتخواهان حاكى از فضيلت افزونتر آنان است.

17 - ارجمندى عدالتخواهى و عدالتخواهان ، نزد خداوند

و يقتلون النّبيّن . .. و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

مستفاد از ذكر عدالتخواهان در پى ذكر انبياى الهى و تهديد قاتلان آنان به عذاب دردناك.

128- نجات عدالتخواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 10

10- تنها پيروان راه اعتدال و هدايت يافتگان به حقيقت ، از عذاب رهايى خواهند يافت .

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب . .. فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ و من اهتدى

عدالتخواهى

129- آثار عدالتخواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 6

6 - تحقق شهادت به حق در گرو داشتن ملكه عدالتخواهى

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط شهداء للّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه نظر اصلى آيه بر شهادت دادن به حق باشد، بنابراين اقامه قسط به منزله مقدمه اى براى رسيدن به شهادت به حق، خواهد بود. يعنى شهادت به حق در صورتى ميسر است كه ملكه قيام به قسط، در وجود آدمى ايجاد شده باشد.

130- آثار عدالتخواهى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 186 - 5

5 - پيام عدالت خواهى و حق جويى شعيب ( ع ) ، مايه انكار رسالت وى از سوى مفسدان سودجوى اَيكه

أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين ... و إن نظنّك لمن الكذبين

131- ارزش عدالتخواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 15،17

15 - عدالتخواهان جانباخته در طريق عدل ، رتبه اى پس از پيامبران را دارا هستند .

و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط من الناس فبشّرهم بعذاب ال

بيان يك گونه عذاب براى قاتلين انبيا و عدالتخواهان، دلالت بر نزديكى رتبه عدالتخواهان با انبيا دارد. و تقديم انبيا بر عدالتخواهان حاكى از فضيلت افزونتر آنان است.

17 - ارجمندى عدالتخواهى و عدالتخواهان ، نزد خداوند

و يقتلون النّبيّن . .. و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

مستفاد از ذكر عدالتخواهان در پى ذكر انبياى الهى و تهديد قاتلان آنان به عذاب دردناك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 13

13- انسان فاقد روحيه عدالت خواهى ، انسانى گنگ و بى ارزش در بينش الهى *

أحدهما أبكم . .. و من يأمر بالعدل

از تقابل «يأمر بالعدل» با «أبكم» مطلب فوق استفاده مى شود.

132- اهميت عدالتخواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 2

2 - عدالتخواهى ، بايد منش هميشگى مؤمنان باشد .

يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط

«قوام»، صيغه مبالغه از «قيام» است ; يعنى برپا دارنده دايمى عدل و قسط در حد كمال و تمام.

133- تبليغ عدالتخواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

134- عدالتخواهى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 9

9 - قوانين جزايى اسلام ، برخوردار از روح عدالت و تعادل

و جزؤا سيّئة . .. و أصلح فأجره على اللّه

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه از يك سو به حقِّ مظلوم توجه گشته و به او اجازه مقابله به مثل داده شده است. از سوى ديگر براى اصلاح خطاكار اصل عفو و اغماض مورد تمجيد قرار گرفته است.

135- عدالتخواهى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 6

6 - رسولان الهى ، پيام آوران عدالت براى جوامع و ارائه دهندگان موازين و معيار هاى حق و باطل

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان

«ميزان» اسم آلت و ابزار سنجش اشيا است. فرستادن ميزان از سوى خداوند، به معناى ارائه معيارها و ملاك ها، براى رعايت حق و عدل مى باشد.

136- عدالتخواهى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 18

18- عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان ، از تمايلات فطرى انسان

يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى . .. لعلّكم تذكّرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند امر به عدل و . .. را مواعظى در جهت تذكر آدميان مى شمارد و در واژه «تذكّر» اين معنا نهفته است كه: اصل گرايش به ارزشهاى مذكور، در نهاد همگان موجود است و در صورت غفلت نيازمند يادآورى مى باشد.

137- عدالتخواهى در شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

138- عدالتخواهى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 31

31 - رعايت عدالت ميان گروه هاى مختلف اهل كتاب ، برنامه الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أُمرت لأعدل بينكم

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه مخاطبان پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل كتاب باشند.

