علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 29

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 29 - تاریخ

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 2

2 - وحى ، راهى براى دريافت گزارشات غيبى و تاريخ پيشينيان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

2- آثار آگاهى از تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 7

7- آگاهى از رخداد هاى تاريخى ، هموار كننده مشكلات و سهولت بخش سختيها

و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين . و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

3- آثار تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 2

2 - كعبه داراى نشانه هايى روشن بر قدمت تاريخى آن و گوياى نخستين بنا مردمى *

انّ اوّل بيت . .. فيه ايات بيّنات

4- آثار تبيين تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 19

19 - خداوند ، هدايتگر مردم از طريق نزول آيات روشنگر ، تبيين سرگذشت امت هاى پيشين و موعظه و اندرزها

و لقد أنزلنا إليكم ءايت مبيّنت و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة . .. يهد

5- آثار تعقل در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 11

11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.

انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 5

5 - تعقل و خردورزى در تاريخ پيشينيان ، موجب عبرت و درس آموزى است .

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

6- آثار تعقل در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 2

2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.

7- آثار تفكر در تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 16 - 3

3 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راهگشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 5

5 - انديشه در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 21 - 4

4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 30 - 4

4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان ها ، در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

8- آثار تفكر در تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 16 - 3

3 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راهگشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 5

5 - انديشه در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 21 - 4

4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 30 - 4

4 - تفكر در تاريخ پيامبران و امت هاى پيشين ، راه گشاى انسان ها ، در فهم حقانيت هشدار هاى خداوند

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

9- آثار ذكر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 5

5 - توجه به سرنوشت شوم اصحاب سبت ، زمينه ساز خوددارى از گناه و نافرمانى خداوند است .

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

«نكال» به معناى عبرت و نيز به معناى عقوبت و كيفر بازدارنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 16

16- توجه به تاريخ هلاكت بار كفرپيشگان و سنت هاى جارى الهى ، زمينه ساز ايمان به رهنمود هاى الهى و پوزش از لغزش ها است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و يستغفروا ربّهم إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 8

8 - تحمل پذير شدن مشكلات ، در نتيجه توجه انسان به تاريخ و مشكلات ديگران

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 3

3 - يادآورى نابودى سربازان دشمن در گذشته تاريخ ، مايه تقويت روحيه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروان آن حضرت در برابر دشمنان

هل أتيك حديث الجنود

10- آثار شناخت تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 12

12 - جامعه شناسى ، باستان شناسى و تاريخ ، زمينه ساز شناخت سنت هاى الهى و ره يابى به واقعيت پيام وحى

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

11- آثار عبرت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 5

5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.

12- آثار علم به تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 17

17 - آگاهى هاى تاريخى ، مى تواند داراى نقشى سازنده براى آدمى باشد .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

به ياد آوردن نعمتهاى گذشته - كه نوعى آگاهى تاريخى است - مورد سفارش و توصيه خداوند قرار گرفته است و از آنجا كه سفارشهاى خداوند همواره در راستاى سازندگى انسان و هدايت اوست، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 10

10 - آگاهى تاريخى ، داراى نقشى سازنده در هدايت انسانها

اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم و أنى فضلتكم على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 3

3 - بينش و آگاهيهاى تاريخى داراى نقشى سازنده و كارساز در راهيابى و هدايت انسان است.

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا

تذكر به اين نكته تاريخى كه تمامى انبياى الهى دشمن داشته اند، مى تواند گوياى نقش آگاهيهاى تاريخى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 13

13 - توجه به بحران هاى گذشته و برطرف شدن آن ، در پرتو امداد هاى الهى ، زمينه ساز گرايش به شكرگزارى خداوند در برابر نعمت هاى او

و اذكروا إذ أنتم قليل . .. فاويكم ... لعلكم تشكرون

«لعل» متعلق به «اذكروا» است و بيانگر هدف از ضرورت به ياد داشتن مطالبى است كه در آيه مطرح شد. از جمله مقايسه دو حالت قبل از هجرت و بعد از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 3 - 14

14 - اطلاع يافتن از گرفتارى مؤمنان پيشين به سختى ها ، زمينه ساز تحمل سختى ها ، از سوى مؤمنان بعدى است .

أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون. و لقد فتنّا الذين من قبلهم

يادآورى ابتلاى مؤمنان دوران هاى پيشين به سختى ها، پس از اعلام باطل بودن پندار عدم گرفتارى مؤمنان به آنها، مى تواند به منظور هموارسازى سختى هاى پيش آمده براى مؤمنان بعدى باشد.

13- آثار مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 5،11

5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.

11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.

انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 6

6 - مطالعه سرنوشت پيشينيان ، تأثيرى بسزا در پندگيرى انسان دارد .

إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 13

13- مطالعه تاريخ ، وسيله عبرت و درس آموزى است .

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 3

3 - مطالعه تاريخ و سرگذشت جوامع بشرى ، از زمينه هاى شناخت و كسب بينش درست

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

دعوت به سير و سياحت در زمين (سيروا فى الأرض) و نگرش عميق در احوال و آثار پيشينيان (فانظروا. ..) بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 6 - 5

5 - استفاده قرآن كريم از تحولات و حوادث مهم ، به منظور جلب نظر مردم به سوى خداوند

غلبت الروم . .. للّه الأمر من قبل ... بنصر اللّه ينصر من يشاء ... وعد اللّه لايخ

پرداختن به حادثه اى تاريخى، مانند جنگ روميان و ايرانيان - كه خارج از قلمروِ حياتِ جمعىِ مسلمانان بوده - اگر چه مى تواند به خاطر نگرانى مؤمنان عصر بعثت از شكست معتقدان به كتاب آسمانى (روميان) باشد، اما تأكيد بر خدايى بودن حوادث در آن ماجرا (للّه الأمر. .. و بنصر اللّه...) مشعر به نكته بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 4،5

4 - مطالعه تاريخ و سرنوشت پيشينيان ، راهنماى آدمى به هدف دارى جهان است .

أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه ... إلاّ بالحقّ ... أَوَلم يسيروا فى الأرض فين

5 - تاريخ ، از منابع شناخت است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 11

11 - توجّه دادن به حوادث تلخ و شيرين گذشته تاريخ ، عامل تقويت روحيه مؤمنان است .

و لقد أرسلنا . .. رسلاً ... فانتقمنا من الذين أجرموا و كان حقًّا علينا نصر المؤم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 3

3- مطالعه تاريخ و فرجام ملت ها ، داراى نقش در جهان بينى و گرايش به ايمان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

واژه «ينظروا» به معناى نگريستن براى بينش يافتن است; بينشى كلى در رابطه با هستى كه جهان بينى انسان را تشكيل مى دهد.

14- آثار مطالعه تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 7

7 - تفكر در تاريخ پيامبران و صبر و پايدارى آنان در برابر دشمنانشان ، نيروبخش و تقويت كننده روح مقاومت است .

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

15- آشنايى بنى اسرائيل با تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

16- آغاز تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 1،2،3،4،5،6،7،8

1 - وحدت و يگانگى انسان ها در جامعه ابتدايى

كان الناس امة واحدة

2 - زندگى انسان ها به صورت اجتماعى ، از آغاز آفرينش

كان الناس امة واحدة

«امّة» به معناى جماعتى است كه داراى هدفى مشترك باشد و لازمه آن اجتماعى زندگى كردن است.

3 - همگونى اعتقادات و گرايش هاى انسان هاى نخستين *

كان الناس امّة واحدة

لازمه امّت واحده بودن اين است كه از لحاظ فكرى، افرادى همگون و داراى گرايشهاى يكسان باشند.

4 - عدم تضاد منافع جوامع ابتدايى *

كان الناس امة واحدة

با توجّه به اينكه اختلافات انسانها غالباً از برخورد منافع آنان با يكديگر برمى خيزد، از وحدت جوامع نخستين استفاده مى گردد كه آنان تضادى از نظر منافع نداشته اند.

5 - عدم بلوغ فكرى و پايين بودن سطح انديشه و آگاهى انسان هاى نخستين *

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن

از اينكه خداوند از همان آغاز تشكيل جوامع انسانى پيامبرى به سوى آنان نفرستاد، استفاده مى گردد كه احتمالا جوامع ابتدايى بلوغ فكرى و قابليّت ارسال پيامبر را نداشتند.

6 - عدم بعثت پيامبر به سوى جوامع نخستين تا زمان پيدايش اختلاف بين آنها

كان الناس امّة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا

جمله «ليحكم بين الناس فيما اختلفوا»، بيانگر اين معناست كه قبل از بروز اختلاف در بين جوامع نخستين، پيامبرى مبعوث نشده بود.

7 - بعثت پيامبران از سوى خداوند ، به دنبال بروز اختلاف در جامعه نخستين

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا فيه

جمله «ليحكم . .. » بيان مى كند كه انبيا به هنگام بروز اختلاف در جوامع ابتدايى مبعوث شدند; نه قبل از آن. بنابراين جمله «فاختلفوا» پس از «كان الناس ... » مقدّر است.

8 - بعثت پيامبران ، نقطه عطفى در تاريخ زندگى انسان هاى نخستين

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن مبشّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 6

6 - جريان و فرجام حوادث ، در قلمرو حاكميّت خداوند

اذ تحسّونهم باذنه

17- آيات خدا در تاريخ قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 1

1- در سرگذشت قوم لوط براى هوشمندان ژرف نگر و پژوهندگان روشن بين ، نشانه هاى بسيارى از خدا و عظمت او وجود دارد .

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين

«متوسم» در لغت به كسى گفته مى شود كه در علامتها و نشانه ها به دقت بنگرد و مقصود از آن كسى است كه در جست و جوى علل و عوامل بروز حوادث و نيز عواقب و پيامدهاى امور بوده و هوشمندانه در آنها نظر افكند.

18- آينده تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 6

6 - جريان و فرجام حوادث ، در قلمرو حاكميّت خداوند

اذ تحسّونهم باذنه

19- ابزار شناخت تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 9

9- از فوايد گردش شب و روز ، محاسبه زمان و سال شمارى و آشنايى انسان با تاريخ است .

جعلنا ءاية النهار . .. لتعلموا عدد السنين و الحساب

20- ادوار تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 1،2،5،6،45

1 - وحدت و يگانگى انسان ها در جامعه ابتدايى

كان الناس امة واحدة

2 - زندگى انسان ها به صورت اجتماعى ، از آغاز آفرينش

كان الناس امة واحدة

«امّة» به معناى جماعتى است كه داراى هدفى مشترك باشد و لازمه آن اجتماعى زندگى كردن است.

5 - عدم بلوغ فكرى و پايين بودن سطح انديشه و آگاهى انسان هاى نخستين *

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن

از اينكه خداوند از همان آغاز تشكيل جوامع انسانى پيامبرى به سوى آنان نفرستاد، استفاده مى گردد كه احتمالا جوامع ابتدايى بلوغ فكرى و قابليّت ارسال پيامبر را نداشتند.

6 - عدم بعثت پيامبر به سوى جوامع نخستين تا زمان پيدايش اختلاف بين آنها

كان الناس امّة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا

جمله «ليحكم بين الناس فيما اختلفوا»، بيانگر اين معناست كه قبل از بروز اختلاف در بين جوامع نخستين، پيامبرى مبعوث نشده بود.

45 - مردم ، قبل از حضرت نوح ، امت واحده اى بودند كه بر فطرت ( بدون هدايت انبيا ) مى زيستند .

كان الناس امة واحدة

امام باقر (ع): كانوا قبل نوح امة واحدة على فطرة اللّه لا مهتدين و لا ضلّالا «فبعث اللّه النبيّن»


مجمع البيان، ج 2، ص 543 ; نورالثقلين، ج 1، ص 209، ح 783 و 784.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 14

14 - وجود تكذيب كنندگان دين الهى در امت هاى گذشته

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

21- ارزش تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 6

6 - تاريخ ، از منابع شناخت سنّت هاى الهى

ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا يأتكم مثل الذين

22- انبيا در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 1

1 - گروهى از پيامبران پيشين، همچون پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مورد تكذيب مخالفان خود بودند.

و لقد كذبت رسل من قبلك

23- اهل مكه و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 12

12 - خبر هلاكت ملت هاى كفرپيشه پيشين ، كراراً به گوش مردم مكه رسيده بود .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون

فعل مضارع «يسمعون» در آيه مى تواند اشعار به تكرار شنيدن اين گونه خبرها داشته باشد.

24- اهميت تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3،21

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

21- بيان تاريخ انبيا و سرگذشت اقوامشان ، از روش هاى هدايتى تربيتى قرآن براى نجات مردم از ظلمت ها و بردن آنان به سوى نور

أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

25- اهميت تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 21

21- بيان تاريخ انبيا و سرگذشت اقوامشان ، از روش هاى هدايتى تربيتى قرآن براى نجات مردم از ظلمت ها و بردن آنان به سوى نور

أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

26- اهميت تبيين تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 5

5- اهتمامِ قرآن ، به ارائه ترسيمى صحيح از چهره مردان الهى و جريان هاى بر حق تاريخ و زدايش ابهام از داستان آنان

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

27- اهميّت ذكر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 1

1 - سرگذشت موسى ( ع ) با قوم خويش ، شايسته يادآورى و پندگيرى

و اذ قال موسى لقومه يقوم

«اذ» در «اذ قال . ..»، مفعول براى فعلى مقدر مانند «اذكر» يا «اذكروا» مى باشد.

28- اهميت عبرت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 9

9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 4

4 - لزوم بهره گيرى از سرگذشت و تاريخ امت ها ، در راهنمايى و هدايت انسانها

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

از اينكه خداوند، براى هدايت انسانها، به بيان سرنوشت امتها پرداخته است، مطلب فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 8

8- ضرورت عبرت گيرى از حوادث گذشته براى مصون ماندن از گرفتارى در حوادثى نظير آن

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

29- اهميت مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 9

9 - لزوم نگرش عبرت آموز و توجه به سرانجام شوم تكذيب پيامبران و رسالت داران الهى

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 12،15،16

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 12

12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 7

7- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان براى پندگيرى و عبرت آموزى

و قد خلت من قبلهم المثلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 76 - 3

3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته

فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها ... إن فى ذلك لأيت ... و إنها لبسبيل م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 9

9 - لزوم تحقيق و مطالعه در آثار عبرت آموز به جاى مانده از امت هاى گذشته و ريشه يابى عوامل هلاكت آنان

كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

مقتضاى آيت بودن تاريخ گذشتگان و آثار آنان، قابليت آن براى رهنمون شدن انسان به هدايت ها و درس هاى مهم و ارزنده است.

30- اهميت مطالعه تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 6

6- حاملان رسالت الهى ، براى موفّقيت در انجام رسالت خويش ، بايد به تاريخ انبيا و درس ها و تجربيات آن توجه كامل داشته باشند .

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

31- اهميت نقل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 51 - 3

3- آگاه ساختن مردم از حقايق تاريخى مهم و بسيار سودمند ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم

32- بنى اسرائيل و تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

33- بنى اسرائيل و تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

34- بنى اسرائيل و تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 5

5- بنى اسرائيل به سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود آشنايى داشتند .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

35- تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 3

3- صنعت زره سازى ، از دستاورد هاى داوود ( ع ) است .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس

با توجه به اين كه آيات در مقام بر شمردن ويژگى هاى پيامبران و نيز لطف خاص خداوند به داوود(ع) است، چنين استفاده مى شود كه اين صنعت سابقه نداشته است و در غير اين صورت، ذكر اين مورد چندان مناسبتى نداشت.

36- تاريخ آجرپزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 6

6 - وجود كوره هاى آجرپزى در مصر عهد فرعون

فأوقد لى يهمن على الطين

37- تاريخ آزادى بيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 9

9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى

أتتخذنا هزواً

38- تاريخ آزادى عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 9

9 - آزادى ابراز عقيده و بيان انديشه در جامعه دينى عصر موسى

أتتخذنا هزواً

39- تاريخ آل يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 88 - 2

2- خاندان يعقوب در دوران قحطى به تنگدستى و رنج بسيار گرفتار شدند .

قالوا . .. مسّنا و أهلنا الضر

«مسّ» به معناى لمس كردن و تماس گرفتن است. «ضرّ» به معناى فقر سختى و كمبود مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 17

17- خاندان يعقوب پيش از ورود به مصر ، از صحرانشينان بودند .

و جاء بكم من البدو

«بدو» به معناى صحرا و بيابان است.

40- تاريخ ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 6،7

6- حضرت ابراهيم ( ع ) و حضرت لوط ( ع ) معاصر يكديگر بودند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

7- حضرت ابراهيم ( ع ) و حضرت لوط ( ع ) در ميان دو قوم جدا و با فاصله جغرافيايى از هم مى زيسته اند .

قال فما خطبكم . .. إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 7

7- مخالفت با عقايد انحرافى پدر ، آغاز مبارزه ابراهيم ( ع )

إذ قال لأبيه و قومه

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه تقدم لفظى «أبيه» بر «قومه» دلالت بر تقدم زمانى داشته باشد.

41- تاريخ اختلاف طبقاتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 111 - 7

7 - وجود تبعيض هاى اجتماعى ، در نخستين جوامع بشرى ( عصر نوح )

و اتبعك الأرذلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 47 - 4

4 - وجود دو قشر ضعيف و توانمند ، در جامعه فرعون و حاكميت نظام طبقاتى بر آن جامعه

و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا

42- تاريخ اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 9

9 - سير تكاملى اديان در طول زمان

ما ننسخ من ءاية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 3،6،7،45

3 - همگونى اعتقادات و گرايش هاى انسان هاى نخستين *

كان الناس امّة واحدة

لازمه امّت واحده بودن اين است كه از لحاظ فكرى، افرادى همگون و داراى گرايشهاى يكسان باشند.

6 - عدم بعثت پيامبر به سوى جوامع نخستين تا زمان پيدايش اختلاف بين آنها

كان الناس امّة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا

جمله «ليحكم بين الناس فيما اختلفوا»، بيانگر اين معناست كه قبل از بروز اختلاف در بين جوامع نخستين، پيامبرى مبعوث نشده بود.

7 - بعثت پيامبران از سوى خداوند ، به دنبال بروز اختلاف در جامعه نخستين

كان الناس امة واحدة فبعث اللّه النبيّن . .. ليحكم ... فيما اختلفوا فيه

جمله «ليحكم . .. » بيان مى كند كه انبيا به هنگام بروز اختلاف در جوامع ابتدايى مبعوث شدند; نه قبل از آن. بنابراين جمله «فاختلفوا» پس از «كان الناس ... » مقدّر است.

45 - مردم ، قبل از حضرت نوح ، امت واحده اى بودند كه بر فطرت ( بدون هدايت انبيا ) مى زيستند .

كان الناس امة واحدة

امام باقر (ع): كانوا قبل نوح امة واحدة على فطرة اللّه لا مهتدين و لا ضلّالا «فبعث اللّه النبيّن»


مجمع البيان، ج 2، ص 543 ; نورالثقلين، ج 1، ص 209، ح 783 و 784.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 3،11،14

3 - خداوند ، پيامبران بسيارى را پس از نوح ( ع ) مبعوث كرد و بدان ها وحى فرستاد .

كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده

11 - نوح ، نخستين پيامبر داراى كتاب و شريعت *

إنّا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده

چون مسلم است كه قبل از نوح(ع) نيز پيامبرى وجود داشته، بنابراين ذكر حضرت نوح(ع) بدون اشاره به پيامبر پيش از او مى تواند به اين جهت باشد كه او اولين پيامبر داراى شريعت بوده است.

14 - حضرت داود ( ع ) از پيامبران پس از نوح ( ع ) و داراى كتابى از جانب خدا به نام زبور

و ءاتينا داود زبوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 23

23 - تاريخ اديان الهى و سير تحولات اعتقادى پيروان آن ، در خور انديشه و تأمل است .

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. ثم انظر انى يؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 7

7 - باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 7،8

7 - باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

8 - انسان از گذشته هاى دور تاريخ برخوردار از روحيه پرستش بود .

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 3

3 - دين و شريعت آسمانى براى تمامى امت ها در همه اعصار ، وجود داشته است .

و لكل أمة رسول فإذا جاء رسولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 11

11 - وجود مذاهب و اديان گوناگون در جزيرة العرب به هنگام بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليظهره على الدين كلّه

43- تاريخ اديان آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 2

2 - پيشينه و قدمت تاريخى اديان توحيدى و شريعت هاى آسمانى

شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا

44- تاريخ ارث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 6 - 5

5- وراثت فرزند از پدر و مادر ، امرى مرسوم و پذيرفته شده در عصر زكريا

فهب لى من لدنك وليًّا . يرثنى و يرث من ءال يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 8

8- ارث ، داراى پيشينه اى ديرين در تاريخ و علاقه به ارث نهادن و ارث بردن ، امرى طبيعى و رايج ميان انسان ها ، حتى پيامبران

ربّ لاتذرنى فردًا و أنت خير الورثين

45- تاريخ اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 1،2،3

1 - وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مؤمنان پيكارگر بدر و يا رزمندگان احد ، به امداد الهى با فرستادن سه هزار فرشته

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

برخى مفسران «اذ تقول» را بدل از «اذ همّت» گرفته اند و عقيده دارند كه وعده امداد با ملائكه، درباره جنگ احد است. برخى ديگر «اذ تقول» را متعلق به «و لقد نصركم اللّه ببدر» گرفته اند و اين وعده را، در جنگ بدر دانسته اند.

2 - تقويت روحيه پيكارگران بدر و اُحد ، ز سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم

3 - خداوند ، سه هزار فرشته را براى يارى رزمندگان بدر فروفرستاد .

الن يكفيكم ان يمدّكم ربّكم بثلثة الاف من الملئكة منزلين

«اذ تقول . .. » يعنى يادآور زمانى را كه به مؤمنين وعده امداد الهى را مى دادى; اگر اين وعده تحقق پيدا نكرده بود يادآورى آن لغو بود.

46- تاريخ اصحاب ايكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 176 - 1

1 - تكذيب رسالت شعيب ، از سوى مردم سرزمين « ايكه »

كذّب أصحب ليكة المرسلين

بسيارى از مفسران برآنند كه «ايكه» سرزمينى است مجاور «مدين» كه شعيب(ع) بر آنان و اهل مدين مبعوث شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 177 - 2

2 - مردم سرزمين ايكه ، مردمى بى تقوا و گناه پيشه

إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 181 - 1،2

1 - فساد اقتصادى و تجارى ، بارزترين جلوه بى تقوايى مردم « ايكه »

ألاتتّقون . .. أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين

«إيفاء» (مصدر «أوفوا») مرادف «إتمام» و «كيل» به معناى پيمانه است. «إخسار» (مصدر «مخسرين») نيز معادل «تنقيص» و به معناى كم فروشى است; يعنى، «پيمانه را كامل بدهيد و از كم فروشان نباشيد».

2 - تمام دادن پيمانه و پرهيز از كم فروشى ، توصيه شعيب ( ع ) به مردم « ايكه »

أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 2

2 - استفاده از ترازو هاى ناسالم ، از مشكلات اخلاقى مردم « ايكه » بود .

وزنوا بالقسطاس المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 3،6،7

3 - دنياطلبى و فسادانگيزى مردم اَيكه ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند وآسمانى پيام شعيب ( ع )

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

بيان تقلب مردم «ايكه» در معاملات و روحيه فسادانگيزى آنان (پيش از ذكر موضع گيرى آنها در مقابل شعيب(ع) مى تواند نشانگراين باشد كه آنچه سبب شد تا مردم ايكه مفاهيم مهم معرفتى آن حضرت را جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آورده و او را فردى افسون شده بخوانند، اين بود كه آنان گرفتار دنياطلبى و فسادانگيزى شده بودند.

6 - مخالفان شعيب ، ناتوان از مقابله منطقى با وى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

7 - اطلاع مردم « اَيكه » از مسأله جادو و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 187 - 2

2 - اقدام مردم اَيكه به ناتوان جلوه دادن شعيب ( ع ) ، با هدف وادار ساختن وى به عقب نشينى از مواضع تبليغى خويش

فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين

امر در «أسقط» به اصطلاح تعجيزى است. بنابراين، مردم ايكه اقتراح ياد شده (فرو ريختن قطعات آسمانى) را در شرايطى مطرح كردند كه مى پنداشتند، انجام آن امرى غير ممكن است و شعيب(ع) از اين كار ناتوان بوده و به ناچار دست از تبليغاتش خواهد كشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 2،3،5

2 - نزول عذاب الهى بر مردم ايكه ، در روزى بسيار گرم و نفس گير بود كه آنان از شدت گرما به داخل سايه بان ها خزيده

بودند .

فأخذهم عذاب يوم الظلّة

ضمير «هم»در «أخذهم» به «اصحاب الأيكه» باز مى گردد. «أَخْذ» (مصدر «أخذ») به معناى فرو گرفتن و «ظلّة» به معناى سايه بان است. اضافه «عذاب» به «يوم» به تقدير «فى» مى باشد; يعنى، «فأخذهم عذاب يوم الظلّة; عذابى سخت آنان را در روز سايه بان فروگرفت». ناميده شدن آن روز به «روز سايه بان» بدان جهت است كه مردم ايكه از شدت گرما، به زير سايه بان ها پناه برده بودند.

3 - مجازات مردم « ايكه » ، در روزى ابرى و تيره

فأخذهم عذاب يوم الظلّة

«ظلّة» (مى تواند به معناى) پاره ابرى باشد كه همچون سايه بان سايه مى افكند. بنابراين «فأخذهم عذاب يوم الظلّة»; يعنى، عذابى سخت آنان را در روزى كه ابرى بر فراز سرشان سايه افكنده بود، فرو گرفت.

5 - روز نزول عذاب بر مردم ايكه ، روزى هولناك و جانفرسا

إنّه كان عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 4،5

4 - بيشتر مردم « ايكه » ، حق ناپذير و مصمم بر كفر بودند .

و ما كان أكثرهم مؤمنين

ضمير «هم» در «أكثرهم» به «اصحاب الأيكة» برمى گردد.

5 - وجود اقليتى مؤمن در ميان مردم « ايكه »

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 1

1 - قوم ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم . .. ثمود و قوم لوط وأصحب لئيكة

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أصحاب الأيكة» قوم شعيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 1،2

1- اصحاب « ايكه » و قوم « تُبّع » ، از اقوام تكذيب كننده پيامبران

كذّبت قبلهم . .. و أصحب الأيكة و قوم تبّع

2- « أصحاب أيكة » ، ساكنان سرزمينى پردرخت و جنگلى *

و أصحب الأيكة

«أيكة» به معناى درختان انبوه و جنگل گونه است. احتمال دارد به اصحاب «أيكة»، از آن جهت اين عنوان داده شده باشد كه در محيطى اين چنين زندگى مى كرده اند.

47- تاريخ اصحاب رس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 3

3 - همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .

و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا

«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» - كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است - نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 3

3- قوم نوح ، اصحاب رسّ و ثمود ، از اقوام حق ستيز و تكذيب كننده رسولان الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحب الرسّ و ثمود

48- تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 2،8

2 - هيچ قومى از اقوام تكذيب كننده سابق - به جز قوم يونس - پيش از نزول عذاب استيصال ، به دست كشيدن از تكذيب پيامبر خود و اظهار ايمان به او موفق نشدند .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس

8 - از تمام اقوام تكذيب كننده پيشين ، تنها قوم يونس پيش از وقوع عذاب استيصال ، از تكذيب دست برداشته و ايمان آوردند .

فلولا كانت قرية ءامنت فنفعها إيمنها إلا قوم يونس لما ءامنوا كشفنا عنهم عذاب الخز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 4

4 - بسيارى از اقوام پيشين به دليل فقدان زمينه ايمان و تكذيب آيات الهى و نپذيرفتن هشدار هاى پيامبرانشان ، با عذاب استيصال نابود شدند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 10

10- ملت ها و اقوامى پس از اقوام نوح ، عاد و ثمود وجود داشته اند كه هيچ خبرى از آنها در دست نيست .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم لايعلمهم إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 10،14

10- گروه ها و اقوامى كه در طول تاريخ ، انبياى الهى را تكذيب كردند ، گرفتار عذاب شدند .

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

دعوت از مردم براى جهانگردى جهت مطالعه در عاقبت تكذيب كنندگان انبيا، دلالت بر اين دارد كه آنان دچار عذاب شده اند و مطالعه آن عبرت آموز است و اگر چنان چه به مرگ طبيعى مرده بودند، با انسانهاى ديگر تفاوتى نداشتند و در نتيجه مزيتى براى مطالعه نخواهند داشت.

14- پهنه زمين ، داراى آثارى عبرت آموز از ملت هاى پيشين

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 1

1 - تاريخ گذشته مصر ( قبل از فرعون معاصر موسى ) شاهد زندگى اقوامى بود كه گرفتار شرك ربوبى بوده و معتقد به ربوبيت خالق هستى نبودند .

من ربّكما . .. ربّنا الذى ... فما بال القرون الأُولى

«قرن»; يعنى، اهل يك زمان و «بال» به معناى «حال» است (قاموس); «أولى» نيز مؤنث «أوّل» است و مقصود از «قرون أولى»، مصريان قبل از فرعون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 52 - 1،2

1 - تمامى احوال اقوام پيشين نزد خداوند ، معلوم و محفوظ است .

فما بال القرون . .. علمها عند ربّى فى كتب

چون در سخن موسى(ع) با فرعون، عذاب تكذيب كنندگان مطرح گرديد; محتمل است سؤال فرعون در اين مورد باشد كه با از بين رفتن اقوام گذشته و نبودن اثرى از آنان، چگونه عذابشان ممكن است؟ موسى(ع) در پاسخ مى گويد: علم بى خطا و نسيان خداوند، ضامن اجراى آن عذاب موعود است.

2 - موسى ( ع ) در پاسخ فرعون ، آگاهى دقيق خداوند از مشركان نابود شده را ، دليل امكان پذير بودن عذاب آنان خواند .

قال فما بال القرون الأُولى . قال علمها عند ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 1،2،6

1 - خداوند جوامع و امت هاى بسيارى را در طول تاريخ هلاك و نابود كرده است .

كم أهلكنا قبلهم من القرون

«قرن» به معناى قوم و مردمى است كه در يك زمان زندگى مى كنند (مفردات راغب).

2 - كفر به آيات و هدايت هاى الهى ، عامل نابودى امت هاى بسيار در طول تاريخ بوده است .

و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن . .. كم أهلكنا قبلهم من القرون

به قرينه آيات پيشين، هلاكت امت هاى پيشين، به دليل كفرورزى آنان در برابر آيات و هدايت هاى الهى بوده است.

6 - بسيارى از پيشينيان ، هنگامى كه به عذاب الهى گرفتار شدند ، در شهر و ديارشان به رفت و آمد عادى خود سرگرم بودند . *

كم أهلكنا قبلهم . .. يمشون فى مسكنهم

جمله «يمشون. ..» ممكن است حال براى «القرون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 3

3- هلاكت ، سرنوشت امت هاى غير مؤمن به معجزات درخواستى خويش

ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 12 - 1

1- اقوام و جوامع ستمگر ، هنگام احساس نزول عذاب الهى مى گريختند .

فلمّا أحسّوا بأسنا إذا هم منها يركضون

«ركض» (مصدر «يركضون») در اصل به معناى «پا به زمين زدن» است و آن گاه كه به فردى نسبت داده شود به معناى فرار و حركت سريع خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 13 - 7،8،9،10

7- رفاه زدگان جوامع ستمگرِ پيشين ، ساختمان ها و بنا هاى باشكوه و مجللى داشتند .

وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم

ذكر مساكن در ميان ساير دارايى ها و اموال مترفان، گواه بر ويژگى آن در بين آنها و نيز دليل دلبستگى ساكنان آن مى باشد.

8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر

ارجعوا . .. لعلّكم تسلون

در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.

9- وجود طبقات فقير و مستمند در جوامع رفاه زده و ستمگر پيشين

ارجعوا . .. لعلّكم تسلون

برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه مراد از «لعلّكم تسئلون» پرسش و درخواست فقيران از آنان باشد.

10- ستمگران و مترفان جوامع پيشين ، در خط مقدم مبارزه و مخالفت با رسولان الهى

و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تس

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه و دو آيه قبلى در توصيف كسانى است كه به خاطر مخالفت با پيامبران به عذاب الهى گرفتار شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 15 - 3

3- بسيارى از جوامع ستمگر و مترف در نتيجه عذاب شديد الهى ، كاملاً نابود شدند .

و كم قصمنا . .. حتّى جعلنهم حصيدًا خمدين

«حصيد» فعيل به معناى مفعول (محصود) است; يعنى، دِرو شده و «خامد» اسم فاعل از «خمدت النار خموداً» به معناى شعله خاموش شده آتش است و در اين آيه كنايه از مرگ مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 5

5- خداوند ، با برخوردار ساختن برخى از اقوام و ملت هاى پيشين از نعمت هاى دنيايى ، آنان را از عمرى طولانى نيز برخوردار كرد .

بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 60 - 4

4- ابراهيم ( ع ) در ديدگاه قوم خود ، موقعيت اجتماعى ممتازى نداشت و مورد تحقير آنان قرار مى گرفت .

سمعنا فتًى يذكرهم يقال له إبرهيم

توصيف ابراهيم(ع) به جوان بودن از سوى بت پرستان، ممكن است تعريضى به ناپختگى و كم تجربگى حضرت ابراهيم(ع) باشد; نه اين كه او واقعاً از نظر سنى جوان باشد. اين و تعبير «يقال له إبراهيم» را نوعى تحقير آن حضرت و ناشناخته بودن او به حساب آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 11

11 - تكذيب پيامبران و مبارزه با آنان ، مايه هلاكت و نابودى اقوام پيشين

فقد كذّبت . .. فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 1،2

1 - هلاكت و نابودى بسيارى از جوامع ستم پيشه در طول تاريخ با عذاب خداوند

فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

جمله «أهلكناها» به تقدير «أهلكنا أهلها» مى باشد. «خَواء» (مصدر «خاوية») به معناى سقوط كردن و فرو ريختن و «عرش» مفرد («عروش») به معناى سقف است. «شَيد» (مصدر «مشيد») نيز براى دو معنا به كار مى رود: ساختمان سفيد را گچ كارى كردن و بنايى را بلند و برافراشته ساختن. بنابراين «قصرمشيد» مى تواند به معناى كوشك برافراشته و بلند و يا به معناى كاخ سفيد و گچ كارى شده باشد; يعنى، كم نيستند شهرها و سرزمين هايى كه مردمشان را به خاطر ظلم و بى دادگرى، نابود كرديم و اكنون ديوارهاى خانه هايشان روى سقف فرو ريخته و چاه هاى متروك و كاخ هاى سفيد برافراشته، كه بى صاحب مانده است. گفتنى است كه آيه ياد شده متضمن توصيه به مشركان صدراسلام است كه در فرجام كار جوامع پيشين بنگرند و ببيند كه قهر الهى بر سر آنها و شهرهايشان چه آورده است و از آن عبرت بگيرند و دست از مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) بردارند.

2 - ظلم و بى دادگرى جوامع پيشين ، سبب گرفتار شدن آنان به خشم خداوند و هلاكت و نابوديشان با عذاب او

و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم. .. فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 38 - 1

1 - خداوند ، قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ را به خاطر تكذيب آيات و رسولان الهى درهم شكست و نابود ساخت .

و عادًا و ثمودا و أصحب الرّسّ و قرونًا بين ذلك كثيرًا

نصب كلمه هاى «عاداً»، «ثمودا» و «أصحاب الرسّ» به وسيله فعلى محذوف «دمّرنا» و «أهلكنا» مى باشد. گفتنى است علت هلاكت اقوام ياد شده، همان تكذيب است كه در آيات قبل در باره فرعونيان و قوم نوح آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 3،4

3 - همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .

و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا

«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» - كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است - نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.

4 - هلاكت و نابودى اقوام و ملت ها از سوى خداوند ، همواره پس از اتمام حجت و ارائه طريق است .

و كلاًّ ضربنا له الأمثل و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 5

5 - بيان دقيق سرگذشت امت هاى كفرپيشه تاريخ در قرآن ، نازل شده از سوى خداوند .

و إنّه لتنزيل ربّ العلمين

برداشت ياد شده با توجه به نكته اين است كه ضمير «إنّه» ناظر به محتواى آيات پيشين باشد كه مربوط به سرنوشت امت هاى گذشته تاريخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 7

7 - شرك ورزى ، از عوامل هلاكت امت هاى پيشين

فتكون من المعذّبين

«ال» در «المعذّبين» اشاره به اقوام هلاك شده اى دارد كه سرگذشت آنان در آيات پيشين به تفصيل بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 1،9

1 - تاريخ بشر ، شاهد هلاكت جوامع بسيارى با عذاب قهر الهى ( عذاب استيصال ) است .

و كم أهلكنا من قرية

واژه «كم» (چه بسيار) بيانگر كثرت جوامع هلاك شده است.

9 - غير مسكونى شدن شهر هاى جوامع هلاك شده پيشين ، پس از نابودى آنها

فتلك مسكنهم لم تسكن من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 6،17

6 - تاريخ بشر ، شاهد عذاب و هلاكت جوامعى قدرتمندتر و زراندوزتر از قارون بوده است .

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

17 - تبه كارى ، عامل نابودى جوامع پيشين با عذاب قهر الهى

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون. ..و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 2

2 - وجود تكذيبگران انبيا در امت هاى پيش از ظهور اسلام

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 4

4 - مشركانِ ملت هاى پيشين نيز ، گرفتار عذاب شدند و بين آنان و لذت هاى دنيوى شان جدايى برگشت ناپذير افتاد .

و حيل بينهم و بين ما يشتهون كما فعل بأشياعهم من قبل

«اشياع» (جمع «شيعة») به معناى پيروان است و در آيه - به قرينه «من قبل» - مراد كسانى است كه مشابهت فكرى با مشركان بعدى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 1

1 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفرپيشه تاريخ را - كه از سر لجاجت و عمد بر كفر و تكذيب خود پافشردند - با عذاب استيصال نابود كرد .

فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا

«تنكير» به معناى انكار (تغيير) است (لسان العرب) و مقصود از آن در آيه شريفه، تغيير نعمت به نقمت و حيات به مرگ مى

باشد; كه مجازات كفرپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 1

1 - خداوند ، بسيارى از اقوام پيشين را به سبب كفر و استهزاى پيامبران الهى نابود كرد .

كانوا به يستهزءون . ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 12 - 1

1 - قوم نوح ، عاد و فرعون ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 1،2،3

1 - قوم ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم . .. ثمود و قوم لوط وأصحب لئيكة

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أصحاب الأيكة» قوم شعيب است.

2 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) اقوامى متشكل ، همسو و متحد در مخالفت با پيامبران خود

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود قوم لوط و أصحب لئيكة أُولئك الأحزاب

برداشت ياد شده از به كار رفتن تعبير «احزاب» درباره اين اقوام، استفاده مى شود.

3 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، اقوامى قدرتمند و بى مانند در مخالفت با رسالت فرستادگان الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمود ...أصحب لئيكة أُولئك الأحزاب

برداشت ياد شده از تعريف مسند (أُولئك) و مسنداليه (أحزاب) كه بر حصر دلالت مى كند استفاده مى شود; يعنى، اين اقوام حقيقتاً گروه هاى متشكلى بودند كه اقوام ديگر در قوت و شدت مخالفت با پيامبران، مانند آنان نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 1،3

1 - اقوامى پيش از مشركان صدراسلام ، به تكذيب پيامبران خويش پرداخته بودند .

كذّب الذين من قبلهم

3 - تكذيب كنندگان پيامبران ، از ميان اقوام گذشته ، به عذاب الهى گرفتار شدند .

كذّب الذين من قبلهم فأتيهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 2

2 - اقوام و ملت هاى پس از قوم نوح ، پيامبران الهى را تكذيب كردند .

كذّبت . .. و الأحزاب من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 5

5 - كافران تكذيب گر و ستيزه جوى قوم نوح و بعد از آنها ، به دليل دوزخى بودن ، به عذاب دنيوى نيز گرفتار شدند .

فأخذتهم فكيف كان عقاب . و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحب النار

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «أنّهم أصحاب النار» - به تقدير لام تعليل - در مقام تعليل باشد; يعنى، چون آنان از دوزخيان هستند، به عذاب الهى گرفتار آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 9،12

9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى در گذشته تاريخ به خاطر گناهانشان

فأخذهم اللّه بذنوبهم

برداشت بالا مبتنى بر اين نكته است كه «با» در «بذنوبهم» براى سببيت مى باشد.

12 - گرفتار شدن امت هاى متمدن و نيرومند گذشته به عقوبت الهى ، در حال گناه و معصيت

فأخذهم اللّه بذنوبهم

برداشت ياد شده بر اين احتمال استوار است كه «با» در «بذنوبهم» براى ملابست باشد; يعنى، خداوند آنان را در حال گناه كارى شان به كيفر رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 22 - 3،5

3 - بسيارى از اقوام و ملل متمدن و نيرومند گذشته ، به خاطر كفرشان و انكار رسالت پيامبران ، به هلاكت رسيدند .

ذلك بأنّهم كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنت فكفروا فأخذهم اللّه

5 - مجازات ملت هاى نيرومند و متمدن گذشته ، پس از اتمام حجت از سوى رسولان الهى

ذلك بأنّهم كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنت فكفروا فأخذهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 2،3

2 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، پيوسته با دعوت پيامبران خود به مخالفت برمى خاستند .

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

3 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مردمى متشكل و همسو در جهت مخالفت با پيامبران عصر خود

مثل يوم الأحزاب . مثل دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

از تعبير «احزاب» درباره اقوام ياد شده، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 5

5 - وجود تمدن هاى عظيم و اقوام متعدد نيرومند و داراى آثار ملى در گذشته تاريخ

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 83 - 6،7

6 - بسيارى از اقوام صاحب قدرت و مكنت و دل خوش كرده به دانش بشرى خويش ، عذاب الهى ( عذاب استيصال ) را به تمسخر گرفته بودند .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

گفتنى است كه آنچه مورد استهزاى كافران قرار مى گرفت، عذاب استيصال است.

7 - بسيارى از اقوام صاحب قدرت و مكنت و داراى تمدن و آثار ملى ، به عذاب الهى ( استيصال ) گرفتار شدند .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 84 - 2،3

2 - اقوام قدرتمند محكوم شده به عذاب استيصال ، هنگام مشاهده آثار فرود آن ، توبه كنان به خداى يكتا ايمان آورده و به انكار معبود هاى ادعايى خويش مى پرداختند .

فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين

3 - اقوام قدرتمند محكوم شده به عذاب استيصال ، مردمى لجوج و حق ناپذير در برابر تعاليم پيامبران

فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه اقوام يادشده تا لحظه مشاهده آثار آمدن عذاب، به استهزاى آن مى پرداختند و تنها به محض ديدن آن، تسليم شده، ايمان مى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 3

3 - هشدار هاى پيامبران ، تحقق پذير در مورد كافران و قابل مشاهده در تاريخ ملت ها

و كذلك ما أرسلنا . .. من نذير ... فانتقمنا منهم فانظر كيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 2

2- هلاكت قوم « تبّع » و اقوام پيش از آن ، به اراده و خواست خداوند

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 3

3- گروه هاى بسيارى از كافران جن و انس ، محكوم به عذاب حتمى الهى در گذشته تاريخ

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 3،4

3- موضع گيرى خصمانه بسيارى از اقوام در تاريخ ، عليه پيامبران با موقعيت هاى مختلف تاريخى و اجتماعى *

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحب الرسّ و ثمود . و عاد و فرعون و إخون لوط . و أصحب ال

با توجه به اين كه اقوام ياد شده در جوامع مختلف و موقعيت هاى متفاوت تاريخى حضور داشته اند; تعبير «كلّ. ..» مى تواند تأكيدى باشد بر اين كه حق ستيزى، ربطى به زمان، مكان و نژاد ندارد.

4- نابودى بسيارى از اقوام ، در نتيجه حق ستيزى و تكذيب پيامبران

كذّبت قبلهم . .. فحقّ وعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 1،2

1 - قوم نوح ، از پيشين ترين اقوام هلاك شده بشر در نتيجه فسق و گناه

و قوم نوح من قبل إنّهم كانوا قومًا فسقين

2 - عبرت نياموختن قوم لوط ، عاد ، ثمود و فرعونيان از سرنوشت شوم قوم نوح

و قوم نوح من قبل

خداوند سرگذشت قوم نوح را پس از قوم لوط و. .. ذكر كرده است; با اين كه سرگذشت اين قوم از نظر زمانى قبل از آنها واقع شده است. اين نكته مى تواند بيانگر معناى بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 50 - 2

2 - قوم عاد ، از جمله كهن ترين اقوام هلاك شده تاريخ *

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «الأولى» بيانگر قدمت و پيشينه كهن قوم عاد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 52 - 1،4

1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود

و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل

4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ

إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى

بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 4

4 - بيان سرگذشت عبرت انگيز اقوام نابودشده تاريخ ، در صحف موسى و ابراهيم ( ع )

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّه أهلك ... فغشّيها ما غشّى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيات شريفه، در ادامه بيان مطالبى باشد كه خداوند از صحف موسى و ابراهيم(ع) نقل كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 1

1 - قوم نوح ، نمونه اى عبرت انگيز از اقوام تكذيب كننده وحى و رسالت در طول تاريخ

من الأنباء ما فيه مزدجر . .. كذّبت قبلهم قوم نوح

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «من أنباء ما فيه مزدجر»، استفاده مى شود كه بيان كفر قوم نوح، از جمله اخبار هشداردهنده قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 3

3 - قوم ثمود ، از جمله ملت هاى تكذيب كننده انذار هاى الهى ، پس از قوم نوح و عاد

كذّبت ثمود بالنّذر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مؤخر آمدن ذكر قوم ثمود پس از قوم نوح و عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح و عاد بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 33 - 3

3 - قوم لوط ، از جمله امت هاى تكذيب گر انذار هاى الهى ، پس از قوم ثمود

إنّا أرسلنا عليهم صيحة . .. كذّبت قوم لوط بالنّذر

مؤخر آمدن ذكر قوم لوط پس از قوم ثمود، مى تواند به دليل تقدم تاريخى قوم ثمود بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 36 - 4

4 - تشكيك در حقايق الهى ، داراى پيشينه در تاريخ امت هاى حق ستيز

و لقد أنذرهم . .. فتماروا بالنّذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 2

2 - مشركان عصر پيامبر ، در پليدى و استحقاق عذاب ، همچون كافران هلاك شده پيشين ( قوم هاى عاد ، ثمود ، لوط و فرعونيان )

أكفّاركم خير من أُولئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 5

5 - اقوام داراى پيامبر ، پس از نوح ( ع ) از نسل حضرت نوح و پس از ابراهيم ( ع ) از نسل حضرت ابراهيم بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 23

23 - « عن ابن مسعود قال : دخلت على النبى (صلی الله علیه و آله) فقال : يابن مسعود اختلف من كان قبلكم على اثنين و سبعين فرقة نجا منها اثنتان و هلك سائرهنّ ، فرقة قاتلوا الملوك على دين عيسى ( ع ) فقتلوهم و فرقة لم تكن لهم طاقة لموازاة الملوك . . . فساحوا فى البلاد و ترهبوا ، و هم الذين قال اللّه لهم : . . . « و رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم . . . ;

از ابن مسعود روايت شده است كه گويد: به خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيدم. آن حضرت به من فرمود: كسانى كه قبل از شما بودند، اختلاف كرده و 72 فرقه شدند كه دو فرقه نجات يافته و بقيه هلاك گشتند. اولين فرقه نجات يافته كسانى بودند كه براى دين عيسى با پادشاهان جنگيدند و كشته شدند و فرقه دوم كسانى بودند كه توان مقابله با پادشاهان را نداشتند... پس در سرزمين ها متفرق شدند و رهبانيت اختيار كردند و اينها همان كسانى اند كه خداوند درباره آنان فرمود: رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 2،3

2 - آگاهى مردم عصر بعثت ، از سرنوشت اقوام كافر پيش از خود ، از راه اخبار و اطلاعات واصله بود .

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

مطلب ياد شده، از آمدن تعبير «نبأ» (خبر) به دست مى آيد.

3 - اخبار مربوط به سرنوشت هلاكت بار اقوام كافر پيش از اسلام ، اخبارى مهم و پرفايده

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

«نبأ»، به اخبار مهم و پرفايده گفته مى شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 1

1 - تكذيب شدن دين و پيامبران الهى ، از سوى برخى از اقوام و ملت هاى پيش از ظهور اسلام

و لقد كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 9 - 1

1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان ، مردمى بدكردار و خطاپيشه بودند .

و جاء فرعون و من قبله . .. بالخاطئة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 10 - 1،2،3،5،6

1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از فرمان هاى پيامبران خود سرپيچى كردند .

و جاء فرعون . .. فعصوا رسول ربّهم

2 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از سوى خداوند به عقوبتى سخت در دنيا گرفتار شدند .

فأخذهم أخذة رابية

«رابية» (اسم فاعل از «ربا يربو») به معناى فزاينده و رو به رشد است و در اين آيه كنايه از شدّت است.

3 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، عامل عقوبت شدن فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط

فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية

5 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، مصداق بارز خطاپيشگى فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فعصوا رسول. ..» درصدد تفصيل و تبيين مضمون آيه قبل (موضوع خطاپيشگى اقوام ياد شده) است.

6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران - پس از توصيف آنان به خطاپيشگى - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.

49- تاريخ اماكن مقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 16

16 - معابد ، مظهر حضور شريعت در جوامع و مورد تهاجم جبهه باطل در طول تاريخ

و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد

50- تاريخ امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 1

1- خداوند ، آبادى هاى فراوانى را از امت هاى پيشين ، ويران ساخت و مردم آنها را هلاك كرد .

و تلك القرى أهلكنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 93 - 1

1- امت هاى پيامبران گذشته ، پس از يك دوره وحدت دينى ، به اختلاف و پراكندگى در پرستش خداى واحد مبتلا شدند .

أُمّة وحدة و أنا ربّكم فاعبدون . و تقطّعوا أمرهم بينهم

برداشت بالا، مبتنى بر اين است كه ضميرهاى جمع در «تقطّعوا أمرهم بينهم» به امت هاى پيامبران گذشته بازگردد و در حقيقت بيانگر چگونگى واكنش مردم و وضعيت دين توحيدى پس از مرگ انبيا در ميان پيروانشان باشد. گفتنى است «أمر»

به معناى «شأن» است و بر تمامى رفتارها و سخنان اطلاق مى شود; ولى دراين آيه - به تناسب مقام - مقصود از آن دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 6

6 - عاد و ثمود ، پس از قوم نوح و پيش از قوم ابراهيم مى زيستند .

قوم نوح و عاد و ثمود . .. و قوم إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 48 - 1،2

1 - هلاكت و نابودى بسيارى از جوامع پيشين با عذاب استيصال

و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة

«إملاء» (مصدر «أمليت») از «ملو» و به معناى فرصت دادن است «لها» به تقدير «لأهلها» و «هى ظالمة» به تقدير «و أهلها ظالمة» مى باشد. «أخذ» (مصدر «أخذت») به معناى گرفتن و در اين جا كنايه از هلاك ساختن و از ميان برداشتن است.

2 - ظلم و بى دادگرى ، عامل اصلى هلاكت جوامع پيشين و باعث گرفتار شدن آنها به عذاب خشم الهى ( استيصال )

و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة ثمّ أخذتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 31 - 1،2،4

1 - شكل گيرى جامعه اى جديد پس از طوفان نوح

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين

«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن است. ضمير «هم» در «من بعدهم» به قوم نوح بازمى گردد. «قرن» به مجموعه اى از انسان ها - كه كنار هم زندگى كنند - گفته مى شود.

2 - وجود فاصله زمانى ميان طوفان نوح و شكل گيرى جامعه جديد

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين

برداشت ياد شده، با توجه به آمدن «ثمّ»- كه براى فاصله زمانى است - استفاده مى شود.

4 - ثمود ( يا عاد ) نخستين جامعه شكل گرفته پس از طوفان نوح

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين

مفسران در اين كه كدام جامعه پس از طوفان نوح شكل گرفت، دو نظر دارند: برخى از آنان با تكيه بر سخن هود(ع) در سوره اعراف: «و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح» و ذكر سرگذشت قوم هود در پى قوم نوح (در سوره هاى اعراف، هود و شعرا) معتقدند كه نخستين جامعه تشكيل يافته در پى هلاكت قوم نوح، قوم هود (عاد) بود. برخى ديگر نيز بر آنند كه با توجه به اين كه قوم صالح (ثمود) با صيحه آسمانى نابود شدند و در اين جا نيز ذكر صيحه به ميان آمده است، مى رساند كه اولين جامعه پس از طوفان، قوم صالح (ثمود) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 9

9 - برخوردارى پيامبر از اوصاف بشرى ، دستاويز اشراف جامعه پس از نوح در انكار رسالت وى

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 36 - 1

1 - تبليغ شديد اشراف جامعه پس از نوح ، عليه وعده رستاخيز

هيهات هيهات لما توعدون

«هيهات» اسم فعل است به معناى «بعُد» (دور است) و براى استبعاد به كار مى رود. تكرار «هيهات» براى مبالغه در استبعاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 42 - 2،3

2 - وجود فاصله زمانى ميان نابود شدن قوم ثمود و پيدايش جامعه ( يا جامعه هاى ) جديد

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين

برداشت ياد شده با توجه به كلمه «ثمّ» - كه براى تراخى در زمان است - به دست مى آيد.

3 - آغاز شكل گيرى جوامع متعدد بشرى در عصرى واحد ، پس از قوم ثمود

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين

به نظر مى رسد جمع آمدن واژه «قرون»، به پيدايش جوامع متعدد و در عرض هم اشاره داشته باشد. از اين رو مى توان گفت كه تا قبل از اين، همواره تنها يك جامعه متشكل وجود داشت و شايد به اين دليل است كه در آيه 31 واژه فوق، به صورت مفرد (قرن) آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 3،4،6

3 - حق ستيزى و سركشى در برابر پيامبران الهى ، خصيصه حاكم بر جوامع بشرى در طول تاريخ

كلّ ما جاء أُمّة رسولها كذّبوه

4 - همه پيامبران ، مورد تكذيب و انكار جوامعى قرار گرفتند كه به سوى آن مبعوث شده بودند .

كلّ ما جاء أُمّة رسولها كذّبوه

6 - جوامع گذشته تاريخ ، يكى پس از ديگرى ، با عذاب قهر الهى و در پى تكذيب انبيا و مبارزه با آنان ، مضمحل شدند .

فأتبعنا بعضهم بعضًا

«إتباع» (مصدر «أتبعنا») به معناى يكى را در پى ديگرى روانه كردن است; يعنى، «پس ما امت هاى تكذيب گر را پى در پى هلاك كرديم و هر يكى را به دنبال ديگرى، به ديار نيستى روانه ساختيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 7

7 - خداوند ، كافران حاكم پيش از اسلام را ، شكست داد و پيامبران و مؤمنان نيكوكار را ، پيروز كرده و جايگزين آنان در سطح زمين قرار داد .

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. كما استخلف الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 38 - 3،4،5

3 - اقوام و امت هاى بسيارى از عصر نوح تا زمان اصحاب رسّ به خاطر تكذيب آيات الهى و پيامبران ، دچار هلاكت و نابودى شدند .

و قرونًا بين ذلك كثيرًا

«قرن» (مفرد «قرون») به مجموعه افرادى كه در يك عصر زندگى مى كنند، گفته مى شود.

4 - ظهور و سقوط امت هاى فراون و فراموش شده در تاريخ ( از عصر نوح تا زمان اصحاب رسّ )

و قرونًا بين ذلك كثيرًا

5 - « عن ابن عباس قال : كان رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) إذا انتهى إلى معدبن عدنان أمسك ثمّ يقول : كذب النسّابون قال اللّه تعالى « و قروناً بين ذلك كثيراً » ;

از ابن عباس روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وقتى به معدبن عدنان (يكى از اجداد خود) مى رسيد، توقف مى كرد و سپس مى فرمود: نسّابه ها دروغ مى گويند. خداى تعالى مى فرمايد: «و قروناً بين ذلك كثيراً»; يعنى، نسل هاى زيادى در فاصله عاد و ثمود و اصحاب رسّ بودند كه به هلاكت رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 1

1 - خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 43 - 2،6

2 - عدم دسترسى جوامع هم عصر موسى ( ع ) به تعاليم آسمانى ، بر اثر انقراض نسل هاى پيشين

و لقد ءاتينا موسى الكتب من بعد ما أهلكنا القرون الاُولى

قيد «من بعد ما أهلكنا. ..» مى رساند كه با انقراض نسل هاى پيشين، تعليمات پيامبران قبل نيز از ميان رفته بود و مردم عصر موسى(ع) به كلى از آموزه هاى آنان فاصله گرفته بودند.

6 - جوامع معاصر موسى ، گرفتار غفلت و بى خبرى از تعاليم الهى

و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 45 - 2،3

2 - پيدايش نسل هاى بسيار از زمان نزول تورات تا عصر پيامبر

و ما كنت بجانب الغربىّ إذ قضينا إلى موسى الأمر . .. و لكنّا أنشأنا قرونًا

3 - وجود فترت و فاصله عميق ، ميان مردم عصر پيامبر و عصر پيامبران پيشين

و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 72 - 1

1 - فرستاده شدن انسان هاىِ انذارگر و هشداردهنده در ميان امت هاى پيشين از سوى خداوند

و لقد أرسلنا فيهم منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 1

1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين

طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 1

1 - نابودى بسيارى از امت ها و ملت هاى كافر پيش از امت عرب جاهلى ، از سوى خداوند

كم أهلكنا من قبلهم من قرن

«قرن» به امت و مردمى گفته مى شود كه در يك عصر و زمان زندگى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 6،7،12

6 - همه امت ها به قصد دستگير كردن و از بين بردن پيامبرشان اقدام كرده اند .

و همّت كلّ أمّة برسولهم ليأخذوه

«أخذ» در اصل به معناى گرفتن است و مقصود از آن در آيه شريفه، دستگير كردن و از بين بردن پيامبران است.

7 - همه امت ها با حربه باطل ، به جدال و ستيزه با حق بر خاستتد تا آن را از بين ببرند .

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و جدلوا بالبطل ليدحضوا به الحقّ

«إدحاض» به معناى ابطال و از بين بردن است.

12 - عقوبت دنيايى مردم حق ناپذير و ستيزه جو از اقوام گذشته ( چون قوم نوحو . . . ) مجازاتى سخت ، شگفت آور و درس آموز

فأخذتهم فكيف كان عقاب

برداشت يادشده از استفهام تعجيبى «كيف» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 6

6 - صاعقه از كيفر هاى دنيوى خداوند ، براى برخى از امت هاى مشرك پيشين

أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 17 - 1

1- آزمون الهى از انسان ها ، سنتى مستمر و داراى پيشينه دور در تاريخ امت ها

و لقد فتنّا قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 1،4

1 - تاريخ ، شاهد نابودى بسيارى از ملت هاى توان مند ، به خاطر كفر و شرك آنان

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا

«قرن» به معناى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند.

4- امت هاى نيرومند هلاك شده تاريخ ، داراى سلطه بر جوامع متعدد

و كم أهلكنا . .. فنقّبوا فى البلد

«التنقيب» (مصدر «نقّبوا») به معناى سير و حركت است و در اين جا كنايه از فتح بلاد و تحت سلطه درآوردن آنها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 2

2 - سپاهيان فراوانى در برابر پيامبران گذشته ، مقاومت كرده و نابود شدند .

هل أتيك حديث الجنود

ويژگى هاى «جنود» - كه در برداشت بالا آمده - به قرينه آيات بعد استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 2

2 - فرعونيان و قوم ثمود ، قدرت مندترين و سرسخت ترين مخالفان پيامبران ، در امت هاى پيشين بودند .

فرعون و ثمود

در قرآن، خبر از هلاكت بسيارى از امت هاى گذشته مطرح شده است; بنابراين ياد كردن فرعونيان و ثموديان از بين آنها، نشانه آن است كه اين دو دسته، از ديگران بارزتر بوده اند.

51- تاريخ امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 9

9 - امت هايى از جن و انس در گذشته تاريخ بر اثر دشمنى با خداوند ( شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و . . . ) به عذاب الهى گرفتار شدند .

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 1،2،3

1 - پيدايش اختلافات دينى در ميان امت هاى پيشين ، با وجود توصيه مكرر خداوند بر حفظ وحدت و پرهيز از تفرقه

شرع لكم . .. و لاتتفرّقوا ... و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم

تأكيد اديان بر حفظ وحدت دينى، از آيه قبل (أقيموا الدين و لا تتفرّقوا فيه) استفاده شده است.

2 - روحيه سركشى امت ها ، عامل ناكامى پيامبران اولواالعزم در دعوت به وحدت دينى

شرع لكم . .. أن أقيموا الدين ... و ما تفرّقواإلاّ

3 - اختلافات دينى امت هاى پيشين ، ناشى از روح تجاوزگرى بود ; نه از جهالت و نادانى

و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 3

3- ظهور و انقراض امتهايى متعدد و بهره مند از رسولان الهى پيش از امت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بعثت او

أرسلنك فى أُمّة قد خلت من قبلها أمم

از معانى «خلوّ» (مصدر خلت) گذشتن و سپرى شدن است و سپرى شدن امتها به معناى نابودى ايشان مى باشد. توصيف امت بهره مند از رسول (أرسلناك فى اُمّة) به اينكه امتهايى پيش از آن بودند، مى رساند كه هر يك از امتها نيز داراى رسولى از ناحيه خدا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 2،3

2- گروههايى از امت هاى گذشته به رسالت پيامبران خويش كافر شدند .

فأمليت للذين كفروا

3- كفرپيشگان امت هاى گذشته پيامبران خويش را به استهزا و تمسخر مى گرفتند .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 17 - 1،2،3،4،5

1- جوامع و ملت هاى بسيارى پس از دوران نوح ( ع ) در نتيجه فسق و گناه و به اراده خداوند نابود شدند .

ففسقوا . .. و كم أهلكنا من القرون

«قرن» (مفرد قرون) به معناى قومى است كه نزديك به يك زمان و در يك عصر زندگى مى كنند (مفردات راغب).

2- كيفر هلاكت بار عمومى و فراگير ، براى انسان هاى قبل از نوح ( ع ) به وقوع نپيوسته بود .

و كم أهلكنا من القرون من بعد نوح

خداوند در آيه پيش از سنت خويش مبنى بر هلاكت اقوام كافر و فاسد، خبر داد و آن گاه براى اثبات اين حقيقت، هلاكت قوم

نوح و پس از او را يادآور شد. از ذكر داستان نوح و اقوام پس از او، مى توان استفاده كرد كه اقوامى كه به صورت جمعى قبل از نوح(ع) دچار عذاب شده باشند، وجود نداشته است.

3- فسق و فساد عمومى و فراگير در ميان مردم و اقوام پيش از حضرت نوح ( ع ) وجود نداشت .

و ما كنّا معذّبين حتى نبعث رسولاً. و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا

4- پيدايش فسق و فساد عمومى و انحرافات عمده تاريخ انسانى ، پس از عصر نوح بود .

و كم أهلكنا . .. من بعد نوح

5- بسيارى از جوامع و ملل پس از حضرت نوح ( ع ) بر اثر وجود مترفان فاسق و تبهكار در ميان آنان ، به هلاكت و نابودى دچار شدند .

و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. و كم أهلكنا من القرون من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 13

13- تاريخ گذشتگان ، شاهد مردمانى روگردان از ايمان و سرتافته از استغفار بوده است .

إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

«سنة الأولين» - كه عذاب را سنتى الهى براى گذشتگان قلمداد كرده است - اشاره به ظهور افراد فراوانى در امت هاى پيشين دارد كه مانند كافران و مشركان عصر بعثت عمل كردند و مجازات شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 1،7

1- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، به هلاكت رسيده و نابود شده اند .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

«كَمْ» در «كم أهلكنا» خبرى بوده و دال بر تكثير است (يعنى بسيار) و «قَرْن»; يعنى، مردمى كه اهل يك زمان باشند و نزديك هم زندگى كنند.

7- جوامع و تمدن هاى پيشين بر اثر عذاب الهى ، چنان نابود شدند كه نه مشاهده و لمس احدى از آنان ممكن است و نه زمزمه اى از آنان به گوش مى رسد .

و كم أهلكنا . .. هل تحسّ منهم من أحدًا أو تسمع لهم ركزًا

«رِكز» به معناى صداى خفيف (زمزمه) است.

52- تاريخ امر به معروف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

53- تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 25 - 1

1- رسولانى چند قبل از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، به رسالت برانگيخته بوده اند .

و ما أرسلنا من قبلك من رسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 87 - 3،4

3 - خداوند ، پس از درگذشت موسى ( ع ) ، رسولانى را پى در پى به سوى بنى اسرائيل فرستاد .

و قفينا من بعده بالرسل

«تقفية» (مصدر قفينا) به معناى روانه كردن چيزى يا كسى در پى چيزى يا كسى ديگرى است. بنابراين جمله «قفينا ...»; يعنى، پس از درگذشت موسى(ع)، پيامبران بسيارى را يكى پس از ديگرى ]به سوى بنى اسرائيل [فرستاديم.

4 - بنى اسرائيل ، برخوردار از رسولانى بسيار

و قفينا من بعده بالرسل

«ال» در «الرسل» براى استغراق است و در اين جا حكايت از كثرت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 91 - 22

22 - بنى اسرائيل ، برخوردار از پيامبران بسيار

فلم تقتلون أنبياء اللّه من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 5

5 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده پيش از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

كما سئل موسى من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 11

11 - بسيارى از پيامبران و عدالتخواهان ، به دست كافران به قتل رسيدند .

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 1،5،6

1 - حقايقى از سرگذشت مريم و زكريا ، براى اوّلين بار به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفته شد .

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

بيان حقايق مذكور اگر در ديگر كتب آسمانى آمده باشد، ظاهراً اطلاق غيب بر آن نمى شده است.

5 - ناشناخته بودن حقايقى از تاريخ زكريا و مريم ، براى اهل كتاب

ذلك من انباء الغيب

آيات در مورد وفد نجران نازل شده است; پس تعريض به اهل كتاب دارد كه نسبت به سرگذشت پيامبران، خصوصاً مسيح و مريم، اظهار اطلاع مى كردند.

6 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حقايق نهفته تاريخ زكريا و مريم ، نشانگر صدق ادعاى وى در ارتباط با وحى

ذلك من انباء الغيب . .. و ما كنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ايّهم يكفل مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 3

3 - خاطره نجات حضرت عيسى ( ع ) از دست كافران ، سرگذشتى شايسته تذكر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك

بنابراينكه «اذ»، مفعول به براى «اذكر» يا «اذكروا» كه در تقدير است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 1،3،7

1 - سرگذشت حضرت زكريا ، مريم ، يحيى و عيسى ( ع ) و پيروان آن حضرت ، آيات الهى و پند هاى حكيمانه

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

«ذلك»، اشاره به سرگذشت كسانى است كه در آيات پيشين مطرح شده است.

3 - بيان سرگذشت حضرت مريم ، زكريا ، يحيى و عيسى ( ع ) ، از معجزات و نشانه هاى صدق پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

ذلك نتلوه عليك من الايات

بنابراينكه منظور از «الايات»، با توجه به معناى لغوى آن (علامتها)، نشانه هاى صداقت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.

7 - داستان حضرت عيسى ، زكريّا ، مريم و يحيى ، سراسر حكمت و مايه تذكّر است .

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 60 - 1

1 - سرگذشت زكريا ، عيسى ، مريم ، يحيى و بيان خلقت آدم در قرآن ، حق و از جانب پروردگار است .

الحق من ربّك

كلمه «الحق»، خبر است براى مبتداى محذوف كه «هو» است و مراد از آن، سرگذشت مريم و پيامبرانى است كه در آيات سابق بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 62 - 2

2 - هر داستانى درباره پيامبران كه منافى با توحيد باشد ، ساختگى و باطل است .

انّ هذا لهو القصص الحق و ما من اله الا اللّه

نفى شرك كه از جمله «و ما من اله الا اللّه» استفاده مى شود، بيان علّتى براى دروغ بودن ادعاهاى نصارا در مورد عيسى (ع) است و ملاكى براى همه داستانهاى مربوط به پيامبران خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 18،19

18 - آياتى از قرآن در تشريح و سرگذشت انبياى پيشين و صبر و مقاومت و پيروزى آنها قبل از سوره انعام بر پيامبر خدا نازل شده است.

فصبروا على ما كذبوا . .. و لقد جاءك من نبإى المرسلين

19 - ذكر داستانهاى انبياى پيشين در قرآن براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همچنين تأسى وى به آنان است.

و لقد كذبت . .. و لقد جاءك من نبإى المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 2

2 - درگيرى حق و باطل در سراسر تاريخ انبيا جريان داشته است.

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 4

4 - تاريخ بشر ، شاهد بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بى عدالتى

لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 47 - 4

4 - شريعت و رسول الهى در هر عصرى ، يكى بيش نيست .

و لكل أمة رسول فإذا جاء رسولهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 74 - 1،2،4،5،7

1 - خداوند ، در فاصله زمانى بين حضرت نوح و موسى ( ع ) ، پيامبران بزرگى را مبعوث كرد .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى

2 - پيامبرانى كه در فاصله بين حضرت نوح و موسى ( ع ) مبعوث شدند ، هر كدام عهده دار هدايت قوم خود بودند .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم ... ثم بعثنا من بعدهم م

4 - هيچ پيامبرى بعد از نوح ( ع ) مبعوث نشد مگر اينكه قومش در برابرش ايستادند و رسالتش را انكار و او را به دروغ گويى متهم كردند .

ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم فجاءوهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به م

«فاء» در «فجاءوهم» فاى فصيحه بوده و بر حذف جمله قبل از خودش دلالت دارد و تقدير آن چنين است: « . .. رسلا إلى قومهم فكذبوهم فجاءوهم بالبينات ... ».

5 - تكذيب كنندگان رسالت پيامبران پس از نوح ( ع ) ، على رغم ارائه معجزات و دليل هاى روشن به آنان ، همچنان بر ناباورى و تكذيب خود ، پاى فشردند .

فجاءوهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مضاف اليه «قبل» ضمير عايد به «مجىء» كه از «جاءوهم بالبينات» استفاده مى شود، بازگردد.

7 - تكذيب رسالت پيامبران ، جريانى مستمر در تاريخ

فكذبوه . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 1

1 - بعثت موسى و هارون ( ع ) پس از بعثت پيامبران بزرگ بعد از نوح ( ع ) بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 8،9

8- حضرت نوح ، هود ، صالح و لوط ( ع ) ، پيامبرانى پيش از حضرت شعيب ( ع )

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 1

1- خداوند پيش از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رسولان متعددى را مبعوث كرد كه هر كدام داراى سرگذشتى مهم و داستانى پربار بودند .

و كلاًّ نقصّ عليك من أنباء الرسل

تعدد رسولان ، از كلمه «رسل» - كه جمع رسول است - استفاده مى شود و سرگذشت مهم و پربار ، از كلمه «أنباء» - كه به معناى خبرهاى بزرگ و پرفايده است - استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 19

19- ابراهيم و اسحاق ( ع ) ، به هنگام شروع داستان يوسف ( خواب ديدن ستارگان ، خورشيد و ماه ) در حال حيات نبودند .

كما أتمّها على أبويك من قبل

برداشت فوق ، از قيد «من قبل» استفاده مى شود. البته اين در صورتى است كه «من قبل» قيد براى «أبويك» باشد ، نه متعلق به «أتمّها».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 1

1- پيامبران متعددى پيش از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) به رسالت مبعوث شدند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 3

3- ظهور و انقراض امتهايى متعدد و بهره مند از رسولان الهى پيش از امت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بعثت او

أرسلنك فى أُمّة قد خلت من قبلها أمم

از معانى «خلوّ» (مصدر خلت) گذشتن و سپرى شدن است و سپرى شدن امتها به معناى نابودى ايشان مى باشد. توصيف امت بهره مند از رسول (أرسلناك فى اُمّة) به اينكه امتهايى پيش از آن بودند، مى رساند كه هر يك از امتها نيز داراى رسولى از ناحيه خدا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 1

1- پيامبران متعددى پيش از پيامبر اسلام به رسالت مبعوث شدند .

و لقد استهزىء برسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 1

1- پيامبران متعددى پيش از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، به رسالت مبعوث شدند .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 11

11- رسولان الهى با دلايل و براهين روشن در ميان اقوام مختلف و از جمله قوم نوح ، عاد و ثمود ، مبعوث شدند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 17

17- كافران اقوام پيشين به جاى دادن جواب مساعد به دعوت منطقى انبياى خويش ، بشر بودن آنان را بهانه نپذيرفتن دعوتشان قرار دادند .

قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض . .. قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 10 - 1

1- خداوند ، قبل از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيامبرانى را در ميان امت هاى پيشين مبعوث كرده بود .

و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين

«شيع» جمع شيعه و در لغت به معناى گروهى است كه پيرو مذهب و يا شخصى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 1،2

1- همه پيامبران الهى در ميان امت خود ، بدون استثنا مورد استهزاى آنان قرار گرفتند .

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 4

4- پيامبران متعددى قبل از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به رسالت مبعوث شده اند .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 2،13

2- خداوند قبل از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انبيايى را به سوى امتهايى گسيل داشت .

تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك

13- مشابهت جريان هاى مخالف انبيا در طول تاريخ

تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم فهو وليّهم اليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 3،4

3- رسالت انبيا ، جريانى مستمر در طول تاريخ بشر قبل از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

4- بسيارى از رسولان الهى ، چونان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با توطئه و كارشكنى و تهديد به تبعيد و اخراج از وطن خويش ، رو به رو بودند .

و إن كادوا ليستفزّونك . .. سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 6

6- تولد يعقوب در زمان حيات حضرت ابراهيم ( ع ) بوده است .

وهبنا له إسحق و يعقوب

بر حسب ظاهر، صدق هبه زمانى است كه دريافت كننده در قيد حيات باشد. با توجه به اين كه يعقوب نيز در اين آيه موهبت به ابراهيم(ع) دانسته شده، چنين برمى آيد كه او نيز در زمان حيات ابراهيم متولد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 2،3،4،5،6،11

2- قرآن در بيان دودمان برخى از پيامبران ( ادريس ) ، تنها از انتساب آنان به آدم ( ع ) سخن گفته است .

من النبيّن من ذريّة ءادم

«من» در «من ذريّة آدم» براى تبعيض است و بيانگر آن است كه «ذريّة آدم» يكى از چهار ويژگى است كه در آيه براى «النبيين» ذكر شده است، سه دسته ديگر عبارتند از: «من حملنا مع نوح» و «ذريّة إبراهيم» و [ذريّة ]اسرائيل»; گرچه همه پيامبران «ذريّه آدم» هستند، ولى تنها «ادريس» است كه گفته مى شود قبل از نوح مى زيسته و نسب مطرح شده اى جز انتساب به آدم ندارد، اما سه گروه ديگر به نزديك ترين فرد برجسته در نياكان خود انتساب يافته اند.

3- نسل همراهان نوح در كشتى نجات ، پيامبرى بزرگ ، چون ابراهيم ( ع ) را در خود پروراند .

من النبيّن . .. ممّن حملنا مع نوح

مراد از «من حملنا مع نوح» به قرينه قبل و بعد آن «ذريّة من حملنا . ..»است. بين انبياى ذكر شده در آيات قبل، تنها ابراهيم(ع) است كه غير از «ذريّة آدم» با عنوان «نسل همراهان نوح» شناسايى شده است.

4- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( اسحاق ، يعقوب و اسماعيل ) از نسل ابراهيم ( ع ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم

5- برخى از پيامبران ياد شده در سوره مريم ( زكريا ، يحيى ، عيسى ، موسى و هارون ( ع ) ) از نسل اسرائيل ( يعقوب ) بودند .

من النبيّن . .. من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

6- آدم ، همراهيان نوح ، ابراهيم و يعقوب ( ع ) ، محور هاى اصلى و برجسته نياكان پيامبران در طول تاريخ *

من النبيّن من ذرّيّة ءادم و ممّن حملنا مع نوح و من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

11- حضرت ابراهيم ( ع ) ، علاوه بر حضرت يعقوب و ذريّه او ، نسلى مشتمل بر پيامبران الهى ، داشت .

و من ذرّيّة إبرهيم و إسرءيل

«اسرائيل» لقب يعقوب است. آن حضرت، نوه حضرت ابراهيم(ع) و فرزند اسحاق بوده است. اگر نسل پيامبران، تنهااز طريق يعقوب استمرار مى يافت، ديگر ذكر ابراهيم و اسرائيل به طور مستقل ضرورتى نداشت، زيرا يكى از ديگرى كفايت مى كرد، ولى ذكر مستقل نشان از آن دارد كه تيره ديگرى نيز از نسل ابراهيم، مشتمل بر پيامبران است كه همان فرزندان اسماعيل(ع) مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 1،2،6

1- با رفتن هر پيامبرى از بين قوم خويش ، نااهلانى كه نماز را تباه و شهوات ( هوا هاى نفسانى ) را پيروى مى كردند ، جايگزين آنان شدند .

«خلَف» (به فتح لام) در مورد جانشين خوب و «خلْف» (به سكون لام) در مورد جانشين بد به كار مى رود (مقاييس اللغة). براين اساس «خلف من بعدهم خلف»; يعنى، جانشينان بدى جايگزين آنان شدند.

2- راه و روش پيامبران پس از رحلتشان ، پيوسته مورد بى مهرى و تضييع نااهلان قرار مى گرفت .

فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت

6- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، ريشه اصلى انحرافات پس از رحلت پيامبران

فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 1،10

1- تاريخ پيامبران و دعوت هاى توحيدى آنان ، معارفى الهى است كه فرشتگان آن را به امر خداوند و با برنامه اى زمان بندى شده به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ كرده اند .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك

اين آيه و آيه بعد - به قرينه «فاعبده و اصطبر لعبادته» در آيه بعد - تذييلى بر آيات پيشين و گوياى اين نكته است كه: آنچه گفته شد، به امر خداوند بر تو نازل شده است و واسطه وحى در اين زمينه از خود هيچ نقشى ندارد. بنابراين همچون پيامبرانى كه سرگذشت آنان برتو خوانده شد، به عبادت خداوند بپرداز و بر آن پايدار بمان.

10- راه نداشتن نسيان در ذات اقدس خداوند ، پشتوانه حقانيت گزارش هاى قرآن از تاريخ پيامبران پيشين

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 65 - 11

11- نزول آيات تاريخ پيامبران و يگانه پرستى آنان ، به امر خداوند و در جهت منظور تقويت بندگى و يكتاپرستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. فاعبده واصطبر لعبدته

ارتباط دو آيه اخير با آيات پيشين - كه بيانگر تاريخ انبيا بود - گوياى نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 1،2

1- بشر ، بهره مند از وجود پيامبران صاحب رسالت ، قبل از رسول خاتم (صلی الله علیه و آله)

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

2- برخورد استهزاآميز مردم حق ناپذير ، با رسولان الهى ، در طول تاريخ

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 1

1- تولد اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) بود .

و نجّينه و لوطًا إلى الأرض . .. و وهبنا له إسحق و يعقوب

سير داستان حضرت ابراهيم در اين آيات، بيانگر برداشت ياد شده است. به علاوه اين كه داستان افكندن ابراهيم به آتش و نجات آن حضرت در زمان جوانى اش بوده است و فرزنددار شدن ابراهيم(ع) در دوران پيرى آن حضرت صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 1

1- حضرت نوح ( ع ) ، پيامبرى كه پيش از حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) مى زيست .

و نوحًا إذ نادى من قبل

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مراد از «من قبل» به قرينه آيات پيشين - كه در باره حضرت ابراهيم و لوط(ع) بود - زمان قبل از حضرت ابراهيم و لوط(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 2،5

2 - تكذيب پيامبران ، متهم كردن آنان به دروغ گويى و انكار رسالت ايشان ، سابقه دار در تاريخ بشر

و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب كننده پيامبر خود

فقد كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوام تكذيب كننده، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 1

1 - اقدام خداوند به فرستادن رسول ، پس از شكل گيرى جامعه جديد بشرى ، بعد از طوفان نوح

فأرسلنا فيهم رسولاً منهم

عبارت «فأرسلنا فيهم رسولاً. ..» عطف است، بر «أنشأنا». ضمير «فيهم» و «منهم» نيز به «قرن» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 33 - 8

8 - تحقير پيامبر پس از نوح و توهين به او ، از سوى اشراف و سران قومش

ما هذا إلاّ بشر مثلكم

به كارگيرى «هذا» - كه براى اشاره به نزديك است - بيانگر نوعى توهين و تحقير نسبت به پيامبر و مقام رسالت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 1،4

1 - تاريخ ، شاهد بعثت پياپى پيامبران ، پس از نابودى قوم ثمود

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين . .. ثمّ أرسلنا رسلنا تترا

«تترا» به معناى پياپى آمدن است. گفتنى است كه «تترا» در اين آيه، مصدر به معناى فاعل است كه در محل نصب و حال است براى «أرسلنا» مى باشد. بنابراين تقدير آن چنين است: «ثمّ أرسلنا جائين واحداً بعد واحد» (پس فرستادگان خود را يكى پس از ديگرى، روانه كرديم).

4 - همه پيامبران ، مورد تكذيب و انكار جوامعى قرار گرفتند كه به سوى آن مبعوث شده بودند .

كلّ ما جاء أُمّة رسولها كذّبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 45 - 4

4 - هارون ، يار و مددكار موسى ( ع ) در رسالت

ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون

ذكر «اخوت» - كه در تعبيرات كنايى به معناى معين و پشتيبان به كار مى رود - علاوه براين كه بيانگر نسبت سببى هارون با موسى(ع) است، مى تواند اشعار به اين نكته نيز داشته باشد كه رسالت اصلى، بر دوش موسى بوده و رسالت هارون، يارى كردن و مدد رساندن به او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 12

12 - وحى و رسالت ، داراى پيشينه در تاريخ جزيرة العرب

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 45 - 9

9 - فرستاده شدن پيامبر از سوى خدا به سوى مردم ، داراى پيشينه اى بلند در تاريخ بشر

و لكنّا كنّا مرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 8

8 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، نخستين پيامبر مبعوث شده در سرزمين مكه

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك

مراد از «قوماً» مردم سرزمين مكه است و «ما» در «ما أتاهم» نافيه مى باشد; يعنى، مردمى كه پيش از تو براى آنان هشدار دهنده اى مبعوث نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 2،4

2 - وجود تكذيبگران انبيا در امت هاى پيش از ظهور اسلام

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

4 - پيش از ابراهيم ( ع ) نيز ، پيامبران خدا از سوى امت ها تكذيب شدند .

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 47 - 4

4 - قبل از پيامبر اسلام ، پيامبران ديگرى از سوى خداوند ، برانگيخته شده اند .

و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 6

6 - خداوند ، براى مشركان مكه قبل از رسول گرامى اسلام ، پيامبرى مبعوث نكرده بود .

و ما أرسلنا إليهم قبلك من نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 1

1 - ملت هاى قبل از مشركان مكه نيز ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

و كذّب الذين من قبلهم . .. فكذّبوا رسلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 2

2 - انكار رسالت پيامبران و متهم كردن آنان به دروغ گويى ، سابقه دار در تاريخ بشر

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 24 - 6

6 - تمامى امت هاى گذشته ، از پيامبرانى بشارت دهنده و انذارگر برخوردار بودند .

و إن من أُمّة إلاّ خلا فيها نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 2

2 - انكار رسالت پيامبران و متهم كردن آنان به دروغ گويى ، سابقه دار در تاريخ بشر

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 3 - 5

5 - تاريخ بشر ، شاهد بعثت پيامبرانى بسيار

لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 1

1 - تمامى رسولان الهى در آغاز دعوت خود ، مورد تمسخر مردمشان قرار گرفته بودند .

يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

ترديدى نيست كه بسيارى از مردم اقوام گذشته، به پيامبران ايمان آورده بودند. بنابراين استناد استهزا به «عباد» يا از باب تغليب است و يا به جهت بيان اين نكته است كه مردم در آغاز رسالت، با پيامبران چنين برخوردى داشتند; ولى پس از مدتى به آنان ايمان مى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 74 - 4

4 - پيامبران الهى ، همواره در بستر تاريخ ، برخوردار از پيروانى مخلَص و اهل بندگى خدا

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 83 - 5

5 - نوح ( ع ) ، داراى شخصيتى برجسته و ممتاز در ميان پيامبران الهى

و إنّ من شيعته لإبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 117 - 1

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) ، برخوردار از كتاب آسمانى ( تورات ) و شريعت مستقل و جدا از شريعت الهى پيشين

و ءاتينهما الكتب

دريافت كتاب آسمانى، مى تواند حاكى از دريافت شريعت مستقل و جدا از شريعت سابق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 12 - 2

2 - تكذيب پيامبران ، پيشينه اى طولانى دارد و پديده اى جديد در عصر رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) نيست .

و قال الكفرون هذا سحر كذّاب . .. كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون

يادآورى تكذيب پيامبران پيشين از سوى مردم، به دنبال ذكر تكذيب رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) از سوى كافران، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 5،6

5 - ياد و يادآورى ، هدف قرآن از نقل سرگذشت انسان هاى شايسته چون پيامبران الهى

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار . هذا ذكر

6 - يادآورى سرگذشت انسان هاى شايسته همچون پيامبران ، از روش هاى تربيتى قرآن

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار . هذا ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 25 - 1،2

1 - اقوامى پيش از مشركان صدراسلام ، به تكذيب پيامبران خويش پرداخته بودند .

كذّب الذين من قبلهم

2 - تكذيب پيامبران ، داراى پيشينه طولانى در تاريخ

كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 4

4 - همسانى طرز تلقى مرفهان ناسپاس از دنيا و نعمت هاى آن ، و يگانگى موضع آنان در برابر انديشه توحيدى پيامبران

قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 11

11 - تاريخ بشر ، برخوردار از رسولان متعدد

رسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 3،6

3 - تكذيب پيامبران ، داراى پيشينه اى طولانى در تاريخ و نه پديده اى جديد در عصر پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

كذّبت قبلهم قوم نوح و الأحزاب من بعدهم

يادآورى تكذيب انبياى پيشين از سوى مردم، از زمان حضرت نوح(ع) و بعد از آن، مى تواند بيانگر مطلب يادشده باشد.

6 - همه امت ها به قصد دستگير كردن و از بين بردن پيامبرشان اقدام كرده اند .

و همّت كلّ أمّة برسولهم ليأخذوه

«أخذ» در اصل به معناى گرفتن است و مقصود از آن در آيه شريفه، دستگير كردن و از بين بردن پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 2

2 - يوسف ( ع ) ، پيامبر مردم مصر پيش از حضرت موسى ( ع )

و لقد جاءكم يوسف من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 50 - 3

3 - تمامى دوزخيان - از هر ملتى در همه اعصار - از فرستادگان الهى برخوردار بوده و به دلايل و برهان هاى آنان آگاه شدند .

قالوا أَوَ لم تك تأتيكم رسلكم بالبيّنت قالوا بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 5

5 - فرستادگان الهى و مؤمنان ، همواره در طول تاريخ با مخالفت ها و دشمنى ها روبه رو بوده اند .

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

اعلام نصرت الهى براى تمامى رسولان و مؤمنان، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 6

6 - ستمگران ، طيف مخالف پيامبران و مؤمنان در طول تاريخ

إنّا لننصر رسلنا . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 1،14،15

1 - خداوند ، پيش از بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، رسولانى بسيار فرستاده است .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك

تنكير «رسلاً» براى بيان تكثير است.

14 - « عن على ( ع ) [ فى قوله « و منهم من لم نقصص عليك » ] انّه قال : بعث اللّه نبيّاً أسود لم يقص علينا قصته ;

از امام على(ع) درباره سخن خداوند «و منهم من لم نقصص عليك» روايت شده كه فرمود: خدا پيامبرى سياه چهره را مبعوث كرده بود كه قصه او را براى ما نقل نكرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 83 - 1

1 - جوامع وامت هاى پيشين ، برخوردار از فرستادگان الهى ، با پيام ها و دلايل روشن

فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 1،6

1 - تلاش همه جانبه و مستمر پيامبران الهى ، براى هدايت قوم عاد و ثمود

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

مراد از «من بين أيديهم و من خلفهم» جميع جهات است و اين كنايه از تلاش همه جانبه مى باشد; چنان كه استمرار را نيز مى فهماند.

6 - تبليغ پيامبران ، همراه با حضور فعال و گسترده آنان در ميان جوامع خويش بود .

إذ جاءتهم الرّسل من بين أيديهم و من خلفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 1،2،4،5،6

1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

2 - تشابه موضع گيرى هاى مخالفان پيامبران در طول تاريخ

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

4 - تمامى فرستادگان الهى ، با مخالفت ها و تبليغات سوء عليه ايشان ، مواجه بودند .

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

5 - مبارزه تبليغاتى و گفتارى ، شيوه رايج مخالفان در برابر رسولان الهى

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

6 - همانندى و همسويى دعوت فرستادگان الهى ، در طول تاريخ

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

از تشابه موضع گيرى مخالفان دين به دست مى آيد كه حركت پيامبران در جهتى واحد بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 6 - 1

1 - تاريخ گذشته بشر ، شاهد ارسال پيامبرانى بسيار از سوى خداوند

و كم أرسلنا من نبىّ فى الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 1

1 - تمامىِ پيامبران در طول تاريخ ، با استهزا و تمسخر مخالفان مواجه بوده اند .

و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 1

1 - تمامى پيامبران الهى در طول تاريخ ، مواجه با مخالفت مردمان مرفه و خوش گذران

و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 12

12 - محتواى پيام وحى ، محور اصلى درگيرى مستكبران تاريخ در برابر پيامبران

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون

از اين كه مترفان در پاسخ دعوت انبيا، مخالفت خويش را با پيام آنان ابراز كردند، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 5

5- نزول كتاب و فرستادن رسولان از سوى خداوند براى بشر ، ديرينه و داراى سابقه طولانى

إنّا كنّا مرسلين

ديرينگى نزول كتاب و فرستادن رسولان از عبارت «كنّا. ..» استفاده مى شود. در اين صورت پيام آيه شريفه، نفى استبعاد نسبت به نزول قرآن است; يعنى، اين تنها قرآن نيست كه از سوى ما فرود آمده است; بلكه از دير زمان نظير آن را فرو فرستاده ايم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 15

15- پيام انبيا ، پيامى پرديرينه و سابقه دار در گذشته تاريخ بشر

فسيقولون هذا إفك قديم

تعبير «إفك قديم» - كه اتهام مشركان به قرآن بود - گوياى اين نكته است كه محتواى قرآن - كه همسو با تعاليم پيامبران گذشته است - داراى پيشينه در طول تاريخ بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 10

10- وجود پيامبرانى قبل و بعد از هود ( ع ) و همزمان با وى ، در ميان مردم

و قد خلت النذر من بين يديه و من خلفه

عبارت «من بين يديه» مى تواند به معناى زمان معاصر وى و «من خلفه» به گذشته اشاره داشته باشد و مى توان گفت: «من بين يديه»; يعنى، پيش از او و «من خلفه»; يعنى، بعد از آن حضرت. برداشت ياد شده ناظر به تمام احتمالات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 2

2- رسولان الهى در طول تاريخ ، مواجه با مشكلات عظيم و برخوردار از اراده و عزمى بزرگ

فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل

چنانچه «من» بيانيه و عزم به معناى اراده و تصميم باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 1

1 - تكذيب فرستادگان الهى ، داراى ديرينه اى بس دور در تاريخ اقوام و جوامع

كذّبت قبلهم قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 53 - 1

1 - موضع گيرى همگون كافران عليه پيامبران در طول تاريخ ، تداعى گر تبانى آنان بر مواضع يكسان و از شگفتى هاى تاريخ است .

أتواصوا به

«تواصى» (مصدر «تواصوا») به معناى سفارش كردن برخى به بعضى ديگر است و استفهام در «أتواصوا به» براى تعجب است. در آيه شريفه، از موضع گيرى يكسان كافران تاريخ در برابر رسولان الهى - از آن جهت كه گويا آنان همديگر را بر اين امر توصيه و سفارش كرده بودند - اظهار تعجب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 2

2 - تكذيب پيامبران از سوى امت هاى حق ستيز ، داراى ديرينه در تاريخ ; و نه پديده اى نو و مخصوص كافران عصربعثت

كذّبت قبلهم قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 1

1 - تاريخ بشر ، شاهد برانگيخته شدن انسان هاى پيام آور از سوى خداوند

لقد أرسلنا رسلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 2،4،8

2 - حضرت نوح ( ع ) ، پيش از حضرت ابراهيم ( ع ) مى زيسته است .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم

تقديم ذكرى نوح(ع) در آيه شريفه، مى تواند براى بيان تقدم زمانى آن حضرت بر حضرت ابراهيم(ع) باشد.

4 - پيامبران مبعوث شده پس از نوح ( ع ) از ذريه حضرت نوح و پيامبران مبعوث شده پس از ابراهيم ( ع ) از ذريه حضرت ابراهيم ( ع ) بودند .

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة

8 - هيچ پيامبرى در طول تاريخ ، از سوى مردم خود مورد استقبال عمومى قرار نگرفت .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. و جعلنا فى ذرّيّتهما النبوّة ... فمنهم مهتد و كثير منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 1،2،6

1 - بعثت موسى ( ع ) ، آغاز مرحله اى جديد از بعثت پيامبران

و لقد أرسلنا نوحًا و إبرهيم . .. ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا

«ثمّ» در «ثمّ قفّينا. ..» - چنان كه برخى مفسران گفته اند - براى تراخى رتبى است; نه زمانى. بر اين اساس تعبير «ثمّ قفّينا»، بيانگر شروع مرحله اى جديد از بعثت پيامبران است و با مراحل قبلى (مرحله نوح(ع) تا ابراهيم(ع) و مرحله ابراهيم(ع) به بعد) از نظر اهميت، متفاوت است. اين مرحله - با توجه به اين كه قبل از بعثت حضرت عيسى(ع) و بعد از بعثت نوح و ابراهيم(ع) قرار گرفته - بايد مرحله اى باشد كه با بعثت حضرت موسى آغاز مى شود.

2 - تاريخ ، شاهد بعثت پى درپى پيامبران ، از زمان موسى ( ع ) تا ظهور عيسى ( ع )

ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا

«تقفية» (مصدر «قفّينا») به معناى چيزى را به دنبال چيزى قرار دادن است. بنابراين «قفّينا برسلنا»; يعنى، پيامبران خود را يكى پس از ديگرى مبعوث كرديم.

6 - بعثت عيسى ( ع ) ، پس از موسى ( ع ) و پيامبران بعد از او بوده است .

ثمّ قفّينا على ءاثرهم برسلنا و قفّينا بعيسى ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 7

7 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها پيامبر مبعوث شده بعد از عيسى ( ع )

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 8 - 2

2 - آبادى ها و شهر هاى بسيارى ، در جوامع بشرى از وجود وحى و پيامبران الهى ، برخوردار بودند .

و كأيّن من قرية عتت عن أمر ربّها و رسله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 2

2 - سپاهيان فراوانى در برابر پيامبران گذشته ، مقاومت كرده و نابود شدند .

هل أتيك حديث الجنود

ويژگى هاى «جنود» - كه در برداشت بالا آمده - به قرينه آيات بعد استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 2

2 - فرعونيان و قوم ثمود ، قدرت مندترين و سرسخت ترين مخالفان پيامبران ، در امت هاى پيشين بودند .

فرعون و ثمود

در قرآن، خبر از هلاكت بسيارى از امت هاى گذشته مطرح شده است; بنابراين ياد كردن فرعونيان و ثموديان از بين آنها، نشانه آن است كه اين دو دسته، از ديگران بارزتر بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 6

6 - رسولان الهى در طول تاريخ ، كتاب هايى پاك و استوار بر مردم تلاوت نموده ، معارف آن را به همگان ابلاغ كرده اند .

البيّنة . رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة . فيها كتب قيّمة ... إلاّ من بعد ما ج

مراد از «البيّنة» (در اين آيه) جنس آن است; نه مصداقى كه در آيات پيشين مراد بود; ولى بيان وضع گذشتگان به عنوان نمونه بارز، بيانگر تشابه كامل بين دو «بيّنه» است. بنابراين بيّنه گذشتگان نيز مانند بيّنه درخواستى كافران، رسولى همراه با تلاوت كتاب هاى مطهر و قيم بوده است.

54- تاريخ انتساب فرزند به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 6

6 - پندار فرزند داشتن خدا ، داراى پيشينه اى قبل از پيدايش دين يهود و نصارا

يضهئون قول الذين كفروا من قبل

55- تاريخ انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 31

31- تورات و انجيل ، دو كتاب مهم آسمانى و مطرح در عصر نزول قرآن

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

56- تاريخ انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 23

23 - آدم ( ع ) و نسل او ، جانشين انسانهايى كه پيش از آنان در زمين مى زيستند .

إنى جاعل فى الأرض خليفة

«خليفة» به معناى، جانشين و جايگزين است و اين معنا اقتضا مى كند كسى كه خليفه به جاى او آمده، در ميان باشد و در آيه بيان نشده است كه او كيست و لذا نظرهاى مختلفى ايراد شده است، از جمله: انسانهايى كه پيش از آدم (ع) و نسل او در زمين سكونت داشته اند. اطمينان فرشتگان به فسادگرى بشر مؤيد اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 15

15 - سكونت موجوداتى مانند انسان در زمين قبل از سكونت آدم(ع) و فرزندان او

كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

اگر «أنشأكم» خطاب به همه مردم زمين باشد، مفاد آيه بيانگر اين است كه ساكنان فعلى زمين از نسل ساكنان قبلى آن نبوده اند. زيرا به مقتضاى تشبيه «كما أنشأكم ...» ساكنان قبلى جملگى نابود شده و نسل كنونى بشر از ذريه قومى ديگر (قوم ءاخرين) هستند، نه از ساكنان قبلى زمين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 1

1 - انسان ها در جامعه نخستين به صورت امت واحد مى زيستند .

و ما كان الناس إلا أمة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 3

3 - آدم ( ع ) و نسل او ، جانشين انسان هايى كه پيش از آنان در زمين مى زيستند .

هو الذى جعلكم خلئف فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 4

4- كفر و حق ناباورى ، داراى ديرينه در گذشته تاريخ جن و انس

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

57- تاريخ انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 14 - 2،3،8،9

2 - مردم انطاكيه ، هر دو پيامبر خويش را تكذيب كردند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما

3 - خداوند پس از اين كه مردم انطاكيه دو پيامبر را تكذيب كردند ، پيامبر سومى را براى تقويت آن دو فرستاد .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث

«عزة» ريشه فعل «عزّزنا» به معناى «قوّة» است.

8 - رسولان فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، به شدت از سوى آنان ، مورد تكذيب قرار گرفتند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

تأكيد رسولان بر رسالت و درستى ادعاهاى شان، بيانگر مخالفت شديد مردم و تكذيب سخت آنان است.

9 - پس از تكذيب دو رسول از سوى مردم انطاكيه و فرستاده شدن سومين رسول الهى ، آنان يك صدا و به صورت دسته جمعى ، به رسالت خويش ادامه دادند .

فكذّبوهما فعزّزنا بثالث فقالوا إنّا إليكم مرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 15 - 10

10 - هر سه پيامبر فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، مورد تكذيب آنان قرار گرفتند .

إذ أرسلنا إليهم اثنين فكذّبوهما فعزّزنا بثالث. .. قالوا ...إن أنتم إلاّتكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 2،4،6،9

2 - مردم انطاكيه ، به تأثير سوء وجود برخى از افراد در سرنوشت انسان ها اعتقاد داشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

4 - رواج اعتقاد به فال و شگون در ميان مردم انطاكيه

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

6 - مردم انطاكيه ، پيامبران شان را در صورت دنبال كردن رسالت خود ، به سنگسار شدن و شكنجه دردناك تهديد كردند .

لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

9 - حاكميت جو خفقان بر شهر انطاكيه و نبود آزادى بيان براى اشخاص

و ما علينا إلاّ البلغ المبين . قالوا ... لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

تهديد به سنگسار و شكنجه كردن پيامبران، در برابر سخن به حق و بسيار روشن آنان، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 3

3 - انطاكيه ، در عصر حبيب نجار و آمدن رسولان الهى بدان جا ، به صورت شهر بود .

و جاء من أقصا المدينة رجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 23 - 5

5 - شرك و نيز اعتقاد به معبود هاى متعدد ، از ويژگى هاى مردم انطاكيه بود .

ءأتّخذ من دونه ءالهة إن يردن الرحمن بضرّ. .. لاينقذون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 3

3 - مردم انطاكيه ، در گمراهى آشكارى بسر مى بردند .

إنّى إذًا لفى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 28 - 1

1 - خداوند ، هيچ لشكرى از آسمان ( فرشتگان ) ، براى عذاب كردن و به هلاكت رساندن مردم انطاكيه نفرستاد .

و ما أنزلنا على قومه من بعده من جند من السماء

مفسران برآنند كه مقصود از «جند من السماء» (لشكر آسمانى) فرشتگانند. جمله «و ما أنزلنا على قومه...» استئناف بيانى است; يعنى، پاسخگوى اين سؤال است كه پس از شهادت حبيب نجار، مردم انطاكيه به چه سرنوشتى دچار شدند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 1،2،3،4،5

1 - عذاب و هلاكت مردم انطاكيه ، تنها با يك صيحه و بانگ سهمناك بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة

اسم «كانت» به قرينه مقام - كه درصدد بيان مجازات و عذاب مردم انطاكيه است - عقوبت و نابودى مى باشد.

2 - مردم انطاكيه ، با صيحه و بانگ سهمناك به حال خموشى و سكون مرگ بار درآمدند .

فإذا هم خمدون

«خمود» در اصل به معناى خاموش شدن زبانه آتش است و جمله «إذا هم خامدون» كنايه از مردن است.

3 - حقارت و زبونى مردم انطاكيه ، در برابر اراده الهى و تحقير شدنشان از جانب خداوند

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

تأكيد خداوند بر نفرستادن هيچ لشكر آسمانى و نيز نابود كردن مردم انطاكيه تنها با يك صيحه، مى تواند براى بيان ذلت، زبونى و تحقير آنان باشد.

4 - عذاب و نابودى مردم انطاكيه ، بسيار سريع و به دور از انتظار آنان بود .

فإذا هم خمدون

برداشت ياد شده با توجه به آمدن «إذا»ى فجائيه است.

5 - كشته شدن مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) به دست مردم ، موجب هلاكت آنان شد .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 6

6 - برخورد استهزاآميز مردم انطاكيه با پيامبران خود ، سبب عذاب و نابودى آنان بود .

إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون . يحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ

58- تاريخ انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 3

3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى

و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة

59- تاريخ اهرام مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 10 - 7

7 - وجود اهرام مصر در عصر فرعون *

و فرعون ذى الأوتاد

گفته شده است: «اوتاد فرعون»، همان اهرام ثلاثه مصر است.

60- تاريخ اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 4

4 - تاريخ اهل كتاب آگنده از گناهانى پليدتر از گناه ايرادشان بر اهل ايمان

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك

بنابر اينكه ذلك اشاره باشد به ايراد اهل كتاب به مؤمنان كه از جمله «اهل تنقمون» استفاده مى شود ; يعنى ايراد اهل كتاب به مؤمنان زشت و گناه است و از آن بدتر، اعمالى است كه براى آنها در اين آيه ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 45 - 4

4 - موقعيت ممتاز و برجسته اهل كتاب در جامعه عرب عصر بعثت

و سئل من أرسلنا من قبلك من رسلنا

حَكَم قرار دادن اهل كتاب درباره شرك و توحيد، نشانى از موقعيت برجسته آنان دارد.

61- تاريخ اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 9،15،17،18،19

9- قوم شعيب ، مردمى مشرك و روى گردان از پرستش خداوند

اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

17- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، رفتارى شايع در ميان قوم شعيب

و لاتنقصوا المكيال و الميزان

18- قوم شعيب ، برخوردار از نعمت هاى الهى و بهره مند از مكنت و دارايى

إنى أريكم بخير

رؤيت (مصدر أرى) به معناى ديدن و مشاهده كردن است. «باء» در «بخير» براى ملابست مى باشد. مراد از «خير» - به دليل جمله قبل (لاتنقصوا ...) - وسعت روزى و مال و ثروت است. در نتيجه معنا چنين مى شود: شما داراى مال و ثروتيد، پس بهانه اى نيست كه به كم فروشى و مانند آن روى آوريد.

19- قوم شعيب ، على رغم برخوردارى از مكنت و دارايى و بى نيازى در گذران زندگى ، به كلاه بردارى و كم فروشى روى آورده بودند .

لاتنقصوا . .. إنى أريكم بخير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 1،6

1- مردم مدين ، به مخالفت با شعيب ( ع ) برخاسته و با او عداوت و دشمنى كردند .

لايجرمنّكم شقاقى

6- قوم لوط پيش از قوم شعيب مى زيسته و ميان آنها فاصله زمانى زيادى نبوده است .

و ما قوم لوط منكم ببعيد

دور نبودن قوم لوط از قوم شعيب - كه جمله «و ما قوم لوط . ..» حكايت از آن دارد - مى تواند ناظر به قرب مكانى باشد و نيز مى تواند ناظر به قرب زمانى باشد. تصريح نكردن آيه شريفه به يكى از دو مورد ، نشانه آن است كه هر دو لحاظ، مورد نظر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 3،5

3- مردم مدين ، بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) را ، سخنانى سخيف و بى فايده مى شمردند و شايسته اعتنا كردن نمى دانستند .

ما نفقه كثيرًا مما تقول

مراد از جمله «ما نفقه . ..» (بسيارى از سخنانت را نمى فهميم) مى تواند معناى حقيقى آن باشد; يعنى، واقعاً توان درك تعاليم تو را نداريم، مسأله توحيد براى ما لاينحل است، محدود دانستن مالك در تصرف اموال خويش قابل هضم نيست و ... و مى تواند كنايه از نامعقول بودن و نا به جا و بى ثمر بودن باشد; يعنى، پيامهاى تو آن قدر سخيف است كه شايسته تأمّل كردن و فهميدن و عمل كردن نيست. برداشت فوق، ناظر به احتمال دوم است.

5- مردم مدين ، نفوذ پيام هاى شعيب ( ع ) در مردم و پياده كردن رسالتهايش در جامعه را ، نامحتمل شمردند .

قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول و إنا لنريك فينا ضعيفًا

جمله «ما نفقه . ..» به ضميمه «و إنا لنراك ...» در حقيقت استدلالى است بر نامحتمل دانستن موفقيت شعيب(ع). مردم مدين با جمله هاى فوق، بيان مى دارند كه: آنان سخنان شعيب(ع) را درك نمى كنند و به آنها اعتنايى ندارند تا به او رايش پيدا كنند. و خود او نيز توان و قدرتى ندارد تا با قوّه قهريه، افكار و آرايش را بر مردم تحميل كند. بنابراين راهى براى موفقيت او نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 93 - 2

2- نااميدى و يأس شعيب ( ع ) از ايمان آوردن كفرپيشگان مردم مدين

اعملوا على مكانتكم . .. سوف تعلمون ... وارتقبوا

جمله هايى نظير «هرچه از دستتان برمى آيد كوتاهى نكنيد ، بر مواضع ناصوابتان بمانيد ، به زودى خواهيد دانست و منتظر باشيد» سخنانى است كه آدمى پس از يأس و نااميدى ، به زبان مى آورد. گفتنى است كه: «ارتقاب» (مصدر ارتقبوا) به معناى انتظار كشيدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 94 - 7،11،12،13

7- كفرپيشگان قوم شعيب ، با غرشى مهيب به هلاكت رسيدند .

و أخذت الذين ظلموا الصيحة

11- كفرپيشگان قوم شعيب ، بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك گشتند .

فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«جثوم» (مصدر جاثمين) به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى آن را به معناى فرو افتادن بر سينه دانسته اند (لسان العرب).

12- صيحه و غرشى كه مردم مدين را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .

و أخذت الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه: قوم شعيب در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه صيحه و غرّش مهيب، آن چنان بود كه مردم مدين نتوانستند از خانه ها - كه طبعاً آدمى در اين موارد آن را ترك مى كند - بيرون آيند.

13- كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .

فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش - به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 1

1- عذاب نازل شده بر مردم مدين ، موجب نابودى آنان و از ميان رفتن آثار زندگانى در ديار ايشان شد .

كأن لم يغنوا فيها

«غنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از نابودى آن ديار و محو شدن آثار زندگانى در آن جاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 2

2 - انكار رسالت شعيب ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى از سوى مردم مدين

فقد كذّبت . .. و أصحب مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5،12

5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم

احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

12 - مردم مدين ، رويكردى تبهكارانه و فسادبرانگيز داشته اند .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

ذكر نهى «لاتعثوا» در نخستين دعوت شعيب(ع) و به همراه دعوت به توحيد و آخرت، احتمال دارد به خاطر اين بوده است كه آنان، مفسد بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 37 - 2،3،4

2 - به دنبال تكذيب شعيب ( ع ) از سوى مردم مدين ، زلزله اى هلاكت بار ، آنان را فراگرفت و از پا درآورد .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

3 - عذاب زلزله قوم شعيب ، چنان بود كه با رخداد آن ، مردم مدين ، بى درنگ از پا درآمدند .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا

عطف «أصبحوا» با «فاء» - كه براى عدم تراخى است - بر «أخذتهم» دلالت بر هلاكت بى درنگ مى كند. گفتنى است. «أصبحوا» احتمال دارد به معناى «صاروا» باشد و احتمال دارد به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابر احتمال نخست، نكته ياد شده قابل استفاده است.

4 - زلزله مدين ، در شب رخ داد .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

احتمال دارد كه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابراين، زلزله، در شب اتفاق افتاده است.

62- تاريخ بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 15 - 14

14- جامعه اصحاب كهف ، موجوداتى داراى شعور و خرد را ، معبود خود پنداشته و به پرستش آنها پرداخته بودند .

لولا يأتون عليهم بسلطن بيّن

كاربرد ضمير «هم» نوعاً در مواردى است كه مرجع آن، جمعى از موجودات با شعور باشند. بنابراين مراد از «ءالهة» كه مرجع ضمير «هم» است، معبودانى از جنس بشر يا فرشتگان و مانند اين ها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 48 - 4

4- مردم شهر و ديار آزر ، هم كيش او بوده و بت ها و اشيايى جز خداوند را مى پرستيدند و به درگاه آنها دعا مى كردند .

و أعتزلكم و ما تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 2

2- آزر و مردم شهر و ديار او ، پرستشگر بت ها و اشيايى جز خداوند

فلمّا أعتزلهم و مايعبدون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 5

5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 71 - 1

1 - بت پرستى ، آيين رايج عرب هاى پيش از اسلام

و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6

6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .

فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5

5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )

ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 4

4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .

ليضلّنا عن ءالهتنا

«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 4

4 - بت پرستى ، امرى سابقه دار در ميان نياكان قوم ابراهيم

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 3

3 - بت پرستى ، داراى سابقه ديرينه در نياكان قوم ابراهيم

أفرءيتم ما كنتم تعبدون . أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 2

2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 2

2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .

أتدعون بعلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم عرب جاهلى

سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم

63- تاريخ برده دارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 19 - 8

8- رواج برده دارى و خريد و فروش انسان در عصر حضرت يعقوب ( ع )

و أسرّوه بضعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 7

7- برده دارى و خريد و فروش انسان ، امرى رايج در عصر يعقوب ( ع )

و شروه بثمن بخس

64- تاريخ برهنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 2

2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .

وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا

65- تاريخ بعثت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 1

1 - بعثت موسى و هارون ( ع ) پس از بعثت پيامبران بزرگ بعد از نوح ( ع ) بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون

66- تاريخ بعثت هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 75 - 1

1 - بعثت موسى و هارون ( ع ) پس از بعثت پيامبران بزرگ بعد از نوح ( ع ) بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا ... ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون

67- تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 1،4

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را از نعمت هاى گرانقدر بهره مند ساخت .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

كلمه «أنعمت» به صورت مفرد آمده است. مراد از آن مى تواند نعمتى خاص و ويژه، همانند بعثت موسى (ع) باشد و مى تواند جنس نعمت باشد و شامل نعمتهاى متعددى كه در آيات 47 به بعد يادآورى شده است، باشد. اضافه «نعمت» به «ياء» متكم براى رساندن عظمت و شرافت آن نعمت و يا نعمتهاست.

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل اذكروا

اسرائيل - نام ديگر يعقوب - فرزند اسحاق و نوه ابراهيم (ع) است. از اينكه گروه و طايفه اى با عنوان بنى اسرائيل (فرزندان يعقوب) معروف و مشهور بودند و در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اين نام شناخته مى شدند، معلوم مى شود: آنان از بدو پيدايش تا آن عصر، قوميت خويش را حفظ كرده و به صورت قبيله اى زندگى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 42 - 6،8

6 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، حقانيت قرآن را به خوبى شناخته و به حرمت كتمان آن آگاه بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق و أنتم تعلمون

فعل «تعلمون» مى تواند فعلى متعدى لحاظ شود. بر اين مبنا مفعول آن مطالبى است كه در آيه مطرح شده است، از جمله حرمت كتمان حق و اينكه چه چيز حق است و چه چيز باطل. گفتنى است كه از مصداقهاى مورد نظر براى «الحق» - به قرينه آيه قبل - «حقانيت قرآن» است.

8 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، با تحريف در كتاب هاى آسمانى خويش ، در صدد كتمان بشارت ها و نشانه هاى حقانيت قرآن بودند .

و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق

برخى برآنند كه مراد از «الباطل» تحريفهاى لفظى و معنوى است كه عالمان بنى اسرائيل در كتابهاى آسمانى خويش ايجاد مى كردند تا نشانه هاى حقانيت قرآن و اسلام از آن آشكار نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 47 - 4،7

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرائيل

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را بر همه مردمان عصرشان برترى داد .

و أنى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» گاهى بر همه هستى و گاهى به موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى شود و احياناً كاربرد آن، انسانها هستند. به نظر مى رسد مراد از «العالمين» در آيه مورد بحث - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 1،4،9،10،11،12

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون ، به شكنجه هاى سخت گرفتار بودند .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«سَوْم» (مصدر يسومون) به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف مى باشد; يعنى: العذاب السوء.

4 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را سر مى بريدند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

«ذبح» به معناى سربريدن است و «تذبيح» (مصدر يذبحون از باب تفعيل) از كثرت سربريدن حكايت دارد. «إستحياء» (مصدر يستحيون) به معناى باقى گذاردن بر حيات و زندگانى است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 1،2،3،10،13

1 - بنى اسرائيل ، در محاصره فرعونيان در كناره درياى سرخ

و إذ فرقنا بكم البحر

ال در «البحر» عهد ذهنى است و اشاره به دريايى معهود دارد كه بنا به گفته بسيارى از مفسران، مراد از آن درياى سرخ است. بيان نجات بنى اسرائيل و غرق شدن فرعونيان در پى شكافته شدن دريا، دلالت بر اين دارد كه: فرعونيان در كناره درياى سرخ در صدد هجوم به بنى اسرائيل بودند.

2 - خداوند ، درياى سرخ را براى عبور بنى اسرائيل شكافت .

و إذ فرقنا بكم البحر

«فرق» (مصدر فرقنا) به معناى فاصله انداختن و شكافتن است.

3 - بنى اسرائيل ، با عبور از دريا نجات يافتند و فرعونيان در آب دريا غرق شدند .

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون

10 - بنى اسرائيل ، نظاره گر غرق شدن و به هلاكت رسيدن فرعونيان بودند .

و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون

«نظر» به معناى ديدن و تماشا كردن است. مفعول «تنظرون» به قرينه جمله قبل غرق شدن فرعونيان مى باشد.

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 7،10،12

7 - بنى اسرائيل ، در غياب موسى ( ع ) به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم اتخذتم العجل من بعده

«من بعده»; يعنى پس از غياب موسى (ع) و دور شدنش از بنى اسرائيل. «اتخذتم» از افعال تصيير است. كلمه «العجل» مفعول اول آن و مفعول دومش «الهاً» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است; يعنى: «ثم جعلتم العجل الهاً لكم».

10 - گرايش بنى اسرائيل به گوساله پرستى ، پس از عبورشان از دريا و نجات يافتن از سيطره فرعونيان بود .

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و إذ وعدنا ... ثم اتخذتم العجل من بعده

12 - بنى اسرائيل ، مردمى بسيار ناسپاس در برابر نعمت هاى خداوند

فأنجينكم و أغرقنا ءال فرعون . .. ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون

هدف از بيان گرايش بنى اسرائيل به پرستش غير خدا، پس از بيان نعمتهاى بزرگ الهى به آنان، نشان دادن روحيه ناسپاسى در آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 2،7،9،19،21

2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .

و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم

7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل

فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم

حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.

9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .

يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم

موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى

دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.

19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .

فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم

جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 1،2،5،6،13،14

1 - قوم موسى از تصديق رسالت او سرباز زدند و بر ايمان نداشتن به او تأكيد ورزيدند .

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك

«لن نؤمن لك»; يعنى، تو را هرگز تصديق نمى كنيم. «آمن» چه با لام آورده شود (آمن له) و چه با حرف باء «آمن به» به يك معناست. (مجمع البيان)

2 - بنى اسرائيل عصر موسى ، خواهان مشاهده خداوند شدند .

لن نؤمن لك حتى نرى اللّه جهرة

5 - قوم موسى در پى كفر به او و تقاضاى ناروايشان ( ديدن خداوند ) ، به هلاكت رسيدند .

لن نؤمن لك . .. فأخذتكم الصعقة

«اخذ» (مصدر اخذت) به معناى گرفتن است و به قرينه آيه بعد كنايه از كشتن مى باشد.

