گزارش اولین جشنواره و زندگی نامه ائمه جماعات اهل قلم

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

عنوان و نام پديدآور : گزارش اولین جشنواره و زندگی نامه ائمه جماعات اهل قلم/ تهیه و تنظیم گروه تحقیقات و مطالعات کاربردی مرکز رسیدگی به امور مساجد.

مشخصات نشر : قم: انتشارات ثقلین، 1386.

مشخصات ظاهری : 224 ص.

فروست : انتشارات ثقلین؛ 41.

وضعیت فهرست نویسی : در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)

شماره کتابشناسی ملی : 9305141

ISBN

964 - 9960 - 07 - 4

فهرست نويسى براساس اطلاعات فيپا.

1 . ائمه جمعه و جماعت - ايران - كنگره ها. 2 . ائمه جمعه و جماعت - ايران - سرگذشت نامه.

3 . مجتهدان وعلما - ايران - كنگره ها. الف.مركزرسيدگى به امورمساجد.گروه تحقيقات ومطالعات. ب. عنوان.

8 ه / 1588 DSR084 / 955

ب 1386


گزارش اولين جشنواره و زندگى نامه ائمه جماعات اهل قلم

ناشر: انتشارات ثقلين

دبير اولين جشنواره ائمه جماعات اهل قلم: على رضايى بيرجندى

تهيه و تنظيم: گروه تحقيقات ومطالعات كاربردى مركز رسيدگى به امور مساجد

ويراستار: ايرج تبريزى

حروفچينى و ناظر چاپ : عبّاس رحيمى

ليتوگرافى و چاپ: چاپ نينوا - قم

قطع و تعداد صفحه: رقعى - 224 صفحه

چاپ و تيراژ: چاپ اوّل - 5000 نسخه

تاريخ: تيرماه 1386

نشانى :

مركز انتشارات ثقلين: قم - خيابان انقلاب - چهارراه سجاديه

كوچه شماره 33 - پلاك 13

تلفن 7734467 - دورنويس 7732864

دفتر مركزى مؤسسه فرهنگى ثقلين: تهران - تهرانپارس - بين فلكه دوم و سوم

خيابان 182 غربى - پلاك 6

تلفن 77702312 - دورنويس 77881452

شماره شابك 4 - 07 - 9960 - 964 كليه حقوق براى ناشر محفوظ است

اشاره

بسم الله الرحمن الرحیم

گزارش اولين جشنواره و زندگى نامه ائمه جماعات اهل قلم

گزارش اولين جشنواره و زندگى نامه ائمه جماعات اهل قلم

گروه تحقيقات ومطالعات كاربردى مركز رسيدگى به امور مساجد

فهرست مطالب

سخن ناشر··· 9

مقدمه··· 11

بخش اول: گزارش اجلاس ائمه جماعات اهل قلم

خيرمقدم مجرى همايش، حجه الاسلام والمسلمين واعظى ··· 21

گزارش دبير جشنواره ائمه جماعات اهل قلم، جناب آقاى رضايى بيرجندى··· 25

سخنرانى حجه الاسلام والمسلمين حاج آقاى ابراهيمى، رئيس مركز رسيدگى به امور مساجد··· 29

سخنان حضرت آيه اللّه العظمى نورى همدانى··· 33

سخنان ماموستا اورامى، يكى از ائمه جماعات اهل سنت··· 45

سخنرانى امام جمعه محترم واشنگتن، جناب آقاى دكتر نعيم محمد العاصى··· 49

سخنرانى حضرت حجه الاسلام والمسلمين تقوى، رئيس شوراى سياستگذارى ائمه جمعه··· 53

سخنان دبير اجلاس در مجمع تخصصى ائمه جماعات اهل قلم··· 65

سخنان دبير جشنواره ائمه جماعات اهل قلم··· 69

سخنان حجه الاسلام والمسلمين دين پرور··· 71

سخنان جناب حجه الاسلام والمسلمين سيدعلى اكبر حسينى ··· 75

سخنان جناب حجه الاسلام والمسلمين دكتر موسوى اصفهانى··· 77

معرفى اعضاى پيشنهادى شوراى ائمه جماعات اهل قلم از زبان خودشان··· 79

سخنان حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى ابراهيمى، رئيس مركز رسيدگى به امور مساجد·· · 85

اساسنامه پيشنهادى جامعه ائمه جماعات اهل قلم· ·· 91

بخش دوم: زندگى نامه ائمه جماعات اهل قلم

حجه الاسلام حسن آخوندپور··· 97

حجه الاسلام على اروميان··· 100

حجه الاسلام والمسلمين محمدرضا اكبرى 103

حجه الاسلام والمسلمين محسن الويرى··· 106

حجه الاسلام سيد على نقى امين··· 109

آيه اللّه سيد محمد امين··· 111

حجه الاسلام على اصغر باغانى··· 113

حجه الاسلام على ثمرى··· 115

حجه الاسلام والمسلمين محمدرضا حاتم پورى··· 118

حجه الاسلام سيد على اكبر حسينى··· 120

حجه الاسلام والمسلمين دكترالحسينى··· 122

حجه الاسلام والمسلمين سيد ابوالفضل حسينى راد··· 124

حجه الاسلام والمسلمين محمّد على حسين زاده··· 126

حجه الاسلام والمسلمين محمّد رضا حشمتى··· 128

حجه الاسلام والمسلمين محمّدتقى حكيم··· 132

آيت اللّه حميدى··· 135

حجه الاسلام والمسلمين سيد جمال الدين دين پرور··· 138

حجه الاسلام والمسلمين عليرضا رجالى تهرانى··· 140

حجه الاسلام والمسلمين ولى اللّه رستگار··· 143

آيه اللّه سيد هاشم رسولى محلاتى··· 145

حجه الاسلام والمسلمين على رضايى بيرجندى··· 150

حجه الاسلام والمسلمين محمدعلى رضايى خراسانى··· 155

آيه اللّه سيد رضى شيرازى··· 157

حجه الاسلام احسان زاهدى··· 159

آيه اللّه عباسعلى عميد زنجانى··· 163

حجه الاسلام على سيفى··· 167

حجه الاسلام والمسلين حاج سيد مختار عظيمى··· 169

حجه الاسلام والمسلمين منصور غفورى··· 172

آيه اللّه سيد على غيورى··· 174

حجه الاسلام والمسلمين اسماعيل فردوسى پور··· 177

حجه الاسلام والمسلمين محمد كريما··· 180

حجه الاسلام والمسلمين حسين كاشانى خطيب··· 182

حجه الاسلام والمسلمين سيدجلال محبى··· 183

حجه الاسلام سيد مهدى محمودى··· 186

حجه الاسلام والمسلمين محى الدين بهرام محمديان··· 188

حجه الاسلام والمسلمين سيد جلال مجد هاشمى··· 192

حجه الاسلام حسينعلى مروج اسدآبادى··· 194

حجه الاسلام والمسلمين سيد اكبر مسعودپور··· 197

حجه الاسلام جوان ملكوتى··· 199

حجه الاسلام احمد منيرى··· 201

حجه الاسلام والمسلمين دكترسيد جمال الدين موسوى··· 203

حجه الاسلام والمسلمين دكتر سيد فرج اللّه موسوى··· 206

آيه اللّه سيدمصطفى موسوى خرم آبادى··· 209

حجه الاسلام سيد صدرالدين موسوى··· 211

حجه الاسلام والمسلمين سيد سليمان موسوى مهر··· 213

آيه اللّه محمدرضا مهدوى كنى··· 215

حجه الاسلام والمسلمين عزت اللّه واعظى··· 217

حجه الاسلام والمسلمين حسين واعظى نژاد··· 219

آيه اللّه محمدتقى وحيدى گلپايگانى··· 221

آيه اللّه سيد فتاح هاشمى تبريزى··· 223

سخن ناشر

سوگند خداوند به «قلم» و نوشته قلم را قداست و نوشتن را حرمتبخشيده است. درخت قلم، اگر ريشه در تعهد و تدين داشته باشد ميوه اششيرين و ماندگار است.

ارزش هر قلم به پيام آن است و عظمت نوشته به محتوايش، قلم هاىشهيدپرور عشق هاى برتر را بذرافشانى مى كنند و شور شهادت طلبى را دررواق دل ها مى تابانند و شهيدان را در معراج شهادت از خاک تا خدا پيشمى برند.

چه دست هايى قلم شده تا قلم در دست پاكان قرار گيرد و چه نويسندگانشجاع كه شهيد قلم شده اند.(1)

ائمه جماعات اهل قلم در خط حق گسترى و باطل ستيزى واثانپيامبرانند آنان سخنگوى مكتب و مبلغ دين و نوشتار خود را در زمزم ولايتطراوت مى بخشند.

در اين قرن كه قرن بيدارى و رهايى از سلطه بيگانگان استائمه جماعات دلير و بيدار با تكيه بر ايمان و تعهد كمر استعمار راشكسته اند.


1) . قطعات: ص 127 .

مؤسسه فرهنگى ثقلين افتخار دارد كه مجموعه حاضر كه گزارش اولينهمايش ائمه جماعات اهل قلممى باشد و نيز زندگى نامه تعدادى از ائمهجماعات اهل قلم را در خود جاى داده است را به محضر فرهيختگان تقديممى دارد.

مؤسسه فرهنگى ثقلين

مقدمه

«ن و القلم و ما يسطرون».

«سوگند به قلم و آنچه مى نگارد».

بدون ترديد يكى از عوامل شكل گيرى تمدن بشرى و تكامل و پيشرفتعلوم، پيدايى خط و نگارش است؛ زيرا قلم سرچشمه هدايت و آگاهى بشراست. به همين لحاظ دوران زندگى بشر را به دو دوره تقسيم مى كنند: دورانتاريخ و دوران قبل تاريخ. دوران تاريخ بشر از زمانى شروع مى شود كه خطاختراع شد و انسان توانست ماجراى زندگى خود را بنگارد و به آيندگانمعرفى كند.

قرآن كريم در سوره علق به وصف خداوندى كه اكرم الاكرمين استپرداخته، مى فرمايد:

«الذي علم بالقلم علم الانسان مالم يعلم».(1)

«همان كسى كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمى دانست ياد داد».


1) . علق : 22 .

با نزول نخستين آيات بر پيامبر اعظم، پايه اسلام از همان آغاز بر علمو قلم گذارده شد. بدين جهت قومى چنان عقب مانده به حدى در علومپيشرفت نمودند كه توسعه علم و دانش را در جهان رقم زدند و نور علمو معرفت را بر صفحه تاريک اروپاى قرون وسطى تاباندند، به حدى كه درسه قرن نخست پس از رحلت پيامبر فقط شهر قرطبه هشتاد مدرسه عمومىداشت و كتابخانه اى حاوى ششصد هزار مجلد كتاب داشت و زبان قرآن،زبان علمى آن روزگار محسوب مى شد.

در دوران فرخنده نبوى و پس از آن يعنى در دوران ائمه طاهرين،هماره انسان هاى والا مقامى به استماع و دريافت آموزه هاى دينى از چشمه سار زلال نبوت و ولايت پرداخته و با تلاش فراوان آن را فراهم آوردند.براين اساس عالمان دين و رهبران دينى جامعه كه رسالت آنان هدايت بندگانخداست از هر طريق ممكن خواه از راه بيان يا بنان به مصداق «العلماء ورثةالانبياء» ميراث دار سنت انبياو مايه قوامو دوام ايمان و سلامت معنوى بندگان خدا هستند. آرى علم دين از تنور داغ جانش به سفره دل هاى گرسنه نور دانش مى بخشد و آنان را براى رسيدن به كمال معنوى آماده مى سازد؛از اين رو هماره آبشار دانش در طول تاريخ بر دامن مساجد فرو مى باريدو از آن جا به دشت سبز سينه ها سرازير مى شد. در طول روزگاران همارهعالمان دين با زمان پيش مى رفتند و با دانش هاى روز در مى آميختندو نيازهاى جامعه خود را در قالب امامان جماعت و رهبران مردمى از دل تحقيقات و پژوهش ها بيرون مى كشيدند. حركت، جوشش و رويش همه زواياى جامعه اسلامى را فرا گرفته بود و در قرآن و سنت پيامبر و اهل بيت

پاكش عالمان دين بر سر هر چشمه اى كه رحل اقامت مى افكندند،در پى گمشده خود بودند كه بيابند و برگيرند و به گاه نياز به كار بندند و آنان حقيقت جو بودند و در پى حقيقت روان؛ اگر انديشه اى را به بوته نقدى مى نهادند، در پى آن بودند كه غبار از چهره حقيقت برگيرند و راه روشن رابه عنوان راهنما و امام جمع بنمايانند و به سرچشمه خورشيد ره گشايند.

بسيارى از امامان جماعت علاوه بر اين كه در فقه، اصول، كلام، تفسير،فلسفه و ادبيات آثارى داشته اند در علوم ديگر نيز مانند: رياضيات، طبو غيره راه هاى پر پيچ و خم را مى پيمودند تا تمدنى زيبا و پر شكوه پديدآورند و اين را مى توان از آثار علمى بر جاى مانده از دوره هاى گوناگون و نيزنقشى كه از عالمان دين در مراكز بزرگ فرهنگى و سياسى اسلام بر جاى مانده است، به درستى فهميد. متأسفانه علل و عوامل گوناگون و دست هاى پيداو پنهان استعمار موانعى پديد آورده و باعث شده كه در مقطعى از زمان از اينجوشش و كوشش كاسته شود؛ اما امروز به بركت انقلاب رهايى بخش اسلامىايران و انذارهاى امام راحل - كه رضوان الهى بر او باد - و رهبر فرزانهانقلاب، عالمان دين و ائمه جماعات، نقش خويش را باز يافته اند و در راستاى تحقق جامعه اى دين مدار و مسجد محور و عالم پرور تلاش مى كنند و درميدان مبارزه بر ضد هجوم فرهنگى با سلاح قلم به محراب جهاد آمده اند.

مركز رسيدگى به امور مساحد در تحقق آرمان هاى بلند امام راحلو رهبر فرزانه انقلاب، حضرت آيه اللّه العظمى خامنه اى، در جهت توليد علمو رساندن جامعه به قله هاى سعادت و تكريم علم و عالمان و گسترش فرهنگ پژوهش و زمينه سازى براى خلق آثار ممتاز دينى و قدردانى از

پديدآورندگان كتب برتر و نيز حمايت از نوقلمان، نخستين جشنوارهائمه جماعات اهل قلم را برگزار نمود.

تاكنون بعد از فراخوان و اعلام اهداف جشنواره، حدود دويست تن ازائمه جماعات اهل قلم آثارشان را كه به حدود ششصد اثر مى رسد، به دبيرخانه جشنواره فرستاده اند. هيئت هاى علمى در پنج گرايش:

1 - فقه و حقوق؛

2 - علوم قرآن، تفسير و كلام؛

3 - سياسى و اجتماعى و جوانان؛

4 - اخلاق و عرفان؛

5 - تاريخ و سيره، تشكيل و به ارزش يابى آثار پرداختند كه معيارهاىآن عبارت اند از:

1 - اهميت موضوع كتاب و ضرورت تأليف آن (ميزان تأثير در رفعنياز مخاطب و تازگى مطالب)؛

2 - مراعات اصول و روش هاى تحقيق (استفاده از منابع دست اول،وسعت تتبع، تحليل عميق مطالب جمع آورى شده، استنتاج منطقى، صحتو يک دستى روش ارجاع و استناد)؛

3 - ويژگى زبانى و سبكى (شيوايى و رسايى، مراعات قواعد دستورىو نگارشى، تناسب نثر كتاب با محتوا و موضوع آن)؛

4 - ساختار كتاب (همبستگى و ترتيب فصول، همبستگى مطالب هرفصل و پيوند منطقى آنها با يكديگر، داشتن مقدمه اى مشتمل برگزارش كارمؤلف و معرفى محتواى كتاب)؛

5 - مراعات اصول ويرايشى (نشانه گذارى و مراعات يک دستى دررسم الخط، پاراگراف بندى، تنظيم پانوشت ها، فهارس مورد نياز و واژه نامه)؛

6 - ويژگى هاى ظاهرى كتاب (صفحه آرايى، طراحى جلد، نوع حروف،قطع چاپ و صحافى مناسب)؛

7 - امتياز خاص تأليف كه در معيارهاى بالا ذكر نشده است.

اميد است اين جشنواره كه نخستين گام در جهت شناسايى ائمه جماعاتاهل قلم و تكريم آنان است، مبناى هم انديشى، تبادل افكار، همگرايىو همكارى در جهت بسيج يک تشكل فرهنگى و معنوى و حل معضلاتفرهنگى جامعه از طريق مساجد باشد.

آنچه پيش رو داريد گزارشى از اولين همايش و نيز زندگى نامه مختصرجمعى از ائمه جماعات اهل قلم است كه بر اساس حروف الفبا ترتيب يافتهو تدوين شده است. اميد است با دريافت اطلاعات تكميلى، جلدهاى بعدى اززندگى نامه و آثار تقديم گردد.

خداوند بزرگ را سپاسگزاريم كه توفيق تكريم و بزرگداشت زحماتائمه جماعات اهل قلم را به ما عنايت فرمود و راهگشاى حركت پر بركتىگرديد كه اميد است آثار پر خير و بركت تداوم آن، جامعه اسلامى را از نورعلمى و معنوى خود برخوردار سازد.

و اما آثار برگزيده نخستين جشنواره ائمه جماعات اهل قلم:

در بخش «اخلاق و عرفان»:

آيه اللّه مهدوى كنى، كتاب گرانسنگ اخلاق عملى.

آيه اللّه سيد رضى شيرازى، كتاب ارزشمند عقل نظرى و عملى در سه جلد.

حجه الاسلام والمسلمين سيد اسماعيل گوهرى، كتاب ارزش پدر و مادر.

حجه الاسلام والمسلمين عليرضا رجالى تهرانى، كتاب همراه با فرزانگان.

در بخش «فقه و حقوق»:آيه اللّه عميد زنجانى، كتاب ارزشمند مباين فقهى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران.

آيه اللّه سيدهاشم حميدى، كتاب غنا و آلات موسيقى.

حجه الاسلام والمسلمين حسين مروج، كتاب اصطلاحات فقهى.

در بخش «علوم قرآن و تفسير و كلام»:

آيه اللّه ضياآبادى، كتاب تفسير سوره توبه.

آيه اللّه سيد على غيورى، كتاب ارزشمند تفسير مبين.

حجه الاسلام والمسلمين على رضايى بيرجندى، كتاب آزادى در قرآن.

در بخش «تاريخ و سيره اهل بيت عليهم السلام»:

علامه آيه اللّه عسكرى، كتاب خلافت و مهدويت در مكتب خلفا.

آيه اللّه رسولى محلاتى، كتاب تاريخ تحليلى اسلام.

حجه الاسلام والمسلمين عزيزاللّه عطاردى، كتاب مستند امام باقر عليه السلام.

در بخش «سياسى، اجتماعى و اعتقادى»:

حجه الاسلام والمسلمين سيد جمال الدين موسوى، كتاب پيام هاى اقتصادى در قرآن.

حجه الاسلام والمسلمين احمد منيرى، كتاب مطالبات مردم و ابعادخدمت رسانى.

حجه الاسلام والمسلمين دكتر الويرى، كتاب مطالبات اسلام در غرب.

آثار برگزيده دو شهيد زنده:

حجه الاسلام والمسلمين فردوسى پور، كتاب ارزشمند همگام با خورشيد.

حجه الاسلام والمسملين على اصغر باغانى، كتاب ارزشمندريشه هاى انقلاب.

از اين رو به رسم يادبود و به نشانه تشكر لوح تقدير و هديه اى تقديماين عزيزان بزرگوار شده است.

ضرورى است از همه كسانى كه با همت بلند خويش ما را در اين امرمهم يارى رسانده اند به ويژه از عنايت رئيس محترم مركز حضرتحجه الاسلام والمسلمين حسين ابراهيمى «زيدعزه» و از زحمات طاقت فرساىهيئت داوران علمى و مسئولان اجرايى جشنواره تشكر و قدردانى نمايم.

دبير جشنواره ائمه جماعات اهل قلم

على رضايى بيرجندى

بخش اول: گزارش اجلاس ائمه جماعات اهل قلم

اشاره

خيرمقدم مجرى همايش حجه الاسلام والمسلمين واعظى

با درود و تحيت وافر به ارواح طيبه و ابدان طاهره انبيا و اوليا و علماو شهدا و صلحا و صديقين، به ويژه افضل انبيا و سرور اوليا،حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله و بنيانگذار مذهب جعفرى حضرتامام صادق عليه السلام و با درود به روان مطهر شهيدان مساجد، در ايران و لبنانو فلسطين و جاى جاى سرزمينخونگرم ايران و در گوشه و كنار جهان،به ويژه شهداى انقلاب اسلامى و شهيدان هشت سال دفاع مقدس و با درودبه روان مطهر امام شهيدان. معمار بزرگ انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامىايران، بزرگ احياگر مساجد، حضرت امام خمينى قدس سره و با سلام و عرض ارادتبى پيرايه خدمت شما حضار محترم و استادان گرامى و ارجمند و سرورانمعظم روحانى و خواهران مفخم و گرامى، مشعل داران هدايت و مبشرانخير و سعادت، داعيان الى اللّه و مجاهدان فى سبيل اللّه در سنگر مساجدكه با بيان و بنان، بذر نور و آگاهى در انديشه ها مى نشانيد و نهال اميد و حكمتدر دل ها مى افشانيد، در آغاز ابتهاج و سرورم را به شما پيش تازانو حماسه سازان هميشه جاويد در برپايى نخستين جشنواره با شكوه

ائمه جماعات اهل قلم وشروع حركت مبارک و اميدبخش ابراز مى دارم،كه پيوسته به فهم واقع و كشف حقيقت و تفقه در دين مى پردازيد تا براى خودو ملت خود منذرانى دل سوز و براى عموم به ويژه نسل نوخواسته و حقيقتطلب، هاديانى خيرخواه به صراط مستقيم حق و مبشرانى نيک خواه به آيندهدرخشان و مشحون از خير و بركت و سعادت و سيادت باشيد، همان منذرانو مبشران صادقى كه حرف حديث صداقت شان را قطرات خون و قطعاتپاره پاره پيكرشان گواه راستى و درستى راه و آرمان و سند صداقتو مظلوميت آنان و موجب بطلان راه و رسوايى خصم زبون آنان است،مردان بى ادعا و ستيزگران آشتى ناپذير كه در مصاف با خصم دون و دشمنزبون در مواجه با سردمداران باطل و مظاهر كفر و شرک و نفاق عمامه هايشانچون خودى آهنين بر سر و عبايشان زره پيكار بر تن و قلم انسان ساز و مجاهدپرورشان و زبان تيز حق گويشان چون ذوالفقار بى نيام حيدر كرار رعشه

بر اندام دشمن مى اندازد. كلام شان در دل هاى مستعد بذر نور و آگاهى استو هدايت شان ارائه طريق ترقى و پله هاى عروج تا قله كمال است، منبرنشينانآسمانى كه پنجره اى به سوى خورشيد به روى همگان مى گشايند و چشم انداز افق روشنى را در منظر عام، ترسيم و مخاطبان مستعد رشد و پويايى را از سراتا به ثريا و از ملک تا ملكوت و از خاک تا افلاک و از حضيض ضعف و ذلتبه اوج عزت و اقتدار و عظمت فرا مى خوانند.

مبلغانى كه با پيام رسايشان مرغان باغ ملكوت را از خاک تا برِ دوستپرواز دادند و فرداى اميد بخشى رانويد مى دهند، همانانى كه مصداق بارزو برجسته كلام نورانى امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق عليه السلام شدندكه فرمود:

«من تعلم و عمل للّه و علم للّه دعى فى ملكوت السماوات عظيما».

گزارش دبير جشنواره ائمه جماعات اهل قلم حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى رضايى بيرجندى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه رب العالمين و صلى اللّه على سيدنا و نبينا محمد صلى الله عليه و آلهو آله الطاهرين و اللعن الدائم على اعدائهم اجمعين من الان الى يوم الدين قال الحكيم فى كتابه الكريم:

«بسم اللّه الرحمن الرحيم، اقرأ بسم ربك الذى خلق خلق الانسان من علق، اقرأ و ربك الاكرم الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم».

با تبريک ميلاد پيامبر اعظم صلى الله عليه و آله و امام صادق عليه السلام و همچنين تبريک پيروزى بزرگ دست پيدا كردن دانشمندان ايرانى در عرصه هاى علمى،پژوهشى و ملت ايران به قدرت اتمى و عرض خيرمقدم به محضر همه علما،فرهيختگان، خواهران و برادران بويژه حضرت آيه اللّه العظمى نورى همدانىمرجع بزرگ عالم تشيع و ساير علماى بزرگى كه در اين اجلاس شركت

كرده اند، اميدواريم اين حركت، سرآغازى شود براى حركتى علمى،پژوهشى، تحقيقاتى در عرصه مساجد، مساجدى كه در متون اسلامى و درفرهنگ اسلامى به عنوان دانشگاه مطرح بوده اند.

روحانيت به حق طلايه دار انقلاب و از رهبران جامعه هستند، ولى به حقهم مظلوم هستند و از آنان قدردانى نمى شود. ان شاءاللّه

ما بتوانيم با اينحركت، از ائمه جماعات اهل قلم تقدير نمائيم؛ فراخوانى داده شدتا تأليفات ائمه جماعات اهل قلم فراهم آيد. حدود دويست تن ازائمه جماعات اهل قلم آثارشان را به دبيرخانه جشنواره فرستادند كه به حدودششصد اثر مى رسيد. امسال در ايام عيد دوستان هيئت داوران ما زحماتزيادى كشيدند. ششصد اثر در پنج گرايش تقسيم بندى و ارزش يابى شده،آثار برگزيده بهترين و زبده ترين آثار در ابعاد گوناگون مى باشدويژگى ها عبارتند از: اهميت موضوع كتاب، ضرورت تأليف آن،

مراعات اصول و روش هاى تحقيق، ساختار كتاب، مراعات اصول ويرايش،و ساير ويژگى هاى شكلى و محتوايى و نيز امتياز خاص تأليف و جز آنو در پنج گرايش، بهترين آثار - كه مجموعا هفده اثر برگزيده شدكه امروز به دست حضرت آيه اللّه العظمى نورى همدانى مرجعى كه خوداهل قلم هستند تقدير نامه اى خدمت برگزيدگان ائمه جماعات اهل قلم داده خواهد شد.

از جمله شخصيت هاى بزرگوارى كه از ايشان قدردانى مى شودفردى است كه حدود چهارصد تن را به دامن اسلام، قرآن و اهل بيت دعوتكرده است؛ ما چنين شخصيت هايى را در بين ائمه جماعات اهل قلم مشاهدهمى كنيم، ولى ضرورت كار و اينكه ما الگوسازى بكنيم و به قطرات بگوئيم شما راهى طولانى در پيش داريد تا به اقيانوس علم و نور و فضيلتو هدايت ملحق شويد. بنابراين از عالمان بزرگى كه تجليل مى كنيم، اين عذررا مى آوريم كه ما مجبور شديم اسامى را در كنار هم بياوريم. اين امر هيچ گاهبه اين معنا نيست كه به عظمت بزرگان توجه نداشته باشيم با التفات به اين كهايام عيد بود هيئت داوران و مجموعه اجرايى تلاش كردند، و اين جشنواره بزرگ و پرافتخار را ساماندهى نمودند. از رياست محترم مركز رسيدگى به امور مساجد حضرت حجه الاسلام والمسلمين حاج آقاى ابراهيمى كه باپشتيبانى هاى خود زمينه را آماده كردند تا اين جشنواره به ثمر بنشيند تشكر مى كنم و از حاضران، به ويژه آيات عظام و هيئت رئيسه معظم هم سپاسگزارم. ان شاء اللّه خدا در سال پيامبر اعظم به دعاى حضرتولى اللّه الاعظم توفيق روزافزون به همه عنايت فرمايد و سايه مقام معظم رهبرى

را بر سر همه ما مستدام بدارد.

اميدواريم نتايج مطلوبى را هم ان شاءاللّه اين جشنواره در بر داشته باشد،به همين منظور ما در نخستين فرصت، جلسه تخصصى ائمه جماعات اهل قلمرا خواهيم داشت. تخصصى به اين معنا كه فقط ائمه جماعاتى كه اهل قلم هستند و آثار و تأليفاتشان را ارسال كرده اند و اسامى آنان در كتابى كه خدمت شما داده شده، آمده است. در جلسه تخصصى حضور پيدا كنند و پس ازانتخاب هيئت رئيسه با نظر حاضراناساس نامه اى پيشنهادى به آقايان داده مى شود، سپس اساس نامه جامعه ائمه جوانان اهل قلم با همفكرى و با اظهارنظر ائمه جماعات اهل قلم به تصويب خواهد رسيد و دبير و رئيس شورامشخص مى شود. آن گاه به اميد حضرت حق كار را شروع خواهيم كرد.اين نخستين جشنواره و در واقع جشنواره مقدماتى است. اميدواريم كه هرسال با شكوه تر از سال قبل اين جشنواره برگزار شود. شايان ذكر استكه ما اميدواريم بتوانيم سالانه زيباترين آثار ائمه جماعات را مشخص كنيمو در حد گسترده منتشر سازيم و خود شخصيت هاى فرزانه را به شكل هاىگوناگون معرفى كنيم و كلاس هاى گوناگون آموزشى براى ائمه جماعاتى كهمى خواهند در اين مسير گام بردارند، بگذاريم.

لوح هاى تقديرى براى همه ائمه جماعات اهل قلم آماده شده است.هداياى ويژه اى هم به جهت ميلاد پيامبر اعظم آماده شده كه تقديم خواهيم كرد.

والسلام عليكم و رحمه اللّه و بركاته.

سخنرانى حجه الاسلام والمسلمين حاج آقاى ابراهيمى رئيس محترم مركز رسيدگى به امور مساجد

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه والصلاة والسلام على رسول اللّه و علي آله آل اللّه .

«ن والقلم و ما يسطرون ما أنت بنعمه ربك بمجنون و ان لك لاجرا غيرممنون و انك لعلي خلق عظيم».

