ghaemiyeh.com
سرشناسه:حرعاملی، محمدبن حسن، 1033 - 1104ق.
عنوان و نام پدیدآور: ترجمه وسائلالشیعهالی تحصیل مسائل الشریعه
تالیف: محمد بنالحسن الحر العاملی؛ تحقیق: محمدرضا الحسینی الجلالی / ترجمه: گروهی از محققین مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان
مشخصات نشر دیجیتالی: مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان 1400 ه ش
مشخصات ظاهری:30ج.
موضوع:احادیث شیعه -- قرن 11ق.
موضوع:احادیث احکام
شناسه افزوده: متن عربی موسسه آلالبیت علیهمالسلام لاحیاءالتراث(قم)
رده بندی کنگره:BP135/ح4ت7 ی1300
رده بندی دیویی:297/212
شماره کتابشناسی ملی:1321690
(1)1 بَابُ کَرَاهَةِ طَلَاقِ الزَّوْجَةِ الْمُوَافِقَةِ وَ عَدَمِ تَحْرِیمِهِ
ترجمه:
باب کراهت طلاق زن موافق و عدم تحریم آن.
27874- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا أَلَا فَمِنْ حَظِّ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِنْفَاقُ قِیمَةِ أَیِّمَةٍ وَ مَا مِنْ شَیْءٍ أَحَبَّ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَیْتٍ یُعْمَرُ (3)بِالنِّکَاحِ وَ مَا مِنْ شَیْءٍ أَبْغَضَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ بَیْتٍ یُخْرَبُ فِی الْإِسْلَامِ بِالْفُرْقَةِ یَعْنِی الطَّلَاقَ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا وَکَّدَ فِی الطَّلَاقِ وَ کَرَّرَ الْقَوْلَ فِیهِ مِنْ بُغْضِهِ الْفُرْقَةَ.
ترجمه:
از صفوان بن مهران از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: رسول خدا (ص) فرمود: ازدواج کنید و ازدواج دهید. آگاه باشید که بخشی از سعادت مرد مسلمان، هزینه کردن برای ازدواج زنان بیهمسر است. و هیچ چیزی نزد خداوند عزوجل محبوبتر از خانهای نیست که با ازدواج آباد شود، و هیچ چیزی نزد خداوند عزوجل مبغوضتر از خانهای نیست که در اسلام با جدایی (یعنی طلاق) ویران شود. سپس امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزوجل تأکید بر طلاق و تکرار سخن درباره آن را به دلیل بیزاری از جدایی قرار داده است.
27875- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی خَدِیجَةَ (عَنْ أَبِی هَاشِمٍ) (5)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُحِبُّ الْبَیْتَ الَّذِی فِیهِ الْعُرْسُ وَ یُبْغِضُ الْبَیْتَ الَّذِی فِیهِ الطَّلَاقُ
وَ مَا مِنْ شَیْءٍ أَبْغَضَ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الطَّلَاقِ.
ترجمه:
از ابی خدیجه از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: خداوند عزوجل خانهای را که در آن عروسی باشد دوست دارد و خانهای را که در آن طلاق باشد دشمن میدارد. و هیچ چیزی نزد خداوند عزوجل مبغوضتر از طلاق نیست.
27876- 3- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُ أَبِی یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ کُلَّ مِطْلَاقٍ وَ ذَوَّاقٍ (2).
ترجمه:
طلحة بن زيد گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: از پدرم عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود:
خداوند هر فرد بسيار طلاقدهنده و ذوّاق(عياش و لذتجو) را دشمن مىدارد.
27877- 4- (3)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بَلَغَ النَّبِیَّ ص أَنَّ أَبَا أَیُّوبَ یُرِیدُ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ طَلَاقَ أُمِّ أَیُّوبَ لَحُوبٌ أَیْ إِثْمٌ.
ترجمه:
و با همان سند از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: به پیامبر (ص) خبر رسید که اباایوب قصد دارد همسرش را طلاق دهد. پیامبر (ص) فرمود: طلاق امایوب گناه است.
27878- 5- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا مِنْ شَیْءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللَّهُ أَبْغَضَ إِلَیْهِ مِنَ الطَّلَاقِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ الْمِطْلَاقَ الذَّوَّاقَ.
ترجمه:
از ابن ابی عمیر از چند نفر از اصحاب از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: هیچ چیزی از میان حلالهای خداوند مبغوضتر از طلاق نزد او نیست، و خداوند عزوجل مردی را که زیاد طلاق میدهد (عياش و لذتجو) دشمن میدارد.
27879- 6- (5)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِرَجُلٍ فَقَالَ مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَکَ قَالَ طَلَّقْتُهَا یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ قَالَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ (قَالَ ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِیُّ ص فَقَالَ تَزَوَّجْتَ فَقَالَ نَعَمْ ثُمَّ مَرَّ بِهِ فَقَالَ مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَکَ قَالَ طَلَّقْتُهَا قَالَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ قَالَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ) (6)فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ أَوْ یَلْعَنُ کُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ کُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاءِ.
ترجمه:
سعد بن طريف گويد: امام باقر عليه السّلام فرمود:
روزى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله از كنار شخصى عبور مىكرد به او فرمود: همسرت چه شد؟
گفت: اى پيامبر خدا! طلاقش دادم.
فرمود: بدون اينكه از او بدى ديده باشى؟
گفت: بدون اينكه از او بدى ديده باشم!
راوى گويد: آن مرد مجدّدا ازدواج نمود. پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دوباره از كنار او عبور مىكرد به او فرمود: ازدواج نمودى؟
گفت: آرى.
بعد از مدّتي پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را ديد به او فرمود: همسرت چه شد؟
گفت: طلاقش دادم.
فرمود: بدون اينكه از او بدى ديده باشى؟
فرمود:
خداوند دشمن می دارد یا لعنت می کند هرمرد وزنی که بسيار طلاقدهنده و ذوّاق(عياش و لذتجو) باشند .
27880- 7- (7)الْحَسَنُ بْنُ الْفَضْلِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ قَالَ: قَالَ
ع تَزَوَّجُوا وَ لَا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ الطَّلَاقَ یَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ.
ترجمه:
و از آن حضرت:ازدواج كنيد و طلاق مدهيد كه از طلاق عرش بلرزه آيد.
27881- 8- (1)قَالَ وَ قَالَ ع تَزَوَّجُوا وَ لَا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الذَّوَّاقِینَ وَ الذَّوَّاقَاتِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
و از آن حضرت(عليه السّلام):ازدواج كنيد و طلاق مدهيد كه خداوند زن و مرد عياش و لذتجو را دوست ندارد.
(4)2 بَابُ جَوَازِ رَدِّ الرَّجُلِ الْمِطْلَاقِ إِذَا خَطَبَ وَ إِنْ کَانَ کُفْواً فِی نِهَایَةِ الشَّرَفِ
ترجمه:
باب جواز جواب رد دادن به مرد طلاقدهنده اگر خواستگاری کند، حتی اگر در بالاترین درجه شرافت و برابری باشد.
27882- 1- (5)أَحْمَدُ بْنُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیُّ فِی الْمَحَاسِنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَتَی رَجُلٌ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ لَهُ جِئْتُکَ مُسْتَشِیراً إِنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَیْنَ وَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ جَعْفَرٍ خَطَبُوا إِلَیَّ فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع الْمُسْتَشَارُ مُؤْتَمَنٌ أَمَّا الْحَسَنُ- فَإِنَّهُ مِطْلَاقٌ لِلنِّسَاءِ وَ لَکِنْ زَوِّجْهَا الْحُسَیْنَ فَإِنَّهُ خَیْرٌ لِابْنَتِکَ.
ترجمه:
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ از امام ششم(عليه السّلام) نقل می کند كه مردى آمد نزد امير المؤمنين(عليه السّلام)و گفت: آمدم با تو مشورت كنم،راستش حسن و حسين و عبد الله بن جعفر آمدند و دخترم را خواستگارى كردند،امير مؤمنان فرمود مستشار بايد امين باشد اما حسن بسيار طلاق ميدهد ولى او را بحسين بده كه براى دخترت بهتر است.
27883- 2- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ ع طَلَّقَ خَمْسِینَ امْرَأَةً فَقَامَ عَلِیٌّ ع بِالْکُوفَةِ فَقَالَ یَا مَعْشَرَ أَهْلِ الْکُوفَةِ لَا تُنْکِحُوا الْحَسَنَ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقٌ فَقَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ بَلَی
وَ اللَّهِ لَنُنْکِحَنَّهُ فَإِنَّهُ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ ابْنُ فَاطِمَةَ فَإِنْ أَعْجَبَهُ أَمْسَکَ وَ إِنْ کَرِهَ طَلَّقَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
يحيى بن ابى علا گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود:
امام حسن عليه السّلام پنجاه زن را طلاق داد. روزى حضرت على عليه السّلام در كوفه فرمود: اى مردم كوفه! به حسن عليه السّلام زن ندهيد؛ چرا كه او بسيار طلاق مىدهد.
مردى برخواست و گفت: آرى به خدا سوگند! ما حتما به او زن خواهيم داد؛ چراكه او فرزند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و فرزند فاطمه عليها السّلام است؛ اگر دوست داشت نگه دارد و اگر دوست ندارد طلاق دهد.
(2)3 بَابُ جَوَازِ طَلَاقِ الزَّوْجَةِ غَیْرِ الْمُوَافِقَةِ
ترجمه:
باب جواز طلاق زن غیرموافق.
27884- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ کَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ کَانَ لَهَا مُحِبّاً فَأَصْبَحَ یَوْماً وَ قَدْ طَلَّقَهَا وَ اغْتَمَّ لِذَلِکَ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَوَالِیهِ لِمَ طَلَّقْتَهَا فَقَالَ إِنِّی ذَکَرْتُ عَلِیّاً ع فَتَنَقَّصَتْهُ فَکَرِهْتُ أَنْ أُلْصِقَ جَمْرَةً مِنْ جَمْرِ جَهَنَّمَ بِجِلْدِی.
ترجمه:
از عثمان بن عیسی از فردی از امام باقر (ع) نقل شده است که مردی زنی داشت که او را بسیار دوست میداشت و به او علاقهمند بود. یک روز صبح از خواب بیدار شد و دید که او را طلاق داده و از این کار ناراحت شد. یکی از دوستانش از او پرسید: چرا او را طلاق دادی؟ مرد پاسخ داد: من از امام علی (ع) یاد کردم و او (زن) به ایشان توهین کرد. پس نپسندیدم که ذرهای از آتش جهنم را به پوست خود بچسبانم.
27885- 2- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ (5)عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ خَطَّابِ بْنِ مَسْلَمَةَ قَالَ: کَانَتْ عِنْدِی امْرَأَةٌ تَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ وَ کَانَ أَبُوهَا کَذَلِکَ وَ کَانَتْ سَیِّئَةَ الْخُلُقِ وَ کُنْتُ أَکْرَهُ طَلَاقَهَا لِمَعْرِفَتِی بِإِیمَانِهَا وَ إِیمَانِ أَبِیهَا فَلَقِیتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَی ع- وَ أَنَا أُرِیدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ طَلَاقِهَا إِلَی أَنْ قَالَ فَابْتَدَأَنِی فَقَالَ کَانَ أَبِی زَوَّجَنِی ابْنَةَ عَمٍّ لِی وَ کَانَتْ سَیِّئَةَ الْخُلُقِ وَ کَانَ أَبِی رُبَّمَا أَغْلَقَ عَلَیَّ وَ عَلَیْهَا الْبَابَ رَجَاءَ أَنْ أَلْقَاهَا فَأَتَسَلَّقُ الْحَائِطَ وَ أَهْرُبُ مِنْهَا فَلَمَّا مَاتَ أَبِی- طَلَّقْتُهَا فَقُلْتُ اللَّهُ أَکْبَرُ أَجَابَنِی وَ اللَّهِ عَنْ حَاجَتِی مِنْ غَیْرِ مَسْأَلَةٍ.
ترجمه:
از خطاب بن مسلمه نقل شده است که گفت: زنی داشتم که به این امر (ولایت اهل بیت) معتقد بود و پدرش نیز چنین بود، اما بداخلاق بود و من از طلاق دادن او به دلیل ایمان او و پدرش کراهت داشتم. پس به دیدار امام موسی بن جعفر (ع) رفتم و قصد داشتم درباره طلاق او سؤال کنم. قبل از این که سؤال کنم، امام شروع به سخن کردند و فرمودند: پدرم مرا به عقد دختر عمویم درآورد، اما او بداخلاق بود و پدرم گاهی در را بر من و او میبست به امید این که با او روبرو شوم، اما من از دیوار بالا میرفتم و از او فرار میکردم. وقتی پدرم فوت کرد، او را طلاق دادم. من گفتم: خدا بزرگ است! او بدون این که سؤال کنم، جواب مرا داد.
27886- 3- (6)وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ
عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ خَطَّابِ بْنِ مَسْلَمَةَ (1)قَالَ: دَخَلْتُ عَلَیْهِ یَعْنِی أَبَا الْحَسَنِ ع وَ أَنَا أُرِیدُ أَنْ أَشْکُوَ إِلَیْهِ مَا أَلْقَی مِنِ امْرَأَتِی مِنْ سُوءِ خُلُقِهَا فَابْتَدَأَنِی فَقَالَ إِنَّ أَبِی زَوَّجَنِی مَرَّةً امْرَأَةً سَیِّئَةَ الْخُلُقِ فَشَکَوْتُ ذَلِکَ إِلَیْهِ فَقَالَ مَا یَمْنَعُکَ مِنْ فِرَاقِهَا قَدْ جَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ إِلَیْکَ فَقُلْتُ فِیمَا بَیْنِی وَ بَیْنَ نَفْسِی قَدْ فَرَّجْتَ عَنِّی.
ترجمه:
از خطاب بن مسلمه نقل شده است که گفت: بر امام موسی بن جعفر (ع) وارد شدم و قصد داشتم از بداخلاقی همسرم به ایشان شکایت کنم. قبل از این که سخنی بگویم، امام شروع به سخن کردند و فرمودند: پدرم یک بار مرا به عقد زنی بداخلاق درآورد. من از این موضوع به پدرم شکایت کردم و او گفت: چه چیزی مانع تو از جدایی است؟ خداوند این اختیار را به تو داده است. من در دل خود گفتم: مرا از مشکل رها کردی.
27887- 4- (2)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْوَلِیدِ بْنِ صَبِیحٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ ثَلَاثٌ تُرَدُّ عَلَیْهِمْ دَعْوَتُهُمْ أَحَدُهُمْ رَجُلٌ یَدْعُو عَلَی امْرَأَتِهِ وَ هُوَ لَهَا ظَالِمٌ فَیُقَالُ لَهُ أَ لَمْ نَجْعَلْ أَمْرَهَا بِیَدِکَ.
ترجمه:
از ولید بن صبیح از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: شنیدم ایشان میفرمودند: دعای سه گروه رد میشود. یکی از آنها مردی است که بر ضد همسرش دعا میکند، در حالی که به او ظلم کرده است. به او گفته میشود: آیا اختیار او را به دست تو ندادیم؟
27888- 5- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ (4)مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّادٍ الْحَارِثِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَمْسٌ لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ رَجُلٌ جُعِلَ بِیَدِهِ طَلَاقُ امْرَأَتِهِ وَ هِیَ تُؤْذِیهِ وَ عِنْدَهُ مَا یُعْطِیهَا وَ لَمْ یُخَلِّ سَبِیلَهَا وَ رَجُلٌ أَبَقَ مَمْلُوکُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ لَمْ یَبِعْهُ وَ رَجُلٌ مَرَّ بِحَائِطٍ مَائِلٍ وَ هُوَ یُقْبِلُ إِلَیْهِ وَ لَمْ یُسْرِعِ الْمَشْیَ حَتَّی سَقَطَ عَلَیْهِ وَ رَجُلٌ أَقْرَضَ رَجُلًا مَالًا فَلَمْ یُشْهِدْ عَلَیْهِ وَ رَجُلٌ جَلَسَ فِی بَیْتِهِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی وَ لَمْ یَطْلُبْ (5).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (6)وَ فِی الْمُهُورِ فِی أَحَادِیثِ مُتْعَةِ
الْمُطَلَّقَةِ (1)وَ فِی أَحَادِیثِ تَزْوِیجِ النَّاصِبِیَّةِ (2)وَ فِی أَحَادِیثِ الدُّعَاءِ (3)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
از محمد بن حماد حارثی از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: رسول خدا (ص) فرمودند: پنج گروه هستند که دعای آنها مستجاب نمیشود:
مردی که اختیار طلاق همسرش در دست اوست و همسرش او را آزار میدهد و او توانایی مالی برای پرداخت حقوق او را دارد، اما راه او را باز نمیگذارد.
مردی که بردهاش سه بار فرار کرده و او را نفروخته است.
مردی که از کنار دیواری که در حال ریزش است عبور میکند و با وجود نزدیک شدن به آن، سرعت نمیگیرد تا دیوار بر او فرو میریزد.
مردی که به دیگری وام میدهد اما بر آن شاهد نمیگیرد.
مردی که در خانه خود مینشیند و میگوید: خدایا به من روزی بده، اما تلاشی برای کسب روزی نمیکند.
(6)4 بَابُ جَوَازِ تَعَدُّدِ الطَّلَاقِ وَ تَکْرَارِهِ مِنَ الرَّجُلِ لِامْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ وَ لِنِسَاءٍ شَتَّی
ترجمه:
باب جواز تکرار طلاق و انجام آن توسط مرد برای یک زن و برای زنان مختلف.
27889- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ عَلِیّاً ع قَالَ وَ هُوَ عَلَی الْمِنْبَرِ لَا تُزَوِّجُوا الْحَسَنَ فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقٌ فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ هَمْدَانَ فَقَالَ بَلَی وَ اللَّهِ لَنُزَوِّجَنَّهُ وَ هُوَ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ ابْنُ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَإِنْ شَاءَ أَمْسَکَ وَ إِنْ شَاءَ طَلَّقَ.
ترجمه:
از عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل شده است که امام علی (ع) بر روی منبر فرمودند: حسن (ع) را به ازدواج ندهید، چرا که او مردی است که زیاد طلاق میدهد. سپس مردی از قبیله همدان برخواست و گفت: آری، به خدا سوگند که ما او را به ازدواج میدهیم، چرا که او پسر رسول خدا (ص) و پسر امیرالمؤمنین (ع) است. اگر بخواهد نگه میدارد و اگر بخواهد طلاق میدهد.
27890- 2- (8)وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَدِیثُ یَحْیَی بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ ع طَلَّقَ خَمْسِینَ امْرَأَةً ثُمَّ ذَکَرَ نَحْوَهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (9)وَ فِی الْمُهُورِ (10)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الطَّلَاقِ ثَلَاثاً (11)وَ تِسْعاً (12)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (13).
ترجمه:
و پیش از این، حدیث یحیی بن ابی العلاء از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: حسن بن علی (ع) پنجاه زن را طلاق داد. سپس مطلبی مشابه آن را بیان کرد.
1) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 49 من أبواب المهور.
2) تقدم فی الأحادیث 6- 9 من الباب 10 من أبواب ما یحرم بالکفر.
3) تقدم فی الباب 50 من أبواب الدعاء.
4) تقدم فی الحدیثین 6 و 9 من الباب 5 من أبواب مقدمات التجارة.
5) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 2 من أبواب الایمان.
6) الباب 4 فیه حدیثان.
7) الکافی 6- 56- 4.
8) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 2 من هذه الأبواب.
9) تقدم فی الباب 2 من هذه الأبواب.
10) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 49 من أبواب المهور.
11) یأتی فی الأبواب 1 و 2 و 3 من أبواب أقسام الطلاق.
12) یأتی فی الباب 4 من أبواب أقسام الطلاق.
13) یأتی فی الأبواب 6 و 7 و 8 من أبواب أقسام الطلاق.
(1)5 بَابُ کَرَاهَةِ تَرْکِ طَلَاقِ الزَّوْجَةِ الَّتِی تُؤْذِی زَوْجَهَا
ترجمه:
باب کراهت ترک طلاق زنی که به شوهرش آزار میرساند.
27891- 1- (2)قَدْ تَقَدَّمَ فِی حَدِیثِ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّادٍ الْحَارِثِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص خَمْسَةٌ لَا یُسْتَجَابُ لَهُمْ رَجُلٌ جَعَلَ اللَّهُ بِیَدِهِ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ فَهِیَ تُؤْذِیهِ وَ عِنْدَهُ مَا یُعْطِیهَا وَ لَمْ یُخَلِّ سَبِیلَهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الدُّعَاءِ (3).
ترجمه:
پیش از این در حدیث محمد بن حماد حارثی از امام صادق (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمودند: پنج گروه هستند که دعایشان مستجاب نمیشود؛ از جمله مردی که خداوند طلاق همسرش را به دست او قرار داده است و آن زن به او آزار میرساند، در حالی که او توانایی مالی برای پرداخت مهریه را دارد، اما راه آزادی او را باز نمیکند.
(4)6 بَابُ أَنَّهُ یَجِبُ عَلَی الْوَالِی تَأْدِیبُ النَّاسِ وَ جَبْرُهُمْ بِالسَّوْطِ وَ السَّیْفِ عَلَی مُوَافَقَةِ الطَّلَاقِ لِلسُّنَّةِ وَ تَرْکِ مُخَالَفَتِهَا
ترجمه:
باب اینکه بر والی واجب است مردم را تأدیب کند و آنها را با تازیانه و شمشیر وادار به موافقت طلاق با سنت و ترک مخالفت با آن نماید.
27892- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ وَ اللَّهِ لَوْ مَلَکْتُ مِنْ أَمْرِ النَّاسِ شَیْئاً لَأَقَمْتُهُمْ بِالسَّیْفِ وَ السَّوْطِ حَتَّی یُطَلِّقُوا لِلْعِدَّةِ کَمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
ترجمه:
از ابی بصیر نقل شده است که گفت: شنیدم امام باقر (ع) میفرمودند: به خدا سوگند، اگر من بر امور مردم تسلط داشتم، آنها را با شمشیر و تازیانه وادار میکردم تا طلاق را مطابق عدّهای که خداوند عزوجل دستور داده است، انجام دهند.
27893- 2- (6)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُذَیْفَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ (7)وَشِیکَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع
یَقُولُ لَا یَصْلُحُ النَّاسُ فِی الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّیْفِ وَ لَوْ وَلِیتُهُمْ لَرَدَدْتُهُمْ فِیهِ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
وَ عَنْهُ عَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از معمر بن وشیکه نقل شده است که گفت: شنیدم امام باقر (ع) میفرمودند: مردم در مسئله طلاق اصلاح نمیشوند مگر با شمشیر، و اگر من بر آنها ولایت داشتم، آنها را در این مسئله به کتاب خداوند عزوجل بازمیگرداندم.
27894- 3- (2)وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَوْ وَلِیتُ النَّاسَ لَعَلَّمْتُهُمْ (3)کَیْفَ یَنْبَغِی لَهُمْ أَنْ یُطَلِّقُوا ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِرَجُلٍ قَدْ خَالَفَ إِلَّا أَوْجَعْتُ ظَهْرَهُ وَ مَنْ طَلَّقَ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُهُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ مُرْسَلًا نَحْوَهُ (4).
ترجمه:
از ابی بصیر از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: اگر من بر مردم ولایت داشتم، به آنها میآموختم که چگونه باید طلاق دهند؛ سپس اگر مردی را مییافتم که مخالفت کرده است، پشتش را مجازات میکردم. و هر کس بر خلاف سنت طلاق دهد، به کتاب خدا بازگردانده میشود، حتی اگر ناخوشایندش باشد.
27895- 4- (5)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ (6)وَشِیکَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ لَا یَصْلُحُ النَّاسُ فِی الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّیْفِ وَ لَوْ وَلِیتُهُمْ لَرَدَدْتُهُمْ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
ترجمه:
از معمر بن وشیکه نقل شده است که گفت: شنیدم امام باقر (ع) میفرمودند: مردم در مسئله طلاق اصلاح نمیشوند مگر با شمشیر، و اگر من بر آنها ولایت داشتم، آنها را در این مسئله به کتاب خداوند عزوجل بازمیگرداندم.
27896- 5- (7)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ: لَوْ وَلِیتُ أَمْرَ النَّاسِ لَعَلَّمْتُهُمُ الطَّلَاقَ ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِأَحَدٍ خَالَفَ إِلَّا أَوْجَعْتُهُ ضَرْباً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
از ابی بصیر از امام کاظم (ع) نقل شده است که فرمودند: اگر من بر امور مردم ولایت داشتم، به آنها طلاق را میآموختم؛ سپس هر کس را که مخالفت میکرد، با ضرب و شتم مجازات میکردم.
(3)7 بَابُ بُطْلَانِ الطَّلَاقِ الَّذِی لَیْسَ بِجَامِعٍ لِلشَّرَائِطِ الشَّرْعِیَّةِ
ترجمه:
باب بطلان طلاقی که شرایط شرعی را جمع نکند.
27897- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ رَبَاحٍ (5)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَقُولُ مَنْ طَلَّقَ لِغَیْرِ السُّنَّةِ أَنَّکَ لَا تَرَی طَلَاقَهُ شَیْئاً فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَا أَقُولُهُ بَلِ اللَّهُ یَقُولُهُ وَ اللَّهِ لَوْ کُنَّا نُفْتِیکُمْ بِالْجَوْرِ لَکُنَّا شَرّاً مِنْکُمْ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ لَوْ لا یَنْهاهُمُ الرَّبَّانِیُّونَ وَ الْأَحْبارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَکْلِهِمُ السُّحْتَ (6)إِلَی آخِرِ الْآیَةِ.
ترجمه:
از عمرو بن رباح از امام باقر (ع) نقل شده است که گفتم: به من رسیده است که تو میگویی هر کس بر خلاف سنت طلاق دهد، طلاق او را چیزی به حساب نمیآوری. امام باقر (ع) فرمودند: این سخن من نیست، بلکه خداوند میگوید. به خدا سوگند، اگر ما به ستم بر شما فتوا میدادیم، از شما بدتر بودیم؛ زیرا خداوند میفرماید: «اگر ربانیون و احبار آنها را از گفتار گناهآلود و خوردن حرام باز نمیداشتند...» (سوره مائده، آیه 63) تا آخر آیه.
27898- 2- (7)وَ بِالْإِسْنَادِ الْأَوَّلِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ (8)عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ الصَّیْرَفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: کُلُّ شَیْءٍ خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
از عبدالله بن سلیمان صیرفی از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: هر چیزی که با کتاب خداوند عزوجل مخالفت کند، به کتاب خدا و سنت بازگردانده میشود.
27899- 3- (9)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ الْحَلَبِیِ
1) تقدم فی الباب 3 من أبواب الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر.
2) یأتی فی الحدیثین 2 و 6 من الباب 15 من هذه الأبواب و فی الباب 3 من أبواب موجبات الارث.
3) الباب 7 فیه 13 حدیثا.
4) الکافی 6- 57- 1.
5) فی المصدر- ریاح.
6) المائدة 5- 63.
7) الکافی 6- 58- 2.
8) فی المصدر زیادة- عن عبد الکریم.
9) الکافی 6- 58- 6، و التهذیب 8- 47- 145، و أورده بتمامه فی الحدیث 2 من الباب 8 من هذه الأبواب.
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: الطَّلَاقُ لِغَیْرِ السُّنَّةِ بَاطِلٌ.
أَقُولُ: الْمُرَادُ بِالسُّنَّةِ الْمَعْنَی الْأَعَمُّ أَیِ الْمُوَافِقُ لِلشَّرْعِ أَعَمُّ مِنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ وَ الْعِدَّةِ وَ غَیْرِهِمَا.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: طلاقی که بر خلاف سنت باشد، باطل است.
میگویم: منظور از سنت، معنای عام است، یعنی موافق شرع، که شامل طلاق سنت، عدّه و غیر آنها میشود.
27900- 4- (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: الطَّلَاقُ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ بَاطِلٌ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: طلاقی که بر خلاف سنت باشد، باطل است
27901- 5- (2)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ طَلَّقَ لِغَیْرِ السُّنَّةِ رُدَّ إِلَی الْکِتَابِ (3)وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُهُ.
ترجمه:
از ابی بصیر از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: هر کس بر خلاف سنت طلاق دهد، به کتاب خدا بازگردانده میشود، حتی اگر ناخوشایندش باشد.
27902- 6- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الطَّلَاقِ إِذَا لَمْ یُطَلِّقْ لِلْعِدَّةِ فَقَالَ یُرَدُّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
أَقُولُ: الظَّاهِرُ أَنَّ الْمُرَادَ بِالْعِدَّةِ هُنَا عِدَّةُ الطُّهْرِ بِمَعْنَی انْقِضَاءِ الْحَیْضِ وَ دُخُولِهَا فِی طُهْرٍ لَمْ یُجَامِعْهَا فِیهِ وَ هُوَ مُسْتَعْمَلٌ بِهَذَا الْمَعْنَی کَمَا یَأْتِی (5).
ترجمه:
از عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل شده است که گفتم: از او درباره طلاقی که مطابق عدّه انجام نشود، پرسیدم. فرمودند: به کتاب خداوند عزوجل بازگردانده میشود.
میگویم: ظاهراً منظور از عدّه در اینجا، عدّه طهر است، به معنای پایان حیض و ورود به طهری که در آن با او همبستر نشده است. این معنا در ادامه نیز به کار رفته است.
27903- 7- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: إِنَّمَا الطَّلَاقُ الَّذِی
1) الکافی 6- 58- 3، و أورده بتمامه فی الحدیث 3 من الباب 8 من هذه الأبواب.
2) الکافی 6- 58- 4.
3) فی نسخة- کتاب اللّه" هامش المخطوط" و کذلک المصدر.
4) الکافی 6- 58- 5.
5) یأتی فی الحدیث 12 من هذا الباب.
6) الکافی 6- 58- 7، و أورد صدره فی الحدیث 4 من الباب 8، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 10 من هذه الأبواب.
أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ فَمَنْ خَالَفَ لَمْ یَکُنْ لَهُ طَلَاقٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)وَ کَذَا حَدِیثُ الْحَلَبِیِّ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: طلاق فقط همان است که خداوند عزوجل به آن دستور داده است. پس هر کس مخالفت کند، طلاقی برای او محسوب نمیشود.
27904- 8- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: کُلُّ شَیْءٍ خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ رَدٌّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ لَا طَلَاقَ إِلَّا فِی عِدَّةٍ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: هر چیزی که با کتاب خدا مخالفت کند، به کتاب خداوند عزوجل بازگردانده میشود. و فرمودند: طلاقی نیست مگر در عدّه.
27905- 9- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ أَبِی الْعَبَّاسِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا لِغَیْرِ السُّنَّةِ وَ قُلْنَا إِنَّهُمْ أَهْلُ بَیْتٍ وَ لَمْ یَعْلَمْ بِهِمْ أَحَدٌ فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
از ابی بصیر از امام باقر (ع) نقل شده است که گفتم: از او درباره زنی پرسیدم که شوهرش او را بر خلاف سنت طلاق داده است و گفتیم که آنها اهل خانهاند و کسی از آنها خبر ندارد. امام فرمودند: این طلاق چیزی به حساب نمیآید.
27906- 10- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْعِلَلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَّانِ عَنْ بَکْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِیبٍ عَنْ تَمِیمِ (بْنِ عَبْدِ اللَّهِ) (5)بْنِ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَقَعُ الطَّلَاقُ إِلَّا عَلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ لِأَنَّهُ حَدٌّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ (6)وَ یَقُولُ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ (7)وَ یَقُولُ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ (8)وَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص رَدَّ طَلَاقَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ- لِأَنَّهُ کَانَ عَلَی خِلَافِ الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
از اسماعیل بن فضل هاشمی نقل شده است که امام صادق (ع) فرمودند: طلاق واقع نمیشود مگر بر اساس کتاب خدا و سنت؛ زیرا طلاق یکی از حدود الهی است. خداوند عزوجل میفرماید: «هنگامی که زنان را طلاق میدهید، آنها را در زمان عدّه طلاق دهید و عدّه را محاسبه کنید» (سوره طلاق، آیه 1). و میفرماید: «و دو شاهد عادل از میان خود گواه بگیرید» (سوره طلاق، آیه 2). و میفرماید: «اینها حدود خداست و هر کس از حدود خدا تجاوز کند، به خود ستم کرده است» (سوره طلاق، آیه 1). و اینکه رسول خدا (ص) طلاق عبدالله بن عمر را رد کرد، زیرا بر خلاف کتاب و سنت بود.
27907- 11- (1)وَ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِی کِتَابِهِ إِلَی الْمَأْمُونِ قَالَ: وَ الطَّلَاقُ لِلسُّنَّةِ عَلَی مَا ذَکَرَهُ اللَّهُ فِی کِتَابِهِ- وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ ص وَ لَا یَکُونُ الطَّلَاقُ لِغَیْرِ السُّنَّةِ وَ کُلُّ طَلَاقٍ یُخَالِفُ الْکِتَابَ وَ السُّنَّةَ (2)فَلَیْسَ بِطَلَاقٍ کَمَا أَنَّ کُلَّ نِکَاحٍ یُخَالِفُ الْکِتَابَ فَلَیْسَ بِنِکَاحٍ.
وَ
فِی الْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِی حَدِیثِ شَرَائِعِ الدِّینِ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ وَ کُلُّ نِکَاحٍ یُخَالِفُ السُّنَّةَ (3).
وَ رَوَاهُ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعْبَةَ فِی تُحَفِ الْعُقُولِ مُرْسَلًا عَنِ الرِّضَا ع مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از فضل بن شاذان از امام رضا (ع) در نامهای به مأمون نقل شده است که فرمودند: طلاق باید مطابق سنت باشد، همانگونه که خداوند در کتابش و سنت رسولش (ص) بیان کرده است. طلاقی که بر خلاف سنت باشد، طلاق نیست، همانگونه که هر نکاحی که بر خلاف کتاب خدا باشد، نکاح نیست.
27908- 12- (5)عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ فِی غَیْرِ عِدَّةٍ فَقَالَ إِنَّ ابْنَ عُمَرَ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص- وَ هِیَ حَائِضٌ فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ یُرَاجِعَهَا وَ لَمْ یَحْسُبْ تِلْکَ التَّطْلِیقَةَ.
ترجمه:
علی بن جعفر در کتابش از برادرش موسی (ع) نقل کرده است که گفتم: از او درباره مردی که همسرش را خارج از عدّه طلاق میدهد، پرسیدم. فرمودند: ابن عمر در زمان رسول خدا (ص) همسرش را در حالی که حائض بود، طلاق داد. پس رسول خدا (ص) به او دستور داد که او را بازگرداند و آن طلاق را به حساب نیاورد.
27909- 13- (6)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا غَشِیَهَا بِشَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ قَالَ لَیْسَ هَذَا
طَلَاقاً فَقُلْتُ لَهُ فَکَیْفَ طَلَاقُ السُّنَّةِ فَقَالَ یُطَلِّقُهَا إِذَا طَهُرَتْ مِنْ حَیْضِهَا قَبْلَ أَنْ یَغْشَاهَا بِشَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ فَإِنْ خَالَفَ ذَلِکَ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْتُ فَإِنَّهُ طَلَّقَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ رَجُلٍ وَ امْرَأَتَیْنِ قَالَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِی الطَّلَاقِ (1).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
احمد بن ابى نصر گويد: از امام ابو الحسن عليه السّلام پرسيدم: مردى زنش را پس از آميزش با شهادت دو شاهد طلاق داده است؟
فرمود: اين طلاق رسميّت ندارد.
گفتم: قربانت گردم! طلاق سنت چگونه است؟
فرمود: هرگاه زنى از حيض پاك شده پيش از آنكه با او نزديكى كند با گواهى دو شاهد عادل او را طلاق مىدهد، آنسان كه خداوند متعال در كتاب خود فرموده است پس هرگاه با اين حكم مخالفت كند به كتاب خدا برگشت داده مىشود.
گفتم: اگر در پاكى بدون نزديكى با دو گواهى يك شاهد و دو زن طلاق دهد (چطور است؟).
فرمود: گواهى زنان در طلاق جايز نيست. شهادت آنان با ديگران دربارۀ خون جايز است به شرط اينكه در صحنه جرم حاضر باشند.
گفتم: اگر دو مرد ناصبى بر طلاق شهادت دهند آيا طلاق واقع مىشود؟
فرمود: كسى كه به فطرت (اسلام) به دنيا آمده پس از اينكه از او خير و نيكى ديده شده و به نيكى شناخته شده شهادتش دربارۀ طلاق نافذ است.
(4)8 بَابُ اشْتِرَاطِ صِحَّةِ الطَّلَاقِ بِطُهْرِ الْمُطَلَّقَةِ إِذَا کَانَتْ غَیْرَ حَامِلٍ وَ کَانَتْ مَدْخُولًا بِهَا وَ زَوْجُهَا حَاضِراً وَ بُطْلَانِ الطَّلَاقِ فِی الْحَیْضِ وَ النِّفَاسِ حِینَئِذٍ
ترجمه:
باب شرط صحت طلاق به طاهر بودن زن طلاقشده، در صورتی که باردار نباشد و با او همبستر شده باشند و شوهرش حاضر باشد. و بطلان طلاق در حال حیض و نفاس در چنین شرایطی.
27910- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ طَلَّقَ ابْنُ عُمَرَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِیَ حَائِضٌ فَسَأَلَ عُمَرُ رَسُولَ اللَّهِ ص فَأَمَرَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَقُلْتُ إِنَّ النَّاسَ یَقُولُونَ إِنَّمَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً وَ هِیَ حَائِضٌ قَالَ فَلِأَیِّ شَیْءٍ سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص إِذاً إِنْ (6)کَانَ هُوَ أَمْلَکَ بِرَجْعَتِهَا کَذَبُوا وَ لَکِنْ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص
1) من بدایة الحدیث 10 إلی هنا، قد خرج فی المسودة الی الهامش، لکنا لم نعثر علیه فیه و اعتمدنا فی اثباته علی الطبعات السابقة.
2) تقدم فی الباب 6 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 3 من الباب 20 من أبواب المتعة، و فی الحدیث 1 من الباب 13 من أبواب القسم و النشوز.
3) یأتی فی البابین 8 و 9 و فی الحدیثین 4 و 5 من الباب 10 و فی الحدیث 3 من الباب 16، و فی الحدیث 5 من الباب 18 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 9 من الباب 14 من أبواب الایمان، و فی الباب 17 من أبواب أقسام الطلاق، و غیرها.
4) الباب 8 فیه 10 أحادیث.
5) الکافی 6- 59- 9، و لم نعثر علیه فی التهذیب المطبوع.
6) (أن) لیس فی المصدر.
أَنْ یُرَاجِعَهَا ثُمَّ قَالَ إِنْ شِئْتَ فَطَلِّقْ وَ إِنْ شِئْتَ فَأَمْسِکْ.
ترجمه:
سعيد اعرج گويد: از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود: ابن عمر زنش را در حال حيض سه بار طلاق داد. عمر در اين مورد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پرسيد
پيامبر اكرم به او امر فرمود كه به زنش رجوع كند.
سعيد اعرج مىگويد: گفتم كه مردم مىگويند ابن عمر زنش را در حال حيض طلاق داد.
امام فرمود: پس براى چه در اينباره از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سؤال نمود اگر مىتوانست به زنش رجوع كند؟ عامّه دروغ مىگويند. ولى ابن عمر زنش را در يك مجلس سه بار طلاق داد پس پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله او را امر فرمود كه به زنش رجوع كند.
پس فرمود: اگر خواستى طلاقش بده و اگر خواستى او را نگه دار.
27911- 2- (1)وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حَائِضٌ فَقَالَ الطَّلَاقُ لِغَیْرِ السُّنَّةِ بَاطِلٌ.
ترجمه:
حلبى گويد: از امام صادق عليه السّلام پرسيدم: مردى زن خود را در حال حيض طلاق مىدهد (چه حكمى دارد؟)
فرمود: طلاق به روش سنّت اجرا نشده است، باطل است.
27912- 3- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حَائِضٌ قَالَ الطَّلَاقُ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ بَاطِلٌ قُلْتُ فَالرَّجُلُ یُطَلِّقُ ثَلَاثاً فِی مَقْعَدٍ قَالَ یُرَدُّ إِلَی السُّنَّةِ.
ترجمه:
محمد حلبى گويد: به امام صادق عليه السّلام گفتم: مردى زن خود را در حال حيض طلاق مىدهد (چه حكمى دارد؟)
فرمود: طلاق به غير روش سنّت اجرا شده و باطل است.
عرض كردم: مردى زن خود را در يك مجلس سهطلاقه مىنمايد.
فرمود: اين طلاق به سنّت برگشت داده مىشود.
27913- 4- (3)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع مَنْ طَلَّقَ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ عَلَی غَیْرِ طُهْرٍ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً إِنَّمَا الطَّلَاقُ الَّذِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ فَمَنْ خَالَفَ لَمْ یَکُنْ لَهُ طَلَاقٌ وَ إِنَّ ابْنَ عُمَرَ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَ هِیَ حَائِضٌ فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ یَنْکِحَهَا وَ لَا یَعْتَدَّ بِالطَّلَاقِ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گويد امام باقر عليه السّلام فرمود:
كسى كه در يك جلسه سه بار زنش را طلاق بدهد بدون اينكه (پاكى بعد از حيض) بين آنها فاصله شود طلاقش باطل است همانا طلاق تنها همانست كه خداوند عز و جلّ به ان امر فرموده. پس كسى كه با آن مخالفت كند طلاقش صحيح نيست.
روزى ابن عمر زن خود را در يك جلسه در حالىكه زنش حائض بود سه بار طلاق داد. پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به او امر فرمود كه پيوند زناشويى خود را با زنش ادامه دهد و طلاقش را به حساب نياورد.
27914- 5- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُکَیْرٍ وَ بُرَیْدٍ (5)وَ فُضَیْلٍ وَ إِسْمَاعِیلَ
1) الکافی 6- 58- 6، و التهذیب 8- 47- 145، و أورد ذیله فی الحدیث 3 من الباب 7 من هذه الأبواب.
2) الکافی 6- 58- 3، و التهذیب 8- 47- 144، و أورد قطعة منه فی الحدیث 4 من الباب 7 من هذه الأبواب.
3) الکافی 6- 58- 7، و التهذیب 8- 47- 146، و أورد قطعة منه فی الحدیث 7 من الباب 7، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 10 من هذه الأبواب.
4) الکافی 6- 60- 11، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 9، و ذیله فی الحدیث 3 من الباب 10 من هذه الأبواب.
5) فی التهذیب- و یزید.
الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی کُلِّهِمْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ فِی دَمِ النِّفَاسِ أَوْ طَلَّقَهَا بَعْدَ مَا یَمَسُّهَا (1)فَلَیْسَ طَلَاقُهُ إِیَّاهَا بِطَلَاقٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
اسماعيل ازرق و معمر بن يحيى گويند: امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام فرمودند:
اگر كسى زن خود را در روزهاى خونريزى زايمان طلاق دهد، طلاق او رسميت ندارد.
27915- 6- (3)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ فِی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ ثُمَّ یُرَاجِعُهَا مِنْ یَوْمِهِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا تَبِینُ مِنْهُ بِثَلَاثِ تَطْلِیقَاتٍ فِی طُهْرٍ وَاحِدٍ فَقَالَ خَالَفَ السُّنَّةَ قُلْتُ فَلَیْسَ یَنْبَغِی لَهُ إِذَا رَاجَعَهَا أَنْ یُطَلِّقَهَا إِلَّا فِی طُهْرٍ آخَرَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّی یُجَامِعَ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
از اسحاق بن عمار از امام کاظم (ع) نقل شده است که گفتم: از او درباره مردی پرسیدم که همسرش را در طهری که با او همبستر نشده، طلاق میدهد، سپس در همان روز او را بازمیگرداند و بعد او را با سه طلاق در یک طهر جدا میکند. امام فرمودند: او بر خلاف سنت عمل کرده است. گفتم: آیا پس از بازگرداندن او، نباید او را در طهر دیگری طلاق دهد؟ فرمودند: آری. گفتم: حتی اگر با او همبستر شود؟ فرمودند: آری.
27916- 7- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَ هِیَ حَائِضٌ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ وَ قَدْ رَدَّ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ- إِذْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِیَ حَائِضٌ فَأَبْطَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِکَ الطَّلَاقَ وَ قَالَ کُلُّ شَیْءٍ خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ رَدٌّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قَالَ لَا طَلَاقَ إِلَّا فِی عِدَّةٍ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: هر کس همسرش را سه بار در یک مجلس و در حالی که حائض است، طلاق دهد، این طلاق چیزی به حساب نمیآید. و رسول خدا (ص) طلاق عبدالله بن عمر را رد کرد، هنگامی که او همسرش را سه بار در حال حیض طلاق داد. رسول خدا (ص) آن طلاق را باطل کرد و فرمودند: هر چیزی که با کتاب خدا مخالفت کند، به کتاب خداوند عزوجل بازگردانده میشود. و فرمودند: طلاقی نیست مگر در عدّه.
27917- 8- (5)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ (وَ فِی نُسْخَةٍ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ
إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ) (1)عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی سَأَلْتُ عَمْرَو بْنَ عُبَیْدٍ- عَنْ طَلَاقِ ابْنِ عُمَرَ فَقَالَ طَلَّقَهَا وَ هِیَ طَامِثٌ وَاحِدَةً فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَ فَلَا قُلْتُمْ لَهُ إِذَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً طَامِثاً (2)أَوْ غَیْرَ طَامِثٍ فَهُوَ أَمْلَکُ بِرَجْعَتِهَا فَقُلْتُ قَدْ قُلْتُ لَهُ ذَلِکَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع کَذَبَ عَلَیْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ بَلْ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً فَرَدَّهَا النَّبِیُّ ص- فَقَالَ أَمْسِکْ أَوْ طَلِّقْ عَلَی السُّنَّةِ إِنْ أَرَدْتَ الطَّلَاقَ.
ترجمه:
از سعید اعرج نقل شده است که گفتم: به امام صادق (ع) گفتم: من از عمرو بن عبید درباره طلاق ابن عمر پرسیدم، او گفت: ابن عمر همسرش را در حال حیض یک بار طلاق داد. امام صادق (ع) فرمودند: آیا به او نگفتید که اگر او را یک بار در حال حیض یا غیر آن طلاق دهد، مالک رجوع به اوست؟ گفتم: به او این را گفتم. امام صادق (ع) فرمودند: دروغ گفته است، لعنت خدا بر او باد. بلکه او همسرش را سه بار طلاق داد و پیامبر (ص) آن را رد کرد و فرمودند: نگه دار یا مطابق سنت طلاق بده، اگر قصد طلاق داری.
27918- 9- (3)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: کُلُّ طَلَاقٍ لِغَیْرِ الْعِدَّةِ (4)فَلَیْسَ بِطَلَاقٍ أَنْ یُطَلِّقَهَا وَ هِیَ حَائِضٌ أَوْ فِی دَمِ نِفَاسِهَا أَوْ بَعْدَ مَا یَغْشَاهَا قَبْلَ أَنْ تَحِیضَ فَلَیْسَ طَلَاقُهُ بِطَلَاقٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
ابو بكير و راوى ديگرى گويند: امام باقر عليه السّلام فرمود:
هر طلاقى كه از مقررات عدّه خارج باشد، طلاق رسمى نيست. پس اگر كسى زن خود را در روزهاى عادت و يا خونريزى نفاس و زايمان طلاق بدهد، و يا در روزهاى پاكى با او مباشرت كند و بعد او را طلاق بدهد، طلاق او لغو و بىاثر خواهد بود.
27919- 10- (6)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ قَالَ لِنَافِعٍ مَوْلَی ابْنِ عُمَرَ أَنْتَ الَّذِی تَزْعُمُ أَنَّ ابْنَ عُمَرَ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً وَ هِیَ حَائِضٌ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص عُمَرَ أَنْ یَأْمُرَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ کَذَبْتَ وَ اللَّهِ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَی ابْنِ عُمَرَ أَنَا (7)سَمِعْتُ ابْنَ عُمَرَ یَقُولُ طَلَّقْتُهَا عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص ثَلَاثاً فَرَدَّهَا رَسُولُ اللَّهِ ص
عَلَیَّ وَ أَمْسَکْتُهَا بَعْدَ الطَّلَاقِ فَاتَّقِ اللَّهَ یَا نَافِعُ وَ لَا تَرْوِ عَلَی ابْنِ عُمَرَ الْبَاطِلَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
زراره گويد: در خدمت امام باقر عليه السّلام بودم كه نافع، غلام عمر از كنار حضرتش عبور مىكرد، امام باقر عليه السّلام فرمود: تو مىپندارى كه ابن عمر زنش را يك مرتبه در حال حيض طلاق داد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به عمر دستور داد كه به او بگويد كه به همسرش رجوع كند؟
گفت: آرى.
حضرت به او فرمود: سوگند به خدايى كه جز او معبودى نيست، به ابن عمر دروغ بستى، من از ابن عمر شنيدم كه مىگفت: من در زمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سه بار زنم را طلاق دادم، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله اين طلاق را بر من رد و باطل كرد و بعد آن زن را بعد از طلاق نگاه داشتم.
پس حضرت فرمود: اى نافع! تقواى خدا پيشه كن و بر ابن عمر حكم باطل را روايت نكن.
(3)9 بَابُ اشْتِرَاطِ صِحَّةِ الطَّلَاقِ بِکَوْنِ الْمُطَلَّقَةِ فِی طُهْرٍ لَمْ یُجَامِعْهَا فِیهِ وَ إِلَّا بَطَلَ الطَّلَاقُ
ترجمه:
باب شرط صحت طلاق به این که زن طلاقشده در طهری باشد که با او همبستر نشدهاند، وگرنه طلاق باطل است.
27920- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُکَیْرٍ وَ بُرَیْدٍ (5)وَ فُضَیْلٍ وَ إِسْمَاعِیلَ الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ فِی دَمِ النِّفَاسِ أَوْ طَلَّقَهَا بَعْدَ مَا یَمَسُّهَا فَلَیْسَ طَلَاقُهُ إِیَّاهَا بِطَلَاقٍ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از معمر بن یحیی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل شده است که آنها فرمودند: اگر مردی در حال نفاس یا پس از همبستری با همسرش او را طلاق دهد، طلاق او صحیح نیست.
27921- 2- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ
1) تقدم فی الأحادیث 10 و 12 و 13 من الباب 7 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 9 و فی الحدیثین 4 و 5 من الباب 10 و فی الحدیثین 3 و 5 من الباب 16 و فی الحدیث 5 من الباب 18 و فی الباب 21 و فی الحدیث 1 من الباب 24 و فی الأبواب 25 و 26 و 27، و فی الحدیث 2 من الباب 31 من هذه الأبواب و فی البابین 1 و 2 و فی الحدیثین 7 و 16 من الباب 3 و فی الأبواب 4 و 5 و 16 و 19 و فی الحدیث 1 من الباب 23 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الباب 6 من أبواب الخلع و المباراة و فی الباب 2 و فی الحدیث 1 من الباب 10 من أبواب الایلاء.
3) الباب 9 فیه 7 أحادیث.
4) الکافی 6- 60- 11، و التهذیب 8- 47- 147، و أورده فی الحدیث 5 من الباب 8 و ذیله فی الحدیث 3 من الباب 10 من هذه الأبواب.
5) فی التهذیب- یزید.
6) الکافی 6- 67- 6، و التهذیب 8- 49- 152، و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 10 من هذه الأبواب.
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا غَشِیَهَا بِشَهَادَةِ عَدْلَیْنِ قَالَ لَیْسَ هَذَا طَلَاقاً الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از احمد بن محمد بن ابی نصر نقل شده است که گفتم: از امام کاظم (ع) درباره مردی پرسیدم که همسرش را پس از همبستری با او و با شهادت دو شاهد عادل طلاق داد. امام فرمودند: این طلاق نیست.
27922- 3- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الْیَسَعِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَی السُّنَّةِ وَ لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از یسع نقل شده است که گفت: شنیدم امام باقر (ع) میفرمودند: طلاقی نیست مگر بر اساس سنت، و طلاقی نیست مگر در طهری که در آن همبستری صورت نگرفته باشد.
27923- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: أَمَّا طَلَاقُ السُّنَّةِ فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ فَلْیَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّی تَطْمَثَ وَ تَطْهُرَ فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ طَمْثِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ یُشْهِدُ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ ذَکَرَ فِی طَلَاقَ الْعِدَّةِ مِثْلَ ذَلِکَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از زراره از امام باقر (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: اما طلاق سنت این است که وقتی مردی میخواهد همسرش را طلاق دهد، باید صبر کند تا حیض شود و سپس پاک شود. وقتی از حیض خارج شد، او را یک بار طلاق دهد بدون اینکه با او همبستر شود و دو شاهد بگیرد. سپس در مورد طلاق عدّه نیز به همین صورت بیان کرد.
27924- 5- (4)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنْ یُونُسَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الطَّلَاقُ أَنْ یُطَلِّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ یُشْهِدَ رَجُلَیْنِ عَدْلَیْنِ عَلَی تَطْلِیقِهِ ثُمَّ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَهَذَا الطَّلَاقُ الَّذِی أَمَرَ اللَّهُ بِهِ فِی الْقُرْآنِ- وَ أَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فِی سُنَّتِهِ وَ کُلُّ طَلَاقٍ لِغَیْرِ الْعِدَّةِ فَلَیْسَ بِطَلَاقٍ.
ترجمه:
از بکیر بن اعین از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: طلاق این است که مرد همسرش را در طهری که با او همبستر نشده، طلاق دهد و دو شاهد عادل بر طلاقش گواه بگیرد. سپس او تا زمانی که سه طهر سپری نشده باشد، حق رجوع به او را دارد. این طلاقی است که خداوند در قرآن و رسول خدا (ص) در سنت خود به آن دستور دادهاند. و هر طلاقی که بر خلاف عدّه باشد، طلاق نیست.
1) الکافی 6- 62- 3، و التهذیب 8- 51- 163، و أورد ذیله فی الحدیث 8 من الباب 10 و فی الحدیث 1 من الباب 11 من هذه الأبواب.
2) الکافی 6- 65- 2، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 1، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 2 من أبواب أقسام الطلاق، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 11 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد.
3) التهذیب 8- 26- 83.
4) مجمع البیان 5- 305.
27925- 6- (1)وَ عَنْ حَرِیزٍ (2)قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ فَقَالَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَیْ عَدْلٍ وَ لَا یَجُوزُ الطَّلَاقُ إِلَّا بِشَاهِدَیْنِ وَ الْعِدَّةِ وَ هُوَ قَوْلُهُ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ (3)الْآیَةَ.
ترجمه:
از حریر نقل شده است که گفتم: از امام صادق (ع) درباره طلاق سنت پرسیدم. فرمودند: در طهری که با او همبستر نشده باشد و با دو شاهد عادل. و طلاق جز با دو شاهد و رعایت عدّه صحیح نیست. و این همان سخن خداوند است که میفرماید: «آنها را در زمان عدّه طلاق دهید و عدّه را محاسبه کنید» (سوره طلاق، آیه 1).
27926- 7- (4)عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِهِ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ (5)وَ الْعِدَّةُ الطُّهْرُ مِنَ الْحَیْضِ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ (6).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (7)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (8).
ترجمه:
از ابی الجارود از امام باقر (ع) درباره سخن خداوند «آنها را در زمان عدّه طلاق دهید» (سوره طلاق، آیه 1) نقل شده است که فرمودند: عدّه، طهر از حیض است. و «عدّه را محاسبه کنید» (سوره طلاق، آیه 1).
(9)10 بَابُ اشْتِرَاطِ صِحَّةِ الطَّلَاقِ بِإِشْهَادِ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ وَ إِلَّا بَطَلَ وَ أَنَّهُ لَا تَجُوزُ فِیهِ شَهَادَةُ النِّسَاءِ
ترجمه:
باب شرط صحت طلاق به شهادت دو شاهد عادل، وگرنه باطل است. و اینکه شهادت زنان در طلاق جایز نیست.
27927- 1- (10)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
1) مجمع البیان 10- 305.
2) فی المصدر- جریر.
3) الطلاق 65- 1.
4) تفسیر القمّیّ 2- 373.
5) الطلاق 65- 1.
6) الطلاق 65- 1.
7) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 13 من أبواب لقسم و النشوز، و فی الباب 7 من هذه الأبواب.
8) یأتی فی الأحادیث 1 و 3 و 5 من الباب 16 و فی الحدیث 6 من الباب 18 و فی الحدیث و 28 من الباب 29 و فی الباب 40 و فی الحدیثین 8 و 15 من الباب 41 من هذه الأبواب و فی البابین 1 و 2 و فی الحدیثین 8 و 15 من الباب 3 و فی الحدیث 3 من الباب 4 و فی الحدیث 1 من الباب 5 و فی الباب 14 و فی الحدیث 3 من الباب 17 من أبواب أقسام الطلاق و فی الأحادیث 1 و 15 و 19 من الباب 15 من أبواب العدد، و فی الباب 6 من أبواب الخلع و المباراة.
9) الباب 10 فیه 13 حدیثا.
10) الکافی 6- 58- 7، و التهذیب 8- 47- 146، و أورد صدره فی الحدیث 4 من الباب 8، و قطعة منه فی الحدیث 7 من الباب 7 من هذه الأبواب.
أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی عَلِیٍّ ع فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ- إِنِّی طَلَّقْتُ امْرَأَتِی قَالَ ع أَ لَکَ بَیِّنَةٌ قَالَ لَا قَالَ اعْزُبْ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ مُرْسَلًا (1).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: مردی نزد امام علی (ع) آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین، من همسرم را طلاق دادم. امام فرمودند: آیا شاهد داری؟ مرد گفت: نه. امام فرمودند: پس مجرد باش.
27928- 2- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: إِنْ طَلَّقَهَا لِلْعِدَّةِ أَکْثَرَ مِنْ وَاحِدَةٍ فَلَیْسَ الْفَضْلُ عَلَی الْوَاحِدَةِ بِطَلَاقٍ وَ إِنْ طَلَّقَهَا لِلْعِدَّةِ بِغَیْرِ شَاهِدَیْ عَدْلٍ فَلَیْسَ طَلَاقُهُ بِطَلَاقٍ وَ لَا یَجُوزُ فِیهِ شَهَادَةُ النِّسَاءِ.
ترجمه:
از بکیر بن اعین و دیگران از امام باقر (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را برای عدّه بیش از یک بار طلاق دهد، طلاق اضافی بر یک بار، طلاق محسوب نمیشود. و اگر او را برای عدّه بدون دو شاهد عادل طلاق دهد، طلاق او صحیح نیست. و شهادت زنان در طلاق جایز نیست.
27929- 3- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُکَیْرٍ وَ بُرَیْدٍ (4)وَ فُضَیْلٍ وَ إِسْمَاعِیلَ الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ قَالَ: وَ إِنْ طَلَّقَهَا فِی اسْتِقْبَالِ عِدَّتِهَا طَاهِراً مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ لَمْ یُشْهِدْ عَلَی ذَلِکَ رَجُلَیْنِ عَدْلَیْنِ فَلَیْسَ طَلَاقُهُ إِیَّاهَا بِطَلَاقٍ.
ترجمه:
اسماعيل ازرق و معمر بن يحيى گويند: امام باقر عليه السّلام و امام صادق عليه السّلام فرمودند:اگر طلاق او باهنگام باشد: يعنى زن خود را بعد از پاك شدن و قبل از مباشرت طلاق بدهد، اما دو مرد عادل را گواه نگيرد، طلاق او رسميت ندارد.
27930- 4- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا غَشِیَهَا بِشَهَادَةِ
1) الفقیه 3- 498- 4756.
2) الکافی 6- 61- 17، و التهذیب 8- 48- 148، و أورد صدره فی الحدیث 9 من الباب 8، و أورد صدره بإسناد آخر عن التهذیبین فی الحدیث 12 من الباب 29 من هذه الأبواب.
3) الکافی 6- 60- 11، و التهذیب 8- 47- 147، و أورد صدره فی الحدیث 5 من الباب 8، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 9 من هذه الأبواب.
4) فی التهذیب- یزید.
5) الکافی 6- 67- 6، و التهذیب 8- 49- 152، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 9، و مثله عن قرب الإسناد فی الحدیث 13 من الباب 7 من هذه الأبواب.
عَدْلَیْنِ قَالَ لَیْسَ هَذَا طَلَاقاً قُلْتُ فَکَیْفَ طَلَاقُ السُّنَّةِ فَقَالَ یُطَلِّقُهَا إِذَا طَهُرَتْ مِنْ حَیْضِهَا قَبْلَ أَنْ یَغْشَاهَا بِشَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ فَإِنْ خَالَفَ ذَلِکَ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ- قُلْتُ فَإِنْ طَلَّقَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدٍ وَ امْرَأَتَیْنِ قَالَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِی الطَّلَاقِ وَ قَدْ تَجُوزُ شَهَادَتُهُنَّ مَعَ غَیْرِهِنَّ فِی الدَّمِ إِذَا حَضَرْنَهُ قُلْتُ فَإِنْ أَشْهَدَ رَجُلَیْنِ نَاصِبِیَّیْنِ عَلَی الطَّلَاقِ أَ یَکُونُ طَلَاقاً فَقَالَ مَنْ وُلِدَ عَلَی الْفِطْرَةِ أُجِیزَتْ شَهَادَتُهُ عَلَی الطَّلَاقِ بَعْدَ أَنْ یُعْرَفَ مِنْهُ خَیْرٌ.
أَقُولُ: یَأْتِی الْوَجْهُ فِی شَهَادَةِ النَّاصِبِ (1).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر گفت: از امام رضا (ع) درباره مردی که همسرش را پس از آمیزش با شهادت دو مرد عادل طلاق داده است، پرسیدم. امام فرمودند: این طلاق صحیح نیست. گفتم: پس طلاق بر اساس سنت چگونه است؟ فرمودند: او باید همسرش را هنگامی که از حیض پاک شده و قبل از آنکه با او آمیزش کند، با حضور دو شاهد عادل طلاق دهد، همانگونه که خداوند در کتاب خود فرموده است. اگر خلاف این باشد، به کتاب خدا بازگردانده میشود. گفتم: اگر مردی در پاکی بدون آمیزش، با یک شاهد مرد و دو زن همسرش را طلاق دهد، چگونه است؟ فرمودند: شهادت زنان در طلاق پذیرفته نیست، اما ممکن است شهادت آنان در خونریزی، زمانی که حاضر باشند، همراه با دیگران پذیرفته شود. گفتم: اگر مرد دو شاهد ناصبی برای طلاق بیاورد، آیا این طلاق صحیح است؟ فرمودند: شهادت کسی که بر فطرت زاده شده باشد، بر طلاق پذیرفته میشود، به شرط آن که از او خوبی شناخته شود.
27931- 5- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ امْرَأَةٍ سَمِعَتْ أَنَّ رَجُلًا طَلَّقَهَا وَ جَحَدَ ذَلِکَ أَ تُقِیمُ مَعَهُ قَالَ نَعَمْ وَ إِنَّ طَلَاقَهُ بِغَیْرِ شُهُودٍ لَیْسَ بِطَلَاقٍ وَ الطَّلَاقُ لِغَیْرِ الْعِدَّةِ لَیْسَ بِطَلَاقٍ وَ لَا یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَفْعَلَ فَیُطَلِّقَهَا بِغَیْرِ شُهُودٍ وَ لِغَیْرِ الْعِدَّةِ الَّتِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که از ایشان درباره زنی که شنیده مردی او را طلاق داده، اما آن مرد انکار کرده است، پرسیده شد. امام فرمودند: بله، او میتواند با مرد زندگی کند؛ زیرا طلاق بدون حضور شاهدان طلاق نیست و طلاق خارج از شرایطی که خداوند عز و جل دستور داده است نیز طلاق محسوب نمیشود. و مرد نباید بدون شاهدان و بدون رعایت شرایطی که خداوند فرموده، زنش را طلاق دهد.