6 - صاعقه آسمانى ، موجب به هلاكت رسيدن قوم موسى شد .

فأخذتكم الصعقة

صاعقه آتشى است از آسمان كه به هنگام رعد شديد پديد مى آيد.

13 - قوم موسى ، در پى تقاضاى رؤيت خدا ، شاهد فرود آمدن صاعقه بر خود بودند .

فأخذتكم الصعقه و أنتم تنظرون

مفعول «تنظرون» (نگاه مى كرديد) فرود آمدن صاعقه است.

14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون

«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 1

1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .

ثم بعثنكم من بعد موتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 1،2،3،5،8،10،12

1 - قوم موسى پس از نجات از سلطه فرعونيان و گذر از دريا ، در بيابان ها به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظللنا عليكم الغمام

«تظليل» مصدر «ظللنا» - كه به معناى سايه قرار دادن مى باشد - گوياى اين است كه: قوم موسى پس از گذشتن از دريا، در جايى كه سقف و داراى سايه بانى باشد سكونت نكردند و لذا كلمه «بيابانها» در برداشت آورده شد.

2 - خداوند ، با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظللنا عليكم الغمام

غمامة به معناى ابر و جمع آن غمام است (لسان العرب). برخى از اهل لغت بر آنند كه غمامة به معناى ابر سفيد مى باشد.

3 - خداوند ، براى تغذيه قوم موسى - به هنگام عبورشان از صحرا - براى آنان « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) فرو فرستاد .

و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز به شربتى شيرين، همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى نيز گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

5 - نزول « منّ » و « سلوى » بر بنى اسرائيل و نجاتشان از حرارت شديد خورشيد با ابر هاى سايه گستر ، پس از حادثه صاعقه زدگى و زنده شدن آنان بود .

ثم بعثنكم . .. و ظللنا عليكم الغمام

عطف جمله «ظللنا . ..» بر «بعثناكم ...» اقتضا مى كند كه گفته شود: داستان سايه گستر شدن ابرها و نزول «منّ» و «سلوى» پس از داستان صاعقه، تحقق يافته باشد.

8 - بهره گيرى از « منّ » و « سلوى » و روزى هاى پاكيزه و حلال توصيه خداوند به بنى اسرائيل

كلوا من طيبت ما رزقنكم

برداشت فوق با توجه به فعل امر «كلوا» استفاده شده است.

10 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى طيب و غير طيب ( حلال و حرام ) در پى عبورشان از دريا و دوران صحراگردى

كلوا من طيبت ما رزقنكم

آوردن كلمه «طيبات» و اضافه كردن آن به «ما رزقناكم» بيانگر برداشت فوق است.

12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 1،2،3،6،18

1 - خداوند ، به بنى اسرائيل فرمان داد تا به آبادى بيت المقدس وارد شوند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

«قرية» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده است و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است; چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت كلمه «آبادى» آورده شد. ال در «القرية» عهد حضورى است و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن، بيت المقدس مى باشد.

2 - فرمان تصرف بيت المقدس به بنى اسرائيل ، پس از زندگانى بيابانى آنان بود .

و ظللنا عليكم الغمام . .. و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن به سر مى بردند .

و إذ قلنا ادخلوا هذه القرية

برداشت فوق با توجه به اسم اشاره «هذه» - كه براى اشاره به نزديك است - استفاده شده است.

6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين

اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب

18 - داستان ورود بنى اسرائيل عصر موسى به بيت المقدس ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد داشتن

إذ قلنا ادخلوا . .. و سنزيد المحسنين

جمله «إذ قلنا . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذ قلنا ...; به ياد داشته باشيد آن زمانى را كه فرمان داديم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 59 - 2،5

2 - حرام خواران قوم موسى ، به جاى طلب آمرزش از خدا و گفتن « حطة » - در هنگام ورود به بيت المقدس - كلامى ديگر بر زبان جارى مى ساختند .

فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم

به نظر مى رسد مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى باشند كه خداوند در آيه 57 آنان را به سبب ناسپاسى و استفاده از خوراكيهاى غير طيب، ستمكار شمرد.

5 - متمردان و ستمكاران قوم موسى ، به عذاب آسمانى گرفتار شدند .

فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 1،7،9،19

1 - قوم موسى ، پس از نجات از سيطره فرعون و گذر از دريا ، در سرزمينى به دور از آب حركت مى كردند و كمبود شديد آب مبتلا بودند .

و إذاستسقى موسى لقومه

7 - بنى اسرائيل عصر موسى متشكل از دوازده طايفه بودند .

فانفجرت منه اثنتا عشرة عيناً قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس و مراد از آن طوايف بنى اسرائيل است كه به قرينه «إثنتا عشرة عيناً» معلوم مى شود، آنها دوازده طايفه بودند.

9 - هر كدام از طايفه هاى بنى اسرائيل آگاه به چشمه مخصوص خويش

قد علم كل أناس مشربهم

19 - خداوند ، هر طايفه از بنى اسرائيل را از تجاوز به خوراكى ها و نوشيدنى هاى مخصوص طايفه ديگر بر حذر داشت .

قد علم كل أناس مشربهم كلوا و اشربوا . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

اختصاص دادن هر چشمه به طايفه اى از بنى اسرائيل و سپس نهى از فسادگرى، اشاره به اين دارد كه: تجاوز هر طايفه به حقوق ديگرى فسادگرى است و مى بايست بنى اسرائيل از آن پرهيز مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 -

1،2،4،5،10،14،16،21،23،27،38

1 - بنى اسرائيل ، از بسنده كردن به « منّ » و « سلوى » ناخشنود بوده ، و از اكتفا كردن به آن اظهار ناشكيبايى مى كردند .

لن نصبر على طعام وحد

مراد از «طعام واحد» به قرينه آيه 57 «من» و «سلوى» مى باشد.

2 - بنى اسرائيل ، از يكنواختى خوراك خويش ( منّ و سلوى ) به موسى ( ع ) شكايت كردند .

و إذ قلتم يموسى لن نصبر على طعام وحد

4 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا رفع يكنواختى طعامشان را از درگاه خدا مسألت كند و آنان را به غذا هاى متنوع برساند .

لن نصبر على طعام وحد فادع لنا ربك

به قرينه «لن نصبر . ..» مورد دعا بر طرف شدن يكنواختى خوراكيهاست و به دليل «يخرج لنا ...» مورد دعا دستيابى به خوراكيهاى گياهى نيز هست. بنابراين بنى اسرائيل دو تقاضا داشتند: 1- بر طرف شدن يكنواختى غذا; 2- دستيابى به خوراكيهاى گياهى.

5 - بنى اسرائيل ، از موسى ( ع ) خواستند تا براى رسيدن به خوراكى هاى گياهى به درگاه خدا دعا كند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

10 - قوم موسى در صحراى سينا از غذا هاى روييدنى زمين بى بهره بودند .

فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض

14 - سبزيجات ، خيار ، گندم ، عدس و پياز از خوراكيهايى كه قوم موسى خواهان آن بودند .

يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها و . .. بصلها

«فوم» به معناى گندم است. برخى از اهل لغت گفته اند كه به معناى سير نيز به كار مى رود و نيز گفته شده كه «فوم» به گندم و ديگر حبوباتى كه با آن نان پخته شود اطلاق مى گردد.

16 - موسى ( ع ) مردمش را به خاطر تقاضاى غذايى پست تر در مقابل از دست دادن غذايى بهتر ، سرزنش كرد .

قال أتستبدلون الذى هو أدنى بالذى هو خير

استفهام در «أتستبدلون» انكار توبيخى است. ضمير در «قال» مى تواند به «ربك» برگردد و مى تواند به «موسى» ارجاع شود در برداشت فوق دومين احتمال لحاظ شده است.

21 - موسى ( ع ) در پى تقاضاى قومش ( درخواست خوراكى هاى زمينى ) از آنان خواست تا به يكى از شهر ها در آيند و شهرنشينى را انتخاب كنند .

قال أتستبدلون . .. اهبطوا مصراً فان لكم ما سألتم

چنانچه ضمير در «قال» به «ربك» برگردد، جمله «اهبطوا . ..» سخن خداوند است و اگر به موسى (ع) ارجاع شود، آن جمله گفته موسى(ع) خواهد بود. برداشت فوق به لحاظ احتمال دوم است.

23 - خوارى ، فقر و درماندگى ، سرنوشت محتوم متجاوزان بنى اسرائيل است .

و ضربت عليهم الذلة و المسكنة

«مسكنة» به معناى فقر و سستى است. «ذلة» و «مسكنة» به قبّه و مانند آن تشبيه شده و لذا كلمه «ضربت» (زده شد) براى آن به كار رفته است; يعنى، خوارى و درماندگى همچون قبه اى آنان را احاطه كرده و بر آنان خيمه زده است.

27 - بنى اسرائيل ، پيامبران بسيارى را به قتل رساندند .

و يقتلون النبيين بغير الحق

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 2،5،6،9

2 - خداوند ، كوه طور را بر فراز سر بنى اسرائيل قرار داد .

و رفعنا فوقكم الطور

«الطور» نام كوهى است (مفردات راغب). الطور - چنانچه از ابن عباس نقل شده - همان كوهى است كه موسى (ع) بر آن مناجات مى كرد (مجمع البيان). قابل ذكر است كه طور به مطلق كوه نيز گفته مى شود.

5 - بنى اسرائيل براى پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن ، لجاجت كرده و سرسختى نشان مى دادند .

رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم

از اينكه خداوند با تهديد و ارعاب از بنى اسرائيل خواست تا تورات را بپذيرند و بر آن پيمان بسپارند، برداشت فوق استفاده مى شود.

6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل

خذوا ما ءاتينكم بقوّة

9 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل «اذكروا» در آيه 47 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 1،11،12

1 - بنى اسرائيل از دستورات تورات اعراض كرده و پيمان الهى را شكستند .

أخذنا ميثقكم . .. ثم توليتم من بعد ذلك

«تولى» (مصدر توليتم) به معناى اعراض كردن است و متعلق آن - به قرينه آيه قبل - پيمان بنى اسرائيل بر پذيرش تورات و عمل به احكام آن مى باشد.

11 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، همسان با اسلاف گذشتگان خويش در برخورد با كتاب هاى آسمانى و احكام دين

ثم توليتم

نسبت دادن رفتار پيشينيان بنى اسرائيل به موجودين عصر بعثت و عصرهاى پس از آن (ثم توليتم)، بيانگر اتحاد و اشتراك آنان در خصلتها و ويژگيهاست.

12 - بنى اسرائيل پس از دريافت تورات و عمل به محتواى آن ، به قدرت و حكومت رسيدند . *

ثم توليتم من بعد ذلك

از معانى «تولى» ولايت پيدا كردن و حكومت يافتن است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است بر اين مبنا مراد از فضل خدا و رحمت او، همان اعطاى تورات و توفيق عمل به احكام آن مى باشد و مقصود از خسران در «لكنتم من الخاسرين» قرار گرفتن در تحت سيطره حكومتهاى كفر و جور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 2،3،6

2 - گروهى از بنى اسرائيل حكم خداوند را پاس نداشتند و تعطيلى روز شنبه را شكستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

6 - بوزينه شدگان بنى اسرائيل از زمره خاسران و زيانكاران

لكنتم من الخسرين. و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

آيه مورد بحث اشاره به نوع خسارت و زيانى دارد كه در ذيل آيه قبل مطرح شد; يعنى، خسارتى كه آدمى بر اثر گناه و تجاوز در خطر آن است، از قبيل خسارت اصحاب سبت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 1،4،5،7،8

1 - خداوند ، قوم موسى را به ذبح گاوى ماده فرمان داد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

ماده بودن گاو از «بكر» در آيه بعد استفاده مى شود.

4 - بازيچه قرار دادن و به مسخره گرفتن بنى اسرائيل ، پندار و تحليل قوم موسى از دستور ذبح گاو

أتتخذنا هزواً

«هزواً» يعنى به بازى گرفتن و مسخره كردن. از آيه 72، 73 چنين بر مى آيد كه فرمان مذكور در ارتباط با قتلى بوده كه در ميان بنى اسرائيل اتفاق افتاده و هر يك از طايفه ها طايفه ديگر را مسؤول مى شناختند و از آن جا كه قوم موسى ميان دستور ذبح گاو و كشف معماى قتل ارتباطى نمى ديدند، آن دستور (ذبح گاو) را به تمسخر گرفتن خويش، تحليل كردند.

5 - قوم موسى بر اين گمان بودند كه دستور ذبح گاو از ناحيه موسى ( ع ) است ، نه فرمانى از جانب خداوند

أتتخذنا هزواً

از اينكه بنى اسرائيل با جمله «أتتخذنا هزواً» (آيا ما را به مسخره مى گيرى) موسى(ع) را مورد خطاب قرار دادند، معلوم مى شود كه: آنان دستور ذبح گاو را دستورى از ناحيه خداوند نمى پنداشتند.

7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .

إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً

با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.

8 - قوم موسى وى را به استهزا كردن بنى اسرائيل متهم كردند .

أتتخذنا هزواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 1،2،3،6

1 - بنى اسرائيل ، پس از انكار اوليه ، به الهى بودن دستور ذبح گاو ماده مطمئن شدند .

قالو أتتخذنا هزواً . .. قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

تقاضاى تبيين ويژگيها و مشخصه هاى گاوى كه بايد ذبح شود، بيانگر اين معناست كه: قوم موسى در پى سخنان او (أعوذ باللّه . ..) باور كردند كه دستور ذبح گاو، فرمانى از جانب خداوند است.

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

3 - قوم موسى ، از وى خواستند تا مشخصه هاى گاوى را كه بايد ذبح شود از خداوند بخواهد و براى ايشان بيان كند .

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 1،2

1 - قوم موسى ، ميانسال بودن گاو را شرطى كافى براى مشخص شدن تكليف و رسيدن به مقصود ( حل معماى قتل ) نمى دانستند .

فافعلوا ما تؤمرون. قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

على رغم اينكه موسى(ع) با جمله «فافعلوا ما تؤمرون» به قوم خويش تفهيم كرد كه تكليف آنان بيش از اين نيست كه گاوى ميانسال را ذبح كنند; ايشان با پرسش از رنگ و ديگر ويژگيها در صدد ابقاى اين معنا بودند كه: ذبح چنين گاوى (تنها ميانسال بودن) نمى تواند وسيله حل معماى قتل باشد.

2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 1،3،4

1 - قوم موسى ، بيان رنگ و سن گاو مورد نظر را مشخص كننده ندانسته و خواهان توضيح بيشترى درباره ويژگى هاى آن شدند .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 1،2،3،4،5،6،7،8

1 - گاوى كه براى شخم زنى رام نشده و براى كشتزاران آبكشى نكرده ، از ويژگى هاى گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند .

قال إنه يقول بقرة إنّها بقرة لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

«ذلول» به معناى رام و مطيع است. «إثارة» (مصدر تثير) به معناى زير و رو كردن مى باشد. مراد از زير و رو كردن زمين به وسيله گاو، شخم زدن آن است.

2 - گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند بايد سالم ، بى نقص و پيراسته از هر نقطه و خطى در رنگ و پوستش مى بود .

مسلّمة لاشية فيها

«مسلّمة» يعنى داراى سلامت و سلامت به معناى: مبرا بودن از عيب و آفت است. «شية» به هر رنگى گفته مى شود كه مخالف رنگ عمومى چيزى باشد. بنابراين «لاشية فيها» يعنى، در رنگ آن گاو، رنگ ديگرى نباشد. گفتنى است كه «شية» از ماده «وشى» است و «هاء» آخر عوض واو محذوف مى باشد.

3 - قوم موسى ، آخرين علايم تعيين شده را ( رام نشده براى شخم و . . . ) نشانه هايى قاطع و برطرف كننده سردرگمى خويش دانستند .

قالوا الئن جئت بالحق

«حق» در جمله فوق به معناى ثابت و استوار در مقابل امرى ترديدپذير و نامشخص است. ال در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است; يعنى، حق كامل و تمام.

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

5 - قوم موسى ، گاوى را با تمام ويژگى هاى تعيين شده ، يافته آن را ذبح كردند .

فذبحوها

ضمير «ها» در «ذبحوها» به «بقرة» ]توصيف شده [برمى گردد.

6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت متهم كردند .

قالوا الئن جئت بالحق

مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.

7 - قوم موسى ، پس از دستيابى به گاو مورد نظر ، تمايلى به كشتن آن نداشتند .

و ما كادوا يفعلون

«كاد» به معناى نزديك بود، است. اين فعل آن گاه كه منفى باشد گاهى دلالت بر تأكيد انجام نگرفتن فعل بعد دارد و احياناً حاكى از انجام گرفتن آن، از روى بى ميلى، كندى يا سختى است. در جمله «ما كادوا يفعلون» به قرينه «فذبحوها» دومين معنا مراد است; يعنى، انجام دادند ولى با سختى و بى ميلى.

8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .

فذبحوها و ما كادوا يفعلون

جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 72 - 1،3

1 - شخصى از قوم موسى به قتل رسيد و هر طايفه ، ديگرى را متهم به كشتن او كرده بر سر آن به نزاع پرداختند .

و إذ قتلتم نفساً فادرءتم فيها

«ادارءتم» به معناى اختلاف و نزاع كرديد، مى باشد. اين كلمه از باب تفاعل و در اصل «تدارءتم» بوده است. نزاع و اختلاف در مقتول (ادارءتم فيها) به معناى متهم كردن يكديگر به قتل، و بر سر آن نزاع كردن است.

3 - گروهى از قوم موسى قاتل را مى شناختند و از افشاى هويتش خوددارى مى كردند .

و اللّه مخرج ما كنتم تكتمون

هر چند كتمان كردن به همه قوم موسى نسبت داده شده است، ولى به قرينه «فادارءتم»، معلوم مى شود برخى از آنها قاتل را مى شناختند و از معرفى آن خوددارى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 1،2،4،11،17

1 - خداوند ، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پيكر مقتول بزنند .

فقلنا اضربوه ببعضها

ضمير مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمير در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.

2 - مقتول قوم موسى در پى زده شدن پاره اى از گاو ذبح شده بر وى ، زنده شد .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

عبارت «كذلك يحى اللّه الموتى; خداوند بدين سان مردگان را زنده مى كند» پس از جمله «فقلنا . ..» دلالت بر زنده شدن آن مقتول دارد.

4 - مقتول قوم موسى پس از زنده شدن ، قاتل خويش را معرفى كرد .

واللّه مخرج ما كنتم تكتمون. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

بيان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل، پس از بيان وعده الهى به افشاى هويت قاتل، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى: فضربوه بها فصار حياً و قال إن فلاناً قتلنى.

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل

فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;

شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 5

5 - گروهى از بنى اسرائيل كلام الهى ( تورات ) را پس از شنيدن و فهميدن تحريف كردند .

و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه

مراد از «كلام اللّه» در آيه شريفه، مى تواند تورات و نيز مى تواند «قرآن» باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 21،23

21 - تنها اندكى از بنى اسرائيل به پيمان هاى الهى وفادار ماندند و به تكاليف دينى عمل كردند .

ثم توليتم إلا قليلا منكم

23 - بنى اسرائيل ، جز اندكى از آنان ، با مردمان معاشرت نيكو نداشتند ، نماز را اقامه نكردند و از پرداخت زكات طفره رفتند .

و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة ثم توليتم إلا قليلا منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 1،2،3،4،9،12

1 - بنى اسرائيل عصر بعثت ، على رغم اعترافشان به پيمان الهى ( پرهيز از خونريزى ) ، همديگر را مى كشتند .

ثم اقررتم . .. ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم

كلمه «هؤلاء» در جمله «ثم أنتم هؤلاء» (شما همانانى هستيد) اشاره به اين معنا دارد كه: آنچه را آيه مورد بحث مى خواهد بيان كند مربوط به بنى اسرائيل عصر بعثت است و خطابهاى آيه نظير خطابهاى گذشته نيست كه صفت گذشتگان را با عنايتى به موجودين نسبت مى داد.

2 - بنى اسرائيل با بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از خانه و ديارشان ، پيمان الهى را نقض كردند .

ثم أنتم هؤلاء . .. تخرجون فريقاً منكم من ديرهم

آيه مورد بحث اشاره به جنگها و خونريزيهايى دارد كه پيش از هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مدينه بين طوايف يهود واقع مى شد. يهوديان بنى النضير با بنى قريظه درگير مى شدند; هر كدام غالب مى شد ديگرى را از خانه و كاشانه اش اخراج مى كرد.

3 - بنى اسرائيل در كشتن و آواره كردن گروهى از همكيشان خود ، يكديگر را يارى و پشتيبانى كردند .

تظهرون عليهم

«تظاهر» (مصدر تظاهرون) به معناى يارى و پشتيبانى كردن يكديگر است. «تظاهرون عليكم»; يعنى، طايفه اى از شما طايفه ديگر را عليه گروهى از خودتان يارى مى داد.

4 - بنى اسرائيل ، مردمى گنهكار و متجاوز به خاطر يارى رسانى به يكديگر در بيرون راندن گروهى از همكيشان خود از

ديارشان

تظهرون عليهم بالأثم و العدون

باء در «بالاثم» باى ملابست است و «بالاثم و العدوان» حال براى فاعل «تظاهرون» مى باشد; يعنى، عليه آنان همديگر را يارى مى كرديد و در آن هنگام گنهكار و متجاوز بوديد.

9 - بنى اسرائيل براى آزادى اسيران همكيش خود ، هر چند كه خود با آنان نبرد كرده و يا از ديارشان بيرون رانده بودند ، فديه مى دادند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

ضمير در «يأتوا» به «فريقاً» بر مى گردد. «مفادات» (مصدر تفادوا) به معناى پرداخت فديه براى آزادسازى اسير و مانند آن است. بنابراين جمله «إن يأتوكم أسارى ...» چنين معنا مى شود: اگر همان طايفه - كه از خانه هايشان بيرون رانديد - اسير دشمن مى شدند با پرداخت فديه آنان را آزاد مى كرديد.

12 - بنى اسرائيل ، پس از به اسارت درآمدن همكيشانشان ، براى آزاد كردنشان از آنان فديه دريافت مى كردند .

و إن يأتوكم أسرى تفدوهم

برخى از اهل لغت «تفادوا» را به معناى «فديه مى گرفتيد» نيز دانسته اند. بر اين اساس جمله «و إن يأتوكم ...»; يعنى، و اگر همكيشان شما به عنوان اسير در نزد شما مى آمدند، براى آزاد كردنشان از آنان فديه مى گرفتيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 4

4 - قوم موسى ، در غياب او به گوساله پرستى روى آوردند .

ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 2،10،13،14،15

2 - خداوند ، كوه طور را بر فراز سر بنى اسرائيل قرار داد .

و رفعنا فوقكم الطور

«الطور» نام كوهى است (مفردات راغب). الطور - چنانچه از ابن عباس نقل شده - همان كوهى است كه موسى(ع) در آن مناجات مى كرد (مجمع البيان). قابل ذكر است كه «طور» به مطلق كوه نيز گفته مى شود.

10 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «أذكروا» مى باشد و بر اين اساس برداشت فوق استفاده مى گردد.

13 - قوم موسى ، آشكارا و علنى و بدون هيچ پرده پوشى ، از فرمان هاى تورات و موسى ( ع ) سرپيچى كردند .

قالوا سمعنا و عصينا

بعيد به نظر مى رسد كه قوم موسى در پاسخ به پيروى از فرمانهاى خدا و موسى(ع) - خصوصاً با قرار گرفتن طور بر بالاى سر ايشان - اظهار كنند كه «ما نافرمانى مى كنيم». بنابراين «قالوا سمعنا و عصينا» بيان مى دارد كه اظهار اطاعت كردند و در عمل نافرمانى كردند، ولى از آن جا كه نافرمانى اينان بسيار علنى و بدون پرده پوشى بوده، گويابه زبان آوردند كه ما عصيان مى كنيم.

14 - قلب ها و دل هاى يهوديان عصر موسى آكنده از عشق به گوساله پرستى بود .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

اشراب «مصدر أشربوا» به معناى آميختن و نفوذ دادن است. مراد از «عجل» (گوساله) به قرينه «فى قلوبهم» محبت و عشق گوساله است نه خود گوساله. آوردن «عجل» به جاى «محبت عجل»، بيانگر اين است كه: محبت گوساله چنان با قلبهاى آنان عجين شده بود كه گويا خود گوساله در دلهاى آنان جاى داشت.

15 - وجود ريشه هاى كفر در قوم موسى ، منشأ عشق ورزى آنان به پرستش گوساله شد .

و أشربوا فى قلوبهم العجل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 10

10 - درخواست ها و پرسش هاى نابه جاى قوم موسى از وى ، آنان را به كفر ورزى كشانيد و از ايمان به دور ساخت .

و من يتبدل الكفر بالأيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 122 - 1،4،7

1 - خداوند ، درگذشته بنى اسرائيل را از نعمت هاى گرانقدر بهره مند ساخته بود .

يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

كلمه «نعمت» به صورت مفرد آمده است; مراد از آن مى تواند نعمتى خاص همانند بعثت موسى(ع) باشد و مى تواند مراد از آن جنس نعمت باشد كه در اين صورت شامل نعمتهاى متعددى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته بود. نسبت دادن نعمت به خداوند با اضافه كلمه «نعمت» به «ياء» متكلم، حاكى از شرافت آن نعمت و يا نعمتهاست.

4 - بنى اسرائيل ، جماعتى داراى تركيب قومى و قبيله اى تا عصر نزول قرآن

يبنى إسرءيل

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را در برهه اى از تاريخ ، بر همه مردمان برترى داد .

و أنّى فضلتكم على العلمين

كلمه «عالمين» بر همه هستى و گاهى به همه موجودات داراى عقل و شعور اطلاق مى گردد و احياناً كاربرد آن خصوص انسانهاست. به نظر مى رسد مراد از آن در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - انسانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 -

1،2،3،5،10،11،16،17،20،26،29

1 - دعوت خداوند به رؤيت ( دقّت كامل ) در واقعه طالوت و بنى اسرائيل

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

2 - درخواست بزرگان بنى اسرائيل پس از موسى از پيامبر خويش ، براى تعيين فرماندهى در جنگ با دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً

«ملأ»، كسانى هستند كه نظرها را به خود جلب مى كنند. (اشراف و بزرگان هر قوم)

3 - مسمانان موظّف به دقت كامل در تاريخ بنى اسرائيل و پندگيرى از آن هستند .

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

5 - پيامبر بنى اسرائيل در عصر طالوت پناهگاه مردم براى رويارويى با دشمنان

اذ قالوا لنبى لهم ابعث

10 - پايبندى بنى اسرائيل زمان طالوت به پيكار در راه خدا ، مورد ترديد پيامبرشان ( اشموئيل ) بود .

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال الاّ تقاتلوا

11 - پيمان گرفتن بنى اسرائيلِ زمان طالوت ( اشموئيل ) از قوم خويش براى پيكار در راه خداوند

قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال

جمله «هل عسيتم» كنايه از پيمان گرفتن از آنان است.

16 - اخراجِ از وطن و اسارت فرزندان بنى اسرائيلِ زمان طالوت ، محرك آنان به پيكار عليه متجاوزان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

17 - تسلط ستمگرانى پس از موسى ( ع ) بر بنى اسرائيل و اخراج آنان از ديارشان و به اسارت گرفتن فرزندان آنان

و قد اُخرجنا من ديارنا و ابنائنا

20 - نافرمانى اكثر بنى اسرائيل زمان طالوت از دستور خداوند به پيكار در راه او ، على رغم پيشنهاد و درخواست آنان براى پيكار

اذ قالوا لنبى . .. فلما كُتب عليهم القتال تولّوا

ظاهراً فاعل محذوف از جمله «كتب عليهم»، اللّه است كه به جهت تعظيم حذف شده.

26 - حضور حضرت موسى ( ع ) در ميان بنى اسرائيل ، مانع تجاوز دشمنان

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل من بعد موسى . .. و قد اُخرجنا من ديارنا

«من بعد موسى» مى تواند اشاره باشد به اينكه تا آنگاه كه موسى (ع) در ميان بنى اسرائيل بود، آنان مورد تجاوز دشمنان قرار نگرفتند.

29 - نيرو هاى صادق و پايدار بنى اسرائيل در ركاب طالوت ، شصت هزار نفر بودند .

تولّوا الاّ قليلا

امام باقر (ع) درباره «قليل» در آيه فوق فرمود: كان القليل ستّين الفاً


معانى الاخبار، ص 151، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 245، ح 971.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 1،2،3،4،5،6،22

1 - برگزيدگى طالوت براى زمامدارى بنى اسرائيل ، به نفع و سعادت آنان

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

«لام» در «لكم» تصريح است به اينكه فرماندهى و زمامدارى طالوت در جهت نفع و سعادت آنان بوده است.

2 - طالوت ، برانگيخته خداوند براى زمامدارى بنى اسرائيل

ان اللّه قد بعث لكم طالوت ملكاً

3 - شگفتى سردمداران بنى اسرائيل ، از برگزيدگى طالوت به دليل سرشناس نبودن و نداشتن ثروت

قالوا انى يكون له الملك . .. و لم يؤت سعة من المال

ظاهراً اعتراض كنندگان، همان پيشنهاددهندگان بودند كه خداوند از قول آنان مى فرمايد: «قال الملأ . .. نحن احق». بنابراين اعتراض آنان به دو جهت بوده است: يكى نبودن طالوت از طبقه ملأ و اشراف كه مى گفتند: «نحن احق». و دوّم نداشتن مال و ثروت كه با «و لم يؤت سعة من المال» به آن اشاره شده است.

4 - پندار غلط بزرگان بنى اسرائيل بر سزاوار بودنشان از طالوت براى زمامدارى

و نحن احقّ بالملك منه

5 - سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

6 - سرشناسى و از اشراف بودن ، مهمترين ملاك براى زمامدارى ، در ديدگاه ملأ بنى اسرائيل *

و نحن احقّ بالملك منه و لم يؤت سعة من المال

اشراف بنى اسرائيل در مقام بيان ملاك زمامدارى، در ابتدا مسأله سرشناسى و ملأ بودن را مطرح نمودند و سپس مسأله ثروت را.

22 - نبودن طالوت از خاندان نبوت و پادشاهى ، منشأ اعتراض بزرگان ( ملأ ) بنى اسرائيل به برگزيدگى وى از جانب خداوند

قالوا انى يكون له الملك علينا

امام باقر (ع) درباره آيه «انّ اللّه قد بعث . .. » فرمود: لم يكن من سبط النبوة و لا من سبط المملكة ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 -

2،3،5،6،7،9،11،12،17

2 - عدم اطمينان بنى اسرائيل به مأموريت طالوت از جانب خداوند و درخواست نشانه و دليلى از پيامبرشان بر زمامدارى وى

قد بعث لكم طالوت . .. انّ اية ملكه ان ياتيكم

جمله «ان اية . .. » مى نماياند كه آنان براى حقانيّت زمامدارى طالوت، درخواست نشانه و معجزه كرده بودند ; و نشانه خواستن، حاكى از ترديد ايشان است.

3 - بازگشت صندوق ( تابوت ) به سوى بنى اسرائيل ، نشانه زمامدارى طالوت

انّ اية ملكه ان ياتيكم التابوت

الف و لام در «التابوت» براى عهد ذهنى است و بيانگر اين معنا كه آن صندوق زمانى نزد بنى اسرائيل بوده است. جمله «و فيه ... بقية مما ترك ال موسى» مؤيّد اين معناست ; لذا «اتيان» به بازگشتن معنا شد.

5 - صندوق بازگشته به سوى بنى اسرائيل ، صندوقى معهود ، ميراث و يادگارى از خاندان موسى و هارون

فيه سكينة من ربّكم مما ترك ال موسى و ال هرون

6 - فرشتگان ، حاملانِ صندوق عهد به سوى بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت . .. تحمله الملئكة

7 - اخبار غيبى پيامبر بنى اسرائيل ، به بازگشت صندوق عهد به سوى آنان

و قال لهم نبيّهم انّ اية ملكه ان ياتيكم التّابوت

9 - فرستادن آرامش خاطر به سوى بنى اسرائيل از جانب خداوند ، به منظور استقامت و كاستن دلهره و اضطراب آنان در پيكار با دشمنان

ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. ان ياتيكم التّابوت فيه سكينة

مراد از «سكينة» به مناسبت آيات قبل كه درباره جهاد و نبرد با دشمنان بود، يا خصوص آرامش و رفع نگرانى و دلهره در رويارويى با متجاوزان است و يا مصداق بارز و مورد نظر از آرامش.

11 - صندوق معهود ، يادآور و موجب برانگيختن بنى اسرائيل به پيروى از آيين موسى ( پيكار در راه خدا و رهايى از اسارت متجاوزان ) *

و بقية ممّا ترك ال موسى و ال هرون

ذكر جمله «بقيّة ممّا ترك . .. » شايد از اين جهت باشد كه به بنى اسرائيل خاطرنشان سازد كه پيوند مذهبى خود را با

موسى (ع) قطع ننمايند.

12 - صندوق معهود داراى آثار ويژه و مورد توجّه و عنايت بنى اسرائيل

ان يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربّكم و بقيّة ممّا ترك ال موسى و ال هرون

17 - در صندوق معهود ، نشانه حاكميت طالوت و شكسته هاى الواح حضرت موسى بود كه بر آن علوم آسمانى نگاشته شده بود .

ان ياتيكم التابوت

امام باقر (ع) درباره آيه «ان ياتيكم التابوت . .. » فرمود: رضاض الالواح فيها العلم و الحكمة، العلم جاء من السماء فكتب فى الالواح و جعل فى التابوت


تفسير عياشى، ج 1، ص 133، ح 440 ; نورالثقلين، ج 1، ص 247، ح 977.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 -

1،2،3،4،5،9،10،11،12،14،17،19،32،33،34

1 - گُزيدن و بسيج افراد و گروه هاى سپاه ، از جانب طالوت و خروج آنان با فرماندهى وى ، به سوى دشمن

فلمّا فصل طالوت بالجنود

2 - اعلام قبلى طالوت به نيرو هاى بسيج شده در مورد آزمايش آنان با رودخانه اى خروشان

قال ان اللّه مبتليكم بِنَهَر

3 - آمادگى بنى اسرائيل براى پيكار با دشمنان ، پس از پذيرش زمامدارى طالوت ، با مشاهده آن صندوق خاص

ان اية مُلكه . .. فلمّا فَصَل طالوت بالجنود

بسيج لشكريانى از بنى اسرائيل، با وجود ترديد سابق آنان نسبت به فرماندهى طالوت، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى پس از آمدن تابوت، به فرماندهى طالوت گردن نهادند و آماده نبرد شدند و آنگاه طالوت آنان را بسيج كرد.

4 - آزمايش فرمانبرى از طالوت و نيروى اراده بنى اسرائيل از جانب خداوند به وسيله نهر *

ان اللّه مبتليكم بنهر

در آيات سابق، ترديد فرمانبرى بنى اسرائيل را در رويارويى با دشمن مطرح كرد (هل عسيتم . .. ) بنابراين آزمايش الهى، براى مشخص شدن فرمانبران و نيز ميزان فرمانبرى آنان بوده است.

5 - همراهى جمعيّت انبوهى از بنى اسرائيل با طالوت ، در آغاز حركت وى براى پيكار با متجاوزان

فلمّا فصل طالوت بالجنود

كلمه «جُند» به معناى جمعيّت انبوه و متراكم است. آوردن اين كلمه به صورت جمع (جنود) دلالت بر كثرت لشكريانى دارد كه با طالوت بسيج شدند.

9 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد عدم انتساب آنان به وى و جدايى آنان از او ، در صورتى كه از نهر بياشامند .

فمن شرب منه فليس منّى

10 - اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد انتساب آنان به وى ، اگر از نوشيدن آب نهر چشم پوشند .

و من لم يطعمه فانّه منّى

11 - كسانى كه فقط يك كف از آب نهر نوشيدند ، از لشكر طرد نشدند ; گر چه منسوب به طالوت نيز نبودند .

فمن شرب منه فليس منّى و من لم يطعمه فانّه منّى ألاّ من اغترف غرفةً بيده

كلمه «الاّ» استثناى از «فمن شرب» است; بنابراين لشكر طالوت به سه گروه تقسيم مى شوند: نوشندگان، آنانكه نچشيدند و كسانى كه تنها مُشتى از آب برگرفتند. حكم گروه اوّل و دوّم روشن است ; ولى گروه سوّم چون آب را چشيده اند، «منّى»

صدق نمى كند و به دليل اينكه سيراب نشده اند، «ليس منى» نيز صدق نمى كند.

12 - طالوت با آزمايش الهى ، برخى سپاهيان خود را تصفيه نمود و از لشكر طرد كرد .

فمن شرب منه فليس منّى

14 - بيشتر لشكريان طالوت على رغم منع وى ، از آب نهر نوشيدند و در امتحان الهى موفق نشدند .

فشربوا منه الاّ قليلا

17 - اظهار عجز برخى همراهان طالوت از پيكار با دشمن ، پس از عبور از نهر و ديدن سپاه عظيم جالوت

فلمّا جاوزه هو و الّذين امنوا معه قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت و جنوده

19 - جالوت ، زمامدار ستمگر عصر بنى اسرائيل پس از حضرت موسى ( ع )

لا طاقة لنا اليوم بجالوت

32 - ناتوانان از همراهى با طالوت پس از گذشتن از نهر ، همانهايى بودند كه يك كف ، آب نوشيدند .

الاّ من اغترف غرفة بيده . .. قالوا لا طاقة لنا

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الذين اغترفوا: «لا طاقة لنا اليوم بجالوت» ... .


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

33 - همراهان طالوت تا آخرين مرحله پيكار ، همانهايى بودند كه حتّى يك كف از آب ننوشيدند .

فشربوا منه الاّ قليلا . .. قال الذين يظنون

امام باقر (ع) درباره آيه مزبور فرمود: . .. قال الّذين لم يغترفوا: «كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه».


كافى، ج 8، ص 316، ح 498; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

34 - عده اى از ياران طالوت كه از آب نهر ننوشيدند ، سيصد و سيزده نفر بودند .

فشربوا منه الاّ قليلا

امام باقر (ع): . .. فشربوا منه الاّ ثلاثمأة و ثلاثة عشر رجلا ...


كافى، ج 8، ص 316، ح 498 ; نورالثقلين، ج 1، ص 251، ح 996.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 24،26

24 - چيرگى سپاه طالوت بر جالوتيان ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

فهزموهم باذن اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

26 - كشته شدن جالوت ( سركرده كفر و طغيان ) به دست داود ، از عوامل اعطاى مُلك و سلطنت الهى به وى

و قتل داوُد جالوت و اتيه اللّه الملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 7

7 - درخواست عيسى ( ع ) از بنى اسرائيل ، براى يارى وى جهت حركت به سوى خدا

قال من انصارى الى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 7،9

7 - حكومت و فرمانروايى بنى اسرائيل ، در برهه اى از تاريخ حيات خويش

و جعلكم ملوكاً

9 - سرورى قوم موسى ( ع ) بر ديگر اقوام در گذشته تاريخ خويش

اذكروا نعمة اللّه عليكم اذ . .. جعلكم ملوكاً

«ملوك» در برداشت فوق، كنايه از سيادت و سرورى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 2،8،9،12،13،14

2 - سكنى گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، تقديرى از جانب خداوند

الارض المقدسة التى كتب اللّه لكم

8 - موسى ( ع ) بر حذر دارنده قوم خويش از فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با ساكنان سرزمين مقدس

و لاترتدوا على ادباركم

9 - خطر بروز برخورد و جنگ با ساكنان سرزمين مقدس به هنگام ورود قوم موسى ( ع ) به آن

ادخلوا . .. و لاترتدوا على ادباركم

12 - تقدير الهى به سكنا گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، مشروط به جهاد و مبارزه آنان بود .

التى كتب اللّه لكم . .. و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين

از مصاديق خسران (فتنقلبوا خسرين)، محروميت قوم موسى(ع) از ورود به سرزمين مقدس است. بنابراين سكونت آنان در سرزمين مقدس در صورتى مقدر خواهد بود كه در برابر دشمن مقاومت كنند.

13 - بنى اسرائيل ، مأمور داخل شدن به سرزمين مقدس شام

ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يعنى الشام . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

14 - ورود بنى اسرائيل به شام ، پس از توبه و رضايت خداوند از ايشان ، در پايان چهل سال سرگردانى

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

از امام باقر(ع) روايت شده كه بعد از تلاوت آيه فوق فرمود: . .. ثم دخلوها بعد اربعين سنة ... و ما كان خروجهم من مصر و دخولهم الشام الا من بعد توبتهم و رضاء اللّه عنهم ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 1،2،3

1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

3 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى قوم موسى ( ع ) براى ورود به آن سرزمين

و إنّا لن ندخلها حتّى يخرجوا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 1،10،12،24،25

1 - يورش به سرزمين مقدس از دروازه آن ، پيشنهاد دو نفر از ياران موسى ( ع )

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب

10 - قوم موسى ( ع ) ، مردمى گستاخ و بى پروا در برابر خداوند

قال رجلان من الذين يخافون

«من الذين يخافون» مى تواند اشاره به اين باشد كه قوم موسى(ع) به جهت نترسيدن از خداوند، فرمان موسى(ع) را اطاعت نكردند.

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

25 - دعوت يوشع بن نون و كالب بن يافنا ( عموزاده هاى حضرت موسى ( ع ) ) ، از بنى اسرائيل براى ورود به سرزمين مقدس

قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: احدهما يوشع بن نون و الاخر كالب بن يافنا قال: و هما ابنا عمه . .. .


تفسير عياشى، ج 1، ص 303، ح 68; نورالثقلين، ج 1، ص 606، ح 113.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 2،4،8،13

2 - هراس قوم موسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

4 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى بنى اسرائيل براى ورود به آن سرزمين

إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها

8 - بنى اسرائيل ، گستاخانه خواهان رهسپارى موسى ( ع ) و خدايش به نبرد با زورگويان سرزمين مقدس

قالوا . .. فاذهب انت و ربك فقتلا

13 - اصرار بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با جباران و جاخوش كردن در كاشانه خويش

إنّا ههنا قعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 25 - 3،5

3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

5 - هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس

قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى

آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 26 - 1،3،4،5،17،18،19

1 - قوم موسى ( ع ) ، محروم از تصرف سرزمين مقدس به مدت چهل سال

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة

مراد از «محرمة»، حرمت تكوينى است نه حرمت تشريحى.

3 - قوم موسى ( ع ) ، سرگردان در بيابان به مدت چهل سال

اربعين سنة يتيهون فى الارض

با توجه به اينكه جمله «يتيهون» حال براى ضمير در «عليهم» است، معلوم مى شود كه زمان سرگردانى آنان نيز چهل سال بوده است.

4 - سرگردانى قوم موسى ( ع ) در بيابان ، پيامد و كيفر فسق و سرپيچى آن از فرمان موسى ( ع )

إنّا لن ندخلها . .. يتيهون فى الارض

5 - زمان سرپيچى قوم موسى ( ع ) از فرمان وى ، سرآغاز سرگردانى چهل ساله آنان و محروميت از تسلط بر قدس

إنّا لن ندخلها . .. اربعين سنة يتيهون فى الارض

17 - سرگردانى قوم موسى در سرزمينى به مساحت چهار فرسخ در مدت چهل سال ، تاوان نافرمانى آنان در برابر موسى ( ع )

ادخلوا الارض المقدسة . .. قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: فلما ابوا ان يدخلوها حرمها اللّه عليهم فناهوا فى اربع فراسخ اربعين سنة . .. .


اختصاص منصوب به شيخ مفيد، ص 265; تفسير برهان، ج 1، ص 456، ح 1.

18 - سرگردانى بنى اسرائيل در پى سرپيچى از فرمان موسى ( ع ) با چرخيدن زمين به هنگام سفر شبانه آنان و بازگردانده شدن به محل سكونت اوليه خويش

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام صادق(ع) در بيان كيفيت سرگردانى بنى اسرائيل روايت شده: . .. اذا كان العشاء و اخذوا فى الرحيل ... اذا ارتحلوا و استوت بهم الارض قال اللّه للارض ديرى بهم فلايزالوا كذلك ... فاذا اصبحوا اذا ابنيتهم و منازلهم التى كانوا فيها بالامس ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 74; نورالثقلين، ج 1، ص 608، ح 116.

19 - سرزمين مصر ، جايگاه سرگردانى قوم موسى بمدت چهل سال

قال فانها محرمة عليهم اربعين سنة يتيهون فى الارض

از امام باقر(ع) در مورد سرگردانى قوم موسى روايت شده: . .. فتاهوا فى الارض اربعين سنة فى مصر و فيا فيها ... .


تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 26،29

26 - بسيارى از بنى اسرائيل ، مردمى خونريز و آدمكش

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

مراد از اسراف، به قرينه فرازهاى قبلى، مى تواند خروج بنى اسرائيل از حد اعتدال در قتل نفس، يعنى آدمكشيهاى نابحق و خونريزيهاى مكرر، باشد.

29 - گروهى از بنى اسرائيل پيرو انبياى خويش و متعهد به قوانين الهى

ثم ان كثيراً منهم بعد ذلك فى الارض لمسرفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 11،12

11 - گرايش بنى اسرائيل در برهه اى از زمان به رفتار پسنديده و انديشه صحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

چون آيات قبل رفتار ناپسند و نيز انديشه هاى ناصحيح دينى بنى اسرائيل را بيان كرده بود، معلوم مى شود توبه آنان در هر دو جهت بوده است.

12 - توبه و بازگشت بنى اسرائيل به سوى خداوند در برهه اى تاريخ

ثم تاب اللّه عليهم

اهل لغت «توبه خدا بر بنده» را به توفيق بر توبه معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 10

10 - گروهى از بنى اسرائيل زمان داود و عيسى عصيان پيشه و تجاوزگر بودند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 4

4 - بنى اسرائيل همگام موسى ( ع ) و پيرو او در مبارزه عليه فرعون

أتذر موسى و قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 12

12 - آزمايش بنى اسرائيل ، از اهداف امداد هاى الهى براى حاكميت بخشيدن به آنان پس از پيروزى بر دشمنانشان

و يستخلفكم فى الأرض فينظر كيف تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 134 - 10،11

10 - فرعونيان با موسى ( ع ) پيمان بستند و سوگند ياد كردند كه در صورت برطرف ساختن عذاب شديد از آنان ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد سازند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

11 - فرعونيان پس از وقوع هر يك از عذاب هاى پنجگانه ( طوفان . . . ) با موسى پيمان بستند كه در صورت برطرف ساختن آن ، به وى ايمان آورند و بنى اسرائيل را آزاد كنند .

لئن كشفت عنا الرجز لنؤمنن لك و لنرسلن معك بنى إسراءيل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ال» در «الرجز» عهد ذكرى باشد. در اين صورت «الرجز» اشاره به عذابهاى پنجگانه در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 135 - 5

5 - خداوند پس از اجابت دعاى موسى ( ع ) و رفع عذاب از فرعونيان ، به آنان فهماند كه تا زمانى محدود به عذاب مبتلا نخواهند شد .

فلما كشفنا عنهم الرجز إلى أجل هم بلغوه

«إلى أجل» مى رساند كه خداوند عذاب را براى هميشه از فرعونيان برطرف نساخت و براى آن زمان تعيين كرد و اگر اين حقيقت را به آنان ابلاغ نمى كرد، تعيين زمان اثر مطلوب نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 1،2،3،7

1 - خداوند پس از ارائه معجزات متعدد و اتمام حجت بر فرعونيان ، آنان را در دريا غرق كرد .

فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم

«اليم» در لغت به معناى دريا و رودخانه بزرگ است و «ال» در «اليم» براى عهد مى باشد و چنانچه بسيارى از مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. برخى ديگر از مفسران آن را اشاره به رودخانه نيل دانسته اند.

2 - خداوند با غرق كردن فرعونيان در دريا از آنان انتقام گرفت .

فانتقمنا منهم فأغرقنهم فى اليم

«فاء» در «فأغرقنا» تفسيريه است. يعنى «أغرقنا» بيان و تفسير «انتقمنا» مى باشد.

3 - فرعونيان به دليل شكستن پيمانشان با موسى ( ع ) ( ايمان به وى و آزادسازى بنى اسرائيل ) سزاوار انتقام الهى و غرق شدن در دريا گشتند .

إذا هم ينكثون. فانتقمنا منهم

تفريع جمله «فانتقمنا» بر جمله «إذا هم ينكثون» به وسيله حرف «فاء» مى رساند كه پيمان شكنى فرعونيان در انتقام الهى از آنان دخيل بوده است.

7 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .

فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 1،2،3،5،6،11،12

1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون

استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.

2 - خداوند با نابودسازى فرعونيان ، تمام سرزمين آنان را ، از شرق تا غرب ، در اختيار بنى اسرائيل قرار داد .

و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشرق الأرض و مغربها

3 - سرزمينى كه خداوند پس از هلاكت فرعونيان در اختيار بنى اسرائيل قرار داد ، سرزمينى پربركت و بسيار حاصلخيز بود .

مشرق الأرض و مغربها التى بركنا فيها

5 - نويد هاى خداوند به قوم موسى با هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل به سرزمين آنان ، بى كم و كاست ، تحقق يافت .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

«كلمه» به معناى سخن است و مراد از آن به قرينه صدر آيه و نيز آيات 128 و 129 نويد هلاك سازى فرعونيان و جانشينى بنى اسرائيل از آنان است. «تمت» يعنى به طور كامل و تمام تحقق يافت.

6 - وعده هلاكت فرعونيان و حاكميت يافتن بنى اسرائيل بر سرزمين آنان ، از وعده هاى نيكوى خداوند به قوم موسى

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل

كلمه «الحسنى» (زيباتر) صفت براى «كلمت» است.

11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى در دوران حكومت فرعون ، مردمى صبور و مقاوم در برابر دشمنان دين بودند .

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان

و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا

حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 1،2،3،4

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

2 - عبور بنى اسرائيل ( قوم موسى ) از همان دريايى بود كه فرعونيان در آن غرق شدند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

«ال» در «البحر» عهد ذكرى است و اشاره به «اليم» در آيه 136 دارد. يعنى بنى اسرائيل را از همان دريا (دريايى كه فرعونيان را درآن غرق كرديم) عبور داديم.

3 - زمان عبور قوم موسى از دريا ، مقارن با غرق شدن فرعونيان در آن دريا بود .

فأغرقنهم فى اليم . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر

«جوزنا . .. » عطف است بر آيه 136 (فانتقمنا منهم ... .)

4 - بنى اسرائيل در پى عبور از دريا با مردمى بت پرست مواجه شدند .

فأتوا على قوم يعكفون على أصنام لهم

«أتوا» چون به «على» متعدى شده، متضمن معناى مرور است، يعنى «اتوا قوما مارين عليهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 139 - 3

3 - موسى ( ع ) با تبيين فساد آيين بت پرستى ، بنى اسرائيل را كه آرزومند آن آيين بودند ، بر جهلشان واقف ساخت .

قال إنكم قوم تجهلون. إن هؤلاء متبر ما هم فيه و بطل ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 1

1 - موسى ( ع ) با انكار شايستگى غير خدا براى پرستش ، از گرايش قومش به بت پرستى شگفت زده شد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً

همزه در «أغير اللّه» براى انكار و تعجب و «كم» به تقدير لام است. «إلهاً» مفعول براى «أبغى» و «غير اللّه» صفت و يا حال براى «إلهاً» است. يعنى: «أأبغى لكم إلهاً غير اللّه»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 -

1،2،3،6،7،8،9،10،11،12

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

6 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .

يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده

است.

8 - زنان بنى اسرائيل به سبب كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات و زنده ماندن از آنان سلب شده بود .

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

«زنده گذاشتن زنان» به عنوان يك عذاب براى قوم بنى اسرائيل است كه از جمله آن قوم، خود زنان هستند. و چون مجرد زنده گذاشتن عذاب تلقى نمى شود، با توجه به اينكه «يستحيون» پس از «يقتلون» آمده، مى توان گفت كشتن فرزندان به گونه اى بوده كه زنان، يعنى مادران جامعه، از زنده ماندن خودشان و ديدن قتل فجيع فرزندانشان در رنج و عذاب بودند. آوردن «نساء» در مقابل «أبناء» مى تواند اين احتمال را تأييد كند.

9 - استثمار زنان بنى اسرائيل هدف فرعونيان از زنده نگاه داشتن ايشان *

يسومونكم سوء العذاب . .. يستحيون نساءكم

استثمار زنان، توجيه و احتمال ديگرى است بر اينكه چرا زنده گذاشتن زنان به عنوان يك عذاب مطرح شده است.

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب - كه از «أنجيناكم» استفاده مى شود - گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 142 - 1،15،18

1 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از عبور بنى اسرائيل از دريا ، براى عبادت و مناجاتى خاص فراخواند .

و وعدنا موسى ثلثين ليلة

به كارگيرى كلمه «ليلة» (شب)، با وجود اينكه معمولاً در بيان شبانه روز و مانند آن از كلمه «يوم» استفاده مى شود، اشاره به اين دارد كه مواعده خدا با موسى براى عبادت بوده است. و چون موسى در ميان قومش نيز عبادت و مناجات داشته، معلوم مى شود كه اين، عبادت و مناجاتى خاص بوده است.

15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون

و أصلح

چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.

18 - جامعه بنى اسرائيل در عصر موسى حاوى گروهى مفسد و با انديشه ها و روشهايى نابهنجار

و لا تتبع سبيل المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 145 - 13

13 - تصرف سرزمين فاسقان و ديدن مناظر آن ، وعده اى از جانب خداوند به امت موسى

سأوريكم دار الفسقين

در اينكه مراد از «الفسقين» چه كسانى هستند، سه احتمال وجود دارد: فرعونيان، ساكنان سرزمين قدس پيش از ورود قوم موسى به آنجا، متخلفان قوم موسى برداشت فوق ناظر به احتمال اول و دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 148 - 1،2،5،9

1 - قوم موسى در غياب وى ( زمان حضورش در ميعادگاه مناجات ) به پرستش تنديس گوساله روى آوردند .

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

2 - قوم موسى با زيورآلات خويش مجسمه گوساله نرى را براى پرستش ساختند .

اتخذ . .. من حليهم عجلا جسداً

اتخاذ (مصدر «اتخذ») در اينجا به معناى ساختن است. «عجل» به معناى گوساله نر و «حُلىّ» (جمع حَلْى) به معناى زيورآلات است.

5 - برآمدن صداى گاو از مجسمه گوساله بنى اسرائيل ، زمينه ساز روى آورى قوم موسى به پرستش آن

له خوار

معمولا ياد كردن از ويژگيهاى يك شىء ناظر به علت احكامى است كه بر آن مترتب شده است. بنابراين مى توان گفت خداوند با بيان اين ويژگى از مجسمه گوساله (بروز دادن صداى گاو) اشاره به يكى از علل گرايش آنان به پرستش آن گوساله دارد.

9 - وجود گرايش هاى شرك آلود در بنى اسرائيل و علاقه به معبودى محسوس ، زمينه ساز روى آورى آنان به گوساله پرستى

و اتخذ قوم موسى من بعده من حليهم عجلا جسداً

تأكيد قرآن بر اينكه قوم موسى پس از غياب وى شروع به ساختن معبود كردند (من بعده)، بيانگر اين است كه حقايق مطرح شده از سوى موسى در آيه 138 و 139، تأثيرى در متقاضيان خداى محسوس نداشت و آنان همچنان در انديشه خدايى محسوس و ملموس بودند و لذا در فرصت پيش آمده (غياب موسى) به آن خواسته جامه عمل پوشاندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 1،2،6،8

1 - بنى اسرائيل پس از مدتى با پى بردن به عدم شايستگى مجسمه گوساله براى پرستش ، به گمراهى خود آگاه و از كرده خويش پشيمان شدند .

و لما سقط فى أيديهم و رأوا أنهم قد ضلوا

جمله «سقط فى أيديهم» كنايه از پشيمانى است. زيرا انسان در هنگام پشيمانى چانه خويش را بر دستانش قرار مى دهد ; به گونه اى كه گويا در دست خود فرو افتاده است.

2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

6 - مرتدان بنى اسرائيل به خاطر دوران گوساله پرستى ، نگران آينده اى زيانبار براى خويش بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

8 - قوم موسى على رغم پيشينه گوساله پرستى به رحمت و مغفرت الهى اميدوار بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 6،17،18،19

6 - توهم به سر آمدن زمان ميعاد خدا با موسى ( ع ) و تأخير وى در مراجعت ، زمينه ساز گرايش قوم موسى به گوساله پرستى شد .

بئسما خلفتمونى من بعدى أعجلتم أمر ربكم

جمله «أعجلتم . .. » اشاره به علتى دارد كه بنى اسرائيل را به گوساله پرستى واداشت.

17 - هارون در غياب موسى ( ع ) با شركورزى و گوساله پرستى بنى اسرائيل به مبارزه پرداخته بود .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

18 - هارون ، مقهور گوساله پرستان بنى اسرائيل و ناتوان از بازدارى ايشان

إن القوم استضعفونى

«استضعاف» به معناى غلبه كردن و مقهور ساختن است.

19 - گوساله پرستان بنى اسرائيل مهياى كشتن هارون به خاطر مبارزه پى گير وى با شركورزى آنان

إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 152 - 7

7 - قوم موسى با گرايش به گوساله پرستى بر خداوند افترا بستند .

و كذلك نجزى المفترين

مصداق مورد نظر براى «المفترين» مشركان و گوساله پرستان بنى اسرائيل هستند. بنابراين شركورزى آنان افترا بر خدا بود. «افتراء»، از «فريه»، به معناى دورغ بافتن است. و مراد از «مفترين»، به مناسبت مورد، كسانى هستند كه بر خدا دروغ مى بندند ; يعنى به دروغ چيزى را به خدا نسبت مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 7

7 - فرونشستن فتنه گوساله پرستى در ميان قوم موسى ، فراهم آورنده زمينه اى مناسب براى مطرح شدن تورات از سوى آن حضرت

أخذ الألواح

بيان اين واقعيت كه موسى(ع) در پى فرونشستن فتنه گوساله پرستى، الواح را برگرفت، اين حقيقت را روشن مى سازد، كه زمينه از دست رفته براى تعاليم تورات بار ديگر در ميان قوم موسى ايجاد شد. گفتنى است آيه «149» مى رساند كه عموم بنى اسرائيل از گوساله پرستى توبه كردند و آيه «153» مى رساند كه خداوند توبه آنان را پذيرفت و در نتيجه فتنه گوساله پرستى فرونشست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 2،3،4،5،6،8،11

2 - موسى ( ع ) از ميان بنى اسرائيل هفتاد نفر را براى بردن به ميعادگاه مناجات انتخاب كرد .

و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا

كلمه «سبعين» مفعول براى «اختار» مى باشد و «قومه» به سبب حذف حرف جر، منصوب شده است ; يعنى «من قومه». البته برخى «قومه» را مفعول و «سبعين» را بدل از آن گرفته اند.

3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )

و اختار موسى

«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.

4 - برگزيدگان موسى براى حضور در ميعادگاه مناجات ، از ميان مردان بنى اسرائيل بودند ; نه زنان ايشان

سبعين رجلا

5 - برگزيدگان بنى اسرائيل براى همراهى موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات ، پس از حضور در آن مقام به لرزشى شديد و كشنده گرفتار شدند .

فلما أخذتهم الرجفة

6 - خداوند ، بجز موسى ( ع ) ، همه حاضران در ميعادگاه مناجات را به هلاكت رسانيد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

8 - موسى ( ع ) اندوهناك از هلاكت برگزيدگانش در ميعادگاه مناجات به دور از چشمان بنى اسرائيل

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

جمله «لو شئت . .. » (اگر مى خواستى من و ايشان را به هلاكت رسانى، پيش از حضور در ميقات به هلاكت مى رساندى) حكايت از تحسر و اندوه موسى(ع) بر از ميان رفتن همراهانش دارد و قيد «من قبل» مى رساند كه اندوه وى برخاسته از آن است كه هلاكت آنان در ميقات و به دور از چشمان بنى اسرائيل تحقق يافته است.

11 - كردار سفيهانه گروهى از همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، عامل نزول عذاب الهى و به هلاكت رساندن همه آنان شد .

أتهلكنا بما فعل السفهاء منا

گفته شده مراد از كردار سفيهانه برخى از همراهان موسى، تقاضاى رؤيت خدا با چشم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 159 - 1،2،5

1 - گروهى اندك از قوم موسى ، مردمى هدايتگر و عدالت پيشه بودند .

و من قوم موسى امة يهدون بالحق و به يعدلون

2 - هدايتگران قوم موسى خود همواره ملازم حق و حقيقت بودند .

يهدون بالحق

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء» در «بالحق» براى مصاحبت باشد در اين صورت «بالحق» حال براى فاعل «يهدون» است ; يعنى: «يهدون مصاحبين الحق».

5 - عدالت پيشگان قوم موسى همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كردند .

و به يعدلون

«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 -

1،2،3،6،7،12،13،15،16،17،18،19،21،26،27،

1 - خداوند بنى اسرائيل را دوازده تيره و قبيله قرار داد .

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

تمييز «اثنتى عشرة» كلمه اى مونث و مفرد همانند «فرقة» است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است. اسباط، جمع سبط (تيره و قبيله) بدل براى «اثنتى عشرة» است.

2 - هر يك از دوازده تيره بنى اسرائيل خود امت و مجموعه اى مجزا از ديگر تيره ها

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«أمما» (جمع أمة) حال براى «أسباطا» است ; يعنى قبايلى كه هر كدام امتى بودند.

3 - انتساب بنى اسرائيليان به هر يك از فرزندان يعقوب ، اساس گروه بندى آنان

و قطّعنهم اثنتى عشرة أسباطا أمما

«اسباط» در لغت به معناى نوادگان است. به كارگيرى اين واژه براى تيره هاى دوازده گانه بنى اسرائيل اشاره به اين دارد كه اساس اين قبايل - كه همگان نواده هاى يعقوب (اسرائيل) هستند - دوازده فرزند او مى باشند.

6 - قوم موسى پس از عبور از دريا به كمبود آب و غذا مبتلا شدند .

إذ استسقه قومه . .. و أنزلنا عليهم المن و السلوى

7 - بنى اسرائيل با توسل به موسى ( ع ) خواستار برطرف شدن مشكل كمبود آب شدند .

إذ استسقه قومه

12 - جوشش دوازده چشمه آب از سنگ در پى فرود آمدن عصاى موسى بر آن

أن اضرب بعصاك الحجر فانبجست منه اثنتا عشرة عينا

«انبجاس» مصدر «انبجست» به معناى جوشيدن و فوران زدن است.

13 - هر يك از دوازده چشمه جوشيده از سنگ ، مخصوص طايفه اى از دوازده طايفه بنى اسرائيل بود .

قد علم كل أناس مشربهم

«أناس» جمع إنس (مردم) است و مراد از آن طوايف دوازده گانه بنى اسرائيل مى باشد. «مشرب» به آب آشاميدنى و يا جايگاهى كه از آن آب برمى دارند گفته مى شود و مقصود از آن چشمه هايى است كه از سنگ جوشيد.

15 - هر كدام از طوايف بنى اسرائيل به چشمه مخصوص خويش آگاه بودند .

قد علم كل أناس مشربهم

16 - قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظلّلنا عليهم الغمم

17 - خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است.

«تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

18 - خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

19 - « منّ » و « سلوى » خوراكى پاكيزه و از روزى هاى عطا شده به بنى اسرائيل

و أنزلنا عليهم المن و السلوى كلوا من طيبت ما رزقنكم

21 - دسترسى قوم موسى به غذا هاى حلال و حرام در پى عبور از دريا

كلوا من طيبت ما رزقنكم

26 - ظهور معجزاتى متعدد ( پديد آمدن آب ، سايه ، نزول منّ و سلوى ) براى قوم موسى در پى عبورشان از دريا

فانبجست . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى

27 - قوم موسى با بهره گيرى از خوراكى هاى ناپاك از دستور خداوند سرپيچى كردند .

كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

چنانچه اطلاق ستمگرى بر قوم موسى (كانوا أنفسهم يظلمون) در ارتباط با جمله «كلوا من طيبت . .. » بيان شده باشد، مراد از ستمگرى آنان، استفاده از خوراكيهاى حرام و ناپاك است ; ولى چنانچه جمله «و ما ظلمونا و لكن ... » در ارتباط با نعمتهاى متعددى باشد كه در آيه مطرح شده، مراد از ستمگرى ايشان، ناسپاسى در برابر آن نعمتهاست. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 -

1،3،5،6،7،8،10،13،19

1 - بنى اسرائيل فرمان يافتند تا پس از زندگانى بيابانى ، در آبادى بيت المقدس سكونت گزينند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

«قريه» در لغت به معناى روستا و نيز شهر آمده و در قرآن نيز در هر دو معنا استعمال شده است. و چون قرينه اى يافت نشد كه كدامين معنا مراد است، در برداشت فوق كلمه «آبادى» آورده شد. «ال» در «القرية» عهد حضورى و اشاره به ديارى خاص دارد. بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از آن بيت المقدس است.

3 - بنى اسرائيل به هنگام دريافت فرمان تصرف بيت المقدس ، در مكانى نزديك به آن آبادى بسر مى بردند .

و إذ قيل لهم اسكنوا هذه القرية

برداشت فوق با توجه به اسم اشاره (هذه) استفاده شده است.

5 - خداوند تهيه خوراكى ها از هر ناحيه بيت المقدس را براى بنى اسرائيل حلال و مباح كرد .

و كلوا منها حيث شئتم

6 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس ، فرمان خدا به بنى اسرائيل

و قولوا حطة

«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف مانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرود آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد (نغفر لكم) برداشتن وزر گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد خدايا درخواست ما آمرزش گناهان است.

7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل

و ادخلوا الباب سجداً

كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.

8 - دروازه بيت المقدس طريق تعيين شده از جانب خدا براى نفوذ به آن سرزمين و تصرف آن ديار

و ادخلوا الباب

10 - بنى اسرائيل پيش از ورود به بيت المقدس گناهان فراوانى داشتند .

نغفر لكم خطيئتكم

برداشت فوق با توجه به كلمه «خطيئات» - كه به صورت جمع آمده - استفاده شده است.

13 - وجود افرادى نيك كردار و پاكدامن از گناهان در ميان قوم موسى

سنزيد المحسنين

كلمه «المحسنين» مى تواند در مقابل گروهى از بنى اسرائيل باشد كه از جمله «نغفر لكم خطيئتكم» به دست مى آيد. يعنى بنى اسرائيل دو گروه بودند: گروهى گنهكار كه جمله «نغفر لكم خيطئتكم» اشاره به آنان دارد و پاكدامنان از گناه كه «المحسنين» عهده دار تبيين آن گروه است.

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 162 - 1،2

1 - گروهى از قوم موسى داراى پيشينه اى آلوده به گناه و ستم ، پيش از ورودشان به بيت المقدس

فبدل الذين ظلموا . .. بما كانوا يظلمون

2 - حرام خواران قوم موسى به جاى طلب آمرزش از خدا به هنگام ورود به بيت المقدس كلامى ديگر بر زبان جارى ساختند .

فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم

مى توان گفت مراد از «الذين ظلموا» به دليل «و لكن كانوا أنفسهم يظلمون» در آيه 160 كسانى هستند كه با استفاده از خوراكيهاى غير پاكيزه به حرامخوارى دست يازيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 1،2،4،5،8

1 - خداوند كوه طور را به لرزه درآورد ، از زمين كند و آن را همچو پاره ابرى بر بالاى سر بنى اسرائيل قرار داد .

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«نتق» (مصدر نتقنا) به معناى لرزاندن و از جا بركندن است. «ال» در «الجبل»، عهد ذهنى است و اشاره به كوه طور دارد. «ظلة» به معناى پاره ابر، سقف و سايبان است. كوه اگر بر فراز سر انسانها قرار گيرد، شباهتش به پاره ابر بيش از شباهتش به سقف و مانند آن است.

2 - قوم موسى هراساان از سقوط كوهِ برافراشته شده بر سر آنان

و ظنوا أنه واقع بهم

4 - خداوند با برافراشتن كوه طور بر سر قوم موسى ، از آنان خواست تا با جديت تمام تورات بپذيرند و رفتار و انديشه هاى خويش را بر اساس آن استوار سازند .

خذوا ما ءاتينكم بقوة

«خذوا» يعنى بگيريد. «گرفتن» تورات و ديگر كتابهاى آسمانى به اين است كه مورد پذيرش قرار گيرد و به احكام آن عمل شود.

5 - لجاجت و سرسختى بنى اسرائيل در پذيرش تورات و عمل به فرمان هاى آن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم . .. خذوا ما ءاتينكم

8 - قرار گرفتن كوه بر فراز سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به ياد داشتن

و إذ نتقنا الجبل فوقهم كأنه ظلة

«إذ» متعلّق به فعل مقدّر «اذكروا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 1،2،3،4،5،6

1 - قوم فرعون ، على رغم مشاهده معجزه بزرگ موسى ( ع ) و غلبه او بر ساحران ، بر ناباورى خود پاى فشرده و كسى از آنان به او ايمان نياورد .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «من قومه» راجع به «موسى» و مراد از «قوم موسى»، بنى اسرائيل باشد.

2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.

3 - مؤمنان و گرويدگان به موسى ( ع ) ، همگى از قشر جوان بنى اسرائيل بودند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

«ذرية» به معناى «ابناء و أولاد» به كار مى رود، با توجه به جو وحشت و ارعاب كه فرعون در ميان بنى اسرائيل به وجود آورده بود و معمولا در چنين شرايطى پيران به حكم مصلحت انديشى كنار مى كشند، مى توان گفت كه مراد از «ذرية»، جوانان بنى اسرائيل است.

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

5 - مؤمنان به موسى ( ع ) به جرم ايمان ، در معرض شكنجه و آزار فرعون و اشراف قوم خود قرار داشتند .

إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

6 - رؤسا و اشرافِ قوم موسى ، دشمنان او و وابسته به حكومت فرعون بودند .

على خوف من فرعون و ملإيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 2،5

2 - قوم موسى ، از همان آغاز گرايش به او ، خود را در معرض عذاب و شكنجه فرعونيان مى ديدند .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

5 - بنى اسرائيل ، زير سلطه و اقتدار فرعون و اشراف خود ، با ضعف و ذلت ، روز مى گذراندند .

فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 4،6،7

4 - بنى اسرائيل ، مايل نبودند در سرزمين كفر و در جوار كافران ، زندگى كنند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

6 - بنى اسرائيل ، خواهان هجرت از سرزمين مصر به سرزمين ديگر بودند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

7 - بنى اسرائيل ، در دعاى خويش از خداوند خواستند : زمينه هجرتشان از سرزمين مصر به سرزمينى ديگر را فراهم كند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جمله «و نجنا برحمتك من القوم الكافرين» به معناى (ما را از كافران خلاص نما) است و مقصود از آن مى تواند درخواست هجرت به سرزمين ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 87 - 1،2،5،6

1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».

2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.

5 - خداوند ، فرمان داد تا بنى اسرائيل در بر پا كردن خانه هاى خود ، آنها را رو به روى هم بسازند .

و اجعلوا بيوتكم قبلة

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه لفظ «قبلة» مصدر نوعى به معناى اسم فاعل باشد ; يعنى: اجعلوا بيوتكم متقابلة.

6 - ضعف و ذلت بنى اسرائيل در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) تا درجه اى بود كه حتى از داشتن خيمه يا كومه اى ، كه آنان را از سرما و گرما حفظ كند ، محروم بودند .

و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 90 - 1،2،3،5،9

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را در حالى كه در معرض هجوم فرعون و سپاهيانش قرار داشتند ، از دريا عبور داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

2 - فرعون و سپاهيانش ، با خارج شدن بنى اسرائيل از دريا ، با كبر و نخوت و با سرعت به سوى آن گذرگاه تاختند .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

جمله «فأتبعهم . .. » عطف بر جمله «جاوزنا» است و «فاى عاطفه» براى ترتيب بدون تراخى است. عرب به كسى كه راه

رفتنش همراه با كبر و نخوت باشد مى گويد: «بغى فى مشيته» و «عدو» نيز به معناى دويدن است.

3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً

5 - فرعون تا لحظه اى كه دريا به هم نيامد و در آستانه غرق شدن قرار نگرفت ، در پى بنى اسرائيل مى تاخت

فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً حتى إذا أدركه الغرق

9 - نجات بنى اسرائيل از شر فرعون و اطرافيانش ، ثمره استقامت و پايدارى آنان بود .

فاستقيما . .. و جوزنا ببنى إسرءيل البحر ... حتى إذا أدركه الغرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 1

1 - عبور بنى اسرائيل از دريا و غرق شدن فرعون و سپاهيانش ، هنگام روز بوده است .

و جوزنا ببنى إسرءيل . .. حتى إذا أدركه الغرق ... فاليوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 1،2،3

1 - خداوند ، بنى اسرائيل را پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى خوش آب و هوا و واجد همه شرايط مناسب زندگى ، اسكان داد .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق

2 - بنى اسرائيل ، پس از نابودى فرعون ، در سرزمينى با اراضى حاصل خيز كه در آن ، از انواع نعمت ها و روزى هاى پاكيزه و مناسب طبع برخوردار بودند ، روزگار خوشى مى گذراندند .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

3 - وضعيت مسكن و معيشت بنى اسرائيل در دوران حكومت فرعون ، وضعيتى نابسامان و نامناسب بود .

و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق و رزقنهم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 3،4

3- قوم موسى در حقانيت تورات اختلاف كرده ; گروهى آن را پذيرفتند و گروهى آن را انكار كردند .

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

4- اختلاف پيروان موسى درباره تورات اصلى و محتواى آن *

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 6

6- « عن على بن موسى الرضا ( ع ) : كانت الحكومة فى بنى اسرائيل إذا سرق أحد شيئاً استرق به ، . . . فقال لهم يوسف : ما جزاء من وجد فى رحله ؟ قالوا : هو جزاؤه . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده است: [قانون] در حكومت بنى اسرائيل چنين بود كه اگر كسى چيزى را مى دزديد، در مقابل آن به بردگى گرفته مى شد . .. پس يوسف به كاروانيان گفت: جزاى كسى كه [آن جام] در بار او يافت شود چيست؟ گفتند: خود او

جزاى آن است ... [كه بايد به بردگى گرفته شود]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 13،14،17،18

13- سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان بنى اسرائيل ، بدترين نوع تحميل شكنجه و آزار از سوى فرعونيان به آنان

يسومونكم سوء العذاب و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

آوردن «يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم» پس از «يسومونكم» مى تواند جمله تفسيرى براى آن باشد. در اين صورت، اين دو مورد، شرح شكنجه ها و رفتارهاى ظالمانه آل فرعون است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

18- آزمايش بندگان ، جلوه ربوبيت الهى نسبت به آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 4 - 8،10

8- دو بار فسادانگيزى بنى اسرائيل در زمين ، از برجسته ترين حوادث و تحولات تاريخى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين و لتعلنّ علوًّا كبيرًا

10- « عن على بن أبى طالب ( ع ) فى قوله « لتفسدنّ فى الأرض مرّتين » قال : الأولى قتل زكريا عليه الصلوة و السلام و الأخرى قتل يحيى عليه السلام ;

از على بن ابى طالب(ع) روايت شده است كه درباره قول خدا «لتفسدنّ فى الأرض مرّتين» فرمود: بار اول كشتن زكريا - عليه الصلوة و السلام - و بار دوم كشتن يحيى - عليه السلام - بوده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 5 - 1،3،4،7،8

1- انتقام خداوند از بنى اسرائيل ، به وسيله نيروهايى توانمند و جنگاور ، در پى نخستين فسادانگيزى آنان

فإذا جاء وعد أُولهما بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

«بأس» در لغت به معناى شدت در جنگ است و «أُولى بأس» توانمندى و جنگاورى را معنا مى دهد.

3- سركوب كنندگان اولين فساد بنى اسرائيل ، مردانى بس توانمند و جنگاور

بعثنا عليكم عبادًا لنا أولى بأس شديد

4- جنگاورى و توانمندى بنى اسرائيل ، در نخستين مرحله از فسادانگيزيشان

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد

گسيل نيروهاى بسيار پرتوان براى سركوبى بنى اسرائيل، نشانگر توانمندى آنان در جنگ و مبارزه است.

7- جست و جوى خانه به خانه جنگاوران توانمند پس از ورود به سرزمين بنى اسرائيل به منظور سركوبى آنان

بعثنا . .. فجاسوا خلل الديار

«الجوس» (مصدر جاسوا) به معناى تردد و رفت و آمد است (لسان العرب)، و نوعاً براى كسب اطلاع و اخبار به كار مى رود.

8- در امان نبودن بنى اسرائيل حتى در زواياى خانه هاى خود ، به دنبال فسادانگيزى و تعقيب قرار گرفتنشان از سوى مردانى جنگاور

فجاسوا خلل الديار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 1،2،4،5،8،9،12

1- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائيل با اراده خداوند پس از نخستين شكست آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«كرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نيز به معناى تجديد خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.

2- پيروزى بنى اسرائيل بر دشمنان جنگجوى خويش با اراده خداوند پس از نخستين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

4- وجود فاصله ميان نخستين شكست بنى اسرائيل و پيروزى آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«ثم» دلالت بر تراخى و فاصله زمانى دارد.

5- تجديد توان اقتصادى و انسانى بنى اسرائيل با امداد الهى پس از اولين شكست

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم بأمول و بنين

8- تاريخ بنى اسرائيل ، داراى فراز و نشيب هاى شديد است .

بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم و أمددنكم

9- فزونى داشتن نيروى انسانى و نفرات رزمى بنى اسرائيل بر نفرات دشمن ، پس از نخستين شكست

و جعلنكم أكثر نفيرًا

12- روى كرد عمومى بنى اسرائيل به صلاح و شايستگى ، پس از تحمل مجازات افساد خويش و قبول شكست از مردانى جنگاور

لتفسدنّ فى الأرض . .. بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد ... ثمّ رددنا لكم ال

قرينه دو آيه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى كند بر اينكه بنى اسرائيل پس از شكست خود، متنبه شده اند و براى همين جهت، خداوند هم آنان را امداد كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 7،8،9،10،13،14

7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان

بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى

آنان نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.

8- فسادانگيزى مجدد بنى اسرائيل ، پس از رسيدن به قدرت و رفاه

لتفسدنّ فى الأرض مرّتين . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم ... فإذا جاء وعد الأخرة

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

10- فتح مسجدالاقصى ، توسط جنگاورانى نيرومند و ر ها شدن آن از دست بنى اسرائيل ، در پى فسادانگيزى مجدد آنان

و ليدخلوا المسجد كما دخلوه أوّل مرّة

نوع مفسّران برآنند كه مقصود از «المسجد»، مسجدالأقصى است.

13- دومين هجوم نيرو هاى فاتح مسجدالاقصى بر بنى اسرائيل فسادگر و سركش ، هجومى توفنده و ويرانگر

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

«تتبير» به معناى اهلاك است و آوردن مفعول مطلق (تتبيرا) - كه براى تأكيد است - إشعار به سختى هجوم دارد.

14- نابودى و تخريب كامل آثار و تمدن بنى اسرائيل ، با دومين هجوم نيرو هاى توانمند و جنگاور

و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 1،2

1- ايجاد اميدوارى به رحمت در بنى اسرائيل ، على رغم دو بار فسادانگيزى و شكست تلخشان به وسيله خداوند

عسى ربّكم أن يرحمكم

مخاطبان آيه با توجه به آيات قبل، بنى اسرائيل است.

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 103 - 1،3

1- تصميم فرعون به محو موسى ( ع ) و بنى اسرائيل از صحنه زمين ، به دنبال احساس ناتوانى از مقابله با معجزات او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت . .. فأراد أن يستفزّهم من الأرض

برداشت فوق بنابراين نكته است كه مراد از «الأرض» كره زمين باشد. در اين صورت لازمه «استفزاز» (بركندن)، قتل و نابود كردن است.

3- روى آوردن فرعون به اعمال قهرآميز عليه موسى ( ع ) در پى ناتوانى از رودررويى منطقى و فرهنگى با او

و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت . .. فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 104 - 1،2

1- دستور خداوند به بنى اسرائيل ، پس از هلاك فرعونيان مبنى بر انتخاب سرزمين مورد نظرشان ( شام يا مصر ) براى

سكنى گزيدن

و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

2- زندگى بدون آرامش بنى اسرائيل تا قبل از رهايى از حكومت فرعون *

فأراد أن يستفزّهم من الأرض . .. و قلنا من بعده لبنى إسرءيل اسكنوا الأرض

احتمال دارد كه «اسكنوا الأرض» به معناى آرام گرفتن در زمين و بيرون آمدن از اضطرابى باشد كه قبلاً گريبانگير آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 3

3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .

أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 2،6،8،9

2 - بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.

6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.

8 - فرعون ، از خروج بنى اسرائيل و هجرت آنان از مصر به ديار ديگر مانع مى شد .

فأرسل معنا بنى إسرءيل

اگر خروج بنى اسرائيل به طور عادى از مصر ممكن بود، مطرح ساختن آن با فرعون بى معنا بود پس هر چند كه بنى اسرائيل، خود خواستار رهايى و هجرت بودند; ولى فرعون و دستگاه حكومت او مانع اين كار مى شدند.

9 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى براى هجرت از مصر به رهبرى موسى و هارون ( ع )

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

مطرح شدن اين درخواست نزد فرعون، بر وجود آمادگى روحى و فكرى در بنى اسرائيل براى هجرت از مصر دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 1،2،5،7،8،11

1 - موسى ( ع ) ، مأمور به حركت در آوردن شبانه بنى اسرائيل ، جهت خروج و هجرت از مصر

و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

«إسراء» به معناى سير شبانه و حرف «باء» براى تعديه است، «أسر بعبادى»; يعنى، بندگان مرا شبانه حركت بده [و از مصر خارج كن].

2 - هجرت بنى اسرائيل از مصر ، حركتى سازماندهى شده و پنهان از چشم فرعونيان *

و لقد أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

فرمان يافتن موسى(ع) به كوچ دادن شبانه بنى اسرائيل و تعقيب آنان از سوى فرعون، اين احتمال را تقويت مى كند كه

انتخاب شب به جهت استتار و پنهان ماندن از چشم مأموران فرعون بوده است.

5 - بنى اسرائيل ، مورد عنايت و لطف الهى ، در عصر ستم ديدگى و شكنجه شدن از سوى فرعونيان

أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، به جهت تكريم بنى اسرائيل و اظهار لطف به آنان است. اين امر، زمانى صورت گرفته كه آنان در بند حكومت فرعون و شكنجه هاى او بودند. خداوند با تعبير «عبادى» بر رفتار فرعونيان - كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفته بودند - خط بطلان كشيده و آنان را تنها بنده خود معرفى كرده است.

7 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى لازم براى هجرت از مصر و رهايى از عذاب فرعون

أسر بعبادى

حركت شبانه، گريختن از چنگ كسانى است كه براى آن حركت، مانع ايجاد مى كنند. بنابراين ماندن بنى اسرائيل نزد فرعونيان، برخلاف ميل آنان بوده است.

8 - ايجاد راهى خشك در عمق درياى سرخ براى عبور بنى اسرائيل ، از مأموريت هاى موسى ( ع )

فاضرب لهم طريقًا فى البحر يبسًا

«اضرب لهم. ..»، يعنى براى آنان راهى را ايجاد كن. «يَبَس» به معناى خشك است. «ال» در «البحر» عهد ذهنى و اشاره به درياى مشخصى است كه در مسير هجرت قرار داشت. گروهى از مفسران آن را درياى سرخ و برخى رود نيل دانسته اند.

11 - تمام بنى اسرائيل از يك راه در دريا عبور داده شدند . *

فاضرب لهم طريقًا فى البحر

چنانچه مراد از «طريقاً» جنس نباشد، بر وحدت راه دلالت خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 78 - 1،2،3،4،5

1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .

أسر بعبادى . .. فأتبعهم

حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.

2 - فرعون و لشكريانش ، در پى كوچ بنى اسرائيل از مصر ، به تعقيب آنان پرداختند .

فأتبعهم فرعون بجنوده

3 - در تعقيب بنى اسرائيل ، فرعون خود رهبرى سپاهيانش را به عهده داشت .

فأتبعهم فرعون بجنوده

4 - ماندن بنى اسرائيل در مصر و جدا نشدن آنان از ديگران ، امرى حياتى براى فرعون و فرعونيان

أسر بعبادى . .. فأتبعهم فرعون بجنوده

تعقيب بنى اسرائيل و تلاش براى جلوگيرى از هجرت آنان، نشانگر اين نكته است كه جداشدن بنى اسرائيل از جامعه مصر، خسارت و عواقب سنگينى براى آنان به همراه داشت.

5 - فرعونيان ، در تعقيب بنى اسرائيل ، به راه خشك شده دريا ، وارد شدند .

طريقًا فى البحر يبسًا . .. فأتبعهم فرعون بجنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 80 - 2،6،7،10

2 - خداوند ، بنى اسرائيل را از خطر فرعون رهانيد و آنان را از اسارت او نجات داد .

فأتبعهم فرعون . .. يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم

6 - خداوند ، بر بنى اسرائيل زمان موسى ( ع ) ، خوردنى هاى « منّ » ( ترنجبين ) و « سلوى » ( بلدرچين ) نازل كرد .

و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

«منّ» قطراتى است كه از آسمان بر درخت ها و سنگ ها مى نشيند و به صورت عسل در مى آيد. طعم آن شيرين است و مانند شيره درخت خشك مى شود (قاموس). برخى از مفسران آن را ترنجبين معنا كرده اند. «سلوى»، پرنده اى است شبيه كبوتر با پا و گردنى درازتر كه حركتى سريع دارد و رنگ آن شبيه رنگ بلدرچين است (مصباح). برخى آن را همان بلدرچين مى دانند.

7 - نزول « منّ و سلوى » بر بنى اسرائيل ، پس از نجات آنان از چنگال فرعون و استقرار آنها در بيابان بوده است .

قد أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا عليكم المنّ والسلوى

نزول «منّ و سلوى»، نشان عارى بودن منطقه از مواد غذايى متداول و بيابانى بودن محيط استقرار آنها است.

10 - بنى اسرائيل در عصر موسى ( ع ) داراى سر فصل هاى تاريخى برجسته و بسيار قابل تأمّل

أنجينكم . .. وعدنكم ... و نزّلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 11

11 - منزل گاه بنى اسرائيل - پس از عبور از دريا - فاقد امكانات تغذيه سالم و داراى مواد غذايى بد خوراك و مغاير با طبع انسان بود .

كلوا من طيّبت ما رزقنكم و لاتطغوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 1،2،4،11

1 - بنى اسرائيل ، در غيبت موسى ( ع ) ، مورد آزمايش الهى قرار گرفتند .

فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

«من بعدك»; يعنى [اى موسى] بعد از آن كه تو از قوم خويش جدا گشتى و از انظار آنان غايب شدى. گفتنى است كه «فتنة» در اصل در مورد طلا و نقره اى كاربرد دارد كه با آتش گداخته شده و خوب و بد آن جدا شده باشد (مصباح) و مراد از آن در آيه بالا، آزمايش است كه مايه تشخيص انسان هاى خوب و بد است.

2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .

و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .

و أضلّهم السامرىّ

«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.

11 - ارتداد بنى اسرائيل و پيدايش گوساله پرستى در ميان آنان ، پس از عبورشان از دريا بود .

يبنى اسرءيل قد أنجينكم من عدوّكم . .. فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 1،5،7،9،11،14

1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .

و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا

با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).

5 - بنى اسرائيل ، پيش از رفتن موسى ( ع ) به ميقات ، وعده خوبى ( نزول تورات ) از ناحيه خداوند دريافت كرده بودند .

ألم يعدكم ربّكم وعدًا حسنًا

استفهام تقريرى يا انكارى موسى(ع) از بنى اسرائيل، نشان از داده شدن وعده اى به آنان پيش از رفتن موسى(ع) به ميقات دارد. محتواى اين وعده را، برخى نزول تورات دانسته اند.

7 - بنى اسرائيل ، بدون اين كه در تحقق وعده خداوند ( اعطاى تورات ) به آنان تأخيرى شده باشد ، به گمراهى تن در دادند .

ألم يعدكم ربّكم . .. أفطال عليكم العهد

استفهام در «أفطال» انكارى است. و «عهد» به معناى زمان است. (قاموس) و مراد زمان تحقق وعده اى است كه «ألم يعدكم» بر آن دلالت داشت، و ممكن است مراد از «عهد» زمان دورى موسى(ع) باشد.

9 - پيروى بنى اسرائيل از سامرى و بى توجهى آنان به وعده الهى ، زمينه سازگرفتارى آنان به غضب خداوند بود .

و أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

«أم» در اين آيه منقطعه است و مفاد عبارت «أم أردتم» اين است كه دليل گوساله پرستى شما، تأخير وعده نبود; بلكه شما به گونه اى عمل كرديد كه علاقه مندان به غضب الهى عمل مى كنند. بنابراين، جمله «أردتم...» استعاره است و نماى كار آنان را نشان مى دهد.

11 - موسى ( ع ) قبل از عزيمت به ميقات ، توصيه هاى لازم را به بنى اسرائيل ارائه كرده و قول و قرار هاى لازم را براى حفظ ايمان ، با آنان گذاشته بود .

فأخلفتم موعدى

«موعد» در اين آيه مصدر و به معناى «وعده» است. از اين رو «فأخلفتم موعدى»; يعنى، شما از وعده و عهد خود با من تخلف كرديد. از اين جمله برمى آيد كه موسى(ع) قبل از رفتن به ميقات، پيش بينى هاى لازم را كرده بود و از اين نظر حجت را بر بنى اسرائيل تمام نموده بود.

14 - موسى ( ع ) ، گوساله پرستان بنى اسرائيل را مردمى عهدشكن توصيف كرده و آنها را به عذاب سخت الهى هشدار داد .

أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 87 -

1،2،4،5،6،7،8،9،10،11

1 - بنى اسرائيل در برابر بازخواست و توبيخ خود از جانب موسى ( ع ) ، سعى در بى تقصير نشان دادن خود در ماجراى گوساله پرستى داشتند .

ألم يعدكم . .. أفطال ... أم أردتّم ... قالوا ما أخلفنا موعدك بملكنا

جمله «ما أخلفنا» و نيز «حمّلنا»، جملگى توجيهات بنى اسرائيل براى پذيرش گوساله پرستى از سوى آنان است.

2 - بنى اسرائيل ، به پيمان شكنى و تخلف از قول و قرار خود با موسى ( ع ) معترف بودند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا

4 - بنى اسرائيل بخشِ قابل توجهى از زيور آلات فرعونيان را با خود به همراه آورده بودند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

مراد از «القوم» بر حسب ظاهر فرعونيان هستند. و «وزر» به معناى «ثقل» است. از همين رو به گناه نيز «وزر و ثقل» اطلاق مى گردد; چرا كه بر دوش گنه كار سنگينى مى كند. استعمال اين واژه احتمالاً اشاره به آن است كه بنى اسرائيل، همراه داشتن زيور آلات فرعونيان را بر خود جايز نمى شمردند.

5 - بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان نيز خود را بى اختيار قلمداد مى كردند .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

آمدن «حُمّلنا» به صيغه مجهول، در ادامه توجيه بنى اسرائيل از عملكرد خويش است; يعنى، ما در حمل زينت هاى فرعونيان نيز ناخواسته آن را انجام داديم و به ما تحميل شد.

6 - اقدام بنى اسرائيل در به همراه آوردن زينت آلات فرعونيان و مصادره آنها ، بدون صدور دستورى از جانب موسى ( ع ) صورت گرفته بود .

و لكنّا حمّلنا أوزارًا من زينة القوم

تعبير «حمّلنا» و كلمه «وزر»، حكايت از آن دارد كه موسى(ع) در اين زمينه دستورى صادر نكرده بوده، و بنى اسرائيل، خودسرانه اين كار را انجام داده بودند.

7 - بنى اسرائيل ، در زمان غيبت موسى ( ع ) و رفتن او به ميقات ، زيورآلات غنيمتى خود را دور انداختند .

حمّلنا أوزارًا من زينة القوم فقذفنها

«قذف» به معناى پرتاب كردن و دور انداختن است. با توجه به جمله «حمّلنا أوزاراً» به نظر مى رسد، بنى اسرائيل زيورآلات به غنيمت گرفته شده را به اين خاطر كه گناه و آلودگى است، به دور انداختند. و يا به جهت بى قدر و قيمت شدن آنها در شرايط صحرا و زندگى بيابانى، تصميم به دور انداختن آنها گرفتند.

8 - سامرى ، سردمدار جريان به دورافكندن زيورآلات به وسيله بنى اسرائيل

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

مشخص كردن سامرى در بين مجموعه اى كه زيورآلات را به دور افكندند، نشان دهنده جلودار بودن او در اين قضيه است.

9 - بنى اسرائيل ، شاهد دست زدن سامرى به اقدامى مشابه با حركت عمومى بنى اسرائيل در به دور افكندن غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان

فقذفنها فكذلك ألقى السامرىّ

«كذلك»; يعنى، مانند آنچه ما انجام داديم. اين توصيف گوياى آن است كه سامرى در حضور بنى اسرائيل و همانند آنان، عمل كرده و چيزهايى را دور انداخته بود.

10 - اقدام سامرى در دور افكندن اشياى خويش ، پس از آن بود كه بنى اسرائيل غنيمت هاى همراه خويش را دور ريخته بودند .

فكذلك ألقى السامرىّ

11 - بنى اسرائيل ، غنيمت هاى به جا مانده از فرعونيان را ، تأمين كننده هزينه ساخت گوساله خوانده و خود را از هرگونه كمك مالى به آن تبرئه كردند .

ما أخلفنا موعدك بملكنا و لكنّا حمّلنا أوزارًا

يكى از معانى ذكر شده براى «ملك»، «مملوك» است (قاموس). مفاد آيه با توجه به اين معنا چنين مى شود: ما به وسيله اموال خودمان، خود را در اين انحراف سهيم نساختيم; بلكه سامرى از اموالى كه ما به دور ريخته بوديم، اين فتنه را به بار آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 1،2،6،7،8،9،10،13

1 - سامرى ، از زيورآلات به دور ريخته شده بنى اسرائيل ، تنديسى به شكل گوساله نر ساخت و آن ارائه كرد .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«عجل»; يعنى، گوساله نر. توصيف «عجلاً» به «جسداً» بيانگر اين نكته است كه گوساله به شكل تنديس بود; نه اين كه گوساله واقعى باشد. جمله «فأخرج لهم...» ممكن است كلام خداوند باشد و احتمال مى رود ادامه سخن بنى اسرائيل باشد. در صورت دوم، مراد گويندگان - به قرينه گفتن «لهم» نه «لنا» - تبرئه خود از پرستش گوساله است.

2 - ساخت گوساله زرين به دست سامرى ، پنهان و به دور از چشم بنى اسرائيل صورت گرفت .

فأخرج لهم عجلاً جسدًا

«أخرج» تنها ناظر به مرحله عرضه گوساله بر بنى اسرائيل است و مسكوت ماندن مراحل قبل از آن، (ساخت گوساله) نشانگر مستور بودن آن مراحل از انظار عمومى است.

6 - سامرى ، تنديس گوساله زرين را به عنوان « اله » بنى اسرائيل و موسى ( ع ) معرفى كرد .

فأخرج . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

7 - گروهى از بنى اسرائيل در معرفى كردن گوساله زرين به عنوان معبود ، با سامرى همراهى و هم كارى داشتند .

عجلاً . .. فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

فعل جمع «قالوا» مى رساند كه عده اى در اطراف سامرى مجتمع گشته و مرام او را ترويج مى كردند. يا اين كه از گذشته با او هم كارى و هم فكرى داشتند و در زمان نمايش دادن گوساله، به ترويج عقيده باطل خود پرداختند.

8 - بنى اسرائيل ، داراى زمينه مساعد فكرى براى پذيرش گوساله طلايى به عنوان معبود بودند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى

انتخاب شكل گوساله براى القاى بت پرستى و نيز ارتداد سريع بنى اسرائيل، به خصوص پس از مشاهده معجزات موسى(ع)، گوياى برداشت ياد شده است.

9 - سامرى و پيروان او ، به دروغ مدعى فراموش شدن معرفى گوساله به عنوان معبود ، از جانب موسى ( ع ) شدند .

هذا إلهكم و إله موسى فنسى

در باره مرجع ضمير فاعلى «نسى» دو احتمال وجود دارد: 1- مرجع موسى(ع) باشد. 2- مرجع سامرى باشد. برداشت ياد شده براساس احتمال اول است.

10 - سامرى و طرفداران و مبلغان او ، پرستش گوساله را از جمله عقايد موسى ( ع ) وانمود كردند .

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

13 - موسى ( ع ) در ديدگاه و تبلغات سامريان ، رهبرى فراموش كار حتى در اصولى ترين مسائل اعتقادى

فقالوا هذا إلهكم و إله موسى فنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 1،3،5،10،11،14،15

1 - انحراف و گوساله پرستى بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) ، على رغم هشدار هاى هارون ( ع ) صورت گرفته بود .

و لقد قال لهم هرون من قبل

«من قبل»; يعنى، پيش از بازگشت موسى(ع) از ميقات.

3 - فتنه و امتحان بودن گوساله زرين سامرى ، از جمله هشدارهايى كه هارون به بنى اسرائيل داده بود .

و لقد قال لهم هرون . .. إنّما فتنتم به

5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن

توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.

10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )

و لقد قال لهم هرون من قبل

11 - سخنان هارون به گوساله پرستان بنى اسرائيل ، گفتارى محبت آميز و همراه با توجيه و ارشاد بود .

يقوم إنّما فتنتم به

انتساب بنى اسرائيل به خود، با گفتن «اى قوم من» ابراز محبت است و ريشه يابى ماجراى سامرى با فتنه خواندن آن، روشن گرى و ارشاد است.

14 - هارون ، داراى حق ولايت و اطاعت بر بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) بود .

و لقد قال لهم هرون . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

فرمان هارون(ع) به پيروى و اطاعت مردم از او، حاكى از ثبوت حق ولايت و اطاعت او، بر عهده بنى اسرائيل است.

15 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، بنى اسرائيل را به ترك تبعيت سامرى ، و پيروى و اطاعت از خود فرا خواند .

لقد قال لهم هرون من قبل . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 91 - 1،2،3

1 - بنى اسرائيل از پذيرش فرمان هاى هارون و توبه از گوساله پرستى ، سرباز زدند .

فاتّبعونى و أطيعوا أمرى . .. قالوا لن نبرح عليه عكفين

«لن نبرح»; يعنى، «لانزال» (پايدار مى مانيم) و «عاكف» به كسى گفته مى شود كه به چيزى توجه كرده و خود را به تعظيم آن وادار سازد (مفردات راغب).

2 - تصميم گوساله پرستان بنى اسرائيل بر عبادت گوساله سامرى ، تا زمان بازگشتن موسى ( ع ) از ميقات و تعيين تكليف

لن نبرح عليه عكفين حتّى يرجع إلينا موسى

3 - بنى اسرائيل ، محل استقرار گوساله سامرى را عبادت گاه خود قرار داده و ساعات فراوانى را به عبادت آن اختصاص دادند .

لن نبرح عليه عكفين

ملازمت و مداومت، از لغت «عاكفين» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 1،2،3،6

1 - موسى ( ع ) ، پس از بازگشت از ميقات ، هارون را در باره عكس العمل وى در مقابل گوساله پرستان بنى اسرائيل ، مورد بازخواست و توبيخ قرار داد .

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

2 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .

قال يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.

6 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يهرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 2،3،4

2 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه رهبرى و هدايت بنى اسرائيل را به عهده داشت .

يهرون ما منعك . .. ألاّتتّبعن

3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .

ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى

«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).

4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل

ما منعك . .. أفعصيت أمرى

«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 1،2،3،12،17

1 - موسى ( ع ) با مشاهده گوساله پرستى بنى اسرائيل ، پس از بازگشت از ميقات ، به شدت خشمگين شد .

يبنؤُمّ لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

گرفتن سر و ريش هارون، نشان شدت از ناراحتى موسى(ع) در مورد انحراف بنى اسرائيل دارد.

2 - موسى ( ع ) با گرفتن سر و ريش هارون ، او را در باره گوساله پرست شدن بنى اسرائيل در غياب خود مورد بازخواست قرار داد .

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )

يهرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

12 - حفظ وحدت و يك پارچگى و جلوگيرى از تفرقه ، عذر هارون ( ع ) جهت اقدام نكردن به صورت عملى عليه گوساله پرستان بنى اسرائيل

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

17 - گوساله پرستان ، گروه حاكم بر جوّ عمومى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع )

إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل

نماى اتحاد و يك پارچگى بنى اسرائيل، در فاصله ارتداد آنان، گوياى حاكميت مرتدان و گوساله پرستان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 1،2

1 - موسى ( ع ) ، پس از توبيخ بنى اسرائيل و برخورد شديد با هارون ( ع ) با مشاهده دخالت مستقيم سامرى در گوساله پرستى بنى اسرائيل ، به بازخواست و محاكمه او پرداخت .

قال فما خطبك يسمرىّ

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يسمرىّ

«خطب» - نزد برخى لغت دانان - به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 4،6،7،8

4 - سوء استفاده از دين و تعاليم آسمانى ، براى گمراه ساختن بنى اسرائيل و ترويج گوساله پرستى در بين آنان ، از جمله اعترافات سامرى در نزد موسى ( ع )

فنبذتها

«نبذ» در «نبذتها»، ممكن است در معناى حقيقى آن; يعنى، دورافكندن آثار رسالت به كار رفته باشد و نيز ممكن است مجاز و به معناى سوء استفاده از تعاليم رسولان الهى باشد. براساس معناى دوم، سامرى اعتراف مى كند كه با استفاده نابه جا از آموخته هاى خويش، آن را ضايع ساخته و نابود كرده است.

6 - ارتداد سامرى ، سبب انحراف بنى اسرائيل بود .

فنبذتها

7 - خطاكارى و تسويل نفس ( تزيين داده شدن عمل از سوى نفس ) ، از جمله اعترافات سامرى در هنگام محاكمه

قال بصرت . .. و كذلك سوّلت لى نفسى

«تسويل» به معناى نيكو و زيبا جلوه دادن و محبوب ساختن چيزى در ديدگاه ديگرى است، تا او وادار به گفتن سخنى مخصوص و يا انجام كارى خاص شود (لسان العرب). برخى نيز آن را از «سول» به معناى استرخا (نرمى و آسانى) مشتق دانسته و به معناى آسان ساختن گرفته اند.

8 - فريب كارى هاى نفس و جلوه پردازى هاى نفسانى ، وادار كننده سامرى به ايجاد انحراف گوساله پرستى در بنى اسرائيل بود .

و كذلك سوّلت لى نفسى

«كذلك» در اين موارد براى تشبيه چيزى به خود آن است. بنابراين مراد سامرى از اين تشبيه، اين است كه براى تسويلات نفسانى من، مثالى بهتر از همين تسويل - كه دعوت مردم به گوساله پرستى است - وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 1،3،13،14،15

1 - موسى ( ع ) درپى محاكمه سامرى ، وى را به خروج فورى از جامعه و انزوا و قطع رابطه با مردم در طول زندگى محكوم كرد .

قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

فا در «فاذهب» علاوه بر ترتب فرمان رفتن بر محكوميت سامرى، بر فوريت آن نيز دلالت دارد. «مساس» مصدر باب مفاعله است و «لامساس» به معناى نفى هرگونه تماس و برخورد است; يعنى، تو در زندگانى خود، سزاوار سرنوشتى هستى كه سخن اول و آخر تو خبر دادن از بى كسى خود و نبود هرگونه تماس گيرنده اى با تو باشد.

3 - ابتلاى سامرى به مردم گريزى و گريز مردم از وى ، پى آمد نفرين موسى ( ع ) در حق او بود .

إنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس

محتمل است «فإنّ لك فى الحياة. ..» نفرين موسى(ع) در حق سامرى باشد; يعنى، آن كه سامرى به بيمارى روحى و يا جسمى خاصى مبتلا گردد، كه از مردم بگريزد و مردم نيز از او گريز داشته باشند.

13 - موسى ( ع ) ، براى نابود ساختن گوساله سامرى ، همكارى و هم يارى بنى اسرائيل را تدارك ديده و بر شركت دادن آنان دراين اقدام مصمم بود .

لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

ضميرهاى جمع در افعال «لنحرّقنّه» و «لننسفنّه» گوياى نكته ياد شده است.

14 - تراشيدن و تبديل گوساله سامرى به براده ها و خرده فلزهايى بى مصرف و پراكنده ساختن آن در آب دريا ، برنامه موسى ( ع ) در ريشه كن ساختن انحراف گوساله پرستى بنى اسرائيل

لنحرّقنّه

از معانى ذكر شده براى «حرق» و «تحريق»، سوهان كارى كردن و ساييدن است و «تحريق» بر متوالى بودن و شدت بيشتر آن دلالت دارد (لسان العرب). برداشت ياد شده بر مبناى اين معنا استفاده شده است.

15 - مبارزه با زمينه هاى فكرى و عينى شرك و نابود كردن آنها ، شيوه موسى ( ع ) در ستيز با گوساله پرستى بنى اسرائيل

إلهك الذى . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه

سوزاندن گوساله سامرى از چند جهت قابل تأمل است: 1- از جهت نابود كردن و محو ساختن آن از ديدگان مردم تا مبادا دوباره به آن گرايش يابند. 2- اثبات «اله» نبودن آن براى ظاهر بينان، با سوزاندن و خردكردن تنديس زرّين گوسال. جهت اول، جهتى عينى و جهت دوم، جهت فكرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 47 - 5،6

5 - بنى اسرائيل ، دربند اسارت و بردگى فرعون و اشراف حكومت او

و قومهما لنا عبدون

6 - فرعون و اشراف دربار او ، مورد پرستش بردگان تحت سلطه آنان

و قومهما لنا عبدون

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «عبادة» (مصدر «عابدون»)، در جمله فوق، به معناى پرستيدن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 5

5 - بنى اسرائيل در عصر فرعون ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل و نيازمند هدايت از سوى خدا

و لقد ءاتينا موسى الكتب لعلّهم يهتدون

«هم» در «لعلّهم» كنايه از بنى اسرائيل است و ارجاع آن به فرعون و طايفه او، درست نيست; زيرا نزول تورات، بعد از هلاكت آنها بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 17 - 3،4

3 - ممانعت فرعون از هجرت بنى اسرائيل و خارج شدن آنان از مصر

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

4 - بنى اسرائيل در چنگال فراعنه مصر و در اسارت آنان گرفتار بودند .

أن أرسل معنا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 22 - 2

2 - بنى اسرائيل ، تحت بردگى و استثمار شديد نظام فرعونى

أن عبّدتّ بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 1،4،5،6،7،8

1 - وحى خداوند به موسى ( ع ) در خارج ساختن شبانه بنى اسرائيل از سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

4 - بنى اسرائيل گرفتار در نظام فرعونى ، مورد حمايت و لطف الهى

أن أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، بيانگر برداشت ياد شده است.

5 - ممانعت جدى حكومت فرعون از مهاجرت بنى اسرائيل و ترك سرزمين مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى مبنى بر خروج مخفيانه و حركت شبانه بنى اسرائيل و نيز تعبير «إنّكم متّبعون» نشانگر ممانعت شديد حكومت فرعون نسبت به خروج بنى اسرائيل از مصر است.

6 - خبردادن خداوند به موسى ( ع ) مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در صورت خروج از مصر

أسر بعبادى إنّكم متّبعون

7 - وجود بنى اسرائيل در مصر ، در بردارنده منافعى مهم براى فرعونيان

أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

اصرار فرعونيان بر نگه داشتن بنى اسرائيل در مصر، نشانگر مطلب ياد شده است.

8 - موسى ( ع ) ، رهبرى پذيرفته شده و مورد اطاعت بنى اسرائيل ، حتى پيش از ترك مصر

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون

فرمان الهى به كوچاندن شبانه بنى اسرائيل، در صورتى عملى بود كه مجموعه بنى اسرائيل مطيع موسى(ع) بودند و اين حركت مخاطره آميز را به خاطر اطاعت از وى به جان مى خريدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 53 - 1،2،3،4

1 - تلاش فرعون براى جلوگيرى از مهاجرت بنى اسرائيل ، پس از اطلاع يافتن از گريز شبانه آنان

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

2 - اقدام فرعون به اعزام مأموران ، جهت گردآورى نيرو از شهر هاى مختلف براى تعقيب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

كلمه «حاشرين» (گردآورندگان) مفعول براى «أرسل» مى باشد; يعنى، فرعون مأموران گردآورنده نيرو را به شهرها فرستاد.

3 - بنى اسرائيل ، مجموعه اى نيرومند بودند و فرعون براى مقابله با آنان نيازمند قوايى گسترده بود .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

4 - نياز فرعون به استفاده از نيروى مردمى قبطيان ، براى سركوب بنى اسرائيل

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از اين آيه، گردآورى مردم از شهرها باشد و نه سربازان مستقر در آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 54 - 2

2 - تكيه فرعونيان بر عدم انسجام نيروى بنى اسرائيل ، به منظور آسان شمردن مقابله با آنان

إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون

«قليلون» (جمع قليل) به معناى چند دسته اندك است. آمدن تعبير «قليلون» به جاى «قليلة» مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه بنى اسرائيل يك طايفه اند، اما همين يك طايفه با هم اتحاد ندارند; بلكه به چند دسته كوچك و غير منسجم تقسيم شده اند. بنابراين مقابله با آنان كارى بسيار ساده و بدون زحمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 1،2،3

1 - خشم فرعونيان از گريز شبانه بنى اسرائيل به منظور ترك ديار مصر

و إنّهم لنا لغائظون

2 - اعمال و رفتار بنى اسرائيل ، هميشه مايه خشم و نگرانى فرعونيان

و إنّهم لنا لغائظون

تعبير«غائظون» (به صيغه وصف) مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه خشم فرعونيان، تنها به علت حركت اخير بنى اسرائيل نبود; بلكه معمولاً حركات بنى اسرائيل مايه خشم و غضب آنان مى شده است.

3 - ترسيدن و حساب بردن مردم عصر فرعون از خشم و غضب او و تحريك شدنشان عليه كسانى كه باعث خشم او مى شدند .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين . .. و إنّهم لنا لغائظون

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهم لنا لغائظون» در مقام تعليل براى تعقيب بنى اسرائيل است; يعنى، چون آنان ما را به خشم آوردند، پس سزاوار است كه شما آنان را تعقيب كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 56 - 1

1 - آماده باش كامل سپاه فرعون پيش از پيوستن مردم شهر ها به آنان براى تعقيب بنى اسرائيل

و إنّا لجميع حذرون

«حِذْر» در قرآن به معناى ابزار جنگ (شمشير، زره و. ..) آمده است; مانند«خذوا حذركم». بنابراين «حاذرون» به كسانى

گفته مى شود كه داراى سلاح كافى و در حال آماده باش كامل باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 1

1 - خارج شدن فرعون و فرعونيان از شهر براى تعقيب بنى اسرائيل

فأخرجنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 2

2 - بنى اسرائيل ، وارث سرزمينى آباد و برخوردار از باغ ها و چشمه سار ها ، پس از خارج شدن آنان از مصر

كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

ضمير «ها» در «أورثناها» به مطلق «جنّات» بازمى گردد; نه جنات مربوط به فرعونيان. بنابراين، آيه ياد شده و آيه قبل، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، از سويى فرعونيان را از باغ ها و كاخ هاى شان بيرون كرد و همه آنان را به دريا ريخت و از سوى ديگر بنى اسرائيل را كه در مصر فاقد هر گونه امكانات بودند، به جاى ديگرى منتقل كرد و سرزمينى آباد و پر بركت كه عبارت است از ارض مقدس باشد در اختيارشان قرار داد و به آنان فرمود «ادخلوا الأرض المقدّسة التى كتب اللّه لكم»،(مائده(5) آيه 21).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 60 - 1،2

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل ، به هنگام طلوع آفتاب

فأتبعوهم مشرقين

واژه «مشرقين» از مصدر «اشراق» (داخل شدن در وقت طلوع خورشيد) مشتق شده است و حال از ضمير فاعل «أتبعوهم» مى باشد; يعنى، «فلحقوا بهم حالكونهم داخلين فى وقت طلوع الشمس». گفتنى است كه «إتباع» (مصدر «أتبعوا») در اين جا به معناى ملحق شدن است.

2 - خط سير بنى اسرائيل ، از مصر به سمت مشرق بود . *

فأتبعوهم مشرقين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مشرقين» - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى «قاصدين جهة الشرق» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 1،2،4

1 - نزديك شدن سپاه فرعون به بنى اسرائيل تا حدّ مشاهده يكديگر

فلمّا ترءا الجمعان

«ترائى» (مصدر «ترءا») به معناى همديگر را ديدن و «جمع» (مفرد «جمعان») به معناى گروه است. بنابراين «لمّا ترءا الجمعان»; يعنى، چون دو گروه همديگر را ديدند.

2 - اظهار نگرانى و وحشت همراهان موسى از گرفتار آمدن در كمند سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

«ادراك» (مصدر مجهول «مدركون») به معناى گرفتار شدن است «إنّا لمدركون»; يعنى، ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.

4 - ناتوانى مشهود بنى اسرائيل از مقابله با سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 1

1 - اقدام قاطع موسى ( ع ) براى زدودن وحشت همراهان خويش و ( ترس آنان از گرفتار شدن در كمند سپاه فرعون )

قال أصحب موسى إنّا لمدركون . قال كلاّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 1،3

1 - قرار گرفتن بنى اسرائيل در ميان سپاه فرعون و دريا

فلمّا ترءا الجمعان . .. فأوحينا إلى موسى أن اضرب بعصاك البحر

از عبارت «أن اضرب بعصاك البحر» معلوم مى شود كه بنى اسرائيل به هنگام مشاهده سپاه فرعون، نه راه پيش داشتند و نه راه پس; زيرا در يك طرف آنان دريا قرار داشت و در سوى ديگر سپاه فرعون.

3 - شكافته شدن دريا با ضربت عصاى موسى و باز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل

أن اضرب بعصاك البحر فانفلق

«انفلاق» (مصدر «انفلق») به معناى شكافته شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 64 - 1

1 - اقدام فرعون و سپاهيانش ، مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل در بستر دريا

و أزلفنا ثَمّ الأخرين

«ازلاف» (مصدر «أزلفنا»); يعنى، به پيشروى وادار كردن و «ثَمّ» ظرف مكان و معادل «آن جا» و «الأخرين» مفعول براى «أزلفنا» است; يعنى، ديگران (فرعونيان) را وادار كرديم تا به آن جا پيشروى كنند. گفتنى است كه «ثَمّ» اشاره به بستر دريا دارد كه بنى اسرائيل از آن عبور كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 65 - 1،2

1 - نجات يافتن موسى ( ع ) و همراهان وى ( بنى اسرائيل ) از شرّ فرعونيان ، با عبور از دريا به اراده الهى بود .

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

2 - موفق شدن همه همراهان موسى به عبور از دريا

و أنجينا موسى و من معه أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 66 - 2

2 - تعقيب بنى اسرائيل از سوى فرعونيان در مسير باز شده در دريا به وسيله موسى ( ع )

و أنجينا موسى و من معه أجمعين . ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 76 - 3،4،7،9

3 - بنى اسرائيل ، داراى موقعيت و نقشى بارز در جامعه عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

از اين كه خداوند بنى اسرائيل را اختصاص به ذكر كرده است، موقعيت و نقش آنان در جامعه عصر بعثت استفاده مى شود.

4 - بنى اسرائيل ، گرفتار اختلافات فراوان در مبانى و معارف دينى ، به هنگام ظهور اسلام

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

پرداختن قرآن به حل مسائل مهم و مورد اختلاف بنى اسرائيل، نشان دهنده عمق اختلافات آنان در آن عصر است.

7 - ناتوانى تورات و انجيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از رفع اختلافات فكرى و عقيدتى بنى اسرائيل

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اقدام قرآن به حل اختلافات بنى اسرائيل، نشان مى دهد كه آنچه به عنوان تورات و انجيل در دست آنان بوده، براى تبيين حقايق مورد اختلافشان كافى نبوده است.

9 - برخى اختلافات دينى بنى اسرائيل ، فاقد ارزش تبيين و نقادى از نظر قرآن

إنّ هذا القرءان يقصّ على بنى إسرءيل أكثر الذى هم فيه يختلفون

اين كه قرآن به همه مسائل مورد اختلاف بنى اسرائيل نپرداخته است، مى تواند از آن جهت باشد كه قرآن به مسائل ضرورى و مورد نياز توجه داشته و اختلافات فاقد ارزش را مسكوت گذاشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 4،7،8،9،10،11،16

4 - مردم مصر - از هر قشر و گروه - ملزم به پيروى محض و اطاعت بى چون و چرا از فرعون بودند .

و جعل أهلها شيعًا

تنكير در «شيعاً» به اصطلاح تنكير تفخيم است. بنابراين «شيعاً»; يعنى، پيروانى محض و بدون كمترين آزادى و اختيار.

7 - استضعاف و به زبونى كشاندن بنى اسرائيل ، نمودى ديگر از حاكميت سلطه طلبانه فرعون است .

إنّ فرعون علا فى الأرض . .. يستضعف طائفة منهم

مراد از «طائفة منهم» به قرينه آيات بعد، قوم بنى اسرائيل است.

8 - تلاش زبون سازانه فرعون ، تنها متوجه قوم بنى اسرائيل بود .

يستضعف طائفة منهم

9 - اقدام فرعون به كشتار وسيع و بى رحمانه پسران بنى اسرائيل

يستضعف طائفة منهم يذبّح أبناءهم

به كارگيرى فعل مضارع باب تفعيل (يذبّح)، بيانگر وسعت و گستردگى كشتار است.