ابتدا خير مقدم عرض مى كنم به محضر عزيزان و سروران، ائمه محترمجماعات و حضرات آيه اللّه العظمى نورى همدانى كه عنايت و لطف فرمودندو درس خود را به منظور شركت در اين محفل شريف و عزيز تعطيل كردند؛لذا از همه عزيزان تشكر و قدردانى مى نمايم. محفل عزيزى كه ما امروز درآن حضور داريم از ويژگى هايى خاص برخوردار است، بالاترين ويژگى آنتوجه به اهل قلم از ائمه جماعات، يعنى ائمه محترم جماعاتى كه قبل ازانقلاب و بعد از انقلاب همواره بار سنگين انقلاب را بر دوش گرفتندو سختى ها و دشوارى هاى نظام را متحمل شدند و در هر جا كه انقلاب نيازمند

به حضور آنان بوده حضور پيدا كردند. هشت سال دفاع مقدس را نبايدفراموش كرد كه ائمه جماعات و همكاران شان و مؤمنان در مساجد نقش اولرا داشتند و در هدايت و ارشاد مردم نيز اين نقش بر كسى پوشيده نيست.پايگاهى عظيم تر، زيباتر، سازنده تر، تأثيرگذارتر از مساجد نيستو فعال تر از ائمه جماعات هم در اين صحنه ها كسى نيست. امروز هم پايگاه عظيم و عزيز و تأثيرگذارى كه مى تواند ضمانت استمرار انقلاب را داشته باشد، همين پايگاه، و همين سنگربانان عزيزند كه نقش زيبايى ايفا كردندكه اجلاس امروز نيز به منظور تجليل، تكريم و تعظيم در برابر خدمات اين افراد است. بديهى است تجليل از اهل قلم جزو آموزه هاى دينى ماستو پيامبر گرامى اسلام و قرآن، ما را به اين سمت و سو هدايت كرده كه از اينافراد تجليل و تكريم كنيم، گرچه ما در مقابل خدمات آنان كارى بس كوچک

و كم ارج انجام مى دهيم، لكن به دنبال آن هستيم كه ان شاء اللّه تشكل ائمه جماعات اهل قلم در آينده به حركتى زيبا و جنبش نرم افزارى- كه همواره مورد عنايت خاص مقام معظم رهبرى بوده است - تبديل شود،تا اين تشكل بتواند نقش هدايتى مطلوبى را در جامعه ما ايفا كند،البته روحانيت همواره تلاش گر بوده و نقش آن هم مشخص است. به ويژه كه امسال سال پيامبر اعظم است و چه زيبا اسمى و چه سال نيكويى و چه آغازمطلوبى. اين آغاز را به فال نيک مى گيريم و اميدواريم كه اين پيروزىبه پيروزى هاى ديگرى هم منتهى شود و جامعه ما از يک ثبات و اقتدارو عزتى كه اسلام براى مسلمين خواسته است ان شاء اللّه برخوردار شود.پيامبر گرامى اسلام در آغاز سال به ما عيدى داد و ملت ما را معزز كردو بر اقتدار ملت ما افزود، اميدواريم اين آغاز، فرجام نيک و زيبايى را هم درپى داشته باشد كه من همين جا به ائمه محترم جماعات مساجد و فعالان امرمسجد عرض مى كنم كه ان شاء اللّه امشب همه ما به منظور سپاسگزارى و شكرگزار در مساجد در مقابل خداى تبارک و تعالى جمع مى شويم.اين نورانيتى كه به جوانان دانشمند و محققان تلاشگرمان عنايت فرموده اين موفقيت را نصيب ما كرده است دعا و نيايش مى كنيم. اميدواريم امشب در كليه مساجد مراسم دعا و نيايش برگزار شود. ما ائمه محترم جماعات مساجدو صاحبان قلم ان شاء اللّه تلاش خواهيم كرد كه جامعه اى نبوى بسازيم،اخيرا مقام معظم رهبرى در محفلى خصوصى خطاب به مسؤولان فرمودندچشم من به دست هاى شماست. امسال با شعار نگذرد، بلكه زندگى رسول اللّه

و مشى پيامبر را ان شاء اللّه بتوانيم در جامعه حكم فرما كنيم، تلاش گر باشيمكه در اين زمينه ازطريق مساجد اين كار ان شاء اللّه انجام شود. من براى اين كه وقت را برسروران تنگ نكنم وازمحضر حضرت آيه اللّه العظمى نورى همدانى بهره لازم ببريم، به همين مقدار بسنده مى كنم و اميدوارم در آينده بتوانيم با ارتباطى بيشتر و تشكلى محكم تر قدم هاى استوارترى براى رشد و بالندگى جامعه اسلامى مان برداريم.

سخنان حضرت آية اللّه العظمى نورى همدانى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه رب العالمين والصلاه والسلام و علي خير خلقه و اشرفبريته سيدنا و نبينا ابوالقاسم محمد صلى الله عليه و آله و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين المعصومين سيما بقيه اللّه و العن علي اعدائهم اجمعين.

با عرض تبريک ميلاد پر بركت عزيز اسلام حضرت خاتم الانبيا محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و امام جعفر صادق عليه السلام، اسلام به منظور حفظ معارف اسلامى و پيشرفت و گسترش معالم دين با هدف تأمين عزت و اقتدار و كرامتجامعه اسلامى و تربيت و ساختن دو گروه عنايتى خاص دارد،يک گروه، گروهى كه مسلح به تسليحات رزمى، تداركات جنگى براى ميداننبرد با دشمنان اسلام، گروه ديگر گروهى كه مجهز به سلاح فكر و انديشهو قلم و بيان براى تعليم و تربيت و ارشاد و هدايت مردم اند، لذا در قرآن كريمهم دو نوع حركت مورد عنايت است. يكى نفر براى جهاد فى سبيل اللّه و ديگرنفر و حركت براى تفقه در دين، مى توان براى نمونه از كاروان اول از مالک

اشترها، عمارها و مقدادها نام برد و براى گروه دوم از شيخ مفيدها،شيخ طوسى ها، سيد مرتضى ها، شيخ صدوق ها ياد كرد. سرانجام با تربيتو ساختن اين دو گروه، اين دو جريان به موازات هم درصدر اسلام گامبرداشتند، جهادگران و مسلمانان با سلاح هاى رزمى دو قدرت سلطه گر آنروز را در هم كوبيدند و راه نفوذ اسلام و نشر اسلام را در شرق و غربگشودند و اسلام را در نقاط گوناگون جهان حاكم ساختند، گروه دوم هم براىساختن يک تمدن با شكوه گام هايى برداشتند و قله هاى علم را فتح كردندو تمدنى عظيم پديد آوردند، كتابخانه هاى غنى دانشگاه ها و حوزه هاى علمىفراوان كه موقعيت هاى مهمى هستند. در قرآن مجيد درباره گروه اولمى فرمايد:

«ان اللّه يحب الذين يقاتلون في سبيله صفا كأنهم بنيان مرسوس».

در حديث:

«ان للجنه باب يقال له باب المجاهدين».

اين ها نمونه هايى از فضيلت ها در اسلام براى اين دو گروه، گروه جهادگرو گروهى كه با فكر و انديشه و قلم و بيان براى هدايت و ارشاد و تعليم و تربيتو پژوهش و تحقيق گام برمى دارند، كدام يک از اين دو گروه تفوق بيشترى يعنى برترى بيشترى بر گروه ديگر دارد. امام صادق عليه السلام مى فرمايند:

«اذا كان يوم القيامه و جمع اللّه الناس في سعي واحد و وضعه الموازين يوزن دماءَ الشهداء مع مداد علما يرجح مداد العلما علي دماء الشهداء».

بنابراين برترى اين گروه بر گروه اول محرز است، بلكه گروه اول راهمين گروه مى سازند و عازم جبهه هاى جنگ مى نمايند، البته گروه اول فقطدر ميدان نبرد و جنگ داراى شجاعت و پيشرفت اند ولى گروه دوم در ابعادگوناگونى گام برمى دارند، اولاً خودشان را ساخته اند.

«من نصب نفسه للناس اماما فعليه اَنْ يبدء بتعليم نفسه قبل تعليم غيره وليكن تأديبه بسيرته قبل تأديبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم».(1)

گروه دوم = علما . اول در راه خودسازى، در راه تكامل علمى و ايمانىو اخلاقى گام برداشتند اين جمله كه از نهج البلاغه خوانده شد، علاوه برعرصه


1) . نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 70 .

خودسازى در گام اول در راه تعليم و تربيت و تدريس گام برمى دارند، در راهنوشتن و تصنيف گام برمى دارند در راه هدايت و ارشاد مردم با مردم ارتباطدارند، مردمى زيستن. با مردم در زندگى شركت داشتن، درد و رنج محرومانرا درک كردن از ويژگى ايشان است. در خانه آنان هميشه به روى مردم بازاست، با مردم بسيار بسيار صميمانه برخورد مى كنند، حتى بسيارى از ائمه جماعات محترم در حوزه خود همه فقرا را مى شناسند. درباره جوانان هم همواره در فكر ازدواج ايشان و تهيه جهيزيه هستند. در روزگار سخت و فقرو مشكلات هميشه با مردم همگام و همراه ومشكل گشاى كار آنان به شمارمى روند. مردم آنها را پناهگاه خود مى دانند، به علاوه تدريس در حوزه هاو دانشگاه ها را هم بر عهده دارند - مضافا همه يا بعضى از آنان مؤسس حوزه ها تربيت طلاب محترم هستند. خلاصه در ابعاد گوناگونى علماى بزرگما گام برداشته اند. ما طلبه ها هم گام برمى داريم، بنابراين چون خدمت درعرصه هاى متعدد و وسيع است برترى اين گروه و آن گروه مطرح نيست.حضرت على عليه السلام هم فرموده اند:

«المؤمن العالم اعظم أجرا من الصائم القائم الغازي في سبيل اللّه ».

بنده از اينكه امروز توفيق حاصل كردم كه در مقابل چهره هاى علماى بزرگ قرار بگيرم و چند دقيقه اى در خدمت شما باشم، براى خود توفيقىمى دانم. در نظر گرفتم كه سه موضوع را به عرض شما برسانم: اولى اينكه:براساس پيشنهادى كه از طرف مقام معظم رهبرى انقلاب دامت بركاتهو ادام اللّه ظله شده، امسال سال پيامبر اعظم حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله نام نهاده شده است.

به اين ترتيب چون امسال به اين نام نام گذارى شده بسيار لازم استكه اهل قلم و اهل بيان و علما در شناساندن پيغمبر اسلام گام وسيع ترى بردارندو كار بكنند، فراموش نمى كنم كه آيه اللّه العظمى بروجردى مى فرمودند:شيعيان درباره اهل بيت و امامت زياد كتاب نوشتند، وقتى ما ملاحظه مى كنيمكه در فهرست نجاشى در الذريعه و امثال اين ها شيعه و رواة الرجال و علمادرباره امامت تأليفات بسيار دارند:

«له كتاب فى الامامه و له اصل فى الامامه».

علاوه بر كتاب الغدير، عبقات الانوار، المراجعات، احقاق الحق،منهاج الكرامه، معالم المدرستين، نهج الصدق، خلاصه در اين قسمت ما كتاببسيار نوشتيم، اما درخصوص معرفى پيغمبر كمتر كتاب نوشته ايم،سيره ابن هشام، سيره حلبى بيشتر مال آنهاست ما ننوشتيم بنابراين؛ ما بايد از اينفرصت استفاده كنيم (البته آن زمان اين طور اقتضاء مى كرده نمى خواهيمبه كسى ايراد بگيريم) اما در زمان كنونى ما شناساندن پيغمبر اسلام در دنيالازم است دنيا بايد بداند كه پيغمبر اسلام رحمة للعالمين است، امروز اروپا هرچه از لحاظ علم و تمدن دارد از اسلام و پيغمبر اسلام دارد، بنابراين ما بايدپيامبر خدا را كاملاً - از لحاظ سياست اسلامى، اقتصاد اسلامى،فرهنگ اسلامى، اخلاق اسلامى و همه جهت - به غرب و دنياى امروز بشناسانيم تا غرب بداند كه اين منفى نگرى كه از دانمارک شروعو در كشورهاى ديگر اروپا منتشر شد، تا چه حد نمک ناشناسى است، به علاوهاگر قرار باشد چهره اسلام و پيامبر خدا مخدوش شود، پس مسيحيت هم مخدوش است، چون چه دليلى بر نبوت عيسى و موسى عليهماالسلام داريم،

چون قرآن - يک كتاب آسمانى و معجزه بزرگ الهى است - از عيسىو موسى سخن گفته است و البته دليلى بزرگ بر نبوت آنها، ولى اگر از قرآنو اسلام صرف نظر شود، ايشان هيچ دليلى براى نبوت عيسى و موسى ندارند،خلاصه شناساندن پيغمبر بزرگ اسلام از جهات گوناگون براى كسانى كه اهل تحقيق و قلم باشند، يكى از موضوعاتى است كه امسال به مناسبت ايننام گذارى علماى بزرگ و عزيزان و ما طلاب در حوزه علميه قم مى توانيمدر اين راه گاه برداريم يعنى خطابه ها و منبرها در همه مجامع و مراكز مذهبىبايد درست مطرح و پيغمبر خدا كاملاً با تمام ابعاد وجودى شناسانده شود.اين يک موضوع بود و موضوع دوم، قلم ها و بيان ها و فعاليت ها و تلاش ها درراه وحدت اسلام و مسلمانان است كه بايد بسيج شوند، چون در اين مقطع دشمنان اسلام سعى مى كنند كه ميان مسلمانان تفرقه و اختلاف بياندازند كه نمونه هاى آن را در عراق ملاحظه مى كنيد هم چنين در فلسطين، در لبنان، دشمن از راه ايجاد اختلاف و تفرقه مى خواهد كه جبهه اسلام را ضعيف كند،از اين طرف هم ما بايد هرچه بيشتر سعى كنيم وحدت و اتحاد را تقويتو تحكيم كنيم. امام رضوان اللّه عليه به وحدت حوزه و دانشگاه و وحدت دولت و ملت و وحدت قواى سه گانه و وحدت با اهل سنت، عنايت فراوانداشتند، چون معتقد بودند كه در برابر نظام سلطه جهانى و صهيونيست هاو دشمنان اسلام بايد مقاومت كرد.

بنابراين دومين عرض بنده، بسيج كردن تمام امكانات علمى،قدرت هاى قلمى و ادبى در همين موضوع وحدت و اتحاد است.

سوم اين كه: ما در زمان خاص واقع شده ايم، لذا بايد موقعيت حساس اين

زمان را بيشتر و بهتر در نظر بگيريم، كشورهاى اسلامى مخصوصا ايرانساليان طولانى زير سيطره استبداد و استعمار گذرانده اند. منابع ثروت ما،فرهنگ ما، سياست ما و همه مقدرات ما به دست استعمارگران ورقمى خورد، فراماسونرها بر تمام مقدرات كشورهاى اسلامى و ايران تسلط داشتند، خوب اين ساليان دراز اين چنين بود. از اسلام هم چيزى باقى نماندهبود، اسلامى بود بدون ظلم ستيزى، اسلامى بدون استكبار ستيزى،اسلامى بدون نظام و حكومت اسلامى، اسلامى بدون فرهنگ جهادو شهادت طلبى، اين اسلام منزوى بود و پر و بالش قيچى شده بود، در اينجريان صدايى از قم برخواست كه الآن هم همين صدا در گوش ما طنين اندازاست، علماى اسلام به داد اسلام برسيد. اين صدا از يک مرد با اخلاص و مديرو مدبر و شجاع و بت شكن، يعنى امام خمينى قدس سره برخاست. فريادگرى كه فريادهمه فريادگران جهان را در سينه و غم همه محرومان و مظلومان جهان رادر دل داشت، صحبتش با صلابت و يادآور خطبه هاى نهج البلاغه بود.خون حيدر كرار در رگ هاى بدنش مى جوشيد. زمان شناس بود و در هرلحظه اى مى دانست كه چه بايد بگويد. مى دانيد كه قلم و بيان او چقدر خدمتكرد اگر واقعا امام تمام اين مزايا را داشت، ولى اين قلم و بيان را نداشت،پيشرفت حاصل نمى شد و لذا براى شما عزيزان براى ما طلبه ها بسيار لازماست كه همه داراى قلم و بيان قوى باشيم، ادبيات بسيار قوى، تسلط به مفرداتو جمله هاى بسيار فصيح و بليغ، مطالعه كتاب هاى افرادى كه خوشنويسو خوش قلم بودند، خلاصه خود اين قلم بهدستى هنرى چشم گير است.

همه كسانى كه در راه علوم اسلامى گام برمى دارند، بايد داراى قلم و بيان

قوى باشند، امام رضوان اللّه عليه از اين جهت بسيار بسيار قوى بود،هم در بيان، هم در قلم، كه توانست اين انقلاب به اين عظمت را به وجودبياورد و اسلام ناب را در عرصه زندگى به دنيا ارائه كند، كه امروزه همين اسلام، اسلام ناب است، قدرت هاى بزرگ مضطرب و نگران مانده اند و موجاسلام خواهى در دنيا روز به روز رو به گسترش است.

ديشب رئيس جمهور محترم در بهره بردارى از انرژى هسته اى كه بسياربسيار كارى بزرگ است، صحبت كردند ولى كار منحصر به انرژى اتمى نيستدر نتيجه همين انقلاب ملاحظه مى كنيد كه در صنعت، در كشاورزى،صنايع نظامى، صنايع دفاعى و در هر جهتى پيشرفت ها فراوان است.باش تا صبح دولتت بدمد، اين هنوز از نتايج سحر است، قدر مسلم بيش ازاين ها پيشرفت ها حاصل خواهد شد، بنابراين ما بايد سعى كنيم، چون مردمايران، مردم بسيار بسيار با فضيلت، مردم ممتاز هستند، بنده معتقدم اگر ايناستعدادها در غير ايران بود پيشرفت نمى كرد چون مردم ايران مردم بسياربا ذكاوت و هوشيارند چنانكه نمونه هايش را در المپيادها و امثال اين هامى بينيم، دوم اين كه اين جا مركز تشيع است هيچ كشورى مثل ايران كشورامام عصر (عج) نيست، در آيات قرآن وقتى اين آيه:

«و آخرين منهم لما يلحقوا بهم و هو العزيز يالحكيم».

را مى خوانيم بايد تدبر كنيم. از پيغمبر اكرم حضرت محمد بن عبداللّه صلى الله عليه و آله سؤال شد كه اين آيه مربوط به چه كسانى است. پيغمبر اسلام دست به شانه سلمان زد و فرمود:

«لو كان العلم فى الثريا لنا له رجال من الفارس».

بيشتر لشكريان امام عصر (عج) كه ظهور مى كند، عجم هستند يعنى ايرانيان هستند، مزايايى دارد ايران روى همين جهت ديديد كه؛در ايران اين امتيازات بود انقلاب در اينجا پيروز شد، همين چند روز قبل ازاين همين همايش رزمى كه قدرتمندان و جهادگران ما به نمايش گذاشتند،كوچكترين پيغامش به آمريكا اين بود كه آمريكا و صهيونيست ها بدانندكه ايران عراق نيست، ايران داراى قدرت بزرگى است، بنابراين ما بايدخصوصيات زمان، موقعيت خودمان را و اين انقلاب را درک كنيم،عرض بنده اين است كه بايد اهل قلم و اهل بيان، علما و ما طلبه ها مردم راهوشيار و آماده كنيم، هنوز مطلب پايان نيافته دشمنان در كمين ما هستند.روح مقاومت و مبارزه هميشه بايد در مردم زنده باشد.

مطالعه كتاب هاى صحيفه نور مناسب است. براى آن كه آن برداشتىكه امام رضوان اللّه عليه داشت، ما نيز از اسلام داشته باشيم و به مردم القا كنيم،مطالعه صحيفه نور، مطالعه دفتر تبيان - كه در پنجاه جلد كلمات امام رادسته بندى و چاپ كردند - حتى مطالعه وصيت نامه امام كتاب بالينى ما بايدباشد، تا فكر ما آن فكرى باشد كه امام مى خواست، آن برداشتى كه امام ازاسلام داشت برداشتى كه امام از فكر،تفسير و تاريخ داشت، ما هم بايد همانبرداشت را داشته باشيم، تا بتوانيم واقعا دستاوردها و بركات انقلاب را حفظ كنيم، سومين تقاضاى بنده اين است كه بايد قلم ها و بيان ها و معاشرت با مردم،همه و همه در شناساندن عظمت و بركات و دستاوردهاى انقلاب شناساندن

دشمن و ترفندها و نقشه هاى دشمن به كار افتد تا آن روح مقاومت روحاستقامت هميشه در اين مملكت زنده باشد، تا امام عصر (عج) بيايد.براى اينكه خاتمه عرايضم مشكى پيدا كند، چند كلمه اى خواستم از دفتر تبيانامام قدس سره در محضر علماى محترم خوانده باشيم (يک صفحه است) كلام امامدر خصوص علما از صفحه 121 تبيان دفتر 31 اين گونه است:

امام نظر دارد كه علما در رژيم هاى قبلى در چه وضعى بودند و اكنون درچه وضعى هستند اين ها مى خواستند از ما و شما و از روحانيون يک موجودبى خاصيتى درست كنند كه هيچ رنگ و بويى و هيچ كارى نداشته باشد و اين كه به اين ملت چه مى گذرد، اين مخازن ملت را چه كسى مى دزدد، حكومت چه مى كند اين قلدرها با ملت چه مى كنند اين خان ها با ملت چه مى كنند،يک اشخاص بى رنگ و بويى مى خواستند كه خيلى هم به اشخاص بى رنگو بو احترام مى كردند، شما بنشينيد سر جايتان مسئله تان را بگوييد ما احترام تانهم مى كنيم، سلام بلند بالايى هم به شما مى دهيم اما اگر يک قدم آن طرف بگذاريد، نه ديگر اين جا حد شما نيست، حد شما تا آنجايى است كه مسئله بگوييد و بياييد مسجد در مسجد بنشينيد، اگر مجلس فاتحه هم باشد برويد مجلس فاتحه بنشينيد به ما اين را تحميل كردند و ما بايد از زير اين بار خودمان را بيرون بكشيم روحانيون بايد در صحنه باشند، بايد اين حرفهاى نامربوطى كه زده شده و شما را مى خواستند از دخالت در امور جامعه كنار بگذارند،همه اين ها را پشت سر بگذاريد و گذاشته ايد، پشت سر، علماى اعلام هم نبايد بروند كنار بنشيند تا مقدرات آنها در امريكا تدوين بشود يا در شوروى تدوين بشود.

ما را كنار گذاشتند، مقدرات ما را به امريكا سپردند، ولى شما امروز بايدبيدار باشيد، در اين راهى كه امام فرموده اند گام برداريد خداوند ان شاء اللّه به ما توفيق اداى وظيفه اسلامى را عنايت بفرمايد.

«اللهم انصر الاسلام والمسلمين و اخذل الكفار و المنافقين اللهم صلّ محمّد و آله الطاهرين».

سخنان ماموستا اورامى يكى از ائمه جماعات اهل سنت

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اللهم صل على سيدنا محمد و على اله و صحبه اجمعين. با درود به روح ملكوتى حضرت امام راحل كه او قصه اين خاک و پيچ و خم اينمسير را مى دانست و با سلام خدمت مقام معظم رهبرى:

آن كس كه دلش زمهر حق آينه اى است ***و ز قله آل مرتضى دامنه اى است

سردار سپاه سرخ سبز انديشان ***سيد على حسينى خامنه اى است

و با تبريک اين ايام پربار به خصوص يوم اللّه هفته وحدت:

هميشه اين همايش ياد بادا ***زنام پنج تن دل شاد بادا

تشيع هم تسنن يا ر دينند ***خدايا تفرقه بر باد بادا

سال ما سال رسول اللّه است ***ديده دنبال رسول اللّه است

بر پرچم سبز انقلاب ما بنوشته ***اين كشور مال رسول اللّه است

اين كنگره يكسره ولايى است ***بنگر كه طليعه اش خدايى است

از فاطمه اش نشان مهر است ***ديباچه عشق مصطفايى است

دارد ز على پيام عترت ***والا ز ولاى مرتضايى است

حسن حسنش به دل رفته ***سوزش ز حسين كربلايى است

سجاد به سجده اش دعاگوست ***وز دانش باقرش نوايى است

صدقش كه زصادقش رسيده ***وز موسى كاظمش ثنائى است

دارد ز رضا طبق طبق نور ***وز مهر تقى او را دعائى است

شوق نقى اش به جان نهان است ***وز عسكرى اش به حق ثنائى است

وز مهدى قائمش قيامى است ***اين محفل پاک و كبريايى است

در پاسخ آنانى كه هتک حرمت را پيشه كردن و صفوف امت محمد صلى الله عليه و آله را تضعيف مى كنند.

جغد شب را ورنه مى تابد كه بيند روشنى ***زين سبب خفاش را با نور باشد دشمنى

ور نتابد ديو ظلمت ناک را قرآن ما ***نور ايزد را نجويد ديده اهريمنى

خصم موسى بوده و رنج مسيح مريم است ***قاتل يحيى، زكريا بوده اين ديو دنى

خوار در راه محمد صلى الله عليه و آله سالها بنهاده است ***ديو صهيونى هماره هر زمان با هر فنى

وسعت اسلام را چون بارها او ديده است ***هتک حرمت پيشه كرده از ره اهريمنى

او نداند مه فشاند نور و سگ عوعو كند ***بى خرد بيهوده در دل رنجها مى افكنى

اندلس را كيد تو بر باد داد و عبرتم ***رنج كشميرم بس است و قدس همچون مگشنى

هان برايت پرچم فتح خدا اين روزها در يد ولاى مولا ***پر شود هر مأمنى تيغ عدل مهدى مولا برآيد از نيام

سخنرانى امام جمعه محترم واشنگتن جناب آقاى دكتر نعيم محمد العاصى

اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم.

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه والصلوة والسلام على رسول اللّه و على آله.

اى دانشمندان فرهيخته! اى جهادكنندگان با قلم و فكر! درود بر شماو رحمت و بركات الهى بر شما باد.

ابتدا از كسانى كه زبان عربى نمى دانند عذرخواهى مى كنم، در دقايقى كه براى اين بحث مختصر اختصاص داده شده است مى خواهم مثل يک برادر يابرادرزاده با شما صحبت كنم و سخنان من در حد يادآورى و تذكر است زيرا«انّ الذكرى تنفع المؤمنين» ما وقتى قلم به دست مى گيريم درباره رسالتخودمان مى نويسيم رسالتى كه ريشه تاريخى دارد و آگاهى ها و شناخت هاى زيادى لازم دارد تا ما بتوانيم به رسالت مان عمل كنيم در اين ارتباط من سه نكته را خاطرنشان مى كنم.

1 - همه انبياى الهى كه مأمور شدند با مردم صحبت كنند قوم شان رامخاطب قرار دادند و تعبير «يا قومى» داشتند. قرآن كريم مى فرمايد: «ما من

شماره 6

رسول الاّ قال يا قومى اعبداللّه و مالكم من اله غيرى». كلمه «يا قومى»ارتباط وثيق فكرى را مى رساند هم زبانى هاى زيادى را مى رساند.

برخى از ما وارد بلاد غرب مى شويم افكار و انديشه هايمان رامى خواهيم اشاعه دهيم بدون اين كه همزبانى داشته باشيم اين را بايد نسبت بهارتباط با غرب ملاحظه نمائيم ما مى خواهيم مردم را مخاطب قرار دهيم اماكلمات ما با همه زيبائى هاى كه دارد ولكن ناقص است چون قوم ما نيستند پساصحاب فكر و قلم و بيان كه مى خواهند رسالت شان را انجام دهند بايدقوم شان و مخاطب هايشان را بشناسند ما مثل پل هستيم نقش ارتباطى داريم مامى خواهيم آيات الهى را از صفحات كتاب به صفحات حيات و زندگى مردم برسانيم و اين نقش را موقعى مى توانيم خوب ايفا نمائيم كه قوم و مخاطبخود را خوب بشناسيم و با آنان همزبان شويم.

قرآن كريم مى فرمايد: «في قصصهم عبرة» در سرنوشت انبياء براى

شما درس هايى است يوسف پيامبر خداست وقتى در مصر قرار دارد و درميان قومش نيست نمى تواند به مصرى ها بگويد «يا قومى» لذا براى انجامرسالتش سال ها طول مى كشد تا همزبانى پيدا كند.

اما ساير انبياء در بين قوم شان بودند و مى گفتند يا قومى اين نكته اى استكه ما بايد از آن درس بگيريم.

نكته دوم شناخت مدلول سياسى تنزيل و توجه به معانى واقعى آيات است الآن در غرب دو فكر رودرروى يكديگر ايستاده اند از يک طرفتبليغات اسلامى از يک طرف ديگر معاندان اين انديشه كه در كمين اند آنان تلاش مى كنند چهره پيامبر اسلام و قرآن را مشوه جلوه دهند استدلال مى كنند مى گويند اين كتاب مسلمانان است آموزش هايى به آنان مى دهد كه آنان نمى توانند با پيروان مكتب يهود و نصارى همزيستى مسالمت آميزى داشته باشند آنان اهل تحمل و مدارا و تسامح نيستند.

آيه اى را از سوره مائده مى آورند: «يا ايها الذين آمنوا لاتتخذوا اليهود والنصارى اولياء بعضهم اولياء بعض و من يتوله منكم فانه منهمان اللّه لايهدى القوم الظالمين» خوب با توجه به ترجمههاى موجودانگليسى قرآن، اباطيلى به قرآن نسبت مى دهند و تهمت مى زنند مى گوينداين خداى مسلمانان است كه به آنها دستور مى دهد شما نبايد از يهوديان و مسيحيان دوست بگيريد كلمه «اوليا» را «Fernds» ترجمه كرده اند دوستنگيريد اعلام مى كنند خداى مسلمانان برآنان حرام كرده كه دوست مسيحى يا دوست يهودى داشته باشند اين برداشت از قرآن اصلاً صحيح نيستما مى دانيم دوست شدن با يهوديان و مسيحيان حرام نيست آنچه اين آيه بيان

مى كند نهى از دوستى با امپرياليسم و صهيونيسم است پس بايد ما در نوشته هاو گفته هايمان دقت نمائيم آن گونه حقايق را بنويسيم كه ديگران نتوانند از آنسوء استفاده نمايند.

پس اگر ما معانى واقعى قرآن را زنده نمائيم دشمنان موفق نخواهند شدارتباط مسلمانان را با جهان بشريت قطع نمايند.

نكته سوم، غرب آن گونه كه ادعا دارد كه اهل تساهل و تسامح است در عمل نمى گذارد انديشه اسلامى آن گونه كه بايد منتشر شود ما اين جاكتاب مى نويسم توزيع مى شود اما در آن جا با همه ادعاها اين گونه نيست.

ما پيرو حق و ملتزم به حق هستيم بايد تلاش كنيم حق را احيا نمائيمبه همه كسانى كه قلم مى زنند و حقايق را ارائه مى كنند و مصداق اين آيهشريفه اند «الذين يبلغون رسالات اللّه و يخشونه و لايخشون احدا سواه»خدا جزاى خير دهد.

وصلى اللّه على محمد و آل محمد. السلام عليكم و رحمه اللّه و بركاته.

سخنرانى حضرت حجه الاسلام والمسلمين تقوى رئيس شوراى سياستگذارى ائمه جمعه

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه رب العالمين و صلى اللّه على سيدنا محمد و آله الطاهرينو لعنه اللّه على اعدائهم اجمعين.

در آغاز سخن لازم است از مركز رسيدگى به امور مساجد و برادر عزيزو ارجمندمان حضرت حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى ابراهيمىو همكاران پرتلاش و شايسته ايشان در بخش هاى گوناگون، بهويژه در معاونت فرهنگى - كه اين نشست نورانى را تشكيل دادند - تشكر كنم. ان شاء اللّه يک موج جديد و اوج زيبايى را در آينده شاهد خواهيم بود. درباره قلم سخنو صحبت بسيار است. وقتى به من پيشنهاد كردند خواستم خود را به جاى قلمبگذارم و از زبان قلم مطالبى بيان كنم با عنوان «سخن قلم»، كه قلم چه حرفو چه سخنى با ما و چه حقى قلم بر گردن انديشمندان و متفكران دارد.حقوق قلم را بايد بشناسيم و حرمت قلم را پاس بداريم:

هرچه گويم عشق را شرح و بيان ***چون به عشق آيم خجل گردم از آن

گرچه تفسير زبان روشنگر است ***ليک عشق بى زبان روشن تر است

چون قلم اندر نوشتن مى شتافت ***چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت

به هر حال قلم نخستين مخلوق خداى متعال است:

«اول ما خلق اللّه القلم».

آنچه بايد اراده خدا به آن تعلق بگيرد و به ياد ذات اقدس ربوبى آن رارقم بزند، به وسيله قلم رقم خورده است. مطالبى از اين دست فراوان استكه عمق مكتب ما را در ارتباط با اين وسيله، ارزشمند مى رساند، كه به قلم

چقدر ارج نهاده شده، چند فرازى از يک نوشته اى در اين زمينه را كه قبلاًنوشته بودم، خدمت تان عرض مى كنم، آنگاه كه در دست پليد كج خواه قرارگيرم، در قربت سنگينى گرفتار آمده ام، چون مرا هيچ سنخيت و مشابهتى با آندست و با آن پنجه نيست و چه محدود و تنگ نظرانه مى انديشند آنان كه غربترا غربت جغرافيايى و دورى از وطن و آب و خاک تفسير مى كنند،غربت فكرى و عقيدتى بدترين و شكننده ترين غربت هاستو من در طولحياتم هيچ گاه از غربت جغرافيايى نناليدم، ولى هر لحظه و زمان كه در دستناصالحان بى تقوا قرار گرفته ام آن چنان گريسته ام كه از نفيرم مرد و زنناليده اند و گويا مولوى عارف انديشمند باريک بين، آنجا كه از ناله نىو غربتش سخن مى راند، درد مرا در اين حالت بيان مى كند، من نردبان غرورمتكبران نيستم كه پاى سنگين خويش را بر من نهند و بر قله غرور نشينند،چون بارها گفته ام كه:

افتادگى آموز اگر طالب فيضى ***هرگز نخورد آب زمينى كه بلند است

من نيز خود مفتخر به اين اعترافم كه در كلاس كاتب سرنوشت اولينو آخرين شاگرد شنوايم و اين شاگرد هرچه دارد از استاد است، من زبانستايش ستايش گران و وسيله چاپلوسى چاپلوسان نيستم و از روز خلقتم هرگاهسخنى گفتم، از اعماق جانم خاسته، نه از نوک زبانم، زيرا از زبان تملق،زيان فريب و گمراهى است، زبان انحراف و نفاق و شيطان است، ولى فلسفه آفرينشم، هدايت و حقيقت، صداقت و صراحت است، پس آنان كه از منپايه هاى كرسى تملق مى سازند تا بوسه بر ركاب غزل ارسلان زنم،

برخلاف خلقت و ماهيتم كشانده اند و به لجن چاپلوسى ام آلوده اند و هرگاه مرادر دست اين نامرد مردمان ديديد رهايم سازيد و بر ضد آنان بر آشوبيدهمان گونه كه مبشر انسانيت و منجى بشريت فرمود: بر صورت چاپلوسان خاكبپاشيد، آنان كه مرا به ذلت بندگى كشانده اند و آزادى و استقلالم را به ثمنبخس فروخته اند و در پيش پاى پليدان روزگار به خضوعم واداشته اند و درطريق پوكى ها و پلشتى ها و پليدى ها قربانى ام كرده اند، گناه عظيمى را مرتكب شده اند، گناهى به بزرگى كشتن مؤمن كه خداوند فرمودند:

«من قتل نفس بغير نفس او فساد في الارض فكأنم اقتل الناس جميعا».

آن روز كه در سراى سرمدى گلم را مى سرشتند و قطره اى از جوهر قلزمبى پايان الهى در پيمانه جانم مى ريختند و منبع بسيارى از قابليت ها مى شدم،فلسفه آفرينشم را در اين يافتم كه هميشه بر سلطه گران جبار باشم نه با آنان،زيرا در آن علم معنا و ملأ أعلى كه هنوز آدم ابوالبشر بين آب و گل قرارداشت، نورى را مى ديدم كه زبانهاى آن عالم امام المتقين و سرور مؤمنينش مى خواندند و او كه بسيار عزيز و عظيم بود در كلاسى به گستردگى گيتىو با محتوايى به سرخى خون شهيد و شهادت كتاب كرامت انسان را تدريسمى كرد و با سوز و گداز بيشترى همه پيروانش را چنين تعليم مى داد كه:

«كونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا».

به لحاظ اتمام حجت شرعيه و بر طبق سنت و سيره معروف اماميهبر نكته اى حياتى پا مى فشارم و دراين زمينه بر هشدارهايم مى افزايمتا به عنوان تذكر، تذكره اى را ذاكر شوم، زيرا كه تذكر مؤمنين را مفيد خواهد

افتاد، بايد دانست آنگاه كه مرا وسيله اى براى تقويت پايه هاى تخت شاهانشياد ساختند و طوق بندگى زور و زر بر گردنم انداختند نه تنها مرا به تباهىو نابودى كشاندند، بل جهان را نابود كردند، چون بزرگان تجربه آموخته اند،قلم گر نبودى، نبودى جهان.

من نيزه اى هستم كه هر جا كشيده شوم قطع مى كنم، شعله اى مى مانمكه بر هر چيز افروخته شوم مى سوزانم و بايد بگويم كه زلزله ام، مى جنبانم،سيلم، مى روبم، موجم، مى كوبم، طوفانم، مى پراكنم اگر تبر شومو در اختيار ابراهيم باشم بتان را مى شكنم و بتخانه هاى نمروديان را ويرانمى سازم، اگر كشتى شوم و ناخدايم نوح، همه جنبندگان را از خطر غرق شدنمى رهانم و سالم به ساحل نجات مى رسانم، اگر عصا شوم و در دست با كفايتموسى جاى گيرم اژدهايى خواهم شد كه سحر ساحران را نابود و كذبفرعونيان را برملا مى سازم، اگر كتابى شوم و در دست محمد مصطفى صلى الله عليه و آلهقرار گيرم، همه انديشمندان فصيح و بليغ دنيا در برابر آيات محكمات انسانسازم خاضع خواهند شد، با اين خصوصياتى كه برشمردم مراقبت و مواظبتويژه لازم دارم تا در دست فسده و ظلمه قرار نگيرم، اگر چنين روزى را بر منديديد كه در ميان پنجه هاى ديوانگان گرفتارم، از خطرم بپرهيز و از زيان هاىجبران ناپذيرم بترسيد، كه تيغى خواهم بود در كف زنگيان مست و بر گردنانبيا و اولياى خدا فرودم خواهند آورد و دارى خواهم شد براى منصورهاىحلاج، اين خطر را شيخ الشيوخ شيخ شبسترى در قرن هشتم هجرى در منظومهعرفانى گلشن راز خود گوشزد كرده است.

چون قلم در دست غدارى بود ***لاجرم منصور بر دارى بود

چون سفيهان راست اين كاروكيا ***لازم آيد يقتلون الانبيا

چه فرخنده زمانى بود كه در دست شيخ الطائفه قرار گرفتم و كتابخلاف و مبسوط و تبيان را نگاشتم و جهان فقه و فقاهت و تفسير را زندهساختم و در سر انگشتان تواناى - علامه حلى - منتها را نشان دادم و بنابر قواعد انسانى تذكره اى براى مؤمنان شدم و با دست علامه مجلسى بحارى ازانوار به وجود آوردم و سفينه اين بهار را باد دست محدث قمى ساختم،آنگاه كه در پنجه هاى با كفايت بزرگ مردى پاک چون شيخ محمد حسننجفى صاحب اثر ارزشمند جواهر جايم شد، از زبان جواهر علم و آگاهىريختم و در دست استاد الفقهاى و المجتهدين شيخ انصارى فرائد را به ارمغانآوردم، در ميان پنجه هاى رحمت آقا بزرگ تهرانى كه قرار گرفتم الذريعه شدم و با علامه امينى كه مصاحبت كردم به درياى ولايتمسافرت كردمو الغدير را سوغات سفر آوردم، از قله بلند سر انگشتان علامه طباطبايى ميزانرا و با دست علامه شهيد مطهرى عدل الهى را عرضه داشتم و چونامام راحل بزرگوار مرا برداشت كشف اسرار كردم و به تحريرالوسيله پرداختم،با چنين اوصافى كه در قالب بهترين وسيله از كفايت من شنيديد، آيا معيارو ميزانى براى سنجش فضل فضلا و علم علما و عقل عقلا نيستم؟ چرا كههميشه عرصه جولان قدم نمايشگاه توانمنديهاى انديشه انديشمندان بوده استكه در اين مورد امام المتقين يعسوب دين اميرالمؤمنين على عليه السلام مى فرمايد:

«عقول الفضلا فى اطراف اقلامها».

چه بسا از زبان گويندگان و نويسندگان اوصاف رقص قلم را شنيده ايد

كه متأسفانه بعضى از اين كودنها مرا معرفى كردند و رقص قلم را با رقصهنرپيشه گان بى هنر همساز دانستند و چه ناشيانه و ظالمانه به قضاوت نشستندولى بايد بگويم آن روز كه ميرزاى شيرازى مرا از قلم دان بيرون كشيدتا به جنگ استعمار انگلستان روانه ام سازد و جبهه جهاد ايمان با كفر را درچند كلمه «اليوم استعمال توتون و تنباكو بأى نحو كان در حكم محاربهبا امام زمان (عج) است» را گشودم رقص خويش را در چنين شرايطى درقالب نقش خويش نشان دادم و اينک از تو اى نويسنده مى خواهم كه حرمتم رابدانى و آبرويم نريزى و مظلومم قرار ندهى و در پنجه هاى پليدان ناپاكزندانى ام نكنى و در بازار بردگى به بهاى ناچيزى مرا نفروشى كه آه دلمظلومان، البته اثر دارد.

چند فرازى هم چهره امام را در قلم به تصوير بكشيم كه يک نويسندهبايد قدرت تصويرگرى داشته باشد، همان طور كه هر نقاش صحنه هاى زيبا رابر سينه تابلوها نقش مى زند هر نويسنده هم بايد قدرت تصويرگرى اش قوى باشد تا بيانش هنرمندانه شود و باهنر، هنر متعهد در دل ها را باز كنيم و در عمق جان انسان ها در ذهن و ضمير انسان ها بذر آگاهى بپاشيم. با چند فراز چهره امام را من در اينجا به تصوير بكشم براى نشان دادن يک نمونه تصويرى ازقلم. سخن از فراق نامه اى است و حكايت گونه اى است از هجران مهاجرهميشه واصل امام عظيم القدر راحل كه در تنظيم خجسته نفود ولايت و تنزيل ميدان را بسيار وسيع و قله ايمان را آن چنان رفيع مى بيند كه عجز خويش را درتفسير و تحليل شخصيت آن بزرگ اعلام مى دارد؛ ناقه لفظ به زير محمل معناكمر خم مى كند و قامت غزل قيامت وجودش را قادر به ترسيم نيست، آيا دگر

بار مادر گيتى فرزندى همانندش خواهد آورد، با پاى چوبين عقل نمى توان همراهى كرد كه با بال عشق اين مسير را بايد طى نمود.

اما ما مرواريد عشق تو را چگونه به رشته كلمه و كلام بركشيم كه بزرگان گفته اند «عشق نهفتنى است نه گفتنى و بساط مهر پيمودنى است نه نمودنى»در اين وادى عاشق تابدار را بايد نه آب دار مشتاق؛ سنگين بايد نه رنگين ما كه در عاشقى خاميم و در مريدى ناتوان چگونه خواستار حضوريم و طالب وصول اينكه از ناى شكسته و با سينه خسته غم نامه فراق تو را بخوانيم تا حقايق و معانى در سوگ تو سياه بپوشند و ديدگان علم و عرفان سرشک خون بريزند.آهنگ كلامى كه بر محور شخصيت تو مترنم باشد بوى پيراهن يوسف غايبرا از كنعان رضوان به مشام جان و روان مى رساند ياد تو رمز پايدارى احراراست و نام مقدست مايه اميدوارى عيّار، اما تو از شط توحيد آب مى گرفتى و از شور خير محبت نور لهيب برآمده از تنور دلت صور رستاخيزى اسرافيلشد و مردگان زنده نما را از گور سرد بى اعتنايى به اوج شور خودآگاهىكشاند، اى سرسلسله بيداران، تو خواب را از خاک ايران و اسلام بيرون راندىآهن از نفست نرم مى شد، با طراوت سخن مى گفتى و با سخاوت مى شنيدىعطر تكبير تو در گنبد مينا پيچيد، حنجره ات را آواى نجات پر كرده بود،نگاه تو به نهر جارى نور مى ماند، چرا كه تو خود از قبيله نورى و از سلاله مهر،عنان مركب بادپاى بادپيما را به دست گرفتى و پرواز را به ما آموختى،رنگين كمان جنبشت طاق نصرتى شد و فضاى جهان را گرفت، در معركهمبارزه، جوشن تقوا به بر كردى و همگام شفق و همدوش فلق بر سينه افق زندگى درخشيدى، در مقام تهذيب و تسليم به مرتبه والاى فرق بعد از جم

و سهو بعد از محو و بقاى بعد از فنا دست يافتى، با فطرت فرشته و طينتى ازصدق و صفا سرشته، قدم به اقليم عشق گذاشتى تا شب شب روان را تابنده ماه باشى و گم كردگان وادى ضلالت را هادى راه، تو ديده بان قلعه حق و حقيقتو سالار كاروان عصر غيبتى، پرواز نگاهت را مرزى نيست در نهان هر رگتنبض جهان زندگى جارى است، اى عارف معارف تو هرگز اسرار عشق و مستى با مدعيان پرمدعا نگفتى، همان بى خبرانى كه در مرداب تعلقاتو گنداب نفسانيات مى لوليدند، رمزها و رازها را با كسانى در ميان گذاشتى كه گل وجود را با آب محبت سرشته جام جان را با مى فتوت انباشته و خانه دل رابا نور معرفت پرداختند، مدعيانى كه پندارهايشان پيله هايى بود برگرد كرموجودشان، هرگز اين توفيق را نيافتند تا از كوثر هدايت تو جرعه اى بنوشندو خود را سرمست صحباى ولاى تو كنند، تو محى الدينى و صدر المتألهين،بحارالانوار را تو سفينه اى، وسيله را تو بايد به تحرير بنشينى، تو كشافىكه كشف اسرار مى كنى، كشف الغطا به دست تو سامان گرفت، «المبهمات الشريعه الغراء»، «كشف المحجوب» و «كشف الظنون» در اثر درايت تو اتفاق افتاد،مجمع البيان را مجمع البيان تو جواهر الكلام و كلمه ات طيبه است، كه اصلهاثابت و فرعها فى السماء، زيرا لسان تو لسان الغيب است و تو افصح المتكلمين هستى، استدلال تو برهان قاطع كه هم كافى به مقصود است و هم وافىبه مطلوب، منهج تو منهج صادقين است و نهج تو نهج البلاغه و صحيفه شريفه ات، صحيفه نور، تو شهر علم انقلابى و فرهنگ مجسم ده خدا،ارشادات تو ارشادات مفيد است و املائات تو آمالى صدوق، تذكرات توتذكره الاولياست و نفحات تو نفحات الانس، و اشارات تو لمعات عشق

مفتاح الفلاح را تو به دست ملت ما دادى و مفاتيح الجنان در دست هاى پربركت توست، كلک شورآفرين تو نقش حكمتبه طومار دل مى زد،در حضورستان خلوت اسوه احرارى و در وصولستان جلوت واقف اسرار؛اما ما، توبه عين عين اليقين رسيدى، زيرا كه عيار كامل شخصيت خويش را درآتش هزاران آزمون با موفقيت به نمايش گذاشتى، تو به استقامت مقاومتآموختى و صبر در مقابل صبوريت توان از كف داد، تو به واژه هاى ولايت،حكومت، عدالت، ايثار جهاد عشق جان تازه بخشيدى و گرد غربت از چهره مظلوم دين و ديانت زدودى، تو سرور سرفرازى بودى كه هرگز در برابرتفرعن قارونها سر فرو نياوردى، تو از اينكه سامريها خلق اللّه را به عباديتو عبوديت گوساله زرين بردند، سخت برآشفتى، تو نداى غربت موسى را ازسرزمين هاى اشغالى فلسطين شنيدى، تو بر مظلوميت عيسى و مغموميت مريمسرشک غم ريختى، يوسفى بودى كه بازار زليخا شكستى، تو از خوشه هاىخشم خرمنى بر ضد خصم انباشتى تا در دفاع از محرومان خرمن مستكبران رابه آتش بكشى، بارها و بارها توصيه كردى حماله الحطب نباشيد، تو وادى تحجر را مرگ آباد مى دانستى و آنان كه به تلبيس ابليسى متلبس شده بودندبه پيش تو گرگانى بودند در لباس ميش و بيگانگان با عنوان خويش،امام آزادگان، آزادگان به آزاديت سجده مى كنند، زاهدان پيراهن زهدت رابر چشم مى كشند، عارفان هلال خم ابروى تو را محراب مى كنند،مريدان اشارات تو و شيفتگان عبارات تو سر به دارانند، شكر شكر به شكرانه بيفشانيم كه اين همه ميراث گرانبهايت كه ميراث انبياست، به دست با كفايت شخصيتى سپرده شده كه درايت، شجاعت، سماحت، فقاهت، زهد و عرفان را

در خود جمع كرده بود، گويى هنوز در حسينيه جماران براى ياران سخنمى رانيد، اين بزرگ مرزهاى مكتب را مرزبان است و امت را امام.

دريغ باد كه گنجينه اسرار و مخزن لئالى شاهوار تو در پس پرده استتارمختفى از انظار باشد، آرمان هاى آفتابى تو را به تفسير مى نشينيم و انديشه هاىعميق تو را نشر خواهيم داد، هر فردمان را به فرد ديگرمان مى افزائيم و همهافرادمان را با يكديگر جمع مى كنيم، رود همت را در دشت ميهن اسلامى به جريان مى اندازيم و خرابه هاى باقى مانده از هجوم مغولان را آبادانخواهيم كرد بر بام و بوم كشورمان نهال نجيب عزت و ايمان مى نشانيم و عشقو ايثار را به باغبانى اش مى خوانيم و شاخه شاخه شجره علم و اخلاق،صنعت و سياست را سبز نگه مى داريم، در بوستان شهادت پژمردن لاله ها راتحمل نخواهيم كرد، هرگز نظاره گر قطع شدن ناى مرغ حق با تيغ شقاوت نخواهيم بود، به كركسان خونخوار فرصت نمى دهيم كه با چنگال خونريز خودحلق مرغان شب آويز را بفشرند.

و السلام عليكم و رحمه اللّه و بركاته.

سخنان دبير اجلاس حجه الاسلام والمسلمين رضايى بيرجندى در مجمع تخصصى ائمه جماعات اهل قلم

بسم اللّه الرحمن الرحيم

قال على عليه السلام:

«و انى لمن قوم لاتأخذهم فى اللّه لومه لائم سيماهم سيما الصديقين عمار الليل و منار النهار متمسكون بحبل القرآن يحيون سنن اللّه و سنن رسوله لايعلون لايفسدون قلوبهم فى الجنان و اجسادهم فى العمل».

اين شناسنامه شيعه است كه وجود مقدس حضرت على عليه السلام در آخرخطبه قاصعه بيان مى كند. در موضعى ديگر مى فرمايد: «و لايحمل هذا العلمالا بالبصر و الصبر».

علم تشيع جز با بينش و استقامت حمل نمى شود. جمع حاضر نخبگانى ازائمه جماعات اهل قلم صاحبان بيان و بنان هستند، ما به عنوان معاونت فرهنگىمركز رسيدگى به امور مساجد، اين پيشنهاد را داريم كه ائمه جماعات اهل قلم

به عنوان يک تشكل قوى، هدف دار و با پشتكار جدى وارد صحنه شوند،يقين داريم اين تشكل مى تواند در جامعه تحولى شگرف ايجاد كند.اين جمعيت هم اكنون تلاش هاى بسيار بزرگى انجام مى دهند، ديروز يكى ازائمه جماعات اهل قلم تعبيرى داشتند كه «درد دل مرغان چمن بسيار است».مى فرمود من سى سال در گوشه يک مسجد حدود سى عنوان كتاب تحقيقىنوشتم، يک بار هم كسىاحوال ما را نگرفت.

حال، اين فرصت پيش آمده كه اراده هاى پولادين در كنار هم قرار گيرد،اين قلم هاى توانايى كه نور از آنها تراوش مى كند، با عنايت به اينكه امامجمع اند، پيشواى مسجد يعنى خانه خدا، كانون نور، بنابراين ان شاء اللّه با نعمت و ارزشى كه امام و انقلاب به ما داد، بتوانيم تحولى ايجاد نمائيم.روحانيت اين انقلاب را پديد آورد آنهم به رهبرى حضرت امام قدس سره

و با رهبرى هاى خردمندانه، رهبر معظم انقلاب ادامه دارد. ما ديديم كه بهقدردانى و تشكر از همه پرداخته مى شود، امكانات در اختيار همه گذاشتهمى شود، ولى اين جمعيتى كه طلايه داران انقلاب بودند و مباشرت با مردمدارند، امام الجمعند، «معكم المحيا، معكم الممات» شعار آنهاست (مرگ بامردم، زندگى با مردم) هيچ قدردانى و تمجيدى از آنان نشده است.

يكى از كارهاى شايسته، تشكل ائمه جماعات اهل قلم است واقعا مركزرسيدگى به امور مساجد به سهم خود اين تصميم را دارد كه اين تشكل را فعال سازد و ضمن تشكر و تقدير از ائمه جماعاتى كه بهترين آثار را پديدآورده اند همه ائمه جماعات را در مسير تحقق اهداف شان كمک نمايد.از محضر بزرگانمان دعوت كرديم كه به عنوان هيئت رئيسه در خدمت شان باشيم و از ارشادشان استفاده و نيتجه گيرى كنيم، بعد اساسنامه پيشنهادى راخدمت آقايان تقديم خواهيم كرد كه اگر امكان دارد ديدگاه ها در همين جلسهاعلام شود و اگر هم فعلاً امكانش نيست، به جلسه بعدى يا به صورت مكتوببه دبيرخانه تحويل شود. جمعى به عنوان شوراى جامعه اهل قلم انتخاب شوند و اختيار به ايشان داده شود تا بررسى كنند و اين اساسنامه را به تصويببرسانند. در هر صورت يک دبير براى اين مجموعه انتخاب شود و ان شاءاللّه اين حركت را شروع كنيم و در سال هاى آينده هم ان شاءاللّه حداقل سالى يک بار يک اجلاس مطلوب كارشناسى شده برگزار شود و آثار ارزش يابى شده و بهترين آثار مورد تقدير قرار گيرد، ما ائمه جماعات بسيارى داريمكه آثار مفيدى دارند، ولى امكانات مالى ندارند، اين آثار را بگيريم

و ارزش يابى و منتشر كنيم، كتاب هاى خوب چاپ مى شود اما گاهى چون تشكلى در كار نيست اين آثار آن گونه كه بايد پخش نمى شود،يا كارهاى تكرارى صورت مى گيرد. اين تشكل مى تواند از همه امور منفىجلوگيرى و امور مثبت را پى گيرى كند، من از محضر سروران درخواستمى كنم كه ما را در تحقق بخشيدن به آنچه براى اين جمع مفيد استارشاد و كمک كنند.

سخنان دبير جشنواره در مراسم انتخاب شوراى ائمه جماعات اهل قلم

ضمن تشكر از همه سروران طبق برنامه هيئت رئيسه تعيين شد،پيشنهاد اين است كه از ميان عزيزان حاضر، اعضاى شوراى جامعهائمه جماعات اهل قلم را انتخاب كنيم.

حال ما عده اى از دوستان را پيشنهاد مى كنيم تا در مجموع خودائمه جماعات به آنها رأى دهند و نظر خود را اعلام كنند، تا اين ها به عنواناعضاى شورا انتخاب شوند و به سراغ تنظيم اساس نامه برويم، با مشورتى كه شد نظرمان براين است كه حضرت حجه الاسلام والمسلمين حاج آقا حسينى، حاج آقا دين پرور و حاج آقا موسوى و آقاى دكتر الويرى،جناب آقاى رجالى تهرانى، و جناب آقاى ثمرى و حقير هم چون مرتبطبه مركز هستم در اين شورا باشيم. به علاوه حضرت حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى گوهرى و حاج آقاى غفورى كه اين هشت تن را ما پيشنهادمى كنيم اگر دوستان تأييد كردند و خود حضرات هم اعلام آمادگى كردند

به عنوان «شوراى جامعه اهل قلم» انتخاب شوند، بعد اين شورا دبير خود رامشخص مى سازد، سپس با همتى كه مى كنند ان شاء اللّه كار را پيش ببرند.

نظر عده اى براين بود كه ميدان به جوان ها داده شود و از تجربياتبزرگان هم استفاده شود.

نظر بنده اين است كه اين شورا در واقع سياست گذار است و خودائمه جماعات اداره كننده اين مجموعه خواهند بود، آن چيزى كه به طورطبيعى از اين شورا انتظار مى رود، جوان ترها در اداره نقش بيشترى داشتهباشند حال شما اگر پيشنهادى داريد بفرمائيد، عضويت شورا افتخارى است، اعضاى شورا تلاش مى كنند، بعد راه حل هايى براى جهات گوناگون مالى، حقوقى و اقتصادى ارائه خواهند داد، اين نقطه شروع است، سپس كار را پيشمى برند، سرورانى كه آمادگى دارند عضو شورا شوند اعلام كنند.

سخنان حجه الاسلام والمسلمين دين پرور

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اين اقدام كار بسيار لازمى بود، گرچه قدرى دير شده است ولى همين كه اقدام شده، كمال تشكر را دارد و مبدأ خير است، امروزه مسئله نويسندگىو نوشتن كتاب و مقاله و رساله كارى بسيار عظيم است كه ما مى بينيم دشمنان

اسلام و انقلاب اسلامى در اين زمينه بسيار تلاش مى كنند، آمارى كه حدود ده سال پيش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر كرده بود، بعد از پيروزى انقلاب اسلامى يک هزار كتاب بر ضد تشيع و انقلاب اسلامى نوشته شده،نويسندگانى كاركشته و بسيار فنى - كه نويسندگى خود يک فن است - ايشان دراين زمينه از افراد برجسته و كاركشته اى استفاده مى كنند و از قلم آنها در راه منافع خودشان سود مى برند. مسئله نويسندگى نوشتن نيست، نويسندگى يک هنر است و يک تخصص است كه بايد واقعا در اين زمينه سرمايه گذارىشود، مثلاً شما مى بينيد يک نويسنده انگليسى هست به نام «سامرست موام» اينشخص ده كتاب نوشته است؛ رمان بزرگ، آنچه خواسته به شكل رمان نوشته و طورى است كه اگر به دست هر جوانى دهيم آن را مى خواند و آن افكار به اومنتقل مى شود، يا حتى بعضى از مكاتب فلسفى مثل مكتب «اگزيستانسياليسم»،آن كسى كه آغازگر اين مكتب بود آقاى «سارت»، ايشان آن فلسفه را كه اين قدر پيچيده است، بعد از اينكه چند تن كتاب هايى درباره آن نوشتند، خود ايشان هم دوباره آن كتاب هايى نوشت و گفت ايشان نفهميدند كه من چه مى خواهم بگويم، اين ها به شكل رمان حتى در همين كتاب فروشى هاى دم دستى، قبل از انقلاب قرار داشت. اين ها آن افكار را كاملاً منتقل مى كردند،ما امروزه نياز داريم كه نويسندگان ما از نظر فنى و آن جهاتى كه نيازمندگذراندن دوره هايى هست، آن دوره ها را حتما ببينند، تا وقتى كتابى به دستيک جوان مى رسد تا تمام نكرده زمين نگذارد، نويسندگانى مثلجلال آل احمد كه كارش جالب است. او حتى اگر درباره مسائل پيش پا افتاده مطلب مى نويسد، انسان از خواندن آن سير نمى شود، مثلاً كتابى دارد به نام

«اورازان» اين مونوگرافى ده خود اوست در طالقان، همان مسئله عروسىو عزا و مسجد و غيره است، اما اين قدر جالب نوشته كه انسان از خواندن آنلذت مى برد. خوب ما اين مفاهيم بلند دينى و اين همه نكته ها وتحقيقات و واقعا دانش هايى را كه در فرهنگ ما هست در دست داريم، اين ها بايدبه زبان روز و با آن تخصصى كه نويسنده دارد منتشر شود، گاهى يک حديثو يک مطلب اگر به زبان روز و آن كسى كه مى نويسد واقعا نويسنده فنى و حرفه اى باشد مى تواند در دل نسل جوان راه باز كند. لذا درخواستى كه مناز اين مركز محترم دارم، اين است كه يكى از قدم هاى مهمى كه بايد بردارند،اين است كه نويسندگان و كسانى كه اين ذوق را دارند وقتى كتاب هايى رانوشتند، مخصوصا كسانى كه جوان تر هستند، اين دوره هاى نويسندگى را باجديت تمام ببينند مخصوصا در قسمت تحصيلات ادبيات فارسى، كه منزمانى فكر مى كردم كه ادبيات فارسى دوره اى ندارد، كارى ندارد كه انساندوره دانشگاهى را بگذراند، اما وقتى از نزديک وارد شدم ديدم واقعامهم است.

آن دروس كه در دانشگاه هاست، كتاب هايى كه وجود دارد. بعضى ازنويسندگانى كه كتاب هايى نوشتند ولو آن چنان مذهبى نباشند، آقايى به نامنجف دريابندرى هست، كتابى نوشته است. ايشان مقالاتى را جمع كرده كه واقعا ارزشمند است. به نظر من هر نويسنده اى بايد اين كتاب را بخوانديا حتى بعضى از داستان هايى كه مقام معظم رهبرى در بعضى جلسات اشاره داشتند، اين رمان ها و داستان ها شايد براى جوان ها بدآموزى داشته باشد،ولى براى بعضى كسانى كه مى خواهند اهل قلم و نويسنده باشند، حتما بايد اين

كتاب ها را بخوانند، اشاره مى كنم كه كتابى هست به نام «شوهر آهو خانم»با بيش از يک هزار صفحه كه اين كتاب از نظر نويسندگى جالب است.اگرچه اگر جوانان بخوانند بدآموزى هم دارد، ولى يک نويسنده اين را بايدبا ديده نقد بخواند، ببيند چگونه اين آدم از جامعه به سياست رفته، از سياستبه مسائل اعتقادى رفته، كجا را زده كجا را خراب كرده، كجا را آباد كرده مثل يک تن هنرپيشه در اين نوشته ها بازى كرده كه بسيار مهم است. اين كه اين ها را، بخوانيم و نقد كنيم و نتايجش را به كار بنديم.

«لا ينتشر الهدى الا من حيث انتشر الضلال».

راهى است كه انسان اين راه را بداند و از همين راه وارد شود تا بتوانددر جامعه اثر بگذارد ما اين خلأ را احساس مى كنيم، ما نياز داريمبه نويسندگانى مثل جلال آل احمد و افرادى كه سابقه زيادى داشتند، ما امروزهشديدا نياز داريم و ما بايد خودمان را در اين سطح بسازيم، نويسندگان جوانما بايد حتما اين دوره ها را طى كنند تا نوشته آنها بتواند جامعه را متحولسازد.

والسلام عليكم و رحمه اللّه و بركاته.

سخنان جناب حجه الاسلام والمسلمين سيدعلى اكبر حسينى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

خدا را سپاس مى گويم كه توفيق شركت در اين جلسه منور و زيارتعزيزان حاضر را به بنده عنايت كرد. الحمدللّه الذى هدانا لهذا و ما كنالنهتدى لو لا أن هدانا اللّه .