27932- 6- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَّقَ بِغَیْرِ شُهُودٍ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
ابیالصباح کنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: هر کسی که بدون شاهد همسرش را طلاق دهد، آن طلاق اعتباری ندارد.
27933- 7- (4)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَدِمَ رَجُلٌ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع بِالْکُوفَةِ- فَقَالَ إِنِّی طَلَّقْتُ امْرَأَتِی بَعْدَ مَا طَهُرَتْ مِنْ مَحِیضِهَا قَبْلَ أَنْ أُجَامِعَهَا فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع-
أَشْهَدْتَ رَجُلَیْنِ ذَوَیْ عَدْلٍ کَمَا أَمَرَکَ (1)اللَّهُ فَقَالَ لَا فَقَالَ اذْهَبْ فَإِنَّ طَلَاقَکَ لَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: مردی در کوفه نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آمد و گفت: من همسرم را پس از پاک شدن از حیض و پیش از آمیزش با او طلاق دادم. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: آیا دو مرد عادل را به عنوان شاهد، همانطور که خداوند دستور داده، گواه گرفتی؟ او پاسخ داد: خیر. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: برو، زیرا طلاق تو اعتباری ندارد.
27934- 8- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الْیَسَعِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: لَا طَلَاقَ عَلَی سُنَّةٍ وَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ إِلَّا بِبَیِّنَةٍ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا طَلَّقَ عَلَی سُنَّةٍ وَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ لَمْ یُشْهِدْ لَمْ یَکُنْ طَلَاقُهُ طَلَاقاً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از یسع از امام باقر (ع) در حدیثی نقل شده است که فرمودند: طلاق بر اساس سنت و در حالت پاکی از حیض بدون آمیزش، جز با حضور شاهد معتبر نیست. و اگر مردی بر اساس سنت و در حالت پاکی از حیض بدون آمیزش، همسرش را طلاق دهد و شاهدی را حاضر نکند، طلاق او طلاق به شمار نمیآید.
27935- 9- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَامَ رَجُلٌ إِلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقَالَ إِنِّی طَلَّقْتُ امْرَأَتِی لِلْعِدَّةِ بِغَیْرِ شُهُودٍ فَقَالَ لَیْسَ طَلَاقُکَ بِطَلَاقٍ فَارْجِعْ إِلَی أَهْلِکَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: مردی نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آمد و گفت: من همسرم را برای رعایت عده بدون حضور شاهدان طلاق دادهام. امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: طلاق تو طلاق محسوب نمیشود، به سوی همسرت بازگرد.
27936- 10- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الطَّلَاقِ فَقَالَ عَلَی طُهْرٍ وَ کَانَ عَلِیٌّ ع یَقُولُ لَا یَکُونُ طَلَاقٌ إِلَّا بِالشُّهُودِ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنْ طَلَّقَهَا وَ لَمْ یُشْهِدْ ثُمَّ أَشْهَدَ بَعْدَ ذَلِکَ بِأَیَّامٍ فَمَتَی تَعْتَدُّ فَقَالَ مِنَ الْیَوْمِ الَّذِی أَشْهَدَ فِیهِ عَلَی الطَّلَاقِ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی إِرَادَةِ الطَّلَاقِ عِنْدَ الْإِشْهَادِ لِمَا یَأْتِی (6).
ترجمه:
احمد بن محمد گفت: از امام درباره طلاق پرسیدم. فرمودند: [طلاق] باید در پاکی باشد و علی (ع) میفرمود: طلاق جز با حضور شاهدان ممکن نیست. مردی به ایشان گفت: اگر زنی را طلاق داد و شاهدی نیاورد، اما چند روز بعد شاهدانی آورد، زمان عده از چه موقع محاسبه میشود؟ امام فرمودند: از روزی که طلاق را با حضور شاهدان اعلام کرده است.
میگویم: این روایت حمل بر نیت طلاق در هنگام حضور شاهدان شده است.
27937- 11- (1)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ (2)قَالَ مَعْنَاهُ وَ أَشْهِدُوا عَلَی الطَّلَاقِ صِیَانَةً لِدِینِکُمْ.
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در تفسیر مجمع البیان درباره سخن خداوند تعالی «وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ» (طلاق، 65: 2) میگوید: معنای آن این است که بر طلاق شهادت دهید تا دین خود را حفظ کنید.
و این مطلب از امامان ما (ع) روایت شده است.
27938- 12- (3)وَ قَدْ تَقَدَّمَ فِی حَدِیثِ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی یُوسُفَ إِنَّ الدِّینَ لَیْسَ بِقِیَاسٍ کَقِیَاسِکَ وَ قِیَاسِ أَصْحَابِکَ إِنَّ اللَّهَ أَمَرَ فِی کِتَابِهِ بِالطَّلَاقِ وَ أَکَّدَ فِیهِ بِشَاهِدَیْنِ وَ لَمْ یَرْضَ بِهِمَا إِلَّا عَدْلَیْنِ وَ أَمَرَ فِی کِتَابِهِ بِالتَّزْوِیجِ وَ أَهْمَلَهُ بِلَا شُهُودٍ فَأَتَیْتُمْ بِشَاهِدَیْنِ فِیمَا أَبْطَلَ اللَّهُ وَ أَبْطَلْتُمْ شَاهِدَیْنِ فِیمَا أَکَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجَزْتُمْ طَلَاقَ الْمَجْنُونِ وَ السَّکْرَانِ ثُمَّ ذَکَرَ حُکْمَ تَظْلِیلِ الْمُحْرِمِ.
ترجمه:
پیشتر در حدیثی از محمد بن فضیل از امام کاظم (ع) آمده است که امام به ابویوسف فرمودند: دین بر قیاسهایی مانند قیاس تو و قیاسهای یارانت استوار نیست. خداوند در کتاب خود دستور به طلاق داده و آن را با حضور دو شاهد عادل تأیید کرده است و جز به این شاهدان راضی نشده است. همچنین در کتاب خود به ازدواج فرمان داده اما آن را بدون حضور شاهدان رها کرده است. اما شما دو شاهد در امری آوردهاید که خداوند آن را باطل کرده و دو شاهد را در امری که خداوند آن را تأیید کرده است، باطل شمردهاید. شما طلاق دیوانه و مست را نیز قبول کردهاید. سپس امام حکم در سایه رفتن محرم را ذکر کردند.
27939- 13- (4)الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عُمَرَ بْنَ رِیَاحٍ (5)زَعَمَ أَنَّکَ قُلْتَ لَا طَلَاقَ إِلَّا بِبَیِّنَةٍ فَقَالَ مَا أَنَا قُلْتُهُ بَلِ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُهُ الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْحَجِّ (6)وَ فِی الصَّوْمِ (7)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (8)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (9).
ترجمه:
عیاشی در تفسیر خود از ابوبصیر نقل میکند که گفت: به امام صادق (ع) گفتم: عمر بن ریاح ادعا کرده که شما فرمودهاید «طلاق جز با شاهد معتبر نیست». امام فرمودند: من این را نگفتهام، بلکه خداوند تبارک و تعالی این را میگوید.
1) مجمع البیان 5- 306.
2) الطلاق 65- 2.
3) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 66 من أبواب تروک الاحرام.
4) تفسیر العیّاشیّ 1- 330- 144.
5) فی المصدر- رباح.
6) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 66 من أبواب تروک الاحرام.
7) تقدم فی الحدیث 9 من الباب 11 من أبواب أحکام شهر رمضان.
8) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 123 من أبواب مقدمات النکاح و فی الحدیث 3 من الباب 20 من أبواب المتعة، و فی الحدیثین 10 و 13 من الباب 7 و فی الأحادیث 4 و 5 و 6 من الباب 9 من هذه الأبواب.
9) یأتی فی الحدیثین 1 و 3 من الباب 16، و فی الباب 22، و فی الحدیث 23 من الباب 29، و فی الحدیث 6 من الباب 39 من هذه الأبواب، و فی الحدیثین 5 و 8 من الباب 1، و فی الحدیث 1 و 2 من الباب 2، و فی الحدیث 7 من الباب 3، و فی الحدیث 1 من الباب 16، و فی الحدیث 2 من الباب 23 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الحدیثین 1 و 19 من الباب 15، و فی الحدیث 3 من الباب 27 من أبواب العدد، و فی الحدیث 1 من الباب 10 من أبواب الایلاء، و فی الباب 24 من أبواب الشهادات.
(1)11 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی صِحَّةِ الطَّلَاقِ الْقَصْدُ وَ إِرَادَةُ الطَّلَاقِ وَ إِلَّا بَطَلَ
ترجمه:
باب این که برای صحت طلاق، قصد و اراده طلاق شرط است وگرنه طلاق باطل خواهد بود.
27940- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الْیَسَعِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ فِی حَدِیثٍ وَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا طَلَّقَ عَلَی سُنَّةٍ وَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ أَشْهَدَ وَ لَمْ یَنْوِ الطَّلَاقَ لَمْ یَکُنْ طَلَاقُهُ طَلَاقاً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
یسع گفت: از امام باقر (ع) شنیدم که در حدیثی فرمودند: اگر مردی بر اساس سنت و در حالت پاکی از حیض بدون آمیزش، همسرش را طلاق دهد و شاهد بیاورد، اما نیت طلاق نداشته باشد، طلاق او طلاق به شمار نمیآید.
27941- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الْیَسَعِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُمَا قَالا لَا طَلَاقَ إِلَّا لِمَنْ أَرَادَ الطَّلَاقَ.
ترجمه:
از یسع، از امام صادق (ع) و از عبدالواحد بن مختار، از امام باقر (ع) نقل شده است که هر دو فرمودند: طلاق تنها برای کسی معتبر است که قصد طلاق داشته باشد.
27942- 3- (5)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا طَلَاقَ إِلَّا مَا أُرِیدَ بِهِ الطَّلَاقُ.
ترجمه:
زراره از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق تنها طلاقی است که با قصد طلاق انجام شده باشد.
27943- 4- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّبِیعِ الْأَقْرَعِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا طَلَاقَ إِلَّا لِمَنْ أَرَادَ الطَّلَاقَ.
وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق تنها برای کسی معتبر است که قصد طلاق داشته باشد.
27944- 5- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَخَوَیْهِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ لَا طَلَاقَ إِلَّا لِمَنْ أَرَادَ الطَّلَاقَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (4)وَ فِی الظِّهَارِ (5)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (6).
ترجمه:
عبدالواحد بن مختار انصاری گفت: از امام باقر (ع) شنیدم که فرمودند: طلاق تنها برای کسی معتبر است که قصد طلاق داشته باشد.
(7)12 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی صِحَّةِ الطَّلَاقِ تَقَدُّمُ النِّکَاحِ وَ وُجُودُهُ بِالْفِعْلِ فَلَا یَصِحُّ الطَّلَاقُ قَبْلَ النِّکَاحِ وَ إِنْ عَلَّقَهُ عَلَیْهِ
ترجمه:
باب این که برای صحت طلاق، تقدم نکاح و وجود واقعی آن شرط است، پس طلاق پیش از نکاح صحیح نیست، حتی اگر طلاق را بر آن معلق کرده باشد.
27945- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ قَالَ کُلُّ امْرَأَةٍ
1) التهذیب 8- 51- 160.
2) التهذیب 8- 51- 161.
3) التهذیب 8- 162.
4) یأتی فی الحدیث 3 من الباب 14، و فی الحدیث 6 من الباب 18، و فی الباب 38 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 3 من أبواب الظهار.
6) یأتی فی الحدیث 16 من الباب 3 من أبواب أقسام الطلاق.
7) الباب 12 فیه 13 حدیثا.
8) الفقیه 3- 496- 4752، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 13، و فی الحدیث 1 من الباب 18 من هذه الأبواب.
أَتَزَوَّجُهَا مَا عَاشَتْ أُمِّی فَهِیَ طَالِقٌ فَقَالَ لَا طَلَاقَ إِلَّا بَعْدَ نِکَاحٍ وَ لَا عِتْقَ إِلَّا بَعْدَ مِلْکٍ.
وَ رَوَاهُ فِی الْمُقْنِعِ مُرْسَلًا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص (1).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل کرده است که ایشان در پاسخ به سؤالی درباره مردی که گفته بود «هر زنی که در زمان حیات مادرم با او ازدواج کنم، طلاق داده شده است» فرمودند: طلاق تنها پس از نکاح معتبر است و آزادی برده نیز تنها پس از مالکیت امکانپذیر است.
27946- 2- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ إِنْ تَزَوَّجْتُ فُلَانَةَ فَهِیَ طَالِقٌ وَ إِنِ اشْتَرَیْتُ فُلَاناً فَهُوَ حُرٌّ وَ إِنِ اشْتَرَیْتُ هَذَا الثَّوْبَ فَهُوَ (فِی الْمَسَاکِینِ) (3)فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ لَا یُطَلِّقُ إِلَّا مَا یَمْلِکُ (وَ لَا یُعْتِقُ إِلَّا مَا یَمْلِکُ) (4)وَ لَا (یَصَّدَّقُ إِلَّا مَا) (5)یَمْلِکُ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: از امام درباره مردی پرسیدم که گفته بود: «اگر با فلان زن ازدواج کنم، او طلاق داده شده است؛ و اگر فلانی را بخرم، او آزاد است؛ و اگر این لباس را بخرم، برای مساکین است». امام فرمودند: این گفتهها اعتباری ندارد؛ زیرا او نمیتواند کسی را طلاق دهد، آزاد کند یا صدقه دهد، مگر آنچه را که مالک آن باشد.
27947- 3- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ فِی حَدِیثٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فِی رَجُلٍ سَمَّی امْرَأَةً (7)بِعَیْنِهَا وَ قَالَ یَوْمَ یَتَزَوَّجُهَا فَهِیَ طَالِقٌ ثَلَاثاً ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا أَ یَصْلُحُ (8)ذَلِکَ قَالَ فَقَالَ إِنَّمَا الطَّلَاقُ بَعْدَ النِّکَاحِ.
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ مِثْلَهُ (9).
ترجمه:
عبدالله بن سلیمان از پدرش نقل کرده است که در حدیثی از امام سجاد (ع) درباره مردی که زنی را به طور مشخص نام برده و گفته است: «روزی که با او ازدواج کنم، او سه طلاقه است»، سپس تصمیم به ازدواج با او گرفته، پرسیده شد. امام فرمودند: طلاق تنها پس از نکاح معتبر است.
27948- 4- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ النَّضْرِ بْنِ قِرْوَاشٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: لَا طَلَاقَ قَبْلَ نِکَاحٍ وَ لَا عِتْقَ قَبْلَ مِلْکٍ وَ لَا یُتْمَ بَعْدَ إِدْرَاکٍ.
ترجمه:
نضر بن قروَاش از امام صادق (ع) در حدیثی نقل کرده است که فرمودند: طلاق پیش از نکاح و آزادی پیش از مالکیت معتبر نیست، و یتیمی پس از رسیدن به بلوغ معنا ندارد.
27949- 5- (2)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ یَوْمَ أَتَزَوَّجُ فُلَانَةَ فَهِیَ طَالِقٌ فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ إِنَّهُ لَا یَکُونُ طَلَاقٌ حَتَّی یَمْلِکَ عُقْدَةَ النِّکَاحِ.
ترجمه:
سماعه گفت: از امام (ع) درباره مردی که میگوید: «روزی که با فلان زن ازدواج کنم، او طلاق داده شده است» پرسیدم. امام فرمودند: این سخن اعتباری ندارد؛ زیرا طلاق تنها زمانی معتبر است که مرد مالک عقد نکاح باشد.
27950- 6- (3)وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ شُعَیْبِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنَا یَقُولُونَ لَا عَتَاقَ وَ لَا طَلَاقَ إِلَّا بَعْدَ مَا یَمْلِکُ الرَّجُلُ.
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: کسانی که پیش از ما بودند، میگفتند: آزادی و طلاق تنها پس از آن معتبر است که مرد مالک آن باشد.
27951- 7- (4)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ کَانَ یَقُولُ لَا طَلَاقَ لِمَنْ لَا یَنْکِحُ وَ لَا عَتَاقَ لِمَنْ لَا یَمْلِکُ قَالَ وَ قَالَ عَلِیٌّ ع وَ لَوْ وَضَعَ یَدَهُ عَلَی رَأْسِهَا.
ترجمه:
حسین بن علوان از امام جعفر صادق (ع) از پدرشان از امام علی (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق برای کسی که ازدواج نکرده معتبر نیست و آزادی برای کسی که مالک نیست نیز معتبر نیست. و علی (ع) فرمودند: حتی اگر دست خود را بر سر او بگذارد.
27952- 8- (5)وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: لَا طَلَاقَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ نِکَاحٍ وَ لَا عِتْقَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مِلْکٍ.
ترجمه:
و با همین سند از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند: طلاق تنها پس از نکاح معتبر است و آزادی تنها پس از مالکیت معتبر است.
27953- 9- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ
1) الکافی 8- 196- 234، أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 28 من أبواب أحکام الدوابّ، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 8 من أبواب آداب السفر.
2) الکافی 6- 63- 2.
3) الکافی 6- 63- 3، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 5 من أبواب العتق.
4) قرب الإسناد- 42، و أورده فی الحدیث 5 من الباب 5 من أبواب العتق.
5) قرب الإسناد- 50، و أورده فی الحدیث 6 من الباب 5 من أبواب العتق.
6) التهذیب 8- 51- 165.
الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ قَالَ فُلَانَةُ طَالِقٌ إِنْ تَزَوَّجْتُهَا وَ فُلَانٌ حُرٌّ إِنِ اشْتَرَیْتُهُ فَلْیَتَزَوَّجْ وَ لْیَشْتَرِ فَإِنَّهُ لَیْسَ یَدْخُلُ عَلَیْهِ طَلَاقٌ وَ لَا عِتْقٌ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: هر کس بگوید «فلان زن طلاق داده شده است اگر او را به همسری بگیرم، و فلان برده آزاد است اگر او را بخرم»، پس ازدواج کند و بخرد، بر او طلاق و آزادی وارد نمیشود.
27954- 10- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَخَوَیْهِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی بْنِ (سَالِمٍ) (2)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْنَاهُ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ إِنِ اشْتَرَیْتُ فُلَاناً أَوْ فُلَانَةَ فَهُوَ حُرٌّ وَ إِنِ اشْتَرَیْتُ هَذَا الثَّوْبَ فَهُوَ (فِی الْمَسَاکِینِ) (3)وَ إِنْ نَکَحْتُ فُلَانَةَ فَهِیَ طَالِقٌ قَالَ لَیْسَ ذَلِکَ بِشَیْءٍ لَا یُطَلِّقُ الرَّجُلُ إِلَّا مَا مَلَکَ وَ لَا یُعْتِقُ إِلَّا مَا (مَلَکَ) (4)وَ لَا یَتَصَدَّقُ إِلَّا بِمَا مَلَکَ.
ترجمه:
معمر بن یحیی بن (سالم) از امام باقر (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان درباره مردی که میگوید: «اگر فلانی یا فلانه را بخرم، او آزاد است؛ و اگر این لباس را بخرم، برای مساکین است؛ و اگر با فلانه ازدواج کنم، او طلاق داده شده است» پرسیدیم. امام فرمودند: این گفتهها اعتباری ندارد؛ زیرا مرد نمیتواند چیزی را طلاق دهد مگر آنکه مالک آن باشد، چیزی را آزاد کند مگر آنکه مالک آن باشد، و چیزی را صدقه دهد مگر آنکه مالک آن باشد.
27955- 11- (5)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی بْنِ (سَالِمٍ) (6)أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ لَا یُطَلِّقُ الرَّجُلُ إِلَّا مَا (مَلَکَ) (7)وَ لَا یُعْتِقُ إِلَّا مَا (مَلَکَ) (8)وَ لَا یَتَصَدَّقُ إِلَّا بِمَا (مَلَکَ) (9).
ترجمه:
معمر بن یحیی بن (سالم) نقل کرده است که از امام باقر (ع) شنید که فرمودند: مرد نمیتواند چیزی را طلاق دهد، آزاد کند یا صدقه دهد، مگر آنکه مالک آن باشد.
27956- 12- (10)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ آدَمَ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ طَلَاقِ السَّکْرَانِ وَ الصَّبِیِّ وَ الْمَعْتُوهِ وَ الْمَغْلُوبِ عَلَی عَقْلِهِ وَ مَنْ لَمْ یَتَزَوَّجْ بَعْدُ فقال لَا یَجُوزُ.
ترجمه:
زکریا بن آدم گفت: از امام رضا (ع) درباره طلاق شخص مست، کودک، دیوانه، کسی که عقلش مغلوب شده و کسی که هنوز ازدواج نکرده است، پرسیدم. امام فرمودند: این طلاق جایز نیست.
1) التهذیب 8- 52- 166.
2) فی نسخة- سام- بسام (هامش المخطوط) و فی المصدر- بسام.
3) فی نسخة- لک ملک (هامش المخطوط).
4) فی المصدر- یملک.
5) التهذیب 8- 52- 167.
6) فی المصدر- بسام.
7) فی المصدر- یملک.
8) فی المصدر- یملک.
9) فی المصدر- یملک.
10) التهذیب 8- 73- 246، و أورده فی الحدیث 7 من الباب 34 من هذه الأبواب.
27957- 13- (1)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنْ حَبِیبِ بْنِ أَبِی ثَابِتٍ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ إِنِّی قُلْتُ یَوْمَ أَتَزَوَّجُ فُلَانَةَ فَهِیَ طَالِقٌ فَقَالَ اذْهَبْ فَتَزَوَّجْهَا فَإِنَّ اللَّهَ بَدَأَ بِالنِّکَاحِ قَبْلَ الطَّلَاقِ فَقَالَ إِذا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ (2).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْعِتْقِ (4)وَ غَیْرِهِ (5).
ترجمه:
حبیب بن ابی ثابت نقل کرده است که گفت: نزد امام علی بن حسین (ع) بودم. مردی به ایشان گفت: «من گفتهام روزی که با فلانه ازدواج کنم، او طلاق داده شده است». امام فرمودند: «برو و با او ازدواج کن؛ زیرا خداوند ازدواج را بر طلاق مقدم داشته است. چنانکه در قرآن فرموده است: "هنگامی که با زنان مؤمن ازدواج کردید، سپس آنها را طلاق دادید" (احزاب 33: 49)».
(6)13 بَابُ أَنَّ مَنْ شَرَطَ لِامْرَأَتِهِ عِنْدَ تَزْوِیجِهَا أَنَّهُ إِنْ تَزَوَّجَ عَلَیْهَا أَوْ تَسَرَّی أَوْ هَجَرَهَا فَهِیَ طَالِقٌ لَمْ یَقَعِ الطَّلَاقُ وَ إِنْ فَعَلَ ذَلِکَ
ترجمه:
باب این که اگر مردی هنگام ازدواج با همسرش شرط کند که اگر بر او زنی دیگر بگیرد یا کنیز اختیار کند یا او را ترک کند، طلاق جاری خواهد شد، با انجام این امور طلاق تحقق نمییابد.
27958- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ إِنْ تَزَوَّجْتُ عَلَیْکِ أَوْ بِتُّ عَنْکِ فَأَنْتِ طَالِقٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ شَرَطَ لِامْرَأَتِهِ شَرْطاً سِوَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَجُزْ ذَلِکَ عَلَیْهِ وَ لَا لَهُ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که ایشان درباره مردی که به همسرش گفته بود: «اگر بر تو زنی دیگر بگیرم یا از تو دوری کنم، تو طلاق داده شدهای» سؤال شد. امام فرمودند: رسول خدا (ص) فرمودند: «هر کس برای همسرش شرطی غیر از آنچه در کتاب خداوند عز و جل آمده است قرار دهد، آن شرط نه بر عهده اوست و نه برای او معتبر است.»
27959- 2- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ
1) مجمع البیان 8- 364.
2) الأحزاب 33- 49.
3) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 5 من أبواب ما یحرم بالرضاع.
4) یأتی فی الباب 5 من أبواب العتق.
5) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 11 من أبواب الایمان.
6) الباب 13 فیه حدیثان.
7) الفقیه 3- 496- 4752، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 18، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 12 من هذه الأبواب.
8) التهذیب 8- 51- 164، و أورده بإسناد آخر فی الحدیث 1 من الباب 38 من أبواب المهور.
عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ وَ سِنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَضَی عَلِیٌّ ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ شَرَطَ لَهَا إِنْ هُوَ تَزَوَّجَ عَلَیْهَا امْرَأَةً أَوْ هَجَرَهَا أَوِ اتَّخَذَ عَلَیْهَا سُرِّیَّةً فَهِیَ طَالِقٌ فَقَضَی فِی ذَلِکَ أَنَّ شَرْطَ اللَّهِ قَبْلَ شَرْطِکُمْ فَإِنْ شَاءَ وَفَی لَهَا بِالشَّرْطِ وَ إِنْ شَاءَ أَمْسَکَهَا وَ اتَّخَذَ عَلَیْهَا وَ نَکَحَ عَلَیْهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُهُورِ (1)وَ غَیْرِهَا (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: امام علی (ع) درباره مردی که با زنی ازدواج کرده و شرط کرده بود که اگر بر او زنی دیگر بگیرد، یا او را ترک کند، یا کنیز اختیار کند، او طلاق داده شده باشد، حکم کردند که شرط خداوند مقدم بر شرط شماست. پس اگر مرد بخواهد، میتواند به شرط عمل کند و اگر بخواهد، میتواند او را نگه دارد، بر او زنی دیگر بگیرد یا کنیز اختیار کند.
(4)14 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی صِحَّةِ الطَّلَاقِ التَّلَفُّظُ بِالصِّیغَةِ فَلَا یَقَعُ بِالْکِتَابَةِ إِنْ لَمْ یَنْطِقْ بِهَا
ترجمه:
باب این که برای صحت طلاق، تلفظ به صیغه شرط است، پس طلاق با نوشتن محقق نمیشود، مگر آن که به آن نطق کرده باشد.
27960- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ کَتَبَ إِلَی امْرَأَتِهِ بِطَلَاقِهَا أَوْ کَتَبَ بِعِتْقِ مَمْلُوکِهِ وَ لَمْ یَنْطِقْ بِهِ لِسَانُهُ قَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ حَتَّی یَنْطِقَ بِهِ.
ترجمه:
زراره گفت: از امام (ع) درباره مردی پرسیدم که به همسرش نوشت که او را طلاق داده یا برای بردهاش نوشت که او آزاد است، اما با زبان خود این را بیان نکرده است. امام فرمودند: این نوشته اعتباری ندارد، مگر این که با زبان خود آن را بیان کند.
27961- 2- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی أَوِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع رَجُلٌ کَتَبَ بِطَلَاقِ امْرَأَتِهِ أَوْ بِعِتْقِ غُلَامِهِ ثُمَّ بَدَا لَهُ فَمَحَاهُ قَالَ لَیْسَ ذَلِکَ بِطَلَاقٍ وَ لَا عَتَاقٍ حَتَّی یَتَکَلَّمَ بِهِ.
ترجمه:
ترجمه: زراره گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: مردی که طلاق همسرش یا آزادی بردهاش را نوشته و سپس پشیمان شده و آن را پاک کرده است، چه حکمی دارد؟ امام فرمودند: این نوشته نه طلاق محسوب میشود و نه آزادی، مگر آن که با زبان آن را بیان کند.
27962- 3- (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِرَجُلٍ اکْتُبْ یَا فُلَانُ إِلَی امْرَأَتِی بِطَلَاقِهَا أَوِ اکْتُبْ إِلَی عَبْدِی بِعِتْقِهِ یَکُونُ ذَلِکَ طَلَاقاً أَوْ عِتْقاً قَالَ لَا یَکُونُ طَلَاقاً وَ لَا عِتْقاً حَتَّی یَنْطِقَ بِهِ لِسَانُهُ أَوْ یَخُطَّهُ بِیَدِهِ وَ هُوَ یُرِیدُ الطَّلَاقَ أَوِ الْعِتْقَ وَ یَکُونُ ذَلِکَ مِنْهُ بِالْأَهِلَّةِ وَ الشُّهُودِ [وَ] (2)یَکُونُ غَائِباً عَنْ أَهْلِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (3)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ أَیْضاً کَذَلِکَ (4)أَقُولُ: حُکْمُ الْکِتَابَةِ هُنَا مَحْمُولٌ إِمَّا عَلَی التَّقِیَّةِ وَ إِمَّا عَلَی التَّلَفُّظِ مَعَهَا أَوْ عَلَی أَنَّ عِلْمَ الزَّوْجَةِ بِالطَّلَاقِ وَ الْمَمْلُوکِ بِالْعِتْقِ یَکُونُ إِمَّا بِسَمَاعِ النُّطْقِ أَوْ بِالْکِتَابَةِ أَوْ عَلَی مَنْ لَا یَقْدِرُ عَلَی النُّطْقِ کَالْأَخْرَسِ لِمَا یَأْتِی (5)وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
ترجمه:
ابی حمزه ثمالی گفت: از امام باقر (ع) درباره مردی که به دیگری گفته است: «ای فلانی، برای همسرم بنویس که او طلاق داده شده است» یا «برای بردهام بنویس که او آزاد شده است» پرسیدم که آیا این کار موجب طلاق یا آزادی میشود؟ امام فرمودند: این کار طلاق یا آزادی محسوب نمیشود، مگر این که با زبان خود آن را بیان کند یا با دست خود بنویسد، در حالی که قصد طلاق یا آزادی داشته باشد، و این کار با شاهدان و اهل بودن او معتبر است.
می گویم :در مورد حکم نوشتن، این موضوع ممکن است بر مبنای تقیه، همراه با تلفظ، یا آگاهی همسر از طلاق یا برده از آزادی از طریق نوشتن یا شنیدن، یا حتی در شرایطی که شخص توانایی تلفظ ندارد (مثل شخص لال) تفسیر شود. والله اعلم.
(6)15 بَابُ عَدَمِ وُقُوعِ الطَّلَاقِ بِالْکِنَایَةِ کَقَوْلِهِ أَنْتِ خَلِیَّةٌ أَوْ بَرِیَّةٌ أَوْ بَتَّةٌ أَوْ بَائِنٌ أَوْ حَرَامٌ
ترجمه:
باب عدم وقوع طلاق با کِنایههایی مانند گفتن «تو خَلیّه هستی»، «تو برِیّه هستی»، «تو بَتّه هستی»، «تو بائِن هستی» یا «تو حرام هستی».
27963- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ مِنِّی خَلِیَّةٌ أَوْ بَرِیَّةٌ أَوْ بَتَّةٌ أَوْ بَائِنٌ أَوْ حَرَامٌ قَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که به همسرش گفته بود: «تو از من خلیّه هستی، یا برِیّه، یا بَتّه، یا بائِن، یا حرام» پرسیدم. امام فرمودند: این سخنان اعتباری ندارد.
27964- 2- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ فَقَالَ لَوْ کَانَ لِی عَلَیْهِ سُلْطَانٌ لَأَوْجَعْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ لَهُ اللَّهُ أَحَلَّهَا فَمَنْ حَرَّمَهَا عَلَیْکَ إِنَّهُ لَمْ یَزِدْ عَلَی أَنْ کَذَبَ فَزَعَمَ أَنَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَهُ حَرَامٌ وَ لَا یَدْخُلُ عَلَیْهِ طَلَاقٌ وَ لَا کَفَّارَةٌ فَقُلْتُ لَهُ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ- لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ (3)فَجَعَلَ عَلَیْهِ فِیهِ الْکَفَّارَةَ فَقَالَ إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْهِ جَارِیَتَهُ مَارِیَةَ- وَ حَلَفَ أَنْ لَا یَقْرَبَهَا وَ إِنَّمَا جَعَلَ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةَ فِی الْحَلْفِ وَ لَمْ یَجْعَلْ عَلَیْهِ فِی التَّحْرِیمِ.
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که گفتم: درباره مردی که به همسرش گفته بود «تو بر من حرام هستی» سؤال کردم. امام فرمودند: «اگر بر او سلطه داشتم، سرش را به درد میآوردم و به او میگفتم: خداوند او را بر تو حلال کرده است، پس چه کسی او را بر تو حرام کرده است؟ او جز این که دروغ گفته و ادعا کرده چیزی که خداوند برایش حلال کرده، حرام است، کاری نکرده است. و نه طلاقی برایش وارد میشود و نه کفارهای.»
گفتم: درباره آیهای که خداوند عز و جل فرموده است: ای پیامبر، چرا آنچه را که خداوند بر تو حلال کرده، حرام میکنی، در حالی که رضای همسرانت را میطلبی؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است. خداوند برای شما کفارهی سوگندهایتان را مقرر کرده است (تحریم 66: 1، 2)، چه میفرمایید؟ امام فرمودند: «این آیه درباره حرام کردن جاریهاش، ماریه، و سوگندی که یاد کرده بود که به او نزدیک نشود، نازل شده است. و کفارهای که بر او واجب شده، مربوط به سوگند است، نه به تحریم.»
27965- 3- (5)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ مِنِّی خَلِیَّةٌ أَوْ بَرِیَّةٌ أَوْ بَتَّةٌ أَوْ حَرَامٌ فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: از امام باقر (ع) درباره مردی که به همسرش میگوید: «تو از من خلیّه، یا بریّه، یا بَتّه، یا حرام هستی»، پرسیدم. امام فرمودند: این سخنان اعتباری ندارد.
27966- 4- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ
مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ مِنِّی بَائِنٌ وَ أَنْتِ مِنِّی خَلِیَّةٌ وَ أَنْتِ مِنِّی بَرِیَّةٌ فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
سماعه گفت: از امام (ع) درباره مردی که به همسرش گفته بود: «تو از من بائِن هستی، یا خلیّه، یا بریّه»، پرسیدم. امام فرمودند: این سخنان اعتباری ندارد.
27967- 5- (1)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ أَوْ بَائِنَةٌ أَوْ بَتَّةٌ أَوْ بَرِیَّةٌ أَوْ خَلِیَّةٌ قَالَ هَذَا کُلُّهُ لَیْسَ بِشَیْءٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
محمد بن مسلم نقل کرده است که از امام باقر (ع) درباره مردی که به همسرش گفته بود: «تو بر من حرام هستی، یا بائنه، یا بَتّه، یا برِیّه، یا خلیّه»، پرسید. امام فرمودند: «این سخنان هیچ اعتباری ندارد.»
27968- 6- (3)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ فَإِنَّا نُرْوَی بِالْعِرَاقِ أَنَّ عَلِیّاً ع جَعَلَهَا ثَلَاثاً فَقَالَ کَذَبُوا لَمْ یَجْعَلْهَا طَلَاقاً وَ لَوْ کَانَ لِی عَلَیْهِ سُلْطَانٌ لَأَوْجَعْتُ رَأْسَهُ ثُمَّ أَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ أَحَلَّهَا لَکَ فَمَا ذَا حَرَّمَهَا عَلَیْکَ مَا زِدْتَ عَلَی أَنْ کَذَبْتَ فَقُلْتَ لِشَیْءٍ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَکَ إِنَّهُ حَرَامٌ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که گفتم: نظر شما در مورد مردی که به همسرش میگوید «تو بر من حرام هستی» چیست؟ ما در عراق روایت میکنیم که امام علی (ع) آن را سه طلاق حساب کرده است. امام فرمودند: «دروغ میگویند؛ امام علی (ع) آن را طلاق محسوب نکرد. و اگر من بر او سلطه داشتم، سرش را به درد میآوردم(تعزیر می کردم) و میگفتم: خداوند او را برای تو حلال کرده است. پس چه چیزی او را بر تو حرام کرده است؟ جز این که دروغ گفتهای و آنچه خداوند برای تو حلال کرده است را حرام دانستهای، کاری نکردهای.»
27969- 7- (4)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِی مَخْلَدٍ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لِی شَبَّةُ بْنُ عِقَالٍ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَزْعُمُ أَنَّ مَنْ قَالَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ عَلَیَّ حَرَامٌ أَنَّکَ لَا تَرَی ذَلِکَ شَیْئاً فَقُلْتُ أَمَّا قَوْلُکَ الْحِلُّ عَلَیَّ حَرَامٌ فَهَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ الْوَلِیدُ جَعَلَ ذَلِکَ فِی أَمْرِ سَلَامَةَ امْرَأَتِهِ وَ أَنَّهُ بَعَثَ یَسْتَفْتِی أَهْلَ الْعِرَاقِ وَ أَهْلَ الْحِجَازِ
وَ أَهْلَ الشَّامِ فَاخْتَلَفُوا عَلَیْهِ فَأَخَذَ بِقَوْلِ أَهْلِ الْحِجَازِ إِنَّ ذَلِکَ لَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
ابی مخلد سراج از امام صادق (ع) نقل کرده است که شَبهه بن عقّال به من گفت: «به من خبر رسیده که تو میگویی کسی که بگوید آنچه را که خداوند حلال کرده بر من حرام است، این سخن اعتباری ندارد.» من گفتم: «اما سخن تو که میگویی "حلال بر من حرام است"، این موضوع در مورد امیرالمؤمنین ولید مطرح شد که چنین سخنی درباره همسرش، سلامه، گفت و از عالمان عراق، حجاز و شام استفتا کرد. نظرها در این باره متفاوت بود و او نظر عالمان حجاز را پذیرفت که این سخن اعتباری ندارد.»
27970- 8- (1)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَ لَا طَلَاقٌ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم درباره مردی که به همسرش گفته است: «تو بر من حرام هستی». امام فرمودند: «نه کفارهای بر او واجب است و نه طلاقی واقع میشود.»
27971- 9- (2)عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ قَالَ هِیَ یَمِینٌ یُکَفِّرُهَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی لِمُحَمَّدٍ ص یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضاتَ أَزْواجِکَ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ وَ اللَّهُ مَوْلاکُمْ (3)فَجَعَلَهَا یَمِیناً فَکَفَّرَهَا نَبِیُّ اللَّهِ ص- قَالَ وَ سَأَلْتُهُ بِمَا یُکَفِّرُ یَمِینَهُ قَالَ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ فَقُلْتُ کَمْ إِطْعَامُ کُلِّ مِسْکِینٍ فَقَالَ مُدٌّ مُدٌّ قَالَ وَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ الْآیَةِ أَوْ کِسْوَتُهُمْ (4)لِلْمَسَاکِینِ فَقَالَ ثَوْبٌ یُوَارِی بِهِ عَوْرَتَهُ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی الْحَلْفِ لِمَا مَرَّ (5)أَوْ عَلَی التَّقِیَّةِ أَوْ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ.
ترجمه:
علی بن جعفر در کتاب خود از برادرش، امام موسی بن جعفر (ع)، نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که به همسرش میگوید: «تو بر من حرام هستی»، پرسیدم. امام فرمودند: «این سخن بهمنزله سوگند است و باید کفاره آن را بدهد.» سپس فرمودند: خداوند متعال به پیامبر اسلام (ص) فرمود: ای پیامبر، چرا آنچه را که خداوند بر تو حلال کرده، حرام میکنی، در حالی که رضایت همسرانت را میطلبی؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است. خداوند کفاره سوگندهایتان را مقرر کرده است و خداوند مولای شماست (تحریم 66: 1–2).
پس آن را بهمنزله سوگند دانسته و پیامبر خدا (ص) کفاره آن را داد.
ایشان همچنین درباره کفاره سوگند پرسیدند که چگونه انجام شود. امام فرمودند: «با اطعام ده مسکین.» پرسیدم: مقدار اطعام هر مسکین چقدر است؟ امام فرمودند: «یک مد.» و درباره آیه یا پوشاندن مسکینها (مائده 5: 89) پرسیدم، امام فرمودند: «یک لباس که عورت او را بپوشاند.»
می گویم :
این روایت بهمنزله سوگند تلقی شده است، یا بر اساس تقیه و یا بهعنوان حکم استحبابی. والله أعلم.
27972- 10- (6)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ إِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ تَبِینِی فَلَمْ یَقُلْ شَیْئاً حَتَّی افْتَرَقَا مَا عَلَیْهِ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
علی بن جعفر از برادرش، امام موسی بن جعفر (ع)، نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که به همسرش گفت: «من دوست دارم که تو از من جدا شوی» و سپس چیزی نگفت تا از یکدیگر جدا شدند، پرسیدم. امام فرمودند: «چیزی بر عهده او نیست و او همچنان همسرش باقی میماند.»
27973- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ قَالَ: لَیْسَ الطَّلَاقُ إِلَّا کَمَا رَوَی بُکَیْرُ بْنُ أَعْیَنَ- أَنْ یَقُولَ لَهَا وَ هِیَ طَاهِرٌ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ أَنْتِ طَالِقٌ وَ یُشْهِدَ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ وَ کُلُّ مَا سِوَی ذَلِکَ فَهُوَ مُلْغًی.
ترجمه:
ابن سماعه نقل کرده است که طلاق تنها به شیوهای است که بُکَیْر بن اَعْیَن روایت کرده است: این که مرد به همسرش بگوید، در حالی که او پاک است و نزدیکی رخ نداده است، «تو طلاق داده شدهای»، و دو شاهد عادل بر این امر گواه باشند؛ و هر روش دیگری بیاعتبار است.
27974- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یُرْسِلُ إِلَیْهَا فَیَقُولُ الرَّسُولُ اعْتَدِّی فَإِنَّ فُلَاناً قَدْ فَارَقَکِ قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ- وَ إِنَّمَا مَعْنَی قَوْلِ الرَّسُولِ اعْتَدِّی فَإِنَّ فُلَاناً قَدْ فَارَقَکِ یَعْنِی الطَّلَاقَ إِنَّهُ لَا تَکُونُ فُرْقَةٌ إِلَّا بِطَلَاقٍ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «[مرد] به سوی همسرش پیام میفرستد و پیامآور میگوید: "عده نگهدار، زیرا فلانی از تو جدا شده است."» ابن سماعه گفت: معنای سخن پیامآور که میگوید "عده نگهدار، زیرا فلانی از تو جدا شده است" همان طلاق است؛ زیرا هیچ جداییای بدون طلاق تحقق نمییابد.
27975- 3- (5)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ أَوْ بَائِنَةٌ أَوْ بَتَّةٌ أَوْ بَرِیَّةٌ أَوْ خَلِیَّةٌ قَالَ هَذَا کُلُّهُ لَیْسَ بِشَیْءٍ إِنَّمَا الطَّلَاقُ أَنْ یَقُولَ لَهَا فِی قُبُلِ الْعِدَّةِ بَعْدَ مَا تَطْهُرُ مِنْ مَحِیضِهَا قَبْلَ أَنْ یُجَامِعَهَا أَنْتِ طَالِقٌ أَوِ اعْتَدِّی یُرِیدُ بِذَلِکَ الطَّلَاقَ وَ یُشْهِدَ عَلَی ذَلِکَ رَجُلَیْنِ عَدْلَیْنِ.
وَ
رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ فِی کِتَابِ الْجَامِعِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَلَی مَا نَقَلَهُ الْعَلَّامَةُ فِی الْمُخْتَلَفِ وَ تَرَکَ قَوْلَهُ أَوِ اعْتَدِّی (6).
1) یأتی فی الباب 16 من هذه الأبواب.
2) الباب 16 فیه 7 أحادیث.
3) الکافی 6- 70- 4، و التهذیب 8- 37- 110، و الاستبصار 3- 278- 985.
4) الکافی 6- 70- 4، و لم نعثر علیه فی التهذیب المطبوع.
5) الکافی 6- 69- 1، و التهذیب 8- 36- 108، و الاستبصار 3- 277- 983 و أورد صدره فی الحدیث 5 من الباب 15 من هذه الأبواب.
6) المختلف- 585.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ الْوَجْهُ فِی قَوْلِهِ اعْتَدِّی (1).
ترجمه:
محمد بن مسلم نقل کرده است که از امام باقر (ع) درباره مردی که به همسرش گفته بود: «تو بر من حرام هستی، یا بائنه، یا بَتّه، یا برِیّه، یا خلیّه» پرسید. امام فرمودند: «این سخنان اعتباری ندارد. طلاق تنها به این صورت معتبر است که مرد در زمان عده، پس از پاک شدن زن از حیض و پیش از آن که نزدیکی کرده باشد، به او بگوید: "تو طلاق داده شدهای" یا "عده نگهدار"، و قصد طلاق داشته باشد، و دو شاهد عادل بر این امر شهادت دهند.»
27976- 4- (2)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الطَّلَاقُ أَنْ یَقُولَ لَهَا اعْتَدِّی أَوْ یَقُولَ لَهَا أَنْتِ طَالِقٌ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «طلاق این است که مرد به همسرش بگوید: "عده نگهدار" یا بگوید: "تو طلاق داده شدهای".»
27977- 5- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الطَّلَاقُ لِلْعِدَّةِ أَنْ یُطَلِّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ عِنْدَ کُلِّ طُهْرٍ یُرْسِلُ إِلَیْهَا أَنِ اعْتَدِّی فَإِنَّ فُلَاناً قَدْ طَلَّقَکِ قَالَ وَ هُوَ أَمْلَکُ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ عِدَّتُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ قَالَ الشَّیْخُ قَوْلُهُ اعْتَدِّی إِنَّمَا یَکُونُ إِذَا تَقَدَّمَهُ قَوْلُهُ أَنْتِ طَالِقٌ وَ إِلَّا فَلَیْسَ لَهُ مَعْنًی فَإِنَّهُ لَا بُدَّ أَنْ یَقُولَ اعْتَدِّی لِأَنِّی طَلَّقْتُکِ فَالاعْتِبَارُ بِالطَّلَاقِ لَا بِهَذَا الْقَوْلِ (5)انْتَهَی وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یُحْمَلَ عَلَی التَّقِیَّةِ أَوْ عَلَی مَا تَقَدَّمَ (6)وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: «طلاق برای عده این است که مرد، همسرش را در هر طُهر طلاق دهد و به او پیام بفرستد که "عده نگهدار، زیرا فلانی تو را طلاق داده است". و او تا زمانی که عده پایان نیافته، به بازگرداندن همسرش اولویت دارد.»
مرحوم شیخ اضافه کرده است که گفتن "عده نگهدار" زمانی معنا دارد که پیش از آن مرد گفته باشد "تو طلاق داده شدهای"، وگرنه معنایی نخواهد داشت. بنابراین، حتماً باید بگوید: "عده نگهدار، زیرا من تو را طلاق دادهام". اعتبار به خود طلاق است، نه این سخن.
این مطلب ممکن است بر اساس تقیه یا دلایلی که پیشتر بیان شدهاند تفسیر شود. والله أعلم.
27978- 6- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع فِی الرَّجُلِ یُقَالُ لَهُ أَ طَلَّقْتَ امْرَأَتَکَ فَیَقُولُ نَعَمْ قَالَ: قَالَ قَدْ طَلَّقَهَا حِینَئِذٍ.
ترجمه:
سکونی از امام جعفر صادق (ع) از پدرشان از امام علی (ع) نقل کرده است که درباره مردی که از او پرسیده میشود: «آیا همسرت را طلاق دادی؟» و او پاسخ میدهد: «بله»، فرمودند: «در این صورت او همسرش را طلاق داده است.»
1) تقدم فی ذیل الحدیث 2 من هذا الباب.
2) الکافی 6- 69- 2، و التهذیب 8- 37- 109، و الاستبصار 3- 277- 984.
3) الکافی 6- 70- 3.
4) لم نعثر علیه فی التهذیب المطبوع. الوافی 3- 155 کتاب النکاح عن الکافی فقط.
5) التهذیب 8- 37- 110 ذیل 110، و الاستبصار 3- 278- 985 ذیل 985.
6) تقدم فی ذیل الحدیث 2 من هذا الباب.
7) التهذیب 8- 38- 111.
27979- 7- (1)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الطَّلَاقُ أَنْ یَقُولَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ اخْتَارِی فَإِنِ اخْتَارَتْ نَفْسَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ (2)وَ إِنِ اخْتَارَتْ زَوْجَهَا فَلَیْسَ بِشَیْءٍ أَوْ یَقُولَ أَنْتِ طَالِقٌ فَأَیَّ ذَلِکَ فَعَلَ فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَیْهِ الْحَدِیثَ.
قَالَ الشَّیْخُ أَحَادِیثُ التَّخْیِیرِ مَحْمُولَةٌ عَلَی التَّقِیَّةِ (3)أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ فِی أَحَادِیثِ الْمُطَلَّقَةِ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
حسن بن زیاد از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «طلاق این است که مرد به همسرش بگوید: "اختیار کن"، پس اگر او خود را انتخاب کند، از همسرش جدا شده است؛ و اگر شوهرش را انتخاب کند، اثری ندارد. یا بگوید: "تو طلاق داده شدهای". هر یک از این اعمال که انجام شود، همسر بر او حرام میشود.»
مرحوم شیخ اضافه کرده است که روایات مربوط به اختیار دادن ممکن است بر اساس تقیه تفسیر شوند.
(6)17 بَابُ جَوَازِ الطَّلَاقِ بِکُلِّ لِسَانٍ مَعَ تَعَذُّرِ الْعَرَبِیَّةِ
ترجمه:
باب جواز طلاق به هر زبانی، در صورتی که عربی ممکن نباشد.
27980- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ وَهْبِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: کُلُّ طَلَاقٍ بِکُلِّ لِسَانٍ فَهُوَ طَلَاقٌ.
أَقُولُ: قَدْ قَیَّدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ عُلَمَائِنَا بِتَعَذُّرِ الْعَرَبِیَّةِ (8)لِمَا تَقَدَّمَ (9)مِنْ أَنَّهُ لَا یَصِحُّ الطَّلَاقُ إِلَّا بِصِیغَةٍ خَاصَّةٍ وَ هِیَ عَرَبِیَّةٌ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً فِی الْقِرَاءَةِ فِی الصَّلَاةِ (10).
ترجمه:
وهب بن وهب از امام جعفر صادق (ع) از پدرشان از امام علی (ع) نقل کرده است که فرمودند: «هر طلاقی به هر زبانی که باشد، طلاق محسوب میشود.»
میگویم: جمعی از علمای ما این حکم را به مواردی محدود کردهاند که عربی ممکن نباشد، زیرا طلاق تنها با صیغهای خاص که عربی است صحیح است. این موضوع بهصورت عمومی در مورد قرائت در نماز نیز دلالت دارد. والله أعلم.
1) الفقیه 3- 518- 4812، و أورده بتمامه فی الحدیث 15 من الباب 41 من هذه الأبواب.
2) فی المصدر زیادة- و هو خاطب من الخطاب.
3) التهذیب 8- 89- 302 ذیل 302، و الاستبصار 3- 314- 1120 ذیل 1120.
4) تقدم فی الباب 36 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
5) یأتی فی الأبواب 21 و 22 و 31 من هذه الأبواب.
6) الباب 17 فیه حدیث واحد.
7) التهذیب 8- 38- 112.
8) راجع السرائر- 324، و القواعد 2- 63، و الشرائع 3- 17.
9) لما تقدم فی الباب 16 من هذه الأبواب.
10) تقدم فی الباب 59 من أبواب القراءة فی الصلاة.
(1)18 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الطَّلَاقُ الْمُعَلَّقُ عَلَی شَرْطٍ وَ لَا الْمَجْعُولُ یَمِیناً
ترجمه:
باب این که طلاق معلق بر شرط و طلاقی که بهصورت قسم مطرح شود، واقع نمیشود.
27981- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ إِنْ تَزَوَّجْتُ عَلَیْکِ أَوْ بِتُّ عَنْکِ فَأَنْتِ طَالِقٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنْ شَرَطَ شَرْطاً سِوَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَجُزْ ذَلِکَ عَلَیْهِ وَ لَا لَهُ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که درباره مردی پرسیدند که به همسرش گفته است: «اگر بر تو همسر دیگری بگیرم یا از تو دور شوم، تو طلاق داده شدهای.» امام فرمودند: «رسول خدا (ص) فرمودند: هر کسی شرطی خلاف کتاب خداوند عز و جل بگذارد، آن شرط نه بر او و نه به نفع او معتبر نیست.»
27982- 2- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی رَجُلٍ قَالَ امْرَأَتُهُ طَالِقٌ وَ مَمَالِیکُهُ أَحْرَارٌ إِنْ شَرِبْتُ حَرَاماً أَوْ حَلَالًا مِنَ الطِّلَاءِ (4)أَبَداً فَقَالَ أَمَّا الْحَرَامُ فَلَا یَقْرَبْهُ أَبَداً إِنْ حَلَفَ أَوْ لَمْ یَحْلِفْ وَ أَمَّا الطِّلَاءُ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُحَرِّمَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ (5)فَلَا تَجُوزُ یَمِینٌ فِی تَحْرِیمِ حَلَالٍ وَ لَا تَحْلِیلِ حَرَامٍ وَ لَا قَطِیعَةِ رَحِمٍ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «در مورد مردی که گفته است: "همسرم طلاق داده شده و غلامانم آزاد هستند، اگر چیزی حرام یا حلال از نوشیدنیِ طلاء بنوشم"،
اما در مورد حرام، او نباید هرگز آن را بنوشد، چه سوگند یاد کرده باشد و چه نکرده باشد. و اما در مورد طلاء، او نمیتواند چیزی را که خداوند عز و جل حلال کرده است، حرام کند. خداوند عز و جل فرموده است: ای پیامبر، چرا آنچه را که خدا بر تو حلال کرده، حرام میکنی؟ (تحریم 66: 1).
پس سوگند برای تحریم حلال، تحلیل حرام یا قطع رحم اعتبار ندارد.»
27983- 3- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ (جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ الشَّحَّامِ) (7)قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لِی (8)قَرِیباً
1) الباب 18 فیه 7 أحادیث.
2) الفقیه 3- 496- 4752، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 13 و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 12 من هذه الأبواب.
3) الفقیه 3- 497- 4753، و أورد ذیله عن الکافی، و التهذیب بإسناد آخر فی الحدیث 7 من الباب 11 من أبواب الایمان.
4) الطلا- ما طبخ من عصیر العنب فذهب ثلثاه،" الصحاح [6- 2414]، هامش المخطوط".
5) التحریم 66- 1.
6) التهذیب 8- 57- 185، و الاستبصار 3- 290- 1024.
7) فی الاستبصار- بشر بن جعفر، عن أبی أسامة الحناط.
8) " لی" لیس فی المصدر.
لِی أَوْ صِهْراً لِی حَلَفَ إِنْ خَرَجَتِ امْرَأَتُهُ مِنَ الْبَابِ فَهِیَ طَالِقٌ ثَلَاثاً فَخَرَجَتْ فَقَدْ دَخَلَ صَاحِبَهَا مِنْهَا مَا شَاءَ اللَّهُ مِنَ الْمَشَقَّةِ فَأَمَرَنِی أَنْ أَسْأَلَکَ فَأَصْغَی إِلَیَّ فَقَالَ مُرْهُ فَلْیُمْسِکْهَا فَلَیْسَ بِشَیْءٍ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَی الْقَوْمِ فَقَالَ سُبْحَانَ اللَّهِ یَأْمُرُونَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ وَ لَهَا زَوْجٌ.
ترجمه:
ابی اسامه شحام گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: «یکی از نزدیکان یا خویشاوندان من سوگند خورده است که اگر همسرش از در بیرون رود، او را سه طلاقه کرده است. سپس همسرش بیرون رفت و او از این سوگند دچار مشکلات بسیاری شد. او از من خواست که از شما بپرسم.» امام (ع) گوش دادند و فرمودند: «به او بگو که همسرش را نگه دارد؛ این سخن [سه طلاقه شدن] هیچ اعتباری ندارد.» سپس امام (ع) رو به مردم کردند و فرمودند: «سبحان الله! به او دستور میدهند که همسرش ازدواج کند، در حالی که هنوز شوهر دارد.»
27984- 4- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنِ السَّیَّارِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ رَفَعَهُ قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَی عُمَرَ فَقَالَ إِنَّ امْرَأَتَهُ نَازَعَتْهُ فَقَالَتْ لَهُ یَا سَفِلَةُ فَقَالَ لَهَا إِنْ کَانَ سَفِلَةً فَهِیَ طَالِقٌ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ إِنْ کُنْتَ مِمَّنْ یَتَّبِعُ الْقُصَّاصَ وَ یَمْشِی فِی غَیْرِ حَاجَةٍ وَ یَأْتِی أَبْوَابَ السُّلْطَانِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْکَ فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَیْسَ کَمَا قُلْتَ إِلَیَّ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ ائْتِهِ فَاسْتَمِعْ مَا یُفْتِیکَ فَأَتَاهُ فَقَالَ لَهُ (2)إِنْ کُنْتَ لَا تُبَالِی مَا قُلْتَ وَ مَا قِیلَ لَکَ فَأَنْتَ سَفِلَةٌ وَ إِلَّا فَلَا شَیْءَ عَلَیْکَ.
أَقُولُ: هَذَا هُوَ ظَاهِرٌ فِی التَّقِیَّةِ.
ترجمه:
سیاری از امام ابوالحسن (ع) نقل کرده است که فرمودند: «مردی نزد عمر آمد و گفت: "همسرم با من مشاجره کرد و به من گفت: ای سفله. من هم گفتم: اگر من سفله باشم، تو طلاق داده شدهای." عمر به او گفت: "اگر از کسانی هستی که دنبال قصهگوها میروی، بیهوده میگردی و به درهای حکام نزدیک میشوی، همسرت از تو جدا شده است."
امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: "آنطور که گفتی نیست. نزد من بیا." عمر به او گفت: "نزد او برو و ببین چه فتوا میدهد." پس او نزد امیرالمؤمنین (ع) رفت. ایشان فرمودند: "اگر برایت مهم نیست که چه گفتی و چه به تو گفته شد، پس تو سفله هستی. وگرنه، هیچ چیزی بر عهده تو نیست."»
میگویم: این روایت ظاهراً بر اساس تقیه بیان شده است. والله أعلم.
27985- 5- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع أَمُرُّ بِالْعَشَّارِ وَ مَعِی مَالٌ فَیَسْتَحْلِفُنِی فَإِنْ حَلَفْتُ لَهُ تَرَکَنِی وَ إِنْ لَمْ أَحْلِفْ لَهُ فَتَّشَنِی وَ ظَلَمَنِی قَالَ احْلِفْ لَهُ قُلْتُ فَإِنَّهُ یَسْتَحْلِفُنِی بِالطَّلَاقِ قَالَ احْلِفْ لَهُ فَقُلْتُ فَإِنَّ الْمَالَ لَا یَکُونُ لِی قَالَ فَعَنْ مَالِ أَخِیکَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص رَدَّ طَلَاقَ ابْنِ عُمَرَ وَ قَدْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِیَ حَائِضٌ فَلَمْ یَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِکَ شَیْئاً.
ترجمه:
اسماعیل جعفی گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: «هنگامی که از مأموران عشر عبور میکنم و با خود مالی دارم، مرا سوگند میدهند؛ اگر سوگند بخورم، رهایم میکنند، و اگر سوگند نخورم، مرا بازرسی کرده و به من ظلم میکنند.» امام فرمودند: «سوگند بخور.» گفتم: «اگر مرا به طلاق سوگند دهند، چه کنم؟» فرمودند: «سوگند بخور.» گفتم: «اما مال متعلق به من نیست.» امام فرمودند: «سوگند را به نفع مال برادرت ادا کن. رسول خدا (ص) طلاق پسر عمر را که همسرش را سه طلاقه کرده بود در حالی که او در حالت حیض بود، نپذیرفت و آن را بیاعتبار دانست.»
27986- 6- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَا یَجُوزُ الطَّلَاقُ فِی اسْتِکْرَاهٍ وَ لَا تَجُوزُ یَمِینٌ فِی قَطِیعَةِ رَحِمٍ وَ لَا فِی شَیْءٍ مِنْ مَعْصِیَةِ اللَّهِ- وَ لَا یَجُوزُ عِتْقٌ فِی اسْتِکْرَاهٍ فَمَنْ حَلَفَ أَوْ حُلِّفَ فِی شَیْءٍ مِنْ هَذَا وَ فَعَلَهُ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ قَالَ وَ إِنَّمَا الطَّلَاقُ مَا أُرِیدَ بِهِ الطَّلَاقُ مِنْ غَیْرِ اسْتِکْرَاهٍ وَ لَا إِضْرَارٍ عَلَی الْعِدَّةِ وَ السُّنَّةِ عَلَی طُهْرٍ بِغَیْرِ جِمَاعٍ وَ شَاهِدَیْنِ فَمَنْ خَالَفَ هَذَا فَلَیْسَ طَلَاقُهُ وَ لَا یَمِینُهُ بِشَیْءٍ یُرَدُّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
یحیی بن عبدالله بن حسن از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «طلاق در حالت اجبار جایز نیست و سوگند به قطع رحم یا هر چیز دیگری که معصیت خداوند باشد نیز جایز نیست. همچنین عتق (آزاد کردن برده) در حالت اجبار جایز نیست. هر کس بر چیزی از این موارد سوگند بخورد یا مجبور به سوگند شود و آن را انجام دهد، بر او چیزی نیست.»
امام فرمودند: «طلاق زمانی معتبر است که با قصد طلاق انجام شود، بدون اجبار و بدون آسیب رساندن به عده و سنت؛ در حال پاکی، بدون نزدیکی، و با حضور دو شاهد. هر کس خلاف این را انجام دهد، نه طلاق او و نه سوگند او اعتباری ندارد و به کتاب خداوند عز و جل ارجاع داده میشود.»
27987- 7- (3)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ (4)قَالا إِنَّ مِنْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ الْحَلْفَ بِالطَّلَاقِ وَ النُّذُورَ فِی الْمَعَاصِی وَ کُلَّ یَمِینٍ بِغَیْرِ اللَّهِ تَعَالَی.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ هُنَا (6)وَ فِی الْأَیْمَانِ (7).
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در تفسیر "مجمع البیان" از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) در تفسیر آیهی «وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» (بقره 2: 168) نقل کرده است که فرمودند: «از گامهای شیطان، سوگند به طلاق، نذورات در گناهان و هر سوگندی است که به غیر از خداوند متعال یاد شود.»
1) الکافی 6- 127- 4، و أورد قطعة منه فی الحدیث 4 من الباب 37 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 74- 248.
3) مجمع البیان 1- 252.
4) البقرة 2- 168.
5) تقدم فی الباب 13 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الباب 37 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الباب 14 من أبواب الایمان، و یأتی ما یدلّ علیه فی الحدیث 7 من الباب 5 من أبواب العتق، و فی الحدیث 4 و 7 من الباب 6 من أبواب الظهار، و یأتی ما یدلّ علی بعض المقصود فی الباب 17 من أبواب النذر.
(1)19 بَابُ جَوَازِ طَلَاقِ الْأَخْرَسِ بِالْکِتَابَةِ وَ الْإِشَارَةِ وَ الْأَفْعَالِ الْمُفْهِمَةِ لَهُ مَعَ الْإِشْهَادِ وَ الشَّرَائِطِ وَ لَا یَجُوزُ طَلَاقُ وَلِیِّهِ عَنْهُ
ترجمه:
باب جواز طلاق فرد لال از طریق نوشتن، اشاره و اعمالی که مفهوم طلاق را منتقل کند، با حضور شاهدان و رعایت شرایط؛ و این که طلاق از جانب ولی او جایز نیست.
27988- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنِ الرَّجُلِ تَکُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ یَصْمُتُ وَ لَا یَتَکَلَّمُ قَالَ أَخْرَسُ هُوَ قُلْتُ نَعَمْ وَ یُعْلَمُ مِنْهُ بُغْضٌ لِامْرَأَتِهِ وَ کَرَاهَةٌ لَهَا أَ یَجُوزُ أَنْ یُطَلِّقَ عَنْهُ وَلِیُّهُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ یَکْتُبُ وَ یُشْهِدُ عَلَی ذَلِکَ قُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَإِنَّهُ لَا یَکْتُبُ وَ لَا یَسْمَعُ کَیْفَ یُطَلِّقُهَا قَالَ بِالَّذِی یُعْرَفُ بِهِ مِنْ أَفْعَالِهِ مِثْلِ مَا ذَکَرْتَ مِنْ کَرَاهَتِهِ وَ بُغْضِهِ لَهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْیَمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر بزنطی از امام رضا (ع) نقل کرده است که از ایشان پرسید درباره مردی که همسرش نزد او است، اما صامت و لال است و سخن نمیگوید. امام فرمودند: «آیا لال است؟» گفتم: «بله، و از رفتار او بغض و نارضایتی نسبت به همسرش معلوم میشود. آیا ولیّ او میتواند به جای او همسرش را طلاق دهد؟» امام فرمودند: «خیر، اما او باید بنویسد و شاهد بیاورد.»
عرض کردم: «خدا شما را سلامت بدارد، اگر او نمینویسد و نمیشنود، چگونه میتواند طلاق دهد؟» امام فرمودند: «با اعمالی که از او شناخته میشود، همچون آنچه که ذکر کردید از نارضایتی و بغض او نسبت به همسرش، میتواند این کار را انجام دهد.»
27989- 2- (5)وَ عَنْهُ (6)عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ طَلَاقِ الْخُرْسِ قَالَ یَلُفُّ قِنَاعَهَا عَلَی رَأْسِهَا وَ یَجْذِبُهُ.
ترجمه:
أبان بن عثمان گفت: از امام صادق (ع) درباره طلاق فرد لال پرسیدم. امام فرمودند: «[فرد لال] روسری همسرش را روی سر او میپیچد و آن را میکشد [بهعنوان نشانه طلاق].»
27990- 3- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ (2)قَالَ: طَلَاقُ الْأَخْرَسِ أَنْ یَأْخُذَ مِقْنَعَتَهَا وَ یَضَعَهَا عَلَی رَأْسِهَا وَ یَعْتَزِلَهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
سکونی نقل کرده است که طلاق فرد لال این است که روسری همسرش را برداشته و روی سر او قرار دهد و سپس از او دوری کند.
27991- 4- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یُونُسَ فِی رَجُلٍ أَخْرَسَ کَتَبَ فِی الْأَرْضِ بِطَلَاقِ امْرَأَتِهِ قَالَ إِذَا فَعَلَ فِی قُبُلِ الطُّهْرِ بِشُهُودٍ وَ فُهِمَ عَنْهُ کَمَا یُفْهَمُ عَنْ مِثْلِهِ وَ یُرِیدُ الطَّلَاقَ جَازَ طَلَاقُهُ عَلَی السُّنَّةِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5)وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
یونس درباره مردی لال که بر روی زمین نوشت که همسرش را طلاق داده است، نقل کرده است: «اگر این عمل را در زمان پاکی [زن] با حضور شاهدان انجام دهد و معنای آن همانگونه که از افراد مشابه او فهمیده میشود، درک شود و قصد طلاق داشته باشد، طلاق او بر طبق سنت صحیح خواهد بود.»
27992- 5- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ (عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ) (7)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْأَخْرَسِ أَنْ یَأْخُذَ مِقْنَعَتَهَا وَ یَضَعَهَا عَلَی رَأْسِهَا ثُمَّ یَعْتَزِلَهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْقِرَاءَةِ فِی الصَّلَاةِ عُمُوماً (8).
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «طلاق فرد لال این است که روسری همسرش را برداشته و روی سر او قرار دهد، سپس از او دوری کند.»
1) الکافی 6- 128- 3 و التهذیب 8- 74- 249 و الاستبصار 3- 301- 1066.
2) فی المصادر الثلاثة زیادة- عن أبی عبد اللّه (علیه السلام).
3) التهذیب 8- 92- 314 و الاستبصار 3- 301- 1067.
4) الکافی 6- 128- 4.
5) التهذیب 8- 74- 250، و الاستبصار 3- 301- 1068.
6) التهذیب 8- 92- 314، و الاستبصار 3- 301- 1067.
7) فی الاستبصار- علیّ بن أبی حمزة، عن أبی بصیر، عن أبی عبد اللّه (علیه السلام) و فی التهذیب- علیّ بن أبی حمزة، عن أبی عبد اللّه (علیه السلام).
8) تقدم فی الباب 59 من أبواب القراءة فی الصلاة.
(1)20 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ اجْتِمَاعُ الشَّاهِدَیْنِ فِی سَمَاعِ الصِّیغَةِ الْوَاحِدَةِ فَلَوْ تَفَرَّقَا بَطَلَ الطَّلَاقُ وَ لَوْ طَلَّقَ وَ لَمْ یُشْهِدْ ثُمَّ أَشْهَدَ کَانَ الْأَوَّلُ بَاطِلًا
ترجمه:
باب این که شرط است شاهدان در شنیدن یک صیغه طلاق حضور همزمان داشته باشند؛ بنابراین، اگر از یکدیگر جدا شوند طلاق باطل میشود. همچنین، اگر مرد طلاق دهد و شاهدی حاضر نباشد و سپس شاهد بیاورد، طلاق اول باطل خواهد بود.
27993- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ أَشْهَدَ الْیَوْمَ رَجُلًا ثُمَّ مَکَثَ خَمْسَةَ أَیَّامٍ ثُمَّ أَشْهَدَ آخَرَ فَقَالَ إِنَّمَا أُمِرَ أَنْ یُشْهَدَا جَمِیعاً.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر گفت: از امام کاظم (ع) درباره مردی پرسیدم که همسرش را در حالی که پاک بود و بدون نزدیکی طلاق داده و امروز یک شاهد آورده، سپس پنج روز بعد شاهد دیگری را احضار کرده است. امام فرمودند: «او مأمور بود که هر دو شاهد را بهطور همزمان حاضر کند.»
27994- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ تَفْرِیقِ الشَّاهِدَیْنِ فِی الطَّلَاقِ فَقَالَ نَعَمْ وَ تَعْتَدُّ مِنْ أَوَّلِ الشَّاهِدَیْنِ وَ قَالَ لَا یَجُوزُ حَتَّی یُشْهَدَا جَمِیعاً.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّفْرِیقِ فِی الِاسْتِشْهَادِ لَا فِی الْإِشْهَادِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْحُکْمَیْنِ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ هُنَا (6)وَ فِی أَقْسَامِ الطَّلَاقِ (7).
ترجمه:
محمد بن اسماعیل بن بزیع از امام رضا (ع) نقل کرده است که پرسید: «آیا تفرقه در شهادت دو شاهد در طلاق جایز است؟» امام فرمودند: «بله، و عده از اولین شاهد محاسبه میشود.» سپس فرمودند: «جایز نیست تا زمانی که هر دو شاهد بهطور همزمان حاضر باشند.»
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر تفرقه در استشهاد (شهادت گرفتن) و نه در اشهاد (حضور همزمان شاهدان) حمل کرده است. همچنین، این روایت ممکن است بر اساس تقیه تفسیر شود و قبلاً نیز مواردی که به این دو حکم دلالت داشت، بیان شده است. والله أعلم.
1) الباب 20 فیه حدیثان.
2) الکافی 6- 71- 1.
3) التهذیب 8- 50- 157، و الاستبصار 3- 285- 1005.
4) التهذیب 8- 50- 158، و الاستبصار 3- 285- 1006.
5) تقدم فی الباب 10 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الباب 22 و فی الحدیث 2 من الباب 23 و فی الحدیث 2 من الباب 24 و فی الحدیث 2 من الباب 31 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الحدیث 8 من الباب 1 فی الحدیث 5 من الباب 13 من أبواب أقسام الطلاق.یأتی فی الحدیث 8 من الباب 1 فی الحدیث 5 من الباب 13 من أبواب أقسام الطلاق.
(1)21 بَابُ أَنَّهُ لَا یُشْتَرَطُ فِی صِحَّةِ الطَّلَاقِ أَنْ یُقَالَ لِلشُّهُودِ اشْهَدُوا بَلْ یَکْفِی إِسْمَاعُهُمُ الصِّیغَةَ
ترجمه:
باب این که برای صحت طلاق لازم نیست به شاهدان گفته شود "شاهد باشید"، بلکه شنیدن صیغه توسط آنان کافی است.
27995- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ طَهُرَتْ مِنْ مَحِیضِهَا فَجَاءَ إِلَی جَمَاعَةٍ فَقَالَ فُلَانَةُ طَالِقٌ یَقَعُ عَلَیْهَا الطَّلَاقُ وَ لَمْ یَقُلِ اشْهَدُوا قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر گفت: از امام کاظم (ع) پرسیدم درباره مردی که همسرش از حیض پاک شده و او نزد گروهی آمده و گفته است: «فلانه طلاق داده شده است.» آیا این طلاق صحیح است حتی اگر نگفته باشد «شاهد باشید»؟ امام فرمودند: «بله.»
27996- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ طَهُرَتِ امْرَأَتُهُ مِنْ حَیْضِهَا فَقَالَ فُلَانَةُ طَالِقٌ وَ قَوْمٌ یَسْمَعُونَ کَلَامَهُ وَ لَمْ یَقُلْ لَهُمُ اشْهَدُوا أَ یَقَعُ الطَّلَاقُ عَلَیْهَا قَالَ نَعَمْ هَذِهِ شَهَادَةٌ.
ترجمه:
صفوان از امام رضا (ع) نقل کرده است که درباره مردی پرسیدند که همسرش از حیض پاک شده و او گفته است: «فلانه طلاق داده شده است.» در حالی که گروهی سخنان او را شنیدهاند اما به آنها نگفته است: «شاهد باشید.» آیا این طلاق صحیح است؟ امام فرمودند: «بله، این شنیدن، شهادت محسوب میشود.»
27997- 3- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْیَمَ قَالَ: سَأَلْتُهُ وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ وَ زَادَ أَ فَتُتْرَکُ مُعَلَّقَةً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ بِعُمُومِهِ وَ إِطْلَاقِهِ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (7).
ترجمه:
علی بن احمد بن اشیم گفت: از او پرسیدم و همان مطلب را ذکر کردم، و اضافه کردم: «آیا باید او [زن] بلاتکلیف باقی بماند؟»
(1)22 بَابُ أَنَّهُ یَکْفِی شَاهِدَانِ فِی صِحَّةِ طَلَاقِ امْرَأَتَیْنِ فَصَاعِداً بِصِیغَةٍ وَاحِدَةٍ وَ بِصِیغَتَیْنِ وَ أَکْثَرَ مَعَ سَمَاعِ الشَّاهِدَیْنِ کُلَّ صِیغَةٍ مِنْهَا
ترجمه:
باب این که برای صحت طلاق دو زن یا بیشتر، شاهد بودن دو شاهد کفایت میکند؛ چه با یک صیغه و چه با دو صیغه یا بیشتر، به شرط آن که شاهدان هر یک از صیغهها را شنیده باشند.
27998- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ أَحْضَرَ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ وَ أَحْضَرَ امْرَأَتَیْنِ لَهُ وَ هُمَا طَاهِرَتَانِ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ ثُمَّ قَالَ اشْهَدَا أَنَّ امْرَأَتَیَّ هَاتَیْنِ طَالِقٌ وَ هُمَا طَاهِرَتَانِ أَ یَقَعُ الطَّلَاقُ قَالَ نَعَمْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
زراره گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: «نظر شما چیست درباره مردی که دو شاهد عادل حاضر کند و دو همسر خود را که پاک و بدون نزدیکی هستند نیز حاضر سازد، سپس بگوید: "شاهد باشید که این دو همسر من طلاق داده شدهاند و آنها پاک هستند." آیا طلاق واقع میشود؟» امام فرمودند: «بله.»
(6)23 بَابُ أَنَّهُ لَا یُشْتَرَطُ فِی وُقُوعِ الطَّلَاقِ مَعْرِفَةُ الشَّاهِدَیْنِ لِلرَّجُلِ وَ لَا الْمَرْأَةِ
ترجمه:
باب این که برای وقوع طلاق، لازم نیست که شاهدان مرد یا زن را بشناسند.
27999- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ أَرْبَعَ نِسْوَةٍ فِی عَقْدَةٍ وَاحِدَةٍ أَوْ قَالَ فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ وَ مُهُورُهُنَّ مُخْتَلِفَةٌ قَالَ جَائِزٌ لَهُ وَ لَهُنَّ قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنْ هُوَ خَرَجَ إِلَی بَعْضِ الْبُلْدَانِ
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ بِعُمُومِهِ وَ إِطْلَاقِهِ بَلْ بِالنَّصِّ عَلَی حَصْرِ شَرَائِطِ الطَّلَاقِ وَ الْحُکْمِ بِوُقُوعِهِ عِنْدَ اجْتِمَاعِهَا (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
ابوبصیر مرادی گفت: از امام باقر (ع) پرسیدم درباره مردی که چهار زن را در یک عقد یا در یک مجلس عقد کرده است و مهریههای آنان متفاوت است. امام فرمودند: «برای او و آنان جایز است.»
گفتم: «اگر او به شهری سفر کرد و یکی از چهار زن را طلاق داد و گروهی از اهالی آن شهر را برای طلاق شاهد گرفت، در حالی که آنان زن را نمیشناختند، و سپس پس از پایان عده زن مطلقه، با زنی از اهل همان شهر ازدواج کرد و پس از ورود به آن زن از دنیا رفت، چگونه میراث او تقسیم میشود؟» امام فرمودند:
«اگر او فرزند داشته باشد، زنی که اخیراً با او از اهل آن شهر ازدواج کرده است، یک چهارم یک هشتم آنچه را بهجا گذاشته دریافت میکند. و اگر زنی که از چهار زن طلاق داده شده، بهصورت مشخص با نام و نسب شناخته شود، او از میراث سهمی ندارد و باید عده نگه دارد. سه زن دیگر سه چهارم یک هشتم میراث او را تقسیم میکنند و آنان نیز باید عده نگه دارند.
و اگر زنی که از چهار زن طلاق داده شده، شناخته نشود، تمام زنان، سه چهارم یک هشتم میراث او را بهطور مشترک تقسیم میکنند و همه آنان باید عده نگه دارند.»
میگویم: آنچه که بهطور کلی و مطلق بیان شده است، این حکم را تأیید میکند، و نص بر انحصار شرایط طلاق و حکم وقوع آن در صورت فراهم بودن شرایط دلالت دارد. والله أعلم.
28000- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ خُلْعٌ وَ لَا تَخْیِیرٌ وَ لَا مُبَارَاةٌ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنَ الْمَرْأَةِ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ شَاهِدَیْنِ یَعْرِفَانِ الرَّجُلَ وَ یَرَیَانِ الْمَرْأَةَ وَ یَحْضُرَانِ التَّخْیِیرَ وَ إِقْرَارَ الْمَرْأَةِ أَنَّهَا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ یَوْمَ خَیَّرَهَا قَالَ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ مَا إِقْرَارُ الْمَرْأَةِ هَاهُنَا قَالَ (یَشْهَدُ الشَّاهِدَانِ) (5)عَلَیْهَا بِذَلِکَ لِلرَّجُلِ (حِذَارَ أَنْ
1) تقدم فی الباب 10 من هذه الأبواب و فی أکثر الأحادیث الواردة بذیلها.
2) یأتی فی الحدیث 23 من الباب 29 من هذه الأبواب. و فی الحدیث 5 و 8 من الباب 1، و فی الحدیث 1 و 2 من الباب 2، و فی الحدیث 7 من الباب 3، و فی الحدیث 1 من الباب 16 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الحدیث 1 و 19 من الباب 15 من أبواب العدد.
3) التهذیب 8- 93- 319.
4) التهذیب 8- 99- 334، و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 6 من أبواب الخلع و المبارات.
5) فی المصدر- تشهد الشاهدین.
یَأْتِیَ بَعْدُ فَیَدَّعِیَ) (1)أَنَّهُ خَیَّرَهَا وَ هِیَ طَامِثٌ فَیَشْهَدَانِ عَلَیْهَا بِمَا سَمِعَا مِنْهَا الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ إِمَّا عَلَی الِاسْتِحْبَابِ وَ الِاحْتِیَاطِ لِیُمْکِنَ الْإِثْبَاتُ عِنْدَ الْإِنْکَارِ بَلْ هُوَ ظَاهِرٌ فِی ذَلِکَ عَلَی أَنَّهُ مَخْصُوصٌ بِالْخُلْعِ وَ الْمُبَارَأَةِ إِذِ الطَّلَاقُ غَیْرُ مَذْکُورٍ فِیهِ أَصْلًا وَ إِمَّا عَلَی أَنَّ إِقَامَةَ الشَّهَادَةِ وَ إِثْبَاتَ الْخُلْعِ وَ الْمُبَارَأَةِ مَوْقُوفَانِ عَلَی الْمَعْرِفَةِ بِالزَّوْجَیْنِ وَ إِنْ حَصَلَتْ بَعْدَ الْإِشْهَادِ وَ إِنْ کَانَ صِحَّةُ الطَّلَاقِ وَ الْخُلْعِ وَ الْمُبَارَأَةِ غَیْرَ مَوْقُوفَةٍ عَلَی مَعْرِفَةِ الشَّاهِدَیْنِ بِالزَّوْجَیْنِ وَ حُکْمُ التَّخْیِیرِ فِیهِ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ کَمَا مَضَی (2)وَ یَأْتِی (3).
ترجمه:
حمران از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «خلع، تخییر و مبارات تنها در حال پاکی زن و بدون نزدیکی، و با حضور دو شاهد که مرد را بشناسند، زن را ببینند و در زمان تخییر حاضر باشند، جایز است. همچنین، زن باید اقرار کند که در زمان تخییر، در حال پاکی و بدون نزدیکی بوده است.»
محمد بن مسلم پرسید: «اقرار زن در این مورد چگونه است؟» امام فرمودند: «شاهدان باید بر این اقرار زن گواهی دهند، تا مبادا بعداً ادعا شود که تخییر در حالت حیض انجام شده است. شاهدان باید بر آنچه از زن شنیدهاند، شهادت دهند.»
میگویم: این روایت ممکن است بر اساس استحباب و احتیاط باشد تا در صورت انکار، امکان اثبات وجود داشته باشد. همچنین، این حکم ممکن است مختص خلع و مبارات باشد، زیرا طلاق بهطور خاص در آن ذکر نشده است. یا ممکن است مربوط به تأیید خلع و مبارات از طریق شهادت و شناسایی زوجین باشد، حتی اگر این شناخت پس از اشهاد حاصل شود. با این حال، صحت طلاق، خلع و مبارات وابسته به شناسایی زوجین توسط شاهدان نیست. حکم تخییر نیز ممکن است بر اساس تقیه صادر شده باشد، همانگونه که بیان شده است. والله أعلم.
(4)24 بَابُ أَنَّ الْغَائِبَ إِذَا قَدِمَ فَطَلَّقَ لَمْ یَقَعِ الطَّلَاقُ حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّهَا طَاهِرٌ طُهْراً لَمْ یُجَامِعْهَا فِیهِ
ترجمه:
باب این که اگر مردی غایب بازگردد و همسرش را طلاق دهد، طلاق او معتبر نیست تا بداند که همسرش در حال پاکی است و در آن حالت پاکی با او نزدیکی نکرده است.
28001- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحَکَمِ بْنِ مِسْکِینٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَابَ الرَّجُلُ عَنِ امْرَأَتِهِ سَنَةً أَوْ سَنَتَیْنِ أَوْ أَکْثَرَ ثُمَّ قَدِمَ وَ أَرَادَ طَلَاقَهَا وَ کَانَتْ حَائِضاً تَرَکَهَا حَتَّی تَطْهُرَ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا.
ترجمه:
معاویه بن عمار از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «اگر مردی یک سال، دو سال یا بیشتر از همسرش دور باشد و سپس بازگردد و بخواهد او را طلاق دهد، و همسرش در حالت حیض باشد، باید صبر کند تا او پاک شود و سپس او را طلاق دهد.»
28002- 2- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَجَّاجٍ الْخَشَّابِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ کَانَ فِی سَفَرٍ فَلَمَّا دَخَلَ الْمِصْرَ جَاءَ مَعَهُ بِشَاهِدَیْنِ فَلَمَّا اسْتَقْبَلَتْهُ امْرَأَتُهُ عَلَی الْبَابِ أَشْهَدَهُمَا عَلَی طَلَاقِهَا قَالَ لَا یَقَعُ بِهَا طَلَاقٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی کَوْنِهَا حَائِضاً أَوْ فِی طُهْرٍ جَامَعَهَا فِیهِ ذَکَرَهُ الشَّیْخُ وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3)وَ الْحَدِیثُ الْأَوَّلُ قَرِینَةٌ عَلَی مَا قُلْنَاهُ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الْإِنْکَارِ وَ عَلَی الْکَرَاهَةِ.
ترجمه:
حجاج خشاب گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که در سفر بود و پس از ورود به شهر، همراه با دو شاهد آمد. وقتی همسرش او را در دروازه ملاقات کرد، وی آن دو شاهد را بر طلاق همسرش گواه گرفت. امام فرمودند: «طلاق او بر همسرش واقع نمیشود.»
میگویم: این حکم بر این مبنا حمل شده است که زن یا در حالت حیض بوده یا در طهری که در آن نزدیکی رخ داده است. این نکته را شیخ ذکر کرده و قبلاً مواردی وجود داشته که بر این موضوع دلالت دارند. و حدیث اول، قرینهای بر آن چیزی است که گفتیم و احتمال دارد که این حکم بر مبنای انکار یا بر مبنای کراهت باشد.
و حدیث اول، قرینهای بر آن چیزی است که گفتیم و احتمال دارد که این حکم بر مبنای انکار یا بر مبنای کراهت باشد.
(4)25 بَابُ جَوَازِ طَلَاقِ زَوْجَةِ الْغَائِبِ وَ الصَّغِیرَةِ وَ غَیْرِ الْمَدْخُولِ بِهَا وَ الْحَامِلِ وَ الْیَائِسَةِ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ إِنْ کَانَ فِی الْحَیْضِ أَوْ فِی طُهْرِ الْجِمَاعِ
ترجمه:
باب جواز طلاق همسر غائب، صغیره، غیر مدخول بها، باردار و یائسه در هر حال، حتی در حالت حیض یا طهری که جماع در آن اتفاق افتاده است.
28003- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: خَمْسٌ یُطَلَّقْنَ عَلَی کُلِّ حَالٍ الْحَامِلُ الْمُتَبَیِّنُ حَمْلُهَا وَ الَّتِی لَمْ یَدْخُلْ بِهَا زَوْجُهَا وَ الْغَائِبُ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ الَّتِی قَدْ جَلَسَتْ (6)عَنِ الْمَحِیضِ.
ترجمه:
از اسماعیل بن جابر جعفی، از امام باقر علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: پنج گروه از زنان در هر شرایطی طلاق داده میشوند: زن بارداری که حمل او آشکار است، زنی که شوهرش با او همبستر نشده است، زنی که شوهرش از او غائب است، زنی که به سن حیض نرسیده است، و زنی که از حیض بازنشسته است.
28004- 2- (7)قَالَ الصَّدُوقُ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ.
1) التهذیب 8- 63- 207، و الاستبصار 3- 296- 1045.
2) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 13 من أبواب القسم و النشوز و فی البابین 7 و 9 و فی الحدیثین 1 و 3 من الباب 16 و فی الحدیث 6 من الباب 18 و فی الحدیث 1 من الباب 20 و فی الحدیث 1 من الباب 22 و فی الحدیث 2 من الباب 23 من هذه الأبواب.
3) یأتی فی الأحادیث 5 و 15 و 28 من الباب 29 و فی الحدیثین 8 و 15 من الباب 41. من هذه الأبواب و فی البابین 1 و 2 و فی الحدیثین 8 و 15 من الباب 3 و فی الحدیث 3 من الباب 4 و فی الحدیث 1 من الباب 5 و فی الباب 14 و فی الحدیث 3 من الباب 17 من أبواب أقسام الطلاق و فی الباب 13 و فی الأحادیث 1 و 15 و 19 من الباب 15 من أبواب العدد، و فی الباب 6 من أبواب الخلع و المباراة.
4) الباب 25 فیه 5 أحادیث.
5) الفقیه 3- 516- 4808.
6) فی المصدر- حبست.
7) الفقیه 3- 517- 4809.
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ نَحْوَهُ إِلَّا أَنَّهُ أَسْقَطَ لَفْظَ الْمُتَبَیِّنُ حَمْلُهَا (1)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَمِیلٍ نَحْوَهُ (2)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ نَحْوَهُ (3)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
مرحوم صدوق گفته است: و در خبری دیگر آمده است که زنی که از حیض مأیوس شده است نیز طلاق داده میشود.
28005- 3- (5)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا بَأْسَ بِطَلَاقِ خَمْسٍ عَلَی کُلِّ حَالٍ الْغَائِبِ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ الَّتِی لَمْ یَدْخُلْ بِهَا زَوْجُهَا وَ الْحُبْلَی وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: اشکالی ندارد که پنج گروه از زنان در هر حال طلاق داده شوند: زنی که شوهرش از او غائب است، زنی که به سن حیض نرسیده است، زنی که شوهرش با او همبستر نشده است، زن باردار و زنی که از حیض مأیوس شده است.
28006- 4- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ وَ غَیْرِهِمَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: خَمْسٌ یُطَلِّقُهُنَّ أَزْوَاجُهُنَّ مَتَی شَاءُوا الْحَامِلُ الْمُسْتَبِینُ حَمْلُهَا وَ الْجَارِیَةُ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ الْمَرْأَةُ الَّتِی قَدْ قَعَدَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ الْغَائِبُ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا.
ترجمه:
از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام روایت شده است که فرمودند: پنج گروه از زنان هستند که شوهرانشان هر وقت بخواهند میتوانند آنها را طلاق دهند: زن بارداری که حمل او آشکار باشد، دختر جوانی که هنوز حیض نشده است، زنی که از حیض بازنشسته است، زنی که شوهرش از او غائب است، و زنی که با او همبستر نشدهاند.
28007- 5- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْخِصَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ
عَبْدِ اللَّهِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: خَمْسٌ یُطَلَّقْنَ عَلَی کُلِّ حَالٍ الْحَامِلُ وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا وَ الْغَائِبُ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ الَّتِی لَمْ تَبْلُغِ الْمَحِیضَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
از حماد بن عثمان، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: پنج گروه از زنان در هر حال طلاق داده میشوند: زن باردار، زنی که از حیض مأیوس شده است، زنی که با او همبستر نشدهاند، زنی که شوهرش از او غائب است، و زنی که به سن حیض نرسیده است.
(2)26 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ لِلْغَائِبِ أَنْ یُطَلِّقَ زَوْجَتَهُ بَعْدَ شَهْرٍ مَا لَمْ یَعْلَمْ حِینَئِذٍ کَوْنَهَا فِی طُهْرِ الْجِمَاعِ أَوْ فِی الْحَیْضِ إِلَّا مَا اسْتُثْنِیَ وَ إِنِ اتَّفَقَ ذَلِکَ
ترجمه:
باب جواز اینکه مرد غائب میتواند همسرش را بعد از یک ماه(دوری از او) طلاق دهد، به شرط آنکه در آن هنگام نداند او در طهر جماع یا در حالت حیض است، مگر مواردی که استثنا شده و حتی اگر چنین اتفاقی بیفتد.
28008- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ قَالَ یَجُوزُ طَلَاقُهُ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا.
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از یکی از امامان علیهماالسلام روایت شده است که فرمود: از ایشان درباره مردی که همسرش را طلاق میدهد در حالی که غائب است، سؤال کردم. فرمودند: طلاق او در هر حال جایز است و همسرش از روزی که او را طلاق داده است، عده نگه میدارد.
28009- 2- (4)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ بُکَیْرٍ قَالَ اشْهَدْ عَلَی أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنِّی سَمِعْتُهُ یَقُولُ الْغَائِبُ یُطَلِّقُ بِالْأَهِلَّةِ وَ الشُّهُورِ.
ترجمه:
از بکیر نقل شده است که گفت: شهادت میدهم بر امام باقر علیهالسلام که شنیدم ایشان میفرمودند: مرد غائب با استفاده از هلال ماهها و شمارش ماهها طلاق میدهد.
28010- 3- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ وَ حُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْغَائِبُ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا تَرَکَهَا شَهْراً.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ مِثْلَهُ (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از اسحاق بن عمار، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: مرد غائب هنگامی که بخواهد همسرش را طلاق دهد، او را یک ماه رها میکند.
28011- 4- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْأَشْعَرِیِّ قَالَ: کَتَبَ بَعْضُ مَوَالِینَا إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ ع مَعِی أَنَّ امْرَأَةً عَارِفَةً أَحْدَثَ زَوْجُهَا فَهَرَبَ مِنَ الْبِلَادِ فَتَبِعَ الزَّوْجَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَرْأَةِ فَقَالَ إِمَّا طَلَّقْتَ وَ إِمَّا رَدَدْتُکَ فَطَلَّقَهَا وَ مَضَی الرَّجُلُ عَلَی وَجْهِهِ فَمَا تَرَی لِلْمَرْأَةِ فَکَتَبَ بِخَطِّهِ تَزَوَّجِی یَرْحَمُکِ اللَّهُ.
ترجمه:
از محمد بن حسن اشعری نقل شده است که گفت: برخی از موالی ما نامهای به همراه من برای امام باقر علیهالسلام نوشتند که در آن آمده بود زنی مؤمنه از شوهرش حادثهای دیده بود که او از شهر فرار کرد. برخی از خانواده زن، شوهر را دنبال کردند و به او گفتند: یا طلاق بده یا بازگرد. پس شوهر او را طلاق داد و از آنجا رفت. درباره وضعیت زن چه نظری دارید؟ امام باقر علیهالسلام در پاسخ با خط خود نوشتند: ازدواج کن، خدا تو را رحمت کند.
28012- 5- (4)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ أَبِی حَمْزَةَ مَتَی یُطَلِّقُ الْغَائِبُ فَقَالَ حَدَّثَنِی إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ- أَوْ رَوَی إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع- أَوْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ إِذَا مَضَی لَهُ شَهْرٌ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5)وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از ابن سماعه نقل شده است که گفت: از محمد بن ابی حمزه پرسیدم، مرد غائب چه زمانی میتواند همسرش را طلاق دهد؟ او گفت: اسحاق بن عمار به من خبر داد - یا اسحاق بن عمار از امام صادق علیهالسلام یا امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است - که فرمودند: زمانی که یک ماه بگذرد.
28013- 6- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ (هَاشِمِ بْنِ حَیَّانَ) (7)أَبِی سَعِیدٍ الْمُکَارِی عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ
ع الرَّجُلُ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ فَیَعْلَمُ أَنَّهُ یَوْمَ طَلَّقَهَا کَانَتْ طَامِثاً قَالَ یَجُوزُ.
ترجمه:
از ابو بصیر نقل شده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: مردی همسرش را طلاق میدهد در حالی که غائب است، و سپس متوجه میشود که در روز طلاق، همسرش در حالت حیض بوده است. امام فرمودند: طلاق او جایز است.
28014- 7- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الرَّجُلُ إِذَا خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ إِلَی السَّفَرِ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَ حَتَّی تَمْضِیَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
أَقُولُ: یَأْتِی وَجْهُهُ (2).
ترجمه:
از جمیل بن دراج، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: مردی که از منزل خود به سفر میرود، نمیتواند همسرش را طلاق دهد مگر پس از گذشت سه ماه.
28015- 8- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی إِبْرَاهِیمَ ع الْغَائِبُ الَّذِی یُطَلِّقُ أَهْلَهُ کَمْ غَیْبَتُهُ قَالَ خَمْسَةُ أَشْهُرٍ سِتَّةُ أَشْهُرٍ قَالَ (4)حَدٌّ دُونَ ذَا قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ (5)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَنْ لَا تَحِیضُ إِلَّا فِی کُلِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ أَوْ خَمْسَةٍ أَوْ سِتَّةٍ لِمَا تَقَدَّمَ (6)وَ یَجُوزُ حَمْلُهُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ وَ الِاسْتِظْهَارِ کَمَا یُفْهَمُ مِنَ الصَّدُوقِ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ اعْتَبَرَ أَوَّلًا سِتَّةَ أَشْهُرٍ فَلَمَّا رَاجَعَهُ اکْتَفَی بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ وَ لَعَلَّهُ لَوْ رَاجَعَهُ ثَانِیاً اکْتَفَی بِشَهْرٍ وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَدِیثٌ أَنَّ لِکُلِّ شَهْرٍ حَیْضَةً (7)وَ تَقَدَّمَ أَیْضاً مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ (8)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (9).
ترجمه:
از اسحاق بن عمار نقل شده است که گفت: به امام کاظم علیهالسلام عرض کردم: مدت غیبت مردی که میخواهد همسرش را طلاق دهد چقدر است؟ فرمودند: پنج ماه، شش ماه. سپس فرمودند: مدتی کمتر از این؟ فرمودند: سه ماه.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را به زنی که حیض او در هر سه ماه یا پنج یا شش ماه اتفاق میافتد، حمل کرده است، با توجه به آنچه پیشتر آمده است. و میتوان آن را به استحباب و احتیاط حمل کرد، همانطور که از دیدگاه مرحوم صدوق نیز فهمیده میشود. آیا نمیبینید که ابتدا شش ماه را در نظر گرفت و هنگامی که بازنگری کرد به سه ماه اکتفا کرد و احتمالاً اگر بازنگری دیگری انجام میداد به یک ماه اکتفا میکرد. و پیشتر حدیثی آمده بود که هر ماه یک حیض دارد.
1) التهذیب 8- 62- 203.
2) یأتی فی الحدیث 8 من هذا الباب.
3) التهذیب 8- 62- 204.
4) فی المصدر- قلت" و هو الصواب".
5) الفقیه 3- 503- 4767.
6) تقدم فی الحدیث 3 و 5 من هذا الباب.
7) تقدم فی الباب 9 من أبواب الحیض.
8) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 14 و فی الباب 25 من هذه الأبواب.
9) یأتی فی الباب 28 من هذه الأبواب، و فی الباب 26 من أبواب العدد.
28016- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبِی الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع طَلَاقُ الْحُبْلَی وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
از ابو بصیر مرادی نقل شده است که گفت: امام صادق علیهالسلام فرمودند: طلاق زن باردار یک طلاق است و مهلت او این است که حمل خود را به دنیا آورد، و این نزدیکترین مهلت از دو مهلت است.
28017- 2- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْحُبْلَی تُطَلَّقُ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ مِثْلَهُ (4)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از ابو بصیر، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: زن باردار با یک طلاق طلاق داده میشود.
28018- 3- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا بَأْسَ بِطَلَاقِ خَمْسٍ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ عَدَّ مِنْهُنَّ الْحُبْلَی.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: اشکالی ندارد که پنج گروه از زنان در هر حال طلاق داده شوند، و از جمله آنان زن باردار است.
28019- 4- (7)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ
1) الباب 27 فیه 4 أحادیث.
2) الکافی 6- 82- 6، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 9 من أبواب العدد.
3) الکافی 6- 81- 1، و أورده فی الحدیث 4 من الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق.
4) التهذیب 8- 70- 233، و الاستبصار 3- 298- 1055.
5) الکافی 6- 81- 4.
6) الکافی 6- 79- 2، و أورده بتمامه فی الحدیث 3 من الباب 25 من هذه الأبواب.
7) الکافی 6- 82- 6، و أورده فی الحدیث 6 من الباب 9 من أبواب العدد.
الْحُبْلَی وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
و به اسناد از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: طلاق زن باردار یک طلاق است و مهلت او این است که حمل خود را به دنیا آورد، و این نزدیکترین مهلت از دو مهلت است.
(3)28 بَابُ أَنَّ الْحَاضِرَ إِذَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَی مَعْرِفَةِ حَالِ الزَّوْجَةِ فِی الْحَیْضِ وَ الطُّهْرِ فَحُکْمُهُ حُکْمُ الْغَائِبِ یَجُوزُ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا بَعْدَ مُضِیِّ شَهْرٍ
ترجمه:
باب اینکه اگر مرد حاضر نتواند از وضعیت همسر خود در حیض و طهر آگاه شود، حکم او همانند مرد غائب است و میتواند او را پس از گذشت یک ماه طلاق دهد.
28020- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً سِرّاً مِنْ أَهْلِهَا (5)وَ هِیَ فِی مَنْزِلِ أَهْلِهَا (6)وَ قَدْ أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا وَ لَیْسَ یَصِلُ إِلَیْهَا فَیَعْلَمَ (7)طَمْثَهَا إِذَا طَمِثَتْ وَ لَا یَعْلَمُ بِطُهْرِهَا إِذَا طَهُرَتْ قَالَ فَقَالَ هَذَا مِثْلُ الْغَائِبِ عَنْ أَهْلِهِ یُطَلِّقُ (8)بِالْأَهِلَّةِ وَ الشُّهُورِ قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنْ کَانَ یَصِلُ إِلَیْهَا الْأَحْیَانَ وَ الْأَحْیَانَ لَا یَصِلُ إِلَیْهَا فَیَعْلَمَ حَالَهَا کَیْفَ یُطَلِّقُهَا قَالَ إِذَا مَضَی لَهُ شَهْرٌ لَا یَصِلُ إِلَیْهَا فِیهِ یُطَلِّقُهَا إِذَا نَظَرَ إِلَی غُرَّةِ الشَّهْرِ الْآخَرِ بِشُهُودٍ وَ یَکْتُبُ الشَّهْرَ الَّذِی یُطَلِّقُهَا فِیهِ وَ یُشْهِدُ عَلَی طَلَاقِهَا رَجُلَیْنِ فَإِذَا مَضَی ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ عَلَیْهِ نَفَقَتُهَا فِی تِلْکَ الثَّلَاثَةِ الْأَشْهُرِ الَّتِی تَعْتَدُّ فِیهَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (9).
ترجمه:
از عبدالرحمن بن حجاج نقل شده است که گفت: از امام کاظم علیهالسلام درباره مردی که بهطور پنهانی از خانواده زنش ازدواج کرده و زن در خانه خانوادهاش زندگی میکند، پرسیدم. این مرد میخواهد او را طلاق دهد، اما نمیتواند به او دسترسی پیدا کند تا از وضعیت حیض و طهر او اطلاع یابد. امام فرمودند: این مرد همانند کسی است که از خانوادهاش غائب باشد، و میتواند با استفاده از هلال ماهها و شمارش ماهها او را طلاق دهد.
گفتم: اگر گاهی به او دسترسی پیدا کند و گاهی نتواند، پس از کجا از وضعیت او آگاه شود؟ امام فرمودند: اگر یک ماه کامل به او دسترسی نداشته باشد، میتواند در ابتدای ماه بعدی با حضور شاهدان و ذکر ماه طلاق، همسرش را طلاق دهد. همچنین دو شاهد مرد را بر طلاق او گواه بگیرد. اگر سه ماه بگذرد، زن از او جدا شده است و او میتواند مانند مردان خواستگار باشد، و در این سه ماه که زن عده نگه میدارد، تأمین نفقه او بر عهده مرد است.
1) تقدم فی الباب 25 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الأبواب 9 و 10 و 11 و 25 من أبواب العدد.
3) الباب 28 فیه حدیثان.
4) الکافی 6- 86- 1، التهذیب 8- 69- 229.
5) فی الفقیه- أهله (هامش المخطوط).
6) فی الفقیه- أهله (هامش المخطوط).
7) فی نسخة- لیعلم.
8) فی المصدر- یطلقها.
9) الفقیه 3- 516- 4807.
28021- 2- (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ کَیْسَانَ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی الرَّجُلِ [ع] (2)أَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ لَهُ امْرَأَةٌ مِنْ نِسَاءِ هَؤُلَاءِ الْعَامَّةِ وَ أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا وَ قَدْ کَتَمَتْ حَیْضَهَا وَ طُهْرَهَا مَخَافَةَ الطَّلَاقِ فَکَتَبَ ع یَعْتَزِلُهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ (ثُمَّ یُطَلِّقُهَا) (3).
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ إِمَّا عَلَی الِاسْتِحْبَابِ وَ الِاسْتِظْهَارِ وَ إِمَّا عَلَی مَنْ تَحِیضُ فِی کُلِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مَرَّةً لِمَا مَرَّ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ (4).
ترجمه:
از حسن بن علی بن کیسان نقل شده است که گفت: به امام علیهالسلام نامه نوشتم و درباره مردی سؤال کردم که همسری از زنان عامه دارد و قصد طلاق او را دارد، اما زن حیض و طهر خود را مخفی میکند تا از طلاق جلوگیری کند. امام نوشتند: سه ماه از او کنارهگیری کند (و سپس او را طلاق دهد).
میگویم: این روایت یا بر اساس استحباب و احتیاط حمل میشود، یا بر اساس زنی که در هر سه ماه یک بار حیض میشود، با توجه به آنچه که قبلاً ذکر شد، و خداوند داناتر است.
(5)29 بَابُ أَنَّ مَنْ طَلَّقَ مَرَّتَیْنِ أَوْ ثَلَاثاً أَوْ أَکْثَرَ مُرْسَلَةً مِنْ غَیْرِ رَجْعَةٍ وَقَعَتْ وَاحِدَةٌ مَعَ الشَّرَائِطِ وَ بَطَلَ لَا مَعَهَا
ترجمه:
باب اینکه کسی که دو بار، سه بار یا بیشتر طلاق دهد به صورت پیدرپی و بدون رجوع، یک طلاق با رعایت شرایط معتبر است و بدون رعایت شرایط، باطل میشود.
28022- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ الْأَسَدِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ وَ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ جَمِیعاً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الطَّلَاقُ ثَلَاثاً فِی غَیْرِ عِدَّةٍ إِنْ کَانَتْ عَلَی طُهْرٍ فَوَاحِدَةٌ وَ إِنْ لَمْ تَکُنْ (7)عَلَی طُهْرٍ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
از عمر بن حنظله، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: طلاق سهگانه در غیر عده، اگر در حالت طهر باشد، یک طلاق محسوب میشود و اگر در حالت طهر نباشد، هیچ اعتباری ندارد.
28023- 2- (8)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ
جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ وَ هِیَ طَاهِرٌ قَالَ هِیَ وَاحِدَةٌ.
ترجمه:
از زراره، از یکی از امامان علیهماالسلام روایت شده است که فرمود: از ایشان درباره مردی سؤال کردم که همسرش را در یک مجلس سه بار طلاق داد و او در حالت طهر بود. امام فرمودند: این یک طلاق محسوب میشود.
28024- 3- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ (عَنْ زُرَارَةَ) (2)عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِی یُطَلِّقُ فِی حَالِ طُهْرٍ فِی مَجْلِسٍ ثَلَاثاً قَالَ هِیَ وَاحِدَةٌ.
ترجمه:
از زراره، از یکی از امامان علیهماالسلام روایت شده است که فرمود: از ایشان درباره کسی که در حالت طهر در یک مجلس سه بار طلاق میدهد سؤال کردم. امام فرمودند: این یک طلاق محسوب میشود.
28025- 4- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (4)عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: قُلْتُ فَطَلَّقَهَا ثَلَاثاً فِی مَقْعَدٍ قَالَ تُرَدُّ إِلَی السُّنَّةِ فَإِذَا مَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ.
ترجمه:
از شهاب بن عبد ربه، از امام صادق علیهالسلام در حدیثی نقل شده است که فرمود: گفتم اگر در یک مجلس او را سه بار طلاق دهد؟ فرمودند: طلاق به سنت بازگردانده میشود، و زمانی که سه ماه یا سه قرء بگذرد، زن با یک طلاق از او جدا شده است.
28026- 5- (5)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْکَلْبِیِّ النَّسَّابَةِ عَنِ الصَّادِقِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ فَقَالَ وَیْحَکَ أَ مَا تَقْرَأُ سُورَةَ الطَّلَاقِ قُلْتُ بَلَی قَالَ فَاقْرَأْ فَقَرَأْتُ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ (6)فَقَالَ أَ تَرَی هَاهُنَا نُجُومَ السَّمَاءِ قُلْتُ لَا فَقُلْتُ فَرَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ ثَلَاثاً فَقَالَ
1) الکافی 6- 71- 2، التهذیب 8- 52- 168، و الاستبصار 3- 285- 1007.
2) لیس فی الاستبصار.
3) الکافی 6- 125- 5، أورد تمامه فی الحدیث 2 من الباب 35 من هذه الأبواب.
4) فی المصدر زیادة- عن الحسن بن صالح.
5) الکافی 1- 350- 6، و أورد قطعة منه فی الحدیث 2 من الباب 2 من أبواب الماء المضاف، و قطعة فی الحدیث 4 من الباب 38 من أبواب الوضوء و قطعة منه فی الحدیث 8 من الباب 2 من أبواب الأطعمة المحرمة.
6) الطلاق 65- 1.
تُرَدُّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ ثُمَّ قَالَ لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَیْنِ مَقْبُولَیْنِ.
ترجمه:
از کلبی نسابه، از امام صادق علیهالسلام در حدیثی نقل شده است که فرمود: به ایشان گفتم: مردی به همسرش گفت: «تو به تعداد ستارگان آسمان طلاق داده شدی.» امام فرمودند: «وای بر تو! آیا سوره طلاق را نمیخوانی؟» گفتم: «چرا.» فرمود: «پس بخوان.» من خواندم: «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ.» سپس امام فرمودند: «آیا در اینجا اشارهای به ستارگان آسمان میبینی؟» گفتم: «نه.»
پرسیدم: مردی که به همسرش میگوید «تو سه بار طلاق داده شدی»، چه حکمی دارد؟ فرمودند: «طلاق به کتاب خدا و سنت پیامبر بازمیگردد.» سپس افزودند: «طلاق تنها در حالت طهر بدون همبستری، با حضور دو شاهد عادل، معتبر است.»
28027- 6- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ الْخُزَاعِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ عَمِّهِ حَمْزَةَ بْنِ بَزِیعٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ وَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ کَتَبَ إِلَیْهِ یَسْأَلُهُ عَنْ مَسَائِلَ کَثِیرَةٍ فَأَجَابَهُ بِجَوَابٍ هَذِهِ نُسْخَتُهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ سَأَلْتَ عَنْ أُمَّهَاتِ أَوْلَادِهِمْ وَ عَنْ نِکَاحِهِمْ وَ عَنْ طَلَاقِهِمْ فَأَمَّا أُمَّهَاتُ أَوْلَادِهِمْ فَهُنَّ عَوَاهِرُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ- نِکَاحٌ بِغَیْرِ وَلِیٍّ وَ طَلَاقٌ فِی غَیْرِ عِدَّةٍ فَأَمَّا (2)مَنْ دَخَلَ فِی دَعْوَتِنَا فَقَدْ هَدَمَ إِیمَانُهُ ضَلَالَهُ وَ یَقِینُهُ شَکَّهُ.
ترجمه:
از علی بن سوید، از امام کاظم علیهالسلام در حدیثی نقل شده است که ایشان به او نوشتند و درباره مسائل زیادی پاسخ دادند. متن پاسخ این بود: «بسم الله الرحمن الرحیم» و در ادامه فرمودند: درباره مادران فرزندانشان و نکاحشان و طلاقشان پرسیده بودید. اما مادران فرزندانشان، آنان زنانی آزاد هستند تا روز قیامت—نکاح بدون ولیّ و طلاق در غیر عده. اما کسی که وارد دعوت ما شود، ایمانش ضلالت را نابود کرده و یقینش شک را از بین میبرد.
28028- 7- (3)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَلِیِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَمْرِو بْنِ الْبَرَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ أَصْحَابَنَا یَقُولُونَ إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَتَهُ مَرَّةً أَوْ مِائَةَ مَرَّةٍ فَإِنَّمَا هِیَ وَاحِدَةٌ وَ قَدْ کَانَ یَبْلُغُنَا عَنْکَ وَ عَنْ آبَائِکَ أَنَّهُمْ کَانُوا یَقُولُونَ إِذَا طَلَّقَ مَرَّةً أَوْ مِائَةَ مَرَّةٍ فَإِنَّمَا هِیَ وَاحِدَةٌ فَقَالَ هُوَ کَمَا بَلَغَکُمْ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4)وَ کَذَا الْأَوَّلُ وَ الثَّالِثُ.
ترجمه:
از عمرو بن براء نقل شده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: یاران ما میگویند که اگر مردی همسرش را یک بار یا صد بار طلاق دهد، فقط یک طلاق محسوب میشود. و از شما و پدرانتان به ما رسیده است که میفرمودید اگر مردی یک بار یا صد بار طلاق دهد، فقط یک طلاق است. امام فرمودند: این همانگونه است که به شما رسیده است.
28029- 8- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ
مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَّقَ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ مَنْ (1)خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ذَکَرَ طَلَاقَ ابْنِ عُمَرَ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ طَلَاقَ ابْنِ عُمَرَ کَانَ فِی الْحَیْضِ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3)وَ یَجُوزُ حَمْلُهُ عَلَی أَنَّهُ لَیْسَ بِشَیْءٍ فِی وُقُوعِ الثَّلَاثِ بَلْ تَقَعُ وَاحِدَةً قَالَهُ الشَّیْخُ.
ترجمه:
از ابو بصیر، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: کسی که سه بار در یک مجلس طلاق دهد، این طلاق هیچ اعتباری ندارد. هر کس که برخلاف کتاب خدای عزوجل عمل کند، حکم او به کتاب خدای عزوجل بازگردانده میشود. و از طلاق ابن عمر یاد کرد.
میگویم: قبلاً ذکر شد که طلاق ابن عمر در حالت حیض بوده است، و میتوان آن را اینگونه تفسیر کرد که سه طلاق به وقوع نمیپیوندند، بلکه تنها یک طلاق معتبر است. اینگونه مرحوم شیخ نیز بیان کرده است.
28030- 9- (4)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَ هِیَ حَائِضٌ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ وَ قَدْ رَدَّ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَ (ابْنِ عُمَرَ) (5)إِذْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِیَ حَائِضٌ فَأَبْطَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِکَ الطَّلَاقَ وَ قَالَ کُلُّ شَیْءٍ خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ وَ السُّنَّةَ (6)رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ قَالَ لَا طَلَاقَ إِلَّا فِی عِدَّةٍ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: هر کس همسر خود را سه بار در یک مجلس و در حالی که در حالت حیض است طلاق دهد، این طلاق هیچ اعتباری ندارد. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله طلاق ابن عمر را که همسرش را سه بار در حالت حیض طلاق داده بود، باطل کرد و فرمودند: هر چیز که برخلاف کتاب خدا و سنت باشد، به کتاب خدا بازگردانده میشود. همچنین فرمودند: طلاق تنها در عده معتبر است.
28031- 10- (7)وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص رَدَّ عَلَی عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ امْرَأَتَهُ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً وَ هِیَ حَائِضٌ فَأَبْطَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَلِکَ الطَّلَاقَ وَ قَالَ کُلُّ شَیْءٍ خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ وَ السُّنَّةَ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
از سماعه بن مهران نقل شده است که گفت: از امام پرسیدم درباره مردی که همسرش را سه بار در یک مجلس طلاق داد. امام فرمودند: پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله همسر عبدالله بن عمر را که او را سه بار در حالت حیض طلاق داده بود، به او بازگرداند. پیامبر آن طلاق را باطل کرد و فرمودند: هر چیزی که مخالف کتاب خدا و سنت باشد، به کتاب خدا و سنت بازگردانده میشود.
28032- 11- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ
1) فی التهذیب- و من.
2) تقدم فی الأحادیث 1 و 4 و 7 و 8 و 10 من الباب 8 من هذه الأبواب.
3) یأتی فی الأحادیث 9 و 10 و 22 من هذا الباب.
4) التهذیب 8- 55- 179، و الاستبصار 3- 288- 1018.
5) فی المصدر- عبد اللّه بن عمر.
6) فی المصدر- فهو.
7) التهذیب 8- 55- 178، و الاستبصار 3- 288- 1017.
8) التهذیب 8- 53- 171، و الاستبصار 3- 286- 1010.
أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی الَّتِی تُطَلَّقُ فِی حَالِ طُهْرٍ فِی مَجْلِسٍ ثَلَاثاً قَالَ هِیَ وَاحِدَةٌ.
ترجمه:
از زراره، از یکی از امامان علیهماالسلام روایت شده است که درباره زنی که در حالت طهر در یک مجلس سه بار طلاق داده شود، فرمودند: این یک طلاق محسوب میشود.
28033- 12- (1)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنْ طَلَّقَهَا لِلْعِدَّةِ أَکْثَرَ مِنْ وَاحِدَةٍ فَلَیْسَ الْفَضْلُ عَلَی الْوَاحِدَةِ بِطَلَاقٍ.
ترجمه:
از بکیر بن أعین، از امام باقر علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: اگر زنی را برای عده بیشتر از یک بار طلاق دهد، این افزونی نسبت به یک طلاق، طلاق محسوب نمیشود.
28034- 13- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْوَابِشِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ وَلَّی (أَمْرَ) (3)امْرَأَتِهِ رَجُلًا وَ أَمَرَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا عَلَی السُّنَّةِ فَطَلَّقَهَا ثَلَاثاً فِی مَقْعَدٍ وَاحِدٍ قَالَ تُرَدُّ إِلَی السُّنَّةِ فَإِذَا مَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَقَدْ بَانَتْ بِوَاحِدَةٍ.
ترجمه:
از ابو محمد وابشی، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که درباره مردی که اختیار همسرش را به دیگری سپرد و از او خواست که طبق سنت، او را طلاق دهد، اما او همسر را در یک مجلس سه بار طلاق داد، امام فرمودند: این طلاق به سنت بازگردانده میشود و زمانی که سه ماه یا سه قرء بگذرد، زن با یک طلاق از مرد جدا شده است.
28035- 14- (4)وَ عَنْهُ عَنْ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَمَاعَةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ (سَعِیدٍ الْأُمَوِیِّ) (5)قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ ثَلَاثاً فِی مَقْعَدٍ وَاحِدٍ قَالَ فَقَالَ أَمَّا أَنَا فَأَرَاهُ قَدْ لَزِمَهُ وَ أَمَّا أَبِی فَکَانَ یَرَی ذَلِکَ وَاحِدَةً.
أَقُولُ: صَدْرُ الْحَدِیثِ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ أَوْ عَلَی مَنْ یَعْتَقِدُ ذَلِکَ لِمَا مَضَی (6)وَ یَأْتِی (7).
ترجمه:
از محمد بن سعید اموی نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که در یک مجلس سه بار طلاق داده بود، پرسیدم. امام فرمودند: اما من معتقدم که این طلاق لازم است، و اما پدرم بر این باور بود که این فقط یک طلاق محسوب میشود.
میگویم: صدر حدیث بر تقیه یا بر کسانی که به چنین حکمی اعتقاد دارند، حمل میشود، با توجه به آنچه پیشتر بیان شد.
1) التهذیب 8- 53- 172، و الاستبصار 3- 286- 1011، و أورده مع زیادة عن الکافی فی الحدیث 2 من الباب 10 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 53- 173، و الاستبصار 3- 286- 1012.
3) أثبتناه من المصدر.
4) التهذیب 8- 53- 174، و الاستبصار 3- 286- 1013.
5) فی نسخة- سعد السندی (هامش المخطوط)، و فی الاستبصار- سعد الأموی.
6) مضی فی أحادیث هذا الباب.
7) یأتی فی الأحادیث 16 و 18 و 26 و 28 و 30 من هذا الباب.
28036- 15- (1)وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشَّابِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ کَلُّوبِ بْنِ فَیْهَسٍ الْبَجَلِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ الصَّیْرَفِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ یَقُولُ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا ثَلَاثاً فِی کَلِمَةٍ وَاحِدَةٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا مِیرَاثَ بَیْنَهُمَا وَ لَا رَجْعَةَ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ إِنْ قَالَ هِیَ طَالِقٌ هِیَ طَالِقٌ هِیَ طَالِقٌ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِالْأُولَی (2)وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ نَکَحَتْهُ نِکَاحاً جَدِیداً وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ یَحْتَمِلُ مَا تَقَدَّمَ (3).
ترجمه:
از اسحاق بن عمار صیرفی، از امام جعفر علیهالسلام، از پدرشان نقل شده است که امام علی علیهالسلام میفرمودند: اگر مردی زنی را پیش از اینکه با او همبستر شود، در یک کلمه او را سه بار طلاق دهد، آن زن از او جدا میشود و هیچ ارث و رجوعی میانشان نیست و تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج نکند، برای او حلال نمیشود. و اگر بگوید: «تو طلاقی»، «تو طلاقی»، «تو طلاقی»، او با همان طلاق اول از او جدا شده است و مرد میتواند بهعنوان خواستگار به او رجوع کند. اگر زن بخواهد، با او عقد جدید میکند و اگر نخواهد، نمیکند.
میگویم: مرحوم شیخ این حدیث را بر تقیه حمل کرده است و احتمالات پیشین نیز قابل اعمال هستند.
28037- 16- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ (5)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کُنْتُ عِنْدَهُ فَجَاءَ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً قَالَ بَانَتْ مِنْهُ قَالَ فَذَهَبَ ثُمَّ جَاءَ رَجُلٌ آخَرُ مِنْ أَصْحَابِنَا فَقَالَ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فَقَالَ تَطْلِیقَةٌ وَ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ ثُمَّ نَظَرَ إِلَیَّ فَقَالَ هُوَ مَا تَرَی قَالَ قُلْتُ: کَیْفَ هَذَا قَالَ هَذَا یَرَی أَنَّ مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً حَرُمَتْ عَلَیْهِ وَ أَنَا أَرَی أَنَّ مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً عَلَی السُّنَّةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِیَ عَلَی طُهْرٍ فَإِنَّمَا هِیَ وَاحِدَةٌ وَ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً عَلَی غَیْرِ طُهْرٍ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
از ابو ایوب خراز، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمود: نزد ایشان بودم که مردی آمد و درباره فردی که همسرش را سه بار طلاق داده بود، سؤال کرد. امام فرمودند: «زن از او جدا شده است.» سپس آن مرد رفت و شخص دیگری از اصحاب ما آمد و پرسید: «مردی همسرش را سه بار طلاق داده، چه حکمی دارد؟» امام فرمودند: «یک طلاق است.»
پس از آن، فرد دیگری آمد و پرسید: «مردی همسرش را سه بار طلاق داده است، چه حکمی دارد؟» امام فرمودند: «این طلاق هیچ اعتباری ندارد.» سپس به من نگاه کرد و فرمود: «این همان چیزی است که میبینی.» گفتم: «چگونه چنین چیزی ممکن است؟» امام فرمودند: «این به دیدگاه فرد بستگی دارد. کسی که معتقد است اگر همسرش را سه بار طلاق دهد، بر او حرام میشود، نظرش همین است. اما من میگویم کسی که همسرش را سه بار بر اساس سنت طلاق دهد، زن از او جدا میشود. اگر مرد همسرش را سه بار در حالت طهر طلاق دهد، تنها یک طلاق معتبر است. و اگر همسرش را سه بار در غیر حالت طهر طلاق دهد، این طلاق هیچ اعتباری ندارد.»
28038- 17- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ مُثَنًّی
الْحَنَّاطِ عَنِ الْحَسَنِ (1)بْنِ زِیَادٍ الصَّیْقَلِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا تَشْهَدْ لِمَنْ طَلَّقَ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی وُقُوعِهِ فِی حَالِ الْحَیْضِ أَوْ حَالِ السُّکْرِ أَوْ حَالِ الْإِکْرَاهِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی أَنَّهُ لَا یَجُوزُ أَنْ یَشْهَدَ بِالثَّلَاثِ بَلْ یَشْهَدُ بِوَاحِدَةٍ لِبُطْلَانِ الثِّنْتَیْنِ أَوْ لَا یَجُوزُ حُضُورُ ذَلِکَ الطَّلَاقِ وَ سَمَاعُ صِیغَتِهِ لِعَدَمِ مَشْرُوعِیَّتِهِ.
ترجمه:
از مثنی حناط، از حسن بن زیاد صیقل نقل شده است که امام صادق علیهالسلام فرمودند: برای کسی که همسرش را سه بار در یک مجلس طلاق داده است، شهادت نده.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر وقوع طلاق در حالت حیض، مستی یا اکراه حمل کرده است. همچنین ممکن است اینگونه تفسیر شود که شهادت دادن بر سه طلاق جایز نیست، بلکه باید تنها بر یک طلاق شهادت دهد، زیرا دو طلاق دیگر باطل هستند. یا اینکه حضور در چنین طلاقی و شنیدن صیغه آن جایز نیست، به دلیل عدم مشروعیت آن.
28039- 18- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع وَ هُوَ یَقُولُ طَلَّقَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فَجَعَلَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَاحِدَةً فَرَدَّهَا إِلَی الْکِتَابِ (3)وَ السُّنَّةِ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی کَوْنِهِ طَلَّقَهَا فِی طُهْرٍ لَمْ یُجَامِعْهَا فِیهِ وَ لَا یُنَافِی مَا تَقَدَّمَ لِاحْتِمَالِ کَوْنِهِ طَلَّقَهَا مَرَّتَیْنِ مَرَّةً فِی الْحَیْضِ وَ کَانَ طَلَاقُهَا بَاطِلًا وَ مَرَّةً فِی الطُّهْرِ فَوَقَعَتْ وَاحِدَةً وَ یَحْتَمِلُ التَّقِیَّةُ فِی الرِّوَایَةِ لِمَا مَرَّ (4).
ترجمه:
از اسماعیل بن عبد الخالق نقل شده است که گفت: از امام موسی کاظم علیهالسلام شنیدم که میفرمود: عبدالله بن عمر همسرش را سه بار طلاق داد و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله آن را یک طلاق محسوب کرد و آن را به کتاب و سنت بازگرداند.
میگویم: این حدیث بر این حمل میشود که طلاق در حالت طهری بوده که جماع در آن انجام نشده است و با آنچه پیشتر آمده، تضادی ندارد. همچنین ممکن است به این معنا باشد که دو طلاق دیگر یکی در حالت حیض و باطل بوده و دیگری در طهر صحیح واقع شده است، که نتیجهاش تنها یک طلاق معتبر است. همچنین احتمال تقیه در روایت نیز با توجه به موارد پیشگفته وجود دارد.
28040- 19- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ قَالَ کَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ ع رَوَی أَصْحَابُنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً بِکَلِمَةٍ وَاحِدَةٍ عَلَی طُهْرٍ بِغَیْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَیْنِ أَنَّهُ یَلْزَمُهُ تَطْلِیقَةٌ وَاحِدَةٌ فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ أَخْطَأَ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّهُ لَا یَلْزَمُ الطَّلَاقُ وَ یُرَدُّ إِلَی الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَنْ کَانَ سَکْرَانَ أَوْ مُکْرَهاً أَوْ غَیْرَ مُرِیدٍ
وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ یَکُونُ قَوْلُهُ إِنَّهُ لَا یَلْزَمُ الطَّلَاقُ بَیَاناً لِلْخَطَإِ وَ الْمُرَادُ الطَّلَاقُ الثَّانِی وَ الثَّالِثُ یَعْنِی لَا تَقَعُ وَاحِدَةٌ بَلْ تَقَعُ ثَلَاثٌ فَأَفْتَی بِذَلِکَ لِلتَّقِیَّةِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی مَنْ یَعْتَقِدُ ذَلِکَ لِمَا مَضَی (1)وَ یَأْتِی (2).
ترجمه:
و به اسناد از علی بن اسماعیل نقل شده است که عبدالله بن محمد به امام موسی کاظم علیهالسلام نامه نوشت و در آن گفت که اصحاب ما از امام صادق علیهالسلام نقل کردهاند که اگر مردی همسرش را با یک کلمه و در حالت طهر، بدون جماع و با حضور دو شاهد، سه بار طلاق دهد، فقط یک طلاق معتبر است. امام موسی علیهالسلام در پاسخ به خط خود نوشتند که این نقل قول اشتباه است و طلاق لازم نمیشود و باید به کتاب و سنت بازگردانده شود، انشاءالله.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را درباره کسی حمل کرده است که در حالت مستی، اکراه یا بیارادگی طلاق داده باشد. همچنین میتوان آن را بر تقیه حمل کرد و اینکه گفته شده «طلاق لازم نمیشود» بیان خطا و مقصود از آن طلاق دوم و سوم است، یعنی آنها واقع نمیشوند. بلکه تنها سه طلاق بهعنوان یک طلاق معتبر است. این نظر نیز ممکن است بر تقیه یا بر اعتقاد برخی افراد حمل شود، با توجه به آنچه پیشتر ذکر شد.