10 - خطرآفرينى افزايش جمعيت قوم بنى اسرائيل و جوانان آن ، براى حكومت فرعون

يذبّح أبناءهم

11 - زنده نگه داشتن دختران بنى اسرائيل على رغم كشتن پسران آنان ، اقدام بى رحمانه ديگر فرعون عليه آن قوم

يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم

«نساء» مقابل «رجال» و به معناى زنان است و قرار گرفتن آن در مقابل «أبناء» (پسران)، نشان مى دهد كه مقصود از آن

در اين جا «بنات» (دختران) است.

16 - حكومت فرعون ها در مصر ، آميخته با فساد ، تباهى و بدبختى مردم آن سرزمين بود .

إنّه كان من المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 3،5

3 - نجات از حكومت بسيار خشن و بى رحم فرعون ، امتنانى بزرگ و نعمتى گران سنگ از سوى خدا به بنى اسرائيل بود .

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

«نمنّ» از ريشه «منّة» مشتق شده است و «منّة» به نعمت سنگين گفته مى شود (مفردات راغب).

5 - تعلق اراده الهى بر تداوم يافتن امامت و پيشوايى خلق ، در نسل بنى اسرائيل

و نجعلهم الورثين

ظاهراً «وراثت» در اين آيه، مربوط به امامت و پيشوايى است; يعنى، «الوارثين للإمامة». بنابراين ضمير «هم» در «نجلهم» از باب استخدام بوده و به نسل بنى اسرائيل باز مى گردد; يعنى، «و نجعل نسلهم الوارثين للإمامة»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 1،4

1 - تعلق اراده الهى بر اختصاص دادن نقطه اى از زمين ( ارض مقدس ) به بنى اسرائيل [ زمان موسى و فرعون ] در خارج از كشور مصر

و نمكّن لهم فى الأرض

«تمكين» از ريشه «مكان» و به معناى اسكان دادن است. بنابراين «نمكّن لهم فى الأرض»; يعنى، «نجعل لهم مكاناًيستقرون فيه». گفتنى است «ارض مقدس» مكان و سرزمينى بود كه خداوند براى بنى اسرائيل مقرر فرموده بود (ادخلوا الأرض المقدسة التى كتب اللّه لكم)، (مائده، آيه 21).

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 5،6

5 - پايبند ماندن بنى اسرائيل بر آيين توحيدى پدران خويش ( ابراهيم ، اسحاق و يعقوب )

هذا من شيعته

6 - دشمنى قبطيان با بنى اسرئيل در مصر

هذا من شيعته و هذا من عدوّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 76 - 12

12 - اقدام قوم قارون ( بنى اسرائيل ) به نصيحت كردن و برحذر داشتن وى از شادمانى و غرور بى جا

إذ قال له قومه لاتفرح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13،28

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

28 - قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، برخوردار از ايمان و معرفت بالا نسبت به معارف الهى

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... و أحسن ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 1

1 - تأثيرناپذيرى قارون در برابر اندرز هاى قوم خويش

إذ قال له قومه لاتفرح . .. و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة ... قال إنّما أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 80 - 1

1 - موضع گيرى تند و عتاب آميز فرزانگان بنى اسرائيل در برابر آرزومندان ثروت قارونى .

قال الذين يريدون الحيوة الدنيا يليت لنا مثل ما أُوتى قرون . .. و قال الذين أُوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 1،7

1 - اطلاع يافتن مردم از فرو رفتن قارون با خانه اش در كام زمين در بامداد آن شب

و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس

7 - پيدايش روحيه تسليم و رضا ( تسليم در برابر اراده خدا و رضا به داده او ) در آرزومندان ثروت قارونى ، با مشاهده هلاكت غافلگيرانه وى

و أصبح الذين . .. ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر

تعبير «اللّه يبسط الرزق. ..» نشانگر اين حقيقت است كه روزىِ انسان ها در دست خداوند است. بنابراين ما به هر چه او مصلحت بداند (هر چند فقر و تنگدستى) راضى و تسليم هستيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 1

1 - پيشوايانى ، از ميان بنى اسراييل ، براى هدايت مردم ، برخاستند .

لبنى إسرءيل . و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 25 - 4،5،6

4 - بنى اسراييل ، به رغم حضور هدايت كنندگانى در ميان آنان ، باز هم اختلافات دينى داشتند .

و جعلنا منهم أئمّة يهدون . .. إنّ ربّك هو يفصل بينهم

احتمال دارد كه ربط ميان اين آيه و آيه پيش در اين باشد كه وقتى كه خداوند، برگزيدگان از بنى اسراييل را براى هدايت مردم مطرح مى كند، اين پرسش پيش مى آيد كه «پس چرا اختلاف كردند؟». در اين آيه پاسخ داده مى شود كه خداوند ميان دو گروه اختلاف كننده، داورى خواهد كرد.

5 - اختلافات دينى بنى اسراييل ، اختلافاتى ادامه دار بود .

هدًى لبنى إسرءيل . .. فيما كانوا فيه يختلفون

6 - گروه هايى از بنى اسراييل هدايت نپذيرفتند و در برابر پيشوايان الهى ، تسليم نشدند .

إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

بنابراين كه مرجع ضمير در «بينهم» بنى اسراييل باشد و «كانوا فيه يختلفون» اشاره به اختلافات ديرينه آنان داشته باشد - كه حتى با آمدن پيشوايان الهى، خاتمه نيافته است - نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 115 - 1،3

1 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، به عنايت خداوند از اندوه بزرگ نجات يافتند .

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

3 - موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان ، گرفتار غم بزرگ و مشكلات اندوه بار از سوى فرعونيان

و نجّينهما و قومهما من الكرب العظيم

اندوهى كه موسى و هارون(عليهماالسلام) و قوم شان به آن گرفتار بودند، ناشى از مسائل و مشكلات شخصى نبود; بلكه بر اثر تبليغ رسالت شان در ميان فرعونيان به وجود آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 2

2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .

و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 9،10،14

9 - زنده گذاشتن دختران مؤمنان - على رغم كشتار پسران آنان - اقدام بى رحمانه ديگر فرعون ، هامان و قارون عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل بود .

و استحيوا نساءهم

10 - خطر آفرين نبودن ايمان دختران بنى اسرائيل به آيين موسى ، براى حكومت و اقتدار فرعونيان

و استحيوا نساءهم

فرمان زنده نگه داشتن دختران مؤمنان به موسى(ع) - على رغم فرمان عمومى كشتار فرزندان آنان - مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 3،3،12،13

3 - قوم موسى ، گرفتار اختلاف در پذيرش تورات و حقانيت آن

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

3 - قوم موسى ، گرفتار اختلاف در پذيرش تورات و حقانيت آن

و لقد ءاتينا موسى الكتب فاختلف فيه

12 - مبتلا نشدن قوم موسى به عذاب استيصال

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه ضمير «هم» در «بينهم» مربوط به قوم موسى باشد.

13 - سنت امهال الهى ، موجب دچار نشدن قوم موسى به عذاب دنيوى

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 5

5 - ساحران ، داراى موقعيت و احترام در ميان جامعه فرعونى *

و قالوا يأيّه الساحر

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه خطاب «يأيّه الساحر»، استهزايى نباشد; بلكه براى احترام ادا شده باشد. و مؤيد آن، ذيل آيه شريفه است كه فرعونيان از موسى(ع) تقاضاى رفع عذاب كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 5

5 - قوم و نژاد بنى اسرائيل ، مردمى حقير در نظر فرعونيان

من هذا الذى هو مهين

تعبير به «مهين»، ممكن است ناظر به شخصيت ظاهرى موسى(ع) و فاصله داشتن او از طبقات اشراف و ثروتمندان باشد و نيز ممكن است اشاره به نژاد موسى(ع) باشد كه از بنى اسرائيل بوده و فرعونيان خود را سرور ايشان مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 2

2- بنى اسرائيل ، گرفتار سلطه فرعونيان و ناتوان از ر ها ساختن خويش

أن أدّوا إلىّ عباد اللّه

مصداق مورد نظر از «عباداللّه» ممكن است بنى اسرائيل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 2،7،9،10

2- موسى ( ع ) ، مأمور خارج ساختن شبانه و مخفيانه بنى اسرائيل از مصر

فأسر بعبادى ليلاً

«إسراء» (مصدر «أسر») به معناى رفتن در شب است و «ليلاً» تأكيد آن مى باشد.

7- ممانعت فرعونيان ، از مهاجرت بنى اسرائيل و خروج آنان از سرزمين مصر

فأسر . .. إنّكم متّبعون

9- گريز علنى بنى اسرائيل از قلمرو فرعونيان ، امرى غيرقابل تحمل براى نظام فرعونى

إنّكم متّبعون

10- مهاجرت علنى بنى اسرائيل از سرزمين مصر ، امرى غيرممكن براى آنان

فأسر بعبادى ليلاً إنّكم متّبعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 1،2،6،7

1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش

و اترك البحر رهوًا

«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.

2- عبور بنى اسرائيل از رود نيل ، در شرايط آرامش و حركت رهوار آب *

و اترك البحر رهوًا

احتمال دارد كه تعبير «رهوًا» اشاره به حركت آرام رود داشته باشد كه عبور را آسان مى سازد. بر خلاف حركت سيل آسا و پرخروشِ جريان رود در شرايط خاص جوى كه عبور را مشكل مى سازد.

6- لشگر فرعون ، در تعقيب بنى اسرائيل پس از عبور آنان از نيل

و اترك البحر رهوًا إنّهم جند مغرقون

تعقيب، از واژه «جند» استفاده شده است.

7- ورود گسترده لشگر فرعون به رود نيل ، به منظور تعقيب بنى اسرائيل

إنّهم جند مغرقون

از اين كه غرق شدن به لشگر نسبت داده شده است، فراوان بودن تعداد كشته شدگان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 26 - 2

2- حضور نيرو هاى مقتدر سياسى - اقتصادى نظام فرعونى ، در ميان تعقيب كنندگان بنى اسرائيل

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . و زروع و مقام كريم

پشت سر نهادن مزارع بزرگ، نشان مى دهد كه در ميان فرعونيان حضور يافته در تعقيب موسى(ع)، ملاّكان و سرمايه داران شركت داشته اند; چنان كه «مقام كريم» مى تواند اشاره به قصرهاى باشكوه اطرافيان و سياست گذاران جامعه فرعونى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 28 - 7

7- بازگشت بنى اسرائيل به مصر و برخوردارى آنان از ثروت و امكانات آن سرزمين ، پس از هلاكت فرعونيان *

كذلك و أورثنها قومًا ءاخرين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «قوماً آخرين» تمام بنى اسرائيل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 2،4

2- زندگى بنى اسرائيل در نظام فرعونى ، همراه با ذلت و مشقت هاى فراوان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل من العذاب المهين

4- پايه هاى اقتدار و شكوفايى نظام فرعونى ، متكى بر شانه هاى رنج كشيده بنى اسرائيل *

كم تركوا من جنّ-ت و عيون . .. من العذاب المهين

از ارتباط ميان اين آيه با آياتى كه سخن از امكانات گسترده اقتصادى فرعونيان به ميان آورده، به دست مى آيد كه احتمالاً بنى اسرائيل در استخدام باغدارى و كشاورزى نظام فرعونى بوده و از اين بابت مشقت ها و بردگى ها را تحمل مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 31 - 1

1- فرعون ، عامل اصلى گرفتارى هاى بنى اسرائيل در جامعه مصر

من العذاب المهين . من فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 7

7- بيان هلاكت فرعونيان و نجات بنى اسرائيل از سوى خداوند ، پيامدار تهديد براى مشركان و نويدى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. بلؤا مبين

با توجه به اين كه آيات گذشته، در زمينه رويارويى مشركان و مؤمنان بود; طرح سرگذشت فرعونيان و بنى اسرائيل، پيامدار مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 2،8،9،10

2 - بنى اسرائيل ، قومى برگزيده و مورد عنايات الهى در گذشته تاريخ

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

8 - بهره مندى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى مادى و روزى هاى پاكيزه در پى رسالت موسى ( ع )

و رزقنهم من الطيّبت

9 - برترى يافتن بنى اسرائيل بر مردمان عصر خويش ، در پى رسالت موسى ( ع )

و فضّلنهم على العلمين

مراد از «العالمين» در برداشت ياد شده، مردمان عصر بنى اسرائيل دانسته شده است.

10 - كتاب ، حكومت ، نبوت و اقتصادى شكوفا ، عوامل برترى بنى اسرائيل بر ملت هاى عصر خويش *

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب . .. و فضّلنهم على العلمين

«فضّلناهم. ..»، ناظر به نتيجه موهبت هايى است كه خداوند در گذشته به بنى اسرائيل عطا كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 4

4 - اختلاف بنى اسرائيل در مسائل دينى و اجتماعى ، اختلافى آگاهانه و معلول جاه طلبى و تجاوزگرى آنان

فما اختلفوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم بغيًا بينهم

«فاء» در «فما اختلفوا» اختلاف بنى اسرائيل را بر «آتينا بنى اسرائيل الكتاب و الحكم. ..» تفريع كرده است; يعنى، ما به بنى اسرائيل هم شريعت داديم و هم اقتدار و حكومت اما آنان به اختلاف گراييدند. اين اختلاف در آيه شريفه مطلق است كه مى تواند شامل مسائل دينى و اجتماعى (كتاب و حكومت) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 2،4،5،8

2 - موسى ( ع ) ، مورد اذيت و آزار مستمر قوم خويش

و إذ قال موسى . .. لم تؤذوننى

تعبير «تؤذوننى» به صيعه مضارع - به جاى «آذيتمونى» - بيانگر آن است كه موسى(ع) از سوى قومش، به صورت مكرر مورد اذيت و آزار قرار مى گرفت.

4 - موسى ( ع ) ، پيامبرى مبعوث شده براى بنى اسرائيل

و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

5 - بنى اسرائيل ، به رغم آگاهى از رسالت الهى موسى ( ع ) ، آن حضرت را مورد آزار قرار مى دادند .

لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

8 - بنى اسرائيل ، به رغم اندرز هاى موسى ( ع ) ، از اذيت و آزار آن حضرت دست برنداشتند .

يقوم لم تؤذوننى . .. فلمّا زاغوا

جمله «فلمّا زاغوا» بيانگر آن است كه بنى اسرائيل، به جاى پذيرش نصيحت هاى موسى(ع)، بر اذيت هاى خويش نسبت به آن حضرت پاى فشردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 9

9 - بنى اسرائيل ، به رغم روشن بودن معجزات و دلايل حقانيت رسالت عيسى ( ع ) ، آنها را نپذيرفتند .

فلمّا جاءهم بالبيّنت قالوا هذا سحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 11،15

11 - بنى اسرائيل ، در پذيرش رسالت عيسى ( ع ) و پيروى از آن حضرت ، دو دسته شدند : دسته اى مؤمن و گروهى كافر .

فامنت طائفة من بنى إسرءيل و كفرت طائفة

15 - غلبه يافتن پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر كافران بنى اسرائيل ، در نتيجه تأييدات و امداد هاى الهى

فأيّدنا الذين ءامنوا . .. فأصبحوا ظهرين

68- تاريخ بيت المقدس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 4،6

4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ( ع ) ، سرزمينى آباد ، پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكى ها بود .

فكلوا منها حيث شئتم رغداً

كلمه «رغداً» (پاك، مرفه و پر خير و بركت) حال براى ضمير «منها» مى باشد كه به دليل «كلوا» مراد، فراوانى نعمتها و خوراكيهاى آن است.

6 - دروازه بيت المقدس راه تعيين شده از جانب خداوند ، براى تصرف و نفوذ بنى اسرائيل به آن سرزمين

اخلوا هذه القرية . .. وادخلوا الباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 4

4 - سرزمين بيت المقدس در عصر موسى ، سرزمينى آباد و پرنعمت و داراى مناطقى سرشار از خوراكيها

و كلوا منها حيث شئتم

69- تاريخ پول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 20 - 8

8- درهم ( سكه نقره اى ) پولى رايج در عصر يعقوب ( ع )

درهم معدودة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 23

23- رواج سكه و پول نقره ، براى مبادلات اقتصادى ، در جامعه اصحاب كهف

بورقكم هذه

«ورق» به «نقره» و نيز «درهم» (سكه اى كه از نقره ساخته شود) گفته مى شود (مصباح).

70- تاريخ پيدايش كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 19 - 4

4- كوه ها ، پس از پيدايش زمين به وجود آمدند .

و الأرض مددنها و ألقينا فيها روسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 8

8 - كوه ها ، پس از پيدايش زمين به وجود آمده اند .

و ألقى فى الأرض روسى

71- تاريخ پيدايش موجودات زنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 5

5- جهان طبيعت ، داراى مراحل و دوره هايى در آفرينش

أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا ففتقنهما و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ

72- تاريخ پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 14

14 - بيان سرنوشت شوم بدكاران و تحليل تاريخ گذشتگان ، از روش هاى قرآن براى هدايت بشر و بازدارى آنان از رفتار هاى ناپسند

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

73- تاريخ پيمانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 4

4- وجود وزن و كيل رسمى و قانونى در مصر زمان يوسف *

قالوا نفقد صواع الملك

اضافه «صواع» به «ملك» (پيمانه پادشاه) مى رساند كه آن پيمانه را پادشاه تعيين كرده بود ; چه براى همه اشيايى كه با پيمانه كردن داد و ستد مى شد و چه براى خصوص پيمانه كردن سهميه غلات افراد در زمان قحطى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 2 - 2

2 - سابقه ديرينه تجارت و سنجش كالا با پيمانه

اكتالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 3 - 4

4 - پيمانه و ترازو ، دو ابزار معتبر براى سنجش كالا و مرسوم در عصر بعثت

و إذا كالوهم أو وزنوهم

74- تاريخ تبعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 3

3 - تبعيد مخالفان ، شيوه اى رايج در ميان قوم لوط

لتكوننّ من المخرجين

تعبير «من المخرجين» به جاى «لنخرجنّك»، مى رساند كه قبل از لوط(ع) ديگرانى نيز تبعيد و از شهر اخراج شده بودند.

75- تاريخ تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 2 - 2

2 - سابقه ديرينه تجارت و سنجش كالا با پيمانه

اكتالوا

76- تاريخ ترازو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 3

3 - وجود ترازو هاى دقيق و ابزار خاص سنجش در عصر شعيب ( ع )

وزنوا بالقسطاس المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 3 - 4

4 - پيمانه و ترازو ، دو ابزار معتبر براى سنجش كالا و مرسوم در عصر بعثت

و إذا كالوهم أو وزنوهم

77- تاريخ تشريع انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

78- تاريخ تشريع جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 5

5 - تشريع حكم جهاد ، پس از آوارگى مسلمانان از مكّه و هجرت به مدينه

أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم بغير حقّ

79- تاريخ تشريع زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 3

3 - انفاق و رسيدگى به نيازمندان ( پرداخت زكات ) ، از احكام تشريع شده در اوايل بعثت

الذين لايؤتون الزكوة

با توجه به نزول آيات در اوايل بعثت، مطلب بالا برداشت شده است.

80- تاريخ تشريع نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 12

12 - تشريع نماز ، در نخستين سال هاى بعثت صورت گرفته بود .

وأمر أهلك بالصلوة واصبطر عليها

سوره «طه» از نخستين سوره هاى مكى است. چنين برمى آيد كه فرمان نماز پيش از آن صادر شده بود و در اين سوره بر

اقامه آن توصيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 10 - 5

5 - تشريع نماز ، در نخستين سال هاى بعثت

إذا صلّى

گرچه ممكن است كيفيت نمازى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت مى خواند، با نمازهاى پنج گانه اى كه براى هميشه تشريع شده است، تفاوت هايى داشته و چه بسا به سجود و قصد قربت - كه در ذيل سوره آمده - اكتفا مى شد; ولى آيه شريفه بر اصل تشريع عبادتى به نام «نماز» دلالت دارد.

81- تاريخ تشريع نماز هاى يوميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 18

18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت

و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» - كه حكم نماز ظهر در آن آمده - نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.

تاريخ تشكيل قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 1

1 - قوم ثمود پس از انقراض قوم عاد تشكل يافته و در سرزمين حجر به تمدن رسيدند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

«ال» در «الأرض» عهد ذهنى است و اشاره به سرزمينى است كه قوم ثمود در آن ساكن بودند كه بين حجاز و شام قرار گرفته است.

82- تاريخ تطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 4

4 - رواج اعتقاد به فال و شگون در ميان مردم انطاكيه

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

83- تاريخ تعبير رؤيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 43 - 9

9- خواب گزارى و تعبير رؤيا ، دانشى رايج در مصر باستان

أفتونى فى رءيى إن كنتم للرءيا تعبرون

84- تاريخ تعطيلى هفتگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 4

4- تعطيلى يك روز در هفته ، داراى ديرينه تاريخى و پيشينه در مذاهب توحيدى

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

برداشت فوق به خاطر اين است كه در آيه شريفه، اصل تعطيل شدن يك روز در هفته در آيين الهى، مورد بحث قرار نگرفته است; بلكه از علت و فلسفه اختصاص يافتن تعطيلى روز شنبه براى يهوديان، سخن به ميان آمده است.

85- تاريخ تكذيب دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 16 - 2

2 - تكذيب دين ، داراى پيشينه اى طولانى

ألم نهلك الأوّلين

86- تاريخ تكذيب معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 3

3 - انكار معاد ، داراى ديرينه اى عميق در طول تاريخ كفر و شرك

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . قالوا أءذا متنا... أءنّا لمبعوثون

87- تاريخ تمدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 67 - 2

2- وجود شهر و تمدن شهرى در عصر حضرت لوط ( ع )

و جاء أهل المدينة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 12

12- وجود تمدن در غرب سرزمين ذى القرنين

وجد عندها قومًا . .. إمّا أن تعذّب

ظلم و ايمان و عمل صالح و مجازات - كه آيات بعد در باره ساحل نشينان ياد كرده است - از مشخصات جوامع متمدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 5

5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .

بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 93 - 4،5

4- تمدن منطقه شمال زمين در عهد ذوالقرنين ، ضعيف بوده است .

وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً

چنان چه مراد از يأجوج و مأجوج، همان مغول و تاتار باشند، آيه در توصيف ساكنان شمال سرزمين ذى القرنين خواهد بود.

5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .

قومًا لايكادون يفقهون قولاً

نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 96 - 3،10

3- مردم عصر ذوالقرنين ، با استخراج آهن و تهيه آن ، از پيش آشنا بودند . *

ءاتونى زبر الحديد

فرمان ذوالقرنين به تهيه آهن، نشان اين است كه مردم، قبلاً، با آن آشنا بوده و آهن در اختيار داشته اند.

10- صنعت ذوب فلز ، در تمدن زمان ذوالقرنين ، وجود داشته است .

قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا قال ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 2

2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أث-ًثا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 1

1- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، به هلاكت رسيده و نابود شده اند .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

«كَمْ» در «كم أهلكنا» خبرى بوده و دال بر تكثير است (يعنى بسيار) و «قَرْن»; يعنى، مردمى كه اهل يك زمان باشند و نزديك هم زندگى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 58 - 4

4 - سرزمين مصر در عصر فرعون ، برخوردار از تمدن و اقتصادى نيرومند

فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون . و كنوز و مقام كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 2

2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 3

3 - شهر سبا ، داراى تمدن ، پادشاه و حكومتى مقتدر در عصر سليمان

و جئتك من سبإ . .. و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم

در الميزان آمده است: «سبأ بلدة باليمن كانت عاصمته يومئذ; سبا شهرى است در سرزمين يمن كه در آن روزگار پايتخت بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 7

7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 48 - 4

4 - ثموديان ، برخوردار از تمدن شهرى

و كان فى المدينة تسعة رهط

تعبير «المدينة» نشانگر وجود شهر و شهرنشينى در آن دوران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 33 - 6

6 - براى بشر دورانى ، سپرى شده است كه مردم ، به دور از تمدن و فرهنگ و اخلاق انسانى مى زيسته اند .

الجهليّة الأُولى

در اين كه مراد از «الجاهلية الأُولى» چه زمانى است، ميان مفسران، اختلاف نظر فراوانى وجود دارد. آنچه مسلم است، اين است كه «الجاهلية الأُولى» دورانى است كه در آن زنان، زينت هاى بدن خود را در معرض ديد مردان قرار مى داده اند و چنين امرى، حاكى از بى تمدنى و رعايت نكردن اخلاق انسانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 6

6 - وجود صنعت آهنگرى و ساخت و ساز ابزار آهنى در عصر داوود ( ع )

أن اعمل سبغت و قدّر فى السرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 8

8 - وجود صنعت مسگرى در دوران سليمان ( ع )

و أسلنا له عين القطر

«قطر» به معناى نوعى مس مذاب است (مفردات راغب و المنجد). گفتنى است كه «اسالة» (مصدر «أسلنا») به معناى سيلان و جريان است و كاربر آن در اشياى جامد، معناى ذوب را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 4

4 - ظهور و سقوط تمدن ها و اقوام نيرومندتر از مشركان جزيرة العرب در تاريخ

و كانوا أشدّ منهم قوّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 5،6،7

5 - وجود تمدن هاى عظيم و اقوام متعدد نيرومند و داراى آثار ملى در گذشته تاريخ

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض

6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.

7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 5،6،7

5 - وجود تمدن هاى عظيم و اقوام متعدد نيرومند و داراى آثار ملى در گذشته تاريخ

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.

7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

88- تاريخ تمدن ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 7،8

7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .

كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم

8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ

89- تاريخ تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 8

8 - تورات ، مصون از تحريف تا عصر عيسى ( ع )

و قفينا . .. بعيسى ابن مريم مصدقاً لما بين يديه من التورية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 10

10 - تورات به صورت ورقهايى مكتوب در عصر بعثت موجود بوده است.

الكتب الذى جاء به موسى نورا و هدى للناس تجعلونه قراطيس

«قراطيس»، جمع «قرطاس»، به معنى چيزى است كه بر آن نوشته هايى را ثبت مى كنند كه از جنس كاغذ و يا پوست و

استخوان و يا چيزهاى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 7

7- تورات موجود در عصر يحيى ، كتابى تحريف نشده و مورد تأييد خداوند بود . *

ييحيى خذ الكتب

ممكن است مراد از «الكتاب» تورات باشد. دراين صورت فرمان خداوند به دريافت آن، به معناى صحّه گذاشتن بر مطالب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 3

3- زبور ، كتاب آسمانى نازل شده بعد از تورات

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 3

3 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) ، پس از هلاكت فرعون و ياران او

فكانوا من المهلكين . و لقد ءاتينا موسى الكتب

با توجه به ذكر اعطاى كتاب به حضرت موسى(ع) پس از بيان فرجام كار فرعون و فرعونيان و هلاكت و نابودى آنان، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 31

31- تورات و انجيل ، دو كتاب مهم آسمانى و مطرح در عصر نزول قرآن

ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 5

5 - تورات ، كتاب آسمانى پيش از عيسى ( ع )

لما بين يدىّ من التورية

«ما بين يدىّ»; يعنى، كتابى كه پيش از من نازل شده است.

90- تاريخ توطئه عليه دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 1

1- توطئه و مكر عليه دين ، پيشينه اى طولانى دارد .

قد مكر الذين من قبلهم

متعلق مكر در آيه - به قرينه «قالوا أساطير الأولين» - كتابهاى آسمانى پيشين است كه نماد و حاوى معارف دين الهى بوده اند.

91- تاريخ تهيه خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 4

4- تهيه شراب از خرما و انگور ، در صدر اسلام رواج داشت .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا

92- تاريخ ثروت اندوزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 5

5 - قدرت طلبى و زراندوزى ، داراى ديرينه اى بسيار طولانى در تاريخ بشر

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

93- تاريخ جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 15،25،52

15 - هاروت و ماروت به مردمان بابل سحر مى آموختند .

و ما أنزل على الملكين . .. و ما يعلمان من أحد

25 - نقش مردم بابل در رواج علم سحر

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

52 - از امام جعفر صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « . . . و ما أنزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت » روايت شده كه فرمود : « و كان بعد نوح ( ع ) قد كثر السحرة . . . ;

بعد از حضرت نوح(ع) ساحران نيرنگباز زياد گشتند و خداوند دو فرشته رابه سوى پيامبر آن زمان فرستاد تا آنان به آن پيامبر، شيوه هاى سحر ساحران و كارهايى را كه با آن، سحر باطل و مردود مى شود بياموزند. سپس آن پيامبر شيو ه هاى سحر را فرا گرفت و به فرمان خداوند آن را به بندگان خدا نيز آموخت و به آنان گفت: جلو سحر ساحران را بگيريد و آن را باطل نماييد و آنان را نهى كرد از اينكه مردم را سحر كنند ... و (كلام خدا كه فرمود:) «آن دو فرشته هيچ كس را تعليم سحر نمى دادند مگر اينكه از قبل مى گفتند ما وسيله آزمايش هستيم»; يعنى، آن پيامبر به دو فرشته دستور داد كه به صورت بشر ظاهر شوند و آنچه ازخدا درباره سحر و ابطال آن آموخته اند به مردم ياد بدهند ... پس خداى عز و جل به آنان فرمود: با

سحر و ضربه زدن به ديگران و دعوت مردم به اين كه ما بر قدرت احيا و اماته داريم و كارهايى مى كنيم كه فقط خداوند به آن قدرت دارد، كافر نشويد و خداوند فرموده: «و ما هم بضارين به من أحد إلا بإذن اللّه»; يعنى، آنان كه سحر را فرا گرفته بودند نمى توانستند بدون اجازه و علم خدا به كسى زيانى برسانند; زيرا اگر خدا مى خواست، با زور جلوى آنها را مى گرفت. و نيز فرموده: «آنان از علوم سحر چيزهايى را ياد مى گرفتند كه در جهت زيان آنها بود نه نفعشان» (يعنى) آنان چيزهايى فرا مى گرفتند كه موجب ضرر در دينشان بود و نفعى در آن نبود ... و (نيز خداوند) فرمود: «و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق»; زيرا آنان معتقد بودند كه آخرتى در كار نيست پس آنان معتقد بودند وقتى كه آخرتى نباشد بهره و نصيبى هم بعد از دنيا نيست وبه فرض بعد از دنيا آخرتى باشد، آنان به سبب كفرشان از آن محروم خواهند بود ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 2

2 - رواج سحر در سرزمين مصر به هنگام بعثت موسى ( ع )

يأتوك بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 79 - 3

3 - سحر و جادو در عصر فرعون ، دانشى رايج بود و ساحران چيره دست بسيارى در كشور مصر مى زيستند .

قالوا إن هذا لسحر . .. و لا يفلح السحرون ... و قال فرعون ائتونى بكل سحر عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 4

4 - وجود سِحر و ساحر ، در مصر باستان

فلنأتيّنك بسحر مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 65 - 7

7 - سِحر متداول در عصر فرعون ، محدود به نوعى خاص و در قالب نمايش سِحر بر اشياى افكنده شده بر زمين بود . *

إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى

تعبيرى كه ساحران در بيان خويش به كار گرفتند (يا مى افكنى و يا نخست ما مى افكنيم)، مى تواند حاكى از آن باشد كه كسى انتظار سحرى از نوع ديگر را نداشت. فراهم آوردن ريسمان ها و عصاها - كه آيه بعد بر آن دلالت دارد - نيز گوياى همين نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 37 - 2

2 - رواج سحر و ساحرى در قلمرو حكومت فرعون

و ابعث فى المدائن حشرين . يأتوك بكلّ سحّار عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 40 - 4

4 - فرعون و مردم عصر وى ، عقيده مند به افسون و جادو بوده و ساحران داراى جايگاه و منزلت ويژه در نزد آنان بودند .

لعلّنا نتّبع السحرة إن كانوا هم الغلبين

دعوت همگانى از مردم براى شركت در هماوردى فرعون با موسى(ع) و تصريح به پيروى همگى از ساحران، در صورت پيروزى آنها بر موسى(ع)، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 7

7 - اطلاع ثموديان ، از مسأله افسون و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 185 - 7

7 - اطلاع مردم « اَيكه » از مسأله جادو و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 49 - 3

3 - آشنايى مردم عصر موسى ( ع ) ، با مقوله سحر و آثار شگفت آن

و قالوا يأيّه الساحر

متهم كردن موسى(ع)، به سحر پس از مشاهده آيات شگفت الهى، نشان مى دهد كه فرعونيان مشابه آن كارها را در توان ساحران مى ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 10

10- وجود پديده سحر و جادو ، در جامعه عصر بعثت

هذا سحر مبين

94- تاريخ جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 16

16 - گمراهى مردم ، پيش از اسلام

و ان كنتم من قبله لمن الضالين

95- تاريخ جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 14

14 - تحكيم بيشتر پايه هاى حاكميت دين در جزيرة العرب ، در پرتو جهاد و پيروزى مؤمنان در جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

با توجه به اينكه اين آيات در زمينه جنگ تبوك است كه به پيروزى مسلمانان انجاميد و از اينكه خداوند مى فرمايد پس از بازگشت از اين جنگ پيروز، متخلفان به عذرخواهى روى خواهند آورد مى توان گفت كه اين نبود مگر به خاطر ذلت و ضعفى كه در خود احساس مى كردند و قدرتى كه در مؤمنان مى ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 15

15 - وجود امنيت در مكه ، عامل تبديل شدن آن شهر به مركز عمده اقتصاد و تجارت در جزيرة العرب

حرمًا ءامنًا يجبى إليه ثمرت كلّ شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 12

12 - مردم جزيرة العرب ، گرفتار انواع ضلالت ها پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن

هو الذى ينزّل . .. ليخرجكم من الظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 11

11 - وجود مذاهب و اديان گوناگون در جزيرة العرب به هنگام بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليظهره على الدين كلّه

96- تاريخ جعاله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

97- تاريخ جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 4

4- كفر و حق ناباورى ، داراى ديرينه در گذشته تاريخ جن و انس

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

98- تاريخ جنگ روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 2 - 1

1 - شكست روميان ( دولت بيزانس ) در نبرد با ايرانيان در عصر بعثت

غلبت الروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 3 - 1

1 - نبرد ميان ايران و روم ، در نزديكى منطقه حجاز ( نواحى شام ) بوده است .

غلبت الروم فى أدنى الأرض

جبهه درگير با روميان مسيحى، به قول تاريخ نويسان، مجوسيان ايران بوده اند; الف و لام در «الأرض» براى عهد است و به قرينه «الروم» به سرزمين روميان اشاره دارد. ذكر «أدنى الأرض» و اهتمام به تعيين مكان نبرد، اين احتمال را تقويت مى كند كه مراد از «أدنى الأرض» نزديك ترين بخش روم به سرزمين عرب (حجاز) باشد.

99- تاريخ جنيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 29

29 - « عن ابى جعفر محمد بن على ( ع ) انه قال فى قول اللّه عز و جل : « و إذ قال ربك للملائكة إنى جاعل فى الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها و . . . » قال : . . . و إنما قال ذالك بعض الملائكة لما عرفوا من حال من كان فى الأرض من الجن قبل آدم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند كه به ملائكه فرمود: «مى خواهم در زمين جانشين قرار دهم و ملائكه گفتند: آيا مى خواهى كسى را بر روى زمين قرار دهى كه فساد كند . ..؟» روايت شده كه فرمود: ... اين سخن بعضى از ملائكه بود; زيرا آنان قبل از آفرينش آدم فساد در زمين را از جن ديده بودند ...».

100- تاريخ چوپانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 23 - 5

5 - وجود دامدارى و شغل چوپانى در عصر داوود ( ع )

له تسع و تسعون نعجة

101- تاريخ حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 17

17 - « قال الحلبى : سئل ابوعبداللّه ( ع ) عن البيت أكان يحج قبل أن يبعث النبى (صلی الله علیه و آله) ؟ قال : نعم و تصديقه فى القرآن . . . و إذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل . . . ;

حلبى گويد از امام صادق(ع) سؤال شد: آيا حج قبل از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نيز بوده است؟ حضرت فرمود: آرى و شاهد آن در قرآن است كه خدا مى فرمايد: به ياد آوريد آن هنگام كه ابراهيم و اسماعيل(ع) پايه هاى خانه كعبه را بالا مى بردند . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 14

14 - برپايى مراسم حج در خانه خدا ، از زمان حضرت آدم ( ع )

انّ اوّل بيت وضع للناس

امام باقر (ع) در پاسخ سؤال از برقرارى حج قبل از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: نعم . .. ان ادم و نوحاً و سليمان قد حجّوا البيت ... كما قال اللّه تعالى «ان اول بيت وضع للناس ... ».


تفسير عياشى، ج 1، ص 186، ح 92 ; تفسير برهان، ج 1، ص 300، ح 19.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 10

10 - حج و زيارت مسجدالحرام ، مراسمى رايج در ميان مردم جزيرة العرب

سواء العكف فيه و الباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 27 - 10،22

10 - اجراى مراسم حج در عصر حضرت شعيب

على أن تأجرنى ثمنى حجج

22 - « قال الحلبى : سئل أبوعبداللّه عن البيت أكان يحجّ قبل أن يبعث النبى (صلی الله علیه و آله) قال : نعم و تصديقه فى القرآن قول شعيب حين قال لموسى حيث تزوّج « على أن تأجرنى ثمانى حجج » و لم يقل ثمانى سنين . . . ;

حلبى گويد: از امام صادق(ع) سؤال شد كه آيا قبل از بعثت پيامبراسلام حج بيت اللّه الحرام وجود داشت؟ امام صادق(ع) فرمود: آرى و شاهد آن در قرآن، كلام شعيب(ع) است كه به هنگام تزويج موسى(ع) به وى گفت: [يكى از دختران را به تو تزويج مى كنم] كه هشت حج اجير من باشى و نگفت هشت سال. ..».

102- تاريخ حجاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 16

16 - استفاده از روسرى ، بدون پوشاندن گلو و سينه ، از پوشش هاى زنان جزيرة العرب پيش از تشريع حكم حجاب از جانب اسلام

و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 59 - 5

5 - نوعى حجاب و پوشش ، پيش از فرمان به رعايت كامل حجاب ، براى زنان وجود داشته است .

يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ

شناخته بودن «جلباب» و اضافه آن به ضمير «هنّ» اشعار به وجود آن مى كند.

103- تاريخ حجيت علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 10

10 - علم ، در ميان تمامى ملل و اقوام در گذشته تاريخ ، حجت و مسؤوليت آفرين بود .

و أشرك به ما ليس لى به علم

احتجاج و استدلال مؤمن آل فرعون با مردم مشرك مصر، به اين كه نسبت به شريك داشتن خداوند علم ندارم و به اين دليل آن را قبول نمى كنم، دليل بر آن است كه مردم مصر، پذيرفته بودند كه اعتقادات دينى انسان بايد مبتنى بر علم و آگاهى اطمينان بخش باشد.

104- تاريخ حكومت دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 4

4 - حكومت الهى ، داراى ديرينه در تاريخ بشر

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل الكتب و الحكم

بنابراين كه واژه «الحكم» به معناى حكومت و فرمانروايى باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

105- تاريخ حمل و نقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 3

3- كشتى و حمل و نقل دريايى ، در زمان حضرت موسى ( ع ) از منابع درامد بود .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 65 - 3

3 - سفر دريايى و استفاده از كشتى ، در عصر ظهور اسلام ، رواج داشته است .

فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين

106- تاريخ خانه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 3

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

107- تاريخ خدا پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 13،14

13- قوم زكريا ، مردمى خداپرست و اهل تسبيح و عبادت بودند .

فخرج على قومه . .. أن سبّحوا

14- باور به وجود خداوند ، پرستش و تسبيح او ، داراى گذشته اى ديرين در تاريخ بشر است .

قومه . .. أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

108- تاريخ خدا شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 5،6

5- قوم نوح ، پيش از پيامبرى آن حضرت ، به وجود خداوند معتقد بودند .

أن لاتعبدوا إلاّ الله

چنان چه قوم نوح به وجود خداوند معتقد نبودند ، ضرورى آن بود كه آن حضرت نخستين سخنانش را به اثبات آفريدگار جهان اختصاص مى داد و آن گاه مردمان را به پرستش او فرا مى خواند.

6- باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در عمق تاريخ بشر

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 6،7

6- قوم عاد ، به وجود خداوند معتقد بودند .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

7- باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 7

7- باور به وجود خدا ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 7،8

7- مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

8- باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 36 - 8

8 - مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .

يقوم اعبدوا اللّه

از دعوت حضرت شعيب(ع)، به عبادت خدا، استفاده مى شود كه اصل وجود خدا، براى مردم مدين، مسلّم و مُحرَز بوده است.

109- تاريخ خط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 7

7 - وجود خط و فن كتابت در عصر سليمان ( ع )

اذهب بكتبى هذا

110- تاريخ خلقت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 3

3 - فرشتگان پيش از خلقت و خلافت آدم ( ع ) ، آفريده شده بودند .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 5

5 - آفرينش حوا ، پس از آدم بود .

خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها

برداشت بالا بر اساس اين ديدگاه است كه «ثمّ» بر تراخى زمانى، دلالت كند.

111- تاريخ خلقت آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 2

2 - آفرينش آسمان ها مقدم بر آفرينش زمين *

و من ءايته خلق السموت و الأرض

112- تاريخ خلقت ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 10

10 - سجده در برابر موجودى ديگر ، به فرمان خداوند و در جهت اطاعت او ، مجاز است و نشانه پرستش مسجود نيست .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

113- تاريخ خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 3

3- جن قبل از خلقت انسان ، آفريده شده است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 28 - 5

5- فرشتگان ، قبل از آفرينش انسان ، موجود بودند .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى خلق بشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 10

10 - سجده در برابر موجودى ديگر ، به فرمان خداوند و در جهت اطاعت او ، مجاز است و نشانه پرستش مسجود نيست .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 6

6 - آفرينش جن ، قبل از آفرينش انسان ها *

و ما خلقت الجنّ و الإنس

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم لفظى جن بر انس، دال بر تقدم خارجى باشد.

114- تاريخ خلقت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 3

3- جن قبل از خلقت انسان ، آفريده شده است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 15

15- جن ، داراى پيشينه اى قديم تر از آفرينش آدميان است .

اسجدوا لأدم . .. إلاّ إبليس كان من الجنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 6

6 - آفرينش جن ، قبل از آفرينش انسان ها *

و ما خلقت الجنّ و الإنس

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم لفظى جن بر انس، دال بر تقدم خارجى باشد.

115- تاريخ خلقت حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 5

5 - آفرينش حوا ، پس از آدم بود .

خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها

برداشت بالا بر اساس اين ديدگاه است كه «ثمّ» بر تراخى زمانى، دلالت كند.

116- تاريخ خلقت خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 3

3 - تقدم خلقت خورشيد برماه *

و من ءايته . .. الشمس و القمر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم ذكر «شمس» بر «قمر» ناظر به مطلب بالا باشد.

117- تاريخ خلقت زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 3 - 24

24 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه اميرالمؤمنين ( ع ) فرمود : « ان اللّه جلّ ذكره و تقدست اسمائه خلق الأرض قبل السماء . . . ;

خداى جل ذكره . .. زمين را قبل از آسمانها آفريد ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 2

2 - آفرينش آسمان ها مقدم بر آفرينش زمين *

و من ءايته خلق السموت و الأرض

118- تاريخ خلقت كلاغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 18

18 - وجود كلاغ در زمان حضرت آدم ( ع )

فبعث اللّه غراباً

119- تاريخ خلقت كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 31 - 2

2- پيدايش كوه ها ، پس از آفرينش زمين بوده است . *

و جعلنا فى الأرض روسى أن تميد بهم

ظاهر آن است كه قرار دادن شىء در ظرفى فرع وجود ظرف است; بنابراين قرار دادن كوه ها در زمين بيانگر تأخر پيدايش كوه ها از پيدايش خود زمين است.

120- تاريخ خلقت ماه (گردون)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 3

3 - تقدم خلقت خورشيد برماه *

و من ءايته . .. الشمس و القمر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تقدم ذكر «شمس» بر «قمر» ناظر به مطلب بالا باشد.

121- تاريخ خلقت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 3

3 - فرشتگان پيش از خلقت و خلافت آدم ( ع ) ، آفريده شده بودند .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 28 - 5

5- فرشتگان ، قبل از آفرينش انسان ، موجود بودند .

و إذ قال ربّك للملئكة إنى خلق بشرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 116 - 10

10 - سجده در برابر موجودى ديگر ، به فرمان خداوند و در جهت اطاعت او ، مجاز است و نشانه پرستش مسجود نيست .

و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

122- تاريخ خورشيد پرستى

123- جلد

• نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 1

1 - پرستش خورشيد، آيينى رايج در ميان مردم زمان ابراهيم بود.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

124- تاريخ دامدارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 23 - 5

5 - وجود دامدارى و شغل چوپانى در عصر داوود ( ع )

له تسع و تسعون نعجة

125- تاريخ در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 6

6- بهره گيرى از حقايق تاريخ و قصّه هاى واقعى ، از روش هاى به كار گرفته شده در قرآن

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 1،2

1 - لزوم توجه به روش قرآن در نقل سرگذشت پيشينيان

كذلك نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق

«كذلك» براى تشبيه نقل سرگذشت ديگران، به شيوه نقل داستان موسى(ع) است و ذيل آيه (آتيناك. .. ذكراً) بيانگر اين نكته است كه خداوند در آن ماجراها نيز نكته هاى پندآموز را برمى گزيند و در قرآن بازگو مى كند; همان گونه كه در داستان موسى(ع) و بنى اسرائيل چنين كرد.

2 - تداوم نقل اخبار پيامبران و امت هاى گذشته ، از وعده هاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كذلك نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق

«نقصّ عليك. ..» وعده خداوند به نقل گوشه هايى از تاريخ پيشنيان است.

126- تاريخ دريانوردى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

127- تاريخ دفن ميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 13

13 - سابقه ديرينه دفن و خاكسپارى مردگان

ليريه كيف يورى سوءة اخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 5

5 - خاك سپارى مردگان در گورستان هاى عمومى ، داراى پيشينه در تاريخ بشر

حتّى زرتم المقابر

«مقبرة»، (مفرد «مقابر»)، مكانى است كه قبرهاى متعددى در آن باشد.

128- تاريخ دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 1

1 - ماه پرستى، از آيينهاى رايج زمان حضرت ابراهيم(ع)

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 1

1 - پرستش خورشيد، آيينى رايج در ميان مردم زمان ابراهيم بود.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

129- تاريخ دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 9

9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى

او لتعودن فى ملتنا

جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.

130- تاريخ دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 46 - 3

3 - بقاى نشانه ها و آيين پيامبران يهود تا زمان بعثت عيسى ( ع )

و قفينا على ءاثرهم بعيسى ابن مريم

«ءاثرهم» مى رساند كه شريعت و آثارى از پيامبران پيشين باقى بوده است.

131- تاريخ دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 2،3

2 - تقسيم مردم مصر به طبقات و دسته هاى مختلف و پيرو ، نمود سياست خودكامه و سلطه جويى فرعون

إنّ فرعون علا فى الأرض و جعل أهلها شيعًا

جمله «جعل أهلها شيعاً» عطف تفسيرى بر «علا فى الأرض» و بيانگر نوع برترى جويى فرعون نسبت به مردم سرزمين مصر است. گفتنى است كه «شيع» جمع «شيعة» است و «شيعة» به فرد يا گروه پيرو اطلاق مى شود. بنابراين «جعل أهلها شيعاً»; يعنى، مردم آن سرزمين را به چند دسته پيرو درآورده بود.

3 - اقدام فرعون به دسته دسته كردن مردم سرزمين مصر و ايجاد تفرقه ميان آنان

و جعل أهلها شيعًا

132- تاريخ دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 1،2،9

1 - ورود به سرزمين مقدس و تصرف آن ، فرمان موسى ( ع ) به قوم خويش

يقوم ادخلوا الارض المقدسة

2 - سكنى گزينى قوم موسى ( ع ) در سرزمين مقدس ، تقديرى از جانب خداوند

الارض المقدسة التى كتب اللّه لكم

9 - خطر بروز برخورد و جنگ با ساكنان سرزمين مقدس به هنگام ورود قوم موسى ( ع ) به آن

ادخلوا . .. و لاترتدوا على ادباركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 4

4 - عصر موسى ( ع ) مصادف با حضور مردمانى قدرتمند و زورگو در سرزمين مقدس

ان فيها قوماً جبارين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 129 - 1،3

1 - قوم موسى مورد ستم نظام فرعونى قبل از بعثت وى و پس از آن

قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا

مراد از اتيان و مجىء «تأتينا» و «جئتنا» بعثت موسى(ع) به پيامبرى است و بيان آن به دو تعبير مى تواند به جهت تفنن در عبارت باشد.

3 - رفع بيدادگرى فرعون از بنى اسرائيل ، انتظار آنان از بعثت موسى ( ع )

قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 130 - 1،2

1 - خداوند ، فرعونيان زمان موسى را براى پذيرش رسالت هاى او ، به قحطى هاى متعدد و كم محصولى فاحشى مبتلا ساخت .

و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت لعلهم يذّكّرون

«سنة» به معناى قحطى و خشكسالى است و جمع آوردن آن (السنين) حكايت از تعدد قحطى و خشكسالى دارد. اين تعدد يا به اعتبار شهرهاى زيادى است كه قحطى در آنجاها به وجود آمده و يا به لحاظ سالهاى متعدد است. نكرده آوردن «نقص» اشاره به كمبود فاحش دارد.

2 - كم محصولى فاحش ، بارزترين اثر خشكسالى ها و قحطى هاى تحميل شده به فرعونيان

و لقد أخذنا ءال فرعون بالسنين و نقص من الثمرت

خشكسالى و قحطى در پى دارنده مشكلات فراوانى است كه از جمله آنها كم محصولى است. بنابراين ذكر بخصوص آن مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 3،8

3 - بلا ها و مصيبت هاى فرعونيان در مقابل نعمت ها و آسايش هاى آنان اندك و ناچيز بود .

فإذا جاءتهم الحسنة . .. إن تصبهم سيئة

معرفه آوردن «الحسنة» مى تواند اشاره به اين باشد كه زندگى فرعونيان همواره قرين رفاه و آسايش بوده و لذا «حسنة» براى آنان امرى شناخته شده بود، به خلاف مشكلات عمومى كه گويا در ميان آنها نبود و يا بندرت اتفاق افتاده بود ; به گونه اى كه «سيئة» براى آنان ناشناخته بود. آوردن «إذا» در مورد «حسنة» كه گوياى حصول اطمينان به شرط است و آوردن «إن» در مورد «سيئة» كه حاكى از مشكوك بودن شرط است، نيز دلالت بر برداشت فوق دارد.

8 - اكثر فرعونيان زمان موسى مردمى جاهل و ناتوان از تحليل صحيح رخداد هاى نيك و بد

و لكن أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 24 - 2

2 - فرعون ، هامان و قارون ، سه عنصر سرشناس ، با نفوذ و نيرومند در عصر رسالت موسى ( ع )

و لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و همن و قرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 8،14

8 - آيين توحيدى موسى ( ع ) در زمان حكومت فرعون ، هامان و قارون ، به شدت در حال گسترش بود .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

فرمان قتل فرزندان مؤمنان به موسى(ع)، نشان دهنده گسترش شديد آيين موسى است; زيرا در صورت كندبودن آن، فرمان قتل به عنوان نخستين واكنش از سوى فرعونيان صادر نمى شد.

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

133- تاريخ دوران نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 5

5 - مردمان عصر نوح ( ع ) پيرو اشراف و بزرگان قوم خويش و تحت تأثير موضعگيرى هاى آنان بودند .

قال الملأ . .. قال يقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 63 - 4

4 - اشراف قوم نوح به دليل نامعقول شمردن پيامبرى براى فردى از بشر ، رسالت وى را انكار كردند .

إنا لنريك فى ضلل مبين . .. أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 2

2 - مردم در عصر بعثت نوح ( ع ) ، مردمى مشرك و بت پرست و داراى چند معبود بودند .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

134- تاريخ ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 19

19- پيشينه داشتن انديشه هاى دينى ، زمينه ارتجاعى شمرده شدن آن از سوى كافران *

فيقول ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين

تعبير «الأولين» نشانگر پرسابقه بودن عقيده به معاد در ميان جوامع است و تعبير «أساطير»، اشاره به ارتجاعى بودن انديشه معاد دارد. قرين آمدن اين دو تعبير، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

135- تاريخ ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 4،5

4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 3

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

136- تاريخ رصدخانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يهمن ابن لى صرحًا

137- تاريخ رود نيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 12

12 - رود نيل در عهد موسى ( ع ) و فرعون ، پُرآب بود و فاصله زيادى با مقرّ فرعون نداشته است .

فليلقه اليمّ بالساحل يأخذه عدوّ لى

«يمّ» به معناى دريا است و اطلاق دريا بر رود، حاكى از فراوانى آب آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 24 - 4

4- رود نيل ، رودى گسترده و درياگونه در عصر موسى ( ع )

و اترك البحر

طبق نظر مفسران منظور از دريا در اين آيات رود نيل است.

138- تاريخ رهبانيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 27 - 14،16،18،23

14 - ظهور رهبانيت ( ترك دنيا و ديرنشينى ) ، در ميان پيروان عيسى ( ع )

و رهبانيّة ابتدعوها

16 - رهبانيت ابداعى مسيحيان در اديان آسمانى پيشين سابقه نداشت .

و رهبانيّة ابتدعوها

18 - رهبانيت ، كه در آغاز تنها جنبه الهى داشت ، كم كم دستخوش انحراف قرار گرفت و از هدف اصلى خود خارج شد .

فما رعوها حقّ رعايتها

23 - « عن ابن مسعود قال : دخلت على النبى (صلی الله علیه و آله) فقال : يابن مسعود اختلف من كان قبلكم على اثنين و سبعين فرقة نجا منها اثنتان و هلك سائرهنّ ، فرقة قاتلوا الملوك على دين عيسى ( ع ) فقتلوهم و فرقة لم تكن لهم طاقة لموازاة الملوك . . . فساحوا فى البلاد و ترهبوا ، و هم الذين قال اللّه لهم : . . . « و رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم . . . ;

از ابن مسعود روايت شده است كه گويد: به خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيدم. آن حضرت به من فرمود: كسانى كه قبل از شما بودند، اختلاف كرده و 72 فرقه شدند كه دو فرقه نجات يافته و بقيه هلاك گشتند. اولين فرقه نجات يافته كسانى بودند كه براى دين عيسى با پادشاهان جنگيدند و كشته شدند و فرقه دوم كسانى بودند كه توان مقابله با پادشاهان را نداشتند... پس در سرزمين ها متفرق شدند و رهبانيت اختيار كردند و اينها همان كسانى اند كه خداوند درباره آنان فرمود: رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم...».

139- تاريخ ريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 21

21 - بلندبودن ريش ، از شمايل مطلوب و سابقه دار در تاريخ پذيرندگان اديان آسمانى

لاتأخذ بلحيتى

140- تاريخ زبور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 3

3- زبور ، كتاب آسمانى نازل شده بعد از تورات

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر

141- تاريخ زره سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 3

3- صنعت زره سازى ، از دستاورد هاى داوود ( ع ) است .

داود . .. و علّمنه صنعة لبوس

با توجه به اين كه آيات در مقام بر شمردن ويژگى هاى پيامبران و نيز لطف خاص خداوند به داوود(ع) است، چنين استفاده مى شود كه اين صنعت سابقه نداشته است و در غير اين صورت، ذكر اين مورد چندان مناسبتى نداشت.

142- تاريخ زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 4

4 - وجود ماليات و انفاق هاى مالى واجب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

جمله «تربّص بكم الدوائر» دلالت مى كند كه باديه نشينان در انتظار فرصتى براى شانه خالى كردن از انفاق هستند، بنابراين خود را در پرداخت آن مجبور مى ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 3

3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى

و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة

143- تاريخ زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 2

2- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد

السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 3

3 - زمين در ابتداى پيدايشش قابل سكونت و زندگانى انسان نبوده است .

الذى جعل لكم الأرض فرشاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه: «جعل» به معناى «صير» باشد; يعنى، خدا زمين را به گونه اى كه قابل زندگانى باشد مبدل ساخت. اين معنا حكايت از آن دارد كه زمين در بدو پيدايش، چنين وضعيتى را دارا نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 28

28 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « دحيت الأرض من مكة . . . و هى الأرض التى قال اللّه « إنى جاعل فى الأرض خليفة . . . » ;

گسترش زمين از مكه آغاز شده و مكه همان زمينى است كه خداوند فرموده: من مى خواهم در زمين خليفه قرار دهم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 96 - 13

13 - جايگاه بناى كعبه ، اولين نقطه آفريده شده از زمين

انّ اوّل بيت وضع للناس

امام صادق(ع) : ... لما اراد الله تعالى ان يخلق الارض ... فجمعه في موضع البيت ثم جعل جبلاَ من زبد ثم دحى الارض من تحته وهو قول الله عزّ وجل :( ان اول بيت . .. ».


كافى، ج 4، ص 189، ح 7 ; نورالثقلين، ج 1، ص 365، ح 244 و 246.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 2

2- تغيير و تحول آسمان ها و زمين از شكل آغازين خود *

رفع السموت . .. مدّ الأرض

ظاهر جمله «رفع السموت» اين است كه برافراشته شدن صفتى مى باشد كه عارض بر آسمانها شده است ; يعنى، در ابتداى خلقتشان برافراشته نبودند، خداوند آنها را برافراشته كرد و نيز «مدّ الأرض» در اين معنا ظهور دارد كه زمين در آغاز گسترده نبود، خداوند آن را گسترانيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 19 - 2

2- كره زمين در بدو پيدايش ، داراى حجم گسترده اى نبوده است . *

و الأرض مددنها

«مدّ» در لغت به معناى «بسط» و «جرّ» است و مراد از آن در آيه فوق، مى تواند توسعه حجمى زمين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 5

5- آب هاى زمين در گذشته از آسمان فرود آمده است .

هو الذى أنزل . .. تسيمون . ينبت

«أنزل» به صورت ماضى تعبير شده است; ولى «تسيمون» و «ينبت» به صورت مضارع بيان گرديده، در صورتى كه اينها از نتايج باران است. از اين رو مى توان استفاده كرد كه مقصود از «أنزل» در اين جا، بارانهاى معمولى كه از ابرها فرو مى ريزند نيست; بلكه اشاره به بارانهايى است كه قبلاً بر زمين باريده است تا زمين سرد شده و آب در نقاط كم ارتفاع و نيز طبقات زمين ذخيره گشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 5

5- زمين ، پيش از برخوردارى از آب ، فاقد حيات بود .

فأحيا به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 3،5

3 - شرايط روى زمين ، در آغاز براى زندگى انسان مناسب نبوده است . *

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

ممكن است «جعل» به معناى «صيّر» باشد كه حاوى معناى تحول و دگرگونى است. دراين صورت بايد گفت: زمين از آغاز براى زندگى انسان مناسب نبوده است; ولى خداوند آن را متحوّل ساخته تا اين كه شرايط ويژه براى حيات بشر بر روى آن فراهم آمده است.

5 - پديدار شدن شرايط حيات انسان بر روى زمين و امكانات مختلف براى او ، كارى هدف دار و برنامه ريزى شده

لكم الأرض . .. سلك لكم

از تكرار «لكم» در آيه شريفه و از مضمون آيات بعد، اين نكته استفاده مى شود كه آماده شدن زمين براى حيات انسان امرى تصادفى نبوده، بلكه از قبل طراحى گرديده و برنامه ها، هدف دار اجرا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 31 - 2

2- پيدايش كوه ها ، پس از آفرينش زمين بوده است . *

و جعلنا فى الأرض روسى أن تميد بهم

ظاهر آن است كه قرار دادن شىء در ظرفى فرع وجود ظرف است; بنابراين قرار دادن كوه ها در زمين بيانگر تأخر پيدايش كوه ها از پيدايش خود زمين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 64 - 3

3 - زمين ، در آغاز پيدايشش قابل سكونت و زندگى انسان نبوده است .

اللّه الذى جعل لكم الأرض قرارًا

«جعل» در دو معنا استعمال شده است: خَلَقَ (آفريد) و صيََّرَ (تبديل كرد و به گونه اى ديگر در آورد). برداشت ياد شده مبتنى بر معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 10 - 2

2 - زمين ، در ابتداى خلقت قابل سكونت نبود . *

خلق السموت . .. الذى جعل لكم الأرض مهدًا

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «جعل لكم» پس از بيان خلقت آسمان ها و زمين، اشاره به اين نكته داشته باشد كه زمين در ابتدا، غير قابل سكونت بوده و سپس جايگاه مناسبى براى زندگى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 19 - 5

5 - گستردگى و پهناورى كنونى زمين ، پس از گذشتن چندى از آفرينش نخستين آن بوده است .

و اللّه جعل لكم الأرض بساطًا

«جعل» در چند معنا به كار مى رود; از جمله آنها، تغيير دادن از صورت و حالتى به صورت و حالتى ديگر است (مفردات راغب). برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 30 - 4

4 - فراهم شدن شرايط زندگانى در زمين ، با آغاز آفرينش آن و پيدايش آسمان و شب و روز هم زمان نبوده است .

و الأرض بعد ذلك دحيها

فعل «دحاها» دلالت بر وجود زمين قبل از بسط آن دارد و قيد «بعد ذلك»، نشانگر آن است كه گسترش زمين و آمادگى آن براى زندگانى انسان، از دوران ايجاد آسمان و شب و روز مؤخر بوده است.

144- تاريخ زندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 17،18

17- وجود زندان در مصر باستان و در عصر حضرت يوسف ( ع )

إلا أن يسجن

18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .

إلا أن يسجن أو عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 32 - 7

7- وجود زندان در مصر باستان

ليسجنن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 29 - 7

7 - وجود زندان و زندانيان بسيار سياسى ، در دوران حاكميت فرعون بر سرزمين مصر

لأجعلنّك من المسجونين

برداشت فوق از اين تعبير «تو را از زندانيان گردانم» استفاده مى شود.

145- تاريخ زندگى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 2

2 - زندگى انسان ها از آغاز تاريخ ، زندگى اجتماعى بود .

و ما كان الناس إلا أمة وحدة

«امت» به هر جمعيتى گفته مى شود كه امر واحدى آنان را گرد هم آورده باشد.

146- تاريخ زيارت مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 10

10 - حج و زيارت مسجدالحرام ، مراسمى رايج در ميان مردم جزيرة العرب

سواء العكف فيه و الباد

147- تاريخ ستاره پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 1

1 - ستاره پرستى از آيينهاى رايج در بين مردم زمان ابراهيم

رءا كوكبا قال هذا ربى

148- تاريخ ستاره شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 4

4 - مردم صدراسلام ، بى بهره از دانش كيهان شناسى

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

به كارگيرى «لو» شرطيه - كه براى انتفاى شرط و جزا است - بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 36 - 4

4 - وجود علم ستاره شناسى و وسايل آن ( همچون رصدخانه ) در عصر فرعون و موسى ( ع )

و قال فرعون يهمن ابن لى صرحًا

149- تاريخ سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 5

5 - به خاك افتادن و سجده كردن ، از ديرباز جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم بوده است .

و ألقى السحرة سجدين

ظاهراً مراد از «سجده» پيشانى بر خاك ساييدن است. بنابراين كلمه «سجدين» بيانگر اين است كه اظهار خضوع با پيشانى بر خاك نهادن (سجده) سابقه طولانى داشته و آيه بعد «ءامنا برب العلمين» دلالت مى كند كه اين عمل براى اظهار بندگى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 15

15 - پيشانى بر خاك نهادن ، از ديرباز نشانه خضوع و فروتنى دربرابر خداوند و جلوه بارز بندگى او بوده است .

فأُلقى السحرة سجّدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 3

3 - سجده ، جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم در ميان ملت ها در طول تاريخ

فأُلقى السحرة سجدين

150- تاريخ سرزمين سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 23 - 3

3 - شهر سبا ، داراى تمدن ، پادشاه و حكومتى مقتدر در عصر سليمان

و جئتك من سبإ . .. و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم

در الميزان آمده است: «سبأ بلدة باليمن كانت عاصمته يومئذ; سبا شهرى است در سرزمين يمن كه در آن روزگار پايتخت بوده است.

151- تاريخ سرزمين قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 4

4 - آثار و بقايايى از شهر ويران شده قوم لوط ، تا عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر جاى مانده بود .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء

152- تاريخ سرزمين كنعان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 63 - 6

6- ناياب بودن آذوقه و غلّه در كنعان طى هفت سال قحطى و خشكسالى عصر يوسف

قالوا يأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا نكتل

153- تاريخ سرزمين مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 5

5 - در عصر رسالت حضرت موسى ( ع ) ، قدرت و حاكميت سرزمين مصر ، در اختيار فرعون و اطرافيانش بود .

قالوا أجئتنا . .. و تكون لكما الكبرياء فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 2

2 - مصر ، سرزمين كفر بود .

من القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 46 - 10

10 - حاكميت ديرين خاندان فرعون و اشراف دربار او بر سرزمين مصر *

و كانوا قومًا عالين

جمله «كانوا قوماً عالين» مى تواند بدين معنا باشد كه: فرعون و اشراف حكومت او، بدان جهت كه از دير زمانى بر مصر فرمان مى راندند و به آن خو گرفته بودند و پذيرش دعوت موسى، آنان را ناچار به فرمان پذيرى ى كرد، از پذيرش آن خود دارى مى كردند.

154- تاريخ سنگ تراشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 3

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

155- تاريخ سنگسار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 46 - 8

8- مجازات روى گردانى از بت پرستى در عصر آزر سنگسار كردن بود .

لئن لم تنته لأرجمنّك

آزر به دو صورت ابراهيم(ع) را تحت فشار قرار داد 1- تهديد به سنگساركردن 2- راندن و طرد او از خانمان; از اين دو، آنچه كه جنبه اجتماعى دارد همان سنگساركردن است، زيرا چنين كارى با تصميم فردى و بدون پايگاه و پشتوانه قانونى، قاعدتاً قابل اجرا نيست، برخلاف طرد از خانواده كه امرى فردى و داخلى است. بنابراين مى توان گفت كه مجازات رجم براى كسانى كه عليه بت ها اقدامى انجام دهند در آن زمان وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 116 - 3

3 - سنگسار كردن مخالفان ، شيوه اى رايج در جامعه عصر نوح

لتكوننّ من المرجومين

تعبير «من المرجومين» به جاى «لنرجنّك» مى رساند كه قبل از نوح(ع) اشخاص ديگرى نيز سنگسار شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 7

7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

156- تاريخ سوگند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 1 - 13

13 - رواج سوگند به خداوند در عصر بعثت

و اتّقوا اللّه الّذى تسآءلون به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 95 - 6

6- سوگند به نام خدا ، داراى سابقه اى طولانى در تاريخ بشر

قالوا تالله إنك لفى ضللك القديم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 2 - 5

5 - وجود سنّت سوگند بر ترك برخى از حلال ها و مباحات در ميان مردم صدراسلام و پيش از آن

قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم

157- تاريخ سوگند به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 5

5- سوگند به نام خدا ، داراى پيشينه تاريخى و مجاز در شريعت هاى گذشته

تالله لقد ءاثرك الله علينا

158- تاريخ شامات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 18 - 3،4،5

3 - سرزمين شامات در عصر سباييان ، آباد و بابركت بود و مراكز گوناگونى براى زيست انسان ها داشت .

و بين القرى التى بركنا فيها

4 - بين منزل گاه هاى راه يمن تا شام در عصر قوم سبأ ، تناسب يكسانى وجود داشت .

و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا فيها قرًى ظهرة و قدّرنا فيها السير

مراد از تقدير سير در آيه بالا، اين است كه در بين راه، منزل گاه هايى وجود داشت و يا قريه ها و شهرها به گونه اى قرار گرفته بود كه فاصله هر كدام با ديگرى در تمام راه يكسان بود.

5 - بين مردم شام و يمن در دوران قوم سبا ، ارتباط هاى گوناگونى وجود داشت .

و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا فيها . .. و قدّرنا فيها السير سيروا فيها

159- تاريخ شرب خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 10

10- شراب خوارى در ميان حاكمان مصر باستان ، امرى رايج بوده است .

إنى أرينى أعصر خمرًا

160- تاريخ شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 6

6 - پندار فرزند داشتن خدا ، داراى پيشينه اى قبل از پيدايش دين يهود و نصارا

يضهئون قول الذين كفروا من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 4

4 - شرك ، آيينى سابقه دار در تاريخ بشر

كذلك كذب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 3

3- شرك ، آيينى ساختگى و به وجود آمده پس از عقيده به توحيد و خداى يگانه است .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله

از تعبير « جعلوا لله أنداداً» (براى خدا شريك قرار دادند)، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خداى يگانه را قبول داشتند، ولى سپس براى او شريك قرار دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 4

4- انديشه كفر و شرك ، داراى سابقه طولانى در سرزمين مكه

عن ذكر ربّهم معرضون . أم لهم ءالهة ... بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم

از اين كه خداوند، پدران و اجداد مردم مكه را جزء اعراض كنندگان از خدا و بهره مندان از متاع هاى دنيوى و عمرى طولانى برشمرده، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 5

5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6

6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .

فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 5

5 - تجديد انحراف و پيدايش شرك و بت پرستى ، پس از نوح ( ع )

ثمّ أنشأنا من بعدهم . .. فأرسلنا ... رسولاً منهم أن اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 3

3 - انكار معاد ، داراى ديرينه اى عميق در طول تاريخ كفر و شرك

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . قالوا أءذا متنا... أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 3

3 - تسليم شدن در برابر طبيعت تا سر حد پرستش و به خدايى گرفتن آن ، داراى ديرينه در تاريخ بشر

وجدتها و قومها يسجدون للشمس من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 85 - 2

2 - مردم در آغاز بعثت ابراهيم ( ع ) ، داراى آيين شرك و بت پرستى

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 15

15 - شرك در طول تاريخ ، داراى ريشه در ماديت و قوم گرايى

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 4

4 - شرك ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم مكه

بل متّعت هؤلاء و ءاباءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 23 - 2

2 - شرك و بت پرستى ، داراى پيشينه تاريخى در ميان مردم عرب جاهلى

سمّيتموها أنتم و ءاباؤكم

161- تاريخ شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 9

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

162- تاريخ شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 18

18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .

إلا أن يسجن أو عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

163- تاريخ شيشه گرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

164- تاريخ صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 9

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

165- تاريخ صائبيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 17 - 3

3 - ظهور آيين صابئى ، در حد فاصل ميان يهوديت و مسيحيت

و الذين هادوا و الصبئين و النصرى

ذكر «صابئين» بين «يهود» و «نصارا»، اشعار به برداشت فوق دارد.

166- تاريخ صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 6،7

6 - تهديد شدن يهود به هزيمت و شكست ، پس از پيروزى مسلمين در جنگ بدر

قل للّذين كفروا ستغلبون

در شأن نزول آيه آمده است كه آيه شريفه بعد از جنگ بدر - آنگاه كه رسول خدا از آن جنگ به طرف بنى قينقاع بازمى گشتند - نازل شده است.

7 - خبر غيبى قرآن از شكست قريب الوقوع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل للّذين كفروا ستغلبون

بنابراينكه منظور از «للّذين كفروا»، يهوديان باشند; چنانچه در شأن نزول آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 1،11،12

1 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صبحگاهان از ميان خانواده خويش ، براى برپا نمودن پايگاه هاى جنگى براى مؤمنان ، در مصاف با دشمنان

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

11 - اختلاف نظر مسلمانان در تعيين محل جنگ احد *

و اذ غدوت . .. و اللّه سميع عليم

يادآورى شنوايى خداوند نسبت به گفتار و دانايى او نسبت به كردار و انديشه ها پس از بيان خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى آماده سازى محلّ دفاع، حكايت از بگو مگوها و انديشه هاى مخالف نظر پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره محل برخورد با دشمن دارد.

12 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ احد ، به عنوان فرماندهى عمليات نظامى

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال

امام صادق (ع): سبب نزول هذه الآية ان قريشا خرجت من مكّة تريد حرب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فخرج يبغى موضعاً للقتال.


تفسير قمى، ج 1، ص 110 ; نورالثقلين، ج 1، ص 384، ح 336.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 1،2

1 - تأييد حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأييد پيروان او ، انتظار مسلمانان عصر بعثت از يهوديان آن دوران

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

طمع به معناى كشش نفس به چيزى دلخواه است (مفردات راغب). طمع به معناى اميد و رغبت است (لسان العرب). ايمان در «أن يؤمنوا» به قرينه متعلق آن (لكم) به معناى تصديق و تأييد كردن است. بنابراين «أفنطمعون ...»; يعنى، آيا انتظار داريد شما را - بر آن راهى كه انتخاب كرده ايد - تأييد كنند؟

2 - مسلمانان صدر اسلام ، به ايمان آوردن بنى اسرائيل دل بسته و بدان اميدوار بودند .

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

برداشت فوق لازمه معناى «أن يؤمنوا لكم» است; زيرا تأييد و تصديق پيروان يك مكتب به معناى تصديق حقانيت آن مكتب و در نتيجه ايمان آوردن به آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 76 - 1،4،6،7،8

1 - عوام ، يهود در حضور مسلمانان به حقانيت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و انطباق نشانه هاى پيامبر موعود ، بر آن حضرت اعتراف مى كردند .

و إذا لقوا الذين ءامنوا قالوا ءامنا . .. قالوا أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم

جمله «أتحدثونهم . ..; چرا حقايقى كه خدا در اختيار شما نهاده به مسلمانان باز مى گوييد؟» دلالت بر اين دارد كه مراد از «آمنا» بيان ويژگيهاى پيامبر موعود در تورات و تطبيق آن با رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است. بنابراين «آمنا»; يعنى، ما تصديق مى كنيم كه محمد(صلی الله علیه و آله) همان پيامبر موعود است و ويژگيهاى بيان شده بر او تطبيق مى كند.

4 - يهوديان عصر بعثت داراى جلسات سرّى و مخفيانه براى توطئه چينى عليه اسلام

و إذا خلا بعضهم إلى بعض

6 - ناتوانى مسلمانان از احتجاج عليه يهود در پيشگاه خدا ، توجيه عالمان يهود براى بازدارى مردم خويش از بازگويى و نشر صفات پيامبر موعود

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم ليحاجوكم به عند ربكم

7 - يهوديان عصر بعثت در تلاش براى كتمان حقانيت اسلام و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم

8 - پيشوايان يهود ، بازگويى صفات پيامبر موعود و اعتراف به حقانيت او را ، نشانه بى خردى بازگو كننده مى شمردند .

أتحدثونهم . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 2

2 - يهوديان ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به نداشتن دليل و برهانى روشن بر حقانيت رسالتش متهم مى كردند .

و لقد أنزلنا إليك ءايت بينت

معمولا بيان جمله با تأكيد حكايت از آن دارد كه مخاطبان، مضمون آن جمله را مورد ترديد قرار داده يا انكار مى كنند و از

آن جا كه جمله «و لقد أنزلنا . ..» با حرف لام - كه حاكى از قسم مقدر است - و نيز با حرف «قد» تأكيد شده معلوم مى شود كه يهوديان مخاطب آيه، مضمون جمله فوق را مورد ترديد و يا انكار قرار مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 1

1 - كلمه « راعنا » دستاويز يهوديان براى اهانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزاى آن حضرت

لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا

مسلمانان در ضمن سخن گفتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) گاهى از آن حضرت تقاضا مى كردند كه مهلت دهد تا سخنان پيشين وى را درك كنند. براى درخواست مهلت، كلمه «راعنا» (فرصتمان ده) را به كار مى بردند. يهوديان با اندك تحريفى در اين كلمه، معنايى ناروا از آن قصد كردند و در خطاب به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كار مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 1

1 - برخى از مسلمانان صدر اسلام در صدد درخواست تغيير و تبديل بعضى از احكام اسلام بودند .

أم تريدون أن تسئلوا رسولكم

كلمه «سؤال» و مشتقات آن، هرگاه با واسطه حرف جر ]همانند «عن»[ به مفعول دوم متعدى گردد، به معناى پرسش كردن و در غير اين صورت به معناى درخواست كردن مى باشد. از آن جا كه در آيه شريفه مفعول دوم ذكر نشده، هر دو معنا محتمل است; بر اين احتمال كه «أن تسئلوا» به معناى درخواست باشد، مورد تقاضا به قرينه آيه قبل، نسخ برخى احكام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 109 - 3،4،5،12،13،25،26

3 - آرزوى يهود و نصارا براى مرتد ساختن مسلمانان صدر اسلام آرزويى خام و تلاش آنان در اين زمينه ، تلاشى ناموفق بود .

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم

به كارگيرى فعل ماضى «ودّ» (دوست داشتند) به جاى فعل مضارع (دوست مى دارند) اشاره به اين نكته دارد كه: تلاش آنان بى ثمر است، به گونه اى كه بايد علاقه و تلاش آنان را سپرى شده دانست.

4 - يهوديان و نصاراى عصر بعثت ، بر ايمان مسلمانان رشك برده به آنان حسادت مىورزيدند .

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً

مقصود از «اهل الكتاب» به دليل «و قالوا لن يدخل . ..» در آيه 111، يهود و نصاراست.

5 - حسادت يهود و نصارا ، منشأ علاقه و تلاش آنها بر بازگرداندن اهل ايمان از اسلام بود .

ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً

«حسداً» مفعولٌ له براى «ودّ كثيراً . ..» مى باشد; يعنى، علاقه و تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان، به علت حسادت ايشان بود.

12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .

ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب

بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به

شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.

13 - يهود و نصارا ترغيب كننده مسلمانان به پرسش ها و درخواست هاى نابه جا از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم تريدون أن تسئلوا . .. ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم

25 - فرمان خدا بر مدارا كردن با توطئه گران اهل كتاب ، هرگز از سرناتوانى او بر يارى مسلمانان صدر اسلام نبوده است .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير

در برداشت فوق، جمله «إن اللّه . ..» در ارتباط با جمله «فاعفوا و اصفحوا» ملاحظه شده است; يعنى، گمان نشود كه فرمان به عفو و گذشت و ترك مقابله، از سر ناتوانى خداست، بلكه مصلحت مسلمانان در آن است.

26 - اهل كتاب با جامعه مسلمانان صدر اسلام برخورد و حشر و نشر نداشتند .

فاعفوا و اصفحوا حتى يأتى اللّه بأمره إن اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 1،2،19

1 - كفر پيشگان عصر بعثت ، مسلمانان را از حضور در مساجد باز مى داشتند و در صدد تخريب آنها بودند .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه . .. و سعى فى خرابها

فعل «منع» نيازمند دو مفعول است: يك مفعول آن «مساجد اللّه» است و مفعول ديگر «المسلمين» مى باشد كه به خاطر وضوحش بيان نشده است; يعنى: «منع المسلمين مساجد اللّه» ماضى آوردن فعل «منع» حكايت از آن دارد كه: ممانعت از ورود مسلمانان به مساجد تحقق يافته بوده; يعنى، آيه شريفه ضمن بيان ناروا بودن ممانعت از ورود به مساجد، اشاره دارد به قضاياى بازدارى از ورود مسلمانان صدر اسلام، به مسجد الحرام و . ..

2 - ترك پرستش و ياد خدا ، انگيزه كفرپيشگان دربازدارى مسلمانان از ورود به مساجد و تلاش براى تخريب آنها

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

«أن يذكر» به تقدير «لا»ى نافيه، مفعولٌ له براى «منع» است; يعنى، از ورود به مساجد جلوگيرى مى كردند تا نام خدا در آنها برده نشود.

19 - سركوبى كفرپيشگان مسلط بر مساجد عصر بعثت و گرفتار شدنشان به خوارى و ذلت ، از اخبار غيبى قرآن و از نويد هاى خدا به مسلمانان

لهم فى الدنيا خزى

چنانچه گذشت، آيه شريفه اشاره به قضاياى صدر اسلام و بازدارى مسلمانان از ورود به مسجد الحرام و مانند آن دارد . با توجه به اين حقيقت، جمله «لهم فى الدنيا خزى» نويدى است به مسلمانان كه كفرپيشگان مانع از ورود به مساجد، به خوارى و ذلت گرفتار خواهند شد، كه به مناسبت مورد، مقصود از خوارى و ذلت، كوتاه شدن دست آنان از مساجد اسلامى و سيطره مسلمانان بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 135 - 2

2 - توافق و اتحاد يهود و نصاراى عصر بعثت عليه مسلمانان ، على رغم اختلافات شديد ايشان با يكديگر

و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا

هدف از «لفّ اجمالى» در آيه و بيان دو جمله در يك كلام، رساندن اتحاد و توافق يهود و نصارا عليه مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 139 - 1

1 - محاجه و گفتگوى اهل كتاب با مسلمانان صدر اسلام درباره خداوند

قل أتحاجوننا فى اللّه

آيات قبل و بعد گوياى اين است كه: مراد از محاجه يهود و نصارا درباره خداوند، محاجه درباره اسلام و بعثت پيامبر بوده است; البته به گونه اى كه به محاجه درباره خداوند و شؤون او باز مى گشته است. همانند اين ادعا كه محمد(صلی الله علیه و آله) از نژاد عرب است و پيامبران بايد از نژاد بنى اسرائيل باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 1،2

1 - بيت المقدس در برهه اى از عصر بعثت ، قبله مسلمانان بود .

ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها

اكثر مفسران برآنند كه مراد از «قبلتهم . ..» بيت المقدس است.

2 - قبله نخستين مسلمانان ( بيت المقدس ) ، به فرمان خداوند به جانب كعبه تغيير يافت .

ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها . .. يهدى من يشاء

جمله «يهدى من يشاء» قرينه بر اين است كه: تغيير قبله به فرمان خداوند بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 8،11،22

8 - بيت المقدس ، قبله مسلمانان در برهه اى از عصر بعثت

و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها

مراد از «القبلة» بيت المقدس است. قابل ذكر است كه «كان» در «التى كنت عليها» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، قبله اى كه بر آن هستى. بر اين مبنا نزول آيه مورد بحث قبل از تغيير قبله خواهد بود و مى تواند «كان» در جمله فوق به معناى گذشته باشد. در اين صورت، زمان نزول آيه مورد بحث پس از تغيير قبله خواهد بود. از آن جا كه فرمان تغيير قبله در آيه بعد مطرح شده، به نظر مى رسد احتمال نخست پسنديده تر باشد.

11 - قبله بودن بيت المقدس براى اهل اسلام ، امرى دشوار و ناپذيرفتنى براى گروهى از مسلمانان

و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه

22 - تغيير قبله امرى دشوار و ناپذيرفتنى براى گروهى از مسلمانان

و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 20

20 - موضعگيرى يهود و نصارا درباره تغيير قبله ، على رغم آگاهى آنها به حقانيت آن

إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون

جمله «و ما اللّه . ..» - كه به تهديد اهل كتاب اشاره دارد - بيانگر موضعگيرى اهل كتاب در برابر تغيير به حق قبله و مخالفت ايشان با حكم الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 6،7

6 - تلاش هاى تبليغى اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بر ضد احكام اسلام ، ايجاد كننده زمينه هاى شك و ترديد در اذهان مسلمانان صدر اسلام

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

بر حذر داشتن مسلمانان از شك و ترديد، با فعل «فلاتكونن» - كه مقرون به نون تأكيد است - گوياى اين معناست كه: زمينه هاى شك و ترديد در مسلمانان به وجود آمده بود. از آيات قبل مى توان فهميد كه مخالفتهاى اهل كتاب منشأ اين ترديدها بوده است.

7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 17

17 - تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، حادثه اى مهم و سرنوشت ساز در تاريخ اسلام

و من حيث خرجت فول وجهك شطر المسجد الحرام . .. و لعلكم تهتدون

نزول آيات متعدد درباره تغيير و تعيين قبله; مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تكرار فرمان «فولّ . ..» (در آيات 144، 149 و 150) و نيز مخاطب قرار دادن مسلمانان و تكرار جمله «فولوا وجوهكم شطره» (در دو آيه 144 و 150) بيانگر اهميت خاص و با ارزش بودن تغيير و تعيين قبله است و اهداف اساسى بيان شده براى آن، حكايت از سرنوشت ساز بودن آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 6

6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .

الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 4

4 - مشركان مكه ، مسلمانان صدر اسلام را از مكه اخراج و آنان را به هجرت وادار كردند .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 25

25 - وجود زمينه هاى مخالفت با احكام حج در ميان مسلمانان صدر اسلام

و اتمّوا الحج . .. و اتقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب

تهديد شديداللّحن الهى پس از بيان احكام حج، نمايانگر زمينه هايى در مخالفت با احكام حج و يا عمل نكردن به آن احكام، از سوى برخى مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 2

2 - ممنوعيّت فعاليت هاى اقتصادى در حج ، پندار غلط برخى از مسلمانان صدر اسلام

ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا

برخى از مسلمانان، خريد و فروش را در حج گناه مى شمردند كه با اين آيه، اين تصوّر دفع شد. (مجمع البيان.)


مجمع البيان، ج 2، ص 527 ; تفسير برهان، ج 1، ص 201، ح 2.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 13

13 - افشاى چهره برخى منافقان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند

و من الناس . .. و هو اَلَدُّ الخصام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 205 - 3،17

3 - داعيه اصلاح طلبى منافقان هنگام برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، و تلاش آنان در جهت فساد پس از بازگشت از محضر او *

و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض

بنابراينكه «اذا تولّى»، به معناى بازگشت باشد.

17 - اَخنس بن شريق ، دشمن و منافق و مفسد و متكبّر و نصيحت ناپذير

و من الناس . .. و اذا تولى

برخى مفسّرين برآنند كه آيه مزبور درباره فردى به نام اخنس بن شريق نازل شده است كه برخوردى منافقانه داشت. (مجمع البيان.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 14

14 - اميرالمؤمنين ( ع ) ، با خُفتن در بستر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش خطر براى خود ، سلامت پيامبر و رضايت خداوند را خريد .

و من الناس من يشرى نفسه

امام باقر (ع): و اما قوله «و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه و اللّه رءوف بالعباد» فانها نزلت فى علىّ بن ابيطالب(ع) حين بذل نفسه للّه و لرسوله ليلة اضطجع على فراش رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) لما طلبته كفار قريش


تفسير عياشى، ج 1، ص 101، ح 292 ; تفسير برهان، ج 1، ص 206، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 10

10 - فقر مؤمنان صدر اسلام ، و تمركز ثروت ها در جبهه كفر *

زين للذين كفروا . .. و يسخرون ... و اللّه يرزق

تزين دنيا نزد كافران، تمسخر مؤمنان توسّط آنان، وعده الهى به برترى مؤمنان در قيامت و برخوردارى آنان از نعمتهاى بى حساب، دلايل استناد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 16،37

16 - اقدام برخى از مسلمين ( عبداللّه بن جحش و همراهان او ) به جنگ با كفارِ مكه در ماه حرام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن جحش و همراهان او در ماه رجب به گروهى از كفار كه داراى مال التجاره بودند، حمله بردند و آنان را كشته و يا اسير كردند. (مجمع البيان و ديگر تفاسير.)

37 - تبعيد و بيرون راندن اهل مسجدالحرام ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ) ، از سوى مشركان مكه

و المسجد الحرام و اخراج اهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 10،12

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

12 - عبداللّه بن جحش و همراهان او ، از زُمره مؤمنان و مهاجرانِ مجاهدِ در راه خدا

ان الذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه

مفسّرين، عبداللّه بن جحش و همراهان او را - كه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور شدند تا به محلّى به نام نخله هجرت كنند و اخبار و اطلاعاتى از دشمن براى آن حضرت بفرستند - مورد نزول آيه مى دانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 13

13 - رواج شرابخوارگى و قماربازى در عصر بعثت

يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس

فعل مضارع «يسئلونك»، دلالت بر تكرار سؤال دارد و تكرار سؤال، بيانگر رواج مورد سؤال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 4

4 - ايتام و كيفيّت معاشرت با آنان ، از مسائل مورد ابتلا در صدر اسلام

و يسئلونك عن اليتامى قل اصلاح لهم خير

فعل مضارع «يسئلونك» دلالت بر استمرار و تكرار سؤال دارد و تكرار سؤال، نشانگر ابتلاى جامعه به مورد سؤال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 273 - 14

14 - اصحاب صفّه ، تنگدستانِ خويشتن دار محصور شده در راه خدا

للفقراء الّذين احصروا

امام باقر(ع) نزلت الآيه في اصحاب الصفة.

گفتنى است كه اصحاب صفّه، تنگدستانى عفيف و خويشتن دار بودند كه انجام وظايف الهى (جهاد و نبرد و . .. ) آنان را از كسب معاش بازداشته بود. رفتار و منش آنان به گونه اى بود كه ناآشنايان نه تنها به فقر آنان پى نمى بردند; بلكه آنان را غنى و مالدار مى پنداشتند.


مجمع البيان، ج 2، ص 666.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 -

1،2،4،5،6،7،11،13،15

1 - جنگ بدر ، شاهد روشن صدق وعده هاى الهى در مورد شكست كافران

قد كان لكم اية فى فئتين التقتا

بنا به گفته مفسّرين، آيه فوق مربوط به جنگ بدر است. گفتنى است كه در شأن نزول آيه، اختلافى نيست.

2 - جبهه گيرى يهود در برابر مسلمانان ، على رغم مشاهده پيروزى معجزه آساى آنان در جنگ بدر

قل للّذين كفروا . .. قد كان لكم اية فى فئتين التقتا

بنابراينكه مقصود از «الذين كفروا»، يهود باشند; چنانچه در شأن نزول آن بيان شده است.

4 - رويارويى مجاهدان در راه خدا و كافران ، در بدر

فئة تقاتل فى سبيل اللّه و اخرى كافرة

5 - مشركين در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو چندان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون»، به كفار برگردد و ضمير «هم» در هر دو مورد، به مسلمين برگردد.

6 - مسلمين در جنگ بدر - در حالى كه دشمن حدود سه برابر ايشان بود - آنان را دو برابر نيرو هاى خويش مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى به مسلمين برگردد و ضمير «هم» در «يرونهم» به كافران و ضمير «هم» در «مثليهم» به مسلمين. و سه برابر بودن كافران از شأن نزول استفاده شده است (مجمع البيان).

7 - كافران در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو برابر نيرو هاى خودشان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون» به مشركين برگردد و ضمير مفعولى «هم» به مسلمين و ضمير مجرور «هم» در «مثليهم» به مشركين برگردانده شود.

11 - نقش تعيين كننده امداد غيبى در پيروزى حق بر باطل

يرونهم مثليهم رأىَ العين و اللّه يؤيّد بنصره من يشاء

13 - جلوه غير واقعى تعداد نيرو ها در جنگ بدر ، امدادى از سوى خداوند براى مؤمنان

يرونهم مثليهم رأىَ العين و اللّه يؤيّد بنصره من يشاء

15 - پيروزى جنگجويان راه خدا ، در جنگ بدر بر كافران ، در پرتو مشيّت الهى

قد كان . .. و اللّه يؤيّد بنصره من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 1

1 - مجادله عالمان اهل كتاب با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آگاهى آنان به حقيقت

من بعد ما جاءهم العلم . .. فان حاجّوك فقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 18

18 - رضايت كفار عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كشتار انبيا توسط گذشتگان ، علّت تهديد آنان به عذاب الهى *

و يقتلون النّبيّن . .. فبشّرهم بعذاب اليم

تهديد بازماندگان قاتلان انبيا به عذاب در صورتى صحيح است كه آنان به اعمال گذشتگان خويش راضى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 23 - 6،10،11،12،14

6 - عدم قبول حكميت تورات از سوى برخى عالمان يهود ، به دنبال ارائه پيشنهاد آن از جانب پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتاب . .. هم معرضون

برداشت فوق بر اساس شأن نزولى است كه درباره آيه مورد بحث نقل شده است. (مجمع البيان).

10 - برخى از عالمان اهل كتاب ، حَكَميّت و حاكميّت كتاب خدا را پذيرفتند .

ثمّ يتولى فريق منهم

نپذيرفتن گروهى با دلالت مفهومى، اشاره به پذيرش گروهى ديگر دارد.

11 - پذيرش حقانيّت اسلام از سوى برخى از عالمان اهل كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ثمّ يتولى فريق منهم

12 - وجود موضعگيرى هاى متضاد در ميان عالمان اهل كتاب در برابر دعوت به حكميت كتاب آسمانى

ثمّ يتولى فريق منهم

14 - داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان يهوديان بر اساس تورات ، و عدم پذيرش حكم تورات توسط برخى از آنان

يدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم ثم يتولى فريق منهم

در شأن نزول آيه آمده است، پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره زن و مردى از يهود كه مرتكب زنا شده بودند; به استناد تورات، حكم به رجم آنان نمود كه سبب خشم يهوديان گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 11

11 - اميدبخشى خداوند به مسلمانان در مورد آينده اى توأم با اقتدار ، على رغم شرايط دشوار آنان در جنگ خندق

قل اللّهمَ مالك الملك

در شأن نزول آيه آمده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام حفر خندق در نبرد احزاب فرمود: امّت اسلام كاخهاى شاهان حيره، ايران، روم و يمن را فتح خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 1،9،20

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان

انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن

فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم

20 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يهود براى مباهله

فقل تعالوا ندع ابناءنا

تفسير الميزان از ابن جرير نقل مى كند، آنگاه كه آيه «فمن حاجّك فيه . .. » نازل شد ; پيامبر (صلی الله علیه و آله) يهود را براى مباهله دعوت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 63 - 1

1 - پيشگويى خداوند به اينكه نصاراى نجران ، دعوت به مباهله را نمى پذيرند . *

فقل تعالوا ندع . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين

ظاهراً جمله «فان تولّوا . .. »، اشاره به اين است كه مسيحيان، دعوت به مباهله را نمى پذيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 69 - 7

7 - بى اثر بودن تلاش اهل كتاب ، براى گمراه كردن مؤمنان صدر اسلام

و ما يضلّون الاّ انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 1،3،7

1 - تظاهر به پذيرش اسلام و قرآن و سپس كفر به آن دو ، از راه هاى آميختن حق به باطل توسط اهل كتاب

يا اهل الكتاب لم تلبسون الحقّ بالباطل . .. و طائفة من اهل الكتاب

به نظر مى رسد جمله «و قالت طائفة . .. »، پس از «لم تلبسون»، ذكر مصداقى براى تلبيس حق به باطل باشد.

3 - اظهار ايمان در ابتداى روز و كفر در انت هاى آن ، حيله يهود براى متزلزل ساختن مؤمنان

و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون

مفسرين طبق شأن نزول، آيه را حمل بر يهوديان كرده اند.

7 - يهود ، آنچه را در اوّل روز بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده بود ( قبله بودن بيت المقدّس ) ، پذيرفتند و به آنچه در انت هاى روز نازل شده بود ( قبله بودن كعبه ) ، كفر ورزيدند تا مؤمنان را گمراه سازند .

و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون

برخى از مفسران برآنند كه «وجه النهار» و «آخره» متعلق به «انزل» است ; و سياق آيه مى رساند كه مراد از «الذى»، حكمى خاص است ; برخى روايات دلالت دارد كه آن حكم خاص، تغيير قبله بوده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عصرگاهى مأمور شد نماز را به سوى كعبه بخواند و قبله مسلمانان را كه تا صبحگاه آن روز، بيت المقدس بوده است تغيير دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 86 - 2

2 - بازگشت عدّه اى از اسلام به كفر ، در حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كيف يهدى اللّه قوماً كفروا

شأن نزول و لحن آيه دلالت بر وقوع ارتداد برخى مسلمانان در حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. (روح المعانى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 95 - 7

7 - يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى اعتقادات شرك آلود

و ما كان من المشركين

نفى شرك از ابراهيم (ع)، تعريضى به يهوديان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 100 - 6

6 - تبانى و تلاش يهوديان براى برانگيختن نزاع هاى قومىِ زمان جاهليّت ، ميان اهل ايمان ( اوس و خزرج )

يا ايها الذين امنوا ان تطيعوا

شاش بن قيس يهودى از وحدت مؤمنان (اوس و خزرج) به خشم آمد و فردى يهودى را مأمور كرد تا فتنه هاى جاهليت را ميان آنها برانگيزاند. (الميزان، ج3).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 14،15

14 - اسلام ، تبديل كننده دشمنى ها و خصومت هاى ميان دو قبيله اوس و خزرج ، به وحدت و عطوفت و برادرى

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً

با توجّه به شأن نزولى كه در مجمع البيان ذيل آيه آمده است.

15 - اخوت و برادرى مسلمانان در سايه اسلام ، پس از تاريخى آكنده از دشمنى و كينه ، برهان خداوند براى فرمان به اعتصام به ريسمان الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. واذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 110 - 10،11

10 - مسلمانان در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از بهترين امّت ها و مورد ستايش خداوند بودند .

كنتم خير أمّة أخرجت للناس

به قرينه «كنتم»، آيه فوق بيانگر يك مسأله تاريخى است و آن عبارت است از رفتار و روش مسلمين در آغاز بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله).

11 - اهتمام مسلمانان آغاز بعثت به نظارت همگانى ( امر به معروف و نهى از منكر ) ، و تداومشان بر ايمان به خداوند

كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف . .. و تؤمنون باللّه

به قرينه «كنتم»، آيه فوق بيانگر يك مسأله تاريخى است و آن عبارت است از رفتار و روش مسلمين در آغاز بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 7،12

7 - اهل كتاب ( يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، آغازگر پيكارى كه فرجامش جز شكست و فرار براى آنان نخواهد بود .

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

چون نسبت قتال به اهل كتاب داده شده، معلوم مى شود كه آنان آغازگر پيكار خواهند بود.

12 - گروندگان از اهل كتاب ( عبداللّه بن سلام و يارانش ) به اسلام ، مورد سرزنش و آزار سران يهود

لن يضرّوكم إلّا اذًى

در شأن نزول آمده است: عبداللّه بن سلام و يارانش پس از ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد سرزنش رؤساى يهود قرار گرفتند. (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 15

15 - عبداللّه بن سلام و گروهى از اهل كتاب ، به اسلام گرويدند و از زمره صالحان گرديدند .

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

در شأن نزول آمده است: چون عبداللّه بن سلام و گروهى اسلام آوردند; احبار يهود گفتند تنها اشرار ما به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ايمان آوردند. (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 16

16 - دورويى برخى از اهل كتاب با مسلمانان ، در صدر اسلام

قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر

به قرينه آيات قبل، «دونكم»، اهل كتاب هستند، و از اينكه كينه قلبى خود را پنهان مى داشتند، دورويى آنان استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 1،2،5،7،8،18

1 - تمايل دو گروه از رزمندگان احد به سستى و انصراف از شركت در جنگ

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بيشتر مفسرين برآنند كه آيه فوق در مورد نبرد احد نازل شده است.

2 - سستى و ترس دو گروه از مسلمانان شركت كننده در جنگ احد ، مورد ملامت خداوند

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

«فشل» به معناى ضعف به همراه ترس است. (مفردات راغب).

5 - دسيسه منافقان ( عبداللّه بن أبى سلول ) ، براى ايجاد سستى و هراس در مسلمانان ، هنگام روانه شدن آنان به سوى احد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

در مجمع البيان آمده است كه عبداللّه بن ابى سلول، دو طايفه از مسلمانان (برخى از مهاجر و انصار) را از رويارويى با مشركان برحذر مى داشت.

7 - نبرد احد ، نمونه اى از بى صبرى و بى تقوايى دو گروه از مسلمانان و زيان ديدن از توطئه هاى دشمنان

و ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم شيئاً . .. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

8 - يارى خداوند در از بين بردن هراس آن دو گروه از مسلمانان كه در جنگ احد ، به سستى مبتلا شدند .

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

جمله «اذ همّت» مى رساند كه قصد سستى داشتند، ولى از اين قصد منصرف شدند و به كار جنگ پرداختند. جمله «و اللّه وليّهما»، ظاهراً بيانگر علت انصراف آنان است.

18 - تمايل بنى حارثه و بنى سلمه به سستى و انصراف از شركت در جنگ احد

اذ همّت طائفتان منكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «طائفتان» در آيه فوق فرمودند: «و الطّائفتان هما بنو سلمة و بنو حارثة حيّان من الانصار.


مجمع البيان، ج 2، ص 824.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 1،2،3،4،5،9

1 - يارى و مدد خداوند به مؤمنان ، در جنگ بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر

2 - مجاهدان جنگ بدر ، نمونه اى از مسلمانان صبور و تقواپيشه كه خداوند با يارى خويش ، مانع زيان رسانى كافران به آنان گرديد .

ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم . .. و لقد نصركم اللّه ببدر

3 - كمبود نفرات و توانايى نظامى مؤمنان پيكارگر در جنگ بدر ، نسبت به قواى نظامى دشمن

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

كلمه «اذلّة»، چون جمع قلّه است، اشاره به كمبود و قلّت نيروى انسانى مؤمنان دارد. و ماده ذلّت (زبونى و ناتوانى) به مناسبت مورد، حاكى از كمبود توانايى نظامى از جهت تداركات و وسايل جنگى است.

4 - مجاهدان جنگ بدر با نداشتن ساز و برگ كافى در مقابل دشمنان ، توانستند با ايمان و توكّل به خدا بر آنان پيروز شوند .

و على اللّه فليتوكّل المؤمنون. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر»، مى تواند نمونه اى باشد از حقيقت بيان شده در آيه قبل; يعنى عامل نصرت شما در بدر، توكّل شما بر خداوند بود.

5 - پيكارگران احد ، به دليل عدم توكّل برخى از آنان به خداوند ، على رغم تواناييشان ، شكست خوردند . *

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

يادآورى كمبود نيروى نظامى در جنگ بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقايسه با جنگ احد است.

9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .

و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 8

8 - وعده الهى به نزول پنجهزار فرشته براى يارى رزمندگان بدر و يا احد و يا حمراءالاسد ، در صورت صابر بودن و تقوا داشتن

ان تصبروا و تتّقوا . .. يمددكم ربّكم بخسمة الاف من الملئكة

برخى مفسّران به قرينه جمله «يأتوكم من فورهم هذا»، آيه مورد بحث را درباره قضيه حمراءالاسد دانسته اند كه مشركان

پس از غلبه در احد و انصراف از معركه، پشيمان شدند و تصميم بر يورش به مدينه را داشتند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از دريافت اين خبر، مسلمانان را براى رويارويى با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 1،2،4،5

1 - هلاكتِ بخشى از قواى دشمن و خوار شدن بخشى ديگر ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

برداشت فوق، با عنايت به ملحوظات ذيل است. يكم اينكه: «ليقطع» و «يكبتهم»، به جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر» متعلق باشد. دوّم اينكه: «قطع» به معناى هلاك كردن باشد، چنانچه در روح المعانى آمده است. سوّم اينكه: «او» در «او يكبتهم»، براى تنويع باشد; يعنى عدّه اى به هلاكت و عدّه اى ديگر به ذلّت و خوارى كشانده شدند.

2 - هلاكت و خوارى بزرگان سپاه كفر در جنگ بدر *

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا

برخى از مفسّرين، «طرفاً» رابه معناى اشراف و بزرگان گرفته اند، به استناد اساس اللغة كه گفته است: «من اطراف العرب يعنى من اشرافهم».

4 - بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

5 - هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين

«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 3،12

3 - پيروزى مؤمنانِ پيكارگرِ بدر ، تنها به دست خدا بود ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليس لك من الامر شىء

اگر «ال» در «الامر» براى جنس باشد، پيروزى در جنگ بدر مصداقى از آن خواهد بود و اگر عهد ذكرى باشد، اشاره به پيروزى در آن جنگ است.

12 - سرنوشت كافران محارب بدر ، تنها به دست خداوند بود ، و نه حتّى رسول او

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 130 - 4

4 - رواج رباخوارى در عصر بعثت و زمان جاهليت

لا تأكلوا الرّبوآ اضعافاً مضاعفة

برخى برآنند كه «اضعافاً مضاعفة» قيد حرمت است; يعنى در اين آيه، تنها از رباخوارى به چندين برابر نهى شده و در مرحله

اى ديگر، اصل رباخوارى حرام شده است. و حرمت تدريجى، حكايت از رواج و شيوع فراگير رباخوارى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 4

4 - خودباختگى و شكست روحى پيكارگران احد پس از بازگشت از نبرد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لاتهنوا و لاتحزنوا و انتم الاعلون

اگر چه نهى از چيزى، حكايت از وقوع خارجى آن ندارد، ولى به قرينه آيات بعد (ان يمسسكم قرح . .. )، معلوم مى شود كه نهى از سستى و اندوه، پس از وقوع آن در ميان مسلمانان بوده است. و به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيات پيشين كه جنگ احد و عوامل شكست آن را گوشزد كرد، به دست مى آيد كه اين سستى و اندوه، ناشى از مسائل جنگ احد بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 1،3،19

1 - جراحت و آسيب همگون دو جبهه كفر و ايمان در پيكار اُحُد

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

3 - برابرى آسيب و جراحت هاى وارده به مؤمنان پيكارگر احد ، با آسيب هاى وارد شده به كافران در جنگ بدر

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

برخى برآنند كه «ان يمسسكم»، درباره جراحتهاى مسلمانان در جنگ احد است و جمله «فقد مسّ القوم»، اشاره به جراحات مشركان در جنگ بدر دارد.

19 - مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 142 - 2

2 - پندار غلط ورود به بهشت بدون جهاد و صبر ، در ميان مسلمانان صدر اسلام

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 1،2،4،6،7

1 - شهادت طلبى برخى مؤمنان صدر اسلام پس از جنگ بدر و نگرانى و حيرت آنها به هنگام بروز جنگ احد

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل ان تلقوه فقد رايتموه و انتم تنظرون

2 - وحشت برخى مؤمنان صدر اسلام از مرگ و شهادت در راه خدا

و لقد . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

4 - عدم موفقيت برخى از مؤمنان صدر اسلام ، در امتحان الهى

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

6 - ناهماهنگى و دوگانگى باور ها و عملكرد برخى از مسلمانان صدر اسلام

و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

7 - پيكار احد ، كارزارى سخت و مجسّم كننده مرگ در ديده پيكارگران مسلمان

و لقد كنتم تمنّون الموت . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

1 - مفسران برآنند كه آيه شريفه درباره نبرد احد نازل شده است. 2 - چون خداوند از رويارويى و درگير شدن با كافران، به ديدن مرگ تعبير كرده است، معلوم مى شود كه كارزارى سخت بوده كه ورود به آن، مساوى ديدن مرگ بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 3،4،5،8،13

3 - پايان پذيرى پيام رسولان الهى ، يا با مرگ و يا با شهادت ايشان ، پندار باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام

و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

4 - تزلزل روحيه برخى از پيكارگران احد ، بر اثر شايعه قتل پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

5 - اتكاى افراطى برخى از پيكارگران احد به شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد نكوهش خداوند

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

8 - خطر واپسگرايى مردم صدر اسلام از مسير رهبرى ، پس از رحلت يا شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

13 - پندار غلط جاودانگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب ارتداد و واپسگرايى برخى از مبارزان احد ، و انكار رسالت آن حضرت پس از شايعه قتل ايشان

افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

مفسران در شأن نزول آيه گفته اند: آنگاه كه خبر قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بين مردم شايع شد، برخى از مسلمانان اظهار داشتند كه اگر محمّد(صلی الله علیه و آله) پيامبر بود، كشته نمى شد. (مجمع البيان، ذيل آيه.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 -

3،4،7،10،15،20،22،24

3 - تحقق وعده الهى به نصرت و پيروزى پيكارگران احد ، آنگاه كه در آغاز نبرد ، مشركان را تا آستانه انقراض كشتند .

و لقد صدقكم اللّه وعده اذ تحسّونهم باذنه

«اذ تحسّونهم» متعلق به «و لقد صدقكم اللّه» است ; يعنى بيان زمان تحقق وعده الهى است. و «تحسّونهم» از ماده «حَسّ» به معناى كشتن تا حد انقراض و نابودى است.

4 - ضربات مرگبار مسلمانان پيكارگر در آغاز جنگ احد بر پيكره مشركان قريش ، به اذن و اراده الهى

و لقد صدقكم اللّه وعده اذ تحسّونهم باذنه

7 - سستى ، اختلاف در كار جنگ و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عوامل شكست مسلمانان در پيكار احد

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

10 - سستى ، تفرقه و سرپيچى برخى پيكارگران احد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پيروزى ابتدايى بر دشمنان

حتّى اذا فشلتم . .. من بعد ما اريكم ما تحبّون

گر چه ظاهر خطاب در «فشلتم و تنازعتم . .. و عصيتم» به تمامى مسلمانان در جنگ احد است، ولى به قرينه تقسيم آنان در دنباله آيه به دو گروه دنياطلب و آخرت طلب، معلوم مى شود مراد از مخاطبين «فشلتم ... »، گروهى از مسلمانان بوده اند

و نه همه آنان.

15 - دستيابى مسلمانان پيكارگر احد بر غنائم جنگى ، به دنبال شكست ابتدايى مشركان قريش

من معد ما اريكم ما تحبّون

اگر چه مراد از «ما تحبّون» پيروزى بر دشمن است، و لكن در آيه شريفه مى تواند لازمه آن، يعنى غنيمت نيز مراد باشد; به دليل «منكم من يريد الدّنيا».

20 - جمعى از پيكارگران احد ، در پى دنيا و گردآورى غنائم و گروهى ديگر خواهان آخرت بودند .

منكم من يريد الدّنيا و منكم من يريد الاخرة

22 - شكست پيكارگران احد ، آزمايش الهى براى آنان

ثم صرفكم عنهم ليبتليكم

«صرفكم عنهم» يعنى شما را از تعقيب دشمنِ درگير منصرف ساخت و لازمه اين انصراف، شكست است.

24 - عفو خداوند از سستى ، نزاع و نافرمانى پيكارگران احد

حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 -

1،2،4،8،9،10،11،12،13،14،15،16،17،18،1

1 - فرار پيكارگران احد از رويارويى با مشركان قريش ، بى آنكه به فكر كسى باشند .

اذ تصعدون و لا تلون على احد

كلمه «تصعدون» از «اصعاد»، به معناى دور شدن تا حد پنهان شدن از نظرهاست، و «لا تلون» از ماده «لىّ»، به معناى التفات و ميل كردن است. يعنى از معركه دور شديد و به كسى توجّه نمى كرديد و تنها به فكر فرار از صحنه بوديد.

2 - گريز مسلمانان از ميدان كارزار احد ، موجب شكست آنان در آن پيكار

ثمّ صرفكم عنهم . .. اذ تصعدون

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد و كلمه «اذ»، يا براى بيان علّت است، يعنى شكست خورديد چون فرار كرديد، و يا ظرف زمان است، يعنى شكست خورديد، آنگاه كه فرار كرديد.

4 - تبلور آزمون مسلمانان در شكست احد ، به هنگام فرار آنان از صحنه كارزار

ثمّ صرفكم عنهم ليبتليكم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «ليبتليكم» باشد، يعنى خداوند شما را از تعقيب دشمن بازداشت تا آزمايشتان كند و اين آزمايش به هنگام فرار تبلور يافت و محقق شد.

8 - دلهره و ترس و گريز مسلمانان از مهلكه كارزار احد ، موجب بى توجّهى در يارى رسانى به همرزمان خويش *

حتّى اذا فشلتم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

9 - تلاش پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از گريز مسلمانان در نبرد احد ، و بى اعتنايى آنان در پذيرش دعوت او

و لا تلون على احد و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

جمله «و الرّسول يدعوكم . .. »، حاليه است ; يعنى در حالى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شما را فرامى خواند مى گريختيد و به هيچ كس (حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)) توجهى نداشتيد.

10 - تلاش مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از شكست مسلمانان در كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

11 - بى اعتنايى به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيكار احد ، موجب شكست مسلمانان در آن كارزار

ثمّ صرفكم . .. و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد، آيه مزبور در مقام بيان علتهاى شكست احد است. بنابراين جمله «و لا تلون على احد و الرّسول ... »، كه حاكى از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بى اعتنايى به اوست، نيز بيانگر علتى براى شكست خواهد بود.

12 - گريز مسلمانان از كارزار احد و فاصله گرفتن آنان از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

كلمه «فى اخريكم» بيان حالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام دعوت است. يعنى پيامبر (صلی الله علیه و آله) آنگاه كه شما را دعوت مى كرد، در آخر شما قرار داشت و اين حاكى از دور شدن مسلمانان از اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

13 - حضور و مقاومت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در رويارويى با مشركان قريش ، تا آخرين لحظات كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

14 - اندوه مسلمانان از شكست در كارزار احد و پيروز نشدن بر مشركان

فاثابكم غمّا بغمّ

جلمه «فاثابكم»، عطف بر جمله «و لقد عفا عنكم» است و كلمه «باء» در «بغمّ» بدليّه است، و مراد از «غمّا» به دليل كلمه «اثابكم» كه دلالت بر مرحمت و لطف دارد و نيز به دليل اينكه پس از عفو واقع شده، غم و اندوهى پسنديده است و اين غم پسنديده همان غم پيروزى كافران بر مسلمانان خواهد بود و يا غمّ و اندوه به خاطر پيروى نكردن از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سست آمدن در رويارويى با دشمن است.

15 - اندوه و حسرت مسلمانان به خاطر از دست دادن غنائم جنگى و جراحاتى كه در نبرد احد به آنان رسيد .

فاثابكم غمّا بغمّ لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم

مراد از «غمّ» (غم دوّم) بايد غمى ناپسند باشد ; چرا كه خداوند آن را به غم پسنديده تبديل كرد و آن را پاداشى بر مسلمانان قرار داد و به قرينه «لكيلا . .. »، آن غم ناپسند همان از دست دادن غنائم و جراحات وارد شده بر مسلمانان بوده است.

16 - اندوه و پشيمانى مسلمانان به خاطر بى اعتنايى به دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد

فاثابكم غمّا بغمّ

با توجه به توضيح برداشت شماره 14.

17 - تبديل اندوه از دادن غنائم به اندوه تمرد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موهبتى الهى به رزمندگان احد

فاثابكم غمّا بغمّ

كلمه «اثابكم» دلالت بر اين معنا دارد كه اين تبديل و جايگزينى لطف و موهبتى از جانب خداوند بوده است.

18 - پشيمانى مسلمانان به جهت تخلف از دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد ، نتيجه عفو الهى از گناه آنان

و لقد عفا عنكم . .. فاثابكم غمّا بغمّ

عطف «اثابكم» بر «عفا عنكم» به وسيله «فاء»، دلالت بر ترتب و رابطه عليّت بين آن دو جمله دارد.

1 - فرار پيكارگران احد از رويارويى با مشركان قريش ، بى آنكه به فكر كسى باشند .

اذ تصعدون و لا تلون على احد

كلمه «تصعدون» از «اصعاد»، به معناى دور شدن تا حد پنهان شدن از نظرهاست، و «لا تلون» از ماده «لىّ»، به معناى التفات و ميل كردن است. يعنى از معركه دور شديد و به كسى توجّه نمى كرديد و تنها به فكر فرار از صحنه بوديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 -

1،4،5،6،9،10،11،15،17،21،22،23،24،25،3

1 - فروفرستادن خوابى آرام بخش از سوى خداوند بر پيكارگران احد ، به دنبال اندوههايى كه در آن كارزار بر ايشان گذشت .

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

«امنة» (آرامش خاطر)، مفعول براى «انزل» است و «نعاساً» به معناى خواب، عطف بيان و يا بدل از «امنة» است.

4 - وضعيّت اندوهگين و پر دلهره و اضطراب مسلمانان پس از كارزار احد

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

5 - خواب آرام بخش ، تنها پيكارگران خداجوى نبرد احد را فراگرفت .

ثمّ انزل . .. امنة نعاساً يغشى طائفة منكم

به قرينه «طائفة قد اهمّتهم . .. »، طائفه اوّل حمل بر كسانى مى شود كه همّتشان دين و خدا بود.

6 - آنانكه در نبرد احد تنها به فكر خويش بودند ( خودگزينان ) ، غرق در اضطراب و دلهره و محروم از خواب آسوده و آرام بخش

ثمّ انزل . .. يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

9 - مسلمانان در پيكار احد متشكّل از دو جناح ، خداجويانِ آخرت طلب و خودگزينانِ دنياخواه بودند .

يغشى طائفة منكم و طائفة قد اهمّتهم انفسهم

10 - پندار هاى جاهلى مسلمانانِ خودگزين و دنياطلب احد ، نسبت به خداوند

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

11 - بينش جاهلى مسلمانان احد نسبت به خداوند ، برانگيزنده حسِّ خودگزينى و دنياطلبى در وجود ايشان

و طائفة قد اهمّتهم . .. يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

به نظر مى رسد جمله «يظنّون باللّه . .. »، به منزله علّتى باشد براى جمله «و طائفة قد اهمّتهم انفسهم».

15 - ترديد برخى از مسلمانان نبرد احد در حقّانيّت اسلام و وعده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پيروزى مسلمانان بر دشمنانشان

و طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

برخى از مسلمانان گمان مى كردند چون به اسلام گرويده اند و اسلام دين حق و الهى است، بايد همه امور بر طبق خواسته آنان پيش رود; ولى آنگاه كه شكست خوردند، به ترديد افتادند و گفتند گويا اختيار امور به دست ما نيست و در نتيجه اسلام دين حق نيست و وعده هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بى مورد است.

17 - شكست ها و حوادث ناگوار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه در مورد حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وعده هاى خدا به پيروزى آنان

طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

21 - برخورد منافقانه خودمحوران و دنياطلبان مسلمان با رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

22 - انكار حقانيّت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نادرست پنداشتن وعده هاى الهى به پيروزى ، چيزى است كه خودگزينان شركت كننده در نبرد احد از رسول خدا پنهان مى داشتند .