از برگزاركنندگان محترم همايش امروز خاضعانه و صميمانه سپاسگزارى مى كنم و اميدوارم اين كار آغازى باشد براى مرحله بلندى كه درپيش است، فكر مى كنم كه اگر اين جامعه تشكيل شود و بتواند گنجينه هاى پنهان را كه از علماى ربانى در مساجد با مردم ارتباط نزديک دارند و نيازهاى مردم را بسيار خوب مى دانند، آن گنجينه ها را كشف كند و گوهرهاى نهفته دردرون گنجينه ها را به صورت كلمات و نوشته ها ثبت و منتشر نمايد،كارى بسيار ارزشمند است.

حقيقت اين است كه ما اگر يک تشكل شايسته داشته باشيم، مى توانيم انگيزه هاى مثبتى در افراد توانا ايجاد كنيم، در خودمان انگيزه هايى ايجادكنيم. و ان شاء اللّه از طريق قلم بتوانيم معارف و حقايق دين را بهتر و جاذب ترو مؤثرتر و گسترده تر منتشر سازيم. بايد ببينيم كه اين جامعه چه خواهد كرد؛اگر عمرى باشد در سال آينده قضاوت كنيم كه آيا اين جامعه ضرورت داشته كه تشكيل شود و توانسته كارى بكند يا خير، امروز آغاز است؛ بايد انجام راديد.

والسلام عليكم و رحمه اللّه و بركاته.

سخنان جناب حجه الاسلام والمسلمين دكتر موسوى اصفهانى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

سخنان آقاى نعيم محمد العاصى بسيار مفيد بود و جاذبه داشت، در اينزمينه چنانچه آن نوشته در اختيار آقايان قرار بگيرد، ضرورت اين همبستگىرا بيشتر لمس خواهند كرد، ايشان هم در حساسيت شناخت مخاطب و آگاهى

از نيازهاى آنان بحث كردند وهم از اينكه ما رسيده ايم به نتيجه اى كه بايدمسئله اى در جامعه نفوذ پيدا كند، ولى متأسفانه مؤسسات خاصى وجود داردكه به منافع طبقه خود مى نگرند و از آن طريق مى خواهند نشر دهند، مسئله نشرو صبغه دوستان مسجدى و مركز مساجد مهم است. يعنى مهم ترين مسائلىاست كه مى تواند صداى انسان را در همه جا منتشر سازد و به همه برساند،اين حساسيت را حتما همه آقايان دارند كه نوشته هاى آنها در جايى مى ماندو حبس مى شود. لذا مسئله پخش بعد از نشر هم بسيار مسئله مهمى در جامعه ماخواهد بود.

والسلام عليكم و رحمه اللّه و بركاته.

معرفى اعضاى پيشنهادى شوراى ائمه جماعات اهل قلم از زبان خودشان

حجه الاسلام والمسلمين سيد على اكبر حسينى:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اينجانب سيد على اكبر حسينى در برنامه اخلاق در خانواده حضوربرادران بودم، حضورم در اين برنامه به لحاظ كتابى است كه نامش «سلامبر خورشيد» است، در پنج جلد با جاذبه هاى داستانى در خصوص پيامبر اكرمنوشته شده و در دومين جشنواره قصه هاى قرآنى به عنوان كتاب برگزيدهانتخاب شد، كتاب ديگرم اخلاق در خانواده است كه چندين و چند بار چاپشده و چاپ اخير آن تا چند روز ديگر به بازار عرضه مى شود. كتاب تعليمات دينى دوره دبستان و راهنمايى در محضر آيه اللّه امينى تأليف شده و دردوره هاى چهارم و پنجم مجلس شوراى اسلامى هم نماينده مردم تهران بودم و اكنون در خدمت شما هستم.

حاج آقا دين پرور:بسم اللّه الرحمن الرحيم

اين جانب با همكارى برخى دوستان در حدود سال 55 ه ش در زمينه تأليف نهج البلاغه مكانى را تأسيس كردم و خودم در اين زمينه سلسله مقالاتى را نوشتم و پانزده كنگره داخلى و بين المللى تشكيل داديم و ترجمه نهج البلاغه پارسى تقديم كرديم و سلسله مقالاتى نوشتيم كه برخى اطلاع دارند.

جناب آقاى رجالى تهرانى

اين جانب على رضا رجالى هستم كه در كتاب ها نامم عليرضا رجالىتهرانى است. بيش از بيست يا سى كتاب اعم از ترجمه و پژوهش و تأليف ازبنده منتشر شده و حدود بيست مقاله هم در روزنامه هاى رسالت و كيهان

و اطلاعات داشته ام، به هر حال نظر لطف آقايان بود كه اكنون در خدمت شماباشم. چون به صورت متراكم به كار ادارى مشغول نمى شوم و اكنون مشغلهزيادى دارم، با اين همه اگر توفيق خدمتگزارى به عزيزان اهل قلم باشدكه الحمدللّه و گرنه و اللّه اكبر.

جناب آقاى ثمرى

بسم اللّه الرحمن الرحيم

الحمدللّه رب العالمين و صل اللّه على سيدنا و مولانا ابوالقاسم محمد.

على ثمرى هستم در حوزه و دانشگاه اشتغال دارم و در حال حاضرمشاور فرهنگى نهاد رياست جمهورى ام. قريب بيست سال است كه در تهرانمنبر مى روم، يكى از تأليفاتى كه از بنده سبب توفيق حضور در اين جمع شدهشرح مختصر و روانى بر مقتل حضرت سيدالشهدا عليه السلام است كه مجموعه مختصرى حدود چهارصد صفحه اى است كه محضر آيه اللّه

بهجت تقديم شد،وقتى ايشان ديده بودند، فرموده بودند كه احساس مى كنم لهوف سيد بنطاووس زمان را پشت سر گذاشته و الآن به دست من رسيده است، فكر كنماين كتاب براى كسانى كه مخاطب آنها مخصوصا جوانان هستند،بسيار ره گشاست. آن هم در معارف اهل بيت، خاصه حضرت سيدالشهدا هم اكنون هم مشغول تحصيل هستم و در شبكه هاى گوناگون سيما برنامه هاىمختلفى داشته ام و دارم از جمله در راديو معارف و راديو قرآن، هفته اى دوساعت برنامه دارم و پنج شنبه ها بحث نماز و امر به معروف را هم دارم،خلاصه يک سال است كه در محضر شنوندگان راديو قرآن قرار دادم.

جناب آقاى رضايى بيرجندى:

اين جانب رضايى بيرجندى هستم و در سال 1356 ه ش به حوزه علميه قم وارد شدم، پس از اتمام دوره سطح توفيق تلمذ در دروس خارج نصيبم شد، آنگاه دوره تخصصى فقه و اصول را به مدت ده سال از محضر استادان بزرگ حوزه، نظير آيات عظام جعفر سبحانى، فاضل لنكرانى، وحيد خراسانىو شيخ جواد تبريزى فرا گرفتم و با سپرى ساختن آزمون هاى حوزه،به تدريس در حوزه علميه مشغول شدم، ضمنا به علت داشتن علاقه وافربه تفسير و معارف بى بديل قرآن، مدت هفت سال در درس حضرت آيه اللّه جوادى آملى شركت كردم و به توصيه معظم له به تدريس تفسير در حوزه و درمدارس گوناگون حوزه پرداختم و بعد هم دوره فوق ليسانس تربيت مدرس راطى كردم. ضمنا مسئوليت هايى هم داشتم، در زمان جنگ نيز به مدت دو سالدر جبهه حضور يافتم و مسؤوليت مركز بزرگ اسلامى شمال غرب را همبرعهده گرفتم و مشاور فرهنگى وزارت فرهنگ و آموزش عالى،مشاور فرهنگى دانشگاه تربيت مدرس تهران به مدت سه سال، و مسئولامور هماهنگى و پى گيرى دفتر نهاد مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها شدم.همچنين دو بار از سال 74 ه ش معاون فرهنگى مركز رسيدگى به امور مساجد شدم. هم اكنون هم عضو مركز اعزام مبلغ به دانشگاه ها و عضو شوراى علمى دايره المعارف هاى قرآن مركز فرهنگ و معارف قرآن و مسئول طرح بزرگ فرهنگ قرآن و علوم مركز فرهنگ و معارف قرآن، استاد راهنما و مشاورو ناظر شمار چشمگيرى پايان نامه بوده و هستم. تأليف كتاب آزادى در قرآن(تک نگارى دايرة المعارف قرآن) شركت در تأليف دايره المعارف قرآن

با نوشتن مقاله آزادى در جلد اول استثمار در جلد دوم، بت پرستى در جلدسوم و جز آن، از جمله كتاب كوثرگرايى و تكاثرطلبى در قرآن آثار بندهاست كه يک جمله از افاضات آيه اللّه جوادى آملى بود، كه «تا از تكاثر نرهىبه كوثر نرسى» اين كتاب با مقدمه معظم له سال گذشته چاپ شده، مبانى عزتدر قرآن به مناسبت «سال عزت حسينى» كه رهبرى فرمودند: تفسير سوره زمرو عزت در قرآن است. مسجد در فرهنگ و تمدن اسلامى، فرهنگآيات الاحكام قرآن كريم، صاحبان خرد ناب از محضر قرآن (= اولوالباب)،اصول و مبانى تفسير قرآن در مجله مبلغان كه به صورت مسلسل چاپمى شود، سيماى ولايت در متون و فرهنگ اسلامى، شرح دعاى صباح ازجمله تأليفات حقير است. از بنده مقالاتى با عناوين درآمدى بر ارتباطاتقرآن و علوم نوين، مجله معرفت، روشنفكران سكولار، اسب هاى چوبىاستعمار و نظاير اين ها انتشار يافته است.

حاج آقاى غفورى:

بسم اللّه الرحمن الرحيم

اين جانب منصور غفورى متولد 1340 ه ش امام جماعت مسجدحضرت ولى عصر شهرک شهيد محلاتى. چند سالى است كه در دانشگاهتدريس مى كنم، رشته دانشگاهى بنده روزنامه نگارى است، ليسانسو فوق ليسانس ارتباطات و روزنامه نگارى دارم، هفته نامه اى هم بعد از هفتهشت سال، حدود چهار سالى است كه مجوز داده اند و چند شماره از آنچاپ شده است. دو كتاب از من منتشر شده، يكى بيست و شش سال قوه

مجريه در صد و سى و دو پرسش و پاسخ و دوم به ميزان پنج هزار نسخه آن درمحرم در مساجد پخش شد. با عنوا «تبيين هنر آشنايى مداحى از ديدگاه مقاممعظم رهبرى» كار بسياراست و فرصت كم، ان شاء اللّه اگر فرصتى باشدخدمتگزار آقايان خواهم بود.

طبق رأى گيرى، آقايانى كه رأى آوردند عبارت اند از:

1 - حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى سيد على اكبر حسينى؛

2 - حجه الاسلام والمسلمين حاج آقا دين پرور؛

3 - حجه الاسلام والمسلمين حاج آقا رجالى تهرانى؛

4 - حجه الاسلام والمسلمين حاج آقاى غفورى؛

5 - حجه الاسلام والمسلمين رضايى بيرجندى؛

6 - حجه الاسلام والمسلمين آقاى دكتر سيد فرج اللّه موسوى؛

7 - حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى شفيع زاده؛

8 - حجه الاسلام والمسلمين حاج آقا غفورى.

اين هشت تن به عنوان اعضاى شوراى جامعه اهل قلم انتخاب شدند.

سخنان حجه الاسلام والمسلمين جناب آقاى ابراهيمى رئيس محترم مركز رسيدگى به امور مساجد

بسم اللّه الرحمن الرحيم

«الحمدللّه الصلاة والسلام على رسول اللّه و على آله آل اللّه ».

در اين سال كه با تدبير شايسته و ارزنده مقام معظم رهبرى،

«سال پيامبر اعظم» ناميده شده، اين اقدام مطلوب و شايسته به لطف ذات حضرت احديت و عنايات خود رسول اكرم حاصل آمده است. مدتى اينمثنوى تأخير شد اما زمانى كه مقام معظم رهبرى سال را اين چنين ناميدند،تصميم گرفته شد كه اين اجلاس هم در اين زمان برگزار شود تا تناسب حفظ شود، طبعا انتظارى كه ازائمه محترم جماعات اهل قلم مى رود آن هم بااين تقارنو با اين آغاز مطلوب و زيبا بجاست، آن هم در ايام ولادت با سعادت پيامبرو سال پيامبر اعظم؛ قطعا انتظار اين خواهد بود كه خواسته مقام معظم رهبرى تأمين شود. ايشان در جلسه روز شنبه كه بخشى از مسئولين را ايشان خواستندوبنده هم در خدمت ايشان بودم، بعد از نماز ظهر و عصر چند جمله اى صحبت فرمودند، من جمله از صحبت هاى ايشان اين نكته بود كه فرمودند:ما امسال را به لطف خدا عنايت شديم تا سال را به نام «پيامبر اعظم» نام گذارى كنيم، اما چشم اميد ما به دست شماست تا با شعار نگذرد و اين اسم،خالى تا پايان سال فقط ادامه پيدا نكند، كار عملى انجام دهيد تا سيره و روشو منش پيامبر در جامعه ما ان شاءاللّه مشاهده شود و قطعا با اين فرمايش مقام معظم رهبرى انتظارى كه از عزيزان اهل قلم و از ائمه محترم جماعاتمى رود اين است كه امسال باگرايش به سمت و سوى شخصيت نبى مكرم اسلام،آن هم بخشى از زندگى حضرت كه مى تواند با موقعيت فعلى ما هماهنگ باشدو جامعه ما را به تحرک وادارد و بوى رسول مكرم اسلام در جامعه استشمامشود، طبعا اين انتظار از آقايان هست كه به اين سمت و جهت ان شاء اللّه حركت كنند و همه با كمک يكديگر، تحولى در جامعه ايجاد كنيم، گاهى دربعضى محافل گفته مى شود كه روحانيت آن اهتمام و تكريم و تعظيم لازم را

در بعضى از جاها ندارند كه البته بنده شايد مخالف اين اعتقاد باشم و معتقدمكه در تمام شرايط به ويژه در اين موقعيت فعلى روحانيت به اعتقاد بنده از هركس عزيزتر است، منتها روحانى اى كه پاى كار است، روحانى اى كه درخدمت جامعه است، روحانى اى كه توانسته خود را با خواست جامعه و با مشى جامعه هماهنگ سازد و دانش زمان و بينش زمان را داشته باشد. چنين روحانىعزيز است. اگر بخواهد اين عزت افزايش پيدا كند بنده معتقدم كه اين عملىاست و دست خودمان است. ما به هر مقدار كه در جامعه بيشتر كار كنيممحبوبيت ما بيشتر مى شود، لذا علمايى كه كار كردند، محبوب اند، عزيزندو كسانى كه مورد توجه نيستند افرادى هستند كه معمولاً كار نكردند،شما آيه اللّه العظمى نورى همدانى را مشاهده كرديد، آمدند و اين جا صحبتكردند، من ديدم آقايان و هر كس در اطراف ايشان بود عاشقانه به سوى ايشان رفتند و ابراز علاقه كردند. اين دليل اين است كه وقتى سرمايه اى را در فردىمشاهده كردند، دنبال آن معنويت افراد به طور طبيعى حركت مى كنند؛ لذاانتظارى كه از ما، به ويژه ائمه جماعات در جامعه فعلى مى رود،وظايف بسيارى است كه بايد تحقق يابد. مهم ترين كارى كه ما امروزه درجامعه داريم، اين است كه ارتباطاتمان را با مردم يک ارتباط صميمى كنيم.

پيامبر گرامى اسلام جامع تمام خوبى ها بودند، اما آنچه در قرآن كريماشاره و مورد قسم واقع شد، بسيار مهم است. اين موضوع بسيار عجيب است.

«ن و القلم و ما يسطرون» كه بعضى: «و انک لعلي خلق عظيم» راجواب قسم مى دانند، اگر اين باشد يعنى همه خصوصيات نبى مكرم اسلام ازنظر ذات حضرت احديت در «و انك لعلي خلق عظيم» خلاصه شده است.

هنگامى كه از اميرالمؤمنين سؤال شد كه از نبى مكرم صحبت كنيد،حضرت على عليه السلام فرمودند چهبگويم كه خدا همه چيز را در اين آيه شريف«و انك لعلى خلق عظيم» بيان كرده و همين است و لذا وقتى از اخلاقرسول اللّه سؤال شد، گفته شد: «خلقه القرآن» اخلاق پيامبر، قرآن استو لذا آنچه خدا ستوده از بين همه خوبى هاى پيامبر همچون عقايد شايستهو كارهاى مطلوب ديگر همين موضوع يعنى آن چيزى كه ستوده شده همان«و انك لعلى خلق عظيم» است. اگر يك روحانى در يك جايى اينويژگى ها را در خود پرورش دهد، طبعا محبوبيت، مقبوليت، پيشرفت نصيبشمى شود. به ويژه در مساجد كه اكنون بايد توجه داشت كه بسيارى تلاشمى كنند كه ما را به نحوى به صورت ابزارى مورد استفاده قرار دهند،به اين نكته هم بايد توجه كرد، كه اين كار نه به مساجد نه ائمه جماعاتو نه هيئت هاى امنا، بل همه و همه كارها مربوط به ماست. بايد آنها را از اين كه وسيله قرار بگيرند، حفظ كنيم. من هميشه گفتم كه اگر اين كار را نكرديم،آخوند اگر استقلال آخونديش حفظ شود، هم براى خود و هم براى جامعه خوب است، اگر آخوند استقلال آخونديش را از دست داد نه به درد خودو نه به درد جامعه و نه به درد دين مى خورد. لذا بايد حواسمان جمع باشد،به ويژه اينكه ما در آينده يك سلسله انتخابات هم خواهيم داشت و تجربه گذشته هم نشان داده كه از مساجد مى توان كمك گرفت، لذا همه اين ها دستبه دست هم مى دهد و در نتيجه ما را طعمه قرار خواهد داد. حواسمان جمعباشد كه ان شاء اللّه طعمه قرار نگيريم، آخوند محور است، آخوند محورى مهم است. طبق آن روايت كه حضرت فرمود، هر وقت امرا در درب خانه علما

باشند، آن جامعه جامعه بالنده است، هر وقت علما درب خانه امرا باشند آنجامعه جامعه ذلت آفرين است. ما بايد به اين نكات توجه داشته باشيم،ما هم در مركز زير بار احدى نيستيم و حتى گاهى شده با سختى سپرىكرده ايم، اما وسيله و ابزار كسى قرار نگرفتيم و تلاش مان هم همين است.نكته اى كه در پايان عرض مى كنم ان شاء اللّه اين تشكل اگر بتواند(كه مى تواند) روى پاى خود بايستند و قوام و ثبات و استمرار پيدا كند،در آينده اى نه چندان دور خواهد توانست روحانيت را در جايگاه بهترى ازحالت فعلى قرار دهد. پاسخ اين است كه اگر روحانيت بخواهد بماند، بايدبا زمان خود هماهنگ باشد و پيش رود، اگر ما نتوانيم با زمان پيش برويم،طبعا عقب خواهيم ماند، ببينيد ديشب كه رئيس جمهور محترم از مشهد ايناعلان را كردند، خدا مى داند كه انسان لذت مى برد كه اين جوان ها پاى كارايستاده و كشور را مقتدر و عزيز كرده اند. اين انتظار حتما از روحانيت بيشتراست البته اين موفقيت هم مرهون تلاش هاى روحانيت است، يعنى روحيه هاىمعنويتى دين و ايمانى را كه روحانيت در جامعه دميده، امروز نتيجه دادهو ثمره اش وجود همين جوان هاى پرشور و انقلابى و پرتحرك است كه اينچنين كارهاى بزرگ انجام مى دهند. ما اميدواريم كه ان شاء اللّه اين دبيرخانه و اين شورا بتواند با فعاليت هاى خوبش بهترين نوشتار را به ميدان بياورد،ما هم كمك در چاپ و نشر آنها مى كنيم. در آينده بهترين ها به ميدان بيايدو ان شاء اللّه يك نمايشگاه دائمى هم براى آثار اين علما (=ائمه محترم جماعات) پيش بينى خواهيم كرد. كه به طور مرتب آثارشان به نمايش گذاشتهشود و خريدار داشته باشد. يعنى اگر كسى متقاضى خريد باشد بتواند به جاى

مشخصى مراجعه كند، حتى جاهايى در سطح تهران، اگر ما بعد از اين مساجدى مى سازيم، بايد به صورت گذشته به يك شبستان اكتفا نكنيم مساجدى وسيع كه براى اين قبيل كارها مكان داشته باشد، از بزرگانى كه دراين محفل در خدمت شان بوديم و از همه عزيزان قدردانى مى كنم.

والسلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته.

اساسنامه پيشنهادى جامعه ائمه جماعات اهل قلم

مقدمه

نام گذارى سال 1385 ه ش به نام پربركت پيامبر اعظم، به ابتكاررهبر معظم انقلاب مدظله العالى ايجاب مى نمايد كه به منظور نشرو گسترش مبانى انديشه هاى الهى آن رسول خاتم رهروان راه امام و رهبرى،و نيز با التفات به جايگاه رفيع عالمان و صاحبان بيان در سنگر مساجد و نقشبى بديل آنان در شكوفايى فرهنگ عظيم اسلامى كه با سخنرانى و تأليف كتبارزشمند، سعى در روشن نگاه داشتن مشعل هدايت داشته اند، مجمعى مركباز ائمه جماعات اهل قلم تشكيل شود تا با تشكيل اين گروه فرهيخته،موجبات اعتلاى مساجد و در نتيجه جامعه را فراهم مى آورند؛ از اين رواساس نامه جامعه ائمه جماعات اهل قلم به اين شرح پيشنهاد مى شود:

فصل اول

1 - عنوان: جامعه ائمه جماعات اهل قلم؛

2 - اهداف: برقرارى ارتباط وثيق بين ائمه جماعات اهل قلم و اشاعه فرهنگ پژوهش در مساجد و شكوفايى استعدادهاى ائمه جماعات؛

3 - آموزش تخصصى روش پژوهش و روش نويسندگى؛

4 - كمک به تأليفات و نشريات؛

5 - تأثيرگذارى هدفمند بر جامعه اسلامى از راه نشر آثار؛6 - توسعه و تعميق فرهنگ اسلام ناب محمدى صلى الله عليه و آله.

اركان جامعه ائمه جماعات اهل قلم

الف) هيئت مؤسس و اعضاى شورا؛

ب) دبير جامعه اهل قلم؛

ج) روابط عمومى.

شرح وظايف و مأموريت ها

1 - تعيين گروهى جهت تهيه اساسنامه جامعه با توجه به اصول پيشنهادىو ديدگاه هاى اعضاى جامعه؛

2 - سياستگذارى و معرفى الگوهاى مناسب جهت تشكيل جامعه و ادارهآن؛

3 - هدايت، حمايت و نظارت بر كليه فعاليت هاى جامعه و مراكزمؤسسات وابسته به آن؛

4 - ساماندهى وضعيت آثار و تأليفات جامعه اهل قلم؛

5 - تلاش در جهت گسترش جامعه اهل قلم، تصويب و تدوين موافقتنامه ها و قراردادهاى مناسب به منظور كسب تسهيلات در خصوص خدماتدولتى و عمومى؛

فصل دوم: شوراى جامعه اهل قلم

1 - شوراى ياد شده متشكل از هشت عضو دائمى است كه از ميانبزرگان اهل قلم ائمه جماعات انتخاب مى گردند؛

2 - دبير شورا: برحسب پيشنهاد اعضا و تأييد رئيس مركز رسيدگىبه امور مساجد انتخاب مى گردد؛

3 - هيئت علمى: با نظر شوراى جامعه اهل قلم، سه تن از افراد خبرهو اهل فن در خصوص نشر آثار انتخاب مى گردند تا از بين مؤلفان، برترين راانتخاب و به شورا معرفى نمايند؛

4 - دبيرخانه: جامعه اهل قلم داراى يک دبيرخانه مركزى است كه كليه وظايف امور ادارى آن جامعه را زير نظر شورا انجام مى دهد؛

5 - روابط عمومى: كليه روابط داخلى و خارجى اهل قلم از سوى مسئولروابط عمومى - كه زير نظر رياست شورا فعاليت مى نمايد پى گيرى مى شود:ضمنا روابط عمومى اطلاع رسانى مربوط به كليه فعاليت هاى صورت گرفته رابرعهده خواهد داشت.

فصل سوم: نحوه تشكيل جامعه اهل قلم

1 - ثبت نام داوطلبان و رأى گيرى جهت تعيين اعضاى شورا؛

2 - تأييد اعضاى منتخب از سوى رياست مركز و اعطاى حكم به آنان؛

3 - برگزارى كلاس هاى آموزشى روش تحقيق و پژوهش، ترجمه،نگارش، ويراستارى و كامپيوتر؛

4 - برگزارى جشنواره ائمه جماعات اهل قلم در هر سال يک بار؛

5 - امور مالى: سياستگذارى مالى و نحوه اخذ درآمدها و هزينه هاىتشكيلات جامعه را بر اساس پيشنهاد شورا و موافقت رياست آن دنبالمى نمايد.

در خاتمه يادآور مى شود كه جامعه ائمه جماعات اهل قلم، تشكيلاتىخودگردان و تحت نظارت مركز رسيدگى به امور مساجد است كه ازمساعدت هاى مالى مركز استفاده مى نمايد تا در زمينه رشد و بالندگى مساجدو ائمه جماعات، گام هاى مؤثرى بردارد.

دبير جشنواره ائمه جماعات اهل قلم

بخش دوم زندگى نامه ائمه جماعات اهل قلم

اشاره

حجه الاسلام حسن آخوندپور امام جماعت مسجد ولى عصر

حجه الاسلام والمسلمين حسن آخوندپور، امام جماعت مسجدولى عصر واقع در بلوار دهكده المپيک شهرک لاله متولد سال 1345 ه شاست. ايشان با مدرک تحصيلى ديپلم اقتصاد در سال 1363 ه ش به حوزهوارد شد و پس از گذراندن دروس مقدماتى و سطح مشغول آموختن خارجفقه و اصول گرديد. مشاراليه به مدت دوازده سال عهده دار امامت جماعتبوده و چهارده ماه نيز در جبهه هاى حق بر ضد باطل حضور يافته است.

وى قبل از انقلاب نيز فعاليت هايى در انجمن اسلامى دبيرستان و مسجدو پايگاه بسيج محل و كتابخانه داشته و در گروه سرود و تئاتر فعاليت و دركلاس هاى نهج البلاغه و قرآن و عربى شركت كرده است.

مسئوليت ها و فعاليت ها:

1 - برگزارى كلاس «تلاش و پاداش» و ابتكار «كمد جوايز» كه بعدا درمدارس و مساجد گسترش يافت؛

2 - برگزارى اردوهاى بسيج فرهنگى؛

3 - حضور در جبهه تيپ مستقل امام حسن عسكرى لشگر 27 و 10سيدالشهدا.

4 - برگزارى نمايشگاه در مساجد و مراكز فرهنگى.

ايشان تاكنون در بيست مسجد فعاليت فرهنگى داشته است. نخستين بارنقاشى بر روى پارچه به ميزان 180 متر در دهه فجر اشعار نماشعر كه از دوسال قبل شروع كرده اند، از جمله چفيه، شهيد گمنام، لالايى، ماه كنعان و جزآن.

تأليفات:

1 - انتشار ماهنامه، گاهنامه در مراكز گوناگون؛

2 - بعد از عاشورا؛

3 - مسجد و نماز؛

4 - عتيقه؛

5 - الهى نامه؛

6 - ما دو تا داداشيم؛

7 - از مدرسه تا دانشگاه؛

8 - مثل آب؛

9 - خاطرات يک طلبه؛

10 - كودكانه؛

11 - مردم اهل تهرون؛

مقاله:

ايشان مقالاتى به اين شرح نيز داشته اند:

• قيامت صغرى (به مناسبت 14 خرداد)؛

نخستين اثر ايشان در فروردين 83 ه ش با نام «لالايى اصغر» و آخريناثر ايشان با عنوان «مسجد و نماز» در سال 1384 ه ش در شمارگان سه هزارجلد به چاپ رسيده است. ايشان جمعا هفتصد بيت شعر كه غالبا اشعارمحاوره اى است سروده است.

حجه الاسلام على اروميان امام جماعت

ايشان در سال 1311 ه ش در شهر مراغه و در خانواده اى مذهبى ديدهبه جهان گشود. جد ايشان داراى مقام عالى در سير و سلوک و در زمان خودمورد تكريم مردم بوده است.

وى در پنج سالگى به مكتب رفته، خواندن و نوشتن و قرآن را آموختهاست و نيز در هفت سالگى دوره ابتدايى را سپرى كرده و قبل از اخذ ديپلموارد حوزه علميه شده و مقدمات را فرا گرفته و صرف و نحو و منطق و اصولو معانى بيان و برخى كتب ادبى را فرا گرفته و در سال 1326 به اروميه رفتهو مغنى و مطول را تكميل كرده است. سپس به مراغه مراجعت كرده و بقيهدروس خود، از جمله منطق و اصول و شرح لمعه و مباحث الالفاظ و مشتقاتمرحوم آيه اللّه حاج ميرزا صادق تبريزى را از محضر آيه اللّه مرحوم حاج شيخ حسين هبه اللّه و مقدارى از رسائل و مكاسب را خوانده است. آنگاه به قمو سپس به نجف اشرف مشرف شده و دروس ناتمام خود را كامل كردهو بسيارى از دروس را از محاضر آيات عظام: ملكوتى، سيد محمودشاهرودى و خوئى در مدت هفده سال خوانده است. ايشان از استادان بسيارى

در دوران تحصيل علوم حوزوى استفاده كرده كه شمار آنان به چهارده تنمى رسد.تأليفات:

1 - جلد چهارم تنفيح الاصول در بحث استصحاب به سبک رسائلشيخ انصارى در پانصد صفحه؛

2 - الصوم، تقرير بحث خارج فقه مرحوم آيه اللّه شيرازى چاپ شدهدر نجف اشرف؛

3 - شرح كفاية الاصول در دو جلد چاپ نشده؛

4 - تقريرات درس آيه اللّه العظمى خويى در چند جلد كه چاپ نشدهاست؛

6 - فلسفه روزه در اسلام به فارسى كه چاپ نشده است - درسال 1355 .

سمت ها و فعاليت ها:

1 - همكارى با فدائيان اسلام

2 - همكارى جدى با انقلاب پس از انقلاب اسلامى؛

3 - همكارى سياسى - اجتماعى در شهر مراغه؛

4 - تدريس در مسجد جامع مراغه.

ساير مسئوليت هاى پس از انقلاب اسلامى:

1 - نماينده مجلس شوراى اسلامى دو دوره هشت ساله از مراغه؛

2 - امامت جماعت شهرستان ميانه؛

3 - مشاور نماينده ولى امرمسلمين در عقيدتى - سياسى ستاد فرماندهىكل قوا؛

4 - نماينده خبرگان رهبرى از آذربايجان شرقى دو دوره شانزده ساله؛

5 - پاسخ گوى احكام شرعيه در دفتر مقام معظم رهبرى؛

6 - امام جماعت در چند مسجد قبل و بعد از انقلاب اسلامى.

ايشان در عين حال پدر سه شهيد به نام هاى مهدى اروميان،رضا (عبدالحميد) و محسن اروميان هستند. فرزند چهارم ايشان نيز دردرگيرى با منافقين در جزيره مجنون مجروح و جانباز شدند. سه فرزند شهيدايشان به ترتيب در عمليات خيبر، فاو و حاج عمران كه فرزند اخير شهيدشان مفقود الاثرند.

حجه الاسلام والمسلمين محمد رضا اكبرى امام جماعت مسجد اميرالمؤمنين عليه السلام

مسجد اميرالمؤمنين در ميدان نو بنياد تهران واقع شده است. مشاراليه قبل از پيروزى انقلاب اسلامى از اصفهان به قم رفت. دروس حوزه بويژهكتاب هاى رسائل، مكاسب و كفايه را در محضر استادان برجسته به پايانرساند و همزمان فلسفه و كلام و عرفان و حديث و اخلاق و برخى دروسديگر را آموخت و دروس سطح را ظرف هشت سال به پايان برد و در درسخارج فقهاى آن زمان شركت كرد و در نهايت در درس فقه و اصول آيه اللّه مكارم شيرازى حضور يافت و يک دوره خارج اصول و كتاب هاى متنوعى ازخارج فقه را در محضر ايشان به پايان برد. وى از سال 1360 ه ش به نگارشمشغول شد و با رسيدن به اجتهاد و اخذ گواهى از معظم له در سال 1370 راهى اصفهان و سپس در سال 1379 ساكن تهران شد. ايشان فلسفه و عرفان و كتاب هايى نظير بدايه الحكمه، نهايت الحكمه، اسفار و شفاى بوعلى و فصوص الحكم را از حضرات آيات مصباح يزدى، جوادى آملى،حسن حسن زاده آملى، ابراهيمى (از شاگردان علامه طباطبايى) و جز آناستفاده كرد و در اخلاق و عرفان به طور منظم و پراكنده به صورت خصوصى

و عمومى از ابتداى طلبگى بهره برد و همواره خود را مقيد به معارف علمىو عملى امام خمينى قدس سره مى دانست.

دروس علم الحديث، علم رجال و كلام را به ترتيب از حضرات آيات:رضا استادى و جعفر سبحانى فرا گرفت.

تأليفات:

1 - توبه يا انقلاب درونى؛

2 - چگونه دعا كنيم؛

3 - ايمان و كفر؛

4 - تفسير نماز؛

5 - حجاب در عصر ما؛

6 - معرفت مفضل؛

7 - سيماى اميرالمؤمنين عليه السلام؛

8 - سيماى امام حسين عليه السلام؛

9 - سيماى حضرت فاطمه عليهاالسلام؛

10 - پرچم هدايت (سيماى حضرت مهدى (عج)؛

11 - سيماى امام خمينى قدس سره؛

12 - سيماى بسيجى؛

13 - تحليلى از ولايت فقيه؛

14 - شيوه هاى امر به معروف؛

15 - مواضع امام خمينى قدس سره؛

16 - خودى و غيرخودى؛

17 - نهج الكرامه (گفته ها و نوشته هاى امام حسين عليه السلام)؛

18 - عالم ذر (در دست چاپ)؛

19 - عبرتهاى تاريخ؛

20 - قصه هاى قرآن؛

21 - قصه هاى تربيتى؛

22 - قصه هاى معنوى؛

23 - قصه هاى آموزنده زنان؛

24 - قصه هاى شيرين؛

25 - قصه هاى تربيتى چهارده معصوم عليهم السلام؛

26 - از حيوانات بياموزيم؛

27 - معجزات شگفت انگيز چهارده معصوم عليهم السلام.

و چند نشريه ديوارى به عبارت:

1 - پيام عترت درباره حجاب؛

2 - عفاف؛

3 - امر به معروف و سيماى كارگزاران.

حجه الاسلام والمسلمين محسن الويرى امام جماعت مسجد ثامن الائمه در شهرک غرب

وى تحصيلات خود را تا سطح دكتراى تخصصى رشته تاريخ و تمدن ملل مسلمان دانشگاه تهران در سال 1376 ه ش ادامه داد و اكنون عضو هيئتعلمى دانشگاه امام صادق عليه السلام است. او فعاليت هاى چشم گيرى در عرصه تعليمو تعلم داشته و در راه اندازى رشته تاريخ تشيع در مقطع كارشناسى ارشدناپيوسته در دانشگاه نقشى مؤثر ايفا نموده است.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - مدير مسئول و سردبير مجله انديشه صادق (تا شماره 19)؛

2 - عضو هيئت علمى دانشگاه امام صادق عليه السلام از سال 1367 ه ش؛

3 - رئيس مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق عليه السلام از سال 1375 ه ش؛

4 - دبير هيئت علمى پانزدهمين كنفرانس انديشه اسلامى،سال 1381 ه ش؛

5 - مدير مسئول و سر دبير فصلنامه انديشه صادق (تا شماره 19)؛

6 - رئيس گروه تاريخ و فرهنگ دانشكده معارف اسلامى دانشگاه امام صادق عليه السلام؛

7 - عضويت در هيئت مؤسس و هيئت مديره انجمن علمى اسلامو توسعه اقتصادى؛

8 - معاون آموزشى و پژوهشى دانشگاه مذاهب اسلامى از سال 1384تاكنون؛

9 - رئيس گروه تاريخ دانشگاه مذاهب اسلامى از سال 1381 تاكنون؛

تأليفات:

1 - زندگى امام كاظم عليه السلام؛

2 - تبليغ اسلامى و دانش ارتباطات اجتماعى؛

3 - حيات فرهنگى و انديشه هاى سياسى شيعه از سقوط بغداد تا روى كارآمدن صفويه؛

4 - مشاركت در تأليف كتاب هاى ديگر همچون اسلام و تمدن اسلامى؛

مقاله:

1 - طرح مقدماتى تبليغ؛

2 - طرح سال شمار رويدادهاى تاريخ شيعه؛

3 - سينما، ابزار تبليغ؛

4 - كتاب شناسى توصيفى تبليغ (در دو جلد).

و هشتاد مقاله ديگر. ايشان هم چنين بيش از 26 مصاحبه داشته و درميزگردها شركت كرده است. نام برده در 64 همايش علمى و غيره شركتكرده است. از جمله:

1 - تبليغ از ديدگاه امام خمينى قدس سره در هشتمين كنفرانس انديشه اسلامى؛

2 - ارتباطات بخشى از تمدن اسلامى در نخستين كنفرانس بين المللىفرهنگ تمدن اسلامى؛

3 - نقش شيعيان در دانش پزشكى مسلمانان، همايش بين المللى طبسنتى و مضررات پزشكى؛

4 - درآمدى بر شاخص هاى بومى توسعه فرهنگى تهران، همايش توسعهو ضد توسعه؛

5 - اسلام و مسيحيت، پيشينه و افق آينده، هم انديشى و گفت وگوىاسلام و مسيحيت لوتوى؛

6 - تحليل محتواى خطبه غدير، مجمع احياى فضيلت؛

7 - رسانه هاى سنتى در چالش با جهانى شدن به همايش ارتباطات و جهانى شدن؛

8 - اصول تبليغ، نگاهى كاربردى، دوره چهاردهم آموزش مديران فرهنگى سپاه؛

9 - ديندارى و جهانى شدن در حوزه علميه خواهران حضرت زينب عليهاالسلام؛

10 - دين و جهانى شدن، فرصت ها و چالش هاى شانزدهمين كنفرانس وحدت اسلامى.

حجه الاسلام سيد على نقى امين امام جماعت مسجد خاتم الانبياء تهران پارس

ايشان در سال 1297 شمسى در سبزوار متولد شده و تحصيلاتمقدماتى و سطح را در مدرسه فصيحيه سبزوار نزد استادان بزرگى همچونشيخ نظام الدين گنابادى (والد شيخ محمد تقى بهلول) و خارج فقه و اصول رانزد آيه اللّه حاج ميرزا حسن سيادتى (صاحب كتاب وسيله الوصول، تقريرات اصول، آيه اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى) و آيه اللّه حاج ميرزا مهدى فقاهتى تكميل كرده و حكمت و فلسفه را از مرحوم فاضل هاشمى و مدرس اسرارى(نوه حاج ملاهادى سبزوارى) فرا گرفته و به اخذ اجازه حديث از علامه آقابزرگ تهرانى (صاحب الذريعه) و آيات عظام سيد محمود شاهرودى،سيد محسن حكيم، علامه سمنانى، سيد عبدالاعلى سبزوارى، حاج ميرزا حسنسيادتى و فقيه سبزوارى نايل گرديده است.

ايشان در تبليغ دين قبل از انقلاب و در سطح كشور و در مبارزه با تودهاى ها فعال بوده و با طرفداران كسروى هم برخورد داشته است.

تأليفات:

1 - خداشناسى و اعتقادات اسلامى؛

2 - شرح دعاى كميل؛

3 - منطق عرفان؛

4 - تاريخ سبزوار؛

5 - جلوه حق.

و نيز ده ها مقاله در مجلات معتبر قبل وبعد از انقلاب، از جمله مجله هاىمسجد، آيين اسلام، ارمغان، وحيد و هفته نامه بيهق داشته اند.

سمت ها و فعاليت ها:

ايشان مدتى قبل از انقلاب به تدريس سطح فقه (= شرايع) و اصول(= معالم) در مدرسه شهيد بهشتى (سپهسالار قديم) واقع در كوچه مروىاشتغال داشته و سپس در منزل و همچنين در مدرسه خاتم الانبياى تهران پارسبراى علاقه مندان به تدريس سطوح فقه و تفسير اشتغال ورزيده اند.

ايشان به مدت سى و چند سال امام راتب مسجد خاتم الانبياى تهرانپارس بودند و به طور منظم و مستمر، علاوه بر اقامه نماز، در سه نوبتبه ارشاد و تبليغ همت مى گماشتند.

آيه اللّه سيد محمد امين امام جماعت مسجد خاتم الانبيا صلى الله عليه و آله

مسجد خاتم الانبيا در تهران پارس واقع شده است. مشاراليه پس ازفراگيرى علوم حوزوى و اتمام متون سطح عالى، حدود پانزده سال از درسخارج فقه و اصول حضرات آيات عظام گلپايگانى، فاضل لنكرانى،وحيد خراسانى، جواد تبريزى و مكارم شيرازى بهره جست. سپس به تدريس،تحقيق و تأليف اشتغال و اهتمام ورزيد.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - تدريس سطح عالى (رسائل و مكاسب) در حوزه علميه قم؛

2 - بحث و تدريس خارج فقه و اصول؛

3 - تشكيل جلسات فرهنگى و تفسير قرآن؛

تأليفات:

1 - آفات زبان؛

2 - سيرى در حج؛

3 - روايت و درايت؛

4 - ولايت و امامت؛

5 - اسرار طهارت؛

6 - اسرار نماز؛

7 - جلوه نماز؛

8 - آداب و اسرار نماز؛

9 - اصلاحات، نگاه ها و چالش ها؛

10 - بررسى انديشه ها؛

11 - تفسير سوره حمد؛

12 - تفسير سوره جمعه؛

13 - تفسير سوره منافقون؛

14 - تفسير سوره يس؛

15 - سخن با اهل دل (دو جلد)؛

16 - عشق مقدس؛

17 - راز خوشبختى؛

18 - پديده زمين لرزه؛

19 - حكمت مناسک عمره.

نخستين اثر ايشان در سال 1365 با نام آفات زبان و آخرين اثر ايشانتفسير دو سوره جمعه و منافقون در سال 1384 است.

مشاراليه دو سال امامت جماعت و جمعه شهر رى بوده و از سال 1379امام جماعت مسجد جامع خاتم الانبيا در تهران پارس را برعهده دارد.

حجه الاسلام على اصغر باغانى امام جماعت

ايشان در شهريور 1313 شمسى در سبزوار ديده به جهان گشودو خواند و نوشتن را در سنين هفت سالگى فراگرفت، سپس در هيجده سالگىبه تحصيلات علوم دينى در مدارس علميه سبزوار پرداخت، ابتدا ادبياتمعالم الاصول، شرح لمعه را فرا گرفت، آن گاه به منظور تحصيلات حوزوى بهمشهد مقدس عزيمت كرد و در مدرسه علميه ميرزا جعفرو باغ رضوان به فراگيرى علوم پرداخت.

ايشان در سال 1334 به شهر قم آمد و در مدرسه دارالشفا سكونت گزيدو به تحصيل پرداخت و سرانجام پس از گذراندن سطوح عاليه و درس خارجدر سال هاى 1339 - 1340 در محضر مرجع عاليقدر جهان تشيع آيه اللّه العظمى بروجردى حاضر شد و امتحان خارج را گذراند و پس از رحلت ايشاندرس اصول و فقه را از امام راحل فرا گرفت و پس از تبعيد آن مجاهد ازدرس مرحوم آيه اللّه داماد و آيه اللّه

گلپايگانى قدس سره استفاده برد و در نهايت ازدرس فقه و اصول مرحوم آيه اللّه محقق حاج شيخ مرتضى حائرى تا سال1357 بهره گرفت.

ايشان بعد از پيروزى انقلاب اسلامى به سبزوار آمد و طبق فرمودهامام راحل به كار ساماندهى مردم به منظور شركت در همه پرسى جمهورىاسلامى و مجلس خبرگان پرداخت و نيز براى تدوين قانون اساسى همكارىكرد و سرانجام در اولين دوره مجلس شوراى اسلامى به مجلس راه يافت.

تأليفات:

انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن، بر محور وصيت نامه سياسى - الهى امام خمينى نور اللّه مرقده.

سمت ها و فعاليت ها:

1 - نماينده ولى فقيه در دانشگاه شهيد بهشتى؛

2 - نماينده دوره چهارم مجلس و رئيس كميسيون حقوقى و قضايىمجلس؛

3 - رئيس شعبه 13 تشخيص ديوان عالى كشور؛

4 - عضو شوراى سپاستگذارى مركز رسيدگى به امور مساجد؛

5 - مسؤول امور فرهنگى دانشگاه آزاد اسلامى واحد جنوب تهران؛

6 - تدريس فقه و معارف اسلامى در دانشگاه هاى امام صادق،علامه طباطبايى، شهيد بهشتى، مدرسه عالى شهيد مطهرى.

حجه الاسلام على ثمرى امام جماعت مسجد انصارالحسين در شهرک شهيد محلاتى

ايشان در سال 1342 شمسى تولد يافت و دروس ابتدايى و دبيرستان رادر يكى از محلات قديم تهران (= دولاب غياثى) گذراند و همزمان درمحافل و مجالس مذهبى، به اهتمام شهيد ذبيح اللّه محلاتى، جلسات محلى رابا تفسير قرآن، حديث، ادبيات عرب و نهايتا دروس حوزوى ادامه داد.نامبرده به مدت 56 ماه در جبهه هاى دفاع مقدس حضور يافته و با عناوين رزمنده مبلغ و نهايتا مسئول آموزش هاى عقيدتى - سياسى قرارگاه خاتم الانبيااداى وظيفه نموده است.

در سال 1361 در جبهه با عارف و فقيه كامل آيه اللّه العظمى سيدرضا بهاءالدينى آشنا و مجذوب ايشان شد، ماحصل اين آشنايى تحولى ويژه دردرونش بود.

تأليفات:

1 - شرح شمع در حادثه كربلا؛

2 - مكارم خويان دو جلد (شرح دعاى شريف مكارم و خطبه همام)؛

3 - بيش از يكصد مقاله اخلاقى - تربيتى با محوريت اربعين حديث امام؛

4 - بيش از پنجاه مقاله در مكاسب.

سمت ها و فعاليت ها:

1 - حدود پنج سال معاونت آموزش ضمن خدمت سپاه پاسدارانانقلاب اسلامى؛

2 - اداره نشريات مكتب انقلاب و مكتب جبهه و تعيين جايگاه آموزشى پرسنلى سپاه؛

3 - راه اندازى مراكز آموزش ضمن خدمت در سطح كل كشور؛

4 - به مدت چهار سال مسئول آموزش هاى عقيدتى - سياسىنيروهاى نهضتى؛

5 - به مدت چهار سال نماينده مقام معظم رهبرى در دانشگاه علوم پزشكى بقيه اللّه ؛

6 - مشاور فرهنگى نهاد رياست جمهورى؛

7 - حدود بيست سال تبليغ فرهنگ آل محمّد در قالب سخنرانى، كلاس،مقاله در محيط هاى دانشگاه وحوزه و صدا و سيما و ديگر مؤسسات؛

8 - حضور در صداى جمهورى اسلامى و كارشناسى مسائل تربيتى،اخلاقى، اعتقادى و اجتماعى كه ادامه دارد؛

9 - حضور در شبكه هاى گوناگون سيماى جمهورى اسلامى در ايام ويژهبراى مباحث موضوعى تفسير قرآن در معاد؛

10 - شرح حكمت هاى نهج البلاغه در مسجد انصارى؛

11 - و سرانجام جلوه هاى رفتارى و سيره عملى چهارده معصوم كه دردست تهيه و تدوين است.

حجه الاسلام والمسلمين محمدرضا حاتم پورى امام جماعت مسجد على ابن الحسين عليه السلام

اين مسجد در بلوار ابوذر تهران واقع است.

حجه الاسلام حاتم پورى در خانواده اى فرهنگى و اهل علم متولد شد.از سال دوم راهنمايى و در سيزده سالگى به جبهه هاى حق بر ضد باطل شتافتو چند ماهى در جبهه ها به سر برد. ايشان پس از اخذ سيكل،وارد حوزه علميه شد و همزمان تحصيلات دبيرستانى و دانشگاهى را تاليسانس به اتمام رسانيد. ايشان هم اكنون در درس خارج مقام معظم رهبرى حاضر مى شود.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - مسئول دفتر نمايندگى رهبرى در دانشكده خواجه نصير طوسى؛

2 - تدريس در حوزه و دانشگاه و سپاه و ارتش؛

3 - معاون ائمه جماعات امور مساجد؛

4 - معاون بنياد بين المللى غدير در تهران؛

5 - مسئول امور نمايندگان ولى فقيه در دفتر مقام معظم رهبرى؛

6 - امامت جماعت مسجد امام على بن الحسين عليه السلام.

تأليفات:

1 - شرايط ازدواج و انتخاب همسر؛

2 - در محضر اميرالمومنين (3 جلد)؛

3 - زيورها و زينت ها (آماده چاپ)؛

4 - تربيت فرزند (آماده چاپ)؛

5 - حكايت عاشقى.

مقالات:

1 - تكاليف عباد در زمان غيبت؛

2 - مباحثى پيرامون روح انسانى؛

3 - بحثى پيرامون معاد؛

4 - مباحثى پيرامون تربيت اسلامى؛

5 - پيرامون ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام؛

6 - چشم پوشى از حرام؛

7 - اشعار و مراثى اهل بيت عليهم السلام؛

8 - در مدح و عزاى اهل بيت عليهم السلام .

حجه الاسلام سيد على اكبر حسينى امام جماعت مسجد فائق

اين مسجد در خيابان ايران - فياض بخش واقع شده است.

ايشان در سال 1318 ه ش در تهران ديده به جهان گشود. پس از طىدوران مقدماتى تحصيلى، دوره سطح، خارج فقه و اصول و تفسير و فلسفه رادر حوزه هاى علميه قم و تهران گذراند. تحصيلات و مطالعات ايشان در رشته روان شناسى علوم تربيتى - ادبيات فارسى از دانشگاه تهران است.

برخى از استادان ايشان عبارت بودند از: آيات عظام سيد محمد حسين طباطبائى، علامه سيد محمد حسين حسينى تهرانى، شهيد سيد محمد حسين بهشتى، جوادى آملى، سبحانى، خوشوقت.

تأليفات:

1 - سلام بر خورشيد در پنج جلد، درباره زندگانى پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله؛

2 - اخلاق در خانواده؛

3 - رهنمودهايى براى ازدواج جوانان؛

4 - كتاب هاى درسى تعليمات دينى براى مقطع ابتدايى و راهنمايى؛

5 - تربيت در خانواده.

و ده ها مقاله در زمينه هاى مسائل اخلاقى، تربيتى و خانواده كه به تدريجمنتشر شده و خواهد شد.

سمت ها و فعاليت ها:

1 - اشتغال به حرفه شريف معلمى، تدريس و مديريت و ديگر وظايف هر روحانى تا سال 1357 ؛

2 - حضور در برنامه هاى گوناگون صدا و سيماى جمهورى اسلامىايران - بعد از انقلاب از جمله اخلاق در خانواده؛

3 - امام جماعت مسجد فائق؛

4 - تدريس در دانشگاه ها و حوزه علميه؛

5 - مسئوليت هايى در آموزش و پرورش؛

6 - دو دوره نمايندگى مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى؛

7 - رياست كميسيون آموزش و پرورش؛

8 - سخنرانى در مجامع و كنفرانس هاى علمى و تربيتى.

حجه الاسلام والمسلمين دكترالحسينى امام جماعت مسجد امام رضا عليه السلام

ايشان در سال 1319 ه ش در نجف اشرف ديده به جهان گشود و ازاوان جوانى به تحصيل دروس حوزوى و دانشگاهى پرداخت كه ثمره آنكسب درجه دكترا در فلسفه زبان و ادبيات تطبيقى در سال 1979 ميلادىو اجازه روايت الحديث از آيه اللّه آقابزرگ تهرانى و مراجع معاصر شد.

نخستين اثر تحقيقى ايشان «دراسات و تحقيقات فى التراثالاسلامى» در بيروت و در سال 1997 ميلادى به چاپ رسيد. وى پس ازاخذ دكترا در اوايل انقلاب اسلامى عازم ايران شد و به تدريس دروس حوزوى و دانشگاهى در دانشگاه امام صادق عليه السلام، مدرسه عالى شهيد مطهرى،دانشگاه تهران، تربيت معلم، تربيت مدرس و دانشگاه آزاد اسلامى پرداخت.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - امام جماعت مسجد امام رضا عليه السلام؛

2 - استاد دانشگاه و حوزه؛

3 - تأسيس جامعة الامام الرضا عليه السلام.

تأليفات:

1 - علم اللغة التوحيدى بين النظريه و التطبيق؛

2 - فقة اللغه و علم اللغه الحديث؛

3 - تدوين اشعار و غزل هاى عرفانى در مدح و ثناى اهل بيت عليهم السلام به سه زبان (در دست چاپ)؛

4 - دعاى كميل، دعاى سمات و دعاى عرفه؛

5 - نگارش مقالاتى به زبان هاى عربى، انگليسى و فارسى.

حجه الاسلام والمسلمين سيد ابوالفضل حسينى راد امام جماعت مسجد ارباب تهران

وى در 1331 ه ش در زنجان و در خانواده اى روحانى به دنيا آمدهاست. وى پس از پايان تحصيلات متوسطه عازم حوزه علميه قم گرديدو ادبيات و صرف و نحو را در مدرسه حضرت آيه اللّه العظمى گلپايگانىخواند. سپس براى ادامه فعاليت ها و تحصيل به مشهد مقدس رفت و در درساستادان بزرگ از جمله آيه اللّه طبسى، هاشمى خراسانى، صالحى بلخىو آيه اللّه خامنه اى شركت نمود و سپس به قم بازگشت و از محضر آيات ستوده، مشكينى، جوادى آملى و نورى همدانى استفاده نمود.

وى چند بار از سوى ساواک شاه تحت تعقيب قرار گرفت و زندانى شد.

مشاراليه پس از انقلاب اسلامى نيز در سنگرهاى گوناگون به خدمتپرداخت.

فعاليت ها:

1 - رئيس كميته انقلاب اسلامى قيام دشت؛

2 - مسئول دفتر نمايندگى حضرت امام خمينى قدس سره در جهاد سازندگى شهرستان ورامين؛

3 - فعاليت در دادسراى ويژه روحانيت تهران؛

4 - حضور در جبهه هاى حق بر ضد باطل به مدت سه سال و جانبازشيميايى جنگ تحميلى؛

5 - امام جماعت مسجد صاحب الزمان (عج) واقع در قيام دشت بيش ازبيست سال؛

6 - امام جماعت مسجد ارباب خيابان پيروزى خيابان شكوفه ميدان كلانترى.

تأليفات:

1 - آشنايى با اصطلاحات و لغات طب سنتى؛

2 - كتابنامه طب اسلامى سنتى در جهان اسلام؛

3 - تهيه و تنظيم پرونده پژوهشى دائره المعارف بزرگ مسجد.

حجه الاسلام والمسلمين محمّد على حسين زاده امام جماعت مسجد على بن موسى الرضا عليه السلام

اين مسجد در مهرآباد جنوبى، كوى فردوس، خيابان شهيد غلام عباس عسكرى واقع شده است.

ايشان در سال 1340 ه ش در يكى از روستاهاى آذربايجان شرقى متولد و در مكتب خانه مشغول تحصيل شد و در تاريخ 1353 جهت تحصيل علوم دينى وارد حوزه علميه قم گرديد و در سال 1369 در مقطع كارشناسىارشد فارغ التحصيل شد و از سال 1368 به تدريس دروس معارف دردانشگاه ها پرداخت و در سال 1368 از قم به تهران عزيمت كرد و در مسجدعلى بن موسى الرضا عليه السلام به امامت جماعت مشغول شد. وى از سال 1365به نگارش كتاب مشغول گرديده است.

تأليفات:

1 - موسيقى از ديدگاه اسلام؛

2 - سفر نور؛

3 - تربيت و اخلاق اسلامى؛

4 - سيرى در مكتب يهود؛

5 - اخلاق اسلامى در ايران؛

6 - اسلام و سياست؛

7 - توانايى خواندن و نوشتن پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله؛

8 - آفرينش از ديدگاه قرآن و حديث؛

9 - عقل و عدل؛

10 - با على در معراج؛

11 - نبوت و امامت.

همچنين ايشان كتاب زندگانى امام حسين عليه السلام را نيز به فارسى ترجمه كرده است.

حجه الاسلام والمسلمين محمّد رضا حشمتى امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل عليه السلام

مسجد حضرت ابوالفضل عليه السلام در شهرک غرب بلوار فرحزاد واقع است.

ايشان كه متولد 1337 ه ش است، تحصيلات حوزوى خود را تا سطحدو (فقه و اصول) و تحصيلات دانشگاهى خود را در رشته كارشناسى آماربه پايان برده است.

مسئوليت ها:

1 - عضو شوراى جهاد سازندگى استان در سال 1359 ؛

2 - مسئول فرهنگى منطقه دو كشور در سال 1363 ؛

3 - مسئول ستاد پشتيبانى جنگ در سال 1367 ؛

4 - مسئول امور استان هاى سازمان تبليغات اسلامى در سال1367 - 1368 ؛

5 - مسئول اعزام مبلغ به خارج از كشور در سال 1374 - 1371 ؛

6 - معاون پژوهشى سازمان تبليغات اسلامى درسال1376-1374 ؛

7 - مديركل عمران مساجدسازمان يادشده درسال 1376 - 1374 ؛

8 - مشاور رئيس سازمان تبليغات اسلامى در سال 1377 ؛

9 - مديركل امورمساجد سازمان ياد شده در سال 1376 - 1374 ؛

10 - عضو هيئت مركزى گزينش دانشجو در سال 1378 - 1372 ؛

11 - نماينده وزيرارشاد ستاداميرالمؤمنين و طرح سفره كريمانه در ماه مبارک رمضان؛

12 - نماينده وزير و مسئول ستاد يكصدمين سال تولد امام خمينى قدس سرهدر سال 1378 ؛

13 - نماينده وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در ستاد احياى امربه معروف و نهى از منكر؛

13 - مسئول كميته انتخاب خادمان قرآن در شش دوره؛

14 - امام جماعت مسجد حضرت ابوالفضل عليه السلام شهرک غرب؛

15 - مشاور وزير و دبير ستاد عالى كانون هاى فرهنگى - هنرى مساجدكشور؛

16 - عضو هيئت مديره سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگو ارشاد؛

17 - نماينده وزير در ستاد اقامه نماز؛

18 - عضو شوراى فرهنگ عمومى؛

19 - مسئول ستاد اقامه نماز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى؛

20 - مدير خبرگزارى مساجد ايران؛

21 - رئيس هيئت مديره مطالعات مسجد.

تأليفات:

1 - تجديد حيات مساجد؛

2 - اميدها و نگرانى ها؛

3 - راهنماى ساخت مساجد.

مقاله:

1 - رمضان و مساجد تعطيل؛

2 - محرم و بدعت ها؛

3 - رمضان و سفره كريمانه؛

طرح و برنامه ريزى:

1 - طراحى و برنامه ريزى فعاليت هاى فرهنگى مناطق كردستان؛

2 - سامان دهى وضعيت جهاد سازندگى استان فارس؛

3 - سامان دهى دفاتر سازمان تبليغات اسلامى؛

4 - اعزام بيش از سه هزار نيروى فرهنگى تبليغى به جبهه جنگ حقبر ضد باطل.

ايشان يازده طرح و برنامه ديگر نظير طرح ها و برنامه هاى ياد شدهبراى اعزام مبلغ، معاونت پژوهشى، ده ها طرح مطالعاتى، طرح تلاوت نور،طرح رمضان، عدل و قسط، مباحث قرآنى، محرم و صندوق حمايت ازخادمان قرآن دارد.

توفيقات ايشان:

1 - مدير نمونه و دريافت تشويق برنامه از رئيس جمهور و وزير فرهنگو ارشاد اسلامى در سال 1379 ؛

2 - انتخاب خادم نمونه و برتر قرآن در دوره خادمان قرآن در سال1382 .

حجه الاسلام والمسلمين محمّدتقى حكيم امام جماعت مسجد حصار بوعلى

ايشان در سال 1305 ه ش در شوشتر متولد شد. دوره ابتدايى را درشوشتر و سپس دروس سطح را در قم گذراند و در سال هاى 1329تا 1331 به مدت دو سال در نجف و در درس خارج اصول آيه اللّه العظمىخويى و درس خارج فقه آيه اللّه العظمى حكيم شركت كرد و از سال 1340 از اهواز به تهران منتقل شد و از آن زمان تاكنون امام جماعت مسجد جامع حصار بوعلى در منطقه نياوران است و تفسير قرآن و علوم اسلامى ديگر هم تدريس مى كند.

ايشان از سال 1363 در دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه تهرانو از سال 1368 در حوزه علميه، ادبيات عرب، منطق، فلسفه، اصولو فقه تدريس مى كنند.

ايشان كتاب هاى خطى و غيرخطى خود را براى استفاده عموم طبقات،وقف كتابخانه عمومى يا آستان قدس رضوى كرده اند.

آيه اللّه حكيم از علامه شيخ آقا بزرگ تهرانى اجازه روايت دارند.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - مسافرت هاى گوناگون به خارج از كشور براى تبليغ؛

2 - تأسيس درمانگاه؛

3 - تأسيس كتابخانه عمومى آيه اللّه حكيم وابسته به آستان قدس رضوى.

تأليفات:

1 - حقوق زن در دين اسلام؛

2 - حقوق و حدود آزادى زن در اسلام؛

3 - مناسک يا راهنماى اعمال؛

4 - راهنماى تجزيه و تركيب و قواعد صرف و نحو عربى؛

5 - سخنان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام؛

6 - پدر و فرزند؛

7 - فلسفه و اسرار حج؛

8 - الهام از گفتار على عليه السلام؛

9 - مناسک حج مطابق فتواى آيه اللّه حكيم؛

10 - درس هايى از مكتب امام صادق عليه السلام؛

11 - خوردنى و آشاميدنى؛

12 - پيام پيامبر صلى الله عليه و آله؛

13 - قرآن از زبان قرآن؛

14 - چگونه قرآن بخوانيم؛

15 - دقائق التوحيد فى نهج البلاغه؛

16 - ترجمه انگليسى پدر و فرزند.

مقالات:

1 - نهج البلاغه؛

2 - چگونه مسلمين پيشرفت مى كنند؟

3 - فلسفه نماز؛

4 - تربيت فرزند؛

5 - خدا با شما سخن مى گويد؛

6 - قرآن در قرآن؛

7 - دفاع؛

8 - مجد و عظمت؛

9 - زندگى زناشويى؛

10 - گردنبند مرواريد؛

11 - چگونه قرآن بخوانيم؛

12 - در ماه رمضان خود را بسازيم؛

و 58 مقاله ديگر.

آيت اللّه حميدى امام جماعت مسجد انصار الحسين

مسجد انصارالحسين در منطقه نيروى هوايى تهران واقع شده است.

ايشان در سال 1309 ه ش در خانواده اى روحانى در همدان متولد شدو در سال 1323 و پس از پايان دوره ابتدايى در همان شهر به تحصيل علوم دينى و حوزوى پرداخت و در سال 1327 براى ادامه تحصيل رهسپار حوزه علميه قم و تا سال 1330 به فراگيرى دروس سطح مشعول شد.

وى پس از اتمام دوره سطح از سال 1330 تا سال 1336 به مدت شانزدهسال از دروس خارج فقه و اصول حضرات آيات و مراجع عظام: بروجردى،امام خمينى، گلپايگانى، اراكى و محقق داماد بهره برد و تفسيرو فلسفه را نيز نزد علامه طباطبائى فراگرفت. ايشان در طول تحصيل و تحقيق درس خارج به تدريس دروس سطح نيز پرداخت و از سال 1326 برحسبدعوت مردم منطقه نيروى هوايى تهران به منظور اقامه نماز جماعت و تبليغو ارشاد آنان به تهران هجرت كرد و در مسجد انصارالحسين به اداى وظيفه پرداخت. ايشان در دوره مبارزات ملت شريف ايران در كنار جامعه روحانيت مبارزه كرد و پس از پيروزى انقلاب تلاش هاى فراوان نمود.

ايشان ابتدا در مدرسه عالى شهيد مطهرى و از سال 1362 در دانشگاه علم و صنعت ايران به تدريس مشغول بوده است.

تأليفات:

1 - الصلوة تقريرات درس آيه اللّه بروجردى قدس سره؛

2 - المكاسب، تقريرات امام خمينى قدس سره؛

3 - رساله اى در تقيه؛

4 - رساله اى در منجزات مريض؛

5 - اجتهاد و تقليد؛

6 - درس هاى فطرت؛

7 - راهنماى زيارت خانه خدا؛

8 - زمامدارى در اسلام يا تعيين سرنوشت غدير؛

9 - نهضت امام حسين و ريشه هاى آن؛

10 - ارتباط عقل و دين؛

11 - الغناء و آلات الطرب؛

12 - بحثى درباره استخاره؛

13 - بحثى درباره تقريب بين مذاهب اسلامى؛

14 - پاسخ و پرسش ها؛

15 - دوران پهلوى از ظهور رضاخان تا سقوط محمدرضا(آماده چاپ)؛

16 - تنفيح الاحاديث و الاخبار (عربى) در دست تأليف.

اضافه مى كند كه آيه اللّه حميدى در دوره اول و دوم مجلس شوراى اسلامى نماينده مردم همدان بوده و مسئوليت كميسيون ديوان محاسبات مجلس را برعهده داشته و از سال 1360 تا 1362 در همدان به صورت امام جمعه موقت اقامه نماز كرده. مدتى هم در دانشگاه علم و صنعت امام جماعت بوده است.

حجه الاسلام والمسلمين سيد جمال الدين دين پرور امام جماعت مسجد اعظم تجريش

وى از نوجوانى به تحصيل مشغول شد و در جلسات درس آيه اللّه مكارم شيرازى حضور يافت و سپس به كار تدريس، تأليف و تحقيق پرداخت.

نخستين اثر ايشان كتابى به نام «ماجراى نهضت بانوان» بود كه كتابى استانتقادى، دينى و سياسى، ايشان از سال 1338 ه ش توفيق يافت كه كتاب هاى ديگرى نيز منتشر سازد.

تأليفات:

1 - ماجراى نهضت بانوان؛

2 - هزار و يک دليل؛

3 - جهان گشاى عادل؛

4 - پرورش شكوفه هاى زندگى با موضوع تربيت فرزندان از ديدگاه اسلام؛

5 - برنامه هاى خودسازى در راه بروز اخلاق اسلامى؛

6 - در محضر خورشيد (كتاب هاى درس حوزه هاى علميه خواهران درسراسر كشور)؛

7 - شب بيدار (بازنويسى و بازسازى تشريف شيخ حسين آل رحيم به محضر مقدس امام زمان عليه السلام)؛

8 - الدرر الباهر فى مقتبسات الجواهر؛

9 - تلخيص كتاب جواهر الكلام (مجموعه كامل فقه اسلام در ده مجلدكه جلد اول آن چاپ شده و جلد دوم آن نيز آماده طبع است)؛

10 - نهج البلاغه پارسى يا ترجمه نوين نهج البلاغه.

حجه الاسلام والمسلمين عليرضا رجالى تهرانى امام جماعت مسجدحضرت ابوالفضل عليه السلام

اين مسجد در 65 مترى فتح كوى 17 شهريور واقع شده است.

وى در سال 1346 ه ش در يک خانواده مذهبى در تهران ديدهبه جهان گشود، بعد از گذراندن سال هاى تحصيل، همراه با اتمام دوران متوسطه به كسب علوم دينى در حوزه علميه امين الدوله اهتمام ورزيد.و سال هادر محضراساتيد و همچنين حضرت آيه اللّه شيخ عبدالكريم حق شناس حفظه اللّه تعالى، بهره مند شد.

فعاليت هاى علمى:

تدريس در حوزه، سخنرانى در برخى دانشگاه ها، استاد راهنماى پاياننامه هاى طلاب علوم دينى، عضو هيئت علمى جشنواره بزرگ صحيفه از سوىحوزه نمايندگى ولى فقيه در دانشگاه ها، مصاحبه هاى متعدد در مطبوعات همشهرى، شبستان، قدس و سروش؛ اجراى مباحث مذهبى در سيماىجمهورى اسلامى ايران، به ويژه شبكه قرآن و... از جمله فعاليت هاى علمى و فرهنگى اوست.

تأليفات و آثار:

ايشان تاكنون حدود چهل جلد كتاب منتشر نموده كه برخى از آن هاعبارتند از:

1 - ترجمه صحيفه سجاديه، همراه با فهرست موضوعى و ويژگى هاىقابل توجه ديگر؛

2 - فرشتگان، تحقيقى قرآنى، روايى و عقلى؛

3 - جن و شيطان، تحقيقى قرآنى، روايى و عقلى؛

4 - يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج)؛

5 - تمثيلات و تشبيهات در آثار شهيد مطهرى قدس سره؛

6 - سيماى كودك، نوجوان و جوان در آثار شهيد مطهرى قدس سره؛

7 - ولايت فقيه در عصر غيبت؛

8 - آشنايى با زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام (14 جلد)؛

9 - همراه با فرزانگان. روش عملى در سير و سلوک الى اللّه ؛

10 - اسرار و آثار تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام - (اين كتاب به عربى نيز دربيروت به چاپ رسيده است)؛

11 - آثار و بركات سيد الشهدا عليه السلام در دنيا و آخرت؛

12 - قبض روح، لحظه احتضار و جدايى روح از بدن؛

13 - فاطمه زهرا عليهاالسلام ترجمه بخشى از مناقب ابن شهر آشوب؛

14 - ترجمه لهوف، سيد بن طاووس؛

15 - خبرهاى غيبى چهارده معصوم عليهم السلام؛

16 - آتش در حرم؛

17 - مادر مصيبت ها؛

18 - يادگار خيمه هاى سوخته، ترجمه كتاب مع بطله كربلاعلامه محمد جواد مغنيه؛

19 - زمزمه هاى عارفانه، شرح مناجات خمس عشر (5 جلد)؛

20 - مجلس گناه، فراموشخانه ايمان؛

21 - نماز در نهج البلاغه؛

22 - دو ركعت عاشقانه (بررسى نماز در مكتب عاشورا)؛

23 - ماجراهاى دو برادر (امام حسن و امام حسين عليهماالسلام)؛

24 - ترجمه تظلم الزهرا، مين اهراق دماء آل العباء (رضى بن نبى قزوينى)؛

25 - با من نگاه كن، مجموعه مقالات كوتاه ادبى پيرامون دفاع مقدس،همراه با جمعى از نويسندگان؛

26 - شرح مناجات اميرالمؤمنين در مسجد كوفه.

مقالات:

از ايشان تاكنون حدود 30 مقاله در روزنامه هاى رسالت، كيهانو اطلاعات، و نشريه شوراى نگهبان، و نشريات متعدد به چاپ رسيده است.

حجه الاسلام والمسلمين ولى اللّه رستگار امام جماعت مسجد امام رضا عليه السلام

اين مسجد در منطقه 8 نارمک واقع شده است.

مشاراليه در سال 1335 ه ش در شهرستان جويبار از توابع قائم شهرمازندران و در خانواده اى مذهبى ديده به جهان گشود و در سال 1351به منظور تحصيل علوم دينى وارد حوزه علميه قم شد و دوازده سال متوالىبه تحصيل اشتغال ورزيد و قريب سه سال در درس خارج فقه استاد آيه اللّه مكارم شيرازى شركت كرد. سپس وارد دانشگاه «مدرسه عالى قضايىو فرهنگى قم» شد و در رشته علوم انسانى موفق به اخذ ليسانس گرديد.

ايشان از سال 1374 تاكنون در درس خارج فقه مقام معظم رهبرىشركت كرده و در حوزه علميه قم يک دوره دروس تفسير و فلسفه را نزداستادان حوزه به پايان برده است. نامبرده بيش از بيست سال است كه با نهادعقيدتى - سياسى ارتش همكارى دارد و قريب چهار سال نيز در مناطق جنگىجنوب خليج فارس (بوشهر و خارك) و در كنار ارتشيان غيور حضور داشتهاست كه لوحى مزين به پيام رهبر معظم انقلاب دريافت نموده است. ايشان ازسال 1374 به پژوهش و نويسندگى در حوزه دينى و نشر فرهنگ و معارف اسلامى مشغول بوده است.

تأليفات:

1 - هنر و هنرمندى در نظام اسلامى؛

2 - مسيح در قرآن؛

3 - آثار معنوى و تربيتى حج؛

4 - اسراف از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام؛

5 - قناعت از ديدگاه اميرالمؤمنين عليه السلام.

مقاله:

1 - ويژگى هاى شخصيتى حضرت على عليه السلام؛

2 - وسوسه هاى شيطانى؛

3 - عنوان گفت وگو از ديدگاه اسلام.

آيه اللّه سيد هاشم رسولى محلاتى امام جماعت مسجد فرشته

ايشان در 28 رمضان سال 1348 ه ق در شهرستان محلات ديدهبه جهان گشود. والد ايشان، مرحوم حجه الاسلام والمسلمين حاجسيد حسين رسولى از علماى بزرگ محلات بودند كه زمان تحصيل در قمخدمت آيه اللّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى و ساير استادان را درككرده بودند.

استاد سيد هاشم رسولى محلاتى دوران كودكى را تا دوازده سالگى درمحلات سپرى كردند، سپس به همراه پدر راهى قم شدند و تا ششم ابتدايى رادر مدرسه باقريه خواندند، آنگاه به توصيه و تشويق والد خود به تحصيل علومدينى اشتغال ورزيدند. آغاز تحصيلات ايشان مصادف با سال هاى شروع جنگ جهانى دوم و بروز مشكلات عديده از جمله در شهر قم بود. از سوى ديگر فشارهاى رضاخانى و پس از رحلت آيه اللّه العظمى حائرى، حوزه علميه دچار نابسامانى شد و شمار علما و محصلان بسيار محدود بود، يعنى تبليغات دستگاه دولتى بر ضد روحانيت و فشارهاى حكومت، از شمار علاقه مندانبه تحصيل دروس طلبگى به شدت مى كاست و حوزه علميه قم رونق امروز را

نداشت تا جايى كه حجه الاسلام رسولى محلاتى در يافتن استاد و هم مباحثه همواره با مشكل مواجه بود. البته چند ماهى پس از ورود به شهر قم توفيق دوستى و هم مباحثگى با مرحوم آيه اللّه حاج آقا مصطفى خمينى را يافته بود.درخصوص دوستان ايشان بايد از آيه اللّه فاضل لنكرانى نيز نام برد.

درباره ويژگى هاى زندگانى پرفراز و نشيب و افتخارآميز ايشان سخنبسيار است كه لاجرم به همين مقدار بسنده شد.

تأليفات و آثار ايشان:

1 - تصحيح و تنقيح كتاب مناقب ابن شهرآشوب در چهار مجلد؛

توضيح آنكه بجز مورد بالا ايشان يازده كتاب ديگر را نيز به قرار زيرتصحيح و تنقيح كرده اند.

2 - تفسير مجمع البيان تأليف علامه طبرسى؛

3 - تفسير نورالثقلين تأليف شيخ عبد على حويزى؛

4 - تفسير عياشى؛

5 - كشف الغمه؛

6 - دارالسلام فيما يتعلق بالرؤيا و المنام؛

7 - مناقب آل ابى طالب تأليف محمد بن على بن شهر آشوب؛

8 - مرآه العقول تأليف علامه مجلسى؛

9 - اثبات الهداه بالنصّ و المعجزات تأليف شيخ حر عاملى؛

10 - ايقاظ الهجعه بالبرهان على الرجعه تأليف شيخ حر عاملى؛

11 - نفقات ثلاثه تأليف آيه اللّه شيخ اسماعيل محلاتى؛

12 - مقتضب الاثر فى النص على الائمه الاثنى عشر.

كتاب هايى كه ايشان ترجمه كردند:

1 - ترجمه قسمتى از اصول و روضه كافى مرحوم كلينى؛

2 - ارشاد مفيد؛

3 - تفسير مجمع البيان؛

4 - مفاتيح الجنان؛

5 - سوره مباركه انعام؛

6 - صحيفه علويه؛

7 - الانصاف فى النص على الائمه الاثنى عشر من الاشراف تأليفعلامه بحرانى؛

8 - گلچين حكمت؛

9 - غررالحكم در دو جلد؛

10 - مقاتل الطالبين تأليف ابوالفرج اصفهانى؛

11 - ترجمه سيره ابن هاشم.

كتاب هايى كه تأليف كردند:

1 - كيفر گناه (چاپ صدر تهران)؛

2 - مبارزه با گناه (چاپ علميه اسلاميه)؛

3 - تاريخ انبيا از آدم تا خاتم؛

4 - تاريخ زندگانى حضرت فاطمه و دختران آن حضرت؛

5 - تاريخ زندگانى رسول خدا صلى الله عليه و آله؛

6 - تاريخ زندگانى اميرالمؤمنين على عليه السلام؛

7 - تايخ زندگانى امام حسن مجتبى عليه السلام؛

8 - جنبه هاى اخلاقى و سيره عملى حضرت رضا عليه السلام؛

9 - شرح تأليفات شيخ طوسى (چاپ دانشگاه مشهد)؛

10 - تاريخ تحليلى اسلام (چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى)؛

11 - زندگى امام حسين عليه السلام (چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامى)؛

12 - خلاصه اى از تاريخ اسلام؛

13 - چهل حديث (در سه جلد)؛

14 - وصايا الرسول و الائمه با ترجمه؛

15 - راهنماى بهشت.

تحصيلات:

1 - دروس مقدماتى در نزد والد خود مرحوم حجه الاسلام آقا رحمانمحلاتى؛

2 - بخش عمده شرح لمعه نزد آيه اللّه منتظرى و مرحوم شهيد صدوقى و شيخ اسداللّه نورالهى اصفهانى؛

3 - قسمت عمده معالم الاصول نزد مرحوم والد خود؛

4 - بخشى از معانى و بيان و بديع مطول نزد مرحوم آيه اللّه شهيد مطهرى؛

5 - بخش هايى از كتاب قوانين نزد آيه اللّه شيخ عبدالجواد اصفهانى؛

6 - بخشى از كفايه الاصول نزد آيه اللّه مجاهدى تبريزى و آيه اللّه شيخ سيد محمد باقر طباطبايى بروجردى؛

7 - درس خارج اصول در محضر امام خمينى قدس سره و نيز درس فقه درمسجد موزه نزد امام راحل؛

8 - درس خارج به مدت هفت سال نزد آيه اللّه بروجردى در مسجداعظم؛

9 - استنساخ تفسيرالميزان با همكارى جمعى از دوستان خود

10- دروس خارج در محضر آيه اللّه

حكيم و مرحوم آيه اللّه سيدمحمود شاهرودى و آيه اللّه خويى و ديگر استادان.

ناگفته نماند كه پس از فوت والد ايشان كه در امام زاده قاسم تهران اقامتداشتند، به اصرار اهالى امام زاده قاسم و درخواست ايشان از مرحوم آيه اللّه خوانسارى استاد سيد هاشم رسولى محلاتى به آنجا رفتند و تا امروز به ارشادمردم اشتغال ورزيده اند.

بسيارى از تأليفات ايشان هم در زمان اقامت ايشان در شميرانبه قلم آمده است.

حجه الاسلام والمسلمين على رضايى بيرجندى امام جماعت مسجد اميرالمؤمنين

اين مسجد در خيابان شريعتى بالاتر از قلهک واقع شده است.

در سوم فروردين 1339 شمسى در روستاى شاخن بيرجند و درخانواده اى مذهبى چشم به جهان گشود و پس از سپرى كردن دوره ابتدايى درسال 1350 به حوزه علميه شهرستان بيرجند وارد شد. سپس با گذراندن دورهمقدماتى (ادبيات عرب)، در سال 1356 وارد حوزه علميه قم شد. پس ازاتمام دوره سطح توفيق شركت در دروس خارج نصيبش شد. آن گاه دوره هاىتخصصى فقه اصول را به مدت ده سال از محضر استادان بزرگ حوزه نظيرآيات عظام: جعفر سبحانى، فاضل لنكرانى، وحيد خراسانى و شيخ جواد تبريزى فراگرفت و با سپرى ساختن آزمون هاى حوزوى به تدريس در حوزهعلميه مشغول شد. ضمنا به علت داشتند علاقه وافر به تفسير و معارف بى بديلقرآن، مدت هفت سال در درس تفسير آيه اللّه جوادى آملى شركت كرد و باتوصيه معظم له به تدريس تفسير قرآن پرداخت. همچنين از بحث هاى فلسفى و عرفانى معظم له و ساير دانشمندان هم بهره وافر برد. وى در سال 1373با گذراندن دوره تخصصى الهيات و معارف اسلامى، در مركز تربيت مدرسحوزه علميه قم به اخذ كارشناسى ارشد در رشته الهيات و معارف اسلامى نايل

آمد و هم اكنون در حال تدوين تز دكتراى خويش در باره «تناسخ» است.

شايان ذكر است كه با عنايت به پيش آمد معجزه قرن حاضر يعنى انقلابشكوهمند اسلامى و سپس هجوم دشمنان به كيان جمهورى اسلامى و وقوعجنگ تحميلى كه مصادف با آغاز جوانى ايشان بود و سرمستى از خم خمخان هخمينى كبير، علاوه بر حضور در صحنه هاى گوناگون انقلاب، به مدت دو سالاز عمر با بركت خويش را نيز به صورت مستمر و بعد هم به صورت پراكنده درجبهه هاى دفاع مقدس و مناطق جنگى گذراند.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - مسئول مركز بزرگ اسلامى شمال غرب كشور؛

2 - مشاور فرهنگى وزارت فرهنگ و آموزش عالى؛

3 - مشاور فرهنگى دانشگاه تربيت مدرس تهران؛

4 - مسئول امورهماهنگى وپى گيرى دفاترنهادنمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها؛

5 - معاون فرهنگى مركز رسيدگى به امور مساجد؛

6 - عضو مركز اعزام مبلغ به دانشگاه ها؛

7 - عضو شوراى علمى گروه دائره المعارف هاى قرآنى مركز فرهنگو معارف قرآن دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم؛

8 - مدير گروه قرآن و علوم پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامى؛

9 - استاد راهنما و مشاور و ناظر تعداد چشم گيرى پايان نامه هاى دانشجويى در زمينه هاى علوم قرآنى و فلسفه اسلامى؛

10 - عضو هيئت علمى پژوهشگاه علوم فرهنگ اسلامى.

تأليفات:

1 - همكارى در تدوين فرهنگ قرآن يا كليد راهيابى به مفاهيم قرآنكريم، كه پيش بينى مى شود به حدود سى جلد برسد و از انتشاراتدفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم در سال 1379 است.

2 - آزادى در قرآن كريم؛ تک نگارى دائره المعارف بزرگ قرآن كريم(انتشارات زعيم، 1383 )؛

3 - شركت در تأليف دائره المعارف قرآن كريم با نگارش مقاله «آزادى»در جلد اول، «استعمار» و «بت پرستى» در جلدهاى 2 و 3 و نيز نظارت علمىبر اين طرح عظيم علمى و معنوى از انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم،1382 ؛

4 - «كوثرگرايى و تكاثرطلبى در قرآن» طرحى كه زيرنظر گروهپژوهش هاى نوآمد مركز فرهنگ و معارف قرآن تأليف شده است ازانتشارات نورگستر، 1384 ؛

5 - «مبانى عزت در قرآن» از انتشارات ثقلين، 1382 ؛

6 - «مسجد در فرهنگ وتمدن اسلامى»از انتشارات ثقلين 1382 ؛

7 - فرهنگ آيات الاحكام قرآن كريم (در دست چاپ)؛

8 - صاحبان خرد ناب از منظر قرآن كريم (در دست چاپ)؛

9 - اصول و مبانى تفسير قرآن (در دست چاپ)؛

10 - سيماى ولايت در متون و فرهنگ اسلامى (در دست چاپ)؛

11 - شرح دعاى صباح اميرالمؤمنين عليه السلام (در دست چاپ).

مقالات:

1 - درآمدى بر ارتباط قرآن و علوم نوين - معرفت شماره 73 ؛

2 - روشنفكران سكولار، اسب هاى چوبى استعمار - كوثر؛3 - نظام آموزشى مساجد - مجله مسجد، شماره 87 ؛

4 - دائره المعارف قرآن كريم در يک نگاه - معرفت 83 ؛

5 - چالش هاى موجود در مساجد جهان اسلام و ايران اسلامى - مجموعهمقالات نخستين همايش جهانى مساجد از انتشارات ثقلين، 1383 ؛

تدريس:

1 - تدريس تفسير و اعتقادات دروس عمومى حوزه علميه قم؛

2 - تدريس علوم حوزوى در مدرسه معصوميه 1373 - 1378 ه ش؛

3 - تدريس علوم حوزوى مدرسه عترت 1373 - 1377 ؛

4 - تدريس دروس معارف - دانشگاه بيرجند 1370 - 1371 ؛

5 - تدريس دروس معارف - دانشگاه هنر تهران 1373 - 1377 ؛

6 - تدريس دروس معارف - دانشگاه علامه طباطبائى 1375 - 1376؛

7 - تدريس علوم قرآن - دانشگاه تربيت مدرس تهران 1373 - 1376؛

8 - تدريس معارف قرآن - مركز جهانى علوم اسلامى 1380 - 1381؛

9 - تدريس تفسير قرآن - مركز تخصصى تفسير حوزه علميه قم1380 - 1381 .

همايش ها:

•

دبير علمى همايش نظام اسلامى و احياى مساجد در سال 1374 ؛

•

دبير علمى همايش هفته جهانى مساجد از سال 1383 تاكنون ؛

•

دبير علمى همايش جهانى قرآن و مسائل جامعه معاصر و بزرگداشتقرآن پژوه بزرگ راغب اصفهانى كه با همكارى سازمان علمى آموزشىو فرهنگى (آيسيسكو) و سازمان ارتباطات و پژوهشگاه علوم به مناسبتقرار گرفتن اصفهان به عنوان پايتخت فرهنگى جهان اسلام در اصفهان برگزار شد.

حجه الاسلام والمسلمين محمدعلى رضايى خراسانى امام جماعت

مسجد اباعبداللّه الحسين عليه السلاممسجد اباعبداللّه الحسين عليه السلام در بزرگراه شهيد حكيم تهران واقع شده است.

وى در سال 1327 ه ش در روستاى آقويه از توابع شهرستانتربت حيدريه و در خانواده اى مذهبى و كشاورز چشم به جهان گشود.

دوران ابتدايى و مقدمات را در شهرستان تربت حيدريه گذراند.سپس به مشهد مقدس رفت و سطح و خارج را در محضر استادان بزرگ حوزهمشهد حضرات آيات فلسفى و طبسى سپرى كرد و نيز از محضررهبر فرزانه انقلاب بهره هاى وافرى برد و از سال 1370 ه ش كه به تهران آمده در درس معظم له شركت كرده است.

ايشان در تشكيل و راه اندازى نهادهايى انقلاب اسلامى در سال 1357در شهرستان تربت حيدريه نقشى محورى داشته و مدتى در كميته و سپاه آنشهرستان خدمت كرده آنگاه قائم مقام فرمانده كميته هاى انقلاب اسلامى خراسان شده است.

حجه الاسلام والمسلمين رضايى سپس در سمت قائم مقام نماينده

ولى فقيه در بنياد مسكن انقلاب اسلامى سراسر كشور به فعاليت پرداختهو همزمان نيز به مدت هفت سال معاون ادارى مالى شوراى سياستگذارىائمه جمعه سراسر كشور را بر عهده داشت.

تأليفات:

1 - مسكن در اسلام؛

2 - گره گشايى؛

3 - اميد؛

4 - عدالت در جامعه؛

5 - جوانى؛

6 - توبه.

آيه اللّه سيد رضى شيرازى امام جماعت مسجد شفا

اين مسجد در خيابان ولى عصر(عج) بين خيابان دكتر بهشتى و شهيدمطهرى كوچه بيمارستان واقع شده است.

ايشان نوه ميرزاى شيرازى بزرگ است و در نجف اشرف ديده به جهانگشوده، وى تا سى سالگى و در همين مكان شريف به تحصيل مقدمات،سطح و خارج فقه پرداخته و از محضر آيه اللّه مرحوم محمد حسين شيرازى بهره جسته است و سپس محضر شيخ محمد كاظم شيرازى را درک كرده و ازمرحوم كاشف الغطا اجازه اجتهاد دريافت نموده است. وى همچنين از محضرمرحوم آيه اللّه شيخ محمد تقى آملى نيز بهره برده و در شرح منظومه،اشارات اسفار و شرح فصوص را از محضر بزرگانى چون ميرزا مهدىالهى قمشه اى، ابوالحسن شعرانى و رفيعى قزوينى آموخته است.

تأليفات:

1 - نقد و طرح انديشه هاى اعتقادى؛

2 - شرحى بر منظومه سبزوارى؛

3 - تعليقات در دو جلد؛

4 - عقل نظرى و عملى در سه جلد (زير چاپ).

برابر زندگى نامه به قلم ايشان، بيش از چهار صد تن در محضر مشاراليهمسلمان شده اند. ايشان با اقليت هاى دينى همواره به گفت وگو مى پرداختند.

حجه الاسلام احسان زاهدى

امام جماعت مسجد موسى بن جعفر عليه السلام

اين مسجد در احمدآباد مستوفى تهران واقع شده است.

حجه الاسلام زاهدى در شهرستان كاشان و در خانواده اى مؤمن و اهل مسجد باليده و مادرش از سادات رضوى و معلم قرآن مكتب خواهران بودهاست. وى متولد سال 1336 ه ش است.

تحصيلات:

ايشان دروس ابتدايى و متوسطه را در زادگاه خود آموخته و دروسحوزوى را روزى يک ساعت در سه سال پايانى مقطع دبيرستان فراگرفته و چون دغدغه دفاع و تبليغ از دين و قرآن و اهل بيت عصمت و طهارت راداشته راهى حوزه علميه كاشان شده و پس از مدتى با معرفى حجه الاسلامقرائتى به مدرسه رسالت قم رفته و مقدمات حوزه را در اين مدرسه گذراندهاست.

مشاراليه پس از پيروزى انقلاب نيز به حوزه و دروس فقه و اصول

و فلسفه تفسير و اخلاق بازگشته و در محضر استادانى هم چون حجج اسلاموجدانى فخر، باكويى، عرفانى، محمدى و آيات عظام راستى، كاشانى،ستوده، محقق داماد، مكارم شيرازى، فاضل لنكرانى، بهجت، جوادى آملى،مشكينى، مظاهرى، انصارى شيرازى، گرامى به فراگيرى علوم اسلامى پرداخته است.

تأليفات:

تأليفات ايشان به ترتيب عبارت است از:

1 - انديشه هاى حسينى؛

2 - اوج ترقى انسان (نفس انسان در حرم الهى)؛

3 - عزت و ذلت آفرينى هاى زبان؛

4 - عروج و سقوط سخن؛

5 - جايگاه علما در غيبت كبرى؛

6 - نهضت خدمت رسانى به مردم؛

7 - قرآن معجزه جاويد اسلام؛

8 - اعتكاف نجواى عاشقانه؛

9 - چهل گل از بوستان علوى؛

10 - چهل گل از بوستان رضوى؛

11 - چهل گل از بوستان حسينى؛

12 - چهل گل از گلستان نبوى؛

13 - چهل گل از بوستان خاندان رسالت پيرامون عظمت حسينى؛

14 - چهل گل از بوستان خاندان رسالت پيرامون خانواده؛

15 - چهل گل از بوستان خاندان رسالت پيرامون نهضت خدمت رسانى؛

16 - نجواى عشق، منتخب قرآن و ادعيه (ترجمه)؛

17 - نجواى عارفانه مجموعه دعاها (ترجمه)؛

18 - نجواى عارفانه، دعاى كميل (ترجمه)؛

19 - نجواى عارفانه، دعاى ندبه (ترجمه)؛

20 - نجواى عارفانه، دعاى توسل و سمات (ترجمه)؛

21 - نجواى عارفانه، زيارت عاشورا و علقمه (ترجمه)؛

22 - نگاهى به آزادى از منظر امام خمينى قدس سره.

به طور كلى ايشان از سال 1380 شمسى به تأليف كتب پرداختهو به حسب نياز عمومى نه عنوان كتاب چهل حديث و شش نمونه ترجمه بهشرح پيش گفته به بازار فرهنگى كشور عرضه نموده است.

شايان ذكر است كه برخى از آثار ايشان در چند نوبت به چاپ رسيدهاست.

فعاليت ها:

ايشان در سال هاى 1369 تا 1383 شمسى با حضور در درس خارجبه تدريس عملى به طلاب خارجى، تدريس فقه و اصول و فلسفه؛از اصول فقه تا كفايه و بدايه و نهايه اشتغال ورزيده است.

نامبرده از ابتداى شروع انقلاب كه حوزه تعطيل شده بود در بهبهان و اهواز مورد هجوم ساواک قرار گرفته و در كاشان به سبب توزيع كتاب هاىمذهبى به وسيله ساواک دستگير مى شود و هزارها كتاب نمايشگاهى از محلفروش آنها مصادره مى شود و مورد خشم ساواک قرار مى گيرد و مجددا درچهلم قيام اهالى تبريز دستگير و زندانى مى شود. ايشان هم چنين با سخنرانىو تكثير نوار و اطلاعيه هاى امام و چهلم ها و دعوت سخنرانان براى راه پيمايى در كاشان فعال بوده و به نحوى بارز بر ضد رژيم پهلوى به سخنرانىو افشاگرى و تشكيل جلسات علنى و سرى اقدام مى نموده است.

حجه الاسلام زاهدى در سال هاى اول جنگ به مناطق عملياتىدشت عباس و كردستان، سيستان و بلوچستان رفته در نهضت سوادآموزىفعال بوده و مدتى نماينده روحانيت در استان، مسئول دبيرخانه جامعهروحانيت استان بوده و در دانشگاه آزاد و سه نيروى زمينى، هوايى و دريايىو صدا و سيماى مركز استان به مدت هفت سال تبليغ، تدريس و فعاليت داشته است.

آيه اللّه عباسعلى عميد زنجانى امام جماعت مسجد لرزاده

اين مسجد در خيابان خراسان، خيابان لرزاده واقع شده است.

تحصيلات:

استاد عباسعلى عميد زنجانى دانش آموخته حوزه هاى علميه زنجان، قمو نجف اشرف است و نزد استادانى هم چون حضرات آيات: بروجردى،امام خمينى، خويى، حكيم، شاهرودى، ميرزا باقر زنجانى، علامه طباطبايى و ديگر مراجع مشهور حوزه هاى مزبور كسب فيض نموده و از حوزه قمو نجف اشرف درجه اجتهاد دارند.

تأليفات:

از ايشان بيش از چهل جلد كتاب در زمينه هاى فقهى و حقوقى، سياسىو تفسير قرآن به چاپ رسيده است كه مشهورترين آنها دوره ده جلدى فقه سياسى است. بيش از يكصد رساله در مقاطع دكترى و كارشناسى ارشد توسطايشان راهنمايى يا مشاوره شده است و سخنرانى و طرح مقاله در ده ها

كنفرانس و كنگره داخلى و خارجى از ديگر فعاليت هاى علمى ايشان است.نخستين اثر ايشان به نام «زن و انتخابات» در سال 1337 چاپ شده است.فهرست تأليفات ايشان به قرار زير است:

1 - بلاهاى اجتماعى قرن ما (با همكارى جمعى)؛

2 - مسائل انتخابات (با همكارى جمعى)؛

3 - اسلام و همزيستى مسالمت آميز؛

4 - وطن يا سرزمين؛

5 - حقوق اقليت ها از ديدگاه فقه اسلامى؛

6 - تاريخ تصوف و عرفان؛

7 - پيوند انسان و مذهب؛

8 - مبانى فقهى قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران (كتاب درسى)؛

9 - مبانى و روش هاى تفسير قرآن (كتاب درسى)؛

10 - مبانى انديشه سياسى در اسلام (كتاب درسى)؛

11 - انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن (كتاب درسى)؛

12 - گزيده انقلاب اسلامى و ريشه هاى آن (كتاب درسى)؛

13 - انقلاب اسلامى ايران؛

14 - فقه سياسى در ده جلد، به ترتيب در زمينه هاى مبانى حقوق اساسى،نظام سياسى و رهبرى در اسلام، حقوق بين الملل اسلام، اقتصاد سياسى،حقوق و قواعد مخاصمات، در حوزه جهاد و حقوق بين الملل اسلام و سايرموضوعات؛

15 - حقوق تعهدات بين المللى و ديپلماسى در اسلام؛

16 - حقوق اسلامى تطبيقى (فقه تطبيقى)؛

17 - حقوق اساسى تطبيقى (كشورهاى مدل غربى و اسلامى)؛

18 - آيات الاحكام؛

19 - در راه برپايى حج ابراهيمى؛

20 - جهاد از ديدگاه امام على عليه السلام در نهج البلاغه؛

21 - موجبات ضمان تا مبانى مسئوليت مدنى؛

22 - بنيادهاى مليت؛

23 - درآمدى بر فقه سياسى، كليات حقوق اساسى.

از ايشان حدود هفتاد مقاله نيز در مطبوعات به چاپ رسيده است.

آخرين اثر ايشان هم به نام «حقوق اساسى تطبيقى» در پنج هزار نسخه چاپ شده است.

سمت ها و فعاليت ها:

1 - متصدى امور حسبيه از طرف امام خمينى قدس سره؛

2 - مأموريت هاى گوناگون در خصوص رديف 1 ؛

3 - عضو شوراى مركزى جامعه روحانيت مبارز تهران از اوايلنهضت اسلامى؛

4 - نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، در دوره هاى سوم و چهارم؛

5 - عضو شوراى بازنگر قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران؛

6 - تدريس در دانشگاه تهران از سال 1358 شمسى در دانشكده حقوقو علوم سياسى و الهيات و برخى دانشگاه هاى ديگر؛

7 - نايل شدن به رتبه استادى در سال 1374 شمسى؛

8 - رئيس دانشكده حقوق و علوم سياسى دانشگاه تهران.

ايشان در زمان حاضر به تدريس در حوزه و دانشگاه اشتغال دارندو مدير پژوهشكده مطالعات و تحقيقات علوم اسلامى هستند و در سايت اينترنتى «www.sriis.com» پاسخ گوى سؤالات علمى مى باشند.

ايشان هم چنين در دويست و اندى كنفرانس در سى و هشت كشورشركت جسته و پژوهشكده مطالعات و تحقيقات علوم اسلامى را راه اندازىكرده اند.

حدود يكصد و پنجاه پايان نامه كارشناسى ارشد و دكترا را هم راهنمايى كرده اند.

استاد عميد زنجانى در بيست و ششمين سال تدريس در دانشگاه ازتاريخ ششم دى ماه 1384 به سمت رياست دانشگاه تهران منصوب شدند.

حجه الاسلام على سيفى امام جماعت مسجد جامع حضرت حجت

اين مسجد در انتهاى خيابان جيحون واقع شده است.

ايشان متولد سال 1332 شمسى در آمل است كه پس از پايان دورهابتدايى نظام قديم، در سال 1346 وارد حوزه علميه آمل شده و پس از اتمامدوره مقدمات، در سال 1347 وارد حوزه علميه قم شده است.

نامبرده دروس تخصصى فقه و اصول را نزد حضرات آيات عظام حضرات فاضل لنكرانى، ناصر مكارم شيرازى، سيد ابوالفضل موسوىتبريزى، دوزدوانى، بنى فضل، طاهرى خرم آبادى، سيد فتاح هاشمى تبريزىفراگرفته و دروس جنبى روان شناسى، تاريخ فلسفه، تفسير موضوعى و تاريخاسلام، فن خطابه در تاريخ اديان را به ترتيب ياد شده نزد دكتر قائمى،احمد بهشتى، علامه جعفر سبحانى، صدر بلاغى و آل اسحاق گذرانده است.

تأليفات و مقالات چاپ شده:

1 - مناجات نامه؛

2 - ميثاق بين المللى حقوق مدنى و سياسى؛

3 - كشف عملى جرم؛

4 - عوامل تحكيم خانواده؛

5 - علل طلاق؛

6 - ضرورت تحقيق قبل از ازدواج؛

7 - مسئوليت بين المللى؛

8 - صلاحيت دادگسترى بين المللى لاهه؛

9 - تاريخچه فعاليت هاى هسته اى؛

10 - تحقيقات در خصوص الحاق به كنوانسيون؛

11 - آزادى حق است يا امر فطرى؛

12 - امر به معروف و نهى از منكر؛

13 - عدالت اجتماعى از ديدگاه اميرالمؤمنين على عليه السلام؛

سمت ها و فعاليت ها:

فعاليت هاى سياسى قبل از انقلاب در نتيجه در سال 1350 دستگيرو شش ماه ممنوع المنبر شده است. پس از انقلاب با تأسيس دادگاه انقلابجذب دستگاه قضايى شده و حدود شش سال قاضى دادگاه انقلاب اسلامىبوده، سپس به محاكم دادگسترى آمده اند.

ايشان در زمان حاضر قاضى دادگسترى تهران است.

وى سوابق تدريس نيز در دانشگاه آزاد اسلامى، دانشگاه امام على(افسرى) حوزه علميه حضرت حجت به ترتيب با عناوين 1 و 2 ، معارف 1و 2 ، مكاسب محرمه، اخلاق نظرى و عملى و مديريت حوزه علميه دارند.

حجه الاسلام والمسلين حاج سيد مختار عظيمى امام جماعت جامع صاحب الزمان نارمک

ايشان در تاريخ 1319 شمسى در شهر ميانه تولد يافت و پس از سپرىساختن دروس مقدماتى وارد حوزه علميه ميانه شد و لمعتين را در محضرآيه اللّه ميرزا لطف على و نورى خواند سپس عازم حوزه علميه قم شدو دروس سطح را در محضر آيات عظام سبحانى، فاضل و سيد محمد باقرسلطانى به اتمام رساند و مدت بيست سال در درس خارج آيات عظامو مراجع تقليد شركت كرد.

ايشان ضمن اقامت چهل ساله در قم و ادامه تحصيل در چهار مسجدى كه خود احداث يا تعمير كرده بود اقامه جماعت نمود.

استادان ايشان عبارت بودند از: آيات عظام گلپايگانى، امام خمينى مرعشى نجفى، محقق داماد و شيخ كاظم تبريزى و فاضل لنكرانىو وحيد خراسانى و ميرزا جواد تبريزى.

ايشان علاوه بر امام خمينى از گلپايگانى و اراكى، خويى، مرعشى نجفىو زنجانى، وحيدى، بهجت و چند تن ديگر اجازه نامه كتبى و شفاهى و روايى دارند.

شايان ذكر است كه مسجد امام زمان داراى كتابخانه و مجتمع فرهنگى با زيربناى يک هزار و دويست متر است و آشپزخانه عمومى و سالن سخنرانىو اجتماعات بزرگى دارد.نامبرده در قبل از انقلاب اسلامى با حكومت طاغوت مبارزه مى كردهو خود در شمار مجروحان و مصدومان حادثه مدرسه فيضيه در سال 1341و 1342 شمسى است و با آيه اللّه هاشمى رفسنجانى هم بند، تبعيدى و زندانى بوده است.

فرزند دوم ايشان نيز در زمره معلولان جنگى در حادثه پانزده خرداداست و بيست عنوان كتاب تأليف كرده اند و در دست بررسى و چاپ است.

حجه الاسلام سيد عظيمى به مدت بيست سال در درس خارج آياتعظام شركت نموده و از بيست مرجع تقليد اجازه نامه در امور حسبيه،در حد اجتهاد اخذ نموده است. ايشان همواره پاسخگوى مسائل شرعىعلماى شرق تهران در حوزه هاى علميه و جلسات ائمه جماعات بوده است.

تأليفات:

1 - انوار جاويدان در دو جلد درباره حضرات ائمه معصومين و نيز ازحضرت آدم تا خاتم و امام زمان مستند به اسناد معتبر از يكصد و بيستو چهار كتاب معتبر علماى شيعه و سنى و از كتب علامه مجلسى و شيخ مفيدو شيخ صدوق و شيخ طوسى و ديگران؛

2 - حاشيه به رسائل استاد فقها شيخ انصارى؛

3 - حاشيه به مكاسب شيخ انصارى؛

4 - نمونه اى از معارف اسلامى؛

5 - معجزات قرآن؛

6 - نسخه شما از قرآن كريم؛

7 - مسائل مستحدثه روز.

نخستين كتاب ايشان با عنوان انوار جاويدان در دو جلد تاكنون به چاپرسيده و در دسترس علما قرار گرفته است. اين كتاب به سبب ويژگى هايشمورد عنايت مراجع عظام قم و علما و ائمه جماعت و دانشگاه ها و قضات قرارگرفته است.

فعاليت ها:

1 - هدايت تظاهرات و حركت در پيشاپيش مردم؛

2 - شركت در جلسات حادثه مدرسه فيضيه قم، پس از سخنرانى حضرت امام خمينى در مسجد اعظم قم (ايشان جزو مجروحان حادثه مدرسهفيضيه هم هستند).

3 - كمک شايان به جبهه هاى نبرد حق بر ضد باطل، به دستور امام خمينى.

حجه الاسلام والمسلمين منصور غفورى امام جماعت مسجدولى عصر در شهرک شهيد محلاتى

خدمات و مسئوليت ها:

مدير مجله حضرت ولى عصر، صاحب امتياز و مدير مسئول هفته نامه«وظيفه» كه تاكنون شش شماره از آن چاپ و در سطح كشور توزيع شده است.

تأليفات:

1 - قوه مجريه در 132 پرسش و پاسخ؛

2 - هنر عاشورايى (مداحى) از ديدگاه مقام معظم رهبرى؛

3 - دادگاه ويژه روحانيت، عدالت نظام؛

4 - ديدگاه هاى ارتباطى امام خمينى قدس سره؛

5 - انتخابات مجلس دوره ششم تهران؛

6 - مطبوعات از سال 1340 تا 1380 ه ش؛

7 - ايست و بازرسى بسيجيان (پژوهش و نظرسنجى)؛

8 - نظرسنجى پيرامون مسجد و بسيج.

مقالات:

1 - ويژگى هاى مسئولان و محتواى رسانه ها از ديدگاه امام خمينى قدس سره؛

2 - عزت و افتخار حسينى در وصيت نامه شهدا؛

3 - كوثر قرآن؛

4 - لؤلؤ قرآن؛

5 - پيام رسان كربلا؛

آيه اللّه سيد على غيورى امام جماعت مسجد اراک تهران

ايشان متولد سال 1309 ه ق در نجف آباد و فرزند آقا سيد مصطفى،از خاندان روحانى است. وى تحصيلات خود را تا سال ششم ابتدايى در شهر نجف آباد به پايان برد و در سال 1325 به منظور فراگيرى دروسحوزوى رهسپار اصفهان شد و در مدرسه نيما به تحصيل اشتغال ورزيد.ايشان ظرف دو سال مقدمات و سيوطى را نزد استادانى چون: ايرانى نژاد،صالحى، فرقدانى و محمد توسلى فرا گرفت؛ سپس رهسپار قم شد و حاشيه رانزد حاج شيخ ابراهيم امينى تلمذ كرد. ايشان لمعتين، رسائل و مكاسب را نزدآيه اللّه مشكينى و آيه اللّه سلطانى طباطبائى و آيه اللّه نجفى و نعمت اللّه صالحى نجف آبادى فرا گرفت. پس از تكميل مقدمات و سطح، در درس خارج حضرت آيه اللّه بروجردى شركت كرد و همزمان با درس خارج، نزد آيه اللّه عباسعلى شاهرودى و آيه اللّه حاج شيخ مرتضى حائرى تلمذ و در درس خارج فقه و اصول و فقه امام راحل شركت مى كرد. ايشان با آيه اللّه مسعودى و حاج سيد حسن ده سرخى در درس حوزوى ياد شده مباحثه داشته است.ايشان هم چنين از مرحوم آيه اللّه خويى قدس سره، شاهرودى، آيه اللّه خامنه اى،

امام خمينى قدس سره، آيه اللّه مكارم شيرازى و فاضل لنكرانى و برخى بزرگانو مراجع تقليد اجازه نامه دارد. ايشان پدر طلبه شهيد سيد حسن غيورى و امام جمعه شهررى است. مشاراليه در تشكيل كميته انقلاب اسلامى شهرستان رى نيز سهم عمده داشته اند.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - نماينده ولى فقيه در جمعيت هلال احمر؛

2 - نماينده ولى فقيه در شهرستان رى؛

3 - بنيانگذار و رئيس هيئت مديره مؤسسه خيريه باقيات الصالحات؛

4 - بنيانگذار مدارس و مجتمع فرهنگى امام حسن عسكرى عليه السلام؛

5 - مؤسس صندوق هاى قرض الحسنه امام حسن عسكرى عليه السلام؛

6 - رئيس هيئت مديره سازمان اقتصاد اسلامى؛

7 - رئيس هيئت مديره جمعيت تعاون اسلامى؛

8 - رئيس هيئت مديره جامعه تعليمات اسلامى نماينده ولى فقيه در اتاقىبازرگانى و صنايع ايران؛

9 - نماينده ولى فقيه در بنياد حضرت خديجه عليهاالسلام؛

10 - عضو هيئت مديره بنياد هدايت و حمايت؛

11 - نماينده ولى فقيه در انجمن اسلامى مهندسين فارغ التحصيلان اروپاو آمريكا؛

12 - رئيس هيئت امناى بنياد دارالمهدى؛

13 - عضو شوراى حوزه مركز امور مساجد؛

14 - بنيانگذار آستانه حضرت عبدالعظيم عليه السلام و نمازجمعه شهر رى؛

15 - نماينده ولى فقيه در امور زلزله و سيل زدگان؛

افزون بر موارد ياد شده مى توان از فعاليت هاى ديگر ايشان از جمله:تهيه مسكن، اعطاى وام، تهيه جهيزيه، تأسيس مدارس براى ايتام،تحت پوشش قرار دادن روحانيون نيازمند، تخصيص كمک هاى پزشكىو بهداشتى، هدايت كمک هاى مردمى به افغانستان و عراق، كمک هاى مردمى در مناطق زلزله زده به نمايندگى از مقام معظم رهبرى ياد كرد.

تأليفات:

تفسير مبين نوشته شده در زمان تبعيد در زمان طاغوت در ده جلدكه برخى از مجلدات آن تاكنون به چاپ نرسيده است.

حجه الاسلام والمسلمين اسماعيل فردوسى پور امام جماعت مسجد قائم در سعدى شمالى

وى در تهران در تاريخ 1317 ه ش و در خانواده اى مذهبى چشمبه جهان گشود و تحصيلات ابتدايى را در سال 1330 به پايان برد.

ايشان سپس به محضر مرحوم آيه اللّه حاج شيخ مجتبى قزوينى رسيدو با ارشاد ايشان به جمع شاگردان مكتب امام صادق عليه السلام پيوستو به لباس روحانيت درآمد و در حوزه علميه فردوس، مقدمات را به پايانرساند وآن گاه به قصد ادامه تحصيل به مشهد عزيمت كرد و درسال 1346به نجف رفت و از محضر آيات عظام: خويى، وحيد خراسانى، ميرزا باقرزنجانى و سيد على سيستانى به مدت چندين سال اصول علميه، خارج مكاسبو اصول را فرا گرفت. استادان ايشان عبارت بودند از:

اديب نيشابورى، سيد احمد مدرس يزدى، آيه اللّه حاج هاشم قزوينى،حاج شيخ حسين وحيد خراسانى (سطح عالى).

همزمان با تحصيل فقه و اصول، فلسفه اسلامى و معارف عقلى نظير:شرح اشارات، شرح منظومه، مشاعر، عرشيه و اسفار را در معارف و اخلاق ازمحضر آيه اللّه حاج شيخ مجتبى قزوينى تعليم ديد.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - پيوستن به صف مبارزان و انقلابيون در سال 1341 به رهبرى امام امت كه در اين راستا مكرر به ساواک و شهربانى احضار مى شد؛

2 - عضو دفتر امام در نجف اشرف؛

3 - عضويت در هسته مركزى تشكيلات روحانيون مبارزخارج از كشور؛

4 - تدريس و تبليغ و مبارزات سياسى و مسافرت به كشورهاى عربى درراستاى تحقق اهداف امام قدس سره؛

5 - همراهى با امام از عراق به كويت و فرانسه؛

6 - مسئول دفتر امام در پاريس و نوفل لوشاتو؛

7 - همراهى با امام در پرواز انقلاب؛

8 - مسئول دفتر امام امت در تهران؛

9 - عضو دفتر امام در تهران و قم؛

10 - مسئول حساب صد امام در بنياد مسكن قم؛

11 - نماينده امام در فردوس در سال 1367 ؛

12 - نماينده حضرات امام خمينى قدس سره، اراكى، گلپايگانى و خامنه اى درامور حسبيه؛

13 - رئيس دادگاه انقلاب اسلامى در شهرستان فردوس؛

14 - رئيس دادگاه انقلاب اسلامى خراسان با حكم امام امت؛

15 - نماينده دوره اول مجلس از فردوس و طبس؛

16 - نماينده دوره دوم و سوم مجلس از مشهد؛

17 - عضويت كميسيون هاى تحقيق اصل نود و كميسيون امور حقوقىو قضايى مجلس شوراى اسلامى؛

18 - نماينده مجلس شوراى اسلامى در شوراى سرپرستى صدا و سيمادر سال هاى 1365 و 1366 ه ش؛

19 - معاون دادگسترى تهران؛

20 - دادستان انتظامى قضات؛

21 - تدريس در دانشگاه و مجتمع آموزشى قوه قضائيه؛

22 - عضويت در كميسيون كارشناسى قضات سراسر كشور؛

23 - رئيس كل ديوان عدالت ادارى؛

24 - مشاور عالى رئيس قوه قضائيه و داديار ديوان عالى كشور؛

25 - عضويت در شوراى سياستگذارى ائمه جمعه سراسر كشور؛

26 - بازرسى ويژه مقام معظم رهبرى و بازرسى از دادسراهاو دادگاه هاى ويژه روحانيت.

ب - تأليفات:

1 - همگام با خورشيد؛

2 - خاطرات ايران تا ايران.

حجه الاسلام والمسلمين محمد كريما امام جماعت مسجد شيشه

ايشان در سال 1336 ه ش در شهر بروجرد متولد گرديد. وى ازشاگردان آيه اللّه شهيد مدنى است، كه پس از تحصيلات مقدماتى، به تهرانآمده و اكنون مشغول تلمذ در محضر مقام معظم رهبرى است.

ايشان قبل از انقلاب اسلامى به مدت يک سال در رژيم شاه زندانى بود.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - امام جمعه سعادت شهر و اشتهارد؛

2 - مسئول دفتر نمايندگى ائمه جمعه استان فارس؛

3 - مسئول اقامه نماز استان فارس؛

4 - خدمت در دفتر وجوهات مقام معظم رهبرى.

تأليفات:

1 - چهل حديث؛

2 - ادب حق؛

3 - پاسخ ما به سؤالات شما.

مقالات:

1 - چهل حديث در خصوص اصول و فروع دين و اخلاقيات؛

2 - بررسى شبهات در مورد امامت.

حجه الاسلام والمسلمين حسين كاشانى خطيب امام جماعت مسجدآيه اللّه كاشانى درپامنار

وى در خانواده اى مذهبى و به سال 1304 ه ش ديده به جهان گشود.سه ساله بود كه پدرش وفات يافت و مادر ايشان كه از خانواده اهل علم آنزمان بود سرپرستى او را بر عهده گرفت.

نامبرده چهار سال در مكتب خانه اى در كاشان به تحصيل علم پرداخت.سپس مقدمات عربى را شامل صرف و نحو و بيان، منطق در حوزه علميهاصفهان آموخت. سپس فقه و اصول را در مشهد مقدس از محضر استاد يزدىو سپس در قم از محضر آيه اللّه كوه كمره اى بهره برد و به تكميل علومتا اجتهاد پرداخت و در تهران با مجاهد فى سبيل اللّه مرحوم سيد ابوالقاسمكاشانى در مسائل سياسى و انقلابى فعاليت داشت.

ايشان به مدت 43 سال است كه در مسجد آيه اللّه كاشانى به اقامه نمازجماعت و تبليغ و نشر فرهنگ اسلامى اشتغال دارد.

تأليفات:

كتاب هاى جيبى براى استفاده نسل جوان در ده جلد.

حجه الاسلام والمسلمين سيدجلال محبى امام جماعت مسجد امام خمينى قدس سره

مسجد امام خمينى قدس سره، در منطقه 17، خيابان بيست مترى ابوذر،خيابان شهيد عيوض خانى، ميدان گلچين قرار دارد.

وى در سال 1321 ه ش در خانواده اى مذهبى در شهرستان الوند دراستان قزوين ديده به جهان گشود. ايشان تحصيلات ابتدايى را در مدت دوسال در مكتب خانه الوند سپرى كرد و در دوازده سالگى وارد حوزه قزوينشد و در هفده سالگى به صورت شاگرد سيد ابوالحسن رفيعى به كار تبليغو تدريس مشغولشد. سپس به جمع مبارزان بر ضد رژيم شاه پيوستو با پخش اعلاميه امام و نوارهاى سخنرانى به اداى وظيفه پرداخت.سپس به سبب شركت در جشن آزاديبخش امام خمينى و شركت در فعاليت هاى مذهبى ازسوى ساواک دستگير وزندانى شد ودرسال 1343 كه اززندان آزاد شده بود، به تهران آمد و به وعظ و خطابه اشتغال ورزيد.

حجه الاسلام والمسلمين محبى در جريان شكل گيرى انقلاب اسلامىبه علماى متحصن در دانشگاه تهران پيوست و تا پيروزى انقلاب و بعد از آندر سنگرهاى گوناگون به خدمت مشغول شد و به عضويت حزب جمهورى اسلامى درآمد و در كنار شهيد بهشتى ماند.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - عضو حزب جمهورى اسلامى؛

2 - امام جماعت مسجد نوساز امام خمينى قدس سره؛

3 - خدمت در سازمان تبليغات اسلامى در مسئوليت هاى گوناگون؛

4 - نماينده سازمان ياد شده در فرودگاه هاى كشور.

تأليفات:

1 - ستاره شب تار؛

2 - مناسک حج با تنظيم نوين و روش ابتكارى؛

3 - پسنديده ها و ناپسنديده ها در اسلام؛

4 - سير و سفر؛ آداب و خواص آن؛

5 - دفتر سال خمسى؛

6 - احكام موسيقى از نظر مراجع تقليد؛

7 - دعا و موانع اجابت آن؛

8 - وصيت نامه جامع؛

9 - جرعه اى از دريا؛

10 - حقوق و قوانين حكومتى در اسلام.

مقالات:

1 - اسب دوانى؛

2 - بدحجابى رنج نامه اجتماع؛

3 - سلاح كهنه دشمن؛

4 - مبارزه با مفاسد اجتماعى و احياى ازدواج موقت؛

5 - سيگار چيست؟

6 - زيارت و آداب آن.

كتاب هاى چاپ نشده:

1 - مفتاح الدموع؛

2 - دررالغايه فى مضامين العاليه.

حجه الاسلام سيد مهدى محمودى امام جماعت مسجد ورامين خيابان شهيد رجايى جنوبى

ايشان در شهر محلات تولد يافت و پس از اخذ ديپلم وارد حوزه علميه ورامين شد و مدت پنج سال در همان شهر تحصيل كرد و سپس به قم مهاجرت نمود و مدت هشت سال نيز در قم در دروس سطح و خارج تحصيل نمود،آنگاه در سمت مدير و مدرس حوزه علميه ورامين مشغول شد.

تأليفات:

1 - رموز خوش نويسى؛

2 - منشور روحانيت؛

3 - آموزش كامل خط نستعليق؛

4 - كتاب جزء آخر قرآن كريم؛

5 - مجموعه پرتو نور.

مقاله ها:

1 - نقد و ارائه راهكارها در مورد نظام پوشش روحانيت؛

2 - نقد فيلم مارمولك؛

3 - از كشف و شهود حقيقى تا دكان دارى و عوام فريبى.

ساير آثار:

1 - طراحى و اجراى پوستر فاطمه بضعه منى؛

2 - پوستر حديث حضرت زهرا عليهاالسلام؛

3 - پوستر درخصوص امام زمان دو اثر؛

4 - پوستر ثقلين؛

5 - تابلوى ذكر صلوات با طراحى و خوشنويسى.

آخرين اثر ايشان در شهريور 1384 به چاپ رسيده كه نقد نظام پوشش روحانيت نام دارد و نخستين اثر ايشان در خرداد 1369 با عنوان منشورروحانيت در شمارگان پنج هزار نسخه چاپ شده است.

حجه الاسلام والمسلمين محى الدين بهرام محمديان امام جماعت مسجد نور

مسجد نور در ميدان جهاد تهران واقع شده است.

وى متولد سال 1341 ه ش است. نامبرده تحصيلات خود را در حوزه،در حد خارج فقه و اصول و اجازه روايت و استنباط از برخى استادان بزرگآن مركز مقدس ادامه داده است.

همچنين با اتمام يک دوره تفسير مجمع البيان و طى دوره فلسفه و منطق نزد علمايى همچون: آيه اللّه شربيانى، جوادى، سيد جلال آشتيانى تفسيرو علوم عقلى را آموخته است. شايان ذكر است كه ايشان در طول تحصيلبا درک محضر مرحوم آيه اللّه محدث تبريزى، غروى، بستان آبادى، ستوده،اعتمادى دوزدوزانى، سبحانى، فاضل لنكرانى، ايروانى، موسوى بجنوردىعلوم حوزوى و فقه و اصول را فرا گرفته است.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - تدريس در دبيرستان در رشته بينش اسلامى و فلسفه و منطق؛

2 - تدريس در دانشگاه، دروس معارف اسلامى و دروس عمومى از

سال 1360 - 1368 ؛

3 - تدريس برخى از دروس ديگر؛

4 - كارشناس فرهنگى كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان استان زنجان و آذربايجان؛

5 - مسئول تأمين و تربيت نيروى انسانى سازمان نهضت سوادآموزىاستان آذربايجان شرقى كشور؛

6 - معاون تأمين و تربيت نيروى انسانى سازمان نهضت سوادآموزىكشور؛

7 - معاون آموزشى نهضت سوادآموزى؛

8 - جانشين نماينده ولى فقيه در نهضت سوادآموزى؛

9 - قائم مقام وزير در سازمان مركز انجمن اوليا و مربيان؛

10 - معاون حقوقى و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش؛

11 - مشاور وزير در امور اقليت هاى دينى؛

12 - مشاور وزير در امور فروغ و فرهنگ عبادت؛

13 - معاون برنامه ريزى ستاد مركزى اقامه نماز كشور؛

14 - مشاور رئيس سازمان صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران؛

15 - مسئول عقيدتى - سياسى بسيج منطقه پنج در سال هاى 1359تا 1362 و عضويت بسيج؛

عضويت در ده ها شوراو سازمان هاى گوناگون از جمله:

عضو و رئيس شوراى آموزش عالى سازمان نهضت سوادآموزى كشور،

انجمن اوليا و مربيان، سازمان پژوهش، كمک آموزشى، نشريات آموزشو پرورش، شوراى انقلاب فرهنگى، شوراى فرهنگ عمومى كشور،سمپوزيوم تربيت، تربيت بدنى، انديشه هاى امام خمينى قدس سره، مسئول دبيرخانهدائمى و دبير اجلاس سراسرى نماز از اجلاس هشتم تا كنون، امام جماعت مسجد نور.

تأليفات:

1 - حقوق فرزندان از ديدگاه اسلام؛

2 - روايت روزگار كودكى؛

3 - عاشورا در آيينه تاريخ و ادب؛

4 - اصلاحات در فرهنگ عاشورا؛

5 - دولت قرآن؛

6 - يادداشت ها - برداشت ها؛

7 - فرهنگ نامه قرآن؛

8 - ترجمه تفسير معين؛

9 - باغ بى فصل؛

10 - مثل فرشته؛

11 - مباحث مقدماتى تفسير قرآن؛

12 - رد پاى انديشه؛

13 - علم و عالم در انديشه اسلامى؛

14 - مفسران شيعه؛

15 - تحرير مجدد مجمع البحرين.

دو كتاب اخير ايشان پايان نامه كارشناسى ارشد و دوره دكترا بوده است.

مقالات:

1 - سرمقاله هاى فصلنامه نيايش؛

2 - نام هاى قرآن و مناسبت هاى آن؛

3 - نزول قرآن در رمضان؛

4 - دعبل خزايى؛

5 - محى الدين عربى؛

6 - فيض كاشانى؛

7 - درآمدى بر نهج البلاغه؛

8 - هنر در قرآن.

حجه الاسلام والمسلمين سيد جلال مجد هاشمى امام جماعت مسجد جامع ضرابخانه

وى در سال 1319 ه ش در خانواده اى روحانى در قم به دنيا آمدو در سال 1321 همراه پدر بزرگوارشان مرحوم آيه اللّه حاج سيد على محمدمجد كه جهت تصدى امامت جماعت عازم تهران بودند به اين شهر عزيمت نمود و تا سال 1331 و در دوازده سالگى در تهران اقامت و مقدمات علومدينى را در جوار والد بزرگوار خود فراگرفت و براى ادامه تحصيل در سال1331 به حوزه علميه قم بازگشت و مراحل تحصيلى را نزد استادان بزرگوارو آيات و مراجع زمان همچون آيات عظام: بروجردى، حجت، خوانسارى،امام خمينى، علامه طباطبائى، گلپايگانى، مرعشى نجفى، سلطانى طباطبائى،حاج شيخ مرتضىحائرى قدس سرهم فراگرفت و با اخذ درجه اجتهاد به تدريس و افاضه علمى در حوزه و دانشگاه مشغول شدند. تا سال 1355به تقاضاى اهالى محل و منطقه از مراجع معظم قم و با نظر حضرتآيه اللّه العظمى گلپايگانى قدس سره به امامت مسجد جامع ضرابخانه منصوب گرديد و حدود سى سال در آن مسجد و واحدهاى وابسته به آن، منشأ خدمات عديده اجتماعى، فرهنگى ارشادى گرديد، كه از آن جمله مى توان تأسيس واحد

علمى فرهنگى، قرآن و عترت، صندوق قرض الحسنه، صندوق خيريه انصارالمهدى، فروشگاه تعاونى، مجتمع آموزشى، بسيج، سايت اينترنت،تربيت بدنى، نوارخانه، مجتمع خيريه خدماتى درمانى و اخيرا بازار روزو كتابخانه به صورت مستقل پرداخت كه هم اكنون و تحت نظارت ايشان هريک به اداى وظايف و خدمات اجتماعى، فرهنگى و آموزشى خود مشغولاست.

تأليفات:

1 - امامت؛

2 - غدير، زيربناى جماعت شيعه؛

3 - سيماى غدير در كلام اميرالمؤمنين عليه السلام.

حجه الاسلام حسينعلى مروج اسدآبادى امام جماعت مسجد امام حسين عليه السلام واقع در خيابان امين الملک

ايشان در تاريخ يكم خرداد 1324 شمسى و در روز عاشورا، در يكىاز روستاهاى حومه اسدآباد از توابع همدان متولد شد. دروس فارسى و قرآنرا در مكتب پدر مرحوم خود حاج شيخ حسن مروج كه از علماى سرشناسو مشهور آن منطقه بود، آموخت، سپس به همدان رفت و دروس مقدماتىو ابتدايى را در حوزه علميه مرحوم آيه اللّه آخوند ملا على گذراند، آنگاهبه كرمانشاه رفت و تحصيلات خود را تا رسائل در حوزه آيه اللّه بروجردى ادامه داد.

ايشان در سال 1334 به لحاظ سخنرانى و انتقاد از بى بند و بارى نظامحاكم به دست ساواک دستگير شد و پس از 24 ساعت با دادن تعهد آزاد شدو مجددا در سال 1342 دستگير شد.

آثار هنرى و قلمى ايشان:

ايشان در كنار دروس حوزوى به مطالعه كتب فنى و هنرى پرداخت و در

رشته هاى فنى، الكترونيك، هنرى، تئاتر تحقيق كرد و به مدت سى سالبرنامه هاى نمايشى ترتيب داد، كه عده اى از افراد گروه ايشان شهيد و چند تندر زمان حاضر در صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران ايفاى نقش مى كنند.

اختراعات:

ايشان موفق به طراحى و ساختن وسايل الكترونيكى و الكتريكى نسبتاچشم گيرى شده است كه فقط عناوين آن ذكر مى شود:

1 - مهر الكترونيكى مخصوص ائمه جماعات؛

2 - تابلو مخصوص مساجد؛

3 - آژير زلزله.

تأليفات:

1 - مجموعه اى از نمايشنامه هاى مذهبى، اخلاقى، اجتماعى و تاريخى وطنى كه در دست تدوين دادند؛

2 - فيلم نامه عشق مقدس.

نمايشنامه هاى به اجرا درآمده ايشان از اين قرار است:

1 - شهداى راه توحيد؛

2 - فقط يک جو همت؛

3 - محكومى در محكمه؛

4 - رادمرد ناشناس؛

5 - معلم طاغوتى؛

6 - بچه بى دردسر؛

7 - عمار و ياسر؛

8 - فرشته هاى نجات؛

9 - غلام بذله گو؛

10 - راز كتاب ها؛

11 - ارباب خسيس؛

12 - ميهمان ناخوانده؛

13 - ديوها؛

14 - قاسم موتمن؛

15 - هيولاى جهل.

حجه الاسلام والمسلمين سيد اكبر مسعود پور امام جماعت مسجد حسين بن على عليه السلام

وى متولد سال 1339 ه ش است. در سال 1350 بعد از اتمام تحصيلات ابتدايى وارد حوزه علميه قم شد و از سال 1353 تحصيلات دروس جديد را نيز ادامه داد و همزمان در سال 1359 ديپلم دبيرستان را اخذنمود.

وى در سال 1364 موفق به اخذ ليسانس در رشته علوم انسانى شد و درسال 1360 درس خارج را شروع كرد.

وى قبل از انقلاب به سبب شركت در فعاليت هاى مبارزاتى دستگيرو زندانى گرديد كه به لحاظ صغر سن آزاد شد.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - فعاليت در سازمان تبليغات اسلامى؛

2 - خدمت در شوراى نگهبان؛

3 - سازمان عقيدتى سياسى ارتش.

تأليفات:

1 - حقوق بشر از سه زاويه؛

2 - نظام سياسى اسلام؛

3 - مبانى دانش تحليل سياسى؛

4 - آيات سياسى در قرآن (در دست چاپ).

ايشان بيش از چهل مقاله سياسى و معدودى مقاله فرهنگى در نشريات كيهان، جمهورى و مجلات علمى نگاشته اند.

گفتنى است نخستين اثر ايشان در سال 1374 انتشار يافت.

حجه الاسلام جوان ملكوتى امام جماعت مسجد قمر بنى هاشم عليه السلام

اين مسجد در ميدان جى واقع شده است.

ايشان دوره مقدماتى را در حوزه علميه مراغه گذرانده و در سال 1342ه ش به حوزه علميه قم وارد شده است. استادان ايشان آيات عظام مكارم شيرازى، نورى همدانى، دوزدوزانى ها، سيد ابوالفضل موسوى و ديگران بوده اند. وى در تهران هم از محضر آيه اللّه خسروشاهى و استادان ديگر بهره مند شده است. ايشان در سال 1353 موفق به اخذ ليسانس شده و ازدانشگاه تهران فوق ليسان گرفته و در رشته قرآن و حديث موفق به دريافت مدرک دكترا شده است.

مسجد قمر بنى هاشم عليه السلام به لحاظ فرهنگى و جز آن چند بار به عنوان مسجد نمونه معرفى شده است.

تأليفات:

1 - پايان نامه دكترا «جايگاه اهل بيت عليهم السلام در تفاسير مهم اهل سنت»؛

2 - پايان نامه فوق ليسانس «بررسى خصوصيات آيات و سور مكىو مدنى».

مقاله ها:

1 - مقاله «اخلاص»؛

2 - مقاله «نقد و بررسى روايات منع نگارش حديث»؛

3 - مقاله «اهل بيت و آيه هاى تطهير در تفاسير مهم اهل سنت».

جزوات تحقيقى:

ايشان در حدود بيست جزوه تحقيق را به قلم آورده اند، از جمله:اعجاز قرآن، روش ها و مكاتب تفسيرى، بررسى و نقد ترجمه قرآن كريم،منشأ اختلافات تفسير، تاريخ قرائات، تفسير سوره نبأ، پيدايى اختلاف درمذاهب تفسيرى كه در علوم قرآنى است و نيز ايشان چند جزوه درباره علوم حديث و اخلاق اسلامى دارند.

حجه الاسلام ملكوتى در سال 1357 اسير ساواک شده و در كميتهمشترک بازداشت بوده و با مرحوم شاه آبادى و ربانى شيرازى و سيدمحمدرضوى زندانى شده است. ايشان فعاليت هايى هم در زمينه جبهه و جنگ داشته است.

وى مقالاتى در مجموعه مقالات دارالفنون داشته اند.

حجه الاسلام احمد منيرى امام جماعت مسجد ابوالفضل عليه السلام در خيابان لشكر

ايشان در سال 1344 شمسى در خانواده اى روحانى و در يكى از روستاهاى مجاور همدان به نام «آغبلاغ» چشم به جهان گشود، وى دوران ابتدايى و راهنمايى را در محل تولد خود سپرى نموده و در سال 1361به منظور ادامه تحصيل وارد حوزه علميه همدان شده و از محضر استادانبزرگى همچون آيه اللّه شيخ غلامرضا رحمانى و آيه اللّه موسوى همدانىو ديگر استادان برجسته تا اتمام سطح بهره برده است. همزمان با تحصيلاتحوزوى در دبيرستان و دانشگاه نيز ادامه تحصيل داده و موفق به اخذكارشناسى ارشد در رشته زبان و ادبيات فارسى شده است.

تأليفات:

1 - دنيا در مثنوى معنوى؛

2 - مطالبات مردم و ابعاد خدمت رسانى (برگزيده جشنواره ائمه جماعات)؛

3 - اصلاحات علوى و مقالات متعدد كه به مناسبت هاى گوناگون در

نشريات انتشار يافته است؛

4 - بكاء؛

5 - عاشورا؛

6 - فرزند صالح.

سه مورد اخير تاكنون انتشار نيافته است.

فعاليت هاى سياسى، اجتماعى و تبليغى:

1 - حضور در جبهه از سال 1361 تا پايان جنگ تحميلى به طور متناوب بيش از يک سال؛

2 - همكارى با نهادهاى انقلابى همچون سپاه و كميته انقلاب اسلامى؛

3 - همكارى در تأسيس سازمان تبليغات اسلامى؛

4 - تدريس و تبليغ؛

5 - امام جماعت مسجد قمر بنى هاشم عليه السلام مدت دوازده سال؛

6 - امام جماعت مسجد امام على عليه السلام شهرک اوج كرج به مدت چهارسال؛

7 - امامت جماعت در دو مسجدالرضا مجيديه و ابوالفضل خيابان لشكر.

شايان ذكر است كه ايشان در برخى از مراكز آموزش عالى و دانشگاه آزاد اسلامى تدريس مى كند.

حجه الاسلام والمسلمين دكترسيد جمال الدين موسوى امام جماعت مسجد موسى بن جعفر عليه السلام

اين مسجد در بلوار كشاورز خيابان كپكانيان تهران قرار دارد.

وى در خانواده اى روحانى به سال 1348 ه ق در اصفهان متولد شد.سه ساله بود كه پدرش به درود حيات گفت. وى پس از اخذ ديپلم جهت ادامهتحصيل عازم حوزه علميه قم شد و در سال 1322 ه ش به مدت هفت سالتا تكميل دروس سطح و سپس يک دوره درس خارج اصول و ابوابى از فقه در محضر استادانى بزرگوار توفيق تلمذ يافت.

برخى از استادان ايشان عبارت بودند از: سيد يحيى يزدى، آيه اللّه خويى سبز وارى، سيد اسداللّه مدنى، حاج شيخ حسن صافى اصفهانى،محمد تقى جعفرى تبريزى، شيخ محمد حسين دهاقانى، حاج آقا حسن قمى،ميرزا حسن يزدى، مرحوم حاج شيخ مجتبى لنكرانى، استاد شيخ محمد باقرزنجانى، شيخ يداللّه نجف آبادى. ايشان علاوه بر دروس حوزوى موفق شدكه به دانشسراى عالى راه يابد و ليسانس فلسفه و پس از چند سال دكتراى همانرشته را كسب نمايد.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - بنيانگذارى مجله حكومت اسلامى با شركت مرحوم دكتر مظلومى؛

2 - همكارى با كانون علمى و تربيتى جهان اسلام؛

3 - همكارى با دائره المعارف اسلام مرحوم حسن الامان لبنانى عاملى؛

4 - ترجمه هم زمان بسيارى از كنفرانس هاى علمى؛

5 - نشر دفاع از حق از انتشارات تفاهم.

تأليفات:

1 - پيام اقتصادى قرآن؛

2 - داستان انسان ها؛

3 - ترجمه الغدير؛

4 - ترجمه اميرالمؤمنين عليه السلام در عهد پيامبر صلى الله عليه و آله؛

5 - ترجمه الاسلام؛

6 - شؤون فقيه؛

7 - سنت هاى تاريخ در قرآن؛

8 - عدالت اجتماعى در اسلام.

مقاله ها:

1 - اقتصاد اسلامى؛

2 - ترجمه روان شناسى عملى؛

3 - ترجمه طرز تفكر شيعه و علامه مظفر؛

4 - برخى مقالات متفرقه.

گفتنى است نخستين اثر ايشان روان شناسى عملى در سال 1344 ه شبوده است.

حجه الاسلام والمسلمين دكتر سيد فرج اللّه موسوى امام جماعت مسجد رضوان اللّه

اين مسجد، در خيابان هفده شهريور جنوبى تهران واقع شده است.

وى در سال 1332 ه ش در شهرستان ايذه در استان خوزستان متولدشد. ايشان دوره ابتدايى را در زادگاه خود اهواز سپرى كرد و وارد حوزهعلميه آيه اللّه العظمى انصارى در اهواز شد و همزمان در حوزه علميهبه تحصيلات دبيرستانى خود ادامه داد و سرانجام در رشته ادبيات فارسىدانشگاه جندى شاپورموفق به اخذ ليسانس شد و به استخدام آموزشو پرورش درآمد.

قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، همراه و هم گام با مردم خوزستان ازطريق وعظ و خطابه به روشنگرى مردم بر ضد رژيم شاهنشاهى پرداختو به دست عمال ساواک زندانى شد. وى در سال 1364 ه ش موفق به اخذمدرک فوق ليسانس زبان و ادبيات فارسى و در سال 1374 ه ش وارد دوره دكترا شد.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - رئيس دانشگاه آزاد اسلامى شهرستان ايذه از سال 1369 تا 1374 ؛

2 - رئيس دانشگاه آزاد اسلامى شهرستان شوشتر تا سال 1374 ؛

3 - عضو هيئت علمى دانشگاه آزاد اسلامى دانشكده تربيت معلم اكنون؛

4 - امام جماعت مسجد رضوان اللّه ؛

5 - قائم مقام معاونت فرهنگى مركز رسيدگى به امور مساجد.

تأليفات:

1 - قرائت عربى قرآن و حديث؛

2 - يک حرف از هزاران؛

3 - تأثير سوره يوسف بر نظم فارسى؛

4 - فارسى مقدماتى؛

5 - فارسى عمومى؛

6 - جنگ خونين با جگر گوشه؛

7 - نگاهى نو به سيرى در نهج البلاغه (2 جلد)؛

8 - شرح كامل كليله و دمنه؛

9 - جلوه هاى معاد در مثنوى؛

10 - جلوه هاى نماز در نظم فارسى.

مقاله ها:

1 - جلوه هاى مسجد در ديوان حافظ (مندرج در مجله مسجد)؛

2 - جلوه هاى مسجد در ديوان اهلى شيرازى (مجله مسجد)؛

3 - تجلى مسجد در ديوان مولانا (مجله مسجد)؛

4 - نخستين كتاب ايشان در سال 1374 به رشته تحرير درآمد.

آيه اللّه سيد مصطفى موسوى خرم آبادى امام جماعت مسجد امام صادق عليه السلام در سيد خندان

وى در خانواده اى روحانى به دنيا آمد. جد سوم ايشان مرحوم آيه اللّه سيد شمس از شاگردان مرحوم خاتم الفقها شيخ انصارى بود.

ايشان ادبيات و سطح معمول را زيرنظر عموى خود مرحوم حاجسيد محمدرضا موسوى خرم آبادى فرا گرفت. سپس به مجلس درس خارج فقهو اصول مرحوم آيه اللّه العظمى حاج روح اللّه كمالوند خرم آبادى رفت.مدتى هم به تدريس نهج البلاغه پرداخت.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - روحانى شهرستان آباده فارس به مدت دو سال؛

2 - امام جماعت مسجد امام صادق عليه السلام در سيد خندان از سال 1360 .

تأليفات:

1 - شرحى بر دعاى ندبه؛

2 - شگفتى چرا؟

3 - خطبه شعبانيه؛

4 - زندگانى حضرت زينب و امام سجاد عليه السلام ؛

5 - شرح خطبه حضرت زهرا (در دست چاپ).

حجه الاسلام سيد صدرالدين موسوى امام جماعت مسجد صاحب الزمان در شهرک

مشاراليه در سال 1366 شمسى وارد حوزه علميه قم شده و پس ازتحصيل سطح و دروس خارج به مدت يكسال در حوزه علميه شهرستانباغ ملک و مدتى نيز در حوزه علميه ورامين و نيز حدود چهار سال در مسجد صاحب الزمان شهرک مدرس به تبليغ و سخنرانى پرداخته است.

ايشان هم اكنون در پى احداث مؤسسه اى فرهنگى و مذهبى در خوزستاناست كه بخش عمده اى از فعاليت هاى چاپ و نشر خود را در آن متمركز كند.

تأليفات:

1 - تاريخ انقلاب و اسلام؛

2 - تفسير قرآن كريم.

مقاله ها:

1 - قانون؛

2 - جهاد؛

3 - نقش حج در بيدارى مسلمين.

سخنرانى:

1 - درباره يهود سى جلسه؛

2 - درباره علم 120 جلسه؛

3 - درباره عقل 121 جلسه؛

4 - درباره عمل 100 جلسه؛

5 - درباره دعا 90 جلسه؛

6 - قضيه استعمار بيست جلسه؛

7 - مسئوليت انسان 24 جلسه.

يادآور مى شود كه موضوعات ياد شده و ديگر موضوعات مطرح شدهايشان در 800 نوار كاست ضبط شده است.نخستين اثر ايشان معيار شخصيت انسان به صورت سخنرانى در سال1364 و آخرين آن مسئوليت انسان در نهضت عاشورا به سال 1384 بوده است.

حجه الاسلام والمسلمين سيد سليمان موسوى مهر امام جماعت مسجد النبى صلى الله عليه و آله

اين مسجد در خيابان ستارخان، يكم دريانو، تقاطع زنجان شمالى واقع شده است.

وى در خانواده اى مذهبى در شهرستان سراب در سال 1316 ه ش متولد شد. تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خود گذراند و در سال 1329 عازمقم شد تا به ادامه تحصيل بپردازد.

ايشان در قم مقدمات و سطح را با موفقيت پشت سر گذاشت و در سال1338 در درس خارج حضور يافت.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - مبلغ معارف اسلامى در استان هاى كشور، از جمله: گيلان، كردستان،خراسان، آذربايجان شرقى، اصفهان (= گلپايگان) و مازندران؛

2 - مدير حوزه علميه گلپايگان به امر آيه اللّه العظمى گلپايگانى؛

3 - مؤسس كتابخانه، صندوق قرض الحسنه، شوراى حل اختلاف و سلامت؛

4 - امام جماعت نمونه كشور به همت سازمان تبليغات اسلامى در سال1382 .

تأليفات:

1 - الكشف الموضوعى للقرآن الكريم؛

2 - نور در ظلمت؛

3 - آشنايى با روش هاى تربيتى قرآن (در دست چاپ)؛

4 - چهره منافقين در قرآن (در دست چاپ).

مقاله ها:

1 - زمينه بعثت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله؛

2 - نقش قرآن در رشد اخلاق؛

3 - اعجاز قرآن و اخبار از غيب؛

4 - تنظيم جزوات درسى.

نخستين اثر ايشان در سال 1369 به رشته تحرير درآمده است.

آيه اللّه محمدرضا مهدوى كنى عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و رياست دانشگاه امام صادق عليه السلام و امام جماعت مسجد دانشگاه

معظم له در سال 1310 ه ش در قريه كن واقع در حومه تهران تولديافت و پس از گذراندن مقطع ابتدايى در كن و تهران و سه سال سپرى ساختندروس حوزوى در مدرسه علميه مرحوم برهان عازم قم شد و تا سال 1340در محضر استادان مبرز آن زمان همچون حضرات آيات حاج شيخ عبدالجواد سده اى (جبل عاملى)، شهيد صدوقى، سلطانى، مجاهدى، رفيعى،قزوينى، شعرانى، علامه طباطبايى، بروجردى، امام خمينى و آيه اللّه العظمى گلپايگانى و ديگر استادان تلمذ كرد.

ايشان پس از درگذشت آيه اللّه بروجردى به تهران بازگشت و به ادامهمبارزات خود بر ضد طاغوت - كه از هيجده سالگى و در زمان آيه اللّه بروجردى شروع كرده بود، پرداخت - در نهضت اسلامى به رهبرىامام خمينى قدس سره شركت فعال و مؤثر داشت و انواع شكنجه ها، زندان هاو تبعيدها را به جان خريد.

ايشان پيش از پيروزى انقلاب با حكم امام خمينى به عضويت شوراىانقلاب درآمد و پس از پيروزى نيز عهده دار مسئوليت هاى حساس و گوناگون

شد. معظم له در حال حاضر دبير جامعه روحانيت مبارز تهران و رئيس دانشگاهامام صادق است و از جانب امام خمينى توليت مدرسه علميه مروى تهران رابر عهده دارد.

تأليفات:

1 - نقطه هاى آغاز در اخلاق عملى؛

2 - اصول و مبانى اقتصاد اسلامى در قرآن؛

3 - بيست گفتار.

سمت ها و فعاليت ها:

1 - سرپرست كميته انقلاب اسلامى؛

2 - عضو شوراى نگهبان؛

3 - وزير كشور در دولت شهيد رجايى و شهيد باهنر؛

4 - نخست وزير؛

5 - عضو شوراى عالى انقلاب فرهنگى؛

6 - مسئول ستاد رسيدگى به مناطق جنگى؛

7 - عضو شوراى بازنگرى قانون اساسى؛

8 - عضو مجع تشخيص مصلحت نظام؛

9 - رئيس مركز رسيدگى به امور مساجد؛

10 - رئيس دانشگاه امام صادق عليه السلام.

حجه الاسلام والمسلمين عزت اللّه واعظى امام جماعت مسجد الزهرا در شهرآرا

وى در سال 1337 ه ش در خانواده اى متدين و روحانى در آمل متولدشد و پس از طى دوران تحصيلات ابتدايى در سال 1350 به كسوت طبگى درآمد. ظرف دو سال در آمل در مسجد جامع، دروس حوزه را فرا گرفتو در سال 1352 وارد حوزه علميه قم شد و در سال 1356 به لباس روحانيتدرآمد و به سفرهاى تبليغى رفت و فعاليت هاى سياسى را بر ضد رژيم شاه با استماع نوار سخنرانى امام خمينى قدس سره و مطالعه كتب ايشان در سال 1353آغاز كرد و چهار بار دستگير و بازجويى شد و كتک خورد و يک ماه هم باز داشت بود.

خدمات و مسئوليت ها:

عمده فعاليت هاى ايشان پس از پيروزى انقلاب اسلامى، در زمينهفرهنگى و تشكيل كلاس و جلسات با كمونيست ها و منافقين بوده است.نامبرده ده سال در دروس خارج حوزه شركت كرده است.

وى يازده بار عازم جبهه هاى حق بر ضد باطل شده است. همچنين به دعوت روابط بين المللى سپاه، دو ماه به لبنان عزيمت كرده است.

ايشان در سال 1369 به منظور تدريس وارد دانشگاه شد و در سال1375 كار نويسندگى را با انتشار مقاله در روزنامه ها و مجلات آغاز كردكه تاكنون قريب يكصد مقاله منتشر ساخته است.

نامبرده مدتى با شوراى سياستگذارى ائمه جمعه و مركز رسيدگىبه مساجد به عنوان معاون فرهنگى، معاون پژوهشى همكارى داشته و هم اكنون به عنوان مشاور فرهنگى اين مركز و مسئول نهاد نمايندگى مقاممعظم رهبرى در دانشگاه آزاد اسلامى واحد رودهن اداى وظيفه مى كند.

ايشان سه سال است از محضر آيه اللّه خامنه اى كسب فيض مى كند.

تأليفات:

1 - پانزده خوشه نور؛

2 - خورشيد بى غروب عشق؛

3 - عدالت مظلوم؛

4 - كمال نهايى انسان؛

5 - مقدمه اى بر اخلاق و تربيت اسلام؛

6 - انسان از ديدگاه اسلام؛

7 - نامه هاى عرفانى.

حجه الاسلام والمسلمين حسين واعظى نژاد امام جماعت مسجد بقيه اللّه

مسجد بقيه اللّه ، در انتهاى اشرفى اصفهانى واقع شده است.

وى در سال 1335 ه ش در قهرود كاشان چشم به جهان گشود. نام پدرايشان حاج فتح اللّه ، اهل ذوق و شعر و به روحانيان بسيار علاقه مند بود.ايشان دوره ابتدايى را در مدرسه انورى قهرود و دبستان اسلامى كاشانبه اتمام رساند و در سال 1347 به قم آمد و در مدرسه فيضيه مشغول تحصيل شد. سپس به كاشان بازگشت و در مدرسه علميه آيه اللّه يثربى ادامه تحصيل دادو معمم شد. وى فوق ليسانس رشته فقه ومبانى حقوق است.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - آموزش قرآن و عقايد در كاشان و حومه؛

2 - امور نگهبانى در كميته مستقر در مدرسه رفاه؛

3 - شركت در راه اندازى حزب جمهورى اسلامى در خرمشهر و مناطق جنوب؛

4 - فعاليت در جهاد سازندگى و سپاه پاسداران كاشان؛

5 - خدمت در دفتر مركزى سازمان تبليغات اسلامى، ستاد اقامه نماز،ستاد فروغ فرهنگ قرآنى، بنياد فرهنگى مهدى موعود، كانون اسلامى دانشجويان و فارغ التحصيلان قهرود.

تأليفات:

1 - طهارت روح؛

2 - آينده اى بهتر در پرتو انفاق؛

3 - نماز زيباترين الگوى پرستش؛

4 - نخستين گام در نماز؛

5 - زكات در آيينه وحى؛

6 - روزه؛

7 - امر به معروف و نهى از منكر؛

8 - توحيد، عدل، نبوت و امامت حجه الاسلام قرائتى (اين كتاب بازنگرى و تكميل شده است)؛

9 - انس با قرآن (دو جلد): اين دو كتاب به سفارش ستاد ترويج فرهنگ قرآنى تدوين يافته است).

نشريات:

1 - اذان؛

2 - نشريه محله؛

3 - ويژه نامه هايى براى مركز رسيدگى به امور مساجد.

آيه اللّه محمدتقى وحيدى گلپايگانى

امام جماعت مسجد انصار الحجهوى به سال 1313 ه ش در خانواده اى مذهبى و از پدرى اهل ادبو مادرى متعهد پاى به عرصه وجود نهاد.

ايشان تحصيلات ابتدايى و ادبيات عرب را در گلپايگان سپرى كرد؛ سپس در قم به مدرسه رضويه، مدرسه حاج ملاصادق و دارالشفا رفت.

ايشان به مدت ده سال در مدرسه فيضيه تحصيل علم كرد و سطوح عاليه و خارج فقه و اصول را گذراند.

استادان ايشان در دوران تحصيل عبارت بودند از: مرحوم آيه اللّه ستوده، آيه اللّه مشكينى، آيه اللّه فاضل لنكرانى و مرحوم حاج شيخ جلال گلپايگانى.

ايشان منظومه را نزد مرحوم آيه اللّه مصطفى خمينى و خارج اصول رانزد امام خمينى قدس سره و خارج فقه بحث قضا را نزد مرحوم آيه اللّه بروجردى قدس سره تلمذ نمودند.

خدمات و مسئوليت ها:

1 - فرمانده كميته هاى منطقه 9 و 10 ؛

2 - مسئول امور مساجد جنوب شهر تهران؛

3 - مؤسس بيمارستان يكصد تخت خوابى خيريه شهيد گمنام.

تأليفات:

1 - مهارتى از قرآن كريم (دو جلد)؛

2 - قرآن و ولايت؛

3 - اجتهاد و تقليد و ولايت فقيه (در دست چاپ است)؛

4 - مقاله اى درباره اعجاز قرآن از بعد فصاحت و بلاغت كه دردائره المعارف قرآنى به چاپ رسيده است.

گفتنى است نخستين اثر ايشان در سال 1354 به زيور طبع آراسته شده است.

آيه اللّه سيد فتاح هاشمى تبريزى امام جماعت مسجدجامع درشهرک غرب

در سال 1323 ه ش در تبريز و در محله حكم آباد متولد شد.پدر ايشان آيه اللّه سيد يوسف هاشمى حكم آبادى از علماى طراز اول تبريزو امام جماعت يكى از مساجد بزرگ بازار تبريز بود.

ايشان تا مقطع ديپلم در تبريز تحصيل كرد و علوم اسلامى و ادبيات عرب را نزد پدر بزرگوار خود آموخت. در اواخر سال 1336 و در زمان زعامت آيه اللّه بروجردى وارد قم شد. سپس دروس سطح را آموخت و كفايه مرحوم آخوند خراسانى را از محضر آيه اللّه سلطانى فرا گرفت و در امتحانات سطح عالى حوزه علميه شركت كرد و با نمره بسيار ممتاز پذيرفته شدو به دريافت شهريه ويژه از معظم له نائل آمد.

ايشان به مدت بيست سال در دروس خارج فقه مراجع شركت كردو سرانجام به دريافت اجازات از مراجع بزرگ در امور حسبيه و اجتهاد نايلشد و سپس به تدريس پرداخت و تا زمان حضور در قم، كار تدريس را دنبال كرد.

ايشان در درس فلسفه شهيد مطهرى شركت كرد و همزمان به درس

آيه اللّه جوادى آملى رفت. سپس به تهران آمد و در حوزه علميه چيذر مشغولتدريس شد و ظرف ده سال به تدريس سطوح عالى پرداخت، آنگاه مسجدكوچكى را به نام «چهارده معصوم» بنا نهاد. ايشان بعدها مسجدى به نام بلال بنانهاد كه به «مسجد جامع شهرک قدس» مشهور شد. اين مسجد از جمله مساجد مجلل خاورميانه محسوب مى شود و داراى كتابخانه، سالن هاى وسيع براى مجالس جلسات علمى و مذهبى است.

ايشان هفت سال هم در مدرسه مروى، كفاية الاصول را تدريس كرد.مشاراليه هم اكنون نيز كفايه و درس خارج عروة الوثقى را تدريس مى كند.

ايشان با مركز رسيدگى به امور مساجد هم همكارى دارد و عضو هيئت ممتحنه ائمه جماعات است. همچنين جلسات تفسير، اصول عقايد،مباحث علمى و پاسخ به شبهات نيز برگزار مى كند.

تأليفات:

1 - فقه و خيارات (در دوازده جلد)؛

2 - تفسير قرآن؛

3 - جواب اشكالات.