علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 30

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 30

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- تاريخ مقارن بعثت

1- تاريخ مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 2

2 - نامحدود بودن دفعات طلاق رجعى در جاهليّت و محدود شدن آن در اسلام

الطّلاق مرّتان

با توجّه به شأن نزول: كان الرجل فى الجاهليّة اذا طلّق امرأته ثم راجعها قبل ان تنقضى عِدّتها . .. و إن طلقها الف مرّة ... فذكرت ذلك لرسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فنزلت: «الطلاق مرّتان ... ». (مجمع البيان، ذيل آيه.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 9

9 - وجود آياتى تحريف نشده در كتاب هاى آسمانى اهل كتاب ، تا عصر بعثت

من اهل الكتب امّة قائمة يتلون ءايت اللّه

چون آيه درباره اهل كتاب است، منظور از «ايات اللّه»، مى تواند تورات و انجيل باشد و ارزش تلاوت آنها، بيانگر عدم تحريف آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 1 - 13

13 - رواج سوگند به خداوند در عصر بعثت

و اتّقوا اللّه الّذى تسآءلون به

2- تاريخ مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 4،6

4 - بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در عصرى بود كه مردمِ آن و پدرانشان هيچ پيامبرى را درك نكرده و از وجود رسولان الهى محروم بودند .

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم

گفتنى است طبق آيات گوناگون از جمله آيه 24 سوره فاطر (و إن من أُمّة إلاّ خلا فيها نذير) تمامى امت ها از انذارگران الهى برخوردار بودند. بنابراين مقصود از آيه شريفه، اين نيست كه مردم عصر رسالت، در تمامى اعصار گذشته از وجود پيامبران الهى محروم بودند; بلكه مقصود پدران نزديك آنان است و يا مراد اين است كه هيچ پيامبرى به صورت مباشر و از نزديك به هدايت آنان نپرداخته است.

6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 11

11 - وجود مذاهب و اديان گوناگون در جزيرة العرب به هنگام بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليظهره على الدين كلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 2،9

2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن

هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 5

5 - ايمان به قرآن در ميان مردم ، در نيمه نخست رسالت ( مكّه ) بسيار اندك بود .

قليلاً ما تؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در عصر بعثت ، نامدار و بلندآوازه ساخت و آن حضرت را در اوج شهرت قرار داد .

و رفعنا لك ذكرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مخالفانى متشكل و متحد با يكديگر داشت .

فليدع ناديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 16

16 - گمراهى مردم ، پيش از اسلام

و ان كنتم من قبله لمن الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 22

22 - جامعه جاهلى عصر بعثت ، هيچ حقى را براى زنان معتبر نمى شمرد .

و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف

با توجّه به اينكه حقوق مردان بر زنان (عليهنّ) را مُسلّم گرفته و در صدد اثبات حقوق زنان بر مردان (لهنّ) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 13،15،22

13 - مسلمانان قبل از پذيرش اسلام ، گرفتار پراكندگى ، تفرقه ، جنگ و خصومت

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

15 - اخوت و برادرى مسلمانان در سايه اسلام ، پس از تاريخى آكنده از دشمنى و كينه ، برهان خداوند براى فرمان به اعتصام به ريسمان الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. واذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوب

22 - جامعه جزيرة العرب در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تفرقه و نزاع ، در معرض نابودى و هلاكت

و كنتم على شفا حفرة من النار

بنابراينكه «النار»، استعاره از هلاكت و نابودى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 12،13

12 - گمراهى آشكار مردم ، پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

13 - هواپرستى و رواج ضدارزش ها ، جهل و محروميّت از تعاليم دين ، از جلوه هاى گمراهى مردم ، پيش از ظهور پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 7

7 - دعوت خدا و رسول او ، مورد تكذيب مردم در نيمه نخست بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم فقد كذّبتم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مكه نازل گرديده است كه نيمه نخست رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در آن قرار داشت. بنابراين خطاب «كذّبتم» به مردم همين دوره از رسالت خواهد بود.

2- تاريكي

1- آثار تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 17 - 3

3 - ماهيت شب و گسترش تاريكى آن بر موجودات و نقش آن در گرد هم آمدن جانداران ، شگفت و با عظمت است .

و الّيل و ما وسق

2- ابزار راهيابى در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 1

1 - خداوند ستارگان را براى راهيابى انسان در ظلمتهاى دشت و دريا قرار داده است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر

3- انشقاق تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 3

3 - قدرت خداوند بر شكافتن تاريكى شب به وسيله سپيده صبح ، دليل توانمندى او بر خنثى ساختن تهديد هاى پوشيده و توطئه هاى سرّى و شبانه دشمن

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ غاسق إذا وقب

آيات بعد، قرينه بر اين است كه مراد از خطرهاى شبانه، برنامه ريزى هاى كاملاً محرمانه دشمن در شب است.

4- اهميت تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 40 - 6

6 - توالى شب و روز و نور و تاريكى در زندگى انسان ، جلوه قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم الّيل . .. لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الّيل سابق النهار ..

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است; چنان كه در آيه 37 نيز به آن تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 8

8 - اهميت نور ، تاريكى ، آب و هوا در حيات زمين

و اختلف الّيل و النهار و ما أنزل اللّه . .. و تصريف الريح

5- پيدايش تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 4

4 - پيدايش مراحل گوناگون در طبيعت ( شفق ، تاريكى شب و نور ماه ) ، نشانى از امكان تغيير و تحول در نظام حيات بشر در دنيا و آخرت

فلا أقسم . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

در قسم هاى قرآن، تناسب بين محتواى قسم و غرض از آن رعايت شده است و در اين مجموعه آيات نيز براى تأكيد بر تغيير حالات انسان، به تغييرات تكوينى سوگند ياد شده است.

6- تاريكى بچه دان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 11،26

11 - جنين ، پوشيده از سه ظلمت ( بچه دان ، رحم و شكم )

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

مفسران يادآور شدند كه مقصود از «ظلمات ثلاث» ظلمت هاى بچه دان، رحم و شكم مادران است و روايت امام باقر(ع) مؤيد همين برداشت است (مجمع البيان، ذيل آيه و نورالثقلين، ج 4، ص 477، ح 11).

26 - « فى مجمع البيان : « فى ظلمات ثلاث » ظلمة البطن و ظلمة الرحم و ظلمة المشيمة . . . و هو المروى عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان آمده است كه مراد از «ظلمات ثلاث» (تاريكى هاى سه گانه)، تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى كيسه جنين مى باشد و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

7- تاريكى رحم(زهدان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 10،11،26

10 - تطور و تكامل تدريجى انسان در تاريكى شكم مادر

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم خلقًا من بعد خلق

جمله «خلقاً من بعد خلق» (آفرينشى پس از آفرينش)، به تطور و تكامل تدريجى نطفه در رحم مادران اشاره دارد.

11 - جنين ، پوشيده از سه ظلمت ( بچه دان ، رحم و شكم )

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

مفسران يادآور شدند كه مقصود از «ظلمات ثلاث» ظلمت هاى بچه دان، رحم و شكم مادران است و روايت امام باقر(ع) مؤيد همين برداشت است (مجمع البيان، ذيل آيه و نورالثقلين، ج 4، ص 477، ح 11).

26 - « فى مجمع البيان : « فى ظلمات ثلاث » ظلمة البطن و ظلمة الرحم و ظلمة المشيمة . . . و هو المروى عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان آمده است كه مراد از «ظلمات ثلاث» (تاريكى هاى سه گانه)، تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى كيسه جنين مى باشد و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

8- تاريكى ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 2 - 1،4

1 - در آستانه قيامت ، تمام ستارگان تيره و بى فروغ خواهند شد .

و إذا النجوم انكدرت

كدورت هر چيز، به معناى از بين رفتن صافى و شفافيت آن است (مصباح) و نتيجه ايجاد «كدورة» را «انكدار» مى گويند. بنابراين ستارگان تحت تأثير عواملى كدركننده، قرار گرفته و صفا و جلاى خود را از دست داده، تاريك خواهند شد.

4 - « عن أبى مريم انّ النبى (صلی الله علیه و آله) قال : فى قوله « و إذا النجوم انكدرت » قال : انكدرت فى جهنم ;

از ابى مريم روايت شده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و إذا النجوم انكدرت» فرمود: ستارگان در جهنم بى فروغ و تاريك

خواهند شد».

9- تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 1

1 - خداوند شكافنده صبح از دل تيره شب است.

فالق الإصباح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 2

2 - خداوند شب را تاريك و روز را ، روشن قرار داده است .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 5

5- خداوند ، پيوسته تاريكى شب را بر چهره روز مى پوشاند .

يغشى الّيل النهار

«اغشاء» (مصدر يغشى) به معناى پوشانيدن و ساتر قرار دادن است. آوردن فعل «يغشى» به صيغه مضارع در مقابل آوردن «مدّ» و «جعل» به صيغه ماضى، براى رساندن استمرار پوشانيدن شب بر چهره روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 10 - 4

4- خداوند به همگان - آنان كه در تاريكى هاى شب كاملاً پنهانند و يا در روز روشن آشكارند - آگاه است .

و من هو مستخف بالّيل و سارب بالنهار

«استخفاء» (مصدر مستخف) و «خفاء» هر دو به معناى پنهان بودن است، با اين تفاوت كه «استخفاء» حاكى از تأكيد مى باشد. «سَرَب» به معناى راه است و «سارب» به كسى كه راه را مى پيمايد گفته مى شود و از آن جا كه راه و طى كننده آن معمولاً بر انسانها مخفى نيست - خصوصاً كه در روز باشد - مى توان گفت: «سارب» در آيه شريفه به قرينه مقابله آن با «مستخف» كنايه از «آشكار» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 5،15

5- انسان ، در پرتو روشنى روز - در پى تاريكى شب - از روزى و فضل خداوند بهره مند مى شود .

فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة لتبتغوا فضلاً من ربّكم

15- « يزيدبن سلام . . . سأل رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقال له : . . . فما بال الشمس و القمر لايستويان فى الضوء و النور ، قال : . . . أمر الله تعالى جبرئيل : أن يمحو ضوء القمر فمحاه . . . و ذلك قول الله عزّوجلّ : « و جعلنا الليل و النهار آيتين فمحونا آية الليل و جعلنا آية النهار مبصرة . . . » . . . ;

يزيدبن سلام از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كرد، پس به حضرت گفت:. .. چگونه است كه خورشيد و ماه در نور و روشنايى با هم مساوى نيستند؟ حضرت جواب فرمود:... خداوند تعالى به جبرئيل فرمان داد تا نور ماه را محو كند، پس او نور ماه را محو كرد ... و آن همان سخن خدا است كه فرمود: «و جعلنا الليل و النهار آيتين فمحونا آية الليل و جعلنا آية النهار مبصرة...»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 5

5 - توانايى خدا بر تاريك قرار دادن زمين و محروم ساختن مردم از روشنايى روز تا برپايى قيامت

أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا إلى يوم القيمة

10- تاريكى شكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 11،26

11 - جنين ، پوشيده از سه ظلمت ( بچه دان ، رحم و شكم )

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

مفسران يادآور شدند كه مقصود از «ظلمات ثلاث» ظلمت هاى بچه دان، رحم و شكم مادران است و روايت امام باقر(ع) مؤيد همين برداشت است (مجمع البيان، ذيل آيه و نورالثقلين، ج 4، ص 477، ح 11).

26 - « فى مجمع البيان : « فى ظلمات ثلاث » ظلمة البطن و ظلمة الرحم و ظلمة المشيمة . . . و هو المروى عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان آمده است كه مراد از «ظلمات ثلاث» (تاريكى هاى سه گانه)، تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى كيسه جنين مى باشد و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

11- تاريكى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 1،2،5

1 - عرصه قيامت ، فرو رفته در ظلمت و تاريكى

يوم يقول المنفقون و المنفقت للذين ءامنوا انظرونا نقتبس من نوركم

آيه قبل در بيان اين معنا بود كه مؤمنان، در پيمودن مسير خود به بهشت از نور خودشان استفاده مى كنند. در اين آيه بيان مى دارد كه منافقان، براى پيمودن مسير خود در قيامت، فاقد نور بوده و دست به دامان مؤمنان مى زنند تا از نور آنان بهره گيرند.

گفتنى است نياز به همراه داشتن نور، در صورتى صحيح است كه انسان در جاى تاريك قرار گرفته باشد.

2 - حركت در عرصه تاريك قيامت ، نيازمند داشتن نور و روشنايى از خود

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

5 - منافقان ، فاقد نور و روشنايى در ظلمت قيامت

يوم يقول المنفقون . .. انظرونا نقتبس من نوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 10،11

10 - انسان ، براى گذار از ظلمات قيامت ، بايد از خود نورى داشته باشد كه راه را براى او روشن كند .

و يجعل لكم نورًا تمشون به

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «تمشون»، پيمودن راه در عرصه قيامت باشد.

11 - خداوند ، در قيامت به مؤمنان تقواپيشه نورى عطا خواهد كرد كه در پرتو آن از ظلمات قيامت گذر كنند .

و يجعل لكم نورًا تمشون به

12- تبعى بودن تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 8

8 - پديده ظلمت و نور در جهان، نظامى تابع آفرينش آسمانها و زمين

الحمد للّه الذى خلق السموت . .. و جعل الظلمت و النور

در اين آيه آفرينش آسمان و زمين با فعل «خلق» بيان شده، ولى درباره ظلمت و نور از فعل «جعل» استفاده شده است. توجيه اين تفاوت، به گفته برخى از مفسران، تبعى بودن آفرينش نور و ظلمت نسبت به مجموعه هستى است.

13- تشبيه به انشقاق تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

14- تشبيه به باران در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

15- تشبيه به برق در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

16- تشبيه به تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

17- تشبيه به تاريكى درياى طوفانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعملهم . .. كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

18- تشبيه به رعد در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

19- تعدد تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 6

6 - تعدد تاريكيها و گمراهيها و وحدت نور و هدايت در جهان آفرينش

و جعل الظلمت و النور

جمع آوردن «ظلمات» در برابر «نور» به صورت مفرد مى تواند اشاره به تعدد راههاى گمراهى و يگانه بودن راه مستقيم هدايت باشد.

20- جنين در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 11،26

11 - جنين ، پوشيده از سه ظلمت ( بچه دان ، رحم و شكم )

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

مفسران يادآور شدند كه مقصود از «ظلمات ثلاث» ظلمت هاى بچه دان، رحم و شكم مادران است و روايت امام باقر(ع) مؤيد همين برداشت است (مجمع البيان، ذيل آيه و نورالثقلين، ج 4، ص 477، ح 11).

26 - « فى مجمع البيان : « فى ظلمات ثلاث » ظلمة البطن و ظلمة الرحم و ظلمة المشيمة . . . و هو المروى عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان آمده است كه مراد از «ظلمات ثلاث» (تاريكى هاى سه گانه)، تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى كيسه جنين مى باشد و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

21- خالق تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 1

1 - ستايش مخصوص خداوند آفريدگار آسمانها و زمين و پديدآورنده تاريكيها و نور است.

الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض و جعل الظلمت و النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 1

1 - تنها خداوند پديدآورنده آسمانها و زمين و برقرار كننده نور و ظلمت، آفريدگار آدمى است.

الحمد للّه الذى خلق . .. هو الذى خلقكم من طين

معرفه بودن مسنداليه «هو» و مسند «الذى» مفيد حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 2

2 - خداوند ، شب و تاريكى آن را پديد آورده است .

و جعلنا الّيل لباسًا

22- خلقت تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 2

2 - آفرينش آسمانها و زمين و پديدآوردن نور و ظلمت به دست خداوند، دليل اختصاص ستايش به اوست.

الحمد للّه الذى خلق

«الذى خلق»، صفت «اللّه» و بيان وجه اختصاص حمد به اوست و اين تعليق، كه به گفته اهل ادب تعليق حكم «الحمدللّه» بر وصف «الذى خلق» است، بيانگر انحصار شايستگى ستايش به آفريننده هستى است.

23- زوال تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 2

2- از ميان رفتن تاريكى شب با آمدن روشنايى روز ، نشانه اى از تدبير خداوند است .

فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

24- سوگند به تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 4 - 2،3

2 - سوگند خداوند ، به هنگامى كه شب ، خورشيد را مى پوشاند .

و الّيل إذا يغشيها

در برداشت ياد شده، مرجع ضمير مفعولى در «يغشاها»، «الشمس» دانسته شده است.

3 - پيدايش شب و تاريك شدن زمين به وسيله آن ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

و الّيل إذا يغشيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 2 - 1،2،3

1 - سوگند خداوند ، به شب ، هنگام سيطره كامل تاريكى آن بر موجودات

و الّيل إذا سجى

«سجى الّيل»; يعنى، شب با تاريكى خود ساتر شد و پوشاند(مصباح). اصل اين كلمه، بر آرامش يافتن و انطباق كامل دلالت دارد. (مقاييس اللغة)

2 - شب و سيطره افكندن تاريكى آن بر موجودات ، از نعمت هاى بزرگ الهى و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

3 - آرامش موجودات در شب ، نعمتى بزرگ و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

«آرامش يافتن» (يكى از معانى ذكر شده براى «سَجْو») در آيه شريفه به شب اسناد يافته است. اين اسناد يا حقيقى است; يعنى، با سيطره كامل تاريكى، گويا شب از پيشروى باز ايستاده است و يا اسناد مجازى است و شب آرام به معناى بى تحرّك بودن موجودات در شب است.

25- سوگند به موجودات در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 17 - 1،2

1 - سوگند خداوند به شب و تمامى موجودات پراكنده اى كه تاريكى شب آنها را گرد هم جمع مى كند .

و الّيل و ما وسق

واژه «وَسْق» به معناى جمع كردن چيزهايى است كه متفرق باشند(مفردات). گويا مراد جمع شدن جاندارانى است كه با فرارسيدن تاريكى شب، از همه طرف به محل استراحت خود مى روند.

2 - سوگند خداوند ، به هر چه تاريكى شب آن را فراگيرد . *

و ما وسق

«ما» در «ما وسق»، موصول است و ضميرى كه به آن برمى گردد، در كلام نيامده است. مصداق «ما وسق»، ممكن است تمام موجودات جاندار و بى جان باشد كه تاريكى شب، آنها را زير پرده سياه خود جمع مى كند.

26- عظمت تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 4 - 3

3 - پيدايش شب و تاريك شدن زمين به وسيله آن ، داراى عظمتى درخور سوگند خداوند است .

و الّيل إذا يغشيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 1 - 2

2 - پديده شب و گسترش تاريكى آن بر موجودات ، داراى عظمتى درخور

و الّيل إذا يغشى

27- عوامل تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 37 - 2

2 - با رفتن روشنايى روز ، اهل زمين ناگهان در تاريكى فرو مى روند .

الّيل نسلخ منه النهار فإذا هم مظلمون

28- فلسفه سوگند به تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 3 - 7

7 - خداوند ، در تأكيد بر قطع نشدن ارتباط او با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ناخرسند نبودن از آن حضرت ، به نور خورشيد و تاريكى شب سوگند ياد كرده است .

و الضحى . و الّيل إذا سجى . ما ودّعك ربّك و ما قلى

اين آيه، جواب قسم هايى است كه در آغاز سوره آمده بود.

29- فوايد تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 3

3 - نقش سازنده تاريكى شب ، در آرامش يافتن انسان ها

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه

در جمله «اللّه الذى جعل لكم الليل . ..» - به قرينه آمدن «مبصراً» در «والنهار مبصراً» - كلمه «مظلماً» محذوف است; يعنى، «جعل الليل مظلماً لتسكنوا». براين اساس گفتن اين نكته كه شب را تاريك قرار داديم - با آن كه اين نكته اى روشن است - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 3

3 - فراهم شدن زمينه استراحت براى انسان ، در اثر ناپيدا بودن موجودات در تاريكى شب ، از نعمت هاى خداوند به او است .

و جعلنا الّيل لباسًا

30- قدرت بر انشقاق تاريكى ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 5

5 - توانايى خداوند بر شكافتن تاريكى ها با سپيده صبح ، دليل قدرت او بر نجات انسان از خطر حسودان

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد

31- گسترش تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 1 - 2

2 - پديده شب و گسترش تاريكى آن بر موجودات ، داراى عظمتى درخور

و الّيل إذا يغشى

32- منشأ تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 2،3،6،8

2 - آفرينش شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، بر اثر جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، تنها به قدرت خدا است .

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- معرفه بودن مبتدا و خبر (هو الذى جعل) بيانگر قصر مى باشد. 2- آيه شريفه در مقام بيان قدرت خدا است.

3 - آفرينش شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى بر اثر جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، از نشانه هاى قدرت خدا است .

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة

6 - آفرينش شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى براى انسان ، سپاس برانگيز است .

و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا

«شكور» مصدر و مرادف واژه «شكر» است.

8 - شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، از نعمت هاى الهى و شايسته سپاس و تشكر

و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا

يادآورى سپاس گزارى انسان پس از بيان آفرينش شب و روز براى آدمى، گوياى برداشت فوق است.

33- منشأ تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 29 - 1

1 - تاريك ساختن شب در فضاى آسمان ، كار خداوند و نشانه قدرت او است .

و أغطش ليلها

«أغطش»; يعنى، تاريك ساخت (مفردات راغب). ارجاع ضمير «ليلها» به آسمان، به اين جهت است كه منشأ پيدايش شب، وضعيت اجرام آسمانى است.

34- نعمت تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 40 - 5

5 - توالى شب و روز و پديدار شدن نور و تاريكى در زندگى ، از نعمت هاى الهى براى بشر است .

لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر . .. و كلّ فى فلك يسبحون

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام امتنان و برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.

35- نعمت تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 4 - 4

4 - تاريك شدن زمين در شب ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها

و الّيل إذا يغشيها

تأثير سوگند، زمانى است كه مخاطب، مورد سوگند را محبوب خود بيابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 2 - 2

2 - شب و سيطره افكندن تاريكى آن بر موجودات ، از نعمت هاى بزرگ الهى و داراى عظمتى درخور سوگند خداوند

و الّيل إذا سجى

36- نعمت گسترش تاريكى شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 1 - 3

3 - گستردگى تاريكى شب ، از نعمت هاى خداوند براى انسان ها است .

و الّيل إذا يغشى

تأثير سوگند، زمانى است كه مخاطب، مورد سوگند را محبوب خود بيابد.

37- نقش تاريكى رحم(زهدان)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 14

14 - تأثير تاريكى شكم مادران ، در رشد جنين و نطفه انسان

يخلقكم فى بطون أمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

تعبير ظلمات از بچه دان، رحم و شكم، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.

3- تاكستان

1- اهميت تاكستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 34 - 1،2

1 - خداوند ، باغ هايى از خرما و انگور در زمين آفريده است .

و جعلنا فيها جن-ّت من نخيل و أعنب

2 - نخلستان ها و تاكستان ها ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .

و ءاية لهم . .. و جعلنا فيها جنّ-ت من نخيل و أعنب

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درصدد ارائه نمونه هايى از قدرت خدا و نيز برشمردن نعمت هاى الهى براى بشر است.

2- درخواست تاكستان از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1،4

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

3- زيبايى تاكستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 32 - 3

3- در اختيار داشتن باغ هايى از انواع انگور ، محصور شده در ميان نخل ها و كشت زارهايى در پيرامون آن ، از دلرباترين صحنه ها براى آدمى است .

4- عوامل پيدايش تاكستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 3

3 - روان شدن چشمه ها ، از عوامل پيدايش باغ ها و به ثمر نشستن درختان نخل ، انگور و . . . است .

و جعلنا فيها جنّ-ت . .. و فجّرنا فيها من العيون . ليأكلوا من ثمره

جمله «ليأكلوا من ثمره» متعلق به «جعلنا» است و قرار گرفتن آن پس از جمله «فجّرنا فيها من العيون»، مى تواند حاكى از اين نكته باشد كه روان شدن چشمه ها، نقش اساسى در به ثمر نشستن باغ ها و درختان نخل و انگور دارد.

5- فوايد تاكستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 1

1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .

و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره

6- منشأ خلقت تاكستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 34 - 1

1 - خداوند ، باغ هايى از خرما و انگور در زمين آفريده است .

و جعلنا فيها جن-ّت من نخيل و أعنب

4- تأليف قلوب

1- تأليف قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 9،10،11،19،20،26،29

9 - تأليف قلوب ، اتحاد ميان مردمان و برداشتن دشمنى از ميانشان ، از جمله اهداف انبيا

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

10 - خداوند ، پيوند دهنده دلها

فالّف بين قلوبكم

11 - قلب ، كانون روابط و پيوند هاى عاطفى ( عداوت و محبّت ) ، ميان افراد جامعه

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

19 - برادرىِ مسلمانان در پرتو پيوند دل هاى آنان است و اين پيوند ، نتيجه اعتصام به ريسمان الهى است .

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً . .. فالّف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً

به مقتضاى «فاء»، برادرى، فرع بر تأليف و تأليف نيز فرع بر اعتصام است.

20 - خداوند ، مُنجى مؤمنان ازپرتگاه آتش تفرقه و خصومت ، به سوى وحدت و اُلفت ميان دلها

و كنتم على شفا حفرة من النار فانقذكم منها

بنابراينكه جمله «و كنتم على شفا حفرة من النار»، تفسير جمله «اذ كنتم اعداء» باشد.

26 - ايجاد وحدت پس از تفرقه ، و اُلفت ميان دل ها و برادرى ميان افراد جامعه پس از دشمنى ها ، از آيات خداوند براى بندگان

اذ كنتم اعداء . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته

29 - وحدت و اُلفت ميان دل ها ، برادرى ميان افراد يك جامعه و نيز يادآورى اين قبيل نعمت ها ، از زمينه هاى هدايت انسانها

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً . .. لعلكم تهتدون

بنابراينكه «لعلكم»، غايت تمامى مطالب مطرح شده در آيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 2،3

2 - اتّحاد ، اعتصام به ريسمان الهى و اُلفت بين دل ها و برادرى ميان اهل ايمان ، از مصاديق خير و نيكى

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير

لام در «الخير» مى تواند عهد ذكرى و اشاره به مطالب آيه قبل باشد و يا به مقتضاى ارتباط دو آيه، ويژگيهاى ذكر شده در آيه قبل از مصاديق مورد نظر كلمه «خير» باشد.

3 - ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت جامعه به اتحاد و اُلفت ميان دل ها و برادرى ميان آنها

و اعتصموا بحبل اللّه . .. و لتكن منكم امة يدعون الى الخير

2- آثار تأليف قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 5

5 - وحدت و الفت قلبى ميان افراد جامعه ، زمينه ساز پيروزى آنان در مبارزه با دشمنان خويش

هو الذى أيدك بنصره و بالمؤمنين. و ألف بين قلوبهم

3- اهميت تأليف قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 2،12،13

2 - وجوب صرف صدقات بر تأليف قلوب ، آزادى بردگان ، بدهكاران ، راه خدا و در راه ماندگان

إنما الصدقت . .. و المؤلفة قلوبهم و فى الرقاب و الغرمين و فى سبيل اللّه و ابن ال

12 - بناى اسلام بر جذب هر چه بيشتر انسان ها و متمايل ساختن دل ها به دين حق است .

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

13 - بهره گيرى از امكانات اقتصادى در جهت جذب قلب ها و متمايل ساختن انسان ها به اسلام ، از وظايف حكومت اسلامى

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

با توجه به اينكه صدقات در اختيار حكومت مى باشد و خداوند تأليف قلوب را يكى از مصارف زكات قرار داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

4- تأليف قلوب اعراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 7

7 - ايجاد الفت و محبت بين قبايل عرب با صرف تمامى ثروت دنيا ، امرى ناممكن و غير قابل دستيابى ، حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لو أنفقت ما فى الأرض جميعا ما ألفت بين قلوبهم

5- تأليف قلوب مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 14،15

14 - حاكميت الهى بر قلب ها و ايجاد الفت ميان مؤمنان ، نمودى از عزت و حكمت الهى

و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم

15 - تأليف قلوب مؤمنان ، كارى است حكيمانه .

ألف بين قلوبهم . .. إنه عزيز حكيم

6- زمينه تأليف قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 13

13 - بهره گيرى از امكانات اقتصادى در جهت جذب قلب ها و متمايل ساختن انسان ها به اسلام ، از وظايف حكومت اسلامى

إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم

با توجه به اينكه صدقات در اختيار حكومت مى باشد و خداوند تأليف قلوب را يكى از مصارف زكات قرار داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.

7- عوامل تأليف قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 2،3،7،8،13

2 - خداوند ايجادكننده الفت و محبت ميان مؤمنان صدر اسلام

و ألف بين قلوبهم

3 - امتنان الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سبب ايجاد الفت در قلب مؤمنان نسبت به يكديگر

و ألف بين قلوبهم . .. ما ألفت بين قلوبهم

7 - ايجاد الفت و محبت بين قبايل عرب با صرف تمامى ثروت دنيا ، امرى ناممكن و غير قابل دستيابى ، حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لو أنفقت ما فى الأرض جميعا ما ألفت بين قلوبهم

8 - ايجاد الفت و محبت ميان مؤمنان عصر بعثت ، امرى خدايى و غير قابل دستيابى به وسيله امكانات مادى

و ألف بين قلوبهم لو أنفقت ما فى الأرض جميعا ما ألفت بين قلوبهم و لكن اللّه ألف

13 - ايجاد الفت و محبت بين مؤمنان ، پرتوى از عزت و حكمت خداوند

و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم إنه عزيز حكيم

8- نعمت تأليف قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 1

1 - مؤمنان عصر بعثت برخوردار از نعمت الفت و دوستى نسبت به يكديگر

و ألف بين قلوبهم

5- تأمين معاش

1- تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 10

10 - امكانات مادى ، و تمايل به آنها ، فقط وسيله اى براى گذران زندگانى دنياست و هدف آفرينش نيست .

زيّن للنّاس ذلك متاع الحيوة الدّنيا

2- ابزار تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 1

1- خداوند ، انواع وسايل معيشت و زندگى آدميان را ، در زمين قرار داده است .

و الأرض مددنها . .. و جعلنا لكم فيها معيش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 21 - 2

2- رويش متناسب گياهان و پديده هاى معدنى و اعطاى مواهب و وسايل معيشت ، از خزانه الهى است .

و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون. و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين . و إ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 10

10- آب باران ، از وسايل معيشت خدادادى براى انسانها

و جعلنا لكم فيها معيش . .. فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

3- استفاده از ابزار تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 6

6 - بهره مندى از اوج رفاه و ثروت ، بدون اسباب و علل ، ناسازگار با قانون بهره گيرى از ابزار و وسايل در تأمين معيشت *

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. معارج عليها يظهرون

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد.

4- اهميت اعتدال در تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 7

7- رعايت اعتدال در معيشت و تأمين زندگى و پرهيز از افراط و تفريط در آن ، امرى شايسته و لازم

لاتجعل يدك مغلولة . .. و لاتبسطها كلّ البسط

5- اهميت تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 4

4 - ضرورت تأمين هزينه زندگى ، هر چند همراه با تلاش و تحمّل شدائد باشد .

لا يستطيعون ضرباً فى الارض

كلمه «ضرباً فى الارض» كنايه از تلاش است كه طبعاً همراه تحمّل شدائد خواهد بود و چون توانمند بر تلاش به مقتضاى «لا يستطيعون . .. » نمى تواند از مصارف انفاق باشد، الزاماً بايد براى تأمين مخارج زندگى كوشش نمايد، هر چند با تحمّل شدائد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 21

21 - تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

يبتغون فضلا من ربهم

از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 18

18 - تأمين محل سكونت و اسباب معيشت پيش از امر به نيايش و استغفار ، روشى نيكو براى واداشتن مردم به خضوع و خشوع در برابر خداوند و طلب آمرزش از او

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

بيان طبيعى داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس اقتضا مى كرد كه جمله «ادخلوا الباب سجداً» و جمله «قولوا حطة» پيش از جمله «اسكنوا . .. » و «كلوا ... » آورده شود. زيرا اول بايد تصرف شود و سپس سكونت انجام گيرد. اين تقديم و تأخير مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 18

18- ضرورت تلاش براى تأمين آذوقه و پرهيز از غفلت و سستى در تأمين معاش آينده

نمير أهلنا . .. ذلك كيل يسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 66 - 8

8- خداوند ، خواهان سعى و تلاش انسان در راه تأمين روزى خويش و برخوردارى از مظاهر طبيعت چون درياهاست .

ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 18

18 - اشتغال زنان به كار در بيرون از خانه جهت تأمين نياز زندگى ، در صورت نبود مردى در خانواده ، كارى روا و پسنديده است .

قالتا لانسقى . .. و أبونا شيخ كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 16،17،19،20

16 - مريضى ، تأمين نياز هاى زندگى و شركت در جنگ با دشمن ، از عذر هاى پذيرفته شده براى كاستن از عبادت شبانه و شب زنده دارى

علم أن سيكون منكم مرضى . .. فاقرءوا ما تيسّر منه

17 - تلاش براى تأمين زندگى ، هم چون جنگ در راه خدا ، داراى اهميت است .

و ءاخرون يضربون فى الأرض يبتغون من فضل اللّه و ءاخرون يقتلون فى سبيل اللّه

از اين كه تلاش براى تأمين زندگى، در كنار جنگ در راه خدا مطرح شده، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

19 - شب زنده دارى ، نبايد به مقدارى باشد كه به سلامت مؤمنان آسيب رساند و يا مانع از تلاش روزانه براى تأمين زندگى و يا

پيكار در راه خدا شود .

فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى . .. فاقرءوا ما تيسّر منه

20 - ترغيب خداوند ، به تأمين تلاش براى نياز هاى زندگى و استقلال اقتصادى

و ءاخرون يضربون فى الأرض يبتغون من فضل اللّه

برداشت ياد شده، با توجه به اين مطلب است كه آيه شريفه، در مقام تمجيد از تلاش گران عرصه زندگى است. ضمن آن كه آمدن تعبير«فضل اللّه» در اين باره، تأييد كننده همين حقيقت است.

6- تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 11،17،18،19

11 - تأمين هزينه هاى زندگى از سوى مردان ، فلسفه تشريع حق مديريت و سرپرستى آنان بر همسران خويش

الرّجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا من اموالهم

17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد

و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات

ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.

18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .

الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب

چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.

19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .

الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ

مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 7

7 - وجود وسائل معيشت در زمين، نعمتى بزرگ براى انسانها و بايسته سپاسگزارى است.

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

7- تأمين معاش آل يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 7

7- ورود به مصر و مراجعه به يوسف ( ع ) تنها راه تأمين آذوقه براى خاندان يعقوب ( ع ) در سال هاى قحطى

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى و لاتقربون

چنان چه براى برادران يوسف راهى جز آمدن به مصر براى تهيه آذوقه وجود داشت تهديد يوسف(ع) (فلاكيل لكم عندى) مفهومى نداشت و اثرى نمى بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 65 - 9

9- فرزندان يعقوب متكفل تهيه آذوقه براى خاندان وى ، و سفر به مصر تنها راه ايشان براى فراهم كردن طعام

و نمير أهلنا

«ميرة» به معناى طعام است و «مير» (مصدر نمير) به معناى تهيه كردن و فراهم آوردن طعام مى باشد.

8- تأمين معاش انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 5

5- زمين ، مركز تأمين امكانات و وسايل معيشت انسان

و الأرض مددنها . .. و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 70 - 7

7- امتنان خدا بر آدميان به خاطر بهره مند كردن آنان از كرامت انسانى و نيز ذخيره هاى معيشتى دريا و خشكى

و لقد كرّمنا بنى ءادم و حملنهم . .. و رزقنهم من الطيّبت

9- تأمين معاش خانواده شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 16

16 - ارتزاق خانواده شعيب از راه دامدارى

و وجد من دونهم امرأتين تذودان . .. قالتا لانسقى حتّى يصدر الرعاء

10- تأمين معاش در روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 4

4 - قابليت روز براى رفع نيازمندى هاى زندگانى در آن ، از نعمت هاى خداوند به انسان

و جعلنا النهار معاشًا

11- تأمين معاش فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 5

5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .

و لايحضّ على طعام المسكين

12- تأمين معاش مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 5

5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .

و لايحضّ على طعام المسكين

13- تأمين معاش مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5

5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.

14- تلاش براى تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 4،5،8،11

4 - تلاش و كوشش آدميان در كسب معاش و روزى ، از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله

5 - تأمين معاش و زندگى ، در گرو پيگيرى و تلاش است .

و ابتغاؤكم من فضله

با توجه به معناى ابتغاء - كه جديت در بر آوردن خواسته است. (مفردات راغب) - نكته بالا قابل استفاده است.

8 - تلاش در راه كسب معيشت ، امرى پسنديده و ارزشمند است .

و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله

كاربرد واژه «فضل» براى كسب و كار، حاكى از اهميت و ارزش آن است.

11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

15- روش تأمين معاش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 7

7- فرزندان يعقوب بجز راهىِ مصر شدن و به حضور يوسف ( ع ) رسيدن ، راهى براى تأمين آذوقه در سال هاى قحطى نداشتند .

يأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا

چنان چه جز به مصر رفتن راهى فراروى فرزندان يعقوب بود ، او آن راه را به فرزندانش پيشنهاد مى كرد تا مجبور نباشد بنيامين را همراه آنان بفرستد.

16- عوامل تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 11 - 3

3 - نخل ها با خوشه هاى پوشيده در غلاف ، داراى سهمى مهم در تأمين نياز هاى خلق

و النخل ذات الأكمام

«كم» (مفرد «أكمام») به معناى كاسه يا غلاف ميوه گفته مى شود.

17- منابع تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 7

7 - تغذيه و امرار معاش از منابع گياهى ، يكى از مهم ترين فوايد رويش گياهان براى انسان

و منها تأكلون

ضمير «منها» به «جنّات» بازمى گردد; يعنى: و از آن [باغ ها] مى خوريد. گفتنى است كه جمله «منها تأكلون» (از باغ ها مى خوريد) مى تواند كنايه از اين باشد كه شما با آن باغ ها، امرار معاش و گذران زندگى مى كنيد ;مثلاً وقتى گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» مقصود اين است كه در سايه حرفه اش زندگى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 6

6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از منابع درآمد و امرار معاش انسان

و منها تأكلون

جمله «و منها تأكلون» (از آنها مى خوريد) مى تواند تعبير كنايى از ارتزاق و كسب درآمد باشد; چنان كه گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» كه مقصود اين است كه فلانى از حرفه اش زندگى كرده كسب درآمد مى نمايد.

18- منشأ تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 8

8 - خداوند ، به وجود آورنده روزى و فراهم آورنده اسباب معيشت براى انسانهاست .

فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 20 - 4

4- خداوند ، فراهم آورنده وسايل معيشت و روزى ده تمامى موجودات زنده

و جعلنا لكم فيها معيش و من لستم له برزقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 11

11 - تنظيم معيشت و نزول باران ، پس از يأس ونااميدى انسان ، جلوه اى از ولايت ستوده و بى نقص خداوند است .

و لو بسط اللّه الرزق . .. و لكن ينزّل بقدر ما يشاء ... و هو الذى ينزّل الغيث ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 14 - 3

3 - امكانات زندگى و وسايل معيشت انسان ها ، به قدرت و مشيت خداوند است .

و مهّدت له تمهيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 3

3 - خداوند ، پديدآورنده روز و فراهم سازنده شرايط كسب معاش در آن

و جعلنا

19- نقش تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 18

18 - انديشه تأمين معاش ، نبايد مانع انجام عبادت و تبليغ گردد .

وأمر بأهلك بالصلوة واصطبر عليها . .. نحن نرزقك

20- نگرانى از تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 7

7 - نگرانى از تأمين معاش و زندگى ، امرى طبيعى و رايج در ميان انسان ها است .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزفها

بنابراين احتمال كه اين آيه، در صدد دفع توهمى باشد كه در ميان مسلمانان مكه، پس از توصيه به هجرت پديد آمده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

21- وقت تأمين معاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 3

3 - خداوند ، شب را به منظور آرميدن و روز را با هدف تلاش و تأمين معاش انسان ، برقرار كرده است .

هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً

به قرينه «مبصراً» لفظ «مظلماً»، بعد از «الّيل» ; و به قرينه «لتسكنوا فيه» جمله «لتعملوا فيه»، بعد از لفظ «مبصراً» مقدر

است ; يعنى: هو الذى جعل لكم الّيل مظلماً، لتسكنوا فيه و النهار مبصراً لتعملوا فيه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 6

6 - روز ، زمان مناسب براى تلاش و كوشش جهت تأمين زندگى است .

و من ءايته . .. و النهار و ابتغاؤكم من فضله

برداشت بالا همان گونه كه برخى مفسران نيز گفته اند، بنابراين اساس است كه در آيه، تقديم و تأخيرى به اين صورت «و من آياته منامكم باليل و ابتغاؤكم من فضله بالنهار» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 22

22 - روز ، زمان مناسب براى تلاش اقتصادى و تأمين زندگى

تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. يبتغون من فضل اللّه

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه تلاش روزانه (يبتغون. ..) در برابر شب زنده دارى (تقوم...الليل) واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 11 - 2

2 - روز ، زمانى مناسب براى فعاليت و فراهم سازى آذوقه زندگانى

و جعلنا النهار معاشًا

از جمله معانى «معاش، «معيشت» است; يعنى، آنچه زندگى به آن تداوم يابد (لسان العرب). مفاد آيه شريفه با توجّه به اين معنا، مبالغه در سبب بودن روز براى معيشت و زندگانى است.

6- تائبان

1- آمرزش تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 7

7 - توبه كنندگانى كه صرفاً از خطاى خويش نادم باشند و عملا در مقام جبران خطا ها بر نيايند ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت عذاب و غفران

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

خداوند در اين آيات سه گروه را ياد كرده است: 1 - «و من أهل المدينة . .. » ; 2 - «و آخرون اعترفوا بذنوبهم» ; 3 - «و آخرون مرجون لأمر اللّه» كه از مقايسه اين سه گروه مى توان نتيجه گرفت كه گروه سوم اصرار بر خطا ندارند و نادمند ; ولى همانند گروه دوم اعتراف به خطا نكرده و در مقام جبران برنيامده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2،8

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

8 - غفران خداوند در باره مؤمنان تائب و نيك كردار ، مغفرتى گسترده و پر دامنه است .

و إنّى لغفّار لمن تاب

«غفّار» صيغه مبالغه است و بر گستردگى غفران خداوند در مورد توبه كنندگان مؤمن و نيك كردار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 13

13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .

فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم

ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

2- آمرزش تائبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

3- اجابت دعاى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 4

4- دعاى شكرگزاران تائب و تسليم در برابر حق ، مورد استجابت خداوند *

قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

از ارتباط اين آيه با آيه پيشين، چنين استفاده مى شود كه «نتقبّل» پاسخى است براى دعا و التجاى انسان به رشد رسيده اى كه مى گويد: «ربّ أوزعنى أن أشكر. ..».

4- استغفار براى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 13

13 - درخواست آمرزش از خداوند ، براى توبه كنندگان و رهروان راه الهى از سوى فرشتگان حامل عرش

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك

5- امتحان تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 4

4 - آشكار شدن صداقت توبه كنندگان واقعى ، در ميدان عمل و تكاليف دشوار

قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

6- امنيت تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 3

3 - توبه كنندگان ، در امان از كيفر و عقاب الهى

إنّى لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّ من ظلم ثمّ بدّل حسنَا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

7- پاداش اخروى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 60 - 9

9- توبه كنندگانى كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دهند ، در قيامت پاداشى بدون كمترين نقص دريافت خواهند كرد .

من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة و لايظلمون شيئًا

«ظلم» ; يعنى، مقرر ساختن چيزى در غير جايگاه و درجه مخصوص آن; چه به گونه اى كمتر و چه به شكلى برتر (مفردات راغب). «لايظلمون»نيز به معناى «لاينقصون» مى باشد و مراد اين است كه: از اجر و مزد عمل آنان به واسطه گذشته بد آنها، چيزى كاسته نشده و به آنان ظلمى روا نمى شود.

8- پاداش تائبان صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 60 - 10

10- بهشت ، پاداش كامل مؤمنانى كه كردار نيك داشته و از كار هاى بد توبه كنند .

فأُولئك يدخلون الجنّة و لايظلمون شيئًا

9- تائبان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 6

6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان

و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال

مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 32 - 2

2 - بهشت ، از آن همه تائبان خداجوى و پاسدار ارزش ها و وظايف دينى

هذا ما توعدون لكلّ أوّاب حفيظ

10- تائبان در بهشت عدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 61 - 3

3- بهشت هاى عدن ، جايگاه توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح

فأُولئك يدخلون الجنّة . .. جنّت عدن

11- تقرب تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 5

5 - قرب و منزلت مؤمنان تائب و پيرو دين در پيشگاه خداوند و لطف ويژه الهى به آنان

جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

12- توصيه به تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 1

1 - توصيه شدن گنهكاران توبه كننده از جانب خدا به انجام اعمال خير و استفاده هر چه بيشتر از فرصت ها براى جبران گذشته

ها

ألم يعلموا أن اللّه يقبل التوبة . .. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم

13- حامى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 18

18 - مؤمنان تائب و پيرو راه الهى ، برخوردار از لطف و حمايت فرشتگان عرش الهى

الذين يحملون العرش . .. يستغفرون ... للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك

14- درخواست بهشت براى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 1

1 - وارد كردن مؤمنان تائب و پيرو راه خدا و نيز پدران ، همسران و فرزندان صالح آنان به بوستان هاى ماندگار بهشت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش از درگاه الهى

ربّنا و أدخلهم جن-ّت. .. و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

«مَن» در «و من صلح. ..» مى تواند عطف بر ضمير «هم» در «أدخلهم...» و يا عطف بر ضمير«هم» در «وعدتهم» باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

15- درخواست مصونيت اخروى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 19

19 - درخواست مصونيت از عذاب دوزخ از سوى فرشتگان عرش ، براى مؤمنان تائب و پيرو راه خدا

و قهم عذاب الجحيم

16- دعا براى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 1

1 - نگه داشتن مؤمنان تائب و صالحان ، از بدى ها و ناراحتى هاى روز قيامت ، دعا و درخواست فرشتگان عرش الهى از خداوند

و قهم السيّئات

الف و لام جنس در «السيّئات» مفيد استغراق و عموم است و مقصود از آن در آيه شريفه، بدى ها و ناراحتى هايى است كه يا بر اثر گناهان و لغزش هاى خود انسان و يا به خاطر شرايط سخت روز قيامت براى آدمى پديد مى آيد.

17- زمينه صداقت تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 4

4 - آشكار شدن صداقت توبه كنندگان واقعى ، در ميدان عمل و تكاليف دشوار

قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد

18- صداقت تائبان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 21

21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *

خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.

19- عذاب تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 7

7 - توبه كنندگانى كه صرفاً از خطاى خويش نادم باشند و عملا در مقام جبران خطا ها بر نيايند ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت عذاب و غفران

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

خداوند در اين آيات سه گروه را ياد كرده است: 1 - «و من أهل المدينة . .. » ; 2 - «و آخرون اعترفوا بذنوبهم» ; 3 - «و آخرون مرجون لأمر اللّه» كه از مقايسه اين سه گروه مى توان نتيجه گرفت كه گروه سوم اصرار بر خطا ندارند و نادمند ; ولى همانند گروه دوم اعتراف به خطا نكرده و در مقام جبران برنيامده اند.

20- عفو از تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 27

27- گذشت از خطاكاران پشيمان و تائب و ياد نكردن از خطا هاى ايشان ، خصلتى نيكو و خلقى پسنديده است .

من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بين إخوتى

21- عفو تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 5

5- عفو و اغماض خداوند ، از خطا ها و لغزش هاى شكرگزاران تائب و تسليم به درگاه پروردگار

و نتجاوز عن سيّئاتهم

22- فرجام تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 7

7 - توبه كنندگانى كه صرفاً از خطاى خويش نادم باشند و عملا در مقام جبران خطا ها بر نيايند ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت عذاب و غفران

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

خداوند در اين آيات سه گروه را ياد كرده است: 1 - «و من أهل المدينة . .. » ; 2 - «و آخرون اعترفوا بذنوبهم» ; 3 - «و آخرون مرجون لأمر اللّه» كه از مقايسه اين سه گروه مى توان نتيجه گرفت كه گروه سوم اصرار بر خطا ندارند و نادمند ; ولى همانند گروه دوم اعتراف به خطا نكرده و در مقام جبران برنيامده اند.

23- فضايل تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 5

5 - كسانى كه از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت ، پرهيز كرده و به خدا روى آورند و توبه كنند ، شايسته بشارت الهى اند .

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه لهم البشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 18

18 - مؤمنان تائب و پيرو راه الهى ، برخوردار از لطف و حمايت فرشتگان عرش الهى

الذين يحملون العرش . .. يستغفرون ... للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 4،5،8

4 - بهره مندى پدران ، همسران و فرزندان صالح از بوستان هاى ماندنى بهشت ، در سايه لطف الهى به مؤمنان تائب و پيرو دين

و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند تنها به مؤمنان تائب و اهل عمل، وعده بهشت داده; ولى در عين حال فرموده است: پدران، همسران و فرزندان ايشان نيز - در صورت صالح بودنشان - وارد بهشت خواهند شد. يادآورى اينان در رديف مؤمنان تائب - كه وعده بهشت تنها به آنان اختصاص دارد - مى تواند نوعى پاداش به ايشان و لطف الهى در حق آنان باشد.

5 - قرب و منزلت مؤمنان تائب و پيرو دين در پيشگاه خداوند و لطف ويژه الهى به آنان

جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

8 - بودن پدران ، همسران و فرزندان در بهشت ، از الطاف الهى در حق مؤمنان تائب و پيروان دين

و أدخلهم جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

ياد كردن مسأله بودن پدران و. .. در بهشت در كنار مؤمنان تائب، در عين آن كه آنان از نظر مقام و كمال در حدى نيستند كه مانند مؤمنان باشند (هرچند صلاحيت عمومى ورود به آن جا را دارند)، مى تواند بيانگر اظهار لطف الهى به مؤمنان تائب باشد; زيرا وجود اين افراد در كنار انسان، خود نعمتى بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 9 - 2

2 - مؤمنان تائب و صالحان ، مشمول رحمت الهى در قيامت در سايه دعا و درخواست فرشتگان

و قهم السيّئات و من تق السيّئات يومئذ فقد رحمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 16

16- غفران و رحمت الهى ، گسترده و فراگير نسبت به تمامى توبه كنندگان

أم يقولون افتريه قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور ال

با توجه به اين كه مخاطبان تهديد الهى در صدر آيه شريفه، كسانى اند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن را انكار مى كردند; تذكر «هو الغفور الرحيم» در پايان چنين آيه اى، بدان معنا است كه در صورت توبه، حتى منكران رسالت هم مورد غفران قرار مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 8

8- انسان هاى خردمند و روى آورده به خدا ، با روحيه شكر و توبه و تسليم ، داراى ارج و منزلت

و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين .

«بلغ أربعين» اشاره به رسيدن به سن خردمندى است و «اُولئك» بيانگر نوعى تعظيم و ارجمندى است كه با تعابير «نتقبّل» و «نتجاوز» و «فى أصحاب الجنّة» تأكيد شده است.

24- قبول انفاق تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 4

4 - انفاق ها و صدقات گنهكاران توبه كننده ، مورد قبول و پذيرش پروردگار است .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة ... و يأخذ الصدقت

25- قبول زكات تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 4

4 - انفاق ها و صدقات گنهكاران توبه كننده ، مورد قبول و پذيرش پروردگار است .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة ... و يأخذ الصدقت

26- قبول صدقات تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 4

4 - انفاق ها و صدقات گنهكاران توبه كننده ، مورد قبول و پذيرش پروردگار است .

و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. خذ من أمولهم صدقة ... و يأخذ الصدقت

27- مراد از تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 21

21 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « التائبون » من الذنوب « العابدون » الذين لا يعبدون إلا اللّه و الا يشركون به شيئاً « الحامدون » الذين يحمدون اللّه على كل حال فى الشدة و الرخاء « السائحون » و هم الصائمون « الراكعون الساجدون »

الذين يواظبون على الصلوات الخمس الحافظون ل ها المحافظون على ها بركوع ها و سجود ها و فى الخشوع فى ها و فى اوقات ها . . . ;

«تائبان» توبه كنندگان از گناه[اند] و «عابدان» كسانى هستند كه غير خدا را عبادت نمى كنند و چيزى را شريك او نمى گيرند. «حامدان» آنانند كه در هر حال - چه سختى و چه در راحتى - خدا را ستايش مى كنند و «سائحان» روزه دارانند. «راكعان» و «ساجدان» كسانى هستند كه مواظب نمازهاى پنجگانه باشند. ركوع، سجود و خشوع را در نمازها رعايت مى كنند و محافظ وقتهاى نماز هستند».

28- نيازهاى معنوى تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 2

2 - توبه كنندگان ، پس از توبه ، نيازمند مراقبت بيشتر نسبت به اعمال آينده خويش

أن اللّه هو التواب الرحيم. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله

با توجه به فرازهاى پيشين، طرف سخن در «اعملوا . ..» آن دسته از متخلفان جنگ تبوك بودند كه به گناه خود اعتراف كرده و درخواست بخشودگى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 4

4 - برخى از توبه كنندگان نادم ، نيازمند نويد غفران و گروهى ديگر نيازمند باقى ماندن در حال بيم و اضطراب

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه

از اينكه خداوند به گروهى از توبه كنندگان نويد غفران داد و گروهى ديگر را با سرنوشتى مبهم، در اضطراب وانهاد، مطلب فوق را مى توان به دست آورد.

29- ورود تائبان به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 13

13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .

فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم

ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

30- وعده به تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 2،3

2 - بوستان هاى ماندنى بهشت ، وعده خداوند به مؤمنان تائب و پيرو دين الهى

جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم

3 - بوستان هاى ماندنى بهشت ، وعده خداوند به مؤمنان تائب و پيرو دين و نيز به پدران ، همسران و فرزندان ايشان

جن-ّت عدن الّتى وعدتّهم و من صلح من ءابائهم و أزوجهم و ذرّي-ّتهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مَن» در «و من صلح . ..» عطف بر ضمير «هم» در «وعدتهم...» باشد; يعنى، همان گونه كه به مؤمنان وعده بهشت داده شده، اين وعده به پدران، همسران و فرزندان صالح نيز داده شده است.

7- تبذير

1- اجتناب از تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير

و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.

2- احكام تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 10

10- تبذير ( مصرف بيجا و ريخت و پاش ) حرام و مورد نهى خداوند است .

و لاتبذّر تبذيرًا

اهل لغت در فرق بين «اسراف» و «تبذير» آورده اند كه: «تبذير» به معناى «مصرف مال در جايى است كه سزاوار نباشد» (فروق اللغة).

3- تبذير شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 27 - 4

4- شيطان ، مظهر اسراف و تبذير نعمت هاى خداست .

إن المبذّرين كانوا إخون الشيطين و كان الشيطن لربّه كفورًا

4- حرمت تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 10

10- تبذير ( مصرف بيجا و ريخت و پاش ) حرام و مورد نهى خداوند است .

و لاتبذّر تبذيرًا

اهل لغت در فرق بين «اسراف» و «تبذير» آورده اند كه: «تبذير» به معناى «مصرف مال در جايى است كه سزاوار نباشد» (فروق اللغة).

5- حقيقت تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 27 - 5

5- تبذير ( ريخت و پاش و به هدر دادن امكانات ) ، كفران نعمت هاى الهى است .

إن المبذّرين كانوا إخون الشيطين و كان الشيطن لربّه كفورًا

6- سرزنش تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 27 - 2،6

2- به هدر دادن امكانات ، كارى شيطانى است .

إن المبذّرين كانوا إخون الشيطين

6- تبذير و كفران نعمت هاى پروردگار ، عملى بس نكوهيده و ناشايسته است .

إن المبذّرين . .. لربّه كفورًا

7- مراد از تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 17

17- « أبى بصير قال : سألت أباعبدالله ( ع ) فى قوله « و لاتبذّر تبذيراً » قال : بذل الرجل ماله و يقعده ليس له مال قال : فيكون تبذير فى حلال ؟ قال : نعم ;

ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «و لاتبذّر تبذيراً» سؤال كردم، حضرت فرمود: بخشش كردن مرد مالش را [به گونه اى] كه اين بخشش او را خانه نشين كند، در حالى كه مالى براى او نباشد، سؤال كننده گفت: پس در خرج حلال هم اسراف هست؟ حضرت فرمود: آرى».

8- ناپسندى تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 38 - 2

2- شرك به خدا ، پرخاش به والدين ، تبذير ، فرزندكشى ، زنا ، قتل ناحق ، خوردن مال يتيم ، پيروى از راهى كه پشتوانه علمى ندارد و مغرورانه راه رفتن ، اعمال ناپسند و منفور خداوند

كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا

9- نهى از تبذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 26 - 10

10- تبذير ( مصرف بيجا و ريخت و پاش ) حرام و مورد نهى خداوند است .

و لاتبذّر تبذيرًا

اهل لغت در فرق بين «اسراف» و «تبذير» آورده اند كه: «تبذير» به معناى «مصرف مال در جايى است كه سزاوار نباشد» (فروق اللغة).

8- تبرك

1- تبرك از نام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 78 - 2

2 - تبرك جستن به نام خداوند در همه امور ، امرى شايسته و پسنديده

تبرك اسم ربّك

2- تبرك به متعلقات انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 6،7

6- جواز تبرك به اشياى متعلق به پيامبران الهى

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

7- امكان شفا يافتن با تبرك به اشياى متعلق به پيامبران

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

3- مشروعيت تبرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 96 - 6

6- جواز تبرك به اشياى متعلق به پيامبران الهى

ألقيه على وجهه فارتد بصيرًا

9- تبرى

1- تبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 2،5،7

2 - اطاعت از كفرپيشگان ، نشانه پذيرش ولايت و سرپرستى آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم

كلمه «بل» براى اضراب و نفى ولايت غير خداوند است و چون در آيه قبل سخن از ولايت و پذيرش آن نيامده كه با «بل» آن را نفى كند، معلوم مى شود كه همان اطاعت از كافران، در حقيقت پذيرش ولايت آنان است.

5 - اطاعت و پيروى جامعه ايمانى از كفرپيشگان ، موجب خروج از ولايت خداوند و محروميّت از يارى او

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خيرُ النّاصرين

7 - پذيرش ولايت الهى و عقيده به خدا به عنوان بهترين ياور ، مانع اطاعت از كافران و پذيرش ولايت آنان

ان تطيعوا الّذين . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

چون معمولا اطاعت آدمى از كسى براى جلب يارى اوست، قرآن با بيان اينكه خداوند تنها سرپرست و بهترين ياور است به مؤمنان مى فهماند كه با يارى خداوند هيچ نيازى به يارى كافران نخواهيد داشت تا مجبور شويد از آنان تبعيّت كنيد.

2- آثار تبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 15

15 - تبرى و بيزارى از دشمنان دين ، نشانه تقوا و ايمان

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 12،14،16

12 - تبرّى جستن از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه ايمان محكم و استوار است .

لاتجد قومًا . .. أُولئك كتب فى قلوبهم الإيمن

14 - تبرّى جستن از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه مؤيد بودن انسان به روحى از جانب خداوند

أُولئك . .. و أيّدهم بروح منه

16 - دشمنى ورزيدن با دشمنان خدا و رسول او و تبرّى جستن از آنان ، نشانه ايمان زنده و پويا است .

أُولئك . .. أيّدهم بروح منه

3- آثار تبرى از بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 7

7 - اعتقاد راسخ حضرت ابراهيم ( ع ) ، به برخوردار شدن از هدايت الهى در پرتو برائت از شرك و بت پرستى

إنّنى براء ممّا تعبدون . .. فإنّه سيهدين

4- آثار تبرى از رضايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 28 - 4،5

4- بيزارى از رضا و خشنودى خداوند ، موجب عذاب به هنگام مرگ

ذلك بأنّهم . .. كرهوا رضونه

5- حركت در مسير خشم الهى و بيزارى از رضاى او ، مايه حبط اعمال

اتّبعوا ما أسخط اللّه و كرهوا رضونه فأحبط أعملهم

5- آثار تبرى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 5

5- پرستش خدا ، بيزارى از شرك ، پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استغفار از گناهان ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه او

ألاّ تعبدوا إلاّ الله . .. و أن استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

ظاهر اين است كه «توبوا إليه» عطف به همه جمله هاى سابق «ألاّ تعبدوا. ..»، «إننى لكم منه ...» و «أن استغفروا ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 27 - 7

7 - اعتقاد راسخ حضرت ابراهيم ( ع ) ، به برخوردار شدن از هدايت الهى در پرتو برائت از شرك و بت پرستى

إنّنى براء ممّا تعبدون . .. فإنّه سيهدين

6- آثار تبرى از عبادت غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 2

2 - اختصاص دادن پرستش به خداوند و دورى از عبادت غير او ، نشانه عقل و خردمندى است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد أيّها الجهلون . .. بل اللّه فاعبد

«فا» در «فاعبد» جزا براى شرط مقدر است و تقدير آن - به قرينه مقابله با «أيّها الجاهلون» - مى تواند چنين باشد: «إن كنت عاقلاً فاعبداللّه».

7- آثار تبرى از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 24

24 - رشد واقعى انسان ، در پرتو محبت دين و بيزارى از كفر و گناه

حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... أولئك هم الرشدون

8- آثار تبرى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 24

24 - رشد واقعى انسان ، در پرتو محبت دين و بيزارى از كفر و گناه

حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... أولئك هم الرشدون

9- اعلام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 216 - 1

1 - فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اظهار بيزارى از رفتار شرك آميز خويشاوندان خود در صورت امتناع از ايمان آوردن

و أنذر عشيرتك. .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون

ضمير فاعل در «عصوك» به «عشيرة» بازمى گردد.

10- اعلام تبرى امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 15

15 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « خطب على ( ع ) الناس . . . فقال : . . . من كانت له مدة فهو إلى مدته و من لم يكن له مدة فمدته أربعة أشهر و كان خطب يوم النحر . . . ;

على (ع) [هنگام اعلام براءت] براى مردم سخنرانى كرد. .. و فرمود: ... هر كس براى او مدت تعيين شده تا همان مدت، و كسى كه براى او مدت تعيين نشده تا چهار ماه مهلت دارد و اين سخنرانى روز عيد قربان بود ... ».

11- اعلام تبرى در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3

3 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

12- اعلام تبرى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 7

7- اعلام بيزارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شركورزى مشركان مكه و گناهان آنان

و أنا برىءٌ مما تجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند فرمان داشت ، يكتاپرستى خويش و گريزش از شرك را اعلام كند .

قل إنما أُمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ تباين معبود خود با معبود هاى مشركان و تصريح به ناهماهنگى كامل ، بين شرك و توحيد

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

13- اعلان تبرى از تهمت به مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 16 - 9

9 - اظهار تنفر و نشان دادن واكنش منفى ، وظيفه مسلمانان در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى دليل جنسى عليه ديگر مسلمانان

و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلّم بهذا سبحنك هذا بهتن عظيم

14- اعلان تبرى هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 5

5- هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش نمى شمارد .

قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.

15- اهميت تبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 1

1 - ضرورت پرهيز مسلمانان از پذيرش ولايت و حاكميت يهود و نصارا

يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء

يكى از معانى ولايت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحيط)، بنابراين «ولى» مى تواند به معناى امير و حاكم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 10

10 - لزوم تبرى و بيزارى جستن از دشمنان خدا ، هر چند كه از خويشاوندان نزديك باشند .

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 116 - 11

11 - لزوم تبرّى از دشمنان خدا و تكيه نكردن بر قدرت و كمك آنان

فما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه . .. ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

16- اهميت تبرى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 8

8 - بيزارى جستن از مظاهر كفر و شرك ، همانند تبرّى جستن از انديشه كفر ، امرى بايسته

كانت لكم أسوة حسنة . .. إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و ممّا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 2

2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان

إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون

17- اهميت تبرى از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 11

11- لزوم پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان و سركشى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، از مواعظ و پند هاى مهم خداوند است .

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا ... و لاتركنوا إلى الذين ظلموا... ذلك ذكرى للذكر

18- اهميت تبرى از عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 2

2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان

إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون

19- اهميت تبرى از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 8

8 - بيزارى جستن از مظاهر كفر و شرك ، همانند تبرّى جستن از انديشه كفر ، امرى بايسته

كانت لكم أسوة حسنة . .. إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و ممّا تعبدون

20- اهميت تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 2

2- لزوم اظهار تنفر و انزجار از مشركان و عقايد انحرافى و باطل آنها و ارائه راه هدايت به آنان

إذ قال لأبيه . .. أُفّ لكم و لماتعبدون

21- تبرى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 8،9،14

8 - ابراهيم(ع) با افول خورشيد، بيزارى خويش نسبت به پندارهاى شرك قوم خويش پرده برداشت.

فلما أفلت قال يقوم إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «ما تشركون» مصدريه باشد، مضمون جمله چنين مى شود: «برىء من اشراككم». برداشت فوق بر اين اساس است.

9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.

فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.

14 - عن أبى عبدالله(ع): . .. كشف الله له (إبراهيم) عن السموات حتى رأى العرش و من عليه و اراه الله ملكوت السموات و الأرض فعند ذلك «قال يا قوم إنى برىء مما تشركون» ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. خداوند براى ابراهيم(ع) آسمانها را نمايان كرد تا اينكه عرش و ساكنان آن را مشاهده نمود و خدا ملكوت آسمانها و زمين را به او نماياند، در اين هنگام گفت: «اى قوم من، از آنچه شريك خدا مى دانيد، بيزارم» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 9،16

9 - بيزارى جستن ابراهيم ( ع ) از پدرش ، پس از يقين به هدايت ناپذيرى و عداوت او با خدا

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

16 - تبرّى ابراهيم ( ع ) از « آزر » ، على رغم داشتن خويشاوندى با وى ، تبلور خشوع عميق او در برابر خدا

أنه عدو للّه تبرأ منه إن إبرهيم لأوّه حليم

يكى از معانى كه اهل لغت براى «أوّاه» برشمرده اند، خضوع و خشوع شديد است. يعنى ابراهيم (ع)، در برابر خدا بسيار خاضع و خاشع بود. برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «إن إبراهيم لأوّاه» براى بيان علت تبرّى حضرت ابراهيم (ع) از آزر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 1

1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 1

1- اظهار تنفر و انزجار شديد ابراهيم ( ع ) از بت پرستان و معبود هاى آنان

أُفّ لكم و لما تعبدون

«أُفّ» كلمه اى است كه به هنگام تنفر و انزجار از چيزى و يا شخصى، به كار مى رود. تنوين «أُفٍّ» براى تعظيم است; يعنى، انزجار قوى و شديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 1،4،5

1 - اعلان برائت حضرت ابراهيم ( ع ) از شرك و بت پرستى قوم خود

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

4 - آيين شرك ، مورد نفرت و انزجار عميق ابراهيم ( ع )

إنّنى براء ممّا تعبدون

به كارگيرى كلمه «براء» (مصدر «برء») به جاى «برىء» حاكى از شدت تنفر و انزجار است.

5 - ابراهيم ( ع ) ، نمونه انسان آزاد از تعصبات قومى و جاهلى

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه

ذكر داستان ابراهيم(ع) و اعلان موضع آن حضرت در برابر عقايد سنتى جامعه خويش - پس از يادكرد پيروى كوركورانه مشركان از نياكان خود - مى تواند در جهت ارائه الگوى سنت شكنى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 6،9،24

6 - اظهار برائت و بيزارى ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، از مظاهر شرك و قوم مشرك خويش

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و مم-ّا تعبدون

9 - ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، پيشتازان برائت از مشركان و كافران

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه . .. إذ قالوا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، از ميان همه پيامبران و امت هاى پيشين، ابراهيم(ع) و همگامانش را الگوى برائت از مشركان معرفى كرده است.

24 - توكل ابراهيم ( ع ) و همراهانش ، بر خداى يگانه در برائت از مشركان و پيامد هاى آن

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم . .. ربّنا عليك توكلنا

22- تبرى اخروى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 8

8 - اقدام پيشوايان شرك به اظهار برائت از پيروان خويش در قيامت

و يوم يناديهم . .. تبرّأنا إليك

23- تبرى اخروى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 14 - 4

4 - حضور معبود ها در قيامت و انكار و تبرّى آنان از شركورزى مشركان

و يوم القيمة يكفرون بشرككم

24- تبرى از آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 9،16

9 - بيزارى جستن ابراهيم ( ع ) از پدرش ، پس از يقين به هدايت ناپذيرى و عداوت او با خدا

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

16 - تبرّى ابراهيم ( ع ) از « آزر » ، على رغم داشتن خويشاوندى با وى ، تبلور خشوع عميق او در برابر خدا

أنه عدو للّه تبرأ منه إن إبرهيم لأوّه حليم

يكى از معانى كه اهل لغت براى «أوّاه» برشمرده اند، خضوع و خشوع شديد است. يعنى ابراهيم (ع)، در برابر خدا بسيار خاضع و خاشع بود. برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «إن إبراهيم لأوّاه» براى بيان علت تبرّى حضرت ابراهيم (ع) از آزر باشد.

25- تبرى از افترا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 3

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

26- تبرى از افساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 1

1- فرزندان يعقوب در حضور يوسف ( ع ) و كارگزارانش ، بر منزه بودنشان از سرقت و نداشتن قصد فسادگرى و خرابكارى در مصر ، سوگند ياد كردند .

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

گرچه مقسم عليه (آنچه بر انجام آن سوگند ياد مى شود) در آيه شريفه «لقد علمتم» است ; ولى در حقيقت «ما جئنا . ..» مقسم عليه مى باشد. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: به خدا سوگند كه ما براى فساد به مصر نيامده ايم و هرگز سارق نبوده ايم و شما اين حقيقت را به خوبى دانستيد.

27- تبرى از باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 2

2 - دعوت كنندگان به سوى حق در صورت مواجه شدن با پافشارى مردم بر انكار حق ، بايد با اعلان تبرى از باطل ، آنان را به حال خود ر ها كنند .

و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون

28- تبرى از باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 1

1- مرد مؤمن ( سمبل ايمان ) از بينش و منش كفرآلود ثروت مندِ دنياگرا ، اظهار بى زارى كرد .

لكنّاْ هو اللّه ربّى

29- تبرى از بت پرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 1،2

1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

2- حضرت ابراهيم ( ع ) در پاسخ به تهديد هاى آزر ، تصميم خود را بر دورى گزيدن از بت پرستان و بت ها ، اعلام كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 1

1- اظهار تنفر و انزجار شديد ابراهيم ( ع ) از بت پرستان و معبود هاى آنان

أُفّ لكم و لما تعبدون

«أُفّ» كلمه اى است كه به هنگام تنفر و انزجار از چيزى و يا شخصى، به كار مى رود. تنوين «أُفٍّ» براى تعظيم است; يعنى، انزجار قوى و شديد.

30- تبرى از بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 2

2 - اعتقاد به يگانگى خدا و بيزارى از شرك و بت پرستى ، نشانه بهره مندى از قلب سليم

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

در آيات پيشين، سخن درباره مبارزه حضرت ابراهيم(ع) با شرك و بت پرستى است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه مراد آن حضرت از قلب سليم، قلب خالى از شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 1

1 - اعلان برائت حضرت ابراهيم ( ع ) از شرك و بت پرستى قوم خود

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

31- تبرى از پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

32- تبرى از تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) ، نمونه انسان آزاد از تعصبات قومى و جاهلى

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه

ذكر داستان ابراهيم(ع) و اعلان موضع آن حضرت در برابر عقايد سنتى جامعه خويش - پس از يادكرد پيروى كوركورانه مشركان از نياكان خود - مى تواند در جهت ارائه الگوى سنت شكنى باشد.

33- تبرى از تكذيب انذارهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 4

4 - مراقبت خويش از تكذيب هدايت هاى الهى و انذار هاى او و مصون داشتن خود از پيامد هاى آن ، از ويژگى هاى با تقواترين انسان ها است .

الذى كذّب و تولّى . و سيجنّبها الأتقى

وصف «الأتقى» - به قرينه آيه قبل - ناظر به پرهيز از تكذيب و تولّى است; بنابراين تمام مؤمنان را شامل است. گفتنى است كه محافظت خود از تكذيب و تولّى، (مراقبت هاى دينى) در مقايسه با پرهيز از خسارت هاى مالى و بدنى، (مراقبت هاى غير دينى) مفيدتر و برتر است. از اين رو همه افرادى كه تقواى دينى دارند، از كسانى كه مراقب خطرهاى غير دينى اند; متقى تر (أتقى) معرفى شده اند.

34- تبرى از تكذيب هدايتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 17 - 4

4 - مراقبت خويش از تكذيب هدايت هاى الهى و انذار هاى او و مصون داشتن خود از پيامد هاى آن ، از ويژگى هاى با تقواترين انسان ها است .

الذى كذّب و تولّى . و سيجنّبها الأتقى

وصف «الأتقى» - به قرينه آيه قبل - ناظر به پرهيز از تكذيب و تولّى است; بنابراين تمام مؤمنان را شامل است. گفتنى است كه محافظت خود از تكذيب و تولّى، (مراقبت هاى دينى) در مقايسه با پرهيز از خسارت هاى مالى و بدنى، (مراقبت هاى غير دينى) مفيدتر و برتر است. از اين رو همه افرادى كه تقواى دينى دارند، از كسانى كه مراقب خطرهاى غير دينى اند; متقى تر (أتقى) معرفى شده اند.

35- تبرى از جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 11

11 - لزوم پرهيز محبت و دلسوزى نسبت به مشركانى كه دوزخى بودنشان حتمى است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... أنهم أصحب الجحيم

36- تبرى از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 11

11- كراهت و بيزارى از رهنمود هاى خداوند ، درون مايه اصلى كفر *

قالوا للذين كرهوا ما نزّل اللّه سنطيعكم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «الذين كرهوا. ..» كافران بوده و وصف «كرهوا» به جاى «كفروا» آمده باشد تا اين واقعيت آشكار شود كه آنچه كافران را به كفر كشانده، هواپرستى و بيزارى از دستورات دين است; نه نارسايى بيان دين و شبهات فكرى و فلسفى آنان.

37- تبرى از خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 7

7- اعلام انزجار از عقايد باطل و خرافى ، گامى ضرورى براى مبلغان دين

قال إنى أُشهد الله . .. أنى برىءٌ مما تشركون

38- تبرى از خورشيدپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 8

8 - ابراهيم(ع) با افول خورشيد، بيزارى خويش نسبت به پندارهاى شرك قوم خويش پرده برداشت.

فلما أفلت قال يقوم إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «ما تشركون» مصدريه باشد، مضمون جمله چنين مى شود: «برىء من اشراككم». برداشت فوق بر اين اساس است.

39- تبرى از دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 13

13 - مؤمنان ، وظيفه دار تبرى و بيزارى نسبت به دشمنان

لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 15

15 - تبرى و بيزارى از دشمنان دين ، نشانه تقوا و ايمان

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

40- تبرى از دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 6

6 - دوستى با خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تبرّى از دشمنان آنان ، از نشانه هاى ايمان راستين

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 10

10 - لزوم تبرى و بيزارى جستن از دشمنان خدا ، هر چند كه از خويشاوندان نزديك باشند .

فلما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 116 - 11

11 - لزوم تبرّى از دشمنان خدا و تكيه نكردن بر قدرت و كمك آنان

فما تبين له أنه عدو للّه تبرأ منه . .. ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 6،12،14،16

6 - تبرّى از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نشانه هاى ايمان راستين

لاتجد قومًا . .. أو عشيرتهم

12 - تبرّى جستن از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه ايمان محكم و استوار است .

لاتجد قومًا . .. أُولئك كتب فى قلوبهم الإيمن

14 - تبرّى جستن از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه مؤيد بودن انسان به روحى از جانب خداوند

أُولئك . .. و أيّدهم بروح منه

16 - دشمنى ورزيدن با دشمنان خدا و رسول او و تبرّى جستن از آنان ، نشانه ايمان زنده و پويا است .

أُولئك . .. أيّدهم بروح منه

41- تبرى از دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 6

6 - دوستى با خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تبرّى از دشمنان آنان ، از نشانه هاى ايمان راستين

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 6،12،14،16

6 - تبرّى از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نشانه هاى ايمان راستين

لاتجد قومًا . .. أو عشيرتهم

12 - تبرّى جستن از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه ايمان محكم و استوار است .

لاتجد قومًا . .. أُولئك كتب فى قلوبهم الإيمن

14 - تبرّى جستن از دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشانه مؤيد بودن انسان به روحى از جانب خداوند

أُولئك . .. و أيّدهم بروح منه

16 - دشمنى ورزيدن با دشمنان خدا و رسول او و تبرّى جستن از آنان ، نشانه ايمان زنده و پويا است .

أُولئك . .. أيّدهم بروح منه

42- تبرى از دشمنان مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 6

6 - دوستى با خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و تبرّى از دشمنان آنان ، از نشانه هاى ايمان راستين

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

43- تبرى از دين مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 13،14

13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

14- پيروى نكردن يوسف ( ع ) از آيين مصريان و ايمانش به خدا و آخرت ، موجب دستيابى او به علم غيب و دانش تعبير رؤيا شد .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون

جمله «إنى تركت . ..» تعليل براى «علمنى ربى» مى باشد ; يعنى ، خداوند به خاطر اينكه من آيين كافران را وانهادم و پيروى نكردم ، چنين علمى را به من آموخت.

44- تبرى از رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 167 - 1،4

1 - بازگشت به دنيا براى تبرّى از سران شرك و مخالفت كردن با آنان ، آرزوى مشركان پيرو در صحنه قيامت

و قال الذين اتبعوا لو أن لنا كرّة فنتبرأ منهم

«كرّ» به معناى رجوع و «كرّة» به معناى يكبار رجوع كردن است و مراد از آن، بازگشت به دنيا مى باشد. بنابراين «لو أن لنا كرّة»; يعنى، اى كاش يكبار ديگر به دنيا باز مى گشتيم!

4 - حس انتقام جويى ، وادار كننده مشركان پيرو به تبرّى از سران شرك ، نه حق جويى و حقيقت طلبى

فنتبرأ منهم كما تبرّءوا منا

جمله «كما تبرءوا منا» (چون آنان از ما بيزارى كردند و يا همان گونه كه آنان از ما بيزارى جستند) بيانگر انگيزه اظهار تبرى مشركان پيرو است.

45- تبرى از شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23،24

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 8،11،12،14

8 - ابراهيم(ع) با افول خورشيد، بيزارى خويش نسبت به پندارهاى شرك قوم خويش پرده برداشت.

فلما أفلت قال يقوم إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «ما تشركون» مصدريه باشد، مضمون جمله چنين مى شود: «برىء من اشراككم». برداشت فوق بر اين اساس است.

11 - ضرورت بيزارى جستن از معبودهاى مشركان و عقايد شرك

إنى برء مما تشركون

12 - عن الرضا(ع): إن إبراهيم(ع) وقع إلى ثلاثة اصناف . .. صنف يعبد الشمس ... «فلما» اصبح و «رأى الشمس بازغة قال هذا ربى هذا أكبر» من الزهرة و القمر على الانكار و الاستخبار ... «فلما افلت» قال للاصناف الثلاثة من عبدة الزهرة و القمر و الشمس «يا قوم إنى برىء مما تشركون ... ».

از امام رضا(ع) روايت شده است: . .. ابراهيم(ع) با سه گروه برخورد كرد ... گروهى كه خورشيد را مى پرستيدند ... پس چون صبحگاهان خورشيد را تابان ديد از روى انكار و استخبار گفت: اين پروردگار من است اين، از ستاره زهره و ماه بزرگتر است ... . پس هنگامى كه غروب كرد به گروههاى سه گانه پرستنده زهره، ماه و خورشيد گفت: «اى قوم من، من از آنچه شما شريك خدا مى دانيد، بيزارم» ... .

14 - عن أبى عبدالله(ع): . .. كشف الله له (إبراهيم) عن السموات حتى رأى العرش و من عليه و اراه الله ملكوت السموات و الأرض فعند ذلك «قال يا قوم إنى برىء مما تشركون» ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. خداوند براى ابراهيم(ع) آسمانها را نمايان كرد تا اينكه عرش و ساكنان آن را مشاهده نمود و خدا ملكوت آسمانها و زمين را به او نماياند، در اين هنگام گفت: «اى قوم من، از آنچه شريك خدا مى دانيد، بيزارم» ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 105 - 2

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت انعطاف ناپذيرى خود را نسبت به آيين شرك به عنوان فرمانى صريح از جانب خداوند ، به مشركان ابلاغ كند .

قل يأيها الناس . .. و أمرت أن أكون من المؤمنين. و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 106 - 1

1 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از نيايش به درگاه هر چيزى غير خودش بر حذر داشته است .