139- عدالتخواهى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 5

5 - عدالت خواهى و حق طلبى ، از اوصاف مسلمانان و پيرو قرآن و ظلم و انحراف از مسير حق ، از اوصاف كافران

و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون

با توجه به معناى«قَسْط» (جور) و نيز تقابل «قاسطون» با «مسلمون»، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

140- عوامل عدالتخواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 10

10 - ياد خدا و عدالت خواهى از بارزترين نمود هاى ايمان و عمل صالح

إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلمو

11- عدّه

1- احكام عدّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 1،2،3،4،7،9،13

1 - حرمت ازدواج زنان مطلّقه قبل از به پايان رسيدن سه طُهر ( عِدّه )

و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء

بنابراينكه «قرء»، به معناى طُهر باشد.

2 - عدّه به مدت سه طُهر و يا سه حيض ، مخصوص زنانى است كه حيض مى بينند .

و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء

مفروض آيه، ظاهراً زنانى هستند كه حائض مى شوند; چون عدّه را سه طهر و يا سه حيض قرار داد; لذا اين حكم شامل زنان صغيره، يائسه و نظاير آنها نخواهد بود.

3 - عدّه زنان مطلّقه ، سه حيض است .

و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء

بنابراينكه «قُرء»، به معناى حيض باشد.

4 - زنان مطلّقه نبايد به منظور كم و زياد كردن مدّت عدّه خويش ، جنين و يا حيض خود را كتمان كنند .

و لا يحل لهنّ ان يكتمن ما خلق اللّه فى ارحامهنّ

كلمه «ما خلق» داراى مفهومى وسيع است كه مى تواند شامل هر نوع خلقى شود كه تأثير در مدّت عدّه دارد; همانند جنين، حيض و طهر.

7 - ادّعاى زنان در مورد باردارى ، طهر و حيضِ خود ، پذيرفته است .

و لا يحل لهنّ ان يكتمن ما خلق اللّه فى ارحامهن

اگر گفته زنان درباره طهر، حيض، باردارى و هر آنچه دخيل در مدت حيض است، پذيرفته نباشد، حرمت كتمان، لغو مى شود.

9 - حق رجوع شوهر به زن مُطلَقه خويش در مدت عدّه

و بعولتهنّ احق بردّهن فى ذلك

ذلك، اشاره به تربّص است; يعنى سه طُهرى كه زمان عدّه مى باشد.

13 - حق رجوع مرد به همسر مطلّقه خود ، با انقضاى مدّت عدّه ساقط مى شود .

و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك

از مفهوم كلمه «فى ذلك» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 232 - 1،2،3،4،5

1 - هيچكس - حتى خويشاوندان و اوليا - ، حق جلوگيرى از ازدواج زن با شوهر سابق يا ديگرى را پس ازانقضاى عِدّه ندارد .

و اذا طلّقتم النساء فبلغن اجلهنّ فلا تعضلوهنّ ان ينكحن ازواجهنّ

«فبلغن اجلهنّ» در اين آيه به معناى پايان مدّت عدّه است; به قرينه «ان ينكحن». چون پس از انقضاى عدّه، زن مى تواند ازدواج كند; نه قبل از آن.

2 - جواز و صحّت ازدواج زن با شوهر سابق پس از انقضاى عِدّه ، در صورت توافق آنها بر اساس موازين عقل ، شرع و عرف

فلا تعضلوهنّ ان ينكحن ازواجهنّ اذا ترضوا بينهم بالمعروف

ظاهراً مراد از «ازواجهنّ»، شوهر سابق باشد.

3 - از بين رفتن عُلقه زوجيّت با انقضاى عِدّه ، و احتياج به عقد مجدد براى ادامه زندگى با شوهر سابق

و اذا طلّقتم النّساء فبلغن اجلهنّ فلا تعضلوهنّ ان ينكحن

با توجّه به اينكه در آيات قبل، از ادامه زندگى قبل از انقضاى عدّه، تعبير به «امساك» و «ردّ» شده و در اين آيه تعبير «نكاح» آمده است، معلوم مى شود با انقضاى عدّه، عُلقه زوجيت تمام مى شود.

4 - زنان مطلّقه پس از انقضاى عدّه ، احتياج به اذن ولىّ در ازدواج ندارند .

فلا تعضلوهنّ ان ينكحن ازواجهنّ

بعيد به نظر مى رسد على رغم پذيرش ولايت ولىّ، وى را از مداخله در امر ازدواج نهى كند; بنابراين حرمت جلوگيرى از ازدواج مطلّقه، حاكى از عدم ولايتِ ولىّ بر ازدواج اوست.

5 - شوهر ، حقّ جلوگيرى از ازدواج زن مطلّقه خويش را پس از انقضاى عِدّه ندارد .