و طائفة . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

23 - ترس مسلمانان خودگزين و دنياطلبِ احد از افشاى موضع جاهلانه و شرك آميزشان در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

24 - تبليغات سوء ، شك برانگيز و شرك آلوده مسلمانان سست انديشه احد ، پس از پايان آن كارزار

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

3 - خواب از عوامل آرام بخش انسان هاى اندوهگين و حاضر در كوران مشكلات

ثمّ انزل عليكم من بعد الغمّ امنة نعاساً

بنابر اينكه «امنةً» مفعول له براى «نعاساً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 1،2،3،5،14،15

1 - فرار و پشت كردن برخى مسلمانان ، از جبهه پيكار احد

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان

2 - حضور مجاهدانى پايمرد و استوار به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كارزار احد ، تا آخرين لحظه هاى پيكار

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان

بنابر اينكه «من» در «منكم» براى تبعيض باشد، كه دلالت مى كند گروهى فرار كردند و قهراً گروهى تا آخر جنگ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) باقى ماندند و به دفاع ادامه دادند.

3 - لغزش ( فرار از كارزار ) برخى از مجاهدان احد ، بر اثر نفوذ شيطان در ايشان

انّ الّذين تولّوا . .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

14 - حلم خداوند در برابر نافرمانى و لغزش پيكارگران احد ( پشت كردن به ميدان كارزار )

انّ الّذين تولّوا . . انّ اللّه غفور حليم

15 - فرار عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد از رويارويى با دشمن در جنگ احد ، در اثر وسوسه هاى شيطان

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا

امام باقر و يا امام صادق (ع) درباره «انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا . .. » فرمودند: فهو فى عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد.


تفسير عياشى، ج 1، ص 201، ح 156 ; تفسير برهان، ج 1، ص 322، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 3،16،18،19

3 - نرمى و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با مسلمانانى كه از دستورات ايشان سرپيچى كردند و از جبهه احد گريختند .

فبما رحمة من اللّه لنت لهم

نرمى و مدارا غالباً در مورد مخالفت و عصيان است كه از مصاديق مورد نظر - به قرينه آيات قبل - عصيانگران نبرد احد مى باشند.

16 - عفو از خطاكاران پيكار احد ، تكليف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاعف عنهم و استغفر لهم

به متقضاى ارتباط اين آيه با آيات نبرد احد، از جمله افراد مورد نظر كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به ناديده گرفتن خطاى آنان است، خطاكاران نبرد احد مى باشند.

18 - لطف و عنايت خاصّ خداوند نسبت به پيكارگران نبرد احد

فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر

19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پذيراى نقش مردم در تصميم گيرى هاى اجتماعى

و شاورهم فى الامر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 7،9

7 - توكّل پيكارگران جنگ بدر بر خدا ، موجب يارى خدا و پيروزى آنان در آن نبرد *

ان ينصركم اللّه فلا غالب لكم . .. و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

خداوند پس از شروع بيان جنگ احد، اشاره اى نيز به مسائل جنگ بدر داشت (و لقد نصركم اللّه ببدر، آيه 123) بنابراين جمله «ان ينصركم اللّه» مى تواند اشاره به علّت آن پيروزى باشد.

9 - سستى پيكارگران احد در اتكال به خداوند ، موجب محروميّت آنان از نصرت الهى و شكست ايشان در آن نبرد .

و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و شكست مؤمنان، اشاره به علّت شكست دارد، يعنى چون در آن نبرد توكّل نداشتيد، از يارى خدا محروم شديد و در نتيجه شكست خورديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 161 - 5

5 - گمان باطل برخى از مسلمانان صدر اسلام مبنى بر خيانت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غنايم جنگى

و ما كان لنبىّ ان يغلّ

در برخى از شأن نزولهاىِ مربوط به آيه آمده كه غنيمتى از غنايم جنگى بدر مفقود شد و عدّه اى چنين پنداشتند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را تصاحب كرده است. (مجمع البيان، ذيل آيه.) و از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: ... الم ينسبوا نبيّنا محمّداً (صلی الله علیه و آله) ... الم ينسبوه يوم بدر الى انّه اخذ لنفسه من المغنم قطيفة حمراء حتّى اظهره اللّه عزّ و جلّ على القطيفة و برء نبيّه من الخيانة و انزل بذالك فى كتابه «و ما كان لنبىّ ان يغلّ ... ».


امالى صدوق، ص 92، مجلس 22، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 324، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 14

14 - يادآورى گمراهى مؤمنان پيش از بعثت و هدايتشان در پرتو تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل تقويت اراده آنان در تحمّل

دشوارى هاى مولود جنگ

اذ تصعدون و لا تلون . .. و لئن قتلتم فى سبيل اللّه ... لقد منّ اللّه على المؤمني

با توجّه به ارتباط اين آيه و آيات مربوط به جنگ احد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 1،2،3،4،5،7،12

1 - گلايه برخى مسلمانان از نتايج دردناك نبرد احد و شكست در آن

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قلتم انّى هذا

اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

7 - مسلمانان ، به دليل نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فرار از صحنه نبرد ، عامل شكست و مصيبت هاى پيكار احد

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قل هو من عند انفسكم

با توجّه به آيات قبل، همانند آيه 152 (اذ تحسّونهم باذنه حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم)، معلوم مى شود كه نافرمانى و . .. از جمله عوامل شكست آنان بود.

12 - رفع ناراحتى مسلمانان به جهت شهادت هفتاد نفر در جنگ احد ، با تذكّر به اين كه آنان در جنگ بدر ، هفتاد نفر از دشمنان را كشته و هفتاد نفر را اسير كردند .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: كان المسلمون قد اصابوا ببدر مائة و اربعين رجلا قتلوا سبعين رجلا و اسروا سبعين فلمّا كان يوم احد اصيب من المسلمين سبعون رجلا قال: فاغتمّوا بذلك فانزل اللّه تبارك و تعالى: «اولمّا اصابتكم . .. مثليها».


تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 151 ; نورالثقلين، ج 1، ص 408، ح 426.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 2،6

2 - كارزار احد ، صحنه رويارويى و درگيرى دو جناح كفر و ايمان

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه

6 - مشخّص شدن مؤمنان واقعى ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم المؤمنين

جمله «و ليعلم . .. »، عطف بر جمله اى مقدّر است ; يعنى «و ما اصابكم ... ليكون كذا و كذا و ليعلم المؤمنين». لذا در برداشت فوق، مشخص شدن مؤمنان، از اهداف شكست آنان در نبرد احد شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 -

1،3،4،9،10،11،12،14،23

1 - مشخص شدن منافقان ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا

3 - حضور منافقانى ناشناخته در ميان مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) تا شكست احد

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان . .. و ليعلم الّذين نافقوا

4 - بى اعتنايى منافقان به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و يا برخى مسلمانان ، براى حضور در پيكار عليه كافران

و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا

مراد از منافقان در برداشت فوق، كسانى هستند كه نفاق آنان پس از دعوت براى نبرد و نپذيرفتن آن مشخّص شد.

9 - بهانه جويى منافقان براى سرباز زدن از حضور در ميدان احد ، با اين ادّعا كه در آن ميدان ، پيكارى رخ نخواهد داد .

قاتلوا لو نعلم قتالا لاتّبعناكم

برخى از مفسّران گفته اند مراد از جمله «لو نعلم . .. » نفى برخورد نظامى است ; يعنى ما مى دانيم كه جنگى رخ نخواهد داد و لذا با شما نمى آييم.

10 - منافقان به انگيزه سرباز زدن از پيكار ، مدعى بودند كه حضور در ميدان احد نوعى انتحار و خودكشى است ، نه پيكار و جنگ .

قالوا لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

برخى برآنند كه مراد منافقان از جمله «لو نعلم . .. » اين معنا بوده كه بيرون شدن شما مسلمانان به سوى احد، پيكار و قتال نيست، بلكه خود را به مهلكه انداختن است ; چرا كه نيروى شما در برابر نيروى دشمن هيچ است.

11 - اظهار عدم آشنايى با دانش و مهارت هاى جنگى ، بهانه منافقان براى سرباز زدن از حضور در پيكار احد *

لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

برداشت فوق احتمال سوّمى است كه در بيان جمله «لو نعلم . .. » گفته شده است. يعنى اگر پيكار مى دانستيم، شركت مى كرديم، ولى ما با فنون جنگ و مبارزه آشنايى نداريم.

12 - شركت نكردن منافقان در پيكار احد ، افشاگر چهره و موضع نفاق آلود ايشان

و ليعلم الّذين نافقوا و قيل لهم تعالوا . .. لو نعلم قتالاً لاتّبعناكم

جمله «و قيل لهم تعالوا . .. » توضيحى است براى جمله «و ليعلم الّذين نافقوا». يعنى طريقه مشخّص كردن منافقان همان شركت نكردن آنان در نبرد است.

14 - منافقان به دليل شركت نكردن در پيكار احد ، دور از مرز ايمان و در آستانه كفر بودند .

هم للكفر يومئذ اقرب منهم للايمان

23 - منافقان احد داراى جنبه هاى گوناگون نفاق ، و آگاهى مسلمانان تنها به بخشى از آنها

و اللّه اعلم بما يكتمون

عالمتر بودن خدا به راز دل منافقان (و اللّه اعلم . .. )، دلالت بر اين معنا دارد كه آنچه از نفاق منافقان براى مسلمانان بيان شد، تنها بخشى از نفاق آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 -

1،2،3،4،5،6،7،8،10،18

1 - تلاش منافقان كناره گرفته از جنگ احد ، در بازداشتن ديگر مسلمانان از حضور در آن كارزار

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا لو اطاعونا ما قتلوا

جمله «لو اطاعونا» دلالت بر تلاش منافقان در بازداشتن مسلمانان از نبرد دارد.

2 - ادعاى باطل منافقان كه اگر جنگاوران احد در آن كارزار شركت نمى كردند ، به شهات نمى رسيدند .

لو اطاعونا ما قتلوا . .. ان كنتم صادقين

3 - مسرت و خشنودى منافقان از سلامت خويش به دليل عدم حضورشان در پيكار احد

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا لو اطاعونا ما قتلوا

اظهار تأسّف منافقان براى كشته هاى احد، دلالت بر مسرت و خشنودى از زنده ماندن خودشان دارد.

4 - تلفات سنگين مسلمانان در پيكار احد

و ما اصابكم . .. لو اطاعونا ما قتلوا

5 - اظهار حسرت و اندوه منافقان بر كشته شدن بستگان خويش در پيكار احد

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا لو اطاعونا ما قتلوا

گفته شده مراد از «لاخوانهم»، خويشان نسبى است. و جمله «قالوا لاخوانهم» يعنى: «درباره آنها گفتند»; نه «به آنها گفتند».

6 - سرزنش شدن منافقان به خاطر ترك حمايت از پيكارگران احد ، على رغم ادعاى برادرى با آنان

الّذين قالوا لاخوانهم وقعدوا

جمله «وقعدوا» حاليّه است و اشاره دارد به اينكه منافقان با وجود ادعاى برادرى با مسلمانان از شركت در جنگ و حمايت آنان سر باز زدند. گفتنى است كه «لاخوانهم» در برداشت فوق به معناى برادران دينى گرفته شده است.

7 - اعتراض و انتقاد منافقان از شركت جستن مسلمانان در پيكار احد

لو اطاعونا ما قتلوا

8 - تبليغات اخلالگرانه منافقان پس از نبرد احد

لو اطاعونا ما قتلوا

10 - آزادى بيان مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عقايد و موضعگيرى هاى خويش

لو اطاعونا ما قتلوا

18 - ناتوانى منافقان از جلوگيرى مرگ مقدّر نشانگر باطل بودن پندار آنان در تحليل عوامل به شهادت رسيدن پيكارگران احد

لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت ان كنتم صادقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 3،5،7،8،12،21

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

5 - برخى از مجروحان جنگ احد على رغم پذيرش دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نبردى ديگر ، از احسان و تقواى لازم برخوردار نبودند .

الّذين استجابوا . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

«منهم»، حال براى ضمير «احسنوا» است و كلمه «من»، ظهور در تبعيض دارد ; يعنى اجابت كنندگان را به دارندگان تقوا و احسان و فاقدان آن تقسيم مى كند.

7 - خطر هجوم مشركين به مسلمانان ، پس از پايان جنگ احد *

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

زيرا دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى تجهيز نيرو، بيانگر آن است كه خطر هجوم مجدد مشركين وجود داشته است.

8 - سرنوشت ساز بودن آمادگى رزمى و مانور مسلمين بعد از جنگ احد

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

سازماندهى سپاه اسلام پس از مصيبتهاى وارد آمده در جنگ احد و دعوت مجدد حتى از مجروحان براى شركت در جنگ، حكايت از سرنوشت ساز بودن اين آمادگى و بسيج نيرو دارد.

12 - نياز مبرم پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نيرو هاى مجاهد براى مقابله با دشمن ، پس از نبرد احد

الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

فراخوانى نيروهاى مجروح جنگ احد براى نبردى ديگر، چنانچه در شأن نزول آمده است، حكايت از نياز مبرم به نيروهاى مجاهد دارد.

21 - پاداش بزرگ اميرالمؤمنين ( ع ) به خاطر احسان و تقوا و اجابت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از مجروح شدن در جنگ احد

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. اجر عظيم

امام صادق (ع): انّ رسول اللّه بعث عليّاً فى عشرة «استجابوا للّه و الرّسول من بعد ما اصابهم القرح» الى «اجر عظيم». انّما نزلت فى اميرالمؤمنين (ع).


تفسير عياشى، ج 1، ص 206، ح 153 ; تفسير برهان، ج 1، ص 326، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 3،4،8،15،16،19

3 - تجمع دوباره مشركان عليه مسلمانان ، پس از جنگ احد

انّ النّاس قد جمعوا لكم

وقوع اين آيه پس از بيان جنگ احد و نيز برخى از شأن نزولها مؤيّد اين نظر است كه آيه مورد بحث درباره وقايع پس از احد مى باشد.

4 - وجود افرادى در ميان مسلمانان كه در صدد شايعه پراكنى و ترساندن آنها از مشركان بودند .

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم

8 - اظهار توكّل و اعتماد به خداوند ، عكس العمل مؤمنان در برابر شايعه حمله دشمن ، پس از نبرد احد

الّذين قال لهم النّاس . .. و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

15 - اميدوارى مؤمنان به نصرت الهى و پيروزى در غزوه حمراءالاسد

و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

اكثر مفسران اين آيه و آيات پيشين را درباره غزوه حمراءالاسد مى دانند. مشركان فاتح نبرد احد در راه بازگشت به مكّه از

اينكه كار مسلمانان را يكسره نكردند، پشيمان شدند و آهنگ هجوم به مدينه را داشتند. پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از اطلاع، مسلمانان را براى دفاع تا حمراءالاسد حركت داد. اين غزوه به غزوه حمراءالاسد معروف شد.

16 - فزونى نيروى دشمن بر نيروى مسلمانان در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا *

و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

از اينكه منافقان براى ارعاب مؤمنان كثرت دشمن را به رخ آنان كشيدند (انّ النّاس قد جمعوا لكم)، ولى مسلمانان در جواب به فراوانى نيرو اشاره نكردند و تنها اتكالِ به خداوند را گوشزد كردند، فزونى نيروى دشمن نسبت به نيروهاى ايمانى به دست مى آيد. گفتنى است كه آيات مورد بحث در نظر برخى مفسّران درباره غزوه حمراءالاسد و در نظر برخى ديگر درباره بدر صغراست.

19 - ترساندن مؤمنان از تجمع دشمن پس از جنگ احد ، توسط نعيم بن مسعود

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «النّاس» اوّل در آيه فوق فرمودند: انّه نعيم بن مسعود الاشجعى.


مجمع البيان، ج 2، ص 889 ; تفسير تبيان، ج 3، ص 52.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 -

1،2،3،4،8،11،12،16

1 - بازگشت بدون آسيب مؤمنان از غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا با برخوردارى از نعمت و فضل الهى

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

بنابر اينكه «باء» در «بنعمة»، به معناى مصاحبت، متعلق به محذوف و حال براى فاعل «انقلبوا» باشد. گفتنى است كه اكثر مفسران آيات مورد بحث را درباره غزوه حمراءالاسد، و برخى آن آيات را درباره بدر صغرا مى دانند.

2 - شمول نعمت و فضل بزرگ الهى بر مؤمنان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا ، عامل آسيب نديدن آنان

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

در برداشت فوق «باء» در «بنعمة»، سببيّه و متعلق به «انقلبوا»، گرفته شده است.

3 - اجابت مؤمنان به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراء الاسد يا بدر صغرا

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

4 - واقع نشدن جنگ ميان مؤمنان و مشركان در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا *

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

ظاهراً «لم يمسسهم سوء»، كنايه از عدم وقوع جنگ است.

8 - كارآمد نبودن تبليغات سوء و جنگ روانى ، در بازداشتن مؤمنان از شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس . .. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

زيرا در عين تبليغات سوء دشمن، مؤمنان براى شركتِ در نبرد حركت كردند.

11 - مؤمنان مجاهد همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا ) ، بى اعتنا به تهديد هاى دشمن و در پى جلب رضايت الهى

انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. فانقلبوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه

12 - تقدير و تمجيد خداوند از مجاهدان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه . .. و اتّبعوا رضوان اللّه

16 - دست يافتن مؤمنان مجاهد به منفعت مالى در غزوه بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل

بر اساس شأن نزول نقل شده در تفسير روح المعانى، مراد از «فضل»، سودى است كه مسلمانان با كسب و تجارت در غزوه بدر صغرا به دست آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 10،14

10 - تأثير شايعات مشركان و منافقان بر برخى مسلمانان ، به هنگام دعوت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

چون شيطان و مشركان و منافقان در صدد ترسانيدن و بازداشتن همه مؤمنان بوده اند (انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم)، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين «يخوّف اولياءه»، حاكى از فعليّت و تحقق اين ترس در عدّه اى از مؤمنان است.

14 - افشاى توطئه ها و تبليغات سوء دشمنان دين پس از نبرد احد و مقابله با آنها ، از سوى خداوند

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه فلا تخافوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 1

1 - علاقه وافر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت يافتن مردم و اندوه و تأسف عميق وى از شتاب برخى از مردم در كفر

و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 4

4 - ارتداد گروهى از مؤمنان پس از جريان جنگ احد *

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً

به مقتضاى ارتباط اين آيه با آيات قبل، مراد از «الّذين اشتروا . .. »، مى تواند آن گروه از مسلمانانى باشد كه پس از نبرد احد با تبليغات سوء و شايعات در تضعيف روحيه مؤمنان مى كوشيدند و آنان را از غزوه حمراءالاسد بازمى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 8

8 - حضور افراد ناپاك و منافق در ميان مسلمانان ، در جريان جنگ احد

ما كان اللّه ليذر المؤمنين على ما انتم عليه حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

برداشت فوق بر اساس ارتباط اين آيه با آيات پيشين كه درباره نبرد احد بود، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 8،14

8 - تبليغات سوء يهود عليه احكام و دستورات اسلام ( انفاق )

و لا يحسبنّ الّذين . .. لقد سمع اللّه قول الّذين قالوا انّ اللّه فقير و نحن اغني

14 - يهود ، در صدد قتل پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) *

و قتلهم الانبيآء بغير حقّ

برداشت فوق، توجيهى است براى نسبت دادن قتل انبيا به يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله). يعنى از اينكه كشتن پيامبران به آنان نسبت داده شده، معلوم مى گردد كه آنان در صدد قتل پيامبرند ; چرا كه وى به منزله همه پيامبران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 1،2،3،4

1 - تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى يهود

فان كذّبوك

2 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جهت تكذيب آن حضرت از سوى يهود *

فان كذّبوك فقد كذّب رسل من قبلك

لحن آيه حكايت از اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به تكذيبش دارد، و برخى جواب شرط را محذوف دانسته اند و چنين گفته اند: ان كذّبوك فلا تحزن. از اين رو، جمله «فقد كذّب» را علّت «لا تحزن» گرفته اند.

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جهت تكذيب آن حضرت از سوى يهود

فان كذّبوك فقد كذّب رسل من قبلك

4 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به پايدارى در انجام رسالت ، على رغم تكذيب و مخالفت مردم

فان كذّبوك فقد كذّب رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 5

5 - گمراهى و ايمان نياوردن گروهى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از كتمان حقايق از سوى عالمان اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه . .. و لا تكتمونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 24،25،27

24 - آوارگى و هجرت برخى مسلمانان صدر اسلام و شكنجه و آزار آنان در راه خدا

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

جمله «فالّذين . .. »، هر چند بيان يك ضابطه كلّى است، ولى به قرينه ماضى بودن فعلهاى «هاجروا و ... »، ناظر به تحقق هجرت، اخراج و آزار نيز هست.

25 - شرايط دشوار محيط مكّه براى مسلمانان صدر اسلام

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

چون معمولا هجرت در صدر اسلام از مكّه و اطراف آن صورت مى گرفت، مراد از «ديارهم»، مكّه و اطراف آن است.

27 - حاكميّت و تسلّط كافران بر سرزمين مكّه و مسلمانان آن ديار ، در صدر اسلام

فالّذين . .. اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى ... و قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 7

7 - فقر و ضعف مسلمانان نسبت به كافران ، در برهه اى از عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 9

9 - وجود تورات و انجيل تحريف نشده نزد يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم و ما انزل اليهم

آنچه از «ما انزل اليهم»، در ذهن مخاطبان عصر بعثت نقش مى بندد و تبادر مى كند، همان تورات و انجيلى است كه در دسترس اهل كتاب بوده است و اگر آنها تحريف شده بود، ايمان به آنها مورد تأييد خداوند قرار نمى گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 10

10 - علماى اهل كتاب ، داراى مقام و موقعيتى خاص در صدر اسلام

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب . .. و يريدون ان تضلوا السبيل

مراد از «اوتوا نصيباً» عالمان اهل كتاب هستند ; زيرا علم كتاب در نزد آنهاست. و تصريح خداوند به دشمنى آنان با جمله «اللّه اعلم باعدائكم»، - در آيه بعد - حاكى از موقعيتى است كه عالمان اهل كتاب در نزد مسلمانان داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 1،3

1 - ايمان برخى از اهل كتاب ( يهود ) به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

فمنهم من امن به و منهم

بدان احتمال كه مراد از «النّاس» در آيه قبل پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد و ضمير «به» به آن ارجاع شود.

3 - ايمان نياوردن برخى از اهل كتاب ( يهود ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اخلالگرى آنان در راه تحقق اسلام

و منهم من صدّ عنه

«صدّ» در برداشت فوق به معناى متعدى آن، يعنى بازداشتن و منع كردن گرفته شده است و لذا از آن به اخلالگرى تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 1،2

1 - كندى و سستى برخى مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شركت در جهاد

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ

2 - برخى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ديگر مؤمنان را از شركت در جهاد بازمى داشتند .

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ

راغب در «مفردات»، «ليبطّئنّ» را فعل متعدى دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 10،15،18

10 - دعاى مسلمانان مظلوم و مستضعف مكّه به درگاه پروردگار براى رهايى از ستم حاكم بر آنان

و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها

15 - مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

18 - استجابت دعاى مستضعفان مكّه ، با صدور فرمان جهاد از سوى خدا براى رهايى آنان

و ما لكم لا تقاتلون . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 -

1،13،15،16،17،18،19،36

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكّه ، مسلمانان را از درگيرى مسلّحانه با كافران بازمى داشت .

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

بنابر آنچه در شأن نزول آمده، نهى از مبارزه مسلّحانه در مكّه و قبل از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده است.

13 - فرمان جهاد ، مايه ترس برخى از مدعيان جهاد و مبارزه در صدر اسلام

فلمّا كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

15 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، فزونتر از ترسِ خداترسان ، از رويارويى با دشمن هراسناك بودند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس . .. او اشدّ خشيةً

اَوْ در «او اشدّ خشية» براى تنويع است و اشاره دارد به اينكه مسلمانان هراسناك از نبرد با دشمن، دو گروه بودند.

16 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى كه از خدا ، ترسان بودند ، از رويارويى با دشمن مى ترسيدند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

در برداشت فوق «كخشية اللّه» صفت مفعول مطلق محذوف گرفته شده است و فاعل «خشية» ضميرى است كه به «فريق» بازمى گردد ; يعنى يخشون النّاس مثل خشيتهم من اللّه.

17 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، هراسشان از جنگ بيش از ترسشان از خداوند بود .

يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

18 - بسيارى از مسلمانان صدر اسلام ، تسليم در برابر حكم جهاد و آماده براى نبرد با دشمن

اذا فريق منهم يخشون النّاس

19 - خداترسى و نهراسيدن از دشمن ، ويژگى بسيارى از مسلمانان صدر اسلام

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

36 - خداوند ، فراخوان سست عنصران عصر رسول خدا به دست شستن از شعار هاى توخالى در زمينه جنگ و جهاد

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

امام صادق (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: يعنى كفّوا السنتكم.


كافى، ج 2، ص 114، ح 8 ; نورالثقلين، ج 1، 517، ح 407 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 258، ح 197.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 7

7 - معرفى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان عامل شرور ، از روش هاى ايذايى و تبليغى منافقان و يهود عليه آن حضرت

ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك

برخى از مفسران با توجّه به شأن نزول آيه گفته اند كه مقصود از ضمير «تصبهم»، منافقين و يهوديان هستند كه حوادثى چون قحطى و خشكسالى را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منتسب مى كردند و از اين راه عليه او تبليغ مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 81 - 1،2،4،9

1 - اظهار اطاعت كامل در پيشگاه رسول خدا و چاره انديشى براى مخالفت با وى در جلسات سرى ، شيوه گروهى از مسلمانان صدر اسلام

و يقولون طاعة فاذا برزوا من عندك بيّت طائفة منهم غير الذى تقول

«طاعة» خبر براى مبتداى محذوف مى باشد ; يعنى «امرنا طاعة» (كار ما اطاعت از توست). فعل مضارع «يقولون» و «يبيتون» دلالت بر استمرار دارد و حاكى از شيوه آنهاست. «يبيّتون»، از مصدر «تبييت»، به معناى تدبير امور است «غير الذى تقول» به معناى مخالفت امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

2 - چاره انديشى گروهى از مسلمانان براى مخالفت و ناديده گرفتن فرمان پيامبر خدا به نبرد با دشمنان دين

يقولون طاعة . .. بيّت طائفة منهم غير الذى تقول

با توجّه به آيات پيشين كه درباره جهاد بود، فرمان مورد نظر در اين آيه همان دستور جهاد و شركت در نبرد عليه دشمنان است.

4 - سران گروهى از مسلمانان ضعيف الايمان ، داراى جلساتى سرى و شبانه ، به منظور چاره انديشى براى مخالفت با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

بيّت طائفة منهم غير الذى تقول

ظاهر آيه شريفه اين است كه تمامى كسانى كه اظهار اطاعت مى كردند در صدد مخالفت بودند، نه تنها طائفه اى از آنها ; بنابراين مراد از طائفه - به مناسبت حكم و موضوع - سران آنها مى باشد.

9 - اعراض و بى اعتنايى به مسلمانان توطئه گر و دو رو ، توصيه و فرمان خداوند به پيامبر خويش

و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 2

2 - افشاى اخبار امنيتى از سوى برخى از مسلمانان صدر اسلام

و اذا جاءهم امر من الامن او الخوف اذاعوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 88 - 4

4 - شفاعت و طرفدارى برخى از مسلمانان عصر بعثت از منافقان

و من يشفع شفاعة سيّئة . .. فما لكم فى المنافقين فئتين

«فاء» در «فما لكم» تفريع بر آيه 85 و بيانگر مصداقى از «شفاعة سيّئة» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 91 - 1،2،3

1 - اِخبار خداوند به مسلمانان صدر اسلام كه در آينده اى نزديك گروهى از دشمنان ، على رغم پيمان ترك تعرض ، به

پيمان خويش وفادار نبوده ، در هر آشوبى عليه آنان شركت خواهند كرد .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم كلّما ردّوا الى الفتنة اركسوا في

2 - اِخبار خداوند به مسلمانان مبنى بر اينكه در گير و دار مبارزه و نبرد با دشمنان ، گروهى از آنان در صدد كسب امنيت از سوى مسلمانان و از سوى طائفه كافر خويش خواهند شد .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم

3 - ترك تعرض به مسلمانان از سوى طوايفى از اعراب در مقابل عدم تعرض مسلمانان به آن طايفه ، موضوع قرارداد پيشنهادى نمايندگان آن طايفه .

ستجدون اخرين يريدون ان يَامنوكم و يَامنوا قومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 8

8 - گروهى از مسلمانان در صدر اسلام ، از مكّه هجرت نكردند و همچنان تحت ستم كافران باقى ماندند .

انّ الّذين توفّيهم الملئكة . .. قالوا كنّا مستضعفين فى الارض

ابن عباس گويد: گروهى از اهل مكّه ايمان آوردند، ولى به علت ترس، از هجرت سر باز زدند و اين آيه درباره آنان نازل شد. (روح المعانى، ذيل آيه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 3،4

3 - ترغيب مسلمانان صدر اسلام به هجرت از مكّه

و من يهاجر فى سبيل اللّه يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة . .. فقد وقع اجره على

4 - احتمال سرگردانى و گرفتار شدن به تنگنا ها ، دليل گروهى از مسلمانان براى ترك هجرت

و من يهاجر . .. يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 2،3

2 - ترغيب مجاهدان صدر اسلام به تعقيب لشكريان دشمن ، پس از نبرد احد

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

گفته شده كه آيه پس از نبرد احد نازل شد تا مسلمانان را به تعقيب لشكريان ابوسفيان ترغيب كند (مجمع البيان، ذيل آيه).

3 - آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 108 - 6

6 - برخى از مسلمانان ، در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مرتكب سرقت و خيانت شدند و با نقشه و توطئه در صدد متهم كردن ديگران بودند .

و هو معهم اذ يبيتون ما لايرضى من القول

در شأن نزول آمده كه طعمة بن ابيرق پس از سرقت با خود انديشيد كه كالاى مسروقه را به خانه يك يهودى بيندازد و در حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) سوگند ياد كند كه آن يهودى سرقت كرده و خود از هر خيانتى مبراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 109 - 3

3 - تلاش برخى مسلمانان در صدر اسلام ، براى دفاع از خيانتكاران در پيشگاه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هأنتم هؤلاء جدلتم عنهم

با توجه به شأن نزول كه در مورد ابن ابيرق و ديگران وارده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 5،6،8

5 - تلاش بى ثمر برخى از مشركان براى متقاعد كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جهت تجويز ادامه بت پرستى به مدت يك سال

و لولا فضل اللّه . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك

برخى از مفسران با توجه به شأن نزول گفته اند مراد از «طائفة»، مشركانى بودند كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) تقاضاى تجويز بت پرستى تا يك سال را داشتند.

6 - فضل و رحمت الهى ، مانع تأثير دسيسه و زمينه سازى هاى خائنان در قضاوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لتحكم بين الناس . .. و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة منهم

8 - كسانى كه در صدد گمراه ساختن و به اشتباه انداختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند ، تنها خود را به گمراهى و اشتباه افكندند .

لهمت طائفة منهم ان يضلوك و ما يضلون الا أنفسهم و ما يضرونك من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 1

1 - بسيارى از نجوا هاى مسلمانان سست ايمان صدر اسلام ، فاقد هرگونه خير و فايده

لا خير فى كثير من نجويهم

مراد از ضمير در «نجويهم» مسلمانانى هستند كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 1،30

1 - پرسش و استفتاى مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد مسائلى مربوط به زنان

و يستفتونك فى النساء

فعل مضارع «يستفتونك»، دلالت بر استمرار پرسش دارد.

30 - نظر خواهى و استفتاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره مقدار ارث زنان

و يستفتونك فى النساء

امام باقر(ع) در مورد «و يستفتونك فى النساء» در آيه فوق فرمود: فان نبى اللّه(صلی الله علیه و آله) سئل عن النساء ما لهن من الميراث؟. .. .


تفسير قمى، ج 1، ص 154; نورالثقلين، ج 1، ص 556، ح 594.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 25،27،29،30،34

25 - عداوت و دشمنى مشركان با مسلمانان در صدر اسلام

و لايجرمنكم شنئان قوم

بنابر اينكه «شنئان» (بغض و عداوت)، اضافه به فاعل «قوم» شده باشد، نه به مفعول. به قرينه (ان صدوكم) كه بيان دشمنى آن قوم است.

27 - خداوند ، فراخوان مسلمانان صدر اسلام به پرهيز از تجاوز و تعدى به مشركان

و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا

29 - جلوگيرى مشركان از ورود مسلمانان صدر اسلام به مسجدالحرام

ان صدوكم عن المسجدالحرام

30 - جلوگيرى مشركان از ورود مسلمانان به مسجدالحرام ، مايه خشم و كينه مؤمنان نسبت به آنان

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام

34 - انجام عمره و زيارت خانه خدا ، امرى مرسوم در نزد مشركان عصر بعثت

و لاءآمين البيت الحرام . .. و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه مشركان براى عمره و زيارت خانه خدا راهى مكه بودند و مسلمانان خواهان هجوم به آنان شدند، در آن هنگام اين آيه نازل شد. (مجمع البيان) جمله «و لايجرمنكم» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 16،26

16 - كافران تا آخرين سال هاى حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شكست دادن اسلام نااميد شده بودند .

اليوم يئس الذين كفروا من دينكم

چون تمام وقايعى كه آيه شريفه، مى تواند ناظر به آنها باشد - با توجه به شأن نزولها - در آخرين سالهاى عمر شريف پيامبر(صلی الله علیه و آله) اتفاق افتاده است.

26 - روز نصب حضرت على ( ع ) به امامت و رهبرى ، روز يأس دشمنان دين از شكست اسلام

اليوم يئس الذين كفروا . .. اليوم اكملت لكم دينكم

سياق و لحن آيه حكايت از آن دارد كه بين اين دو فراز از آيه (يعنى «اليوم يئس» و «اليوم اكملت»)، ارتباط كامل وجود دارد و مى رساند كه يأس دشمنان، ريشه در اكمال و اتمام دين دارد و اين كمال و تماميت - با توجه به شأن نزول - با نصب حضرت على(ع) تحقق پذيرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 11 - 2،3

2 - تلاش دشمنان اسلام براى تجاوز به حريم جامعه اسلامى در صدر اسلام

اذ همّ قوم ان يبسطوا اليكم ايديهم

3 - دفع توطئه ها و تجاوزات دشمنان دين عليه مسلمانان در صدر اسلام ، از سوى خداوند

اذ همّ قوم . .. فكف ايديهم عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 21،22

21 - مراقبت مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اعمال و رفتار يهوديان عصر خويش و آگاهى وى به خيانت هاى آنان

و لاتزال تطلع على خائنة منهم

22 - تلاش مستمر اكثريت يهود در عصر بعثت براى خيانت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

و لاتزال تطلع على خائنة منهم

چون آيه فوق در بيان خيانتكارى بنى اسرائيل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مخاطب قرار داده (و لاتزال تطلع . ..) معلوم مى شود اين خيانت درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان صورت مى گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 1،6،13،16،21،22،23

1 - گرايش سريع و تلاش مستمر برخى از مردم به سوى كفر ، دغدغه آفرين براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر

6 - گروهى از منافقان و يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كافرانى شتابگر در جهت كفر

لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر من الذين . .. و من الذين هادوا

«من الذين هادوا» عطف بر «من الذين قالوا» گرفته شده است و «من» در هر دو مورد براى تبعيض مى باشد.

13 - رغبت منافقان و يهوديان به شنيدن شايعات و دروغ هاى بافته شده عليه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

سمعون للكذب

مخاطب قرار دادن پيامبر (لايحزنك) و توصيف شتابگران در كفر به گوش سپاران دروغ، مى رساند كه مراد از «كذب» دروغها و شايعاتى بوده است كه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) ساخته شده بود.

16 - يهوديان و منافقان ، تنها به انگيزه دروغ بستن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رغبت به شنيدن سخنان او داشتند .

سمعون للكذب

برداشت فوق بر اين مبناست كه «للكذب» مفعول له براى «سمعون» باشد و به قرينه «لم يأتوك»، منظور شنيدن سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. يعنى سخنان تو را مى شنوند تا بر تو دروغ ببندند و شايعه سازى كنند.

21 - عالمان يهود با اعزام گروهى از منافقان و يهوديان به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جوياى حكم وى درباره قضيه مورد اختلاف در بين يهوديان شدند .

سمعون لقوم ءاخرين لم يأتوك

22 - سفارش عالمان يهود به فرستادگان خويش مبنى بر پذيرش حكم پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شرط موافقت آن با حكم تحريف شده آنان

سمعون لقوم ءاخرين لم يأتوك . .. ان اوتيتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا

«هذا» اشاره به حكمى است كه عالمان يهود آن را ابراز مى داشتند و جمله «يحرفون الكلم» مى رساند كه حكمى تحريف شده بوده است.

23 - تثبيت حكم تحريف شده به دست عالمان يهود ، هدف آنان از ارجاع داورى به رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

ان اوتيتم هذا فخذوه و إن لم تؤتوه فاحذروا

ارجاع داورى به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و نپذيرفتن قضاوت آن حضرت در صورت مخالفت حكم وى با اظهارات عالمان يهود، مى رساند كه هدف آنان از اين ارجاع تنها تلاش براى يافتن امضاى حكم تحريف شده بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 42 - 2،14

2 - عالمان يهود در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش سپارنده به شايعات دروغين و راغب به حرمخوارى و رشوه گيرى

سمعون لقوم ءاخرين . .. سمعون للكذب اكلون للسحت

برداشت فوق بر اين مبناست كه دو صفت ياد شده درباره عالمان يهود باشد. توصيف عوام يهود در آيه قبل به «سمعون للكذب»، اين مبنا را تأييد مى كند، و «سحت» به معناى مال حرام است و از مصاديق مورد نظر آن، به مناسبت مورد، رشوه مى باشد.

14 - نويد خداوند به مصونيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه هاى يهوديان به خاطر ترك داورى بين آنان

و إن تعرض عنهم فلن يضروك شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 51

51 - كفرپيشگى برخى از عالمان و سران يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل خوددارى آنان از قضاوت بر اساس تورات

ثم يتولون من بعد ذلك . .. و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 31

31 - بسيارى از اهل كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى شكننده حدود الهى و از زمره فاسقان

و إن كثيراً من الناس لفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد تلاش آشكار و شتابزده بيماردلان سست ايمان براى پيوستن به يهود و نصارا

فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

كلمه «فيهم»، مى رساند كه بيمار دلان علاوه بر طرح دوستى با يهود و نصارا، اراده پيوستن به آنها را در سر مى پروراندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 1،4،6،8،12

1 - سوگند مؤكد يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «هولاء»، اشاره به يهود و نصارا بوده و مخاطب در «لمعكم» همان بيماردلانى باشند كه پيوند ولايى با يهود و نصارا داشتند. كلمه «جهد» مفعول مطلق براى «اقسموا» مى باشد ; يعنى سوگند ياد كردند در بالاترين درجه سوگند.

4 - مسلمانان فريب خورده و دلگرم به يارى يهود و نصارا ، مورد ملامت مؤمنان راستين پس از فتح و پيروزى

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

6 - تعهد مسلمانان سست ايمان بر يارى يهود و نصارا با سوگندهايى مؤكد

اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

برداشت فوق بر اين مبناست كه «هولاء» اشاره به بيماردلان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا باشد.

8 - يهوديان و مسيحيان دلگرم به يارى و همگامى مسلمانان سست ايمان ، مورد ملامت مؤمنان پس از پيروزى

و يقول الذين ءامنوا اهولاء الذين اقسموا . .. انهم لمعكم

12 - روابط دوستانه گروهى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با يهود و نصارا ، موجب تباهى اعمال نيك گذشته آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 3

3 - پرداخت زكات در حال ركوع نماز ، نشانه فرد تعيين شده در بين مسلمانان صدر اسلام براى حكومت و ولايت بر آنان

و يؤتون الزكوة و هم ركعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 1،12

1 - برخى اهل كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دين اسلام را بازيچه و سرگرمى پنداشته و به تمسخر و استهزاء آن مى پرداختند .

لاتتخذوا الذين اتخذوا دينكم هزواً و لعباً من الذين اوتوا الكتب من قبلكم

12 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 1

1 - استهزاى نماز و بازيچه دانستن آن ، از سوى برخى اهل كتاب و كافران صدر اسلام

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

در برداشت فوق ضمير فاعلى «اتخذوها» به «الذين اوتوا الكتب» و «الكفار» - در آيه قبل - برگردانده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 1،4

1 - گروهى از اهل كتاب در حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به دروغ مدعى ايمان به خدا ، قرآن و ديگر كتب آسمانى

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

با توجه به آيه 57، 58 كه اهل كتاب را استهزا كننده اسلام و نماز معرفى كرده بود، معلوم مى شود تنها گروهى از آنان نزد مسلمانان، خود را اهل ايمان قلمداد مى كردند. گفتنى است كه مراد از «ءامنا» به قرينه آيه 59 ايمان به خدا، قرآن و ديگر كتب آسمانى است.

4 - تظاهر به اسلام ، شيوه گروهى از اهل كتاب براى فريب مسلمانان و ضربه زدن به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

جمله «اللّه اعلم بما كانوا يكتمون» با توجه به دشمنى اهل كتاب با مسلمانان، مى رساند كه آنان در تظاهر به اسلام اهداف پليدى را تعقيب مى كردند و آن از بين بردن اسلام بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 17

17 - نزديك شدن شكار هاى وحشى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در عمره حديبيه جهت آزمايش آنان

ليبلونكم اللّه بشىء من الصيد تناله ايديكم و رماحكم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: حشرت لرسول(صلی الله علیه و آله) فى عمرة الحديبية الوحوش حتى نالتها ايديهم و رماحهم.


كافى، ج 4، ص 396، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 671، ح 357.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 11

11 - نويد خداوند به ظهور و پيشرفت و پيروزى قريب الوقوع اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، علم رغم استهزاى كافران صدر اسلام

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مراد از «يأتيهم أنباؤا ما كانوا»، مى تواند تحقق امورى مانند پيروزى اسلام باشد كه كفار آن را به مسخره گرفته و تكذيب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2،4

2 - حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

4 - اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1،2

1 - مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

2 - گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

حرف «لو» غالباً در مواردى به كار گرفته مى شود كه شرط، امرى غير عملى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سؤال از مشركان درباره اينكه برترين گواهى كه مى تواند حقانيت او را تأييد كند كيست؟

قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 20 - 1

1 - اهل كتاب، پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) را، همچون فرزندان خويش، مى شناختند.

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

مرجع ضمير «يعرفونه»، به قرينه آيه قبل (أوحى إلىّ . .. ) پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 1

1 - كافران صدر اسلام، مردم را از گوش فرادادن به قرآن نهى مى كردند.

و هم ينهون عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 1،2،5،23

1 - مشركان براى دور ساختن برخى مؤمنان از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) آن حضرت را تحت فشار قرار مى دادند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

2 - حضور طيف خاصى از مؤمنان نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى برخى كافران ناخوشايند بود.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

سبب نزول نقل شده در ذيل اين آيه و نيز لحن آن، گواه چگونگى تركيب ياران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و فقر آنان و نيز نداشتن موقعيت اقتصادى و شؤون اجتماعى است. و همين امر موجب اعتراض و واكنشهايى از سوى كافران ثروتمند و قدرتمند مى گشته است.

5 - حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

23 - كسانى كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهان طرد مؤمنان مستمند و ضعيف بودند، ستمگرند.

فتطردهم فتكون من الظلمين

در صورتى كه ال در «الظالمين» عهد باشد، گزينش عنوان ستمگر براى مذكورين در آيه (درخواست كنندگان طرد) تصريح به ستمگر بودن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 5

5 - اشراف مكه در صدر اسلام مؤمنان تهيدست را تحقير مى كردند.

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 22

22 - برخى مردم در صدر اسلام، با وجد علاقه به اسلام، به سبب گناهان و خلافهاى گذشته خود اميد راه يافتن به جرگه مؤمنان را نداشتند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم . .. أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة

«إذا جاءك الذين يؤمنون» دلالت دارد كه برخى از مردم، كه متمايل به اسلام بودند، نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى آمدند، ولى از عملكرد گذشته خويش بيمناك بودند. آيه شريفه با وعده رحمت و مغفرت به آنان در صدد جذب سريعتر آنان به ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 1

1 - پرستش بتها و سازش در اصول اعتقادى، خواسته نابجاى مشركان صدر اسلام از پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل لا أتبع أهواءكم قل إنى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 9

9 - منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) اصرار داشتند كه آن حضرت معجزه دلخواه آنان را سريعاً ارائه كند.

ما عندى ما تستعجلون به

همان گونه كه در آيات همين سوره، مانند آيه 8، 37 مطرح شده، از خواسته هاى منكران، نزول معجزاتى ويژه بوده است. لذا ممكن است مراد از «ما تستعجلون» همين گونه درخواستها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 1

1 - اگر نزول عذاب در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، كار آن حضرت با مشركان زمان خود سريعاً فيصله مى يافت.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 10

10 - مشركان صدر اسلام با تبليغات خود در صدد بازگرداندن مسلمانان به آيين شرك و بت پرستى بودند.

قل أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 3

3 - فراگيرى قرآن از ديگران، اتهام كافران به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ليقولوا درست

لام در «ليقولوا» به معنى عاقبت است. يعنى نهايت سخن منكران در برابر تصريف آيات آن است كه مى گفتند پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرآن را از ديگران آموخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 109 - 3

3 - مشركان خواهان دريافت معجزه اى، جز آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه مى نمود، بودند.

و أقسموا بالله جهد أيمنهم لئن جاءتهم ءاية

بديهى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) قطعاً معجزاتى را به آنان نمايانده است و با اين وصف آنان از سر بهانه جويى معجزات ديگرى را

طلب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 114 - 11

11 - ايمان نياوردن اهل كتاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مخالفت آنان با حضرت، امرى شبهه افكن در دلهاى مردم بوده است.

و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق فلا تكونن من الممترين

ظاهراً آيه شريفه در مقام رفع ترديدى است كه از ناحيه ايمان نياوردن اهل كتاب در دلهاى برخى ايجاد مى گشت. با اين بيان كه آنان حقانيت قرآن را مى دانند، ولى به جهت ديگرى آن را انكار مى كنند، پس مسلمانان نبايد به سبب ايمان نياوردن آنان به خود شك راه دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 7

7 - ترديد افكنى درباره حليت حيوانى كه با نام خدا ذبح شده باشد، از محورهاى تبليغاتى عليه اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه بوده است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. فكلوا مما ذكر اسم الله عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 2،3

2 - برخى از مسلمانان صدر اسلام به جهت شبهه هاى ايجاد شده مشركان از خوردن ذبيحه با نام خدا خوددارى مى كردند.

فكلوا مما ذكر اسم الله . .. و ما لكم ألا تأكلوا

لحن عتاب گونه آيه چنين مى نماياند كه بر اثر تبليغات كافران و سخنان فريبنده آنان برخى از مسلمانان از خوردن ذبيحه حلال خوددارى مى كردند.

3 - برخى از مسلمانان صدر اسلام تحت تأثير سنتهاى جاهلى و اجتماعى عصر خود بودند.

و ما لكم ألا تأكلوا مما ذكر اسم الله عليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 15

15 - مشركان در مورد خوردن ذبيحه و احكام آن در اسلام با مسلمانان صدر اسلام به مجادله مى پرداختند.

و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه . .. إن الشيطين ليوحون إلى ... و إن أطعتمو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 123 - 7

7 - سردمداران مجرم مكه، يكسره در صدد توطئه و مكر عليه مسلمانان صدر اسلام بودند.

و كذلك جعلنا فى كل قرية

چون اين سوره مباركه مكى است، تشبيه مذكور در آيه، تشبيه سردمداران مجرم در تمامى نقاط به سردمداران مجرم شهر «مكه» است. لذا بيانگر وضعيت و شرايط آن روزگار مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 4

4 - مسلمانان در جنگ بدر به غنايمى چشمگير دست يافتند .

يسئلونك عن الأنفال

حساس شدن مسلمانان نسبت به انفال و غنايم جنگى و پرسش مكرر آنان و بازتاب آن در آيه نشانگر فراوانى غنايم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 5 - 1،2،6،7،9

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى نبرد با مشركان مكه از مدينه به سوى بدر حركت كرد .

أخرجك ربك من بيتك بالحق

با توجه به آيات بعد معلوم مى شود مراد از جمله «أخرجك . .. »، خروج پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جنگ بدر بوده است.

2 - فرمان خداوند و تقدير او ، عامل حركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى جنگ بدر

أخرجك ربك من بيتك بالحق

اسناد «أخرجك» به «ربك» مى رساند كه حركت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به فرمان و تقدير الهى بوده است، نه تصميمى از جانب خود آن حضرت.

6 - برخى از مؤمنان از اقدام به جنگ بدر ناخشنود بودند .

أخرجك ربك . .. و إن فريقا من المؤمنين لكرهون

7 - برخى از مسلمانان ناخشنود از حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر

قل الأنفال للّه و الرسول . .. كما أخرجك ربك ... و إن فريقا من المؤمنين لكرهون

«كما» براى تشبيه امر ديگر است و مشبّه به صريحاً در آيه ذكر نشده است. لذا احتمالات مختلفى از سوى مفسران ايراد شده است و از جمله آنهاست حكم خداوند درباره انفال و غنايم جنگ بدر. بر اين مبنا «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: حكم خداوند درباره انفال حكمى حق است ; همان گونه كه فرمان و تقدير حركت به سوى جنگ بدر حق بود. بر اين اساس جمله «إن فريقا ... » مى رساند كه همه و يا برخى از مسلمانان از حكم خداوند درباره انفال نيز كراهت خاطرى داشتند.

9 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مدينه براى مقابله با مشركان در دامنه احد ، حركتى حق ، همانند خروج وى براى جنگ بدر *

كما أخرجك ربك من بيتك بالحق

برخى برآنند كه «كما . .. » متعلق به «يجدلونك ... » در آيه بعد است و آن آيه اشاره به قضاياى پيش از نبرد احد دارد. بر اين اساس «كما أخرجك ... » چنين معنا مى شود: گروهى از مسلمانان درباره حركت به سوى احد، كه حركتى حق بود، به جدال با پيامبر(صلی الله علیه و آله) پرداختند و آن را مصلحت نمى پنداشتند ; همان گونه كه از حركت به سوى بدر، كه حركتى حق بود، نيز كراهت داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 3،4،5،6

3 - برخى از مؤمنان به سبب مخالفتشان با حركت به سوى جنگ بدر ، مورد سرزنش و توبيخ خداوند قرار گرفتند .

يجدلونك فى الحق بعد ما تبين

4 - وحشت شديد برخى از مؤمنان از حضور يافتن در جنگ بدر

كأنما يساقون إلى الموت

5 - شركت در جنگ بدر حركتى آشكار به سوى مرگ در پندار گروهى از مسلمانان صدر اسلام

كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

مفعول «ينظرون» به قرينه فراز قبل، «الموت» است. يعنى «و هم ينظرون الموت». بنابراين جمله حاليه «و هم ... » حكايت از آن دارد كه اطمينان برخى از مسلمانان به مرگ آفرينى جنگ بدر به گونه اى بوده كه گويا مرگ را با چشم خويش مشاهده مى كردند.

6 - برخى از مؤمنان مأيوس از پيروزى در جنگ بدر و مطمئن به شكستى مرگ آفرين در آن كارزار

يجدلونك . .. كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 1،2،3،4،5،8

1 - مسلمانان صدر اسلام موظف به هجوم به كاروان تجارى مشركان قريش و يا نبرد با سپاه مسلح آن بودند .

كما أخرجك ربك . .. إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين ... و يريد اللّه أن يحق الحق بك

2 - كاروان تجارى قريش ، فاقد نيروى دفاعى مقاوم

غير ذات الشوكة

«شوكة» به معناى خار درخت و بوته است و در آيه كنايه از سلاحهاى جنگى است. بنابراين «غير ذات الشوكة» يعنى گروهى نامسلح. و مقصود از آن كاروان تجارى قريش است كه به سركردگى ابوسفيان و همراه با چهل نفر از شام به سوى مكه در حركت بودند.

3 - سپاه مشركان مكه مجهز به سلاح هاى جنگى و داراى برترى نظامى نسبت به مسلمانان

و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم

عدم تمايل مسلمانان به رويارويى با سپاه شرك و نيز جمله «كانما يساقون إلى الموت» در آيه قبل دلالت بر اين دارد كه مشركان در جنگ بدر از نيروى نظامى برترى برخوردار بودند.

4 - پيروزى بر سپاه مشركان قريش و يا تسلط بر كاروان تجارى آنان ، وعده خداوند به اهل ايمان

و إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين

5 - مسلمانان ، مشتاق رويارويى با كاروان تجارى قريش و ناخشنود از درگيرى با سپاه مسلح آنان

و تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم

8 - پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 2

2 - پيروزى مسلمانان در جنگ بدر زيربناى گسترش توحيد و نابودى شرك در سراسر جهان

يريد اللّه أن يحق الحق . .. ليحق الحق و يبطل البطل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يريد اللّه أن يحق الحق» در آيه قبل باشد. بر اين مبنا مى توان گفت مراد از «الحق» در آيه قبل خصوص پيروزى موعود در پيكار بدر است، و مقصود از «الحق» در آيه مورد بحث مطلق حق. بنابراين «يريد اللّه أن يحق الحق ... » چنين معنا مى شود: خداوند با تقدير پيروزى در جنگ بدر خواست حق را همواره به منصه ظهور رساند و در سراسر جهان استوار سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 9 - 1،2،3،4،8

1 - مشاهده سپاه برتر مشركان جنگ بدر مايه نگرانى مسلمانان و احساس خطر از سوى آنان براى كيان اسلام

إذ تستغيثون ربكم

واژه «استغاثه» معمولا در موردى به كار مى رود كه استغاثه كننده در طلب نجات از تنگنايى شديد باشد.

2 - مجاهدان بدر پيش از نبرد با نيايش به درگاه خدا از وى استمداد كردند .

إذ تستغيثون ربكم

«غوث» به معناى يارى كردن است و استغاثه طلب يارى و امداد است.

3 - خداوند استغاثه مجاهدان بدر را با فرستادن هزاران فرشته اجابت كرد .

فاستجاب لكم أنى ممدكم بألف من الملئكة مردفين

«مردف» به كسى گفته مى شود كه ديگرى را در پى خويش قرار داده باشد. بنابراين «ألف من الملئكة مردفين»، يعنى هزار فرشته كه هر كدام فرشته و يا فرشته هايى را به دنبال خويش داشتند. گفتنى است معناى مذكور مبتنى بر اين است كه مفعول محذوف از «مردفين»، «طائفة اخرى من الملئكة» باشد.

4 - نيايش مجاهدان بدر به درگاه ربوبى و اجابت استغاثه آنان با امداد هاى غيبى ، نعمتى بايسته به ياد داشتن

إذ تستغيثون ربكم فاستجاب لكم

8 - حضور هزار فرشته در جنگ بدر ، كه هر يك فرشته و يا فرشتگانى به دنبال خويش داشتند .

بألف من الملئكة مردفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 1،2،7،10

1 - مسلمانان تا قبل از هجرت به مدينه مواجه با كمى نيرو و نفرات ، ناتوان و در سلطه دشمنان بودند .

و اذكروا إذ أنتم قليل مستضعفون فى الأرض

مفرد آوردن كلمه «قليل»، به جاى قليلون، تأكيدى است بر كمى افراد و نيروهاى اهل ايمان. قابل ذكر است كه مفسران، آيه مورد بحث را درباره مقايسه موقعيت و وضعيت مسلمانان در مكه و مهاجرت آنان به مدينه دانسته اند.

2 - مسلمانان تا پيش از هجرت به مدينه ، همواره هراسان از گرفتار آمدن به چنگ دشمنان و نابود شدن به دست آنان

تخافون أن يتخطفكم الناس

«تخطف» به معناى گرفتن با سرعت است و در آيه مى تواند كنايه از غلبه و نابودى باشد. فعل مضارع «تخافون» حكايت از استمرار اين وضعيت دارد.

7 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را پس از هجرت ، از روزى هاى پاك و پاكيزه بهره مند ساخت .

فاويكم . .. و رزقكم من الطيبت

10 - امداد هاى ويژه الهى ، منشأ پيروزى مسلمانان در جنگ بدر *

و أيدكم بنصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 3

3 - محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 2

2 - كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 1

1 - كفرپيشگان مكه ، مؤمنان را از ورود به مسجدالحرام بازمى داشتند .

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام

در برداشت فوق مفعول «يصدون»، به مناسبت حكم و موضوع، المؤمنين گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 7

7 - خداوند با خبرى غيبى ، شكست كفار قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 8

8 - مسلمانان صدر اسلام نگران توطئه هاى پنهانى كافرانى كه مخاصمات را ترك گفته و حاضر به صلح مى شدند .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جواب شرط «انتهوا» به قرينه «قتلوهم» جمله اى همانند «فلاتقاتلوهم» است ; يعنى اگر كافران دست از فتنه انگيزى برداشتند و راه مسالمت پيش گرفتند با آنان نبرد نكنيد. با توجه به اين معنا معلوم مى شود هدف از بيان آگاهى خداوندبه اعمال اين گروه از كافران، اين است كه مسلمانان را از اين نگرانى برهاند كه شايد صلح جويى آنان دستاويزى براى توطئه و فتنه اى ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 13،15،16،18

13 - خداوند به بركت وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را در جنگ بدر يارى كرد و آنان را به پيروزى رسانيد .

و ما أنزلنا على عبدنا

با توجه به اينكه آيات 9 تا 12 همين سوره امدادهاى الهى را شامل همه پيكارگران بدر دانست و اين آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را محط نزول امدادها شمرد، معلوم مى شود وجود پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نزول امدادها دخالت فراوانى داشته است.

15 - جنگ بدر ، ميدان رويارويى جبهه ايمان و كفر ، صحنه تمايز حق و باطل و ثبوت حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الفرقان يوم التقى الجمعان

ال در «الفرقان» براى عهد است و اشاره به جنگ بدر دارد. و فرقان يعنى چيزى كه به وسيله آن بين دو يا چند چيز تمايز

داده مى شود. خداوند از آن رو جنگ بدر را فرقان ناميد كه در آن نبرد، على رغم وجود شرايط پيروزى براى مشركان، مسلمانان پيروز شدند و اين نشانه اى بود براى حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و دين اسلام.

16 - تمايز حق از باطل با امداد هاى ويژه خداوند در جنگ بدر نمودى از قدرت مطلقه او

يوم الفرقان يوم التقى الجمعان و اللّه على كل شىء قدير

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «و اللّه . .. » ناظر به «يوم الفرقان» بودنِ جنگ بدر باشد.

18 - يارى رسيدن به مسلمانان در جنگ بدر و به پيروزى رساندن آنان نمودى از قدرت مطلقه خداوند

و ما أنزلنا على عبدنا . .. و اللّه على كل شىء قدير

جمله «و اللّه . .. » مى تواند ناظر به تمام حقايقى باشد كه در آيه مورد بحث مطرح شده است كه از جمله آنها امدادهاى خداوند در جنگ بدر است كه «و ما أنزلنا ... » دلالت بر آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 -

1،2،3،4،5،6،7،8،10،11،12

1 - سپاه اسلام و سپاه شرك در آستانه جنگ بدر ، هر كدام در سويى از دره واقع در منطقه بدر مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة

«عُدْوة» به معناى كناره و دامنه وادى است و وادى به زمينى كه بين دو كوه و دو تپه قرار دارد گفته مى شود و هر وادى داراى دو عدوه و كناره است. تكرار كلمه «عدوه» در آيه شريفه حكايت از آن دارد كه سپاه اسلام در يك سوى دامنه و سپاه كفر در دامنه ديگر استقرار داشتند.

2 - دره واقع ميان دو سپاه ايمان و شرك در جنگ بدر ، داراى دو دامنه متفاوت از جهت بلندى و پستى *

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

«دنيا» به معناى نزديكتر و «قصوى» به معناى دورتر است. به نظر مى رسد دورى و نزديكى آن دو دامنه به نسبت دره و زمين مسطح فيما بين سنجيده شده باشد. يعنى شما در دامنه اى بوديد كه آن دامنه به زمين مسطح نزديكتر بود و كافران در دامنه اى مستقر شده بودند كه به زمين مسطح دورتر بود. دورى و نزديكى دامنه ها به نسبت زمين مسطح فيما بين، ملازم با بلندى و پستى آن دو دامنه است.

3 - مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

4 - موقعيت ضعيف مسلمانان در جنگ بدر نسبت به موقعيت كفار

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

مى توان گفت هدف از بيان موقعيت مسلمانان و كفرپيشگان مكه در منطقه بدر يادآورى موقعيت بسيار ضعيف مسلمانان است. جلمه «ليهلك من هلك ... » مؤيد اين معنا مى باشد. زيرا پيروزى آنگاه دليل حقانيت مسلمانان مى شد كه شرايط ظاهرى، تضمين كننده پيروزى كافران و شكست مسلمانان بود.

5 - قافله تجارى قريش به هنگام استقرار سپاهيان بدر ، در مسيرى پايينتر از سپاه اسلام در حركت بودند .

و الركب أسفل منكم

كلمه «ركب» جمع راكب و به معناى سواران است و مقصود از آن به گفته اهل تفسير كاروان تجارى قريش است. تعبير از كاروان تجارى به «سواران» مى تواند اشاره به حركت سريع آنان براى فرار از مسلمانان باشد.

6 - مسير حركت قافله تجارى قريش نامعلوم براى مسلمانان و به دور از دسترسى آنان به هنگام حضورشان در منطقه بدر

و الركب أسفل منكم

نكره آوردن كلمه «أسفل» در مقابل معرفه آوردن «العدوه»، مى تواند مشعر به برداشت فوق باشد. ناآگاهى مسلمانان به

جايگاه قافله، تمهيدى بوده است از جانب خدا براى «ليقضى اللّه». يعنى اگر مسلمانان از مسير حركت تجارى قريش آگاه بودند به سوى آنان مى شتافتند و در نتيجه جنگ بدر رخ نمى داد.

7 - رويارويى دو سپاه بدر در زمانى مشخص ، حتى با برنامه ريزى طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

كلمه «ميعاد» مى تواند اسم زمان به معناى زمان قرار، و مى تواند اسم مكان به معناى جايگاه قرار باشد. و مراد از «تواعد» وعده مسلمانان با اهل مكه است ; يعنى «و لو تواعدتم أنتم و اهل مكة ... » كه در برداشت به برنامه ريزى طرفين تعبير شد.

8 - انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

10 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تعيين شده

و لكن ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

11 - خداوند به منظور تبيين حقانيت توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جنگ بدر را تحقق بخشيد و مسلمانان را به پيروزى رسانيد .

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى عن بينة

12 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، على رغم موقعيت ضعيف آنان ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ أنتم بالعدوة الدنيا . .. و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر، يعنى «اذكروا» باشد. مفسران برآنند كه از اهداف شرح موقعيت جنگ بدر يادآورى ضعف مسلمانان و برترى كافران است كه على رغم آن با پيروزى مسلمانان پايان يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 -

1،3،4،5،8،10،11،13،15

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از جنگ بدر سپاه دشمن را در رؤياهايى متعدد ، اندك ديد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

فعل مضارع «يُرى» دلالت بر تكرار رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد اندك ديدن سپاه دشمن دارد.

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش ( كمى نفرات دشمن در جنگ بدر ) را براى مسلمانان بيان كرد .

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

4 - ضعف و ناتوانى سپاه كفر در جنگ بدر ، تأويل و تعبير رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( كم ديدن نفرات دشمن )

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

از منابع تاريخى مربوط به جنگ بدر و نيز اينكه هر فرماندهى پيش از اقدام به جنگ همواره در تلاش براى آگاهى به كم و كيف لشكر مقابل است، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگر مسلمانان از تعداد تقريبى نفرات دشمن آگاه بودند. بنابراين رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاكى از سستى و ضعف نيروى دشمن بوده است، نه بيانگر تعداد آنان.

5 - راستى و درستى رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اعتماد مسلمانان بر آن

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورتى كه كافران بدر را در رؤياى خويش لشكرى بزرگ مى ديد ، مسلمانان در تصميم بر نبرد سست شده و بر سر آن اختلاف مى كردند .

و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم فى الأمر

«فى الأمر» متعلق به «لتنزعتم» و نيز «فشلتم» است و «ال» در آن عهديه و اشاره به جنگ بدر است.

10 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( اندك ديدن نفرات سپاه كفر ) عامل وحدت كلمه مسلمانان در ضرورت پيكار با سپاه كفر و حضور رشيدانه آنان در جنگ بدر

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

11 - خداوند با امداد هاى خويش مسلمانان را از فاجعه نزاع و سست شدن در تصميمشان بر جنگ بدر رهايى بخشيد .

و لكن اللّه سلم

13 - خداوند به دليل آگاهيش بر عوامل اطمينان بخش قلب ها و علمش به زمينه هاى سستى آفرين ، مشركان بدر را در رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) اندك نمايان ساخت .

و لكن اللّه سلم إنه عليم بذات الصدور

15 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه جنگ بدر و نتايج درخشان آن ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1،3،4،5

1 - خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

3 - تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، امرى از پيش رقم خورده و تقدير شده

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

«أمراً» به معناى كار است و مراد از آن تحقق جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن نبرد مى باشد. فعل «كان» دلالت مى كند كه ثبوت خبر «مفعولا» براى اسمش (تحقق جنگ بدر) از ديرباز تحقق پيدا كرده بود. و تحقق جنگ بدر از ديرباز، به قرينه «ليقضى»، به معناى تقدير آن است. بنابراين «ليقضى اللّه ... » يعنى تا انجام پذيرد كارى كه از پيش تقدير شده بود.

4 - وقوع جنگ بدر با فرجام پيروزى مسلمانان در آن نبرد ، هدف از تصرف خداوند در ديد هر يك از دو سپاه و كم نماياندن هر يك در نظر ديگرى

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا . .. ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

5 - خداوند تحقق دهنده جنگ بدر و پيروزكننده مسلمانان در آن نبرد

ليقضى اللّه أمرا كان مفعولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 46 - 7

7 - جامعه ايمانى در صدر اسلام پس از پيكار بدر برخوردار از ابهت و قوّتى چشمگير ، حتى در نظر دشمنان

و تذهب ريحكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2،3،5،6

2 - كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

3 - اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

5 - كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا

و يصدون عن سبيل اللّه

6 - خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 -

5،6،7،8،9،10،11،13،19

5 - لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر است.

6 - شيطان ، خط دهنده به جبهه كفر در جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

7 - سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.

8 - تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

19 - شكست كافران جنگ بدر نمودى از عقوبت شديد خداوند براى آنان

و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 1،2،3،5،13

1 - جبهه ايمان در كارزار بدر ، متشكل از مؤمنان متكى بر خدا ، عناصرى منافق و گروهى سست ايمان

إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. و من يتوكل على اللّه

«مرض» به معناى بيمارى است و مقصود از آن در اينجا به اين دليل كه در مقابل نفاق قرار گرفته، ترديد در حقانيت دين است كه از آن مى توان به ضعف ايمان تعبير كرد. جمله «و من يتوكل على اللّه» اشاره به گروه سوم، يعنى مؤمنان حقيقى و راستين، دارد.

2 - حضور مؤمنان واقعى دركارزار بدر ، در مقابل دشمنى به مراتب قويتر ، برخاسته از پايبندى آنان به اسلام ، حتى در ديدگاه منافقان و سست ايمانها

إذ يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم

«غر هؤلاء دينهم» كه سخن منافقان و سست ايمانهاست، بيانگر اين است كه آنان نيز حضور مؤمنان در كارزار بدر برخاسته از انديشه دينى ايشان مى دانستند.

3 - منافقان و سست ايمان ها ، حضور مؤمنان را در جنگ بدر ناشى از فريب خوردگى آنان مى پنداشتند .

غر هؤلاء دينهم

«غرور» (مصدر غرّ) به معناى فريب دادن است.

5 - نيروى نظامى مؤمنان در جنگ بدر ، نيرويى بس ضعيف و ناتوان در مقايسه با جبهه كفر

يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم و من يتوكل على اللّه

بيان حمايت خداوند از مؤمنان در كارزار بدر با جمله «و من يتوكل . .. » پس از بيان نظريه منافقان و بيماردلان (ضعف قواى نظامى مسلمانان) انديشه آنان را تأييد مى كند. يعنى اظهار نظر منافقان به حسب ديد ظاهرى صحيح است، ولى آنچه مورد غفلت واقع شده، تأثير بسزاى حمايت الهى از مؤمنان متوكل است. يعنى اگر حمايت الهى نباشد، همان است كه منافقان اظهار مى دارند.

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 6

6 - هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 1،3،4،7،11،12،13

1 - پيمان هاى متعدد پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران مكه و پيمان شكنى هاى آنان

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بار ها از يهوديان پيمان گرفت و آنان همواره پيمان خويش را شكستند .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

برخى برآنند كه مراد از «الذين عهدت» مشركان مكه هستند، ولى مشهور مفسران گفته اند مقصود يهوديانى هستند كه در عصر بعثت در اطراف مدينه سكونت گزيده بودند.

4 - يهوديان مدينه در عصر بعثت نمونه پست ترين جنبندگان به سبب اصرارشان بر كفر و از ميان بردن زمينه هاى ايمان در خويش و شكستن پيمانها

إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم

7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را بر روحيه پيمان شكنى يهوديان عصر خويش آگاه ساخت .

ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

به كارگيرى فعل مضارع «ينقضون» به جاى فعل ماضى، با اينكه سياق آيه اقتضا مى كرد كه گفته شود «ثم نقضوا»، اشاره به اين است كه پيمان شكنى يك حالت مستمر براى يهوديان است.

11 - يهوديان عصر بعثت بى هيچ ترس و پروايى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، پيمانهايشان را نقض مى كردند .

و هم لايتقون

براى فعل «يتقون» چندين متعلق مى توان لحاظ كرد ; از جمله ضمير «ك» كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و يا كلمه اى همانند «المؤمنين».

12 - جامعه يهود در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جامعه اى به دور از تقوا و پرهيزگارى *

و هم لايتقون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «لايتقون»، اللّه باشد ; يعنى يهوديان ترسى از خداوند ندارند و تقواى الهى را رعايت نمى كنند.

13 - بى تقوايى يهوديان عصر بعثت عامل پيمان شكنى آنان

ينقضون عهدهم فى كل مرة و هم لايتقون

جمله حاليه «و هم لا يتقون» بيانگر ريشه پيمان شكنى يهوديان و به اصطلاح حال معلّله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 2،3

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از وقوع نبردى ميان مسلمانان و يهوديان پيمان شكن ، پيش از واقع شدنش ، آگاه ساخت .

فشردبهم من خلفهم

«ثقف» مصدر «تثقفن» به معناى دستيابى و تسلط پيدا كردن است. «إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايد است. تأكيد جمله شرطيه با نون تأكيد ثقليه و «ما»ى زايده حكايت از آن دارد كه شرط، يعنى وقوع جنگ و تسلط مسلمانان بر يهوديان، تحقق خواهد يافت. بنابراين معناى جمله شرط چنين خواهد بود: اگر نبردى با يهوديان رخ داد و بر آنان مسلط شدى، كه البته چنين خواهد شد ... .

3 - خداوند پيش از وقوع نبرد ، تسلط مسلمانان بر يهوديان را بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت داد .

فإما تثقفنهم فى الحرب

برداشت فوق مبتنى بر مطالبى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 8،10

8 - جامعه ايمانى در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مواجه به دو گروه از دشمن : دشمنانى شناخته شده و دشمنانى ناشناخته

عدو اللّه و عدوكم و ءاخرين من دونهم لاتعلمونهم

10 - دشمنان ناشناخته مسلمانان در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى نيروى ضعيفتر نسبت به دشمنان شناخته شده

و ءاخرين من دونهم

برداشت فوق با توجه به كلمه «دون» كه به معناى پايين و پست است، استفاده شده. گفتنى است «من» در «من دونهم» بيانيه است. بنابراين «ءاخرين من دونهم» يعنى دشمنان ديگرى كه از نيرو و توان كمترى برخوردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 5

5 - مؤمنان صدراسلام حاميان شايسته و كارآمد براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و داراى نقشى بسزا در پيشبرد اسلام

أيدك بنصره و بالمؤمنين

برداشت فوق از عطف كلمه «المؤمنين» به «نصره» استفاده مى شود. يعنى نقش مؤمنان به حدى بوده كه خداوند آن را شايسته دانسته كه در رديف يارى خويش قرار دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 1،2،4،8،9

1 - مؤمنان عصر بعثت برخوردار از نعمت الفت و دوستى نسبت به يكديگر

و ألف بين قلوبهم

2 - خداوند ايجادكننده الفت و محبت ميان مؤمنان صدر اسلام

و ألف بين قلوبهم

4 - الفت و محبت عميق مؤمنان صدر اسلام نسبت به يكديگر ، از عوامل تقويت پايگاه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هو الذى أيدك بنصره و بالمؤمنين. و ألف بين قلوبهم

8 - ايجاد الفت و محبت ميان مؤمنان عصر بعثت ، امرى خدايى و غير قابل دستيابى به وسيله امكانات مادى

و ألف بين قلوبهم لو أنفقت ما فى الأرض جميعا ما ألفت بين قلوبهم و لكن اللّه ألف

9 - خداوند علاوه بر ايجاد محبت ميان مؤمنان ، آنان را در يك منطقه گرداگرد پيامبر (صلی الله علیه و آله) مجتمع ساخت . *

و ألف بين قلوبهم . .. و لكن اللّه ألف بينهم

برداشت فوق از مقايسه بين دو جمله «ألف بين قلوبهم» و «ألف بينهم» به دست آمده است. جمله نخست بيانگر تأليف قلوب است و جمله دوم بيانگر تأليف خود مؤمنان است. يعنى آنان را در كنار يكديگر قرار داد و همگان را گرداگرد پيامبر(صلی الله علیه و آله) مجتمع ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 64 - 7

7 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام از پيروى پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرپيچى مى كردند .

و من اتبعك من المؤمنين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من» در «من المؤمنين» براى تبعيض باشد. بر اين مبنا مراد از «المؤمنين» مدعيان

ايمان است كه شامل مؤمنان واقعى و غير واقعى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 6

6 - مؤمنان صدر اسلام در برهه اى از عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى استعداد و توان پيروز شدن بر لشكرى تا ده برابر نفرات ايشان

إن يكن . .. يغلبوا ألفا

چون در آيه بعد تخفيف در حكم جهاد و مقاومت را به تحقق ضعف تعليل كرده است، معلوم مى شود خداوند با توجه به توان و استعداد اهل ايمان بر آنان واجب كرده بود كه در مقابل لشكرى تا ده برابر خود مقاومت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 5،6،7

5 - ضعف ايمان در مسلمانان صدر اسلام موجب ضعف قدرت ايشان در ميدان هاى نبرد

علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة

از علل توان بسيار برتر مسلمانان در برابر كافران مفهومى است كه از «بأنهم قوم لايفقهون» به دست مى آيد ; يعنى ايمان راسخ به معارف دين. بنابراين مى توان گفت منشأ بروز ضعف نسبى مسلمانان پس از گذشت برهه اى از صدر اسلام، افت درجه ايمانى آنان بوده است.

6 - جامعه اسلامى صدر اسلام پس از نايل شدن به مراحل عالى ايمان ، به تنزّل در درجات ايمانى گراييد .

علم أن فيكم ضعفا

7 - گسترش جامعه ايمانى در صدر اسلام و فزونى افراد آن ، باعث ضعف نسبى آنان شد . *

علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة

از مقايسه ميان مثالهاى مرحله نخست (بيست و صد) با مثالهاى بعد (صد و هزار) اين نكته معلوم مى شود كه در زمان حكم اول (لزوم مقاومت يك بر ده) جمعيت مسلمانان فراوان نبوده است. ولى در مرحله بعد و زمان تخفيف حكم جمعيت مسلمانان، افزايش فراوانى داشته است. اشاره به افزايش مسلمانان پس از بيان ضعف نسبى آنان حكايت از آن دارد كه افزايش جمعيت از علل بروز ضعف نسبى در جامعه ايمانى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 4

4 - مجاهدان بدر پيش از غلبه كامل بر دشمن ، براى دستيابى به منافعى مادى ، به گرفتن اسير اقدام كردند .

ما كان لنبى . .. تريدون عرض الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 1،2،4،5،6

1 - گرفتن اسير در كارزار بدر ، مقتضى گرفتار شدن مجاهدان آن كارزار به عذابى بزرگ از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

كلمه «فى» در «فيما أخذتم» سببيه است و «ما» در آن مصدريه. يعنى «بسبب أخذكم». و مراد از آن به دليل آيه قبل اسير گرفتن است.

2 - گرفتار نشدن مجاهدان بدر به عذاب الهى در كارزار بدر ، امرى تقدير شده از جانب خداوند

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

4 - وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مجاهدان بدر ، مانع نزول عذاب بر آنان شد .

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم

از احتمالاتى كه درباره «كتب من اللّه . .. » گفته شده، حقيقتى است كه در آيه 33 همين سوره آمده است (ما كان اللّه ليعذبهم و أنت فيهم. يعنى خداوند مردم را تا زمانى كه تو در ميان آنها هستى عذاب نخواهد كرد.)

5 - گرفتن اسير در جنگ بدر مقتضى شكست مسلمانان در آن نبرد

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

برخى برآنند كه مراد از «عذاب عظيم» شكست از دشمن در كارزار بدر است و مقصود از «كتب من اللّه . .. » وعده پيروزى است كه خداوند پيش از وقوع جنگ بدر مسلمانان را به آن بشارت داد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اگر وعده الهى به پيروزى شما (رزمندگان بدر) نبود، به سبب گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن به شكست سختى گرفتار مى شديد. (برگرفته شده از روح المعانى).

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 1،3،4

1 - مسلمانان در كارزار بدر گروهى از دشمن را اسير كرده و با گرفتن فديه آنان را آزاد كردند .

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

3 - به اسيران جنگ بدر نويد داده شد كه در صورت پذيرش اسلام و توحيد خداوند گناهان گذشته آنها را خواهد بخشيد .

إن يعلم اللّه فى قلوبكم خيرا . .. يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

4 - ترغيب اسيران جنگ بدر به ايمان و گرايش به اسلام

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 5،6،7

5 - خداوند ، اسيران جنگ بدر را به گرفتار شدن دوباره به دست مسلمانان ، در صورت ادامه خيانت ، تهديد كرد .

و إن يريدوا خيانتك

جواب شرط «و إن يريدوا خيانتك . .. » در تقدير است و جمله «فقد خانوا اللّه ... » جانشين آن شده و دلالت بر آن دارد كه جمله با تقدير آن چنين است: اگر اسيران خيانتى دوباره را در سر مى پرورانند باكى نداشته باشيد و از آزادسازى آنان ابا نكنيد. زيرا خداوند خيانتكاران را در سلطه شما قرار خواهد داد ; همان گونه كه در جنگ بدر شما را بر آنان مسلط ساخت.

6 - كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

7 - اراده خداوند منشأ اصلى تسلط پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اسيران جنگ بدر

فأمكن منهم

ضمير فاعلى در «امكن» به «اللّه» برمى گردد. يعنى خداوند شما را بر آنان تسلط بخشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 -

1،2،4،5،7،9،10،11،12،16

1 - خداوند هر يك از مؤمنان مهاجر و انصار را ولىّ ديگرى قرار داد و به پشتيبانى همه جانبه از يكديگر فراخواند .

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

جمله «أولئك بعضهم أولياء بعض» جمله اى خبرى است و مراد از آن انشاء و جعل ولايت است.

2 - شركت در جهاد با مال و جان از سوى مجاهدان و يارى مهاجران از سوى انصار ، شرط برخوردارى هر يك از ولايت مقرر شده از جانب خدا

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولياء بعض

مشاراليه «أولئك» و مرجع ضمير در «بعضهم»، «الذين» اول و دوم، با تمام صفاتى كه براى آنان ذكر شد، است. يعنى مؤمنان مهاجر - مثلا - اگر جهاد نكنند و يا مؤمنان ساكن در مدينه اگر مهاجران را يارى ندهند از حقوق ولايت برخوردار نيستند.

4 - تصميم گيرى درباره جهاد ، مسؤوليت مهاجران و يارى رسانى به مهاجران ، وظيفه و مسؤوليت گروه انصار در صدر اسلام

و الذين ءاووا و نصروا

توصيف مهاجران به اينكه در راه خدا جهاد كنند، در مقابل انصار كه به اين امر توصيف نشده اند، با اينكه جهاد در راه خدا يك وظيفه ايمانى است، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه در صدر اسلام جهاد و تصميم گيرى درباره آن بر عهده مهاجران بود و انصار بايد آنان را در اين امر يارى دهند، ولى تصميم گيرنده نباشند.

5 - مؤمنان عصر بعثت متشكل از سه گروه : مهاجران ( مؤمنانى كه از مكه و يا اطراف آن به مدينه هجرت كردند ) ، انصار ( مؤمنانى كه مهاجران را پناه دادند ) و مؤمنان غير مهاجر

إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. و الذين ءاووا و نصروا ... و الذين ءامنوا

«ايواء» (مصدر آووا) به معناى منزل دادن و پناه دادن است و مفعول آن ضميرى است محذوف كه به «الذين ءامنوا . .. » برمى گردد.

7 - خداوند بين مهاجران و انصار با مؤمنان غير مهاجر ، ولايتى مقرر نداشته و پشتيبانى از ايشان را بر مهاجران و انصار واجب نكرد .

و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء

«ولايت» به معناى حمايت كردن و يارى رساندن است. كلمه «شىء» مبتدا و «من» در آن زايده مى باشد. «من» در «من ولايتهم» بيانيه و بيانگر معناى شىء است. كلمه لكم خبر براى «من شىء» مى باشد. گفتنى است در برداشت فوق ضمير در «ولايتهم» مفعول گرفته شده و فاعل آن ضميرى است خطاب به مهاجران انصار. بنابراين معناى جمله چنين مى شود: هيچ حق ولايتى براى شما نسبت به ايشان جعل نشده است. يعنى نبايد ايشان را يارى كنيد.

9 - هجرت مسلمانان در صدر اسلام داراى اهميتى ويژه

و الذين ءامنوا و لم يهاجروا ما لكم من وليتهم من شىء

نهى از يارى رسانى به مؤمنان غير مهاجر و حكم به قطع ولايت با آنان مى تواند اشاره به اهميت هجرت در صدر اسلام داشته باشد.

10 - هجرت در صدر اسلام داراى اهميتى برتر نسبت به جهاد در راه خدا

ما لكم من وليتهم من شىء حتى يهاجروا

با توجه به صدر آيه كه برخوردارى از حق ولايت را مشروط به جهاد دانست، معلوم مى شود هجرت در جعل ولايت بين

مؤمنان كافى نيست. بنابراين ذكر كردن هجرت در اين فراز (حتى يهاجروا) و مقيد نساختن آن به جهاد اين معنا را القا مى كند كه هجرت در راه خدا در صدر اسلام اهميتى برتر از جهاد داشته است.

11 - مؤمنان غير مهاجر در صورت هجرت ، همسان با ديگر مهاجران در برخوردارى از حقوق ولايت و حمايت مقرر شده در ميان مؤمنان

ما لكم من وليتهم من شىء حتى يهاجروا

12 - وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .

و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر

قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».

16 - مسلمانان عصر بعثت با گروههايى از كافران پيمان عدم تعرض داشته و به آن وفادار بودند .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 1،2،3

1 - مؤمنانى كه به مدينه هجرت نموده و در راه خدا جهاد كردند ، مؤمنانى حقيقى و راستين هستند .

و الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولئك هم المؤمنون حقا

حق، به معناى ثابت بودن و حقيقت داشتن است و «حقا» هم مى تواند صفت براى مفعول مطلق محذوف باشد، يعنى (هم المؤمنون إيمانا حقا) و هم مى تواند مفعول مطلق براى فعل مقدر (احقه) باشد. به هر تقدير بيانگر اين است كه دارندگان صفات ياد شده از ايمان حقيقى و راستين برخوردار هستند.

2 - مؤمنانى كه مهاجران را در مدينه پناه دادند و از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مهاجران حمايت كرده و دين خدا را يارى دادند ، مؤمانى حقيقى و راستين هستند .

و الذين ءاووا و نصروا أولئك هم المؤمنون حقا

3 - مسلمانانى كه از هجرت به مدينه سر باز زدند و يا در راه خدا جهاد نكردند و يا مهاجران و دين خدا را يارى ندادند ، از دايره مؤمنان راستين خارج هستند .

و الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولئك هم المؤمنون حقا

«أولئك» اشاره است به هر يك از «الذين» اول و دوم با ويژگيهايى كه در توصيف آنها آمده است. با توجه به اين معنا و دلالت ضمير فصل (هم) بر حصر معلوم مى شود كسانى كه مجموع صفات ياد شده را نداشته، اگر چه برخى از آنها را دارا باشند مؤمن حقيقى نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 1،4،5

1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم

مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله

«فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.

4 - حق تصميم گيرى درباره جهاد از آن مهاجران نخستين بود .

جهدوا معكم

كلمه «معكم» در «جهدوا معكم» (در كنار شما جهاد كنند) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد. چنانچه مخاطبان «معكم» خصوص مهاجران باشند، برداشت فوق از اتقان بيشترى برخوردار است.

5 - مهاجرت به مدينه از وظايف مهم مسلمانان صدر اسلام

و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا

مراد از هجرت در اين بخش از آيات، كوچ كردن مسلمانان از هر نقطه به مدينه منوره است. تأكيد فراوان خداوند بر هجرت بيانگر اهميت ويژه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 1 - 6،8

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «معاهده» در «عاهدتم» - به قرينه آيه 4 - معاهده صلح و عدم تعرض است.

8 - نقض شدن پيمان عدم تعرض ، از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

الذين عهدتم من المشركين

مقصود از «الذين عاهدتم» - به دليل آيات 4 و 7 - مشركان معاهدى هستند كه ملتزم به رعايت پيمانهاى صلح نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 15

15 - از امام باقر ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « خطب على ( ع ) الناس . . . فقال : . . . من كانت له مدة فهو إلى مدته و من لم يكن له مدة فمدته أربعة أشهر و كان خطب يوم النحر . . . ;

على (ع) [هنگام اعلام براءت] براى مردم سخنرانى كرد. .. و فرمود: ... هر كس براى او مدت تعيين شده تا همان مدت، و كسى كه براى او مدت تعيين نشده تا چهار ماه مهلت دارد و اين سخنرانى روز عيد قربان بود ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 3،6

3 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، روز ابلاغ پيام برائت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عموم مردم حاضر در مراسم حج

و أذن من اللّه و رسوله إلى الناس يوم الحج الأكبر

بر اساس نظر مفسران، سال نهم هجرت، سال اعلام برائت است و بر پايه رواياتى كه از ائمه معصومين (ع) رسيده است، روز حج اكبر، دهم ذيحجه است.

6 - دهم ذيحجه سال نهم هجرت ، آغاز قطع كامل روابط مسلمانان با مشركان و تحريم همه جانبه آنان از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يوم الحج الأكبر أن اللّه برىء من المشركين و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 1،3

1 - وجود پيمان هاى عدم تعرض ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلاّ الذين عهدتم من المشركين

3 - پايبندى جمعى از مشركان معاهد صدر اسلام بر عمل به تمام مواد و شرايط پيمان خود با مسلمانان

ثم لم ينقصوكم شيئاً

«نقص» و «نقصان» (مصدر ينقصون) به معناى كم كردن و كاستن از چيزى است. منظور از نكاستن برخى مشركان معاهد از پيمان خود با مسلمين اين است كه: آنان در عمل به تمام مواد و شرايط پيمان، هيچ گونه كوتاهى نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 1،5،6،8

1 - هلال ماه صفر سال دهم هجرت ، آغاز اجراى فرمان كشتن و منع عبور و مرور مشركان و سلب آزادى سير و سياحت از آنان

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين

توصيف «الأشهر» به «الحرم» حاكى از اين است كه: منظور از «أربعة أشهر» در آيه دوّم (فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر) ماههاى حرام سال ; يعنى، رجب، ذيقعده، ذيحجه و محرّم است. بر اين مبنا «ال» در «الأشهر» براى عهد حضورى مى باشد ; يعنى هنگامى كه اين سه ماه حرام - كه اكنون با اعلام پيام برائت در روز حج اكبر مصادف شده است - پايان يافت، مشركان را بكشيد. گفتنى است كه پايان آن سه ماه، مساوى با آغاز ماه صفر سال دهم هجرت بود.

5 - كشتن ، اسير گرفتن ، محاصره نمودن و كمين زدن ، شيوه هاى بيان شده از سوى خداوند براى ايجاد فشار بر مشركان صدر اسلام ، در سراسر جزيرة العرب

فإذا انسلخ الأشهر الحرم فاقتلوا المشركين حيث وجدتموهم . .. و اقعدوا لهم كل مرصد

6 - فرمان كمين كردن در تمامى كمينگاه ها براى ضربه زدن به رهگذران مشرك صدر اسلام

و اقعدوا لهم كل مرصد

8 - فرمان رفع حصر از مشركان محاصره شده ( آنان كه به علت نقض فرمان منع رفت و آمد در غير ماه هاى حرام محاصره مى شدند ) در صورت قبول اسلام و ترك شرك

و احصروهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 11

11 - مشركان صدر اسلام ، مردمانى نادان و گرفتار جهل بودند .

ذلك بأنهم قوم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 7 - 1،3،5،6،7

1 - نقض شدن پيمان عدم تعرض از سوى اكثريت مشركان صدر اسلام

كيف يكون للمشركين عهد

مراد از مشركان در جمله «كيف يكون للمشركين عهد» - به قرينه «إلا الذين عاهدتم عند المسجد الحرام» - مشركان

معاهدى هستند كه بر پيمان خود با مسلمانان پايبند نماندند. ذيل آيه بعد (و أكثرهم فاسقون) بيانگر نقض پيمان از سوى اكثريت آنان است.

3 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض از سوى خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان

كيف يكون للمشركين عهد عنداللّه و عند رسوله

كلمه «كيف» در «كيف يكون للمشركين عهد» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

5 - انعقاد پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان در كنار مسجدالحرام

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

6 - وجود پيمان هاى صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

7 - عموم مشركانى كه در كنار مسجدالحرام با مسلمانان پيمان عدم تعرض بسته بودند ، بر پيمان خويش پايبند نماندند .

إلا الذين عهدتم عند المسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 1،11،12،15،16

1 - وجود ناخرسندى ميان مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و ترديد و دودلى آنان در پيكار با مشركان پيمان شكن

كيف و إن يظهروا عليكم

كلمه «كيف» - كه براى استفهام انكارى است - مفيد برداشت فوق است.

11 - شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

12 - رفتار هاى فريبكارانه ( ظاهرسازى ها و خوش زبانى هاى ) مشركان صدر اسلام ، خوشبينى هايى را در ميان مسلمانان نسبت به آنان به وجود آورده بود .

كيف يكون للمشركين عهد . .. كيف ... يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

15 - اكثريت مشركان صدر اسلام بر پيمان عدم تعرض خود با مسلمانان پايبند نمانده و آن را نقض كردند .

و أكثرهم فسقون

16 - اكثريت مشركان صدر اسلام ، مردمى فاسق و بيرون از مسير حق بودند .

و أكثرهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 10 - 3،11،12

3 - دشمنى و كينه توزى سخت مشركان صدر اسلام نسبت به مؤمنان

لايرقبون فى مؤمن إلّاً و لاذمة

«إلّ» به معناى قرابت و خويشاوندى و «ذمة» به معناى عهد و پيمان است ; يعنى، مشركان درباره هيچ مؤمنى، نه رعايت حق خويشاوندى مى كنند و نه بر عهد و ميثاق خود با وى پايبند مى مانند و اين بيانگر دشمنى و كينه شديد مشركان نسبت به مؤمنان است.

11 - مشركان صدر اسلام ، آغازگر جنگ با مسلمانان بودند .

أولئك هم المعتدون

قصر در جمله «أولئك هم المعتدون» - كه ضمير فصل «هم» مفيد آن مى باشد - قصر قلب است ; يعنى، اين مشركانند كه به حقوق مسلمانان تعدى نموده و جنگ را با آنان آغاز كردند نه مسلمانان. قابل ذكر است كه در «آيه 13» به اين معنا تصريح شده است.

12 - جنگ مسلمانان با مشركان پيمان شكن صدر اسلام ، جنگ دفاعى بود نه ابتدايى .

و أولئك هم المعتدون

از اين آيه شريفه و آيات پيش استفاده مى شود كه: خداوند به منظور دفاع از حقوق مسلمانان و كوتاه شدن دست دشمن از تجاوز به حقوق ايشان، معاهده صلح با مشركان را لغو و مسلمانان را به جنگ و نبرد با آنان فراخواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 1،2

1 - انعقاد پيمان صلح ، ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان عصر بعثت

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

2 - شرك پيشگان عصر بعثت ، بر پيمان صلح خود با مسلمانان ، سوگند وفادارى ياد كرده بودند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 3،4،6

3 - وجود پيمان صلح ميان مسلمانان صدر اسلام و مشركان

قوماً نكثوا أيمنهم

4 - نقض پيمان تعرض از سوى مشركان معاهدِ صدر اسلام

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم

6 - مشركان ، در راستاى خاموش كردن آواى توحيد ، تصميم گرفته بودند پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از مكه اخراج كنند .

و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 7،9

7 - خداوند مؤمنان صدر اسلام را به پيروزى قطعى بر مشركان ، در صورت درگير شدن با آنان ، نويد داد .

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم . .. و ينصركم عليهم

9 - دل هاى مؤمنان صدر اسلام ، جريحه دار و آكنده از رنج و آزار مشركان

و يشف صدور قوم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 1

1 - دل هاى مؤمنان صدر اسلام نسبت به مشركان پيمان شكن ، آكنده از خشم بود .

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يشف صدور قوم مؤمنين. و يذهب غيظ قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 7

7 - وجود برخى افراد سست ايمان و مرتبط با بيگانگان ، در ميان مسلمانان صدر اسلام

و لم يتخذوا من دون اللّه و لا رسوله و لا المؤمنين وليجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 7

7 - نگرانى برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از قطع روابط خويشاوندى ، كسادى تجارت و از دست دادن خانه هاى دلپسندشان بر اثر ممنوع شدن از برقرارى روابط با كافران

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. قل إن كان ءاباؤكم و أبناؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 1،2،4،6،7،10

1 - نصرت و امداد هاى غيبى الهى ، عامل اصلى پيروزى مسلمانان صدر اسلام در بسيارى از عرصه هاى كارزار

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

4 - مسلمانان ، در جنگ حنين حضورى گسترده داشتند .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم

6 - كثرت نفرات مسلمانان در جنگ حنين ، كارساز نبود .

و يوم حنين إذ أعجبتكم كثرتكم فلم تغن عنكم شيئاً

7 - تنگ شدن عرصه بر مسلمانان در جنگ حنين ، على رغم كثرت غرورآفرين آنان

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت

10 - فرار مسلمانان در جنگ حنين پس از قرار گرفتن در تنگناى نبرد ، على رغم كثرت غرورآفرينشان

و ضاقت عليكم الأرض بما رحبت ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 1،2،4،5،9

1 - نزول آرامش روحى از جانب خداوند بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در جنگ حنين ، پس از فرار مسلمانان

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

4 - نزول آرامش روحى از سوى خداوند بر مؤمنان در جنگ حنين و محروميت منافقان از آن

ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

با توجه به اينكه در فراز قبل، مؤمنان به وسيله ضمير «كم» مخاطب قرار گرفتند و در اين آيه به جاى آن ضمير، كلمه «مؤمنين» آمده، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

5 - امداد الهى به مؤمنان در جنگ حنين به وسيله دسته هايى از نيرو هاى غيبى

و أنزل جنوداً لم تروها

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 4،5،8،9،12،23

4 - اعلان ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام در سال نهم هجرت

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

آيات سوره برائت - بنابر گفته مفسران - در مراسم حج سال نهم هجرت بر مشركان خوانده شد.

5 - سال نهم هجرى ، سال قدرت مسلمانان و استيلاى آنان بر اداره مسجدالحرام

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

اينكه مسلمانان در سال نهم هجرى مكلف به اين تكليف الهى شدند - با اينكه اصل پليدى مشركان در گذشته نيز بوده است - نشان مى دهد كه در گذشته، اجراى آن ميسر نبوده است.

8 - نگرانى برخى از مسلمانان ، از مختل شدن نظام اقتصادى خود در نتيجه قطع رفت و آمد مشركان به مكه

فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله

9 - آمدن مشركان به مكه در مراسم سالانه حج ، داراى ثمرات اقتصادى براى مكيان ( از جمله مسلمانان ) بود .

و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله

12 - وعده خداوند به جبران خسارت هاى مادّى مؤمنان صدر اسلام ، كه در نتيجه قطع رابطه با مشركان متوجه آنان مى شد .

إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه

23 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده است : « لايدخل المسجدالحرام مشرك بعد عامى هذا أبداً إلا أهل العهد و خدمكم ;

از اين سال هيچ مشركى نبايد داخل مسجدالحرام شود، مگر كسانى كه با مسلمانان عهد بسته اند يا خدمتكار شما مسلمانان هستند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 3

3 - خوشبينى مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به پيشوايان دينى يهود و نصارا

يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل

افشاى چهره عالمان دينى يهود و نصارا براى مسلمانان (يا أيها الذين آمنوا) - كه متضمن هشدار به ايشان است - بيانگر اين حقيقت است كه: مسلمانان از ماهيت خطر پيشوايان دينى اهل كتاب آگاهى نداشتند بلكه بر عكس به آنان خوشبين بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 4

4 - بروز نوعى سستى ميان گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، براى رفتن به جنگ تبوك

يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا . .. اثّاقلتم إلى الأرض

اين بخش از آيات، چنانكه برخى از مفسران گفته اند، مربوط به جنگ تبوك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 4،6،8،9،12،21

4 - تضمين پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در جنگ تبوك ) از سوى خداوند ، على رغم احتمال كوتاهى ديگران در يارى رساندن به آن حضرت

إلا تنصروه فقد نصره اللّه

6 - همسفرىِ تنها يك نفر با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هنگام خروج از مكه به سوى غار ثور

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين إذ هما فى الغار

«ال» در «الغار» براى عهد است و اشاره به غار ثور دارد.

8 - سلطه كافران بر سرزمين مكه و ضعف و قلّت مسلمانان ، به هنگام هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين

9 - نگرانى فردِ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ابوبكر ) به هنگام هجرت از مكه به مدينه و دلدارى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وى

إذ يقول لصحبه لاتحزن إن اللّه معنا

12 - نصرت خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به وسيله آرامش بخشيدن به آن حضرت ( در غار ) و نيز تأييد او با سپاه غيبى ( فرشتگان )

فقد نصره اللّه . .. فأنزل اللّه سكينته عليه و أيّده بجنود لم تروها

21 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « سمعت ابا جعفر ( ع ) يقول : إن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) اقبل يقول لأبى بكر فى الغار : اسكن فإن اللّه معنا . . . ;

شنيدم كه حضرت باقر(ع) مى فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در غار رو كرد به ابوبكر و فرمود: آرام باش; زيرا حتماً خدا با ماست».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2،3،11

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .

و لكن بعدت عليهم الشقة

«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 1،2

1 - عتاب محبت آميز خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پى اجازه دادن آن حضرت به برخى از مسلمانان ( منافقان ) براى شركت نكردن در جنگ تبوك ، به مجرد اظهار ناتوانى آنان

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم

2 - اجازه گرفتن بهانه جويان ( منافقان ) از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شركت نكردن در جنگ تبوك با اظهار دروغين عجز و ناتوانى خود

لم أذنت لهم حتى يتبين لك

مقصود از «اذن» در آيه فوق - به قرينه آيه قبل (لو استطعنا . ..) و شأن نزولها - اذن دادن به كسانى است كه از شركت در جهاد، خود را معذور مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 2

2 - متخلفان از جنگ تبوك ، گروهى بى ايمان بودند .

عفا اللّه عنك لم أذنت لهم . .. لايستئذنك الذين يؤمنون باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 1

1 - تنها مردمان بى ايمان ( منافقان ) ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اجازه ترك جهاد مى طلبيدند .

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 46 - 1

1 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) برخوردار از امكانات لازم براى شركت در جنگ

و لو أرادوا الخروج لأعدوا له عدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 7،8

7 - تأثير پذيرى برخى از مؤمنان صدر اسلام از منافقان فتنه انگيز

يبغونكم الفتنة و فيكم سمعون لهم

«سمّاع» به كسى گفته مى شود كه تحت تأثير ديگرى بوده از او بشدت حرف شنوى داشته باشد. قابل ذكر است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «سمّاعون» كسانى باشند كه خود منافق نبودند; ولى تحت تأثير آنان بوده و از آنان حرف شنوى داشتند.

8 - منافقان ، داراى جاسوسانى در ميان رزمندگان جنگ تبوك

و فيكم سمعون لهم

«سمّاع» مى تواند كنايه از جاسوس باشد; يعنى، در ميان شما كسانى هستند كه به نفع منافقان خبرچينى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 48 - 1،5،8

1 - فتنه انگيزى و كارشكنى هميشگى منافقان ، عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام در جبهه هاى نبرد

لقد ابتغوا الفتنة من قبل

5 - منافقان ، تلاش تخريب گرانه خود را تا مرحله غلبه حق و پيروزى قطعى جبهه اسلام ، ادامه مى دهند .

لقد ابتغوا الفتنة . .. حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

8 - پيروزى و موفقيت اسلام و مسلمانان ، ناخوشايند و غير قابل تحمل براى منافقان

حتى جاء الحق و ظهر أمر اللّه و هم كرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 1

1 - اذن طلبى برخى منافقان براى نرفتن به جنگ تبوك ، به بهانه گرفتار شدن به فتنه و گناه

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

در شأن نزول آيه آورده اند كه: يكى از منافقان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) گفت: «يا رسول اللّه ائذن لى و لاتفتنى ببنات الأصغر فإنى أخاف أن أفتتن بهن»; يعنى، اى رسول خدا! به من اذن بده تا در جنگ شركت نكنم . .. چون، مى ترسم مفتون دختركان رومى گردم و به گناه بيفتم. (مجمع البيان، ذيل آيه)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 1،3

1 - پيروزى و موفقيت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام ، براى متخلفان از جنگ ( منافقان ) اندوه بار بود .

إن تصبك حسنة تسؤهم

3 - وجود فراز و نشيب و شكست و پيروزى در جنگ هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان با جبهه كفر

إن تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 55 - 8

8 - ضعف مالى و امكانات اجتماعى مؤمنان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقايسه با منافقان

فلا تعجبك أمولهم و لا أولدهم

وجود زمينه غبطه خوردن نسبت به امكانات رفاهى و برخورداريهاى مادى منافقان، نشان دهنده ضعف اقتصادى و محروميتهاى مادى مؤمنان صدر اسلام در مقايسه با آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 56 - 2،9

2 - مؤمنان ، شاهد برخى نشانه هاى كفر و نفاق در زندگى منافقان صدر اسلام

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم

بديهى است كه مؤمنان راستين چون در مظان اتهام نيستند، نيازمند سوگند نمى باشند و آنچه منافقان را به سوگند واداشته، نشانه هايى است كه سبب متهم شدن آنان مى شد.

9 - مؤمنان در مدينه ، برخوردار از قدرت و شوكت بسيار در مقايسه با منافقان

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون

بيم منافقان و تلاش آنان براى مؤمن جلوه دادن خود، نشانه اى از قدرت و شوكت مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 57 - 1،2،4

1 - منافقان ( پس از جنگ تبوك ) ، در صورت يافتن پناهگاه يا غار و يا روزنى در زمين ، حاضر به گريختن سريع از جامعه اسلامى بودند .

لو يجدون ملجئاً أو مغرت أو مدّخلا لولّوا إليه

«ملجأ» به معناى پناهگاه است و «مغارات» جمع «مغارة» يعنى شكافهاى كوه و «مدّخل» به روزنه و منفذى گفته مى شود كه بتوان در آن پنهان شد.

2 - عدم امكان گريز از جامعه اسلامى براى منافقان صدر اسلام ، عامل رو آوردن آنان به سوگند دروغ براى مؤمن جلوه دادن خود

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. لو يجدون ملجئاً ... لولّوا إليه

4 - منافقان صدر اسلام ، در صدد پناهندگى به بيگانگان ، فرار به نقاط دور افتاده و زندگى در مخفيگاه ها بودند .

لو يجدون ملجئاً أو مغرت أو مدّخلا لولّوا إليه

كلمات «ملجأ»، «مغارات» و «مدّخلاً» مى تواند ناظر به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 58 - 1،3

1 - طعن و خرده گيرى برخى از منافقان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نحوه تقسيم صدقات

و منهم من يلمزك فى الصدقت

«لَمْز» (مصدر يلمز) به معناى غر زدن و خرده گرفتن است.

3 - برخورد گستاخانه و بى ادبانه برخى از منافقان با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يلمزك فى الصدقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 60 - 8

8 - وجود كارگزارانى در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جمع آورى صدقات

إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مورد آزار و اذيت مستمر برخى از منافقان

و منهم الذين يؤذون النبى

«من» در «منهم» براى تبعيض و فعل مضارع «يؤذون» مفيد استمرار است ; يعنى، برخى از منافقان پيوسته پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را مورد اذيت قرار داده و باعث رنجش خاطر آن حضرت مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 65 - 3

3 - موقعيت ضعيف منافقان توطئه گر صدر اسلام ، در مقايسه با قدرت مسلمانان

و لئن سألتهم ليقولن إنما كنا نخوض و نلعب

توجيه گرى منافقان - كه نوعى عقب نشينى است - بيانگر ضعف توان آنان در مقايسه با قدرت مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 4

4 - منافقان صدر اسلام ، گروهى بودند كه در آغاز به اسلام ايمان آوردند ولى بعداً به كفر گرويده و مرتد شدند .

لا تعتذروا قد كفرتم بعد إيمنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 1،2

1 - وجود زنان منافق ، در ميان منافقان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المنفقون و المنفقت

2 - همگونى زنان و مردان منافق صدر اسلام ، در مواضع ضد اسلامى و برخورد با مسلمانان

المنفقون و المنفقت بعضهم من بعض يأمرون بالمنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 5

5 - وجود زنان منافق در ميان منافقان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

وعد اللّه المنفقين و المنفقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 7،8،13

7 - تلاش پنهانى منافقان و اهتمام آنان در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

و هموا بما لم ينالوا

8 - شكست منافقان در توطئه عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عدم دستيابى آنان به هدف هاى شومشان

و هموا بما لم ينالوا

13 - توطئه هاى منافقان عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انتقام جويى آنان از مسلمانان دست يافته به امكانات مادى ، در پرتو تفضلات خدا و رسول

و ما نقموا إلا أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «أغناهم» به مسلمانان برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 78 - 5

5 - تلاش منافقان صدر اسلام ، در مخفى نگهداشتن طرح ها و نقشه هاى خائنانه خويش ، عليه اسلام و مسلمانان

ألم يعلموا أن اللّه يعلم سرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 79 - 1،5

1 - طعن و خرده گيرى منافقان صدر اسلام ، از مؤمنانى كه از سر ميل و رغبت و بيش از مقدار واجب ، انفاق مى كردند .

الذين يلمزون المطوّعين من المؤمنين . .. فيسخرون منهم

«لمز» (مصدر يلمزون) به معناى عيب جويى، خرده گيرى و طعن است و «سخرة» و «سخرية» (مصدر يسخرون) به معناى استهزا و ريشخند مى باشد.

5 - تمسخر و ريشخند منافقان صدر اسلام نسبت به مؤمنان ايثارگر تهيدست

و الذين لايجدون إلا جهدهم فيسخرون منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1،2،9

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

9 - اخلالگرى منافقان صدر اسلام ، در بسيج براى جنگ تبوك

لاتنفروا فى الحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 2،6،14

2 - شركت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك و خروج آن حضرت از مدينه همراه مجاهدان

فإن رجعك اللّه

6 - گروهى از منافقان متخلف از جنگ تبوك ، رياكارانه در صدد جبران پيامد خسارتبار ترك جهاد و رسوايى گذشته خويش

فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 5

5 - رخصت خواستن منافقان توانگر از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت نكردن در جنگ ، به مجرد فرمان الهى به جهاد

أن ءامنوا باللّه و جهدوا مع رسوله استئذنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 1،2

1 - اذن خواستن گروهى از باديه نشينان معذور براى مشاركت نكردن در جنگ

و جاء المعذّرون من الأعراب ليؤذن لهم

«اعراب» اسم جمع و به معناى باديه نشينان است. «معذّرون» مى تواند اسم فاعل از «باب تفعيل» باشد; يعنى، كسانى كه از شركت در جهاد كوتاهى مى كنند و به دروغ نشان مى دهند كه عذر دارند و مى تواند اسم فاعل از «باب افتعال» باشد كه در اصل «معتذرون» بوده و تاى باب افتعال، به جهت قرب مخرج با ذال، قلب به ذال شده و در آن ادغام گشته است; يعنى، كسانى كه داراى عذر موجهند. برداشت فوق بر پايه احتمال دوم است.

2 - بسيج عمومى همه مسلمان ها براى شركت در جنگ تبوك

و جاء المعذّرون من الأعراب

از آن جايى كه حتى باديه نشينان براى عذرخواهى نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند، بسيج عمومى و وجوب جهاد بر همگان استفاده مى شود. گفتنى است كه اين بخش از آيات - چنانكه مفسران گفته اند - درباره جنگ تبوك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 3،4،6،7

3 - آمدن گروهى از مؤمنان تهيدست ، نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت ساز و برگ جنگ و شركت در جهاد

الذين إذا أتوك لتحملهم قلت لا أجد ما أحملكم عليه

4 - محدوديت امكانات پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ تبوك ، براى تأمين ساز و برگ رزمندگان داوطلب

قلت لا أجد ما أحملكم عليه

6 - محروم شدن برخى از رزمندگان داوطلب ، از شركت در جنگ تبوك ، به خاطر نداشتن امكانات رزمى ( مركب و . . . ) على رغم اشتياق شديد آنان به جهاد

تولوا و أعينهم تفيض من الدمع حزناً ألا يجدوا ما ينفقون

7 - اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 14

14 - تحكيم بيشتر پايه هاى حاكميت دين در جزيرة العرب ، در پرتو جهاد و پيروزى مؤمنان در جنگ تبوك

يعتذرون إليكم إذا رجعتم إليهم

با توجه به اينكه اين آيات در زمينه جنگ تبوك است كه به پيروزى مسلمانان انجاميد و از اينكه خداوند مى فرمايد پس از بازگشت از اين جنگ پيروز، متخلفان به عذرخواهى روى خواهند آورد مى توان گفت كه اين نبود مگر به خاطر ذلت و ضعفى كه در خود احساس مى كردند و قدرتى كه در مؤمنان مى ديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 1،2،4

1 - سوگند دروغ منافقان متخلف از جنگ تبوك ، به منظور گذشت كردن مؤمنان از تخلف آنان و متعرض نشدن به آنها

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم إليهم لتعرضوا عنهم

2 - قرار گرفتن متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در موضع ضعف و ذلت ، پس از بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جهاد

سيحلفون باللّه لكم إذا انقلبتم

4 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) در معرض انتقاد و حمله و تعرض مؤمنان بازگشته از جهاد قرار داشتند .

سيحلفون باللّه . .. لتعرضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 96 - 3

3 - ناخشنودى مؤمنان مجاهد از متخلفان جنگ تبوك ( منافقان )

يحلفون لكم لترضوا عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 15

15 - مردم جزيرة العرب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو گروه شهرنشين و باديه نشين بودند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 1،3

1 - اقدام منافقان به ساختن مسجدى براى هدف هاى زيانبار و كفرآميز و تفرقه افكن ميان مؤمنان

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً بين المؤمنين

3 - به كارگيرى خانه خدا عليه دين خدا ، توسط منافقان

و الذين اتخذوا مسجداً . .. إرصاداً لمن حارب اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 117 - 2

2 - جنگ تبوك ، داراى شرايطى دشوار و پرمشقت .

اتبعوه فى ساعة العسرة

مراد از «ساعة العسرة» - به قرينه فرازهاى قبل و بعد - مى تواند غزوه تبوك باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 9

9 - رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )

و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 5 - 1،3،4

1- مشركان عصر بعثت ، به منظور مخفى ماندن سخنانشان از خداوند ، سر به گريبان فرو مى بردند و با نجوا ، توطئه هاى طرح شده عليه پيامبر را مبادله مى كردند .

ألا إنّهم يثنون صدورهم ليستخفوا منه

از معانى «ثَنْى» (مصدر يثنون) تاكردن و خم نمودن است. «إستخفاء» به معناى مخفى ساختن خويش است و ضمير در «منه» به «الله» باز مى گردد. چون غرض مشركان از خم كردن سينه ها (سر در گريبان كردن) پنهان ساختن خويش از خدا بوده است، معلوم مى شود در آن حال عليه پيامبر سخن مى گفتند و توطئه هاى خويش را مبادله مى كردند.

3- مشركان مكه در عصر بعثت ، داراى جلسات مخفى براى توطئه چينى عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم مايسرّون ومايعلنون

«إستغشى ثيابه» يعنى با جامه هايش خود را مخفى ساخت تا ديده نشود(لسان العرب) «حين» متعلق به «يعلم» است و لذا جمله «ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم . ..» مى رساند كه مشركان در همان هنگامى كه خود را مخفى و مستور مى كردند مسايلى را مطرح مى كردند برخى از آنها را پنهان مى داشتند (ما يسرّون) و برخى را آشكار مى نمودند (و ما يعلنون) اين معنا گوياى آن است كه مراد از «يستغشون ثيابهم ...» اين است كه مشركان براى توطئه عليه پيامبر جلسات مخفى تشكيل مى دادند نه مجرد پنهان ساختن خويش.

4- مشركان مكه ، داراى مواضع علنى و آشكار عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه هاى سرّى و محرمانه عليه آن حضرت

ألا حين يستغشون ثيابهم يعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 9

9- پيشنهاد هاى نابه جاى مشركان و معجزه هاى درخواستى آنان ، موجب دلتنگى و ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شد .

و ضائق به صدرك أن يقولوا لولا أُنزل عليه كنز أو جاء معه ملك

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه: ضمير در «به» به «أن يقولوا . ..» برگردد و به تعبيرى ديگر «أن يقولوا ...» بدل براى ضمير در «به» باشد; يعنى: و ضائق صدرك بأن يقولوا ....

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 5

5- شرايط مكه براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان صدراسلام ، شرايطى دشوار و دين دارى امرى مشكل و نيازمند استقامت و پايدارى بوده است .

فاستقم كما أُمرت و من تاب معك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 3

3- تبليغات سوء كفرپيشگان عصر بعثت و جوسازى هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11- كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 3

3- يهود و نصارا ، در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به گروههايى با گرايش هاى مختلف ، تقسيم شده بودند .

والذين ءاتينهم الكتب يفرحون . .. و من الأحزاب من ينكر بعضه

«حزب» - چنان چه از«لسان العرب» استفاده مى شود - به مردمى كه داراى انديشه و رفتارى مشابهند گفته مى شود. «ال» در «الأحزاب» عهد ذكرى و اشاره به «الذين ...» (يهود و نصارا) دارد. بنابراين آنان در عصر بعثت به چند حزب كه هر يك عقايد و گرايشهاى متفاوتى داشتند، تقسيم شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 3

3- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از همسر و فرزند ( داشتن زندگانى عادى و بشرى ) مورد طعن و ايراد مخالفان آن حضرت بود .

و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة

لحن آيه شريفه گوياى اين است كه حقايق مطرح شده در آن، پاسخ به اشكالها و ايرادهاى مطرح شده از ناحيه مردم عصر بعثت است. جمله «و لقد أرسلنا ...» اشاره به اين معنا دارد كه مردم آن عصر، بعثت بشر را از ناحيه خدا پذيرا نبودند و جمله «جعلنا ...» گوياى آن است كه آنان زندگانى عادى و داشتن زن و فرزند را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى پسنديدند و جمله «ما كان ...» بيانگر پندار آنان درباره لزوم توانايى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر ارائه هر نوع معجزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 2

2- كفرپيشگان عصر بعثت ، رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار مى كردند .

و يقول الذين كفروا لست مرسلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 8

8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .

ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار

با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3،4

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 1،2

1- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن فرشتگان براى تصديق نبوت آن حضرت بودند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

«لو ما» مانند «هلا» و «لولا» براى تحضيض است.

2- كافران مكه ، دليل صداقت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در ادعاى نزول وحى ، آمدن ملائكه براى تصديق او مى دانستند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 13

13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه تحت فشار و اذيت و آزار مخالفان خود بود .

فاصفح الصفح الجميل

توصيه خداوند به گذشت به دليل وجود اذيت و آزار است كه آيه 95 همين سوره (إنا كفيناك المستهزءين) مؤيد اين حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 90 - 1،2

1- التقاطيون و تجزيه كنندگان قرآن در صدر اسلام ، دچار عذاب الهى شدند .

كما أنزلنا على المقتسمين

برداشت فوق مبتنى بر اين نكته است كه لفظ عذاب در جمله «أنا النذير. ..» در آيه قبل، در تقدير باشد و مفعول فعل «أنزلنا» ضمير محذوفى باشد كه به عذاب بر مى گردد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: همان گونه كه عذاب را بر «مقتسمين» نازل كرديم. گفتنى است «المقتسم» به معناى كسى است كه چيزى را به چند جزء تقسيم كند و مراد از آن - به قرينه آيه بعد (الذين جعلوا القرءان عضين) - تجزيه كنندگان قرآن هستند كه برخى از معارف آن را پذيرفته و برخى را انكار كردند.

2- پيدايش گروهى التقاطى و تجزيه كننده قرآن ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام

كما أنزلنا على المقتسمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 94 - 2،6،7

2- دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ( دوران مكه ) با برخى مخفى كارى ها ، رازدارى ها و تقيه همراه بود .

