ghaemiyeh.com
سرشناسه : مظاهری، حسین، ۱۳۱۲ -
عنوان و نام پديدآور : پاسخ به پرسشهای جوانان: اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی/ آیت الله العظمی حسین مظاهری.
مشخصات نشر : اصفهان: موسسه فرهنگی مطالعاتیالزهرا (ع)٬ ۱۳۹۳.
مشخصات ظاهری : ۱۲۶ ص.؛ ۵/۱۴×۲۱ سم.
فروست : مجموعه آثار؛ ۴۱.پرسشها و پاسخها؛ ۶.
شابک : ۴۰۰۰۰ ریال: 978-964-2985-48-7
وضعیت فهرست نویسی : فاپا(چاپ دوم)
يادداشت : چاپ دوم.
يادداشت : چاپ سوم: ۱۴۰۲.
يادداشت : عنوان روی جلد: پاسخ به پرسشهای جوانان: اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی: دفتر اول.
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
عنوان روی جلد : پاسخ به پرسشهای جوانان: اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی: دفتر اول.
موضوع : اسلام -- پرسشها و پاسخها
رده بندی کنگره : BP۷/۷/م۵۵۳پ۲ ۱۳۹۳
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۰۷۶
شماره کتابشناسی ملی : ۳۴۴۸۹۷۶
تنظیم متن دیجیتال میثم حیدری
بسم الله الرحمن الرحيم
پاسخ به پرسشهای جوانان: اخلاقی، اعتقادی، اجتماعی/ مظاهری.
مشخصات نشر : اصفهان: موسسه فرهنگی مطالعاتیالزهرا (ع)٬ ۱۳۹۳.
سخن آغازين 7
رابطه با خداوند متعال 11
استجابت دعا 15
تهذيب نفس 20
نماز و كيفيت آن 33
انس با قرآن و ادعيه 38
انتخاب دين 41
توبه از گناهان 44
تقدير و سرنوشت 54
سير و سلوك 59
اشاره به منزلت اهل بيت عليهم السلام 63
انس و ارتباط با اهل بيت عليهم السلام 66
مداومت بر ذكر 71
تفريح و سرگرمى 75
حجاب و عفاف 77
راهكارهاى ترك گناه 82
نذر 95
غنا و موسيقى 97
وسوسۀ فكرى 102
خرافه زدايى 112
نصايح و توصيه ها 116
«پرسش»، كليد حلّ مشكلات، دريچۀ راهيابى به ساحت علوم و دانش ها و يكى از بهترين ابزارها براى انتقال معارف است. از اين رو پرسش گرى را بايد نشانۀ بارز جنب وجوش افكار و بيدارى انديشه ها به شمار آورد و آن را امرى مبارك و پرثمر تلقّى نمود. از منظر تعاليم آموزندۀ دينى، يكى از حقوق مردم بر عالمان و آگاهان، سؤال و پرسش از آنان و دريافت پاسخ مناسب است و طبعاً پرسش گرى در زمينۀ مجهولات و تلاش براى برطرف نمودن نادانى ها، يكى از وظايف مردم نيز قلمداد مى شود. قرآن كريم در اين زمينه مى فرمايد:
(فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ)(1)
هرچند در اين آيۀ شريفه، مصداق روشن و كاملِ «اهل ذكر»، به تصريح روايات اهل بيت عليهم السلام كه مفسّران حقيقى قرآن كريم اند،
1) . نحل، 43: «پس اگر نمى دانيد از اهل ذكر (و آگاهان) بپرسيد.»
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّۀ اطهار عليهم السلام مى باشند،(1)امّا عالمان دينى و كارشناسان خبير به معارف عاليۀ اسلامى كه تبيين كنندگان آراء و نظرات آن بزرگواران به شمار مى روند نيز در مفهوم وسيع اين آيۀ مباركه قرار داشته و از مصاديق «اهل ذكر» هستند. آنان، كه به حكم « إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ »(2)، ميراث داران تعليمات و معارف الهى محسوب شده اند، با خبرويّت دين شناسانۀ خود، سؤالات و پرسش هاى دينى و معارفى مردم را از دو معدن بى انتهاى كتاب و سنّت پاسخ مى گويند و پرسش گران و جويندگان حقيقت را از طريق آموزه هاى قرآن و عترت، به وادى مقصود رهنمون مى گردند.
كتاب حاضر، حاصل گردآورى مجموعه اى از سؤالات جوانان و نوجوانان، با تحصيلات و موقعيت اجتماعى مختلف است كه از طريق نامۀ كتبى يا از طريق پايگاه اطّلاع رسانى، به مح - ضر مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمى مظاهرى «مدّظلّه العالى» ارسال داشته و پاسخ هاى كتبى معظّم له را دريافت نموده اند. پرسش ها و پاسخ هاى مزبور، پس از موضوع بندى، تبويب و تلخيص سؤالات، به شكل كنونى تنظيم و ارائه مى گردد.
پرسش ها و پاسخ هاى ارائه شده در اين كتاب، از انبوه سؤالات برهۀ زمانى حدود سه سالۀ اخير، انتخاب و گلچين شده است و ساير پرسش ها و پاسخ هاى مرتبط با جوانان كه در بخش استفتائات دفتر آيت الله العظمى مظاهرى، بايگانى شده است، در مجلّدات بعدى اين مجموعه ارائه خواهد شد.
گفتنى است، آنچه در كتاب پيش رو از نظر خوانندگان گرامى مى گذرد، پاسخ به سؤالاتى است كه با موضوعات مختلف اخلاقى، اعتقادى، عرفانى و اجتماعى، در ذهن جوانان و نوجوانان شكل گرفته است. بنابراين، از افزودن سؤالات شرعى جوانان گرامى به اين مجموعه خوددارى شده است. از اين جهت، استفاده از اين كتاب، منحصر در مقلّدين معظّم له نيست و همه مى توانند از آن بهره مند شوند. همچنين از آنجا كه سؤالات مربوط به ازدواج جوانان و وظايف آنها در رويارويى با معضلات خانوادگى، در كتاب ديگرى با نام «پاسخ به پرسش هاى ازدواج و خانواده» در همين مؤسّسه، تنظيم و چاپ شده است، از تكرار سؤالات مرتبط با موضوع «ازدواج و خانواده»، در اين كتاب پرهيز شده است.
موضوعات و عناوين اصلى اين كتاب عبارتند از:
«رابطه با خداوند متعال»، «استجابت دعا»، «تهذيب نفس»، «نماز و كيفيت آن»، «انس با قرآن و ادعيه»، «انتخاب دين»، «توبه از
گناهان»، «تقدير و سرنوشت»، «سير و سلوك»، «اشاره به منزلت اهل بيت عليهم السلام»، «انس و ارتباط با اهل بيت عليهم السلام»، «مداومت بر ذكر»، «تفريح و سرگرمى»، «حجاب و عفاف»، «راهكارهاى ترك گناه»، «نذر»، «غنا و موسيقى»، «وسوسۀ فكرى»، «خرافه زدايى» و «نصايح و توصيه ها».
برخوردارى از بيانى ساده و روان و نيز رعايت اختصار در پاسخ ها و همچنين ارائۀ راهكارهاى كاربردى و عملى در پاسخ به سؤالات، از ويژگى هاى اثر حاضر است.
اميد آنكه نسل آينده ساز جوان و نوجوان، با مطالعۀ نصايح و توصيه هاى آيت الله العظمى مظاهرى در پاسخ به سؤالات اين كتاب كه تماماً برگرفته از دستورات روح بخش قرآن و عترت و برآمده از تجربۀ ارزشمند ايشان در ارتباط بدون واسطه و مداوم با جوانان است، بتوانند به سعادت دنيا و آخرت دست يابند.
در پايان از همۀ عزيزانى كه در تنظيم و نشر اين اثر ارزشمند كوشيده اند، صميمانه تقدير و تشكّر مى شود.
انّه وليّ الهداية و التّوفيق
مؤسّسۀ فرهنگى مطالعاتى الزّهراء عليها السلام
سؤال 1. من بيشتراوقات اين مشغله را دارم كه چگونه به خدا نزديك شوم. قرآن و نماز مى خوانم و در ازاى آن انتظار دارم كه وجود خدا را احساس كنم و حاضرم هر كارى كنم تا خدا را در وجودم حس كنم. لطفاً مرا در اين زمينه راهنمايى كنيد.
سؤال 2. بعضى وقت ها انسان از عبادت و مراقبه خسته مى شود، بفرماييد براى رفع بى حالى قلب چه بايد كرد؟
بدون زور و اجبار، دوباره حركت خود را شروع كند؛ البته معمولاً اين گونه حالات ناشى از گناه است كه با توبه و زارى و برقرارى رابطۀ عاطفى با خداوند، اصلاح مى شود.
سؤال 3. دوست دارم حين عبادت كردن اشك بريزم؛ ولى كمتر اين حالت پيش مى آيد. ان شاءالله حضرتعالى راهى سهل الوصول به اين هدف، نشانم دهيد.
سؤال 4. چه كنيم كه در همۀ اعمالمان، نيت خدايى داشته باشيم؛ يعنى مستحبّات و واجبات و حتّى مباهات، رنگ الهى به خود بگيرد؟ آيا بايد براى همۀ كارها در ذهن، نيت كرد؟
دهيد؛ امّا لازم نيست بيش از حد، تمركز فكرى و دقّت روى آن داشته باشيد؛ بلكه همين مقدار كه خدا را در نظر داريد و به ياد او هستيد، كافى است.
سؤال 5. درحقيقت برايم سخت است كه وجود خدا را درك كنم و به هركس اين موضوع را مى گويم، مى گويند: «به اين موضوع فكر نكن». مى خواستم از شما بپرسم چه كار بايد انجام دهم؟
سؤال 6. حبّ خداوند به بنده و حبّ بنده به خداوند چگونه درك مى شود؟ آيا دوست داشتن او را مى توان تصوّر كرد؟
شكر مى كنيم و عبادت مى كنيم و متابعت از او مى كنيم، معلوم مى شود كه خداوند را دوست داريم؛ ولى براى اهل دل معناى ديگرى دارد كه شرح آن در پاسخ اين گونه سؤال ها نمى گنجد.
سؤال 7. بسيار دوست دارم كه با خداوند متعال مناجات و راز و نياز كنم و از ارتباط با خدا هم لذّت مى برم و كمابيش دعا مى كنم؛ امّا اخيراً مدّتى است متوجّه شده ام كه هرگاه مثلاً براى حلّ مشكلم دعا مى كنم، آن مشكل برطرف كه نمى شود هيچ، بدتر هم مى شود يا اگر حاجتى از خدا بخواهم برعكس آن اتّفاق مى افتد؛ به طورى كه ديگر مى ترسم دعا كنم و درخواستى از خداوند داشته باشم؛ با وجود اين، در اعتقاداتم هيچ خللى وارد نشده است و به حكمت عدالت خداوند اعتقاد راسخ دارم و ضمناً توفيق دعاكردن هم دارم. مى خواستم بدانم علّت اين مسئله چيست و بايد چه كنم؟
كه در اين صورت، دعاى شما يا در آينده مستجاب مى شود يا خداوند متعال آن را در دنيا و آخرت جبران مى كند و به هرحال دعا نتيجه دارد و نبايد از رحمت خداوند مأيوس شويد.
توجّه داشته باشيد كه آنچه اكنون به ذهن شما خطور مى كند، وسوسۀ شيطان است و بايد به آن اهميّت ندهيد تا رفع شود.
سؤال 8. منظور از اينكه در زمان دعاكردن، از خدا حيا نداشته باشيد، چيست؟
سؤال 9. طريقۀ صحيحِ خواستن حاجات از خداوند تبارك و تعالى چگونه است؟ طريقۀ صحيحِ خواستن حاجات از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ائمّۀ معصومين عليهم السلام چگونه است؟ گاهى كه حاجتى را از خداوند مى خواهم و به ائمّۀ معصومين عليهم السلام متوسّل مى شوم، فكر مى كنم خداوند تبارك و تعالى را كوچك يافته ام كه به امامان عليهم السلام متوسّل مى شوم؛ لذا در اين حالت از خواسته ام باز مى گردم، حاجتى
نمى خواهم، سخنى نمى گويم، حالتى بر من وارد شده و دلم پر از غم مى شود كه چرا با وجود تمام راه هاى دسترسى، راه اصلى را هم نمى توانم بپيمايم. هدايتى بفرماييد.
سؤال 10. مدّتى است كه از خدا حاجتى دارم، ولى به خواسته ام نمى رسم. حدود پنج ماه پيش شرايطى پيش آمد كه براى خواسته ام پافشارى كرده و خيلى دعا كردم، پاى سجاده نشستم و گريه كردم. دلم شكسته بود و خيلى ناراحت بودم. تمام روزم آه و ناله بود. بعد از گذشت مدتى خيلى ناباورانه خداوند دعايم را برآورده كرد، خيلى خوشحال شدم، ولى دعاى من نصفه برآورده شد و حاجتى را كه
مى خواستم، كامل اتفاق نيفتاد. ناراحت هستم و نمى دانم چه كار كنم كه دعاهايم خيلى زود برآورده شود. مى دانم وقتى دعا مى كنم نبايد خسته شوم؛ ولى الان حدود ده ماه است كه مى گذرد و خسته شده ام. آخر من چه طور دعا كنم تا خدا خوشش بيايد و راضى شود و دعاهايم را برآورده كند؟ به خدا مى گويم اگر دعايم را برآورده نمى كنى و راضى نيستى، كارى كن فراموشش كنم. چه بگويم تا خدا حاجت ها و خواسته هايم را آن جورى كه مى خواهم، برآورده كند؟
مستجاب نشده و نيز خواهيد دانست كه خداوند رحمان و رحيم چه بلاهايى در عوض آن از شما رفع كرده و چه نعمت هايى جايگزين استجابت آن دعا كرده است.
با اجتناب جدّى از گناه و با كمك گرفتن از نماز اوّل وقت و با مداومت بر ذكر يونسيه: لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّٰالِمِينَ)(1)، اميد فراوان به رحمت حق تعالى داشته باشيد و مراقب باشيد شيطان حلم شما را نبرد و شما را به ناشكرى و ناسپاسى وادار نكند كه دراين صورت، هم دعايتان مستجاب نمى شود و هم گناه كرده ايد.
افسرده و ناراحت هم نباشيد كه بسيار مضرّ و خطرناك است. با برقرارى ارتباط عاطفى با خداوند متعال، بانشاط و اميدوار و شاد باشيد. من هم دعا مى كنم آنچه به صلاح شماست، واقع شود. ان شاءالله.
1) . الأنبياء، 85: «معبودى جز تو نيست، منزّهى تو، راستى كه من از ستمكاران بودم.»
سؤال 11. چگونه براى برطرف كردن رذايل اخلاقى برنامه ريزى روزانه كنيم؟
اهميت به واجبات مخصوصاً نماز اوّل وقت با جماعت.
اهميت به مستحبّات مخصوصاً انس با قرآن و نمازشب و خدمت به خلق خدا.
اجتناب از گناه مخصوصاً حقّالنّاس نظير غيبت، تهمت، شايعه و نمّامى.
عذرخواهى از خداوند و توبه و مداومت بر ذكر يونسيه: «لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّٰالِمِينَ.»
سؤال 12. ازآنجا كه فرموده ايد يكى از واجبات در اسلام، تهذيب نفس است. خواهشمندم بفرماييد:
12.1. چه گناهانى كبيره و چه گناهانى صغيره هستند؟
12.2. محدودۀ علم اخلاق به طوركامل چيست؟
ودرخت فضائل و صفات نيكوى انسانى را به جاى رذائل، در دل خود بنشاند تا هم خود و هم ديگران از ميوۀ آن بهره مند گردند.
12.3. آيا تقليد در اخلاق هم ضرورت دارد؟
سؤال 13. عُجب منشأ چند صفت رذيلۀ ديگر مى شود؟ خواهش مى كنم نام ببريد.
عجب غفلت مى آورد.
عجب ركود مى آورد.
عجب بستانكارى از خداوند مى آورد.
و بالأخره عجب، كفر اخلاقى مى آورد.
سؤال 14. اگر در رفتار با مردم تندخويى كنيم و دل آن ها را بشكنيم، آيا ظالم شده ايم؟ آيا خدا به آن اندازه ما را عذاب مى دهد؟
سؤال 15. درمان خودخواهى و تكبّر چيست؟ چگونه مى توانم اين بيمارى را كه در وجودم ريشه دوانده است، از بين ببرم؟
از نماز اوّل وقت كمك بگيريد و بر مستحبّات و نمازهاى نافله، مخصوصاً نمازشب و سجده هاى طولانى، مداومت داشته باشيد كه در اين زمينه
كارساز است؛ چنان كه خدمت به ديگران كارسازتر است.
سؤال 16. چگونه بر احساسات منفى غلبه كنم؟ چگونه در موقع گناه نلغزم؟ هميشه فكر مى كنم ايمانم لحظه اى است، از خودم نااميد مى شوم و گناه مى كنم؛ ولى دوباره پشيمان مى شوم. احساس مى كنم كسى نمى تواند مشكلم را حل كند حتّى خدا. مانده ام چه كنم. هر روز احساس سقوط مى كنم. هميشه ناراحتم. دلم آرام نيست.
برنامه هاى دينى به طور مستمر داشته باشيد و از منبرهاى خوب، از نوارها و سى دى هاى خوب و از سخنرانى هاى دينى استفاده كنيد و كمك بگيريد، خيلى فايده دارد.
چه بسا يك جمله، شما را صددرصد عوض كند.
سؤال 17. چگونه مى توانيم حرص و طمع را از وجودمان پاك كنيم؟
سؤال 18. هنگام رفتن به دانشگاه با ماشين خود مى روم. يك بار كه به دانشگاه رفتم، تصميم گرفتم بچه هاى كلاس مرا با ماشين ببينند. آيا اين مسئله گناه است؟ اگر صفت رذيله است، براى رفع آن چه كنيم؟
سؤال 19. علاج ترس، از نگاه دين چيست؟
سؤال 20. مدّت زيادى است كه سعى مى كنم خود را اصلاح كنم؛ ولى هرچندوقت يك بار يادم مى رود و دست برمى دارم. به من روشى بگوييد تا بر آن مداومت كرده و موفق شوم و مطلبى بگوييد كه انگيزه ام براى اين كار زياد شود.
سؤال 21. آيا شخصى كه حسود است طبق آيات قرآن راه به بهشت دارد يا خير؟ فرض كنيد شخص متشرّعى كه واجبات دين مانند نماز و روزه را به جا مى آورد، ولى هرگز پيشرفت ديگران را نمى تواند ببيند و اگر قدرت داشته باشد، مانع پيشرفت هم مى شود، او در آخرت چه وضعيتى خواهد داشت؟
سؤال 22. چه كنم كه عبادت هايم فقط خالصانه براى خدا باشد؟ از ترس جهنّم رفتن و عذاب الهى و براى پاداش نباشد و فقط براى خداوند متعال باشد؟
سؤال 23. چگونه مى توان به آنچه كه خداوند به ما داده است، راضى بود؟ چگونه در گرفتارى ها و فشار زندگى، از خدا شكايت نكنيم، به مال مردم حسد نورزيم و هميشه شاكر خدا باشيم؟
سؤال 24. شرم چيست؟ تفاوت شرم با حيا، خجالت و غيرت چيست؟ ديدگاه قرآن در خصوص شرم چيست؟
سؤال 26. چهار سال پيش عملى كه فكرش را نمى كردم مرا متحوّل كند، يك دفعه درعرض يك روز عوضم كرد. با اينكه اهل نماز و
1) . ر. ك: دراسات فى الأخلاق و شئون الحكمة العملية.
روزه و مقيّد بودم؛ ولى يك دفعه نسبت به همه چيز نظرم عوض شد. بدون اينكه بخواهم، مرتّب ذكر مى گفتم و اصلاً خسته نمى شدم. از ذكر و نمازم چنان لذّتى مى بردم كه نمى خواستم لحظه اى از آن دست بردارم و نمى توانستم آن ها را با هيچ كارى عوض كنم؛ ولى از روى ناچارى و گذران زندگى مجبور بودم كار كنم و وقت زيادى براى عبادت نداشتم؛ ولى در هر لحظه كارى نداشتم و كسى نبود، دلم پر مى زد براى ذكر و نماز. پاسخ سؤالاتم به نحوى به من مى رسيد؛ ولى بعد ازمدّتى به تدريج كم شد؛ به طورى كه از سال قبل تمام آن حالت ها را از دست دادم و فقط با ياد آن ها گاهى لذّت مى برم. خواهش مى كنم رهنمودى و دعايى بفرماييد تا دوباره مثل قبل شوم.
تقاضا دارم بر طبق اين شعر كه از روايات ائمّۀ دين گرفته شده است، عمل كنيد. ان شاءالله رستگار شويد.
سؤال 25. منظور از «مذمّت دون همتى»، انحصاراً در امور اخروى است؟
بلند باشد؛ به اين معناكه بايد براى دنيا و آخرت خود تلاش كند و كوتاهى در آبادانى دنيا يا آخرت، هر دو در قرآن و روايات مذمّت شده است.
سؤال 27. در رويارويى با بعضى اقوام يا دوستان كه از روى حسادت رابطۀ خود را قطع مى كنند و با وجود احترام هايى كه به آن ها گذاشته مى شود، همچنان از تحقيركردن و تحويل نگرفتن لذّت مى برند، چه موضعى بايد گرفت؟ آيا رفت وآمدنكردن با آن ها از مصاديق قطع رحم است؟ اگر هست، پس چه بايد كرد؟
سؤال 28. آيا از اينكه شيطان درخصوص فعلى وسوسه كند كه انجام ندهيم، مى توان برداشت كرد كه آن كار خير است؟
سؤال 29. دستورالعملى مى خواهم كه به حالت اكسير، درمان بداخلاقى باشد؟
سؤال 30. براى تقويت اراده در انجام اعمال عبادى و انجام مستحبّات چه كنيم؟
سؤال 31. ازكجا بدانيم انجام اعمال عبادى و كارهاى خوب خواستۀ نفس است يا براى خداست؟
سؤال 32. جوانى هستم كه سه سال است در كشورى اروپايى زندگى مى كنم. چندوقتى است كه احساس مى كنم مسيرم را در دين و دين دارى گم كرده ام. نمى دانم چه كنم؟ من هميشه نماز و قرآن مى خواندم؛ ولى از يك سال پيش فقط بعضى از وقت ها نماز مى خوانم. چه كنم كه دوباره قلب من براى به جاآوردن نماز قوّت بگيرد؟
متعال، برقرارى ارتباط عميق و هميشگى با او، به خصوص از طريق نماز است.
اگر شما به واجبات مخصوصاً نماز اهميّت بدهيد و از گناه اجتناب كنيد، خداوند رفيق شما مى شود و دست شما را مى گيرد و در بن بست ها شما را يارى مى كند و نمى گذارد تنها باشيد؛ چنان كه در قرآن مى فرمايد: «مؤمنين به ما حق دارند كه آن ها را يارى كنيم.»(1)
همچنين به اين فكر كنيد كه انسان بى نماز يا كسى كه در خواندن نماز سستى مى كند، در آخرت حتماً مؤاخذه مى شود و چون كافر عملى از دنيا مى رود، عذاب خواهد شد و عاقبت سختى در انتظار او است.
سؤال 33. علّت واجب بودن نماز صبح چيست؟ چرا بايد از طلوع فجر تا طلوع آفتاب اين نماز خوانده شود؟ با توجّه به اينكه نماز صبح بسيارى از مردم قضا مى شود، آيا بهتر نبود كه مثلاً از روشن شدن هوا تا پخش شدن آفتاب اين نماز خوانده شود؟ معمولاً در جواب اين
1) . الروم: 47: «وَ كٰانَ حَقًّا عَلَيْنٰا نَصْرُ اَلْمُؤْمِنِينَ»
سؤال روايتى از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مى خوانند؛ ولى بنده جواب منطقى و علمى مى خواهم.
سؤال 34. چرا حتماً بايد نماز يا عبادات ديگر به زبان عربى باشد؟ يعنى اگر ما در نماز به زبان فارسى صحبت كنيم، آيا نماز ما قبول نيست؟
بوده است؛ بنابراين دعا و راز و نياز به هر زبانى باشد خوب است؛ ولى نماز بايد به عربى باشد.
سؤال 35. من به فلسفۀ اتّحاد و هماهنگى بين مسلمانان اعتقاد داشته و اينكه پيروى از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در اداى فرائض دينى لازم است، كاملاً آگاهى دارم. تجربۀ بنده در خواندن فارسى قرآن به قدرى شيرين بود كه چند سالى است توفيق نصيبم شده است كه سالى سه تا چهار بار قرآن را با خواندن فارسى ختم كنم؛ درحالى كه قبل از آن، حتّى يك بار هم موفق نشده بودم قرآن را ختم كنم؛ لذا از شما مى خواهم با استدلال بفرماييد آيا مى توان نمازهاى نافله را فارسى خواند؟
كلمۀ فارسى هم نمى توانيد معناى حقيقى جملۀ «بسم الله الرّحمن الرّحيم» را ادا كنيد؛ امّا به طور كلّى مناجات و گفتگو با خداوند متعال به زبان فارسى و در حدّ متعارف در نماز اشكال ندارد.
سؤال 36. بعد از پايان نماز بهتر است اوّل تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام گفته شود يا آيۀ (إِنَّ اَللّٰهَ وَ مَلاٰئِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً) خوانده شود؟
سؤال 37. ساده ترين راه انس با قرآن را بيان فرماييد؟
توجّه به معنى و درحدّتوان توجّه به تفاسير قرآن.
مهم تر از همه، عمل به دستورات قرآن كريم.
سؤال 38. آيا براى تأمين نيازهاى دينى خودمان مى توانيم به طورمستقيم از قرآن و نهج البلاغه استفاده كنيم يا نياز به اجتهاد هست؟
استفاده كنيد؛ امّا نتيجه گيرى و برداشت حكم، نياز به اجتهاد دارد.
سؤال 39. در درس خارج اصول حضرتعالى كه از راديو پخش مى شد، شنيدم كه در سخنرانى فرموديد: «در قرآن تحريفى نيست» و از طرفى گفتيد: «اختلاف قرائات، مصيبتى بالاتر از تحريف است.» الان خواه ناخواه اين اختلاف قرائات وجود دارد و حرف شما را نقض مى كند. در هرصورت آيا قرآن تحريف شده است يا خير؟ اگر تحريف نشده است؛ پس چرا مى گوييد اختلاف قرائات مصيبتى بالاتر از تحريف است و اگر تحريف شده، چرا مى گوييد تحريف نشده است؟!
مصيبت بزرگى براى عالم اسلام است. راه حل اين است كه همه همين قرائتى كه اكنون متداول است و از اوّل هم متداول بوده است، بخوانند.
سؤال 40. گفته مى شود براى برآورده شدن حاجت، فلان ذكر به قصد رجاء به جا آورده شود. بفرمائيد به قصد رجاء يعنى چه؟
سؤال 41. خداوند متعال در سورۀ بقره مى فرمايد: «لا إِكْراهَ فِى الدِّين» و از طرف ديگر در داستان پيامبران در قرآن آمده است: «آن كسانى كه به طريقى ايمان نياوردند، به امر خداوند به هلاكت رسيدند.» بين اين دو موضوع چه تفسيرى وجود دارد؟
اين يك واقعيّت مهّم است؛ امّا آن كسانى كه كافر شدند، علاوه بر شقاوت ابدى، اگر در مقابل پيامبران و دعوت آنان ايستادگى و لجاجت كنند و بر كفر خود به صورت علنى پافشارى داشته باشند، در همين دنيا هم به سزاى عمل خود مى رسند و هلاك مى شوند؛ يعنى خود را هلاك مى كنند و در آخرت به جهنّم مى روند، يعنى خود به جهنّمى كه برافروخته اند، مى روند.
سؤال 42. اگر كسى قبلاً به دليل اينكه پدر و مادرش مسلمان بوده اند، مسلمان بوده و اكنون به دلايلى فكر مى كند با تعاليم دين ديگرى مثلاً مسيحيت، بهتر مى تواند خدا را بشناسد و به او نزديك شود، حكمش چيست؟ شنيده ام كه چنين كسى را بايد كشت. آيا صرف اينكه كسى چنين عقيده اى پيدا كند، قتل بر او واجب مى شود؟ پس آيۀ قرآن كه مى فرمايد: «لا إِكْراهَ فِى الدِّين» در دين اجبارى نيست، چگونه معنا مى شود؟
ممكن است؛ ولى تحميل فكر و عقيده جبراً ممكن نيست و عقل تا دليل نباشد، پذيرايى ندارد؛ چنان كه باورها كه مربوط به دل است چنين است. ضمن آنكه بعد از «لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ» عبارت «قَدْ تَبَيَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ اَلْغَيِّ» هم آمده است؛ يعنى اگر كسى لجوج و عنود نباشد، ادلّۀ قانع كننده براى اسلام هست.
ثانياً: اعدام در اسلام نيست مگر در مواردى كه اگر اعدام نشود جامعه ضرر ببيند؛ نظير دستى كه سياه مى شود و اگر طبيب آن را قطع نكند، بدن را نابود مى كند.
سؤال 43. براى بخشيده شدن گناهان بايد چه كرد؟ آيا توبه كافى است؟ بعضى وقت ها انسان به دام شيطان مى افتد؛ درحالى كه از كارى نفرت دارد، آن را انجام مى دهد و بعد پشيمان مى شود. من گناهى مرتكب شدم و مدّت هاست افسوس مى خورم كه چرا خود را آلوده كردم و احساس خوبى ندارم.
سؤال 44. گناهان و ديون فراوانى دارم و در انجام واجبات نيز كوتاهى كرده ام و البته بايد توبه كنم؛ با توجّه به اينكه اگر انسان بخواهد بابت اداى ديون و خسارت مالى كه به ديگران وارد كرده، عذرخواهى كند، ممكن است آبرويش برود، راه جبران اين جور گناهان چيست؟
اگر حقّالنّاس مالى بر عهده دارد، در صورتى كه مى تواند بايد به صاحبش رد كند و اگر نمى شود، از طرف صاحبش با اذن حاكم شرع ردّ مظالم بدهد و اگر توان مالى ندارد، توبۀ فقط كفايت مى كند.
سؤال 45. در درس اخلاق حضرتعالى شنيدم كه فرموديد گناه هرچه فراوان و بزرگ باشد، عفو و بخشش و بزرگوارى خداوند متعال از آن بزرگ تر است و اگر انسان توبه كند، حتماً خداوند او را مى بخشد. حال ممكن است برخى از اين بزرگوارى خداوند سوءاستفاده كرده و جرأت گناه پيدا كنند؛ مثلاً بگويند خدا كه همۀ
گناهان را مى بخشد، پس بگذار در جوانى به اصطلاح خوش بگذرانيم، بعد از آن توبه مى كنيم. چگونه مى توان اين دو مطلب را جمع كرد؟
توبه يكى از عنايات خاص الهى است كه به همه نمى دهند؛ توبه يك حالت است كه آن حالت به اين زودى ها پيدا نمى شود.
سؤال 46. چه سخنى غيبت است؟ آيا هرحرفى كه در نبود ديگرى زده شود، غيبت است؟ اگراز بدى هاى فردى يا قومى ستمكار سخن بگوييم، غيبت است؟ شرايط حلاليت گرفتن دربارۀ غيبت، چيست؟
حلاليّت طلبيدن از آن افراد لازم نيست؛ بلكه در برخى موارد منجر به مفسدۀ ديگرى مى شود و جايز نيست.
بنابراين توبۀ غيبت كننده، پشيمانى قلبى نسبت به گناه و عذرخواهى از خداوند متعال است و چنانچه با غيبت خود، آبروى ديگران را برده است، اگر مى تواند بايد با تعريف و ذكر فضائل آن ها، ضربه اى را كه به شخصيّت آنان وارد كرده است، جبران كند.
سؤال 47. جوان مجردى هستم كه چون مكرراً جنب مى شوم، بيشتر اوقات قيد نماز را مى زنم. در ماه رمضان هم بيشتر روزه ها را نگرفته ام. گاهى اوقات چشم چرانى هايى نيز داشته ام. شرايط ازدواج را هم فعلاً ندارم. چندين مرتبه توبه كردم كه استعفاف پيشه كنم، امّا نشده است.
آيا اعمال خوبى كه انجام داده ام نيز به خاطر كاهلى در خواندن نماز رد مى شوند؟ چگونه به رحمت خدا اميدوار باشم؟
او را مى پذيرد، گناهان او را مى بخشد و پروندۀ قبلى او را نابود كرده، پروندۀ سفيد و درخشانى كه صفحۀ اوّل آن ثواب توبه است، جايگزين آن مى كند.
همچنين خداوند متعال توّاب است؛ يعنى بسيار توبه پذير است و هرچه انسان توبه كند، باز هم توبۀ او را مى پذيرد.
ثانياً: بدانيد كه نه تنها اعمال نيك شما نابود نمى شود، بلكه همان طوركه گفته شد، اعمال نيك و توبۀ شما بدى ها و گناهان شما را نابود مى كند.
ثالثاً: مراقب باشيد از رحمت خداوند متعال مأيوس و نااميد نشويد كه نااميدى از رحمت حق تعالى، در سرحدّ كفر است(1).
بنابراين به اميد خداوندتعالى زندگى جديدى با انجام واجبات و ترك محّرمات شروع كنيد و در حدّ توان در انجام مستحبّات و دورى از مكروهات، كوشا باشيد تا موفق شويد.
1) . يوسف، 87: «وَ لاٰ تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ، إِنَّهُ لاٰ يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اَللّٰهِ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلْكٰافِرُونَ.»
سؤال 48. هميشه از خدا مى خواهم كه پاكم كند، بعد خاكم كند و اين را هميشه و در همه حال از او مى خواهم. آيا گناهان كبيره نيز بخشيده مى شوند؟ براى بخشيده شدن گناهانم بايد چه بكنم؟
(يٰا عِبٰادِيَ اَلَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اَللّٰهِ إِنَّ اَللّٰهَ يَغْفِرُ اَلذُّنُوبَ جَمِيعاً(1)
بنابراين اگر بنده، پشيمانى قلبى داشته باشد و عزم جدّى بر ترك گناه و اصلاح و جبران اعمال بنمايد، توبۀ او پذيرفته مى شود و خداوند متعال پروندۀ او را نابود و پروندۀ سفيد و درخشانى كه صفحۀ اوّل آن ثواب توبه است، جايگزين آن مى كند.
سؤال 49. در حقّ كسى، بدى كردم و به طرق مختلف به او تهمت زدم. الان از كارهاى گذشته پشيمان هستم و توبه كردم؛ ولى حقّالنّاس بر گردن من باقى است. كسى كه به او تهمت زدم و بدى كردم، مرا
1) . الزمر، 53: «بگواى بندگان من كه بر خويشتن زياده روى روا داشته ايد از رحمت خدا نوميد مشويد. در حقيقت، خدا همه گناهان را مى آمرزد.»
نمى شناسد، بنابراين، پيامك زدم و قضيه را سربسته اين چنين گفتم: «من به حقّ تو بدى كردم و كارى كردم كه حقى از شما بر گردن من است، لطفاً مرا حلال كنيد»؛ ولى او پاسخ داد كه تا نگويى چه كار كردى، حلال نمى كنم. مى ترسم و احتمال مى دهم كه اگر بگويم چه كار كردم مرا حلال نكند. در بن بست مانده ام، چه كنم؟
سؤال 50. كسى كه گناهى را مرتكب شده و دچار بيمارى مى شود، اگر پشيمان شود و آن گناه را ترك كند، آيا اثر وضعى گناه هم از بين مى رود؟ يعنى آيا بيمارى اش خوب مى شود؟
سؤال 51. قبلاً در اينترنت عكس هاى مبتذل مى ديدم و توبه كردم به طورى كه تا امشب ديگر عكسى نديده بودم. امشب در اينترنت
فتواى حضرتعالى را راجع به ديدن اين عكس ها خواندم و تصميم گرفتم كه ديگر هرگز آن عكس ها را نبينم و توبه كنم و الان هم توبه كرده ام. آيا من بخشيده شده ام؟ اگر دوباره برايم اين موقعيت ها پيش آمد، براى مقابله با آن، چه كار بايد انجام دهم؟
سؤال 52. با اينكه توبه كرده ام، گاهى به آهنگ هاى پاپ كه شاد هستند و باعث رقص مى شوند، گوش مى دهم. همچنين چون زود عصبانى مى شوم، با پدر و مادرم بداخلاقى مى كنم. از مرگ و آن دنيا مى ترسم و فكر مى كنم حقّالنّاس بر گردنم است. به نظر شما چه كار كنم؟ چگونه بايد توبه كنم؟
در ضمن من وسواسى هستم و اكنون با عمل به دستورات شما، وسواسم كم شده است.
سؤال 53. كسانى كه از لذّت گناه بهره مند مى شوند و سپس توبه مى كنند، با كسانى كه با سختى و تلاش از گناه دورى مى كنند، چه فرقى دارند؟ طبق حديث: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لَا ذَنْبَ لَهُ»،(1)اين دو گروه نبايد با هم تفاوتى داشته باشند؟ پس چرا اوّلى هم لذّت
1) . الكافى، ج 2، ص 435.
برده و هم مشمول رحمت الهى شده است؛ ولى دوّمى سختى كشيده و مشمول رحمت الهى شده است؟
سؤال 54. كسى كه در اثر گناه، دچار قساوت قلب شده و در حال حاضر هم از گناه پشيمان است و مى خواهد تضرّع كند؛ ولى نمى تواند و دلش سنگ شده است، چه بايد بكند؟
سؤال 55. منظور از تقديرات الهى چيست؟ تسليم بودن در برابر تقديرات الهى چگونه است؟ آيا تقديرات الهى براى انسان ثابت است يا انسان مى تواند با دعا، تقديرات الهى را تغيير دهد؟
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ اَلْقُرىٰ آمَنُوا وَ اِتَّقَوْا لَفَتَحْنٰا عَلَيْهِمْ بَرَكٰاتٍ مِنَ اَلسَّمٰاءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنٰاهُمْ بِمٰا كٰانُوا يَكْسِبُونَ)(1)
البته بعضى قضا و قدرها دست خود انسان نيست و با مصلحتى كه ما نمى دانيم، از طرف
1) . الأعراف، 96: «و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى گشوديم، ولى تكذيب كردند؛ پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان] آنان را گرفتيم.»
خداست و كسى كه مبتلا است، عاقبت به خير مى شود و اميرالمؤمنين عليه السلام جدّاً نهى فرموده اند كه ما در اين موارد فكر كنيم.(1)
سؤال 56. در زندگى روزمره، بسيار تجربه شده است كه شخصى ظلم يا بدى مى كند و به قاعدۀ عدل الهى در مرحله اى از زندگى، سزاى كردار خويش را مى بيند؛ ولى در اين عقوبتى كه او مى كشد، افرادى از خانواده يا اطرافيان او نيز ناچارند همراه او اذيّت شوند و گاهى ديده شده است كه عقوبت كردار بد آن شخص در بدبختى شخص ديگرى كه از نزديكان اوست واقع مى شود. به عنوانِ مثال خيلى اتفاق افتاده است كه مردى در جوانى به همسر خود و خانوادۀ او ظلم كرده و در پيرى بايد شاهد ستم كشى دختر خود باشد. حال سؤال اينجاست كه اين اطرافيان يا در مثال مذكور دختر آن شخص، به چه گناهى عقوبت مى بينند؟
1) . ر. ك: نهج البلاغه، حكمت 287؛ بحارالأنوار، ج 5، باب سوّم.
گهواره، ولى آن ظالم كيفر آن را خواهد ديد؛ چنان كه كيفر ظلم به خود را خواهد ديد و براى اطرافيان، پروردگار عالم پاداش بالايى را عنايت خواهدكرد، به اندازه اى كه صددرصد راضى و خشنود خواهند شد.
سؤال 57. در زندگى روزمرّه بسيار ديده ايم كه فرصت هاى زندگى افراد به سبب اينكه آن ها در خانواده هاى مختلف يا در شرايط مختلفى به دنيا آمده يا رشد نموده اند، تفاوت دارد؛ مثلاً كسى كه در خانواده اى فقير به دنيا آمده است، مجبور است از كودكى در سخت ترين شرايط كاركرده و متحمّل رنج ها و تحقيرهاى فراوانى شود و اصلاً فرصت تحصيل علم يا شركت در مجامع دينى يا حتّى فرصت تفريح ندارد و در مقابل، فرزندى كه در خانواده اى ثروتمند يا دانشمند يا هر دو به دنيا مى آيد و در نوجوانى و جوانى علاوه بر اينكه متنعّم از انواع نعم الهى است، فرصت تحصيل علم و مطالعه و تفريح و نظاير آن را به راحتى دارد. حال سؤال اينجاست كه علّت اين تفاوت ها چيست و با مسئلۀ عدل الهى چگونه حل مى شود؟
در شرايط سختى زندگى مى كردند.
ناز پرورده تنعّم نبرد راه به جايى *** عاشقى شيوۀ رندان بلاكش باشد
ثانياً: ما بايد در اين گونه چيزها دنبال علل طبيعى باشيم و قطعاً علل آن با كمى فكر پيدا مى شود و نبايد دنبال علل معنوى باشيم. اگر ما العياذ بالله خدا را قبول نداشتيم، چگونه اين گونه چيزها را معلول علل طبيعى مى دانستيم؟ الان كه خدا را قبول داريم هم بايد چنين باشد.
ثالثاً: راجع به مقدّرات، ما نبايد فكر كنيم و اميرالمؤمنين عليه السلام در نهج البلاغه مى فرمايند: «درياى پرتلاطم است، وارد آن نشويد»؛ ولى بايد اعتقاد داشته باشيم خداوند حكيم است و آنچه هست بر وفق حكمت. اگر پشه اى در اين عالم، يك بال زيادتر زند يا يك بال از ماشين خلقت كم كند، عالم به اين بزرگى نابود خواهد شد.
سؤال 58. هدف از آفرينش موجودات چيست؟ آيا كمال است يا رفع نياز؟ لطفاً درحدّ شخص متوسّطذهن، بيان كنيد و توضيح دهيد.
كمال برسد و زمينه هاى آن را هم خودش براى انسان فراهم كرده است. وقتى انسان به كمال برسد به سعادت ابدى در دنيا و آخرت مى رسد و تا خدا، خدايى مى كند، او رو به كمال است و چون سعادتمند مى شود، لذّت معنوى مى برد. اين موضوع نظير اين است كه بپرسيد مدرسه رفتن بچّه ها چه نتيجه اى دارد؟ در پاسخ بايد گفت: به مدرسه مى روند كه تحصيل كنند و به عنوان يك انسان تحصيل كرده، خوشبخت شوند.
سؤال 59. در دنيا چهرۀ انسان به مرور زمان تغيير مى كند. در قيامت اگر فردى مؤمن باشد با كدام يك از اين چهره ها محشور مى شود؟ در بهشت كدام يك از اين چهره ها را دارد؟ آيا كالبدش همانند كالبد دنيايى است؟ آيا جسم و روح انسان با هم وارد بهشت مى شوند؟ شكل ظاهرى روح انسان چگونه است؟
1) . ر. ك: معاد سرنوشت جاودانۀ انسان.
سؤال 60. خواهشمندم در خصوص چلّه نشينى و روش هاى آن، براى من توضيح دهيد.
اگر كسى چهل روز مداومت جدّى بر اين دستور داشته باشد، كم كم براى او ملكه مى شود و متّقى خواهد شد و به سعادت و رستگارى دنيا و آخرت مى رسد.
سؤال 61. مدّت ها تحت تربيت عرفاى بزرگ بوده ام. نهايت رسيدن
به قلۀ عرفان را زيارت كربلا متصوّر شده ام. عاجزانه از شما دستورالعملى خاص مسئلت مى كنم؛ زيرا اوّلين زيارت كربلايم است و مى خواهم در نهايت اثر باشد.
سؤال 62. مى خواستم بدانم چطور مى توانم به مقام بندگى برسم؟
1) . الحجر، 99: «و پروردگارت را پرستش كن تا اينكه يقين تو فرا رسد.»
سؤال 63. هرطورى كه شما صلاح مى دانيد اين بندۀ حقير را به خدا برسانيد، حالا شده با ذكر يا طريقى ديگر. من ازدواج كرده و بچۀ دو ساله هم دارم؛ ولى با وجود ازدواج نتوانسته ام به مقامات عرفانى برسم. خاضعانه تقاضا دارم مرا كمك كنيد و مرا از اين وضع نجات دهيد.
سؤال 64. به خدا مى گويم: «نمى گويم دستم بگير؛ چون دائم گرفته اى، رهايم مكن.» در كمتر از پانزده سال پيش به درجۀ
مستجاب الدّعوه اى رسيده بودم. فقط خودم مى دانستم و خداى خودم؛ امّا سال هاست كه ديگر خبرى از آن نيست. علّتش را فقط غوطه ورشدن در مال دنيا و نظاير آن مى دانم؛ امّا چه كنم حضور قلبى كه قبلاً در نماز داشتم، به من برگردد؟
سؤال 65. شخصى در خود، اشتياق سير الى الله دارد و خيلى دوست دارد كه اعمالى مانند خواندن نماز جناب جعفرطيار را انجام دهد و بندگى كند. آيا اين لطفى ازجانب خداوند مى باشد؟ اگر ازجانب خداوند مى باشد براى تقويت آن و براى اينكه توبه مان را ازدست ندهيم و ثابت قدم باشيم، بايد چه كنيم؟
سؤال 66. ارزش كدام يك بيشتر است: قرآن يا چهارده معصوم؟
سؤال 67. در زيارت نامۀ حضرت زهرا عليها السلام آمده است: «ياممتحنه امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابره». لطفاً بفرماييد:
آيا اين امتحان در عالم ذر بوده يا در عالم ديگرى است؟
كيفيت اين امتحان به چه نحوى بوده است؟
سؤال 68. آيۀ 33 سورۀ مباركۀ احزاب دربارۀ مشيّت خداوند مبنى بر تطهير اهل بيت عليهم السلام است و بنا بر سياق ادبى و صرف ونحو عربى و نظر اكثريت مفسّرين، اين آيه اختصاص به پنج تن آل عبا عليهم السلام دارد. آيا آيۀ تطهير شامل امامان بعد از امام حسين هم مى شود؟ خواهشمندم توضيح دهيد.
سؤال 69. اهل تسنّن معتقد هستند كه خلفاى راشدين توسّط مردم انتخاب شده اند و تشيع معتقد است كه خليفۀ مسلمين توسّط پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم منصوب شده است. به طوركلى چنين عقيده اى درست است يا خير؟
سؤال 70. چرا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم با دختران خلفاى اوّل و دوّم ازدواج كردند؟ نظر شما دربارۀ ابولؤلؤ چيست؟ آيا مطالب منتسب به او صحيح است؟ قبر او كجاست؟ آيا همان قبرى است كه در كاشان به او نسبت داده اند؟
سؤال 71. آيا وقتى به ائمه عليهم السلام سلام مى كنيم، به اين صورت است كه ما سلام مى كنيم و آن ها جواب مى دهند و ما نمى شنويم يا اينكه آنان سلام مى كنند و در اصل، سلام ما جواب سلام آن بزرگواران است؟
سؤال 72. در مراسم هاى عزادارى كه برگزار مى شود، از شنيدن برخى از روضه ها كه خوانده مى شود، حال بسيار بدى به من دست
مى دهد و به خاطر سنگينى برخى از روضه هايى كه خوانده مى شود، از لحاظ عصبى، بسيار مشكل پيدا مى كنم. آيا جايز است كه هنگام شنيدن آن روضه ها، لطمه بزنم يا فقط به روضۀ سخنرانان مطرح، اكتفا كنم و پاى روضۀ مداح نمانم؟
سؤال 73. آيا قيام امام حسين عليه السلام منجر به پيروزى شد يا شكست؟ اگر قيام ايشان پيروز شد، چرا بايد در محرم و صفر عزادارى و شيون كنيم؟ در حالى كه براى پيروزى، جشن و شادى بر پا مى كنند و شهداى كربلا هم در شب عاشورا شاد بوده اند. پس گريه و زارى ما براى چيست؟
ادمه داشت كه اسارت خاندان وحى آن را ادامه داد.
پس از آن، موج سوّمى لازم بود تا موج قيام آن امام بزرگوار را در نسل هاى بعدى تا قيامت منتشر كند و موج سوّم، در عزادارى ها و گريه و زارى براى امام حسين عليه السلام متحقّق شد و وظيفۀ شيعيان، با پيروى از ائمه طاهرين عليهم السلام، زنده نگه داشتن و گسترش عزادارى ها و انتقال آن به نسل هاى بعدى است.
امّا اينكه شهداى كربلا در شب عاشورا شاد بوده اند، به خاطر رسيدن آنان به لقاى الهى بوده و ربطى به وظيفۀ ما ندارد و اين عقيده كه بايد در عاشورا و ايام عزادارى، شاد باشيم، عقيدۀ انحرافى و خطرناكى است.
سؤال 74. رابطۀ گريه بر امام حسين عليه السلام و سير و سلوك الى الله چيست؟
به مقام لقاء و فناء است. در حقيقت بهترين امداد براى شخص سالك در طى نمودن منازل هفت گانه سير و سلوك، همين است.
سؤال 75. آيا صحيح است كه بگوييم: چون كه مجالس اهل بيت عليهم السلام خيلى اهميّت دارد، پس هر كس به نام ايشان هر كارى بكند درست است؟
«أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ وَ آتَيْتَ الزَّكَاةَ وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اتَّبَعْتَ الرَّسُولَ...»(1)
بنابراين آميختن آن مجالس به معصيت، گناه، خلاف شرع و بلكه انجام هرگونه عملى كه باعث
1) . كامل الزيارات، ص 203.
وهن آن مجالس و بى حرمتى باشد، از گناهان بزرگ به شمار مى آيد و موجب قهر و ناراحتى قلوب مبارك آن حضرات است؛ چنانكه اهل دل نيز، فراوان نقل كرده اند كه وجود منكرات در مجالس اهل بيت عليهم السلام باعث قهر و نگرانى آن بزرگواران است و به جِد بايد از آن پرهيز نمود.
سؤال 76. آيا انداختن پول در چاه به نيت رسيدن به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف درست است يا خرافات مى باشد؟
سؤال 77. چند سالى است كه در پى مسائل سلوكى هستم. در روز سعى مى كنم ساعاتى را به خلوت و دورى از جمع اختصاص دهم. در زمان هايى كه در حال دعا و مناجات يا گوش دادن به روضه هستم مشكلى ندارم؛ ولى متأسفانه در حالت عادى قوۀ خيالم به سمت آرزوهاى دنيوى و مباح مى رود و فكر و ذهنم در مسير سلوك نيست و همين مشكل كه پرندۀ خيال به هر لانه اى سرك كشيده، باعث مى شود كه سر نماز هم توجّه چندانى نداشته باشم.
لطفاً براى جهت دادن خيالاتم در مسير سلوك مرا يارى فرماييد.
مراقب باشيد نسبت به آن حسّاس نشويد؛ بلكه به صورت عادى دائم الذّكر باشيد، از مطلق گناهان اجتناب كنيد، واجبات را به صورت دقيق و كامل به جا آوريد و در انجام مستحبّات هم كوشا باشيد؛ در اين صورت خداوند متعال به شما كمك مى كند و در طى كردن مسير حركت به سوى او موفق خواهيد شد.
سؤال 78. چرا هر ذكرى بايد به تعداد خاصّى گفته شود؟ مثلاً چرا گفته شده است اگر فلان ذكر صدويك بارگفته شود، يا اگر فلان ذكر سيصد بار گفته شود، براى فلان كار خوب است. اگر كمتر يا بيشتر گفته شود، چه اشكالى دارد؟ به طور كلّى قاعدۀ اين قوانين چيست؟
(يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اُذْكُرُوا اَللّٰهَ ذِكْراً كَثِيراً(1)
بنابراين انسان هرچه مى تواند بايد ذكر بگويد و هيچ محدوديّتى در ذكرگفتن وجود ندارد؛ ولى تعيين عدد يا كيفيّت براى برخى اذكار، مصلحتى
1) . الاحزاب، 41: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را ياد كنيد، يادى بسيار.»
دارد كه ما نمى دانيم، نظير تسبيحات حضرت زهرا عليها السلام، همچنين مثل تعيين برخى نمازها با عدد خاص و كيفيّت خاص.
سؤال 79. دربارۀ نفى خواطر، گفتن ذكر يونسيه را توصيه فرموده بوديد. من اين ذكر را در سجده تكرار مى كنم؛ ولى دلم با زبانم همراه نيست. در هنگام گفتن اين ذكر، بايد چه معانى را در ذهنم بگذارنم؟
سؤال 80. گاهى گفته مى شود اگر كسى مى خواهد به كمالات معنوى برسد، بايد ادعيّه و اذكار را مانند دارو بداند و آن را زير نظر
طبيب روحانى و مجتهد، مصرف كند؛ زيرا ادعيّۀ ما داراى مراتب روحى است. آيا صحيح است؟
سؤال 81. آيا در دين اسلام شادى وجود دارد يا خير؟ محتواى اين شادى در مجالس عقد و عروسى يا در اعياد مذهبى، بايد چگونه باشد تا اسلام آن را امضاء نمايد؟
امّا آنچه از نظر اسلام حرام است، چيزهايى است كه نشاطنما است و غريزۀ جنسى يا هوى
وهوس و شهوت انسان را تحريك مى كند و واقعاً نشاط نيست و بايد از اين گونه چيزها پرهيز شود.
سؤال 82. گاهى اوقات كه براى زيارت امام هشتم عليه السلام به مشهد مقدّس مشرّف مى شويم، در كنار زيارت امام هشتم عليه السلام براى تفريح فرزندان خردسال خود و گاهى اوقات بزرگ ترها، به مراكز تفريحى و سرگرمى مانند استخر و امثال آن مى رويم، آيا اين كار اشكال دارد؟
سؤال 83. نظر به اينكه آيات مربوط به وجوب حجاب، غالباً به همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم يا زنان مؤمنين خطاب شده است، خواهشمند است بفرماييد چرا همۀ مسلمانان ملزم به رعايت حجابند؟
سؤال 84. افرادى كه مى خواهند از وظيفۀ واجب حجاب، شانه
خالى كنند و حجاب را لوث كنند، مى گويند: «اگر حجاب مهم و واجب بود، خداوند در قرآن مسئلۀ حجاب زن را مانند نماز تكرار مى كرد و چون مسئلۀ حجاب يك بار در قرآن بيان شده است؛ پس موضوع مهمى نيست.» جواب اين بهانۀ بى ارزش چه مى باشد؟
سؤال 85. اگر خانمى بتواند حجاب كامل خود را بدون چادر حفظ كند، كافى است يا زن ها حتماً بايد چادر به سر كنند؟
سؤال 86. دخترى هستم از خانواده اى معمولى كه از نظر مذهبى در سطح متوسط مى باشيم. هميشه فكر مى كنم كه چادر مخصوص زن هايى است كه خيلى مؤمن هستند و همۀ اعمال آن ها شايسته است و اگر من چادر سر كنم ريا مى شود يا همه فكر مى كنند كه مؤمن هستم و مى ترسم با اين كار به اصطلاح ظاهر و باطنم يكى نباشد. اگر ممكن است مرا راهنمايى كنيد.
سؤال 87. مى دانم كه تأكيد مراجع تقليد مخصوصاً حضرتعالى براى حجاب بانوان، چادر است؛ ولى در جامعه مى بينيم بعضى افراد چادرى حجابشان كامل نيست و صرفاً به وجود چادر اكتفا كرده اند يا بعضى با اينكه چادرى هستند، گناه مى كنند؛ مثلاً غيبت مى كنند؛ از اين رو از چادر خوشم نمى آيد و مانتو را بيشتر دوست دارم. اگر ممكن است بفرماييد چه كنم.
ميان مانتويى ها نيز چنين است و شما بايد از چادرى هاى خوب باشيد، وگرنه روز ديگر شيطان به شما مى گويد: نمازخوان ها و مسجدى ها آدم هاى بدى هستند؛ پس شما نماز نخوانيد.
سؤال 88. حكم نگاه كردن استادِ مرد، به دانشجوى دختر بدحجاب، چيست؟ با توجّه به اينكه نگاه نكردن هم تقريباً غيرممكن است، استاد بايد چه كار كند؟ آيا كم كردن از نمرۀ اين دانشجو جايز است؟
سؤال 89. اگر انسان دلش پاك باشد، دروغ نگويد، غيبت نكند، كسى را آزار ندهد، به ياد خدا باشد و مقدارى هم موى خود را بيرون بگذارد، اشكالى دارد؟
سؤال 90. لطفاً راهى عملى براى رهايى از نفس وگناه، براى جوانان ارائه فرماييد.
سؤال 91. لطف كنيد به صورت فهرست وار بفرماييد كسى كه مى خواهد از گناه دورى كند، مخصوصاً در وضع فعلى، چه بايد بكند؟
ارادۀ جدى كند گناه نكند.
مواظبت از چشم و گوش و زبان داشته باشد.
از نظر روحى توجّه داشته باشد كه همه جا محضر خداست و بايد ادب حضور مراعات شود.
با دعا و توسّل، از خداوند توفيق ترك گناه را بخواهد.
خود را به خداى متعال بسپارد.
از رابطۀ با حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف كه واسطۀ فيض است، كمك بگيرد.
با انس با قرآن از قرآن كمك بگيرد.
از نماز اوّل وقت كمك بگيرد.
سؤال 92. لطفاً بهترين راهكارها جهت ترك عادت چشم چرانى را بيان فرمائيد؟
ادب حضور را رعايت كنيد. توجّه داشته باشيد كه امام صادق عليه السلام فرمودند: «چنين نگاهى، تيرى از تيرهاى شيطان است و چه بسا نگاهى كوتاه كه حسرت طولانى در پى دارد»(1). با اين توجّهات، و نيز با توجّه به اينكه نگاه آلوده، زندگى شما را به خطر مى اندازد و شما را گرفتار مى كند و عاقبت بدى براى شما رقم مى زند، براى رضاى خدا دست از گناه بكشيد. مطمئن باشيد اگر در برابر گناه صبور باشيد و نگاه خود را كنترل كنيد، خداوند دست شما را مى گيرد و به شما پاداش مى دهد.
از نماز اوّل وقت با جماعت و از مداومت بر ذكر، مخصوصاً ذكر يونسيه: «لا إِلَهَ إِلّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» كمك بگيريد و با توسّل به اهل بيت عليهم السلام از خداوند متعال بخواهيد دست شما را بگيرد تا ان شاءالله عاقبت به خير شويد.
1) . الكافى، ج 5، ص 559: «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَة.»
سؤال 93. خواهشمندم راه كارى قطعى به من بگوييد تا بتوانم بر شهواتم غلبه كنم.
اوّلاً مبارزۀ منفى است؛ يعنى هرگاه شهوت شما تحريك شد، برخلاف آنچه به شما امر مى كند، عمل كنيد تا كنترل شود.
ثانياً استفاده از غرائز درجهت صحيح آن است؛ مثلاً براى كنترل غريزۀ جنسى، ازدواج كنيد.
سؤال 94. چگونه مى توانم فكر گناه نداشته باشم و لذّت فكر گناه را از بين ببرم؟
شهوت انگيز بايد اجتناب كنيد تا فكر گناه هم به سراغ شما نيايد.
سؤال 95. گاهى اوقات دچار شهوت مى شوم، براى مقابله با آن، چه كار كنم؟
با مداومت بر ذكر يونسيه: «لا إِلَهَ إِلّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِيَن» و با توسّل به اهل بيت عليهم السلام و با كمك گرفتن از نماز اوّل وقت به جماعت، از خداوند بخواهيد دست شما را بگيرد و شما را حفظ كند.
سؤال 96. گناه زنا بالاتر است يا استمناء؟
است و بايد از آن اجتناب شود و از اين نظر، گناه بزرگ و كوچك معنا ندارد؛ ولى چون آثار سوء برخى گناهان بيشتر است، به نسبت، گناه بزرگ تر محسوب مى شوند و از اين نظر، معلوم است كه گناه زنا خيلى بزرگ است.
سؤال 97. براى دورى از گناه استمناء چه كار بايد كرد؟
كنترل فكر و انصراف از فكرهاى آلوده و شهوت انگيز.
ازبين بردن زمينه هاى ارتكاب استمناء، مثل تنهابودن.
استغفار از گذشته و دعا براى صلاح آينده با كمك گرفتن از نماز اوّل وقت، انس با قرآن و توسّل به اهل بيت عليهم السلام.
سؤال 98. جوان معتقدى هستم و بيشتر اوقات در نماز جماعت شركت مى كنم؛ امّا امروز متأسفانه نمى دانم چگونه سراغ عكس هاى
بد رفتم و بااينكه مى دانستم گناه است، گفتم توبه مى كنم؛ امّا الان بسيار ناراحتم كه چرا اين كار را كردم. قبلاً دچار گناه استمناء بودم؛ امّا با يارى خدا و اهل بيت عليهم السلام چندين سال بود كه اين كار را ترك كرده بودم.
آيا اكنون ثواب نمازها و اعمال ثوابم از بين مى رود؟
سؤال 99. چند سالى استمناء مى كردم و مى دانم گناه بزرگى است؛ امّا الان ترك كرده ام؛ ولى درحال حاضر هرچيزى را كه مى بينم فكر بدى در ذهنم ايجاد مى شود، چكار كنم؟
سؤال 100. حدود سه سال است كه به مرض خود ارضايى مبتلا شده ام. التماس مى كنم كه مرا راهنمايى كنيد. واقعاً خسته شده ام. نگذاريد اين فرزند شما از دست برود.
شبهه ناك، حضور در جايى كه ديدن افراد شما را تحريك مى كند و از تنهايى بيش از حد، به شدّت پرهيز كنيد.
توجّه داشته باشيد كه همه جا محضر خداست و ادب حضور بايد مراعات شود و از نماز اوّل وقت و از ذكر يونسيه كمك بگيريد.
سؤال 101. نوجوانى هستم كه گاهى اوقات بر اثر وسوسۀ شيطان، فيلم مبتذل تهيه مى كنم و مى بينم؛ ولى زود نگران و پشيمان مى شوم و سى دى را مى شكنم به نظر شما دليل اينكه فورى پشيمان مى شوم، چيست؟ خيلى ها يك فيلم را چند سال يا تا آخر عمر نگه مى دارند؛ ولى بنده زود پشيمان مى شوم و بيشتراوقات گريه مى كنم. مى خواهم از حضرتعالى بپرسم حكمت اين كار چيست؟
سؤال 102. دانش آموز دبيرستانى هستم و هميشه سعى مى كنم خودم را به خدا نزديك تر كنم. وقتى شرايط معنوى ام خوب مى شود،
نمى دانم شيطان از كجا مى آيد و مرا وسوسه مى كند و باعث افزايش شهوتم مى شود و مجبور به ديدن فيلم و عكس هاى مبتذل در اينترنت مى شوم. هرچه قدر از راه هايى كه براى مقابله با شيطان وجود دارد، از قبيل ذكرها و دعاها استفاده مى كنم؛ ولى پاسخگو نيست و مثل اينكه شيطان زمام را از من گرفته است و مرتكب گناه مى شوم. از اين شرايط خيلى ناراحت هستم. چگونه اين موجود لعين را از خود دور كنم؟
شما براى رهايى از وسوسۀ شيطان، قبل از هرچيز بايد زمينۀ گناه را براى خود از بين ببريد و خود را در معرض فريب و وسوسۀ شيطان قرار ندهيد؛ مثلاً در وقت غيرضرورى از رايانه و اينترنت استفاده نكنيد و استفادۀ شما در كنار اعضاى خانواده باشد.
همچنين هميشه و به خصوص در مواقع فريب شيطان، به ياد آوريد كه خداوند متعال شما را
مى بيند و ناظر اعمال شما است، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اهل بيت عليهم السلام بر اعمال شما نظارت دارند، ملائكه رفتار شما را مى بينند و ثبت مى كنند و در قيامت عليه شما شهادت مى دهند.
با اين فكر و با اين تلقين، دست از گناه بكشيد و با دست كشيدن و خوددارى از گناه، خداوند متعال و اهل بيت عليهم السلام را خوشحال كنيد. از نماز اوّل وقت و از مداومت بر ذكر يونسيه: «لا إِلَهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِين» و از توسّل به اهل بيت عليهم السلام كمك بگيريد و از خداوند متعال بخواهيد دست شما را بگيرد و به شما كمك كند و شما را در حفظ خود قرار دهد. من هم به شما دعا مى كنم.
امّا به طور كلّى توجّه داشته باشيد كه هيچ گاه نبايد از رحمت خداوند نااميد شويد و اگر خداى ناكرده از دست شما دررفت و شيطان شما را فريب داد، فوراً توبه كنيد و به سوى خدا برگرديد و با اميد به رحمت او، با او رابطۀ عاطفى برقرار كنيد تا گناه شما جبران شود.
سؤال 103. به شدّت به تماشاى عكس ها و فيلم هاى مبتذل عادت دارم، به گونه اى كه انجام ندادن اين كار، خيلى از لحاظ عصبى ناراحتم مى كند. من چه كار كنم تا هم گناه نكنم و هم از لحاظ عصبى به هم نريزم؟
سؤال 104. در اين دوره زمانه و با اين همه بدحجابى، چگونه چشمانمان را حتّى اگر در بازار باشيم، از گناه و لذّت حرام باز داريم؟
ثانياً چشم انسان بايد كليد داشته باشد؛ بنابراين نگاه آلوده و شهوت انگيز و حتّى نگاه اضافى و بيهوده نداشته باشيد تا كم كم نگاه شما كنترل شود و به صورت ناخودآگاه، نگاه حرام و گناه نكنيد.
ثالثاً از نماز اوّل وقت با جماعت و نمازشب و
مداومت بر ذكر، نظير ذكر يونسيّه: «لا إِلَهَ إِلّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» و توسّل به اهل بيت عليهم السلام كمك بگيريد و از خداوند بخواهيد عاقبت شما را به خير كند.
سؤال 105. آيا مقدار نذركردن براى كارهاى پراهميت و نسبتاً پراهميت بايد متفاوت باشد؟ مثلاً براى فلان كار كم اهميت يكى دو تسبيح نذر مى كنيم و براى قبولى در كنكور، صد تسبيح نذر كنيم. يا مقدار نذركردن مهم نيست؟
سؤال 106. چند سال قبل نذر كردم كار اشتباهى را كه قبلاً انجام مى دادم، ديگر تكرار نكنم و در عوض تكرار كار، خوشبختى ام را
نذر كردم. پس از اينكه آن كار را تكرار كردم، هيچ يك از كارهايم درست پيش نرفت. الان مى خواهم بدانم كه اگر ديگر اين كار را انجام نداده و كفارۀ گناهم را بدهم، احتمال بخشودگى دارم؟
شما از گناهان گذشته توبه كنيد و از اين به بعد گناه نكنيد، حتماً خداوند متعال شما را مى بخشد و دعاى شما را مستجاب و مشكلات شما را رفع مى كند.
سؤال 107. الف) آيا گوش دادن به موسيقى با شرايطى خاص جايز مى شود؟ در صورت مثبت بودن جواب، مرز بين موسيقى حلال و حرام و شرايط جواز موسيقى چيست؟
ب) توصيۀ اخلاقى حضرتعالى در باب استماع موسيقى چيست؟
ج) استفاده از موسيقى در مجالس عروسى چه حكمى دارد؟ آيا اين
مطلب كه گفته مى شود در شب زفاف حضرت صديقۀ كبرى عليها السلام، زنان بر دايره يا تشت مى زدند وآوازه خوانى مى كردند، صحيح است؟
سؤال 108. به طوركلى فتواى حضرتعالى در خصوص موسيقى چيست؟ آيا شنيدن هر آهنگى حرام است يا حرمت آهنگ ها در گونه هاى خاصى است؟
سؤال 109. من با گوش دادن به موسيقى آرامش پيدا مى كنم و احساس مى كنم روحيه ام قوى تر شده است. آيا صرف گوش دادن به چنين موسيقى هاى ساده اى كه انسان را آرام تر مى كند، حرام است و اشكال دارد؟
سؤال 110. در فتواى مراجع تقليد مخصوصاً حضرتعالى خواندم كه موسيقى حرام است؛ با اين وصف، آيا شنيدن موسيقى هاى مطرب از صدا و سيما يا در جلسات و مراسم هاى ارگان هاى دولتى يا شنيدن موسيقى هايى كه مجوّز دارد، اشكال دارد؟ اگر آن ها اشتباه مى كنند، تكليف ما چيست؟
مگر ضرورتى جلو بيايد كه چاره اى نداشته باشد و نتواند از آن جلسه بيرون رود.
سؤال 111. علاقۀ خاصى به گوش دادن موسيقى دارم و دوست دارم كه برخى اوقات موسيقى گوش كنم، آيا راه حلى براى گوش ندادن من وجود دارد؟
سؤال 112. سعى مى كنم در ماشين و خانه، سخنرانى هاى مذهبى گوش كنم، ولى متأسّفانه شوهرم موافق نيست؛ چون او به گوش دادن موسيقى علاقه مند است، اكثر اوقات بر سر اين موضوع بحث مى كنيم. آيا من به خاطر حفظ آرامش زندگى، وقتى با شوهرم هستم مى توانم آهنگ گوش بدهم؟
سؤال 113. من قصد كردم از نفسم مراقبت داشته باشم، ولى مرتب افكارى در ذهنم ظهور پيدا مى كند، مزاحم من مى شود و ذهنم را مشوّش مى كند. وقتى به اين افكار دقّت مى كنم، با خود مى گويم: نكند عملم موجب رضايت خدا نباشد؟ نكند گرفتار حقّالنّاس شوم؟ اين افكار كه به ذهنم مى آيد همراه با ترس و اضطراب است و امانم را بريده است. خلاصه در اين مشكل سرگردانم؛ ولى به خداى قادر متعال اميدوارم كه حل اين مشكل را در بيان شما روشن فرمايد و به من برساند.
مراقب باشيد كه اگر به اين گونه چيزها اهميّت بدهيد، وضعيّت خطرناكى براى شما جلو مى آيد.
سؤال 114. تازه، وارد نوزده سالگى شده ام. در حالى كه ابتداى جوانى ام و بايد با شور و نشاط باشم، امّا بى حال، سرشكسته، نااميد و خلاصه پوچ. رشتۀ تحصيلى ام مهندسى است و علاقۀ زيادى به فلسفه و كلام دارم. دوست دارم قرآن بخوانم؛ ولى نمى خوانم. در خانواده كسى را ندارم كه با او درد دل كنم. در انزواى مطلق قرار گرفته ام و هميشه افكار پوچى در ذهنم مى پرورانم. دوست خوبى ندارم. به من نگوييد برو دوست خوب پيدا كن كه نيست و اگر دوستى هست، در رفتار خود، خشك يا بى بندوبار است. تنهاى تنها هستم. روزهايم همه تكرارى شده و اراده ام كاملاً سركوب شده است. لطفا راهنماييم كنيد.
ثانياً: شما با خدا رفاقت كنيد و بدانيد كه اگر
يك قدم به سوى او برداريد، او صد قدم به سوى شما خواهد آمد. رفاقت با خداوند هم، با ارتباط با او و انجام واجبات و مستحبات و با اجتناب از گناه حاصل مى شود.
اگر چنين كنيد، نماز شما و عبادت شما به مكالمه و معاشقه با خداوند بدل مى شود و خواهيد ديد كه خداوند متعال بهترين دوست شما است.
ثالثاً: شما بايد در اجتماع باشيد و با مردم زندگى كنيد و از حالت انزوا كه نتيجه اى جز افسردگى و خمودگى ندارد، دورى كنيد.
رابعاً: بدانيد وسوسۀ فكرى داريد و خطرناك است و بايد با بى تفاوتى نسبت به افكار خود و جدّى گرفتن رشته اى كه مشغول آن هستيد و ارتباط جدّى با خداوند متعال، به واسطۀ ترك معصيت، خود را شفا بدهيد.
سؤال 115. در چند سال اخير ناراحتى هايى براى اينجانب پيش آمده كه توانم را گرفته است. ناراحتى هايى مثل خواب هاى آشفته، تعريق
شديد، احساس گرماى بيش از اندازۀ درونى كه با انجام آزمايشات گوناگون پزشكى، هيچ دليل خاصى براى آن مشخص نشده است. احساس رخوت و كسلى كه افت شديد تحصيلى و كمى حافظه را برايم به همراه داشته است. بنده با قدى بلند و قيافه اى خوب و برتربودن در مدرسه، هميشه درخور توجّه خانواده و ديگران بوده ام؛ امّا در چند سال اخير متوجّه انرژى سياه و خاصى شده ام كه مرا حتّى تشويق به انجام اعمالى مثل دزدى و يا اعمال منافى عفّت مى كند. در حالى كه ديگران بنده را به حسن نيّت و ادب مى شناسند. از شما تقاضا دارم كمكم كنيد.
بدون افسردگى و نااميدى با قوت تمام و با نشاط و با اميد به خداوند متعال كارهاى خود را انجام دهيد و بدانيد موفق خواهيد شد.
سؤال 116. با عنايت به اينكه حضرتعالى، درخصوص موضوع وسواس، نظريات ارزنده اى داريد و راهكارهايى كه دربارۀ نحوۀ درمان اين بيمارى ارائه فرموده ايد درخور توجّه مبتلايان به وسواس و نيز پزشكان و روان شناسان معالج افراد وسواسى واقع شده است، اگر ممكن است به صورت فهرست وار راهكارهاى مقابلۀ شخص مبتلا به وسواس با اين معضل را بفرماييد.
همچنين لازم است نسبت به توجيهات شيطانى نيز بى تفاوت باشد؛ زيرا توجيهات از موانعى است كه بايد رفع شود.
لازم است يك الگو نيز داشته باشد؛ مثلاً صددرصد تابع همسر خود باشد.
از نماز اوّل وقت و از ذكرى نظير «لا حول و لا قوۀ الا بالله» هم بايد كمك بگيرد.
آنچه گفتم از قرآن كريم و روايات اهل بيت عليهم السلام به خوبى استفاده مى شود و افراد مبتلا به وسواس بايد به آن عمل كنند تا خوب شوند.
سؤال 117. اهل دين و واجبات مى باشم. دچار تخيل نيستم و دنبالش هم نمى روم. گاهى اتّفاقاتى در زندگى ام مى افتد كه نمى دانم ريشه و عامل آن چيست؟ پيش چند نفر كه رفته ام، مى گويند همزاد نصارا دارم كه زندگى مرا تحت تأثير قرار داده است و مشكل آفرينى مى كند. خدا را شكر از همه لحاظ سالم مى باشم و دنبال گناه نمى روم. ولى نتوانسته ام اين مشكلم را حل كنم. خواهش مى كنم مرا راهنمايى كنيد.
شما بايد فكر خود را مشغول اين گونه چيزها
نكنيد و هرگاه فكر آن به سراغ شما آمد، فوراً منصرف شويد و به فكر ديگر و كار ديگر مشغول شويد و تمركز فكرى روى آن نداشته باشيد و مهم تر اينكه به آن ترتيب اثر ندهيد و آن را دنبال نكنيد تا شيطان دست از شما بردارد.
با مداومت بر ذكر «لا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَك إِنِّى كنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» و نماز اوّل وقت و با توسّل به اهل بيت عليهم السلام از خداوند متعال بخواهيد مشكل شما را حل كند و خودتان هم همّت كنيد تا خوب شويد.
سؤال 118. وقتى در مسجد هستم، مى ترسم دچار ريا شوم. به نمازهاى نافله بسيار علاقه مندم و مى خوانم؛ ولى در خانه كه باشم زياد حال اين كار را ندارم. وقتى در مسجد نافله مى خوانم، حسّى در درونم مى گويد: الان فردى كه كنارت نشسته است، مى گويد عجب فرد مؤمنى است. آيا اين حالت ريا محسوب مى شود؟
سؤال 119. با اينكه صددرصد به وجود خدا اعتقاد دارم؛ مدّتى است كه سؤال و شك بدجورى حال مرا دگرگون و ذهنم را درگير كرده است. سؤالم اين است كه آيا ممكن است خداوند، دنياى ديگرى خلق كرده باشد كه در آنجا موجوداتى بسيار هوشمندتر و قدرتمندتر از ما انسان ها باشند و عمر دنياى آن ها از عمر دنياى ما خيلى بيشتر باشد و ما و دنيايمان به صورت مجازى و غيرحقيقى توسّط اين موجودات فوق پيشرفته ساخته شده است و كليۀ ادراك ما اعم از حس كردن، دردكشيدن، آموختن، شنيدن و ديدن نيز مجازى بوده است.
سؤال 120. آيا جن ها مى توانند باعث بيمارى شوند؟ من در نيمه شب مشغول قرآن خواندن بودم كه احساس كردم از من چيزى جدا مى شود. آن چه بود؟
سؤال 121. چگونه انسان مى تواند قلباً درك كند، كارى را كه دارد انجام مى دهد، خير است و رضاى خدا در آن است؟
سؤال 122. همسرم چيزهاى را براى خودش كثيف مى داند. بعداز هربارشستن دست، حتماً روى شير آب را سه بار بايد آب بكشد. سينك ظرفشويى را كثيف مى داند. ديگر ما را خسته كرده؛ زيرا در اين خصوص به من تحكم مى كند كه بايد همان كارها را انجام بدهم. بارها سر اين موضوع با هم بگومگو داشته ايم. زندگى ام در حال جهنّم شدن است. تمام وسايلى را كه از بيرون خريدارى مى كنيم، بايد بشوييم. لطفاً ما را راهنمايى كنيد. آيا اين كارها از مصاديق وسواسى هست يا نه؟
شما هم بايد به او كمك كنيد و با تلطّف و مهربانى او را راهنمايى كنيد و البتّه با رعايت احكام طهارت و نجاست، طورى رفتار كنيد كه او به شما اعتماد كند و هرگاه گفتيد چيزى پاك است، قبول كند.
سؤال 123. نظر حضرتعالى دربارۀ حديث: «وَ أَمَرْتُ الْكِرَامَ الْكَاتِبِينَ أَنْ يَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ كُلِّهِمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ لَا أَكْتُبُ عَلَيْهِمْ شَيْئاً مِنْ خَطَايَاهُمْ» كه به حديث رفع القلم مشهور است، چيست؟
سؤال 124. نظرشريف جناب عالى دربارۀ سؤالات زيرچيست؟
هنگام خواب كه روح از بدن جدا مى شود، آيا جن مى تواند وارد جسم انسان شود؟
روز اربعين به دنيا آمده ام و دوستانم به من مى گويند: چون اين روز به دنيا آمده اى نحس و شوم هستى! آيا چنين حرفى درست است؟
سؤال 125. نظر حضرتعالى در خصوص مراسم نهم ربيع الاوّل چيست؟ اگر موافق چنين مراسمى نيستيد، پس تكليف تولّى و تبرّى چه مى شود؟ ما كه جوان مذهبى و هيأتى هستيم، چگونه به اين دو واجب شرعى عمل كنيم؟
مطرح نماييد تا اطّلاع و آگاهى عمومى مردم افزايش يابد.
تشِّع ريشه دار است و ريشه هاى آن محكم و مستحكم مى باشد و هر شيعه و مخصوصاً هر جوان شيعه، بايد مبانى اعتقادى خود و اطرافيان خود را تقويت كند تا در زمان حاضر كه زمان هجوم شبهات است، جرقّه هاى انحرافى آنان را گمراه نكند.
امّا همه بايد بدانند كه گفتار و رفتار شعارى بر عليه مخالفان اهل بيت عليهم السلام، مخصوصاً در مواجهه با اهل سنّت، مرضى اميرالمؤمنين عليه السلام نيست. مراجع و علماى بزرگ تشيّع نيز نسبت به اين گونه كارها راضى نيستند و هيچ كس چنين دستوراتى نداده است. اختلاف افكنى به بهانه ولايت، كار ناپسندى است و براى ترويج ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام و همچنين براى تبرّى، نيازى به اين گونه كارها و بيان حرف هاى ناهنجار و اهانت به مقدّسات مذاهب ديگر نيست.
با خواندن زيارات، مخصوصاً زيارت عاشورا، كه بالاترين ثواب ها را نيز دارد، مى توانيم تبرّى
داشته باشيم و براى تولّى نيز بايد در مباحث ولايت كار شود؛ يعنى همه و مخصوصاً جوانان عزيز، با مطالعۀ كتب مفيد و همچنين شركت در جلسات معارف اهل بيت عليهم السلام و استفاده از سخنان علماى ربّانى و بزرگان، سطح آگاهى و معرفت خود را در سه بخش دين، يعنى اعتقادات، اخلاق و احكام، افزايش دهند و از كارهاى تفرقه افكنانه و جاهلانه، مخصوصاً در ايّام نهم ربيع الاوّل دورى كنند.
سؤال 126. آيا خواب، حجّت است؟ وقتى خوابى خوش يا خوابى بد مى بينيم، چه وظيفه اى داريم؟ اگر در خواب كسى را ببينيم و آن شخص در عالم خواب دستورى به ما بدهد يا ما را از كارى نهى كند، بايد به دستور او عمل كنيم؟ حال اگر آن شخص دستوردهنده در عالم خواب يكى از حضرات معصومين عليهم السلام يا يكى از بزرگان و علماء باشد يا شخصى معمولى باشد، در عمل كردن يا نكردن به دستور او تفاوتى مى كند يا خير؟
سؤال 127. جوانى هستم كه تا مدّتى پيش به حلال و حرام خداوند كارى نداشتم. بر اثر موهبتى الهى تصميم به تغيير رويه در زندگى شخصى گرفتم و روش زندگى ام تغيير كرد؛ امّا هر از گاهى تبعات زندگى گذشته ام روى اعمالم اثر گذاشته و برخى گناه ها را مرتكب مى شوم. پس از آن بسيار احساس پشيمانى كرده و مدّتى طول مى كشد تا به مسير خود بازگردم. اين رويه، مرا از ادامۀ مسير جديدم مأيوس مى كند. حال شما راهنمايى فرماييد كه چه كار كنم؟
از انس با قرآن كمك بگيريد.
از دعا و توسّل كمك بگيريد.
از اينكه «همه جا محضر خدا است و ما در محضر خدائيم»، كمك بگيريد.
از دورى از رفيق بد، صحنه هاى گناه، موسيقى و نديدن فيلم و عكس مبتذل كمك بگيريد.
سؤال 128. طلبۀ پايۀ اوّل مى باشم. مى خواستم بنده را نصيحت فرماييد تا از تجربياتتان بهره مند شوم.
اوّل، طبق برنامۀ جارى حوزه، با همّت جدّى و با رغبت، خوب درس بخواند و نمرات او عالى باشد.
دوم، به صورت جدّى تقوا داشته باشد و مراعات كامل تقواى الهى را بنمايد؛ يعنى به واجبات مخصوصاً نماز، اهميت بدهد؛ در عمل به مستحبّات مخصوصاً نماز جماعت، نماز اوّل وقت، نمازشب، خدمت به خلق خدا، انس با
قرآن، انس با دعا و توسّل، كوشا باشد. به خصوص از توسّل به امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف كمك بگيرد.
همچنين به اجتناب از گناه و پرهيز از مكروهات، اهميت دهد؛ تا اينكه به مرور زمان، روح خداترسى در عمق جان او حكم فرما شود.
براى پرواز با اين دو بال، لازم است به علوم دينى در سه بخش احكام، اخلاق و اعتقادات، آشنايى كامل پيدا كند و به مرور زمان بر اين سه بخش دين مسلّط شود.
سؤال 129. من ادّعا مى كنم كه جوانى مسلمان هستم؛ امّا اصلاً نماز نمى خوانم؛ يعنى مى خواهم نماز بخوانم؛ امّا وقتى مى خواهم اين كار را بكنم، نمى شود. شيطان دست وپايم را مى بندد. لطفاً مرا راهنمايى كنيد.
خداوند متعال در قرآن كريم مى فرمايد: (وَ مَنْ
(أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ اَلْقِيٰامَةِ أَعْمىٰ)(1)يعنى هر كس از ياد من و به خصوص نماز، اعراض كند، در دنيا زندگى سختى خواهد داشت و در آخرت هم، نابينا وارد صف محشر مى شود.
سؤال 130. حضرت آقا چه كنم كه دلم نميرد، دلم زنگ نزند، مشكلات و گرفتارى ها من را از راه راست جدا نكند و به موفقيت برسم؟
اگر هم مى خواهيد دل شما زنگار نگيرد، گناه نكنيد كه گناه، زنگار عجيبى بر دل مى نشاند و او را از توجّه به غفلت مى كشاند و غفلت انسان، عامل سقوط اوست. شما علاوه بر انجام واجبات و ترك
1) . طه، 124: «و هر كس از ياد من دل بگرداند، در حقيقت، زندگىِ تنگ [و سختى] خواهد داشت، و روز رستاخيز او را نابينا محشور مى كنيم.»
محرّمات، از مستحبّات به خصوص نماز شب و خدمت به خلق خدا كمك بگيريد تا ان شاءالله رستگار شويد. من هم به شما دعا مى كنم.
سؤال 131. استاد بزرگوار، جوانى هستم ساده لوح كه زود فريب مى خورم. آيا دعا و سوره اى در اين زمينه هست كه به من كمك كند؟
قرآن كريم مى فرمايد: كسى كه عقل و فكر خود را به كار نگيرد، براى خودش و ديگران مضرّ مى شود: (إِنَّ شَرَّ اَلدَّوَابِّ عِنْدَ اَللّٰهِ اَلصُّمُّ اَلْبُكْمُ اَلَّذِينَ لاٰ يَعْقِلُونَ)(1)
همچنين در كارها حتماً مشورت كنيد و دعاى «رب زدنا علما و عملا و عقلا و الحقنا بالصّالحين» را هم زياد بخوانيد.
1) . الأنفال، 22: «قطعاً بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى اند كه نمى انديشند.»
سؤال 132. چگونه مى توان به آنچه كه خداوند به ما داده است، راضى بود، حتّى در گرفتارى ها و فشار زندگى از خدا شكايت نكنيم، به مال مردم حسد نورزيم و هميشه شاكر خدا باشيم؟
سؤال 133. بعضى مواقع انسان قلبش بى حال مى شود و اصلاً ميلى به معنويات ندارد. بفرماييد در اين گونه مواقع چه بايد كرد؟
سؤال 134. نوجوانى هستم كه از اين دنياى مزخرف خسته شده ام؛ چون هميشه عصبانى مى شوم و به مادرم بى احترامى مى كنم. دلم مى خواهد هرچه زودتر بميرم. نمى دانم چه بايد كنم. به طوركلّى
نمى خواهم اين گونه زندگى كنم، مى خواهم خودكشى كنم، آيا گناهى دارد؟
اين راه، تلاش و كوشش و صبر مى خواهد و اگر از همين ابتداى نوجوانى، شيطان حلم شما را ببرد، موفقيّت شما مشكل است.
خودكشى هم علاوه بر آنكه راه خلاصى و رهايى نيست، حرام است و گناه آن بزرگ است و در قيامت، آنقدر عذاب دارد كه آرزو مى كنيد اى كاش مى توانستيد به دنيا برگرديد و مشكلات آن را تحمّل كنيد.
بنابراين شما اعصاب خود را كنترل كنيد و با توكّل به خداوند و با عبادت، مخصوصاً نماز، آرامش پيدا كنيد.
دست مادر را ببوسيد و از او عذرخواهى كنيد و از او بخواهيد به شما دعا كند تا سعادت مند
شويد و از اين به بعد تصميم جدّى بگيريد با او خوش رفتارى كنيد.
اگر خداى ناكرده از دست شما در رفت و دوباره عصبانى شديد، فوراً با عذرخواهى از او و عذرخواهى از خداوند، جبران اشتباه خود را بكنيد.
سؤال 135. عمل به اين حديث: «مؤمن بايد اوقات خود را به چهار قسمت تقسيم كند؛ ساعتى براى تأمين معاش، ساعتى مناجات، ساعتى گام نهادن در آخرت و ساعتى استفاده از لذّت هاى حلال»، واجب است يا مستحب يا غير از اين ها؟
سؤال 136. باتوجّه به آيات 45 و 46 سورۀ هود و آيات دهم و يازدهم سورۀ تحريم كه جمهور مفسّرين، متّفق القول بر اين عقيده هستند كه نسبت خويشاوندى، سبب امتياز بر ديگران نيست و ملاك براى خداوند متعال تقواست، حتّى اگر فرزند و همسرِ پيامبر باشد؛ آيا اين موضوع دربارۀ فرزندان، همسران، والدين، برادران و خواهران شهدا و ايثارگران و ممتازبودن آنان نسبت به بقيۀ اقشار جامعه، از جمله استخدام و سهميۀ قبولى در دانشگاه و امثال آن ها، صدق مى كند؟
آيات، امتيازدادن بى جهت و صرفاً به سبب خويشاوندى را صحيح نمى داند.
سؤال 137. متأسّفانه كمى خجالتى هستم و از اينكه به ديگران دربارۀ گناهان تذكّر دهم، مى ترسم. از طرفى هم احساس مى كنم كه آبرويم را به امر خداوند ترجيح مى دهم. لطفاً براى اين مشكل بنده، راه حلّى ارائه فرماييد تا بتوانم از آبرويم در راه خداوند مايه بگذارم.
سؤال 138. خيلى كوتاه و بى مقدّمه مى خواهم از حضرت آقا نصيحتى بشنوم. فردى مسلمان و معتقد هستم كه در طول ده سال گذشته، حتّى نمازشبم ترك نشده است. خيلى مقيد به اعمال هستم؛ مثلاً در جامعه نگاهم را به خوبى كنترل مى كنم كه به نامحرم نيفتد؛ ولى مدّتى است گناهى مثل خوره به جانم افتاده و مرا به نابودى مى كشاند. چون كارم اكثراً با رايانه است، هر چند ماه يك بار وسوسه مى شوم و نمى توانم هوسم را كنترل كنم و بى شرمانه سراغ سايت هاى بد و مستهجن مى روم كه بعد بسيار پشيمان مى شوم. بارها اين اتّفاق
افتاده و من آدم نشده ام، حتّى براى خودم تنبيه گذاشته ام كه اگر اين كار را تكرار كردم، بايد ختم قرآن بخوانم و من بارها با اين كارم، قرآن را ختم كرده ام. خواهش مى كنم فقط نصيحتى پدرانه بفرماييد تا بلكه آدم بشوم.