و اذا طلّقتم النّساء فبلغن اجلهنّ فلا تعضلوهنّ

بنابراينكه «فلا تعضلوهنّ» خطاب به شوهر سابق باشد، بر اين مبنا مراد از «ازواجهن» نيز مردى غير از شوهر سابق خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 234 - 1،2،4،7،8،9،10،11

1 - عِدّه وفات براى زنان شوهر مرده ، چهار ماه و ده شبانه روز است .

و الذين يتوفّون منكم . .. يتربّصن بانفسهنّ اربعة اشهر و عشراً

گفته شده تميز عدد آنگاه كه مذكورنباشد قانون مطابقت و عدم مطابقت لازم نيست; بنابراين مذكر بودن كلمه «عشراً» نه دلالت بر تقدير خصوص ليل (شب) دارد و نه حاكى از كلمه روز است. بنابراين، تقديرى كه طبرسى در مجمع البيان دارند (شبانه روز) به ذهن نزديكتر است.

2 - ازدواج مجدّد زنان شوهر مُرده ، مشروط به گذشتن عدّه وفات ( چهار ماه و ده شبانه روز )

و الذين يتوفّون منكم . .. يتربّصن بانفسهنّ اربعة اشهر و عشراً

4 - عدّه وفات ، مخصوص زنى است كه شوهرش مسلمان باشد .

و الذين يتوفّون منكم

مخاطب كلمه «منكم» مسلمانان هستند; بنابراين عده وفات به مدّت ذكر شده ويژه زنانى است كه شوهرانشان مسلمانان باشند. امّا نسبت به مطلق زنان، اين شرط مطرح نيست.

7 - آغاز عدّه وفات ، زمان اطّلاع همسر از مرگ شوهراست . *

يتربّصن بانفسهنّ

«تربّص» به معناى خودنگاهدارى است و تحقّق اين معنا زمانى است كه همسر از فوت شوهر آگاه شود; چون قبل از آگاهى،

خود را شوهردار تصور مى كند و «تربّص» براى او فرض ندارد.

8 - پس از عدّه وفات ، زن در گرفتن هر تصميم شايسته براى خويش آزاد است .

فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهن بالمعروف

9 - عدم لزومِ نظارت بر زنان شوهر مُرده ، پس از انقضاى عدّه وفات شوهر

فلا جناح عليكم فيما فعلنَ

10 - جلوگيرى از حقوق متعارف زنان شوهر مُرده - مانند ازدواج - پس از انقضاى عدّه وفات ، جايز نيست .

فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ بالمعروف

11 - پس از عدّه وفات ، زن در انتخاب شوهرى شايسته آزاد است .

فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ

مراد از «فيما فعلن»، به قرينه جمله «يتربّصن» كه ممنوعيت ازدواج در زمان عدّه است، انتخاب شوهر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 1،2،4،7،8،9،10،11

1 - جواز خواستگارى تلويحى ، از زنانى كه در عِدّه طلاق و يا وفات هستند .

و لا جناح عليكم فيما عرّضتم به من خطبة النّساء

الف و لام در كلمه «النّساء» عهد است; يعنى زنانى كه در آيات سابق مورد بحث (زنان داراى عِدّه طلاق يا عدّه وفات) بودند.

2 - عدم ممنوعيّت تمايل مرد به اينكه پس از انقضاى عِدّه ، با زنى كه در عدّه بسر مى برد ازدواج كند .

او اَكننتم فى انفسكم

4 - جواز خواستگارى تلويحى از زنان در عِدّه ، تسهيلى بر مردان در گرايش هاى طبيعى آنان

لا جناح . .. علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ

7 - حرمت وعده و قرار پنهانى با زنانى كه در حال عدّه هستند .

و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

8 - جواز گفتگوى مردان با زنان در عدّه ، به گونه اى متعارف و شايسته ( دور از گستاخى و فريب )

لا تواعدوهنّ سرّاً الاّ ان تقولوا قولا معروف اً

9 - عدم جواز خواستگارى صريح از زنان در عدّه آشكارا و يا پنهانى

لا جناح عليكم فيما عرّضتم . .. و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

10 - جواز خواستگارى تلويحى از زنان در عدّه ، مجوّز وعده نهانى با آنان براى ازدواج پس از عِدّه نيست .

لا جناح . .. و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

بنابراينكه استثناء در «الا ان تقولوا . .. »، منقطع باشد، كلمه «لكن» استدراك از جمله «لا جناح عليكم» است. يعنى اگر چه مى توانيد به صورت كنايه خواستگارى كنيد، و لكن نبايد اين خواستگارى در قرارهاى پنهانى صورت گيرد زيرا قرار پنهانى با آنان تجويز نشده است.

11 - حرمت انعقاد پيمان ازدواج با زنان در عدّه ، قبل از پايان عدّه آنان

و لا تعزموا عقدة النكاح حتى يبلغ الكتاب اجله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 49 - 1،2،3

1 - زنانى كه به همسرى مردانى درآمده اند و شوهرانشان پيش از تماس با آنان ، ايشان را طلاق داده اند ، عدّه ندارند .

يأيّها الذين ءامنوا إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لك

2 - لازم است كه زنان مطلّقه اى كه شوهران شان با آنان تماس داشته اند ، عدّه نگه دارند .

إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لكم عليهنّ من عدّة

3 - عدّه طلاق ، از آثار و توابع آميزش مرد و زن است ، نه تابع عقد .

إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لكم عليهنّ من عدّة تعتد

2- اهميّت عدّه وفات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 234 - 6

6 - اهميّت رعايت عدّه وفات ، و تأكيد خداوند بر آن

و الذين يتوفّون . .. يتربّصن

«يتربصن» انشاء است به لفظ خبر و دلالت بر تأكيد دارد.

3- خواستگارى در عدّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 1،4،7،9،10

1 - جواز خواستگارى تلويحى ، از زنانى كه در عِدّه طلاق و يا وفات هستند .

و لا جناح عليكم فيما عرّضتم به من خطبة النّساء

الف و لام در كلمه «النّساء» عهد است; يعنى زنانى كه در آيات سابق مورد بحث (زنان داراى عِدّه طلاق يا عدّه وفات) بودند.

4 - جواز خواستگارى تلويحى از زنان در عِدّه ، تسهيلى بر مردان در گرايش هاى طبيعى آنان

لا جناح . .. علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ

7 - حرمت وعده و قرار پنهانى با زنانى كه در حال عدّه هستند .

و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

9 - عدم جواز خواستگارى صريح از زنان در عدّه آشكارا و يا پنهانى

لا جناح عليكم فيما عرّضتم . .. و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

10 - جواز خواستگارى تلويحى از زنان در عدّه ، مجوّز وعده نهانى با آنان براى ازدواج پس از عِدّه نيست .

لا جناح . .. و لكن لا تواعدوهنّ سرّاً

بنابراينكه استثناء در «الا ان تقولوا . .. »، منقطع باشد، كلمه «لكن» استدراك از جمله «لا جناح عليكم» است. يعنى اگر چه مى توانيد به صورت كنايه خواستگارى كنيد، و لكن نبايد اين خواستگارى در قرارهاى پنهانى صورت گيرد زيرا قرار پنهانى با آنان تجويز نشده است.

4- عدّه طلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 2،3،4

2 - عدّه به مدت سه طُهر و يا سه حيض ، مخصوص زنانى است كه حيض مى بينند .

و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء

مفروض آيه، ظاهراً زنانى هستند كه حائض مى شوند; چون عدّه را سه طهر و يا سه حيض قرار داد; لذا اين حكم شامل زنان صغيره، يائسه و نظاير آنها نخواهد بود.

3 - عدّه زنان مطلّقه ، سه حيض است .

و المطلقات يتربصن بانفسهنّ ثلثة قروء

بنابراينكه «قُرء»، به معناى حيض باشد.

4 - زنان مطلّقه نبايد به منظور كم و زياد كردن مدّت عدّه خويش ، جنين و يا حيض خود را كتمان كنند .

و لا يحل لهنّ ان يكتمن ما خلق اللّه فى ارحامهنّ

كلمه «ما خلق» داراى مفهومى وسيع است كه مى تواند شامل هر نوع خلقى شود كه تأثير در مدّت عدّه دارد; همانند جنين، حيض و طهر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 1

1 - شوهر در آستانه پايان عدّه زن ، مى تواند به او رجوع كند و يا او را ر ها سازد .

و اذا طلّقتم النساء فبلغن اجلهنّ فامسكوهنّ بمعروف او سرّحوهنّ بمعروف

مراد از «فبلغن اجلهنّ» در اين آيه، نزديك شدن پايان عدّه است; نه تمام شدن آن. چون كلمه «بلوغ» همان گونه كه در پايان مهلت استعمال مى شود، در آستانه پايان نيز استعمال مى شود. (الميزان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 241 - 8

8 - لزوم پرداخت كالاى شايسته به زنان مطلّقه در حدّ توانايى مرد ، پس از انقضاى مدّت عدّه

و للمطلّقات متاع بالمعروف

امام صادق (ع) درباره آيه «و للمطلقات . .. » فرمود: متاعها بعد ما تنقضى عدّتها «على الموسع قدره و على المقتر قدره»


كافى، ج 6، ص 105، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 240، ح 956 و 957.

5- عدّه وفات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 234 -

1،2،4،7،8،9،10،11،14،16

1 - عِدّه وفات براى زنان شوهر مرده ، چهار ماه و ده شبانه روز است .

و الذين يتوفّون منكم . .. يتربّصن بانفسهنّ اربعة اشهر و عشراً

گفته شده تميز عدد آنگاه كه مذكورنباشد قانون مطابقت و عدم مطابقت لازم نيست; بنابراين مذكر بودن كلمه «عشراً» نه

دلالت بر تقدير خصوص ليل (شب) دارد و نه حاكى از كلمه روز است. بنابراين، تقديرى كه طبرسى در مجمع البيان دارند (شبانه روز) به ذهن نزديكتر است.

2 - ازدواج مجدّد زنان شوهر مُرده ، مشروط به گذشتن عدّه وفات ( چهار ماه و ده شبانه روز )

و الذين يتوفّون منكم . .. يتربّصن بانفسهنّ اربعة اشهر و عشراً

4 - عدّه وفات ، مخصوص زنى است كه شوهرش مسلمان باشد .

و الذين يتوفّون منكم

مخاطب كلمه «منكم» مسلمانان هستند; بنابراين عده وفات به مدّت ذكر شده ويژه زنانى است كه شوهرانشان مسلمانان باشند. امّا نسبت به مطلق زنان، اين شرط مطرح نيست.

7 - آغاز عدّه وفات ، زمان اطّلاع همسر از مرگ شوهراست . *

يتربّصن بانفسهنّ

«تربّص» به معناى خودنگاهدارى است و تحقّق اين معنا زمانى است كه همسر از فوت شوهر آگاه شود; چون قبل از آگاهى، خود را شوهردار تصور مى كند و «تربّص» براى او فرض ندارد.

8 - پس از عدّه وفات ، زن در گرفتن هر تصميم شايسته براى خويش آزاد است .

فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهن بالمعروف

9 - عدم لزومِ نظارت بر زنان شوهر مُرده ، پس از انقضاى عدّه وفات شوهر

فلا جناح عليكم فيما فعلنَ

10 - جلوگيرى از حقوق متعارف زنان شوهر مُرده - مانند ازدواج - پس از انقضاى عدّه وفات ، جايز نيست .

فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ بالمعروف

11 - پس از عدّه وفات ، زن در انتخاب شوهرى شايسته آزاد است .

فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ

مراد از «فيما فعلن»، به قرينه جمله «يتربّصن» كه ممنوعيت ازدواج در زمان عدّه است، انتخاب شوهر خواهد بود.

14 - خداوند بر كردار زنان در زمان عدّه وفات و پس از آن ، و عمل مسلمين در نظارت بر حفظ حدود الهى آگاه است .

و الذين يتوفّون . .. و اللّه بما تعملون خبير

16 - مسؤوليّت جامعه ايمانى در مراقبت از قانون عدّه وفات

فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم

مفهوم «فاذا بلغن . .. » با توجّه به خطاب در كلمه «عليكم» حاكى از مسؤوليّت جامعه ايمانى در مورد جلوگيرى از ازدواج زنان شوهر مُرده در زمان عِدّه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 240 - 7

7 - جواز خروج زن از خانه شوهر وفات يافته ، پيش از اتمام سال

غير اخراج فان خرجن فلا جناح عليكم

6- فلسفه عدّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 11

11 - عدّه ، فرصتى براى بازسازى مجدد خانواده *

و المطلقات يتربّصن . .. و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك ان ارادوا اصلاحاً

با توجه به اينكه متعاقب حكم تربّص ايّام عِدّه، سخن از رجوع براى اصلاح در آن ايام به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 49 - 4

4 - عدّه نگه داشتن زنان مطلّقه ، به نفع مردان ، و از حقوق آنان است .

فما لكم عليهنّ من عدّة

مخاطب «لكم» در آيه، مردانى اند كه زنانى را به ازدواج درآورده و آنها را مطلّقه كرده اند. قرار دادن عدّه براى آنان، به مصلحت و سود آنان است.

7- فلسفه عدّه وفات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 234 - 5

5 - حرمت نهادن به مرد مسلمان ، از حكمت هاى عدّه وفات *

و الذين يتوفّون منكم

چون عدّه وفات مخصوص زنى است كه شوهرش مسلمان باشد، به نظر مى رسد از فلسفه هاى عِدّه، احترام به مرد مسلمان باشد.