و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 7

7- اعلام بيزارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شركورزى مشركان مكه و گناهان آنان

و أنا برىءٌ مما تجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 9

9- يوسف ( ع ) و پدرانش ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ( ع ) ، موحدانى مبرّا از كمترين شركورزى به خدا

ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 2

2- مرد مؤمن ، با اعتراف به ربوبيّت خداى يگانه و اظهار بى زارى از شرك ، انديشه خود را از افكار انحرافى ثروت مند مغرور ، متمايز ساخت .

لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا

«لكنّاْ» در اصل «لكنْ أنا» بوده است و پس از حذف همزه «أنا» و ادغام نون ها، دو كلمه، به صورت يك كلمه نوشته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 2

2 - اعتقاد به يگانگى خدا و بيزارى از شرك و بت پرستى ، نشانه بهره مندى از قلب سليم

إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

در آيات پيشين، سخن درباره مبارزه حضرت ابراهيم(ع) با شرك و بت پرستى است. با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه مراد آن حضرت از قلب سليم، قلب خالى از شرك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، يكتاپرستى خود و بيزارى اش از شرك و بت پرستى را اعلام كرد .

ءأتّخذ من دونه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 1،4

1 - اعلان برائت حضرت ابراهيم ( ع ) از شرك و بت پرستى قوم خود

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه إنّنى براء ممّا تعبدون

4 - آيين شرك ، مورد نفرت و انزجار عميق ابراهيم ( ع )

إنّنى براء ممّا تعبدون

به كارگيرى كلمه «براء» (مصدر «برء») به جاى «برىء» حاكى از شدت تنفر و انزجار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 4

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 6،11

6 - اظهار برائت و بيزارى ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، از مظاهر شرك و قوم مشرك خويش

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و مم-ّا تعبدون

11 - بيزارى از شرك ، نقد و انكار شخصيت مشركان و ستيز علنى با آنان ، سه مرحله حركت توحيدى ابراهيم ( ع )

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة والبغضاء

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه عبارت هاى «إنّا براءؤا»، «كفرنا بكم» و «بدا بيننا و بينكم» - چنان كه ظاهر ترتيب مقتضى آن است - بيانگر سه مرحله متوالى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گذشته زندگى خود را از آلودگى به شرك مبرّا خواند .

و لا أنا عابد ما عبدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 3

3 - انديشه توحيدى و مبرا از شرك ، سفيهانه و نامعقول در نظر كافران قوم هود

قال الملأ الذين كفروا من قومه إنا لنريك فى سفاهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 3

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 17

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول

نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

46- تبرى از شرك ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 18

18- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه ، به او گوشزد كرد كه وى را رب و مالك خويش نخواهد دانست و خود را بنده او نخواهد شمرد .

إن ربى بكيدهنّ عليم

47- تبرى از شرك عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 4

4 - اهل ايمان ، از شرك در عبادت منزه و مبرا هستند .

و نحن له عبدون

برداشت فوق، از تقديم «له» بر «عابدون»، كه دلالت بر حصر دارد، استفاده شده است.

48- تبرى از طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 60 - 2

2 - اعلام انزجار و تنفر پيروان طاغيان از آنان

قالوا بل أنتم لامرحبًا بكم

برداشت ياد شده از لحن آيه شريفه استفاده مى شود.

49- تبرى از طغيانگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 2

2- تبرّى شيطان در قيامت ، از انحرافات و طغيان گرى مشركان

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه مراد از «قرين» شيطان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

50- تبرى از عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 7

7- اعلام انزجار از عقايد باطل و خرافى ، گامى ضرورى براى مبلغان دين

قال إنى أُشهد الله . .. أنى برىءٌ مما تشركون

51- تبرى از غضب خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 4

4 - توجّه به خدادادى بودن شرح صدر ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. ألم نشرح لك صدرك

هدف از استفهام در «ألم نشرح. ..» - كه براى تقرير است - با توجّه به ارتباط آن با محتواى سوره قبل، توجّه دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نعمت هايى است كه نشان محبوب بودن او نزد خداوند است تا نگرانى هاى احتمالى آن حضرت از ميان برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 8

8 - توجّه به عنايت هاى خداوند در رفع مشكلات رسالت ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و وضعنا عنك وزرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 7

7 - توجّه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خدادادى بودن نعمت خوش نامى ، مايه اطمينان آن حضرت به دورى اش از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و رفعنا لك ذكرك

52- تبرى از فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 48 - 1

1 - ساحران پس از مشاهده معجزه موسى ، بيزارى خود را از فرعون و ادعاى ربوبيت او ، به صراحت و در حضور وى ، اعلام داشتند .

قالوا ءامنّا بربّ العلمين . ربّ موسى و هرون

جمله «ربّ موسى و هارون» - كه عطف بيان براى «بربّ العالمين» مى باشد - تعريضى است به فرعون و نيز كنايه از اين نكته است كه ديگر ربّ بودن تو، پذيرفتنى نيست.

53- تبرى از قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 6

6 - اظهار برائت و بيزارى ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، از مظاهر شرك و قوم مشرك خويش

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و مم-ّا تعبدون

54- تبرى از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 13

13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 5،6

5 - اظهار بيزارى شيطان از انسان ، پس از فروافكندن او در گرداب كفر

كمثل الشيطن إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر قال إنّى برىء منك

6 - بيزارى جستن شيطان از كافران ، به منظور تبرئه خويش و بر دوش نكشيدن بار گناه آنان

قال إنّى برىء منك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 9،33

9 - ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، پيشتازان برائت از مشركان و كافران

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه . .. إذ قالوا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، از ميان همه پيامبران و امت هاى پيشين، ابراهيم(ع) و همگامانش را الگوى برائت از مشركان معرفى كرده است.

33 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . .قال : . . .الوجه الخامس من الكفر كفر البرائة و ذلك قوله عزّوجلّ يحكى قول ابراهيم ( ع ) « كفرنا بكم . . . » يعنى تبرّأنا منكم . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: قِسم پنجم از كفر، كفر برائت است و اين سخن خداوند عزّوجلّ است كه از قول ابراهيم(ع) حكايت كرده كه [به قوم مشرك خود ]گفت: «كفرنا بكم. ..»; يعنى، ما از شما بيزارى جستيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 13،14

13 - لزوم توأم بودن مبارزه ( برائت از كافران معاند ) ، با دعا و استغفار به درگاه خداوند

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا. .. ربّنا عليك توكلنا... ربّنا لاتجعلنا

14 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ اللّه أمر نبيّه (صلی الله علیه و آله) و المؤمنين بالبرائة من قومهم ماداموا كفّاراً فقال : « قد كانت لكم اُسوة حسنة فى إبراهيم و الذين معه إذ قالوا لقومهم إنّا برآؤا منكم و ممّا تعبدون . . . » ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: خداوند به رسول خود و مؤمنان امر فرموده تا از قوم خود، مادامى كه در حال كفر هستند، برائت جويند [آن جا كه] مى فرمايد: «براى شما در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند الگوى خوبى است; زيرا آنان به قوم خود گفتند: إنّا برآؤا منكم و ممّا تعبدون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 4

4 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . و قد ذَكَرَ المنافقين و مازال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يتألّفهم و يُقرّبهم و يُجْلِسُهُم عن يمينه و عن شماله حتّى أَذِنَ اللّهُ عزّوجلّ له فى إبعادهم . . . بقوله « فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين عن اليمين و عن الشمال عزين . . . » ;

اميرالمؤمنين(ع) در ضمن سخنانى كه درباره منافقان داشت فرمود: . .. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پيوسته با آنان مدارا و الفت با ايشان را تحمل مى كرد و آنان را به خود نزديك مى كرد و آنها را در راست و چپ خود مى نشاند تا آن كه خداى عزّوجلّ به آن حضرت اذن داد كه آنان را از خود دور نمايد...; با گفته خود كه فرمود: (فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين...)».

55- تبرى از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 8 - 4

4 - امتنان الهى بر مؤمنان ، به سبب افكندن محبت ايمان و بيزارى از كفر در قلب آنان

و لكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 1

1 - دين كافران براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، غير قابل پذيرش بود .

لكم دينكم

درباره مفاد اين آيه سه بيان وجود دارد: 1. من دين شما را نخواهم پذيرفت و شما هم دين من را نمى پذيريد; بنابراين، سازش من و شما امكانپذير نيست و درگيرى تبليغاتى ادامه خواهد يافت (برداشت هاى يكم تا چهارم، ناظر به اين معنا است); 2. شما به راه خود برويد و من هم به راه خود مى روم، نه شما به من كارى داشته باشيد و نه من به شما كارى دارم (برداشت هاى پنجم و ششم، ناظر به اين مفاد است); 3. دين شما لايق خود شما است و دين من شايسته خود من است; نه شما زيبنده دين من هستيد و نه دين شما زيبنده من است (برداشت هاى هفتم و هشتم، اين معنا را مى رساند).

56- تبرى از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 35 - 7

7- اعلام بيزارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شركورزى مشركان مكه و گناهان آنان

و أنا برىءٌ مما تجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 216 - 3

3 - لزوم بيزارى جستن انسان از هر عمل مخالف شريعت ، هرچند كه از خويشان و بستگان او صادر شده باشد .

و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون

57- تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 23

23 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به دورى از صف مشركان

قل إنى أمرت . .. و لا تكونن من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 1،6،8

1 - صدور بيانيه برائت از مشركان ( تحريم روابط مسلمانان با آنان ) از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دستور ابلاغ آن به عموم مردم

حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس . .. أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

«برىء» از «برائت» است و «برائت» به معنان فاصله گرفتن و جدا شدن مى باشد. اعلام برائت خدا و رسول از مشركان دستورى است به مسلمانان كه روابط و پيوندهاى خود را با مشركان بگسلند و - به اصطلاح - آنان را تحريم كنند.

6 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، آغاز قطع كامل روابط مسلمانان با مشركان و تحريم همه جانبه آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

8 - توصيه خداوند به عموم مشركان مبنى بر ر ها كردن شرك و گرويدن به توحيد و اسلام در پى ابلاغ پيام برائت خدا و رسول به آنان

و أذن من اللّه . .. فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 113 - 11

11 - لزوم پرهيز محبت و دلسوزى نسبت به مشركانى كه دوزخى بودنشان حتمى است .

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... أنهم أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 114 - 12

12 - ممنوعيت استغفار براى مشركان و لزوم برائت از آنان ، حكمى مشترك در اديان آسمانى

ما كان للنبى . .. أن يستغفروا للمشركين ... و ما كان استغفار أبرهيم ... أنه عدو ل

از اينكه خداوند، به موضوع استغفار حضرت ابراهيم (ع) براى آزر، به عنوان تنها موردى كه مى تواند در ذهن مسلمانان ايجاد ترديد كند پرداخت و از راز آن پرده برداشت نشان مى دهد كه مسأله ممنوعيت استغفار براى اهل شرك، مشترك همه اديان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داشت تا در صورت مواجه شدن با پافشارى مشركان بر تكذيب و انكار ، آنان را به حال خود ر ها كرده و از اعمال باطلشان اعلان تبرى كند .

و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 1

1- ابراهيم ( ع ) ، زندگى در ميان هم كيشان آزر را هم سان زندگى در خانه او ، مانعى در راه خداپرستى خويش ديده و از همه آنها كناره گيرى كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از محيط شرك و بت پرستى هجرت كرد و از بت پرستان و معبود هاى آنان كناره گيرى كرد .

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه وهبنا له إسحق و يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 82 - 2

2- معبود هاى مشركان در قيامت ، بطلان و بيهودگى عبادت هاى مشركان را برملا كرده و از آن برائت خواهند جست .

سيكفرون بعبادتهم و يكونون عليهم ضدًّا

در مورد ضميرهاى موجود در آيه، احتمالاتى ذكر شده است; از جمله آن كه ضمير «يكفرون» و «يكونون» به «ءالهة» بازمى گردد و ضمير «بعبادتهم» و «عليهم» به مشركان. برداشت ياد شده مبتنى براين وجه است. گفتنى است كه «كفر» در معانى مختلفى از جمله انكار و برائت استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه نيز به قرينه «و يكونون عليهم ضدّاً» به معناى برائت جستن و سلب مسؤوليت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 6،8

6 - پيشوايان شرك مدعى مسؤوليت نداشتن نسبت به گرويدن پيروانشان به آيين شرك

أغوينهم كما غوينا

به گفته مفسران، عبارت «كما غوينا» صفت براى مصدرى است كه با فعلش حذف شده و تقدير آن چنين است: «أغويناهم فغووا غيّاً مثل ما غوينا» مقصود گروه ياد شده اين است كه ما آنان را مجبور به پذيرش شرك نكرديم و در اين جهت ما و آنها با هم برابريم. همان طورى كه شرك را خودمان اختيار كرديم و كسى ما را مجبور به آن نكرد، آنها نيز خودشان شرك را پذيرا شدند و ما آنان را مجبور نكرديم.

8 - اقدام پيشوايان شرك به اظهار برائت از پيروان خويش در قيامت

و يوم يناديهم . .. تبرّأنا إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 8

8 - تشكيل جبهه توحيد ، جدا ساختن خويش از صف مشركان و پرهيز از درآميختن با آنان ، سفارش ديگر خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ادع إلى ربّك و لاتكوننّ من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 2،3،4

2- تبرّى شيطان در قيامت ، از انحرافات و طغيان گرى مشركان

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه مراد از «قرين» شيطان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

3- تبرّى همگامان و همراهان مشركان ، از روش و منش آنان در قيامت

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه «قرين» اعم از شيطان جن و انس باشد و شامل همراهان و عوامل شرك نيز بشود، برداشت بالا استفاده مى شود.

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 9،24

9 - ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، پيشتازان برائت از مشركان و كافران

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه . .. إذ قالوا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، از ميان همه پيامبران و امت هاى پيشين، ابراهيم(ع) و همگامانش را الگوى برائت از مشركان معرفى كرده است.

24 - توكل ابراهيم ( ع ) و همراهانش ، بر خداى يگانه در برائت از مشركان و پيامد هاى آن

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم . .. ربّنا عليك توكلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 11

11 - برنامه برائت از مشركان و نهى از مودّت با ايشان ، در جهت مصالح خود مؤمنان و نه خداوند

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

با توجه به اين كه اين آيات، در ادامه نهى مؤمنان از مودّت مشركان است، تعبير «و من يتوّل. ..» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 2

2 - قاطعيت در اعلان جدايى از مشركان و نفى ارتباط با برنامه هاى عبادى آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

58- تبرى از مشركان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 3

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

59- تبرى از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23،24

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 9،11

9 - ابراهيم(ع) در پى ابطال مستدل عقايد شرك آميز قوم خويش، به صراحت از معبودهاى آنان بيزارى جست.

فلما رءا الشمس . .. إنى برىء مما تشركون

چنانچه «ما» در «مما تشركون» موصول باشد، مضمون جمله چنين است: «برىء من الذى تشركون به». يعنى از چيزهاييكه به آن شرك مىورزيد بيزارم.

11 - ضرورت بيزارى جستن از معبودهاى مشركان و عقايد شرك

إنى برء مما تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 5،6

5- هود ( ع ) به مشركان اعلان كرد كه از معبودهايشان بيزار است و آنها را منشأ هيچ تأثيرى نمى داند و شايسته پرستش نمى شمارد .

قال . .. اشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

بيزارى و تنفر هود(ع) از بتها و معبودهاى اهل شرك، به معناى منشأ أثر ندانستن آنها و شايسته عبادت نشمردنشان است. از اينكه هود(ع) در خطاب به مردم نگفت: «اشهدكم»، ولى در گواه خواهى از خداوند گفت: «اُشهد الله» معلوم مى شود مراد از «واشهدوا»، مجرد اعلان است نه شاهد گرفتن مردم.

6- هود ( ع ) ، خداوند را بر بى تأثير دانستن معبود هاى اهل شرك و اعلان بيزارى از آنان ، گواه گرفت .

قال إنى أُشهد الله واشهدوا أنى برىءٌ مما تشركون

اشهاد (مصدر اشهد) به معناى گواه گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 6

6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 4،6

4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود

و كانوا بعبادتهم كفرين

ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.

6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ تباين معبود خود با معبود هاى مشركان و تصريح به ناهماهنگى كامل ، بين شرك و توحيد

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

60- تبرى از معبودان مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 23،24

23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان

قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

24 - لزوم پايدارى در عقيده توحيدى و اعلام صريح بطلان شرك و بيزارى از معبودهاى مشركان

قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون

61- تبرى از مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 13

13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

62- تبرى انبيا از ظاهرسازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 7

7 - پرهيز از هرگونه تكلف و ظاهرسازى در زندگى ، از ويژگى هاى پيامبران

و ما أنا من المتكلّفين

تعبير پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اين كه او از زمره «متكلفان» نيست، مى رساند كه اصولاً پيامبران اهل تكلف نبودند.

63- تبرى برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 77 - 8

8- فرزندان يعقوب با اين تحليل كه دزدى بنيامين ريشه مادرى دارد ، درصدد پيراستن خويش از عار و ننگ دزدى او بودند .

إن يسرق فقد سرق أخ له من قبل

برادران يوسف با توصيف بنيامين به دارا بودن روحيه دزدى (إن يسرق) و اثبات آن با مطرح ساختن دزدى برادر مادرى اش، درصدد بيان اين معنا بودند كه مادر آن دو در پيدايش روحيه دزدى نقش داشته ; ولى ساير برادرانش چون از مادرانى ديگرند، از اين ناهنجارى پيراسته اند.

64- تبرى پيروان ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 6،9،24

6 - اظهار برائت و بيزارى ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، از مظاهر شرك و قوم مشرك خويش

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم و مم-ّا تعبدون

9 - ابراهيم ( ع ) و همگامانش ، پيشتازان برائت از مشركان و كافران

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه . .. إذ قالوا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه خداوند، از ميان همه پيامبران و امت هاى پيشين، ابراهيم(ع) و همگامانش را الگوى برائت از مشركان معرفى كرده است.

24 - توكل ابراهيم ( ع ) و همراهانش ، بر خداى يگانه در برائت از مشركان و پيامد هاى آن

إذ قالوا لقومهم إنّا برءؤا منكم . .. ربّنا عليك توكلنا

65- تبرى پيروان طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 60 - 2

2 - اعلام انزجار و تنفر پيروان طاغيان از آنان

قالوا بل أنتم لامرحبًا بكم

برداشت ياد شده از لحن آيه شريفه استفاده مى شود.

66- تبرى حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، يكتاپرستى خود و بيزارى اش از شرك و بت پرستى را اعلام كرد .

ءأتّخذ من دونه ءالهة

67- تبرى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3،8

3 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

8 - توصيه خداوند به عموم مشركان مبنى بر ر ها كردن شرك و گرويدن به توحيد و اسلام در پى ابلاغ پيام برائت خدا و رسول به آنان

و أذن من اللّه . .. فإن تبتم فهو خير لكم

68- تبرى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 63 - 6

6 - پيشوايان شرك مدعى مسؤوليت نداشتن نسبت به گرويدن پيروانشان به آيين شرك

أغوينهم كما غوينا

به گفته مفسران، عبارت «كما غوينا» صفت براى مصدرى است كه با فعلش حذف شده و تقدير آن چنين است: «أغويناهم فغووا غيّاً مثل ما غوينا» مقصود گروه ياد شده اين است كه ما آنان را مجبور به پذيرش شرك نكرديم و در اين جهت ما و آنها با هم برابريم. همان طورى كه شرك را خودمان اختيار كرديم و كسى ما را مجبور به آن نكرد، آنها نيز خودشان شرك را پذيرا شدند و ما آنان را مجبور نكرديم.

69- تبرى رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 3

3 - سران شرك به هنگام مواجه شدن با عذاب قيامت ، از پيروانشان فاصله گرفته و از آنان بيزار مى شوند .

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب

جمله «و رأوا العذاب» جمله حاليه است; يعنى، تبرّى و بيزارى سران شرك از پيروانشان در آن حال است كه با عذاب مواجه مى شوند.

70- تبرى شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 3

3 - شعيب ( ع ) و همگامان مؤمنش ، بيزار از گرايش به آيين شرك و افترا بستن بر خدا

قال أو لو كنا كرهين. قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

71- تبرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 17

17 - بيزارى شيطان از فريب خوردگان خود پس از قرار دادن آنان در دام هاى فريب خويش

و إذ زين لهم . .. فلما ترآءت الفئتان ... إنى أخاف اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 17

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 2،4

2- تبرّى شيطان در قيامت ، از انحرافات و طغيان گرى مشركان

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه مراد از «قرين» شيطان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 5

5 - اظهار بيزارى شيطان از انسان ، پس از فروافكندن او در گرداب كفر

كمثل الشيطن إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر قال إنّى برىء منك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

72- تبرى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 10،18

10 - در قيامت ، قوم ابراهيم - به رغم دوستى در دنيا- از هم برائت مى جويند .

ثمّ يوم القيمة يكفر بعضكم ببعض

«يكفر» در اين آيه، احتمال دارد به معناى رايج آن، يعنى «كفر ورزيدن» باشد، و احتمال هم دارد به معناى «بى زارى جستن» باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

18 - « عن أبى عمرو الزبيرى ، عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قلت له : أخبرنى عن وجوه الكفر فى كتاب اللّه عزّوجلّ ! قال : الكفر فى كتاب اللّه ، على خمسة أوجه . . . والوجه الخامس من الكفر ، كفرُ البرائة . و ذلك قوله عزّوجلّ يحكى قول ابراهيم . . . : « إنّما اتخذتم من دون اللّه أوثاناً مودّة بينكم فى الحياة الدنيا ثمّ يوم القيامة يكفر بعضكم ببعض و يلعن بعضكم بعضاً » يعنى « يتبرّأُ بعضكم من بعض » ;

ابوعمرو زبيرى، از امام صادق(ع) از اقسام كفر، در قرآن سؤال كرد. امام فرمود: كفر، در كتاب خدا، پنج قسم است: ... و قسم پنجم آن، كفر برائت و بيزارى است. اين معنا، همان سخن خداوند است كه از جانب ابراهيم(ع) حكايت كرده: «إنّما اتخذتم من دون اللّه أوثاناً...و يكفر بعضكم ببعض» يعنى، برخى از شما، از برخى ديگر بيزارى مى جوييد».

73- تبرى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3،8

3 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

8 - توصيه خداوند به عموم مشركان مبنى بر ر ها كردن شرك و گرويدن به توحيد و اسلام در پى ابلاغ پيام برائت خدا و رسول به آنان

و أذن من اللّه . .. فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 4

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از اعمال و كردار مشركان و مشركان از اعمال و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناراحت و بيزار بودند .

أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 1 - 4

4 - توجّه به خدادادى بودن شرح صدر ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. ألم نشرح لك صدرك

هدف از استفهام در «ألم نشرح. ..» - كه براى تقرير است - با توجّه به ارتباط آن با محتواى سوره قبل، توجّه دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به نعمت هايى است كه نشان محبوب بودن او نزد خداوند است تا نگرانى هاى احتمالى آن حضرت از ميان برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 8

8 - توجّه به عنايت هاى خداوند در رفع مشكلات رسالت ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به دورى اش از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و وضعنا عنك وزرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 2

2 - قاطعيت در اعلان جدايى از مشركان و نفى ارتباط با برنامه هاى عبادى آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. لا أعبد ما تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گذشته زندگى خود را از آلودگى به شرك مبرّا خواند .

و لا أنا عابد ما عبدتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 1

1 - دين كافران براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، غير قابل پذيرش بود .

لكم دينكم

درباره مفاد اين آيه سه بيان وجود دارد: 1. من دين شما را نخواهم پذيرفت و شما هم دين من را نمى پذيريد; بنابراين، سازش من و شما امكانپذير نيست و درگيرى تبليغاتى ادامه خواهد يافت (برداشت هاى يكم تا چهارم، ناظر به اين معنا است); 2. شما به راه خود برويد و من هم به راه خود مى روم، نه شما به من كارى داشته باشيد و نه من به شما كارى دارم (برداشت هاى پنجم و ششم، ناظر به اين مفاد است); 3. دين شما لايق خود شما است و دين من شايسته خود من است; نه شما زيبنده دين من هستيد و نه دين شما زيبنده من است (برداشت هاى هفتم و هشتم، اين معنا را مى رساند).

74- تبرى محمد(صلی الله علیه و آله) از ظاهرسازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 10

10 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم در امر رسالت و بى تكلف و تصنع بودن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، نشانه حقانيت آن حضرت است .

قل ما أسئلكم عليه من أجر و ما أنا من المتكلّفين

از آيه بعد كه قرآن را تنها مايه ذكر براى جهانيان معرفى مى كند (إن هو إلاّ ذكر للعالمين)، استفاده مى شود كه آيه مورد بحث -

با طرح مسأله نداشتن چشم داشت مادى و بى تكلف بودن پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) - درصدد اثبات رسالت و راستى آن حضرت است.

75- تبرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 41 - 4

4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از اعمال و كردار مشركان و مشركان از اعمال و كردار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناراحت و بيزار بودند .

أنتم بريئون مما أعمل و أنا برىء ممّا تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 6 - 4،6

4- بيزارى معبود هاى باطل در قيامت ، از پرستش عبادت گران خود

و كانوا بعبادتهم كفرين

ضمير «كانوا» به معبودها و ضمير «بعبادتهم» به عبادت گران مشرك بازمى گردد.

6- اظهار دشمنى و بيزارى مشركان ، نسبت به معبود هاى دروغين خود در قيامت *

كانوا لهم أعداء و كانوا بعبادتهم كفرين

فاعل «كانوا»، ضميرى است كه ممكن است به «الناس» برگردد و مرجع ضمير «هم» نيز ممكن است معبودهاى مشركان باشد كه در آيه قبل، به عنوان مبعودهاى غير الهى از آنها ياد شده است. بر اساس اين دو احتمال، نكته ياد شده استفاده مى شود.

76- تبرى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 41 - 5

5 - ملائكه ، بين خود و مشركان به موالاتى قائل نيستند .

قالوا . .. أنت وليّنا من دونهم

77- تبرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 1

1 - پرهيز از عبادت و اطاعت طاغوت ها و سردمداران كفر و شرك ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خدا

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها

«طاغوت» در اصل به هر متجاوز و رئيس گمراه گر گفته مى شود. اين كلمه در قرآن، هم به اين معنا آمده و هم در بت و صنم به كار رفته است. چنانچه اين واژه در آيه شريفه در معناى نخست به كار رفته باشد، مقصود از عبادت (أن يعبدوها) اطاعت خواهد بود. گفتنى است آيه شريفه درصدد توصيف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است (كه از آيات بعد نيز قابل استفاده است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 17

17 - خداوند ، پديد آورنده زمينه بيزارى مؤمنان از كفر ، فسوق و عصيان

و لكنّ اللّه . .. و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 2

2 - نويدبخشى خداوند ، به منتهى شدن برائت مؤمنان از مشركان ، به فرجامى نيك و مودّت آفرين

عسى اللّه . .. مودّة

با توجه به اين كه آياتِ برائت از مشركان، نگرانى تداوم جنگ و ستيز با ايشان را تداعى مى كند; اين آيه مى تواند زداينده اين نگرانى باشد.

78- تبرى همدم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 3

3- تبرّى همگامان و همراهان مشركان ، از روش و منش آنان در قيامت

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه «قرين» اعم از شيطان جن و انس باشد و شامل همراهان و عوامل شرك نيز بشود، برداشت بالا استفاده مى شود.

79- تبرى هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 6

6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

80- تبرى يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 26 - 2

2- يوسف ( ع ) در نزد عزيز مصر ، تمناى نامشروع زليخا و استنكاف خويش را فاش ساخت ، و خود را از هر گونه اراده سوئى مبرّا دانست .

قال هى رودتنى عن نفسى

تركيبهايى نظير «هى رودتنى» و «أنا قمت» - كه مبتدا در معنا فاعل است و خبر آن فعل مى باشد - گاهى حاكى از تأكيد است و گاهى دلالت بر حصر دارد. و از آن جا كه يوسف(ع) در مقام رفع اتهام از خويش بود، معلوم مى شود او از جمله «هى رودتنى» معناى حصر را اراده كرده است. بنابراين «هى راودتنى» ; يعنى، او (زليخا) از من درخواست كام جويى داشت و من چنين درخواستى نداشتم و استنكاف ورزيدم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 13

13- يوسف ( ع ) در زندان مصر ، پيروى نكردن خويش از آيين و شريعت مصريان كافر به خدا و ناباور به قيامت را ، ابراز داشت .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 18

18- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه ، به او گوشزد كرد كه وى را رب و مالك خويش نخواهد دانست و خود را بنده او نخواهد شمرد .

إن ربى بكيدهنّ عليم

81- روش تبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 7

7 - روى گردانان از شيوه برائت و عبادت ابراهيمى ، ناتوان از آسيب رسانى به خداى بى نياز و ستوده

و من يتولّ فإنّ اللّه هو الغنىّ الحميد

82- فرجام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 2

2 - نويدبخشى خداوند ، به منتهى شدن برائت مؤمنان از مشركان ، به فرجامى نيك و مودّت آفرين

عسى اللّه . .. مودّة

با توجه به اين كه آياتِ برائت از مشركان، نگرانى تداوم جنگ و ستيز با ايشان را تداعى مى كند; اين آيه مى تواند زداينده اين نگرانى باشد.

83- فطريت تبرى از عصيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 20

20 - بيزارى از كفر ، فسق و عصيان ، داراى ريشه در سرشت انسان *

و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان

برداشت بالا بدان احتمال است كه انتساب «كرّه» به خداوند، بيانگر جريان تكوينى باشد; يعنى، خداوند وجود انسان را - با همه تمايلات و گرايش ها - به گونه اى آفريده است كه به طور طبيعى از كفر و. .. متنفر است.

84- فطريت تبرى از فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 20

20 - بيزارى از كفر ، فسق و عصيان ، داراى ريشه در سرشت انسان *

و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان

برداشت بالا بدان احتمال است كه انتساب «كرّه» به خداوند، بيانگر جريان تكوينى باشد; يعنى، خداوند وجود انسان را - با همه تمايلات و گرايش ها - به گونه اى آفريده است كه به طور طبيعى از كفر و. .. متنفر است.

85- فطريت تبرى از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 20

20 - بيزارى از كفر ، فسق و عصيان ، داراى ريشه در سرشت انسان *

و كرّه إليكم الكفر و الفسوق و العصيان

برداشت بالا بدان احتمال است كه انتساب «كرّه» به خداوند، بيانگر جريان تكوينى باشد; يعنى، خداوند وجود انسان را - با همه تمايلات و گرايش ها - به گونه اى آفريده است كه به طور طبيعى از كفر و. .. متنفر است.

86- فلسفه تبرى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) در پاسخ به تهديد هاى آزر ، تصميم خود را بر دورى گزيدن از بت پرستان و بت ها ، اعلام كرد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

87- فلسفه تبرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 6

6 - بيزارى جستن شيطان از كافران ، به منظور تبرئه خويش و بر دوش نكشيدن بار گناه آنان

قال إنّى برىء منك

88- موارد تبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 4

4 - ضرورت پرهيز جامعه ايمانى از پذيرش ولايت كفرپيشگان و يارى جويى از آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

از جمله «بل اللّه موليكم»، انحصار ولايت به خداوند استفاده مى شود و مفهوم آن برحذرداشتن مسلمانان از پذيرش ولايت غير خداوند است كه از مصاديق مورد نظر به قرينه آيه قبل، ولايت و سرپرستى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 2

2 - ضرورت پرهيز از روابط دوستانه با آنان كه دين اسلام و معارف الهى را به مسخره مى گيرند و آن را بازيچه مى پندارند .

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً . .. أولياء

89- نشانه هاى تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 12

12 - تجلى برائت از مشركان ، در انكار شخصيت آنان و دشمنى علنى با ايشان

إنّا برءؤا منكم . .. كفرنا بكم و بدا بيننا و بينكم العدوة

برداشت ياد شده در صورتى است كه «كفرنا بكم» و «بدا بيننا»، بيان تفصيلى و تفسيرى «إنا برءاؤا» باشد.

90- نعمت تبرى از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 8 - 1

1 - محبت به ايمان و بيزارى از كفر و گناه ، جلوه اى از فضل و نعمت الهى

و لكنّ اللّه حبّب إليكم الإيمن . .. و كرّه إليكم الكفر ... فضلاً من اللّه و نع

91- وقت اعلام تبرى از مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3

3 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

10- تبع

1- اسلام تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 9

9- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) إنّه قال : لاتسبّوا تُبّعاً فإنّه كان قد أسلم . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: تُبّع را دشنام ندهيد; زيرا او تسليم [امر خدا] شده بود. ..».

2- تاريخ قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 2،3

2- هلاكت قوم « تبّع » و اقوام پيش از آن ، به اراده و خواست خداوند

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم

3- ايمن ماندن « تبّع » ، از عذاب هلاكت بار نازل شده بر قومش *

أهم خير أم قوم تبّع . .. أهلكنهم

از اين كه خداوند هلاكت را به قوم «تبّع» نسبت داده است - و نه خود وى - مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 1

1- اصحاب « ايكه » و قوم « تُبّع » ، از اقوام تكذيب كننده پيامبران

كذّبت قبلهم . .. و أصحب الأيكة و قوم تبّع

3- تكذيبگرى قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 1

1- اصحاب « ايكه » و قوم « تُبّع » ، از اقوام تكذيب كننده پيامبران

كذّبت قبلهم . .. و أصحب الأيكة و قوم تبّع

4- سرنوشت قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1،4

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

4- آگاهى اهل مكه ، از سرگذشت هلاكت بار قوم تبّع

أهم خير أم قوم تبّع

از اين كه قرآن، قبلاً سخنى از قوم «تبّع» به ميان نياورده و در اين جا به ذكر نام آن براى عبرت آموزى مشركان مكه اكتفا كرده است، مطلب بالا قابل استفاده است.

5- عبرت از قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 1

1- سرنوشت قوم « تبّع » و اقوام قبل از آن ، پيامدار عبرت و هشدار براى مشركان مكه

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم

6- عذاب قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 3

3- ايمن ماندن « تبّع » ، از عذاب هلاكت بار نازل شده بر قومش *

أهم خير أم قوم تبّع . .. أهلكنهم

از اين كه خداوند هلاكت را به قوم «تبّع» نسبت داده است - و نه خود وى - مطلب ياد شده قابل برداشت است.

7- عوامل هلاكت قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 5

5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين

8- فضايل تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 8

8- « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال ، إنّ تُبّعاً قال للأوس و الخزرج كونوا هاهنا حتّى يخرج هذاالنبىّ أمّا أنا فلو أدركته لخدمته و خرجت معه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه تُبّع به اوس و خزرج گفت: در همين مكان (يثرب) باشيد تا اين پيغمبر مبعوث گردد و من هم اگر آن پيامبر را درك كنم، به او خدمت مى كنم و در خروج با او همراه مى شوم».

9- گناه قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 5

5- جرم پيشگى ، عامل هلاكت قوم « تبّع » و اقوام هلاك شده قبل از آن

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم إنّهم كانوا مجرمين

10- مصونيت تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 3

3- ايمن ماندن « تبّع » ، از عذاب هلاكت بار نازل شده بر قومش *

أهم خير أم قوم تبّع . .. أهلكنهم

از اين كه خداوند هلاكت را به قوم «تبّع» نسبت داده است - و نه خود وى - مطلب ياد شده قابل برداشت است.

11- منشأ هلاكت قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 2

2- هلاكت قوم « تبّع » و اقوام پيش از آن ، به اراده و خواست خداوند

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم

12- هلاكت قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 4

4- آگاهى اهل مكه ، از سرگذشت هلاكت بار قوم تبّع

أهم خير أم قوم تبّع

از اين كه قرآن، قبلاً سخنى از قوم «تبّع» به ميان نياورده و در اين جا به ذكر نام آن براى عبرت آموزى مشركان مكه اكتفا كرده است، مطلب بالا قابل استفاده است.

11- تبعيد

1- تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 24

24 - آوارگى و هجرت برخى مسلمانان صدر اسلام و شكنجه و آزار آنان در راه خدا

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

جمله «فالّذين . .. »، هر چند بيان يك ضابطه كلّى است، ولى به قرينه ماضى بودن فعلهاى «هاجروا و ... »، ناظر به تحقق هجرت، اخراج و آزار نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 6

6 - هجرت ، تحمّل آوارگى ، آزار در راه خدا ، جهاد و شهادت از نشانه هاى تقوا

فالّذين هاجروا و اخرجوا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم

مراد از «الّذين اتّقوا»، يا خصوص كسانى هستند كه در آيه 195 توصيف شدند و يا آنان، از مصاديق مورد نظر براى تقواپيشگان هستند.

2- آثار تبعيد انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 2

2- تبعيد رسولان الهى ، داراى عقوبت سخت دنيوى

إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

3- آثار تبعيد رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 7

7- تبعيد رهبران الهى بهوسيله مردم ، مستوجب نزول عذاب *

قريتك الّتى أخرجتك أهلكنهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تهديد مشركان مكه، به خاطر تبعيد پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

4- آثار تبعيد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 10

10- مشركان مكه ، سرخوش از بيرون راندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرزمين خويش

قريتك الّتى أخرجتك . .. زيّن له سوء عمله

مورد «سوء عمله» در آيه شريفه، همان اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرزمين مكه است.

5- آثار تبعيد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 86 - 8

8 - كشتن و آواره كردن اهل ايمان و تبعيض در دين ، موجب از دست دادن سراى آخرت و گرفتار شدن به عذاب شديد قيامت است .

أولئك الذين اشتروا . .. فلا يخفف عنهم العذاب

«ال» در «العذاب» عهد ذكرى و اشاره به «أشد العذاب» در آيه قبل است.

6- اجتناب از تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 3

3 - آواره نساختن و بيرون نكردن ديگران از ديار و كاشانه ، از پيمان هاى خدا با بنى اسرائيل

و إذ أخذنا ميثقكم . .. لاتخرجون أنفسكم من ديركم

«دار» به معناى خانه است. به شهر و محله نيز «دار» گفته مى شود. بنابراين ديار (جمع دار) به معناى خانه ها، شهرها و محله هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 26

26 - پايبندى گروهى از يهوديان عصر بعثت به تورات با عمل كردن به پيمان هاى الهى و پرهيز از كشتن و بيرون راندن همكيشان خود

فما جزاء من يفعل ذلك منكم

سياق خطابهاى گذشته اقتضا مى كرد كه جمله «فما جزاء . ..» بدين گونه ايراد شود: «فما جزاءكم بما تفعلون إلا خزى». اين تغيير سياق اشاره به اين دارد كه همه يهوديان مرتكب اعمال نارواى مذكور نشدند. من تبعيضيه در «منكم» مؤيد اين معناست.

7- اجتناب از تبعيد دينداران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 5

5 - معتقدان به اديان الهى نبايد يكديگر را بكشند يا گروهى از آنان ، گروهى ديگر را از خانه و ديارشان بيرون رانند .

ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم و تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

8- اولين تبعيد يهود مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 3

3 - تبعيد بنى نضير ، نخستين اخراج دسته جمعى يهوديان از مدينه

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، عبارت است از بيرون راندن دسته جمعى عده اى از مردم از محل سكونت شان.

9- برادران يوسف و تبعيد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 10

10- برادران يوسف ، كشتن يا تبعيد او را گناه مى شمردند و به ناروا بودن آن معترف بودند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين

10- پاداش تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 19،21

19 - بخشش گناهان و دخول در بهشت ، پاداش بزرگ الهى ، براى هجرت ، آوارگى ، آزار ديدن در راه خدا و جهاد و شهادت

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنه

21 - پاداش مهاجران ، آوارگان ، آزارديدگان در راه خدا ، مجاهدان و شهيدان ، تضمين شده از سوى خداوند

انّى لا اضيع عمل عامل منكم . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبي

لام قسم و نون تأكيد در «لاكفّرنّ» و در «لادخلنّ» دلالت بر تأكيد و تضمين پاداش دارد.

11- تاريخ تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 3

3 - تبعيد مخالفان ، شيوه اى رايج در ميان قوم لوط

لتكوننّ من المخرجين

تعبير «من المخرجين» به جاى «لنخرجنّك»، مى رساند كه قبل از لوط(ع) ديگرانى نيز تبعيد و از شهر اخراج شده بودند.

12- تبعيد از مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 2

2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

13- تبعيد از مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 1

1- تبعيدكنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شهر مكه ، مورد تهديد خداوند به هلاكت و نابودى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك . .. أهلكنهم

با اين كه خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مكه و هجرت ايشان به سوى مدينه ظاهراً به انتخاب خود حضرت صورت گرفته بود; ولى شرايط سختى كه مشركان براى آن حضرت پديد آورده بودند، منتهى به تصميم هجرت شد. ازاين رو خداوند خروج آن حضرت را به منزله تبعيد شمرده و فعل را به صورت متعدى به همه مشركان مكه نسبت داده است.

14- تبعيد انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 4

4- بسيارى از رسولان الهى ، چونان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با توطئه و كارشكنى و تهديد به تبعيد و اخراج از وطن خويش ، رو به رو بودند .

و إن كادوا ليستفزّونك . .. سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

15- تبعيد اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 11،37

11 - در نظر خداوند ، بيرون راندن و آواره ساختن ساكنان مكه ، گناهى بزرگتر از جنگيدن در ماه هاى حرام است .

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه اكبر . .. و اخراج اهله منه اكبر

37 - تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

16- تبعيد بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 2

2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان

فأراد أن يستفزّهم من الأرض

بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.

17- تبعيد بنى قينقاع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 1

1 - رفتار و سرنوشت مشابه و همگون يهود بنى نضير ، با يهوديان تبعيدى بنى قينقاع

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

مراد از «الذين من قبلهم قريبًا» مى تواند يهود بنى قينقاع باشد. برخى از مفسران نيز بر همين عقيده اند.

18- تبعيد بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 3،6،7

3 - تبعيد بنى نضير ، نخستين اخراج دسته جمعى يهوديان از مدينه

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، عبارت است از بيرون راندن دسته جمعى عده اى از مردم از محل سكونت شان.

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

7 - تبلور اراده الهى ، در عمل مسلمانان نسبت به تبعيد بنى نضير

هو الذى أخرج . .. لأوّل الحشر

چنانچه مراد از «حشر» تجمع مسلمانان باشد - با توجه به نسبت دادن اخراج به خداوند در آيه شريفه - مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 3

3 - بنى نضير ، به خاطر توطئه و خيانت ، مستحق كيفر و مجازاتى سخت بودند و اجراى حكم تبعيد عليه آنان ، تقديرى همراه با تخفيف براى ايشان بود .

و لولا أن . .. لعذّبهم فى الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 2

2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 7

7 - وعده منافقان مدينه به يهود بنى نضير ، نسبت به همگامى كامل با آنان در صورت نبرد يا تبعيد

الذين نافقوا يقولون . .. لئن أُخرجتم لنخرجنّ معكم ... و إن قوتلتم لننصرنّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 1

1 - خبر دادن خداوند ، به همگام نشدن منافقان با يهود بنى نضير در مسير تبعيد آنان

لئن أُخرجوا لايخرجون معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 1

1 - رفتار و سرنوشت مشابه و همگون يهود بنى نضير ، با يهوديان تبعيدى بنى قينقاع

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

مراد از «الذين من قبلهم قريبًا» مى تواند يهود بنى قينقاع باشد. برخى از مفسران نيز بر همين عقيده اند.

19- تبعيد پيروان لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 82 - 3

3 - پاك زيستى لوط و همراهانش ، موجب رنجش قوم وى و عاملى براى پيشنهاد اخراج ايشان از ديارشان شد .

أخرجوهم من قريتكم إنهم اناس يتطهرون

20- تبعيد توطئه گران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 8

8 - تبعيد ، حكمى الهى در مورد توطئه گران عليه دين و حاكميت اسلام

هو الذى أخرج . .. كتب اللّه عليهم الجلاء

21- تبعيد در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 2،3،4

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .

تظهرون عليهم

«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

22- تبعيد در قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 3

3 - تبعيد مخالفان ، شيوه اى رايج در ميان قوم لوط

لتكوننّ من المخرجين

تعبير «من المخرجين» به جاى «لنخرجنّك»، مى رساند كه قبل از لوط(ع) ديگرانى نيز تبعيد و از شهر اخراج شده بودند.

23- تبعيد دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 4 - 10

10 - تبعيد ستيزكنندگان با دين و حاكميت اسلام ، نمونه اى از كيفر الهى است .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. و من يشاقّ اللّه فإنّ اللّه شديدالعقاب

24- تبعيد سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

25- تبعيد شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 8

8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .

لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا

26- تبعيد لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 82 - 2،3

2 - مبارزه لوط با برنامه هاى ضد اخلاقى قوم خويش موجب طرح پيشنهاد اخراج وى و همراهانش از ديارشان

و لوطاً إذ قال لقومه . .. قالوا أخرجوهم

پيشنهاد اخراج لوط از يكسو به مبارزات وى مرتبط شده است ; زيرا جمله «إلا أن قالوا . .. » در پاسخ تبليغات و هدايتگريهاى لوط ايراد گرديده است ; و از سوى ديگر اين پيشنهاد با جمله «انهم ... » تعليل شده است. بنابراين تصميم قوم لوط به اخراج وى و همراهانش به دو علت بوده است: يكى مبارزه وى با فسادها و ديگرى پاك زيستن وى و همراهانش.

3 - پاك زيستى لوط و همراهانش ، موجب رنجش قوم وى و عاملى براى پيشنهاد اخراج ايشان از ديارشان شد .

أخرجوهم من قريتكم إنهم اناس يتطهرون

27- تبعيد محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 1،2،3،25

1 - محاربين و ستيزه جويان با خدا و رسول يا بايد كشته شوند و يا به دار آويخته گردند و يا دست و پايشان از جهت مخالف بريده شود و يا تبعيد گردند .

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

2 - محاربين در صورت فسادانگيزى در جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد )

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله . .. او ينفوا فى الارض

برداشت فوق بر اين مبناست كه واو عاطفه در «و يسعون» واو جمع باشد. يعنى حد ذكر شده از آن محاربى است كه فسادگر باشد. تكرار نشدن «الذين» در «يسعون» مؤيد اين معناست.

3 - حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) ، كيفرى مناسب براى محاربان فسادگر

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى الارض فساداً

«جزاء» در لغت به معناى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.

25 - تبعيد محارب ( از محل ارتكاب جرم به شهرى ديگر ) و قطع معاشرت وى با مردم ، كيفر سلاح بر كشيدن بدون قتل و غارت

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض

از امام رضا(ع) درباره آيه فوق روايت شده: . .. و ان شهر السيف فحارب اللّه و رسوله و سعى فى الارض فساداً و لم يقتل و لم يأخذ المال ... ينفى من المصر الذى فعل فيه ما فعل الى مصر غيره و يكتب الى اهل ذلك المصر انه منفى فلا تجالسوه و لا تبايعوه و لا تناكحوه و لا تواكلوه و لا تشاربوه ... .


كافى، ج 7، ص 247، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 623، ح 165.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 5

5 - محاربان و فسادگران در صورتى كه به تبعيد محكوم شوند ، همواره بايد در تبعيد بسر برند .

او ينفوا من الارض . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

ظاهر استثناء (الا الذين . ..) اين است كه به تمامى فرازهاى آيه پيش مربوط مى باشد. بنابراين حكم تبعيدى كه پس از دستگيرى صادر شود، هرگز الغا نخواهد شد، گر چه شخص تبعيدى توبه كند.

28- تبعيد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 37

37 - تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 4

4- بسيارى از رسولان الهى ، چونان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با توطئه و كارشكنى و تهديد به تبعيد و اخراج از وطن خويش ، رو به رو بودند .

و إن كادوا ليستفزّونك . .. سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 1

1- تبعيدكنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از شهر مكه ، مورد تهديد خداوند به هلاكت و نابودى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك . .. أهلكنهم

با اين كه خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از مكه و هجرت ايشان به سوى مدينه ظاهراً به انتخاب خود حضرت صورت گرفته بود; ولى شرايط سختى كه مشركان براى آن حضرت پديد آورده بودند، منتهى به تصميم هجرت شد. ازاين رو خداوند خروج آن حضرت را به منزله تبعيد شمرده و فعل را به صورت متعدى به همه مشركان مكه نسبت داده است.

29- تبعيد مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 2

2 - مطرود ساختن و منزوى كردن ، حكم مرتدان و گمراه كنندگان مردم در آيين موسى ( ع )

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

در باره «لامساس» دونظر ابراز گرديده است: 1- حكمى قضايى از جانب موسى(ع) است. 2- نفرين موسى(ع) در باره سامرى است. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.

30- تبعيد مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 33 - 5

5 - تبهكاران و فسادانگيزان جامعه ايمانى ، محكوم به يكى از حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) *

انما جزؤا الذين يحاربون اللّه و رسوله و يسعون فى . .. او ينفوا من الارض

كلمه «فى الارض» بيانگر اين است كه مراد از «فساد»، فساد در جامعه است، نه فسادهاى فردى. گفتنى است كه در برداشت فوق «فسادگرى» عنوانى مستقل از محارب گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 5

5 - محاربان و فسادگران در صورتى كه به تبعيد محكوم شوند ، همواره بايد در تبعيد بسر برند .

او ينفوا من الارض . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم

ظاهر استثناء (الا الذين . ..) اين است كه به تمامى فرازهاى آيه پيش مربوط مى باشد. بنابراين حكم تبعيدى كه پس از دستگيرى

صادر شود، هرگز الغا نخواهد شد، گر چه شخص تبعيدى توبه كند.

31- تبعيد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 2

2- حضور موسى ( ع ) و بنى اسرائيل در سرزمين مصر ، غير قابل تحمل براى فرعون و موجب تصميم وى به اخراج قهرآميز آنان

فأراد أن يستفزّهم من الأرض

بنابر اينكه مراد از «الأرض» سرزمين مصر باشد - كه مقر حكومت فرعون بوده است - نكته فوق قابل استفاده است.

32- تبعيد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 37

37 - تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

33- تبعيد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 8،9

8- برادران يوسف ، صلاح امور خويش و بهبود وضعيت خود را در كشتن و يا تبعيد او مى پنداشتند .

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين

مراد از صلاح در «قوماً صالحين» صلاح امور دنيوى است ; زيرا ظاهر آن است كه فعل مضارع «تكونوا» عطف بر «يخل» و جواب امر «اقتلوا» و «اطرحوه» مى باشد. بر اين اساس جمله «تكونوا ...» چنين معنا مى شود: اگر يوسف را بكشيد و يا تبعيدش كنيد، امور شما اصلاح مى شود و بدبختى از شما برطرف مى گردد.

9- برادران يوسف ، بر آن بودند كه پس از كشتن يا تبعيد او ، توبه كرده و درستكار شوند . *

اقتلوا يوسف . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين

در برداشت فوق، صلاح در «قوماً صالحين» صلاح دينى و اخلاقى گرفته شده است. اين احتمال مبتنى بر اين است كه «واو» در «و تكونوا» به معناى مع و «تكونوا» منصوب به «أن» مقدر باشد. بر اين اساس «اقتلوا يوسف ... و تكونوا من بعده قوماً صالحين» چنين معنا مى شود: يوسف را بكشيد، ولى با اين قيد و شرط كه پس از آن با توبه به درگاه خدا، مردمى صالح و درستكار باشيد.

34- توبه با تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 5

5 - رويگردانى مردم - جز گروهى اندك - از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه . .. و لو انّا كتبنا ... ما فعلو

35- توطئه تبعيد خانواده لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 2

2 - تصميم قوم لوط مبنى بر اخراج و تبعيد لوط ( ع ) و خانواده اش ، تنها پاسخ آنان به هشدار هاى خيرخواهانه او

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم

36- توطئه تبعيد لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 2

2 - تصميم قوم لوط مبنى بر اخراج و تبعيد لوط ( ع ) و خانواده اش ، تنها پاسخ آنان به هشدار هاى خيرخواهانه او

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم

37- توطئه تبعيد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 3

3 - محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 1،7

1- توطئه و تلاش تحريك آميز مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور فراهم آوردن زمينه تبعيد آن حضرت از مكه

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «كادوا» و «يستفزّوا» - به قرينه آيات قبل - مشركان مكه و «ال» در «الأرض» عهد و مراد از آن سرزمين مكه باشد. گفتنى است كه «فزّ» ريشه «يستفزّون» به معناى حركت دادن است.

7- توطئه مشركان براى اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه ، عقيم ماند و به ثمر نرسيد .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

از تعبير «و إن كادوا ليستفزّونك» (نزديك بود تو را اخراج كنند) به دست مى آيد كه آنان، نتوانستند هدف خويش را در اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه عملى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

38- توطئه تبعيد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 3

3- روى آوردن فرعون به اعمال قهرآميز عليه موسى ( ع ) در پى ناتوانى از رودررويى منطقى و فرهنگى با او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

39- توطئه تبعيد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 9 - 1،2

1- كشتن يا تبعيد يوسف ( ع ) به سرزمينى دوردست ، رأى اكثريت برادران وى در جلسه توطئه عليه او

اقتلوا يوسف أو اطرحوه أرضًا

جمله «اقتلوا يوسف. ..» را دو گونه مى توان تفسير كرد: 1- برخى از برادران يوسف به كشتن وى نظر داشتند و برخى ديگر به تبعيد او رأى مى دادند. 2اكثريت به توطئه عليه او نظر داشتند، ولى در اينكه او را بكشند و يا تبعيد كنند مردد بودند. قابل ذكر است كه جمله «إن كنتم فاعلين» در آيه بعد، مى رساند كه يكى از آنان با هر دو نظر مخالف بود ولذا در برداشت كلمه «اكثريت» آورده شد.

2- حسادت برادران يوسف به وى ، منشأ تصميم آنان بر كشتن و يا تبعيد او

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب . .. اقتلوا يوسف

40- تهديد به تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 2

2 - اشراف كفرپيشه مدين ، شعيب و مؤمنان به رسالتش را به تبعيد دسته جمعى تهديد كردند .

لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا

«معك» مى تواند متعلق به «لنخرجنك» باشد. بر اين مبنا «لنخرجنك» حاكى از تبعيد دسته جمعى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 1

1- اقوام كافر پيشين پس از مواجهه با برهان هاى روشن و دلايل منطقى انبيا و پافشارى آنان بر مواضع خويش ، آنان را تهديد به تبعيد و يا بازگرداندن اجبارى به كفر ( ارتداد ) مى كردند .

و ما لنا ألاّ نتوكّل . .. لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا ... و قال الذين كفروا لرسلهم

41- حرمت تبعيد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 84 - 7

7 - بيرون كردن موحدان از كاشانه و ديارشان و آواره ساختن ايشان ، از محرمات مؤكّد الهى است .

و لاتخرجون أنفسكم من ديركم

جمله «لاتخرجون . ..» (]همكيشان[ خود را از خانه هايشان بيرون نمى كنيد) همانند جمله «لاتسفكون ...» جمله خبرى است در مقام انشا; يعنى، «... بيرون نكنيد». ايراد جمله خبرى در مقام انشا براى رساندن تأكيد است.

42- سختى تبعيد بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 9

9 - شكست و تبعيد يهود بنى نضير ، امرى دشوار و دور از انتظار براى مسلمانان

ما ظننتم أن يخرجوا

43- عوامل تبعيد بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 4 - 1،7

1 - مخالفت و عنادورزى يهود بنى نضير با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل تبعيد آنان

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. ذلك بأن-ّهم شاق-ّوا اللّه و رسوله

7 - محكوميت بنى نضير به تبعيد ، معلول ستيزه جويى آنان با حكومت اسلامى بود ; نه به جهت يهودى بودن آنها .

كتب اللّه عليهم الجلاء . .. ذلك بأنّهم شاقّوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 3

3 - شكست و تبعيد بنى نضير و اسلام ستيزان قبل از آنان ، نتيجه تلخ كردار خود ايشان

كمثل الذين . .. ذاقوا وبال أمرهم

در صورتى كه «أمرهم» شامل كارها و مواضع يهود بنى نضير باشد; از اضافه «أمر» به «هم» مطلب بالا استفاده مى شود.

44- كيفر تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 28

28 - معتقدان به مكتب الهى ، در صورت كشتن يا آواره ساختن همكيشان خود ، به خوارى در دنيا و شديدترين عذاب در آخرت گرفتار خواهند شد .

فما جزاء من يفعل . .. و يوم القيمة يردون إلى أشد العذاب

45- كيفر تبعيد انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 1

1- سنّت خداوند ، بر هلاك ساختن امتهايى كه اقدام به اخراج و تبعيد رسولان الهى از سرزمين خود نمودند .

ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً. سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

46- كيفر تبعيد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 4

4- تهديد خداوند به هلاكت حتمى و قريب الوقوع مشركان ، در صورت اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

47- كيفر دنيوى تبعيد انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 2

2- تبعيد رسولان الهى ، داراى عقوبت سخت دنيوى

إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

48- لاوى و تبعيد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 10 - 2

2- لاوى برخلاف ديگر برادرانش ، با توطئه عليه يوسف ( ع ) و دور ساختن او از نزد پدرشان يعقوب ( ع ) موافق نبود .

لاتقتلوا يوسف و ألقوه فى غيبت الجب . .. إن كنتم فعلين

جمله شرطى «إن كنتم فاعلين» (اگر بر توطئه عليه يوسف(ع) مصمم هستيد) مى رساند كه لاوى با انجام توطئه موافق نبود. لازم به ذكر است كه جواب جمله شرطى (إن كنتم...) معنايى است كه از «ألقوه...» استفاده مى شود ; يعنى، «إن كنتم فاعلين فألقوه فى غيبت الجب».

49- منشأ تبعيد بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 1،4

1 - تبعيد يهود بنى نضير از مدينه ، سرنوشتى تعيين شده از سوى خداوند براى آنان

و لولا أن كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم فى الدنيا

4 - قضاى الهى ، عامل تبديل حكم هلاكت بنى نضير ، به تبعيد آنان از مدينه

و لولا أن كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم فى الدنيا

تبعيدگران

50- اجتناب از امداد به تبعيدگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 6

6 - معتقدان به اديان الهى نبايد در كشتن و آواره كردن همكيشان خود ، به قاتلان و آواره كنندگان يارى رسانند .

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

51- امداد به تبعيدگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 7

7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

12- تبعيت

1- آثار تبعيت از اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 7،8

7 - گرايش به همسويى و همشكل شدن با توده هاى مردم در عقايد و افكار، لغزشگاهى خطرناك براى رهروان حق است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك

نهى از پيروى از اكثريت، بيانگر جاذبه عظيم عقايد اكثريت و خطر لغزش به سوى آنان است.

8 - گمراهى، پيامد پيروى از اكثر مردم است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله

2- آثار تبعيت از انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 3

3 - تلاوت تورات و انجيل و پيروى از آن دو ، موجب ايمان آوردن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

3- آثار تبعيت از تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 3

3 - تلاوت تورات و انجيل و پيروى از آن دو ، موجب ايمان آوردن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

4- آثار تبعيت از ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 6

6 - تكيه بر گمان در مسائل اصولى و زيربنايى موجب گمراهى مى شود.

يضلوك عن سبيل الله إن يتبعون إلا الظن

5- آثار تبعيت از مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 16

16 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا ، از زمره ستمگران خواهد شد .

لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين

6- آثار تبعيت از مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 16

16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.

7- آثار تبعيت از نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 9

9 - اصرار مردم عصر بعثت بر شركورزى و تحريم برخى از حلال ها ، برخاسته از تقليد آنان از نياكانشان بود .

كلوا مما فى الأرض . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ... قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاب

از مصاديق مورد نظر براى «ما ألفينا عليه آباءنا» - به قرينه آيه 165 و 168 - شركورزى و حرام دانستن برخى از نعمتهاى الهى است.

8- آثار تبعيت از يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 16

16 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا ، از زمره ستمگران خواهد شد .

لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين

9- آثار تبعيت از يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 16

16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.

10- اهميت تبعيت از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 1

1 - ضرورت پيروى از قرآن و احكام و مقررات نازل شده از جانب خدا

اتبعوا ما أنزل اللّه

11- اهميت تبعيت از عقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 14

14 - ارزش عقل و تبعيت از آن

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً

12- اهميت تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 1

1 - ضرورت پيروى از قرآن و احكام و مقررات نازل شده از جانب خدا

اتبعوا ما أنزل اللّه

13- اهميت تبعيت از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 6

6 - ضرورت تبعيت از كتاب هاى آسمانى

يتلونه حق تلاوته

14- تبعيت محمد(صلی الله علیه و آله) از وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور پيروى از وحى است.

اتبع ما أوحى اليك من ربك

15- تبعيت از اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 9

9 - پيروى از اديان الهى ، به سود خود آدمى است .

اصطفى لكم الدين

برداشت فوق از «لام» در «لكم» استفاده مى شود.

16- تبعيت از برهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 5

5 - لزوم پذيرش مفاد و نتيجه دلايل روشن و پيروى كردن از آن

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

17- تبعيت از حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 6

6 - تبعيت محض از حق و وحى الهى ، و صبر و بردبارى در برابر مشكلات آن ، از شرايط رهبرى الهى است .

قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

18- تبعيت از دليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 5

5 - لزوم پذيرش مفاد و نتيجه دلايل روشن و پيروى كردن از آن

قل إنى على بينة من ربى و كذبتم به

19- تبعيت از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 2،11

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراخوان همه انسان ها به پيروى از قرآن و احكام الهى

و اذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه

11 - تبعيت از قرآن و احكام الهى ، امرى عاقلانه است .

اتبعوا ما أنزل اللّه . .. أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

بيان ضرورت پيروى از قرآن و احكام الهى و سپس انتقاد از مشركان و غير منطقى خواندن روش آنان در پيروى كردن از نياكانى بى خرد و گمراه، گوياى اين است كه: تبعيت از قرآن و احكام الهى امرى عاقلانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 153 - 7

7 - وجوب پيروى از قوانين دين و حركت در صراط مستقيم الهى

و أن هذا صرطى مستقيماً فاتبعوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 9

9 - ايمان به آيات خداوند و پيروى از قوانين دين، شكرگزارى نعمتهاى الهى است.

اتبعوا ما أنزل إليكم . .. قليلا ما تشكرون

20- تبعيت از دين ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 1،10

1 - آيين ابراهيم ، آيينى خردمندانه و پيروى از آن خردمندى است .

و من يرغب عن ملة إبرهيم إلا من سفة نفسة

10 - اخلاص ابراهيم ( ع ) و گزينشش از سوى خداوند و نيز شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت ، دليل هاى لزوم پيروى از آيين اوست .

و من يرغب . .. لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين

جمله هاى «لقد اصطفيناه» و «إنه فى الأخرة . ..» به منزله دليلى براى «و من يرغب ...» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 2،3

2 - ابراهيم ( ع ) ، پسرانش را به پيروى از آيين خويش ( تسليم خدا بودن ) توصيه كرد .

و وصى بها إبرهيم بنيه

ضمير «بها» مى تواند به «ملة إبراهيم» (در آيه 130) برگردد و نيز مى تواند به جمله «أسلمت» در آيه قبل بازگردانده شود. گفتنى است بازگشت هر دو فرض به يك معناست; زيرا آئين ابراهيم همان تسليم گشتن در برابر خداوند است.

3 - يعقوب ( ع ) ، پسرانش را به پيروى از آيين ابراهيم ( تسليم شدن در برابر خدا ) سفارش كرد .

و وصى بها إبرهيم بنيه و يعقوب

«يعقوب» عطف بر «إبراهيم» است; يعنى: «وصى بها يعقوب بنيه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 5

5 - ضرورت پيروى از آيين ابراهيم ( ع )

كونوا هوداً . .. قل بل ملة إبرهيم

«ملة إبراهيم» مفعول براى «اتبعوا» (پيروى كنيد) و يا «تتبع» (پيروى مى كنيم) مى باشد.

21- تبعيت از رسوم نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 4،5

4 - التزام به تبعيت از نياكان و آداب و سنن آنان ، پاسخ مشركان در برابر دعوت پيامبر به پيروى از احكام خدا

و إذا قيل لهم اتبعوا . .. قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

«ألفاء» (مصدر ألفينا) به معناى يافتن است.

5 - تكيه بر آداب و رسوم گذشتگان و اصرار بر رعايت آنها ، از عوامل نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى نكردن از قرآن و احكام دين

قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

22- تبعيت از رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 5

5 - ممنوعيت تخلف از فرمان رهبر جامعه اسلامى در همه اعصار

ما كان لأهل المدينة و . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

با توجه به اينكه آيات قبل در زمينه جهاد بود و فرمان جهاد حكمى مربوط به حكومت اسلامى است، مى توان استفاده كرد كه لزوم تبعيت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در واقع به معناى لزوم تبعيت از حاكم الهى است و نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن جهت ذكر شده كه آن حضرت حاكم جامعه اسلامى بوده است.

23- تبعيت از ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 3

3 - اغلب مردم زمين، گمراه و تابع گمانهاى نادرست در عقايد خود هستند.

و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله

24- تبعيت از غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 12

12 - پيروى از غير خدا و سر برتافتن از هدايت هاى الهى ، نشانه اى است از كوته نظرى و نابخردى .

أفمن يهدى إلى الحق أحق أن يتبع أمن لايهدّى . .. فما لكم كيف تحكمون

25- تبعيت از قدرت باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 6

6 - پيروى از قدرت هاى باطل در مقابل فرمان هاى خدا شرك است . *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم . .. إذ تبرأ الذين اتبعوا

26- تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 3

3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 5

5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرائيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 5

5 - بنى اسرائيل ، از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن

يبنى إسرءيل اذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 2،11

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراخوان همه انسان ها به پيروى از قرآن و احكام الهى

و اذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه

11 - تبعيت از قرآن و احكام الهى ، امرى عاقلانه است .

اتبعوا ما أنزل اللّه . .. أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

بيان ضرورت پيروى از قرآن و احكام الهى و سپس انتقاد از مشركان و غير منطقى خواندن روش آنان در پيروى كردن از نياكانى بى خرد و گمراه، گوياى اين است كه: تبعيت از قرآن و احكام الهى امرى عاقلانه است.

27- تبعيت از قوانين غير دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 18،20

18 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب محروم شدن از ولايت و يارى خداوند است .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

20 - پيروى از آرا و قوانين برخاسته از هوا هاى نفسانى ، با وجود قوانين الهى ، موجب گرفتار شدن به عقوبتهايى از جانب خداست .

لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 17

17 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى - با وجود قوانين الهى - ظلم است .

لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين

28- تبعيت از كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 5،7

5 - كسانى از يهود و نصارا به كتاب آسمانى خويش ايمان دارند كه از آن به خوبى وشايستگى پيروى مى كنند .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

در برداشت فوق، ضمير «به» به «الكتاب» - كه مقصود از آن تورات و انجيل است - برگردانده شده است.

7 - پيروى از دستورات كتاب هاى آسمانى ، نشانه ايمان داشتن به آنهاست .

الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به

«الذين» مبتدا و «أولئك يؤمنون به» خبر براى آن است و جمله «يتلونه . ..» حال براى «الذين» مى باشد. بنابراين معناى جمله فوق با توجه به ارجاع ضمير «به» به «الكتاب» چنين است: كسانى از اهل كتاب - كه از كتاب خويش پيروى مى كنند - به آن ايمان دارند.

29- تبعيت از محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام ولايت و مؤمنان موظف به پيروى بى چون و چرا از آن حضرت

ما كان . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

30- تبعيت از مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 15

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان

و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين

31- تبعيت از مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 5،12

5 - هيچ امرى جز تبعيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آيين نصرانيت ، تأمين كننده رضايت نصارا از آن حضرت نبود .

و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم

12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آيين يهود و نصارا بر حذر داشت .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 10

10 - يهود و نصارا در صدد گرايش دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به پيروى از احكام و قوانين دينى خويش

و لئن اتبعت اهواءهم

32- تبعيت از وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 12

12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها تابع وحى الهى است، نه تابع در خواستهاى مشركان.

إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 6

6 - تبعيت محض از حق و وحى الهى ، و صبر و بردبارى در برابر مشكلات آن ، از شرايط رهبرى الهى است .

قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

33- تبعيت از يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 15

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان

و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين

34- تبعيت از يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 4،12

4 - خشنودى و رضايت يهود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو پيروى او از آيى يهوديت بود .

و لن ترضى عنك اليهود . .. حتى تتبع ملتهم

«ملة» به معناى دين و آيين است.

12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آيين يهود و نصارا بر حذر داشت .

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 10

10 - يهود و نصارا در صدد گرايش دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به پيروى از احكام و قوانين دينى خويش

و لئن اتبعت اهواءهم

35- تبعيت انبيا از حكم خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 2

2 - انبيا، پيرو حكم خداوند هستند، نه آراى مردم

و إن تطع أكثر من فى الأرض

36- تبعيت محمد(صلی الله علیه و آله) از انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 2

2 - اقتدا به رهنمودهاى انبياى گذشته وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده

37- تبعيت محمد(صلی الله علیه و آله) از مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 10

10 - انتظار بيجاى برخى از مسلمانان ، در تبعيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آراى آنان ، در موارد بسيار *

لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم

هشدار و تذكر الهى، مى نماياند كه چنين زمينه اى در جامعه صدر اسلام وجود داشته است.

38- تبعيت محمد(صلی الله علیه و آله) از وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 203 - 7

7 - پيامر (صلی الله علیه و آله) تابع وحى و همواره پيرو دستور هاى خداوند بود .

قل إنما أتبع ما يوحى إلىّ من ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 14

14 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، امين وحى و پيرو بى چون و چراى فرمان هاى الهى

إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بود از آنچه كه به او وحى مى شد ، تبعيت كند .

و اتبع ما يوحى إليك

39- تبعيت مسيحيان از علماى مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 1

1 - تسليم و اطاعت بى چون و چراى يهود و نصارا در برابر احبار و راهبان ( پيشوايان دينى ) خويش

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً

«اتخاذ رب» كنايه از تسليم و اطاعت بى چون و چراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 4

4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

40- تبعيت يهود از شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 12

12 - فعاليت يهوديان عصر سليمان عليه حكومت وى ، با پيروى از افسون شياطين *

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

برداشت فوق بر اين اساس است كه فاعل «اتبعوا» يهوديان عصر سليمان باشند.

41- تبعيت يهود از علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 1

1 - تسليم و اطاعت بى چون و چراى يهود و نصارا در برابر احبار و راهبان ( پيشوايان دينى ) خويش

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً

«اتخاذ رب» كنايه از تسليم و اطاعت بى چون و چراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 4

4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام

اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

42- تبعيت يهود از ماروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 17

17 - يهوديان ، تعاليم هاروت و ماروت را دنبال كرده و آنها را در جهت مبارزه با پيامبر به كار گرفتند .

اتبعوا ما تتلوا . .. و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ما أنزل» عطف بر «ما تتلوا . ..» است; يعنى: اتبعوا ما تتلوا الشياطين و اتبعوا ما أنزل على الملكين.

43- تبعيت يهود از هاروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 17

17 - يهوديان ، تعاليم هاروت و ماروت را دنبال كرده و آنها را در جهت مبارزه با پيامبر به كار گرفتند .

اتبعوا ما تتلوا . .. و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ما أنزل» عطف بر «ما تتلوا . ..» است; يعنى: اتبعوا ما تتلوا الشياطين و اتبعوا ما أنزل على الملكين.

44- ترك تبعيت از اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 11

11 - خداوندِ شنوا و دانا شايسته پيروى است، نه اكثريت تابع گمانهاى واهى

و هو السميع العليم. و إن تطع أكثر من فى الأرض ... إن يتبعون إلا الظن

45- دلايل تبعيت از اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 3

3 - الهى بودن قرآن و احكام اسلام ، دليل لزوم پيروى از آن است .

اتبعوا ما أنزل اللّه

مراد از «ما» در «ما أنزل اللّه» قرآن و احكام دين است. توصيف آنها به اينكه از ناحيه خداست - پس از فرمان به پيروى از آنها (اتبعوا) - به علت و دليل لزوم پيروى اشاره دارد.

46- دلايل تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 3

3 - الهى بودن قرآن و احكام اسلام ، دليل لزوم پيروى از آن است .

اتبعوا ما أنزل اللّه

مراد از «ما» در «ما أنزل اللّه» قرآن و احكام دين است. توصيف آنها به اينكه از ناحيه خداست - پس از فرمان به پيروى از آنها (اتبعوا) - به علت و دليل لزوم پيروى اشاره دارد.

47- سرزنش تبعيت از ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 36 - 3

3 - پيروى از ظن و گمان امرى است نكوهيده و ممنوع .

و ما يتبع أكثرهم إلا ظناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 11

11 - پيروى از ظن و تخمين در امور اعتقادى ، مذموم و ممنوع است .

إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون

48- سرزنش تبعيت از غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 9

9 - پيروى از غير خدا ، امرى نكوهيده و ممنوع است .

قل اللّه يهدى للحق أفمن يهدى إلى الحق أن يتبع أمن لايهدّى إلا أن يهدى

49- كيفر تبعيت از مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 17

17 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى كردن از آيين يهود و نصارا ، به عقوبتهايى از جانب خود تهديد كرد .

لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من اللّه» متعلق به «ولىّ» و «نصير» باشد. بر اين مبنا «ولىّ» و «نصير» متضمن معناى «منع» است و جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو پشتيبان و ياورى كه تو را از خدا (از عذاب خدا) باز دارد وجود نخواهد داشت.

50- كيفر تبعيت از يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 17

17 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى كردن از آيين يهود و نصارا ، به عقوبتهايى از جانب خود تهديد كرد .

لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من اللّه» متعلق به «ولىّ» و «نصير» باشد. بر اين مبنا «ولىّ» و «نصير» متضمن معناى «منع» است و جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو پشتيبان و ياورى كه تو را از خدا (از عذاب خدا) باز دارد وجود نخواهد داشت.

51- مشكلات تبعيت از حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 5

5 - تبعيت محض از وحى الهى و گام نهادن در مدار حق ، ملازم با سختى ها و مشكلات است .

قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

52- مشكلات تبعيت از وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 5

5 - تبعيت محض از وحى الهى و گام نهادن در مدار حق ، ملازم با سختى ها و مشكلات است .

قد جاءكم الحق من ربكم . .. و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه

53- ممنوعيت تبعيت از ظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 66 - 11

11 - پيروى از ظن و تخمين در امور اعتقادى ، مذموم و ممنوع است .

إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون

54- موانع تبعيت از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 8

8 - تقليد هاى كوركورانه ، از دسيسه هاى شيطان براى بازدارى انسان ها از پيروى قرآن و احكام دين

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما أل

جمله «بل نتبع . ..» كه گوياى تقليد كوركورانه است - به قرينه آيات قبل - بيانگر مصداقى است براى «خطوات الشيطان». قابل ذكر است كه قيد «كوركورانه» از جمله «أو لو كان آباؤهم ...» استفاده شده است.

55- موانع تبعيت از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 8

8 - تقليد هاى كوركورانه ، از دسيسه هاى شيطان براى بازدارى انسان ها از پيروى قرآن و احكام دين

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما أل

جمله «بل نتبع . ..» كه گوياى تقليد كوركورانه است - به قرينه آيات قبل - بيانگر مصداقى است براى «خطوات الشيطان». قابل ذكر است كه قيد «كوركورانه» از جمله «أو لو كان آباؤهم ...» استفاده شده است.

56- نهى از تبعيت جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 89 - 9

9 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از پيروى راه و روش افراد نادان برحذر داشت .

و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون

13- تبعيض

1- آثار تبعيض در خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 8 - 6،7

6- همه فرزندان يعقوب محبت افزون تر او به يوسف ( ع ) و بنيامين را احساس مى كردند و بر آن رشك مى بردند .

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

ضمير در «قالوا» به «إخوته» در آيه قبل برمى گردد ; يعنى ، همه آنان چنين گفتند و بر اين نظر اتفاق داشتند.

7- محبت و علاقه افزون تر يعقوب ( ع ) به دو فرزندش يوسف ( ع ) و بنيامين ، برانگيزنده حسادت ديگر فرزندان وى نه اطلاعشان از رؤياى يوسف ( ع )

إذ قالوا ليوسف و أخوه أحب إلى أبينا منا

چنان چه يوسف(ع) رؤياى خويش را براى برادرانش نقل كرده بود و آن باعث حسادت و توطئه عليه او شده بود ، سخن از بنيامين به ميان نمى آوردند و تنها به ذكر يوسف(ع) اكتفا مى كردند.

2- آثار تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 14

14 - قوم گرايى و نژاد پرستى يهود ، از عوامل كفر ورزى آنان به قرآن

قالوا نؤمن بما أنزل علينا و يكفرون بما وراءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 12

12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران

و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 22

22 - خودخواهى ، وابستگى فاميلى و ملاحظه فقر و غناى افراد ، ريشه بسيارى از بى عدالتى ها و شهادت هاى نابحق و تهديدى براى عدالت اجتماعى است .

كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين

3- اجتناب از تبعيض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 11

11 - ضرورت پرهيز از هرگونه تبعيض ، در اجراى مقررات و قوانين جزايى

من يعمل سوءاً يجز به

جمله «من يعمل . ..» داراى مضمونى عام و كلى است و شامل كيفرهاى دنيوى نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 13

13 - ضرورت پرهيز از تبعيضهاى ناروا و جاهلانه در قوانين مربوط به زن و مرد

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا . .. سيجزيهم وصفهم

4- اجتناب از تبعيض در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 9

9- لزوم نگرشى يكسان و پرهيز از تبعيض و تفاوت در دعوت مردم به دين

فقل ءاذنتكم على سواء

5- اهميت رفع تبعيض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 19

19 - رسالت پيامبران ، در راستاى رفع تبعيض ها و ايجاد عدالت در جامعه بشرى

شرع لكم . .. فلذلك فادع ... و أُمرت لأعدل بينكم

با توجه به وحدت شرايعت هاى آسمانى كه از آيه «شرع لكم. ..» استفاده مى شود - مطلب بالا قابل برداشت است.

6- تبعيض در اجرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 15

15 - ناروايى تبعيض بين مرد و زن ، در اجرت كارى يكسان *

انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض

7- تبعيض در تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 7

7 - پذيرش برخى از احكام و معارف كتاب هاى آسمانى و انكار برخى ديگر ، مخالفت با حق و دور شدن از آن است .

إن الذين اختلفوا فى الكتب لفى شقاق بعيد

مفسران درباره اختلاف در كتابهاى آسمانى - كه مفاد جمله «اختلفوا فى الكتاب» است - چند وجه گفته اند و برداشت فوق بيان يكى از آن وجوه مى باشد. «شقاق» به معناى عداوت و دشمنى است و مفعول آن به قرينه جمله قبل كلمه اى همانند «الحق» مى تواند باشد.

8- تبعيض در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 10

10- تفاوت قائل شدن بين دختران و پسران از سوى مشركان عصر جاهلى ، قضاوتى زشت و ناروا بود .

و يجعلون لله البنت سبحنه و لهم ما يشتهون . .. ألا ساء ما يحكمون

9- تبعيض در روابط اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 24

24 - تبعيض در روابط اجتماعى بر مبناى ارزشگذارى غلط، ستمگرى است.

فتطردهم فتكون من الظلمين

10- تبعيض در قانونگذارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 139 - 13

13 - ضرورت پرهيز از تبعيضهاى ناروا و جاهلانه در قوانين مربوط به زن و مرد

و قالوا ما فى بطون هذه الأنعم خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا . .. سيجزيهم وصفهم

11- تبعيض در قبول دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 8

8 - قبول بخشى از دين و ر ها ساختن جنبه هاى ديگر آن ، عملى مشركانه است .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا

مراد از «دين» مى تواند اسلام باشد. متفرق ساختن آن، به معناى پذيرش بخشى از آن و قبول نكردن بخشى ديگر است. لازم به ذكر است كه فعل ماضى «فرّقوا» در صورت ياد شده منسلخ از زمان مى باشد.

12- تبعيض در كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 11

11 - ضرورت پرهيز از هرگونه تبعيض ، در اجراى مقررات و قوانين جزايى

من يعمل سوءاً يجز به

جمله «من يعمل . ..» داراى مضمونى عام و كلى است و شامل كيفرهاى دنيوى نيز مى شود.

13- تبعيض ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 15

15 - ناروايى تبعيض بين مرد و زن ، در اجرت كارى يكسان *

انّى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر او انثى بعضكم من بعض

14- تبعيض نژادى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 6

6- تكبر ناشى از احساس برترى نژادى ، عامل اصلى تمرد ابليس از سجده بر آدم ( ع )

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 12

12- ابليس ، ملاك ارزش را در نژاد و عنصر مادى مى داند .

ءأسجد لمن خلقت طينًا

15- تبعيض نژادى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 21

21 - در ديدگاه فرعونيان ، نژاد قبطى ، بر نسل بنى اسرائيل - حتى بر جوان دست پرورده و محبوب خويش - ترجيح داشت .

فنجّينك من الغم

16- تبعيض نژادى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

17- ردّ تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 98 - 3

3 - هيچ تفاوت ذاتى و بنيادى در بين تيره ها و نژادهاى مختلف بشر وجود ندارد.