فاصدع بما تؤمر

لازمه آشكار كردن دعوت، مخفى داشتن آن است هر چند در برهه اى از زمان و در بخشى از دعوت باشد.

6- « عن عبيدالله بن على الحلبى قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : مكث رسول الله (صلی الله علیه و آله) بمكة بعد ما جاءه الوحى عن الله تبارك و تعالى ثلاث عشرة سنة منها ثلاث سنين مختفياً خائفاً لايظهر ، حتى أمره الله عزّوحلّ أن يصدع بما أمره به ، فأظهر حينئذ الدّعوة ;

عبيدالله بن على الحلبى گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پس از آنكه از جانب خداوند بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) وحى نازل شد، مدت سيزده سال در مكه ماند كه سه سال آن را پنهان و خائف بود [و در اجتماعات ]ظاهر نمى شد تا اينكه خدا به آن حضرت فرمان داد كه آنچه را به او امر كرده است آشكار كند; از آن هنگام دعوتش را آشكار كرد».

7- « عن محمدبن على الحلبى عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إكتتم رسول الله (صلی الله علیه و آله) بمكة مختفياً خائفاً خمس سنين ليس يظهر أمره . . . ثم أمره الله عزّوحلّ أن يصدع بما أمر به فظهر رسول الله (صلی الله علیه و آله) و أظهر أمره ;

محمدبن على الحلبى از امام صادق(ع) روايت كرده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به مدت پنچ سال در مكه رسالت خود را پنهان مى داشت. آن حضرت پنهان و ترسان بود و مأموريت خود را آشكار نمى كرد ... سپس خداوند عزّوحلّ او را فرمان داد تا مأموريت خود را علنى سازد; پس آن حضرت آشكار شد و رسالت خود را علنى كرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 4،7

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نيمه نخست رسالت ( دوران مكه ) مورد تمسخر مشركان و مواجه با مخالفت ها و آزار شديد روحى آنان بود .

و أعرض عن المشركين. إنا كفينك المستهزءين

7- « عن أبان بن عثمان الأحمر رفعه قال : المستهزئون برسول الله (صلی الله علیه و آله) خمسة ، الوليدبن المغيرة المخزوى و العاص بن وائل السهمى و الأسود بن عبديغوث زهرى و الأسود بن مطلّب و الحارث بن الطُلاطلة الثقفى ;

در مرفوعه ابان بن عثمان احمر آمده است كه [معصوم(ع)] فرمود: استهزا كنندگان به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پنج نفر بودند:1- وليد بن مغيرة مخزومى، 2- عاص بن وائل سهمى،3- اسود بن عبديغوث زهرى، 4- اسود بن مطلّب، 5- حارث بن طلاطلة الثقفى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 2،3،4،5

2- عده اى از مسلمانان صدراسلام براى رهايى از ظلم و ستم مشركان مكه ، از آن شهر هجرت كردند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

به دليل اينكه سوره نحل در مكه نازل شده است، احتمال دارد مراد از «الذين هاجروا» مسلمانانى باشد كه از مكه هجرت كرده و به حبشه يا مدينه رفتند.

3- مسلمانان در مكه ، مورد ظلم و ستم مشركان بودند .

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا

4- محل هجرت مسلمانان مهاجر از مكه ( به مدينه يا حبشه ) جايگاهى شايسته و مناسب براى آنان

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة

5- شهر مكه ، قبل از هجرت براى مسلمانان ، شايسته و مناسب زندگى نبود

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 16

16- حضور افرادى آگاه ، عالم و مطلع از وضعيت انبياى الهى ، در شهر مكه در صدراسلام

فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 101 - 2،8

2- نسخ و تغيير برخى از پيام هاى الهى ، دستاويزى براى مشركان در مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و متهم كردن او به دروغ گويى

و إذا بدّلنا ءاية مكان ءاية . .. قالوا إنما أنت مفتر

8- وجود برخى از افراد آگاه و مغرض ، در ميان مشركان و تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 106 - 4

4- برخى از مسلمانان صدراسلام ( مانند عمارياسر ) به خاطر فشار هاى شديد كافران - على رغم ايمان باطنى خود - الفاظ كفرآميز بر زبان جارى كردند .

من كفر بالله من بعد إيمنه إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن

طبق شأن نزولى كه درباره آيه آمده است، قضيه مربوط به عمارياسر است كه از شدت شكنجه، سخنان كفرآميز بر زبان جارى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 4

4- هجرت برخى از مسلمانان صدراسلام ( به حبشه ) ، پس از تحمل رنج و شكنجه دشمنان

للذين هاجروا من بعد ما فتنوا

يكى از معانى «فتنة» آزار و شكنجه مى باشد (مفردات راغب) و برداشت فوق مبتنى بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 4

4- كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هنگام تلاوت آيات قرآن بر مردم ، مورد آزار و اذيت قرار مى دادند و براى آن حضرت ايجاد مزاحمت مى كردند .

و إذا قرأت القرءان

طبق شأن نزولهايى كه وارد شده است (مجمع البيان، ذيل آيه) و نيز ظاهر آيه «جعلنا بينك و بين الذين» جعل حجاب به خاطر اين بود كه كافران نشنوند تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) را اذيت نمايند و براى آن حضرت، مزاحمت ايجاد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 6

6- مشركان ، به هنگام طرح وحدانيت پروردگار از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس آيات قرآن ، با نفرت بسيار از آن حضرت روى برمى گرداندند .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبرهم نفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 3،9

3- كافران ، به منظور خنثى كردن سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نجوا و گفت و گوى سرّى مى پرداختند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى إذ يقول

«إذ هم نجوى» و إذ يقول الظالمون» بدل «إذ يستمعون إليك» است. با توجه به اين نكته، معناى آيه چنين مى شود: ما آگاهترين هستيم به غرض كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه تهمت زدن [سحرزدگى] به اوست - و آگاه هستيم از نجوا و گفت وگوى آنان. چنين بيانى حكايت از آن دارد كه غرض آنها از گوش دادن، تمهيد و آماده شدن براى خنثى سازى سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

9- كافران از طريق اعلام سحرشدگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد ايجاد بدبينى در پيروان ، نسبت به آن حضرت بودند .

إذ يقول الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مخاطب «إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحوراً» مؤمنين باشد و كافران با تهمت «مسحور» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه بر شخص خارج شده از حد اعتدال بر اثر سحرزدگى اطلاق مى شود - مى خواستند در آنان نسبت به آن حضرت، بدبينى ايجاد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 5

5- مؤمنان از برخورد هاى ناروا و غير منطقى مشركان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار خشمگين بودند .

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

در شأن نزول آيه آمده است: مؤمنان، وقتى مشاهده مى كردند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب مشركان مورد آزار و اذيت قرار مى گيرد، از آن حضرت اجازه جهاد و برخورد مى خواستند كه اين آيه نازل شد (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 1،3،4

1- تلاش پيگير مشركان ، براى به انعطاف كشاندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بخشى از مواضع رسالتى خويش

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

«فتن» در اصل به معناى داخل كردن طلا در آتش به منظور به دست آوردن خالصى آن است. اين واژه به معناى افتادن شخص در بلا و سختى استعمال شده است. بنابراين، معناى عبارت چنين مى شود: آنان نزديك بود تو را به وضعيتى مبتلا كنند تا از آنچه براى ات وحى مى شود تو را باز دارند.

3- روى آوردن مشركان به ترفند هاى فريبنده براى واداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اتخاذ روش هاى غير الهى

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «الذى أوحينا إليك» روشها و دستوراتى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف بود طبق آنها عمل كند.

4- تلاش هاى كافران براى ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عقب نشينى و يا عدول از مواضع اصولى خويش ، ناكام ماند و شكست خورد .

و إن كادوا ليفتنونك

تعبير «نزديك بود تو را به فتنه اندازند» حكايت مى كند كه آنان، موفق به اين كار نشدند و شكست خوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 1،2،3،7

1- توطئه و تلاش تحريك آميز مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور فراهم آوردن زمينه تبعيد آن حضرت از مكه

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «كادوا» و «يستفزّوا» - به قرينه آيات قبل - مشركان مكه و «ال» در «الأرض» عهد و مراد از آن سرزمين مكه باشد. گفتنى است كه «فزّ» ريشه «يستفزّون» به معناى حركت دادن است.

2- حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، براى مشركان غير قابل تحمل بود .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

3- روى آورى مشركان به اعمال خصمانه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در عين تلاش براى عدول دادن آن حضرت از مواضع اصولى و وحيانى خويش

و إن كادوا ليفتنونك . .. و إن كادوا ليستفزّونك

7- توطئه مشركان براى اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه ، عقيم ماند و به ثمر نرسيد .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

از تعبير «و إن كادوا ليستفزّونك» (نزديك بود تو را اخراج كنند) به دست مى آيد كه آنان، نتوانستند هدف خويش را در اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه عملى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 1،2،3،4،5

1- ايجاد چشمه اى پر آب و جوشان در مكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مشركان ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

2- ايجاد چشمه اى جوشان براى مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

3- مشركان مكه ، با درخواست معجزه ، درصدد بهانه جويى و دستيابى به منافع خويش بودند نه كشف حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لقد صرّفنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا . و قا

از اينكه مشركان براى شناخت حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) راههاى گوناگون موجود را رها كرده و ايمان خود را منحصر به برآوردن پيشنهادهاى محدودى، كردند كه بيشتر منافع مادى اشان را تأمين مى كرد، مطلب فوق قابل استفاده است.

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى تفجر لنا من الأرض ي

5- مشركان مكه ، قرآن را على رغم بى مانندى اش ، معجزه نمى دانستند .

قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. و قالوا لن نؤمن لك

از اينكه خداوند، پس از توصيف قرآن به معجزه و بى مانند بودن، درخواست معجزه حسى آنان را نقل مى كند، مى تواند به نكته فوق اِشعار داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 91 - 1،3،4

1- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از باغستانى بزرگ با درخت هاى خرما و انگور و جارى ساختن نهر هاى آب فراوان در لابه لاى آنها ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تكون لك جنّة من نخيل و عنب

3- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... تكون لك جنّة من

نكته ياد شده با اين احتمال در آيه قابل استفاده است كه: آنان ايجاد باغى با صفات ياد شده را به وسيله معجزه درخواست كرده باشند.

4- ايجاد باغ بزرگ خرما و انگور با نهر هاى آب جارى ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. تكون لك جنّة من نخيل و عنب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 92 - 1،2،3،5،6،7،8

1- فرود آوردن قطعاتى از آسمان ، از معجزات اقتراحى و مورد درخواست مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تسقط السّماء . .. علينا كسفًا

«كِسَف» جمع «كَسْف» به معناى قطعه است (لسان العرب).

2- فرود آوردن قطعاتى از آسمان بر مشركان مكه ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا لن نؤمن لك . .. أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

3- تهديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مكه ، در امكان نزول عذاب با سقوط قطعاتى از آسمان بر سر آنان

أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

5- سرسختى و لجاجت مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم بر حق او

لن نؤمن لك حتى . .. تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا

6- مشركان مكه ، خواهان حضور يافتن خدا و ملائكه نزد آنان ، براى گواهى دادن به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

«قبيلاً» به معناى «مقابله» (رو در رو شدن) آمده است و در اين آيه، مى تواند به منظور افاده مطلب فوق باشد.

7- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به آوردن خدا و فرشتگان ، به صورتى قابل مشاهده كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» به معناى مشاهده رو در رو باشد.

8- آوردن خداوند و ملائكه به صورت دسته دسته در نزد مشركان مكه ، معجزه درخواستى ( اقتراحى ) آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لن نؤمن لك حتى . .. أو تأتى بالله و الملئكة قبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «قبيلاً» جمع «قبيله» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 1،2،4،5،6

1- ايجاد خانه اى از طلا براى خود ، معجزه مورد درخواست ( معجزه اقتراحى ) مشركان مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أو يكون لك بيت من زخرف

به قرينه سياق آيات كه در آنها معجزه هاى درخواستى مشركان مطرح شده است مراد از «أو يكون لك بيت من زخرف» ايجاد خانه اى طلايى از طريق معجزه است.

2- مشركان مكه ، ايمان خود را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) منوط به ايجاد خانه اى از طلا به صورت معجزه آسا كردند .

قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو يكون لك بيت من زخرف

4- مشركان مكه ، على رغم مشاهده آيات گوناگون الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) درخواست معجزه حسى كردند .

و لقد صرّفنا . .. من كلّ مثل فأبى ... و قالوا لن نؤمن لك حتى ... يكون لك بيت من

5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت

أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 3

3- تنها دستاويز مشركان مكه براى ايمان نياوردن به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، بشر بودن آن حضرت بود .

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 6،7

6- موضع گيرى مشركان مكه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، استمرار موضع گيرى فرعون در برابر موسى ( ع ) بود .

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى ... فقال له فرعون إنى لأظنّك يموسى مس

7- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفر مشركان مكه به معجزه آن حضرت ( قرآن )

و قالوا لن نؤمن لك . .. و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت ... فقال له فرعون إنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 4

4- اطلاعات مردم عصر بعثت از اصحاب كهف و سرگذشت آنان ، اطلاعات غير واقعى و آميخته با خرافات بود .

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

قيد «بالحقّ» تعريضى است كه به ناقلان سرگذشت اصحاب كهف و بيان كننده اين كه نقل آنان، آميخته به امورى غير واقعى و خرافى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 1،2،3،4،34

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ابلاغ پيام الهى به مردم ، با مؤمنانى تهيدست و دنياگرايانى رفاه مند ، مواجه بود .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه

از تعبير «تريد زينة الحياة الدنيا» استفاده مى شود كه در آيه، دو گروه، با دو مشخصه، ياد شده اند: نخست، مؤمنان خالصى كه از زينت دنيا بى بهره بودند و گروه دوم، كسانى كه زينت دنيايى داشتند.

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) با تهيدستان مؤمن ، معاشرت داشت .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم

واژه «اصبر» چنان چه داراى مفعول باشد، امر به حبس كردن و تثبيت است. اين تعبير و نيز جمله «لاتعد عيناك عنهم» اين نكته را مى رساند كه شيوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برخورد با تهيدستان، شيوه اى مطلوب بوده و خداوند، او را به پايدارى بر آن و ترك انصراف از ديدار آنان ترغيب مى كند.

3- رفاه مندان عصر بعثت ، براى منصرف ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از معاشرت با تهيدستان مؤمن ، تلاش مى كردند .

و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه

4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .

و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

34- رفاه مندان عصر بعثت ، همواره ، امور خويش را در سطحى فراتر از حدّ شايسته آن ، وانمود مى كردند .

و كان أمره فرطًا

«فرط» - آن گونه كه قاموس گفته است - به معناى «ظلم و اعتداء» است و نيز به كارى گفته مى شود كه برخورد با آن، فراتر از حدودش باشد. فعل «كان» دلالت بر ديرينه بودن خصلت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 1،4

1- مردم زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آن حضرت ، درباره ذوالقرنين ، پرسش هايى را مطرح ساخته بودند .

و يسئلونك عن ذى القرنين

«قرن» به معناى «شاخ» است. گفته اند وجه تسميه «ذوالقرنين» آن بوده كه وى، دو رشته گيسوان بافته، همانند دو شاخ داشته و يا اين كه بر كلاه او دو شاخ قرار داشته است. البته «قرن» به معناى مدّت زمانى متمادى كه مردم در آن زيست مى كنند نيز آمده و لذا برخى نيز وجه تسميه را دوران طولانى حاكميت ذوالقرنين دانسته اند.

4- پرسشش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى مردم بود .

و يسئلونك عن ذى القرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 3،4،5،6،9

3- مسلمانان عصر بعثت ، گرفتار مشكلات اقتصادى و اجتماعى و سختى معيشت بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

مراد از «فريقين» به قرينه صدر آيه، مؤمنان و كافران است. كافران در پاسخ به مؤمنان دو چيز را مايه افتخار و برترى و حقانيت خود مى دانستند: يكى وصف «خيرمقاماً» و ديگرى «أحسن نديّاً»، از اين دو توصيف، آشكار شود كه مؤمنان از نظر ظاهرى، در نقطه مقابل اين دو وضعيت قرار داشتند.

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

5- كاران در عصر بعثت ، براى تصميم در باره امور خود ، مجلس مشورتى داشتند .

و أحسن نديًّا

براى «ندى» (ريشه اشتقاقى «ندى») چندين معنا ذكر شده است، از قبيل: جود و بخشش، باران، گياه، برآوردن آواز، مجالست و. .. (لسان العرب). آنچه از اين معانى متناسب با آيه و قرائن ديگر است، آن است كه «ندىّ» به معناى مجلس و مكان گفت وگو و از «ندى» به معناى مجالست مشتق شده باشد; زيرا افتخار به موارد ديگر در برابر مسلمانان - كه نوعاً تهيدست و بدون قدرت بودند - چندان مناسب به نظر نمى رسد.

6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» - در آيات بعد - هم فكران و ياوران كافران است.

9- كافران عصر بعثت ، مشكلات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى مسلمانان را ، نشانه ناروابودن عقيده و تفكر آنان مى دانستند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 77 - 3

3- وضعيت بهتر اقتصادى و معيشتى كافران عصر بعثت ، زمينه ساز گرايش عده اى از مردم به كفر بود .

كفر بأيتنا و قال لأُتينّ مالاً

بينش مطرح شده در اين آيه، از انديشه اى سرچشمه مى گيرد كه در آيات پيشين با جمله «قال الذين كفروا. .. أىّ الفريقين خير مقاماً» به آن اشاره شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 9

9- مشركان و كافران عصر بعثت ، در برابر حق و دعوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و سرسخت بودند .

و تنذر به قومًا لدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 105 - 3

3 - تعدادى از مردم صدراسلام در باره سرنوشت كوه ها در هنگامه رستاخيز ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) توضيح مى خواستند .

و يس--َلونك عن الجبال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 1

1 - كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را با گفته هاى خويش ، مورد آزار و فشار روحى قرار مى دادند .

فاصبر على مايقولون

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر صبر در برابر گفته هاى كافران، حكايت از آزردگى آن حضرت در برابر گفته هاى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 1،4

1 - برخى از زنان و مردان كافر عصر بعثت ( در مكه ) از امكانات و ثروت چشمگيرى برخوردار بودند .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

ضمير «منهم» به كافران بازمى گردد كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بودند و از آنجايى كه سوره «طه» در مكه نازل شده است، مراد كفار مكه است. «ازواج» يا به معناى مردان و زنانى است كه تشكيل خانواده داده اند و يا به معناى «اصناف» است. «من» در «منهم» براى تبعيض است.

4 - مسلمانان صدراسلام ، بر اثر مشاهده رفاه كافران ، در خطر توجه به زر و زيور دنيا بودند .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

اين آيه گرچه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى ممكن است مراد از آن، تربيت مسلمانان باشد و در صورتى كه شخصِ آن حضرت مراد باشد، اين خطر براى ديگر مسلمانان قوى تر خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 3

3- كافران عصر بعثت ، على رغم روشن بودن اعجاز قرآن و هماهنگى آن با ديگر كتاب هاى آسمانى ، آن را ناديده گرفتند و

معجزه بودن آن را انكار مى كردند .

لولا يأتينا ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 7

7- كافران صدراسلام در انتظار شكست و نابودى اسلام بودند .

قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 6

6- مشركان در عصر بعثت ، مردمى سنت گرا و كهنه پرست بودند .

ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث

مخالفت مشركان با پيام هاى جديد الهى، نشانگر سنت پرستى و كهنه گرايى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 3 - 4،6،7

4- برپايى جلسات سرّى و گفتوگو هاى مشورتى ، از سوى مشركان ستمگر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

6- مشركانِ ستم پيشه ، داراى حركت هاى جمعى و متشكل عليه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

«أسرّوا» (از مصدر «اسرار»); يعنى، پنهان مى داشتند و «نجوى» به معناى گفتوگوهاى پنهانى و مفعول براى «أسرّوا» است. بنابراين نجواكردن، دليل بر حركت جمعى و متشكل است و پنهان داشتن آن بيانگر سعى و تلاش بر دور ماندن اين حركت از انظار ديگران (مسلمانان) است.

7- توطئه چينى گروهى خاص از مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دعوت او

و أسرّوا النجوى الذين ظلموا

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «الذين ظلموا» قيد احترازى باشد; يعنى، آن دسته از مشركانى كه ستم پيشه اند و خوى تجاوزگرى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 4

4- هشدار خداوند به مشركان ستم پيشه در باره توطئه هاى پنهانى و گفت وگو هاى محرمانه آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

أسرّوا النجوى الذين ظلموا . .. قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض

تذكر به مشركان نجواگر و توطئه كننده، مبنى بر آگاهى خداوند از هر نوع سخنى در آسمان و زمين، هشدارى است به آنان در باره سرانجام شومِ توطئه هايشان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 1،7،11

1- خواب آشفته دانستن قرآن ، از تبليغات سوء مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل قالوا أضغث أحلم

«أضغاث» (جمع «ضغث») به معناى دسته ها و مختلط ها و «أحلام» (جمع «حلم») به معناى خواب ها است. اين تعبير (أضغاث أحلام) به خواب هاى آشفته و پراكنده اطلاق مى شود.

7- مشركان ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهان معجزه اى همانند معجزات پيامبران پيشين بودند .

فليأتنا باية كما أُرسل الأوّلون

11- استفاده مشركان ستم پيشه از تمامى شيوه هاى ممكن تبليغى ، سياسى و فرهنگى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أسرّوا النجوى. .. هل هذا إلاّ بشر... بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 6 - 9

9- ايمان نياوردن و حق ناپذيرى مشركان ستم پيشه ، فلسفه و دليل ردّ شدن پيشنهاد آنان مبنى بر ارائه معجزه از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فليأتنا باية . .. أفهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2،5،6

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن - كه بر قصر دلالت مى كند - و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تحقير مداوم كافران مكه قرار مى گرفت .

و إذا رءاك . .. أهذا الذى يذكر ءالهتكم

همزه استفهاميه در «أهذا. ..» براى تعجب است و اسم اشاره «هذا» - به قرينه استهزا - در تحقير استعمال گرديده است.

6- استفاده از احساسات و عقايد دينى مردم و تحريك آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى سران شرك و كفر در برخورد با آن حضرت

أهذا الذى يذكر ءالهتكم

از اين كه كفار مكه، مردم را مخاطب خود قرار داده و «آلهتكم» گفته اند و نه «آلهتنا» استفاده مى شود كه آنان از احساسات و عقايد مردم عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بهره مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 5

5- كافران لجوج و مشركان حق ناپذير ، داراى توطئه ها و نقشه هاى نهانى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإن تولّوا . .. و يعلم ماتكتمون

ذكر «ماتكتمون» (آن چه را پوشيده مى داريد) مى تواند اشاره به توطئه هاى مخفيانه كافران و مشركان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مواجه با اوج عناد و روى گردانى مشركان و كافران بود .

قل ربّ احكم بالحقّ

از اين كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) - با آن كه پيامبرى بسيار مهربان و صبور بود - متوسل به دعا عليه مشركان و كافران شده است، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 10

10- جبهه ضد توحيدى در صدراسلام ، متشكل از گروهى جاهل ، بى منطق و پيرو بى چون و چراى شيطان بود .

ومن الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و يتّبع كلّ شيطن مريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 3

3 - تكبر و خودبزرگ بينى ، منشأ مخالفت و ستيزه جويى سردمداران شرك با اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من الناس من يجدل فى اللّه بغير علم . .. ثانى عطفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 1،7

1 - وجود برخى از عناصر مذبذب و هرهرى مذهب در جمع مسلمانان صدراسلام

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ به و إن أصابته فتنة انقلب

«حرف» به معناى طرف و كنار است. «على حرف» متعلق به عامل مقدر و حال از ضمير مستتر در «يعبد» است.;يعنى، «و من الناس من يعبد اللّه حال كونه على طرف من الدين». آيه فوق، خبر از عناصرى از اهل شرك مى دهد كه همراه با اضطراب، تشويش، دودلى و ترديد وارد جبهه توحيد و يكتاپرستى (اسلام) مى شدند. آنان مانند كسى هستند كه در كنار معركه چشم به راه مى نشيند; اگر ديد جنگجويان دارند پيروز مى شوند، وارد معركه مى شوند; اما اگر احساس كرد كه آنها شكست مى خورند، فرار مى كند. عناصر فوق نيز اگر به مال و منالى دست مى يافتند، شادمان مى شدند و پا بر جا مى ماندند; اما اگر اتفاقاً مواجه با ناملايمات و سختى ها مى شدند، از جبهه توحيدى روى بر مى تافتند و به آيين سابقشان (شرك) باز مى گشتند.

7 - ارتداد برخى از مسلمانان سست ايمان صدراسلام و بازگشت دوباره آنان به آيين شرك ، به خاطر گرفتار شدن به بعضى از ناكامى هاى دنيوى

و من الناس من يعبد اللّه على حرف . .. انقلب على وجهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 3

3 - مشركان عصر بعثت ، چيزهايى را مى پرستيدند كه براى آنان نه نفعى داشت و نه ضررى .

يدعوا من دون اللّه ما لايضرّه و ما لاينفعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 3،16

3 - ممانعت كفرپيشگان صدراسلام از برگزار شدن مراسم عبادت خدا و زيارت مسجدالحرام توسط مسلمانان

إنّ الذين كفروا و يصدّون عن سبيل اللّه و المسجد الحرام

«صد» (مصدر «يصدون») به معناى منع و بازداشتن است. مفعول «يصدون» محذوف و به تقدير «يصدون الذين آمنوا» مى باشد.

16 - « عن على ( ع ) ان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله نهى أهل مكّة أن يؤاجروا دورهم ، و أن يعلّقوا عليها أبواباً ، و قال : « سواء العاكف فيه و الباد » ;

از حضرت على(ع) روايت شده است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) اهل مكّه را از اجاره دادن خانه ها و گذاشتن درب براى آنها نهى كرد و فرمود: «سواء العاكف فيه و الباد»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 16

16 - مشركان عصر بعثت ، داراى بت هاى متعدد .

فاجتنبوا الرجس من الأوثن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 9

9 - شرك پيشگان حق ستيز عصر بعثت ، مردمانى خيانت كار و ناسپاس بودند .

إنّ اللّه يدفع عن الذين ءامنوا إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 4

4 - مسلمانان صدراسلام ، مورد ستم و تهاجم مستمر و پى درپى دشمنان كافر

أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا

به كارگيرى فعل مضارع (يقاتلون) نشان مى دهد كه مسلمانان صدراسلام، به طور مستمر و پياپى، مورد تهاجم و تجاوز قرار مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 1،7

1 - اخراج ظالمانه مسلمانان صدراسلام از زادگاهشان ( مكّه ) ، تنها به جرم اعتقاد آنان به يگانگى خدا

بأنّهم ظلموا . .. الذين أُخرجوا من ديرهم بغير حقّ

«الذين اُخرجوا» بدل از «الذين يقاتلون» و به تقدير اذن القتال للذين اُخرجوا. ..» مى باشد. «ديار» جمع «دار» است و «دار»; يعنى، خانه و جايى كه انسان در آن جا سكونت دارد. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين مى شود: به كسانى كه به ناحق از خانه و كاشانه خود بيرون رانده شدند، رخصت پيكار داده شد.

7 - فعاليت مسلمانان صدراسلام پيش از هجرت ، محدود به مسائل فرهنگى و تبليغى

إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 1

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار و او را به دروغ گويى متهم مى كردند .

و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 1

1 - تلاش پى گير مشركان عصر بعثت ، عليه آيات الهى ( قرآن ) و ناكام ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دعوت خويش

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

«سعى» (مصدر «سعوا») به معناى تلاش كردن است و «فى آياتنا» به تقدير «فى ابطال آياتنا» مى باشد. «معاجزة» (مصدر «معاجزين») اگر از «عَجُز» (دنباله) مشتق شده باشد به معناى سبقت گرفتن از چيزى و پشت سرگذاشتن آن است و اگر از «عَجْز» (ناتوانى) مشتق شده باشد، به معناى ناتوان كردن مى باشد. در هر صورت «معاجزين» حال براى فاعل «سعوا» است و مفعول آن محذوف مى باشد و تقدير آن مى تواند «معاجزينا» و يا «معاجزين رسولنا» باشد. «جحيم» نيز به معناى آتش بر افروخته و شعلهور است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 5

5 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمانى بودند بيمار دل ، قسى القلب و ستم پيشه .

ليجعل ما يلقى الشيطن . .. و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 60 - 1،2،3،4،6

1 - بردبارى و خويشتن دارى مؤمنان و مهاجران ، در برابر فشار ها و آزار هاى مشركان و پرهيز از انتقام گيرى ، امرى مهم ، سرنوشت ساز و مورد توصيه مؤكد خداوند ( در اوايل هجرت از مكّه به مدينه )

و الذين هاجروا . .. و إنّ اللّه لعليم حليم . ذلك

«ذلك» خبر براى مبتداى محذوف و اشاره است به توصيه خدا به مؤمنان و مهاجران صدراسلام مبنى بر اين كه در برابر فشارها و آزارهاى مشركان، خويشتن دارى كنند و بردبارى را از دست ندهند. گفتنى است كه در چنين مواردى معمولاً از كلمه «هذا» استفاده مى كنند. بنابراين به كارگيرى «ذلك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر اهميت خويشتن دارى در برابر آزارهاى مشركان صدراسلام در آن مقطع خاص مى باشد; مقطعى كه ظاهراً هنوز مؤمنان از نيروى كافى براى برخورد قهرآميز با دشمن، برخوردار نبودند.

2 - مقابله به مثل يكى از مؤمنان صدراسلام ، در پى عقوبتى كه از سوى مشركان بر او رفته بود .

و من عاقب بمثل ما عوقب به

از ظاهر آيه، چنين استفاده مى شود كه يكى از مؤمنان، در پى عقوبتى كه از سوى مشركان بر او رفته بود، دست به انتقام زد و مقابله به مثل كرد. سپس دوباره از سوى آنها مورد تجاوز و ستم قرار گرفت. خداوند در پى اين تجاوز، به او وعده أكيد داد

كه او را يارى خواهد كرد تا انتقام خود را بگيرد. اما در عين حال، با تذكر به اين حقيقت كه خداوند بخشنده و غفور است، توصيه نمود كه اگر كه از آن تجاوز درگذرد و متجاوز را مورد عفو و آمرزش قرار دهد، مناسب تر و پسنديده تر خواهد بود.

3 - تجاوز دو باره مشركان به مسلمانانى كه با آنان ، مقابله به مثل كرده بودند ( يعنى نظير عقوبتى كه بر آنها رفته بود ، به آنان عقوبت رسانده بودند ) .

و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه

4 - خداوند ، به مسلمان مورد ستم ، وعده قطعى داد كه او را نصرت و يارى خواهد داد تا انتقام خود را از ستمگران بازستاند .

و من عاقب . .. ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه

6 - خداوند به فرد مسلمان مورد تجاوز مشركان ، توصيه كرد كه در گرفتن انتقام ، از دشمنانش در گذرد و آنان را مورد آمرزش قرار دهد .

و من عاقب . .. لينصرنّه اللّه إنّ اللّه لعفوّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 4

4 - مراسم قربانى مسلمانان ، مورد اعتراض ستيزه جويانه مشركان صدراسلام

لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا هم ناسكوه فلاينزعنّك فى الأمر

«نزاع» (مصدر «ينازعون») به معناى مخاصمه و ستيزه جويى است. ضمير فاعل در «لاينازعنّك» به مشركان بازمى گردد و «ال» در «فى الأمر»، عوض از مضاف اليه و به تقدير «فى أمر المنسك» مى باشد; يعنى، مشركان در مسأله قربانى، نبايد با تو به ستيزه جويى برخيزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 4،5

4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايتنا

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 4

4 - عدم تأثير دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مشركان متعصب و متحجر

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 5

5 - رويارويى و مخالفت قشر مرفّه صدراسلام ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعصب و جمود آنان بر شركورزى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين . أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 96 - 4

4 - صبر در برابر بدرفتارى هاى مشركان و وانهادن كيفر آنان به خدا ، توصيه اى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقطع پيش از هجرت

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة نحن أعلم بما يصفون

برداشت فوق، با توجه به مكّى بودن سوره مؤمنون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 110 - 9

9 - مسلمانان صدراسلام ، همواره مورد ريشخند و مضحكه سران شرك و كفر

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 11 - 1،2،3،4،5،6،8

1 - هم دستى و تشكل تنى چند از مردمان عصر بعثت ، براى تهمت زنى و شايعه سازى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخى از مؤمنان

إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم

«عصبة» در لغت به معناى گروهى متشكل و پشتيبان هم است كه از ده نفر تا چهل نفر باشند. آمدن فعل «مجىء» به صورت جمع نيز، مؤيد اين است كه تهمت زنندگان به شكل دسته جمعى، به كار تهمت و شايعه سازى مى پرداختند. گفتنى است آيه شريفه - براساس تاريخ و شأن نزول آن - در باره خانواده پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است كه مورد اتهام تنى چند از بدخواهان قرار گرفته بودند.

2 - هم دستى و تشكل تنى چند از منافقان عصر بعثت ، براى تهمت زنى و شايعه سازى عليه خانواده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم

بيشتر مفسران بر اين باورند كه گروه بهتان زننده (عصبة منكم) از منافقان بودند.

3 - منافقان در عصر بعثت ، داراى جمعيتى هم دست و متشكل براى توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام

إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم

4 - منافقان عصر بعثت ، با ظاهر سازى و نفوذ در ميان صفوف مسلمانان ، پنهان و ناشناخته بودند .

إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم

برداشت ياد شده، از تعبير «منكم» (از ميان شما) ولحن افشاگرانه آيه شريفه، استفاده شده است.

5 - انتشار وسيع ماجراى « افك » ، در ميان مسلمانان صدر اسلام

إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

6 - احساس خطر و نگرانى شديد مسلمانان در پى انتشار شايعه « افك » در ميان جامعه

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

8 - توطئه « افك » ، در نهايت با افشا شدن نيت و انگيزه بدخواهان و برملا شدن چهره كريه آنان ، به نفع مسلمانان به پايان رسيد .

إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لاتحسبوه شرًّا لكم بل هو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 13 - 5

5 - توطئه گران عليه خاندان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در قضيه افك ) ، از اقامه حتى يك شاهد هم ناتوان بودند .

فإذ لم يأتوا بالشهداء

«ال» در «الشهداء» عهد ذكرى است كه اشاره به «أربعة شهداء» دارد نفى «الشهداء» به وسيله «لم» در (لم يأتوا) بيانگر اين نكته است كه آنان هيچ شاهدى بر ادعاى خود نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 14 - 2،8

2 - مسلمانان صدراسلام ، به خاطر بى مبالاتى و خوش باورى در توطئه « افك » ، در معرض گرفتار شدن به عذابى سخت از سوى خدا قرار داشتند .

و لولا فضل اللّه عليكم . .. لمسّكم فى ما أفضتم فيه عذاب عظيم

8 - توطئه « افك » چنان تأثير عميقى داشت كه مسلمانان را به خود مشغول كرده و تنها موضوع سخن هر مجلس و محفل گشته بود .

لمسّكم فى ما أفضتم فيه

مطلب ياد شده از به كارگيرى واژه «افاضه» - كه به معناى سخن گفتن بسيار درباره موضوعى و انتشار آن است - استفاده مى شود. گفتنى است كه خطاب در «مسّكم» و «أفضتم» به عموم مسلمانان است و اين نشان مى دهد كه شايعه «افك»، در ميان همه مسلمانان مدينه پيچيده بود و آنان را به خود مشغول كرده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 15 - 1،2

1 - مسلمانان عصر بعثت ، پذيراى شايعه هاى نارواى بدخواهان عليه خاندان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منتشر كننده آنها ، بدون توجه به پيامد هاى ناروا و درستى و نادرستى آنها

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما ليس لكم به علم

2 - ماجراى « افك » ، على رغم اين كه مستقيماً هتك حريم پيامبر (صلی الله علیه و آله) محسوب مى شد ، مردم آن را ساده انگاشته و خوش باورانه به دامن زدن و گسترش آن پرداختند .

إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما ليس به علم و تحسبونه هيّنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 19 - 11،12

11 - وجود افرادى بدخواه و خواستار اشاعه فحشا و بدنامى اهل ايمان در جامعه نوپاى صدراسلام

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا لهم عذاب أليم

12 - بدخواهان جامعه نوپاى صدراسلام ، افرادى ظاهرالصلاح و ناشناخته براى مردم مسلمان بودند .

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة فى الذين ءامنوا . .. و اللّه يعلم و أنتم لاتعلم

جمله «واللّه يعلم و أنتم لاتعلمون» مى تواند به تقدير «واللّه يعلمهم و أنتم لاتعلمونهم; خدا آنان را مى شناسد و شما آنان را نمى شناسيد» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 7

7 - شهر مدينه در صدراسلام ، مأمن و پناهگاه مهاجران مسلمان بود .

و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و المهجرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 47 - 1،2

1 - منافقان صدراسلام ، مدعى ايمان به خدا و رسول بودند .

و يقولون ءامنّا باللّه و بالرسول

به گفته مفسران، آيه شريفه و چند آيه بعد، درباره منافقان است و اين را موضوعات طرح شده در اين آيات و آهنگ و شأن نزول آنها، تأييد مى كند.

2 - منافقان صدراسلام ، مدعى اطاعت و فرمان برى از خدا و رسول بودند .

و يقولون ءامنّا باللّه و بالرسول و أطعنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 48 - 1،2

1 - دسته اى از منافقان صدراسلام ، هنگام فراخوانده شدن براى داورى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ميان آنان ، از پذيرش آن خوددارى مى كردند .

و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم إذا فريق منهم معرضون

2 - منافقان صدراسلام ، دو دسته بودند : گروهى به صراحت از فرمان هاى خدا و رسول او سرپيچى مى كردند و دسته اى چنين نبودند .

و يقولون . .. و أطعنا ثمّ يتولّى فريق منهم ... و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 49 - 1

1 - منافقان صدراسلام ، تنها در صورتى كه داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نفع آنان بود ، به آن تن مى دادند .

و إن يكن لهم الحقّ يأتوا إليه مذعنين

«اذعان» به معناى «انقياد» و «مذعنين» به معناى «منقادين» (فرمان برداران و اطاعت كنندگان) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 1،3،5،6

1 - منافقان صدراسلام ، به بيمار دلى مبتلا بودند .

أفى قلوبهم مرض

همزه در «أفى» براى استفهام است; ولى متضمن معناى تقرير مى باشد كه براى سرزنش بيشتر منافقان آمده است.

3 - منافقان صدراسلام ، نسبت به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى اسلام ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم ارتابوا

«أم» در «أم ارتابوا» منقطعه و به معناى «بل» (اضراب) است.

5 - منافقان صدراسلام ، نسبت به عادلانه بودن احكام الهى و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب انتقالى باشد نه ابطالى.

6 - منافقان صدراسلام ، با علم به اين كه احكام و فرمان هاى خدا و رسول او ، به دور از ظلم و احجاف بود ، به آنها تن در نمى دادند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب ابطالى باشد; يعنى، منافقان اين گونه نبودند كه گمان كنند كه خدا و رسول او، به آنان ظلم مى كنند; بلكه مى دانستند كه خدا و رسولش، عادلانه حكم مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 53 - 1،2،4

1 - منافقان صدراسلام ، براى اثبات آمادگيشان جهت جهاد كردن ، با سخت ترين سوگند ها ، به خدا سوگند ياد مى كردند .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

مقصود از خروج در جمله «ليخرجنّ» طبق نظر مفسران و شأن نزول آن، خروج از شهر و ديار خويش و حركت براى جهاد است.

2 - منافقان صدراسلام ، براى پوشش چهره كريه و مزورانه خود و فرار از فريضه جهاد ، از سوگند به خدا استفاده مى كردند .

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

4 - تلاش گسترده منافقان صدراسلام براى اثبات حسن نيت خود و جلب نظر و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به سوى خويش

و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ

سوگند مؤكد، دليل بر وجود چنين تلاشى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 11،17

11 - پيشگويى قرآن به شكست جبهه كفر و شرك و پيروزى فراگير و گسترده جبهه توحيد و اسلام در عصر بعثت

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم

17 - زندگى مؤمنان نيكوكار صدراسلام در بيشترين دوران بعثت ، همراه با ترس و ناامنى از سوى دشمنان بود .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

مقصود از خوف و ناامنى در آيه شريفه - به قرينه وعده جايگزين شدن آنان به جاى كافران حاكم - ناامنى و ترسى است كه از ناحيه كافران و دشمنان به وجود آمده بود و چون اين آيات، در سال هاى پايانى دوران بعثت نازل گرديده بود، مى رساند كه مؤمنان، بيشترين دوران بعثت را به حالت ترس و اضطراب گذرانده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 63 - 6

6 - برخى از منافقان صدراسلام ، براى شانه خالى كردن از مسؤوليت حل و فصل مسائل اجتماعى ، در پناه ديگران و مخفيانه از محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى گريختند .

قد يعلم اللّه الذين يتسلّلون منكم لواذًا

«تسلّل» به معناى خروج پنهانى است و «لواذ» به معناى پنهان شدن در پشت سر كسى و در پناه او فرار كردن است. «لواذاً» نيز حال براى فاعل «يتسلّلون» مى باشد. گفتنى است كه آيه شريفه با توجه به مضمون آن - به ويژه جمله «فليحذر الذين يخالفون عن أمره» - و نيز مطابق بعضى از شأن نزول ها، درباره منافقان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 1

1 - شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند از مردم عصر خويش ( كافران شهر مكّه ) ، به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن كريم

و قال الرسول يربّ إنّ قومى اتّخذوا هذا القرءان مهجورًا

در اين كه شكوائيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين دنيا است و يا در آخرت؟ دو نظريه ميان مفسران وجود دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است كه مطابق نظر بيشتر مفسران مى باشد. گفتنى است واژه «مهجور» به معناى متروك ورها شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 41 - 1،2

1 - مشركان ، همواره به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به مسخره مى گرفتند .

و إذا رأوك إن يتّخذونك إلاّ هزوًا

2 - مشركان همواره ، به هنگام مشاهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ايشان را تحقير مى كردند .

و إذا رأوك . .. أهذا الذى بعث اللّه رسولاً

اسم اشاره «هذا» در تحقير استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 8

8 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى ، در بيشتر مشركان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به قوم نوح بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 12

12 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ناپذيرى در بيشتر شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به عاديان بازمى گردد; اما در عين حال به شرك پيشگان صدراسلام نيز اشاره اى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 10

10 - رسوخ روحيه كفرورزى و پندناپذيرى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به ثموديان بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 7

7 - رسوخ روحيه كفرورزى و حق ستيزى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در«أكثرهم» به قوم لوط بازمى گردد; اما در عين حال اشاره به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 8

8 - رسوخ روحيه كفر و حق ستيزى ، در اكثريت شرك پيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به مردم ايكه باز مى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدر اسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 197 - 6

6 - وجود عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى در محيط جاهلى عصر بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 205 - 2

2 - جبهه مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متشكل از گروهى مرفه و برخوردار از نعمت

أفرءيت إن متّعنهم سنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 4

4 - اتهام مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابداع قرآن با وهم و خيال خويش

و الشعراء يتّبعهم الغاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 6

6 - هشدار خداوند به اشرار قريش در قبال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فانظر كيف كان عقبة مكرهم أنّا دمّرنهم

با توجه به اين كه سوره نمل در مكه نازل شده، مى توان گفت كه آيه فوق از يك سو پيام دار حمايت خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تقويت روحيه مؤمنان است و از سوى ديگر هشدارى به سران مشرك مكه است كه از سرنوشت ثموديان عبرت بگيرند و از توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) دست بردارند و يا به فكر توطئه عليه او نيفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 6

6 - وابستگى شديد ذهن و انديشه مردم عصر بعثت به پدران و نياكان خود

أءذا كنّا تربًا و ءاباؤنا . .. لقد وعدنا هذا نحن و ءاباؤنا

تكرار «آباؤنا» در دو آيه و تكيه كافران به پدران و نياكانشان، مى تواند نشانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 4،5

4 - مكر و توطئه گسترده و مستمر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

به كارگيرى فعل مضارع (يمكرون)، بيانگر استمرار مكر و حيله كافران عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

5 - دلتنگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه هاى دشمنان عليه رسالت آن حضرت

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 10،11،12

10 - موضع گيرى خصمانه كافران صدراسلام عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) و متهم ساختن آنان به ساحرى

قالوا سحران تظهرا

11 - قرآن و تورات ، دو جادوى پشتيبان يكديگر ، در ادعاى كافران صدراسلام

قالوا سحران تظهرا

12 - اقدام حق ستيزان صدراسلام به انكار صريح قرآن و تورات و تأكيد بر كفر خويش نسبت به آن دو

و قالوا إنّا بكلٍّ كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 4

4 - مؤمنان صدراسلام ، تحت فشار و آزار مشركان

أُولئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 1،2،8،20،21

1 - اقدام مشركان به طرح يكى ديگر از بهانه هاى خويش در ردّ دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

در آيات پيشين يكى از بهانه جويى هاى مشركان مطرح شد (چرا قرآن همانند تورات يكباره نازل نشده است). در اين آيه نيز

به يكى ديگر از بهانه تراشى هاى آنان اشاره شده است.

2 - ترس ربوده شدن از سرزمين مكه به وسيله مشركان عرب ( كوچ اجبارى و از دست دادن ملك و خانه و اموال ) ، بهانه شرك پيشگان مكه در نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

8 - رد شدن ادعاى مشركان مكه ( ربوده شدن آنان در صورت گرويدن به آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) از سوى خداوند

و قالوا . .. نتخطّف من أرضنا أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

20 - بيشتر مردم مكه در عصر بعثت ، گرفتار جهل و ناآگاهى نسبت به تعلق اراده الهى بر تضمين امنيت آن مكان مقدس و تأمين روزى ساكنان آن بودند .

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

21 - جهل بيشتر مشركان مكه به خاستگاه الهى امنيت و رفاه اقتصادى آن شهر ، عامل روى گردانى آنان از پذيرش هدايت الهى ( اسلام ) بود .

و قالوا إن نتّبع الهدى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 5

5 - غرور و سرمستى ، ريشه بهانه جويى هاى مشركان عصر بعثت

و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره بهانه جويى هاى مشركان مكه است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 2

2 - دفاع از حريم قرآن و پيروى از تعاليم آن ، عامل هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه

إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد

اين كه خداوند پيش از وعده به بازگشت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه، مسأله وجوب عمل به تعاليم قرآن را مطرح ساخته است; مى تواند به علّتِ هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه به مدينه اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 1

1 - كفرپيشگان صدراسلام ، در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از انجام رسالت خويش بودند .

و لايصدّنّك عن ءايت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك

«صدّ» (مصدر «لايصدّنّك») به معناى بازداشتن است و ضمير فاعل در «لايصدّنّك» به كافران بازمى گردد; يعنى، مبادا كافران تو را از ابلاغ آيات خدا به مردم بازدارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 1،7

1 - در ميان مؤمنان صدراسلام ، افرادى با ايمان سست وجود داشتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه

7 - مسلمانان صدراسلام ، به خاطر ايمان شان ، مورد آزار و اذيّت قرار مى گرفتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 1،5

1 - اغواگران كافر ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، در تلاش بودند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم

برعهده گرفتن بار خطاى مسلمانان، از سوى كافران، با بيان فعل امر (لنحمل خطاياكم) هنگام دعوت از آنان براى تبعيت از خط و راه كافران، حكايت از نوعى برخورد اغواگرانه دارد.

5 - مسلمانان در مكه ، هم مورد آزار و اذيت جسمى بودند و هم در معرض تبليغات منفى كافران قرار داشتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه. ..و قال الذين كفروا... اتّب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 60 - 5

5 - مسلمانان مكه ، در صورت هجرت از مكه ، نگران معاش خود بودند .

إنّ أرضى وسعة . .. و كأيّن من دابّة لاتحمل رزقها اللّه يرزقها و إيّاكم

اين كه خداوند پس از توصيه به هجرت براى حفظ ارزش دينى، رازقيت خود را مطرح مى كند و يادآورى مى كند كه خيلى از جنبندگان، قادر به تأمين روزى خود نيستند، احتمال دارد درصدد دفع توهم و پرسشى باشد كه مسلمانان، آن را در ذهن خود داشته اند. برداشت بالا براساس احتمال ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 2 - 1

1 - شكست روميان ( دولت بيزانس ) در نبرد با ايرانيان در عصر بعثت

غلبت الروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 3 - 1

1 - نبرد ميان ايران و روم ، در نزديكى منطقه حجاز ( نواحى شام ) بوده است .

غلبت الروم فى أدنى الأرض

جبهه درگير با روميان مسيحى، به قول تاريخ نويسان، مجوسيان ايران بوده اند; الف و لام در «الأرض» براى عهد است و به قرينه «الروم» به سرزمين روميان اشاره دارد. ذكر «أدنى الأرض» و اهتمام به تعيين مكان نبرد، اين احتمال را تقويت مى كند كه مراد از «أدنى الأرض» نزديك ترين بخش روم به سرزمين عرب (حجاز) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 5،6،8

5 - قرآن از برانگيخته شدن احساسات شادمانه مؤمنان صدر اسلام در روز پيروزى روميان بر ايرانيان ، خبر داده است .

و هم من بعد غلبهم سيغلبون . .. و يومئذ يفرح المؤمنون

6 - پيروزى روميان بر ايرانيان ، عاملِ سرور و شادمانى مؤمنان عصر بعثت شد .

و يومئذ يفرح المؤمنون

8 - شكست و پيروزى روم ، امرى سرنوشت ساز براى مؤمنان و مشركان عصر بعثت بوده است .

و يومئذ يفرح المؤمنون

بيان شكست روميان مسيحى در برابر ايرانيان و نيز پيشگويى شكست ايرانيان از روميان و سرور و فرح مؤمنان از پيروزى روميان، حكايت از اين مى كند كه چنين تحولاتى براى گروه هاى ياد شده، مهم و سرنوشت ساز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 2

2 - مورد هجوم قرار گرفتن مسلمانان در مدينه از سوى لشگر دشمن در غزوه احزاب

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم جنود

مفسران بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه اين آيه، درباره غزوه احزاب نازل شده است. مراد از «جنود» گروه هاى مشرك و يهوديان اند كه در يك تصميم جمعى، متحد شدند و جهت درهم كوبيدن مسلمانان، به مدينه هجوم بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 4،11

4 - يهود بنى نضير و بنى قريظه و غطفان ، با مشركان مكه ، عليه مسلمانان ، ائتلاف كردند .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

طبق شواهد تاريخى، غزوه احزاب، با ائتلاف يهوديان بنى نضير و بنى قريظه و غطفان و مشركان مكه به وجود آمد. «من فوقكم» اشاره به يهوديانى دارد كه از بخش شرقى مدينه هجوم آوردند و «من أسفل منكم» اشاره به مشركانى دارد كه از بخش غربى مدينه به آن ديار هجوم آورده بودند.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 3

3 - غير از چهره هاى منافق ، افراد بيماردل نيز در مدينه عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود داشتند .

و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض

«و الذين فى قلوبهم مرض» مى تواند عطف جمله اى مستقل بر اسم باشد. در نتيجه، افزون بر منافقان، گروه ديگرى هم بودند كه به دليل داشتن نوعى بيماردلى و ضعف اعتقاد، در صف و جبهه منافقان عمل مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 10

10 - گروهى از يهود بنى قريظه ، به دست مسلمانان ، به قتل رسيدند .

فريقًا تقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 59 - 11

11 - در عصر پيامبر افرادى بودند كه مزاحم زنان مسلمان مدينه مى شدند .

ذلك أدنى أن يعرفن فلايؤذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 2،3،5،9

2 - منافقان ، در مدينه ، فعال بودند و زنان مسلمان را مورد تعرض و مزاحمت قرار مى دادند .

لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك

3 - افرادى ضعيف الايمان و بيماردل ، در مدينه بودند كه متعرض زنان مؤمن مى شدند .

لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... لنغرينّك بهم

5 - در مدينه ، در عصر پيامبر ، افرادى شايعه پراكن وجود داشت .

لئن لم ينته . .. المرجفون

«رَجْف» (مصدر ثلاثى مجرد «مرجفون») به معناى «اضطراب شديد» است (مفردات راغب). در آيه، به تناسب معناى لغوى، منظور از آن كسانى اند كه با پخش سخنان بيهوده، آرامش مردم را سلب مى كردند.

9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در مدينه ، حاكميت مقتدرانه داشت .

لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 4

4 - رفتار كافران با شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردى تحقيرآميز و در حد شخصيتى فاقد شهرت و موقعيت

هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق

ذكر نكردن شخصيت حقوقى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان رسول خدا و يا نگفتن نام آن حضرت و آوردن عنوانى نكره، حكايت از موضوع ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 1،2،3

1 - كافران ، اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره تجديد حيات انسان ها پس از مرگ ، افتراى او بر خدا مى دانستند .

و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئكم . .. أفترى على اللّه كذبًا

2 - كافران ، در اظهار نظرشان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تبليغ آن حضرت از معاد ، مردد بودند و نظرى ثابت و قطعى نداشتند .

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه كذبًا أم ب

«أم» حرف عطف و براى ترديد است; يعنى، طبق نظر كافران پيامبر(صلی الله علیه و آله) يا مى داند كه معاد، شدنى نيست و در عين حال از آن خبر مى دهد - كه افترا به خدا است - و يا از آن خبر ندارد و سخنى جنون آميز بر زبان جارى مى سازد.

3 - اظهار تعجب كافران از اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره تحقق قطعى معاد

ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه

همزه «أفترى» براى استفهام تعجيبى است و حكايت از اظهار شگفتى كافران از اظهار نظر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معاد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 7

7 - تهديد شديد مشركان مكه از سوى خداوند ، به خاطر تن در ندادن به تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل. .. و كذّب الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 16

16 - هشدار دادن به مردم از عذابى كه در پيش رو دارند ، در نگاه مردم مكه سخن جنون آميز تلقى مى شد .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة إن هو إلاّ نذير لكم بين يدى عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 1،3

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نموده و او را به دروغ گويى متهم كردند .

و إن يكذّبوك

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج در صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

از آهنگ آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به خاطر تكذيب شدنش اندوهگين بود. ازاين رو برخى از مفسران جواب شرط «إن يكذّبوك» را محذوف و چنين دانسته اند: «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر اذ قد كذّب رسل من قبلك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 1،3

1 - مشركان صدراسلام ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نموده و آن حضرت را به دروغ گويى متهم مى كردند .

و إن يكذّبوك

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

از آهنگ آيه شريفه، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خاطر تكذيب شدنش اندهگين بود. از اين رو برخى از مفسران جواب شرط (إن يكذّبوك) را محذوف دانسته اند; يعنى، «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر إذ قد كذّب الذين من قبلهم»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در بحث و گفت وگو با مشركان ، از آنان خواستار ارائه دليل عقلى و نقلى روشن بر اثبات درستى عقايد خويش

قل أرءيتم شركاءكم الذين تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض . .. أم ءات

«أرءيتم» به معناى «أخبرونى» (به من خبر دهيد) است و «ماذا» اسم استفهام مى باشد و اين سؤال عقلى درباره نقش معبودها در جهان است «أم» نيز براى استفهام بوده و در آن از مشركان خواسته شده كه نوشته اى از سوى خداوند - كه حاكى از حقانيت عقايد آنان باشد - ارائه دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 43 - 3

3 - دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، با حيله ها و مكر هاى مخالفان روبه رو بود .

فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا. .. و مكر السّيّىِ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 2

2 - بيشتر سران كفر و شرك در صدراسلام ، دچار روح لجاجت و حق ناپذيرى و مصمم بر نپذيرفتن ايمان

فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 10 - 1

1 - بيشتر سران شرك و كفر در صدراسلام ، به گونه اى بودند كه انذار و اخطارِ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان كارساز نبوده و ايمان نمى آوردند .

لقد حقّ القول على أكثرهم . .. و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 1،2

1 - كافران صدراسلام ، نسبت به هشدار هاى الهى مبنى بر پرهيز از گناه و رفتارى كه موجب مجازات الهى در دنيا ( عذاب استيصال ) و در آخرت مى شود ، بى اعتنايى كرده و گوش فرانمى دادند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ما بين أيديكم» (آنچه در پيش روى شما است) گناهانى است كه موجب مجازات هاى الهى در دنيا (همچون غرق شدن) مى شود و مقصود از «ما خلفكم» (آنچه پشت سر شما است) گناهانى است كه بعداً موجب مجازات الهى در آخرت مى گردد. گفتنى است كه تعبير به «پشت سر» از آن رو است كه هنوز نيامده و گويى پشت سر انسان در حركت است. جواب «إذا»، به قرينه ذيل آيه بعد (كانوا عنها معرضين) «أعرضوا» است.

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و پندناپذير بودند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 1،4

1 - كافرانِ برخوردار از ثروت در صدراسلام ، از انفاق به مستمندان و گرسنگان خوددارى مى كردند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1- همزه در «أنطعم» براى استفهام انكارى است; 2- آيه شريفه در مكه نازل شده و مربوط به كافران صدراسلام است.

4 - كافرانِ صدراسلام ، منكر رازقيت خدا براى بشر بودند و عقيده به آن را به مسخره مى گرفتند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي

برداشت ياد شده از آن جا است كه كافران، جمله «من لو شاء اللّه أطعمه» (اگر خدا مى خواست او را مى خورانيد) را از سر

استهزا و تمسخر مى گفتند و به آن باور نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 2

2 - كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و عقيده به آن را مورد استهزا قرار مى دادند .

و يقولون متى هذا الوعد

استفهام در «متى هذا الوعد» - برابر نظر بيشتر مفسران - براى تهكم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 76 - 2،3،6

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در برابر سخنان ناروا و تهمت هاى غم انگيز مخالفان دعوتش ، مورد تسلّى خاطر و دلجويى خداوند قرار گرفت .

فلايحزنك قولهم

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، با سخنان ناروا و تهمت هاى غم انگيز دشمنانِ رسالتش روبه رو بود .

فلايحزنك قولهم

6 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، با توطئه هاى پنهانى دشمنانِ رسالتش روبه رو بود .

نعلم ما يسرّون و ما يعلنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 4 - 3

3 - مردم در صدر اسلام ، مردمى سخت پايبند به آيين شرك و انعطاف ناپذير در برابر سخن حق و مستدل

و الصفّ-ت صفًّا . .. إنّ إلهكم لوحد

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در آغاز سوره مباركه بر اثبات توحيد سوگند متعدد ياد كرده است. اين در حالى است كه خداوند پيش از آن، دلايل و شواهد كافى بر اثبات اين حقيقت در قرآن كريم ارائه فرموده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 4

4 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او را در برابر مخالفت اكثريت كافران و مشركان صدر اسلام ، تسلّى خاطر و دلدارى داد .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

مفسران برآنند كه يادآورى گمراهى اكثريت امت هاى گذشته، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گروندگانِ اندك به آن حضرت در

شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى بيشتر كافران و مشركان رو به رو بودند، به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گروندگان به ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إن كانوا ليقولون . لو أنّ عندنا ذكراً من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين » فهم كفّار قريش كانوا يقولون : قاتل اللّه اليهود و النصارى كيف كذبوا أنبياءهم ! أما و اللّه لو كان عندنا ذكراً من الأوّلين لكنّا عباد اللّه المخلصين يقول اللّه : « فكفروا به » حين جاءهم محمّد (صلی الله علیه و آله) . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و إن كانوا ليقولون لو أنّ عندنا ذكراً من الأوّلين لكنّا عباد اللّه المخلصين» روايت شده كه فرمود: آنان كفار قريش بودند كه مى گفتند: نفرين بر يهود و نصارا! چگونه پيامبران خود را تكذيب كردند. به خدا قسم! اگر يكى از كتاب هاى آسمانى پيشينيان نزد ما بود، به آنها ايمان مى آورديم و از بندگان خالص خدا مى شديم; اما هنگامى كه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر آنان مبعوث شد به آن حضرت كفر ورزيدند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 1

1 - مشركان و كافران صدراسلام ، خواهان مشاهده عذاب الهى بودند .

أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 1

1 - مشركان و كافران صدراسلام ، به نزول عذاب فراگير و غافل گيرانه تهديد شدند .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

«ساحت» به فضاى باز اطراف محله مى گويند و در آيه شريفه، كنايه از شمول و فراگيرى عذاب الهى بر همه افراد است. نزول عذاب در بامداد (صباح) استعاره تمثيليه است كه عذاب الهى، به دشمنى تشبيه شده است كه در شب حركت مى كند و صبح گاهان غافل گيرانه يورش مى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 1

1 - رو به رو شدن قرآن و پيامبراسلام ، با مخالفت كافران سركش ، متكبر ، ستيزه جو و حق ناپذير

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

«عزت» در اصل به معناى رفعت و سرافرازى است; ولى هرگاه احساس عزت برخاسته از عوامل ناصواب (مانند غرور و خودپسندى) باشد، اين واژه در معناى غرور و تكبّر به كار مى رود. در آيه شريفه نيز در همين معنا به كار رفته است. «شقاق» به معناى مخالفت است و مقصود از آن در اين آيه، مخالفت با پيامبراسلام و قرآن است. گفتنى است تنكير «عزت» و «شقاق» دلالت بر شدت آن دو دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 3،6

3 - انسان بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخاستن ايشان از ميان توده هاى مردم ، مانع ايمان آوردن كافران صدراسلام بود .

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكفرون هذا سحر كذّاب

6 - كافران ، پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) را ساحر و بسيار دروغگو مى دانستند .

و قال الكفرون هذا سحر كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 6 - 1،2،4،6،7

1 - رفتن سران شرك و كفر از حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تحريك ديگران به پراكنده شدن از اطراف آن حضرت

و انطلق الملأ منهم أن امشوا

«انطلاق» به معناى انصراف و رفتن و «ملأ» به معناى سران و دانه درشتان جامعه است. «أن» در «أن امشوا» تفسيرى و متضمن معناى قول است; يعنى، «انطلقوا و قالوا امشوا...». مفسران گفته اند: آيه شريفه درباره كسانى نازل شده كه در مجلس ابوطالب و با حضور پيامبراسلام شركت داشتند; ولى پس از دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به يگانه پرستى، آن مجلس را ترك كردند و ديگران را به پراكنده شدن از اطراف آن حضرت تحريك نمودند.

2 - سران كفر و شرك در عصر بعثت ، مردم را به صبر و پايدارى بر آيين شرك و مواضع عقيدتى خود فرامى خواندند .

و اصبروا على ءالهتكم

«صبر بر آلهه» كنايه از پايدارى بر پرستش معبودها و ادامه آن است.

4 - سران و رهبران جامعه شرك ، رهبرى مردم را بر ضد رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) در دست داشتند .

و انطلق الملأ منهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

6 - سران شرك و كفر ، هدف و انگيزه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از دعوت به يكتاپرستى را ، دستيابى به رياست و آقايى بر دينداران مى دانستند .

أجعل الألهة إلهًا وحدًا . .. إنّ هذا لشىء يراد

برداشت ياد شده، براساس اين ديدگاه است كه «هذا» اشاره به يكتاپرستى و نفى آيين شرك (مضمون دعوت پيامبراسلام) باشد و مقصود از «شىء يراد» سيادت و آقايى بر مردم باشد كه در نگاه سران كفر، هدف و آرزوى پيامبراسلام بود; زيرا با يكى شدن پرستش ها، قهراً آن حضرت رهبرى امت يكتاپرست را به عهده مى گرفت.

7 - سلب آزادى از مردم و ايجاد مانع بر سر راه آگاهى آنان از حقايق الهى ، از شيوه هاى مبارزه سران كفر و شرك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و انطلق الملأمنهم أن امشوا و اصبروا على ءالهتكم

پراكنده كردن توده هاى مردم از اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و توصيه به پايدارى بر عقيده خود از سوى سران كفر، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 7 - 5

5 - سران شرك و كفر در عصر بعثت ، رهبرى فكرى و عقيدتى مردم را در دست داشتند .

و انطلق الملأ. .. ما سمعنا بهذا فى الملّة الأخرة إن هذا إلاّ اختلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 3،4

3 - سران كفر و شرك ، گروهى متشكل ، همسو و متحد در برابر پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

برداشت ياد شده، از تعبير «جند» و «أحزاب» به دست مى آيد.

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 5

5 - سران كفر و شرك در صدراسلام ، به كيفر و عذاب استيصال تهديد شدند .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل فحقّ عقاب

اين آيه و آيات گذشته - كه سرگذشت هلاكت بار اقوام بزرگ و مقتدر پيشين را يادآور شده - در واقع در جهت تهديد كافران و مشركان مكه است كه رهبرى جريان مخالف با رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) را در دست داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 1

1 - تهديد سران كفر و شرك عصر بعثت ، به عذاب ناگهانى ( بانگ سهمگين ) از سوى خداوند

و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة

«ينظر» (از مصدر «نظر») به معناى «انتظار» است و مقصود از «صيحة» عذاب استيصال مى باشد كه ممكن است به صورت صاعقه و بانگ سهمگين باشد. آمدن كلمه «واحدة» نيز براى اشاره به ناگهانى و يكباره بودن نزول عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 17 - 2،3

2 - استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كار هميشگى و روش سران كفر و شرك

اصبر على ما يقولون

آمدن فعل «يقولون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين گفتار دارد.

3 - استهزا و تبليغات سوء و مغرضانه سران كفر و شرك عليه اسلام ، بسيار شديد و موجب دل آزردگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

اصبر على ما يقولون

از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى توصيه شده است - با آن كه آن حضرت شخصيتى بزرگ و داراى سعه صدر بود - مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 9،14

9 - مشركان ، پيامبر اسلام را از مبارزه با معبودهايشان برحذر داشته و از قهر آنان مى ترساندند .

و يخوّفونك بالذين من دونه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين فرض است كه مقصود از «الذين من دونه» معبودهاى مشركان باشد; چنان كه بسيارى مفسران گفته اند: بت پرستان مكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از خشم و غضب بت ها برحذر مى داشتند.

14 - هدايت كردن مشركان و كافران در صدر اسلام ( نيمه نخست رسالت ) ، عملى مشكل و نااميدانه بود .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه در مكه نازل گرديده بود و در آن زمان مشركان دست از مواضع شرك آلود خود برنمى داشتند. ازاين رو آيه شريفه درصدد بيان اين حقيقت است كه ايمان آوردن آنان، بسيار مشكل و مأيوسانه است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد بيش از اين، غم آنها را بخورد و خود را به زحمت بياندازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 3

3 - نااميدى و يأس پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ايمان آوردن كفرپيشگان در نيمه نخست رسالت

قل يقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از ايمان آوردن مردم مكه نااميد بود. ازاين رو آنان را به خودشان وانهاده و به آنان فرمود: هر چه از دستتان برمى آيد، انجام دهيد و بر مواضع نادرست خود باقى بمانيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 12،15

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى حل اختلاف خود با مشركان حق گريز ، از خداوند كمك خواسته و او را به داورى طلبيد .

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

جمله «أنت تحكم. ..» براى انشاى دعا است كه در قالب جمله خبرى آمده است.

15 - يأس پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدايت مشركان و كافران ، در نيمه نخست رسالت ( دوره مكه )

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

درخواست داورى خداوند - كه به معناى دخالت خداوند با شكست مشركان در دنيا و يا كيفر دادن در آخرت است - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 64 - 1

1 - درخواست تهديدآميز و آمرانه مشركان از پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به عبادت معبودهايى جز اللّه

قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 7

7 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به هنگام بعثت ، با مخالفت قدرت هاى سياسى و اقتصادى عصر خويش - مانند اشراف مكه - روبه رو بود .

فلايغررك تقلّبهم فى البلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم

نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 7

7 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در صدر اسلام ، در برابر مخالفت ها و دشمنى هاى كافران

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا

يادآورى يارى شدن پيامبران و مؤمنان طرفدار آنان در تاريخ، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى كه در مكه (وقت نزول اين آيات) در اقليت و تحت فشار و شكنجه دشمنان بودند; بيانگر حقيقت ياد شده است. گفتنى است توصيه شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در چهار آيه بعد، تأييدكننده همين مطلب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 5

5 - بيشتر مردم عصر بعثت ، از آيات قرآن ، على رغم وضوح و روشنى مفاهيم آن روى گردان بودند .

كتب فصّلت . .. فأعرض أكثرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 5 - 4،5

4 - بيشتر مردم عصر بعثت ، مصمم به تأثيرناپذيرى از كلام وحى و پيام قرآن

فأعرض أكثرهم . .. و قالوا ... فاعمل إنّنا عملون

تعبيرهاى سه گانه در آيه («أكنّة»، «وقر» و «حجاب») تأكيد و تصميم آنان را به نفوذناپذيرى در برابر قرآن مى رساند.

5 - تلاش وحى ناباوران ، براى مأيوس ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از دعوت آنان به اسلام

و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون

از مانع تراشى هاى مشركان و تأكيدهاى مكرر آنها مبنى بر نرسيدن دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان و نيز تأكيدشان بر پايبندى به كيش خويش، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 3

3 - انفاق و رسيدگى به نيازمندان ( پرداخت زكات ) ، از احكام تشريع شده در اوايل بعثت

الذين لايؤتون الزكوة

با توجه به نزول آيات در اوايل بعثت، مطلب بالا برداشت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 9،13

9 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به شريكان و همسانانى چند براى خداوند

و تجعلون له أندادًا

واژه «أنداد» جمع «ندّ» و به معنى همانندها و نظيرها است.

13 - مشركان عصر بعثت ، معتقد به خالقيت خدا و منكر ربوبيت مطلقه وى بودند .

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق . .. ذلك ربّ العلمين

تعبير «تجعلون له أنداداً» نشان مى دهد كه مشركان اصل وجود خدا و خالقيت او را قبول داشته اند ولى براى او شريك در آفرينش و ربوبيت قائل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 6

6 - وجود گرايش هاى خورشيدپرستى و ماه پرستى ، در ميان مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لاتسجدوا للشمس و لا للقمر

مطلب بالا با توجه به اين نكته است كه نهى در موردى معنا دارد كه زمينه ارتكاب منهى عنه وجود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 1

1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين

ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 1

1 - هشدار خداوند به كفار مكه ، مبنى بر پيروزى نزديك مسلمانان بر آنان

سنريهم ءايتنا فى الأفاق و فى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از ضمير «هم» - به قرينه آيه قبل (ثمّ كفرتم) - كفار مكه بوده و مقصود از «آفاق» نواحى زمين و از «أنفس» مردم سرزمين جزيرة العرب باشد. بنابر اين جمله «سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى أنفسهم» مى تواند اشاره به پيروزى مسلمانان بر كافران داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 4

4 - وجود كشتى هاى كوه پيكر و استفاده از آنها در عصر نزول قرآن

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 4

4 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تمسخر و استهزاى مشركان

و كم أرسلنا . .. و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون

خداوند با بيان شيوه هميشگى كافران در برابر انبيا، در حقيفت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) را مورد تفقد و دلجويى قرار داد تا آن حضرت از مخالفت و حركت هاى تمسخرآميز منكران رسالت، نگران نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 1،2

1 - اعتقاد و اقرار مشركان عصرت بعثت ، به عزت و دانايى آفريدگار هستى

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

2 - مشركان مكه ، با نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيام توحيدى آن حضرت در ستيز بودند ، نه منكر وجود آفريدگار عزيز و داناى جهان .

و لئن سألتهم . .. ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

با توجه به آيات پيشين - كه نوعى خطاب و عتاب نسبت به منكران پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 5

5 - توطئه هاى مخفيانه مشركان مكه ، عليه پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 4

4 - مسلمانان در مكه ، مواجه با حركت هاى ايذايى و خصمانه مشركان و در انديشه مقابله با آنان

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لا يرجون أيّام اللّه

فرمان الهى به غفران و چشم پوشى، از دو واقعيت تاريخى خبر مى دهد: 1- حركت هاى ايذايى مشركان مكه; 2- راه يافتن انديشه انتقام و مقابله به مثل در ذهن مؤمنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 10

10- موضع تكبّرآميز و مستكبرانه مشركان مكه در برابر قرآن

و استكبرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 3

3- تسليت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در شرايط سخت و دشوار مكه

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 3

3- همدلى مشركان مكه ، در خالى ساختن سرزمين مكه ، از وجود پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

قريتك الّتى أخرجتك

نسبت دادن «إخراج» به قريه، مى تواند از آن جهت باشد كه همه مردم شهر و يا بيشتر آنان، بر اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) مصمم و همدل بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 10

10- مشركان مكه ، سرخوش از بيرون راندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرزمين خويش

قريتك الّتى أخرجتك . .. زيّن له سوء عمله

مورد «سوء عمله» در آيه شريفه، همان اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرزمين مكه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 1

1- حضور برخى از كافران ، در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى استماع وحى و سخنان آن حضرت

و منهم من يستمع إليك

ضمير «منهم» به كافران بازمى گردد كه در آيات پيشين نامشان به ميان آمده است (والذين كفروا يتمتّعون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 5

5- برخى از عناصر سست ايمان صدر اسلام ، داراى روابط پنهانى با كافران

قالوا للذين كرهوا ما نزّل اللّه سنطيعكم فى بعض الأمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 1 - 4

4- تسليم شدن مشركان در برابر مسلمانان و پذيرش صلح در حديبيه ، فتحى بزرگ براى جبهه اسلام *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا

اهميت صلح حديبيه، از آن رو است كه مشركان تا آن روز، جز به نابودى مسلمانان نمى انديشيدند; اما باصلح حديبيه، آنان در حقيقت مجموعه مسلمانان را به عنوان گروهى قدرتمند، رسماً پذيرفتند و اين در صحنه سياسى، فتحى بزرگ براى مسلمانان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 1،2،4،6،9

1 - صلح حديبيه ، مايه شوكت اسلام و فروخفتن كينه ها و خصومت هاى مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

با توجه به اين كه در اين آيات، غفران مترتب بر فتح شده است، مى توان پى برد كه مراد از «غفران» و «ذنب» معناى رايج آن نيست; زيرا ربطى ميان صلح حديبيه و بخشش گناهان ديده نمى شود. بر اين اساس معناى ديگرى اين جا مراد است و آن اين كه بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را در نظر دشمنانش گنه كار و متهم مى نمود; ولى در پرتو صلح حديبيه، زمينه نشر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازشناخت شخصيت، اوصاف و خصال كريمانه آن حضرت فراهم آمد.

2 - صلح حديبيه ، كاهش دهنده كينه مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در زمينه هاى مورد اختلاف آنان ، قبل از هجرت و پس از آن *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

منظور از «ما تقدّم» و «ما تأخّر»، امور قبل از هجرت و پس از آن است.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نگاه مشركان ، فردى گنه كار و برهم زننده نظم اجتماعى شرك

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

«ذنبك» به معناى اتهام ها و گناهانى است كه مشركان، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) برمى شمردند; زيرا با بعثت آن حضرت، حرمت بت ها درهم ريخت، نظم جاهلى جامعه شرك - با ايمان آوردن طبقات مختلف اجتماعى - بر هم خورد و اين همه امورى بود كه از نظر مشركان، جرم و گناه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلقى مى شد.

6 - صلح حديبيه ، پايانى بر خصومتورزى بى امان مشركان عليه اسلام و نعمتى والا براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . .. و يتمّ نعمته عليك

اهميت صلح حديبيه و اطلاق «فتح مبين» بر آن، از آن جهت است كه اين صلح، مقطع جديدى در روابط و نگرش مشركان نسبت به اسلام و مسلمانان به وجود آورد و چه بسا نعمت شمردن آن نيز بر اين پايه بوده است.

9 - صلح با مشركان ، در شرايط سخت و دشوار مكه ، نعمتى بزرگ و راه گشاى حركت هاى سرنوشت ساز بعدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

فتحنا لك فتحًا . .. و يتمّ نعمته عليك و يهديك صرطًا مستقيمًا

با توجّه به اين كه صلح حديبيه، در شرايط دشوار صورت گرفته است; احتمال مى رودكه نعمت شمرده شدن آن، از اين جهت بوده كه فرصتى براى تجديد قوا پديد آورده و راه را به سوى حركت هاى مهم بعدى گشوده است (و يهديك صراطاً مستقيماً).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 3 - 3

3 - فتح مكه ، پيروزى بزرگ و بدون شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پرتو امداد هاى الهى *

و ينصرك اللّه نصرًا عزيزًا

آرمان فتح مكه و مقهور ساختن مشركان لجوج آن، از بالاترين آرزوها و اهداف مسلمانان به شمار مى رفت. با توجه به اين نكته احتمال مى رود كه نويد الهى به نصرت بدون شكست، نويد به تحقق همين آرمان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 3

3 - مؤمنان ، قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى بحرانى و اضطراب روحى *

هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين

نزول آرامش، زمانى صادق است كه قبل از آن، اضطراب و ناآرامى وجود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 3

3 - بيعت مجدد مسلمانان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شرايط بحرانى قبل از صلح حديبيه

إنّ الذين يبايعونك إنّما يبايعون اللّه

از قرينه هاى موجود در آيه شريفه، استفاده مى شود كه بيعت مورد نظر، بيعت خاصى بوده است و از تعبير «فمن نكث. ..» بحرانى بودن آن شرايط استفاده مى شود و شأن نزول نيز مؤيد اين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 1،2،4،13،14

1 - تخلّف برخى از اعراب باديه نشين در سفرِ منتهى به صلح حديبيه ، از همراهى و يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره «فتح مبين» (صلح حديبيه) بود; استفاده مى شود كه تخلّف اين گروه از اعراب، در رابطه با همين سفر است كه به صلح حديبيه منتهى گشت.

2 - پيش بينى آيات وحى ، از عذرخواهى و اظهار پشيمانى باديه نشينانى كه از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تخلف كرده بودند .

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

4 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مؤمنان ، براى شركت در سفر مكه ( قبل از صلح حديبيه )

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

از واژه «مخلّفون» و عذرتراشى هاى آنان، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى اين سفر، دعوت همگانى كرده است.

13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان

سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.

14 - سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى مكه ( قبل از صلح حديبيه ) ، سفرى مخاطره آميز و نگران كننده براى برخى مسلمانان

سيقول لك المخلّفون من الأعراب . .. يقولون بألسنتهم

عذرآورى «مخلّفون» و رد عذر آنان از سوى خداوند، مى رساند كه عامل اصلى آنان از ترك سفر، نگرانى از سرنوشت آن بوده است. قرينه هاى تاريخى و نيز آيه بعد، مؤيد اين نكته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 2،3

2 - سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به سوى مكه قبل از حديبيه ، بدون همراهى خانواده هايشان *

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم

تعبير «إلى أهليهم»، اين احتمال را تقويت مى كند كه خانواده سپاه اسلام در مدينه باقى مانده و در سفر همراهشان نبوده اند.

3 - ترس از مرگ ، عامل اصلى تخلّف اعراب از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سفر حديبيه

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 9

9 - نبرد مسلمانان پس از جنگ خيبر ، با مشركان بود و نه اهل كتاب . *

تقتلونهم أو يسلمون

در صورتى كه «يسلمون» به معناى اسلام آوردن باشد; از محدود شدن فرجام دشمنان به كشته شدن يا اسلام آوردن، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مورد اهل كتاب راه سومى به عنوان تسليم و پرداخت «جزيه» نيز مطرح است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 3

3 - افراد مريض و ناتوان از شركت در سفر حديبيه ، نگران از عدم حضور خود و همراهى نكردن مسلمانان در آن سفر *

ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج

توبيخ شديد متخلّفان از سفر حديبيه در آيات گذشته و استثناى معذوران در اين آيه; بيانگر آن است كه مؤمنان معذور، نگران آن بوده اند كه مشمول توبيخ خداوندباشند. خداوند در اين آيه، به رفع اين نگرانى آنان پرداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 2

2 - پديد آمدن شرايطى حساس و نيازمند اخذ بيعتى ويژه از مسلمانان ، در جريان حديبيه

لقد رضى اللّه عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة

ايمان نخستين، خود بيعتى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. حال از اين كه دوباره از مؤمنان بيعت گرفته شد، ويژه و حساس بودن شرايط استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 6

6 - شرايط مادى مسلمانان در مقطع زمانى صلح حديبيه ، همراه با تنگنا و نيازمند تقويت *

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه

از اين كه خداوند وعده غنيمت داده و بر مؤمنان به خاطر دستيابى نزديكشان به بخشى از آن غنايم، امتنان كرده است; مى توان استفاده كرد كه اين غنايم، نقش مؤثرى در حيات مادى مسلمانان داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 1،2

1 - وعده خداوند به مؤمنان ، در دستيابى آنان به غنايمى ، علاوه بر غنايم خيبر

و أخرى لم تقدروا عليها

با توجه به اين كه آيه قبل در زمينه غنايم خيبر بوده; واژه «أخرى» در مقايسه با غنايم خيبر به كار رفته است.

2 - اخبار خداوند ، از دستيابى مسلمانان به پيروزى هاى بزرگ و فراتر از توان به كار گرفته شده از سوى آنان در فتح خيبر

و أخرى لم تقدروا عليها

با توجه به اين كه آيات شريفه، در محدوده صلح حديبيه و جنگ خيبر نازل شده است; تعبير «لم تقدروا» مى رساند كه مؤمنان غنايمى در پيش دارند كه اكنون توان دستيابى به آن را ندارند; يعنى، به دست آوردن آن غنايم، نيازمند توانى بيش از اين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 1

1 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در ناتوانى كافران از غلبه بر ايشان ، پس از فتح خيبر و صلح حديبيه

و لو قتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبر

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لو قاتلكم. ..» نظر به آينده داشته باشد; يعنى، شما در آينده، همواره پيروز خواهيد بود و هر كه با شما بجنگد، منهزم خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 2،3،4،6

2 - منت نهادن خداوند بر مؤمنان ، به خاطر مصون ماندن از گزند مشركان ، با وجود حضور در قلب سرزمين آنان

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم . .. ببطن مكّة

مراد از «بطن مكّة» محل صلح حديبيه است كه سرزمينى نزديك به مكّه مى باشد.

3 - مصون ماندن مؤمنان از گزند اهل مكّه در جريان حديبيه ، نمودى از سنت الهى در يارى اهل ايمان

سنّة اللّه . .. و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

4 - درگير نشدن مؤمنان و مكيان با يكديگر در « عمرة القضا » ، نعمتى مهم براى اهل ايمان *

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

برداشت بالا بدان احتمال است كه تعبير «ببطن مكّة» اشاره به «عمرة القضا» داشته باشد كه مسلمانان پس از پيروزى حديبيه براساس قرارداد، سال بعد به شهر مكه وارد شدند و با آرامش كامل، مناسك عمره را به جا آوردند.

6 - رخ دادن درگيرى هايى منتهى به پيروزى مؤمنان بر مكيان ، قبل از انعقاد صلح حديبيه *

من بعد أن أظفركم عليهم

در صورتى كه مراد از «بطن مكّة» سرزمين حديبيه باشد; احتمال مى رود كه تعبير «من بعد أن أظفر» بيانگر درگيرى هاى محدودى باشد كه قبل از انعقاد صلح حديبيه، ميان كافران و مؤمنان صورت گرفت و به پيروزى مؤمنان منتهى گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 -

1،2،4،5،8،9،10،12،14،15

1- مذمّت خداوند از كفر مشركان ، و جلوگيرى آنان از ورود مؤمنان به مسجدالحرام و قربانى كردن

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام و الهدىَ معكوفًا

2- تن دادن مكيان به صلح ، با همه كفر و عناد خويش نسبت به مؤمنان ، نمودى از اراده و تدبير نافذ خداوند

و هو الذى كفّ . .. هم الذين كفروا

على رغم كفر و ستيز مشركان با اسلام، به تدبير الهى زمينه اى پديد آمد كه آنان به صلح تن دادند و شرّشان از سر مسلمانان دفع گرديد.

4- باز داشتن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام ، گناهى بزرگ و كفرآميز

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام

از اين كه خداوند، ممانعت از ورود مؤمنان به مسجدالحرام را به عنوان دومين جرم مهم مشركان ياد كرده و آن را در كنار كفر آنان متذكر شده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

5- امتنان الهى بر شركت كنندگان در « عمرة القضا » ، با يادآورى ممانعت مكيان از ايشان در سفر حديبيه *

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام و الهدىَ معكوفًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه آيه شريفه خطاب به مؤمنانى باشد كه در سال هفتم هجرى (يك سال پس از صلح حديبيه) براى انجام عمره وارد مسجدالحرام شدند. در چنين شرايطى خداوند، موقعيت دشوار گذشته رابه ياد ايشان آورد تا نعمت ها را از ياد نبرند.

8- وجود زنان و مردانى مؤمن - اما ناشناخته - در ميان كافران مكه ، قبل از حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم

9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه

و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم

10- مؤمنان مكه قبل از صلح حديبيه ، داراى شرايطى دشوار و ناگزير از تقيه شديد

رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم

آگاهى نداشتن مؤمنان مدينه از مؤمنان مكه، از آن جهت بوده است كه مؤمنان مكه در آن محيط، قادر به ابراز ايمان نبوده و شديداً تقيه مى كردند.

12- پى بردن مسلمانان ، پس از حديبيه به وجود عناصرى مؤمن ; اما مخفى در قلب محيط شرك ( مكه )

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

تعبير «لم تعلموهم»، بيانگر عدم اطلاع قبلى مسلمانان از وجود مؤمنانى در مكه است و نفس همين تعبير، تذكرى به مسلمانان نسبت به وجود مؤمنان ناشناخته در مكه است.

14- آسيب ديدن مؤمنان ناشناخته شهر مكه ، در صورت وقوع جنگ ميان مسلمانان و مكيان در حديبيه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطوهم

15- تدبير صلح حديبيه از جانب خداوند ، به منظور حفظ جانِ مؤمنان ناشناخته مكه

و لولا رجال مؤمنون . .. أن تطوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 5

5- منتهى شدن سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صلح حديبيه و عدم ورود به مسجدالحرام ، زمينه ساز ترديد برخى در رؤياى آن حضرت *

لقد صدق اللّه

تأكيد خداوند بر راستى رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حكايت از آن دارد كه برخى در درستى آن رؤيا ترديد كرده، يا زمينه اين ترديد را

داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 36،41،46

36- جامعه اسلامى در عصر بعثت ، جامعه اى مستحكم ، مستقل و خلاّق

كزرع أخرج شطه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه

خداوند، در مقام توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، اوصافى را كه براى آنان ياد كرده است. اين اوصاف عبارت است از: «استغلظ» (استحكام)، «استوى على سوقه» (استقلال) و «يعجب الزرّاع» (زايندگى و خلاقيت).

41- نويد الهى به مؤمنان صدراسلام ، نسبت به پيروزى شگفت آور و روزافزون آنان

كزرع أخرج شطه فازره . .. ليغيظ بهم الكفّار

اين آيات، در طليعه پيروزى هاى مسلمانان نازل شده و بشارت پيروزى هاى فزون تر را به مسلمانان داده است.

46- وجود برخى از افراد ناخالص ، در ميان همراهان پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم

در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; احتمال مى رود كه قيد «منهم» تعريض به كسانى باشد كه منافقانه، همراه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند و يا در آينده منحرف خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 2 - 6

6 - بلند سخن گفتن و مشاجره برخى از مسلمانان ، با يكديگر در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

لاترفعوا أصوتكم . .. و لاتجهروا له بالقول كجهر بعضكم لبعض

برداشت بالا با استفاده از شأن نزول است كه نشان مى دهد، برخى از افراد در محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مشاجره برخاسته و آيه شريفه در رد عمل آنان نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 4 - 1

1 - اقدام برخى افراد به صدا زدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از وراى اتاق ها با لحنى بى ادبانه

إنّ الذين ينادونك . .. أكثرهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 2

2 - بى انضباطى و وقت نشناسى برخى از مسلمانان ، براى ملاقات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إليهم لكان خيرًا لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 6 - 10

10 - جامعه صدر اسلام در معرض خطر ، از ناحيه گزارش هاى برخى از افراد فاسق

إن جاءكم فاسق . .. أن تصيبوا قومًا بجهلة

با توجه به شأن نزول هايى كه مفسران ذكر كرده اند، هشدار خداوند در آيه شريفه، هنگامى صورت گرفت كه نشانه هاى خطر ياد شده در جامعه به نوعى رخ نموده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 7 - 4

4 - اقدام نكوهيده برخى از مسلمانان ، به تحميل آراى شخصى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم

برداشت بالا بدان احتمال است كه نكوهش مستفاد از آيه، نظر به جريان هايى داشته باشد كه قبلاً صورت گرفته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 2

2 - برخى از باديه نشينان ، مدعى ايمان به اميد برخوردارى از امتيازات آن *

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا

با توجه به اين كه اعراب، خود را مؤمن معرفى كرده اند، ولى قرآن سخن آنان را رد كرده است; اين احتمال جان مى گيرد كه اظهار ايمان اعراب، به خاطر آن بوده است كه از امتيازات ويژه مؤمنان برخوردار شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 1

1 - منّت گذارى بى جاى اعراب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به سبب اسلام آوردن خود

يمنّون عليك أن أسلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 2

2 - احساس اطمينان مشركان صدراسلام نسبت به پيروزى جمع متحد خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

أم يقولون نحن جميع منتصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 3

3 - اخبار خداوند ، از شكست قريب الوقوع جماعت شرك پيشه در جنگ بدر

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

با توجه به تطبيق اين آيه بر جنگ بدر - در آراى مفسران - و با توجه به اين كه آيات ياد شده مكّى است و جنگ بدر نخستين مرحله انهزام مشركان بوده است; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 4،11،12

4 - بروز روحيه ثروت اندوزى و كوتاهى در امر انفاق ، در ميان مسلمانان صدراسلام پس از فتح مكه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

آيه شريفه - چنان كه از عبارت هاى آن استفاده مى شود - پس از فتح مكه نازل شده است. توبيخ مسلمانان از سوى خداوند، به خاطر كوتاهى آنان در امر انفاق، نشان مى دهد كه آنان، پس از استقرار اسلام در جزيرة العرب و آسوده خاطر شدن، گرفتار نوعى مال دوستى و ثروت اندوزى شدند.

11 - تفاوت وضع مسلمانان صدراسلام از نظر عِدّه و عُدّه ( نفرات و امكانات ) ، در مقطع پيش از فتح مكه و مقطع بعد از آن

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا

12 - شرايط مسلمانان صدراسلام تا پيش از فتح مكه ، بسى سخت تر از شرايط آنان پس از آن بوده است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 13 - 4

4 - وجود نيرومند جريان نفاق ، در ميان زنان و مردان مسلمان ، در عصر نزول قرآن و بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

يوم يقول المنفقون و المنفقت . .. انظرونا نقتبس من نوركم

تصريح قرآن به نام مردان و زنان منافق، نشان دهنده وجود آنان در ميان مسلمانان صدراسلام است. تعبير «ألم نكن معكم» در آيه بعد، بيانگر نفوذ آنان در ميان صفوف مسلمين به صورت يك جريان گسترده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 8 - 5

5 - منافقان ، به هنگام وارد شدن بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از روى اهانت به جاى تحيتى كه خداوند به آن فرمان داده بود ، تحيت ديگرى به آن حضرت مى گفتند .

و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 3،5،6،18

3 - تبعيد بنى نضير ، نخستين اخراج دسته جمعى يهوديان از مدينه

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، عبارت است از بيرون راندن دسته جمعى عده اى از مردم از محل سكونت شان.

5 - غزوه بنى نضير ، اولين برخورد گروهى يهوديان مدينه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان *

أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

از تعبير «أوّل الحشر» مى توان استفاده كرد كه «غزوه بنى نضير»، اولين دسته بندى گروهى يهوديان مدينه، عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

18 - اقدام يهود بنى نضير ، به تخريب خانه هاى خويش

يخربون بيوتهم بأيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 1

1 - اقدام مسلمانان ، به قطع برخى نخل هاى سبز و بارور يهود بنى نضير

ما قطعتم من لينة

«لينة» به معناى نخل برافراشته و بارور است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 2،3،9

2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

3 - دستيابى مسلمانان به غنايم و امكانات بنى نضير ، بدون جنگ و درگيرى

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لا ركاب

9 - چشمداشت برخى از مسلمانان ، به داشتن سهمى در غنايم به دست آمده از بنى نضير *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله

بيان اين نكته كه شما مسلمانان، اسب تازى در اين جنگ نداشتيد و اين خدا بود كه اين پيروزى را فراهم ساخت، مى تواند پاسخى براى انتظارات مسلمين در تقسيم غنايم ميانشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 8 - 4،7،14

4 - وضع اقتصادى مهاجران ، دشوارتر از انصار به هنگام غزوه بنى نضير

للفقراء المهجرين

از اختصاص به ذكر يافتن فقراى مهاجر، دشوارى فزون تر وضع اقتصادى آنان استفاده مى شود.

7 - ناگزيرى مسلمانان به ترك اموال و خانه هاى خويش و اقدام به هجرت و رهايى از ستم مشركان

أُخرجوا من ديرهم و أمولهم

از ماده «إخراج» و نيز مجهول آمدن فعل «أُخرجوا»، اضطرار و ناگزيرى استفاده مى شود.

14 - وجود عناصرى ناخالص ، در ميان مهاجران صدراسلام *

المهجرين الذين . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا و ينصرون اللّه و رسوله أُول-

برداشت يادشده بدان احتمال است كه فعل هاى «يبتغون. ..» و «ينصرون...» قيدهاى احترازى باشد; نه توضيحى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 2،3،4،8

2 - برخوردارى برخى از انصار ، از غنايم بنى نضير

و الذين تبوّءو الدار

در صورتى كه «والذين تبوّءو. ..» عطف بر «المهاجرين» باشد، از آيه استفاده مى شود كه علاوه بر مهاجران; برخى از انصار نيز سهمى از غنايم بنى نضير بردند.

3 - « انصار » ، بنيانگذار جامعه ايمانى در مدينه قبل از هجرت

و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم

«تبوّء» - چنانچه مفردات و الميزان اشاره كرده اند - به معناى مهيا ساختن و آماده كردن است. در اين صورت «تبوّءو الدار و الإيمان» كنايه از فراهم سازى محيط اجتماعى و دينى و «من قبلهم» به حذف مضاف و تقدير «من قبل هجرتهم» است.

4 - استقبال انصار از مهاجران ، با ايمان و امكانات خويش

و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم

چنانچه «تبوّءو الدار» به معناى مهيا ساختن منزل باشد، آماده كردن آن از سوى انصار، مى تواند به هدف استقبال از مهاجران صورت گرفته باشد.

8 - انصار ، مورد ستايش به سبب ايثار بر مهاجران ، حتى در شرايط احتياج و نياز خويش

و لايجدون فى صدورهم . .. و لو كان بهم خصاصة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 1،3

1 - وجود گروهى منافق ، در ميان مسلمانان صدراسلام

ألم تر إلى الذين نافقوا

3 - روابط خائنانه منافقان مدينه ، با كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )

الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا من أهل الكتب لئن أخرجتم لنخرجنّ معكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 3،7

3 - موضع مسلمانان در مقطع غزوه بنى نضير ، موضعى برتر نسبت به يهود

لئن أُخرجتم . .. و إن قوتلتم ... لئن أُخرجوا ... و لئن قوتلوا

در اين آيات، همواره از موضع آسيب پذير يهود، سخن به ميان آمده است; زيرا مسأله اخراج و جنگ نه از سوى ايشان بلكه عليه آنان ياد شده است. پس معلوم مى شود كه آنها در موضعى نبوده اند كه بخواهند اقدام به جنگ كنند.

7 - ترسيم شرايط اميدبخش آينده ، براى مسلمانان مدينه از سوى خداوند

و اللّه يشهد إنّهم لكذبون . .. ليولّنّ الأدبر ثمّ لاينصرون

لحن آيه شريفه، نويدبخش مؤمنان، در مقابله با توطئه هاى يهود و منافقان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 2،3،6،7،13

2 - كافران ( يهود ) ، پس از غزوه بنى نضير ، ناتوان از مقابله رويارو در ميدان نبرد با مؤمنان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

اين آيات، پس از آيات غزوه بنى نضير، آمده است; ازاين رو مى تواند ناظر به برنامه هاى آينده يهود باشد هر چند آنان در گذشته نيز قدرت رويارويى مستقيم نداشته اند. روشن است كه در اين احتمال، ضمير فاعل «يقاتلون» تنها به يهوديان بازگردد; نه آنان و منافقان (چنان كه در برداشت قبل آمده است).

3 - وجود زمينه هاى نگرانى براى مسلمانان از همدستى جامعه يهود عليه آنان ( پس از غزوه بنى نضير )

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

از اين كه خداوند، همدستى كافران در نبرد و رويارويى با مؤمنان را نفى كرده است; چنين احتمال مى رود كه نگرانى هايى در ميان مسلمانان وجود داشته است.

6 - ابّهت و هيمنه مسلمانان ( پس از غزوه بنى نضير ) ، مانع از اقدام جبهه كفر و نفاق به نبردى روياروى با آنان

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم . .. لايقتلونكم جميعًا إلاّفى قرًى محصّنة

7 - وجود برخورد هاى پراكنده و انفرادى ، ميان يهوديان تبعيدى و مسلمانان *

لايقتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

ذكر واژه «جميعاً»، مى تواند از آن جهت باشد كه يهوديان اخراجى از مدينه، فقط در نبردهاى جمعى از برخورد مستقيم با مسلمانان پرهيز مى كردند; ولى ممكن است آنان برخوردهاى انفرادى مستقيم داشته باشند.

13 - فروپاشى اتحاد منافقان و يهوديان ، پس از غزوه بنى نضير ، به رغم ظاهر متحد آنان *

تحسبهم جميعًا و قلوبهم شتّى

احتمال مى رود كه جملات آيه شريفه، حكايت از آينده داشته باشد; بدين معنا كه از تحولات پس از غزوه بنى نضير خبر مى دهد و از آن جمله در هم ريختن اتحاد ميان منافقان و يهود قبل از غزوه بنى نضير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 1،2،3

1 - رفتار و سرنوشت مشابه و همگون يهود بنى نضير ، با يهوديان تبعيدى بنى قينقاع

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

مراد از «الذين من قبلهم قريبًا» مى تواند يهود بنى قينقاع باشد. برخى از مفسران نيز بر همين عقيده اند.

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

3 - شكست و تبعيد بنى نضير و اسلام ستيزان قبل از آنان ، نتيجه تلخ كردار خود ايشان

كمثل الذين . .. ذاقوا وبال أمرهم

در صورتى كه «أمرهم» شامل كارها و مواضع يهود بنى نضير باشد; از اضافه «أمر» به «هم» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 2

2 - نقش منافقان مدينه ، در وسوسه گرى و تحريك يهود بنى نضير عليه اسلام

ألم تر إلى الذين نافقوا يقولون لإخونهم . .. كمثل الشيطن إذ قال للإنسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 13،17

13 - اقدام حاطب ابن ابى بلتعه به ارتباط مخفيانه با مشركان ، در آستانه آمادگى مسلمانان براى فتح مكه

لاتتّخذوا . .. إن كنتم خرجتم جهدًا فى سبيلى

با توجه به شأن نزول آيه، عبارت «إن كنتم خرجتم. ..» نظر به آمادگى مسلمانان براى فتح مكه دارد.

17 - اقدام برخى از مهاجران ، به برقرارى رابطه سرّى و دوستانه با مشركان مكه

تسرّون إليهم بالمودّة

با توجه به شأن نزول آيه شريفه، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 7

7 - وجود عناصرى غيرمعاند با مسلمانان ، در ميان كافران عصر پيامبر

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقتلوكم فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 2،4

2 - عدم شمول « عهدنامه حديبيه » نسبت به بازگرداندن زنان مؤمن مهاجر ، به اهل مكه

يأيّها الذين ءامنوا إذا جاءكم المؤمنت

از شأن نزول استفاده مى شود كه آيه شريفه، به مضمون پيمان حديبيه نظر دارد. طبق اين پيمان مؤمنان مدينه ملزم بودند تا كسانى كه پس از آن تاريخ، از مكه به مدينه هجرت مى كنند، به مكيان عودت دهند.

4 - اقدام برخى از زنان مؤمن ، به هجرت از مكه به سوى مدينه ، پس از پيمان حديبيه

يأيّها الذين ءامنوا

آيه شريفه - بر اساس شأن نزول - پس از هجرت برخى از زنان مكه به مدينه، نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 3،6،8،27

3 - ملاقات هاى مستقيم و بىواسطه زنان صدراسلام ، با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذا جاءك المؤمنت يبايعنك

6 - پرهيز از كمترين شرك به خداوند ، نخستين موضوع بيعت زنان مؤمن با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

على أن لايشركن باللّه شيئًا

8 - پرهيز از دزدى ، زنا و فرزندكشى ( سقط جنين و . . . ) ، از جمله مواد مورد بيعت زنان مؤمن با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لايسرقن و لايزنين و لايقتلن أولدهنّ

27 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لمّا فتح رسول اللّه مكة بايع الرجال ثمّ جاء النساء يبايعنه فأنزل اللّه عزّوجلّ « يا أيّها النبىّ إذا جائك المؤمنات يبايعنك . . . فبايعهنّ » . . . فقالت اُمّ حكيم : . . . يا رسول اللّه كيف نبايعك ؟ قال : إنّى لا اُصافح النساء فدعا بقدح من ماء فأدخل يده ثمّ أخرج ها فقال اُدخلن أيديكنّ فى هذه الماء فهى البيعة ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) مكه را فتح كرد، مردان با آن حضرت بيعت كردند. سپس زنان آمدند تا بيعت كنند. خداى عزّوجلّ اين آيه را نازل فرمود (يا أيّها النبىّ إذا جائك المؤمنات... فبايعهنّ) ... زنى به نام اُمّ حكيم گفت: ...اى رسول خدا! چگونه بيعت كنيم؟ حضرت فرمود: من با زنان مصافحه نمى كنم و قدحى از آب خواست و دست خود را در آب فرو برد و بيرون آورد و فرمود: دست هاى خود را در اين آب فرو بريد و همين بيعت است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 4

4 - روابط دوستانه برخى از مسلمانان صدراسلام با يهوديان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم

چنان كه در بعضى شأن نزول ها آمده است، آيه شريفه ناظر به جريان خارجى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 2 - 3

3 - وجود برخى از مدعيان بى عمل ، در ميان مسلمانان صدراسلام

يأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون

خطاب «يا أيّها الذين آمنوا» قطعاً متوجه همه مؤمنان صدراسلام نيست; بلكه ناظر به برخى از آنان است كه نوعى ضعف در ايمانشان وجود داشت. خداوند در اين آيه يادآورى مى كند كه ايمان واقعى، با ادعاهاى بدون عمل سازگارى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 20

20 - ضعف و سستى برخى از مسلمانان صدراسلام در جنگ و جهاد ، موجب آزار ديدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گرديد .

يأيّها الذين ءامنوا لم تقولون . .. لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم

سخن در آيات پيشين، درباره كسانى است كه شعار جهاد مى دهند ولى از شركت در صفوف مجاهدان سر باز مى زنند و يا بر فرض شركت، ضعف و سستى نشان مى دهند. به نظر مى رسد مطرح ساختن موضوع آزارهاى يهود به موسى(ع)، براى بيان اين نكته باشد كه ضعف و سستى در جهاد و تخلف از فرمان هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهاد، موجبات آزار رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را فراهم كرده و همان عواقبى را در پى خواهد داشت كه براى قوم موسى در پى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 11 - 1،3

1 - مسلمانان صدراسلام ، با مشاهده بساط داد و ستد و يا لهو و سرگرمى ، جذب آن مى شدند و مصلاّ را ترك و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در حال ايراد خطبه هاى نماز جمعه ، ر ها مى كردند .

و إذا رأوا تجرة أو لهوًا انفضّوا إليها و تركوك قائمًا

3 - اقامه نماز جمعه ، در صدراسلام و به امامت حضرت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و إذا رأوا تجرة . .. و تركوك قائمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 1 - 1،3

1 - وجود عناصر منافق ، در ميان مسلمانان صدراسلام

إذا جاءك المنفقون

3 - منافقان در هر بار ملاقات با رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، اظهار ايمان كرده و به رسالت الهى آن حضرت شهادت أكيد مى دادند .

إذا جاءك المنفقون قالوا نشهد إنّك لرسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 7 - 1،2،3،4

1 - توطئه منافقان ، به منظور پراكندن اصحاب و ياران نزديك پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از اطراف آن حضرت

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه حتّى ينفضّوا

2 - تلاش منافقان ، براى جلوگيرى از انفاق مردم به اصحاب و ياران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

3 - وجود مشكل مالى و اقتصادى ، در ميان اصحاب و ياران نزديك پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)

لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

4 - انفاق و كمك هاى مالى مؤمنان ، به ياران نيازمند پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 1،2

1 - منافقان ، در جنگ « بنى المصطلق » سوگند ياد كردند پس از بازگشت به مدينه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از آن شهر اخراج كنند .

يقولون لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

«لام» در «لئن رجعنا» توطئه براى قسم و «ليخرجنّ الأعزّ. ..» جواب قسم است. طبق نظر مفسران، سخن ياد شده را رئيس منافقان (عبداللّه بن أُبىّ) در غزوه بنى المصطلق گفته بود.

2 - منافقان ، درصدد براندازى حكومت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يقولون لئن رجعنا إلى المدينة ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 14 - 15

15 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « إنّ من أزواجكم و أولادكم عدوّاً لكم فاحذروهم » و ذلك إنّ الرجل كان إذا أراد الهجرةَ إلى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) تعلّق به ابنه و امرأته و قالوا : نَنشُدُك اللّه أن تَذهب عنّا و تدعَنا فنضيع بعدك فمنهم من يطيع أهلَه فيقيم فحذّرهم اللّه أبناءَهم و نساءَهم و نهاهم عن طاعتهم . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «إنّ من أزواجكم و أولادكم عدوّاً لكم فاحذروهم» روايت شده است: [در صدراسلام گاهى] مردى كه قصد هجرت به سوى رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را داشت، فرزند و همسرش دامان او را مى گرفتند و مى گفتند: تو را به خدا قسم مى دهيم كه از نزد ما نروى و ما را بى كس نگذارى كه ما بعد از تو از بين خواهيم رفت. برخى از آنان مطيع اهل و عيال خود مى شدند و [نزد آنان ]مى ماندند. ازاين رو خداوند آنان را از فرزندان و همسرانشان برحذر داشته و آنان را از پيروى آنها نهى فرموده است...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 15 - 15

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 14،15

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد حمايت و پشتيبانى جبرائيل ، صالح ترين مؤمنان ( على ( ع ) ) و فرشتگان قرار داشت .

و جبريل و صلح المؤمنين و الملئكة بعد ذلك ظهير

مقصود از «صالح المؤمنين» - برابر نظر بسيارى از مفسران و روايات وارده از عامّه و خاصّه - اميرالمؤمنين على(ع) است (مجمع البيان، ذيل آيه).

15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر ضديت و خيانت برخى از همسرانش ، مورد حمايت و پشتيبانى خداوند ، جبرائيل ، صالح مؤمنان ( على ( ع ) ) و فرشتگان قرار داشت .

و إن تظهرا عليه فإنّ اللّه هو موليه . .. و الملئكة بعد ذلك ظهير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 2،6

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت و به هنگام استقرار نظام اسلامى در مدينه ، مأمور سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزول اين دسته از آيات، در دورانى بوده است كه نيمى از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سپرى شده و نظام اجتماعى اسلام در مدينه تشكيل يافته بود.

6 - پديد آمدن جريان نفاق و گروه منافقان در ميان مسلمانان ، هنگام تشكيل نظام اسلامى در مدينة الرسول

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 4

4 - مشركان و كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و آن را دروغ مى پنداشتند .

و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 3

3 - كافران تكذيب گر ، در صدراسلام از قشر ثروتمند و پرفرزند و نفرات بودند .

أن كان ذا مال و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 4

4 - اتهام شعر به قرآن و شاعرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان در آغاز رسالت

و ما هو بقول شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 1

1 - گروهى از كافران عصر بعثت ، خواستار شتاب در نزول عذاب الهى در دنيا

سأل سائل بعذاب واقع

به گفته مفسران، سؤال در اين آيه، به معناى طلب و دعا است; ازاين رو بهوسيله «با» متعدى شده است; يعنى، «دعا داع بعذاب واقع».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 1

1 - تجمّع سريع و شتابزده كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام تلاوت وحى براى مردم

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«اهطاع» (مصدر «مهطعين») به معناى گردن كشيدن و به سرعت راه رفتن و نيز به معناى گردن كشيدن براى خبر گرفتن آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 37 - 1

1 - اجتماع كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هر سو و در قالب دسته هاى پراكنده بود .

مهطعين . عن اليمين و عن الشمال عزين

«عزين» (جمع «عزة») به معناى گروه هاى پراكنده است0 و «يمين و شمال» در اين آيه، كنايه از احاطه همه جانبه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 3

3 - كافران مخالف پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، گروهى باطل گرا ، بى هدف و سرگرم به بازى هاى زندگى بودند .

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 10 - 2،5

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در دوره نخست رسالت خويش ، با گفته هاى نابجا و تبليغات سوء دشمنان روبه رو بود .

و اصبر على ما يقولون

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست بعثت ( در مكه ) ، از هرگونه تعرّض به دشمنان بدگو ( پاسخ گفتن به بدگويى هاى آنان و مقابله به مثل ) منع شد .

و اهجرهم هجرًا جميلاً

آيه بعد (ذرنى و المكذّبين. ..) شاهد اين است كه اين «هجر»، به معناى عدم تعرض و مقابله به مثل نكردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 3

3 - كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن به شدت نفرت داشتند .

عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 1،2

1 - مسلمانى نابينا ، پس از ورود خود به مجلس وعظ و ارشاد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ترش رويى و روى گردانى يكى از حاضران

مواجه شد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 5

5 - اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى ناآشنا به صفات نفسانى او و ناتوان از شناخت صالحان

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 2،5

2 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تمام توجّه خود را معطوف كسى ساخته بود كه خود را از فراگيرى آموزه هاى آن مجلس بى نياز مى دانست .

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس - كه از چهره هاى برجسته قريش بودند - برآمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 2

2 - خداترسى و حالت خشيت ، برانگيزاننده ابن ام مكتوم براى حضور در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و أمّا من جاءك يسعى . و هو يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 1

1 - فرد خشمگين از حضور ابن ام مكتوم در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از او اعراض كرده ، خود را به گفتوگو با ديگرى سرگرم ساخت .

فأنت عنه تلهّى

«تلهّى» در اصل «تتلهّى» بوده و حذف «تاء» از باب تفعّل در اين موارد شايع است. اين كلمه از ريشه «لهو» است و راغب در مفردات «لهو» را به معناى چيزى دانسته است كه انسان را از آنچه بايد مقصد او قرار گيرد و براى او اهميت دارد، باز

دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 4،7

4 - مشاهده كمال عقلانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى معاشران آن حضرت ، دليلى كافى بر مردود بودن ادعاى جنون درباره او است .

و ما صاحبكم بمجنون

عنوان «صاحبكم» گوياى مردود بودن اتهام جنون است; زيرا مصاحبت روز مرّه كسانى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) تهمت جنون مى زدند، با آن حضرت، مايه شناخت وضعيت فكرى آن بزرگوار بوده و دستاويزى براى نسبت جنون باقى نمى گذارد.

7 - جنون آميز خواندن رفتار و گفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى مبارزه مخالفان با آن حضرت در صدراسلام

و ما صاحبكم بمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 1،5

1 - برخى از مردم عصر بعثت ، قرآن را كلامى القا شده از سوى شيطان مى پنداشتند .

و ما هو بقول شيطن

5 - ادعاى ارتباط پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شيطان و دريافت قرآن از او ، از ترفند هاى تبليغاتى دشمنان اسلام در عصر بعثت

و ما هو بقول شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 1 - 4،5

4 - رواج كم فروشى در ميان عصر بعثت

ويل للمطفّفين

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى قوله تعالى « ويل للمطففين » ] قال : نزلت على نبىّ اللّه (صلی الله علیه و آله) حين قدم المدينة و هم يومئذ اسوأ الناس كيلاً فأحسنوا الكيل ;

از امام باقر(ع) [درباره قول خداى تعالى «ويل للمطففين»] روايت شده است كه فرمود: هنگامى كه پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله) وارد مدينه شد، اين آيه بر آن حضرت نازل گشت; در حالى كه در آن زمان مردم مدينه در پيمانه كردن از همه بدتر بودند (يعنى در وزن اجناس خيانت مى نمودند) و پس از نزول اين آيه، پيمانه كردن را نيكو انجام دادند»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 3 - 4

4 - پيمانه و ترازو ، دو ابزار معتبر براى سنجش كالا و مرسوم در عصر بعثت

و إذا كالوهم أو وزنوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 10،11

10 - برخى از مردان و زنان مؤمن در عصر بعثت ، به جهت ايمان خود ، گرفتار شكنجه كافران شدند .

إنّ الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت

قيد «ثمّ لم يتوبوا» - كه ترغيب به توبه است - با شأن نزول هايى كه درباره ارتباط آيه به مؤمنان صدراسلام نقل شده، سازگارتر است; زيرا در مورد گذشتگان ترغيب به توبه وجهى ندارد; هر چند كه اصل موضوع درباره آنان نيز صادق است.

11 - كافران صدراسلام ، مردمى سنگدل بودند كه حتى بر زنان مؤمن نيز رحم نكردند .

فتنوا المؤمنين و المؤمنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 2 - 3،6

3 - مردم مكه ، حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را پاس نداشته ، به ساحت آن حضرت اسائه ادب مى كردند .

و أنت حلّ بهذا البلد

«حِلّ» نقطه مقابل «حرمت» است; اطلاق آن بر امور حلال، از باب توصيف به مصدر است(مصباح). حلال شمرده شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به اين معنا است كه آن حضرت را از حقوق اجتماعى خود در مكه محروم كرده و او را همسان ديگر ساكنان مكه، گرامى نمى داشتند.

6 - تجويز آزار رسانى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى ساكنان مكه ، هتك حرمت آن سرزمين و اقدامى شگفت انگيز است .

لا أُقسم بهذا البلد . و أنت حلّ بهذا البلد

جمله «و أنت حلّ» - در سومين معناى «حلّ» (حلال شمردن نقض حريم پيامبر(صلی الله علیه و آله) - بيانگر نمونه اى براى آيات بعد است كه انسان را با رنج و زحمت، همراه خوانده است. خداوند با بيان آزار رسانى مردم مكه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ابراز تعجب از رفتار آنان، رسول اكرم را براى شكيبايى و مقاومت در برابر آزارهاى آنان، آماده مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 3 - 9

9 - تأخير وحى در برهه اى از دوران نزول قرآن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نگران ساخته ، در معرض زخم زبان دشمن قرار داد .

ما ودّعك ربّك و ما قلى

لحن آيه شريفه و همراه بودن آن با سوگندهاى خداوند، بيانگر اضطراب و رنجيدگى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و در صدد آرامش بخشيدن و تسلاى خاطر دادن به آن حضرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 6 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از از آغاز تولّد يتيم بود .

ألم يجدك يتيمًا فاوى

استفهام «ألم يجدك يتمًا» مطلق است و به زمان خاصى اختصاص نيافته است و كسى كه خداوند او را به طور مطلق يتيم

مى يابد، بايد از آغاز تولد با فوت پدر مواجه باشد. فعل «آوى» نيز قرينه است بر اين كه يتيمى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در دورانى بود كه شخص به سرپرست نيازمند است. بنابراين آن حضرت، از آغاز تولّد يتيم بوده است.

2 - يتيمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، او را به داشتن سرپرست نيازمند كرده بود .

ألم يجدك يتيمًا فاوى

حرف «فاء» براى عطف مسبب بر سبب است و دلالت دارد كه آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نيازمند سرپرست كرده بود، يتيمى آن حضرت بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 9 - 4

4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام

أرءيت الذى ينهى

جمله «لئن لم ينته» - در آيات بعد - قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 1 - 1

1 - گروهى از مدعيان اسلام در عصر بعثت ، جزاى اخروى را دروغ دانسته ، آن را تكذيب مى كردند .

الذى يكذّب بالدين

«دين»، به معناى جزا است و در معانى «عادت»، «عبادت»، «حساب»، «طاعت»، «سيرت» و «ملّت» نيز به كار مى رود (قاموس). آيات بعد - كه درباره نمازگزاران و رياكاران سخن مى گويد - قرينه بر اراده معناى «جزا» و «حساب» است. از كلمات «مصلّين» و نظاير آن - كه جمع آمده است - استفاده مى شود كه مراد از «الذى» در اين آيه، جنس است; هرچند در شأن نزول ها بر افرادى نظير وليد و ابوسفيان، تطبيق داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 3 - 1

1 - يكى از دشمنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را نسل بريده و آينده او را خالى از ذكر خير خواند .

إنّ شانئك هو الأبتر

«شانئك»; يعنى، كسى كه با تو بغض و دشمنى دارد (تاج العروس). بيشتر مفسران، او را پدر عَمروعاص دانسته اند كه پس از فوت پسران پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را «ابتر» خواند. «أبتر» به معناى كسى است كه از او به خير و نيكى ياد نشود. «بَتْر» (ريشه «أبتر») در بريدن دُم به كار مى رود و به همين جهت شخصى را كه نسل او قطع شده است، «ابتر» گويند (مفردات); زيرا نسلى كه نام نيك او را زنده نگه دارد، وجود ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مخاطب ساختن كافران و ابلاغ آشكار مواضع خويش

قل يأيّها الكفرون

2 - گروهى از كافران در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى خبر از موضع قاطع آن حضرت در برابر كفر و اميدوار به تنزل او در برابر

شرك

قل يأيّها الكفرون

ادامه سوره، قرينه است بر اين كه مراد از «الكافرون»، همه كافران نيستند; بلكه تنها آن گروه مخاطب اند كه اميدى به ايمان آنان نمى رفت. سخن گفتن با آنان در اين باره - كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل سازش نيست - بيانگر آن است كه آنان تسامح و تساهل را براى آن حضرت، امكان پذير مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 1،6

1 - برخى از كافرانِ عصر بعثت ، مدعى آمادگى براى عبادت خداوند ، در صورت اظهار آمادگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى عبادت معبود هاى آنان

و لا أنتم عبدون ما أعبد

خبر دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر سختى كافران - پس از نفى كوتاه آمدن خود - بيانگر آن است كه كافران در صورت سازش پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود را براى عبادت خداوند آماده مى خواندند.

6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى - در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان - پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .

لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عبدون ما أعبد

در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير - كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود - ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 1

1 - برخى از كافران عصر بعثت ، آمادگى خود را براى عبادت خداوند به صورتى مشروط ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) عرضه كردند .

و لا أنتم عبدون ما أعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 3،5،6

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتوگو با كافران ، نااميدى خود را از ايمان آنان ابراز كرد و آنها را از مشرك شدن خويش ، مأيوس ساخت .

لكم دينكم و لى دين

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .

لكم دينكم

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نااميدى از ايمان كافران ، از آنان خواست براى پايبندى او به دين خود ، مشكل آفرين نباشند .

و لى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 2 - 4،5

4 - پيروزى مسلمانان عصر بعثت بر مكه و فتح آن ، زمينه ساز مسلمان شدن جمعيت هاى فراوانى از مردم آن زمان

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا

5 - مردم پس از فتح مكه ، با رضايت و بدون تحميل ، اسلام را پذيرفتند .

يدخلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 4 - 1

1 - زنانى ، در عصر بعثت با گره زدن و افشاندن ترشحات دهان بر گره ها ، مردم را جادو مى كردند .

النفّ-ثت فى العقد

فعل «نَفَثَ»، زمانى گفته مى شود كه شخص ترشحاتى از دهان بيرون افكند (مصباح) و «نَفْث» شبيه دميدن و كمتر از آب دهان افكندن است (صحاح). حرف «ال» در «النفّاثات»، گرچه براى تعريف جنس است; ولى در مقايسه با «غاسق» و «حاسد» - كه نكره آورده شده است - ممكن است به معروف بودن كسانى كه «نفّاثة» (افسون گر) بودند، نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 5 - 7

7 - تلاش شديد فردى حسود ، براى رساندن شرّ به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من شرّ حاسد إذا حسد

چنانچه آمدن «حاسد»، براى بيان شدت حسدى باشد كه از فرد حسود سر زده بود، ناشناخته بودن او از آيه استفاده نمى شود; مؤيد اين احتمال شأن نزول آيه شريفه است كه در آن آمده: آن فرد «لَبيد بن اَعْصَم» نام داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مواجه با وسوسه گرانى از جن و انس كه مردم را درباره ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند به ترديد مى افكندند .

قل أعوذ بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس ... من الجنّة و الن

در برداشت ياد شده، مجموع سوره با اين نگاه تفسير شده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در مسير ابلاغ يكتايى خداوند در ربوبيت، فرمان روايى و الوهيت، با عده اى از جن و انس مواجه شده بود كه در سينه هاى مردم وسوسه ايجاد كرده، هدايت آنان را بر آن حضرت دشوار مى ساختند; خداوند، آن حضرت را در پناه خود قرار داده و او را به اين پناهنده شدن فرا خوانده است تا وسوسه گران و اغواگران مردم را، از سر راه او بردارد.

167- تاريخ صنعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 5

5- كشتى سازى ، داراى سابقه طولانى در تاريخ بشر

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 6

6- مردم عصر بعثت آشنا با گداختن و ذوب فلزات در كوره هاى آتش ، براى تهيه زيورآلات و اسباب زندگى

و مما يوقدون عليه فى النار ابتغاء حلية أو متع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 96 - 10

10- صنعت ذوب فلز ، در تمدن زمان ذوالقرنين ، وجود داشته است .

قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا قال ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 7

7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 6

6 - وجود صنعت آهنگرى و ساخت و ساز ابزار آهنى در عصر داوود ( ع )

أن اعمل سبغت و قدّر فى السرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 8

8 - وجود صنعت مسگرى در دوران سليمان ( ع )

و أسلنا له عين القطر

«قطر» به معناى نوعى مس مذاب است (مفردات راغب و المنجد). گفتنى است كه «اسالة» (مصدر «أسلنا») به معناى سيلان و جريان است و كاربر آن در اشياى جامد، معناى ذوب را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 6

6 - صنعت ساختمان سازى و استخراج منابع و ذخاير دريايى ، در خدمت حكومت سليمان ( ع ) بود .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

168- تاريخ ضمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

169- تاريخ طائف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 8

8 - مكه و طائف ، دو شهر مهم جامعه عصر بعثت ، نزد عرب جاهلى

و قالوا . .. على رجل من القريتين

170- تاريخ ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 12

12- ظلم ، داراى پيشينه در تاريخ انسان

و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 24 - 4

4 - رواج ستم و تجاوز به حق ، در ميان بسيارى از شريكان در عصر داوود ( ع )

و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض

171- تاريخ عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 8

8 - انسان از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بود .

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

172- تاريخ عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 5

5- برگزيدن مكانى خاص براى عبادت ، امرى پسنديده و سابقه دار در اديان گذشته

فخرج على قومه من المحراب

173- تاريخ عرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 6

6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 6

6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.

174- تاريخ عقد شركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 79 - 4

4- شركت ، عقدى مشروع و سابقه دار در اديان الهى است .

فكانت لمسكين يعملون فى البحر

175- تاريخ عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 174 - 4

4 - انسان ها پيش از گرايش به شرك موحد بودند .

و لعلهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 5،6

5- قوم نوح ، پيش از پيامبرى آن حضرت ، به وجود خداوند معتقد بودند .

أن لاتعبدوا إلاّ الله

چنان چه قوم نوح به وجود خداوند معتقد نبودند ، ضرورى آن بود كه آن حضرت نخستين سخنانش را به اثبات آفريدگار جهان اختصاص مى داد و آن گاه مردمان را به پرستش او فرا مى خواند.

6- باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در عمق تاريخ بشر

أن لاتعبدوا إلاّ الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 6،7

6- قوم عاد ، به وجود خداوند معتقد بودند .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

7- باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 6،7

6- قوم ثمود ، به وجود خداوند معتقد بودند .

يقوم اعبدوا الله

7- باور به وجود خدا ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 7،8

7- مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

8- باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 27،28

27- مصريان عصر يوسف ( ع ) ، معتقد به وجود فرشتگان و زيبايى آنها

إن هذا إلاّ ملك كريم

28- اعتقاد به وجود فرشتگان ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

إن هذا إلاّ ملك كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 9

9- پادشاه مصر و درباريان او در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، به وجود خداوند و منزّه بودنش اعتقاد داشتند .

قلن حش لله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 3

3- شرك ، آيينى ساختگى و به وجود آمده پس از عقيده به توحيد و خداى يگانه است .

و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله

از تعبير « جعلوا لله أنداداً» (براى خدا شريك قرار دادند)، استفاده مى شود كه آنان اصل وجود خداى يگانه را قبول داشتند، ولى سپس براى او شريك قرار دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 35 - 12

12- جبرگرايى ، مسلك مشركان در طول تاريخ

و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا و لاحرّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 13،14

13- قوم زكريا ، مردمى خداپرست و اهل تسبيح و عبادت بودند .

فخرج على قومه . .. أن سبّحوا

14- باور به وجود خداوند ، پرستش و تسبيح او ، داراى گذشته اى ديرين در تاريخ بشر است .

قومه . .. أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 10

10 - اعتقاد قوم عاد و ثمود ، به وجود پروردگار و فرشتگان

قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملئكة

176- تاريخ عقيده به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 3

3 - وعده رستاخيز ، داراى ديرينه در تاريخ بشر و تعاليم پيامبران

لقد وعدنا هذا نحن و ءاباؤنا من قبل

اقرار كافران به سابقه داشتن مسأله معاد، نشان مى دهد كه موضوع رستاخيز از ديرباز در ميان بشر مطرح بوده است. بديهى است كه طرح مسأله ياد شده جز از طريق پيامبران صورت نگرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 10

10 - عقيده به روز قيامت در تاريخ بشر ، سابقه اى ديرينه دارد .

و ما يكذّب به . .. قال أسطير الأوّلين

سخن منكران قيامت - كه معارف قرآن از جمله معاد را محصول انديشه پيشينيان مى دانستند - بيانگر آن است كه انديشه معاد، گذشته اى طولانى دارد و مردم عصر بعثت، به سابقه ديرينه اين اعتقاد آگاه بودند.

177- تاريخ علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 6

6- وجود برخى علوم و معارف صحيح الهى در ميان مردم قبل از نزول قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله

178- تاريخ فرزندخواندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 10

10- انتخاب فردى به عنوان فرزند ( فرزندخواندگى ) ، امرى متعارف در زمان يوسف ( ع ) ، و داراى اعتبار قانونى در ديار مصر باستان

أو نتخذه ولدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 12

12 - فرزندخواندگى ، رسمى متعارف و ريشه دار در تاريخ

أو نتّخذه ولدًا

179- تاريخ فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 4 - 15

15 - فساد و تباهى ، امرى ريشه دار در خاندان و نياكان فرعون

إنّه كان من المفسدين

تعبير از نياكان فرعون به «المفسدين» (به صورت جمع با «ال») نشان مى دهد كه همه آنان فسادگر بودند و فلسفه فسادگرى در تاريخ فرعون ها، بسيار ريشه دار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 3

3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .

فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ

180- تاريخ فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 3

3 - تكذيب موسى ( ع ) از سوى فرعونيان

و كذّب موسى

از اين كه تكذيب حضرت موسى(ع) به قومش نسبت داده نشده، استفاده مى شود كه تنها فرعونيان با او به مخالفت برخاستند و بنى اسرائيل به او ايمان آوردند و دعوتش را پذيرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 4،5

4 - فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

5 - خداوند ، فرعون و قومش را به خاطر تكذيب آيات الهى ، دچار هلاكتى سخت و شگفت آور كرد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى هلاك و نابودى كردن است و «تدميراً» - كه مفعول مطلق براى «دمّرنا» است - براى تأكيد معناى هلاكت و نوع شگفت آور آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 3،7

3 - خداوند ، فرعون و لشگريان وى را در دريا غرق كرد .

فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ

7 - فرجام تلخ فرعونيان ، پى آمد ظلم و بيدادگرى آنان بود .

فانظر كيف كان عقبة الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 12 - 1

1 - قوم نوح ، عاد و فرعون ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 13 - 1،2

1- قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، از تكذيب كنندگان پيامبران ، در گذشته تاريخ

كذّبت قبلهم . .. و عاد و فرعون و إخون لوط

2- نقش اساسى فرعون ، در گرايش قوم او به تكذيب پيام آوران وحى *

و عاد و فرعون و إخون لوط

برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در مورد ديگر اقوام، نام «قوم» آمده; ولى در مورد تكذيب كنندگان موسى و

هارون(ع) تنها نام «فرعون» آمده است و قوم او در حقيقت تحت الشعاع او قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 9 - 1

1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان ، مردمى بدكردار و خطاپيشه بودند .

و جاء فرعون و من قبله . .. بالخاطئة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 10 - 1،2،3،5،6

1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از فرمان هاى پيامبران خود سرپيچى كردند .

و جاء فرعون . .. فعصوا رسول ربّهم

2 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از سوى خداوند به عقوبتى سخت در دنيا گرفتار شدند .

فأخذهم أخذة رابية

«رابية» (اسم فاعل از «ربا يربو») به معناى فزاينده و رو به رشد است و در اين آيه كنايه از شدّت است.

3 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، عامل عقوبت شدن فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط

فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية

5 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، مصداق بارز خطاپيشگى فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فعصوا رسول. ..» درصدد تفصيل و تبيين مضمون آيه قبل (موضوع خطاپيشگى اقوام ياد شده) است.

6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران - پس از توصيف آنان به خطاپيشگى - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.

181- تاريخ قدرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 5

5 - قدرت طلبى و زراندوزى ، داراى ديرينه اى بسيار طولانى در تاريخ بشر

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا

تاريخ قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 2

2 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد و يا به صورت مكتوب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل مى شده است. احتمال اول و دوم گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 9

9 - قرآن در همان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بخشهايى به نام سوره تقسيم شده بود .

فأتوا بسورة من مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 3 - 7

7 - كتابت قرآن در عصر نزول توسّط كُتّاب وحى *

نزّل عليك الكتاب

اطلاق «الكتاب» بر قرآن، يا بايد به اين اعتبار باشد كه نزولش به صورت نوشته بوده و يا در آن عصر به صورت كتاب و نوشته درمى آمده است، برداشت فوق بر اساس احتمال دوم استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 4

4 - كتابت قرآن در عصر نزول *

هو الّذى انزل عليك الكتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 7

7 - قرآن پس از نزول و در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نگارش يافته بر اوراق و تدوين شده به شكل كتاب

و ما يتلى عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 5

5 - قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نوشته شده بر سطوح و تدوين يافته به صورت كتاب

يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه و رسوله و الكتب الذى نزل على رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 5

5 - قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صورت كتاب بوده است .

و قد نزل عليكم فى الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 15 - 14

14 - قرآن ، به صورت كتاب و نوشته در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كتب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 48 - 4

4 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن حاكى از آن است كه در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 1

1 - قرآن در عصر نزول، حتى در مكه، به عنوان «كتاب» شناخته شده بود.

و هذا كتب أنزل نه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 124 - 3

3 - نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه

و إذا ما أنزلت سورة

برداشت فوق بر اين اساس است كه «انزال» در «أنزلت سورة» براى نزول دفعى به كار رفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 13 - 8

8- قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به بخشهايى به نام « سوره » تقسيم بندى شده بود .

فأتوا بعشر سور مثله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 6

6- كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايت الكتب المبين

اطلاق «الكتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن ، يابدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 4

4- كتابت قرآن در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تلك ءايت الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت است كه آيات آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خدا كه بايد به صورت كتاب و نوشته درآيد. به هر تقدير ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 1 - 4

4- قرآن ، قبل از به پايان رسيدن نزول مجموعه آيات آن ، به عنوان كتاب معرفى شده است .

الر تلك ءايت الكتب و قرءان مبين

با اينكه اين سوره مكى است و هنوز همه آيات قرآن در آن هنگام نازل نشده بود، از قرآن، به عنوان «كتاب» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 64 - 2

2- قرآن ، از همان دوران اوليه نزول ، به عنوان كتاب معرفى و شناخته شده است .

و ما أنزلنا عليك الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 16 - 2

2- قرآن ، در عصر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مجموعه اى مدوّن بود .

واذكر فى الكتب

حرف «ال» در «الكتاب» عهد حضورى است و به كتاب موجود اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 3

3- قرآن در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( در نيمه نخست بعثت ) به عنوان كتاب شناخته شده بود .

لقد أنزلنا إليكم كتبًا

با توجه به اين كه سوره «انبيا» در مكه نازل گرديد، استفاده مى شود كه قرآن در نيمه اول بعثت به عنوان كتاب شناخته شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 3

3 - قرآن كريم ، آن چنان كه شايسته آن بود در ميان مسلمانان صدراسلام ( نيمه اول بعثت ) ، مورد بهره بردارى قرار نگرفت و حق آن ادا نشد .

و قال الرسول يربّ إنّ قومى اتّخذوا هذا القرءان مهجورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 3

3 - قرآن ، نامى شناخته شده در عصر نزول براى مجموعه آيات نازل شده

لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 1 - 5

5 - نوشته شدن قرآن توسط كاتبان وحى در پى نزول هر آيه يا هر سوره آن

تلك ءايت القرءان و كتاب مبين

«كتاب»، مصدر به معناى مفعول (مكتوب) است. «كتاب مبين»; يعنى، نوشته اى روشن. بنابراين اطلاق «كتاب» بر قرآن مى تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول، نوشته مى شد و يا توصيه اى است بر اين كه بايد نوشته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 2 - 5

5 - تدوين قرآن ، پس از نزول هر آيه يا هر سوره آن

الكتب المبين

اطلاق «كتاب» (نوشته) مى تواند از آن جهت باشد كه پس از نزول آيات قرآن، مكتوب مى شده و يا توصيه اى است بر اين كه بايد مكتوب شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 4

4 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 45 - 3

3 - قرآن ، پيش از اتمام نزول تمام آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

اتل ما أوحى إليك من الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 3

3 - قرآن ، پيش از نزول آخرين آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 51 - 3

3 - قرآن ، پيش از نزول آخرين آيات اش ، كتاب ناميده شده است .

أنّا أنزلنا عليك الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 2 - 5

5 - پيش از هجرت ، عنوان « كتاب » ، عنوانى شناخته شده براى قرآن بوده است .

تلك ءايت الكتب الحكيم

سوره لقمان، سوره اى مكى است. از اين كه در اين سوره، از قرآن به عنوان «كتاب» ياد شده است، نكته بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 2 - 3

3 - قرآن ، در همان عصر نزول ، به « كتاب » مشهور بود .

تنزيل الكتب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 22

22 - قرآن كريم ، حتى قبل از نزول همه آيات آن ، كتاب ناميده مى شده است .

كان ذلك فى الكتب مسطورًا

در صورتى كه مراد از «الكتاب» قرآن باشد، اطلاق كتاب بر آن، در اين سوره - كه بى شك آخرين سوره نازل شده بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست - نكته ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 31 - 3

3 - كتابت و تدوين آيات قرآن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و الذى أوحينا إليك من الكتب

اطلاق كتابت (نوشته و نگارش) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است. و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 15 - 5

5 - تأثير شگرف قرآن و معجزات الهى بر مردم عصر بعثت

و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن و معجزه الهى، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت است كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هردو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 4

4 - كتابت آيات قرآن و تدوين آن ، پس از نزول آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اللّه نزّل أحسن الحديث كتبًا

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شد و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو احتمال گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّا أنزلنا عليك الكتب

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. هر دو فرض مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 2

2 -كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) انجام گرفت .

تنزيل الكتب من اللّه

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) به قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته در آيد. هر دو فرض، مى تواند گوياى برداشت يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 3

3 - قرآن ، قبل از نزول تدريجى و تفصيلى ، داراى وجودى اجمالى و تفصيل نايافته *

تنزيل من . .. فصّلت ءايته

جمله «فصّلت آياته» اشعار به آن دارد كه قرآن، قبل از نزول به صورت فعلى، در عالمى ديگر وجودى اجمالى و كلى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 2 - 8

8- انجام كتابت و جمع آورى قرآن ، در عهد پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) *

و الكتب المبين

آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، به صورت مكتوب و مدوّن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 2 - 3

3 - قرآن ، به صورت مكتوب و جمع آورى شده در عهد پيامبر (صلی الله علیه و آله)

تنزيل الكتب

اطلاق كتاب (نوشته) بر قرآن، مى تواند حاكى از آن باشد كه قرآن در زمان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به صورت مكتوب بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 3

3 - نزول قرآن ، در ادامه نزول كتاب هاى آسمانى بر امت هاى پيشين

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

اين آيه از نظر سياق و محتوا، با نخستين آيات سوره - كه درباره نزول قرآن بود - ارتباط دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 2 - 3

3- قرآن ، داراى عنوان « كتاب » و به صورت تدوين شده در عصر بعثت

تنزيل الكتب من اللّه

قرآن، خود عنوان كتاب را بر آيات نازل شده منطبق ساخته است. از اين نكته و با توجه به مكّى بودن آيات، استفاده مى شود كه آيات قرآن، از آغاز نزول داراى عنوان كتاب بوده و مدوّن و مكتوب مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 13 - 4

4 - قرآن ، پيش از نزول - در صفحه هايى متعدد - مكتوب بوده است .

فى صحف مكرّمة

توصيف قرآن به «فى صحف» - با توجه به نزول سوره «عبس» در مكه - يا پيشگويى از نوشته شدن آن در آينده است و يا از نوشته بودن آن پيش از نزول كامل خبر مى دهد. در صورت دوّم، مراد اين است كه ملائكه قرآن را از لوح محفوظ برگرفته و به صورت نوشته هايى در صفحات متعدد، آن را به مراحل بعدى نازل مى كردند.

182- تاريخ قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 7

7 - نابودى اصحاب فيل ، مايه استحكام پيوند قريش با شهر مكه و باقى ماندنشان در آن *

لإيلف قريش

آيه بعد يا تفسير اين آيه است كه در نتيجه «ايلافهم» در آن بدل خواهد بود و يا ذكر خاص بعد از عام است كه در نتيجه، اين آيه به الفتى ديگر نيز علاوه بر الفت با كوچ هاى تابستانى و زمستانى، نظر خواهد داشت. ارتباط آيه شريفه با سوره قبل

مى تواند بيانگر آن باشد كه استمرار پيوند قريش با مكه، مصداق برجسته اى براى عموم «ايلاف قريش» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 4

4 - شكست اصحاب فيل ، زمينه ساز گرفتار نشدن قريش ، به فقر اقتصادى و گرسنگى فراگير و جان فرسا

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل . .. لإيلف قريش ... الذى أطعمهم من جوع

نكره بودن «جوع»، بر شدّت آن دلالت دارد.

183- تاريخ قصه اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 9 - 5

5- قبل از نزول قرآن نيز سرگذشت اصحاب كهف در بين مردم مطرح بوده است .

أم حسبت أنّ أصحب الكهف . .. كانوا من ءايتنا عجبًا

سياق و لحن آيه، حاكى از آن است كه مردم عصر بعثت، از داستان اصحاب كهف، اطلاعاتى هر چند ناقص داشته اند و آن را از عجايب مى شمردند.

184- تاريخ قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 52 - 4،6،10،11

4- بت پرستى ، كيش و آيين قوم ابراهيم بود .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل

6- پدر حضرت ابراهيم مانند قومش ، بت و مجسمه هاى بى جان را مورد تقديس و عبادت قرار مى داد .

إذ قال لأبيه و قومه ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون

10- تقديس و عبادت دائمى مجسمه ها و نقش ها ، آيين مردم در آغاز رسالت حضرت ابراهيم ( ع )

ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون

«عكوف» به معناى رويكرد دائمى به چيزى از سر تعظيم و احترام به آن است و مقصود از آن در آيه شريفه، تقديس و عبادت بت ها است. گفتنى است ذيل آيه بعد - كه پاسخ سؤال ابراهيم است (... آبائنا لها عابدين) - مؤيد همين معنا مى باشد.

11- شرك قوم ابراهيم ، در قالب پرستش مجسمه هاى بى جان و صورت ها نقش بسته بود .

ما هذه التماثيل التى أنتم لها عكفون

«تمثال» (مفرد «تماثيل») به معناى شىء مصوّر و صورت هاى نقش بسته است (مفردات راغب). يكى از مصاديق بارز آن، مجسمه هاى بى جانى بود كه بت پرستان به شكل هاى گوناگون مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 1،5

1- بت پرستى اجداد و نياكان ، توجيه قوم ابراهيم در شرك و بت پرستى خويش

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

5- شرك و بت پرستى در ميان قوم ابراهيم ، فراگير و داراى پيشينه طولانى بود .

قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 1

1- قوم ابراهيم و نياكان آنان ، در گمراهى آشكار قرار داشتند .

قال لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 1،3،5

1- قوم ابراهيم نسبت به حق بودن سخن ابراهيم ( ع ) و جدى بودن او در نفى شرك و بت پرستى ، ترديد داشته و آن را بعيد مى دانستند .

قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين

3- بت پرستى در جان و روان قوم ابراهيم ، رسوخ داشته است .

قالوا أجئتنا بالحقّ

از اين كه مردم بت پرست، دعوت ابراهيم(ع) را جدى ندانسته و از دعوت به توحيد تعجب كردند، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

5- مردم بت پرست ، حضرت ابراهيم ( ع ) را فردى بازيگر كه عقيده آنان رابه شوخى و بازى گرفته است ، مى پنداشتند .

أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 56 - 4

4- شرك قوم ابراهيم ، در ربوبيت و تدبير جهان بود ; نه در خالقيت آن .

قال بل ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 58 - 3

3- بت ها ، داراى درجات و منزلت هاى مختلف و اندازه هاى گوناگون در نزد بت پرستان قوم ابراهيم

إلاّكبيرًا لهم

بزرگى بت ها هم مى تواند به اعتبار درجات و منزلت هاى آنها نزد بت پرستان باشد و هم به لحاظ اندازه هاى آنها در قطعه هاى بزرگ و كوچك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 59 - 4،5،8،9

4- قوم ابراهيم ، بت ها را معبود هاى خويش مى پنداشتند و آنها را مى پرستيدند .

لأكيدنّ أصنمكم . .. قالوا من فعل هذا بالهتنا

«إله» به معناى معبود و جمع آن «آلهه» به معناى معبودها است.

5- قوم ابراهيم ، معتقد به چند معبود و داراى بت هاى متعدد بودند .

ما هذه التماثيل . .. لأكيدنّ أصنمكم ... من فعل هذا بالهتنا

8- قوم ابراهيم ، هنگام ديدن بت هاى شكسته خود برآشفته شدند .

قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين

9- تعرض به بت ها ، ظلمى بزرگ و گناهى نابخشودنى در پندار قوم بت پرست ابراهيم

قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين

ظالم و ستم پيشه به كسى گويند كه بارها به ستم دست بزند. بنابراين توصيف ابراهيم به ستمكار بودن از جانب بت پرستان - در حالى كه او تنها يك بار به بت ها تعرض كرده بود - گوياى اين نكته است كه تعرض به بت ها در نظر بت پرستان ظلمى بزرگ محسوب مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 64 - 1

1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .

فرجعوا إلى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 65 - 2،3

2- بت پرستان ، على رغم قانع شدن از استدلال محكم ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك ، بار ديگر در صدد دفاع از عقيده شرك آميز خويش برآمدند .

ثمّ نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون

برداشت ياد شده براين مبنا استوار است كه مقصود از بالا و پايين شدن - كه در جمله كنايى «ثمّ نكسوا على رءوسهم» موجود است - زير و رو شدن عقايد و مواضع اعتقادى بت پرستان باشد; يعنى، آنان در آغاز بر اثر استدلال ابراهيم(ع) به بطلان شرك دست يافتند; ولى باز به عقيده پيشين بازگشتند. و مجدداً به دفاع از آن برداختند.

3- تغيير شخصيت قوم بت پرست ابراهيم ، با روى آوردن مجدد آنان به شرك و بت پرستى

فقالوا إنّكم أنتم الظلمون . ثمّ نكسوا على رءوسهم

برداشت ياد شده براساس اين نكته است كه مقصود از زير و رو شدن در جمله «ثمّ نكسوا على رءوسهم» تغيير عقيده بت پرستان باشد. براين اساس تشبيه كردن چنين تغييرى به واژگون شدن انسان، مى تواند كنايه از تغيير و دگرگونى اساسى شخصيت بت پرستان باشد كه براثر اين تغيير، عقايد آنان نيز تغيير يافت .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 5

5- قوم بت پرست ابراهيم ، مردمى سطحى نگر و كم خرد بودند .

أفتعبدون من دون اللّه ما لاينفعكم شيئًا و لايضرّكم . أُفّ لكم ... أفلاتعقلون

برداشت ياد شده از عبادت بى حاصل قوم ابراهيم و سرزنش شدن آنان از سوى آن حضرت بر تعقل نكردن و انديشه نورزيدن به دست مى آيد. گفتنى است به كسى كه عقل خود را به كار نيندازد و در حد قوّه نگه دارد، كم خرد اطلاق مى شود; به عبارت ديگر بى خردى يا كم خردى نسبت به خرد بالفعل است نه بالقوّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 68 - 6

6- سوزاندن كامل ابراهيم ( ع ) ، تنها راه دفاع از عقيده بت پرستان و معبود هاى ادعايى در ديد قوم او بود .

قالوا حرّقوه و انصروا ءالهتكم إن كنتم فعلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 4

4- قوم بت پرست ابراهيم ، از زيان كارترين مردم جهان بودند .

فجعلنهم الأخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 43 - 2

2 - انكار رسالت حضرت ابراهيم ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى ، از سوى قوم او ( كلدانيان )

فقد كذّبت . .. و قوم إبرهيم و قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 71 - 1،2،3

1 - تصريح قوم ابراهيم ، به پرستش مجسمه ها و بت هاى بى جان

قالوا نعبد أصنامًا

«صنم» (مفرد «أصنام») معادل «بت» است.

2 - توجه به درگاه بت ها و اعتكاف در آستان آنها ، از كار هاى مستمر قوم ابراهيم

فنظلّ لها عكفين

«ظلّ و ظلول» (مصدر «نظلّ») به معناى دوام و استمرار و «عكوف» (مصدر «عاكفين») به معناى ملازم بودن است.

3 - دلبستگى عميق و تفاخر قوم ابراهيم ، به مسلك شرك آلود خويش

إذ قال . .. ما تعبدون . قالوا نعبد أصنامًا فنظلّ لها عكفين

در جواب حضرت ابراهيم(ع) كه از قومش پرسيد: «چه مى پرستيد»، بايد آنان مى گفتند: «بت». اما آنها در پاسخ گفتند: «بت ها را مى پرستيم و همواره ملازم آنها هستيم». اين نشان مى دهد كه مى خواستند علاوه بر جواب او، فخر و دل بستگى شديد خود را به مسلك شرك، براى ابراهيم(ع) بيان كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 2،4

2 - قوم ابراهيم ، مردمى سطحى نگر و تنها مقلِّد پدران خويش

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

قوم ابراهيم، در برابر پرسش منطقى آن حضرت، تنها به تقليد كوركورانه خود از نياكانشان اشاره كردند و اين بيانگر شدت عقب ماندگى فكرى و اوج سطحى نگرى آنان است.

4 - بت پرستى ، امرى سابقه دار در ميان نياكان قوم ابراهيم

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 76 - 3

3 - بت پرستى ، داراى سابقه ديرينه در نياكان قوم ابراهيم

أفرءيتم ما كنتم تعبدون . أنتم و ءاباؤكم الأقدمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 6

6 - نياز هاى ضرورى و مداوم زندگى ، از عوامل گرايش قوم ابراهيم به بت پرستى *

و الذى هو يطعمنى و يسقين . و إذا مرضت فهو يشفين

تأكيد ابراهيم(ع) بر نقش خداوند در روزى دادن به انسان ها (يطعمنى) و فرو فرستادن باران (يسقين) و شفا بخشى به انسان (يشفين)، مى تواند از آن جهت باشد كه قوم او، به انگيزه همين امور به بت ها رو آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 3

3 - اكثريت قوم ابراهيم ، حق ناپذير و مصمم بر كفر

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 1،2،4،10

1 - قوم ابراهيم ، مردمى بت پرست و افتراساز بودند .

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا و تخلقون إفكًا

2 - قوم ابراهيم ، براى پرستش ، بت هاى متعددى داشتند .

إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا

4 - معبودان قوم ابراهيم ، موجوداتى ساخته شده بودند و به افترا ، نام « معبود » گرفته بودند .

تعبدون . .. أوثنًا و تخلقون إفكًا

10 - قوم ابراهيم ، نياز هاى مادى شان را از بت ها ، طلب مى كردند .

إنّ الذين تعبدون من دون اللّه لايملكون لكم رزقًا فابتغوا عند اللّه الرزق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 4

4 - كشتن و آتش زدن ، از شيوه هاى قوم ابراهيم ، براى رويارويى با دعوت توحيدى او بود .

إبرهيم إذ قال . .. ذلكم خير لكم ... فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو حر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 2،6

2 - قوم ابراهيم ، به جاى خداى واحد ، بت هاى متعدّدى براى پرستش داشتند .

إنّمااتّخذتم من دون اللّه أوثنًا

6 - عواطف قومى ، قوم ابراهيم را به بت پرستى و پايبندى به آن ، كشيده بود .

إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثنًا مودّة بينكم

«مودّة» مفعولٌ له «اتّخذتم» است. بنابراين، مفاد آيه، چنين مى شود: تنها چيزى كه شما، به خاطر آن، بت پرستى را انتخاب كرديد، مودّت بين خودتان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 86 - 4

4 - قوم ابراهيم ، معتقد به معبود هاى متعدد

أئفكًا ءالهة دون اللّه تريدون

جمع آمدن «ءالهة»، گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 97 - 3

3 - ناتوانى مشركان از مقابله با منطق و استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و بت پرستى

فى الجحيم

تصميم مشركان بر نابودى ابراهيم(ع) با سوزاندن آن حضرت - پس از شنيدن سخن منطقى و خردبرانگيزش - گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 2

2 - سوزاندن ابراهيم ( ع ) با انبوهى از آتش پرشعله ، مكر و توطئه مشركان در راستاى نابودى آن حضرت

فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

185- تاريخ قوم الياس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 124 - 2

2 - قوم الياس پيامبر ، مردمى بى تقوا بودند .

إذ قال لقومه ألاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 2،3

2 - قوم الياس ، مردمى مشرك و بت پرست بودند .

أتدعون بعلاً

3 - « بعل » نام بت قوم الياس

أتدعون بعلاً

برخى از مفسران و اهل لغت «بعل» را اسم و عَلَم براى بت قوم الياس دانسته اند (چون «مناة» و «هبل»).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 128 - 2

2 - وجود گروهى از بندگان مخلَص خدا در ميان قوم الياس پيامبر

فكذّبوه . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلاّ عباداللّه . ..» استثنا از ضمير جمع در «فكذّبوه» باشد; يعنى، همه قوم الياس - جز گروهى از بندگان خالص خدا از ميان آنان - به تكذيب رسالت روى آوردند.

186- تاريخ قوم تبع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 37 - 2،3

2- هلاكت قوم « تبّع » و اقوام پيش از آن ، به اراده و خواست خداوند

أهم خير أم قوم تبّع و الذين من قبلهم أهلكنهم

3- ايمن ماندن « تبّع » ، از عذاب هلاكت بار نازل شده بر قومش *

أهم خير أم قوم تبّع . .. أهلكنهم

از اين كه خداوند هلاكت را به قوم «تبّع» نسبت داده است - و نه خود وى - مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 14 - 1

1- اصحاب « ايكه » و قوم « تُبّع » ، از اقوام تكذيب كننده پيامبران

كذّبت قبلهم . .. و أصحب الأيكة و قوم تبّع

187- تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 2،9،18،23

2 - رسالت صالح ( ع ) در محدوده قوم ثمود

و إلى ثمود أخاهم صلحاً

9 - قوم ثمود ، مردمى مشرك

ما لكم من إله غيره

18 - قوم ثمود در انتظار دليل و معجزه اى از جانب خداوند براى اثبات رسالت صالح ( ع )

قد جاءتكم بينة من ربكم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «قد» در «قد جاءتكم» براى توقع باشد.

23 - آزادى ناقه صالح براى چريدن ، در تضاد با منافع قوم ثمود

فذروها تأكل فى أرض اللّه و لاتمسوها بسوء

نهى از آزار رساندن به ناقه پس از فرمان به رها ساختن آن در علفزارها، گوياى اين است كه تحمل ناقه آزاد براى قوم ثمود آسان نبوده و با منافع آنان در تضاد بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 1،2،3،8،9،10

1 - قوم ثمود پس از انقراض قوم عاد تشكل يافته و در سرزمين حجر به تمدن رسيدند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

«ال» در «الأرض» عهد ذهنى است و اشاره به سرزمينى است كه قوم ثمود در آن ساكن بودند كه بين حجاز و شام قرار گرفته است.

2 - خلافت قوم ثمود در زمين و سكونت گزيدن آنان در سرزمين حجر ، نعمتى الهى بر آنان

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

3 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا نعمت خلافت و سكونت گزيدن در سرزمين حجر را نعمتى از جانب خدا بدانند و آن را همواره به خاطر داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

8 - منطقه جغرافيايى سرزمين و محل سكونت قوم ثمود ، داراى دو بخش : دشت و كوهستان

و بوأكم فى الأرض تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بيوتاً

9 - قوم ثمود در دشت هاى متعدد ، قصر هاى بسيار بنا كردند و از كوه ها خانه هاى زيادى تراشيدند .

تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بيوتاً

«سهول» جمع سهل است و سهول الأرض به معناى زمينهاى هموار مى باشد كه از آن به دشتها و صحراها تعبير مى شود. «الجبال» من الجبال بوده و در اصطلاح منصوب به نزع خافض است. بنابراين جمله «إذ ... تنحتون الجبال بيوتاً»، يعنى آنگاه كه از كوهها خانه ها مى تراشيديد.

10 - قوم ثمود مردمى متمدن و آگاه به شيوه هاى گوناگون در خانه سازى

تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بيوتاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 4،6،9،11

4 - گروهى از مستضعفان قوم ثمود رسالت صالح ( ع ) را تصديق كرده و به وى ايمان آوردند .

للذين استضعفوا لمن ءامن منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «منهم» به «الذين» در «للذين استضعفوا» برگردد، نه به «قومه». در اين صورت «لمن ءامن» بدل بعض از كل براى «للذين استضعفوا» است و مفاد آن تقسيم مستضعفان به دو طايفه مؤمنان و غير

مؤمنان خواهد بود.

6 - اشراف كفرپيشه قوم ثمود براى ايجاد ترديد در مؤمنان ، از باور و اطمينان آنان به رسالت صالح پرسش كردند .

قال الملأ . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

9 - مستعضعفان مؤمن قوم ثمود ، در پاسخ مستكبران ، كفر خويش به معبودان دروغين را اعلان كردند .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

حصر اضافى كه از تقديم «بما ارسل» بر «مؤمنون» به دست مى آيد، بيانگر اين است كه مستضعفان، علاوه بر اعلان ايمان به صالح و رسالتهاى وى، بيزارى خويش را از معبودان دروغين نيز بيان داشتند.

11 - تلاش تبليغاتى كفرپيشگان قوم ثمود براى ايجاد شك در رسالت صالح ، تلاشى بى ثمر بود .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 1،2،4

1 - مجادله كفرپيشگان مستكبر قوم ثمود با مستضعفان مؤمن به صالح

استضعفوا لمن . .. مؤمنون. قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

2 - مستكبران قوم ثمود ، در پاسخ مستضعفان ، مخالف صريح خويش را با رسالت صالح و كفرشان را به پيام هاى او ابراز داشتند .

قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

4 - ايمان مستضعفان قوم ثمود بهانه اى براى كفرورزى و استكبار اشراف كفرپيشه آن قوم

قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

مجادله كافران با مستضعفان اقتضا مى كرد كه كفرپيشگان در پاسخ مؤمنان بگويند: «إنا به كفرون» و يا «إنا بما ارسل به كفرون»، ولى در پاسخ گفتند ما به آنچه شماها بدان ايمان آورده ايد كافر هستيم. و اين تعبير نشان مى دهد كه از ريشه هاى استكبار آنان در برابر حق، ايمان مستضعفان بوده است. تقديم «بالذى» بر «كفرون»، كه افاده حصر مى كند، اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 1،2،4

1 - كافران قوم ثمود ناقه صالح را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

«عقر» به معناى مجروح ساختن است و آنگاه كه گفته شود «عقر الفرس و البعير»، يعنى پاى آن را قطع كرد. (برگرفته از لسان العرب) و در مجمع البيان آمده «عَقْر» به جراحتى گفته مى شود كه مايه هلاكت گردد.

2 - كافران قوم ثمود با پى كردن ناقه صالح ، فرمان خداوند را سرپيچى كردند و مردمى متجاوز شناخته شدند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

مراد از «أمر ربهم» همان است كه در آيه 73 مطرح شده بود يعنى: زيان نرساندن به ناقه و آزادگذارى آن براى چريدن.

4 - كفرپيشگان قوم ثمود پس از كشتن ناقه صالح ، از وى خواستند تا تهديدش ( نزول عذاب دردناك ) را به اجرا گذارد .

قالوا يصلح ائتنا بما تعدنا إن كنت من المرسلين

مراد از «ما تعدنا» عذابى است كه در آيه 73 (فيأخذكم عذاب أليم) بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 78 - 1،2،3،4،6

1 - كفرپيشگان قوم ثمود با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فأصبحوا . .. » معلوم مى شود آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة» (لرزش آنان را فراگرفت) مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد بر اندام آنان مستولى شد و نيز مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه و زلزله اى شديد آنان را فراگرفت.

2 - لرزش شديد و عذاب نازل شده بر قوم ثمود توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از ايشان سلب كرد .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«فى دارهم» مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه نزول عذاب هنگامى بوده كه همه و يا اكثر ثموديان در خانه هايشان استراحت مى كردند و مى تواند علاوه بر اين، اشاره داشته باشد كه با احساس لرزش زمين - كه طبعاً آدمى از خانه مى گريزد - كافران قوم صالح نيز خواستند از خانه ها بدر شوند ولى عذاب مهلت شان نداد و در همانجا به هلاكت رسيدند با توجه به اينكه «فى دارهم» متعلق به «جثمين» است اين معنا وضوح بيشترى پيدا مى كند.

3 - كافران قوم ثمود بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فروافتادن شخص به سينه خود است.

4 - كفرپيشگان قوم ثمود شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد نه به معناى «صاروا» بر اين مبنا «فأصبحوا . .. » مى رساند كه هلاكت در اولين لحظه صبح اتفاق افتاده و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح يعنى در شب، بر كافران قوم ثمود عارض شده است.

6 - عذاب نازل شده بر قوم ثمود ، پاسخى بود به ناباورى آنان نسبت به تحقق تهديد هاى صالح ( ع )

ائتنا بما تعدنا . .. فأخذتهم الرجفة

از حقايقى كه در آيه قبل مطرح شده و مى تواند «أخذتهم الرجفة» بر آن مترتب باشد، ناباورى قوم ثمود به تهديدهاى حضرت صالح(ع) است، كه از جمله «ائتنا بما تعدنا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 3،5

3 - خداوند پيش از نزول عذاب بر قوم ثمود ، با ابلاغ پيام هاى خويش به آنان اتمام حجت كرد .

لقد أبلغتكم رسالة ربى و نصحت لكم

5 - صالح ( ع ) هنگام خروجش از ميان قوم ثمود ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .

فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسالة ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 3،5،7،9،14،15

3- قوم ثمود ، صالح ( ع ) را به خاطر ويژگى ها و استعدادهايش ، مايه ترقى و تعالى آن قوم مى دانستند .

قد كنت فينا مرجوًّا

5- قوم صالح و پدرانشان ، مردمانى مشرك و پرستشگر غير خدا بودند .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

7- حضرت صالح ( ع ) ، مورد اعتراض و سرزنش قوم ثمود به خاطر فراخوانى آنان به يكتاپرستى و نفى خدايان دروغين

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

استفهام در «أتنهنا أن نعبد . ..» استفهام توبيخى است.

9- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، از انگيزه هاى مخالفت قوم ثمود با صالح ( ع ) و تعاليم او

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

مراد از «ما» بتها و معبودهاى پندارى مشركان است. توصيف آنها با جمله «يعبد ءاباؤُنا» اشاره به علت حكم قبل (نعبد) دارد; يعنى ، ما بتها را مى پرستيم ، چون پدرانمان آنها را مى پرستند.

14- قوم ثمود ، در يكتايى خدا و ضرورت يگانه پرستى ، در شك و ترديد بودند .

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

15- دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن - به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» - خردمندى و هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 65 - 3،5،6

3- قوم ثمود ، پس از كشتن ناقه صالح ، بيش از سه روز مهلت ماندن در دنيا و بهره بردن از متاع آن را نداشتند .

فقال تمتعوا فى داركم ثلثة أيام

5- نزول عذاب بر قوم ثمود ، وعده اى راستين و تخلف ناپذير

ذلك وعد غير مكذوب

6- نزول عذاب بر قوم ثمود ، وعده اى از ناحيه خداوند به حضرت صالح ( ع )

ذلك وعد غير مكذوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 1،2،5،6

1- قوم ثمود ، بدون بهره گرفتن از مهلت سه روزه ، از كشتن ناقه اظهار ندامت نكردند و بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) اصرار ورزيدند .

فلما جاء أمرنا

2- خداوند ، در پى اصرار قوم ثمود بر شركورزى و انكار رسالت صالح ( ع ) ، عذابى سخت بر آنان نازل كرد .

فلما جاء أمرنا

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم ثمود است. اضافه آن به ضمير «نا» حاكى از بزرگى آن عذاب مى باشد.

5- گروهى از قوم ثمود ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت صالح ( ع ) ايمان آوردند .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه

6- خداوند ، صالح ( ع ) و پيروانش را از عذاب نازل شده بر قوم ثمود رهانيد و آنان را از ننگ آن عقوبت دور ساخت .

نجّينا صلحًا و الذين ءامنوا معه . .. و من خزى يومئذ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 1،3،7،8،9،10،11

1- كفرپيشگان قوم ثمود ، با غرشى مهيب به هلاكت رسيدند .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة

3- ستمكارى قوم ثمود ، موجب گرفتارى آنان به عذاب الهى شد .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة

7- كفرپيشگان قوم ثمود بر اثر عذاب الهى ، به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«جثوم» (مصدر جاثمين) به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى آن را به معناى فرو افتادن بر سينه دانسته اند (لسان العرب).

8- صيحه و غرشى كه قوم ثمود را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديرهم جثمين

«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه قوم ثمود در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه: صيحه و غرش مهيب آن چنان بود كه قوم ثمود، نتوانستند از خانه هاى خويش - كه طبعاً آدمى در اين گونه موارد از خانه خارج مى شود - بيرون آيند.

9- كفرپيشگان قوم ثمود ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاه به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى ديرهم جثمين

چنان چه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» باشد دلالت مى كند كه هلاكت آنان ، در صبحدم بوده است. در نتيجه صيحه و غرش - به قرينه فاء در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى در شب بر قوم ثمود نازل شده بود.

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) ( فى إهلاك قوم صالح ) : . . . لما كان نصف الليل أتاهم جبرئيل ( ع ) فصرخ بهم صرخة خرقت تلك الصرخة أسماعهم و فلقت قلوبهم و صدّعت أكبادهم . . . فأصبحوا فى ديارهم و مضاجعهم موتى أجمعين ثم أرسل الله عليهم مع الصيحة النار من السماء فأحرقتهم أجمعين . . . ;

از امام صادق(ع) [درباره هلاكت قوم صالح] روايت شده است: چون نيمه شب فرا رسيد، جبرئيل نزد آنان آمد. پس فريادى بلند بر سرشان زد كه گوشهاى آنان را پاره كرد و قلبهايشان را شكافت و جگرهايشان را دريد; در نتيجه صبحگاه آن شب، همه آنان در خانه ها و بسترهايشان مرده بودند. سپس خداوند همراه با آن فرياد آتشى از آسمان فرستاد كه همه را سوزاند ...».

11- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : . . . هؤلاء قوم صالح ( ع ) . . . عتوا عن أمر ربهم . . . فأهلك الله من كان فى مشارق الأرض و مغاربها منهم إلاّ رجلاً كان فى حرم الله فمنعه حرم الله من عذاب الله تعالى . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اينان قوم صالح بودند ... از فرمان پروردگار خود سرپيچى كردند ... پس خداوند از آن قوم همه آنان را كه در مشرقها و مغربهاى زمين بودند هلاك كرد مگر يك مرد را كه در حرم خدا بود و حرم خدا او را از عذاب الهى مصون داشت ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 68 - 1،4

1- عذاب نازل شده بر قوم ثمود ، موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در ديار ايشان شد .

كأن لم يغنوا فيها

«غِنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم ثمود در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از بين رفتن ديار آنان است.

4- قوم ثمود بر اثر نافرمانى خداوند ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .

ألا بُعدًا لثمود

توضيحِ كلمه «بُعداً» در آيه 60 ذيل برداشت شماره 5 آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 95 - 4

4- قوم ثمود ، از رحمت خدا محروم شدند و با عذاب هاى الهى به هلاكت رسيدند .

كما بعدت ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 82 - 1،2،3،4

1- اصحاب حجر با شكافتن كوه ها ، خانه هاى امنى براى خود در دل آن مى ساختند .

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

تراشيدن كوهها به منظور ساختن خانه به دو گونه قابل تصور است:1- ساختن خانه هاى سنگى از بريده هاى كوهها در دامنه كوهها و يا در جاى ديگر. 2- ساختن خانه از خود كوهها و در دل آنها. چنان كه در سوره «نحل» (آيه 68) همين تعبير به كار رفته است: (...أن اتخذى من الجبال بيوتاً).

2- اصحاب حجر با تراشيدن كوه ها ، از سنگ هاى آن براى خود خانه هاى امنى مى ساختند .

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

مقصود از تراشيدن كوهها به منظور ساختن خانه امن ممكن است ساختن خانه هاى سنگى به خاطر استحكام آن باشد.

3- وجود صنعت خانه سازى و سنگ تراشى در ميان مردم حجر ( قوم ثمود )

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

4- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) مردمى نيرومند و سخت كوش بودند و در مناطق كوهستانى زندگى مى كردند .

و كانوا ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 1

1- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) پس از تكذيب رسولان و اعراض از معجزات و آيات الهى ، صبحگاهان گرفتار صداى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين . و ءاتينهم ءايتنا ... معرضين ... فأخذتهم الصي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 84 - 1،3

1- هيچ يك از تلاش هاى اصحاب حجر براى رهايى خويش از عذاب الهى ، براى آنان چاره ساز واقع نشد .

فأخذتهم الصيحة . .. فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

3- عذاب الهى ( صيحه ) اصحاب حجر را در داخل خانه هاى سنگى و دژ هاى مستحكمشان درهم كوبيد .

ينحتون من الجبال بيوتًا ءامنين . فأخذتهم الصيحة ... فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبو

اصحاب حجر براى در امان ماندن از عذاب الهى، خانه هاى سنگى بنا كرده بودند; ولى اين خانه ها آنان را از عذاب مصون نداشت و در دفع آن كارساز نبود (فما أغنى عنهم . ..). حقيقت فوق بيانگر اين نكته است كه در وقت عذاب، آنان در همين خانه ها سُكنى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 13

13- قوم ثمود ، نسبت به معجزه الهى ( ناقه ) عكس العمل ناروا داشته و با آن ظالمانه برخورد كردند .

و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 3،6

3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )

و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود

6 - عاد و ثمود ، پس از قوم نوح و پيش از قوم ابراهيم مى زيستند .

قوم نوح و عاد و ثمود . .. و قوم إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 31 - 4

4 - ثمود ( يا عاد ) نخستين جامعه شكل گرفته پس از طوفان نوح

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين

مفسران در اين كه كدام جامعه پس از طوفان نوح شكل گرفت، دو نظر دارند: برخى از آنان با تكيه بر سخن هود(ع) در سوره اعراف: «و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح» و ذكر سرگذشت قوم هود در پى قوم نوح (در سوره هاى اعراف، هود و شعرا) معتقدند كه نخستين جامعه تشكيل يافته در پى هلاكت قوم نوح، قوم هود (عاد) بود. برخى ديگر نيز بر آنند كه با توجه به اين كه قوم صالح (ثمود) با صيحه آسمانى نابود شدند و در اين جا نيز ذكر صيحه به ميان آمده است، مى رساند كه اولين جامعه پس از طوفان، قوم صالح (ثمود) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 38 - 3

3 - اشراف جامعه پس از نوح ، مردم را از گرويدن به فرستاده الهى برحذر مى داشتند .

و ما نحن له بمؤمنين

اعلام اشراف مبنى بر اين كه به اين مرد (فرستاده الهى) ايمان ندارند، مى تواند دستورى ضمنى به مردم باشد كه بايد از آنان پيروى كنند و به فرستاده الهى گرايش نداشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 3

3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال

قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 1،2

1 - نزول عذابى فراگير بر نخستين جامعه پس از نوح ، در پى استمداد پيامبر آنان از خداوند

قال ربّ انصرنى . .. فأخذتهم الصيحة

2 - نابودى جامعه پس از نوح ، تنها با يك فرياد مرگ بار ( صيحه )

فأخذتهم الصيحة بالحقّ

«صيحة» مصدر عددى و به معناى يك فرياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 3

3 - همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .

و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا

«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» - كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است - نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 146 - 2

2 - ثموديان ، برخوردار از امنيت و رفاه كامل در سرزمين خويش

أتتركون فى ما ههنا ءامنين

«ما» در «فى ما» اشاره به نعمت هائى دارد كه بيان تفصيلى آن در آيات بعد آمده است. و «ههنا» نيز اشاره به سرزمين ثموديان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 147 - 1،2،3

1 - ثموديان ، برخوردار از چشمه ساران و باغستان هاى پوشيده از درختان ميوه

فى جنّ-ت و عيون

«جنّة» (مفرد «جنّات») به معناى باغ پوشيده از درختان و «عين» (مفرد «عيون») به معناى چشمه سار است.

2 - سرزمين ثموديان ، سرزمينى حاصلخيز با منابع آبى سرشار

فى جنّ-ت و عيون

نكره آمدن «جنّات» و «عيون»، نشان دهنده كثرت باغ ها و چشمه سارهااست و آن حكايت از حاصلخيزى و سرسبزى سرزمين ثموديان دارد.

3 - باغدارى ، از محور هاى فعاليت اقتصادى ثموديان

فى جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 149 - 1،3

1 - ثموديان ، استاد در ساختن خانه در دل كوه با تراشيدن ماهرانه سنگ ها

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

«نَحْت» (مصدر «تنحتون») به معناى تراشيدن و«فراهة» (مصدر «فارهين») به معناى مهارت و استادى است; يعنى، و با مهارت براى خود خانه هايى از كوه ها مى تراشيد؟

3 - سرخوشى و سرمستى ثموديان در خانه هاى كوهستانى خويش

و تنحتون من الجبال بيوتًا فرهين

«فارهين» مى تواند از مصدر«فره» (نشاط و سرخوشى) مشتق شده باشد. گفتنى است كه «فارهين» بنابراين احتمال، صفت براى «بيوتاً» و به تقدير «فارهين فيها» است; يعنى، خانه هايى كه در آن مست و سرخوشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 150 - 6

6 - بى تقوايى و گنه پيشگى ، بزرگ ترين مشكل ثموديان

فاتّقوا اللّه و أطيعون

در سفارش هاى حضرت صالح(ع)، توصيه به تقوا بيش از همه توصيه ها تكرار شده است و اين نشان مى دهد كه مشكل عمده ثموديان، مسأله بى تقوايى آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 151 - 1

1 - اطاعت ثموديان ، از اشراف و رؤساى اسراف گر و متجاوز خويش

و لاتطيعوا أمر المسرفين

«اسراف» (مصدر «مسرفين») به معناى افراط كردن و از حد اعتدال خارج شدن است. بنابراين «مسرفين»; يعنى، افراط گران و متجاوزان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 152 - 4

4 - وجود افراد صد در صد فسادگر در جامعه ثموديان ، در عصر بعثت صالح ( ع )

الذين يفسدون فى الأرض و لايصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 153 - 7

7 - اطلاع ثموديان ، از مسأله افسون و سحرزدگى

قالوا إنّما أنت من المسحّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 3،4،6،8

3 - هم دلى و هم گامى ثموديان در كشتن ناقه صالح

فعقروها فأصبحوا ندمين

با توجه به اين كه ناقه صالح، تنها به وسيله يك تن از ثموديان پى شد، جمع آمدن «عقروا» و نيز «أصبحوا نادمين»، مى رساند كه همه قوم ثمود در كشتن ناقه دست داشتند و يا بدان راضى بودند.

4 - معجزه خواهى ثموديان ، پيشنهادى بهانه جويانه بود ; نه درخواستى صادقانه .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين . .. فعقروها

6 - ثموديان ، مردمى لجوج و حق ناپذير

فأت بئاية إن كنت من الصدقين . قال هذه ناقة... و لاتمسّوها بسوء... فعقروها

8 - « عن على ( ع ) : . . . إنّما عقر ناقة ثمود رجل واحد فعمّهم اللّه بالعذاب لماعموه بالرضى فقال سبحانه « فعقروها فأصحبوا نادمين » . . . ;

از حضرت على(ع) روايت شده است:. .. پى كننده ناقه قوم ثمود يك نفر بود; در حالى كه خداوند عذاب را بر همه آنان فرستاد; چون آنان به عمل آن يك نفر راضى بودند. خداوند سبحان مى فرمايد: «فعقروها فأصبحوا نادمين»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 1،2،6،7

1 - نزول عذاب فراگير الهى بر ثموديان ، در پى كشتن ناقه صالح

فعقروها . .. فأخذهم العذاب

2 - نتيجه بخش نبودن پشيمانى ثموديان ، پس از كشتن ناقه صالح

فعقروها فأصبحوا ندمين . فأخذهم العذاب

6 - بيشتر ثموديان ، حق ناپذير و مصمم بر كفر بودند .

و ما كان أكثرهم مؤمنين

7 - وجود اقليتى مؤمن در ميان ثموديان

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 7،8

7 - دو دستگى قوم ثمود در مواجهه با پيام توحيدى صالح ( ع )

فإذا هم فريقان

8 - دودستگى ثموديان در برابر دعوت صالح ( ع ) ، همراه با خصومت مستمر ميان آنان بود .

فإذا هم فريقان يختصمون

فعل مضارع «يختصمون» افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 2،4

2 - شتاب ثموديان در اتخاذ روش هاى نادرست و بدفرجام

لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة

4 - قرار گرفتن ثموديان در مشكلات و گرفتارى ها به خاطر گناهان

لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون

از تعبير «لعلّكم ترحمون» استفاده مى شود كه ثموديان بر اثر گناهان، گرفتار بدبختى و مشكلات شده بودند و بيرون آمدن از آن و جلب رحمت خداوند، نيازمند استغفار بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 2،3،4،6

2 - ابتلاى ثموديان به گرفتارى ها و مشكلات ، پس از رسالت صالح

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

شوم شمردن و بديمن خواندن، در صورتى است كه پس از مبعوث شدن صالح(ع)، مشكلات طبيعى، اجتماعى و . ..براى مردم رخ داده باشد و آنان از اين امر بهانه اى براى انكار صالح(ع) پيدا كرده باشند.

3 - پديد آمدن دو دستگى و خصومت هاى اجتماعى در پى دعوت صالح ( ع ) ، زمينه بد يُمن خوانده شدن وى از سوى كافران

فإذا هم فريقان يختصمون . .. قالوا اطّيّرنا بك

احتمالاً آنچه كافران به عنوان شومى و نامباركى از آن ياد كرده اند، همان دو دستگى و اختلافات اجتماعى باشد كه درپى دعوت صالح(ع) و پيدايش مؤمن و كافر به وجود آمده بود.

4 - مشكلات ثموديان ، بنا به تقدير الهى و در جهت آزمايش آنان بود ، نه معلول وجود صالح ( ع ) و پيروان او .

قال طئركم عند اللّه بل أنتم قوم تفتنون

عبارت «طائركم. ..»; يعنى، آنچه كه باعث بروز مشكلات و گرفتارى براى شما شده، نزد خدا است. مقصود اين است كه وجود من تأثيرى در پيدايش مشكلات شما ندارد; بلكه مشكلات تان بر اساس برنامه و تقدير الهى است كه در راستاى آزمايش شما تدارك ديده شده است. گفتنى است كه در برداشت ياد شده، «فتنة» در جمله «بل أنتم قوم تفتنون» به معناى آزمايش گرفته شده است.

6 - مصايب و مشكلات ثموديان ، كيفر الهى و معلول گناهان خود آنان

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. بل أنتم قوم تفتنون

برداشت فوق باتوجه به اين نكته است كه صالح پيامبر(ع) در رد پندار ثموديان كه بدبختى هاى خود را ناشى از بد يمنى وجود صالح و پيروان آن حضرت قلمدادمى كردند، فرمود: بدبختى هاى شما كيفرى است الهى و معلول گناهان خودتان. گفتنى است در فرض فوق واژه «تفتنون» از فتنه به معناى عذاب مشتق مى باشد; يعنى، «بل أنتم قوم تعذّبون; بلكه شما مردمى هستيد كه به كيفر گناه خود عذاب مى شويد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 48 - 1،2،4

1 - وجود نُه فرد و يا گروه فسادانگيز ، در جامعه ثمود ، هم زمان با رسالت صالح ( ع )

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون

«تسعة رهط»; يعنى، نُه گروه، اما احتمال دارد كه به معناى نُه فرد نيز باشد. در «المنجد» آمده است: هرگاه عددى به «رهط» نسبت داده شود، «رهط» به معناى شخص مى باشد.

2 - گروه هاى نُه گانه شهر ثموديان ، داراى فسادگرى هاى گسترده و به دور از كمترين اصلاح طلبى و خيرانديشى

و كان فى المدينة . .. يفسدون فى الأرض و لايصلحون

قيد «فى الأرض» نشانگر گستردگى دامنه فسادگرى آنان است.

4 - ثموديان ، برخوردار از تمدن شهرى

و كان فى المدينة تسعة رهط

تعبير «المدينة» نشانگر وجود شهر و شهرنشينى در آن دوران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 1،2،4،5،6،7

1 - توطئه و هم قسمى گروه هاى نُه گانه فسادگر ، براى قتل شبانه صالح ( ع ) و خانواده اش

و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

«تقاسم» (مصدر «تقاسموا») به مشاركت كردن در قسم و «تبييت» (مصدر «نبيّتنّ») به سوء قصد شبانه گفته مى شود.

2 - فسادانگيزى گروه هاى نُه گانه مخالف صالح ، على رغم اظهار اعتقادشان به خدا

يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه

سوگند خوردن به خدا، حكايت از نوعى باور به خدا دارد.

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

5 - خانواده صالح ، جملگى مؤمنان به وى و مورد خشم عميق كافران

لنبيّتنّه و أهله

6 - توطئه گران عليه صالح ، نگران عكس العمل و مقاومت ياران وى در قبال هجوم علنى آنان

لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله

طرح هجوم شبانه و انديشه كردن در چگونگى پاسخ به ولىّ دم، نشانگر نگرانى آنان است.

7 - چاره انديشى توطئه گران عليه صالح ، براى انكار جنايت خويش و گريز از قصاص يا پرداخت خونبها

ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله و إنّا لصدقون

طرح اظهار بى خبرى از قتل صالح(ع) و خانواده وى، نشان مى دهد كه گروه هاى مزبور مى انديشيده اند تا راهى پيدا كنند و در نتيجه آن از خونخواهى ولىّ دم يا پرداخت خونبها شانه خالى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 3،4،9

3 - گرفتار شدن ثموديان به عذاب ويرانگر و كيفر نابودكننده الهى ، پيش از تحقق توطئه آنان عليه صالح ( ع ) و خانواده اش

فانظر كيف كان عقبة مكرهم أنّا دمّرنهم

«تدمير» (مصدر «دمّرنا») مرادف «إهلاك» است. حال اگر گروه هاى توطئه گر در برنامه ترور صالح(ع) موفق مى شدند، دعوت خداوند از انسان ها براى عبرت گيرى از سرنوشت آنان معنا نداشت. بنابراين عبارت «أنّا دمّرناهم»; يعنى، «أهلكناهم قبل أن يحققوا مكرهم; ما آنان را پيش از آن كه بتوانند طرحشان را پياده كنند، نابود ساختيم».

4 - كيفر الهى براى توطئه گران عليه صالح ، دامنگير تمامى كافران ثمود

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين

9 - ثموديان ، متشكل از قبيله ها و عشيره هاى مختلف *

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «قومهم» به تقدير «قوم كلّ واحد منهم» باشد; يعنى، ما قوم و قبيله هر يك از آن گروه هاى نُه گانه را به همراه آنها نابود ساختيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 1

1 - خانه هاى ويران و خالى از سكنه ثموديان ، نشانه اى گويا از فرود آمدن كيفر الهى بر آنان

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين . فتلك بيوتهم خاوية

«خواء» (مصدر «خاوية») به معناى ويرانى و نيز خالى از سكنه شدن است. در برداشت فوق هر دو معنا لحاظ شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 4

4 - وجود مؤمنانى با تقوا در ميان ثموديان ، على رغم وجود فساد و كفر فراگير در جامعه

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. دمّرنهم و قومهم أجمعين ... و أنجينا الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 1،2،4،13

1 - عاد و ثمود ، دو قوم هلاك شده با عذاب الهى اند .

فأخذتهم الرجفة . .. و عادًا و ثمودًا

«عاداً و ثموداً» منصوب به فعل مقدر «أهلكنا» است.

2 - خانه هاى بازمانده از دو قوم عاد و ثمود ، نشانِ هلاكت و نابودى آنان به عذاب الهى است .

و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسكنهم

احتمال دارد «من مساكنهم» متعلق به «تبيّن» باشد و فاعل «تبيّن» مستتر و مرجع آن «إِهلاكنا» باشد و احتمال دارد «من» زايد و «مساكن» در محل رفع و فاعل «تبيّن» باشد. در هر دو صورت، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

4 - دو قوم عاد و ثمود ، پيامبرانى داشتند و آنان را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه فأخذتهم الرجفة...و عادًا و ثمودًا و قد تبيّ

به قرينه سياق، احتمال دارد كه جمله، حذف به ايجاز داشته باشد; يعنى، چنين باشد: «و لقد أرسلنا إلى عاد و ثمود رسلهم فكذّبوهم فأخذتهم الرجفة»

13 - قوم عاد و ثمود ، قبل از گمراه شدن ، مردمى آگاه و بصير بودند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 7

7 - برخى از اقوام مكذِّب انبيا ( قوم ثمود ) با صيحه و صدايى مهيب و وحشت ناك ، عذاب و نابود شدند .

و عادًا و ثمودًا . .. فكلاًّ أخذنا بذنبه ... و منهم من أخذته الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 1

1 - قوم ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم . .. ثمود و قوم لوط وأصحب لئيكة

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أصحاب الأيكة» قوم شعيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 5،6،7

5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 8

8 - گرفتار آمدن قوم ثمود به عذاب دفعى و ناگهانى

فأخذتهم صعقة العذاب الهون

«صاعقة» به معناى صداى شديد آسمانى است و با توجه به مفرد بودن آن، معنا چنين مى شود: «ثموديان با يك فرياد آسمانى از ميان رفتند». بنابر اين مردم قوم ثمود بر خلاف قوم عاد - كه چندين روز عذاب آنان به طول انجاميد -، به عذابى ناگهانى گرفتار شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 1،2

1 - تنها گروهى اندك از قوم عاد و ثمود ، ايمان آورده ، تقوا پيشه كردند .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

از اين كه خداوند، استكبار و كوردلى را به عموم مردم عاد و ثمود نسبت داده است، مى توان استفاده كرد كه بيشتر آنان كافر شدند و فقط تعدادى اندك از آنان مؤمن بودند.

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» - به قرينه سياق - مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 3

3- قوم نوح ، اصحاب رسّ و ثمود ، از اقوام حق ستيز و تكذيب كننده رسولان الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحب الرسّ و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 43 - 2،4

2 - اتمام حجت خداوند بر قوم ثمود ، با اعطاى مهلتى محدود به ايشان

قيل لهم تمتّعوا حتّى حين

4 - قطعى شدن عذاب بر ثموديان ، پس از آسيب رساندن به ناقه صالح

و فى ثمود إذ قيل لهم تمتّعوا حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 44 - 1،4،5،6

1 - نزول عذاب بر قوم ثمود ، در پى سركشى از فرمان پروردگار

فعتوا . .. فأخذتهم الصعقة

4 - صاعقه فراگير و نيرومند ، عامل نابودى قوم ثمود

فأخذتهم الصعقة

5 - فراگيرى صاعقه بر قوم ثمود ، در عين هشيارى و در مقابل چشمان آنان

فأخذتهم الصعقة و هم ينظرون

6 - نظاره گرى قوم ثمود ، بر مرگ دشوار و ناگزير خويش ، نوعى عذاب براى آنان بود . *

فأخذتهم الصعقة و هم ينظرون

تصريح به «و هم ينظرون» - در پى «أخذتهم. ..» - ظاهراًبه منظور بيان شدت ابتلا و گرفتارى قوم ثمود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 51 - 1،2،3

1 - نابودى قوم ثمود ، به اراده خداوند

و أنه أهلك . .. و ثموداْ فما أبقى

2 - از ميان رفتن قوم ثمود و باقى نماندن نسل كافر ايشان ، پس از عذاب و انتقام الهى

و أنّه أهلك . .. و ثموداْ فما أبقى

3 - قوم ثمود ، مردمى ستم كار و طغيانگر

و أنّه أهلك . .. و ثموداْ ... و قوم نوح ... هم أظلم و أطغى

از اين كه در آيه بعد، قوم نوح «أظلم» و «أطغى» معرفى شده اند، اصل ظلم و طغيان براى قوم ثمود ثابت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 52 - 1،2،4

1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود

و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل

2 - قوم نوح ، مردمى ظالم تر و طغيانگرتر از قوم عاد و ثمود

عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح ... كانوا هم أظلم و أطغى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه ضمير «هم» به قوم نوح باز گردد و «أظلم» و «أطغى» بودن قوم نوح، در مقياس قوم عاد و ثمود سنجيده شده باشد.

4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ

إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى

بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 1،3،4

1 - قوم ثمود ، تكذيب گر انذار ها و هشدار هاى پيامبر خويش

كذّبت ثمود بالنّذر

«نذر» جمع «نذير» است. «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر». در برداشت، معناى اول در نظر گرفته شده است.

3 - قوم ثمود ، از جمله ملت هاى تكذيب كننده انذار هاى الهى ، پس از قوم نوح و عاد

كذّبت ثمود بالنّذر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مؤخر آمدن ذكر قوم ثمود پس از قوم نوح و عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح و عاد بر آنان باشد.

4 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : قلت له : « كذّبت ثمود بالنّذر . . . » قال هذا كان بما كذّبوا صالحاً . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره آيه «كذّبت ثمود بالنّذر. ..» سؤال نمود... امام فرمود: اين زمانى بود كه صالح(ع) را تكذيب كردند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 1

1 - ناباورى قوم ثمود نسبت به انتخاب فردى چون « صالح ( ع ) » ، از ميان همه قوم ، براى دريافت وحى

أءلقى الذكر عليه من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 26 - 3

3 - مجازات الهى براى قوم ثمود ، از پى اعطاى فرصت به ايشان

سيعلمون غدًا

مراد از«غداً»، آينده و فرصتى است كه به ثموديان داده شده است; نه روزى كه از پس امروز مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 27 - 3

3 - اعطاى معجزه به صالح پيامبر ( ع ) ، زمينه ساز نزول عذاب بر قوم حق ستيز ثمود

سيعلمون غدًا من الكذّاب الأشر . إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم

با توجه به ارتباط «إنّا مرسلوا الناقة» با آيه قبل، استفاده مى شود كه ظهور حقانيت صالح و كذب و غرور قوم ثمود، امرى محقق شدنى است; اما پس از اتمام آخرين حجت ها و اعطاى معجزه به ايشان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 28 - 1،2،3،4،7

1 - تقسيم آب در سرزمين قوم ثمود ، ميان ايشان و ناقه صالح ، به فرمان خداوند

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

2 - فرمان تقسيم آب ، فرمانى مهم و داراى تأثير جدى در زندگى قوم ثمود

و نبّئهم أنّ الماء قسمة بينهم

در واژه «نبّئهم»، اهميت خبر نهفته است; زيرا «نبأ» به خبر مهم اطلاق مى شود.

3 - اختصاص يافتن سهمى از آب سرزمين ثمود به ناقه صالح ، براى ايشان دشوار بود و مايه امتحان براى آنان

إنّا مرسلوا الناقة فتنة لهم . .. أنّ الماء قسمة بينهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه درصدد تدارك زمينه امتحانى است كه در آيه قبل با تعبير «فتنة» آمده است.

4 - اختصاص يافتن نيمى از آب سرزمين ثمود ، به ناقه صالح ( ع ) *

أنّ الماء قسمة بينهم

ظاهر اين است كه عبارت «قسمة بينهم» نظر به قسمت مساوى داشته باشد; زيرا در غير آن صورت بايد سهم، مشخص مى شد.

7 - مجاز نبودن قوم ثمود ، براى حضور در كناره هاى آب در زمان اختصاص يافته به ناقه صالح

قسمة بينهم كلّ شرب محتضر

ظاهراً واژه «محتضر» علاوه بر دخالت نكردن هر يك در سهم ديگرى، اين معنا را نيز افاده مى كند كه حتى حضور يافتن هر

كدام در كنار نهر يا چشمه، محدود به زمان خاص خودشان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 1،2،3،4،5،6

1 - توطئه قوم ثمود ، براى از ميان بردن ناقه صالح

فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر

2 - نارضايتى قوم ثمود ، از وجود ناقه و سهميه بندى آب

أنّ الماء قسمة بينهم . .. فنادوا صاحبهم

«فاء» در «فنادوا» تصميم قتل ناقه را متفرع بر «أنّ الماء قسمة» كرده است; يعنى، چون چنين قانونى وضع شد، آنان بر آشفتند و كمر به قتل ناقه بستند.

3 - تصميم بدون انديشه و به دور از تدبير قوم ثمود ، در از ميان بردن معجزه الهى ( ناقه ) *

فنادوا صاحبهم

به كار رفتن «فاء» در «فنادوا» - به جاى «ثمّ» يا حرف ديگر - احتمال دارد بيانگر بى تأملى قوم ثمود در كشتن ناقه باشد.

4 - انتخاب فردى خاص و استمداد از او از سوى قوم ثمود ، براى كشتن ناقه صالح

فنادوا صاحبهم

5 - عملى ساختن قتل ناقه صالح ، امرى دشوار براى قوم ثمود

فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر

از اين كه قوم ثمود، براى عملى ساختن توطئه خويش، به فرد خاصى مراجعه كردند; استفاده مى شود كه آنان يا بيم داشتند كه شخصاً وارد عمل شوند و يا توان جسمى آن كار را نداشتند.

6 - كشنده ناقه صالح ، پذيراى پيشنهاد قوم ثمود ، در كشتن ناقه بدون هيچ تأمل *

فتعاطى فعقر

كاربرد عبارت هاى «فتعاطى» و «فعقر» با «فاء»، بيانگر عدم تراخى در قبول و سرعت در عملى ساختن قتل ناقه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 30 - 2،3

2 - سرگذشت هلاكت بار قوم ثمود ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

خداوند، پس از بيان موضع تكذيب گرانه ثموديان نسبت به هشدارهاى الهى; انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه «ببيند چگونه عذاب ها و انذارهاى الهى تحقق پذيرفت و عملى گرديد».

3 - قوم ثمود ، گرفتار عذاب الهى ، در پى درس نگرفتن از انذار هاى مكرر پيامبر خويش

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

عطف «نذر» بر «عذابى»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه عذاب الهى در حق ثموديان، بدون انذارهاى مكرر و اتمام حجت نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 1،2،3،5

1 - نزول عذاب بر قوم ثمود ، پس از پى كردن ناقه صالح

فتعاطى فعقر . .. إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة

2 - صيحه ( صداى سهمگين ) آسمانى ، وسيله نابودى قوم ثمود

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة

3 - عذاب قوم ثمود ، همراه با صاعقه اى عظيم و كشنده *

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

با توجه به اين كه خشك شدن بدن قوم ثمود، بيش از آن كه متأثر از صداى مهيب باشد، معلول صاعقه است; احتمال مى رود صيحه در اين آيه، بدان جهت آمده باشد كه همواره پس از صاعقه صدايى شنيده مى شود.

5 - همدستان كشنده ناقه صالح ، شريك جرم او و مبتلا به عذابى همسان

فتعاطى فعقر . .. فكانوا كهشيم المحتظر

مفرد بودن «فقعر» مى رساند كه كشنده ناقه يك نفر بود; ولى تعبير «أرسلنا علهيم» افاده مى كند كه عذاب الهى - علاوه بر كشنده ناقه - شامل همه كسانى بود كه به صورت غير مستقيم، نوعى هم فكرى و هماهنگى با وى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 1،2،4،5،7

1 - خداوند ، قوم ثمود را به سختى كيفر داد .

كيف فعل ربّك بعاد . .. و ثمود

قوم ثمود، امت حضرت صالح(ع) بودند كه بر اثر مخالفت با تعاليم او عقوبت شدند.

2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار قوم ثمود

ألم تر كيف . .. و ثمود

4 - قوم ثمود با بريدن صخره ها ، ميان درّه و دشت ، خانه هاى سنگى بنا كرده بودند .

و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد

«صخر» (جمع «صخرة») به معناى سنگ هاى بزرگ و سخت و «جَوْب» (مصدر «جابوا») به معناى پاره كردن و نيز پيمودن است. گفتنى است كه اسناد آن به سنگ، با معناى پاره كردن سازگار است. «وادى» - كه حرف آخر آن به دليل آخر آيه بودن حذف شده است - به معناى فاصله بين كوه ها و تپه ها است. (قاموس)

5 - خانه هاى سنگى و مستحكم قوم ثمود ، بى ثمر در نجات آنان از عذاب الهى

ألم تر كيف فعل ربّك . .. و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد

7 - قوم ثمود ، پس از دوران قوم عاد مى زيستند .

بعاد . .. و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و سرزمين ها ، به طغيان گرى پرداخته ، در گناه فرورفتند .

الذين طغوا فى البلد

طغيان، از حد گذراندن گناه است (مقاييس اللغة) و هر چيز كه از مقدار خود فراتر رود، طغيان كرده است (العين). حرف «ال» در «البلاد»، براى استغراق عرفى است و مراد تمام سرزمين هايى است كه براى اقوام ياد شده، دسترسى به آن امكان پذير بوده است و مى توان گفت: اصل آن «بلادهم» بوده و حرف «ال»، جانشين ضمير «هم» است و مراد سرزمين هايى

است كه در قلمرو آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 12 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و مناطق خود ، به فساد و ناهنجارى ها دامن زده ، و آن را گسترش مى دادند .

فأكثروا فيها الفساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 13 - 1

1 - خداوند ، با فرود آوردن عذابى سخت بر فرعون و قوم عاد و ثمود ، شلاق عقوبت خويش را پياپى بر آنان نواخت .

فصبّ عليهم ربّك سوط عذاب

«صبّ»، به معناى ريختن چيزى و «سوط» به معناى آميختن چيزى با چيز ديگر است و به شلاق از آن جهت «سوط» گفته مى شود كه با پوست مى آميزد (مقاييس اللغة). «ريختن شلاق عذاب»، كنايه از عذاب پياپى و شديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 7

7 - نواختن شلاق عذاب بر عاد ، ثمود و فرعون ، نمونه اى از كمين گذارى خداوند براى مخالفان پيامبران است .

فصبّ عليهم ربّك . .. إنّ ربّك لبالمرصاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 5،6،8

5 - قوم ثمود ، كيفر هاى طغيان را دروغ انگاشته ، تهديد هاى الهى را تكذيب كردند .

كذّبت ثمود بطغويها

كلمه «طغواها»، مى تواند قرينه بر مراد از «كذّبت» باشد; يعنى، ثموديان هشدارهاى رسول الهى درباره عواقب طغيان را تكذيب مى كردند.

6 - قوم ثمود ، محروم سازنده خود از كمالات نفسانى و گرفتار فساد و تباهى بودند .

و قد خاب من دسّيها . كذّبت ثمود بطغويها

اين آيه، بيانگر يكى از مصاديق آيه قبل است.

8 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « كذّبت ثمود بطغواها » يقول الطغيان حملها على التكذيب ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «كذّبت ثمود بطغواها» روايت شده كه [خداوند ]مى فرمايد: طغيان و سركشى، قوم ثمود را به تكذيب [صالح] كشاند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 12 - 1،3،6،7

1 - بدبخت ترين فرد قوم ثمود ، به طغيان در برابر رسول الهى تحريك شد .

بطغويها . إذ انبعث أشقيها

«بعث»، به معناى برانگيختن چيزى و جهت دادن به آن است (مفردات). «انبعاث» مطاوعه آن و به معناى تحريك شدن و

ارسال و روانه شدن است. «شقاوة» نقطه مقابل «سعادة» است و مانند آن به «اخروى و دنيوى» و «نفسانى و بدنى و خارجى» تقسيم مى شود. (مفردات)

3 - قوم ثمود ، وادار سازنده شقى ترين فرد خود ، به طغيان در برابر فرستاده الهى

انبعث أشقيها

«انبعاث»، تأثيرپذيرى از «بعث» و ارسال ديگران است و نشان مى دهد كه فرد «اشقى»، از سوى ديگران تحريك شده بود. ظرف بودن «إذ انبعث...» براى آيه قبل و نيز ضميرهاى جمع در «فعقروها» و «بذنبهم» (در آيات بعد) بيانگر اين است كه قوم ثمود، محرك اصلى بوده اند.

6 - آمادگى شقى ترين فرد قوم ثمود ، براى مقابله با رسول الهى ، نمودار طغيانگرى و مصداق بارز تكذيب گرى آنان بود .

كذّبت ثمود بطغويها . إذ انبعث أشقيها

«إذ»، ظرف براى «كذّبت» و بيانگر زمان تكذيب قوم ثمود است; يعنى، زمانى تكذيب گرى و طغيان گرى قوم ثمود عملى شد كه شقى ترين فرد آنان تحريك شد.

7 - « عن عبد اللّه بن زَمعَة قال : خطب رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فذكر الناقة و ذكر الذى عقرها فقال : « إذ انبعث أشقاها » قال : انبعث لها رجل عارم عزيز منيع فى رهطه ;

عبداللّه بن زَمعة روايت كرده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) خطبه خواند و از ناقه [ثمود]و كسى كه آن را پى كرد، سخن گفت و فرمود: [خداوند فرموده] «إذ انبعث أشقاها» مردى براى پى كردن ناقه [صالح] تحريك شد كه زشت خو و مردم آزار و در قبيله خود عزيز و مورد حمايت بود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 -

1،2،4،5،8،14،15،16،17

1 - قوم صالح ، رسالت او را تكذيب كرده ، فرمان رعايت ناقه و شرب آن را دروغ انگاشتند .

فكذّبوه

2 - قوم ثمود ، ناقه صالح را پى كرده ، آن را به هلاكت رساندند .

فعقروها

زمانى كه با شمشير بر پاهاى شتر يا اسب، ضربه وارد كنند، گفته مى شود: «عَقَرْتُ» (صحاح اللغة). گاهى فعل «عقر» در موردى به كار مى رود كه آن را «نحر» كرده باشند. (مصباح)

4 - قوم ثمود ، براى دستيابى به آب اختصاصىِ ناقه صالح ، آن را هلاك كردند .

و سقيها . .. فعقروها

بيان هشدار به ثموديان، در مورد آب شربِ ناقه و آن گاه سخن گفتن از تكذيب و عقر، نشانگر آن است كه انگيزه قوم ثمود از پى كردن ناقه، چشم داشت آنان به آب مورد نياز آن بوده است.

5 - باور نداشتن رسالت صالح ( ع ) و بى اعتمادى به هشدار هاى او در مورد ناقه و آب شرب آن ، مايه اقدام بى پرواى قوم ثمود به از ميان بردن ناقه شد .

فكذّبوه فعقروها

8 - خداوند ، بر قوم ثمود به جهت كشتن ناقه ، عذابى فراگير نازل كرده ، اعضاى بدن آنان را از هم متلاشى ساخت .

فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم

اطلاق «دمدمة» - كه بر پوشاندن و فراگيرى دلالت دارد - بر هلاكت ثموديان، به جهت آن بود كه خداوند، آنان را با عذاب و هلاكت پوشاند (مقاييس). جمله «دمدمت الشىء» - كه گاهى با حرف «على» و گاهى بدون آن استعمال مى شود (قاموس) - زمانى كار برد دارد كه چيزى را به زمين كوبيده و آن را شكسته و قطعه هاى آن را پراكنده سازند. (صحاح اللغة)

14 - خداوند ، عذاب ثموديان را براى همه آنان يكسان قرار داد .

فسوّيها

ضمير مفعولى در «فسوّاها» به «دمدمة» - كه از «فدمدم عليهم» انتزاع مى شود - برمى گردد. «تسويه هلاكت»; يعنى، نجات نيافتن هيچ كس از ثموديان و تفاوت نداشتن عذاب آنان با يكديگر. احتمال رجوع ضمير به «ثمود» نيز منتفى نيست و در مفاد آيه، تغييرى ايجاد نمى كند; زيرا برابرى ثموديان با يكديگر، در عذاب، همان برابرى عذاب آنان با هم است.

15 - خداوند ، سرزمين ثموديان را با خاك يكسان كرد .

فسوّيها

ضمير «فسوّاها» ممكن است به «زمين» برگردانده شود كه از سياق آيه به دست مى آيد. «تسويه سرزمين»; يعنى، ويران كردن بناها و هموار ساختن پستى و بلندى هاى آن. در احتمالى ديگر ضمير به «ثمود» برمى گردد; ولى مفاد آيه، برابرى ثموديان در عذاب نبوده; بلكه يعنى، «سوّاهم بالأرض» (آنها را با زمين مساوى ساخت).

16 - بدن هاى قوم ثمود در اثر عذاب فراگير الهى ، متلاشى گشت و جنازه هاى آنان ، مدفون و با خاك يكسان شد .

فدمدم عليهم . .. فسوّيها

حرف «فاء» در «فسوّاها»، ممكن است جمله بعد را مفسّر جمله قبل قرار داده باشد. هم چنين مى تواند بر ترتيب دلالت كند. در صورت دوم - كه برداشت ياد شده ناظر به آن است - قوم ثمود نخست با عذاب «دمدمة» قطعه قطعه شدند; آن گاه مدفون و با خاك يكسان شدند. جمله «فسوّاها» در اين برداشت، به معناى «فسوّاهم بالأرض» گرفته شده است.

17 - « عن ابن نُباتة قال : سمعت أميرالمؤمنين ( ع ) على منبر الكوفة يقول : . . .أيّها الناس إنّما عَقَر ناقةَ صالح واحد فأصابهم اللّه بعذابه بالرضا و آية ذلك قوله عزّوجلّ « . . .فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّيها . . . » ;

اَصْبَغ بن نُباتَة گويد: شنيدم از اميرالمؤمنين(ع) كه بر منبر كوفه مى فرمود: «. ..اى مردم! همانا ناقه صالح را يك نفر [از قوم ثمود ]پى كرد; ولى خداوند همه آن قوم را به عذاب خود دچار كرد; چون به كار آن شخص راضى بودند و دليل اين مطلب سخن خداوند - عزّوجلّ - است «...فعقروها فدمدم عليهم ربّهم بذنبهم فسوّاها...»».

188- تاريخ قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 32 - 4،5

4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.

5 - احساس خطر جدى ملكه سبا از نامه سليمان و تلاش وى براى تحكيم روابط در درون دربار

أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون

در صورتى كه كار مشاوره براى بلقيس امرى معمولى بود، وى نيازى نداشته تا در خصوص اين موضوع، بر شيوه مشاوره خود تأكيد كند. احتمال مى رود اين تأكيد از آن جهت باشد كه موضوع را بسيار جدى و خطرناك تلقى كرده و با اين سخنان سعى داشته تا دل درباريان را به دست آورد و آنان را با خود همراه سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 33 - 1،2،3،4،5

1 - اطمينان بخشى درباريان سبا به فرمانرواى خود ( بلقيس ) نسبت به آمادگى كامل نظامى براى دفاع از كشور

قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

2 - مملكت سبا در عهد سليمان ، داراى نيروى دفاعى و امكانات جنگى قوى و نيز رزم آوران سلحشور و بى باك

قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

«قوة» به معناى نيرو و نكره آمدنش بيانگر عظمت و گستردگى آن است. بنابراين «نحن أُولوا قوّة»; يعنى، ما از نيرويى بسيار گسترده و عظيم برخورداريم. «بأس» به معناى شجاعت و دلاورى است. بنابراين «بأس شديد» برابر با سلحشورى و بى باكى است.

3 - اعلام آمادگى اميران و درباريان سبا براى درگيرى نظامى با سليمان ( ع )

أفتونى فى أمرى . .. قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد

تذكر قدرت و نيرومندى، اشاره به اين دارد كه آنان براى هر نبردى - ولو با سليمان - آمادگى دارند.

4 - اظهار آمادگى درباريان سبا براى پذيرش هرگونه تصميم ملكه ، در عين آمادگى براى نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. و الأمر إليك

درباريان سبا با اين كه آمادگى خود را براى نبرد يادآور شدند، در عين حال كار تصميم گيرى را به خود ملكه واگذار كردند.

5 - نفوذ عميق ملكه سبا در درباريان و پذيرش تدبير و قدرت فكرى وى از سوى آنان

و الأمر إليك فانظرى ماذا تأمرين

از نحوه برخورد بلقيس با عناصر اصلى نظام خود و نيز تصميم هاى بعدى وى و وانهاده شدن رأى نهايى به او از سوى درباريان، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 6

6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد

قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها

طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 12

12 - مردم سبا در مقطعى از تاريخ ، از سرزمينى آباد برخوردار بودند ، و خطاهايشان نيز از سوى خداوند بخشوده مى شد .

و لقد كان سبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان عن يمين و شمال . .. بلدة طيبة و ربّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 16 - 1،2،4،6،7

1 - مردم سبا ، از مأموريت شكرگزارى به درگاه خداوند روى برگرداندند .

كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له . .. فأعرضوا

2 - به دنبال تمرد قوم سبا از شكرگزارى به درگاه خداوند ، سيل بنيان كنى با شكستن سد مأرب به راه افتاد و باغ هاى آنان را درهم كوبيد .

فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم بجنّتيهم جنّتين ذواتى أكل خمط

«عرم» در لغت به معناى «مسناة» است (مفردات راغب) كه اسم آلت بوده و به محلى گفته مى شود كه آب در پشت آن جمع شده باشد. و در اصطلاح به آن سد گفته مى شود.

4 - مردم سبا ، از صنعت سدسازى برخوردار بودند و با آن ، آب ذخيره مى كردند .

فأرسلنا عليهم سيل العرم

6 - دو باغ دل نواز قوم سبا ، در پى جارى شدن سيل به باغ هايى از درختانى با ميوه هاى ناگوار و گز تبديل شدند .

فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم بجنّتيهم جنّتين ذواتى أكل خمط و أثل

«خمط» در لغت به درختى گفته مى شود كه خار ندارد و نيز گفته شده كه درخت گز است (مفردات راغب) هم چنين به معناى ميوه ترش مزه يك درخت آمده است (عمدة الحفاظ). «أثل» به درخت شوره گز گفته مى شود.

7 - در پى از بين رفتن باغ هاى دل نواز قوم سبا با سيل بنيان كن ، مقدار ناچيزى درخت سدر در جاى آنها روييد .

و بدلّنهم بجنّتيهم جنّتين ذواتى أُكل خمط و أثل و شىء من سدر قليل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 1،2

1 - راه افتادن سيل بنيان كن و درهم كوبيده شدن باغ هاى دل پذير قوم سبا ، كيفر ناسپاسى و كفران آنان بود .

فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم بجنّتيهم . .. ذلك جزينهم بما كفروا

به قرينه بحث شكر در دو آيه پيش، احتمال دارد مراد از «كفروا» كفران باشد.

2 - خداوند ، مردم سبأ را به خاطر كفرشان با فرستادن سيلى بنيان كن مجازات كرد .

فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم . .. ذلك جزينهم بما كفروا

برداشت ياد شده بنابراين اساس است كه «كفروا» به همان معناى مشهور (كفر ورزيدن) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 18 - 1،2،5،7،8

1 - در فاصله بين سرزمين سبا و سرزمين شام ، مراكز و اماكنى نزديك به هم وجود داشت كه از يكديگر قابل مشاهده بودند .

و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا فيها قرًى ظهرة

مراد از «القرى التى باركنا فيها» طبق گفته نوع مفسران، سرزمين شام است. گفتنى است كه مراد از «قرًى ظاهرة» مراكزى نزديك به هم است كه امكان مشاهده محلى از محل ديگر وجود داشته است.

2 - اتصال سرزمين سباييان به سرزمين شامات از طريق وجود شهر ها و روستا ها نعمتى براى آنان بود .

لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان . .. و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا في

آيه در ادامه قصه قوم سبأ و ذكر نعمت هايى است كه خداوند به آنان اعطا كرده بود و از آنان خواسته بود كه در قبال آنها شكرگزارى كنند.

5 - بين مردم شام و يمن در دوران قوم سبا ، ارتباط هاى گوناگونى وجود داشت .

و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا فيها . .. و قدّرنا فيها السير سيروا فيها

7 - منطقه بين يمن ( محل زندگى قوم سبا ) تا شامات در عصر سباييان ، در امنيت كامل بود .

سيروا فيها . .. ءامنين

8 - مردم سبا ، مى توانستند از يمن تا شام را در هر وقت كه بخواهند ( شب يا روز ) با امنيت كامل سفر كنند .

و قدّرنا فيها السير سيروا فيها ليالى و أيّامًا ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 1،5،7،9

1 - مردم سبا ، از خداوند خواستار طولانى شدن بين منزل گاه هاى سفرشان شدند .

و قدّرنا فيها السير سيروا فيها ليالى و أيّامًا . .. فقالوا ربّنا بعد بين أسفارن

5 - قوم سبا ، نابود و متلاشى شده و زبانزد و قصه مجالس گرديدند .

و اشكروا له . .. فأعرضوا ... ذلك جزينهم بما كفروا ...و ظلموا أنفسهم فجعلنهم أح

«أحاديث» (جمع «اُحدوثة») به معناى خبرى است كه مردم براى سرگرمى به همديگر مى گويند. هم چنين به معناى خبرى است كه به عنوان مثل، به كار مى رود (مفردات راغب).

7 - مردم سبأ ، به دنبال كفران نعمت هاى خدا و جارى شدن سيل سد مأرب ، به طور كلى متلاشى و پراكنده شدند .

فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم . .. و مزّقنهم كلّ ممزّق

«مزق» در لغت به معناى پاره كردن و از بين بردن اثر آمده و در آيه پراكندن در اطراف و اكناف بلاد است (مجمع البحرين).

9 - سباييان با ظلم به خويش ، باعث از هم فروپاشى كامل خود شدند .

و ظلموا أنفسهم فجعلنهم أحاديث و مزّقنهم كلّ ممزّق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 20 - 5،6

5 - همه مردم سبأ ، جز گروهى از مؤمنان ، از ابليس تبعيت كردند .

فاتّبعوه إلاّ فريقًا من المؤمنين

در صورتى كه ضمير فاعلى «اتّبعوا» مردم سبأ باشند، استثنا متصل خواهد بود و بر نكته ياد شده دلالت خواهد كرد.

6 - گروهى از سباييان ، مردمانى مؤمن بودند .

فاتّبعوه إلاّ فريقًا من المؤمنين

189- تاريخ قوم شعيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 10،19،20،21

10 - مردم مدين مشرك بودند .

و إلى مدين . .. ما لكم من إله غيره

19 - شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

فأوفوا الكيل و الميزان

كلمه «كَيل» مصدر است و در آيه مورد بحث به معناى چيزى است كه به وسيله آن كيل مى كنند ; يعنى پيمانه. «ايفاء» (مصدر اوفوا) به معناى اتمام مى باشد و «اتمام كيل» به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

20 - شعيب از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزشتر از آنچه هست جلوه ندهند .

و لا تبخسوا الناس أشياءهم

«بَخس» به اين معناست كه چيزى را كمتر از واقع و حقيقتش نشان دهند. در مفردات آمده است: «بخس» يعنى چيزى را ظالمانه ناقص شمردن.

21 - ابتلاى قوم شعيب به كمفروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اجتماعى - اقتصادى آنان بود .

فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 1،2،4،6،7،12

1 - گروهى از قوم شعيب به توحيد گرويدند و سالكان راه خدا گشتند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

2 - كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى داشتند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.

4 - كافران قوم شعيب در تلاش مستمر براى بد جلوه دادن راه خدا

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

6 - خداوند با عنايت ويژه خويش به مردم مدين ، در مدتى كوتاه جمعيت اندكشان را فزونى بخشيد و از آنان امتى بزرگ ساخت .

و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

عطف «كثركم» به وسيله «فاء» بر جمله قبل مى رساند كه زياد كردن جمعيت مردم مدين در مدتى نسبتاً كوتاه انجام گرفته است و همين معنا بيانگر عنايت ويژه خداوند به آنان است.

7 - شعيب براى گرايش دادن مردم مدين به راه خدا ، عنايت خداوند در زياد كردن جمعيت اندك آنان را يادآور شد .

و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 8،9،10

8 - شعيب ( ع ) ، كافران قوم خويش را به داورى خدا و گرفتارسازى آنان به عقوبت هاى الهى در دنيا تهديد كرد .

و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

با توجه به ذيل آيه 89 (ربنا افتح . .. ) معلوم مى شود مقصود شعيب از داورى خداوند، تحقق امرى است كه نابودى كافران در دنيا و در نتيجه پيروزى اهل ايمان را در پى خواهد داشت. چنانچه مخاطب در «فاصبروا» خصوص كافران باشد، اين معنا از وضوح بيشترى برخوردار خواهد بود.

9 - شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

10 - شعيب ( ع ) از مؤمنان و كافران قوم خويش خواست با وانهادن داورى به خداوند از تعرض به يكديگر پرهيز كنند .

إن كان طائفة منكم ءامنوا . .. و طائفة لم يؤمنوا ... فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «فاصبروا» علاوه بر مؤمنان متوجه كافران نيز باشد. در اين صورت مراد از صبر در «فاصبروا» عدم تعرض به يكديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 1،2،3،4،8،10،11

1 - گروهى از اشراف قوم شعيب ( ع ) از سر تكبر و خودبرتربينى به وى و رسالتهايش كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا من قومه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «الذين استكبروا» قيدى احترازى باشد. بر اين مبنا اشراف به دو طايفه مستكبران و غير مستكبران تقسيم مى شوند. قابل ذكر است كه مراد از استكبار، كفرورزى است كه براى تبيين علت كفر به جاى «كفروا»، «استكبروا» استعمال شده است.

2 - اشراف كفرپيشه مدين ، شعيب و مؤمنان به رسالتش را به تبعيد دسته جمعى تهديد كردند .

لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا

«معك» مى تواند متعلق به «لنخرجنك» باشد. بر اين مبنا «لنخرجنك» حاكى از تبعيد دسته جمعى است.

3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .

لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا

10 - اهل مدين در زمان شعيب داراى آيينى غير الهى

أو لتعودن فى ملتنا

11 - مؤمنان به شعيب ( ع ) پيش از ايمان به وى هم مسلك با مردم مدين در پيروى از آيين غير الهى

أو لتعودن فى ملتنا

عَوْد (مصدر لتعودن) به معناى بازگشتن است. بنابراين «لتعودن» دلالت مى كند كه مؤمنان به شعيب(ع) تا پيش از ايمان به وى با مردم مدين هم مسلك بودند. قابل ذكر است كه اطلاق اين معنا بر شعيب(ع) از باب تغليب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 6،12،25

6 - شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى،

مشيت تشريعى است.

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين

از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 1،2،3،4،5،6،7

1 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاش براى بازداشتن مردم از ايمان به رسالت شعيب و پيروى از فرمان هاى او

و قال الملأ الذين كفروا من قومه لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

مراد از متابعت در «اتبعتم» مى تواند پيروى از آيين و دستورات شعيب باشد. در اين صورت مخاطبان اين كلمه (اتبعتم) عموم مردم هستند. همچنين مى تواند مراد از آن پيروى از شعيب در خروج از شهر مدين باشد. در اين صورت مؤمنانِ به شعيب مخاطبانِ «اتبعتم» خواهند بود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

2 - گروهى از اشراف و بزرگان مدين رسالت شعيب را انكار كردند و گروهى از آنان به وى ايمان آوردند .

و قال الملأ الذين كفروا من قومه

در برداشت فوق «الذين . .. » قيد احترازى گرفته شده است; يعنى «ملأ» دو گروه بودند: گروهى كافر و گروهى مؤمن.

3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

6 - مؤمنانِ به رسالت شعيب ( ع ) مصمّم بر آيين توحيد و متابعت شعيب ( ع ) در خروج از شهر مدين

لئن اتبعتم شعيباً

7 - اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين

و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 1،2،3،4،5،6

1 - كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.

2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

3 - كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.

4 - كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.

5 - لرزش شديد و عذاب نازل شده بر قوم شعيب توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از ايشان سلب كرد .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«فى دارهم» هم مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نزول عذاب هنگامى بود كه همه و يا اكثر آنان در خانه هايشان استراحت مى كردند و هم مى تواند علاوه بر اين، اشاره به اين داشته باشد كه با احساس لرزش زمين، كه طبعاً آدمى از خانه مى گريزد، قوم شعيب نيز خواستند از خانه ها بيرون شوند، ولى عذاب مهلت نداد و در همانجا به هلاكت رسيدند. با توجه به اينكه «فى دارهم» متعلق به «جثمين» است، اين معنا وضوح بيشترى پيدا مى كند.

6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1،3

1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

3 - تكذيب كنندگان شعيب ( ع ) ، خود به فرجام زيانبارى كه براى مؤمنان پيش بينى مى كردند ، گرفتار شدند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرين . .. الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

حصرى كه از ضمير فصل استفاده مى شود حصر قلب است. يعنى بيان مى كند كه پندار كفرپيشگان (زيانكارى مؤمنان) باطل است و خود آنان زيانكار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 1

1 - شعيب ( ع ) پس از حتميت نزول عذاب الهى بر تكذيب كنندگان رسالتش ، از آنان فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .

فتولى عنهم

190- تاريخ قوم صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 16

16 - صالح ( ع ) مردم خويش را از فسادگرى در زمين بر حذر داشت .

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«لا تعثوا» از «عثى يعثى عثوا» است، يعنى فساد نكنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 2،5،8

2 - گروهى از اشراف و بزرگان قوم صالح رسالت وى را پذيرفتند و به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر از آنان به وى كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الذين . .. » وصفى احترازى باشد. يعنى ملأ قوم ثمود در برابر رسالت صالح دو طايفه شدند: مستكبران و غير مستكبران.

5 - مبارزه اشراف كفرپيشه ثمود با صالح ( ع ) ، على رغم مشاهده معجزه و دليل روشن بر رسالت آن حضرت

قال الملأ الذين استكبروا من قومه . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

8 - مستضعفان مؤمن قوم ثمود با پاسخى قاطع به كفرپيشگان ، ايمان و باور خويش را به صالح و تمامى رسالت هاى وى اعلان كردند .

أتعلمون . .. قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

191- تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 10،11

10 - قوم عاد نخستين جامعه سامان يافته در پى هلاكت قوم نوح

اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح

11 - تشكيل قوم عاد پس از انقراض قوم نوح ( ع ) به جانشينى از آنان ، نعمتى الهى براى قوم عاد

إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 4،6،7،12

4 - دودمان و پيشينيان قوم هود ، مردمى مشرك و پرستش كننده معبودانى دروغين

و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

6 - قوم عاد در عين اعتقاد به معبودانى دروغين و ضرورت پرستش آنها ، معتقد به خداوند و پرستشگر او بودند .

أجئتنا لنعبد اللّه وحده و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

7 - تقليد از نياكان و حفظ سنت هاى پيشينيان ، از انگيزه هاى قوم عاد براى پرستش معبودان دروغين و رويارويى با دعوت هود

قالوا . .. و نذر ما كان يعبد ءاباؤنا

12 - قوم عاد ، مردمى مغرور ، متعصب و لجوج در برابر دعوت توحيدى هود ( ع )

فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 10،11

10 - هود ، گرفتار جدال و كشمكش مدام قوم عاد درباره معبودان بى اساسشان

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

11 - هود با پرخاش به قوم خويش خواهان ترك بحث و جدال آنان با وى درباره معبودان دروغين شد .

اتجدلوننى فى أسماء سميتموها أنتم و ءاباؤكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 1،2،3،6،7،8

1 - خداوند ، قوم عاد را پس از اصرارشان به شرك و انكار رسالت هود ، به عذابى فراگير گرفتار ساخت .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا و قطعنا دابر الذين كذبوا

2 - گروهى از قوم هود رسالت وى را پذيرفتند و آيات الهى را تصديق كردند و به يگانگى خداوند ايمان آوردند .

و الذين معه

3 - خداوند ، هود و مؤمنان به وى را از عذاب نازل شده بر قوم عاد ، نجات بخشيد .

فأنجينه و الذين معه برحمة منا

6 - تمامى تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، با عذاب نازل شده از جانب خداوند به هلاكت رسيدند .

و قطعنا دابر الذين كذبوا

دابِر هر چيز به معناى آخر آن است. «قطع دابر» يعنى نابودسازى آخرين نفر ; و اين كنايه از نابودى همگان است.

7 - اصرار قوم عاد بر كفر و اميد نرفتن به ايمانشان ، عامل نزول عذاب و هلاكت آنان

و قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين

چون تكذيب آيات الهى ملازم با عدم ايمان، بلكه برخاسته از بى ايمانى است، مى توان گفت جمله «ما كانوا مؤمنين» يا اشاره به اين معنا دارد كه تكذيب كنندگانِ هلاك شده اهل ايمان نبودند و توفيق گرايش به توحيد به طور كلى از آنان سلب شده بود، و يا اشاره به طايفه اى ديگر غير از تكذيب كنندگان دارد. يعنى كسانى كه تكذيب نكردند، ايمان نيز نياوردند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

8 - خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .

قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 2،4،7

2- قوم عاد ، هود ( ع ) را به نداشتن معجزه و دليلى روشن بر حقانيت نبوتش ، متهم مى كردند .

قالوا يهود ما جئتنا ببيّنة

4- اصرار و پافشارى و تعصب قوم هود ، بر شركورزى و پرستش غير خدا

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

جمله اسميه «ما نحن . ..» و آوردن «با» ى زايده در خبر (تاركى ءالهتنا) حكايت از تأكيد و اصرار قوم عاد بر پرستش بتها دارد.

7- تأكيد قوم عاد ، بر ايمان نياوردن به هود ( ع ) و تصديق نكردن پيام ها و رسالت هاى او

و ما نحن لك بمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 54 - 2،3

2- قوم عاد ، هود ( ع ) را متهم به اغتشاش روانى كردند و سخنان او را برخاسته از جنون پنداشتند .

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

«سوء» به معناى رنج ، سختى ، مرض و آفت و مانند اينهاست. و مراد از آن ، در آيه شريفه - به مناسبت مورد - مرض جنون و مانند آن مى باشد.

3- قوم عاد ، برخى از آلهه خويش را عامل جنون و اغتشاش روانى هود ( ع ) مى پنداشتند .

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء

«إعتراء» به معناى شامل شدن و اصابت كردن است (لسان العرب). و از آن جا كه «إعتراء» در آيه شريفه، به وسيله حرف «باء» به مفعول دوم (بسوء) متعدى شده، به معناى رسانيدن و شامل كردن مى باشد. بنابراين جمله «إن نقول ...; يعنى، ما سخنى جز اين نمى گوييم كه يكى از خدايان ما، مرض و آفتى بر تو افكنده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 55 - 5،6

5- عجز و ناتوانى قوم عاد و خدايانشان ، براى از ميان بردن هود ( ع ) ، دليل و آيتى بر حقانيت رسالت او

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

«فاء» در «فكيدونى» فصيحه و حاكى از جمله اى مقدر است. آن جمله به قرينه «إن نقول إلاّ اعتريك ...» چنين است: «إن كان كما تقولون فكيدونى ...; اگر بتها چنين نيرويى دارند پس شما و آنها با من به مبارزه برخيزيد و كار را يكسره كنيد».

6- ناتوانى بت ها براى از ميان بردن هود ( ع ) ، على رغم بيزارى جستن علنى او از آنها ، نشانه حقيقت نداشتن ادعاى قوم عاد ( ابتلاى هود به جنون از ناحيه بت ها )

إن نقول إلاّ اعتريك بعض ءالهتنا بسوء . .. فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 1

1- قوم عاد ، درصدد آزار و اذيت هود ( ع ) و از ميان برداشتن او بودند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 5

5- نابودى كفرپيشگان قوم عاد و جايگزينى اقوامى ديگر به جاى آنها ، هشدار هود ( ع ) به آنان

فإن تولّوا . .. و يستخلف ربى قومًا غيركم

«إستخلاف» به معناى جانشين ساختن و جايگزين كردن است و اين معنا در آيه شريفه ، مستلزم نابود كردن قوم عاد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 1،2

1- قوم عاد ، رسالت هود ( ع ) را نپذيرفتند و به شرك و كفر اصرار ورزيدند .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم ... و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا

2- خداوند ، در پى اصرار قوم عاد بر كفر و شرك ، عذابى سخت و سهمگين بر آنان نازل كرد .

و لما جاء أمرنا . .. و نجّينهم من عذاب غليظ

مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم عاد است. «عذاب غليظ» در ذيل آيه - بنابر يك احتمال، يعنى دنيوى بودن عذاب - دلالت بر سهمگينى عذاب نازل شده بر قوم عاد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 1،2،4،5،7،8،13

1- قوم عاد ، برخوردار از آيات و نشانه هاى بسيار براى درك توحيد ربوبى

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

2- اكثريت قاطع قوم عاد ، آيات الهى و نشانه هاى ربوبيت خداوند را انكار كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

با اينكه عده اى از مردم عاد ايمان آوردند، خداوند انكار آيات و مخالفت با پيامبران را به همه قوم نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اكثريت قريب به اتفاق آنان، به كفرورزى اصرار داشتند و مؤمنان در قياس با آنها، چيزى به شمار نمى آمدند. قابل ذكر است كه چون فعل «جحد» به وسيله حرف «با» متعدى شده، معناى «كفر» در آن اشراب شده است.

4- خداوند ، در طول تاريخ قوم عاد ، پيامبران بسيارى را براى هدايت آنان فرستاد .

و تلك عاد . .. و عصوا رسله

برداشت فوق ، با توجه به كلمه «رسل» كه جمع «رسول» است ، استفاده مى شود.

5- اكثريت قاطع قوم عاد ، با رسولان الهى مخالفت كرده و از پذيرش رسالت و پيام هاى آنان سرپيچى كردند .

و تلك عاد . .. و عصوا رسله

7- قوم عاد ، متشكل از سرانى متكبر و سركش و توده هايى پيرو و مطيع

و اتبعوا أمر كل جبار عنيد

8- توده هاى قوم عاد ، به پيروى از فرمان سران خويش ، آيات الهى را انكار و با پيامبران مخالفت مى كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد

13- تكبر ، سركشى و لجاجت سران قوم عاد ، مايه انكار رسالت هود ( ع ) از سوى آنان و نپذيرفتن تعاليم او

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 6

6- از قوم عاد ، تنها معاصران هود از رحمت الهى محروم شده و به عذاب گرفتار شدند . *

ألا بُعدًا لعاد قوم هود

«قوم هود» عطف بيان براى «عاد» است. با توجه به اينكه قوم عاد پيش از حضرت هود بوده اند و پس از او نيز وجود داشتند ، مى توان گفت: هدف از تبيين و توضيح «عاد» به «قوم هود» بيان معنايى است كه در برداشت فوق آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 3،6

3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )

و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود

6 - عاد و ثمود ، پس از قوم نوح و پيش از قوم ابراهيم مى زيستند .

قوم نوح و عاد و ثمود . .. و قوم إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 31 - 4

4 - ثمود ( يا عاد ) نخستين جامعه شكل گرفته پس از طوفان نوح

ثمّ أنشأنا من بعدهم قرنًا ءاخرين

مفسران در اين كه كدام جامعه پس از طوفان نوح شكل گرفت، دو نظر دارند: برخى از آنان با تكيه بر سخن هود(ع) در سوره اعراف: «و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد قوم نوح» و ذكر سرگذشت قوم هود در پى قوم نوح (در سوره هاى اعراف، هود و شعرا) معتقدند كه نخستين جامعه تشكيل يافته در پى هلاكت قوم نوح، قوم هود (عاد) بود. برخى ديگر نيز بر آنند كه با توجه به اين كه قوم صالح (ثمود) با صيحه آسمانى نابود شدند و در اين جا نيز ذكر صيحه به ميان آمده است، مى رساند كه اولين جامعه پس از طوفان، قوم صالح (ثمود) بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 38 - 3

3 - اشراف جامعه پس از نوح ، مردم را از گرويدن به فرستاده الهى برحذر مى داشتند .

و ما نحن له بمؤمنين

اعلام اشراف مبنى بر اين كه به اين مرد (فرستاده الهى) ايمان ندارند، مى تواند دستورى ضمنى به مردم باشد كه بايد از آنان پيروى كنند و به فرستاده الهى گرايش نداشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 40 - 3

3 - پشيمانى سخت تكذيب گران پيامبر جامعه پس از نوح ، به هنگام مشاهده عذاب استيصال

قال عمّا قليل ليصبحنّ ندمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 1،2

1 - نزول عذابى فراگير بر نخستين جامعه پس از نوح ، در پى استمداد پيامبر آنان از خداوند

قال ربّ انصرنى . .. فأخذتهم الصيحة

2 - نابودى جامعه پس از نوح ، تنها با يك فرياد مرگ بار ( صيحه )

فأخذتهم الصيحة بالحقّ

«صيحة» مصدر عددى و به معناى يك فرياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 3

3 - همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .

و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا

«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» - كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است - نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 123 - 4

4 - قوم عاد ، منكر حقيقتى به نام رسالت

كذّبت عاد المرسلين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه قوم عاد اصولاً حقيقتى به عنوان رسالت را قبول نداشتند. بديهى است كه اين امر، به منزله انكار همه پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 124 - 6

6 - عاديان ، مورد سرزنش هود ( ع ) به خاطر بى تقوايى و گنه پيشگى

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون

استفهام در جمله «ألا تتّقون» مى تواند براى توبيخ و سرزنش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 128 - 1

1 - قوم عاد ، برپا كننده برج هاى عظيم بر فراز بلندى ها و ارتفاعات

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون

«بناء» (مصدر «تبنون») مقابل «هدم» (خراب كردن) است; يعنى، درست كردن و ساختن. «با» در «بكلّ ريع» مرادف «على» (بر روى) مى باشد. «ريع» به هر جاى بلند و مرتفع (تپه) گفته مى شود. «آية» در اصل به معناى نشانه است و نكره آمدنش براى بيان عظمت آن است و در اين جا مراد از آن به قرينه «أتبنون...»، برج هاى عظيم و بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 1،2،3،4

1 - احداث قصر هاى مستحكم و با شكوه ، به وسيله قوم عاد

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

«اتّخاذ» به معناى برگرفتن و احداث كردن و «مصانع» (جمع «مصنعه») به معناى كاخ هاى محكم و استوار است.

2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

3 - اقدام قوم عاد به ساختن آبگير ها و منابع آبى بسيار مستحكم و خارج از نياز خويش

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

«مصانع» به معناى «مآخذالماء» نيز به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه اين معنا است.

4 - سرزنش عاديان از سوى هود ( ع ) ، به خاطر احداث قصر ها و روحيه كاخ نشينى آنان

و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 130 - 1،3

1 - قوم عاد ، داراى روشى جبارانه و خشونت بار

و إذا بطشتم بطشتم جبّارين

«بَطْش» (مصدر «بطشتم») به هجوم سخت و خشونت بار گفته مى شود. بنابراين «جبّارين» حال مؤكد از ضمير فاعل در «بطشتم» است.

3 - نكوهش قوم عاد از سوى هود ( ع ) ، به خاطر خشونت و زورگويى آنان

و إذا بطشتم بطشتم جبّارين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 131 - 5

5 - ريشه تمام مفاسد اجتماعى و روحى قوم عاد ، در بى تقوايى و دورى آنان از ارزش هاى الهى بود .

أتبنون بكلّ ريع . .. بطشتم جبّارين . فاتّقوا اللّه و أطيعون

از اين كه هود(ع) پس از سرزنش عاديان به خاطر روحيه بيهوده كارى، كاخ نشينى و خشونت با ديگران، آنان را به تقواى الهى فرا خوانده است، نشان مى دهد كه آن مفاسد، همگى ريشه در بى تقوايى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 132 - 3،4

3 - قوم عاد ، برخوردار از نعمت هاى فراوان و چشمگير

و اتّقوا الذى أمدّكم بماتعلمون

به كارگيرى واژه «ما» به جاى بر شمردن نعمت ها، نشانگر مطلب ياد شده است.

4 - بى تقوايى ، بزرگ ترين مشكل عاديان

إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون . .. فاتّقوا اللّه... و اتّقوا الذى أمدّكم بماتعل

در سفارش هاى حضرت هود(ع)، توصيه به تقوا بيش از همه توصيه ها تكرار شده است و اين نشان مى دهد كه مشكل عمده عاديان، بى تقوايى آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 133 - 1،2،3

1 - قوم عاد ، برخوردار از امكانات دامى ( شتر ، گاو و گوسفند ) و نيروى انسانى

أمدّكم بأنعم و بنين

«أنعام» (جمع «نعم») در اصل بر شتران اطلاق مى شود و گاهى براى مجموع شتر، گاو و گوسفند نيز به كار مى رود. برداشت ياد شده بر پايه اطلاق دوم است.

2 - رشد قابل توجه دامدارى در قوم عاد

أمدّكم بأنعم

نكره آمدن «أنعام» و نيز «بنين»، بيانگر فراوانى دام و كثرت توالد و تناسل در ميان آن قوم است.

3 - كثرت توالد و تناسل در ميان قوم عاد

أمدّكم . .. و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 134 - 1

1 - عاديان ، برخوردار از چشمه ساران ، و باغ هاى پوشيده از درختان ميوه

و جنّ-ت و عيون

«جنّة» (مفرد «جنّات») به باغ پوشيده از درختان اطلاق مى شود و «عيون» (جمع «عين»)به معناى چشمه ساران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 136 - 1،2،4

1 - بى تأثير خوانده شدن موعظه ها و اندرز هاى هود از سوى قوم عاد

قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين

2 - قوم عاد ، مردمى لجوج و مصمم بر حق ناپذيرى

قالوا سواء علينا . .. من الوعظين

4 - تلاش قوم عاد ، به ايجاد يأس و نااميدى در حضرت هود ( ع ) نسبت به دستيابى او به اهداف رسالتش

قالوا سواء علينا أَوَعظت أم لم تكن من الوعظين

يادآورى قوم عاد به حضرت هود(ع) مبنى بر مؤثر نبودن موعظه هايش، مى تواند به منظور ايجاد يأس در آن حضرت و نيز بازداشتن ايشان از تلاش براى ادامه رسالت و تبليغ خود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 137 - 5،6

5 - تقدس و ارزش مندى سنت هاى كهن در نظر قوم عاد

سواء علينا أَوَعظت . .. إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

6 - تكيه و پافشارى قوم عاد بر سنت هاى نياكانشان ، عامل رويارويى آنان با هود ( ع ) و رد كردن نصايح وى

إن هذا إلاّ خلق الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 138 - 3

3 - احساس امنيت قوم عاد ، از عذاب الهى

و ما نحن بمعذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 1،2،3،8،9

1 - هلاكت قوم عاد ، به اراده الهى و در پى تكذيب رسالت هود ( ع ) از سوى آنان بود .

فكذّبوه فأهلكنهم

2 - ناباورى قوم عاد نسبت به هشدار هاى هود ( ع ) ، ريشه تكذيب رسالت آن حضرت

و ما نحن بمعذّبين فكذّبوه

3 - نزول عذاب بر قوم عاد ، نتيجه عملكرد و اصرار آنان بر كفر پس از اتمام حجت بر ايشان بوده است .

إنّى أخاف عليكم عذاب . .. فكذّبوه فأهلكنهم

8 - بيشتر عاديان ، حق ناپذير و مصمم بر كفر

و ما كان أكثرهم مؤمنين

9 - وجود اقليتى مؤمن در ميان قوم عاد

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 1،2،4،13

1 - عاد و ثمود ، دو قوم هلاك شده با عذاب الهى اند .

فأخذتهم الرجفة . .. و عادًا و ثمودًا

«عاداً و ثموداً» منصوب به فعل مقدر «أهلكنا» است.

2 - خانه هاى بازمانده از دو قوم عاد و ثمود ، نشانِ هلاكت و نابودى آنان به عذاب الهى است .

و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم من مسكنهم

احتمال دارد «من مساكنهم» متعلق به «تبيّن» باشد و فاعل «تبيّن» مستتر و مرجع آن «إِهلاكنا» باشد و احتمال دارد «من» زايد و «مساكن» در محل رفع و فاعل «تبيّن» باشد. در هر دو صورت، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

4 - دو قوم عاد و ثمود ، پيامبرانى داشتند و آنان را تكذيب كردند .

و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه فأخذتهم الرجفة...و عادًا و ثمودًا و قد تبيّ

به قرينه سياق، احتمال دارد كه جمله، حذف به ايجاز داشته باشد; يعنى، چنين باشد: «و لقد أرسلنا إلى عاد و ثمود رسلهم فكذّبوهم فأخذتهم الرجفة»

13 - قوم عاد و ثمود ، قبل از گمراه شدن ، مردمى آگاه و بصير بودند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 40 - 6

6 - عذاب برخى از اقوام مكذِّب انبيا ( قوم عاد ) با طوفان شن بود .

فمنهم من أرسلنا عليه حاصبًا

«حاصب» به «باد شديدى كه حامل شن و ماسه است» گفته مى شود. گفتنى است كه عذاب هاى ياد شده در آيه، براساس لفّ و نشر مرتب، مطابق با اقوام و اشخاص ياد شده در آيات پيش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 12 - 1

1 - قوم نوح ، عاد و فرعون ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 5،6،7

5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 15 - 4

4 - قوم عاد ، داراى قدرت و توانمندى بى نظير در عصر خويش

و قالوا من أشدّ منّا قوّة

قوم عاد، ادعاى نيرومندى داشتند و خداوند اين ادعا را رد نكرد; بلكه به گونه اى ديگر پاسخ آنان را داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 4،5،10

4 - طول كشيدن عذاب قوم عاد ، به مدت چندين روز

فأرسلنا عليهم . .. فى أيّام نحسات

5 - ايّام عذاب قوم عاد ، روزهايى نحس و ناميمون براى آنان

فى أيّام نحسات

10 - عذاب نازل شده بر قوم عاد ، عذابى بس خواركننده و ذلت بار

لنذيقهم عذاب الخزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 18 - 1،2

1 - تنها گروهى اندك از قوم عاد و ثمود ، ايمان آورده ، تقوا پيشه كردند .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

از اين كه خداوند، استكبار و كوردلى را به عموم مردم عاد و ثمود نسبت داده است، مى توان استفاده كرد كه بيشتر آنان كافر شدند و فقط تعدادى اندك از آنان مؤمن بودند.

2 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه قوم عاد و ثمود را از عذاب نازل شده نجات داد .

و نجّينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

مراد از «الذين آمنوا» - به قرينه سياق - مؤمنان هر دو قوم عاد و ثمود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 16،18

16- قوم عاد ، گرفتار شرك و انحراف در پرستش

و اذكر أخا عاد . .. ألاّتعبدوا إلاّ اللّه

از انذار هود(ع) و محتواى پيام او، دانسته مى شود كه مشكل اساسى قوم عاد، شرك و انحراف در پرستش بوده است.

18- روز نزول عذاب بر قوم عاد ، روزى بس سخت و دشوار

أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 24 - 1،2،4،5،6،7

1- نمودار شدن نشانه هاى عذاب و كيفر الهى بر قوم عاد ، پس از اصرار آنان بر كفر

فلمّا رأوه عارضًا

ضمير «رأوه» به عذاب بازمى گردد كه در آيات پيشين، از آن ياد شده است.

2- توده هاى ابرْگونه ، حامل عذاب الهى براى قوم عاد

عارضًا مستقبل أوديتهم

«عارض» به معناى توده ابر است.

4- طوفان بلا گسترده از كران تا كران افق ، براى قوم عاد

فلمّا رأوه عارضًا مستقبل أوديتهم . .. ريح فيها عذاب أليم

واژه «عارض» به معناى توده ابرى است كه در پهنه افق گسترده و عرض فضا را پر كرده باشد.

5- قوم عاد ، گرفتار كم آبى و چشم انتظار نزول باران قبل از گرفتار شدن به عذاب *

قالوا هذا عارض ممطرنا

از تعبير «هذا عارض ممطرنا»، استفاده مى شود كه آنان در انتظار باران بودند; چه اين كه اگر انتظار آن را نداشتند، بى تفاوت بدان مى نگريستند.

6- نزول عذاب بر قوم عاد ، به هنگام ناباورى و غفلت آنان

فلمّا رأوه . .. قالوا هذا عارض ممطرنا

آنان به قدرى از خدا و وعده هاى هود(ع) غافل بودند كه هرگز احتمال نمى دادند توده هايى را كه مى بينند، طوفان بلا باشد.

7- توده هاى ابرْگونه مرگ بار ، پاسخ الهى به اصرار قوم عاد براى مشاهده عذاب

فلمّا رأوه عارضًا . .. بل هو ما استعجلتم به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 1،6،7

1- عذاب قوم عاد ، تندبادى ويرانگر و نابود كننده همه مظاهر حيات

ريح . .. تدمّر كلّ شىء

تعبير «كلّ شىء» گر چه عام است و شامل همه مظاهر طبيعت مى شود; اما «لايرى إلاّ مساكنهم» نشان مى دهد كه اين ويرانگرى، بيشتر متوجه جانداران و موجودات زنده بوده است.

6- خانه هاى مستحكم قوم عاد ، ناتوان از محافظت ايشان در برابر عذاب الهى *

فأصبحوا لايرى إلاّ مسكنهم

برداشت ياد شده در صورتى است كه از برجاى ماندن خانه هاى قوم عاد، استحكام آن خانه ها استفاده شود.

7- اجساد قوم عاد ، مدفون در زير شن و يا پراكنده در سرزمين هاى دور ، باطوفان بلا *

فأصبحوا لايرى إلاّ مسكنهم

در صورتى كه «لايرى» به معناى حقيقى كلمه باشد; ديده نشدن اجساد و بقاياى قوم عاد از دو حال خارج نيست: يا در نتيجه مدفون شدن بهوسيله شن ها است - كه واژه «الأحقاف» مى تواند مؤيد آن باشد - و يا در نتيجه گردباد و طوفان عظيم، آنان به مناطقى بس دور افكنده شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 15

15- گرفتار آمدن قوم عاد ، به عذاب مورد تمسخر آنان

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 13 - 1

1- قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، از تكذيب كنندگان پيامبران ، در گذشته تاريخ

كذّبت قبلهم . .. و عاد و فرعون و إخون لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 2

2 - كفر و حق ستيزى قوم عاد ، منتهى به عذاب الهى با بادى ويرانگر

و فى عاد إذ أرسلنا عليهم الريح العقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 42 - 1،2،3

1 - باد وزيده بر قوم عاد ، از ميان برنده تمامى مظاهر حيات بود .

الريح العقيم . ماتذر من شىء

2 - تبديل اجساد قوم عاد به استخوان هايى پوسيده ، با وزش باد عذاب

و ما تذر من شىء أتت عليه إلاّ جعلته كالرّميم

«رميم» به استخوانى گفته مى شود كه پوسيده شده باشد.

3 - باد وزيده بر قوم عاد ، داراى خاصيتى سوزاننده و متلاشى كننده مظاهر حيات *

ما تذر من شىء أتت عليه إلاّ جعلته كالرّميم

تعبير «ما تذر من شىء» مى رساند كه اين باد بر هر جسمى كه مىوزيد، آن را مانند حرارت آتش پوسانده و اجزاى آن را در معرض متلاشى شدن، قرار مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 50 - 1،2،3،4

1 - هلاكت و نابودى نخستين نسل قوم عاد ، به اراده خداوند

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

تعبير «عاداً الأولى»، مى تواند بيانگر اين باشد كه قوم عاد، داراى نسل هاى متعدد در تاريخ بوده اند و نسل نخستين آنان نابود شده است.

2 - قوم عاد ، از جمله كهن ترين اقوام هلاك شده تاريخ *

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «الأولى» بيانگر قدمت و پيشينه كهن قوم عاد باشد.

3 - قوم عاد ، مردمى ستم كار و طغيانگر

عادًا الأُولى . .. و قوم نوح ... هم أظلم و أطغى

از اين كه در آيات بعد، قوم نوح «أظلم» و «أطغى» معرفى شده اند، اصل ظلم و طغيان براى قوم عاد ثابت مى شود.

4 - شرك در ربوبيت خداوند ، عامل نابودى قوم عاد *

و أنّه هو ربّ الشعرى . و أنّه أهلك عادًا الأُولى

بيان هلاكت قوم عاد - در پى تأكيد بر ربوبيت يگانه خدا - مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه شرك در ربوبيت، ريشه ظلم و طغيان قوم عاد و هلاكت آنان، بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 52 - 1،2،4

1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود

و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل

2 - قوم نوح ، مردمى ظالم تر و طغيانگرتر از قوم عاد و ثمود

عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح ... كانوا هم أظلم و أطغى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه ضمير «هم» به قوم نوح باز گردد و «أظلم» و «أطغى» بودن قوم نوح، در مقياس قوم عاد و ثمود سنجيده شده باشد.

4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ

إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى

بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 1،2،6

1 - قوم عاد ، از جمله ملت هاى حق ستيز و تكذيب گر پيامبران

كذّبت عاد

2 - عبرت نگرفتن قوم عاد ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ( ع )

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فهل من مدّكر . كذّبت عاد

با توجه به اين كه مؤخّر آمدن ذكر قوم عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح بر آنان مى باشد; تكذيب انبيا از سوى آنان، نشان مى دهد كه آن قوم از سرگذشت قوم نوح عبرت نگرفته بودند.

6 - عذاب الهى در مورد قوم عاد ، پس از انذار هاى مكرر و اتمام حجت بر آنان بود .

فكيف كان عذابى و نذر

عطف «نذر» بر «عذابى»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه عذاب الهى در حق كافران، بدون انذارهاى مكرر و تمام شدن

حجت بر آنان نبوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 3

3 - قوم ثمود ، از جمله ملت هاى تكذيب كننده انذار هاى الهى ، پس از قوم نوح و عاد

كذّبت ثمود بالنّذر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مؤخر آمدن ذكر قوم ثمود پس از قوم نوح و عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح و عاد بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 1،2،7

1 - خداوند ، قوم عاد را به سختى كيفر داد .

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

قوم عاد، امت هود(ع) بودند كه بر اثر نافرمانى خداوند عقوبت شدند. عبارت «كيف فعل»، حاكى از شدت عقوبت آنان است.

2 - آگاهى دقيق پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به فرجام هلاكت بار قوم عاد

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت به سرنوشتى نظير فرجام قوم عاد

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 7 - 1،2،3،4،5،6

1 - قوم عاد ، داراى سرزمينى به نام « ارم »

إرم ذات العماد

كلمه «إرم»، بدل اشتمال براى «عاد» است; زيرا تخريب آن با عذاب الهى، عقوبتى بود كه بر قوم عاد وارد شد. بنابراين مفاد آيه شريفه اين است كه: «آيا نديدى خداوند با عاد چه كرد؟ آيا نديدى با ارم چه كرد؟»

2 - « اِرم » ، سرزمينى داراى ساختمان هاى مرتفع

إرم ذات العماد

«عماد»، به معناى ساختمان هاى بلند است و به يك ساختمان «عمادة» گفته مى شود. (مصباح)

3 - استحكام سرزمين عاد و عظمت ساختمان هاى آن ، مانع تأثير عذاب الهى در تخريب و نابودى آن نبود .

كيف فعل ربّك . .. إرم ذات العماد

4 - قوم عاد ، مردمى متمدن و آشنا با فن ساختمان سازى

إرم ذات العماد

5 - « ارم » ، نام ديگر قوم عاد *

إرم ذات العماد

درباره مراد از «ارم»، احتمالات گوناگونى داده شده است; از جمله اين كه «ارم»، نام مرد يا زنى بود كه قوم عاد از او پديد آمده بود. ديگر اين كه نام سرزمين عاد است كه دمشق يا اسكندريه است. (قاموس)

6 - قوم عاد ، مردمى بلندقامت و پرقدرت *

إرم ذات العماد

چنانچه «ارم» نامِ قوم عاد باشد، توصيف آنان به «ستون دار»، كنايه از نيرومندى و قامت رشيد آنان خواهد بود. گفتنى است كه در اين برداشت، «عماد» به معناى عمود و ستونى گرفته شده است كه خانه را بر آن استوار مى كنند. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 8 - 1،2،3،5

1 - ساختمان هاى مرتفع سرزمين ارم ، بى نظير در تمام سرزمين ها تا عصر بعثت

الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

2 - قوم عاد ، پيشرفته در فنّ خانه سازى و معمارى

الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

3 - ساختمان هاى مرتفع و مستحكم قوم عاد ، سست و بى مقاومت در برابر عذاب الهى

كيف فعل ربّك . .. الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

5 - قوم عاد ، مردمى بى نظير در قدرت و قامت *

ذات العماد . الّتى لم يخلق مثلها فى البلد

در برداشت ياد شده، «ارم» نام قوم عاد گرفته شده است; در نتيجه «الّتى. ..» توصيف گر آن قبيله، به نبود امثالِ آنها در شهرها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 7

7 - قوم ثمود ، پس از دوران قوم عاد مى زيستند .

بعاد . .. و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 11 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و سرزمين ها ، به طغيان گرى پرداخته ، در گناه فرورفتند .

الذين طغوا فى البلد

طغيان، از حد گذراندن گناه است (مقاييس اللغة) و هر چيز كه از مقدار خود فراتر رود، طغيان كرده است (العين). حرف «ال» در «البلاد»، براى استغراق عرفى است و مراد تمام سرزمين هايى است كه براى اقوام ياد شده، دسترسى به آن امكان پذير بوده است و مى توان گفت: اصل آن «بلادهم» بوده و حرف «ال»، جانشين ضمير «هم» است و مراد سرزمين هايى است كه در قلمرو آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 12 - 1

1 - فرعون و قوم عاد و ثمود ، در ممالك و مناطق خود ، به فساد و ناهنجارى ها دامن زده ، و آن را گسترش مى دادند .

فأكثروا فيها الفساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 13 - 1

1 - خداوند ، با فرود آوردن عذابى سخت بر فرعون و قوم عاد و ثمود ، شلاق عقوبت خويش را پياپى بر آنان نواخت .

فصبّ عليهم ربّك سوط عذاب

«صبّ»، به معناى ريختن چيزى و «سوط» به معناى آميختن چيزى با چيز ديگر است و به شلاق از آن جهت «سوط» گفته مى شود كه با پوست مى آميزد (مقاييس اللغة). «ريختن شلاق عذاب»، كنايه از عذاب پياپى و شديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 7

7 - نواختن شلاق عذاب بر عاد ، ثمود و فرعون ، نمونه اى از كمين گذارى خداوند براى مخالفان پيامبران است .

فصبّ عليهم ربّك . .. إنّ ربّك لبالمرصاد

192- تاريخ قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 3،6

3 - لواط ، عملى شايع در ميان قوم لوط بود .

أتأتون الفحشة

با توجه به آيه بعد معلوم مى شود مراد از «الفحشة»، لواط است.

6 - لوط با توصيف لواط به عنوان كردارى بسيار زشت ، قوم خويش را به سبب ارتكاب آن نكوهش كرد .

أتأتون الفحشة

«فاحشة» به عمل بسيار شنيع گفته مى شود. استفهام در جمله «أتأتون ... » انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 1،2،4،5

1 - قوم لوط ، مردمى مبتلا به عمل بسيار شنيع لواط

إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

فعل مضارع «تأتون» حكايت از استمرار لواط دارد كه در برداشت از آن به «ابتلا» تعبير شد.

2 - قوم لوط به سبب گرايش شديد به لواط ، همبسترى با زنان خويش را ترك كردند .

إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

«شهوة»، مفعول مطلق براى فعل محذوف (يشتهونها) است و دلالت بر گرايش و علاقه شديد مردان قوم لوط به لواط دارد.

4 - قوم لوط به دليل ارتكاب لواط ، مردمى متجاوز و اسرافگر

بل أنتم قوم مسرفون

5 - شهوت پرستى بيش از حد قوم لوط ، موجب گرايش آنان به لواط شد .

إنكم لتأتون . .. بل أنتم قوم مسرفون

بدان احتمال كه جمله «بل أنتم قوم مسرفون» به منزله علتى براى گرايش قوم لوط به لواط باشد. يعنى چون اسرافگر بوديد به لواط مبتلا شديد. در اين صورت مراد از اسراف، به مناسبت مورد، اسراف در شهوت جنسى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 82 - 2،3،5،8

2 - مبارزه لوط با برنامه هاى ضد اخلاقى قوم خويش موجب طرح پيشنهاد اخراج وى و همراهانش از ديارشان

و لوطاً إذ قال لقومه . .. قالوا أخرجوهم

پيشنهاد اخراج لوط از يكسو به مبارزات وى مرتبط شده است ; زيرا جمله «إلا أن قالوا . .. » در پاسخ تبليغات و هدايتگريهاى لوط ايراد گرديده است ; و از سوى ديگر اين پيشنهاد با جمله «انهم ... » تعليل شده است. بنابراين تصميم قوم لوط به اخراج وى و همراهانش به دو علت بوده است: يكى مبارزه وى با فسادها و ديگرى پاك زيستن وى و همراهانش.

3 - پاك زيستى لوط و همراهانش ، موجب رنجش قوم وى و عاملى براى پيشنهاد اخراج ايشان از ديارشان شد .

أخرجوهم من قريتكم إنهم اناس يتطهرون

5 - ياران و همگامان لوط در مقايسه با مخالفان وى بسيار اندك بودند .

قالوا أخرجوهم من قريتكم

تصميم و پيشنهاد اخراج لوط و يارانش حكايت از آن دارد كه ياران وى در مقايسه با مخالفان او بسيار اندك بودند، ورنه چنين پيشنهادى طبيعى به نظر نمى رسيد.

8 - قوم لوط نااميد از گرايش وى و همگامانش به منجلاب فساد ها و ارتكاب رفتار هاى پليد و ناروا

إنهم أناس يتطهرون

به كارگيرى فعل مضارع «يتطهرون» بيانگر آن است كه قوم لوط بر اين باور بودند كه پاك زيستى وى و همراهانش امرى مستمر و مداوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 1،2،3

1 - خداوند قوم لوط را به سبب مخالفتشان با لوط و استمرارشان بر عمل شنيع لواط به هلاكت رساند .

فانجينه و أهله إلا امرأته كانت من الغبرين

2 - خداوند با خارج ساختن لوط و بستگان قومش از ديارشان ، وى را از عذاب مقدر شده براى قوم لوط نجات بخشيد .

فانجينه و أهله

چون جمله «فانجينه» در مقابل جمله «كانت من الغبرين» (همسر لوط در زمره باقى ماندگان بود) قرار گرفته است، معلوم مى شود نجات از عذاب قوم لوط در گرو خارج شدن از شهر و ديار آنان بوده است. بنابراين «فانجينه» يعنى: فانجينه باخراجنا اياه من بينهم.

3 - از ميان قوم لوط تنها خانواده و بستگانش به وى ايمان آوردند .

فانجينه و أهله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 1

1 - خداوند با فرو ريختن بارانى بى نظير ( بارشى از سنگ ) بر سر قوم لوط ، آنان را به هلاكت رساند .

و أمطرنا عليهم مطراً

«مَطَر» مفعول به براى «أمطرنا» است و نكره آمدنش حكايت از آن دارد كه بارشى عجيب و بى نظير بوده است و با توجه به آيه 82 از سوره هود (و أمطرنا عليها حجارة . .. ) معلوم مى شود كه عذاب قوم لوط سنگباران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 76 - 3

3- عذاب تقدير شده بر قوم لوط ، قطعى و غير قابل تغيير و بازگشت بود .

إنه قد جاء أمر ربك و إنهم ءاتيهم عذاب غير مردود

«آتى» اسم فاعل از اتيان (آمدن) و «ردّ» به معناى بازگرداندن است. بنابراين «إنهم ءاتيهم ...»; يعنى، همانا عذابى بر آنان وارد خواهد شد كه بازگشت ناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 1،2،3،5،24

1- گروهى از قوم لوط به منظور تجاوز به مهمانان لوط ( فرشتگان ) شتابان به سوى خانه او هجوم بردند .

و جاءه قومه يهرعون إليه

هر چند هجوم آوردن به سوى لوط(ع) به همه قوم او نسبت داده شده است (و جاءه قومه); ولى مراد از آن به قرينه هايى چند، برخى افراد قوم مى باشد. جمله «هؤلاء بناتى...» از آن قرينه هاست; زيرا شرعاً و حقيقتاً امكان پذير نبود كه دختران لوط بتوانند به ازدواج همه و يا اكثر قوم وى درآيند. قابل ذكر است كه نسبت دادن كردار برخى از افراد قوم به همه ايشان، اشاره به اين نكته دارد كه: اگر همه آنان از وجود مهمانان لوط مطلع مى شدند و برايشان مقدور بود، همانند مهاجمان عمل مى كردند.

2- قوم لوط ، مردمى تبه كار و مبتلا به عمل شنيع لواط ( همجنس بازى ) بودند .

و من قبل كانوا يعملون السيئات

از مصداقهاى بارز براى «السيئات» - به مناسبت مورد - لواط و همجنس بازى است.

3- قوم لوط علاوه بر لواط ، به گناهان فراوان ديگرى نيز آلوده بودند .

و من قبل كانوا يعملون السيئات

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه «ال» در «السيئات» براى جنس باشد. «ال» جنسيّه در صيغه جمع ، دلالت بر عموم و احياناً حكايت از كثرت دارد.

5- پيشينه تبه كارى قوم لوط و خو گرفتن با عمل شنيع لواط ، آنان را به سوى خانه لوط ( ع ) براى تعرض به مهمانانش ، گسيل داشت .

و جاءه قومه يهرعون إليه و من قبل كانوا يعملون السيئات

جمله «و من قبل كانوا . ..» - كه حكايت از پيشينه تبه كارى و استمراربدكارى در ميان قوم دارد - بيانگر فاعل محذوف از «يهرعون» مى باشد; يعنى ، عامل و باعث هجوم قوم لوط به خانه لوط(ع) ، سابقه سوء و خوى بدكارى آنان بود.

24- « عن أبى جعفر ( ع ) : إن قرية قوم لوط كانت على طريق السيّارة إلى الشام و مصر فكانت السيّارة تنزل بهم فيضيّفونهم . . . فدعاهم البخل إلى أن كانوا إذا نزل بهم الضيف فضحوه . . . و إنما كانوا يفعلون ذلك بالضيف حتى ينكل النازل عنهم . . . فأورثهم البخل بلاء لايستطيعون دفعه عن أنفسهم . . . حتى صاروا يطلبونه من الرجال فى البلاد و يعطونهم عليه الجعل . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه آبادى لوط بر سر راه مسافرانى بود كه به شام و مصر مى رفتند. كاروانيان بر آن قوم وارد مى شدند و مهمانشان مى شدند. بخل آنان سبب شد كه هر گاه مهمان بر آنان وارد مى شد [با انجام عمل زشت ]رسوايشان مى كردند ... و اين كار را بدين جهت انجام مى دادندكه مهمان از آنان بهراسد وباز گردد. پس بخل سبب شد كه آنان مبتلا به بلايى شدند (مرض ابنه) نمى توانستند آن را از خود دور كنند ... تا آن جا كه از مردان شهرهادفع آن بلا را درخواست مى كردند و به آنهااجرت مى پرداختند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 82 - 1،2،7

1- خداوند ، با زير و رو كردن ديار قوم لوط ، آنان را به عذاب استيصال گرفتار ساخت .

فلما جاء أمرنا جعلنا عليها سافلها

مراد از ضمير در «عاليها»، «سافلها» و «عليها» قريه و يا قريه هايى است كه قوم لوط در آنها زندگى مى كردند. عالى و سافل هر چيز به معناى بالاترين و پايين ترين قسمت آن است (لسان العرب).

2- خداوند ، علاوه بر زير و رو كردن ديار قوم لوط ، با فرو فرستادن سجّيل ( سنگ گل ) آنان را به هلاكت رساند .

فلما جاء أمرنا . .. أمطرنا عليها حجارة من سجيل

«سجيل» كلمه اى است كه در اصل فارسى بوده (سنگ گل) و آن گاه كه در زمان عربى استعمال شده و به اصطلاح معرّب گشته ، به صورت «سجّيل» تلفّظ شده است (لسان العرب).

7- عذاب نازل شده بر قوم لوط ، عذابى سخت و سهمگين

فلما جاء أمرنا جعلنا عليها سافلها

اضافه كلمه «أمر» به ضمير متكلم «نا» براى رساندن عظمت و بزرگى عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 6

6- قوم لوط پيش از قوم شعيب مى زيسته و ميان آنها فاصله زمانى زيادى نبوده است .

و ما قوم لوط منكم ببعيد

دور نبودن قوم لوط از قوم شعيب - كه جمله «و ما قوم لوط . ..» حكايت از آن دارد - مى تواند ناظر به قرب مكانى باشد و نيز مى تواند ناظر به قرب زمانى باشد. تصريح نكردن آيه شريفه به يكى از دو مورد ، نشانه آن است كه هر دو لحاظ، مورد نظر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 4

4- جرم و تبه كارى قوم لوط ، عامل هلاكت و عذاب آنان شد .

قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 60 - 1،5

1- همسر لوط ( ع ) در زمره مجرمان قوم لوط و عذاب شدگان الهى بود .

إلاّ ءال لوط إنا لمنجّوهم . .. إلاّ امرأته

5- سرزمين قوم لوط ، محل نزول عذاب الهى بر آنان

إلاّ امرأته إنها لمن الغبرين

«غابر» (مفرد غابرين) در لغت به معناى باقى و بازمانده است و مقصود از بازماندگان، عموم مردم لوط - به استثناى آل لوط - است كه در شهر ماندند و عذاب الهى آنان را فرا گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 65 - 7،8

7- عذاب قوم لوط ، فراگير تمامى ساكنان شهر بود .

فأسر بأهلك . .. وامضوا حيث تؤمرون

از اينكه حضرت لوط(ع) مأموريت يافت براى نجات خاندانش آنها را از شهر خارج كند، معلوم مى شود كه هر كس در شهر مى ماند، عذاب الهى دامنگير او مى شد.

8- عذاب قوم لوط ، غافلگيرانه و بدون آگاهى قبلى آنان بود .

فأسر بأهلك . .. و لايلتفت منكم أحد

از اينكه ملائكه از لوط(ع) خواستند تا خانواده خويش را شبانگاه از شهر بيرون ببرد و مراقبت به عمل آورد تا هيچ يك از آنان باز نگردند، احتمالاً از اين جهت بود كه كسى از قوم لوط متوجه قضيه نزول عذاب نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 66 - 3،4

3- نسل قوم لوط با عذاب الهى ، قطع و ريشه كن شد .

و قضينا . .. أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين

«دابر» به معناى «آخر» است (مفردات راغب)، و مقصود از جمله «دابر هؤلاء مقطوع» نابودى آخرين فرد موجود از قوم لوط است كه طبيعتاً قطع نسل آنان را در پى داشت.

4- عذاب و هلاكت قوم لوط ، در صبحگاهان تحقق پذيرفت .

أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 67 - 3،4

3- قوم لوط انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) را ، كارى خوب مى پنداشتند و به آن علاقه و تمايل شديدى داشتند .

و جاء أهل المدينة يستبشرون

از اظهار شادمانى و شادباش گويى قوم لوط به هنگام باخبر شدن از مهمانان حضرت لوط(ع)، استفاده مى شود كه آنان از تجاوز جنسى خوشحال و آن را امرى پسنديده مى انگاشتند. گفتنى است كه طبق آيه 78 «هود» و نيز اشاراتى كه در آيات بعد (68، 69 و71) آمده است، آنان مردمانى آلوده به انحراف جنسى بودند.

4- انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) عملى رايج و علنى در ميان قوم لوط

و جاء أهل المدينة يستبشرون

تصريح به آمدن «اهل مدينه» كه شامل همه يا عموم مردم مى شود، حاكى از نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 73 - 1

1- قوم لوط ، در پى اصرار بر تداوم انحراف جنسى خود ، صبحگاهان گرفتار صدايى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

قال هؤلاء بناتى . .. فأخذتهم الصيحة مشرقين

«صيحة» به معناى صدا بلند كردن و فرياد است و چون اين صدا همراه با فزع و ترس است، از اين رو به صداى وحشتناك و غرش سهمگين تعبير شده است. «شرق» (مصدر مشرقين) به معناى طلوع خورشيد است. وزن فاعلى آن به معناى آنان داخل صبح شدند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 74 - 1،2،4

1- خداوند ، شهر قوم لوط را در پى صدايى وحشتناك ، زير و رو و واژگون كرد .

فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها

2- قوم لوط ، هم زمان با زير و رو شدن شهرشان ، دچار بارش كلوخهايى از سنگ و گِل ( سجّيل ) شدند .

فجعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل

«سجيل» در لغت به معناى شيئى است كه از سنگ و گِل مخلوط باشد و برخى از اهل لغت آن را «لفظى فارسى» و معرب «سنگ گِل» دانسته اند.

4- يكايك افراد قوم لوط ، هدف كلوخهايى از سنگ و گِل شدند .

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل

برداشت فوق از تعبير «أمطرنا» استفاده گرديده است; يعنى، همان گونه كه قطره هاى باران از آسمان به صورت پياپى و با فاصله كوتاه در نقاط مختلف فرو مى ريزد، فرود «سجّيل» هم به همين ترتيب فراگير تمامى نقاط شهر شده و همه افراد را دربرگرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 4،9،10

4- قوم لوط ، به انواع پليدى ها و ناپاكى هاى گسترده و اعمال و خصال پست و ناپسند مبتلا بودند .

و نجّينه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

«خبائث» (جمع «خبيثة») و از ماده «خبث» به معناى انواع پليدى ها، ناپاكى ها، اعمال و خصال پست و ناپسند است (لسان العرب).

9- جامعه فاسد و ناپاك قوم لوط ، از دعوت و تبليغ آن حضرت تأثير نپذيرفتند .

و نجّينه من القرية التى كانت تعمل الخبئث

10- پيشينه جامعه لوط در فسق و انحراف ، زمينه ساز روى آوردن آنان به كردار پليد و ناشايست و نپذيرفتن دعوت حضرت لوط ( ع )

تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فسقين

جمله «إنّهم كانوا. ..» به منزله تعليل براى جمله «تعمل الخبائث» مى باشد. بنابراين فسق (عصيان و انحراف از مسير حق) موجب رويكرد قوم لوط به خبائث و ناپاكى ها گرديد. گفتنى است فعل «كانوا» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر تداوم فساد در ميان قوم لوط در گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 43 - 3

3 - مخالفت همگانى قوم لوط با رسالت او و دروغگو خوانده شدن وى از سوى آنان

و قوم إبرهيم و قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 40 - 3

3 - شهر قوم لوط ، به وسيله بارانى از سنگ گل ، به ويرانه اى تبديل شد .

و لقد أتوا على القرية التى أُمطرت مطر السوء

آنچه به صورت باران بر قوم لوط باريد - به قرينه آيات ديگر از جمله آيه 82 سوره «هود» (و أمطرنا عليها حجارة من سجيل منضود) - سنگ گل و كلوخ بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 165 - 1،3،5

1 - مردان قوم لوط ، گرفتار انحراف جنسى ( هم جنس بازى )

أتأتون الذكران من العلمين

«إتيان» (مصدر «تأتون») به معناى آمدن است و در اين جا كنايه از آميزش مى باشد. «ذُكران» (جمع «ذكر»); يعنى، مردان.

3 - لواط و همجنس بازى ، انحرافى ابداع شده توسط قوم لوط

أتأتون الذكران من العلمين

قيد «من العالمين» مى تواند متعلق به «تأتون» باشد; يعنى، «أتأتون أنتم من بين العالمين الذكران; آيا از ميان مردم جهان، شما با مردان مى آميزيد؟» مقصود اين است كه در دنيا، هيچ قومى را نمى يابيد كه چنين رويه زشتى را برگزيده باشد.

5 - هم جنس گرايى ، بارزترين نمود بى تقوايى قوم لوط

فاتّقوا اللّه . .. أتأتون الذكران من العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 166 - 1،6

1 - قوم لوط ، مورد سرزنش وى به خاطر انحراف از مسير طبيعى در ارضاى غرايز جنسى

و تذرون ما خلق لكم ربّكم من أزوجكم

«وَذْر» (مصدر «تذرون») به معناى ترك كردن و واگذاشتن است. «من أزواجكم» بيانگر مراد از «ما» در «ما خلق لكم» «زوج» (مفرد «أزواج»)به معناى جفت و همسر است. «عدوان» (مصدر «عادون») نيز مرادف تعدى و تجاوز است; يعنى، «و آنچه را پروردگارتان براى شما آفريده است (همسرانتان) وامى گذاريد؟ نه بلكه شما گروهى تجاوزپيشه ايد».

6 - قوم لوط ، مردمى تجاوزگر و شكننده حريم ارزش ها

بل أنتم قوم عادون

«عادون» از ريشه «عدوان» (تعدى و تجاوز) مشتق شده است. بنابراين «بل أنتم قوم عادون» يعنى، شما مردمى تجاوزپيشه

ايد; كه به جاى آميزش با زنان با مردان درمى آميزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 167 - 1،2،3،4

1 - تهديد شدن لوط ( ع ) از سوى قوم خود ، به اخراج و تبعيد در صورت دست برنداشتن از تبليغ

قالوا لئن لم تنته . .. من المخرجين

ضمير فاعل در «قالوا» به قوم لوط باز مى گردد «إنتهاء» (مصدر تنته) يعنى دست برداشتن و پايان دادن.

2 - خيره سرى و مقاومت قوم لوط ، در برابر نصيحت هاى وى

قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين

3 - تبعيد مخالفان ، شيوه اى رايج در ميان قوم لوط

لتكوننّ من المخرجين

تعبير «من المخرجين» به جاى «لنخرجنّك»، مى رساند كه قبل از لوط(ع) ديگرانى نيز تبعيد و از شهر اخراج شده بودند.

4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش

قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 168 - 1،2

1 - تسليم نشدن لوط ( ع ) در برابر تهديد هاى قوم منحرف خويش

قال إنّى لعملكم من القالين

«قلا» (مصدر «قالين») به معناى بغض و دشمنى است. برداشت ياد شده با توجه به اقدام لوط(ع) به اظهار تنفر نسبت به كردار قومش - على رغم تهديد اكيد آنان به اخراج و تبعيد وى - به دست مى آيد.

2 - حضرت لوط ( ع ) - به رغم تهديد شدن به تبعيد - تنفر و دشمنى خود را با كردار زشت قوم خود اعلام كرد و بر آن تأكيد ورزيد .

قال إنّى لعملكم من القالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 172 - 1

1 - هلاكت قوم لوط ، پس از خروج وى و خاندان مؤمنش از شهر

فنجّينه و أهله . .. ثمّ دمّرنا الأخرين

«تدمير» (مصدر «دمّرنا») مرادف «إهلاك» و به معناى نابود كردن و از ميان برداشتن است; يعنى، «سپس ديگران را هلاك گردانيديم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 173 - 1

1 - بارش بارانى از سنگ گِل ( سجيل ) بر قوم لوط ، پس از هلاكت آنان و ويرانى كامل ديارشان

ثمّ دمّرنا الأخرين . و أمطرنا عليهم مطرًا

«إمطار» (مصدر «أمطرنا») به معناى بارانيدن است. «مطرًا» مفعول «أمطرنا» و تنكير آن تنكير تنويع است; يعنى، «بر

روى آنان نوعى باران فرو ريختيم». در سوره حجر (آيه 74) نوع باران را بيان كرده است: «فجعلنا عاليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجيل; شهرشان را زيرورو كرديم و بر آنان سنگ هايى از سجيل (سنگ گِل) فرو ريختيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 54 - 7

7 - روى آوردن قوم لوط به كردار زشت ، على رغم آگاهى آنان به ماهيت پليد آن

أتأتون الفحشة و أنتم تبصرون

برخى از مفسران كلمه «تبصرون» را از «ابصارالقلب» (معادل دانش و آگاهى) مشتق دانسته اند. بنابراين مفاد پيام لوط چنين مى شود: شما به زشتى ها روى آورده ايد با اين كه ماهيت پليد و قبيح اعمالتان را مى دانيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 55 - 1

1 - مردان قوم لوط ، گرفتار هم جنس گرايى

أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 56 - 1،2،4،6

1 - تأثيرناپذيرى قوم لوط ، در برابر هشدار ها و هدايت گرى هاى او

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا أخرجوا ءال لوط

2 - تصميم قوم لوط مبنى بر اخراج و تبعيد لوط ( ع ) و خانواده اش ، تنها پاسخ آنان به هشدار هاى خيرخواهانه او

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم

4 - ايمان نياوردن هيچ فردى از جامعه به لوط ( ع ) ، جز افراد خانواده وى

قالو أخرجوا ءال لوط من قريتكم

مخالفان لوط به جاى اين كه بگويند: پيروان لوط را اخراج كنيد، گفتند: خانواده وى را بيرون كنيد و اين نشان مى دهد كه جز خانواده اش كسى به وى ايمان نياورده بود.

6 - گرايش به پاكى و ارزش ها ، تنها جرم لوط ( ع ) و خاندانش در نظر آن جامعه فسادزده

قالوا أخرجوا ءال لوط من قريتكم إنّهم أُناس يتطهّرون

عبارت «إنّهم أُناس» تعليل براى حكم اخراج است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خانواده اش - به جز همسر وى - از عذاب نازل شده بر قوم لوط

فأنجينه و أهله إلاّ امرأته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 58 - 1،2،3،4

1 - بارش بارانى از عذاب مرگبار بر قوم فسادپيشه لوط

و أمطرنا عليهم مطرًا

تنكير «مطراً» تنكير تنويع است; يعنى، نوعى باران فرستاديم كه آنان را در كام مرگ فرو برد.

2- عذاب قوم لوط ، عذابى آسمانى و فرو باريده بر سر آنان

و أمطرنا عليهم مطرًا

3 - نزول عذاب بر قوم لوط ، پس از انذار و اتمام حجت بر آنان بود .

فساء مطر المنذرين

قيد «منذرين» بيانگر آن است كه پيش از نزول عذاب، هشدارهاى لازم به آنان داده شده و حجت خدا بر ايشان تمام شده بود.

4 - عذاب فرو آمده بر قوم لوط ، بسى مرگبار و جانگزا بود .

فساء مطر المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 28 - 4،5،7

4 - لواط ( آميزش با مردان ) ، در ميان قوم لوط رواج داشت .

إنّكم لتأتون الفحشة

«فاحشة» به هر «كردار زشت» اطلاق مى شود و به قرينه آيه بعد، منظور از آن، لواط است.

5 - لوط ( ع ) قوم خود را به خاطر همجنس بازى ( لواط ) ، مورد سرزنش قرار داد .

و لوطًا إذ قال . .. إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد

7 - عمل لواط ، پيش از قوم لوط سابقه نداشته است .

إنّكم لتأتون الفحشة ما سبقكم بها من أحد من العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 29 -

2،3،5،6،7،9،11،13

2 - عمل لواط ، در ميان قوم لوط ، رواج داشت .

أئنّكم لتأتون الرجال

3 - قوم لوط ، از آميزش با زنان اعراض كرده و به عمل لواط ، روى آورده بودند .

أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل

مراد از «سبيل»، در اين آيه، احتمال دارد كه به قرينه مقام، راه ايجاد نسل باشد و احتمال دارد كه راهزنى باشد. برداشت بالا بنابر احتمال نخست است. گفتنى است، بنابراين احتمال، «تقطعون السبيل» كنايه از قطع نسل، به سبب ترك آميزش با زنان است.

5 - قوم لوط ، راه ها را بر مسافران مى بستند تا با آنان ، عمل لواط انجام دهند .

أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل

احتمال دارد كه عطف «تقطعون. ..» بر «لتأتون» به منظور بيان يك واقعيت خارجى - چنان كه مفسران نيز گفته اند - باشد و آن، اين است كه قوم لوط، راه را بر مسافران مى بسته اند تا بر آنان دست بيابند و با آنان آميزش كنند.

6 - قوم لوط ، عمل لواط ، را در منظر و ديد ديگران انجام مى دادند .

أئنّكم . .. و تأتون فى ناديكم المنكر

«ال» در «المنكر» براى عهد ذكرى است و مراد از «منكر»، آميزش با مردان است.

7 - قوم لوط ، در ملأ عام ، منكرات انجام مى دادند .

أئنّكم . .. و تأتون فى ناديكم المنكر

9 - لوط ( ع ) ، قوم اش را به خاطر ارتكاب عمل لواط ، راهزنى و ارتكاب علنى منكر ، به عذاب الهى وعده داد .

أئنّكم لتأتون الرجال . .. فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا ائتنا بعذاب اللّه

11 - تنها پاسخ قوم لوط به لوط ( ع ) در برابر سرزنش و وعده عذاب ، درخواست نزول عذاب بود .

فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا ائتنا بعذاب اللّه

13 - قوم لوط ، درباره صداقت لوط ( ع ) و وعده عذاب او ناباور بودند .

ائتنا بعذاب اللّه إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 30 - 7

7 - قوم لوط ، مردمى مفسد بودند .

على القوم المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 7،9

7 - ملائكه عذاب قوم لوط ، پيشاپيش از عذاب شدن همسر لوط خبر داشتند و او رااز نجات يافتگان نمى دانستند .

لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغبرين

«غابر» ماندنِ پس از سپرى شدن چيزى است كه با او بوده است (مفردات راغب)

9 - عذاب قوم لوط ، عذابى فراگير همه ساكنان شهر بود .

لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغبرين

«لننجّينّه» در مقابل «كانت من الغابرين» است و نشان مى دهد كه نجات از عذاب، در گرو خروج از شهر بوده و عذاب، به گونه اى بوده است كه تمام ساكنان شهر را فرا مى گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 17

17 - عذاب مقدر شده براى قوم لوط ، عذابى فراگير بود .

إنّا منجّوك و أهلك إلاّ امرأتك كانت من الغبرين

«إنّا منجّوك» در مقابل «كانت من الغابرين» است و نشان مى دهد كه عذاب، به گونه اى بوده كه همه را فراگرفته و تنها خارج شدگان از شهر اهل نجات بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 34 - 1،2،3،4،6

1 - اعلام فرشتگان به لوط ( ع ) مبنى بر فرودآوردن عذابى از آسمان ، بر قوم لوط

إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء

2 - عذاب قوم لوط ، عذابى سخت و كوبنده بود .

إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء

نكره آورده شدن «رجزاً» بيان كننده بزرگى عذاب نازل شده بر قوم لوط است.

3 - عذاب نازل شده بر قوم لوط ، زلزله بود .

إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء

«رجز» در لغت، به معناى «اضطراب» است. مراد از آن، در آيه، زلزله است (مفردات راغب).

4 - فرستادگان خدا بر لوط ( ع ) ، خود ، مأمور عذاب قوم لوط بودند .

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا . .. إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء

6 - فسق و تبهكارى قوم لوط ، موجب نزول عذاب آسمانى بر آنها شد .

إنّا منزلون على أهل هذه القرية . .. بما كانوا يفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 1

1 - مأموران عذاب قوم لوط ، شهر آن قوم را ، با عذابى آسمانى ، درهم كوبيدند .

إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء. .. و لقد تركنا منها ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 134 - 1،2

1 - لوط ( ع ) و خاندان او ، از عذاب نازل شده بر قوم شان نجات يافتند .

إذ نجّينه و أهله أجمعين

2 - قوم لوط ، گرفتار عذاب هلاكت بار الهى شدند .

و إنّ لوطًا لمن المرسلين . إذ نجّينه و أهله

نجات حضرت لوط و خاندانش، نشانگر نابود شدن قوم لوط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 136 - 1

1 - تمام افراد قوم لوط كه در شهر ماندند ، به عذاب هلاكت بار الهى گرفتار و كيفر شدند .

إذ نجّينه و أهله أجمعين . إلاّ عجوزًا فى الغبرين . ثمّ دمّرنا الأخرين

«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى اهلاك و نابود كردن از روى كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 13 - 1

1 - قوم ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم . .. ثمود و قوم لوط وأصحب لئيكة

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از «أصحاب الأيكة» قوم شعيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 13 - 1

1- قوم عاد و فرعون و قوم لوط ، از تكذيب كنندگان پيامبران ، در گذشته تاريخ

كذّبت قبلهم . .. و عاد و فرعون و إخون لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 33 - 1،2

1 - مأموريت فرشتگان ، فرو ريختن سنگپاره ها بر سر قوم جرم پيشه لوط

لنرسل عليهم حجارة

2 - عذاب قوم لوط ، به وسيله سنگ هايى از گِل

حجارة من طين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 34 - 1،3

1 - سنگپاره هاى فروريخته بر قوم لوط ، سنگپاره هايى داراى علامت و نشانه هايى مخصوص

حجارة من طين . مسوّمة عند ربّك

«مسوّمة»، مشتق از «سومة» (علامت) و به معناى نشاندار است.

3 - اسراف ( تجاوز از قانون الهى و زياده روى در گناه ) ، بارزترين جرم قوم لوط بود .

أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. للمسرفين

تعبير «مسرف» در اين آيه، به معناى تجاوز از قانون است كه بر قوم مجرم لوط، منطبق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 35 - 1،4

1 - خارج گشتن مؤمنان به فرمان الهى از ميان قوم لوط ، قبل از نزول عذاب

فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين

4 - لوط ( ع ) ، داراى طرفدارانى مؤمن ، به رغم كفر فراگير جامعه وى

فأخرجنا من كان فيها من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 36 - 1،3،4

1 - وجود تنها يك خانواده مؤمن ، در ميان قوم لوط

فما وجدنا فيها غير بيت من المسلمين

3 - مقاومت شديد و يكپارچه جامعه لوط ( ع ) ، در برابر آن حضرت و رسالت او

فما وجدنا فيها غير بيت من المسلمين

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) إنّ رسول اللّه سأل جبرئيل كيف كان مهلك قوم لوط ؟ فقال إنّ قوم لوط . . . فلمّا عتوا عن أمره بعث إليهم ملائكة ليخرجوا من كان فى قريتهم من المؤمنين فما وجدوا فيها غير بيت من المسلمين . . . فلمّا انتصف الليل سار لوط ببناته . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از جبرئيل درباره نحوه هلاكت قوم لوط سؤال نمود، حضرت فرمود: قوم لوط. .. چون از امر پروردگار سرپيچى نمودند، خداوند فرشتگانى را به سوى آنان فرستاد تا هر كس را كه در قريه آنان از مؤمنان است خارج كنند. فرشتگان در آن قريه غير از يك خانواده را - كه اهل ايمان و تسليم بودند - نيافتند... چون شب به نيمه رسيد، لوط دختران خود را برداشت و از شهر خارج گشت...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 2،5

2 - فروريختن سنگ هاى عذاب بر قوم لوط و هلاكت تمامى آنان ، پس از خروج مؤمنان از ميان ايشان

لنرسل عليهم حجارة من طين . .. و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

در آيه شريفه اصل نزول سنگ ها بر قوم لوط و نابودى آنان، مفروغ عنه گرفته شده و تعبير «تركنا فيها آية» اشاره به سپرى شدن آن مرحله دارد.

5 - عذاب فرود آمده بر قوم لوط ، عذابى سخت ويرانگر و دردناك بود .

لنرسل عليهم حجارة . .. و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

از اين كه در پى نزول عذاب دردناك بر قوم لوط، فقط نشانه اى از آنان برجاى مانده، استفاده مى شود كه تمامى مظاهر زندگى آنان از ميان رفته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 2

2 - هلاكت قوم لوط ، به وسيله زيرورو شدن سرزمين آنان

و المؤتفكة أهوى

«ائتفاك» به معناى زيرورو شدن است. «قراى مؤتفكه»; يعنى، آبادى هايى كه با اهلش زيرورو شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 1،2

1 - مدفون گشتن قوم لوط در پوششى گران ، در پى سقوط و هلاكت

و المؤتفكة أهوى . فغشّيها ما غشّى

2 - فراگيرى عذاب الهى ، بر قوم لوط

فغشّيها ما غشّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 33 - 1

1 - قوم لوط ، تكذيب گر انذار ها و هشدار هاى الهى

كذّبت قوم لوط بالنّذر

«نذر» جمع «نذير» است. «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر»، مراد از «نذر» در اين آيه «انذارها» است; نه انذارگران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 37 - 1،3

1 - جسارت قوم لوط تا سرحد تلاش ، براى در اختيار گرفتن و آلوده ساختن ميهمانان پيامبر خويش

و لقد رودوه عن ضيفه

3 - مردمان وارد بر قوم لوط ، در معرض تجاوز و بدنامى *

و لقد رودوه عن ضيفه

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعرض قوم لوط، نسبت به ميهمانان پيامبرشان، ناشى از اخلاق عمومى آنان نسبت به همه تازهواردان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 38 - 1،2،3،4

1 - نزول عذاب بر قوم لوط ، در صبحگاهان

و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ

2 - وزش طوفان شن بر قوم لوط ، در نخستين ساعات روز

إنّا أرسلنا عليهم حاصبًا . .. و لقد صبّحهم بكرة عذاب

3 - عذاب قوم لوط ، عذابى فراگير و مايه نابودى همه آنان

و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ

وصف «مستقرّ» مى رساند كه طوفان شن، آن قدر استمرار يافت تا تمامى قوم لوط به هلاكت رسيدند.

4 - برجاى ماندن آثار عذاب نازل شده بر قوم لوط ، پس از هلاكت آنان

و لقد صبّحهم بكرة عذاب مستقرّ

واژه «مستقرّ» مى تواند نظر به استمرار يافتن آثار عذاب نازل شده بر قوم لوط داشته باشد. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 39 - 1،2

1 - حقارت و زبونى قوم لوط در پيشگاه الهى

فذقوا

خطاب استهزاآميز الهى به قوم لوط، هنگام گرفتار شدن آنان به عذاب، بيانگر مطلب ياد شده است.

2 - آگاهى يافتن قوم لوط به اين حقيقت كه عذاب نازل شده بر آنان ، همان است كه به آن هشدار داده شده بودند .

فذوقوا عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 9 - 2،3،4،5

2 - قوم لوط ، مردمى بدكردار و خطاپيشه بودند .

و جاء . .. و الموتفكت بالخاطئة

«مؤتفكات» (جمع «مؤتكفة») از ماده «ائتفاك» (انقلاب و زير و رو شدن) است. مقصود از آن، شهرهايى است كه با عذاب و قهر الهى، زير و رو شدند. به قرينه آيات ديگر و نيز به گفته مفسران، اين شهرها مربوط به قوم لوط بوده است.

3 - قوم لوط ، در شهر ها و سرزمين هاى گوناگون مى زيستند .

و المؤتفكت

مطلب ياد شده، از جمع آمدن «المؤتفكات» به دست مى آيد.

4 - شهر هاى قوم لوط ، براثر عذاب الهى واژگون شد .

و المؤتفكت

5 - واژگونى شهر هاى قوم لوط ، مهم ترين فراز تاريخ عبرت آموز قوم لوط است .

و جاء فرعون و من قبله و المؤتفكت بالخاطئة

تعبير «مؤتفكات» درباره قوم لوط، به جاى نام بردن از آنان همچون نام فرعون، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 10 - 1،2،3،5،6

1 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از فرمان هاى پيامبران خود سرپيچى كردند .

و جاء فرعون . .. فعصوا رسول ربّهم

2 - فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط ، از سوى خداوند به عقوبتى سخت در دنيا گرفتار شدند .

فأخذهم أخذة رابية

«رابية» (اسم فاعل از «ربا يربو») به معناى فزاينده و رو به رشد است و در اين آيه كنايه از شدّت است.

3 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، عامل عقوبت شدن فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط

فعصوا رسول ربّهم فأخذهم أخذة رابية

5 - سرپيچى از فرمان هاى پيامبران ، مصداق بارز خطاپيشگى فرعونيان و اقوام پيش از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فعصوا رسول. ..» درصدد تفصيل و تبيين مضمون آيه قبل (موضوع خطاپيشگى اقوام ياد شده) است.

6 - پرهيز از بدكردارى و خطاپيشگى ، از مهم ترين فرمان هاى پيامبران به فرعون و اقوام پس از آنان و قوم لوط

و جاء فرعون . .. بالخاطئة . فعصوا رسول ربّهم

مطرح كردن سرپيچى اقوام ياد شده از فرمان هاى پيامبران - پس از توصيف آنان به خطاپيشگى - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه دستورات پيامبران بر محور پرهيز اين اقوام از خطاپيشگى بود.

193- تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 31 - 15

15- ظلم و ستم سران و اشراف قوم نوح به محرومان و مستضعفان آن قوم

لاأقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين

جمله «إنى إذًا لمن الظالمين» تعريضى است به سران و اشراف قوم نوح كه شما با اين پندار - كه محرومان شايسته خير نيستند - در حق آنان ستم مى كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 36 - 1

1- گروهى از قوم نوح ، به او ايمان آوردند و گروهى همچنان بر كفر و انكار رسالتش اصرار مىورزيدند .

أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 2،3،4

2- قوم نوح ، آيات الهى را تكذيب كردند .

و نصرنه من القوم الذين كذّبوا بايتنا

3- قوم نوح ، مردمى زشت كار و ناشايست بودند .

إنّهم كانوا قوم سوء

4- سابقه زشت كارى قوم نوح ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى از سوى آنان بود .

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين باشد. گفتنى است فعل «كانوا» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر دوام وصف سوء در ميان قوم نوح است و از آن جايى كه فعل ماضى است، از آن به سوء سابقه تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 42 - 3،5

3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )

و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب كننده پيامبر خود

فقد كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوام تكذيب كننده، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 6

6 - قوم نوح ، مردمى شرك پيشه و بت پرست بودند .

فقال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 1،2،7،12

1 - قوم نوح ، متشكل از مردم عادى و گروه اشراف

فقال الملؤا الذين كفروا من قومه ما هذا إلاّ بشر مثلكم

«ملأ»، به رؤسا و اشراف گفته مى شود. «الذين كفروا» وصف توضيحى است نه احترازى; زيرا با توجه به آيه 27 سوره هود(و ما نراك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرأى)، معلوم مى شود كه هيچ يك از اشراف قوم نوح، به وى ايمان نياورده بودند.

2 - پيشگامى اشراف ، در موضع گيرى خصمانه عليه نوح ( ع )

فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم

7 - اعتقاد اشراف قوم نوح ، به عدم صلاحيت بشر براى رسالت الهى

فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم

12 - اتكاى قوم نوح ، تنها به آرا و انديشه هاى پدران و نياكان خويش

ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 13

13 - شدت خشم الهى ، نسبت به قوم ستم پيشه نوح

و لاتخطبنى فى الذين ظلموا . .. فإذا استويت ... فقل الحمد للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 1،2،4،7

1 - سرگذشت نوح ( ع ) و قوم او ، آينه عبرتى است براى ديگران .

إنّ فى ذلك لأيت

«الآيات» جمع «آية» است و مراد از آن، نشانه هاى عبرت آموز است.

2 - وجود درس هاى بسيار ، براى عبرت آموزى در سرگذشت نوح ( ع ) و قومش

إنّ فى ذلك لأيت

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات»، استفاده مى شود.

4 - سرگذشت قوم نوح ، داراى نشانه هايى روشن بر قدرت الهى در كيفر كافران و نصرت مؤمنان

قال ربّ انصرنى . .. إنّ فى ذلك لأيت

با توجه به ظهور قدرت خدا در طوفان نوح و غرق شدن كافران و مشركان و نيز ظهور نصرت الهى نسبت به حضرت نوح(ع) و همراهان او، عبارت «إنّ فى ذلك لآيات»، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

7 - سرگذشت قوم نوح ، نمودى از آزمايش الهى

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

ذكر سنت آزمون بعد از جمله «إنّ فى ذلك لآيات» نشان مى دهد كه سرگذشت قوم نوح، يكى از مصداق هاى آزمون الهى و نمودى از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 1،2

1 - خداوند ، قوم نوح را به خاطر تكذيب رسولان الهى ، در ميان امواج آب و توفان ، غرق ساخت .

و قوم نوح لما كذّبوا الرسل أغرقنهم

2 - قوم نوح ، رسالت و پيامبرى نوح ( ع ) و ديگر پيامبران الهى پيش از او را تكذيب كردند .

كذّبوا الرسل

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمع آمدن «رسل» به لحاظ مجموعه پيامبران الهى پيش از نوح(ع) باشد; كه در اين صورت الف و لام «الرسل» براى عهد خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 120 - 1،3،4

1 - غرق شدن و هلاكت قوم نوح ، پس از نجات وى و همراهانش

ثمّ أغرقنا بعد الباقين

«إغراق» (مصدر «أغرقنا») به معناى غرق كردن است. مضاف اليه «بعد» حذف شده و تقدير آن چنين است: «بعد نجات نوح و من معه». «ألباقين» جمع همراه با«ال» جنس و مفيد استغراق مى باشد.

3 - غرق شدن قوم نوح ، با سيلى عظيم و بنيان برافكن

ثمّ أغرقنا بعد الباقين

با توجه به اين كه در آيات، سخن از وجود دريا نيست، روشن مى شود كه غرق شدن كافران به وسيله سيل بوده است.

4 - تكذيب نوح ( ع ) از سوى قوم وى ، موجب هلاكت آنان شد .

قال ربّ إنّ قومى كذّبون . .. ثمّ أغرقنا بعد الباقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 4،5

4 - بيشتر افراد قوم نوح ، حق ناپذير و مصمم بر كفر

و ما كان أكثرهم مؤمنين

5 - وجود اقليتى مؤمن در ميان قوم نوح

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 5،7،8،12

5 - مردم دوران نوح ( ع ) ، عمرى طولانى داشته اند . *

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا

بنابراين كه «لبث فيهم» حقيقتاً، اشاره داشته باشد به درنگ نوح(ع) در ميان قومى كه از آغاز، رسالت اش را در ميان آنان

شروع كرده، نكته يادشده، به دست مى آيد.

7 - قوم نوح ، پيام الهى نوح ( ع ) را نپذيرفتند و بر شرك خود پايبند ماندند .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان

«فاء» در «فأخذهم» براى فصاحت است و دلالت بر حذف جمله اى مى كند و آن، به قرينه ارسال نوح(ع) مى تواند «عدم قبول» و يا «تكذيب» و مانند آن باشد.

8 - گرفتار شدن قوم نوح به سيلى عظيم و در نتيجه به هلاكت رسيدن ، پيامد مداومت آنان به شرك و قبول نكردن دعوت نوح بود .

و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه . .. فأخذهم الطوفان و هم ظلمون

به قرينه مقام، مراد از ظلمى كه به قوم نوح نسبت داده شده است، ممكن است ظلم اصطلاحى نباشد و بلكه شرك و مداومت بر آن باشد.

12 - قوم نوح ، در شرك شان ، جزم انديش بودند .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا . .. و هم ظلمون

طولانى بودن رسالت نوح(ع) در ميان قوم اش و تأثير ناپذيرى آنان در اين مدت، حكايت از جزميّت آنان دارد. گفتنى است كه «ظالمون» در آيه، به قرينه مقام، مشرك بودن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 1،2

1 - قوم كافر نوح ، همگى غرق شدند .

ثمّ أغرقنا الأخرين

مقصود از «الأخرين» (ديگران) - به قرينه «و نجيناه و أهله. ..» - قوم كافر نوح مى باشد.

2 - غرق شدن كافران قوم نوح از سوى خداوند ، پس از اتمام حجت بر آنان بود .

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عقبة المنذرين ... و لقد نادينا نوح ...

نقل داستان نوح(ع)، در آيات پيشين، براى ارائه نمونه اى تاريخى از اقوامى است كه رسولان الهى، آنان را انذار و اتمام حجت كردند; ولى آنان ايمان نياورده و به سرنوشت شوم گرفتار شدند (مفاد آيه 72 و 73).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 12 - 1

1 - قوم نوح ، عاد و فرعون ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 14 - 1،2

1 - قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، پيامبران خود را تكذيب كردند .

قوم نوح . .. ثمود ... أصحب لئيكة ...إن كلّ إلاّكذّب الرسل

2 - تكذيب پيامبران از سوى قوم نوح ، عاد ، فرعون ، ثمود ، لوط و اصحاب ايكه ( قوم شعيب ) ، بسيار شديد بود .

إن كلّ إلاّكذّب الرسل

«إن» نافيه و «كلّ» از الفاظ عموم و تنوين آن عوض از محذوف است، يعنى، «كلّهم». عبارت «إلاّ كذّب الرسل» استثنا از

نفى جنس و مفيد تأكيد حصر است; يعنى، اين اقوام آن قدر به تكذيب پيامبران خود پرداختند كه گويى به جز تكذيب هيچ كار و يا صفت ديگرى نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 1،5

1 - قوم نوح ، دين الهى و پيامبر خويش را تكذيب كردند .

كذّبت قبلهم قوم نوح

5 - قوم نوح ، نخستين جامعه تكذيب گر پيامبر خود

كذّبت قبلهم قوم نوح

ذكر قوم نوح پيش از ساير اقوامِ تكذيب گر، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 5

5 - كافران تكذيب گر و ستيزه جوى قوم نوح و بعد از آنها ، به دليل دوزخى بودن ، به عذاب دنيوى نيز گرفتار شدند .

فأخذتهم فكيف كان عقاب . و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحب النار

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «أنّهم أصحاب النار» - به تقدير لام تعليل - در مقام تعليل باشد; يعنى، چون آنان از دوزخيان هستند، به عذاب الهى گرفتار آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 5،6،7

5 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مهم ترين اقوام هلاك شده تاريخ *

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

6 - آگاهى كامل مؤمن آل فرعون ، از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

7 - آشنايى مردم عصر فرعون از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

إنّى أخاف عليكم مثل . .. دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم

هشدار مؤمن آل فرعون به مردم و بازگوكردن سرگذشت عبرت آموز اقوام يادشده براى ايشان، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 3

3- قوم نوح ، اصحاب رسّ و ثمود ، از اقوام حق ستيز و تكذيب كننده رسولان الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحب الرسّ و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 46 - 1

1 - قوم نوح ، از پيشين ترين اقوام هلاك شده بشر در نتيجه فسق و گناه

و قوم نوح من قبل إنّهم كانوا قومًا فسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 52 - 1،2،4

1 - قوم نوح ، قومى هلاك شده به اراده خداوند ، قبل از عاد و ثمود

و أنّه أهلك عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح من قبل

2 - قوم نوح ، مردمى ظالم تر و طغيانگرتر از قوم عاد و ثمود

عادًا . .. و ثموداْ ... و قوم نوح ... كانوا هم أظلم و أطغى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه ضمير «هم» به قوم نوح باز گردد و «أظلم» و «أطغى» بودن قوم نوح، در مقياس قوم عاد و ثمود سنجيده شده باشد.

4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ

إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى

بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 9،10

9 - قوم نوح ، آن حضرت را به جنون و آسيب ديدگى از سوى جن متهم مى كردند .

و قالوا مجنون و ازدجر

مفسران، عبارت «و ازدجر» را به معناى «ازدجره الجنّ» (جن ايشان را آزار رسانده است) گرفته اند.

10 - اعتقاد قوم نوح ، به وجود جن يا عوامل مرموز و مؤثر بر روح بشر

و قالوا مجنون و ازدجر

در صورتى كه «و ازدجر» به معناى «تأثيرپذيرى از عوامل مرموز» باشد، به دست مى آيد كه قوم نوح، با همه پيشينه تاريخى خويش، به وجود جن معتقد بودند و يا ديوانگى را معلول سلطه عوامل مرموز بر روح انسان مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 11 - 3

3 - انتقام الهى از قوم نوح ، با ريزش بارانى شديد و سيل آسا بر ايشان

ففتحنا أبوب السّماء بماء منهمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 2،3

2 - پيوستن آب هاى آسمان و زمين به يكديگر ، براى محقق ساختن اراده الهى عليه قوم نوح

ففتحنا أبوب السّماء . .. و فجّرنا الأرض عيونًا فالتقى الماء على أمر قد قدر

3 - هماهنگى عوامل طبيعى در آسمان و زمين ، براى عذاب قوم نوح ، براساس برنامه دقيق الهى

فالتقى الماء على أمر قد قدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 16 - 1،4

1 - سرگذشت قوم نوح ، دليلى بر حقانيت عذاب ها و هشدار هاى خداوند

فكيف كان عذابى و نذر

خداوند، پس از بيان هلاكت قوم نوح، با پرسشى انسان ها را به اين حقيقت متوجه ساخته است كه: «آنان ببينند چگونه عذاب ها و انذارهاى ما تحقق پذيرفت و عملى گرديد».

4 - عذاب الهى ، در مورد قوم نوح ، پس از انذار هاى مكرر و اتمام حجت بر آنان بود . *

فكيف كان عذابى و نذر

عطف «نذر» بر «عذابى»، ممكن است بيانگر اين معنا باشد كه عذاب الهى، در حق كافران، بدون انذارهاى مكرر و اتمام حجت نبوده است. گفتنى است كه «نذر» جمع «نذير» است و «نذير» بر دو معنا اطلاق مى شود: «انذار» و «منذر». ظاهراً در آيه شريفه معناى اول (انذارها) اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 23 - 3

3 - قوم ثمود ، از جمله ملت هاى تكذيب كننده انذار هاى الهى ، پس از قوم نوح و عاد

كذّبت ثمود بالنّذر

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مؤخر آمدن ذكر قوم ثمود پس از قوم نوح و عاد، دليل تقدم تاريخى قوم نوح و عاد بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 1،2،3

1 - نابودى قوم نوح ، با طغيان آب و غرق شدن

إنّا لمّا طغا الماء

اين آيه درصدد بيان سرگذشت اولين قوم عقوبت شده است كه در آيه قبل، بدان اشاره شده و آن قوم نوح است.

2 - نجات يافتن عده اى از قوم نوح بهوسيله كشتى از هلاكت و غرق شدن

حملنكم فى الجارية

3 - ساختن كشتى و نجات يافتن عده اى از قوم نوح به وسيله آن ، با هدايت و تدبير الهى بود .

حملنكم فى الجارية

نسبت داده شدن فعل «حملناكم» به خداوند، گوياى مطلب ياد شده است. تصريح به اين مطلب در آيات ديگر مؤيد آن است (فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا...). (مؤمنون (23) آيه 27).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 1 - 4

4 - قوم نوح ، مستحق عذاب الهى پيش از رسالت آن حضرت

من قبل أن يأتيهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 3 - 4

4 - قوم نوح ، پيش از رسالت آن حضرت ، به عبادت خدا و تقواى الهى اعتقاد نداشته و پايبند نبودند .

أن اعبدوا اللّه و اتّقوه و أطيعون

توصيه و انذار حضرت نوح(ع) به موارد ياد شده و مخالفت طولانى قومش با آنها، بيانگر حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 2،12

2 - قوم نوح ، پيش از رسالت آن حضرت ، مردمى خطاكار و گناه پيشه بودند .

يغفر لكم من ذنوبكم

12 - قوم نوح ، پيش از رسالت آن حضرت ، مردمى بى بهره از معرفت و دانش و ناآگاه نسبت به معارف و حقايق الهى بودند .

لو كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 6 - 2

2 - قوم نوح ، مردمى حق ناپذير و لجوج بودند .

فلم يزدهم دعاءى إلاّ فرارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 5،6

5 - قوم نوح ، مردمى حرف ناشنوا و حق ناپذير

و إنّى كلّما دعوتهم . .. و استغشوا ثيابهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «و إنّى كلّما دعوتم. ..» تفسير و تبيين براى «فرار» است و تعبير «انگشت ها در گوش كردن و جامه بر سر نهادن»، مى تواند كنايه از حرف ناشنوى و حق ناپذيرى باشد.

6 - اصرار و پافشارى قوم نوح ، بر مواضع كفرآميز خويش

و أصرّوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 1،12،13

1 - قوم نوح ، از فرمان هاى آن حضرت سرپيچى مى كردند .

قال نوح ربّ إنّهم عصونى

12 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت كفر و شرك و عليه دعوت توحيدى آن حضرت بود .

قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله وولده إلاّ خسارًا

13 - قدرت اقتصادى و سياسى صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، نتيجه اى جز خسارت و بدبختى براى آنان در برنداشت .

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 22 - 2

2 - قدرت صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت مكر و حيله گرى عليه دين الهى و در جهت گمراه كردن مردم قرار داشت .

و مكروا مكرًا كبّارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 23 - 3

3 - سوء استفاده صاحبان زر و زور و تزوير ، از عقايد مذهبى مردم در عصر حضرت نوح ( ع )

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم و لاتذرنّ ودًّا . .. و نسرًا

توصيه مؤكد صاحبان زر و زور به مردمِ عادى، درباره حفظ عقايد مذهبى خود - با آن كه خود آنان جز به مال و منال خويش نمى انديشند - بيانگر حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 25 - 1،3،6

1 - قوم نوح به خاطر ارتكاب خطا ها و گناهان گوناگون غرق شدند .

ممّا خطي--تهم أُغرقوا

«من» در «ممّا» براى تعليل است و جمع آمدن «خطيئاتكم»، نشانه تعدد و گوناگونى خطاها و گناهان است.

3 - قوم نوح با آتشى بزرگ و وصف ناپذير پس از مرگ عذاب شدند .

فأُدخلوا نارًا

تنكير «ناراً» يا براى افاده تعظيم است و يا براى بيان نوع خاصى از آتش كه وصف ناپذير است.

6 - قوم بت پرست نوح ، به هنگام غرق شدن و دچار گشتن به عذاب برزخى ، هيچ يار و ياورى نداشتند .

فلم يجدوا لهم من دون اللّه أنصارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 1

1 - تلاش مستمر قوم كافر و گمراه گر نوح ، براى گمراه كردن مؤمنان و بندگان خدا

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

194- تاريخ قوم يونس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 147 - 2

2 - جمعيت قوم يونس ، بيش از يك صدهزار نفر بود .

و أرسلنه إلى مائة ألف أو يزيدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 148 - 2،3

2 - خداوند ، پس از ايمان آوردن قوم يونس ، آنان را از مواهب دنيوى تا پايان عمرشان بهره مند ساخت .

ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين

طبق گفته مفسران، مقصود از «إلى حين» فرا رسيدن اجل و عمر طبيعى آنان است.

3 - ايمان قوم يونس ، عامل بهره مند شدن آنان از موهبت هاى دنيوى

ف--َامنوا فمتّعنهم إلى حين

195- تاريخ قياس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 12

12 - عن أبى عبدالله(ع): . .. فإن أول من قاس إبليس حين قال: « خلقتنى من نار و خلقته من طين» فقاس ما بين النار و الطين، و لو قاس نورية آدم بنورية النار عرف فضل ما بين النورين ... .

از امام صادق(ع) روايت شده است: . .. اولين كسى كه قياس كرد ابليس بود آنگاه كه (خطاب به خداوند) گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گل» و بين آتش و خاك قياس كرد، اگر نورانيت آدم(ع) را با روشنايى آتش مقايسه كرده بود، تفاوت بين آن دو نور را در مى يافت ... .

196- تاريخ كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 15

15 - وجود كتاب و صنعت كتابت در عصر بعثت

يكتبون الكتب بأيديهم

197- تاريخ كتابت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 5

5 - قرآن به صورت كتاب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّا انزلنا إليك الكتب

اطلاق «كتاب» (نوشته) بر قرآن، حاكى از اين است كه قرآن به صورت كتاب و نوشته بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل مى شد و يا در آن عصر آن را مى نوشتند و به صورت كتاب در مى آوردند; و گرنه اطلاق كتاب بر آن صحيح نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 2

2 - كتابت و تدوين قرآن ، پس از نزول آن در حيات پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

كتب أنزلنه إليك

اطلاق كتاب (نوشته و نگارش يافته) بر قرآن، يا بدان جهت بوده كه آيه هاى آن پس از نزول نوشته مى شده است و يا توصيه اى است از جانب خداوند كه بايد به صورت نوشته درآيد. در هر دو فرض، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

198- تاريخ كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 8

8 - قبل از نزول قرآن ، چندين كتاب آسمانى ديگر نازل شده بود .

الصحف الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 7

7 - نزول كتاب از سوى خدا ، داراى سابقه ديرين در تاريخ بشر

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «ما» در «ما لم يأت» كنايه از كتاب باشد; يعنى «أم جاءهم من الكتاب ما لم يأت. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 2

2 - نزول كتاب ، از سوى خداوند ، بر برگزيدگان خود ، داراى پيشينه است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب

احتمال دارد كه «كذلك» اشاره به نزول كتاب هاى پيشين باشد. بنابراين، تقدير جمله، چنين است: «كما أنزلنا الكتاب من قبلك، أنزلنا إليك الكتاب...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 4

4 - مشركان مكه ، پيش از قرآن ، از هيچ كتاب آسمانى برخوردار نبودند .

و ما ءاتينهم من كتب يدرسونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 5 - 5

5- نزول كتاب و فرستادن رسولان از سوى خداوند براى بشر ، ديرينه و داراى سابقه طولانى

إنّا كنّا مرسلين

ديرينگى نزول كتاب و فرستادن رسولان از عبارت «كنّا. ..» استفاده مى شود. در اين صورت پيام آيه شريفه، نفى استبعاد نسبت به نزول قرآن است; يعنى، اين تنها قرآن نيست كه از سوى ما فرود آمده است; بلكه از دير زمان نظير آن را فرو

فرستاده ايم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 16 - 3

3 - نزول قرآن ، در ادامه نزول كتاب هاى آسمانى بر امت هاى پيشين

و لقد ءاتينا بنى إسرءيل

اين آيه از نظر سياق و محتوا، با نخستين آيات سوره - كه درباره نزول قرآن بود - ارتباط دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 5

5 - صحيفه هاى حضرت ابراهيم و موسى ( ع ) ، از نخستين كتاب هاى آسمانى بوده است .

لفى الصحف الأُولى . صحف إبرهيم و موسى

وصف «الاُولى» (در آيه قبل)، ممكن است در مقايسه با زمان نزول قرآن بوده و تنها ناظر به تقدم «صحف» بر قرآن باشد همچنين مى تواند به معناى حقيقى آن بوده و به دوران آغازين نزول كتاب هاى آسمانى، نظر داشته باشد. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

199- تاريخ كشتى سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 5

5- كشتى سازى ، داراى سابقه طولانى در تاريخ بشر

واصنع الفلك بأعيننا و وحينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 140 - 3

3 - وجود صنعت كشتى سازى و سفر دريايى در زمان يونس ( ع )

إذ أبق إلى الفلك المشحون

200- تاريخ كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 4

4 - استفاده از كشتى هاى بادبانى براى سفر هاى دريايى در عصر بعثت

حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 4

4 - وجود كشتى هاى كوه پيكر و استفاده از آنها در عصر نزول قرآن

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 4

4 - استفاده از كشتى هاى عظيم ، امرى آشنا براى عرب عصر نزول

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

201- تاريخ كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 23

23 - خانه خدا ( كعبه ) داراى قدمت تاريخى

و إذ جعلنا البيت . .. و اتخذوا من مقام إبرهيم مصلًّى و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 2،3،16

2 - پايه ها و اساس كعبه پيش از آنكه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، ديوار هاى آن را بنا كنند ، وجود داشته است .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

از اينكه بالا بردن و ساختن ديوارهاى كعبه به ابراهيم و اسماعيل (ع) نسبت داده شده، ولى بناى پايه و اساس آن به ايشان نسبت داده نشده، چنين بر مى آيد كه: پايه ها و اساس كعبه از ديرباز وجود داشته است.

3 - ابراهيم ( ع ) ، بناكننده اصلى كعبه و اسماعيل ( ع ) ياور او بود .

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل

عطف كردن فاعلى بر فاعل ديگر، پس از آوردن فاعل نخست و متعلقات فعل - چنانچه در آيه شريفه اين گونه است - مى تواند اشاره به تفاوت آن دو فاعل در انجام كار باشد. بنابراين و به مناسبت مورد سخن از ساختن و بنا كردن است، مى توان گفت: ابراهيم سازنده اصلى و اسماعيل ياور او بوده است.

16 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . فلما أمراللّه عز و جل ابراهيم ان يبنى البيت و لم يدر فى اىّ مكان يبنيه فبعث اللّه جبرئيل فخطّ له موضع البيت فانزل اللّه عليه القواعد من الجنة . . . فبنى ابراهيم البيت و نقل اسماعيل الحجر من ذى طوى فرفعه الى السماء تسعة اذرع . . . ;

. .. چون خداوند عز و جل ابراهيم(ع) را مأمور بناى كعبه كرد، او نمى دانست كه كعبه را در كجا بنا كند. خداوند جبرئيل را فرستاد و او در مكان كعبه، خطى روى زمين كشيد. سپس خداوند، پايه هاى كعبه را از بهشت فرو فرستاد ... و ابراهيم(ع) خانه را بنا كرد و اسماعيل(ع) از «ذى طوى» سنگ آورد و ابراهيم(ع) ]ديوارهاى[ خانه را تا نه ذراع بالا آورد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 1،4

1 - تأسيس كعبه به دست ابراهيم ( ع ) ، واقعه اى بس مهم و شايان يادآورى

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

«إذ» اسم زمان در محل نصب و مفعول براى «اُذكر» محذوف است; يعنى، «به ياد بسپار آن زمانى را كه ما. ..».

4 - حضرت ابراهيم ( ع ) ، بنيان گذار كعبه و معمار آن

و إذ بوّأنا لإبرهيم مكان البيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 29 - 6،10

6 - كعبه ، داراى قدمت و پيشينه تاريخى

بالبيت العتيق

«عتيق» به هر چيزى گفته مى شود كه داراى تقدم زمانى، مكانى و يا رتبه اى باشد. و بدين جهت است كه به «قديم»، «عتيق» نيز مى گويند. بنابراين «بيت عتيق»; يعنى، خانه اى كه داراى قدمت و پيشينه تاريخى است.

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه عزّوجلّ أغرق الأرض كلّها يوم نوح إلاّ البيت فيومئذ سمّى العتيق لأنّه اُعتق يومئذ من الغرق . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى عزّوجلّ در روز طوفان نوح، همه زمين را غرق كرد، مگر «بيت[اللّه]». پس در آن روز عتيق ناميده شد; زيرا در آن روز از غرق شدن آزاد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 33 - 5

5 - كعبه ، داراى قدمت و سابقه تاريخى در ميان ساير اماكن مقدس

إلى البيت العتيق

«عتيق» به هر چيزى گفته مى شود كه داراى تقدم زمانى يا مكانى و يا رتبه اى باشد. بدين جهت به قديم، عتيق نيز گفته مى شود. بنابراين «بيت عتيق»; يعنى، خانه اى كه داراى قدمت و پيشينه تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 13

13 - حرمت و قداست كعبه در نزد مردم جزيرة العرب مانع از تجاوز ديگران به مكه و برهم زدن امنيت و آرامش ساكنان آن

أوَلم نمكّن لهم حرمًا ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 4 - 3

3 - آبادانى كعبه و روى آوردن خلق به آن ، در تاريخ پيش از اسلام

و البيت المعمور

در صورتى كه «بيت المعمور» كعبه باشد; آوردن وصف «المعمور» مى تواند اشاره به آوازه بلند و آبادانى كعبه در گذشته تاريخ داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 6

6 - كعبه ، حتى در عصر جاهليت و سلطه شرك ، داراى شرافت و عظمت در پيشگاه خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. فجعلهم كعصف مأكول

202- تاريخ كفالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 19

19- جعاله ، ضمان و كفالت ، قراردادهايى مرسوم در عصر يوسف ( ع )

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

203- تاريخ كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 1

1 - خط نفاق و كفر ، داراى پيشينه در ميان امت هاى گذشته

وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. كالذين من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 4

4- انديشه كفر و شرك ، داراى سابقه طولانى در سرزمين مكه

عن ذكر ربّهم معرضون . أم لهم ءالهة ... بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم

از اين كه خداوند، پدران و اجداد مردم مكه را جزء اعراض كنندگان از خدا و بهره مندان از متاع هاى دنيوى و عمرى طولانى برشمرده، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 3

3 - انكار معاد ، داراى ديرينه اى عميق در طول تاريخ كفر و شرك

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . قالوا أءذا متنا... أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 4

4- كفر و عواقب شوم آن ، داراى پيشينه و نماد هاى بسيار در گذشته تاريخ

فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

204- تاريخ لباس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 4

4- زمان ذوالقرنين ، در دورترين نقطه شرق سرزمين او ، از صنعت لباس و ساختمان ، خبرى نبوده است .

بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا

205- تاريخ لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 59 - 6،7

6- حضرت ابراهيم ( ع ) و حضرت لوط ( ع ) معاصر يكديگر بودند .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

7- حضرت ابراهيم ( ع ) و حضرت لوط ( ع ) در ميان دو قوم جدا و با فاصله جغرافيايى از هم مى زيسته اند .

قال فما خطبكم . .. إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط

206- تاريخ ماليات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 4

4 - وجود ماليات و انفاق هاى مالى واجب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

جمله «تربّص بكم الدوائر» دلالت مى كند كه باديه نشينان در انتظار فرصتى براى شانه خالى كردن از انفاق هستند، بنابراين خود را در پرداخت آن مجبور مى ديدند.

207- تاريخ ماه پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 1

1 - ماه پرستى، از آيينهاى رايج زمان حضرت ابراهيم(ع)

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى

208- تاريخ مجازات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 4

4- به دار كشيدن مجرمان و ر ها كردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، كيفرى مرسوم در مصر باستان

و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه

209- تاريخ مجسمه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 5

5 - صنعت مجسمه سازى ، داراى سابقه اى طولانى در تاريخ

يعملون له ما يشاء من . .. تمثيل

210- تاريخ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 11

11 - يهوديان ، به خاطر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسالت آن حضرت ، بر او حسادت مىورزيدند .

بغياً أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

عبارت «أن ينزل اللّه . ..» به تقدير «لام» بيانگر علت و منشأ حسادت است و حاصل معناى «أن يكفروا ... من عباده» چنين است: يهوديان به خاطر حسادتشان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به قرآن كافر شدند و منشأ حسادتشان اين بود كه خدا محمد(صلی الله علیه و آله) - كه از نژاد عرب بود - به پيامبرى برگزيد و به آن حضرت وحى فرستاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 0

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برهه اى از زمان ، در انتظار و اشتياق فرمانى از جانب خدا براى تغيير قبله بود .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة

تفريع جمله «فلنولينك . ..» بر جمله «قد نرى» مى رساند كه: چشم دوختن پيامبر به اطراف و اكناف آسمان به خاطر انتظار فرمان تغيير قبله بوده است.

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام انتظار وحى روى به سوى آسمان داشت و به هر طرف آن چشم مى دوخت .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء

«تقلب» به معناى: چرخيدن و حركت كردن از سويى به سوى ديگر است. چرخش صورت در آسمان به معناى نگاه كردن به اين سو و آن سوى آسمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 5

5 - برخى از اهل كتاب به انطباق ويژگى هاى پيامبر موعود بر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) اعتراف كرده و آن را كتمان نمى كردند .

و إن فريقاً منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون

برداشت فوق از مفهوم جمله «إن فريقاً . ..» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 1

1 - محمد (صلی الله علیه و آله) ، فرستاده اى از جانب خداوند

كما أرسلنا فيكم رسولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 19 - 28

28 - عن أبىّ بن كعب قال: أتى رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) بأسارى فقال لهم: هل دعيتم إلى الإسلام؟ قالوا: لا. فخلى سبيلهم، ثم قرأ «و أوحى إلىّ هذا القرآن لأنذركم به و من بلغ» ثم قال: خلوا سبيلهم حتى يأتوا مأمنهم من أجل أنهم لم يدعوا.

أبى بن كعب گويد: اسيرانى را نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آوردند، حضرت به آنان فرمود: آيا تاكنون به اسلام دعوت شده ايد؟ گفتند نه، پس آنان را آزاد كرد و آيه «و أوحى إلىّ . .. » را تلاوت كرد. و سپس فرمود: آنان را آزاد كنيد تا به جايگاه امن خويش بروند، زيرا ايشان هنوز به اسلام دعوت نشده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 5

5 - حضور مؤمنانى در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه هر بامداد و شامگاه به درگاه خداوند نيايش خالصانه داشتند.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 9

9 - منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) اصرار داشتند كه آن حضرت معجزه دلخواه آنان را سريعاً ارائه كند.

ما عندى ما تستعجلون به

همان گونه كه در آيات همين سوره، مانند آيه 8، 37 مطرح شده، از خواسته هاى منكران، نزول معجزاتى ويژه بوده است. لذا ممكن است مراد از «ما تستعجلون» همين گونه درخواستها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 1

1 - اگر نزول عذاب در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود، كار آن حضرت با مشركان زمان خود سريعاً فيصله مى يافت.

قل لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 3،4

3 - خداوند با يادآورى همنشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، مشركان را به بطلان پندارشان ( مجنون بودن پيامبر ) رهنمون ساخت .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

به كارگيرى كلمه «صاحب» و اضافه آن به ضمير (صاحبهم، يعنى همنشينشان) اشاره به حقيقتى دارد كه تفكر در آن كافى در بطلان ادعاى مشركان است. يعنى او همواره همنشين آنان بود و اگر اثرى از جنون در او وجود داشت، آشكار مى گشت.

4 - مردم عصر بعثت هيچ نشانى كه حاكى از كمترين جنون در پيامبر باشد ، سراغ نداشتند .

ما بصاحبهم من جنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 3

3 - محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 3،5،6،7،9

3 - خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه و اقدام آن حضرت به هجرت ، امرى ناخواسته و تحت فشار كافران بود .

إذ أخرجه الذين كفروا

بديهى است كه خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه، به اراده خود آن حضرت صورت گرفت ولى از آن جهت كه تحت فشار و جوّ ارعاب بود، خداوند اخراج را به كافران نسبت داده است.

5 - موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .

نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا

6 - همسفرىِ تنها يك نفر با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هنگام خروج از مكه به سوى غار ثور

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين إذ هما فى الغار

«ال» در «الغار» براى عهد است و اشاره به غار ثور دارد.

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در دوره پيش از هجرت ، كم ياور بود .

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين

9 - نگرانى فردِ همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( ابوبكر ) به هنگام هجرت از مكه به مدينه و دلدارى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وى

إذ يقول لصحبه لاتحزن إن اللّه معنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 61 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مورد آزار و اذيت مستمر برخى از منافقان

و منهم الذين يؤذون النبى

«من» در «منهم» براى تبعيض و فعل مضارع «يؤذون» مفيد استمرار است ; يعنى، برخى از منافقان پيوسته پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را مورد اذيت قرار داده و باعث رنجش خاطر آن حضرت مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 2،5

2- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى سير داد .

أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجد الأقصا

«السُرى» در لغت به معناى سير و حركت شبانه است.

5- معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) در يك شب انجام گرفت .

أسرى بعبده ليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انجام رسالت خويش ، با شديدترين و سنگين ترين ترفند ها و توطئه ها از سوى كافران و مشركان رو به رو شد .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم

از اينكه شخصيت بزرگى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزديك بود در برخى مواضع خويش، به سازش كشيده شود و نيز يادآورى اين نكته كه اگر خدا به كمك او نمى آمد، چنين حادثه اى رخ مى نمود، حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 1،7

1- توطئه و تلاش تحريك آميز مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور فراهم آوردن زمينه تبعيد آن حضرت از مكه

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «كادوا» و «يستفزّوا» - به قرينه آيات قبل - مشركان مكه و «ال» در «الأرض» عهد و مراد از آن سرزمين مكه باشد. گفتنى است كه «فزّ» ريشه «يستفزّون» به معناى حركت دادن است.

7- توطئه مشركان براى اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه ، عقيم ماند و به ثمر نرسيد .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

از تعبير «و إن كادوا ليستفزّونك» (نزديك بود تو را اخراج كنند) به دست مى آيد كه آنان، نتوانستند هدف خويش را در اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه عملى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 1

1 - جنون ، يكى از نسبت هاى نارواى كافران و رفاه زدگان به ساحت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون به جنّة

«به جنّة»;يعنى، «او گرفتار نوعى جنون است و اين اتهام ديگرى بود كه از سوى كافران و مترفان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) زده مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 18

18 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با زينب ، مطلَّقه زيد ، پس از جدا شدن او از زيد ازدواج كرد .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 4

4 - كافران و منافقان ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را مورد آزار و اذيت قرار مى دادند .

و دَعْ أذيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ساليان درازى در ميان مردم زندگى مى كرد و آنان آن حضرت را به عقل و درايت مى شناختند .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه نخست رسالت خود با انواع مشكلات و موانع روبه رو بود .

فاصبر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مكه نازل شده است و توصيه خداوند به صبر، بيانگر وجود مشكلات بسيار مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 1 - 4،8،11

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت ( در مدينه ) داراى چند همسر بود .

مرضات أزوجك

برداشت ياد شده، از آن جا است كه سوره ياد شده در مدينه (در نيمه دوم بعثت) پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است و اين آيات اشاره به ماجرايى دارد كه در آن دوران رخ داده است.

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ناحيه برخى از همسران خود ، تحت فشار و در تنگنا قرار گرفته بود .

لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك تبتغى مرضات أزوجك

همان گونه كه در شأن نزول اين آيه آمده است، پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خاطر اعتراض برخى از همسرانش، سوگند ياد كرد كه از عسل استفاده نكند و اين نشان مى دهد كه آن حضرت از ناحيه آنان، تحت فشار قرار گرفته بود.

11 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى : « يا أيّها النبىّ لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك » قال : إطّلعَتْ عائشةُ و حفصة على النبىّ و هو مع مارية فقال النبىّ (صلی الله علیه و آله) : و اللّه ما أقربُها ، فأمره اللّهُ أن يكفّرَ [ عن ] يمينه ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند تعالى: «يا أيّها النبىّ لِمَ تحرّم ما أحلّ اللّه لك» روايت شده كه فرمود: عايشه و حفصه بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ظاهر شدند در حالى كه آن حضرت با ماريه بود. پس فرمود: به خدا سوگند با او نزديك نمى شوم. پس خداوند او را امر كرد تا براى سوگند خود كفّاره دهد [و حلال خدا را با قسم بر خود حرام نكند]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 2 - 1،2

1 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكستن سوگند خود درباره محروم شدن از عملى مباح و حلال ، براى جلب رضايت همسران خود

قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم

2 - سوگند پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر محروم كردن خود از عملى مباح و حلال ، به خاطر جلب رضايت برخى از همسران

قد فرض اللّه لكم تحلّة أيمنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 3 - 2،3،4

2 - يكى از همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( حفصه ) ، سخن محرمانه و سرّى آن حضرت را [ براى عايشه ] فاش ساخت .

و إذ أسرّ النبىّ إلى بعض أزوجه حديثًا فلمّا نبّأت به

مفسران، براساس شأن نزول ها، ماجراى نقل شده در آيه شريفه را مربوط به حفصه و عايشه دانسته اند.

3 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از افشا شدن رازش بهوسيله همسرش باخبر ساخت .

فلمّا نبّأت به و أظهره اللّه عليه

«إظهار» (مصدر «أظهر») به معناى مطلع ساختن و باخبر كردن است; يعنى، خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نسبت به افشاى سرّش، باخبر ساخت.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها قسمتى از ماجراى افشا شدن رازش را ، به همسر افشاگر خود فهماند و از بخشى ديگر چشم پوشيد .

عرّف بعضه و أعرض عن بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مرحله نخست رسالت خويش مورد تكذيب قرار گرفت .

ذرنى و المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 6 - 2،4،5،7،9

2 - يتيمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، او را به داشتن سرپرست نيازمند كرده بود .

ألم يجدك يتيمًا فاوى

حرف «فاء» براى عطف مسبب بر سبب است و دلالت دارد كه آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نيازمند سرپرست كرده بود، يتيمى آن حضرت بوده است.

4 - خداوند ، از آغاز يتيمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ گاه آن حضرت را بدون سرپرست نگذاشته بود .

ألم يجدك يتيمًا فاوى

«إيواء» (مصدر «آوى»); يعنى، منزل دادن، ساكن كردن، جمع آورى و ضميمه ساختن چيزى به چيز ديگر (برگرفته از قاموس و مقاييس اللغة). در آيه شريفه به معناى قرار دادن شخص در كنار ديگرى و در آوردن او از حالت بى جايى و بى پناهى است.

5 - فراهم آوردن سرپرست براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برطرف ساختن دغدغه يتيمى از خاطر او ، نشانه دور بودن آن حضرت از قهر و خشم خداوند

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. ألم يجدك يتيمًا فاوى

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خردسالى ، در پناه خداوند و برخوردار از مراقبت مخصوص او بود .

ألم يجدك يتيمًا فاوى

فعل «آوى» - كه مطلق است - ممكن است به معناى «آواك إلى نفسه» و بيانگر مراقبت مستقيم خداوند، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

9 - خداوند ، با سوق دادن مردم به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را از تنهايى و غربت در آورد . *

ألم يجدك يتيمًا فاوى

فعل «آوى» - كه مطلق است - مى تواند به معناى «آوى إليك الناس» باشد. در اين صورت يتيم به معناى «وحيد» خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 7 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش از دريافت هدايت هاى الهى ، از شريعت اسلام و احكام قرآن بى خبر بود .

و وجدك ضالاًّ فهدى

ضلالت دو گونه است: 1. تحيّر در علوم نظرى مانند توحيد; 2. سرگردانى در علوم عملى نظير احكام شرعى (مفردات راغب). درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) به قرينه آيه «ما ضلّ صاحبكم...» (النجم/2) - كه ضلالت را از آن حضرت منتفى مى داند - مراد دومين نوع است; يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنچه را بعد از بعثت با نزول قرآن پى برد، پيش از بعثت نمى دانست.

3 - هدايت يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به شريعت اسلام ، پس از ناآگاهى از آن ، نعمتى بزرگ از جانب خداوند

و وجدك ضالاًّ فهدى

آيه شريفه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برشمردن يكى از نعمت هاى بزرگ خداوند است و به همين جهت، نمى توان آن را مربوط به گم شدن آن حضرت در نزد حليمه، يا عبدالمطلب و يا ابوطالب دانست آنگونه كه برخى احتمال داده اند; زيرا اين امور نه ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده و نه اهميتى فوق العاده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 8 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برهه اى از عمر خويش ، تنگدست بود .

و وجدك عائلاً فأغنى

فعل «عال» از مصدر «عول»; يعنى، كفالت كرد و قيّم شد (مصباح) و از مصدر «عَيْلَة»; يعنى، فقير شد (مفردات راغب). در آيه شريفه، مراد دومين معنا است; زيرا معناى اول (خداوند تو را عائله مند يافت)، با آنچه از تاريخ زندگانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) رسيده است، تطبيق نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 4

4 - خداوند ، با يادآورى دوران فقر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امداد هاى خويش به آن حضرت ، او را بر انفاق به مستمندان فرمان داد .

و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 2 - 4،5،6

4 - ناشناخته ماندن رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مايه سيطره افكندن اندوهى سنگين بر آن حضرت

وزرك

مراد از «وزر» - با توجّه به آيه «و رفعنا لك ذكرك» - مى تواند نقطه مقابل «بلند آوازه بودن» باشد; يعنى، ناشناخته ماندن رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، سبب شده بود كه رسالت ها و تعاليم او مهجور مانده و غمى سنگين براى آن حضرت به وجود آيد. تناسب دو فعل «وضعنا» (فرونهاديم) و «رفعنا» (بالابرديم)، مؤيد اين احتمال است.

5 - خداوند ، برطرف سازنده حزن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مهجور ماندن رسالت خويش

و وضعنا عنك وزرك

6 - تحمّل آداب و رسوم دوران جاهليت ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) سنگين و دشوار بود .

وزرك

«وزر»، مطلق است و قابليت دارد كه بر مصاديقى گوناگون - از جمله «سنت هاى سخت دوران جاهليت» - تطبيق يابد. هم چنين مى تواند ناظر به تمام مصاديقى باشد كه به ذهن خطور مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 3 - 3،4

3 - تلاش طاقت فرساى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انجام دادن رسالت هاى الهى ، آن حضرت را بى رمق ساخته ، توان او را به تحليل برده بود .

الذى أنقض ظهرك

4 - مهجور ماندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسالت هاى او در بين مردم ، تاب و توان را از آن حضرت ربوده بود .

الذى أنقض ظهرك

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه مراد از «وزر» (در آيه قبل)، نقطه مقابل رفعت ذكر (در آيه بعد) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 2،3،4،5

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تهديد مخالفان به اقدامى سازمان يافته عليه او ، در صورت ادامه دادن به اداى نماز

ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه

امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه دعوت از هم نشينان، براى شخص مخالف نماز سودى ندارد. اين سخن، نشانگر وجود چنين تهديدى از سوى مخالفان است.

3 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آسيب رسانى به او را برخود ، دشوار و در گرو اقدام جمعى مى دانستند .

فليدع ناديه

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مخالفانى متشكل و متحد با يكديگر داشت .

فليدع ناديه

5 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به مصونيت در برابر تهديد هاى مخالفان و اقدام هاى گروهى آنان ، مطمئن ساخت .

فليدع ناديه

211- تاريخ مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 23 - 5

5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين

وجد عليه أُمّة من الناس يسقون

جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.

212- تاريخ مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 6

6 - يثرب ، نام پيشين مدينه پيامبر است .

يأهل يثرب

213- تاريخ مردسالارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 10

10- سيادت و آقايى مرد بر همسر خويش در عصر يوسف ( ع )

و ألفيا سيدها لدا الباب

214- تاريخ مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 37

37- وجود مسجد و ارجمندى آن در عصر بيدار شدن اصحاب كهف

لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

215- تاريخ مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 6

6 - توليت مسجدالحرام ( تعمير و رسيدگى به امور آن ) در صدر اسلام - تا پيش از فتح مكه - در دست مشركان كفر پيشه بوده است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 25 - 11

11 - « مسجدالحرام » نامى شناخته شده و متداول در ميان مردم جزيرة العرب

و المسجد الحرام الذى جعلنه للناس

216- تاريخ مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 14

14 - هشدار خداوند به مسلمانان با بيان مجازات يهود و نصارا به خاطر نقض پيمان الهى

فبما نقضهم ميثقهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا

بيان مجازات مسيحيان و يهوديان به خاطر پيمان شكنى آنان پس از «اذكروا . .. ميثقه» (اى مسلمين پيمان الهى را به ياد داشته باشيد)، هشدارى است به مسلمانان كه مبادا همانند اهل كتاب پيمان الهى را نقض كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 11

11 - رهبانيت ، بدعت پيروان عيسى و انحراف از سيره آن حضرت بود .

و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين

اين كه مكان زندگى عيسى و مادرش، همراه با امكانات و وسايل آسايش و در سرزمين خوش آب و هوا بود، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه زندگى رهبانى پيروان آن حضرت، انحراف از سيره او و بدعت در دين او بود.

217- تاريخ مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 1

1 - تاريخ گذشته مصر ( قبل از فرعون معاصر موسى ) شاهد زندگى اقوامى بود كه گرفتار شرك ربوبى بوده و معتقد به ربوبيت خالق هستى نبودند .

من ربّكما . .. ربّنا الذى ... فما بال القرون الأُولى

«قرن»; يعنى، اهل يك زمان و «بال» به معناى «حال» است (قاموس); «أولى» نيز مؤنث «أوّل» است و مقصود از «قرون أولى»، مصريان قبل از فرعون است.

218- تاريخ مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 2

2- رؤياى پادشاه مصر دربردارنده رمزهايى گوياى پيشامدهايى شيرين و تلخ طى يك دوره پانزده ساله

قال تزرعون سبع سنين دأبًا

جمله «تزرعون سبع سنين دأباً» (هفت سال با جديت زراعت كنيد) گوياى هفت سال آبادانى و جمله «ثم يأتى من بعد ذلك سبع شداد» در آيه بعد گوياى هفت سال قحطى و خشكسالى است و جمله «ثم يأتى من بعد ذلك عام . ..» گوياى سالى پر باران پس از هفت سال قحطى مى باشد. بنابراين رؤياى پادشاه، بيانگر حوادثى از يك دوره پانزده ساله بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 49 - 1،3،4

1- يوسف ( ع ) فرا رسيدن سالى پر باران و سرشار از نعمت را در پى سپرى شدن هفت سال قحطى ، به مردم و حكومت مصر بشارت داد .

ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس

فعل «يغاث» ممكن است از غيث (باران) مشتق شده و محتمل است از غوث (يارى كردن) گرفته شده باشد. در صورت اول «يغاث الناس» ; يعنى، بر مردم باران نازل مى شود و در صورت دوم ; يعنى، مردم يارى مى شوند. بر هر مبنا بشارت به پايان قحطى و شروع آبادانى است.

3- روى آورى مصريان به افشره گرفتن از محصولات خويش بر اثر فراوانى آنها ، در نخستين سال پس از سال هاى قحطى

ثم يأتى . .. و فيه يعصرون

«عصر» به معناى آب گرفتن از چيزى مانند: ميوه ، لباس تر و . .. است. مفعول «يعصرون» - به قرينه سياق - محصولات كشاورزى همانند ميوه جات مى باشد.

4- مسؤوليت حاكمان مصر در نظارت بر توليد ، توزيع و مصرف غلات ، محدود به دوران چهارده ساله آبادانى و خشكسالى بود .

ثم يأتى من بعد ذلك عام فيه يغاث الناس و فيه يعصرون

استفاده نكته فوق از تغيير سياقى است كه در سخنان يوسف(ع) مشاهده مى شود. او دستورالعملهاى دوران چهارده ساله را با فعلهاى مخاطب «تزرعون»و «فذروه» بيان داشت ; ولى در بيان چگونگى سال پانزدهم و پايان بحران فعلهاى «يغاث» و «يعصرون» به كار برد. از مقابله اين دو سياق معلوم مى شود، مخاطبان «تزرعون» و ... حكومت مصر بود كه بايد عهده دار توليد و توزيع مى شد و در سال پانزدهم خود مردم بدون دخالت و نظارت سيستم حكومت، به كار توليد و مصرف مى پرداختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 58 - 4،5،6،8

4- طرح كاشت مداوم غلات و ذخيره سازى آنها براى سال هاى قحطى ، تنها در قلمرو حكومتى مصر انجام گرفت .

و جاء إخوة يوسف

5- سرزمين مصر بر اثر پيش بينى يوسف ( ع ) و تدبير عالمانه او ، از عواقب فاجعه آميز قحطى مصون ماند .

و جاء إخوة يوسف

6- خبر انبار هاى غلات و آذوقه مصر به آفاق و اطراف آن ديار رسيد .

و جاء إخوة يوسف

8- مصر مركز مراجعه مردم آبادى هاى مجاور براى تهيه آذوقه ، در قحطى هفت ساله عصر يوسف ( ع ) .

و جاء إخوة يوسف . .. و لما جهزهم بجهازهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 2

2- مصر در عصر يوسف ( ع ) ، داراى دروازه هايى متعدد بود .

لاتدخلوا من باب وحد وادخلوا من أبوب متفرقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 75 - 5

5- حكومت مصر در زمان يوسف از شريعت يعقوب پيروى نمى كرد .

قالوا فما جزؤه . .. من وجد فى رحله فهو جزؤه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 5

5- يوسف ( ع ) ، عزيز مصر در سال هاى قحطى آن ديار

قالوا يأيها العزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 99 - 12

12- مصر ، ديارى بهره مند از امنيت در عصر يوسف ( ع )

ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 59 - 1،3

1 - مردم مصر در عصر فرعون داراى سنت تزيين و تجمل در روزى مخصوص ( عيد ) و اجتماع در مكانى معين

موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

فرعون در سخن خود با موسى(ع) دو درخواست را مطرح كرد: 1- تعيين زمان مقابله، 2- تعيين مكان مقابله. آن حضرت نيز «يوم الزينة» را به عنوان زمان موعود مطرح كرد. به نطر مى رسد به خاطر معين بودن مكان اجتماع روز عيد، ديگر نيازى به ذكر خصوص مكان نبوده است.

3 - اجتماع مردم مصر در روز عيد ، به هنگام بالا آمدن و روشنايى كامل آفتاب بود .

يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى

«ضحى» به زمانى گفته مى شود كه اندكى از بالا آمدن آفتاب گذشته باشد و «حشر» به معناى جمع است (قاموس). مجهول بودن «يُحشر» دلالت براين مى كند كه برگزاركنندگان مراسم عيد، براى جمع كردن مردم اقدام مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 36 - 7

7 - ديرينه نداشتن موضوع نبوت در تاريخ گذشته مصر ، دستاويز فرعونيان براى انكار رسالت موسى ( ع )

و ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 38 - 7

7 - مصريان عهد فرعون ، قادر بر ساختن برج هاى بلند آجرى بودند .

فأوقد لى يهمن على الطين فاجعل لى صرحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 39 - 2

2 - سرزمين مصر تحت سلطه نفس گير سپاهيان سركش فرعون

و استكبر هو و جنوده فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 3

3 - فرمان روايى و سلطه كامل فرعونيان و قبطيان بر سرزمين مصر در عصر حضرت موسى

لكم الملك اليوم ظهرين فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 2،5،6،7،10،11

2 - يوسف ( ع ) ، پيامبر مردم مصر پيش از حضرت موسى ( ع )

و لقد جاءكم يوسف من قبل

5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .

لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به

6 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى لجوج و حق ناپذير

فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به

ترديد مردم مصر در رسالت يوسف(ع) با وجود عرضه شدن دلايل روشن براى ايشان به دو دليل مى تواند باشد: 1- به خاطر لجالت آنان است كه در آيه بعد از آنان به مردمى مجادله گر تعبير شده است. 2 - يا به اين دليل است كه آنان نسبت به دعوت يوسف(ع) و دلايل ايشان، بى اعتنا و گريزان بودند.

7 - مردم مصر در عصر يوسف ( ع ) ، مردمى بى اعتنا به دعوت ايشان و گريزان از فهم صحيح آن

فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به

10 - حق ناپذيرى و ايمان نياوردن مردم مصر در عصر موسى ( ع ) ، داراى پيشينه در تاريخ گذشته آنان و به ارث رسيده از اجدادشان

لقد جاءكم يوسف من قبل . .. فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به حتّى إذا هلك قلتم لن يبع

11 - اعتقاد مردم مصر به ختم نبوت و نيامدن هيچ پيامبرى پس از يوسف ( ع ) ، منشأ مخالفت آنان با دعوت موسى ( ع )

حتّى إذا هلك قلتم لن يبعث اللّه من بعده رسولاً

اعلام ختم نبوت پس از يوسف(ع) از سوى مردم مصر، مى تواند دليل و يا بهانه آنان در مخالفت با دعوت موسى(ع) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 47 - 4

4 - وجود دو قشر ضعيف و توانمند ، در جامعه فرعون و حاكميت نظام طبقاتى بر آن جامعه

و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفؤا للذين استكبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 9

9 - آب هاى زراعى و آشاميدنى مردم مصر ، از قصر و اراضى فرعون عبور مى كرده است . *

و هذه الأنهر تجرى من تحتى أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 24 - 4

4 - فرعون ، بر تمام امور زندگانى مردم مصر مسلّط بود .

أنا ربّكم الأعلى

219- تاريخ معابد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 16

16 - معابد ، مظهر حضور شريعت در جوامع و مورد تهاجم جبهه باطل در طول تاريخ

و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسجد

220- تاريخ معبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 6

6 - بناى محل هايى براى عبادت ، داراى تاريخى طولانى

يعملون له ما يشاء من محريب

221- تاريخ معراج محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 26

26- « روى عن على ( ع ) : انه لمّا كان بعد ثلاث سنين من مبعثه صلى الله عليه و آله و سلّم أسرى به إلى بيت المقدس و عرج به منه إلى السّماء ليلة المعراج . . . ;

از حضرت على(ع) روايت شده است: پس از گذشت سه سال از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آن حضرت در شب معراج به بيت المقدس و از آن جا به آسمان برده شد. ..».

222- تاريخ معمارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 129 - 2

2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى

أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون

223- تاريخ مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 16

16 - گمراهى مردم ، پيش از اسلام

و ان كنتم من قبله لمن الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 22

22 - جامعه جاهلى عصر بعثت ، هيچ حقى را براى زنان معتبر نمى شمرد .

و لهنّ مثل الذى عليهنّ بالمعروف

با توجّه به اينكه حقوق مردان بر زنان (عليهنّ) را مُسلّم گرفته و در صدد اثبات حقوق زنان بر مردان (لهنّ) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 13،15،22

13 - مسلمانان قبل از پذيرش اسلام ، گرفتار پراكندگى ، تفرقه ، جنگ و خصومت

اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

15 - اخوت و برادرى مسلمانان در سايه اسلام ، پس از تاريخى آكنده از دشمنى و كينه ، برهان خداوند براى فرمان به اعتصام به ريسمان الهى

و اعتصموا بحبل اللّه . .. واذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوب

22 - جامعه جزيرة العرب در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تفرقه و نزاع ، در معرض نابودى و هلاكت

و كنتم على شفا حفرة من النار

بنابراينكه «النار»، استعاره از هلاكت و نابودى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 12،13

12 - گمراهى آشكار مردم ، پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

13 - هواپرستى و رواج ضدارزش ها ، جهل و محروميّت از تعاليم دين ، از جلوه هاى گمراهى مردم ، پيش از ظهور پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 8

8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .

يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 4

4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن

و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 6 - 4،6

4 - بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در عصرى بود كه مردمِ آن و پدرانشان هيچ پيامبرى را درك نكرده و از وجود رسولان الهى محروم بودند .

لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم

گفتنى است طبق آيات گوناگون از جمله آيه 24 سوره فاطر (و إن من أُمّة إلاّ خلا فيها نذير) تمامى امت ها از انذارگران الهى برخوردار بودند. بنابراين مقصود از آيه شريفه، اين نيست كه مردم عصر رسالت، در تمامى اعصار گذشته از وجود پيامبران الهى محروم بودند; بلكه مقصود پدران نزديك آنان است و يا مراد اين است كه هيچ پيامبرى به صورت مباشر و از نزديك به هدايت آنان نپرداخته است.

6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .

ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 9 - 11

11 - وجود مذاهب و اديان گوناگون در جزيرة العرب به هنگام بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليظهره على الدين كلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 2،9

2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن

هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم

«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 5

5 - ايمان به قرآن در ميان مردم ، در نيمه نخست رسالت ( مكّه ) بسيار اندك بود .

قليلاً ما تؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 5

5 - پندگيرى و درس آموزى مردم از تعاليم قرآن ، در نيمه نخست رسالت بسيار ناچيز و اندك بود .

قليلاً ما تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 9

9 - منكران معاد و فرعون صفتان عصر بعثت ، محروم از خشيت الهى و بى تفاوت در برابر عبرت هاى تاريخ

يقولون أءنّا . .. هل أتيك ... إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

تصريح به «من يخشى» براى اشاره به نبود خشيت در وجود منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 4

4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت

ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 22 - 3

3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان

و ما صاحبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 3

3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت

لاتكرمون اليتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 1

1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت

و لاتحضّون على طعام المسكين

«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 1

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در عصر بعثت ، نامدار و بلندآوازه ساخت و آن حضرت را در اوج شهرت قرار داد .

و رفعنا لك ذكرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 17 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مخالفانى متشكل و متحد با يكديگر داشت .

فليدع ناديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 81 - 1

1- مشركان عصر بعثت ، معبودهايى متعدد را به عنوان « الهه » مى پرستيدند .

واتّخذوا من دون اللّه ءالهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 12

12 - صنعت شيشه و استفاده از آن براى روشنايى ، در عصر بعثت وجود داشت .

فى زجاجة الزجاجة كأنّها كوكب درىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 77 - 7

7 - دعوت خدا و رسول او ، مورد تكذيب مردم در نيمه نخست بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) قرار گرفت .

قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم فقد كذّبتم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مكه نازل گرديده است كه نيمه نخست رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در آن قرار داشت. بنابراين خطاب «كذّبتم» به مردم همين دوره از رسالت خواهد بود.

224- تاريخ مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 1،12

1 - تبديل زمين هاى اطراف كعبه به شهرى داراى امنيت ، درخواست ابراهيم ( ع ) از درگاه خداوند

و إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً

ظاهر آن است كه مشاراليه «هذا» زمينهاى اطراف كعبه باشد. بر اين مبنا جمله «اجعل ...» حاكى از دو درخواست است: 1- شهر شدن زمينهاى اطراف كعبه; 2- برقرار بودن امنيت در آن شهر. قابل ذكر است كه كلمه «بلد» به معناى سرزمينِ داراى حدود و مشخصات و نيز به معناى شهر است. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال مى باشد.

12 - خداوند ، دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( شهر شدن سرزمين مكه و امنيت و رفاه مؤمنان آن ) را مستجاب كرد .

رب اجعل . .. قال و من كفر فأمتعه قليلا

ابراهيم، در دعاى خويش اشاره به اين داشت كه: خداوند، كافران مكه را از روزيهاى خويش محروم سازد. جمله «و من كفر فأمتعه» (ولى آن كس كه كافر شود او را بهره اى اندك خواهم داد) پاسخ منفى خداوند به اين تقاضاى ابراهيم است. رد بخشى از يك درخواست، حكايت از اجابت ديگر درخواستها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 92 - 9،11

9 - قدمت عمران و آبادى شهر مكه

و لتنذر أم القرى و من حولها

ظاهراً مقصود از «أم القرى» شهر مكه است. كاربرد اين نام از جانب خداوند گواهى بر قدمت عمران و آبادانى و تشكيل جامعه و شهرنشينى در مكه است.

11 - شهر مكه، مركز سرزمين حجاز در اوان ظهور اسلام

و لتنذر أم القرى و من حولها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 13

13 - مردم مكه در صدر اسلام از نسلى غير از ساكنان قبلى آن سرزمين بودند. *

كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

ظاهراً مخاطب «أنشأكم» مردم مكه بوده اند. زيرا مكه محل نزول اين آيات بوده است. بنابراين مردم مكه و سرزمينهاى مجاور آن از نسل مردمى غير از ساكنان اصلى آن بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 7

7- مكه در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) داراى بافت شهرى بود .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 6

6- سرزمين مكه و محدوده اطراف خانه خدا ، محلى مناسب براى ابراز عقيده توحيدى و عبادت خداى يگانه

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرّم ربّنا ليقيموا الصلوة

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) فرزندانش را از محل سابق، كه سرزمين بت پرستان بود، به سرزمين مكه برد و هدف از هجرت را عبادت و نماز اعلام كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 5

5- شهر مكه ، قبل از هجرت براى مسلمانان ، شايسته و مناسب زندگى نبود

و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق - چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند - بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 90 - 6

6- مكه در آغاز بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سرزمينى كم آب بود و مكيان نيازمند به منابع دايمى آب بودند .

تفجر لنا من الأرض ينبوعًا

درخواست مشركان مكه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى ايجاد چشمه اى جوشان، احتمال دارد به خاطر، نياز شديد آنان به منابع آب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 4،7

4- انديشه كفر و شرك ، داراى سابقه طولانى در سرزمين مكه

عن ذكر ربّهم معرضون . أم لهم ءالهة ... بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم

از اين كه خداوند، پدران و اجداد مردم مكه را جزء اعراض كنندگان از خدا و بهره مندان از متاع هاى دنيوى و عمرى طولانى برشمرده، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

7- سرزمين مكه از ديرباز ، از نعمت هاى دنيوى برخوردار و از حوادث هلاكت بار و عذاب هاى الهى محفوظ بود .

بل متّعنا هؤلاء و ءاباءهم حتّى طال عليهم العمر

اين كه خداوند مردم مكه و اجدادشان را از بهره هاى دنيوى به مدت طولانى، برخوردار كرد، حكايت از امنيت و مصونيت دير پاى سرزمين مكه از حوادث هلاكت بار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 9

9 - حاكميت اختناق شديد بر سرزمين مكّه

الذين أُخرجوا من ديرهم . .. إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه

از آن جايى كه مشركان مكّه در برابر عقايد توحيدى مسلمانان، آنان را تبعيد و اخراج كردند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 7

7 - حرمت سرزمين مكه ، داراى ديرينه و وضع شده از سوى خداوند

ربّ هذه البلدة الذى حرّمها

ماضى آمدن «حرّم» بيانگر دير پا بودن حرمت مكه و انتساب آن (حرّم) به خداوند، بيانگر جعل آن از سوى او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 46 - 9

9 - بى بهره بودن مردم سرزمين مكه از تعليمات آسمانى ، عامل عقب ماندگى آنان و فراگير شدن غفلت و بى خبرى در ميان آنها

لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 11

11 - مكه ، محور و مركز عمده شهر ها و قراى جزيرة العرب در صدراسلام

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 2

2 - امنيت مكه حتى پيش از ظهور اسلام ، برخاسته از خواست خدا بوده است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 44 - 4،6

4 - مشركان مكه ، پيش از قرآن ، از هيچ كتاب آسمانى برخوردار نبودند .

و ما ءاتينهم من كتب يدرسونها

6 - خداوند ، براى مشركان مكه قبل از رسول گرامى اسلام ، پيامبرى مبعوث نكرده بود .

و ما أرسلنا إليهم قبلك من نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 31 - 8

8 - مكه و طائف ، دو شهر مهم جامعه عصر بعثت ، نزد عرب جاهلى

و قالوا . .. على رجل من القريتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 3 - 3

3 - مكه در عصر بعثت ، شهرى امن بوده و ساكنان آن ، بايد همواره در امنيت باشند .

و هذا البلد الأمين

توصيف مكه به «أمين»، يا به معناى «ذو الأمن» و يا به معناى مفعولى (مأمون فيه) است. اين توصيف، علاوه بر بيان وجود امنيت در آن، نشانگر آن است كه خداوند، خواهان تداوم يافتن امنيت آن در همه زمان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 4،7

4 - تسلّط قريش بر مكه پيش از اسلام *

لإيلف قريش

دفع مهاجمان به مكه، در صورتى امتنان بر قريش شمرده مى شود كه مكه در تصرف آنان باشد.

7 - نابودى اصحاب فيل ، مايه استحكام پيوند قريش با شهر مكه و باقى ماندنشان در آن *

لإيلف قريش

آيه بعد يا تفسير اين آيه است كه در نتيجه «ايلافهم» در آن بدل خواهد بود و يا ذكر خاص بعد از عام است كه در نتيجه، اين آيه به الفتى ديگر نيز علاوه بر الفت با كوچ هاى تابستانى و زمستانى، نظر خواهد داشت. ارتباط آيه شريفه با سوره قبل مى تواند بيانگر آن باشد كه استمرار پيوند قريش با مكه، مصداق برجسته اى براى عموم «ايلاف قريش» است.

225- تاريخ ملائكه پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 4

4 - پرستش فرشتگان ، سنتى ديرينه و آيينى سابقه دار در تاريخ عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

واژه «اُمّة»، بيانگر آيين و مذهب است.

226- تاريخ نامه رسانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 28 - 3

3 - استفاده از پرنده پيك براى ارتباطات ، به عصر سليمان بازمى گردد .

اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم

227- تاريخ نبوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 6 - 7

7 - رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها پيامبر مبعوث شده بعد از عيسى ( ع )

و مبشّرًا برسول يأتى من بعدى اسمه أحمد

228- تاريخ نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 17

17- « نذر » امرى مطلوب در آيين مريم ( س ) و معروف نزد هم عصران او

فإمّاترينّ من البشر أحدًا فقولى إنّى نذرت للرحمن

229- تاريخ نزول انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 4

4 - نزول تورات و انجيل از سوى خدا پيش از قرآن

الذين ءاتينهم الكتب من قبله

ضمير در «من قبله» به قرآن بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 13

13 - تورات و انجيل ، دو كتاب نازل شده قبل از قرآن

كالذين أُوتوا الكتب من قبل

230- تاريخ نزول تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 93 - 7

7 - نزول تورات براى بنى اسرائيل پس از غرق شدن فرعون بود .

حتى إذا أدركه الغرق . .. و لقد بوّأنا بنى إسرءيل مبوّأ صدق ... فما اختلفوا حتى ج

برداشت بالا مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» تورات و دستورات آسمانى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 4

4 - نزول تورات و انجيل از سوى خدا پيش از قرآن

الذين ءاتينهم الكتب من قبله

ضمير در «من قبله» به قرآن بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 13

13 - تورات و انجيل ، دو كتاب نازل شده قبل از قرآن

كالذين أُوتوا الكتب من قبل

231- تاريخ نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 52 - 4

4 - نزول تورات و انجيل از سوى خدا پيش از قرآن

الذين ءاتينهم الكتب من قبله

ضمير در «من قبله» به قرآن بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 13

13 - تورات و انجيل ، دو كتاب نازل شده قبل از قرآن

كالذين أُوتوا الكتب من قبل

232- تاريخ نفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 1

1 - خط نفاق و كفر ، داراى پيشينه در ميان امت هاى گذشته

وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. كالذين من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 13

13 - خط نفاق ، در ميان مسلمانان ، پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز شد . *

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه و

آيه بعد، مى تواند قرينه باشد بر اين كه اين افراد، داراى نوعى نفاق در ايمان بودند و اين جريان، قبل از هجرت، آغاز شده است. گفتنى است، چون سوره عنكبوت مكّى است، آيه هم وضعيّت برخى مسلمانان مكه را بازگو مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 11 - 4

4 - خط نفاق ، قبل از هجرت و در مكه شروع شد . *

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه .

اين كه خداوند، در سوره عنكبوت - كه سوره اى مكى است - بيان مى كند كه به دنبال بازشناسى مؤمنان از منافقان، است نشانه پديد آمدن، خط نفاق در مكه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 6

6 - پديد آمدن جريان نفاق و گروه منافقان در ميان مسلمانان ، هنگام تشكيل نظام اسلامى در مدينة الرسول

جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم

233- تاريخ نگهدارى سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 12

12- اهلى بودن سگ و بهره بردن انسان از آن ، سابقه اى طولانى در تاريخ بشر دارد .

و كلبهم بسط ذراعيه بالوصيد

234- تاريخ نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 5

5- نماز از فريضه هاى عبادى در عصر بعثت حضرت ابراهيم ( ع )

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. ليقيموا الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 55 - 3

3- نماز ، زكات و انفاق ، داراى سابقه اى ديرينه در اديان الهى

و كان يأمر أهله بالصلوة و الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 9 - 4

4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام

أرءيت الذى ينهى

جمله «لئن لم ينته» - در آيات بعد - قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.

235- تاريخ نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 9

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 76 - 1

1- حضرت نوح ( ع ) ، پيامبرى كه پيش از حضرت ابراهيم و لوط ( ع ) مى زيست .

و نوحًا إذ نادى من قبل

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مراد از «من قبل» به قرينه آيات پيشين - كه در باره حضرت ابراهيم و لوط(ع) بود - زمان قبل از حضرت ابراهيم و لوط(ع) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 83 - 4

4 - نوح ( ع ) ، پيشتاز و مقتداى حركت توحيدى در ميان پيامبران الهى

و إنّ من شيعته لإبرهيم

پيرو بودن ابراهيم(ع) - با آن كه خود از انبياى بزرگ بود - و نيز وجود پيامبرانى چون هود و صالح(ع) پيش از آن حضرت، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد. گفتنى است معناى لغوى «شيعه» (گروه پيرو رئيس خود) مؤيد برداشت بالا است.

236- تاريخ نهى از منكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 13

13 - رواج اخلاق خيرخواهى و امر به معروف و نهى از منكر ، در ميان مردم عصر موسى

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة و لاتنس نصيبك من الدنيا و أحسن

237- تاريخ وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 163 - 12

12 - نوح ، نخستين پيامبرى كه خدا به او وحى كرده است . *

كما أوحينا إلى نوح و النبين من بعده

چون آيه مورد بحث - نه به صورت تفصيل و نه به صورت اجمال - سخنى درباره وحى به پيامبرى قبل از نوح(ع) بيان نكرده، مى توان گفت قبل از حضرت نوح(ع) پيامبرى كه خدا به وى وحى كرده باشد وجود نداشته ; بنابراين نوح(ع) اولين پيامبرى است كه به وى وحى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 12

12 - وحى و رسالت ، داراى پيشينه در تاريخ جزيرة العرب

أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 4

4 - نزول وحى از سوى خدا ، داراى سابقه ديرين در تاريخ بشر

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمن محدث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 3 - 1

1 - وحى خداوند به پيامبران ، داراى سابقه و ديرينه تاريخى است .

كذلك يوحى إليك و إلى الذين من قبلك اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 8 - 2

2 - آبادى ها و شهر هاى بسيارى ، در جوامع بشرى از وجود وحى و پيامبران الهى ، برخوردار بودند .

و كأيّن من قرية عتت عن أمر ربّها و رسله

238- تاريخ وزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 4

4- وجود وزن و كيل رسمى و قانونى در مصر زمان يوسف *

قالوا نفقد صواع الملك

اضافه «صواع» به «ملك» (پيمانه پادشاه) مى رساند كه آن پيمانه را پادشاه تعيين كرده بود ; چه براى همه اشيايى كه با پيمانه كردن داد و ستد مى شد و چه براى خصوص پيمانه كردن سهميه غلات افراد در زمان قحطى.

239- تاريخ ولادت اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 8

8- اسماعيل ( ع ) ، پيش از اسحاق ( ع ) به دنيا آمد و از نظر سنى بزرگتر از او بود .

وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق

از تقدم ذكرى اسماعيل(ع) بر اسحاق(ع) در اين آيه و آيات مشابه تقدم سنى استفاده مى شود و تاريخ نيز مؤيد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 1

1- تولد اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) بود .

و نجّينه و لوطًا إلى الأرض . .. و وهبنا له إسحق و يعقوب

سير داستان حضرت ابراهيم در اين آيات، بيانگر برداشت ياد شده است. به علاوه اين كه داستان افكندن ابراهيم به آتش و نجات آن حضرت در زمان جوانى اش بوده است و فرزنددار شدن ابراهيم(ع) در دوران پيرى آن حضرت صورت گرفته است.

240- تاريخ ولادت اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 8

8- اسماعيل ( ع ) ، پيش از اسحاق ( ع ) به دنيا آمد و از نظر سنى بزرگتر از او بود .

وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق

از تقدم ذكرى اسماعيل(ع) بر اسحاق(ع) در اين آيه و آيات مشابه تقدم سنى استفاده مى شود و تاريخ نيز مؤيد اين برداشت است.

241- تاريخ ولادت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 22 - 4

4- « عن الرضا ( ع ) قال : ليلة خمس و عشرين من ذى القعدة . . . ولد فيها عيسى بن مريم ( ع ) . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: شب بيست و پنجم ذى القعده عيسى(ع) تولد يافت».

242- تاريخ ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 7 - 12

12- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّما ولد يحيى بعد البشارة له من اللّه بخمس سنين ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: همانا يحيى، پنج سال بعد از آن كه خداوند به ولادت او بشارت داد، متولد شد».

243- تاريخ ولادت يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 49 - 6

6- تولد يعقوب در زمان حيات حضرت ابراهيم ( ع ) بوده است .

وهبنا له إسحق و يعقوب

بر حسب ظاهر، صدق هبه زمانى است كه دريافت كننده در قيد حيات باشد. با توجه به اين كه يعقوب نيز در اين آيه موهبت به ابراهيم(ع) دانسته شده، چنين برمى آيد كه او نيز در زمان حيات ابراهيم متولد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 72 - 1،4

1- تولد اسحاق و يعقوب ( ع ) ، پس از هجرت ابراهيم ( ع ) بود .

و نجّينه و لوطًا إلى الأرض . .. و وهبنا له إسحق و يعقوب

سير داستان حضرت ابراهيم در اين آيات، بيانگر برداشت ياد شده است. به علاوه اين كه داستان افكندن ابراهيم به آتش و نجات آن حضرت در زمان جوانى اش بوده است و فرزنددار شدن ابراهيم(ع) در دوران پيرى آن حضرت صورت گرفته است.

4- تولد يعقوب ( ع ) ، در زمان حيات ابراهيم ( ع ) بود .

و وهبنا له إسحق و يعقوب

يعقوب(ع) فرزند اسحاق و نوه ابراهيم(ع) است; ولى از آن جا كه خداوند نام يعقوب را همراه با اسحاق ذكر فرمود و هر دو را به عنوان موهبت خود به ابراهيم يادآور شد، مى رساند كه يعقوب(ع) در زمان حيات ابراهيم(ع) تولد يافته بود.

244- تاريخ هنر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 44 - 7

7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )

حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير

ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.

245- تاريخ هود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 9

9- فاصله زمانى ميان عصر شعيب با عصر نوح ، هود و صالح ( ع ) زياد بوده است .

مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود أو قوم صلح و ما قوم لوط منكم ببعيد

از اينكه شعيب(ع) از ميان اقوام ياد شده تنها قوم لوط را به نزديك بودن با مردم مدين (عصر خويش) توصيف كرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

246- تاريخ يمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 18 - 4

4 - بين منزل گاه هاى راه يمن تا شام در عصر قوم سبأ ، تناسب يكسانى وجود داشت .

و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا فيها قرًى ظهرة و قدّرنا فيها السير

مراد از تقدير سير در آيه بالا، اين است كه در بين راه، منزل گاه هايى وجود داشت و يا قريه ها و شهرها به گونه اى قرار گرفته بود كه فاصله هر كدام با ديگرى در تمام راه يكسان بود.

247- تاريخ يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 100 - 1،2

1 - يهوديان ، در طول تاريخ خويش عهد ها و پيمانهايى را با خدا و پيامبران بسته بودند .

أو كلما عهدوا عهداً

جمله «كلما عاهدوا . ..» (هرگاه عهدى مى بندند) دلالت بر عهدها و پيمانهاى متعدد دارد. قرينه هايى همانند «بل أكثرهم لايؤمنون» دلالت بر آن دارد كه مراد از عهدهاى مطرح شده در آيه، عهدهايى است كه يهود با خدا و پيامبران داشتند.

2 - تاريخ يهود ، آكنده از عهدشكنى و بى اعتنايى به پيمان هاى الهى است .

أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم

«نبذ» به معناى انداختن و رها كردن است و در آيه شريفه كنايه از شكستن و نقض كردن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 14

14 - احتجاج پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود بر اساس تاريخ گذشته آنان

قل قد جآءكم رسل من قبلى . .. فلم قتلتموهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 7

7 - ورود به بيت المقدس و سجده به درگاه الهى در آن هنگام ، فرمان خداوند به يهوديان عصر موسى ( ع )

و قلنا لهم ادخلوا الباب سجداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 14 - 13

13 - بقاى يهوديان تا روز قيامت

فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة

برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «بينهم» به يهود و نصارا برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 2،11

2 - يهوديان ساكن در آبادى ايله واقع در ساحل درياى سرخ ، حكم تعطيلى روز شنبه را با ماهيگيرى در آن روز نقص مى كردند .

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر إذ يعدون . .. إذ تأتيهم حيتانهم

«ال» در «البحر» عهد ذهنى است و چنانچه مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. مراد از «القرية»، بنابر آنچه ميان اهل تفسير معروف است، آبادى ايله (شهرى بين شام و مصر) مى باشد.

11 - خداوند براى امتحان يهوديان ايله ، ماهيان را در روز شنبه به طرف ساحل سوق مى داد و در روز هاى ديگر از ساحل دور مى ساخت .

إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً و يوم لايسبتون لا تأتيهم كذلك نبلوهم

چون حكم تعطيلى روز شنبه براى همه يهود بود، نه مخصوص مردم ايله، معلوم مى شود آنچه خداوند براى مردم آن سامان پيش آورد تا آنان را بيازمايد، همان آمدن ماهيان در روز شنبه و كمياب شدنشان در روزهاى ديگر بود، نه اصل تحريم كار در روز شنبه. لذا مشاراليه «ذلك» وضعيت بيان شده براى ماهيان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 1

1 - يهوديان ساكن در ايله متشكل از سه گروه بودند : تجاوزگران فاسق ، صالحان موعظه گر و نهى كننده از منكرات ، تاركان نهى از منكر .

إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً

مقصود از موعظه، به دليل «الذين ينهون عن السوء» در آيه بعد، نهى از منكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 1،3،4

1 - خداوند جامعه يهود را گروه گروه كرد و در پهنه گيتى پراكنده ساخت .

و قطّعنهم فى الأرض أمماً

«أمماً» هم مى تواند مفعول دوم براى «قطعناهم» باشد، كه در اين صورت در «قطّعنا» معناى «تصيير» تضمين شده است، و هم مى تواند حال براى ضمير «هم» در «قطّعناهم» باشد.

3 - برخى از امت هاى پراكنده شده يهود ، مردمى صالح و گروههايى از آنان ناصالح هستند .

منهم الصلحون و منهم دون ذلك

«دون» به معناى غير مى باشد و «ذلك» اشاره است به صالح كه از «الصلحون» به دست مى آيد، يعنى: «منهم غير صالحين».

4 - خداوند امت هاى يهود را گاهى با اعطاى نعمت ها و آسايش ها و زمانى با گرفتار ساختن به سختى ها و ناخوشايندى ها آزمود .

و بلونهم بالحسنت و السيئات

مراد از ضمير مفعولى در «بلوناهم» مى تواند همه يهود، صالحان و ناصالحان، باشد و مى تواند مراد از آن تنها ناصالحان ايشان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 1،2،23

1 - تاريخ يهود ، شاهد نسلهايى دنياگرا و معصيتكار

فخلف من بعدهم خلف ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون

2 - دنياگرايان يهود ، على رغم ادعاى اعتقاد به تورات و دسترسى به آن ، از راه هاى نامشروع به مال و منال دنيا چنگ مى زدند .

ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

جمله «ورثوا الكتب» (تورات را به ارث بردند) اشاره به دو معنا دارد كه هر دو در سرزنش دنياگرايان يهود دخيل است: دسترسى به تورات داشتند ; مدعى اعتقاد به آن بودند.

23 - تاريخ يهود شاهد عالمانى دنياگرا و بى تقوا *

خلف ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون

جمله «ورثوا الكتب»، هم مى تواند ناظر به اين باشد كه يهوديان مورد بحث مردمى بودند كه تورات نسل به نسل به آنها رسيده و در دسترس آنان بود، و هم مى تواند حاكى از آگاهى كافى آنها به تورات و محتواى آن باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 170 - 4

4 - گروهى از يهوديان نسل هاى پيشين ، بر خلاف دنياگرايان ايشان ، به محتواى تورات و ميثاق هاى آن پايبند بودند و نماز را به پا داشتند .

و الذين يمسكون بالكتب و أقاموا الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 118 - 2

2- تنها يهود از ميان ساير امت ها ، موظف به انجام تكاليفى فزون تر و دشوارتر بودند .

و على الذين هادوا حرّمنا

جار و مجرور «على الذين» متعلق به فعل «حرّمنا» است و تقديم آن بر فعل مفيد حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 7،8

7- اختلاف يهود درباره روز تعطيلى ، اختلافى دامنه دار و بى فرجام

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «فيه» به «سبت» برگردد. گفتنى است فعل مضارع «يختلفون» همراه با فعل «كانوا» دلالت بر استمرار و دوام مضمون آن دارد.

8- اختلافات يهود درباره دين حق و صراط مستقيم ، اختلافاتى دامنه دار و بى فرجام است .

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «فيه» به ابراهيم(ع) و دين او برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 63 - 5

5 - يهوديان ، گرفتار اختلافات پردامنه مذهبى در عصر بعثت عيسى ( ع )

لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 3

3 - يهوديان در عصر عيسى ( ع ) ، گرفتار شرك در ربوبيت و دور ماندن از پرستش پروردگار يگانه

إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم فاعبدوه

از تأكيد عيسى(ع) بر ربوبيت الهى، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 17 - 14

14 - اختلاف يهود درباره رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) اختلافى ريشه دار و ديرپا *

و ءاتينهم بيّنت من الأمر . .. فيما كانوا فيه يختلفون

در صورتى كه «الأمر» اشاره به رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) داشته باشد; اختلاف مستمرى كه از «كانوا فيه يختلفون» استفاده مى شود، ريشه دار بودن اختلافات آنان را درباره رسالت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى رساند.

248- تبيين تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 5

5 - بيان دقيق سرگذشت امت هاى كفرپيشه تاريخ در قرآن ، نازل شده از سوى خداوند .

و إنّه لتنزيل ربّ العلمين

برداشت ياد شده با توجه به نكته اين است كه ضمير «إنّه» ناظر به محتواى آيات پيشين باشد كه مربوط به سرنوشت امت هاى گذشته تاريخ است.

249- تبيين تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 1

1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .

و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه

«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).

250- تبيين تاريخ نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 21 - 7

7 - طرح موضوع پيشينه داشتن خط رسالت و بى سابقه نبودن رسالت بشرى ، از سوى موسى ( ع ) براى فرعون

و جعلنى من المرسلين

تعبير «و جعلنى من المرسلين» (مرا از پيامبران قرارداد) به جاى «جعلنى رسولاً» (مرا پيامبر قرار داد) مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

251- تحريف تاريخ انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 140 - 6

6 - تحريف تاريخ انبيا از سوى يهود و نصارا

أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى

252- تحقيق تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 3

3 - سرنوشت شوم قوم تبهكار لوط ، سرنوشتى عبرت آموز و شايان بررسى دقيق

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

253- تحقيق تاريخ مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 4

4 - ضرورت بررسى تحليلى سرنوشت شوم مجرمان و تبهكاران تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

فعل «انظر» كه به معناى «دقت كن» است، دلالت بر بررسى دقيق و تحليلى دارد.

254- تحقيق تاريخ مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 4

4 - ضرورت بررسى تحليلى سرنوشت شوم مجرمان و تبهكاران تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

فعل «انظر» كه به معناى «دقت كن» است، دلالت بر بررسى دقيق و تحليلى دارد.

255- تحقيق در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 7

7 - دعوت قرآن به تحقيق در احوال پيروان اديان گذشته ، براى درس آموزى و عبرت از آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

256- تحليل حوادث تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 11

11 - بينش خدامحورى دست پروردگان پيامبران الهى ، در تحليل حوادث

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربّيّون . .. و ثبّت اقدامنا و انصرنا على القوم الكافرين

چون «ربّيّون»، در عين استقامت و پايدارى، پيروزى را از جانب خدا مى دانند. (و انصرنا على القوم الكافرين).

257- تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 10

10 - نقش برجسته پيامبران در تحوّلات تاريخ

فبعث اللّه النبيّن . .. و ما اختلف فيه الا ... من بعد ما جاءتهم البيّنات

جمله «و ما اختلف فيه»، دلالت بر تحوّل جوامع دارد كه سَبب آن جهت گيرى برخى از انسانها در برابر انبياست.

258- تدبر در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

259- تذكر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 5

5- يادآورى تاريخ پيشينيان و بيان علت نابودى و گرفتارى آنان به عذاب هاى الهى ، از روش هاى تبليغى حضرت شعيب ( ع ) بود .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

260- تذكر تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

261- تذكر تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

262- تذكر تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

263- تذكر تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

264- تذكر تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

265- تشويق به مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 2

2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا

فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است. اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 10

10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 9

9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم

استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.

266- تعقل در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 7

7 - اهميّت و ارزش جامعه شناسى و دقّت در تحولات و حوادث تاريخى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 10

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 23

23 - تاريخ اديان الهى و سير تحولات اعتقادى پيروان آن ، در خور انديشه و تأمل است .

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. ثم انظر انى يؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 4

4 - لزوم خردورزى در تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

سرزنش بر تعقل نكردن در تاريخ پيشينيان، گوياى برداشت بالا است.

267- تعقل در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

268- تفكر در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 1

1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

269- تكرار تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 22

22 - تكرار تاريخ و حوادث آن

و لما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 1،2

1 - گروهى از پيامبران پيشين، همچون پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مورد تكذيب مخالفان خود بودند.

و لقد كذبت رسل من قبلك

2 - تكذيب پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، تكرار تاريخ مبارزه با انبياى الهى است.

و لقد كذبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 13

13- مشابهت جريان هاى مخالف انبيا در طول تاريخ

تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم فهو وليّهم اليوم

270- تمدن ها در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 7

7 - ظهور بسيارى از تمدنهاى قدرتمند، پيش از ظهور اسلام در پهنه زمين

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

«قرن» به معنى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند. و «مكناهم» از «تمكين» و به معنى تمكن دادن است. «قرن متمكن» كنايه از مردمى قدرتمند و پربهره از مواهب است كه از آن در برداشت فوق به «تمدنها» تعبير شده است.

271- توحيد عبادى در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 3

3 - توحيد و يكتاپرستى ، دين مشترك جوامع بشرى نخستين

و ما كان الناس إلا أمة وحدة فاختلفوا

«امت» به هر جمعيتى كه امر واحدى آنان را گرد هم آورده باشد گفته مى شود. مراد از آن امر واحد - كه جوامع بشرى نخستين را گرد هم آورد و از ايشان يك امت تشكيل داد - به قرينه آيه قبل، توحيد و يكتاپرستى است.

272- جبر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 6

6- برخى از رخدادها ، از پيش تعيين شده و غير قابل تغيير و تحول است .

قضى الأمر الذى فيه تستفتيان

273- حاكم تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 13

13 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ و سرنوشت امت ها

و لو أنّا أهلكنهم

274- حركت تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 14

14 - تكرار و تشابه حوادث تاريخ

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 7

7 - حاكميّت الهى بر تحولات سياسى و اجتماعى جوامع بشرى

تؤتى الملك من تشاء . .. و تعزّ من تشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 7،11

7 - حاكميّت اراده الهى بر حركت تاريخ ( شكست ها و پيروزى ها ، تلخى ها و شادى ها )

و تلك الايام نداولها بين النّاس

از اينكه خداوند تمامى شكستها و پيروزيها و تلخيها و شاديها و . .. را به خود نسبت داده است (نداولها)، حاكميّت اراده الهى

بر حركت تاريخ به دست مى آيد.

11 - بينش توحيدىِ قرآن در تحليل حوادث تاريخى

و تلك الايّام نداولها بين النّاس

مستفاد از انتساب گردش حوادث تاريخى به خداوند (نداولها).

275- حوادث تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 4

4 - ضرورت كند و كاو در تحوّلات و حوادث اجتماعى - تاريخى براى شناسايى قوانين و سنت هاى حاكم بر جوامع

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 18

18 - منزلت والاى گواهان بر حوادث تاريخى ( شكست ها و پيروزى هاى مسلمانان ) و بيانگران علل آن حوادث

و يتّخذ منكم شهداء

چون در آيه شريفه متعلق شهادت ذكر نشده، مى توان به قرينه آيات قبل - كه علل حوادث تاريخى را تحليل كرده است - چنين احتمال داد كه مراد از شهيدان، گواهان شكستها و پيروزيهاى مسلمانان باشند تا گواهى دهند آنجا كه از خدا و رسولش پيروى شد و تقوا رعايت گرديد، مسلمانان پيروز شدند و آنجا كه بر خود اعتماد كردند و از خداوند غافل شدند و بى تقوايى و بى صبرى پيشه كردند، شكست خوردند.

276- خدا شناسى در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 5

5 - تاريخ شاهد دين دارى و گرايش به خدا از روز آغازين پيدايش انسان

و ما كان الناس إلا أمة وحدة فاختلفوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 14 - 10

10 - اعتقاد قوم عاد و ثمود ، به وجود پروردگار و فرشتگان

قالوا لو شاء ربّنا لأنزل ملئكة

277- خدا و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 8

8- آگاهى كامل به جزئيات تاريخ اقوام پيشين ، تنها در انحصار خداوند است .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم . .. لايعلمهم إلاّالله

278- خدا و تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 7

7 - حاكميّت الهى بر تحولات سياسى و اجتماعى جوامع بشرى

تؤتى الملك من تشاء . .. و تعزّ من تشاء

279- خداشناسى در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 6

6 - باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در عمق تاريخ بشر

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

از اينكه نوح(ع)، قوم خويش را به عبادت خداوند دعوت كرد، معلوم مى شود وجود خداوند براى آنان امرى مسلم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 7

7 - باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 7

7 - باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 7

7 - باور به وجود خداوند ، باورى ريشه دار در تاريخ بشر

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

280- دشمنان دين در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 5

5- تكرار تاريخ در برخورد دشمنان اديان ، با اديان

كذلك فعل الذين من قبلهم

281- دلايل جهل به تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 16

16- تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر بشر بودنش ، نشانه بى خردى و دليل بى اطلاعى از تاريخ بشر ، پيامبران پيشين و سنّت الهى است .

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم من أهل القرى . .. أفلاتعقلون

لحن جمله «و ما أرسلنا . ..» گوياى اين است كه آن جمله در پاسخ اين توهّم ايراد شده كه: فرستاده خدا نمى تواند فردى از افراد بشر باشد ; بلكه بايد از فرشتگان و مانند آنها باشد.

282- ديندارى در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 19 - 5

5 - تاريخ شاهد دين دارى و گرايش به خدا از روز آغازين پيدايش انسان

و ما كان الناس إلا أمة وحدة فاختلفوا

283- ذكر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 13

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 55 - 14

14 - داستان تقاضاى رؤيت خدا و اظهار ناباورى بنى اسرائيل به سخنان موسى ( ع ) و فرود آمدن صاعقه بر آنان ، داستانى آموزنده و شايسته به خاطر داشتن

و إذ قلتم يموسى لن نؤمن لك . .. و أنتم تنظرون

«إذ قلتم» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قلتم . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 18

18 - داستان ورود بنى اسرائيل عصر موسى به بيت المقدس ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد داشتن

إذ قلنا ادخلوا . .. و سنزيد المحسنين

جمله «إذ قلنا . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذ قلنا ...; به ياد داشته باشيد آن زمانى را كه فرمان داديم ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 60 - 15

15 - داستان استسقاى موسى ( ع ) و جوشيدن چشمه هاى آب از سنگ ، داستانى آموزنده و خاطره اى شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذاستسقى موسى لقومه . .. قد علم كل أناس مشربهم

عبارت «إذاستسقى» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «أذكروا إذاستسقى موسى لقومه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 38

38 - داستان ناسپاسى بنى اسرائيل بر « منّ » و « سلوى » و انتخاب شهرنشينى و گرايش آنان به كفر و تجاوز ، داستانى آموزنده و شايسته به ياد آوردن است .

إذ قلتم يموسى لن نصبر . ... و ضربت عليهم الذلة ... و كانوا يعتدون

«إذ قلتم . ..» مفعول براى «أذكروا» (به ياد آوردن) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 9

9 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل «اذكروا» در آيه 47 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 11

11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن

و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 93 - 10

10 - قرار گرفتن كوه طور بر بالاى سر بنى اسرائيل ، معجزه و رخدادى شايسته به يادداشتن

و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «أذكروا» مى باشد و بر اين اساس برداشت فوق استفاده مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 124 - 23

23 - آزمون ابراهيم ( ع ) با تكاليفى دشوار ، و پيروزى او در اين آزمون ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن

يبنى إسرءيل اذكروا . .. إذ ابتلى إبرهيم ربه ... قال لاينال عهدى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 13

13 - دعاى ابراهيم ( ع ) براى امنيت مكه و برخوردار شدن مؤمنان آن سرزمين از مواهب الهى ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ قال إبرهيم رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق أهله

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 15

15 - خاطره بناى كعبه از سوى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و دعا هاى آنان در آن هنگام ، خاطره اى شايسته و بايسته به يادداشتن

و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 19

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 2

2 - جنگ حنين از عرصه هاى به ياد ماندنى نصرت خدا و دخالت نيرو هاى غيبى براى تقويت سپاه اسلام و شكستن مقاومت جبهه دشمن

لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيرة و يوم حنين

با اينكه «مواطن كثيرة» شامل جنگ «حنين» نيز مى شود، ذكر جداگانه آن بويژه با تعبير «يوم حنين» (روز حنين)، بيانگر برداشت فوق است.

284- ذكر تاريخ امتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 7

7 - ياد امت هاى هلاك شده و تكذيب گرانبيا در داستان ها ، تنها اثر بر جاى مانده از آنها در تاريخ

و جعلنهم أحاديث

«أحاديث» جمع «اُحدوثة»است. «اُحدوثه» نيز به داستان هاى شگفتى گفته مى شود كه با آب و تاب نقل شده و با ولعى خاص شنيده مى شود.

285- ذكر تاريخ امتهاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 194 - 8

8 - يادآورى سرگذشت امت هاى پيشين ، از شيوه هاى قرآن در انذار خلق

لتكون من المنذرين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل - كه به گونه منظم سرنوشت امت هاى هلاك شده را يكى پس از ديگرى بيان كرده است - مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

286- ذكر تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1،2

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

2- سرگذشت موسى ( ع ) و قومش ، درس آموز و شايسته به خاطر سپردن

و إذ قال موسى لقومه

اينكه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف به يادآورى سرگذشت حضرت موسى(ع) كرده است، حكايت از اهميت و سودمندى آن دارد و شايسته است انسانها آن را به خاطر بسپارند.

287- ذكر تاريخ محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 4

4 - خداوند ، با يادآورى دوران فقر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امداد هاى خويش به آن حضرت ، او را بر انفاق به مستمندان فرمان داد .

و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 11 - 5

5 - خداوند ، خواهان بازگو شدن تحوّلات خوشايند زندگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراحل رهايى آن حضرت از رنج يتيمى و ناآگاهى و فقر

ألم يجدك يتيمًا . .. ضالاًّ ... عائلاً ... و أمّا بنعمة ربّك فحدّث

288- ذكر تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 2

2 - توطئه گرى هاى كافران مكه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نجات وى از آن توطئه ها با برنامه هاى الهى ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يمكر بك الذين كفروا . .. و اللّه خير المكرين

«إذ يمكر . .. » عطف بر «إذ أنتم قليل ... » در آيه 26 است.

289- ذكر حقايق تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 10،11

10 - قضاياى جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، نعمتى بزرگ و شايسته و بايسته به ياد داشتن و شامل درسهايى از توحيد

إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين أنها لكم

مقصود از فرمان خداوند به يادآورى قضاياى بدر، يادآورى حاكميت خداوند بر عوامل طبيعى است. زيرا نيروى برتر و غير قابل مقايسه مشركان نسبت به مسلمانان اقتضا مى كرد كه مشركان پيروز شوند ; ولى تقدير خداوند بر اين بود كه پيروزى از آن مسلمانان باشد ; و چنين شد.

11 - لزوم يادآورى حقايق آموزنده تاريخ

إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين

290- ذكر حوادث تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 1،2،8،12،17

1 - فرار هزاران تن از اقوام گذشته از ديار خويش به خاطر ترس از مرگ ، و ميرانده شدن و دوباره زنده شدن آنان پس از مدّتى از سوى خداوند

الم تر الى الّذين . .. ثمّ احياهم

2 - واقعه تاريخى آن قومى كه از ديارشان خارج شدند و به امر خداوند مردند و سپس زنده شدند ، آيات الهى است .

يبين اللّه لكم اياته . .. الم تر الى الّذين خرجوا

8 - دعوت خداوند به تعقّل در واقعه قومى كه مُردند و دوباره زنده شدند . ( حوادث تاريخى )

الم تر الى الّذين خرجوا من ديارهم و هم اُلوف حذر الموت

12 - آگاهى ساختن انسان ها از تاريخ گذشتگان ، تفضّل خداوند بر آنان

الم تر الى الّذين . .. ان اللّه لذوفضل على النّاس

«انّ اللّه» مى تواند تعليل براى نقل داستان و تاريخ باشد كه در آيه بيان شده است.

17 - مُردگانى كه به فرمان الهى زنده شدند ، در بُرهه اى ديگر از زمان به زندگى خويش ادامه دادند .

ثمّ احياهم انّ اللّه لذو فضل على النّاس

آنگاه زنده شدن فضل الهى است كه زنده شده براى مدّتى به حيات خويش ادامه دهد; بنابراين اگر بلافاصله پس از زنده شدن مى مُردند، بعيد به نظر مى رسد كه زنده شدن نشان تفضّلى بر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 2

2 - يادآورى ماجراى ابراهيم ( ع ) و زنده شدن مرغان ، باعث اطمينان به قدرت الهى ، بر احياى مردگان

و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 121 - 2

2 - اهميّت يادآورى روز هاى حساس و سرنوشت ساز

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين

كلمه «اذ»، مفعول است براى كلمه اى محذوف; از قبيل «اذكر» (بياد آور).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 3

3 - لزوم يادآورى و تحليل حوادث تاريخى ( نبرد احد ) و عبرت از آن

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بنابر اينكه كلمه «اذ»، مفعول فعلى مقدر، همانند «اذكر» (به ياد آور) باشد; و يادآورى حوادث تاريخى، معمولا براى عبرت گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 8

8 - يادآورى پيروزى هاى گذشته و توجّه به گردش قانونمند تغييرات اجتماعى ، برطرف كننده ضعف و اندوه جامعه ايمانى

و لا تهنوا و لا تحزنوا . .. ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله و تلك الايّام ن

بنابر اينكه «فقد مسّ القوم»، درباره شكست مشركان در جنگ بدر باشد، خداوند براى از بين بردن اندوه و ضعف مؤمنان، پيروزى آنان را در جنگ بدر يادآورى كرده و همه را (چه شكست و چه پيروزى) برخاسته از مشيّت خويش دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 14،15

14 - يادآورى گمراهى مؤمنان پيش از بعثت و هدايتشان در پرتو تعاليم پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل تقويت اراده آنان در تحمّل دشوارى هاى مولود جنگ

اذ تصعدون و لا تلون . .. و لئن قتلتم فى سبيل اللّه ... لقد منّ اللّه على المؤمني

با توجّه به ارتباط اين آيه و آيات مربوط به جنگ احد.

15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 4

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 15

15 - لزوم تمجيد و تقدير از مؤمنان واقعى و يادآورى فعاليت هاى ايشان در شرايط سخت

المؤمنين. الّذين استجابوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 5،7

5 - قرآن ، فراخوان مردم به درس آموزى و عبرتگيرى از رخداد هاى تاريخى

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

7 - داستان قربانى فرزندان آدم ، به گونه اى كه در قرآن بيان شده ، گزارشى واقعى و به دور از هرگونه باطل

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

در برداشت فوق «بالحق» متعلق به «اتل» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 16

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 2

2 - عبور فردى ( عزير ) در ضمن سفر از قريه ويران شده اى كه ديوار هاى آن روى سقفهايش فروريخته و مشاهده مردگان و پرسش وى از خداوند درباره چگونگىِ زنده شدن آنان

او كالّذى مرّ على قرية و هى خاوية على عروشها

بسيارى از مفسّران برآنند كه داستان ذكر شده درباره عزير پيامبر است; گر چه برخى آن را به ارميا نسبت داده اند. گفتنى است كه جمله «خاوية على عروشها» را برخى به معناى خالى از سكنه و برخى مخروبه و فروپاشيده دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 2

2 - سرگذشت لوط پيامبر در مبارزه عليه فحشا و فرجام شوم قوم زشتكار او ، سرگذشتى پندآموز و شايسته يادآورى

و لوطاً إذ قال

چنانچه «لوطاً» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد، كلمه «إذ» بدل اشتمال براى لوطاً است و اگر لوطاً مفعول براى «أرسلنا» گرفته شود، «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» خواهد بود، كه بر اين مبنا تقدير جمله چنين است: أرسلنا لوطاً اذكر إذ قال . .. . بنابر هر دو احتمال، لزوم يادآورى داستان لوط و قومش به دست مى آيد. گفتنى است هدف از يادآورى سرگذشت پيشينيان، عبرت آموزى و پندگيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 11

11 - داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *

إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 10

10 - تقدير الهى بر ذلت يهوديان متمرد ، امرى عبرت آموز و شايان به ياد داشتن

و إذ تأذن ربك ليبعثن

برداشت فوق با توجه به فعل مقدّر «أذكر» استفاده شده است ; يعنى: «أذكر إذ تأذن ربك . .. .»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 12

12 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، على رغم موقعيت ضعيف آنان ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ أنتم بالعدوة الدنيا . .. و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر، يعنى «اذكروا» باشد. مفسران برآنند كه از اهداف شرح موقعيت جنگ بدر يادآورى ضعف مسلمانان و برترى كافران است كه على رغم آن با پيروزى مسلمانان پايان يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 8

8 - كم نماياندن هر يك از دو سپاه در جنگ بدر در نظر يكديگر ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا و يقللكم فى أعينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذا» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

291- ذكر حوادث تاريخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 5،6

5 - يادآورى پيكار احد و علل شكست مسلمانان در آن ، وظيفه مؤمنان

اذ تصعدون و لا تلون على احد

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «اذكروا» باشد.

6 - يادآورى علل عدم موفقيت در صحنه هاى اجتماعى ، از شيوه هاى قرآن براى ارشاد مؤمنان به روش حضور پيروزمندانه در آن صحنه ها

اذ تصعدون و لا تلون على احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

292- روابط نامشروع در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 29 - 5

5- بشر از ديرباز به ناروايى رابطه زناشويى زن با غير همسر خويش ، معتقد بود و بر آن تأكيد مى كرد .

واستغفرى لذنبك إنك كنت من الخاطئين

293- روش نقل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 6

6 - نقل داستان ها و واقعيت هاى تاريخى ، در قالبى آسان و ساده ، داراى تأثيرى فزون تر در خاطره توده ها *

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. و لقد يسّرنا القرءان

در صورتى كه «لقد يسّرنا. ..» نظر به نقل داستان قوم نوح داشته باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 6

6 - نقل داستان هاى و واقعيت هاى تاريخى ، در قالبى ساده و آسان ، داراى تأثيرى فزون تر در خاطر توده ها

كذّبت عاد . .. و لقد يسّرنا القرءان

در صورتى كه «و لقد يسّرنا. ..» نظر به نقل داستان قوم عاد داشته باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 6

6 - نقل داستان ها و واقعيت هاى تاريخى ، در قالبى ساده و آسان ، داراى تأثيرى فزون تر در خاطر توده ها

كذّبت ثمود بالنّذر . .. و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

برداشت ياد شده در صورتى است كه «لقد يسّرنا. ..» نظر به نقل داستان قوم ثمود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 6

6 - نقل داستان ها و واقعيت هاى تاريخى ، در قالبى ساده و آسان داراى تأثيرى فزون تر در خاطر توده ها

كذّبت قوم لوط بالنّذر . .. و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

در صورتى كه «لقد يسّرنا. ..» نظر به نقل داستان قوم لوط داشته باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

294- رؤيا در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 36 - 9

9- بشر از ديرباز رؤيا ها را دريچه اى براى اطلاع از وقايع مى شمرد .

نبّئنا بتأويله

295- زشتى زنا در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 32 - 6

6- زشتى و پليدى زنا ، امرى نهفته در وجدان همه انسان هاى طول تاريخ

إنه كان فحشة و ساء سبيلاً

جمله اسميه «إنه كان فاحشة و ساء سبيلاً» دلالت بر ثبوت و استمرار دارد و در ضمن تعليلى است براى نهى «لاتقربوا الزنى». افزودن اين تعليل، براى برانگيختن مردم و مخاطبان جهت عمل به «لاتقربوا» است. چنين امرى هم، وقتى تأثيربخش خواهد بود كه خود مردم بدى آن را بفهمند و اطلاق تعليل، بد بودن آن را در نزد مردم مى رساند.

296- سرزنش ترك مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 2

2 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد توبيخ خداوند است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

297- سرزنش عبرت ناپذيرى از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.

298- سرزنش عدم مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 4

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آن ، مورد سرزنش خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

استفهام در «أَوَلم يسيروا . ..» براى توبيخ مى باشد.

299- سنتهاى حاكم بر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 5

5 - جريان هميشگى سُنّت ها و قوانين تاريخ

سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم من اية بيّنة

با توجّه به اينكه امر به سؤال براى اين است كه هشدار دهد آنچه بر آنان گذشت، در صورتى كه مؤمنان نيز همان كار را انجام دهند، مبتلا به همان كيفر خواهند شد و اين بيانگر سنّت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 13

13 - حاكميّت اراده الهى بر روند تاريخ

انّ الذين كفروا . .. فاخدهم اللّه بذنوبهم

حاكميّت خداوند از «فاخدهم اللّه9، و تاريخ از «ال فرعون و الذين من قبلهم» كه سير تاريخ را نشان مى دهد استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 1،9

1 - حاكميّت قوانين ثابت و سنت هاى الهى بر جوامع بشرى ، در سراسر تاريخ

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض

9 - تحقيق براى بدست آوردن سنن و قوانين حاكم بر جوامع بشرى ، نيازمند به حضور محقق در متن آن جامعه و يا استناد به مدارك عينى است .

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 3

3 - رويارويى حقّ و باطل ، در طول تاريخ

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير

300- سوءاستفاده از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 7

7 - تاريخ گذشتگان و تحليل آن ، دست آويز كافران و ناباوران به معارف الهى ، براى رد و انكار ايمان و توحيد

قال فما بال القرون الأُولى

301- شرايط نقل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 18

18 - شرح و بيان وقايع ، بايد از روى علم و آگاهى باشد .

أم كنتم شهداء إذ حضر يعقوب الموت

خداوند، ادعاى يهود (وصيت يعقوب به ملازمت بر يهوديت) را با اين جمله «أم كنتم . ..» (شما كه حضور نداشتيد ...) بى اساس دانسته است و اين بدان معناست كه: خبر و بيان وقايع بايد از روى علم و آگاهى بوده تا شايسته پذيرش باشد.

302- شگفتيهاى تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 53 - 1

1 - موضع گيرى همگون كافران عليه پيامبران در طول تاريخ ، تداعى گر تبانى آنان بر مواضع يكسان و از شگفتى هاى تاريخ است .

أتواصوا به

«تواصى» (مصدر «تواصوا») به معناى سفارش كردن برخى به بعضى ديگر است و استفهام در «أتواصوا به» براى تعجب است. در آيه شريفه، از موضع گيرى يكسان كافران تاريخ در برابر رسولان الهى - از آن جهت كه گويا آنان همديگر را بر اين امر توصيه و سفارش كرده بودند - اظهار تعجب شده است.

303- شناخت تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

304- ظالمان در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 10

10 - تاريخ بشر ، شاهد مخالفت و رويارويى بيدادگران با رسولان الهى

كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين

305- عبادت در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 7

7 - انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه گرايش به معبود و پرستش آن

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 8

8 - انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بودند .

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 8

8 - انسان از گذشته هاى دور تاريخ برخوردار از روحيه پرستش بود .

قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

306- عبرت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 26

26 - داستان خلقت و خلافت آدم ( ع ) و محاوره خدا و فرشتگان درباره او ، داستانى آموزنده و شايان دقت

و إذ قال ربك للملئكة . .. إنى أعلم ما لاتعلمون

كلمه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 16

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 13

13 - خاطره نجات بنى اسرائيل و هلاكت خاندان فرعون با شكافته شدن دريا ، خاطره اى عبرت آموز و شايسته و بايسته به ياد داشتن

و إذ فرقنا بكم البحر . .. و أنتم تنظرون

«إذ فرقنا» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است. بنابراين «إذ فرقنا» نيز مفعول براى «أذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 13

13 - داستان غيبت موسى ( ع ) از ميان قوم خويش و گرايش آن قوم به گوساله پرستى ، داستانى عبرت آموز و شايسته ياد آوردن

و إذ وعدنا موسى أربعين ليلة ثم اتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 54 - 21

21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن

و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم

«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 1،6،7،8

1 - عقوبت اصحاب سبت ، عبرتى براى معاصران آنان و درسى بر آيندگان ايشان

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

مراد از ضمير در «فجعلناها» عقوبت اصحاب سبت است كه از جمله «فقلنا لهم كونوا قردة» به دست مى آيد. ضمير در «يديها» و «خلفها» به «الذين اعتدوا» ارجاع مى شود و مؤنث آوردن آن به اعتبار «امت و طايفه» بودن آنان است. مقصود از «ما بين يديها» (آنچه پيش روى آنان بود) مردم معاصر اصحاب سبت است و منظور از «ما خلفها» (آنچه پس از آنان بود) آيندگان ايشان است.

6 - عبرت آموز گشتن حوادث و رخداد ها به دست خدا و در اختيار اوست .

فجعلنها نكلا

نسبت دادن «جعل» به خداوند در جمله «فجعلناها . ..» (ما آن عقوبت را عبرت قرار داديم) مى رساند كه: همه كارها، حتى اينكه واقعه و رخدادى چهره عبرت پيدا كند، به دست خدا و در اختيار اوست.

7 - پندپذيرى از سرگذشت امت ها ، نشانه برخوردار بودن از روحيه تقواست .

فجعلنها . .. و موعظة للمتقين

8 - تاريخ و سرگذشت امت ها ، منبعى براى موعظه و عبرت گيرى و درس آموزى

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها و موعظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 2،3

2 - سرنوشت بنى اسرائيل ، بايد مايه عبرتى براى مسلمانان باشد .

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة . .. سَلْ بنى اسرائيل

به نظر مى رسد پندگيرى از سرنوشت بنى اسرائيل، هدف از امر الهى نسبت به تحقيق درباره آنهاست.

3 - لزوم تحقيق در سرگذشت امّت هاى پيشين و پندآموزى از تاريخ آنان

سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم . .. فانّ اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 3

3 - شناخت حوادث تاريخى و عبرت گرفتن از آنها ، وظيفه مؤمنان

الم تر الى الذّين

رؤيت در آيه شريفه به معناى ديدن با چشم نيست; چون آن واقعه، گذشته است و قابل ديدن براى مخاطب نيست. بنابراين «الم تر ... » تحريك است براى شناخت و درك سرگذشته پيشينيان تا درس و عبرتى باشد براى انديشه كنندگان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 3

3 - مسمانان موظّف به دقت كامل در تاريخ بنى اسرائيل و پندگيرى از آن هستند .

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 8

8 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، رسالت دارِ ابلاغِ تاريخ عبرت آموز گذشتگان

تلك ايات اللّه . .. و انّك لمن المرسلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 14

14 - توجه مؤمنان به تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ربّنا و لا تحمل علينا اصراً كما حملته على الّذين من قبلنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 9

9 - سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ

انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه

ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 18،19،20،21،22

18 - امداد هاى الهى در بدر و پيروزى مسلمانان ، عبرتى بزرگ براى صاحبان بصيرت

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

از نكره آوردن «عبرة»، بزرگى آن استفاده مى شود. يعنى: عبرةً عظيمةً.

19 - كسانى كه از ماجراى جنگ بدر عبرت نگيرند ، فاقد بينش و بصيرتند .

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

20 - روشنى نشانه هاى عبرت ، در جنگ بدر

قد كان . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

روشنى نشانه هاى عبرت، از كلمه «ابصار» استفاده شده است; يعنى آنچه در جنگ بدر از علائم حقانيّت مؤمنين گذشت; در حد مشاهده بوده است.

21 - عبرت گيرى و پندآموزى ، هدفى براى نقل و تحليل تاريخ در قرآن

قد كان لكم . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

22 - بصيرت ( بينش صحيح ) ، شرط پندگيرى از حوادث تاريخ

قد كان لكم اية . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 3

3 - خاطره نجات حضرت عيسى ( ع ) از دست كافران ، سرگذشتى شايسته تذكر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك

بنابراينكه «اذ»، مفعول به براى «اذكر» يا «اذكروا» كه در تقدير است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 12

12 - نقش سازنده يادآورى گذشته ها و عبرت از آن ، در تربيت انسانها

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 9

9 - لزوم عبرت گرفتن و پند پذيرفتن از سرگذشت پيشينيان براى ايجاد وحدت و پرهيز از تفرقه و اختلاف

و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البيّنات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 3

3 - لزوم يادآورى و تحليل حوادث تاريخى ( نبرد احد ) و عبرت از آن

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

بنابر اينكه كلمه «اذ»، مفعول فعلى مقدر، همانند «اذكر» (به ياد آور) باشد; و يادآورى حوادث تاريخى، معمولا براى عبرت گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 12

12 - تاريخ پيشينيان و فرجام آنان ، عبرتى براى آيندگان

قد خلت من قبلكم . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 5،6،7،10

5 - توجّه به سنت هاى الهى در جوامع بشرى و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان ، هدايتگر تقواپيشگان و پندى براى آنان

قد خلت من قبلكم سنن . .. هدىً و موعظة للمتّقين

6 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، زمينه اى براى پرهيز از تكذيب دين خداوند

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس

اگر «هذا» اشاره به مطالب آيه قبل باشد، متعلق كلمه «بيان» چنين خواهد بود: هذا بيان للنّاس لئلاّ يرتكبوا الّذى ارتكبوه. يعنى مشاهده سرنوشت تكذيب كنندگان، روشنگر مردم است به اينكه مانند گذشتگان، آيات الهى را تكذيب نكنند.

7 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، از عوامل هدايت يافتن و پند پذيرفتن تقواپيشگان

فسيروا فى الارض فانظروا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 15

15 - تاريخ هر امّت ، منبعى براى شناخت روحيه و خصلت هاى آنان و تعيين خط مشى آينده شان

قد جآءكم . .. فلم قتلتموهم

خداوند با خصلتها و سوابق تاريخى يهود، عليه يهوديان زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) استدلال مى كند و مشى آينده آنان را گوشزد مى نمايد. اين استدلال، بر اساس اين است كه تاريخ و سابقه هر امّت نشان دهنده آينده آن و نيز منبعى براى شناخت روحيات حاكم بر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 186 - 9

9 - اطلاع و آگاهى از مشكلات آينده ، آسان كننده تحمل آن

و لتسمعنّ من الّذين اوتوا الكتب من قبلكم و من الّذين اشركوا اذًى كثيراً

هدف از آگاه كردن مسلمانان به آزار و اذيّت مخالفان پيش از وقوع آن، براى آماده سازى آنان است تا با برخورد ناگهانى تاب و تحمّل خويش را از دست ندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 7

7 - دعوت قرآن به تحقيق در احوال پيروان اديان گذشته ، براى درس آموزى و عبرت از آنان

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 13

13 - ضرورت پندآموزى و عبرت گيرى ، از سرنوشت گذشتگان

يسئلك أهل الكتب . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 20 - 1

1 - سرگذشت موسى ( ع ) با قوم خويش ، شايسته يادآورى و پندگيرى

و اذ قال موسى لقومه يقوم

«اذ» در «اذ قال . ..»، مفعول براى فعلى مقدر مانند «اذكر» يا «اذكروا» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 1،5

1 - داستان قربانى پسران حضرت آدم ( ع ) ( هابيل و قابيل ) ، داستانى پرفايده ، عبرت آموز و شايان ذكر

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

آگاه نبودن قابيل از كيفيت دفن جسد هابيل، بيانگر اين است كه آنها از اولين انسانها بوده اند. بنابراين مراد از «آدم»، آدم ابوالبشر(ع) است و بنا به گفته مفسران، مقصود از فرزندان او، هابيل و قابيل هستند. گفتنى است كه «نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بسيار باشد.

5 - قرآن ، فراخوان مردم به درس آموزى و عبرتگيرى از رخداد هاى تاريخى

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1،2،5

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

2 - تاريخ گذشتگان، درس عبرات براى آيندگان

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم

5 - ارائه نمونه هاى تاريخى عبرت آموز، روشى در هدايت و تربيت

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 2،3،6

2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا

فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است. اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.

3 - پهنه زمين داراى آثارى عبرت آموز از ملتهاى پيشين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

6 - سرنوشت گذشتگان، درس عبرت براى آيندگان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 8،9

8 - تاريخ پيامبران گذشته و بيان پايداريهاى آنان، درس آموز و سازنده است.

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

9 - تاريخ منبعى باارزش براى شناخت حوادث و عبرت گرفتن

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 4

4 - سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها

لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 4

4 - صالح ( ع ) از قوم خويش خواست تا سرنوشت شوم قوم عاد را همواره به ياد داشته باشند .

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 2

2 - سرگذشت لوط پيامبر در مبارزه عليه فحشا و فرجام شوم قوم زشتكار او ، سرگذشتى پندآموز و شايسته يادآورى

و لوطاً إذ قال

چنانچه «لوطاً» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» باشد، كلمه «إذ» بدل اشتمال براى لوطاً است و اگر لوطاً مفعول براى «أرسلنا» گرفته شود، «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» خواهد بود، كه بر اين مبنا تقدير جمله چنين است: أرسلنا لوطاً اذكر إذ قال . .. . بنابر هر دو احتمال، لزوم يادآورى داستان لوط و قومش به دست مى آيد. گفتنى است هدف از يادآورى سرگذشت پيشينيان، عبرت آموزى و پندگيرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 3

3 - سرنوشت شوم قوم تبهكار لوط ، سرنوشتى عبرت آموز و شايان بررسى دقيق

فانظر كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 12،13،15،16

12 - شعيب ، مردم خويش را به مطالعه و بررسى فرجام شوم فسادگران تاريخ فراخواند .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

15 - لزوم بررسى و تحليل فرجام شوم و عبرت آموز فسادگران تاريخ

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 97 - 4،5

4 - هلاكت امت هاى بى تقوا و تكذيب كننده پيامبران ، عبرتى براى امت هاى بعدى است .

و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

5 - توجه جوامع بشرى به فرجام شوم تكذيب كنندگان انبيا ، زمينه ساز نگرانى ايشان در ابتلا به عذاب الهى و مايه گرايش آنان به ايمان و تقواست .

و لو أن أهل القرى . .. أفأمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جمله «أفأمن . .. » عطف بر جمله «فاخذنهم بما كانوا يكسبون» است. يعنى آيا اقوام و ملتهاى كفرپيشه پس از آگاهى به سرنوشت شوم تكذيب كنندگان انبيا، باز هم عذاب الهى را انكار مى كنند و خويشتن را از گرفتار آمدن به آن مصون مى پندارند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 3

3 - فرجام شوم كفرپيشگان گنهكار تاريخ ، زمينه اى مناسب براى پندگيرى و عبرت آموزى است .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

از مصاديق مورد نظر براى «ذنوب»، به قرينه آيات قبل و آيه بعد، كفر و انكار آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 2

2 - خداوند ، تسلى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بيان سرگذشت شوم كفرپيشگان تكذيب كننده انبيا ( ع )

نقص عليك

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عليك» در بيان سرگذشت امتهاى تكذيب كننده گذشته مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 3

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 19

19 - داستان ورود بنى اسرائيل به بيت المقدس ، داستانى عبرت آموز و شايسته به ياد داشتن

و إذ قيل لهم اسكنوا . .. سنزيد المحسنين

كلمه «إذ» متعلق به فعلى مانند «اذكروا» (به ياد داشته باشيد)، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 11

11 - داستان مناظره دو گروه پرهيزكننده از صيد ماهى در ميان يهوديان ( موعظه گران و تاركان نهى از منكر ) داستانى آموزنده و شايان به ياد داشتن . *

إذ قالت أمة منهم لم تعظون . .. قالوا معذرة إلى ربكم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذ قالت . .. » متعلق به فعل محذوف «اذكر» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 10

10 - تقدير الهى بر ذلت يهوديان متمرد ، امرى عبرت آموز و شايان به ياد داشتن

و إذ تأذن ربك ليبعثن

برداشت فوق با توجه به فعل مقدّر «أذكر» استفاده شده است ; يعنى: «أذكر إذ تأذن ربك . .. .»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 3

3 - داستان بلعم باعورا ، داستانى پرفايده و هشداردهنده به دينداران و عالمان دينى

و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا

«نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده اى بزرگ باشد. (مفردات راغب). گويا هدف از نقل آن هشدار به دينداران و عالمان دينى است. يعنى كسانى كه از آيات الهى بهره مند هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 16،18

16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .

فاقصص القصص

«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.

18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در وى است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 11

11 - لزوم يادآورى حقايق آموزنده تاريخ

إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 2

2 - ضرورت توجه اهل ايمان به فرجام شوم كافران ستيزه گر و نقش اصلى خدا در پيروزى هاى مؤمنان

ذلكم

حرف «كم» در «ذلكم» خطاب به اهل ايمان است. يعنى اى اهل ايمان سرنوشت مشركان ستيزه جو همان است كه بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 5

5 - شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ستيز را به عبرت گرفتن از سرنوشت شوم همسانان گذشته خويش فرامى خواند .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 12

12 - وقوع جنگ بدر و پيروزى مسلمانان در آن ، على رغم موقعيت ضعيف آنان ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ أنتم بالعدوة الدنيا . .. و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر، يعنى «اذكروا» باشد. مفسران برآنند كه از اهداف شرح موقعيت جنگ بدر يادآورى ضعف مسلمانان و برترى كافران است كه على رغم آن با پيروزى مسلمانان پايان يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 15

15 - رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آستانه جنگ بدر و نتايج درخشان آن ، حادثه اى شايسته و بايسته به خاطر سپردن و همواره به ياد داشتن

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 8

8 - كم نماياندن هر يك از دو سپاه در جنگ بدر در نظر يكديگر ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا و يقللكم فى أعينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «إذا» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 13

13 - پيروزى مجاهدان بدر على رغم ناتوانى آنان حادثه اى عبرت آموز و شايسته بياد داشتن

و إذ يقول المنفقون . .. و من يتوكل على اللّه فإن اللّه عزيز حكيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «إذ» مفعول براى «اذكروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 6

6 - عبرت گرفتن از سرنوشت پيمان شكنان جنگ آفرين عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه اسلامى ، از اهداف فرمان خداوند بر شدت مجازات آنان

فشردبهم من خلفهم لعلهم يذكرون

«تذكر» (مصدر يذكرون) به معناى دريافتن و همواره به خاطر داشتن است. جمله «لعلهم يذكرون» تعليل براى «فشردبهم» است. يعنى هدف از شدت مجازات اين است كه كفرپيشگان، توان مسلمين را دريابند و همواره به خاطر بسپارند تا در آينده عليه جامعه اسلامى توطئه نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 13

13 - بى تأثير ماندن دسيسه هاى منافقان و كافران طول تاريخ ، در از بين بردن ارزش هاى الهى ، عبرتى است براى دنبال كنندگان راه آنان . *

كالذين من قبلكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

با توجه به اينكه منظور از اعمال در «أعمالهم» مى تواند روشهاى خائنانه آنان در قبال اديان الهى باشد، برداشت فوق به

دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 1،3،5

1 - نكوهش خداوند از منافقان ، به جهت عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

وعداللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم

3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

5 - هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، از حوادث مهم و اخبار سازنده و پرفايده است .

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

«نبأ» به معناى خبر مهم و بسيار سودمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 10،11

10- لزوم دقت در سرنوشت پيشينيان و دريافت علل هلاكت آنان ، به منظور درس آموزى و عبرت گيرى

مثل ما أصاب قوم نوح . .. و ما قوم لوط منكم ببعيد

11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 12،13

12- تاريخ و حوادث آن ، منبعى براى درس آموزى ، پندگيرى و شناخت حقايق

و جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

13- بيانگر حق و پندآموز بودن و يادآور شدن حقايق و معارف الهى ، معيار ارزشمندى داستان ها و سرگذشت پيشينيان

جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 12

12- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان و عبرت آموزى از فرجام آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 111 - 1،2

1- داستان پيامبران و امت هاى ايشان حاوى پند و مايه عبرت است .

لقد كان فى قصصهم عبرة

«قصص» به معناى داستان است. ضمير در «قصصهم» به «رسل» و نيز امتهاى ايشان - كه از «من نشاء» و «القوم المجرمين» در آيه قبل استفاده مى شود - برمى گردد.

2- تنها خردمندان از سرگذشت هاى پندآموز پيامبران بهره مى گيرند و عبرت مى آموزند .

لقد كان فى قصصهم عبرة لأولى الألبب

روشن است كه داستان پيامبران براى همگان مى تواند عبرت باشد. بنابراين اختصاص دادن آن به خردمندان ، براى رساندن اين حقيقت است كه ايشان از داستان پيامبران درس مى گيرند و ديگران محرومند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 7

7- لزوم مطالعه تاريخ پيشينيان براى پندگيرى و عبرت آموزى

و قد خلت من قبلهم المثلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13

13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان

و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 3،5

3- شناخت صحيح خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيت للمتو

جمله «إن فى ذلك . ..» و نيز جمله «إن فى ذلك لأية للمؤمنين» در آيه 77 به منزله نتيجه گيرى از نقل داستان ابراهيم(ع) و قوم لوط است و اين نتيجه گيرى مى تواند بيانگر هدف و فلسفه بيان داستانها باشد.

5- شناخت صحيح حوادث عبرت انگيز تاريخ و پندپذيرى و درس آموزى از آنها ، در گرو ژرف نگرى و برخورد هوشمندانه است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 76 - 3

3- مطالعه در آثار گذشتگان و تمدن امت هاى پيشين و شناخت آنها ( باستان شناسى ) ، به منظور درس آموزى و خداشناسى ، امرى شايسته و بايسته

فأخذتهم الصيحة . .. فجعلنا عليها سافلها ... إن فى ذلك لأيت ... و إنها لبسبيل م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2،5

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

5- شناخت خداوند ( توحيد ) و پندآموزى و درس گيرى ، هدف و فلسفه نقل داستان ها و حوادث تاريخى در قرآن است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 13،14

13- مطالعه تاريخ ، وسيله عبرت و درس آموزى است .

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

14- پهنه زمين ، داراى آثارى عبرت آموز از ملت هاى پيشين

فسيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 10

10- تاريخ و سرنوشت هلاكت بار جوامع ظالم ، درس و عبرت براى آيندگان است .

و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 13

13- تاريخ جوامع و امت ها ، منبعى براى شناخت و عبرت است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 4،8

4 - درس نگرفتن از تاريخ و هلاكت امت هاى پيشين ، امرى سزاوار توبيخ و سرزنش

أفلم يهد لهم كم أهلكنا قبلهم

استفهام ياد شده در «أفلم. ..» براى انكار توبيخى است. فاعل «لم يهد» «اهلاك» است كه از «كم أهلكنا» فهميده مى شود و به دليل متعدى شدن «لم يهد» به حرف لام، معناى تبيين نيز در آن تضمين شده و مفاد جمله اين است كه آيا نابود ساختن بسيارى ازامت هاى گذشته، براى مشركان روشن نساخت كه نبايد مانند آنان عمل كنند؟!

8 - آثار باستانى به جاى مانده از اقوام نابود شده ، داراى زمينه هاى فراوان براى عبرت گيرى و درس آموزى

أفلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 9

9 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفر پيشه تاريخ

ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، به سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارهايشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 5

5 - توصيه شدن مشركان صدراسلام مبنى بر اين كه با مطالعه در سرنوشت اقوام و ستمگران هلاك شده كذشته و مشاهده آثار به جا مانده از شهر ها و بلاد خراب شده آنان ، درس عبرت بگيرند و از مخالفت و مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست بردارند .

فكأين من قرية . .. و قصر مشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1،2،3

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

2 - سياحت در زمين براى مشاهده شهر هاى ويران شده و مطالعه در سرنوشت و فرجام شوم ستمگران تاريخ ، توصيه خداوند به گردنكشان و حق ستيزان

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون لهم قلوب يعقلون بها

3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 1،2،3،5

1 - سرگذشت نوح ( ع ) و قوم او ، آينه عبرتى است براى ديگران .

إنّ فى ذلك لأيت

«الآيات» جمع «آية» است و مراد از آن، نشانه هاى عبرت آموز است.

2 - وجود درس هاى بسيار ، براى عبرت آموزى در سرگذشت نوح ( ع ) و قومش

إنّ فى ذلك لأيت

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات»، استفاده مى شود.

3 - لزوم درس آموزى از سرگذشت قوم نوح

إنّ فى ذلك لأيت

مؤكد شدن عبارت «فى ذلك لآيات» با «إنّ»، ترغيبى از سوى خدا به مطالعه سرگذشت قوم نوح، براى درس آموزى است.

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموزى و عبرت گيرى

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 4،5

4 - خداوند ، غرق كردن قوم نوح را در آب ، از نشانه هاى قدرت مندى خويش و درس عبرتى براى همه مردم قرار داد .

أغرقنهم و جعلنهم للناس ءاية

مقصود از «آية» در اين جا، ممكن است معناى لغوى آن (علامت و نشانه) و يا به معناى موعظه و عبرت باشد.

5 - گرفتارى تكذيب كنندگان پيامبران الهى و آيات او به قهر و هلاكت خداوند ، از نشانه هاى قدرت خدا و درس عبرتى براى همه مردمان

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا . و قوم نوح ... أغرقنهم و جعلنهم للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 1

1 - خداوند ، پيش از هلاكت تكذيب كنندگان موسى ( ع ) و اقوام نوح ، عاد ، ثمود و اصحاب رسّ براى اتمام حجت و عبرت آموزى آنان ، مثل هاى روشنگرانه اى زده بود .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا . .. و قوم نوح ... و عادًا و ثمودا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 7

7 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 5

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 2

2 - تاريخ و آثار بر جاى مانده از پيشينيان ، دربردارنده درس ها و عبرت ها

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 9

9 - استفاده از تاريخ ، براى تنبه و هشدار ، روشى قرآنى است .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 6

6 - استفاده از حوادث و تحولات تاريخى و آثار به جامانده از آن تحولات ، به منظور عبرت آموزى ، از روش هاى هدايتى قرآن است .

فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين . و عادًا و ثمودًا و قد تبيّن لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 4،9

4 - سير و سفر در زمين ، به منظور عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان ، كارى بايسته و لازم است .

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

9 - پهنه زمين ، داراى آثارى عبرت آموز از آثار گذشتگان است .

سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 9،13

9 - تاريخ گذشتگان ، آيينه عبرت آيندگان است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

13 - تاريخ عبرت آموز گذشتگان ، تأثيرى در كفرپيشگان ندارد .

أوَلم يهد لهم . .. أفلايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 14

14 - حوادث تاريخى ، درس آموز و آيه خداوند است .

إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 3

3 - سير در سرزمين ها و مطالعه در سرگذشت پيشينيان ، مايه عبرت و درس آموز است .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 4،5

4 - لزوم خردورزى در تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

سرزنش بر تعقل نكردن در تاريخ پيشينيان، گوياى برداشت بالا است.

5 - تعقل و خردورزى در تاريخ پيشينيان ، موجب عبرت و درس آموزى است .

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 45 - 2

2 - سرگذشت ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر عبدنا إبرهيم و إسحق و يعقوب

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر يادآورى سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و. .. مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 2

2 - سرگذشت اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، درس آموز و سازنده براى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر يادآورى سرگذشت اسماعيل(ع) و. ..، مى تواند به منظور درس آموزى و سازندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 7

7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .

قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 2

2 - تاريخ گذشتگان ، حاوى درس هاى عبرت براى آيندگان

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 9

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 2،4

2 - تاريخ گذشتگان ، حاوى درس هاى عبرت آموز براى آيندگان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

4 - كاوش نكردن در سرگذشت امت هاى گذشته و عبرت نگرفتن از آنها ، مورد سرزنش خداوند است .

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

استفهام در «أفلم يسيروا» براى توبيخ مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 7،11

7 - تاريخ پيشينيان ، در بر دارنده درس عبرت براى آيندگان

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 9

9 - تاريخ امت هاى پيشين ، درس آموز براى انسان ها

فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 2

2- لزوم سير در زمين و بررسى تاريخ ملت ها ، براى عبرت آموزى

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 10

10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 1،3،4

1 - تاريخ ، داراى درس هاى عبرت آموز براى بشر

إنّ فى ذلك لذكرى

3 - دريافت پيام هاى نهفته در متن تاريخ ، نيازمند قلبى آگاه يا گوشى شنوا و حق پذير

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

عبارت «لمن كان له قلب أو ألقى. ..» مى رساند كه براى فهم صحيح تاريخ، يكى از دو شرط لازم است: يا خردمندى و تيزهوشى در درك و تحليل و يا حق شنوى از اهل خرد و انديشه.

4 - توجه عميق و حضور قلب در شنود درس هاى تاريخ ، شرط بهرهورى از پيام هاى آن

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 4،5

4 - بيان سرگذشت عبرت انگيز اقوام نابودشده تاريخ ، در صحف موسى و ابراهيم ( ع )

أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... و أنّه أهلك ... فغشّيها ما غشّى

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه آيات شريفه، در ادامه بيان مطالبى باشد كه خداوند از صحف موسى و ابراهيم(ع) نقل كرده است.

5 - بشر در همه ادوار تاريخى ، نيازمند تذكر و عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده در صورتى است كه اين آيات در صحف موسى و ابراهيم(ع) آمده باشد; چنان كه برخى از مفسران گفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 23،24

23 - اهل بينش و بصيرت ، قادر به بهره مندى از درس ها و پند هاى الهى در تاريخ

فاعتبروا يأُولى الأبصر

24 - تاريخ ، بستر پند ها و عبرت ها براى انسان

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. فاعتبروا يأُولى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 4

4 - ضرورت مطالعه تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 17 - 1

1 - اخبار پيشينيان ، داراى نكاتى آموزنده و عبرت آور ، حتى براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

هل أتيك حديث الجنود

307- عبرت از تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

308- عبرت از تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

309- عبرت از تاريخ قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 4

4- فراز هاى ياد شده از ماجراى قوم لوط در قرآن ، همگى پند دهنده و آموزنده درس هاى خداشناسى است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

310- عبرت از تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 3

3- خبر سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود ، خبرى بس مهم و درس آموز

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

«نبأ» در لغت به خبرى كه قابل اعتنا، مهم و مفيد باشد گفته مى شود. از اينكه از ميان اقوام گذشته، پس از ذكر عام (الذين من قبلكم)، اقوام ياد شده را اختصاص به ذكر داده و از آنها با كلمه «نبأ» تعبير كرده است، نكته ياد شده به دست مى آيد.

311- عدالتخواهان در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 12

12 - وجود عدالتخواهانى در امت هاى گذشته ، كه در راه عدالت از جان گذشتند .

و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

312- علم به تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه و معترف به وابسته بودن تحولات تاريخ انسان ها به خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

استفهام در «ألم تر» تقريرى و مفيد اثبات است; يعنى، «رأيت» (ديدى و دانستى كه . ..).

313- علم مردم صدر اسلام به تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2

2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.

314- عوامل تحولات تاريخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 8

8 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

ثم اتخذتم العجل من بعده

آوردن كلمه «من بعده» - كه مراد از آن غياب موسى است - به اين نكته اشاره دارد كه: تا موسى در ميان بنى اسرائيل حضور داشت، آنان به شرك گرايش پيدا نكردند و اين گوياى نقش شخصيتها در رويدادهاى مهم تاريخى است.

315- عوامل تكرار تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 13

13 - همانندى انديشه هاى انسان ها ، از عوامل تكرار حوادث تاريخى است .

كذلك قال الذين . .. مثل قولهم تشبهت قلوبهم

316- عوامل مؤثر در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 8

8- شركورزى و مخالفت با تعاليم و توصيه هاى پيامبران ، از عوامل مهم نابودى جامعه ها و تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن است .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 9

9- امور معنوى و حالات درونى ، داراى تأثير در زندگى انسان ها و تحولات تاريخى

لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض ... ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

«ذلك» تعليل براى إسكان انبيا به جاى اقوام ستمگر پس از هلاكت آنان است كه در آن تحول مهم، ترس از حسابرسى و وعيد خداوند داراى نقش معرفى شده كه امرى معنوى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 6

6 - شخصيت ها و افراد برجسته هر جامعه ، در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى آن ، نقش بسزايى دارند .

من بعدك

317- غفلت از تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 7

7 - غفلت از پيام هاى عبرت آموز پيامبران و تاريخ ، دور نمايه گرايش به كفر

فهل من مدّكر

از اين كه خداوند، كفرپيشگان را به هشيارى و بيدارى فراخواهنده است; استفاده مى شود كه مشكل اصلى كافران در غفلت ايشان است.

318- فرزند كشى در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 12

12- فرزندكشى ، خطا و جنايتى بس بزرگ و عملى محكوم در طول اعصار و قرن هاى گذشته

إن قتلهم كان خطئًا كبيرًا

«خطئاً» در لغت به معناى عدول از جهت اصلى و حقيقى است و از جمله كاربردهاى اين واژه، جايى است كه شخص تصميم بر انجام كار نادرست مى گيرد و آن را به انجام مى رساند (مفردات راغب)

319- فلسفه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 2،5

2 - سرنوشت بنى اسرائيل ، بايد مايه عبرتى براى مسلمانان باشد .

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة . .. سَلْ بنى اسرائيل

به نظر مى رسد پندگيرى از سرنوشت بنى اسرائيل، هدف از امر الهى نسبت به تحقيق درباره آنهاست.

5 - جريان هميشگى سُنّت ها و قوانين تاريخ

سَلْ بنى اسرائيل كم اتيناهم من اية بيّنة

با توجّه به اينكه امر به سؤال براى اين است كه هشدار دهد آنچه بر آنان گذشت، در صورتى كه مؤمنان نيز همان كار را انجام دهند، مبتلا به همان كيفر خواهند شد و اين بيانگر سنّت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 3،8

3 - شناخت حوادث تاريخى و عبرت گرفتن از آنها ، وظيفه مؤمنان

الم تر الى الذّين

رؤيت در آيه شريفه به معناى ديدن با چشم نيست; چون آن واقعه، گذشته است و قابل ديدن براى مخاطب نيست. بنابراين «الم تر ... » تحريك است براى شناخت و درك سرگذشته پيشينيان تا درس و عبرتى باشد براى انديشه كنندگان.

8 - دعوت خداوند به تعقّل در واقعه قومى كه مُردند و دوباره زنده شدند . ( حوادث تاريخى )

الم تر الى الّذين خرجوا من ديارهم و هم اُلوف حذر الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 246 - 1،3

1 - دعوت خداوند به رؤيت ( دقّت كامل ) در واقعه طالوت و بنى اسرائيل

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

3 - مسمانان موظّف به دقت كامل در تاريخ بنى اسرائيل و پندگيرى از آن هستند .

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 14

14 - تكرار و تشابه حوادث تاريخ

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 1

1 - شكست نهايى كافران ، از سنّت هاى الهى

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 10

10 - مقايسه ميان رخداد هاى تاريخى و سرنوشت ساز در يك جامعه ، از روش هاى قرآن در شناسايى نقاط ضعف و قوّت آن جامعه

و اذ غدوت من اهلك . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

خداوند در اين آيه و آيات قبل، براى شناساندن نقاط قوّت و ضعف جامعه ايمانى، به دو رخداد تاريخى بدر و احد و مقايسه بين آنها اشاره مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 126 - 11

11 - خداوند ، تنها محور جريان همه هستى و تمامى تغييرات و تحولات اجتماعى

يمددكم ربّكم بخسمة الاف . .. و ما جعله اللّه الّا بشرى ... و ما النّصر الّا من ع

چنانچه ملائكه نقش تعيين كننده اى نداشته باشند، بلكه نقش بشارتى آنان نيز به جعل خداوند باشد (و ما جعله اللّه . .. ) و تنها بايد پيروزى از جانب خداوند اعطا شود، معلوم مى شود كه سررشته تمام امور به دست و خواست خداوند است و هيچ چيز نمى تواند آدمى و جهان را از خدا بى نياز كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 11

11 - نگرش توحيدى و خدا محورى به تاريخ و تحليل حوادث بر اساس آن ، ديدگاه اسلام در فلسفه تاريخ

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة . .. يمددكم ربّكم ... ليقطع طرفاً ... يغفر ل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 1،9

1 - حاكميّت قوانين ثابت و سنت هاى الهى بر جوامع بشرى ، در سراسر تاريخ

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض

9 - تحقيق براى بدست آوردن سنن و قوانين حاكم بر جوامع بشرى ، نيازمند به حضور محقق در متن آن جامعه و يا استناد به مدارك عينى است .

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 10

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 13

13 - برگزيدن زبدگان امت از سوى خداوند ، از اهداف رخداد هاى رنج آور تاريخى در مبارزه حق و باطل

و تلك الايّام نداولها . .. و يتّخد منكم شهدآء

«شهداء» به معنى گواهان است و گواهان هر امت، زبدگان آنان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 3

3 - جريان حوادث و امور عالم ( شكست ها ، سختى ها و دشوارى هاى مردمان ) در حيطه اذن الهى

و ما اصابكم . .. فباذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 6

6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .

و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 3

3 - سنت الهى در پيروز ساختن جبهه ايمان بر سپاه كفر ، داراى نمود هاى عينى در گذشته تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 8

8 - قدرت هاى فرعونى و حق ناپذير ، محكوم به سرزنش شدن و تحقير در گستره تاريخ *

فنبذنهم فى اليمّ و هو مليم

تعبير «و هو مليم» مى تواند نظر به ملامت شدن قدرت هاى حق ناپذير از سوى انديشهورزان و نظارت گران تاريخ بشر، داشته باشد.

320- فلسفه تبيين تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 10

10 - تبيين علل ايمان نياوردن جامعه يهود و بنى اسرائيل به اسلام ، از اهداف تشريع سرگذشت آنان در قرآن

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

آيه مورد بحث نتيجه است براى حقايق تاريخى مربوطه به بنى اسرائيل و خصوصاً يهود; يعنى، آنان پس از مشاهده معجزه هاى فراوان و برخوردار شدن از نعمتهاى الهى كفر ورزيدند; به گوساله پرستى گرايش پيدا كردند و نسبت جهل و استهزا به موسى(ع) دادند. بنابراين انتظار ايمان آوردن به قرآن از آنان انتظارى نا به جاست.

321- فلسفه تبيين تاريخ يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 10

10 - تبيين علل ايمان نياوردن جامعه يهود و بنى اسرائيل به اسلام ، از اهداف تشريع سرگذشت آنان در قرآن

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

آيه مورد بحث نتيجه است براى حقايق تاريخى مربوطه به بنى اسرائيل و خصوصاً يهود; يعنى، آنان پس از مشاهده معجزه هاى فراوان و برخوردار شدن از نعمتهاى الهى كفر ورزيدند; به گوساله پرستى گرايش پيدا كردند و نسبت جهل و استهزا به موسى(ع) دادند. بنابراين انتظار ايمان آوردن به قرآن از آنان انتظارى نا به جاست.

322- فلسفه ذكر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 19

19 - ذكر داستانهاى انبياى پيشين در قرآن براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همچنين تأسى وى به آنان است.

و لقد كذبت . .. و لقد جاءك من نبإى المرسلين

323- فلسفه نقل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 61 - 15

15- دلدارى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد معارضه مشركان با تعاليم قرآن ، از طريق بيان نمونه هاى تاريخى تمرّد از فرمان خداوند

و إذ قلنا للملئكة . .. إلاّ إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طينًا

324- فوايد تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 26

26 - داستان خلقت و خلافت آدم ( ع ) و محاوره خدا و فرشتگان درباره او ، داستانى آموزنده و شايان دقت

و إذ قال ربك للملئكة . .. إنى أعلم ما لاتعلمون

كلمه «إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 16

16 - داستان سجده فرشتگان بر آدم ( ع ) و امتناع ابليس از آن كار ، داستانى آموزنده و شايسته و بايسته هميشه به خاطر داشتن

و إذ قلنا للملئكة . .. و كان من الكفرين

«اذ» مفعول براى «اذكر» (فراگير و همواره به خاطر داشته باش) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 17

17 - آگاهى هاى تاريخى ، مى تواند داراى نقشى سازنده براى آدمى باشد .

يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم

به ياد آوردن نعمتهاى گذشته - كه نوعى آگاهى تاريخى است - مورد سفارش و توصيه خداوند قرار گرفته است و از آنجا كه سفارشهاى خداوند همواره در راستاى سازندگى انسان و هدايت اوست، مى توان به برداشت فوق دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 66 - 1،8

1 - عقوبت اصحاب سبت ، عبرتى براى معاصران آنان و درسى بر آيندگان ايشان

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها

مراد از ضمير در «فجعلناها» عقوبت اصحاب سبت است كه از جمله «فقلنا لهم كونوا قردة» به دست مى آيد. ضمير در «يديها» و «خلفها» به «الذين اعتدوا» ارجاع مى شود و مؤنث آوردن آن به اعتبار «امت و طايفه» بودن آنان است. مقصود

از «ما بين يديها» (آنچه پيش روى آنان بود) مردم معاصر اصحاب سبت است و منظور از «ما خلفها» (آنچه پس از آنان بود) آيندگان ايشان است.

8 - تاريخ و سرگذشت امت ها ، منبعى براى موعظه و عبرت گيرى و درس آموزى

فجعلنها نكلا لما بين يديها و ما خلفها و موعظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 2

2 - يادآورى ماجراى ابراهيم ( ع ) و زنده شدن مرغان ، باعث اطمينان به قدرت الهى ، بر احياى مردگان

و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 9

9 - سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ

انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه

ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 102 - 8

8 - لزوم عبرت گيرى از سرگذشت پيشينيان

قد سألها قوم . .. ثم اصبحوا بها كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 2،4

2 - تاريخ گذشتگان، درس عبرات براى آيندگان

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم

4 - كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 5،11

5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.

11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.

انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 9

9 - تاريخ منبعى باارزش براى شناخت حوادث و عبرت گرفتن

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 67 - 6

6 - گذر زمان و حوادث تاريخ همواره تأييد بر حقانيت وعده هاى قرآن خواهد بود.

لكل نبإ مستقر و سوف تعلمون

جمله «سوف تعلمون» تصريح به اين نكته است كه همواره در آينده حقانيت وعده هاى قرآن را نشان خواهد داد. و چون اين جمله همواره صادق است، پس حوادث هر زمان، تأييدى بر حقانيت قرآن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 3

3 - بينش و آگاهيهاى تاريخى داراى نقشى سازنده و كارساز در راهيابى و هدايت انسان است.

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا

تذكر به اين نكته تاريخى كه تمامى انبياى الهى دشمن داشته اند، مى تواند گوياى نقش آگاهيهاى تاريخى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 7

7- استفاده از رخداد هاى مهم تاريخى ، روشى براى تربيت مردم و ابزارى جهت نجات آنان از ظلمتها

أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 45 - 13

13- نقش مؤثر مثل ها و نمونه هاى عينى تاريخى در هدايت و درس آموزى انسان

و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 4

4- فراز هاى ياد شده از ماجراى قوم لوط در قرآن ، همگى پند دهنده و آموزنده درس هاى خداشناسى است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين ... إن فى ذلك لأية للمؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 13

13- تاريخ جوامع و امت ها ، منبعى براى شناخت و عبرت است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 5

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموزى و عبرت گيرى

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 6

6 - تاريخ گذشتگان و سرگذشت مبارزه رسولان الهى ، تسكينى براى رهبران دينى و هشدارى به حق ستيزان

لعلّك بخع نفسك . .. و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين

پرداختن به سرگذشت موسى و فرعون و فرجام بدِ فرعونيان، پس از بيان موضع گيرى حق ستيزانه مشركان با پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)، دربردارنده دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله)است و نيز هشدارى به كافران است كه از عاقبت بدِ فرعونيان درس بگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 7

7 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 5

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 9

9 - استفاده از تاريخ ، براى تنبه و هشدار ، روشى قرآنى است .

و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 8

8 - تاريخ ، از منابع شناخت است .

قل سيروا فى الأرض فانظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 7

7 - تاريخ ، از منابع شناخت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم و كانوا أشدّ منهم قوّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 3

3 - تاريخ ، از منابع معرفت و شناخت حقايق

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 3

3 - تاريخ ، از منابع معرفت و شناخت حقايق

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 7

7 - تاريخ پيشينيان ، در بر دارنده درس عبرت براى آيندگان

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 6

6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .

و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 4

4 - تاريخ ، راهنماى آدمى به سنت هاى تخلف ناپذير الهى است .

فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 10

10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 1

1 - تاريخ ، داراى درس هاى عبرت آموز براى بشر

إنّ فى ذلك لذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 4

4 - مطالعه تاريخ امت ها و پيامبران گذشته ، مايه صبر و مقاومت مبلغان الهى در برابر دشمنان دين

كذّبت قبلهم قوم نوح فكذّبوا عبدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 3

3 - اخبار مربوط به سرنوشت هلاكت بار اقوام كافر پيش از اسلام ، اخبارى مهم و پرفايده

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل

«نبأ»، به اخبار مهم و پرفايده گفته مى شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 4

4 - ضرورت مطالعه تاريخ گذشتگان و عبرت گرفتن از آن

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

325- فوايد نقل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 12

12 - تاريخ پيشينيان و فرجام آنان ، عبرتى براى آيندگان

قد خلت من قبلكم . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 1

1 - داستان قربانى پسران حضرت آدم ( ع ) ( هابيل و قابيل ) ، داستانى پرفايده ، عبرت آموز و شايان ذكر

و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق

آگاه نبودن قابيل از كيفيت دفن جسد هابيل، بيانگر اين است كه آنها از اولين انسانها بوده اند. بنابراين مراد از «آدم»، آدم ابوالبشر(ع) است و بنا به گفته مفسران، مقصود از فرزندان او، هابيل و قابيل هستند. گفتنى است كه «نبأ» به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بسيار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 5

5 - هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، از حوادث مهم و اخبار سازنده و پرفايده است .

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

«نبأ» به معناى خبر مهم و بسيار سودمند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 51 - 3

3- آگاه ساختن مردم از حقايق تاريخى مهم و بسيار سودمند ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 5

5 - بهره گيرى از حوادث و نمونه هاى تاريخى به منظور قابل فهم كردن حقايق ، روشى در تبليغ و هدايت

و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم

ترديدى نيست كه ياد كردن حوادث و نمونه هاى تاريخى در قرآن، براى درك بهتر حقايقى است كه خداوند در صدد بيان آنهاست. بنابراين مى توان از اين ياد كرد، روش تبليغ و هدايت مردم به حقايق را آموخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 7

7 - استفاده از حوادث تاريخى گذشته براى هدايت مردمان ، از شيوه هاى هدايتى قرآن كريم

أفلم يروا . .. و لسليمن الريح ... اعملوا ءال داود شكرًا ... لقد كان لسبإ فى مسك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 5

5 - مثل زدن و ارائه نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى - هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 9

9 - ياد كردن از نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

326- قانونمندى تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 15

15 - حاكميت كامل و بدون رقيب سنتهاى تغييرناپذير الهى بر جريان تاريخ

و لقد كذبت رسل من قبلك . .. حتى أتهم نصرنا و لا مبدل لكلمت اللّه

جمله «لا مبدل . .. » بيان قاعده و قانونى كلى در نظام جهان است، ولى چون مورد آيه بحثهاى تاريخى و روند حوادث آن است، مصداق مورد نظر در آيه، اين بخش از سنتهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 77 - 8

8- تحولات تاريخ ، بر اساس سنت هاى الهى حاكم بر آنهاست .

و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً. سنّة من قد أرسلنا قبلك من رسلنا و لاتجد لسنّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 43 - 4

4 - حاكميت نظم و قانون بر تحولات تاريخ

ما تسبق من أُمّة أجلها و ما يستئخرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 9

9 - تحولات تاريخ ، براساس قوانين ثابت ، تحقق مى پذيرد .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا

بديهى است كه توصيه به سير و كاوش، وقتى مفيد است كه آن حوادث، تكرارپذير باشد و تكرارپذيرى، حاكى از وجود قوانين

ثابت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 14

14 - تحولات تاريخ ، قانون مند است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا . .. إنّ فى ذلك لأيت

يادآورى هلاكت اقوام كفرپيشه، به منظور ارائه آيات خدا و هشدار به ادامه دهندگان راه كافران پيشين، حكايت از قانون مندى تاريخ و تكرار حوادث آن با به وجود آمدن شرايط مشابه مى كند.

327- قتل در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 16

16 - حسد و خودخواهى ، ريشه و آغاز برادركشى در تاريخ

قال لاقتلنك

328- كافران در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 13

13- تاريخ گذشتگان ، شاهد مردمانى روگردان از ايمان و سرتافته از استغفار بوده است .

إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

«سنة الأولين» - كه عذاب را سنتى الهى براى گذشتگان قلمداد كرده است - اشاره به ظهور افراد فراوانى در امت هاى پيشين دارد كه مانند كافران و مشركان عصر بعثت عمل كردند و مجازات شدند.

329- كافران و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 10

10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

330- كافران و تحليل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 4

4 - كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

331- كيفيت تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 45 - 6

6 - روند تحولات تاريخ ، همواره رو به پيشرفت و كمال نبوده است .

و ما بلغوا معشار ما ءاتينهم

332- محرك تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 8

8 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

ثم اتخذتم العجل من بعده

آوردن كلمه «من بعده» - كه مراد از آن غياب موسى است - به اين نكته اشاره دارد كه: تا موسى در ميان بنى اسرائيل حضور داشت، آنان به شرك گرايش پيدا نكردند و اين گوياى نقش شخصيتها در رويدادهاى مهم تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 6

6 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

لقد جاء كم موسى . .. ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 17

17 - نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ

ألم يروا كم أهلكنا . ... فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 6

6 - ستمگرى آگاهانه جوامع بشرى، نقشى تعيين كننده در تحولات تاريخى دارد.

ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون

نابودى جوامع بزرگترين نمونه تحولات تاريخى است. خداوند در اين آيه ظلم آگاهانه را موجب اين تحول مى داند. لذا بين اين دو پديده رابطه اى تنگاتنگ برقرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 4 - 5

5 - اراده الهى داراى نقشى مؤثر در تحولات تاريخ

و كم من قرية أهلكنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 15

15 - حاكميت خواست خداوند بر تاريخ و رخداد هاى آن

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 7

7 - خداوند رقم زننده تاريخ بشر و تحولات آن

ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة

مسلط ساختن مردمى بر يهود در طول تاريخ بشر به خداوند اسناد داده شده است، تحقق اين معنا اقتضا مى كند كه خداوند تاريخ بشر و تحولات آن را همواره در اختيار داشته باشد تا اين كيفر در همه ادوار به وقوع پيوندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 16

16 - تحولات تاريخى در اختيار خداوند و به دست اوست .

فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت

333- محمد(صلی الله علیه و آله) و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 4

4- بيان سرگذشت هاى مهم تاريخ بشر براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از نويد هاى خداوند به آن حضرت

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك

برداشت فوق ، مبتنى براين احتمال است كه ضمير در «نوحيها» به «أنباء الغيب» برگردد. فعل «نوحى» به صورت مضارع مؤيد اين احتمال است.

محمد(صلی الله علیه و آله) و تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

334- مخالفان انبيا در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 39 - 9،10

9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى

كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين

10 - تاريخ بشر ، شاهد مخالفت و رويارويى بيدادگران با رسولان الهى

كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين

335- مردم صدر اسلام و تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2

2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.

336- مردم صدر اسلام و تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2

2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.

337- مردم صدر اسلام و تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2

2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.

338- مردم صدر اسلام و تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2

2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.

339- مردم و تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 17

17 - نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ

ألم يروا كم أهلكنا . ... فأهلكنهم بذنوبهم

340- مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 5

5- گذشت زمان و مشاهده فرجام مؤمنان و كافران ، تنها راه كشف حقايق براى برخى از كفرپيشگان است .

قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

فرمان به «انتظار» نشانگر از آن دارد كه ديگر اميدى به تنبّه يافتن مخاطبان نيست و تنها گذشت زمان، مى تواند حقيقت را براى آنان آشكار سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 3

3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها

أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

341- مطالعه تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به تشويق مردم براى سير و سفر در زمين ، جهت مطالعه در سرگذشت پيشينيان

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

342- مطالعه تاريخ فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 5

5 - لزوم مطالعه در سرگذشت فرعونيان و فرجام شوم آنان

فأخذنه . .. فانظر كيف كان عقبة الظلمين

343- مطالعه تاريخ مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

344- مقاطع پنهان تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 1

1- داستان ها و سرگذشت هاى مهمى از تاريخ پيشينيان ، بر انسان ها مخفى مانده است .

تلك من أنباء الغيب

«أنباء» جمع نبأ است و «نبأ» - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ باشد. غيب; يعنى ، چيزى كه از ديد و حواس مردم پنهان باشد و از آن اطلاعى نداشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 1،2

1- داستان ها و سرگذشت هاى مهمى از تاريخ پيشينيان بر انسان ها پوشيده و مخفى مانده است .

ذلك من أنباء الغيب

«أنباء» جمع نبأ است و «نبأ» - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ باشد. «غيب» ; يعنى، چيزى كه از ديد و حواس مردم پنهان باشد و از آن اطلاعى نداشته باشند. و «من» در «من أنباء الغيب» براى تبعيض است. بنابراين «ذلك من أنباء الغيب» مى رساند كه آنچه بيان شده تنها بخشى از خبرهايى است كه آن خبرها بر مردم پوشيده مى باشد.

2- سرگذشت يوسف ( ع ) ، سرگذشتى مهم در تاريخ بشريّت و مخفى مانده بر مردمان تا پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك من أنباء الغيب

«ذلك» اشاره به داستان يوسف(ع) و قضاياى رخ داده در روزگار آن حضرت است ; يعنى: «ذلك النبأ من أنباء الغيب».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 9،10

9- بخشى از تاريخ اقوام و ملل پيشين در بوته ابهام قرار دارد و دستيازى به آن جز از طريق وحى ممكن نيست .

و الذين من بعدهم لايعلمهم إلاّالله

10- ملت ها و اقوامى پس از اقوام نوح ، عاد و ثمود وجود داشته اند كه هيچ خبرى از آنها در دست نيست .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم لايعلمهم إلاّ الله

345- ملاك صحّت تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 13

13 - بى اعتبارى ظن و گمان در وقايع تاريخى

ما لهم به من علم الا اتباع الظن

346- منابع تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 4

4 - وحى ، بيانگر حقايق تاريخى پوشيده بر انسان

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 9،10

9 - تحقيق براى بدست آوردن سنن و قوانين حاكم بر جوامع بشرى ، نيازمند به حضور محقق در متن آن جامعه و يا استناد به مدارك عينى است .

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

10 - جهانگردى و كاوش در حوادث و تحولات اجتماعى - تاريخى ، راهى براى شناخت سنت هاى الهى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 7

7- قرآن ، منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و شناخت رويداد هاى مهم تاريخى

نوحيها إليك ما كنت تعلمها أنت و لاقومك من قبل هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 6

6- قرآن ، منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و فرجام پيشينيان

ذلك من أنباء القرى نقصه عليك منها قائم و حصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 11

11- قرآن ، منبعى براى آگاهى به تاريخ و سرگذشت پيشينيان

و إن كنت من قبله لمن الغفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 4

4- قرآن منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و شناخت رويداد هاى مهم تاريخى و حوادث مخفى مانده براى بشر

ذلك من أنباء الغيب نوحيه إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 13 - 5

5- اهتمامِ قرآن ، به ارائه ترسيمى صحيح از چهره مردان الهى و جريان هاى بر حق تاريخ و زدايش ابهام از داستان آنان

نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 13

13- خداوند - به دليل مالكيت انحصارى و بينايى و شنوايى ژرف - تنها مرجع شايسته ، براى دريافت اطلاعات صحيح در باره

حيات انسان هاى پيشين است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب . .. أبصر به و أسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 14

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، در شناخت حقايق تاريخى و معرفتى ، نبايد به راهى جز وحى الهى ، اعتماد كنند .

واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 5

5- قرآن ، بيان كننده حقايق تاريخ و واقعيت هاى آن است .

ذلك عيسى ابن مريم قول الحقّ الذى فيه يمترون

347- منشأ تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 15

15 - خداوند حاكم بر تاريخ و رخداد هاى آن

و إذ نجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 6

6 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

لقد جاء كم موسى . .. ثم أتخذتم العجل من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 17

17 - نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ

ألم يروا كم أهلكنا . ... فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 6

6 - ستمگرى آگاهانه جوامع بشرى، نقشى تعيين كننده در تحولات تاريخى دارد.

ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون

نابودى جوامع بزرگترين نمونه تحولات تاريخى است. خداوند در اين آيه ظلم آگاهانه را موجب اين تحول مى داند. لذا بين اين دو پديده رابطه اى تنگاتنگ برقرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 10

10 - تحولات و جايگزينى نسلهاى بشر به جاى يكديگر به مشيت الهى است.

إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 4 - 5

5 - اراده الهى داراى نقشى مؤثر در تحولات تاريخ

و كم من قرية أهلكنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 9

9 - تحولات تاريخ بشر تحت تأثير اراده الهى است .

فانجينه . .. و أغرقنا الذين كذبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 12

12 - تحولات تاريخى و اجتماعى نسل بشر ، تحت اراده و مشيت الهى است .

و اذكروا إذ جعلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 7

7 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر در اختيار خدا و به دست اوست .

جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 17

17 - تحولات تاريخ بشر تحت اراده تدبير خداوند است .

و أورثنا . .. كلمت ربك ... و دمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 15

15 - حاكميت خواست خداوند بر تاريخ و رخداد هاى آن

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 7

7 - خداوند رقم زننده تاريخ بشر و تحولات آن

ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة

مسلط ساختن مردمى بر يهود در طول تاريخ بشر به خداوند اسناد داده شده است، تحقق اين معنا اقتضا مى كند كه خداوند تاريخ بشر و تحولات آن را همواره در اختيار داشته باشد تا اين كيفر در همه ادوار به وقوع پيوندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 168 - 2

2 - تحولات تاريخى و اجتماعى بشر به دست خدا و در اختيار اوست .

و قطّعنهم فى الأرض أمماً . .. و بلونهم بالحسنت و السيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 16

16 - تحولات تاريخى در اختيار خداوند و به دست اوست .

فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 7

7 - تحولات تاريخ به دست خدا و نتيجه عملكرد انسانهاست .

و لقد أهلكنا القرون من قبلكم . .. كذلك نجزى القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 21 - 18

18- روند حوادث و رخداد هاى تاريخ ، به تدبير و تقدير خدا و در اختيار اوست .

و قال الذى اشتريه . .. و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 56 - 7،11

7- حاكميت اراده الهى بر جريان تاريخ و حوادث آن

و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض

11- به قدرت رسيدن يوسف ( ع ) پس از بردگى و اسارت در زندان ، دليلى متقن بر حاكميت مشيّت الهى بر تمامى اسباب و علّتهاست .

كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض يتبوّأ منها حيث يشاء نصيب برحمتنا من نشاء

جمله «رحمت خويش را بر هر كس كه خواهيم شامل مى گردانيم و به او قدرت مى بخشيم» - كه مفاد «نصيب برحمتنا. ..» است - به منزله ادعايى است كه با «كذلك مكّنّا ...» بر آن استدلال شده است ; يعنى، خداوند برده اى را كه اختياردار خودش نيز نبود به جايى رسانيد كه اختيار همگان را دارا شد، و اين دليلى روشن بر حاكميت مطلق الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 91 - 7

7- يوسف ( ع ) و برادرانش به نقش بسزاى خداوند در امور بشر و روند تاريخ ، معتقد بودند و بدان باور داشتند .

قد منّ الله علينا . .. لقد ءاثرك الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 11

11- تحميل بدترين شكنجه ها و آزار بر قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، شيوه مستمر فرعونيان

يسومونكم سوء العذاب

«يسومون» از «سوم»، به معناى تحميل شكنجه و عذاب، است و فعل مضارع آوردن آن، مى تواند اشاره به تداوم آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 5

5- اراده و خواست خداوند ، دخيل در تحولات و رخداد هاى تاريخى

و ما أهلكنا من قرية إلاّ و لها كتاب معلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 7

7- دخالت خداوند در تحولات تاريخ ، آن گاه كه دشمنان عليه دين توطئه و مكر كنند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم فأت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 3

3- تحولات تاريخ ( شكست و پيروزى امت ها ) تحت اراده الهى است .

بعثنا عليكم عبادًا . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 16 - 2

2- رخداد هاى تاريخ و جوامع بشرى ، تحت اراده الهى است .

و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. فدمّرنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 11

11- تحوّلات تاريخ و زوال تمدّن ها و جوامع ، مقهور اراده الهى است .

القرى أهلكنهم . .. و جعلنا لمهلكهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 5

5- تحولات تاريخ و نابود شدن جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده الهى است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 2

2- تحولات تاريخ و نابودى جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده خداوند است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 7

7 - تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن ، وابسته به اراده خداوند است .

كم أهلكنا قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 105 - 12

12- نقش اساسى اراده الهى در تحولات تاريخ زندگى بشر

و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أنّ الأرض يرثها عبادى الصلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 45 - 4

4 - نقش تعيين كننده اراده الهى در تحولات تاريخ

فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 42 - 4

4 - تحولات تاريخ ، تحت حاكميت اراده خداوند

فجعلنهم غثاءً . .. ثمّ أنشأنا من بعدهم قرونًا ءاخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 8

8 - حاكميت اراده الهى بر تحولات تاريخ

ثمّ أرسلنا رسلنا . .. فأتبعنا بعضهم بعضًا و جعلنهم أحاديث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 4

4 - تحولات تاريخ بشر ، با اراده خدا و متأثر از مشيت او است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض . .. لاتحسبنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 59 - 1

1 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ

فأخرجنهم من . .. كذلك و أورثنها بنى إسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 120 - 2

2 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

ثمّ أغرقنا بعد الباقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 4

4 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

فكذّبوه فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 172 - 3

3 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ

ثمّ دمّرنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 189 - 7

7 - اراده الهى حاكم بر تحولات تاريخ

فكذّبوه فأخذهم عذاب يوم الظلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 8

8 - اراده خدا حاكم بر تحولات تاريخ

أنّا دمّرنهم و قومهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 5 - 1،7

1 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض. .. و نجعلهم الورثين

7 - اراده خداوند بر جهت گيرى تحولات تاريخ به نفع مستضعفان

و نريد أن نمنّ على الذين استضعفوا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 40 - 4

4 - تحولات تاريخ ، تحت حاكميت اراده خداوند

فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 58 - 2

2 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

و كم أهلكنا من قرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 8

8 - حاكميت اراده خداوند بر تحولات تاريخ

أوَلم يعلم أنّ اللّه قد أهلك من قبله من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 3

3 - خداوند ، در سير تحوّلات تاريخ و دگرگون كردن مسير آن ، دخالت دارد .

فأخذهم الطوفان . .. فأنجينه و أصحب السفينة

درهم كوبيدن قومى ديرپا، با پديد آوردن سيلى بنيان كن، مظهر بارز دخالت در تحولات تاريخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 3،4

3 - تحولات تاريخ تحت اراده الهى است .

للّه الأمر من قبل و من بعد

الأمر - كه جمع آن «أمور» است - به معناى «كار و حادثه» است (لسان العرب). «ال»، براى استغراق است. بنابراين، جمله «للّه الأمر» به معناى «در حيطه قدرت اراده خداوند بودن هر رخدادى» است.

4 - پيروزى روميان شكست خورده ، پس از زمانى كوتاه ، جلوه اى از حاكميّت اراده خداوند بر تمامى رخداد هاى تاريخ است .

غلبت الروم . .. للّه الأمر

بيان اختصاص همه امور به خداوند، پس از ذكر پيشگويى پيروزى روميان، نوعى تعليل براى پيروزى غير مترقبه آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 27 - 6

6 - خداوند ، در برخى از تحولات مهم تاريخى ، دخالت مستقيم دارد .

اذكروا نعمة اللّه عليكم إذ جاءتكم . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم ... يحس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 11

11 - تحولات تاريخ ، به دست خداوند است .

فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم . .. فجعلنهم أحاديث و مزّقنهم كلّ م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 3

3 - اراده خدا ، حاكم بر تحولات تاريخ

فانظر كيف كان عقبة المنذرين . .. و لقد نادينا نوح ... ثمّ أغرقنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 7

7 - دخالت خداوند در رخداد هاى تاريخ و تحولات اجتماعى به نفع جبهه حق

فألقوه فى الجحيم . فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 5

5 - نقش خداوند در سرنوشت اجتماعى و تحولات تاريخ

و لقد مننّا على موسى و هرون . و نجّينهما و قومها ...و نصرنهم فكانوا هم الغلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 136 - 2

2 - نقش خداوند در تحولات تاريخ

إذ نجّينه و أهله . .. ثمّ دمّرنا الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 3

3 - نقش اراده خداوند در تحولات تاريخ

كم أهلكنا من قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 6

6 - دخالت خداوند در تحولات و حوادث تاريخ به نفع جريان حق

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 30 - 3

3- لزوم توجه به حاكميت اراده الهى ، بر فرآيند تحولات شگرف تاريخ

و لقد نجّينا بنى إسرءيل

تأكيد خداوند در نسبت دادن نجات بنى اسرائيل و وارث قرار دادن ايشان به خود، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 32 - 5

5- اراده خداوند در تحقق تغييرات و تحولات تاريخ و شرايط ملت ها ، ضابطه مند و داراى ملاك علمى

و لقد اخترنهم على علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 21

21- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و نصرت دهنده مؤمنان در برابر هجوم كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعملهم . و الذين ءامنوا ... و أصلح بالهم

با توجه به شأن نزول آيه - كه در كوران مشكلات مسلمانان نازل شده و بدانان نويد پيروزى داده است - مطلب بالا استفاده مى شود. در اين صورت «بال» به معناى شؤون مادى و معنوى زندگى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 7

7- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ بشر

دمّر اللّه عليهم

بى شك نابودى كامل يك نسل در نتيجه كفر و عصيان، تحولى عمده در تاريخ بشر به حساب مى آيد و خداوند اين دگرگونى عظيم را به خود نسبت داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 8

8- حاكميت اراده الهى بر تحولات تاريخ

و كأيّن من قرية . .. أهلكنهم فلاناصر لهم

از اين كه خداوند، هلاكت و فروپاشى جوامع كفرپيشه را به خود نسبت داده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 15

15- دخالت هاى الهى ، در تاريخ به نفع جبهه حق و عليه جبهه كفر

و سيحبط أعملهم

چنانچه حبط عمل در اين آيه، به معناى عقيم ساختن تلاش هاى ستيزه جويانه كافران عليه دين باشد; استفاده مى شود كه خداوند، به موقع از جبهه حق حمايت كرده و تلاش كافران را بى ثمر خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 38 - 16

16- اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخى و اجتماعى بشر

و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم

استناد فعل «يستبدل» به خداوند، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 21 - 4

4 - احاطه علمى خداوند ، بر تمامى رخداد ها و حوادث آينده

و أخرى . .. قد أحاط اللّه بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 6

6 - قوانين الهى ، حاكم بر تحوّلات جامعه و تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 7

7- مشيت الهى ، حاكم بر روند تاريخ و زندگى انسان ها

لتدخلنّ . .. إن شاء اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 9

9 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ

و كم أهلكنا قبلهم من قرن . .. هل من محيص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 8

8 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ و جوامع بشرى

و تركنا فيها ءاية

خداوند، به اراده و قدرت خويش جامعه مفسد لوط را آن چنان از صفحه زمين محو گردانيد كه تنها نشانه اى از آن برجاى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 3

3 - اراده الهى ، حاكم بر تحولات تاريخ

و أنّه أهلك عادًا الأُولى . .. فغشّيها ما غشّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 8

8 - سرنوشت فرعون ، نشانگر حاكميت خداوند بر حوادث تاريخ

فأخذه اللّه . .. إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

عبرت بودن فرجام فرعون براى آيندگان، مستلزم مقهور بودن همه امور در برابر اراده خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 5،6

5 - تحولات تاريخ بشر و سرنوشت اقوام و جوامع ، به دست خداوند است .

فعل ربّك

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه و معترف به وابسته بودن تحولات تاريخ انسان ها به خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

استفهام در «ألم تر» تقريرى و مفيد اثبات است; يعنى، «رأيت» (ديدى و دانستى كه . ..).

348- مؤمنان در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 14

14 - در هر عصرى عده اى از مردم به هيچ نحو به تعاليم انبيا پشت نكرده و به آنان كفر نمىورزند.

فقد و كلنا بها قوما ليسوا بها بكفرين

349- مهمترين قصص تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 1

1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .

ذلك من أنباء القرى

«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.

350- ناپسندى لواط در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 80 - 7

7 - تمامى افراد و امت هاى مكلف ( انسان ها ، جنيان و . . . ) پيش از قوم لوط مبرّا از ارتكاب لواط بودند .

ما سبقكم بها من أحد من العلمين

مراد از كلمه «العلمين»، به مناسبت حكم و موضوع، مكلفان، اعم از جن و انس، است. تأكيد نفى با من زايده (من احد) حكايت از آن دارد كه حتى يك نفر نيز قبل از قوم لوط به چنين گناهى مبتلا نبوده است.

351- نقش تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 1،4

1 - تاريخ گذشته بشر ، شاهد هلاكت امت هاى بسيار با عذاب استيصال الهى

و لقد أهلكنا القرون من قبلكم

«قرون» جمع «قرن» است و «قرن» به مردمى كه در يك عصر و زمان زندگى مى كنند، گفته مى شود.

4 - تاريخ بشر ، شاهد بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بى عدالتى

لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 12

12- تاريخ و حوادث آن ، منبعى براى درس آموزى ، پندگيرى و شناخت حقايق

و جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 5،6

5- گذشت زمان و مشاهده فرجام مؤمنان و كافران ، تنها راه كشف حقايق براى برخى از كفرپيشگان است .

قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

فرمان به «انتظار» نشانگر از آن دارد كه ديگر اميدى به تنبّه يافتن مخاطبان نيست و تنها گذشت زمان، مى تواند حقيقت را براى آنان آشكار سازد.

6- تاريخ ، بسترى براى ظهور و تجلى حقانيت دين الهى است .

فتربّصوا فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ

مطرح ساختن آينده به عنوان زمان ظهور قطعى حقايق، بيانگر اين نكته است كه بستر تاريخ ظرفى مناسب براى احقاق حق است كه حقايق را به تناسب حوادث، به منصه ظهور مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 4

4- فراوانى پيروان و سابقه تاريخى يك انديشه ، دليل حقانيت آن نيست .

قالوا وجدنا ءاباءنا . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين

برداشت ياد شده از آن جا به دست مى آيد كه مردم بت پرست در پاسخ به اعتراض حضرت ابراهيم(ع)، مسأله سابقه تاريخى انديشه بت پرستى و فزونى پيروان انديشه شرك را مطرح كردند; ولى حضرت ابراهيم(ع) با گمراه خواندن آنان و اجدادشان چنين استدلالى را مردود دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 69 - 8

8 - استفاده از رخداد هاى تاريخى ، شيوه اى قرآنى جهت تفهيم معارف آسمانى به مردم است .

يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى فبرّأه اللّه ممّا قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 1

1 - گذشت زمان و آينده بشريت ، بستر كشف حقانيت قرآن

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

طبق نظر مفسران، ضمير در «نبأه» به قرآن بازمى گردد و مقصود از «نبأ» خبر حق بودن قرآن است; يعنى، به زودى خواهيد فهميد كه قرآن و گفته هاى آن، حق و مطابق با واقعيت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 6 - 4

4 - سپرى شدن تاريخ [ رخداد ها و تحولات زندگى انسان در گذر زمان ] ، باعث بى نيازى بشر از وحى و هدايت هاى آسمانى نيست .

أفنضرب عنكم الذكر . .. و كم أرسلنا من نبىّ فى الأوّلين

فرستاده شدن پيامبران فراوان در امت هاى پيشين، نشانگر آن است كه انسان ها در هيچ يك از دوره هاى تاريخ، بى نياز از وحى الهى نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 9

9 - تاريخ ، منبع شناخت سنت هاى الهى در جوامع انسانى است .

و كم أرسلنا . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

اشاره به سرگذشت پيامبران و سرنوشت مخالفان آنان، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه نگرش در تاريخ، خود راهى براى شناخت سنت هاى الهى در جوامع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 13 - 5

5 - تاريخ ، دربردارنده نمونه هايى آشكار از سيطره خداوند بر سرنوشت جامعه ها است .

ألم تر كيف . .. فصبّ عليهم ربّك سوط عذاب

352- نقش شخصيتها در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 51 - 8

8 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

ثم اتخذتم العجل من بعده

آوردن كلمه «من بعده» - كه مراد از آن غياب موسى است - به اين نكته اشاره دارد كه: تا موسى در ميان بنى اسرائيل حضور داشت، آنان به شرك گرايش پيدا نكردند و اين گوياى نقش شخصيتها در رويدادهاى مهم تاريخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 92 - 6

6 - نقش شخصيت ها در رويداد هاى تاريخى و اجتماعى

لقد جاء كم موسى . .. ثم أتخذتم العجل من بعده

353- وقايع سال نهم هجرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 4

4 - اعلان ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام در سال نهم هجرت

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

آيات سوره برائت - بنابر گفته مفسران - در مراسم حج سال نهم هجرت بر مشركان خوانده شد.

354- هدف از نقل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 21،22

21 - عبرت گيرى و پندآموزى ، هدفى براى نقل و تحليل تاريخ در قرآن

قد كان لكم . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

22 - بصيرت ( بينش صحيح ) ، شرط پندگيرى از حوادث تاريخ

قد كان لكم اية . .. انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 12،16

12 - نقش سازنده يادآورى گذشته ها و عبرت از آن ، در تربيت انسانها

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

16 - نگرش به تاريخ زمينه ساز تربيت و هدايت انسانها

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم

355- هوشياران و تاريخ قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 1

1- در سرگذشت قوم لوط براى هوشمندان ژرف نگر و پژوهندگان روشن بين ، نشانه هاى بسيارى از خدا و عظمت او وجود دارد .

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين

«متوسم» در لغت به كسى گفته مى شود كه در علامتها و نشانه ها به دقت بنگرد و مقصود از آن كسى است كه در جست و جوى علل و عوامل بروز حوادث و نيز عواقب و پيامدهاى امور بوده و هوشمندانه در آنها نظر افكند.

356- يهود صدر اسلام و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 101 - 8

8- اطلاع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرگذشت موسى ( ع ) و فرعون

فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون