ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 33
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 5
5 - انديشه هاى آدمى ، پايه و اساس اعمال و رفتار اوست .
الحمد للّه رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 21
21 - براى خدا شريك و همتا پنداشتن ، با علم و انديشه صحيح ناسازگار است .
فلا تجعلوا للّه أنداداً و أنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 5
5 - تفكر ، روشى ارزشمند در راهيابى به حقايق
أو لم يتفكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 6،13
6 - كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( ت--وحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.
13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت
فبأى حديث بعده يؤمنون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 8،9،11
8- تفكّر در پديده هاى عالم ، آدمى را به شناخت خدا و مدبّر بودن او بر هستى هدايت مى كند .
هو الذى مدّ الأرض . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
9- تفكر ، ابزارى براى شناخت خداوند و پديده هاى هستى منبع شناخت اوست .
هو الذى مدّ الأرض . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
11- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .
إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 15
15- تفكر ، از ابزار شناخت و درك حقايق است .
و لعلّهم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 19
19- تفكر و انديشيدن ، شرط درك صحيح حقايق و بهره گيرى از آيات الهى است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 10
10 - فكر ، از ابزار شناخت حقانيت عالم است .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما ... إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 10
10 - انديشه و فكر از راه هاى رسيدن به حقيقت است .
ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 17
17 - تفكر و انديشه وسيله درك درست حقايق الهى
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 12 - 4
4 - انديشه در پديده هاى زمين ، عامل راه يابى انسان به توحيد و جلوه هاى رحمت حق
الرحمن . .. و الأرض وضعها للأنام . فيها ... و الحبّ ذوالعصف و الريحان
با توجه به اين كه اين آيات با صفت رحمانيت خداوند آغاز گرديده و در هر بخش جلوه اى از رحمت حق به انسان يادآورى شده، مى توان استفاده كرد كه برشمردن اين نمونه ها، براى اين است كه آدمى با تأمل در آنها، به توحيد و رحمانيت خداوند پى ببرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 1
1 - ژرف نگرى درباره عالَم آفرينش ، زمينه توجّه انسان به آخرت و نگرش واقع بينانه به زندگى دنيا است .
يعلمون ظهرًا . .. أَوَلم يتفكّروا فى أنفسهم ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما ب
«فى أنفسهم» ظرف براى «أَوَلم يتفكّروا» است; يعنى: «تعجب است كه با خود نمى انديشند. » گفتنى است، از آن جايى كه جايگاهى براى انديشيدن، جز نفس آدمى نيست، قيد «فى أنفسهم» اشاره به تفكر عميق و ژرف دارد. همزه، براى تعجب است و دلالت مى كند بر اين كه «غافلانِ از عالم آخرت و سطحى نگران به دنيا چرا چنين هستند؟» اگر آنان، درباره عالم آخرت، به انديشه بنشينند، حقانيت آن را درخواهند يافت و با دريافت حقانيت آن به عالم آخرت توجه پيدا خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 3
3 - انديشه در چگونگى پيدايش حيات و نيروى حس و ادراك در موجودات زنده ، زمينه ره يابى به نشانه هاى متقن الهى
و فى خلقكم و ما . .. ءايت لقوم يوقنون
طرح خلقت انسان و جنبندگان، به عنوان زمينه ره يابى به يقين، مى تواند نظر به جنبه زنده بودن و حس و شعور داشتن آنها داشته باشد; چه اين كه پيدايش اين امور، در متن نظام مادى طبيعت، آيتى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 3
3 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راهگشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 5
5 - انديشه در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان ها ، در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 3
3 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راهگشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 5
5 - انديشه در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 4
4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان ها ، در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 28 - 3
3 - تفكر آدمى در آفرينش حيات و مرگ خويش ، وادار كننده وى به ايمان و باور به خداى يكتاست .
كيف تكفرون باللّه و كنتم أموتاً فأحيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 12
12- تفكر در چگونگى آفرينش انسان زداينده هرگونه ترديد در حاكميت اراده و قدرت خدا بر اسباب و علل طبيعت
هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 21
21- تفكر و انديشهورزى در طبيعت ، از راه هاى خداشناسى و درك حقايق هستى است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 21 - 9
9 - تفكر در آيات وحى ، زمينه ساز خشيت و خشوع انسان در برابر خداوند
لو أنزلنا هذا القرءان على جبل لرأيته خشعًا متصدّعًا من خشية اللّه . .. لعلّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 17
17- تفكر در آيات قرآن ، عامل كشف حقانيت و روا بودن نزول وحى بر بشر
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم . .. و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس
احتمال دارد متعلق «يتفكّرون» شبهه اى باشد كه از سوى مشركان درباره عدم امكان نزول وحى بر بشر، القا و مطرح مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 28 - 3
3 - تفكر آدمى در آفرينش حيات و مرگ خويش ، وادار كننده وى به ايمان و باور به خداى يكتاست .
كيف تكفرون باللّه و كنتم أموتاً فأحيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 7
7- بينش طبقاتى ، عامل كفر و حق ناپذيرى
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
از آيه شريفه استفاده مى شود كه كافران، به نوعى روحيه استكبارى ناشى از اشرافيت گرفتار بودند و مؤمنان را از طبقه حقير و پايين به شمار مى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 31 - 6
6 - درونمايه هاى فرهنگ طبقاتى و مادى مردم مكه ، زمينه ساز گرايش آنان به كفر و شرك
و إنّا به كفرون . و قالوا لولا نزّل هذا القرءان
با توجه به اين كه آيه شريفه پس از بيان كفر مشركان (إنّا به كافرون) روحيه مادى گرايانه آنان را بازگو مى كند، تأثير اين بينش در انحراف و كفر استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 2
2 - شرك و عبادت غيرخدا ، انديشه اى برخاسته از عدم شناخت درست خدا است .
و ما قدروا اللّه حقّ قدره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 21 - 8
8 - نينديشيدن در آيات وحى ، عامل بى باكى در برابر خدا و تأثيرناپذيرى از قرآن
لو أنزلنا هذا القرءان على جبل لرأيته خشعًا . .. و تلك الأمثل ...لعلّهم يتفكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 55 - 2
2 - انسان ، موجودى مختار و با اراده ، در عقيده ، انديشه و رفتار
فمن شاء ذكره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 16
16 - تفكر و به كارگيرى عقل و خرد ، داراى جايگاهى رفيع و امرى بايسته است .
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 4
4 - ارجمندى تفكر ، عقيده و شخصيت زن ، در نگرش اسلام
يأيّها النبىّ إذا جاءك المؤمنت يبايعنك . .. فبايعهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 19
19 - واداشتن آدمى به تفكر در فرجام و سرنوشت خويش ، از اهداف داستان هاى قرآن است .
فاقصص القصص لعلهم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 5،6
5 - تفكر ، روشى ارزشمند در راهيابى به حقايق
أو لم يتفكروا
6 - ضرورت پايه ريزى عقايد و باور هاى دينى بر اساس تفكر
أو لم يتفكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 18
18- تفكر و انديشه ، امرى مطلوب و بايسته است .
و لعلّهم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 19
19- تفكر و انديشيدن ، شرط درك صحيح حقايق و بهره گيرى از آيات الهى است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 17 - 4
4 - قرار گرفتن ميزان و ترازوى تفكر و سنجش در اختيار انسان ها ، از جمله اهداف و فلسفه هاى مهم نزول قرآن
اللّه الذى أنزل . .. الميزان
كتابى كه به حق نازل شده است، مى تواند آثار و نتايج متعددى داشته باشد و اين كه تنها عنوان «الميزان» تخصيص به ذكر يافته، دليل اهميت اين ويژگى قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 11 - 11
11- لزوم انديشه و تفكر براى شناخت طبيعت و راهيابى از آن به خداشناسى
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 5
5- ياد قيامت و تفكر و تأمل در حقايق و رخداد هاى آن ، امرى لازم است و بايسته .
اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون
آيه شريفه، در مقامِ سرزنشِ كسانى است كه از قيامت و رخدادهاى آن غافل اند. اين سرزنش، حاكى از ضرورت انديشه و تأمل در باره قيامت و احوال آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 6
6- لزوم ژرف انديشى عالمان و رهبران دينى در كتاب هاى آسمانى و استوارسازى كردار خويش برپايه آن
ييحيى خذ الكتب بقوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 70 - 2
2 - اهتمام ابراهيم ( ع ) براى به انديشه واداشتن مردم شرك پيشه عصر خويش درباره حقيقت معبود هاى شان
إذ قال . .. ما تعبدون
استفهام در «ماتعبدون» استفهام حقيقى نيست; زيرا ابراهيم(ع) مى ديد كه آنان بت مى پرستند. بنابراين پرسش ياد شده بدان منظور بوده است كه افكار آنان را برآشوبد و به انديشيدن درباره آنچه مى پرستند وادارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 6
6 - تمامى رفتار ها و مواضع فردى و اجتماعى انسان ها ، بايد مبتنى بر انديشه صحيح و مبانى روشن و به دور از تقليد كوركورانه باشد .
فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 28
28 - انديشه هاى طبقاتى و امتياز طلب ، فاقد هرگونه پشتوانه علمى و دليل منطقى
و أُمرت لأعدل بينكم . .. لا حجّة بيننا و بينكم
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه «لاحجّة. ..» تأكيدى براى «أمرت لأعدل» باشد و نيز پاسخى به امتيازخواهان باشد كه پشتوانه اى براى سخن خويش ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 20
20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 14
14 - برانگيختن فكر و انديشه و تشويق به تفكر و انديشيدن ، از روش هاى تربيتى قرآن
قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 1
1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 11
11 - تشويق انسان ، از سوى خداوند به تفكر و انديشه
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 2
2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه كردن در سرنوشت هلاكت بار قوم نوح
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 3
3 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 2
2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 7
7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 1
1 - ترغيب مردم از سوى خداوند ; براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم ثمود
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 7
7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 7
7 - ترغيب مردم از سوى خداوند براى انديشه در قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 88 - 1
1 - حضرت ابراهيم ( ع ) - پس از دعوت شدن از سوى قومش براى خروج از شهر- به تفكر عميق در اين باره پرداخت .
فنظر نظرة فى النجوم
برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «فاء» در «فنظر» عاطفه و جمله «فنظر. ..» عطف بر جمله مقدر است و تقدير آن چنين است: «قال قومه اُخرج معنا فنظر...». 2- جمله «فنظر نظرة فى النجوم»، ضرب المثلى است براى كسى كه مى خواهد به تفكر بپردازد. ازاين رو به آسمان مى نگرد تا اشيا و موجودات پيرامونش، او را از تفكر درست باز ندارد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 89 - 1
1 - ابراهيم ( ع ) ، پس از انديشه عميق ، مريض بودن خود را به قومش اعلام كرد .
فنظر نظرة فى النجوم . فقال إنّى سقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 5
5- انسان ، موجودى پرسشگر ، خردورز و داراى قدرت تجزيه و تحليل خلقت خويش است و بر مقايسه گذشته و آينده نظام آفرينش توانا است .
و يقول الإنسن أءذا مامتّ . .. أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 11 - 9
9- انسان وظيفه دار تأمّل در جوانب خواسته ها و آمال خويش
و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً
در آيه فوق، يكى از نقاط ضعف بشرى - كه منشأ آن شتابزدگى و دورانديش نبودن است - بيان شده كه در حقيقت هشدارى است به اينكه انسانها بايد دورانديش باشند و پيرامون مصالح خويش تأمّل و تفكر نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 6
6 - ژرف نگرى در نظام هستى و توجّه به عمر محدود جهان ، امرى لازم و شايسته است .
أَوَلم يتفكّروا فى أنفسهم ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و
«و أجل مسمّى» عطف به «بالحقّ» است و احتمال دارد كه مراد از آن، داشتن مدتى مشخص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 6
6 - انديشه و مطالعه در آفرينش طبيعت ، از راه هاى خدا شناسى است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 9
9 - تفكر و تأمل ، شرط شناخت آيات الهى ، در گستره نظام جهان
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 3
3 - خداوند مردم را به تفكر و تأمل در وابسته بودن جهان آفرينش و نياز همواره آن به هستى بخش دعوت كرد .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 8،11
8- تفكّر در پديده هاى عالم ، آدمى را به شناخت خدا و مدبّر بودن او بر هستى هدايت مى كند .
هو الذى مدّ الأرض . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
11- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .
إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 9
9 - جان آدمى چونان جهان طبيعت ، سرشار از آيات الهى و شايسته تأمل و انديشه است .
سنريهم ءايتنا فى الأفاق و فى أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 9
9 - جان آدمى چونان جهان طبيعت ، سرشار از آيات الهى و شايسته تأمل و انديشه است .
سنريهم ءايتنا فى الأفاق و فى أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 10
10 - انديشه و تأمل در آيات الهى ، يكى از مراتب شكرگزارى به درگاه پروردگار
اللّه الذى . .. لعلّكم تشكرون ... إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 1
1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 5
5 - پراكندگى ، كثرت و تنوع موجودات زنده در زمين ، شايان تأمل و درس آموزى
و ما يبثّ من دابّة
تعبير «يبثّ من دابّة» كثرت، تنوع و پراكندگى را مى رساند و تصريح به آن، اهميت موضوع را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 7 - 5،6
5 - درك عميق و ژرف از حقيقت دنيا ، امرى شايسته و لازم است .
يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا
عبارت «يعلمون ظاهراً. ..» به قرينه «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» درصدد سرزنش و مذمت سطحى نگرى به دنيا و توجه نكردن به ژرفا و باطن آن است. بنابراين، شايسته است كه انسان ها، تنها به ظواهر بسنده نكنند، بلكه براى درك باطن آن تلاش كنند.
6 - ژرف نگرى درباره حيات دنيوى ، زمينه توجّه به آخرت است .
يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا و هم عن الأخرة هم غفلون
تقديم صفت سطحى نگرى درباره دنيا بر صفت غفلت از آخرت، احتمال دارد به خاطر اين واقعيت باشد كه سطحى نگرى درباره دنيا، غفلت از آخرت را در پى دارد. بنابراين، ژرف نگرى درباره دنيا و توجه به باطن آن، در رويكرد به آخرت مى تواند نقش داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 8
8 - خداوند ، به وجود آورنده روزى و فراهم آورنده اسباب معيشت براى انسانهاست .
فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 68 - 3
3 - اخبار مربوط به توحيد ، قيامت و رسالت پيامبراسلام ، درخور تأمل و تفكر
هو نبؤا عظيم . أنتم عنه معرضون
محكوم كردن روى گردانى از اخبار بزرگ و سودمند مربوط به قيامت و. .. و بى اعتنايى به آنها، مى رساند كه انسان بايد به تأمل و انديشه در آنها بپردازد و از آنها روى گردانى نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 35 - 1
1 - خداوند ، خواهان تأمل و انديشيدن انسان درباره نحوه پيدايش خود
أم خلقوا من غير شىء
پرسش در آيه شريفه در حقيقت براى واداشته شدن انسان به انديشه و تفكر صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 58 - 1
1 - فرايند پيدايش انسان از منى در رحم ، شايان مطالعه و تأمل
أفرءيتم ما تمنون
مراد از «امناء» (مصدر «تمنون») ريختن منى در رحم است; يعنى، آيا به منى - كه آن را به صورت نطفه در رحم زن مى ريزيد - انديشيده ايد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 88 - 1
1 - حضرت ابراهيم ( ع ) - پس از دعوت شدن از سوى قومش براى خروج از شهر- به تفكر عميق در اين باره پرداخت .
فنظر نظرة فى النجوم
برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «فاء» در «فنظر» عاطفه و جمله «فنظر. ..» عطف بر جمله مقدر است و تقدير آن چنين است: «قال قومه اُخرج معنا فنظر...». 2- جمله «فنظر نظرة فى النجوم»، ضرب المثلى است براى كسى كه مى خواهد به تفكر بپردازد. ازاين رو به آسمان مى نگرد تا اشيا و موجودات پيرامونش، او را از تفكر درست باز ندارد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 76 - 2
2 - ستارگان و نظام حاكم بر آنها ، پديده اى عظيم و شايان مطالعه و انديشه
و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم
سوگند مؤكد خداوند به ستارگان و تصريح بر عظمت اين سوگند، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 19
19 - واداشتن آدمى به تفكر در فرجام و سرنوشت خويش ، از اهداف داستان هاى قرآن است .
فاقصص القصص لعلهم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 18
18 - انديشه در آفريدگارى خداوند و ايجاد مواهب طبيعى ، عقيده توحيدى را در پى دارد .
الذى خلقكم . .. الذى جعل لكم الأرض ... فلا تجعلوا للّه أنداداً
تفريع جمله «لا تجعلوا . ..» به وسيله «فاء» بر حقايق بيان شده در اين آيه و آيه قبل، بيانگر اين است كه: توجه به آنها، گرايش دهنده آدمى به توحيد ربوبى است; يعنى، حال كه معلوم شد خداوند خالق شماست و همو آفريننده زمين و ... است معقول نيست مثل و مانندى براى او فرض كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 11 - 9
9- تفكر در تحولات طبيعت ، راهى براى خداشناسى است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 20
20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 63 - 5
5 - لزوم تفكر و نگرش عميق ، به علت اصلى نزول باران از آسمان
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 1
1 - جهان گردى و سير در زمين ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جامانده از تمدن و قدرت آنان ، مورد تشويق خداوند
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 3
3- خداوند ، فراخوان مردم به تأمل و تفكر در سرنوشت شوم رهبران كفر و ناسپاسى
ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه به نابودى كشاندن و دچار سرنوشت شوم ساختن مردم (أحلّوا قومهم دار البوار) كار سردمداران كفر و رهبران جامعه است، نه مردم عادى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 18 - 3
3 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 21 - 2
2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد
كذّبت عاد . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 16 - 2
2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه كردن در سرنوشت هلاكت بار قوم نوح
كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 1،3
1- خداوند ، فراخوان مردم به تأمل و تفكر در سرنوشت شوم ناسپاسان نعمتهايش
ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا
3- خداوند ، فراخوان مردم به تأمل و تفكر در سرنوشت شوم رهبران كفر و ناسپاسى
ألم تر إلى الذين . .. أحلّوا قومهم دار البوار
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه به نابودى كشاندن و دچار سرنوشت شوم ساختن مردم (أحلّوا قومهم دار البوار) كار سردمداران كفر و رهبران جامعه است، نه مردم عادى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 7
7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 7
7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 7
7 - ترغيب مردم از سوى خداوند براى انديشه در قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 190 - 1
1 - سرگذشت شعيب ( ع ) و مردم ايكه ، شايان انديشه و دربردارنده درس عبرتى بزرگ براى ديگران
إنّ فى ذلك لأية
كلمه «ذلك» به ماجراى ميان شعيب(ع) و مردم ايكه اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا، درس عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 1
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 9 - 1
1 - سرگذشت حضرت موسى ( ع ) ، فصلى مهم و قابل تأمل و تأسى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و هل اتيك حديث موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 67 - 1
1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز
إنّ فى ذلك لأية
«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 13،14
13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت
فبأى حديث بعده يؤمنون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟
14 - آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .
فبأى حديث بعده يؤمنون
توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 13،14
13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت
فبأى حديث بعده يؤمنون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟
14 - آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .
فبأى حديث بعده يؤمنون
توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 13
13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت
فبأى حديث بعده يؤمنون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 4
4 - تأمل در وابستگى موجودات جهان به مالك هستى بخش ، راهنماى انسان به حاكميت مطلق خداى يگانه بر هستى است .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
چون روى سخن با مشركان است، معلوم مى شود هدف از فراخوانى آنان به دقت در ملكوت آسمانها و زمين رهنمون شدن آنان به حاكميت مطلق خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 12 - 4
4 - انديشه در پديده هاى زمين ، عامل راه يابى انسان به توحيد و جلوه هاى رحمت حق
الرحمن . .. و الأرض وضعها للأنام . فيها ... و الحبّ ذوالعصف و الريحان
با توجه به اين كه اين آيات با صفت رحمانيت خداوند آغاز گرديده و در هر بخش جلوه اى از رحمت حق به انسان يادآورى شده، مى توان استفاده كرد كه برشمردن اين نمونه ها، براى اين است كه آدمى با تأمل در آنها، به توحيد و رحمانيت خداوند پى ببرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 30 - 1
1 - ترغيب مردم از سوى خداوند ; براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم ثمود
كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 25 - 2
2 - وابستگى ريزش باران به خداوند ، حقيقتى شايسته و بايسته تأمل
فلينظر . .. أنّا صببنا الماء صبًّا
آيه شريفه بدل براى «طعامه» در آيه قبل است و در حقيقت فرمان تأمّل و نظر (فلينظر) به آن ارتباط مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 5
5- پذيرش امور از سوى طبقه اشراف ، ملاك ارزشى بودن آن امور در جامعه جاهلى
لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 24 - 6
6 - مكانت و شوكت اجتماعى ، از بالاترين ملاك هاى ارزشى در نظر قوم ثمود
فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه
در صورتى كه تعبير «واحداً» بيانگر عدم برخوردارى صالح(ع) از قدرت، شوكت و اشرافيت باشد; مى توان استفاده كرد كه قوم ثمود، انتظار داشتند كه پيامبر از ميان اشراف جامعه، انتخاب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 18 - 2
2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .
إنّه كان لأيتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 35 - 1
1 - خداوند ، خواهان تأمل و انديشيدن انسان درباره نحوه پيدايش خود
أم خلقوا من غير شىء
پرسش در آيه شريفه در حقيقت براى واداشته شدن انسان به انديشه و تفكر صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 2
2 - خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .
أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 20
20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 6
6 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم مكه براى انديشيدن درباره جنون نسبت داده شده به آن حضرت
ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة
مراد از «صاحب»، به قرينه «هو» در عبارت بعدى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 19 - 2
2 - فراخوانى مشركان از سوى خداوند ، به انديشه و تأمل درباره پوچى مكتب شرك
أفرءيتم اللّ-ت و العزّى
از واژه «أفرأيتم» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 18،19
18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در
وى است .
فاقصص القصص لعلهم يتفكرون
19 - واداشتن آدمى به تفكر در فرجام و سرنوشت خويش ، از اهداف داستان هاى قرآن است .
فاقصص القصص لعلهم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 11 - 7
7- رويش گياهان و درختان زيتون ، نخل و تاك به وسيله آب ، زمينه اى براى انديشيدن و راهى براى خداشناسى است .
ينبت لكم به . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 9
9- وادار ساختن مردم به تحقيق و تفكر با طرح پرسش ، در باره عقيده ها و عملكرد هاى شان ، روشى نيكو در تربيت و تبليغ
لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 21 - 6
6 - استفاده قرآن از مثال ها ، براى به فكر واداشتن توده مردم
و تلك الأمثل نضربها للناس لعلّهم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 1
1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان
أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 7
7- هجرت ، از راه هاى مصون داشتن ايمان و جهاد ، مايه از بين رفتن موانع تفكر دينى در جامعه *
هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا
قرار گرفتن جهاد در كنار هجرت و مكمل شمرده شدن آن، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 24،35
24- فكر اولويّت ثروت مندان بر تهيدستان در كسب هدايت ، انديشه اى سخيف و بافته قلب غافلان از ياد خدا است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
35- تحقير تهيدستان خداخواه و فرومايه ديدن موضع طبقاتى آنان ، بينشى ضد الهى و بيرون از حدِّ اعتدال است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 7
7- انسان ها ، از درنگ و تفكر در نشانه هاى قيامت و دلايل اثبات آن ، روى گردان هستند .
اقترب للناس حسابهم و هم فى غفلة معرضون
متعلق «غفلت» و «إعراض» دو چيز است; زيرا غفلت، نشانگر بى توجهى به مسأله و اعراض، علامت توجه به آن است و معقول نيست كه يك چيز هم مورد توجه باشد و هم عدم توجه. بنابراين مقصود از اعراض، روى گردانى از دلايل روشن بر اثبات معاد و عدم تأمل و تفكر درباره قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 5 - 4
4 - امكان آگاهى جن از انديشه ها ، عقايد و رفتار انسان ها
و أنّا ظننّا أن لن تقول الإنس و الجنّ على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 9
9 - تأثير انگيزه هاى درونى و نيز جوّ فكرى جامعه ، بر انديشه و خردورزى افراد آن
أن تقوموا للّه مثنى و فردى ثمّ تتفكّروا
اين كه خداوند توصيه فرمود: فكر كنيد پس از قيام خالصانه به صورت يك و يا دو نفره، نكته ياد شده قابل استفاده است. گفتنى است كه كاربرد «ثمّ» - كه براى تراخى است - برداشت را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 6
6 - كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( ت--وحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 21
21- حافظه و قدرت تفكّر و تصميم گيرى اصحاب كهف و جهاز هاضمه آنان - پس از خواب طولانى ايشان - باز ، باقى و سالم مانده بود .
فابعثوا أحدكم بورقكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 13 - 8
8- براى هر مرتبه از انديشه و بينش ، ابزار مناسب جهت خداشناسى در طبيعت وجود دارد .
ينبت لكم به الزرع . .. لقوم يتفكّرون . و سخ-ّر لكم الّيل ... لقوم يعقلون . و ما
با توجه به اينكه به دنبال عبارت « الزرع و الزيتون و . ..» - كه امورى ساده بوده و براى نتيجه گيرى فكر به تنهايى كافى است - «لقوم يتفكّرون» و به دنبال تسخير شب، روز و ... - كه دقت لازم دارد - «لقوم يعقلون» و به دنبال تفاوت رنگها - كه مقدمات كلى دارد و با اندك توجهى به دست مى آيد - «لقوم يذّكّرون» به كار برده شده است، مطلب فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 13
13 - همانندى انديشه هاى انسان ها ، از عوامل تكرار حوادث تاريخى است .
كذلك قال الذين . .. مثل قولهم تشبهت قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 8
8 - روحيه انكار و عناد در برابر حق ، مانع بهرهورى معنوى و عرفانى انسان از ژرف كاوى در نظام طبيعت
إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
وصف «للمؤمنين» اين مفهوم را مى رساند كه كافران و يا غافلانى كه انگيزه حق جويى را ندارند، با ژرف كاوى در نظام آسمان ها
و زمين، بهره اى بايسته از آن نمى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 12
12 - تعصّب و وفادارى به آراى پيشينيان ، مانع بروز و رشد انديشه هاى نو است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 11
11 - موضع گيرى در برابر انديشه هاى نو و بى سابقه ، امرى طبيعى و عذرى قابل قبول
أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين
از اين آيه استفاده مى شود كه: اگر نزول كتاب امرى بى سابقه بود، موضع گيرى كافران در برابر قرآن قابل پذيرش بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 11 - 12
12- تفكر و انديشه از ابزار شناخت است .
إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 8
8 - لزوم توكل و واگذاشتن كار ها و نتايج و پيامد هاى آن به خدا ، پس از تلاش گسترده خيرخواهانه براى هدايت و تربيت مردم
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 14
14- تفويض برخى اختيارات به مديران و رهبران ، در محدوده وظايف شان ، امرى لازم است .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا
خداوند ذوالقرنين را در تصميم گيرى براى نحوه برخورد با اقوام مغرب، مخيّر گذاشت، ديگران نيز بايد اين را سرمشق خود قرار دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 27
27- ضرورت توكل آدمى به خداوند و واگذارى امور به او
عليه توكلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 6،12
6 - مؤمن آل فرعون ، پس از تلاش گسترده خيرخواهانه خود براى هدايت قومش ، كار و سرنوشت خويش را به خدا واگذاشت و بر او توكل كرد .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
12 - بصيرت و آگاهى كامل خداوند براحوال بندگان ، مقتضى توكل و واگذارى كار ها به او است .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه إنّ اللّه بصير بالعباد
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه جمله «إنّ اللّه بصير بالعباد» در مقام تعليل براى جمله «اُفوّض أمرى . ..» است; يعنى، كار خود را به خدا وامى گذارم; چون او بر احوال بندگان آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 6
6 - حق تشريع و قانون گذارى ، قابل تفويض از سوى خداوند
شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به اللّه
از مفهوم «ما لم يأذن به اللّه» مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 166 - 5
5 - نفى انديشه جبريگرى و نيز تفكّر تفويض صرف
اصابتكم مصيبة . .. هو من عند انفسكم ... و ما اصابكم ... فباذن اللّه
آيه مورد بحث و آيه قبل، شكست احد را هم وابسته به خود مسلمانان دانسته و هم اذن الهى را در آن شكست دخيل شمرده است ; يعنى افعال بندگان در عين اينكه مستند به خود آنان است، خارج از خواست و اذن الهى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 100 - 1،2
1 - انسان در عين مختار بودن ، بدون اذن خداوند قادر بر انتخاب و انجام هيچ كارى نيست .
و لو شاء ربك لأمن من فى الأرض . .. و ما كان لنفس أن تؤمن إلا بإذن اللّه
خداوند در آيه قبل (و لو شاء ربك) مختار بودن انسانها را بيان فرمود. اين آيه شريفه نيز براى دفع توهم تفويض است; يعنى، گر چه آدميان در پذيرش ايمان و كفر آزادند، لكن بايد متوجه باشند كه انتخاب هر يك از آنها بى اذن خداوند ممكن نيست. برداشت فوق با الغاى خصوصيت از ايمان، آورده شده است.
2 - انسان در عين مختار بودن ، توانايى انتخاب ايمان بدون رخصت و اذن خداوند را نخواهد داشت .
و لو شاء ربك لأمن من فى الأرض . .. و ما كان لنفس أن تؤمن إلا بإذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 36 - 5
5 - ايمان و تقوا و تقرب به خداوند و جهاد در راه او ، راه نجات از عذاب قيامت
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه . .. لهم عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 86 - 8
8 - پيشه ساختن احسان و صلاح، زمينه ساز ارتقاى درجه در پيشگاه خداوند است.
نجزى المحسنين . .. كل من الصلحين ... فضلنا على العلمين
چون دو صفت احسان و صلاح به عنوان مميزات پيامبران در آيات پيشين مطرح شده بود، چنين برمى آيد كه اين دو صفت داراى نقش اساسى در بالا بردن درجه و مقامات معنوى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 7
7- يكتاپرستى ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استغفار از شرك و گناه و حركت به سوى خدا ، موجب جلب عنايت خدا و دستيابى به معيشتى نيكو در دنياست .
ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يمتعكم متعًا حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 12
12- ايمان به خدا و تقرب به درگاه او ، عامل پيوند انبيا با پيروان خود
و ما أنا بطارد الذين ءامنوا إنهم ملقوا ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 9
9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن
و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون
از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 16
16 - تلاش براى كسب رضاى خداوند ، رستگارى آفرين است .
فأَت ذا القربى حقّه . .. ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه و أُولئك هم المفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 38 - 9
9 - تأثير قرب به خداوند ، در علاقه و شيفتگى انسان به عبادت او
فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار
«عند ربّك» اشعار به قرب دارد. استمرار و تداوم عبادت به فرشتگان مقرب نسبت داده شده است. بنابر اين مى توان چنين استنباط كرد كه درجات عبادت و پرستش - كه نماد شيفتگى به خداوند است - به درجات تقرب انسان بستگى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 58 - 3
3 - لزوم مرتبط ساختن خويش با خداوند در دنيا ، براى بهره مند شدن از حمايت او در آخرت
ليس لها من دون اللّه كاشفة
پيام اصلى آيه شريفه، مى تواند تشويق انسان ها به مرتبط ساختن خويش با خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 89 - 6
6 - تقرب به خداوند ، عامل بهره مندى از رحمت بى كران الهى و بهشت سرشار از نعمت
فأمّا إن كان من المقرّبين . فروح و ريحان و جنّت نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 3 - 3
3 - تقرب به خداوند ، موجب صعود انسان به مرتبه كمال و درجات عالى است .
ذى المعارج
وقتى صعودگاه ها و درجات عالى نزد خدا است; بنابراين راه رسيدن به اين درجات و صعودها تقرب به خدا خواهد بود و توصيف خداوند به «ذى المعارج» ممكن است به همين جهت باشد مانند مفاد آيه 15 از سوره «غافر» (رفيع الدرجات ذوالعرش).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 37 - 3
3 - قرآن ، راه حركت انسان به سوى خداوند است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. ليصدّونهم عن السبيل
با توجه به توضيح برداشت قبل و اين كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 14
14 - سجده ، كارآمدترين وسيله براى تقرب به پيشگاه خداوند
و اسجد و اقترب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 7
7- تلاش براى راه يابى به بالاترين مرتبه كمال و سبقت بر ديگران در تقرب به خدا ، تلاش و تكاپويى ارجمند و ستودنى
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 35 - 3
3 - صرف انتساب به خداوند و يا پيوند خويشاوندى با پيامبران ، موجب نجات و سعادت انسان نمى شود .
ءال لوط نجّينهم . .. كذلك نجزى من شكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 27 - 6
6 - تقرب به پروردگار ، ارزشى جاودان و شايان جست و جو است ; نه امكانات ناپايدار دنيا .
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك
از مناسبت ميان «كلّ من عليها فان» با «و يبقى. ..» و از مقابله اين دو با يكديگر، مطلب بالا قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 88 - 3
3 - تقرب به خداوند ، والاترين ارزش ها و فضيلت ها براى بشر
فأمّا إن كان من المقرّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 5
5 - حضور در جوار قرب ربوبى ، غيرقابل قياس با والاترين نعمت هاى دنيوى
و إن كلّ ذلك . .. و الأخرة عند ربّك للمتّقين
از «عند ربّك»، حضور در جوار قرب ربوبى استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 9
9 - هدايت و رسيدن به خداوند ، پاداشى برتر از بهشت و نعمت هاى آن
فاما الذين ءامنوا باللّه . .. و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
غالباً در مقام بيان پاداش، اول ادنى و آنگاه اعلى را ذكر مى كنند ; بنابراين رسيدن به خدا و قرب به او «يهديهم اليه» مى تواند بهترين پاداش مؤمنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 19
19- اشراف قوم نوح ، ناآگاه به مرتبه والاى « لقاءالله » و تقرب به درگاه خدا
إنهم ملقوا ربهم و لكنى أريكم قومًا تجهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 5
5 - لزوم سعى و تلاش براى يافتن راهى به مقام قرب الهى
يأيها الذين ءامنوا . .. و ابتغوا إليه الوسيلة
كلمه «اليه» متعلق به «الوسيلة» است و وسيله به چيزى گفته مى شود كه باعث تقرب گردد، يعنى در پى يافتن چيزى باشيد كه شما را به خدا و قرب او برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 15
15 - لزوم استفاده از امكانات مادى در جهت تقرب به خدا و كسب ارزش هاى معنوى
من يؤمن باللّه . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 4
4- ضرورت حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
مفسّران، در عطف «توبوا إليه» بر «استغفروا ربكم» - كه به ظاهر مآلى واحد دارند - چند توجيه بيان كرده اند. آنچه به نظر قريب مى رسد، اين است كه مراد از توبه در اين جا، بازگشت به خدا و حركت به سوى اوست نه توبه كردن از گناهان. گفتنى است كه حركت به سوى خدا، به اين است كه اوامر او اطاعت شود و از نهيهاى او پرهيز گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 5
5- لزوم حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
عطف «توبه» بر «استغفار» نشانه مغايرت آن دو است كه با توجه به معناى توبه (رجوع) مى توان گفت: «توبوا إليه»; يعنى ، [با اطاعت از خداوند] به سوى او تغيير جهت دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 18
18- لزوم حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
عطف جمله «توبوا إليه» بر «استغفروه» بيانگر اين است كه از توبه، معنايى غير از استغفار اراده شده است. با توجه به معناى لغوى توبه (رجوع كردن) مى توان گفت: مراد از توبه در آيه شريفه، حركت كردن به سوى خدا با اطاعت از اوامر و نواهى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 2،6
2- لزوم حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ثم توبوا إليه
دليل برداشت فوق را مى توانيد در «آيه 36» ذيل برداشت شماره 4 ، ملاحظه كنيد.
6- حصر ربوبيت به خداوند ، لزوم استغفار و تقرب به درگاه خدا از تعاليم شعيب ( ع )
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 13،18
13 - تلاش براى تقرّب به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اقترب
«اقتراب» از باب افتعال است كه بر تكلّف و اجتهاد دلالت دارد.
18 - لزوم سجده به پيشگاه خداوند و تلاش براى تقرّب به درگاه او
و اسجد و اقترب
آيه شريفه گرچه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از كاربرد تعبير «عبداً» (در آيه قبل) به جاى نام مخصوص آن حضرت، تعميم مفاد آن به همه مردم استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 17
17 - پيوند با خداوند ، مقدّم بر پيوند با مردم و زمينه ساز آن است . *
فصلّ لربّك وانحر
عطف دو فرمان، ممكن است عطف مسبّب بر سبب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 10
10- مرد رفاه مند مغرور ، به محبوبيّت خود نزد خدا ، اطمينان داشت .
ولئن رُددتُّ إلى ربّى لأجدنّ خيرًا منها منقلبًا
اضافه «ربّ» به ضمير متكلم، نشانه آن است كه گوينده، خود را به «ربّ»، بسيار نزديك مى داند; چرا كه او را «ربِّ» خود مى داند و فاصله اى بين خود و پروردگار خويش - از نظر معنوى - نمى بيند. اين نكته و نيز اطمينان به آخرتى برتر، نشان مى دهد كه ثروت مند مغرور خود را محبوب خدا مى ديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 6
6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 11
11 - تخلف آدم و همسرش از فرمان الهى، سبب دورگشتن آنان از مقام قرب خدا شد.
ناديهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة
واژه «ندا» معمولاً در مواردى به كار برده مى شود كه مخاطب فاصله نسبتاً زيادى با ندا دهنده داشته باشد. و خداوند اين واژه را پس از تخلف آدم و همسرش به كار برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 5
5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا
تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 109 - 2
2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على إبرهيم
برداشت ياد شده از سلامِ همراه با تكريم خدا به ابراهيم(ع) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 111 - 2
2 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّه من عبادنا
برجسته و مقرب بودن ابراهيم(ع) از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 2
2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند
و إنّهم عندنا لمن المصطفين
برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 37 - 3
3 - امتياز ويژه حضرت ابراهيم ( ع ) ، در بارگاه قرب الهى
و إبرهيم الذى وفّى
ذكر «الذى وفّى» نشانگر اين است كه وفاى به عهد از سوى ابراهيم(ع)، آن حضرت را به مرتبتى والا در پيشگاه خداوند رسانده و داراى امتيازى ويژه نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 1
1 - سابقون ( پيشتازان ) ، برخوردار از مقام قرب الهى در آخرت
و السبقون السبقون . أُولئك المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 2
2 - برخوردارى پيشتازان ( سابقون ) ، از مقام قرب الهى در جهان آخرت و دستيابى آنان به بهشت سرشار از نعمت ، پاداش الهى به آنان در قبال اعمال صالح شان
و السبقون السبقون . أُولئك المقرّبون . فى جنّ-ت النعيم ... جزاء بما كانوا يعم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 88 - 2،4
2 - انسان هاى پيشتاز ( سابقون ) جزء مقربان درگاه خدا در جهان آخرت
فأمّا إن كان من المقرّبين
«مقربان» همان دسته اند كه در آيات آغازين اين سوره، از آنان به عنوان «السابقون» ياد شده است.
4 - ره يافتگان به مقام قرب الهى ( پيشتازان ) ، در جهان آخرت برخوردار از شأنى ويژه نزد خداوند
فأمّا إن كان من المقرّبين
تقديم مقربين بر ديگران، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 2
2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند
و إنّهم عندنا لمن المصطفين
برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 5
5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا
تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 107 - 2
2 - فرزند ابراهيم ( ع ) ( اسماعيل ) ، برخوردار از عظمت و مقام والا در پيشگاه خداوند
و فدينه بذبح عظيم
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه عظمت فديه در قبال هز چيزى، حكايت از عظمت آن چيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 130 - 2
2 - الياس ( ع ) ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على إل ياسين
از سلام همراه با تكريم خدا به الياس پيامبر، مى تواند برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 132 - 2
2 - الياس ( ع ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّه من عبادنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 5
5 - برخى از باديه نشينان ، داراى انفاق هاى خالصانه جهت تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويش
و من الأعراب . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 2
2- بندگان راستين و مؤمن برخوردار از لطف و عنايت ويژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پيشگاه او
قل لعبادى
برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه در «عبادى» تشريفيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 1
1 - خداوند ، با دعوت از صاحبان دل آرام و خشنود ، آنان را به جمع بندگان خاص خود بار مى دهد .
فادخلى فى عبدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 2
2 - هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .
اذ قربا قرباناً
«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 1،6،8،10،13
1- معبود هاى مشركان ، خود در جست و جوى وسيله و راهى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
مشاراليه «أُولئك»، «الذين زعمتم» در آيه قبل است كه مقصود از آن معبودهاى مشركان مى باشد.
6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »
8- در جهان ، واسطه هايى كه شفاعت آنان در پيشگاه خدا پذيرفته و توسل به آنان براى تقرب به خدا جايز باشد ، وجود دارد .
أُولئك . .. يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
بنابر اينكه مراد از «أُولئك» ملائكه، انبيا و صالحان باشد و با توجه به اينكه خداوند عمل آنان را رد نكرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.
13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 1
1 - هركس كه توبه كند و كار نيك انجام دهد ، در حقيقت رو به خدا كرده و به سوى او بازگشته است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
«متاباً» (مصدر ميمى) به معناى توبه و بازگشت و مفعول مطلق براى «يتوب» است; كه در آيه شريفه، براى تأكيد آمده است; يعنى، توبه و بازگشت كامل و حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 6،14
6 - تقرب به خداوند ، هدف مشركان از عبادت معبودهايشان
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
14 - تقرب به خداوند ، فلسفه عبادت و اطاعت او است .
أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته ترديدناپذير است كه محكوم شدن كافران، به خاطر تقرب آنان به خدا از راه عبادت غير او (همچون بت ها) است; نه به دليل اصل تقرب. بنابراين اصل تقرب به خدا در عبادت كردن نه تنها مورد انتقاد نيست; بلكه تأييد نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 4
4- اعتقاد مشركان به نقش معبود هاى خويش ، در تقرب آنان به خداوند
اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 19 - 5
5 - دين ، راهى است كه مقصد در آن تقرب به خداوند است .
اتّخذ إلى ربّه سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 3
3 - تقرّب افزون تر به خداوند ، پاداش كسانى است كه براى آخرت خود پيشاپيش زاد و توشه ذخيره كرده اند .
يليتنى قدّمت لحياتى . .. ارجعى إلى ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 13
13 - لزوم ايجاد پيوند با خلق ، در كنار پيوند با آفريدگار
فصلّ لربّك وانحر
دستور قربانى براى رساندن گوشت به مردم، در كنار دستور نماز، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 42 - 4
4 - تقرّب به درگاه فرعون ، مقامى بس مهم و پرجاذبه براى مردم
و إنّكم إذًا لمن المقرّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 5
5 - قرب و منزلت مؤمنان تائب و پيرو دين در پيشگاه خداوند و لطف ويژه الهى به آنان
جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 7
7 - داوود ( ع ) ، بنده خالص و ارجمند خدا
عبدنا داود
از اضافه «عبد» به ضمير «نا» (اللّه) - كه اضافه تشريفيه و مفيد تكريم است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 25 - 4
4 - داوود ( ع ) ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند
و إنّ له عندنا لزلفى
«الزلفى» به معناى قرب و منزلت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 7
7 - اداى شهادت ، بايد بر اساس حق ، به خاطر خدا و تقرب به او باشد .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط شهداء للّه
حرف لام در «للّه» براى غايت است و دلالت مى كند كه شهادت بايد براى خدا باشد نه براى دستيابى به اغراض دنيوى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 9
9- آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 40 - 1
1 - سليمان ( ع ) ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند
و إنّ له عندنا لزلفى
«الزلفى» به معناى قرب و منزلت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 15
15 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از قرب خداوند و مورد عنايت ويژه او در جهان آخرت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 2
2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند
يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 19 - 7
7 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، غنوده در جوار قرب الهى
هم الصدّيقون و الشّهداء عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 158 - 4
4 - مقام و منزلت خاص حضرت عيسى ( ع ) نزد خداوند
بل رفعه اللّه إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 19 - 7
7 - صديقان و شهدا ( گواهان ) ، غنوده در جوار قرب الهى
هم الصدّيقون و الشّهداء عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 4،6،10،13
4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.
6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »
10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.
13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 33 - 6
6 - تقواپيشگان ، داراى قرب و منزلت ويژه در پيشگاه خداوند
أُولئك هم المتّقون
«أُولئك» براى اشاره به افراد و اشخاص دور دست وضع شده است. استعمال آن در مورد تقواپيشگان، براى بيان عظمت و بلندمرتبگى آنان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 6
6 - مؤمنان تقواپيشه ، بهره مند از فيض حضور الهى در سراى جاودان *
عند ربّك للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 1
1 - متقين ، برخوردار از جايگاهى والا و زوال ناپذير ، در پيشگاه خداوند
فى مقعد صدق عند مليك مقتدر
راستين بودن جايگاه پرهيزكاران، ممكن است در مقام نوعى مقايسه ميان مقامات دنيوى - كه ناپايدار و اعتبارى است - با درجات آخرت - كه پايدار و جاويدانى است - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 2
2 - تقواپيشگان ، داراى منزلت و جايگاهى رفيع در پيشگاه خداوند
إنّ للمتّقين عند ربّهم
مطلب ياد شده، از آمدن قيد «عند ربّهم» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 22
22 - مقام والاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند
و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
از اينكه خداوند پذيرش توبه بندگان را مشروط به استغفار رسول براى آنان كرده، مقام والاى او نزد خداوند معلوم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 4
4 - مقام والاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پيشگاه خداوند
فلا و ربّك
اضافه «ربّ» به ضمير خطاب، اضافه تشريفيّه است و حكايت از مقام والاى مخاطب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 69 - 2
2 - عظمت مقام رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) در پيشگاه خداوند
و من يطع اللّه و الرّسول
قرار گرفتن اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رديف اطاعت از خداوند، حكايت از عظمت آن بزرگوار در پيشگاه او دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى منزلتى عظيم و كرامتى والا در پيشگاه خداوند
و ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 87 - 5
5- جايگاه ويژه و رفيع پيامبر (صلی الله علیه و آله) نزد خداوند
إن فضله كان عليك كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 36 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بنده برجسته و مقرب خداوند
أليس اللّه بكاف عبده
برداشت ياد شده از اضافه «عبد» به ضمير اسم جلاله - كه از نوع اضافه تشريفى است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 8 - 2
2 - نزديك و نزديك تر شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به مبدأ وحى در افق اعلى براى دريافت قرآن
و هو بالأُفق الأعلى . ثمّ دنا فتدلّى
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير فاعلى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 9 - 2،3
2 - راهيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نهايت نزديكى و عالى ترين مرتبه تقرب به خداوند
فكان قاب قوسين أو أدنى
در صورتى كه ضماير غايب در آيات پيشين، مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تعبير «قاب قوسين» كنايه از شدت نزديكى و تقرب آن حضرت، به خداوند به هنگام دريافت وحى است.
3 - « عن ثابت بن دينار ، قال : سألت زين العابدين على بن الحسين بن على بن أبى طالب . . . قلت فقول اللّه عزّوجلّ « ثمّ دنا فتدلّى فكان قاب قوسين أو أدنى » قال : ذاك رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) دنا من حجب النور فرأى ملكوت السّماوات ثمّ تدلّى فنظر من تحته إلى ملكوت العرش حتّى ظنّ أنّه فى القرب من الأرض كقاب قوسين أو أدنى ;
ثابت بن دينار گويد: از امام سجاد(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ «ثمّ دنا فتدلّى فكان قوب قوسين أو أدنى» سؤال كردم، حضرت فرمود: آن رسول خدا است كه به حجاب هاى نور نزديك شد. پس باطن آسمان ها را مشاهده نمود و از زير آن به باطن عرش نظر افكند تا آن كه گمان نمود در نزديكى به زمين فاصله دو كمان يا نزديك تر را دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 10 - 3،4
3 - تقرب فزاينده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خداوند ، زمينه قابليت آن حضرت براى دريافت مفاهيم عالى وحى *
ثمّ دنا . .. فأوحى إلى عبده ما أوحى
در صورتى كه ضماير آيات پيشين (هو . .. دنا...) به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازگردد، از ترتب «فأوحى...» بر «دنافتدلّى» مطلب بالا استفاده مى شود.
4 - « عبوديت » ، عالى ترين عنوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اوج تقرب به خداوند
ثمّ دنا فتدلّى . .. فأوحى إلى عبده ما أوحى
به كار رفتن وصف «عبد» براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - در پى ترسيم جايگاه قرب آن حضرت - بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 17 - 5
5- مريم ( س ) ، داراى منزلتى والا در پيشگاه خداوند
فأرسلنا إليها روحنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 91 - 12
12- مريم ( س ) برخوردار از منزلتى والا و مقامى بلند در پيشگاه خداوند و شخصيتى جهانى
والتى أحصنت فرجها فنفخنا فيها من روحنا و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين
برداشت ياد شده با توجه به سه نكته است: 1- «التى» منصوب به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» است كه دراين صورت فرمان به يادآورى داستان مريم(س) براى همه انسان ها است. 2- نام مريم(س) در رديف پيامبران الهى قرار گرفت و به دنبال نام آنان آمد. 3خداوند مريم(س) را آيت خود براى جهانيان معرفى كرد (و جعلناها و ابنها آية للعالمين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 26 - 7
7- فرشتگان ، بندگان مقرب و مكرم خداوند هستند .
بل عباد مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 26 - 10
10 - تفاوت مراتب و درجات فرشتگان الهى در قرب به خداوند *
و كم من ملك . .. إلاّ من بعد أن يأذن اللّه لمن يشاء و يرضى
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته زير به دست مى آيد: الف) مراد از «من» در «لمن يشاء» شفاعت كنندگان (فرشتگان) باشد; ب) ذكر «لمن يشاء» ناظر بدان باشد كه برخى از فرشتگان، از مقبوليت شفاعت برخوردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 1 - 2
2 - فرشتگان مأمور قبض روح ، داراى مقامى رفيع در پيشگاه خداوند
و النزعت غرقًا
قسم خوردن خداوند به فرشتگان مرگ، نشانه ارجمندى آنان در نزد او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 52 - 4
4- خداوند ، به هنگام اظهار گفته هاى ويژه براى موسى ( ع ) ، او را مقرب خود ساخت .
و قرّبنه نجيًّا
«نجىّ»، يعنى كسى كه با او گفت وگوى سرّى انجام گيرد (برگرفته از «لسان العرب») و اطلاق آن بر موسى به اين لحاظ است كه آنچه خداوند با او در ميان گذاشت، محرمانه بود و تنها موسى به آن آگاهى يافته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 6
6 - موسى ( ع ) ، مظهر خيرات و بركات الهى در پرتو راه يافتن به بارگاه قرب
نودى أن بورك . .. و من حولها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 120 - 2
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على موسى و هرون
از سلام همراه با تكريمِ خداوند به موسى و هارون (عليهماالسلام)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 122 - 2
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّهما من عبادنا المؤمنين
برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 17 - 5
5- موسى ( ع ) ، پيامبرى با كرامت و ارجمند در پيشگاه خداوند
و جاءهم رسول كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 2
2- بندگان راستين و مؤمن برخوردار از لطف و عنايت ويژه خداوند و داراى مقام و منزلتى خاص در پيشگاه او
قل لعبادى
برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه در «عبادى» تشريفيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 5
5 - قرب و منزلت مؤمنان تائب و پيرو دين در پيشگاه خداوند و لطف ويژه الهى به آنان
جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 15
15 - مؤمنان نيك كردار ، برخوردار از قرب خداوند و مورد عنايت ويژه او در جهان آخرت
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. عند ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 2
2 - اهل ايمان و عمل صالح ، بندگان خاص و مقرب خداوند
يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
از اضافه «عباده» به ضمير راجع به «اللّه» - كه اضافه تشريفيه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 6
6 - مؤمنان تقواپيشه ، بهره مند از فيض حضور الهى در سراى جاودان *
عند ربّك للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 55 - 5
5 - تصديق كنندگان پيامبران ، برخوردار از مقامى والا در نزد خداوند
إنّ المتّقين . .. فى مقعد صدق
با توجه به مقابله «المتقين» با تكذيب كنندگان پيامبران استفاده مى شود كه عنوان «متقى» بر «تصديق گران انبيا» اطلاق شده است و اينان از جايگاهى راستين برخوردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 11
11- مؤمنان قوم نوح ، مردمى مقرب درگاه خدا و برخوردار از مقام لقاى او
إنهم ملقوا ربهم
جمله «إنهم ملاقوا ربهم» مى تواند بيانگر حال فعلى پيروان نوح باشد; يعنى ، هم اكنون به مقام لقاى پروردگار رسيدند و همچنين مى تواند خبر از فرجام اخروى آنان دهد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 49 - 7
7 - مقرب بودن نگهبانان دوزخ و منزلت داشتن آنان به پيشگاه خداوند ، در نظر دوزخيان
و قال الذين فى النار لخزنة جهنّم ادعوا ربّكم يخفّف عنّا يومًا من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 81 - 2
2 - نوح پيامبر ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّه من عبادنا
برجسته و مقرب بودن نوح(ع)، از اضافه «عباد» به ضمير جلاله «نا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 120 - 2
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، داراى مقام رفيع در پيشگاه خداوند
سلم على موسى و هرون
از سلام همراه با تكريمِ خداوند به موسى و هارون (عليهماالسلام)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 122 - 2
2 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، از بندگان برجسته و مقرب خداوند
إنّهما من عبادنا المؤمنين
برجسته و مقرب بودن موسى و هارون(عليهماالسلام)، از اضافه «عباد» به ضمير «نا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 4
4- يحيى ( ع ) از مقربان درگاه خداوند و محبوب او بود .
و حنانًا من لدنّا
در باره مهر اعطايى به حضرت يحيى(ع) چهار تصور وجود دارد كه وصف «حناناًمن لدنّا» با تمام آنها سازگار است: مهر خداوند يا مردم به يحيى(ع) و مهر آن حضرت به خداوند يا مردم، دربرداشت ياد شده، مهرورزى خداوند به آن حضرت مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 97 - 5
5- فرزندان يعقوب به تقرّب وى در نزد خداوند باور داشته و بدان معترف بودند .
يأبانا استغفر لنا ذنوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 47 - 2
2 - عظمت مقام و قرب ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) در پيشگاه خداوند
و إنّهم عندنا لمن المصطفين
برگزيدگى ابراهيم(ع) و. .. از سوى خداوند با آمدن قيد «عندنا» (پيشگاه ما)، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 4،10،13
4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.
10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.
13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 13،18
13 - تلاش براى تقرّب به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اقترب
«اقتراب» از باب افتعال است كه بر تكلّف و اجتهاد دلالت دارد.
18 - لزوم سجده به پيشگاه خداوند و تلاش براى تقرّب به درگاه او
و اسجد و اقترب
آيه شريفه گرچه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از كاربرد تعبير «عبداً» (در آيه قبل) به جاى نام مخصوص آن حضرت، تعميم مفاد آن به همه مردم استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 3
3 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، مبنى بر زيستن در جوار رحمت او و بنا كردن خانه اى در بهشت براى وى
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 3
3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 3
3 - انتخاب راه خدا و هدف قرار دادن قرب او ، دعوت الهى از تمام مردم
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
تعبير «إلى ربّه مأباً» - به قرينه «للطاغين مأباً» در آيات پيشين - دعوت به اعراض از فرجام طغيانگران (جهنم) و برگزيدن قرب خداوند به عنوان مقصد نهايى است. حرف «إلى» در «إلى ربّه» دلالت مى كند كه مقصد نهايى، راهى است كه سمت و جهت آن به سوى خداوند باشد. اين تعبير كنايه از قرب به خداوند است; نه وصول به آن ذات اقدس; زيرا در آن صورت به حرف «إلى» نيازى نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 7
7 - صراط مستقيم ، راه و روشى است كه آدمى را به خدا برساند و به سوى او راهنما شود .
و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
در برداشت فوق «صرطاً مستقيماً» عطف بيان براى «اليه» گرفته شده است، يعنى راه هايى كه به «اللّه» ختم شود، صراط مستقيم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 6،8،11،13،14
6 - نيل به مقام قرب الهى ، داراى روش ها و ابزار هاى مشخص
و ابتغوا إليه الوسيلة
8 - ضرورت رعايت تقوا در گزينش وسيله و راه تقرب به خداوند
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
امر به تقوا و آنگاه دستور به يافتن راههايى براى قرب به خداوند، مى تواند اشاره به اين باشد كه در طلب وسيله تقرب نيز بايد تقوا را در نظر داشت و به سوى هر آنچه وسيله پنداشته مى شود نشتافت.
11 - جهاد ، كارآمدترين وسيله براى تقرب به خداوند
و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله
امر به جهاد پس از «ابتغوا اليه الوسيلة» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه بهترين مصداق وسيله تقرب به خدا، مبارزه با دشمنان دين است.
13 - ايمان ، ناسازگار با بى تقوايى ، ترك جهاد و بى اعتنايى به وسايل تقرب به خدا
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله
14 - فلاح و رستگارى در گرو تقواپيشگى ، پى جويى شيوه ها و ابزار هاى سير و سلوك تا مقام قرب خداوند و پيكار در راه او
اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 108 - 3
3- توحيد خالص و پيراسته از هر گونه شرك ، ايمان به قرآن و وحى ، راه رسيدن به خداست .
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 27
27 - رفتار آدمى هنگامى كه همراه با تقوا و پارسايى باشد ، موجب قرب به خداوند است .
اذ قربا قرباناً . .. انما يتقبل اللّه من المتقين
«قربان» به عملى گفته مى شود كه با آن قصد تقرب به خدا مى شود. بنابراين قبولى قربانى به معناى حصول تقرب به خداست كه در آيه شريفه مشروط به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 7
7 - ايمان و تقوا ، زمينه يافتن راه نيل به مقام قرب خداوند
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
تقديم ايمان و تقوا بر طلب وسيله، بيانگر اين است كه با ايمان و تقوا مى توانيد راه تقرب به خداوند را بيابيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 13
13 - انجام عمل به انگيزه جلب دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) عملى در راستاى تقرب به خداوند است نه عملى شرك آلود .
و صلوت الرسول ألا إنها قربة
از اينكه خداوند، تلاش مؤمنانى را كه در جهت جلب دعاى رسول مورد تأييد قرار داده و آن را وسيله تقرب به خود شمرده است، دانسته مى شود كه اين كار، عملى شرك آلود نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 3 - 5
5- پرستش خدا ، بيزارى از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او
ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
ظاهر اين است كه «توبوا إليه» عطف به همه جمله هاى سابق «ألاّ تعبدوا. ..»، «إننى لكم منه ...» و «أن استغفروا ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 6
6- استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او
و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه
برداشت فوق ، با توجه به كلمه «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 19
19- استغفار از گناهان ، پرستش خدا و پرهيز از شرك ، مقدمه هايى لازم براى تقرب به درگاه خداوند
فاستغفروه ثم توبوا إليه
برداشت فوق ، با توجه به حرف «ثم» - كه بر تأخر مرحله توبه از مرحله استغفار دلالت دارد - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 4
4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 4
4- توجّه آدمى به اسما و صفات خدا ، زمينه ساز ديدن خويش در محضر او و روى آورى به دعا و نيايش به درگاه وى
إنه هو العليم الحكيم. رب قد ءاتيتنى من الملك ... توفنى مسلمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 15
15- اميد به رحمت خدا و بيم از عذاب او ، برانگيزاننده مقربان الهى به يافتن وسيله و راهى براى تقرب بيشتر
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة . .. و يرجون رحمته و يخافون عذابه
برداشت فوق، بر اين احتمال است كه «أُولئك» مبتدا و «الذين يدعون» خبر آن و «يرجون رحمته و يخافون عذابه» حال براى «الذين» باشد; يعنى، آنان در حالى كه اميد به رحمت خدا و بيم از عذاب او دارند، خدا را مى خوانند و در جست و جوى وسيله تقرب به اويند و همين اميد و ترس، انگيزه وسيله خواهى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 11
11- خو گرفتن به دعا و نيايش در صبح و پسين ، مايه ارجمندى نزد خداوند و شايستگى براى همنشينى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم بالغدوة و العشىّ
فعل «يدعون» مضارع و براى استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 52 - 5
5- برگزيدگى موسى ( ع ) و انقطاع او از غير خدا ، زمينه ساز سخن گفتن خداوند با او و نزديك ساختن او به خود
إنّه كان مخلصًا . .. و ندينه من جانب الطور الأيمن و قرّبنه نجيًّا
توصيف موسى(ع) - در آيه قبل - به «مخلَص» (كسى كه خداوند او را براى خود خالص گردانده است)، گوياى شايستگى او براى شنيدن نداى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 80 - 5
5 - تأثير احسان و نيكوكارى در اجابت دعا ، بقاى نسل و نام نيك ، تقرب به پيشگاه خداوند و محبوبيت در ميان خلق
و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . .. سلم على نوح فى العلمين . إنّا كذلك نجزى ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 11 - 9
9 - برخاستن از جاى خويش و قرار دادن آن در اختيار ديگر مؤمنان ، مايه بالا رفتن درجات انسان و تقرب و نزديكى او به خداوند است .
فانشزوا يرفع اللّه الذين ءامنوا منكم . .. درجت
برخى از مفسران «ارتقاع درجات» را كنايه از تقرب به خداوند دانسته اند. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 2
2 - توبه و انجام عمل صالح ، وسيله تقرب به خدا و نشان روى كرد حقيقى به او است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 4،6،7
4 - توجّه به حقانيت قيامت ، زمينه ساز جهت دادن تلاش ها و حركت ها به سوى خداوند
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
«فاء» در «فمن شاء. ..» براى تفريع است. مفاد آيه شريفه اين است كه چون قيامت حق است، بنابراين بايد مقصد را به گونه اى برگزيد كه به سوى خدا باشد.
6 - حركت به سوى خداوند و دستيابى به مقام قرب او ، براى تمام انسان ها امكان پذير است .
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
7 - توجّه به حاكميت تدبير خداوند بر نظام زندگانى انسان ها ، وادار كننده انسان به قرار دادن خويش در راه قرب به خدا
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
از واژه «ربّ» و جايگاه آن در مفاد آيه، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 8
8 - راه دستيابى به عزّت و گران قدرى در پيشگاه خداوند ، گرامى داشتن يتيمان است ; نه برخوردارى از رفاه و ثروت .
و نعّمه فيقول ربّى أكرمن . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 4
4 - همنشين شدن با بندگان خالص خداوند در قيامت ، حركت به سوى او و بهره مندى از جلوه هاى ربوبيت او است .
ارجعى إلى ربّك . .. فادخلى فى عبدى
از معانى حرف «فاء»، تفصيل بعد از اجمال است و اين آيه، رجوع به پروردگار را با تفصيل بيشترى بيان مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 3
3- يوسف ( ع ) با يادآورى نعمت هاى الهى و توجه به ربوبيّت و علم و حكمت فراگير خداوند ، خويشتن را در محضر او احساس كرد .
إن ربى لطيف لما يشاء إنه هو العليم الحكيم. رب قد ءاتيتنى
تغيير سياق ; يعنى، التفات از غيبت (إن ربى . .. إنه هو العليم) به خطاب (رب قد ءاتيتنى) حاوى نكاتى است از جمله اينكه يوسف(ع) با ياد كردن از نعمتهاى خدادادى و توجه به ربوبيّت و علم و حكمت مطلق الهى، به اين حقيقت توجه پيدا كرد كه خداوند حاضر و ناظر است. از اين رو خود را در محضر او احساس كرد و او را مخاطب قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 23
23- تقرب به خداوند ، به خاطر نزديكى او به بندگان ، امرى سهل و آسان است .
ثم توبوا إليه إن ربى قريب
هدف از بيان نزديكى خداوند ، پس از توصيه به حركت و تقرب به درگاه او ، بشارت به سيركنندگان به سوى خداست كه او از شما دور نيست تا براى رسيدن به او زحمتى طاقت فرسا لازم باشد; بلكه نزديك است و تقرب به او سهل و آسان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 6،7
6 - نيل به مقام قرب الهى ، مشروط به پرهيز از دنياگرايى و دورى از متابعت هواى نفس است .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
7 - رسيدن به منزلت هاى والاى معنوى مشروط به مشيت الهى است .
و لو شئنا لرفعنه بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 84 - 6
6 - پاك سازى قلب و دل ، از هرگونه امراض روحى و اخلاقى ، شرط تقرب به خدا و بار يافتن به درگاه او
إذ جاء ربّه بقلب سليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 24 - 3
3 - تداوم بر انجام عمل صالح و پايدار ماندن بر آن تا آخر عمر - و نه انجام دادن مقطعى آن - شرط لازم براى دستيابى به مقام قرب الهى در آخرت و بهشت سرشار از نعمت
أُولئك المقرّبون . فى جنّ-ت النعيم ... جزاء بما كانوا يعملون
از تعبير «كانوا يعملون» (ماضى استمرارى) برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 3
3 - انسان ها ، حتى مترفان ، داشتن قرب و منزلت در پيشگاه خدا را شايق و دوستداراند .
نحن أكثر أمولاً و أولدًا . .. و ما أمولكم و لا أولدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 22
22 - از امام رضا ( ع ) روايت شده : . . . « إياك نعبد » رغبة و تقرب إلى اللّه تعالى ذكره و إخلاص له بالعمل دون غيره و « إياك نستعين » إستزادة من توفيقه و عبادته و إستدامة لما أنعم اللّه عليه و نصره . . . ;
. .. «إياك نعبد» ابراز رغبت و تقرب جستن عبد به سوى خداى تعالى و اظهار اخلاص در عمل براى اوست و نه غير او و «إياك نستعين» در خواست زياده توفيق خدا و زياده عبادت او و درخواست ادامه نعمتهاى داده شده و يارى خداوند است ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 5
5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا
تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 139 - 5،6
5 - قرب و بعد انسان ها به خداوند ، در گرو اعمال و رفتار ايشان است و نه بسته به طايفه و نژادشان
لنا أعملنا و لكم أعملكم
از آن جا كه جمله «و لنا أعمالنا . ..» تعليل براى نابجا بودن محاجه اهل كتاب با مسلمانان درباره خداوند از جهت انتخاب پيامبران مى باشد، به نظر مى رسد مراد از «لنا أعمالنا ...» اين است كه: از نژاد و طايفه اى خاص بودن مايه تقرب به خداوند نيست تا اينكه موجب شود خداوند همواره پيامبران را از ميان آن نژاد برانگيزد; بلكه اعمال انسانها زمينه ساز تقرب به خداست.
6 - منوط نبودن تقرب به خدا ، به طايفه و نژادى خاص دليل نابجا بودن محاجه اهل كتاب با مسلمانان درباره خداوند و شؤون او ( همانند گزينش پيامبران )
أتحاجوننا فى اللّه . .. و لنا أعملنا و لكم أعملكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 257 - 1،2
1 - شمول ولايت خاص الهى ، بر مؤمنانى كه به طاغوت كفر ورزند .
فمن يكفر بالطّاغوت . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا
2 - ايمان به خداوند و كفر به طاغوت ، موجب جلب سرپرستى ، ياورى و دوستى خداوند
فمن يكفر بالطّاغوت . .. اللّه ولىّ الّذين امنوا
براى «ولىّ»، معانى متعدّدى گفته شده است ; از آن جمله كه با آيه شريفه تناسب دارد، سرپرست، ياور و دوست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 277 - 4
4 - منزلت والاى مؤمنان داراى عمل صالح ، نزد خداوند
لهم اجرهم عند ربّهم
ظاهراً اضافه «ربّ» به ضمير، تشريفيه است. چنانچه آلوسى گفته كه در تعبير «عند ربّهم»، افزونى لطف و شرافت به چشم مى خورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 11
11 - دعا راهى براى رسيدن به قرب خدا و جلب رضايت اوست.
يدعون ربهم . .. يريدون وجهه
«وجه» به معناى صورت است و چون لحاظ معناى حقيقى اين كلمه درباره خداوند معقول نيست بنابراين مى تواند مراد از «يريدون وجهه» «يريدون مرضاته» باشد، چنانكه اغلب مفسران اين احتمال را گفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 1
1 - پرهيز از شرك، فرزندكشى، كردارهاى شنيع، كشتن بيگناهان، تجاوز به دارايى يتيمان، راهى است راست براى حركت به سوى خدا.
ألا تشركوا به شيئاً . .. و أن هذا صرطى مستقيماً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» خداوند باشد. صراط خداوند يعنى راهى كه به سوى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 4
4 - التزام به آيات و معارف الهى مايه رسيدن به منزلت هاى والا و وسيله تقرب به درگاه خداوند است .
و لو شئنا لرفعنه بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 206 - 8
8 - تقرب به خدا در گرو پرستش او و منزه دانستن وى از هر عيب و نقص و سجده خالصانه به درگاه اوست .
و لاتكن من الغفلين. إن الذين عند ربك ... و له يسجدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 10،11،12
10 - انفاق ، از عوامل تقرب به خدا و جلب دعاى رسول (صلی الله علیه و آله) و رحمت و غفران الهى
و يتخذ ما ينفق قربت . .. ألا إنها قربة لهم سيدخلهم ... غفور رحيم
11 - انفاق هاى خالصانه مؤمنان ، موجب نزديك شدنشان به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر آنان
و من الأعراب . .. يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول ألا إنها قربة
12 - دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مايه تقرب انسان به خدا و زمينه ساز جلب رحمت و غفران الهى
و صلوت الرسول ألا إنها قربة . .. غفور رحيم
با توجه به اينكه ضمير «إنها» مى تواند به «صلوات» بازگردد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 13
13 - ايمان ، وسيله دستيابى به مقام قرب خدا در جهان آخرت است .
و بشّر الذين ءامنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 6
6- تقوا ( پرهيز از شرك در عقيده و عبادت ) ، عامل نزديكى انسان به خداوند و بهره بردن از رحمت گسترده او است .
يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 26 - 9
9- عبوديت ، عامل دستيابى به مقام كرامت و قرب الهى است .
بل عباد مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 206 - 3
3 - برخوردارى از امكانات مادى ، دليل محبوبيت انسان در نزد خدا نيست .
أفرءيت إن متّعنهم سنين . ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 219 - 1
1 - قرب بيشتر انسان به خدا ، در حال نماز و راز و نياز شبانه
الذى يريك حين تقوم . و تقلّبك فى السجدين
با اين كه خدا در همه حالات انسان را مى بيند، ياد كرد قيام در شب و سجده در جمع نمازگزاران و بيان اختصاص اين دو، نشانگر توجه فزون تر خدا به انسان و تقرب بيشتر انسان به او در اين دو حالت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 14
14 - مال ، مى تواند وسيله اى براى تقرب به خدا باشد .
فأَت ذا القربى حقّه . .. ذلك ... يريدون وجه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 5
5 - شايسته است كه انسان ، اموال خود را در راه تقرب به خداوند ، مصرف كند .
فأَت ذا القربى حقّه . .. ذلك خير للذين يريدون وجه اللّه ... و ما ءاتيتم من زكوة
ياد آورى اين نكته كه اموال خرج شده در غير راه جلب رضاى خدا، ثمرِ الهى ندارد و سپس ذكر اين نكته كه طالبان رضاى خدا، در راه او انفاق مى كنند، تشويقى است به اين كه خوب است، كه انسان، مال اش را در راه تقرّب به خدا، مصرف كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 1،4
1 - مال و فرزند - به خودى خود - موجب هيچ قرب و منزلتى در پيشگاه خداوند نمى شود .
و ما أمولكم و لا أولدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى
«زلفى» مفعول مطلق «تقرّب» است و چون در سياق نفى آمده، دلالت بر عموم مى كند. گفتنى است كه «زلفى» نيز به معناى منزلت است (مفردات راغب).
4 - آنچه موجب قرب و منزلت در پيشگاه خداوند است ، ايمان و عمل صالح مى باشد .
و ما أمولكم و لا أولدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلفى إلاّ من ءامن و عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 10 - 12
12 - ايمان ، انديشه و عقيده درست همراه با عمل صالح ، موجب تقرب به خداوند است .
إليه يصعد الكلم الطيّب و العمل الصلح يرفعه
برداشت ياد شده از آن جا است كه صعود كلام طيب به پيشگاه رفيع خداوند و پذيرفته شدن عمل صالح در سايه اين كلام، به معناى صعود معنوى صاحبان اين كلام و تقرب آنان به درگاه الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 4
4- اعتقاد مشركان به نقش معبود هاى خويش ، در تقرب آنان به خداوند
اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 2
2 - سبقت و پيشتازى در امور خير ، مايه تقرب به درگاه خداوند در جهان آخرت
و السبقون السبقون . أُولئك المقرّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 29 - 4
4 - دين ، راهى است كه مقصد در آن تقرب به خداوند است .
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 15،17،19
15 - نماز ، مايه تقرب انسان به درگاه خداوند
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... و اقترب
17 - دور شدن از اطاعت غير خدا ، مايه نزديك شدن به او است .
لاتطعه . .. و اقترب
19 - « عن الوَشّاء قال سمعت الرضا ( ع ) يقول : أقرب ما يكون العبد من اللّه عزّوجلّ و هو ساجد و ذلك قوله عزّوجلّ « واسجد و اقترب » ;
از وشاء روايت شده كه گفت: از امام رضا(ع) شنيدم كه مى فرمود: نزديك ترين حالت بنده به خداوند عزّوجلّ، حالت سجده او است و اين سخن خداوند عزّوجلّ است كه فرمود: «واسجد و اقترب».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 6
6 - خشنودى از خداوند و كسب رضايت او در دنيا ، مايه راه يابى به درگاه او در آخرت است .
ارجعى إلى ربّك راضية مرضيّة
«راضية مرضية» حال و بيانگر علت است. بنابراين رجوع به خداوند، پاداشِ دارا بودن آن دو حالت از پيش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 42 - 4
4- عبوديت و بندگى ، عامل تقرب به خداوند و موجب رهايى از سلطه ابليس
إن عبادى ليس لك عليهم سلطن
اضافه شدن «عباد» به ياى متكلم ممكن است به منظور ذكر بندگان خاص باشد. بنابراين، ذكر «عباد» (بندگان) به جاى هر واژه ديگرى كه مقصود را برساند مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده بكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 7،8،10
7 - مشركان ، معبود هاى خود را وسيله تقرب به خدا مى دانستند .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
8 - مشركان ، تقرب به خدا را بدون واسطه ، ممكن نمى دانستند .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
10 - تنها عبادت خود خدا ، وسيله تقرب به او است ; نه عبادت غير او .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
محكوم شدن تقرب جستن به خدا از راه عبادت غير او - كه از جمله بعداستفاده مى شود (إنّ اللّه يحكم بينهم. ..) - بيانگر اين است كه كه تنها با عبادت خودخدا، مى توان به او نزديك شد و تقرب جست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 3
3 - تجلّى تقوا ، در روى آورى هميشگى به درگاه خدا و تحفظ بر وظايف
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. لكلّ أوّاب حفيظ
با توجه به اين كه در آيه قبل، تنها وصفى كه براى بهشتيان ياد شده وصف «تقوا» بود و اين وصف جامع همه ارزش ها تلقى مى شد. اكنون بيان اوصافى ديگر در اين آيه، مى تواند تفصيلى بر آن اجمال و نمودى از آن حقيقت كلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 26 - 8
8- عبوديت فرشتگان ، مايه قرب و كرامت آنان به درگاه الهى است .
بل عباد مكرمون
از توصيف فرشتگان به «عباد» (بندگان) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 5
5- ربوبيت خداوند ، سزاوار تقرب به اوست .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 10
10- عصيان كنندگان از فرمان ها و رهنمود هاى حضرت ابراهيم ( ع ) ، هر چند از فرزندان او باشند ، از تقرب به خداوند دور و فاقد منزلت هستند .
فمن تبعنى فإنه منّى و من عصانى فإنّك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 9 - 2
2 - راهيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نهايت نزديكى و عالى ترين مرتبه تقرب به خداوند
فكان قاب قوسين أو أدنى
در صورتى كه ضماير غايب در آيات پيشين، مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تعبير «قاب قوسين» كنايه از شدت نزديكى و تقرب آن حضرت، به خداوند به هنگام دريافت وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 9
9 - شرك پيشگان عصر بعثت ، انسان را فاقد شايستگى براى دست يافتن به مقام قرب خدا و بار يافتن به پيشگاه او مى انگاشتند .
و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 3،8
3 - نيل به مقام قرب الهى ، بهره مندى كامل از بهشت و نعمت هاى آن و برخوردارى از فضل الهى ، پاداش مؤمنان متمسك به خداوند
فاما الذين ءامنوا . .. فسيدخلهم فى رحمة منه و فضل و يهديهم إليه
8 - ورود به بهشت و برخوردارى از فضل خدا و رسيدن به مقام قرب الهى ، پاداش مؤمنان به خدا و پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا . .. يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 5،6
5 - لزوم سعى و تلاش براى يافتن راهى به مقام قرب الهى
يأيها الذين ءامنوا . .. و ابتغوا إليه الوسيلة
كلمه «اليه» متعلق به «الوسيلة» است و وسيله به چيزى گفته مى شود كه باعث تقرب گردد، يعنى در پى يافتن چيزى باشيد كه شما را به خدا و قرب او برساند.
6 - نيل به مقام قرب الهى ، داراى روش ها و ابزار هاى مشخص
و ابتغوا إليه الوسيلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 3
3 - خداوند ، تضمين كننده پاداش انفاق گرانِ باتقوا و برآورنده آرزوى آنان در رسيدن به مقام قرب الهى است .
إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 5
5 - گناه ، مايه دور شدن آدمى از خداوند است .
فتوبوا إلى بارئكم
«توب» و «توبه» (مصدر توبوا) به معناى رجوع كردن و بازگشتن است. اين معنا مى رساند كه: انسان با ارتكاب گناه از خداوند فاصله گرفته، از او دور مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 9
9 - يهود و نصارا به دليل ارتكاب گناه ، نه محبوب خدا هستند و نه مقرب درگاه او
نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 10
10 - پيروى از قوانين غير الهى موجب دور ماندن از راه خدا و نرسيدن به مقام قرب او مى شود.
و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 22 - 11
11 - تخلف آدم و همسرش از فرمان الهى، سبب دورگشتن آنان از مقام قرب خدا شد.
ناديهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة
واژه «ندا» معمولاً در مواردى به كار برده مى شود كه مخاطب فاصله نسبتاً زيادى با ندا دهنده داشته باشد. و خداوند اين واژه را پس از تخلف آدم و همسرش به كار برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 13
13 - غفلت انسانها از خداوند، مايه دورى آنان از پيشگاه وى خواهد شد.
ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون
به كارگيرى ضماير غايب در جمله «لعلهم يذكرون»، پس از خطاب (يا بنى ءادم . .. » مى تواند حاكى از اين باشد كه انسانها تا آنگاه كه به مرحله تذكر نرسند شايسته تشرف به خطاب الهى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 3
3 - بلعم باعورا به خاطر دنياگرايى و هواپرستى از نايل شدن به منزلت هاى والا و قرب الهى محروم شد .
و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 53 - 2
2 - گناه و اسراف ، مانع از تقرب انسان به خداوند است .
قل يعبادى الذين أسرفوا
از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور ابلاغ پيام رحمت الهى به گنه كاران كرده و خود آنان را مستقيماً مورد خطاب قرار نداده است، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 2 - 4
4 - ترش رويى در برابر يتيمان و رد خواسته هاى آنان ، دورسازنده انسان از قرب به خداوند است .
فذلك
«ذلك»، اسم اشاره اى است كه براى دور به كار مى رود و در آيه شريفه يا براى تحقير به كار رفته و يا نشانگر دورى از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 6
6 - خوددارى از ترويج فرهنگ يارى رسانى به نيازمندان ، نكوهيده و مايه دورى انسان از خداوند است .
فذلك الذى . .. و لايحضّ على طعام المسكين
«ذلك»، اسم اشاره اى است كه براى دور به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 5
5 - انكار معاد ، بر روابط انسان با خلق و خالق ، تأثير منفى گذارده و مايه بى اعتنايى وى به آنها مى گردد .
الذى يكذّب . .. يدعّ اليتيم ... و لايحضّ ... الذين هم عن صلاتهم ساهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 5
5 - برخوردارى از نفس مطمئن و تقرب به درگاه خداوند در قيامت ، ويژه كسانى است كه رضايت خداوند را به دست آورده اند .
مرضيّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 8
8 - مؤمنان راستين ، در پى تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويشند .
و من الأعراب من يؤمن . .. و صلوت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 11
11- در بينش دنياگرايان ، ثروت مندى ، نشانه محبوبيّت بيشتر انسان نزد خداوند است .
ولئن رُددتُّ إلى ربّى لأجدنّ خيرًا منها منقلبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 11 - 3
3 - بهره مندى از مقام قرب الهى در آخرت ، برترين نعمت
أُولئك المقرّبون
ذكر مسأله تقرب به درگاه الهى قبل از «فى جنّات النعيم»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 2،3،4،8
2- آنان كه خود ستايشگر خدا بوده و در صدد كسب وسيله و راهى براى تقرب به اويند ، سزاوار پرستش نيستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
اينكه، پس از ذكر ناتوانى معبودهاى مشركان در آيه پيش، مى فرمايد: «آنان خود در پى وسيله براى تقرب هستند»; بيان تلويحى است به اين نكته كه، چنين موجوداتى لايق معبود شدن نيستند.
3- انتخاب وسيله و واسطه براى تقرب به خداوند ، امرى روا و جايز است .
ادعوا الذين زعمتم من دونه . .. أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
از اينكه خداوند در رد پندار مشركان در معبود گزينى اشان فرموده است: «أُولئك الذين يدعون يبتغون. ..» (معبودانى را كه مشركان مى خوانند، خود در صدد يافتن وسيله اى جهت تقرب به خداى خويشند.) در واقع بر توسل آنها صحه گذاشته و بنابراين، استفاده مى شود كه توسل روا و مجاز است.
4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.
8- در جهان ، واسطه هايى كه شفاعت آنان در پيشگاه خدا پذيرفته و توسل به آنان براى تقرب به خدا جايز باشد ، وجود دارد .
أُولئك . .. يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
بنابر اينكه مراد از «أُولئك» ملائكه، انبيا و صالحان باشد و با توجه به اينكه خداوند عمل آنان را رد نكرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 10 - 9
9 - مقام قرب الهى ، مقام امن و سلامت
إنّى لايخاف لدىّ المرسلون
تقرب به خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 3 - 3
3 - تقرب به خداوند ، موجب صعود انسان به مرتبه كمال و درجات عالى است .
ذى المعارج
وقتى صعودگاه ها و درجات عالى نزد خدا است; بنابراين راه رسيدن به اين درجات و صعودها تقرب به خدا خواهد بود و توصيف خداوند به «ذى المعارج» ممكن است به همين جهت باشد مانند مفاد آيه 15 از سوره «غافر» (رفيع الدرجات ذوالعرش).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 5
5 - حضور در جوار قرب ربوبى ، غيرقابل قياس با والاترين نعمت هاى دنيوى
و إن كلّ ذلك . .. و الأخرة عند ربّك للمتّقين
از «عند ربّك»، حضور در جوار قرب ربوبى استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 17
17 - پيوند با خداوند ، مقدّم بر پيوند با مردم و زمينه ساز آن است . *
فصلّ لربّك وانحر
عطف دو فرمان، ممكن است عطف مسبّب بر سبب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 2
2 - هر يك از هابيل و قابيل هديه اى را به رسم تقرب به پيشگاه خداوند تقديم كردند .
اذ قربا قرباناً
«قربان» هر عمل نيكى است كه با آن تقرب به خداوند قصد شود. (مجمع البيان)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 1،6،8،10،13
1- معبود هاى مشركان ، خود در جست و جوى وسيله و راهى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
مشاراليه «أُولئك»، «الذين زعمتم» در آيه قبل است كه مقصود از آن معبودهاى مشركان مى باشد.
6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »
8- در جهان ، واسطه هايى كه شفاعت آنان در پيشگاه خدا پذيرفته و توسل به آنان براى تقرب به خدا جايز باشد ، وجود دارد .
أُولئك . .. يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
بنابر اينكه مراد از «أُولئك» ملائكه، انبيا و صالحان باشد و با توجه به اينكه خداوند عمل آنان را رد نكرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.
13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 1
1 - هركس كه توبه كند و كار نيك انجام دهد ، در حقيقت رو به خدا كرده و به سوى او بازگشته است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
«متاباً» (مصدر ميمى) به معناى توبه و بازگشت و مفعول مطلق براى «يتوب» است; كه در آيه شريفه، براى تأكيد آمده است; يعنى، توبه و بازگشت كامل و حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 6،14
6 - تقرب به خداوند ، هدف مشركان از عبادت معبودهايشان
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
14 - تقرب به خداوند ، فلسفه عبادت و اطاعت او است .
أولياء ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته ترديدناپذير است كه محكوم شدن كافران، به خاطر تقرب آنان به خدا از راه عبادت غير او (همچون بت ها) است; نه به دليل اصل تقرب. بنابراين اصل تقرب به خدا در عبادت كردن نه تنها مورد انتقاد نيست; بلكه تأييد نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 28 - 4
4- اعتقاد مشركان به نقش معبود هاى خويش ، در تقرب آنان به خداوند
اتّخذوا من دون اللّه قربانًا ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 19 - 5
5 - دين ، راهى است كه مقصد در آن تقرب به خداوند است .
اتّخذ إلى ربّه سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 28 - 3
3 - تقرّب افزون تر به خداوند ، پاداش كسانى است كه براى آخرت خود پيشاپيش زاد و توشه ذخيره كرده اند .
يليتنى قدّمت لحياتى . .. ارجعى إلى ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 13
13 - لزوم ايجاد پيوند با خلق ، در كنار پيوند با آفريدگار
فصلّ لربّك وانحر
دستور قربانى براى رساندن گوشت به مردم، در كنار دستور نماز، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 3
3 - درخواست همسر فرعون از خداوند ، مبنى بر زيستن در جوار رحمت او و بنا كردن خانه اى در بهشت براى وى
إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 2
2 - توبه و انجام عمل صالح ، وسيله تقرب به خدا و نشان روى كرد حقيقى به او است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 39 - 4،6،7
4 - توجّه به حقانيت قيامت ، زمينه ساز جهت دادن تلاش ها و حركت ها به سوى خداوند
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
«فاء» در «فمن شاء. ..» براى تفريع است. مفاد آيه شريفه اين است كه چون قيامت حق است، بنابراين بايد مقصد را به گونه اى برگزيد كه به سوى خدا باشد.
6 - حركت به سوى خداوند و دستيابى به مقام قرب او ، براى تمام انسان ها امكان پذير است .
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
7 - توجّه به حاكميت تدبير خداوند بر نظام زندگانى انسان ها ، وادار كننده انسان به قرار دادن خويش در راه قرب به خدا
فمن شاء اتّخذ إلى ربّه مابًا
از واژه «ربّ» و جايگاه آن در مفاد آيه، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 8
8 - راه دستيابى به عزّت و گران قدرى در پيشگاه خداوند ، گرامى داشتن يتيمان است ; نه برخوردارى از رفاه و ثروت .
و نعّمه فيقول ربّى أكرمن . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 4
4 - همنشين شدن با بندگان خالص خداوند در قيامت ، حركت به سوى او و بهره مندى از جلوه هاى ربوبيت او است .
ارجعى إلى ربّك . .. فادخلى فى عبدى
از معانى حرف «فاء»، تفصيل بعد از اجمال است و اين آيه، رجوع به پروردگار را با تفصيل بيشترى بيان مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 42 - 4
4- عبوديت و بندگى ، عامل تقرب به خداوند و موجب رهايى از سلطه ابليس
إن عبادى ليس لك عليهم سلطن
اضافه شدن «عباد» به ياى متكلم ممكن است به منظور ذكر بندگان خاص باشد. بنابراين، ذكر «عباد» (بندگان) به جاى هر واژه ديگرى كه مقصود را برساند مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده بكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 3 - 7،8،10
7 - مشركان ، معبود هاى خود را وسيله تقرب به خدا مى دانستند .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
8 - مشركان ، تقرب به خدا را بدون واسطه ، ممكن نمى دانستند .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
10 - تنها عبادت خود خدا ، وسيله تقرب به او است ; نه عبادت غير او .
ما نعبدهم إلاّ ليقرّبونا إلى اللّه زلفى
محكوم شدن تقرب جستن به خدا از راه عبادت غير او - كه از جمله بعداستفاده مى شود (إنّ اللّه يحكم بينهم. ..) - بيانگر اين است كه كه تنها با عبادت خودخدا، مى توان به او نزديك شد و تقرب جست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 3
3 - تجلّى تقوا ، در روى آورى هميشگى به درگاه خدا و تحفظ بر وظايف
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. لكلّ أوّاب حفيظ
با توجه به اين كه در آيه قبل، تنها وصفى كه براى بهشتيان ياد شده وصف «تقوا» بود و اين وصف جامع همه ارزش ها تلقى مى شد. اكنون بيان اوصافى ديگر در اين آيه، مى تواند تفصيلى بر آن اجمال و نمودى از آن حقيقت كلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 5
5- ربوبيت خداوند ، سزاوار تقرب به اوست .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 10
10- عصيان كنندگان از فرمان ها و رهنمود هاى حضرت ابراهيم ( ع ) ، هر چند از فرزندان او باشند ، از تقرب به خداوند دور و فاقد منزلت هستند .
فمن تبعنى فإنه منّى و من عصانى فإنّك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 9
9 - شرك پيشگان عصر بعثت ، انسان را فاقد شايستگى براى دست يافتن به مقام قرب خدا و بار يافتن به پيشگاه او مى انگاشتند .
و يعبدون من دون اللّه . .. و يقولون هؤلاء شفعؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 8
8 - مؤمنان راستين ، در پى تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويشند .
و من الأعراب من يؤمن . .. و صلوت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 5،7،10
5 - كفرپيشگان بدعت گذار ، گرفتار تقليد هاى كوركورانه از سنت هاى جاهلى نياكان خويش اند
قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
7 - تصور رشد رسانى و بهروزى در پيروى از سنت اجدادى عامل رويگردانى از احكام قرآن و تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
10 - احترام و اهميت دادن به سنت هاى پيشينيان از عوامل گرايش جوامع به خرافات
ما جعل اللّه من بحيرة . .. قالوا حسبنا ما وجدنا عليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 3
3 - اعتقاد سطحى و تقليدى به خدا ، بى تأثير در صلاح و سازندگى انسان
يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه
گروه هاى مزبور از يك سو به خدا سوگند مى خورند و از سوى ديگر براى كشتن پيامبر خدا همدست مى شوند و اين نشانگر سطحى بودن ايمان آنان و بى ثمر بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 5
5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 6
6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 7
7 - پافشارى بر تقليد از آيين نياكان و گذشتگان ، از جمله موانع پذيرش دين حق
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 6
6 - پيروى و تقليد از نياكان ، عامل استمرار آيين شرك در ميان ملت ها
و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة
با توجه به آيات پيشين - كه در زمينه نفى شرك است - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 9
9 - دوستى ها و پيروى هاى انسان بر محور باطل ، در پى دارنده دشمنى و اختلاف در قيامت است .
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 8
8 - تقليد هاى كوركورانه ، از دسيسه هاى شيطان براى بازدارى انسان ها از پيروى قرآن و احكام دين
لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما أل
جمله «بل نتبع . ..» كه گوياى تقليد كوركورانه است - به قرينه آيات قبل - بيانگر مصداقى است براى «خطوات الشيطان». قابل
ذكر است كه قيد «كوركورانه» از جمله «أو لو كان آباؤهم ...» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 8
8- پايبندى جوامع به آرا و آداب باطل پيشينيان ، مانع بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان است .
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 7
7- تقليد از گذشتگان و پيروى از سنت پيشينيان ، وادار كننده مشركان عصر بعثت به پرستش معبود هاى دروغين
ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل
در برداشت فوق «كما» براى تعليل گرفته شده است. بنابراين مفاد «ما يعبدون ...» چنين مى شود: تنها دليل گرايش مشركان به بت پرستى ، اين است كه پدرانشان بت پرست بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 10
10- تبعيت بى چون و چرا از رهبران مستكبر ، در پى دارنده بدفرجامى پيروان
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 6
6- تعصب بر عقايد نياكان و پيروى غيرآگاهانه از اجداد ، عامل انحراف و گمراهى انسان ها است .
ما هذه التماثيل . .. قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 13
13 - تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان و فرهنگ ملى ، مانع از شناخت درست حقايق و ره يابى به آن
ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 5
5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 3
3 - تقليد كوركورانه دوزخيان ستمگر در عقايد دينى و مبانى فكرى از پدران خود ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنهم ألفوا. ..» تعليل براى جملات پيشين (عذاب شدن و دوزخى گشتن كافران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 2،4
2 - تقليد كوركورانه در عقايد و مبانى فكرى ديگران ، پيروى كوركورانه و بى اختيار در تمامى رفتار ها و كردار ها و مواضع فردى و اجتماعى از آنان را در پى خواهد داشت .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين . فهم على ءاثرهم يهرعون
«فا» در «فهم» براى تفريع و تسبيب است و اين بيانگر اين نكته است كه آنچه سبب پيروى از رفتار پدران شد، تقليد كوركورانه از ايشان در عقايد دينى بود و پيروى در مواضع فردى و اجتماعى، پى آمد تقليد در مبانى فكرى و عقيدتى است.
4 - دنباله روى كوركورانه دوزخيان در رفتار و كردار و مواضع فردى و اجتماعى خود از پدران خويش ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ... فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 6
6 - پيروى كوركورانه از مستكبران و منحرفان ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ است .
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 22 - 5
5 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، سدى در برابر حق گرايى است .
أمّة و إنّا على ءاثرهم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 7
7 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، از عوامل مهم گمراهى و انحرافات اعتقادى در طول تاريخ
و كذلك ما أرسلنا . .. و إنّا على ءاثرهم مقتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 7
7 - تسليم كوركورانه در برابر قدرت هاى ستم پيشه ، نشانه خفت و سبك مغزى انسان است .
فاستخفّ قومه فأطاعوه
از تفريع «فأطاعوه» بر «فاستخفّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 1
1 - فرعونيان با اطاعت كوركورانه از فرعون ، خشم و عذاب الهى را براى خويش فراهم آوردند .
فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 5 - 3
3- اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، معلول تقليد كوركورانه مشركانِ عصر بعثت از نياكان خويش بوده است .
قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 6
6 - تمامى رفتار ها و مواضع فردى و اجتماعى انسان ها ، بايد مبتنى بر انديشه صحيح و مبانى روشن و به دور از تقليد كوركورانه باشد .
فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 3
3 - دورى از تقليد كوركورانه و تعصب آميز از پدران و پيشينيان در عقايد ، جهان بينى و رفتار ها ، از ويژگى هاى بندگان مخلص خدا
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 11
11 - لزوم اجتناب از هرگونه تقليد كوركورانه در علوم و معارف الهى و در گزينش آنها
الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 4
4 - تقليد در اصول دين و مبانى فكرى ، امرى ناپسند و غيرجايز
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 5
5 - دنباله روى كوركورانه و بى تأمل و انديشه ، در رفتار و كردار ديگران ، امرى ناپسند و غيرجايز است .
فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 25
25- تقليد از نياكان در عبادت غير خدا ، عمل باطلى است كه انبيا به مبارزه با آن برخاستند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 9
9- لزوم پيروى ناآگاهان از آگاهان
قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 54 - 2
2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش
إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 3،6
3- تقليد كوركورانه و پيروى بى دليل از اجداد و نياكان در مبانى دينى و اصول اعتقادى ، امرى ناپسند و محكوم است .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
آيه شريفه - به قرينه آيه بعد - كه حضرت ابراهيم(ع) قومش را به دليل بت پرستى، مردمى گمراه خواند - در مقام محكوم كردن و ردّ تقليد از نياكان است.
6- تعصب بر عقايد نياكان و پيروى غيرآگاهانه از اجداد ، عامل انحراف و گمراهى انسان ها است .
ما هذه التماثيل . .. قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 10
10 - پيروى از بى خردان و هدايت نيافتگان و تقليد از آنان ، امرى ناروا و نكوهيده است .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 2
2 - تقليد از پيروان آيين فاسد و انجام دهندگان اعمال بى نتيجه نشانه جهل و نابخردى است .
إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه
جمله «إن هؤلاء» به منزله تعليلى براى «إنكم قوم تجهلون» است. يعنى شما به اين دليل مردمى نابخرد هستيد كه خواهان پيروى از آيين فاسد مى باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 2
2 - تقليد از سنتهاى زشت پيشينيان، امرى نكوهيده در بينش الهى
و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 14
14 - تقليد از جاهلان گمراه كارى ناپسند و باطل
او لو كان ءاباؤهم لايعلمون شيئاً و لايهتدون
لحن مذمت بار آيه دلالت بر بطلان و زشتى تقليد از جاهلان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 2،3
2 - تقليد از سنتهاى زشت پيشينيان، امرى نكوهيده در بينش الهى
و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا
3 - جوامعى كه به پندار اجراى فرمان خدا به رسوم نارواى نياكان خويش پايبندند، جوامعى تحت نفوذ شياطين مى باشند.
إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها
جمله «إذا فعلوا . .. » عطف بر «لا يؤمنون» است و در حقيقت صله براى «الذين» مى باشد. يعنى: إنا جعلنا الشياطين أولياء للذين إذا فعلوا فاحشة ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7،10
7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
10- تبعيت بى چون و چرا از رهبران مستكبر ، در پى دارنده بدفرجامى پيروان
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 18
18 - تقليد و پيروى از هدايت يافتگان و انديشمندان ، ناروا نيست .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جمله «أو لو كان . ..» گوياى اين است كه: مجرد تقليد مورد رد و انكار قرار نگرفته است; بلكه آن تقليدى مذمت شده كه تقليد شونده خود اهل فهم و خرد نبوده و هدايت يافته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 12
12- انسان هاى ناآگاه براى رفع جهل خويش در امور ، بايد به عالمان رجوع كنند .
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 10
10 - پيروى از بى خردان و هدايت نيافتگان و تقليد از آنان ، امرى ناروا و نكوهيده است .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 206 - 7
7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص
اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 18
18 - تقليد و پيروى از هدايت يافتگان و انديشمندان ، ناروا نيست .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جمله «أو لو كان . ..» گوياى اين است كه: مجرد تقليد مورد رد و انكار قرار نگرفته است; بلكه آن تقليدى مذمت شده كه تقليد شونده خود اهل فهم و خرد نبوده و هدايت يافته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 19
19 - تقليد از نياكان ، شعارى جاهلى و غيرمنطقى است .
قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 1،3،7
1 - زشتكاران بى ايمان، پيروى از شيوه پدرانشان را توجيه كننده كردار خويش مى شمردند.
للذين لا يؤمنون. و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا
3 - جوامعى كه به پندار اجراى فرمان خدا به رسوم نارواى نياكان خويش پايبندند، جوامعى تحت نفوذ شياطين مى باشند.
إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها
جمله «إذا فعلوا . .. » عطف بر «لا يؤمنون» است و در حقيقت صله براى «الذين» مى باشد. يعنى: إنا جعلنا الشياطين أولياء للذين إذا فعلوا فاحشة ... .
7 - در بينش كافران زشتكردار عصر جاهلى، روش پدرانشان مهمتر از امر خداوند بود.
قالوا وجدنا عليها ءاباءنا و الله أمرنا بها
از اينكه زشتكاران در توجيه كردار خويش قبل از استناد به امر خدا به روش پدرانشان تمسك جستند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 10
10 - استناد به سنن پيشينيان در تعيين ارزشها، مخالف اخلاص در عبوديت خداوند است.
قالوا وجدنا عليها ءاباءنا. .. و ادعوه مخلصين له الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 9
9- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، از انگيزه هاى مخالفت قوم ثمود با صالح ( ع ) و تعاليم او
أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا
مراد از «ما» بتها و معبودهاى پندارى مشركان است. توصيف آنها با جمله «يعبد ءاباؤُنا» اشاره به علت حكم قبل (نعبد) دارد; يعنى ، ما بتها را مى پرستيم ، چون پدرانمان آنها را مى پرستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 6،8
6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.
8- پايبندى جوامع به آرا و آداب باطل پيشينيان ، مانع بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان است .
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 109 - 7
7- تقليد از گذشتگان و پيروى از سنت پيشينيان ، وادار كننده مشركان عصر بعثت به پرستش معبود هاى دروغين
ما يعبدون إلاّ كما يعبد ءاباؤُهم من قبل
در برداشت فوق «كما» براى تعليل گرفته شده است. بنابراين مفاد «ما يعبدون ...» چنين مى شود: تنها دليل گرايش مشركان به بت پرستى ، اين است كه پدرانشان بت پرست بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 21،23،25
21- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، خدايان نياكان خود را مى پرستيدند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
23- اقوام كافر پيشين داراى تعصب بودند و از آيين نياكان خويش كوركورانه تقليد مى كردند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
25- تقليد از نياكان در عبادت غير خدا ، عمل باطلى است كه انبيا به مبارزه با آن برخاستند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 1،6
1 - تقليد از نياكان ، تنها پاسخ قوم ابراهيم در توجيه بت پرستى خود
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
6 - شرك ، فاقد مبانى علمى و برهان و متكى به تقليد از نياكان و پيروى از سنت هاى گذشتگان
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 4
4 - عاديان شيوه زندگى خويش ( برج سازى ، كاخ نشينى و . . . ) را ، سنتى برجاى مانده از پيشنيان خود اعلام كردند .
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار عاديان داشته باشد. بر اين اساس مراد از «خلق الأوّلين»، شيوه نياكان خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 8
8 - آيين مشركان ، آيينى موروثى بود .
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا . .. يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 1،2،3
1 - تقليد از پدران و اجداد در عقايد دينى باطل و مبانى فكرى غلط ، از ويژگى هاى دوزخيان ستمگر
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
مفسران برآنند كه در اين جا ظاهر آيه شريفه (كافران پداران شان را گمراه يافتند) مراد نيست; بلكه اين خداوند است كه آنان را گمراه خوانده است و كافران تنها پدران خود را بر آيينى يافتند و بى تأمل و انديشه از آنان تقليد كردند. مفاد اين آيه، مانند مفاد آيه 23 سوره زخرف است كه مى فرمايد: «إنّا وجدنا ءاباءنا على امّة و إنّا على ءاثارهم مقتدون».
2 - تقليد دوزخيان ستمگر از پدران خود در عقايد دينى و مبانى فكرى ، تقليدى كوركورانه بود .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
3 - تقليد كوركورانه دوزخيان ستمگر در عقايد دينى و مبانى فكرى از پدران خود ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنهم ألفوا. ..» تعليل براى جملات پيشين (عذاب شدن و دوزخى گشتن كافران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 1،4
1 - دوزخيان ستمگر ، بدون تعقّل و بى اختيار از رفتار و كردار پدران خود ، تقليد كرده و پيروى مى كردند .
فهم على ءاثرهم يهرعون
مقصود از «آثار» رفتار و كردار و «اهراع» (ماده «يهرعون») به معناى با سرعت دويدن است. اين كنايه از بى تأمل اقدام كردن و بى اختيار عمل كردن است.
4 - دنباله روى كوركورانه دوزخيان در رفتار و كردار و مواضع فردى و اجتماعى خود از پدران خويش ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ... فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 71 - 2
2 - گمراهى و تقليد كوركورانه از پدران پيشين ، داراى پيشينه اى طولانى در تاريخ امت ها
و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 22 - 1
1 - پيروى از سنت نياكان ، تنها دليل مشركان بر پرستش فرشتگان
و جعلوا من عباده جزءًا . .. بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 3
3 - اقتدا به آيين نياكان ، تكيه گاه افراد مرفه و خوش گذران ، در مخالفت با پيامبران الهى
ما أرسلنا من قبلك . .. مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 5،6،11
5 - كفرپيشگان بدعت گذار ، گرفتار تقليد هاى كوركورانه از سنت هاى جاهلى نياكان خويش اند
قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
6 - پايبندى كفرپيشگان به افكار و آراء گذشتگان خويش مانع پذيرش تعاليم قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
و إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
11 - وفادارى جوامع به آراء و انديشه هاى باطل پيشينيان ، جلوگير بروز انديشه هاى نو و بر حق در ميان آنان
و إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدنا عليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 5،7
5 - قوم هود پذيراى معبودان نياكان و نسل هاى گذشته خويش
و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود
قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 173 - 2
2 - در صورت نبود نشئه شهود و اقرار براى فرزندان ، آنان در انتخاب عقيده ، جز تبعيت و تقليد از پدران ، راهى نداشتند .
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 13
13 - تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان و فرهنگ ملى ، مانع از شناخت درست حقايق و ره يابى به آن
ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 9
9- تبعيت كوركورانه از رهبران گمراه ، عذرى براى رهايى از عذاب الهى در قيامت نيست .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا . .. من شىء
درخواست كمك از رهبران گمراه در قيامت براى كاستن از عذاب از سوى كسانى كه تابع محض بوده اند، حكايت از آن دارد كه تبعيت بى چون و چرا موجب نمى شود كه عذاب برداشته شود، بلكه پيروان نيز عذاب خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 23
23- اقوام كافر پيشين داراى تعصب بودند و از آيين نياكان خويش كوركورانه تقليد مى كردند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 6
6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 18
18 - تقليد و پيروى از هدايت يافتگان و انديشمندان ، ناروا نيست .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جمله «أو لو كان . ..» گوياى اين است كه: مجرد تقليد مورد رد و انكار قرار نگرفته است; بلكه آن تقليدى مذمت شده كه تقليد شونده خود اهل فهم و خرد نبوده و هدايت يافته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 2
2 - تقليد دوزخيان ستمگر از پدران خود در عقايد دينى و مبانى فكرى ، تقليدى كوركورانه بود .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 1
1 - دوزخيان ستمگر ، بدون تعقّل و بى اختيار از رفتار و كردار پدران خود ، تقليد كرده و پيروى مى كردند .
فهم على ءاثرهم يهرعون
مقصود از «آثار» رفتار و كردار و «اهراع» (ماده «يهرعون») به معناى با سرعت دويدن است. اين كنايه از بى تأمل اقدام كردن و بى اختيار عمل كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 4
4 - تقليد در اصول دين و مبانى فكرى ، امرى ناپسند و غيرجايز
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 3
3- تقليد كوركورانه و پيروى بى دليل از اجداد و نياكان در مبانى دينى و اصول اعتقادى ، امرى ناپسند و محكوم است .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
آيه شريفه - به قرينه آيه بعد - كه حضرت ابراهيم(ع) قومش را به دليل بت پرستى، مردمى گمراه خواند - در مقام محكوم كردن و ردّ تقليد از نياكان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 1،2،3
1 - تقليد از پدران و اجداد در عقايد دينى باطل و مبانى فكرى غلط ، از ويژگى هاى دوزخيان ستمگر
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
مفسران برآنند كه در اين جا ظاهر آيه شريفه (كافران پداران شان را گمراه يافتند) مراد نيست; بلكه اين خداوند است كه آنان را گمراه خوانده است و كافران تنها پدران خود را بر آيينى يافتند و بى تأمل و انديشه از آنان تقليد كردند. مفاد اين آيه، مانند مفاد آيه 23 سوره زخرف است كه مى فرمايد: «إنّا وجدنا ءاباءنا على امّة و إنّا على ءاثارهم مقتدون».
2 - تقليد دوزخيان ستمگر از پدران خود در عقايد دينى و مبانى فكرى ، تقليدى كوركورانه بود .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
3 - تقليد كوركورانه دوزخيان ستمگر در عقايد دينى و مبانى فكرى از پدران خود ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنهم ألفوا. ..» تعليل براى جملات پيشين (عذاب شدن و دوزخى گشتن كافران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 3
3 - دورى از تقليد كوركورانه و تعصب آميز از پدران و پيشينيان در عقايد ، جهان بينى و رفتار ها ، از ويژگى هاى بندگان مخلص خدا
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 12
12 - اقتدا به آثار پيشينيان در زمينه مسائل اعتقادى ، شيوه اى غلط و ناكارآمد
و كذلك ما أرسلنا . .. و إنّا على ءاثرهم مقتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 1،2،3
1 - تقليد از پدران و اجداد در عقايد دينى باطل و مبانى فكرى غلط ، از ويژگى هاى دوزخيان ستمگر
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
مفسران برآنند كه در اين جا ظاهر آيه شريفه (كافران پداران شان را گمراه يافتند) مراد نيست; بلكه اين خداوند است كه آنان را گمراه خوانده است و كافران تنها پدران خود را بر آيينى يافتند و بى تأمل و انديشه از آنان تقليد كردند. مفاد اين آيه، مانند مفاد آيه 23 سوره زخرف است كه مى فرمايد: «إنّا وجدنا ءاباءنا على امّة و إنّا على ءاثارهم مقتدون».
2 - تقليد دوزخيان ستمگر از پدران خود در عقايد دينى و مبانى فكرى ، تقليدى كوركورانه بود .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
3 - تقليد كوركورانه دوزخيان ستمگر در عقايد دينى و مبانى فكرى از پدران خود ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنهم ألفوا. ..» تعليل براى جملات پيشين (عذاب شدن و دوزخى گشتن كافران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 1
1 - دوزخيان ستمگر ، بدون تعقّل و بى اختيار از رفتار و كردار پدران خود ، تقليد كرده و پيروى مى كردند .
فهم على ءاثرهم يهرعون
مقصود از «آثار» رفتار و كردار و «اهراع» (ماده «يهرعون») به معناى با سرعت دويدن است. اين كنايه از بى تأمل اقدام كردن و بى اختيار عمل كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 1،2
1- بت پرستى اجداد و نياكان ، توجيه قوم ابراهيم در شرك و بت پرستى خويش
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 54 - 2
2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش
إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 1،2
1 - تقليد از نياكان ، تنها پاسخ قوم ابراهيم در توجيه بت پرستى خود
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
2 - قوم ابراهيم ، مردمى سطحى نگر و تنها مقلِّد پدران خويش
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
قوم ابراهيم، در برابر پرسش منطقى آن حضرت، تنها به تقليد كوركورانه خود از نياكانشان اشاره كردند و اين بيانگر شدت عقب ماندگى فكرى و اوج سطحى نگرى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 126 - 4
4 - عقايد و ديدگاه هاى نياكان ، امرى ارزشمند ، پذيرفته شده و غير قابل تجديد نظر در نزد قوم الياس
اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
از تصريح ربوبيت خداوند نسبت به نياكان (آباء)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 137 - 4
4 - عاديان شيوه زندگى خويش ( برج سازى ، كاخ نشينى و . . . ) را ، سنتى برجاى مانده از پيشنيان خود اعلام كردند .
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «هذا» اشاره به رفتار عاديان داشته باشد. بر اين اساس مراد از «خلق الأوّلين»، شيوه نياكان خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7
7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 5
5 - كفرپيشگان بدعت گذار ، گرفتار تقليد هاى كوركورانه از سنت هاى جاهلى نياكان خويش اند
قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 23
23- اقوام كافر پيشين داراى تعصب بودند و از آيين نياكان خويش كوركورانه تقليد مى كردند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7،9،11
7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل
9- تبعيت كوركورانه از رهبران گمراه ، عذرى براى رهايى از عذاب الهى در قيامت نيست .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا . .. من شىء
درخواست كمك از رهبران گمراه در قيامت براى كاستن از عذاب از سوى كسانى كه تابع محض بوده اند، حكايت از آن دارد كه تبعيت بى چون و چرا موجب نمى شود كه عذاب برداشته شود، بلكه پيروان نيز عذاب خواهند شد.
11- ضعف و ناتوانى ، علت پيروى كوركورانه از مستكبران
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 89 - 3
3 - توبيخ و سرزنش بنى اسرائيل از سوى خداوند ، به جهت عقيده كور و نسنجيده آنان به معبود بودن گوساله سامرى
أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً
استفهام در «أفلايرون» براى انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 2
2- شرك و بت پرستى قوم ابراهيم ، برهان و دليل منطقى نداشت و صرفاً متكى بر تقليد كوركورانه از اجداد و نياكان بود .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
از اين كه مردم در پاسخ سؤال ابراهيم(ع) از علت پرستيدن بت ها، صرفاً پيروى از نياكان و اجداد خود را مطرح ساختند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 6
6 - شرك ، فاقد مبانى علمى و برهان و متكى به تقليد از نياكان و پيروى از سنت هاى گذشتگان
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 1،2
1 - تقليد از پدران و اجداد در عقايد دينى باطل و مبانى فكرى غلط ، از ويژگى هاى دوزخيان ستمگر
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
مفسران برآنند كه در اين جا ظاهر آيه شريفه (كافران پداران شان را گمراه يافتند) مراد نيست; بلكه اين خداوند است كه آنان را گمراه خوانده است و كافران تنها پدران خود را بر آيينى يافتند و بى تأمل و انديشه از آنان تقليد كردند. مفاد اين آيه، مانند مفاد آيه 23 سوره زخرف است كه مى فرمايد: «إنّا وجدنا ءاباءنا على امّة و إنّا على ءاثارهم مقتدون».
2 - تقليد دوزخيان ستمگر از پدران خود در عقايد دينى و مبانى فكرى ، تقليدى كوركورانه بود .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 1
1 - دوزخيان ستمگر ، بدون تعقّل و بى اختيار از رفتار و كردار پدران خود ، تقليد كرده و پيروى مى كردند .
فهم على ءاثرهم يهرعون
مقصود از «آثار» رفتار و كردار و «اهراع» (ماده «يهرعون») به معناى با سرعت دويدن است. اين كنايه از بى تأمل اقدام كردن و بى اختيار عمل كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 71 - 2
2 - گمراهى و تقليد كوركورانه از پدران پيشين ، داراى پيشينه اى طولانى در تاريخ امت ها
و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 126 - 4
4 - عقايد و ديدگاه هاى نياكان ، امرى ارزشمند ، پذيرفته شده و غير قابل تجديد نظر در نزد قوم الياس
اللّه ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
از تصريح ربوبيت خداوند نسبت به نياكان (آباء)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 7
7 - تسليم كوركورانه در برابر قدرت هاى ستم پيشه ، نشانه خفت و سبك مغزى انسان است .
فاستخفّ قومه فأطاعوه
از تفريع «فأطاعوه» بر «فاستخفّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 1
1 - فرعونيان با اطاعت كوركورانه از فرعون ، خشم و عذاب الهى را براى خويش فراهم آوردند .
فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 6
6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .
رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 25 - 13
13- ارتكاب گناه كبيره هر چند جاهلانه ، تقليدى و تحت تأثير تبليغات باشد ، كيفر دارد .
ليحملوا أوزارهم . .. و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم
اين برداشت، مبتنى بر اين اساس است كه «من» براى تبعيض و «بغير» حال براى ضمير مفعولى باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: آنان به دوش مى كشند گناهان خود و بخشى از گناه گمراه شدگان به دست خود را، هر چند اينها عالم نبوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 4
4 - تقليد در اصول دين و مبانى فكرى ، امرى ناپسند و غيرجايز
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 5
5 - دنباله روى كوركورانه و بى تأمل و انديشه ، در رفتار و كردار ديگران ، امرى ناپسند و غيرجايز است .
فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 10،19
10 - پيروى از بى خردان و هدايت نيافتگان و تقليد از آنان ، امرى ناروا و نكوهيده است .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
19 - تقليد از نياكان ، شعارى جاهلى و غيرمنطقى است .
قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 5،18
5 - كفرپيشگان بدعت گذار ، گرفتار تقليد هاى كوركورانه از سنت هاى جاهلى نياكان خويش اند
قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
18 - ناپسندى تقليد و پيروى از جاهلان و گمراهان امرى وجدانى و روشن
او لو كان ءاباؤهم لايعلمون شيئاً و لايهتدون
استفهام در «او لو كان . ..» براى تقرير است و حكايت از آن دارد كه ناپسندى تقليد از جاهلان امرى است كه وجدان هر انسانى
بدان اعتراف دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 13
13 - مؤمنان نبايد در افكار و اعمال و سنتها از مشركان و منكران معاد تقليد كنند.
و لا تتبع أهواء الذين . .. و هم بربهم يعدلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 28 - 2
2 - تقليد از سنتهاى زشت پيشينيان، امرى نكوهيده در بينش الهى
و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 139 - 2
2 - تقليد از پيروان آيين فاسد و انجام دهندگان اعمال بى نتيجه نشانه جهل و نابخردى است .
إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه
جمله «إن هؤلاء» به منزله تعليلى براى «إنكم قوم تجهلون» است. يعنى شما به اين دليل مردمى نابخرد هستيد كه خواهان پيروى از آيين فاسد مى باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 25
25- تقليد از نياكان در عبادت غير خدا ، عمل باطلى است كه انبيا به مبارزه با آن برخاستند .
تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 4
4 - تقليد در اصول دين و مبانى فكرى ، امرى ناپسند و غيرجايز
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 12
12- انسان هاى ناآگاه براى رفع جهل خويش در امور ، بايد به عالمان رجوع كنند .
فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 104 - 8،9
8 - نتيجه ترك انديشه و تعقل ، تعصب و تقليد كوركورانه است .
و اكثرهم لايعقلون . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا
9 - تعصب زمينه اى براى تقليد ها و پيروى هاى كوركورانه
حسبنا ما وجدنا عليه ءاباءنا
جمله «حسبنا . ..» مى رساند كه دليل پيروى كفرپيشگان از سنتهاى رايج اين است كه پدرانشان به آنها پايبند بوده اند كه از اين معنا تعبير به تعصب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 12
12- تعصب هاى نژادى ، زمينه ساز تقليد ها و پيروى هاى كوركورانه است .
أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 7
7- تعصب هاى نژادى ، زمينه ساز تقليد هاى كوركورانه و پيروى هاى نابه جاست .
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 5 - 6
6- فقدان آگاهى و دانش ، زمينه ساز گرفتارى افراد و جوامع به تقليد هاى ناروا و كوركورانه
و قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم
كلمه «لأبائهم» اشاره به اين نكته دارد كه پندارهاى مشركان، از سر تقليد بوده است و جمله «ما لهم به من علم و. ..» بر اين نكته دلالت دارد كه مشركان و پدران شان، در گزينش اين اعتقاد پايه هاى علمى نداشته اند. مجموع اين دو قضيه، گوياى آن است كه «جهل» در كشاندن افراد و جوامع به تقليد كوركورانه، نقشى مهم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 5
5 - گرايش به مادى گرايى و دنياطلبى ، قدرت انديشه ( خرد ) را تضعيف و آدمى را به سوى تقليد كوركورانه سوق مى دهد .
و كذلك . .. إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 11
11- ضعف و ناتوانى ، علت پيروى كوركورانه از مستكبران
فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 138 - 2
2 - به دور بودن راه پيشينيان از هرگونه پيامد شوم ( عذاب و كيفر الهى ) ، در ديدگاه قوم عاد
إن هذا إلاّ خلق الأوّلين . و ما نحن بمعذّبين
با توجه به اين كه «هذا» در آيه پيش، اشاره به روش و رفتار قوم عاد داشته باشد، استدلال آنها به صورت زير خواهد بود: اين شيوه اى كه ما در پيش گرفته ايم، سلوك پيشينيان ما است. اين رفتار براى پيشينيان، پيامد ناگوارى نداشته است; پس براى ما نيز نتيجه بدى نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 22 - 2
2 - پيروى از نياكان ، امرى موجه و دليلى قانع كننده در فرهنگ عرب جاهلى
بل قالوا إنّا وجدنا . .. ءاثرهم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 54 - 2
2- مخالفت قاطع و صريح ابراهيم ( ع ) با شرك و تقليد كوركورانه پدر و قوم خويش
إذ قال لأبيه و قومه . .. لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 76 - 1
1 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بتِ سنت گرايى و تقليد بى چون و چرا از نياكان
أفرءيتم . .. أنتم و ءاباؤكم الأقدمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 1
1- پيروى از چيزى كه آدمى علم و اطلاعى از آن ندارد ، ممنوع است .
و لاتقف ما ليس لك به علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 15
15 - سنّت گرايىِ بى منطق و تقليد كور ، تلقينى شيطانى است .
أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب
همزه «أوَ لو» استفهامى انكارى و تعجّبى است. آوردن چنين استفهامى، در پى كلام مجادله گران درباره خداوند (بل نتّبع...) حكايت از آن دارد كه چنين تبعيّتى، شيطانى و از القائات شيطان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 3
3 - سرسپردگى و اطاعت كوركورانه ، داراى ريشه در كوته فكرى و سطحى نگرى انسان ها
و نادى فرعون . .. فاستخفّ قومه فأطاعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 6
6- غرور و تكبر ، داراى گونه هاى نيك و بد *
و لاتمش فى الأرض مرحًا . .. كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
احتمال دارد كه مشاراليه «ذلك» فقط آيه قبل بوده و منظور از«كل ذلك» تكبر باشد. بنابراين، اسم اشاره جمع مى تواند اشاره به گونه هاى مختلف تكبّر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 53 - 3
3- تقليد كوركورانه و پيروى بى دليل از اجداد و نياكان در مبانى دينى و اصول اعتقادى ، امرى ناپسند و محكوم است .
قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين
آيه شريفه - به قرينه آيه بعد - كه حضرت ابراهيم(ع) قومش را به دليل بت پرستى، مردمى گمراه خواند - در مقام محكوم كردن و ردّ تقليد از نياكان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 5
5 - دنباله روى كوركورانه و بى تأمل و انديشه ، در رفتار و كردار ديگران ، امرى ناپسند و غيرجايز است .
فهم على ءاثرهم يهرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 2
2 - پرهيز از اطاعت كافران و بر حذر بودن از نزاع و تفرقه ، نشانه تقواى اهل ايمان
ان تطيعوا فريقاً من الذين اُوتوا الكتاب . .. اتقوا اللّه حق تُقاته
پرهيز از تفرقه و نزاع، از شأن نزول آيه «ان تطيعوا . .. » استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 16،19
16 - اطاعت از دستورات خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم تحمّل سختى ها و شدائد ، از مصاديق احسان و تقوا
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
در برداشت فوق، «من» در «منهم»، بيانيّه گرفته شده، يعنى محسنان و تقواپيشگان همان اجابت كنندگان دعوت پيامبرند و براى آنان پاداشى بزرگ است.
19 - شركت در جهاد ، حتّى در ركاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى دليل احسان و تقواى آدمى نيست .
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
چون خداوند اجابت كنندگان دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در جهاد را به دو طايفه تقسيم كرده است: دارندگان احسان و تقوا و فاقدان آن. البته بر اين مبنا كه «من» براى تبعيض باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 25
25 - لزوم همراهى ايمان و تقوا
و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 15
15 - ايجاد پيوند هاى اجتماعى در جامعه ايمانى ، نشانه پرهيزكارى مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و رابطوا و اتّقوا اللّه
بنابر اينكه معناى «رابطوا»، ايجاد پيوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 7
7 - رعايت تقواى الهى ، مايه نجات انسان در روز حشر
و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 34 - 4
4 - آرميدن متقين در سايه بوستان ها و مى گسارى آنان ، در برابر محروميت جهنميان از خنكى و نوشيدنى ، انعكاسى از تقابل آثار طغيان گرى و تقوا است .
لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا . .. حدائق و أعنبًا ... و كأسًا دهاقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 119 - 7
7 - عدم رعايت تقوا در عمل ، نشانه عدم صداقت مدعى ايمان
اتقوا اللّه و كونوا مع الصدقين
از اينكه خداوند مؤمنان متقى را «صادق» شمرده است، برداشت مى شود كه: اظهاركنندگان ايمان، اگر عملا به احكام دين پايبند نباشند و تقوا پيشه نكنند، در اظهار ايمان صادق نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 8
8- تعرّض و اهانت به مهمان ديگران ، عملى ناپسند و به دور از تقواپيشگى
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 3
3- عصيان و سرپيچى از فرمان هاى خدا ( بى تقوايى ) ، در پى دارنده فرجامى شوم و موجب گرفتار شدن به عذاب اخروى
اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 53 - 2
2 - بى تقوايى مردمان ، عامل برهم زدن وحدت رويه پيامبران و پيدايش تفرقه هاى دينى
و إنّ هذه أُمّتكم أُمّة وحدة . .. فتقطّعوا أمرهم بينهم زبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 87 - 3
3 - ترديد در يگانگى خدا ، على رغم اعتراف به مالكيت مطلق او بر سراسر هستى ، ناشى از بى پروايى و بيم نداشتن از عذاب او
سيقولون للّه قل أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 7
7 - بى تقوايى و مخالفت با پيامبران ، ناسپاسى و تهديد كننده بقاى نعمت هاى دنيايى
ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 12
12 - بى تقوايى ، زمينه ساز انحراف از مسير حق و افتادن در دام آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لقومه ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع)، پيش از سرزنش قوم خود به جهت گرويدن آنان به آيين شرك، آنان را به دليل بى تقوايى سرزنش كرده است و اين مطلب مى رساند كه بى تقوايى، زمينه ساز گرايش به آيين هاى باطل (همچون بت پرستى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 55 - 4
4 - طغيان ، ناسازگار با تقواپيشگى است و بى تقوايى نوعى طغيان مى باشد .
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 67 - 5
5 - دوستى هاى بنا شده بر بى تقوايى ، داراى باطنى عداوت خيز و دشمنى پرور
الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به كشف باطن اين گونه دوستى ها در قيامت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 45 - 2
2 - گذراندن زندگى دنيا همراه با بى پروايى ، سرمست شدن به ثروت و مكنت و بى رحمى و آدم كشى ، درپى دارنده قطعى عذاب هولناك دوزخ
فى سموم و حميم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 10 - 7
7 - بى تقوايى و ترك انفاق ، سوق دهنده انسان به سوى فرجامى سخت
فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من ... فسنيسّره للعسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 11 - 3
3 - ترك انفاق و تقوا ، ساقط كننده انسان و مايه هلاكت اخروى او است .
فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من ... إذا تردّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 15 - 7
7 - شقاوت ، برخاسته از بى تقوايى است .
الأشقى
به قرينه مقابله «أشقى» با «أتقى» (در آيات بعد)، مراد از «شقاوت» فاصله گرفتن از تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 7
7 - بى تقوايى آدمى نسبت به حقوق ايتام ديگران ، زمينه ساز پايمال شدن حقوق يتيمان وى از سوى جامعه
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: يعنى ليخش ان اخلفه فى ذريّته كما صنع بهؤلاء اليتامى.
كافى، ج 5، ص 128، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 238، ح 38.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 11،12،13،15
11 - عدم رعايت تقوا ، نوعى كفر است .
ان اتقوا اللّه و إن تكفروا
خداوند، بى تقوايى را كفر ناميده است. چون مراد از «ان تكفروا»، «ان لاتتقوا» مى باشد.
12 - بى تقوايى ، زمينه گرايش آدمى به كفر
ان اتقوا اللّه و إن تكفروا
جمله «و ان تكفروا . ..» پس از امر به رعايت تقوا، مى تواند اشاره به اين باشد كه بى تقوايى، آدمى را به كفر گرايش مى دهد.
13 - بى تقوايى و كافر شدن مردم ، هيچ ضررى را متوجه خداوند نخواهد كرد .
و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كان اللّه غنياً حميداً
15 - بازگشت زيان كفر و بى تقوايى ، به خود انسان نه به خداوند
و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 5
5 - كفر و بى تقوايى ، زمينه هلاكت و انقراض ملتها
و إن تكفروا . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 11
11 - رعايت نكردن تقوا و بى اعتنايى به دستورات خداوند ، فسق و مايه محروميت از هدايت خاص الهى است .
و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 3
3 - انسان هاى بى تقوا ، محروم از دستيابى به بصيرت ويژه الهى براى تمييز حق و باطل و شناخت حقايق
إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 56 - 13
13 - بى تقوايى يهوديان عصر بعثت عامل پيمان شكنى آنان
ينقضون عهدهم فى كل مرة و هم لايتقون
جمله حاليه «و هم لا يتقون» بيانگر ريشه پيمان شكنى يهوديان و به اصطلاح حال معلّله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 63 - 3،5
3 - رعايت مستمر تقواى الهى ، زمينه ساز رسيدن به مقام ولى اللّهى است .
ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون
5 - رعايت مستمر تقواى الهى ، عامل ارتقاى درجات ايمان است .
الذين ءامنوا و كانوا يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 17
17 - پروا داشتن از خدا و نهراسيدن از غير او ، مستلزم ايمان به قرآن و پرهيز از دين فروشى است .
ءامنوا بما أنزلت . .. و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا و إيّى فاتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 2،3
2 - پاداش هاى الهى در گرو ايمان و رعايت تقوا ( پرهيز از گناهان ) است .
و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير
3 - ايمان بدون پرهيز از گناهان و پرهيز از گناه بدون ايمان ، موجب بهره مندى از پاداش هاى الهى نخواهد شد .
و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 12،15
12 - توصيه به پرداخت اموالى به پدر ، مادر و خويشان ، مقتضاى تقوا و پرهيزگارى است .
كتب عليكم . .. الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف حقاً على المتقين
15 - تقوا ، زمينه ساز انجام تكاليف الهى است .
كتب عليكم . .. حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 21
21 - رستگارى انسان ها در گرو رعايت تقوا و پرهيز از گناهان است .
و اتقوا اللّه لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 14
14 - رعايت تقوا در جنگ و حفظ عدالت در مقابله به مثل ، موجب جلب حمايت و امداد هاى الهى است .
و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 19
19 - تقوا ، زمينه ساز انجام تكاليف الهى
و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 6،13
6 - تقواى الهى ، زمينه ساز انجام فريضه حج
و اتقوا اللّه
با توجّه به اينكه در پايان بيان مناسك حج، مسأله تقوا مطرح شده است.
13 - حج گزارى كه در ايام تشريق بميرد ، آمرزيده است .
فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه
امام صادق (ع) درباره آيه «فمن تعجّل . ..»، فرمود: يعنى من مات قبل ان يمضى، فلا اثم عليه
كافى، ج 4، ص 521، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 201، ح 740.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 5
5 - تقواى الهى ( ترس از خدا ) ، مانع سركشى و افساد
و اذا تولى سعى فى الأرض . .. و اذا قيل له اتق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 212 - 16،18
16 - تقوا ، عامل دستيابى به مقام بلند در قيامت
و الذين اتقوا فوقهم يوم القيامة
18 - همراهى ايمان و تقوا ، عامل برترى در قيامت
و يسخرون من الذين امنوا و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة
تبديل «الذين امنوا» به «الذين اتقوا»، براى تفهيم اين معناست كه بايد ايمان، همراه تقوا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 22
22 - خداوند پرهيزكنندگان از آميزش در حال حيض را دوست دارد .
فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه ... و يحب المتطهرين
از مصاديق پاكيزگان، به مقتضاى ارتباط صدر و ذيل آيه، پرهيزكنندگان از آميزش در ايام حيض مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 20
20 - تقوا ، زمينه پذيرش و اجراى احكام الهى است .
فامسكوهنّ بمعروف او سرّحوهنّ بمعروف و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 4،5،6
4 - پرداخت كالاى مناسب و شايسته به زنان مطلّقه ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
5 - رعايت حقوق ديگران ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
6 - تقواپيشگان ، رعايت كنندگان حقوق زنان مُطلّقه در ميان افراد جامعه
حقّاً على المتّقين
با توجه به اينكه اصل حكم مربوط به تمام افراد است ; ولى حكم را بر متّقين بار نموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 3،7،8
3 - ناسازگارى ربا ، با ايمان و تقوا
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين
7 - ايمان و تقواى الهى ، زمينه ساز نفى نظام اقتصادى ربوى
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين
8 - ايمان و تقواى الهى ، زمينه ساز عمل به دستورات الهى
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 15،51
15 - تقواى الهى عاملى براى رعايت حقوق افراد جامعه و مانعى در برابر تضييع حقوق آنان
و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
51 - تقوا و ترس از خدا پشتوانه عمل به احكام الهى ، در روابط اقتصادى و مبادلات
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 9
9 - تقوا و ترس از خدا ، زمينه ردّ امانت و اجراى احكام الهى
فليؤدّ الّذى اؤتمن امانته و ليتّق اللّه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 15 - 2،7،8،17
2 - تقواپيشگان ، فريفته تمايلات شهوانى و مادى نيستند .
زيّن . .. ذلك متاع الحيوة الدّنيا ... للّذين اتقوا عند ربهم
7 - تقواپيشگان ، مقرّب پروردگار خويش هستند .
للّذين اتقوا عند ربّهم
بهره مندى از بهشتى كه در پيشگاه پروردگار است مستلزم تقرّب متّقين نزد اوست.
8 - پرهيز از شيفتگى به تمايلات نفسانى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و رضوان الهى
للّذين اتقوا عند ربّهم
به قرينه آيه قبل مى توان مفعول «اتّقوا» را موارد ذكر شده در آن آيه دانست. موارد ياد شده عبارت است از حب و شيفتگى به شهوات و ... . گفتنى است معناى لغوى «اتقوا»، پرهيز و دورى است.
17 - خرسندى و رضايت خداوند از تقواپيشگان در بهشت ، نعمتى بزرگ براى آنان
للّذين اتّقوا . .. و رضوان من اللّه
بنابراينكه «من»، ابتدائيه باشد; يعنى رضايتى از جانب خداوند نسبت به تقواپيشگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 17 - 3
3 - تقوا ، مستلزم داشتن اخلاق و منش نيك اجتماعى
للّذين اتقوا . .. الصابرين و الصادقين و القانتين و المنفقين
از صفات مذكور در آيه، انتزاع اخلاق و منش نيك اجتماعى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 20
20 - تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيكوكارى ، تقوا ، تواضع و خضوع ، موجب جلب محبّت خداوند
قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى يحببكم اللّه
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: على البرّ و التقوى و التواضع و ذلّة النّفس.
الدرّ المنثور، ج 2، ص 178.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 14
14 - نپذيرفتن تغييرات احكام - كه توسّط پيامبر جديد ابلاغ مى شود - خلاف تقواست .
و لاحلّ لكم . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 5،7،9،10
5 - وفاى به عهد و امانتدارى و تقوا ، زمينه جلب محبّت خداوند
بلى من اوفى بعهده و اتّقى فانّ اللّه يحب المتّقين
7 - وفاى به عهد خداوند و پرهيز از خيانت ، زمينه جلب محبّت او
بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين
بنابراينكه ضمير «بعهده»، به قرينه آيه بعد، به «اللّه» در آيه قبل برگردد.
9 - تقوا ، عامل بازدارنده انسان از خودبرتربينى و بدعتگذارى در دين
قالوا ليس علينا . .. و يقولن على اللّه الكذب ... بلى ... و اتّقى
10 - اهل كتاب چنانچه وفاى به عهد نمايند و تقوا پيشه كنند ، محبوب خدا هستند .
و من اهل الكتاب . .. بلى من اوفى بعهده و اتقى فانّ اللّه يحب المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 7،27
7 - ايمان ، تقوا و تسليم ، زمينه هاى دستيابى جمعى به ريسمان الهى و پرهيز از پراكندگى
يا ايها الذين امنوا اتّقوا اللّه حق تقاته . .. و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا
امر به اعتصام جمعى و پرهيز از تفرقه پس از موارد ياد شده در آيات قبل، بيانگر برداشت فوق است.
27 - دعوت به تقواى شايسته و تسليم كامل در برابر خدا و اعتصام به او و هشدار به پرهيز از تفرقه ، شيوه قرآن در زمينه سازى براى وحدت و نيل به هدايت
يا ايها الذين امنوا . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلكم تهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 8
8 - تقواپيشگان بهره مند از پاداش الهى ، در برابر اعمال نيكى كه انجام مى دهند .
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 120 - 6
6 - صبر و تقواى اهل ايمان ، موجب ايمن شدن آنان در برابر توطئه ها و دسيسه دشمنان
و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 13،14،18
13 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب سزاوار شدن اهل ايمان ، براى نصرت و يارى خداوند
و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه
تفريع جمله «فاتّقوا اللّه»، بر بيان نصرت الهى در بدر «و لقد نصركم اللّه ببدر»، نمايانگر علّت سزاوار شدن مؤمنان به يارى خداوند است.
14 - پرواپيشگى و خداترسى ، زمينه نيل به سپاسگزارى از نعمت هاى الهى
فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
18 - تقواى مؤمنان پيكارگر بدر ، موجب برخوردارى آنان از نصرت الهى
و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
بنابر اينكه جمله «فاتّقوا اللّه»، تفريع براى «و لقد نصركم اللّه ببدر» باشد. يعنى عامل پيروزى و جلب نصرت الهى در جنگ بدر، همان تقواى ايشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 125 - 2،3،12
2 - صبر و تقواى مؤمنان ، دو عامل اساسى فرود آمدن فرشتگان امدادگر ، به هنگام يورش شتابان دشمن
ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم
3 - در هنگام ضرورت ( همانند يورش شتابان دشمنان دين ) ، صبر و تقوا ، تضمين كننده نزول فرشتگان براى امداد مؤمنان
ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربّكم بخسمة الاف
12 - محروميّت از امداد هاى ويژه الهى در رويارويى با دشمنان دين ، پيامد بى صبرى و بى تقوايى
ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 130 - 10،16
10 - تقوا ، پشتوانه اى براى اجراى احكام اقتصادى اسلام
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
16 - تقواى الهى ، رمز پيروزى بر دشمنان دين است ، نه تقويت بنيه اقتصادى به وسيله ربا *
يا ايّها الّذين امنوا لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون
برخى از مفسّران به قرينه آيات پيشين كه در آن به شكست جنگ احد اشاره شده، بر آن شده اند كه مراد از فلاح، پيروزى بر دشمنان است و آيه، رهنمونى است به اينكه مبادا براى تقويت بنيه نظامى، به رباخوارى كه بى تقوايى است، رو آوريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 131 - 9
9 - رستگارى و عذاب ، دو فرجام متفاوت براى تقواپيشگان و كافران
و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 9
9 - منافات عناد و اصرار آگاهانه آدمى بر گناه ، با تقواپيشگى
و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون
با توجه به توضيح برداشت قبل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 138 - 8
8 - تقواپيشگى ، موجب هدايت يافتن و پندپذيرى از روشنگرى هاى قرآن
هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين
از اينكه خداوند، قرآن را وسيله روشنگرى تمامى مردم دانسته است (هذا بيان للنّاس)، ولى درباره خصوص تقواپيشگان، آن را هدايت كننده و موعظه گر دانسته، معلوم مى شود كه تنها تقواپيشگان هستند كه از روشنگريهاى قرآن سود برده و هدايت مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 4،10،15،18
4 - پاداش بزرگ الهى براى اجابت كنندگان دعوت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر در عين تحمّل جراحات نبرد احد ، مشروط به احسان و تقواى آنان است .
الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
مفسران برآنند كه نبرد پيشين كه مسلمانان در آن جراحتها ديدند، همان نبرد احد است. به دليل وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و اينكه سخن از قرح به ميان آورده است ; چنانچه درباره نبرد احد نيز فرموده بود: «ان يمسسكم قرح».
10 - تقوا و نيكوكارى ، مايه ازدياد پاداش مجاهدان مؤمن
للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
15 - بارورى اعمال ، در گرو احسان و تقوا
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
بنابر اينكه «الّذين»، مبتدا باشد ; نه صفت براى «المؤمنين».
18 - ارزش كامل صبر و استقامت در راه خدا ، در گرو احسان و تقوا
الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح للّذين احسنوا منهم و اتّقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 173 - 13
13 - دستيابى به صفت توكّل و اعتماد كامل به كفايت خداوند ، در گرو اطاعت از خدا و رسول ، پيشه ساختن صبر و تقوا و نيكوكارى است .
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا ... و قالوا حسبنا اللّه و
به نظر مى رسد صفات ياد شده در آيه قبل، رهنمودى باشد براى رسيدن آدمى به مقامى كه خداوند را وكيل خود دانسته و به كفايت او مطمئن گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 174 - 14
14 - ايمان به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اطاعت از آنان ، صبر و جهاد ، تقوا و احسان و توكّل ، موجب رضايت كامل الهى و برخوردارى از فضل بزرگ وى
المؤمنين. الّذين استجابوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه و اللّه ذو فضل عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 20،22
20 - صبر توأم با تقوا ، شرط موفقيّت در آزمايش هاى الهى
لتبلونّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
22 - صبر توأم با تقوا ، دژ مستحكم مؤمنان در برابر آزار هاى دشمنان
و لتسمعنّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
در برداشت فوق، «عزم» به معناى محكم گرفته شده، چنانچه مجمع البيان نقل كرده است كه: قيل من محكم الامور.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 3،6،10
3 - تلاش براى دستيابى به ثروت و امكانات مادى با حفظ تقوا ، آسيبى به سعادت اخروى نمى رساند .
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد . .. لكن الّذين اتّقوا
«لكن»، براى استدراك توهمى است كه از آيات قبل به ذهن مى رسد، و آن اينكه تلاش كافران براى به دست آوردن امكانات مادى، موجب جهنمى شدن آنهاست ; كلمه «لكن»، اين توهم را از بين برده و بيان مى دارد كه در صورت تقوا، كسب و ثروت ضررى به سعادت انسان وارد نمى سازد.
6 - هجرت ، تحمّل آوارگى ، آزار در راه خدا ، جهاد و شهادت از نشانه هاى تقوا
فالّذين هاجروا و اخرجوا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم
مراد از «الّذين اتّقوا»، يا خصوص كسانى هستند كه در آيه 195 توصيف شدند و يا آنان، از مصاديق مورد نظر براى تقواپيشگان هستند.
10 - تقوا ، زمينه برخوردارى از موهبت بهشت و نعمت هاى آن
لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 199 - 12
12 - پرهيز برخى اهل كتاب از دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى ( تورات و انجيل ) ، مايه ايمان آنان به قرآن
انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه لا يشترون بايات اللّه ثمناً قليلا
جمله «لا يشترون . .. »، حال براى فاعل «يؤمن» است (يعنى مؤمنان اهل كتاب) و توصيف آنان به جمله ذكر شده، مى تواند اشاره به علّت و زمينه ايمان آنان به قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 14،18
14 - شكيبايى مؤمنان در برابر مشكلات ، پايدارى آنان در مقابل دشمن و حفاظت از مرز هاى اسلامى ، نشانه تقواپيشگى است .
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
18 - صبر در برابر مشكلات ، مقاومت در برابر دشمن ، حفاظت از مرز هاى جامعه اسلامى و تقواپيشگى ، زمينه پيروزى و سعادت
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلّكم تفلحون
«فلاح»، به معناى نيل به نجات و پيروزى است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 3
3 - تربيت انسان ها ، هدف از فرمان الهى به رعايت تقوا *
اتّقوا ربّكم
آوردن كلمه «ربّ» (تربيت كننده و مدبّر)، مى تواند اشاره به هدفى باشد كه براى امر به تقوا منظور شده است. يعنى امر به تقوا به جهت اين است كه شما را تربيت و هدايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 30
30 - سعادت اخروى ، مشروط به پرهيزگارى
و الاخرة خير لمن اتّقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 3
3 - سعادت دنيا و آخرت ، در گرو ايمان و تقواست .
وصينا . .. من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 42
42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .
واتقوا اللّه
جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 10
10 - رعايت تقوا ، ضامن اجراى پيمان هاى الهى
و ميثقه الذى . .. و اتقوا اللّه
امر به تقوا پس از فرمان به يادآورى پيمانهاى الهى، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه داشتن تقوا و ترس از خدا، ضامن اجراى آن تعهدات و پيمانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 9،12
9 - تنها بر خداوند توكل كردن ، مقتضاى تقواپيشگى است .
و اتقوا اللّه و على اللّه فليتوكل المؤمنون
عطف جمله «و على اللّه فليتوكل . .» بر «اتقوا اللّه» به وسيله «فاء» مى رساند كه لازمه پرهيزگارى، تنها بر خدا توكل كردن است.
12 - ايمان ، تقوا و توكل ، زمينه جلب امداد هاى خداوند و خنثى شدن توطئه هاى دشمنان از جانب اوست . *
يأيها الذين ءامنوا اذكروا نعمت اللّه . .. و على اللّه فليتوكل المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 21،24،25،27
21 - مشروط بودن پذيرش اعمال نيك به تقوا ، پاسخ هابيل به اعتراض قابيل بر پذيرفته نشدن قربانى او
قال انما يتقبل اللّه من المتقين
24 - تقواى هابيل ، زمينه ساز پذيرفته شدن قربانى او از سوى خداوند
فتقبل من احدهما . .. قال انما يتقبل اللّه من المتقين
25 - خداوند ، تنها عمل نيكى را مى پذيرد كه همراه با تقوا باشد .
انما يتقبل اللّه من المتقين
برخى برآنند كه مراد از شرطيت تقوا براى پذيرش عمل، رعايت تقوا در خود عمل است، يعنى عمل بايد شرايط تعيين شده از سوى خداوند، همانند خلوص و . .. را دارا باشد.
27 - رفتار آدمى هنگامى كه همراه با تقوا و پارسايى باشد ، موجب قرب به خداوند است .
اذ قربا قرباناً . .. انما يتقبل اللّه من المتقين
«قربان» به عملى گفته مى شود كه با آن قصد تقرب به خدا مى شود. بنابراين قبولى قربانى به معناى حصول تقرب به خداست كه در آيه شريفه مشروط به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 7،14
7 - ايمان و تقوا ، زمينه يافتن راه نيل به مقام قرب خداوند
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
تقديم ايمان و تقوا بر طلب وسيله، بيانگر اين است كه با ايمان و تقوا مى توانيد راه تقرب به خداوند را بيابيد.
14 - فلاح و رستگارى در گرو تقواپيشگى ، پى جويى شيوه ها و ابزار هاى سير و سلوك تا مقام قرب خداوند و پيكار در راه او
اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 36 - 5
5 - ايمان و تقوا و تقرب به خداوند و جهاد در راه او ، راه نجات از عذاب قيامت
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه . .. لهم عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 20
20 - تقواپيشگى ، شرط بهره مندى از هدايت و پند و اندرز
هدى و موعظة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 57 - 13
13 - پذيرش ولايت و دوستى كافران و تمسخر كنندگان اسلام ، ناسازگار با ايمان و تقوا
و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 7،8
7 - تأكيد خداوند بر وارد ساختن اهل كتاب به بهشت پر نعمت در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تمامى كتب آسمانى و رعايت تقوا
و لو ان أهل الكتب . .. لادخلنهم جنت النعيم
8 - بهره مند شدن از نعمت هاى بهشتى در گرو ايمان و تقوا
و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 10
10 - تحريم مواهب خدادادى بر خويش و يا ديگران و بهره نجستن از آنها خلاف تقواست .
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
امر به تقوا پس از تصريح به اباحه مواهب خدادادى و نهى از تحريم حلالها مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر اعتقاد و يا التزام عملى بر خلاف اين احكام باشد، به دور از تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 10،12،13،14،19،22
10 - ايمان ، عمل صالح ، تقوا و ايمان عامل رهايى از مؤاخذه بر كردار هاى نارواى گذشته
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
12 - تقوا شرط شايستگى مؤمنان نيك كردار براى بخشايش گناهانشان
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا
13 - تقوا زمينه شكوفايى ايمان آدمى و بهره مندى انسان از ايمان خويش
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ثم اتقوا و ءامنوا
14 - ايمان ، عمل صالح ، تقوا و انجام كار هاى نيك به وجه احسن معيار ارزشگذارى بر انسان ها و نقد منزلت و شخصيت آنان
ليس على الذين ءامنوا . .. ثم اتقوا و احسنوا
19 - محبوبيت آدمى در پيشگاه خداوند در گرو رعايت تقوا ، ايمان ، انجام اعمال صالح به وجه احسن آن
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
22 - رشد و فلاح آدمى در پرتو ايمان ، عمل صالح ، تقوا و احسان
ليس على الذين ءامنوا . .. و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 16،18،19
16 - تقوا زمينه فلاح و رستگارى است .
فاتقوا اللّه . .. لعلكم تفلحون
18 - فلاح و رستگارى صاحبان خرد ، تنها در پرتو ، تقوا ميسر است .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون
19 - نيل انسان ها به فلاح و رستگارى از جمله اهداف امر الهى به تقواپيشگى است .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 4،7،13
4 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، ضامن اداى شهادت به درستى و راستى است .
ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه
7 - تقواپيشگى اجرا كنندگان احكام شهادات و تسليم بودن آنان در برابر احكام الهى ايشان را به اثبات و ايفاى حقوق مردم به طور صحيح مى رساند .
و اتقوا اللّه و اسمعوا
در برداشتهاى گذشته مخاطبان «اتقوا و اسمعوا» شاهدان گرفته شده بود ولى احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه مخاطبان در اين دو فراز حاكمان و قاضيان كه متصديان اجراى احكام هستند، باشند.
13 - تقواپيشگى و تسليم فرمان هاى الهى بودن ، موجب بهره مندى از هدايت الهى
و اتقوا اللّه و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 9،11
9 - حضرت مسيح ( ع ) با بيان ناسازگارى درخواست حواريون با ايمان و تقوا در صدد بازداشتن آنان از درخواست نزول مائده
قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
11 - ترديد در قدرت الهى ناسازگار با تقوا و ايمان
هل يستطيع ربك . .. اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 5
5 - تقوا و در انديشه معاد بودن، راه رسيدن به زندگى برتر و نيكو در آخرت
و للدار الأخرة خير للذين يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 3،4
3 - اقامه نماز و تقوا، نشانه تسليم شدن در برابر پروردگار است.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
چون «تسليم» مذكور در آيه قبل حالتى درونى و تمكينى نفسانى است، امر به تقوا و اقامه نماز در پى آن مى تواند اشاره به جلوه هاى عملى آن حالت درونى باشد.
4 - تسليم شدن در برابر پروردگار و اقامه نماز و پروا از او، نشانه برخوردارى از هدايت الهى است.
إن هدى الله هو الهدى و أمرنا لنسلم . .. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 7،9
7 - اهميت برتر پرهيز از رذايل اخلاقى با تقوا، نسبت به نهان ساختن زشتيهاى ظاهرى با لباس
و لباس التقوى ذلك خير
9 - تقوا و خداترسى، مانع آلوده شدن آدمى به گناه و بروز رذايل اخلاقى در وى است.
و لباس التقوى ذلك خير
برتر شمردن تقوا پس از تشبيه آن به پوشاك، مى تواند ناظر به اين حقيقت باشد كه پوشاك زشتيهاى موجود را مستور مى سازد و تقوا مانع از به وجود آمدن پليديها در روح آدمى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 5
5 - تقواپيشگى، زمينه ساز حركت به سوى اصلاح رفتار و كردار
فمن اتقى و أصلح
تقديم «اتقى» بر «أصلح» مى تواند اشاره به تقدم رتبى آن داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 96 - 1،8،9،12
1 - جوامع بشرى در صورت ايمان به رسالت انبيا و رعايت تقوا از بركت هاى فراوان و گوناگون آسمان و زمين بهره مند خواهند شد .
و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض
8 - ثمربخشى ايمان به رسالت انبيا مشروط به رعايت تقواست .
و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا
9 - ايمان به خدا و رسالت انبيا و رعايت تقوا ، اظهار تذلل به پيشگاه خداوند و خشوع در برابر اوست .
لعلهم يضرعون . .. و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا
در آيه 94 بيان شد كه خداوند به منظور خضوع و خشوع مردم در برابر او، آنان را به سختيها گرفتار مى سازد و در اين آيه بيان مى دارد كه اگر همان جوامع ايمان مى آرودند و تقواپيشه بودند، نه تنها به سختيها گرفتار نمى شدند، بلكه بركتهاى آسمان و زمين آنان را فرامى گرفت. با توجه به اين دو معنا معلوم مى شود ايمان و تقوا مصداق بارز تضرع و خشوع در برابر خداوند است.
12 - ايمان و تقواى جوامع انسانى موجب رهايى آنان از عذاب هاى الهى است .
و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا . .. و لكن كذبوا فأخذنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 15،19
15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى
فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون
19 - تقواپيشگى ، پرداخت زكات و ايمان به آيات الهى ، شرط برخوردار شدن همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، از مغفرت و رحمت خاص الهى بود .
فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين . .. فسأكتبها للذين يتقون
جمله «فسأكتبها . .. » پاسخى است به درخواستهاى موسى(ع) و از جمله آنهاست تقاضاى رحمت و مغفرت براى همراهان خويش در ميعادگاه مناجات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 24
24 - تقوا ، وسيله رسيدن به سعادت هاى اخروى است .
و الدار الأخرة خير للذين يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 201 - 6
6 - تقوا عامل توجه آدمى به خداوند و فرمان هاى او به هنگام وسوسه انگيزى هاى شيطان
إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 11
11 - رعايت تقوا با عمل به احكام خداوند عاملى نيرومند براى حفظ وحدت جامعه ايمانى و زدودن كدورت ها و اختلافات آن
فاتقوا اللّه و أصلحوا ذات بينكم
امر به تقوا پيش از الزام اهل ايمان به زدودن كدورتها، رهنمودى است به راهى اساسى براى دستيابى به اين تكليف اجتماعى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 2،5،6
2 - رعايت تقوا و ترس از خداوند ، موجب بهره مند شدن از بصيرتى ويژه و خدادادى براى شناخت حق و باطل
يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
نكره آمدن كلمه «فرقانا» حكايت از آن دارد كه اين بصيرت خدادادى بصيرتى ويژه و غير از عقل و فطرت و مانند آن است كه خداوند به عموم انسانها عطا فرموده است.
5 - موفقيت مؤمنان در آزمونشان از طريق مال و فرزند در گرو تقواپيشگى و نيازمند به بينشى الهى
و اعلموا أنما أمولكم و أولدكم فتنة . .. إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
طرح بصيرت و ابزار شناخت ويژه به عنوان ثمره تقوا، پس از تأكيد بر آزمون مؤمنان به وسيله مال و فرزند، مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها با تقواپيشگى و بصيرت خاص مى توان رضايت الهى را در چگونه برخورد كردن با مال و فرزند تشخيص داد.
6 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، موجب زدايش گناهان و آمرزش آنهاست .
يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه . .. يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم
تكفير (مصدر يكفر) و غفران (مصدر يغفر)، هر دو به معناى پوشانيدن و مستور ساختن است و مراد از آن زدايش و آمرزش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 4 - 14،15
14 - تقوا ، بازدارنده آدمى از شكستن پيمان است ، هر چند طرف هاى پيمان ، دشمنانى حق ستيز باشند .
إلا الذين عهدتم من المشركين . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم إنّ اللّه يحب المت
15 - تقوا ، مايه جلب محبت خداست .
إنّ اللّه يحب المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 7 - 12،13
12 - تقوا ، بازدارنده آدمى از شكستن عهد و پيمان
فما استقموا لكم فاستقيموا لهم إن اللّه يحب المتقين
13 - رعايت تقوا ، مايه جلب محبت خداست .
إن اللّه يحب المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 16
16 - تقوا ، زمينه ساز رعايت حرمت ماه هاى حرام و بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى
منها أربعة حرم . .. فلا تظلموا فيهن أنفسكم ... و اعلموا ان اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 44 - 7
7 - تقوا ، مانع تخلف از جهاد با مال و جان
لايستئذنك الذين يؤمنون . .. أن يجهدوا ... و اللّه عليم بالمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 2
2 - اعمال مبتنى بر تقوا و رضايت الهى ، داراى اساسى محكم و استوار و ارزشى خدشه ناپذير
أفمن أسّس . .. أم من أسّس بنينه على شفا جرف
از قرار گرفتن اين بخش از آيه (أفمن أسس بنيانه على تقوى . .. ) در برابر «أم من أسّس بنيانه على شفا جرف هار» برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 6 - 8
8 - تقوا و پارسايى ، زمينه اى لازم براى فهم و درك دلايل توحيد ربوبى موجود در جهان آفرينش
إن فى اختلف الّيل و النهار و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 63 - 6
6 - ايمان و تقواپيشگى ، موجب رفع اندوه و ترس انسان است .
ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون الذين ءامنوا و كانوا يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 64 - 3،9
3 - ايمان و تقواپيشگى ، زمينه ساز برخوردارى از بشارت هاى دنيوى و اخروى خداوند است .
الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة
9 - ايمان و تقواپيشگى ، زمينه ساز رسيدن به رستگارى و كاميابى در دنيا و آخرت است .
الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة ... ذلك هو ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 12
12- صبر و تقوا ، دو شرط اساسى براى پيروزى نهايى بر كافران و نايل شدن به فرجامى نيكوست .
فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 13
13- تقواپيشگى و صبورى موجب بهره مند شدن از پاداش هاى الهى است .
إنه من يتق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جواب شرط (من يتّق . ..) محذوف است و جمله «فإن الله ...» جانشين و گوياى آن محذوف است ; يعنى: من يتق و يصبر فهو من المحسنين و لايضيع الله أجره لأن الله لايضيع أجر المحسنين.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 14
14- رعايت تقوا و پرهيز از شرك و مخالفت با انبيا ، وسيله نيل به سعادت اخروى است .
و لدار الأخرة خير للذين اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 2
2- تقوا ، عامل برخوردارى از موهبت هاى بهشت
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 46 - 4،6
4- تقوا ، پيامددار فرجامى سعادتمند همراه با سلامتى و امنيت كامل در آخرت
إن المتقين فى جنّ-ت . .. ادخلوها بسلم ءامنين
6- « عن أبى عبدالله ( ع ) : إن أميرالمؤمنين ( ع ) لمّا بويع . . . صعد المنبر فقال : . . . أيّها الناس . . . ألا و إن التقوى مطايا ذلل حمل عليها أهلها و اعطوا أزمتّها فأوردتهم الجنة و فتحت لهم أبوابها و وجدوا ريحها و طيبها و قيل لهم : « ادخلوها بسلام آمنين » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: پس از آنكه با اميرالمؤمنين(ع) بيعت شد . .. بالاى منبر رفت و فرمود:... اى مردم! آگاه باشيد تقوا[ همانند] مركبهاى رامى است كه اهل آن بر آنها سوار شده و زمام آنها به دست آنان است و آن مركبها اهل خود را وارد بهشت مى كنند و درهاى آن جا براى آنان باز مى شود و نسيم و بوى خوش آن را مى يابند و به آنان گفته مى شود: ادخلوها بسلام آمنين ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 47 - 5
5- تقوا ، زمينه زدوده شدن كينه و دشمنى از دل ها و موجب ايجاد روح برادرى در ميان انسانها
إن المتقين . .. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 2،4
2- تقواى الهى ، مانع از ارتكاب فحشا و آلودگى به انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى )
و اتقوا الله
از اينكه لوط(ع) در پى قصد تعرّض قومش به مهمانان وى، از آنان دعوت مى كند كه تقواى الهى را رعايت كنند، حاكى است كه تقوا داراى چنين اثرى است.
4- تقواى الهى ، مانع از تضييع حقوق ، ريختن آبرو و هتك حرمت ديگران
و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 2،3،16
2- تقوا ، زمينه ساز شناخت ارزش وحى الهى
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا
3- تقوا ، زمينه ساز اعتراف به حقايق و تسليم شدن در برابر آن
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا
برداشت فوق با توجه به آيه 23 و 24 اين سوره است كه در آنها برخورد مستكبران را با همين سؤال مطرح كرده بود و آنان به دليل برخوردارى از روحيه استكبارى، قرآن را ساخته و پرداخته انسانها دانسته بودند. اما در اين جا متقين را مطرح كرده است كه به دليل داشتن تقوا در برابر واقعيت وحى، تسليم شده اند و آن را خير محض تلقى كرده اند.
16- تقوا و احسان ، پيامددار سعادت دنيوى و اخروى
للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة . .. و لنعم دار المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 8
8- تقوا ، زمينه ساز ورود به بهشت و رسيدن به مواهب بى كران الهى
دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 128 - 6
6- تقواپيشگى و احسان ، دو عامل جلب حمايت و عنايت الهى است .
إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون
ذكر تقواپيشگى و احسان، به صورت دو جمله مستقل، بيانگر اين نكته است كه هر يك از آن دو عاملى مستقل در جلب حمايت خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 12
12- رعايت تقواى الهى ، زمينه ساز رشد و تكامل انسان
زكوة و كان تقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 15 - 7
7- تقوا ، احسان به پدر و مادر ، پرهيز از سلطه جويى و عصيان ، زمينه ساز فرجامى سرشار از سلامت و امنيت كامل است .
برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا . و سلم عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 18 - 8،11
8- تقوا ، عمده ترين عامل در حفظ آدمى از گناه است .
أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا
11- « روى عن على ( ع ) إنّه قال : علمت أنّ التقىّ ينهاه التقى عن المعصية ;
از حضرت على(ع) روايت شده كه فرمود: مريم دانست كه انسان پرهيزگار، تقوايش او را از معصيت باز مى دارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 3،6
3- عبادت و تقوا ، موجب دستيابى به بهشت است .
تلك الجنّة . .. من عبادنا من كان تقيًّا
6- توبه ، ايمان و عمل صالح ، از جلوه هاى تقوا
تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة . .. تلك الجنّة التى ... من كان تقي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 2،11
2- تقوا ، مايه نجات يافتن آدمى ، از دوزخ
ثمّ ننجّى الذين اتقوا
11- تقوا ، موجب نجات از جهنم و پايدارى بر ظلم ، موجب بقاى در آن
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين فيها
«اتقوا» فعل و نشان دهنده حدوث است; ولى «ظالمين» اسم و دال كننده بر ثبوت است بنابرگفته برخى از مفسران، اين تفاوت به جهت بيان رحمت گسترده الهى است كه اگر كسى فعل تقوا به او منتسب گردد، نجات مى يابد; ولى تا كسى به وصف ظلم
متصف نگردد و عنوان «ظالم» بر او صدق نكند، در دوزخ ماندگار نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 6
6- تقوا ( پرهيز از شرك در عقيده و عبادت ) ، عامل نزديكى انسان به خداوند و بهره بردن از رحمت گسترده او است .
يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 97 - 8
8- تقوا ، زمينه ساز برخوردارى انسان از بشارت هاى قرآن و دستيابى به پاداش هاى الهى
لتبشّر به المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 7
7- تقوا ، شرط بهره مندى از هدايت الهى و كتاب هاى آسمانى
ذكرًا للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 3،4
3 - تقوا و خداترسى ، مايه ارزش اعمال در پيشگاه خداوند
لن ينال اللّه . .. و لكن يناله التقوى منكم
4 - خداوند ، عمل قربانى را ، در صورتى مى پذيرد كه برخاسته از روح تقوا و خداترسى باشد .
لن ينال اللّه لحومها . .. و لكن يناله التقوى منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 13
13 - گرايش به توحيد ، نيازمند داشتن تقوا و بيم از خداوند .
ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 11
11 - گرايش به توحيد ، نيازمند داشتن تقوا و بيم از خداوند
ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 34 - 7،9
7 - تقواپيشگى ، زمينه بهره بردارى از موعظه هاى الهى است .
و لقد أنزلنا . .. و موعظة للمتّقين
برداشت ياد شده، براين اساس است كه «لام» در «للمتّقين» لام نتيجه و عاقبت باشد; يعنى، مواعظ الهى در نهايت بر تقواپيشگان اثر مى گذارد و آنان زمينه لازم را براى پذيرش اين مواعظ دارند.
9 - تقواپيشگى ، زمينه عبرت گيرى از سرگذشت هاى پيشينيان
و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 52 - 2،4
2 - فرمان برى از خدا و رسول او و خدا ترسى و تقواپيشگى ، از عوامل ظفرمندى و كاميابى است .
و من يطع اللّه و رسوله و يخش اللّه و يتقه فأُولئك هم الفائزون
4 - اطاعت از خدا و رسول او ، خدا ترسى و تقواپيشگى ، از نشانه هاى ايمان واقعى و اوصاف مؤمنان راستين
إنّما كان قول المؤمنين إذا دعوا . .. أن يقولوا سمعنا و أطعنا ... و من يطع اللّه
برداشت فوق، از ارتباط ميان اين آيه و آيه پيشين - كه درصدد بيان اوصاف مؤمنان راستين است - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 6
6 - تقواپيشگى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و سرانجامى خوش و برتر
جنّة الخلد . .. و مصيرًا
از پاداش قرارگرفتن بهشت براى متقين، استفاده مى شود كه بهشت را به بهاى تلاش مى دهند نه به بهانه و اين تلاش - به قرينه وصف «متّقين» - تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 16 - 4
4 - برآورده شدن تمامى خواسته ها و ارضاى همه تمايلات انسان ، تنها در سايه تقواپيشگى ميسّر است .
جنّة الخلد التى وعد المتّقون . .. لهم فيها ما يشاءون خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 90 - 4
4 - تقواپيشگى و دورى كردن انسان از انجام گناه در دنيا ، سبب نزديك شدن بهشت به وى در رستاخيز
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 2
2 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تقديم «اتّقوا» بر «أطيعوا» مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 3
3 - تقواى الهى ، زمينه ساز گرايش به حق و پيروى از آن
فاتّقوا اللّه و أطيعون
مقدم آمدن امر به تقوا (اتّقوا اللّه) بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 3
3 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تقدم «اتّقوا» بر «أطيعوا» مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 2
2 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
مقدم آمدن «اتّقوا» بر «أطيعوا» مى تواند رساننده اين معنا باشد كه تا انسان به زينت تقوا آراسته نشود، آمادگى براى پيروى از پيامبران در او پيدا نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 132 - 5
5 - كمك و امداد هاى خداوند به بشر ، مقتضى تقواپيشگى و پرهيز از مخالفت با او است .
و اتّقوا الذى أمدّكم بما تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 144 - 3
3 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دين
فاتّقوا اللّه و أطيعون
مقدم آمدن «اتّقوا» بر «أطيعوا»، مى تواند بيانگر مطلب يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 3
3 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
مقدم آوردن «اتّقوا» بر «أطيعوا» مى تواند بيانگر مطلب يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 151 - 3
3 - پيروى از متجاوزان و اسراف گران ، ناسازگار با تقواى الهى و خط پيامبران
فاتّقوا اللّه و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 152 - 3
3 - لازمه تقواى الهى و پيروى از انبيا ، پرهيز از اطاعت مفسدان است .
فاتّقوا اللّه و أطيعون . و لاتطيعوا أمر المسرفين . الذين يفسدون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 163 - 2
2 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
مقدم آمدن فعل «اتّقوا» بر «أطيعوا»، مى تواند بيانگر اين مطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 179 - 3
3 - تقواى الهى ، زمينه ساز اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
تقدم «اتّقوا» بر «أطيعوا» مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 184 - 4
4 - تقوا و ايمان به خداى يگانه ، بازدارنده انسان از فساد و روابط ناسالم اقتصادى است .
و لاتكونوا من المخسرين . .. و لاتبخسوا الناس أشياءهم و لاتعثوا فى الأرض مفسدين .
توصيه شعيب(ع) به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى يگانه - پس از نهى از كم فروشى، برقرارى روابط ناسالم اقتصادى و فسادانگيزى در جامعه - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 83 - 5
5 - تقوا ، عامل محافظت انسان ها از هر نوع برترى طلبى و فسادانگيزى
تلك الدار الأخرة . .. لايريدون علوًّا فى الأرض...و العقبة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 16 - 4،5
4 - دستيابى به خير ، در گروِ خداپرستى و تقوا است .
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم
5 - عبادت و تقوا ، داراى خيرى است كه سودش به عبادت كننده و متقى ، بازمى گردد .
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 17
17 - تقوا و ايمان به قيامت و وعده هاى خدا ، مانع فريفتگى انسان به زندگى دنيا است .
اتقوا ربّكم و اخشوا يومًا . .. إنّ وعد اللّه حقّ فلاتغرّنّكم الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 7
7 - تقوا ، موجب تحكيم پيوند خانوادگى است .
أمسك عليك زوجك و اتّق اللّه
امر «إِتّق» مى تواند ذكر عام بعد از امر خاص «أمسك» باشد. در اين صورت، سفارش به تقوا پس از توصيه به نگهدارى همسر و طلاق ندادن وى، در واقع، سفارش به امرى است كه مراعات آن، مى تواند عين نگهدارى همسر بوده و مى تواند موجب آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 70 - 3
3 - تقوا و ترس از خدا ، مانع ايذاء و اذيت پيامبرخدا (صلی الله علیه و آله) است .
يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى . .. اتّقوا اللّه
احتمال دارد كه ذكر «اتّقوا اللّه» پس از نهى از آزار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به خاطر اين باشد كه تقوا و ترس از خدا، باعث مى شود كه نهى «لاتكونوا. ..» جامه عمل بپوشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 71 - 1،2،4
1 - خدا ترسى و تقواى مؤمنان ، سبب مى شود تا خداوند ، آنان را به اعمال صالح موفق كند .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. يصلح لكم أعملكم
2 - تقواى مؤمنان ، سبب مى شود كه خداوند ، گناهان آنان را بيامرزد .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. و يغفر لكم ذنوبكم
4 - تقواپيشگى و درست و استوارگويى ، داراى فايده اى است كه به صاحبان آنها برمى گردد .
اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سديدًا . يصلح لكم ... و يغفر لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 124 - 5
5 - تقوا ، روح ديانت الهى و ارزشمندترين ارزش ها
إذ قال لقومه ألاتتّقون
ياد كرد تقوا، به عنوان نخستين پيام الياس(ع) به مردم خود، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 9،10
9 - تقوا ، عامل نيك فرجامى انسان
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب
10 - نيك فرجامى ، تنها در سايه تقواپيشگى ميسر است .
و إنّ للمتّقين لحسن مئاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه لام در «للمتّقين» براى اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 53 - 3
3 - تقوا ، عامل بهره مندى از نعمت ها و موهبت هاى الهى در بهشت
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . جنّ-ت عدن ... هذا ما توعدون ليوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 11
11 - تقواپيشگى و پرواى الهى ، موجب رهايى از آتش دوزخ
لهم من فوقهم ظلل من النار . .. يعباد فاتّقون
برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاتّقون» بر جمله «ذلك يخوّف اللّه به عباده» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 5
5 - تقوا ، عامل اصلى ورود به بهشت و برخوردارى از مواهب آن است .
لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف من فوقها غرف مبنيّة اختصاص يافتن بهشت به كسانى
اختصاص يافتن بهشت به كسانى كه داراى صفت تقوا هستند - در حالى كه بهشتيان بايد از اوصاف ديگرى نيز برخوردار باشند - مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 34 - 11
11 - تقوا و احسان ، موجب دستيابى انسان به تمامى خواسته هاى خود در قيامت
أُولئك هم المتّقون . لهم ما يشاءون عند ربّهم ذلك جزاء المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 57 - 5
5 - تقواپيشگان ، داراى مقام و جايگاهى حسرت برانگيز در قيامت
أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين
از اين كه كافران مى گويند: اگر خداوند ما را هدايت مى كرد از تقواپيشگان بوديم، به دست مى آيد كه افراد با تقوا، از چنان مقامِ والايى برخورداراند كه كافران درباره آنان غبطه خورده و آرزو مى كنند كه اى كاش از زمره آنان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 10
10 - تقوا و احسان ، دو عنصر سعادت آفرين و رهايى بخش از عذاب الهى
من قبل أن يأتيكم العذاب . .. لكنت من المتّقين ... فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 61 - 3،7
3 - تقوا ، عامل رستگارى و كاميابى و نجات بخش انسان ها از عذاب الهى
و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم
7 - تقوا ، موجب نجات انسان از هرگونه بدى و اندوه در قيامت
الذين اتّقوا . .. لايمسّهم السوء و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 15
15 - تقوا ، عامل جاودانگى در بهشت
الذين اتّقوا ربّهم إلى الجنّة زمرًا . .. فادخلوها خلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 18 - 3
3 - همراهى ايمان و تقوا ، عامل نجات انسان از عذاب و انتقام الهى
و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 35 - 4
4 - اهميت نقش تقوا ، در دستيابى انسان به ارزش هاى اخروى
و الأخرة عند ربّك للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 67 - 3،6
3 - تقوا ، عامل حفظ و ثبات دوستى ها و مودّت ها است .
الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين
6 - عميق ترين روابط مودّت آميز بدون پشتوانه معنويت و تقوا ، محكوم به گسستن و نابودى است .
الأخلاّء يومئذ
واژه «الأخلاّء» (جمع «خليل») از ماده «خلّة» گرفته شده است كه به معناى مودّت و دوستى مى باشد. ريشه اصلى آن «خلل» به معناى فاصله ميان دو شىء است كه به دليل نفوذ محبت و دوستى در عمق قلب آدمى، اين واژه در مورد دوستان به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 68 - 6
6 - عبوديت و تقواى الهى ، موجب امنيت روحى و آرامش روانى انسان در قيامت
المتّقين . يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 2
2 - همسرى متكى بر ايمان و تقوا ، پايدار تا قيامت و ورود به بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
با توجه به اين كه در آيه 67 بيان شده بود كه تمامى دوستان با يكديگر دشمن خواهند شد، جز تقواپيشگان، قيد «متقى» براى همسران استفاده مى شود; زيرا رابطه زن و شوهرى يكى از مصاديق دوستى ها است كه در صورتى كه طرفين متقى باشند، دوستى آنان تا قيامت پايدار خواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 7
7 - تقوا ، با بهره مندى از نعمت هاى مادى منافاتى ندارد .
ادخلوا الجنّة . .. يطاف عليهم ... و فيها ما تشتهيه الأنفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 51 - 2
2- تقوا و اجتناب از گناه ، فراهم آورنده امنيت اخروى براى انسان
إنّ المتّقين فى مقام أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 9
9 - شرط بهره مندى از ولايت و سرپرستى خداوند ، تقوا است .
و اللّه ولىّ المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 4
4- تقوا و خويشتن دارى از مخالفت با خدا ، شرط بهرهورى از نعمت هاى عالى بهشت
الجنّة الّتى وعد المتّقون
وصف «متّقين»، مشعر به علّيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 1،3،5،7،8
1- زندگى دنيايى ، بدون ايمان و تقوا ، چيزى جز بازى و سرگرمى نيست .
إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو و إن تؤمنوا و تتّقوا
از اين كه خداوند، پس از توصيف زندگى دنيوى، سخن از ارزش ايمان و تقوابه ميان آورده; استفاده مى شود كه اوصاف ياد شده براى حيات دنيا، در صورتى است كه ايمان و تقوا در آن مطرح نباشد.
3- زندگى بدون ايمان و تقوا ، داراى انگيزه هايى غيرمنطقى و يا فاقد انگيزه
إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو و إن تؤمنوا و تتّقوا
«لعب» به معناى كارهايى است كه باانگيزه هاى واهى صورت مى گيرد و «لهو» اعمالى است كه انگيزه اى را دنبال نمى كند; بلكه انسان را از اهداف ارزشى باز مى دارد. از اين كه خداوند زندگى بدون ايمان و تقوا را «لعب و لهو» بر شمرده، مطلب بالا استفاده مى شود.
5- عنصر ايمان و تقوا ، تغيير دهنده ماهيت پوچ زندگى دنيايى به ماهيتى ارزشى و با فرجام
إنّما الحيوة الدنيالعب و لهو و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم
از ارتباط «إنّما الحياة الدنيا. ..» با «إن تؤمنوا و...»، استفاده مى شود كه همين زندگى لعب و لهو، اگر به عنصر ايمان و تقوا آميخته شد; در نزد خدا ارزش مى يابد و داراى پاداش خواهد بود.
7- ايمان و تقوا ، تنها درمان احساس پوچى و بيهودگى انسان در زندگى دنيوى
إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم
با توجه به اين كه گاهى انسان ها خود به حقيقت كلام الهى پى برده و به پوچى زندگى دنيايى مى رسند و در آن جااحساس بن بست مى كنند; اين پيام الهى (إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم) آنان را از بن بست رهانيده و فرجامى بايسته را در پيش چشمشان ترسيم مى كند.
8- آميختگى عقيده و عمل ( ايمان و تقوا ) ، شرط برخوردارى از پاداش الهى
و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم
خداوند، ايمان و تقوا را در كنار هم زمينه دريافت پاداش قرار داده است; از آن جا كه «ايمان»، بيشتر بر عقيده اطلاق مى شود و «تقوا» در عمل تجلى مى يابد، مى توان به مطلب ياد شده پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 1 - 7،8
7 - تقواى الهى ، مستلزم تسليم محض بودن در برابر حكم خدا و رسول
لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله و اتّقوا اللّه
8 - مخالفت بااحكام و معارف دين ، ناسازگار با روح تقوا
لاتقدّموا . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 2،9
2- تقوا ، مستلزم تواضع و احترام نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى
إنّ الذين يغضّون . .. أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
9 - برخوردارى از تقواى الهى ، زمينه ساز غفران و پاداش عظيم خداوند
امتحن اللّه قلوبهم للتقوى لهم مغفرة و أجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 10 - 11
11 - رعايت تقواى الهى ، هموار كننده راه بهره مندى از رحمت خداوند
و اتّقوا اللّه لعلّكم ترحمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 20،23
20 - تقواى الهى ، مستلزم پرهيز از بدگمانى و تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم ... و اتّقوا اللّه
23 - تقوا و بيم از خداوند ، سوق دهنده انسان به توبه از لغزش ها *
و اتّقوا اللّه إنّ اللّه توّاب
تعليل «إنّ اللّه توّاب» از وجود فرمان توبه در جمله هاى قبل خبر مى دهد; در حالى كه به جاى «توبوا. ..» تعبير «اتّقوا اللّه» آمده است. اين مى تواند از آن جهت باشد كه ميان تقوا و توبه، نوعى ارتباط و پيوستگى وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 31 - 3
3 - تقوا ، مهم ترين سرمايه مؤمنان براى ورود به بهشت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 3
3 - تجلّى تقوا ، در روى آورى هميشگى به درگاه خدا و تحفظ بر وظايف
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. لكلّ أوّاب حفيظ
با توجه به اين كه در آيه قبل، تنها وصفى كه براى بهشتيان ياد شده وصف «تقوا» بود و اين وصف جامع همه ارزش ها تلقى مى شد. اكنون بيان اوصافى ديگر در اين آيه، مى تواند تفصيلى بر آن اجمال و نمودى از آن حقيقت كلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 3
3 - تقوا ، شرط دستيابى به بهشت
إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 16 - 5
5 - تقوا ، داراى ماهيتى پويا و زاينده اعمال نيك
إنّ المتقين فى جنّ-ت . .. إنّهم كانوا قبل ذلك محسنين
تقواپيشگان با وصف «محسنين» توصيف شده اند و «محسن» معنايى متعدى و فراگير نسبت به اعمال فردى و اجتماعى و نيز باورهاى دينى است; يعنى، تقوا، پرهيزگارى به معناى منفى و رخوت آفرين آن نيست; بلكه ملازم عمل و سازندگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 17 - 3
3 - بازداشتن جسم از لذت خواب شبانگاهى به خاطر خداوند ، ملاك بارز تقوا
إنّ المتقين فى جنّ-ت . .. كانوا قليلاً من الّيل ما يهجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 17 - 4
4 - تقوا ، اصلى ترين شرط ورود به بهشت و بارزترين ويژگى بهشتيان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 22
22 - مبادرت به نيكى و پرهيز از گناه و زشتى ، تجلى تقواپيشگى است .
و يجزى الذين أحسنوا بالحسنى . الذين يجتنبون كبئر الإثم و الفوحش ... هو أعلم بمن
ارتباط آيات شريفه، نشانگر آن است كه مراد از «من اتّقى» همان «الذين أحسنوا و. ..» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 6،7،9
6 - دستيابى به دو بهره كافى از رحمت الهى ، وعده خدا به مؤمنانى است كه تقواپيشه كنند و از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) پيروى كامل نمايند .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. يؤتكم كفلين من رحمته
«كفل» (مفرد «كفلين») به معناى حظ و بهره اى است كه كفايت مى كند (مفردات راغب). گفتنى است كه «يؤتكم...» جواب براى شرط مقدر مى باشد و تقدير آن چنين است: «إن تتّقوا و تؤمنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته» (اگر تقوا پيشه كنيد و از رسول او تبعيت كامل نماييد، از رحمت خود به شما دو بهره كافى خواهد داد).
7 - رعايت تقواى الهى و ايمان راستين به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ( تبعيت كامل از آن حضرت ) ، موجب دسيابى انسان به رحمت گسترده الهى ; هم در دنيا و هم در آخرت
اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مقصود از دو بهره (كفلين) يكى بهره دنيوى و ديگرى بهره اخروى باشد. ذكر اين نكته ضرورى است كه اضافه در «رحمته» تشريفيّه و بيانگر آن است كه رحمتى كه مؤمنان راستين در دنيا و آخرت از آن بهره مند مى شوند، رحمتى ويژه و گسترده است.
9 - ايمان و تقوا ، سبب مى شود كه خداوند ، در درون انسان نورى قرار دهد كه با آن بتواند راه درست را تشخيص داده و مسير زندگى را سالم طى كند .
و يجعل لكم نورًا تمشون به
جمله «يجعل لكم. ..» (نظير جمله پيشين) جواب براى شرط مقدر است. تقدير آن چنين مى شود: «إن تتّقوا و تؤمنوا برسوله يجعل لكم نوراً تمشون به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 3،10
3 - متقى بودن ، شرط ثمربخشى ايمان
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه، پس از نيل به «ايمان»، به تقوا فراخوانده شده اند.
10 - محاسبه اعمال و مراقبت بر كردار ، هم ريشه در تقوا دارد و هم روحيه تقوا را رشد داده ، شكوفا مى سازد .
و لتنظر نفس . .. و اتّقوا اللّه
از قرار گرفتن عبارت «و لتنظر. ..» در ميان دو «اتّقوا اللّه»، استفاده مى شود كه محاسبه نفس از يك سو، متكى به تقوا است و از سوى ديگر عامل شكوفايى و تكامل آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 5
5 - تقوا ، مراقبت بر اعمال و ياد خدا ، عامل رستگارى انسان
اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه ... أصحب الجنّة هم الفائ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 4
4 - تقوا ، عامل رهايى انسان ها از دلبستگى به ماديات ( همچون اموال ، اولاد و . . . ) است .
إنّما أمولكم و أولدكم فتنة . .. فاتّقوا اللّه
توصيه به رعايت تقواى الهى - پس از هشدار درباره وابستگى به اموال و اولاد - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 7،9
7 - نقش سازنده خداترسى و تقواپيشگى ، در تضمين حقوق همسران و رفع اختلاف هاى آنان
إذا طلّقتم النساء . ..و اتّقوا اللّه ربّكم
مطلب ياد شده، از توصيه خداوند به تقواپيشگى در بيان اولين حكم مربوط به طلاق استفاده مى شود.
9 - رعايت تقواى الهى ، موجب تربيت و كمال آدمى است .
و اتّقوا اللّه ربّكم
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد(مفردات راغب). بنابراين توصيه به تقوا و نيز توصيف خداوند به «ربّ» بودن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 12،13،14،17
12 - هر كس تقوا پيشه كند ، خداوند راه خروج از هر مشكل و بن بستى را براى او مى گشايد .
و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
13 - خداترسى و تقواپيشگىِ مردان و زنان مطلّقه ، موجب رهايى آنان از مشكلات در روابط زناشويى و خروج از تنگنا هاى زندگى
إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
14 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب خروج انسان ها از مشكلات و تنگنا هاى زندگى است .
و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
17 - « عن ابن عباس قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً » قال : من شبهات الدنيا و من غمرات الموت و من شدائد يوم القيامة ;
از ابن عباس نقل شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً» فرمود:[خدا براى كسى كه تقواى الهى داشته باشد] راه نجاتى از شبهات دنيا، دشوارى هاى مرگ و سختى هاى قيامت قرار مى دهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 1،2،13
1 - كسانى كه تقواپيشه كنند ، خداوند از جايى كه گمان نمى برند ، به آنها روزى مى دهد .
من يتّق اللّه . .. و يرزقه من حيث لايحتسب
2 - تقوا و خداترسى ، عامل ازدياد روزى و بهره مندى از عطا هاى غير منتظره الهى
من يتّق اللّه . .. و يرزقه من حيث لايحتسب
13 - « محمدبن مسلم قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لايحتسب » قال : فى دنياه ;
محمدبن مسلم گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يتّق اللّه يجعل له مخرجاً و يرزقه من حيث لايحتسب» سؤال كردم، فرمود: [اين گشايش و روزى براى تقواپيشه] در دنياى او است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 4 - 9
9 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب گشايش مشكلات و آسان شدن زندگى
من يتّق اللّه يجعل له من أمره يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 4،5،8،9،11
4 - هر كس تقوا پيشه سازد ، خداوند بدى هايش را مى زدايد و از گناهانش درمى گذرد .
و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
5 - خداترسى و تقواپيشگى ، عامل زدايش بدى ها از انسان ها و گذشت از آنها ، از سوى خداوند
و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
8 - كسانى كه تقوا پيشه كنند ، از اجر بزرگ الهى بهره مند خواهند شد .
و من يتّق اللّه . .. يعظم له أجرًا
9 - خداترسى و تقواپيشگى ، عامل دريافت اجرى بزرگ از جانب خداوند
و من يتّق اللّه . .. يعظم له أجرًا
11 - نقش سازنده تقواپيشگى ، در حفظ كانون گرم خانواده ها و رعايت شدن حقوق همسران
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ... من يتّق ... يعظم له أجرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند در ضمن پنج آيه مربوط به مسائل طلاق و اختلافات خانوادگى، چهاربار، به رعايت تقوا توصيه فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 10 - 5
5 - خداترسى و تقواپيشگى ، نشانه خردورزى است .
فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 3،5
3 - تقواپيشگى ، موجب استحقاق پاداش الهى و برخوردارى از نعمت هاى سرشار بهشتى
إنّ للمتّقين عند ربّهم جنّ-ت النعيم
5 - تقواپيشگى ، مانع از ظلم و طغيان و متقين مبرّا از آن
إنّا كنّا ظلمين . .. طغين ... إنّ للمتّقين
مطلب ياد شده، از مقابله متقين با «اصحاب الجنّة» - كه به ظلم و طغيان آلوده شده بودند - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 35 - 5
5 - تقواپيشگى ، بهترين نشانه و شاخصه مسلمانى است .
إنّ للمتّقين . .. أفنجعل المسلمين كالمجرمين
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مقصود از «مسلمين» همان «متّقين» است كه در آيه پيش آمده است; يعنى، مسلمانانى كه در مقابل مجرمان قرار دارند، تقواپيشگان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 48 - 3
3 - تقواپيشگى ، زمينه ساز بهره مندى و تأثيرپذيرى از قرآن
و إنّه لتذكرة للمتّقين
«قرآن» بى ترديد براى انسان ها مايه بيدارى و پندآموزى است. اختصاص به ذكر يافتن اهل تقوا، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 4 - 3
3 - عبادت خداوند ، رعايت تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، از موجبات آمرزش گناهان و نجات از عذاب الهى در دنيا
أن اعبدوا اللّه . .. يغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 7 - 4
4 - عبادت خداوند ، تقواپيشگى و اطاعت از رسولان ، موجبات غفران و آمرزش الهى است .
قال يقوم . .. أن اعبدوا اللّه ... و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 56 - 8
8 - تقواپيشگى ، از زمينه هاى جلب آمرزش الهى
هو أهل التقوى و أهل المغفرة
تقديم «أهل التقوى» بر «أهل المغفرة»، ممكن است نشانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 41 - 4
4 - تقواپيشگى ، عامل آسودگى و شادابى در آخرت
إنّ المتّقين فى ظلل و عيون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 7
7 - تقواپيشگى ، زمينه ساز احسان و نيكوكارى است .
إنّ المتّقين . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
تقديم وصف «متّقين» بر «محسنين»، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 9 - 2
2 - خودسازى و پاك ساختن روح خويش از گناه و پليدى و سوق دادن آن به تقوا ، مايه نجات و كاميابى است .
فألهمها فجورها و تقويها. قد أفلح من زكّيها
مراد از «تزكيه نفس» - به قرينه آيه قبل - پاك سازى آن از «فجور» (گناه، فسق، دروغ و. ..) و رشد دادن آن به وسيله تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 6 - 3
3 - سخاوت مندى ، انفاق و تقواپيشگى ، نشانه پذيرش وعده هاى خداوند و باور داشتن پاداش هاى الهى است .
فأمّا من أعطى و اتّقى . و صدّق بالحسنى
عطف اين آيه بر آيه قبل، عطف سبب بر مسبب و يا عكس آن است و در هر صورت، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 2،6،8
2 - انفاق ، تقوا و ايمان به وعده هاى خداوند ، فراهم سازنده زمينه براى دستيابى به آينده اى آسوده و راحت
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى
حرف «سين» در «سنيسّره»، براى تأكيد است و بعيد نيست كه براى استقبال و ناظر به اين باشد كه رسيدن به اين نتيجه، نيازمند گذشت زمان و تكرار اعمالى است كه آيات پيشين، بيانگر آن بود.
6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى
8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « . . . فسنيسّره لليسرى » قال : لايريد شيئاً من الخير إلاّ يسّره اللّه له ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «فسنيسّره لليسرى» روايت شده كه فرمود: [هر كه در راه خدا بخشش كند و تقوا پيشه سازد و نيكوترين پاداش الهى را تصديق كند ]هيچ خيرى را اراده نمى كند، جز آن كه خداوند انجام دادن آن را براى او آسان مى
سازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 13 - 4
4 - خداوند ، بى نياز از انفاق ، تقوا و ايمانِ مردم و مصون از آسيب بخلورزى و تكذيب گرىِ ثروت اندوزان *
فأمّا من أعطى . .. و أمّا من بخل ... و إنّ لنا للأخرة و الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 17 - 1
1 - كسانى كه از همه باتقواتر و داراى مراقبت بيشتراند ، از آتش دوزخ دور گردانده خواهند شد .
و سيجنّبها الأتقى
«جَنَبْتُ»; يعنى، دور ساختم (مفردات) و باب تفعيل آن، براى مبالغه است. بنابراين «يُجنّب»; يعنى، به طور كامل دور نگه داشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 94 - 6
6 - گرفتار ساختن جوامع كفرپيشه و بى تقوا به سختى ها و محنت ها براى روى آوردن آنان به خداوند از سنت هاى الهى است .
و ما أرسلنا . .. أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 90 - 3
3 - ظهور ارزش تقوا و مقام متقين در رستاخيز
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 15
15 - تقوا ، بهترين توشه است .
فان خير الزاد التقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 21
21 - ارزش والاى صبر توأم با تقوا
و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
كلمه «عزم» مصدر و به معناى مفعول است و «عزم الامور»، اضافه صفت به موصوف است ; يعنى «الامور المعزومة»، و معزوم، به هدف و مقصود ارجمندى گويند كه بايد به سوى آن حركت كرد. بنابراين، معناى آيه چنين مى شود كه صبر و تقوا از امورى است كه بايد به خاطر كمال و شرف آن، به سويش حركت كرد. و از اينكه اسم اشاره مفرد «ذلك» براى اشاره به صبر و تقوا به كار برده شده، لزوم توأم بودن آن دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 10
10 - تقوا ، فضيلتى والا و ارزشمند و مورد تأكيد خداوند
و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه
از اينكه رعايت تقوا بر تمامى انسانها در همه اديان الهى واجب شده است، معلوم مى شود كه از تكليفهاى مهم و ارزشمند الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 6
6 - دستيابى به دنيا بدون داشتن ايمان و تقوا ، فاقد ارزش در پيشگاه خداوند
من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 15
15 - تقوا ، ملاك ارزشگذارى در پيشگاه خداوند
اعدلوا هو اقرب للتقوى
چون خداوند براى ترغيب به عدالت آن را وسيله اى براى نيل به تقوا به شمار آورده، معلوم مى شود هدف اصلى از اوامر الهى رسيدن انسانها به تقواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 15،17،18
15 - رعايت حلال ها و حرام هاى الهى ، تقواپيشگى است .
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه مصداق مورد نظر از خبث و طيب - به قرينه آيات گذشته - حلالها و حرامهاى الهى باشد.
17 - پرهيز از پليد و ناپاك و گرايش به پاكى ها ، زمينه نيل به فلاح و رستگارى
لايستوى الخبيث و الطيب . .. لعلكم تفلحون
18 - فلاح و رستگارى صاحبان خرد ، تنها در پرتو ، تقوا ميسر است .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 14
14- تقوا و جانب خدا را رعايت كردن ، داراى اهميت و ارزش فوق العاده
أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون
با توجه به اينكه فرستادن ملائكه و روح براى ابلاغ توحيد بوده و توحيد به عنوان مقدمه وصول به تقوا قرار داده شده است، مطلب فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 19
19- تقوا و احسان ، دو امر ارزشمند و داراى پاداش
للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة . .. و لنعم دار المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 5
5- تقوا ، خصيصه اى ارزشمند و سرنوشت ساز
تلك الجنّة . .. من كان تقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 48 - 9
9- تقوا ، از ارزش هاى برتر است و تقواپيشگان از فضيلت و شرافت ويژه در تمامى كتاب هاى آسمانى و اديان توحيدى برخوردارند .
ضياءً و ذكرًا للمتّقين
از اين كه متّقين غايت و هدف نزول كتاب آسمانى موسى و هارون و دريافت نور و هدايت الهى قرار گرفته اند و قرآن نيز كه مسأله تقوا را از محورهاى آموزه هاى خود قرار داده است، به دست مى آيد كه تقوا در همه اديان توحيدى داراى جايگاه ويژه و برتر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 32 - 8
8 - تقوا و خداترسى ، خصلتى ارزشمند در پيشگاه الهى
فإنّها من تقوى القلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 7
7 - تقوا ، از جمله ملاك هاى ارزشگذارى است .
لستنّ كأحد من النساء إن اتّقيتنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 14
14 - رعايت تقواى الهى ، بس ارزش مند و با اهميت است .
و اتّقين اللّه
فرمان به رعايت تقوا در مسايل شخصى و خانوادگى، حكايت از اهيمت و ارزش آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 124 - 5
5 - تقوا ، روح ديانت الهى و ارزشمندترين ارزش ها
إذ قال لقومه ألاتتّقون
ياد كرد تقوا، به عنوان نخستين پيام الياس(ع) به مردم خود، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 8
8 - تقواپيشگى ، از ملاك هاى برترى و ارزشمندى آدميان
أم نجعل المتّقين كالفجّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 57 - 1
1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران
أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 69 - 6
6 - تقوا ، ايمان و تسليم ، سه عنصر مرتبط باهم و ارزشمند
إلاّ المتّقين . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 13 - 9،10،11،17
9 - تقوا ، تنها ملاك كرامت و ارزش انسان ها ، نزد خدا است .
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
10 - فضيلت و برترى انسان ها بر يكديگر ، تنها براساس تقوا است ; نه نژاد ، قبيله و مليت .
و جعلنكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
11 - تقوا ، روح اصلى همه ارزش ها و خصلت هاى متعالى *
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
با اين كه ضرورتاً صفات و خصلت هاى فراوانى از نظر بشر و به حكم عقل ارزش به شمار مى آيد; ولى خداوند با مطرح كردن (تقوا) به عنوان تنها ملاك، اين حقيقت را يادآور شده كه هر خصلت ارزشمند، از آن جهت ارزنده است كه روح تقوا در آن جارى باشد.
17 - ملاك ارزش انسان ها ، تقواى واقعى و نه تظاهر به تقوا است .
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم إنّ اللّه عليم خبير
ممكن است بيان عليم و خبير بودن خداوند - پس از «إنّ أكرمكم عنداللّه أتقاكم» - نشانگر اين معنا باشد كه هرچند تقوا، تنها ملاك كرامت انسان ها است; اما ارزش براساس تقواى واقعى است و خداوند براساس عليم بودن و خبير بودن خود، آن را تشخيص مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 54 - 2
2 - تقوا ، جوهره ارزش هاى معنوى انسان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
از اين كه مؤمنان به جاى هر وصف ديگرى متصف به صفت «المتقين» شده اند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 17 - 9
9- ازدياد تقواى مؤمن ، همپايه ازدياد هدايت و ايمان او است . *
زادهم هدًى و ءاتيهم تقويهم
بدان احتمال كه تكرار ضمير «هم» در آيه شريفه، اشاره به اين داشته باشد كه مؤمن همراه با افزايش هدايت، از تقوايى مناسب با آن مقام برخوردار مى شود. و چه بسا اضافه «تقوا» به «هم» اشاره بدين نكته داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 9
9 - لزوم پايدارى بر ايمان ، تقوا و عمل صالح
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. إذا ما اتقوا و احسنوا
تكرار تقوا، ايمان و عمل صالح مى تواند اشاره به لزوم پايدارى بر اين ويژگيها داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 24
24 - عدم رعايت تقوا و سرپيچى از تكاليف الهى ، موجب عقاب شديد خداوند
و اتمّوا الحج . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 1
1 - نرمش در گفتار و رعايت ادب در محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، نشانه توفيق يافتگان در آزمون تقوا
إنّ الذين يغضّون . .. أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 17
17 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، سزاوارترين و شايسته ترين انسان ها براى برخوردارى از روح تقوا
و ألزمهم كلمة التقوى و كانوا أحقّ بها و أهلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 35
35 - ضرورت تحصيل تقوا و پرهيزگارى
لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 21 - 9،10
9 - رسيدن به تقوا ، وظيفه اى ضرورى براى همه انسانهاست .
لعلكم تتقون
چون هدف از لزوم عبادت رسيدن به تقواست، نيل به تقوا نيز ضرورى مى باشد.
10 - هدف از آفرينش انسان ها ، نايل شدن آنان به مرتبه تقواست .
خلقكم . .. لعلكم تتقون
برداشت فوق بر اين اساس است كه: «لعلكم . ..» - علاوه بر تعلقش به «اعبدوا» - به «خلقكم» نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 8
8 - تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف از فراخوانى بنى اسرائيل به پذيرش تورات
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 7،8
7 - خداوند ، خواهان آگاهى يافتن مردم به وابستگى پاداش هاى الهى به ايمان و تقوا
و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة . .. لو كانوا يعلمون
در برداشت فوق مفعول «يعلمون» حقيقتى گرفته شده كه جمله شرطيه «لو أنهم . ..» آن را بيان مى دارد; يعنى: ليت يعلمون أن مثوبة اللّه مشروط بالايمان و التقوى.
8 - تنها دانايان ، وابستگى پاداش هاى الهى را به ايمان و تقوا و برترى آن را بر هر منفعتى ديگر ، در مى يابند .
لمثوبة من عنداللّه خير لو كانوا يعلمون
فعل «يعلمون» در جمله فوق مى تواند فعل لازم بوده و نيازى به مفعول نداشته باشد. بر اين مبنا «لو كانوا يعلمون»; يعنى، اى كاش! اهل علم و دانش بودند تا حقايق مطرح شده را مى فهميدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 179 - 7
7 - ارزش حيات و زندگى دنيوى انسان ها ، در گرو رسيدن آنان به تقواپيشگى است .
و لكم فى القصاص حيوة . .. لعلكم تتقون
برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه «لعلكم . ..» بيان غايت براى «حياة» باشد; يعنى، قانون قصاص تشريع شد تا حيات جامعه را تضمين كند و حيات و زندگى به خودى خود ارزشى ندارد مگر اينكه زمينه اى براى تحصيل تقوا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 13،14
13 - نيكوكارى ، به تقواپيشگى و پرهيز از گناهان است .
و لكن البر من اتقى
14 - عمل نيك در حج ، رعايت تقوا و پرهيز از گناهان است .
و لكن البر من اتقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 10،11
10 - رعايت تقوا و پرهيز از گناه ، براى دور ماندن از عذاب هاى الهى ضرورى است .
و اتقوا اللّه
11 - اهل ايمان ، موظف به رعايت تقوا حتى در پاسخگويى به تجاوزات دشمن
فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 18
18 - لزوم رعايت تقواى الهى
و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 11،16،17،18
11 - لزوم تهيّه توشه ( كار هاى نيك و تقوا ) براى آخرت
و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى
16 - لزوم رعايت تقواى الهى
واتقون
17 - دعوت خداوند از خردمندان ( اولى الالباب ) به رعايت تقوا
واتقون يا اولى الالباب
18 - خِردمندى ، مقتضى تقواپيشگى است .
واتقون يا اولى الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 4،5
4 - مخير بودن حج گزار در كوچ كردن از منى در روز دوازدهم و يا روز سيزدهم مشروط به رعايت تقوا .
فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه و من تأخر فلا اثم عليه لمن اتّقى
5 - لزوم رعايت تقواى الهى
و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 7
7 - خداترسى ، انتقاد و نصيحت پذيرى ، شرط لازم براى انتخاب حاكم
و اذا قيل له اتق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 212 - 14
14 - تقوا ، ملاك ارزش واقعى افراد
و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 11،16
11 - لزوم رعايت تقواى الهى در روابط زناشويى
نساؤكم حرث لكم . .. و اتقوا اللّه
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بشارت به مؤمنانى كه تقوا و حدود الهى را در زندگى زناشويى و محيط خانواده مراعات مى كنند و با يكديگر رفتارى پسنديده دارند .
نساؤكم حرث لكم . .. و اعلموا انّكم ملاقوه و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 19
19 - لزوم رعايت تقواى الهى
و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 35،36
35 - لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
36 - لزوم رعايت تقوا در حقوق نوزادان و آنچه مربوط به شيردهى آنان است .
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
محور اصلى آيه، تأمين حيات و رشد نوزادان است. بنابراين مصداق بارز تقوا درآيه شريفه، رعايت حقوق آنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 1
1 - مؤمنان ، موظف به رعايت تقوا ( پرهيز از مخالفت با خدا ) هستند .
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 12،53،56
12 - وجوب رعايت تقواى الهى از سوى مديون و كم و كاست نكردن چيزى در تنظيم اسناد مبادلاتى
و ليملل الّذى . .. و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
53 - لزوم رعايت تقواى الهى از جانب نويسنده ، گواهان و طرفين قرارداد ها و مبادلات
اذا تداينتم . .. و لا يأب كاتب ... و استشهدوا شهيدين ... و اتّقوا اللّه
متعاملين، كاتب و گواه در مبادلات، از مصاديق مورد نظر در خطاب «و اتقوا اللّه» مى باشند.
56 - خداوند ، آموزگار شيوه تقواپيشگى *
و اتّقوا اللّه و يعلّمكم اللّه
محتمل است به قرينه «و اتّقوا اللّه»، مفعول محذوف از «يعلمكم اللّه»، طريقه تقوا باشد. يعنى و يعلّمكم اللّه طريقة التقوى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 4
4 - وفاى به عهد و رعايت تقوا ، ملاك ارزش انسان در پيشگاه خداوند ; نه انتساب به نژادى خاص
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا . .. بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 1،4،8
1 - لزوم رعايت تقواى الهى به شايستگى تمام ، براى اهل ايمان
يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه حق تقاته
4 - رعايت تقواى كامل و شايسته و تسليم همه جانبه در برابر خداوند ، اعتصام و تمسك به اوست .
و من يعتصم باللّه . .. اتقوا اللّه حق تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون
گويا آيه مورد بحث بيانى است براى شيوه تحقق و عينيّت يافتن اعتصام به خداوند.
8 - رعايت تقواپيشگى به شايستگى تمام ، تسليم دائمى و همه جانبه در برابر خداوند است .
اتّقوا اللّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون
بنابراينكه جمله «و لا تموتنّ» كه دلالت بر دوام تسليم همه جانبه دارد، تفسير «حق تقاته» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 120 - 11
11 - لزوم پايدارى و تقواپيشگى در برابر توطئه دشمنان دين
ان تمسسكم حسنة . .. و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 7
7 - نبرد احد ، نمونه اى از بى صبرى و بى تقوايى دو گروه از مسلمانان و زيان ديدن از توطئه هاى دشمنان
و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً . .. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 12،15،16
12 - ضرورت تقواپيشگى و خداترسى
فاتّقوا اللّه
15 - رعايت تقوا ، شكر نعمت هاى الهى است .
فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
برخى از مفسرين برآنند كه جمله «لعلّكم تشكرون»، به معنى «ليقوموا شكر نعمته» است; يعنى تقوا را رعايت كنيد تا به شكر و سپاس او قيام كرده باشيد.
16 - ضرورت خداترسى و پرواپيشگى اهل ايمان ، به شكرانه يارى خدا نسبت به آنان
و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
متعلق «تشكرون»، به قرينه صدر آيه، مى تواند همان پيروزى بر دشمن و نصرت الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 125 - 6،8
6 - تعلق نصرت الهى به اهل ايمان ، در گرو همّت آنان ( پيشه ساختن صبر و تقوا ) است .
ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم
8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن
ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة
برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 130 - 11،12
11 - لزوم رعايت تقواى الهى در امور اقتصادى
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
مراد از تقوا به قرينه «لا تأكلوا الرّبوآ» يا خصوص رباخوارى و درآمدهاى نامشروع است و يا از مصاديق مورد نظر آيه، چنانچه
متعلق تقوا، مطلق محرمات الهى باشد.
12 - لزوم رعايت تقوا براى نيل به فلاح و رستگارى
و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 17،18
17 - لزوم پيشه كردن صبر و تقوا در برابر آزمايش هاى الهى و آزار هاى دشمنان
لتبلونّ . .. و لتسمعنّ ... و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
18 - صبر و مقاومت ، حتّى در برابر دشمن ، بايد آميخته با تقوا و رعايت حدود الهى باشد .
و لتسمعنّ . .. اذًى كثيراً و ان تصبروا و تتّقوا
از ذكر تقوا پس از صبر، معلوم مى شود كه در برابر اذيّتهاى دشمن نبايد دستورات الهى را ناديده گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 12،17
12 - مؤمنان ، موظّف به رعايت تقواى الهى
و اتّقوا اللّه
17 - تقوا ، مرتبه اى فراتر از ايمان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 1
1 - همه مردم ، مأمور به رعايت تقوا و پروا از خداوند هستند .
يا ايّها النّاس اتّقوا ربّكم . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 19
19 - مصالحه زن و شوهر در حقوق همسرى در صورتى ارزشمند است كه بر پايه احسان و تقوا باشد .
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 15،16
15 - تلاش براى اصلاح بين مسلمانان و رعايت تقوا ، زمينه برخوردارى از غفران و رحمت الهى
و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً
16 - عدم رعايت عدالت نسبى بين همسران ، گناه و آمرزش آن در گرو بازگشت به عدالت و رعايت تقواست .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. و إن تصلحوا و تتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 7،8
7 - رعايت تقوا ، سفارش خداوند ، به مسلمانان و امت هاى پيشين
و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه
8 - رعايت تقوا ، خواسته و توصيه تمامى اديان الهى است .
و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 41،42
41 - لزوم رعايت تقواى الهى
واتقوا اللّه
42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .
واتقوا اللّه
جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 26
26 - لزوم رعايت تقوا در صيد و خوراكيها
احل لكم الطيبت . .. فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 9
9 - رعايت تقوا ، وظيفه همه مؤمنان
و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 17
17 - لزوم رعايت تقوا و پرواداشتن از خداوند
و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 5،10
5 - لزوم رعايت تقوا و پروا داشتن از خداوند
و اتقوا اللّه
10 - رعايت تقوا و تنها بر خدا توكل داشتن ، شكر نعمت هاى خداوند و سپاسگزارى از امداد هاى اوست .
اذكروا نعمت اللّه . .. و اتقوا اللّه و على اللّه فليتوكل المؤمنون
امر به تقوا و توكل پس از يادآورى نعمتها و امدادهاى الهى، بيانگر آن است كه توكل بر خدا و رعايت تقوا، بزرگداشت و سپاس آن نعمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 1،8
1 - مؤمنان ، موظف به پرهيزگارى و رعايت تقوا
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
8 - ضرورت رعايت تقوا در گزينش وسيله و راه تقرب به خداوند
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة
امر به تقوا و آنگاه دستور به يافتن راههايى براى قرب به خداوند، مى تواند اشاره به اين باشد كه در طلب وسيله تقرب نيز بايد تقوا را در نظر داشت و به سوى هر آنچه وسيله پنداشته مى شود نشتافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 32
32 - ضرورت درس آموزى عالمان يهود از انبيا ، احبار و ربانيون ، در خداترسى و بى پروايى از مردم
يحكم بها النبيون . .. فلاتخشوا الناس و اخشون
تفريع جمله «فلاتخشوا الناس» بر «يحكم بها النبيون» با كلمه «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 2
2 - دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى
و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 8،9
8 - اهل ايمان موظف به رعايت تقوا
و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
9 - ضرورت رعايت تقوا در بهره گيرى از امكانات و روزى هاى خدادادى
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7،15
7 - لزوم تقواپيشگى اهل ايمان در سه بعد رفتارى ، اعتقادى و اخلاقى
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
با توجه به تكرار «اتقوا» به همراه هر يك از جملات «عملوا الصلحت» (بعد رفتارى) و «ءامنوا» (بعد اعتقادى) و «احسنوا» (بعد اخلاقى)، مى توان گفت مراد از «اتقوا» در هر فراز، فرمان به تقوايى مناسب با ساير جملات آن فراز است.
15 - احسان مقامى برتر از ايمان و تقوا
ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7،15
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 9
9 - لزوم رعايت تقوا و پرهيز از محرمات
و اتقوا اللّه
با توجه به آيه مورد بحث و آيات گذشته كه تبيين برخى از محرمات الهى است معلوم مى شود مراد از اتقوا اللّه در اينجا پرهيز از محرمات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 7،14،19
7 - لزوم رعايت تقوا با پرهيز از ناپاكى ها و گرايش به پاكيها
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه
14 - لزوم تقواپيشگى ، چه اكثريت جامعه پذيراى آن باشند و يا نباشند .
و لو اعجبك كثرة الخبيث فاتقوا اللّه ياولى الالبب
كلمه خبيث و طيب مى تواند علاوه بر شىء خبيث و طيب شامل شخص خبث و طيب نيز باشد. در اين صورت مراد از شخص طيب و خبيث به قرينه «فاتقوا اللّه» - تقواپيشگان و بى تقوايان خواهد بود.
19 - نيل انسان ها به فلاح و رستگارى از جمله اهداف امر الهى به تقواپيشگى است .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 8
8 - ارزش واقعى انسانها در گرو تقواپيشگى است.
و لباس التقوى ذلك خير
برداشت فوق بر اين اساس است كه «خير» وصف باشد نه افعل تفضيل و كلمه «ذلك» همانند ضمير فصل دلالت بر حصر كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 3
3 - گرايش انسانها به تقوا و درستى كردار، از اهداف رسالت انبيا در ابلاغ پيامهاى خداوند
يقصون عليكم ءايتى فمن اتقى و أصلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 10
10 - گرايش مردم به تقواپيشگى در پرتو رسالت انبيا ، از اهداف نزول دين و و معارف الهى است .
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا
«لتتقوا» عطف بر «لينذركم» است و در نتيجه نيل مردم به تقوا از اهداف آمدن ذكر و معارف دين مى باشد. و چون بيان اين هدف در پى «لينذركم» ذكر شده است، مى توان گفت نيل انسانها به تقواپيشگى در پرتو امداد و اندرز پيامبران امكان پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 6
6 - زندگانى دنيا بدون پايگذارى آن بر مبناى ايمان و تقوا ، بازيچه اى بيش نيست .
أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 12،14
12 - ارجمندى حكومت مداران تنها در گرو تقواپيشگى آنان است .
و العقبة للمتقين
چنانچه مراد از «العقبة» عاقبت نيك باشد، هدف از آوردن جمله «العقبة للمتقين» پس از اشاره به اينكه مؤمنان بنى اسرائيل به حكومت خواهند رسيد، بيان اين حقيقت است كه حاكميت يافتن مؤمنان براى آنان سعادت آفرين نيست، مگر اينكه اهل تقوا باشند و در حاكميت خويش تقوا را رعايت كنند.
14 - رعايت تقوا از توصيه هاى موسى ( ع ) به قوم خويش
و العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 7،9
7 - تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف دعوت خداوند از بنى اسرائيل به پذيرش تورات
خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون
9 - رسيدن انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى بر ايشان است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 13
13 - اطاعت از خدا و رسول او ، تلاش براى رفع اختلافات جامعه ايمانى و رعايت تقوا ، لازمه ايمان به خدا و رسول اوست .
فاتقوا اللّه و أصلحوا . .. و أطيعوا اللّه و رسوله إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 1
1 - خداوند ، مؤمنان را به رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت با وى فراخوانده است .
يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 34 - 6،11
6 - ولايت و سرپرستى بر مسجدالحرام ، تنها شايسته تقواپيشگان است .
و ما كانوا أولياؤه إن أولياؤه إلا المتقون
11 - اكثر كافران عصر بعثت ، ناآگاه به ضرورت تقوا براى متوليان مسجدالحرام
إن أولياؤه إلا المتقون و لكن أكثرهم لايعلمون
مفعول «لايعلمون» حقايقى است كه آيه مورد بحث بدان پرداخته است ; از جمله ضرورت تقوا براى واليان مسجدالحرام و نيز استحقاق عذاب براى سدكنندگان مسجدالحرام بر روى مؤمنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 4 - 16
16 - تقواپيشگان ، محبوبان خدا هستند .
إنّ اللّه يحب المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 3،7
3 - رعايت تقواى الهى و تحصيل رضاى خدا در پى ريزى مؤسسات ، ملاك ارزشمندى آنهاست .
أفمن أسس بنينه على تقوى من اللّه
7 - لزوم داشتن اخلاص و تقوا ، از نخستين مراحل انجام هر كار
أفمن أسّس بنينه على تقوى
تعبير «أسّس بنيانه» تصريح به مراحل آغازين هر عمل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 11
11 - لزوم رعايت تقوا و توجه به حدود الهى ، حتى در مبارزه با كافران
قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 63 - 3،5
3 - رعايت مستمر تقواى الهى ، زمينه ساز رسيدن به مقام ولى اللّهى است .
ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون
5 - رعايت مستمر تقواى الهى ، عامل ارتقاى درجات ايمان است .
الذين ءامنوا و كانوا يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 64 - 2
2 - بشارت ها در دنيا و آخرت ، ويژه مؤمنانى است كه با رعايت تقواى مستمر الهى ، به مقام « ولىّ اللّهى » رسيدند .
ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم البشرى فى الحيوة الدنيا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ال» در «البشرى» براى استغراق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 6
6- ايمان و ملازمت بر تقوا شرط بهره مندى از پاداش هاى اخروى است .
و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون
«كان» و مانند آن همراه مضارع حكايت از استمرار در زمان گذشته دارد. ملازمت به تقوا در برداشت فوق ، از نكته ياد شده استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 15
15- پيشه كردن تقوا و شكيبا بودن بر راه تقواپيشگى ، از مصداق هاى بارز احسان و نيكوكارى است .
إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 15
15- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و ديگر رسولان الهى فراخوان مردم به تقواپيشگى
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. و لدار الأخرة خير للذين اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 14،15
14- تقوا و جانب خدا را رعايت كردن ، داراى اهميت و ارزش فوق العاده
أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون
با توجه به اينكه فرستادن ملائكه و روح براى ابلاغ توحيد بوده و توحيد به عنوان مقدمه وصول به تقوا قرار داده شده است، مطلب
فوق به دست مى آيد.
15- عصاره دعوت انبيا ، دعوت به توحيد و خداترسى است .
لا إله إلاّ أنا فاتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 31 - 8،9
8- تقوا ، زمينه ساز ورود به بهشت و رسيدن به مواهب بى كران الهى
دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون
9- نيل به سعادت اخروى ، جاى گرفتن در بهشت و برآورده شدن تمامى خواسته ها در آن ، پاداش خداوند به تقواپيشگان
و لنعم دار المتّقين . جنّ-ت عدن ... لهم فيها ما يشاءون كذلك يجزى الله المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 10
10- لزوم كسب تقوا و پرهيز از ظلم
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 21
21 - خواسته خداوند از انسان ها ، گرايش به تقوا است ; نه تلاش براى رزق .
لانس-َلك رزقًا . .. والعقبة للتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 1
1- لزوم رعايت تقوا و پرهيز از نافرمانى خداوند
يأيّها الناس اتّقوا ربّكم
«إتقاء» (مصدر «اتقوا») به معناى خوف و ترسيدن است و تقدير آن «اتقوا عذاب ربّكم» مى باشد; يعنى از عذاب پروردگارتان بترسيد. ترسيدن از عذاب خدا، مستلزم سرپيچى نكردن از فرمان هاى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 9
9 - لزوم رعايت تقوا و پرهيز از نافرمانى خداوند
فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى نوح ( ع )
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 1
1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 1
1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت
أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 132 - 1
1 - تأكيد هود ( ع ) بر تقواى الهى و پرهيز از ناسپاسى در برابر خداى نعمت بخش
و اتّقوا الذى أمدّكم بما تعلمون
«إمداد» (مصدر «أمدّكم») به معناى كمك كردن و «ما» در «بما تعلمون» كنايه از نعمت هايى است كه تفصيل آن در آيات بعد آمده است. متعلق «تعلمون» به خاطر رعايت فاصله آيات حذف شده و تقدير آن چنين است: «أمدّكم بما تعلمون أنّها من إمداده».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 142 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى صالح پيامبر
إذ قال لهم أخوهم صلح . .. ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 144 - 1
1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 1
1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 161 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى لوط ( ع )
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 163 - 1
1 - دعوت مجدد لوط ( ع ) از قوم خود ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 177 - 3
3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 179 - 1
1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 53 - 3
3 - ثمربخشى ايمان ، تنها در پرتو تقوا و پايبند بودن به ارزش هاى الهى در مقام عمل
و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون
جدا آمدن «كانوا يتّقون» در كنار «آمنوا» اين نكته را مى رساند كه ايمان درونى و قلبى، بدون داشتن بازتاب عملى و جوارحى مايه نجات حتمى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 7
7 - تقواپيشگى و عبادت ، همسوى با فطرت انسان ها است .
فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطرالناس عليها . .. و اتّقوه و أقيموا ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 70 - 1
1 - مؤمنان ، وظيفه دارند كه تقوا را پيشه كنند .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 5
5 - رعايت تقواى الهى ، امرى لازم و واجب براى مؤمنان
الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 10
10 - توصيه خداوند به بندگان خود ، مبنى بر رعايت تقوا و حساب بردن از خداوند
يعباد فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 7
7 - پديد آمدن روح تقواپيشگى در انسان ها ، از اهداف نزول قرآن
قرءانًا . .. لعلّهم يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 57 - 4
4 - ساختن انسان با تقوا ، از اهداف نزول وحى ( قرآن )
لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 12
12 - پيام رسولان الهى ، رعايت تقوا و اطاعت از آنها است .
فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 11
11- هدف اصلى و نهايى دين ، دعوت مردم به ايمان و تقوا و نه دريافت مال از ايشان
و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم و لايسئلكم أمولكم
«لايسئلكم أموالكم» مى تواند در قبال «إن تؤمنوا و تتّقوا» و در مقايسه با آن باشد; يعنى، پيام دين، پيام ايمان و تقوا است; نه دريافت مال.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 1 - 6
6 - لزوم رعايت تقواى الهى ، در زمينه احكام دين
و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 5،7
5 - مؤمنان ، تحت تمرين و آزمون الهى ، براى رسيدن به رشد و مرتبه تقوا
أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
بديهى است كه امتحان و آزمون در مورد خداوند، به معناى حقيقى آن نيست. در نتيجه مراد از امتحان، پديد آوردن زمينه هاى رشد و تعالى است و لام «للتقوى» براى بيان هدف و نتيجه است.
7 - تقواى قلبى و درونى ، مرتبه والاى ايمان
يأيّها الذين ءامنوا . .. إنّ الذين يغضّون ... أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم ل
با توجه به اين كه خطاب اين آيه به همه مؤمنان است و از آن ميان، برخى از مؤمنان به داشتن تقواى قلبى و درونى توصيف شده اند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 13 - 9،11
9 - تقوا ، تنها ملاك كرامت و ارزش انسان ها ، نزد خدا است .
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
11 - تقوا ، روح اصلى همه ارزش ها و خصلت هاى متعالى *
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
با اين كه ضرورتاً صفات و خصلت هاى فراوانى از نظر بشر و به حكم عقل ارزش به شمار مى آيد; ولى خداوند با مطرح كردن (تقوا) به عنوان تنها ملاك، اين حقيقت را يادآور شده كه هر خصلت ارزشمند، از آن جهت ارزنده است كه روح تقوا در آن جارى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 1،5
1 - توصيه مؤمنان ، از سوى خداوند به رعايت تقواى الهى و پايدار ماندن بر ايمان به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله
امر «آمنوا برسوله» - با توجه به اين كه خطاب در آن متوجه كسانى است كه به پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) ايمان دارند - امر به تحصيل ايمان نيست; بلكه توصيه است به اين كه بر آن ايمان باقى بمانند و آن را از دست ندهند.
5 - پيشه كردن تقواى الهى و پيروى تام از دستورات ، سيره و سلوك پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، نشانه ايمان راستين و كامل
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 6
6 - رعايت تقوا ، توصيه خداوند به اهل ايمان
يأيّها الذين ءامنوا . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 14
14 - لزوم رعايت تقواى الهى و بيم داشتن از مخالفت با او
و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 13
13 - انسان همواره در معرض لغزش و نيازمند توصيه و تذكر به تقوا
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. و اتّقوا اللّه
از اين كه مؤمنان مورد دعوت هاى مكرر «اتّقوا. ..» قرار گرفته اند; نياز آن به اين دعوت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 2
2 - مؤمنان ، در معرض از ياد بردن خدا و نيازمند هشدار الهى براى پايبندى به تقوا
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 5
5 - هشدار الهى به مؤمنان ، نسبت به رعايت تقوا ، در زمينه ادعا هاى مالى خويش و پرداخت حقوق ديگران
فاتوا الذين ذهبت أزوجهم . .. و اتّقوا اللّه
امر «اتّقوا اللّه. ..» احتمالاًنظر به دو زمينه دارد: 1- مؤمنى كه مى بايست مهريه صرف كرده براى همسر كافرش را از غنايم بردارد. در اين صورت او نبايد بيش از آنچه خرج كرده ادعا كند. 2- مجموعه مؤمنان اند كه در پرداخت حق مؤمن از غنايم، كوتاهى نورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 9
9 - لزوم تقواپيشگى و ضرورت پرهيز از خوى طغيان گرى و ثروت اندوزى
ليطغى . أن رءاه استغنى ... أو أمر بالتّقوى
متعلق «تقوا»، ممكن است طغيان و استغنا باشد كه در آيات پيشين مطرح بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 6
6 - رضايت خداوند از انسان ، در گرو تقوا و اخلاص در انفاق است .
الأتقى . الذى يؤتى ماله ... ابتغاء وجه ربّه الأعلى . و لسوف يرضى
چنانچه فاعل «يرضى» خداوند باشد، آيات پيشين در مقام بيان زمينه هاى رضايت او خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 13،14
13 - تشويق و ترغيب خداوند ، به هجرت از سرزمين نامساعد براى حفظ ايمان و تقواپيشگى و احسان ، به سرزمين مناسب ديگر
يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم . .. و أرض اللّه وسعة
ياد كردن از توسعه و فراخى زمين - پس از توصيه به تقوا و احسان - براى مؤمنانى كه به جرم ايمان و تقواى الهى به شدت تحت فشار و شكنجه مشركان و كافران مكه قرار داشتند; در واقع توصيه و تشويق به هجرت، به سرزمين مساعد ديگر است.
14 - وجود شرايط مناسب و مساعد براى ديندارى ، تقواپيشگى و احسان ، از معيار هاى شايسته و بايسته در انتخاب وطن و محل زندگى
يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم . .. و أرض اللّه وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 5
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى هود پيامبر
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 1
1 - دعوت مجدد هود ( ع ) از عاديان ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 3
3 - ايمان بدون پرهيز از گناهان و پرهيز از گناه بدون ايمان ، موجب بهره مندى از پاداش هاى الهى نخواهد شد .
و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 7
7- ايمان بدون تقوا و تقوا بدون ايمان ، در برخوردار شدن از موهبت هاى اخروى كارساز نيست .
للذين ءامنوا و كانوا يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 8
8 - بى توجهى به مربيان تقوا و احساس بى نيازى از آنان ، نشان طغيان گرى است .
ليطغى . إن رءاه استغنى ... ينهى . عبدًا ... أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 212 - 19
19 - بهره مندى مؤمنان باتقوا از رزق بى پايان خداوند در قيامت
و الذين اتقوا . .. و اللّه يرزق من يشاء بغير حساب
كلمه «بغير حساب»، مى تواند كنايه از فراوانى و بى پايانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 8
8 - تقواپيشگان بهره مند از پاداش الهى ، در برابر اعمال نيكى كه انجام مى دهند .
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 21
21 - پاداش بزرگ اميرالمؤمنين ( ع ) به خاطر احسان و تقوا و اجابت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از مجروح شدن در جنگ احد
الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. اجر عظيم
امام صادق (ع): انّ رسول اللّه بعث عليّاً فى عشرة «استجابوا للّه و الرّسول من بعد ما اصابهم القرح» الى «اجر عظيم». انّما نزلت فى اميرالمؤمنين (ع).
تفسير عياشى، ج 1، ص 206، ح 153 ; تفسير برهان، ج 1، ص 326، ح 4.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 26
26 - استحقاق اجر عظيم الهى ، در گرو ايمان به خدا و رسول و پرهيز از مخالفت با آنان
و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم
چون كلمه «اجر»، ظهور در پاداش استحقاقى دارد، در برداشت فوق، كلمه استحقاق آورده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 11
11- پاداش هاى دنيوى و اخروى يوسف ( ع ) ، دستاورد ايمان و ملازمت او بر تقوا و پرهيزگارى بود .
و كذلك مكّنّا ليوسف . .. و لأجر الأخرة خير للذين ءامنوا و كانوا يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 8
8- نيل يوسف ( ع ) به عزيزى و اقتدار و حاكميت وى در ديار مصر ، پاداشى بر تقواپيشگى ، صبر و نيكوكارى او بود .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 19
19- تقوا و احسان ، دو امر ارزشمند و داراى پاداش
للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة . .. و لنعم دار المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 3
3 - شادمانى و عيشِ بهشتيان ، فضل الهى در قبال تعهد و تقواى ايشان
إنّ المتّقين . .. فكهين بما ءاتيهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 1
1 - بهشت و نعمت هاى آن ، پاداش و مزد تقواپيشگى است .
إنّ للمتّقين . .. جزاء
«جزاء» مفعول مطلق و تأكيد كننده مفاد «إنّ للمتّقين مفازاً» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 2،3،7
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن
أو أمر بالتّقوى
3 - نمازگزاران ، داراى زمينه اى مساعد براى ترغيب ديگران به تقوا
إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى
7 - احتمال تلاش نمازگزار براى تبليغ تقوا ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 6
6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .
أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 8 - 1
1 - خداوند عصيانگرى و پرهيزگارى نفس انسان و عوامل پيدايش آن صفات را به او شناسانده است .
فألهمها فجورها و تقويها
«فجور» به معناى روان شدن در معصيت ها و زناكارى است. فعل «فَجَرَ»; يعنى، فاسق شد; دروغ گفت; تكذيب كرد و نافرمانى و مخالفت كرد (قاموس). «فَجْر»، به معناى ايجاد شكاف وسيع و «فُجُور» دريدن پرده دين دارى است. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 8 - 1
1 - خداوند عصيانگرى و پرهيزگارى نفس انسان و عوامل پيدايش آن صفات را به او شناسانده است .
فألهمها فجورها و تقويها
«فجور» به معناى روان شدن در معصيت ها و زناكارى است. فعل «فَجَرَ»; يعنى، فاسق شد; دروغ گفت; تكذيب كرد و نافرمانى و مخالفت كرد (قاموس). «فَجْر»، به معناى ايجاد شكاف وسيع و «فُجُور» دريدن پرده دين دارى است. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 7
7 - تحصيل تقوا و پرهيز از گناهان ، وظيفه همه بندگان است .
لعلكم تتقون
وجوب روزه براى تحصيل تقوا، بيانگر اين است كه: نيل به تقوا لازم و ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 5
5- ترك تقوا ، ظلم است و ظلم نشانه بى تقوايى .
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين
در اين آيه، مردم به دودسته تقسم شده اند: متقى يا ظالم. براين اساس شخص بى تقوا از ظالمان است و ظلم نيز نشانه بى تقوايى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 27
27 - وعده و تضمين پاداش ، از روش هاى قرآن براى تشويق به ايمان و تقوا
و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 11
11 - ترغيب شوهران از سوى خداوند به رعايت تقوا در محيط خانواده
و إن تصلحوا و تتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 26 - 11
11 - برشمردن نعمتها و ترغيب به تقوا، از رهنمودهاى پندآميز خداوند
ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «آيات الله» جملات قرآن و محتواى آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 13 - 13
13 - ترغيب انسان از سوى خداوند ، به كسب تقواى هر چه بيشتر
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 35 - 6
6 - تشويق انسان ها از سوى خداوند ، براى گرايش به تقوا
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم ... لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 36،37
36 - لزوم تعاون و همكارى در انجام كار هاى نيك و سير به سوى تقوا و پرهيزگارى
و تعاونوا على البر و التقوى
37 - لزوم همكارى و تعاون در مراسم حج ، بر اساس نيكى و تقوا
لايجرمنكم . .. عن المسجدالحرام ان تعتدوا و تعاونوا على البر و التقوى
از مصاديق مورد نظر براى «برّ» و «تقوى»، به قرينه فرازهاى پيشين، مناسك حج و مسايل پيرامون آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 13
13 - تقوا و پرهيزگارى همسو و هماهنگ با تيزهوشى و خردمندى
فاتقوا اللّه ياولى الالبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 11،16
11 - لزوم رعايت تقواى الهى در روابط زناشويى
نساؤكم حرث لكم . .. و اتقوا اللّه
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بشارت به مؤمنانى كه تقوا و حدود الهى را در زندگى زناشويى و محيط خانواده مراعات مى كنند و با يكديگر رفتارى پسنديده دارند .
نساؤكم حرث لكم . .. و اعلموا انّكم ملاقوه و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7
7 - لزوم تقواپيشگى اهل ايمان در سه بعد رفتارى ، اعتقادى و اخلاقى
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
با توجه به تكرار «اتقوا» به همراه هر يك از جملات «عملوا الصلحت» (بعد رفتارى) و «ءامنوا» (بعد اعتقادى) و «احسنوا» (بعد اخلاقى)، مى توان گفت مراد از «اتقوا» در هر فراز، فرمان به تقوايى مناسب با ساير جملات آن فراز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 10 - 9
9 - لزوم رعايت تقوا و ارزش هاى الهى ، در ميانجى گرى و ايجاد صلح ميان مؤمنان
فأصلحوا . .. و اتّقوا اللّه
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه امر «اتّقوا. ..» نظر به كيفيت اصلاح گرى داشته باشد; چنان كه در آيه قبل، خداوند رعايت عدالت در اصلاح گرى را يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 186 - 17،20
17 - لزوم پيشه كردن صبر و تقوا در برابر آزمايش هاى الهى و آزار هاى دشمنان
لتبلونّ . .. و لتسمعنّ ... و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
20 - صبر توأم با تقوا ، شرط موفقيّت در آزمايش هاى الهى
لتبلونّ . .. و ان تصبروا و تتّقوا فانّ ذلك من عزم الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 5 - 3
3 - توأم بودن انفاق و تقوا با هم ، شرط ارزش مندى آنها است .
من أعطى و اتّقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 2
2 - انفاق همراه باتقوا و اخلاص ، مايه رسيدن به تمام خواسته ها و آرزو ها در قيامت است .
و لسوف يرضى
رسيدن به مرحله رضايت، به معناى دست يافتن به تمام امورى است كه شخص به آن رغبت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 5
5 - مسجدى كه از نخستين لحظه بر اساس تقوا بنا شده ، داراى ارزش بوده و سزاوار است كه در آن نماز اقامه شود .
لمسجد أسّس على التقوى من أول يوم أحق أن تقوم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 6،10
6 - مسجد قبا ، بنيان نهاده شده بر اساس تقوا و مكانى شايسته براى عبادت
لمسجد أسّس على التقوى . .. أحق أن تقوم فيه
با توجه به شأن نزول و به قرينه مسجد ضرار، منظور از «لمسجد أسّس على التقوى» مسجد قبا مى باشد.
10 - مسجد قبا ، مسجدى بنا شده بر اساس تقوا و مأواى جويندگان پاكى و طهارت
لمسجد أسّس على التقوى . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 3
3 - رعايت تقواى الهى و تحصيل رضاى خدا در پى ريزى مؤسسات ، ملاك ارزشمندى آنهاست .
أفمن أسس بنينه على تقوى من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 11
11 - رعايت تقوا در حل پيروزى و اقتدار توصيه خداوند به مؤمنان *
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و اتّقوا اللّه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پس از آيات مربوط به غزوه بنى نضير و پيروزى مسلمانان بر كافران و منافقان، سخن از بايستگى تقوا به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 26
26 - لزوم رعايت تقوا در صيد و خوراكيها
احل لكم الطيبت . .. فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 7
7 - تحصيل تقوا و دورى از اعمال ناروا ، هدف دعوت خداوند از بنى اسرائيل به پذيرش تورات
خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 14
14 - رعايت تقوا در جنگ و حفظ عدالت در مقابله به مثل ، موجب جلب حمايت و امداد هاى الهى است .
و اتقوا اللّه و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 13،14
13 - تشويق خداوند به جهاد ، همراه با نيكوكارى و تقوا
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
14 - خوب عمل كردن در جنگ ( احسان ) و تخلف نكردن از مقررات جنگى ( تقوا ) ، شرط پاداش بزرگ خداوند براى مجاهدان
الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم
در برداشت فوق، متعلق «احسان»، جنگ گرفته شده است ; يعنى در جنگ خوب عمل كنند. همچنين متعلق «اتّقوا»، مقررات جنگى (مانند پيروى از فرماندهى) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 125 - 4
4 - دعوت و تشويق اهل ايمان به پيشه ساختن صبر و تقوا ، در رويارويى با دشمن
ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 14
14 - عمل نيك در حج ، رعايت تقوا و پرهيز از گناهان است .
و لكن البر من اتقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 15
15 - كشف حجاب در نزد افرادِ مُجاز ، بايد با رعايت ضوابط و تقواپيشگى باشد .
لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ . .. و لا ما ملكت أيمنهنّ و اتّقين اللّه
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه امر به تقوا پس از ذكر استثناهاى لزوم رعايت حجاب، مربوط به استثناها باشد; يعنى، در اهميت موارد ياد شده نيز آزادى مطلق وجود ندارد و بايد با رعايت ضوابط صورت بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 12
12 - ارجمندى حكومت مداران تنها در گرو تقواپيشگى آنان است .
و العقبة للمتقين
چنانچه مراد از «العقبة» عاقبت نيك باشد، هدف از آوردن جمله «العقبة للمتقين» پس از اشاره به اينكه مؤمنان بنى اسرائيل به حكومت خواهند رسيد، بيان اين حقيقت است كه حاكميت يافتن مؤمنان براى آنان سعادت آفرين نيست، مگر اينكه اهل تقوا باشند و در حاكميت خويش تقوا را رعايت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 18
18 - رعايت كنندگان تقوا و احسان در محيط خانواده ، از پاداش الهى برخوردار خواهند شد .
و إن تحسنوا و تتقوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جمله «فان اللّه . ..» در مقام تشويق به احسان و تقواست. و چون علم خدا به احسان و تقوا، معمولا تأثيرى براى انجام آن ندارد ; بنابراين بايد كنايه از پاداش دهى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 9،11
9 - صلح و سازش و رعايت تقوا در محيط خانواده بويژه با داشتن چند همسر ، موجب غفران و رحمت الهى
فلاتميلوا كل الميل . .. و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً
11 - ترغيب شوهران از سوى خداوند به رعايت تقوا در محيط خانواده
و إن تصلحوا و تتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 2
2 - عدم لزوم حفظ كانون خانواده در صورت ناتوانى زن و يا شوهر بر سازش و رعايت تقوا در محيط خانواده
و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً . .. و إن يتفرقا يغن اللّه
پيشنهاد طلاق، بلكه ترغيب به آن در مواردى خاص، دلالت بر عدم لزوم حفظ كانون خانواده در آن شرايط دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 70 - 2
2 - همسرى متكى بر ايمان و تقوا ، پايدار تا قيامت و ورود به بهشت
ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم
با توجه به اين كه در آيه 67 بيان شده بود كه تمامى دوستان با يكديگر دشمن خواهند شد، جز تقواپيشگان، قيد «متقى» براى همسران استفاده مى شود; زيرا رابطه زن و شوهرى يكى از مصاديق دوستى ها است كه در صورتى كه طرفين متقى باشند، دوستى آنان تا قيامت پايدار خواهد ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 26
26 - لزوم رعايت تقوا در صيد و خوراكيها
احل لكم الطيبت . .. فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 6
6 - توصيه خداوند به مردان و همسرانشان ، مبنى بر رعايت تقوا و خداپرستى در مسائل مربوط به طلاق
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7
7 - لزوم تقواپيشگى اهل ايمان در سه بعد رفتارى ، اعتقادى و اخلاقى
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
با توجه به تكرار «اتقوا» به همراه هر يك از جملات «عملوا الصلحت» (بعد رفتارى) و «ءامنوا» (بعد اعتقادى) و «احسنوا» (بعد اخلاقى)، مى توان گفت مراد از «اتقوا» در هر فراز، فرمان به تقوايى مناسب با ساير جملات آن فراز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 27
27 - رفتار آدمى هنگامى كه همراه با تقوا و پارسايى باشد ، موجب قرب به خداوند است .
اذ قربا قرباناً . .. انما يتقبل اللّه من المتقين
«قربان» به عملى گفته مى شود كه با آن قصد تقرب به خدا مى شود. بنابراين قبولى قربانى به معناى حصول تقرب به خداست كه در آيه شريفه مشروط به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7
7 - لزوم تقواپيشگى اهل ايمان در سه بعد رفتارى ، اعتقادى و اخلاقى
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
با توجه به تكرار «اتقوا» به همراه هر يك از جملات «عملوا الصلحت» (بعد رفتارى) و «ءامنوا» (بعد اعتقادى) و «احسنوا» (بعد اخلاقى)، مى توان گفت مراد از «اتقوا» در هر فراز، فرمان به تقوايى مناسب با ساير جملات آن فراز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 1،2،7
1 - لزوم بنا نهادن همه كار ها و برنامه هاى زندگى ، بر اساس تقواى الهى و رضاى خدا
أفمن أسّس بنينه على تقوى من اللّه و رضون
برداشت فوق بر اين پايه است كه «بنيانه» به قرينه فراز پيشين - كه مربوط به عمل انسان است (بناى مسجد قبا و مسجد ضرار) -
به تقدير «عمله» باشد ; يعنى، كسى كه بنيان عملش را بر اساس تقوا قرار دهد.
2 - اعمال مبتنى بر تقوا و رضايت الهى ، داراى اساسى محكم و استوار و ارزشى خدشه ناپذير
أفمن أسّس . .. أم من أسّس بنينه على شفا جرف
از قرار گرفتن اين بخش از آيه (أفمن أسس بنيانه على تقوى . .. ) در برابر «أم من أسّس بنيانه على شفا جرف هار» برداشت فوق استفاده مى شود.
7 - لزوم داشتن اخلاص و تقوا ، از نخستين مراحل انجام هر كار
أفمن أسّس بنينه على تقوى
تعبير «أسّس بنيانه» تصريح به مراحل آغازين هر عمل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 9
9 - رسيدن انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى بر ايشان است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 11
11 - لزوم رعايت تقوا و توجه به حدود الهى ، حتى در مبارزه با كافران
قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 9
9 - ضرورت رعايت تقوا در بهره گيرى از امكانات و روزى هاى خدادادى
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 11
11 - اهل ايمان ، موظف به رعايت تقوا حتى در پاسخگويى به تجاوزات دشمن
فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 13
13 - نگهدارى حرمت ماه هاى حرام و رعايت تقوا در مقابله به مثل با دشمنان جنگ طلب در آن ماه ها ، مورد تأكيد و عنايت خداوند
فلا تظلموا فيهن أنفسكم . .. و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 11
11 - ناسازگارى تقوا با بهره گيرى از امكانات مادى توهمى بى پايه و نادرست
و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 13
13- داشتن ايمان و تقوا ، منافاتى با برخوردارى انسان از مال و ثروت ندارد .
و إن تؤمنوا و تتّقوا . .. و لايسئلكم أمولكم
تعبير «لايسئلكم أموالكم»، مى رساند كه مؤمن متقى مى تواند داراى مال و ثروت باشد و اسلام بنا ندارد ثروت مؤمنان را از ايشان بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 8
8 - عدم تنافى ايمان و تقوا ، با وجود بعضى از خطا ها و كاستى هاى قابل غفران در زندگى فرد
الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى لهم مغفرة
نويد به مغفرت، در جايى مفيد خواهد بود كه لغزش و يا احتمال لغزش، وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 130 - 5،8،9،10،11،13
5 - حرمت هر گونه تصرف در اموال ربوى
لا تأكلوا الرّبوآ
مراد از «اكل» (خوردن) در آيه مورد بحث، مطلق تصرفات است.
8 - پرهيز از رباخوارى در جامعه ايمانى ، نشانه تقواپيشگى آن جامعه است .
يا ايّها الذين امنوا لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
9 - ناسازگارى رباخوارى با تقواپيشگى
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
10 - تقوا ، پشتوانه اى براى اجراى احكام اقتصادى اسلام
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
11 - لزوم رعايت تقواى الهى در امور اقتصادى
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
مراد از تقوا به قرينه «لا تأكلوا الرّبوآ» يا خصوص رباخوارى و درآمدهاى نامشروع است و يا از مصاديق مورد نظر آيه، چنانچه متعلق تقوا، مطلق محرمات الهى باشد.
13 - پرهيز از رباخوارى و رعايت تقواى الهى در امور اقتصادى ، زمينه فلاح و رستگارى جامعه
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 3
3 - ايمان بدون پرهيز از گناهان و پرهيز از گناه بدون ايمان ، موجب بهره مندى از پاداش هاى الهى نخواهد شد .
و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 57 - 7
7- ايمان بدون تقوا و تقوا بدون ايمان ، در برخوردار شدن از موهبت هاى اخروى كارساز نيست .
للذين ءامنوا و كانوا يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 2
2 - تكذيب فرمان هاى متقى پرور ، ناروا است .
أو أمر بالتّقوى . أرءيت إن كذّب ... كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 10
10 - توصيه خداوند به بندگان خود ، مبنى بر رعايت تقوا و حساب بردن از خداوند
يعباد فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 1،11
1 - دعوت خداوند از اهل ايمان ، به رعايت تقوا
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه
11 - رعايت تقوا در حل پيروزى و اقتدار توصيه خداوند به مؤمنان *
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و اتّقوا اللّه
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پس از آيات مربوط به غزوه بنى نضير و پيروزى مسلمانان بر كافران و منافقان، سخن از بايستگى تقوا به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 1
1 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر رعايت تقواى الهى به ميزان توان خويش
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 6
6 - توصيه خداوند به مردان و همسرانشان ، مبنى بر رعايت تقوا و خداپرستى در مسائل مربوط به طلاق
إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 10 - 3
3 - توصيه خداوند ، به صاحبان خرد به خداترسى و تقواپيشگى
فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 5 - 2
2 - سخاوت مندى ، انفاق و تقواپيشگى ، توصيه خداوند به تمام مردم
فأمّا من أعطى و اتّقى
ذكر پاداش نيك براى اين گروه (در آيات بعد)، ترغيب مردم به اعطاى مال و تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 2،10
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن
أو أمر بالتّقوى
10 - نهى نكردن مردم از نماز و ترغيب كردن آنان به تقوا ، توصيه خداوند به طغيان گران ثروت اندوز
ليطغى . أن رءاه استغنى ... الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى ... أو أمر بالتّقوى
جمله «أمر بالتقوى» ممكن است مربوط به «الذى ينهى» باشد. در اين صورت مفاد آيه شريفه اين خواهد بود كه: به من خبر ده كسى كه نمازگزار را - نهى مى كند، اگر [به جاى آن ]مردم را به تقوا امر كند [آيا برايش بهتر نيست؟]
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 5
5 - نجواى مؤمنان ، بايد آراسته به سفارش به نيكى و توصيه به تقواى الهى باشد .
و تنجوا بالبرّ و التقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 6
6 - دستيابى اهل تقوا به هدايت ، موهبتى است از جانب خدا به آنان
أولئك على هدًى من ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 6
6 - بازدارندگان مردم از امر به تقوا ، طغيان گر و مورد تهديد الهى اند .
ليطغى . .. أرءيت الذى ينهى . عبدًا ... أو أمر بالتّقوى
تهديد، از سياق آيات استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 5
5 - خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تداوم بر مخالفت با نماز ، هدايت و تقوا ، به مؤاخذه اى سخت تهديد كرد .
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 32 - 7
7- قلب ، مركز تقوا و خداترسى
فإنّها من تقوى القلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 6
6 - سوگند خداوند در تأكيد بر مؤاخذه حتمى تكذيب گران دين و مخالفان نماز ، هدايت و تقوا
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«لام» در «لئن. ..» لام قسم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 17 - 8
8- تقوا ، بازداشتن نفس از پيروى هوا ها و هوس ها است .
واتّبعوا أهواءهم و الذين اهتدوا . .. و ءاتيهم تقويهم
از اين آيه و آيه قبل، نوعى تقابل ميان «طبع قلب» با «زادهم هدىً» و ميان «اتّبعوا أهوائهم» با «آتاهم تقواهم» استفاده مى شود; بدان گونه كه هر يك ضد ديگرى به شمار مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 16 - 5
5 - عبادت و تقوا ، داراى خيرى است كه سودش به عبادت كننده و متقى ، بازمى گردد .
اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 1،2،9،10
1 - سرسختى ، تكبّر و غرور رياكارانِ مدعى اصلاح ( منافقان ) ، در مقابل دعوت به تقوا
و من الناس من يعجبك . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
2 - تكبّر ، غرور و سرسختى ، در قبال دعوت به تقوا ، از نشانه هاى حاكمان ناصالح و مفسد
و اذا تولّى سعى . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
در صورتى كه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد.
9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .
اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.
10 - نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم
و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 13
13 - سفارش خداوند به شوهران ، درباره رعايت تقوا و احسان به همسران خويش
و إن تحسنوا و تتقوا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطبان «ان تحسنوا . ..» خصوص شوهران باشند ; زيرا فرض آيه بر نشوز و اعراض مردان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 42
42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .
واتقوا اللّه
جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 65 - 2
2 - دعوت خداوند از اهل كتاب به رعايت تقوا و ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى
و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 10
10 - گرايش مردم به تقواپيشگى در پرتو رسالت انبيا ، از اهداف نزول دين و و معارف الهى است .
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا
«لتتقوا» عطف بر «لينذركم» است و در نتيجه نيل مردم به تقوا از اهداف آمدن ذكر و معارف دين مى باشد. و چون بيان اين هدف در پى «لينذركم» ذكر شده است، مى توان گفت نيل انسانها به تقواپيشگى در پرتو امداد و اندرز پيامبران امكان پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 119 - 1
1 - خداوند ، فراخوان مؤمنان به رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت او
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 14
14- لوط ( ع ) ، از مهاجمان تبه كار خواست تا از خدا پروا كنند و متعرض مهمانانش نشوند .
فاتقوا الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 16
16- يوسف ( ع ) برادرانش را به تقوا و صبر و درآمدن در زمره محسنان فراخواند .
إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 15
15- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) و ديگر رسولان الهى فراخوان مردم به تقواپيشگى
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. و لدار الأخرة خير للذين اتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 1
1- حضرت لوط ( ع ) قوم خود را در برابر تجاوز به مهمانانش ، به رعايت تقواى الهى فرا خواند .
و اتقوا الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 15
15- عصاره دعوت انبيا ، دعوت به توحيد و خداترسى است .
لا إله إلاّ أنا فاتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 18 - 1
1- برانگيختن روحيه تقوا و خداترسى در مرد ناشناس ، واكنش اعتراض آميز مريم ( س ) ، هنگام مشاهده او در خلوت گاه خويش بود .
قالت إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا
جمله «إن كنت تقيّاً» دعوت به تقوا در قالب جمله شرطيه است، مفاد آيه اين است كه اگر متّقى هستى - كه بايد باشى - از من دور شو و خود را گرفتار خشم خداوند مساز، كه من خود را در پناه او قرار داده و دفع خطر تو را از او مى خواهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 2،5
2 - سخن گفتن دلسوزانه نوح ( ع ) با قوم خويش ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
وجود لحن مشفقانه در «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) بيانگر برداشت ياد شده است.
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى نوح ( ع )
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 1
1 - دعوت نوح ( ع ) از قومش ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 1،4
1 - نوح ( ع ) ، خواهان گرايش قومش به اطاعت از وى و رعايت تقواى الهى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
4 - دعوت به تقوا و پيروى از حق ، محور تبليغ و هدايت گرى نوح ( ع )
ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 2،7
2 - سخن دلسوزانه هود ( ع ) با عاديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
قيد «أخوهم» و وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.
7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى باشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 1
1 - دعوت مجدّد هود ( ع ) از قوم عاد ، براى اطاعت از وى ، رعايت تقواى الهى و پرهيز از بيهودگى ، غرور و خشونت
أتبنون . .. تعبثون ... بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 142 - 2،5،7
2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون
وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى صالح پيامبر
إذ قال لهم أخوهم صلح . .. ألاتتّقون
7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» صرفا از جهت انتساب نژادى نباشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 144 - 1
1 - دعوت مجدد صالح ( ع ) از ثموديان براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 1
1 - فراخوانى مجدّد صالح ثموديان را براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 161 - 2،5
2 - سخن دلسوزانه لوط ( ع ) با قوم خود ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون
وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) حكايت از مطلب ياد شده دارد.
5 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى لوط ( ع )
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 163 - 1
1 - دعوت مجدد لوط ( ع ) از قوم خود ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 177 - 3،4
3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون
4 - سخن دلسوزانه شعيب ( ع ) با مردم ايكه ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون
وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقواپيشه كنيد) بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 179 - 1
1 - دعوت مجدد شعيب ( ع ) از مردم ايكه ، براى رعايت تقواى الهى و پرهيز از گناه
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 184 - 1
1 - تأكيد شعيب ( ع ) بر رعايت تقواى الهى و پرهيز از مخالفت با آفريدگار
و اتّقوا الذى خلقكم
«إتّقا» (مصدر «اتّقوا») به معناى ترسيدن و پروا كردن و «جبلّة» مرادف «خلقة» است. بنابراين «والجبلّة الأوّلين» يا به معناى «والمخلوقات الأوّلين» است (مصدر به معناى مفعول) و يا به تقدير «و ذوى الجبلّة الأوّلين» مى باشد. در هر حال مقصود اين است كه: «اتّقوا الذى خلقكم و خلق الأمم قبلكم; از آن كس كه شما و امت هاى پيش از شما را آفريد پروا كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 16 - 1،2
1 - ابراهيم ( ع ) فرستاده خداوند براى دعوت قوم اش به عبادت خدا و رعايت تقوا بود .
لقد أرسلنا . .. و إبرهيم إذ قال لقومه
2 - دعوت به يكتاپرستى و رعايت تقوا ، از اصول تعاليم ابراهيم ( ع ) بود .
و إبرهيم إذ قال لقومه اعبدوا اللّه و اتّقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 1
1 - خداوند ، فراخوان مردمان به تقوا و ترس از روز قيامت
يأيّها الناس اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 3
3 - دعوت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا و پرهيز از تبعيت از كافران ، دعوتى خطير بود .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه
منادا، وقتى با «أيّها» آورده مى شود، يا به خاطر از غفلت بيرون آوردن منادا است و يا به خاطر خطير بودن ندا، چون درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) غفلت، صادق نيست، به خصوص با توجه به اين كه از او به «النبىّ» تعبير شده است، پس نكته دوم باعث شده است كه خطاب به پيامبر، با واژه «أيّها» صورت گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 8،9،32
8 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زيد بن حارثه ، براى رعايت تقواى الهى درباره همسرش زينب
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه
9 - سفارش پيامبر (صلی الله علیه و آله) به زيد ، براى نگهدارى همسرش و نيز رعايت تقواى الهى ، امرى شايسته ياد و يادآورى است .
و إذ تقول للذى أنعم اللّه عليه . .. و اتّق اللّه
«إذ» متعلق به «اُذكر» مقدر است و در نتيجه، نكته ياد شده، از آن فهميده مى شود.
32 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ رسول اللّه خطب على زيدبن حارثه ، زينب بنت جحش . . . فزوّجها إيّاه فمكثت عند زيد ماشاء اللّه ، ثمّ إنّهما تشاجرا فى شىء إلى رسول اللّه . . . فقال زيد : يا رسول اللّه ! تأذن لى فى طلاقها فإنّ فيها كبراً و إنّها لتؤذينى بلسانها ، فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : اتّق اللّه و أمسك عليك زوجك . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، زينب دختر جحش را براى زيد خواستگارى كرد . .. و او را به عقد وى در آورد. سپس مدتى را كه خدا مقدر كرده بود، زينب، پيش زيد بود. آن گاه ميان زيد و زينب، مشاجره اى رخ داد و هر دو پيش رسول خدا، شكوه بردند. زيد گفت: اى رسول خدا! آيا اجازه مى دهى او را طلاق بدهم. به خاطر اين كه او متكبر است و با زبانش مرا اذيت مى كند؟ رسول خدا فرمود: از خدا بترس و همسرت را نگه دار...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 11
11 - همسران پيامبر ، وظيفه داشتند كه تقواى الهى را رعايت كنند .
و اتّقين اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 124 - 1،4
1 - الياس ( ع ) ، قومش را به تقواپيشگى فراخواند .
إذ قال لقومه ألاتتّقون
4 - دعوت به تقوا ، در رأس اهداف الياس ( ع ) قرار داشت .
إذ قال لقومه ألاتتّقون
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع) در نخستين خطاب خود به مردم، مسأله تقوا را ياد آور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فراخواندن مؤمنان به تقواپيشگى و پرواداشتن از پروردگار
قل يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 11
11- هدف اصلى و نهايى دين ، دعوت مردم به ايمان و تقوا و نه دريافت مال از ايشان
و إن تؤمنوا و تتّقوا يؤتكم أجوركم و لايسئلكم أمولكم
«لايسئلكم أموالكم» مى تواند در قبال «إن تؤمنوا و تتّقوا» و در مقايسه با آن باشد; يعنى، پيام دين، پيام ايمان و تقوا است; نه دريافت مال.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 3 - 1
1 - حضرت نوح ( ع ) ، مردم را به عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از خود ، فرا مى خواند .
أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 6
6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر
إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 18 - 6
6 - انفاق ، در صورتى نشان تقواپيشگى است كه به قصد تزكيه نفس و پاك سازى ثروت انجام گيرد .
الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 8
8 - شايسته است كه رهبران دينى ، تقواى الهى را رعايت كرده و از افراد ناشايست ، تبعيت نكنند .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع الكفرين و المنفقين
اگرچه مخاطب آيه، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما فرمان هاى داده شده، مى تواند حكمى كلّى براى هر رهبر دينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 7 - 10
10 - رعايت تقواى الهى و اطاعت نكردن از كافران و منافقان ، از جمله پيمان هايى است كه خداوند از انبياى خويش گرفته است .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع . .. و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم
احتمال دارد كه «و إذ أخذنا. ..» عطف جمله به جمله باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين است: «آنچه به تو - اى پيامبراسلام! - فرمان داده شده، پيمانى است كه از سَلَف تو نيز گرفته شده است و آن، همانا تقوا و اطاعت نكردن از كافران و منافقان است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 16
16 - آرامش و اطمينان روحى ، زمينه پايبندى به اصل تقوا و خويشتن دارى *
فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين و ألزمهم كلمة التقوى
نزول سكينه ممكن است مقدمه برخوردارى از روح تقوا باشد و تقدم لفظى دلالت بر تقدم معنوى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 12
12 - احساس اقتدار و ايمنى از آسيب دشمن ، زمينه ساز غفلت و كم تقوايى است . *
يأي-ّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و اتّقوا اللّه
در آيات پيشين خداوند به مؤمنان اطمينان داد كه كافران يهود از اين پس، تاب رويارويى مستقيم نخواهند داشت و منافقان هم كارى از پيش نخواهند برد; ولى پس از آن اطمينان بخشى، اكنون توصيه به تقوا كرده است. گويى كه احساس ايمنى، زمينه غفلت را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 9
9 - انفال و غنايم جنگى ، زمينه لغزش و ابتلاى مردم به سوء استفاده و بى تقوايى است .
قل الأنفال للّه و الرسول فاتقوا اللّه
هشدار خداوند با امر به تقوا پس از بيان حكم انفال، حاكى از برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 10،11
10 - نماز اگر برنامه زندگى نباشد و بدان اهتمام نشود ، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند .
هدًى للمتقين. الذين ... يقيمون الصلوة
11 - انفاق هاى مقطعى موجب قرار گرفتن آدمى در زمره متقيان ، نخواهد شد .
هدًى للمتقين . .. و مما رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 21 - 8
8 - پرستش خداوند ، زمينه ساز نيل به تقواپيشگى است .
اعبدوا ربكم . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 6
6 - روزه ، زمينه ساز رسيدن آدمى به تقواپيشگى و پرهيز از گناهان است .
كتب عليكم الصيام . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 36
36 - عمل به احكام دين و پايبندى به حدود الهى ، زمينه ساز نايل شدن به تقواپيشگى است .
تلك حدود اللّه فلاتقربوها كذلك يبين اللّه ءايته للناس لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 23
23 - توجّه به شدّت عقاب الهى ، زمينه ساز تقواست .
و اتقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب
بنابر اينكه «و اعلموا . ..»، به منزله علّت براى «و اتقوا اللّه» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 8
8 - توجه به قيامت و بازگشت به خدا ، زمينه ساز رعايت تقواى الهى
فاذا قضيتم مناسككم . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انكم اليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 15
15 - توجه به حضور در دادگاه الهى و ملاقات وى ، زمينه ساز رعايت تقوا و حفظ حدود الهى
و اتّقوا اللّه و اعلموا انكم ملاقوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 13،20
13 - اعتقاد به دانايى خداوند به اسرار انسان ، منشأ پرهيز از مخالفت با قوانين او
و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه
20 - توجه به دانايى خداوند به اسرار درون ، منشأ پرهيز از نيّات ناشايسته درونى
و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 6،7،9،12،13،17
6 - پرداخت تمامى مهر به زن ، در صورتى كه پيش از آميزش جنسى طلاق داده شود ، به تقوا نزديكتر است .
الا ان يعفونَ او يعفوا . .. و ان تعفوا اقرب للتقوى
ظاهر اين است كه مخاطب در «ان تعفوا . .. » به قرينه خطابهاى گذشته شوهران باشند. بنابراين جمله «ان تعفوا ... » توصيه اى است به شوهران كه در فرض مذكور، تمامى مهر تعيين شده را به همسران بپردازند و اگر پرداخته اند، چيزى از آن باز پس نگيرند.
7 - چشمپوشى زن ، شوهر و ولىّ زن از حقوق خويش ( مهريّه ) ، به تقوا نزديكتر است .
و ان تعفوا اقرب للتقوى
در صورتى كه خطاب «اَن تعفوا» به كليّه افراد - اعم از زن و مرد و ولىّ - باشد.
9 - گذشت انسان از حق خويش ، راهى نزديك براى رسيدن به تقوا
و ان تعفوا اقرب للتقوى
12 - گذشت مالى ، راهى مناسب براى رسيدن به تقوا ، در مسائل خانوادگى
و ان تعفوا اقرب للتقوى
با توجّه به مورد آيه كه گذشتِ مالى است و بنابر اينكه مراد از «تقوا» با توجه به مورد، تقوا در مسائل خانوادگى باشد.
13 - نيل به تقوا ، هدف از اعمال خير
و ان تعفوا اقرب للتقوى
17 - توجّه به نظارت خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام الهى و كسب تقوا
و ان طلّقتموهنّ . .. ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 25
25 - توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 14
14 - ايمان ، زمينه دستيابى به تقواى الهى
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 15
15 - توجه به آگاهى فراگير خداوند به اعمال انسان ، زمينه اجراى احكام الهى و پرهيز از معصيت او
و اللّه بما تعملون عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 12،13
12 - تلازم تقواى الهى و اطاعت از رسولان او
فاتقوا اللّه و اطيعون
13 - تقواى الهى و اطاعت از انبيا ، وظيفه آدمى پس از فرستادن پيامبران از سوى خداوند
و رسولا . .. و جئتكم باية من ربّكم فاتقوا اللّه و اطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 4،9
4 - رعايت تقواى كامل و شايسته و تسليم همه جانبه در برابر خداوند ، اعتصام و تمسك به اوست .
و من يعتصم باللّه . .. اتقوا اللّه حق تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون
گويا آيه مورد بحث بيانى است براى شيوه تحقق و عينيّت يافتن اعتصام به خداوند.
9 - اطاعت از خدا و ياد و سپاسگزارى از او ، تقواى كامل و شايسته
اتّقوا اللّه حقّ تقاته
يطاع فلا يعصى و يذكر فلا ينسى و يشكر فلا يكفر.
معانى الاخبار، ص 240، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 376، ح 299.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 6
6 - نيل به تقواى شايسته و تسليم كامل در برابر خدا ، اعتصام و تمسك به ريسمان الهى است . *
اتّقوا اللّه حق تقاته و لا تموتنّ الا و انتم مسلمون. و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً
به نظر مى رسد «اعتصموا»، بيانى براى جمله «اتقوا اللّه حق تقاته» و جمله «و لا تموتنّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 26
26 - توجّه به دانايى خداوند به جزئيترين اعمال ، زمينه ساز پرهيز از رفتار هاى ناپسند ( فرار از جنگ و . . . )
اذ تصعدون و لا تلون . .. و اللّه خبير بما تعملون
جمله «و اللّه . .. »، براى ترغيب مخاطبان به پرهيز از اعمال ناپسند و تشويق به اعمال نيكو و خداپسند است كه با توجّه به مورد آيه، مراد فرار از جنگ و نافرمانى از دستورات نظامى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 179 - 27
27 - وعده و تضمين پاداش ، از روش هاى قرآن براى تشويق به ايمان و تقوا
و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 189 - 3
3 - توجّه به مالكيّت و فرمانروايى مطلق خداوند ، زمينه پرهيز از شكستن ميثاق ، كتمان حقايق ، دين فروشى و خودپسندى
و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه . .. و لا تكتمونه ... و اشتروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 4،7
4 - توجّه به ربوبيّت الهى ، زمينه گرايش به تقوا
لكن الّذين اتّقوا ربّهم
7 - توجّه به بهشت جاودانه ، موجب گرايش به تقوا و فريفته نشدن در برابر بهره هاى اندك دنيا
متاع قليل . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 16
16 - ايمان ، زمينه شكيبايى در برابر مشكلات و پايدارى در مقابل دشمن و حفظ مرز ها و رعايت تقواست .
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
مخاطب قرار دادن مسلمانان به وصف ايمان و آنگاه امر به شكيبايى و . .. بيانگر آن است كه ايمان زمينه تحقق مسائل مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 19
19 - توجه به مراقبت دايمى خداوند ، زمينه ساز رعايت تقواى الهى و اهتمام به خويشاوندان
و اتّقوا اللّه الّذى تسآءلون به و الارحام انّ اللّه كان عليكم رقيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 39
39 - توجه به علوّ و عظمت خداوند ، زمينه پرهيز مردان از ستم بر همسران خويش
فلا تبغوا . .. انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 24
24 - ايمان به خدا و قيامت ، پشتوانه اجرايى احكام اسلام و مايه پرهيز از نافرمانى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
اطيعوا اللّه . .. ان كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 12
12 - توجه به احاطه كامل خداوند به اعمال آدمى ، زمينه پرهيز انسان از كار هاى ناشايست
و كان اللّه بما يعملون محيطاً
تذكر اين معنا كه خداوند آگاه و محيط به تمامى اعمال مى باشد، براى اين منظور است كه انسانها با توجه به اين حقيقت از اعمال ناشايست پرهيز كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 29
29 - توجه به آگاهى خداوند از اعمال آدميان ، زمينه اقامه عدل ، پرهيز از شهادت هاى دروغ و كتمان شهادت
كونوا قومين بالقسط شهداء للّه . .. فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 48
48 - توجه به كيفر سخت الهى ، زمينه ساز تقواپيشگى و پرهيز از همكارى در گناه
و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه إنّ اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 30
30 - توجه به حسابرسى سريع خداوند ، زمينه حصول تقوا در انسان
و اتقوا اللّه إنّ اللّه سريع الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 11،15
11 - يادآورى نعمت ها و پيمان هاى الهى ، زمينه تقواپيشگى است . *
و اذكروا نعمة اللّه . .. و اتقوا اللّه
فرمان به يادآورى نعمتها و پيمانهاى الهى و سپس امر به تقوا، بيانگر آن است كه ياد نعمتها و پيمانهاى الهى، نقش مؤثرى در نيل
به تقوا دارد.
15 - اعتقاد به علم همه جانبه الهى ، زمينه ساز تقواپيشگى و پرهيز از ناديده گرفتن پيمان هاى الهى
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه عليم بذات الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 14،23
14 - عدالت ، حتى نسبت به دشمنان ، نزديكترين راه براى تحصيل تقوا
اعدلوا هو اقرب للتقوى
نزديكتر بودن عدالت به تقوا، نسبت به ساير طاعات است. يعنى رعايت عدالت از ديگر طاعات براى نيل به تقوا نزديكتر است، نه اينكه عدالت از بى عدالتى به تقوا نزديكتر باشد.
23 - اعتقاد به آگاهى خدا از اعمال انسان ، زمينه قيام براى خدا ، شهادت به قسط ، اجراى عدالت و تحصيل تقواست .
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 6
6 - يادآورى و توجه به نعمت هاى خداوند ، زمينه تقواپيشگى و توكل بر او
اذكروا . .. و اتقوا اللّه و على اللّه فليتوكل المؤمنون
امر به تقوا و توكل پس از بيان لزوم ياد كردن نعمتها، بيانگر اين معناست كه ياد كردن نعمتها در نيل به تقوا و توكل بر خدا نقشى مؤثر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 2
2 - ايمان ، زمينه تحصيل تقوا
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 19
19 - تنها تقواپيشگان بهره مند از هدايت ها و اندرز هاى انجيل هستند . *
فيه هدى و نور . .. هدى و موعظة للمتقين
مقتضاى جمله «فيه هدى» اين است كه راه هدايت براى همه انسانها تبيين شده است. بنابراين «هدى للمتقين» مى تواند به اين معنا باشد كه تنها اهل تقوا مى توانند از آن هدايتها بهره مند شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 11،13
11 - تنها صاحبان عقل و خرد از زمينه رعايت تقوا برخوردارند .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب
على رغم اينكه همه انسانها وظيفه دار رعايت تقوا هستند خداوند صاحبان خرد را مخاطب قرار داد تا به اين نكته اشاره فرمايد كه تنها اهل خرد و انديشه زمينه رعايت تقوا و پرهيز از خبيثها و گرايش به پاكيها را دارا هستند.
13 - تقوا و پرهيزگارى همسو و هماهنگ با تيزهوشى و خردمندى
فاتقوا اللّه ياولى الالبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 6
6 - ياد قيامت و صحنه هاى بررسى اعمال در آن ، زمينه ساز رعايت تقوا و ترس از خداوند
و اتقوا اللّه . .. يوم يجمع اللّه الرسل
چنانچه «يوم» مفعول براى «اذكروا» باشد، جمله «اذكروا يوم . ..» پس از «اتقوا اللّه» مى تواند اشاره به علتى از علل لزوم تقوا و ترس از خدا داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 12
12 - ايمان به خداوند مستلزم تقواپيشگى و پرهيز از انديشه هاى ناصواب درباره اوست
اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
ترديد حواريون در توانمندى خداوند كه از جمله «هل يستطيع» استفاده مى شود مى تواند قرينه باشد بر اينكه مراد از ايمان در «ان كنتم مؤمنين» ايمان به خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 15
15 - نيل به تقوا در گرو عمل به احكام دين و پرهيز از قوانين غير الهى است.
ذلكم وصيكم به لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 8،12
8 - نوح ( ع ) ، وظيفه دار ترساندن مردم از عذاب هاى الهى و فراهم آوردن زمينه هاى تقواپيشگى براى آنان با تبليغ معارف دين
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا
12 - پذيرش معارف دين و باور به اندرز هاى پيامبران ، زمينه ساز گرايش به تقوا و پرهيزگارى است .
لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 96 - 6
6 - بهره گيرى از تمايل مردم به رفاه و آسايش دنيوى و بهبود وضع اقتصادى ، از روش هاى قرآن براى هدايت آنان به ايمان و
تقواست .
و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 97 - 5
5 - توجه جوامع بشرى به فرجام شوم تكذيب كنندگان انبيا ، زمينه ساز نگرانى ايشان در ابتلا به عذاب الهى و مايه گرايش آنان به ايمان و تقواست .
و لو أن أهل القرى . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا
جمله «أفأمن . .. » عطف بر جمله «فاخذنهم بما كانوا يكسبون» است. يعنى آيا اقوام و ملتهاى كفرپيشه پس از آگاهى به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا، باز هم عذاب الهى را انكار مى كنند و خويشتن را از گرفتار آمدن به آن مصون مى پندارند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 6
6 - زندگانى دنيا بدون پايگذارى آن بر مبناى ايمان و تقوا ، بازيچه اى بيش نيست .
أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 52 - 9،11
9 - باور به توانمندى خدا و شدت كيفر هاى وى زمينه ساز پرهيز آدمى از كفرورزى و ارتكاب گناه
فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب
هدف از توصيف خداوند با جمله «إن اللّه . .. » پس از بيان مؤاخذه كفرپيشگان گنهكار اين است كه انسانها با باور به نيرومندى خدا و شديد العقاب بودن وى، از مخالفت با وى بپرهيزند و رو به كفر و گناه نياورند.
11 - توجه به سنت الهى در مجازات كافران و گناهكاران ، زمينه ساز پرهيز از كفرورزى و ارتكاب گناه
كدأب ءال فرعون . .. إن اللّه قوى شديد العقاب
هدف از بيان مؤاخذه كافران و گنهكاران هشدارى است به انسانها تا با توجه به آن در مسير ايمان و ترك گناه قرار گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 17
17 - اعتقاد به رازقيت ، حاكميت ، حيات بخشى و تدبير مطلق خدا نسبت به امور جهان ، مقتضى تقواپيشگى است .
قل من يرزقكم . .. فسيقولون اللّه فقل أفلاتتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 16
16- اعتقاد به يگانگى خداوند ، زمينه ساز تقواپيشگى و ترس و پروا داشتن از او
أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون
فاء در «فاتقون» فاى تفريع است. بنابراين اين مطلب به دست مى آيد كه: اگر كسى به توحيد و يگانگى خداوند معتقد شد، به دنبال آن زمينه تقواپيشگى براى او حاصل مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 7،9،14
7 - پيدايش روحيه تقوا در انسان ، از اهداف نزول قرآن
أنزلنه . .. لعلّهم يتّقون
9 - ايجاد روحيه تقوا در آدمى ، نيازمند به كارگيرى هشدار ها و وعيد ها است .
و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون
14 - تشريح حوادث قيامت و آينده مجرمان ، زمينه ساز پيدايش تقوا و رفع غفلت از انسان
و كذلك أنزلنه . .. لعلّهم يتّقون أو يحدث لهم ذكرًا
حرف «كاف» در «كذلك» براى تشبيه است و آيات گذشته را نمونه اى از نزول آيات الهى براى ايجاد تقوا و تذكر، معرفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 20
20 - اقامه نماز ، موجب فراهم آمدن زمينه هاى تقوا است .
والعقبة للتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 4
4- اعتقاد به ربوبيت خدا ، مقتضى رعايت تقوا و پرهيز از نافرمانى او
اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 110 - 2
2 - نقش اخلاص مبلغان دينى ، در گرايش مردم به تقوا و پيروى از حق
و ما أسئلكم عليه من أجر . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 4
4 - توجه به ناپايدارى رفاه و امنيت ، زمينه ساز گرايش به تقوا و پيروى از انبيا
فاتّقوا اللّه و أطيعون . .. أتتركون فى ما ههنا ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 2
2 - برخوردارى از موهبت هاى طبيعى و نعمت هاى خدادادى ، مقتضى تقواپيشگى و سرپيچى نكردن از فرمان هاى خدا و رسول او .
فى جنّ-ت و عيون . و زروع ... و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين . فاتّقوا اللّه و
تفريع «فاتّقوا. ..» بر آيات پيش بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 184 - 2
2 - توجه به مقام والاى آفريدگار ، زمينه ساز تقواپيشگى و پرهيز از مخالفت با او
و اتّقوا الذى خلقكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 8
8 - توجه به سختى هاى قيامت ، برانگيزاننده آدمى به تحصيل تقوا است .
اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا
فراخوانى به ترس از قيامت، پس از دعوت به تقوا، مى تواند به منظور اين نكته باشد كه ترس از قيامت، در كسب تقوا به عنوان توشه اى براى آخرت، تأثير دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 70 - 7
7 - قرار گرفتن در صفوف مؤمنان ، مقتضى تقوا و استوارگويى است .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سديدًا
تكرار خطاب «ياأيّهاالذين آمنوا» مى تواند به منظور تشويق و ترغيب ايمان آورندگان به اجراى فرمان به تقوا و استوارگويى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 2،4
2 - تقواپيشگى و پرواداشتن از خداوند ، از مقتضيات ايمان و از نشانه هاى مؤمنان راستين است .
يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم
مخاطب قرار گرفتن مؤمنان و توصيه به آنان مبنى بر رعايت تقواى الهى، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
4 - اعتقاد به ربوبيت خدا ، مقتضى تقواپيشگى و پروا داشتن از او است .
اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 12
12 - اخطار ها و تهديد هاى خداوند ، در راستاى ايجاد روح تقوا و پرواپيشگى در انسان ها است .
ذلك يخوّف اللّه به عباده يعباد فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 3
3 - ربوبيت الهى ، مقتضى تقواپيشگى و پرهيزكارى است .
لكن الذين اتّقوا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 8،9،10
8 - تأثيرپذيرى از قرآن و پديد آوردن روح تقواپيشگى در سايه تعليم آن ، در گرو وجود زمينه هاى لازم و شايستگى هاى بايسته است .
قرءانًا . .. لعلّهم يتّقون
9 - بيدارى و روح پندپذيرى ، زمينه ساز تقواپيشگى است .
لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون
برداشت ياد شده از تقدم ذكرى تذكر بر تقواپيشگى به دست مى آيد.
10 - بيدارى ، پندپذيرى و دستيابى به تقواپيشگى ، براى تمامى انسان ها - از همه طيف هاى فكرى و اجتماعى - ميسر و ممكن است .
لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 2
2 - اعتقاد به ربوبيت الهى ، مقتضى تقواپيشگى است .
اتّقوا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 17 - 3
3- قرآن ، كتاب هدايت و مايه تقوا براى حق پذيران *
و الذين اهتدوا زادهم هدًى و ءاتيهم تقويهم
ممكن است گفته شود: فاعل «زاد» قرآن است كه به قرينه «يستمع إليك» از آيه قبل استفاده مى شود; زيرا عمده و اساس سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرائت آيات وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 1 - 10
10 - توجه به شنوايى و آگاهى خداوند ، مستلزم رعايت تقوا و سبقت نگرفتن بر حكم خدا و رسول
لاتقدّموا . .. و اتّقوا اللّه إنّ اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 18
18 - توجه به كيفر هاى شديد الهى ، زمينه ساز گرايش به تقوا و عدم مخالفت با خدا و رسول او
و ما ءاتيكم الرسول . .. و اتّقوا اللّه إنّ اللّه شديد العقاب
از اين كه خداوند پس از «اتّقوا اللّه» شدت عقاب خويش را يادآور شده است; نكته بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 2،16
2 - ايمان ، مقتضى رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت با خداوند
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه
از اين كه خداوند، مؤمنان را با وصف ايمان مورد دعوت قرار داده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
16 - توجه به آگاهى همه جانبه خداوند به اعمال ، زمينه ساز گرايش آدمى به تقوا
و اتّقوا اللّه إنّ اللّه خبير بما تعملون
«إنّ اللّه خبير. ..» در مقام تعليل و بيانگر علت لزوم تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 19 - 3
3 - لازمه تقوا ، به ياد داشتن خداوند و قرار نگرفتن در زمره خدافراموشان است .
اتّقوا اللّه . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 4
4 - ايمان به خدا ، مستلزم رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت با او
و اتّقوا اللّه الذى أنتم به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 18 - 1
1 - سپاسدارى ، بردبارى ، آگاهى از نهان و آشكار ، عزّت و حكمت خداوند ، مقتضى تقواپيشگى ، حرف شنوى ، فرمان برى و انفاق در راه او است .
فاتّقوا اللّه . .. اسمعوا و أطيعوا و أنفقوا ... و اللّه شكور حليم ... العزيز الح
برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه ميان ذكر اوصاف خداوند در دو آيه پايانى، با فرمان الهى به تقواپيشگى، فرمان برى و انفاق، ارتباط وجود دارد. اين مطلب مى تواند اشاره به برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 8
8 - ايمان به ربوبيت الهى ، مقتضى تقواپيشگى و خداترسى است .
و اتّقوا اللّه ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 10 - 4
4 - خردورزى ، مقتضى تقواپيشگى و خداترسى است .
فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب
مطلب ياد شده، از مخاطب قرار گرفتن صاحبان خرد به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 8 - 5
5 - شناخت پليدى ها ، زمينه آشنايى با راه هاى گريز از آنها است .
فألهمها فجورها و تقويها
تقديم «فجورها»، بيانگر نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 7
7 - دعوت به تقوا لازمه اخوت و برادرى راستين
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه قيد «أخوّت» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد; كه در اين صورت ذكر دعوت به تقوا پس از آن، بيانگر ارتباط حتمى ميان تقوا و اخوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 161 - 7
7 - دعوت به تقوا ، لازمه اخوت و برادرى راستين
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اطلاق «أخ» نه صرفاً از جهت انتساب نژادى باشد; بلكه به منظور بيان دلسوزى و خيرخواهى نيز باشد كه دعوت به تقوا لازمه حتمى آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 9،10
9 - ايمان به خدا و روز واپسين و عمل صالح ، موجب نيل آدمى به تقواپيشگى *
امّة قائمة . .. يؤمنون باللّه و اليوم الاخر ... و اللّه عليم بالمتّقين
تعبير از مؤمنانِ آمر به معروف و . .. به متّقيان يا به جهت اين است كه دارندگان صفات ياد شده تقواپيشه هستند، و يا آن صفات موجب نيل آدمى به تقواپيشگى است.
10 - توجه به دانايى گسترده و همواره خداوند ، برانگيزنده آدمى به سوى اعمال خير و رعايت تقواى الهى
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
به نظر مى رسد هدف از تذكر به دانايى خدا و اعمال نيك و پاداش دهى به آن، براى تشويق و ترغيب به آن اعمال نيك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 18
18 - نيل به تقوا ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم آوردن زمينه آمرزش گناهان
و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة ... اعدّت للمتّ
معناى اينكه به سوى بهشت متّقيان بشتابيد، اين است كه از زمره متّقيان شويد و مخاطبين اين دعوت كسانى هستند كه به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم ساختن موجبات آمرزش، فراخوانده شدند. بنابراين از زمره اهل تقوا شدن به اين است كه از خدا و رسول او پيروى كرده و كارى كنند كه گناهشان آمرزيده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 138 - 6
6 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، زمينه اى براى پرهيز از تكذيب دين خداوند
فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس
اگر «هذا» اشاره به مطالب آيه قبل باشد، متعلق كلمه «بيان» چنين خواهد بود: هذا بيان للنّاس لئلاّ يرتكبوا الّذى ارتكبوه. يعنى مشاهده سرنوشت تكذيب كنندگان، روشنگر مردم است به اينكه مانند گذشتگان، آيات الهى را تكذيب نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 13
13 - تقوا و پرهيزگارى همسو و هماهنگ با تيزهوشى و خردمندى
فاتقوا اللّه ياولى الالبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 1
1 - بازداشتن تبليغ كنندگان تقوا ، از امر كردن مردم به آن ، شگفت آور و نكوهيده است .
أو أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 7
7 - احتمال تلاش نمازگزار براى تبليغ تقوا ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 5
5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 4 - 9
9 - هر انسانى - چه از اهل كتاب و چه از غير ايشان - در صورتى كه به اركان اعتقادى و عملى دين اسلام پايبند باشد ، از زمره تقواپيشگان است .
الذين يؤمنون بالغيب . .. و ما انزل من قبلك
روشن است كه مجموعه صفات ياد شده در آيه سه و چهار، ويژگيهاى متقين است. بنابراين تكرار «الذين» به منظور تقسيم اهل تقوا به دو گروه نيست، بلكه - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - تكرار «الذين» اشاره به اين است كه دارندگان اين صفات، تقوا پيشه هستند; چه پيش از آن به ديگر كتابهاى آسمانى مؤمن بوده باشند، همانند: يهود و نصارا; يا چنين نباشند مانند: اعراب جاهلى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 12
12 - صلابت و جديت انسان در ديندارى ، شرط اساسى براى رسيدن به مرحله تقواپيشگى است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون
برداشت فوق از قيد «بقوة» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 6
6 - محاسبه اعمال و مراقبت بر آن ، لازمه تقوا است .
اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 1
1 - بازداشتن تبليغ كنندگان تقوا ، از امر كردن مردم به آن ، شگفت آور و نكوهيده است .
أو أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 7
7 - احتمال تلاش نمازگزار براى تبليغ تقوا ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 8 - 4
4 - شناخت پليدى ها ، ضرورى تر از آشنايى با راه هاى پرهيزگارى است .
فألهمها فجورها و تقويها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 14
14 - ايمان بدون عمل و عمل من هاى ايمان ، آدمى را به مرحله تقوا نخواهد رساند .
هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 10
10 - نيل انسان ها به تقوا و پرهيزشان از عقايد ناصواب و اعمال ناروا ، از اهداف نزول كتاب هاى آسمانى است .
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 2
2 - آفرينش انسان و تدبير امور او به دست خداوند ، مقتضى تقوا و پروا از اوست .
اتّقوا ربّكم الّذى خلقكم
جمله «الّذى خلقكم . .. »، صفت براى «ربّكم» و اشاره به علت لزوم رعايت تقواست. يعنى چون شما را خلق كرد و امور شما را تدبير نمود، لازم است تقوا داشته باشيد و احكام او را انجام دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 57 - 14
14 - ايمان ، مستلزم تقواپيشگى و پروا از خداوند
و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 6
6 - باور به اينكه حشر آدمى تنها به سوى خداست، برانگيزاننده او به تسليم در برابر خداوند و پروا از اوست.
و أمرنا لنسلم لرب . .. و اتقوه و هو الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 10
10 - صلابت و جديت انسان در ديندارى ، رساننده وى به تقوا و دورسازنده وى از كردار هاى نارواست .
خذوا ما ءاتينكم بقوة . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 119 - 3
3 - ايمان به خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مستلزم رعايت تقواى الهى است .
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 16 - 13
13 - اعتقاد به قيامت و عذاب دوزخ ، سبب ترس از خدا و تقواپيشگى
لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده يعباد فاتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 15 - 4
4 - تقوا ، تبلور ايمان و اعتقاد به قيامت
إنّ المتقين فى جنّ-ت و عيون
از اين كه براى اهل ايمان تنها وصف تقوا آورده شده است، روشن مى شود كه تقوا، تبلور ايمان به وحى و اعتقاد به قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 9 - 9
9 - اعتقاد به قيامت و توجه داشتن به كيفر و پاداش الهى در آن ، موجب تقويت روح تقواپيشگى در انسان
و اتّقوا اللّه الذى إليه تحشرون
يادآورى حشر انسان ها در قيامت - پس از توصيه به تقوا - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 10
10 - محاسبه اعمال و مراقبت بر كردار ، هم ريشه در تقوا دارد و هم روحيه تقوا را رشد داده ، شكوفا مى سازد .
و لتنظر نفس . .. و اتّقوا اللّه
از قرار گرفتن عبارت «و لتنظر. ..» در ميان دو «اتّقوا اللّه»، استفاده مى شود كه محاسبه نفس از يك سو، متكى به تقوا است و از سوى ديگر عامل شكوفايى و تكامل آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 56 - 6
6 - شناخت خداوند ، موجب تقواپيشگى و پروا داشتن از او است .
هو أهل التقوى
برداشت ياد شده، از معرفى شدن خداوند به «أهل تقوا»، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 15 - 20
20- بى تقوايى و هواپرستى ، منتهى به خلود در آتش دوزخ
زيّن له سوء عمله و اتّبعوا أهواءهم . .. هو خلد فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 2
2 - تقواى الهى ، مرتبه اى بالاتر از ايمان
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه
از اينكه به مؤمنان امر به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 3
3 - تقواى كامل و شايسته ، مرتبه اى برتر از ايمان
يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه حق تقاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 18
18 - ارزشمندى تقوا و نيكوكارى و مقام والاى پرهيزكاران و نيكوكاران
لكن الّذين اتّقوا ربّهم . .. و ما عند اللّه خير للابرار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 4
4 - تقوا ، مرتبه اى بالاتر از ايمان
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 19
19 - نيل انسان ها به فلاح و رستگارى از جمله اهداف امر الهى به تقواپيشگى است .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 134 - 1
1 - نيل به سعادت دنيا با ترك ايمان و تقوا ، پندار باطل كفرپيشگان بى تقوا
من كان يريد . .. فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة
خداوند پس از سفارش به تقوا و ترك كفر (وصينا . .. ان اتقوا اللّه)، پاره اى از زيانهاى كفرپيشگى و بى تقوايى را برشمرد و با اين آيه به علتى از علل گرايش به كفر و بى تقوايى، يعنى توهم رسيدن به سعادت دنيا، اشاره مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 4
4 - اضلال ، از كيفر هاى الهى براى بى تقوايان
ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 17
17 - بى تقوايان و مخالفت كنندگان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى كيفرى شديد
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه . .. و اتّقوا اللّه إنّ اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 7
7 - گرفتن مو هاى بالاى پيشانى تكذيب گران دين و كشاندن ذليلانه آنان به سوى آتش ، كيفر مخالفت آنها با نماز ، هدايت و تقوا
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«ناصية» به معناى انتهاى رستنگاه مو از قسمت جلو سر است، ريشه اين كلمه بر «علوّ» دلالت دارد و چون رستنگاه ناصيه در قسمت بالاى سر است، اين نام را بر آن نهاده اند (مقاييس اللغة). قسمت جلو سر را نيز «ناصيه» گويند (تاج العروس). «نسفعن» - كه «نون تأكيد» آن به صورت تنوين نوشته مى شود - يعنى، چنگ مى زنيم و مى كشانيم و ممكن است به معناى «سياه مى كنيم»، «نشانه مى گذاريم» يا «به خوارى مى كشانيم» باشد. (برگرفته از قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 9
9 - سيه رويى و ثبت نشانه دروغ گويى و گناه كارى بر پيشانى تكذيب گران دين ، كيفر مخالفت آنان با نماز ، هدايت و تقوا
لنسفعًا بالناصية
برداشت ياد شده، ناظر به معانى گوناگونى است كه براى «سفع» در توضيح برداشت هفتم ذكر شد. وصف هاى «كاذبة» و «خاطئة» (در آيه بعد)، مشخّصات نشانه را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 115 - 4
4 - اضلال ، از كيفر هاى الهى براى بى تقوايان
ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 202 - 2،3،6
2 - شياطين ، بى تقوايان را به گمراهى مى كشانند و آنان را در ضلالت فرو مى برند .
و إخونهم يمدونهم فى الغى
ضمير فاعلى در «يمدونهم» به شياطين برمى گردد و ضمير مفعولى به «اخوان»، يعنى «و اخوان الشياطين يمدهم الشياطين فى الغى». «مد» (مصدر يمدون) به معناى كشيدن است و آوردن «فى» به جاى «إلى» براى رساندن اين معناست كه شيطان بى تقوايان را به عمق گمراهى مى برد.
3 - شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .
ثم لايقصرون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.
6 - پافشارى مشركان و بى تقوايان پيرو شيطان به گمراهى خويش
ثم لايقصرون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «لايقصرون» به مشركان و بى تقوايان برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 11
11 - شيطان در صدد برملا ساختن زشتيهاى آدميان و كندن لباس تقواى ايشان است.
ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما
هشدار به فريبكارى شيطان و مطرح كردن برهنه سازى آدم و حوا پس از بيان ارزش برتر لباس تقوا، بيدارباشى است به آدميان كه شيطان در تلاش است تا جامه تقوا را از اندام و قلب و روح آنان به درآورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 13 - 3
3 - تكذيب گران دين و اعراض كنندگان از آن ، بازدارنده مردم از نماز و هدايت و امر به تقوا
أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى . أر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن
أو أمر بالتّقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 36 - 7
7 - امكانات مادى مردمِ محروم از ايمان ، تقوا و جهاد ، بى تأثير در تأمين فلاح و رستگارى ايشان
اتقوا اللّه . .. لعلكم تفلحون. إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به رعايت تقواى الهى بود .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 3
3 - تقواى كامل و شايسته ، مرتبه اى برتر از ايمان
يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه حق تقاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 6،8،16،17
6 - توهم حرمت بهره گيرى مؤمنان از انواع خوراكى ها و نوشيدنى ها و گمان ناسازگارى آن با مراحل تقوا و ايمان ، توهم و گمانى واهى و نادرست .
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا
برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه مورد بحث تكميل و توضيحى براى آيه 87 از همين سوره باشد.
8 - ايمان ، تقوا و عمل صالح ، داراى درجات و مراحل مختلف
ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا
تكرار «اتقوا» و «ءامنوا» و «عملوا الصلحت» مى تواند حكايت از مراحل تقوا، ايمان و عمل صالح داشته باشد.
16 - رسيدن به مقام محسنين در گرو گذر از مراحل ايمان و تقوا
إذا ما اتقوا . .. ثم اتقوا و احسنوا و اللّه يحب المحسنين
17 - برخوردار شدن آدمى از صفت احسان ، نشانه نيل او به برترين مرحله تقواست
ثم اتقوا و احسنوا
چنانچه تكرار «اتقوا» ناظر به مراحل تقوا باشد، سخن از احسان پس از آخرين مرحله آن حاكى از نايل شدن واجدان آخرين مرحله تقوا به مقام محسنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 114 - 15
15 - درجات معرفت ، ايمان و تقوا ، مؤثر در انگيزه و نحوه نيايش به درگاه الهى و درخواست از او
هل يستطيع ربك . .. و ءاية منك و ارزقنا
مقايسه سخنان مؤدبانه عيسى(ع) با سخنان ناشايست حواريون در تقاضاى مائده، رساى به اين است كه انگيزه آدمى و نحوه نيايش وى به درگاه خدا برخاسته از درجات ايمان و معرفت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 14
14 - رسيدن به اوج مرتبه تقواپيشگى ، از اوصاف بندگان خالص خدا
و اجعلنا للمتّقين إمامًا
درخواست الگو و مقتداى تقواپيشگان شدن از سوى عباد الرحمان - كه خود از ايمان و تقواى بالايى برخوردارند - حاكى از آن است كه آنان خواستار بالاترين مرتبه تقواپيشگى اند، تا براى الگو و مقتدا شدن ديگر تقواپيشگان، شايسته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 7
7 - تقوا ، داراى مراتب مختلف و تقواپيشگان برخوردار از جايگاه هاى گوناگون در بهشت
و سيق . .. إلى الجنّة زمرًا حتّى إذا جاءوها و فتحت أبوبها
تقسيم شدن تقواپيشگان به چند دسته و گروه (زمراً) و نيز ورود آنان از درب هاى گوناگون بهشت، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 17 - 9
9- ازدياد تقواى مؤمن ، همپايه ازدياد هدايت و ايمان او است . *
زادهم هدًى و ءاتيهم تقويهم
بدان احتمال كه تكرار ضمير «هم» در آيه شريفه، اشاره به اين داشته باشد كه مؤمن همراه با افزايش هدايت، از تقوايى مناسب با آن مقام برخوردار مى شود. و چه بسا اضافه «تقوا» به «هم» اشاره بدين نكته داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 13 - 12،16
12 - تقوا ، داراى درجات و مراتب مختلف
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم
16 - آگاهى خداوند ، به ميزان تقوا و كرامت انسان ها
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم إنّ اللّه عليم خبير
با توجّه به ارتباط «إنّ اللّه. ..» با «إنّ أكرمكم...»، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 3
3 - تقوا ، داراى مراتب شديد و ضعيف است .
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
توصيه به رعايت تقوا به اندازه توانايى، حكايت از آن دارد كه تقوا داراى مراتبى است; زيرا توانايى افراد بشر داراى مراتب شديد و ضعيف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 10 - 6
6 - تقوا و خداترسى ، داراى درجات و مراتب گوناگون است .
فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب الذين ءامنوا
توصيه به تقواپيشگى - در حالى كه مؤمنان به خاطر ايمان به خدا، تقواى الهى را كم و بيش رعايت مى كنند - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 8
8 - پاداش و عطا هاى خداوند به بهشتيان ، داراى نظم و حسابى خاص و مناسب با درجات تقواى آنان است .
إنّ للمتّقين . .. عطاء حسابًا
چنانچه «حساب» به معناى اسم مفعول (محاسبه شده) باشد، مراد از جزاء حساب شده، جزائى است كه با ميزان اعمال تقواپيشگان مناسب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 17 - 1
1 - كسانى كه از همه باتقواتر و داراى مراقبت بيشتراند ، از آتش دوزخ دور گردانده خواهند شد .
و سيجنّبها الأتقى
«جَنَبْتُ»; يعنى، دور ساختم (مفردات) و باب تفعيل آن، براى مبالغه است. بنابراين «يُجنّب»; يعنى، به طور كامل دور نگه داشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 23
23 - « عن جميل قال سألت أباعبداللّه عن قول اللّه عزّوجلّ . . . « و ألزمهم كلمة التقوى » قال هو الإيمان ;
جميل مى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: . ..«و ألزمهم كلمة التقوى» سؤال كردم، حضرت فرمود: آن [كلمه
تقوا] ايمان است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 28 - 3
3 - تقواپيشگى ، در صورتى ارزشمند است كه با پيروى كامل از دستورات ، سيره و سلوك پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) همراه باشد .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه و ءامنوا برسوله
برخى از مفسران، مقصود از «آمنوا برسوله» را، تبعيت تام و اطاعت كامل از پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) دانسته اند; به دليل آن كه خطاب در آن متوجه كسانى است كه به خدا و رسول او ايمان دارند. بر اين اساس، عطف «آمنوا برسوله» بر «اتّقوا اللّه» بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 2
2 - تكذيب فرمان هاى متقى پرور ، ناروا است .
أو أمر بالتّقوى . أرءيت إن كذّب ... كلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 13 - 18
18 - ملاك قرار گرفتن تقوا ، به عنوان يگانه عامل كرامت انسان ها ، متكى بر علم و كاردانى خداوند است .
إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم إنّ اللّه عليم خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 57 - 2
2 - تقوا ، ثمره هدايت الهى
لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 17 - 1،7
1- هدايت بيش از پيش و روحيه تقوا ، موهبت الهى به مؤمنان هدايت پذير
و الذين اهتدوا زادهم هدًى و ءاتيهم تقويهم
7- تقواى عملى ، زاييده هدايت و ره يابى انديشه به حق
زادهم هدًى و ءاتيهم تقويهم
از ارتباط «آتاهم تقواهم» با «زادهم هدىً» و عطف آن دو - كه مستلزم تغاير و دوگانگى است - مى توان استفاده كرد كه: اولاً هدايت امرى روحى و فكرى و تقوا مقوله اى عملى است و ثانياً تقوا مترتب بر ازدياد هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 10
10 - فرمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا ، برخاسته از علم و حكمت الهى است .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه . .. إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا
جمله «إنّ اللّه. ..» مى تواند تعليل براى فرمان به رعايت تقوا باشد; يعنى، چون خداوند، داراى آگاهى فراوان و صاحب حكمت است، چنين فرمانى را صادر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 20
20 - به كارگيرى روش هاى نادرست و غيرمنطقى براى انجام كار ها ، خلاف تقواست .
ليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها . .. و أتوا البيوت من أبوبها و اتقوا اللّه
فرمان به رعايت تقوا، پس از ارشاد به اتخاذ روش صحيح براى رسيدن به مقصود، بيانگر يكى از اين دو نكته است: 1- اتخاذ روش و وسيله صحيح و منطقى از مصداقهاى تقواست. 2- ضرورت رعايت تقوا در پيمودن راهها براى رسيدن به مقاصد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 12
12 - بى عدالتى در مقابله به مثل ، خلاف تقواپيشگى است .
فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 15،18
15- اطفاى شهوت جنسى از غير طريق ازدواج و انتخاب همسر ، خلاف تقوا و خداترسى است .
فاتقوا الله
18- رسوا ساختن افراد در ميان مردمان ، خلاف تقوا و خداترسى است .
فاتقوا الله و لاتخزون فى ضيفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 183 - 2
2 - كاستن از ارزش كالاى مردم و كم ب ها جلوه دادن آن به هنگام خريد ، از مصاديق بى تقوايى است .
فاتّقوا اللّه . .. و لاتبخسوا الناس أشياءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 10
10 - صيد حيوانات صحرايى و خوردن گوشت آنها در حال احرام بى تقوايى است .
و حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه
از مصاديق مورد نظر براى «تقوا» به قرينه «حرم عليكم . ..» پرهيز از صيد در حال احرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 4
4 - رعايت نكردن احكام الهى در بهرهورى از غنايم جنگى بى تقوايى است .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 2
2 - تقواى الهى ، مرتبه اى بالاتر از ايمان
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه
از اينكه به مؤمنان امر به تقوا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 5،13
5 - فريفته نشدن در برابر شوكت ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران ، از مصاديق تقواپيشگى است . *
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم
نهى از فريفته شدن و آنگاه بشارت بهشت به تقواپيشگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
13 - نيكى در تقواپيشگى است ، و تقواپيشگان نيكوكارند .
لكن الّذين اتّقوا ربّهم . .. و ما عند اللّه خير للابرار
برداشت فوق بر اين مبناست كه «ال» در «الابرار»، عهد ذكرى و اشاره به «الّذين اتّقوا» باشد ; يعنى «ما عند اللّه خير للّذين اتّقوا»، بنابراين نام بردن تقواپيشگان به ابرار، اشاره به برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 2 - 2
2 - رعايت حقوق ايتام ، از مصاديق تقواست .
و اتّقوا اللّه . .. و اتوا اليتامى اموالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 15
15 - انتخاب صلح در مسائل و اختلافات خانوادگى ، از مصاديق احسان و تقواست . *
و الصلح خير . .. و إن تحسنوا و تتقوا
سفارش به تقوا و احسان، پس از ارزشمند شمردن صلح و مسالمت، مى رساند كه صلح در مسايل همسرى، نمودى از احسان و تقواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 12
12 - برقرار كردن توافق در خانواده ، مصداق تقواست . *
و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً
بنابر اينكه «و تتقوا»، عطف تفسيرى باشد بر «تصلحوا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 11
11 - عمل به احكام الهى ( مراعات حلال ها و حرام ها ) ، تقواپيشگى است .
احل لكم صيد البحر . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 15
15 - رعايت حلال ها و حرام هاى الهى ، تقواپيشگى است .
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه مصداق مورد نظر از خبث و طيب - به قرينه آيات گذشته - حلالها و حرامهاى الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 128 - 4،7
4- صبر در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، تقواپيشگى و احسان است .
ادع إلى سبيل . .. و اصبر ... إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون
7- رعايت عدل و انصاف در انتقام گرفتن از دشمن ، از مصداق هاى تقواپيشگى است .
و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم . .. إن الله مع الذين اتّقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 5
5 - تبعيت نكردن از كافران و منافقان ، نمودى از تقواى الهى است .
اتّق اللّه و لاتطع الكفرين و المنفقين
بنابراين احتمال كه عبارت «و لاتطع. ..» ذكر خاص بعد از عام (اتّق اللّه) باشد. نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 12
12 - دستور هاى صادر شده درباره حجاب همسران پيامبر ، تقواپيشگى است .
لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ . .. و اتّقين اللّه
احتمال دارد كه «اتّقين اللّه» دستور عام بعد از ذكر خاص باشد. در اين صورت، استفاده مى شود كه فرمان به رعايت حجاب، از مصداق هاى تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 70 - 2،6
2 - پرهيز از اذيت و آزار پيامبرخدا (صلی الله علیه و آله) ، از مصاديق تقوا است .
يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى. .. اتّقوا اللّه
بنابراين كه فرمان به تقوا، پس از نهى از اذيت، فرمان به عام پس از ذكر خاص باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
6 - استوارگويى در سخن ، از مصداق هاى تقوا است .
اتّقوا اللّه و قولوا قولاً سديدًا
بنابراين كه ذكر «قولوا. ..» پس از دعوت به تقوا، ذكر خاص پس از عام باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 18 - 2
2 - پرداخت زكات ، برترين مصداق تقوا است .
الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 103 - 5،9
5 - يهوديان عصر بعثت ، به دليل وابستگى به دنيا و فسق پيشگى زمينه هاى ايمان و تقوا را از دست داده بودند .
لبئس ما شروا به أنفسهم . .. و لو أنهم ءامنوا و اتقوا لمثوبة من عنداللّه خير
به كارگيرى «لو» امتناعيه در جمله «لو أنهم . ...» مى نماياند كه: ايمان آوردن يهود و پرهيز از گناهانى همانند سحر، امرى مشكل يا ممتنع بوده است. آيات پيشين - كه سخن از دلبستگى شديد يهود به دنيا و فاسق بودن آنان داشت - مى تواند بيانگر علت به وجود آمدن اين روحيه در ايشان باشد.
9 - جهل انسان ها به ارزش برتر پاداش هاى الهى ، آنان را به منافع دنيوى دلبسته كرده و از ايمان و تقوا باز داشته است .
و لو أنهم ءامنوا و اتقوا . .. لو كانوا يعلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «لو» در جمله فوق شرطيه باشد. بر اين اساس احتمالاتى قابل تصور است و از آنهاست اينكه مفعول «يعلمون» برترى پاداش الهى گرفته شود و جواب شرط از جمله «و لو أنهم ءامنوا» استفاده گردد; يعنى: «لو كانوا يعلمون ان ثواب اللّه خير لأمنوا و اتقوا; اگر مى دانستند كه پاداش الهى از منافع دنيوى برتر است، همانا ايمان مى آوردند و تقوا پيشه مى شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 224 - 2
2 - سوگند به خداوند ، نبايد مانع انجام كار هاى نيك ، تقوا و اصلاح ميان مردم قرار گيرد .
و لا تجعلوا اللّه عُرضةُ لايمانكم ان تبرّوا و تتقوا و تصلحوا بين الناس
بنابر اينكه «عرضة» به معناى مانع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 17
17 - هراس و سستى در رويارويى با دشمنان دين و عدم اتكا و توكّل بر خداوند ، نشانه بى تقوايى *
اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
جمله «فاتّقوا اللّه»، مى تواند تفريع براى تمامى مطالب سابق باشد; يعنى از سستى در جنگ و بى اعتقادى به ولايت خداوند و عدم توكّل بر او برحذر باشيد كه با تقواى الهى سازگار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 130 - 9
9 - ناسازگارى رباخوارى با تقواپيشگى
لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 11
11 - ترديد در قدرت الهى ناسازگار با تقوا و ايمان
هل يستطيع ربك . .. اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 11
11 - شيطان در صدد برملا ساختن زشتيهاى آدميان و كندن لباس تقواى ايشان است.
ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما
هشدار به فريبكارى شيطان و مطرح كردن برهنه سازى آدم و حوا پس از بيان ارزش برتر لباس تقوا، بيدارباشى است به آدميان كه شيطان در تلاش است تا جامه تقوا را از اندام و قلب و روح آنان به درآورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 11
11 - فسادانگيزى ، ناسازگار با ايمان و نيك كردارى و تبه كارى ، ناسازگار با تقواپيشگى
أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين . ..المتّقين كالفجّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 61 - 4
4 - تكبر و خودبرتربينى ، ناسازگار با تقواپيشگى
و استكبرت . .. جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم
آيه شريفه درصدد توصيف كسانى است كه در مقابل گروه مستكبر و متكبر قرار دارند كه در آيات پيشين از آنان ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 8 - 2
2 - حالت بخلورزى و ثروت اندوزى ، ناپسند و نقطه مقابل تقوا است .
فأمّا من أعطى و اتّقى . .. و أمّا من بخل و استغنى
صاحب «العين» گفته است: فعل «استغنى»، به معناى «به ثروت رسيد» است. براساس اين معنا، «استغناء»; يعنى، ثروت اندوزى و باب استفعال بودن آن، بر مبالغه در ثروت مندى دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 12 - 4
4 - بازداشتن مردم از نماز ، مايه ركود امر به تقوا است .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... أو أمر بالتّقوى
تلاش براى تبليغ تقوا در اين آيه، از آثار محتمل نماز شمرده شده است. بنابراين نماز، محرّك انسان به تبليغ تقوا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 5
5 - مؤمنان راستين ، شخصيت خويش را بر اساس تقوا و تحصيل رضايت خدا بنا مى كنند .
أفمن أسس بنينه على تقوى من اللّه و رضون خير
مراد از «بنيانه» مى تواند اعمال و دستاوردهاى فرد نباشد، بلكه منظور بنيان و هويت خود شخص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 15
15 - ر ها كردن تقواپيشگى و احسان ، به خاطر دلبستگى به وطن و محل سكونت ، عملى ناپسند و عذرى ناپذيرفتنى
يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم . .. و أرض اللّه وسعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 13
13 - ترك وصيت هاى مالى نشانه بى تقوايى است .
كتب عليكم . .. الوصية ... حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 16
16 - شرك پيشگى و انكار ربوبيت خدا - على رغم اعتقاد به رازقيت ، حاكميت ، حيات بخشى و تدبير بىوقفه خدا نسبت به امور جهان - نشانه اى از وجود روحيه بى پروايى در انسان است .
قل من يرزقكم . .. فسيقولون اللّه فقل أفلاتتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 21
21- همجنس بازى ، مخالف تقوا و خداترسى و ناسازگار با رشد و فهميدگى است .
فاتقوا الله . .. أليس منكم رجل رشيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 5
5- ترك تقوا ، ظلم است و ظلم نشانه بى تقوايى .
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين
در اين آيه، مردم به دودسته تقسم شده اند: متقى يا ظالم. براين اساس شخص بى تقوا از ظالمان است و ظلم نيز نشانه بى تقوايى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 10 - 10
10 - فروهشتن مسؤوليت هاى دينى و بى تفاوتى در برابر مشكلات جامعه ، بى تقوايى است .
فأصلحوا . .. و اتّقوا اللّه
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر به وظايف ياد شده در صدر آيه عمل نشود و مؤمنان خود را در قبال ديگر برادران ايمانى مسؤول ندانند، تقوا را رعايت نكرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 33 - 3
3 - خوددارى از انفاق ، نمودى از دنيامدارى و بى تقوايى
فأعرض عن من تولّى . .. لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا... فلاتزكّوا أنفسكم هو أعلم بمن
در صورتى كه مراد از «تولّى» اعراض از انفاق باشد، از تفريع «أفرأيت. ..» بر آيات پيشين، مى توان استفاده كرد كه دريغورزان از انفاق، در زمره دنيامداران بى تقوا قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 43
43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .
لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 7
7 - ياد نكردن و به فراموشى سپردن نعمت هاى خداوند ، نشانه بى تقوايى است .
اذكروا . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 14
14 - عمل به احكام الهى نشانگر تقواپيشگى و تجاوز از حدود خداوندى نشانه بى تقوايى است .
و لاتعتدوا . .. و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 112 - 15
15 - درخواست هاى نابجا از پيامبران الهى ، نشانه بى تقوايى
ان ينزل علينا مائدة . .. اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 34 - 8
8 - بازداشتن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ، حاكى از نداشتن تقواست .
يصدون عن المسجدالحرام . .. إن أولياؤه إلا المتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 12
12 - تلاش براى رفع نياز نيازمندان ، وظيفه اى بر عهده همگان و يكى از نشانه هاى تقواست .
هدًى للمتقين . .. و مما رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 66 - 7
7 - پندپذيرى از سرگذشت امت ها ، نشانه برخوردار بودن از روحيه تقواست .
فجعلنها . .. و موعظة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 9
9 - انفاق در راه خدا و تأمين نياز هاى مالى جهاد ، نشانه تقواپيشگى و خداترسى است .
واتقوا اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه
بيان مسأله انفاق پس از امر به تقوا، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه از مصاديق تقوا، انفاق كردن در راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 3
3 - وفاى به عهد و امانتدارى و پرهيز از خيانت ، از نشانه هاى تقواست .
بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحبّ المتّقين
جمله «يحب المتّقين»، بيانگر اين است كه وفاى به عهد، نشانه تقواست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 2
2 - پرهيز از اطاعت كافران و بر حذر بودن از نزاع و تفرقه ، نشانه تقواى اهل ايمان
ان تطيعوا فريقاً من الذين اُوتوا الكتاب . .. اتقوا اللّه حق تُقاته
پرهيز از تفرقه و نزاع، از شأن نزول آيه «ان تطيعوا . .. » استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 130 - 8
8 - پرهيز از رباخوارى در جامعه ايمانى ، نشانه تقواپيشگى آن جامعه است .
يا ايّها الذين امنوا لا تأكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 31
31 - رعايت مقررات الهى در خوردنى ها و شكار حيوانات ، نشانه تقوا و پرهيزگارى است .
احل لكم الطيبت . .. و اذكروا اسم اللّه عليه و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 16،18
16 - عدالت ، جلوه و نشانه اى از تقوا
اعدلوا هو اقرب للتقوى
18 - قيام براى خدا ، شهادت به حق و برپا داشتن قسط ، نشانه و جلوه اى از تقوا
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 57 - 15
15 - تبرى و بيزارى از دشمنان دين ، نشانه تقوا و ايمان
لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 14
14 - عمل به احكام الهى نشانگر تقواپيشگى و تجاوز از حدود خداوندى نشانه بى تقوايى است .
و لاتعتدوا . .. و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 17
17 - برخوردار شدن آدمى از صفت احسان ، نشانه نيل او به برترين مرحله تقواست
ثم اتقوا و احسنوا
چنانچه تكرار «اتقوا» ناظر به مراحل تقوا باشد، سخن از احسان پس از آخرين مرحله آن حاكى از نايل شدن واجدان آخرين مرحله تقوا به مقام محسنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 3،6
3 - پرهيز شاهدان وصيت از خيانت در شهادت و تجاوز به حقوق ديگران ، تكليفى الهى بر عهده ايشان و نشان تقواپيشگى آنان است .
ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه و اسمعوا
6 - تسليم بودن در برابر فرمان هاى الهى ، نمودى از تقواپيشگى و نشان ترس از خداست .
و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 16
16 - ايمان به حاكميت خدا بر زمين ، صبر در برابر دشمنان دين و استعانت از خدا ، جلوه هايى از تقواپيشگى است .
و العقبة للمتقين
از بشارت ضمنى موسى(ع) به حاكميت يافتن بنى اسرائيل به شرط استعانت از خدا و پيشه كردن صبر و سپس بيان اين حقيقت كه «حاكميت سرانجام از آن تقواپيشگان است»، معلوم مى شود شرايط ذكر شده جلوه هايى بارز از تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 25
25 - وابسته نبودن به مظاهر دنيا و دورى از كسب مال از راه هاى نامشروع ، نشانه تقواپيشگى است .
يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا . .. للذين يتقون أفلا تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 4 - 13
13 - وفادارى به پيمان ، نشانه تقواپيشگى است .
فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم إنّ اللّه يحب المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 7 - 11
11 - وفادارى به پيمان ، نشانه تقواپيشگى است .
فما استقموا لكم فاستقيموا لهم إن اللّه يحب المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 44 - 4
4 - جهاد با مال و جان ، نشانه ايمان راستين و تقواپيشگى است .
الذين يؤمنون باللّه . .. أن يجهدوا بأمولهم و أنفسهم و اللّه عليم بالمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 10
10 - جهاد با كافران و نرمش نداشتن در برابر آنان از جلوه هاى تقوا
قتلوا . .. و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 128 - 3
3- رعايت عدالت در مقابله به مثل و يا گذشت از آن ، نشانه تقواپيشگى و احسان و موجب جلب حمايت خداوند است .
و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم . .. إن الله مع الذين اتّقوا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 3
3- احسان به پدر و مادر ، از نمود هاى بارز تقوا و لازمه آن
و كان تقيًّا . و برًّا بولديه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 85 - 4
4- پرهيز از شركورزى و پرستش معبود هاى باطل ، نمودى كامل از تقوااست .
واتّخذوا من دون اللّه ءالهةً . .. يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن
چون محور بحث در آيات گذشته، در باره شرك و پرستش معبودهاى گوناگون بود; مناسبت چنين اقتضا دارد كه مراد از «متّقين» در اين آيه، كسانى باشند كه از شركورزى و پرستش معبودهاى باطل پرهيز مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 32 - 6،9
6 - بزرگداشت شعائر الهى ، نشانه تقوا و خداترسى است .
و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب
ضمير «ها» در «فإنّها» به «شعائر» بازمى گردد. بنابراين «فإنّها» به تقدير «فإنّ تعظيمها» مى باشد. «من» نشويه و «تقوى» به معناى خداترسى است; يعنى، بزرگداشت شعائر الهى، نشأت يافته از تقوا و خداترسى دل ها است.
9 - بزرگداشت دام هاى قربانى و حرمت نهادن به آنها ، نشانه تقوا و خداترسى است .
و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 52 - 3
3 - تسليم حكم پيامبر بودن و پذيرش داورى بر مبناى تعاليم دين ، نشانه خدا ترسى ، تقواپيشگى و مطيع خدا و رسول بودن است .
إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و أطعنا . .. و من يطع الل
برداشت ياد شده، از ارتباط ميان دو آيه فوق استفاده گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 108 - 4
4 - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پيامبران
فاتّقوا اللّه و أطيعون
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أطيعون» عطف تفسيرى بر«اتّقوا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 126 - 5
5 - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پيامبران
فاتّقوا اللّه و أطيعون
عطف «أطيعون» مى تواند عطف تفسيرى باشد، برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 131 - 4
4 - تبلور تقوا ، در اطاعت از پيامبران و رهبران الهى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
عطف «أطيعون» بر جمله قبل مى تواند تفسيرى باشد. برداشت ياد شده برپايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 144 - 5
5 - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پيامبران
فاتّقوا اللّه و أطيعون
«أطيعون» مى تواند عطف تفسيرى بر «اتّقوا اللّه» باشد. برداشت يادشده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 150 - 5
5 - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پيامبران و رهبران الهى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
براساس اين كه عطف «أطيعون» عطف تفسيرى باشد; برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 163 - 5
5 - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پيامبران و رهبران دينى
فاتّقوا اللّه و أطيعون
«أطيعون» مى تواند عطف تفسيرى براى «اتّقوا اللّه» باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 179 - 5
5 - تبلور تقواى الهى در اطاعت از پيامبران
فاتّقوا اللّه و أطيعون
عطف «أطيعون» بر «اتّقوا اللّه» مى تواند عطف تفسيرى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 31 - 4
4 - اقامه نماز و پرهيز از شرك ، تجلى روح تقوا در آدمى است .
و اتّقوه و أقيموا الصلوة و لاتكونوا من المشركين
«تقوا» در لغت، حفظ خود از خطر، و در شريعت، حفظ خود از افتادن در گناه است. طبيعى است كه مصداق حفظ خود از گناه، ترك محرّمات و انجام دادن واجبات است. ذكر اقامه نماز و پرهيز از شرك، مى تواند به منزله ذكر خاص بعد از عام و مفيد نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 34 - 10
10 - احسان ، نشانه اصلى تقوا و صفت برجسته تقواپيشگان است .
أُولئك هم المتّقون . .. ذلك جزاء المحسنين
توصيف تقواپيشگان به صفت احسان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 13
13 - التزام به حقايق حكمت آميز و دست برداشتن از اختلافات ، جلوه اى از تقواى الهى است .
قد جئتكم بالحكمة و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه فاتّقوا اللّه و أطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 15
15 - اطاعت بى چون و چرا از برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمودى از تقواى الهى
و ما ءاتيكم الرسول فخذوه . .. و اتّقوا اللّه
از ارتباط «اتقوا اللّه» با «ما آتاكم. ..» مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 15
15 - رعايت احكام و موعظه هاى الهى ، نشانه تقواپيشگى است .
ذلكم يوعظ به . .. و من يتّق اللّه يجعل له مخرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 4 - 11
11 - رعايت احكام و موعظه هاى الهى ، نشانه تقواپيشگى است .
والّ-ئى يئسن من المحيض . .. فعدّتهنّ ثلثة أشهر ... و من يتّق اللّه يجعل له من أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 7
7 - رعايت احكام الهى ، نشانه تقواپيشگى است .
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتّق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 44 - 6
6 - احسان و نيكوكارى ، نشانه تقواپيشگى است .
إنّ المتّقين . .. إنّا كذلك نجزى المحسنين
از اين كه به متّقين، محسنان گفته شده است; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 31 - 2
2 - پرهيز از طغيان گرى ، ترس از حسابرسى اعمال و پذيرش آيات الهى ، مصداق تقواپيشگى است .
للطّ-غين . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا ... إنّ للمتّقين مف
از تقابل بين متقين و طغيان گران، دانسته مى شود كه منزّه بودن از صفات طغيان گران، تقواپيشگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 5 - 4
4 - انفاق ، پرهيز از ثروت اندوزى ، تزكيه خواهى ، سخاوت مندى و اخلاص ، از نشانه هاى تقواپيشگى است .
أعطى و اتّقى
فعل «اتّقى» در مقابل فعل «استغنى» (در آيات بعد)، قرار گرفته و نقطه مقابل استغنا (ثروت اندوزى) را «تقوا» ناميده است. از طرف ديگر عطف «اتّقى» بر «أعطى» - كه با عطف تفسيرى يا سبب بر مسبب و يا عكس آن سازگار است - انفاق را نشانه تقوا قرار داده است. آيات آخر سوره - كه از عنوان «من أعطى و اتّقى» با نامى ديگر (الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى ...) ياد كرده - مصاديق ديگر تقوا را بر شمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 19 - 1
1 - انفاق در صورتى مايه تزكيه نفس بوده و نشانه درجه والاى تقوا است كه انفاق گر مديون كسى نبوده و حق نعمتى از ديگران بر ذمه نداشته باشد .
الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى . و ما لأحد عنده من نعمة تجزى
«واو» در «و ما لأحد»، حاليه است و مفاد اين آيه را به منزله قيد براى «يتزكّى» و اوصاف پيشين قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 2
2 - بذل مال در صورتى نشانه برترين تقوا و مايه تزكيه نفس و نجات از آتش است كه تنها به نيت دستيابى به لطف خداوند باشد .
الأتقى . الذى يؤتى ماله ... إلاّ ابتغاء وجه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 8
8 - نقش اساسى تقوا و نيت پاك در ارزش عمل
لمسجد أسّس على التقوى من أول يوم أحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 21
21- ايجاد روح آرامش و تقوا در پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به هنگام نياز آنان ، متكى به علم فراگير خداوند بر هستى
فأنزل اللّه . .. و ألزمهم كلمة التقوى ... و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
از ارتباط «و كان اللّه. ..» با عبارت قبل آيه (فأنزل اللّه...)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 13 - 6
6 - مسلمين در جنگ بدر - در حالى كه دشمن حدود سه برابر ايشان بود - آنان را دو برابر نيرو هاى خويش مى ديدند .
يرونهم مثليهم رأىَ العين
بنابراينكه ضمير فاعلى به مسلمين برگردد و ضمير «هم» در «يرونهم» به كافران و ضمير «هم» در «مثليهم» به مسلمين. و سه برابر بودن كافران از شأن نزول استفاده شده است (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 26 - 11
11 - اميدبخشى خداوند به مسلمانان در مورد آينده اى توأم با اقتدار ، على رغم شرايط دشوار آنان در جنگ خندق
قل اللّهمَ مالك الملك
در شأن نزول آيه آمده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام حفر خندق در نبرد احزاب فرمود: امّت اسلام كاخهاى شاهان حيره، ايران، روم و يمن را فتح خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 124 - 2
2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 126 - 2
2 - نياز پيكارگران به بشارت و تقويت روحيه و آرامش دل ، براى پيروزى بر دشمنان
و ما جعله اللّه الّا بشرى لكم و لتطمئنّ قلوبكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 6،10
6 - ايمان و روحيه قوى ، رمز استوارى و ثبات قدم در رويارويى با دشمنان
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين
10 - نقش توجّه دادن اهل ايمان به برتريشان بر ديگران ، در تقويت روحيه آنان
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 10 - 3
3 - تقويت روحيه نيرو هاى رزمنده داراى تأثيرى عميق در كسب پيروزى
بألف من الملئكة . .. و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 7 - 9
9- روحيه قوى و ثبات قدم ، مؤثرترين عامل پيروزى در مبارزه عليه دشمن
و يثبّت أقدامكم
بيان «يثبّت . ..» پس از «ينصركم» و اختصاص به ذكر يافتن آن، مطلب بالا را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 124 - 9
9 - لزوم تقويت روحيه رزمندگان از سوى رهبران و فرماندهان نظامى
اذ تقول الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة
از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)، درسى است براى تمام رهبران دينى و فرماندهان نظامى كه مؤمنان را در هنگامه هاى دشوار، به پيروزى و امدادهاى الهى، اميدوار سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 13 - 7
7 - تبيين علل پيكار با دشمن براى نيرو هاى رزمى - در صورت مشاهده نوعى ترديد و هراس در آنان - امرى شايسته است .
ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 4
4- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) نيز همچون ساير انبيا ، نيازمند تقويت روحيه و دلدارى در برابر مشكلات و ناملايمات برخاسته از تبليغ و رسالت الهى خويش
قالوا . .. إنك لمجنون ... و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين. و ما يأتيهم من رس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 14
14 - آزمايش انسان ها براى توانمند ساختن روحيه آنها ، به اقتضاى ربوبيت خدا و ناشى از بصيرت و بينايى او به احوال آنان
و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 5
5 - بيان خسارت هاى دشمن در جنگ ، زمينه اى براى تقويت روحيه مجاهدان در رويارويى با آنان
ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 44 - 6
6 - توجه تقواپيشگان به آگاهى خداوند به احوالشان ، مايه دلگرمى آنان در جهاد
أن يجهدوا . .. و اللّه عليم بالمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 14
14 - دلدارى خداوند به مؤمنان ، به منظور رفع نگرانى آنان ، به دنبال تخلف كردن گروهى از شركت در جنگ تبوك
إنما يستئذنك الذين لايؤمنون . .. لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا ... و اللّه ع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 55 - 7
7 - تقويت روحى پيامبر اسلام ( رهبران و مبلغان دين ) ، با يادآورى مخالفت برخى از مردم در برابر دعوت انبياى گذشته *
فمنهم من امن به و منهم من صدّ عنه
بيان موضگيريهاى متفاوت مردمان در برابر پيامبران (ايمان و كفر) مى تواند براى دلدارى آن حضرت باشد كه پيامبران گذشته نيز با چنين مردمى روبرو بودند و همچنان مقاومت مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 8
8 - دلدارى و تقويت روحيه مؤمنان و اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند
هم الذين يقولون . .. و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 15
15 - تقويت روحيه متقين از جانب خدا ، براى جنگ و مقابله به مثل با مشركان
و اعلموا أن اللّه مع المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 6
6 - ضرورت آماده سازى مجاهدان براى تحمل رنج ها و خسارت هاى ناشى از نبرد با دشمنان
ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللّه ما لايرجون
هدف از بيان امتيازات نيروهاى مجاهد (ترجون من اللّه) و نيز تبيين رنجهاى دشمنان به هنگامه نبرد، اين است كه اهل ايمان را براى نبرد آماده سازد و به آنان روحيه رويارويى با دشمنان را القا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 10 - 3
3 - تقويت روحيه نيرو هاى رزمنده داراى تأثيرى عميق در كسب پيروزى
بألف من الملئكة . .. و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 13،15،18،19
13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر
و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم
«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.
15 - تقويت روحيه مبارزان ، امرى لازم
و ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام
18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر
ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.
19 - خداوند با تقويت دل هاى مجاهدان بدر آنان را براى رويارويى با مشركان ثابت قدم ساخت .
ليربط على قلوبكم و يثبت به الأقدام
«يثبت به الأقدام» در عين اينكه بيانگر هدفى از اهداف نزول باران است، نبودن «لام» در آن مى رساند كه اين هدف به دنبال «ليربط على قلوبكم» حاصل مى شود. بنابراين مى توان گفت ضمير در «به» به استحكام قلوب، كه از «ليربط على قلوبكم» استفاده مى شود، برمى گردد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق ثبات قدم (يثبت به الأقدام) به معناى كنايى آن (پايدارى و عزم راسخ) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 4
4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست
ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 55 - 7
7 - تقويت روحى پيامبر اسلام ( رهبران و مبلغان دين ) ، با يادآورى مخالفت برخى از مردم در برابر دعوت انبياى گذشته *
فمنهم من امن به و منهم من صدّ عنه
بيان موضگيريهاى متفاوت مردمان در برابر پيامبران (ايمان و كفر) مى تواند براى دلدارى آن حضرت باشد كه پيامبران گذشته نيز با چنين مردمى روبرو بودند و همچنان مقاومت مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 4
4- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) نيز همچون ساير انبيا ، نيازمند تقويت روحيه و دلدارى در برابر مشكلات و ناملايمات برخاسته از تبليغ و رسالت الهى خويش
قالوا . .. إنك لمجنون ... و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين. و ما يأتيهم من رس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 9 - 7
7- دلدارى و تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تهديد مشركان ، از جانب خداوند
ثمّ صدقنهم الوعد . .. و أهلكنا المسرفين
ذكر وعده خداوند به پيروزى همه پيامبران و مؤمنان و نابودى دشمنان آنان، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 60 - 7
7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى حفظ اقتدار روحى خويش و راه ندادن هيچ گونه اضطرابى به خود ، در برابر تبليغات كافران ، فرمان داده است .
إن أنتم إلاّ مبطلون. .. فاصبر... و لايستخفّنّك الذين لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 79 - 4
4 - تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، در برابر اقدامات توطئه آميز مشركان
فإنّا مبرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 12 - 5
5 - تقويت روحيه مسلمانان از سوى خداوند ، با ترسيم شخصيت پوچ ، ناپايدار و بى خاصيت منافقان
و اللّه يشهد إنّهم لكذبون . .. و لئن نصروهم ليولّنّ الأدبر ثمّ لاينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 10
10 - توجّه به ماجراى اصحاب فيل ، دلگرم كننده و اطمينان بخش براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان عصر بعثت
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 4
4- قدرت روحى و نيروى قلبى براى مبارزه در راه خدا ، موهبتى از جانب او براى قيام كنندگان يكتاپرست
ءامنوا بربّهم . .. و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 9 - 7
7- دلدارى و تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تهديد مشركان ، از جانب خداوند
ثمّ صدقنهم الوعد . .. و أهلكنا المسرفين
ذكر وعده خداوند به پيروزى همه پيامبران و مؤمنان و نابودى دشمنان آنان، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 8
8 - دلدارى و تقويت روحيه مؤمنان و اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند
هم الذين يقولون . .. و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 8 - 8
8 - دلدارى و تقويت روحيه مؤمنان ، از سوى خداوند در قبال توطئه هاى منافقان
ليخرجنّ الأعزّ . .. و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 5،8
5 - بيان خسارت هاى دشمن در جنگ ، زمينه اى براى تقويت روحيه مجاهدان در رويارويى با آنان
ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون
8 - اميد مجاهدان به پاداش و نصرت الهى ، زمينه تقويت روحيه و سستى نكردن آنان در رويارويى با دشمنان دين
و لاتهنوا . .. و ترجون من اللّه ما لايرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عصر - 103 - 3 - 12
12 - ترويج حق و تقويت روحيّه پايدارى ، نيازمند مشاركت و هم يارى مردم با يكديگر است .
تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 54 - 1
1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى
إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون
جمله «إنّ هؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 13 - 8
8 - نقش تعيين كننده برآورد نيرو هاى دشمن ، در روحيه رزمندگان و سرنوشت جنگ
يرونهم مثليهم رأىَ العين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 111 - 8،11
8 - تأثير ايمان به خدا و امر به معروف و نهى از منكر ، در شكست ناپذيرى مؤمنان در برابر هجوم دشمنان دين
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار
وحدت خطاب در «كنتم خير . .. » و «يقاتلوكم»، بيانگر برداشت فوق است. يعنى آن دسته شكست نمى خورند كه امركننده به معروف و ... باشند.
11 - تحقير توان دشمن براى تقويت روحيه مؤمنان ، از روش هاى قرآن
و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 21
21 - تقويت روحيه اهل ايمان ، با بيان وضعيّت نكبت بار و ننگين اهل كتاب ( يهود )
و إن يقتلوكم . .. ثمّ لا ينصرون. ضربت عليهم الذّلّة أين ما ثقفوا الّا بحبل من ال
بيان ذلّت و مسكنت يهود، پس از اشاره به ستيزه جويى آنان، مى تواند براى تقويت روحيه اهل ايمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 120 - 14
14 - توجّه به احاطه خداوند بر تمامى اعمال و رفتار دشمنان دين ، از عوامل تقويت روحيه مسلمانان در برخورد با آنان
تمسسكم . .. انّ اللّه بما يعملون محيط
جمله «انّ اللّه . .. »، علاوه بر بيان احاطه علمى خداوند، براى اين هدف نيز بيان شده است كه مبادا مسلمانان پس از اينكه كينه توزى كافران براى آنان افشا شد، مضطرب شوند و روحيه خود را ببازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 15
15 - توكّل و اتكا به خداوندِ حامى مؤمنان ، عامل تقويت كننده بنيه روحى آنان در شرايط دشوار
اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما و على اللّه فليتوكّل المؤمنون
جمله «و على اللّه . .. » پس از جمله «اذ همّت ... ان تفشلا»، رهنمودى به عامل از بين برنده سستى در هنگامه هاى دشوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 124 - 4
4 - روش هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان
اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم
برخى برآنند كه «اذ»، مفعول براى «اذكر» مقدر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 5
5 - ايمان به مقدّر بودن اجل و معين بودن عمر نزد خداوند ، از عوامل تقويت روحيه پاسداران رسالت انبيا
و ما كان لنفس ان تموت الّا باذن اللّه كتاباً مؤجّلا
چون آيات قبل درباره جهاد و ترس از مرگ و شهادت بود، به نظر مى رسد از اهداف اين آيه، تقويت روحيه و رفع اضطراب از مسلمانان پيكارجو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 150 - 8
8 - توجّه به ولايت الهى و اعتقاد به يارى حتمى خداوند ، از عوامل تقويت روحيه اهل ايمان در هنگامه هاى دشوار و نبرد با دشمنان
بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 4
4 - خداوند با القاى وحشت و دلهره در دل هاى كفرپيشگان تقويت كننده روحيه جامعه ايمانى در رويارويى با آنان
سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 14
14 - يادآورى گمراهى مؤمنان پيش از بعثت و هدايتشان در پرتو تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل تقويت اراده آنان در تحمّل دشوارى هاى مولود جنگ
اذ تصعدون و لا تلون . .. و لئن قتلتم فى سبيل اللّه ... لقد منّ اللّه على المؤمني
با توجّه به ارتباط اين آيه و آيات مربوط به جنگ احد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 173 - 9
9 - توكّل و اعتماد به خداوند ، موجب نهراسيدن از هجوم دشمن
فزادهم ايماناً و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 76 - 12
12 - بيان ضعف هاى دشمن ، از شيوه هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان
الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان انّ كيد الشّيطان
يادآورى سستى مكرهاى شيطان پس از فرمان به جهاد، به جهت رفع نگرانى و تقويت روحيه مسلمانان در نبرد با كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 10
10 - اميدآفرينى ، از روش هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان و برانگيختن آنان به جهاد
عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 7،9،10
7 - توجه به نقاط ضعف دشمن و نقاط قوت و امتياز خويش ، از عوامل تقويت روحيه
ان تكونوا تألمون فانهم يألمون كما تألمون و ترجون من اللّه ما لايرجون
آيه شريفه در صدد روحيه دادن به مسلمانان براى رويارويى با دشمنان است.
9 - نقش و اهميت اميد ، در نيرومندى و حفظ روحيه
و ترجون من اللّه ما لايرجون
10 - اميد به پاداش و نصرت الهى ، پشتوانه و امتيازى براى مجاهدان ، در برابر دشمنان
و ترجون من اللّه ما لايرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 11
11 - خداترسى ، تقويت كننده روحيه آدمى در برخورد با حادثه مرگ
لئن بسطت إلى يدك . .. انى اخاف اللّه رب العلمين
جمله «انى اخاف اللّه» تعليل است براى «ما انا بباسط . ..» و مى رساند كه هابيل به خاطر ترس از خداوند، خطر مرگ را ناديده گرفته و از پيشدستى به كشتن قابيل خوددارى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 9 - 5
5 - يادآورى امداد هاى الهى به مجاهدان راه خدا مايه نهراسيدن از مقابله با دشمنان دين
إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم
هدف از يادآورى امدادهاى غيبى به مجاهدان، ترغيب مؤمنان به نهراسيدن از مبارزه با دشمنان دين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 10 - 1
1 - نقش ملائكه در جنگ بدر ، تنها بشارت به پيروزى و اطمينان دادن به مؤمنان بود ، و نه اقدامى عملى در قتل مشركان .
و ما جعله اللّه إلا بشرى و لتطمئن به قلوبكم
ضمير در «جعله» و «به» به امداد كه از «أنى ممدكم» استفاده مى شود، برمى گردد و كلمه «بشرى» مفعولٌ له براى «جعل» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 40 - 3
3 - باور اهل ايمان به سرپرستى خدا و يارى او ، مايه نهراسيدن آنان از دشمنان دين و اجراى فرمان جهاد
فإن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير
جمله «فاعلموا . .. » علاوه بر رساندن مضمون خود به منظور تقويت روحيه مسلمانان براى جهاد با دشمنان فتنه انگيز ايراد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 6
6- انجام كار هاى شايسته و پيشه ساختن صبر ، آدمى را از روحيه اى مقاوم بهره مند خواهد ساخت و از تزلزل روحى و روانى نجات خواهد داد .
إنّه ليئوس كفور . .. إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت
آيه نهم و دهم ، بيانگر اين بود كه: انسانها تحت تأثير كمترين رفاه و محنت متزلزل شده و خود باخته مى شوند و آيه مورد بحث ، صابرانى را كه اعمال شايسته انجام مى دهند ، از اين خصلت استثنا كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 98 - 7
7- ذكر خدا و عبادت پروردگار چون نماز ، زداينده نگرانى ها و اندوه ها و تقويت كننده روحيه پايدارى و موجب آرامش خاطر است .
و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين
نوع مفسّران بر آنند كه مقصود از سجده در اين آيه، نماز است و مؤيد آن روايتى است كه مى گويد: «پيامبر(صلی الله علیه و آله) هر گاه محزون و دلتنگ مى شد، نماز مى خواند» (مجمع البيان، ذيل آيه فوق).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 7
7 - شكيبا سازى و توانمند كردن روحيه مردمان ، فلسفه آزمايش آنان از سوى خداوند
و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون
از ديدگاه برخى از مفسران مانند زمخشرى، جمله «أتصبرون» پس از ذكر «فتنة»، همانند «أيّكم» بعد از«ابتلاء» (در آيه «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً») است كه در مقام بيان فلسفه مطلب ياد شده در عبارت پيشين مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 31 - 7
7 - تفكر در تاريخ پيامبران و صبر و پايدارى آنان در برابر دشمنانشان ، نيروبخش و تقويت كننده روح مقاومت است .
و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 2 - 4
4 - نقش تعيين كننده عبادت و شب زنده دارى ، در تقويت روحيه و مقاومت در برابر مشكلات تبليغى و رسالت دينى
قم الّيل إلاّ قليلاً
به گفته مفسران، اين آيات در مكه نازل شده است. فرمان خداوند به شب زنده دارى در دوران مكّى (زمانى كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در سخت ترين شرايط قرار داشت) مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 9
9 - توجه به نزول قرآن از سوى خالق ، مدير و مالك تمام هستى ، مايه تقويت روحيه پندپذيرى انسان از قرآن است .
تذكرة . .. ممّن خلق الأرض ... استوى . له ما فى السموت ... و ما تحت الثرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 47 - 11
11 - توجّه دادن به حوادث تلخ و شيرين گذشته تاريخ ، عامل تقويت روحيه مؤمنان است .
و لقد أرسلنا . .. رسلاً ... فانتقمنا من الذين أجرموا و كان حقًّا علينا نصر المؤم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 42 - 13
13 - معجزات و آيات الهى ، سبب تقويت روحيه پيامبران
اذهب . .. ب--َايتى و لاتنيا فى ذكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 5
5 - منافقان ، مايه اميد و تقويت روحيه كافران در نبرد با اسلام
الذين نافقوا يقولون لإخونهم . .. لئن أُخرجتم
اظهار همكارى منافقان با كافران، خود نوعى تقويت روحيه كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 5
5 - منافقان ، مايه اميد و تقويت روحيه كافران در نبرد با اسلام
الذين نافقوا يقولون لإخونهم . .. لئن أُخرجتم
اظهار همكارى منافقان با كافران، خود نوعى تقويت روحيه كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 6
6 - يادآورى سرنوشت شوم تكذيب كنندگان آيات حق ، هشدارى جدى براى مشركان عصر بعثت و مايه تحكيم روحيه استقامت و پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 15 - 3
3 - يادآورى سرگذشت پيامبران گذشته ، مايه تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مخالفان
هل ءاتيك حديث موسى
بيان داستان موسى(ع)، پس از نقل مخالفت منكران معاد، به منظور آرامش بخشيدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر مخالفت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 17 - 3
3 - يادآورى نابودى سربازان دشمن در گذشته تاريخ ، مايه تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت در برابر دشمنان
هل أتيك حديث الجنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 10
10 - توجّه به ماجراى اصحاب فيل ، دلگرم كننده و اطمينان بخش براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان عصر بعثت
ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 17 - 3
3 - يادآورى نابودى سربازان دشمن در گذشته تاريخ ، مايه تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت در برابر دشمنان
هل أتيك حديث الجنود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 6
6 - يادآورى سرنوشت شوم تكذيب كنندگان آيات حق ، هشدارى جدى براى مشركان عصر بعثت و مايه تحكيم روحيه استقامت و پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 32 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند به تقويت روحى و امداد الهى در انجام مسؤوليت خطير پيامبرى
كذلك لنثبّت به فؤادك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 21
21 - مقاومت در برابر دشمن بر اساس تقيّه و آمادگى براى پيروى از دستورات پيشوايان ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. و صابروهم على التّقيّة و رابطوا على من تقتدون به ... .
معانى الاخبار، ص 369، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 3.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 17
17 - نقش تقيه ، در تعيين محدوده عمل به تكاليف الهى
الاّ ان تتقوا منهم تقية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 21
21 - پرهيز پيامبر (صلی الله علیه و آله) از تقيه ، پس از تضمين خدا نسبت به حفظ ايشان از شر مردم
و اللّه يعصمك من الناس
از امام رضا(ع) روايت شده است كه در مورد تقيه نمودن رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: اما بعد قول اللّه عزوجل «يايها الرسول بلغ ما انزل . .. و اللّه يعصمك من الناس» فانه ازال كل تقية بضمان اللّه عزوجل و بين امر اللّه ... .
عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 130، ح 10، ب 35; نورالثقلين، ج 1، ص 653، ح 293.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 39 - 4
4 - انبيا ، براى تبليغ رسالت هاى الهى ، تقيّه نمى كردند .
و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 21
21 - لزوم تقيّه در برابر كافران به هنگام اضطرار
الاّ ان تتقوا منهم تقية
رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): لا ايمان لمن لا تقية له ; قال اللّه عزّ و جل: «الاّ ان تتقوا منهم تقية»
تفسير عياشى، ج 1، ص 166، ح 24 ; نورالثقلين، ج 2، ص 325، ح 83.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 70 - 11
11- « عن أبى عبدالله ( ع ) : التقية من دين الله . . . لقد قال يوسف « أيّتها العير إنكم لسارقون » والله ما كانوا سرقوا شيئاً . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: تقيه از دين خداست . .. به تحقيق يوسف گفت: «أيّتها العير إنكم لسارقون» [ولى] به خدا سوگند چيزى را ندزديده بودند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 3،9
3- جواز تقيه در دين و اظهار لفظى كفر در شرايط اجبار و اكراه ، با وجود ايمان استوار قلبى
إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن
9- ممنوعيت تقيه و اظهار لفظى كفر ، براى كسانى كه عمل آنان راه گرايش به كفر را براى ديگران بگشايد . *
و لكن من شرح بالكفر صدرًا
برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه «لكن» استدراك از «من أكره» باشد; يعنى، در شرايط اكراه تقيه جايز است مگر براى كسى كه تقيه وى موجب شود كه مؤمنان ديگر در ايمان سست شوند و به كفر گرايش پيدا كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 5،6
5 - تقيه و پوشيده داشتن ايمان ، در صورتى كه موجب حفظ جان ديگر مؤمنان شود ، جايز و به جا است .
و قال رجل . .. يكتم إيمنه أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
6 - مشروعيت تقيه و كتمان ايمان ، در دين موسى ( ع )
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 13
13- جواز تقيه ، در شرايط خفقان و حاكميت خشونت بار كفر
رجال مؤمنون . ..لم تعلموهم
از اين كه خداوند، از وجود مؤمنانى كه با تقيه و به صورت ناشناس در مكه زندگى مى كردند، خبر داد، و خون و حريم آنان را محترم شمرده است; جواز تقيه استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 8
8- ارتداد ، پذيرش قلبى كفر بدون هيچ اجبار و اكراهى و پس از اظهار ايمان
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. و لكن من شرح بالكفر صدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 96 - 8
8 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال الحسنة التقية و السيّئة الإذاعة . و قوله عزّوجلّ « ادفع بالتى هى أحسن السيئّة » قال : التى هى أحسن التقية . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: «حسنه» تقيه است و «سيئه» شايع كردن [اسرار] است. [در باره ]قول خداى - عزّوجلّ - نيز «ادفع بالتى هى أحسن السيئّة» فرمود: آنكه احسن است، همان تقيه مى باشد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 89 - 7
7 - « عن رجل من أصحابنا عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن قول اللّه -عزّوجل- . . . « إنّى سقيم » قال : ما كان ابراهيم ( ع ) سقيماً و ما كذب إنّما عنى سقيماً فى دينه مرتاداً . . . ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «. ..إنى سقيم» روايت شده كه ابراهيم(ع) بيمار [جسمى] نبود و در عين حال دروغ هم نگفت; بلكه مقصود او اين بود كه به علت دينى كه دارم از كفر كافران دل آزرده ام و من در طلب حقيقت هستم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 9 - 9
9- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ أصحاب الكهف أسرّوا الإيمان و أظهروا الكفر . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده: اصحاب كهف، ايمان خود را مخفى داشته و تظاهر به كفر مى كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 3
3- جواز تقيه در دين و اظهار لفظى كفر در شرايط اجبار و اكراه ، با وجود ايمان استوار قلبى
إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 6
6 - مشروعيت تقيه و كتمان ايمان ، در دين موسى ( ع )
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 4
4- برخى از مسلمانان صدراسلام ( مانند عمارياسر ) به خاطر فشار هاى شديد كافران - على رغم ايمان باطنى خود - الفاظ كفرآميز بر زبان جارى كردند .
من كفر بالله من بعد إيمنه إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن
طبق شأن نزولى كه درباره آيه آمده است، قضيه مربوط به عمارياسر است كه از شدت شكنجه، سخنان كفرآميز بر زبان جارى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 10
10- مؤمنان مكه قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى دشوار و ناگزير از تقيه شديد
رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم
آگاهى نداشتن مؤمنان مدينه از مؤمنان مكه، از آن جهت بوده است كه مؤمنان مكه در آن محيط، قادر به ابراز ايمان نبوده و شديداً تقيه مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 9
9- ممنوعيت تقيه و اظهار لفظى كفر ، براى كسانى كه عمل آنان راه گرايش به كفر را براى ديگران بگشايد . *
و لكن من شرح بالكفر صدرًا
برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه «لكن» استدراك از «من أكره» باشد; يعنى، در شرايط اكراه تقيه جايز است مگر براى كسى كه تقيه وى موجب شود كه مؤمنان ديگر در ايمان سست شوند و به كفر گرايش پيدا كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 2،4
2 - مؤمن معترض از خاندان فرعون ، ايمان خود را پوشيده مى داشت .
قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
4 - تقيه مؤمن آل فرعون و كتمان كردن ايمانش ، كارى پسنديده و به جا بود .
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 38 - 2
2 - مؤمن آل فرعون ، پس از كتمان ايمانش به مدتى چند ، آن را فاش ساخت و به موضع گيرى علنى عليه فرعون و دفاع از موسى ( ع ) پرداخت .
و قال الذى ءامن يقوم اتّبعون
فراخوانى مردم به پيروى از خويش، بيانگر علنى كردن ايمان و موضع اعتقادى شخص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 5،6
5 - تقيه و پوشيده داشتن ايمان ، در صورتى كه موجب حفظ جان ديگر مؤمنان شود ، جايز و به جا است .
و قال رجل . .. يكتم إيمنه أتقتلون رجلاً أن يقول ربّى اللّه
6 - مشروعيت تقيه و كتمان ايمان ، در دين موسى ( ع )
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 5
5 - توجه به علم الهى نسبت به آشكار و نهان و قدرت مطلق او ، مانع سوء استفاده از تقيه
الاّ ان تتقوا منهم تقية . .. قل ... و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 13،14
13 - پذيرش سرپرستى كافران ، جز در اضطرار و تقيّه ، جايز نيست .
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية
بنابراينكه ولايت به معناى سرپرستى باشد.
14 - جواز برقرارى ارتباط دوستانه با كافران ، در صورت تقيّه ، اضطرار و هراس
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية
بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 13
13 - تهديد خداوند نسبت به كسانى كه ولايت كافران را بدون تقيه بپذيرند .
لا يتّخذ . .. قل ان تخفوا ... يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 27 - 7
7 - جامعه متكاثر و رفاه زده ، گرفتار طغيان و سركشى
و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 23
23 - بازى ، سرگرمى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى ، از مظاهر و جلوه هاى فريبندگى دنيا
أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر ... و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور
معرفى دنيا به متاع فريبنده، در پايان آيه شريفه - پس از آن كه در آغاز آن با پنج ويژگى شناسانده شده است - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 4
4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 7 - 1
1 - طالبان امتيازات مادى ، در قيامت دوزخ را در مرحله اى فراتر از « علم اليقين » مشاهده كرده ، به حقيقت يقين دست خواهند يافت .
ثمّ لترونّها عين اليقين
«عين اليقين» - كه در اصل «رؤيةً عينَ اليقين» (ديدنى كه نفس يقين است) بوده - مفعول مطلق است و حرف «ثمّ» - كه بر تراخى رتبى دلالت دارد - آن را مرحله اى فراتر از «علم اليقين» معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 4
4 - پرسش و حسابرسى از نعمت ها ، زمينه ساز گرفتارى برترى جويان و تفاخر كنندگان به آتش دوزخ
لترونّ الجحيم . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
نشان دادن جهنم به اهل تكاثر - پيش از بازخواست نعمت ها - بيانگر آن است كه اهل تكاثر، بايد پس از طى مراحل بازخواست و حسابرسى، جهنم را جايگاه خويش بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 5 - 1
1 - تأكيد مكرر خداوند ، بر بى پايه بودن رقابت هاى مادى و لزوم ترك مسابقه در امتيازات دروغين
كلاّ
حرف «كلاّ» در اين آيه، تأكيدى مجدد بر مفاد «كلاّ» در آيات پيشين است. اين احتمال نيز وجود دارد كه به معناى «حقّاً» بوده و مفاد جمله بعد را تأكيد كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 9
9 - انسان ، موجودى فزون طلب و حريص بر اموال و فرزندانش در دوران پيرى
أنّما الحيوة الدنيا . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 20 - 3
3 - حقيقت حيات دنيوى ، پنج چيز بيش نيست : بازى ، لهو و سرگرمى ، زينت و آرايش ، تفاخر و فخرفروشى ، و فزون طلبى .
أنّما الحيوة الدنيا . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد
واژه «أنّما» (به فتح همزه) نظير «إنّما» (به كسر همزه) براى افاده حصر است. بنابراين «أنّما الحيوة الدنيا...» معادل «ما الحياة الدنيا إلاّ لهو و لعب...» است; يعنى، حقيقت زندگى دنيايى، به غير از «لعب»، «لهو»، «زينت»، «تفاخر» و «تكاثر» نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 6 - 1
1 - مشاهده دوزخ در قيامت و گرفتارى به عذاب آن ، تهديدى الهى و هشدارى ترديدناپذير براى دلبستگان به امتيازات دروغين
لترونّ الجحيم
چنانچه «لترونّ الجحيم» جمله مستقلى باشد; بيانگر قطعى بودن رؤيت جهنم براى مخاطبان «ألهيكم التكاثر» خواهد بود سياق آيه كه بر تهديد اهل تكاثر دلالت دارد، نشانگر آن است كه مراد از ديدن جهنم، گرفتارى به آن است; بنابر اين حرف «ثمّ» در آيه آخر (ثمّ لتسئلنّ . ..)، بر تراخى رتبى دلالت دارد; زيرا حسابرسى، پيش از گرفتارى به عذاب جهنّم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 4
4 - خداوند ، تهديدكننده افزون نمايان عصر بعثت به كيفرى گريزناپذير
ألهيكم التكاثر . .. كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 8 - 4
4 - پرسش و حسابرسى از نعمت ها ، زمينه ساز گرفتارى برترى جويان و تفاخر كنندگان به آتش دوزخ
لترونّ الجحيم . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم
نشان دادن جهنم به اهل تكاثر - پيش از بازخواست نعمت ها - بيانگر آن است كه اهل تكاثر، بايد پس از طى مراحل بازخواست و حسابرسى، جهنم را جايگاه خويش بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 2
2 - افزون طلبى و تصاحب مال ديگران ، ظلم است .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك إلى نعاجه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 6 - 5
5 - مشاهده جهنم در قيامت ، موجب آگاهى از نادرست بودن تفاخر و زياده نمايى و سود نبخشيدن امتيازات مادى است .
سوف تعلمون . .. لترونّ الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 49 - 3
3 - افزون خواهى و زياده طلبى ، جزء سرشت آدمى است .
لايسئم الإنسن من دعاء الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 1 - 6،7
6 - « قال أميرالمؤمنين : . . . و التكاثر لهو و شغل و استبدال الذى هو أدنى بالذى هو خير ;
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . .. «تكاثر» سرگرمى و مشغول شدن به چيزى و عوض قرار دادن چيز پست تر به جاى چيز بهتر است».
7 - « قرأ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) « ألهيكم التّكاثر » ثمّ قال : تكاثر الأموال جمعها من غير حقّها و منعها من حقّها و سدّها فى الأوعية ;
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آيه «ألهيكم التكاثر» را تلاوت كرد آن گاه فرمود: «تكاثر اموال» جمع آورى آن از غير راه مشروع و خود دارى از پرداخت حق واجب آن و مسدود ساختن و بى استفاده گذاردن آن در ظروف است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 5
5 - جهالت ، ريشه برترنمايى و مسابقه رقيبان در كسب مال و مقام
كلاّ سوف تعلمون
مفعول محذوف «تعلمون» - چه عام (پوچى افتخارات مادى) باشد و چه خاص (پوچى افتخار به عدد افراد قبيله) - بى ارزشى تكاثر را شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 7،8
7 - عاقبت انديشى ، مانع برترنمايى و تفاخر است .
كلاّ سوف تعلمون
8 - توجّه به كيفر اخروى ، مانع برترنمايى و تفاخر است .
كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 4 - 5،6
5 - عاقبت انديشى ، مانع برترى نمايى و تفاخر است .
ثمّ كلاّ سوف تعلمون
6 - توجّه به كيفر اخروى ، مانع برترى نمايى و تفاخر است .
ثمّ كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 30
30 - تكاليف پنجگانه (پرهيز از شرك و . ..) داراى ارتباطى تنگاتنگ با يكديگر و به منزله تكليفى واحد
ذلكم وصيكم
آوردن ضمير مفرد «به» و نيز اسم اشاره مفرد «ذلكم» براى اشاره به محرمات پنجگانه، مى تواند حاكى از اين باشد كه آن محرمات آن چنان مرتبط با يكديگرند كه گويا يك تكليف هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 15 - 12
12 - تساوى همه انسانها، حتى پيامبران الهى، در برابر قانون الهى و پيامدهاى اخروى آن
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم
چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) با تمام عظمتش مى فرمايد در صورت نافرمانى از عذاب مى ترسم، بنابراين استثنايى در كار رسيدگى به امور بندگان در قيامت وجود ندارد و اگر چنين تبعيضى بود، ديگر ترس پيامبران(ع) از عصيان معنى نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 111 - 19
19 - جهاد با جان و مال در راه خدا ، تكليفى الهى بر همه انسان ها و در همه شرايع است نه مخصوص به مسلمانان و شريعت اسلام .
إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم و أمولهم . .. وعداً عليه حقاً فى التورية و الإ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 9 - 7
7- انسان ، بايد همواره و در همه حال ( فقر ، غنا و . . . ) سپاسگزار خداوند باشد .
و لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 14
14- همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن
و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 25 - 1
1- خداوند انسان ها را به عهد ها و پيمانهايى ملزم ساخته است .
والذين ينقضون عهد الله
مراد از «عهد الله» - چنان چه در آيه 20 گذشت - عهدها و پيمانهايى است كه خداوند با انسانها دارد و يا عهدها و پيمانهايى است كه آدميان با خداوند مى بندد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 29 - 3
3 - اهل كتاب [ در حاكميت اسلام ] محكوم به پرداخت جزيه اند .
الذين أوتوا الكتب حتى يعطوا الجزية عن يد و هم صغرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 43 - 1،2
1 - خداوند ، بنى اسرائيل را به اقامه نماز و پرداخت زكات دعوت كرد .
يبنى إسرائيل اذكروا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
2 - اقامه نماز به جماعت و به همراه مسلمانان توصيه خداوند به بنى اسرائيل
و اركعوا مع الركعين
مراد از ركوع كردن، اقامه نماز است و مقصود از «راكعين» نمازگزاران مسلمان مى باشد; زيرا پس از دعوت اهل كتاب به ايمان و اسلام، اين احتمال وجهى ندارد كه گفته شود مراد از نماز، نماز شريعت خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 6،7
6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل
و قولوا للناس حسناً
مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.
7 - بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات ، از عهد ها و پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل
و إذ أخذنا ميثق بنى إسرءيل . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 8
8 - خداوند ، بنى اسرائيل را به بر پا داشتن نماز مكلف فرمود .
و أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 38 - 3،4
3 - جنيان نيز همانند آدميان، موظف به پيروى از رسولان الهى و مكلف به تكاليف دينى هستند.
قال ادخلوا . .. من الجن و الإنس فى النار
4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.
قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 4
4 - جنيان همانند انسان ها مكلف به تصديق آيات الهى و انجام فرمان هاى او هستند .
و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس
با توجه به آيه قبل معلوم مى شود جنيانى به دوزخ خواهند رفت كه آيات الهى را تكذيب كنند. بنابراين آنها موجوداتى هستند مكلف به تكاليف الهى و از جمله تكاليف آنها ايمان آوردن به آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 9
9 - حيوانات داراى نوعى اراده، اختيار، شعور و تكليف و جزا و پاداش در قيامت
أمم أمثالكم . .. ثم إلى ربهم يحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 68 - 3
3 - تساوى زن و مرد در برابر تكاليف الهى
وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. نار جهنم خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 1
1 - خداوند ، پيامبرش ابراهيم ( ع ) را با تكاليفى سنگين و دشوار بيازمود .
و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت
«ابتلاء» به معناى آزمودن است. تعبير كردن از مواد آزمون به كلمات (سخنان) اشاره به اين دارد كه: آن مواد فرمانهايى بوده كه ابراهيم بايد آنها را امتثال مى كرد و لذا كلمات در برداشت، به تكاليف تفسير شد. نكره آوردن (كلمات) حكايت از عظمت آن دارد، كه به مناسبت آزمون، از آن به دشوارى و سنگينى تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف شد در هر مكان ، اعمال مشروط به قبله را به سوى مسجدالحرام انجام دهد .
و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجدالحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 15 - 7
7 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، همانند ديگر مردم، مكلف به اوامر و نواهى الهى است.
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 22
22 - برپاداشتن نماز ، پرداخت زكات و اعتصام به محور الهى ، اساسى ترين وظايف امت اسلامى
هو سمّيكم المسلمين . .. فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و اعتصموا باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 14
14- همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن
و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 14
14- همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن
و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 10
10 - اهل ايمان نسبت به احكامى كه پاسخ آنها در قرآن و سنت نيامده ، تكليفى ندارند
لاتسئلوا عن اشياء . .. عفا اللّه عنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 5
5 - گوش سپارى به فرمان هاى خداوند و تسليم در برابر آنها ، تكليفى الهى بر عهده اهل ايمان
و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 61 - 8
8 - جوامع بشرى ، موظف به پيروى از دستورات الهى و تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اتّبعون هذا صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 14
14- همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن
و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 124 - 1،2
1- تعيين روز شنبه به عنوان روز تعطيلى ، تكليفى مختص يهود
إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه
«سبت» از نظر ريشه لغوى به معناى «قطع» است و مقصود از آن در اين آيه، تعطيلى روز شنبه براى يهود است; چون در روز تعطيلى تمامى كارها و تلاشها قطع مى شود.
2- قانون تعطيلى روز شنبه حكمى عليه يهوديان ، به جرم اختلافشان درباره دين توحيدى ابراهيم ( ع ) بود .
إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه
آيه شريفه، پاسخى است از اين سؤال كه: در دين ابراهيم(ع) و اديان پس از آن حضرت، روز جمعه به عنوان روز تعطيل تعيين شده بود، پس چرا در دين يهود روز شنبه اعلان شد؟ پاسخ اين است كه: اين حكم مختص به يهوديان بود كه به جرم اختلافشان در دين ابراهيم(ع) وضع گرديد. گفتنى است ضمير «فيه» به حضرت ابراهيم(ع) با تقدير مضاف; يعنى، ملته باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 118 - 2
2- تنها يهود از ميان ساير امت ها ، موظف به انجام تكاليفى فزون تر و دشوارتر بودند .
و على الذين هادوا حرّمنا
جار و مجرور «على الذين» متعلق به فعل «حرّمنا» است و تقديم آن بر فعل مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 40 - 7
7 - تكاليف مالى مورد درخواست دين ، در جهت منافع خود مردم است ; و نه پاداشى به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) . *
أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون
با توجه به اين كه در شريعت تكاليف مالى هست، از «أم تسئلهم أجراً» استفاده مى شود كه آن تكاليف به عنوان مزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى باشد; چه اين كه آنها در نيازها و منافع خود جامعه اسلامى مصرف مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 118 - 3
3- تكاليف فزون تر يهود در مقايسه با ديگر امت ها ، براى كيفر و مجازات آنان بود نه به خاطر دفع ضرر و مفسده از آنان .
و على الذين هادوا حرّمنا
تحريم هر چيزى در دين براى دفع مفسده و ضرر است و تحريم اختصاصى براى يهوديان، اين مطلب را مى رساند كه اين تحريم به خاطر امر ديگرى است و گرنه براى همه مكلفان حرام مى شد و جمله «لكن كانوا أنفسهم يظلمون» نشان مى دهد كه فلسفه اين تحريم، كيفر ظلم آنان بود. گفتنى است كه در جمله «جزيناهم ببغيهم» (در آيه 146 سوره انعام) به اين مطلب تصريح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 68 - 3
3 - تساوى زن و مرد در برابر تكاليف الهى
وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. نار جهنم خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 14
14- اميد به رشد و تعالى ، داراى نقشى بسزا در نيل به آن است .
و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 10
10 - رشد و طهارت ، ملاك هاى گزينش نحوه زندگى انسان ها و اساس تنظيم روابط صحيح ميان مردان و زنان است .
و قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم . .. ذلك أزكى لهم
جمله «ذلك أزكى لهم» هر چند براى تعليل احكام نگاه كردن زن و مرد نامحرم و حفظ عفت است; ولى اين تعليل از نوع تعليلى است كه موجب تعميم حكم مى شود. بنابراين هر رفتارى كه موجب رشد و پاكى انسان گردد، امرى پسنديده و بايسته است كه بايد ملاك گزينش نوع رفتارها و نيز كيفيت روابط ميان زنان و مردان در جامعه، قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 14 - 2
2 - درك مفاهيم قرآنى ، در گرو رشد ، تعالى و ارتقاى انسان است .
مرفوعة
رفعت صفحات قرآن، بيانگر والا مرتبه بودن محتواى آن است و به قرينه مقام، كنايه از اين است كه پندگيرى از تذكرات آن، تنها
براى افرادى برجسته ميسّر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 22 - 7،8
7 - شكوفايى علم و آگاهى ، راهنماى آدمى به راز هاى نهفته در گوناگونى زبان ها و رنگ ها است .
و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعلمين
مراد از «عالمين» به تناسب موضوع - كه سخن از تفاوت لهجه ها و رنگ ها است - ممكن است دانشمندان زبان شناس و زيست شناس باشد.
8 - رشد علوم و آگاهى هاى بشرى ، زمينه ساز به دست آوردن فهم بهتر درباره خداوند است .
إنّ فى ذلك لأيت للعلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 2
2- رشد و كمال پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو ربوبيت الهى ، مقتضى دعوت ديگران به راه خداست .
ادع إلى سبيل ربّك
واژه «ربّ» - كه در لغت به معناى تربيت است (مفردات راغب) - مى تواند اشاره به اين جهت داشته باشد كه: بهرهورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ربوبيت خدا، مقتضى آن است كه آن حضرت ديگران را نيز از ربوبيت خدا بهره مند سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 6 - 9
9 - توجّه انسان به وابستگى اش در رشد ، تربيت و نعمت ها به خداوند ، مانع كفر او و زمينه ساز فريفته نشدن به آنچه مايه بى پروايى ، در برابر گناه مى گردد .
ما غرّك بربّك الكريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 13
13- آرمان رسيدن به رشد و هدايت برتر ، آرمانى الهى است .
و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 20 - 6
6- امكانات پاكيزه و ارزشمند زندگى دنيا ، وسيله راه يابى به درجات عالى و رهايى از دوزخ
أذهبتم طيّبتكم فى حياتكم الدنيا
مفاد آيه اين است كه پس از عرضه كردن كافران به آتش، به آنان گفته مى شود كه امكانات ارزنده را نابود ساختيد; در حالى كه اگر از آن پاكى ها به درستى بهره مى جستيد، اكنون دوزخى نبوديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 9
9- قرآن ، حقايق و قوانينى در جهت رشد و تكامل بشر
و هو الحقّ من ربّهم
با توجه به اين كه ضمير «هو» به «ما نزّل. ..» (قرآن) بازمى گردد; از تعبير «من ربّهم» استفاده مى شود كه قرآن نشأت يافته از مقام ربوبيت خدا و در جهت رشد و تكامل انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 7
7- تلاش براى راه يابى به بالاترين مرتبه كمال و سبقت بر ديگران در تقرب به خدا ، تلاش و تكاپويى ارجمند و ستودنى
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 10
10- هدايت ، رشد و تكامل ، هدف اصلى خداوند در آفرينش جهان است .
و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا
عدم استفاده خداوند از نيروهاى گمراه كننده، نشانه آن است كه گمراهى با هدف آفرينش سازگار نسيت. بنابراين، هدف اصلى آفرينش، هدايت و راه يابى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 80 - 7
7 - هدف از نزول قرآن ، تربيت انسان و حركت دادن او به سوى كمال است .
تنزيل من ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 3
3- نهى خداوند از ناپسندى ها ، در جهت تربيت ، رشد و كمال آدميان است .
كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
خداوند، پس از نهى از چندين عمل ناپسند مى فرمايد: همه اينها در نزد پروردگارت ناپسند است. ذكر صفت «ربّ» به جاى اسم ذات و يا هر صفت ديگرى مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آن در راستاى پرورش انسانهاست، چه اينكه «ربّ» به معناى پرورش آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 14
14 - تشويق و ترغيب خداوند به تلاش ، براى بهتر شدن ، تكامل يافتن و بسنده نكردن به وضعيت موجود
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 7
7 - سرزنش خداوند بر عدم تعقل و انديشه ، در مراحل تكاملى قواى انسان و سير نزولى آن
و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 122 - 2،8
2 - خداوند ، براى تربيت و رشد آدم ، علاقه هاى غير الهى را از او دور ساخت و وى را براى خود خالص گردانيد .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه
8 - آدم ( ع ) ، پس از آمرزش گناهش ، راه رشد و تعالى خويش را بازيافت .
و هدى
در آيه قبل آمده بود كه آدم(ع) در پى نافرمانى و عصيان، از رشد و كمال خويش بازماند (غوى). فعل «هدى» در اين آيه دلالت مى كند كه خداوند آثار آن گمراهى را از ميان برد و راه كمال و برگزيدگى را الهى را به او نشان داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 2 - 4
4 - شكافته شدن آسمان در آستانه قيامت ، در جهت كمال آن و جلوه اى از ربوبيت خداوند است .
و أذنت لربّها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 10
10 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و . . . ) رو به رشد و كمال است .
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 10
10 - جهان ( آسمان ها و زمين و . . . ) ، داراى روندى رو به رشد و كمال
ربّ السموت . .. و ربّ المشرق
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از روند رو به رشد و تكامل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 8
8 - جهان هستى به سوى كمال در حركت است .
رب العلمين
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). پس اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «رب» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 13
13 - هستى ، داراى جريانى رو به كمال در پرتو ربوبيت خداوند
رب العلمين
«رب» به معناى تربيت كننده است و تربيت يعنى ايجاد تدريجى چيزى تا آنگاه كه به كمال خويش برسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 25
25 - تسليم شدن در برابر خداوند، قرار گرفتن در بستر رشد و كمال جهان هستى است.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 5
5 - جهان هستى ، هدفمند و داراى حركت تكاملى
و إلى اللّه المصير
«اللّه» ذات مستجمع صفات كماليه است. بر اين اساس لازمه مرجع و مقصد قرار گرفتن خداوند براى جهان، اين است كه جهان
هدفمند و رو به تكامل باشد; زيرا حركت به سوى كمال مطلق، كمال آور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 10
10 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و . . . ) رو به رشد و كمال است .
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 47 - 5
5 - عوالم هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
بربّ العلمين
«ربّ» به معناى مربى و تربيت كننده است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل تا آن گاه كه به حدّ تمام و كمال برسد (مفردات راغب). گفتنى است كه اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 7
7 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). پس اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 9
9 - جهان هستى در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين تا وقتى كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب) و اين معنا حاكى از وجود حركت تكاملى در هستى است كه تحت تربيت خداوند قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين تا وقتى كه به
تمام و كمال برسد، (مفردات راغب) اين معنا حكايت از وجود حركت تكاملى در هستى مى كند كه تحت ربوبيت خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 145 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين، تا وقتى كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از وجود حركت تكاملى در هستى - كه تحت ربوبيت خدااست - مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 164 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين تا وقتى كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا از وجود حركت تكاملى در جهان آفرينش - كه تحت ربوبيت خدا قرار دارد - حكايت مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 180 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل تا وقتى كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا از وجود حركت تكاملى در هستى - كه در تحت ربوبيت خداوند قرار دارد - حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 7
7 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 15
15 - جهان هستى در حركت به سوى كمال
و سبحن اللّه ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبلى است تا آن گاه كه به حد كمال برسد. اين
معنا حكايت از حركت تكاملى شىء مورد تربيت دارد. گفتنى است كه واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر و وصف است و در آيه ياد شده معناى وصفى آن مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 19
19 - جهان آفرينش در حال رشد و حركت به سوى كمال
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيش است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى جهان دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر است. ولى در آيه ياد شده معناى وصفى آن مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 10
10 - جهان آفرينش در حال حركت به سوى كمال
ربّ العلمين
"ربّ" به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد. اين معنا از حركت تكاملى جهان - كه تحت ربوبيت خداوند است - حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 17
17 - جهان هستى ، هدف مند و داراى حركت تكاملى است .
و إلى اللّه المصير
«اللّه» ذات مستجمع صفات كماليه است. بر اين اساس لازمه مرجع و مقصد بودن خداوند براى جهان، اين است كه جهان هدف مند بوده و رو به تكامل داشته باشد; زيرا حركت به سوى كمال مطلق، كمال آور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 87 - 6
6 - جهان هستى به سوى كمال در حركت است .
بربّ العلمين
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «رب»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه شريفه معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 8
8 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 2
2 - جهان هستى ، در حال حركت به سوى كمال است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در اين آيه، معناى وصفى آن مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 19
19 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 20
20 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 17
17 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد
(مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 66 - 10
10 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
لربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 10
10 - حركت جهان هستى ، هدفدار و تكاملى است .
إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 8
8 - حركت جهان هستى ، در مسير ترقّى و كمال
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
با توجه به معنا و مفهوم تربيتى و تكاملى نهفته در واژه «ربّ»، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 6
6 - نظام هستى ، در مسير كمال و تعالى
فَوَربّ السّماء و الأرض
در واژه «ربّ»، پيش بردن به سوى كمال و رفع نقايص، نهفته است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 80 - 6
6 - جهان آفرينش ، در حال حركت به سوى كمال
ربّ العلمين
در معناى «ربّ» تربيت كردن نهفته است. تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى جهان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 7
7 - جهان طبيعت ( ستارگان و . . . ) داراى روندى رو به رشد و كمال
بربّ المشرق و المغرب
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا بيانگر روند رو به رشد و تكامل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 4
4 - عوالم هستى ، پس از برپايى قيامت نيز در حال رشد و تكامل خواهند بود . *
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
توصيف خداوند به «ربّ العالمين» - حتى در قيامت - بيانگر تداوم تدبير و تربيت جهان هستى، در آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 12
12 - ربوبيت و تكامل بخشى خداوند ، داراى تداوم حتى درجهان آخرت
فكهين بما ءاتيهم ربّهم و وقيهم ربّهم عذاب الجحيم
در صورتى كه اضافه «ربّ» به «هم»، بيانگر ربوبيت قبلى و فعلى خداوند نسبت به بهشتيان باشد - و نه صرفاً به لحاظ گذشته - معلوم مى گردد كه جريان تكامل بخشى در جهان آخرت نيز تداوم دارد. گفتنى است كه تربيت كردن - كه در واژه «ربّ» هست - عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل، تا زمانى كه به حد تمام و كمال برسد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 57 - 1
1- خداوند ، ادريس ( ع ) را به مقام ارجمند و والايى ترقى داد .
و رفعنه مكانًا عليًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 9
9 - سير تكاملى اديان در طول زمان
ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 14
14- مراتب پيامبران در بهره مندى از علم و كمال ، متفاوت است . *
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
برداشت بدان احتمال است كه خضر(ع) از پيامبران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 8
8 - بازگشت به سوى پروردگار و ملاقات با او ، جلوه ربوبيت وى در مسير تكامل انسان است .
بل هم بلقاء ربّهم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 7 - 6
6 - آفرينش ، برخوردارى از اعضاى كامل و هماهنگى اندام با يكديگر ، سه مرحله پياپى در سير پيدايش انسان
خلقك فسوّيك فعدلك
ترتيب - كه مفاد حرف «فاء» است - ممكن است «حقيقى» و يا «ذكرى» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 56 - 7
7 - پرستش خداوند ، عالى ترين مرتبه تكامل جن و انس
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون
«لام» در «ليعبدون» براى بيان غايت است. با توجه به اين كه افعال الهى و اهداف او، گزاف نيست و كمال را به دنبال دارد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 14
14 - خداوند ، خواهان هدايت تمامى انسان ها ، در راستاى تعالى و رشد آنان
و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
ذكر «ربّ» و اضافه آن به «هم» - كه به مشركان بازمى گردد - مشعر به مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 39 - 3
3 - آگاهى انسان ها ، از منشأ پيدايش بشر و سير تكوين او
إنّا خلقنهم ممّا يعلمون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «من» در «ممّا»ابتدائيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 63 - 2
2 - اولياى خدا ، كسانى هستند كه پس از ورود به جرگه مؤمنان ، با رعايت مستمر تقواى الهى ، به ايمانى برتر و فراتر از ايمان سابق نايل مى شوند .
ألا إن أولياء اللّه . .. الذين ءامنوا و كانوا يتقون
جمله «و كانوا يتقون» - كه ماضى استمرارى است - دلالت مى كند بر اينكه: اولياى خدا، پيش از ايمان، داراى تقواى مستمر بودند و چون رعايت تقواى مستمر بدون داشتن ايمان بى معناست، معلوم مى گردد آنان با داشتن ايمان و رعايت تقواى الهى، به ايمان جديدى - كه از ايمان سابق برتر است - دست مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 9 - 4
4 - يارى دين خدا و تعظيم و تنزيه پيوسته ذات او ، لازمه ايمان و مكمل آن
لتؤمنوا . .. و تعزّروه و توقّروه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 5 - 3
3- شهيدان راه خدا ، داراى رشد و تكامل معنوى ، حتى پس از شهادت
سيهديهم و يصلح بالهم
در صورتى كه معناى «بالهم» قلب باشد، لازمه اصلاح قلب تكامل معنوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 7
7 - تكامل تدريجى پديده هاى هستى
خلق فسوّى
حرف «فاء» در «فسوّى» ممكن است براى بيان ترتيب معنوى باشد، در نتيجه هر موجودى پس از آفريده شدن، وارد مرحله تسويه و تعديل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 15
15 - پيدايش تكامل در اندام و نيروى جسمى انسان ها ، پس از طوفان نوح *
من بعد قوم نوح و زادكم فى الخلق بصطة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 56 - 7
7 - پرستش خداوند ، عالى ترين مرتبه تكامل جن و انس
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون
«لام» در «ليعبدون» براى بيان غايت است. با توجه به اين كه افعال الهى و اهداف او، گزاف نيست و كمال را به دنبال دارد،
مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 10
10 - تطور و تكامل تدريجى انسان در تاريكى شكم مادر
يخلقكم فى بطون أُمّهتكم خلقًا من بعد خلق
جمله «خلقاً من بعد خلق» (آفرينشى پس از آفرينش)، به تطور و تكامل تدريجى نطفه در رحم مادران اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 6
6 - آفرينش آدم در دو مرحله ( مرحله خلق از خاك ، مرحله امر )
خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 1 - 2
2 - پيدايش انسان در زمين ، داراى روند تكاملى بود و با پشت سر گذاشتن دورانى دراز ، به تدريج چهره انسانى يافت .
لم يكن شيئًا مذكورًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مفاد جمله «لم يكن شيئاً مذكوراً» چنين باشد: انسان در برهه اى از زمان چيزى بود; ولى آن چيز هنوز قابليت نام انسان را نداشت; بلكه به تدريج تكامل يافته و چهره انسانى پيدا كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 8 - 3
3 - مرحله پيدايش قيافه و سيما براى هر انسان ، پس از مراحل آفرينش ، تكميل و تعديل اعضاى او است .
فى أىّ صورة ما شاء ركّبك
جمله «فى أىّ صورة. ..» مستأنفه و بيانگر مرحله اى ديگر از مراحل پيدايش انسان است. برخى آن را تفسير جمله «فعدلك» در آيه قبل، قرار داده و مرحله تعديل و چهره پردازى را يكى دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 4
4 - خداوند به هر موجودى ، خلقتى كامل و اعضا و ويژگى هايى متناسب با شأن او ، عطا كرده است .
الذى أعطى كلّ شىء خلقه
«خلق»، به معناى ايجاد، يا تقدير درست و يا هيئت و شكل است (مفردات راغب). معناى دوم و سوم رساننده نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 2
2 - خداوند ، آفريده هاى خويش را كامل و به دور از هرگونه كاستى و اضافات ، قرار داده است .
فسوّى
تسويه و تعديل، به يك معنا است (مصباح) و اعتدال هر چيز، به دور ماندن آن از افراط و تفريط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 3
3 - بهشت برين ، جايگاه رشد و كمال در پرتو ربوبيت خداوند
ارجعى إلى ربّك . .. و ادخلى جنّتى
اين آيه، عطف بر آيه قبل و هر دو تفصيل رجوع به خداوند است. برگزيدن واژه «ربّك» در آيات پيشين، بيانگر مواجه شدن بهشتيان با ربوبيت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 19
19 - نزول تورات مرحله اى جديد و تكاملى در بيان معارف از طريق وحى بوده است. *
و علمتم ما لم تعلموا أنتم و لا ءاباؤكم
جمله «و لا ءاباؤكم» ظاهراً شامل همه طبقات پدران يهود مى گردد. و چون آباء بنى اسرائيل از انبياى الهى بوده و به ابراهيم(ع) و نوح(ع) منتهى مى شوند، محتمل است آنچه در تورات بيان شده به مقتضاى مضمون جمله «و لا ءاباؤكم» در كتب گذشته بيان
نشده باشد، لذا تورات مرحله اى تكاملى در اين رشته محسوب مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 9
9 - رشد و طهارت ، ملاك هاى گزينش نحوه زندگى و اساس تنظيم آداب و روابط اجتماعى است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم
جمله «هو أزكى لكم» براى تعليل احكام مربوط به آداب ورود به خانه هاى ديگران است; ولى اين تعليل از نوع تعليلى است كه موجب تعميم حكم مى شود. بنابراين هر رفتارى كه موجب رشد و پاكى انسان شود، امرى پسنديده و بايسته است كه بايد ملاك گزينش هر نوع رفتارى قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 14
14 - مؤمنان ، برخوردار از تكامل و رشد معنوى ، در آخرت
و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
جمله فسيدخلهم با توجه به «سين» دلالت دارد بر اينكه رحمت و فضل در آخرت است، پس هدايت هم كه پس از آنها ذكر شده است، در آخرت است و هدايت به سوى خدا، رشد و كمال معنوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 129 - 12
12 - مجموعه نظام هستى ، داراى روندى تكاملى *
رب العرش العظيم
با توجه به معناى «رب» كه مستلزم رشد دادن و تكامل بخشيدن به موضوعى است كه مورد ربوبيت قرار گرفته و نيز با توجه به اينكه «عرش عظيم» به معناى مركز اداره هستى است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 10
10 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و . . . ) رو به رشد و كمال است .
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 10
10 - جهان ( آسمان ها و زمين و . . . ) ، داراى روندى رو به رشد و كمال
ربّ السموت . .. و ربّ المشرق
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از روند رو به رشد و تكامل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 17 - 12
12- زن ، موجودى توان مند بر عروج به درجات بالاى معنويت و ملاقات و گفتوگو با فرشتگان
فأرسلنا إليها روحنا فتمثّل لها بشرًا سويًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 7
7 - جهان طبيعت ( ستارگان و . . . ) داراى روندى رو به رشد و كمال
بربّ المشرق و المغرب
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا بيانگر روند رو به رشد و تكامل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 5 - 3
3- شهيدان راه خدا ، داراى رشد و تكامل معنوى ، حتى پس از شهادت
سيهديهم و يصلح بالهم
در صورتى كه معناى «بالهم» قلب باشد، لازمه اصلاح قلب تكامل معنوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 2
2 - تحوّل نطفه به علقه و تكامل علقه به موجودى معتدل و هماهنگ از دو صنف زن و مرد ، روند آفرينش انسان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . ثمّ كان علقة فخلق فسوّى . فجعل منه الذكر و الأُنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 7
7- تحول خاك به نطفه ، تبديل نطفه به علقه و تكامل علقه به مضغه ، روند آفرينش انسان
فإنّا خلقنكم من تراب ثمّ من نطفة ثمّ من علقة ثمّ من مضغة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 109 - 7
7- انسان آگاه به معارف الهى ، همواره در مسير تكامل معنوى و تعالى روحى
إن الذين أُوتوا العلم . .. و يزيدهم خشوعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 19 - 5
5- پاكى و رشد معنوى حضرت عيسى ( ع ) ، قبل از تولد وى ، از سوى خداوند تضمين شده بود .
إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 11،19
11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از رشد و هدايت الهى برخوردار است .
و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
«رَشَد» نقطه مقابل «غىّ» (گمراهى) است و هر جا هدايت استعمال داشته باشد، رشد نيز استعمال دارد (مفردات راغب).
19- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انسانى تكامل پذير و برخوردار از استعدادِ رسيدن به هدايتى افزون تر است .
و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 23
23 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز در زندگى خويش از تكامل معنوى برخوردار بود .
فاصبر . .. لعلّك ترضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 175 - 14
14 - مؤمنان ، برخوردار از تكامل و رشد معنوى ، در آخرت
و يهديهم إليه صرطاً مستقيماً
جمله فسيدخلهم با توجه به «سين» دلالت دارد بر اينكه رحمت و فضل در آخرت است، پس هدايت هم كه پس از آنها ذكر شده است، در آخرت است و هدايت به سوى خدا، رشد و كمال معنوى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 111 - 5
5 - الهام خداوند و ارشاد خاص وى ، مايه دستيابى مؤمنان به مراحل عاليتر ايمان
و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى قالوا ءامنا
الهام خداوند به حواريون - چنانچه گذشت - بعد از قصه مائده بوده است و جمله «واتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» در آن داستان و
نيز كلمه «حواريون» كه به معناى ياران مخلص است حاكى از اين است كه آنان پيش از اين الهام به عيسى(ع) ايمان داشته اند، بنابراين جمله «ءامنا» بيانگر نيل آنان به مراحل عاليتر ايمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 5
5 - بهره مندى مؤمنان از كمال معرفت و شناخت خداوند در بهشت
جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 4
4 - رشد و فزونى واقعى ، آن است كه در پيشگاه خدا ، رشد باشد .
و ما ءاتيتم من ربًا ليربوا فى أمول الناس فلا يربوا عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 8
8- حضرت يحيى ( ع ) در پرتو عنايات خاص خداوند ، از شايستگى و رشد و تكاملى ويژه ، برخوردار بود .
ءاتينه . .. و زكوة
«زكاة» در معانى «شايستگى» و «پاكى» و «رشد كردن» و «خجستگى» و «تمجيد» استعمال شده است (لسان العرب). در هر مورد، معنا يا معانى مناسب آن، مورد نظر خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 18 - 1
1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها
فقل هل لك إلى أن تزكّى
زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 39 - 4
4 - توجه به مبدأ پيدايش بشر و سير تكوين او ، راهنماى انسان ها به مسأله معاد
إنّا خلقنهم ممّا يعلمون
مطلب ياد شده، از يادآورى مسأله پيدايش بشر براى منكران قيامت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 6 - 10
10 - بخشودن خطا ها و بخشيدن عطا ها ، شيوه خداوند براى رشد و تربيت انسان ها است .
بربّك الكريم
«الكريم» وصفى است كه «ربّك» را توضيح داده و گوشه اى از ربوبيت خداوند را برجسته كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 11 - 13
13 - انسانها داراى زمينه هاى دستيابى به منزلتى فراتر از فرشتگان و شايسته شدن براى سجده ملائكه بر ايشان.
لقد مكنكم فى الأرض . .. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
آيه قبل دلالت مى كند كه مطالب عنوان شده در آيه مورد بحث - كه از جمله آنها سجده فرشتگان بر آدم(ع) است - از نعمتهاى الهى براى همه انسانهاست. در حالى كه نه سجده بر آدم به منزله سجده بر همگان است و نه سجده بر او نعمت براى ديگران، بنابراين، مى توان گفت جمله «قلنا للملائكه ...» پس از «خلقناكم» اشاره به اين دارد كه خداوند در همه انسانها اين زمينه را ايجاد كرده است كه بتوانند مسجود ملائكه بشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 9
9 - تطهير نفس و پاك كردن آن از آلودگى ها و موانع روحى ، زمينه رشد و تكامل معنوى انسان است .
خذ . .. تطهرهم و تزكيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 15،16
15 - مكان و محيط مناسب ، از زمينه هاى لازم براى طهارت و خودسازى و كمال معنوى
لمسجد أسّس على التقوى . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا
16 - ارزش همنشين شدن با صالحان و جويندگان طهارت ، و تأثير آن در رشد و كمال معنوى انسان
فيه رجال يحبون أن يتطهروا
«فيه رجال . .. » به منزله دليلى است براى سزاوارى اقامه نماز در مسجد قبا ; يعنى، چون در اين مسجد مردم صالح و جويندگان پاكى وجود دارند، شايسته است كه ديگران با اينان همنشين شوند، زيرا همنشينى با صالحان و پاكان داراى تأثير مثبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 12،14
12- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تبيين همه حقايق مربوط به رشد و سعادت آدمى و نياز هاى هدايتى او
و نزّلنا عليك الكتب تبينًا لكلّ شىء
هر چند «كلّ شىء» افاده عموم مى كند و به ظاهر همه حقايق عالم هستى را مى تواند شامل شود، ولى در اين جا قرينه هاى عرفى وجود دارد كه دايره آن را محدود مى سازد; از جمله اينكه چون قرآن كتاب هدايت، سعادت و رشد است، حقايقى كه بيان مى كند در قلمرو همين سه موضوع خواهد بود.
14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايسته ترين انسان و قرآن كامل ترين برنامه براى رشد و هدايت آدميان است .
و جئنابك شهيدًا على هؤلاء و نزّلنا عليك الكتب تبينًا لكلّ شىء و هدًى
با توجه به ارتباط دو بخش آيه; يعنى، «و جئنا بك شهيدا . ..» با «و نزّلنا عليك ...» و نيز بنابر اينكه «شهيداً» را به معناى الگو بدانيم و شهادت را شهادت عملى به شمار آوريم، برداشت فوق را مى توان به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 3
3- فرمان خداوند به توحيد عبادى ، فرمانى در جهت رشد و تكامل انسانها
و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه
«ربّ» در اصل به معناى «تربيت» است (مفردات راغب). آمدن اين صفت به جاى ديگر صفات خداوند، مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 15
15- غفران خطاكاران تائب از سوى خداوند ، در جهت تربيت و رشد آنان است .
ربّكم . .. كان للأوّبين غفورًا
در برداشت فوق «ربّ» به معناى تربيت كننده گرفته شده است كه معناى اصلى آن است (مفردات راغب); يعنى، بخشايش خطاكاران در راستاى ربوبيت و مقام مربى بودن خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 11
11- امكانات مادى و نعمت هاى خداوند ، نشأت يافته از ربوبيت خدا و در جهت رشد و تكامل انسان است .
ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 30 - 4
4- تفاوت روزى انسان ها ، تدبير الهى در جهت پرورش و رشد آنان است .
إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر
تأكيد بر ربوبيت الهى در مورد «يبسط» و «يقدر» مى رساند كه اين بسط و تقدير نشأت يافته از ربوبيت اوست (تا چرخ زندگى بچرخد و انسانها در پرتو اين تفاوت آزمايش شوند و تكامل يابند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 12
12- رعايت تقواى الهى ، زمينه ساز رشد و تكامل انسان
زكوة و كان تقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 4
4- نيكى به پدر و مادر ، زمينه ساز رشد و تكامل معنوى انسان *
و زكوة . .. و برًّا بولديه
همان گونه كه «و كان تقيّاً» تعليل براى «و حناناً من لدنّا و زكاة» بود، «برّا بوالديه» نيز كه عطف بر «كان» مى باشد، همان موقعيت را دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 57 - 3
3- صداقت ، زمينه ساز رشد و ترقى و رسيدن انسان به مقامى رفيع نزد خداوند
إنّه كان صدّيقًا . .. و رفعنه مكانًا عليًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 9،11
9 - پرهيز از نظر دوختن به نامحرمان و اجتناب از آلودگى به فحشا و فساد جنسى ، زمينه ساز طهارت ، پاكى ، رشد و بالندگى است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم و يحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم
«زكاة» (مصدر «أزكى») هم به معناى «نمو و رشد» و هم به معناى «طهارت و پاكى» است.
11 - احكام و تعاليم دين ، در جهت رشد ، بالندگى ، طهارت و پاكى انسان است .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم . .. ذلك أزكى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 4
4 - رشد و تكامل آدميان ، هدف الهى در نازل كردن قرآن
و إنّه لتنزيل ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كننده است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). بنابراين تعبير «ربّ العالمين» و انتخاب آن به جاى هر نام و صفت ديگر، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه قرآن از مقام ربوبيت و براى تكامل خلق نازل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 194 - 7
7 - نياز عميق بشر به انذار و انذارگران ، براى حركت در طريق كمال
و إنّه لتنزيل ربّ العلمين . .. لتكون من المنذرين
خداوند، قرآن را نازل شده از مقام ربوبيت و نيز وسيله انذار خلق شمرده است و اين دو، مى رساند كه بشر در راستاى تكامل خويش، به انذار و منذران سخت نيازمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 14
14 - قدرت ها و امكانات خدادادى در جهت رشد و تكامل انسان
قال هذا من فضل ربّى
استفاده از صفت «ربّ» به جاى هر وصف و يا نام ديگر خداوند، اشاره به اين نكته دارد كه تفضلات الهى در جهت رشد و تكامل انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 53 - 12
12 - داشتن روحيه حق پذيرى ، زمينه رشد و كمال است .
إن تسمع إلاّ من يؤمن بأيتنا فهم مسلمون
«مسلم» به كسى گفته مى شود كه تسليم و منقاد بوده و بدون پيش داورى و موضع گيرى پيشين، در مواجهه با حق، آن را بپذيرد. اين كه خداوند، فرموده است: «تو به دارندگان روحيه تسليم، مى توانى منظورت را تفهيم كنى و آنان نيز آن رامى
پذيرند»، نشان مى دهد كه داشتن چنين حالتى، باعث حرف شنوى و در نتيجه، رشد مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 171 - 4
4 - عبوديت و بندگى خدا ، زمينه ساز دستيابى به درجات و مراتب عالى معنوى است .
و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين
برداشت بالا از آن جا است كه رسول خدا بودن، مقام معنوى بزرگى است. بنابراين تقدم صفت بنده خدا بودن (عبادنا) بر رسول خدا بودن، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه انسان، آن گاه به اين مقام مى رسد كه به عبوديت و بندگى خدا تن داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 35 - 5
5 - بهره مندى انسان از كمالات و ارزش هاى والا ، در گرو تلاش اخلاقى خود او است .
و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيها إلاّ ذوحظّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 1
1- نزول قرآن ، جلوه اى از رحمت الهى و در جهت رشد ، تعالى و تكامل خلق
إنّا أنزلنه . .. رحمة من ربّك
«رحمة» مفعول لأجله و علت براى «إنّا أنزلناه» است. وصف «ربّ» مى رساند كه آن نزول و اين رحمت، در جهت ربوبيت خلق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 11 - 3
3 - آيات الهى در نظام تكوين و تشريع ، نشأت يافته از مقام ربوبيت و در جهت تكامل خلق
و الذين كفروا بايت ربّهم
با توجه به اين كه در آيات پيشين، هم سخن از نشانه هاى تكوينى خدا و هم سخن از قرآن به ميان آمده است; واژه «آيات» در اين آيه مى تواند به هر دو بخش اشاره داشته باشد. وصف «ربّ» نيز بيانگر جنبه ربوبيت و تكامل بخشى اين آيات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 14
14 - راه يابى انسان به كمال ، در پرتو عنصر اختيار ، همراه با تذكّر و هشدار
و ما أنت عليهم بجبّار فذكّر بالقرءان
خداوند از يك سو پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از اعمال فشار براى هدايت كافران باز داشته و از سوى ديگر، آن حضرت را موظف به تذكّر و هشداردهى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 39 - 2
2 - سعادتمندى و كمال انسان ، در گرو جديت ، تلاش و پيگيرى
و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 6،8،10،12،15،16
6 - خداوند انسان ها را براى تكامل يافتن و داشتن دستاوردى بهتر مى آزمايد .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
8 - دنيا ، بستر مناسب براى رشد و تعالى و انجام كار خير
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
10 - تكامل و تعالى و داشتن دستاوردى بهتر ، فلسفه و هدف آغازين خلقت بشر و برخوردار شدن از جزا و پاداش اخروى ( بهشت برين ) ، فلسفه و هدف نهايى آفرينش او است .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
به مقتضاى جمله «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً»، هدف از خلقت انسان و تقدير مرگ و حيات براى وى، تكامل و داشتن دستاوردى بهتر در دنيا است; ولى چون پاداش و جايزه اصلى آن را در جهان آخرت دريافت مى كند، بنابراين مى توان گفت: تكامل، هدف مرحله اولى خلقت بشر و بهشت برين، هدف مرحله نهايى آفرينش او است.
12 - نقش سازنده ايمان به معاد و روز جزا ، در تكامل انسان و تصحيح رفتار وى
خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، پيش از بيان تكامل انسان ها و داشتن دستاورد خوب - به عنوان فلسفه خلقت انسان - به حيات اخروى و معاد انسان ها پرداخته است; زيرا بدون برپايى قيامت و پاداش آن روز، انگيزه نيرومندى جهت انجام كار خير و بهترين رفتارها، براى آدميان وجود نخواهد داشت.
15 - ياد مرگ ، عاملى نيرومند در انگيزش و برانگيختن انسان ها ، به سوى كمال جويى و كردار نيك
الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
ذكر مرگ انسان ها در موضوع فلسفه خلقت آنان - كه تلاش براى تكامل و بهتر شدن است - و نيز تقديم آن بر حيات آدميان، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
16 - تلاش براى تكامل و بهتر شدن ، در راستاى هدف و فلسفه خلقت بشر و گناه و كوتاهى او ، بيرون از آن است .
ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
جمله «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً» مى رساند كه هر تلاشى براى تكامل و بهتر شدن، در جهت هدف خلقت بشر است. بنابراين، هر گناه و كوتاهى اى كه از بشر سر زند، خارج از دايره هدف خلقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 9 - 6
6 - حالت خشيت ، حالتى حركت آفرين و واداركننده انسان به تلاش در راه آموختن و كسب كمالات
و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 20 - 5
5 - انسان ، موجودى تكامل پذير و آماده رشد
ثمّ السبيل يسّره
فراهم آوردن «راه» براى انسان و آسان سازى پيمودن آن، نشانگر اين است كه انسان، به گونه اى آفريده شده كه كمالات خود را بالفعل دارا نيست و براى تحصيل آن بايد راهى را طى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 57 - 2
2- صداقت كامل حضرت ادريس ( ع ) ، زمينه ساز نيل او به مقامى رفيع
إنّه كان صدّيقًا نبيًّا . و رفعنه مكانًا عليًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فيل - 105 - 1 - 4
4 - برخورد شديد خداوند با فيل داران مهاجم ، جلوه ربوبيت او و فراهم آورنده زمينه رشد براى آيين اسلام بود .
ربّك
اضافه «ربّ» به ضمير در خطاب به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، بيانگر اين است كه نابودى اصحاب فيل، آن حضرت را در مسير رسالت الهى اش، از تربيت و تدبير الهى برخوردار كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 11 - 14
14 - ايجاد زمينه هاى تكامل معنوى در انسانها از نعمتهاى خدا و سزاوار شكر و سپاسگزارى از اوست.
قليلا ما تشكرون. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 73 - 4
4 - انسان ، برخوردار از زمينه هاى دستيابى به منزلتى برتر از فرشتگان و شايسته براى مسجود ملائكه شدن
فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 12
12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .
ربّه الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 12 - 10
10 - عفّت و پاكدامنى ، راه تكامل و تعالى زن و زمينه ساز برخوردارى او از الطاف و عنايات الهى
الّتى أحصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا
برداشت ياد شده، به سبب اين نكته است كه عفّت و پاكدامنى مريم(س)، موجب شد كه او رشد كرده و به حدى برسد كه از الطاف ويژه الهى برخوردار باشد و روح بلند مسيح(ع) با عنايت الهى در او دميده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 14
14 - زنان همانند مردان ، داراى استعداد و شايستگى هاى لازم براى الگو شدن و دستيابى به اوج قلّه كمال
ضرب اللّه مثلاً للذين ءامنوا امرأت فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 33 - 2
2- حضرت عيسى ( ع ) در زمان تولد ، داراى جسم و روحى سالم و آماده رشد و كمال بود .
والسلم علىّ يوم ولدت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 12
12 - پاداش انفاق گرانِ باتقوا ، مايه رشد و كمال آنان و برخاسته از ربوبيت و مقام والاى خداوند است .
ربّه الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 86 - 6
6- گذشت و اغماض پيامبر (صلی الله علیه و آله) از دشمنان و كافران ، به خير و صلاح آن حضرت و در راستاى تربيت و كمال اوست .
فاصفح الصفح الجميل . إن ربّك هو الخلّ-ق العليم
جمله «إن ربك . ..» به منزله تعليل براى «فاصفح ...» است; يعنى، اى پيامبر! گذشت كن; زيرا پروردگار و مربى تو مى داند كه چه كارى به مصلحت و در جهت تربيت و رشد توست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 4
4 - فرمان هاى الهى ، جلوه اى از ربوبيت او در راه رشد و تعالى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت
و اصبر لحكم ربّك
اضافه «حكم» به «ربّ»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 4
4 - فرمان هاى الهى ، جلوه اى از ربوبيت او در راه رشد و تعالى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت
و اصبر لحكم ربّك
اضافه «حكم» به «ربّ»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 10
10 - ربوبيت خداوند ، مقتضى آفرينش موجودات و هدايت آفريده ها به كمال وجودى آنها است .
ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 6 - 3
3 - ارائه الگو براى تربيت و تكامل موحدان در مسير ارزش ها ، از روش هاى تربيتى قرآن
لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة
از تكرار اين نكته كه ابراهيم(ع) و همگامان آن حضرت براى مسلمانان الگو هستند; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 10
10- تقوا و پرهيزكارى يحيى ( ع ) ، زمينه ساز برخوردارى وى از حكمت ، محبت الهى و تكامل معنوى بود .
و حنانًا من لدنّا و زكوة و كان تقيًّا
با توجه به تفاوت سياق «و كان تقيّاً» با تعابير قبلى آيه (و آتيناه الحكم. ..) كه در اين جا تقوا را به خود يحيى نسبت داده و در آن موارد حكم، حنان و زكات را به خدا، روشن مى شود كه تقوا به عنوان عمل نفسى يحيى، زمينه ساز برخوردارى وى از عطاياى الهى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 15 - 2
2- حضرت يحيى ( ع ) به هنگام زاده شدن از هر گزند و كاستى در امان بود و همه زمينه ها و شرايط لازم براى رشد و كمال را داشت .
و سلم عليه يوم ولد
«سلام» داراى چند معنا است، از جمله به معناى سلامتى از هر گزند و آفت است، البته سلام از جانب خداوند جنبه تكوينى دارد و خبر از متن حوادث مى دهد; لذا «سلام عليه»; يعنى، از جانب خداوند عافيت يحيى از هر گزند جسمى و انحراف عقيدتى
تضمين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 10
10- پيمودن راه تكامل و رسيدن به معارف ويژه الهى ، نيازمند معلم و راهنما است .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
اين كه موسى(ع) خود را براى رسيدن به رشد، به تبعيت از خضر(ع) ناگزير مى بيند و براى ملاقات با وى، سفر و مشقت هاى آن را تحمّل مى كند، نشان احساس نياز او به راهنما است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 20 - 11
11 - شيطان، جلوه دهنده عوامل انحطاط و سقوط، به عنوان راه پيشرفت و تكامل
ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 20 - 10
10 - شيطان، تكليف الهى را در نظر آدم و حوا مانع تكامل و پيشرفت آنان جلوه داد.
ما نهيكما ربكما . .. إلا أن تكونا ملكين
«أن تكونا . .. » به تقدير كراهية، مفعول له براى «ما نهاكما» است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: خداوند بدان جهت كه فرشته نشويد و يا جاودانه نگرديد، شما را از خوردن ثمره آن درخت بازداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 7،34
7 - دستيابى آدميان به كمالات انسانى در گرو امداد هاى خداوند و توفيق او
فسوف يأتى اللّه بقوم
هدف از استناد «يأتى» به «اللّه» - على رغم اختيار آدمى در انتخاب سير و سلوك خويش - رساندن اين حقيقت است كه انسانها اگر به كمالاتى نايل مى شوند، با امداد و توفيق خداوند است.
34 - دستيابى به فضيلت ها و كمالات انسانى ، در گرو مشيت خداوند
ذلك فضل اللّه يؤتيه من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 111 - 5
5 - الهام خداوند و ارشاد خاص وى ، مايه دستيابى مؤمنان به مراحل عاليتر ايمان
و اذ اوحيت إلى الحواريون ان ءامنوا بى و برسولى قالوا ءامنا
الهام خداوند به حواريون - چنانچه گذشت - بعد از قصه مائده بوده است و جمله «واتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» در آن داستان و نيز كلمه «حواريون» كه به معناى ياران مخلص است حاكى از اين است كه آنان پيش از اين الهام به عيسى(ع) ايمان داشته اند، بنابراين جمله «ءامنا» بيانگر نيل آنان به مراحل عاليتر ايمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 20
20- عزّت ، غلبه و كمال ، پيامد پيمودن راه خدا و پيروى از آموزه هاى قرآن است .
كتب . .. إلى صرط العزيز الحميد
اضافه شدن «صراط» به «العزيز الحميد» اشاره به اين نكته دارد كه سالك اين راه، راه عزّت و كمال را مى پيمايد; زيرا حمد و ستايش در برابر كمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 15
15- صبر پيشه كردن در برابر مشكلات و بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمت هاى الهى ، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر آيات و نشانه هاى خدا
إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 18
18- عقيده به نزول قرآن از جانب خداوند و خير محض بودن آن ، عامل تعالى انسان به مقامى والا
و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا . .. و لنعم دار المتّقين ... الذي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 4
4- ايمان و عمل صالح ، دو عامل براى دستيابى انسان به كمال و حيات برتر
من عمل صلحًا . .. و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
مراد از جمله «نحيينّه حياة طيّبة» حيات معنوى است; چه اينكه روشن است كسانى كه عمل صالح انجام مى دهند، داراى حيات مادى اند و مراد از حيات معنوى، كمال وجودى و رشد و تعالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 14
14- اميد به رشد و تعالى ، داراى نقشى بسزا در نيل به آن است .
و قل عسى أن يهدين ربّى لأقرب من هذا رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 17
17- ابليس ، على رغم تضمين رشد و تكامل وى در پرتو اطاعت فرمان خدا از آن سرپيچى كرد .
ففسق عن أمر ربّه
واژه «ربّه» مى رساند كه فرمان الهى به ضرر ابليس نبوده، بلكه از ناحيه ربوبيّت خدا و در جهت رشد و تكامل وى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 16،17
16- علم ارزشمند ، علمى است كه تضمين كننده رشد و تكامل معنوى انسان باشد .
تعلمن ممّا علّمت رشدًا
17- علوم الهى ، تضمين كننده رشد و تكامل انسان است .
على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 2
2- رهنمود هاى الهى و آثار و نشانه هاى خداوند ، رشدآفرين و تكامل بخش انسان ها است .
كفروا بأيت ربّهم
كلمه «ربّ» در آيه، گوياى برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 49 - 9
9- صلاحيت هاى پدر ، داراى نقشى بسزا ، در صلاحيت و كمال فرزند است .
فلمّاأعتزلهم . .. وهبنا له إسحق و يعقوب و كلاًّ جعلنا نبيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 25 - 9
9 - دعا در رشد و تربيت پيامبران ، داراى نقش اساسى است .
ربّ اشرح لى صدرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 32 - 6
6 - تأثير دعا در رشد و تعالى ديگران
و أشركه فى أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 76 - 7
7 - ايمان و عمل صالح ، راه تزكيه نفس و رشد آدمى است .
و من يأته مؤمن ا قد عمل الصلحت . .. و ذلك جزاء من تزكّى
«تزكية» به معناى «تطهير» است. به نظر مى رسد مراد از آن در اين آيه، به قرينه آيات پيشين (كه سخن از ايمان و عمل صالح و دورى از كفر و شرك سخن گفته بود) تحصيل ايمان و عمل صالح براى طهارت از كفر و گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 18
18 - اوامر ، نواهى و هشدار هاى خداوند ، همواره در جهت رشد و تربيت انسان ها است .
ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 31 - 8
8 - پرستش خداى يگانه و روى برتافتن از عبادت غير او ، رهايى از دام شيطان و دستيابى به اوج كمال است .
حنفاء للّه غير مشركين به . .. فتخطفه الطير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 16
16 - رشد و طهارت انسان در گرو مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 10
10 - احكام و تعاليم دين در جهت رشد ، بالندگى ، طهارت و پاكى انسان ها است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 6
6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان
يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا
خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1- ذكر خدا، 2- برپاداشتن نماز، 3- پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 38 - 12
12 - ياد دايم خداوند ، افزايش دهنده منزلت و ابعاد وجودى انسان
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و يزيدهم من فضله
برداشت فوق، از آمدن تعبير «يزيدهم» به جاى «يزيد لهم» استفاده مى شود; يعنى، فعل زياد شدن به خود اشخاص نسبت داده شده است نه به پاداش آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 7
7 - اطاعت و فرمان برى از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، موجب هدايت و نيل به سعادت و كمال مطلوب است .
أطيعوا الرسول . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل
مقصود از هدايت در آيه شريفه، راه يابى و هدايت عمومى نيست; زيرا چنين هدايتى بدون اطاعت انسان ها نيز توسط پيامبران حاصل بود; بلكه مقصود، ايصال به مطلوب و دست يافتن به كمال و سعادت است كه بدون عمل به مقتضيات دين حاصل نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 18
18 - تأثير مثبت و سازنده دعا و آرزو كردن در نيل به مقامات والا و رشد و كمال معنوى
و اجعلنا للمتّقين إمامًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 2
2 - پروردگار جهانيان ، تنها دوست انسان و پرستش او تضمين گر رشد و رستگارى وى
فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 5
5 - سفارش به ترس از خداوند ، براى رشد و كمال انسان است .
اتّقوا ربّكم
«ربّ» در اصل، به معناى «تربيت و ايجاد تدريجى چيزى تا رسيدن به كمال» است. (مفردات راغب) استفاده از اين صفت خداوند، به خصوص با اضافه آن به ضمير «كم»، براى سفارش به ترس از او، مى تواند به منظور ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 2 - 4
4 - قرآن ، از مقام ربوبيت خدا ، نشأت گرفته و دربردارنده معارفى در جهت رشد و كمال انسان است .
تنزيل الكتب . .. من ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 5
5 - بلايا و شرور براى انسان ، سازندگى دارد .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 22 - 9
9 - آيات و نشانه هاى عبرت آموز و هشداردهنده الهى ، براى رشد انسان ها است .
ذكّر بأيت ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 7
7 - ايمان انسان ، احساس خطر احتمالى را ، به مقوله اى بس رشد دهنده تبديل مى كند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم الاّ إيمنًا و تسليمًا
در آيات پيش، آمده است كه منافقان با ديدن سپاه احزاب متّحد، وعده خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) را فريبى بيش ندانستند (ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غروراً) و در اين آيه كه سخن از مؤمنان است مى فرمايد: «مسلمانان با ديدن همان سپاه، بر ايمان شان افزوده شد». اين، از تأثير ايمان در تغيير دادن موقعيت هاى به ظاهر منفى، به عامل رشد، خبر مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 11
11 - به ياد آوردن بندگان خالص ، شكيبا ، نيرومند و پرمراجعه به خداوند ، سازنده و درس آموز است .
اصبر . .. و اذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 29 - 3
3 - قرآن ، منبع خير و بركت و موجب رشد و تعالى بشر
كتب أنزلنه إليك مبرك
«بركة» به معناى رشد و فزونى است و «مبارك» به چيزى گفته مى شود كه در آن رشد و فزونى باشد (مفردات راغب). مقصود از مبارك بودن قرآن اين است كه اين كتاب، منبع خير و بركت و مايه رشد و تعالى براى كسانى است كه در آن تدبر كنند و درس بياموزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 43 - 7
7 - عزم و اراده قوى ، پايه و اساس كمال و رشد آدمى و اصلاح اخلاق و رفتار او
و لمن صبر و غفر إنّ ذلك لمن عزم الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 37 - 2
2 - ياد خدا ، راه رسيدن انسان به كمال واقعى است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. ليصدّونهم عن السبيل
«الف و لام» در «السبيل» آن را بر «ذكر الرحمان» - در آيه قبل - منطبق ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 8 - 4
4- زندگى و مرگ ، هر دو در جهت تكامل انسان و داراى روندى همسو و نه متعارض
ربّ السموت و . .. لا إله إلاّ هو يحيى و يميت
از ارتباط «هو يحيى و يميت» با «ربّ» - كه قبل و بعد از آن ياد شده است - استفاده مى شود كه حيات و مرگ، هر دو در جهت تكامل انسان بوده و برخلاف تصور برخى مذاهب، مرگ امرى شرّ نيست و خاستگاهى جز اراده خداوند حيات آفرين ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 3 - 5
5- حقايق نازل شده از مقام ربوبيت الهى ، مايه رشد و تعالى و مصونيت از پوچى است .
و أصلح بالهم . ذلك بأنّ ... اتّبعوا الحقّ من ربّهم
وصف «ربّ» در آيه شريفه، مشعر به علّيت است; يعنى، آنچه از سوى «ربّ» نازل شود، جز در جهت تكامل نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 14 - 5،6
5- قرآن ، دليل روشن از جانب خدا ، در جهت رشد و كمال آدميان *
أفمن كان على بيّنة من ربّه
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «بيّنة»، قرآن باشد. در اين صورت تعبير «من ربّه» مى نماياند كه قرآن، از جايگاه
ربوبيت و به هدف رشد و تربيت خلق نازل شده است.
6- ربوبيت الهى ، مقتضى تكامل بخشيدن به انسان ها ، با ارائه دلايل روشن به ايشان
كان على بيّنة من ربّه
وصف «ربّه» مشعر به عليت است; يعنى، خداوند از آن جهت كه «ربّ» و پرورش دهنده است، دلايل روشنى در اختيار خلق قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 5
5 - مؤمنان ، تحت تمرين و آزمون الهى ، براى رسيدن به رشد و مرتبه تقوا
أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
بديهى است كه امتحان و آزمون در مورد خداوند، به معناى حقيقى آن نيست. در نتيجه مراد از امتحان، پديد آوردن زمينه هاى رشد و تعالى است و لام «للتقوى» براى بيان هدف و نتيجه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 24،26
24 - رشد واقعى انسان ، در پرتو محبت دين و بيزارى از كفر و گناه
حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... أولئك هم الرشدون
26 - رشد و تعالى جامعه ، در پرتو وجود رهبرى الهى و نفوذ رهنمود هاى وى
و اعلموا . .. لو يطيعكم ... و لكنّ اللّه حبّب إليكم ... أولئك هم الرشدون
برداشت يادشده از ارتباط سه بخش زير به دست مى آيد: 1- مسأله اطاعت محض از پيامبر(صلی الله علیه و آله) 2- ارزش ايمان و اجتناب از كفر، 3- رشد در پرتو عوامل مذكور (أولئك هم الراشدون). «أولئك» اشاره به مؤمنانى دارد كه براساس ايمان سر به اطاعت رسول خدا نهاده اند و اهميت وجود رهبرى الهى را در جامعه دريافته اند (واعلموا أنّ فيكم رسول اللّه). اينان رشد و تعاليشان از سوى خدا تضمين شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 34 - 5
5 - كيفر تجاوزگران ، در راستاى ربوبيت الهى و هموار ساختن راه رشد براى بندگان است .
مسوّمة عند ربّك للمسرفين
تعبير «عند ربّك»، ممكن است اشاره به اين جهت داشته باشد كه مقام پروردگارى و تربيت خلق و رشد انسان ها، مقتضى آن است كه موانع تكامل و رشد از ميان برداشته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 44 - 3
3 - اوامر و دستور هاى الهى ، در راستاى رشد و تكامل آدميان است .
أمر ربّهم
اضافه «أمر» به «ربّ« - به جاى هر وصف ديگر - مى رساند كه امر الهى از مقام ربوبيت و در راستاى رشد و تكامل آدميان، صادر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 15
15 - وحى و رسالت ، برنامه كامل هدايت و در راستاى رشد و تعالى بشر
و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
بنابراين كه «الهدى» اشاره به وحى و رسالت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 9
9 - رعايت تقواى الهى ، موجب تربيت و كمال آدمى است .
و اتّقوا اللّه ربّكم
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد(مفردات راغب). بنابراين توصيه به تقوا و نيز توصيف خداوند به «ربّ» بودن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 3 - 3
3 - تقرب به خداوند ، موجب صعود انسان به مرتبه كمال و درجات عالى است .
ذى المعارج
وقتى صعودگاه ها و درجات عالى نزد خدا است; بنابراين راه رسيدن به اين درجات و صعودها تقرب به خدا خواهد بود و توصيف خداوند به «ذى المعارج» ممكن است به همين جهت باشد مانند مفاد آيه 15 از سوره «غافر» (رفيع الدرجات ذوالعرش).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 37 - 3
3 - « دين دارى » ، موجب پيشرفت و تكامل و « بى دينى » ، موجب انحطاط و سقوط است .
لمن شاء منكم أن يتقدّم أو يتأخّر
مقصود از تقدم و تأخر در آيه شريفه - به قرينه نظير آن در آيه 19 از سوره قبل (إنّ هذه تذكرة فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً) - ممكن است سبقت در اتخاذ راه خدا و عقب افتادن با تخلّف از آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 44 - 4
4 - آگاه نساختن مردم - حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - از زمان وقوع قيامت ، مؤثر در رشد و تربيت آنان
إلى ربّك منتهيها
واژه «ربّ»، گواه اين است كه هدف از مسكوت گذاشتن زمان قيامت، تربيت و رشد دادن است و چون پوشيده ماندن آن، تنها
ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده است; مى توان سودمندى آن را به همگان تعميم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 7
7 - نزول وحى ، مايه كمال آفرينش ، در نگاه فرشتگان
كذلك يوحى إليك . .. و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم
با توجه به اين كه «تسبيح» به معناى تنزيه و نفى نقيصه و كاستى است، تسبيح فرشتگان، حكايت از مشاهده كمال آفرينش پس از نزول وحى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 27 - 7
7 - نقش سازنده مرگ ، در روند تكاملى جهان هستى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك
در آيه قبل، فناى زمينيان مطرح شده است; در اين آيه، خداوند ربوبيت جاودان خويش را به انسان يادآورى كرده است. با توجه به اين كه ربوبيت بدون وجود مربوب معنا ندارد، معلوم مى شود كه آن فنا نه پوچى و فناى مطلق; بلكه مرحله اى از مراحل تكامل هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 21 - 5
5 - پيوند نسبى - علاوه بر عمل نيك خود انسان - داراى تأثير در تعالى جايگاه اخروى وى
ألحقنا بهم ذرّيّتهم
نسل مؤمنان، به جايگاه عالى نياكان خويش ملحق مى شوند و ارتقاى درجه مى يابند; در حالى كه اگر مقام نيكانشان در درجه آنان تأثير نمى گذاشت، آنها با ايمان و عمل خويش جز به مرتبه اى پايين تر، دست نمى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 86 - 8
8- تأثير عمل صالح و رفتار شايسته پيامبران در دستيابى آنان به رحمت خاص خداوندى و مقامات برتر
و إسمعيل . .. كلّ من الصبرين . و أدخلنهم فى رحمتنا إنّهم من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 24 - 3
3 - وحى و رسالت ، در راستاى رشد و تكامل انسان ; و نه برآوردن تمنيات هواپرستانه او *
و لقد جاءهم من ربّهم الهدى . أم للإنسن ما تمنّى
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه: الف) مراد از «الهدى» در آيه پيش، وحى و رسالت باشد. ب) آيه «أم للإنسان...» با «و لقد جاءهم من ربّهم...» مرتبط باشد; يعنى، انسان نبايد انتظار آن را داشته باشد كه آمال هواپرستانه اش، در شريعت ارضا شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 4
4- ربوبيّت الهى ، مقتضى ارائه آيات ، براى رشد و تعالى بشر است .
ذكّر بأيت ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 91 - 8
8 - عفت و پاك دامنى ، راه تكامل و تعالى زن و زمينه ساز برخوردارى او از الطاف و عنايات الهى
والتى أحصنت فرجها فنفخنا فيها من روحنا
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه عفت و پاك دامنى مريم(س) موجب شد كه او رشد پيدا كند و به حدى برسد كه از الطاف ويژه الهى برخوردار گشته و روح بلند حضرت مسيح(ع) با عنايت الهى در او دميده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 39 - 8
8 - كمال عبادت ، تحقق پذير در پرتو تنزيه حق از هر كاستى و ستايش او به جهت صفات كمال *
و سب-ّح بحمد رب-ّك
در صورتى كه باء در «بحمد» براى مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه كمال عبادت، متوقف بر دو پايه است: تنزيه حق از كاستى ها و ستايش او بر صفات وجودى و كمالى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 28 - 7
7- خانواده به ويژه پدر ، در رشد يا انحطاط اخلاقى فرزندان نقشى مؤثر دارد .
ما كان أبوك امرأ سوء و ما كانت أُمّك بغيًّا
تعبيرى كه قوم مريم در باره پدر او به كار بردند، نفى همه پليدى ها بود، حاكى از اين كه بدى هاى پدر - هرچه باشد - زمينه مناسبى براى فساد فرزندان خواهد شد و تأثير رفتار مادر به آن گستردگى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 8
8 - تأثير مثبت و سازنده صلاح و نيكى همسر در تربيت و تكامل معنوى فرزندان
و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين
برداشت فوق، از آن جا است كه عبادالرحمان، دعا براى صلاح و نيكى همسرانشان را بر فرزندان خود مقدم داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 3
3- قوم ثمود ، صالح ( ع ) را به خاطر ويژگى ها و استعدادهايش ، مايه ترقى و تعالى آن قوم مى دانستند .
قد كنت فينا مرجوًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 10
10 - تسبيح پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مايه رشد و تعالى او است .
ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 4
4 - فرمان دريافت و قرائت قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از مقام ربوبى خداوند و مايه رشد و تعالى آن حضرت
اقرأ و ربّك الأكرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 19 - 3
3- اعطاى فرزندى شايسته و پاك به مريم ( س ) ، مايه رشد و تكامل او و جلوه اى از ربوبيت خداوند
قال إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا . .. قال ربّك هو
كلمه «ربّ» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 5
5- موسى ( ع ) براى رسيدن به رشد و تكامل َ برتر از راه تحصيل دانش ، در تلاش بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 6
6 - انحطاط و رشد ، داراى قوانينى ثابت است .
سيروا . .. فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
دعوت به مطالعه و عبرت آموزى، نشان دهنده اين است كه آنچه براى پيشينان رخ داده، در صورت انجام دادن كارى مانند كار آنان، باز رخ خواهد داد. اين، حكايت از قانون مندى ثابتى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 77 - 19
19 - رشد و تكامل ، و نيز انحطاط و سقوط انسان ها ، داراى مراتب *
انّ الذين يشترون . .. و لهم عذاب اليم
احتمالا هر يك از عقوبتهاى ياد شده (محروميّت از بهره هاى اخروى، نظر و تكلّم خداوند)، براى مرتبه اى از انحطاط مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 16
16- هدايت و رشد ، داراى مراتب و درجاتى متفاوت است .
لأقرب من هذا رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 3
3 - شناخت مراحل تكوين و مسير نزول نطفه مراحل تكامل آن تا آفرينش كامل انسان ، توصيه خداوند به همه انسان ها است .
فلينظر . .. يخرج من بين الصلب و الترائب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 27
27 - خداوند ، همواركننده راه ايمان و تعالى ، براى انسان ها
حبّب . .. و كرّه إليكم الكفر ... أولئك هم الرشدون
محبوب ساختن ايمان و ايجاد تنفر نسبت به كفر و عصيان در دل هاى مؤمنان، زمينه ساز رشد و تعالى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 3
3 - ره يابى انسان و جامعه به رشد و تعالى دينى ، فضل و نعمت خداوندى است .
أولئك هم الرشدون . فضلاً من اللّه و نعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 9
9 - خدا ، جهت دهنده هستى به سوى كمال
ربّ العرش الكريم
به كارگيرى صفت «ربّ» (پرورش دهنده) در مورد عرش - كه مركز اداره هستى و سرچشمه فيض الهى براى جهان آفرينش است - مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه كل فرايند هستى، در پرتو عنايت خداوند و در جهت رشد و تكامل، در حركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 7
7 - جهان آفرينش ، برخوردار از رشد و تكامل در پرتو ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
پروريدن، ايجاد حالتى است در شىء پس از حالت پيشين تا آن گاه كه به حدّ تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى جهان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 3
3 - ره يابى انسان و جامعه به رشد و تعالى دينى ، فضل و نعمت خداوندى است .
أولئك هم الرشدون . فضلاً من اللّه و نعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 5 - 3
3 - عطيه هاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جهان آخرت ، جلوه ربوبيت او و در راستاى رشد و كمال آن حضرت است .
يعطيك ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 14
14 - طهارت ، پاكى ، رشد و بالندگى اهل ايمان ، جلوه اى از فضل و رحمت الهى بر آنان
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أبدًا
«زكاء» در لغت به دو معنا آمده است: 1- نمو و رشد، 2- صلاح و پاكى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 9
9- استكبار ، سلطه جويى و سركشى ، مانع رشد و تكامل انسان است .
و ءاتينه . .. زكوة و كان ... و لم يكن جبّارًا عصيًّا
جمله «لم يكن. ..» عطف است بر جمله «كان...» در آيه قبل و بيانگر علتى ديگر براى «آتيناه الحكم ... و زكاة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 20
20 - عصيان پروردگار ، موجب ناكامى انسان و بازماندنش از راه رشد و كمال است .
و عصى ءادم ربّه فغوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 77 - 1
1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )
فإنّهم عدوٌّ لى
ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 12
12 - تعصّب و وفادارى به آراى پيشينيان ، مانع بروز و رشد انديشه هاى نو است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 17
17 - پيروى از هواى نفس ، ناسازگار با حركت در مسير خدا و مانعى بزرگ و خطرى جدى بر سر راه كمال آدمى
و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 25
25 - كفر ، فسق و عصيان ، مانع رشد اجتماعى بشر
حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان أولئك هم الرشدون
اختصاص و تأكيدى كه از تعبير «أولئك. ..» استفاده مى شود; نشانگر اين معنا است كه ديگران (آنان كه از ايمان محروم و در كفر و فسق گرفتاراند) به رشد نخواهند رسيد. جمع آمدن ضمير و فعل، حيثيت اجتماعى را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 2 - 10
10 - شرك ، عقيده اى نادرست و ضد رشد
يهدى إلى الرشد . .. و لن نشرك بربّنا أحدًا
تصريح جنيان به اين مطلب كه ما به خدا شرك نمىورزيم - پس از پى بردن به راهنما بودن قرآن به سوى رشد و درستى - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 6
6 - زبون ساختن انسان ها و ممانعت از رشد و تكامل انديشه آنان ، روش جباران و حكومت هاى فاسد در طول تاريخ
فاستخفّ قومه فأطاعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شمس - 91 - 11 - 6
6 - قوم ثمود ، محروم سازنده خود از كمالات نفسانى و گرفتار فساد و تباهى بودند .
و قد خاب من دسّيها . كذّبت ثمود بطغويها
اين آيه، بيانگر يكى از مصاديق آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 124 - 9
9 - احساس شادمانى و نشاط روحى پس از شنيدن آيات قرآن ، نشانه تكامل و ازدياد ايمان
فزادتهم إيمناً و هم يستبشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 6
6 - پذيرفتن عذر صاحب خانه و تحميل نكردن خود بر او و انصراف از ورود به خانه وى ، نشانه رشد و بالندگى است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم
«زكاة» (مصدر «أزكى») هم به معناى «نمو و رشد» و هم به معناى «طهارت و پاكى» است. برداشت فوق، مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 2
2 - نعمت هاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه هاى ربوبيت او بوده و رشد و تربيت آن حضرت را به دنبال داشته است .
ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 8 - 3
3 - ره يابى انسان و جامعه به رشد و تعالى دينى ، فضل و نعمت خداوندى است .
أولئك هم الرشدون . فضلاً من اللّه و نعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 7 - 4
4 - وظيفه تزكيه و پاكسازى ديگران از آلودگى هاى معنوى ، تكليفى سنگين و نيازمند برخوردارى از كمالاتى ويژه است .
و ما عليك ألاّ يزّكّى
نفى تكليف از مخاطب، در مورد تزكيه كافرانى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضور داشتند، بيانگر آن است كه وى در مقامى نبود كه اين تكليف از او ساخته باشد و خداوند، از چنين افرادى انجام دادن آن را نخواسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 13
13 - اهل كتاب به دروغ ، برترى خويش را بر غير همكيشان خود و نيز جواز تصرّف در اموال آنان را به خدا نسبت مى دادند .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 87 - 20
20 - هواپرستى و خودبزرگ بينى از رذايلى كه آدمى را به ارتكاب گناهان بزرگ ترغيب مى كند .
بما لاتهوى أنفسكم استكبرتم ففريقاً كذبتم و فريقاً تقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 4،9
4 - سرسختى ، تكبّر و غرور ، مانع اصلاح و نصيحت پذيرى
اخذته العزّة بالاثم
9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .
اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 12
12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران
و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 199 - 4
4 - تكبّر و گردن فرازى گروهى از اهل كتاب در برابر خداوند ، موجب كفر و انكار قرآن از سوى آنان
انّ من اهل الكتب لمن يؤمن . .. خاشعين للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 21
21 - تكبر و فخرفروشى ، مانعى در راه عبادت و بندگى خدا و احسان به ديگران
و اعبدوا اللّه . .. و بالوالدين احساناً ... انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 37 - 3
3 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل ، از آثار تكبر و فخرفروشى
انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 5،10
5 - رياكارى در انفاق از آثار تكبر و فخرفروشى *
انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس
10 - ناسازگارى تكبر و فخرفروشى با ايمان به خدا و قيامت
لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ... و لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الا
برداشت فوق بر اين مبناست كه «الذين . .. لا يؤمنون» عطف بر «الذين يبخلون» و توصيفى براى «مختالا فخوراً» باشد. يعنى فخرفروشان و مُتكبران ايمان واقعى به خدا و قيامت ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 151 - 8
8 - انكار برخى از رسولان الهى و ايمان به برخى ديگر ، ناشى از غرور و خود محورى است .
و أعتدنا للكفرين عذاباً مهيناً
چون عذابهاى الهى متناسب با گناه آدمى است (جزاءاً وفاقاً)، بنابراين گرفتار شدن منكران رسالت به عذاب خوار كننده، حاكى از اين است كه آنان برخوردار از روحيه تكبر و خودخواهى بوده اند و همين امر باعث كفرشان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 7
7 - تكبّر و خودبرتربينى، زمينه ساز عصيان و نافرمانى خداوند
ما منعك ألا تسجد إذ أمرتك قال أنا خير منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 13 - 2،4،5
2 - احساس برترى بر آدم از سوى ابليس، موجب سقوط و هبوط وى از جايگاه رفيع خويش شد.
قال أنا خير منه . .. قال فاهبط منها
4 - استكبار و فرومايگى ابليس موجب اخراج وى از جايگاه و منزلت والايش گرديد.
فما يكون لك أن تتكبّر فيها فاخرج إنك من الصغرين
در آيه مورد بحث اخراج ابليس به دو علت مستند شده است: يكى استكبار كه تفريع «فاخرج» بر «فما يكون . ..» بيانگر آن است; و ديگرى فرومايگى ابليس كه جمله «إنك من الصاغرين» بر آن دلالت دارد.
5 - تكبّر و خودبرتربينى، زمينه ساز عصيانگرى و سقوط معنوى است.
قال فاهبط منها فما يكون لك أن تتكبّر فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 36 - 2
2 - اعراض و امتناع از پذيرش آيات الهى بر اثر كبرورزى و خودبرتربينى، در پى دارنده آتش دوزخ است.
و الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها أولئك أصحب النار
استكبار به معناى كبرورزى و خودبرتربينى است، و چون اين كلمه با حرف «عن» متعدى شده، متضمن معناى اعراض و امتناع است. بنابراين «استكبروا عنها» يعنى اعرضوا عنها متكبّرين.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 1،10،12
1 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.
ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء
چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.
10 - تكذيب آيات الهى و تكبّر در مقابل معارف دين، موجب مسدود شدن تمامى راههاى ورود به بهشت
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
در برداشت فوق جمله «و لايدخلون . ..» تفسير جمله «لاتفتح لهم ...» گرفته شده است.
12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.
و كذلك نجزى المجرمين
«جرم» به معناى تعدى و گناه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 6
6 - آنان كه آيات الهى را دروغ بشمارند و از سر تكبّر آنها را انكار كنند، از ستم پيشگانند.
إن الذين كذبوا . .. كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 1،2،15
1 - خداوند ، متكبران و خودبزرگ بينان را از درك آيات و معارف خويش بازمى دارد .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
كلمه «صرف» آنگاه كه با «عن» متعدى شود، به معناى بازداشتن و مانع شدن است. و بازداشتن از آيات الهى يا به معناى مانع شدن از فهم آيات است و يا به معناى بازدارى از ايمان به آيات و يا جلوگيرى از ابطال و از ميان بردن آنهاست. تنها معناى اول با همه فرازهاى آيه متناسب است.
2 - تكبر و خودبزرگ بينى ، زمينه از دست دادن توان درك آيات و معارف الهى است .
سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض
15 - تكبر و خودبزرگ بينى مانع گرايش به ايمان و انتخاب راه كمال و زمينه تمايل به گمراهى است .
الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية ... و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله هاى «و إن يروا كل ءاية . .. » و «إن يروا سبيل الرشد ... » و «إن يروا سبيل الغى ... » بيانگر حالات و صفات متكبران در زمين باشد، نه اينكه - چنانچه در برداشتهاى پيش گذشت - قسيم متكبران گرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 206 - 4
4 - غفلت از ياد خدا و رويگردانى از پرستش او ، برخاسته از خودبزرگ بينى است .
و لاتكن من الغفلين. إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته
نهى از غفلت و سپس بيان اين معنا كه مقربان درگاه خدا در برابر او تكبرى نمىورزند، بيانگر اين است كه غفلت كردن از ياد خدا در حقيقت تكبر كردن در برابر اوست و يا ريشه در تكبر و خودبزرگ بينى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 9
9- اشرافيت ، استكبار و خودبرتربينى سران قوم نوح ، مايه كوردلى و ناتوانى آنان از درك دلايل نبوت و فهم معارف الهى بود .
أرءيتم إن . .. ءاتنى رحمة من عنده فعمّيت عليكم
«عُمّيت» فعل مجهول است و فاعل آن; يعنى، چيزى كه موجب كوردلى و خفاى دليلهاى نبوت نوح به كافران باشد، ذكر نشده است. به قرينه صفاتى كه براى كافران قوم نوح بيان شده، مى توان گفت: همان صفات (از طبقه اشراف و مستكبران بودن و خود را
برتر دانستن و ...) موجب كوردلى و ناتوانى آنان از درك معارف شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 13
13- تكبر ، سركشى و لجاجت سران قوم عاد ، مايه انكار رسالت هود ( ع ) از سوى آنان و نپذيرفتن تعاليم او
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 33 - 6
6- تكبر ناشى از احساس برترى نژادى ، عامل اصلى تمرد ابليس از سجده بر آدم ( ع )
قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 6،10
6- تحقير تهيدستان و افراد بى مال و منال ، و غرور و سرمستى به اموال و امكانات ، در حقيقت ، تباه ساختن و سقوط دادن خويش است .
فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه
10- غرور و استكبار ، زمينه ساز انحراف در بينش و از موانع شناخت است .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 2
2- انكار معاد و ترديد در آن و مغرور شدن به زندگى دنيا ، انديشه و بينشى كفرآميز است .
و ما أظنّ الساعة قائمة . .. قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذى خلقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 6
6- شرك و دنياپرستى و مغرور شدن به مال و فرزند ، گناه و مايه دلهره و وحشت در آخرت است .
فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
آيات گذشته، در باره دنياپرستى و شرك بود، لذا مصداق مورد نظر از «مجرمين» همان مشركان سرمست به مواهب دنيوى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 10
10- گردن فرازى و سلطه جويى ، زمينه ساز عصيان و گناه است .
و لم يكن جبّارًا عصيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 8
8- كفرورزى به آيات الهى ، فريفتگى به جاه و مقام و دل بستن به هم فكران در برابر مؤمنان ، از نمود هاى كامل گمراهى
قل من كان فى الضللة
جمله «من كان فى الضلالة . ..» پاسخى است به گفته كافران كه هنگام شنيدن آيات خدا، به مؤمنان مى گفتند: «أىّ الفريقين خير ...». در اين آيه كافرانِ به آيات الهى، اهل ضلالت معرفى شده اند و در آيه بعد مؤمنان به آيات الهى، اهل هدايت قلمداد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 8
8 - استكبارپيشگى و جدال با حق ، در پى دارنده خوارى و رسوايى دنيوى است .
و من الناس من يجادل فى اللّه . ..ثانى عطفه ... له فى الدنيا خزى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 57 - 5
5 - كفر به خدا و تكذيب آيات او ( قرآن ) ، برخاسته از خوى استكبار و خود بزرگ بينى
و الذين كفروا و كذّبوا ب-َايتنا . .. عذاب مهين
توصيف «عذاب» به «مهين» (ذليل كننده)، گوياى اين حقيقت است كه كفر به خدا و تكذيب آيات او، كردارى برخاسته از روح استكبارى و خودبزرگ بينى است و خداوند، متناسب با آن، كيفرى را تعيين فرموده است تا آن روح را درهم بشكند و به خوارى و ذلتشان بكشاند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 13،14
13 - روحيه خود برتربينى و خوى تجاوزگرى ، از موانع پذيرفتن حق و ايمان آوردن
لقد استكبروا فى أنفسهم و عتو عتوًّا كبيرًا
14 - خود برتربينى ، زمينه ساز خوى طغيان و تجاوزگرى *
لقد استكبروا فى أنفسهم و عتو عتوًّا كبيرًا
از تقدم ذكرى موضوع «استكبار» بر مسأله «طغيان و تجاوزگرى»، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 6
6 - سرمستى و غرور ناشى از نعمت و رفاه فراوان ، از عوامل هلاكت جوامع بشرى است .
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 2 - 5
5 - خوى سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذير ، از موانع پذيرش قرآن و وحى الهى
و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 74 - 9
9 - تكبر و خودبرتربينى ، زمينه حق گريزى و صفتى بس زشت و ناپسند
إلاّ إبليس استكبر و كان من الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 77 - 7
7 - تكبر و خودبرتربينى و سرپيچى از فرمان الهى ، موجب سقوط انسان از منزلت والا و طرد از درگاه الهى است .
إلاّ إبليس استكبر . .. قال فاخرج منها فإنّك رجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 78 - 7
7 - تكبر ، خودبرتربينى و سرپيچى از فرمان خداوند ، زمينه ساز لعن و نفرين ابدى
إلاّ إبليس استكبر . .. و إنّ عليك لعنتى إلى يوم الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 60 - 6،7
6 - تكبر ، ريشه اصلى كفر و دروغ بستن بر خداوند
و كنت من الكفرين . .. الذين كذبوا على اللّه ... أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين
توصيف شدن كافران و دروغ زنندگان بر خدا به متكبر، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
7 - تكبر ، عامل روسياهى اخروى و استحقاق جهنم
أليس فى جهنّم مثوًى للمتكبّرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 61 - 4
4 - تكبر و خودبرتربينى ، ناسازگار با تقواپيشگى
و استكبرت . .. جهنّم مثوًى للمتكبّرين . و ينجّى اللّه الذين اتّقوا بمفازتهم
آيه شريفه درصدد توصيف كسانى است كه در مقابل گروه مستكبر و متكبر قرار دارند كه در آيات پيشين از آنان ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 72 - 6
6 - كفر به خدا و انكار رستاخيز - در عين شناخت آيات الهى - برخاسته از تكبر و غرور است .
ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم . .. فبئس مثوًى المتكبّرين
توصيف شدن كافران و منكران قيامت به متكبر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 10
10 - تكبر در برابر سخن حق و باور نداشتن به روز حساب ، از زمينه هاى فسادگرى و كشتار افراد بى گناه در جامعه
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
توصيف فرعون فاسد و سفاك به متكبر و منكر روز حساب، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 11،12
11 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب محروميت از درك صحيح حقايق الهى و مانع از پذيرش آن مى شود .
كذلك يضلّ اللّه . .. كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار
12 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و ستيزه جويى با آيات الهى ( تعاليم دين ) است .
من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار» درصدد بيان علت اسراف و ترديد در حق و جدال در آيات الهى باشد (كه در آيه پيش و صدر اين آيه، مورد بحث قرار گرفته است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 11
11 - روح تكبر و تجاوزگرى ، سبب ارزيابى نادرست رفتار « خوب و بد » و « زشت و زيبا » مى شود .
كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . .. و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله
از ارتباط اين آيه با آيه پيش - كه در آن فرعون فردى متكبر و جبار معرفى شده - برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 76 - 7
7 - تكبر ، غرور و سرمستى ، عامل جاى گرفتن دائمى در دوزخ
جهنّم خلدين فيها فبئس مثوَى المتكبّرين
توصيف كافران دوزخى به «متكبران»، بيانگر اين حقيقت است كه آنچه موجب دوزخى شدن آنان مى شود، وجود صفت تكبر، غرور و سر مستى آنان در زندگى دنيايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 52 - 5
5 - قرآن ، نعمتى از جانب خداوند و كفر به آن نتيجه كبر و ناسپاسى است .
و إذا أنعمنا على الإنسن . .. ثمّ كفرتم به
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 4
4 - خودبزرگ بينى و توهم اقتدار و نيرومندى ، از عوامل حق ناپذيرى و وحى ستيزى
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
تذكر «فأهلكنا أشد. ..» در حقيقت هشدار به كسانى است كه با احساس توانمندى، پنداشته اند كه مى توانند از مجازات حق ستيزى گريخته و ايمن بمانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 8 - 7
7 - تكبر و غرور ، مانع از دريافت حقيقت
ثمّ يصرّ مستكبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 6
6 - خود برتر بينى و غرور ، ريشه استهزاگرى نسبت به ديگران
عسى أن يكونوا خيرًا منهم
خداوند براى باز داشتن مؤمنان از تمسخر يكديگر، آنان را به اين حقيقت توجه داده است كه در مورد هر مؤمن، اين احتمال را بدهند كه او داراى ارزش هايى برتر از ايشان است. از اين نكته استفاده مى شود كه ريشه تمسخر، ناديده گرفتن ارزش ديگران و خودبرتربينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 8 - 3
3- غرور و غفلت ، مانع درس آموزى انسان از پيام هاى توحيدى نظام شگفت طبيعت *
تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب
واژه «عبد» اشاره به روحيه تواضع و «منيب» اشاره به روحيه حق جويى دارد. بنابراين مى توان گفت: مفهوم آيه چنين مى شود: انسان با داشتن غرور و غفلت، نمى تواند درس هاى بصيرت و بيدارگر آيات تكوينى خداوند را دريابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 24 - 2
2 - بخلورزى و توصيه ديگران به آن ، زاييده كبر و خودپسندى است .
كلّ مختال فخور . الذين يبخلون و يأمرون الناس بالبخل
تقديم «كلّ مختال» بر «الذين يبخلون. ..»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه عجب و خودپسندى، ريشه بخل است و انسان هاى بخيل، در ابتدا گرفتار عجب مى شوند. سپس آن صفت ناپسند، باعث مى شود كه آنان از دستگيرى ديگران و انفاق براى آنان، امساك ورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 10
10 - خودپسندى و احساس شرافت مندى بر اثر ثروت ، حالتى نكوهيده و ناشايست است .
فيقول ربّى أكرمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 18 - 3
3 - تكبّر، تمرد و اغواگرى ابليس، موجب گرفتارى او به آتش دوزخ
ما منعك ألا تسجد . .. لأملأن جهنم منكم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 24 - 6
6 - سقوط ابليس در چهار مرحله به خاطر تمرد، تكبّر و تصميم به گمراه سازى انسانها و فريب آدم و حوا بود.
قال فاهبط منها فما يكون لك أن تتكبّر فيها فاخرج . .. قال اهبطوا
بدان احتمامل كه تكرار چهارگانه سقوط ابليس هر يك به دليل گناهى باشد كه مرتكب شده است: نخست از فرمان خداوند سرپيچى كرد و به آدم سجده نكرد، آنگاه اين تمرد را به اظهار برترى خويش توجيه كرد، پس از آن تصميم خويش را به اغواگرى تمامى آدميان اعلان داشت، و سرانجام آدم و حوا را به پاى شجره نهى شده كشاند و با دروغ و نيرنگ آنان را به خوردن از آن شجره ترغيب كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 34 - 4
4- تكبر ابليس و تمرد وى از فرمان سجده بر آدم ( ع ) ، عامل سقوط او از درگاه الهى
فقعوا له سجدين . فسجد ... إلاّ إبليس أبى ... قال لم أكن لأسجد لبشر ... قال فاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 61 - 11
11- خودبرتربينى ابليس و پست تر و كم ارزش تر ديدن جنس آدم ( ع ) ، ريشه عصيان و نافرمانى وى از فرمان خداوند بر سجده بر آدم ( ع )
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 76 - 1،13
1 - ابليس در پاسخ خداوند ، مهترى و برترى خود بر آدم را ، دليل تمردش از فرمان سجده بر آدم ( ع ) بيان كرد .
قال يإبليس ما منعك أن تسجد . .. أستكبرت أم كنت من العالين . قال أنا خير منه
13 - تكبر و خودبرتربينى ابليس ، عامل سرپيچى وى از سجده بر آدم بود ; نه مهترى و بلندمرتبگى او .
إلاّ إبليس استكبر . .. أستكبرت أم كنت من العالين . قال أنا خير منه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه هر چند ابليس، خود را از مهتران و برتر از آدم معرفى كرد; ولى آيه شريفه در مقام محكوميت و رد اين ادعا است. از اين رو خداوند در آيه قبل، عامل تمرد ابليس را، تكبر و خودبرتربينى وى برشمرده است (إلاّ إبليس استكبر...).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 77 - 4
4 - تكبر و خودبرتربينى ابليس و تمرد او از سجده بر آدم ، عامل سقوط وى از منزلت و مقام رفيع
إلاّ إبليس استكبر . .. أستكبرت ... قال فاخرج منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 85 - 5
5 - تكبر و خودبرتربينى ابليس و تصميم وى بر اغوا كردن انسان ها ، موجب گرفتار شدن او به آتش دوزخ
قال فبعزّتك لأُغوينّهم . .. قال فالحقّ ... لأملأنّ جهنّم منك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 1
1- غرور و دنياپرستى مرد رفاه مند ، به ترديد و تشكيك در برپايى قيامت و وقوع رستاخيز منتهى شد .
و ما أظنّ الساعة قائمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 60 - 5،6
5 - خوددارى از عبادت خدا از سر تكبر و بزرگ منشى ، موجب دوزخى شدن است .
إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين
6 - كسانى كه از عبادت خداوند كبر مىورزند ، با خوارى و ذلت به دوزخ وارد خواهند شد .
إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم داخرين
«داخرين» (از ماده «دَخَرَ») مرادف «صغر و ذلّ» (كوچك و ذليل شد) بوده و حال براى ضمير «سيدخلون» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 14
14 - غرور دنياگرايان ، موجب ناسپاسى آنان نسبت به خداوند
ليقولنّ هذا لى . .. و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
بنابراين كه لام در «هذا لى» و «إنّ لى» افاده استحقاق كند، روشن مى شود كه دنياگرايان خود را مستحق برخوردارى از نعمت هاى دنيوى و اخروى مى دانند و بدين جهت خويشتن را موظف به سپاس گزارى در برابر خداوند نمى بينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 3
3 - تكبر و خودبزرگ بينى ، منشأ مخالفت و ستيزه جويى سردمداران شرك با اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. ثانى عطفه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 11
11 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : . . . إنّ قارون أوّل من اختال فخسف اللّه به و بداره الأرض ;
از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده است:. .. قارون اولين كسى بود كه تكبر ورزيد; پس خدا او و خانه اش را در زمين فرو برد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 56 - 5
5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 48 - 4
4 - كافران مغرور و خودخواه دنيا ، محكوم به ذلت و خوارى در آخرت
أم يقولون نحن جميع منتصر . .. يوم يسحبون فى النار على وجوههم ذوقوا مسّ سقر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 52 - 4
4 - غرور و خودخواهى كافران ، عامل مخالفت آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 11
11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبراسلام ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
نكوهش مخالفان پيامبراسلام، بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، مى رساند كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنان به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2
2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت
لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 56 - 5
5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 5
5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 11
11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبراسلام ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
نكوهش مخالفان پيامبراسلام، بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، مى رساند كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنان به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 1
1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه
هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة
«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 11
11 - كردار آدميان ، خارج از مشيت خداوند تحقق نخواهد پذيرفت .
و اللّه بمايعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 1
1- خداوند ، فراخوان مردمان به پرهيز از راه رفتن مغرورانه و برخاسته از خوشى و سرمستى فراوان
و لاتمش فى الأرض مرحًا
«مرح» به معنى شدت خوشحالى و بيش از اندازه است (مفردات راغب و لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 54 - 8
8- مؤمنان ، نبايد به ايمان خويش مغرور بوده و به سعادت ابدى خود مطمئن باشند .
ربّكم أعلم بكم إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم
بنابراينكه خطاب «ربّكم» مؤمنان باشند ممكن است تعريضى باشد به مؤمنان كه مبادا تصور كنند با داشتن ايمان، سعادتشان قطعى است و بر اين اساس با ساير بندگان خدا تندى كنند. صدر آيه «ربّكم أعلم بكم» (خداوند آگاهترين به وضعيت شماست) مى تواند به اين معناى از آيه كمك نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 1،2
1 - پرهيز از روى گرداندنِ متكبرانه از ديگران ، از جمله رهنمود هاى لقمان به پسر خويش بود .
و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا
«صَعْر» در لغت به معناى «متمايل كردن گردن به سويى است» و معناى باب تفعيل آن (تصعير)، متكبرانه سرگرداندن و گردن فرازى كردن است (مفردات راغب).
2 - سفارش لقمان به پرهيز از منش متكبرانه و گردن فرازى كردن ، جلوه اى از حكمت او است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... و لاتصعّر خدّك للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 36 - 6
6 - توسعه اقتصادى برخورداران از مال و مكنت ، از ناحيه خداوند است و نبايد آنان به خاطر برخوردارى از آنها ، خود را برتر بدانند .
و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولدًا . .. قل إنّ ربّى يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 6
6 - لزوم توجه انسان به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى و پرهيز از غفلت و غرور به هنگام بهرهورى از طبيعت و مظاهر آن
جميعًا منه
تذكّر خداوند به اين كه همه هستى از او است - پس از اين كه جهان را مسخّر انسان ياد كرده است - مى رساند كه انسان با حاكميت بر جهان، زمينه غرور و غفلت از خداوند را دارد. و تأكيد «جميعاً منه» درصدد از ميان بردن اين غفلت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 12
12- انسان ها ، به امكانات مادّى و دستاورد هاى فن و دانش خويش ، نبايد مغرور باشند .
هذا رحمة من ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
ذوالقرنين، در عين فن آورى در آن شرايط، به ثمره كار خود مغرور نشد، بلكه همه آن ها را در طول ربوبيّت الهى ديده و معاد را در برابر خود تصوير كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 2
2- پرهيز از هرگونه تكبر و خوشى و سرمستى افراطى ، امرى لازم و واجب است .
و لاتمش فى الأرض مرحًا
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه مراد از «لاتمش» احتمال دارد رفتار باشد كه شامل همه حالتهاى انسان مى شود و نه راه رفتن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 6
6- غرور و تكبر ، داراى گونه هاى نيك و بد *
و لاتمش فى الأرض مرحًا . .. كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
احتمال دارد كه مشاراليه «ذلك» فقط آيه قبل بوده و منظور از«كل ذلك» تكبر باشد. بنابراين، اسم اشاره جمع مى تواند اشاره به گونه هاى مختلف تكبّر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 3
3 - پرهيز از رفتارِ همراهِ با ذلت و خوارى و نيز اجتناب از رفتارِ متكبرانه ، سفارش لقمان به پسر خويش است . *
يبنىّ . .. و اقصد فى مشيك
به قرينه آيه قبل - كه در آن، از رفتار و يا راه رفتن متكبرانه نهى شده است - احتمال دارد مراد از «و اقصد فى مشيك» نهى از راه رفتن و يا رفتارى باشد كه همراه با ذلت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 48 - 7
7 - سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *
إذ زين لهم الشيطن أعملهم
از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 5
5 - مؤمن آل فرعون ، قومش را از هرگونه غرور و خودكامگى ناشى از اقتدار و سلطه همه جانبه بر سرزمين مصر برحذر داشت .
لكم الملك اليوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 11 - 10
10 - روحيه ابليس ناسازگار با سجده كردن بر آدم(ع) و خاضع شدن در برابر او
إلا إبليس لم يكن من السجدين
جمله «فسجدوا إلا إبليس» به روشنى مى رساند كه ابليس بر آدم(ع) سجده نكرد بنابراين جمله «لم يكن . ..» اشاره به حقيقتى ديگر دارد و آن اينكه سجده نكردن وى مقطعى و به خاطر شرايط خاصى نبود بلكه نهاد وى از اين عمل گريزان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 6،8
6 - تكبّر و خود برتربينى ابليس، عامل تمرد وى از اطاعت فرمان خداوند (سجده بر آدم(ع))
قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين
8 - ابليس موجودى متكبّر، نژاد پرست و گستاخ در برابر خداوند
قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 13 - 1،2،4
1 - ابليس داراى مقامى رفيع، قبل از كبرورزى و نافرمانى خداوند
قال فاهبط منها
مراد از ضمير در «منها» و «فيها» منزلتى است كه ابليس همراه فرشتگان در آن منزلت بوده است.
2 - احساس برترى بر آدم از سوى ابليس، موجب سقوط و هبوط وى از جايگاه رفيع خويش شد.
قال أنا خير منه . .. قال فاهبط منها
4 - استكبار و فرومايگى ابليس موجب اخراج وى از جايگاه و منزلت والايش گرديد.
فما يكون لك أن تتكبّر فيها فاخرج إنك من الصغرين
در آيه مورد بحث اخراج ابليس به دو علت مستند شده است: يكى استكبار كه تفريع «فاخرج» بر «فما يكون . ..» بيانگر آن است; و ديگرى فرومايگى ابليس كه جمله «إنك من الصاغرين» بر آن دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 33 - 1،4،5
1- ابليس ، در پى جويا شدن خداوند از انگيزه تمردش ، جواب داد : هرگز بر انسانى كه از گِلى خشكيده ، بد بو و متغير خلق شده است ، سجده نخواهد كرد .
قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون
4- ابليس ، با توجه به ماده اوّليه خلقت انسان ، او را شايسته مسجود شدن موجودى چون خود نمى ديد .
قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون
تعبير «لم أكن لأسجد» به جاى «لا أسجد» يا «لست أسجد»، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه شيطان، مقام خود را برتر از آدم(ع) مى ديد.
5- ابليس ، ضمن تحقير آدم ( ع ) خود را داراى مقامى برتر از او مى دانست .
قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 61 - 7
7- ابليس ، موجود خلق شده از گِل را از جنس خود پست تر و كم ارزش تر مى دانست .
ءأسجد لمن خلقت طينًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 62 - 4،5
4- ابليس ، موجودى خودخواه و متكبر
إلاّ إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينًا قال أرءيتك هذا الذى كرّمت علىّ
5- اعتقاد ابليس به برترى خود بر آدم ( ع ) *
هذا الذى كرّمت علىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 76 - 2،12
2 - ابليس ، خود را برتر و مهتر از آدم ( ع ) دانست .
قال أنا خير منه
12 - ابليس خود را از مهتران و از موجودات بلندمرتبه و برتر از آدم ( ع ) مى دانست .
أستكبرت أم كنت من العالين . قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ابليس در پاسخ به سؤال خداوند كه: «تو متكبرى يا از مهتران و عالى رتبگانى؟» خود را از مهتران و برتر از آدم معرفى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 2 - 2
2 - ابولهب ، ثروت و موقعيت هاى اكتسابى خويش را ، نجات بخش از تهديد هاى الهى مى دانست .
ما أغنى عنه ماله و ما كسب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 47 - 8
8 - اعيان و اشراف هر جامعه ، افرادى مغرور و ناشنوا در برابر سخنان حق
إلى فرعون و ملإيه . .. إذا هم منها يضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 8،13
8- سران و اشراف قوم نوح ، گرفتار خوى استكبارى و خود برتربينى بودند .
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا
13- اشراف و سران قوم نوح ، با اين پندار كه او و پيروانش هيچ مزيت و فضيلتى بر آنان ندارند ، ادعاهايشان را شايسته پذيرش نمى شمردند .
و ما نرى لكم علينا من فضل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 9
9- اشرافيت ، استكبار و خودبرتربينى سران قوم نوح ، مايه كوردلى و ناتوانى آنان از درك دلايل نبوت و فهم معارف الهى بود .
أرءيتم إن . .. ءاتنى رحمة من عنده فعمّيت عليكم
«عُمّيت» فعل مجهول است و فاعل آن; يعنى، چيزى كه موجب كوردلى و خفاى دليلهاى نبوت نوح به كافران باشد، ذكر نشده است. به قرينه صفاتى كه براى كافران قوم نوح بيان شده، مى توان گفت: همان صفات (از طبقه اشراف و مستكبران بودن و خود را برتر دانستن و ...) موجب كوردلى و ناتوانى آنان از درك معارف شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 18 - 2
2 - اطمينان همراه با غرور باغداران يمنى ، به موفقيت خويش در چيدن تمامى محصولات باغ براى خود
إذ أقسموا ليصرمنّها مصبحين . و لايستثنون
سوگند باغداران، همراه با تأكيد بر اين كه تمامى محصولات را بدون استثنا براى خود خواهند چيد، گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 25 - 3
3 - غفلت و غرور باغداران يمنى ، بر اثر قدرت اقتصادى و توانايى خود
و غدوا على حرد قدرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 10 - 6
6- حالات روحىو روانى انسان ( نااميدى ، شادمانى مفرط ، تكبر و . . . ) حتى باكمترين سختىو رفاه تغييرپذير است .
و لئن أذقنا الإنسن . .. إنّه ليئوس كفور. و لئن أذقنه نعماء ... إنّه لفرح فخور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 3
3- انسان ها ، ناتوان تر از آنند كه با غرور و گردن فرازى ، بتوانند رخنه اى در زمين ايجاد كنند و يا قامت خود را به كوه ها برسانند .
و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً
«لن» براى نفى ابدى است و دلالت بر تعجيز دارد و در اين آيه، حكايت از آن دارد كه: انسان، از شكافتن زمين با گامهاى سرمستانه خود و عاجز و ناتوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 13
13 - اهل كتاب به دروغ ، برترى خويش را بر غير همكيشان خود و نيز جواز تصرّف در اموال آنان را به خدا نسبت مى دادند .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 11
11 - مؤمنان ، همواره بايد ميان بيم و اميد به سر برند و به اعمال نيك مغرور نشوند .
يأيّها الذين ءامنوا اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 4
4 - گردن فرازى در برابر تعاليم قرآن ، نشانه كفر است .
لايسجدون . بل الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 12،27،30
12 - ضرورت تواضع و افتادگى در برابر مؤمنان و صلابت و سرافرازى در برابر كافران
اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين
27 - تواضع در برابر اهل ايمان ، سرافرازى در قبال كافران ، جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت دشمنان ، مايه جلب محبت الهى
يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين . .. و لايخافون لومة لائم
به نظر مى رسد صفات ياد شده پس از «يحبهم و يحبونه» در ارتباط با «يحبهم» بيانگر علت است ; يعنى چون داراى اين صفات هستند، خداوند آنها را دوست دارد.
30 - حالت فروتنى در برابر مؤمنان و سرفرازى در قبال كافران ، عطيه و فضلى خداداى است .
اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين . .. ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 25 - 3
3 - لحن مستكبرانه و تمسخرآميز فرعون ، در برابر منطق محكم موسى ( ع )
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
استفهام در جمله «ألاتستمعون» مى تواند براى استهزا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 8 - 11
11- برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .
و نحن عصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 14 - 2
2- برادران يوسف ، به كثرت نيرو و نفرات خويش مغرور بودند .
لئن أكله الذئب و نحن عصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 5
5 - بنى اسرائيل ، مردمى مغرور به نژاد و دين خويش
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. و حسبوا الا تكون فتنة
بسيارى از مفسران برآنند كه ريشه اعتقاد بنى اسرائيل (رهايى از آزمون و مجازات الهى) اين بوده كه آنان از نسل اسرائيل هستند و به يهوديت و يا نصرانيت منتسب مى باشند. آيه 69 كه مجرد انتساب به دين را كارساز در سعادت نمى دانست، مى تواند اشاره به اين نظريه داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 4 - 5
5- پيشگويى تورات درباره سركشى بزرگ و برترى جويى حتمى بنى اسرائيل در زمين
و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب . .. و لتعلنّ علوًّا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 6
6- غرور و تكبر ، داراى گونه هاى نيك و بد *
و لاتمش فى الأرض مرحًا . .. كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
احتمال دارد كه مشاراليه «ذلك» فقط آيه قبل بوده و منظور از«كل ذلك» تكبر باشد. بنابراين، اسم اشاره جمع مى تواند اشاره به گونه هاى مختلف تكبّر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 44 - 3
3 - غرور و اطمينان سرشار ساحران به غلبه خويش بر موسى ( ع )
و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 13
13- تكبر ، سركشى و لجاجت سران قوم عاد ، مايه انكار رسالت هود ( ع ) از سوى آنان و نپذيرفتن تعاليم او
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 22
22 - احسان به ديگران بايد در جهت اطاعت خداوند و دور از تكبر و فخرفروشى به ديگران باشد .
و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً
جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند هشدارى به پرستشگران و احسان كنندگان باشد كه مبادا عبادت و احسان خويش را با كبرورزى و فخرفروشى ضايع كنند و از جرگه محبوبان الهى خارج شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 11
11 - دنيامداران ، مغرور به آخرت اند و سرنوشت خويش را در آن جا نيك مى پندارند .
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 37
37- پندار مزيّت هاى بى جا براى خود و ناهنجار ديدن سيماى بى نوايان ، از ويژگى هاى رهبران نالايق و مايه بى ارزشى رهنمود هاى آنان است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 16 - 2
2 - سران كفر و شرك ، در اوج غرور و ناباورى نسبت به معاد و حسابرسى الهى به سر مى بردند .
و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب
از استهزاى معاد به وسيله كافران و درخواست شتاب در نزول عذاب قيامت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 16 - 2
2 - سران كفر و شرك ، در اوج غرور و ناباورى نسبت به معاد و حسابرسى الهى به سر مى بردند .
و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب
از استهزاى معاد به وسيله كافران و درخواست شتاب در نزول عذاب قيامت، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 6
6 - رفتار شيطان با پيروانش ، همچون رفتار فرادستان با زير دستان ، دستورى و آمرانه است .
و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر
برداشت فوق به خاطر به كار رفتن ماده «أمر» مى باشد كه يكى از معانى آن فرمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 63 - 4
4 - طاغيان ، از سر غرور و تكبر ، مؤمنان و توده هاى مردم ديندار را در دنيا به حساب نمى آوردند و با چشم حقارت به آنان مى نگريستند .
أم زاغت عنهم الأبصر
برداشت ياد شده براساس احتمال دوم در تركيب آيه شريفه است; يعنى، جمله «أم زاغت. ..» عطف بر «أتّخذناهم سخريًّا» باشد. در اين صورت مفاد آن مربوط به دنيا بوده و چنين معنا مى شود: «و يا به اندازه اى حقير بودند كه چشم هاى ما آنان را نمى ديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 83 - 7
7 - فرعون مصر ، حاكمى خودبرتربين ، مستبد و خودكامه بود .
و إن فرعون لعال فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 2،4
2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.
4 - فرعون تا زمانى كه در آستانه مرگ قرار نگرفته بود ، از كبر و نخوت دست برنداشت .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً حتى إذا أدركه الغرق
لفظ «حتى» - كه دلالت بر غايت دارد - ممكن است بيانگر غايت «أتبعهم» باشد و نيز ممكن است دال بر غايت «بغى» باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 6
6 - فرعون ، حاكمى مستبد ، مغرور و متكبر بود .
قبل أن ءاذن لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 25 - 3
3 - لحن مستكبرانه و تمسخرآميز فرعون ، در برابر منطق محكم موسى ( ع )
قال ربّ السموت و الأرض . .. قال لمن حوله ألاتستمعون
استفهام در جمله «ألاتستمعون» مى تواند براى استهزا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 27 - 5
5 - تكبر فرعون و اباى وى از تصور رسالت موسى ( ع ) به سوى خود
قال إنّ رسولكم الذى أُرسل إليكم لمجنون
تعبير «رسولكم» به جاى «رسولنا» مى تواند از آن جهت باشد كه او در يك گفتار استهزاآميز نيز حاضر نبود رسالت موسى را متوجه خود بداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 4
4 - سعه صدر موسى ( ع ) در برابر تكبر ، استهزا و تهمت فرعون
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب
پرداختن موسى به تبيين «ربّ العالمين» بدون توجه به عكس العمل هاى متكبرانه و استهزا آميز فرعون، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 7
7 - فرعون فردى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بود .
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 36 - 5
5 - فرعون ، فردى متكبر و تجاوزگر بود .
كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . و قال فرعون
از مصاديق مورد نظر متكبر و جبار - به قرينه «و قال فرعون» - فرعون مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 2
2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .
و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 8
8 - مخالفان رسالت موسى ( ع ) ( فرعونيان ) ، گروهى متكبر و منكر قيامت و روز حساب بودند .
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 8
8 - غرور و تبختر فرعونيان ، در اوج درماندگى و احساس نياز به موسى ( ع )
و قالوا يأيّه الساحر ادع لنا ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 70 - 12
12 - قوم عاد ، مردمى مغرور ، متعصب و لجوج در برابر دعوت توحيدى هود ( ع )
فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 27
27 - كافران ، مردمى مغرور و متكبر *
إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً
توصيف «عذاب» به «مهين» (خوار كننده)، اشاره به غرور و تكبر كافران دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 7
7 - خداوند ، كفرپيشگان را به سبب رفتار ناپسندشان ( سرمستى ها ، رياكارى ها ، بازدارى مردم از راه خدا ) ، مجازات خواهد كرد .
و لاتكونوا كالذين . .. و اللّه بمايعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 7
7- كافران ، فريفته و مغرور اَعمال و ساخته هاى پوچ و بى فرجام خويش اند .
و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
«صنع» به معناى مصدرى و به معناى «مصنوع» آمده است و در آيه، هر دو محتمل است. مفاد «يحسنون صنعاً» اين است كه آنان - به پندار خود - كردار خود را، خوب به سامان مى رسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 72 - 5
5 - كافران ، گروهى خود بزرگ بين و متكبراند .
حقّت كلمة العذاب على الكفرين . .. فبئس مثوًى المتكبّرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 61 - 1
1 - كافران ، گرفتار غفلت ، تكبر و سرمستى
و أنتم سمدون
«سُمود» در معانى «سهو» (غافل سازنده انسان از كارهاى مهم و سرنوشت ساز) و بالا گرفتن سر از روى خودبزرگ بينى و غرور به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 43 - 4
4 - كافران در نهاد خويش ، گرفتار خودبينى و احساس امنيت دروغين *
أم لكم براءة فى الزّبر
از پرسش انكار آميز خداوند، چنين استفاده مى شود كه كافران - دانسته يا ندانسته - امتيازى براى خويش مى پنداشتند تا خود را در گرايش به كفر، محق جلوه دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 5
5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى
إن الكفرون إلاّ فى غرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 10
10 - غرور و اعتماد نابجاى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اقتدار و تمكن خويش
ألم يروا كم أهلكنا . .. مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم
از اينكه مى فرمايد اقوام قدرتمندتر از شما را هلاك كرديم، معلوم مى شود كه اينان به قدرت و مكنت خويش مغرور بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 8
8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 2 - 2
2 - سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذيرى ، از اوصاف كافران صدراسلام
بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كافرون - 109 - 3 - 6
6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى - در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان - پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .
لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عبدون ما أعبد
در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير - كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود - ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 29 - 12
12- كافران ظالم به نفس خويش ، متكبرند .
الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فلبئس مثوى المتكبّرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 2
2 - كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .
و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 13
13 - انسان رفاه مند سرمست ، موجودى خودخواه و طلبكار از خداوند
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
تعبير «إنّ لى عنده» نشان مى دهد كه انسان سرمست و رفاه مند حقى براى خود نزد خدا قائل است; نه اين كه صرفاً اميد به تفضل، إنعام و مغفرت الهى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 35 - 8
8 - پندار باطل مشركان ، در امتياز آنان بر ديگران و بى نيازى از هدايت و ارشاد *
أم خلقوا من غير شىء
معناى «أم خلقوا من غير شىء»، مى تواند اين باشد كه آيا مشركان مكه، خود را تافته جدابافته اى در آفرينش مى بينند كه ديگران نياز به هدايت دارند و اينان بى نيازند؟! بر اين مبنا تقدير آيه شريفه چنين مى شود: «أم خلقوا من غير شىء خلق منه غيرهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 5
5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى
إن الكفرون إلاّ فى غرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 8
8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 4 - 1
1 - انسان هاى ناباور به جهان آخرت ، مغرور و سرخوش از كردار هاى زشت خويش
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة زيّنّا لهم أعملهم
«تزيين» (مصدر «زيّنّا») به معناى آراستن و زيبا جلوه دادن است. عبارت «زيّنّا لهم أعمالهم»; يعنى، اعمال آنان را به گونه اى مى آراييم كه مجذوب آن شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 56 - 1
1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .
إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر
«سلطان» به معناى حجت و برهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 56 - 1
1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .
إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر
«سلطان» به معناى حجت و برهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 52 - 2
2 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى مغرور و خودخواه بودند .
بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة
اين كه كافران براى هر يك از خودشان، در انتظار ارسال نامه اى جداگانه از سوى خدا بودند، نشانه غرور و خودخواهى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 22 - 3
3 - منكران معاد ، نه تنها به هشدار هاى قرآن ايمان نياورده و در برابر آن فروتنى نمى كنند ; بلكه پا را فراتر نهاده و قرآن را تكذيب مى كنند .
بل . .. يكذّبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 31 - 7
7 - فرشتگان ، مدعى برترى خويش بر آدم ( ع ) بودند .
أنبئونى بأسماء هؤلاء إن كنتم صدقين
جمله «و نحن نسبح . ..» - پس از سخن اعتراض گونه فرشتگان به خلقت و خلافت انسان - مى نماياند كه متعلق «صادقين» برترى فرشتگان بر آدم مى باشد; يعنى، اگر راست مى گوييد كه از آدم (ع) برتر هستيد و به مقام خلافت شايسته تريد ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 13 - 5
5 - خود بزرگ بينى و تحقير مؤمنان راستين ، از صفات اهل نفاق است .
أنؤمن كما ءامن السفهاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 1
1 - سرسختى ، تكبّر و غرور رياكارانِ مدعى اصلاح ( منافقان ) ، در مقابل دعوت به تقوا
و من الناس من يعجبك . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 9
9 - منافقان ، مغرور و فريفته آمال و آرزو هاى باطل خويش
و غرّتكم الأمانىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 38 - 6
6- غرور و تكبر ، داراى گونه هاى نيك و بد *
و لاتمش فى الأرض مرحًا . .. كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا
احتمال دارد كه مشاراليه «ذلك» فقط آيه قبل بوده و منظور از«كل ذلك» تكبر باشد. بنابراين، اسم اشاره جمع مى تواند اشاره به گونه هاى مختلف تكبّر داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 4
4 - برخوردارى از نعمت هاى الهى ، نبايد به تكبر و غرور آدمى بينجامد .
و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض و نا بجانبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 80 - 4
4 - يهود ، مردمى خودخواه ، مغرور و خودبرتربين
و قالوا لن تمسنا النار إلا أياماً معدودة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 94 - 3
3 - قوم يهود ، مردمى نژادگرا و خودبرتربين
إن كانت لكم الدار الأخرة . .. خالصة من دون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 4
4 - تأكيد قوم ثمود بر دروغ گويى ، قدرت طلبى و خودخواهى صالح ( ع ) ، در ادعاى پيامبرى
بل هو كذّاب أشر
«أشر» به معناى متكبر و خودخواه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 2
2- خودبرتربينى و تحقير ديگران ، ظلم بر خويشتن است .
أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 7
7 - عجب و خودپسندى ، خطرى در كمين ثروت مندان ; حتى كسانى كه نعمت ها را وابسته به خداوند ديده و به ربوبيت او ايمان دارند .
ربّى أكرمن
واژه «ربّى»، نشانگر مؤمن بودن گوينده آن به ربوبيت خداوند است. بنابراين گرچه «الإنسان» مطلق است; ولى سخن درباره خداپرستان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 7
7 - عجب و خودپسندى ، خطرى در كمين ثروت مندان ; حتى كسانى كه نعمت ها را وابسته به خداوند ديده و به ربوبيت او ايمان دارند .
ربّى أكرمن
واژه «ربّى»، نشانگر مؤمن بودن گوينده آن به ربوبيت خداوند است. بنابراين گرچه «الإنسان» مطلق است; ولى سخن درباره خداپرستان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 76 - 3
3 - ابليس ، آفريده شدنش از آتش و آفرينش آدم از گل را ، دليل برترى و مهترى خود بر آدم معرفى كرد .
قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «خلقتنى من نار. ..» در مقام تعليل و تبيين براى جمله «أنا خير منه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 3
3 - سرسختى ، غرور و تكبّر برخاسته از گناه ، مانع نصيحت پذيرى حاكمان مفسد
و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «بالاثم»، متعلق به «العزّة» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 6،7
6 - قدرتمدارى نمرود ، زمينه ساز غرور ، كفر و طغيانگرى وى
الم تر الى . .. ان اتيه اللّه الملك
بنابراينكه جمله «ان اتيه . .. »، بيان علّت محاجّه باشد; يعنى چون ملك و سلطنت يافت، چنين و چنان كرد.
7 - قدرتمدارى ، زمينه ساز غرور و كفر در برابر ربوبيّت الهى
الم تر الى الّذى . .. ان اتيه اللّه الملك
چنانچه جمله «ان اتيه . .. »، بيانِ علّتِ كفر و غرور نمرود باشد، مى توان از آن يك نتيجه كلّى به دست آورد كه قدرت و سلطنت، زمينه ساز غرور، كفر و ... است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 9
9- اشرافيت و رفاه ، زمينه هاى ابتلا به خود برتربينى و خوى استكبارى است .
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 34 - 5،6
5- فراوانى مال و فرزند ، زمينه لغزش و غرور انسان است .
لأحدهما جنّتين . .. فقال لصحبه و هو يحاوره أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا
6- خودبزرگ بينى و تحقير ديگران ، از عوارض رفاه مندى و برخوردارى از نعمت هاى فراوان است .
فقال لصاحبه و هو يحاوره أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 4
4- قرار گرفتن در متن نعمت هاى سرشار مادّى ، زمينه غرور و انحطاط روحى و بينشى و اخلاقى انسان است .
و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 4
4 - نعمت و رفاه فراوان ، زمينه ساز غرور و طغيان
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 14
14 - برخوردارى از مال و ثروت فراوان ، زمينه ساز غرور و سرمستى است .
و ءاتينه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 12
12 - آسودگى از گرفتارى ها به همراه برخوردارى از نعمت ها ، زمينه غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى
ثمّ إذا خوّلنه نعمة منّا قال إنّما أُوتيته على علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 2
2 - آسودگى و برخوردارى از نعمت ها ، همواره در طول تاريخ موجب غرور انسان و غفلت وى از نقش خداوند در عرصه تحولات زندگى بوده است .
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 8
8 - رفاه و سرخوشى ، زمينه خودبينى و غفلت از ياد خدا
و لئن أذقنه رحمة . .. ليقولنّ هذا لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 2
2 - رفاه و نعمت ، زمينه پيدايش روحيه تكبر و غرور در آدمى است .
و إذا أنعمنا . .. نا بجانبه
«نأى» (مصدر «نئا») به معناى دور شدن است و هرگاه با واژه «جانب» به كار رود، كنايه از تكبر و غرور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 9
9 - غفلت از سرچشمه اصلى نعمت ها ( خداوند ) امرى ناشايست و زمينه ساز غرور و سرمستى است .
و إنّا إذا أذقنا الإنسن منّا رحمة فرح بها
با توجه به تكرار ضمير «نا»، مى توان استفاده كرد كه خداوند غفلت و فراموشى از مبدأ اصلى نعمت ها را، مورد سرزنش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 3
3 - تسلط بر موهبت هاى طبيعى و صنعتى ، نبايد به غرور و غفلت انسان بينجامد .
و جعل لكم من الفلك و الأنعم . .. لتستوا على ظهوره ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا است
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 3،4
3 - برخوردارى از دانش و تجربه بشرى در اداره زندگى ، موجب غرور و احساس بى نيازى برخى از اقوام قدرتمند پيشين ، از تعاليم آسمانى و پيامبران الهى گرديد .
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا بما عندهم من العلم
درباره اين كه مقصود از علم در اين آيه چيست؟ چند احتمال از سوى مفسران ابراز شده است; بهترين آنها دو احتمال مى باشد: 1- مقصود علوم بشرى است كه موجب به وجود آمدن تمدن و قدرت بسيار گرديد و در نتيجه اقوام گذشته احساس مى كردند كه نيازى به تعاليم آسمانى براى تأمين زندگى خود ندارند. 2- مراد آگاهى هايى است كه آن اقوام درباره عقايد خويش داشتند; آن چنان كه موجب غرور آنان شده و خود را از تعاليم آسمانى بى نياز مى دانستند. گفتنى است برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.
4 - آگاهى محدود بسيارى از اقوام پيشين نسبت به امور اعتقادى و تعاليم الهى ، موجب غرور آنان و احساس بى نيازى كردنشان از تعاليم آسمانى و پيامبران الهى
فرحوا بما عندهم من العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 4 - 6
6- بنى اسرائيل ، داراى زمينه هايى براى برترى طلبى و تجاوزگرى
و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا
هشدار خداوند به بنى اسرائيل در رابطه با فتنه گرى و برترى طلبى آنان و سرانجام گرفتار آمدنشان به سزاى اعمال خود; دليل وجود زمينه تجاوزگرى در ميان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 8
8 - زنان بيش از مردان ، در معرض ابتلا به خودبينى و استهزاى ديگران *
و لا نساء من نساء
برداشت بالا بدان احتمال است كه مجزا آمدن «و لا نساء. ..» در قبال «قوم من قوم»، از باب ذكر خاص بعد از عام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 2
2- ضعف و سالخوردگى پدر و مادر ، زمينه ابتلاى فرزند به غرور و سركشى است .
إمّا يبلغنّ عندك الكبر . .. و اخفض لهما جناح الذلّ
تذكر خداوند براى رعايت حال پدر و مادر در حال پيرى، احتمال دارد به خاطر وجود زمينه لغزش و تكبر فرزندان در اين فصل از زندگى پدر و مادر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 8
8- عجب و غرور و فريفتگى در برابر اَعمال خويش ، امرى نكوهيده و زيانبار است .
الأخسرين أعملاً. .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 17
17 - گردنفرازى و فخرفروشى از خصلت هاى نكوهيده
انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 10 - 4
4- تكبر ، فخرفروشى و شادمانى مفرط بر اثر رسيدن به رفاه و آسايش ، رذايلى ناپسند و نكوهيده
و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته . .. إنّه لفرح فخور
آيه بعد (إلاّ الذين . ..) گوياى اين است كه هدف قرآن از بيان خصلتهاى ياد شده براى انسان (يؤوس ،كفور و ...) مجرد اخبار از چنين صفاتى براى او نيست; بلكه در مقام مذمت و نكوهش از انسانى است كه چنين حالاتى را داراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 37
37- پندار مزيّت هاى بى جا براى خود و ناهنجار ديدن سيماى بى نوايان ، از ويژگى هاى رهبران نالايق و مايه بى ارزشى رهنمود هاى آنان است .
و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 8
8- عجب و غرور و فريفتگى در برابر اَعمال خويش ، امرى نكوهيده و زيانبار است .
الأخسرين أعملاً. .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 1
1 - خود بزرگ بينى و تحقير ديگران ، صفتى نكوهيده در نزد خداوند
و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . ..ثانى عطفه
«ثَنى» (مصدر «ثانى») به معناى پيچاندن و برگرداندن و «عطف» به معناى پهلو است. پيچاندن پهلو، كنايه از تكبر و تحقير ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 15
15 - غرور و سرمستى ، امرى مذموم در بينش الهى
إذ قال له قومه لاتفرح إنّ اللّه لايحبّ الفرحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 74 - 9
9 - تكبر و خودبرتربينى ، زمينه حق گريزى و صفتى بس زشت و ناپسند
إلاّ إبليس استكبر و كان من الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 12
12 - غرور و اطمينان به سرنوشت نيك اخروى ، امرى نكوهيده است .
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 51 - 7
7 - كبر و غرور به هنگام نعمت و رفاه و جزع و ناآرامى به هنگام مصيبت و بلا ، امرى نكوهيده و ناپسند
و إذا أنعمنا . .. و إذا مسّه الشرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 11 - 3
3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .
إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 10
10 - توجه به احاطه علمى خداوند بر كردار آدمى ، عامل اجتناب وى از سرمستى و رياكارى و جلوگيرى از راه خدا
و لاتكونوا . .. و اللّه بمايعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 38 - 12
12 - تكبّر ، بخل و رياكارى ، پيامد همراهى شيطان با آدمى
مختالا فخوراً. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن ا
ظاهراً جمله «من يكن . .. » بيان ريشه و علت صفات ذكر شده در اين آيه و آيات قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 12
12 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب برخوردار شدن از روحيه خودبزرگ بينى و كبرورزى است .
الذين يتكبرون فى الأرض . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشاراليه «ذلك» تكبر در زمين - كه از «يتكبرون فى الأرض» استفاده مى شود - باشد. غفلت در «كانوا عنها غفلين» به معناى بى اعتنايى به آيات است، نه بى خبرى و ناآگاهى از وجود آنها. زيرا تكذيب آيات الهى فرع آگاهى از وجود آن آيات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 10 - 3
3- انسان ، پس از گذر از محنت ها و دستيابى به موهبت هاى دنيوى ، به شادمانى بسيار ، تكبر و فخرفروشى مبتلا خواهد شد .
و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته . .. إنّه لفرح فخور
جمله «إنه لفرح فخور» جمله مستأنفه است و بيانگر بازتاب معنايى است كه از «ليقولنّ . ..» استفاده مى شود; يعنى ، انسان مى پندارد كه مشكلات بر او روى نخواهد آورد; در نتيجه بى اندازه شادمان مى شود و فخرفروشى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 37 - 8
8- غفلت انسان از گذشته حقير و بى مقدار خويش ، پيش از شكل گرفتن در رحم مادر ، مايه غرور و خودبزرگ بينى او است .
. .. أكفرت بالذى خلقك من تراب ثمّ من نطفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 8
8 - پندار و خيال بافى ، از جمله عوامل خود بزرگ بينى است .
إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور
«مختال» به معناى «تكبر» است. وجه «مختال» ناميده شدن شخص متكبر، با توجه به ريشه لغوى آن (خيال)، مى تواند اين باشد كه شخص متكبر از روى خيال بافى چنان روحيه اى را در خود احساس مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 1
1 - غرور و خودبينى آدمى ، پس از رفع گرفتارى و رسيدن به كمترين رفاه
و لئن أذقنه رحمة منّا من بعد ضرّاء مسّته ليقولنّ هذا لى
«رحمت» - به قرينه «ضرّاء» - كنايه از رفاه و آسايش است. از تنكير «رحمة» - كه براى تقليل است - و نيز از واژه «أذقنا» (چشانديم) مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 2
2- برخوردارى از نعمت هاى دنيايى همراه با عمر طولانى ، موجب غرور و غفلت مردم مكه و پدران آنان گرديده بود .
بل هم عن ذكر ربّهم معرضون . .. بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هؤلاء» اشاره به حاضرين در اذهان مخاطبان (مردم مكه) باشد; همان طور كه مشاراليه در بسيارى از آيات نازل شده در مكه، مردم آن سرزمين هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 9
9 - شادمانى مغرورانه قارون به خاطر ثروت افسانه اى خويش
و ءاتينه من الكنوز . .. إذ قال له قومه لاتفرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 11
11 - هيچ كيفرى جز عذاب جهنّم ، نمى تواند حاكمان مفسد ، سرسخت ، متكبّر و مغرور را رام كند .
و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 12
12 - سرپيچى از بندگى خدا از سر تكبر و خودبرتربينى ، در پى دارنده مجازات هاى الهى
و من يستنكف عن عبادته و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً
در برداشت فوق «واو» در «و يستكبر» واو جمع گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 13 - 6
6 - ذلت و خوارى، كيفر تكبّر و خود بزرگ بينى است.
فما يكون لك أن تتكبّر فيها فاخرج إنك من الصغرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 60 - 4
4 - آنان كه از سر كبر و خودخواهى به عبادت خدا نمى پردازند ، محكوم به دوزخ اند .
إنّ الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 30 - 20
20- تقواپيشگان ، منزه از روحيه تكبر
فلبئس مثوى المتكبّرين . .. و لنعم دار المتّقين
از اينكه در برابر گروه متكبر - كه جايگاه بدى براى آنان برشمرده شده - متقين را مطرح مى كند و براى آنان جايگاهى خوب معرفى مى نمايد، استفاده مى شود كه متقين از صفت تكبر مبرّايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 13 - 7
7 - منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او
فما يكون لك أن تتكبّر فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 146 - 3
3 - تكبر و خودبزرگ بينى خصلتى است برخاسته از امورى موهوم و غير واقعى
يتكبرون فى الأرض بغير الحق
«بغير الحق» قيدى توضيحى و «باء» در آن سببيه است. بنابراين «بغير الحق» دلالت مى كند كه تكبر ناشى از امر و يا امورى واهى و غير حقيقى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 8
8- پايه هاى غرور ، بنا شده بر سراب پندار هاى بى اساس
و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 76 - 9
9 - تقوا ، عامل بازدارنده انسان از خودبرتربينى و بدعتگذارى در دين
قالوا ليس علينا . .. و يقولن على اللّه الكذب ... بلى ... و اتّقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 5
5- توجه انسان به ضعف و ناتوانى خويش در برابر مظاهر طبيعت ، زداينده غرور و تكبّر وى است .
و لاتمش فى الأرض مرحًا إنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً
جمله «إنك لن تخرق. ..» در مقام تعليل براى جمله «لاتمش» است; يعنى، اى انسان چون نمى توانى با گامهاى خود زمين را بشكافى يا قامت خود را به كوهها برسانى، پس نبايد مغرور و سرمست شوى. توجه دادن به اين ضعف و ناتوانى، مى تواند بازدارنده از غرور و تكبر آدمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 9
9- توجه به مشيّت نافذ و نيروى قاهرِ خداوند ، بازدارنده آدمى از مغرور شدن به اموال دنيا و ابدى پنداشتن آن است .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 9
9- تأثير دستيابى به مقام قرب الهى ، در خستگى نيافتن از عبادت و پرستش خداوند و تكبر نورزيدن
و من عنده لايستكبرون عن عبادته و لايستحسرون
از اين كه خداوند فرمود «آنها كه پيش ما هستند و مقرب اند، از عبادت خسته نمى شوند و تكبر نمىورزند»، به دست مى آيد كه دسنتيابى به قرب الهى، در خستگى ناپذيرى و تكبرنورزيدن تأثير دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 76 - 2
2 - بلا هاى دنيوى ، زداينده خوى استكبار و دمنده روح خضوع و فروتنى در انسان ها نسبت به پروردگار
و لقد أخذنهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 28 - 7
7 - كمى بارش در فصل نياز انسان ها به آب ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن آنان از سركشى و خودبينى است .
و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 7
7 - ياد معاد هنگام تسخير امكانات و برخوردارى از نعمت ها ، زمينه ساز زدايش غرور و غفلت
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه و تقولوا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
توصيه به يادآورى معاد پس از برخوردارى از نعمت هاى خداوند، مى تواند اشاره به تأثير آن در زدايش غرور و غفلت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 61 - 2
2 - پيام هاى قرآن و وحى ، زداينده غفلت و غرور كاذب از آدميان
أفمن هذا الحديث تعجبون . .. و أنتم سمدون
توبيخ كافران به خاطر غفلت زدگى آنان و ناباورى به مفاهيم قرآن، مى رساند كه اگر آنان به قرآن گوش جان فرا دهند، از غفلت و غرور بيرون خواهند آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 10
10 - تكبر و فخرفروشى ، دو صفت اخلاقى مذموم و ناپسند است .
إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 2،3
2 - كسانى كه به لقاى خدا باور دارند ، از خود بزرگ بينى رهيده و به خصلت نيكوى خشوع آراسته مى شوند .
إلا على الخشعين. الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم
3 - كسانى كه « بازگشت به خدا » را قبول دارند ، مردمى فروتن و منزه از خود بزرگ بينى هستند .
إلا على الخشعين. الذين يظنون ... أنّهم إليه رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 7
7 - اقامه نماز با دشوارى و سختى ، نشانه خود بزرگ بينى و نداشتن خشوع است .
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 13
13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى - باوجود دلايل روشن - نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى
من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 56 - 1
1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .
إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر
«سلطان» به معناى حجت و برهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 20 - 6
6 - اعتقاد به وجود نيرويى توانمند و پيروز در برابر اراده و قدرت خداوند در عالم ، نشانه غرور و فريب خوردگى است .
أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن إن الكفرون إلاّ فى غرور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 9
9- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . بعث الله محمداً و . . . أنزل عليه فى سورة بنى اسرائيل بمكة . . . و أنزل نهياً عن أشياء حذّر عليها و لم يغلّظ فيها و لم يتواعد عليها و قال : . . . « و لاتمش فى الأرض مرحاً إنك لن تخرق الارض و لن تبلغ الجبال طولاً . . . » . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را برانگيخت و ... بر او آياتى از سوره بنى اسرائيل را در مكه نازل فرمود ... كه در آن آيات از چيزهايى نهى شده كه پرهيز از آنها لازم است; لكن در آن نهيها غلظت و شدت نشان نداده و بر مرتكبين آنها وعيد عذاب نداده است و فرمود: ... و لاتمش فى الأرض مرحاًإنك لن تخرق الأرض و لن تبلغ الجبال طولاً...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 37 - 2
2- پرهيز از هرگونه تكبر و خوشى و سرمستى افراطى ، امرى لازم و واجب است .
و لاتمش فى الأرض مرحًا
برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه مراد از «لاتمش» احتمال دارد رفتار باشد كه شامل همه حالتهاى انسان مى شود و نه راه رفتن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 30
30 - ضرورت ستودن خداوند به عظمت و بزرگى
و لتكبّروا اللّه على ما هديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 111 - 11
11- لزوم بزرگداشت مقام خداوند و مبرّا دانستن او از همه كاستيها
و كبّره تكبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 3 - 1،3
1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر بزرگ شمردن او در دل و جان خويش
و ربّك فكبّر
3 - لزوم بزرگ شمردن خداوند و به بزرگى ياد كردن او
و ربّك فكبّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 31،38،39
31 - توجه به عظمت خدا و ستودن او به بزرگى ، از اهداف تشريع روزه است .
و لتكبّروا اللّه على ما هديكم
«تكبير» (مصدر لتكبّروا) به معناى: بزرگ شمردن و با عظمت دانستن است. «لتكبّروا اللّه» علت غايى براى تشريع روزه است; يعنى، چون روزه انسانها را متوجه عظمت خدا مى كند، حكم روزه براى اهل ايمان مقرر شد.
38 - « بعض اصحابنا رفعه فى قول اللّه عز و جل « و لتكبروا اللّه على ما هداكم » قال : « التكبير » التعظيم للّه ، و « الهداية » الولاية ;
از امام معصوم (ع) درباره سخن خداوند عز و جل كه فرموده «و لتكبروا اللّه على ما هداكم» روايت شده كه مراد از «تكبير»، تعظيم و بزرگداشت خداست و مراد از «هدايت» ولايت است (يعنى خدا را به عظمت ياد كنيد به خاطر نعمت ولايت)».
39 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « التكبير فى العيدين واجب ، اما فى الفطر ففى خمس صلوات يبتدأ به من صلاة المغرب ليلة الفطر إلى صلاة العصر من يوم الفطر و هو ان يقال « اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، و للّه الحمد ، اللّه اكبر على ما هدانا ، و الحمد للّه على ما أبلانا » لقوله عز و جل « و لتكملوا العدة و لتكبروا اللّه على ما هداكم » . . . ;
تكبير در عيد فطر و عيد قربان واجب است; اما در عيد فطر در هنگام نمازهاى پنجگانه - كه از نماز مغرب در شب عيد فطر شروع مى شود و تا نماز عصر در روز عيد فطر ادامه مى يابد - و تكبير اين است كه بگويد «اللّه اكبر، اللّه اكبر . ..» و اين ]تكبيرها[ به خاطر آن واجب است كه خداى عز و جل فرموده: هدف اين است كه عدّه روزها را تكميل نمائيد و خدا را براى اينكه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 111 - 12
12- عظمت و والايى مقام خداوند ، عظمتى بى مانند و غيرقابل قياس با غير او
و كبّره تكبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 14
14 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : التكبير أيّام التشريق من صلاة الظهر يوم النحر إلى صلاة العصر من آخر أيّام التشريق ا ن أنت أقمت بمنى و إن أنت خرجت فليس عليك التكبير و التكبير أن تقول : اللّه أكبر اللّه أكبر لا إله إلاّ اللّه و اللّه أكبر اللهّ أكبر و للهّ الحمد اللّه أكبر على ما هدانا اللّه أكبر على ما رزقنا من بهيمة الأنعام و الحمد للّه على ما أبلانا ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: [مقصود از «و لتكبروا اللّه على ما هداكم»] تكبير در ايام تشريق است; كه از نماز ظهر روز قربانى شروع مى شود تا نماز عصر روز آخر ايام تشريق[ طول مى كشد ]و اين در صورتى است كه در منا اقامت كنى; ولى اگر از منا خارج شدى، تكبير بر تو لازم نيست و تكبير اين است كه بگويى اللّه أكبر، اللّه أكبر،. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 28 - 21
21 - « و روى عن الصادق ( ع ) أنّ الذكر فى قوله : « و يذكروا اسم اللّه » هو التكبير عقيب خمس عشرة صلاة أوّلها ظهر العيد ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه مراد از ذكر در سخن خداوند «و يذكروا اسم اللّه»، تكبيرهايى است كه در تعقيب پانزده نماز - كه اول آنها ظهر عيد است - گفته مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 21
21 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : لما نزلت هذه السورة قال النبىّ (صلی الله علیه و آله) لجبرئيل : ما هذه النَّحيرَةُ التى أمرنى بها ربّى قال : ليست بنَحيرة و لكنّه يأمرك إذا تحرّمت للصلاة أن ترفع يديك إذا كبّرت و إذا ركعت و إذارفعت رأسك من الركوع و إذا سجدت . . . و إنّ زينة الصلاة رفع الأيدى عند كلّ تكبيرة ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه فرمود: چون اين سوره (كوثر) نازل شد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جبرئيل فرمود: اين «نحيرة» (شتر قربانى شده يا شب اول هر ماه) كه پروردگارم مرا بدان امر فرموده، چيست؟ جبرئيل گفت: اين، «نحيرة» نيست، بلكه خداوند تو را امر مى كند هر گاه نماز را با «تكبيرة الاحرام» شروع كردى، هنگام تكبير و ركوع و زمانى كه از ركوع سر برداشتى و هنگام سجده [كه تكبير گفتى]، دست هاى خود را بالا ببرى . .. زينت نماز بالا بردن دست ها هنگام هر تكبير است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 39
39 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « التكبير فى العيدين واجب ، اما فى الفطر ففى خمس صلوات يبتدأ به من صلاة المغرب ليلة الفطر إلى صلاة العصر من يوم الفطر و هو ان يقال « اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، و للّه الحمد ، اللّه اكبر على ما هدانا ، و الحمد للّه على ما أبلانا » لقوله عز و جل « و لتكملوا العدة و لتكبروا اللّه على ما هداكم » . . . ;
تكبير در عيد فطر و عيد قربان واجب است; اما در عيد فطر در هنگام نمازهاى پنجگانه - كه از نماز مغرب در شب عيد فطر شروع مى شود و تا نماز عصر در روز عيد فطر ادامه مى يابد - و تكبير اين است كه بگويد «اللّه اكبر، اللّه اكبر . ..» و اين ]تكبيرها[ به خاطر آن واجب است كه خداى عز و جل فرموده: هدف اين است كه عدّه روزها را تكميل نمائيد و خدا را براى اينكه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 39
39 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « التكبير فى العيدين واجب ، اما فى الفطر ففى خمس صلوات يبتدأ به من صلاة المغرب ليلة الفطر إلى صلاة العصر من يوم الفطر و هو ان يقال « اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، و للّه الحمد ، اللّه اكبر على ما هدانا ، و الحمد للّه على ما أبلانا » لقوله عز و جل « و لتكملوا العدة و لتكبروا اللّه على ما هداكم » . . . ;
تكبير در عيد فطر و عيد قربان واجب است; اما در عيد فطر در هنگام نمازهاى پنجگانه - كه از نماز مغرب در شب عيد فطر شروع مى شود و تا نماز عصر در روز عيد فطر ادامه مى يابد - و تكبير اين است كه بگويد «اللّه اكبر، اللّه اكبر . ..» و اين ]تكبيرها[ به خاطر آن واجب است كه خداى عز و جل فرموده: هدف اين است كه عدّه روزها را تكميل نمائيد و خدا را براى اينكه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 37 - 6
6 - لزوم اظهار شكر و سپاس گزارى به پيشگاه خداوند ، در مراسم قربانى با شعار « اللّه أكبر على ما هدانا » .
كذلك سخّر لكم لتكبّروا اللّه على ما هديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 39
39 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « التكبير فى العيدين واجب ، اما فى الفطر ففى خمس صلوات يبتدأ به من صلاة المغرب ليلة الفطر إلى صلاة العصر من يوم الفطر و هو ان يقال « اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر ، اللّه اكبر ، و للّه الحمد ، اللّه اكبر على ما هدانا ، و الحمد للّه على ما أبلانا » لقوله عز و جل « و لتكملوا العدة و لتكبروا اللّه على ما هداكم » . . . ;
تكبير در عيد فطر و عيد قربان واجب است; اما در عيد فطر در هنگام نمازهاى پنجگانه - كه از نماز مغرب در شب عيد فطر شروع مى شود و تا نماز عصر در روز عيد فطر ادامه مى يابد - و تكبير اين است كه بگويد «اللّه اكبر، اللّه اكبر . ..» و اين ]تكبيرها[ به خاطر آن واجب است كه خداى عز و جل فرموده: هدف اين است كه عدّه روزها را تكميل نمائيد و خدا را براى اينكه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد ... ».
تكبيرة الاحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 19
19 - لزوم بالابردن دست ها تا گلوگاه ، در آغاز نماز
فصلّ لربّك وانحر
در لغت آمده است: «نَحَرَ الرجلُ»;يعنى، براى نماز ايستاد و دست ها را در آن هنگام بالا برد (تاج العروس). ارتباط اين دو فرمان با يكديگر - كه اقتضا مى كند فرمان «نحر» نيز در رابطه با نماز باشد - معناى بالا را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 9
9 - جواز درخواست كمك هاى اقتصادى از سوى فقيران ، بدون تأكيد و اصرار
لا يسئلون النّاس الحافاً
با استفاده از مفهوم جمله «لا يسئلون النّاس الحافاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 10
10 - ناپسندى تكدّى و اصرار بر گدايى
لا يسئلون النّاس الحافاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 62 - 1،13
1- تكريم آدم ( ع ) از سوى خدا ، مورد اعتراض ابليس قرار گرفت .
قال أرءيتك هذا الذى كرّمت علىّ
13- تكريم آدم ( ع ) از سوى خداوند ، برانگيزاننده ابليس بر دشمنى و بدخواهى براى ذريه آدم
قال ءأسجد لمن خلقت طينًا . قال أرءيتك هذا الذى كرّمت علىّ لئن أخّرتن إلى يوم ال
از اينكه ابليس، پيش از تصميم قطعى خود بر اغواى نسل آدم(ع)، به بزرگداشت آدم(ع) از سوى خداوند و برترى دادن او بر خودش اعتراض كرد، مى توان استفاده كرد كه آن تكريم، دشمنى وى را برانگيخته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 6
6 - لزوم زنده نگه داشتن ياد پيامبران و ارج نهادن بر تلاش هاى آنان
و سلم على عباده الذين اصطفى
ختم سرگذشت پيامبران با درود و سلام بر آن بزرگواران، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 61 - 14
14- همه فرشتگان به جز ابليس ، به فرمان الهى در برابر آدم ( ع ) خضوع كرده و او را مورد تكريم خويش قرار دادند .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلاّ إبليس
برداشت فوق، با توجه به ريشه لغوى «سجده» است كه به معناى «خضوع» و «تذلل» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 62 - 3،6
3- سجده ملائكه بر آدم ( ع ) ، پيام دار كرامت و فضيلت او بر آنان بود .
اسجدوا لأدم فسجدوا . .. قال أرءيتك هذا الذى كرّمت علىّ
6- پندار ابليس در بى توجهى خداوند به ضعف ها و آسيب پذيرى هاى آدم و نسلش ، عامل اعتراض وى به تكريم آدم از سوى خداوند *
أرءيتك الذى كرّمت علىّ لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته
ذكر «لئن أخّرتن . .. لأحتنكنّ ...» پس از اعتراض به تكريم انسان، مى تواند به منظور برشمردن آسيب پذيرى، ضعف آدميان و عدم صلاحيت آنان براى تكريم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 5
5- خداوند ، در برابر همه فرشتگان ، آدم را مورد بزرگداشت و تكريم قرار داد .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 43 - 3
3 - تقواپيشگان در بهشت ، مورد ضيافت و تكريم و تجليل الهى اند .
كلوا و اشربوا هنيئًا
«هنيئاً» واژه اى است كه به در وقت اطعام به ميهمانان و براى تكريم به آنان گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 2،7،18
2- عنايت خاص خداوند به آدميان با اعطاى ارزشى ويژه به آنان
و لقد كرّمنا بنى ءادم
7- امتنان خدا بر آدميان به خاطر بهره مند كردن آنان از كرامت انسانى و نيز ذخيره هاى معيشتى دريا و خشكى
و لقد كرّمنا بنى ءادم و حملنهم . .. و رزقنهم من الطيّبت
18- « عن على بن محمد ( الهادى ) : . . . ان معناه ( صحة الخلقة ) كمال الخلق للإنسان و كمال الحواس و ثبات العقل و التمييز و إطلاق اللسان بالنطق ، و ذلك قول الله : « و لقد كرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطيّبات و فضّلنا على كثير ممّن خلقنا تفضيلاً » فقد أخبر عزّوجلّ عن تفضيله بنى آدم على سائر خلقه . . . ;
از امام على بن محمد(هادى)(ع) روايت شده است:. .. همانا معنماى «صحة الخلقة» كامل بودن آفرينش انسان و كامل بودن خواس و برقرار بودن عقل و قدرت تشخيص و گويا بودن زبان اوست و آن سخن خداوند است كه مى فرمايد: «و لقد كرّمنا بنى آدم و حملناهم فى البرّ و البحر و رزقناهم من الطيّبات و فضّلناهم على كثير ممّن خلقنا تفضيلاً» پس به تحقيق خداوند عزّوجلّ خبر داده است از [چگونگى ]برترى بخشيدن آدمى زاده بر ساير مخلوقاتش...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 34 - 22
22 - پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند : « . . . ان اللّه تبارك و تعالى خلق آدم فأودعنا صلبه ، و أمر الملائكة بالسجود له تعظيماً لنا و اكراماً ، و كان سجودهم للّه عز و جل عبودية و لآدم اكراماً و طاعة لكوننا فى صلبه . . . ;
خداوند تبارك و تعالى آدم را آفريد پس ما را در صلب او قرار داد و امر نمود به ملائكه كه به خاطر بزرگداشت و كرامت ما به آدم سجده كنند و سجود ملائكه عبادت بود براى خداوند و احترام و اطاعت بود نسبت به آدم(ع); زيرا، ما در صلب او بوديم . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 2
2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .
و هم مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 58 - 7
7 - بهشتيان ، مورد تكريم و عنايت ويژه پروردگاراند .
سلم قولاً من ربّ رحيم
سخن گفتن خداوند با بهشتيان و دريافت سلام و تحيت بزرگ از جانب او، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 73 - 4
4 - سخن گفتن مستقيم و بىواسطه خداوند با بهشتيان در آخرت ، نشانه تكريم آنان از سوى خداوند
يعباد . .. ادخلوا الجنّة ... لكم فيها فكهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 27 - 3،4
3 - مؤمن انطاكيه ، در زمره عزيزان و گرامى داشتگان در پيشگاه الهى قرار گرفت .
و جعلنى من المكرمين
4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدن ، از آگاه نبودن مردم از مورد غفران قرار گرفتن و عزيز شدنش در پيشگاه الهى ، تأسف خورد .
قال يليت قومى يعلمون . بما غفر لى ربّى و جعلنى من المكرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 15
15- توجه به نعمت هاى الهى و ارج نهادن به زحمات والدين ، از نمود هاى رشد عقلى و كمال وجودى انسان در چهل سالگى
حتّى إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى أن أشكر
خداوند، سن چهل سالگى را به عنوان زمينه و مقدمه توجه انسان به پروردگار و شكر نعمت ها و تقدير از والدين دانسته است. اين مطلب نشانگر آن است كه انسان به طور طبيعى، در اين سن به دليل كمال وجودى و يا رشد قواى عقلانى، به ارزش ها مى انديشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 31 - 4
4 - « متقين » ، مورد اجلال و تكريم الهى در قيامت
و أُزلفت الجنّة للمتّقين
تعبير «أزلفت» و اين كه بهشت به متقين نزديك مى شود و آنان حتى زحمت حركت به سوى بهشت را احساس نمى كنند; كرامت و ارجمندى آنان را نزد خداوند مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 23 - 11
11 - مقام پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، بزرگ داشته شده است .
فلاتكن فى مرية من لقائه
در صورتى كه مراد از «لقائه» رسيدن كتاب و وحى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، آوردن «لقاء» به جاى كلمه اى مثل «إيتاء» و امثال آن، حكايت از بزرگداشت و تعظيم پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 2
2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .
و هم مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 12 - 17
17 - حضرت مريم ( س ) ، داراى شخصيتى بس بلند در پيشگاه خداوند و مورد تكريم و تمجيد او
و مريم ابنت عمرن . .. و كانت من القنتين
تصريح به نام حضرت مريم(س) در سلسله شرح حال زنان الگو و نمونه (همچون آسيه همسر فرعون) مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 3
3 - عبوديت خالص براى خدا ، موجب برخوردار شدن از اكرام و گرامى داشت خداوند
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. هم مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 10
10 - كرامت انسانى ، در گرو گرايش به توحيد ربوبى و سجود و انقياد در برابر خدا
و كثير حقّ عليه العذاب و من يهن اللّه فما له من مكرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 26 - 8
8- عبوديت فرشتگان ، مايه قرب و كرامت آنان به درگاه الهى است .
بل عباد مكرمون
از توصيف فرشتگان به «عباد» (بندگان) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 62 - 2
2- ابليس ، از خداوند خواستار با خبر شدن از فلسفه بزرگداشت آدم ( ع ) و برتر دانستن او بر خود شد .
قال أرءيتك هذا الذى كرّمت علىّ
عبارت «أرأيت» معمولاً در آغاز جمله و براى سؤال مى آيد و به معناى «أخبرنى» است; بنابراين مراد از آن اين است كه: خداوندا! به من اطلاع بده كه چرا آدم را بر من برترى دادى؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 41 - 8
8- ارزش هاى معنوى و راستى و درستى در گفتار و عمل ، ملاكى مهم در بزرگداشت ياد و نام افراد
واذكر . .. إنّه كان صدّيقًا نبيًّا
يادكرد از حضرت ابراهيم(ع)، به جهت مقام نبوت و صدّيق بودن او، درسى است براى همه كه در تبليغات و مطرح كردن افراد بايد جنبه هاى معنوى و راستين شخصيت ها را مد نظر داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 1
1- همه انسان ها ( مؤمن و غير مؤمن ) داراى كرامت و منزلت خدادادى اند .
و لقد كرّمنا بنى ءادم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 72 - 13
13 - سجده ، نماد و مظهر بزرگداشت و تكريم
فقعوا له سجدين
از اين كه خداوند براى بزرگداشت انسان و تبيين جايگاه برتر او در ميان ساير موجودات، به فرشتگان فرمان داد تا در برابر او به سجده بيفتند - با آن كه امكان تكريم به صورت ديگر وجود داشت - مى رساند كه سجده، رمز و مظهر تعظيم و بزرگداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 70 - 6،9
6- تمكن انسان ها از سير و سياحت در دريا و خشكى ، جلوه اى از تكريم خداوند نسبت به آنان
و لقد كرّمنا بنى ءادم و حملنهم فى البرّ و البحر
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه واو در «و حملناهم» عطف تفسير باشد براى بيان «كرّمنا»; يعنى، ما انسانها را با دادن ابزار سياحت در دريا و خشكى، تكريم كرديم.
9- برخوردارى انسان ها از روزى هاى پاك و پاكيزه و متناسب ، جلوه اى از تكريم خداوند به آنان
و لقد كرّمنا بنى ءادم . .. و رزقنهم من الطيّبت
بنابر اينكه واو در «و رزقناهم . ..» تفسيرى و بيانگر مصداق و نوع تكريم خداوند به انسان باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 55 - 1
1 - رفاه و برخوردارى از امكانات مادى - همچون مال و فرزند - نشانه كرامت انسان در نزد خدا نيست .
أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 73 - 3
3 - تجلى بزرگداشت انسان ، در سجده فرشتگان بر آدم ( ع )
فسجد الملئكة كلّهم أجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 4
4 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن بدترين اعمال احتمالى گذشته آنان است .
لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه لام «ليكفّر»، براى تعليل و متعلق به فعل محذوفى است كه جمله «لهم ما يشاءون. ..» بر آن دلالت مى كند; بر اين اساس تقدير چنين مى شود: «وعدهم اللّه بذلك و يسر لهم ليكفّر...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 9
9 - تكفير اظهاركننده اسلام ، حرام است .
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
بنابر اينكه منظور از القاى سلام، اظهار اسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 16
16 - ره يابى به بهشت جاودان و زودوده شدن گناهان ، رستگارى بزرگ و حقيقى در بينش الهى
و كان ذلك عند اللّه فوزًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 9،10،14،15
9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار
ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا
10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و پرده پوش اعمال ناپسند
فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا
14 - بخشش گناهان و پوشاندن ناروايى ها ، پرتوى از ربوبيّت الهى
ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا
15 - ايمان ، زمينه مغفرت گناهان و پوشاندن اعمال ناروا از سوى خداوند
فامنّا ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا
تفريع جمله «اغفر» بر جمله «آمنّا»، با كلمه «فا» مى رساند كه خردمندان پس از ايمان، خود را شايسته دعا و درخواست آمرزش مى ديدند و پذيرش آن را انتظار داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 23
23 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان و دخول در بهشت ، پرتويى از نصرت الهى به بندگان خويش
و قال اللّه انى معكم لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
بنابر اينكه «لاكفرن» تفسير «انى معكم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 3
3 - ممكن است كه خداوند ، گناهان بندگان اش را ، در صورت فراهم شدن شرايط ، ناديده بگيرد .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 3،13
3 - ناديده گرفته شدن بزرگ ترين گناهان ، از انگيزه هاى احسان كردن محسنان است .
ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا
برداشت ياد شده براين فرض استوار است كه لام در «ليكفّر» متعلق به «محسنين» باشد. گو اين كه گفته مى شود: «الذين
أحسنوا للتكفير; كسانى كه احسان كردند براى چشم پوشيده شدن از گناهانشان».
13 - گذشت و چشم پوشى خداوند از گناهان بزرگ ، بسى با اهميت تر از پاداش هاى بزرگ او است .
ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا و يجزيهم أجرهم بأحسن الذى كانوا يعملون
از تقدم ذكرى «ليكفّر اللّه. ..» بر «يجزيهم...» مى توان برداشت بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 24
24 - عدم زدايش تمامى آثار گناهان كافران ، به صرف روى آوردن آنان به ايمان
يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه
از اين كه پس از پذيرش بيعت مؤمنان، باز هم خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته است تا براى ايشان استغفار كند; معلوم مى شود كه به صرف ايمان، تمامى آثار گناهان گذشته محو نشده و نياز به استغفار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 21
21 - تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان بنى اسرائيل و دخول آنان به بهشت در گرو اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا
لئن اقمتم الصلوة . .. و لادخلنكم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 1،5
1 - خداوند ، گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح را ناديده مى گيرد .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
«تكفير» مصدر فعل «نكفّر» به معناى «پوشاندن» است (لسان العرب) و مراد از آن، ناديده گرفتن گناهان است.
5 - تكفير و ناديده گرفته شدن گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح ، وعده حتمى خداوند است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
لام و نون تأكيد «لنكفّرنّ» دلالت بر قطعيت مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 1،4
1 - خداوند ، بدترين عمل محسنان را ، به پاس احسان آنان ، ناديده گرفته و مى پوشاند .
ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا
«تكفير» (مصدر «ليكفّر») به معناى ستر و پوشاندن است و مقصود از آن چشم پوشى از گناه و زدودن آن از پرونده اعمال است.
4 - برآورده شدن تمامى خواسته هاى محسنان از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن بدترين اعمال احتمالى گذشته آنان است .
لهم ما يشاءون عند ربّهم . .. ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه لام «ليكفّر»، براى تعليل و متعلق به فعل محذوفى است كه جمله «لهم ما يشاءون. ..» بر آن دلالت مى كند; بر اين اساس تقدير چنين مى شود: «وعدهم اللّه بذلك و يسر لهم ليكفّر...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 7 - 1،5،8
1 - خداوند ، گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح را ناديده مى گيرد .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
«تكفير» مصدر فعل «نكفّر» به معناى «پوشاندن» است (لسان العرب) و مراد از آن، ناديده گرفتن گناهان است.
5 - تكفير و ناديده گرفته شدن گناهان مؤمنانِ داراى عمل صالح ، وعده حتمى خداوند است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم سيّئاتهم
لام و نون تأكيد «لنكفّرنّ» دلالت بر قطعيت مى كنند.
8 - اعطاى پاداش به مؤمنان ، پس از چشم پوشى از لغزش ها و گناهان آنان است .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لنكفّرنّ عنهم . .. و لنجزينّهم
ذكر جزا پس از ذكر پوشاندن گناهان (تكفير)، مى تواند به جهت نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 9
9 - تكفير اظهاركننده اسلام ، حرام است .
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا
بنابر اينكه منظور از القاى سلام، اظهار اسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 12
12- محو شدن گناهان با انجام كار هاى نيك ، حقيقتى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن است .
إن الحسنت يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 13
13 - انگيزه هاى مادى ، زمينه اى براى تكفير ديگران
و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمناً تبتغون عرض الحيوة الدّنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 6
6 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، موجب زدايش گناهان و آمرزش آنهاست .
يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه . .. يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم
تكفير (مصدر يكفر) و غفران (مصدر يغفر)، هر دو به معناى پوشانيدن و مستور ساختن است و مراد از آن زدايش و آمرزش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 15،16،17،18
15- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » قال : صلاة المؤمن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار ;
از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه فرموده: «إن الحسنات يذهبن السيئات» روايت شده است كه فرمود: نماز مؤمن در شب هر گناهى را كه در روز انجام داده از بين مى برد».
16- « عن على ( ع ) انه قال : الصلوات الخمس كفّارة لما بينهنّ ما اجتنبت الكبائر و هى التى قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است كه فرمود: نمازهاى پنجگانه كفاره گناهانى است كه در فاصله بين آنها انجام گرفته مادامى كه از گناهان كبيره اجتناب شود و اين است معناى سخن خداوند عز و جل: إن الحسنات يذهبن السيئات».
17- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . ان الله تعالى يكفّر بكل حسنة سيئة قال الله عزوجل : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: . .. خداوند متعال به وسيله هر عمل نيكى گناهى را از بين مى برد ، خداوند عزوجل فرمود: إن الحسنات يذهبن السيئات».
18- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . يهمّ العبد . . . بالسيئة أن يعملها . . . و إن هو عملها اُجّل سبع ساعات و قال صاحب الحسنات لصاحب السيئات . . . لاتعجل عسى أن يتبع ها بحسنة تمحوها فإن الله عزوجل يقول : « إن الحسنات يذهبن السيئات » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. [هنگامى كه ]بنده خدا تصميم به انجام كارى ناشايست مى گيرد ... اگر آن گناه را انجام داد، هفت ساعت به او مهلت داده مى شود و فرشته مأمور ثبت كارهاى نيك به فرشته مأمور ثبت گناهان مى گويد: شتاب نكن شايد او در پى اين گناه كار نيكى انجام دهد كه آن گناه را از بين ببرد. خداوند عزوجل مى فرمايد: إن الحسنات يذهبن السيئات».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 13
13- كار هاى شايسته از ميان برنده گناهان و جبران كننده بديهاست .
والذين . .. يدرءون بالحسنة السيئة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 50 - 4
4 - ايمان همراه با عمل صالح ، موجب مغفرت و زداينده آثار گناه شرك و كفر
فالذين ءامنوا . .. لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 32 - 11
11 - احسان و علمكرد نيك آدمى ، كفّاره خطا هاى كوچك او *
و يجزى الذين أحسنوا . .. الذين يجتنبون ... إلاّ اللّمم
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه بخشودگى لغزش ها و خطاهاى كوچك محسنان، در اثر عملكرد نيك آنان صورت گرفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 5
5 - خداترسى و تقواپيشگى ، عامل زدايش بدى ها از انسان ها و گذشت از آنها ، از سوى خداوند
و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 3
3 - توبه خالصانه ، عامل زدايش بدى ها و كفّاره گناهان
توبوا إلى اللّه . .. عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 35 - 2
2 - احسان ، موجب محو و زدايش بزرگ ترين گناهان از پرونده اعمال است .
ذلك جزاء المحسنين . ليكفّر اللّه عنهم أسوأ الذى عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 4
4 - هر كس تقوا پيشه سازد ، خداوند بدى هايش را مى زدايد و از گناهانش درمى گذرد .
و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 6
6 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب زدايش بدى ها و گذشت خطاهايشان از جانب خداوند
إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 20،22
20 - اقامه نماز ، پرداخت زكات ، ايمان به پيامبران و يارى آنان و انفاق در راه خدا ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) قطعى گناهان و دخول حتمى در بهشت
لئن اقمتم . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
22 - ايمان و انجام اعمال نيك ، موجب تكفير ( ناديده گرفتن ) گناهان از جانب خداوند *
لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 20
20- نياز هميشگى انسان ، به لطف و خطاپوشى خداوند
و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم
از اين كه خداوند به موحدان نيك كردار و مؤمن به قرآن و خط پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نويد غفران داده است; استفاده مى شود كه حتى چنين مؤمنانى نيز نيازمند غفران خداوند هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 104 - 6،7
6 - ضرورت اجتناب و نيز بازداشتن مردم ، از به كارگيرى كلمات توهين آميز به مقدسات دين
لاتقولوا رعنا
7 - ضرورت پرهيز از سخنى كه گوياى اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى او باشد .
لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 104 - 2،3،9
2 - خداوند ، اهل ايمان را از به كارگيرى كلمه « راعنا » در خطاب به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حذر داشت .
يأيها الذين ءامنوا لاتقولوا رعنا
3 - به كارگيرى « انظرنا » به جاى « راعنا » فرمان خداوند به اهل ايمان در خطابشان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( براى درخواست مهلت )
لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا
«انظرنا» به معناى ما را مهلت ده، است. (مجمع البيان)
9 - ضرورت گوش سپارى به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رعايت سكوت به هنگام سخن گفتن آن حضرت
لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا و اسمعوا
«سمع» (شنيدن) مى تواند به معناى گوش دادن باشد و نيز مى تواند به معناى فرمانبردارى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال
اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 7
7 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان ، داراى اهميتى ويژه براى آنان در مقايسه با ساير امكانات
علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء
با اين كه «و أوتينا من كلّ شىء» شامل «منطق الطير» هم مى شود، اختصاص به ذكر يافتن و مقدم آوردن آن، نشانگر اهميت ويژه آن در مقايسه با ساير موهبت هاى الهى نسبت به داوود و سليمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 5
5- بت ها ، فاقد قدرت نطق و كلام ، حتى در اعتقاد بت پرستان
فسلوهم إن كانوا ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 5
5- اعتراف قوم بت پرست ابراهيم ، به بى بهرگى بت ها از نطق ، كلام ، علم و عقل
لقد علمت ما هؤلاء ينطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 65 - 5
5 - اعضاى بدن انسان ( پا ، دست و . . . ) در قيامت به قدرت خدا ، به سخن در خواهند آمد .
تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 1
1 - گفتوگوى آدمى با اعضا و جوارح خويش ، در قيامت
و قالوا لجلودهم . .. قالوا أنطقنا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 6
6 - برخوردارى تمام موجودات در قيامت ، از قدرت نطق و سخن گويى
قالوا أنطقنا اللّه الذى أنطق كلّ شىء
برداشت بالا بر اين پايه است كه ظرف «نطق» در «أنطق كلّ شىء» قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 48 - 3
3 - اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را مخاطب ساخته و از فاصله اى دور با آنان سخن مى گويند .
و نادى اصحب الاعراف رجالا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 4 - 9
9- آفرينش انسان از نطفه ، به صورت مجادله گرى سخنور ، شاهد و گواه وحدانيت خداوند است .
تعلى عمّا يشركون . خلق الإنسن من نطفة فإذا هو خصيم مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 6 - 2
2 - ايستادن در پيشگاه خدا با گامى استوارتر و گفتوگو در محضر او با سخنانى راست تر و ريشه دارتر ، دو امتياز برجسته نماز و عبادت شبانه
هى أشدّ وط-ًا و أقوم قيلاً
ضمير «هى» به «ناشئة» بازمى گردد. «أشدّ» معادل «أثبت» (با ثبات تر، استوارتر) و «وطىء» مرادف «قيام» (ايستادن) است (لسان العرب). «أقوم» نيز به معناى «أسدّ» (محكم تر) و «قيلاً» همتاى «مقال» (سخن گفتن) است; يعنى، آن (پديده شب) از حيث ايستادن (ايستادن در پيشگاه خدا) استوارتر و از حيث سخن (سخن گفتن در محضر خدا) محكم تر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 72 - 5
5- گفتوگوى ساره ( همسر ابراهيم ) با فرشتگان
فبشّرنها بإسحق . .. قالت يويلتى ءألد و أنا عجوز و هذا بعلى شيخًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 10
10 - بت ها ، در قيامت با مشركان سخن خواهند گفت .
ثم نقول للذين أشركوا . .. قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 28 - 9
9 - بت هاى مورد پرستش اهل شرك در آخرت ، داراى شعور و توانا بر نطق
و يوم نحشرهم جميعاً . .. و قال شركاؤهم ما كنتم إيانا تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 29 - 3
3 - بت هاى اهل شرك در جهان آخرت ، داراى شعور و آگاهى و توانا بر نطق
و قال شركاؤهم . .. فكفى باللّه شهيداً بيننا و بينكم إن كنا عن عبادتكم لغفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 3،5
3 - آگاهى داوود و سليمان ( ع ) به زبان پرندگان
و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير
5 - آگاهى به گفتار پرندگان ، موهبتى الهى به داوود و سليمان
و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و قال يأيّها الناس علّمنا منطق الطير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 3
3 - دوزخيان ، در عين سوختن دائمى در آتش ، حيات داشته و بر تكلم كردن تواناهستند .
و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 55 - 15
15 - از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « ان كليم اللّه موسى بن عمران . . . لما كلمه اللّه عز و جل . . . رجع إلى قومه .
. . فقالوا لن نؤمن لك حتى نسمع كلامه . . . ثم اختار منهم سبعين رجلا . . . فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه . . . فقالوا لن نؤمن لك بان هذا الذى سمعناه كلام اللّه حتى نرى اللّه جهرة . . . ;
موسى بن عمران چون خداوند با او سخن گفت . .. به سوى قومش بازگشت ... آن قوم گفتند: به تو ايمان نمى آوريم مگر اينكه كلام خدا را بشنويم ... سپس موسى (ع) از بين قومش هفتاد نفر را انتخاب كرد ]و به سوى كوه طور رفتند[ ... و در آن جا موسى(ع) با خداى سبحان سخن گفت و آن قوم كلامش را شنيدند ... و گفتند: ما ايمان نمى آوريم كه اين كلامى كه شنيديم كلام خدا باشد مگر اينكه خدا را آشكارا ببينيم ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 253 - 3،4
3 - خداوند با برخى از رسولانش ( حضرت موسى ) سخن گفت .
منهم من كلّم اللّه
4 - سخن گفتن خداوند با برخى از پيامبران ، دليل برخوردارى آن پيامبر از فضيلت و منزلتى برتر .
منهم من كلّم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 259 - 9
9 - گفتگوى عزير و خداوند
قال كم لبثت قال لبثتُ يوماً او بعض يوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 18 - 6
6 - محاوره و گفتگوى مستقيم خداوند با ابليس، در داستان تمرد وى از سجده بر آدم(ع)
قال ما منعك . .. قال أخرج منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 18 - 6
6 - محاوره و گفتگوى مستقيم خداوند با ابليس، در داستان تمرد وى از سجده بر آدم(ع)
قال ما منعك . .. قال أخرج منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 7
7 - سخن گفتن خداوند با فرعون در هنگام غرق شدن وى
إذا أدركه الغرق قال ءامنت . .. ءالئن و قد عصيت ... فاليوم ننجيك ببدنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 2
2 - گفتگوى مستقيم خداوند با كافران در قيامت
قال اليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 5
5- خداوند ، علاوه بر آيات قرآن كريم ، سخنانى ويژه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) داشته است . *
و إذ قلنا لك إن ربّك أحاط بالناس
برداشت فوق، مبتنى بر دو نكته ادبى است: 1. «إذ» متعلق به «أذكر» مقدر (از ماده «ذُكْر») باشد; 2. لام در «لك» براى اختصاص باشد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: «اى پيامبر! به ياد آور نكته اى را كه پيش از اين اختصاصاً براى تو گفتيم». گفتنى است كه نكته ياد شده در آيات پيشين نيامده است و اين حكايت از آن دارد كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) غير از قرآن، تعاليم ديگرى اعطا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 28 - 1
1- خداوند ، تصميم خود را مبنى بر آفرينش انسان ، به ملائكه اعلام كرد .
و إذ قال ربّك للملئكة إنى خلق بشرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 164 - 5،6،10،11،12
5 - خداوند ، بدون واسطه با حضرت موسى ( ع ) سخن گفت .
و كلم اللّه موسى تكليماً
تصريح به اسم جلاله «اللّه» در جمله «كلم اللّه موسى» بر خلاف فعلهاى گذشته (اوحينا و . ..) براى رساندن اين معناست كه خداوند خود با وى سخن گفت و واسطه اى در بين نبود.
6 - تكلم خداوند با حضرت موسى ( ع ) نوعى از وحى بوده است .
أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح . .. و كلم اللّه موسى تكليماً
بنابر اينكه «كلم اللّه» عطف بر «اوحينا الى نوح» باشد، جمله اين گونه خواهد بود، «اوحينا اليك كما كلم اللّه موسى تكليماً» يعنى وحى الهى به پيامبر نظير سخن خدا با موسى(ع) است. ، بنابراين سخن گفتن خدا نيز نوعى از وحى است.
10 - گفتگوى خداوند با موسى ( ع ) به مقدار صد و بيست و چهار هزار كلمه در مدت سه شبانه روز
و كلم اللّه موسى تكليماً
رسول خدا(صلی الله علیه و آله): ان اللّه ناجى موسى بن عمران(ع) بمائة الف كلمة و اربعة و عشرين الف كلمة فى ثلثة ايام و لياليهن . .. .
خصال صدوق، ص 641، ح 20، باب ما بعد الالف; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 675.
11 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در طور سينا بصورت ايجاد صدا در درخت و قابل شنيدن براى همران آن حضرت از هر طرف
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. فخرج بهم الى طور سيناء ... فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه ... لان اللّه عزوجل احدثه فى الشجرة ثم جعله منبعثاً منها حتى سمعوه من جميع الوجوه ... .
توحيد صدوق، ص 121، ح 24، ب 8; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 676.
12 - تكلم خداوند با موسى ( ع ) به وسيله ايجاد سخن بدون به كارگيرى زبان و دهان
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. كلام الخالق للمخلوق ليس ككلام المخلوق لمخلوق و لايلفظ بشق فم و لسان و لكن يقول له «كن» فكان بمشيته ما خاطب به موسى من الامر و النهى من غير تردد فى نفس.
احتجاج طبرسى، ج 2، ص 185; نورالثقلين، ج 1، ص 575، ح 681.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 2،3،4،5،6
2 - خداوند به هنگام حضور موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، با وى سخن گفت .
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
3 - سخن گفتن خدا با موسى ( ع ) ، از وعده هاى الهى به وى در هنگام دعوتش براى مناجات
و لما جاء موسى لميقتنا و كلمه ربه
4 - سخن گفتن خدا با موسى براى رشد و تربيت وى بود .
و كلمه ربه
5 - رؤيت خداوند ، درخواست موسى ( ع ) به هنگام سخن گفتن خدا با وى در ميعادگاه مناجات
قال رب أرنى أنظر إليك
6 - تكلم خدا با موسى ( ع ) واداركننده وى براى تقاضاى رؤيت خدا
و كلمه ربه قال رب أرنى أنظر إليك
از اينكه تقاضاى رؤيت از سوى موسى(ع) در پى سخن گفتن خدا با وى مطرح شد (و لما . .. كلمه ربه قال ... )، مى توان گفت حضرت موسى(ع) بر اثر شنيدن سخن خدا و شيوايى گفتار بارى تعالى، مشتاق ديدار جمال زيباى او شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 3،5،9،10
3 - اعلام گزينش موسى و برترى او بر همگان ، از سخنان خداوند با موسى در ميعادگاه مناجات
قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس
5 - خداوند با اعطاى پيام هاى خويش به موسى ( ع ) و سخن گفتن با وى ، او را بر همه مردم عصرش برترى داد .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى
حرف «باء» در «برسالتى» و «بكلامى»، «باء» استعانت است.
9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
10 - فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات
قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 253 - 3
3 - خداوند با برخى از رسولانش ( حضرت موسى ) سخن گفت .
منهم من كلّم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 19
19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . ان موسى لمّا كلّمه اللّه تكليماً . . . قال فى نفسه : « ما أرى أنّ اللّه ، عزّوجلّ خلق خلقاً أعلم منّى ! » . فأوحى اللّه ، عزّوجلّ ، إلى جبرئيل « يا جبرئيل ! أدرك عبدى موسى قبل أن يهلك و قل له : إنّ عند ملتقى البحرين رجلاً عابداً فاتبعه و تعلّم منه . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده:. .. آن گاه كه خداوند با موسى تكلم كرد... موسى در دل خود گفت: «نمى بينم كه خداى عزّوجلّ، خلقى را آفريده باشد كه از من اعلم باشد!». پس خدا به جبرئيل وحى كرد: «بنده ام، موسى را پيش از آن كه هلاك شود، درياب و به او بگو: در محل تلاقى دو دريا، مرد عابدى هست همراه اش برو و از او علم بياموز».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 13،17،18
13 - خداوند در قيامت لطف خويش را از كتمان كنندگان احكام و معارف دين دريغ كرده و با آنان سخن نخواهد گفت .
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة
جمله «ولايكلمهم اللّه» كنايه از خشم خدا و دريغ كردن لطف و رحمت است.
17- خداوند در قيامت ، عالمان متعهد و بيان كنندگان حقايق و معارف كتاب هاى آسمانى را مورد لطف خويش قرار خواهد داد و با آنان سخن خواهد گفت .
إن الذين يكتمون . .. لايكلمهم اللّه
برداشت فوق از مفهوم جمله «إن الذين . .. لايكلمهم اللّه» استفاده شده است.
18 - عالمان متعهد از تزكيه الهى برخوردار شده و در قيامت با خداوند هم سخن خواهند بود .
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة و لايزكيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 2
2 - گفتگوى مستقيم خداوند با كافران در قيامت
قال اليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 62 - 3
3 - مكالمه خداوند با مردم در قيامت
و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى
ضمير فاعل در «ينادى» و «يقول» به خداوند بازمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 65 - 3
3 - مكالمه خداوند با مردم در روز رستاخيز
و يوم يناديهم فيقول
ضمير فاعل در «ينادى» و «يقول» به خداوند باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 74 - 3
3 - سخن گفتن خداوند با مردم در روز رستاخيز
و يوم يناديهم فيقول
ضميرهاى فاعل در «ينادى» و «يقول» به خداوند بازمى گردد. مراد از «يوم» نيز روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 17
17 - گفتوگوى بى واسطه انسان ها با خداوند در قيامت
و يوم يناديهم أين شركاءى قالوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 22،23
22 - ضرورت مراقبت آدمى در مورد گفتارهاى خود درباره خداوند
بما كنتم تقولون على الله غير الحق
23 - گفتن سخن ناحق درباره خداوند، عقوبت سنگين در پى دارد.
بما كنتم تقولون على الله غير الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 82 - 2،11
2 - جنبنده شگفت و موعود الهى ، موجودى سخنگو ، داراى پيام و تذكردهنده روزگار طولانى بى ايمانى بشر
أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم أنّ الناس كانوا بايتنا لايوقنون
عبارت «أنّ الناس. ..» مى تواند به تقدير «بأنّ الناس» و متعلق به «تكلّمهم» باشد. هم چنين مى تواند به تقدير «لأنّ الناس...» و تعليل براى «أخرجنا» باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است; يعنى، آن جنبده به مردم خواهد گفت كه... .
11 - « عن أبى عمر قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إذا كان الوعد الذى قال اللّه : « أخرجنالهم دابّة من الأرض تكلّمهم » قال : ليس ذلك حديثاً و لا كلاماً و لكنّه سمة تسم من أمرها اللّه به . . . ;
از ابى عمر روايت شده: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: زمانى كه وعده الهى «أخرجنالهم دابّة من الأرض تكلّمهم» فرا رسد، تكلم آن دابّه نه به صورت حديث است و نه گفتار، بلكه علامتى است كه هر كه را خداوند امر فرموده به وسيله آن، علامت گذارى مى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 66 - 5
5 - سخن گفتن در جهنم ، براى جهنميان ، امرى ممكن است .
يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 105 - 1
1- هيچ كس در قيامت جز به اذن و رخصت خداوند سخن نخواهد گفت .
يوم يأت لاتكلم نفس إلاّ بإذنه
ضمير در «يأت» به «يوم» در آيات قبل، باز مى گردد و «يوم» در «يوم يأت» به معناى حين و زمان است. بنابراين «يوم يأت ...»; يعنى، در آن هنگام كه روز قيامت برپا شود ... . قابل ذكر است كه «لاتكلم» در اصل «لاتتكلم» بوده كه بر اساس قواعد صرفى يك «تاء» از آن حذف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 12 - 12
12 - در قيامت حتى براى مجرمان ، امكان تكلم و درخواست وجود دارد .
و لو ترى إذ المجرمون . .. ربّنا أبصرنا و سمعنا فارجعنا
فراز «ربّنا أبصرنا. ..» مقول قول مجرمان در روز قيامت و مفيد نكته بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 164 - 11
11 - سخن خداوند با موسى ( ع ) در طور سينا بصورت ايجاد صدا در درخت و قابل شنيدن براى همران آن حضرت از هر طرف
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. فخرج بهم الى طور سيناء ... فكلمه اللّه تعالى ذكره و سمعوا كلامه ... لان اللّه عزوجل احدثه فى الشجرة ثم جعله منبعثاً منها حتى سمعوه من جميع الوجوه ... .
توحيد صدوق، ص 121، ح 24، ب 8; نورالثقلين، ج 1، ص 574، ح 676.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 3
3 - آمدن نداى الهى به موسى ( ع ) از درختى واقع در جانب راست وادى طور ، هم زمان بانزديك شدن وى به آتش
فلمّا أتيها نودى من شطى الواد . .. من الشجرة
«شاطئ» به معناى «جانب» است و «الأيمن» - مقابل «الأيسر» (چپ) - صفت براى شاطئ» مى باشد. بنابراين «شاطئ الواد الأيمن»; يعنى، طرف راست وادى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 10،11،12،13،14
10 - عيسى ( ع ) برخوردار از توان سخن گويى در دوران نوزادى و خردسالى خويش
تكلم الناس فى المهد
11 - سخنان عيسى ( ع ) در كودكى گفتارى حكيمانه و همسنگ با سخنان او در دوران كهولت و كمال رشد
اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا
بديهى است كه سخن گفتن عيسى(ع) در سن كهولت نعمتى خاص براى وى نيست بنابراين عطف «كهلا» بر «فى المهد» مى تواند اشاره به اين باشد كه سخن گفتن او به هنگام نوزادى همانند دوران رشد يافتگى وى بوده است.
12 - روح القدس ، توانايى بخش عيسى ( ع ) براى گفتگوى با مردم در گهواره به هنگام بزرگسالى و آغاز دوران پيرى
اذ ايدتك بروح القدس تكلم الناس فى المهد و كهلا
«كهل» به مردى گفته مى شود كه دوران جوانى را سپرى كرده و در آغاز دوران پيرى است جمله «تكلم الناس . ..» بيان مصداقى است از جمله «ايدتك بروح القدس».
13 - توان مسيح ( ع ) بر سخن گفتن با مردم در تمامى مراحل حيات خويش - دوران شيرخوارگى و بزرگسالى - از جمله نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت
اذكر نعمتى عليك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
14 - گفتگوى عيسى ( ع ) با مردم در گهواره ، از نعمت هاى خاص الهى به مادرش مريم .
اذكر نعمتى عليك و على ولدتك . .. تكلم الناس فى المهد و كهلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 24 - 2،3،14
2- حضرت عيسى ( ع ) در شرايط سخت روحى و جسمى مادرش مريم ( س ) پس از زايمان با وى سخن گفت و او را دل دارى داد .
فحملته . .. فناديها من تحتها ألاّتحزنى
مراد از ضمير فاعلى در «نادى» - به قرينه ضمائر «فحملته فانتبذت به» در آيات قبل - حضرت عيسى(ع) است و مراد از ضمير «من تحتها» همانند ضمير «فناداها» حضرت مريم(س) است. برخى فاعل «نادى» را جبرئيل دانسته و ضمير «من تحتها» را به
«نخلة» يا «مريم» ارجاع داده اند; ولى سياق آيات با آنچه گفته شد سازگارتر است.
3- عيسى ( ع ) در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به اندوهگين نبودن توصيه كرد .
فناديها من تحتها ألاّتحزنى
14- « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى ابن مريم ( ع ) قال اللّه عزّوجلّ فيه « فناداها من تحتها ألاّتحزنى . . . » فكلّم أمّه وقت مولده ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. اين عيسى بن مريم(ع) است كه خداوند - عزّوجلّ - در باره او فرمود «فناداها من تحتها ألاّتحزنى ...» پس عيسى(ع) با مادرش به هنگام ولادت سخن گفت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 25 - 1
1- عيسى ( ع ) ، در بدو تولد ، مادرش مريم ( س ) را به تكان دادن درخت خرما و استفاده از ميوه آن راهنمايى كرد .
و هزّى إليك بجذع النخلة تسقط عليك رطبًا جنيًّا
«هزّ» به معناى حركت دادن به چپ و راست است و به قرينه «إليك» در آن معناى «متمايل ساختن» نيز تضمين شده است. بنابراين «هزّى إليك»، يعنى درخت را به جانب خود بكش و به چپ و راست تكان ده اين راهنمايى چنان چه از آيه بعد پيدا است، به منظور تأمين غذاى مريم(س) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 1،3،7
1- حضرت عيسى ( ع ) در آغاز تولد خويش ، مادرش مريم ( س ) را به خوردن خرماى تازه و نوشيدن از آب نهر فرا خواند .
فناديها من تحتها . .. تحتك سريًّا ... رطبًا جنيًّا . فكلى واشربى
3- سخن گفتن عيسى ( ع ) با مادر خود و تأمين آب و غذا به صورت خارق العاده ، زمينه هاى مسّرت و چشم روشنى مريم ( س ) و رفع نگرانى او از آينده بود .
فناديها . .. فكلى و اشربى و قرّى عينًا
«عيناً» تمييز و بيانگر مراد جدى از فاعل است و «قرّى» از ماده «قرار» (آرام گرفتن) و يا «قُرّ» (سرد شدن) است. در صورت اول جمله «قرّى عيناً»، يعنى «چشم آرميده باش» و در صورت دوم، يعنى «خنك چشم باش» (چشمت از اشك سوزان به دور باشد) و در هر صورت، كنايه از خوش دلى و شادمانى است كه چشم از نگرانى و اضطراب باز مى ايستد و از سوزش اشك اندوه، مصون مى ماند. ارتباط جمله «قرّى عيناً» با جملات قبل، گوياى برداشت فوق است.
7- عيسى ( ع ) ، وظيفه دفاع از مادر خويش در مقابل تهمت هاى مردم را به عهده گرفت .
فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن صومًا
توصيه مادر به سكوت از جانب عيسى(ع) بدان معنا بود كه او نگران دفاع از خود نباشد، چرا كه عيسى(ع) خود آن را انجام خواهد داد. سخن گفتن عيسى(ع) با مادر پس از ولادت، اين اطمينان را به مريم داده بود كه او براين كار كاملاً توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 27 - 6
6- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لمّا قالت العواتق . . . لمريم ( ع ) : « لقد جئت شيئاً فريّاً » أنطق اللّه تعالى عيسى ( ع ) عند ذلك
;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: چون دختران نورس به مريم گفتند: «لقد جئت شيئاً فريّاً» خداوند در آن هنگام زبان عيسى(ع) را به سخن گفتن گشود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 3
3- حضرت مريم ( س ) به قدرت نوزادش عيسى ( ع ) در سخن گفتن و رفع اتهامات يقين داشت .
فأشارت إليه
آمدن مريم به ميان قوم خويش، آوردن علنى و آشكار فرزند و اشاره كردن به سوى نوزاد به جاى پاسخ گويى به اتهامات، بيانگر يقين او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 30 - 1،5،11
1- نوزاد مريم ( س ) با اشاره مادرش و در حضور مردم شروع به سخن گفتن كرد .
فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه
5- تكلم عيسى ( ع ) در گهواره و معرفى خود ، از معجزات او و برهانى كافى بر پاكدامنى مريم ( س ) و مبرّابودن او از اتهامات مردم بود .
فأشارت إليه . .. قال إنّى عبداللّه
11- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : . . . و هذا عيسى بن مريم ( ع ) . . . حين أشارت إليه . . . قال : إنّى عبداللّه آتانى الكتاب » . . . أُعطى كتاب النبوة و أُوصى بالصلاة والزكاة فى ثلاثة أيّام من مولده و كلّمهم فى اليوم الثانى من مولده . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . .. و اين عيسى بن مريم(ع) است كه وقتى مريم به او اشاره كرد گفت: «إنّى عبداللّه آتانى الكتاب» ... كتابِ نبوت به او داده شد و به نماز و زكات سفارش گرديد (و اين همه) ظرف سه روز پس از ولادت او بود و در روز دوم ولادت با مردم سخن گفت...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 33 - 1
1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، برخوردارى خود را از سلامت و امنيت كامل ، در مراحل تولد ، مرگ و رستاخيز ، اعلام كرد .
والسلم علىّ يوم ولدت و يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا
«ال» در «السلام» براى استغراق خصوصيات است، يعنى سلام كامل جامع و داراى همه خصوصيات، از همين جهت اين سلام با سلام در مورد حضرت يحيى(ع) از نظر خصوصيات متفاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 2،14
2- توهم فرزند بودن عيسى ( ع ) براى خداوند ، برخاسته از تحليل نادرست ماجراى تولد و سخن گفتن معجزنماى او بود .
ذلك عيسى ابن مريم . .. ما كان للّه أن يتّخذ من ولد
نفى فرزند از خداوند پس از بيان قصه تولد عيسى(ع) مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گروهى اين نوع امور معجزه آسا را دليل فرزند خدابودن او قرار داده اند.
14- ماجراى تولد و سخن گفتن عيسى ( ع ) ، نمودى از حاكميت اراده الهى بر هستى است ; نه نشان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. إذا قضى أمرًا فإنّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 36 - 1،3
1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم
جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.
3- دعوت همه مردم به پذيرش توحيد ربوبى و پرستش خداى يگانه ، از جمله سخنان عيسى ( ع ) در گهواره
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 2
2- مشركان ، در قيامت با خداوند سخن مى گويند و از معبودهايشان شكايت مى كنند .
قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا
جمله «فألقوا إليهم القول . ..» مى تواند قرينه باشد بر اينكه سخن مشركان (قالوا ...) به عنوان شكايت ادا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 8
8 - هدايتگرى انسان ها و توان سخن گفتن با آنان از روشنترين نشانه هاى معبود راستين
ألم يروا أنه لا يكلمهم و لا يهديهم سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 42 - 2
2 - امكان سخن گفتن فرشتگان ، با غير انبياى الهى
و اذ قالت الملئكة يا مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 2
2 - سخن فرشتگان با مريم و فرمان دادن به او ، درباره اطاعت خاضعانه
و اذ قالت الملئكة . .. يا مريم اقنتى لربّك و اسجدى
ظاهراً جمله «يا مريم اقنتى»، گفتار ملائكه با حضرت مريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 45 - 1
1 - سخن گفتن ملائكه با مريم و بشارت به او ، درباره عيسى ( ع )
اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 70 - 10
10- فرشتگان ، توانا بر سخن گفتن با آدميان و درك سخنان و حالات ايشان
قالوا سلمًا . .. قالوا لاتخف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 1
1- ديدار فرشتگان با اهل بهشت و سخن گفتن آنان با ايشان
والملئكة يدخلون عليهم . .. سلم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 24
24 - « عن جعفربن محمد ( ع ) قال : لما قالت النملة « يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم . . . » حملت الريح صوت النملة إلى سليمان ( ع ) . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: هنگامى كه آن مورچه [به ساير مورچگان] گفت: «يا أيّها النمل ادخلوا مساكنكم. ..» باد صداى آن مورچه را به سليمان رسانيد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 6
6- توجه به علم همه جانبه خداوند به گفتار و اعمال موجودات جهان ، بازدارنده آدمى از حق ستيزى و گناه
أسرّوا النجوى . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض و هو السميع العليم
خداوند در پاسخ به توطئه ها و سخنان سرّى مشركان عليه اسلام، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داد كه علم همه جانبه الهى را به آنان گوشزد كند. اين حقيقت مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 51 - 4
4 - به سخن آوردن پديده هاى جهان طبيعت ، يكى از راه هاى سخن گفتن خداوند با انسان است .
أو من وراى حجاب
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه مفسران، «حجاب» را در «من وراء حجاب» به معناى پديده هاى طبيعى تفسير كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 2
2- وجود سخن و كلام در ميان موجودات آسمانى
قال ربّى يعلم القول فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 19 - 3،4
3 - سليمان ( ع ) ، قادر به شنيدن صداى مورچگان و فهم زبان آنها
فتبسّم ضاحكًا من قولها
4 - خشنودى سليمان از آگاهى به زبان مورچگان و سپاس گزارى او به درگاه خدا
فتبسّم ضاحكًا من قولها و قال ربّ أوزعنى أن أشكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 7
7 - حقانيت وعده هاى الهى مانند قدرت آدميان بر نطق ، روشن و انكارناپذير است .
و ما توعدون . .. إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون
بنابراين كه ضمير «إنّه» به «ما توعدون» بازگردد، تمثيل آيه شريفه در جهت بيان اين معنا است كه تحقق وعده هاى الهى، همان قدر روشن است كه سخن گفتن آدميان و قدرت ايشان بر نطق واضح مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 1
1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.
لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا
ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 5
5- مردم ، از واگذارشدن پاسخ اتهامات از سوى مريم ( س ) به نوزادش عيسى ( ع ) ، شگفت زده شده و آن را باور نكردند .
فأشارت إليه قالوا كيف نكلّم من كان فى المهد صبيًّا
استفهام در آيه انكارى است. اين انكار را چندين تأكيد نيز همراهى مى كند: 1) فعل «كان» كه در اين موارد بر ماضى دلالت ندارد، بلكه استقرار و ثبوت را مى فهماند; 2) قيد «فى المهد» كه نشانه ناتوانى عيسى(ع) از هرگونه حركتى است; 3) قيد «صبيّاً» كه با وجود «فى المهد» نيازى به آن نبود، ولى گويندگان آن را به منظور تأكيد انكار و تعجبشان افزودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 29 - 6
6- زبان گشودن كودكى آرميده در گهواره و تشريح ماجراى ميلاد خويش ، براى قوم مريم قابل تصور نبود .
كيف نكلّم من كان فى المهد صبيًّا
«مهد» گهواره يا هر مكان ديگرى است كه براى آرميدن كودك اختصاص يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 10 - 7
7- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم ، امرى اعجازى بود ، نه معلول نقصى در زبان يا جسم او .
قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا
«سوىّ» به كسى گفته مى شود كه اخلاق و خلقت او در حد اعتدال باشد، نه كمبودى داشته باشد و نه از حد تجاوز كرده باشد (مفردات راغب) و براين مبنى كه «سويّاً» حال باشد، براى فاعل «تكلّم» كه زكريا است، مفاد آيه اين مى شود. «تو در حالى كه سالم هستى، با مردم سه شبانه روز سخن نخواهى گفت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 92 - 3
3 - مشركان عصر ابراهيم ، پرستشگر معبودهايى ناتوان از خوردن و گفتوگو كردن
فقال ألا تأكلون . ما لكم لاتنطقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 6
6 - قيامت ، داراى غم و اندوه كشنده و زجرآور ، به گونه اى كه كسى ناى سخن گفتن و فرياد زدن ندارد .
إذ القلوب لدى الحناجر كظمين
«كاظم» (مفرد «كاظمين») اسم فاعل از «كظم» به معناى فردى است كه نفسش در گلو حبس شده باشد. «كاظمين»; يعنى، كسانى كه ساكت اند و قادر به سخن گفتن نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 10 - 5،6
5- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم به مدت سه شبانه روز كامل ، نشانه اى الهى بر زمان تحقق يافتن بشارت فرزند بود .
قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا
«سويّاً» يا صفت براى «ثلاث ليال» است و يا حال براى فاعل «ألاّ تكلّم» و در هر دو صورت مراد از «سه شب» سه شبانه روز است. آيه چهل و يكم سوره آل عمران شاهد اين معنا است. فعل «ألاّ تكلّم» فعل نفى است و مراد از آن، تكليف زكريا به سكوت نيست، بلكه از صادر نشدن سخنى از زكرياخبر مى دهد.
6- زكريا ( ع ) ، در روز هاى ناتوانىِ از سخن گفتن با مردم ، به عبادت و ذكر خداوند ، قدرت داشت .
ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا
واژه «الناس» نشان مى دهد كه عجز زكريا، تنها از سخن گفتن با مردم بوده است و نه به طور مطلق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 11 - 2
2- زكريا ( ع ) پس از سكوت سه روزه و ناتوانى از سخن گفتن با مردم ، از عبادتگاه بيرون آمد و نزد مردم حاضر شد .
فخرج على قومه من المحراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 164 - 12
12 - تكلم خداوند با موسى ( ع ) به وسيله ايجاد سخن بدون به كارگيرى زبان و دهان
و كلم اللّه موسى تكليماً
امام رضا(ع) درباره سخن گفتن خداوند با موسى(ع) فرمود: . .. كلام الخالق للمخلوق ليس ككلام المخلوق لمخلوق و لايلفظ بشق فم و لسان و لكن يقول له «كن» فكان بمشيته ما خاطب به موسى من الامر و النهى من غير تردد فى نفس.
احتجاج طبرسى، ج 2، ص 185; نورالثقلين، ج 1، ص 575، ح 681.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 4
4 - لجاجت پيشگان، حتى در صورت سخن گفتن مردگان با ايشان و شهادت بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند.
و لو أننا . .. و كلمهم الموتى ... ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 2
2- آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .
و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى
هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 4،10،13
4 - اعطاى قدرت نطق و سخن گويى ، به اعضاى انسان در قيامت ، به اراده خداوند
قالوا أنطقنا اللّه
10 - آفرينش انسان به وسيله خداوند ، دليل قدرت او بر اعطاى نطق به اعضا و جوارح آدمى
قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة
13 - آفريدگار جهان و برپادارنده قيامت ، قادر به ايجاد نطق و شعور در اعضا و جوارح انسان
قالوا أنطقنا اللّه . .. و هو خلقكم أوّل مرّة و إليه ترجعون
جمله «و هو خلقكم» به منزله دليلى بر قدرت خداوند در ايجاد نطق و سخن در اعضا و جوارح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 21 - 5
5 - خداوند ، اعطا كننده قدرت نطق و سخن گويى به هر موجود
الذى أنطق كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 4 - 1
1 - تكلم و قدرت بيان مفاهيم ، از نعمت هاى مهم الهى براى انسان
الرحمن . .. علّمه البيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 4 - 3
3 - مطالعه در نظام سخن گويى و بيان آدمى ، راهگشاى انسان به سوى معرفت خداوند و رحمت او
الرحمن . .. علّمه البيان
از اين كه خداوند تعليم بيان را به خود نسبت داده، ممكن است در مقام تذكر اين حقيقت به انسان ها باشد كه قدرت بيان، امرى خود شكل يافته نيست و اگر تدبير و تقدير الهى و نيز رحمت او نبود، آدمى همچون ديگر موجودات قادر به تكلم و بيان مقاصد خويش نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 16 - 4
4 - پرندگان ، داراى نطق و گفتارى خاص
علّمنا منطق الطير