هو الذى أنشأكم من نفس وحدة

18- سرزنش تبعيض در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 3

3 - ترجيح اشراف بر ديگران در تبليغ دين و برخورد دو گانه تبعيض آميز در معاشرت با مردم ، مذموم است .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... فأنت عنه تلهّى

19- سرزنش تبعيض در عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 11

11 - بسنده كردن به بخشى از فرمان هاى خداوند و به كار نبستن تمام آن ، رفتارى نكوهيده در پيشگاه خداوند

لمّا يقض ما أمره

«لمّايقض» (به پايان نرساند)، گوياى توبيخ كسانى است كه در انجام دادن فرمان هاى خداوند، سنگ تمام نمى گذارند.

20- سرزنش تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 13

13- ارزش گذارى بر اساس نژاد و عنصر مادى ، شيوه اى شيطانى است .

ءأسجد لمن خلقت طينًا

21- فسق تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 10

10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

22- ممنوعيت تبعيض بين فرزندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 49 - 9

9 - تمايز ميان دختر و پسر ، مخالف انديشه دينى است .

يهب لمن يشاء إنثًا و يهب لمن يشاء الذكور

تقديم «إناثاً» بر «الذكور» علاوه بر رعايت فاصله و سجع، مى تواند به منظور نفى انديشه جاهليت در مورد دختران باشد (كه پسران را بر دختران ترجيح مى دادند).

23- نفى تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 4

4 - لغو هر گونه امتياز طايفه اى و گروهى در حج

ثم افيضوا من حيث افاض الناس

با توجه به آنچه در ذيل آيه نقل شده كه عدّه اى از قريش خود را جداى از مردم فرض مى كردند و در عرفات وقوف نداشتند.

24- تبعيض نژادى

{تبعيض نژادى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 6

6 - اعتقاد اهل كتاب به برترى نژادى و قومى خويش *

لن تمسّنا النار

باور يهود به اينكه جز اندكى عذاب نمى شوند، به قرينه «نا» در «لن تمسّنا»، احتمالا برخاسته از خودبرتربينى در نژادشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 15

15 - نسبت دادن برترى نژادى و مشروعيّت تضييع حقوق ديگران به خدا ، نسبتى دروغ و نارواست .

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 76 - 4

4 - وفاى به عهد و رعايت تقوا ، ملاك ارزش انسان در پيشگاه خداوند ; نه انتساب به نژادى خاص

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا . .. بلى من اوفى بعهده و اتّقى فان اللّه يحب المتّقين

25- آثار تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 14

14 - قوم گرايى و نژاد پرستى يهود ، از عوامل كفر ورزى آنان به قرآن

قالوا نؤمن بما أنزل علينا و يكفرون بما وراءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 12

12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران

و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 22

22 - خودخواهى ، وابستگى فاميلى و ملاحظه فقر و غناى افراد ، ريشه بسيارى از بى عدالتى ها و شهادت هاى نابحق و تهديدى براى عدالت اجتماعى است .

كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين

26- تبعيض نژادى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 6

6- تكبر ناشى از احساس برترى نژادى ، عامل اصلى تمرد ابليس از سجده بر آدم ( ع )

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 12

12- ابليس ، ملاك ارزش را در نژاد و عنصر مادى مى داند .

ءأسجد لمن خلقت طينًا

27- تبعيض نژادى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 21

21 - در ديدگاه فرعونيان ، نژاد قبطى ، بر نسل بنى اسرائيل - حتى بر جوان دست پرورده و محبوب خويش - ترجيح داشت .

فنجّينك من الغم

28- تبعيض نژادى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

29- ردّ تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 98 - 3

3 - هيچ تفاوت ذاتى و بنيادى در بين تيره ها و نژادهاى مختلف بشر وجود ندارد.

هو الذى أنشأكم من نفس وحدة

30- سرزنش تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 13

13- ارزش گذارى بر اساس نژاد و عنصر مادى ، شيوه اى شيطانى است .

ءأسجد لمن خلقت طينًا

31- فسق تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 10

10 - هواپرستى ، حسد ، نژادپرستى ، خود بزرگ بينى و خويشتن را بدون هيچ دليل اهل بهشت پنداشتن ، از مصاديق فسق است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

32- نفى تبعيض نژادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 4

4 - لغو هر گونه امتياز طايفه اى و گروهى در حج

ثم افيضوا من حيث افاض الناس

با توجه به آنچه در ذيل آيه نقل شده كه عدّه اى از قريش خود را جداى از مردم فرض مى كردند و در عرفات وقوف نداشتند.

14- تبلیغ

1- تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 25

25 - حواريون ، ياوران مخلص و پاك عيسى ( ع ) و مبلّغ دين و موعظه كننده مردم

قال الحواريّون نحن انصار اللّه

از امام رضا (ع) سؤال شد: لم سمّى الحواريون الحواريين؟ آن حضرت فرمود: . .. لانّهم كانوا مخلَصين فى انفسهم و مخلِصين لغيرهم من اوساخ الذنوب بالوعظ و التّذكير.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 2، ص 79، ح 10 ; علل الشرايع، ج 1، ص 80، ح 1.

2- آثار اخلاص در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ و رسالت الهى

فاتّقوا اللّه و أطيعون . و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت نوح(ع) به مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت هود(ع) به مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت صالح(ع) به مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت لوط(ع) به مطلب مزبور استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت شعيب(ع) به مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 4

4 - ارزشمندى صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، بسته به خلوص و جهت خدايى آن است .

و لربّك فاصبر

3- آثار بكارگيرى روشهاى تبليغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 16

16- كاربرد روش هاى مختلف تبليغى ، مايه اتمام حجت است نه عامل هدايت حتمى همگان .

ادع . .. إن ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

جمله «إن ربّك . .. بالمهتدين» مى رساند كه انسانها دو گروهند: گمراهان و هدايت شدگان. بنابراين فرمان «ادع ...» براى اتمام حجت است نه براى هدايت همه مردم.

4- آثار بى تأثيرى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 6

6- هجرت از محيط شرك ، در صورت بى تأثير بودن تبليغ ، بر ماندن در آن جا ترجيح دارد .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

حضرت ابراهيم پس از آن كه سرسختى و لجاجت آزر را مشاهده نمود، چند راه در پيش داشت 1- ماندن در محيط شرك و

اختفاى عقيده و دست برداشتن از مبارزه 2- مبارزه با بت پرستى و گرفتار شدن به رجم 3- بيرون رفتن از محيط شرك. حضرت از اين سه راه، راه سوم را برگزيده است كه نشان ترجيح آن در شرايط خاص خود است.

5- آثار تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 19

19 - نقش مؤثر تبليغات سوء در بازداشتن مردم از راه ايمان

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب . .. و ان تصبروا و تتّقوا

دستور مقاومت در برابر تبليغات دشمن، حكايت از خطر تأثير آن در روحيه مسلمانان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 8

8 - تبليغات فريبنده نقش مؤثرى در انحراف فكرى و عملى مردم دارد.

يوحى بعضهم إلى بعض . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون ... و ليرضوه و ليقترفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 6

6- تبليغ دين و هدايت مردمان ، پيامدار اذيت و آزار دشمنان و نيازمند مقاومت ، شكيبايى و گذشت است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 11

11 - توده هاى ناآگاه مردم ، از تبليغات دشمنان ، آسيب پذيرند .

يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم

احتمال دارد كه «بغير علم» حال براى مفعول محذوف فعل «يضلّ»، مانند «الناس» يا چيزى همانند آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 8

8 - تأثير تبليغات منحرفانه در آسيب زدن به آيين درست و جاى گزين كردن اعتقاد باطل به جاى آن

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أنداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 8

8 - نقش اساسى و مؤثر تبليغات در هدايت و گمراهى انسان ها

و نادى فرعون فى قومه . .. فاستخفّ قومه فأطاعوه

از اين كه فرعون توانست با تبليغات خويش، قوم خود را به اطاعت وادارد، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- آثار تبليغ امداد به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 8

8 - تغذيه تهى دستان و دعوت مردم به فقرزدايى از جامعه ، لازمه پذيرش روز جزا و نشانه كام يابى در آن روز است .

يكذّب بالدين . .. و لايحضّ على طعام المسكين

7- آثار تبليغ باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 14

14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون

8- آثار تبليغ توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 3

3 - احساس خطر سران كفر و شرك ، از دعوت پيامبراسلام به توحيد و نفى شرك و نفوذ آن حضرت در ميان توده ها

و اصبروا على ءالهتكم

فراخواندن مردم به پراكنده شدن از اطراف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و پايدارى بر آيين شرك، گوياى برداشت ياد شده است.

9- آثار تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 18

18- مجازات و نابودى كافران ، پس از ابلاغ پيام حق و اتمام حجت بر آنان است .

بلغ فهل يهلك إلاّ القوم الفسقون

با توجه به فاى «فهل» - كه مى تواند بيانگر تفريع باشد - استفاده مى شود كه بلاغ و اتمام حجت، همواره قبل از مجازات و كيفر كافران صورت گرفته و مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 3

3 - تبليغ دين و تشكيل جامعه اسلامى ، درپى دارنده سخنان ناروا و تبليغات سوء دشمنان و مخالفان دين

و اصبر على ما يقولون

10- آثار تبليغ عليه دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 13 - 4

4 - تكذيب دين و بدگويى از آن ، از موجبات كيفر و عذاب الهى

و اصبر على ما يقولون . .. و المكذّبين ... إنّ لدينا أنكالاً ... و عذابًا أليمًا

11- آثار تبليغ عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 1

1 - تبليغات سوء و سخنان نارواى مشركان عليه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به درجه اى بود كه باعث اندوه و رنجش خاطر مبارك آن حضرت مى شد .

و لا يحزنك قولهم

12- آثار تبليغ مجانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 6

6 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردمان ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

13- آثار تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 1

1 - اعتراف مشركان ، به تأثير تلاش هدايت گرانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) تا مرز متزلزل شدن پايه هاى عقايد شرك آلودشان

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 8

8 - كارساز نبودن تبليغ و هدايت گرى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخى از كافران و مشركان صدراسلام

و ما أنت بمسمع من فى القبور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 3

3 - احساس خطر سران كفر و شرك ، از دعوت پيامبراسلام به توحيد و نفى شرك و نفوذ آن حضرت در ميان توده ها

و اصبروا على ءالهتكم

فراخواندن مردم به پراكنده شدن از اطراف رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و پايدارى بر آيين شرك، گوياى برداشت ياد شده است.

14- آثار تبليغ معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 1

1 - استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، به خاطر تبليغ آن حضرت از معاد

و قال الذين كفروا

تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق» قرينه است بر اين كه استفهام در اين آيه، براى استهزا و تمسخر است و حقيقى نيست.

15- آثار تبليغ موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 1،6

1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.

6- فرعونيان ، در صدد سنگسار كردن موسى ( ع ) پس از شنيدن پيام هاى او

و إنّى عذت . .. أن ترجمون

برداشت بالا بنابراين نكته است كه مراد از «ترجمون» سنگسار كردن باشد; نه تهمت زدن.

16- آثار ترك تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 4

4 - كفرورزى ، ترك عمل صالح و بى اعتنايى به ترويج حق و صبر ، زيان كارى است .

لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

17- آثار ترك تبليغ صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 4

4 - كفرورزى ، ترك عمل صالح و بى اعتنايى به ترويج حق و صبر ، زيان كارى است .

لفى خسر . إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

18- آثار سستى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 4

4 - كوتاهى در ابلاغ رسالت الهى و عقب نشينى از آرمان هاى دينى ، موجب تقويت جبهه كفر و نوعى پشتيبانى از مواضع كفرپيشگان است .

فلاتكوننّ ظهيرًا للكفرين . و لايصدّنّك عن ءايت اللّه

توصيه خداوند به دست برنداشتن از ابلاغ آيات الهى، پس از هشدار از هرگونه پشتيبانى از كافران، مى تواند به اين حقيقت اشاره داشته باشد كه ترك ابلاغ رسالت الهى، نوعى تقويت و پشتيبانى از آنان به شمار مى رود.

19- آثار عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 5

5 - صالح ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

20- آثار ممانعت از تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 8

8- ممانعت از نشر تعاليم الهى و تنگ كردن عرصه تبليغ براى انبيا ، عامل هلاكت و نابودى

ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك

احتمال دارد كه اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، از آن جهت امرى بزرگ شمرده شده كه اخراج آن حضرت، براى ممانعت از هدايت و تبليغ او بوده و چنين عملى هلاكت و نابودى قطعى را در پى داشته است.

21- آداب تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 7،8

7 - لزوم توجه و دقت در انتخاب زمان و مكان مناسب براى تبليغ دين

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

حسن انتخاب موسى(ع) در مورد روز مقابله و نيز مكان و ديگر شرايط، درسى است براى همه مبلغان، كه در تبليغ، بايد موقعيت زمانى و مكانى را به دقت سنجيده و بهترين شرايط را براى آن انتخاب كنند.

8 - توجه به شرايط روحى مردم و آمادگى آنان ، از ضرورت هاى كار تبليغ است .

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 6

6 - لزوم برخوردى استوار و به دور از هرگونه ضعف و سستى ، در مقام تبليغ معارف دينى

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 15 - 4

4 - برانگيختن مخاطب ، به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل ءاتيك حديث موسى

22- آسيب شناسى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 10

10 - انتظار پاداش از مردم در قبال تبليغ دين، آفت و مانعى مهم در راه تحقق اهداف آن است.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 4،5

4- وظيفه داران تبليغ دين ، بايد همه معارف و قوانين دين را براى مردم بيان كرده و از وانهادن حتى اندكى از آن دورى كنند .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .

إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 13

13- مبلغان دين در نشر توحيد و احكام الهى ، نبايد از حد و مرز تعيين شده خارج شوند .

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا

در برداشت فوق، جمله «لاتطغوا» در ارتباط با «فاستقم» معنا شده است و متعلق«لاتطغوا» استقامت گرفته شده است; يعنى ، در پايدارى طغيان نكنيد و اين كار را بر اساس برنامه الهى انجام دهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 3،6،8

3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .

و ما تسئلهم عليه من أجر

6- تبليغ قرآن نبايد وسيله درآمد هاى مادى قرار گيرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعلمين

حصر در جمله «إن هو . ..» حصر اضافى و نسبى است كه به قرينه جمله «و ما تسئلهم ...» مى توان گفت: مقصود اين است كه قرآن را خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد تا حقايق آن را به مردم بياموزد و ابلاغ كند نه اينكه آن را وسيله كسب معاش قرار دهد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز همين گونه عمل كرد (ما تسئلهم ...).

8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .

و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين

جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 3

3- به صِرف هدايت ناپذيرى افراد يا اقوام ، نبايد از ابلاغ تعاليم الهى به آنان خوددارى كرد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 5

5- جمود بر روش واحد تبليغى ، فاقد كارآيى لازم در هدايت همگان

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

فرمان الهى به استفاده از روشهاى گوناگون (برهان، موعظه و جدال احسن) نشانگر عدم كفايت يك روش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 18

18- سرسختى برخى از افراد در برابر حق ، نبايد مايه دل سردى و نگرانى پيشوايان و مبلّغان دين گردد .

و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 13

13- خويشاوندى و پيوند هاى اجتماعى ، نبايد مانعى براى تبليغ و مخالفت با الحاد گردد .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 7

7- خويشاوندى ، نبايستى موجب ترك تبليغ دين و توحيد و مبارزه با شرك گردد .

يأبت لِمَ تعبد . .. يأبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 5

5 - اجرت خواهى و مزد طلبى در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، داراى تأثير منفى بوده و بهانه دادن به دست بهانه جويان است .

أم تسئلهم خرجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 6

6 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردمان ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 5

5 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردم ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 7

7 - مبلغان الهى ، نبايد به خاطر مخالفت مردم ، از تبليغ و هدايت گرى سر باز زنند .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 3

3 - مزد طلبى از مردم در برابر تبليغ دين ، زمينه ساز روى گردانى آنان از پذيرش آن

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 46 - 2

2 - درخواست مزد و پاداش در قبال هدايت و تبليغ دين ، از موانع تأثيرگذارى و موفقيت آن

أم تسئلهم أجرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان علّت هاى نپذيرفتن اسلام از سوى كافران است.

23- آگاهى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 14

14 - ارشاد مردم و تبليغ دين در جامعه ، منوط به داشتن آگاهى عميق به مبانى دين

ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم

24- ابزار تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 6

6 - وحى و قرآن، ابزارهايى كافى براى تبليغ و انذار مردم

و أنذر به

مرجع ضمير به «قرآن» است ; يعنى با قرآن انذار كن. و چون ابزار انذار مشخص شده است، بالطبع بايد قرآن در فعليت بخشى به انذار كافى و كارآمد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 8

8- حكمت ( دلايل عقلى و علمى ) ، اساسى ترين و ارزشمندترين وسيله تبليغ دين *

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

برداشت فوق، بدان احتمال است كه تقدم «حكمة» بر «موعظة» و «جدل»، معلول اهميت و ارزش برتر آن باشد. به علاوه مطلق آمدن «حكمت» و مقيد شدن «موعظه» به «حسنة» و «جدل» به «أحسن»، مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 4

4- بشارت و انذار و ايجاد بيم و اميد ، دو وسيله مهّمِ تبليغ و دو عنصر ضرورى در هدايت انسان ها است .

و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 19

19- لزوم رعايت اعتدال در تهديد و ايجاد موازنه بين خوف و رجا ، در كار تبليغ و هدايت خلق

قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور الرحيم

خداوند، همپاى تهديد منكران رسالت، غفران گسترده خويش را نيز به رخ آنان مى كشد و اين خود گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 16

16- ظرفيت زبان عربى ، براى رساندن پيام خدا و ابلاغ بيم ها و بشارت هاى الهى به خلق *

و هذا كتب مصدّق لسانًا عربيًّا لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

از ارتباط ميان «لساناً عربيّاً» و «لينذر»، استفاده مى شود كه عربى بودن قرآن، داراى تأثيرى مهم در ابلاغ انذار و تبشير الهى به خلق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 9

9 - لزوم محور قرار دادن قرآن ، در تبليغ دين و هدايت خلق

فذكّر بالقرءان

هر چند آيه شريفه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; اما تكليف استفاده از قرآن و محور قرار دادن آن در امر تبليغ، داراى ملاك عام است و اختصاصى به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 9

9 - لزوم مجهز بودن به امكانات نيرومند و دلايل متقن ، در تبليغ دين

أرسلنه . .. بسلطن مبين

فعل الهى، خود رهنمودى به هدايتگران است كه آنان براى پيشبرد هدف، بايد در كار خويش ابزار و امكانات بايسته را نيز، در نظر داشته باشند.

25- ابزار تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 12 - 9

9- توكل بر خدا و صبرپيشگى ، دو ابزار لازم براى ابلاغ رسالت الهى

و ما لنا ألاّ نتوكّل على الله . .. و لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا

26- ابزار تبليغ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 17

17 - امكانات مادى و قدرت خارق العاده سليمان ( ع ) در خدمت تبليغ دين و هدايت مردم

قال إنّه صرح ممرّد . .. قالت ... و أسلمت مع سليمن للّه ربّ العلمين

ماجراى اتفاق افتاده ميان سليمان(ع) و بلقيس، بيانگر مطلب فوق است.

27- ابزار تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 8

8 - قرآن ، محور اساسى تبليغ و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فذكّر بالقرءان

28- اتمام حجت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 5

5- هشدار و انذار و يا توسل به قدرت در مسير احقاق حق و پياده كردن دين ، بايد پس از اتمام حجت و بيان حقايق دينى باشد .

و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين . .. قل إنّما يوحى إلىّ ... فهل أنتم مسلمون . فإ

29- اجتناب از تبعيض در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 9

9- لزوم نگرشى يكسان و پرهيز از تبعيض و تفاوت در دعوت مردم به دين

فقل ءاذنتكم على سواء

30- اجرت تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 9،10،11،12

9 - مبلغان دين نبايد هيچ چشمداشت و انتظار پاداشى از مردم داشته باشند.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

10 - انتظار پاداش از مردم در قبال تبليغ دين، آفت و مانعى مهم در راه تحقق اهداف آن است.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

11 - پيامبران(ع) هيچ مزدى از مردم در قبال تبليغ و انجام رسالت خويش نمى طلبيدند.

أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده قل لاأسئلكم عليه أجرا

جمله « قل لاأسئلكم»، كه بدون هيچ فاصله اى پس از امر به اقتدا به هدايت انبياى پيشين قرار گرفته، به اين نكته اشاره دارد كه مفاد آن از زمره هدايتهاى انبياى پيشين و از برجسته ترين آنهاست.

12 - اجر و مزد طلب نكردن از مردم در قبال انجام رسالت و تبليغ دين، از هدايتهاى خداوند به انبياى گذشته است.

فبهديهم اقتده قل لاأسئلكم عليه أجرا

31- اجرت تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 8

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اعلام مزد نخواستن از مردم در قبال تبليغ رسالت و انجام مسؤوليت خويش است.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

32- احتمال تأثير تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 7

7 - احتمال تأثير سخن در مخاطب ، براى اقدام به تبليغ معارف الهى كافى است .

فقل هل لك . .. و أهديك إلى ربّك فتخشى

• احتمال تأثير سخن در مخاطب، براى اقدام به تبليغ معارف الهى كافى است.

33- احكام تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 6

6- جهاد و توسل به قدرت در مسير احقاق حق و پياده كردن دين ، پس از بيان حقايق دينى و كارساز نبودن آن ، امرى جايز و مشروع است .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

34- احكام تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 7

7 - تفقه در دين و شناخت عميق و تبليغ و نشر آن ، از واجبات كفايى است .

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم

35- اخلاص در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 9

9- توجه به خالقيت خدا ، زمينه ساز اخلاص در تبليغ دين و چشم ندوختن به اجر و پاداش هاى مردمى است .

إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 6

6 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردمان ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 1

1 - تصريح نوح ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 1

1 - تصريح هود ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 1

1 - تصريح صالح ( ع ) ، به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 1

1 - تصريح لوط ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از قومش ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 1،2

1 - تصريح شعيب ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

2 - تلاش رهبران الهى براى هدايت خلق ، تنها براى خدا و به دور از مطامع مادى

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 6

6 - مبلغان دين ، در قبال انجام رسالت دينى ، نبايد چشمداشتى مادى از مخاطبان داشته باشند .

ما سألتكم من أجر فهو لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 6،7،8

6 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دليل درستى إدعاى رسالت و پيامبرى

اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

7 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، از ويژگى ها و اوصاف پيامبران الهى است .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

8 - اخلاص و مزد نخواستن در برابر ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دليل لزوم پيروى از پيامبران الهى است .

اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 5

5 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردم ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

36- ادب در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 10

10- لزوم به كارگيرى ملاطفت و رعايت ادب همراه با استدلال هاى منطقى در گفتوگو هاى عقيدتى و دعوت به توحيد

يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

حضرت ابراهيم(ع) آزر را با تعبير (اى پدر من) مورد خطاب قرار داد كه در آن ملاطفت و مهرورزى وجود دارد. جملات بعدى نيز كه در مقام استدلال بيان گرديده، همگى داراى مقدمات روشن و نتايج منطقى است. از روش برخورد ابراهيم(ع) مى توان نتيجه

گرفت كه در برخوردهاى عقيدتى، اين دو ركن بايد ملاحظه گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 9

9- لزوم برخورد محبت آميز و مؤدبانه در مقام ارشاد و تبليغ

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب

37- ارائه حق در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 14

14 - در تبليغ ، تنها ، به نفى باطل نبايد پرداخت ، بلكه بايد راه درست را نيز معرفى كرد .

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدو

38- ارائه نمونه عينى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 5

5 - استفاده ابراهيم ( ع ) از ضرورى ترين و ملموس ترين نياز هاى بشرى ، براى متوجه ساختن قوم خويش به خدا

و الذى هو يطعمنى و يسقين . و إذا مرضت فهو يشفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 19 - 9

9 - استفاده از رخداد هاى محسوس و قابل فهم براى همه ، جهت تبيين دقيق معارف ظريف دينى ، از روش هاى قرآن كريم است .

يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 25 - 11

11 - استفاده از امور حسى و قابل درك ، جهت اثبات امور غير حسى - كه درك اش سخت است - از شيوه هاى تبليغى قرآن است .

و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها . .. و من ءايته أن تقوم السماء .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 27 - 6

6 - استفاده از امور عينى و محسوس ، براى تبيين امور غيبى ، از روش هاى تبليغى قرآن كريم است .

و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و هو أهون عليه

استدلال به آفرينش نخست موجودات و شاهد گرفتن آن براى اثبات معاد - كه امرى غيبى است - حقيقت يادشده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 3

3 - استفاده از امور محسوس و قابل مشاهده ، براى اثبات امور غيبى و دور از دسترس ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد

39- ارزش تبليغ توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 14 - 2

2- قيام در راه توحيد و اعلان انديشه توحيدى ، داراى ارزشى والا و گرانْ سنگ است .

و ربطنا على قلوبهم إذ قاموا فقالوا ربّنا ربّ السموت و الأرض

از جمله معانى «قيام»، «عزم و تصميم» است. لذا «قاموا» يعنى بر انديشه توحيدى خود مصمّم شدند. «فقالوا» نيز گوياى اعلان آن انديشه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 4

4 - اعلان موضع حق و ترويج توحيد در مجامع شرك ، داراى ارزشى والا

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه

واژه «قالوا» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه موحدان، به صرف اعتقاد به توحيد بسنده نمى كنند; بلكه آن را در مجامع شرك و كفر اعلان مى دارند.

40- ارزش تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 4

4 - اعلان موضع حق و ترويج توحيد در مجامع شرك ، داراى ارزشى والا

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه

واژه «قالوا» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه موحدان، به صرف اعتقاد به توحيد بسنده نمى كنند; بلكه آن را در مجامع شرك و كفر اعلان مى دارند.

41- ارزش فصاحت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 10

10 - به كارگيرى بيان روشن و رسا ، امرى ارزشمند در تبليغ معارف دينى

و رسول مبين

42- ارزيابى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 7

7 - ضرورت ارزيابى دقيق، از روشهاى تبليغ دين و برآورد آثار آن

و أنذر به . .. و لا تطرد الذين يدعون ربهم

برخى مفسران گفته اند آيه «لا تطرد . .. » تبصره اى بر آيه قبل است. بر اين فرض آيه مى تواند رهنمودى كلى در تبليغ باشد. يعنى قبل از به كارگيرى هر روشى در تبليغ به بررسى ابعاد آن بايد پرداخت و از عوارض احتمالى آن با تدابير لازم جلوگيرى كرد.

43- اركان تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 55 - 5

5 - ترسيم راه و روش صالحان و مجرمان بايد از محورهاى اساسى تبليغ باشد.

و كذلك نفصل الأيت و لتستبين سبيل المجرمين

چون در آيه ترسيم راه و روش مجرمان و صالحان به عنوان هدفى بارز براى تفصيل آيات بيان شده، مى توان اين پيام را در موضوع تبليغ از آن دريافت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 14

14- حركت فرهنگى ، زيربناى تبليغ دين و گسترش اسلام

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

دعوت به راه خدا (دين) از راه حكمت، موعظه، جدال و مناظره خوب كارى است فرهنگى و چون اين آيه در مكه نازل شده بود و هنوز فرمان جنگ و مبارزه سياسى و نظامى صادر نشده بود، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

44- استعداد مخاطبان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 14

14 - در تأثير تبليغ ، تنها رسايى مفاهيم و شايستگى مبلّغ ، كافى نيست ، بلكه زمينه و صلاحيت مخاطبان ، شرط لازم است .

فإنّك لاتسمع الموتى . .. و ما أنت بهد العمى ... إن تسمع إلاّ من يؤمن

از آن جايى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلّغ پيام هاى آسمانى، بهترين شخصيت است و پيام هاى او نيز شايسته است و با اين وصف، تأثير خود را ندارد، نشان مى دهد كه اين دو عنصر، كافى نيستند و قابليت مخاطب نيز، شرط لازم است.

45- استفاده از فرصت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 6،7

6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان

قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا

7 - بيم دادن مردم از عذاب خداوند ، و استفاده از فرصت ها براى تبليغ ، از وظايف مبلغان دين است .

قال . .. ويلكم لاتفتروا ... بعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 10

10 - سليمان ( ع ) ، درصدد استفاده از هر فرصت براى بيان عقيده توحيدى خود و تبليغ آن

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

يادآورى سليمان(ع) به نماينده سبا نسبت به اين حقيقت كه آنچه او و آنها در اختيار دارند، همگى عطايايى است كه خداوند به آنان بخشيده است، بيانگر مطلب ياد شده است.

46- استقامت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 3

3 - نوح ( ع ) استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .

أبلغكم رسلت ربى

جمله «لكنى رسول . .. » و نيز آيات قبل دلالت بر اين معنا دارد كه نوح(ع) مبلغ رسالتهاى الهى است. بنابراين توصيف رسول به جمله «أبلغكم ... » هدف ديگرى را تعقيب مى كند و بيانگر نكته اى جديد است و آن اينكه وى بر ابلاغ رسالتهاى الهى اصرار خواهد ورزيد و بر آن پافشارى خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 4

4 - هود ، استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .

أبلغكم رسلت ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 7

7 - حضرت نوح ( ع ) در برابر نارضايتى قومش نسبت به دعوت او ، عزم راسخ خويش را اعلام كرد و بر ادامه سرسختانه راه خود اصرار و تأكيد ورزيد .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم . .. و أمرت أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 1،2

1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر جوّآفرينى و لحن تمسخرآميز فرعون

قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

2 - رهبران و مبلغان دينى نبايد در برابر استهزا و جوّآفرينى دشمنان ديانت ، دلسرد شده و دست از تبليغ دين و دفاع از آن بردارند .

قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 1

1 - دست برنداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهمت ها و سخنان نارواى فرعون عليه او

قال إنّ رسولكم . .. لمجنون . قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 1

1 - دست بر نداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهديد هاى فرعون

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 5

5 - تبليغ دين و حركت در راه حق ، نبايد به سبب رو به رو شدن با مخالفت ها و تكذيب ها ، متوقف شود ; بلكه بايد با تقويت مبلغان و حق مداران ، ادامه يابد .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مكلف به استقامت و پايدارى دربرابر مشكلات و دشوارى هاى دعوت

فادع و استقم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 1،6

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جانب خداوند مأمور تمسك به پيام وحى و پايدارى در راه دعوت به آن

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

6 - لزوم برخوردى استوار و به دور از هرگونه ضعف و سستى ، در مقام تبليغ معارف دينى

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 4

4- تبليغ دين و پيام وحى ، نيازمند به استقامت و پايدارى

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در راستاى رسالت و تبليغ دين، به صبر و شكيبايى فراخوانده و عزم بزرگ رسولان پيشين را به آن حضرت يادآور شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 3 - 5

5 - هدايت و تبليغ دين و تحمّل سختى ها و ناگوارى هاى برخاسته از آن ، داراى پاداشى بزرگ ، روز افزون و بى منت

و إنّ لك لأجرًا غير ممنون

برداشت ياد شده، به سبب اين نكته ترديدناپذير است كه اجر بزرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به جهت رسالت او و تحمل سختى هاى آن (از جمله تحمل تهمت هاى ناروا همچون تهمت جنون و. ..) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 2 - 4

4 - نقش تعيين كننده عبادت و شب زنده دارى ، در تقويت روحيه و مقاومت در برابر مشكلات تبليغى و رسالت دينى

قم الّيل إلاّ قليلاً

به گفته مفسران، اين آيات در مكه نازل شده است. فرمان خداوند به شب زنده دارى در دوران مكّى (زمانى كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در سخت ترين شرايط قرار داشت) مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 4

4 - ارزشمندى صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، بسته به خلوص و جهت خدايى آن است .

و لربّك فاصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 25 - 3

3 - ذكر و ياد مستمر خداوند ، نيرو آفرين و مقاومت بخش در برابر مشكلات و سختى هاى تبليغ و اجراى تعاليم دين

فاصبر لحكم ربّك . .. و اذكر اسم ربّك بكرة و أصيلاً

از توصيه به ذكر خداوند - پس از فرمان صبر و شكيبايى در مشكلات رسالت - مطلب ياد شده به دست مى آيد.

47- استقامت در تبليغ توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 3

3- استقامت در ابلاغ دين و گسترش توحيد ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به اوست .

فاستقم كما أُمرت و من تاب معك

جمله «تو و پيروانت پايدارى و استقامت كنيد» مى تواند به اين معنا باشد: بر توحيد و احكام دين پايبند و ثابت قدم بمانيد; مبادا سختيها و مشكلات شما را از مسير حق منحرف سازد. و نيز مى تواند گوياى اين باشد: در ابلاغ توحيد و دين پايدارى كنيد و از دعوت ملول و خسته نشويد. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.

48- استقامت در تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 3

3- استقامت در ابلاغ دين و گسترش توحيد ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به اوست .

فاستقم كما أُمرت و من تاب معك

جمله «تو و پيروانت پايدارى و استقامت كنيد» مى تواند به اين معنا باشد: بر توحيد و احكام دين پايبند و ثابت قدم بمانيد; مبادا سختيها و مشكلات شما را از مسير حق منحرف سازد. و نيز مى تواند گوياى اين باشد: در ابلاغ توحيد و دين پايدارى كنيد و از دعوت ملول و خسته نشويد. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 5

5- سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، به صرف روى گردانى مردم از آنان

فإن تولّوا فإنما عليك البلغ المبين

بدين احتمال كه معناى آيه چنين باشد كه اگر مردم روى گرداندند، تو نبايد بار تكليف را فرو نهى; بلكه بايد همچنان به وظيفه ابلاغ پيام الهى همت گمارى، برداشت فوق به دست مى آيد. گفتنى است آمدن جمله «فإنما عليك ...» به صورت جمله اسميه - كه دال بر استمرار است - مؤيد همين برداشت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 5،6

5 - تبليغ دين ، همراه با مشكلات انبوه و نيازمند استقامت و پايدارى

فادع و استقم كما أمرت

6 - پايدارى و استوارى در راه تبليغ و اقامه دين ، وظيفه اى دشوار و طاقت فرسا براى مبلغان دينى

فادع و استقم كما أمرت

توصيه خداوند به استقامت، بيانگر اين است كه راه تبليغ دين و اقامه آن، راهى بس ناهموار و پيمودن آن بسيار سخت و دشوار

است.

49- استمرار تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 5

5 - تبليغ دين ، نيازمند تلاشى همه جانبه و مستمر

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

تعبير «من بين أيديهم و من خلفهم» نمايانگر نوعى تلاش همه جانبه و فراگير از سوى پيامبران، در مقام دعوتِ اقوام خويش مى باشد.

50- اعراض از آفات تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 6

6 - لزوم پرهيز مبلغان دينى ، از عوامل خنثى كننده آثار تبليغ *

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

گرچه پيام اصلى آيه شريفه، مذمت كافران حق گريز است; اما به طور غير مستقيم اين هشدار را به مبلغان دينى داده است كه مزد خواهى از مردم براى خويش، مانع دين پذيرى مردم خواهد بود.

51- اعراض از برخورد ناپسند در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 6

6 - لزوم پرهيز مبلّغان ، از برخورد هاى ناهنجارى كه زمينه گريز مردم از مجلس وعظ و ارشاد گردد .

لعلّه يزّكّى . .. فأنت عنه تلهّى

52- اعراض از تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 2

2 - آنان كه حقايق دينى را ناشنيده گيرند ، كرند و آنان كه حقايق دينى را بازگو نكنند ، لالند و آنان كه معارف الهى را درك نكنند ، فاقد عقلند .

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

53- اعلام آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 7،9،12

7 - انجام وظيفه رسالت الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو ابلاغ پيام ويژه خداوند ( اعلام ولايت على ( ع ) ) به مردم

بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

9 - ابلاغ پيام ويژه الهى در آيه تبليغ ، در گرو انتخاب شيوه اى عملى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انجام آن

بلغ . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

تعبير قرآن در جمله «و ان لم تفعل» به جاى «و ان لم تبلغ» و يا «و الا . ..» مى رساند كه آن پيام، پيامى بوده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه داشت آن را عملا به مردم ابلاغ كند و مجرد گفتن كفايت نمى كرده است، چنانچه آن حضرت در غدير خم با معرفى على(ع) وى را براى امامت نصب كرد.

12 - خداوند ، تضمين كننده حفاظت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خطر احتمالى ابلاغ پيام ويژه الهى ( ولايت على ( ع ) )

بلغ ما أنزل . .. و اللّه يعصمك من الناس

54- اعلام تبليغ مجانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 2

2 - تأثير مثبت اعلام كردن نداشتن هيچ چشمداشت و درخواست مزدى ، در هدايت و تربيت مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

از فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى اعلام كردن نداشتن چشم داشتى در انجام رسالت خود - پس از بيان هدف اصلى و روش تبليغى آن در آيه قبل - مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ و رسالت الهى

فاتّقوا اللّه و أطيعون . و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت نوح(ع) به مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت هود(ع) به مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت صالح(ع) به مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت لوط(ع) به مطلب مزبور استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت شعيب(ع) به مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 47 - 1،6

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ نداشتن هيچ چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالتش

قل ما سألتكم من أجر فهو لكم

اين تعبير كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر پاداشى از شما طلب كردم مال خودتان باشد، تعبيرى است كنايى و اشاره دارد به اين كه از شما انتظار هيچ مزدى ندارم و نمى خواهم.

6 - مبلغان دين ، در قبال انجام رسالت دينى ، نبايد چشمداشتى مادى از مخاطبان داشته باشند .

ما سألتكم من أجر فهو لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام اين كه هيچ چشم داشت مادى و درخواست مزدى از مردم ندارد .

قل ما أسئلكم عليه من أجر

3 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در هدايت و تربيت مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

از فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى اعلام نداشتن هيچ چشمداشتى از مردم در انجام رسالت خود، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

55- اقناع مخاطب در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 7

7 - قانع كردن فكر مخاطب ، با برهانى محكم ، هنگام دعوت به توحيد ، از روش هاى هدايتى قرآن كريم

لاتشرك . .. إنّ الشرك لظلم

56- امانتدارى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 107 - 3،4

3 - تأكيد نوح ( ع ) بر امانت دارى خويش در تبليغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واژه «أمين» از ريشه «أمانة» مشتق شده باشد.

4 - امانت در تبليغ ، مهم ترين ويژگى رسولان الهى

إنّى لكم رسول أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 125 - 3،4

3 - تأكيد هود ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» - مقابل خيانت - مشتق شده باشد.

4 - امانت در تبليغ ، مهم ترين ويژگى رسولان الهى

إنّى لكم رسول أمين

اختصاص به ذكر يافتن صفت امانت از ميان ديگر اوصاف، بيانگر اهميت والاى آن، در راستاى ابلاغ پيام وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 3،4

3 - تأكيد صالح ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق شده باشد.

4 - امانت در تبليغ ، مهم ترين ويژگى رسولان الهى

إنّى لكم رسول أمين

اختصاص به ذكر يافتن امانت از ميان همه صفات ديگر، بيانگر اهميت برتر آن در راستاى ابلاغ پيام وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 162 - 3،4

3 - تأكيد لوط ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق شده باشد.

4 - امانت در تبليغ ، از مهم ترين ويژگى رسولان الهى

إنّى لكم رسول أمين

اختصاص به ذكر يافتن عنوان «أمين» از ميان ديگر صفات، بيانگر اهميت والاى آن در راستاى ابلاغ پيام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 3،4

3 - تأكيد شعيب ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق باشد.

4 - امانت در تبليغ ، مهم ترين ويژگى رسولان الهى

إنّى لكم رسول أمين

اختصاص به ذكر يافتن وصف امانت از ميان صفات ديگر، بيانگر اهميت والاى آن در ابلاغ پيام وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 193 - 3

3 - امانت ، داراى نقش محورى در ابلاغ و رساندن پيام وحى

نزل به الروح الأمين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مهم ترين صفتى كه خداوند براى حامل وحى بيان داشته، امانت او است.

57- اميدوارى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 4

4 - ايجاد بيم و اميد، از روشهاى اساسى در تبليغ

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 15

15 - كسانى را كه داراى زمينه مساعدى براى گرايش به ايمان هستند، بايد به رحمت و امنيت خداوندى اميدوار كرد.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

گزينش جمله توصيفى «الذين يؤمنون» به جاى «المؤمنون» و يا «ءامنوا»، با توجه به معناى فعل مضارع، اشاره به مطلب فوق مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 19

19- لزوم رعايت اعتدال در تهديد و ايجاد موازنه بين خوف و رجا ، در كار تبليغ و هدايت خلق

قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور الرحيم

خداوند، همپاى تهديد منكران رسالت، غفران گسترده خويش را نيز به رخ آنان مى كشد و اين خود گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 11

11 - توجه به عنصر اميدوارى به پيروزى و نصرت الهى در تبليغ ، امرى لازم و كارآمد

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

58- انبيا و بررسى مشكلات تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 45 - 7

7 - بررسى مشكلات و موانع احتمالى مسؤوليت ها و ترس از ناكامى در ابلاغ رسالت هاى الهى ، منافاتى با مقام نبوت و اخلاص در برابر خداوند ندارد .

واصطنعتك لنفسى . .. إنّنا نخاف أن يفرط علينا أو أن يطغى

59- انبيا و مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 2

2- پيامبران ، منزه از درخواست كمترين مال و دارايى از مردم به خاطر ابلاغ رسالت و تبليغ معارف دين

و يقوم لاأسئلكم عليه مالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 2

2- پيامبران ، منزه از مطالبه اجر و مزد از مردم ، به خاطر ابلاغ رسالت و تبليغ معارف دين

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا

60- انذار در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 4

4 - انذار از روش هاى تبليغى - هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ءأنذرتهم أم لم تنذرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 13،19

13 - اهميت جايگاه انذار در تبليغ

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

چون انذار هدفى اساسى نزول قرآن ذكر گرديده، جايگاه ويژه آن در اهداف تبليغى دين روشن مى گردد.

19 - ضرورت حضور مبلغانى انذارگر در جامعه همراه قرآن

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به

تأكيد بر حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) در كنار قرآن براى انذار، گوياى اين نكته است كه قرآن به تنهايى براى انذار كافى نيست، بلكه بايد كسانى نيز همواره با قرآن به تبليغ دين و انذار مردم بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 1

1 - مسؤوليت تبليغ و دعوت انبياى الهى، تنها در محدوده بشارت و انذار

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 14

14 - لزوم به كارگيرى بشارت و انذار در تبليغ و دعوت مردم به دين

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 89 - 4

4- انذار و اخطار از وظايف اصلى مبلغان و رهبران دينى

و قل إنى أنا النذير المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 10

10- به كارگيرى اِنذار و تبشير در كنار هم براى دعوت به دين و تبليغ آن ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

إنّا أعتدنا للظلمين نارًا . .. إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 4

4- بشارت و انذار و ايجاد بيم و اميد ، دو وسيله مهّمِ تبليغ و دو عنصر ضرورى در هدايت انسان ها است .

و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 5

5- مژده و بشارت در كنار هشدار و تهديد ، روش به كار گرفته شده در قرآن براى تبليغ و هدايت است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كانت لهم جنّت الفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 13

13- نقش كارساز بشارت و انذار در تبليغ

لتبشّر . .. و تنذر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 45 - 5

5- لزوم اتّكا به وحى الهى در انذار مردم و تبليغ دين

قل إنّما أُنذركم بالوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2

2 - بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى - هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 173 - 5

5 - محوريت انذار و اخطار در تبليغات لوط ( ع )

و أمطرنا عليهم مطرًا فساء مطر المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 45 - 6

6 - پيش انداختن بشارت بر هشدار ، امرى شايسته و بايسته در امر تبليغ است .

مبشّرًا و نذيرًا

احتمال دارد كه تقديم «مبشّراً» با توجه به واقعيت خارجى تأثير تقديم بشارت بر انذار و بيم دهى باشد. بنابراين، نكته فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 10 - 5

5 - انذار و اخطار ، از روش هاى تبليغى - هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 13

13 - انذار و بشارت ، از روش هاى تبليغى - هدايتى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّما تنذر من اتّبع الذكر . .. فبشّره بمغفرة و أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

61- انذار درتبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 7

7 - بيم دادن مردم از عذاب خداوند ، و استفاده از فرصت ها براى تبليغ ، از وظايف مبلغان دين است .

قال . .. ويلكم لاتفتروا ... بعذاب

62- انعطاف پذيرى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 5

5- جمود بر روش واحد تبليغى ، فاقد كارآيى لازم در هدايت همگان

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

فرمان الهى به استفاده از روشهاى گوناگون (برهان، موعظه و جدال احسن) نشانگر عدم كفايت يك روش است.

63- انگيزه در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 5

5 - برانگيختن انگيزه در مخاطب ، براى جلب توجه او به سخنان هدايت بخش ، از مقدمات ارشاد و تبليغ

فقل هل لك إلى أن تزكّى

«لك» خبر براى مبتداى محذوف است. حرف «إلى» نيز به همان مبتداى محذوف تعلق دارد. تقدير كلام را مى توان چنين دانست: «هل لك ميل إلى أن تزكّى» يا «هل لك سبيل إلى...».

64- اولويت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 6

6 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد اقوام و خويشان خود را در اولويت قرار دهند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً إلى قومهم

بى شك، هدف از ارسال انبيا، هدايت همه مردم بوده است و اختصاص به ذكر قوم آنان (قومهم) ممكن است به خاطر در اولويت بودن آنان باشد. در اين صورت، نكته ياد شده، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 4

4 - لازم است كه پيش از دعوت به فروع عملى ، اصول عقيدتى تبيين گردد .

يبنىّ لاتشرك باللّه . .. إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل ... يأت بها اللّه ... ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 5

5 - آغاز كردن تبليغ دين و حركت اصلاحى از نزديكان و اطرافيان ، شيوه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز تبليغ خود، پدر و اطرافيان خود را مخاطب قرار داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 8،12

8 - نخستين وظيفه مبلغان دينى ، پرداختن به هدايت و اصلاح جامعه خويش

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

از اين كه انذار «أُمّ القرى» به عنوان اولين وظيفه پيامبر در آيه مطرح شده، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

12 - لزوم اولويت دادن به نقاط مركزى و محورى در تبليغ و انذار

لتنذر أُمّ القرى

65- اولويتها در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 9

9 - تبليغ در بين خويشاوندان و بزرگان و سردمداران، داراى اولويت است. *

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر

«آزر» علاوه بر اين كه از خويشان ابراهيم بود، به تصريح «قومك» از بزرگان و رؤساى قوم خويش نيز محسوب مى شده است. و چون ظاهراً دعوت ابراهيم از اين نقطه آغاز گشته، مى تواند به عنوان الگو و معيارى در تبليغ مطرح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 12

12 - لزوم اولويت دادن به نقاط مركزى و محورى در تبليغ و انذار*

و لتنذر أم القرى و من حولها

66- اهداف تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 14

14 - هدف پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ابلاغ پيامهاى الهى تذكر دادن به جهانيان است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

مرجع ضمير «هو»، به قرينه جمله «قل لاأسئلكم عليه أجرا»، ابلاغ رسالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 25 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد تحميل عقيده خود به ديگران نبود ; بلكه در صدد القاى آن از راه تصحيح انديشه بود .

قل من يرزقكم . .. قل اللّه

67- اهداف تبليغ مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 5

5 - نجات و رستگارى مردم ، هدف و محور تمامى تلاش هاى ارشادى ، سياسى و اجتماعى مؤمن آل فرعون

و قال رجل مؤمن من ءال فرعون يكتم إيمنه . .. و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

68- اهميت آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 6

6 - پيام مهم و ويژه خداوند در آيه تبليغ ( ولايت على ( ع ) ) ، داراى ارزشى هم طراز با تمامى رسالت

بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

69- اهميت ابزار تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 5

5 - مبلغان دين بايد به فراهم ساختن ابزار هاى مورد نياز براى تفهيم حقايق دين به مردم ، همت گمارند .

يفقهوا قولى

70- اهميت استقامت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 2

2 - رهبران و مبلغان دينى ، بايد در برابر تهديد هاى دشمنان ديانت مقاوم باشند و رسالت خود را ادامه دهند .

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 5

5 - لزوم صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، براى مبلغان و رهبران جامعه اسلامى

قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر

71- اهميت استقامت در تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 6

6 - لزوم حق پذيرى ، شناختن و شناساندن حق و پايدارى و شكيبايى براى تحقق آن

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

ترغيب مؤمنان به توصيه ديگران بر حق و صبر، بيانگر لزوم پايبندى خود به آن دو است.

72- اهميت انذار در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 45 - 6

6- اهميت و نقش والاى انذار در پيشبرد اهداف دين

إنّما أُنذركم بالوحى

73- اهميت تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 13

13 - لزوم توجيه افراد تحت فرماندهى ، نسبت به انتصاب حاكم و فرمانده و رفع شبهات در اين باره

قالوا انّى يكون له الملك . .. و زاده بسطة فى العلم و الجسم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 7

7 - ضرورت تبليغ و ارشاد مردم ، براى انجام تكاليف الهى

فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 8

8 - خودسازى بر ارشاد ديگران ، مقدم است .

فاعبدنى و أقم الصلوة . .. فلايصدّنك ... اذهب إلى فرعون إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 3

3 - رهبران دينى ، تنها موظف به تبليغ عقايد و آرمان هاى مكتب اند ; نه تحميل آنها بر مردم .

فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 5 - 7

7 - مبلغان الهى ، نبايد به خاطر مخالفت مردم ، از تبليغ و هدايت گرى سر باز زنند .

أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 49 - 4

4 - تكذيب و نپذيرفتن گروهى ، نبايد مانع از اظهار سخن حق و تبليغ دين از سوى مناديان حق و مبلّغان دين گردد .

و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، با آن كه از تكذيب گروهى از مردم آگاهى كامل دارد و اين مطلب را نيز اعلام مى كند; در عين حال پيام هاى خود (وحى) را بهوسيله پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، پياپى ابلاغ مى فرمايد.

74- اهميت تبليغ اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 1

1 - عدم جواز شركت تمام افراد جامعه در جهاد و خالى گذاشتن مراكز دينى و تبليغات اسلامى و بقيه پست ها و مسؤوليتها

و ما كان المؤمنون لينفروا كافة

مراد از «نفر» - به اقتضاى سياق آيات - بسيج براى جهاد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 11

11 - سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين و تبليغ اسلام ، به صرف روى گردانى مردم از آن

فإن تولّوا . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

75- اهميت تبليغ برادرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 10 - 8

8 - نياز هميشگى جامعه اسلامى ، به تبليغ روح برادرى و تحكيم مودت ميان اعضاى آن

إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم

از اين كه خداوند، به گونه اى مؤكد، روح برادرى، دوستى و مسالمت را در ميان مؤمنان زنده ساخته و اين حقايق را به ايشان ياد آور شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

76- اهميت تبليغ تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 4

4- تحقق فريضه هاى نماز و زكات ، نيازمند پى گيرى و تبليغ و ترويج مداوم

و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة

«كان يأمر . ..»، يعنى اسماعيل(ع) به طور پيوسته بر انجام نماز و اداى زكات فرمان مى داد.

77- اهميت تبليغ توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 8

8- صالح ( ع ) ، موظف به ابلاغ توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستى بود .

إن كنت على بيّنة من ربى . .. فمن ينصرنى من الله إن عصيته

جمله «إن عصيته» (اگر خداوند را نافرمانى كنم) مى رساند كه جمله اى همانند «و أمرنى بإبلاغ رسالاته» قبل از «فمن ينصرنى» در تقدير است. بر اين اساس، حاصل معناى «إن كنت ...» چنين مى شود: [شما خود قضاوت كنيد] اگر من پيامبر باشم و خداوند مرا به ابلاغ رسالتهايى فرمان داده باشد، اگر نافرمانى كنم و به ابلاغ رسالتهاى الهى همّت نگمارم، چه كسى مرا از عقوبت هاى الهى نجات خواهد داد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 4

4 - حقيقت مسلمانى ، تلاش در جهت گسترش عقيده توحيدى و عمل به صلاح و نيكى است .

و من أحسن قولاً . .. و قال إنّنى من المسلمين

78- اهميت تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 6

6 - لزوم حق پذيرى ، شناختن و شناساندن حق و پايدارى و شكيبايى براى تحقق آن

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

ترغيب مؤمنان به توصيه ديگران بر حق و صبر، بيانگر لزوم پايبندى خود به آن دو است.

79- اهميت تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 7

7 - لزوم بهره گيرى از هر فرصت مناسب براى تبليغ دين الهى

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 15

15 - لزوم تشكيل مراكز علمى - تحقيقاتى و تبليغى به منظور شناخت عميق دين و تبليغ و نشر آن

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليه

از اينكه خداوند فرمود: «بايد گروهى از هر قومى به منظور تفقه در دين در مدينه باشد و پس از تفقه كامل به سرزمينهاى خود بازگردند»، استفاده مى شود كه بايد شهر مدينه را به مركز تحقيقات اسلامى تبديل كرد; زيرا از نظر عقل مقدمه واجب، واجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 16

16 - رهبران و مبلغان دينى ، وظيفه دار رساندن معارف الهى به مردم بدون هر گونه دخل و تصرف و كم و زياد كردن

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار ابلاغ همه معارف و احكام وحى شده به او ، هر چند برخى از آنها ، جبهه گيرى و مخالفت مردمان را در پى داشته باشد .

إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 4

4- مسؤوليت مبلغان دين ، ابلاغ حقايق و معارف الهى به مردم است نه واداشتن آنان به پذيرش .

فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 16

16- لزوم بهره گيرى مبلغان دينى از هرفرصت و زمينه مناسب ، براى ارشاد و تبليغ دين

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 5

5- سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، به صرف روى گردانى مردم از آنان

فإن تولّوا فإنما عليك البلغ المبين

بدين احتمال كه معناى آيه چنين باشد كه اگر مردم روى گرداندند، تو نبايد بار تكليف را فرو نهى; بلكه بايد همچنان به وظيفه ابلاغ پيام الهى همت گمارى، برداشت فوق به دست مى آيد. گفتنى است آمدن جمله «فإنما عليك ...» به صورت جمله اسميه - كه دال بر استمرار است - مؤيد همين برداشت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 43 - 7

7- خويشاوندى ، نبايستى موجب ترك تبليغ دين و توحيد و مبارزه با شرك گردد .

يأبت لِمَ تعبد . .. يأبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 11

11 - سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين و تبليغ اسلام ، به صرف روى گردانى مردم از آن

فإن تولّوا . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 48 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام الهى به مردم است .

قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 1،4

1 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورت روشن و آشكار ، وظيفه پيامبرانِ فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه بود .

و ما علينا إلاّ البلغ المبين

4 - سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين و تبليغ اسلام از مبلغان ، به صرف روى گردانى مردم از آن

إن أنتم إلاّ تكذبون . .. قالوا ... و ما علينا إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 5

5 - تبليغ دين ، نيازمند تلاشى همه جانبه و مستمر

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

تعبير «من بين أيديهم و من خلفهم» نمايانگر نوعى تلاش همه جانبه و فراگير از سوى پيامبران، در مقام دعوتِ اقوام خويش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 3

3 - مخالفت هاى كافران با پيام وحى و تأخير كيفر دنيايى آنان ، نبايستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را در تبلغ دين سست گرداند .

فإمّا نذهبنّ . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك

از تفريع اين آيه بر آيات پيشين - كه مسأله اعراض كافران از وحى و كيفر آنان را مطرح كرده بود - مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 7

7 - لزوم كار بنيادى ، در ترويج دين و تشكيل امت اسلامى و ضرورت مبارزه با عوامل اصلى كفر و فساد اجتماعى

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 22 - 4

4 - اثر نبخشيدن پند و اندرز هاى دينى براى مردم ، تكليف ابلاغ معارف الهى را ساقط نمى كند .

فذكّر . .. لست عليهم بمصيطر

آيه شريفه، بيانگر روگردانى برخى مردم، از تذكرات پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و بيان مى دارد كه در اين موارد، نبايد معارف الهى را بر مردم تحميل كرد. آيه قبل با توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «تذكر دهنده»، آن حضرت را حتى در اين موارد، به تذكر دادن مأمور ساخته است.

80- اهميت تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤول ابلاغ قرآن و تذكردادن به مردم است و در مورد به ثمرنشستن آن مسؤوليت ى ندارد .

ما أنزّلنا عليك . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 3

3 - لزوم قرائت آيات قرآن ، براى مردم و ابلاغ آن حتى به غير مؤمنان

و إذا قرىء عليهم القرءان

81- اهميت تبليغ مجانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 11

11 - لزوم تبليغ دين ، بدون چشمداشت مادى

قل لا أسئلكم عليه أجرًا

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مكلف شده است كه مطالبه اجر و مزد نكند، چنين بر مى آيد كه مبلغان الهى نبايد اجر و پاداش مادى را هدف خويش قرار دهند.

82- اهميت رفع موانع تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 4

4 - در تبليغ دين ، نخست بايد به رفع موانع و اصلاح پايگاه ها و عناصر اصلى جامعه پرداخت .

و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه

83- اهميت روش شناسى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 5

5 - لزوم شناخت زمينه هاى مساعد براى تبليغ و سرمايه گذارى بيشتر براى آن

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 9

9 - لزوم مرحله بندى در كار تبليغ و توجه به شرايط و زمينه ها در انتخاب شيوه هدايت مردم

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

84- اهميت صبر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 5

5 - لزوم صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، براى مبلغان و رهبران جامعه اسلامى

قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر

85- اهميت صبر در تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 6

6 - لزوم حق پذيرى ، شناختن و شناساندن حق و پايدارى و شكيبايى براى تحقق آن

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

ترغيب مؤمنان به توصيه ديگران بر حق و صبر، بيانگر لزوم پايبندى خود به آن دو است.

86- اهميت صراحت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 15

15 - صراحت لهجه و تسليم ناپذيرى رهبران الهى در بيان مواضع اعتقادى خويش ، امرى است بايسته و لازم .

قل . .. فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه و لكن أعبد اللّه الذى يتوفيكم و أمرت

87- اهميت صراحت در تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 8

8 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورت روشن و آشكار ، وظيفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

88- اهميت فصاحت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 16

16- لزوم برخوردارى مبلغان دينى ، از بيان و پيامى روشن و خالى از پيچيدگى و ابهام

و ما أنا إلاّ نذير مبين

وصف «مبين» تأكيد بر اهميت روشنى بيان در مقام انذار خلق است. در حقيقت اين آيه گزارشى است از شيوه تبليغ و انذار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تا رهنمودى براى تمامى مبلغان دينى باشد.

89- برنامه ريزى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 9

9 - لزوم مرحله بندى در كار تبليغ و توجه به شرايط و زمينه ها در انتخاب شيوه هدايت مردم

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

90- برهان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 10

10- لزوم توجه به جنبه هاى عقلى ، برهانى ، عاطفى و احساسى انسان در امر تبليغ دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به معناى لغوى «حكمت» و «موعظة» است: حكمت; يعنى، دستيابى به حق در پرتو علم و عقل و موعظة; يعنى، تذكر به خير آن گونه كه باعث رقّت قلب شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 11

11- لزوم بهره گيرى از برهان و استدلال در مقام دعوت به دين

ما هذه التماثيل . .. قال بل ربّكم ... الذى فطرهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 15

15 - تكيه بر براهين آشكار و قابل فهم و پرهيز از گفتار ابهام آميز ، شيوه اى پسنديده در تبليغ معارف دين است .

و جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 5

5 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد با برهانى روشن و مستدل عمل كنند .

و لقد أرسلنا. .. رسلاً ... بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 4،5

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره مى گرفت .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

آيه شريفه و چند آيه بعدى، بيانگر مجموعه استدلال ها و برهان هاى مؤمن انطاكيه است كه در اثبات ادعاى خويش، براى مردم مطرح كرده بود.

5 - مبلغان دينى ، بايد در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره گيرند .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 9

9 - لزوم مجهز بودن به امكانات نيرومند و دلايل متقن ، در تبليغ دين

أرسلنه . .. بسلطن مبين

فعل الهى، خود رهنمودى به هدايتگران است كه آنان براى پيشبرد هدف، بايد در كار خويش ابزار و امكانات بايسته را نيز، در نظر داشته باشند.

91- بشارت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 1

1 - مسؤوليت تبليغ و دعوت انبياى الهى، تنها در محدوده بشارت و انذار

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 14

14 - لزوم به كارگيرى بشارت و انذار در تبليغ و دعوت مردم به دين

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 10

10- به كارگيرى اِنذار و تبشير در كنار هم براى دعوت به دين و تبليغ آن ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

إنّا أعتدنا للظلمين نارًا . .. إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 4

4- بشارت و انذار و ايجاد بيم و اميد ، دو وسيله مهّمِ تبليغ و دو عنصر ضرورى در هدايت انسان ها است .

و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 5

5- مژده و بشارت در كنار هشدار و تهديد ، روش به كار گرفته شده در قرآن براى تبليغ و هدايت است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كانت لهم جنّت الفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 13

13- نقش كارساز بشارت و انذار در تبليغ

لتبشّر . .. و تنذر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2

2 - بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى - هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 45 - 6

6 - پيش انداختن بشارت بر هشدار ، امرى شايسته و بايسته در امر تبليغ است .

مبشّرًا و نذيرًا

احتمال دارد كه تقديم «مبشّراً» با توجه به واقعيت خارجى تأثير تقديم بشارت بر انذار و بيم دهى باشد. بنابراين، نكته فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 6

6 - بشارت و انذار در كنار يكديگر ، از شيوه هاى قرآن در دعوت به تقوا و مبارزه با كفر

إنّ للمتّقين مفازًا . .. إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

92- بلاغت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 4

4 - مبلغان دين بايد به گونه اى سخن بگويند كه مردم ، سخن آنان را فهميده ودرك كنند .

يفقهوا قولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 8

8 - استفاده از روش هاى ساده و همگانى در تبليغ مفاهيم دين ، امرى شايسته است .

ضرب لكم مثلاً من أنفسكم

93- بى تأثيرى تبليغ لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 9

9- جامعه فاسد و ناپاك قوم لوط ، از دعوت و تبليغ آن حضرت تأثير نپذيرفتند .

و نجّينه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

94- پاداش تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 3 - 5

5 - هدايت و تبليغ دين و تحمّل سختى ها و ناگوارى هاى برخاسته از آن ، داراى پاداشى بزرگ ، روز افزون و بى منت

و إنّ لك لأجرًا غير ممنون

برداشت ياد شده، به سبب اين نكته ترديدناپذير است كه اجر بزرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به جهت رسالت او و تحمل سختى هاى آن (از جمله تحمل تهمت هاى ناروا همچون تهمت جنون و. ..) مى باشد.

95- پاداش تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 72 - 4

4 - مزد و پاداش دعوت به حق و تبليغ دين ، بر عهده خداست .

إن أجرى إلا على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 7

7- ابلاغ پيام هاى الهى به مردم و تبليغ معارف دين ، درپى دارنده پاداش از ناحيه خداوند

إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى

96- تبليغ آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 9

9 - اتمام حجت و فرستادن پيامبران براى ابلاغ آيات الهى ، مقتضاى ربوبيت الهى است .

ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك

97- تبليغ ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 78 - 2

2 - اشاره ابراهيم ( ع ) به آفريدگارى و هدايت گرى خدا ، براى معرفى پروردگار جهان براى بت پرستان

إلاّ ربّ العلمين . الذى خلقنى فهو يهدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 5،6

5 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم اش ، ناتوانى بت ها را تبيين مى كرده است .

إنّما تعبدون . .. أوثنًا ... إنّ الذين تعبدون...لايملكون

6 - ابراهيم ( ع ) به قوم خود اعلام كرد كه بت ها هيچ گونه توانى براى تأمين روزى آنان ندارند .

و إبرهيم إذ قال . .. إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 10

10 - حضرت ابراهيم ( ع ) ابلاغ كننده پيام الهى ، به گونه اى شفاف و بى ابهام ، به مردم بود .

و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

98- تبليغ ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

99- تبليغ اشراف قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 36 - 1

1 - تبليغ شديد اشراف جامعه پس از نوح ، عليه وعده رستاخيز

هيهات هيهات لما توعدون

«هيهات» اسم فعل است به معناى «بعُد» (دور است) و براى استبعاد به كار مى رود. تكرار «هيهات» براى مبالغه در استبعاد است.

100- تبليغ اشراف قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 36 - 1

1 - تبليغ شديد اشراف جامعه پس از نوح ، عليه وعده رستاخيز

هيهات هيهات لما توعدون

«هيهات» اسم فعل است به معناى «بعُد» (دور است) و براى استبعاد به كار مى رود. تكرار «هيهات» براى مبالغه در استبعاد است.

101- تبليغ اشراف قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 25 - 2

2 - تبليغ اشراف ، مبنى بر دست برداشتن نوح ( ع ) از دعوت خود با گذشت زمان و بهبود يافتنش

به جنّة فتربّصوا به حتّى حين

102- تبليغ امداد به فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 6

6 - خوددارى از ترويج فرهنگ يارى رسانى به نيازمندان ، نكوهيده و مايه دورى انسان از خداوند است .

فذلك الذى . .. و لايحضّ على طعام المسكين

«ذلك»، اسم اشاره اى است كه براى دور به كار مى رود.

103- تبليغ امداد به مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 3 - 3

3 - تأمين غذاى نيازمندان و ترويج فرهنگ يارى رسانى به تهى دستان ، تكليفى الهى است .

و لايحضّ على طعام المسكين

«مسكين»، كسى است كه چيزى ندارد; يا آنچه دارد، براى او كافى نيست و يا كسى است كه فقر، او را ساكن و كم تحرك ساخته است. (قاموس)

104- تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 19

19 - عصمت پيامبران ، در بيان احكام الهى و ارائه آنها به مردم

أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 19

19 - پيامبران ، حتى فرزندانشان را به پذيرش خداى يكتا و پرستش او اجبار نمى كردند .

إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعد قالوا نعبد

دعوت و توصيه به يكتا پرستى با پرسش (ما تعبدون . ..؟) به نبود اجبار در پذيرش دين و پرستش خداوند اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 12،22

12 - بشارت و انذار ، از روش هاى كاربردى پيامبران براى تبليغ و هدايت انسانها

فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين

22 - پيامبران ، مبلّغان و مجريان قوانين الهى

فبعث اللّه النبيّن مبشرين . .. ليحكم بين الناس

با توجّه به اينكه فاعل «ليحكم»، خداوند باشد كه در حقيقت حكومت از آنِ او، و پيامبران تنها مجرى قوانين هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 1

1 - بشارت دهى و انذار از روش هاى پيامبران براى تبليغ رسالت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 11

11 - بشارت ( مژده به مطيعان ) و انذار ( ترساندن گناهكاران ) ، روح رسالت پيامبران الهى ( ع ) و شيوه تبليغ آنان

فقد جاءكم بشير و نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 3

3 - خداوند تعيين كننده محدوده وظايف پيامبران در امر تبليغ است.

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 11

11 - پيامبران(ع) هيچ مزدى از مردم در قبال تبليغ و انجام رسالت خويش نمى طلبيدند.

أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده قل لاأسئلكم عليه أجرا

جمله « قل لاأسئلكم»، كه بدون هيچ فاصله اى پس از امر به اقتدا به هدايت انبياى پيشين قرار گرفته، به اين نكته اشاره دارد كه مفاد آن از زمره هدايتهاى انبياى پيشين و از برجسته ترين آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 6 - 3

3 - تبليغ تعاليم دينى و آسمانى، محور بازجويى از پيامبران خدا در قيامت

فلنسئلن الذين أرسل إليهم و لنسئلن المرسلين

عنوان «مرسلين» در جمله «و لنسئلن المرسلين» بيانگر اين است كه سؤال از پيامبران درباره تبليغ رسالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 7 - 2

2 - خداوند در قيامت سرگذشت پيامبران را در ابلاغ رسالت به گونه اى دقيق براى آنان بيان خواهد كرد.

و لنسئلن المرسلين. فلنقصن عليهم بعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 1

1- پيامبران پيشين براى گرايش دادن مردم به توحيد تلاشى پى گير داشتند و مدتى مديد به هدايت آنان همّت مى گماشتند .

حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا

«حتى» غايت براى جمله اى محذوف است و تقدير كلام با توجه به آيه قبل و نيز آيه مورد بحث مى تواند اين گونه باشد: آن پيامبرانى كه به سوى امتهاى پيشين فرستاديم، مردم خويش را دعوت كردند ; ولى آنان نپذيرفتند. ايشان را به آمدن عذاب هشدار دادند، دست برنداشتند تا اينكه ... . روشن است كه نااميد شدن پيامبران در مدت كوتاه تحقق نمى يابد و بدون تلاش نيز مأيوس شدن وجه صحيحى ندارد. از اين رو «حتّى إذا استيئس الرسل» حاكى از تلاش پى گير در مدت طولانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 11

11- پيامبران ، مأمور پايدارى در مسير تبليغ و ماندن در ميان مردم و جامعه خويش تا آخرين مرحله

و ذاالنون إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه

توبيخ شدن يونس(ع) به خاطر ترك قوم خويش، قبل از اين كه فرمانى دراين زمينه از جانب خداوند دريافت كند; براين نكته دلالت دارد كه پيامبران مجاز به ترك مأموريت و مردم خود، قبل از آمدن فرمان و رخصت از جانب خداوند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 4

4 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات الهى توسط پيامبران براى مردم

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى ألقى الشيطن فى أُمنيّته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 125 - 4

4 - امانت در تبليغ ، مهم ترين ويژگى رسولان الهى

إنّى لكم رسول أمين

اختصاص به ذكر يافتن صفت امانت از ميان ديگر اوصاف، بيانگر اهميت والاى آن، در راستاى ابلاغ پيام وحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 39 - 1،4

1 - پيامبران ، ابلاغ كنندگان رسالت هاى الهى بودند .

الذين خلوا من قبل . .. الذين يبلّغون رسلت اللّه

به قرينه «الذين خلوا من قبل» مراد از «الذين يبلّغون» پيامبران اند.

4 - انبيا ، براى تبليغ رسالت هاى الهى ، تقيّه نمى كردند .

و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 2

2 - فرستادگان الهى ( هود و صالح ) ، مبلغ توحيد در ميان قوم عاد و ثمود

إذ جاءتهم الرّسل . .. ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 7

7 - پيامبران و رسولان ، در ابلاغ دعوت خويش و اتمام حجت كوتاهى نداشته اند .

و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 10

10 - « انذار » مهم ترين عنصر تبليغى در متن رسالت پيامبران الهى

و ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 28 - 2

2 - پيامبران ، معصوم و مصون از خطا در ابلاغ كامل پيام هاى الهى به مردم

ليعلم أن قد أبلغوا رسلت ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 17

17 - پيامبران ، با رفتنِ به سوى مردم ، پيام الهى را به آنان ابلاغ مى كردند .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 6

6 - رسولان الهى در طول تاريخ ، كتاب هايى پاك و استوار بر مردم تلاوت نموده ، معارف آن را به همگان ابلاغ كرده اند .

البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة ... إلاّ من بعد ما ج

مراد از «البيّنة» (در اين آيه) جنس آن است; نه مصداقى كه در آيات پيشين مراد بود; ولى بيان وضع گذشتگان به عنوان نمونه بارز، بيانگر تشابه كامل بين دو «بيّنه» است. بنابراين بيّنه گذشتگان نيز مانند بيّنه درخواستى كافران، رسولى همراه با تلاوت كتاب هاى مطهر و قيم بوده است.

105- تبليغ انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 8

8 - ابلاغ موفقيت آميز پيام الهى ، از سوى رسولان انطاكيه به مردمِ دورترين محله هاى آن شهر و حاشيه آن

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى

تعبير «من أقصا المدينة» مى رساند كه دعوت پيامبران به دورترين محله هاى شهر رسيده و به مركز شهر محدود نشده بود.

106- تبليغ اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 10

10 - تلاش تبليغاتى اهل كتاب عليه اسلام و مسلمانان ، حتى درديدگاه خودشان نيز ريشه مكتبى و دينى نداشت . *

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم . .. من عند أنفسهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من عند أنفسهم» متعلق به «ودّ كثيراً» باشد; يعنى، اهل كتاب از پيش خود و نه از روى احساس مسؤوليت دينى، در صدد بازگرداندن مسلمانان از اسلام بودند.

107- تبليغ با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 6

6 - وحى و قرآن، ابزارهايى كافى براى تبليغ و انذار مردم

و أنذر به

مرجع ضمير به «قرآن» است ; يعنى با قرآن انذار كن. و چون ابزار انذار مشخص شده است، بالطبع بايد قرآن در فعليت بخشى به انذار كافى و كارآمد باشد.

108- تبليغ بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

109- تبليغ بى ثمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 7

7 - ارشاد مردمى كه از پذيرفتن حق صريح و روشن سر باز مى زنند ، عملى بى نتيجه است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

110- تبليغ پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 11

11- پيروان حضرت نوح ، ياوران او در ابلاغ رسالت و دعوت مردم به ايمان

أنلزمكموها

برداشت فوق از صيغه جمع «نلزم» - كه شامل نوح و پيروانش مى شود - استفاده شده است.

111- تبليغ تعاليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 14

14 - كليه حقايق و معارف كتب آسمانى به دور از مصلحت انديشيهاى شخصى بايد براى مردم تبيين شود.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

مذمت عالمان يهود بر گزينشى عمل كردن در ميان حقايق تورات، گوشزد به همه حاملان كتب آسمانى است كه در تبيين و تفسير آنها نبايد منافع خويش را در نظر گرفت، بلكه بايد همه آنها را براى مردم تبيين كرد.

112- تبليغ تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 2،3،7

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن

أو أمر بالتّقوى

3 - نمازگزاران ، داراى زمينه اى مساعد براى ترغيب ديگران به تقوا

إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

7 - احتمال تلاش نمازگزار براى تبليغ تقوا ، نهى او را از نماز ، شگفت آورتر و نكوهيده تر مى سازد .

أرءيت الذى ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 14 - 6

6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .

أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى

113- تبليغ توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 11

11 - در تبليغ توحيد و مبارزه با عقايد شرك آلود بايد صريح و قاطع بود.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 4

4- يوسف ( ع ) ، با طرح سؤال و برانگيختن وجدان هم بندان خويش ، حقانيّت توحيد و يكتاپرستى را براى آنان مطرح ساخت .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 1

1- ابلاغ توحيد ، تبليغ قرآن و مبارزه با شرك ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

قل هذه سبيلى

«هذه» اشاره به مطالبى است كه آيات قبل به آنها اشاره داشت. از جمله آنهاست: ابلاغ توحيد ، نفى شرك ، تبليغ قرآن و تعاليم وحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ رهنمود خداوند به مشركان ، در اثبات توحيد و نفى شرك

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 95 - 5

5- ذوالقرنين ، در جهت تبليغ توحيد و آيين الهى خود ، از بهترين فرصت ها بهره مى گرفت .

قال ما مكّنّى فيه ربّى خير

ذوالقرنين، هنگامى سخن از ربوبيّت خداوند به ميان مى آورد كه مردم، سخت به او نيازمند بودند و او باتلاش صادقانه در جهت رفع نيازهاى آنان، قلب مردم را به خود متوجه كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 81 - 4

4 - توحيد و معاد ، دو اصل به هم پيوسته و انفكاك ناپذير در تعليمات ابراهيم

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى يميتنى ثمّ يحيين

برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت ابراهيم(ع) در تعليمات خويش، ابتدا به نفى شرك و اثبات توحيد مى پرداخت; سپس به مسأله مرگ و حيات مجدد انسان اشاره مى كرد. و به اين دو مسأله بسنده مى نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 65 - 4

4 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام يكتايى خداوند و قهار بودن او به مردم

قل . .. و ما من إله إلاّ اللّه الوحد القهّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 7

7 - گسترش پيام توحيدى و هدايت مردم ، نيازمند حضور فعّال مبلغان الهى در ميان آنان

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 1

1 - بازگو كردن فضيلت و برترى مكتب توحيدى بر آيين اجدادى مشركان ، روش تمامى پيامبران

قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 11

11- هماهنگى كامل كتاب هاى آسمانى ، در تبليغ توحيد

ائتونى بكتب من قبل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 14

14 - تلاش براى ايجاد امنيت ، پيش از تبليغ خداپرستى ، كارى الهى و از بين برنده بهانه مشركان در ترك عبادت است .

فليعبدوا . .. و ءامنهم من خوف

114- تبليغ توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 24 - 5

5 - بيان توحيد و يگانگى پروردگار ، مهم ترين پيام عقيدتى موسى ( ع ) براى فرعونيان

إنّا رسول ربّ العلمين . .. قال فرعون و ما ربّ العلمين . قال ربّ السموت و الأر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 3

3- تأكيد موسى ( ع ) ، بر توحيد و ربوبيت يگانه خداوند در قبال جامعه فرعونى

و إنّى عذت بربّى و ربّكم

تكرار «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد.

115- تبليغ توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 1

1- يوسف ( ع ) ، پس از ارشاد هم بندان خويش به توحيد و يكتاپرستى ، به تعبير رؤيا هاى آنان پرداخت .

يصحبى السجن أما أحدكما فيسقى ربه خمرًا

116- تبليغ جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 16

16 - ساحران مؤمن با وجود تهديدات فرعون ، در صدد نصيحت و ارشاد و هدايت وى بودند .

ما جاءنا من البيّنت و الذى فطرنا فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

اشاره ساحران به بينات موسى(ع) و خالقيت خداوند و محدوديت قدرت فرعون، پس از موضع گيرى خصمانه او، مى تواند به منظور رام ساختن و پند و اندرز دادن به او باشد.

117- تبليغ جن مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 1،2

1- جنيان مؤمن ، در تلاش براى هدايت جامعه خود به سوى قرآن

قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا . .. يهدى إلى الحقّ

2- جنيان انذارگر ، پيام آور نزول كتابى آسمانى پس از تورات ، براى قوم خويش

ولّوا . .. منذرين . قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى

118- تبليغ حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 25

25 - حواريون ، ياوران مخلص و پاك عيسى ( ع ) و مبلّغ دين و موعظه كننده مردم

قال الحواريّون نحن انصار اللّه

از امام رضا (ع) سؤال شد: لم سمّى الحواريون الحواريين؟ آن حضرت فرمود: . .. لانّهم كانوا مخلَصين فى انفسهم و مخلِصين لغيرهم من اوساخ الذنوب بالوعظ و التّذكير.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 2، ص 79، ح 10 ; علل الشرايع، ج 1، ص 80، ح 1.

119- تبليغ خصوصى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 24

24 - « روى عن الباقر ( ع ) فى قوله تعالى : « و أمر أهلك بالصلاة و اصطبر عليها » قال : أمر اللّه نبيّه أن يخص أهل بيته و أهله دون الناس ليعلم الناس أنّ لأهله منزلة عنداللّه ليست لغيرهم فأمرهم مع الناس عامّة ثمّ أمرهم خاصة ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خدا«و أمر أهلك بالصلاة. ..» فرمود: خدا به پيامبر خود امر كرده كه خانواده و خاندان خود را جداى از مردم [در امر به نماز ]اختصاص دهد تا مردم بدانند كه براى اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) منزلتى در نزد خداوند است كه براى غير آنان نيست، پس خدا [يك بار]اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) را با جمع مردم فرمان داده است. سپس آنان را به طور خاص مورد امر قرار داده است».

120- تبليغ خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 6

6 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد اقوام و خويشان خود را در اولويت قرار دهند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً إلى قومهم

بى شك، هدف از ارسال انبيا، هدايت همه مردم بوده است و اختصاص به ذكر قوم آنان (قومهم) ممكن است به خاطر در اولويت بودن آنان باشد. در اين صورت، نكته ياد شده، قابل استفاده است.

121- تبليغ در خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 9

9 - تبليغ در بين خويشاوندان و بزرگان و سردمداران، داراى اولويت است. *

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر

«آزر» علاوه بر اين كه از خويشان ابراهيم بود، به تصريح «قومك» از بزرگان و رؤساى قوم خويش نيز محسوب مى شده است. و چون ظاهراً دعوت ابراهيم از اين نقطه آغاز گشته، مى تواند به عنوان الگو و معيارى در تبليغ مطرح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 5

5 - آغاز كردن تبليغ دين و حركت اصلاحى از نزديكان و اطرافيان ، شيوه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز تبليغ خود، پدر و اطرافيان خود را مخاطب قرار داد.

122- تبليغ در شهرهاى بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 6

6 - گزينش شهر هاى بزرگ و مركزى براى تبليغ دين و ارشاد مردمان ، روشى پسنديده و كارآمد

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه انتخاب شهرهاى بزرگ و مركزى براى رسالت پيامبران از سوى خداوند، مى تواند به جهت كارآمدتر بودن اين روش باشد; به ويژه اين كه اين مسأله درباره تمامى پيامبران مطرح است.

123- تبليغ در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 14

14- گذشت و برخورد كريمانه با دشمنان و كافران در ابتداى نهضت اسلامى و تبليغات دينى ، امرى لازم و بايسته است .

فاصفح الصفح الجميل

نزول آيه فوق - كه از گذشت و عفو سخن به ميان آورده است - (در نيمه اول بعثت) و از جانب ديگر دستور به برخورد شديد با كافران و دشمنان در مدينه (نيمه دوم بعثت) مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

124- تبليغ در مناطق مركزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 12

12 - لزوم اولويت دادن به نقاط مركزى و محورى در تبليغ و انذار*

و لتنذر أم القرى و من حولها

125- تبليغ دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 12

12 - مسلمانان در عمل به احكام الهى و مواضع به حق خويش ، نبايد از تبليغات و جار و جنجال دشمنان هراسى به خود راه دهند .

فلا تخشوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 59 - 5

5 - لزوم رويارويى و برخورد صحيح ، با تهاجم تبليغاتى دشمنان عليه اسلام و مسلمانان

قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 13

13 - هشدار خداوند به مسلمانان در مورد تأثيرپذيرى از تبليغات شيطان دشمنان دين

و إن الشيطين . .. و إن أطعتموهم إنكم لمشركون

126- تبليغ دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 5

5 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، موجب از ميان رفتن سوژه تبليغاتى مخالفان بر ضد اسلام و مسلمانان شد .

فول وجهك شطر المسجدالحرام . .. لئلا يكون للناس عليكم حجة

127- تبليغ دشمنان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 5

5 - القائات شيطانى و تبليغات دشمنان انبيا مورد رضايت و پسند منكران معاد قرار مى گيرد.

و لتصغى . .. و ليرضوه

128- تبليغ دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 7

7 - ترديد افكنى درباره حليت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده باشد، از محورهاى تبليغاتى عليه اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه بوده است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

129- تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 17

17 - اتخاذ روش ها و قالب هاى گوناگون در تبليغ دين ، امرى شايسته و نيكوست .

إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون . .. إذ قال لبنيه ما تعبدون

آيه قبل و آيه مورد بحث، هر دو گوياى دعوت و سفارش به توحيد است; ولى هر كدام به مقتضاى حال داراى بيان و قالبى خاص و متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 4

4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى

إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 7

7 - مسؤوليت عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى در بيان احكام و معارف الهى

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و ابلاغ احكام الهى

و يسئلونك عن اليتامى قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 13

13 - ضرورت بى اعتنايى مبلغان دين به خواسته هاى انحرافى مردمان به هنگام اجراى فرمان هاى الهى و تبليغ احكام دين

بلغ . .. و اللّه يعصمك من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 12

12 - اجر و مزد طلب نكردن از مردم در قبال انجام رسالت و تبليغ دين، از هدايتهاى خداوند به انبياى گذشته است.

فبهديهم اقتده قل لاأسئلكم عليه أجرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 7

7 - بهره بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 14

14 - لزوم به كارگيرى بشارت و انذار در تبليغ و دعوت مردم به دين

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 6

6 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ احكام و معارف الهى باشند .

إنى أخاف عليكم . .. قال يقوم ليس بى ضللة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 2،4،7

2 - نوح ( ع ) ، مبلغ پيام هاى الهى ، نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش

أبلغكم رسلت ربى

4 - اعتقاد راسخ نوح ( ع ) به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى بود .

و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى

حضرت نوح(ع) براى اينكه اشاره به علت پايداريش بر ابلاغ رسالت كند، به جاى آوردن ضمير و گفتن «رسالاته»، «رسلت ربى» گفت.

7 - ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از خيرخواهى نوح براى مردم خويش بود .

أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 1،8

1 - پيامبران ، واسطه ابلاغ دين و معارف الهى به مردم

أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

مراد از «ذكر»، دين و معارف الهى است.

8 - نوح ( ع ) ، وظيفه دار ترساندن مردم از عذاب هاى الهى و فراهم آوردن زمينه هاى تقواپيشگى براى آنان با تبليغ معارف دين

أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 5

5 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ معارف الهى باشند .

قال يقوم ليس بى سفاهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 2،7

2 - هود ، مبلّغ پيام هاى الهى ، و نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش

أبلغكم رسلت ربى

7 - ابلاغ پيام هاى خداوند به مردم ، جلوه اى از درستكارى و خيرخواهى هود براى مردم خويش

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 12

12 - تبيين اهداف قوانين و احكام الهى ، روشى نيكو در تبليغ دين

خذوا ما ءاتينكم . .. لعلكم تتقون

خداوند با جمله «لعلكم تتقون» هدف از فرمان خويش (خذوا ما ءاتينكم . .. ) را بيان داشت و اين درسى است به همه مبلغان دين كه تنها به بيان احكام دين اكتفا نكنند بلكه حتى المقدور هدف از آن احكام را براى مردم تبيين كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 3

3 - حق شنوايى و بيان حقايق و معارف دين و درك آنها ، از ملاك هاى ارزش و كرامت آدمى در پيشگاه خداوند

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

كلمه «دواب»، به معناى بهائم و يا جنبندگان، براى اشاره به اين است كه توصيف شدگان به منزله حيوانات هستند و ارزش نام انسان را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 4،5،10

4- وظيفه داران تبليغ دين ، بايد همه معارف و قوانين دين را براى مردم بيان كرده و از وانهادن حتى اندكى از آن دورى كنند .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .

إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

10- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) انذار مردم و ابلاغ احكام و معارف دين است نه پاسخ گويى به درخواست هاى نابه جاى آنان

إنما أنت نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 4

4- اقامه نماز ، تكيه گاهى براى استقامت در راه دين و ابلاغ آن

فاستقم كما أُمرت . .. و أقم الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 5

5- مبلغان دينى ، بايد از سر مهربانى و با ملاطفت ، مردمان را به دين فراخوانند .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 1

1- يعقوب ( ع ) در آستانه سفر فرزندانش به مصر ، آنان را با معارفى الهى آشنا ساخت و حقايقى از توحيد را به آنان تذكر و تعليم داد .

قال يبنىّ لاتدخلوا . .. و عليه فليتوكل المتوكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 5

5- صراحت و قاطعيت در بيان اصول و مبانى دين ، امرى لازم و تكليفى واجب بر رهبران اسلامى

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 15

15- وظيفه همه انبياى الهى ، تنها ابلاغ پيام خداوند به صورت روشن و صريح بوده است و نه اجبار مردم به قبول آن .

فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 3

3- تبليغ دين و دعوت ديگران به راه خدا ، تكليفى الهى بر همگان

ادع إلى سبيل ربّك

برداشت فوق، با الغاى خصوصيت از مخاطب اصلى آيه; يعنى، پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 39

39- يكتاپرستان ، از هر فرصت مناسب براى ترويج دين و انديشه الهى بهره مى گيرند .

قال الذين غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 6

6 - استغنا از مردم ، در برابر تبليغ دين و هدايت آنان ، سيره اى پيامبرگونه است .

أم تسئلهم خرجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 10

10 - ابلاغ پيام هاى الهى از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وابسته به پذيرش و عدم پذيرش مردم نبود .

قل أطيعوا اللّه. .. فإن تولّوا... و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 45 - 3

3 - توكل و واگذاشتن كار ها به خداوند - پس از تلاش گسترده در راه دين - موجب جلب حمايت و امداد خداوند در برابر مكر هاى دشمنان است .

أُفوّض أمرى إلى اللّه . .. فوقيه اللّه سيّئات ما مكروا

برداشت ياد شده، از آن جااست كه مؤمن آل فرعون در راستاى تبليغ دين، كارهاى خود را به خدا واگذاركرده بود. خداوند نيز او را از مكرهاى دشمنان محفوظ داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 8

8 - پيام هاى دينى ، اگر با زبانى فصيح و قالبى متناسب ارائه شود ، ذهن و انديشه انسان ها را به خود جذب مى كند .

إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

اين نكته كه قرآن به واسطه فصاحتش، زمينه تعقل و جذب اذهان را فراهم مى كند، نشانگر آن است كه اگر پيام هاى دينى، اين ويژگى را داشته باشند، در جذب مخاطب موفق خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 6

6 - لزوم برخوردى استوار و به دور از هرگونه ضعف و سستى ، در مقام تبليغ معارف دينى

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 10

10- ترويج دين و مبارزه با گمراهى ، از لوازم ايمان و پذيرش قرآن

يستمعون القرءان . .. فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

عبارت «فلمّا قضى ولّوا. .. منذرين» مى رساند كه پس از فهم پيام وحى و قبول آن، نوبت اقدام براى هدايت خلق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 7

7- وصول قوانين و پيام هاى الهى به خلق ، از طريق وسايط برگزيده او

أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ . .. محمّد رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 10

10 - التجا به پروردگار ، هنگام حركت در مسير دين و مسؤوليت ، ضامن شكيبايى و موفقيت

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم

از ارتباط «و سبّح» با «و اصبر»، مى توان به مطلب بالا ره برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 1

1 - رسالت الهى و دعوت مردم به دين ، وظيفه اى سنگين بر دوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و وضعنا عنك وزرك

«وزر»; يعنى، سنگينى و «وزير»، به معناى كسى است كه وظايف سنگين فرمانروايش را برعهده مى گيرد (مفردات). مصداق مورد نظر از «وزر» - به قرينه شرح صدر كه در آيه قبل آمده بود - تكاليف دشوار و رسالت سنگينى بود كه در صورت فقدان امدادهاى ويژه خداوند، تحمّل آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت كننده مردم به دين و هشداردهنده آنان ، به روز جزا است .

فما يكذّبك بعد بالدين

برداشت ياد شده، بر دو پيش فرض استوار است: 1. مخاطب آيه شريفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; 2. كلمه «دين» در هر دو معناى «شريعت» و «جزا» استعمال شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 2 - 17

17 - پيامبران ، با رفتنِ به سوى مردم ، پيام الهى را به آنان ابلاغ مى كردند .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه

130- تبليغ ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 95 - 5

5- ذوالقرنين ، در جهت تبليغ توحيد و آيين الهى خود ، از بهترين فرصت ها بهره مى گرفت .

قال ما مكّنّى فيه ربّى خير

ذوالقرنين، هنگامى سخن از ربوبيّت خداوند به ميان مى آورد كه مردم، سخت به او نيازمند بودند و او باتلاش صادقانه در جهت رفع نيازهاى آنان، قلب مردم را به خود متوجه كرده بود.

131- تبليغ رسالت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 2

2 - لوط ( ع ) ، پيامبرى بود كه تعاليم ابراهيم ( ع ) را ترويج مى كرد .

قال ربّ انصرنى . .. و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم بالبشرى

اين كه فرستادگان خداوند براى درهم كوبيدن شهر قوم لوط(سدوم)، نزد ابراهيم(ع) رفتند و با او مأموريت خود را در ميان گذاشتند، نشان مى دهد كه ابراهيم(ع) پيامبرِ صاحب شريعت بوده و لوط(ع) تعاليم او را تبليغ مى كرده است.

132- تبليغ رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 11

11 - تبليغ حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، پس از نزول مائده آسمانى ، تعهد و ميثاق حواريون با وى

قالوا . .. و نكون عليها من الشهدين

133- تبليغ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

134- تبليغ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 7

7 - شعيب براى گرايش دادن مردم مدين به راه خدا ، عنايت خداوند در زياد كردن جمعيت اندك آنان را يادآور شد .

و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 6

6 - شعيب ( ع ) ، پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد» كه خبر از قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد» كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه شعيب در ابلاغ رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه بسيار تلاش كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 15

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 9

9- جوانان و ميانسالان مردم مدين ، مخاطبان اصلى شعيب ( ع ) در ابلاغ معارف الهى به آنان

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

فعل مضارع «يعبد» حاكى است كه مقصود از «آباؤنا» تنها نسلهاى پيشين مخاطبان نيست; بلكه پدران فعلى آنان كه زنده هستند نيز مورد نظر مى باشد. بنابراين مخاطبان طبعاً جوانان و ميانسالان خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 178 - 3

3 - تأكيد شعيب ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 6

6 - حضرت شعيب ( ع ) در ابلاغ پيام هاى خود به مردم مدين ، از احساسات و تعلّقات خويشاوندى بهره مى گرفت .

يقوم اعبدوا اللّه

خطاب به قوم و نسبت دادن آنها به خود، مى تواند به منظور امر ياد شده باشد.

135- تبليغ شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 8

8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن

و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا

تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

136- تبليغ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 4

4 - صالح ( ع ) پيام الهى را به مردمش ابلاغ كرد و در هدايت و ارشاد آنان بسيار كوشيد .

لقد أبلغتكم رسالة ربى و نصحت لكم

لام تأكيد در «لقد»، كه دلالت بر قسم مقدر دارد، و نيز كلمه «قد»، كه گوياى تأكيد است، مى رساند كه صالح(ع) در ابلاغ

رسالت الهى كوتاهى نكرد و در اين راه تلاش بسيار نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 6

6- صالح ( ع ) ، مردمان را از پرستش غير خدا برحذر مى داشت و عليه شركورزى قوم ثمود مبارزه مى كرد .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 143 - 3

3 - تأكيد صالح ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق شده باشد.

137- تبليغ عثمان بن عفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس - كه از چهره هاى برجسته قريش بودند - برآمده بود.

138- تبليغ عدالتخواهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 9

9 - تبليغ ياد خدا ، ارزش هاى عقيدتى و عملى و عدالت خواهى ، اصيل ترين محتواى شعر ارزشى

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا... و انتصروا من بعد ماظلموا

139- تبليغ عقيده حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 11

11 - تبليغ اعتقادات حق و ترغيب ديگران به مقاومت در برابر منكرات ، خصلتى ستوده و مايه كاميابى انسان

لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

140- تبليغ علماى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 44 - 1،2،3

1 - عالمان بنى اسرائيل ، مردمان رابه كار هاى نيك دعوت مى كردند .

أتأمرون الناس بالبر

چون مخاطبان «أتأمرون» بايد غير از «الناس» باشند، مى توان گفت: مراد از مخاطبان - به قرينه «و أنتم تتلون الكتاب» - عالمان دينى و مقصود از «الناس» توده هاى مردم است.

2 - عالمان بنى اسرائيل ، خود به آنچه مردمان رابه آن فرا مى خواندند ، عمل نمى كردند .

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

3 - عالمان بنى اسرائيل ، مورد نكوهش و سرزنش خداوند به خاطر عمل نكردن به محتواى دعوت هاى خويش

أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم

استفهام در «أتأمرون . ..» استفهام انكار توبيخى است.

141- تبليغ علماى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 7

7 - مسؤوليت عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى در بيان احكام و معارف الهى

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب

142- تبليغ عليه اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9،10

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

10 - تلاش تبليغاتى اهل كتاب عليه اسلام و مسلمانان ، حتى درديدگاه خودشان نيز ريشه مكتبى و دينى نداشت . *

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم . .. من عند أنفسهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من عند أنفسهم» متعلق به «ودّ كثيراً» باشد; يعنى، اهل كتاب از پيش خود و نه از روى احساس مسؤوليت دينى، در صدد بازگرداندن مسلمانان از اسلام بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 6

6 - تلاش هاى تبليغى اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بر ضد احكام اسلام ، ايجاد كننده زمينه هاى شك و ترديد در اذهان مسلمانان صدر اسلام

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

بر حذر داشتن مسلمانان از شك و ترديد، با فعل «فلاتكونن» - كه مقرون به نون تأكيد است - گوياى اين معناست كه: زمينه هاى شك و ترديد در مسلمانان به وجود آمده بود. از آيات قبل مى توان فهميد كه مخالفتهاى اهل كتاب منشأ اين ترديدها بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 2

2 - موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

143- تبليغ عليه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

144- تبليغ عليه دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 1

1 - خداوند ، آگاه به گفتار نارواى مشركان و كافران عليه دين

نحن أعلم بما يقولون

145- تبليغ عليه رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 6

6- رهبران الهى و مصلحان جامعه اسلامى ، در معرض تبليغات سوء و استهزاى دشمنان بوده و بايد به حمايت و لطف الهى اميدوار باشند .

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

146- تبليغ عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 1

1 - تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 2

2- معرفى قرآن به صورت مجموعه اى غيرمنظم و كتابى بدون انسجام ، از تبليغات سوء مشركانِ ستم پيشه

بل قالوا أضغث أحلم

برداشت ياد شده باتوجه به معناى لغوى «أضغاث» (اشياى آشفته و دسته هاى پراكنده و بى انسجام) است.

147- تبليغ عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 1،3،4

1- خداوند آگاهى خود را از دلتنگى و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از تبليغات سوء و استهزا هاى مشركان ، به آن حضرت اعلان فرمود .

إنا كفينك المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

و استهزاهاى مشركان، به آن حضرت اعلان فرمود.

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

4- پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده مشركان و دشمنان اسلام ، اندوهگين و آزرده بود .

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 2

2 - كافران ، با مطرح ساختن تأخير عذاب و نازل نشدن آن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در فشار روحى و تبليغاتى قرار مى دادند .

فاصبر على مايقولون

مراد از «مايقولون» - به قرينه آيه قبل - سخنانى است كه كافران از سر استهزا در رابطه با عدم نزول عذاب و ديگر وعده هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابراز مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر تبليغات سوء كافران ، موظف بود .

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

متعلق صبر، محذوف است كه به قرينه «و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا. ..» مى تواند بر خوردهاى ايذايى و تبليغاتى سوء كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 30 - 5

5 - اقدام مشركان مكه به جنگ تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل ناتوانى از مقابله منطقى با آن حضرت

و لمّا جاءهم الحقّ قالوا هذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در دوره نخست رسالت خويش ، با گفته هاى نابجا و تبليغات سوء دشمنان روبه رو بود .

و اصبر على ما يقولون

148- تبليغ عليه مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 5،8

5 - مسلمانان در مكه ، هم مورد آزار و اذيت جسمى بودند و هم در معرض تبليغات منفى كافران قرار داشتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه. ..و قال الذين كفروا... اتّب

8 - كافران مكه ، براى باز داشتن مسلمانان ، از ايمان شان به دروغ متوسل شدند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم . .. إنّهم لكذبون

149- تبليغ عليه مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 11

11- استفاده مشركان ستم پيشه از تمامى شيوه هاى ممكن تبليغى ، سياسى و فرهنگى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أسرّوا النجوى. .. هل هذا إلاّ بشر... بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

150- تبليغ عليه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 3،5،8،9،11

3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .

قالوا إن هذن لسحرن

حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.

5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )

لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما

8 - فرعونيان در تبليغات خود عليه موسى و هارون ( ع ) ، آنان را درهم شكننده و نابود كننده راه و روش نمونه و برتر خويش معرفى كردند .

و يذهبا بطريقتكم المثلى

9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )

يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى

11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .

أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 1

1 - ايادى و مبلغان فرعون ، همه فرعونيان را به هم فكرى ، اتحاد و به كاربستن تمامى حيله ها ، عليه موسى ( ع ) دعوت مى كردند .

فتنزعوا . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا

از آيات پيشين چنين برمى آيد كه پس از سخنان موسى(ع)، در بين فرعونيان اختلافاتى بروز كرد (فتنازعوا) و گروه حاميان و مبلغان فرعون درصدد توجيه گروه ديگر برآمدند كه نسبت به موسى(ع) و مبارزه با او ترديد داشتند. به نظر مى رسد «فأجمعوا» نيز از ناحيه همان گروه به عنوان نتيجه سخنان قبلى آنان ابراز شده باشد.

151- تبليغ عليه نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 25 - 2

2 - تبليغ اشراف ، مبنى بر دست برداشتن نوح ( ع ) از دعوت خود با گذشت زمان و بهبود يافتنش

به جنّة فتربّصوا به حتّى حين

152- تبليغ عليه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 3،5،8،9

3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .

قالوا إن هذن لسحرن

حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.

5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )

لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما

8 - فرعونيان در تبليغات خود عليه موسى و هارون ( ع ) ، آنان را درهم شكننده و نابود كننده راه و روش نمونه و برتر خويش معرفى كردند .

و يذهبا بطريقتكم المثلى

9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )

يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى

153- تبليغ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 1

1 - فرعون با تبليغات گمراه كننده ، مردم مصر را تحميق كرده ، به اطاعت از خويش واداشته بود .

و نادى فرعون فى قومه . .. فاستخفّ قومه

«استخفّ» در آيه شريفه، به معناى سبك مغز ساختن است.

154- تبليغ فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 2

2 - فرعونيان براى جلب نظر و توجيه تمايل يافتگان به موسى ( ع ) ، دست به حركت تبليغاتى و توجيهى زدند .

فتنزعوا . .. و أسرّوا النجوى . قالوا إن هذن لسحرن

155- تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 1

1- ابلاغ توحيد ، تبليغ قرآن و مبارزه با شرك ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .

قل هذه سبيلى

«هذه» اشاره به مطالبى است كه آيات قبل به آنها اشاره داشت. از جمله آنهاست: ابلاغ توحيد ، نفى شرك ، تبليغ قرآن و تعاليم وحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 30 - 1،2

1- جنيان مؤمن ، در تلاش براى هدايت جامعه خود به سوى قرآن

قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا . .. يهدى إلى الحقّ

2- جنيان انذارگر ، پيام آور نزول كتابى آسمانى پس از تورات ، براى قوم خويش

ولّوا . .. منذرين . قالوا يقومنا إنّا سمعنا كتبًا أُنزل من بعد موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تا زمانى موظف به ابلاغ قرآن به مخالفان است كه آنان ، راه هاى آگاهى به آن را بر خود نبسته اند .

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى و يتجنّبها الأشقى

منافع تذكر - كه در اين دو آيه بيان شده است - يكى پندپذيرى اهل خشيت و ديگرى بروز عكس العمل اهل شقاوت است. از آن جا كه واكنش شقاوتمندان، اعراض بوده و تذكر مجدد به آنان سودى ندارد، تكليف «فذكّر» نيز ساقط مى گردد.

156- تبليغ قهاريت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 65 - 4

4 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام يكتايى خداوند و قهار بودن او به مردم

قل . .. و ما من إله إلاّ اللّه الوحد القهّار

157- تبليغ قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 2 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سال هاى نخست رسالت ، معاد و حوادث جهان آخرت را به مردم مكه ابلاغ كرده بود .

عن النبأ العظيم

اطلاق «نبأ» بر معاد، گوياى اين حقيقت است كه حوادث آن، براى مردم گزارش شده بود و از نازل شدن اين سوره در مكه، دانسته مى شود كه خبر معاد، در نخستين سال هاى رسالت ابلاغ شده بود.

158- تبليغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 2،10

2 - كافران ، با مطرح ساختن تأخير عذاب و نازل نشدن آن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در فشار روحى و تبليغاتى قرار مى دادند .

فاصبر على مايقولون

مراد از «مايقولون» - به قرينه آيه قبل - سخنانى است كه كافران از سر استهزا در رابطه با عدم نزول عذاب و ديگر وعده هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابراز مى داشتند.

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

159- تبليغ كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 11

11 - تلاش تبليغاتى كفرپيشگان قوم ثمود براى ايجاد شك در رسالت صالح ، تلاشى بى ثمر بود .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

160- تبليغ كالب بن يافنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 24

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

161- تبليغ كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 4

4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى

إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس

162- تبليغ لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 162 - 3

3 - تأكيد لوط ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه كلمه «أمين» از ريشه «أمانة» (مقابل «خيانة») مشتق شده باشد.

163- تبليغ مجانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 1

1- نوح ( ع ) به مردم اعلام كرد كه : در برابر ابلاغ رسالت ، كمترين مالى از آنان درخواست نخواهد كرد .

يقوم لاأسئلكم عليه مالاً

مراد از ضمير در «عليه» پيامبرى و ابلاغ رسالت است. كلمه «مالاً» نكره است و چون پس از نفى (لاأسئلكم) قرار گرفته است ، دلالت بر عموم دارد; يعنى ، هيچ مالى و كمترين پاداشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 9

9- توجه به خالقيت خدا ، زمينه ساز اخلاص در تبليغ دين و چشم ندوختن به اجر و پاداش هاى مردمى است .

إن أجرى إلاّ على الذى فطرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر اداى رسالت خود ، كمترين مزدى از مردم درخواست نمى كرد .

أم تسئلهم خرجًا

كسى كه ادعاى پيامبرى دارد، لازم است چند شرط را دارا باشد. در صورت فقدان هر يك از اين شرايط، نبوت وى زير سؤال خواهد رفت: الف) پيام هاى او، سراسر حق و مبرا از هر گونه باطل باشد. ب) پيشنيه وى (شخصيت ارزشى و اخلاقى اش)، براى مردمى كه به سوى آنها مبعوث گشته، آشنا و شناخته شده باشد. ج) شخصيتى فرزانه (داراى كمال عقل و درايت) باشد. د) در كمال استغنا باشد (كمترين مزدى از مردم نخواهد). آيات پيشين در بيان وجود سه شرط اول در پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) و اين آيه، مربوط به شرط چهارم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 1

1 - تصريح نوح ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 1

1 - تصريح هود ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 1

1 - تصريح صالح ( ع ) ، به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 1

1 - تصريح لوط ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از قومش ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 1

1 - تصريح شعيب ( ع ) به نداشتن كمترين چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالت خويش

و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 1،2،3

1 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، مردم را به پيروى از رسولانى ره يافته - كه هيچ مزدى در ابلاغ رسالت خويش نمى خواستند - فراخوانده بود .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

2 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دليل لزوم پيروى از پيامبران در ديدگاه مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار )

اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جمله «اتّبعوا من لايسئلكم أجراً. ..» تأكيد براى جمله «اتّبعوا المرسلين» در آيه پيش و نيز در مقام تعليل براى آن جمله است.

3 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دو ملاك و معيار براى سنجش درستى ادعاى رسالت و پيامبرى در ديدگاه مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار )

اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال رسالتش ، كمترين مزدى درخواست نمى كرد .

قل ما أسئلكم عليه من أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به انجام رسالت خويش ، بى هيچ چشمداشت مادى از مردم

قل لا أسئلكم عليه أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 1

1 - تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رايگان و بدون كمترين توقع اجر و مزد از مردم

أم تسئلهم أجرًا

164- تبليغ مجانى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) كمترين مزدى براى ابلاغ قرآن و تعاليم وحى درخواست نمى كرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر

«سؤال» و مشتقات آن هرگاه بدون حرف «عن» متعدى شوند - چنان چه در آيه شريفه اين گونه است - به معناى مطالبه و درخواست خواهند بود. كلمه «أجر» نكره و پس از نفى واقع شده و لذا دلالت بر عموم دارد و كمترين مزد را نيز شامل مى شود. «من» زايده نيز اين معنا را تأكيد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 1،5

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام كردن نداشتن هيچ چشمداشت و درخواست مزدى از مردم ، در قبال انجام رسالت خويش

قل ما أسئلكم عليه من أجر

5 - خلوص و نداشتن هيچ چشم داشتى در انجام رسالت ، از ويژگى هاى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

165- تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 25 - 1

1 - بشارت اهل ايمان به بهشت با توصيف و بيان نعمت هاى آن از وظايف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و بشر الذين ءامنوا . .. و هم فيها خلدون

«أنّ لهم . ..» به تقدير حرف «باء»، متعلق به «بشّر» است; يعنى: «بشّر الذين آمنوا بأنّ لهم ...»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 4

4 - مسؤوليّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبليغ و ارشاد مردم است ، نه وادار كردن آنان به عمل .

لا تكلّف الّا نفسك و حرّض المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 4

4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سرمايه گذارى بيشتر تبليغى براى بيمناكان از حشر و قيامت

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

با اينكه انبيا بايد همه مردم را انذار دهند، ولى معرفى يك دسته براى انذار بيانگر عنايت بيشتر به آنان در امر تبليغ و انذار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 2

2 - يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به گونه اى صريح و آشكار خطر تكذيب آيات را براى كفرپيشگان بيان مى كرد .

إن هو إلا نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 4

4 - ابلاغ بى درنگ آيات الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نزول آن

و إذا ما أنزلت . .. فمنهم من يقول

برداشت فوق بدين احتمال است كه «فاء» در «فمنهم» نشانه عدم تراخى ميان نزول سوره و اطلاع و استهزاى منافقان بوده و لازمه اين عدم تراخى، سرعت ابلاغ آيات از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 1،12

1 - تماس مستقيم و بىواسطه پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم در ابلاغ پيام خدا ( آيات قرآن ) به آنان

و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا

از جمله «ائت بقرآن غير هذا» استفاده مى شود كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در ميان مردم بود و با آنان تماس مستقيم داشت و خود،

آيات الهى را بر آنان تلاوت مى فرمود.

12 - قرآن پيام خدا ، و پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغِ بى كم و كاست آن ، به مردم

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 2،3

2 - حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) فرستاده خدا بوده و آيات قرآن را به دستور او بر مردم مى خواند .

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

3 - ارتباط بىواسطه و مستقيم پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، در ابلاغ پيام خدا ( قرآن ) به آنان

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 1،2

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت مبانى و پايه هاى دين خود را براى مشركان ، صريح و بى پرده بيان كند و هرگونه ابهام و ترديدى را كاملا بزدايد .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت پايبندى و انعطاف پذيرى خود را در طرد شرك و دعوت به توحيد ، صريح و بى پرده براى مشركان اعلان نمايد .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 10

10- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) انذار مردم و ابلاغ احكام و معارف دين است نه پاسخ گويى به درخواست هاى نابه جاى آنان

إنما أنت نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار اعلام صريح مواضع عقيدتى برنامه رسالت خويش

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله . .. و ما أنا من المشركين

برداشت فوق از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 5

5- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ انذار ها و تهديدهاست نه تحقق بخشيدن به آنها

فإنما عليك البلغ

حصر در جمله «إنما عليك البلاغ» (وظيفه تو فقط ابلاغ است) حصرى اضافى و نسبى است و در قياس با مفاد «إن مَّا نرينّك . ..» مى باشد ; يعنى ، تحقق يافتن و يا نيافتن تهديدها برعهده تو نيست ، آنچه وظيفه توست ابلاغ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ابلاغ رسالت و مأموريت الهى خويش به صورت آشكارا ، صريح و بى پرده ، مأمور گرديد .

فاصدع بما تؤمر

«صدع» در لغت به معناى سخن گفتن به صورت آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 2،3

2- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ پيام الهى به انسان ها بود و نه اجبار مردمان به پذيرش آن پيام .

فإنما عليك البلغ المبين

حصر در آيه فوق (فإنما عليك . ..) حصر اضافى بوده و نسبت به اجبار و اكراه سنجيده شده است.

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار به كارگيرى مفاهيم روشن و صريح در تبليغ دين

فإنما عليك البلغ المبين

«بلاغ» به معناى تبليغ و رساندن پيام است. توصيف آن به «المبين» (آشكار و روشنگر) بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 42 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ رهنمود خداوند به مشركان ، در اثبات توحيد و نفى شرك

قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جان فشانى براى ابلاغ رسالت هاى الهى و پيگيرى دعوت مكرّر كسانى كه از او گريزان بودند ، دريغ نمىورزيد .

فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم إن لم يؤمنوا

«آثار»، يعنى «نشانه هاى باقى مانده از هر چيز». مفاد جمله «لعلّك باخع ... على اثارهم» اين است كه: تو اى پيامبر! اعراض كنندگان را پيگيرى مى كنى و به منظور رساندن خويش به آنان و ابلاغ دعوت هاى الهى به ايشان، خود را به هلاكت مى افكنى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به رساندن پيام حقِّ الهى به مردم است و نه مسئول ايمان و كفر آنان .

و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و ابلاغ معارف الهى به مردم

و يس--َلونك . .. فقل ينسفها ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت مردم به توحيد و اعلان مواضع خويش به آنان

قل إنّما يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 2،8

2- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيام الهى را به همه مردم رساند و حجت را بر يكايك آنان تمام كرد .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

8- تساوى انسان ها در اهداف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 8

8 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورت روشن و آشكار ، وظيفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 3

3 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رساندن پيام روشن الهى به خلق بود ، نه تلاشِ طاقت فرسا براى هدايت آنان .

تلك ءايت الكتب المبين . لعلّك بخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 214 - 4

4 - راه نداشتن كمترين سازش در دعوت تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ; حتى نسبت به كسان و خويشاوندان آن حضرت

و أنذر عشيرتك الأقربين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ دين و انذار كافران

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

از اين كه كافران، در درخواست خود مؤمنان را مورد خطاب قرار داده اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران كوتاهى خويش در تبليغ و رساندن پيام وحى به همگان

إنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

احتمال مى رود كه اين آيه از آن جهت آمده باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نگران ايفاى رسالت خويش بوده است. خداوند براى رفع اين نگرانى، مى فرمايد: صداى تو رسا و تلاش تو كافى است; ولى آنان مرده و ناشنوايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 2،10

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام وحى و نه مسؤول هدايت ناپذيرى گمراهان

و أن أتلوا القرءان فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه

از بخش دوم آيه (فمن اهتدى. ..) استفاده مى شود كه بخش اول (و أن أتلوا القرآن...) زمينه چينى براى تعيين محدوده وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متوجه بودن مسؤوليت حق ناپذيرى به خود انسان هااست.

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تداوم بخشيدن انذارگرى خود نسبت به گمراهان و دست برنداشتن از تبليغ

و من ضلّ فقل إنّما أنا من المنذرين

تعبير «فقل إنّما. ..» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست، با تلاوت آيات در مقام هدايت توده ها است و در صورت مخالفت عده اى، وظيفه او پايان يافته نيست; بلكه او در موضع انذارگرى هم چنان بايد باقى بماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 3

3 - تلاوت آيات قرآن براى مردم و ابلاغ پيام آن به ايشان ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذى فرض عليك القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ بى درنگ آيات الهى بر مردم به محض دريافت آن

و لايصدّنّك عن ءايت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك

قيد «بعد إذ أُنزلت إليك» به معناى «بعد وقت الإنزال» است; يعنى، همين كه نزول آيات بر تو پايان يافت، بى هيچ تأخير بايد آن را به مردم ابلاغ كنى و مبادا كافران تو را از اين كار بازدارند و باعث تأخير در تلاوت آن شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 7

7 - پيامبر ، تنها ، موظّف به ابلاغِ روشن و بى ابهامِ پيام خداوند است .

و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغِ پيام خداوند به مشركان مكه

قل سيروا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 16 - 1

1 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام خداوند به مردم

قل لن ينفعكم الفرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام خداوند به مردم بود .

قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 59 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام هاى خداوند است .

يأيّها النبىّ قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 63 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار ابلاغ پيام خداوند به مردم است .

يسئلك . .. قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 1

1 - استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، به خاطر تبليغ آن حضرت از معاد

و قال الذين كفروا

تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق» قرينه است بر اين كه استفهام در اين آيه، براى استهزا و تمسخر است و حقيقى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 2

2 - تعاليم قرآن ، مبنا و پايه تبليغ و انذار پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل العزيز الرحيم . لتنذر قومًا

«لام» در «لتنذر» براى تعليل و متعلق به «تنزيل. ..» است. بر اين اساس نزول قرآن، براى اخطار به مردم از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است و اين كتاب، پايه و اساس دعوت آن حضرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 65 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ابلاغ رسالت و تكليف خود به مردم و رفع اتهام از خويش

قل إنّما أنا منذر

حصر «إنّما أنا. ..» از نوع حصر اضافى است و نسبت به افتراهاى مشركان عليه پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) سنجيده شده است. آنان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) را به ساحر، شاعر و يا مجنون بودن متهم مى كردند. خداوند نيز در پاسخ آنان فرمود: او تنها منذر و اخطارگر الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 70 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ابلاغ چگونگى آگاه شدنش از ملأ اعلى ( عالم فرشتگان ) و منشأ اطلاعات و اخبارش درباره آدم ( ع ) ، فرشتگان و . . .

ما كان لى من علم بالملأ الأعلى . .. إن يوحى إلىّ

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ابلاغ رسالت و تكليف خود به مردم و رفع اتهام از خويش

إن يوحى إلىّ إلاّ أنّما أنا نذير مبين

حصر در «إنّما أنا نذير. ..» از نوع حصر اضافى است و نسبت به افتراهاى مشركان عليه پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) سنجيده شده است. آنان، ايشان را به شاعر، ساحر، دروغگو و مجنون بودن متهم مى كردند. خداوند نيز در پاسخ آنان فرمود: او تنها يك منذر و اخطارگر الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 17

17 - مسؤوليت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، تنها رساندن و ابلاغ پيام خداوند به مردم است ; نه اجبار آنان به پذيرش آن .

إنّا أنزلنا عليك الكتب للناس . .. و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام صريح مواضع عقيدتى خويش و تسليم ناپذير بودنش ، در برابر دشمنان و عقايد باطل و شرك آلود

و أُمرت أن أُسلم لربّ العلمين

تصريح پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تسليم محض بودن خود در برابر خداوند، مى تواند پاسخى به فشارها و تهديدهاى دشمنان و مشركان عليه ايشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فقط تبليغ كننده پيام وحى بود ; نه مجازات كننده مشركان و تحقق بخشنده به انذار ها .

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ

يكى از احتمال ها در تفسير «فاعمل»، اين است كه مشركان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اعلام كردند كه او مى تواند به وعيدهاى خود جامه عمل بپوشاند; ولى خداوند در مقابل آنان اعلام مى دارد كه كار پيامبر، تبليغ رسالت است; نه مجازات مشركان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 6 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مسؤول تبليغ و ارشاد مردم است ; نه پاسخگوى عملكرد آنان .

و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 14

14 - استمرار و گسترش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آموزه هاى قرآن ، با توجه به سنت خداوند بر محو باطل ، نشان دهنده حقانيت اسلام و قرآن است .

أم يقولون افترى على اللّه . .. و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 1

1 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ رسالت الهى است ; نه ممانعت قاهرانه از كفر و حق گريزى مردم

فإن أعرضوا فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 9

9 - روشنى بيان و صراحت كامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در تبليغ آيين توحيدى

و رسول مبين

در صورتى كه «مبين» به معناى روشنگر باشد، وضوح و صراحت بيان پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، موظف به ابلاغ پيام وحى و عمل به رسالت خود و نگرانى نداشتن نسبت به عكس العمل و فرجام مخالفان

فإمّا نذهبنّ بك . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 3 - 2

2 - عصمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتار و رهنمود هاى خويش

و ما ينطق عن الهوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر كافران دين گريز ، تكليفى جز ابلاغ پيام الهى نداشت .

فإن تولّيتم فإنّما على رسولنا البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در تبليغ دين و انذار كافران

إن كنتم صدقين

از اين كه در درخواست كافران، مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده اى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 28 - 1

1 - ابلاغ كامل و قطعى پيام هاى الهى به مردم از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فلسفه گماردن نگهبانان بر آن حضرت از جانب خداوند

فإنّه يسلك من بين يديه . .. ليعلم أن قد أبلغوا رسلت ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 1

1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر صبر و شكيبايى در برابر حكم پروردگار ( تبليغ قرآن و اجراى تعاليم آن )

فاصبر لحكم ربّك

مقصود از حكم پروردگار - به قرينه آيه پيش - تبليغ قرآن و اجراى تعاليم آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 2 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سال هاى نخست رسالت ، معاد و حوادث جهان آخرت را به مردم مكه ابلاغ كرده بود .

عن النبأ العظيم

اطلاق «نبأ» بر معاد، گوياى اين حقيقت است كه حوادث آن، براى مردم گزارش شده بود و از نازل شدن اين سوره در مكه، دانسته مى شود كه خبر معاد، در نخستين سال هاى رسالت ابلاغ شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 24 - 1،3،5

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ابلاغ پيام الهى و آموختن قرآن به مردم ، بخل نمىورزيد .

و ما هو على الغيب بضنين

مراد از «الغيب»، معارف قرآن است كه فرشته وحى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى آورد و ديگران به آن، جز از طريق پيامبر(صلی الله علیه و آله) دست رسى نداشتند. كلمه «ضنين» از ريشه «ضِنَّة» (بخلورزى به چيزى ارزشمند) گرفته شده است. (مفردات راغب)

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معارف غيبى را در انحصار خود قرار نمى داد و از آموختن آن به دارندگان شرايط ، امتناع نمىورزيد .

و ما هو على الغيب بضنين

5 - بخيل نبودن و امتناع نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ابلاغ تمام آيات قرآن به مردم ، ضامن مخفى نماندن هيچ آيه اى از آن است .

و ما هو على الغيب بضنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تا زمانى موظف به ابلاغ قرآن به مخالفان است كه آنان ، راه هاى آگاهى به آن را بر خود نبسته اند .

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى و يتجنّبها الأشقى

منافع تذكر - كه در اين دو آيه بيان شده است - يكى پندپذيرى اهل خشيت و ديگرى بروز عكس العمل اهل شقاوت است. از آن جا كه واكنش شقاوتمندان، اعراض بوده و تذكر مجدد به آنان سودى ندارد، تكليف «فذكّر» نيز ساقط مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 1

1 - رسالت الهى و دعوت مردم به دين ، وظيفه اى سنگين بر دوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و وضعنا عنك وزرك

«وزر»; يعنى، سنگينى و «وزير»، به معناى كسى است كه وظايف سنگين فرمانروايش را برعهده مى گيرد (مفردات). مصداق مورد نظر از «وزر» - به قرينه شرح صدر كه در آيه قبل آمده بود - تكاليف دشوار و رسالت سنگينى بود كه در صورت فقدان امدادهاى ويژه خداوند، تحمّل آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت كننده مردم به دين و هشداردهنده آنان ، به روز جزا است .

فما يكذّبك بعد بالدين

برداشت ياد شده، بر دو پيش فرض استوار است: 1. مخاطب آيه شريفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; 2. كلمه «دين» در هر دو معناى «شريعت» و «جزا» استعمال شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اهل تقوا و توصيه كننده ديگران به آن

أو أمر بالتّقوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 3

3 - وجود معارف استوار و قوام بخش در قرآن ، نشانِ تمام بودن حجت بر كافران با ابلاغ آن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه ... فيها كتب قيّمة

166- تبليغ مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 10،13

10 - مسلمانان ، بايد به يهود و نصارا ابلاغ كنند كه به قرآن و همه پيامبران و احكام و معارف نازل شده بر آنان و به تمامى كتاب

هاى آسمانى ، ايمان دارند .

قولوا ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا و ما أنزل إلى إبرهيم . .. و ما أوتى النبيّون

برداشت فوق از كلمه «قولوا» (بگوييد) استفاده مى شود. آيه قبل گوياى اين است كه «مقول له» (كسى كه بايد به او ابلاغ شود) يهود و نصاراست.

13 - مسلمانان ، بايد به يهوديان و نصرانيان ابلاغ كنند كه هرگز تسليم خواسته هاى آنان نخواهند شد .

كونوا هوداً أو نصرى . .. قولوا ءامنا ... و نحن له مسلمون

حصر در جمله «و نحن له مسلمون» ناظر به سخن يهود و نصاراست كه از مسلمانان مى خواستند به آيين يهوديت و نصرانيت ايمان آورند و در زمره يهوديان و نصرانيان قرار بگيرند.

167- تبليغ مسلمانان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 7

7 - فعاليت مسلمانان صدراسلام پيش از هجرت ، محدود به مسائل فرهنگى و تبليغى

إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

168- تبليغ مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 1،2

1 - تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.

2 - موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

169- تبليغ مسيحيان عليه اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 6

6 - تلاش هاى تبليغى اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بر ضد احكام اسلام ، ايجاد كننده زمينه هاى شك و ترديد در اذهان مسلمانان صدر اسلام

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

بر حذر داشتن مسلمانان از شك و ترديد، با فعل «فلاتكونن» - كه مقرون به نون تأكيد است - گوياى اين معناست كه: زمينه هاى شك و ترديد در مسلمانان به وجود آمده بود. از آيات قبل مى توان فهميد كه مخالفتهاى اهل كتاب منشأ اين ترديدها بوده است.

170- تبليغ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 2

2- معرفى قرآن به صورت مجموعه اى غيرمنظم و كتابى بدون انسجام ، از تبليغات سوء مشركانِ ستم پيشه

بل قالوا أضغث أحلم

برداشت ياد شده باتوجه به معناى لغوى «أضغاث» (اشياى آشفته و دسته هاى پراكنده و بى انسجام) است.

171- تبليغ مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 10

10 - تبليغات مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم آگاهى به قدرت الهى و فلسفه نازل نشدن معجزات درخواستى

و قالوا لولا نزل عليه ءاية من ربه قل إن اللّه قادر . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

اگر مشركان اعتقاد به قدرت خدا نداشتند، جمله «قل إن اللّه قادر» ادعايى محض بود. بر اين اساس آنان قدرت خداند را بر نزول هرگونه معجزه قبول داشتند. گذشته از اينكه اقليتى از آنان به تصريح آيه به علت عدم نزول معجزات مورد درخواست خود نيز آگاه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 2

2 - برخى از مسلمانان صدر اسلام به جهت شبهه هاى ايجاد شده مشركان از خوردن ذبيحه با نام خدا خوددارى مى كردند.

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا

لحن عتاب گونه آيه چنين مى نماياند كه بر اثر تبليغات كافران و سخنان فريبنده آنان برخى از مسلمانان از خوردن ذبيحه حلال

خوددارى مى كردند.

172- تبليغ مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 21

21 - اتهام بدعتگذارى و تجاوز به احكام دين الهى به اسلام و مسلمانان در تبليغات مشركان مكه

إن ربك هو أعلم بالمعتدين

كاربرد فعل تفضيل «أعلم» و تأكيد و حصر آن با «إن» و ضمير فصل «هو» در مواردى است كه مدعيان و منكرانى در برابر وجود داشته باشند. بدين معنى كه چه بسا مشركان، مسلمانان را به سبب پايبندى به احكام اسلام به بدعتگذارى متهم مى ساختند.

173- تبليغ معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 81 - 4

4 - توحيد و معاد ، دو اصل به هم پيوسته و انفكاك ناپذير در تعليمات ابراهيم

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى يميتنى ثمّ يحيين

برداشت ياد شده از آن جا است كه حضرت ابراهيم(ع) در تعليمات خويش، ابتدا به نفى شرك و اثبات توحيد مى پرداخت; سپس به مسأله مرگ و حيات مجدد انسان اشاره مى كرد. و به اين دو مسأله بسنده مى نمود.

174- تبليغ موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 39

39- يكتاپرستان ، از هر فرصت مناسب براى ترويج دين و انديشه الهى بهره مى گيرند .

قال الذين غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

175- تبليغ موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 10

10 - ابلاغ حقايق تورات به بنى اسرائيل ، از وظايف اساسى موسى ( ع ) بود .

و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون

رابطه اعطاى كتاب به موسى (ع) و هدايت شدن بنى اسرائيل (ءاتينا موسى . .. لعلكم تهتدون) اقتضا مى كند كه: جمله اى همانند «و به او فرمان داديم تا آن كتاب را براى شما تلاوت كند و احكام و معارفش را به شما تعليم دهد» در تقدير باشد كه به خاطر روشنى و ايجاز بدان پرداخته نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 2

2 - موسى ( ع ) ابلاغ كننده فرمان خدا ( لزوم ذبح گاو ) به مردم خويش

إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 7

7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت

أخذ الألواح

بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 2

2 - هارون ، شريك و همتاى موسى ( ع ) در امر رسالت و تبليغ فرعون و قوم او

و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. أخاه هرون وزيرًا. فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 27 - 1

1 - شدت يافتن خشم فرعون نسبت به موسى ( ع ) با تأكيد موسى بر ربوبيت خداى يگانه هستى

قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين . قال إنّ رسولكم... لمجنون

متهم كردن موسى به جنون، نشان دهنده شدت خشم فرعون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 3

3 - اهتمام موسى ( ع ) به تبيين « ربّ العالمين » على رغم روبه رو شدن با استهزا و تهمت فرعون

قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 30 - 1

1 - دست بر نداشتن موسى ( ع ) از تبليغ رسالت خويش در برابر تهديد هاى فرعون

قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 7

7 - فرمان الهى به موسى ( ع ) در وادى طور ، مبنى بر رفتن نزد فرعون و ابلاغ رسالت خويش به وى و مهتران حكومتش

إلى فرعون و ملإيْه

«إلى فرعون» متعلق به عامل محذوف بوده و تقدير آن چنين است: «اذهب إلى فرعون و ملإيْه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 1

1 - بازگشتن موسى ( ع ) ، به مصر و ابلاغ رسالت الهى خويش به فرعونيان

فلمّا جاءهم موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 39 - 2

2 - موسى ( ع ) ، پيام الهى را ، با دلايل روشن ، به قارون و فرعون و هامان ابلاغ كرد .

و قرون و فرعون و همن و لقد جاءهم موسى بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 47 - 3

3 - ابلاغ رسالت از سوى موسى ( ع ) ، همراه با معجزات متعدد

فقال إنّى رسول ربّ العلمين . فلمّا جاءهم بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 50 - 2

2 - سعه صدر و پيگيرى حضرت موسى ( ع ) ، در تبليغ و هدايت مردم

ادع لنا . .. فلمّا كشفنا عنهم العذاب

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه فرعونيان حضرت موسى(ع) را ساحر مى خواندند و پيام او را به مسخره و استهزا مى گرفتند; اما آن حضرت در راستاى هدايت آنان براى نجاتشان از عذاب دعا كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 3

3- تأكيد موسى ( ع ) ، بر توحيد و ربوبيت يگانه خداوند در قبال جامعه فرعونى

و إنّى عذت بربّى و ربّكم

تكرار «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد.

176- تبليغ مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 43 - 2

2 - مؤمن آل فرعون قومش را از نقش نداشتن معبود هاى ادعايى در سعادت دنيوى و اخروى و نيز بى ثمر بودن عبادت آنها آگاه ساخت .

لاجرم أنّما تدعوننى إليه ليس له دعوة فى الدنيا و لا فى الأخرة

177- تبليغ مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 6

6 - انذار و تبليغ اهل ايمان نبايد به گونه اى باشد كه موجب طرد آنان شود.

و أنذر به . .. و لا تطرد الذين يدعون ربهم

از اينكه در آيه قبل انذار بيمناكان از قيامت مطرح بود، كه شامل مؤمنان هم مى شود، و در اين آيه از طرد مؤمنان نهى شده، برداشت فوق استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ دين و انذار كافران

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

از اين كه كافران، در درخواست خود مؤمنان را مورد خطاب قرار داده اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 41 - 6

6 - مؤمنان ، وظيفه دار فراخواندن مردم به نجات و رستگارى

و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در تبليغ دين و انذار كافران

إن كنتم صدقين

از اين كه در درخواست كافران، مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده اى داشته اند.

178- تبليغ مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 14 - 6

6 - كسانى كه خداوند را ناظر خويش مى دانند ، از تبليغات هدايت پيشگان و دعوت كنندگان به تقوا جلوگيرى نمى كنند .

أرءيت إن كان على الهدى . أو أمر بالتّقوى ... ألم يعلم بأنّ اللّه يرى

179- تبليغ ناپسند مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 1

1 - تبليغات سوء و سخنان نارواى مشركان عليه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به درجه اى بود كه باعث اندوه و رنجش خاطر مبارك آن حضرت مى شد .

و لا يحزنك قولهم

180- تبليغ نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 2،3،4،13

2 - نوح ( ع ) ، مبلغ پيام هاى الهى ، نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش

أبلغكم رسلت ربى

3 - نوح ( ع ) استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .

أبلغكم رسلت ربى

جمله «لكنى رسول . .. » و نيز آيات قبل دلالت بر اين معنا دارد كه نوح(ع) مبلغ رسالتهاى الهى است. بنابراين توصيف رسول به جمله «أبلغكم ... » هدف ديگرى را تعقيب مى كند و بيانگر نكته اى جديد است و آن اينكه وى بر ابلاغ رسالتهاى الهى اصرار خواهد ورزيد و بر آن پافشارى خواهد كرد.

4 - اعتقاد راسخ نوح ( ع ) به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى بود .

و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى

حضرت نوح(ع) براى اينكه اشاره به علت پايداريش بر ابلاغ رسالت كند، به جاى آوردن ضمير و گفتن «رسالاته»، «رسلت ربى» گفت.

13 - آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم

أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون

به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 25 - 3

3- نوح ( ع ) پس از انتخابش به رسالت ، پيامبرى خويش را به مردم اعلام كرد .

إنى لكم نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 2،7

2- دعوت به يكتاپرستى ، در رأس برنامه تبليغى حضرت نوح ( ع ) بود .

إنى لكم نذير مبين. أن لاتعبدوا إلاّ الله

7- اعلام برپايى روز قيامت و وجود عذابهايى دردناك در آن روز ، از رسالت هاى حضرت نوح ( ع )

إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم

مراد از «يوم» مى تواند روز قيامت باشد و مى تواند مقصود از آن زمان حادثه طوفان باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است. گفتنى است كه توصيف «يوم» به «أليم» به اعتبار عذاب آن روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 1،4

1- نوح ( ع ) به مردم اعلام كرد كه : در برابر ابلاغ رسالت ، كمترين مالى از آنان درخواست نخواهد كرد .

يقوم لاأسئلكم عليه مالاً

مراد از ضمير در «عليه» پيامبرى و ابلاغ رسالت است. كلمه «مالاً» نكره است و چون پس از نفى (لاأسئلكم) قرار گرفته است ، دلالت بر عموم دارد; يعنى ، هيچ مالى و كمترين پاداشى.

4- نوح ( ع ) به قوم خويش اعلام كرد كه پاداش رسالتش تنها بر عهده خداوند است .

إن أجرى إلاّ على الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 107 - 3

3 - تأكيد نوح ( ع ) بر امانت دارى خويش در تبليغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه واژه «أمين» از ريشه «أمانة» مشتق شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 116 - 1

1 - تهديد جدى نوح ( ع ) از سوى اشراف و رفاه طلبان قومش ، مبنى بر سنگسار شدن در صورت دست برنداشتن از تبليغ

قالوا لئن لم تنته ينوح لتكوننّ من المرجومين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 2 - 4

4 - اخطار و روشنگرى ، قلمرو رسالت نوح ( ع )

إنّى لكم نذير مبين

181- تبليغ و ترس مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 5

5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .

إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

182- تبليغ وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 2

2- رساندن پيام وحى به گوش مردم ، از وظايف رهبران الهى است .

واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 193 - 3

3 - امانت ، داراى نقش محورى در ابلاغ و رساندن پيام وحى

نزل به الروح الأمين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مهم ترين صفتى كه خداوند براى حامل وحى بيان داشته، امانت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 16

16- رسالت اصلى رهبران الهى ، ابلاغ پيام وحى و اتمام حجت بر خلق

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم ... بلغ

«بلاغ» سخنى در توجيه و تعليل «فاصبر» و «لاتستعجل» است; يعنى، تو مأمور بلاغى و نگران فرجام كافران مباش.

183- تبليغ هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 111 - 3

3 - هارون ، برادر موسى ( ع ) ، همراه و همگام وى در تبليغ رسالت و ارشاد و هدايت فرعونيان

أرجه و أخاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 10

10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )

و لقد قال لهم هرون من قبل

184- تبليغ هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 13

13 - هود برحذردارنده قوم خويش از گرفتار شدن به عذاب هاى الهى به سبب پرستش نكردن خداى يكتا و پرهيز نكردن از گرايش هاى شرك آلود

أفلاتتقون

«اتقاء» مصدر «تتقون» به معناى گرفتن حفاظ براى دورى از مكروه و مانع شدن از رسيدن مكروه است. در اينجا به مناسبت مورد و تأييد آيات بعد (همانند آيه 70)، مراد از مكروه، عذابهاى الهى است، يعنى: أفلا تتقون عذاب اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 1،2،4

1 - هود ( ع ) در پاسخ قوم عاد ، خويشتن را مبلّغ پيام هاى خداوند ، خيرخواه مردم و فردى امين و سزاوار اطمينان خواند .

أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين

2 - هود ، مبلّغ پيام هاى الهى ، و نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش

أبلغكم رسلت ربى

4 - هود ، استوارى خويش را در تبليغ رسالت هاى الهى به مردم گوشزد كرد .

أبلغكم رسلت ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 1،2،3

1- هود ( ع ) ، موظف به ابلاغ پيامهايى از ناحيه خداوند به قوم عاد

فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم

2- هود ( ع ) ، پيام هاى الهى را به مردم رسانيد و وظيفه رسالت را به خوبى انجام داد .

فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم

3- هود ( ع ) ، پس از ابلاغ پيام هاى الهى و اتمام حجت بر مردم ، خويشتن را مسؤول اعراض آنان نمى دانست .

فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم

روشن است كه جمله «فقد أبلغتكم . ..» نمى تواند جواب شرط «فإن تولّوا ...» باشد; زيرا هود(ع) رسالت خويش را ابلاغ كرده بود - چه مردم اعراض كنند و چه ايمان آورند - بلكه آن جمله سببِ جواب و جانشين آن مى باشد; يعنى، اگر اعراض كنيد، من مسؤوليتى ندارم و مؤاخذه اى بر من نيست; زيرا آنچه را كه به خاطر آن به سوى شما فرستاده شده بودم، به شما ابلاغ كردم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 125 - 3

3 - تأكيد هود ( ع ) بر امانت دارى خويش در ابلاغ پيام الهى

إنّى لكم رسول أمين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «أمين» از ريشه «أمانة» - مقابل خيانت - مشتق شده باشد.

185- تبليغ يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 1

1- يعقوب ( ع ) در آستانه سفر فرزندانش به مصر ، آنان را با معارفى الهى آشنا ساخت و حقايقى از توحيد را به آنان تذكر و تعليم داد .

قال يبنىّ لاتدخلوا . .. و عليه فليتوكل المتوكلون

186- تبليغ يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 2،15

2- يوسف ( ع ) اقبال هم بندانش را به او غنيمت شمرد و به ارشاد و هدايت آنان پرداخت .

إنا نريك من المحسنين . .. ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله

15- يوسف ( ع ) ، با بيان نقش ايمان به خدا و آخرت در دستيابى او به دانش هاى ويژه ، درصدد گرايش دادن هم بندان خويش به آيين الهى بود .

مما علمنى ربى إنى تركت ملّة قوم . .. هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 1

1- يوسف ( ع ) با اظهار مهربانى و ملاطفت به هم بندان خويش ، به ارشاد آنان پرداخت .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 1

1- يوسف ( ع ) ، پس از ارشاد هم بندان خويش به توحيد و يكتاپرستى ، به تعبير رؤيا هاى آنان پرداخت .

يصحبى السجن أما أحدكما فيسقى ربه خمرًا

187- تبليغ يوشع بن نون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 24

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

188- تبليغ يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 9

9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 1،2

1 - تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.

2 - موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى

يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم

189- تبليغ يهود عليه اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 6

6 - تلاش هاى تبليغى اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بر ضد احكام اسلام ، ايجاد كننده زمينه هاى شك و ترديد در اذهان مسلمانان صدر اسلام

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

بر حذر داشتن مسلمانان از شك و ترديد، با فعل «فلاتكونن» - كه مقرون به نون تأكيد است - گوياى اين معناست كه: زمينه هاى شك و ترديد در مسلمانان به وجود آمده بود. از آيات قبل مى توان فهميد كه مخالفتهاى اهل كتاب منشأ اين ترديدها بوده است.

190- تبيين حق در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 6

6 - ارائه راه حق و تفسير حقيقت ، در برابر سخنان باطل و شبهه انگيز ، شيوه پسنديده در تبليغ و ارائه تعاليم دين

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

191- تحريك عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 5

5- شعيب ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا الله

خطاب «يا قوم» (اى مردم من) تحريك كننده عواطف مخاطبان است.

192- تحمل سختيهاى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 3 - 5

5 - هدايت و تبليغ دين و تحمّل سختى ها و ناگوارى هاى برخاسته از آن ، داراى پاداشى بزرگ ، روز افزون و بى منت

و إنّ لك لأجرًا غير ممنون

برداشت ياد شده، به سبب اين نكته ترديدناپذير است كه اجر بزرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به جهت رسالت او و تحمل سختى هاى آن (از جمله تحمل تهمت هاى ناروا همچون تهمت جنون و. ..) مى باشد.

193- ترس در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 4

4 - ايجاد بيم و اميد، از روشهاى اساسى در تبليغ

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 19

19- لزوم رعايت اعتدال در تهديد و ايجاد موازنه بين خوف و رجا ، در كار تبليغ و هدايت خلق

قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور الرحيم

خداوند، همپاى تهديد منكران رسالت، غفران گسترده خويش را نيز به رخ آنان مى كشد و اين خود گوياى حقيقت ياد شده است.

194- ترك سستى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 6

6 - لزوم برخوردى استوار و به دور از هرگونه ضعف و سستى ، در مقام تبليغ معارف دينى

فاستمسك بالذى أُوحى إليك

195- تسهيل مشكلات تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 26 - 5

5 - دعا در آسان شدن مشكلات تبليغ دين ، داراى نقش اساسى است .

و يسّر لى أمرى

196- تناسب تبليغ با مخاطبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 4

4- لزوم به كارگيرى روش هاى مختلف تبليغى ، متناسب با مخاطب ها در دعوت به دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

ذكر «حكمت»، «موعظه» و «جدال به احسن» به عنوان سرّ ابزار دعوت به راه خدا مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

197- تنوع بيان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 10

10 - مبلغان دين وظيفه دار تأمل و تحقيق در شيوه هاى بيان حقايق در قرآن و به كارگيرى آن در تبليغ هستند.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 6

6 - تنوع بيان و ارائه صورت هاى گوناگون آن ، از روش هاى قرآن در تبليغ و تربيت

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

198- تنوع در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 17

17 - اتخاذ روش ها و قالب هاى گوناگون در تبليغ دين ، امرى شايسته و نيكوست .

إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون . .. إذ قال لبنيه ما تعبدون

آيه قبل و آيه مورد بحث، هر دو گوياى دعوت و سفارش به توحيد است; ولى هر كدام به مقتضاى حال داراى بيان و قالبى خاص و متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 7

7- لزوم بهره گيرى هدايت گران از شيوه هاى مختلف تبليغى ، در ارشاد گمراهان

و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون

تعبير «صرّفنا»، اشاره به تنوع و گوناگونى دارد و فعل الهى، بيانگر ارزش ها و بايدها است.

199- توكل در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 6

6- مبلغان دين ، بايد با توكل بر خدا و وانهادن امور خويش به خداوند ، از مخالفان دين نهراسند و وظيفه خويش را قاطعانه به انجام رسانند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

200- تهييج عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 5

5 - شعيب با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا اللّه

شعيب با نسبت دادن مردم مدين به خويشتن با گفتن «يقومِ» (اى قوم من) در صدد تحريك عواطف آنان بوده تا به اين وسيله به آنان تفهيم كند كه رسالتش در جهت منافع ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 9

9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )

يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 198 - 4

4 - لزوم توجه به احساسات ملى جوامع ، در تبليغ و هدايت

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين

به كارگيرى واژه «لو» - كه براى امتناع است - نشان مى دهد كه اگر خداوند قرآن را بر شخصيتى غير عرب زبان نازل مى كرد، بى ترديد مردم عرب از ايمان آوردن به غير آن سر باز مى زدند و اين نبود مگر به خاطر احساسات قومى وملى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 6

6 - حضرت شعيب ( ع ) در ابلاغ پيام هاى خود به مردم مدين ، از احساسات و تعلّقات خويشاوندى بهره مى گرفت .

يقوم اعبدوا اللّه

خطاب به قوم و نسبت دادن آنها به خود، مى تواند به منظور امر ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 3

3 - لازم است كه تبليغ معارف دين ، به محبّت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب آميخته گردد .

يبنىّ إنّها إن تك

201- حقيقت تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 6 - 6

6 - روح تبليغ دين ، تبيين حق براى مردم است ; نه اكراه ايشان به ايمان .

و ما أنت عليهم بوكيل

202- حكمت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 6،8،15

6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.

8- حكمت ( دلايل عقلى و علمى ) ، اساسى ترين و ارزشمندترين وسيله تبليغ دين *

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

برداشت فوق، بدان احتمال است كه تقدم «حكمة» بر «موعظة» و «جدل»، معلول اهميت و ارزش برتر آن باشد. به علاوه مطلق

آمدن «حكمت» و مقيد شدن «موعظه» به «حسنة» و «جدل» به «أحسن»، مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.

15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .

اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى

203- درخواست مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 5

5 - اجرت خواهى و مزد طلبى در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، داراى تأثير منفى بوده و بهانه دادن به دست بهانه جويان است .

أم تسئلهم خرجًا

204- درخواست مزد در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 46 - 2

2 - درخواست مزد و پاداش در قبال هدايت و تبليغ دين ، از موانع تأثيرگذارى و موفقيت آن

أم تسئلهم أجرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان علّت هاى نپذيرفتن اسلام از سوى كافران است.

205- دفع تبليغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 5

5 - خنثى ساختن تبليغات مكّارانه كافران در برابر قرآن ، وعده تسلاّبخش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أكيد كيدًا

روى سخن در اين آيه - به قرينه آيه بعد (فمهّل. ..) - با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور اطمينان بخشيدن به آن حضرت است كه در درخواست عقوبت سريع براى كافران شتاب نورزد; زيرا خداوند پاسخ مناسب توطئه آنان را خواهد داد.

206- دلايل اهميت تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 8 - 6

6 - سرآمدبودن داورى هاى خداوند و حكيمانه بودن آن ، دليل ضرورى بودن ارشاد هاى دينى است .

فما يكذّبك بعد بالدين . أليس اللّه بأحكم الحكمين

207- دلسوزى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 6

6 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ احكام و معارف الهى باشند .

إنى أخاف عليكم . .. قال يقوم ليس بى ضللة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 5

5 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ معارف الهى باشند .

قال يقوم ليس بى سفاهة

208- رفع شبهه در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 6

6 - ارائه راه حق و تفسير حقيقت ، در برابر سخنان باطل و شبهه انگيز ، شيوه پسنديده در تبليغ و ارائه تعاليم دين

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

209- روحيه مردم در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 8

8 - توجه به شرايط روحى مردم و آمادگى آنان ، از ضرورت هاى كار تبليغ است .

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

210- روش تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 14

14 - تبيين اهداف قوانين و احكام الهى ، روشى نيكو در تبليغ دين

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه لعلكم تتقون

خداوند، پس از فرمان به فراگيرى تورات و عمل كردن به محتواى آن، هدف از آن فرمان را - كه رسيدن به تقواست - بيان كرد و

اين درسى است براى همه مبلغان دين كه هدف از قوانين و احكام الهى را تشريح كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 17

17 - اتخاذ روش ها و قالب هاى گوناگون در تبليغ دين ، امرى شايسته و نيكوست .

إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون . .. إذ قال لبنيه ما تعبدون

آيه قبل و آيه مورد بحث، هر دو گوياى دعوت و سفارش به توحيد است; ولى هر كدام به مقتضاى حال داراى بيان و قالبى خاص و متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 12

12 - بشارت و انذار ، از روش هاى كاربردى پيامبران براى تبليغ و هدايت انسانها

فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 23

23 - اشاره به فلسفه و حكمت احكام ، از روش هاى خداوند در تبيين احكام *

كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون

«كذلك»، مى تواند اشاره باشد به حكمت و فلسفه تحريم شراب و قمار (زيان فراوان در آنها). يعنى همه آيات و احكام الهى، داراى حكمتى است كه بيان شده است; همان گونه كه در شراب و قمار تبيين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 7

7 - تمثيل ، از روش هاى قرآن براى بيان حقايق ، ارزش ها و پاداشها

مثل الّذين ينفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 7

7 - به كارگيرى تمثيل از سوى خداوند براى بيان حقايق

و مثل الّذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 2

2 - به كارگيرى تمثيل براى بيان حقايق ، از سوى خداوند

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 4

4 - به كارگيرى تمثيل در قرآن ، روشى براى بيان حقايق و احكام دين

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 278 - 15

15 - زمينه سازى فكرى با بيان مصالح و مفاسد از روش هاى تبليغى و تربيتى قرآن

الّذين ياكلون الرّبوا لا يقومون الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ .

خداوند با بيان اينكه ربا جامعه را آشفته و فاسد مى سازد (يتخبّطه الشّيطان) و اقتصاد مبتنى بر ربا رو به اضمحلال مى رود (يمحق اللّه الرّبوا) و ايمان را از مؤمنان مى زدايد (ان كنتم مؤمنين)، فرمانِ ترك ربا را ابلاغ مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 6

6 - يادآورى علل عدم موفقيت در صحنه هاى اجتماعى ، از شيوه هاى قرآن براى ارشاد مؤمنان به روش حضور پيروزمندانه در آن صحنه ها

اذ تصعدون و لا تلون على احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 27

27 - وعده و تضمين پاداش ، از روش هاى قرآن براى تشويق به ايمان و تقوا

و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 25

25 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن در برابر اهل كتاب ( يهود )

قل قد جاءكم رسل من قبلى . .. فلم قتلتموهم ان كنتم صادقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 185 - 16

16 - توجّه دادن به مرگ و كيفر و پاداش اعمال در قيامت و فريبنده بودن دنيا از روش هاى قرآن براى هدايت انسانها

كلّ نفس ذائقة الموت . .. و ما الحيوة الدّنيا الّا متاع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 23

23 - وعده و تضمين اجر و پاداش ، از روش هاى قرآن براى دعوت مردم به اسلام و ايمان به قرآن

اولئك لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 9

9 - لزوم قرين ساختن خوف و رجا در ابلاغ مغفرت الهى به مردم

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

چون خداوند در عين اميدوار ساختن مردم به آمرزش، آن را مشروط به مشيت كرده تا حالت خوف به طور كلّى زايل نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 58 - 14

14 - موعظه ، روشى مفيد براى دعوت مردم به نيكيها

انّ اللّه نعمّا يعظكم به

چون خداوند بهترين پاداشها را براى تربيت برمى گزيند، معلوم مى شود موعظه از روشهاى بسيار مفيد براى تربيت مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 7

7 - بهره گيرى قرآن از عواطف انسانى براى بسيج نيروها

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 17

17 - شناساندن ارزش هاى برتر ، از روش هاى قرآن براى طرد ارزش هاى كم ارزش

تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 1

1 - بشارت دهى و انذار از روش هاى پيامبران براى تبليغ رسالت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 19 - 11

11 - بشارت ( مژده به مطيعان ) و انذار ( ترساندن گناهكاران ) ، روح رسالت پيامبران الهى ( ع ) و شيوه تبليغ آنان

فقد جاءكم بشير و نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 13

13 - ضرورت بى اعتنايى مبلغان دين به خواسته هاى انحرافى مردمان به هنگام اجراى فرمان هاى الهى و تبليغ احكام دين

بلغ . .. و اللّه يعصمك من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 8،13

8 - طرح و بيان حقايق به شكل پرسش و پاسخ، از روشهاى قرآن در تبليغ و هدايت

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه شهيد

13 - اهميت جايگاه انذار در تبليغ

و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ

چون انذار هدفى اساسى نزول قرآن ذكر گرديده، جايگاه ويژه آن در اهداف تبليغى دين روشن مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 10

10 - استفاده از راه تجربه دينى براى اثبات خداى يگانه، از روشهاى تبليغ توحيد و خداپرستى

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون

شيوه اى كه در اين آيه و آيات مانند آن براى توجه دادن به خداى يگانه به كار رفته، امروزه به نام «تجربه دينى» خوانده مى شود. خداوند از اين شيوه استفاده كرده و از مواردى كه انسان متوجه خداى يگانه مى شود، ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 4

4 - ايجاد بيم و اميد، از روشهاى اساسى در تبليغ

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 6

6 - انذار و تبليغ اهل ايمان نبايد به گونه اى باشد كه موجب طرد آنان شود.

و أنذر به . .. و لا تطرد الذين يدعون ربهم

از اينكه در آيه قبل انذار بيمناكان از قيامت مطرح بود، كه شامل مؤمنان هم مى شود، و در اين آيه از طرد مؤمنان نهى شده، برداشت فوق استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 15،21

15 - كسانى را كه داراى زمينه مساعدى براى گرايش به ايمان هستند، بايد به رحمت و امنيت خداوندى اميدوار كرد.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

گزينش جمله توصيفى «الذين يؤمنون» به جاى «المؤمنون» و يا «ءامنوا»، با توجه به معناى فعل مضارع، اشاره به مطلب فوق

مى تواند باشد.

21 - لزوم اميدوار ساختن گنهكاران به آمرزش و رحمت خداوند و جذب آنان به محيط صلاح

فقل . .. من عمل منكم سوءاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 4

4 - توجه دادن مردم به امدادهاى خداوند در دشواريها و تنگناهاى هولناك زندگى، روشى در تبليغ و دعوت به توحيد

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

«قل» فرمانى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى بيان مضمون آيه از اين دستور چنين بر مى آيد كه اين سبك احتجاج بايد به عنوان محورى در تبليغ مورد توجه قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 2،3

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار بيان برخى از معارف به صورت طرح پرسش و ارائه پاسخ است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

3 - طرح پرسش و ارائه پاسخ، روشى در تبيين و تبليغ معارف دين است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 10

10 - مبلغان دين وظيفه دار تأمل و تحقيق در شيوه هاى بيان حقايق در قرآن و به كارگيرى آن در تبليغ هستند.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 14

14 - يادآورى آثار زيانبار اعمال انسانها، روشى مؤثر در تربيت و تبليغ است.

و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت

جمله «أن تبسل» مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد، در اين صورت چنين معنى مى شود: «ذكر لأن لاتبسل نفس بما كسبت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 6،7،8

6 - بهره گيرى قرآن از حس منفعت خواهى انسان و گريز از ضرر براى تبليغ توحيد و معارف الهى

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

7 - برانگيختن داورى وجدان از طريق طرح پرسش، از روشهاى تبليغى قرآن

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا

8 - استفاده مثبت و سازنده از غريزه جلب منفعت، روشى در تبليغ دين

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا و لا يضرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 5

5 - اظهار همراهى با عقيده اى باطل و سپس پرداختن به ابطال آن، روشى در تبليغ و تربيت است.

رءا كوكبا قال هذا ربى

با توجه به مجموعه آيات همين سوره، روشن است كه ابراهيم(ع) براى احتجاج و ابطال پندارهاى قوم خويش به اظهار ستاره پرستى و . .. پرداخت. از همين جا برمى آيد كه چنين كارى مجاز بود و شيوه اى در تبليغ مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 12

12 - مماشات با خصم در بحث و جدل، روشى براى تبليغ معارف و عقايد

فأى الفريقين أحق بالأمن

لازمه اينكه موحدان «احق» به امام باشند، آن است كه براى مشركان نيز حقى محسوب گردد. ولى با توجه به اينكه مشركان هيچ لياقتى براى امان ندارند، براى مماشات با خصم و در مقام جدل و تبليغ حقى فرض شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 3

3 - يادآورى قيامت، از روشهاى قرآن براى انذار و تبليغ است.

كذلك يجعل الله الرجس على الذين لا يؤمنون . .. و يوم يحشرهم جميعا

«يوم»، ظرف و متعلق به فعلى محذوف مانند «اذكر» است. يعنى آن روز را به مردم يادآورى كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 7

7 - بهره بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 14

14 - لزوم به كارگيرى بشارت و انذار در تبليغ و دعوت مردم به دين

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 2

2 - پرهيز از دلتنگى و ملالت در تبليغ قرآن، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فلا يكن فى صدرك حرج منه

مى توان گفت جمله «فلا يكن . ..»، كه تفريع بر «أنزل إليك» است، به قرينه «لتنذر» از آن دلتنگى اى نهى مى كند كه ناشى

از انذار و متذكر كردن مردم باشد. يعنى اى پيامبر چون قرآن كتاب آسمانى است، مبادا مشكلات انذار مردم با تبليغ قرآن، مايه دلتنگى و ملالت خاطر براى تو شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 14

14 - به كارگيرى تمثيل و تشبيه در تفهيم معارف دين ، شيوه اى از شيوه هاى گوناگون بيان آيات الهى در قرآن

و البلد الطيب . .. كذلك نصرف الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 5

5 - هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 19

19 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى ، از روش هاى تبليغى - هدايتى هود ( ع )

فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 5

5 - صالح ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 5

5 - شعيب با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا اللّه

شعيب با نسبت دادن مردم مدين به خويشتن با گفتن «يقومِ» (اى قوم من) در صدد تحريك عواطف آنان بوده تا به اين وسيله به آنان تفهيم كند كه رسالتش در جهت منافع ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 16

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 10

10 - لزوم ايجاد اميد به مغفرت و رحمت الهى در دل گمراهان براى گرايش دادن آنان به دين و ديندارى

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 4

4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 2

2 - برخورد عاطفى با مردم در دعوت به حق و تبليغ ، امرى پسنديده است .

و قال موسى يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 25 - 5

5- نوح ( ع ) وظيفه دار رساندن پيام هاى الهى به مردم ، با بيانى روشن و صريح

إنى لكم نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 6

6- مبلغان دين ، بايد با توكل بر خدا و وانهادن امور خويش به خداوند ، از مخالفان دين نهراسند و وظيفه خويش را قاطعانه به انجام رسانند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 11

11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 13

13- مبلغان دين در نشر توحيد و احكام الهى ، نبايد از حد و مرز تعيين شده خارج شوند .

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا

در برداشت فوق، جمله «لاتطغوا» در ارتباط با «فاستقم» معنا شده است و متعلق«لاتطغوا» استقامت گرفته شده است; يعنى ، در پايدارى طغيان نكنيد و اين كار را بر اساس برنامه الهى انجام دهيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 12

12- تنها با اتكا بر خدا و يارى طلبيدن از او ، مى توان بر دين دارى پايدارى كرد و اهداف دين را پيش برد .

فاستقم كما أُمرت . .. و ما لكم من دون الله من أولياء

برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط «فاستقم . ..» با «ما لكم من دون الله من أولياء» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 16

16- لزوم بهره گيرى مبلغان دينى از هرفرصت و زمينه مناسب ، براى ارشاد و تبليغ دين

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. و هم بالأخرة هم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 5

5- مبلغان دينى ، بايد از سر مهربانى و با ملاطفت ، مردمان را به دين فراخوانند .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 17

17- ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 7،8

7- همه انبيا وظيفه داشتند كه معارف الهى را در سطح فرهنگ مردم خويش ، تبيين كنند .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

مراد از «لسان قوم» لسان فرهنگى مردم است، بخصوص با توجه به اينكه سطح فرهنگى مردم، متفاوت است و انبيا طبعاً بايد همه مردم را در تبليغ مدّ نظر قرار مى دادند.

8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات

مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 47 - 10،11

10- تهديد كردن بدكاران ، پس از استدلال منطقى ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم فسئلوا أهل الذكر . .. و أنزلنا إليك ا

11- ايجاد حالت خوف و رجا در انسان ها ، از روش هاى تبليغى قرآن كريم

أو يأخذهم على تخوّف فإن ربّكم لرءوف رحيم

آوردن عبارت «فإن ربّكم لرءوف رحيم» - كه دلالت بر مهر و رحمت خداوند مى كند - پس از تهديد بدكاران، مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 4،5،6،10

4- لزوم به كارگيرى روش هاى مختلف تبليغى ، متناسب با مخاطب ها در دعوت به دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

ذكر «حكمت»، «موعظه» و «جدال به احسن» به عنوان سرّ ابزار دعوت به راه خدا مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

5- جمود بر روش واحد تبليغى ، فاقد كارآيى لازم در هدايت همگان

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

فرمان الهى به استفاده از روشهاى گوناگون (برهان، موعظه و جدال احسن) نشانگر عدم كفايت يك روش است.

6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.

10- لزوم توجه به جنبه هاى عقلى ، برهانى ، عاطفى و احساسى انسان در امر تبليغ دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به معناى لغوى «حكمت» و «موعظة» است: حكمت; يعنى، دستيابى به حق در پرتو علم و عقل و موعظة; يعنى، تذكر به خير آن گونه كه باعث رقّت قلب شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 4

4- صبر و مقاومت در برابر اذيت و آزار دشمنان دين ، مؤثرترين روش برخورد با آنان و بهترين راه تبليغ اسلام است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 10

10- تبيين پيامد هاى سوء اعمال ناپسند ، و جدايى نهى از آنها از روش هاى هدايتى - تبليغى قرآن

و لاتقربوا الزنى إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 39

39- يكتاپرستان ، از هر فرصت مناسب براى ترويج دين و انديشه الهى بهره مى گيرند .

قال الذين غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 30 - 10

10- به كارگيرى اِنذار و تبشير در كنار هم براى دعوت به دين و تبليغ آن ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

إنّا أعتدنا للظلمين نارًا . .. إنّا لانضيع أجر من أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 54 - 2

2- آوردن مثال و نمونه ، از شيوه هاى بيانى قرآن و از روش هاى مناسب در تبليغ و بيان حقايق است .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان للناس من كلّ مثل

براى «مَثَل» معانى متعددى از جمله: «شبيه و نظير» و «حديث (كلام تازه)» و «ضرب المثل» و «صفت» ذكر شده است. در آيه مورد بحث، به مناسبت «و اضرب لهم مثلاً رجلين» - در آيات قبل - ظاهراً، مقصود، ذكرِ شبيه و نظير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 103 - 6

6- طرح كردن پرسش هاى برانگيزاننده و ايجاد زمينه براى ارائه معارف ، از روش هاى مورد استفاده در قرآن است .

قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 5

5- مژده و بشارت در كنار هشدار و تهديد ، روش به كار گرفته شده در قرآن براى تبليغ و هدايت است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كانت لهم جنّت الفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 2

2- يادآورى و تجليل از پيامبران و اسوه هاى اخلاق و معنويت ، از روش هاى هدايتى و تبليغى مورد استفاده در قرآن

واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 9،10

9- وادار ساختن مردم به تحقيق و تفكر با طرح پرسش ، در باره عقيده ها و عملكرد هاى شان ، روشى نيكو در تربيت و تبليغ

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

10- لزوم به كارگيرى ملاطفت و رعايت ادب همراه با استدلال هاى منطقى در گفتوگو هاى عقيدتى و دعوت به توحيد

يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

حضرت ابراهيم(ع) آزر را با تعبير (اى پدر من) مورد خطاب قرار داد كه در آن ملاطفت و مهرورزى وجود دارد. جملات بعدى نيز كه در مقام استدلال بيان گرديده، همگى داراى مقدمات روشن و نتايج منطقى است. از روش برخورد ابراهيم(ع) مى توان نتيجه گرفت كه در برخوردهاى عقيدتى، اين دو ركن بايد ملاحظه گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 9

9- لزوم برخورد محبت آميز و مؤدبانه در مقام ارشاد و تبليغ

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 12،13

12- لزوم به كارگيرى بيان و شيوه قابل فهم براى مردم در تبليغ و هدايت

فإنّما يسّرنه بلسانك لتبشّر به المتّقين و تنذر

13- نقش كارساز بشارت و انذار در تبليغ

لتبشّر . .. و تنذر به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 9 - 3

3 - برانگيختن مخاطب ، به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل اتيك حديث موسى

استفهام «هل أتاك. ..» مجازى و براى تشويق به استماع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 3

3 - راهنمايى و ارشاد طغيان گران و تبليغ پيام الهى ، نيازمند شرح صدر وتحمل فراوان است .

اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 4

4 - مبلغان دين بايد به گونه اى سخن بگويند كه مردم ، سخن آنان را فهميده ودرك كنند .

يفقهوا قولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 4

4 - حركت به سوى مردم و رفتن در بين آنها ، برنامه اى ضرورى در تبليغ و رسالت است .

اذهب إلى . .. اذهب أنت و أخوك

در مجموعه چند آيه مورد بحث سه بار فعل «اذهب» تكرار شده است. از اين فرمان و تأكيد خداوند بر آن، به دست مى آيد كه در تبليغ دين، نشستن و منتظر شدن براى گردآمدن مردم كافى نيست; بلكه بايد به ميان آنان رفت و پرچم دعوت الهى را به حركت درآورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 7،9،10

7 - لزوم نرمش در گفتار و در پيش گرفتن روش هاى ملاطفت آميز در تبليغ دين ، حتى در مورد سركش ترين مردم

فقولا له قولاً ليّنًا

9 - لزوم مرحله بندى در كار تبليغ و توجه به شرايط و زمينه ها در انتخاب شيوه هدايت مردم

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

10 - هماهنگى مبلغان دينى در شيوه برخورد با مفاسد جامعه ، كارسازتر و به موفقيت نزديك تر است .

اذهبا . .. فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر

موسى و هارون(ع)، هر دو به يك شيوه برخورد با فرعون مأمور شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 6

6 - تنوع بيان و ارائه صورت هاى گوناگون آن ، از روش هاى قرآن در تبليغ و تربيت

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 45 - 5،6

5- لزوم اتّكا به وحى الهى در انذار مردم و تبليغ دين

قل إنّما أُنذركم بالوحى

6- اهميت و نقش والاى انذار در پيشبرد اهداف دين

إنّما أُنذركم بالوحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 7

7- بهره جستن از هنر نمايش در تبليغ دين ، راهى شايسته و موفق

فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هذا فسلوهم ...فقالوا إنّكم

از اين كه حضرت ابراهيم(ع) در تبليغ توحيد، از هنر تجسمى و صحنه نمايش بهره گرفت و به هدف خود دست يافت، مى توان

برداشت ياد شده را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 5

5- آگاه كردن مردم به سودمندىِ دين دارى و يا زيان بى دينى ، روشى پسنديده و مفيد در تبليغ دين و هدايت انسان ها

قال أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 9

9- لزوم نگرشى يكسان و پرهيز از تبعيض و تفاوت در دعوت مردم به دين

فقل ءاذنتكم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 6

6 - لزوم استفاده از روش هاى روشن و بى ابهام در تبليغ و هدايت توده ها

إنّما أنا لكم نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 28 - 8

8 - تبيين فلسفه احكام ، شيوه اى پسنديده در بيان تعاليم دين و تسهيل عمل به آنها است .

و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم

جمله «هو أزكى لكم» - كه به منزله تعليل براى احكام ياد شده و در مقام تشويق براى عمل به آنها است - حاكى از شيوه قرآن در تبيين تعاليم دين و نيز تسهيل عمل به احكام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 30 - 13

13 - تبيين فلسفه احكام ، شيوه اى پسنديده در بيان تعاليم دين و تسهيل عمل به آنها

قل للمؤمنين يغضّوا . .. ذلك أزكى لهم

جمله «ذلك أزكى لهم» - كه به منزله تعليل براى احكام ياد شده و در مقام تشويق براى عمل به آنها است - حاكى از شيوه قرآن در تبيين تعاليم اسلام و نيز تسهيل عمل به احكام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 5

5 - بهره گيرى از حوادث و نمونه هاى تاريخى به منظور قابل فهم كردن حقايق ، روشى در تبليغ و هدايت

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم

ترديدى نيست كه ياد كردن حوادث و نمونه هاى تاريخى در قرآن، براى درك بهتر حقايقى است كه خداوند در صدد بيان آنهاست. بنابراين مى توان از اين ياد كرد، روش تبليغ و هدايت مردم به حقايق را آموخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 8

8 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورت روشن و آشكار ، وظيفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 3 - 7

7 - زير سؤال بردن انديشه ها و باور هاى باطل و بيان ضعف ها و نقص هاى آنها ، روش هدايتى و تبليغى قرآن

و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لايملكون موتًا و لاحيو

جمله «و اتّخذوا من دونه آلهة. ..» هرچند به صورت خبريه است، ولى مقصود از آن اخبار نيست; زيرا همگان به مضمون آن آگاه بودند; بلكه مقصود زير سؤال بردن عقايد مشركان و بيان ضعف هاى فكرى آنان و اظهار شگفتى از چنين باورهايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 6

6 - ارائه راه حق و تفسير حقيقت ، در برابر سخنان باطل و شبهه انگيز ، شيوه پسنديده در تبليغ و ارائه تعاليم دين

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 109 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ و رسالت الهى

فاتّقوا اللّه و أطيعون . و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت نوح(ع) به مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 127 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت هود(ع) به مطلب فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 145 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت صالح(ع) به مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 164 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت لوط(ع) به مطلب مزبور استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 180 - 6

6 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در تبليغ دين و رسالت الهى

و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين

برداشت ياد شده از تصريح حضرت شعيب(ع) به مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 6

6 - لزوم به كارگيرى صراحت ، روشنى و گويايى سخن ، در تبليغ و هدايت خلق

نزل . .. بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 198 - 3،4

3 - سخن گفتن به زبان ملى هر جامعه اى ، بهترين و مؤثرترين روش تبليغ و هدايت آن جامعه

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين

4 - لزوم توجه به احساسات ملى جوامع ، در تبليغ و هدايت

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين

به كارگيرى واژه «لو» - كه براى امتناع است - نشان مى دهد كه اگر خداوند قرآن را بر شخصيتى غير عرب زبان نازل مى كرد، بى ترديد مردم عرب از ايمان آوردن به غير آن سر باز مى زدند و اين نبود مگر به خاطر احساسات قومى وملى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 6

6 - گزينش شهر هاى بزرگ و مركزى براى تبليغ دين و ارشاد مردمان ، روشى پسنديده و كارآمد

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه انتخاب شهرهاى بزرگ و مركزى براى رسالت پيامبران از سوى خداوند، مى تواند به جهت كارآمدتر بودن اين روش باشد; به ويژه اين كه اين مسأله درباره تمامى پيامبران مطرح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 14

14 - در تبليغ ، تنها ، به نفى باطل نبايد پرداخت ، بلكه بايد راه درست را نيز معرفى كرد .

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 15

15 - تكيه بر براهين آشكار و قابل فهم و پرهيز از گفتار ابهام آميز ، شيوه اى پسنديده در تبليغ معارف دين است .

و جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 9

9 - استفاده از كاركرد عوامل طبيعى در طبيعت براى اثبات وجود خداوند ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم است .

و من ءايته يريكم البرق خوفًا و طمعًا و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 25 - 11

11 - استفاده از امور حسى و قابل درك ، جهت اثبات امور غير حسى - كه درك اش سخت است - از شيوه هاى تبليغى قرآن است .

و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها . .. و من ءايته أن تقوم السماء .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 27 - 6

6 - استفاده از امور عينى و محسوس ، براى تبيين امور غيبى ، از روش هاى تبليغى قرآن كريم است .

و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و هو أهون عليه

استدلال به آفرينش نخست موجودات و شاهد گرفتن آن براى اثبات معاد - كه امرى غيبى است - حقيقت يادشده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 5،7،8

5 - استفاده از تمثيل ، جهت تفهيم معارف والاى دينى ، از روش هاى تبليغى قرآن

ضرب لكم مثلاً من أنفسكم . .. كذلك نفصّل الأيت

لام «لكم» براى تعليل و در نتيجه، بيان كننده اين نكته است كه بيان مَثَل ها، به خاطر تفهيم دقيق است. «من» در «من أنفسكم» براى ابتدا و به منظور بيان اين است كه مَثَل از خود شما زده مى شود كه دقيقاً برايتان قابل فهم است.

7 - قرآن كريم از شيوه هاى گوناگون استفاده مى كند تا مشركان را براى دست كشيدن از معبود هاى ساخته دست خويش قانع كند .

و من ءايته أن خلقكم . .. و أن خلق لكم ... خلق السموت ... يريكم البرق ... أن تق

پس از اقامه دليل هاى روشن براى اثبات وحدانيت خداوند، روى آوردن به بيان تمثيلى و عاميانه كردن مطلب، جهت تفهيم پوچى معبودهاى جعلى، حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

8 - استفاده از روش هاى ساده و همگانى در تبليغ مفاهيم دين ، امرى شايسته است .

ضرب لكم مثلاً من أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 5

5 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد با برهانى روشن و مستدل عمل كنند .

و لقد أرسلنا. .. رسلاً ... بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 6

6 - متمركز ساختن ذهن مخاطب و شنونده ، در موعظه و تبليغ ، امرى لازم است .

و هو يعظه يبنىّ

مخاطب قرار دادن فرزند، با «يا»ى ندا، هنگام موعظه، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد تا موعظه، اثر خود را ببخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 3

3 - لازم است كه تبليغ معارف دين ، به محبّت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب آميخته گردد .

يبنىّ إنّها إن تك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 4

4 - لازم است كه پيش از دعوت به فروع عملى ، اصول عقيدتى تبيين گردد .

يبنىّ لاتشرك باللّه . .. إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل ... يأت بها اللّه ... ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 45 - 6

6 - پيش انداختن بشارت بر هشدار ، امرى شايسته و بايسته در امر تبليغ است .

مبشّرًا و نذيرًا

احتمال دارد كه تقديم «مبشّراً» با توجه به واقعيت خارجى تأثير تقديم بشارت بر انذار و بيم دهى باشد. بنابراين، نكته فوق قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 13

13 - ارائه و تبليغ آيين حق با نقد منصفانه و حق طلبانه عقايد دينى ديگر ، از شيوه هاى تبليغى قرآن

قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه . .. و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل مبي

اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مشركان فرمود: يا ما بر حق هستيم و راه هدايت را مى پيماييم يا شما - با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسلّماً بر حق و هدايت بود - نشانگر انصاف و برخورد حق طلبانه با عقايد ديگران و شيوه اى پسنديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 6

6 - لزوم به كارگيرى مفاهيم و مطالب روشن ، رسا و بى ابهام در تبليغ دين

و ما علينا إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 13

13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 5

5 - مبلغان دينى ، بايد در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره گيرند .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 70 - 9

9 - لزوم استفاده از روش هاى روشن و بى ابهام ، در تبليغ و هدايت توده ها

أنّما أنا نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 9

9 - در اقدام ها و تلاش هاى فرهنگى و دينى ، صرف احتمال تأثير كافى است .

لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 7

7 - گسترش پيام توحيدى و هدايت مردم ، نيازمند حضور فعّال مبلغان الهى در ميان آنان

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 11

11 - استفاده از امور روشن و همه فهم ، در جهت تبليغ و هدايت ، روشى قرآنى است .

و لاتستوى الحسنة و لا السيّئة . .. كأنّه ولىّ حميم

تكيه بر اصل تفاوت خوبى و بدى - كه امرى روشن و قابل فهم براى همگان است - به عنوان پيش درآمد سفارش به اخلاق نيك در

تبليغ، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 5،12

5 - انذار مردم نسبت به فرجام كفر ، داراى اهميتى خاص در تبليغ دين

لتنذر أُمّ القرى

12 - لزوم اولويت دادن به نقاط مركزى و محورى در تبليغ و انذار

لتنذر أُمّ القرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 8

8 - پيام هاى دينى ، اگر با زبانى فصيح و قالبى متناسب ارائه شود ، ذهن و انديشه انسان ها را به خود جذب مى كند .

إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

اين نكته كه قرآن به واسطه فصاحتش، زمينه تعقل و جذب اذهان را فراهم مى كند، نشانگر آن است كه اگر پيام هاى دينى، اين ويژگى را داشته باشند، در جذب مخاطب موفق خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 10

10 - به كارگيرى بيان روشن و رسا ، امرى ارزشمند در تبليغ معارف دينى

و رسول مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 4

4 - در تبليغ دين ، نخست بايد به رفع موانع و اصلاح پايگاه ها و عناصر اصلى جامعه پرداخت .

و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و ملإيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 6

6- سخن روشن و به دور از ابهام ، داراى اهميتى ويژه در انجام رسالت تبليغى و دينى

و الكتب المبين

توصيف قرآن - كه پيام تبليغى است - به وصف «مبين»، اِشعار به مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 7

7- لزوم توجه به سطح درك و استعداد هاى مخاطبان ، در تبليغ و هدايت ايشان

فإنّما يسّرنه بلسانك

از اين كه خداوند «تيسير» را زمينه تذكّر يافتن دانسته; استفاده مى شود كه براى بيدارى خلق، بايد حقايق را به گونه اى قابل

فهم و درك براى آنان بيان كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 24 - 2

2 - لزوم استفاده از شيوه هاى مختلف تمثيلى و داستانى ، براى تفهيم حقايق به مردمان

إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون . هل أتيك حديث ضيف إبرهيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در آيه قبل، از تمثيل و در اين آيه از بيان سرگذشت ميهمانان گرامى ابراهيم(ع) در جهت حقانيت وعده هاى خويش بهره جسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 9

9 - لزوم مجهز بودن به امكانات نيرومند و دلايل متقن ، در تبليغ دين

أرسلنه . .. بسلطن مبين

فعل الهى، خود رهنمودى به هدايتگران است كه آنان براى پيشبرد هدف، بايد در كار خويش ابزار و امكانات بايسته را نيز، در نظر داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 3،5

3 - مزد طلبى از مردم در برابر تبليغ دين ، زمينه ساز روى گردانى آنان از پذيرش آن

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

5 - توجه شريعت به خصلت هاى درونى مردم ، در تنظيم برنامه هاى تبليغى خود *

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند چون دلبستگى شديد مردم به مال را مى دانسته است، پيامبران را از درخواست مزد مادى از مردم، دور داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 8

8 - لزوم رعايت استعداد و قابليت افراد ، در استفاده از فرصت ها و امكانات تبليغى

فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا

تكليف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به روى گردانى از خدافراموشان دنيامحور، مى تواند نشانگر اين باشد كه رهبران و مبلغان الهى، نبايد قابليت ها را ناديده انگاشته وفرصت هاى خويش را در مواضع بى ثمر، هدر دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 3

3 - لزوم استفاده هدايتگران از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايتگران است كه بايد از اين شيوه استفاده كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 3

3 - لزوم استفاده هدايت گران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايت گران است كه بايد شيوه ساده گويى را در بيان حقايق براى مردم برگزينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 3

3 - لزوم استفاده هدايت گران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايت گران است كه در راستاى ارشاد خلق، بايد از شيوه ساده گويى استفاده كنند تا همگان از آن بهره مند شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 11

11 - توجه به عنصر اميدوارى به پيروزى و نصرت الهى در تبليغ ، امرى لازم و كارآمد

و أُخرى تحبّونها نصر من اللّه و فتح قريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 46 - 2

2 - درخواست مزد و پاداش در قبال هدايت و تبليغ دين ، از موانع تأثيرگذارى و موفقيت آن

أم تسئلهم أجرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان علّت هاى نپذيرفتن اسلام از سوى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 2 - 2

2 - دعوت و برخورد از سر مهربانى و شفقت ، مؤثّر در هدايت و اصلاح جامعه

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 3،4

3 - دعوت آشكارا ، كاملاً سرّى ، خصوصى و يا عمومى ، از روش هاى تبليغى ، تربيتى و هدايتى

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

4 - لزوم توجه به شرايط اجتماعى و زمان و مكان و نيز رعايت خصوصيات و حالات شخصى مخاطبان ، به هنگام تبليغ ، تربيت و هدايت

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا . .. و أسررت لهم إسرارًا

از اين كه نوح(ع)، گاهى مردم را به صوربّ مخفى و گاهى علنى دعوت مى كرد و يا برخى از مردم را به شكل خصوصى و برخى ديگر را به صورت عمومى به سوى خداوند فرامى خواند; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 8

8 - تبيين فوايد ايمان و دين دارى ، از روش هاى تبليغى و هدايتى

استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا . و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 5،11

5 - برانگيختن انگيزه در مخاطب ، براى جلب توجه او به سخنان هدايت بخش ، از مقدمات ارشاد و تبليغ

فقل هل لك إلى أن تزكّى

«لك» خبر براى مبتداى محذوف است. حرف «إلى» نيز به همان مبتداى محذوف تعلق دارد. تقدير كلام را مى توان چنين دانست: «هل لك ميل إلى أن تزكّى» يا «هل لك سبيل إلى...».

11 - نرمش در گفتار ، حتى با سركشان ، از شيوه هاى پسنديده در تبليغ و ارشاد مردم

فقل هل لك إلى أن تزكّى

طرح استفهام در آغاز سخن، نوعى نرمش در لحن كلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 3

3 - بذل توجّه كامل به ارشاد كسانى كه نيازى به تعاليم الهى در خود احساس نمى كنند ، روشى ناپسند و مذموم است .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

آغاز سخن با ضمير «أنت» و نيز تقديم «له» بر «عنه» در جمله هاى «أنت له تصدّى» و «أنت عنه تلهّى» - در آيات بعد - ارشاد كننده را به جهت برخوردش با هر دو نوع مخاطب، نكوهش كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 6

6 - لزوم پرهيز مبلّغان ، از برخورد هاى ناهنجارى كه زمينه گريز مردم از مجلس وعظ و ارشاد گردد .

لعلّه يزّكّى . .. فأنت عنه تلهّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 1

1 - تأكيد خداوند بر ضرورت ترك ترش رويى با اندرز خواهان ; هر چند آنان ، جسمى معلول داشته و از طبقات اشراف نباشند .

كلاّ

كلمه «كلاّ» براى ممنوع ساختن و ردّ مطالبى است كه پيش از گفتن اين كلمه، مطرح شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 5

5 - برانگيختن مخاطب به دقّت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى

هل أتيك

211- روش تبليغ ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 15

15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .

اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 11

11- برانگيختن عقل و وجدان مردم به داورى ، روش حضرت ابراهيم ( ع ) در ارشاد و تبليغ

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 8

8- حضرت ابراهيم ( ع ) با برخوردى عاطفى و مؤدبانه سعى در ارشاد و هدايت آزر داشت .

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

خطاب «ياأبت» گوياى عطوفت ابراهيم(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 58 - 6

6 - اقدام ابراهيم ( ع ) به شكستن بت ها و سالم باقى گذاشتن بت بزرگ ، تدبيرى از سوى آن حضرت براى جلب نظر مردم و توجه دادن آنان به بطلان بت پرستى بود .

و تاللّه لأكيدنّ أصنمكم . .. فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم لعلّهم إليه يرجعون

«فاء» در «فجعلهم» يا براى ترتيب است و يا براى تعقيب. در هر دو صورت گوياى اين است كه عمل حضرت ابراهيم(ع) مصداق همان حيله و تدبيرى بود كه بر آن سوگند ياد كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 63 - 4

4- ابراهيم ( ع ) با درخواست از بت پرستان براى بازجويى از بت ها ، عجز و ناتوانى آنها را براى آنان به نمايش گذاشت .

فسلوهم إن كانوا ينطقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 3،6

3- استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و شگرد او در مبارزه با بت پرستى ، تأثيرى كامل بر تمامى قومش داشت .

قال بل فعله كبيرهم . .. فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا انّكم أنتم الظلمون

از اين كه تمامى قوم ابراهيم، بلافاصله به گمراهى خود اعتراف كردند، قوت استدلال آن حضرت و تأثير كامل شيوه دعوت او به دست مى آيد.

6- ابراهيم ( ع ) براى مبارزه با بت پرستى و اثبات توحيد ، از هنر نمايش استفاده كرد .

فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هذا فسلوهم ... فقالوا إنّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 66 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .

فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 4

4 - ايجاد سؤال در مردم نسبت به باور هاى آنان ، روش ابراهيم ( ع ) در تذكر دادن و باطل كردن عقايد ايشان

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 2

2 - بهره گيرى ابراهيم ( ع ) در هدايت قومش ، از محسوس ترين و بديهى ترين امور

قال هل يسمعونكم . .. أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 5

5 - استفاده ابراهيم ( ع ) از ضرورى ترين و ملموس ترين نياز هاى بشرى ، براى متوجه ساختن قوم خويش به خدا

و الذى هو يطعمنى و يسقين . و إذا مرضت فهو يشفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 6

6 - توجه دادن مردم به بازگشت خير و منفعت اعمال دينى به خودشان ، از شيوه هاى تبليغى ابراهيم ( ع ) بود .

اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 3

3 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم خويش ، بت ها را به حقارت و پستى ياد مى كرده است .

إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا

نكره آوردن «أوثان» مى تواند به منظور بيان حقارت شأن بت ها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 3

3 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى آگاهى قوم اش ، حقارت و ناتوانى بت ها را تبليغ مى كرد .

و قال إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا

«أوثاناً» به صورت نكره آورده شده و تنوين آن، براى تحقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 5

5 - آغاز كردن تبليغ دين و حركت اصلاحى از نزديكان و اطرافيان ، شيوه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز تبليغ خود، پدر و اطرافيان خود را مخاطب قرار داد.

212- روش تبليغ اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 13

13 - بهره گيرى از عواطف خويشاوندى براى ترغيب مشركان مكّه به گرويدن به اسلام

و ما جعل عليكم فى الدين من حرج ملّة أبيكم إبرهيم

213- روش تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 2

2 - بيدار ساختن و برانگيختن فطرت توحيدى، از روشهاى تبليغى انبيا

قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 13

13 - ضرورت تبعيت از روشهاى پيامبران الهى در برخوردها و روش تبليغ دين

فبهديهم اقتده قل لاأسئلكم عليه أجرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 15

15- وظيفه همه انبياى الهى ، تنها ابلاغ پيام خداوند به صورت روشن و صريح بوده است و نه اجبار مردم به قبول آن .

فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 34 - 4

4 - اشتغال فراوان به ذكر خداوند و ياد او ، هنگام سخن با مردم ، داراى فضيلت بسيار بوده و شيوه پيامبران در ترويج دين خدا است .

و نذكرك كثيرًا

موسى(ع)، براى تسبيح و ذكر فراوان خدا در خلوت، نيازى به زبان فصيح و يارى هارون(ع) نداشت; بنابراين خواست او مطرح شدن تسبيح و ياد خدا در ملأعام بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 3

3 - تلاوت آيات الهى براى مردم ، شيوه تبليغ رسولان و پيامبران

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى . .. فى أُمنيّته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 12

12 - « آگاهى دادن » و « انذار كردن » ، دو ركن اساسى در دعوت پيامبران

اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 115 - 5

5 - روشن و بى ابهام بودن بيان و انذار پيامبران ، ويژگى بارز آنان در تبليغ

إن أنا إلاّ نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 11

11 - انذار و اخطار ، از شيوه هاى تبليغى پيامبران

و جاءكم النذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 9

9 - انذار و اخطار ، از مسؤوليت ها و شيوه هاى تبليغى پيامبران

لئن جاءهم نذير . .. فلمّا جاءهم نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 4

4 - خلوص و نداشتن هيچ چشمداشتى در انجام رسالت ، از ويژگى هاى پيامبران

قل ما أسئلكم عليه من أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 6

6 - تبليغ پيامبران ، همراه با حضور فعال و گسترده آنان در ميان جوامع خويش بود .

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 1،2

1 - بازگو كردن فضيلت و برترى مكتب توحيدى بر آيين اجدادى مشركان ، روش تمامى پيامبران

قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم

2 - تمسك پيامبران به استدلال و خرد ، در قبال سنت گرايى و آيين تقليدى منكران

قل أوَ لو جئتكم بأهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 21 - 5

5- پيامبران ، خواهان هدايت مردم با تبليغ آزاد و نه حركت هاى تعرضى وتهاجمى *

و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون

با الغاى خصوصيت از شخص موسى(ع)، تعبير «فاعتزلون» مى نماياند كه خط رسالت براساس تهاجم استوار نبوده است; بلكه آزادى بيان را تضمين كننده پيشرفت رسالت خويش مى دانسته است.

214- روش تبليغ حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 4

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره مى گرفت .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

آيه شريفه و چند آيه بعدى، بيانگر مجموعه استدلال ها و برهان هاى مؤمن انطاكيه است كه در اثبات ادعاى خويش، براى مردم مطرح كرده بود.

215- روش تبليغ دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 23

23 - دروغپردازى و افترا، شيوه تبليغات دشمنان انبياست.

فذرهم و ما يفترون

216- روش تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 7

7 - ضرورت ارزيابى دقيق، از روشهاى تبليغ دين و برآورد آثار آن

و أنذر به . .. و لا تطرد الذين يدعون ربهم

برخى مفسران گفته اند آيه «لا تطرد . .. » تبصره اى بر آيه قبل است. بر اين فرض آيه مى تواند رهنمودى كلى در تبليغ باشد. يعنى قبل از به كارگيرى هر روشى در تبليغ به بررسى ابعاد آن بايد پرداخت و از عوارض احتمالى آن با تدابير لازم جلوگيرى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 3،4

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار به كارگيرى مفاهيم روشن و صريح در تبليغ دين

فإنما عليك البلغ المبين

«بلاغ» به معناى تبليغ و رساندن پيام است. توصيف آن به «المبين» (آشكار و روشنگر) بيانگر مطلب ياد شده است.

4- لزوم به كارگيرى مفاهيم و مطالب روشن و صريح ، در تبليغ دين

فإنما عليك البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 5

5- هشدار و انذار و يا توسل به قدرت در مسير احقاق حق و پياده كردن دين ، بايد پس از اتمام حجت و بيان حقايق دينى باشد .

و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين . .. قل إنّما يوحى إلىّ ... فهل أنتم مسلمون . فإ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 13

13 - لزوم به كار گيرى مفاهيم و مطالب روشن و بى ابهام در تبليغ دين

و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 15

15 - تثبيت و گسترش دين الهى ، نيازمند اقدام و تلاش جمعى است .

أن أقيموا الدين

با توجه به جمع بودن «أقيموا»، مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 21

21 - تفاوت نگذاشتن بين طبقات مختلف اجتماعى در مقام تبليغ و هدايت و اجراى شريعت ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أُمرت لأعدل بينكم

بنابراين كه «أمرت لأعدل بينكم» مربوط به نحوه اجراى دعوت و اقامه دين به وسيله پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 7

7 - لزوم استفاده از روش هاى روشن و بى ابهام در تبليغ دين و هدايت مردمان

إنّما أنا نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 6،7

6 - خوددارى از تعرّض به مخالفان بدگو ( مقابله به مثل و پاسخ گويى به آنان ) در مرحله آغازين كار هدايت و تبليغ دين ، امرى سزاوار و بايسته

و اهجرهم هجرًا جميلاً

7 - ترويج دين و گسترش دين دارى در جامعه ، مستلزم سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى است .

و اصبر . .. و اهجرهم هجرًا جميلاً

217- روش تبليغ ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 4

4- ذوالقرنين ، از بينش توحيدى خويش ، پس از اثبات توان علمى و فنى خود ، تبليغ كرد .

فما اسطاعوا أن يظهروه . .. قال هذا رحمة من ربّى

تعبير «هذا رحمة. ..» نوعى تبليغ از بينش است كه ذوالقرنين پس از ساختن سدّ و اثبات برترى خويش، آن را تبليغ كرد.

218- روش تبليغ رسولان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 3

3 - تلاوت آيات الهى براى مردم ، شيوه تبليغ رسولان و پيامبران

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى . .. فى أُمنيّته

219- روش تبليغ سامرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

220- روش تبليغ سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 36 - 10

10 - سليمان ( ع ) ، درصدد استفاده از هر فرصت براى بيان عقيده توحيدى خود و تبليغ آن

فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم

يادآورى سليمان(ع) به نماينده سبا نسبت به اين حقيقت كه آنچه او و آنها در اختيار دارند، همگى عطايايى است كه خداوند به آنان بخشيده است، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 41 - 4

4 - استفاده سليمان ( ع ) از امكانات خود بلقيس ، براى ارائه معجزه به وى و هدايت او

قال نكّروا لها عرشها. .. من الذين لايهتدون

برخى برآنند كه «أتهتدى. ..» به تقدير «أتهتدى إلى الإيمان باللّه و رسوله» مى باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

221- روش تبليغ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 5

5- شعيب ( ع ) با برانگيختن عواطف مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم اعبدوا الله

خطاب «يا قوم» (اى مردم من) تحريك كننده عواطف مخاطبان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 5

5- يادآورى تاريخ پيشينيان و بيان علت نابودى و گرفتارى آنان به عذاب هاى الهى ، از روش هاى تبليغى حضرت شعيب ( ع ) بود

.

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 3،4

3 - دعوت به تقوا ، محور تبليغات و هدايت گرى شعيب پيامبر

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

4 - سخن دلسوزانه شعيب ( ع ) با مردم ايكه ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقواپيشه كنيد) بيانگر مطلب ياد شده است.

222- روش تبليغ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 5

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 64 - 3

3- صالح ( ع ) با برخوردى عاطفى ، قوم خويش را با خصوصيات معجزه خويش آشنا ساخت .

و يقوم هذه ناقة الله

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از مهربانى و عطوفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 142 - 2

2 - سخن دلسوزانه صالح ( ع ) با ثموديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

223- روش تبليغ علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 11

11 - عالمان يهود برخى از حقايق تورات را براى مردم بيان مى كردند و بسيارى از حقايق آن را از مردم پنهان مى ساختند.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

224- روش تبليغ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 11

11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .

أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم

225- روش تبليغ فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 3،5،9،11

3 - تأكيد بر ساحربودن موسى و هارون ( ع ) ، از جمله حركت هاى تبليغى فرعونيان بود .

قالوا إن هذن لسحرن

حرف «إن» مخفف از «إنّ» و ملغى از عمل است; ولى معناى تأكيد را مى رساند.

5 - متهم ساختن موسى و هارون ( ع ) به تلاش و برنامه ريزى براى بيرون راندن قبطيان از مصر به وسيله سِحر ، از جمله محور هاى تبليغاتى فرعونيان عليه موسى ( ع )

لسحرن يريدان أن يخرجاكم من أرضكم بسحرهما

9 - بهره بردارى فرعونيان از علاقه قبطيان به وطن و سرزمين و احساسات ملى و مذهبى آنان ، در تبليغات خود عليه موسى ( ع )

يخرجاكم من أرضكم . .. بطريقتكم المثلى

11 - ايادى و طرفداران فرعون ، همان سخنان و نظرات فرعون را در باره موسى ( ع ) تكرار و تبليغ مى كردند .

أجئتنا لتخرجنا من أرضنا بسحرك . .. لسحرن يريدان أن يخرجاكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 7

7 - فرعونيان ، در سخنان و تبليغات خويش ، سِحر برتر و بى رقيب را ، نشانگر حقانيت مرام ساحر و عقايد او قلمداد مى كردند .

و قد أفلح اليوم من استعلى

بسيج ساحران براى ابطال ادعاهاى موسى(ع)، حاكى از آن است كه در نظر فرعونيان، قدرت ساحر ميزان حق و باطل بود.

226- روش تبليغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 8

8- خارج كردن حق از صحنه ، با باطل نشان دادن چهره آن ، از شيوه هاى تبليغاتى كفرپيشگان است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

«إدحاض» به معناى «إبطال» و «إزاله» است. «ليدحضوا به الحقّ» يعنى: «كفرپيشگان، با مجادله باطل، سعى در ابطال و ازاله حق دارند.». روشن است كه حق، قابل ابطال نيست، لذا تعبير «خروج از صحنه» و «باطل نمايى» در برداشت به كار رفته است.

227- روش تبليغ لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 161 - 2

2 - سخن دلسوزانه لوط ( ع ) با قوم خود ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) حكايت از مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 173 - 5

5 - محوريت انذار و اخطار در تبليغات لوط ( ع )

و أمطرنا عليهم مطرًا فساء مطر المنذرين

228- روش تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 6

6- خداوند راهنماى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه بيان كردن معارف و تبليغ كردن دين

قل من رب السموت و الأرض قل الله قل أفاتخذتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2

2 - بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى - هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ابلاغ تعاليم آسمانى با ملايمت و مدارا عمل مى كرد و در مخاطبانش حساسيت واكنش آميز ايجاد نمى كرد .

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى

اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام ابلاغ پيام خداوند به مشركان، از بازگشت گمراهى فرضى خود سخن به ميان مى آورد و منشأ هدايتش را خداوند معرفى مى كند و به گمراهى مشركان نمى پردازد; حاكى از مداراى او در امر تبليغ است تا به اين صورت، واكنش منفى

مشركان را برنينگيزاند و بتواند به هدفش نايل شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 10 - 5

5 - انذار و اخطار ، از روش هاى تبليغى - هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 13

13 - انذار و بشارت ، از روش هاى تبليغى - هدايتى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّما تنذر من اتّبع الذكر . .. فبشّره بمغفرة و أجر كريم

229- روش تبليغ مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 11

11- استفاده مشركان ستم پيشه از تمامى شيوه هاى ممكن تبليغى ، سياسى و فرهنگى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أسرّوا النجوى. .. هل هذا إلاّ بشر... بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

230- روش تبليغ موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 28 - 2

2 - موسى ( ع ) در مبارزه با فرعون ، خود را مواجه با گروهى از حاميان او مى ديد و براى ارشاد آنان چاره انديشى مى كرد .

اذهب إلى فرعون . .. يفقهوا قولى

با آن كه در فرمان رسالت فقط نام فرعون آمده بود، اما موسى(ع) براى گفتار خويش، شنوندگان بيشترى را پيش بينى مى كرد و «يفقهوا» را با صيغه جمع آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 6

6 - بهره جستن موسى ( ع ) از تجمع مردم مصر جهت تماشاى صحنه مقابله او و ساحران ، براى بيم دادن مردم و دعوت آنان به توحيد و ايمان

قال لهم موسى ويلكم لاتفتروا على اللّه كذبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 3

3 - به ميان مردم رفتن و در متن جامعه بودن ، شيوه موسى و هارون در دعوت و انجام رسالت الهى

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 21 - 4

4- برنامه موسى ( ع ) ، پيشبرد رسالت خويش با منطق و نه جنگ و ستيز

و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون

تعبير «فاعتزلون» مى نماياند كه موسى(ع)، با وجود در دست داشتن معجزات و «سلطان مبين»، خواهان درگيرى و ستيز نبوده است.

231- روش تبليغ مؤمن آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 10

10 - بهره گرفتن مؤمن آل فرعون از افكار عمومى مردم ، عليه تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع )

يقوم لكم الملك اليوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا

صحبت مكرر مؤمن آل فرعون با مردم - على رغم آن كه موسى(ع) مورد تهديد شخص فرعون بود - مى تواند از نكته ياد شده حكايت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 1

1 - مؤمن آل فرعون براى بيدار كردن مردم و انصراف آنان از قتل موسى ( ع ) ، سرگذشت يوسف پيامبر رايادآور شد .

أتقتلون رجلاً . .. إنّى أخاف عليكم ... و لقد جاءكم يوسف

232- روش تبليغ نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 4،5

4 - حضرت نوح ( ع ) ، با آيات خدا به تذكر و يادآورى قومش مى پرداخت .

و تذكيرى بأيت اللّه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء در «بآيات اللّه» براى استعانت باشد نه زايد.

5 - حضرت نوح ( ع ) ، در دعوت به توحيد و يكتاپرستى و زدودن انديشه شرك ، آيات و نشانه هاى خدا را به قومش يادآورى مى كرد .

مقامى و تذكيرى بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 25 - 5

5- نوح ( ع ) وظيفه دار رساندن پيام هاى الهى به مردم ، با بيانى روشن و صريح

إنى لكم نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 32 - 2،3

2- بحث و گفت و گو و ارائه دليل و برهان ، از روش هاى نوح ( ع ) براى بازدارى مردم از شرك و گرايش دادن آنان به توحيد

قالوا ينوح قد جدلتنا فأكثرت جدلنا

«جدال» به معناى مناظره كردن و آوردن برهان براى ابطال دليلها ، انديشه ها و باورهاى طرف مقابل است.

3- نوح ( ع ) ، همواره كفرپيشگان را به نزول عذاب الهى هشدار مى داد .

فأتنا بما تعدنا

آوردن فعل مضارع (تعد) به جاى فعل ماضى (وعدت) اشاره به تكرار وعيدها و هشدارهاى حضرت نوح(ع) دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 106 - 2

2 - سخن گفتن دلسوزانه نوح ( ع ) با قوم خويش ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون

وجود لحن مشفقانه در «ألاتتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد) بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 110 - 4

4 - دعوت به تقوا و پيروى از حق ، محور تبليغ و هدايت گرى نوح ( ع )

ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه و أطيعون ... فاتّقوا اللّه و أطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 115 - 4

4 - تبليغ تعاليم دينى از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به گونه اى روشن و قابل فهم براى همگان بود .

إن أنا إلاّ نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 1

1 - نوح ( ع ) ، با استفاده از دو روش علنى و سخت پنهانى ( خصوصى و عمومى ) ، مردم را به ايمان فراخواند .

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 3

3 - بيان اوصاف خداوند ، همچون غفّار بودن او ، بخشى از رهنمود هاى نوح ( ع )

إنّه كان غفّارًا

233- روش تبليغ هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 17

17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .

أطيعوا أمرى

دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 3

3 - به ميان مردم رفتن و در متن جامعه بودن ، شيوه موسى و هارون در دعوت و انجام رسالت الهى

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا

234- روش تبليغ هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 2

2 - سخن دلسوزانه هود ( ع ) با عاديان ، در دعوت آنان به تقوا و پرهيز از گناه

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

قيد «أخوهم» و وجود لحن مشفقانه در تعبير «ألا تتّقون» (آيا نمى خواهيد تقوا پيشه كنيد)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 136 - 5

5 - موعظه و پنددهى ، روش تبليغى حضرت هود ( ع ) در ارتباط با قوم عاد

قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين

235- روش تبليغ يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 4

4- يوسف ( ع ) ، با طرح سؤال و برانگيختن وجدان هم بندان خويش ، حقانيّت توحيد و يكتاپرستى را براى آنان مطرح ساخت .

ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار

236- روشهاى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 5

5 - اعلام شكست قريب الوقوع كافران ، از روش هاى قرآن براى تضعيف روحيه دشمن

قل للّذين كفروا ستغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 4

4 - لزوم برخورد فكرى با انحرافات اعتقادى ، پس از تبيين حقايق

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

با توجه به مجموع آيات قبل كه نخست، خداوند حقايق مختلفى را درباره بنى اسرائيل تبيين و سپس به آنان اعتراض كرده است.

237- زمان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 7

7 - لزوم توجه و دقت در انتخاب زمان و مكان مناسب براى تبليغ دين

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

حسن انتخاب موسى(ع) در مورد روز مقابله و نيز مكان و ديگر شرايط، درسى است براى همه مبلغان، كه در تبليغ، بايد موقعيت زمانى و مكانى را به دقت سنجيده و بهترين شرايط را براى آن انتخاب كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 4

4 - لزوم توجه به شرايط اجتماعى و زمان و مكان و نيز رعايت خصوصيات و حالات شخصى مخاطبان ، به هنگام تبليغ ، تربيت و هدايت

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا . .. و أسررت لهم إسرارًا

از اين كه نوح(ع)، گاهى مردم را به صوربّ مخفى و گاهى علنى دعوت مى كرد و يا برخى از مردم را به شكل خصوصى و برخى ديگر را به صورت عمومى به سوى خداوند فرامى خواند; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

238- زمينه استقامت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 62 - 4،13

4 - اعتقاد راسخ نوح ( ع ) به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى بود .

و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى

حضرت نوح(ع) براى اينكه اشاره به علت پايداريش بر ابلاغ رسالت كند، به جاى آوردن ضمير و گفتن «رسالاته»، «رسلت ربى» گفت.

13 - آگاهى نوح ( ع ) به حقايقى از جانب خدا ، از عوامل پايدارى وى در تبليغ رسالت هاى الهى و خيرخواهى خالصانه براى مردم

أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم و أعلم من اللّه ما لاتعلمون

به نظر مى رسد جمله «أعلم من اللّه . .. » به منزله تعليلى باشد براى «أبلغكم» و «أنصح لكم». يعنى آگاه بودن من بر حقايقى پوشيده بر شما مرا در ابلاغ رسالتهاى الهى پايدار مى سازد.

239- زمينه تأثير تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 28 - 5

5- ارشاد و راهنمايى در پرتو قوانين حق ، داراى ثمربخشى *

أرسل رسوله بالهدى و دين الحقّ ليظهره

برداشت بالا بدان احتمال است كه هدايت امرى علاوه بر دين حق باشد; يعنى، هدايت، راهنمايى و ارشاد در كنار قوانين حق، مكمل يكديگر بوده و آثار بايسته را در پى دارند.

240- زمينه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 38 - 11

11 - خيرخواهى ، تبليغ دين و ارشاد مردم به راه درست زندگى ، از مقتضيات ايمان و ديندارى

و قال الذى ءامن يقوم اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد

توصيف مؤمن آل فرعون به مؤمن بودن و تكرار آن در سه نوبت (آيه هاى 28، 30 و 38) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

241- زمينه تبليغ تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 7

7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت

أخذ الألواح

بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از

گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.

242- زمينه تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 12

12 - ترويج حق و تقويت روحيّه پايدارى ، نيازمند مشاركت و هم يارى مردم با يكديگر است .

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

243- زمينه تبليغ در نمازگزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 12 - 3

3 - نمازگزاران ، داراى زمينه اى مساعد براى ترغيب ديگران به تقوا

إذا صلّى . أرءيت إن ... أمر بالتّقوى

244- زمينه تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 8 - 4

4 - تسبيح خداوند ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فراهم آورنده تسهيلات براى عمل كردن آن حضرت به تكليف الهى خويش

سبّح . .. و نيسّرك لليسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 2

2 - فراگرفتن قرآن و حفظ آن و دارا بودن تسهيلات خدا دادى ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از شرايط لازم براى ارشاد مردم برخوردار ساخته بود .

سنقرئك فلاتنسى . .. و نيسّرك لليسرى . فذكّر

حرف «فاء»، فرمان ارشاد و تذكر را بر آيات پيشين تفريع كرده است. در آن آيات، از توانمندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر قرائت، حفظ و پى گيرى آسان تعاليم قرآن سخن به ميان آمده بود. بنابراين وجود آن ويژگى ها، مقدمه لازم براى اقدام به تذكر است.

245- زمينه تبليغ مخالفان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 3

3 - تبليغ دين و تشكيل جامعه اسلامى ، درپى دارنده سخنان ناروا و تبليغات سوء دشمنان و مخالفان دين

و اصبر على ما يقولون

246- زمينه تحمل مشكلات تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 5 - 4

4 - تأثير شب زنده دارى و تلاوت قرآن ، در بالا بردن توان انسان ها براى به دوش گرفتن مسؤوليتى سنگين ( همچون تبليغ دين و هدايت گمراهان )

قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً

247- زمينه تداوم تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 2

2 - توجه به تأثير حق در نفوس مستعد ، به رغم عناد كافران ، مشوق رهبران الهى به تداوم تبليغ

إنّا كنّا من قبل ندعوه . .. فذكّر فما أنت ... بكاهن

فاء در «فذكّر»، تكليف تذكر را متفرع بر آيات پيشين كرده است. در آن آيات سخن از حق ناپذيرى برخى از مردم و حق پذيرى و قدرشناسى گروهى ديگر به ميان آمده بود.

248- زمينه رفع مشكلات تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 3 - 5

5 - ايمان و توجه به كبريايى و عظمت خداوند ، هموار كننده مشكلات ناشى از انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين

قم فأنذر . و ربّك فكبّر

برداشت ياد شده، از ارتباط ميان موضوع قيام براى انذار مردمان و موضوع به عظمت ياد كردن خداوند، استفاده مى شود.

249- زمينه صبر در تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 6

6 - توجه مبلغان دينى به حضور حمايت و لطف الهى ، مايه شكيبايى آنان بر مشكلات راه

و اصبر . .. فإنّك بأعيننا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلغ وحى مورد هجوم كافران، قرار گرفته و خداوند براى پايدارى بخشيدن به او نظارت و حمايت خويش را به آن حضرت يادآور شده است.

250- زمينه موفقيت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 10

10 - هماهنگى مبلغان دينى در شيوه برخورد با مفاسد جامعه ، كارسازتر و به موفقيت نزديك تر است .

اذهبا . .. فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر

موسى و هارون(ع)، هر دو به يك شيوه برخورد با فرعون مأمور شدند.

251- زيان ترك تبليغ حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

252- زيان ترك تبليغ صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 2 - 3

3 - بى ايمانى و ترك عمل صالح و تبليغ نكردن از حق و صبر ، زيان بزرگى است .

لفى خسر

نكره آمدن كلمه «خسر»، براى بيان عظمت آن است. استثنايى كه در آيه بعد آمده، زيان را به غير افراد مستثنى، اختصاص داده است.

253- ساده گويى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 3

3 - لزوم استفاده هدايتگران از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايتگران است كه بايد از اين شيوه استفاده كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 3

3 - لزوم استفاده هدايت گران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايت گران است كه بايد شيوه ساده گويى را در بيان حقايق براى مردم برگزينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 3

3 - لزوم استفاده هدايت گران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر

بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايت گران است كه در راستاى ارشاد خلق، بايد از شيوه ساده گويى استفاده كنند تا همگان از آن بهره مند شوند.

254- سختى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 4

4 - وظيفه تزكيه و پاكسازى ديگران از آلودگى هاى معنوى ، تكليفى سنگين و نيازمند برخوردارى از كمالاتى ويژه است .

و ما عليك ألاّ يزّكّى

نفى تكليف از مخاطب، در مورد تزكيه كافرانى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضور داشتند، بيانگر آن است كه وى در مقامى نبود كه اين تكليف از او ساخته باشد و خداوند، از چنين افرادى انجام دادن آن را نخواسته است.

255- سختى تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 4

4 - تبليغ قرآن، مسؤوليتى سنگين و نيازمند تحمل فراوان و سعه صدر

كتب أنزل إليك فلا يكن فى صدرك حرج منه

جمله «فلا يكن . ..»، كه در صدد پيشگيرى از ملالت خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، بيانگر آن است كه تبليغ قرآن مشكلات فراوانى به

همراه خواهد داشت كه جز با تحمل و سعه صدر نمى توان به آن پرداخت.

256- سختيهاى تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 6

6 - انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، در پى دارنده مشكلات و سختى هاى بسيار

و لربّك فاصبر

257- سرزنش تبعيض در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 3

3 - ترجيح اشراف بر ديگران در تبليغ دين و برخورد دو گانه تبعيض آميز در معاشرت با مردم ، مذموم است .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى ... فأنت عنه تلهّى

258- شرايط اجتماعى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 4

4 - لزوم توجه به شرايط اجتماعى و زمان و مكان و نيز رعايت خصوصيات و حالات شخصى مخاطبان ، به هنگام تبليغ ، تربيت و هدايت

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا . .. و أسررت لهم إسرارًا

از اين كه نوح(ع)، گاهى مردم را به صوربّ مخفى و گاهى علنى دعوت مى كرد و يا برخى از مردم را به شكل خصوصى و برخى ديگر را به صورت عمومى به سوى خداوند فرامى خواند; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

259- شرايط تأثير تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 14

14 - در تأثير تبليغ ، تنها رسايى مفاهيم و شايستگى مبلّغ ، كافى نيست ، بلكه زمينه و صلاحيت مخاطبان ، شرط لازم است .

فإنّك لاتسمع الموتى . .. و ما أنت بهد العمى ... إن تسمع إلاّ من يؤمن

از آن جايى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان مبلّغ پيام هاى آسمانى، بهترين شخصيت است و پيام هاى او نيز شايسته است و با اين وصف، تأثير خود را ندارد، نشان مى دهد كه اين دو عنصر، كافى نيستند و قابليت مخاطب نيز، شرط لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 10

10 - تأثير تبليغ و هدايت گرى ها - هرچند از سوى پيامبران باشد - در گرو وجود شايستگى ها و زمينه هاى لازم براى پذيرش در نهاد آدمى است .

و ما يستوى الأعمى و البصير . .. الأحياء و لا الأموت ... و ما أنت بمسمع من فى الق

260- شرايط تأثير تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 24 - 4

4 - داشتن استعداد و روح حق پذيرى ، شرط بهره مند شدن و تأثير پذيرفتن از گفته هاى رسولان

ربّ السموت و الأرض و ما بينهماإن كنتم موقنين

جمله «إن كنتم موقنين» در حقيقت به معناى «إن كنتم مستعدين للإيقان و طالبين لمعرفة الحقايق» است.

261- شرايط تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 18

18 - هدايت ناپذيرى برخى از مردم حقيقتى است كه بايد آن را در تبليغ مد نظر داشت.

و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 14

14 - ارشاد مردم و تبليغ دين در جامعه ، منوط به داشتن آگاهى عميق به مبانى دين

ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 8

8 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمى تواند مردمى را كه از پذيرفتن حق صريح و روشن سر باز مى زنند ، ارشاد كند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 4،5

4- وظيفه داران تبليغ دين ، بايد همه معارف و قوانين دين را براى مردم بيان كرده و از وانهادن حتى اندكى از آن دورى كنند .

فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .

إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 3

3- به صِرف هدايت ناپذيرى افراد يا اقوام ، نبايد از ابلاغ تعاليم الهى به آنان خوددارى كرد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 14

14- گذشت و برخورد كريمانه با دشمنان و كافران در ابتداى نهضت اسلامى و تبليغات دينى ، امرى لازم و بايسته است .

فاصفح الصفح الجميل

نزول آيه فوق - كه از گذشت و عفو سخن به ميان آورده است - (در نيمه اول بعثت) و از جانب ديگر دستور به برخورد شديد با كافران و دشمنان در مدينه (نيمه دوم بعثت) مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 2

2 - روشنى بيان در ارائه حقايق و معارف ، از ويژگى هاى لازم براى تبليغ

قرءانًا عربيًّا و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 54 - 11

11 - سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين و تبليغ اسلام ، به صرف روى گردانى مردم از آن

فإن تولّوا . .. و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 5

5 - تبليغ دين و دفاع صريح و قاطعانه از مواضع عقيدتى خود در محيط خفقان آور و پرخطر كفر و شرك ، بايد پس از طى مراحلى چون دفاع غيرمستقيم و برخورد دلسوزانه با مخالفان و . . . انجام گيرد .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. و مالى لا أعبد الذى فطرنى ... ءأتّخذ من دونه ءال

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنّى آمنت بربّكم. ..» - كه آخرين كلام مؤمن انطاكيه با مردم است - در مقام نتيجه گيرى و بيان هدف نهايى او از مجموعه سخنانى است كه در ضمن پنج آيه پيش بيان شده است. بدين صورت كه او در ابتدا سخن خود را با لحنى خيرخواهانه و نرم آغاز كرد و در پايان با زبان صريح و قاطعانه، مواضع عقيدتى خود را اظهار داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 8

8 - دعوت مردم به دين ، بايد بدون تكلف و ظاهرسازى باشد .

و ما أنا من المتكلّفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 3

3 - يقين به تأثيرناپذيرى منحرفان ، مجوز ترك تبليغ و ارشاد ايشان

فما تغن النذر . فتولّ عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 4 - 4

4 - طهارت و پاكيزگى جسم و جان ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان

و ثيابك فطهّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 7

7 - احتمال تأثير سخن در مخاطب ، براى اقدام به تبليغ معارف الهى كافى است .

فقل هل لك . .. و أهديك إلى ربّك فتخشى

• احتمال تأثير سخن در مخاطب، براى اقدام به تبليغ معارف الهى كافى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 7

7 - تنها كسانى شايسته حضور در مجالس وعظ و ارشادند ، كه خود را در مسير خودسازى قرار داده يا افرادى توصيه پذير و نصيحت خواه باشند .

يزّكّى . أو يذّكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 3،4

3 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شايستگى لازم را براى ارشاد و هدايت ديگران نداشت . *

و ما عليك ألاّ يزّكّى

سرزنش فردى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ارشاد كافران پرداخته بود و حضور ابن ام مكتوم را در آن مجلس مانع كار خود مى ديد، از دو جهت بوده است; 1- ترش رويى براى حضور مسلمانى كه ممكن است براى تزكيه شدن يا شنيدن تذكرات پيامبر(صلی الله علیه و آله)، خود را به مجلس آن حضرت رسانده بود; 2- پرداختن به كارى كه در شأن او نبوده و شايستگى آن را نداشته است.

4 - وظيفه تزكيه و پاكسازى ديگران از آلودگى هاى معنوى ، تكليفى سنگين و نيازمند برخوردارى از كمالاتى ويژه است .

و ما عليك ألاّ يزّكّى

نفى تكليف از مخاطب، در مورد تزكيه كافرانى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضور داشتند، بيانگر آن است كه وى در مقامى نبود كه اين تكليف از او ساخته باشد و خداوند، از چنين افرادى انجام دادن آن را نخواسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 3،5

3 - آگاهى و توانايى ، دو شرط لازم در ارشاد مردم

سنقرئك . .. نيسّرك ... فذكّر

5 - لزوم موعظه و ارشاد مردم ، مشروط به سودمند بودن آن است .

فذكّر إن نفعت الذكرى

«ذكرى» اسم مصدر براى «تذكير» است (قاموس)، اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» يا براى اشتراط حقيقى به كار رفته است و يا مراد از آن تشكيك است. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «نفع» در آيه شريفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراين تذكرى كه اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذكّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد كسانى كه بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثيرگذار بودن آن است.

262- شرايط تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 3

3 - ابلاغ پيام هاى الهى از جانب پيامبران ، منوط به پذيرش و عدم پذيرش مردم نيست .

إن أنتم إلاّ تكذبون . .. قالوا ... و ما علينا إلاّ البلغ المبين

263- شرايط تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 4

4- تبليغ دين و پيام وحى ، نيازمند به استقامت و پايدارى

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در راستاى رسالت و تبليغ دين، به صبر و شكيبايى فراخوانده و عزم بزرگ رسولان پيشين را به آن حضرت يادآور شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

264- شرح صدر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 2،4

2 - پرهيز از دلتنگى و ملالت در تبليغ قرآن، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فلا يكن فى صدرك حرج منه

مى توان گفت جمله «فلا يكن . ..»، كه تفريع بر «أنزل إليك» است، به قرينه «لتنذر» از آن دلتنگى اى نهى مى كند كه ناشى از انذار و متذكر كردن مردم باشد. يعنى اى پيامبر چون قرآن كتاب آسمانى است، مبادا مشكلات انذار مردم با تبليغ قرآن، مايه دلتنگى و ملالت خاطر براى تو شود.

4 - تبليغ قرآن، مسؤوليتى سنگين و نيازمند تحمل فراوان و سعه صدر

كتب أنزل إليك فلا يكن فى صدرك حرج منه

جمله «فلا يكن . ..»، كه در صدد پيشگيرى از ملالت خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، بيانگر آن است كه تبليغ قرآن مشكلات فراوانى به همراه خواهد داشت كه جز با تحمل و سعه صدر نمى توان به آن پرداخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 3

3 - راهنمايى و ارشاد طغيان گران و تبليغ پيام الهى ، نيازمند شرح صدر وتحمل فراوان است .

اذهب . .. قال ربّ اشرح لى صدرى

265- شكست مخالفان آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 16

16 - خداوند هرگز به مخالفان پيام ويژه الهى ( ولايت و امامت على ( ع ) ) مجال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نخواهد داد .

بلغ . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

بدان احتمال كه متعلق حذف شده از فعل «يهدى» به قرينه (و اللّه يعصمك من الناس) توطئه هاى كافران باشد، يعنى خداوند كافران را به توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موفق نخواهد كرد.

266- صبر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 6

6 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ احكام و معارف الهى باشند .

إنى أخاف عليكم . .. قال يقوم ليس بى ضللة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 5

5 - مبلغان دين بايد دلسوز مردم و آراسته به شكيبايى در ابلاغ معارف الهى باشند .

قال يقوم ليس بى سفاهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 6،7

6- تبليغ دين و هدايت مردمان ، پيامدار اذيت و آزار دشمنان و نيازمند مقاومت ، شكيبايى و گذشت است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

7- منفعت برتر و خير مؤمنان به هنگام دعوت به اسلام ، در صبر و عدم تعجيل در انتقام از دشمنان و مقابله به مثل با آنان است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 2

2- مبلغان دينى ، موظف به پايدارى در راه تبليغ و استقامت در برابر اذيت و آزار دشمنانند .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبرو ما صبرك إلاّ بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 4

4- صبر در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، تقواپيشگى و احسان است .

ادع إلى سبيل . .. و اصبر ... إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 11

11- پيامبران ، مأمور پايدارى در مسير تبليغ و ماندن در ميان مردم و جامعه خويش تا آخرين مرحله

و ذاالنون إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه

توبيخ شدن يونس(ع) به خاطر ترك قوم خويش، قبل از اين كه فرمانى دراين زمينه از جانب خداوند دريافت كند; براين نكته دلالت دارد كه پيامبران مجاز به ترك مأموريت و مردم خود، قبل از آمدن فرمان و رخصت از جانب خداوند نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند رهنمود و دلجويى از جانب خداوند براى پايدارى در طريق تبليغ

و اصبر لحكم ربّك فإنّك بأعيننا

چنانكه گفته شد: تعبير «بأعيننا» پيامدار حمايت مى باشد، از اين تعبير و از فرمان «و اصبر» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 7 - 4

4 - ارزشمندى صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، بسته به خلوص و جهت خدايى آن است .

و لربّك فاصبر

267- صبر در تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 7

7 - تبليغ پيام الهى ، نيازمند تحمل دشوارى ها و مشكلات

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 4

4 - مقام تبليغ دين و رهبرى امت ، نيازمند صبر و شكيبايى

فاصبر على ما يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 1،2

1 - فرمان پايدارى و شكيبايى از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در راستاى تبليغ دين

و اصبر لحكم ربّك

مراد از «لحكم ربّك» مى تواند حكم رسالت و تبليغ دين باشد. در اين صورت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور شده است تا در برابر اذيت و آزار تكذيب كنندگان، صبر پيشه كند و تحمل خويش را از دست ندهد.

2 - تبليغ دين و انجام رسالت الهى ، نيازمند شكيبايى

و اصبر لحكم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 7

7 - ترويج دين و گسترش دين دارى در جامعه ، مستلزم سعه صدر ، صبر و خويشتن دارى است .

و اصبر . .. و اهجرهم هجرًا جميلاً

268- صبر در تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 5

5 - تبليغ و اجراى تعاليم قرآن ، مستلزم صبر و شكيبايى است .

فاصبر لحكم ربّك

269- صراحت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 11

11 - در تبليغ توحيد و مبارزه با عقايد شرك آلود بايد صريح و قاطع بود.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 1،2

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت مبانى و پايه هاى دين خود را براى مشركان ، صريح و بى پرده بيان كند و هرگونه ابهام و ترديدى را كاملا بزدايد .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت پايبندى و انعطاف پذيرى خود را در طرد شرك و دعوت به توحيد ، صريح و بى پرده براى مشركان اعلان نمايد .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 25 - 5

5- نوح ( ع ) وظيفه دار رساندن پيام هاى الهى به مردم ، با بيانى روشن و صريح

إنى لكم نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 108 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار اعلام صريح مواضع عقيدتى برنامه رسالت خويش

قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله . .. و ما أنا من المشركين

برداشت فوق از كلمه «قل» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 1،5

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ابلاغ رسالت و مأموريت الهى خويش به صورت آشكارا ، صريح و بى پرده ، مأمور گرديد .

فاصدع بما تؤمر

«صدع» در لغت به معناى سخن گفتن به صورت آشكار است.

5- صراحت و قاطعيت در بيان اصول و مبانى دين ، امرى لازم و تكليفى واجب بر رهبران اسلامى

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 15

15- وظيفه همه انبياى الهى ، تنها ابلاغ پيام خداوند به صورت روشن و صريح بوده است و نه اجبار مردم به قبول آن .

فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 3،4

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار به كارگيرى مفاهيم روشن و صريح در تبليغ دين

فإنما عليك البلغ المبين

«بلاغ» به معناى تبليغ و رساندن پيام است. توصيف آن به «المبين» (آشكار و روشنگر) بيانگر مطلب ياد شده است.

4- لزوم به كارگيرى مفاهيم و مطالب روشن و صريح ، در تبليغ دين

فإنما عليك البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 12

12- لزوم به كارگيرى بيان و شيوه قابل فهم براى مردم در تبليغ و هدايت

فإنّما يسّرنه بلسانك لتبشّر به المتّقين و تنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 22

22 - بيان صريح و قاطع مبانى دعوت به دين ، با نرمش در گفتار تنافى ندارد .

فقولا له قولاً ليّنًا . .. إنّا رسولا ربّك فأرسل ... و لاتعذّبهم ... والسلم على

خداوند در آيات پيشين، موسى و هارون(ع) را به گفتارى نرم با فرعون فرمان داد. دراين آيات نيز آنچه را بايد بگويند مطرح كرد. گفتنى است كه در مجموعه پيام ها براى فرعون، عقايد اساسى و بشارت و انذار وجود دارد. بنابراين مراد از نرمى گفتار، حذف آرمان ها و سانسور عقايد نيست; بلكه شيوه بيان و برخورد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 6

6 - لزوم به كارگيرى صراحت ، روشنى و گويايى سخن ، در تبليغ و هدايت خلق

نزل . .. بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 12

12 - شايسته است كه در تبليغ دين ، شفاف و روشن بيان شود .

و إنّما أنا نذير مبين

270- ظاهرسازى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 8

8 - دعوت مردم به دين ، بايد بدون تكلف و ظاهرسازى باشد .

و ما أنا من المتكلّفين

271- ظلم تبليغ باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 14

14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون

272- عصمت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 4

4- امتنان خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر مصون داشتن او از كمترين لغزش در انجام رسالت خويش

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 193 - 3

3 - امانت ، داراى نقش محورى در ابلاغ و رساندن پيام وحى

نزل به الروح الأمين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مهم ترين صفتى كه خداوند براى حامل وحى بيان داشته، امانت او است.

273- عصمت در تبليغ وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 28 - 2

2 - پيامبران ، معصوم و مصون از خطا در ابلاغ كامل پيام هاى الهى به مردم

ليعلم أن قد أبلغوا رسلت ربّهم

274- عفو در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 6

6- تبليغ دين و هدايت مردمان ، پيامدار اذيت و آزار دشمنان و نيازمند مقاومت ، شكيبايى و گذشت است .

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم ... و لئن صبرتم لهو خير للصبرين

275- علم در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 3

3 - آگاهى و توانايى ، دو شرط لازم در ارشاد مردم

سنقرئك . .. نيسّرك ... فذكّر

276- عواطف در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 5

5 - هود با برانگيختن عواطف قومى مردم ، دعوت خويش را آغاز كرد .

قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 10

10- لزوم توجه به جنبه هاى عقلى ، برهانى ، عاطفى و احساسى انسان در امر تبليغ دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به معناى لغوى «حكمت» و «موعظة» است: حكمت; يعنى، دستيابى به حق در پرتو علم و عقل و موعظة; يعنى، تذكر به خير آن گونه كه باعث رقّت قلب شود (مفردات راغب).

277- عوامل استقامت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 68 - 5

5 - اعتقاد راسخ هود به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى

و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى

278- عوامل تأثير تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 6

6 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردمان ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

279- عوامل مؤثر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 14

14 - تكيه بر موضوع قيامت و توجه دادن به مسائل آن، عنصرى اساسى و سازنده در تبليغ

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 10

10 - انتظار پاداش از مردم در قبال تبليغ دين، آفت و مانعى مهم در راه تحقق اهداف آن است.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 15

15 - آرايش و پيرايش گفته ها و نوشته ها و تبليغات داراى نقشى مؤثر

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 4

4 - گويابودن زبان و روان بودن سخن ، داراى نقشى مؤثر در ارشاد و تبلغ دين است .

واحلل عقدة من لسانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 8

8 - گفتار همراه با ملاطفت و مهر در تبليغ ، زمينه بيشترى براى تأثير است .

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

«لعلّ» در كلام خداوند، به معناى اميدوارى او نيست; بلكه مراد اين است كه هر شخصى كه آن شيوه گفت وگو را ببيند، اميدوار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 10،11

10 - تأثير سازنده اخلاص و نداشتن چشم داشت مادى ، در تبليغ دين و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً

11 - تأثير سازنده آگاهى و پيمودن راه دين ، در تبليغات دينى و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

مقصود از جمله «و هم مهتدون» (آنان ره يافته اند) اين است كه پيامبران، راه دين را شناخته و آن را پيموده اند و طبيعى است كسانى كه راه دين را پيموده باشند، در تبليغ دين موفق تر خواهند بود و مردم نيز دعوت آنان را بهتر خواهند پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 5

5 - نقش اساسى اخلاق نيك مبلغان و رهبران دينى ، در تأثيرگذارى بر ديگران

و من أحسن قولاً . .. ادفع بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 11

11 - لزوم تبليغ دين ، بدون چشمداشت مادى

قل لا أسئلكم عليه أجرًا

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مكلف شده است كه مطالبه اجر و مزد نكند، چنين بر مى آيد كه مبلغان الهى نبايد اجر و پاداش مادى را هدف خويش قرار دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 8

8 - پيام هاى دينى ، اگر با زبانى فصيح و قالبى متناسب ارائه شود ، ذهن و انديشه انسان ها را به خود جذب مى كند .

إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

اين نكته كه قرآن به واسطه فصاحتش، زمينه تعقل و جذب اذهان را فراهم مى كند، نشانگر آن است كه اگر پيام هاى دينى، اين ويژگى را داشته باشند، در جذب مخاطب موفق خواهند بود.

280- فرجام تبليغ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8

8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار

281- فرصت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 7

7 - لزوم بهره گيرى از هر فرصت مناسب براى تبليغ دين الهى

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 17

17- ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 10

10 - بهره گرفتن مؤمن آل فرعون از افكار عمومى مردم ، عليه تصميم فرعون بر قتل موسى ( ع )

يقوم لكم الملك اليوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا

صحبت مكرر مؤمن آل فرعون با مردم - على رغم آن كه موسى(ع) مورد تهديد شخص فرعون بود - مى تواند از نكته ياد شده حكايت كند.

282- فرهنگ مردم در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 8

8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم

اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.

283- فصاحت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 2

2 - روشنى بيان در ارائه حقايق و معارف ، از ويژگى هاى لازم براى تبليغ

قرءانًا عربيًّا و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 195 - 6

6 - لزوم به كارگيرى صراحت ، روشنى و گويايى سخن ، در تبليغ و هدايت خلق

نزل . .. بلسان عربىّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 17 - 6

6 - لزوم به كارگيرى مفاهيم و مطالب روشن ، رسا و بى ابهام در تبليغ دين

و ما علينا إلاّ البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 8

8 - پيام هاى دينى ، اگر با زبانى فصيح و قالبى متناسب ارائه شود ، ذهن و انديشه انسان ها را به خود جذب مى كند .

إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون

اين نكته كه قرآن به واسطه فصاحتش، زمينه تعقل و جذب اذهان را فراهم مى كند، نشانگر آن است كه اگر پيام هاى دينى، اين ويژگى را داشته باشند، در جذب مخاطب موفق خواهند بود.

284- فلسفه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 17

17 - هدف از تبليغ و انذار جامعه ، دور داشتن آن از فساد و تباهى است .

و لينذروا . .. لعلهم يحذرون

285- فوايد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 5

5 - لزوم موعظه و ارشاد مردم ، مشروط به سودمند بودن آن است .

فذكّر إن نفعت الذكرى

«ذكرى» اسم مصدر براى «تذكير» است (قاموس)، اين كلمه نسبت به كلمه «ذكر»، مبالغه بيشترى دارد. (مفردات) حرف «ان» يا براى اشتراط حقيقى به كار رفته است و يا مراد از آن تشكيك است. برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است. گفتنى است كه مراد از «نفع» در آيه شريفه، اعم از اتمام حجت است; بنابراين تذكرى كه اتمام حجت باشد داراى نفع بوده و فرمان «ذكّر» شامل آن مى شود; ولى در مورد كسانى كه بر آنان اتمام حجت شده، شرط وجوب موعظه، تأثيرگذار بودن آن است.

286- قاطعيت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 11

11 - در تبليغ توحيد و مبارزه با عقايد شرك آلود بايد صريح و قاطع بود.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 6

6- مبلغان دين ، بايد با توكل بر خدا و وانهادن امور خويش به خداوند ، از مخالفان دين نهراسند و وظيفه خويش را قاطعانه به انجام رسانند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 5

5- صراحت و قاطعيت در بيان اصول و مبانى دين ، امرى لازم و تكليفى واجب بر رهبران اسلامى

فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 22

22 - بيان صريح و قاطع مبانى دعوت به دين ، با نرمش در گفتار تنافى ندارد .

فقولا له قولاً ليّنًا . .. إنّا رسولا ربّك فأرسل ... و لاتعذّبهم ... والسلم على

خداوند در آيات پيشين، موسى و هارون(ع) را به گفتارى نرم با فرعون فرمان داد. دراين آيات نيز آنچه را بايد بگويند مطرح كرد. گفتنى است كه در مجموعه پيام ها براى فرعون، عقايد اساسى و بشارت و انذار وجود دارد. بنابراين مراد از نرمى گفتار، حذف آرمان ها و سانسور عقايد نيست; بلكه شيوه بيان و برخورد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام قاطعانه موضع استوار خويش مبنى بر توحيد و نفى شرك

إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هذه البلدة

287- قدرت در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 3

3 - آگاهى و توانايى ، دو شرط لازم در ارشاد مردم

سنقرئك . .. نيسّرك ... فذكّر

288- لالى معرضان از تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 22 - 2

2 - آنان كه حقايق دينى را ناشنيده گيرند ، كرند و آنان كه حقايق دينى را بازگو نكنند ، لالند و آنان كه معارف الهى را درك نكنند ، فاقد عقلند .

إن شر الدواب عند اللّه الصم البكم الذين لايعقلون

289- مبلغان و مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 4

4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون

از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 3

3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .

و ما تسئلهم عليه من أجر

290- مجادله احسن در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 6،15

6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.

15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .

اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى

291- مجادله در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 46 - 4

4 - مبلِّغان دينى ، شايسته است كه در گفتار و مجادله اعتقادى با ديگران ، بهترين شيوه را انتخاب كنند .

و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن

292- مجانى بودن تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 8

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اعلام مزد نخواستن از مردم در قبال تبليغ رسالت و انجام مسؤوليت خويش است.

قل لاأسئلكم عليه أجرا

293- محبت درتبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 3

3 - لازم است كه تبليغ معارف دين ، به محبّت و تحريك احساس و عاطفه مخاطب آميخته گردد .

يبنىّ إنّها إن تك

294- محدوده تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 1

1 - مسؤوليت تبليغ و دعوت انبياى الهى، تنها در محدوده بشارت و انذار

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

295- محمد(صلی الله علیه و آله) و آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 7،9،11،19،20

7 - انجام وظيفه رسالت الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو ابلاغ پيام ويژه خداوند ( اعلام ولايت على ( ع ) ) به مردم

بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

9 - ابلاغ پيام ويژه الهى در آيه تبليغ ، در گرو انتخاب شيوه اى عملى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انجام آن

بلغ . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

تعبير قرآن در جمله «و ان لم تفعل» به جاى «و ان لم تبلغ» و يا «و الا . ..» مى رساند كه آن پيام، پيامى بوده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه داشت آن را عملا به مردم ابلاغ كند و مجرد گفتن كفايت نمى كرده است، چنانچه آن حضرت در غدير خم با معرفى على(ع) وى را براى امامت نصب كرد.

11 - احساس خطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه برخى مردم جهت انجام رسالت ويژه خويش ( ابلاغ ولايت على ( ع ) )

بلغ ما أنزل . .. و اللّه يعصمك من الناس

19 - اعلام ولايت على ( ع ) در روز غدير خم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) به امر خداوند

يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك

امام باقر(ع): . .. فاوحى اللّه عزوجل اليه «يايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ...» ... فقام بولاية على(ع) يوم غدير خم ... .


كافى، ج 1، ص 289، ح 4; نورالثقلين، ج 1، ص 652، ح 291.

20 - اعلان نكردن ولايت على ( ع ) از سوى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) موجب حبط عمل آن حضرت

و إن لم تفعل فما بلغت رسالته

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه بعد از خواندن آيه فوق خطاب به على(ع) فرمود: و لو لم ابلغ ما امرت به من ولايتك لحبط عملى . .. .


امالى صدوق، ص 400، ح 13، مجلس 74; نورالثقلين، ج 1، ص 654، ح 296.

296- محمد(صلی الله علیه و آله) و تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) كمترين مزدى براى ابلاغ قرآن و تعاليم وحى درخواست نمى كرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر

«سؤال» و مشتقات آن هرگاه بدون حرف «عن» متعدى شوند - چنان چه در آيه شريفه اين گونه است - به معناى مطالبه و درخواست خواهند بود. كلمه «أجر» نكره و پس از نفى واقع شده و لذا دلالت بر عموم دارد و كمترين مزد را نيز شامل مى شود. «من» زايده نيز اين معنا را تأكيد مى كند.

297- مخالفان آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 15

15 - منكران و مخالفان پيام ويژه خداوند در « آيه تبليغ » ، مردمانى كافر

بلغ ما أنزل إليك . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

از مصاديق مورد نظر براى كافران - به قرينه صدر آيه - كسانى هستند كه آن پيام ويژه را كه به منزله تمامى رسالت الهى است، منكر شوند.

298- مراحل تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 7

7 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تدريجى و داراى مراحل متعدد

لتنذر أُمّ القرى و من حولها

بنابراين كه مراد از «من حولها» تنها اطراف مكه باشد و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز بدون ترديد همگانى بوده است، مى توان استفاده كرد كه اين ناظر به يكى از مراحل دعوت آن حضرت مى باشد.

299- مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 3

3 - مزد طلبى از مردم در برابر تبليغ دين ، زمينه ساز روى گردانى آنان از پذيرش آن

أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون

300- مزد تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 1،2

1 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، مردم را به پيروى از رسولانى ره يافته - كه هيچ مزدى در ابلاغ رسالت خويش نمى خواستند - فراخوانده بود .

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

2 - اخلاص و مزد نخواستن در ابلاغ رسالت و ره يافته بودن ، دليل لزوم پيروى از پيامبران در ديدگاه مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار )

اتّبعوا المرسلين . اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

جمله «اتّبعوا من لايسئلكم أجراً. ..» تأكيد براى جمله «اتّبعوا المرسلين» در آيه پيش و نيز در مقام تعليل براى آن جمله است.

301- مزد تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 104 - 3،6،7

3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .

و ما تسئلهم عليه من أجر

6- تبليغ قرآن نبايد وسيله درآمد هاى مادى قرار گيرد .

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعلمين

حصر در جمله «إن هو . ..» حصر اضافى و نسبى است كه به قرينه جمله «و ما تسئلهم ...» مى توان گفت: مقصود اين است كه قرآن را خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد تا حقايق آن را به مردم بياموزد و ابلاغ كند نه اينكه آن را وسيله كسب معاش قرار دهد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز همين گونه عمل كرد (ما تسئلهم ...).

7- اختصاص نداشتن قرآن به مردم عصر بعثت ، از دلايل شايسته نبودن درخواست مزد از ايشان در قبال ابلاغ آن

و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعلمين

برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط ميان «دريافت نكردن مزد رسالت» و «جهانى بودن قرآن» است ; يعنى ، چون قرآن براى همه مردم و براى همه عصرهاست ، شايسته نيست مزد آن از گروه و طايفه اى خاص گرفته شود.

302- مزد تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 1

1 - تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رايگان و بدون كمترين توقع اجر و مزد از مردم

أم تسئلهم أجرًا

303- مشكلات تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 76 - 4

4 - رسالت الهى و تبليغ دين ، مشكلات اندوه بارى را در پى دارد .

و نجّينه و أهله من الكرب العظيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ياد داستان نوح(ع)، به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت است كه در مكه، با انواع مشكلات اندوه بار ايجاد شده از سوى كافران و مشركان، روبه رو بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 5

5 - رسالت الهى و تبليغ دين ، مشكلات اندوه بارى در پى دارد .

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه بيان داستان موسى و هارون (عليهماالسلام) و مشكلات آنان به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت است كه در مكه با انواع مشكلات اندوه بار از سوى كافران و مشركان رو به رو بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 7

7 - تبليغ پيام الهى ، نيازمند تحمل دشوارى ها و مشكلات

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 5

5 - تبليغ دين ، همراه با مشكلات انبوه و نيازمند استقامت و پايدارى

فادع و استقم كما أمرت

304- مشكلات تبليغ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 4

4 - تبليغ و اجراى تعاليم قرآن ، پيامددار سختى ها و مشكلات

فاصبر لحكم ربّك

305- مصلحان و مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 4

4- مطالبه نكردن پاداش از مردم ، به خاطر تبليغ حقايق و معارف الهى ، نشانه صداقت مبلغان و مصلحان است .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا . .. أفلاتعقلون

از آن جا كه هدف مدعيان دروغين ، رسيدن به منافع مادى و مال و منال دنيوى است ، مى توان گفت: حضرت هود(ع) با جمله «لاأسئلكم» اشاره به دليل و نشانه صداقت خويش دارد.

306- مصلحت انديشى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 14

14 - كليه حقايق و معارف كتب آسمانى به دور از مصلحت انديشيهاى شخصى بايد براى مردم تبيين شود.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

مذمت عالمان يهود بر گزينشى عمل كردن در ميان حقايق تورات، گوشزد به همه حاملان كتب آسمانى است كه در تبيين و تفسير آنها نبايد منافع خويش را در نظر گرفت، بلكه بايد همه آنها را براى مردم تبيين كرد.

307- مكان تبليغ يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 4

4 - محل تبليغ و رسالت يونس پيامبر ( ع ) ، به دريا نزديك بود . *

إذ أبق إلى الفلك المشحون

308- مكان در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 4

4 - لزوم توجه به شرايط اجتماعى و زمان و مكان و نيز رعايت خصوصيات و حالات شخصى مخاطبان ، به هنگام تبليغ ، تربيت و هدايت

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا . .. و أسررت لهم إسرارًا

از اين كه نوح(ع)، گاهى مردم را به صوربّ مخفى و گاهى علنى دعوت مى كرد و يا برخى از مردم را به شكل خصوصى و برخى ديگر را به صورت عمومى به سوى خداوند فرامى خواند; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

309- ممانعت از تبليغ ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 68 - 4

4- بت پرستان در جهت يارى به بت پرستى و جلوگيرى از نفوذ منطق ابراهيم ( ع ) ، از طرف گروهى براى كشتن آن حضرت تحريك شده بودند .

قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم

آهنگ جمله «إن كنتم فاعلين» (اگر بناست كارى بكنيد) نوعى تحريك است و ظاهر آيه اين است كه گويندگان (قالوا) و دستور دهندگان (حرّقوه و انصروا)، با شنوندگان و دستور گيرندگان دو گروه بودند و گروه اول دسته دوم را تحريك مى كردند. از اين رو برخى از مفسران، گروه اول را نمرود و عمال او دانسته اند.

310- ممانعت از تبليغ اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 2

2 - كافران ، متوقف كردن دعوت به اسلام و محدود ساختن آن را ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

و لو شئنا لبعثنا فى كلّ قرية نذيرًا . فلاتطع الكفرين

با توجه به معناى لغوى «طاعت» (عمل كردن به آنچه كه از انسان خواسته شده است) مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد; زيرا آنچه كه كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند - با توجه به آيه قبل كه سخن از جهانى بودن رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) بود و آيه شريفه متفرع بر آن شده (فلاتطع الكافرين) - مى تواند توقف و محدود شدن رسالت باشد.

311- ممانعت از تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 15

15- اقوام كفرپيشه ، با مشاهده دلايل روشن انبيا ، تلاش گسترده اى به عمل آوردند تا آنان را به سكوت وادارند و مانع تبليغشان شوند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه فاعل «ردّوا» اقوام ياد شده و مرجع ضمير «أيديهم» انبيا و يا اقوام و مرجع ضمير «أفواههم»انبيا باشد. در اين صورت به معناى اين خواهد بود كه: آن اقوام دستان انبيا يا دستان خود را بر دهان انبيا مى گذاشتند.

312- ممانعت از تبليغ تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 2

2 - تكذيب فرمان هاى متقى پرور ، ناروا است .

أو أمر بالتّقوى . أرءيت إن كذّب ... كلاّ

313- ممانعت از تبليغ دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 6

6 - برطرف ساختن سوژه هاى تبليغاتى دشمنان اسلام ، از وظايف ضرورى مسلمانان است .

لئلا يكون للناس عليكم حجة

314- ممانعت از تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 2

2 - ايستادگى و مقاومت شديد مشركان در برابر دعوت و هدايت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا لولا أن صبرنا عليها

315- منفعت طلبى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 9

9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

و نصحت لكم

316- منكران آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 15

15 - منكران و مخالفان پيام ويژه خداوند در « آيه تبليغ » ، مردمانى كافر

بلغ ما أنزل إليك . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

از مصاديق مورد نظر براى كافران - به قرينه صدر آيه - كسانى هستند كه آن پيام ويژه را كه به منزله تمامى رسالت الهى است، منكر شوند.

317- موانع تأثير تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 5

5- جمود بر روش واحد تبليغى ، فاقد كارآيى لازم در هدايت همگان

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم

فرمان الهى به استفاده از روشهاى گوناگون (برهان، موعظه و جدال احسن) نشانگر عدم كفايت يك روش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 46 - 2

2 - درخواست مزد و پاداش در قبال هدايت و تبليغ دين ، از موانع تأثيرگذارى و موفقيت آن

أم تسئلهم أجرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان علّت هاى نپذيرفتن اسلام از سوى كافران است.

318- موانع تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 18

18 - انديشه تأمين معاش ، نبايد مانع انجام عبادت و تبليغ گردد .

وأمر بأهلك بالصلوة واصطبر عليها . .. نحن نرزقك

319- موانع تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 3

3 - مخالفت هاى كافران با پيام وحى و تأخير كيفر دنيايى آنان ، نبايستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را در تبلغ دين سست گرداند .

فإمّا نذهبنّ . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك

از تفريع اين آيه بر آيات پيشين - كه مسأله اعراض كافران از وحى و كيفر آنان را مطرح كرده بود - مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 29 - 2

2 - دنيامدارى و پندارگرايى ، مانع اصلى نفوذ تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشركان

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ ... فأعرض عن من تولّى

از فاى تفريع در «فأعرض»، استفاده مى شود كه بى اعتقادى مشركان به آخرت و نيز اتكاى آنان بر حدس و گمان، موجب شده بود كه آنان قابليت خود را براى تأثيرپذيرى از رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از دست بدهند.

320- موانع تبليغ موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 5

5 - تمركز اقتدار در شخص فرعون ، مانع تلاش و تبليغ موسى ( ع ) در ميان توده ها *

و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون

با اين كه پيامبران به سوى توده هاى مردم، مبعوث شده اند، موسى(ع)، در نخستين مأموريت، به سوى فرعون فرستاده شد. از اين نكته مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

321- موانع تبليغ مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 3

3 - مخالفت هاى كافران با پيام وحى و تأخير كيفر دنيايى آنان ، نبايستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را در تبلغ دين سست گرداند .

فإمّا نذهبنّ . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك

از تفريع اين آيه بر آيات پيشين - كه مسأله اعراض كافران از وحى و كيفر آنان را مطرح كرده بود - مطلب ياد شده استفاده مى شود.

322- موعظه در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 9

9 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم و نصايح خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .

و نصحت لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 6،15

6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن

امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.

15- بهره گيرى از حكمت ، موعظه نيكو و جدل بهترين در تبليغ دين ، روشى ابراهيمى است .

اتّبع ملّة إبرهيم . .. ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 136 - 5

5 - موعظه و پنددهى ، روش تبليغى حضرت هود ( ع ) در ارتباط با قوم عاد

قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين

323- موقعيت شناسى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 7،8

7 - لزوم توجه و دقت در انتخاب زمان و مكان مناسب براى تبليغ دين

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

حسن انتخاب موسى(ع) در مورد روز مقابله و نيز مكان و ديگر شرايط، درسى است براى همه مبلغان، كه در تبليغ، بايد موقعيت زمانى و مكانى را به دقت سنجيده و بهترين شرايط را براى آن انتخاب كنند.

8 - توجه به شرايط روحى مردم و آمادگى آنان ، از ضرورت هاى كار تبليغ است .

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

324- مهربانى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 2

2 - برخورد عاطفى با مردم در دعوت به حق و تبليغ ، امرى پسنديده است .

و قال موسى يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 39 - 5

5- مبلغان دينى ، بايد از سر مهربانى و با ملاطفت ، مردمان را به دين فراخوانند .

يصحبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 10

10- لزوم به كارگيرى ملاطفت و رعايت ادب همراه با استدلال هاى منطقى در گفتوگو هاى عقيدتى و دعوت به توحيد

يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

حضرت ابراهيم(ع) آزر را با تعبير (اى پدر من) مورد خطاب قرار داد كه در آن ملاطفت و مهرورزى وجود دارد. جملات بعدى نيز كه در مقام استدلال بيان گرديده، همگى داراى مقدمات روشن و نتايج منطقى است. از روش برخورد ابراهيم(ع) مى توان نتيجه گرفت كه در برخوردهاى عقيدتى، اين دو ركن بايد ملاحظه گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 9

9- لزوم برخورد محبت آميز و مؤدبانه در مقام ارشاد و تبليغ

يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 13

13 - داشتن ملاطفت و برخورد محبت آميز ، روشى پسنديده و بايسته در تبليغِ دين و برخورد با افراد خاطى و گناه كار

قال يقوم اتّبعوا المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 2 - 2

2 - دعوت و برخورد از سر مهربانى و شفقت ، مؤثّر در هدايت و اصلاح جامعه

قال يقوم

325- نرمى سخن در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 7،8

7 - لزوم نرمش در گفتار و در پيش گرفتن روش هاى ملاطفت آميز در تبليغ دين ، حتى در مورد سركش ترين مردم

فقولا له قولاً ليّنًا

8 - گفتار همراه با ملاطفت و مهر در تبليغ ، زمينه بيشترى براى تأثير است .

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

«لعلّ» در كلام خداوند، به معناى اميدوارى او نيست; بلكه مراد اين است كه هر شخصى كه آن شيوه گفت وگو را ببيند، اميدوار خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 22

22 - بيان صريح و قاطع مبانى دعوت به دين ، با نرمش در گفتار تنافى ندارد .

فقولا له قولاً ليّنًا . .. إنّا رسولا ربّك فأرسل ... و لاتعذّبهم ... والسلم على

خداوند در آيات پيشين، موسى و هارون(ع) را به گفتارى نرم با فرعون فرمان داد. دراين آيات نيز آنچه را بايد بگويند مطرح كرد. گفتنى است كه در مجموعه پيام ها براى فرعون، عقايد اساسى و بشارت و انذار وجود دارد. بنابراين مراد از نرمى گفتار، حذف آرمان ها و سانسور عقايد نيست; بلكه شيوه بيان و برخورد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 11

11 - نرمش در گفتار ، حتى با سركشان ، از شيوه هاى پسنديده در تبليغ و ارشاد مردم

فقل هل لك إلى أن تزكّى

طرح استفهام در آغاز سخن، نوعى نرمش در لحن كلام است.

326- نفى باطل در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 14

14 - در تبليغ ، تنها ، به نفى باطل نبايد پرداخت ، بلكه بايد راه درست را نيز معرفى كرد .

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق و اعبدو

327- نقش تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 17

17- برخى از مردم ، على رغم كاربرد تمامى روش هاى مناسب تبليغى ، هدايت نمى شوند ، هر چند هادى و مبلغ پيامبر باشد .

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة . .. إن ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهت

328- وجوب تبليغ دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 8

8 - حرمت كتمان حقايق كتب آسمانى و وجوب اظهار معارف دينى

و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 7

7 - تفقه در دين و شناخت عميق و تبليغ و نشر آن ، از واجبات كفايى است .

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم

329- وضوح تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 70 - 9

9 - لزوم استفاده از روش هاى روشن و بى ابهام ، در تبليغ و هدايت توده ها

أنّما أنا نذير مبين

330- وضوح تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 4

4 - ابلاغ روشن و بدون ابهام پيام هاى الهى به مردم ، تكليف پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فإنّما على رسولنا البلغ المبين

331- وضوح تبليغ نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 2 - 5

5 - محتواى رسالت نوح ( ع ) و دلايل صدق آن ، روشن و قابل فهم براى همگان

إنّى لكم نذير مبين

332- وقت شناسى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 90 - 17

17- ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم

أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر

333- ويژگيهاى تبليغ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 4

4 - كار و تبليغ ، آميخته به يكديگر در زندگى پيامبران

أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه حضرت نوح(ع) شخصاً مأمور ساختن كشتى شد.

334- ويژگيهاى تبليغ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 6

6 - گيرايى و جذابيت شديد سخنان پيامبر اسلام و دعوت او براى مردم

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر

شاعر دانستن پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، گوياى جذابيت سخنان آن حضرت است.

335- هشدار در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 5

5- هشدار و انذار و يا توسل به قدرت در مسير احقاق حق و پياده كردن دين ، بايد پس از اتمام حجت و بيان حقايق دينى باشد .

و ما أرسلنك إلاّ رحمة للعلمين . .. قل إنّما يوحى إلىّ ... فهل أنتم مسلمون . فإ

336- همزبانى در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 198 - 3

3 - سخن گفتن به زبان ملى هر جامعه اى ، بهترين و مؤثرترين روش تبليغ و هدايت آن جامعه

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين

337- هنر در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 7

7- بهره جستن از هنر نمايش در تبليغ دين ، راهى شايسته و موفق

فجعلهم جذذًا إلاّكبيرًا لهم . .. قال بل فعله كبيرهم هذا فسلوهم ...فقالوا إنّكم

از اين كه حضرت ابراهيم(ع) در تبليغ توحيد، از هنر تجسمى و صحنه نمايش بهره گرفت و به هدف خود دست يافت، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

338- هود(ع) و مزد تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 1

1- هود ( ع ) ، به مردم خويش اعلام كرد كه در برابر ابلاغ رسالت كمترين مزدى از آنان نخواهد خواست .

يقوم لاأسئلكم عليه أجرًا

15- تثليث

1- اجتناب از تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 21،26

21 - اهل كتاب ، مأمور به ايمان به خدا و پيامبران و پرهيز از سه گانه پرستى ( تثليث )

ياهل الكتب . .. فامنوا باللّه و رسله و لاتقولوا ثلثة

26 - خير و سعادت مسيحيان در گرو پرهيز از تثليث و سه گانه پرستى

ياهل الكتب . .. و لاتقولوا ثلثة انتهوا خيراً لكم

در برداشت فوق كلمه «خيراً» خبر براى فعل محذوف (يكن) گرفته شده است و جمله با تقدير آن چنين است: «انتهوا ان تنتهوا يكن خيراً لكم».

2- اصرار بر تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 20

20 - اصرار مسيحيان بر تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) على رغم استدلال هاى روشن قرآن بر بطلان عقيده آنان

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

«يوفكون» از مصدر «افك» به معناى بازگرداندن است. و «انى» به معناى كجا و چگونه است، بنابراين جمله «انظر انى يوفكون» يعنى بنگر آنان - على رغم بيان دلايلى روشن بر واهى بودن تثليث و الوهيت مسيح(ع) - چگونه از حق منحرف مى شوند و به كجا نگون مى گردند.

3- بطلان تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 18

18 - استدلال هاى قرآن بر وحدانيت خداوند و بطلان تثليث بسيار روشن و سزاوار تأمل

ما المسيح . .. انظر كيف نبين لهم الايت

الف و لام در «الايت» براى عهد و اشاره به استدلالهايى است كه در آيه آمده است.

4- تثليث در الوهيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 1

1 - گروهى از نصارا معتقد به تثليت در الوهيت

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة

كلمه «ثالث ثلثة» به معناى يكى از سه تا مى باشد و مراد از آن «اللّه»، «مسيح» و «روح القدس» است و چون براى مسيح و روح القدس، الوهيت قائل بودند، معناى «اللّه ثالث ثلثة» اين مى شود كه خداوند، يكى از سه اقنومى است كه داراى الوهيت مى باشد و از اين اعتقاد به تثليث تعبير مى شود.

5- تثليث در مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 13

13 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه « اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللّه و المسيح بن مريم » روايت شده است : « اما المسيح فعصوه و عظموه فى أنفسهم حتى زعموا انه اله و انه ابن اللّه و طائفة منهم قالوا ثالث ثلاثة و طائفة منهم قالوا هو اللّه . . . ;

اما مسيح را نافرمانى كردند او را در انديشه خود تا آن جا بزرگ دانستند كه گمان كردند او معبود و فرزند خداست و گروهى از آنان گفتند: وى يكى از سه معبود است و گروهى گفتند: او خداست . .. ».

6- شرك عقيده به تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 8

8 - اعتقاد به تثليث على رغم آگاهى به شرك آميز بودن آن ، موجب عذاب دردناك در قيامت

ان لم ينتهوا عما يقولون ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم

7- عقيده به تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 23،24،25،30،32

23 - مسيحيان معتقد به تثليث ، غلو كنندگان در دين هستند .

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتقولوا ثلثة

24 - اعتقاد به تثليث ، اعتقاد و سخنى نابحق درباره خداوند

و لاتقولوا على اللّه الا الحق . .. و لاتقولوا ثلثة

جمله «و لاتقولوا ثلثة» مى تواند مصداق مورد نظر براى سخن نابحق بر خداوند باشد.

25 - ناسازگارى ايمان به پيامبران با عقيده تثليث

ياهل الكتب . .. فامنوا باللّه و رسله و لاتقولوا ثلثة

جمله «و لاتقولوا ثلثة» به منزله بيان و توضيحى است براى جمله «ءامنوا باللّه و رسله».

30 - ناسازگارى اعتقاد به تثليث با اعتقاد به خدا و يگانگى او ( توحيد )

فامنوا باللّه و رسله و لاتقولوا ثلثة . .. انما اللّه اله وحد

32 - اعتقاد به تثليث ، شرك است .

و لاتقولوا ثلثة . .. انما اللّه اله وحد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 6،9

6 - دعوت خداوند از مشركان و قائلان به تثليث جهت گرايش به توحيد و يكتاپرستى

ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون

9 - برخى از معتقدان به تثليث به خاطر ناآگاهى از شرك آميز بودن آن ، نه كافرند و نه مشرك .

ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم

ظاهراً ضمير در «منهم» به معتقدان به تثليث بازگشت مى كند. بر اين مبنا قائلان به تثليث به دليل كلمه «منهم» به دو دسته تقسيم مى شوند: كافر و غير كافر و مى توان گفت منشأ اين تفاوت علم و آگاهى آنان نسبت به معناى تثليث و جهل به آن است ; يعنى آنانكه نمى دانند اعتقاد به تثليث با توحيد در الوهيت ناسازگار است، محكوم به كفر نيستند و به عذاب دردناك گرفتار نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 1،2

1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا

افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و

استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.

2 - مسيحيان به خاطر پافشارى به عقايد باطل خويش ( الوهيت مسيح ( ع ) و تثليث ) مورد توبيخ خداوند

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. افلا يتوبون إلى اللّه

استفهام توبيخى در «افلا يتوبون . ..» براى سرزنش مسيحيان بر ترك توبه و استغفار از عقايد كفرآميز بكار رفته است.

8- كفر عقيده به تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 2

2 - معتقدان به تثليث بدون هيچ ترديد ، مردمى كافرند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة

9- كيفر عقيده به تثليث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 7

7 - عذاب دردناك در انتظار معتقدان به تثليث

ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم

16- تجارت

1- آثار تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 29 - 4

4 - تجارت ، از اسباب نقل و انتقال مشروع اموال

الّا ان تكون تجارة عن تراض منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 7

7 - تجارت و داد و ستد اقتصادى ، زمينه اى بس خطرناك براى غفلت از ياد خدا و انجام تكاليف الهى

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

2- احكام تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 1

1- منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .

بقيّت الله خير لكم

سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.

3- اهميت تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 48

48 - قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : ما من جالب يجلب طعاماً إلى بلد من بلاد المسلمين فيبيعه بسِعْر يومه إلاّ كانت منزلتُه عنداللّه منزلةَ الشّهيد ، ثمّ قرء رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : « و ءاخرون يضربون فى الأرض يبتغون من فضل اللّه و ءاخرون يقاتلون فى سبيل اللّه » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هيچ نقل دهنده كالايى نيست كه طعامى را به شهرى از شهرهاى مسلمانان انتقال دهد و آن را به قيمت روزش بفروشد; مگر اين كه مقام و منزلتش نزد خداوند، مقام و منزلت شهيد است. سپس آيه «و آخرون يضربون فى الأرض يبتغون من فضل اللّه و آخرون يقاتلون فى سبيل اللّه» را قرائت فرمود».

4- بشارت تجارت بى زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 29 - 12

12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل

«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).

5- تاريخ تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 2 - 2

2 - سابقه ديرينه تجارت و سنجش كالا با پيمانه

اكتالوا

6- تجارت بى ارزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 9

9 - تلاش اقتصادى و داد و ستدِ بازدارنده آدمى از ياد خدا ، پوچ و بى ارزش است .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه

«تهليهم» از ماده «لهو» به معناى كار بيهوده و پوچ است. آمدن اين واژه به جاى واژه «منع» و «غفلت»، گوياى اين حقيقت است كه: تجارت و داد و ستدى كه انسان را از ياد خدا باز دارد، كارى بيهوده و بى ارزش است.

7- تجارت در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 15،23

15 - كسب مال و تجارت به هنگام سفر بسوى خانه خدا ، امرى مشروع و مجاز بر حاجيان و معتمران

ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم

چنانچه مراد از «فضلا» رزق و روزى و درآمدهاى مادى باشد، ابتغاء فضل به معناى كسب درآمد به وسيله تجارت و مانند آن است.

23 - لزوم برقرارى امنيت اقتصادى براى حجاج در ايام حج

لاتحلوا شعر اللّه . .. و لا ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم

از مصاديق مورد نظر براى حفظ حرمت راهيان حج، به قرينه «يبتغون فضلا من ربهم»، حفظ امنيت اقتصادى آنان است.

8- تجارت در عمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 15

15 - كسب مال و تجارت به هنگام سفر بسوى خانه خدا ، امرى مشروع و مجاز بر حاجيان و معتمران

ءآمين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم

چنانچه مراد از «فضلا» رزق و روزى و درآمدهاى مادى باشد، ابتغاء فضل به معناى كسب درآمد به وسيله تجارت و مانند آن است.

9- تجارت در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 16

16 - بازار تجارت در مكه ، در تمام فصول سال رونق داشت .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

با توجه به آمدن فعل مضارع (يجبى) - كه بيانگر استمرار است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

10- تجارت سودمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 11 - 6

6 - ايمان پايدار به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جهاد پيوسته و مستمر در راه خدا ، تجارتى بس سودمند و بزرگ

هل أدلّكم على تجرة . .. تؤمنون باللّه و رسوله و تجهدون فى سبيل اللّه

11- تجارت شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 19

19- شعيب ( ع ) در شهر مدين به داد و ستد و مبادلات اقتصادى اشتغال داشت . *

أوفوا المكيال و الميزان . .. و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه

شعيب(ع)، پس از تأكيد فراوان بر لزوم رعايت قسط و عدل در مبادلات و پرهيز از كم فروشى و اجحاف در معاملات، مى فرمايد: من هرگز به آنچه شما را از آن نهى كرده ام روى نخواهم آورد. اين سخن آن گاه جايگاهى مناسب دارد كه خود نيز به داد و ستد اشتغال داشته باشد.

12- تجارت مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 11 - 2

2 - نكوهش مسلمانان صدراسلام از سوى خداوند ، به خاطر ترك مصلاّ براى داد و ستد و يا تماشاى لهو و ر ها كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه

و إذا رأوا تجرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا

13- تجارت منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 3

3 - تجارت منافقان ( خريد ضلالت در قبال هدايت ) ، تجارتى فاقد هرگونه سود و منفعت

فما ربحت تجرتهم

14- تشويق به تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 21

21 - تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

يبتغون فضلا من ربهم

از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.

15- حلّيت منافع تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 1

1- منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .

بقيّت الله خير لكم

سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.

16- خيريت تجارت حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 4

4- خير بودن منافع حلال و تجارت هاى عادلانه و سعادت آفرينى معارف و احكام الهى ، از تعاليم شعيب ( ع ) به مردم خويش

يقوم . .. بقيّت الله خير لكم

17- سرزنش علاقه به تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 3

3 - مذمت خدا از دلبستگى به خويشاوندان و به مال و منال و دلواپسى براى تجارت و مسكن در صورتى كه مايه غفلت از خدا و رسول و جهاد در راه خدا شود .

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها و تجرة تخشون كسادها و مسكن ... أحب إلي

18- سود تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 20

20 - روزى و سود در تجارت ، به دست خداوند است . *

يبتغون فضلا من ربهم

«من» نشويه در «من ربهم» بيانگر آن است كه روزيها از جانب خداوند است.

19- عدالت در تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 1،2

1- منافع به دست آمده از كسب و تجارت عادلانه و بدون اجحاف ، منافعى حلال و نيكوست .

بقيّت الله خير لكم

سخن از مبادله و رعايت قسط در معاملات ، مى تواند قرينه بر اين باشد كه مراد از «بقيت» (باقى مانده) سودهايى باشد كه از معاملات و مبادلات عادلانه براى فروشندگان باقى مى ماند.

2- منافع حلال و به دست آمده از تجارت هاى عادلانه و خالى از ظلم و اجحاف ، عطاى الهى است .

بقيّت الله خير لكم

برداشت فوق ، از اضافه شدن «بقيّت» به «الله» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 10

10- عدالت در داد و ستد به ويژه در شرايط بحرانى و كمبود ، امرى نيكو و ارزشمند است .

ألا ترون أنى أُوفى الكيل

در آيه 62 (اجعلوا بضاعتهم . ..) معلوم مى شود كه يوسف(ع) سهميه افراد را در برابر بهاى آن پرداخت مى كرد. از اين رو در برداشتها ، معامله و داد و ستد آورده شد.

20- منافع تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 86 - 2

2- منافع حلال و به دست آمده از تجارت هاى عادلانه و خالى از ظلم و اجحاف ، عطاى الهى است .

بقيّت الله خير لكم

برداشت فوق ، از اضافه شدن «بقيّت» به «الله» استفاده مى شود.

21- ويژگيهاى تجارت اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،2

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

2 - هيچ داد و ستد و تجارتى ، مردمان والا مقام و الهى را از ياد خدا ، برپايى نماز و پرداخت زكات ، غافل نمى سازد .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة

والا مقامى و بزرگى در برداشت ياد شده، از تنوين «رجال» - كه براى تفخيم مى باشد - استفاده شده است و اين كه هيچ داد و ستدى از ياد خدا بازدارنده نيست، از نكره در سياق نفى - كه مفيد عموم مى باشد - به دست آمده است.

17- تجاوز

1- آثار تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 36

36 - تجاوزگرى و ارتكاب گناهان ، آدمى رابه سوى كفر گرايش داده و بر كشتن رهبران الهى بى پروا مى سازد .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 7

7 - بى تقوايى آدمى نسبت به حقوق ايتام ديگران ، زمينه ساز پايمال شدن حقوق يتيمان وى از سوى جامعه

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه

برداشت فوق را فرمايش امام صادق (ع) تأييد مى كند كه فرمود: يعنى ليخش ان اخلفه فى ذريّته كما صنع بهؤلاء اليتامى.


كافى، ج 5، ص 128، ح 1 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 238، ح 38.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 11،12

11 - گرفتارى كافران بنى اسرائيل به لعنت داود و عيسى ( ع ) ، برخاسته از عصيان پيشگى و تجاوزگرى آنان

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «لعنت» گرفته شده است.

12 - نافرمانى خدا و پيامبران و استمرار تجاوز به حدود الهى و حقوق مردمان ، موجب كفر و گرفتارى به لعنت الهى

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» علاوه بر اشاره به لعنت اشاره به كيفر نيز گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 10،15

10 - عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا

بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.

15 - عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، موجب سخط و غضب خداوند

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون عن منكر ... سخط اللّه عليهم

«ماقدمت لهم انفسهم» مى تواند اشاره به تمامى رفتارهاى ناروايى باشد كه در اين آيه و آيات قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در اين صورت «ان سخط اللّه» مضافى همانند موجبات در تقدير دارد يعنى «موجبات سخط اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 17

17 - كسى كه در راه سركشى و تجاوز به خوردن غذاهاى حرام نيازمند شود، اضطرار وى رفع حرمت نمى كند.

فمن اضطر غير باغ و لاعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 12

12 - حليت نخستين برخى از حيوانات و تحريم آن به واسطه تجاوزگرى بر يهوديان، خبرى راست و مطابق واقع از جانب خداوند است.

على الذين هادوا . .. ذلك جزينهم ببغيهم و إنا لصدقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 7،8

7 - زير پا نهادن حقوق خويشاوندى ، برخاسته از روح تجاوزپيشگى است .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

«أولئك» اشاره به مشركان است با اوصافى كه براى آنان ذكر شده است و از جمله آنهاست وصف «لا يرقبون . .. » يعنى، اينان كه نه به رعايت حقوق خويشاوندى و نه به عهد و پيمان ملتزمند، مردمانى تجاوزپيشه اند.

8 - شكستن پيمان و عدم التزام به آن ، برخاسته از روح تجاوزپيشگى است .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 10

10 - ثبوت و رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آدمى ، موجب مهر شدن قلب و هدايت ناپذيرى است .

فما كانوا ليؤمنوا . .. كذلك نطبع على قلوب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 13 - 3

3 - روحيه فسق و تجاوزگرى ، زمينه ساز مقاومت انسان در برابر آيات روشن الهى و حقايق آشكار

إنّهم كانوا قومًا فسقين . فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة قالوا هذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 11،12

11 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب محروميت از درك صحيح حقايق الهى و مانع از پذيرش آن مى شود .

كذلك يضلّ اللّه . .. كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار

12 - تكبر و تجاوزگرى ، موجب پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و ستيزه جويى با آيات الهى ( تعاليم دين ) است .

من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار» درصدد بيان علت اسراف و ترديد در حق و جدال در آيات الهى باشد (كه در آيه پيش و صدر اين آيه، مورد بحث قرار گرفته است).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 4

4 - خوى تجاوزگرى و فزونى طلبى ، سرچشمه اصلى دسته بندى هاى مذهبى و فرقه گرايى

و ما تفرّقوا إلاّ . .. بغيًا بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 5

5 - ذلت و خوارى ظالمان در قيامت ، پيامد خوى تجاوزگرى و توسعه طلبى آنان است .

إنّما السبيل على الذين يظلمون . .. و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 6

6 - تجاوزگرى و آلودگى به گناه ، زمينه ساز انكار معارف قرآن و ارتجاعى خواندن آيات آن است .

كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين

2- آثار تجاوز از حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 25،29

25 - كسانى كه از احكام خدا تعدى كنند ، به عذابى دردناك گرفتار خواهند شد .

فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم

29 - تجاوز از احكام و قوانين الهى ، مانع بهره مندى از رحمت خداوند است .

ذلك تخفيف من ربكم و رحمة فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 12

12- سركشى و تجاوز از حدود الهى ، زمينه ساز گرايش انسان به كفر است . *

يرهقهما طغينًا و كفرًا

محتمل است تقديم طغيان بر كفر، گوياى اين باشد كه كشانده شدن به كفر، پى آمد ابتلا به طغيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 17

17 - ضرر و زيان عمل نكردن به احكام الهى و شكستن مرز هاى دينى ، به خود متجاوزان بازمى گردد .

و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 12 - 2

2 - آلودگى به گناه و شكستن حريم قوانين و وظايف الهى ، زمينه ساز انكار روز جزا است .

و ما يكذّب به إلاّكلّ معتد أثيم

3- آثار تجاوز به حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 5

5 - كوچك شمردن قوانين و مقررات الهى و تجاوز به حريم آنها ، شقاوت و بدبختى انسان ها را در پى دارد .

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

«تعظيم» عكس «تحقير» است. بنابراين مفهوم جمله ياد شده چنين مى شود: «و من يحقر حرمات اللّه فهو شرّ له عند ربّه».

4- آثار زيان تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 9

9 - زيان بيدادگرى و خودكامگى ، گريبانگير خودكامگان و بيدادگران در جهان پس از مرگ

إنما بغيكم على أنفسكم . .. ثم إلينا مرجعكم

5- آغازگر تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 4،5

4 - آغازگر درگيرى و تهاجم ناروا ، مسؤول خسارت هاى عملكرد خويش و طرف مقابل

ان تبوا باثمى و اثمك

5 - گناهان به وجود آمده در درگيرى هاى ناروا ، بر عهده آغازگر آن است ، هر چند به دست طرف مقابل صورت گيرد .

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

6- اجتناب از تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 27

27 - خداوند ، فراخوان مسلمانان صدر اسلام به پرهيز از تجاوز و تعدى به مشركان

و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 8

8 - گروهى از اهل كتاب مردانى صالح ، پرهيز كننده از گناه ، و بدور از تجاوز و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 10

10 - پرهيز از رشوه گيرى ، حرام خوارى ، تجاوزگرى و گفتار كفرآميز شرط آمرزش گناهان اهل كتاب و ورود آنان به بهشت

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا

متعلق «واتقوا» چنانچه گذشت، گناهان است، از مصاديق مورد نظر آن - با توجه به آيات گذشته -، گناهانى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 10

10- اهتمام اسلام به سالم سازى روابط اجتماعى انسان ها و تحكيم بخشيدن به آن و پاك سازى جامعه از فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و . .. و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 12

12 - تجاوز نكردن از مرز تعادل و مقررات الهى در استفاده از نعمت ها ، توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيّبت . .. و لاتطغوا فيه

7- اجتناب از تجاوز به حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 2

2 - لزوم بزرگداشت حدود و مقررات الهى ، كوچك نشمردن آنها و پرهيز از تجاوز به حريم آنها

و من يعظّم حرمت اللّه

«تعظيم» (مصدر «يعظّم») به معناى بزرگ داشتن است. «حرمات» جمع «حرمة» است و حرمت به چيزى گفته مى شود كه هتك و دريدن آن ممنوع و رعايت و نگهدارى آن واجب است. «حرمات اللّه»;يعنى، حدود و مقرراتى كه از سوى خدا تعيين شده و مردم موظف اند آنها را رعايت كنند. بنابراين جمله ياد شده توصيه اى است از سوى خدا به اهل ايمان كه بايد حدود و مقررات الهى را بزرگ بشمارند و از تجاوز به حريم آنها، سخت خوددارى كنند.

8- اهميت ترك تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 15

15 - توصيه به ايمان و عمل صالح و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر ، از بهترين رهنمود ها به بشر

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما

9- تجاوز از حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 5،8

5 - نبرد با كسانى كه با مسلمانان سر جنگ ندارند ، تجاوزگرى و خروج از حدود الهى است .

و قتلوا . .. الذين يقتلونكم و لاتعتدوا

از مصداقهاى مورد نظر براى اعتدا و تجاوز - به قرينه «الذين يقاتلونكم» - نبرد با كافرانى است كه در پى جنگ با اهل ايمان نيستند.

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 16،18

16 - تجاوز از حدود الهى و مرز هاى دينى ، ظلم به نفس است .

و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه

18 - رعايت نكردن احكام و حدود الهى درباره طلاق از سوى همسران ، ظلم به نفس و زيان رساندن به خويشتن است .

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 31 - 2

2 - اعتراف باغداران يمنى ، به طغيان و تجاوز از حدود الهى بر اثر نپرداختن سهم بينوايان

إنّا كنّا طغين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 1

1 - ارضاى غرايز جنسى ، جز از طريق همسر يا كنيز مملوك ، تجاوز به حدود الهى و به دور از حق و اعتدال است .

فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون

«عدوان» (مصدر «عادون»)، به معناى تجاوز كردن و از حد گذشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 14 - 3،6،9

3 - تجاوز از حدود الهى ، نافرمانى خدا و رسول است .

و من يعص اللّه و رسوله و يتعدّ حدوده

برداشت فوق بر اين اساس است كه عطف جمله «يتعدّ حدوده» بر جمله «يعص اللّه و رسوله»، عطف تفسيرى باشد.

6 - نافرمانى مستمر و تجاوز دايمى از حدود الهى ، موجب جاودانگى در آتش

و من يعص اللّه . .. و يتعدّ حدوده يدخله ناراً خالداً فيها

9 - عذاب هميشگى و خواركننده ، كيفر سركشى از فرامين خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و تجاوز از حدود الهى

و من يعص اللّه و رسوله . .. و له عذاب مهين

10- تجاوز بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 79 - 4

4 - ترك نهى از منكر ، نمونه اى بارز از تجاوزگرى بنى اسرائيل

و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون

جمله «كانوا لايتناهون» تفسير جمله «كانوا يعتدون» و يا بيان مصداقى بارز از آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 16

16 - جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

11- تجاوز به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 3

3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان

إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم

12- تجاوز به حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 10

10 - انكار حكم ظهار و تجاوز به حدود آن ، در حكم كفر است .

و تلك حدود اللّه و للكفرين عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 21،22،23

21 - احكام طلاق ، از حدود الهى ; و تعدى از آن حرام است .

المطلقات يتربصن . .. الطلاق مرّتان ... تلك حدود اللّه فلا تعتدوها

22 - تجاوز از حدود و احكام الهى ، ظلم است .

و من يتعدّ حدود اللّه فاولئك هم الظالمون

23 - ستمكاران ، فقط كسانى هستند كه از حدود الهى تعدّى كنند .

و من يتعد حدود اللّه فاولئك هم الظالمون

ضَمير فَصل «هُم» گوياى حَصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 5،7

5 - رجوع مرد به زن به قصد آزار و اذيّت ، تعدّى به حدود الهى و ظلم است .

تلك حدود اللّه فلا تعتدوها و من يتعد حدود اللّه فاولئك هم الظالمون . .. و لا تمس

7 - تعدّى از حدود الهى ، ظلم به خويشتن است .

لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 240 - 11

11 - خداوند ، قادر بر كيفر تخلف كنندگان از احكام الهى

و اللّه عزيز حكيم

آوردن صفت «عزيز» (به معناى قادرى پيروز و شكست ناپذير) پس از بيان احكام، تهديدى است نسبت به متخلّفان از احكام الهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 4،5،10

4 - تلاش شهوترانان براى انحراف جوامع دينى از حدود و مقررات الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

5 - تلاش هواپرستان براى انحراف جوامع دينى از محدوده احكام و قوانين الهى

و لا تنكحوا . .. حرّمت ... و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

10 - تجاوز از حدود و مقررت الهى در ازدواج و روابط جنسى ، انحرافى بزرگ

حرّمت . .. و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 3

3 - شكستن حريم قوانين الهى در روابط جنسى ، رنج آفرين و موجب مشقت براى جوامع انسانى است .

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات . .. يريد اللّه ان يخفّف عنكم

چنانچه رعايت احكام الهى در ازدواج موجب سبكبارى باشد، زير پا گذاردن آن قوانين، رنج آور و مشقتبار خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 31

31 - بسيارى از اهل كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى شكننده حدود الهى و از زمره فاسقان

و إن كثيراً من الناس لفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 12

12 - نافرمانى خدا و پيامبران و استمرار تجاوز به حدود الهى و حقوق مردمان ، موجب كفر و گرفتارى به لعنت الهى

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» علاوه بر اشاره به لعنت اشاره به كيفر نيز گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 9،11

9 - بسيارى از بنى اسرائيل در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاسق و شكننده حدود و حريم دين خويش بودند .

و لكن كثيراً منهم فسقون

11 - پذيرش ولايت و دوستى با كافران نشانه فسق و خروج از حدود الهى است .

ما اتخذوهم أولياء و لكن كثيراً منهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 13،16

13 - تحريم حلال ها و تغيير احكام الهى تجاوز به حدود و قوانين خداوند است .

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و لاتعتدوا» تأكيد و تفسيرى براى جمله - «لاتحرموا . ..» - باشد.

16 - ناسازگارى ايمان به تغيير احكام دين و تجاوز از حدود و قوانين الهى

يايها الذين ءامنوا لاتحرموا . .. و لاتعتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 88 - 14

14 - عمل به احكام الهى نشانگر تقواپيشگى و تجاوز از حدود خداوندى نشانه بى تقوايى است .

و لاتعتدوا . .. و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 13،14

13 - تجاوز از حدود الهى - پس از هشدار خداوند به رعايت آن - ، موجب عذابى دردناك

فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب اليم

14 - ناسازگارى خوف از خداوند با تجاوز از حدود و احكام او

ليعلم اللّه يخافه بالغيب فمن اعتدى بعد ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 7 - 1

1 - ارضاى غرايز جنسى جز از طريق همسر يا كنيز مملوك ، قانون شكنى و تجاوز به حدود الهى است .

إلاّ على أزوجهم أو . .. فمن ابتغى ... فأُولئك هم العادون

«إبتغاء» (مصدر «ابتغى») به معناى طلب كردن است. «وراء» معادل «سوى» است; يعنى، به غير از و يا فراتر از. «ذلك» اشاره است به حدى كه خداوند براى ارضاى غريزه جنسى تعيين كرده است (آميزش با همسر يا كنيز مورد تملك). «عدوان» (مصدر «العادون») به معناى تجاوز كردن و از حد گذشتن است.

13- تجاوز به حريم خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 7

7 - ناسزاگويى به خداوند، عملى جاهلانه و تجاوز به حريم قدس الهى است.

فيسبوا الله عدوا بغير علم

«عدوا» از ريشه «عدى» به معنى ظلم و تجاوز و فرا رفتن از حد است. (قاموس اللغة).

14- تجاوز به حقوق انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 20

20 - تجاوز به حقوق و مزاياى ديگران ، از جلوه هاى فسادگرى است .

كلوا و اشربوا . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

15- تجاوز به حقوق حاجيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 8

8 - ممانعت از ورود حاجيان به مكّه ، تجاوز به حقّى است كه خدا براى آنان قرار داده است .

و يصدّون . .. الذى جعلنه للناس

16- تجاوز به حقوق در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 5،6

5 - بنى اسرائيل در عين برخوردارى از زندگى مناسب ، به جاى اتحاد و حفظ حقوق يكديگر ، آگاهانه به اختلافات داخلى دامن زده و به حقوق يكديگر تجاوز مى كردند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

6 - بنى اسرائيل ، با وجود در اختيار داشتن تورات و برخوردارى از زندگى مناسب ، كفران نعمت كرده و به اختلاف و تجاوز به حقوق يكديگر پرداختند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق . .. فما اختلفوا حتى جاءهم العلم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» كتاب آسمانى تورات باشد.

17- تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 12

12 - ممنوعيت هرگونه انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران ، در محيط مسجدالحرام

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

«إلحاد» به معناى انحراف و كج روى است. از نكره آوردن «إلحاد» و «ظلم» استفاده مى شود كه مردم در مسجدالحرام و محدوده آن، بايد در امنيت و آرامش مطلق باشند و در اين راستا از كم ترين و كوچك ترين انحراف و تجاوز به حقوق آنان، چشم پوشى نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 1

1 - نجواى آلوده به گناه ، تعدى به ديگران و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از القائات شيطان است .

إنّما النجوى من الشيطن

الف و لام «النجوى» براى عهد است و به نجواى منافقان اشاره دارد كه آلوده به «إثم»، «عدوان» و «معصيت الرسول» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 3

3 - برخوردارى از امكانات مادى و قدرت ، زمينه ساز طغيان و تعرض به حقوق ديگران

الذين طغوا فى البلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 2

2 - تجاوز به حق ارث ديگران ، ناروا و نكوهيده است .

و تأكلون التراث أكلاً لمّا

18- تجاوز به حقوق ديگران در مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 14

14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.

19- تجاوز به حقوق زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 38

38 - هشدار خداوند به مردان ستمكار و متجاوز به حقوق همسران خويش

فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً انّ اللّه كان عليّاً كبيراً

جمله «انّ اللّه . .. » در مقام تهديد شوهران ستمكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 10

10 - تجاوز به حقوق زنان يتيم ، در عصر بعثت

فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 7

7 - لواط ، تجاوز به حقوق زنان در جامعه است .

شهوة من دون النساء بل أنتم قوم مسرفون

20- تجاوز به حقوق شريك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 4،5

4 - رواج ستم و تجاوز به حق ، در ميان بسيارى از شريكان در عصر داوود ( ع )

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض

5 - بسيارى از شريكان ، آلوده به اجحاف و تجاوز به حقوق يكديگراند .

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض

آنچه از ظاهر آيه شريفه استفاده مى شود، اين نكته است كه كلام داوود(ع) يك قانون كلى است و شامل تمامى شركا مى شود و منحصر به شريكان عصر او نيست.

21- تجاوز به حقوق مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 75 - 7،8،10،11،12،13،15،16

7 - قيام مداوم عليه تضييع كنندگان حقوق اجتماعى و فردى ، راهى براى بازگرداندن آن

و منهم من ان تأمنه بدينار الا يؤدّه اليك الاّ مادمت عليه قائماً

8 - تضييع حقوق ديگران توسط برخى از اهل كتاب ( يهود ) ، ناشى از روحيه خودبرتربينى آنان

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل

10 - عدم احساس مسؤوليت برخى از اهل كتاب در برابر حقوق غير همكيشان خود

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل

11 - پندار باطل برخى از اهل كتاب به جواز تصرّف در اموال ديگران و تضييع آنها ، عامل خيانتشان به حقوق غير همكيشان خود

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل

12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران

و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل

13 - اهل كتاب به دروغ ، برترى خويش را بر غير همكيشان خود و نيز جواز تصرّف در اموال آنان را به خدا نسبت مى دادند .

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب

15 - نسبت دادن برترى نژادى و مشروعيّت تضييع حقوق ديگران به خدا ، نسبتى دروغ و نارواست .

ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون

16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى

و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 12

12 - نافرمانى خدا و پيامبران و استمرار تجاوز به حدود الهى و حقوق مردمان ، موجب كفر و گرفتارى به لعنت الهى

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» علاوه بر اشاره به لعنت اشاره به كيفر نيز گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 107 - 10

10 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، تجاوز به حقوق ديگران و ستمكارى در حق ايشان است .

و ما اعتدينا إنّا اذاً لمن الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 3

3 - پرهيز شاهدان وصيت از خيانت در شهادت و تجاوز به حقوق ديگران ، تكليفى الهى بر عهده ايشان و نشان تقواپيشگى آنان است .

ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه و اسمعوا

22- تجاوز به حقوق مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 4

4 - توصيه به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، محتواى نجوا هاى منافقان

و يتنجون بالإثم و العدون و معصيت الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 9 - 3

3 - نهى خداوند ، از نجواى آلوده به گناه ، تعدى به حقوق مسلمين و نافرمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلاتتنجوا بالإثم و العدون و معصيت الرسول

23- تجاوز به حقوق مطلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 18

18 - رعايت نكردن احكام و حدود الهى درباره طلاق از سوى همسران ، ظلم به نفس و زيان رساندن به خويشتن است .

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه

24- تجاوز به حقوق وارث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 33 - 14

14 - هشدار خداوند به كسانى كه نسبت به پرداخت حقوق ورثه كوتاهى مى نمايند .

و لكل جعلنا موالى . .. انّ اللّه كان على كل شىء شهيداً

جمله «ان اللّه» مى تواند به منظور تهديد كسانى باشد كه احكام الهى را عمل نمى كنند و حقوق بيان شده در آيه شريفه را به اهل آن نمى رسانند.

25- تجاوز به حقوق همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 22

22 - رعايت نكردن حقوق شوهر از سوى همسر ، نشوز است .

الرّجال قوّامون . .. قانتات ... و الّتى تخافون نشوزهنّ

26- تجاوز به حقوق يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 5،13

5 - هشدار خداوند نسبت به عدم رعايت حقوق يتيمان

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً . .. فليتّقوا اللّه

13 - حكمت حرمت اجحاف در مال يتيم ، ادامه حيات و استقلال وى و مصون ماندن نسل انسان از آثار سوء آن اجحاف

وليخش الّذين

امام رضا (ع) فرمود: . .. ففى تحريم مال اليتيم استبقاء اليتيم و استقلاله بنفسه و السلامة للعقب ان يصيبه ما اصابهم ... .


عيون اخبار الرّضا (ع)، ج 2، ص 92، ح 1، ب 33 ; نورالثقلين، ج 1، ص 447، ح 72.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 10،11،12

10 - تجاوز به حقوق زنان يتيم ، در عصر بعثت

فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن

11 - رغبت به ازدواج با دختران يتيم ، به قصد پايمال كردن حقوق آنان ، در عصر بعثت

فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن

بنابر اينكه بعد از «ترغبون»، حرف «فى» در تقدير باشد كه در اين صورت «رغبت» به معناى تمايل است.

12 - مذمت ازدواج با دختران يتيم ، به قصد پايمال ساختن حقوق آنان

فى يتمى النساء التى لا تؤتونهن ما كتب لهن و ترغبون ان تنكحوهن

لحن آيه دلالت بر مذمت و محكوميت چنين عملى دارد.

27- تجاوز به دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 28،43

28 - حرمت تجاوز و تعدى ، حتى به دشمنان

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم . .. ان تعتدوا

43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .

لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه

28- تجاوز به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 3

3 - انتقام جويى ، كينه توزى و تجاوز از حد در مسير مجازات ستمگر ، ممنوع و نامشروع است .

و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها

29- تجاوز به مال يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 7

7 - آتشى سوزان و برافروخته ، فرجام پايمال كنندگان اموال يتيمان

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً . .. و سيصلون سعيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 1

1 - هرگونه تصرف عدوانى در داراييهاى يتيمان و تجاوز به آن حرام است.

و لاتقربوا مال اليتيم

بيان حرمت تصرف در اموال يتيمان با به كارگيرى فعل «لاتقربوا» (نزديك نشويد)، اشاره به جهاتى دارد; از جمله تصريح و تأكيد بر اين كه هر نوع و مصداقى از تصرف در مال يتيم، ممنوع است.

30- تجاوز به مهمانان لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 1،3

1 - جسارت قوم لوط تا سرحد تلاش ، براى در اختيار گرفتن و آلوده ساختن ميهمانان پيامبر خويش

و لقد رودوه عن ضيفه

3 - مردمان وارد بر قوم لوط ، در معرض تجاوز و بدنامى *

و لقد رودوه عن ضيفه

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعرض قوم لوط، نسبت به ميهمانان پيامبرشان، ناشى از اخلاق عمومى آنان نسبت به همه تازهواردان بوده است.

31- تجاوز قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 4

4 - قوم لوط به دليل ارتكاب لواط ، مردمى متجاوز و اسرافگر

بل أنتم قوم مسرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 6

6 - حضرت لوط ( ع ) ، در دفاعِ از ميهمانان اش در صورت تعرض قوم اش به آنها ، ناتوان بود .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم و ضاق بهم ذرعًا

احساس ناتوانى لوط(ع) و تنگ ديدن عرصه بر خود، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.

32- تجاوز كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 2

2 - كافران قوم ثمود با پى كردن ناقه صالح ، فرمان خداوند را سرپيچى كردند و مردمى متجاوز شناخته شدند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

مراد از «أمر ربهم» همان است كه در آيه 73 مطرح شده بود يعنى: زيان نرساندن به ناقه و آزادگذارى آن براى چريدن.

33- تعاون بر تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 39،42،43،47

39 - حرمت تعاون و همكارى در گناه و تجاوز

و لاتعاونوا على الاثم و العدون

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .

لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه

47 - همكارى در گناه و تجاوز ، گناهى بزرگ و موجب كيفر و مجازاتى سخت

و لاتعاونوا على الاثم و العدون . .. إنّ اللّه شديد العقاب

تهديد به عذاب شديد، نشانه بزرگى گناه است.

34- توصيه به ترك تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 14

14 - موعظه و رهنمود داوود ( ع ) به دو برادر متخاصم ، با توصيه به ايمان و نيك كردارى و پرهيز از تجاوز به حقوق يكديگر

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا ... و قليل ما هم

بيان اين نكته مهم و كلى كه «بسيارى از شريكان در حق يكديگر ستم مى كنند و تنها مؤمنان نيك كردار چنين نيستند»; مى تواند نوعى رهنمود و موعظه از سوى داوود(ع) به دو برادر متخاصم باشد. گفتنى است كه درخواست رهنمود از داوود(ع) از سوى آن دو نفر (و اهدنا إلى سواء الصراط) مؤيد برداشت ياد شده است.

35- حرمت تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 28

28 - حرمت تجاوز و تعدى ، حتى به دشمنان

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم . .. ان تعتدوا

36- خطر تجاوز تاتار ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 3

3- خطر هجوم يأجوج و مأجوج ( مغول و تاتار ) و تأمين امنيت ، عمده ترين مشكل مردم نواحى شمالى در زمان ذوالقرنين بود .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض

37- خطر تجاوز مأجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 3

3- خطر هجوم يأجوج و مأجوج ( مغول و تاتار ) و تأمين امنيت ، عمده ترين مشكل مردم نواحى شمالى در زمان ذوالقرنين بود .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض

38- خطر تجاوز مغولان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 3

3- خطر هجوم يأجوج و مأجوج ( مغول و تاتار ) و تأمين امنيت ، عمده ترين مشكل مردم نواحى شمالى در زمان ذوالقرنين بود .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض

39- خطر تجاوز يأجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 94 - 3

3- خطر هجوم يأجوج و مأجوج ( مغول و تاتار ) و تأمين امنيت ، عمده ترين مشكل مردم نواحى شمالى در زمان ذوالقرنين بود .

إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض

40- خيانت تجاوز جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 7

7- تجاوز به ناموس مردم خيانت به آنان است .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب

41- زشتى تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 9

9 - زشتى و ناروايى گناه ، تجاوز و حرام خوارى

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون

42- زمينه تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 31،33

31 - خشم و كينه ، زمينه تجاوز و ستم به ديگران

و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا

بنابر اينكه «قوم» مفعول براى «شنئان» باشد و فاعل آن (كم) حذف شده باشد يعنى خشم و كينه شما نسبت به طائفه اى نبايد باعث تجاوز و تعدى به آنان شود.

33 - احساسات دينى نبايد بهانه تعدى و ظلم شود .

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام ان تعتدوا

بنابر اينكه «ان صدوكم» به تقدير «لام»، بيانگر علت كينه مسلمانان نسبت به مشركان باشد. يعنى جلوگيرى از ورود به مسجدالحرام، كه يك مسأله دينى است و موجب دشمنى شده، نبايد بهانه تعدى و تجاوز قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 6

6 - دنياطلبى ، زمينه ساز گرفتار شدن آدمى به روحيه خودكامگى و بيدادگرى

إذا هم يبغون فى الأرض بغير الحق . .. متع الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 11

11- رعايت نكردن عدالت در جامعه ، خوددارى از احسان و قطع رابطه با خويشاوندان ، زمينه ساز رواج فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى در جامعه است . *

إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و ا

برداشت فوق، از مقابله عدل و . .. با فحشا و ... استفاده گرديد; يعنى، اگر عدل و ... در جامعه باشد، زمينه رواج فحشا و ... از بين مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 8

8 - ثروت فراوان ، زمينه ساز طغيان و تجاوز در جامعه

و ءاتينه من الكنوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 1

1 - رفاه مندى و فراوانى روزى ها و گستردگى نعمت ها ، مايه سركشى و تجاوزگرى انسان ها در زمين

و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 25 - 3

3- كفر و حق ستيزى ، زمينه فروافتادن انسان به ورطه شر و تجاوز و ترديد در تمامى ارزش ها *

كفّار عنيد . منّاع للخير معتد مريب

برداشت بالا بدان احتمال است كه ترتيب ميان صفات كفّار، عنيد و. ..، اشاره به ترتب و تأثير هر وصف در پيدايش وصف متأخر آن، داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 3

3 - برخوردارى از امكانات مادى و قدرت ، زمينه ساز طغيان و تعرض به حقوق ديگران

الذين طغوا فى البلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 7 - 2

2 - احساس بى نيازى - حتى در صورت كاذب بودن آن - زمينه گستاخى و تجاوزگرى انسان

أن رءاه استغنى

فعل «رآه» دلالت دارد كه عامل طغيان، اين است كه شخص خود را بى نياز ببيند. بنابراين، درك يا توهّم بى نيازى، عامل طغيان است; نه وجود حقيقى آن.

43- زمينه تجاوز از حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 31 - 3

3 - بخلورزى و محروم ساختن بينوايان از اموال خويش ، طغيان و تجاوز از حدود الهى است .

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا طغين

44- زمينه تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 7 - 1

1 - دل خوشى به ثروت زياد ، مايه روى آوردن انسان به طغيان و شكستن حريم ديگران

أن رءاه استغنى

«أن رءاه. ..» - به تقدير لام تعليل - مفعول له و بيانگر سبب طغيان است.

45- زمينه تجاوز به حقوق والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 3

3- انسان در معرض لغزش نسبت به حقوق والدين و سهل انگارى در احسان به آنان

ووصّينا الإنسن بولديه إحسنًا

توصيه الهى به لزوم احسان به والدين - على رغم طبيعى و فطرى بودن چنين پيوند و تمايلى در وجود انسان - نشانگر اهميت و حساسيت اين تكليف و امكان لغزش و سهل انگارى انسان در مقام عمل بدان است.

46- ظلم تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 30 - 3

3 - تصرف نامشروع و باطل در اموال ديگران ، تجاوز و ظلم است .

و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً

بنابر اينكه «عدواناً و ظلماً» قيد توضيحى باشد.

47- عوامل تجاوز به حقوق خويشاوندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 7

7 - زير پا نهادن حقوق خويشاوندى ، برخاسته از روح تجاوزپيشگى است .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

«أولئك» اشاره به مشركان است با اوصافى كه براى آنان ذكر شده است و از جمله آنهاست وصف «لا يرقبون . .. » يعنى، اينان كه نه به رعايت حقوق خويشاوندى و نه به عهد و پيمان ملتزمند، مردمانى تجاوزپيشه اند.

48- فرجام اخروى تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 5

5 - گرفتار شدن در تنگناى عذاب دوزخ ، فرجام ظلم و تجاوز

ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون

49- كيفر تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 25

25 - كسانى كه از احكام خدا تعدى كنند ، به عذابى دردناك گرفتار خواهند شد .

فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 4،5

4 - آغازگر درگيرى و تهاجم ناروا ، مسؤول خسارت هاى عملكرد خويش و طرف مقابل

ان تبوا باثمى و اثمك

5 - گناهان به وجود آمده در درگيرى هاى ناروا ، بر عهده آغازگر آن است ، هر چند به دست طرف مقابل صورت گيرد .

انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 16

16 - جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 5

5- كيفر الهى براى انسان ها ، پس از اقدام آنان به تجاوز و سركشى است .

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. فإذا جاء وعد أُول-

50- كيفر تجاوز به حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 12،13

12 - عذاب دردناك الهى ، گريبانگير كسانى خواهد شد كه حدود الهى را رعايت نكرده و به آن تعدى مى كنند .

و تلك حدود اللّه و للكفرين عذاب أليم

13 - رعايت نكردن حدود الهى در ظهار ، درپى دارنده عذاب دردناك الهى است .

و تلك حدود اللّه و للكفرين عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 11

11 - انسان ، ناتوان از تحمل عواقب انحراف از حدود الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلا عظيماً . .. خلق الانسان ضعيفاً

جمله «خلق الانسان ضعيفاً» مى تواند بيانگر علت لزوم پيروى از احكام الهى در ازدواج و اجتناب از پيروى هواپرستان باشد. يعنى قوانين الهى، جوامع را سبكبار خواهد كرد و انحراف از آن موجب مشقت خواهد شد و انسان توان تحمل آن مشقتها را ندارد.

51- كيفر تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 15

15 - عذاب دردناك دوزخ ، كيفر هر نوع انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

52- كيفر تجاوز به حقوق يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 9

9 - عقوبت دنيوى و اخروى در كمين پايمال كنندگان حقوق يتيمان

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم . .. فليتّقوا اللّه

جمله «وليخش . .. »، اشاره به كيفر دنيوى است و جمله «فليتّقوا اللّه» (از خدا بترسيد)، دلالت بر استحقاق عقوبت اخروى دارد.

53- كيفر تجاوز به همسران اشراف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 19

19- قصد تجاوز به همسران اشراف در مصر باستان ، موجب مجازات و كيفر بود .

ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم

54- گناه تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 5

5 - تجاوز به حقوق ديگران ، حرام خوارى و رشوه گيرى ، از گناهان بزرگ

يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

ذكر تجاوز و حرام خوارى پس از كلمه «اثم» كه شامل همه گناهان مى شود (ذكر خاص بعد از عام)، مى تواند اشاره به بزرگى آن دو گناه داشته باشد.

55- گناه تجاوز به حقوق ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 14

14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در

انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .

و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.

56- مبارزه با تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 4

4 - اهل ايمان ، نه متجاوزاند و نه تجاوز را از سوى ديگران مى پذيرند .

و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون

«إنتصار» به معناى يارى طلبيدن است (مفردات راغب).

57- ممانعت از تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 8

8 - داشتن عذر در پيشگاه خداوند و نيز اميد به پرهيز تجاوزگران از تجاوز خويش ، پاسخ موعظه گران يهود به اعتراض تاركان نهى از منكر

قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون

«معذرة» مصدر و به معناى حجت داشتن است. اين كلمه مفعولٌ له براى فعل مقدّر «نعظهم» مى باشد ; يعنى آنان را موعظه مى كنيم تا در پيشگاه خدا حجت و عذر داشته باشيم.

58- موارد تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 7

7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 40

40 - جلوگيرى از انجام حج ، گناه و تجاوز است .

و لا ءآمين البيت الحرام . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 20

20 - سخن ناآگاهانه درباره دين تجاوزگرى است.

فكلوا . .. إن ربك هو أعلم بالمعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 7

7 - روى گردانى از نيايش و تضرع در برابر خدا ، گردنكشى و موجب محروميت از محبت الهى است .

ادعوا ربكم . .. إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 6

6 - لواط ، عملى تجاوزكارانه و مرتكبان آن ، مردمانى متجاوز هستند .

بل أنتم قوم مسرفون

«اسراف» به معناى تجاوز كردن از حد ميانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 12

12- شركورزى و پرستش غير خدا ، طغيان گرى و تجاوز از حقيقت است .

و لاتطغوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 6

6- تكيه بر ستمگران براى گسترش توحيد و دين ، طغيان و خروج از حد و مرز تعيين شده است .

فاستقم كما أُمرت . .. لاتطغوا ... و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

عبارت «و لاتركنوا . ..» مى تواند بيانگر مصداقى از «لاتطغوا» باشد و تفسيرى براى «كما اُمرت» تلقى گردد.

59- موانع تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 11

11 - بازتاب گناهان انسان به صورت مشكلات دنيايى ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن انسان از سركشى و تجاوز است .

و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و ما لكم م

سياق آيات، نشانگر بيان گونه هاى مختلف از يك حقيقت است; چه اين كه باران، غفران، ولايت و نصرت گونه هايى از روزى خداوند براى انسان ها است كه از پس خشكسالى، گناه و مصيبت به انسان ارزانى مى شود.

60- موانع تجاوز به حقوق شريك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 8

8 - ايمان و عمل صالح ، مانع از تجاوز به حقوق ديگران و ستم در حق شريكان

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

61- موانع تجاوز به مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

62- مؤمنان و تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 4

4 - اهل ايمان ، نه متجاوزاند و نه تجاوز را از سوى ديگران مى پذيرند .

و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون

«إنتصار» به معناى يارى طلبيدن است (مفردات راغب).

63- ناپسندى تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 12

12- ستم و تعدى به حقوق ديگران ، داراى قبحى فزون تر در مقايسه با ساير زشتيها

و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بغى» - كه خود از منكرات است - اختصاص به ذكر يافته است.

64- نشانه هاى تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 13

13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى - باوجود دلايل روشن - نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى

من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب

65- نهى از تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 8

8- خداوند از ارتكاب فحشا و اعمال ناپسند و ستم و سركشى نهى كرده است .

و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى

تجاوز جنسى

66- خيانت تجاوز جنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 7

7- تجاوز به ناموس مردم خيانت به آنان است .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب

تجاوزگرى

67- آثار تجاوزگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 21 - 13

13 - روحيه خود برتربينى و خوى تجاوزگرى ، از موانع پذيرفتن حق و ايمان آوردن

لقد استكبروا فى أنفسهم و عتو عتوًّا كبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 11

11 - روح تكبر و تجاوزگرى ، سبب ارزيابى نادرست رفتار « خوب و بد » و « زشت و زيبا » مى شود .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . .. و كذلك زيّن لفرعون سوء عمله

از ارتباط اين آيه با آيه پيش - كه در آن فرعون فردى متكبر و جبار معرفى شده - برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 5

5 - روحيه تجاوزگرى و زياده خواهى ، از عوامل عمده اختلافات بشرى در طول تاريخ

فما اختلفوا . .. بغيًا بينهم

از اين كه خداوند، تنها علت اختلاف بنى اسرائيل را «بغى» دانسته است - با استفاده از «مفعول لاجله» بودن «بغياً. ..» - نقش مهم اين عامل در پيدايش اختلافات استفاده مى شود.

68- آثار تجاوزگرى امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 2

2 - روحيه سركشى امت ها ، عامل ناكامى پيامبران اولواالعزم در دعوت به وحدت دينى

شرع لكم . .. أن أقيموا الدين ... و ما تفرّقواإلاّ

69- آثار تجاوزگرى امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 3

3 - اختلافات دينى امت هاى پيشين ، ناشى از روح تجاوزگرى بود ; نه از جهالت و نادانى

و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

70- آثار تجاوزگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 32

32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .

يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 3

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

71- تجاوزگرى اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 2

2 - بيشتر انسان ها ، گرفتار طغيان و تجاوز از حدود خويش اند .

انّ الإنسن ليطغى

طغيان; يعنى، از حد گذشتن و هر چيزى را كه در نافرمانى از حد و اندازه بيرون رود، «طاغى» گويند. (مصباح)

72- تجاوزگرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 23 - 2،5

2 - مردم پس از رهايى از اضطرار و خطر مرگ ، پيمان خود را با خدا مى شكنند و به ناسپاسى و تجاوز از حق مى پردازند .

لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من الشكرين. فلما أنجيهم إذا هم يبغون فى الأرض بغير ال

5 - انسان ، موجودى بيدادگر و خودكامه

إذا هم يبغون فى الأرض بغير الحق

«بغى بنا حق» كنايه از ستم كردن به ديگران و تجاوز به حقوق آنان است. به كارگيرى فعل مضارع (يبغون) - كه مفيد استمرار است - بيانگر وجود خوى خودكامگى و قانع نبودن به حق خود و تجاوز به حقوق ديگران است.

73- تجاوزگرى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 17

17 - عصيان اهل كتاب ( يهود ) و تجاوز مداومشان ، باعث كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران

ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى و كشتن پيامبران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 2

2 - برخى از اهل كتاب ، منكر آيات الهى ، قاتل انبيا و اهل عصيان و تعدى و برخى ديگر پذيراى طاعت خدا ، اهل تلاوت آيات الهى و سجده كننده در پيشگاه او هستند .

ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب ... و هم يسجدون

74- تجاوزگرى بدعت گزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 16

16 - بدعتگذاران در دين و گمراه كنندگان مردم، تجاوزگرند.

و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ... إن ربك هو أعلم بالمعتدين

75- تجاوزگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 31،38

31 - بنى اسرائيل ، گنهكار و همواره تجاوزگر بوده اند .

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 4

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 7

7 - داورى حتمى خداوند در قيامت ، نسبت به اختلاف هاى ناروا و تجاوزگرانه بنى اسرائيل

إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القيمة

76- تجاوزگرى بى عفتان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 31 - 2

2 - افراد بى عفّت و ( كسانى كه غرايز جنسى شان را به جز از راه ازدواج يا تملّك كنيز ارضا مى كنند ) سرآمد تجاوزكاران اند .

فمن ابتغى وراء ذلك فأُولئك هم العادون

«هم» ضمير فصل و مفيد حصر است; يعنى، بيانگر اين معنا است كه مضمون مسند (العادون)، تنها براى مسنداليه (اُولئك) ثابت است; نه غير آن. بنابراين معناى جمله بالا چنين مى شود: تنها آنان تجاوزكاران اند.

77- تجاوزگرى جالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 17

17 - دفع تجاوز جالوتيان توسط طالوت و همراهانش ، جلوگير فساد در آن عصر

فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت . .. و لو لا دفع اللّه النّاس ... لفسدت الار

78- تجاوزگرى جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 5

5 - فزون طلبى و تجاوزگرى ، آفت شايع و رايج در ميان جوامع انسانى

و ما تفرّقواإلاّ . .. بغيًا بينهم

از اين كه تمامى پيروان اديان پيشين به واسطه تجاوزگرى دچار اختلاف شده اند، شيوع و رواج آن استفاده مى شود.

79- تجاوزگرى در اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 62 - 1،2،3،6،7

1 - حركت آشكار و بدون پرده پوشى اهل كتاب معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گناه ، تجاوز و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

«ترى» (مى بينى و مشاهده مى كنى) دلالت مى كند كه اهل كتاب به طور آشكارا و علنى مرتكب آن اعمال ناروا مى شدند.

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد شتاب بسيارى از اهل كتاب در گناه ، تجاوزگرى و حرام خوارى

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

«السحت» در لغت به معناى حرام است.

3 - مسابقه و پيشى جستن در ارتكاب گناه ، تجاوز و حرام خوارى ، شيوه بسيارى از اهل كتاب در عصر بعثت

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

1 - «يسرعون «از مصدر» مسارعة» مى تواند به معناى پيشى جستن از يكديگر باشد. 2 - فعل مضارع «يسرعون» دلالت مى كند كه ارتكاب اين اعمال شيوه آنان بوده و به طور مستمر انجام مى داده اند، جمله «كانوا يعملون» نيز دلالت بر اين معنا دارد.

6 - رواج گسترده تر تجاوز ، حرام خوارى و رشوه گيرى در بين اهل كتاب نسبت به ديگر گناهان

و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت

بدان احتمال كه ذكر تجاوز و حرام خوارى پس از «اثم» براى رساندن اين معنا باشد كه اين دو گناه در بين اهل كتاب رواج بيشترى داشته است.

7 - رواج گناه و تجاوز و حرام خوارى در بين اهل كتاب ، نمودى از فسق آنان

و إن اكثركم فسقون . .. و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم و العدون

به مقتضاى ارتباط بين آيات اين بخش از سوره مى توان گفت: آيه مورد بحث با بيان مصداق و نمونه هايى از فسق اهل كتاب براى اثبات «ان اكثركم فسقون» استدلال كرده است.

80- تجاوزگرى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 5

5 - ذلت و خوارى ظالمان در قيامت ، پيامد خوى تجاوزگرى و توسعه طلبى آنان است .

إنّما السبيل على الذين يظلمون . .. و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ

81- تجاوزگرى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 5

5 - فرعون ، فردى متكبر و تجاوزگر بود .

كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب متكبّر جبّار . و قال فرعون

از مصاديق مورد نظر متكبر و جبار - به قرينه «و قال فرعون» - فرعون مى باشد.

82- تجاوزگرى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 2

2 - قارون ، عنصرى متجاوز و طغيانگر بود .

إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم

«بَغْى» (مصدر «بغى») به معناى ظلم و تجاوز است.

83- تجاوزگرى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 166 - 6

6 - قوم لوط ، مردمى تجاوزگر و شكننده حريم ارزش ها

بل أنتم قوم عادون

«عادون» از ريشه «عدوان» (تعدى و تجاوز) مشتق شده است. بنابراين «بل أنتم قوم عادون» يعنى، شما مردمى تجاوزپيشه ايد; كه به جاى آميزش با زنان با مردان درمى آميزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 3

3 - مردمان وارد بر قوم لوط ، در معرض تجاوز و بدنامى *

و لقد رودوه عن ضيفه

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعرض قوم لوط، نسبت به ميهمانان پيامبرشان، ناشى از اخلاق عمومى آنان نسبت به همه تازهواردان بوده است.

84- تجاوزگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 10

10 - تجاوزگرى ، گناه پيشگى و مانع خير شدن ، از خصوصيات كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع المكذّبين . .. منّاع للخير معتد أثيم

85- تجاوزگرى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 16

16 - بدعتگذاران در دين و گمراه كنندگان مردم، تجاوزگرند.

و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ... إن ربك هو أعلم بالمعتدين

86- تجاوزگرى مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 6

6 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى تجاوز پيشه بودند .

و أولئك هم المعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 3

3 - تجاوز دو باره مشركان به مسلمانانى كه با آنان ، مقابله به مثل كرده بودند ( يعنى نظير عقوبتى كه بر آنها رفته بود ، به آنان عقوبت رسانده بودند ) .

و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه

87- تجاوزگرى مكذبان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 8،9

8 - خداوند ، بر دل هاى تكذيب كنندگان پيامبرانِ پس از نوح ( ع ) ، به علت رسوخ صفت تجاوز و حق ستيزى در نفس آنان ، مهر زده بود .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

تعبير به اسم فاعل (المعتدين) بدون لحاظ زمان و مفعول، بيانگر ثبوت مبدأ اشتقاق (اعتدا) در ذات (مكذبان) است.

9 - تكذيب كنندگان پيامبران پس از نوح ( ع ) مردمى تجاوزپيشه و حق ستيز بودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل كذلك نطبع على قلوب المعتدين

88- تجاوزگرى ناقضان معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 9

9 - پيمان شكنان ، مردمانى تجاوزپيشه اند .

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة و أولئك هم المعتدون

89- تجاوزگرى همجنس بازان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 166 - 7

7 - هم جنس بازى و لواط ، تجاوز به حريم ارزش ها است .

أتأتون الذكران . .. بل أنتم قوم عادون

90- تجاوزگرى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 12،16،17

12 - عصيان يهود و تعدّى و تجاوز مستمر آنان ، موجب ذلت ، درماندگى و گرفتارى آنان به غضب الهى

ضربت عليهم الذّلّة . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه «ذلك بما عصوا»، اشاره به ذلّت و . .. باشد.

16 - كفر ، جنايت و تجاوز ، سيره دائمى اهل كتاب ( يهود )

ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون . .. و كانوا يعتدون

فعل مضارع پس از فعل ماضى از ماده «كَوْنْ» دلالت بر استمرار دارد.

17 - عصيان اهل كتاب ( يهود ) و تجاوز مداومشان ، باعث كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران

ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى و كشتن پيامبران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 9،11،12

9 - يهود، مردمى تجاوز پيشه بودند.

و على الذين هادوا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

11 - تجاوز پيشگى يهود در تاريخ، خبرى راست و عين حقيقت است.

ذلك جزينهم ببغيهم و إنا لصدقون

12 - حليت نخستين برخى از حيوانات و تحريم آن به واسطه تجاوزگرى بر يهوديان، خبرى راست و مطابق واقع از جانب خداوند است.

على الذين هادوا . .. ذلك جزينهم ببغيهم و إنا لصدقون

91- تجاوزگرى يهود ايله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 4

4 - يهوديان عصر بعثت آگاه به تجاوزگرى همدينان يهودى خويش در ايله و سرگذشت شوم آنان

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر

92- تهمت تجاوزگرى به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 6

6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى

إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض

93- زمينه تجاوزگرى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 6

6- بنى اسرائيل ، داراى زمينه هايى براى برترى طلبى و تجاوزگرى

و قضينا إلى بنى إسرءيل فى الكتب لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

هشدار خداوند به بنى اسرائيل در رابطه با فتنه گرى و برترى طلبى آنان و سرانجام گرفتار آمدنشان به سزاى اعمال خود; دليل وجود زمينه تجاوزگرى در ميان آنان است.

94- زمينه تجاوزگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 3

3- امكان تعدى كافران به مؤمنان ، در قبال فراخوانده شدن به دين

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

95- سرزنش تجاوزگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 8

8 - اختلاف و تفرقه با انگيزه زياده خواهى و تجاوزگرى ، نكوهيده و مورد تهديد خداوند

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم إنّ ربّك يقضى بينهم يوم القي-

ذكر «إنّ ربّك. ..» - در پى يادآورى اختلافات آگاهانه و تجاوزگرانه بنى اسرائيل - مى تواند هشدارى براى تمامى جوامع تفرقه گرا و تجاوزپيشه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 7

7 - تجاوزگرى ، صفتى مذموم و ناپسند

و لاتطع كلّ . .. معتد

96- كيفر تجاوزگرى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 5،12

5 - تحريم كامل برخى از حيوانات و تحريم بخشهايى از گاو و گوسفند بر يهود، سزاى تجاوزگرى آنان بود.

و على الذين هادوا حرمنا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

«بغى» به معناى تجاوز و تعدى است. (لسان العرب).

12 - حليت نخستين برخى از حيوانات و تحريم آن به واسطه تجاوزگرى بر يهوديان، خبرى راست و مطابق واقع از جانب خداوند است.

على الذين هادوا . .. ذلك جزينهم ببغيهم و إنا لصدقون

18- تجاهل

1- آثار تجاهل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 49 - 4

4 - فرعون با اظهار بى اطلاعى از پروردگار موسى و هارون ، ركن اصلى پيام هاى آنان را زير سؤال برد .

إنّا رسولا ربّك . .. أُوحى إلينا ... فمن ربّكما

2- تجاهل علماى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 9

9 - عالمان اهل كتاب ، على رغم يافتن ويژگى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تورات ، خود را بى خبر از آنها نشان مى دادند .

نبذ فريق . .. كتب اللّه وراء ظهورهم كانهم لايعلمون

متعلق «لايعلمون» ويژگيهاى پيامبرى است كه تورات بعثت وى را بشارت داده است.

3- تجاهل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 49 - 3

3 - اظهار بى اطلاعى و تجاهل نسبت به پروردگار موسى و هارون ، عكس العمل فرعون در برابر سخنان آن دو

إنّا رسولا ربّك . .. ب--َاية من ربّك ... قال فمن ربّكما

گرچه موسى و هارون(ع)، مبدأ پيام را با عنوان «ربّك» به فرعون معرفى كردند; ولى فرعون در مقام سؤال «ربّكما» به كار برده است تا ضمن انكار ربوبيت خداوند، نسبت به آن اظهار بى خبرى نيز كرده باشد.

4- تجاهل مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 60 - 3،4

3 - مشركان صدراسلام نسبت به معنا و حقيقت رحمان ، اظهار بى اطلاعى نموده و تجاهل مى كردند .

قالوا و ما الرحمن

«ما» در «و ماالرحمان» استفهاميه است و در آن دو احتمال وجود دارد: 1- سؤال از معنا و حقيقت واژه «رحمان» است. 2- سؤال از مصداق و مسمّاى اسم «رحمن» مى باشد; كه برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است. گفتنى است چون از رحمانيت خدا در آيات بسيارى سخن به ميان آمده است - كه جمله (إذا قيل ...) نيز مؤيد آن مى باشد - به دست مى آيد كه مشركان از رحمانيت خدا آگاه بوده و تجاهل مى كردند.

4 - مشركان صدراسلام ، نسبت به اين كه رحمان نام چه كسى است اظهار بى اطلاعى نموده و تجاهل مى كردند .

قالوا و ما الرحمن

5- تجاهل مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 7 - 12

12- تجاهل مشركان مكه ، نسبت به بشر بودن پيامبران گذشته

فسلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

قيد «إن كنتم لاتعلمون» اشاره به علم و آگاهى مشركان دارد; زيرا اگر آنان واقعاً نمى دانستند، قيد ياد شده (اگر نمى دانيد) لغو و زايد مى شد.

6- سرزنش تجاهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 101 - 16

16 - خودفريبى و تجاهل در برخورد با حقايق ، امرى نكوهيده و ناروا

نبذ فريق من الذين أوتوا الكتب . .. كأنهم لايعلمون

19- تجربه

1- آثار تجربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 10

10 - استفاده از راه تجربه دينى براى اثبات خداى يگانه، از روشهاى تبليغ توحيد و خداپرستى

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون

شيوه اى كه در اين آيه و آيات مانند آن براى توجه دادن به خداى يگانه به كار رفته، امروزه به نام «تجربه دينى» خوانده مى شود. خداوند از اين شيوه استفاده كرده و از مواردى كه انسان متوجه خداى يگانه مى شود، ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 83 - 3

3 - برخوردارى از دانش و تجربه بشرى در اداره زندگى ، موجب غرور و احساس بى نيازى برخى از اقوام قدرتمند پيشين ، از تعاليم آسمانى و پيامبران الهى گرديد .

فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا بما عندهم من العلم

درباره اين كه مقصود از علم در اين آيه چيست؟ چند احتمال از سوى مفسران ابراز شده است; بهترين آنها دو احتمال مى باشد: 1- مقصود علوم بشرى است كه موجب به وجود آمدن تمدن و قدرت بسيار گرديد و در نتيجه اقوام گذشته احساس مى كردند كه نيازى به تعاليم آسمانى براى تأمين زندگى خود ندارند. 2- مراد آگاهى هايى است كه آن اقوام درباره عقايد خويش داشتند; آن چنان كه موجب غرور آنان شده و خود را از تعاليم آسمانى بى نياز مى دانستند. گفتنى است برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

2- استفاده از تجربه دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 10

10 - استفاده از راه تجربه دينى براى اثبات خداى يگانه، از روشهاى تبليغ توحيد و خداپرستى

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون

شيوه اى كه در اين آيه و آيات مانند آن براى توجه دادن به خداى يگانه به كار رفته، امروزه به نام «تجربه دينى» خوانده مى شود. خداوند از اين شيوه استفاده كرده و از مواردى كه انسان متوجه خداى يگانه مى شود، ياد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 3

3 - بيدار ساختن فطرت توحيدى آدمى و يادآورى تجربه هاى توحيدى دينى، از روشهاى هدايتى قرآن

قل أرءيتكم . .. بل إياه تدعون

3- اهميت تجربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 7

7 - توصيه و سفارش قرآن به استفاده از تجربه هاى گذشته

و اذ غدوت من اهلك

تذكر قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مخاطبين درباره به خاطر سپردن مسائل جنگ احد، در واقع سفارش به استفاده از تجربه هاى گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 10

10 - مشاهده و بررسى شيوه زيست حيوانات ، روشى براى اندوختن تجربيات كارآمد در زندگى انسان

يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

4- اهميت تجربه هاى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 83 - 5

5 - علوم و تجربه هاى بشرى ، نمى تواند جايگزين تعاليم الهى و تجربه هاى پيامبران شود و انسان را از آنها بى نياز سازد .

فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا بما عندهم من العلم

5- تجربه قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 11

11 - قابيل ، از انسان هاى نخستين و با تجربيات ناچيز و بسيار محدود

ليريه كيف يورى سوءة اخيه

آگاه نبودن قابيل به كيفيت دفن جسد دلالت دارد كه وى از انسانهاى نخستين، و تجربياتش ناچيز و بسيار محدوده بوده است.

6- تذكر تجربه هاى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

7- نقش تجربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 7

7- حس و تجربه ( شنيدن و ديدن ) ، زمينه شكوفايى ادراك و دانش هاى بشر *

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

اين برداشت بدان احتمال است كه تقدم «السمع و الأبصار» بر «الأفئدة» اشاره به مطلب مذكور داشته باشد.

20- تجسس

1- آثار تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 14،15

14 - بدگمانى و تجسّس ، زمينه كشيده شدن انسان به غيبت

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا

بنابراين كه ترتيب لفظى بخش هاى آيه، بيانگر ترتيب حقيقى و رتبى آنها باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

15 - تجسّس و غيبت مؤمنان نسبت به يكديگر ، عامل گسستن اخوت ايمانى آنان

إنّما المؤمنون إخوة . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا

از ارتباط «و لاتجسّسوا. ..» با «إنّما المؤمنون إخوة...» مطلب بالا استفاده مى شود.

2- احكام تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 10

10 - ممنوعيت تجسّس و جستار ، در عيوب و كاستى هاى زندگى مؤمنان

و لاتجسّسوا

3- توبه از تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا

با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.

4- زمينه تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 11

11- بدگمانى به مؤمنان ، زمينه كشيده شدن انسان به تجسّس و كنجكاوى هاى ممنوع

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا

5- گناه تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 21

21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .

اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه

6- ممنوعيت تجسس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 10

10 - ممنوعيت تجسّس و جستار ، در عيوب و كاستى هاى زندگى مؤمنان

و لاتجسّسوا

7- ممنوعيت تجسس از پيشينه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 112 - 4

4 - هدايتگران و مبلغان الهى ، نبايد در باره زندگى خصوصى گذشته گروندگان به دين تحقيق كنند .

قال و ما علمى بما كانوا يعملون

21- تجمل

1- آثار تجمل گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8،9

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

9- دنياطلبىو تجمل گرايى ، از موانع پذيرش توحيد و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن است .

فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله و أن لا إله إلاّ هو فهل أنتم مسلمون. من كان يريد ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 6

6 - خودنمايى و تجمل گرايى عده اى ، عامل گرايش مردم به دنياطلبى و زخارف آن

فخرج على قومه فى زينته قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قر

2- آثار تجمل گرايى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 7،8

7 - خودنمايى و تجمل گرايى قارون ، باعث برانگيخته شدن خوى دنياخواهى عناصر غافل و دنياطلب بود .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. إنّه لذو حظّ عظيم

8 - اظهار حسرت و دريغ از سوى دنياطلبان غافل ، به هنگام مشاهده قارون در تجمل ويژه خود

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

3- امتحان با تجمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 14

14 - خوردن ، آشاميدن ، تجمل ، زيبايى ، داشتن همدم و همراهانى موافق ، از مهم ترين جاذبه و دلبستگى هاى انسان و وسيله آزمون او

يطاف عليهم بصحاف . .. و فيها ما تشتهيه الأنفس

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) موارد بالا در اين آيات بيان شده و تخصيص به ذكر يافته است. ب) خداوند به اهل تقوا نويد داده است كه اگر در اين زمينه ها كنترل و تقوا داشته باشند و از حدود الهى نگذرند، در بهشت به همه آنها دست خواهند يافت.

4- تجمل گرايى زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 1،2

1 - زن ، در فرهنگ جاهليت پرورش يافته در زينت و تجمل ، و فرودست در ميدان جدال و درگيرى هاى كلامى

أوَ من ينشّؤا فى الحلية و هو فى الخصام غير مبين

لحن آيه شريفه به گونه اى است كه به اعتقاد و باور عرب جاهلى يا موقعيت زن در محيط و فرهنگ خاص آنان اشاره دارد.

2 - شيفتگى به تجمل و زينت ، علاقه طبيعى زنان

أوَ من ينشّؤا فى الحلية

تعبير «ينشّؤا فى الحلية» كه به معناى پرورش يافتن در زينت است، اشاره به علاقه طبيعى و وابستگى زنان به آرايش و زيور دارد.

5- تجمل گرايى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 3

3 - نمايان شدن قارون بر قوم خويش ، در نهايت آرايش و تجمل

فخرج على قومه فى زينته

تعبير «فى زينته» نشانگر آن است كه وى در حالى بر مردم ظاهر شد كه غرق در تجمل بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 3

3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.

6- تجمل گرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

7- زمينه تجمل گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 2

2 - قدرت و ثروت ، از موجبات فخرفروشى ، خودنمايى و تجمل گرايى

فخرج على قومه فى زينته

8- علاقه به تجمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 71 - 14

14 - خوردن ، آشاميدن ، تجمل ، زيبايى ، داشتن همدم و همراهانى موافق ، از مهم ترين جاذبه و دلبستگى هاى انسان و وسيله

آزمون او

يطاف عليهم بصحاف . .. و فيها ما تشتهيه الأنفس

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: الف) موارد بالا در اين آيات بيان شده و تخصيص به ذكر يافته است. ب) خداوند به اهل تقوا نويد داده است كه اگر در اين زمينه ها كنترل و تقوا داشته باشند و از حدود الهى نگذرند، در بهشت به همه آنها دست خواهند يافت.

9- عوامل تجمل گرايى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 5

5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى

أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.

10- ناپسندى تجمل گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 4

4 - تجمل و آرايش براى خودنمايى ، فخرفروشى ، رفتارى است ناپسند و مردود .

فخرج على قومه فى زينته

11- نشانه هاى تجمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 1

1 - طلا و نقره ، نماد تجمل و اشرافى گرى در دوره هاى تاريخ

سقفًا من فضّة . .. و زخرفًا

عده اى از لغويان «زخرف» را طلا دانسته اند. از ذكر طلا و نقره به عنوان نمادهاى زيور و تجمل، مطلب بالا استفاده مى شود.

12- تجمل گرايى

آثار تجمل گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8،9

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

9- دنياطلبىو تجمل گرايى ، از موانع پذيرش توحيد و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن است .

فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله و أن لا إله إلاّ هو فهل أنتم مسلمون. من كان يريد ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 6

6 - خودنمايى و تجمل گرايى عده اى ، عامل گرايش مردم به دنياطلبى و زخارف آن

فخرج على قومه فى زينته قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قر

13- آثار تجمل گرايى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 7،8

7 - خودنمايى و تجمل گرايى قارون ، باعث برانگيخته شدن خوى دنياخواهى عناصر غافل و دنياطلب بود .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا . .. إنّه لذو حظّ عظيم

8 - اظهار حسرت و دريغ از سوى دنياطلبان غافل ، به هنگام مشاهده قارون در تجمل ويژه خود

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون

14- تجمل گرايى زن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 18 - 1،2

1 - زن ، در فرهنگ جاهليت پرورش يافته در زينت و تجمل ، و فرودست در ميدان جدال و درگيرى هاى كلامى

أوَ من ينشّؤا فى الحلية و هو فى الخصام غير مبين

لحن آيه شريفه به گونه اى است كه به اعتقاد و باور عرب جاهلى يا موقعيت زن در محيط و فرهنگ خاص آنان اشاره دارد.

2 - شيفتگى به تجمل و زينت ، علاقه طبيعى زنان

أوَ من ينشّؤا فى الحلية

تعبير «ينشّؤا فى الحلية» كه به معناى پرورش يافتن در زينت است، اشاره به علاقه طبيعى و وابستگى زنان به آرايش و زيور دارد.

15- تجمل گرايى قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 3

3 - نمايان شدن قارون بر قوم خويش ، در نهايت آرايش و تجمل

فخرج على قومه فى زينته

تعبير «فى زينته» نشانگر آن است كه وى در حالى بر مردم ظاهر شد كه غرق در تجمل بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 3

3 - اقدام خداوند به نابود ساختن قارون ، در شب همان روز كه خود را با تجمل ويژه اش بر مردم نمايانده بود .

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به ... و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

قيد «بالأمس» (ديروز) در اين آيه، بيانگر مطلب ياد شده است.

16- تجمل گرايى مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 15 - 8

8- مشركان عصر بعثت به خاطر دنيا طلبى و تجمل گرايى ، قرآن را نپذيرفته و آن را ساخته دست پيامبر (صلی الله علیه و آله) قلمداد مى كردند .

أم يقولون افتريه . .. من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها

بيان پيامدهاى دنياخواهى و تجمل گرايى، پس از دعوت به توحيد و اقامه برهانى روشن براى آن، اشاره به ريشه هاى اصرار مشركان به كفرورزى دارد; يعنى، اينكه مشركان با وجود دليلى روشن بر حقانيت قرآن، حقايق مطرح شده در آن را نمى پذيرند به دليل دنياخواهى آنان است.

17- زمينه تجمل گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 2

2 - قدرت و ثروت ، از موجبات فخرفروشى ، خودنمايى و تجمل گرايى

فخرج على قومه فى زينته

18- عوامل تجمل گرايى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 5

5 - غفلت از مرگ و پندار جاودانگى در دنيا ، عامل روى آورى عاديان به كاخ سازى ، تجمل گرايى و بيهودگى

أتبنون . .. تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

تعبير «لعلّكم تخلدون» بيانگر اين معنا است كه: كار شما طورى است كه گويا از مرگ و ناپايدارى زندگى دنيوى، غافل شده ايد و مى پنداريد كه هميشه در اين دنيا خواهيد ماند.

19- ناپسندى تجمل گرايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 4

4 - تجمل و آرايش براى خودنمايى ، فخرفروشى ، رفتارى است ناپسند و مردود .

فخرج على قومه فى زينته

22- تجهيزات نظامي

1- تجهيزات نظامى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 5

5 - برخوردارى سليمان از امكانات وسيع مادى و نظامى در كنار علم گسترده خويش

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا . .. و أوتينا من كلّ شىء ... و حشر لسليمن جنود

2- تجهيزات نظامى قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 2

2 - مملكت سبا در عهد سليمان ، داراى نيروى دفاعى و امكانات جنگى قوى و نيز رزم آوران سلحشور و بى باك

قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

«قوة» به معناى نيرو و نكره آمدنش بيانگر عظمت و گستردگى آن است. بنابراين «نحن أُولوا قوّة»; يعنى، ما از نيرويى بسيار گسترده و عظيم برخورداريم. «بأس» به معناى شجاعت و دلاورى است. بنابراين «بأس شديد» برابر با سلحشورى و بى باكى است.

3- نقش تجهيزات نظامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 25

25 - شكست زبونانه كافران ، در گرو كوشش مجاهدان براى فراهم سازى تجهيزات و هوشيارى آنان در برابر هجوم غافلگيرانه دشمن

و ليأخذوا حذرهم . .. و خذوا حذركم إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

جمله «ان اللّه . ..» مى تواند تعليل براى فرمان خداوند به گرفتن اسلحه و حفظ هوشيارى باشد، بر اين مبنا مراد از عذاب مهين، شكست زبوبانه دشمنان خواهد بود.

23- تحجر

1- آثار تحجر مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى ... على أعقبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» - كه آن نيز به معناى قهقهرا است - براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

2- اجتناب از تحجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 16

16 - لزوم پرهيز از جمود و يك سونگرى ، در عمل به وظايف

ما منعك . .. إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

3- تحجر اشراف قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 14

14 - اشراف مرتجع قوم نوح ، مدافع وضع موجود و مخالف دگرگونى و تحول

فقال الملؤا . .. ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

4- تحجر قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 12

12 - قوم نوح ، در شرك شان ، جزم انديش بودند .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا . .. و هم ظلمون

طولانى بودن رسالت نوح(ع) در ميان قوم اش و تأثير ناپذيرى آنان در اين مدت، حكايت از جزميّت آنان دارد. گفتنى است كه «ظالمون» در آيه، به قرينه مقام، مشرك بودن آنان است.

5- تحجر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 8

8 - دلبستگى عميق جوامع كفرپيشه و شركورز به انديشه ها و سنت هاى ديرين خويش

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمن محدث . .. معرضين

واژه «محدث» (جديد) مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه جديد بودن پيام هاى الهى، در عدم پذيرش جوامع شرك تأثير داشته است و اين مى تواند ناشى از دلبستگى آنان به سنت هاى كهن خويش باشد.

6- تحجر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 2

2 - عدم تأثير پيشرفت ها و تمدن بشرى در رشد انديشه كافران ، دست كم تا عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

7- تحجر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 8

8 - دلبستگى عميق جوامع كفرپيشه و شركورز به انديشه ها و سنت هاى ديرين خويش

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمن محدث . .. معرضين

واژه «محدث» (جديد) مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه جديد بودن پيام هاى الهى، در عدم پذيرش جوامع شرك تأثير داشته است و اين مى تواند ناشى از دلبستگى آنان به سنت هاى كهن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 6

6 - مشركان ، سنت هاى ديرپاى دينى باقى مانده از پدرانشان را ، بسى ارزشمند مى دانستند .

رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعبد ءاباؤكم

8- تحجر مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 6

6- مشركان در عصر بعثت ، مردمى سنت گرا و كهنه پرست بودند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

مخالفت مشركان با پيام هاى جديد الهى، نشانگر سنت پرستى و كهنه گرايى آنان است.

24- تحريف

1- تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 77 - 4

4 - عالمان يهود ، داراى اهداف دنيوى در كتمان و تحريف عهد خدا ( حقايق مربوط به پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

انّ الّذين يشترون بعهد اللّه و ايمانهم

با توجّه به شأن نزول، مقصود از «عهد اللّه»، حقايق مربوط به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در تورات است كه به دست عالمان يهود تحريف گشته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 94 - 1

1 - ادعاى يهود مبنى بر تحريم برخى از خوردنى ها افتراى آنان بر خداوند

كل الطعام كان . .. فمن افترى على اللّه الكذب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 9

9 - وجود آياتى تحريف نشده در كتاب هاى آسمانى اهل كتاب ، تا عصر بعثت

من اهل الكتب امّة قائمة يتلون ءايت اللّه

چون آيه درباره اهل كتاب است، منظور از «ايات اللّه»، مى تواند تورات و انجيل باشد و ارزش تلاوت آنها، بيانگر عدم تحريف آنهاست.

2- آثار تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 4

4 - گرفتارى عوام به خيالات واهى درباره دين و كتاب هاى آسمانى ، پيامد تحريفگرى و عملكرد عالمان سوء است .

و منهم أميون . .. فويل للذين يكتبون الكتب بأيديهم

تفريع جمله «فويل للذين . ..» بر آيه قبل - كه درباره جهل مردم به كتاب آسمانى بود - گوياى اين معناست كه: عالمان سوء و تحريفگر، داراى نقشى بسزا در جهل و خرافه گرايى مردم هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 23

23 - تحريفگرى ، استهزا و طعن به اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نمودى از كفر

يحرّفون الكلم . .. لعنهم اللّه بكفرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 33،43

33 - تعلق اراده الهى به عذاب و ضلالت آدمى ، پيامد كفرورزى ، تحريفگرى ، دروغپردازى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى از تحريفگران دين

الذين يسرعون فى الكفر . .. و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً

43 - پيشتازى در كفر ، دروغپردازى ، جاسوسى و تحريفگرى ، مايه خوارى در دنيا و عذاب بزرگ در آخرت

الذين يسرعون فى الكفر . .. لهم فى الدنيا خزى و لهم فى الاخرة عذاب عظيم

3- آثار تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 21

21 - تحريف دين ( تغيير و تبديل و كم و زياد كردن وحى الهى ) گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب اخروى

قل ما يكون لى أن أبدّله . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

4- اجتناب از تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 8

8 - ضرورت پرهيز از تغيير متن ها و اذكار تعيين شده از جانب خدا

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

5- اجتناب از تحريف اذكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 8

8 - ضرورت پرهيز از تغيير متن ها و اذكار تعيين شده از جانب خدا

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

6- انگيزه تحريف تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 4

4 - نيل به متاع دنيا ، انگيزه عالمان يهود در تحريف حقايق تورات و احكام آن

يحرفون الكلم من بعد مواضعه . .. اكلون للسحت

7- تحريف آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 10

10 - تحريفگران و تبديل كنندگان دين و آيات روشن الهى ، مستحق عذابى شديد

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

از مصاديق روشن و مورد نظر نعمتهاى الهى، دين و آيات خداوندى است. و مراد از تبديل، تحريف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 4،6

4 - دلبستگى به جلوه هاى مادى دنيا ، از عوامل تحريف آيات الهى و تبديل نعمت هاى او

و من يبدل . .. زين للذين كفروا

جلمه «زيّن . ..»، بيان علّت براى «و من يبدّل ...» است.

6 - تحريف آيات و تبديل نعمت هاى الهى ، كفر است .

و من يبدل نعمة اللّه . .. زين للذين كفروا

جلمه «زيّن . ..»، تعليل براى جمله «و من يبدّل ...» است. بنابراين تبديل كنندگان و تحريفگران، از مصاديق كافران (الذين

كفروا) خواهند بود.

8- تحريف انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 1

1 - تحريف تورات و انجيل و بدعت در دين ، توسط گروهى از اهل كتاب ( عالمان آنان )

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 6

6 - مصونيّت تورات و انجيل از تحريف تا عصر نزول قرآن

بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

مراد از «ما معكم»، همان تورات و انجيلى است كه در دسترس مردمان است و قرآن آن را تصديق كرده و گواهى بر حقانيّت آن داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 7

7 - وجود تورات و انجيل بدون تحريف و دگرگونى تا زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

حتّى تقيموا التورية و الانجيل

ترغيب اهل كتاب به «اقامه تورات و انجيل» گوياى اين است كه اين كتابهاى آسمانى بدون تحريف و دگرگونى در دسترس آنها بوده است.

9- تحريف اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 6

6 - تغيير و تبديل اوامر خداوند ، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى هستند كه به جاى گفتن «حطة» (خدايا! آمرزش گناهان را از تو خواهانيم) سخنى ديگر بر زبان جارى ساختند.

10- تحريف تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 140 - 6

6 - تحريف تاريخ انبيا از سوى يهود و نصارا

أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى

11- تحريف تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 18

18 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « . . . كان حيى بن اخطب و كعب بن الاشرف و آخرون من اليهود لهم مأكلة على اليهود فى كل سنة فكرهوا بطلان ها بأمر نبى (صلی الله علیه و آله) فحرفوا لذلك آيات من التوراة فى ها صفته و ذكره ، فذلك الثمن الذى اريد فى الآية ;

. .. حيى بن اخطب و كعب بن اشرف و عده ديگرى از يهوديان مقررى سالانه داشتند كه از يهود مى گرفتند و خوش نداشتند كه به خاطر جريان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ]و تثبيت رسالت آن حضرت[ از آن مقررى محروم شوند و لذا آياتى از تورات را كه در آنها وصف و ياد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بود تحريف كردند و اين همان بهايى است كه در آيه فوق ذكر شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 5،7

5 - گروهى از بنى اسرائيل كلام الهى ( تورات ) را پس از شنيدن و فهميدن تحريف كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

مراد از «كلام اللّه» در آيه شريفه، مى تواند تورات و نيز مى تواند «قرآن» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

7 - تحريف معنوى تورات از سوى عالمان يهود

ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

تناسب مسائل ياد شده در آيه مورد بحث با عالمان و نيز طايفه مقابل آنان، يعنى «أميون» - كه در آيه 78 بيان شده - دلالت بر اين دارد كه: مراد از «فريق منهم» عالمان بنى اسرائيل و يهود مى باشد. «من بعد ما عقلوه» (پس از آنكه كلام خدا را مى فهميدند تحريفش مى كردند) اشاره به آن دارد كه مراد از تحريف، تحريف معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 17

17 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره « فويل لهم مما كتبت أيديهم » روايت شده كه فرموده اند : « الويل جبل فى النار و هو الذى انزل فى اليهود لانهم حرفوا التوراة زادوا فى ها ما احبوا و محوا من ها ما يكرهون و محوا إسم محمد (صلی الله علیه و آله) من التوراة ;

«ويل كوهى است در جهنم كه ]در آيات قرآن[ در مورد يهود نازل گشته است; زيرا آنان تورات را با افزودن آنچه دوست داشتند و از بين بردن آنچه ناخوشايند داشتند، تحريف كردند و نام حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را از تورات محو نمودند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 1

1 - تحريف تورات و انجيل و بدعت در دين ، توسط گروهى از اهل كتاب ( عالمان آنان )

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 2

2 - تحريف و تفسير نابجاى تورات از سوى عالمان يهود *

من الذين هادوا يحرّفون الكلم عن مواضعه

برخى برآنند كه مراد از «الكلم» تورات است و تحريف در اين آيه به معناى تفسير غلط است و نه تغيير الفاظ و جملات ; به دليل «عن مواضعه». چون با تفسير غلط، جمله از موضع و موقعيّت خود خارج مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 6

6 - مصونيّت تورات و انجيل از تحريف تا عصر نزول قرآن

بما نزّلنا مصدقاً لما معكم

مراد از «ما معكم»، همان تورات و انجيلى است كه در دسترس مردمان است و قرآن آن را تصديق كرده و گواهى بر حقانيّت آن داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 11

11 - تحريف تورات ، توسط بنى اسرائيل ( يهود )

يحرفون الكلم عن مواضعه

«كلم» جمع «كلمه» به معناى سخن است و مصداق بارز و مورد نظر آن، تورات مى باشد. گفتنى است كه مراد از بنى اسرائيل، به قرينه آيه بعد، يهوديان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 26

26 - تحريف تورات از سوى عالمان يهود با جابجايى كلمات و جملات و احكام آن

يحرفون الكلم من بعد مواضعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 8

8 - تورات ، مصون از تحريف تا عصر عيسى ( ع )

و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 7

7 - وجود تورات و انجيل بدون تحريف و دگرگونى تا زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

حتّى تقيموا التورية و الانجيل

ترغيب اهل كتاب به «اقامه تورات و انجيل» گوياى اين است كه اين كتابهاى آسمانى بدون تحريف و دگرگونى در دسترس آنها بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 16

16 - عالمان يهود با پنهان كردن بسيارى از معارف تورات آن را تحريف كردند.

تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون كثيرا

كتمان بسيارى از نوشته هاى تورات از ديد و اطلاع مردم طبيعتاً منجر به فراموش شدن آن قسمتها مى شود و در نتيجه كتاب آسمانى به شكل ناقص در اختيار مردم قرار مى گيرد كه اين خود نوعى تحريف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 7

7- تورات موجود در عصر يحيى ، كتابى تحريف نشده و مورد تأييد خداوند بود . *

ييحيى خذ الكتب

ممكن است مراد از «الكتاب» تورات باشد. دراين صورت فرمان خداوند به دريافت آن، به معناى صحّه گذاشتن بر مطالب آن است.

12- تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 6،10

6 - بنى اسرائيل ، مصداق بارز تفرقه افكنان و تحريفگران دين خداوند و مشمول عذاب شديد الهى

ادخلوا فى السِلم كافة . .. فان زللتم من بعد ما ... سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم م

پس از امر به دخول در «سلم» (تسليم در برابر خداوند و اتّحاد جامعه ايمانى)، و عدم تبعيّت از شيطان، بنى اسرائيل را به عنوان نمونه ذكر مى كند.

10 - تحريفگران و تبديل كنندگان دين و آيات روشن الهى ، مستحق عذابى شديد

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

از مصاديق روشن و مورد نظر نعمتهاى الهى، دين و آيات خداوندى است. و مراد از تبديل، تحريف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 2

2 - به كار بستن فرهنگ و زبان دين ، ابزارى براى تحريف آن

و انّ منهم لفريقاً يلون السنتهم بالكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 24

24 - شيطان ، برانگيزنده مردمان به تحريف دين خدا

لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

امام باقر(ع) در مورد «خلق اللّه» در آيه فوق فرمود: دين اللّه.


تفسير عياشى، ج 1، ص 276، ح 276; تفسير برهان، ج 1، ص 416، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 33

33 - تعلق اراده الهى به عذاب و ضلالت آدمى ، پيامد كفرورزى ، تحريفگرى ، دروغپردازى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى از تحريفگران دين

الذين يسرعون فى الكفر . .. و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً

13- تحريف سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 1،3،4

1 - عالمان يهود ، تحريف كننده حقايق و سخنها

من الذين هادوا يحرّفون الكلم عن مواضعه

«كلم» (جمع كلمه) به معناى سخن است كه به مناسبت مورد، حقايقى است كه تحريف آن در گمراه ساختن مسلمانان مؤثر بوده است.

3 - تحريف و تفسير ناصواب گفته ها ، از روش هاى عالمان يهود براى گمراه ساختن مسلمانان

و يريدون ان تضلوا السبيل . .. من الذين هادوا يحرّفون الكلم

هدف از تحريف و تفسير ناصواب سخنان از سوى عالمان يهود، به دليل «ان تضلوا»، گمراه ساختن مسلمانان است.

4 - تحريف و تحليل ناصواب گفته ها ، نمونه اى از دشمنى يهود با مسلمانان

و اللّه اعلم باعدائكم . .. يحرّفون الكلم عن مواضعه

جمله «يحرفون . .. » پس از بيان دشمنى يهود، به منزله دليل و نشانه اى براى اثبات عداوت عالمان يهود نسبت به مسلمانان است.

14- تحريف قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 13

13 - تغيير و تبديل و كم و زياد كردن كلام خدا ( قرآن ) خارج از قلمرو اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 9

9- قرآن و سخن هاى خداوند ، ايمن از دستبرد ديگران و مصون از هرگونه تحريف است .

واتل ما أُحى إليك . .. لامبدّل لكلمته

ضمير در «كلماته» به «ربّ» برمى گردد و مصداق مورد نظر براى «كلمات» - به قرينه صدر آيه - آيات قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 1،2

1 - مصونيت قرآن ، در برابر هرگونه تحريف

لايأتيه البطل من بين يديه و لا من خلفه

منظور از عدم امكان راه يافتن باطل به ساحت قرآن «لا يأتيه الباطل» مى تواند اين باشد كه هيچ كس توانايى تحريف كردن قرآن را ندارد.

2 - پيشگويى قرآن نسبت به مصونيت آن از تحريف در طول تاريخ

لايأتيه البطل من بين يديه و لا من خلفه

مراد از «من بين يديه» زمان نزول قرآن و از «من خلفه» زمان آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 6

6 - متخلفان از سفر حديبيه ، در صدد تغيير كلام خدا با شركت در جنگ خيبر

ذرونا نتّبعكم يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه

در برداشت هاى آتى، چگونگى و شيوه تصميم متخلفان و احتمال هايى كه در آيه وجود دارد، بيان شده است.

15- تحريف قصه قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 8

8 - آثار اهل كتاب مشتمل بر داستان قابيل و هابيل به گونه اى تحريف شده و آميخته با باطل

بالحق

كلمه «بالحق» به قرينه آيات گذشته، كه درباره اهل كتاب بود، مى تواند اشاره به تحريفهايى باشد كه در آثار اهل كتاب نسبت به فرزندان آدم وجود دارد.

16- تحريف قصه هابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 8

8 - آثار اهل كتاب مشتمل بر داستان قابيل و هابيل به گونه اى تحريف شده و آميخته با باطل

بالحق

كلمه «بالحق» به قرينه آيات گذشته، كه درباره اهل كتاب بود، مى تواند اشاره به تحريفهايى باشد كه در آثار اهل كتاب نسبت به فرزندان آدم وجود دارد.

17- تحريف كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 8

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 17

17 - سلامت كتاب هاى آسمانى در سير نزول ، از نفوذ تحريف و باطل

و انزل معهم الكتاب بالحق

بنابراينكه «بالحق»، متعلّق به «انزل» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 4

4 - تحريف حقايق كتب آسمانى پيشين و عدم دستيابى اهل كتاب ، جز به برخى از حقايق آن *

اوتوا نصيباً من الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 2

2 - عدم تحريف تورات تا عصر حضرت عيسى ( ع ) *

و مصدقاً لما بين يدىّ من التورية

به نظر مى رسد جمله «لما بين يدىّ من التورية»، اشاره باشد به تورات متداولى كه در دسترس مردم بوده است. لذا تصديق آن، دلالت بر عدم تحريف تورات موجود در آن عصر دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 4،10

4 - فريبكارى گروهى از اهل كتاب با سعى در تحريف كتب آسمانى

و انّ منهم لفريقاً . .. لتحسبوه من الكتاب

10 - نقش تحريف كتب آسمانى و عالمان تحريفگر در انحراف جوامع

و انّ منهم لفريقاً . .. و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون

از ذكر تحريف و بيان كيفيّت آن و لحن تند آيه نسبت به علماى اهل كتاب برمى آيد كه اين عمل در گمراه كردن مردم سهم بسزايى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 2

2 - نسبت ادعاى معبوديّت پيامبران براى خود ، از بافته هاى تحريفگران كتب الهى

و انّ منهم لفريفاً يلون السنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب . .. ما كان لبشر ان يؤ

از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 9

9 - وجود آياتى تحريف نشده در كتاب هاى آسمانى اهل كتاب ، تا عصر بعثت

من اهل الكتب امّة قائمة يتلون ءايت اللّه

چون آيه درباره اهل كتاب است، منظور از «ايات اللّه»، مى تواند تورات و انجيل باشد و ارزش تلاوت آنها، بيانگر عدم تحريف آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 10

10 - تفسير غلط كتب آسمانى ، توسط بنى اسرائيل

يحرفون الكلم عن مواضعه

تحريف به معنى تغيير است و همان گونه كه شامل جابجايى كلمات، كاستن و افزودن مى شود، تأويل و تفسير ناروا را نيز فرا مى گيرد.

18- تحريف كلام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 8،9،12

8 - عالمان يهود از روى عمد و با آگاهى و توجه ، سخنان خدا را تحريف مى كردند .

ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه و هم يعلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول «يعلمون» تحريف كلام خدا باشد; يعنى: «و هم يعلمون أنهم يحرفونه». احتمالات ديگرى نيز گفته شده كه به برخى از آنها اشاره خواهد شد.

9 - تحريف كلام الهى از سوى عالمان يهود ، دليل نبود زمينه هاى ايمان در آنان

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم . .. من بعد ما عقلوه

جمله حاليه «و قد كان . ..» بيانگر علتى براى نفى اميد از ايمان آوردن يهود است.

12 - گروهى از يهوديان ، قرآن ( كلام خدا ) را مى شنيدند ، آن را به خوبى مى فهميدند و به تحريف معانى و مفاهيم آن اقدام مى كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از «كلام اللّه» در آيه مورد بحث، قرآن باشد.

19- تحريف مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 10،11،13

10 - آيين موجود در ميان يهود و نصارا ، آيينى است تشكيل يافته از آرا و افكارِ برخاسته از هوا هاى نفسانى .

و لئن اتبعت أهواءهم

مراد از «أهواءهم» به قرينه «حتى تتبع ملتهم» دين و آيين يهود و نصاراست. تعبير كردن از آيين آنان به «أهواء» (خواهشهاى نفسانى)، بيانگر اين است كه: آنچه يهود و نصارا به عنوان دين مطرح مى كردند افكار و انديشه هاى برخاسته از هواهاى نفسانى آنان بوده است.

11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .

و لئن اتبعت أهواءهم

بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.

13 - آيين تحريف شده يهوديت و نصرانيت ، آيينى جاهلانه و ناتوان از هدايت انسانهاست .

ان هدى اللّه هو الهدى و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم

حصرى كه از «إن هدى اللّه . ..» به دست مى آيد، ناظر به آيين يهود و نصاراست; يعنى، آيين تحريف شده آنان، هدايت آفرين نيست. تعبير كردن از آيين اسلام به «علم» اشاره به اين معنا دارد كه: آيين يهود و نصارا بر پايه علم نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 4،9

4 - هيچ يك از آيين يهود نصارا به خاطر آميخته شدنشان به شرك ، هدايت آفرين نيستند .

قل بل ملة إبرهيم

9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .

بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين

تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 5

5 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را تحريف كرده ، احكام و معارف الهى را با امور غير دينى آميخته بودند .

قولوا ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى

چون خطاب آيه، به يهود و نصاراست و آنان خويشتن را پيروان حضرت موسى و عيسى مى شمرند، مقتضاى كلام اين بود كه به جاى «و ما أوتى موسى و عيسى» گفته شود «و ما أوتيتم». اين جايگزينى اشاره به اين نكته دارد كه: احكام و معارفى كه بر موسى و عيسى(ع) نازل شد، همانى نيست كه در اختيار يهود و نصاراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 11

11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .

و لئن اتبعت اهواءهم

مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.

20- تحريف معنوى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 12

12 - گروهى از يهوديان ، قرآن ( كلام خدا ) را مى شنيدند ، آن را به خوبى مى فهميدند و به تحريف معانى و مفاهيم آن اقدام مى كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از «كلام اللّه» در آيه مورد بحث، قرآن باشد.

21- تحريف يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 10،11،13

10 - آيين موجود در ميان يهود و نصارا ، آيينى است تشكيل يافته از آرا و افكارِ برخاسته از هوا هاى نفسانى .

و لئن اتبعت أهواءهم

مراد از «أهواءهم» به قرينه «حتى تتبع ملتهم» دين و آيين يهود و نصاراست. تعبير كردن از آيين آنان به «أهواء» (خواهشهاى نفسانى)، بيانگر اين است كه: آنچه يهود و نصارا به عنوان دين مطرح مى كردند افكار و انديشه هاى برخاسته از هواهاى نفسانى آنان بوده است.

11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .

و لئن اتبعت أهواءهم

بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.

13 - آيين تحريف شده يهوديت و نصرانيت ، آيينى جاهلانه و ناتوان از هدايت انسانهاست .

ان هدى اللّه هو الهدى و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم

حصرى كه از «إن هدى اللّه . ..» به دست مى آيد، ناظر به آيين يهود و نصاراست; يعنى، آيين تحريف شده آنان، هدايت آفرين نيست. تعبير كردن از آيين اسلام به «علم» اشاره به اين معنا دارد كه: آيين يهود و نصارا بر پايه علم نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 4،9

4 - هيچ يك از آيين يهود نصارا به خاطر آميخته شدنشان به شرك ، هدايت آفرين نيستند .

قل بل ملة إبرهيم

9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .

بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين

تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 5

5 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را تحريف كرده ، احكام و معارف الهى را با امور غير دينى آميخته بودند .

قولوا ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى

چون خطاب آيه، به يهود و نصاراست و آنان خويشتن را پيروان حضرت موسى و عيسى مى شمرند، مقتضاى كلام اين بود كه به جاى «و ما أوتى موسى و عيسى» گفته شود «و ما أوتيتم». اين جايگزينى اشاره به اين نكته دارد كه: احكام و معارفى كه بر موسى و عيسى(ع) نازل شد، همانى نيست كه در اختيار يهود و نصاراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 145 - 11

11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .

و لئن اتبعت اهواءهم

مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.

22- خطر تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 8

8 - دين و معارف الهى ، در معرض كج فهمى و تحريف معنوى با توطئه فريبكاران

و لايغرنّكم باللّه الغرور

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه فريب خوردن انسان به وسيله فريبكاران درباره خداوند و دين او، مى تواند با تحريف معارف الهى و معرفى نادرست آن صورت پذيرد.

23- زمينه تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 16

16 - شكستن پيمان الهى از سوى بنى اسرائيل ، زمينه تحريفگرى و فراموشى بخشى از تذكار هاى خداوند

فبما نقضهم . .. نسوا حظاً مما ذكروا به

24- زمينه تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 7

7 - حرص و آزمندى به دنيا ، مايه تحريف احكام و حقايق دين

يحرفون الكلم من بعد مواضعه . .. اكلون للسحت

25- ظلم تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 6

6 - تغيير و تبديل اوامر خداوند ، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى هستند كه به جاى گفتن «حطة» (خدايا! آمرزش گناهان را از تو خواهانيم) سخنى ديگر بر زبان جارى ساختند.

26- ظلم تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 8

8 - بدعت و تحريف حقايق دينى ظلم است .

فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم فأرسلنا . .. بما كانوا يظلمون

از مصاديق «ما كانوا يظلمون» تبديل و تحريف سخنى است كه خداوند به بنى اسرائيل آموخت تا به هنگام ورود به بيت المقدس آن را به زبان جارى كنند (قولوا حطة). خداوند آن تبديل و تحريف را ظلم شمرده است. بنابراين تحريف و تبديل سخنان الهى كه همان حقايق دينى است، از مصاديق ظلم مى باشد.

27- عوامل تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 2

2 - شيطان ، ترغيب كننده آدميان به افترا بستن به خداوند ( بدعت گذارى و تحريف احكام دين )

إنما يأمركم . .. أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

«قول» و مشتقات آن هرگاه با «على» متعدى شود به معناى نسبت دادن و افترا بستن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 99 - 8

8 - انحراف عالمان و رهبران دينى ، موجب انحراف مردم و تحريف حقايق

يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه . .. تبغونها عوجاً و انتم شهداء

ظاهراً مراد از اهل كتاب به دليل «انتم شهداء» عالمان اهل كتاب هستند و مراد از «من امن» مردمان عادى; بنابراين عالمان اهل كتاب از عوامل انحراف مردم و تحريف حقايق معرفى شده اند.

28- قبول تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 8

8 - رغبت به شنيدن دروغ ها و شايعات ، پذيرش احكام تحريف شده ، حرامخوارى و رشوه گيرى ، بسى زشت و نارواست .

سمعون للكذب اكلون للسحت

29- كيفر تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 6،7

6 - تغيير و تبديل اوامر خداوند ، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى هستند كه به جاى گفتن «حطة» (خدايا! آمرزش گناهان را از تو خواهانيم) سخنى ديگر بر زبان جارى ساختند.

7 - عذاب آسمانى نازل شده بر گنهكاران بنى اسرائيل ، سزاى فسق ديرينه آنان و گناه تغيير و تبديل فرمان خدا بوده است .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء بما كانوا يفسقون

«با»ى سببيه در «بما كانوا يفسقون» مى رساند كه: نزول عذاب آسمانى به سبب فسق ديرينه بنى اسرائيل بوده و توصيف آنان به ستمكارى (الذين ظلموا) دلالت مى كند كه عذاب به خاطر ظلم آنان، يعنى تبديل فرمان خدا بوده است. بنابراين بايد گفت: ستمكارى بنى اسرائيل به ضميمه فسق ديرينه آنان، موجب عذاب شده است.

30- كيفر تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 14

14 - از سنّت هاى الهى ، عذاب شديد تحريفگران و تبديل كنندگان دين است .

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

«و من يبدّل نعمة اللّه» عام است و دربرگيرنده كليّه كسانى است كه آيات الهى را تحريف مى كنند; خصوصاً با توجّه به ضرورت پندگيرى ديگران از بنى اسرائيل تحريفگر.

31- گناه تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 21

21 - تحريف دين ( تغيير و تبديل و كم و زياد كردن وحى الهى ) گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب اخروى

قل ما يكون لى أن أبدّله . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

32- ممنوعيت تحريف دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 16

16 - رهبران و مبلغان دينى ، وظيفه دار رساندن معارف الهى به مردم بدون هر گونه دخل و تصرف و كم و زياد كردن

قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

33- منشأ تحريف تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 12

12 - سنگدلى بنى اسرائيل ، منشأ تحريف تورات

و جعلنا قلوبهم قسية يحرفون الكلم عن مواضعه

جمله «يحرفون» جمله مفسره و بيانگر آثار قساوت قلب است.

34- موانع تحريف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 32

32 - اقامه حدود و احكام ، جلوگيرى از نابودى دين و يا تغيير سنت ها و احكام الهى ، هدف گزينش « اولى الامر » و لزوم اطاعت از آنان

اطيعوا اللّه . .. و اولى الامر منكم

امام رضا (ع) درباره فلسفه قرار دادن اولواالامر و وجوب اطاعت از آنان فرمود: . .. فجعل عليهم قيّماً يمنعهم من الفساد و يقيم فيهم الحدود و الاحكام ... انّه لو لم يجعل لهم اماماً قيّماً ... لدرست الملّة و ذهب الدين و غيّرت السنن و الاحكام ... .


عيون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 101، ح 1، ب 34 ; نورالثقلين، ج 1، ص 497، ح 329.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 37

37 - عالمان خداترسى ، وارسته از دين فروشى و تحريفگرى

و اخشون و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

35- تحريفگران

آسيب پذيرى اخروى تحريفگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 9

9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال

از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.

36- اطاعت از تحريفگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 33

33 - تعلق اراده الهى به عذاب و ضلالت آدمى ، پيامد كفرورزى ، تحريفگرى ، دروغپردازى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى از تحريفگران دين

الذين يسرعون فى الكفر . .. و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً

37- تحريفگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 9

9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال

از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.

38- تحريفگران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 5

5 - گروهى از بنى اسرائيل كلام الهى ( تورات ) را پس از شنيدن و فهميدن تحريف كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

مراد از «كلام اللّه» در آيه شريفه، مى تواند تورات و نيز مى تواند «قرآن» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

39- تحريفگران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 9

9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال

از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.

40- تحريفگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 12

12 - گروهى از يهوديان ، قرآن ( كلام خدا ) را مى شنيدند ، آن را به خوبى مى فهميدند و به تحريف معانى و مفاهيم آن اقدام مى كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از «كلام اللّه» در آيه مورد بحث، قرآن باشد.

41- تهديد تحريفگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 12

12 - تهديد خداوند ، نسبت به تحريف گران آيات الهى

اعملوا ما شئتم

تعبير «اعملوا ما شئتم» كنايه از ناتوانى تحريف گران آيات الهى براى فرار از مجازات است. آنان در نهايت نتيجه اعمال خود را خواهند چشيد; هر چند اكنون به خود وانهاده شده باشند.

42- كفر تحريفگران قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 6

6 - تحريف گران آيات الهى ، كافراند .

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. إنّ الذين كفروا بالذّكر

43- كيفر تحريفگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 10،14

10 - تحريفگران و تبديل كنندگان دين و آيات روشن الهى ، مستحق عذابى شديد

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

از مصاديق روشن و مورد نظر نعمتهاى الهى، دين و آيات خداوندى است. و مراد از تبديل، تحريف است.

14 - از سنّت هاى الهى ، عذاب شديد تحريفگران و تبديل كنندگان دين است .

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

«و من يبدّل نعمة اللّه» عام است و دربرگيرنده كليّه كسانى است كه آيات الهى را تحريف مى كنند; خصوصاً با توجّه به ضرورت پندگيرى ديگران از بنى اسرائيل تحريفگر.

44- نظارت بر تحريفگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 1

1 - خداوند ، ناظر و مراقب اعمال كژانديشان و تحريف گران آيات الهى است .

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا لايخفون علينا

«الحاد» (مصدر «يلحدون») به معناى ميل و انحراف است. منظور از آيات در «يلحدون فى آياتنا» آيه هاى قرآن كريم و يا دلايل و نشانه هاى ربوبيت خدا در جهان است كه در صورت دوم الحاد در آيات به معناى نگاه استقلالى به آيات و غفلت از جنبه نشانه بودن آنها خواهد بود.

25- تحقير

1- آثار تحقير حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 5

5 - كوچك شمردن قوانين و مقررات الهى و تجاوز به حريم آنها ، شقاوت و بدبختى انسان ها را در پى دارد .

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

«تعظيم» عكس «تحقير» است. بنابراين مفهوم جمله ياد شده چنين مى شود: «و من يحقر حرمات اللّه فهو شرّ له عند ربّه».

2- آثار تحقير فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 6

6- تحقير تهيدستان و افراد بى مال و منال ، و غرور و سرمستى به اموال و امكانات ، در حقيقت ، تباه ساختن و سقوط دادن خويش است .

فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه

3- آثار تحقير مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 12

12 - لطمه زدن به شخصيت ديگر مؤمنان ، در حقيقت لطمه زدن به خويشتن است .

و لا تلمزوا أنفسكم

با توجه به اين كه در آيه قبل، خداوند همه مؤمنان را برادر يكديگر و عضو يك خانواده معرفى كرده است; دراين آيه از يك سو به مؤمنان تذكر داده است كه براى ديگرمؤمنان عيب نجوييد و از سوى ديگر به آنان يادآور شده كه در نظام واحد اين خانواده، عيب گرفتن براى ديگرى، در حقيقت معيوب ساختن خويشتن است.

4- آثار تحقير يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 4

4 - خداوند ، كسانى را كه به شخصيت يتيمان بها ندهند ، گرامى نخواهد شمرد .

يقول ربّى أكرمن . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم

5- اجتناب از تحقير مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 24

24 - لزوم پرهيز از تحقير مؤمنان وظيفه شناس در برابر دشمنان دين

فلا تشمت بى الأعداء

هارون با تفريع جمله «فلا تشمت . .. » به وسيله حرف «فاء»، بر كوتاهى نورزيدن خويش در مبارزه با عوامل فساد، اين نكته را گوشزد كرد كه چون وظيفه خويش را انجام داده است، شايسته نيست در برابر دشمنان مؤاخذه و تحقير شود.

6- تحقير آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 33 - 5

5- ابليس ، ضمن تحقير آدم ( ع ) خود را داراى مقامى برتر از او مى دانست .

قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصل من حمإ مسنون

7- تحقير ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 60 - 4

4- ابراهيم ( ع ) در ديدگاه قوم خود ، موقعيت اجتماعى ممتازى نداشت و مورد تحقير آنان قرار مى گرفت .

سمعنا فتًى يذكرهم يقال له إبرهيم

توصيف ابراهيم(ع) به جوان بودن از سوى بت پرستان، ممكن است تعريضى به ناپختگى و كم تجربگى حضرت ابراهيم(ع) باشد; نه اين كه او واقعاً از نظر سنى جوان باشد. اين و تعبير «يقال له إبراهيم» را نوعى تحقير آن حضرت و ناشناخته بودن او به حساب آورد.

8- تحقير ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 18 - 1

1 - خداوند، ابليس را با تحقير و سرزنش و به گونه اى ننگ آور و ذلتبار از جايگاه رفيعش اخراج كرد.

قال أخرج منها مذءوما مدحورا

«مدحور» به معناى رانده شده با خوارى و ذلت است. (لسان العرب).

9- تحقير اخروى استهزاگران دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 1

1 - استهزاكنندگان دين و قيامت ، مورد تحقير و تمسخر در آتش دوزخ

يسئلون أيّان يوم الدين . .. ذوقوا فتنتكم هذا الذى كنتم به تستعجلون

امر در «ذوقوا»، براى تهكم و استهزا است.

10- تحقير اخروى استهزاگران قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 1

1 - استهزاكنندگان دين و قيامت ، مورد تحقير و تمسخر در آتش دوزخ

يسئلون أيّان يوم الدين . .. ذوقوا فتنتكم هذا الذى كنتم به تستعجلون

امر در «ذوقوا»، براى تهكم و استهزا است.

11- تحقير اخروى دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 1

1- خداوند ، مشركان توطئه گر عليه دين را علاوه بر عذاب دنيوى ، در قيامت به صورت تحقيرآميزى خوار خواهد ساخت .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب ... ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين

«خزى» در لغت به معناى شكست و ذلت است. اين حالت گاهى از ناحيه خود شخص عارض مى شود و گاهى از سوى ديگرى. در صورتى كه از سوى ديگرى باشد، همراه با خفت و تحقير است.

12- تحقير اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 11

11 - ظالمان ، مورد سرزنش و تحقير در قيامت

و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون

تعبير «بچشيد. ..» براى سرزنش و تحقير مى باشد.

13- تحقير اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 1

1 - فرمان تحقيرآميز خداوند در قيامت به مجرمان و كافران براى رفتن به دوزخ

هذه جهنّم . .. اصلوها اليوم

امر «اصلوها» براى تحقير و اهانت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، شايسته قضاوت كردن و اظهار نظر درباره راه مؤمنان ، نيستند .

و ما أرسلوا عليهم حفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 5

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

14- تحقير اخروى مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 1

1 - فرمان تحقيرآميز خداوند در قيامت به مجرمان و كافران براى رفتن به دوزخ

هذه جهنّم . .. اصلوها اليوم

امر «اصلوها» براى تحقير و اهانت است.

15- تحقير اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 1

1- خداوند ، مشركان توطئه گر عليه دين را علاوه بر عذاب دنيوى ، در قيامت به صورت تحقيرآميزى خوار خواهد ساخت .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب ... ثمّ يوم القيمة يخزيهم و يقول أين

«خزى» در لغت به معناى شكست و ذلت است. اين حالت گاهى از ناحيه خود شخص عارض مى شود و گاهى از سوى ديگرى. در صورتى كه از سوى ديگرى باشد، همراه با خفت و تحقير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 62 - 4

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند از مشركان ، درباره معبود هاى آنان در قيامت

فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركاءى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 74 - 2،4

2 - حقارت مشركان و محروم بودن آنان از افتخار قرب به خدا در قيامت

و يوم يناديهم

برداشت ياد شده با توجه به تعبير «ينادى» به دست مى آيد; زيرا «ندا» در جايى است كه شخص را از دور بخوانند. بنابراين انتخاب اين تعبير به جاى تعبير «يدعوا»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

4 - پرسش تحقيرآميز خداوند در قيامت از مشركان درباره معبودهايشان

و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى

استفهام در «أين شركائى» براى تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 18 - 2

2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .

و أنتم دخرون

«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 12

12 - مشركان در قيامت مورد سخره و تحقير الهى قرار مى گيرند .

و يوم يناديهم أين شركاءى

لحن آيه و نحوه خطاب در آن («أين شركائى» و «يناديهم») مى تواند مفيد برداشت بالا باشد.

16- تحقير اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 13 - 2

2 - افكنده شدن منكران قيامت به جهنم ، همراه با تحقير و اجبار است .

و إذا أُلقوا منها

واژه «أُلقوا» (به صيغه مجهول) به جاى «ادخلوا»، حاكى از اجبارى و تحقيرآميز بودن ورود به جهنم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 14 - 3

3 - تكذيب كنندگان قيامت ، علاوه بر گرفتارى به كيفر جسمانى ( سوختن ) ، به كيفر روانى ( تحقير و استهزا ) نيز مبتلا خواهند شد .

و إذا أُلقوا منها مكانًا ضيّقًا . .. لاتدعوا اليوم ثبورًا وحدًا و ادعوا ثبورًا ك

جمله «لاتدعوا. ..» - به جاى جواب مناسب با «دعوا هنالك ثبوراً» - مى تواند براى تحقير و استهزاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 39 - 2

2 - تحقير و عذاب روحى تكذيب گران روز جزا ، در قيامت از سوى خداوند

فإن كان لكم كيد فكيدون

امر در «فكيدون»، تعجيزى و مفيد سرزنش و تحقير است.

17- تحقير اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 18 - 2

2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .

و أنتم دخرون

«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.

18- تحقير اخروى همسر ابو لهب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 5 - 3

3 - همسر ابولهب در آخرت ، در نهايت ذلّت و با گردنبندى از ليف هاى بافته شده تحقير خواهد شد .

فى جيدها حبل من مسد

برخى گفته اند: همسر ابولهب، سوگند ياد كرده بود كه گردنبند فاخر خود را در دشمنى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) خرج كند و آيه شريفه با بيان اين كه در آخرت، او داراى گردنبند ليفى خواهد بود; اوج حقارت او را بيان كرده است. تعبير «جيد» گرچه با «عنق» به يك معنا است; ولى در موارد زينت كردن گردن «جيد» استفاده مى شود; ازاين رو بر استهزا و تحقير او افزوده است.

19- تحقير اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 3

3 - حقارت و زبونى مردم انطاكيه ، در برابر اراده الهى و تحقير شدنشان از جانب خداوند

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز نابود كردن مردم انطاكيه تنها با يك صيحه، مى تواند براى بيان ذلت، زبونى و تحقير آنان باشد.

20- تحقير بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 2

2- حضرت ابراهيم ( ع ) بت و بت پرستى را به شدت تحقير كرد و پدر و قومش را به خاطر اين كار مورد سرزنش قرار داد .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

اشاره كردن به بت ها با اسم اشاره نزديك (هذه) و نيز تعبير «تماثيل» (صورت ها و مجسمه هاى بى جان)، حاكى از تحقير بت و بت پرستى به وسيله ابراهيم(ع) است. گفتنى است استفهام در «ما هذه...» - به قرينه مقام - توبيخى است.

21- تحقير بت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 3

3 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى بيدارى قوم خويش ، بت ها را به حقارت و پستى ياد مى كرده است .

إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا

نكره آوردن «أوثان» مى تواند به منظور بيان حقارت شأن بت ها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 4

4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.

22- تحقير بتهاى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 3

3 - حضرت ابراهيم ( ع ) براى آگاهى قوم اش ، حقارت و ناتوانى بت ها را تبليغ مى كرد .

و قال إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا

«أوثاناً» به صورت نكره آورده شده و تنوين آن، براى تحقير است.

23- تحقير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 5

5 - قوم و نژاد بنى اسرائيل ، مردمى حقير در نظر فرعونيان

من هذا الذى هو مهين

تعبير به «مهين»، ممكن است ناظر به شخصيت ظاهرى موسى(ع) و فاصله داشتن او از طبقات اشراف و ثروتمندان باشد و نيز ممكن است اشاره به نژاد موسى(ع) باشد كه از بنى اسرائيل بوده و فرعونيان خود را سرور ايشان مى پنداشتند.

24- تحقير پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 111 - 8

8 - تحقير شديد پيروان نوح از سوى اشراف كافر

قالوا . .. و اتبعك الأرذلون

25- تحقير ثروتمندان متخلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 4

4 - اغنيا و توانمندانِ روى گردان از جهاد در صدر اسلام ، مورد نكوهش و تحقير خداوند قرار گرفتند .

إنما السبيل على الذين . ... و هم أغنياء رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

26- تحقير جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 6

6 - « و فى الحديث أنّ أهل النار إذا دخلوها . . . « فقالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين ، ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظالمون » فيقفون أربعين سنة - ذلّ الهوان لايجابون . . . ، ثم يجيبهم اللّه جلّ جلاله « اخسئوا فيها و لاتكلّمون » قال : فعند ذالك ييأسون من كلّ فرج و راحة و يغلق أبواب جهنّم عليهم . . . ;

در حديث آمده است كه جهنميان آن گاه كه وارد آتش مى شوند [مى گويند:]. ..«فقالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين...» پس چهل سال با ذلت و خوارى توقف مى كنند، در حالى كه پاسخ داده نمى شوند... سپس خداوند - جلّ جلاله - جواب آنان را چنين مى دهد: «اخسئوا فيها و لاتكلّمون». امام(ع) فرمود: در اين هنگام است كه آنان از هر گونه گشايش و راحتى، مأيوس مى گردند و درب هاى جهنم به روى آنها بسته مى شود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 2

2 - حقارت و ذلت شديد كافران در دوزخ

قال اخسئوا فيها

«إخسأ» كلمه اى است كه براى دور كردن سگ به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 3

3 - ملائكه موكّل ، با تهكّم تحقيرآميز ، به كافران ، براى ورود به جهنم ، فرمان مى دهند .

يغشيهم العذاب . .. و يقول ذوقوا ما كنتم تعملون

ضمير فاعلى «يقول» احتمال دارد به خداوند برگردد و احتمال دارد، منظور ملائكه باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

27- تحقير حق طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 3

3 - حقير و ناچيز جلوه دادن قدرت و توانايى هاى جبهه مخالف و حق طلب ، از ترفند هاى قدرت هاى استكبارى و نظام هاى فرعونى

إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون

28- تحقير حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 5

5 - كافران حق ناپذير مورد تمسخر و تحقير

فبشّره

ذكر عذاب، تناسبى با كاربرد واژه بشارت ندارد. ازاين رو تعبير به بشارت مى تواند به عنوان سخريه و تحقير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 8

8 - قدرت هاى فرعونى و حق ناپذير ، محكوم به سرزنش شدن و تحقير در گستره تاريخ *

فنبذنهم فى اليمّ و هو مليم

تعبير «و هو مليم» مى تواند نظر به ملامت شدن قدرت هاى حق ناپذير از سوى انديشهورزان و نظارت گران تاريخ بشر، داشته باشد.

29- تحقير خود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 12

12 - لطمه زدن به شخصيت ديگر مؤمنان ، در حقيقت لطمه زدن به خويشتن است .

و لا تلمزوا أنفسكم

با توجه به اين كه در آيه قبل، خداوند همه مؤمنان را برادر يكديگر و عضو يك خانواده معرفى كرده است; دراين آيه از يك سو به مؤمنان تذكر داده است كه براى ديگرمؤمنان عيب نجوييد و از سوى ديگر به آنان يادآور شده كه در نظام واحد اين خانواده، عيب گرفتن براى ديگرى، در حقيقت معيوب ساختن خويشتن است.

30- تحقير دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 3

3 - حقير و ناچيز جلوه دادن قدرت و توانايى هاى جبهه مخالف و حق طلب ، از ترفند هاى قدرت هاى استكبارى و نظام هاى فرعونى

إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 4

4 - قدرت نمايى و بزرگ جلوه دادن توانايى هاى خود در برابر جبهه مخالف ، از ترفند هاى قدرت هاى استكبارى و نظام هاى فرعونى است .

و إنّا لجميع حذرون

31- تحقير ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 2

2- خودبرتربينى و تحقير ديگران ، ظلم بر خويشتن است .

أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه

32- تحقير دينداران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 7

7 - تهمت و تحقير ، از ترفند ها و ابزار هاى طاغيان و دشمنان دين ، عليه دينداران و مؤمنان

رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

33- تحقير زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 7

7 - جواز تحقير زنانِ كافر و مؤذى و به كار بردن كلمات ناهنجار درباره آنان

حمّالة الحطب

34- تحقير شرابخوار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 6

6 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . لاتجالسوا مع شارب الخمر . . . فإنّهم كلاب أهل النار كما قال اللّه : « اخسئوا فيها و لاتكلّمون » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود:. .. با شراب خوار همنشينى نكنيد... زيرا آنان سگ هاى جهنم اند; همان طور كه خداوند فرموده است: اخسئوا فيها و لاتكلّمون».

35- تحقير شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 4

4 - شكستن ابّهت و تقدس بت ها ، در مرحله نخست و سپس گفتوگوى خردبرانگيز ، شيوه مبارزه ابراهيم ( ع ) با مشركان و مظاهر شرك

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... قال أتعبدون ما تنحتون . و اللّ

برداشت ياد شده از آن جا است كه ابراهيم(ع) در آغاز مبارزه با شرك و بت پرستى، ابتدا به سراغ بتكده رفته و ضمن به تمسخر گرفتن بت ها، آنها را درهم شكست. سپس با مخاطب قرار دادن مردم، آيين آنان را زير سؤال برد (أتعبدون ما تنحتون) و به تأمّل و انديشه واداشت.

36- تحقير شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 2

2 - اقدام مردم اَيكه به ناتوان جلوه دادن شعيب ( ع ) ، با هدف وادار ساختن وى به عقب نشينى از مواضع تبليغى خويش

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

امر در «أسقط» به اصطلاح تعجيزى است. بنابراين، مردم ايكه اقتراح ياد شده (فرو ريختن قطعات آسمانى) را در شرايطى مطرح كردند كه مى پنداشتند، انجام آن امرى غير ممكن است و شعيب(ع) از اين كار ناتوان بوده و به ناچار دست از تبليغاتش خواهد كشيد.

37- تحقير عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 96 - 5

5 - شكستن ابّهت و تقدس عقايد باطل و خرافى ، نخستين گام در مبارزه با آن عقايد

فقال ألا تأكلون . .. فراغ عليهم ضربًا باليمين ... و اللّه خلقكم و ما تعملون

38- تحقير علماى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 15

15- مشركانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند و كسانى كه عليه دين الهى توطئه مى كنند ، با علماى دين برخورد تحقيرآميز و خوار كننده دارند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

حضور عالمان در قيامت هنگام مؤاخذه مشركان و اعلام اين نكته از آنان كه: خوارى و بدى روز قيامت براى كافران است، مى تواند حكايت كننده اين نكته باشد كه: آنان در دنيا، مورد برخورد اهانت آميز افراد ياد شده قرار گرفته بوده اند. لازم به ذكر است كه مراد از «أُوتوا العلم» به تناسب موضوع (قرآن و تعاليم اديان آسمانى)، مى تواند علماى دين باشد.

39- تحقير فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 14

14 - ساحران مؤمن با تحقير قدرت فرعون ، به او اعلام كردند كه بالاترين شكنجه هاى او ، تنها به زندگانى دنيايى آنان خاتمه مى دهد و به آخرتشان آسيبى نخواهد رسانيد .

فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

چنانچه «هذه الحياة» مفعولٌ به براى «تقضى» باشد، مراد از «قضا»، منقضى ساختن خواهد بود. اهل لغت مى گويند: تمام معانى «قضا» به انقطاع يافتن و تمام شدن بازگشت دارد (لسان العرب). بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: اى فرعون! با حكم خود به هرچه مى توانى فيصله بده و آن را تمام كن; زيرا تو فقط اين زندگانى دنيا را خاتمه مى دهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

40- تحقير فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

41- تحقير فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 36

36- ناديده انگاشتن شخصيّت انسانىِ تهيدستان و به خود بستن امتيازات موهوم ، نشانه غفلت از ياد خدا است .

و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا . .. و كان أمره فرطًا

جمله «كان. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أغفلنا...» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 2

2- برخورد تحقيرآميز كافران ، با گرايش محرومان به دين ، نمودى از روحيه استكبارى آنان است .

و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان

42- تحقير قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 5

5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان

فخرج على قومه فى زينته

تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.

43- تحقير كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 13

13 - مؤمنان ، شايسته ارج نهادن و كافران ، سزاوار استخفاف و تحقير

اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 3

3 - ملائكه موكّل ، با تهكّم تحقيرآميز ، به كافران ، براى ورود به جهنم ، فرمان مى دهند .

يغشيهم العذاب . .. و يقول ذوقوا ما كنتم تعملون

ضمير فاعلى «يقول» احتمال دارد به خداوند برگردد و احتمال دارد، منظور ملائكه باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 5

5 - كافران حق ناپذير مورد تمسخر و تحقير

فبشّره

ذكر عذاب، تناسبى با كاربرد واژه بشارت ندارد. ازاين رو تعبير به بشارت مى تواند به عنوان سخريه و تحقير باشد.

44- تحقير متخلفان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 15

15 - تحقير منافقان متخلف از جنگ ، توسط خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاقعدوامع الخلفين

منظور از «خالفين» مى تواند كسانى باشند كه به دليل عجز و ناتوانى قادر به شركت در جنگ نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 4

4 - اغنيا و توانمندانِ روى گردان از جهاد در صدر اسلام ، مورد نكوهش و تحقير خداوند قرار گرفتند .

إنما السبيل على الذين . ... و هم أغنياء رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

45- تحقير محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تحقير مداوم كافران مكه قرار مى گرفت .

و إذا رءاك . .. أهذا الذى يذكر ءالهتكم

همزه استفهاميه در «أهذا. ..» براى تعجب است و اسم اشاره «هذا» - به قرينه استهزا - در تحقير استعمال گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 2،3

2 - مشركان همواره ، به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ايشان را تحقير مى كردند .

و إذا رأوك . .. أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

اسم اشاره «هذا» در تحقير استعمال شده است.

3 - تمسخر و تحقير ، شيوه دايمى مشركان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

برداشت فوق، با توجه به وجود ادات حصر، استثنا، شرط و جزا در آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 10

10 - كافران مكه ، درصدد تحقير و خوار ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

دعوت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر كافران و نيز توصيه به مراقبت از خود كه مبادا كافران آن حضرت را خفيف و خوار كنند، مى تواند بازگو كننده وضعيّت رفتارى كافران درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 4

4 - رفتار كافران با شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردى تحقيرآميز و در حد شخصيتى فاقد شهرت و موقعيت

هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق

ذكر نكردن شخصيت حقوقى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان رسول خدا و يا نگفتن نام آن حضرت و آوردن عنوانى نكره، حكايت از موضوع ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 10

10 - مشركان ، در صدد تحقير شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم بودند .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل

آوردن اسم اشاره «هذا» و نكره بودن «رجل» - كه تنوين آن براى تحقير است - دلالت بر نكته ياد شده مى كند.

46- تحقير مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 11

11 - تحقير و سرزنش ، حربه مشركان براى بازداشتن مردم از پيروى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 7

7 - توهين و تحقير مسلمانان ، از ابزار كافران در اظهار دشمنى با آنان

يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

47- تحقير مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 39 - 12

12- افكنده شدن مشركان در دوزخ ، همراه با ملامت ، طرد و اهانت است .

فتلقى فى جهنّم ملومًا مدحورًا

«مدحوراً» به معناى «مطرود» است كه در آن معناى اهانت و استخفاف اشراب شده است.

48- تحقير مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 7

7 - مشركان عصر بعثت ، مورد تحقير شديد خداوند

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا و ما ليس لهم به علم

49- تحقير معرضان از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 8

8 - تكذيب دين و روى گردانى از آن ، در پى دارنده كيفرى تحقيرآميز و گريزناپذير

أرءيت إن كذّب و تولّى . .. كلاّ لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

گرفتن موهاى جلو سر - علاوه بر تحقير - شخص را به طور كامل تسليم گيرنده آن مى سازد; به گونه اى كه مقاومت سودى نمى بخشد. كيفر ياد شده - به قرينه «سندع الزبانية» (در آيات بعد) - مربوط به قيامت است; ولى دلالت آيه شريفه بر كيفر دنيوى نيز بعيد نيست.

50- تحقير مكذبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

51- تحقير مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 15 - 8

8 - تكذيب دين و روى گردانى از آن ، در پى دارنده كيفرى تحقيرآميز و گريزناپذير

أرءيت إن كذّب و تولّى . .. كلاّ لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية

گرفتن موهاى جلو سر - علاوه بر تحقير - شخص را به طور كامل تسليم گيرنده آن مى سازد; به گونه اى كه مقاومت سودى نمى بخشد. كيفر ياد شده - به قرينه «سندع الزبانية» (در آيات بعد) - مربوط به قيامت است; ولى دلالت آيه شريفه بر كيفر دنيوى نيز بعيد نيست.

52- تحقير منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 1

1 - خداوند با خوار و حقير ساختن منافقان ، آنان را به استهزا خواهد گرفت .

اللّه يستهزئ بهم

«استهزاء» به معناى تمسخر كردن، است و هدف از آن خوار ساختن و حقير كردن كسى است كه مورد استهزا قرار مى گيرد.

53- تحقير منافقان متخلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 15

15 - تحقير منافقان متخلف از جنگ ، توسط خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاقعدوامع الخلفين

منظور از «خالفين» مى تواند كسانى باشند كه به دليل عجز و ناتوانى قادر به شركت در جنگ نبودند.

54- تحقير موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 4

4 - تحقير حضرت موسى و هارون از سوى فرعون و اشراف دربار او ، به خاطر داشتن خاستگاه پايين اجتماعى

أنؤمن لبشرين مثلنا و قومهما لنا عبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 4

4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او

أم أنا خير من هذا الذى هو مهين

55- تحقير مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 13 - 5

5 - خود بزرگ بينى و تحقير مؤمنان راستين ، از صفات اهل نفاق است .

أنؤمن كما ءامن السفهاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 2

2 - اهل ايمان ، در دنيا مورد تحقير كفرپيشگان مستكبر هستند .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 62 - 7

7 - تهمت و تحقير ، از ترفند ها و ابزار هاى طاغيان و دشمنان دين ، عليه دينداران و مؤمنان

رجالاً كنّا نعدّهم من الأشرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 4

4 - طاغيان ، از سر غرور و تكبر ، مؤمنان و توده هاى مردم ديندار را در دنيا به حساب نمى آوردند و با چشم حقارت به آنان مى نگريستند .

أم زاغت عنهم الأبصر

برداشت ياد شده براساس احتمال دوم در تركيب آيه شريفه است; يعنى، جمله «أم زاغت. ..» عطف بر «أتّخذناهم سخريًّا» باشد. در اين صورت مفاد آن مربوط به دنيا بوده و چنين معنا مى شود: «و يا به اندازه اى حقير بودند كه چشم هاى ما آنان را نمى ديد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 1،2

1- تلاش كافران مكه ، براى تحقير مؤمنان و بى اهميت جلوه دادن ايمان آنان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

2- برخورد تحقيرآميز كافران ، با گرايش محرومان به دين ، نمودى از روحيه استكبارى آنان است .

و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان

56- تحقير مؤمنان فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 5

5 - اشراف مكه در صدر اسلام مؤمنان تهيدست را تحقير مى كردند.

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا

57- تحقير مؤمنان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 6

6- توده هاى غير مرّفه ، مردمى پست و حقير در ديدگاه اشراف قوم نوح

ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا

أرذل (مفرد أراذل) به معناى پست و حقير مى باشد.

58- تحقير هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 4

4 - تحقير حضرت موسى و هارون از سوى فرعون و اشراف دربار او ، به خاطر داشتن خاستگاه پايين اجتماعى

أنؤمن لبشرين مثلنا و قومهما لنا عبدون

59- تحقير همسر لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 135 - 4

4 - تحقير شدن همسر لوط از سوى خداوند

إلاّ عجوزًا فى الغبرين

تنكير «عجوزاً»، مى تواند براى تحقير باشد.

60- تحقير يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

61- زمينه تحقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 8

8 - ناشكيبايى در برابر دشمن ، زمينه خفيف و خوار شدن است . *

فاصبر . .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

احتمال دارد مراد از «إستخفاف» خفيف كردن و موهون كردن باشد، چنان چه در لسان العرب آمده است: «واستخفّه: طَلَبَ خِفَّتَه». ذكر «و لايستخفّنّك» پس از دستور به صبر، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه عدم صبر، خفت مى آورد.

62- زمينه تحقير انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 2 - 2

2 - ثروت اندوزى ، زمينه ساز تحقير مردم و عيب جويى از آنان است .

ويل لكلّ همزة لمزة الذى جمع مالاً و عدّده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 3 - 6

6 - بى توجهى به محدوديت عمر ، زمينه ساز بى اعتنايى به شخصيت ديگران و ضربه زدن به اعتبار آنان است .

همزة لمزة . .. يحسب أنّ ماله أخلده

63- زمينه تحقير جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 19

19- كمك خواهى دوزخيان ، افزايش دهنده عذاب و زمينه تحقير افزون تر ايشان است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل يشوى الوجوه

فعل «يغاثوا» (فريادرسى مى شوند) استهزاى دوزخيان است و «يشوى الوجوه» از سوزاندن و عذابى اضافه بر عذاب موجود خبر مى دهد.

64- زمينه تحقير ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 6

6- خودبزرگ بينى و تحقير ديگران ، از عوارض رفاه مندى و برخوردارى از نعمت هاى فراوان است .

فقال لصاحبه و هو يحاوره أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

65- زمينه تحقير يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 8

8 - دنياطلبى و ثروت خواهى ، زمينه ساز بى ارزش انگاشتن يتيمان و دست اندازى به ارث آنان

بل لاتكرمون اليتيم . .. و تأكلون التراث ... و تحبّون المال حبًّا جمًّا

66- سرزنش تحقير ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 7

7- تحقير ديگران از سوى ثروت مندان و دارايى هاى خود را به رخ آنان كشيدن ، كارى مذموم و ناپسند است .

أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 1

1 - خود بزرگ بينى و تحقير ديگران ، صفتى نكوهيده در نزد خداوند

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . ..ثانى عطفه

«ثَنى» (مصدر «ثانى») به معناى پيچاندن و برگرداندن و «عطف» به معناى پهلو است. پيچاندن پهلو، كنايه از تكبر و تحقير ديگران است.

67- سرزنش تحقير فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 37

37- پندار مزيّت هاى بى جا براى خود و ناهنجار ديدن سيماى بى نوايان ، از ويژگى هاى رهبران نالايق و مايه بى ارزشى رهنمود هاى آنان است .

و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا

68- سرزنش تحقير مؤمنان فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 35

35- تحقير تهيدستان خداخواه و فرومايه ديدن موضع طبقاتى آنان ، بينشى ضد الهى و بيرون از حدِّ اعتدال است .

و لاتطع من . .. كان أمره فرطًا

69- سرزنش تحقير يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 9 - 4

4 - تحقير يتيمان و تحميل ذلّت بر آنان ، كارى نكوهيده و مورد نهى خداوند

فأمّا اليتيم فلاتقهر

«قَهْر»; يعنى، بر كسى فائق آمدن و او را به طريقى ذلّت آفرين، گرفتار ساختن. (تاج العروس)

70- عوامل تحقير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 6

6- روحيه استكبارى و اسرافگرى فرعون ، عامل استثمار و تحقير بنى اسرائيل

من العذاب المهين . من فرعون إنّه كان عاليًا من المسرفين

جمله «إنّه. ..» مى تواند در مقام تعليل باشد.

71- كيفر تحقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - همزه - 104 - 4 - 10

10 - درهم شكسته شدن در آتش جهنم ، كيفرى مناسب براى درهم شكستن شخصيت مردم

همزة لمزة . .. لينبذنّ فى الحطمة

72- موانع تحقير مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 11 - 5

5 - توجه به ارزش هاى نهفته در وجود مؤمنان ، مانع حقير شمردن و استهزاى آنان

لايسخر قوم من قوم عسى أن يكونوا خيرًا منهم

73- نهى از تحقير يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 9 - 4

4 - تحقير يتيمان و تحميل ذلّت بر آنان ، كارى نكوهيده و مورد نهى خداوند

فأمّا اليتيم فلاتقهر

«قَهْر»; يعنى، بر كسى فائق آمدن و او را به طريقى ذلّت آفرين، گرفتار ساختن. (تاج العروس)

26- تحقيق

1- اهميت تحقيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 3

3 - لزوم تحقيق در سرگذشت امّت هاى پيشين و پندآموزى از تاريخ آنان

سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم . .. فانّ اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 7

7 - ارزش پى جويى و پژوهش ، براى كشف حقايق و معارفِ دينى

قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى

2- تحقيق از حقايق دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 18

18- لزوم كنكاش براى به دست آوردن ويژگى هاى انبيا و حقايق دين

فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

متعلق «لاتعلمون» محذوف است و به قرينه صدر آيه، مى تواند انبيا و ويژگيهاى آنان باشد و چون بحث از انبيا و عقيده به آن، از جمله معارف دينى است، مى توان استفاده كرد كه ساير مسائل دينى هم مشمول آن است.

3- تحقيق از ويژگيهاى انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 18

18- لزوم كنكاش براى به دست آوردن ويژگى هاى انبيا و حقايق دين

فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

متعلق «لاتعلمون» محذوف است و به قرينه صدر آيه، مى تواند انبيا و ويژگيهاى آنان باشد و چون بحث از انبيا و عقيده به آن، از جمله معارف دينى است، مى توان استفاده كرد كه ساير مسائل دينى هم مشمول آن است.

4- تحقيق پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 22

22 - لزوم ريشه يابى و تحليل زمينه هاى گريز از حق و گرايش به عقايد شرك آلود و انحرافى

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

كلمه «انى» گاه به معناى «من اين» بكار مى رود، بنابراين جمله «ثم انظر . ..» مى تواند فرمان به تأمل و انديشه در منشأ انحراف بنى اسرائيل باشد.

5- تحقيق تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 3

3 - سرنوشت شوم قوم تبهكار لوط ، سرنوشتى عبرت آموز و شايان بررسى دقيق

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

6- تحقيق تاريخ مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 4

4 - ضرورت بررسى تحليلى سرنوشت شوم مجرمان و تبهكاران تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

فعل «انظر» كه به معناى «دقت كن» است، دلالت بر بررسى دقيق و تحليلى دارد.

7- تحقيق تاريخ مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 4

4 - ضرورت بررسى تحليلى سرنوشت شوم مجرمان و تبهكاران تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

فعل «انظر» كه به معناى «دقت كن» است، دلالت بر بررسى دقيق و تحليلى دارد.

8- تحقيق در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 7

7 - دعوت قرآن به تحقيق در احوال پيروان اديان گذشته ، براى درس آموزى و عبرت از آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

9- تحقيق در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 11

11 - زمين و آثار گذشتگان ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

10- تحقيق در سرنوشت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 10

10 - خداوند ، مردم را به تحقيق در سرگذشت عبرت انگيز اقوام و ملل پيشين ترغيب مى كند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

11- تحقيق در شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 22

22 - لزوم ريشه يابى و تحليل زمينه هاى گريز از حق و گرايش به عقايد شرك آلود و انحرافى

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

كلمه «انى» گاه به معناى «من اين» بكار مى رود، بنابراين جمله «ثم انظر . ..» مى تواند فرمان به تأمل و انديشه در منشأ انحراف بنى اسرائيل باشد.

12- تحقيق در گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 22

22 - لزوم ريشه يابى و تحليل زمينه هاى گريز از حق و گرايش به عقايد شرك آلود و انحرافى

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

كلمه «انى» گاه به معناى «من اين» بكار مى رود، بنابراين جمله «ثم انظر . ..» مى تواند فرمان به تأمل و انديشه در منشأ انحراف بنى اسرائيل باشد.

13- تشويق به تحقيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 4،6

4 - ضرورت كند و كاو در تحوّلات و حوادث اجتماعى - تاريخى براى شناسايى قوانين و سنت هاى حاكم بر جوامع

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

6 - ضرورت كاوش و دقّت در فرجام تكذيب كنندگان دين الهى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

14- روش تحقيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 6

6 - مقايسه ميان شكست ها و پيروزى ها و كار هاى موفق و ناموفق ، از روش هاى قرآن براى شناخت عوامل آنها

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها قلتم انّى هذا قل هو من عند انفسكم

15- روشهاى تحقيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 9،10

9 - تحقيق براى بدست آوردن سنن و قوانين حاكم بر جوامع بشرى ، نيازمند به حضور محقق در متن آن جامعه و يا استناد به مدارك عينى است .

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

10 - جهانگردى و كاوش در حوادث و تحولات اجتماعى - تاريخى ، راهى براى شناخت سنت هاى الهى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

16- يوسف(ع) و درخواست تحقيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 6،7،8

6- يوسف ( ع ) پيك دربار را باز گرداند تا از پادشاه بخواهد درباره ماجراى مهمانان زليخا تحقيق كند .

قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة

«بال» به معناى شأن و كار مهم است و مراد از آن در آيه شريفه ، ماجرا و داستان مى باشد.

7- بازجويى از زنانى كه در ماجراى ميهمانى زليخا دست هاى خويش را بريدند ، شرط يوسف ( ع ) براى بيرون آمدن از زندان و حاضر شدن در نزد پادشاه

قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة الّ-تى قطعن أيديهنّ

8- رفع اتهام و اثبات بى گناهى ، هدف يوسف ( ع ) از تقاضاى تحقيق در ماجراى زنانى كه دست هاى خويش را با مشاهده يوسف ( ع ) بريدند .

قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة الّ-تى قطعن أيديهنّ

27- تحليل

1- اجتناب از تحليل غلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 15 - 11

11 - لزوم دقّت در گفتار و پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست

فيقول

2- اجتناب از تحليل غلط در رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 2

2 - لزوم پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست ، درباره منشأ رفاه مندى و تهى دستى انسان ها

يقول . .. يقول ... كلاّ

3- اجتناب از تحليل غلط در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 2

2 - لزوم پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست ، درباره منشأ رفاه مندى و تهى دستى انسان ها

يقول . .. يقول ... كلاّ

4- اجتناب از تحليل غلط درباره خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 16 - 9

9 - لزوم خاموش ماندن از گفتار غلط ، درباره رفتار خداوند با انسان ها و پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست از فقر

فيقول ربّى أهنن

5- اعراض از تحليل غلط درباره فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 16 - 9

9 - لزوم خاموش ماندن از گفتار غلط ، درباره رفتار خداوند با انسان ها و پرهيز از ارائه تحليل هاى نادرست از فقر

فيقول ربّى أهنن

6- اهميت تحليل سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 7

7 - لزوم جست وجو و نقد و بررسى سخنان و گزينش بهترين آنها

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

7- اهميت تحليل سياسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 2

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

8- اهميت دانش تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 20

20- دانش و تحليل رخداد ها و خبر ها و تأويل رؤياها ، دانشى گران قدر است .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 11

11- دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، دانشى گران قدر و از نعمت هاى خداوند است .

و علمتنى من تأويل الأحاديث

9- بشارت تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 7

7- دستيابى به دانش تعبير رؤيا و تحليل صحيح رخدادها ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف

و كذلك . .. يعلمك من تأويل الأحاديث

«احاديث» جمع حديث است. راغب در مفردات در معناى كلمه حديث گفته است: هر كلامى كه با شنيدن و يا از طريق وحى - چه در بيدارى و چه در خواب - به انسان برسد، به آن حديث گفته مى شود. بنابراين مراد از «الأحاديث» هم مى تواند رؤياها باشد و هم اخبارِ حوادث و رويدادها. «تأويل رؤيا» ; يعنى، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر مى شود و خواب گوياى آن است. «تأويل اخبار» ; يعنى، علل تحقق حوادث و فرجام آنها.

10- تحصيل دانش تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 7

7- علمى كه موسى ( ع ) در پى آموختن آن از خضر ( ع ) بود ، علم تأويل و تحليل حوادث و شناخت حقايق پشت پرده رخداد ها بود .

هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت . .. سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

11- تحليل اطلاعات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 8،10

8 - رهبرى جامعه ، بايد توان تحليل و ريشه يابى اخبار و اطلاعات را داشته باشد .

و لو ردّوه الى الرسول . .. لعلمه الّذين يستنبطونه منهم

با توجّه به اينكه استنباط بر عهده «رسول» و «اولى الامر» گذاشته شده است، معلوم مى شود كه رهبران جامعه بايد داراى اين توانايى باشند. لازم به ذكر است «من» در «منهم» بيان براى «الّذين» است.

10 - تحليل و انتشار اخبار جنگ - پيروزى و شكست و . . . - تنها در صلاحديد رهبران جامعه

و اذ جاءهم امر من الامن او الخوف . .. لعلمه الّذين يستنبطونه منهم

با توجه به اينكه آيه مورد بحث در بين آيات مربوط به جنگ واقع شده، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى اخبار امنيتى، اخبار مربوط به جنگ است.

12- تحليل بينش منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 10

10 - تحليل نظريات و سخنان منافقان ، در گرو تبيين انگيزه هاى درونى و گرايش هاى روحى آنان

و منهم من يلمزك فى الصدقت . .. إذا هم يسخطون

از اينكه خداوند براى بيان نادرستى داورى منافقان به تبيين انگيزه هاى مادى آنان پرداخته است، برداشت فوق استفاده مى شود.

13- تحليل جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 9

9 - تحليل فرعونيان در ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ( ميمنت خويش و نحوست موسويان ) ، تحليلى جاهلانه و نادرست بود .

و لكن أكثرهم لايعلمون

14- تحليل حرمت ماه هاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 6

6 - « نسىء » ، حلال شمردن يكى از ماه هاى حرام در يك سال و حرام شمردن همان ماه در سال ديگر است .

إنما النسىء . .. يحلونه عاماً و يحرمونه عاماً

15- تحليل حوادث تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 11

11 - بينش خدامحورى دست پروردگان پيامبران الهى ، در تحليل حوادث

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين

چون «ربّيّون»، در عين استقامت و پايدارى، پيروزى را از جانب خدا مى دانند. (و انصرنا على القوم الكافرين).

16- تحليل زشتى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 4

4 - نقش جهانبينى در توجيه و تعيين زشتى و زيبايى عمل *

و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم

17- تحليل زيبايى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 4

4 - نقش جهانبينى در توجيه و تعيين زشتى و زيبايى عمل *

و كذلك زين لكثير من المشركين قتل أولدهم شركاؤهم

18- تحليل عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 8

8 - انسان ، داراى توان تحليل افكار و عقايد گوناگون و تشخيص و انتخاب بهترين آنها

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه

19- تحليل غلط حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 5

5 - كفر و سرسختى در برابر حق، زمينه ساز انحراف در بينش و تفسير غلط و نابجا از پديده هاست.

و لو نزلنا . .. لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

عنوان ساختن كفر در «الذين كفروا . .. » بيان تأثير كفر كافران در بينش غلط و منحرف آنان است. يعنى «كفر» موجب مى گردد كه پديده ها بر خلاف حق و واقع تفسير شوند.

20- تحليل غلط فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 5،8،9

5 - تحليل غلط و جاهلانه فرعونيان از ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ، موجب بى تأثيرى بلا ها و مصيبت ها در هدايت شدن و تذكر يافتن آنان شد .

و لقد أخذنا . .. يطيروا بموسى و من معه

جمله «فإذا جاءتهم . .. » با توجه به ترتب آن بر آيه قبل، در حقيقت پاسخ به اين سؤال است كه چرا ايجاد زمينه هاى هدايت (لقد أخذنا ... لعلهم يذّكّرون) در فرعونيان تأثير نداشت. آيه مورد بحث - در مقام پاسخ - ، تحليل غلط آنان را از موانع هدايت و تذكريابى، بيان مى كند.

8 - اكثر فرعونيان زمان موسى مردمى جاهل و ناتوان از تحليل صحيح رخداد هاى نيك و بد

و لكن أكثرهم لايعلمون

9 - تحليل فرعونيان در ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ( ميمنت خويش و نحوست موسويان ) ، تحليلى جاهلانه و نادرست بود .

و لكن أكثرهم لايعلمون

21- تحليل غلط متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 5،7

5 - تحليل متخلفان درباره سفر حديبيه و بى فرجام بودن آن ، متّكى بر محاسبات بشرى و ناديده گرفتن اراده الهى

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

از قرائن و زمينه هاى تاريخى، دشوارى اين سفر قابل پيش بينى بود و متخلفان براساس همين معيارها، اين سفر را بى فرجام مى

ديدند; غافل از اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بن بست نخواهد رسيد و حمايت الهى از آن حضرت دريغ نخواهد شد.

7 - متخلفان از سفر حديبيه ، شيفته تحليل غلط خود درباره آن سفر

بل ظننتم . .. و زيّن ذلك فى قلوبكم

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به پندار و تحليلى باشد كه از تعبير «ظننتم أن لن ينقلب. ..» استفاده مى شود; يعنى، اين تحليل در نظرشان زيبا جلوه كرده و خود شيفته آن گرديدند.

22- تحليل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 123 - 7،8،9

7 - فرعون با توطئه گر خواندن موسى ( ع ) و ساحران ، براندازى حكومت فرعونيان و بيرون راندن ايشان را ، از پايتخت مصر از اهداف توطئه آنان شمرد .

إن هذا لمكر . .. لتخرجوا منها أهلها

مراد از «أهلها» هم مى تواند فرعون، درباريان و وابستگان به او باشد و هم مى تواند مراد از آن تمامى ساكنان مصر باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان

إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.

9 - فرعون بر پايه تحليل دروغين خويش و توطئه گر خواندن ساحران ، آنان را به مجازاتى شديد تهديد كرد .

إن هذا لمكر . .. فسوف تعلمون

23- تحليل فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 5

5 - انتخاب روش مبارزه با موسى پس از تصميم به ساحر خواندن وى و تحليل اهداف او ( برچيدن حكومت فرعونى ) ، از مسائل مطرح شده در جلسه مشورتى بزرگان دربار فرعون

فماذا تأمرون

24- تحليل كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 1

1 - به قدرت رساندن بنى اسرائيل براى برچيدن نظام فرعونى ، تحليل اشراف دربار از پيشنهاد موسى ( رهاسازى بنى اسرائيل )

فأرسل معى بنى إسراءيل . .. يريد أن يخرجكم من أرضكم

25- تحليل گرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 67 - 5

5- انسان ، موجودى پرسشگر ، خردورز و داراى قدرت تجزيه و تحليل خلقت خويش است و بر مقايسه گذشته و آينده نظام آفرينش توانا است .

و يقول الإنسن أءذا مامتّ . .. أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه

26- تحليل محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 3

3 - حرام دانستن حلال ها و حلال پنداشتن حرام ها ، افترا بستن بر خداوند است .

يأيها الناس . .. إنما يأمركم .... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 50

50 - حليت محرمات در حال اضطرار ، پرتويى از رحمت خداوند بر بندگان

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 35

35 - بسيارى از بنى اسرائيل مرتكب خونريزى شده و حرام هاى خدا را حلال مى شمردند .

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

از امام باقر(ع) روايت شده: المسرفون هم الذين يستحلون المحارم و يسفكون الدماء.


تفسير تبيان، ج 3، ص 504; نورالثقلين، ج 1، ص 620، ح 158.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 13

13 - تحريم حلال ها و تغيير احكام الهى تجاوز به حدود و قوانين خداوند است .

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و لاتعتدوا» تأكيد و تفسيرى براى جمله - «لاتحرموا . ..» - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 31 - 12

12 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خدا كه فرمود : « اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه » روايت شده كه فرمود : « و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم ;

به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام كردند و آنان پيروى كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 8

8 - نتيجه جا به جا شدن ماه هاى حرام از سوى عرب هاى جاهلى ، چيزى جز حلال شمردن حرام الهى نبود .

فيحلوا ما حرّم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 2

2 - تحريم حلال و تحليل حرام ، افترا و دروغ بستن به خداوند است .

فجعلتم منه حراماً و حللا . .. و ما ظن الذين يفترون على اللّه الكذب

27- تحليل نادرست آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 6،7

6 - روى آوردن رفاه و آسايش بر كافران مبتلا به سختى ها و محنت ها ، در پى دارنده تحليلهايى نادرست درباره پيدايش شدايد و اسباب رفاه و آسايش

ثم بدلنا . .. حتى عفوا و قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

7 - منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .

ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

28- تحليل نادرست سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 6،7،8،11

6 - روى آوردن رفاه و آسايش بر كافران مبتلا به سختى ها و محنت ها ، در پى دارنده تحليلهايى نادرست درباره پيدايش شدايد و اسباب رفاه و آسايش

ثم بدلنا . .. حتى عفوا و قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

7 - منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .

ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

8 - تحليل سختى هاى بيداركننده و هدفدار به حوادثى برخاسته از عوامل طبيعى و بدون هدف ، تحليل نادرست منكران رسالت پس از رسيدن به رفاه و آسايش

قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

11 - انكار رسالت انبيا با توجيه پيدايش سختى هاى بيداركننده به عواملى بى هدف ، موجب گرفتار شدن به عذاب الهى است .

قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء فأخذنهم بغتة

29- حرمت تحليل محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 2

2 - حرمت بدعت در دين و تغيير حلال و حرام هاى الهى

يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم و لاتعتدوا

بدان احتمال كه تحريم حلال، به معناى حرام دانستن حلالهاى الهى باشد.

30- دانش تحليل حوادث يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 4

4- يعقوب ( ع ) برخوردار از نگرشى عميق و بهره مند از فراستى خاص در تحليل حوادث و به دور از زودباورى

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

31- دانش تحليل حوادث يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 7،8،22

7- دستيابى به دانش تعبير رؤيا و تحليل صحيح رخدادها ، از بشارت هاى يعقوب ( ع ) به فرزندش يوسف

و كذلك . .. يعلمك من تأويل الأحاديث

«احاديث» جمع حديث است. راغب در مفردات در معناى كلمه حديث گفته است: هر كلامى كه با شنيدن و يا از طريق وحى - چه در بيدارى و چه در خواب - به انسان برسد، به آن حديث گفته مى شود. بنابراين مراد از «الأحاديث» هم مى تواند رؤياها باشد و هم اخبارِ حوادث و رويدادها. «تأويل رؤيا» ; يعنى، آن واقعيت خارجى كه در خواب به نحوى جلوه گر مى شود و خواب گوياى آن است. «تأويل اخبار» ; يعنى، علل تحقق حوادث و فرجام آنها.

8- رؤياى يوسف ، موجب آگاهى يعقوب ( ع ) به برگزيده شدن يوسف ( ع ) و دستيابى او به دانش تعبير خواب و تحليل صحيح حوادث شد .

إنى رأيت أحد عشر . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك من تأويل الأحاديث

22- حكيمانه بودن افعال خدا و آگاهى او به ويژگى هاى يوسف ( ع ) ، موجب شد تا او را برگزيند و تعبير رؤيا و تحليل حوادث را به آن حضرت بياموزد .

يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 5

5- سرگذشت يوسف ( ع ) بيانگر دليل و علت برگزيده شدنش از ناحيه خدا ، ياد دادن تعبير رؤيا و تحليل حوادث به او و اعطاى نعمت كامل به وى است .

يجتبيك ربك و يعلمك . .. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

برداشت فوق ، ناظر به اين مطلب است كه متعلق كلمه «آيات»، «اجتبا و گزينش يوسف(ع) و. ..» باشد كه از جمله هاى «كذلك يجتبيك ربك و ...» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 15،16،19

15- خداوند ، آموزگار يوسف در تفسير و تحليل حوادث و تعبير رؤياها

و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

16- آموزش تحليل رخداد ها و تأويل رؤياها ، هدف تقدير الهى از كشاندن يوسف به خانه عزيز مصر

كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

«لام» در «لنعلّمه» لام غايت است و بيانگر غرض و هدف متعلق مى باشد.

19- دانش يوسف ( ع ) به تعبير و تأويل رؤيا ها و تحليل رخدادها ، دانشى مطلق و نامحدود نبود .

و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

برداشت فوق، با توجه به «من» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود. بنابراين «ولنعلّمه ...» ; يعنى: تا تحليل بخشى از حوادث و تأويل برخى و يا نوعى از رؤياها را به او ياد دهيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 8،9،10،17

8- يوسف ( ع ) برخوردار از علم به تأويل رؤيا ها و تحليل حوادث

علمتنى من تأويل الأحاديث

«احاديث» جمع حديث است. صاحب مفردات در معناى كلمه حديث گفته است: «هر كلامى كه با شنيدن و يا از طريق وحى - چه در بيدارى و چه در خواب - به انسان برسد به آن حديث گفته مى شود». بنابراين مراد از احاديث هم مى تواند رؤياها باشد و هم مى تواند حوادث و رويدادها باشد.

9- دانش يوسف ( ع ) به تعبير و تأويل رؤيا ها و تحليل حوادث و رخدادها ، دانشى مطلق و نامحدود نبود .

علمتنى من تأويل الأحاديث

برداشت فوق با توجه به «من» كه براى تبعيض است ، استفاده مى شود.

10- خداوند ، آموزگار يوسف ( ع ) در تأويل و تحليل رؤيا ها و حوادث

رب قد . .. علمتنى من تأويل الأحاديث

17- برخوردارى يوسف ( ع ) از قدرت و مكنت و بهره مندى او از دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، پرتوى از ولايت خداوند بر او بود .

قد ءاتيتنى من الملك و علمتنى . .. أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة

32- روش تحصيل دانش تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 8

8- روشِ آموختنِ علم تأويل حوادث و شناخت علل اصلى رخداد هاى هستى ، روشى تجربى و عملى است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

33- زمينه تحليل غلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 8

8 - تصوّر ، شيفتگى نسبت به ترسيم و تحليل هاى ذهنى خود ، زمينه لغزش در محاسبات

بل ظننتم . .. و زيّن ذلك فى قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 16 - 7

7 - غفلت از آزمايش بودن فقر ، زمينه ساز پيدايش تحليل هاى نادرست درباره عوامل آن

و أمّا إذا ما ابتليه . .. فيقول ربّى أهنن

34- شرايط تحصيل دانش تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 10

10- برخوردارى از علم تأويل و تحليل حوادث و مصاحبت با عالمانى مانند خضر ( ع ) ، نيازمند صبرى برتر از صبر موسى ( ع ) و طاقتى افزون تر از طاقت او است .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

35- علاقه به تحليل غلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 8

8 - تصوّر ، شيفتگى نسبت به ترسيم و تحليل هاى ذهنى خود ، زمينه لغزش در محاسبات

بل ظننتم . .. و زيّن ذلك فى قلوبكم

36- عوامل تحليل محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 16

16- اضطرار ، از ميان برنده ممنوعيت شرعى محرمات و نه قبح و خباثت واقعى آنها *

إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم

تذكر به غفران و رحمت الهى، مى تواند نشان دهنده بقاى نوعى از قبح و خباثت در فعل حرام اضطرارى باشد.

37- كافران و تحليل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 4

4 - كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

38- موسى(ع) و دانش تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 9

9- موسى ( ع ) بر روش آموختن علم تأويل حوادث ، شكيبايى نداشت .

سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

39- نعمت دانش تحليل حوادث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 17

17- علم تعبير خواب و دانش تحليل حوادث ، از نعمت هاى خداوند است .

كذلك . .. و لنعلّمه من تأويل الأحاديث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 11

11- دانش تعبير رؤيا ها و تحليل حوادث ، دانشى گران قدر و از نعمت هاى خداوند است .

و علمتنى من تأويل الأحاديث

تحليل سياسى

40- اهميت تحليل سياسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 2

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

28- تحولات

1- آثار آگاهى از تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 7

7- آگاهى از رخداد هاى تاريخى ، هموار كننده مشكلات و سهولت بخش سختيها

و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين . و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

2- آثار تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 14 - 2

2 - مشاهده كردار ها در عرصه قيامت ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان و پديدار شدن رخدادهايى در صحنه قيامت

إذا الشمس . .. و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما أحضرت

آيه شريفه، جواب حرف شرط «إذا» است كه از آغاز سوره تكرار شده است.

3- آثار تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 7

7 - تغيير و تحول در زندگى انسان ها ، با روى آورى سختى ها و آسايش ها ، امرى هشداردهنده و زمينه ساز روى آورى آنان به

صواب و صلاح است .

و بلونهم بالحسنت و السيئات لعلهم يرجعون

4- آثار تحولات درونى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 1 - 4

4 - لرزش زمين در آستانه قيامت ، وابسته به عواملى زمينى و بازتاب تحولات درونى آن است .

إذا زلزلت الأرض زلزالها

مجهول بودن فعل «زلزلت»، بيانگر نقش عاملى در پيدايش زلزله است. اضافه شدن «زلزال» به ضميرى كه به زمين برمى گردد، آن حوادث را به خود زمين مربوط مى داند.

5- آثار تعقل در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 2

2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.

6- آثار توجه به تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 19 - 7

7 - توجّه به تحولات نظام طبيعت ، راهى براى شناخت و عمق بخشيدن به باور هاى دينى است .

يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ و يحىِ الأرض بعد موتهاو كذلك تخرجون

7- آمار تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 12 - 8

8 - همه پديده ها و حوادث عالم ، در « لوح محفوظ » از پيش شمارش و ثبت شده است .

و كلّ شىء أحصينه فى إمام مبين

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «إمام مبين»، «لوح محفوظ» است. از اين رو به آن كتاب «إمام» گفته شد; چون اين كتاب، اصل و مادر همه كتاب ها و دانش ها است و همه چيز در آن ثبت شده و همه كس و همه چيز تابع آن است. چنان كه در قرآن از آن به «أم الكتاب» ياد شده است: «و إنّه فى أُمّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم» (زخرف، آيه 4).

8- اهميت تحولات سياسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 10

10 - خداوند ، برحذر دارنده مسلمانان از تحليل و برخورد سطحى با رخداد هاى سياسى و توطئه هاى دشمنان

إنّ الذين جاءو بالإفك. .. عصبة منكم لاتحسبوه شرًّا لكم

9- اهميت تحولات زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 5

5 - خوددارى از ايمان ، پس از مشاهده حالت هاى گوناگون طبيعت و تحولات زندگى بشر ، غير قابل توجيه و شگفت آور است .

لا أقسم بالشفق . و الّيل و ما وسق . و القمر إذا اتّسق . لتركبنّ طبقًا عن طبق . ف

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه حرف «فاء»، اين آيه را بر محتواى قسم و مقسمٌ به (در آيات پيشين) تفريع كرده باشد.

10- اهميت تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 5

5 - خوددارى از ايمان ، پس از مشاهده حالت هاى گوناگون طبيعت و تحولات زندگى بشر ، غير قابل توجيه و شگفت آور است .

لا أقسم بالشفق . و الّيل و ما وسق . و القمر إذا اتّسق . لتركبنّ طبقًا عن طبق . ف

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه حرف «فاء»، اين آيه را بر محتواى قسم و مقسمٌ به (در آيات پيشين) تفريع كرده باشد.

11- تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 59 - 12

12 - رخدادهاى جهان و جزئيات حوادث آن در حيطه شمول علم خداوند است.

و ما تسقط من ورقة إلا يعلمها و لا حبة

علم به سقوط برگى از درخت و يا دانه اى در زمين، علمى جزئى است. لذا اين آيه پندار كسانى را كه محدوده علم خداوند را تنها امور كلى مى دانند، نفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 12

12 - دميده شدن در صور، نقطه عطف و برهه تحولى مهم و اساسى در صحنه آفرينش است.

و له الملك يوم ينفخ فى الصور

بيان انحصار مالكيت براى خداوند در روز نفخ صور، با وجود آنكه مالكيت خداوند همواره بوده و خواهد بود، بيانگر دگرگونى و تحول مهمى است كه در هنگام نفخ صور رخ خواهد داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 15

15- تحوّلات هستى و زوال حيات دنيا ، جلوه اى از قدرت مطلقه خداوند است .

مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح و كان اللّه على كلّ شىء مقتدرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 15

15 - ويرانى نظام عالم در آستانه قيامت ، مقدمه شكل گيرى جديد و متقن آن

و يوم ينفخ فى الصور . .. و ترى الجبال ... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء

در صورتى كه آيه بالا نظر به حوادث پايانى جهان داشته باشد; در پى آمدن «صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء» مى تواند از آن جهت باشد كه كسى گمان نكند كه فروپاشى جهان، پايان كار است و هستى به پوچى مى انجامد; بلكه بايد بداند كه اين ويرانى، خزانى است براى بهارى ديگر.

12- تحولات انسان ها پس از نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 15

15 - پيدايش تكامل در اندام و نيروى جسمى انسان ها ، پس از طوفان نوح *

من بعد قوم نوح و زادكم فى الخلق بصطة

13- تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 10

10 - نقش برجسته پيامبران در تحوّلات تاريخ

فبعث اللّه النبيّن . .. و ما اختلف فيه الا ... من بعد ما جاءتهم البيّنات

جمله «و ما اختلف فيه»، دلالت بر تحوّل جوامع دارد كه سَبب آن جهت گيرى برخى از انسانها در برابر انبياست.

14- تحولات جامعه هنگام خواب اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 20

20- جوامع پديد آمده در طول خواب چندين ساله اصحاب كهف ، در عقايد خويش ، دستخوش تحوّلات مهمّى شده بودند .

إذ يتنزعون بينهم أمرهم

در جامعه اى كه اصحاب كهف از آن كناره گيرى كردند، طبقه حاكم مشركانى بودند كه در صدد نابود ساختن موحدان برآمده بودند; ولى در عصر بيدارى آنها اعتقاد به معاد و بحث و مناظره درباره آن، در ميان مردم رواج كامل داشت و جوّ حاكم به سود مؤمنان بود.

15- تحولات جسمانى در انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 15

15 - پيدايش تكامل در اندام و نيروى جسمى انسان ها ، پس از طوفان نوح *

من بعد قوم نوح و زادكم فى الخلق بصطة

16- تحولات در جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 28

28 - حاكميّت اذن الهى ، بر تحوّلات اجتماعى

كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه

پيروزى بر دشمنان و در نتيجه حاكميّت دين الهى، يك تحول اجتماعى است كه تحت اراده و حاكميّت الهى (باذن اللّه) انجام مى پذيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 19

19 - دفع تجاوز ها ، تنها راه جلوگيرى از فساد هاى فراگير در زمين

و لو لا دفع اللّه النّاس بعضهم ببعض لفسدت الارض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 253 - 19

19 - حاكميّت اراده الهى بر افعال اختيارى انسان و تحولات اجتماعى - تاريخى

و لو شاء اللّه ما اقتتل . .. و لكنّ اللّه يفعل ما يريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 11

11 - خداوند ، تنها محور جريان همه هستى و تمامى تغييرات و تحولات اجتماعى

يمددكم ربّكم بخسمة الاف . .. و ما جعله اللّه الّا بشرى ... و ما النّصر الّا من ع

چنانچه ملائكه نقش تعيين كننده اى نداشته باشند، بلكه نقش بشارتى آنان نيز به جعل خداوند باشد (و ما جعله اللّه . .. ) و تنها بايد پيروزى از جانب خداوند اعطا شود، معلوم مى شود كه سررشته تمام امور به دست و خواست خداوند است و هيچ چيز نمى تواند آدمى و جهان را از خدا بى نياز كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 11

11 - نگرش توحيدى و خدا محورى به تاريخ و تحليل حوادث بر اساس آن ، ديدگاه اسلام در فلسفه تاريخ

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة . .. يمددكم ربّكم ... ليقطع طرفاً ... يغفر ل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 2،3،4،7،10

2 - تحولات و تغييرات اجتماعى و تاريخى ، بر اساس قوانين و سنت هاى الهى *

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

3 - پيش بينى تحولات اجتماعى و واكنش هاى تاريخى ، بر اساس شناسايى قوانين و سنت هاى الهىِ حاكم بر آنها

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض

از آنجا كه تحولات اجتماعى و تاريخى جوامع انسانى داراى قوانين ثابت هستند، با شناخت آن قوانين مى توان تحولات اجتماعى آينده را پيش بينى كرد.

4 - ضرورت كند و كاو در تحوّلات و حوادث اجتماعى - تاريخى براى شناسايى قوانين و سنت هاى حاكم بر جوامع

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

7 - اهميّت و ارزش جامعه شناسى و دقّت در تحولات و حوادث تاريخى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

10 - جهانگردى و كاوش در حوادث و تحولات اجتماعى - تاريخى ، راهى براى شناخت سنت هاى الهى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 8،10

8 - يادآورى پيروزى هاى گذشته و توجّه به گردش قانونمند تغييرات اجتماعى ، برطرف كننده ضعف و اندوه جامعه ايمانى

و لا تهنوا و لا تحزنوا . .. ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله و تلك الايّام ن

بنابر اينكه «فقد مسّ القوم»، درباره شكست مشركان در جنگ بدر باشد، خداوند براى از بين بردن اندوه و ضعف مؤمنان، پيروزى آنان را در جنگ بدر يادآورى كرده و همه را (چه شكست و چه پيروزى) برخاسته از مشيّت خويش دانسته است.

10 - شكست ها و پيروزى ها ( تغييرات اجتماعى ) ، داراى گردشى قانونمند و هدفدار

و تلك الايّام نداولها بين النّاس و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتخذ منكم شهداء

جمله «و ليعلم اللّه . .. » و آنچه بر آن عطف شده، يعنى «يتّخذ» و «ليمحَص» و «يمحق»، اهدافى است كه خداوند براى «نداولها» (گردش ايام و تغييرات اجتماعى) بيان داشته و فعلِ هدفدار، حكايت از قانونمندى آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 11

11 - شكست ها و سختى ها ، زمينه ساز پراكندگى جامعه از پيرامون رهبران خود ، و مداراى ايشان با آنان از ميان برنده آن زمينه هاست . *

فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك

با توجّه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، كه شكست نبرد احد و مشكلات ناشى از آن را مطرح ساخت، مى توان نتيجه گرفت كه شكست و مشكلات آن نبرد، زمينه پراكندگى مسلمانان را از پيرامون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فراهم ساخت و آنچه در اين ميان مانع از گسيختن مردم از پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد، خُلق خوش و مداراى آن حضرت با مردم بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 3

3 - جريان حوادث و امور عالم ( شكست ها ، سختى ها و دشوارى هاى مردمان ) در حيطه اذن الهى

و ما اصابكم . .. فباذن اللّه

17- تحولات زندگى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 4

4 - پيدايش مراحل گوناگون در طبيعت ( شفق ، تاريكى شب و نور ماه ) ، نشانى از امكان تغيير و تحول در نظام حيات بشر در دنيا و آخرت

فلا أقسم . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

در قسم هاى قرآن، تناسب بين محتواى قسم و غرض از آن رعايت شده است و در اين مجموعه آيات نيز براى تأكيد بر تغيير حالات انسان، به تغييرات تكوينى سوگند ياد شده است.

18- تحولات زندگى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 3

3 - مرگ ، سرآغاز تحولى عميق در سير حيات و فرايند زندگى بشر

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

19- تحولات زندگى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 53 - 6

6- زندگى دنيوى انسان ها ، آميزه اى از برخوردارى از نعمت و محروميت

و ما بكم من نعمة فمن الله ثمّ إذا مسّكم الضرّ

20- تحولات زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 4

4 - پيدايش مراحل گوناگون در طبيعت ( شفق ، تاريكى شب و نور ماه ) ، نشانى از امكان تغيير و تحول در نظام حيات بشر در دنيا و آخرت

فلا أقسم . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

در قسم هاى قرآن، تناسب بين محتواى قسم و غرض از آن رعايت شده است و در اين مجموعه آيات نيز براى تأكيد بر تغيير حالات انسان، به تغييرات تكوينى سوگند ياد شده است.

21- تحولات عقيدتى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 23

23 - تاريخ اديان الهى و سير تحولات اعتقادى پيروان آن ، در خور انديشه و تأمل است .

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. ثم انظر انى يؤفكون

22- تحولات قلبى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 7

7 - تحولات و دگرگونى هاى دل آدمى ، به دست خداست .

و جعلنا قلوبهم قسية

23- تحولات موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 59 - 9،10،11،13

9 - افتادن دانه اى در تاريكيهاى زمين و در دل خاك تيره از حيطه علم خداوند خارج نيست.

و ما تسقط من ورقة . .. و لا حبة فى ظلمت الأرض

10 - هيچ تر و خشكى در پهنه هستى جابجا نمى شود و سقوط نمى كند، جز آنكه خداوند به آن آگاهى كامل دارد.

و ما تسقط من ورقة . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين

11 - خداوند به حالات يكايك موجودات جهان و وضعيت آنها احاطه علمى كامل دارد.

و ما تسقط من ورقة إلا يعلمها . .. و لا رطب و لا يابس

13 - كتاب مبين، مركز اطلاعات جامع درباره تمامى موجودات هستى و تحولات آنهاست.

و ما تسقط . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين

24- تعقل در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

25- تقدير تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 4

4 - رخداد ها و حوادث جهان ، مسبوق به تقدير و برنامه از پيش تعيين شده خداوند

فالتقى الماء على أمر قد قدر

26- ثبت تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 12 - 8

8 - همه پديده ها و حوادث عالم ، در « لوح محفوظ » از پيش شمارش و ثبت شده است .

و كلّ شىء أحصينه فى إمام مبين

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «إمام مبين»، «لوح محفوظ» است. از اين رو به آن كتاب «إمام» گفته شد; چون اين كتاب، اصل و مادر همه كتاب ها و دانش ها است و همه چيز در آن ثبت شده و همه كس و همه چيز تابع آن است. چنان كه در قرآن از آن به «أم الكتاب» ياد شده است: «و إنّه فى أُمّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم» (زخرف، آيه 4).

27- حاكم تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 13

13 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ و سرنوشت امت ها

و لو أنّا أهلكنهم

28- حتميت تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 5

5 - حق ستيزى كافران ، بى تأثير در برنامه هاى الهى و در سد كردن راه رسالت

و كذّبوا. .. و كلّ أمر مستقرّ

29- خدا و تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 7

7 - حاكميّت الهى بر تحولات سياسى و اجتماعى جوامع بشرى

تؤتى الملك من تشاء . .. و تعزّ من تشاء

30- ذكر تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 2

2 - توطئه گرى هاى كافران مكه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نجات وى از آن توطئه ها با برنامه هاى الهى ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يمكر بك الذين كفروا . .. و اللّه خير المكرين

«إذ يمكر . .. » عطف بر «إذ أنتم قليل ... » در آيه 26 است.

31- زمينه تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 11 - 4

4 - تأثير استغفار و ايمان ، در تحولات طبيعت و واكنش جهان مادى در برابر عقايد و رفتار انسان ها

استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا

32- شگفتى تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 9 - 2

2 - تحولات شگفت و ناهنجار در نظام طبيعت ، در آستانه رستاخيز

يوم تمور السّماء مورًا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «تمور» در معناى اضطراب و ناآرامى به كار رفته باشد.

33- شگفتى تحولات زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 3 - 1

1 - تحولات زمين هنگام برپايى قيامت ، براى انسان ها بى سابقه و شگفت آور است .

و قال الإنسن ما لها

استغراق - كه از حرف «ال» در «الإنسان» استفاده مى شود - استغراق عرفى است و اظهار شگفتى را به اكثريت قاطع انسان ها، نسبت مى دهد.

34- شناخت تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

35- عبرت از تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 5

5 - تشويق خداوند به بصيرت ، روشن دلى و عبرت آموزى ، از تحولات طبيعت

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

36- علم به تحولات باردارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 7

7 - خداوند ، از تمامى تحولات ايام باردارى و زايمان آگاه است .

و ما تحمل من أنثى و لاتضع إلاّ بعلمه

چنانچه «باء» در «بعلمه» براى مصاحبت باشد، نشان مى دهد كه تمامى تحولات جنين از آغاز تا تولد، در حيطه علم خداوند است.

37- علم به تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه و معترف به وابسته بودن تحولات تاريخ انسان ها به خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

استفهام در «ألم تر» تقريرى و مفيد اثبات است; يعنى، «رأيت» (ديدى و دانستى كه . ..).

38- علم به تحولات زايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 7

7 - خداوند ، از تمامى تحولات ايام باردارى و زايمان آگاه است .

و ما تحمل من أنثى و لاتضع إلاّ بعلمه

چنانچه «باء» در «بعلمه» براى مصاحبت باشد، نشان مى دهد كه تمامى تحولات جنين از آغاز تا تولد، در حيطه علم خداوند است.

39- عوامل تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 8

8 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

ثم اتخذتم العجل من بعده

آوردن كلمه «من بعده» - كه مراد از آن غياب موسى است - به اين نكته اشاره دارد كه: تا موسى در ميان بنى اسرائيل حضور داشت، آنان به شرك گرايش پيدا نكردند و اين گوياى نقش شخصيتها در رويدادهاى مهم تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 6

6 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

لقد جاء كم موسى . .. ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 11

11 - تأثير عقايد و اعمال امت ها در تحولات اجتماعى آنان

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 6،8،10

6- خداوند در پى تحوّل و تغيير در گرايش ها و رفتار هاى جوامع بشرى ، وضعيّت و سرنوشت آنان را تغيير مى دهد .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

8- انسان داراى نقشى بسزا در وضعيت اجتماعى و معيشتى و سرنوشت خويش

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

10- جوامع بشرى در رقم زدن سرنوشت خويش نه مستقل از اراده خداوندند و نه مجبور از ناحيه او

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جمله «إن الله لايغير ما بقوم» تغيير دهنده و از ميان برنده را خدا مى داند و عبارت «حتى يغيروا ما بأنفسهم» انسانها را در رقم زدن سرنوشت خويش دخيل مى شمرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 11

11- خداوند ، خواست و اراده خويش را در تحولات اجتماعى ، از طريق اسباب طبيعى انجام مى دهد .

و أمددنكم بأمول و بنين و جعلنكم أكثر نفيرًا

40- عوامل تحولات اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 8

8- انسان داراى نقشى بسزا در وضعيت اجتماعى و معيشتى و سرنوشت خويش

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

41- عوامل تحولات تاريخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 8

8 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

ثم اتخذتم العجل من بعده

آوردن كلمه «من بعده» - كه مراد از آن غياب موسى است - به اين نكته اشاره دارد كه: تا موسى در ميان بنى اسرائيل حضور داشت، آنان به شرك گرايش پيدا نكردند و اين گوياى نقش شخصيتها در رويدادهاى مهم تاريخى است.

42- عوامل مؤثر در تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 19

19- اعمال و عقايد جامعه هاى مؤثر در رويداد هاى طبيعى است .

و يقوم استغفروا ربكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا

43- عوامل مؤثر در تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 6

6 - شخصيت ها و افراد برجسته هر جامعه ، در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى آن ، نقش بسزايى دارند .

من بعدك

44- عوامل مؤثر در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 8

8- شركورزى و مخالفت با تعاليم و توصيه هاى پيامبران ، از عوامل مهم نابودى جامعه ها و تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن است .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 9

9- امور معنوى و حالات درونى ، داراى تأثير در زندگى انسان ها و تحولات تاريخى

لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض ... ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

«ذلك» تعليل براى إسكان انبيا به جاى اقوام ستمگر پس از هلاكت آنان است كه در آن تحول مهم، ترس از حسابرسى و وعيد خداوند داراى نقش معرفى شده كه امرى معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 6

6 - شخصيت ها و افراد برجسته هر جامعه ، در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى آن ، نقش بسزايى دارند .

من بعدك

45- عوامل مؤثر در تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 6

6 - عمل انسان ها ، در تحولات عالَم طبيعت ، مؤثر است .

ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس

46- فلسفه تبيين تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 3

3 - هدف از بيان پديده هاى طبيعى و تحولات موجود در طبيعت در قرآن ، پندگيرى و درس آموزى است .

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

در آيه شريفه، هدف از نزول باران و تحولات مربوط به آن، پندگيرى و درس آموزى شناسانده شده است. اين مى رساند كه اصولاً ذكر پديده ها و تحولات مربوط به طبيعت در قرآن، به همين منظور است; نه اين كه بيان اين نكته هاى طبيعى، خود هدف باشد.

47- فلسفه تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 19 - 4

4 - پيدايش مراحل گوناگون در طبيعت ( شفق ، تاريكى شب و نور ماه ) ، نشانى از امكان تغيير و تحول در نظام حيات بشر در دنيا و آخرت

فلا أقسم . .. لتركبنّ طبقًا عن طبق

در قسم هاى قرآن، تناسب بين محتواى قسم و غرض از آن رعايت شده است و در اين مجموعه آيات نيز براى تأكيد بر تغيير حالات انسان، به تغييرات تكوينى سوگند ياد شده است.

48- قانونمندى تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 9

9 - تحولات آينده نظام هستى ، از قبل برنامه ريزى شده و مورد آگاهى خداوند

له ملك السموت . .. و عنده علم الساعة

خداوند، پس از بيان فرمانروايى مطلق خويش، مسأله علم به قيامت را مطرح كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه برپايى قيامت، جزئى از برنامه هاى الهى در قلمرو فرمانروايى خويش است كه پيشاپيش آن را در نظر گرفته و بدان آگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 43 - 5

5 - تحولات هستى ، در جهت اهداف تعيين شده از سوى خداوند *

و إلينا المصير

«مصير» به معناى «شدن» و يا غايت تحولات است و «إلينا» به معناى حركت به سوى برنامه ها و اهدافى است كه خداوند براى هستى در نظر گرفته است; زيرا ذات الهى در مكان و جاى خاصى محدود نيست، تا «إلينا» به سوى ذات باشد.

49- قانونمندى تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 8

8- جامعه و تحولات آن ، داراى سنت و قانونمندى مشخصى است .

و إذا أردنا أن نهلك . .. ففسقوا فيها ... فدمّرنها

«قرية» در لغت به معناى مجتمع انسانى است (مفردات راغب). اينكه خداوند مى فرمايد: «وقتى ثروتمندان و مرفهين جامعه فاسق شدند، سخن ما درباره آنان قطعى مى شود» (فحقّ عليها القول); حكايت از آن دارد كه تحولات جامعه، داراى قانون مشخصى است.

50- كيفيت تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 6

6 - روند تحولات تاريخ ، همواره رو به پيشرفت و كمال نبوده است .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينهم

51- مردم و تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 17

17 - نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ

ألم يروا كم أهلكنا . ... فأهلكنهم بذنوبهم

52- مطالعه تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 10

10 - نگرش از سر تعقل و انديشه به تحولات طبيعت و پديده هاى آن ، شرط ره يافت به ربوبيت خداوند

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. جعل لكم الّيل ... أرسل الريح ... أنزلنا من ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 10

10 - دعوت خداوند به بصيرت و دقت نظر در تحولات طبيعى ، به منظور پى بردن به گرداننده و ايجادكننده آنها است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء . .. فنخرج به زرعًا... أفلايبصرون

53- منشأ تحولات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 37

37 - تجسم فرشتگان به گونه اى كه براى مردم قابل مشاهده باشد ، امكان پذير است .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

54- منشأ تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 4

4 - طبيعت و جهان هستى در اختيار خداوند و تحولات آن به دست اوست .

و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 7

7 - همه فعل و انفعالات هستى حتى اختراعات بشرى ، از خداست و علامت توحيد و رحمت گسترى اوست .

إن فى . .. الفلك التى تجرى فى البحر بما ينفع الناس

قرآن كشتيها را - كه ساخته دست بشر است - به عنوان آيتى بر توحيد و رحمت خداوند مطرح كرده است تا به اين حقيقت اشاره كند كه: همه چيز حتى مصنوعات بشرى از خداوند سرچشمه گرفته اند. در صورتى كه كلمه «الفلك» عطف بر «السماوات» باشد، كلمه «خلق» به «الفلك» نيز اضافه مى شود و معناى ياد شده وضوح بيشترى خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 17

17- عوامل طبيعى و فعل و انفعالات در هستى ، به دست خدا و در اختيار اوست .

يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 6

6- جريان اسباب و علّتها ، به دست خدا و در اختيار اوست .

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 5

5- خداوند ، داراى مقدراتى از پيش تعيين شده براى تحولات و رخداد هاى عالم

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها . .. أو معذّبوها ... كان ذلك فى الكتب مسطورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 46 - 3

3 - تحولات و فعل و انفعالات موجود در جهان طبيعت ، تحت قدرت خدا و مجراى اراده و مشيت او است .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا

ترديدى نيست كه حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها، ناشى از تابش خورشيد است و اين حقيقت را خود قرآن به صراحت بيان فرموده است: «جعلنا الشمس عليه دليلاً»; ولى در عين حال خداوند آن را به خود نسبت مى دهد و امتداد سايه ها و قبض و بسط آن را كارِ خود قلمداد مى كند، اين حاكى از آن است كه همه تحولات جهان طبيعت، تحت قلمرو قدرت خدا و مجراى اراده و مشيت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 173 - 2

2 - جريان امور طبيعت ، در حيطه قدرت خدا و قابل تغيير و تحوّل به اراده او

ثمّ دمّرنا الأخرين . و أمطرنا عليهم مطرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 85 - 9

9 - تحولات آينده نظام هستى ، از قبل برنامه ريزى شده و مورد آگاهى خداوند

له ملك السموت . .. و عنده علم الساعة

خداوند، پس از بيان فرمانروايى مطلق خويش، مسأله علم به قيامت را مطرح كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه برپايى قيامت، جزئى از برنامه هاى الهى در قلمرو فرمانروايى خويش است كه پيشاپيش آن را در نظر گرفته و بدان آگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 5 - 4

4 - دور بودن خداوند از هر عيب و نقص ، در تغييرات و تحولات آفريده هاى او جلوه گر است .

سبّح . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى

55- منشأ تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 12

12 - تحولات تاريخى و اجتماعى نسل بشر ، تحت اراده و مشيت الهى است .

و اذكروا إذ جعلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 7

7 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر در اختيار خدا و به دست اوست .

جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 2

2 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر به دست خدا و در اختيار اوست .

و قطّعنهم فى الأرض أمماً . .. و بلونهم بالحسنت و السيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 6

6- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع بشرى و روند آن را دگرگون مى سازد .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. و قضينا ... أن دابر هؤلاء مقطوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 7

7 - دخالت خداوند در رخداد هاى تاريخ و تحولات اجتماعى به نفع جبهه حق

فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 5

5 - نقش خداوند در سرنوشت اجتماعى و تحولات تاريخ

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومها ...و نصرنهم فكانوا هم الغلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 6

6 - قوانين الهى ، حاكم بر تحوّلات جامعه و تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 8

8 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و جوامع بشرى

و تركنا فيها ءاية

خداوند، به اراده و قدرت خويش جامعه مفسد لوط را آن چنان از صفحه زمين محو گردانيد كه تنها نشانه اى از آن برجاى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 22 - 6

6 - اراده الهى ، حاكم بر همه تحولات فردى و اجتماعى در زندگى بشر

ما أصاب من مصيبة فى الأرض . .. من قبل أن نبرأها

ضمير «ها» در «نبرأها» به مصيبت بازمى گردد و «برء» (مصدر «نبرأ») به معناى آفريدن و پديد آوردن است. نسبت دادن همه پديده هاى فردى و اجتماعى به خداوند، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 6

6 - خداوند ، قادر به ايجاد تحوّل در روابط ملت ها و تبديل خصومت ها به مودّت

عسى اللّه . .. و اللّه قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 10

10- تدبير امور انسان هاى مؤمن و كافر ، تحولات جوامع بشرى و سرنوشت آنها ، به دست خدا و در اختيار اوست .

اهبط بسلم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 7

7- تحولات اجتماعى و معيشتى بشر در اختيار خداوند و به دست اوست .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 8

8- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع و روند آن را دگرگون مى سازد .

و جاء أهل المدينة يستبشرون . .. قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين ... فأخذتهم الصي

56- منشأ تحولات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 12

12 - خداوند در امور جهان آخرت ، به هيچ كس اختيار تصميم گيرى و اظهار نظر نداده است .

لايملكون منه خطابًا

ممكن است «منه» به «لايملكون» متعلق باشد; يعنى، آن موجودات از جانب خداوند، مالك هيچ خطاب و اظهار نظرى درباره حوادث قيامت قرار داده نشده اند. به قرينه آيه بعد، مراد از آن، استقلال در تصميم گيرى است.

57- منشأ تحولات اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 7

7- تحولات اجتماعى و معيشتى بشر در اختيار خداوند و به دست اوست .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

58- منشأ تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 15

15 - خداوند حاكم بر تاريخ و رخداد هاى آن

و إذ نجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 6

6 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

لقد جاء كم موسى . .. ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 17

17 - نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ

ألم يروا كم أهلكنا . ... فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 6

6 - ستمگرى آگاهانه جوامع بشرى، نقشى تعيين كننده در تحولات تاريخى دارد.

ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون

نابودى جوامع بزرگترين نمونه تحولات تاريخى است. خداوند در اين آيه ظلم آگاهانه را موجب اين تحول مى داند. لذا بين اين دو پديده رابطه اى تنگاتنگ برقرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 10

10 - تحولات و جايگزينى نسلهاى بشر به جاى يكديگر به مشيت الهى است.

إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 4 - 5

5 - اراده الهى داراى نقشى مؤثر در تحولات تاريخ

و كم من قرية أهلكنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 9

9 - تحولات تاريخ بشر تحت تأثير اراده الهى است .

فانجينه . .. و أغرقنا الذين كذبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 12

12 - تحولات تاريخى و اجتماعى نسل بشر ، تحت اراده و مشيت الهى است .

و اذكروا إذ جعلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 7

7 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر در اختيار خدا و به دست اوست .

جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 17

17 - تحولات تاريخ بشر تحت اراده تدبير خداوند است .

و أورثنا . .. كلمت ربك ... و دمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 15

15 - حاكميت خواست خداوند بر تاريخ و رخداد هاى آن

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 7

7 - خداوند رقم زننده تاريخ بشر و تحولات آن

ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة

مسلط ساختن مردمى بر يهود در طول تاريخ بشر به خداوند اسناد داده شده است، تحقق اين معنا اقتضا مى كند كه خداوند تاريخ بشر و تحولات آن را همواره در اختيار داشته باشد تا اين كيفر در همه ادوار به وقوع پيوندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 2

2 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر به دست خدا و در اختيار اوست .

و قطّعنهم فى الأرض أمماً . .. و بلونهم بالحسنت و السيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 16

16 - تحولات تاريخى در اختيار خداوند و به دست اوست .

فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 7

7 - تحولات تاريخ به دست خدا و نتيجه عملكرد انسانهاست .

و لقد أهلكنا القرون من قبلكم . .. كذلك نجزى القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 18

18- روند حوادث و رخداد هاى تاريخ ، به تدبير و تقدير خدا و در اختيار اوست .

و قال الذى اشتريه . .. و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 7،11

7- حاكميت اراده الهى بر جريان تاريخ و حوادث آن

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

11- به قدرت رسيدن يوسف ( ع ) پس از بردگى و اسارت در زندان ، دليلى متقن بر حاكميت مشيّت الهى بر تمامى اسباب و علّتهاست .

كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء نصيب برحمتنا من نشاء

جمله «رحمت خويش را بر هر كس كه خواهيم شامل مى گردانيم و به او قدرت مى بخشيم» - كه مفاد «نصيب برحمتنا. ..» است - به منزله ادعايى است كه با «كذلك مكّنّا ...» بر آن استدلال شده است ; يعنى، خداوند برده اى را كه اختياردار خودش نيز نبود به جايى رسانيد كه اختيار همگان را دارا شد، و اين دليلى روشن بر حاكميت مطلق الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 7

7- يوسف ( ع ) و برادرانش به نقش بسزاى خداوند در امور بشر و روند تاريخ ، معتقد بودند و بدان باور داشتند .

قد منّ الله علينا . .. لقد ءاثرك الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 11

11- تحميل بدترين شكنجه ها و آزار بر قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، شيوه مستمر فرعونيان

يسومونكم سوء العذاب

«يسومون» از «سوم»، به معناى تحميل شكنجه و عذاب، است و فعل مضارع آوردن آن، مى تواند اشاره به تداوم آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 5

5- اراده و خواست خداوند ، دخيل در تحولات و رخداد هاى تاريخى

و ما أهلكنا من قرية إلاّ و لها كتاب معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 7

7- دخالت خداوند در تحولات تاريخ ، آن گاه كه دشمنان عليه دين توطئه و مكر كنند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 3

3- تحولات تاريخ ( شكست و پيروزى امت ها ) تحت اراده الهى است .

بعثنا عليكم عبادًا . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 2

2- رخداد هاى تاريخ و جوامع بشرى ، تحت اراده الهى است .

و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. فدمّرنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 11

11- تحوّلات تاريخ و زوال تمدّن ها و جوامع ، مقهور اراده الهى است .

القرى أهلكنهم . .. و جعلنا لمهلكهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 5

5- تحولات تاريخ و نابود شدن جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده الهى است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 2

2- تحولات تاريخ و نابودى جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده خداوند است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 7

7 - تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن ، وابسته به اراده خداوند است .

كم أهلكنا قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 12

12- نقش اساسى اراده الهى در تحولات تاريخ زندگى بشر

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 4

4 - نقش تعيين كننده اراده الهى در تحولات تاريخ

فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 42 - 4

4 - تحولات تاريخ ، تحت حاكميت اراده خداوند

فجعلنهم غثاءً . .. ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 8

8 - حاكميت اراده الهى بر تحولات تاريخ

ثمّ أرسلنا رسلنا . .. فأتبعنا بعضهم بعضًا و جعلنهم أحاديث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 4

4 - تحولات تاريخ بشر ، با اراده خدا و متأثر از مشيت او است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض . .. لاتحسبنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 1

1 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ

فأخرجنهم من . .. كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 120 - 2

2 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

ثمّ أغرقنا بعد الباقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 4

4 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

فكذّبوه فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 172 - 3

3 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ

ثمّ دمّرنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 7

7 - اراده الهى حاكم بر تحولات تاريخ

فكذّبوه فأخذهم عذاب يوم الظلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 8

8 - اراده خدا حاكم بر تحولات تاريخ

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 1،7

1 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض. .. و نجعلهم الورثين

7 - اراده خداوند بر جهت گيرى تحولات تاريخ به نفع مستضعفان

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 4

4 - تحولات تاريخ ، تحت حاكميت اراده خداوند

فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 2

2 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

و كم أهلكنا من قرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 8

8 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 3

3 - خداوند ، در سير تحوّلات تاريخ و دگرگون كردن مسير آن ، دخالت دارد .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينه و أصحب السفينة

درهم كوبيدن قومى ديرپا، با پديد آوردن سيلى بنيان كن، مظهر بارز دخالت در تحولات تاريخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 3،4

3 - تحولات تاريخ تحت اراده الهى است .

للّه الأمر من قبل و من بعد

الأمر - كه جمع آن «أمور» است - به معناى «كار و حادثه» است (لسان العرب). «ال»، براى استغراق است. بنابراين، جمله «للّه الأمر» به معناى «در حيطه قدرت اراده خداوند بودن هر رخدادى» است.

4 - پيروزى روميان شكست خورده ، پس از زمانى كوتاه ، جلوه اى از حاكميّت اراده خداوند بر تمامى رخداد هاى تاريخ است .

غلبت الروم . .. للّه الأمر

بيان اختصاص همه امور به خداوند، پس از ذكر پيشگويى پيروزى روميان، نوعى تعليل براى پيروزى غير مترقبه آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 27 - 6

6 - خداوند ، در برخى از تحولات مهم تاريخى ، دخالت مستقيم دارد .

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم ... يحس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 11

11 - تحولات تاريخ ، به دست خداوند است .

فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم . .. فجعلنهم أحاديث و مزّقنهم كلّ م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 3

3 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . .. و لقد نادينا نوح ... ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 7

7 - دخالت خداوند در رخداد هاى تاريخ و تحولات اجتماعى به نفع جبهه حق

فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 5

5 - نقش خداوند در سرنوشت اجتماعى و تحولات تاريخ

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومها ...و نصرنهم فكانوا هم الغلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 136 - 2

2 - نقش خداوند در تحولات تاريخ

إذ نجّينه و أهله . .. ثمّ دمّرنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 3

3 - نقش اراده خداوند در تحولات تاريخ

كم أهلكنا من قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 6

6 - دخالت خداوند در تحولات و حوادث تاريخ به نفع جريان حق

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 3

3- لزوم توجه به حاكميت اراده الهى ، بر فرآيند تحولات شگرف تاريخ

و لقد نجّينا بنى إسرءيل

تأكيد خداوند در نسبت دادن نجات بنى اسرائيل و وارث قرار دادن ايشان به خود، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 5

5- اراده خداوند در تحقق تغييرات و تحولات تاريخ و شرايط ملت ها ، ضابطه مند و داراى ملاك علمى

و لقد اخترنهم على علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 21

21- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و نصرت دهنده مؤمنان در برابر هجوم كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعملهم . و الذين ءامنوا ... و أصلح بالهم

با توجه به شأن نزول آيه - كه در كوران مشكلات مسلمانان نازل شده و بدانان نويد پيروزى داده است - مطلب بالا استفاده مى شود. در اين صورت «بال» به معناى شؤون مادى و معنوى زندگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 7

7- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ بشر

دمّر اللّه عليهم

بى شك نابودى كامل يك نسل در نتيجه كفر و عصيان، تحولى عمده در تاريخ بشر به حساب مى آيد و خداوند اين دگرگونى عظيم را به خود نسبت داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 8

8- حاكميت اراده الهى بر تحولات تاريخ

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

از اين كه خداوند، هلاكت و فروپاشى جوامع كفرپيشه را به خود نسبت داده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 15

15- دخالت هاى الهى ، در تاريخ به نفع جبهه حق و عليه جبهه كفر

و سيحبط أعملهم

چنانچه حبط عمل در اين آيه، به معناى عقيم ساختن تلاش هاى ستيزه جويانه كافران عليه دين باشد; استفاده مى شود كه خداوند، به موقع از جبهه حق حمايت كرده و تلاش كافران را بى ثمر خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 16

16- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخى و اجتماعى بشر

و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم

استناد فعل «يستبدل» به خداوند، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 4

4 - احاطه علمى خداوند ، بر تمامى رخداد ها و حوادث آينده

و أخرى . .. قد أحاط اللّه بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 6

6 - قوانين الهى ، حاكم بر تحوّلات جامعه و تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 7

7- مشيت الهى ، حاكم بر روند تاريخ و زندگى انسان ها

لتدخلنّ . .. إن شاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 9

9 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ

و كم أهلكنا قبلهم من قرن . .. هل من محيص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 8

8 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و جوامع بشرى

و تركنا فيها ءاية

خداوند، به اراده و قدرت خويش جامعه مفسد لوط را آن چنان از صفحه زمين محو گردانيد كه تنها نشانه اى از آن برجاى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 3

3 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ

و أنّه أهلك عادًا الأُولى . .. فغشّيها ما غشّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 8

8 - سرنوشت فرعون ، نشانگر حاكميت خداوند بر حوادث تاريخ

فأخذه اللّه . .. إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

عبرت بودن فرجام فرعون براى آيندگان، مستلزم مقهور بودن همه امور در برابر اراده خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 5،6

5 - تحولات تاريخ بشر و سرنوشت اقوام و جوامع ، به دست خداوند است .

فعل ربّك

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه و معترف به وابسته بودن تحولات تاريخ انسان ها به خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

استفهام در «ألم تر» تقريرى و مفيد اثبات است; يعنى، «رأيت» (ديدى و دانستى كه . ..).

59- منشأ تحولات جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 128 - 15

15 - مالكيت خدا بر زمين ، نفوذ مشيت او بر حاكمان آن و سير تحولات جوامع بشرى به سوى حاكميت تقواپيشگان ، از تعاليم موسى ( ع ) به قوم خويش

قال موسى . .. إن الأرض للّه يورثها من يشاء من عباده و العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 2

2- مرگ و مير ها و تحولات طبيعى در جوامع ، به دست خداوند و به تقدير اوست .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ و لها كتاب معلوم

60- منشأ تحولات در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 25

25 - طبيعت و جهان هستى در اختيار خدا و تحولات آن به دست اوست .

فانبجست منه . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

61- منشأ تحولات در طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 10

10 - هراس جهان طبيعت از خداوند ، منشأى براى فعل و انفعالات آن

و إن منها لما يهبط من خشية اللّه

62- منشأ تحولات زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 26 - 3

3 - شخم زدن زمين و ايجاد شيار در دل خاك و آماده سازى آن براى كشت و ايجاد هرگونه دگرگونى در سطح زمين ، در حقيقت مستند به خداوند است .

ثمّ شققنا الأرض شقًّا

فعل «شققنا» اطلاق دارد و زير و رو كردن خاك زمين را - به هر شكلى باشد - مستند به خداوند مى كند; هر چند به دست انسان يا ديگر عوامل طبيعت انجام پذيرد.

63- منشأ تحولات صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 1 - 5

5 - تحولات نهضت صدر اسلام و شكل گيرى و شكوفايى آن ، تحت اراده و حمايت الهى

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا

با توجه به اين كه فتح (صلح حديبيه) به خداوند نسبت داده شده است، برداشت بالا به دست مى آيد.

64- منشأ تحولات طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 130 - 6

6 - اراده خداوند حاكم بر طبيعت و عوامل آن

و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت

65- منشأ تحولات معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 7

7 - پرستش خداى يگانه و پرهيز از شرك ورزى به او ، زيربنايى ترين اصل عقيدتى و پايه هر تحول معنوى

فأرسلنا فيهم رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

66- هدفدارى تحولات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 130 - 5

5 - هدفدارى تحولات جهان

و لقد أخذنا . .. لعلهم يذّكّرون

67- تحولات اجتماعى

{تحولات اجتماعى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 0

68- آثار تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 7

7 - تغيير و تحول در زندگى انسان ها ، با روى آورى سختى ها و آسايش ها ، امرى هشداردهنده و زمينه ساز روى آورى آنان به

صواب و صلاح است .

و بلونهم بالحسنت و السيئات لعلهم يرجعون

69- عوامل تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 8

8 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

ثم اتخذتم العجل من بعده

آوردن كلمه «من بعده» - كه مراد از آن غياب موسى است - به اين نكته اشاره دارد كه: تا موسى در ميان بنى اسرائيل حضور داشت، آنان به شرك گرايش پيدا نكردند و اين گوياى نقش شخصيتها در رويدادهاى مهم تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 6

6 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

لقد جاء كم موسى . .. ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 11

11 - تأثير عقايد و اعمال امت ها در تحولات اجتماعى آنان

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 6،8،10

6- خداوند در پى تحوّل و تغيير در گرايش ها و رفتار هاى جوامع بشرى ، وضعيّت و سرنوشت آنان را تغيير مى دهد .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

8- انسان داراى نقشى بسزا در وضعيت اجتماعى و معيشتى و سرنوشت خويش

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

10- جوامع بشرى در رقم زدن سرنوشت خويش نه مستقل از اراده خداوندند و نه مجبور از ناحيه او

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جمله «إن الله لايغير ما بقوم» تغيير دهنده و از ميان برنده را خدا مى داند و عبارت «حتى يغيروا ما بأنفسهم» انسانها را در رقم زدن سرنوشت خويش دخيل مى شمرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 11

11- خداوند ، خواست و اراده خويش را در تحولات اجتماعى ، از طريق اسباب طبيعى انجام مى دهد .

و أمددنكم بأمول و بنين و جعلنكم أكثر نفيرًا

70- عوامل مؤثر در تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 6

6 - شخصيت ها و افراد برجسته هر جامعه ، در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى آن ، نقش بسزايى دارند .

من بعدك

71- قانونمندى تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 8

8- جامعه و تحولات آن ، داراى سنت و قانونمندى مشخصى است .

و إذا أردنا أن نهلك . .. ففسقوا فيها ... فدمّرنها

«قرية» در لغت به معناى مجتمع انسانى است (مفردات راغب). اينكه خداوند مى فرمايد: «وقتى ثروتمندان و مرفهين جامعه فاسق شدند، سخن ما درباره آنان قطعى مى شود» (فحقّ عليها القول); حكايت از آن دارد كه تحولات جامعه، داراى قانون مشخصى است.

72- منشأ تحولات اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 12

12 - تحولات تاريخى و اجتماعى نسل بشر ، تحت اراده و مشيت الهى است .

و اذكروا إذ جعلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 7

7 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر در اختيار خدا و به دست اوست .

جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 2

2 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر به دست خدا و در اختيار اوست .

و قطّعنهم فى الأرض أمماً . .. و بلونهم بالحسنت و السيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 6

6- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع بشرى و روند آن را دگرگون مى سازد .

إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. و قضينا ... أن دابر هؤلاء مقطوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 7

7 - دخالت خداوند در رخداد هاى تاريخ و تحولات اجتماعى به نفع جبهه حق

فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 5

5 - نقش خداوند در سرنوشت اجتماعى و تحولات تاريخ

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومها ...و نصرنهم فكانوا هم الغلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 6

6 - قوانين الهى ، حاكم بر تحوّلات جامعه و تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 8

8 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و جوامع بشرى

و تركنا فيها ءاية

خداوند، به اراده و قدرت خويش جامعه مفسد لوط را آن چنان از صفحه زمين محو گردانيد كه تنها نشانه اى از آن برجاى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 22 - 6

6 - اراده الهى ، حاكم بر همه تحولات فردى و اجتماعى در زندگى بشر

ما أصاب من مصيبة فى الأرض . .. من قبل أن نبرأها

ضمير «ها» در «نبرأها» به مصيبت بازمى گردد و «برء» (مصدر «نبرأ») به معناى آفريدن و پديد آوردن است. نسبت دادن همه پديده هاى فردى و اجتماعى به خداوند، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 6

6 - خداوند ، قادر به ايجاد تحوّل در روابط ملت ها و تبديل خصومت ها به مودّت

عسى اللّه . .. و اللّه قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 10

10- تدبير امور انسان هاى مؤمن و كافر ، تحولات جوامع بشرى و سرنوشت آنها ، به دست خدا و در اختيار اوست .

اهبط بسلم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 7

7- تحولات اجتماعى و معيشتى بشر در اختيار خداوند و به دست اوست .

إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 8

8- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع و روند آن را دگرگون مى سازد .

و جاء أهل المدينة يستبشرون . .. قال هؤلاء بناتى إن كنتم فعلين ... فأخذتهم الصي

تحولات سياسى

73- اهميت تحولات سياسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 10

10 - خداوند ، برحذر دارنده مسلمانان از تحليل و برخورد سطحى با رخداد هاى سياسى و توطئه هاى دشمنان

إنّ الذين جاءو بالإفك. .. عصبة منكم لاتحسبوه شرًّا لكم

29- تحيت

1- بهترين تحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 11

11- بهترين درود و تحيت « سلام » است .

تحيّتهم فيها سلم

انتخاب واژه «سلام»، از ميان ساير واژگانى كه براى درود و تحيت به كار برده مى شود، مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 12

12- « سلام » بهترين درود و تحيت است .

يقولون سلم عليكم

با توجه به اينكه ملائكه براى خوشامدگويى به متقين در هنگام قبض روح آنان، از واژه «سلام» استفاده مى كنند، روشن مى شود كه براى تحيت گفتن «سلام» بهترين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 3

3 - تحيّت گفتن با « سلام » ، بهترين و شايسته ترين تحيّت ها است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

از اين كه در وصف مؤمنان مى فرمايد:«به هنگام لقاءاللّه به آنان «سلام» مى شود. »، به دست مى آيد كه وقتى در چنان هنگام و حالتى براى تحيّت، سلام گفته مى شود، بهترين واژه براى تحيّت، سلام است.

2- تحيت اخروى بر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 1،2

1 - به هنگام لقاءاللّه ، بر مؤمنان ، با واژه « سلام » ، تحيت گفته مى شود .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه اضافه «تحيّت» به ضمير «هم»، اضافه مصدر به مفعول اش باشد.

2 - تحيّت بر مؤمنان ، به هنگام لقاءاللّه ، سلامتى و امنيت كامل داشتن است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

احتمال دارد كه مراد از «سلام»، معناى اصطلاحى آن باشد كه نوعى تحيّت گفتن است و احتمال دارد كه معناى لغوى آن باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

3- تحيت با سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 3

3 - تحيّت گفتن با « سلام » ، بهترين و شايسته ترين تحيّت ها است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

از اين كه در وصف مؤمنان مى فرمايد:«به هنگام لقاءاللّه به آنان «سلام» مى شود. »، به دست مى آيد كه وقتى در چنان هنگام و حالتى براى تحيّت، سلام گفته مى شود، بهترين واژه براى تحيّت، سلام است.

4- تحيت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 5،6،7

5 - منافقان ، به هنگام وارد شدن بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از روى اهانت به جاى تحيتى كه خداوند به آن فرمان داده بود ، تحيت ديگرى به آن حضرت مى گفتند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

6 - تحيت بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، تعيين شده از جانب خداوند

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

7 - مؤمنان ، بايد بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به همان تحيتى كه خدا به آن حضرت گفته است ، تحيت بگويند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

5- تحيت به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 4،5،6

4 - دعا و تحيت فرشتگان بر مؤمنان

هو الذى يصلّى عليكم و ملئكته

5 - دعا و تحيت فرشتگان به مؤمنان ، به سبب فراوانى ذكر و تسبيح خدا از سوى آنان است .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه . .. و سبّحوه ... هو الذى يصلّى عليكم و ملئكت

6 - دعا و تحيت ملائكه بر مؤمنان ، زمينه ساز بيرون بردن آنان از ظلمت ها به نور است .

هو الذى يصلّى عليكم و ملئكته ليخرجكم من الظلمت إلى النور

6- تحيت بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 8

8- درود و تحيت بهشتيان به يكديگر در بهشت ، با لفظ « سلام » است .

تحيّتهم فيها سلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 26 - 2

2 - مكالمات در بهشت پيشتازان ، همراه با درود و تحيت پى درپى است ; نه آميخته با لغو و نسبت هاى ناروا .

لايسمعون فيها لغوًا . .. إلاّ قيلاً سلمًا سلمًا

كلمه «سلاماً» مى تواند بدل براى «قليلاً» باشد. گفتنى است كه تكرار «سلاماً»، براى بيان تعاقب و پى درپى بودن است; يعنى، «سلاماًاثر سلام» (درود پى درپى).

7- تحيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 6،7

6 - تحيت بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، تعيين شده از جانب خداوند

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

7 - مؤمنان ، بايد بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به همان تحيتى كه خدا به آن حضرت گفته است ، تحيت بگويند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

8- تحيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 4،5،6

4 - دعا و تحيت فرشتگان بر مؤمنان

هو الذى يصلّى عليكم و ملئكته

5 - دعا و تحيت فرشتگان به مؤمنان ، به سبب فراوانى ذكر و تسبيح خدا از سوى آنان است .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه . .. و سبّحوه ... هو الذى يصلّى عليكم و ملئكت

6 - دعا و تحيت ملائكه بر مؤمنان ، زمينه ساز بيرون بردن آنان از ظلمت ها به نور است .

هو الذى يصلّى عليكم و ملئكته ليخرجكم من الظلمت إلى النور

9- تحيت منافقان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 5

5 - منافقان ، به هنگام وارد شدن بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از روى اهانت به جاى تحيتى كه خداوند به آن فرمان داده بود ، تحيت ديگرى به آن حضرت مى گفتند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

10- تحيت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 7

7 - مؤمنان ، بايد بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به همان تحيتى كه خدا به آن حضرت گفته است ، تحيت بگويند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

11- تحيت مؤمنان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 44 - 4

4 - تحيّت مؤمنان به هم ، هنگام لقاءاللّه ، با واژه « سلام » است .

تحيّتهم يوم يلقونه سلم

برداشت بالا، بنابراين است كه اضافه «تحيّت» به ضمير «هم»، اضافه مصدر به فاعل اش باشد.

30- تحير

1- تحير اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 5 - 2

2- انسان پس از مرگ ، داراى سردرگمى و نابسامانى و نيازمند امداد و دستگيرى

سيهديهم و يصلح بالهم

از اين كه خداوند، به شهيدان نويد داده كه آنان را پس از مرگ هدايت كرده و امورشان را سامان خواهد بخشيد; استفاده مى شود كه بشر پس از مرگ، سردرگم و بى سامان خواهد بود; ولى شهيدان از اين مشكل در امان مى مانند.

2- تحير اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 4

4 - مردم در نخستين مراحل رستاخيز ، سردرگم و حيرت زده خواهند بود .

كالفراش المبثوث

«مبثوث»، به معناى منتشر و متفرق است. «بَثَّ الغُبارَ»; يعنى، غبار را برانگيخت (قاموس). پراكندگى و افشانده بودن، نشانگر آشفتگى و پريشان حالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 6 - 5

5 - مرحله سنجش اعمال ، پس از تخريب كوه ها و گذشت دوران سرگردانى مردم در قيامت است .

يوم يكون الناس كالفراش . .. و تكون الجبال كالعهن المنفوش . فأمّا من ثقلت موزينه

حرف «فاء» در «فأمّا» بيانگر نكته ياد شده است.

3- تحير اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 4

4 - مجرمان در لحظه حضور در قيامت ، با نگرانى به فرجام خويش چشم دوخته و مات و حيرت زده خواهند بود .

و نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«زرقاً» حال براى «المجرمين» است و مفرد آن «أزرق» يا «زرقاء» به كسى گفته مى شود كه سفيدى چشم او سياهى آن را بپوشاند (لسان العرب). اين حالت نشانِ چشم دوختن و خيره شدن مجرمان است و از اضطراب شديد درونى آنان حكايت دارد. برخى گفته اند: سفيد شدن چشم، ملازم با كورى آن است (لسان العرب).

4- تحير اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 2،3،5

2 - تحير و درماندگى اهل شرك در روز رستاخيز

فعميت عليهم الأنباء يومئذ

برداشت ياد شده بدين جهت است كه ميان بسته شدن همه راه هاى خبر بر انسان و سرگردانى وى، تلازم وجود دارد. بنابراين جمله «عميت عليهم الأنباء» مى تواند كنايه از حيرت و سردرگمى مشركان باشد.

3 - درماندگى شرك پيشگان در پاسخ گويى به سؤال خداوند از آنان در قيامت

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

5 - اقدام نكردن مشركان به يافتن پاسخ براى سؤال خداوند از طريق پرس و جو از يكديگر ، نمود سرگردانى و درماندگى آنان در روز رستاخيز است .

فيقول ماذا أجبتم المرسلين . .. فهم لايتساءلون

5- تحير اخروى موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 11

11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

6- تحير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 3،4

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

7- تحير شاعران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 225 - 1

1 - شاعران ، ترسيم گر حيرت و سرگردانى خويش

ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون

«هيمان» (مصدر «يهيمون») به معناى حيرت و سرگردانى است.

8- تحير فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 39 - 8

8 - آشفتگى و سردرگمى فرعون ، در انكار دلايل روشن موسى ( ع )

و قال سحر أو مجنون

سحر و جنون، فاصله بسيارى از يكديگر دارند; زيرا سحر، نوعى تبّحر و جنون سراسر آشفتگى و اشمئزازآور است و ميان اين دو سنخيتى نيست. از اين رو سخن فرعون، نشانگر اضطراب شديد او در موضع گيرى عليه منطق روشن موسى(ع) است.

9- تحير كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 2،4

2- بهت و حيرت كافران ، به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم

4- بهت زدگى كافران در برابر عذاب ناگهانى ، بازدارنده آنان از هر گونه اقدام دفاعى است .

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم فلايستطعيون ردها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 5

5 - سرگردانى و رسيدن به بن بست كامل ، فرجام نهايى كافران و مستكبران

حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 2،3

2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى

و الذين كفروا أعملهم . .. أو كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه

3 - كافرانى كه در ماديات و اموال دنيا غوطهوراند ، به پوچى در زندگى دچار گشته و در سردرگمى شديد بسر مى برند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و الذين كفروا أعملهم ... كظلمت ف

از مقايسه ميان آيه 37 - كه در باره كسانى است كه مال و منال و ماديات آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد - و آيه شريفه - كه درباره وضعيت كافران است - به دست مى آيد كه كافران، بر خلاف مؤمنان، در ماديات و علاقه به مال و منال گرفتاراند و از اين رو دچار سردرگمى و تاريكى شديد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 5

5- شك در امكان معاد ، در عين مشاهده آفرينش خداوند ، نمودى از گيجى و سردرگمى كافران

فهم فى أمر مريج . .. أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

بيان تناقض گويى كافران در اين آيه، مى تواند در مقام ارائه نمونه اى از سرگردانى كافران باشد كه در آيات پيشين خداوند به آن اشاره فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 6

6 - آشفتگى و سردرگمى كافران ، در انكار دلايل روشن پيامبران الهى

إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

سحر و جنون فاصله بسيارى از يكديگر دارد; زيرا سحر نوعى تبحر و جنون سراسر آشفتگى و اشمئزاز آور است و ميان اين دو سنخيتى نيست . از اين رو سخن كافران، نشانگر اضطراب شديد آنان درموضع گيرى عليه منطق روشن پيامبران است.

10- تحير مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 7

7 - شرايط اضطراب آور روحى براى مادر موسى به هنگام ولادت فرزندش و نيز احساس خطر براى او از جانب فرعونيان ، موجب سرگردانى وى در شير دادن به موسى ( ع ) بود .

و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه

توصيه خداوند به مادر موسى براى شير دادن به فرزندش، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

11- تحير مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 11،12

11 - شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.

و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم

«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.

12 - شريكان پندارى به اذن خداوند مشركان را به هلاكت و سردرگمى مى اندازند.

و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 6

6- مشركان ، در مقابله با قرآن و اعلان موضع روشن در برابر آن ، سرگردان و ناتوان بودند .

بل قالوا أضغث أحلم بل . .. بل هو شاعر

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است. اين حرف در مواردى به كار مى رود كه گوينده در صدد بيان نكته اى ديگر بوده و از نكته اول صرف نظر كرده باشد. تكرار اين حرف در يك كلام نشان دهنده اضطراب، ترديد و دو دلى گوينده و يا ناتوانى وى در تصميم گيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 4

4 - تحير و درماندگى مشركان و آرامش و رضايت مندى موحدان در زندگى

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون و رجلاً سلمًا لرجل

بيشتر مفسران براين عقيده اند كه تشبيه شدن مشركِ داراى چند معبود، به برده اى كه چند مالك ناسازگار و سخت گير بر سر مالكيت و حاكميت او نزاع دارند; گوياى اين حقيت است كه همان طورى كه چنين برده اى چشم به راه فرمان هاى مختلف و متعدد مالكان خود است و متحير است كه چگونه رضايت آنان را جلب كند و در صورت متضاد بودن فرمان ها، كدام يك از آنها را به اجرا در آورد، مشركان نيز در زندگى دچار چنين سردرگمى و تحير و تزلزل معرفتى هستند.

12- تحير مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 59 - 4

4- دودلى و تحير مشركان در نگهدارى از نوزادان دختر به حالت ذلت و يا در گور كردن آنان

أيمسكه على هون أم يدسّه فى التراب

مرجع ضمير در «يمسكه»، مبشّربه است و منظور از آن نوزاد دختر مى باشد و «على هون» حال براى ضمير مفعولى «يمسكه» است. «هون» به معناى خوارى و ذلت است و «يدسّ» (از مصدر دسّ) به معناى پنهان كردن آمده است.

13- تحير مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 5 - 3

3 - سرگردانى و تحيّر در زندگى دنيايى ، عذابى جانكاه و رنجى طاقت فرسا براى منكران آخرت

فهم يعمهون . أُولئك الذين لهم سوء العذاب

جمله «أُولئك الذين. ..» مى تواند تفسير براى «عَمَه» در «فهم يعمهون» باشد.

14- تحير مكذبان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

15- تحير مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 6،7،8

6 - خداوند منكران قرآن را در انكار و طغيانشان به حال خود ر ها مى سازد .

و يذرهم فى طغينهم

7 - كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

8 - كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

16- تحير مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

17- تحير مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 4

4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج

يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.

18- تحير منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 1،7

1 - منافقان ، متحير و سرگردان ميان كفر و ايمان

مذبذبين بين ذلك لا إلى هؤلاء و لا إلى هؤلاء

«ذلك» اشاره به ايمان و كفر است. «مذبذب» به شيىء معلق گفته مى شود كه دايم به اين سو و آن سو حركت مى كند و استقرارى ندارد.

7 - تحير منافقان ، كيفر شوم عملكرد ( خدعه ها و . . . ) آنان است .

مذبذبين بين ذلك . .. فلن تجد له سبيلا

چون اضلال خداوند همواره جنبه كيفرى دارد و كيفر نيز به اقتضاى رفتار نارواست، معلوم مى شود گمراهى منافقان و از آن جمله - تحير آنان - كيفرى الهى است و اين كيفر برخاسته از اعمال نارواى آنان (خدعه، كسالت در نماز و . ..) است.

19- تحير موجودات آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 11

11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

20- تحير موجودات زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 68 - 11

11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت

ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون

21- تحير موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 9 - 2

2 - موسى ، در شگفتى و حيرت از نداى برآمده از آتش وادى طور

نودى أن بورك من فى النّار . .. يموسى إنّه أنا اللّه

تصريح خداوند به «إنّه أنا اللّه» مى تواند از آن جهت باشد كه موسى با شنيدن ندا از درون آتش، در شگفتى فرو رفت و حيران ماند; به گونه اى كه سخت نيازمند راهنمايى روشن و صريح بود.

22- رفع تحير بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 3

3 - قوم موسى ، آخرين علايم تعيين شده را ( رام نشده براى شخم و . . . ) نشانه هايى قاطع و برطرف كننده سردرگمى خويش دانستند .

قالوا الئن جئت بالحق

«حق» در جمله فوق به معناى ثابت و استوار در مقابل امرى ترديدپذير و نامشخص است. ال در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است; يعنى، حق كامل و تمام.

23- زمينه تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 16

16 - شرك و ارتداد، زمينه ساز حيرت و سرگردانى است.

و نرد على . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

24- زمينه نجات از تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 17

17 - توحيد، زمينه ساز رهايى از تحير و سرگردانى و معنى دهنده و جهت بخش به زندگى است.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

چون حالت مرتدان و مشركان به ديوانگانى متحير تشبيه شده، طبيعتاً نقطه مقابل شرك (توحيد) اثراتى متضاد با آن خواهد داشت.

25- عوامل تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 7

7 - سرگردانى و تحير ، ره آورد ارتداد هاى مكرر

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 3

3 - نفاق ، موجب تحير آدمى در موضعگيرى ها و مايه فقدان قدرت وى در انتخاب صحيح مسير زندگى است .

مذبذبين بين ذلك لا إلى هؤلاء و لا إلى هؤلاء و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 8،9،11

8 - حق ناپذيرى و انكار آيات الهى، طغيان و موجب حيرت و سرگردانى است.

كما لم يؤمنوا به أول مرة و نذرهم فى طغينهم يعمهون

9 - سرگردانى در طغيان، كيفر و پيامد حق ناپذيرى كافران است.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

11 - طغيانگران مبتلا به حيرت و سرگردانى هستند.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 2

2 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، منشأ انحراف ها و موجب حيرت و سرگردانى

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. فهم يعمهون

«عَمَه» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است. عبارت «فهم يعمهون» متفرع بر مطلب قبل است; يعنى، اين دسته از مردمان در نتيجه بى اعتقادى به جهان آخرت و مغرور شدن به اعمال خود، بى هدف و سرگردان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 6

6- كفر و روى گردانى از راه خدا ، مايه گرفتار آمدن به پوچى و سرگردانى

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعملهم

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه «صدّ» به معناى اعراض و روى گردانى باشد - نه ايجاد مانع بر سر راه ديگران و سد كردن راه خدا - و نيز با توجه به اين كه پوچى و سرگردانى نتيجه گم گشتن و بى اثر شدن اعمال است كه از «أضلّ أعمالهم» استفاده مى شود.

26- عوامل تحير اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 4

4 - سردرگمى و درماندگى مشركان در قيامت ، بازتاب گمراهى و هدايت ناپذيرى آنان در دنيا است .

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

تفريع «عميت عليهم. ..» بر آيه پيش، نشانگر آن است كه نوع موضع گيرى در برابر دعوت پيامبران، داراى بازتابى مناسب با آن در قيامت است. بر اين اساس، برگزيدن گمراهى و سر باز زدن از پذيرش راهنمايى هاى پيامبران، به صورت گمراهى و سردرگمى در قيامت انعكاس مى يابد.

27- عوامل تحير در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 11

11 - شريكان موهوم خداوند با تزيين اعمال ناروا موجبات هلاكت و سردرگمى و اشتباه در دين را براى مشركان فراهم مى سازند.

و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم

«ردى» به معناى هلاكت و «لبس» به معناى اشتباه است.

28- موانع نجات از تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 8

8 - كفرپيشگان منكر قرآن راهى براى نجات از تحير و سرگردانى ندارند .

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

معناى جمله «يذرهم . .. » بنابراينكه «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون»باشد، چنين مى شود: خداوند منكران قرآن را رها نمى سازد تا همچنان در وادى طغيان، سرگردان بمانند.

29- نجات از تحير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 6

6 - هدايت انسان ها و رهايى آنان از تحير و سرگردانى ، در اختيار خدا و به مشيت اوست .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون