ghaemiyeh.com
سرشناسه: مرادی رنانی، علیرضا، ۱۳۷۸-
عنوان و نام پدیدار: منزلت زن در اندیشه اسلامی: از امام علی علیه السلام تا انقلاب اسلامی/ نویسنده علیرضا مرادیرنانی.
مشخصات نشر: اصفهان: ایلماه ، ۱۴۰۴.
مشخصات ظاهری: ۱۰۰ ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم.
شابک: 5-0-89686-622-978
وضعیت فهرستنویسی:فیپا.
یادداشت: کتابنامه:ص.۹۱-۹۴.
موضوع:زنان در اسلام
Women in Islam
موضوع:علیبن ابیطالب (عليه السلام)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. -- دیدگاه درباره زن
Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Views on women
موضوع: خمینی، روحالله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- دیدگاه درباره زن
Khomeyni, Ruhollah, Leader and Founder of IRI -- Views on women
موضوع: خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۱۸ - --دیدگاه درباره زن
Khamene'i، Ali، Leader of IRI ، 1939 - -- Views on Woman
ردهبندی کنگره: BP۲۳۰/۱۷۲
ردهبندی دیویی: ۲۹۷/۴۸۳۱
شماره کتابشناسی ملی: ۱۰۴۱۵۷۶۸
اطلاعات رکورد کتابشناسی: فیپا.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
منزلت زن در اندیشه اسلامی
از امام علی عليه السلام تا انقلاب اسلامی
نویسنده: علیرضا مرادی رنانی
سرشناسه: مرادی رنانی، علیرضا، ۱۳۷۸-
عنوان و نام پدیدار: منزلت زن در اندیشه اسلامی: از امام علی تا انقلاب اسلامی/ نویسنده علیرضا مرادیرنانی.
مشخصات نشر: اصفهان: ایلماه ، ۱۴۰۴.
مشخصات ظاهری: ۱۰۰ ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم.
شابک: 5-0-89686-622-978
وضعیت فهرستنویسی:فیپا.
یادداشت: کتابنامه:ص.۹۱-۹۴.
موضوع:زنان در اسلام
Women in Islam
موضوع:علیبن ابیطالب (عليه السلام)، امام اول، ۲۳ قبل از هجرت - ۴۰ق. -- دیدگاه درباره زن
Ali ibn Abi-talib, Imam I, 600-661 -- Views on women
موضوع: خمینی، روحالله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ۱۲۷۹ - ۱۳۶۸. -- دیدگاه درباره زن
Khomeyni, Ruhollah, Leader and Founder of IRI -- Views on women
موضوع: خامنهای، علی، رهبر جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۱۸ - --دیدگاه درباره زن
Khamene'i، Ali، Leader of IRI ، 1939 - -- Views on Woman
ردهبندی کنگره: BP۲۳۰/۱۷۲
ردهبندی دیویی: ۲۹۷/۴۸۳۱
شماره کتابشناسی ملی: ۱۰۴۱۵۷۶۸
اطلاعات رکورد کتابشناسی: فیپا.
ایلماه
نام اثر : منزلت زن در اندیشه اسلامی: از امام علی (عليه السلام) تا تداوم انقلاب اسلامی
نام نویسنده : علیرضا مرادی رنانی
ناشر : ایلماه
شابک:5-0-89686-622-978
چاپ اول : پاییز 1404
طراح جلد: علیرضا میره زاده
ویراستار دیجیتالی : محمّد علی ملک محمّد
این پژوهش که تلاشی است در بازخوانی جایگاه رفیع زن در دو سپهر درخشان سخن امام علی (عليه السلام) و گفتمان رهبران انقلاب اسلامی، با توکل بر خداوند متعال و به امید آنکه گامی هر چند کوچک در راه تکریم مقام انسانسازِ زن باشد، تقدیم میگردد:
به پیشگاه بانوی دو عالم، حضرت فاطمهی زهرا (سلام الله عليها) که اسوهی کامل کرامت، مقاومت و نقشآفرینی زن در همه عرصههای زندگی است.
به تمام شهدا، به ویژه شهدای زن و مادران شهید که با عظمتِ ایثار و صبر خود، درسهای جاودانهی زن مسلمان انقلابی را به تاریخ آموختند.
به مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله العظمی خامنهای (مدّظلّهالعالی) که با رهنمودهای حکیمانهی خود، چراغ راه تبیین و تحقق الگوی ناب «زن تراز انقلاب اسلامی» را همواره فروزان نگه داشتهاند.
و در نهایت، به همه زنان غیور، متعهد و فهیم ایران اسلامی که در سنگر خانه و جامعه، پرچمدار عزت، آگاهی و سازندگیاند.
باشد که این اثر، مورد قبول درگاه احدیت و مایهی استفادهی جویندگان حقیقت قرار گیرد.
تقدیر و سپاس
مقدمه:...5فصل اول: کلیات
و مفاهیم
1.1. مفهوم جایگاه زن...12
1.. عوامل تعیینکننده جایگاه زن...13
1.. جایگاه زن درآیات و روایات...16
1.3.1. آفرینش زن در قرآن... 17
1.3.2. منزلت زن در روایات... 20
فصل دوم: زن در نگاه امام علی (عليه السلام)
2.1. گونه شناسی نگرش به زن در شروح نهجالبلاغه... 24
2.2. جایگاه زن در کلام امیرالمؤمنین... 27
2.3. احترام و نکوداشت زن... 30
2.4. احیای حقوق زنان در سیره و سخن امام علی (عليه السلام)... 32
2.5. بررسیها... 35
2.5.1. جایگاه مشورتی زنان در سیره عملی امام علی (عليه السلام).... 37
2.5.2. زن؛ زینت زندگی یا فتنه؟... 40
2.5.3. عقرب یا گوهر؟ رمزگشایی از یک تشبیه چالشی در سخن امام علی (عليه السلام)... 41
2.5.4. غیرت: فضیلت یا رذیلت؟... 43
2.5.5. تحلیل خطبه ۸۰: پاسخ به فتنه جمل یا حکمی کلی درباره زنان؟... 45
2.5.6. بررسی و نقد روایت «زن شر است»... 51
فصل سوم : زن درگفتمان انقلاب اسلامی
3.1. امام خمینی (رحمه الله) و احیای جایگاه زن... 57
3.1.1. آزادی زنان در گفتمان امام خمینی (رحمه الله):... 60
3.1.2. جایگاه و منزلت اجتماعی زنان در اندیشه امام خمینی (رحمه الله):... 62
3.1.3. مقام مادری و نقش انسانسازی زن در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)... 64
3.1.4. انسانسازی زنان در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)... 67
3.2. کرامت و هویت زن در گفتمان امام خامنهای (مدظلهالعالی)... 70
3.2.1. کرامت و هویت زن... 70
3.2.2. منزلت زن در عرصه فردی: خودسازی برای تأثیرگذاری اجتماعی... 73
3.2.3. منزلت زن در عرصه خانوادگی از منظر امام خامنهای... 75
3.2.3. منزلت زن در عرصه اجتماعی از دیدگاه امام خامنهای... 79
نتیجه و پیشنهاد... 83
فصل چهارم: جمع بندی و پیشنهاد
4.1. جمعبندی نهایی:... 84
4.2. پیشنهادها... 87
فهرست منابع:... 91
زن موجودی اسرارآمیز است که همواره دو ساحت داشته است: جمال و جلال عشق و مرگ. عشق زن که مظهر آرمانی آن است، چون شعر خلق مدام است، چراکه زن جسماً و روحاً و نفساً به مرد حیات میبخشد. زن رمز طبیعت است. پس شگفت نیست که در وصفش گفتهاند: زنان هر سرزمین، شعر آن سرزمیناند و روح هر جامعه در زنان آن جامعه چون گل میشکفد یا پژمرده میشود؛ تا جامعه چه جایگاهی به وی عطا کند.
در نخستین جوامع بشری نه نظام مردسالاری حاکم بود و نه زنسالاری، بلکه این هر دو، وظایف و مشاغل مختلفی داشتند و همکار و مکمل یکدیگر بودند. هیچچیز مبین برتری یکی بر دیگری نبود. زنان به گردآوری مواد خوراکی میپرداختند و مردان به شکار و نوعی تبادل و توازن میان آن دو وجود داشت. تا اینکه این تبادل و توازن در سال ۲۰۰۰ پیش از میلاد پایان میگیرد و منزلت زن رو به افول میگراید. از آن دوران به بعد، مرد میکوشد تا زن را از میدان بیرون رانده، فرمانروای مطلقالعنان باشد.
بهزعم الیزابت بادنتر، پدرسالاری مبتنی بر حذف یا اخفای زن، در غرب با دموکراسی آتن در قرن پنجم پیش از میلاد آغازشده و با ظلم در حق زنان همواره بوده و هست. چه در زمان انقلاب کبیر فرانسه که رو به افول نهاد (جلال ستاری،
سیمای زن در فرهنگ ایران)، زمانی که الههای که برای پرستش بود، از حقوق حقه خود محروم بود؛ چه در دوره مردسالاری که بیرحمانهترین رفتارها نثارش میشد؛ چه در زمان جاهلیت که حتی پس از مرگ همسرش نیز بهعنوان کالا به ارث میرسید؛ چه درزمانی که در بعضی کشورها پس از مرگ همسر، او نیز باید سوزانده میشد و... اکنون نیز که فریاد مدرنیته گوش عالم را ناشنوا ساخته، بردهداری نوین زن شکلگرفته است.
خداوند با خلقت زن و مرد، برای آنها حقوحقوقی مساوی در جامعه قرار داده است؛ ولی در زمان قبل از اسلام و حتی در برخی از ادیان پس از اسلام، زنان همواره در موقعیتهای متفاوت مورد ظلم و ستم قرار میگرفتند، بهطوریکه گاهی از حقوق اولیه یک انسان محروم بودند. مقام مادر بهعنوان یکی از مهمترین و مقدسترین جایگاههای زن و منزلت او شناختهشده است. مقاله حاضر به بررسی جایگاه زن در کلام امیرالمؤمنین و رهبران انقلاب اسلامی به نگارش درآمده است.
پیشینه مطالعه درزمینهٔ جایگاه زن در نهجالبلاغه، بررسیهای زیادی را دربر میگیرد. ازجمله در پژوهشی با عنوان «باز پژوهی دیدگاه امام علی (عليه السلام) درباره عقل زنان با تأکید بر خطبه ۸۰ نهجالبلاغه»، محقق دیدگاه امام علی (عليه السلام) درباره زنان را موردنقد قرار داده و خطبه ۸۰ نهجالبلاغه را که درزمینهٔ نواقصالعقول بودن زن است، به دلیل اینکه با سند عامه نقلشده، ضعیف دانسته و آن را از خطبههای امام علی (عليه السلام) نمیداند (طیبی، ناهید، باز پژوهی دیدگاه امام علی (عليه السلام) درباره عقل زنان با تأکید بر خطبه ۸۰ نهجالبلاغه، ۱۳۹۵).
نظر بیگی در تحقیقی با عنوان «جامعهشناسی زبان در تبیین جایگاه اجتماعی زن در خطبه ۸۰ نهجالبلاغه»، زن در نهجالبلاغه را ترسیم طرحی
یکبعدی از چهره کامل زن در قرآن معرفی کرده است که فضای این طرح را جوی آکنده از فتنههای زمانه و دسیسههای سیاسی در برگرفته است. از دیدگاه این محقق، مفسران نهجالبلاغه به دنبال اثبات اینکه زنان در مقام عبودیت، عروج و تکامل، دریافتهای ذهنی و انتزاعات عقلی و... از مردان ناقصترند، آنها را با عباراتی چون عقرب، شر، ناقصالایمان، ناقصالحظ و ناقصالعقل توصیف میکنند (نظر بیگی، جامعهشناسی زبان در تبیین جایگاه اجتماعی زن در خطبه ۸۰ نهجالبلاغه، ۱۳۹۴).
دشمنان اسلام برای سوءاستفاده از شرایط حاکم بر جامعه، از هر حرف و سخنی در جهت اهداف خود تعبیر و تفسیر مینمایند؛ تا جایی که برخی با تمسک بهظاهر کلام امیرالمؤمنین (عليه السلام)، تمسک پذیری زن و وجود ارزشی والای انسانی او را انکار نموده و وی را موجودی دونپایه معرفی میکنند و گروهی دیگر با تأکید بر منزلت و کرامت والای زن، کلام حضرت را منافی با منزلت و مقام زن عنوان میکنند.
بر طبق پژوهش صارمی گروی و همکارش در سال ۱۳۹۱ با عنوان «جایگاه و حقوق زن در نهجالبلاغه»، در سیره حضرت بهرغم سنت جاهلیت، ایشان به مقام زن احترام بسیار گذاشته و زن را مظهر جمال و عطوفت الهی معرفی مینمایند. همچنین حضرت در کلام دیگری زن را امانت الهی معرفی کرده که همانند دیگر امانات، ارزشمند و قابلاحترام هست (صارمی گروی، سکینه؛ مجیدی، محسن، جایگاه زن در نهجالبلاغه، ۱۳۹۱).
بنابر برداشتها و دیدگاههای متفاوت نسبت به جایگاه زن در شرایط حاکم بر جامعه، لازم و ضروری است احادیث و روایات و همچنین دیدگاههای رهبران انقلاب باتوجهبه شرایط موجود مورد بررسی قرار گیرند.
هدف از تحقیق حاضر، بررسی جایگاه زن در کلام امیرالمؤمنین (عليه السلام) و رهبران انقلاب اسلامی میباشد. به همین منظور به دنبال یافتن پاسخی مناسب برای یک پرسش اصلی و چند پرسش فرعی است. پرسش اصلی این است که از دیدگاه امام علی (عليه السلام) و رهبران انقلاب اسلامی جایگاه زن چگونه است؟ پرسشهای فرعی عبارتانداز: جایگاه زن قبل از اسلام و بعد از اسلام و در زمان حکومت امام علی (عليه السلام) چگونه بوده است؟ رهبران انقلاب اسلامی پس از پیروزی انقلاب چه جایگاهی برای زنان در نظر گرفتند؟ پژوهشگر درروند دستیابی به پاسخ پرسشهای مذکور با مانع خاصی مواجه نبوده است. تحقیق حاضر یک تحقیق توصیفی-تحلیلی است که از منابع کتابخانهای شامل کتب احادیث، نهجالبلاغه، مقالات و سایتهای اینترنتی درزمینهٔ موضوع استفادهشده است.
این پژوهش به بررسی جایگاه زن در دو منظر کلیدی میپردازد: سخن امام علی (عليه السلام) در نهجالبلاغه و گفتمان رهبران انقلاب اسلامی (امام خمینی و مقام معظم رهبری)
در تحلیل کلام امام علی (عليه السلام)، با اشاره به عباراتی که اغلب چالشبرانگیز تلقی میشوند (مانند خطبه ۸۰)، تأکید شده است که این سخنان عمدتاً واکنشی موقعیتی (بهویژه پس از جنگ جمل) و ناظر به مصداق خاص است و نباید بهعنوان حکمی کلی و ذاتی درباره همه زنان تفسیر شود. در کنار این، سیره عملی و سایر سخنان ایشان، حاکی از تکریم والای مقام زن بهعنوان امانت الهی است.
در بخش رهبران انقلاب، گفتمان امام خمینی (رحمه الله) و امام خامنهای (مدظلهالعالی) بهعنوان احیاگرایان جایگاه زن در جامعه اسلامی معاصر
تحلیلشده است. این گفتمان با طرد همزمان الگوی سنتیِ منفعل و الگوی غربیِ ابزارگرا، «الگوی سوم» زن مسلمان انقلابی را ارائه میدهد: زنی که هم عفیف و خانواده محور است و هم فعال، آگاه و پیشرو در عرصههای سیاسی و اجتماعی.
این نگاه، مقام مادری و همسری را نه بهعنوان محدودیت که بهعنوان شغلی متعالی و آیندهساز (حتی باارزشی بالاتر از مسئولیتهای اجرایی) ارج مینهد و حضور اجتماعی را مشروط به عدم تعارض با این نقش بیبدیل و رعایت حریمهای اسلامی میداند.
در جمعبندی نهایی، این پژوهش نشان میدهد که اسلام با نگاهی کرامتمحور، سنت علوی با تأکید بر تعقل و حفظ حریم و گفتمان انقلاب اسلامی با تلفیق مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی، تصویری متعالی، متوازن و اثرگذار از زن ارائه میدهند که او را از حاشیه به متن تحولات فردی و تاریخی وارد میسازد.
جایگاه زن، یعنی موقعیت و نقشی که زن میتواند در خانواده و در اجتماع داشته باشد. از این نظر، زن در اسلام از جایگاهی بسیار والا هم در اجتماع و هم در خانواده برخوردار است. به دلیل اینکه زن سازنده خانواده است و خانواده کوچکترین واحد اجتماعی جامعه هست؛ بنابراین میتوان گفت که زن سازنده جامعه است، بهطوریکه قادر خواهد بود جامعه را به سمت سعادت و تعالی یا به سمت انحراف و فساد بکشاند.
بهطورکلی، زن با توجه به شرایط خلقتش از جایگاه ممتازی برخوردار است، بهطوریکه مردان قابلیت جانشینی آنها را نخواهند داشت. زن به لحاظ جایگاه بزرگی که در نظام خلقت دارد، وظیفه و مسئولیت اجتماعی او مشخص میگردد. وظیفهای بزرگ که محور اساسی صلاح فردی و اجتماعی بوده و عدم انجام آن، اساس فساد فردی و اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
همچنین اگر زن بتواند مسئولیتی را که بهعنوان یک امر الهی و تکلیف عقلی و دینی بر عهده دارد، بهطور کامل به انجام برساند، به کمال انسانی دست پیدا خواهد نمود. در این صورت است که بهشت را زیر پای خود خواهد دید؛ اما بیتفاوت بودن و رها نمودن چنین جایگاهی که زیربنای تکوینی مسئولیت انسانی و تکلیف الهی است، زن را به پایینترین مرتبه وجودی فرو خواهد کشاند.
جایگاه و منزلت زن عبارت است از پرورش و آمادهسازی انسان. خداوند در سوره بقره میفرماید: «زن کشتزار شماست» (بقره/223). زن نگهدارنده و حافظ بقای حیات است. کرامت آدمی بسته به کرامت زن است.
یکی از پردامنهترین مسائلی که در دنیای امروز در مورد زن و روابط اجتماعی و سیاسی او بحث میشود، مسئله جایگاه او در خانواده و جامعه است. استفاده از نیروی زنان بهعنوان نیمی از جمعیت جهان که میتوانند در مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مشارکت فعال داشته باشند، نقش مهمی در توسعه و شکوفایی هر کشور دارد. با درک این مطلب، هر کشوری برای رشد و توسعه خود باید موانع فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که سد راه مشارکت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی زنان میشود را برداشته و محیط جامعه را برای این تغییر و تحولات آماده کند.
اما چگونه میتوان جامعه را برای این تغییر و تحولات آماده کرد؟ حضرت علی (عليه السلام) درزمینهٔ جایگاه زن در جامعه میفرمایند: «مهمترین ویژگی زن که همردیف ویژگی مردان هست، مسئله جهاد است». در فرهنگ اسلام، جهاد اوج حضور و قابلیتیابی شخصیت یک فرد مسلمان است؛ اما بنا به مفاد این فرمایش امام (عليه السلام)، جهاد تنها ویژه مردان نیست؛ زن هم برای خود جهاد دارد و میتواند نقشی ایفا کند که همسطح جهاد مردان باشد. حضرت میفرمایند:
«جهاد المرأة حسن التبعل؛ جهاد زن، برخورد متناسب با همسر است» (نهجالبلاغه، کلمات قصار، شماره ۱۳۶)
برای مشخص کردن جایگاه زن در کلام امیرالمؤمنین و رهبران انقلاب اسلامی، لازم است دیدگاههایی که در جامعه نسبت به زن وجود داشته و دارد موردبررسی قرار گیرد.
حضرت علی (عليه السلام) پس از فتنه جمل درباره زنان میفرمایند:
«ای مردم! زنان ازنظر ایمان و بهره اقتصادی و موهبت عقل کاستیهایی دارند؛ اما کاستی ایمان آنان به دلیل آن است که از نماز و روزه در ایام عادت بازمیمانند و گواه کاستی عقل آنان این است که شهادت دو نفر از آنان همچون شهادت یک مرد است و امّا کاستی بهره اقتصادی آنان دلیلش این است که سهم ارث آنان نصف سهم مردان است. حال که چنین است، از زنان بد بپرهیزید و مراقب نیکان آنان باشید و در اعمال نیک بهصورت اطاعت بیقیدوشرط از آنان اطاعت نکنید تا در اعمال بد از شما انتظار پیروی نداشته باشند» (نهجالبلاغه، خطبه 80)
با توجه به این خطبه امیرالمؤمنین (عليه السلام)، جایگاه و منزلت زن با توجه به موقعیت و شرایط جامعه میتواند متفاوت باشد. تا قبل از انقلاب اسلامی، در مورد جایگاه زنان در جامعه دو دیدگاه متفاوت وجود داشت که هر دو ضدونقیض هم بودند: یکی به خانهنشینی زنان اعتقاد داشت و دیگری نگاهی ابزار گونه به زنان داشت؛ اما انقلاب اسلامی راه سومی را بهعنوان وضعیتی میانه این دو دیدگاه در نظر گرفت. در این زمینه، نظریههای متفاوت زیادی مطرحشده که برخی حضور زن را در فعالیتهای اجتماعی نفی میکنند و برخی آن را عامل پیشرفت و توسعه کشور میدانند.
چهار عامل بر جایگاه زنان در جامعه بیشترین نقش رادارند:
۱. اعتماد: با پیروزی انقلاب اسلامی، به صورتهای گوناگون، حس اعتماد در افراد، بهخصوص زنان، افزایش یافت.
۲. آموزش: بالا بردن سطح علمی و سواد زنان در جامعه تا جایی که رهبر انقلاب اسلامی آموزش همه افراد جامعه بدون تبعیض جنسیتی را با تشکیل نهضت سوادآموزی الزامی دانستند.
۳. هویت اسلامی زنان: تقویت هویت دینی و اسلامی زنان بهعنوان عاملی مهم در تعیین جایگاه اجتماعی آنان.
۴. ساختار جامعه: انقلاب اسلامی با قانون رأی دادن از سن ۱۸ سالگی (بدون تفاوت در جنسیت زن و مرد) در انتخابات مجلس، درواقع بهطور مستقیم یا غیرمستقیم همه افراد جامعه را در مشارکت سیاسی دخیل کردند.
برای بیان جایگاه زن، لازم است ابعاد مختلف وجودی، اعتقادی و اجتماعی زن مشخص گردد تا شناخت بیشتری نسبت به مقام و جایگاه زن در کلام امیرالمؤمنین (عليه السلام) - که همان جایگاه زن در اسلام را بیان میدارد- و نیز جایگاه زن در دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی حاصل شود.
زن در فرهنگ اسلامی، مظهر جلوههای الهی است و پاکی او موجب خیروبرکت شناختهشده و از ارزش و احترام فوقالعادهای برخوردار است. حضرت علی (عليه السلام) میفرمایند:
«آنها (زنان) نزد شما امانتهای خدا هستند، آزارشان نرسانید و بر آنها سخت نگیرید» (محدث نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۵۵۱، ۱۴ ق).
هویت زن، هویت جامعه است. درواقع، ارجگذاری به زن و خدمات بیپایان او، ارزش نهادن به هستی جامعه است.
از ضروریات مطالعه درباره منزلت زنان این است که جایگاه والای او در طول تاریخ مورد بیتوجهی و کوتاهی قرارگرفته است. لذا برای مشخص شدن جایگاه و منزلت زن در نظام خلقت، چه منبعی مطمئنتر از قرآن کریم میتواند پاسخگوی این ضرورت باشد؟
ازجمله این بیتوجهیها، دیدگاهی است که زن را طفیلی مردان و آفریدهشده از آنان میداند. خداوند در قرآن صراحتاً این ادعا را رد کرده و میفرماید: «إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ طِینٍ» (صاد/71) و آفرینش را به خود نسبت داده و میفرماید: «فَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» (صاد/72). همچنین در سوره مؤمنون، با توصیف مراحل رشد جنین، بر شکوه آفرینش تأکید میورزد و درنهایت میفرماید: «ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ» (مومنون/14)
در قرآن، ازآنچه در برخی کتب مذهبی آمده - مانند آفرینش زن از مایهای پستتر یا رویکردی تحقیرآمیز نسبت به سرشت زن - خبری نیست. اسلام نظریه تحقیرآمیزی نسبت به زن ازلحاظ سرشت و طینت ندارد (مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۱۹–۱۳۱).
در سوره نحل آمده است: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً» (نحل/97). در این آیه، حیات پاکیزه مشروط به دو امر است: ایمان (حسن فاعلی) و عمل صالح (حسن فعلی)، بدون تفاوت میان زن و مرد.
قرآن گاهی با صراحت الفاظ، برشمول خطابهای خود برای هر دو جنس تأکید میکند؛ چنانکه در سوره آلعمران میفرماید:
«فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى» (آلعمران/195.)
این آیه نهتنها تساوی زن و مرد در پاداش الهی را بیان میکند، بلکه نشان میدهد که اگر درآیات دیگر الفاظ مذکر بهکاررفته، منظور انحصار به مردان نیست.
گاهی ممکن است تصور شود قرآن به مردان بهای بیشتری میدهد، ولی شواهد بسیاری خلاف این را ثابت میکند؛ مانند آنکه در وصف حضرت مریم میفرماید: «وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ» (تحریم/12.) این آیات نشان میدهد که زن نیز میتواند به مقامات عالی ایمانی و عملی دست یابد (جوادی آملی، عبدالله، زن در آینه جمال و جلال، ص ۵۳ و ۹۴)
در بررسی دیدگاه قرآن درباره جایگاه زن در نظام خلقت، در سوره نساء میخوانیم: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» (نساء/1.) این آیه بر یگانگی سرشت زن و مرد و خلق آنان از یکنفس تأکید دارد.
علامه طبرسی با اشاره به روایاتی درباره آفرینش حوا از دنده آدم، به نکتهای تربیتی اشاره میکند که سازگاری با ویژگیهای طبیعی زن را توصیه مینماید (طبرسی، مجمعالبیان، ج ۳، ص ۸)؛ اما مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۲۱ سوره روم («وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا») توضیح میدهد که این آیه - مانند آیات مشابه - بر همنوع بودن زن و مرد و آرامشبخشی این رابطه تأکید دارد، نه بر تبعیض یا فرودستی یکی نسبت به دیگری.
درمجموع، قرآن کریم با تأکید بر اشتراک سرشتی زن و مرد، پاداش یکسان اخروی و توانایی هر دو جنس دررسیدن به مقامات عالی انسانی و معنوی، جایگاه رفیع و متساوی زن را در نظام خلقت تبیین کرده است.
در روایات برای زن جایگاهی بلند و مسئولیتهایی متعالی بیانشده است. امام صادق (علیهالسلام) در این زمینه میفرماید:
«هرگاه زن نماز پنجگانه خود را بخواند و روزه ماه رمضانش را بگیرد و حج خانه خدا را (در صورت استطاعت) انجام دهد و از شوهر خود اطاعت کند و دارای ولایت امیر مؤمنان علی (علیهالسلام) باشد، پس از هر دری از درهای بهشت که بخواهد داخل شود» (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۴۱.)
همچنین در روایتی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) نقلشده است که مردی خدمت ایشان آمد و گفت: همسری دارم که وقتی به خانه میآیم به استقبالم میشتابد و هنگام خروج مرا بدرقه میکند و وقتی مرا غمگین میبیند میپرسد: «اگر برای روزی غصه میخوری، خداوند آن را تضمین کرده و اگر برای آخرتت نگرانی، خداوند بر همتت بیفزاید.» رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «خداوند کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران خداست و نیمی از اجر شهیدان از آن اوست» (همان، ص ۳۸۹)
ابوحمزه نیز از جابر انصاری نقل میکند که گفت: ما نزد پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نشسته بودیم و درباره زنان و فضیلت برخی از آنان صحبت میکردیم. رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمود: «آیا شمارا از بهترین زنانتان آگاه سازم؟» گفتیم: آری، ای رسول خدا! حضرت فرمود: «بهترین زنان شما کسی است که در فرزند آوری سستی نکند، پرمهر باشد، پوشیده و خویشتندار باشد، در میانبستگانش وزین و گرانقدر باشد، با شوهرش فروتن باشد، خود را برای او بیاراید اما از دید دیگران مصون بماند، به سخن شوهرش گوش دهد و
خواسته او را بپذیرد و هنگامیکه با او خلوت میکند، نیازهایش را برآورده سازد...» (همان)
این روایات، تصویری جامع و متعالی از جایگاه زن ترسیم میکند که در آن، مسئولیتهای دینی، خانوادگی و اخلاقی او در کنار یکدیگر، مسیر کمال و قرب الهی را برای وی میگشایند.
نهجالبلاغه کتابی است که پس از قرآن مجید و سخنان گرانبهای رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، از روز پایان تألیف در سیزدهم رجب سال ۴۰۰ هجری تاکنون، همانند افسری گوهر نشان بر تارک فرهنگ بشری میدرخشد. نهجالبلاغه گزیدهای از سخنرانیها، نامهها، گفتارها، سفارشها، بخشنامههای مدیریتی، وصیتنامهها، منشورهای کشورداری، آموزههای تربیتی و حکمتهای ژرف امیرالمؤمنین (علیهالسلام) است که همواره مورداستفاده همه انسانها در همه عصرها و نسلها قرارگرفته است (جعفری، سید محمدمهدی، زندگانی تحلیلی امام علی (عليه السلام) و پیشینه صدور نهجالبلاغه، انتشارات دارالحدیث، قم، ۱۳۹۶، ص ۹).
پرمحتوا بودن و کامل و رسا بودن کلام حضرت علی (عليه السلام) در نهجالبلاغه سبب شده است تا از همان ابتدای تألیف توسط سید رضی تاکنون، موردتوجه خاص عالمان، اندیشمندان و پژوهشگران هر عصری قرار گیرد؛ بهویژه موضوع چالشی نگاه حضرت امیر (عليه السلام) به زن که در تمام دوران، علیالخصوص عصر حاضر، بسیار دغدغه برانگیز بوده و افکار و روانهای بسیاری را به خود مشغول داشته است.
تمام عباراتی که از امام علی (عليه السلام) در مورد زنان در نهجالبلاغه آمده، درمجموع ۵۳ مورد میباشند که اغلب در نگاهی سطحینگر و ظاهری، مذمت کننده زنان بهحساب میآیند. مهمترین و چالشبرانگیزترین این تعابیر را میتوان اینگونه بیان کرد:
خطبه ۱۳: «شما سپاه یک زن و پیروان حیوان (شتر عایشه) بودید.»
خطبه ۲۷: «ای مردنمایان نامرد! ای کودک صفتان بیخرد که عقلهای شما به عروسان پردهنشین شباهت دارد.»
خطبه ۸۰: «ای مردم، همانا زنان در مقایسه با مردان در ایمان، بهرهوری از اموال و عقل متفاوت هستند... از زنان بد بپرهیزید و مراقب نیکانشان باشید».
خطبه ۱۵۳: «... زنان بیایمان تمام همتشان آرایش زندگی و فساد انگیزی در آن است.»
خطبه ۱۵۶: «اما عایشه، پس افکار و خیالات زنانه بر او چیره شد»
نامه ۱۴: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید... آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند»
نامه ۲۸: «و بهترین زنان جهان از»
نامه ۳۱: «در امور سیاسی کشور از مشورت با زنان بپرهیز... زن گلبهاری است، نه پهلوانی سختکوش.»
حکمت ۶۱: «نیشزن شیرین است»
حکمت ۱۲۴: «غیرت زن کفر آور و غیرت مرد نشانه ایمان اوست»
حکمت ۱۳۶: «جهاد زن، نیکو شوهرداری است»
حکمت ۲۳۴: «برخی از نیکوترین خلقوخوی زنان، زشتترین اخلاق مردان است؛ مانند تکبر، ترس، بخل»
حکمت ۲۳۸: «زن وزندگی، همهاش زحمت و دردسر است و زحمتبارتر اینکه چارهای جز بودن با او نیست»
از میان خطبهها، نامهها و حکمتهای بیانشده در نهجالبلاغه در مورد زن، در ادامه به مواردی که درزمینهٔ جایگاه زن در کلام امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بیانشده پرداخته میشود.
زنان ذخیرههای انسانی مهم و ارزشمندی برای سازندگی، اعتلای معنوی و مادی هر کشور محسوب میشوند و به همین دلیل شناخت جایگاه آنان میتواند موجب ارتقای شخصیت زنان در جامعه شود که این خود سبب احترام به حقوق و شئون آنان است. بدون شناخت ویژگیهای روانی، اخلاقی، نیازها، تواناییها و ظرافتهای دنیای شگفتانگیز بانوان و آگاهی از جایگاه حقیقی آنان در نظام هستی، استفاده از عواطف، ادراکات و تواناییهای جسمی و روحی زنان ممکن نیست.
علیرغم پژوهشها و کوششهای انجامگرفته پیرامون زن و حقوق وی، هنوز سؤالات و شبهاتی در این زمینه اذهان جوانان را به خود مشغول داشته است. یکی از منابعی که از دیرباز در مباحث اخلاقی درباره جایگاه و منزلت زن در نگرش دینی میتوان به آن اشاره نمود، کلام امیرالمؤمنین (عليه السلام) در نهجالبلاغه است.
برخی روشنفکران با نگاه انتقادآمیز به تبعیض حقوقی زن و مرد از نگاه حضرت امیر حکم نمودهاند؛ عدهای نیز به فرودستی زن در نهجالبلاغه حکم کرده و آن را در شأن علی (علیهالسلام) نمیدانند؛ گروهی دیگر به خاطر اجتناب از چنین رویکردی به تأویل و تفسیر به رأی خطبهها روی آوردهاند؛ و بعضی هم بهظاهر عبارات و گفتههای نهجالبلاغه اکتفا کرده و آن را مطابق اسلام و شریعت پنداشته و زن را فرودست، ناقص و بیارزش و مرد را فرادست، باارزش و کامل میدانند. در نگرش علی (علیهالسلام) زن چگونه موجودی است؟ سلوک اجتماعی و سیره عملی حضرت کدام نظریه را تأیید مینماید؟
واقعیت این است که امروزه زنان در امور مدیریتی، اداره امور اجتماعی، قدرت تعلیم و تعلم و بسیاری از امور دیگر نهتنها از مردان کمتر نیستند، بلکه در برخی موارد از تواناییهای بالایی برخوردارند؛ لذا احادیثی که زنان را تحقیر و فرودست نشان میدهد بسیار قابلتأمل است. به هر طریق این حساسیت و شبهات باید در سطحی عمیق موردتوجه و تأمل قرار گیرد.
امام علی (علیهالسلام) زن را امانت الهی میداند که همچون امانتهای دیگر خداوند ارزشمند و قابل اکرام و احترام است و باید آنچنانکه شایسته امانتدار است از او محافظت و نگهداری شود؛ زیرا در قیامت خداوند متعال از امانتهای خود سؤال میفرماید که با آنها چگونه رفتار کردید و آیا حق امانتداری را بهجا آوردید: «زنان امانت خدا بر شما هستند، به ایشان زیان نرسانید و بر ایشان سخت نگیرید» (دشتی، محمد، روشهای تحقیق در اسناد و مدارک نهجالبلاغه، نشر امام علی (عليه السلام)، ۱۳۶۸ )
در سیره علی (علیهالسلام) موارد متعددی از مشورت با فاطمه (سلامالله علیها) دیده میشود. ایشان به همسرش میفرمایند: «یا علی! بهحق خدا از تو میخواهم که تو هم با من همراه شوی و به نماز بایستیم و امشب و آغاز زندگی خویش را با عبادت پروردگار شروع نماییم» و علی (عليه السلام) از این پیشنهاد استقبال کرد و هر دو آن شب را به عبادت ایستادند (برقعی، زهره، پژوهشهای نهجالبلاغه، «جایگاه حقوقی زن در نهجالبلاغه»، ۱۳۸۳)
نقش زن در خانواده از محوریترین نقشهاست، زیرا دو وظیفه بسیار اساسی و حیاتی در خانواده بر عهده زن گذاشتهشده است: وظیفه همسری و وظیفه مادری. ایفای وظیفه زن در کانون خانواده از سوی مولای متقیان علی (عليه السلام) بهعنوان یک جهاد فی سبیل الله شمردهشده است. ایشان میفرمایند:
«جهاد المرأة حسن التبعل» (صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۳۹؛ شوشتری، بهجالصباغه، ج ۱۴، ص ۳۴۵؛ نهجالبلاغه، حکمت ۱۳۶ )
زن علاوه بر مسئولیت همسری، وظیفه بسیار مهمی در تربیت کودکان نیز بر عهده دارد. حضرت علی (عليه السلام) در مورد تغذیه کودک با شیر مادر و نقش آن در پرورش شخصیت کودک فرمودند:
«عظمت و برکت هیچ شیری از شیر مادر برای کودک بیشتر نیست» (حر عاملی، وسائلالشیعه، ج ۱۵، باب ۶۸، ص ۱۷۵ )
امام علی (عليه السلام) به تأثیر شیردهی در بنای ساختار شخصیتی و اعتقادی کودک تا آن حد اهمیت میدادند که افراد را بهدقت و حساسیت در این زمینه سفارش میکردند و فرمودند:
«همانگونه که برای ازدواج و انتخاب همسر دقت میکنید، برای شیر دادن نیز دقت کنید؛ زیرا شیر، طبیعت کودک را تغییر میدهد» (همان، ج ۲۵، ص ۱۸۸ )
حضرت علی (عليه السلام) نقش مادر را در ایجاد سجایای اخلاقی در فرزندان بسیار مهم میدانند و میفرمایند:
«سجایای اخلاقی، نشانه پاکی نسب و فضیلت ریشه خانوادگی است» (تمیمی آمدی، غررالحکم، ص ۳۷۹ )
حضرت علی (علیهالسلام) در فرصتهای مختلف، اصحاب ویاران خویش را به بزرگداشت مقام زنان سفارش میکردند. ایشان قبل از آغاز جنگ از اصحاب خود میخواهند که بانوان را آزار نرسانند؛ حتی بانوان مشرک و بتپرستی که در جبهه دشمن قرار دارند و به ترغیب و تشجیع سربازان دشمن میپردازند و به فرماندهان مسلمان اهانت میکنند.
زیرا امام علی (علیهالسلام) به تفاوت روانی بانوان با مردان توجه کامل داشتند و چنین فرمودند: «عواطف و احساسات زنان را تهییج نکنید، ولو آنکه به نوامیس و بزرگان شما اهانت کنند؛ زیرا که (ناسزا گفتن کار ناتوانان است) و آنان از حیث نیروها و جانها و خردها سخت ناتواناند. گرچه ما در عصر رسول خدا (صلی الله عليه وآله) در جنگها مأمور بودیم که دست از آنان بازداریم، درصورتیکه آنان مشرکِ بودند و آزار و کشتنشان اشکالی نداشت، با این وصف (اگر در زمان جاهلیت مردی زنی را گرفته و با سنگ و عصایش میآزرد و کتک میزد، او و فرزندان پس از خودش نکوهش میشدند) و مردم میگفتند: این فرزند آنکسی است که با زنی درافتاده و او را آزار داده. شگفتا اسلام مسلمانان را از آزار زنان بتپرستی که در حال جنگ دشمن را علیه آنان تحریک میکردند، منع فرمود و اگر کسی این دستور را به کار نمیبست، مردم، خود و فرزندانش را سرزنش میکردند» (الأنصاری قمی، محمدعلی، ترجمه نهجالبلاغه، ج ۱، ص ۷۶۵،)
توجه حضرت به منزلت و حقوق زنان تا جایی بود که در شب ضربت خوردنشان چنین فرمودند:
«درباره زنان به شما بسیار سفارش میکنم و درباره کنیزانتان؛ آخرین مطلبی که پیامبر (صلی الله عليه وآله) درباره آن سخن گفت، مسئله احترام به زنان بود که فرمودند: به
شما درباره دو گروه از ضعیفان — زنان و کنیزان — وصیت میکنم» (شوشتری، محمدتقی، بهجالصباغه، ج ۱۱، ص ۶۹ )
ایشان برای بانوان حتی اگر در جبهه دشمن واقعشده باشند احترام بسیاری قائل بودند و در کلام خویش به پایبند بودن به سیره نبوی اشاره نمودهاند که یکی از وصیتهایشان نیز پاسداشت حقوق زنان است.
البته گرامی داشتن زنان در اندیشه امام علی (عليه السلام) بهدوراز افراطوتفریط است. حضرت در نامهای به امام حسن (عليه السلام) میفرمایند:
«در گرامی داشتن زن راه افراط مسپار تا جایی که برای شفاعت درباره دیگران (نزد تو) به طمع افتد؛ و سخت بپرهیز از اینکه در حق وی بدگمان شده و غیرت را در غیر موضع به کاربندی؛ زیرا این بدگمانی، زن پاک را به ناپاکی کِشد و آراسته و خالیالذهن را به شک و تردید افکند» (أنصاری قمی، محمدعلی، ترجمه نهجالبلاغه، ج ۲، ص ۸۵ )
حضرت علی (عليه السلام) در این کلام که خطاب به امام حسن (عليه السلام) و تمام مردان آزاده در طول قرنهاست، میفرمایند: از شک و تردید بیجا نسبت به همسر بر حذر باش و در گرامی داشتن او حدومرزی معقول قائل شو تا در موارد نادرست از شوهرش توقع انجام اعمال ناشایست را نداشته باشد. متأسفانه شک بیمورد نسبت به همسر، یکی از عوامل بسیار خطرناک در زندگی زناشویی است که گاه به جدایی نیز میانجامد؛ بنابراین باید این سخن تربیتی حضرت را به فرزندشان، یکی از ژرفترین آموزههای روانشناختی ایشان دانست.
تعدادی از زنان در دوران خلافت حضرت علی (عليه السلام) در گروه «شرطة الخمیس» - نیروهای فدایی ویژه امام- شرکت داشتند. وجود این گروه که میتوان آنان را بهعنوان «پلیس زن» نامید، نشاندهنده پختگی سیاسی و حضور فعال زنان در عرصه سیاسی و اجتماعی در حکومت علوی است. همین زنان بودند که در حضور معاویه و حجاج بن یوسف ثقفی به مدح و ستایش امام علی (عليه السلام) پرداختند (عیسی فر، احمد، زنان نامدار شیعه، ص ۲۰۶).
همچنین تعدادی از اینان، شاعرانی بودند که با سرودن اشعار حماسی، سربازان را در سه جنگ دوران خلافت امام علی (عليه السلام) تشویق میکردند و نقش خود را در تهییج نیروهای حق انکار نمینمودند. این وقایع، همگی نشاندهنده احیای حقوق و نقش زنان در آن دوره است که بر اساس برنامهها و دستورات قرآن شکل گرفت.
مشکل زنان در دوره جاهلیت، نداشتن مسئولیتهای اجتماعی نبود؛ بلکه برعکس، زنان در آن دوره بسیار فعالتر از مردان بودند. دیدگاههای تحقیرآمیز نسبت به قشر زنان، سبب نادیده گرفتن جایگاه مؤثر آنان در عرصه اجتماعی شده بود (اوحدی حائری، پروین دخت و رجبعلی، کاظم حاجی، بانوان شیعه، سال پنجم، شماره ۱۷، «جایگاه زنان در عصر امامت امام علی (علیهالسلام)»، ۱۳۸۷)
حضرت علی (علیهالسلام) با الگو گیری از سیره پیامبر اسلام (صلیالله علیه واله) همواره به دفاع از حقوق زنان میپرداخت. ازجمله این موارد، دفاع ایشان از حضرت فاطمه زهرا (سلامالله علیها) در جریان فدک و نیز دفاع از حقوق زنی است که از ترس هیبت عمر، دچار سقطجنین شد.
روزی امام علی (علیهالسلام) در گرمای شدید بیرون از منزل بودند. سعد پسر قیس ایشان را دید و پرسید:
«یا امیرالمؤمنین! در این گرمای سخت چرا از خانه بیرون آمدهاید؟» فرمودند: «برای اینکه ستمدیدهای را یاری کنم یا سوخته دلی را پناه دهم» در همین حال، زنی ترسان و مضطرب نزد امام آمد و گفت: «یا امیرالمؤمنین، شوهرم به من ستم میکند و قسمخورده مرا بزند» حضرت با شنیدن این سخن سر فروافکند و لحظهای تأمل کرد، سپس سر برداشت و فرمود: «نه به خدا سوگند! حق مظلوم باید بیدرنگ گرفته شود» آنگاه پرسید: «منزلت کجاست؟» زن نشان داد و امام همراه او به راه افتادند.
امام علی (عليه السلام) پشت در خانه ایستاد و با صدای بلند سلام کرد. جوانی با پیراهنی رنگین بیرون آمد. حضرت به او فرمود: «از خدا بترس! همسرت را ترسانیدهای و از خانه بیرون راندهای» جوان باخشم و بیادبی گفت: «کار همسر من به شما چه مربوط است؟ به خاطر این سخن، او را آتش خواهم زد!»
امام علی (علیهالسلام) از این گفتار بیادبانه و قانونشکنی برآشفت. شمشیر از غلاف کشید و فرمود: «من تو را به معروف امر و از منکر نهی میکنم و فرمان الهی را ابلاغ مینمایم. حال تو نهتنها تمرّد میکنی، بلکه از فرمان الهی سرپیچی مینمایی؟ توبه کن، وگرنه تو را خواهم کشت»
در این میان، رهگذران که امام را شناختند، گرد آمدند و برای جوان طلب عفو کردند. جوان که تا آن لحظه امام را نشناخته بود، با دیدن احترام مردم دریافت در برابر رهبر مسلمانان است. شرمسار شد، سر بهسوی دست امام فرود
آورد و گفت: «یا امیرالمؤمنین، از خطای من درگذر. از فرمانت اطاعت میکنم و با همسرم با نهایت تواضع رفتار خواهم کرد»
حضرت شمشیر را به نیام بازگرداند و از او درگذشت. سپس به وی دستور داد به خانه بازگردد و به زن نیز توصیه کرد چنان رفتار کند که دیگر چنین خشونتی پیش نیاید (اوحدی، محمدرضا، ۱۰۰۱ داستان از زندگی علی (عليه السلام)، ص ۵۲–۵۴)
پس از قتل عثمان، علیرغم امتناع امام از قبول خلافت، مردم با اصرار به قبول خلافت توسط ایشان بهسوی او هجوم آوردند و بیعت نمودند. در این بیعت علاوه بر مردان، زنان و دختران نیز حضور داشتند (تمیمى آمدی، عبدالواحد بن محمد آمدى، غررالحکم، ص ۱۹۵). این موضوع از فرمایشات امام در نهجالبلاغه نیز مشهود است: «شما دست مرا میکشیدید و من دستم را پس میبردم. شما برای بیعت با من هجوم آوردید؛ پیرمردها عصازنان بهسوی این بیعت آمدند و مریضها با ناتوانی و مشقّت خود را رساندند و دختران جوان نیز درحالیکه صورتهایشان را بازکرده بودند، بهسوی این بیعت آمدند» (دشتی، محمد، نهجالبلاغه، خطبه ۹، ص ۲۸)
کلام امام بهطور غیرمستقیم، اشاره به داشتن حق رأی و مشارکت سیاسی برای بانوان در دین اسلام است؛ بنابراین، اگر دخالت زنان در امور سیاسی جایز نبود و از شئون اسلامی به دور بود، هرگز حضرت علی (علیهالسلام) با آنان بیعت نمینمود و در کلام خویش به این مسئله اشاره نمیکرد.
در میان سخنان امام علی (عليه السلام)، بهویژه در نهجالبلاغه، گاه عباراتی به چشم میخورد که در نگاه اول میتواند متفاوت یا حتی متعارض با دیدگاههای کرامتمحورانه درباره زنان به نظر برسد. این امر ضرورت تحلیل و واکاوی دقیق این سخنان را ایجاب میکند تا نشان دهیم هیچ تناقض یا تعارضی در منظومه فکری امام (عليه السلام) درباره اکرام و احترام به زن وجود ندارد.
مهمترین این موارد که نیازمند تبیین و تحلیل است، عبارتاند از:
۱. توصیفاتی با بار ظاهری منفی مانند: تعابیر مربوط به «نقصان عقل» یا «شرّ بودن برخی زنان» در خطبههایی مانند خطبه ۸۰ که عمدتاً در بافتارهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی خاصی (مانند پس از جنگ جمل) بیانشده و ناظر به گروه یا رفتارهای مشخصی است، نه کلیت زنان.
۲. تأکید بر ویژگیهای طبیعی و روانشناختی متفاوت زن و مرد (چون تأکید بر لطافت عاطفی یا تفاوت در مسئولیتهای اجتماعی) که نه و نهتنها نافی کرامت ذاتی زن نیست، بلکه مبین تنوع نقشها و مسئولیتها در چارچوب حکمت الهی است. این تفاوتها به معنای برتری یک جنس بر دیگری نیست، بلکه مکملیت در مسیر تحقق جامعه متعادل را نشان میدهد.
۳. هشدارهای اخلاقی و تربیتی درباره رعایت حدومرزها در ارتباط با زنان (مانند سفارش به پرهیز از مشورت در امور حکومتی با افراد سسترأی، یا توصیه به مراقبت از حریمها) که ناظر به حفظ کرامت و مصالح عمومی است،
نه تحقیر شخصیت زن. این دستورات درواقع برای صیانت از زن و جامعه در برابر پیامدهای سوء احتمالی صادرشدهاند.
عدم تناقض در سه سطح قابل تبیین است:
سطح تاریخی ـ موقعیتی: بسیاری از این سخنان در موقعیتهای خاص (جنگ، فتنه، مواجهه با گروههای مخالف) بیانشده و ناظر به واقعیتهای عینی آن دوران است. انتقاد از نقش برخی زنان در جنگ جمل (خطبه ۱۵۶) ناظر به یک واقعه مشخص سیاسی است.
سطح ادبی ـ بلاغی: استفاده از تشبیهات، کنایات و بیانهای تمثیلی برای انتقال مفاهیم تربیتی یا هشدارهای اجتماعی. توصیف «نیشزن شیرین است» (حکمت ۶۱) که اشاره به لطافت همراه با هشدار دارد.
سطح نظام حقوقی ـ تربیتی اسلام: این سخنان بخشی از نظام کلان تربیتی اسلام است که حقوق و تکالیف متقابل زن و مرد را در چارچوب حکمت و مصلحت تنظیم میکند. تأکید بر «جهاد زن» در خانه (حکمت ۱۳۶) که درواقع بزرگداشت نقش مادر و همسر است.
امام علی (عليه السلام) در وصیت خود به امام حسن (عليه السلام) میفرمایند:
«از مشورت کردن با زنان دوری گزین، زیرا رأی و عزم زنان سست است و مغز لطیفشان نیروی کافی برای یافتن راهحل در پیشآمدهای سهمگین را ندارد» (نهجالبلاغه، نامه ۳۱)
در تفسیر این سخن، در کتاب «فیظلال نهجالبلاغه» آمده است که علت نهی پیامبر اسلام (صلی الله عليه وآله) و امام علی (عليه السلام) از مشورت با زنان، دوری آنان از مسائل اجتماعی، علوم، معارف و بیتجربگی است. (فیظلال نهجالبلاغه، ج ۳، ص ۵۳۲) همچنین علامه مجلسی در بحارالانوار از امام علی (عليه السلام) روایت میکند: «بپرهیز از مشورت با زنان، مگر زنی که کمال عقل او به تجربه رسیده باشد» (مجلسی، بحار الأنوار، ج ۱۰۰، ص ۲۵۳)
بنابراین با توجه به این فرمایشات، مقصود حضرت، زنان معمولی و کمتجربه است و اما زنانی که به تعقل و تجربه دستیافتهاند، همچون مردان شایسته مشورت هستند. نظام خانواده در اسلام بر اساس مشورت زن و شوهر در امور خانواده و درنهایت قوامیت مرد استوار است.
در ادامه نامه ۳۱ نهجالبلاغه آمده است:
«دیدگانشان را باحجاب بپوشان، زیرا سختگیری در حجاب برای آنان پایدارتر است. بیرون رفتنشان [بدون رعایت حریم] کمتر از آن نیست که فرد غیرمطمئنی را بر آنان بگماری. اگر بتوانی چنان زندگی کنی که جز تو را نشناسند، چنان کن؛ زیرا زنی که ازنظر ایمان، رأی و عقل ناتوان است، اگر دیگری را بشناسد، ممکن است در دام فریب افتاده و فسادهایی پدید آید»
مقصود امام (عليه السلام) این است که زن و مرد نامحرم نباید بیشازحد ضرورت و خارج از چارچوب شرع با یکدیگر مراوده داشته باشند، خواه این دیدار در بیرون از خانه باشد یا درون آن.
سید رضی (رحمه الله) در نهجالبلاغه به نقل از حضرت علی (علیهالسلام) درباره اطاعت مردان از زنان، چنین آورده است:
«درباره نزدیکانتان از زنانتان اطاعت نکنید، زیرا زنان اگر پیر شوند، خیر آنان سپریشده و شرشان باقیمانده است. زیباییشان از بین رفته و تندخو و بدزبان شدهاند و (ازلحاظ قدرت تولیدمثل) نازا شدهاند. ولی مردان وقتی پیر میگردند، شرّشان سپریشده و خیرشان باقی است، عقلشان ثابتتر شده و نظراتشان محکمتر، نادانیشان کمتر از دوران جوانیشان شده است» (شوشتری، محمدتقی، بهج الصباغه، ج ۱۱، ص ۳۲۶ )
اینکه حضرت فرمودند: «درباره نزدیکانتان» و نفرمودند «در کلیه امور»، میتواند حاکی از این باشد که زنان گاهی در مورد نزدیکان و خانواده همسر دچار حسادت گشته و برخلاف صلاحدید اقوام همسر نظر میدهند. اگر این کلام حضرت را بهتمامی امور زندگانی تعمیم دهیم، دور از عقل، منطق، دستور قرآن و سیره نبوی است؛ زیرا در قرآن، همانطور که اشاره گشت و همچنین سیره پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) که با همسران و دختر بزرگوارشان مشورت مینمودند، برخلاف آن است؛ بنابراین، تفسیری که مخالف با قرآن و سیره نبوی باشد، مردود است.
همچنین در برخی کتب دیگر نیز سخنانی با همین مضمون به امام علی (علیهالسلام) نسبت دادهشده که بدون شک نمیتوان آنها را پذیرفت، مانند این روایت: «از یعقوب بن یزید با سند مرفوعه از ابیعبدالله از علی (علیهالسلام) منقول است که: در مخالفت نمودن با زنان برکت وجود دارد» (الحرّ العاملی،
محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۱۸۲ و شوشتری، محمدتقی، بهج الصباغه، ج ۱۴، ص ۳۲۶)
«سیوطی» در «اللآلی المصنوعه» دو حدیث مذکور را جزء احادیث موضوعه و جعلی آورده است. همچنین از قول «ابن عدی و عقیلی» نقل میکند که وجود «هشام» در سند این حدیث، سبب شده است حدیث مذکور را جزء احادیث ضعیف و موضوعه بدانیم (السُّیوطی، جلال الدین، اللآلی المصنوعة فی الأحادیث الموضوعة، دار الکتب العلمیة، ج ۲، ص ۱۴). علاوه بر مرفوعه بودن سند حدیث و وجود افرادی که متهم به کذب هستند، مفهوم و مقصود حدیث با نصّ قرآن و سایر احادیث رسولالله (صلی الله عليه وآله) مخالف است؛ بنابراین، نمیتوان به این سخن استناد نمود.
کلامی دیگر در متن نهجالبلاغه وارد گشته است که توسط امام علی (علیهالسلام) پس از واقعه جمل ایرادشده:
«و اما فلانی، رأى زنان او را گرفت و خصومتى در سینهاش چونان کوره آهنگران به قلیان افتاد. اگر از آن زن خواسته مىشد که آنچه را که درباره من رواداشت، در حق دیگرى به جریان میانداخت، انجام نمىداد. بااینحال حرمتى که داشت به حال خود باقى است و حساب باخداست» (جعفری، محمدتقی، شرح نهجالبلاغه، خطبه ۱۵۶، ج ۲۶، ص ۸ )
از کلام فوق کاملاً میتوان متوجه گردید که منظور حضرت از «فلانی» در این خطبه، عایشه است؛ زیرا همانطور که ذکر گردید، علاوه بر اینکه این خطبه پس از واقعه جمل برای اهالی بصره ایراد گشته است. (ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج ۹، ص ۱۹۱؛ جعفری، محمدتقی، شرح نهجالبلاغه، ج ۲۶، ص ۹)، به کینهها و عقدههای عایشه از اهلبیت (علیهمالسلام) نیز اشاره دارد؛ بنابراین، منظور از «رأی زنانه»، رأی و نظری است که در آن احساسات و
عواطف بر تعقل غلبه داشته باشد، نه اینکه تمامی زنان دارای رأی و نظری مخالف عقل و منطق هستند.
همت چهارپایان مصروف شکمهایشان است (جز غم شکم، غم دیگری ندارند) و همت درندگان مصروف دشمنی با دیگران (که هر جا غیر خود را ببینند، در صورت امکان او را بدرد) و همت زنان مصروف زینت زندگانی جهان و فتنهانگیزی در آن است؛ اما مؤمنان فروتن، پنددهنده و مهرباناند و از خدا ترسناکتر هستند (شوشتری، محمدتقی، بهجالصباغه، ج ۱۴، ص ۳۳۸)
برخی از معاندان به این فرمایش حضرت علی (عليه السلام) اشکال گرفتهاند که منظور حضرت تمامی زنان در همه اعصار است؛ اما شوشتری معتقد است این سخن امام به عایشه اشاره دارد. (همان، ص ۳۴۰). همچنین ابن ابی الحدید گفته است: منظور از این سخن، اصحاب جمل و بهخصوص طلحه و زبیر است که مانند حیوانات، همتشان مصروف شکمشان بود و بر امام خروج کردند و هلاک شدند (همان، ص ۳۳۹)؛ بنابراین کلام امام سخنی عام است که از آن، معنایی خاص اراده شده است. خداوند متعال نیز در قرآن زنان کافری را مَثَل زده که منظور، همسران لوط و نوح بوده است (همان، ص ۳۴۰).
دلیلی که به تفسیر شارحان نهجالبلاغه درباره خاص بودن خطاب قطعیت میبخشد، زمان ایراد این سخنان پس از جنگ جمل است. با توجه به اینکه حضرت این فرمایشات را پس از جنگ جمل بیان کردند، میتوان دریافت که مقصود ایشان عایشه وزنان همسان او است و هرگز تمام زنان در اعصار گوناگون موردنظر نبودهاند.
امام علی (عليه السلام) در سخنی فرمودهاند: «زن عقرب است»؛ یعنی زن مانند عقربی است که نیش او در آغاز شیرین، اما مسموم است. در این بیان، ذَمّی شبیه به مدح نهفته است و این کلام حضرت بر تأثیر عمیق زنان در شادمانی و زیبایی زندگی دلالت دارد. در مقابل، پیامبر اکرم (صلی الله عليه وآله) فرمودهاند: «برای مرد مسلمان، پس از نعمت اسلام، هیچ بهرهای گرانقدرتر از همسری مسلمان و پاکدامن نیست که در حضورش فرمانبردار باشد و در غیابش حرمت او را نگه دارد» (کلینی، کافی، ج ۵، ص ۹۲۸؛ تهذیبالاحکام، ج ۷، ص ۲۴۰) همچنین از پیامبر (صلی الله عليه وآله) روایتشده که از نشانههای سعادت مرد، داشتن همسری صالح است.
متأسفانه در طول قرنها، از این سخن امام علی (عليه السلام) علیه بانوان استفادهای ناصحیح شده است. درحالیکه برای فهم درست این بیان، باید به عمق کلام و شرایط تاریخیِ سببساز آن توجه کرد تا مقصود واقعی حضرت روشن شود.
سخن امام علی (عليه السلام) به معنای بد دانستن زنان نیست، بلکه هشدار به مردان است تا فریب جاذبههای ظاهری را نخورند و به گناهانی که از نگاه به نامحرم آغاز میشود، آلوده نشوند. بر اساس نظر مشهور شارحان، نیش عقرب- برخلاف نیش زنبور- در ابتدا کم درد است، اما سمی و کشنده است؛ درحالیکه نیش زنبور باوجود درد شدید، غالباً خطری جدی ندارد و حتی ممکن است مفید باشد. امام (عليه السلام) از این تشبیه استفاده کردهاند، زیرا نگاه به نامحرم در ابتدا
لذتآور است - بهویژه از سوی مرد به زن- اما اگر تداوم یابد، میتواند سبب عذاب الهی و تباهی زندگی دنیوی و اخروی گردد.
البته در این هشدار، بین زن و مرد تفاوتی نیست؛ اما ازآنجاکه معمولاً نگاه از سوی مرد آغاز میشود و جاذبه از جانب زن است، حضرت زنان را به عقرب تشبیه فرمودهاند (جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، صص ۲۸۷–۲۸۹)؛ بنابراین، این تعبیر را باید در راستای حفظ حریمها و پاسداری از عفاف دانست، نه تحقیر مقام زن.
امام علی (عليه السلام) در حکمت ۱۲۴ نهجالبلاغه میفرمایند:
«غَیرَةُ النِّسَاءِ کُفرٌ، وَ غَیرَةُ الرِّجَالِ إِیمَانٌ؛ غیرت زنان [گونهای خاص از آن] کفر است و غیرت مردان نشانه ایمان.»
این روایت بهظاهر چالشی، نیازمند تحلیل دقیق مفهومی و توجه به بستر اجتماعی و کارکردی آن است. تفاوت بنیادین در اینجا ناظر به گونههای متفاوت غیرت و پیامدهای اجتماعی هر یک است:
۱. غیرت مردان:
کارکرد: حراست از حریم خانواده، صیانت از عفاف و حفظ کیان روابط زناشویی در برابر تعارضات بیرونی.
مبنای شرعی: این نوع غیرت، ریشه در مسئولیت قوامیت مرد و وظیفه وی در پاسداری از خانواده دارد.
نتیجه: تقویت بنیان خانواده و جلوگیری از فروپاشی اخلاقی آن.
۲. غیرت زنان گونه مذموم:
مقصود: منظور حضرت، غیرت ویرانگر و حسادت کورکورانه است که گاه در قالب مخالفت با تعدد زوجات مشروع (در چارچوب شرع) یا ایجاد محدودیتهای غیرمنطقی در زندگی اجتماعی مرد نمود مییابد.
علت مذمت: این نوع غیرت، میتواند به مخالفت با احکام الهی (مانند جواز ازدواج مجدد در شرایط خاص) بینجامد و نظم خانواده و جامعه را بر هم زند. ازاینرو، در تعبیر شدید حضرت، به کفر (نه به معنای خروج از دین، بلکه به معنای نپوشاندن و نپذیرفتن حکم الهی) تشبیه شده است.
تمایز: البته این به معنای نفی غیرت مثبت در زنان نسبت به حریم خانواده نیست؛ بلکه ناظر به جلوهای افراطی و مخرب است.
جمعبندی:
این سخن امام (عليه السلام) نه یک حکم کلی تحقیرآمیز، بلکه تحلیلی جامعهشناختی و اخلاقی از پیامدهای دو گونه متفاوت غیرت است. غیرت مردان، در چارچوب مسئولیتهای شرعی، سازنده و حافظ نظام خانواده است. در مقابل، غیرت افراطی و مبتنی بر حسادت صرف در زنان (که ممکن است تا حد مخالفت با شریعت پیش رود) میتواند تخریبگر باشد. فهم این تمایز، کلید درک عمق این روایت بدون افتادن در دام تفسیرهای سطحی یا زنستیزانه است.
امام علی (عليه السلام) در خطبه ۸۰ نهجالبلاغه میفرمایند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ...؛ ای مردم، زنان ازنظر ایمان، بهرهمندی [از ارث] و عقل، ناقصاند...» (نهجالبلاغه، ص 106)
این سخن که بهظاهر کلی و چالشبرانگیز است، درواقع نیازمند تحلیل در چند سطح و با توجه به منابع تفسیری است تا از قرائتی سطحی و خارج از سیاق که بهتحقیر جنس زن بینجامد، جلوگیری شود.
۱. سطح اول: بافتار تاریخی و مخاطبشناسی؛ واکنشی به فتنه جمل
خاستگاه خطبه: بر اساس منابع معتبر مانند «نهجالسعادة» و شرح «ابن ابی الحدید»، این خطبه بلافاصله پس از جنگ جمل و در واکنش مستقیم به رهبری و پیامدهای آن ایرادشده است (المحمودی، نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغ، ج ۵، ص ۲۲۶؛ ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج ۶، ص ۲۱).
مصداق محوری: امام (عليه السلام) در خطبههای مرتبط، لشکریان جمل را «پیروان شتری» و «سربازان زنی» خواندهاند. ابن ابیالحدید بهصراحت تأکید میکند که تمام این خطبه رمزی به عایشه و عملکرد وی است. او با شرح مفصل حوادث جمل و ذکر نامههای نصیحت آمیز امسلمه، نشان میدهد که تصمیمگیری فاجعهبار عایشه، خود تجلی عینی نقصان رأی و عقل (تدبیر) است.
نتیجه این سطح: این خطبه در درجه اول یکسخن موقعیتی است که هدفش نه صدور حکمی کلی که نقد شدید یک کنش سیاسی خاص (فتنه جمل) و هشدار نسبت به پیامدهای رهبری نامناسب است. شهید مطهری نیز حتی در
صورت استفاده از این سخن برای نفی صلاحیت سیاسی زنان، آن را ارشاد عقلی میداند، نه حکم شرعی الزامآور.
۲. سطح دوم: تحلیل مفاهیم (نقصان ایمان، عقل و حظ) در چارچوب نظام اسلامی
حتی اگر فراتر از مصداق تاریخی به مفاهیم بپردازیم، باید این «نقصان» را نه به معنای کمارزشی، بلکه به معنای تفاوت در مسئولیت، حقوق و ویژگیهای طبیعی در نظام حکیمانه الهی دانست.
الف) نقصان ایمان: تفاوت در تکلیف، نه در عقیده
منظور: امام (عليه السلام) صراحتاً دلیل را «قُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ» میدانند. در فرهنگ قرآن، گاه واژه «ایمان» بر عمل صالح خاص (نماز) اطلاق میشود (رجوع به تفسیر آیه ۱۴۳ بقره)؛ بنابراین، «نقص ایمان» در اینجا به معنای تعلیق موقت یک عبادت به دلیل مصالح جسمی و روانی (حیض) است.
جبران حکیمانه: اسلام برای جبران این تعلیق موقت، راهکارهایی قرار داده است: قضای روزه، تشویق به ذکر و دعا در اوقات نماز و بلوغ زودتر دختران (حدود ۶ سال قبل از پسران) که فرصت بیشتری برای عبادت و رشد معنوی به آنان میبخشد. این نشان میدهد هدف، تعدیل تکلیف مطابق با شرایط، نه تضعیف موقعیت معنوی زن است.
ترک بهعنوان عبادت: ترک نماز و روزه در این ایام، خود امتثال فرمان الهی و عبادتی دیگر است.
ب) نقصان عقل: تفاوت در شهادت و ویژگیهای روانشناختی
شهادت دو زن: این حکم فقهی که ریشه قرآنی دارد، عمدتاً ناظر به تجربیات اجتماعی متفاوت زنان در آن عصر (در امور مالی و تجاری) و نیز ایجاد توازن در شهادت است. این هرگز به معنای نادیده گرفتن عقل نظری، علمی یا دینی زنان نیست.
دیدگاه برخی شارحان: شارحانی مانند ابن میثم بحرانی (ابن میثم، «اختیار مصباح المساکین»، ذیل خطبه 80) و بیهقی کیذری (بیهقی کیذری، حدائق الاحقائق فی شرح نهج البلاغه)، با نگاهی تکوینی، بر غلبه عواطف و قوه شهوانی بر عقل عملی در زنان تأکید کرده و این را دلیلی بر نیاز به تکمیل از طریق سرپرستی مرد (قوامیت) میدانند. ابراهیم خویی نیز به ضعف استعداد طبیعی جسمانی برای پذیرش کامل روشهای عقلانی محض (با استناد به آیه ۲۸۲ بقره) و کممایگی در معاشرت با خردمندان اشاره میکند.
ج) نقصان حظ (بهره): تفاوت در نظام اقتصادی خانواده
ارث نصف: این حکم، وقتی در کنار تکالیف مالی مرد (مهریه، نفقه) دیده شود، بخشی از یک نظام متوازن اقتصادی خانواده است که مسئولیت معیشت اصلی را بر عهده مرد میگذارد و در عوض، دارایی زنان را در امان نگه میدارد. خویی این را نشانه تکفل مرد و محافظت از زن میداند.
۳. سطح سوم: نگاه تربیتی و هشدار اجتماعی
جمله پایانی خطبه («در کارهای نیکو بیچونوچرا اطاعت نکنید...») یک راهبرد تربیتی و مدیریتی برای جلوگیری از ایجاد توقع نابجا و سوءاستفاده در روابط خانوادگی است. این همراه با تعبیر امام از زن به «ریحانه» (گل)، نشاندهنده توجه به ظرافت و نیاز به مراقبت ویژه است، نه تحقیر.
جمعبندی نهایی:
خطبه ۸۰ یک متن چندلایه است:
در سطح تاریخی-سیاسی، عکسالعملی تند به فتنه جمل و هشداری درباره عواقب رهبری نامناسب است.
در سطح حقوقی-تکلیفی، به تفاوتهای طبیعی و تشریعی بین زن و مرد در اسلام اشاره دارد که هدفش تنظیم روابط بر پایه حکمت، مصلحت و تکمیل نقشها است.
در سطح تربیتی، هشداری برای مدیریت عاقلانه روابط درون خانواده است.
فهم این خطبه بدون توجه به خاستگاه تاریخی آن و تمایز بین مفهوم نقصان به معنای تفاوت وظیفهای و نقصان به معنای کمارزشی ذاتی، به برداشتی ناقص و مخدوش میانجامد. دیدگاه اسلام به زن، با تأکید بر کرامت انسانی، تساوی در امکان قرب الهی و مسئولیتپذیری متفاوت اما مکمل، درآیات و روایات فراوانی تبیین شده که این خطبه باید در ذیل آن کلان نظام تفسیر شود.
دقت در خطبه 156 نهجالبلاغه در فهم بیشتر آنچه گذشت مفید است. فیض الاسلام در شرح خود بر خطبه 156، به تحلیل علل خروج و دشمنی عایشه نسبت به امام علی (عليه السلام) میپردازد. امام در این خطبه میفرمایند: «یاغی
شدن عایشه بر من، ازآنجهت است که سستی اندیشه زنان بر او چیره شده و کینه دشمنی در سینهاش همچون جوشش دیگ آهنگران به جوش آمده است.» (فیض الاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، ج 3، ص 88)
فیض الاسلام اسباب این کینه را برمیشمارد:
بستن درهای مسجدالنبی: پس از دستور پیامبر (صلی الله عليه وآله) برای بستن درهای منازل متصل به مسجد، تنها در خانه امام علی (عليه السلام) بازماند.
عزل ابوبکر از ابلاغ سوره توبه: پیامبر (صلی الله عليه وآله) ابتدا ابوبکر را مأمور ابلاغ سوره توبه به مکه کرد، اما سپس او را عزل و این مأموریت را به امام علی (عليه السلام) سپرد.
حسد نسبت به فرزندان حضرت زهرا (سلام الله عليها): بیفرزندی عایشه در مقابل فرزندان متعدد فاطمه (سلام الله عليها) که پیامبر (صلی الله عليه وآله) آنان را فرزندان خود میخواند موجب حسادت وی شد.
امام (عليه السلام) تأکید میکنند که این خصومت، شخصی و ناشی از حسد است؛ چنانکه اگر از عایشه میخواستند همان رفتار را با دیگری انجام دهد، امتناع میورزید. بااینوجود، امام به حرمت پیشین او بهعنوان همسر پیامبر (صلی الله عليه وآله) و یکی از «امهات المومنین» احترام گذاشته و او را مجازات نکردند و بازخواست نهایی را به خداوند واگذار نمودند؛ زیرا طبق آیه قرآن، اگر زنان پیامبر کار ناشایستی انجام دهند، عذابشان دوچندان است.
مرحوم ابراهیم بن حسین خویی با توجه به محتوای خطبه معتقد است امام (عليه السلام) در برخورد با زنان دشمن، اولویت را پرهیز از درگیری و آزار قرار دادهاند. دلیل این امر، ناتوانی طبیعی زنان ازنظر جسمی (سلاح) و روانی (کمطاقتی در برابر مصائب) عنوانشده است. به باور او، همین ضعف است که گاه موجب
میشود زنان به دشنامگویی - که رذیلتی اخلاقی است- رویآورند؛ بنابراین، دستور امام، مبتنی بر رعایت اخلاق جنگی و دوری از تحریک و آزار آنان است، حتی اگر آنان از جبهه دشمن باشند.
این خطبه، هم نقدی بر عملکرد یک فرد خاص در بستر تاریخ صدر اسلام است و هم الگویی برای رفتار کریمانه و عاقلانه با زنان، حتی در سختترین شرایط (جنگ) ارائه میدهد.
در نهجالبلاغه از قول حضرت علی (علیهالسلام) آمده است: «کُلُّ شَرٍّ فِي الْمَرْأَةِ، وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا؛ همهچیز زن بد است و بدترین چیزی که در اوست، آن است که مرد را از او گزیرى نیست» (دشتی، محمد، نهجالبلاغه، ص ۴۸۴ )
در نگاه اول، این روایت با سایر آموزههای اسلامی درباره کرامت زن- و حتی با برخی روایات دیگر از معصومین (علیهمالسلام) -در تعارض ظاهری قرار میگیرد. برای نمونه، از امام صادق (علیهالسلام) از پدرانشان درباره زنان نقلشده است: «أَکْثَرُ الْخَیْرِ فِی النِّسَاءِ؛ بیشتر خیر در زنان است» (حرالعاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱؛ و صدوق، من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۴۳).
برای رفع این تعارض ظاهری، چند وجه تحلیل و نقد ضروری است:
۱. تحلیل محتوایی و تفسیر احتمالی
برخی مفسران کوشیدهاند با ارائه تفسیری خاص، تناقض را برطرف کنند: منظور از «شرّ بودن» زنان میتواند اشاره به مسئولیتها و دشواریهای زندگی متأهلی باشد که بر دوش مرد میافتد (تأمین معاش، مدیریت خانواده). در این صورت، «شرّ» نه صفتی ذاتی برای زن که توصیفی از پیامدهای طبیعی مسئولیتپذیری در قبال خانواده است.
در مقابل، «خیر بودن» زنان ناظر به برکات و آثار مثبت وجود ایشان است، مانند ایجاد آرامش روانی برای همسر (سوره روم، آیه ۲۱)، قدرت زادوولد و تداوم نسل و نقش تربیتی بیبدیل در خانواده.
این نگاه دوگانه درواقع به دو بُعد متفاوت وظیفهشناسی (که همراه با مشقت است) و برکت آفرینی (که همراه با خیر است) در نهاد خانواده اشاره دارد. این امر برای زنان نیز صادق است؛ زیرا آنان نیز با ازدواج، بسیاری از علایق شخصی را بهپای مسئولیتهای خانوادگی میگذارند.
۲. نقد سندی و اعتبار روایت
با توجه به اهمیت این مسئله، ارزیابی اعتبار خود روایت گامی اساسی است:
اولاً: نهجالبلاغه بهعنوان یک کتاب گزینششده و غیرتخصصی در حدیث، ادعای جمعآوری تمام سخنان قطعیالصدور از امام علی (علیهالسلام) را ندارد. سید رضی (رحمه الله) با معیارهای بلاغی گزینش کرده است، نه حدیث شناختی تمامعیار؛ بنابراین، نسبت دادن قطعی هر گزارهای در نهج به امام، نیازمند بررسی سندی جداگانه است.
ثانیاً: محتوای این روایت - با تفسیر ظاهری و مطلق آن- باهدف کلی شریعت که تکریم انسان و بهویژه تأکید بر جایگاه رفیع زنان پارسا است (همچون الگوهای بیبدیلی چون حضرت فاطمه و حضرت زینب علیهماالسلام) در تعارض آشکار قرار میگیرد. چگونه میتوان باور کرد امام علی (علیهالسلام) همسرش فاطمه زهرا (سلام الله عليها) یا دخترش زینب کبرا (سلام الله عليها) را مصداق «شر» بداند؟
ثالثاً: این تعارض محتوایی با اصول مسلم دینی، شبهه در انتساب آن را تقویت میکند و احتمال جعل یا تحریف در نقل را - دستکم در صورت بیان - مطرح میسازد. ممکن است این تعبیر، قولی از دیگران باشد که در کلام امام جامانده، یا تشبیهی کنایی باشد که بدون درنظرگرفتن قرینهاش نقلشده است.
۳. جمعبندی و نتیجهگیری
با درنظرگرفتن مجموعه شواهد:
تفسیر محتوایی معقول، حمل این سخن بر دشواریها و مشقات مسؤولیتهای زندگی خانوادگی است، نه توصیف ذات زن. تعبیر «شر» در اینجا میتواند به معنای «امر دشوار و پرزحمت» باشد، نه «پلیدی ذاتی»
بااینحال، اعتبار سندی این نقل خاص در هالهای از ابهام قرار دارد و پذیرش آن بهعنوان سخنی قطعی از امام علی (علیهالسلام) با دلالت ظاهری و مطلقش با اصول کلامی و سیره عملی ایشان در تعارض است.
روایت متعارض از امام صادق (علیهالسلام) که «اکثر خیر در زنان است»، باسیل آیات و روایات مثبت درباره زنان همسوتر است و وزن محکی برای ارزیابی قرار میگیرد.
نتیجه نهایی: به لحاظ روشمند، نمیتوان به این گزاره منسوب به نهجالبلاغه با صرفنظر از بررسی سندی دقیقتر بهعنوان دلیلی برای شر ذاتی دانستن زنان استناد کرد. تحلیل محتوا آن را به وصف دشواریهای زندگی مشترک نزدیک میکند و بررسی کلیت آموزههای دینی و سیره علوی، هرگونه قرائت تحقیرآمیز و ذاتی نگر از زنان را رد میکند. مراد نهایی را میتوان اینگونه جمعبندی کرد: زندگی خانوادگی و مسئولیت در قبال همسر و فرزند، اگرچه همراه با دشواری و «زحمت» است، اما این مشقت، ذاتیِ زن نیست، بلکه لازمه طبیعی تعهد و تکامل در پرتو این پیوند مقدس است.
یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که با توجه به تحلیل گفتمان بیانات و فضای عقیدتی رهبران انقلاب اسلامی- که پیروی از آموزههای اصیل اسلامی را سرلوحه رویکرد و رفتار خود قرار دادهاند -میتوان بر عظمت مقام زنان و تجلیل از دستاوردهای آنان تأکید کرد. رهبران انقلاب بهصورت مداوم بر مقولاتی چون پایبندی به ارزشهای اسلامی، کرامت انسانی، برابری در عین توجه به تفاوتهای تکوینی، مقام رفیع مادری، شجاعت و تأکید بر حق و تکلیف زنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت خویش تأکید نمودهاند. آنان با ارتقای جایگاه زن در تمامی شئون زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی، بر این باورند که زنان باید عهدهدار وظیفهای خطیر در ساخت، حفظ و صیانت از نظم سیاسی مبتنی بر اسلام و ارزشهای الهی باشند.
بر این اساس، در این نوشته، مهمترین محورهای تکریم جایگاه زنان در کلام و اندیشههای امام خمینی (رحمه الله) و آیتالله خامنهای (مدظلهالعالی) موردبررسی قرار میگیرد.
چه آنکه جایگاه زن در عصر پیش از انقلاب، متزلزل و شیگونه بوده است؛ اما پس از انقلاب اسلامی، زنان بابرکت نهضت اسلامی و تحت رهبری امام خمینی (رحمه الله) و مقام معظم رهبری، به عضوانی فعال، اثرگذار و صاحب کرامت در عرصه جامعه تبدیلشدهاند. در تقابل با نظامهای معنایی سنتیِ محدودکننده یا مدرنِ ابزارگرا، گفتمان انقلاب اسلامی زن را بهعنوان سوژهای فعال، آگاه، انتخابگر و مسئول بازتعریف کرده و او را در مرکز مسئولیتهای فردی و اجتماعی قرار داده است.
کلام امام خمینی (رحمه الله)، بهعنوان رهبری که از بالاترین سطح مشروعیت، اقتدار، نفوذ سیاسی و کنترل بر منابع مادی و معنوی در عرصه عمومی برخوردار بود، سهمی بیبدیل در تعریف و شکلدهی به سوژه جنسیتیِ بر ساختهشده در آستانه و دوران پس از انقلاب اسلامی ایفا کرد. این سوژه جدید، نه شباهتی به الگوهای مرسوم فقهیِ سنتی داشت و نه با انگارههای مدرنیستی حکومت پیشین همخوانی نشان میداد. این رویکرد نوین، همزمان با اقامت ایشان در پاریس و در پاسخ به پرسشهای مکرر خبرنگاران درباره جایگاه زن در نظام اسلامی آینده و سپس در دوران پس از پیروزی، در قالب دیدارها، سخنرانیها و پیامهای مستقیم خطاب به زنان، بهوضوح تبیین و تأکید گردید.
بامطالعه گسترده متون سخنرانیها، مصاحبهها و پیامهای امام خمینی (رحمه الله)، میتوان مهمترین محورهای معنایی گفتمان ایشان درباره زنان را حول مضامین کلیدی زیر صورتبندی نمود: آزادی اصیل، فعالیت سیاسی و اجتماعی، مجاهدت انسانی، ایثار و فداکاری، تعهد، عفت، تحول روحانی، وحدت کلمه، هوشیاری و شهادتطلبی.
امام خمینی (رحمه الله) با نگاهی فراتر از محدودیتهای رایج، بر حضور فعال و مسئولیتپذیر زنان در تمام عرصهها تأکید داشتند:
«بانوان ایران در این نهضت و انقلاب سهم بیشتری از مردان دارند... در تربیت [نسل] که اشتغال دارند، ... باز سهم بزرگی در این انقلاب دارند» (صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۵۵).
ایشان قاطعانه اعلام میکردند:
«اسلام زن را مثل مرد در همه شئون دخالت میدهد... زنان باید در سیاست اساسی مملکت دخالت کنند... زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهوری اسلام رأی باید بدهند. همانطوری که مردان حق رأی دارند، زنها حق رأی دارند» (صحیفه امام، ج ۶، صص ۳۰۰-۳۰۱).
از دیدگاه امام، تحقیر جایگاه زن در دوره پیش از انقلاب، یک «خیانت بزرگ» بود که نیروی انسانی جامعه را تضعیف میکرد. ایشان بازتعریف اسلامی از زن را نهتنها یک حق که یک تکلیف برای ساختن جامعه میدانستند:
«همه ملت ايران، همه ملت ايران- چه بانوان و چه مردان- بايد اين خرابهاى كه براى ما گذاشتهاند بسازند. با دست مردِ تنها درست نمىشود؛ مرد و زن بايد باهم اين خرابه را بسازند». (صحیفه امام، ج 6، ص 301.)
امام خمینی (رحمه الله) بزرگترین دستاورد انقلاب را تحول کیفی ایجادشده در بانوان ایران میدانستند و حتی تأکید میکردند:
«اگر اين نهضت و انقلاب اسلامى هيچ نداشت جز اين تحولى كه در بانوان و در جوانان ما پيدا شد؛ اینیک امرى بود كه كافى بود براى كشور ما.»(همان، ج 14، ص 197.)
نکته بنیادین در نگاه امام، ترکیب نقش اجتماعی با اصالت خانوادگی بود. از دیدگاه ایشان، اهمیت والای زن در جامعه، فراتر از نقشآفرینی مستقیم اوست؛ زیرا بانوان «علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعّال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعّال را در دامن خودشان تربیت میکنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلّم بالاتر است... انبیا میخواستند که بانوان قشری باشند که آنها تربیت کنند جامعه را و شیر زنان و شیرمردانی به جامعه تقدیم کنند» (صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۱۹۷).
بنابراین، گفتمان امام خمینی (رحمه الله) درباره زن، گفتمانی آزادیبخش، مسئولیت ساز و تحولآفرین بود که با طرد همزمان انگارههای سنتیِ انفعال گرا و مدرنیستیِ ابزارگرا، الگوی زن مسلمان انقلابی را بهعنوان سوژهای فعال، عفیف، آگاه و نقشآفرین در همه سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی بنیان نهاد.
در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)، اسلام ناب بهعنوان منبعی اعتبار بخش و راهحل گرا برای تغییر و ارتقای وضعیت زنان تعریف میگردد. ایشان با نگاهی فراتر از عبادات فردی، اسلام را مکتبی جامع و در تقابل با سکولاریسم حاکم بر بسیاری از کشورهای اسلامی میدانستند. منطق حاکم بر این گفتمان، ساختاری دووجهی از اندیشه و کنش را تولید میکند که در آن مبانی ایدئولوژیک اسلامی و مصالح ملی، اگرچه با جایگاهی متفاوت، در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
از نگاه امام، زنان در حکومت اسلامی آزاد و دارای حقوقی همتراز مردان هستند. ایشان تصریح میکنند:
«اسلام زن را از قید اسارت مردان بیرون آورده و آنها را همردیف مردان قرار داده است.»(صحیفه امام، ج 5، ص 70.)
در این نگاه، آزادی زنان نه به معنای رهایی از قیود اخلاقی که به معنای آزادسازی توانمندیهای آنان برای حضور فعال در عرصه سازندگی فرد و جامعه است. امام، زنان متعهد ایران را پیشتازان مبارزه میدانست که «سد عظیم شاهنشاهی را در هم شکستند»(صحیفه امام، ج 12، ص 275.) و امروز «همدوش مردان در تلاش سازندگی خود و کشور هستند.»(همان)
ایشان بارد شبهات درباره محدودیت زنان در نظام اسلامی، بر حق و تکلیف حضور اجتماعی ـ سیاسی آنان پافشاری میکردند:
«ما میخواهیم زن به مقام والای انسانی برسد و زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.»(صحیفه امام، ج 6، ص 300.)
اندیشه فقهی ـ سیاسی امام، تفسیری نوین از تعالیم اسلام ارائه داد که حضور فراگیر و فعال زنان در عرصههای سیاسی و اجتماعی را ممکن و ضروری میشمرد.
امام با تأکید بر اینکه «اسلام یک دین سیاسی است و همهچیزش سیاست است»، (صحیفه امام، ج 10، ص 15.) حق و تکلیف زنان برای دخالت در سیاست را همسان روحانیون میدانست:
«خانمها حقدارند در سیاست دخالت کنند. تکلیفشان این است. روحانیون هم حقدارند در سیاست دخالت کنند. تکلیف آنها است... زن نقش بزرگی در اجتماع دارد، زن مظهر تحقق آمال بشر است» (صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۴۱).
در گفتمان ایشان، سیاست فقط مختص نهادهای حکومتی یا گروهی خاص نیست، بلکه به معنای شرکت همگانی در تعیین سرنوشت کشور است.
بدین ترتیب، امام خمینی (رحمه الله) با پیوند زدن سه مفهوم «اسلام»، «سیاست» و «زنان»، همزمان دو انگاره رایج را به چالش کشید: یکی، مردانه تلقی کردن عرصه سیاست و دیگری، جدایی دین از سیاست. گفتمان ایشان، آزادی زن را نه در گسست از ارزشها که در مسئولیتپذیری انقلابی و حضور آگاهانه در چارچوب احکام اسلامی تعریف کرد و الگویی از زن آزاد، متعهد و نقشآفرین را بنیان نهاد.
در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)، ضرورت حضور و فعالیت اجتماعی زنان در دوران استقرار و تثبیت نظام جمهوری اسلامی، جایگاهی محوری دارد. این تأکید در تقابل آشکار با موضع ایشان در دوران حکومت پهلوی قرار میگیرد که به دلیل فضای ناامن و اهداف انحرافی آن رژیم، با اشتغال و حضور اجتماعی زن به آن شکل خاص مخالف بودند. امام تصریح میکنند:
«البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن مانعی ندارد، لکن نه آن طوری که رژیم پهلوی میخواستند. آنها نظرشان این نبود که زن اشتغالی پیدا بکند... نظرشان بر این بود که زنان را مثل مردها... از آن مقامی که دارند منحط کنند. نگذارند یک رشد طبیعی برای زن پیدا شود» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۹۲).
از دیدگاه امام، صلاح و فساد جامعه ریشه در صلاح و فساد زنان آن جامعه دارد؛ بنابراین، حضور اجتماعی زن نهتنها یک حق که یک مسئولیت خطیر و تأثیرگذار است؛ اما آنچه مفهوم مشارکت اجتماعی زنان را در گفتمان امام از مفهوم مشابه در گفتمان مدرنیزاسیون پهلوی متمایز میسازد، اصل اساسی حفظ عفت عمومی است. در اندیشه ایشان، فعالیتهای سیاسی و اجتماعی زنان باید در چارچوب حفظ شئون اسلامی و عفت صورت گیرد:
«خانمها وظايف اجتماعى خودشان را و وظايف دينى خودشان را عمل بكنند و عفت عمومى را حفظ بكنند و روى آن عفت عمومى كارهاى اجتماعى و سياسى را انجام بدهند.» (صحیفه امام، ج 13، ص 93).
امام خمینی (رحمه الله) نقش زنان را در پیروزی انقلاب اسلامی ـ که اوج مشارکت سیاسی است ـ فراتر از مردان ارزیابی میکنند و میفرمایند:
«شما بانوان اثبات كرديد كه در صف جلو هستيد. شما اثبات كرديد كه مقدم بر مردها هستيد. مردها از شما الهام گرفتند. مردهاى ايران از مخدرات ايران، از بانوان ايران عبرت گرفتند و تعليم گرفتند؛ و مردان قم هم از شما بانوان عزيز عبرت گرفتند و تعليم گرفتند. شما در صف جلو نهضت هستيد». (صحیفه امام، ج 6، ص 358.)
ایشان با تجلیل از زنان انقلابی، جایگاه رفیع آنان را بهعنوان مربیان نسل آینده یادآور میشوند:
«شماها به اسلام خدمت کردید... شما شیر مردان و شیر زنان در ایران تربیت میکنید. دامن شما دامن عصمت، عفت و عظمت است». (صحیفه امام، ج 6، ص 501)
جمعبندی:
در منظومه فکری امام خمینی (رحمه الله)، منزلت اجتماعی زن از طریق مشارکت فعال و مسئولانه در عرصههای گوناگون جامعه محقق میشود، اما این مشارکت باید دو شرط اساسی را دارا باشد:
۱. برخاسته از رشد طبیعی و اصیل زن مسلمان و در راستای اهداف متعالی جامعه اسلامی، نه در چارچوب برنامههای تحمیلی و تحقیرآمیز.
۲. همراه با حفظ عفت و حریم اسلامی، بهگونهای که حضور اجتماعی، موجب تضعیف ارزشهای اخلاقی نشود، بلکه بر شکوفایی و تأثیرگذاری مثبت زن بیفزاید.
بدین ترتیب، امام خمینی (رحمه الله) الگویی از زن مسلمان فعال ارائه میدهند که همزمان عفیف، متعهد، اثرگذار و پیشرو است و هم در عرصه خانواده و هم درصحنه اجتماع، نقشآفرینی میکند.
در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)، اگرچه زنان حق حضور در تمام عرصهها را دارا هستند، اما مقام مادری جایگاهی بیبدیل و ویژه دارد. ایشان مادری را «شغل بزرگ»(صحیفه امام، ج 7، ص 464.)، «بزرگترین خدمت انسان به انسان»(صحیفه امام، ج 7، ص 446) که البته «هيچ شغلى به شرافت» آن نیست. (همان) میدانست. در منظر ایشان منزل مادران، منزل علماست (همان، ص 503.) از این منظر، مادر بودن و تربیت فرزندان، اصلیترین وظیفه زن تلقی میگردد.
امام با نقد سیاستهای دوران پهلوی که درصدد جدا کردن مادران از فرزندان بودند، هشدار میدادند:
«در طول این سلطنت، اینها کوشش کردند که مادران را از بچهها جدا کنند... بچهای که از مادرش جدا شد، پیش هر که باشد عقده پیدا میکند، عقده که پیدا کرد، مبدأ بسیاری از مفاسد میشود.» ایشان تأکید میکردند که «زن یکتا موجودی است که میتواند از دامن خود افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه، بلکه جامعهها به استقامت و ارزشهای والای انسانی کشیده شوند» (صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۱۹۲).
در نگاه امام، سلامت و اصالت جامعه درگرو تربیت صحیح در آغوش مادر است:
«اگر مادر منحرف باشد، بچه از همان توی دامن مادر منحرف بیرون میآید.»(همان، ج 7، ص 283.)
این نقش تربیتی و انسانسازی، محور استراتژیک دیگری در اندیشه امام است که بهویژه در شرایطی چون دوران دفاع مقدس تقویت و برجسته شد. ایشان با تجلیل از مقاومت زنان در مقابل استکبار فرمودند:
«چه افتخاری بالاتر از اینکه زنان بزرگوار ما... در مقابل ابرقدرتها... در صف اول، ایستادگی و مقاومت از خود نشان دادهاند، در هیچ عصری چنین مقاومتی و چنین شجاعتی از مردان ثبتنشده است.»(صحیفه امام، ج 16، ص 194.)
امام خمینی (رحمه الله) بر این باور بودند که: «نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ برای اینکه بانوان علاوه بر خود که یک قشر فعال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعال را در دامن خود تربیت میکنند. خدمت مادر به جامعه از خدمت معلم بالاتر است، از خدمت همهکس بالاتر است؛ این امری است که انبیا میخواستند.»(صحیفه امام، ج 14، ص 197)
جمعبندی دیدگاه امام در یک نگاه کلان:
شاید بتوان محوریترین ویژگیهای منسوب به زن در اندیشه امام خمینی (رحمه الله) را در سخنرانی ایشان خطاب به زنان قم در ۱۳ اسفند ۱۳۵۷ مشاهده کرد که در آن جامعیت نگاه ایشان تبلوریافته است:
کرامت و آزادی ذاتی: «خداوند شمارا باکرامت خلق کرده است، آزاد خلق کرده است.»
حفظ عفت و حریم: «همه قوانین اسلامی برای صلاح جامعه است. آنها که میخواهند زنها را ملعبه مردان... قرار بدهند خیانتکارند.»
نقد الگوی ابزارگرایانه: «زنها گمان نکنند که این مقام زن است که باید بزککرده بیرون برود... این عروسک بازی است نه زن.»
مسئولیت اجتماعی و سیاسی: «زن باید شجاع باشد؛ زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت بکند.»
رسالت انسانسازی: «زن آدم ساز است؛ زن مربی انسان است... مادر خوب بچۀ خوب تربیت میکند.» (صحیفه امام، ج 6، ص 301)
در منظومه فکری امام، زن مسلمان، هم مادرِ انسانساز و هم کنشگر شجاع اجتماعی است که رسالت خود را در چارچوب ارزشهای اسلامی و با محوریت اصالت خانواده و تربیت نسل به انجام میرساند.
در گفتمان امام خمینی (رحمه الله)، نگاهی آرمانی و مبتنی بر کرامت ذاتی به زن وجود دارد. از دیدگاه ایشان، «زن نقش بزرگی در اجتماع دارد. زن مظهر تحقق آمال بشر است. زن پرورشدهنده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن مرد به معراج میرود.»(صحیفه امام، ج 7، ص 341.) بر این اساس، امام زنان را نه بهعنوان ابژه، بلکه بهعنوان سوژهای پیشرو و مؤثر در فرآیند انقلاب و ساختن جامعه اسلامی میدانستند.
ایشان معتقد بودند به برکت نهضت اسلامی، «زن عضو مؤثر جامعه تا حدودی مقام خود را یافته است»(همان، ج 12، ص 275.) و در تقابل با اقلیتی که میراث فرهنگ طاغوت و «خودآرایی و حضور در مجالس عیش»(همان) هستند، اکثریت زنان جامعه «شیردل و متعهد، همدوش مردان عزیز به ساختن ایران عزیز پرداختهاند.»(همان)
محورهای کلیدی در گفتمان امام:
۱. تلفیق نقش خانوادگی و اجتماعی:
امام خمینی (رحمه الله) در کنار تأکید بر حضور اجتماعی زنان، بر خانواده و نقش مادری بهعنوان محوری اساسی پافشاری میکردند. ایشان مادری را «بالاترین شغل»(صحیفه امام، ج 8، ص 90.) و نقش زن را به دلیل این وظیفه خطیر، «بالاتر از نقش مرد» میدانستند:
«برای اینکه بانوان علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعال را در دامن خودشان تربیت میکنند. خدمت مادر به جامعه از
خدمت معلم بالاتر است و از خدمت همهکس بالاتر است و این امری است که انبیا میخواستند.»(همان، ج 14، ص 197)
۲. دیگری سازی و هویتسازی گفتمانی:
امام با بازنمایی گفتمان رقیب (=گفتمان طاغوت و غربگرایی که زن را به کالا و عروسک تقلیل میداد)، به تعریف هویت گفتمانی خود میپرداخت. دالهای «آزادی»، «پیشرفت» و «تمدن»، در گفتمان ایشان معنایی جدید یافته و در مفصلبندی اسلامی جای میگرفتند. ایشان بارد شبهات درباره محدودیت زنان در نظام اسلامی، بر حق مشارکت کامل آنان در همه شئون اجتماعی تأکید میکردند:
«ما میخواهیم زن به مقام والای انسانی برسد و زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.»(همان، ج 6، ص 300)
۳. ایجاد امنیت خاطر و بسیج اجتماعی:
کلام امام برای زنان امنیت خاطر و مشروعیت لازم برای حضور گسترده در عرصه عمومی را فراهم کرد. این امر موجب شد «خیل زنان از صنوف و طبقات و سنین مختلف» حضور در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را نهتنها یک حق که یک وظیفه اساسی تلقی کنند و درصحنه انقلاب حاضر شوند.
دال مرکزی: حفظ عفت و دینداری
با توجه به مجموعه سخنرانیهای امام، میتوان «حفظ عفت و دینداری» را بهعنوان دال مرکزی شکلدهنده به گفتمان ایشان درباره زنان در نظر گرفت. این اصل، چارچوبی برای تمامی معانی دیگر (حضور اجتماعی، آزادی، پیشرفت) فراهم میکرد. در گفتمان سیاسی امام که ترکیبی از اراده الهی و اراده مردمی
است، زن مسلمان با پذیرش حاکمیت قانون خدا، به شهروندی فعال و تأثیرگذار تبدیل میشود که بر سرنوشت خود حاکم است.
سهگانه کلی دیدگاه امام درباره زنان:
تبیین الگوی مطلوب زن مسلمان: تأکید بر شخصیت الگویی زنی که ضمن رعایت قوانین اسلامی، حضوری مؤثر و تعیینکننده در اجتماع دارد.
توصیف وضعیت عینی و آسیبشناسی: بررسی وضعیت اجتماعی-فرهنگی زنان پیش از انقلاب و تبیین نقش ارزشمند آنان در نهضت اسلامی و جوامع مسلمان.
ارائه راهبردها و رهنمودها: ارائه دستورالعملهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی متناسب با زنان در مراحل مختلف نهضت و حکومت اسلامی.
جمعبندی:
گفتمان امام خمینی (رحمه الله) درباره زنان، گفتمانی آرمانگرا، هویتساز و عمل محور بود که با محوریت عفت و دینداری، تربیت نسل و مشارکت کامل اجتماعی، الگویی از زن مسلمان انقلابی را ترسیم کرد که هم در خانه انسانمدار و هم در جامعه تاریخمیسازد. این نگاه، تقابلی آشکار با گفتمان ابزارگرایانه رژیم گذشته داشت و با ایجاد امنیت روانی، زنان را از حاشیه به متن تحولات اجتماعی-سیاسی ایران کشاند.
مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله امام خامنهای (مدظلهالعالی)، همچون امام خمینی (رحمه الله) و ائمه معصومین (عليهم السلام)، برای زن جایگاه و منزلت ویژهای قائل هستند که در ادامه به مهمترین ابعاد آن میپردازیم.
امام خامنهای بر حفظ هویت و ارزشهای اصیل زن مسلمان تأکیددارند که مهمترین آنها عبارتاند از: دینداری، حجاب، زنانگی، ظرافت و لطافت. ایشان زنان را به عفت، حجاب، پرهیز از اختلاط نامشروع و حفظ کرامت انسانی دعوت میکنند. درعینحال، بر حضور فعال و پیشروی زنان در عرصههایی چون معنویت، علم، تحقیق، سیاست و اجتماع اصرار میورزند. این نگاه جامع، تکلیف محور است: زن مسلمان موظف است هویت اسلامی خود را حفظ کند و در همه عرصهها به پیشرفت و توسعه بپردازد.
ایشان با اشاره به آسیبپذیری تاریخی زنان در برابر تهاجمات، ظلم و نادیده گرفته شدن حقوقشان، جایگاه اسلام را در تضمین کرامت ذاتی و حقوق مشخص برای زنان برمیشمارند؛ حقوقی همچون حجاب، عفت، حقوق مالی، تحصیلی و اجتماعی.
در این نگاه، زنان در جایگاههای مادر، همسر و خواهر نیز از کرامت والایی برخوردارند و مسئولیتهای مهم خانوادگی و اجتماعی بر عهدهدارند. هرگونه تبعیض یا نادیده گرفتن حقوق زنان با این تعالیم اسلامی ناسازگار است.
به بیان ایشان، جامعهای میتواند بهسوی پیشرفت پایدار حرکت کند که در آنهمه اعضا، ازجمله زنان، با احترام و عدالت برخورد شوند (بیانات در دیدار با بانوان، ۲۶/۱۰/۱۳۶۸. B2n.ir/ur7584).
هویت اسلامی زنان، بخشی حیاتی و سازنده در جوامع اسلامی است که مبتنی بر ارزشها، اصول و تعالیم اسلام شکل میگیرد. از دیدگاه رهبر انقلاب، این هویت متشکل است از مجموعهای از ارزشها، باورها و اعمالی که زنان مسلمان بر اساس آنها زندگی و تعامل میکنند. از ویژگیهای اصلی این هویت میتوان به این موارد اشاره کرد:
احترام به خود و دیگران و به رسمیت شناخته شدن بهعنوان افرادی صاحب کرامت.
نقش فرهنگسازی و تربیتی بهعنوان مربیان خانواده و شکلدهندگان نسل آینده.
رعایت و تقویت شاخصههایی چون حفظ حجاب و عفت، تقوا، صداقت، صبر، عدالت، محبت، تعلق به خانواده و جامعه، تحصیل، فعالیت اجتماعی و خیرخواهی و همکاری جمعی.
تقویت این هویت، جامعه اسلامی را در بهبود شرایط اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و دستیابی به توسعهای پایدار و پویا یاری میرساند و به ترویج صلح، عدالت و همبستگی کمک میکند (بیانات در دیدار بانوان، ۳۰/۰۶/۱۳۷۹. B2n.ir/wp7905).
عرصههای سهگانه منزلت زن:
از مجموع بیانات معظم له، سه عرصه متمایز ولی مرتبط برای منزلت و نقشآفرینی زن ترسیم میگردد که در هر یک، وظایف و مسئولیتهای خاصی بر عهده اوست:
۱. عرصه فردی: تمرکز بر رشد معنوی، علمی، شخصیتی و حفظ کرامت ذاتی.
۲. عرصه خانوادگی: ایفای نقش بیبدیل بهعنوان همسر، مادر و مدیر داخلی خانواده و تربیت نسل.
۳. عرصه اجتماعی: حضور فعال، اثرگذار و مسئولانه در عرصههای علم، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و اجتماع با حفظ چارچوبهای ارزشی.
جمعبندی: گفتمان امام خامنهای درباره زن، بر محور «کرامتمحوری توأم با مسئولیتپذیری» استوار است. در این نگاه، زن مسلمان با حفظ هویت اسلامی (در قالب ارزشهایی مانند عفت و حجاب) و تلاش برای پیشرفت در همه عرصهها (فردی، خانوادگی، اجتماعی)، هم کرامت خویش را پاس میدارد و هم به ساختن جامعهای مترقی و عادلانه کمک میکند. این دیدگاه، زن را از موقعیت انفعالی و ابزاری خارج ساخته و او را به سوژهای فعال، آگاه و تأثیرگذار در سرنوشت فردی و جمعی تبدیل میکند.
منزلت زن در عرصه فردی، به تربیت نفس، رشد معنوی و تکامل شخصیتی او بازمیگردد. از دیدگاه مقام معظم رهبری، در این عرصه میان زن و مرد تفاوتی وجود ندارد و هرکس بهاندازه تلاش خویش بهره میبرد. بااینحال، ایشان بر چند محور کلیدی برای رشد فردی زن مسلمان تأکید ویژه دارند:
۱. رشد معنوی؛ عاملی تعیینکننده:
رهبر انقلاب با اشاره به الگوی آسیه همسر فرعون (که در قرآن بهعنوان زنی مؤمن و الگو ستوده شده)، نشان میدهند که رسیدن به مقامات والا نه بر پایه نسب که حاصل تربیت معنوی و خودسازی فردی است. ایشان میفرمایند:
«زن فرعون نه پیامبر است، نه پیغمبرزاده است، نه همسر پیامبر است نه در خانواده هیچ پیامبری بوده است. تربیت معنوی و رشد و بالندگی یک زن او را به اینجا میرساند» (بیانات در دیدار با اعضای شورای فرهنگی-اجتماعی زنان، ۰۴/۱۰/ ۱۳۷۰. B2n.ir/yh1511).
۲. ویژگیهای زن مسلمان آرمانی در عرصه فردی:
از دیدگاه ایشان، زن مسلمان باید در این عرصه واجد این ویژگیها باشد:
طلب فرزانگی و علم خودسازی معنوی و اخلاقی
مشارکت در جهاد و مبارزه (در معنای عام کلمه)
بیاعتنایی به تجملات دنیوی
حفظ عفت و عصمت بهعنوان سپری در برابر تأثیرات مخرب بیگانگان (بیانات در دیدار بانوان به مناسبت میلاد حضرت زهرا (سلام الله عليها)، ۲۵/۰۹/۱۳۷۱. B2n.ir/xj3781).
۳. محوریت قرآن و تأثیرگذاری چندجانبه:
مأنوس شدن با قرآن، نقشی محوری دارد. ایشان میفرمایند:
«اگر زنها با قرآن مأنوس بشوند، بسیاری از مشکلات جامعه حل خواهد شد. چون انسانهای نسل بعد در دامن زن پرورش پیدا میکنند و زن آشنای با قرآن و مأنوس با قرآن، خیلی میتواند در تربیت فرزند تأثیراتی داشته باشد» (بیانات در دیدار بانوان قرآنپژوه، ۲۸/۰۷/۱۳۸۸. B2n.ir/ke8476).
این بیان نشان میدهد رشد فردی زن، هرگز منزوی و بیتأثیر بر جامعه نیست.
جمعبندی:
در نگاه رهبر انقلاب، عرصه فردی برای زن، مقدمه و بستر نقشآفرینی اجتماعی و خانوادگی اوست. خودسازی و رشد معنوی زن، دو هدف متعالی را دنبال میکند:
۱. کمالیابی خودِ او بهعنوان یک انسان.
۲. توانمندسازی او برای تأثیرگذاری عمیق بر نسل آینده و جامعه، بهویژه از مجرای تربیت فرزندانی آگاه و متخلق.
بنابراین، تلاش برای پیشرفت فردی، نهفقط یک حق شخصی که تکلیفی اجتماعی است که نتیجه آن، تعالی خود، خانواده و درنهایت کل جامعه خواهد بود. این نگاه، رشد فردی را از حصار خودمحوری خارج کرده و آن را به سرمایهای برای پیشرفت جمعی تبدیل میکند.
در گفتمان مقام معظم رهبری، عرصه خانوادگی جایگاهی محوری و بیبدیل برای زن دارد. ایشان با نگاهی ارزشآفرین، نقشهای مادری و همسری را نه اموری معمولی که شغلی بزرگ، آیندهساز و معادل جهاد معرفی میکنند. نگاه ایشان نه نافی اشتغال اجتماعی زن است و نه به خانهداری با دیده تحقیر مینگرد، بلکه بر اهمیت کیفی این نقشها در ساختن جامعه تأکید میورزد.
الف) خانهداری و همسری: شغل بزرگ و رابطهای بر پایه محبت
خانهداری: «یک شغل است؛ شغل بزرگ، شغل مهم، شغل حساس، شغل آیندهساز... سرپا نگهداشتن یک زندگی مهمترین کار برای یک زن است» (بیانات در دیدار مداحان، ۱۱/۰۲/ ۱۳۹۲. B2n.ir/fq9763؛ خطبه عقد، ۰۸/۰۳/۱۳۸۱.B2n.ir/sq2475).
نقش همسری: باید بر اساس محبت، وفاداری و رابطه عاطفی روزافزون استوار باشد تا زندگی مشترک تسهیل شود (بیانات در نشست اندیشههای راهبردی، ۱۴/۱۰/ ۱۳۹۰. B2n.ir/kx6276).
ب) مادری: اوج هنر و مجاهدت زن
فرزند آوری: «یکی از مهمترین مجاهدتهای زنان و وظایف آنان است... هنر زن است» زیرا خداوند تمام ابزارهای لازم (عاطفه، احساسات، اندام جسمانی) را به او داده است. (بیانات در دیدار مداحان، ۱۱/۰۲/۱۳۹۲. B2n.ir/fq9763).
تربیت: «مادر با رفتار، گفتار، عاطفه، نوازش، لالایی وزندگی کردن، فرزندان را به بهترین شکل تربیت میکند.» این وظیفه منحصراً بر عهده مادر است (بیانات در اجتماع بانوان خوزستان، ۲۰/۱۲/۱۳۷۵. B2n.ir/er7108؛ نشست اندیشههای راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰).
ج) جایگاه مادری در مقایسه با سایر مسئولیتها
رهبر انقلاب با قاطعیت اعلام میکنند:
«اولین و اساسیترین و پراهمیتترین شغل زن، مادری است. اگر رئیسجمهور هم بشود، اهمیتش بهاندازه اهمیت مادری نیست... یک مادر خوب بودن، اهمیت و ارزشش از ریاستجمهوری هم بالاتر است.» (بیانات در جلسه پرسش و پاسخ در مسجد ابوذر تهران،06/04/1360. B2n.ir/wz1174)
ایشان مادر را «از هر سازندهای، سازندهتر و باارزشتر»(بیانات در دیدار جمعی از زنان،25/09/1371. B2n.ir/xj3781) میدانند، زیرا او «یک انسان والا به وجود میآورد.»(همان)
د) کرامت زن در همه جایگاهها: از دختری تا همسری
دیدگاه رهبری، تکریم زن را به نقش مادری محدود نمیکند. ایشان با استناد به روایات، بر قداست زن در جایگاه دختر و همسر نیز تأکیددارند و مردان را به رعایت حقوق و پاسداشت مقام آنان فرامیخوانند. تعبیر «زن گل است» (بیانات در دیدار هزاران نفر از زنان و دختران،12/09/404. B2n.ir/fu3572) در کلام ایشان، نمادی از این ظرافت و نیاز به مراقبت است.
ه) تساوی در انسانیت، تفاوت در کارکرد و طبیعت
مبنای اساسی در نگاه ایشان، تساوی ذاتی زن و مرد در انسانیت و کرامت انسانی است. خطابات قرآن به هر دو جنس یکسان است و جنسیت امری ثانوی محسوب میشود. بااینحال، تفاوتهای طبیعی در جسم، روان و احساسات، منجر به تقسیم نقشها و مسئولیتهای مکمل شده است. نقش زن در این تقسیمکار، «مهمتر» ارزیابی میشود. این تفاوتها نه برای ایجاد تبعیض که برای تحقق هماهنگی و تکامل خانواده و جامعه است.
و) حضور اجتماعی با حفظ حریم و هویت
رهبر انقلاب بر حق و تکلیف حضور فعال و اثرگذار زنان در عرصه اجتماعی و سیاسی تأکیددارند، مشروط بر آنکه:
۱. به رسالت محوری مادری و خانوادگی آسیب نرسد.
۲. حریمهای اسلامی (مانند پرهیز از اختلاط بیضابطه) رعایت شود، زیرا اختلاط، هم ایمان و هم انسجام خانواده را تهدید میکند.
۳. هویت و کرامت اسلامی زن (حجاب، عفت، عدم تبدیلشدن به ابزار یا کالا) محفوظ بماند.
ایشان با اشاره به انحراف جنبش زنان در غرب که به نابودی خانواده انجامید، هشدار میدهند که مبارزه برای حقوق، نباید به قیمت از دست دادن هویت و ارزشهای اصیل باشد.
نتیجهگیری کلان: الگوی سوم زن
در گفتمان امام خامنهای، زن مسلمان ایرانی، «الگوی سوم»(پیام به کنگرهی هفت هزار زن شهید کشور،16/12/1391. B2n.ir/xx6982) است؛ الگویی که نه زنِ منزوی و حاشیهنشین شرقی است و نه زنِ ابزار شده و جنسیت محور غربی. این الگو، زنی است که:
عفیف، محجبه و شریف است.
در متن و مرکز تحولات سیاسی و اجتماعی قرار دارد.
سنگر خانواده را پاسداری میکند و سنگرهای جدید اجتماعی میسازد.
تساوی در انسانیت و تفاوت در نقشهای مکمل را بهطور همزمان محقق میسازد. (همان)
این نگاه، مادر و همسر بودن را نه نقطه مقابل فعالیت اجتماعی که قدرت بخش و عمق دهنده به آن نقش میداند و زن را بهعنوان سازنده اصلی انسان و تمدن معرفی میکند.
مشاغل اجرایی افتخاری ندارد (بیانات در دیدار با جمعی از بانوان فرهیخته، 21/02/92).
دیدگاه مقام معظم رهبری درباره حضور زن در عرصه اجتماع و سیاست روشن و مبتنی بر اصولی متوازن است. ایشان با حضور فعال زنان در این عرصه موافق هستند، اما این موافقت مشروط به رعایت چند اصل کلیدی است که تعادل میان نقشهای مختلف زن را تضمین میکند.
شرایط اساسی حضور اجتماعی زنان از دیدگاه ایشان:
۱. اولویت و عدم تعارض با نقش خانوادگی:
از نگاه رهبر انقلاب، اشتغال و فعالیت اجتماعی زن واجب یا لازم نیست. آنچه واجب است، حفظ فضای حیاتی و کیان خانواده است. ایشان تصریح میکنند:
«زن اگر خواست برود کار کند، این اشکالی ندارد، اسلام هم مانع نیست؛ اما این وظیفه او نیست... چیزی که واجب است، عبارت است از حفظ فضای حیاتی برای مجموع این خانواده.» (خطبه عقد، ۰۸/۰۳/۱۳۸۱. B2n.ir/nz7949).
بنابراین، فعالیت اجتماعی نباید کار اساسی زن (مدیریت خانه، همسری و مادری) را تحتالشعاع قرار دهد.
۲. رعایت حریمهای اسلامی و پرهیز از اختلاط نامشروع:
شرط دوم، رعایت جدی حدود شرعی در روابط زن و مرد است. ایشان بر مسئله «محرم و نامحرم» بهعنوان یک اصل جدی در اسلام تأکید کرده و میفرمایند: «دومین مسئله، مسئله محرم نامحرم است که در اسلام جدی است» (بیانات در نشست اندیشههای راهبردی، ۱۴/۱۰/۱۳۹۰. B2n.ir/kx6276). حضور اجتماعی باید بهگونهای باشد که این حریمها حفظ شود.
۳. نگاه ارزشی به نوع اشتغال (افتخارآمیز نبودن صِرف مشاغل اجرایی):
نکته ظریف دیگر در دیدگاه ایشان، ارزشگذاری متفاوت بر انواع مشاغل است. مطابق بیانات رهبری، صِرف حضور در مشاغل اجرایی و مدیریتی، ذاتاً «افتخاری» محسوب نمیشود. (بیانات در دیدار جمعی از بانوان فرهیختهی حوزوی و دانشگاهی، ۲۱/۰۲/۱۳۹۲. B2n.ir/ws2226). این بیان ناظر به پرهیز از ملاک قرار دادن موقعیتهای اداری و ظاهری بهعنوان شاخص اصلی پیشرفت و ارزش زن است. ارزش حقیقی در نوع خدمت، اثرگذاری و حفظ تعهدات اصیل نهفته است.
جمعبندی:
در گفتمان امام خامنهای، حضور اجتماعی زن:
مورد تأیید است و میتواند در قالبهای متنوع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و خیرخواهانه صورت گیرد.
مشروط و مسئولیت محور است. این حضور نباید به هزینه کردن نقش بیبدیل خانوادگی بینجامد.
چارچوبمند است و باید در حفظ حریمهای اسلامی (بهویژه مسئله اختلاط) دقت شود.
معنادار است و ارزش آن نه در کسب عناوین اجرایی که در خدمترسانی همراه با حفظ هویت و تعهدات اصلی تعریف میشود.
این نگاه، الگویی متوازن و عقلانی ارائه میدهد که هم از انزوای زن جلوگیری میکند و هم از غلتیدن به ورطهای که در آن، هویت خانوادگی و ارزشی فدای حضور صرفاً صوری در اجتماع شود. زن مسلمان در این الگو، هم میسازد (خانواده و نسل) و هم میسازند (جامعه)، بدون آنکه یکسوی این معادله به فراموشی سپرده شود.
اسلام با تحولی بنیادین، مقام زن را ارتقا داد و او را از وضعیت «کالای موروثی» و «موضوع معامله» خارج ساخت. این دین با رسمیت بخشیدن به رضایت در ازدواج و حق مالکیت زن بر مهریه، شخصیت حقوقی و انسانی مستقل برای زن قائل شد و آزادی عقیده و تصرف مالی را بهعنوان سنگ بنای اصلاح جامعه برای او به رسمیت شناخت.
سنت علوی: تعقل، حریم و تفسیر موقعیتی
حضرت علی (عليه السلام) نیز با تأکید بر تعقل و خردورزی، زنان شایسته را سزاوار مشورت میدانستند. ایشان بر حفظ حریم میان زن و مرد نامحرم بهعنوان عاملی پیشگیرنده از مفاسد تأکید داشتند. بسیاری از سخنان بهظاهر کلی درباره زنان ــ بهویژه پس از واقعه جمل ــ را باید در بافتار تاریخی و مخاطبشناسی خاص خود، عمدتاً ناظر به عملکرد عایشه و نه کل زنان، تفسیر کرد. سیره عملی و سایر سخنان امام (عليه السلام)، گواه ارجوقرب والای زن در منظومه فکری ایشان است.
گفتمان انقلاب اسلامی: تلفیق کرامت، مسئولیت و حضور آگاهانه
رهبران انقلاب اسلامی، امام خمینی (رحمه الله) و امام خامنهای (مدظلهالعالی)، با تکیهبر مشروعیت فرهمند و مردمی و با ارائه خوانشی جامع، انقلابی و مکتبی از اسلام، توانستند قواعدی نوین در تکریم مقام زن نهادینه کنند. گفتمان آنان در تقابل با دو الگوی پیشین شکل گرفت:
۱. الگوی سنتی محافظهکار: که نقش زن را منحصر به خانه و فاقد حق مشارکت اجتماعی میدانست.
۲. الگوی مدرنیزاسیون غربگرا: که با شعار برابری، زن را به ابزار جنسی و مصرفی تبدیل کرد و به قیمت نابودی کانون خانواده تمام شد.
شاکله گفتمان انقلاب اسلامی درباره زن را میتوان در این محورها خلاصه کرد:
تأکید توأمان بر کرامت ذاتی و مسئولیتهای خطیر زن در عرصههای فردی، خانوادگی و اجتماعی.
ترسیم الگوی زن مسلمان انقلابی بهعنوان «الگوی سوم»؛ زنی که نه منزوی است و نه ابزار شده؛ هم عفیف و محجبه است و هم فعال، آگاه و پیشرو درصحنههای سیاسی و اجتماعی.
اولویتدهی به نقش بیبدیل مادری و همسری بهعنوان شغلی والا و آیندهساز، حتی باارزشی بالاتر از مسئولیتهای اجرایی عالی.
مشروط کردن حضور اجتماعی به عدم تعارض با نقش خانوادگی و رعایت حریمهای اسلامی (بهویژه پرهیز از اختلاط بیضابطه).
تفسیری خاص از آزادی و برابری که در چارچوب عفت، معنویت و تعهد اسلامی معنا مییابد و زن را از دام ابزار شدگی و ابتذال غربی مصون میدارد.
نتیجه:
انقلاب اسلامی با بازگرداندن زن به اصالت اسلامی خویش، وضعیت شیء گشته پیشین را ناشی از انفصال از اسلام دانست. از این منظر، زن مسلمان انقلابی برای ایفای نقشهای متعالی خود، میبایست همزمان بر دو محدودیت فائق آید: محدودیت سنتیِ محرومکننده از حقوق و محدودیت غربیِ سوقدهنده به ابتذال. گفتمان رهبران انقلاب، زن را به سوژهای تاریخی، آگاه، آزاد و مسئول تبدیل کرده است که هم در خانه انسان میپرورد و هم در جامعه تاریخ میسازد و در این مسیر، در کنار مرد و در بسیاری موارد پیشاپیش او حرکت میکند. این نگاه، دریچهای تازه به موقعیت زنان گشوده و مسیری متعادل و مبتنی بر کرامت ذاتی را فرا روی آنان نهاده است.
با عنایت به یافتهها و مباحث مطرحشده در این پژوهش، پیشنهاد میگردد علاوه بر تلاشهای گسترده و ضروری برای رفع نقایص موجود در جامعه و مقابله با تهدیدات کنونی و آتی علیه کیان نظام در حوزه ارتقای جایگاه و تکریم مقام زنان در سطوح سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، توجه ویژهای به برنامهریزی منسجم و زیرساختی در حوزه نظام فرهنگی جمهوری اسلامی ایران معطوف گردد.
دلیل این تأکید آن است که پیش از هرگونه اقدام عملی و قابلیت افزایی شتابزده (به تعبیری، تقویت پیش ساختارها)، ورود نسنجیده به عرصه عملیات، حتی در خوشبینانهترین حالت، تنها تأثیراتی مقطعی و سطحی خواهد داشت و در نگاهی واقعبینانه میتواند پیامدهایی نامتعادل یا حتی مخرب به همراه آورد.
محورهای کلیدی پیشنهادی برای برنامهریزی منسجم:
اجتماعی، با تأکید بر تلفیق علمآموزی با خودسازی معنوی و مسئولیتپذیری.
جمعبندی پیشنهادها:
حرکت در مسیر ارتقای جایگاه زنان، نیازمند مهندسی فرهنگی دقيق و برنامهریزی بلندمدت است تا اقدامات، نه صرفاً واکنشی و مقطعی، بلکه زیرساختی، پایدار و هویتساز باشند. هدف نهایی باید ترسیم و تحقق الگویی باشد که در آن، زن مسلمان ایرانی، در اوج کرامت، تعهد و تأثیرگذاری، همخانواده را میسازد و هم در ساختن تمدن نوین اسلامی پیشگام است.
قرآن
نهجالبلاغه
ابن ابی الحدید، ابو حامد؛ شرح نهجالبلاغه، کتابخانهی عمومی آیتالله مرعشی. نجفی، قم، 1337.
امام خمینی، صحیفۀ امام، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، تهران، بیتا.
انصاری قمی؛ محمدعلی، ترجمه نهجالبلاغه،1386 ه.ق
اوحدى، محمدرضا، 1001، داستان از زندگی علی (علیهالسلام)، بیجا، بیتا.
بحرانی؛ میثم ابن علی ابن میثم، «اختیار مصباح المساکین»، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1366.
بیهقی کیذری، قطبالدین محمد بن حسن؛ حدائق الاحقائق فی شرح نهجالبلاغه، بنیاد نهجالبلاغه انتشارات عطارد، قم، نوبت اول، 1375.
تمیمى آمدی، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم، 1395.
جعفری؛ سید محمدمهدی، زندگانی تحلیلی امام علی (عليه السلام) و پیشینه صدور نهجالبلاغه، انتشارات دارالحدیث، قم، 1396.
جعفری؛ محمدتقی، شرح نهجالبلاغه،1376 ش.
جمعی از خواهران طلبه، زن از دیدگاه ادیان و مکاتب،1379.
جوادی آملی، روشهای تحقیق در اسناد و مدارک نهجالبلاغه، نشر امام علی (عليه السلام)، 1368 ش.
ــــــــ، شریعت در آیینه معرفت، مرکز فرهنگی رجاء، ۱۳۶۹ ش.
ــــــــ، عبدالله، زن در آینه جمال و جلال، تهران، اسراء، 1379.
حرّ العاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، 1385.
خویی، ابراهیم بن حسین؛ الدره النجفیه، بی جا، بیتا.
دشتی، محمد، نهجالبلاغه،1381 ش.
راوندی؛ قطبالدین، منهاج البراعه فی شرح نهجالبلاغه، قم،1405 ق.
سیوطی، جلالالدین، اللآلی المصنوعة فی الأحادیث الموضوعة، دار الکتب العلیمة، 1395 ه.ق.
شوشتری؛ محمدتقی، بهجالصباغه، تهران، امیرکبیر،1376 ش.
شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علیاکبر، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ ق.
ـــــــــ، من لا یحضره الفقیه، محقق: علیاکبر غفاری، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، دوم،1413 ق.
شیخ طوسی؛ أبی جعفر محمد، التبیان فی تفسیر القرآن، تحقیق و تصحیح قصیر العاملی، أحمد حبیب،1271 ه.ق
طبرسی؛ فضل بن حسن، مجمعالبیان، مؤسسه الأعلمي للمطبوعات – بيروت،1415 ق.
عیسی فر، احمد، زنان نامدار شیعه، رایحه عترت،1383 ش.
فهیم، مرتضی، چهره زن در آئینه قرآن، سید الشهداء، قم،1371 ش.
فیض الاسلام؛ علینقی؛ ترجمه و شرح نهجالبلاغه، نشر اعتماد، تهران، 1379 ش.
مجلسی؛ محمدباقر، بحار الأنوار، دار إحياء التراث العربي، بيروت، دوم،1403 ق.
محدث نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل،، مؤسسه آل البيت علیهمالسلام، قم، 1408 ق.
محمودی؛ محمدباقر، نهجالسعادة فی مستدرک نهج البلاغة، مطبعة النعمان، نجف، 1380.
مطهری، مرتضی، مرتضی؛ نظام حقوق زن در اسلام؛ انتشارات صدرا، تهران،
اوحدی حائری؛ پروین دخت، رجبعلی؛ کاظم حاجی، «جایگاه زنان در عصر امامت امام علی (عليه السلام)»، بانوان شیعه، سال پنجم، شماره 17 ،1387ش.
برقعی؛ زهره، «جایگاه حقوقی زن در نهجالبلاغه»، نشریه نهجالبلاغه (پژوهشهای نهجالبلاغه)، ش 10-9، 1383 ش.
صارمی گروی؛ سکینه، مجیدی؛ محسن، «جایگاه زن در نهجالبلاغه»، فصلنامه زن و فرهنگ سال چهارم، شماره 13، پاییز 1391 ش.
طیبی؛ ناهید، «باز پژوهی دیدگاه امام علی علیهالسلام درباره عقل زنان با تأکید برخطبه 80 نهجالبلاغه»، مطالعات اسلامی زنان و خانواده، دوره سوم، پائیز و زمستان 1395 ش.
نظر بیگی، جامعهشناسی زبان در تبیین جایگاه اجتماعی زن در خطبه 80 نهجالبلاغه، دو فصلنامه علمی-تخصصی آموزههای نهجالبلاغه، سال اول، شماره اول،1394 ش.