28041- 20- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِیَّاکُمْ وَ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ فَإِنَّهُنَّ ذَوَاتُ أَزْوَاجٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ مُرْسَلًا (4)
أَقُولُ: یَأْتِی وَجْهُهُ (5).
ترجمه:
از عمر بن حنظله، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: «از زنان طلاقگرفته سهگانه در یک مجلس دوری کنید، زیرا آنان همچنان دارای شوهر هستند.»
28042- 21- (6)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِیَّاکُمْ وَ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثاً فَإِنَّهُنَّ ذَوَاتُ أَزْوَاجٍ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ أَنَّ مِثْلَهُ مَحْمُولٌ عَلَی وُقُوعِهِ فِی الْحَیْضِ (7)وَ نَحْوِهِ وَ قَرِینَتُهُ أَنَّ الطَّلَاقَ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ مِنْ شِعَارِ الْعَامَّةِ وَ هُمْ لَا یَشْتَرِطُونَ الطُّهْرَ وَ قَدْ حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا تَقَدَّمَ وَ جَوَّزَ حَمْلَهُ عَلَی کَوْنِ الطَّلَاقِ مُعَلَّقاً عَلَی شَرْطٍ لِمَا مَرَّ (8)أَیْضاً.
ترجمه:
از حفص بن بختری، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: «از زنان طلاقگرفته سهگانه دوری کنید، زیرا آنان همچنان دارای شوهر هستند.»
میگویم: پیشتر ذکر شد که این روایت ممکن است بر وقوع طلاق در حالت حیض یا شرایط مشابه حمل شود. نشانهای برای این است که طلاق سهگانه در یک مجلس از شیوههای عامه است، که آنان شرط طهر را رعایت نمیکنند. شیخ نیز این روایت را بر موارد پیشین حمل کرده و احتمال داده است که طلاق به صورت معلق بر شرط بوده باشد، با توجه به آنچه گذشت.
1) مضی فی الأحادیث 1 و 2 و 7 و 11 و 12 و 13 و 14 و 16 و 18 من هذا الباب.
2) یأتی فی الأحادیث 26 و 28 و 30 من هذا الباب.
3) التهذیب 8- 56- 183، و الاستبصار 3- 289- 1022، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 107- 261، و أورده بإسناد آخر فی الحدیث 1 من الباب 35 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
4) الفقیه 3- 406- 4418.
5) یأتی فی ذیل الحدیث الآتی.
6) التهذیب 8- 56- 184، و الاستبصار 3- 289- 1023.
7) تقدم فی ذیل الحدیث 17 من هذا الباب.
8) مر فی الأحادیث 1 و 2 و 7 و 11 و 12 و 13 و 14 و 16 و 18 من هذا الباب و فی الباب 18 من هذه الأبواب.
28043- 22- (1)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَی السُّنَّةِ إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ طَلَّقَ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَ امْرَأَتُهُ حَائِضٌ فَرَدَّ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَهُ وَ قَالَ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ.
ترجمه:
از علی بن ابی حمزه نقل شده است که امام صادق علیهالسلام فرمودند: «طلاق معتبر نیست مگر بر اساس سنت. عبدالله بن عمر همسرش را در یک مجلس سه بار طلاق داد، در حالی که او در حالت حیض بود. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله آن طلاق را باطل کردند و فرمودند: هر چیزی که برخلاف کتاب خدا باشد، به کتاب خدا بازگردانده میشود.»
28044- 23- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ أَشْهَدَ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ فِی قُبُلِ عِدَّتِهَا فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا بَعْدَ ذَلِکَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا أَوْ یُرَاجِعَهَا.
ترجمه:
از بکیر بن أعین، از امام باقر علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: «وقتی مردی همسرش را طلاق دهد و دو شاهد عادل در مقابل او حضور داشته باشند، در حالی که زن در عده است، دیگر نمیتواند او را مجدداً طلاق دهد مگر اینکه عده او پایان یابد یا او را بازگرداند.»
28045- 24- (3)وَ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِی کِتَابِهِ إِلَی الْمَأْمُونِ قَالَ: وَ إِذَا طُلِّقَتِ الْمَرْأَةُ (بَعْدَ الْعِدَّةِ) (4)ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع اتَّقُوا تَزْوِیجَ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثاً فِی مَوْضِعٍ وَاحِدٍ فَإِنَّهُنَّ ذَوَاتُ أَزْوَاجٍ.
وَ فِی الْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْأَعْمَشِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِی حَدِیثِ شَرَائِعِ الدِّینِ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از فضل بن شاذان، از امام رضا علیهالسلام نقل شده است که در نامهای به مأمون فرمودند: «وقتی زنی سه بار (بعد از عده) طلاق داده شود، برای شوهرش حلال نیست مگر آنکه با مرد دیگری ازدواج کند.»
همچنین امام رضا علیهالسلام فرمودند که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرموده است: «از ازدواج با زنانی که سه بار در یک جا طلاق داده شدهاند، دوری کنید، زیرا آنان همچنان دارای شوهر هستند.»
28046- 25- (6)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ رَجُلًا قَالَ لَهُ إِنِّی طَلَّقْتُ امْرَأَتِی ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ قَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ ثُمَّ قَالَ أَ مَا تَقْرَأُ کِتَابَ
1) الفقیه 3- 496- 4751، و أورده فی الحدیث 9 من الباب 1 من أبواب أقسام الطلاق.
2) الفقیه 3- 498- 4755، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 16 من أبواب أقسام الطلاق.
3) عیون أخبار الرضا (علیه السلام) 2- 124، و أورده فی الحدیث 14 من الباب 3 من أبواب أقسام الطلاق.
4) فی المصدر- للعدة.
5) الخصال- 607.
6) قرب الإسناد- 30.
اللَّهِ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ- إِلَی قَوْلِهِ لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً (1)ثُمَّ قَالَ کُلُّ مَا خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ وَ السُّنَّةَ فَهُوَ یُرَدُّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
از صفوان جمال، از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که فرمودند: مردی به امام گفت: «من همسرم را سه بار در یک مجلس طلاق دادم.» امام فرمودند: «این طلاق هیچ اعتباری ندارد.» سپس فرمودند: «آیا کتاب خدا را نمیخوانی؟ ای پیامبر، وقتی زنان را طلاق میدهید، آنها را در زمان عدهشان طلاق دهید... (سوره طلاق، آیه 1).»
امام افزودند: «هر چیزی که برخلاف کتاب خدا و سنت باشد، باید به کتاب خدا و سنت بازگردانده شود.»
28047- 26- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّیَالِسِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ طَلَّقَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَرَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فَجَعَلَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص وَاحِدَةً وَ رَدَّهُ إِلَی الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
از اسماعیل بن عبد الخالق نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که میفرمود: «عبدالله بن عمر همسرش را سه بار طلاق داد و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله آن را یک طلاق محسوب کردند و آن را به کتاب خدا و سنت بازگرداندند.»
28048- 27- (3)سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ فِی بَصَائِرِ الدَّرَجَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ وَ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشَّابِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ بَکَّارِ بْنِ أَبِی بَکْرٍ عَنْ مُوسَی بْنِ أَشْیَمَ قَالَ: کُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَقْعَدٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع قَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِثَلَاثٍ ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْکَ الْمَسْأَلَةِ بِعَیْنِهَا فَقَالَ لَیْسَ بِطَلَاقٍ فَأَظْلَمَ عَلَیَّ الْبَیْتُ لِمَا رَأَیْتُ مِنْهُ فَالْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ- إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ الْمُلْکَ إِلَی سُلَیْمَانَ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ (4)وَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ ص أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (5)فَمَا کَانَ مُفَوَّضاً إِلَی مُحَمَّدٍ ص فَقَدْ فُوِّضَ إِلَیْنَا.
ترجمه:
از موسی بن اشیم نقل شده است که گفت: نزد امام صادق علیهالسلام بودم که مردی آمد و از امام درباره مردی که همسرش را سه بار در یک مجلس طلاق داده بود، پرسید. امام فرمودند: «او با سه طلاق از همسرش جدا شده است.» سپس مرد دیگری آمد و درباره همان مسئله سؤال کرد. امام فرمودند: «این طلاق اعتباری ندارد.» خانه تاریک شد (از نظر اوضاع) به خاطر آنچه که از امام دیدم. امام به من نگاه کردند و فرمودند: «ای پسر اشیم! خداوند ملک را به سلیمان سپرد و فرمود: "این عطای ماست، یا ببخش یا نگاه دار بدون حساب" (سوره ص، آیه 39). و خداوند امور دین را به محمد صلیاللهعلیهوآله سپرد و فرمود: "آنچه را که پیامبر به شما آورد، بگیرید و آنچه را که شما را از آن نهی کرد، دوری کنید" (سوره حشر، آیه 7). بنابراین هر آنچه به محمد صلیاللهعلیهوآله واگذار شده، به ما نیز واگذار شده است.»
28049- 28- (6)وَ عَنْ یَحْیَی بْنِ زَکَرِیَّا الْبَصْرِیِّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ
مُوسَی بْنِ أَشْیَمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ فَقَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ فَأَنَا فِی مَجْلِسِی إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ فَقَالَ تُرَدُّ الثَّلَاثُ إِلَی وَاحِدَةٍ فَقَدْ وَقَعَتْ وَاحِدَةٌ وَ لَا یُرَدُّ مَا فَوْقَ الثَّلَاثِ إِلَی الثَّلَاثِ وَ لَا إِلَی الْوَاحِدِ فَنَحْنُ کَذَلِکَ إِذْ جَاءَهُ آخَرُ فَقَالَ لَهُ مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ فَقَالَ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً بَانَتْ مِنْهُ فَلَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَأَظْلَمَ عَلَیَّ الْبَیْتُ وَ تَحَیَّرْتُ مِنْ جَوَابِهِ فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ بِثَلَاثَةِ أَجْوِبَةٍ مُخْتَلِفَةٍ فِی مَسْأَلَةٍ وَاحِدَةٍ فَقَالَ یَا ابْنَ أَشْیَمَ أَ شَکَکْتَ وَدَّ الشَّیْطَانُ أَنَّکَ شَکَکْتَ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ عَلَی غَیْرِ طُهْرٍ وَ لِغَیْرِ عِدَّةٍ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلَاثاً أَوْ وَاحِدَةً فَلَیْسَ طَلَاقُهُ بِطَلَاقٍ وَ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِیَ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ فَقَدْ وَقَعَتْ وَاحِدَةٌ وَ بَطَلَتِ الثِّنْتَانِ وَ لَا یُرَدُّ مَا فَوْقَ الْوَاحِدَةِ إِلَی الثَّلَاثِ وَ لَا إِلَی الْوَاحِدَةِ وَ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً عَلَی الْعِدَّةِ کَمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَلَا تَشُکَّنَّ یَا ابْنَ أَشْیَمَ فَفِی کُلٍّ وَ اللَّهِ مِنْ ذَلِکَ الْحَقُّ.
ترجمه:
از موسی بن اشیم نقل شده است که گفت: وارد مجلس امام صادق علیهالسلام شدم و از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را سه بار در یک مجلس طلاق داده بود. امام فرمودند: «این طلاق هیچ اعتباری ندارد.» در حالی که هنوز در مجلس بودم، مرد دیگری وارد شد و از همان موضوع سؤال کرد. امام فرمودند: «سه طلاق به یک طلاق بازگردانده میشود؛ تنها یک طلاق معتبر است و بیش از آن، نه به سه و نه به یک بازگردانده میشود.»
سپس شخص دیگری آمد و درباره همان مسئله پرسید. امام فرمودند: «اگر مردی همسرش را سه بار طلاق دهد، او از او جدا میشود و دیگر برایش حلال نیست مگر آنکه با مرد دیگری ازدواج کند.» از این پاسخهای متفاوت دچار حیرت شدم. امام به من نگاه کردند و فرمودند: «ای پسر اشیم، آیا دچار شک شدهای؟ شیطان میخواهد تو شک کنی. اگر مردی همسرش را در حالتی غیر از طهر یا بدون رعایت عده (طبق آیه قرآن) سه یا یک بار طلاق دهد، آن طلاق هیچ اعتباری ندارد. اگر مردی همسرش را در حالت طهر، بدون جماع و با حضور دو شاهد عادل، سه بار طلاق دهد، تنها یک طلاق معتبر است و دو طلاق دیگر باطل میشود. اگر مردی همسرش را طبق عدهای که خداوند مقرر کرده، سه بار طلاق دهد، او از او جدا شده و دیگر برایش حلال نیست مگر آنکه با مرد دیگری ازدواج کند. بنابراین شک نکن، ای پسر اشیم، چرا که هر یک از این پاسخها حقیقت خود را دارند.»
28050- 29- (1)سَعْدُ بْنُ هِبَةِ اللَّهِ الرَّاوَنْدِیُّ فِی الْخَرَائِجِ وَ الْجَرَائِحِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ إِنِّی ابْتُلِیتُ فَطَلَّقْتُ أَهْلِی ثَلَاثاً فِی دَفْعَةٍ فَسَأَلْتُ أَصْحَابَنَا فَقَالُوا لَیْسَ بِشَیْءٍ وَ إِنَّ الْمَرْأَةَ قَالَتْ لَا أَرْضَی حَتَّی تَسْأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- فَقَالَ ارْجِعْ إِلَی أَهْلِکَ فَلَیْسَ عَلَیْکَ شَیْءٌ.
ترجمه:
از هارون بن خارجه، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که گفت: «به ایشان گفتم که دچار آزمونی شدم و همسرم را در یک دفعه سه بار طلاق دادم. از اصحابمان پرسیدم و آنان گفتند که این طلاق اعتباری ندارد. اما همسرم گفت که راضی نمیشود مگر اینکه از امام صادق علیهالسلام بپرسم.» امام فرمودند: «به همسرت بازگرد؛ این طلاق هیچ اعتباری ندارد.»
28051- 30- (2)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ فَقِیلَ
لَهُ إِنَّهَا وَاحِدَةٌ فَقَالَ لَهَا أَنْتِ امْرَأَتِی فَقَالَتْ لَا أَرْجِعُ إِلَیْکَ أَبَداً فَقَالَ لَا یَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا غَیْرُهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
از سماعه نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را سه بار در یک مجلس طلاق داد. به او گفته شد که این فقط یک طلاق محسوب میشود. مرد به همسرش گفت: «تو همسر من هستی.» اما زن پاسخ داد: «من هرگز به تو باز نمیگردم.» امام فرمودند: «برای هیچ کس جایز نیست که با او ازدواج کند، جز آنکه ابتدا با مرد دیگری ازدواج کند.»
(3)30 بَابُ أَنَّ الْمُخَالِفَ إِذَا کَانَ یَعْتَقِدُ وُقُوعَ الثَّلَاثِ فِی مَجْلِسٍ أَوِ الطَّلَاقِ فِی الْحَیْضِ أَوْ الْحَلْفِ بِالطَّلَاقِ وَ نَحْوِهِ جَازَ إِلْزَامُهُ بِمُعْتَقَدِهِ
ترجمه:
بابی درباره اینکه اگر مخالف (فردی که از نظر اعتقادی با شیعه اختلاف دارد) معتقد به وقوع سه طلاق در یک مجلس باشد، یا طلاق در حالت حیض، یا سوگند به طلاق و مانند آن، میتوان او را به عقیده خودش ملزم کرد.
28052- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع مَعَ بَعْضِ أَصْحَابِنَا فَأَتَانِیَ الْجَوَابُ بِخَطِّهِ فَهِمْتُ مَا ذَکَرْتَ مِنْ أَمْرِ ابْنَتِکَ وَ زَوْجِهَا إِلَی أَنْ قَالَ وَ مِنْ حِنْثِهِ بِطَلَاقِهَا غَیْرَ مَرَّةٍ فَانْظُرْ فَإِنْ کَانَ مِمَّنْ یَتَوَلَّانَا وَ یَقُولُ بِقَوْلِنَا فَلَا طَلَاقَ عَلَیْهِ لِأَنَّهُ لَمْ یَأْتِ أَمْراً جَهِلَهُ وَ إِنْ کَانَ مِمَّنْ لَا یَتَوَلَّانَا وَ لَا یَقُولُ بِقَوْلِنَا فَاخْتَلِعْهَا مِنْهُ فَإِنَّهُ إِنَّمَا نَوَی الْفِرَاقَ بِعَیْنِهِ.
ترجمه:
از ابراهیم بن محمد همدانی نقل شده است که گفت: به امام جواد علیهالسلام نامهای نوشتم همراه با برخی از اصحاب ما و پاسخ ایشان با دستخطشان به من رسید. در آن آمده بود: «آنچه را که درباره دخترت و همسرش ذکر کردی فهمیدم.» تا آنجا که فرمودند: «و درباره سوگند او به طلاق او بیش از یک بار. اگر او از کسانی باشد که ولایت ما را پذیرفته و به گفته ما اعتقاد دارد، طلاقی بر او لازم نیست، چرا که کاری انجام نداده که به آن ناآگاه باشد. اما اگر از کسانی باشد که ولایت ما را نپذیرفته و به گفته ما اعتقاد ندارد، او را از او جدا کن، چرا که او تنها قصد جدایی داشته است.»
28053- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنِ الْهَیْثَمِ بْنِ أَبِی مَسْرُوقٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: ذُکِرَ عِنْدَ الرِّضَا ع بَعْضُ الْعَلَوِیِّینَ مِمَّنْ کَانَ یَنْتَقِصُهُ فَقَالَ أَمَا إِنَّهُ مُقِیمٌ عَلَی حَرَامٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ کَیْفَ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ قَالَ لِأَنَّهُ قَدْ طَلَّقَهَا قُلْتُ کَیْفَ طَلَّقَهَا قَالَ طَلَّقَهَا وَ ذَلِکَ دِینُهُ فَحَرُمَتْ عَلَیْهِ.
ترجمه:
از هیثم بن ابی مسروق، از برخی اصحاب ایشان نقل شده است که گفت: برخی از علویینی که نسبت به امام رضا علیهالسلام انتقاد داشتند، نزد ایشان ذکر شدند. امام فرمودند: «او بر حرام اقامت دارد.» گفتم: «فدایت شوم، چگونه ممکن است در حالی که او همسرش است؟» امام فرمودند: «زیرا او همسرش را طلاق داده است.» گفتم: «چگونه طلاق داده است؟» امام فرمودند: «او همسرش را طلاق داده و این مطابق با اعتقاد او بوده است، پس دیگر بر او حلال نیست.»
1) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 36 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة و فی البابین 7 و 8 و فی الحدیث 5 من الباب 18 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 30 و فی الحدیث 12 من الباب 41 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 9 من الباب 1 من أبواب أقسام الطلاق.
3) الباب 30 فیه 11 حدیثا.
4) التهذیب 8- 57- 186، و الاستبصار 3- 291- 1027.
5) التهذیب 8- 58- 187، و الاستبصار 3- 291- 1028.
28054- 3- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ الْحَسَنِ بْنِ عُدَیْسٍ جَمِیعاً عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْبَصْرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ امْرَأَةٌ طُلِّقَتْ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ فَقَالَ تَتَزَوَّجُ هَذِهِ الْمَرْأَةُ لَا تُتْرَکُ بِغَیْرِ زَوْجٍ.
ترجمه:
از عبدالرحمن بصری، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که گفت: به ایشان گفتم: «زنی که بهصورت غیر سنتی طلاق داده شده، چه حکمی دارد؟» امام فرمودند: «این زن ازدواج میکند و بدون شوهر رها نمیشود.»
28055- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ لِغَیْرِ عِدَّةٍ ثُمَّ أَمْسَکَ عَنْهَا حَتَّی انْقَضَتْ عِدَّتُهَا هَلْ یَصْلُحُ لِی أَنْ أَتَزَوَّجَهَا قَالَ نَعَمْ لَا تُتْرَکُ الْمَرْأَةُ بِغَیْرِ زَوْجٍ.
ترجمه:
از عبدالله بن سنان نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام پرسیدم درباره مردی که همسرش را بدون رعایت عده طلاق داد و سپس از او فاصله گرفت تا عدهاش پایان یافت. آیا من میتوانم با او ازدواج کنم؟ امام فرمودند: «بله، زن بدون شوهر رها نمیشود.»
28056- 5- (3)وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ (4)عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ (5)
أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الْمُطَلَّقَةِ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ أَ یَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ فَقَالَ أَلْزِمُوهُمْ مِنْ ذَلِکَ مَا أَلْزَمُوهُ أَنْفُسَهُمْ وَ تَزَوَّجُوهُنَّ فَلَا بَأْسَ بِذَلِکَ.
ترجمه:
از علی بن ابی حمزه نقل شده است که او از امام کاظم علیهالسلام درباره زنی که بهصورت غیر سنتی طلاق داده شده بود، پرسید: «آیا مرد میتواند با او ازدواج کند؟» امام فرمودند: «آنها را به همان چیزی ملزم کنید که خودشان به آن ملتزم هستند و با آن زنان ازدواج کنید؛ هیچ اشکالی در این نیست.»
28057- 6- (6)وَ عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ أَ لِیَ أَنْ أَتَزَوَّجَهَا فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ لَهُ أَ لَسْتَ تَعْلَمُ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ حَنْظَلَةَ رَوَی إِیَّاکُمْ وَ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثاً عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ فَإِنَّهُنَّ ذَوَاتُ أَزْوَاجٍ فَقَالَ یَا بُنَیَّ رِوَایَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ أَوْسَعُ عَلَی النَّاسِ رَوَی عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع أَنَّهُ قَالَ أَلْزِمُوهُمْ مِنْ ذَلِکَ مَا أَلْزَمُوهُ أَنْفُسَهُمْ وَ تَزَوَّجُوهُنَّ فَلَا بَأْسَ بِذَلِکَ.
ترجمه:
از جعفر بن سماعه نقل شده است که از او درباره زنی که بهصورت غیر سنتی طلاق داده شده بود، پرسیدند: «آیا میتوانم با او ازدواج کنم؟» او پاسخ داد: «بله.» گفتم: «آیا نمیدانی که علی بن حنظله روایت کرده است: ‘از زنان طلاقگرفته بهصورت سهگانه بر غیر سنت دوری کنید، زیرا آنان همچنان دارای شوهر هستند؟’»
او پاسخ داد: «ای فرزندم، روایت علی بن ابی حمزه برای مردم گستردهتر است. او از امام کاظم علیهالسلام نقل کرده که فرمودند: ‘آنها را به همان چیزی ملزم کنید که خودشان به آن ملتزم هستند و با آن زنان ازدواج کنید؛ هیچ اشکالی در این نیست.’»
28058- 7- (7)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِیدِ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ جَمِیعاً عَنْ
1) التهذیب 8- 58- 188، و الاستبصار 3- 291- 1029.
2) التهذیب 8- 58- 189، و الاستبصار 3- 292- 1030.
3) التهذیب 8- 58- 190، و الاستبصار 3- 292- 1031.
4) فی المصدر زیادة- من أصحاب علیّ بن أبی حمزة.
5) " عن علیّ بن أبی حمزة" لیس فی الاستبصار.
6) التهذیب 8- 58- 190، و الاستبصار 3- 292- 1032.
7) التهذیب 8- 59- 191، و الاستبصار 3- 292- 1033.
یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً قَالَ إِنْ کَانَ مُسْتَخِفّاً بِالطَّلَاقِ أَلْزَمْتُهُ ذَلِکَ.
ترجمه:
از عبدالأعلی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که گفت: از ایشان درباره مردی که همسرش را سه بار طلاق داد پرسیدم. امام فرمودند: «اگر او طلاق را سبک شمرده باشد، او را به آن ملزم میکنم.»
28059- 8- (1)وَ عَنْهُ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ أَبِی مَالِکٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لِی ارْوِ عَنِّی أَنَّ مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.
ترجمه:
از ابوالعباس بقاق نقل شده است که گفت: نزد امام صادق علیهالسلام رفتم و ایشان به من فرمودند: «از جانب من روایت کن که هر کس همسرش را در یک مجلس سه بار طلاق دهد، او از وی جدا شده است.»
28060- 9- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (3)الْعَلَوِیِّ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ تَزْوِیجِ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثاً فَقَالَ لِی إِنَّ طَلَاقَکُمْ (4)لَا یُحِلُّ لِغَیْرِکُمْ وَ طَلَاقَهُمْ یُحِلُّ لَکُمْ لِأَنَّکُمْ لَا تَرَوْنَ الثَّلَاثَ شَیْئاً وَ هُمْ یُوجِبُونَهَا.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ نَحْوَهُ (5)وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ مُرْسَلًا وَ زَادَ (6).
ترجمه:
از جعفر بن محمد بن عبدالله علوی، از پدرش نقل شده است که گفت: از امام رضا علیهالسلام درباره ازدواج با زنانی که سه بار طلاق داده شدهاند پرسیدم. امام فرمودند: «طلاق شما برای دیگران حلال نمیشود و طلاق آنها برای شما حلال است، زیرا شما سه طلاق را بیاعتبار میدانید و آنها آن را واجب میدانند.»
28061- 10- (7)وَ قَالَ ع مَنْ کَانَ یَدِینُ بِدِینِ قَوْمٍ لَزِمَتْهُ أَحْکَامُهُمْ.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ وَ مَعَانِی الْأَخْبَارِ وَ الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ
مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرِّضَا ع مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
امام علیهالسلام فرمودند: «هر کس به دین قومی باشد، احکام آنان بر او لازم است.»
28062- 11- (2)وَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ (3)بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَاوُسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع إِنَّ لِیَ ابْنَ أَخٍ زَوَّجْتُهُ ابْنَتِی وَ هُوَ یَشْرَبُ الشَّرَابَ وَ یُکْثِرُ ذِکْرَ الطَّلَاقِ فَقَالَ إِنْ کَانَ مِنْ إِخْوَانِکَ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ وَ إِنْ کَانَ مِنْ هَؤُلَاءِ فَأَبِنْهَا مِنْهُ فَإِنَّهُ عَنَی الْفِرَاقَ قَالَ قُلْتُ: أَ لَیْسَ قَدْ رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ إِیَّاکُمْ وَ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ فَإِنَّهُنَّ ذَوَاتُ الْأَزْوَاجِ فَقَالَ ذَلِکَ مِنْ إِخْوَانِکُمْ لَا مِنْ هَؤُلَاءِ إِنَّهُ مَنْ دَانَ بِدِینِ قَوْمٍ لَزِمَتْهُ أَحْکَامُهُمْ.
وَ رَوَاهُ الْکَشِّیُّ فِی کِتَابِ الرِّجَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ بُنْدَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَالِکِیِّ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
از عبدالله بن طاووس نقل شده است که گفت: به امام رضا علیهالسلام گفتم: «برادزادهای دارم که دخترم را به او تزویج کردهام، اما او شراب مینوشد و زیاد طلاق بر زبان میآورد.» امام فرمودند: «اگر او از برادران تو است (از شیعیان)، چیزی بر او لازم نیست. اما اگر از این افراد (غیرشیعیان) است، دخترت را از او جدا کن، زیرا او قصد جدایی داشته است.»
گفتم: «آیا روایت نشده است که امام صادق علیهالسلام فرمودند: از زنان طلاقگرفته بهصورت سهگانه در یک مجلس دوری کنید، زیرا آنان همچنان دارای شوهر هستند؟» امام فرمودند: «این حکم مربوط به برادران شماست، نه این افراد. زیرا هر کس به دین قومی باشد، احکام آن قوم بر او لازم است.»
1) عیون أخبار الرضا (علیه السلام) 2- 85- 28، و علل الشرائع- 511. لم نعثر علیه فی معانی الأخبار المطبوع.
2) عیون أخبار الرضا (علیه السلام) 1- 310- 74، و معانی الأخبار- 263.
3) فی العیون- الحسن.
4) رجال الکشّیّ 2- 863- 1123.
5) تقدم فی الحدیث 16 و 27 و 28 من الباب 29 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الحدیث 3 من الباب 31 من هذه الأبواب، و فی الباب 4 من أبواب میراث الاخوة و الأجداد، و فی الحدیث 3 من الباب 1 من أبواب میراث المجوس، و فی الأحادیث 7 و 9 و 11 من الباب 32 من أبواب الایمان.
(1)31 بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا طُلِّقَتْ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ فَقِیلَ لِزَوْجِهَا بَعْدَ اجْتِمَاعِ الشَّرَائِطِ هَلْ طَلَّقْتَ فُلَانَةَ فَقَالَ نَعَمْ أَوْ طَلَّقْتُهَا صَحَّ الطَّلَاقُ
ترجمه:
باب درباره اینکه اگر زنی بر غیر سنت طلاق داده شود و پس از اجتماع شرایط، از شوهرش پرسیده شود: «آیا فلانه را طلاق دادی؟» و او پاسخ دهد: «بله» یا بگوید: «او را طلاق دادم»، طلاق صحیح است.
28063- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فَأَرَادَ رَجُلٌ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ یَأْتِیهِ فَیَقُولُ طَلَّقْتَ فُلَانَةَ فَإِذَا قَالَ نَعَمْ تَرَکَهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ خَطَبَهَا إِلَی نَفْسِهَا.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی غَیْرِ الْمُخَالِفِ لِمَا مَرَّ (3)وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ.
ترجمه:
از حفص بن بختری، از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که همسرش را سه بار طلاق داده بود و شخص دیگری قصد ازدواج با او داشت، پرسیده شد. امام فرمودند: «آن مرد نزد او میرود و میپرسد: "آیا فلانه را طلاق دادهای؟" اگر پاسخ دهد: "بله"، او را به مدت سه ماه رها میکند و سپس از خودش درخواست ازدواج میکند.»
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر غیر مخالفین حمل کرده است، با توجه به آنچه پیشتر ذکر شد. همچنین احتمال حمل این روایت بر استحباب نیز وجود دارد.
28064- 2- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ یُرِیدُ تَزْوِیجَ امْرَأَةٍ قَدْ طُلِّقَتْ ثَلَاثاً کَیْفَ یَصْنَعُ فِیهَا قَالَ یَدَعُهَا حَتَّی تَحِیضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ یَأْتِی زَوْجَهَا وَ مَعَهُ رَجُلَانِ فَیَقُولُ لَهُ قَدْ طَلَّقْتَ فُلَانَةَ فَإِذَا قَالَ نَعَمْ تَرَکَهَا حَتَّی تَمْضِیَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ ثُمَّ خَطَبَهَا إِلَی نَفْسِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَی الْوَرَّاقِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ نَحْوَهُ (5).
ترجمه:
از اسحاق بن عمار، از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که قصد ازدواج با زنی را دارد که سه بار طلاق داده شده است، پرسیده شد. امام فرمودند: «او را رها کند تا حیض دیده و پاک شود. سپس همراه با دو مرد دیگر نزد شوهرش برود و بگوید: "آیا فلانه را طلاق دادهای؟" اگر پاسخ دهد: "بله"، او را به مدت سه ماه رها کند و سپس از خودش درخواست ازدواج کند.»
28065- 3- (1)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ عَلَی غَیْرِ السُّنَّةِ مَا تَقُولُ فِی تَزْوِیجِهَا قَالَ تُزَوَّجُ وَ لَا تُتْرَکُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ (2)وَ غَیْرِهَا (3).
ترجمه:
از عبدالرحمن بن ابیعبدالله نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زنی که بهصورت غیر سنتی طلاق داده شده بود، پرسیدم: «چه میفرمایید درباره ازدواج با او؟» امام فرمودند: «او ازدواج میکند و بدون شوهر رها نمیشود.»
(4)32 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی صِحَّةِ الطَّلَاقِ الْبُلُوغُ فَلَا یَصِحُّ طَلَاقُ الصَّبِیِّ إِلَّا إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِینَ
ترجمه:
باب درباره اینکه بلوغ شرط صحت طلاق است؛ بنابراین، طلاق کودک صحیح نیست، مگر اینکه به سن ده سالگی رسیده باشد.
28066- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَیْسَ طَلَاقُ الصَّبِیِّ بِشَیْءٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
از ابیالصباح کنانی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: «طلاق کودک هیچ اعتباری ندارد
28067- 2- (7)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ (8)
یَجُوزُ طَلَاقُ الصَّبِیِّ إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِینَ.
ترجمه:
از ابن ابیعمیر، از برخی از اصحابش، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: «طلاق کودک در صورتی که به سن ده سالگی رسیده باشد، جایز است.»
28068- 3- (9)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ
1) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی 108- 265.
2) تقدم فی الباب 36 من أبواب المصاهرة.
3) تقدم فی الباب 30 من هذه الأبواب.
4) الباب 32 فیه 8 أحادیث.
5) الکافی 6- 124- 2.
6) التهذیب 8- 76- 256، و الاستبصار 3- 303- 1074.
7) الکافی 6- 124- 5، و رواه بسند آخر فی التهذیب 8- 75- 254.
8) فی الکافی زیادة- [لا].
9) الکافی 6- 126- 6، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 34 من هذه الأبواب.
ع قَالَ: کُلُّ طَلَاقٍ جَائِزٌ إِلَّا طَلَاقَ الْمَعْتُوهِ أَوِ الصَّبِیِّ أَوْ مُبَرْسَمٍ (1)أَوْ مَجْنُونٍ أَوْ مُکْرَهٍ.
ترجمه:
سكونى گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود:
هر طلاقى جايز است مگر طلاق شخص كمعقل، يا كودك و يا كسى كه بيمارى «برسام»(بيمارى سينه) دارد و يا شخص ديوانه و يا كسى كه مجبور شده است.
28069- 4- (2)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَجُوزُ طَلَاقُ الصَّبِیِّ وَ لَا السَّکْرَانِ.
ترجمه:
از ابیبصیر، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: «طلاق کودک و فرد مست جایز نیست.»
28070- 5- (3)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ (4)عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: (لَا یَجُوزُ) (5)طَلَاقُ الْغُلَامِ (6)وَ وَصِیَّتُهُ وَ صَدَقَتُهُ إِنْ لَمْ یَحْتَلِمْ.
وَ
فِی نُسْخَةٍ یَجُوزُ.
وَ کَذَا فِی رِوَایَةِ الشَّیْخِ أَقُولُ: عَلَی النُّسْخَةِ الْأُولَی یَکُونُ مَخْصُوصاً بِمَا دُونَ الْعَشْرِ سِنِینَ وَ عَلَی الثَّانِیَةِ بِهَا وَ بِمَا فَوْقَهَا وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (7).
ترجمه:
از ابن بکیر، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: «(طلاق، وصیت و صدقه) غلام جایز نیست اگر بالغ نشده باشد.»
در نسخهای دیگر آمده است: «جایز است.»
و همچنین در روایت مرحوم شیخ نیز به همین شکل است.
میگویم: بر اساس نسخه اول، این حکم به کودکانی که زیر ده سال هستند اختصاص دارد، و بر اساس نسخه دوم، این حکم شامل کودکان ده ساله و بالاتر نیز میشود.
28071- 6- (8)وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: یَجُوزُ طَلَاقُ الْغُلَامِ إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِینَ.
ترجمه:
و به همین اسناد آمده است: «طلاق غلام در صورتی که به سن ده سالگی رسیده باشد، جایز است.»
1) البرسام- علة یهذی فیها صاحبها و هو المبرسم." القاموس المحیط 4- 79".
2) الکافی 6- 124- 3.
3) الکافی 6- 124- 4، و التهذیب 8- 76- 257، و الاستبصار 3- 303- 1075.
4) فی نسخة- أصحابنا" هامش المخطوط".
5) فی التهذیب- یجوز" هامش المخطوط".
6) فی المصدر زیادة- إذا کان قد عقل.
7) الکافی 6- 124- 4 ذیل 4.
8) الکافی 6- 124- 5 و إسناده- علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن بعض رجاله، عن أبی عبد اللّه (علیه السلام)، و لم نعثر فی الکافی علی الحدیث بالسند الذی ذکره المصنّف، و کذلک لم نعثر علیه فی التهذیب المطبوع.
28072- 7- (1)وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْغُلَامِ وَ لَمْ یَحْتَلِمْ وَ صَدَقَتِهِ فَقَالَ إِذَا طَلَّقَ لِلسُّنَّةِ وَ وَضَعَ الصَّدَقَةَ فِی مَوْضِعِهَا وَ حَقِّهَا فَلَا بَأْسَ وَ هُوَ جَائِزٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ (2)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ (3)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا اللَّذَانِ قَبْلَهُ وَ کَذَا الثَّانِی.
ترجمه:
از سماعه نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره طلاق غلامی که بالغ نشده باشد و صدقهاش پرسیدم. امام فرمودند: «اگر طلاق مطابق سنت باشد و صدقه را در جای درست و حق آن قرار دهد، اشکالی ندارد و جایز است.»
28073- 8- (5)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: لَا یَجُوزُ طَلَاقُ الْغُلَامِ حَتَّی یَحْتَلِمَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ هُنَا (7)وَ فِی مِیرَاثِ الْأَزْوَاجِ (8).
ترجمه:
از حسین بن علوان، از جعفر بن محمد، از پدرش، از علی علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: «طلاق غلام جایز نیست تا زمانی که بالغ شود.»
1) الکافی 6- 124- 1.
2) الفقیه 3- 504- 4769.
3) التهذیب 8- 94- 321، و الاستبصار 3- 303- 1076.
4) التهذیب 8- 76- 255، و الاستبصار 3- 303- 1073.
5) قرب الإسناد 50.
6) تقدم فی الباب 4 من أبواب مقدّمة العبادات و فی الباب 14 من أبواب عقد البیع و فی الحدیث 2 من الباب 15 من أبواب الوقوف و الصدقات و فی الباب 44 من أبواب الوصایا و فی الحدیث 9 من الباب 6 من أبواب عقد النکاح.
7) یأتی فی الحدیثین 3 و 7 من الباب 34 من هذه الأبواب.
8) یأتی فی الحدیث 4 من الباب 11 من أبواب میراث الأزواج و یأتی ما یدلّ علی جواز عتق الصبیّ و تصدقه من ماله إذا بلغ عشر سنین فی الحدیثین 1 و 2 من الباب 56 من أبواب العتق.
(1)33 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ أَنْ یُزَوِّجَ الْأَبُ وَلَدَهُ الصَّغِیرَ وَ لَا یَجُوزُ أَنْ یُطَلِّقَ عَنْهُ
ترجمه:
باب درباره اینکه پدر میتواند فرزند کوچک خود را تزویج کند، اما نمیتواند بهجای او طلاق دهد.
28074- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یُزَوِّجُ ابْنَهُ وَ هُوَ صَغِیرٌ قَالَ لَا بَأْسَ قُلْتُ یَجُوزُ طَلَاقُ الْأَبِ قَالَ لَا الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از فضل بن عبدالملک نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که فرزند کوچک خود را تزویج میکند، پرسیدم. امام فرمودند: «اشکالی ندارد.» گفتم: «آیا طلاق از طرف پدر جایز است؟» امام فرمودند: «خیر.»
28075- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِیِّ یُزَوَّجُ الصَّبِیَّةَ هَلْ یَتَوَارَثَانِ قَالَ إِنْ کَانَ أَبَوَاهُمَا هُمَا اللَّذَانِ زَوَّجَاهُمَا فَنَعَمْ قُلْنَا یَجُوزُ طَلَاقُ الْأَبِ قَالَ لَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ الطَّلَاقَ بِیَدِ الزَّوْجِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ أَیْضاً فِی أَحَادِیثِ ثُبُوتِ الْوِلَایَةِ لِلْأَبِ وَ الْجَدِّ (6)وَ فِی الْمُهُورِ (7)وَ فِی أَحَادِیثِ مَا لَوْ زَوَّجَهُ غَیْرُ الْأَبِ وَ الْجَدِّ (8)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (9).
ترجمه:
از عبید بن زراره نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام پرسیدم درباره کودک پسری که با کودک دختری ازدواج کرده است، آیا آن دو از یکدیگر ارث میبرند؟ امام فرمودند: «اگر والدین آنها کسانی باشند که آنها را به ازدواج درآوردهاند، آری.» گفتیم: «آیا طلاق از طرف پدر جایز است؟» امام فرمودند: «خیر.»
1) الباب 33 فیه حدیثان.
2) الکافی 5- 400- 1، و أورده بتمامه فی الحدیث 2 من الباب 28 من أبواب المهور.
3) الکافی 7- 132- 3، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 71، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 11 من أبواب میراث الأزواج.
4) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 19 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی البابین 42 و 44 من هذه الأبواب.
6) تقدم فی الحدیث 8 من الباب 6 من أبواب عقد النکاح.
7) تقدم فی الحدیث 2 و 5 من الباب 28 من أبواب المهور.
8) تقدم فی الباب 12 من أبواب عقد النکاح.
9) تقدم ما یدلّ علیه بعمومه فی الحدیثین 3 و 6 من الباب 11 من أبواب عقد النکاح.
(1)34 بَابُ اشْتِرَاطِ صِحَّةِ الطَّلَاقِ بِکَمَالِ الْعَقْلِ فَلَا یَصِحُّ طَلَاقُ الْمَجْنُونِ وَ لَا الْمَعْتُوهِ
ترجمه:
باب شرط صحت طلاق، داشتن کمال عقل است؛ بنابراین طلاق دیوانه و سادهلوح صحیح نیست.
28076- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ از ابوخالد قماط نقل شده که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: مردی که گاهی رأی خود را میفهمد و گاهی انکار میکند، آیا طلاق ولی او بر او جایز است؟ فرمودند: چه ایرادی دارد که خودش طلاق بدهد؟ عرض کردم: حدود طلاق را نمیداند و اگر امروز طلاق دهد، بیم آن است که فردا بگوید طلاق ندادهام. فرمودند: او را نمیبینم مگر در جایگاه امام، یعنی ولی.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
28077- 2- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُکَیْرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدٍ وَ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ وَ إِسْمَاعِیلَ الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ الْمُولَهَ (5)لَیْسَ لَهُ طَلَاقٌ وَ لَا عِتْقُهُ عِتْقٌ.
ترجمه:
معمر بن یحیی از امام باقر و امام صادق (ع) نقل کرده است که دیوانه نه طلاقش معتبر است و نه آزاد کردن او آزادسازی به حساب میآید.
28078- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کُلُّ طَلَاقٍ جَائِزٌ إِلَّا طَلَاقَ الْمَعْتُوهِ أَوِ الصَّبِیِّ أَوْ
1) الباب 34 فیه 8 أحادیث.
2) الکافی 6- 125- 2، و أورد نحوه فی الحدیث 1 من الباب 35 من هذه الأبواب.
3) الفقیه 3- 505- 4772.
4) الکافی 6- 125- 3.
5) فی نسخة- المدله" هامش المخطوط"، و الوله- ذهاب العقل" النهایة 5- 227، هامش المخطوط" و المدله- کمعظم، الساهی القلب، الذاهب العقل" القاموس المحیط [4- 283]، هامش المخطوط".
6) الکافی 6- 126- 6، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 32 من هذه الأبواب.
مُبَرْسَمٍ أَوْ مَجْنُونٍ أَوْ مُکْرَهٍ.
ترجمه:
سکونی از امام صادق (ع) نقل کرده است که هر طلاقی جایز است، مگر طلاق فرد سادهلوح، کودک، بیمار دارای تب شدید، دیوانه یا کسی که مجبور شده باشد.
28079- 4- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ طَلَاقِ الْمَعْتُوهِ الذَّاهِبِ الْعَقْلِ أَ یَجُوزُ طَلَاقُهُ قَالَ لَا وَ عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا کَانَتْ کَذَلِکَ أَ یَجُوزُ بَیْعُهَا وَ صَدَقَتُهَا قَالَ لَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ (2)بِإِسْنَادِهِ عَنْ (عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو) (3)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ أَیْضاً کَذَلِکَ (4).
ترجمه:
از امام صادق (ع) درباره طلاق فرد سادهلوحی که عقلش زائل شده پرسیدم که آیا طلاق او جایز است؟ فرمودند: نه. و درباره زنی که چنین باشد، پرسیدم آیا فروش او و صدقهاش جایز است؟ فرمودند: نه.
28080- 5- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (الْحَلَبِیِّ) (6)قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ طَلَاقِ السَّکْرَانِ وَ عِتْقِهِ فَقَالَ لَا یَجُوزُ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْمَعْتُوهِ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ قُلْتُ: الْأَحْمَقُ الذَّاهِبُ الْعَقْلِ قَالَ لَا یَجُوزُ قُلْتُ فَالْمَرْأَةُ کَذَلِکَ یَجُوزُ بَیْعُهَا وَ شِرَاؤُهَا قَالَ لَا.
ترجمه:
عبدالله حلبی گفت: از امام صادق (ع) درباره طلاق و آزاد کردن برده توسط فرد مست پرسیدم، فرمودند: جایز نیست. همچنین از ایشان درباره طلاق فرد سادهلوح پرسیدم. فرمودند: و آن کیست؟ عرض کردم: فرد احمقی که عقلش زائل شده است. فرمودند: جایز نیست. عرض کردم: آیا در مورد زن نیز چنین است؟ آیا خرید و فروش او جایز است؟ فرمودند: خیر.
28081- 6- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ وَ الْبَرْقِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السَّکْرَانِ یُطَلِّقُ أَوْ یُعْتِقُ أَوْ یَتَزَوَّجُ أَ یَجُوزُ لَهُ ذَلِکَ وَ هُوَ عَلَی حَالِهِ قَالَ لَا یَجُوزُ لَهُ.
ترجمه:
اسحاق بن جریر از امام صادق (ع) نقل کرده است که از ایشان پرسیدم: آیا مرد مست میتواند طلاق دهد، بردهاش را آزاد کند یا ازدواج کند و این اعمال در حالت مستی برای او جایز است؟ فرمودند: جایز نیست.
1) الکافی 6- 125- 4، و أورد قطعة منه فی الحدیث 2 من الباب 1 من أبواب الحجر، و فی الحدیث 3 من الباب 21 من أبواب العتق.
2) التهذیب 8- 75- 251، و الاستبصار 3- 302- 1069.
3) فی المصدرین- عبد الملک بن عمرو.
4) الفقیه 3- 504- 4770.
5) التهذیب 8- 73- 245، و أورد نحوه فی الحدیث 3 من الباب 21 من أبواب العتق.
6) فی المصدر- عن الحلبیّ.
7) التهذیب 8- 73- 244.
28082- 7- (1)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ زَکَرِیَّا بْنِ آدَمَ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ طَلَاقِ السَّکْرَانِ وَ الصَّبِیِّ وَ الْمَعْتُوهِ وَ الْمَغْلُوبِ عَلَی عَقْلِهِ وَ مَنْ لَمْ یَتَزَوَّجْ بَعْدُ فَقَالَ لَا یَجُوزُ.
ترجمه:
زکریا بن آدم گفت: از امام رضا (ع) درباره طلاق فرد مست، کودک، سادهلوح، کسی که عقلش مغلوب شده و فردی که هنوز ازدواج نکرده است، پرسیدم. فرمودند: جایز نیست.
28083- 8- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ (3)شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمَعْتُوهِ أَ یَجُوزُ طَلَاقُهُ فَقَالَ مَا هُوَ قَالَ فَقُلْتُ الْأَحْمَقُ الذَّاهِبُ الْعَقْلِ فَقَالَ نَعَمْ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی نَاقِصِ الْعَقْلِ لَا فَاقِدِهِ وَ عَلَی تَوَلِّی الْوَلِیِّ الطَّلَاقَ وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ شُعَیْبٍ (4)
قَالَ الصَّدُوقُ یَعْنِی إِذَا طَلَّقَ عَنْهُ وَلِیُّهُ فَأَمَّا أَنْ یُطَلِّقَ هُوَ فَلَا وَ اسْتَدَلَّ بِمَا یَأْتِی (5)أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْعِتْقِ (7)وَ غَیْرِهِ (8).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که از ایشان درباره فرد سادهلوح پرسیدند که آیا طلاق او جایز است؟ فرمودند: او کیست؟ گفتم: فرد احمقی که عقلش زائل شده است. فرمودند: بله.
می گویم :این نقل قول توسط مرحوم شیخ به معنای ناقصالعقل نه فاقد آن و با تولی ولی در طلاق تفسیر شده است.
مرحوم صدوق نیز بیان کرده است که اگر ولی او طلاق دهد، صحیح است اما اگر خود او طلاق دهد، خیر.
1) التهذیب 8- 73- 246، و أورده فی الحدیث 12 من الباب 12 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 75- 252، و الاستبصار 3- 302- 1070.
3) فی نسخة- بن" هامش المخطوط".
4) الفقیه 3- 505- 4771.
5) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 35 من هذه الأبواب، و المستدل به هو الشیخ فاما الصدوق فقد استدل بما تقدم فی الحدیث 1 من هذا الباب الذی نحن فیه.
6) تقدم فی الباب 3 و فی الحدیث 11 من الباب 4 من أبواب مقدّمة العبادات، و فی الحدیث 2 من الباب 66 من أبواب تروک الحجّ، و فی الحدیث 3 من الباب 14 من أبواب عقد البیع، و فی الحدیث 12 من الباب 10 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الباب 21 من أبواب العتق.
8) یأتی فی الحدیث 2 من الباب 36 من أبواب القصاص فی النفس، و فی الباب 35 و بعمومه فی الباب 36 من هذه الأبواب.
(1)35 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ لِلْوَلِیِّ الطَّلَاقُ عَنِ الْمَجْنُونِ مَعَ الْمَصْلَحَةِ
ترجمه:
باب جواز طلاق دادن ولی از طرف دیوانه به شرط وجود مصلحت.
28084- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ الْأَحْمَقُ الذَّاهِبُ الْعَقْلِ یَجُوزُ طَلَاقُ وَلِیِّهِ عَلَیْهِ قَالَ وَ لِمَ لَا یُطَلِّقُ هُوَ قُلْتُ لَا یُؤْمَنُ إِنْ طَلَّقَ هُوَ أَنْ یَقُولَ غَداً لَمْ أُطَلِّقْ أَوْ لَا یُحْسِنُ أَنْ یُطَلِّقَ قَالَ مَا أَرَی وَلِیَّهُ إِلَّا بِمَنْزِلَةِ السُّلْطَانِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
ابو خالد قماط گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: مرد احمقی که عقلش زائل شده است، آیا طلاق ولی او از طرف او جایز است؟ فرمودند: چرا خودش طلاق ندهد؟ عرض کردم: اگر خودش طلاق دهد، بیم آن است که فردا بگوید طلاق ندادهام یا نتواند به درستی طلاق دهد. فرمودند: ولی او را جز در مقام سلطان نمیبینم.
28085- 2- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَعْتُوهُ الَّذِی لَا یُحْسِنُ أَنْ یُطَلِّقَ یُطَلِّقُ عَنْهُ وَلِیُّهُ عَلَی السُّنَّةِ قُلْتُ (5)فَطَلَّقَهَا ثَلَاثاً فِی مَقْعَدٍ قَالَ تُرَدُّ (6)إِلَی السُّنَّةِ فَإِذَا مَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ.
ترجمه:
شهاب بن عبد ربه گفت: امام صادق (ع) فرمودند: فرد سادهلوحی که نمیتواند به درستی طلاق دهد، ولی او به شیوه سنت از طرف او طلاق میدهد. عرض کردم: اگر او زنش را سه بار در یک مجلس طلاق دهد، چه میشود؟ فرمودند: به سنت بازگردانده میشود، و پس از گذشت سه ماه یا سه پاکی، زن با یک طلاق از او جدا میشود.
28086- 3- (7)عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی طَلَاقِ الْمَعْتُوهِ قَالَ یُطَلِّقُ عَنْهُ وَلِیُّهُ فَإِنِّی أَرَاهُ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَامِ عَلَیْهِ (8).
1) الباب 35 فیه 3 أحادیث.
2) الکافی 6- 125- 1، و أورد نحوه فی الحدیث 1 من الباب 34 من هذه الأبواب.
3) التهذیب 8- 75- 253، و الاستبصار 3- 302- 1071.
4) الکافی 6- 125- 5، و أورد ذیله فی الحدیث 4 من الباب 29 من هذه الأبواب.
5) فی المصدر زیادة- فان جهل.
6) فی المصدر- یرد.
7) الکافی 6- 126- 7.
8) " علیه" لیس فی المصدر.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
ابو خالد قماط از امام صادق (ع) نقل کرده است که در مورد طلاق فرد سادهلوح فرمودند: ولی او از طرف او طلاق میدهد؛ زیرا او را در مقام امام میبینم.
28087- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السَّکْرَانِ فَقَالَ لَا یَجُوزُ وَ لَا کَرَامَةَ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: درباره طلاق فرد مست از ایشان پرسیدم. فرمودند: جایز نیست و هیچ شرافتی در آن نیست.
28088- 2- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَیْسَ طَلَاقُ السَّکْرَانِ بِشَیْءٍ.
ترجمه:
ابو صباح کنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق فرد مست هیچ اعتباری ندارد.
28089- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ طَلَاقِ السَّکْرَانِ فَقَالَ لَا یَجُوزُ وَ لَا کَرَامَةَ.
ترجمه:
حلبی گفت: از امام صادق (ع) درباره طلاق فرد مست پرسیدم. فرمودند: جایز نیست و هیچ شرافتی(ارزشی) در آن نیست.
28090- 4- (7)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ وَ الْحُسَیْنِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ صَفْوَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السَّکْرَانِ فَقَالَ لَا یَجُوزُ وَ لَا عِتْقُهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (8).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: درباره طلاق فرد مست از ایشان پرسیدم. فرمودند: جایز نیست و آزاد کردن او نیز معتبر نیست.
1) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 34 من هذه الأبواب.
2) یأتی ما یدلّ علیه بعمومه فی الحدیث 1 من الباب 1 من أبواب آداب القاضی.
3) الباب 36 فیه 4 أحادیث.
4) الکافی 6- 126- 1.
5) الکافی 6- 126- 2.
6) الکافی 6- 126- 3.
7) الکافی 6- 126- 4، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 21 من أبواب العتق.
8) تقدم فی الحدیث 12 من الباب 10، و فی الحدیث 4 من الباب 32، و فی الباب 34 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 2 من الباب 66 من أبواب تروک الحجّ، و یأتی ما یدلّ علیه فی الباب 21 من أبواب العتق.
(1)37 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی صِحَّةِ الطَّلَاقِ الِاخْتِیَارُ فَلَا یَصِحُّ طَلَاقُ الْمُکْرَهِ وَ الْمُضْطَرِّ
ترجمه:
باب اینکه در صحت طلاق، اختیار شرط است؛ بنابراین، طلاق کسی که مجبور یا مضطر باشد صحیح نیست.
28091- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْمُکْرَهِ وَ عِتْقِهِ فَقَالَ لَیْسَ طَلَاقُهُ بِطَلَاقٍ وَ لَا عِتْقُهُ بِعِتْقٍ فَقُلْتُ إِنِّی رَجُلٌ تَاجِرٌ أَمُرُّ بِالْعَشَّارِ وَ مَعِی مَالٌ فَقَالَ غَیِّبْهُ مَا اسْتَطَعْتَ وَ ضَعْهُ مَوَاضِعَهُ فَقُلْتُ فَإِنْ حَلَّفَنِی بِالطَّلَاقِ وَ الْعَتَاقِ فَقَالَ احْلِفْ لَهُ ثُمَّ أَخَذَ تَمْرَةً فَحَفَرَ (3)بِهَا مِنْ زُبْدٍ کَانَ قُدَّامَهُ فَقَالَ مَا أُبَالِی حَلَفْتُ لَهُمْ بِالطَّلَاقِ وَ الْعَتَاقِ أَوْ أَکَلْتُهَا.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره طلاق و آزاد کردن برده توسط شخص مکره (کسی که به اجبار عمل میکند) پرسیدم. فرمودند: طلاق او طلاق نیست و آزاد کردن او نیز آزادسازی محسوب نمیشود. گفتم: من تاجری هستم که از ایستگاههای مالیاتی عبور میکنم و با خود مال همراه دارم. فرمودند: مال خود را تا جای ممکن پنهان کن و در جای مناسب قرار بده. گفتم: اگر مرا به طلاق و آزادسازی سوگند دهند، چه کنم؟ فرمودند: به آنها سوگند بده، سپس خرمایی برداشتند و از زبدی که جلوی ایشان بود حفرهای ایجاد کردند و فرمودند: برای من فرقی نمیکند که برای آنها به طلاق و آزادسازی سوگند دهم یا آن خرما را بخورم.
28092- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ (5)عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ أَوْ غَیْرِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَوْ أَنَّ رَجُلًا مُسْلِماً مَرَّ بِقَوْمٍ لَیْسُوا بِسُلْطَانٍ فَقَهَرُوهُ حَتَّی یَتَخَوَّفَ عَلَی نَفْسِهِ أَنْ یُعْتِقَ أَوْ یُطَلِّقَ فَفَعَلَ لَمْ یَکُنْ عَلَیْهِ شَیْءٌ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: شنیدم که میفرمودند: اگر مرد مسلمانی از گروهی عبور کند که تحت سلطه نباشند و او را مجبور کنند تا حدی که بر جان خود بیم داشته باشد که بردهای آزاد کند یا طلاق دهد و او چنین کند، بر او چیزی (گناه یا مسئولیتی) نیست.
28093- 3- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ قَالَ لِأَبِی جَعْفَرٍ
ع أَمُرُّ بِالْعَشَّارِ فَیُحَلِّفُنِی بِالطَّلَاقِ (وَ الْعَتَاقِ) (1)قَالَ احْلِفْ لَهُ.
ترجمه:
اسماعیل جعفی در حدیثی نقل کرده است که به امام باقر (ع) گفت: من از ایستگاههای مالیاتی عبور میکنم و مرا به طلاق (و آزادسازی برده) سوگند میدهند. فرمودند: به او سوگند یاد کن .
28094- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَحْیَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَا یَجُوزُ طَلَاقٌ فِی اسْتِکْرَاهٍ (3)وَ لَا تَجُوزُ یَمِینٌ فِی قَطِیعَةِ رَحِمٍ إِلَی أَنْ قَالَ وَ إِنَّمَا الطَّلَاقُ مَا أُرِیدُ بِهِ الطَّلَاقُ مِنْ غَیْرِ اسْتِکْرَاهٍ وَ لَا إِضْرَارٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
یحیی بن عبدالله بن حسن از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: شنیدم که میفرمودند: طلاق در حالت اجبار جایز نیست و سوگند برای قطع رحم نیز جایز نمیباشد، و فرمودند: طلاق تنها زمانی معتبر است که برای طلاق قصد شده باشد و بدون اجبار و ضرر باشد.
(7)38 بَابُ أَنَّ مَنْ طَلَّقَ لِأَجْلِ مُدَارَاةِ أَهْلِهِ مِنْ غَیْرِ إِرَادَةِ طَلَاقٍ لَمْ یَقَعْ طَلَاقُهُ
ترجمه:
باب اینکه کسی که برای دلجویی از خانوادهاش بدون قصد طلاق، طلاق دهد، طلاق او واقع نمیشود.
28095- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عُبَیْسِ بْنِ هِشَامٍ وَ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ مَنْصُورِ بْنِ یُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ ع وَ هُوَ بِالْعُرَیْضِ (9)فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنِّی تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً وَ کَانَتْ تُحِبُّنِی فَتَزَوَّجْتُ عَلَیْهَا ابْنَةَ خَالِی وَ قَدْ کَانَ
1) لیس فی المصدر.
2) الکافی 6- 127- 4، و أورده بتمامه فی الحدیث 6 من الباب 18 من هذه الأبواب.
3) فی المصدر زیادة- و لا یجوز عتق فی استکراه.
4) التهذیب 8- 74- 248.
5) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 34 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الباب 38 من هذه الأبواب.
7) الباب 38 فیه حدیث واحد.
8) الکافی 6- 127- 3.
9) العریض- واد بالمدینة المنورة. (معجم البلدان 4- 114).
لِی مِنَ الْمَرْأَةِ وَلَدٌ فَرَجَعْتُ إِلَی بَغْدَادَ فَطَلَّقْتُهَا وَاحِدَةً ثُمَّ رَاجَعْتُهَا ثُمَّ طَلَّقْتُهَا الثَّانِیَةَ ثُمَّ رَاجَعْتُهَا ثُمَّ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا أُرِیدُ سَفَرِی هَذَا حَتَّی إِذَا کُنْتُ بِالْکُوفَةِ أَرَدْتُ النَّظَرَ إِلَی ابْنَةِ خَالِی فَقَالَتْ أُخْتِی وَ خَالَتِی لَا تَنْظُرْ إِلَیْهَا وَ اللَّهِ أَبَداً حَتَّی تُطَلِّقَ فُلَانَةَ فَقُلْتُ وَیْحَکُمْ وَ اللَّهِ مَا لِی إِلَی طَلَاقِهَا مِنْ سَبِیلٍ فَقَالَ لِی هُوَ مَا (1)شَأْنُکَ لَیْسَ لَکَ إِلَی طَلَاقِهَا مِنْ سَبِیلٍ فَقُلْتُ إِنَّهُ کَانَتْ لِی مِنْهَا ابْنَةٌ وَ کَانَتْ بِبَغْدَادَ- وَ کَانَتْ هَذِهِ بِالْکُوفَةِ وَ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا قَبْلَ ذَلِکَ بِأَرْبَعٍ فَأَبَوْا عَلَیَّ إِلَّا تَطْلِیقَهَا ثَلَاثاً وَ لَا وَ اللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاکَ مَا أَرَدْتُ اللَّهَ وَ لَا أَرَدْتُ إِلَّا أَنْ أُدَارِیَهُمْ عَنْ نَفْسِی وَ قَدِ امْتَلَأَ قَلْبِی مِنْ ذَلِکَ فَمَکَثَ طَوِیلًا مُطْرِقاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ هُوَ مُتَبَسِّمٌ فَقَالَ أَمَّا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ وَ لَکِنْ إِنْ قَدَّمُوکَ إِلَی السُّلْطَانِ أَبَانَهَا مِنْکَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2).
ترجمه:
منصور بن یونس گفت: از امام صالح (ع) در عریض پرسیدم: فدایت شوم، با زنی ازدواج کردم و او مرا دوست داشت. سپس با دختر خالهام نیز ازدواج کردم. از زن اولم فرزندی داشتم. به بغداد برگشتم و او را یک بار طلاق دادم، سپس به او رجوع کردم. بار دوم او را طلاق دادم و دوباره به او رجوع کردم. سپس به قصد این سفر، از او جدا شدم. وقتی به کوفه رسیدم و خواستم به دختر خالهام نگاه کنم، خواهر و خالهام گفتند: به خدا قسم، هرگز به او نگاه نکن مگر اینکه فلانی را طلاق دهی. گفتم: وای بر شما، به خدا قسم، راهی برای طلاق او ندارم. گفتند: موضوع به شما مربوط نیست و شما راهی برای طلاق او ندارید. گفتم: من از او دختری دارم که در بغداد بود و این یکی در کوفه بود و چهار روز قبل از او جدا شدم. آنها اصرار کردند که سه طلاقهاش کنم. به خدا قسم، قصدی از این کار نداشتم جز اینکه خودم را از دست آنها رها کنم. دلم از این موضوع پر بود.
ایشان مدتی طولانی سرشان را پایین انداختند. سپس سرشان را بلند کرده و با تبسم فرمودند: اما بین تو و خدا، این کار (طلاق) ارزشی ندارد؛ ولی اگر شما را نزد سلطان بردند، او را از شما جدا میکند.
(3)39 بَابُ أَنَّهُ لَا یُشْتَرَطُ فِی وُقُوعِ الطَّلَاقِ الْمُبَاشَرَةُ بِنَفْسِهِ بَلْ تَصِحُّ الْوَکَالَةُ فِیهِ فَإِنْ وَکَّلَ اثْنَیْنِ لَمْ یَصِحَّ انْفِرَادُ أَحَدِهِمَا بِهِ بَلْ یَصِحُّ طَلَاقُهُمَا مَعاً
ترجمه:
باب اینکه در وقوع طلاق، دخالت خود شخص شرط نیست، بلکه وکالت در آن صحیح است؛ بنابراین، اگر دو نفر را وکیل کند، طلاق یکی از آنها به تنهایی صحیح نیست، بلکه طلاق هر دو با هم صحیح است.
28096- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ أَمْرَ امْرَأَتِهِ إِلَی رَجُلٍ فَقَالَ اشْهَدُوا أَنِّی قَدْ جَعَلْتُ أَمْرَ فُلَانَةَ إِلَی فُلَانٍ (فَیُطَلِّقُهَا) (5)أَ یَجُوزُ ذَلِکَ لِلرَّجُلِ
فَقَالَ نَعَمْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی مِثْلَهُ (1)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ جَمِیعاً عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (2)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
سعید اعرج از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که اختیار همسرش را به مرد دیگری واگذار کرد و گفت: شاهد باشید که من اختیار فلانی را به فلان شخص دادهام (تا او را طلاق دهد). آیا این برای آن مرد جایز است؟ فرمودند: بله.
28097- 2- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی رَجُلٍ جَعَلَ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ بِیَدِ رَجُلَیْنِ فَطَلَّقَ أَحَدُهُمَا وَ أَبَی الْآخَرُ فَأَبَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنْ یُجِیزَ ذَلِکَ حَتَّی یَجْتَمِعَا جَمِیعاً عَلَی طَلَاقٍ.
ترجمه:
سکونی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: امیرالمؤمنین (ع) درباره مردی که طلاق همسرش را به دو نفر سپرده بود، یکی از آنها طلاق داد و دیگری امتناع کرد، حکم دادند که این طلاق را تأیید نکنند مگر آنکه هر دو نفر به طور مشترک بر طلاق توافق کنند.
28098- 3- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی هِلَالٍ الرَّازِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ وَکَّلَ رَجُلًا یُطَلِّقُ (6)امْرَأَتَهُ إِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ وَ خَرَجَ الرَّجُلُ فَبَدَا لَهُ فَأَشْهَدَ أَنَّهُ قَدْ أَبْطَلَ مَا کَانَ أَمَرَهُ بِهِ وَ أَنَّهُ قَدْ بَدَا لَهُ فِی ذَلِکَ قَالَ فَلْیُعْلِمْ أَهْلَهُ وَ لْیُعْلِمِ الْوَکِیلَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ (7)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ وَ الشَّیْخُ أَیْضاً کَمَا مَرَّ فِی الْوَکَالَةِ (8).
ترجمه:
ابو هلال رازی گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: مردی فردی را وکیل کرده که همسرش را پس از حیض و طُهر طلاق دهد، اما پس از آن مرد تغییر نظر داد و شهادت داد که از آنچه قبلاً دستور داده بود، صرفنظر کرده و تغییر عقیده داده است. امام (ع) فرمودند: باید خانوادهاش را آگاه کند و وکیل را نیز مطلع سازد.
1) التهذیب 8- 38- 115، و الاستبصار 3- 278- 986.
2) الکافی 6- 129- 2.
3) التهذیب 8- 39- 116، و الاستبصار 3- 278- 987.
4) الکافی 6- 129- 3، التهذیب 8- 39- 118، و الاستبصار 3- 279- 989.
5) الکافی 6- 129- 4.
6) فی المصدر- بطلاق.
7) التهذیب 8- 39- 117، و الاستبصار 3- 278- 988.
8) مر فی الحدیث 1 من الباب 3 من أبواب الوکالة.
28099- 4- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ جَعَلَ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ بِیَدِ رَجُلَیْنِ فَطَلَّقَ أَحَدُهُمَا وَ أَبَی الْآخَرُ فَأَبَی عَلِیٌّ ع أَنْ یُجِیزَ ذَلِکَ حَتَّی یَجْتَمِعَا عَلَی الطَّلَاقِ جَمِیعاً.
ترجمه:
مسمع از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: درباره مردی که اختیار طلاق همسرش را به دو نفر واگذار کرده بود، یکی از آنها طلاق داد و دیگری امتناع کرد، علی (ع) این طلاق را تأیید نکردند مگر آنکه هر دو نفر به طور مشترک بر طلاق توافق کنند.
28100- 5- (2)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ جَمِیعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَجُوزُ الْوَکَالَةُ فِی الطَّلَاقِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ وَ کَذَا حَدِیثُ السَّکُونِیِّ أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی حُضُورِ الزَّوْجِ وَ خَصَّ الْأَحَادِیثَ السَّابِقَةَ بِالْغَائِبِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ عَلَی الْإِنْکَارِ دُونَ الْإِخْبَارِ وَ عَلَی الْکَرَاهَةِ دُونَ الْمَنْعِ وَ عَلَی عَدَمِ ثُبُوتِ الْوَکَالَةِ وَ عَلَی عَدَمِ عِلْمِ الْوَکِیلِ بِطُهْرِ الزَّوْجَةِ وَ عَلَی عَدَمِ جَوَازِهَا بِمُجَرَّدِ الدَّعْوَی وَ غَیْرِ ذَلِکَ وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی جَوَازِ الْوَکَالَةِ لِلْحَاضِرِ فِیمَا إِذَا وَکَّلَهَا فِی طَلَاقِ نَفْسِهَا (4).
ترجمه:
زراره از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: وکالت در طلاق جایز نیست.
میگویم: شیخ این حدیث را بر حضور زوج حمل کرده و احادیث قبلی را به زوج غائب اختصاص داده است. همچنین احتمال دارد که این حمل بر تقیه، انکار بدون اطلاعرسانی، کراهت بدون منع، عدم اثبات وکالت، عدم اطلاع وکیل از طهر زوجه، یا عدم جواز صرف ادعا باشد و غیر از اینها. همچنین در مواردی که وکالت برای حاضر باشد و زوجه خود را وکالت دهد، به دلالت بر جواز اشاره میشود.
28101- 6- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ
مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی الْیَقْطِینِیِّ قَالَ: بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو الْحَسَنِ ع رِزَمَ (1)ثِیَابٍ إِلَی أَنْ قَالَ وَ أَمَرَ بِدَفْعِ ثَلَاثِمِائَةِ دِینَارٍ إِلَی رُحَیْمَ (2)زَوْجَةٍ کَانَتْ لَهُ وَ أَمَرَنِی أَنْ أُطَلِّقَهَا عَنْهُ وَ أُمَتِّعَهَا بِهَذَا الْمَالِ وَ أَمَرَنِی أَنْ أُشْهِدَ عَلَی طَلَاقِهَا صَفْوَانَ بْنَ یَحْیَی- وَ آخَرَ نَسِیَ مُحَمَّدُ بْنُ عِیسَی اسْمَهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْوَکَالَةِ (3)وَ فِی الطَّلَاقِ ثَلَاثاً (4)وَ فِی النُّشُوزِ (5)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (6).
ترجمه:
محمد بن عیسی یقطینی گفت: ابو الحسن (ع) بستههایی از لباسها برای من فرستاد و دستور داد که سیصد دینار به رُحَیم، زنی که همسر او بود، پرداخت کنم و مرا مأمور کرد که او را از طرف ایشان طلاق دهم و با این مال او را بهرهمند سازم. همچنین، دستور داد که بر طلاق او صفوان بن یحیی و فرد دیگری که محمد بن عیسی نام او را فراموش کرده بود، گواه بگیرم.
(7)40 بَابُ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ طَلَاقُ الْمُسْتَرَابَةِ الْمَدْخُولِ بِهَا الَّتِی لَا تَحِیضُ وَ هِیَ فِی سِنِّ مَنْ تَحِیضُ إِلَّا بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ
ترجمه:
باب اینکه طلاق زن مشکوکالحال که با او دخول شده و در سن زنانی است که حیض میبینند اما حیض نمیشود، جایز نیست مگر پس از گذشت سه ماه.
28102- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِی یَزِیدَ الْعَطَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ یُسْتَرَابُ بِهَا وَ مِثْلُهَا تَحْمِلُ وَ مِثْلُهَا لَا تَحْمِلُ وَ لَا تَحِیضُ وَ قَدْ وَاقَعَهَا زَوْجُهَا کَیْفَ یُطَلِّقُهَا إِذَا أَرَادَ طَلَاقَهَا قَالَ لِیُمْسِکْ عَنْهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِی یَزِیدَ (9)
1) فی نسخة- برزم.
2) فی نسخة- رخیم" هامش المخطوط" و فی المصدر- رحم.
3) تقدم فی البابین 1 و 3 من أبواب الوکالة.
4) تقدم فی الحدیث 13 من الباب 29 من هذه الأبواب.
5) تقدم فی الأبواب 10 و 12 و 13 من أبواب القسم و النشوز.
6) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 43 من أبواب المهور.
7) الباب 40 فیه حدیث واحد.
8) الکافی 6- 97- 1.
9) التهذیب 8- 69- 228.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
داوود بن ابی یزید عطار از برخی اصحاب ما از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره زنی که مشکوکالحال است، مانند زنی که توانایی حمل دارد یا ندارد و حیض نمیبیند و شوهرش با او همبستر شده است، پرسیدم. چگونه شوهرش او را طلاق دهد اگر بخواهد طلاق دهد؟ فرمودند: سه ماه از او دوری کند، سپس او را طلاق دهد.
(2)41 بَابُ أَنَّ مَنْ خَیَّرَ امْرَأَتَهُ لَمْ یَقَعْ بِهَا طَلَاقٌ بِمُجَرَّدِ التَّخْیِیرِ وَ إِنِ اخْتَارَتْ نَفْسَهَا فَإِنْ وَکَّلَهَا فِی طَلَاقِ نَفْسِهَا فَفَعَلَتْ وَقَعَ مَعَ الشَّرَائِطِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که همسرش را مخیر کند، طلاق با صرف تخییر واقع نمیشود. اما اگر زن خود را انتخاب کند و شوهر او را در طلاق خودش وکیل کند و زن این کار را انجام دهد، طلاق با رعایت شرایط معتبر است.
28103- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْخِیَارِ فَقَالَ وَ مَا هُوَ وَ مَا ذَاکَ إِنَّمَا ذَاکَ شَیْءٌ کَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: از امام باقر (ع) درباره اختیار پرسیدم. فرمودند: آن چیست و چیست آن؟ این تنها چیزی بود که برای رسول خدا (ص) بود.
28104- 2- (4)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ إِذَا خَیَّرَ امْرَأَتَهُ قَالَ إِنَّمَا الْخِیَرَةُ لَنَا لَیْسَ لِأَحَدٍ وَ إِنَّمَا خَیَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِمَکَانِ عَائِشَةَ (5)فَاخْتَرْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ- وَ لَمْ یَکُنْ لَهُنَّ أَنْ یَخْتَرْنَ غَیْرَ رَسُولِ اللَّهِ ص.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: در مورد مردی که همسرش را مخیر کند، گفتند: اختیار تنها برای ماست و برای هیچکس دیگری نیست. پیامبر خدا (ص) زنان را مخیر کرد به خاطر جایگاه عایشه، و آنان خدا و رسولش را انتخاب کردند و حق نداشتند غیر از رسول خدا (ص) را انتخاب کنند.
28105- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ (7)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ
1) یأتی فی الحدیث 5 من الباب 25 من أبواب العدد.
2) الباب 41 فیه 19 حدیثا.
3) الکافی 6- 136- 1.
4) الکافی 6- 139- 6.
5) قوله- لمکان عائشة- أی لأجل قولها- طلقنا لیأتینا الأکفاء من قومنا کما یفهم من حدیث آخر رواه الکلینی" منه قده".
6) الکافی 6- 136- 2، و التهذیب 8- 88- 300، و الاستبصار 3- 312- 1112.
7) فی المصدر- الخزاز.
ع إِنِّی سَمِعْتُ أَبَاکَ یَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص خَیَّرَ نِسَاءَهُ فَاخْتَرْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ- فَلَمْ یُمْسِکْهُنَّ عَلَی طَلَاقٍ وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ لَبِنَّ فَقَالَ إِنَّ هَذَا حَدِیثٌ کَانَ یَرْوِیهِ (1)أَبِی- عَنْ عَائِشَةَ وَ مَا لِلنَّاسِ وَ الْخِیَارَ إِنَّمَا هَذَا شَیْءٌ خَصَّ اللَّهُ بِهِ رَسُولَهُ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: شنیدم پدرتان میفرمودند که پیامبر خدا (ص) زنانش را مخیر کرد و آنان خدا و رسولش را انتخاب کردند، پس آنها را بر طلاق نگه نداشت. اگر خودشان را انتخاب میکردند، جدا میشدند. امام (ع) فرمودند: این حدیثی است که پدرم از عایشه روایت میکرد. اختیار چیزی است که خداوند آن را خاص پیامبرش قرار داده است.
28106- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ عِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ خَیَّرَ امْرَأَتَهُ فَاخْتَارَتْ نَفْسَهَا بَانَتْ مِنْهُ قَالَ لَا إِنَّمَا هَذَا شَیْءٌ کَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص خَاصَّةً أُمِرَ بِذَلِکَ فَفَعَلَ وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ لَطَلَّقَهُنَّ (3)وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قُلْ لِأَزْواجِکَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیاةَ الدُّنْیا وَ زِینَتَها فَتَعالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَ أُسَرِّحْکُنَّ سَراحاً جَمِیلًا (4).
ترجمه:
عیص بن قاسم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که همسرش را مخیر کند و زن، خود را انتخاب کند و از او جدا شود، پرسیدم. فرمودند: خیر، این تنها چیزی بود که خاص رسول خدا (ص) بود، که به انجام آن مأمور شدند و چنین کردند. اگر زنان خودشان را انتخاب میکردند، ایشان آنان را طلاق میدادند. و این همان سخن خدای عز و جل است: «به همسرانت بگو: اگر زندگی دنیا و زینت آن را میخواهید، بیایید تا شما را بهرهمند سازم و با جدایی نیکویی رهایتان کنم.» (سوره احزاب، آیه 28).
28107- 5- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ هَارُونَ (6)بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ جَعَلَ أَمْرَ امْرَأَتِهِ بِیَدِهَا قَالَ فَقَالَ لِی وَلَّی الْأَمْرَ مَنْ لَیْسَ أَهْلَهُ وَ خَالَفَ السُّنَّةَ وَ لَمْ یَجُزِ النِّکَاحُ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (7)وَ کَذَا الْحَدِیثَانِ اللَّذَانِ قَبْلَهُ.
ترجمه:
هارون بن مسلم از برخی از اصحاب ما از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: به ایشان عرض کردم: نظرتان درباره مردی که اختیار همسرش را به دست خودش بسپارد چیست؟ فرمودند: اختیار را به کسی داده که شایسته آن نیست، و خلاف سنت عمل کرده است، و ازدواج صحیح نیست.
28108- 6- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ
1) فیه اشعار بان مثله تقیة" منه قده".
2) الکافی 6- 137- 3، و التهذیب 8- 87- 299، و الاستبصار 8- 312- 1111.
3) فی الاستبصار- لطلقن" هامش المخطوط".
4) الأحزاب 33- 28.
5) الکافی 6- 137- 4.
6) فی الاستبصار- مروان- هامش المخطوط- و کذلک التهذیبین.
7) التهذیب 8- 88- 301، و الاستبصار 3- 313- 1113.
8) التهذیب 8- 88- 302، و الاستبصار 3- 313- 1114.
ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحْرِزٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (1)ع وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَ رَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَمْرُکِ بِیَدِکِ قَالَ أَنَّی یَکُونُ هَذَا وَ اللَّهُ یَقُولُ الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّساءِ (2)لَیْسَ هَذَا بِشَیْءٍ.
ترجمه:
ابراهیم بن محرز گفت: مردی از امام صادق (ع) در حالی که من نزد ایشان بودم، پرسید: مردی به همسرش گفته است «اختیار با تو است.» امام (ع) فرمودند: چگونه چنین چیزی ممکن است در حالی که خداوند میفرماید: «مردان سرپرست زنان هستند.» (سوره نساء، آیه 34)؛ این سخن اعتباری ندارد.
28109- 7- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ وَ مُحَمَّدٍ ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ خَیَّرَ امْرَأَتَهُ قَالَ إِنَّمَا الْخِیَارُ لَهَا (4)مَا دَامَا فِی مَجْلِسِهِمَا فَإِذَا تَفَرَّقَا فَلَا خِیَارَ لَهَا (5).
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ کَذَا مَا یَأْتِی (6).
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: به ایشان عرض کردم: مردی همسرش را مخیر کرده است. فرمودند: اختیار برای زن تا زمانی است که هر دو در یک مجلس باشند. اما اگر از یکدیگر جدا شوند، دیگر اختیاری برای زن وجود ندارد.
میگویم: شیخ این موضوع را بر تقیه حمل کرده است و همچنین موارد مشابهی که خواهد آمد.
28110- 8- (7)وَ عَنْهُ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَا خِیَارَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ.
ترجمه:
زراره و محمد بن مسلم از یکی از آن دو (امامان) نقل کردهاند که فرمودند: اختیار (طلاق) تنها در حالتی معتبر است که در طهر، بدون انجام جماع و با حضور شاهدان باشد.
28111- 9- (8)وَ عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: إِذَا اخْتَارَتْ نَفْسَهَا فَهِیَ تَطْلِیقَةٌ بَائِنَةٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ إِنِ اخْتَارَتْ زَوْجَهَا فَلَا شَیْءَ.
ترجمه:
زراره از یکی از آن دو (امامان) نقل کرده است که فرمودند: اگر زن، خود را انتخاب کند، این یک طلاق بائن است و مرد از جمله خواستگاران خواهد بود. اما اگر شوهرش را انتخاب کند، هیچ اثری (طلاقی) به وقوع نمیپیوندد.
28112- 10- (9)وَ عَنْهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ یَزِیدَ الْکُنَاسِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا تَرِثُ الْمُخَیَّرَةُ مِنْ زَوْجِهَا شَیْئاً فِی عِدَّتِهَا لِأَنَّ الْعِصْمَةَ قَدِ انْقَطَعَتْ فِیمَا بَیْنَهَا وَ بَیْنَ
1) فی التهذیبین- أبا جعفر.
2) النساء 4- 34.
3) التهذیب 8- 89- 303، و الاستبصار 3- 313- 1115.
4) فی الاستبصار- لهما.
5) فی الاستبصار- لهما.
6) یأتی فی الحدیث 12 من هذا الباب.
7) التهذیب 8- 89- 304، و الاستبصار 3- 313- 1116.
8) التهذیب 8- 90- 305، و الاستبصار 3- 313- 1117.
9) التهذیب 8- 90- 306، و الاستبصار 3- 314- 1118.
زَوْجِهَا مِنْ سَاعَتِهَا فَلَا رَجْعَةَ لَهُ عَلَیْهَا وَ لَا مِیرَاثَ بَیْنَهُمَا.
ترجمه:
یزید کناسی از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: زن مخیره در دوران عده از همسرش چیزی به ارث نمیبرد، زیرا عصمت میان آنها از همان لحظه قطع شده است. بنابراین، نه شوهر حقی برای رجوع به او دارد و نه ارثی میان آنها برقرار میشود.
28113- 11- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ الْمُخَیَّرَةُ تَبِینُ مِنْ سَاعَتِهَا مِنْ غَیْرِ طَلَاقٍ وَ لَا مِیرَاثَ بَیْنَهُمَا لِأَنَّ الْعِصْمَةَ (2)قَدْ بَانَتْ مِنْهَا سَاعَةَ کَانَ ذَلِکَ مِنْهَا وَ مِنَ الزَّوْجِ.
ترجمه:
حمران گفت: از امام باقر (ع) شنیدم که فرمودند: زن مخیره از همان لحظه بدون طلاق جدا میشود و میان آنها ارثی برقرار نیست، زیرا عصمت از همان لحظه بین او و شوهرش قطع شده است.
28114- 12- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ (عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ) (4)عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ خَیَّرَ امْرَأَتَهُ فَقَالَ إِنَّمَا الْخِیَارُ لَهَا مَا دَامَا فِی مَجْلِسِهِمَا فَإِذَا تَفَرَّقَا فَلَا خِیَارَ لَهَا فَقُلْتُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَإِنْ طَلَّقَتْ نَفْسَهَا ثَلَاثاً قَبْلَ أَنْ یَتَفَرَّقَا مِنْ مَجْلِسِهِمَا قَالَ لَا یَکُونُ أَکْثَرَ مِنْ وَاحِدَةٍ وَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَدْ خَیَّرَ رَسُولُ اللَّهِ ص نِسَاءَهُ فَاخْتَرْنَهُ فَکَانَ ذَلِکَ طَلَاقاً قَالَ قُلْتُ: لَهُ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ (5)قَالَ فَقَالَ لِی مَا ظَنُّکَ بِرَسُولِ اللَّهِ ص لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ أَ کَانَ یُمْسِکُهُنَّ.
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ أَنَّ الشَّیْخَ حَمَلَ هَذِهِ الْأَحَادِیثَ عَلَی التَّقِیَّةِ (6)وَ یُمْکِنُ حَمْلُهَا عَلَی الِاخْتِصَاصِ بِالنَّبِیِّ وَ الْأَئِمَّةِ ع بِأَنْ یَکُونُوا ذَکَرُوا حُکْمَهُمْ فِی ذَلِکَ أَوْ عَلَی أَنَّ الزَّوْجَ وَکَّلَ الْمَرْأَةَ فِی طَلَاقِ نَفْسِهَا کَمَا یُفْهَمُ مِنْ بَعْضِ مَا مَضَی (7)وَ یَأْتِی (8)أَوْ عَلَی مَا لَوْ طَلَّقَهَا الزَّوْجُ بَعْدَ التَّخْیِیرِ أَوْ عَلَی
1) التهذیب 8- 90- 307، و الاستبصار 3- 314- 1119.
2) فی الاستبصار زیادة- بینهما" هامش المخطوط".
3) التهذیب 8- 90- 308، و الاستبصار 3- 314- 1120.
4) فی الاستبصار- عن ابن رئاب.
5) فی نسخة- لبن؟.
6) فی ذیل الحدیث 7 من هذا الباب.
7) مضی فی الحدیث 7 و 9 من هذا الباب.
8) یأتی فی الأحادیث 14 و 15 و 16 و 17 من هذا الباب.
اسْتِحْبَابِ طَلَاقِهَا لَوِ اخْتَارَتْ نَفْسَهَا وَ یَحْتَمِلُ غَیْرُ ذَلِکَ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: به ایشان عرض کردم: مردی همسرش را مخیر کرده است. فرمودند: اختیار زن تنها تا زمانی است که هر دو در یک مجلس باشند. اگر از یکدیگر جدا شوند، زن دیگر اختیاری ندارد.
گفتم: خداوند شما را محفوظ بدارد، اگر زن در همان مجلس خود را سه طلاقه کند چه میشود؟ فرمودند: بیش از یک طلاق نمیتواند باشد و شوهر تا پیش از پایان عده، حق رجوع دارد. رسول خدا (ص) زنان خود را مخیر کرد و آنان او را انتخاب کردند، و این بهمنزله طلاق بود.
عرض کردم: اگر خودشان را انتخاب میکردند؟ فرمودند: تصور شما درباره رسول خدا (ص) چیست؟ اگر آنان خودشان را انتخاب میکردند، آیا ایشان آنان را نگه میداشتند؟
میگویم: مرحوم شیخ این احادیث را بر تقیه حمل کرده است. همچنین ممکن است این احادیث اختصاص به پیامبر و امامان (ع) داشته باشد، یا به این معنا باشد که شوهر، زن را در طلاق خود وکیل کرده است، همانطور که از برخی احادیث پیشین برمیآید، یا به این معنا باشد که شوهر پس از تخییر او را طلاق داده است، یا به استحباب طلاق زن در صورتی که خود را انتخاب کرده باشد، و احتمالات دیگری نیز وجود دارد. و خداوند داناتر است.
28115- 13- (1)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: مَا لِلنِّسَاءِ وَ التَّخْیِیرَ إِنَّمَا ذَلِکَ شَیْءٌ خَصَّ اللَّهُ بِهِ نَبِیَّهُ ص.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: زنان را چه به تخییر؟ این چیزی است که خداوند آن را مخصوص پیامبرش (ص) قرار داده است.
28116- 14- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا خَیَّرَهَا وَ (3)جَعَلَ أَمْرَهَا بِیَدِهَا فِی قَبْلِ عِدَّتِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُشْهِدَ شَاهِدَیْنِ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ وَ إِنْ خَیَّرَهَا وَ (4)جَعَلَ أَمْرَهَا بِیَدِهَا بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ فِی قَبْلِ عِدَّتِهَا فَهِیَ بِالْخِیَارِ مَا لَمْ یَتَفَرَّقَا فَإِنِ اخْتَارَتْ نَفْسَهَا فَهِیَ وَاحِدَةٌ وَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا وَ إِنِ اخْتَارَتْ زَوْجَهَا فَلَیْسَ بِطَلَاقٍ.
أَقُولُ: هَذَا ظَاهِرٌ فِی أَنَّهُ وَکَّلَهَا فِی طَلَاقِ نَفْسِهَا وَ یَحْتَمِلُ مَا تَقَدَّمَ (5).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مرد، زن را مخیر کند و اختیار او را در دوران عده بدون حضور دو شاهد به دست خودش بسپارد، آن عمل اعتباری ندارد. اما اگر مرد، زن را مخیر کند و با حضور دو شاهد اختیار او را در دوران عده به دست خودش بسپارد، زن تا زمانی که از مجلس جدا نشدهاند، اختیار دارد. اگر زن خود را انتخاب کند، یک طلاق محسوب میشود و شوهر حق رجوع به او را تا پیش از اتمام عده دارد. اما اگر زن، شوهرش را انتخاب کند، طلاقی واقع نمیشود.
میگویم: این ظاهر بر این است که مرد، زن را در طلاق خودش وکیل کرده است و احتمالات دیگری نیز مطرح است، همانگونه که در مطالب پیشین آمده است.
28117- 15- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الطَّلَاقُ أَنْ یَقُولَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ اخْتَارِی فَإِنِ اخْتَارَتْ نَفْسَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ إِنِ اخْتَارَتْ زَوْجَهَا فَلَیْسَ بِشَیْءٍ أَوْ یَقُولَ أَنْتِ طَالِقٌ فَأَیَّ ذَلِکَ فَعَلَ فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَیْهِ وَ لَا یَکُونُ طَلَاقٌ وَ لَا خُلْعٌ وَ لَا مُبَارَاةٌ وَ لَا تَخْیِیرٌ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ.
ترجمه:
حسن بن زیاد از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق این است که مرد به همسرش بگوید: «اختیار کن.» اگر زن خود را انتخاب کند، از مرد جدا میشود و مرد در شمار خواستگاران خواهد بود. اما اگر زن شوهرش را انتخاب کند، اعتباری ندارد. یا اینکه مرد بگوید: «تو طلاق داده شدی.» پس هر یک از این دو عمل را انجام دهد، زن بر او حرام میشود. همچنین، طلاق، خلع، مبارات و تخییر تنها در حالتی معتبر است که در دوران طهر، بدون جماع و با شهادت دو شاهد انجام شود.
28118- 16- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی
الرَّجُلِ یُخَیِّرُ امْرَأَتَهُ أَوْ أَبَاهَا أَوْ أَخَاهَا أَوْ وَلِیَّهَا فَقَالَ کُلُّهُمْ بِمَنْزِلَةٍ وَاحِدَةٍ إِذَا رَضِیَتْ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مرد، زن خود یا پدرش یا برادرش یا ولی او را مخیر کند، امام (ع) فرمودند: همگی در یک جایگاه قرار دارند، مشروط بر اینکه زن رضایت داشته باشد.
28119- 17- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ قَدْ جَعَلْتُ الْخِیَارَ إِلَیْکِ فَاخْتَارَتْ نَفْسَهَا قَبْلَ أَنْ تَقُومَ قَالَ یَجُوزُ ذَلِکَ عَلَیْهِ فَقُلْتُ فَلَهَا مُتْعَةٌ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَلَهَا مِیرَاثٌ إِنْ مَاتَ الزَّوْجُ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَالَ نَعَمْ وَ إِنْ مَاتَتْ هِیَ وَرِثَهَا الزَّوْجُ.
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَ هَذِهِ الْأَحَادِیثِ (2).
ترجمه:
فضیل بن یسار گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که به همسرش گفته است: «اختیار به دست تو است.» و زن، خود را قبل از اینکه از جای برخیزد انتخاب کرده است. امام (ع) فرمودند: این امر بر مرد جایز است. گفتم: آیا برای زن متعهای (هدیهای) وجود دارد؟ فرمودند: بله. گفتم: آیا اگر شوهر پیش از پایان عده بمیرد، زن ارث میبرد؟ فرمودند: بله. و اگر زن بمیرد، شوهر نیز از او ارث میبرد.
28120- 18- (3)وَ فِی الْمُقْنِعِ قَالَ رُوِیَ مَا لِلنَّاسِ وَ التَّخْیِیرَ إِنَّمَا ذَلِکَ شَیْءٌ خَصَّ اللَّهُ بِهِ نَبِیَّهُ ص.
ترجمه:
و در کتاب مقنع آمده است: روایت شده است که مردم را چه به تخییر؟ این امری است که خداوند آن را مختص پیامبرش (ص) قرار داده است.
28121- 19- (4)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ إِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ تَبِینِی فَلَمْ تَقُلْ شَیْئاً حَتَّی افْتَرَقَا مَا عَلَیْهِ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ.عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ إِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ تَبِینِی فَلَمْ تَقُلْ شَیْئاً حَتَّی افْتَرَقَا مَا عَلَیْهِ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که به همسرش گفت: «من دوست دارم که از من جدا شوی»، اما زن چیزی نگفت تا اینکه از یکدیگر جدا شدند. حکم این چیست؟ فرمودند: چیزی بر عهده مرد نیست و آن زن همچنان همسر او است.
(1)42 بَابُ أَنَّ الطَّلَاقَ بِیَدِ الرَّجُلِ دُونَ الْمَرْأَةِ فَإِنْ شُرِطَ فِی الْعَقْدِ کَوْنُ الطَّلَاقِ بِیَدِ الْمَرْأَةِ بَطَلَ الشَّرْطُ
ترجمه:
باب اینکه طلاق در اختیار مرد است و نه زن. اگر در عقد شرط شود که طلاق در اختیار زن باشد، آن شرط باطل است.
28122- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی امْرَأَةٍ نَکَحَهَا رَجُلٌ فَأَصْدَقَتْهُ الْمَرْأَةُ وَ شَرَطَتْ عَلَیْهِ أَنَّ بِیَدِهَا الْجِمَاعَ وَ الطَّلَاقَ فَقَالَ خَالَفَ السُّنَّةَ وَ وَلَّی الْحَقَّ مَنْ لَیْسَ أَهْلَهُ وَ قَضَی أَنَّ عَلَی الرَّجُلِ الصَّدَاقَ وَ أَنَّ بِیَدِهِ الْجِمَاعَ وَ الطَّلَاقَ وَ تِلْکَ السُّنَّةُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (3)وَ فِی الْمُهُورِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
ابن بکیر از برخی اصحاب ما از امام صادق (ع) نقل کرده است که در مورد زنی که مردی با او ازدواج کرده و زن مهر را به مرد داده و شرط کرده که اختیار همبستری و طلاق به دست او باشد، فرمودند: او سنت را خلاف کرده و اختیار را به کسی داده که شایسته آن نیست. حکم داده شد که مهر بر عهده مرد است و اختیار همبستری و طلاق در دست مرد خواهد بود و این همان سنت است.
(6)43 بَابُ أَنَّ الطَّلَاقَ بِیَدِ الْعَبْدِ دُونَ الْمَوْلَی إِذَا کَانَتْ زَوْجَتُهُ حُرَّةً أَوْ أَمَةً لِغَیْرِ مَوْلَاهُ فَإِنْ کَانَتْ أَمَةً لِمَوْلَاهُ فَالتَّفْرِیقُ بِیَدِ الْمَوْلَی
ترجمه:
باب اینکه طلاق در اختیار برده است و نه مولای او، اگر همسرش زنی آزاد یا کنیزی متعلق به غیر مولای او باشد. اما اگر همسرش کنیزی متعلق به مولای او باشد، تفریق در اختیار مولی خواهد بود.
28123- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا کَانَ الْعَبْدُ وَ امْرَأَتُهُ لِرَجُلٍ وَاحِدٍ فَإِنَّ الْمَوْلَی یَأْخُذُهَا إِذَا شَاءَ وَ إِذَا شَاءَ رَدَّهَا وَ قَالَ لَا یَجُوزُ طَلَاقُ الْعَبْدِ إِذَا کَانَ هُوَ
1) الباب 42 فیه حدیث واحد.
2) الکافی 5- 403- 7 و أورده فی الحدیث 1 من الباب 29 من أبواب المهور.
3) تقدم فی الحدیث 5 و 6 من الباب 41 من هذه الأبواب.
4) تقدم فی الباب 29 من أبواب المهور.
5) یأتی فی الباب 44 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 4 من الباب 6 من أبواب الخلع و المباراة.
6) الباب 43 فیه 5 أحادیث.
7) الکافی 6- 168- 1، و أورد صدره عن التهذیبین فی الحدیث 6 من الباب 45، و ذیله فی الحدیث 2 من الباب 64 من أبواب نکاح العبید.
وَ امْرَأَتُهُ لِرَجُلٍ وَاحِدٍ إِلَّا أَنْ یَکُونَ الْعَبْدُ لِرَجُلٍ وَ الْمَرْأَةُ لِرَجُلٍ وَ تَزَوَّجَهَا بِإِذْنِ مَوْلَاهُ وَ إِذْنِ مَوْلَاهَا فَإِنْ طَلَّقَ وَ هُوَ بِهَذِهِ الْمَنْزِلَةِ فَإِنَّ طَلَاقَهُ جَائِزٌ.
ترجمه:
ابو صباح کنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر برده و همسرش متعلق به یک مالک باشند، مولی میتواند هر زمان بخواهد، زن را بگیرد یا بازگرداند. و فرمودند: طلاق برده در صورتی که او و همسرش متعلق به یک مالک باشند، جایز نیست، مگر اینکه برده متعلق به یک مالک و زن متعلق به مالک دیگری باشد و با اجازه مولای خود و مولای زن ازدواج کرده باشد. در این صورت، اگر او را طلاق دهد، طلاقش معتبر است.
28124- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ لَیْثٍ الْمُرَادِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعَبْدِ هَلْ یَجُوزُ طَلَاقُهُ فَقَالَ إِنْ کَانَتْ أَمَتَکَ فَلَا إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلی شَیْءٍ (2)وَ إِنْ کَانَتْ أَمَةَ قَوْمٍ آخَرِینَ أَوْ حُرَّةً جَازَ طَلَاقُهُ.
ترجمه:
لیث مرادی گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم: آیا طلاق برده جایز است؟ فرمودند: اگر زن، کنیز تو باشد، خیر، زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «بندهای مملوک که بر هیچ چیزی توانایی ندارد.» (سوره نحل، آیه 75). اما اگر زن کنیز مردمان دیگری باشد یا زن آزاد باشد، طلاق او جایز است.
28125- 3- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَأْذَنُ لِعَبْدِهِ أَنْ یَتَزَوَّجَ الْحُرَّةَ أَوْ أَمَةَ قَوْمٍ الطَّلَاقُ إِلَی السَّیِّدِ أَوْ إِلَی الْعَبْدِ فَقَالَ الطَّلَاقُ إِلَی الْعَبْدِ.
ترجمه:
ابو بصیر گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که به بردهاش اجازه میدهد با زن آزاد یا کنیز مردمان دیگر ازدواج کند. آیا اختیار طلاق به دست مالک است یا برده؟ فرمودند: اختیار طلاق به دست برده است.
28126- 4- (4)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ غُلَامَهُ جَارِیَتَهُ قَالَ الطَّلَاقُ بِیَدِ الْمَوْلَی وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَی جَارِیَةً لَهَا زَوْجٌ عَبْدٌ قَالَ بَیْعُهَا طَلَاقُهَا.
ترجمه:
علی بن یقطین از عبد صالح (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که غلام خود را به کنیزش تزویج کرده است. فرمودند: اختیار طلاق به دست مولی (مالک) است. و همچنین درباره مردی پرسیدم که کنیزی را خریده است در حالی که او شوهری برده دارد. فرمودند: فروش کنیز بهمنزله طلاق اوست.
28127- 5- (5)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ یَعْنِی ابْنَ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُزَوِّجُ (6)غُلَامَهُ جَارِیَةً حُرَّةً فَقَالَ الطَّلَاقُ بِیَدِ الْغُلَامِ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بِغَیْرِ إِذْنِ مَوْلَاهُ فَالطَّلَاقُ بِیَدِ الْمَوْلَی.
أَقُولُ: الطَّلَاقُ الثَّانِی بِالْمَعْنَی اللُّغَوِیِّ یَعْنِی لَهُ أَنْ لَا یُجِیزَ الْعَقْدَ وَ یُفَرِّقَ بَیْنَهُمَا لِمَا تَقَدَّمَ فِی مَحَلِّهِ (1)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ فِی نِکَاحِ الْعَبِیدِ وَ الْإِمَاءِ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3)وَ قَدْ رَوَی الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عِدَّةَ أَحَادِیثَ فِی هَذَا الْمَعْنَی (4).
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که غلام خود را به ازدواج یک زن آزاد درآورده است. امام (ع) فرمودند: طلاق به دست غلام است. اما اگر غلام بدون اجازه مولای خود با او ازدواج کرده باشد، اختیار طلاق به دست مولای اوست.
میگویم: طلاق دوم در معنای لغوی به این معنا است که مولی میتواند عقد را نپذیرد و بین آنان جدایی بیندازد، همانطور که در جای خود توضیح داده شده است.
(5)44 بَابُ أَنَّ الطَّلَاقَ بِیَدِ الزَّوْجِ الْحُرِّ إِذَا کَانَتْ زَوْجَتُهُ أَمَةً لَا بِیَدِ مَوْلَاهَا
ترجمه:
باب اینکه طلاق در اختیار شوهر آزاد است، اگر همسرش کنیز باشد و طلاق به دست مولای او نیست.
28128- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ أَمَتَهُ رَجُلًا حُرّاً فَقَالَ الطَّلَاقُ بِیَدِ الْحُرِّ.
ترجمه:
علی بن یقطین از عبد صالح (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که کنیزش را به ازدواج مردی آزاد درآورده است. فرمودند: اختیار طلاق به دست مرد آزاد است.
28129- 2- (7)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ أَنْکَحَ أَمَتَهُ حُرّاً أَوْ عَبْدَ قَوْمٍ آخَرِینَ فَقَالَ لَیْسَ لَهُ أَنْ یَنْزِعَهَا مِنْهُ فَإِنْ بَاعَهَا فَشَاءَ الَّذِی اشْتَرَاهَا أَنْ یَنْزِعَهَا مِنْ زَوْجِهَا فَعَلَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ
1) تقدم فی الباب 24 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
2) تقدم فی الباب 45 و 66 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
3) یأتی فی الباب 45 من هذه الأبواب.
4) راجع تفسیر العیّاشیّ 2- 265- 266.
5) الباب 44 فیه 3 أحادیث.
6) الکافی 6- 168- 5، و أورد قطعة منه فی الحدیث 4 من الباب 43 من هذه الأبواب.
7) الکافی 6- 169- 7، و أورده عن التهذیبین فی الحدیث 6 من الباب 47 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
أَبِی حَمْزَةَ (1)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
ابو بصیر گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که کنیزش را به یک مرد آزاد یا برده متعلق به قوم دیگری تزویج کرده است. امام (ع) فرمودند: مالک حق ندارد او را از شوهرش جدا کند، اما اگر او را بفروشد و خریدار بخواهد که کنیز را از شوهرش جدا کند، میتواند این کار را انجام دهد.
28130- 3- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ (4)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یُزَوِّجُ أَمَتَهُ مِنْ رَجُلٍ حُرٍّ ثُمَّ یُرِیدُ أَنْ یَنْزِعَهَا مِنْهُ وَ یَأْخُذَ مِنْهُ نِصْفَ الصَّدَاقِ فَقَالَ إِنْ کَانَ الَّذِی زَوَّجَهَا مِنْهُ یَبْصُرُ مَا أَنْتُمْ عَلَیْهِ وَ یَدِینُ بِهِ فَلَهُ أَنْ یَنْزِعَهَا مِنْهُ وَ یَأْخُذَ مِنْهُ نِصْفَ الصَّدَاقِ لِأَنَّهُ قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ ذَلِکَ عَلَی مَعْرِفَةِ أَنَّ ذَلِکَ لِلْمَوْلَی وَ إِنْ کَانَ الزَّوْجُ لَا یَعْرِفُ هَذَا وَ هُوَ مِنْ جُمْهُورِ النَّاسِ یُعَامِلُهُ الْمَوْلَی عَلَی مَا یُعَامِلُ بِهِ مِثْلَهُ فَقَدْ تَقَدَّمَ عَلَی مَعْرِفَةِ ذَلِکَ مِنْهُ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی أَنَّ لِلْمَوْلَی أَنْ یَبِیعَ الْأَمَةَ وَ أَنَّ بَیْعَهَا بِمَنْزِلَةِ الطَّلَاقِ لِأَنَّ لِلْمُشْتَرِی الْفَسْخَ کَمَا تَقَدَّمَ هُنَا (5)وَ فِی نِکَاحِ الْإِمَاءِ (6).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: به ایشان عرض کردم، مردی کنیز خود را به ازدواج مردی آزاد درآورده و سپس میخواهد او را از شوهرش جدا کند و نصف مهر او را پس بگیرد. امام (ع) فرمودند: اگر مردی که او را به ازدواج درآورده، از آداب و احکامی که در آن هستید آگاهی دارد و به آن اعتقاد دارد،(شیعه است) مالک میتواند او را از شوهرش جدا کند و نصف مهر را از او بگیرد، زیرا که این مسئله با شناخت از حق مولی قبلاً مشخص شده است. اما اگر شوهر این مسئله را نمیدانسته و از عموم مردم بوده است، مولی با او همانطور رفتار میکند که با دیگران رفتار میشود، زیرا این موضوع قبلاً به آگاهی او رسانده شده است.
میگویم: این مورد به این معنا حمل میشود که مولی حق فروش کنیز را دارد و فروش او بهمنزله طلاق است، زیرا خریدار نیز حق فسخ را دارد، همانطور که پیشتر بیان شد.
(7)45 بَابُ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ لِلْعَبْدِ أَنْ یُطَلِّقَ إِلَّا بِإِذْنِ مَوْلَاهُ
ترجمه:
باب اینکه جایز نیست برده طلاق دهد مگر با اجازه مولای خود.
28131- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالا الْمَمْلُوکُ لَا یَجُوزُ
طَلَاقُهُ وَ لَا نِکَاحُهُ إِلَّا بِإِذْنِ سَیِّدِهِ قُلْتُ فَإِنَّ السَّیِّدَ کَانَ زَوَّجَهُ بِیَدِ مَنِ الطَّلَاقُ قَالَ بِیَدِ السَّیِّدِ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْداً مَمْلُوکاً لا یَقْدِرُ عَلی شَیْءٍ (1)أَ فَشَیْءٌ الطَّلَاقُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ (2)
أَقُولُ: الْمَسْأَلَةُ الثَّانِیَةُ مَخْصُوصَةٌ بِأَمَةِ مَوْلَاهُ لِمَا تَقَدَّمَ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ (3).
ترجمه:
زراره از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) نقل کرده است که فرمودند: برده نمیتواند طلاق دهد و ازدواج کند مگر با اجازه مولای خود. گفتم: اگر مولی او را تزویج کرده باشد، اختیار طلاق با چه کسی است؟ فرمودند: اختیار طلاق با مولی است. خداوند مثلی آورده است: «بندهای مملوک که بر هیچ چیزی توانایی ندارد.» (سوره نحل، آیه 75). آیا طلاق چیزی جز این است؟
میگویم: مسئله دوم مختص کنیز مولای او است، همانطور که پیشتر بیان شد. و خداوند داناتر است.
(1)1 بَابُ کَیْفِیَّةِ طَلَاقِ السُّنَّةِ وَ جُمْلَةٍ مِنْ أَحْکَامِهِ
ترجمه:
باب بیان چگونگی طلاق مطابق با سنت و مجموعهای از احکام مربوط به آن.
28132- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: کُلُّ طَلَاقٍ لَا یَکُونُ عَلَی السُّنَّةِ أَوْ طَلَاقٍ عَلَی الْعِدَّةِ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ قَالَ زُرَارَةُ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع- فَسِّرْ لِی طَلَاقَ السُّنَّةِ وَ طَلَاقَ الْعِدَّةِ فَقَالَ أَمَّا طَلَاقُ السُّنَّةِ فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ فَلْیَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّی تَطْمَثَ وَ تَطْهُرَ فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ طَمْثِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ یُشْهِدُ شَاهِدَیْنِ عَلَی ذَلِکَ ثُمَّ یَدَعُهَا حَتَّی تَطْمَثَ طَمْثَتَیْنِ فَتَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا بِثَلَاثِ حِیَضٍ وَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ یَکُونُ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَزَوَّجْهُ (3)وَ عَلَیْهِ نَفَقَتُهَا وَ السُّکْنَی مَا دَامَتْ فِی عِدَّتِهَا وَ هُمَا یَتَوَارَثَانِ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا (4)الْحَدِیثَ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: هر طلاقی که مطابق سنت نباشد یا طلاقی که بر اساس عده نباشد، اعتباری ندارد. زراره گفت: به امام باقر (ع) عرض کردم: طلاق سنت و طلاق بر اساس عده را برای من توضیح دهید. امام (ع) فرمودند:
اما طلاق سنت این است که اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد، باید منتظر بماند تا زن حیض ببیند و پاک شود. سپس، پس از پایان حیضش، او را بدون همبستری یک طلاق دهد و دو شاهد بر این کار گواه بگیرد. سپس او را رها کند تا دو بار دیگر حیض ببیند و عده او با سه حیض به پایان برسد. در این صورت، زن از او جدا شده و در شمار خواستگاران خواهد بود. اگر زن بخواهد، میتواند دوباره با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند.
و بر مرد واجب است که نفقه و سکونت زن را تا زمانی که در عده است فراهم کند. همچنین، آن دو تا پایان عده از یکدیگر ارث میبرند.
28133- 2- (1)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ أَبِی الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: طَلَاقُ السُّنَّةِ یُطَلِّقُهَا تَطْلِیقَةً یَعْنِی عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ یَدَعُهَا حَتَّی تَمْضِیَ أَقْرَاؤُهَا فَإِذَا مَضَتْ أَقْرَاؤُهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ نَکَحَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ فَلَا وَ إِنْ أَرَادَ أَنْ یُرَاجِعَهَا أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا قَبْلَ أَنْ تَمْضِیَ أَقْرَاؤُهَا فَتَکُونُ عِنْدَهُ عَلَی التَّطْلِیقَةِ الْمَاضِیَةِ قَالَ وَ قَالَ أَبُو بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع- وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ (2)التَّطْلِیقَةُ الثَّانِیَةُ (3)التَّسْرِیحُ بِإِحْسَانٍ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق سنت این است که مرد، زن خود را در حال پاکی (طهارت) بدون همبستری و با حضور دو شاهد، یک طلاق بدهد. سپس او را رها کند تا ایام عده او سپری شود. وقتی عده او سپری شود، زن از او جدا شده و در شمار خواستگاران قرار میگیرد. اگر زن بخواهد، میتواند دوباره با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند.
اگر مرد بخواهد در این مدت به زن رجوع کند، باید پیش از پایان ایام عده، رجوع خود را با حضور شاهدان اعلام کند. در این صورت، زن با او بر اساس طلاق گذشته باقی خواهد ماند.
ابو بصیر نیز از امام صادق (ع) نقل کرده است: این همان معنای آیه قرآن است: «طلاق دو بار است؛ سپس یا به خوبی نگه داشتن یا به نیکویی رها کردن.» (سوره بقره، آیه 229). طلاق دوم همان رهایی با نیکویی است.
28134- 3- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ (ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ) (5)أَوْ غَیْرِهِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ فَقَالَ طَلَاقُ السُّنَّةِ إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ یَدَعُهَا إِنْ کَانَ قَدْ دَخَلَ بِهَا حَتَّی تَحِیضَ ثُمَّ تَطْهُرَ فَإِذَا طَهُرَتْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ یَتْرُکُهَا حَتَّی تَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ فَإِذَا مَضَی ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ (6)وَ کَانَ زَوْجُهَا خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بِمَهْرٍ جَدِیدٍ کَانَتْ عِنْدَهُ
1) الکافی 6- 64- 1، التهذیب 8- 25- 82.
2) البقرة 2- 229.
3) فی نسخة- الثالثة" هامش المخطوط".
4) الکافی 6- 66- 4، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 2، و قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 16 من هذه الأبواب.
5) فی التهذیب- ابن أبی عمیر" هامش المخطوط" و کذلک فی الاستبصار.
6) فی تفسیر القمّیّ زیادة- و حلت للأزواج" هامش المخطوط".
عَلَی اثْنَتَیْنِ بَاقِیَتَیْنِ وَ قَدْ مَضَتِ الْوَاحِدَةُ فَإِنْ هُوَ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً أُخْرَی عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی تَمْضِیَ أَقْرَاؤُهَا فَإِذَا مَضَتْ أَقْرَاؤُهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِاثْنَتَیْنِ وَ مَلَکَتْ أَمْرَهَا وَ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ وَ کَانَ زَوْجُهَا خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ فَإِنْ هُوَ تَزَوَّجَهَا تَزْوِیجاً جَدِیداً بِمَهْرٍ جَدِیدٍ کَانَتْ مَعَهُ بِوَاحِدَةٍ بَاقِیَةٍ وَ قَدْ مَضَتْ ثِنْتَانِ فَإِنْ أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا طَلَاقاً لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ تَرَکَهَا حَتَّی إِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ أَشْهَدَ عَلَی طَلَاقِهَا تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یُونُسَ رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ (2).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره طلاق سنت پرسیدم. امام (ع) فرمودند: طلاق سنت این است که اگر مردی بخواهد همسرش را طلاق دهد، اگر با او همبستر شده باشد، باید صبر کند تا زن حیض ببیند و سپس پاک شود. پس از پاک شدن، او را یک بار با حضور دو شاهد طلاق دهد. سپس، زن را رها کند تا سه دوره قاعدگی (قرء) را طی کند. وقتی سه قرء سپری شد، زن با همان یک طلاق از مرد جدا میشود و مرد در شمار خواستگاران زن خواهد بود. اگر زن بخواهد، میتواند با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند.
اگر مرد با مهر جدیدی با زن ازدواج کند، زن در کنار او با دو طلاق باقی میماند و طلاق اول گذشته است. اگر مرد زن را یک بار دیگر در حال پاکی، بدون همبستری و با حضور دو شاهد طلاق دهد و عده زن سپری شود، زن با دو طلاق از مرد جدا میشود و اختیار امر خود را دارد و بر دیگر مردان حلال است. مرد در شمار خواستگاران قرار میگیرد. اگر زن بخواهد، میتواند با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند.
اگر مرد با زن ازدواج جدیدی کند و مهر جدیدی بدهد، زن با یک طلاق باقیمانده به عقد او در میآید، و دو طلاق پیش از آن صورت گرفته است. اگر مرد بخواهد زنی را طلاق دهد بهگونهای که برای او حلال نباشد، مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند، باید صبر کند تا زن حیض ببیند و سپس پاک شود. سپس با حضور شاهدان یک طلاق دهد. پس از آن، زن بر مرد حرام خواهد بود، تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج کند.
این روایت ادامه دارد.
28135- 4- (3)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ کَیْفَ یُطَلِّقُ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَالَ یُطَلِّقُهَا فِی (طُهْرٍ) (4)قُبُلَ عِدَّتِهَا مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ فَإِنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ فَإِنْ رَاجَعَهَا فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ مَاضِیَةٍ وَ بَقِیَ تَطْلِیقَتَانِ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّانِیَةَ ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ إِنْ هُوَ أَشْهَدَ عَلَی
رَجْعَتِهَا قَبْلَ أَنْ یَخْلُوَ أَجَلُهَا فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ مَاضِیَتَیْنِ وَ بَقَتْ وَاحِدَةٌ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ هِیَ تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا کَانَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ مِنَ التَّطْلِیقَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره طلاق سنت پرسیدم. امام (ع) فرمودند: طلاق سنت این است که اگر مردی بخواهد همسرش را طلاق دهد، اگر با او همبستر شده باشد، باید صبر کند تا زن حیض ببیند و سپس پاک شود. پس از پاک شدن، او را یک بار با حضور دو شاهد طلاق دهد. سپس، زن را رها کند تا سه دوره قاعدگی (قرء) را طی کند. وقتی سه قرء سپری شد، زن با همان یک طلاق از مرد جدا میشود و مرد در شمار خواستگاران زن خواهد بود. اگر زن بخواهد، میتواند با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند.
اگر مرد با مهر جدیدی با زن ازدواج کند، زن در کنار او با دو طلاق باقی میماند و طلاق اول گذشته است. اگر مرد زن را یک بار دیگر در حال پاکی، بدون همبستری و با حضور دو شاهد طلاق دهد و عده زن سپری شود، زن با دو طلاق از مرد جدا میشود و اختیار امر خود را دارد و بر دیگر مردان حلال است. مرد در شمار خواستگاران قرار میگیرد. اگر زن بخواهد، میتواند با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند.
اگر مرد با زن ازدواج جدیدی کند و مهر جدیدی بدهد، زن با یک طلاق باقیمانده به عقد او در میآید، و دو طلاق پیش از آن صورت گرفته است. اگر مرد بخواهد زنی را طلاق دهد بهگونهای که برای او حلال نباشد، مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند، باید صبر کند تا زن حیض ببیند و سپس پاک شود. سپس با حضور شاهدان یک طلاق دهد. پس از آن، زن بر مرد حرام خواهد بود، تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج کند.
این روایت ادامه دارد.
28136- 5- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: الطَّلَاقُ الَّذِی أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ فِی کِتَابِهِ- وَ الَّذِی سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ یُخَلِّیَ الرَّجُلُ عَنِ الْمَرْأَةِ فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ مِنْ مَحِیضِهَا أَشْهَدَ رَجُلَیْنِ عَدْلَیْنِ عَلَی تَطْلِیقِهِ وَ هِیَ طَاهِرٌ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ وَ کُلُّ طَلَاقٍ مَا خَلَا هَذَا فَبَاطِلٌ لَیْسَ بِطَلَاقٍ.
ترجمه:
ابن بکیر و دیگران از امام باقر (ع) نقل کردهاند که فرمودند: طلاقی که خداوند عز و جل در کتابش به آن فرمان داده و پیامبر اکرم (ص) آن را سنت کرده است، چنین است که مرد باید زن را رها کند، پس زمانی که زن حیض دید و سپس پاک شد، مرد باید دو مرد عادل را بر طلاق خود گواه بگیرد. این کار باید در حالی انجام شود که زن پاک است و همبستری بین آنها صورت نگرفته است. مرد حق رجوع به زن را دارد، مادامی که سه دوره قاعدگی (قرء) زن سپری نشده باشد. هر طلاقی که خارج از این چارچوب باشد، باطل و غیر معتبر است.
28137- 6- (2)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: طَلَاقُ السُّنَّةِ إِذَا طَهُرَتِ الْمَرْأَةُ فَلْیُطَلِّقْهَا مَکَانَهَا وَاحِدَةً فِی غَیْرِ جِمَاعٍ یُشْهِدُ عَلَی طَلَاقِهَا وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُرَاجِعَهَا أَشْهَدَ عَلَی الْمُرَاجَعَةِ.
أَقُولُ: الْمُرَادُ بِالسُّنَّةِ هُنَا الْمَعْنَی الْأَعَمُّ الشَّامِلُ لِطَلَاقِ الْعِدَّةِ لَا الْأَخَصُّ الْمُقَابِلُ لَهُ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق سنت این است که اگر زن پاک (طهارت) باشد، مرد او را همانجا و در همان حال، بدون همبستری، یک بار طلاق دهد و شاهدانی بر طلاق گواه بگیرد. و اگر بخواهد به او رجوع کند، باید رجوع خود را نیز با حضور شاهدان ثبت کند.
میگویم: مراد از سنت در اینجا معنای عامی است که شامل طلاق بر اساس عده میشود، نه معنای خاصی که در مقابل آن قرار دارد.
28138- 7- (3)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ الطَّلَاقَ طَلَّقَهَا فِی قُبُلِ عِدَّتِهَا بِغَیْرِ جِمَاعٍ فَإِنَّهُ إِذَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا إِنْ شَاءَ أَنْ یَخْطُبَ مَعَ الْخُطَّابِ فَعَلَ فَإِنْ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ یَخْلُوَ أَجَلُهَا أَوْ بَعْدَهُ کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّانِیَةَ أَیْضاً فَشَاءَ أَنْ یَخْطُبَهَا مَعَ الْخُطَّابِ إِنْ کَانَ
تَرَکَهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا فَإِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ یَنْقَضِیَ أَجَلُهَا فَإِنْ فَعَلَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ هِیَ تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا کَانَتْ فِی الدَّمِ مِنَ التَّطْلِیقَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ کَمَا یَأْتِی نَحْوَهُ (1).
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: امیرالمؤمنین (ع) گفتند: اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد، باید او را در حالی که در ایام پاکی (طهارت) است و بدون همبستری، طلاق دهد. اگر مرد یک بار طلاق دهد و زن را تا پایان عدهاش رها کند، او از مرد جدا شده و مرد میتواند مانند سایر خواستگاران، دوباره به او پیشنهاد ازدواج دهد. اگر مرد پیش از پایان عده یا پس از آن به زن رجوع کند، زن با او بر اساس یک طلاق باقی میماند.
اگر مرد برای بار دوم زن را طلاق دهد و زن را تا پایان عده رها کند، او از مرد جدا میشود. اما اگر مرد پیش از پایان عده به زن رجوع کند، زن با او بر اساس دو طلاق باقی میماند.
اگر مرد برای بار سوم زن را طلاق دهد، زن بر او حرام میشود و تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج نکند، برای او حلال نخواهد شد. همچنین، زن در دوران عده از دو طلاق اول، از مرد ارث میبرد و مرد نیز از او ارث میبرد.
28139- 8- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ رُوِیَ عَنِ الْأَئِمَّةِ ع أَنَّ طَلَاقَ السُّنَّةِ هُوَ أَنَّهُ إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ تَرَبَّصَ بِهَا حَتَّی تَحِیضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا فِی قُبُلِ عِدَّتِهَا بِشَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ فِی مَوْقِفٍ وَاحِدٍ بِلَفْظَةٍ وَاحِدَةٍ فَإِنْ أَشْهَدَ عَلَی الطَّلَاقِ رَجُلًا وَ أَشْهَدَ بَعْدَ ذَلِکَ الثَّانِیَ لَمْ یَجُزْ ذَلِکَ الطَّلَاقُ إِلَّا أَنْ یُشْهِدَهُمَا جَمِیعاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ فَإِذَا مَضَتْ لَهَا ثَلَاثَةُ أَطْهَارٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ الْأَمْرُ إِلَیْهَا إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ فَلَا فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بَعْدَ ذَلِکَ تَزَوَّجَهَا بِمَهْرٍ جَدِیدٍ فَإِنْ أَرَادَ طَلَاقَهَا طَلَّقَهَا لِلسُّنَّةِ عَلَی مَا وَصَفْتُ وَ مَتَی طَلَّقَهَا طَلَاقَ السُّنَّةِ فَجَائِزٌ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا بَعْدَ ذَلِکَ وَ سُمِّیَ طَلَاقُ السُّنَّةِ طَلَاقَ الْهَدْمِ مَتَی اسْتَوْفَتْ قُرُوءَهَا وَ تَزَوَّجَهَا ثَانِیَةً هَدَمَ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ وَ کُلُّ طَلَاقٍ خَالَفَ طَلَاقَ السُّنَّةِ فَهُوَ بَاطِلٌ وَ مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ لِلسُّنَّةِ فَلَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ عِدَّتُهَا فَإِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا بَانَتْ مِنْهُ وَ کَانَ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ وَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِی الطَّلَاقِ وَ عَلَی الْمُطَلِّقِ لِلسُّنَّةِ نَفَقَةُ الْمَرْأَةِ وَ السُّکْنَی مَا دَامَتْ فِی عِدَّتِهَا وَ هُمَا یَتَوَارَثَانِ حَتَّی تَنْقَضِیَ الْعِدَّةُ.
أَقُولُ: قَوْلُهُ هَدَمَ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ إِمَّا مَخْصُوصٌ بِالتَّطْلِیقَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ دُونَ الثَّالِثَةِ أَوِ الْمُرَادُ بِهِ هَدْمُ تَأْثِیرِ الطَّلَاقِ فِی تَحْرِیمِ التَّاسِعَةِ لِمَا مَضَی (3)وَ یَأْتِی (4)عَلَی أَنَّهُ یَحْتَمِلُ کَوْنُهُ مِنْ کَلَامِ الصَّدُوقِ لَا مِنَ الْحَدِیثِ فَلَا حُجَّةَ فِیهِ.
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین گفته است که از ائمه (ع) نقل شده است که طلاق سنت به این صورت است که اگر مرد بخواهد زنش را طلاق دهد، باید صبر کند تا زن حیض ببیند و سپس پاک شود. سپس در زمان عده، طلاق با حضور دو شاهد عادل در یک جلسه و با یک عبارت انجام شود. اگر مرد تنها یک شاهد برای طلاق بیاورد و بعد شاهد دوم را اضافه کند، این طلاق معتبر نیست، مگر اینکه هر دو شاهد در یک مجلس گواهی دهند. وقتی زن سه طهر (دوره پاکی) را پشت سر گذاشت، از مرد جدا میشود و او در شمار خواستگاران قرار میگیرد. اختیار با زن است که آیا بخواهد با او ازدواج کند یا خیر.
اگر مرد با مهر جدیدی دوباره با زن ازدواج کند و بخواهد او را طلاق دهد، باید این کار را بر اساس سنت انجام دهد. طلاق سنت «طلاق هدم» نامیده میشود. وقتی زن قروء (عده) خود را کامل کند و دوباره ازدواج کند، طلاق اول باطل میشود. هر طلاقی که مخالف طلاق سنت باشد، باطل است. مردی که همسرش را به طلاق سنت طلاق دهد، میتواند تا زمانی که عده زن پایان نیافته، به او رجوع کند. اما اگر عده پایان یابد، زن از او جدا شده و مرد در شمار خواستگاران قرار میگیرد.
شهادت زنان در طلاق پذیرفته نمیشود. همچنین بر مردی که به سنت طلاق داده، واجب است نفقه و سکونت زن را تا پایان عده تأمین کند و آن دو در این مدت از یکدیگر ارث میبرند.
میگویم: تعبیر «هدم طلاق اول» ممکن است به طلاق اول و دوم اشاره داشته باشد، نه طلاق سوم، یا معنای آن میتواند نفی تأثیر طلاق در حرام شدن نوبت نهم باشد. ممکن است این تعبیر از کلام صدوق باشد نه حدیث، بنابراین اعتباری به آن نیست.
28140- 9- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَی السُّنَّةِ إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ وَ امْرَأَتُهُ حَائِضٌ فَرَدَّ رَسُولُ اللَّهِ ص طَلَاقَهُ وَ قَالَ مَنْ خَالَفَ کِتَابَ اللَّهِ رُدَّ إِلَی کِتَابِ اللَّهِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی أَکْثَرِ الْأَحْکَامِ الْمَذْکُورَةِ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهَا (3)وَ قَدْ عَرَفْتَ أَنَّ طَلَاقَ السُّنَّةِ لَهُ مَعْنَیَانِ أَعَمُّ وَ أَخَصُّ (4).
ترجمه:
علی بن ابی حمزه از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: «طلاق جز بر اساس سنت صحیح نیست. عبدالله بن عمر همسرش را در حالی که او در حیض بود، سه بار در یک مجلس طلاق داد. رسول خدا (ص) طلاق او را نپذیرفت و فرمود: هرکس که خلاف کتاب خدا عمل کند، به کتاب خدا بازگردانده میشود.»
(5)2 بَابُ کَیْفِیَّةِ طَلَاقِ الْعِدَّةِ وَ جُمْلَةٍ مِنْ أَحْکَامِهِ
ترجمه:
باب مربوط به چگونگی طلاق عده و بخشی از احکام آن.
28141- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ أَمَّا طَلَاقُ الْعِدَّةِ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ (7)فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ مِنْکُمْ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقَ الْعِدَّةِ فَلْیَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّی تَحِیضَ وَ تَخْرُجَ مِنْ حَیْضِهَا ثُمَّ یُطَلِّقُهَا تَطْلِیقَةً مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ وَ یُرَاجِعُهَا مِنْ یَوْمِهِ ذَلِکَ إِنْ أَحَبَّ أَوْ بَعْدَ ذَلِکَ بِأَیَّامٍ قَبْلَ أَنْ تَحِیضَ وَ یُشْهِدُ عَلَی رَجْعَتِهَا وَ یُوَاقِعُهَا حَتَّی
1) الفقیه 3- 496- 4751، و أورده فی الحدیث 22 من الباب 29 من أبواب مقدمات الطلاق.
2) تقدم فی الأبواب 8 و 9 و 10 من أبواب مقدمات الطلاق.
3) یأتی فی الأبواب 3 و 5 و 6 و 14 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 2 من الباب 50 من أبواب العدد.
4) فی ذیل الحدیث 6 من هذا الباب.
5) الباب 2 فیه حدیثان.
6) الکافی 6- 65- 2، و التهذیب 8- 26- 83، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 1، و قطعة منه فی الحدیث 4 من الباب 9 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 1 من الباب 11 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد.
7) الطلاق 65- 1.
تَحِیضَ فَإِذَا حَاضَتْ وَ خَرَجَتْ مِنْ حَیْضِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً أُخْرَی مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ یُشْهِدُ عَلَی ذَلِکَ ثُمَّ یُرَاجِعُهَا أَیْضاً مَتَی شَاءَ قَبْلَ أَنْ تَحِیضَ وَ یُشْهِدُ عَلَی رَجْعَتِهَا وَ یُوَاقِعُهَا وَ تَکُونُ مَعَهُ إِلَی أَنْ تَحِیضَ الْحَیْضَةَ الثَّالِثَةَ فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ حَیْضَتِهَا الثَّالِثَةِ طَلَّقَهَا التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ بِغَیْرِ جِمَاعٍ وَ یُشْهِدُ عَلَی ذَلِکَ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قِیلَ لَهُ وَ إِنْ کَانَتْ مِمَّنْ لَا تَحِیضُ فَقَالَ مِثْلُ هَذِهِ تُطَلَّقُ طَلَاقَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
از زراره نقل شده که امام باقر علیهالسلام در حدیثی فرمود: اما طلاق عده که خداوند عزیز و جلیل فرموده است: «زنان را در وقت عدهشان طلاق دهید و عده را بشمارید» (طلاق، 65:1). پس زمانی که یکی از شما تصمیم گرفت همسرش را طبق طلاق عده جدا کند، باید صبر کند تا زن حیض ببیند و از حیضش پاک شود، سپس بدون نزدیکی او را در حضور دو شاهد عادل طلاق دهد و او را همان روز یا چند روز بعد، پیش از دیدن حیض مجدد، رجوع دهد و بر رجوعش گواه بگیرد. سپس با او معاشرت کند تا حیض بعدی برسد. وقتی حیض دید و از آن پاک شد، او را بار دیگر بدون نزدیکی طلاق دهد و بر آن شهادت بگیرد. سپس بازهم هر وقت پیش از حیض بعدی رجوع کند، میتواند رجوع کند و بر آن گواه بگیرد و با او معاشرت کند. او همراه مرد خواهد بود تا به حیض سوم برسد و پس از پاکی از حیض سوم، او را برای سومین بار بدون نزدیکی طلاق دهد و بر آن گواه بگیرد. پس اگر چنین کند، زن از او جدا شده و بر او حرام میشود تا با مرد دیگری ازدواج کند.
پرسیده شد: اگر زن از کسانی باشد که حیض نمیبیند، چه باید کرد؟ امام فرمود: چنین زنی طبق طلاق سنت جدا میشود.
28142- 2- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ أَوْ غَیْرِهِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ أَمَّا طَلَاقُ الرَّجْعَةِ (2)فَأَنْ یَدَعَهَا حَتَّی تَحِیضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ یُطَلِّقَهَا بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ یُرَاجِعَهَا وَ یُوَاقِعَهَا ثُمَّ یَنْتَظِرَ بِهَا الطُّهْرَ فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ أَشْهَدَ شَاهِدَیْنِ عَلَی تَطْلِیقَةٍ أُخْرَی ثُمَّ یُرَاجِعُهَا وَ یُوَاقِعُهَا ثُمَّ یَنْتَظِرُ بِهَا الطُّهْرَ فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ أَشْهَدَ شَاهِدَیْنِ عَلَی تَطْلِیقَةِ الثَّالِثَةِ ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ عَلَیْهَا أَنْ تَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ فَإِنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً بِشُهُودٍ عَلَی طُهْرٍ ثُمَّ انْتَظَرَ بِهَا حَتَّی تَحِیضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یُرَاجِعَهَا لَمْ یَکُنْ طَلَاقُهُ الثَّانِیَةُ طَلَاقاً لِأَنَّهُ طَلَّقَ طَالِقاً لِأَنَّهُ إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ مُطَلَّقَةً مِنْ زَوْجِهَا کَانَتْ خَارِجَةً مِنْ مِلْکِهِ حَتَّی یُرَاجِعَهَا فَإِذَا رَاجَعَهَا صَارَتْ فِی مِلْکِهِ مَا لَمْ یُطَلِّقْهَا التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ فَإِذَا طَلَّقَهَا التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ فَقَدْ خَرَجَ مِلْکُ الرَّجْعَةِ مِنْ یَدِهِ فَإِنْ طَلَّقَهَا عَلَی طُهْرٍ بِشُهُودٍ ثُمَّ رَاجَعَهَا وَ انْتَظَرَ بِهَا الطُّهْرَ مِنْ غَیْرِ مُوَاقَعَةٍ فَحَاضَتْ وَ طَهُرَتْ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یُدَنِّسَهَا بِمُوَاقَعَةٍ بَعْدَ الرَّجْعَةِ لَمْ یَکُنْ طَلَاقُهُ لَهَا طَلَاقاً لِأَنَّهُ طَلَّقَهَا التَّطْلِیقَةَ الثَّانِیَةَ فِی طُهْرِ الْأُولَی وَ لَا یَنْقَضِی الطُّهْرُ إِلَّا بِمُوَاقَعَةٍ بَعْدَ الرَّجْعَةِ وَ کَذَلِکَ لَا تَکُونُ التَّطْلِیقَةُ الثَّالِثَةُ إِلَّا بِمُرَاجَعَةٍ وَ مُوَاقَعَةٍ بَعْدَ الرَّجْعَةِ ثُمَّ حَیْضٍ
وَ طُهْرٍ بَعْدَ الْحَیْضِ ثُمَّ طَلَاقٍ بِشُهُودٍ حَتَّی یَکُونَ لِکُلِّ تَطْلِیقَةٍ طُهْرٌ مِنْ تَدْنِیسِ الْمُوَاقَعَةِ بِشُهُودٍ.
وَ
رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ کَمَا مَرَّ نَحْوَهُ وَ زَادَ فِی أَثْنَائِهِ- وَ هُمَا یَتَوَارَثَانِ مَا دَامَتْ فِی الْعِدَّةِ (1).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4)وَ اشْتِرَاطُ الْمُوَاقَعَةِ یَأْتِی وَجْهُهُ (5).
ترجمه:
امام صادق علیهالسلام در حدیثی فرمودند: اما طلاق رجعی این است که مرد زن را واگذارد تا حیض ببیند و پاک شود، سپس در حضور دو شاهد عادل او را طلاق دهد، پس از آن به او رجوع کند و با او معاشرت نماید. سپس باید تا طُهر بعدی صبر کند، و هنگامی که زن حیض دید و پاک شد، دوباره با حضور دو شاهد، طلاق دهد و باز به او رجوع نماید و با او معاشرت کند. سپس باید تا طُهر بعدی صبر کند، و وقتی زن حیض دید و پاک شد، با حضور دو شاهد، بار سوم او را طلاق دهد. پس از آن، زن دیگر برای او حلال نیست تا با مرد دیگری ازدواج کند.
زن باید از زمان طلاق سوم، سه دوره عده نگه دارد. اگر مرد یک طلاق با حضور شاهدان بر طُهر زن جاری سازد و صبر کند تا زن حیض ببیند و پاک شود، سپس او را پیش از رجوع، طلاق دهد، طلاق دوم محسوب نمیشود، زیرا زنی که طلاق گرفته، خارج از ملک شوهر است تا زمانی که به او رجوع کند. اگر رجوع کند، زن به ملک او بازمیگردد، مگر اینکه طلاق سوم را جاری کند، در این صورت حق رجوع از بین میرود.
اگر مرد پس از طلاقی که بر طُهر زن جاری کرده، به او رجوع کند و صبر کند تا حیض ببیند و پاک شود، اما قبل از نزدیکی، طلاق دهد، این طلاق، طلاق محسوب نمیشود. هر طلاقی برای معتبر بودن، باید پس از رجوع و نزدیکی باشد و هر دوره طُهر باید خالی از هرگونه نزدیکی و با حضور شاهدان باشد.
(6)3 بَابُ أَنَّ مَنْ طَلَّقَ زَوْجَتَهُ ثَلَاثاً لِلسُّنَّةِ حَرُمَتْ عَلَیْهِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ کَذَا کُلُّ امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ ثَلَاثاً وَ أَنَّ اسْتِیفَاءَ الْعِدَّةِ لَا یَهْدِمُ تَحْرِیمَ الثَّالِثَةِ إِلَّا بِزَوْجٍ وَ أَنَّهَا لَا تَحْرُمُ فِی التَّاسِعَةِ مُؤَبَّداً
ترجمه:
باب اینکه کسی که همسرش را سهبار طبق سنت طلاق دهد، بر او حرام میشود تا با مرد دیگری ازدواج کند و همچنین هر زنی که سهبار طلاق داده شود. استیفای عده، تحریم طلاق سوم را جز با ازدواج با شوهر دیگری از بین نمیبرد و اینکه زن در نهمین بار طلاق، بهصورت ابدی حرام نمیشود.
28143- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: الْبِکْرُ إِذَا طُلِّقَتْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ تَزَوَّجَتْ مِنْ غَیْرِ نِکَاحٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
امام رضا علیهالسلام فرمودند: دختری که سه بار طلاق داده شده و با مردی بدون ازدواج شرعی ازدواج کند، از شوهر پیشین جدا شده و بر او حرام میگردد تا با مرد دیگری بهطور شرعی ازدواج کند.
28144- 2- (8)وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ
1) مر فی الحدیث 3 من الباب 1 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 27- 84، و الاستبصار 3- 268- 959.
3) تقدم فی الحدیث 10 من الباب 7 و فی الحدیث 9 من الباب 8 و فی الحدیث 5 من الباب 16 من أبواب مقدمات الطلاق.
4) یأتی فی الأبواب 4 و 7 و 13 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی ذیل حدیث 4 من الباب 17 من هذه الأبواب.
6) الباب 3 فیه 16 حدیثا.
7) التهذیب 8- 66- 217، و الاستبصار 3- 298- 1053.
8) التهذیب 8- 65- 216، و الاستبصار 3- 297- 1052.
طِرْبَالٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا وَ أَشْهَدَ عَلَی ذَلِکَ وَ أَعْلَمَهَا قَالَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ سَاعَةً طَلَّقَهَا وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ قُلْتُ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً أُخْرَی قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ سَاعَةً طَلَّقَهَا قُلْتُ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا مِنْ سَاعَتِهِ أَیْضاً ثُمَّ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً قَالَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
طربال گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که زنش را قبل از نزدیکی با او طلاق داده و شاهدانی بر آن گرفته و زن را مطلع ساخته است، پرسیدم. امام فرمود: زن در همان لحظهای که طلاق داده شد، از او جدا شده و آن مرد در شمار خواستگاران قرار میگیرد. گفتم: اگر او دوباره با زن ازدواج کند و قبل از نزدیکی بار دیگر طلاقش دهد، چه حکمی دارد؟ فرمود: او در همان لحظه از مرد جدا شده است. گفتم: اگر در همان لحظه با او دوباره ازدواج کند و او را طلاق دهد، چه حکمی دارد؟ فرمود: زن از او جدا شده و بر او حرام است تا با مرد دیگری ازدواج کند.
28145- 3- (1)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا ثَلَاثاً قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که درباره زنی که شوهرش او را سهبار طلاق داده، پیش از آنکه با او نزدیکی کند، فرمودند: او بر آن مرد حلال نمیشود تا با شوهر دیگری ازدواج کند.
28146- 4- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا حَتَّی فَعَلَ ذَلِکَ بِهَا ثَلَاثاً قَالَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
وَ عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
حلبی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که درباره مردی که همسرش را طلاق داده و او را رها کرده تا عدهاش به پایان برسد، سپس با او ازدواج کرده و دوباره بدون نزدیکی او را طلاق داده و این عمل را سه بار تکرار کرده است، فرمودند: این زن بر او حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند.
28147- 5- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی إِبْرَاهِیمَ ع الْحَامِلُ یُطَلِّقُهَا
زَوْجُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا (ثُمَّ یُطَلِّقُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا) (1)ثُمَّ یُطَلِّقُهَا الثَّالِثَةَ قَالَ تَبِینُ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
اسحاق بن عمار گفت: به امام کاظم علیهالسلام عرض کردم: اگر مردی همسر باردارش را طلاق دهد و سپس به او رجوع کند (و دوباره طلاق دهد و رجوع کند) و سپس برای بار سوم او را طلاق دهد، چه حکمی دارد؟ امام فرمودند: زن از او جدا میشود و بر او حرام است تا با مرد دیگری ازدواج کند.
28148- 6- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی مَجْلِسٍ وَاحِدٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع- مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً لِلسُّنَّةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ (3)فُلَانٌ (4)لَا یُحْسِنُ (5)أَنْ یَقُولَ مِثْلَ هَذَا.
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است که فرمود: مردی در حضور من از امام درباره مردی پرسید که همسرش را سه بار در یک مجلس طلاق داده است. امام کاظم علیهالسلام فرمود: کسی که همسرش را سه بار طبق سنت طلاق دهد، از او جدا میشود. سپس امام به من نگاه کرد و فرمود: فلانی نمیتواند چنین چیزی بگوید.
28149- 7- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُکَیْرٍ ابْنَیْ أَعْیَنَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ الْعِجْلِیِّ وَ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ وَ إِسْمَاعِیلَ الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی بْنِ سَامٍ (7)کُلُّهُمْ سَمِعَهُ مِنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ مِنِ ابْنِهِ ع بِصِفَةِ مَا قَالُوا وَ إِنْ لَمْ أَحْفَظْ حُرُوفَهُ غَیْرَ أَنَّهُ لَمْ یَسْقُطْ عَنِّی جُمَلٌ مَعْنَاهُ أَنَّ الطَّلَاقَ الَّذِی أَمَرَ اللَّهُ بِهِ فِی کِتَابِهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ ص- أَنَّهُ إِذَا حَاضَتِ الْمَرْأَةُ وَ طَهُرَتْ مِنْ حَیْضِهَا أَشْهَدَ رَجُلَیْنِ عَدْلَیْنِ قَبْلَ أَنْ یُجَامِعَهَا عَلَی تَطْلِیقَةٍ ثُمَّ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ لَهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَإِنْ رَاجَعَهَا کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ وَ إِنْ مَضَتْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ قَبْلَ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَهِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا فَإِنْ أَرَادَ أَنْ یَخْطُبَهَا مَعَ الْخُطَّابِ خَطَبَهَا فَإِنْ تَزَوَّجَهَا کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی
تَطْلِیقَتَیْنِ وَ مَا خَلَا هَذَا فَلَیْسَ بِطَلَاقٍ.
ترجمه:
معمر بن یحیی بن سام و همه روایتکنندگان این مطلب را از امام باقر علیهالسلام و فرزند ایشان شنیدهاند، هرچند من کلمات آن را دقیق به یاد ندارم، اما معنای آن چنین است: طلاقی که خداوند در کتاب خود و سنت پیامبرش مقرر کرده، این است که هنگامی که زن حیض ببیند و از حیض خود پاک شود، مرد پیش از نزدیکی با او، با حضور دو شاهد عادل او را طلاق دهد. سپس مرد تا زمانی که سه قرء (سه دوره پاکی) نگذشته باشد، حق رجوع به زن را دارد. اگر رجوع کند، زن همچنان در اختیار او خواهد بود، اما اگر سه قرء بگذرد و مرد به او رجوع نکند، زن اختیار خودش را دارد. اگر مرد بخواهد مانند دیگر خواستگاران او را خواستگاری کند، میتواند این کار را انجام دهد و اگر با او ازدواج کند، زن همچنان در اختیار او بر اساس دو طلاق قبلی خواهد بود. غیر از این موارد، طلاق معتبر نیست.
28150- 8- (1)وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ الطَّلَاقَ طَلَّقَهَا (فِی قُبُلِ) (2)عِدَّتِهَا مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ فَإِنَّهُ إِذَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا (3)أَوْ بَعْدَهُ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّانِیَةَ وَ شَاءَ أَنْ یَخْطُبَهَا مَعَ الْخُطَّابِ إِنْ کَانَ تَرَکَهَا حَتَّی خَلَا أَجَلُهَا وَ إِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ یَنْقَضِیَ أَجَلُهَا فَإِنْ فَعَلَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ فَإِنْ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ هِیَ تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا دَامَتْ فِی التَّطْلِیقَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ کَمَا تَقَدَّمَ نَحْوَهُ (4).
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: زمانی که مردی قصد طلاق دادن همسرش را دارد، او را در زمان عدهاش بدون نزدیکی طلاق دهد. اگر یک بار او را طلاق دهد و او را رها کند تا مدت عده به پایان برسد یا از آن بگذرد، زن همچنان در اختیار مرد بر یک طلاق باقی میماند. اگر بار دوم او را طلاق دهد و بخواهد مانند دیگر خواستگاران او را خواستگاری کند، این کار ممکن است، مشروط بر اینکه مدت عده به پایان رسیده باشد. یا اگر بخواهد پیش از پایان مدت عده به او رجوع کند، این نیز امکانپذیر است. اگر این کار را انجام دهد، زن همچنان در اختیار او بر اساس دو طلاق باقی میماند.
اما اگر مرد او را سه بار طلاق دهد، زن بر او حرام شده و تنها در صورتی که با مرد دیگری ازدواج کند، دوباره برای او حلال میشود. همچنین، تا زمانی که زن در دو طلاق نخست باشد، از شوهر ارث میبرد و شوهر نیز از او ارث میبرد.
28151- 9- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ کُلِّهِمْ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً ثُمَّ یُرَاجِعُهَا بَعْدَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا فَإِذَا طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِذَا تَزَوَّجَهَا غَیْرُهُ وَ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا وَ طَلَّقَهَا أَوْ مَاتَ عَنْهَا لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ حَتَّی یَذُوقَ الْآخَرُ عُسَیْلَتَهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
زراره از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که در مورد مردی که همسرش را طلاق داده و پس از پایان عده به او رجوع کرده است، فرمودند: اگر او را برای بار سوم طلاق دهد، زن بر او حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند. اما اگر شوهر دوم با او ازدواج کند و نزدیکی نکند و او را طلاق دهد یا از دنیا برود، زن بر شوهر اول حلال نمیشود تا شوهر دوم کام او را بچشد.
1) التهذیب 8- 29- 86، و الاستبصار 3- 270- 961.
2) فی المصدر- قبل.
3) فی الاستبصار زیادة- إن شاء أن یخطب مع الخطاب فعل، فان راجعها قبل أن یخلو أجلها.
4) تقدم فی الحدیث 7 من الباب 1 من هذه الأبواب.
5) الکافی 6- 76- 4، و أورد ذیله بإسناد آخر فی الحدیث 1 من الباب 7 من هذه الأبواب.
6) التهذیب 8- 33- 99، و الاستبصار 3- 274- 974.
28152- 10- (1)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُطَلَّقَةِ التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ یَذُوقَ عُسَیْلَتَهَا.
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که در مورد زنی که بهطور طلاق سوم جدا شده، فرمودند: بر شوهر اول حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند و او کام او را بچشد.
28153- 11- (2)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ وَ صَفْوَانَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ حَتَّی بَانَتْ مِنْهُ وَ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ثُمَّ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً آخَرَ فَطَلَّقَهَا أَیْضاً ثُمَّ تَزَوَّجَتْ (3)زَوْجَهَا الْأَوَّلَ أَ یَهْدِمُ ذَلِکَ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ قَالَ نَعَمْ قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ وَ کَانَ ابْنُ بُکَیْرٍ یَقُولُ الْمُطَلَّقَةُ إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی تَبِینَ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا فَإِنَّمَا هِیَ عَلَی طَلَاقٍ مُسْتَأْنَفٍ قَالَ (4)وَ ذَکَرَ الْحُسَیْنُ بْنُ هَاشِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ ابْنَ بُکَیْرٍ عَنْهَا فَأَجَابَهُ بِهَذَا الْجَوَابِ فَقَالَ لَهُ سَمِعْتَ فِی هَذَا شَیْئاً قَالَ رِوَایَةَ رِفَاعَةَ قَالَ إِنَّ رِفَاعَةَ رَوَی إِذَا دَخَلَ بَیْنَهُمَا زَوْجٌ فَقَالَ زَوْجٌ وَ غَیْرُ زَوْجٍ عِنْدِی سَوَاءٌ فَقُلْتُ سَمِعْتَ فِی هَذَا شَیْئاً قَالَ لَا هَذَا مِمَّا رَزَقَ اللَّهُ مِنَ الرَّأْیِ قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ وَ لَیْسَ نَأْخُذُ بِقَوْلِ ابْنِ بُکَیْرٍ فَإِنَّ الرِّوَایَةَ إِذَا کَانَ بَیْنَهُمَا زَوْجٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
رفاعة از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که پرسیدم درباره مردی که همسرش را طلاق داده تا از او جدا شود و عدهاش پایان یابد، سپس با شوهر دیگری ازدواج کرده و او نیز طلاقش داده است و بعد دوباره با شوهر اولش ازدواج کرده، آیا این عمل طلاق اول را از بین میبرد؟ امام فرمودند: بله.
ابن سماعه نقل کرد که ابن بکیر میگفت: زنی که شوهرش او را طلاق داده و او را رها کرده تا جدا شود و سپس با او ازدواج کرده است، در واقع بر اساس طلاق جدیدی نزد شوهر قرار گرفته است. حسین بن هاشم گفت که این موضوع را از ابن بکیر پرسید و چنین پاسخی دریافت کرد. وقتی از ابن بکیر پرسید آیا در این مورد چیزی شنیدهای، گفت: روایت رفاعة است که اگر میان آنان شوهری دیگر باشد، تفاوتی میان شوهر و غیرشوهر نمیبینم. و وقتی دوباره پرسیدند آیا در این مورد روایت دیگری شنیدهای، پاسخ داد: نه، این نظر من است.
ابن سماعه گفت: ما نظر ابن بکیر را نمیپذیریم، زیرا روایت رفاعة در شرایطی است که میان آنها شوهری وجود داشته باشد.
28154- 12- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ سَأَلْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ بُکَیْرٍ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی بَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا قَالَ هِیَ مَعَهُ کَمَا کَانَتْ فِی
التَّزْوِیجِ قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّ رِوَایَةَ رِفَاعَةَ إِذَا کَانَ بَیْنَهُمَا زَوْجٌ فَقَالَ لِی عَبْدُ اللَّهِ هَذَا زَوْجٌ وَ هَذَا مِمَّا رَزَقَ اللَّهُ مِنَ الرَّأْیِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
عبدالله بن مغیره گفت: از عبدالله بن بکیر درباره مردی که همسرش را یک بار طلاق داده و او را رها کرده تا از او جدا شود و سپس با او ازدواج کرده است، پرسیدم. او گفت: زن همچنان نزد شوهر به همان وضعیتی که در ازدواج بود، باقی میماند. گفتم: پس روایت رفاعه در صورتی که میان آنها شوهری دیگر بوده باشد، چه؟ او پاسخ داد: این، شوهری است و این از جمله نظراتی است که خداوند به انسان روزی میدهد.
28155- 13- (2)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ شُعَیْبٍ الْحَدَّادِ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ لَمْ یُرَاجِعْهَا حَتَّی حَاضَتْ ثَلَاثَ حِیَضٍ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَرَکَهَا حَتَّی حَاضَتْ ثَلَاثَ حِیَضٍ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُرَاجِعَ (3)ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی حَاضَتْ ثَلَاثَ حِیَضٍ قَالَ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجْهَا أَبَداً مَا لَمْ یُرَاجِعْ وَ یَمَسَّ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ (4)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا لَوْ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً غَیْرَهُ لِمَا مَضَی (5)وَ یَأْتِی (6)وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی إِرَادَةِ نَفْیِ التَّحْرِیمِ الْمُؤَبَّدِ فِی التَّاسِعَةِ فَإِنَّهُ إِذَا طَلَّقَ لِلْعِدَّةِ حَرُمَتْ عَلَیْهِ فِی التَّاسِعَةِ مُؤَبَّداً بِخِلَافِ طَلَاقِ السُّنَّةِ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ نَحْوَهُ (7).
ترجمه:
معلی بن خنیس از امام صادق علیهالسلام نقل کرده که درباره مردی پرسید: اگر مردی همسرش را طلاق دهد و به او رجوع نکند تا سه حیض از او بگذرد، سپس با او ازدواج کند و دوباره او را طلاق دهد و او را رها کند تا سه حیض از او بگذرد، سپس دوباره با او ازدواج کند و بدون رجوع او را طلاق دهد و باز او را رها کند تا سه حیض از او بگذرد، آیا میتواند همچنان با او ازدواج کند؟ امام فرمودند: تا زمانی که رجوع نکند و نزدیکی صورت نگیرد، میتواند با او ازدواج کند.
می گویم : این روایت را مرحوم شیخ بر این اساس حمل کرده که زن با شوهر دیگری ازدواج کرده باشد و همچنین میتوان آن را به معنای نفی تحریم ابدی در بار نهم تعبیر کرد. زیرا اگر مردی زنی را بهخاطر عده طلاق دهد، او در طلاق نهم بهطور ابدی بر او حرام میشود، برخلاف طلاق سنت.
28156- 14- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ الْآتِی (9)
1) التهذیب 8- 30- 89، و الاستبصار 3- 271- 964.
2) الکافی 6- 77- 2.
3) فی المصدر- یراجعها.
4) التهذیب 8- 29- 87، و الاستبصار 3- 270- 962.
5) مضی فی الأحادیث 1- 5 و 8 من هذا الباب.
6) یأتی فی الأحادیث 14 و 15 و 16 من هذا الباب و فی الباب 4 من هذه الأبواب.
7) الکافی 6- 77- 1.
8) عیون أخبار الرضا (علیه السلام) 2- 124- 1، و أورده فی الحدیث 24 من الباب 29 من أبواب مقدمات الطلاق.
9) یأتی فی الفائدة الأولی- 384 من الخاتمة برمز (ب).
عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ الرِّضَا ع فِی کِتَابِهِ إِلَی الْمَأْمُونِ قَالَ: وَ إِذَا طُلِّقَتِ الْمَرْأَةُ (بَعْدَ الْعِدَّةِ ثَلَاثَ) (1)مَرَّاتٍ لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
فضل بن شاذان از امام رضا علیهالسلام در نامهای به مأمون نقل کرده است که فرمودند: هنگامی که زنی پس از عده، سه بار طلاق داده شود، بر شوهر اولش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند.
28157- 15- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَلْیُطَلِّقْ عَلَی طُهْرٍ بِغَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بَعْدَ ذَلِکَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی ثَلَاثٍ وَ بَطَلَتِ التَّطْلِیقَةُ الْأُولَی وَ إِنْ طَلَّقَهَا اثْنَتَیْنِ ثُمَّ کَفَّ عَنْهَا حَتَّی تَمْضِیَ الْحَیْضَةُ الثَّالِثَةُ بَانَتْ مِنْهُ بِثِنْتَیْنِ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بَعْدَ ذَلِکَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی ثَلَاثِ تَطْلِیقَاتٍ وَ بَطَلَتِ الِاثْنَتَانِ فَإِنْ طَلَّقَهَا ثَلَاثَ تَطْلِیقَاتٍ عَلَی الْعِدَّةِ لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (3)أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّهُ تَزَوَّجَهَا بَعْدَ الْعِدَّةِ وَ بَعْدَ أَنْ تَزَوَّجَهَا زَوْجٌ آخَرُ ثُمَّ فَارَقَهَا لِمَا تَقَدَّمَ (4)وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ الْغَرَضُ نَفْیَ التَّحْرِیمِ الْمُؤَبَّدِ فِی التَّاسِعَةِ یَعْنِی أَنَّ تَأْثِیرَ کُلِّ طَلْقَةٍ فِی تَحْرِیمِ التَّاسِعَةِ مُؤَبَّداً یَزُولُ بِاسْتِیفَاءِ الْعِدَّةِ لِمَا مَضَی (5)وَ یَأْتِی (6).
ترجمه:
عبدالله بن سنان گفت: اگر مردی بخواهد همسرش را طلاق دهد، باید در حال پاکی زن، بدون نزدیکی، و در حضور شاهدان این کار را انجام دهد. اگر بعداً با او ازدواج کند، طلاق اول باطل میشود و همسرش نزد او با سه طلاق باقی میماند. اگر دو بار او را طلاق دهد و سپس او را رها کند تا سه دوره پاکی (سه حیض) بگذرد، زن با دو طلاق از او جدا میشود و آن مرد مانند سایر خواستگاران خواهد بود. اگر بعد از آن با زن ازدواج کند، او با سه طلاق در اختیارش قرار میگیرد و دو طلاق قبلی باطل میشود.
اما اگر زن را سه بار متوالی طبق عده طلاق دهد، زن بر او حلال نخواهد شد تا با مرد دیگری ازدواج کند.
گفته شده: این روایت به حالتی اشاره دارد که مرد پس از عده و پس از ازدواج زن با مرد دیگری که سپس از او جدا شده، دوباره با زن ازدواج کند. همچنین احتمال دارد که روایت به نفی تحریم ابدی در بار نهم اشاره داشته باشد؛ یعنی اثری که هر طلاق در تحریم ابدی در طلاق نهم دارد، با استیفای عده از بین میرود.
28158- 16- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ
1) فی المصدر- للعدة ثلاث.
2) التهذیب 8- 30- 90، و الاستبصار 3- 272- 965.
3) التهذیب 8- 31- 91، و الاستبصار 3- 272- 966.
4) تقدم فی الأحادیث 8 و 10 و 14 من هذا الباب.
5) مضی فی الحدیث 13 من هذا الباب.
6) یأتی فی الحدیث 16 من هذا الباب.
7) التهذیب 8- 35- 107، و الاستبصار 3- 276- 982، و بحار الأنوار 10- 289.
مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الطَّلَاقُ الَّذِی یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ الَّذِی یُطَلِّقُ الْفَقِیهُ وَ هُوَ الْعَدْلُ بَیْنَ الْمَرْأَةِ وَ الرَّجُلِ أَنْ یُطَلِّقَهَا فِی اسْتِقْبَالِ الطُّهْرِ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ وَ إِرَادَةٍ مِنَ الْقَلْبِ ثُمَّ یَتْرُکُهَا حَتَّی تَمْضِیَ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَإِذَا رَأَتِ الدَّمَ فِی أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الثَّالِثَةِ وَ هُوَ آخِرُ الْقُرُوءِ لِأَنَّ الْأَقْرَاءَ هِیَ الْأَطْهَارُ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا فَإِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ (1)وَ حَلَّتْ لَهُ بِلَا زَوْجٍ فَإِنْ فَعَلَ هَذَا بِهَا مِائَةَ مَرَّةٍ هَدَمَ مَا قَبْلَهُ وَ حَلَّتْ لَهُ بِلَا زَوْجٍ وَ إِنْ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ تَمْلِکَ نَفْسَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ یُرَاجِعُهَا وَ یُطَلِّقُهَا لَمْ تَحِلَّ لَهُ إِلَّا بِزَوْجٍ.
قَالَ الشَّیْخُ هَذِهِ الرِّوَایَةُ طَرِیقُهَا ابْنُ بُکَیْرٍ وَ قَدْ قَدَّمْنَا أَنَّهُ قَالَ حِینَ سُئِلَ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ هَذَا مِمَّا رَزَقَ اللَّهُ مِنَ الرَّأْیِ وَ لَوْ کَانَ سَمِعَ ذَلِکَ مِنْ زُرَارَةَ لَکَانَ یَقُولُ نَعَمْ رِوَایَةَ زُرَارَةَ وَ یَجُوزُ أَنْ یَکُونَ أَسْنَدَ ذَلِکَ إِلَی زُرَارَةَ نُصْرَةً لِمَذْهَبِهِ لَمَّا رَأَی أَصْحَابَهُ لَا یَقْبَلُونَ مَا یَقُولُهُ بِرَأْیِهِ وَ قَدْ وَقَعَ مِنْهُ مِنِ اعْتِقَادِ الْفَطَحِیَّةِ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِکَ انْتَهَی أَقُولُ: یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ قَوْلُهُ فَإِنْ فَعَلَ هَذَا بِهَا مِائَةَ مَرَّةٍ إِلَی آخِرِ الْحَدِیثِ مِنْ کَلَامِ ابْنِ بُکَیْرٍ فَتْوَی مِنْهُ فَلَا حُجَّةَ فِیهِ إِذْ لَیْسَ مِنْ جُمْلَةِ الْحَدِیثِ کَمَا وَقَعَ ذَلِکَ مِنَ الشَّیْخِ وَ الصَّدُوقِ وَ غَیْرِهِمَا کَثِیراً بِقَرِینَةِ اسْتِدْلَالِهِ بِحَدِیثِ رِفَاعَةَ لَا بِحَدِیثِ زُرَارَةَ کَمَا مَرَّ (2)وَ بِقَرِینَةِ رِوَایَةِ الْکُلَیْنِیِّ لِهَذَا الْحَدِیثِ بِهَذَا السَّنَدِ بِعَیْنِهِ خَالِیاً مِنَ الْحُکْمِ الْأَخِیرِ کَمَا یَأْتِی (3)وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ بِهِ نَفْیَ التَّحْرِیمِ فِی التَّاسِعَةِ مُؤَبَّداً وَ یَکُونَ الْحُکْمُ بِإِبَاحَتِهَا لَهُ بِلَا زَوْجٍ مَخْصُوصاً بِالطَّلَاقِ الْمُتَمِّمِ لِلْمِائَةِ لِأَنَّهَا فِی الطَّلَاقِ التَّاسِعِ وَ التِّسْعِینَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَیَصْدُقُ أَنَّهُ إِذَا طَلَّقَهَا مِائَةَ
مَرَّةٍ حَلَّتْ لَهُ بِلَا زَوْجٍ یَعْنِی فِی الطَّلَاقِ الْأَخِیرِ وَ فِی أَکْثَرِ الْمَرَاتِبِ لَا فِی کُلِّ طَلَاقٍ وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ مَخْصُوصاً بِمَا عَدَا الثَّالِثَةَ یَعْنِی تَحِلُّ لَهُ بِلَا زَوْجٍ إِلَّا فِی کُلِّ ثَالِثَةٍ وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ فِی أَحَادِیثِ طَلَاقِ السُّنَّةِ (1)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
زراره بن أعین از امام باقر علیهالسلام نقل کرده است که فرمودند: طلاقی که خداوند دوست دارد و طلاقی که فقیه انجام میدهد و عادلانه بین زن و مرد است، این است که مرد زن را در آغاز پاکی او، با حضور دو شاهد عادل و با نیت قلبی طلاق دهد. سپس او را رها کند تا سه دوره پاکی (سه قرء) بگذرد. هنگامی که زن در اولین قطره خون حیض سوم خود که پایان دوره پاکی است، حیض ببیند، از مرد جدا شده و اختیار خود را دارد. اگر بخواهد، میتواند با او ازدواج کند و بدون نیاز به ازدواج با مرد دیگری، برای او حلال میشود. اگر مرد این کار را صد بار انجام دهد، طلاقهای قبلی باطل میشود و زن برای او حلال میگردد.
اما اگر مرد پیش از آنکه زن اختیار خود را به دست آورد، به او رجوع کند و سپس سه بار او را طلاق دهد، زن بر او حلال نمیشود مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند.
شیخ گفته است که این روایت از طریق ابن بکیر نقل شده است و ما پیشتر ذکر کردیم که او زمانی که درباره این مسأله از او پرسیده شد، گفت: «این از نظراتی است که خداوند از روی رأی به من عطا کرده است.» و اگر این را از زراره شنیده بود، میگفت: «بله، این روایت از زراره است.» و ممکن است آن را به زراره نسبت داده باشد تا از مذهب خودش حمایت کند، زیرا دیده بود که یارانش نظر او را نمیپذیرند. و از او چنین عقایدی همچون اعتقاد به فطحیه سر زده که از این هم جدیتر است.
من میگویم: ممکن است جمله «اگر این کار را صد بار با زن انجام دهد...» تا پایان حدیث، سخن ابن بکیر و فتوای او باشد و بنابراین هیچ حجتی در آن نیست، زیرا جزئی از متن اصلی حدیث به شمار نمیرود. این موضوع همانگونه که از مرحوم شیخ، مرحوم صدوق و دیگران بارها نقل شده، با استفاده از استدلال به حدیث رفاعه و نه به حدیث زراره مشخص است. همچنین، قرینه روایت مرحوم کلینی از این حدیث با همین سند بدون حکم پایانی نشاندهنده این موضوع است.
همچنین احتمال دارد که مقصود از این حکم، نفی تحریم ابدی در نهمین بار باشد و حکم جواز بدون نیاز به ازدواج با مرد دیگر مخصوص به طلاق صدم باشد. زیرا در طلاق نود و نهم، زن بر شوهر حلال نمیشود مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اما اگر او را صد بار طلاق دهد، در طلاق آخر و در اکثر موارد، زن بدون نیاز به ازدواج با مرد دیگر برای او حلال میشود. این شامل هر طلاقی نمیشود و ممکن است حکم مخصوص مواردی باشد که غیر از طلاق سوم است. یعنی زن برای او بدون نیاز به ازدواج با مرد دیگری حلال است، مگر در هر طلاق سومی.
و پیشتر نیز در احادیث مربوط به طلاق سنت به مقصود اشاره شده است.
(4)4 بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ لِلْعِدَّةِ ثَلَاثاً لَا تَحِلُّ لِلْمُطَلِّقِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ تَحْرُمُ عَلَیْهِ فِی التَّاسِعَةِ مُؤَبَّداً
ترجمه:
باب اینکه زنی که برای عده سه بار طلاق داده شده باشد، بر طلاقدهنده حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند و در بار نهم، بهطور ابدی بر او حرام میشود.
28159- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ بِأَسَانِیدِهِ السَّابِقَةِ (6)عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَرْأَةُ الَّتِی لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ هِیَ الَّتِی تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ الثَّالِثَةَ فَهِیَ الَّتِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ یَذُوقَ عُسَیْلَتَهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (7).
ترجمه:
ابوبصیر مرادی گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم درباره زنی که بر شوهرش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند. امام فرمودند: او زنی است که طلاق داده شود، سپس شوهر به او رجوع کند، دوباره طلاق داده شود، و باز به او رجوع شود، و سپس برای بار سوم طلاق داده شود. چنین زنی بر شوهر اولش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند و او کام او را بچشد.
28160- 2- (8)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ
1) تقدم فی الباب 1 من هذه الأبواب.
2) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 11 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد.
3) یأتی فی الحدیث 2 و 3 من الباب 6 و فی الأبواب 9 و 11 و 24 و 25 من هذه الأبواب.
4) الباب 4 فیه 15 حدیثا.
5) الکافی 6- 76- 3.
6) تقدمت اسانیده فی الحدیث 9 من الباب 3 من هذه الأبواب.
7) التهذیب 8- 33- 98، و الاستبصار 3- 274- 973.
8) الکافی 5- 428- 9، و أورد صدره فی الحدیث 8 من الباب 17، و قطعة منه فی الحدیث 2 من الباب 32 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِی یُطَلِّقُ ثُمَّ یُرَاجِعُ ثُمَّ یُطَلِّقُ ثُمَّ یُرَاجِعُ ثُمَّ یُطَلِّقُ قَالَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَیَتَزَوَّجُهَا رَجُلٌ آخَرُ فَیُطَلِّقُهَا عَلَی السُّنَّةِ (ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَی زَوْجِهَا الْأَوَّلِ فَیُطَلِّقُهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ تَنْکِحُ زَوْجاً غَیْرَهُ فَیُطَلِّقُهَا ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَی زَوْجِهَا الْأَوَّلِ فَیُطَلِّقُهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ عَلَی السُّنَّةِ ثُمَّ تَنْکِحُ فَتِلْکَ الَّتِی لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ الْمُلَاعَنَةُ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً) (1).
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی الْخِصَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ نَحْوَهُ (2)أَقُولُ: الْمُرَادُ بِالسُّنَّةِ هُنَا مَعْنَاهَا الْأَعَمُّ وَ هُوَ مَخْصُوصٌ بِطَلَاقِ الْعِدَّةِ بِقَرِینَةِ أَوَّلِهِ وَ مَا تَقَدَّمَ (3).
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که در حدیثی فرمودند: از ایشان پرسیدم درباره کسی که زنش را طلاق دهد، سپس به او رجوع کند، دوباره طلاق دهد، باز رجوع کند، و سپس بار دیگر طلاق دهد. امام فرمودند: زن بر او حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند. اگر مرد دیگری با او ازدواج کند و طبق سنت طلاق دهد، (سپس زن به شوهر اول بازگردد و او را سه بار طلاق دهد و زن با مرد دیگری ازدواج کند و او نیز طلاق دهد و زن به شوهر اول بازگردد و او را سه بار دیگر طبق سنت طلاق دهد و سپس با مرد دیگری ازدواج کند،) چنین زنی به شوهر اول حرام ابدی میشود. همچنین، زنی که با لعان از شوهر جدا شود، به شوهر حلال نمیشود.
می گویم : منظور از سنت در اینجا، معنای عام آن است و این حکم به طلاق عده محدود میشود که با قرینه ابتدای حدیث و آنچه پیشتر بیان شد، مشخص میگردد.
28161- 3- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الطَّلَاقِ الَّذِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَقَالَ أُخْبِرُکَ بِمَا صَنَعْتُ أَنَا بِامْرَأَةٍ کَانَتْ عِنْدِی وَ أَرَدْتُ أَنْ أُطَلِّقَهَا فَتَرَکْتُهَا حَتَّی إِذَا طَمِثَتْ وَ طَهُرَتْ طَلَّقْتُهَا مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ أَشْهَدْتُ عَلَی ذَلِکَ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ تَرَکْتُهَا حَتَّی إِذَا کَادَتْ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا رَاجَعْتُهَا وَ دَخَلْتُ بِهَا وَ تَرَکْتُهَا حَتَّی طَمِثَتْ وَ طَهُرَتْ ثُمَّ طَلَّقْتُهَا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَیْنِ ثُمَّ تَرَکْتُهَا حَتَّی إِذَا کَانَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا رَاجَعْتُهَا وَ دَخَلْتُ بِهَا حَتَّی إِذَا طَمِثَتْ وَ طَهُرَتْ طَلَّقْتُهَا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ وَ إِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِکَ بِهَا أَنَّهُ لَمْ یَکُنْ لِی بِهَا حَاجَةٌ.
ترجمه:
ابوبصیر گفت: از امام باقر علیهالسلام درباره نوع طلاقی که در آن زن بر شوهرش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند، پرسیدم. امام فرمودند: برایت شرح میدهم آنچه که خودم درباره زنی که نزد من بود انجام دادم و قصد طلاقش را داشتم. او را رها کردم تا زمانی که حیض ببیند و پاک شود، سپس بدون نزدیکی او را طلاق دادم و دو شاهد بر این موضوع گواه گرفتم. سپس او را رها کردم تا نزدیک پایان یافتن عدهاش، به او رجوع کردم و با او نزدیکی داشتم. سپس او را رها کردم تا حیض ببیند و پاک شود، و بار دیگر در طُهر و بدون نزدیکی، در حضور شاهدان او را طلاق دادم. باز هم او را رها کردم تا پیش از پایان عدهاش، به او رجوع کردم و با او نزدیکی داشتم. سپس وقتی حیض دید و پاک شد، بار سوم او را در طُهر و بدون نزدیکی، در حضور شاهدان طلاق دادم. این کارها را با او انجام دادم، زیرا دیگر نیازی به او نداشتم.
28162- 4- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْیَنَ وَ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ الَّذِی یُطَلِّقُ الطَّلَاقَ الَّذِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ تَزَوَّجَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.
ترجمه:
داود بن سرحان از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: کسی که زنش را سه بار طلاق دهد و سه بار با او ازدواج کند، زن برای او بهطور ابدی حرام میشود.
28163- 5- (2)وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَلِیِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْمَرْأَةُ الَّتِی لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ هِیَ الَّتِی تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ وَ هِیَ الَّتِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ قَالَ الرَّجْعَةُ بِالْجِمَاعِ وَ إِلَّا فَإِنَّمَا هِیَ وَاحِدَةٌ.
أَقُولُ: یَعْنِی أَنَّهَا وَاحِدَةٌ لِلْعِدَّةِ لَا لِغَیْرِهَا کَمَا مَضَی (3)وَ یَأْتِی (4).
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که پرسیدم درباره زنی که بر شوهرش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند. امام فرمودند: او زنی است که طلاق داده شود، سپس شوهر به او رجوع کند، دوباره طلاق داده شود، و باز به او رجوع شود، و سپس برای بار سوم طلاق داده شود. چنین زنی بر شوهر اولش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند.
امام همچنین فرمودند: رجوع به معنای نزدیکی است و اگر نزدیکی نباشد، تنها یک طلاق محسوب میشود.
می گویم : منظور این است که این نوع طلاق تنها برای عده مطرح است و برای موارد دیگر صدق نمیکند، همانطور که پیشتر بیان شد.
28164- 6- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی کَهْمَسٍ وَ اسْمُهُ هَیْثَمُ بْنُ عُبَیْدٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عَمِّی طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی کُلِّ طُهْرٍ تَطْلِیقَةً قَالَ مُرْهُ فَلْیُرَاجِعْهَا.
قَالَ الشَّیْخُ هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی أَنَّهُ طَلَّقَهَا بِغَیْرِ مُرَاجَعَةٍ لِأَنَّهُ مَعَ الْمُرَاجَعَةِ یَقَعُ الطَّلَاقُ.
ترجمه:
از ابی کهمس، که نامش هیثم بن عبید است، از یکی از اصحابمان روایت شده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم که عموی من همسرش را سه بار در سه طُهر (پاکی) جداگانه طلاق داده است. امام فرمودند: به او بگو که به همسرش رجوع کند.
مرحوم شیخ گفته است: این روایت بر این حمل شده که طلاق بدون رجوع بوده است، زیرا در صورت رجوع، طلاق معتبر میشود.
28165- 7- (1)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ الْعِلَّةِ الَّتِی مِنْ أَجْلِهَا لَا تَحِلُّ الْمُطَلَّقَةُ لِلْعِدَّةِ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا أَذِنَ فِی الطَّلَاقِ مَرَّتَیْنِ فَقَالَ الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ (2)یَعْنِی فِی التَّطْلِیقَةِ الثَّالِثَةِ فَلِدُخُولِهِ فِیمَا کَرِهَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الطَّلَاقِ الثَّالِثِ حَرَّمَهَا اللَّهُ عَلَیْهِ فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ لِئَلَّا یُوقِعَ النَّاسَ الِاسْتِخْفَافُ بِالطَّلَاقِ وَ لَا یُضَارُّوا النِّسَاءَ.
وَ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ وَ الْعِلَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
علی بن حسن بن علی بن فضال از پدرش نقل کرده است که گفت: از امام رضا علیهالسلام درباره علت اینکه چرا زنی که برای عده طلاق داده شده، بر شوهر اولش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند، پرسیدم. امام فرمودند: خداوند عزّوجل تنها اجازه داده است که طلاق دو بار صورت گیرد. چنانکه میفرماید: "طلاق، دوبار است. پس یا به شایستگی نگه داشتن یا به نیکی آزاد کردن" (سوره بقره، آیه 229).
یعنی در مورد طلاق سوم، به دلیل ورود به آنچه که خداوند عزّوجل از طلاق سوم ناخوش دارد، زن بر شوهر حرام میشود و حلال نمیگردد مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. این حکم برای جلوگیری از سبک شمردن طلاق و آسیب رساندن به زنان توسط مردم است.
28166- 8- (4)وَ بِأَسَانِیدِهِ الْآتِیَةِ (5)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا ع فِیمَا کَتَبَ إِلَیْهِ فِی الْعِلَلِ وَ عِلَّةُ الطَّلَاقِ ثَلَاثاً لِمَا فِیهِ مِنَ الْمُهْلَةِ فِیمَا بَیْنَ الْوَاحِدَةِ إِلَی الثَّلَاثِ لِرَغْبَةٍ تَحْدُثُ أَوْ سُکُونِ غَضَبِهِ إِنْ کَانَ وَ یَکُونُ ذَلِکَ تَخْوِیفاً وَ تَأْدِیباً لِلنِّسَاءِ وَ زَجْراً لَهُنَّ عَنْ مَعْصِیَةِ أَزْوَاجِهِنَّ فَاسْتَحَقَّتِ الْمَرْأَةُ الْفُرْقَةَ وَ الْمُبَایَنَةَ لِدُخُولِهَا فِیمَا لَا یَنْبَغِی مِنْ مَعْصِیَةِ زَوْجِهَا وَ عِلَّةُ تَحْرِیمِ الْمَرْأَةِ بَعْدَ تِسْعِ تَطْلِیقَاتٍ فَلَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً عُقُوبَةً لِئَلَّا یَتَلَاعَبَ بِالطَّلَاقِ فَلَا یَسْتَضْعِفَ الْمَرْأَةَ وَ یَکُونَ نَاظِراً فِی أُمُورِهِ مُتَیَقِّظاً مُعْتَبِراً وَ لِیَکُونَ ذَلِکَ مُؤْیِساً لَهُمَا عَنِ الِاجْتِمَاعِ بَعْدَ تِسْعِ تَطْلِیقَاتٍ.
وَ رَوَاهُ فِی الْفَقِیهِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِیعِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ
مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
محمد بن سنان از امام رضا علیهالسلام نقل کرده است که در نامهای به او درباره علل، چنین نوشتند: علت تعیین طلاق سهباره این است که در فاصله بین طلاق اول و سوم فرصتی وجود داشته باشد که در آن علاقهای جدید ایجاد شود یا خشم شوهر فروکش کند، اگر خشمگین باشد. این حکم بهعنوان نوعی تخویف و تأدیب برای زنان و جلوگیری از نافرمانی آنان از شوهرانشان است. بنابراین، زن به دلیل ورود به آنچه که شایسته نیست، مانند نافرمانی از شوهرش، مستحق جدایی و قطع رابطه میشود.
علت تحریم زن پس از نه بار طلاق این است که او برای همیشه بر شوهر حرام میشود، بهعنوان نوعی مجازات، تا مردان با طلاق بازی نکنند و از زنان سوءاستفاده نکنند. این حکم باعث میشود که مرد در امورش هشیارتر و پندپذیرتر باشد و موجب شود که هر دو طرف از اندیشه بازگشت و اجتماع مجدد پس از نه بار طلاق ناامید شوند.
28167- 9- (2)وَ فِی الْمُقْنِعِ قَالَ: سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَامِلِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا ثُمَّ یُطَلِّقُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا ثُمَّ یُطَلِّقُهَا الثَّالِثَةَ فَقَالَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
در کتاب مقنع آمده است که از امام صادق علیهالسلام درباره زنی باردار سؤال شد که شوهرش او را طلاق داده و سپس به او رجوع کرده، دوباره طلاق داده و باز به او رجوع کرده، و در نهایت برای بار سوم او را طلاق داده است. امام فرمودند: زن از او جدا شده و بر او حلال نیست تا با مرد دیگری ازدواج کند.
28168- 10- (3)مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمَرْأَةُ الَّتِی لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ الَّتِی تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ الثَّالِثَةَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ (4)وَ التَّسْرِیحُ هُوَ التَّطْلِیقَةُ الثَّالِثَةُ.
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که فرمودند: زنی که بر شوهرش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند، زنی است که طلاق داده شود، سپس شوهر به او رجوع کند، دوباره طلاق داده شود و باز به او رجوع کند، و سپس برای بار سوم طلاق داده شود. چنین زنی بر شوهر اول حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند.
خداوند عزّوجل میفرماید: «طلاق، دوبار است. پس یا به شایستگی نگه داشتن یا به نیکی آزاد کردن» (سوره بقره، آیه 229). و "آزاد کردن" به معنای طلاق سوم است.
28169- 11- (5)وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِهِ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ (6)هِیَ هُنَا التَّطْلِیقَةُ الثَّالِثَةُ فَإِنْ طَلَّقَهَا الْأَخِیرُ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَا بِتَزْوِیجٍ جَدِیدٍ.
ترجمه:
از امام صادق علیهالسلام درباره آیه "پس اگر او (زن) را طلاق داد، بعد از آن برای او (شوهر) حلال نمیشود مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند" (سوره بقره، آیه 230) نقل شده است: اینجا منظور طلاق سوم است. اگر شوهر دوم او را طلاق دهد، بر آنان گناهی نیست که با یکدیگر با ازدواجی جدید بازگردند.
28170- 12- (7)وَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ اللَّهَ یَقُولُ الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ (8)وَ التَّسْرِیحُ بِإِحْسَانٍ هِیَ التَّطْلِیقَةُ الثَّالِثَةُ.
ترجمه:
ابوبصیر از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: خداوند میفرماید: «طلاق، دوبار است. پس یا به شایستگی نگه داشتن یا به نیکی آزاد کردن» (سوره بقره، آیه 229).
"آزاد کردن به نیکی" به معنای طلاق سوم است.
28171- 13- (9)وَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الَّتِی لَا تَحِلُ
لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ (1)وَ تَذُوقَ عُسَیْلَتَهُ وَ یَذُوقَ عُسَیْلَتَهَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ (2)قَالَ التَّسْرِیحُ بِإِحْسَانٍ التَّطْلِیقَةُ الثَّالِثَةُ.
ترجمه:
سماعة بن مهران گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زنی که بر شوهرش حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند و هر دو کام یکدیگر را بچشند، پرسیدم. این همان سخن خداوند عزّوجل است که میفرماید: «طلاق، دوبار است. پس یا به شایستگی نگه داشتن یا به نیکی آزاد کردن» (سوره بقره، آیه 229). امام فرمودند: "آزاد کردن به نیکی" به معنای طلاق سوم است.
28172- 14- (3)وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ فَضَالَةَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عِنْدَ قُرْئِهَا تَطْلِیقَةً ثُمَّ لَمْ یُرَاجِعْهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا عِنْدَ قُرْئِهَا الثَّالِثَةَ فَبَانَتْ مِنْهُ أَ لَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا قَالَ نَعَمْ قُلْتُ قَبْلَ أَنْ تَتَزَوَّجَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَرَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا قَالَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
عبدالله بن فضاله از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که همسرش را هنگام قُرء (زمان پاکی) طلاق داده و سپس به او رجوع نکرده و در قُرء سوم او را طلاق داده است، سؤال کردم. آیا او میتواند به همسرش رجوع کند؟ امام فرمودند: بله.
پرسیدم: آیا این رجوع قبل از آن است که زن با شوهر دیگری ازدواج کند؟ امام پاسخ دادند: بله.
سپس پرسیدم: اگر مردی همسرش را یک بار طلاق دهد، سپس به او رجوع کند، دوباره طلاق دهد و باز به او رجوع کند، و سپس طلاق سوم را انجام دهد، چه حکمی دارد؟ امام فرمودند: زن بر او حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند.
28173- 15- (4)وَ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقَةٌ ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتِ طَالِقَةٌ ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ قَالَ أَنْتِ طَالِقَةٌ لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا وَ لَمْ یُشْهِدْ فَهُوَ یَتَزَوَّجُهَا إِذَا شَاءَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
عمر بن حنظله از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی به همسرش بگوید "تو طلاق گرفتهای"، سپس به او رجوع کند، و دوباره بگوید "تو طلاق گرفتهای"، و باز به او رجوع کند، و سپس برای بار سوم بگوید "تو طلاق گرفتهای"، زن بر او حلال نخواهد شد تا با مرد دیگری ازدواج کند.
اما اگر او را طلاق دهد و شاهدی بر آن نیاورد، میتواند هر زمان که بخواهد با او ازدواج کند.
(7)5 بَابُ اسْتِحْبَابِ اخْتِیَارِ طَلَاقِ السُّنَّةِ عَلَی غَیْرِهِ
ترجمه:
باب استحباب انتخاب طلاق سنت بر غیر آن.
28174- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ
1) فی المصدر زیادة- قال- هی التی تطلق ثمّ تراجع ثمّ تطلق ثمّ تراجع ثمّ تطلق الثالثة فهی التی لا تحل لزوجها حتّی تنکح زوجا غیره.
2) البقرة 2- 229.
3) تفسیر العیّاشیّ 1- 117- 369.
4) تفسیر العیّاشیّ 1- 118- 373.
5) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 1 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة و فی الباب 2 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الحدیث 2 من الباب 7 و فی البابین 9 و 11 و فی الأحادیث 6 و 8 و 9 و 11 من الباب 20 و فی البابین 24 و 25 من هذه الأبواب.
7) الباب 5 فیه 3 أحادیث.
8) الکافی 6- 65- 3.
عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ أُحِبُّ لِلرَّجُلِ الْفَقِیهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا طَلَاقَ السُّنَّةِ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ هُوَ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً (1)یَعْنِی بَعْدَ الطَّلَاقِ وَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ التَّزْوِیجَ لَهُمَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَزَوَّجَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ وَ مَا أَعْدَلَهُ وَ أَوْسَعَهُ لَهُمَا جَمِیعاً أَنْ یُطَلِّقَهَا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ تَطْلِیقَةً بِشُهُودٍ ثُمَّ یَدَعَهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ یَکُونُ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ.
ترجمه:
زراره گفت: از امام باقر علیهالسلام شنیدم که فرمودند: دوست دارم مرد فقیه اگر بخواهد همسرش را طلاق دهد، او را با طلاق سنت طلاق دهد. سپس فرمودند: این همان چیزی است که خداوند عزّوجل فرموده است: «شاید خداوند پس از آن، امری پدید آورد» (سوره طلاق، آیه 1).
یعنی پس از طلاق و پایان عده، امکان ازدواج دوباره برای آنها فراهم شود، البته پیش از آنکه زن با مرد دیگری ازدواج کند.
امام افزودند: چه حکمی عادلانهتر و گستردهتر از این است که مرد زن را در حالت طُهر، بدون نزدیکی، و در حضور شاهدان یک طلاق دهد، سپس او را رها کند تا زمان عدهاش، که سه ماه یا سه قرء است، به پایان برسد. آنگاه مرد میتواند مانند دیگر خواستگاران، دوباره خواستار ازدواج او شود.
28175- 2- (2)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِیِّ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الطَّلَاقِ مَا حَدُّهُ وَ کَیْفَ یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یُطَلِّقَ قَالَ السُّنَّةُ أَنْ یُطَلِّقَ عِنْدَ الطُّهْرِ وَاحِدَةً ثُمَّ یَدَعَهَا حَتَّی تَمْضِیَ عِدَّتُهَا فَإِنْ بَدَا لَهُ (3)قَبْلَ أَنْ تَبِینَ أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا وَ هِیَ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ تَرَکَهَا حَتَّی تَبِینَ فَهُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ فَعَلَتْ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ.
ترجمه:
علی بن جعفر از برادرش امام موسی کاظم علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره حد طلاق و شیوه صحیح طلاق دادن پرسیدم. امام فرمودند: شیوه سنت این است که مرد در زمان طُهر (پاکی) زن، یک طلاق دهد و سپس او را رها کند تا عدهاش به پایان برسد.
اگر پیش از پایان عده به این نتیجه رسید که میخواهد به زن رجوع کند، باید شاهدانی را بر رجوع خود گواه بگیرد و زن همچنان همسر اوست. اما اگر او را رها کند تا عدهاش تمام شود، آنگاه مرد مانند سایر خواستگاران خواهد بود. اگر زن بخواهد، میتواند با او ازدواج کند و اگر نخواهد، این کار انجام نمیشود.
28176- 3- (4)وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَدِیثُ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الطَّلَاقُ الَّذِی یُحِبُّهُ اللَّهُ وَ الَّذِی یُطَلِّقُ الْفَقِیهُ وَ هُوَ الْعَدْلُ بَیْنَ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ أَنْ یُطَلِّقَهَا فِی اسْتِقْبَالِ الطُّهْرِ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ وَ إِرَادَةٍ مِنَ الْقَلْبِ ثُمَّ یَتْرُکَهَا حَتَّی تَمْضِیَ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5).
ترجمه:
همانگونه که پیشتر نقل شد، زراره از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: طلاقی که خداوند دوست دارد و طلاقی که یک فقیه انجام میدهد، عادلانه میان مرد و زن این است که مرد زن را در ابتدای طُهر، با حضور دو شاهد عادل و با نیت قلبی طلاق دهد. سپس او را رها کند تا سه دوره قُرء (سه دوره پاکی) بگذرد.
(1)6 بَابُ أَنَّ الْمُحَلِّلَ یَهْدِمُ الطَّلْقَةَ وَ الثِّنْتَیْنِ کَمَا یَهْدِمُ الثَّلَاثَ
ترجمه:
باب اینکه مُحلّل، یک طلاق یا دو طلاق را همانند سه طلاق از بین میبرد.
28177- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ وَ صَفْوَانَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ حَتَّی بَانَتْ مِنْهُ وَ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ثُمَّ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً آخَرَ فَطَلَّقَهَا أَیْضاً ثُمَّ تَزَوَّجَتْ زَوْجَهَا الْأَوَّلَ أَ یَهْدِمُ ذَلِکَ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ قَالَ نَعَمْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
رفاعه از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را طلاق داد تا او از او جدا شد و عدهاش پایان یافت، سپس زن با مرد دیگری ازدواج کرد و او نیز او را طلاق داد. سپس زن دوباره با شوهر اولش ازدواج کرد. آیا این ازدواج دوم طلاقهای اول را از بین میبرد؟ امام فرمودند: بله.
28178- 2- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ قَالَ رَوَی أَصْحَابُنَا عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَی أَنَّ الزَّوْجَ یَهْدِمُ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا فَهِیَ عِنْدَهُ مُسْتَقْبَلَةٌ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- یَهْدِمُ الثَّلَاثَ وَ لَا یَهْدِمُ الْوَاحِدَةَ وَ الثِّنْتَیْنِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
رفاعه بن موسی روایت کرده است که اگر شوهر با زنی که طلاق داده است دوباره ازدواج کند، گویی ازدواج جدیدی است و از ابتدا آغاز میشود. امام صادق علیهالسلام فرمودند: ازدواج جدید سه طلاق را باطل میکند اما یک طلاق یا دو طلاق را باطل نمیکند.
28179- 3- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَقِیلِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ قَالَ: اخْتَلَفَ رَجُلَانِ فِی قَضِیَّةِ عَلِیٍّ ع وَ عُمَرَ- فِی امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا تَطْلِیقَةً أَوِ اثْنَتَیْنِ فَتَزَوَّجَهَا آخَرُ فَطَلَّقَهَا أَوْ مَاتَ عَنْهَا فَلَمَّا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا
1) الباب 6 فیه 14 حدیثا.
2) الکافی 6- 77- 3، و أورده بتمامه فی الحدیث 11 من الباب 3 من هذه الأبواب.
3) التهذیب 8- 30- 88، و الاستبصار 3- 271- 963.
4) الکافی 6- 78- 4.
5) التهذیب 8- 30- 89، و الاستبصار 3- 271- 964 و جاء فیهما صدر حدیث الکافی و لم یرد هذا المقطع.
6) التهذیب 8- 34- 106، و الاستبصار 3- 275- 981.
تَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ فَقَالَ عُمَرُ هِیَ عَلَی مَا بَقِیَ مِنَ الطَّلَاقِ وَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع سُبْحَانَ اللَّهِ یَهْدِمُ الثَّلَاثَ وَ لَا یَهْدِمُ وَاحِدَةً.
ترجمه:
عبدالله بن عقیل بن ابیطالب روایت کرده است که گفت: دو نفر درباره حکم علی علیهالسلام و عمر در مورد زنی که شوهرش او را یک یا دو بار طلاق داده بود و سپس با مرد دیگری ازدواج کرده و آن مرد نیز او را طلاق داده یا از دنیا رفته بود، اختلاف کردند. پس از اینکه عده زن به پایان رسید، او دوباره با شوهر اول ازدواج کرد.
عمر گفت: زن همچنان بر مبنای تعداد طلاقهای باقیمانده از شوهر اول باقی است. اما امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: سبحانالله! ازدواج دوم، طلاق سهگانه را باطل میکند اما یک یا دو طلاق را باطل نمیکند.
28180- 4- (1)وَ عَنْهُ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَی قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً فَتَبِینُ مِنْهُ ثُمَّ یَتَزَوَّجُهَا آخَرُ فَیُطَلِّقُهَا عَلَی السُّنَّةِ فَتَبِینُ مِنْهُ ثُمَّ یَتَزَوَّجُهَا الْأَوَّلُ عَلَی کَمْ هِیَ عِنْدَهُ قَالَ عَلَی غَیْرِ شَیْءٍ ثُمَّ قَالَ یَا رِفَاعَةُ کَیْفَ إِذَا طَلَّقَهَا ثَلَاثاً ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثَانِیَةً اسْتَقْبَلَ الطَّلَاقَ فَإِذَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً کَانَتْ عَلَی اثْنَتَیْنِ.
ترجمه:
رفاعه بن موسی روایت کرده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: مردی که همسرش را یک بار طلاق داده و از او جدا شده است، سپس زن با مرد دیگری ازدواج کرده و او نیز او را طبق سنت طلاق داده است و زن از او جدا شده است، اگر زن دوباره با شوهر اول ازدواج کند، وضعیت او چگونه خواهد بود؟ امام فرمودند: او گویی از ابتدا با زن ازدواج کرده است و چیزی از طلاقهای پیشین محاسبه نمیشود.
سپس امام فرمودند: ای رفاعه! اگر او زن را سه بار طلاق دهد و زن با مرد دیگری ازدواج کند، در ازدواج دوم طلاقها از ابتدا محاسبه خواهد شد، و اگر او زن را یک بار طلاق دهد، این بار بهعنوان دو طلاق باقیمانده به حساب خواهد آمد.
28181- 5- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ وَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَتَیْنِ لِلْعِدَّةِ ثُمَّ تَزَوَّجَتْ مُتْعَةً هَلْ تَحِلُّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ بَعْدَ ذَلِکَ قَالَ لَا حَتَّی تَزَوَّجَ بَتَاتاً.
ترجمه:
عمار ساباطی روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را دو طلاق برای عده داده است، سپس زن ازدواج موقت کرده است. آیا بعد از آن زن برای شوهر اولش حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، تا زمانی که او ازدواج دائم نکرده باشد.
28182- 6- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی مَضَتْ عِدَّتُهَا فَتَزَوَّجَتْ زَوْجاً غَیْرَهُ ثُمَّ مَاتَ الرَّجُلُ أَوْ طَلَّقَهَا فَرَاجَعَهَا زَوْجُهَا الْأَوَّلُ قَالَ هِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ بَاقِیَتَیْنِ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ (4)
أَقُولُ: یَأْتِی الْوَجْهُ فِیهِ وَ فِی أَمْثَالِهِ (5).
ترجمه:
حلبی روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را یک بار طلاق داده و سپس او را رها کرده است تا عدهاش به پایان برسد. زن با مرد دیگری ازدواج کرده و آن مرد یا فوت کرده است یا او را طلاق داده است. اگر شوهر اول با او دوباره ازدواج کند، وضعیت او چگونه است؟ امام فرمودند: زن همچنان با دو طلاق باقیمانده نزد شوهر اولش است.
28183- 7- (1)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ رُوِیَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ عَلَی الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ فَتَبِینُ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ وَ تَتَزَوَّجُ زَوْجاً غَیْرَهُ فَیَمُوتُ عَنْهَا أَوْ یُطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إِلَی زَوْجِهَا الْأَوَّلِ أَنَّهَا تَکُونُ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ وَ وَاحِدَةٌ قَدْ مَضَتْ فَکَتَبَ ع صَدَقُوا.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ کَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ ع وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (2)وَ زَادَ.
ترجمه:
عبدالله بن محمد روایت کرده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: از ایشان روایت شده است که مردی، همسرش را مطابق کتاب و سنت طلاق داده است و زن با یک طلاق از او جدا شده است. سپس با مرد دیگری ازدواج کرده و آن مرد یا فوت کرده است یا زن را طلاق داده است. پس از آن، زن به شوهر اولش بازمیگردد. آیا زن با دو طلاق باقیمانده نزد شوهر اول محسوب میشود و یک طلاق پیشین محاسبه میگردد؟ امام در پاسخ نوشتند: درست است.
28184- 8- (3)وَ رَوَی بَعْضُهُمْ أَنَّهَا تَکُونُ عِنْدَهُ عَلَی ثَلَاثٍ مُسْتَقْبَلَاتٍ وَ أَنَّ تِلْکَ الَّتِی طُلِّقَتْ لَیْسَتْ بِشَیْءٍ لِأَنَّهَا قَدْ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً غَیْرَهُ فَوَقَّعَ ع بِخَطِّهِ لَا.
ترجمه:
برخی روایت کردهاند که اگر زن با مرد دیگری ازدواج کند، در صورت بازگشت به شوهر اول، سه طلاق جدید برای او منظور میشود و طلاقهای پیشین در نظر گرفته نمیشود، زیرا زن با شوهر دیگری ازدواج کرده است.
اما امام با خط خود نوشتند: خیر، اینگونه نیست.
28185- 9- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا وَاحِدَةً أَوِ اثْنَتَیْنِ ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی تَمْضِیَ عِدَّتُهَا فَتَزَوَّجَهَا غَیْرُهُ فَیَمُوتُ أَوْ یُطَلِّقُهَا فَتَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ قَالَ هِیَ عِنْدَهُ عَلَی مَا بَقِیَ مِنَ الطَّلَاقِ.
وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از امام صادق علیهالسلام روایت شده است که درباره زنی که شوهرش او را یک یا دو بار طلاق داده و سپس او را رها کرده تا عدهاش به پایان برسد، پس از آن زن با مرد دیگری ازدواج کرده و آن مرد یا فوت کرده یا او را طلاق داده است، و زن دوباره با شوهر اول ازدواج کرده است، فرمودند: این زن همچنان بر اساس تعداد طلاقهای باقیمانده نزد شوهر اول است.
28186- 10- (6)وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ یَقُولُ فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ
امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً (1)ثُمَّ یَتَزَوَّجُهَا بَعْدَ زَوْجٍ إِنَّهَا عِنْدَهُ عَلَی مَا بَقِیَ مِنْ طَلَاقِهَا.
قَالَ الشَّیْخُ هَذِهِ الرِّوَایَاتُ تَحْتَمِلُ وَجْهَیْنِ أَحَدُهُمَا أَنَّهُ إِذَا کَانَ الزَّوْجُ الثَّانِی لَمْ یَدْخُلْ بِهَا أَوْ کَانَ تَزَوَّجَ مُتْعَةً أَوْ لَمْ یَکُنْ بَالِغاً لِمَا یَأْتِی (2)وَ الثَّانِی أَنْ تَکُونَ مَحْمُولَةً عَلَی التَّقِیَّةِ لِأَنَّهُ مَذْهَبُ عُمَرَ وَ اسْتَدَلَّ بِمَا مَرَّ (3).
ترجمه:
زراره از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که علی علیهالسلام میفرمودند: اگر مردی همسر خود را یک طلاق دهد و سپس زن با مرد دیگری ازدواج کند و دوباره به شوهر اول بازگردد، وضعیت زن بر اساس تعداد طلاقهای باقیمانده از شوهر اول است.
شیخ گفته است: این روایت دو احتمال دارد؛ یکی اینکه اگر شوهر دوم با زن نزدیکی نکرده باشد، یا ازدواج موقت انجام داده باشد، یا بالغ نبوده باشد، حکم به این صورت است که زن همچنان با طلاقهای باقیمانده نزد شوهر اول محسوب میشود. احتمال دوم اینکه این حکم بر اساس تقیه است، زیرا این دیدگاه مطابق مذهب عمر است و به آنچه پیشتر بیان شده است، استناد میکند.
28187- 11- (4)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً ثُمَّ نَکَحَتْ بَعْدَهُ رَجُلًا غَیْرَهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَنَکَحَتْ زَوْجَهَا الْأَوَّلَ قَالَ هِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را یک بار طلاق داده است، سپس زن با مرد دیگری ازدواج کرده و آن مرد او را طلاق داده است. پس از آن، زن با شوهر اول ازدواج کرده است. امام فرمودند: زن با شوهر اول بر مبنای یک طلاق باقیمانده محسوب میشود.
28188- 12- (5)وَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: هِیَ عِنْدَهُ عَلَی ثَلَاثٍ.
ترجمه:
رفاعه از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: زن با سه طلاق نزد شوهر اول محسوب میشود.
28189- 13- (6)وَ عَنْ فَضَالَةَ وَ الْقَاسِمِ جَمِیعاً عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ تَبِینُ ثُمَّ تَزَوَّجُ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ انْهَدَمَ الطَّلَاقُ.
ترجمه:
رفاعه از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره زنی که از شوهرش جدا شده و با مرد دیگری ازدواج کرده است، پرسیدم. امام فرمودند: طلاقهای پیشین باطل شدهاند.
28190- 14- (7)وَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ (8)عَنْ أَبِی
1) فی نسخة زیادة- واحدة" هامش المخطوط".
2) یأتی فی الأبواب 7 و 8 و 9 من هذه الأبواب.
3) مر فی الحدیث 3 من هذا الباب.
4) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 112- 279.
5) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 113- 282.
6) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 113- 283.
7) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 114- 286، و أورد ذیله فی الحدیث 4 من الباب 7 من هذه الأبواب.
8) فی المصدر- حریز.
عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَکَهَا حَتَّی بَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا الزَّوْجُ الْأَوَّلُ قَالَ فَقَالَ نِکَاحٌ جَدِیدٌ وَ طَلَاقٌ جَدِیدٌ وَ لَیْسَ التَّطْلِیقَةُ الْأُولَی بِشَیْءٍ هِیَ عِنْدَهُ عَلَی ثَلَاثِ تَطْلِیقَاتٍ مُسْتَأْنَفَاتٍ (1)الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ أَیْضاً مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ (2).
ترجمه:
اسحاق بن جریر از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: برخی از اصحاب ما در حالی که من نیز حضور داشتم، از امام درباره مردی پرسیدند که همسرش را یک بار طلاق داده و او را رها کرده است تا از او جدا شود. سپس مرد دوباره با آن زن ازدواج کرده است.
امام فرمودند: این ازدواج، ازدواجی جدید است و حکم طلاق نیز جدید خواهد بود. طلاق اول محاسبه نمیشود و زن بر اساس سه طلاق جدید نزد شوهر محسوب میشود.
(3)7 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی الْمُحَلِّلِ الدُّخُولُ بِالزَّوْجَةِ
ترجمه:
باب اینکه برای مُحلّل، دخول با زن شرط است.
28191- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: فَإِذَا طَلَّقَهَا ثَلَاثاً لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِذَا تَزَوَّجَهَا غَیْرُهُ وَ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا وَ طَلَّقَهَا أَوْ مَاتَ عَنْهَا لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ حَتَّی یَذُوقَ الْآخَرُ عُسَیْلَتَهَا.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُثَنًّی عَنْ أَبِی حَاتِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ (5).
ترجمه:
زراره از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را سه بار طلاق دهد، زن بر او حلال نمیشود تا با مرد دیگری ازدواج کند. اگر مرد دیگری با او ازدواج کند اما با او نزدیکی نکند و سپس او را طلاق دهد یا فوت کند، زن برای شوهر اولش حلال نمیشود مگر اینکه شوهر دوم کام او را بچشد.
28192- 2- (6)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ لَمْ یُرَاجِعْ حَتَّی تَبِینَ فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِذَا تَزَوَّجَتْ زَوْجاً وَ دَخَلَ بِهَا حَلَّتْ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ.
ترجمه:
محمد بن قیس روایت کرده است که گفت: از امام باقر علیهالسلام شنیدم که فرمودند: هر کس همسر خود را سه بار طلاق دهد و تا جدایی کامل زن، به او رجوع نکند، آن زن برای او حلال نخواهد شد تا با مرد دیگری ازدواج کند. اگر زن با مرد دیگری ازدواج کرده و آن مرد با او نزدیکی کند، زن برای شوهر اولش حلال میشود.
28193- 3- (1)وَ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَتَزَوَّجَهَا رَجُلٌ آخَرُ وَ لَمْ یَصِلْ إِلَیْهَا حَتَّی طَلَّقَهَا تَحِلُّ لِلْأَوَّلِ قَالَ لَا حَتَّی یَذُوقَ عُسَیْلَتَهَا.
ترجمه:
سماعه روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را طلاق داده و زن با مرد دیگری ازدواج کرده است، اما شوهر دوم با او نزدیکی نکرده و سپس او را طلاق داده است. آیا زن برای شوهر اول حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه شوهر دوم کام او را بچشد.
28194- 4- (2)وَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَتَزَوَّجَهَا رَجُلٌ وَ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا الزَّوْجُ الْأَوَّلُ قَالَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ مَاضِیَةٍ وَ بَقِیَتْ اثْنَتَانِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3).
ترجمه:
اسحاق بن جریر از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که در حدیثی از ایشان پرسیدند درباره مردی که همسر خود را طلاق داده، سپس زن با مرد دیگری ازدواج کرده و او با او نزدیکی نکرده است، و بعد از آن زن دوباره با شوهر اول ازدواج کرده است. امام فرمودند: این زن با یک طلاق گذشته نزد شوهر اول محسوب میشود و دو طلاق باقیمانده است.
(4)8 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی الْمُحَلِّلِ الْبُلُوغُ
ترجمه:
باب اینکه بلوغ در مُحلّل شرط است.
28195- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْفَضْلِ الْوَاسِطِیِّ قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی الرِّضَا ع رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ الطَّلَاقَ الَّذِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَتَزَوَّجَهَا غُلَامٌ لَمْ یَحْتَلِمْ قَالَ لَا حَتَّی یَبْلُغَ فَکَتَبْتُ إِلَیْهِ مَا حَدُّ الْبُلُوغِ فَقَالَ مَا أَوْجَبَ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ الْحُدُودَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6).
ترجمه:
علی بن فضل واسطی روایت کرده است که گفت: به امام رضا علیهالسلام نوشتم درباره مردی که همسرش را به گونهای طلاق داده که دیگر برای او حلال نمیشود مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اگر او با پسری که هنوز به سن بلوغ نرسیده است ازدواج کند، چه حکمی دارد؟ امام فرمودند: خیر، تا زمانی که او به سن بلوغ برسد. سپس نوشتم: حد بلوغ چیست؟ امام پاسخ دادند: آنچه که خداوند به خاطر آن حدود را بر مؤمنان واجب کرده است.
1) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 112- 276.
2) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 114- 286، و المجازات النبویّة 388- 304، و أورد صدره فی الحدیث 14 من الباب 6 من هذه الأبواب.
3) تقدم فی الحدیثین 9 و 10 من الباب 3 و فی الأحادیث 1 و 13 من الباب 4 من هذه الأبواب، و یأتی ما یدلّ علیه فی الباب 10 من هذه الأبواب.
4) الباب 8 فیه حدیث واحد.
5) الکافی 6- 76- 6.
6) التهذیب 8- 33- 100، و الاستبصار 3- 274- 975.
(1)9 بَابُ أَنَّهُ یُشْتَرَطُ فِی الْمُحَلِّلِ دَوَامُ الْعَقْدِ فَلَا تَحِلُّ إِنْ تَزَوَّجَهَا مُتْعَةً
ترجمه:
باب اینکه در مُحلّل دوام عقد شرط است و اگر زن به عقد موقت ازدواج کند، برای شوهر اول حلال نمیشود.
28196- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً (3)لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ مُتْعَةً أَ یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَنْکِحَهَا قَالَ لَا حَتَّی تَدْخُلَ فِی مِثْلِ مَا خَرَجَتْ مِنْهُ.
ترجمه:
حسن صیقل روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را سه بار طلاق داده است و آن زن دیگر برای او حلال نیست مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اگر آن مرد با او به عقد موقت ازدواج کند، آیا زن برای شوهر اول حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه زن وارد شرایطی شود که همانند شرایطی باشد که از آن خارج شده است (یعنی ازدواج دائم).
28197- 2- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً ثُمَّ تَمَتَّعَ فِیهَا (5)رَجُلٌ آخَرُ هَلْ تَحِلُّ لِلْأَوَّلِ قَالَ لَا.
وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی (6)
وَ الَّذِی قَبْلَهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو امام علیهمالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را سه بار طلاق داده است. سپس مرد دیگری با او ازدواج موقت کرده است. آیا زن برای شوهر اول حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر.
28198- 3- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً ثُمَّ طَلَّقَهَا فَبَانَتْ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا
رَجُلٌ آخَرُ مُتْعَةً هَلْ تَحِلُّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ قَالَ لَا حَتَّی تَدْخُلَ فِیمَا خَرَجَتْ مِنْهُ.
ترجمه:
هشام بن سالم از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که درباره مردی پرسید که با زنی ازدواج کرده و سپس او را طلاق داده تا از او جدا شد. پس از آن، زن با مرد دیگری ازدواج موقت کرده است. آیا زن برای شوهر اولش حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه زن وارد همان شرایطی شود که از آن خارج شده است (یعنی ازدواج دائم).
28199- 4- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَتَزَوَّجَهَا رَجُلٌ مُتْعَةً أَ تَحِلُّ لِلْأَوَّلِ قَالَ لَا لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها (2)وَ الْمُتْعَةُ لَیْسَ فِیهَا طَلَاقٌ.
ترجمه:
حسن صیقل از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که گفت: به امام عرض کردم: مردی همسرش را به گونهای طلاق داده که دیگر برای او حلال نمیشود، مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اگر آن مرد با او ازدواج موقت کند، آیا زن برای شوهر اول حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، زیرا خداوند میفرماید: «پس اگر او (زن را) طلاق داد، دیگر (این زن) بر او حلال نیست تا اینکه با همسر دیگری ازدواج کند. و اگر (همسر دوم) نیز او را طلاق داد...» (سوره بقره، آیه 230). و ازدواج موقت شامل طلاق نمیشود.
28200- 5- (3)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ عَلَی السُّنَّةِ فَیَتَمَتَّعُ مِنْهَا رَجُلٌ أَ تَحِلُّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ قَالَ لَا حَتَّی تَدْخُلَ فِی مِثْلِ الَّذِی خَرَجَتْ مِنْهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4).
ترجمه:
حلبی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که از ایشان درباره مردی پرسیده شد که همسرش را مطابق سنت طلاق داده است و سپس مرد دیگری با او ازدواج موقت کرده است. آیا زن برای شوهر اولش حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه زن وارد شرایطی شود که مشابه شرایطی باشد که از آن خارج شده است (یعنی ازدواج دائم).
(5)10 بَابُ أَنَّ الْخَصِیَّ لَا یُحَلِّلُ الْمُطَلَّقَةَ ثَلَاثاً
ترجمه:
باب اینکه مرد اخته نمیتواند زنی را که سه بار طلاق داده شده است، حلال کند.
28201- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُضَارِبٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ الْخَصِیِّ یُحَلِّلُ (7)قَالَ لَا یُحَلِّلُ.
ترجمه:
محمد بن مضارب روایت کرده است که گفت: از امام رضا علیهالسلام درباره مرد اخته پرسیدم که آیا میتواند زنی را که سه بار طلاق داده شده است، حلال کند؟ امام فرمودند: خیر، او نمیتواند حلال کند.
28202- 2- (1)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُضَارِبٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَصِیِّ یُحِلُّ (2)قَالَ لَا یُحِلُّ (3).
ترجمه:
محمد بن مضارب از امام رضا علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از ایشان درباره مرد اخته پرسیدم که آیا میتواند زنی را که سه بار طلاق داده شده است، حلال کند؟ امام فرمودند: خیر، او نمیتواند حلال کند.
(5)11 بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ ثَلَاثاً إِذَا ادَّعَتْ أَنَّهَا تَزَوَّجَتْ وَ حَلَّلَتْ نَفْسَهَا صُدِّقَتْ إِنْ کَانَتْ ثِقَةً مَعَ الِاحْتِمَالِ
ترجمه:
باب اینکه زنی که سه بار طلاق داده شده است، اگر ادعا کند که ازدواج کرده و خود را حلال نموده است، در صورتی که فردی مورد اعتماد باشد و احتمال صداقت وجود داشته باشد، ادعای او پذیرفته میشود.
28203- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فَبَانَتْ مِنْهُ فَأَرَادَ مُرَاجَعَتَهَا فَقَالَ لَهَا إِنِّی أُرِیدُ مُرَاجَعَتَکِ فَتَزَوَّجِی زَوْجاً غَیْرِی فَقَالَتْ لَهُ قَدْ تَزَوَّجْتُ زَوْجاً غَیْرَکَ وَ حَلَّلْتُ لَکَ نَفْسِی أَ یُصَدِّقُ قَوْلَهَا وَ یُرَاجِعُهَا وَ کَیْفَ یَصْنَعُ قَالَ إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ ثِقَةً صُدِّقَتْ فِی قَوْلِهَا.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعِدَدِ (7).
ترجمه:
حماد از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: درباره مردی پرسیدم که همسرش را سه بار طلاق داده و از او جدا شده است. مرد قصد بازگشت به زن را داشت و به او گفت: "میخواهم با تو دوباره ازدواج کنم، پس با مرد دیگری ازدواج کن." زن پاسخ داد: "من با مرد دیگری ازدواج کردهام و خودم را برای تو حلال نمودهام." آیا سخن او پذیرفته میشود و میتواند با او ازدواج کند؟ و چگونه باید عمل کند؟ امام فرمودند: اگر زن مورد اعتماد باشد، سخنش پذیرفته میشود.
(8)12 بَابُ أَنَّ الْعَبْدَ یُحَلِّلُ الْمُطَلَّقَةَ ثَلَاثاً
ترجمه:
باب اینکه برده میتواند زنی را که سه بار طلاق داده شده است، حلال کند.
28204- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَتَزَوَّجَهَا عَبْدٌ ثُمَّ طَلَّقَهَا هَلْ یَهْدِمُ الطَّلَاقَ قَالَ
1) التهذیب 7- 475- 1909.
2) فی المصدر- یحلل.
3) و تقدم ما یدلّ علی لزوم الدخول فی الباب 7 من هذه الأبواب.
4) فی المصدر- یحلل. و تقدم ما یدلّ علی لزوم الدخول فی الباب 7 من هذه الأبواب.
5) الباب 11 فیه حدیث واحد.
6) التهذیب 8- 34- 105، و الاستبصار 3- 275- 980.
7) یأتی فی الباب 24 من أبواب العدد، و تقدم ما یدلّ علیه فی الباب 25 من أبواب عقد النکاح، و فی الباب 10 من أبواب المتعة، و فی الباب 47 من أبواب الحیض.
8) الباب 12 فیه حدیث واحد.
9) الکافی 5- 425- 3، و تفسیر العیّاشیّ 1- 119- 375.
نَعَمْ لِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی کِتَابِهِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ (1)وَ قَالَ هُوَ أَحَدُ الْأَزْوَاجِ.
وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ (2)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (3).
ترجمه:
اسحاق بن عمار روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسر خود را به گونهای طلاق داده که دیگر برای او حلال نمیشود مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اگر زن با بردهای ازدواج کرده و سپس او را طلاق دهد، آیا طلاقهای قبلی حذف میشود؟ امام فرمودند: بله، به دلیل فرمایش خداوند عزوجل در کتابش: «تا اینکه با همسر دیگری ازدواج کند» (سوره بقره، آیه 230)، و فرمودند: او (برده) یکی از همسران محسوب میشود.
(4)13 بَابُ اسْتِحْبَابِ الْإِشْهَادِ عَلَی الرَّجْعَةِ وَ عَدَمِ وُجُوبِهِ فَإِنْ جَهِلَ أَوْ غَفَلَ اسْتُحِبَّ أَنْ یُشْهِدَ حِینَ یَذْکُرُ
ترجمه:
باب استحباب اشهاد (گواه گرفتن) بر رجوع و عدم وجوب آن، و اینکه اگر فردی جاهل یا غافل باشد، مستحب است هنگام یادآوری، گواه بگیرد.
28205- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً قَالَ هُوَ أَمْلَکُ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ الْعِدَّةُ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ یُشْهِدْ عَلَی رَجْعَتِهَا قَالَ فَلْیُشْهِدْ قُلْتُ فَإِنْ غَفَلَ عَنْ ذَلِکَ قَالَ فَلْیُشْهِدْ حِینَ یَذْکُرُ وَ إِنَّمَا جُعِلَ ذَلِکَ لِمَکَانِ الْمِیرَاثِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو امام علیهماالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را یک بار طلاق داده است. امام فرمودند: او تا زمانی که عده به پایان نرسیده است، اختیار رجوع به همسرش را دارد. پرسیدم: اگر بر رجوعش گواه نگیرد، چه حکمی دارد؟ امام فرمودند: باید گواه بگیرد. گفتم: اگر از این کار غافل شود؟ امام فرمودند: باید هنگامی که به یاد آورد، گواه بگیرد. و این کار به دلیل مسئله ارث تعیین شده است.
28206- 2- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الَّذِی یُرَاجِعُ وَ لَمْ یُشْهِدْ قَالَ یُشْهِدُ أَحَبُّ إِلَیَّ وَ لَا أَرَی بِالَّذِی صَنَعَ بَأْساً.
ترجمه:
حلبی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که درباره مردی که به همسرش رجوع میکند ولی گواه نمیگیرد، پرسید. امام فرمودند: گواه گرفتن نزد من محبوبتر است، اما آنچه انجام داده (یعنی بدون گواه رجوع کردن) نیز اشکالی ندارد.
28207- 3- (7)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ الطَّلَاقَ لَا
یَکُونُ بِغَیْرِ شُهُودٍ وَ إِنَّ الرَّجْعَةَ بِغَیْرِ شُهُودٍ رَجْعَةٌ وَ لَکِنْ لِیُشْهِدْ بَعْدُ فَهُوَ أَفْضَلُ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: طلاق بدون حضور شاهدان انجام نمیشود. اما رجوع بدون شاهد نیز رجوع محسوب میشود، ولی بهتر است پس از آن گواه گرفته شود.
28208- 4- (1)وَ قَدْ تَقَدَّمَ فِی حَدِیثِ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: وَ إِنْ أَرَادَ أَنْ یُرَاجِعَهَا أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ أَقْرَاؤُهَا.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مرد بخواهد به همسرش رجوع کند، باید قبل از پایان یافتن عدهی زن، بر رجوع خود گواه بگیرد.
28209- 5- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: یُشْهِدُ رَجُلَیْنِ إِذَا طَلَّقَ وَ إِذَا رَجَعَ فَإِنْ جَهِلَ فَغَشِیَهَا فَلْیُشْهِدِ الْآنَ عَلَی مَا صَنَعَ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ کَانَ لَمْ یُشْهِدْ حِینَ طَلَّقَ فَلَیْسَ طَلَاقُهُ بِشَیْءٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا الْحَدِیثَانِ قَبْلَهُ.
ترجمه:
زراره از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: مرد باید هنگام طلاق و هنگام رجوع، دو شاهد بگیرد. اگر او از این کار غافل شود و با زن نزدیکی کند، اکنون باید بر آنچه انجام داده است گواه بگیرد، و آن زن همچنان همسر او است. اما اگر هنگام طلاق شاهد نگیرد، طلاق او اعتباری ندارد.
28210- 6- (4)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً ثُمَّ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا وَ لَمْ یُشْهِدْ عَلَی رَجْعَتِهَا قَالَ هِیَ امْرَأَتُهُ مَا لَمْ تَنْقَضِ الْعِدَّةُ وَ قَدْ کَانَ یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یُشْهِدَ عَلَی رَجْعَتِهَا فَإِنْ جَهِلَ ذَلِکَ فَلْیُشْهِدْ حِینَ عَلِمَ وَ لَا أَرَی بِالَّذِی صَنَعَ بَأْساً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ لَوْ أَرَادُوا الْبَیِّنَةَ عَلَی نِکَاحِهِمُ الْیَوْمَ لَمْ یَجِدُوا أَحَداً یُثْبِتُ الشَّهَادَةَ عَلَی مَا کَانَ مِنْ أَمْرِهِمَا وَ لَا أَرَی بِالَّذِی صَنَعَ بَأْساً وَ إِنْ یُشْهِدْ فَهُوَ أَحْسَنُ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ مُضَافاً إِلَی عُمُومِ أَحَادِیثِ الرَّجْعَةِ
وَ إِطْلَاقِهَا (1).
ترجمه:
محمد بن مسلم روایت کرده است که امام باقر علیهالسلام درباره مردی که همسرش را یک بار طلاق داده و پیش از پایان عده به او رجوع کرده ولی شاهدی بر رجوع خود نگرفته است، فرمودند: تا زمانی که عده تمام نشده، زن همچنان همسر او محسوب میشود. امام افزودند: بهتر است که بر رجوع خود گواه بگیرد، و اگر از این مسئله آگاه نبود، باید زمانی که آگاه میشود گواه بگیرد. آنچه او انجام داده (رجوع بدون شاهد) اشکالی ندارد. همچنین بسیاری از مردم اگر امروز بخواهند بینة (گواه) بر نکاح خود بیاورند، کسی را پیدا نمیکنند که شهادت دهد. اما اگر گواه بگیرد، بهتر است.
(2)14 بَابُ أَنَّ إِنْکَارَ الطَّلَاقِ فِی الْعِدَّةِ رَجْعَةٌ لَا بَعْدَهَا فَإِنِ اخْتَلَفَ الزَّوْجَانِ حَلَفَ الْمُنْکِرُ لِوُقُوعِ الْإِنْکَارِ فِی الْعِدَّةِ
ترجمه:
باب اینکه انکار طلاق در زمان عده به معنای رجوع است و نه پس از آن، و در صورت اختلاف میان زن و شوهر، فرد منکر (وقوع انکار در زمان عده) سوگند یاد میکند.
28211- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ ادَّعَتْ عَلَی زَوْجِهَا أَنَّهُ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةَ طَلَاقِ الْعِدَّةِ طَلَاقاً صَحِیحاً یَعْنِی عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ أَشْهَدَ لَهَا شُهُوداً عَلَی ذَلِکَ ثُمَّ أَنْکَرَ الزَّوْجُ بَعْدَ ذَلِکَ فَقَالَ إِنْ کَانَ (4)إِنْکَارُهُ الطَّلَاقَ قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ فَإِنَّ إِنْکَارَهُ الطَّلَاقَ (5)رَجْعَةٌ لَهَا وَ إِنْ کَانَ أَنْکَرَ الطَّلَاقَ بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ فَإِنَّ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یُفَرِّقَ بَیْنَهُمَا بَعْدَ شَهَادَةِ الشُّهُودِ بَعْدَ أَنْ تُسْتَحْلَفَ أَنَّ إِنْکَارَهُ لِلطَّلَاقِ بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
أَقُولُ: طَلَاقُ الْعِدَّةِ هُنَا مُسْتَعْمَلٌ بِالْمَعْنَی الْأَعَمِّ لَا الْمُقَابِلِ لِطَلَاقِ السُّنَّةِ وَ هُوَ ظَاهِرٌ.
ترجمه:
ابوولاد حناط از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: درباره زنی پرسیدم که ادعا کرده است شوهرش او را با طلاق عدهای صحیح (یعنی در حالت طهارت بدون نزدیکی) طلاق داده است و برای این امر شاهدانی نیز آورده است. سپس شوهر این طلاق را انکار کرده است. امام فرمودند: اگر انکار طلاق پیش از پایان عده باشد، این انکار به معنای رجوع به زن است. اما اگر انکار پس از پایان عده باشد، امام وظیفه دارد که پس از شهادت شاهدان، میان آن دو جدایی بیندازد. همچنین زن باید سوگند یاد کند که انکار شوهر مربوط به بعد از پایان عده بوده است، و در این حالت، شوهر در شمار خواستگاران خواهد بود.
میگویم: طلاق عدهای در اینجا به معنای عام آن به کار رفته است، نه در مقابل طلاق سنت، و این مسئله آشکار است.
1) یأتی فی الباب 15 و فی الأحادیث 1 و 4 و 5 من الباب 19 من هذه الأبواب، و تقدم ما یدل علی ذلک فی الأحادیث 2 و 4 و 6 من الباب 1، و فی الحدیث 1 من الباب 2، و فی الحدیث 2 من الباب 5 من هذه الأبواب.
2) الباب 14 فیه حدیث واحد.
3) الکافی 6- 74- 1.
4) کلمة" کان" فی نسخة.
5) فی المصدر- للطلاق.
6) التهذیب 8- 42- 129.
(1)15 بَابُ حُکْمِ مَا لَوِ ادَّعَی الزَّوْجُ بَعْدَ الْعِدَّةِ أَوْ بَعْدَ مَا تَزَوَّجَتْ أَنَّهُ رَجَعَ فِیهَا وَ حُکْمِ مَنْ أَسَرَّ الرَّجْعَةَ وَ لَمْ یُعْلِمِ الزَّوْجَةَ وَ مَنْ أَسَرَّ الطَّلَاقَ ثُمَّ ادَّعَاهُ
ترجمه:
باب حکم موردی که شوهر پس از پایان عده یا پس از ازدواج زن ادعا کند که به او رجوع کرده است، و نیز حکم کسی که رجوع را پنهان کند و به همسرش اطلاع ندهد، و همچنین کسی که طلاق را پنهان کرده و سپس آن را ادعا کند.
28212- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنِ الْمَرْزُبَانِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ اعْتَدِّی فَقَدْ خَلَّیْتُ سَبِیلَکِ ثُمَّ أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا بَعْدَ ذَلِکَ بِأَیَّامٍ ثُمَّ غَابَ عَنْهَا قَبْلَ أَنْ یُجَامِعَهَا حَتَّی مَضَتْ لِذَلِکَ أَشْهُرٌ بَعْدَ الْعِدَّةِ أَوْ أَکْثَرُ فَکَیْفَ تَأْمُرُهُ فَقَالَ إِذَا أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهِ فَهِیَ زَوْجَتُهُ.
ترجمه:
مرزبان روایت کرده است که گفت: از امام رضا علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که به همسرش گفته است: "عده نگهدار که راهت را باز گذاشتهام." سپس چند روز بعد بر رجوع به همسرش گواه گرفته است. اما پیش از نزدیکی با او، از همسرش غایب شده و این غیبت چند ماه پس از پایان عده یا بیشتر ادامه یافته است. چه حکمی در این باره صادر میشود؟ امام فرمودند: اگر بر رجوعش گواه گرفته باشد، او همسرش محسوب میشود.
28213- 2- (3)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ أَشْهَدَ شَاهِدَیْنِ ثُمَّ أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا سِرّاً مِنْهَا وَ اسْتَکْتَمَ ذَلِکَ الشُّهُودَ فَلَمْ تَعْلَمِ الْمَرْأَةُ بِالرَّجْعَةِ حَتَّی انْقَضَتْ عِدَّتُهَا قَالَ تَخَیَّرُ الْمَرْأَةُ فَإِنْ شَاءَتْ زَوْجَهَا وَ إِنْ شَاءَتْ غَیْرَ ذَلِکَ وَ إِنْ تَزَوَّجَتْ قَبْلَ أَنْ تَعْلَمَ بِالرَّجْعَةِ الَّتِی أَشْهَدَ عَلَیْهَا زَوْجُهَا فَلَیْسَ لِلَّذِی طَلَّقَهَا عَلَیْهَا سَبِیلٌ وَ زَوْجُهَا الْأَخِیرُ أَحَقُّ بِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: درباره مردی پرسیدم که همسرش را طلاق داده و دو شاهد بر آن گرفته است. سپس بدون اطلاع زن، بر رجوع خود به او نیز گواه گرفته و از شاهدان خواسته است که این موضوع را پنهان کنند. زن از رجوع آگاه نشده تا اینکه عدهاش تمام شده است. امام فرمودند: در این صورت، زن اختیار دارد؛ اگر بخواهد میتواند با شوهرش بماند و اگر نخواهد، میتواند او را ترک کند. اگر زن پیش از آگاه شدن از رجوع، با مرد دیگری ازدواج کرده باشد، شوهر قبلی حقی بر او ندارد و شوهر دوم به زن سزاوارتر است.
28214- 3- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع عَنْ رَجُلٍ
طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ فِی بَلْدَةٍ أُخْرَی وَ أَشْهَدَ عَلَی طَلَاقِهَا رَجُلَیْنِ ثُمَّ إِنَّهُ رَاجَعَهَا قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَ لَمْ یُشْهِدْ عَلَی الرَّجْعَةِ ثُمَّ إِنَّهُ قَدِمَ عَلَیْهَا بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَ قَدْ تَزَوَّجَتْ فَأَرْسَلَ إِلَیْهَا أَنِّی قَدْ کُنْتُ رَاجَعْتُکِ قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَ لَمْ أُشْهِدْ فَقَالَ لَا سَبِیلَ لَهُ عَلَیْهَا لِأَنَّهُ قَدْ أَقَرَّ بِالطَّلَاقِ وَ ادَّعَی الرَّجْعَةَ بِغَیْرِ بَیِّنَةٍ فَلَا سَبِیلَ لَهُ عَلَیْهَا وَ لِذَلِکَ یَنْبَغِی لِمَنْ طَلَّقَ أَنْ یُشْهِدَ وَ لِمَنْ رَاجَعَ أَنْ یُشْهِدَ عَلَی الرَّجْعَةِ کَمَا أَشْهَدَ عَلَی الطَّلَاقِ وَ إِنْ کَانَ أَدْرَکَهَا قَبْلَ أَنْ تَزَوَّجَ کَانَ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ.
ترجمه:
حسن بن صالح روایت کرده است که گفت: از امام جعفر بن محمد علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را در حالی که در شهری دیگر غایب بود، طلاق داد و دو شاهد بر آن گرفت. سپس پیش از پایان عده به او رجوع کرد اما گواهی بر رجوع نگرفت. سپس پس از پایان عده نزد همسرش بازگشت، اما زن در این مدت با مرد دیگری ازدواج کرده بود. مرد پیغامی فرستاد که "من پیش از پایان عده به تو رجوع کرده بودم، ولی گواه نگرفتم." امام فرمودند: او هیچ حقی بر زن ندارد، زیرا به طلاق خود اعتراف کرده و ادعای رجوع بدون بینة (گواه) کرده است. بنابراین، حقی بر زن ندارد. به همین دلیل، کسی که طلاق میدهد باید شاهد بگیرد و کسی که رجوع میکند نیز باید همانند طلاق بر رجوعش شاهد بگیرد. اگر مرد پیش از ازدواج زن با دیگری به او میرسید، در شمار خواستگاران قرار میگرفت.
28215- 4- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ وَ أَشْهَدَ عَلَی طَلَاقِهَا ثُمَّ قَدِمَ فَأَقَامَ مَعَ الْمَرْأَةِ أَشْهُراً لَمْ یُعْلِمْهَا بِطَلَاقِهَا ثُمَّ إِنَّ الْمَرْأَةَ ادَّعَتِ الْحَبَلَ فَقَالَ الرَّجُلُ قَدْ طَلَّقْتُکِ وَ أَشْهَدْتُ عَلَی طَلَاقِکِ قَالَ یُلْزَمُ الْوَلَدَ وَ لَا یُقْبَلُ قَوْلُهُ.
ترجمه:
سلیمان بن خالد روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را در غیاب خود طلاق داده و بر طلاقش دو شاهد گرفته بود. سپس بازگشته و چند ماه با همسرش زندگی کرده، اما او را از طلاق مطلع نکرده بود. در این مدت، زن ادعا کرد که باردار است. مرد گفت: "من تو را طلاق دادهام و بر طلاق تو شاهد گرفتهام." امام فرمودند: فرزند به مرد منتسب میشود و سخن او (مبنی بر طلاق) پذیرفته نمیشود.
28216- 5- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع فِی رَجُلٍ أَظْهَرَ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ وَ أَشْهَدَ عَلَیْهِ وَ أَسَرَّ رَجْعَتَهَا ثُمَّ خَرَجَ فَلَمَّا رَجَعَ وَجَدَهَا قَدْ تَزَوَّجَتْ قَالَ لَا حَقَّ لَهُ عَلَیْهَا مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ أَسَرَّ رَجْعَتَهَا وَ أَظْهَرَ طَلَاقَهَا.
ترجمه:
زید بن علی از پدران خود از امام علی علیهالسلام روایت کرده است که درباره مردی پرسید که طلاق همسرش را آشکار کرده و بر آن گواه گرفته است، اما رجوع خود به او را پنهان نموده است. سپس از خانه خارج شده و وقتی بازگشته، دیده است که زن با مرد دیگری ازدواج کرده است. امام فرمودند: او هیچ حقی بر زن ندارد، زیرا رجوع خود را پنهان و طلاق را آشکار کرده است.
(3)16 بَابُ أَنَّ مَنْ طَلَّقَ فِی الْعِدَّةِ بِغَیْرِ رَجْعَةٍ لَمْ یَقَعْ طَلَاقُهُ فَإِنْ رَجَعَ ثُمَّ طَلَّقَ صَحَّ وَ اعْتَدَّتْ بِالْأَخِیرِ
ترجمه:
باب اینکه اگر کسی در زمان عده بدون رجوع، طلاق دهد، طلاق او صحیح نیست؛ اما اگر رجوع کند و سپس طلاق دهد، طلاق او صحیح است و عده بر اساس طلاق اخیر محاسبه میشود.
28217- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ (1)بُکَیْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ أَشْهَدَ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ فِی قُبُلِ عِدَّتِهَا فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا إِلَّا أَنْ یُرَاجِعَهَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
بکیر روایت کرده است که گفت: از امام باقر علیهالسلام شنیدم که فرمودند: اگر مردی همسرش را طلاق دهد و دو شاهد عادل بر آن بگیرد، در مدت عده حق ندارد که او را دوباره طلاق دهد، مگر اینکه ابتدا به او رجوع کند.
28218- 2- (3)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً ثُمَّ یَدَعُهَا حَتَّی تَمْضِیَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا یَوْماً ثُمَّ یُرَاجِعُهَا فِی مَجْلِسٍ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا ثُمَّ فَعَلَ ذَلِکَ فِی آخِرِ الثَّلَاثَةِ أَشْهُرٍ أَیْضاً قَالَ فَقَالَ إِذَا أَدْخَلَ الرَّجْعَةَ اعْتَدَّتْ بِالتَّطْلِیقَةِ الْأَخِیرَةِ وَ إِذَا طَلَّقَ بِغَیْرِ رَجْعَةٍ لَمْ یَکُنْ لَهُ طَلَاقٌ.
ترجمه:
زراره از یکی از آن دو امام علیهماالسلام روایت کرده است که فرمودند: در مورد مردی که همسرش را یک طلاق داده و او را رها کرده است تا سه ماه، به جز یک روز، بگذرد، سپس در یک مجلس به او رجوع کرده و سپس دوباره او را طلاق داده است؛ و اگر این کار را در پایان سه ماه دیگر نیز انجام دهد، فرمودند: اگر رجوع کرده باشد، عده بر اساس طلاق اخیر محاسبه میشود. اما اگر بدون رجوع طلاق دهد، طلاقی برای او معتبر نیست.
28219- 3- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ (5)أَوْ غَیْرِهِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ إِنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً عَلَی طُهْرٍ بِشُهُودٍ ثُمَّ انْتَظَرَ بِهَا حَتَّی تَحِیضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یُرَاجِعَهَا لَمْ یَکُنْ طَلَاقُهُ الثَّانِیَةُ طَلَاقاً لِأَنَّهُ طَلَّقَ طَالِقاً لِأَنَّهُ إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ مُطَلَّقَةً مِنْ زَوْجِهَا کَانَتْ خَارِجَةً مِنْ مِلْکِهِ حَتَّی یُرَاجِعَهَا فَإِذَا رَاجَعَهَا صَارَتْ فِی مِلْکِهِ مَا لَمْ یُطَلِّقْهَا.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ (6).
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام در حدیثی روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را یک طلاق دهد در حالی که او در حالت طهارت باشد و شاهدانی حضور داشته باشند، سپس صبر کند تا زن حیض ببیند و طهارت یابد، و پیش از رجوع کردن، او را دوباره طلاق دهد، این طلاق دوم صحیح نیست؛ زیرا او کسی را طلاق داده که پیشتر طلاق داده شده و از ملکیت او خارج بوده است. زمانی که زن از شوهر خود طلاق گرفته باشد، از ملکیت او خارج میشود، مگر اینکه مرد به او رجوع کند. با رجوع کردن، زن دوباره در ملکیت مرد قرار میگیرد تا زمانی که مرد او را طلاق دهد.
28220- 4- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً عَلَی طُهْرٍ ثُمَّ أَمْسَکَهَا فِی مَنْزِلِهِ حَتَّی حَاضَتْ حَیْضَتَیْنِ وَ طَهُرَتْ ثُمَّ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَتَیْنِ (2)عَلَی طُهْرٍ فَقَالَ هَذِهِ إِذَا حَاضَتْ ثَلَاثَ حِیَضٍ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا التَّطْلِیقَةَ الْأُولَی فَقَدْ حَلَّتْ لِلرِّجَالِ وَ لَکِنْ کَیْفَ أَصْنَعُ أَوْ أَقُولُ: هَذَا وَ فِی کِتَابِ عَلِیٍّ ع- أَنَّ امْرَأَةً أَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص- فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَفْتِنِی فِی نَفْسِی فَقَالَ لَهَا فِیمَا أُفْتِیکِ قَالَتْ إِنَّ زَوْجِی طَلَّقَنِی وَ أَنَا طَاهِرٌ ثُمَّ أَمْسَکَنِی لَا یَمَسُّنِی حَتَّی إِذَا طَمِثْتُ وَ طَهُرْتُ طَلَّقَنِی تَطْلِیقَةً أُخْرَی ثُمَّ أَمْسَکَنِی لَا یَمَسُّنِی إِلَّا أَنَّهُ یَسْتَخْدِمُنِی وَ یَرَی شَعْرِی وَ نَحْرِی وَ جَسَدِی حَتَّی إِذَا طَمِثْتُ وَ طَهُرْتُ الثَّالِثَةَ طَلَّقَنِی التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ قَالَ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص- أَیَّتُهَا الْمَرْأَةُ لَا تَتَزَوَّجِی حَتَّی تَحِیضِی ثَلَاثَ حِیَضٍ مُسْتَأْنَفَاتٍ فَإِنَّ الثَّلَاثَ حِیَضٍ الَّتِی حَیَّضْتِهَا وَ أَنْتِ فِی مَنْزِلِهِ إِنَّمَا حَیَّضْتِهَا وَ أَنْتِ فِی حِبَالِهِ.
أَقُولُ: ذَکَرَ الشَّیْخُ أَنَّهُ مَحْمُولٌ عَلَی کَوْنِهِ رَاجَعَ ثُمَّ طَلَّقَ أَوْ عَلَی التَّقِیَّةِ لِأَنَّ الْعَامَّةَ یُجِیزُونَ الثَّلَاثَ بِغَیْرِ رَجْعَةٍ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را در حال طهارت یک طلاق داده است و سپس او را در خانه خود نگاه داشته تا دو بار حیض دیده و طهارت یافته است. سپس در حال طهارت دو طلاق دیگر به او داده است. امام فرمودند: این زن پس از دیدن سه حیض از روز طلاق اول، برای مردان دیگر حلال میشود.
اما چگونه این مسئله را تفسیر کنیم، با توجه به آنچه در کتاب علی علیهالسلام آمده است؟ در این کتاب زنی نزد پیامبر خدا صلیالله علیه و آله آمد و گفت: "ای رسول خدا، در مورد خودم مرا راهنمایی کن." پیامبر فرمودند: "چه میخواهی بپرسی؟" زن پاسخ داد: "شوهرم مرا در حالت طهارت طلاق داد، سپس مرا نگاه داشت و با من نزدیکی نکرد تا زمانی که حیض دیدم و طهارت یافتم، سپس یک طلاق دیگر به من داد. دوباره مرا نگاه داشت و با من نزدیکی نکرد و از من خدمت میگرفت، تا اینکه سومین بار حیض دیدم و سپس طلاق سوم را به من داد." پیامبر فرمودند: "ای زن، تا سه حیض جدید نبینی، ازدواج نکن. چرا که سه حیضی که دیدهای، در حالی بوده که هنوز در قید شوهر بودهای."
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را بر این حمل کرده است که یا مرد رجوع کرده و سپس طلاق داده است، یا اینکه مسئله بر اساس تقیه بوده است. زیرا عامه، سه طلاق بدون رجوع را قبول دارند و پیشتر نیز شواهدی در این باره ذکر شده است.
(5)17 بَابُ أَنَّ مَنْ رَاجَعَ ثُمَّ طَلَّقَ قَبْلَ الْمُوَاقَعَةِ لَمْ یَصِحَّ لِلْعِدَّةِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که به همسرش رجوع کند و پیش از نزدیکی دوباره او را طلاق دهد، طلاق او برای عده صحیح نیست.
28221- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ
1) التهذیب 8- 81- 278، و الاستبصار 3- 283- 1002.
2) فی التهذیب- تطلیقة.
3) تقدم فی الباب 12 من أبواب مقدمات الطلاق، و فی الباب 2 من هذه الأبواب.
4) یأتی فی الباب 17 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 1 و 3 و 5 و 6 من الباب 5 من أبواب العتق.
5) الباب 17 فیه 5 أحادیث.
6) الکافی 6- 73- 1، و التهذیب 8- 44- 135، و الاستبصار 3- 280- 994.
وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُرَاجَعَةُ فِی (1)الْجِمَاعِ وَ إِلَّا فَإِنَّمَا هِیَ وَاحِدَةٌ.
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: رجوع در جماع (نزدیکی) است وگرنه (بدون آن) تنها یک رجوع محسوب میشود.
28222- 2- (2)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ لَهُ أَنْ یُرَاجِعَ وَ قَالَ لَا یُطَلِّقِ التَّطْلِیقَةَ الْأُخْرَی حَتَّی یَمَسَّهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج روایت کرده است که امام صادق علیهالسلام فرمودند: مردی که همسرش را طلاق داده است، حق دارد به او رجوع کند، اما نمیتواند طلاق دیگری بدهد مگر اینکه با او نزدیکی کرده باشد.
28223- 3- (4)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ فِی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ ثُمَّ یُرَاجِعُهَا فِی یَوْمِهِ ذَلِکَ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا تَبِینُ مِنْهُ بِثَلَاثِ تَطْلِیقَاتٍ فِی طُهْرٍ وَاحِدٍ فَقَالَ خَالَفَ السُّنَّةَ قُلْتُ فَلَیْسَ یَنْبَغِی لَهُ إِذَا هُوَ رَاجَعَهَا أَنْ یُطَلِّقَهَا إِلَّا فِی طُهْرٍ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَتَّی یُجَامِعَ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
اسحاق بن عمار از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را در حال طهارت و بدون نزدیکی طلاق داده است، سپس در همان روز به او رجوع کرده و دوباره او را طلاق داده است، به طوری که سه طلاق در یک طهارت انجام شده است. امام فرمودند: او برخلاف سنت عمل کرده است. پرسیدم: آیا نباید پس از رجوع، طلاق را تنها در حال طهارت انجام دهد؟ امام فرمودند: بله. پرسیدم: آیا باید پیش از طلاق با او نزدیکی کند؟ امام فرمودند: بله.
28224- 4- (5)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ (6)ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: الرَّجْعَةُ بِالْجِمَاعِ وَ إِلَّا فَإِنَّمَا هِیَ وَاحِدَةٌ.
أَقُولُ: الْمُرَادُ أَنَّهَا وَاحِدَةٌ لِلْعِدَّةِ وَ إِنْ کَانَتِ التَّطْلِیقَةُ الثَّانِیَةُ صَحِیحَةً
لَکِنَّهَا لِلسُّنَّةِ بِالْمَعْنَی الْأَعَمِّ کَمَا یَظْهَرُ مِنْ کَلَامِ الشَّیْخِ (1)وَ غَیْرِهِ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
اسحاق بن عمار از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: رجوع با نزدیکی (جماع) انجام میشود، وگرنه تنها یک رجوع محسوب میشود.
میگویم: منظور این است که رجوع به جهت عده، یک بار محسوب میشود، حتی اگر طلاق دوم صحیح باشد. اما این مورد بر اساس سنت در معنای عام آن است، همانطور که از کلام مرحوم شیخ ظاهر میشود.
28225- 5- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ شُعَیْبٍ الْحَدَّادِ أَظُنُّهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَوْ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً ثُمَّ یُطَلِّقُهَا الثَّانِیَةَ قَبْلَ أَنْ یُرَاجِعَ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَقَعُ الطَّلَاقُ الثَّانِی حَتَّی یُرَاجِعَ وَ یُجَامِعَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ (6)وَ قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَهُ (7).
ترجمه:
معلی بن خنیس از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را یک طلاق دهد و پیش از رجوع، طلاق دوم را جاری کند، این طلاق دوم معتبر نیست مگر اینکه ابتدا به او رجوع کرده و با او نزدیکی کند.
(8)18 بَابُ صِحَّةِ الرَّجْعَةِ بِغَیْرِ جِمَاعٍ فَیَحِلُّ الْجِمَاعُ وَ لَوْ بَعْدَ الْعِدَّةِ
ترجمه:
باب صحت رجوع بدون نزدیکی که به واسطه آن، نزدیکی حلال میشود، حتی اگر پس از پایان عده باشد.
28226- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِ
1) التهذیب 8- 46- ذیل 141.
2) راجع المختلف 592.
3) یأتی فی الباب 19 من هذه الأبواب.
4) لم نعثر علیه بهذا السند فی التهذیب، لکن ورد فیه (التهذیب 8- 44- 125) بسند آخر.
5) التهذیب 8- 46- 143، و الاستبصار 3- 284- 1004.
6) یأتی فی الباب 19 من هذه الأبواب.
7) مر وجهه فی ذیل الحدیث 4 من هذا الباب، و تقدم ما یدلّ علیه فی الحدیث 2 من الباب 2 من هذه الأبواب.
8) الباب 18 فیه حدیثان.
9) التهذیب 8- 44- 137، و الاستبصار 3- 280- 995.
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: (قُلْتُ لَهُ) (1)الرَّجْعَةُ بِغَیْرِ جِمَاعٍ تَکُونُ رَجْعَةً قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
عبدالحمید طائی از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: (به او گفتم) آیا رجوع بدون نزدیکی نیز رجوع محسوب میشود؟ امام فرمودند: بله.
28227- 2- (2)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجْعَةِ بِغَیْرِ جِمَاعٍ تَکُونُ رَجْعَةً قَالَ نَعَمْ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از ایشان درباره رجوع بدون نزدیکی پرسیدم، آیا رجوع محسوب میشود؟ امام فرمودند: بله.
(5)19 بَابُ أَنَّ مَنْ رَاجَعَ ثُمَّ طَلَّقَ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ صَحَّ الطَّلَاقُ لَکِنْ لَا یَقَعُ لِلْعِدَّةِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که به همسرش رجوع کند و بدون نزدیکی او را طلاق دهد، طلاق صحیح است، اما طلاق به جهت عده محسوب نمیشود.
28228- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ بْنِ عَوَّاضٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالا سَأَلْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ أَشْهَدَ عَلَی الرَّجْعَةِ (7)وَ لَمْ یُجَامِعْ ثُمَّ طَلَّقَ فِی طُهْرٍ آخَرَ عَلَی السُّنَّةِ أَ تَثْبُتُ التَّطْلِیقَةُ الثَّانِیَةُ بِغَیْرِ جِمَاعٍ قَالَ نَعَمْ إِذَا هُوَ أَشْهَدَ عَلَی الرَّجْعَةِ وَ لَمْ یُجَامِعْ کَانَتِ التَّطْلِیقَةُ ثَابِتَةً (8).
ترجمه:
محمد بن مسلم روایت کرده است که گفتند: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی پرسیدیم که همسرش را طلاق داده و بر رجوع به او شاهد گرفته است، اما با او نزدیکی نکرده است. سپس در یک طهارت دیگر، طبق سنت، طلاق دوم را داده است. آیا این طلاق دوم بدون نزدیکی معتبر است؟ امام فرمودند: بله، اگر بر رجوع خود شاهد گرفته باشد و نزدیکی نکرده باشد، طلاق دوم معتبر خواهد بود.
28229- 2- (9)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا
1) فی نسخة- سالته" هامش المخطوط".
2) التهذیب 8- 45- 138، و الاستبصار 3- 281- 996.
3) تقدم فی الباب 17 و فی کثیر من أحادیث الأبواب المتقدمة.
4) یأتی فی البابین 19 و 20 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 1 من الباب 29 من أبواب حدّ الزنا ما یدلّ علی أن الجماع من غیر قصد الرجعة، رجعة.
5) الباب 19 فیه 6 أحادیث.
6) التهذیب 8- 45- 139، و الاستبصار 3- 281- 997.
7) فی التهذیب- رجعتها.
8) فی نسخة- ثانیة" هامش المخطوط" و کذلک المصدر.
9) التهذیب 8- 45- 140، و الاستبصار 3- 281- 998.
ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بِشَاهِدَیْنِ ثُمَّ رَاجَعَهَا وَ لَمْ یُجَامِعْهَا بَعْدَ الرَّجْعَةِ حَتَّی طَهُرَتْ مِنْ حَیْضِهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا عَلَی طُهْرٍ بِشَاهِدَیْنِ أَ تَقَعُ عَلَیْهَا التَّطْلِیقَةُ الثَّانِیَةُ وَ قَدْ رَاجَعَهَا وَ لَمْ یُجَامِعْهَا قَالَ نَعَمْ.
وَ رَوَاهُ الْحِمْیَرِیُّ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر روایت کرده است که گفت: از امام رضا علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که همسرش را با حضور دو شاهد طلاق داده است، سپس به او رجوع کرده اما پس از رجوع با او نزدیکی نکرده است. تا زمانی که زن از حیض خود پاک شد، او را در طهارت و با حضور دو شاهد دیگر طلاق داده است. آیا طلاق دوم معتبر است؟ امام فرمودند: بله.
28230- 3- (2)وَ عَنْهُ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ شُعَیْبٍ الْحَدَّادِ عَنِ الْمُعَلَّی بْنِ خُنَیْسٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الَّذِی یُطَلِّقُ ثُمَّ یُرَاجِعُ ثُمَّ یُطَلِّقُ فَلَا یَکُونُ فِیمَا بَیْنَ الطَّلَاقِ وَ الطَّلَاقِ جِمَاعٌ فَتِلْکَ تَحِلُّ لَهُ قَبْلَ أَنْ تَزَوَّجَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ الَّتِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ هِیَ الَّتِی تُجَامَعُ فِیمَا بَیْنَ الطَّلَاقِ وَ الطَّلَاقِ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ الْوَجْهُ فِی مِثْلِهِ (3).
ترجمه:
معلی بن خنیس از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: کسی که همسرش را طلاق دهد، سپس به او رجوع کند و دوباره طلاق دهد، اگر در فاصله بین دو طلاق نزدیکی صورت نگرفته باشد، آن زن برای او حلال است،قبل از اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اما زنی که برای او حلال نیست تا با مرد دیگری ازدواج کند، زنی است که در فاصله بین دو طلاق با او نزدیکی شده باشد.
28231- 4- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی عَلِیِّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ مُشَافَهَةً عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بِشَاهِدَیْنِ عَلَی طُهْرٍ ثُمَّ سَافَرَ وَ أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا فَلَمَّا قَدِمَ طَلَّقَهَا مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ أَ یَجُوزُ ذَلِکَ لَهُ قَالَ نَعَمْ قَدْ جَازَ طَلَاقُهَا.
ترجمه:
ابو علی بن راشد روایت کرده است که گفت: از امام علیهالسلام به صورت حضوری درباره مردی پرسیدم که همسرش را در حالت طهارت و با حضور دو شاهد طلاق داده، سپس به سفر رفته و بر رجوع خود شاهد گرفته است. هنگامی که بازگشته، بدون نزدیکی با همسرش او را دوباره طلاق داده است. آیا این طلاق برای او معتبر است؟ امام فرمودند: بله، طلاق او معتبر است.
28232- 5- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ رَاجَعَهَا بِشُهُودٍ ثُمَّ طَلَّقَهَا ثُمَّ بَدَا لَهُ فَرَاجَعَهَا بِشُهُودٍ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَرَاجَعَهَا بِشُهُودٍ تَبِینُ مِنْهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ کُلُّ ذَلِکَ فِی طُهْرٍ وَاحِدٍ قَالَ تَبِینُ مِنْهُ قُلْتُ فَإِنَّهُ
فَعَلَ ذَلِکَ بِامْرَأَةٍ حَامِلٍ أَ تَبِینُ مِنْهُ قَالَ لَیْسَ هَذَا مِثْلَ هَذَا.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّهُ لَا یَجُوزُ طَلَاقُ الْحَامِلِ لِلسُّنَّةِ مَرَّةً ثَانِیَةً حَتَّی تَضَعَ لِمَا یَأْتِی (1)وَ إِنْ کَانَ یَجُوزُ لِلْعِدَّةِ.
ترجمه:
اسحاق بن عمار از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را طلاق داده و سپس با شاهدان به او رجوع کرده است، سپس دوباره او را طلاق داده و باز هم با شاهدان به او رجوع کرده و این کار را چند بار در طهارت واحد تکرار کرده است. آیا زن از او جدا میشود؟ امام فرمودند: بله. پرسیدم: اگر این کار را با زنی حامله انجام دهد، آیا زن از او جدا میشود؟ امام فرمودند: این مورد با آن متفاوت است.
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را به این صورت حمل کرده است که طلاق زن حامله برای رعایت سنت نباید بار دوم انجام شود تا زمانی که او وضع حمل کند، اگرچه طلاق عده ممکن است مجاز باشد.
28233- 6- (2)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی کَهْمَسٍ وَ اسْمُهُ هَیْثَمُ بْنُ عُبَیْدٍ عَنْ رَجُلٍ (3)قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ عَمِّی طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً فِی کُلِّ طُهْرٍ تَطْلِیقَةً قَالَ مُرْهُ فَلْیُرَاجِعْهَا.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا لَوْ طَلَّقَ مِنْ غَیْرِ رَجْعَةٍ لِمَا مَرَّ (4)وَ تَقَدَّمَ مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ وَ قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَهُ (5)وَ عُمُومُ أَحَادِیثِ الطَّلَاقِ وَ الرَّجْعَةِ دَالٌّ عَلَی الْمَقْصُودِ (6).
ترجمه:
ابو کهمس، که نامش هیثم بن عبید است، از مردی روایت کرده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام گفتم: عموی من همسرش را سه بار طلاق داده است، به این صورت که در هر طهارت یک طلاق داده است. امام فرمودند: به او بگو به همسرش رجوع کند.
میگویم: شیخ این مسئله را به این صورت حمل کرده است که اگر طلاق بدون رجوع باشد، بر اساس مطالبی که پیشتر گفته شده است، ظاهر آن ممکن است ناسازگار به نظر برسد، اما توضیح آن روشن است. عموم احادیث مربوط به طلاق و رجوع، دلالت بر مقصود دارند.
(7)20 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ طَلَاقُ الْحَامِلِ ثَانِیاً وَ ثَالِثاً لِلْعِدَّةِ لَا لِلسُّنَّةِ مَا دَامَتْ حَامِلًا وَ تَحْرُمُ فِی الثَّالِثَةِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ
ترجمه:
باب اینکه طلاق زن حامله برای عده، نه برای سنت، در بار دوم و سوم جایز است مادامی که او باردار باشد، و در طلاق سوم بر مرد حرام میشود تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج کند.
28234- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع
1) یأتی فی الباب 20 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 93- 318، و الاستبصار 3- 282- 1001، و أورده فی الحدیث 6 من الباب 4 من هذه الأبواب.
3) فی المصدر زیادة- من أهل واسط من أصحابنا.
4) مر فی البابین 2 و 4 من هذه الأبواب.
5) تقدم فی الحدیث 4 من الباب 17 من هذه الأبواب.
6) تقدم ما یدلّ علی المقصود فی البابین 17 و 18 من هذه الأبواب.
7) الباب 20 فیه 11 حدیثا.
8) التهذیب 8- 70- 234، و الاستبصار 3- 298- 1056، و أورده بطریقین فی الحدیث 4 من الباب 9 من أبواب العدد.
قَالَ: طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ (1)فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِی بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلٍ نَحْوَهُ (2).
ترجمه:
اسماعیل جعفی از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: طلاق زن حامله یک طلاق است و هنگامی که آنچه در شکم دارد را به دنیا آورد، از شوهر جدا میشود.
28235- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ (4)عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ وَ إِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ تَضَعَ فَإِنْ وَضَعَتْ قَبْلَ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: طلاق زن حامله یک طلاق است، و اگر مرد بخواهد میتواند پیش از زایمان به او رجوع کند. اما اگر زن پیش از رجوع مرد زایمان کند، از او جدا میشود و مرد مانند خواستگاری از دیگر خواستگاران خواهد بود.
28236- 3- (5)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ عَنِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ وَ عِدَّتُهَا أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
کنانی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: طلاق زن حامله یک طلاق است و عده او نزدیکترین زمان از میان دو مدت تعیینشده است.
28237- 4- (6)وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْحُبْلَی تُطَلَّقُ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً.
ترجمه:
ابوبصیر از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: زن حامله با یک طلاق جدا میشود.
28238- 5- (7)وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْحُبْلَی فَقَالَ وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا.
1) فی المصدر زیادة- و أجلها أن تضع حملها.
2) الکافی 6- 81- 5.
3) التهذیب 8- 71- 236، و الاستبصار 3- 298- 1058، و أورده فی الحدیث 8 من الباب 9 من أبواب العدد.
4) فی نسخة- عیسی" هامش المخطوط".
5) التهذیب 8- 70- 232، و الاستبصار 3- 298- 1054، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 9 من أبواب العدد.
6) التهذیب 8- 70- 233، و الاستبصار 3- 298- 1055، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 27 من أبواب مقدمات الطلاق.
7) التهذیب 8- 71- 235، و الاستبصار 3- 298- 1057، و أورده بإسناد آخر فی الحدیث 5 من الباب 9 من أبواب العدد.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
سماعه بن مهران روایت کرده است که گفت: از امام درباره طلاق زن حامله پرسیدم. امام فرمودند: طلاق او یک طلاق است و مدت عدهاش این است که حمل خود را به دنیا آورد.
28239- 6- (2)وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی إِبْرَاهِیمَ ع الْحَامِلُ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا ثُمَّ یُطَلِّقُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا ثُمَّ یُطَلِّقُهَا الثَّالِثَةَ قَالَ تَبِینُ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی طَلَاقِ الْعِدَّةِ وَ خَصَّ الْأَحَادِیثَ السَّابِقَةَ بِطَلَاقِ السُّنَّةِ.
ترجمه:
اسحاق بن عمار روایت کرده است که گفت: به امام کاظم علیهالسلام عرض کردم: مردی همسر حامله خود را طلاق داده، سپس به او رجوع کرده و دوباره طلاق داده و دوباره رجوع کرده و سپس طلاق سوم را داده است. امام فرمودند: زن از او جدا میشود و تا با مرد دیگری ازدواج نکند، برای او حلال نخواهد شد.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر طلاق به جهت عده حمل کرده است و احادیث پیشین را به طلاق سنت اختصاص داده است.
28240- 7- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ الصَّیْقَلِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُبْلَی قَالَ یُطَلِّقُهَا قُلْتُ فَیُرَاجِعُهَا قَالَ نَعَمْ یُرَاجِعُهَا قُلْتُ فَإِنَّهُ بَدَا لَهُ بَعْدَ مَا رَاجَعَهَا أَنْ یُطَلِّقَهَا قَالَ لَا حَتَّی تَضَعَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ (4)
وَ رَوَی الَّذِی قَبْلَهُ مُرْسَلًا عَنِ الصَّادِقِ ع أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی طَلَاقِ السُّنَّةِ.
ترجمه:
محمد بن منصور صیقل از پدرش، و او از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: در مورد مردی که همسرش را طلاق میدهد در حالی که او حامله است، امام فرمودند: میتواند او را طلاق دهد. گفتم: آیا میتواند به او رجوع کند؟ امام فرمودند: بله، میتواند رجوع کند. گفتم: اگر پس از رجوع بخواهد دوباره او را طلاق دهد، آیا امکانپذیر است؟ امام فرمودند: خیر، تا زمانی که زن وضع حمل کند.
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را بر طلاق سنت حمل کرده است.
28241- 8- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُبْلَی تُطَلَّقُ الطَّلَاقَ الَّذِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ نَعَمْ
قُلْتُ أَ لَسْتَ قُلْتَ لِی إِذَا جَامَعَ لَمْ یَکُنْ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَ قَالَ إِنَّ الطَّلَاقَ لَا یَکُونُ إِلَّا عَلَی (1)طُهْرٍ قَدْ بَانَ أَوْ حَمْلٍ قَدْ بَانَ وَ هَذِهِ قَدْ بَانَ حَمْلُهَا.
ترجمه:
محمد بن منصور صیقل از پدرش، و او از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: در مورد مردی که همسرش را طلاق میدهد در حالی که او حامله است، امام فرمودند: میتواند او را طلاق دهد. گفتم: آیا میتواند به او رجوع کند؟ امام فرمودند: بله، میتواند رجوع کند. گفتم: اگر پس از رجوع بخواهد دوباره او را طلاق دهد، آیا امکانپذیر است؟ امام فرمودند: خیر، تا زمانی که زن وضع حمل کند.
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را بر طلاق سنت حمل کرده است.
28242- 9- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنِ الْفَضْلِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ وَ (3)عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ بَعْضِهِمْ قَالَ: فِی الرَّجُلِ تَکُونُ لَهُ الْمَرْأَةُ الْحَامِلُ وَ هُوَ یُرِیدُ أَنْ یُطَلِّقَهَا قَالَ یُطَلِّقُهَا (4)إِذَا أَرَادَ الطَّلَاقَ بِعَیْنِهِ یُطَلِّقُهَا بِشَهَادَةِ الشُّهُودِ فَإِنْ بَدَا لَهُ فِی یَوْمِهِ أَوْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ أَنْ یُرَاجِعَهَا یُرِیدُ الرَّجْعَةَ بِعَیْنِهَا فَلْیُرَاجِعْ وَ لْیُوَاقِعْ ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فَیُطَلِّقُ أَیْضاً ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فَیُرَاجِعُ کَمَا رَاجَعَ أَوَّلًا ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فَیُطَلِّقُ فَهِیَ الَّتِی لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ إِذَا کَانَ إِذَا رَاجَعَ یُرِیدُ الْمُوَاقَعَةَ وَ الْإِمْسَاکَ وَ یُوَاقِعُ.
ترجمه:
عبدالله بن بکیر از برخی از اصحاب روایت کرده است که درباره مردی که همسر حاملهای دارد و قصد طلاق او را دارد، گفته شد: اگر قصد طلاق داشته باشد، میتواند او را با حضور شاهدان طلاق دهد. اگر در همان روز یا بعد از آن بخواهد به او رجوع کند و قصد رجوع واقعی داشته باشد، میتواند رجوع کند و با او نزدیکی کند. سپس اگر بخواهد دوباره او را طلاق دهد، میتواند این کار را انجام دهد و اگر بخواهد دوباره رجوع کند، میتواند همانند بار اول رجوع کند. سپس اگر بخواهد دوباره او را طلاق دهد، این زن برای او حرام میشود تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج کند، به شرطی که در هر رجوع قصد نزدیکی و نگهداشتن او را داشته باشد و با او نزدیکی کند.
28243- 10- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حَامِلٌ ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ فِی یَوْمٍ وَاحِدٍ تَبِینُ مِنْهُ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
اسحاق بن عمار از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را طلاق داده در حالی که او حامله بوده است، سپس به او رجوع کرده و دوباره طلاق داده و باز هم رجوع کرده و در همان روز طلاق سوم را داده است. آیا زن از او جدا میشود؟ امام فرمودند: بله.
28244- 11- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ (7)عَنْ یَزِیدَ الْکُنَاسِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ طَلَاقِ الْحُبْلَی فَقَالَ یُطَلِّقُهَا وَاحِدَةً لِلْعِدَّةِ بِالشُّهُورِ وَ الشُّهُودِ قُلْتُ فَلَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا
قَالَ نَعَمْ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ قُلْتُ فَإِنْ رَاجَعَهَا وَ مَسَّهَا ثُمَّ أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا تَطْلِیقَةً أُخْرَی قَالَ لَا یُطَلِّقُهَا حَتَّی یَمْضِیَ لَهَا بَعْدَ مَا یَمَسُّهَا شَهْرٌ قُلْتُ وَ إِنْ طَلَّقَهَا ثَانِیَةً وَ أَشْهَدَ ثُمَّ رَاجَعَهَا وَ أَشْهَدَ عَلَی رَجْعَتِهَا وَ مَسَّهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ وَ أَشْهَدَ عَلَی طَلَاقِهَا لِکُلِّ عِدَّةٍ شَهْرٌ هَلْ تَبِینُ مِنْهُ کَمَا تَبِینُ الْمُطَلَّقَةُ لِلْعِدَّةِ الَّتِی لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَمَا عِدَّتُهَا قَالَ عِدَّتُهَا أَنْ تَضَعَ مَا فِی بَطْنِهَا ثُمَّ قَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
أَقُولُ: انْتِظَارُ الشَّهْرِ مَحْمُولٌ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ لِمَا مَرَّ (2)وَ یُمْکِنُ حَمْلُ مَا تَضَمَّنَ أَنَّ طَلَاقَ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ أَیْضاً لِمَا مَرَّ مِنِ اسْتِحْبَابِ انْتِظَارِ الْمُطَلِّقِ انْقِضَاءَ الْعِدَّةِ (3)وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
یزید کناسی روایت کرده است که گفت: از امام باقر علیهالسلام درباره طلاق زن حامله پرسیدم. امام فرمودند: او را یک بار طلاق دهد، برای عدهای که با ماهها و شاهدان مشخص میشود. گفتم: آیا او میتواند به زن رجوع کند؟ فرمودند: بله، او همچنان همسرش است. گفتم: اگر رجوع کند و با او نزدیکی کند، سپس بخواهد طلاق دیگری دهد، آیا ممکن است؟ فرمودند: خیر، باید یک ماه بعد از نزدیکی صبر کند. گفتم: اگر بار دوم او را طلاق دهد و شاهدانی بیاورد، سپس دوباره رجوع کند و شاهدانی بر رجوع بیاورد و با او نزدیکی کند، سپس طلاق سوم را بدهد و برای هر عده یک ماه صبر کند، آیا او از مرد جدا میشود و همانند زنی که باید با مرد دیگری ازدواج کند تا به شوهر قبلی حلال شود، از او جدا میشود؟ امام فرمودند: بله. گفتم: عده او چیست؟ فرمودند: عده او این است که آنچه در شکم دارد را به دنیا آورد، و پس از آن برای ازدواج با دیگران حلال خواهد بود.
میگویم: انتظار یک ماه مبتنی بر استحباب است، همانطور که پیشتر بیان شد. همچنین میتوان گفت طلاق زن حامله به یک طلاق نیز بر اساس استحباب است، به دلیل اینکه توصیه شده است که مرد تا پایان عده صبر کند.
(6)21 بَابُ کَرَاهَةِ طَلَاقِ الْمَرِیضِ وَ جَوَازِ تَزْوِیجِهِ فَإِنْ دَخَلَ صَحَّ وَ إِلَّا بَطَلَ وَ لَا مَهْرَ وَ لَا مِیرَاثَ
ترجمه:
باب کراهت طلاق در حال بیماری و جواز ازدواج او، که اگر دخول صورت گیرد صحیح است، وگرنه باطل است و نه مهریه دارد و نه ارث.
28245- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ:
1) التهذیب 8- 72- 240، و الاستبصار 3- 300- 1062.
2) مر فی الأحادیث 6 و 8 و 9 و 10 من هذا الباب.
3) مر فی البابین 1 و 5 من هذه الأبواب.
4) تقدم فی الباب 27 من أبواب مقدمات الطلاق و فی الحدیث 5 من الباب 19 من هذه الأبواب.
5) یأتی ما یدلّ علی بعض المقصود فی الباب 9 و فی الحدیث 5 من الباب 25 من أبواب العدد.
6) الباب 21 فیه 4 أحادیث.
7) الکافی 6- 123- 12، و التهذیب 8- 77- 261، و الاستبصار 3- 304- 1080، و الفقیه 3- 546- 4880، و أورده عن التهذیب بسند آخر فی الحدیث 1 من الباب 43 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و فی الحدیث 3 من الباب 18 من أبواب میراث الأزواج.
لَیْسَ لِلْمَرِیضِ أَنْ یُطَلِّقَ وَ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ فَإِنْ هُوَ تَزَوَّجَ وَ دَخَلَ بِهَا فَهُوَ جَائِزٌ وَ إِنْ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا حَتَّی مَاتَ فِی مَرَضِهِ فَنِکَاحُهُ بَاطِلٌ وَ لَا مَهْرَ لَهَا وَ لَا مِیرَاثَ.
ترجمه:
زراره از یکی از امامان علیهمالسلام روایت کرده است که فرمودند: برای شخص بیمار جایز نیست که طلاق دهد، اما میتواند ازدواج کند. اگر ازدواج کند و با همسر خود نزدیکی کند، ازدواج صحیح است. اما اگر پیش از نزدیکی در بیماری خود بمیرد، نکاح او باطل است و زن نه مهریه دارد و نه ارث.
28246- 2- (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرِیضِ أَ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ فِی تِلْکَ الْحَالِ قَالَ لَا وَ لَکِنْ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ إِنْ شَاءَ فَإِنْ دَخَلَ بِهَا وَرِثَتْهُ وَ إِنْ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا فَنِکَاحُهُ بَاطِلٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (2)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
عبید بن زراره روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره شخص بیمار پرسیدم که آیا در آن حال میتواند همسرش را طلاق دهد؟ امام فرمودند: خیر، اما اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند. اگر با همسر خود نزدیکی کند، زن از او ارث میبرد، اما اگر نزدیکی نکند، نکاح او باطل است.
28247- 3- (3)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَجُوزُ طَلَاقُ الْمَرِیضِ (4)وَ یَجُوزُ نِکَاحُهُ.
ترجمه:
عبید بن زراره از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: طلاق بیمار جایز نیست، اما ازدواج او جایز است.
28248- 4- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَیْسَ لِلْمَرِیضِ أَنْ یُطَلِّقَ وَ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ (7)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ وَ غَیْرِهَا (8)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْمَوَارِیثِ (9).
ترجمه:
زراره از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: برای بیمار جایز نیست که طلاق دهد، اما میتواند ازدواج کند.
1) الکافی 6- 121- 1، و التهذیب 8- 77- 259، و الاستبصار 3- 303- 1078، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 18 من أبواب میراث الأزواج.
2) الفقیه 3- 545- 1689.
3) الکافی 6- 122- 4، و التهذیب 8- 76- 258، و الاستبصار 3- 303- 1077.
4) فی الاستبصار- العلیل" هامش المخطوط".
5) الکافی 6- 122- 8.
6) التهذیب 8- 77- 260، و الاستبصار 3- 304- 1079.
7) الفقیه 3- 546- 4880.
8) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 43 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
9) یأتی فی الباب 18 من أبواب میراث الأزواج.
(1)22 بَابُ أَنَّ الْمَرِیضَ إِذَا طَلَّقَ بَائِناً أَوْ رَجْعِیّاً لِلْإِضْرَارِ وَرِثَتْهُ إِلَی سَنَةٍ مَا لَمْ یَبْرَأْ أَوْ تَتَزَوَّجْ وَ إِنْ مَاتَتْ لَمْ یَرِثْهَا إِلَّا فِی الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ
ترجمه:
باب اینکه اگر بیمار همسرش را به صورت بائن یا رجعی به قصد اضرار طلاق دهد، زن تا یک سال از او ارث میبرد، مگر اینکه بیمار بهبود یابد یا زن ازدواج کند. اما اگر زن بمیرد، مرد تنها در عده طلاق رجعی از او ارث میبرد.
28249- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فِی مَرَضِهِ وَرِثَتْهُ مَا دَامَ فِی مَرَضِهِ ذَلِکَ وَ إِنِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا إِلَّا أَنْ یَصِحَّ مِنْهُ قَالَ قُلْتُ: فَإِنْ طَالَ بِهِ الْمَرَضُ فَقَالَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ سَنَةٍ.
ترجمه:
ابو العباس از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی در حال بیماری همسر خود را طلاق دهد، زن تا زمانی که مرد در آن بیماری باشد، از او ارث میبرد، حتی اگر عدهاش به پایان برسد، مگر اینکه مرد بهبود یابد. گفتم: اگر بیماری او طولانی شود چه؟ فرمودند: این وضعیت تا یک سال ادامه دارد.
28250- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ یَحْضُرُهُ الْمَوْتُ فَیُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ هَلْ یَجُوزُ طَلَاقُهُ قَالَ نَعَمْ وَ إِنْ مَاتَ وَرِثَتْهُ وَ إِنْ مَاتَتْ لَمْ یَرِثْهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ (5)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا إِذَا خَرَجَتْ مِنَ الْعِدَّةِ لِمَا یَأْتِی (6)وَ یُمْکِنُ تَخْصِیصُ الْعِدَّةِ بِغَیْرِ الرَّجْعِیَّةِ.
ترجمه:
حلبی روایت کرده است که از ایشان پرسیده شد: مردی که در آستانه مرگ است، اگر همسرش را طلاق دهد، آیا این طلاق جایز است؟ فرمودند: بله، و اگر او بمیرد، زن از او ارث میبرد؛ اما اگر زن بمیرد، مرد از او ارث نمیبرد.
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را بر حالتی حمل کرده است که زن از عده خارج شده باشد، همانطور که در ادامه بیان شده است، و امکان دارد که عده به طلاق غیررجعی اختصاص یابد.
1) الباب 22 فیه 15 حدیثا.
2) الکافی 6- 122- 7 و الکافی 7- 134- 5، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
3) الکافی 6- 123- 11، و أورده عن الفقیه فی الحدیث 6 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
4) التهذیب 8- 79- 268، و الاستبصار 3- 304- 1081.
5) الفقیه 3- 546- 4882.
6) یأتی فی الحدیث 9 من هذا الباب، و فی الأحادیث 2 و 3 و 4 و 7 و 8 من الباب 36 من أبواب العدد.
28251- 3- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَتَیْنِ فِی صِحَّةٍ ثُمَّ طَلَّقَ التَّطْلِیقَةَ الثَّالِثَةَ وَ هُوَ مَرِیضٌ أَنَّهَا تَرِثُهُ مَا دَامَ فِی مَرَضِهِ وَ إِنْ کَانَ إِلَی سَنَةٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
ابان بن عثمان از مردی روایت کرده است که از امام صادق علیهالسلام شنیده که فرمودند: اگر مردی در حال صحت دو بار همسر خود را طلاق دهد و سپس در حال بیماری طلاق سوم را بدهد، زن تا زمانی که مرد در بیماری باشد، از او ارث میبرد، حتی اگر این بیماری تا یک سال طول بکشد.
28252- 4- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَخِیهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِیضٌ قَالَ تَرِثُهُ مَا دَامَتْ فِی عِدَّتِهَا وَ إِنْ طَلَّقَهَا فِی حَالِ إِضْرَارٍ فَهِیَ تَرِثُهُ إِلَی سَنَةٍ فَإِنْ زَادَ عَلَی السَّنَةِ یَوْماً وَاحِداً لَمْ تَرِثْهُ وَ تَعْتَدُّ مِنْهُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ (4)
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرْعَةَ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ لَمْ تَرِثْهُ (5)
ترجمه:
سماعه روایت کرده است که گفت: از امام علیهالسلام درباره مردی پرسیدم که در حال بیماری همسرش را طلاق داده است. امام فرمودند: زن تا زمانی که در عده خود باشد از او ارث میبرد. اما اگر طلاق در حالت اضرار باشد، زن تا یک سال از او ارث میبرد. اگر مدت بیماری از یک سال و یک روز فراتر رود، زن دیگر از او ارث نمیبرد و باید عده وفات، یعنی چهار ماه و ده روز، را نگه دارد.
28253- 5- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ رَبِیعٍ الْأَصَمِّ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ الْحَذَّاءِ وَ عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ أَبِی الْوَرْدِ کِلَیْهِمَا عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً فِی مَرَضِهِ ثُمَّ مَکَثَ فِی مَرَضِهِ حَتَّی انْقَضَتْ عِدَّتُهَا فَإِنَّهَا تَرِثُهُ مَا لَمْ تَتَزَوَّجْ فَإِنْ کَانَتْ تَزَوَّجَتْ بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ فَإِنَّهَا لَا تَرِثُهُ.
1) الکافی 6- 123- 10، و أورده فی الحدیث 4 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
2) الفقیه 3- 546- 4879.
3) الکافی 6- 122- 9، و أورد صدره عن الفقیه فی الحدیث 9 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
4) التهذیب 8- 78- 268، و الاستبصار 3- 307- 1090.
5) الفقیه 3- 546- 4881.
6) الکافی 6- 121- 2، و التهذیب 8- 77- 262، و الاستبصار 3- 304- 1082، و أورده عن الفقیه فی الحدیث 8 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ أَسْقَطَ لَفْظَ عَنْ أَبِی الْوَرْدِ مِنَ السَّنَدِ (1).
ترجمه:
مالک بن عطیه از ابیالورد، و هر دو از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی در حال بیماری همسرش را یک بار طلاق دهد و در بیماری خود باقی بماند تا عده زن به پایان برسد، زن تا زمانی که ازدواج نکرده باشد از او ارث میبرد. اما اگر پس از پایان عده، ازدواج کرده باشد، دیگر از او ارث نمیبرد.
28254- 6- (2)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ کُلِّهِمْ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِیضٌ قَالَ إِنْ مَاتَ فِی مَرَضِهِ وَ لَمْ تَتَزَوَّجْ وَرِثَتْهُ وَ إِنْ کَانَتْ تَزَوَّجَتْ فَقَدْ رَضِیَتْ بِالَّذِی صَنَعَ لَا مِیرَاثَ لَهَا.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج از کسی که این روایت را به او رسانده است، از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی در حال بیماری همسرش را طلاق دهد و در همان بیماری بمیرد و زن ازدواج نکرده باشد، از او ارث میبرد. اما اگر زن ازدواج کرده باشد، به آنچه مرد انجام داده رضایت داده است و دیگر ارثی برای او نخواهد بود.
28255- 7- (3)(وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ) (4)عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِیضٌ حَتَّی مَضَی لِذَلِکَ سَنَةٌ قَالَ تَرِثُهُ إِذَا کَانَ فِی مَرَضِهِ الَّذِی طَلَّقَهَا لَمْ یَصِحَّ بَیْنَ ذَلِکَ.
ترجمه:
عبید بن زراره از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که همسر خود را در حال بیماری طلاق داده و این بیماری یک سال ادامه یافته است، پرسیدم. امام فرمودند: اگر مرد در همان بیماری که طلاق داده است باقی بماند و بهبود نیابد، زن از او ارث میبرد.
28256- 8- (5)وَ عَنْهُ (6)عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِیضٌ تَطْلِیقَةً وَ قَدْ کَانَ طَلَّقَهَا قَبْلَ ذَلِکَ تَطْلِیقَتَیْنِ قَالَ فَإِنَّهَا تَرِثُهُ إِذَا کَانَ فِی مَرَضِهِ قُلْتُ فَمَا حَدُّ ذَلِکَ قَالَ لَا یَزَالُ
1) الفقیه 3- 545- 4877.
2) الکافی 6- 121- 3، و التهذیب 8- 77- 263، و الاستبصار 3- 305- 1083، و أورده بسند آخر فی الحدیث 5 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
3) الکافی 6- 122- 5، و التهذیب 8- 78- 264، و الاستبصار 3- 305- 1084.
4) فی الکافی- عن حمید بن زیاد، عن أحمد بن محمّد، عن محسن و فی التهذیب- عن أبی علی الأشعری، عن أحمد بن محسن و فی الاستبصار- عن أبی علیّ الأشعری، عن أحمد بن الحسن.
5) الکافی 6- 122- 6.
6) فی المصدر زیادة- عن الحسن بن محمّد.
مَرِیضاً حَتَّی یَمُوتَ وَ إِنْ طَالَ ذَلِکَ إِلَی سَنَةٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا الْأَحَادِیثُ الثَّلَاثَةُ الَّتِی قَبْلَهُ وَ رَوَاهُ أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
ابو العباس از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که گفت: به ایشان عرض کردم: مردی که در حال بیماری همسر خود را یک بار طلاق داده و پیش از آن دو بار دیگر طلاق داده است، آیا همسرش از او ارث میبرد؟ امام فرمودند: اگر او در بیماریای که زن را طلاق داده باقی بماند، زن از او ارث میبرد. گفتم: حد این وضعیت چیست؟ فرمودند: تا زمانی که مرد بیمار است و بمیرد، حتی اگر این بیماری یک سال ادامه یابد.
28257- 9- (3)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ (4)بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ (5)عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ وَ أَبِی بَصِیرٍ وَ أَبِی الْعَبَّاسِ جَمِیعاً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: تَرِثُهُ وَ لَا یَرِثُهَا إِذَا انْقَضَتِ الْعِدَّةُ.
ترجمه:
ابو العباس به نقل از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: زن از مرد ارث میبرد، اما مرد از زن ارث نمیبرد اگر عده به پایان رسیده باشد.
28258- 10- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَخَوَیْهِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ فِی مَرَضِهِ قَالَ تَرِثُهُ مَا دَامَ فِی مَرَضِهِ وَ إِنِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.
ترجمه:
زراره از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: اگر مردی در حال بیماری همسرش را طلاق دهد، زن تا زمانی که او در بیماری است، حتی اگر عدهاش به پایان برسد، از او ارث میبرد.
28259- 11- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ (8)عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِیضٌ قَالَ
1) التهذیب 8- 78- 265، و فیه- محمّد بن یعقوب، عن أبی علیّ الأشعری، عن الحسن بن محمّد بن سماعة، عن ابن رباط.
2) الاستبصار 3- 305- 1085.
3) الکافی 7- 134- 6، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
4) فی نسخة- الحسن (هامش المصحّحة الثانیة).
5) فی المصدر- أصحابنا.
6) التهذیب 8- 78- 266، و الاستبصار 3- 305- 1086.
7) التهذیب 8- 79- 271، و الاستبصار 3- 306- 1089.
8) فی الاستبصار زیادة- عن أحمد بن محمّد.
تَرِثُهُ فِی مَرَضِهِ مَا بَیْنَهَا (1)وَ بَیْنَ سَنَةٍ إِنْ مَاتَ فِی مَرَضِهِ ذَلِکَ وَ تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا عِدَّةَ الْمُطَلَّقَةِ ثُمَّ تَتَزَوَّجُ إِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ تَرِثُهُ مَا بَیْنَهَا وَ بَیْنَ سَنَةٍ إِنْ مَاتَ فِی مَرَضِهِ ذَلِکَ فَإِنْ مَاتَ بَعْدَ مَا تَمْضِی سَنَةٌ لَمْ یَکُنْ لَهَا مِیرَاثٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ فُضَیْلِ (2)بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ الْبَقْبَاقِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (3)أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا إِذَا لَمْ تَتَزَوَّجْ لِمَا تَقَدَّمَ (4).
ترجمه:
ابو العباس روایت کرده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که در حال بیماری همسرش را طلاق داده است، پرسیدم. امام فرمودند: زن در طول بیماری مرد تا یک سال از او ارث میبرد، اگر مرد در همان بیماری بمیرد. زن از روز طلاق، عده طلاق را نگه میدارد و پس از پایان عده میتواند ازدواج کند. اما اگر مرد پس از گذشت یک سال از بیماری بمیرد، دیگر زن از او ارث نمیبرد.
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را بر حالتی حمل کرده است که زن ازدواج نکرده باشد، همانگونه که پیشتر بیان شد.
28260- 12- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ (عَنْ صَفْوَانَ عَنْ یَحْیَی الْأَزْرَقِ) (6)عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ آخِرَ طَلَاقِهَا قَالَ نَعَمْ یَتَوَارَثَانِ فِی الْعِدَّةِ.
أَقُولُ: هَذَا مَخْصُوصٌ بِالْمَرِیضِ لِمَا مَضَی (7)وَ یَأْتِی (8)وَ مَفْهُومُهُ غَیْرُ مُرَادٍ لِمَا عَرَفْتَ (9)وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ بِالْعِدَّةِ هُنَا السَّنَةَ فَإِنَّهَا عِدَّةُ الْمِیرَاثِ کَمَا تَقَدَّمَ (10)وَ التَّوَارُثُ مَجَازٌ لِثُبُوتِهِ مِنْ أَحَدِ الطَّرَفَیْنِ خَاصَّةً أَوِ الْمُرَادُ بِآخِرِ الطَّلَاقِ غَیْرُ الثَّالِثَةِ کَالرَّابِعَةِ وَ الْخَامِسَةِ أَوْ بِمَعْنَی أَنَّهُ لَا یُرِیدُ رَجْعَتَهَا
1) فی المصدر- بینه.
2) فی الفقیه- فضل.
3) الفقیه 3- 544- 4875.
4) تقدم فی الحدیثین 5 و 6 من هذا الباب.
5) التهذیب 8- 80- 272، و الاستبصار 3- 307- 1091.
6) فی الاستبصار- عن صفوان بن یحیی، عن الأزرق.
7) مضی فی الحدیث 8 من الباب 3 من هذه الأبواب.
8) یأتی فی الأحادیث 1 و 2 و 10 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج. و قد مضی فی الحدیثین 3 و 8 و یأتی فی الحدیثین 14 و 15 من هذا الباب و فی الحدیثین 1 و 4 من الباب 14 من میراث الأزواج ما یدلّ علی ارث الزوجة المطلقة ثلاثا عن زوجها إذا طلقها فی مرضه.
9) فی الأحادیث 1 و 3 و 4 و 5 و 6 و 7 و 8 و 10 و 11 من هذا الباب.
10) تقدم فی الأحادیث 1 و 3 و 4 و 7 و 8 و 11 من هذا الباب.
أَبَداً وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
ترجمه:
عبدالرحمن از امام موسی بن جعفر علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را در آخرین طلاق خود طلاق داده است. امام فرمودند: بله، آنها در عده از یکدیگر ارث میبرند.
میگویم: این موضوع مختص به بیمار است، همانطور که پیشتر بیان شد. مفهوم آن غیرمراد است، همانطور که دانسته شد. ممکن است منظور از "عده" در اینجا یک سال باشد، زیرا این مدت به عنوان عده میراث تلقی میشود، همانگونه که پیشتر توضیح داده شد. تعبیر توارث ممکن است به صورت مجازی باشد، زیرا تنها از یک طرف اثبات شده است، یا اینکه منظور از "آخرین طلاق" غیر از طلاق سوم، مانند طلاق چهارم و پنجم باشد، یا به این معنا باشد که مرد دیگر قصد رجوع به زن را ندارد. و خدا داناتر است.
28261- 13- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ یَحْیَی الْأَزْرَقِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ ثَلَاثاً تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا دَامَتْ فِی عِدَّتِهَا.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (2).
ترجمه:
یحیی ازرق از امام کاظم علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: زنی که سه بار طلاق داده شده است، تا زمانی که در عده خود باشد، ارث میبرد و از او ارث برده میشود.
28262- 14- (3)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا ثَالِثَةً وَ هُوَ مَرِیضٌ قَالَ هِیَ تَرِثُهُ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام روایت کرده است که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسرش را دو بار طلاق داده و سپس در حال بیماری طلاق سوم را داده است. امام فرمودند: زن از او ارث میبرد.
28263- 15- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَخَوَیْهِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا الثَّالِثَةَ وَ هُوَ مَرِیضٌ قَالَ تَرِثُهُ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی أَیْضاً مَا یَدُلُّ عَلَی ثُبُوتِ الْمِیرَاثِ فِی الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ خَاصَّةً لَا بَعْدَهَا وَ هُوَ مَخْصُوصٌ بِمَا عَدَا الْمَرِیضَ (6).
ترجمه:
عبید بن زراره از امام صادق علیهالسلام روایت کرده است که فرمودند: درباره مردی که همسرش را دو بار طلاق داده و سپس در حال بیماری طلاق سوم را داده است، فرمودند: زن از او ارث میبرد.
میگویم: شواهدی که به این موضوع اشاره دارد خواهد آمد. همچنین شواهدی وجود دارد که بیانگر اثبات ارث تنها در عده رجعیه است، نه پس از آن، و این موضوع مختص به غیر از بیمار است.
(7)23 بَابُ حُکْمِ طَلَاقِ زَوْجَةِ الْمَفْقُودِ وَ عِدَّتِهَا وَ تَزْوِیجِهَا
ترجمه:
باب حکم طلاق زنی که شوهرش مفقود شده است، عده او و ازدواج مجددش.
28264- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ
1) التهذیب 8- 94- 320، و الاستبصار 3- 290- 1026.
2) تقدم فی ذیل الحدیث 12 من هذا الباب.
3) التهذیب 8- 80- 273، و الاستبصار 3- 307- 1092 و أورده بسند آخر فی الحدیث 1 من الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
4) التهذیب 8- 80- 274، و الاستبصار 3- 307- 1093.
5) یأتی فی الباب 14 من أبواب میراث الأزواج.
6) یأتی فی الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
7) الباب 23 فیه 5 أحادیث.
8) الفقیه 3- 547- 4883.
بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَفْقُودِ کَیْفَ تَصْنَعُ امْرَأَتُهُ فَقَالَ مَا سَکَتَتْ عَنْهُ وَ صَبَرَتْ فَخَلِّ عَنْهَا وَ إِنْ هِیَ رَفَعَتْ أَمْرَهَا إِلَی الْوَالِی أَجَّلَهَا أَرْبَعَ سِنِینَ ثُمَّ یَکْتُبُ إِلَی الصُّقْعِ الَّذِی فُقِدَ فِیهِ فَلْیُسْأَلْ عَنْهُ فَإِنْ خُبِّرَ عَنْهُ بِحَیَاةٍ صَبَرَتْ وَ إِنْ لَمْ یُخْبَرْ عَنْهُ بِحَیَاةٍ حَتَّی تَمْضِیَ الْأَرْبَعُ سِنِینَ دَعَا وَلِیَّ الزَّوْجِ الْمَفْقُودِ فَقِیلَ لَهُ هَلْ لِلْمَفْقُودِ مَالٌ فَإِنْ کَانَ لِلْمَفْقُودِ مَالٌ أَنْفَقَ عَلَیْهَا حَتَّی یُعْلَمَ حَیَاتُهُ مِنْ مَوْتِهِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ مَالٌ قِیلَ لِلْوَلِیِّ أَنْفِقْ عَلَیْهَا فَإِنْ فَعَلَ فَلَا سَبِیلَ لَهَا إِلَی أَنْ تَتَزَوَّجَ مَا أَنْفَقَ عَلَیْهَا وَ إِنْ أَبَی أَنْ یُنْفِقَ عَلَیْهَا أَجْبَرَهُ الْوَالِی عَلَی أَنْ یُطَلِّقَ تَطْلِیقَةً فِی اسْتِقْبَالِ الْعِدَّةِ وَ هِیَ طَاهِرٌ فَیَصِیرُ طَلَاقُ الْوَلِیِّ طَلَاقَ الزَّوْجِ فَإِنْ جَاءَ زَوْجُهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا الْوَلِیُّ فَبَدَا لَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَهِیَ امْرَأَتُهُ وَ هِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ وَ إِنِ انْقَضَتِ الْعِدَّةُ قَبْلَ أَنْ یَجِیءَ وَ یُرَاجِعَ فَقَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ وَ لَا سَبِیلَ لِلْأَوَّلِ عَلَیْهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ (1)
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
برید بن معاویه گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ مرد مفقودالاثر و وضعیت همسرش پرسیدم. ایشان فرمودند: تا زمانی که زن سکوت کند و صبر پیشه نماید، رهایش کنید؛ اما اگر مسئله را به حاکم ارائه داد، حاکم او را به مدت چهار سال مهلت میدهد. سپس به منطقهای که شوهر در آنجا مفقود شده است نامه مینویسد تا درباره او تحقیق شود. اگر خبر حیات او برسد، باید صبر کند؛ و اگر خبری از زندگی او نیاید تا چهار سال سپری شود، حاکم ولیّ شوهر مفقود را فراخوانده و از او میپرسد که آیا مفقودالاثر مالی دارد؟ اگر مالی داشته باشد، از آن برای همسرش خرج میشود تا وضعیت حیات یا وفات او معلوم گردد. اگر مالی نداشته باشد، به ولیّ گفته میشود که بر همسرش نفقه دهد؛ اگر ولیّ این کار را انجام دهد، زن حق ازدواج ندارد تا زمانی که از او نفقه دریافت کند. اما اگر ولیّ از دادن نفقه خودداری کند، حاکم او را مجبور به طلاق دادن میکند به شرط آنکه زن در دوران طهارت باشد. طلاق ولیّ معادل طلاق شوهر خواهد بود. اگر شوهر قبل از پایان مدت عدّه بازگردد و قصد بازگشت به همسرش را داشته باشد، او همچنان همسرش محسوب میشود و دو طلاق بیشتر باقی خواهد داشت. اما اگر عدّه تمام شود و شوهر بازنگردد و مراجعت نکند، زن برای ازدواج با دیگری آزاد است و شوهر اول دیگر هیچ حقی بر او ندارد.
28265- 2- (3)قَالَ الصَّدُوقُ وَ فِی رِوَایَةٍ أُخْرَی أَنَّهُ إِنْ لَمْ یَکُنْ لِلزَّوْجِ وَلِیٌّ طَلَّقَهَا الْوَالِی وَ یُشْهِدُ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ فَیَکُونُ طَلَاقُ الْوَالِی طَلَاقَ الزَّوْجِ وَ تَعْتَدُّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ثُمَّ تَزَوَّجُ (4)إِنْ شَاءَتْ.
ترجمه:
مرحوم صدوق گفته است، و در روایتی دیگر آمده است که اگر شوهر ولیّ نداشته باشد، حاکم زن را طلاق میدهد و دو شاهد عادل برای این امر شهادت میدهند. پس طلاق حاکم به منزله طلاق شوهر است و زن باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد، سپس اگر بخواهد میتواند ازدواج کند.
28266- 3- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ
بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ فِی الْمَفْقُودِ لَا تَتَزَوَّجُ امْرَأَتُهُ حَتَّی یَبْلُغَهَا مَوْتُهُ أَوْ طَلَاقٌ أَوْ لُحُوقٌ بِأَهْلِ الشِّرْکِ.
ترجمه:
سکونی از امام جعفر صادق (ع) از پدرشان نقل کرده است که امام علی (ع) فرمودند: زن مرد مفقود نباید ازدواج کند مگر اینکه خبر فوت او، طلاق یا پیوستن او به اهل شرک به او برسد.
28267- 4- (1)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمَفْقُودِ فَقَالَ الْمَفْقُودُ إِذَا مَضَی لَهُ أَرْبَعُ سِنِینَ بَعَثَ الْوَالِی أَوْ یَکْتُبُ إِلَی النَّاحِیَةِ الَّتِی هُوَ غَائِبٌ فِیهَا فَإِنْ لَمْ یُوجَدْ لَهُ أَثَرٌ أَمَرَ الْوَالِی وَلِیَّهُ أَنْ یُنْفِقَ عَلَیْهَا فَمَا أَنْفَقَ عَلَیْهَا فَهِیَ امْرَأَتُهُ قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَقُولُ فَإِنِّی أُرِیدُ مَا تُرِیدُ النِّسَاءُ قَالَ لَیْسَ ذَاکَ لَهَا وَ لَا کَرَامَةَ فَإِنْ لَمْ یُنْفِقْ عَلَیْهَا وَلِیُّهُ أَوْ وَکِیلُهُ أَمَرَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا فَکَانَ ذَلِکَ عَلَیْهَا طَلَاقاً وَاجِباً.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل میکند که از ایشان دربارهٔ مرد مفقودالاثر پرسیده شد. امام فرمودند: اگر چهار سال از مفقود شدن او بگذرد، حاکم یا به منطقهای که او غایب است نامه میفرستد یا فردی را میفرستد تا تحقیق کند. اگر اثری از او یافت نشود، حاکم به ولیّ او دستور میدهد که نفقهٔ همسرش را تأمین کند؛ بنابراین تا زمانی که ولیّ نفقه میدهد، زن همسر او محسوب میشود. اگر زن اظهار کند که خواستههای دیگری دارد (مانند آنچه زنان دیگر میخواهند)، امام فرمودند: چنین حقی برای او نیست و جایگاه او محفوظ نیست. اگر ولیّ یا وکیل او نفقه ندهد، حاکم دستور میدهد که زن را طلاق دهد و این طلاق بر او واجب میشود.
28268- 5- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی امْرَأَةٍ غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَ سِنِینَ وَ لَمْ یُنْفِقْ عَلَیْهَا (وَ لَمْ تَدْرِ) (3)أَ حَیٌّ هُوَ أَمْ مَیِّتٌ أَ یُجْبَرُ وَلِیُّهُ عَلَی أَنْ یُطَلِّقَهَا قَالَ نَعَمْ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ طَلَّقَهَا السُّلْطَانُ قُلْتُ فَإِنْ قَالَ الْوَلِیُّ أَنَا أُنْفِقُ عَلَیْهَا قَالَ فَلَا یُجْبَرُ عَلَی طَلَاقِهَا قَالَ قُلْتُ: أَ رَأَیْتَ إِنْ قَالَتْ أَنَا أُرِیدُ مِثْلَ مَا تُرِیدُ النِّسَاءُ وَ لَا أَصْبِرُ وَ لَا أَقْعُدُ کَمَا أَنَا قَالَ لَیْسَ لَهَا ذَلِکَ وَ لَا کَرَامَةَ إِذَا أَنْفَقَ عَلَیْهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْمَوَارِیثِ (5).
ترجمه:
ابو صباح کِنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ زنی که شوهرش چهار سال غایب بوده و به او نفقه نداده و وضعیت حیات یا وفات او مشخص نیست، پرسیده شد. امام فرمودند: در چنین حالتی، ولیّ او مجبور به طلاق دادن زن میشود. اگر شوهر ولیّ نداشته باشد، حاکم زن را طلاق میدهد. سپس پرسیدم: اگر ولیّ بگوید که خودش نفقه را تأمین میکند، چه؟ امام فرمودند: در این صورت ولیّ مجبور به طلاق دادن نخواهد بود. سپس پرسیدم: اگر زن بگوید که خواستههای دیگری دارد و نمیتواند به همین وضعیت ادامه دهد، چه؟ امام فرمودند: در صورتی که ولیّ نفقه او را تأمین کند، زن چنین حقی ندارد و خواستهاش پذیرفته نیست.
(1)24 بَابُ أَنَّ الْأَمَةَ إِذَا طُلِّقَتْ مَرَّتَیْنِ حَرُمَتْ عَلَی الْمُطَلِّقِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ إِنْ کَانَ الْمُطَلِّقُ حُرّاً
ترجمه:
باب اینکه اگر کنیز دو بار طلاق داده شود، بر طلاقدهنده حرام میشود تا زمانی که با شوهر دیگری ازدواج کند، حتی اگر طلاقدهنده آزاد باشد.
28269- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عِیصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: إِنَّ ابْنَ شُبْرُمَةَ قَالَ الطَّلَاقُ لِلرَّجُلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الطَّلَاقُ لِلنِّسَاءِ وَ تِبْیَانُ ذَلِکَ أَنَّ الْعَبْدَ تَکُونُ تَحْتَهُ الْحُرَّةُ فَیَکُونُ تَطْلِیقُهَا ثَلَاثاً وَ یَکُونُ الْحُرُّ تَحْتَهُ الْأَمَةُ فَیَکُونُ طَلَاقُهَا تَطْلِیقَتَیْنِ.
ترجمه:
عیص بن قاسم گفت: ابن شبرمه گفت که طلاق به اختیار مرد است. امام صادق (ع) فرمودند: طلاق در مورد زنان تعریف میشود و توضیح آن این است که اگر بردهای با زن آزادی ازدواج کند، طلاق او سهگانه است؛ اما اگر مرد آزادی با کنیز ازدواج کند، طلاق او دوگانه خواهد بود.
28270- 2- (3)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حُرٍّ تَحْتَهُ أَمَةٌ أَوْ عَبْدٍ تَحْتَهُ حُرَّةٌ کَمْ طَلَاقُهَا وَ کَمْ عِدَّتُهَا فَقَالَ السُّنَّةُ فِی النِّسَاءِ فِی الطَّلَاقِ فَإِنْ کَانَتْ حُرَّةً فَطَلَاقُهَا ثَلَاثاً وَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةَ أَقْرَاءٍ وَ إِنْ کَانَ حُرٌّ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَاقُهَا تَطْلِیقَتَانِ وَ عِدَّتُهَا قُرْءَانِ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که از ایشان دربارهٔ مرد آزادی که همسرش کنیز است یا بردهای که همسرش زن آزاد است، پرسیدم: تعداد طلاق و مدت عدّه آنها چگونه است؟ امام فرمودند: سنت در مورد طلاق زنان به این ترتیب است: اگر زن آزاد باشد، طلاق او سهگانه و عدّه او سه دورهٔ پاکی است؛ و اگر مرد آزاد همسر کنیزی داشته باشد، طلاق او دوگانه و عدّه او دو دورهٔ پاکی است.
28271- 3- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَضَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی أَمَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ وَقَعَ عَلَیْهَا فَجَلَدَهُ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل میکند که امیرالمؤمنین (ع) دربارهٔ کنیزی که شوهرش او را دو بار طلاق داده و سپس با او همبستر شده بود، حکم به تازیانه زدن او داد.
28272- 4- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع
قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْأَمَةِ قَالَ تَطْلِیقَتَانِ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که پرسیدم درباره طلاق کنیز. امام فرمودند: دو طلاق.
28273- 5- (1)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ عُمَرُ عَلَی الْمِنْبَرِ مَا تَقُولُونَ یَا أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ- فِی تَطْلِیقِ الْأَمَةِ فَلَمْ یُجِبْهُ أَحَدٌ فَقَالَ مَا تَقُولُ یَا صَاحِبَ الْبُرْدِ الْمَعَافِرِیِّ (2)یَعْنِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع فَأَشَارَ بِیَدِهِ تَطْلِیقَتَانِ.
ترجمه:
ابو اسامه از امام صادق (ع) نقل کرده است که عمر در منبر گفت: ای اصحاب محمد، درباره طلاق کنیز چه میگویید؟ هیچکس پاسخی نداد. سپس گفت: ای صاحب برد معافری (یعنی امیرالمؤمنین (ع))، نظر تو چیست؟ امیرالمؤمنین (ع) با دست خود اشاره کردند: دو طلاق.
28274- 6- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْعِلَلِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ بِأَسَانِیدِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا ع فِیمَا کَتَبَ عَلَیْهِ وَ عِلَّةُ طَلَاقِ الْمَمْلُوکِ اثْنَتَیْنِ لِأَنَّ طَلَاقَ الْأَمَةِ عَلَی النِّصْفِ فَجَعَلَهُ اثْنَتَیْنِ احْتِیَاطاً لِکَمَالِ الْفَرَائِضِ وَ کَذَلِکَ فِی الْفَرْقِ فِی الْعِدَّةِ لِلْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا.
ترجمه:
محمد بن سنان از امام رضا (ع) نقل کرده است که در مورد حکمی که بیان فرمودهاند و دلیل دو طلاق برای مملوک پرسید. امام فرمودند: چون طلاق کنیز به نصف کاهش یافته است، دو طلاق برای او تعیین شد تا احتیاطاً فرایض کامل گردد. همچنین همین اصل در تفاوت مدت عدّه زنی که شوهرش فوت کرده است، جاری است.
28275- 7- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ فِی الْمَجَالِسِ وَ الْأَخْبَارِ عَنْ جَمَاعَةٍ عَنْ أَبِی الْمُفَضَّلِ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَحْمَدَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ تَسْنِیمٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ رُقَیَّةَ (5)بْنِ مَصْقَلَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَوْتَعَةَ (6)
أَنَّ رَجُلَیْنِ سَأَلَا عُمَرَ عَنْ طَلَاقِ الْأَمَةِ فَجَاءَ بِهِمَا إِلَی عَلِیٍّ ع- فَقَالَ لَهُ کَمْ طَلَاقُ الْأَمَةِ فَأَشَارَ بِإِصْبَعَیْهِ هَکَذَا یَعْنِی اثْنَتَیْنِ الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی اسْتِیفَاءِ الْعِدَدِ (7)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ
1) الکافی 6- 170- 3.
2) المعافر- بفتح المیم، حی من همدان و إلیهم تنسب الثیاب المعافریة- الصحاح [2- 753]-" هامش المخطوط".
3) علل الشرائع- 506، و عیون أخبار الرضا (علیه السلام) 2- 95.
4) أمالی الطوسیّ 2- 188.
5) فی المصدر- رقبة.
6) فی المصدر- خونعة.
7) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 1، و فی الباب 12 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد.
هُنَا (1)وَ فِی الْعِدَدِ (2).
ترجمه:
از رقیه بنت مصقله از پدرش از جدش عبدالله بن جوتعة نقل شده است که دو مرد از عمر درباره طلاق کنیز سؤال کردند. عمر آنان را نزد علی (ع) برد و به ایشان گفت: طلاق کنیز چند بار است؟ امام علی (ع) با دو انگشت خود به این صورت اشاره کردند، یعنی دو بار.
(3)25 بَابُ أَنَّ الْحُرَّةَ إِذَا طُلِّقَتْ ثَلَاثاً حُرِّمَتْ عَلَی زَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ لَا قَبْلَ ذَلِکَ وَ إِنْ کَانَ الزَّوْجُ عَبْداً
ترجمه:
باب اینکه اگر زن آزاد سه بار طلاق داده شود، بر شوهرش حرام میشود تا زمانی که با شوهر دیگری ازدواج کند و پیش از آن چنین امکانی وجود ندارد، حتی اگر شوهر او برده باشد.
28276- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ إِذَا کَانَتِ الْحُرَّةُ تَحْتَ الْعَبْدِ کَمْ طَلَاقُهَا (5)فَقَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع الطَّلَاقُ وَ الْعِدَّةُ بِالنِّسَاءِ.
ترجمه:
حماد بن عیسی از امام صادق (ع) نقل کرده است که گفتم: اگر زن آزاد همسر برده باشد، تعداد طلاق او چند است؟ امام فرمودند: علی (ع) فرمودند که طلاق و عدّه بر اساس وضعیت زنان تعیین میشود.
28277- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا کَانَ الرَّجُلُ حُرّاً وَ امْرَأَتُهُ أَمَةً فَطَلَاقُهَا تَطْلِیقَتَانِ وَ إِذَا کَانَ الرَّجُلُ عَبْداً وَ هِیَ حُرَّةٌ فَطَلَاقُهَا ثَلَاثٌ.
ترجمه:
ابو صباح کِنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مرد آزاد باشد و همسرش کنیز، طلاق او دو بار است؛ و اگر مرد برده باشد و همسرش زن آزاد، طلاق او سه بار خواهد بود.
28278- 3- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ (عَنْ صَفْوَانَ) (8)عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: طَلَاقُ الْمَرْأَةِ إِذَا کَانَتْ عِنْدَ مَمْلُوکٍ ثَلَاثُ تَطْلِیقَاتٍ وَ إِذَا کَانَتْ مَمْلُوکَةً تَحْتَ حُرٍّ فَتَطْلِیقَتَانِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زنی که نزد مملوک باشد، سه طلاق است؛ و اگر زن، کنیز باشد و همسرش مردی آزاد، طلاق او دو بار خواهد بود.
28279- 4- (9)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی
1) یأتی فی الأبواب 25 و 26 و 27، و فی الحدیث 1 من الباب 28، و فی الحدیث 1 من الباب 29 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 40، و فی الحدیثین 6 و 10 من الباب 42 من أبواب العدد، و فی الحدیث 2 من الباب 29 من أبواب حدّ الزنا.
3) الباب 25 فیه 8 أحادیث.
4) الفقیه 3- 541- 4863.
5) فی نسخة- یطلقها" هامش المخطوط".
6) الفقیه 3- 542- 4865.
7) التهذیب 8- 83- 281.
8) لیس فی المصدر.
9) التهذیب 8- 83- 282.
عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحُرَّةِ إِذَا کَانَتْ تَحْتَ الْعَبْدِ ثَلَاثُ تَطْلِیقَاتٍ وَ طَلَاقُ الْأَمَةِ إِذَا کَانَتْ تَحْتَ الْحُرِّ تَطْلِیقَتَانِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن آزاد اگر همسر برده باشد، سه طلاق است؛ و طلاق کنیز اگر همسر مرد آزاد باشد، دو طلاق خواهد بود.
28280- 5- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ یَعْنِی ابْنَ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحُرَّةِ إِذَا کَانَتْ تَحْتَ الْعَبْدِ ثَلَاثُ تَطْلِیقَاتٍ وَ طَلَاقُ الْأَمَةِ إِذَا کَانَتْ تَحْتَ الْحُرِّ تَطْلِیقَتَانِ.
ترجمه:
ابو بصیر مرادی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن آزاد اگر همسر برده باشد، سه طلاق است؛ و طلاق کنیز اگر همسر مرد آزاد باشد، دو طلاق خواهد بود.
28281- 6- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا کَانَتِ الْحُرَّةُ تَحْتَ الْعَبْدِ فَالطَّلَاقُ وَ الْعِدَّةُ بِالنِّسَاءِ یَعْنِی یُطَلِّقُهَا ثَلَاثاً وَ تَعْتَدُّ ثَلَاثَ حِیَضٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ کَمَا مَرَّ (4).
ترجمه:
حماد بن عیسی از امام صادق (ع) نقل کرده است که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: اگر زن آزاد همسر برده باشد، طلاق و عدّه بر اساس وضعیت زنان محاسبه میشود؛ به این معنا که باید او را سه بار طلاق دهد و زن سه دوره حیض عدّه نگه دارد.
28282- 7- (5)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْمَمْلُوکِ لِلْحُرَّةِ ثَلَاثُ تَطْلِیقَاتٍ وَ طَلَاقُ الْحُرِّ لِلْأَمَةِ تَطْلِیقَتَانِ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق مملوک برای زن آزاد سه طلاق است و طلاق مرد آزاد برای کنیز دو طلاق.
28283- 8- (6)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحُرِّ إِذَا کَانَ عِنْدَهُ أَمَةٌ تَطْلِیقَتَانِ وَ طَلَاقُ الْحُرَّةِ إِذَا کَانَتْ تَحْتَ الْمَمْلُوکِ ثَلَاثٌ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
داود بن سرحان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق مرد آزاد اگر همسرش کنیز باشد، دو طلاق است؛ و طلاق زن آزاد اگر همسر مملوک باشد، سه طلاق خواهد بود.
(3)26 بَابُ أَنَّ الْأَمَةَ إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ اشْتَرَاهَا لَمْ یَحِلَّ لَهُ وَطْؤُهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ
ترجمه:
باب اینکه اگر کنیز توسط شوهرش دو بار طلاق داده شود و سپس شوهر او را بخرد، همبستری با او حلال نمیشود مگر اینکه با شوهر دیگری ازدواج کند.
28284- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ کَانَتْ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَّقَهَا عَلَی السُّنَّةِ فَبَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدَ ذَلِکَ قَبْلَ أَنْ تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ قَالَ أَ لَیْسَ قَدْ قَضَی عَلِیٌّ ع فِی هَذَا أَحَلَّتْهَا آیَةٌ وَ حَرَّمَتْهَا أُخْرَی وَ أَنَا أَنْهَی عَنْهَا نَفْسِی وَ وُلْدِی.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ (5)ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ أَوِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ نَحْوَهُ (6).
ترجمه:
عبدالله بن سنان گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که کنیزی تحت ازدواجش بود و او را طبق سنت طلاق داد، سپس از او جدا شد و بعد از آن، پیش از اینکه با شوهر دیگری ازدواج کند، آن کنیز را خرید. امام فرمودند: آیا علی (ع) در این مورد حکم نکرده است که یک آیه او را حلال و آیهای دیگر او را حرام کرده است؟ و من خود و فرزندانم را از این کار نهی میکنم.
28285- 2- (7)وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (8)یَعْنِی ابْنَ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَضَی عَلِیٌّ ع فِی أَمَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ وَقَعَ عَلَیْهَا فَجَلَدَهُ.
ترجمه:
ابو بصیر مرادی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: امیرالمؤمنین (ع) دربارهٔ کنیزی که شوهرش او را دو بار طلاق داده و سپس با او همبستر شده بود، حکم به تازیانه زدن او داد.
1) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 1، و فی الباب 12 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد، و فی البابین 3 و 4، و فی الحدیثین 2 و 3 من الباب 6، و فی الحدیثین 1 و 2 من الباب 9، و فی الباب 11، و فی الحدیثین 1 و 2 من الباب 24 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الحدیث 17 من الباب 15 و فی الحدیث 1 من الباب 40 من أبواب العدد.
3) الباب 26 فیه 8 أحادیث.
4) التهذیب 8- 83- 284، و الاستبصار 3- 309- 1097.
5) فی الکافی زیادة- عن.
6) الکافی 6- 173- 1.
7) التهذیب 8- 84- 287، و الاستبصار 3- 309- 1100.
8) فی الاستبصار زیادة- بن سنان" هامش المخطوط.
28286- 3- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْأَمَةِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ یَشْتَرِیهَا قَالَ لَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
برید عجلی از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ کنیزی که شوهرش او را دو بار طلاق داده و سپس او را خریده است، پرسیده شد. امام فرمودند: خیر، این امر جایز نیست مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند.
28287- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ کَانَتْ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَّقَهَا طَلَاقاً بَائِناً ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدُ قَالَ یَحِلُّ لَهُ فَرْجُهَا مِنْ أَجْلِ شِرَائِهَا وَ الْحُرُّ وَ الْعَبْدُ فِی هَذِهِ الْمَنْزِلَةِ سَوَاءٌ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَنْ طَلَّقَ طَلْقَةً وَاحِدَةً بَائِناً وَ جَوَّزَ حَمْلَهُ عَلَی مَا لَوْ تَزَوَّجَتْ غَیْرَهُ لِمَا مَضَی (3)وَ یَأْتِی (4)وَ یَحْتَمِلُ التَّقِیَّةُ.
ترجمه:
ابو بصیر گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم که مردی کنیزی تحت ازدواجش داشت و او را با طلاق بائن طلاق داد، سپس او را خریداری کرد. امام فرمودند: به دلیل خرید او، بهرهگیری از او برای وی حلال است و مرد آزاد و برده در این مورد جایگاه یکسانی دارند.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر کسی حمل کرده است که یک طلاق بائن داده باشد و احتمال داده است که بر حالتی حمل شود که کنیز با مرد دیگری ازدواج کرده باشد، و همچنین احتمال تقیه در این مورد میرود.
28288- 5- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ حُرٍّ کَانَتْ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَّقَهَا طَلَاقاً بَائِناً ثُمَّ اشْتَرَاهَا هَلْ یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَطَأَهَا قَالَ لَا.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان دربارهٔ مرد آزادی پرسیدم که کنیزی تحت ازدواج او بود و او را با طلاق بائن طلاق داد، سپس آن کنیز را خرید. آیا همبستری با او برای وی حلال است؟ امام فرمودند: خیر.
28289- 6- (6)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بُرَیْدٍ الْعِجْلِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی رَجُلٍ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَّقَهَا تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدُ قَالَ لَا یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یَنْکِحَهَا حَتَّی تَزَوَّجَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ حَتَّی یَدْخُلَ بِهَا فِی مِثْلِ مَا خَرَجَتْ مِنْهُ.
ترجمه:
برید عجلی از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ مردی که کنیزی تحت ازدواجش بود و او را دو بار طلاق داد و سپس آن کنیز را خرید، پرسیده شد. امام فرمودند: این امر برای او جایز نیست، مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند و شوهر دیگر با او همبستر شود، همانطور که از ازدواج اول خارج شده است.
1) التهذیب 8- 84- 285، و الاستبصار 3- 309- 1098.
2) التهذیب 8- 85- 291، و الاستبصار 3- 310- 1104.
3) مضی فی الأحادیث 1 و 2 و 3 من هذا الباب.
4) یأتی فی الأحادیث 5 و 6 و 7 من هذا الباب.
5) الکافی 6- 173- 2، و التهذیب 8- 84- 288، و الاستبصار 3- 309- 1101.
6) الکافی 6- 173- 4، و التهذیب 8- 85- 290، و الاستبصار 3- 310- 1103.
28290- 7- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مَمْلُوکَةً ثُمَّ طَلَّقَهَا ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدُ هَلْ تَحِلُّ لَهُ قَالَ لَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا الْحَدِیثَانِ قَبْلَهُ.
ترجمه:
سماعه نقل کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ مردی پرسیدم که با زنی مملوکه ازدواج کرده و سپس او را طلاق داده و بعداً او را خریده است. آیا این زن برای او حلال میشود؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند.
28291- 8- (3)قَالَ الْکُلَیْنِیُّ بَعْدَ مَا ذَکَرَ حَدِیثَ الْحَلَبِیِّ قَالَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ قَالَ: حَلَّ لَهُ فَرْجُهَا مِنْ أَجْلِ شِرَائِهَا وَ الْحُرُّ وَ الْعَبْدُ فِی ذَلِکَ سَوَاءٌ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (4)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (5).
ترجمه:
مرحوم کلینی پس از نقل حدیث حلبی میگوید :که ابن ابی عمیر نیز در حدیث دیگری نقل کرده است که بهرهگیری از او به دلیل خریدش برای مرد حلال میشود، و در این حکم، مرد آزاد و برده یکسان هستند.
(6)27 بَابُ أَنَّ الْأَمَةَ إِذَا طُلِّقَتْ طَلْقَتَیْنِ ثُمَّ وَطِئَهَا مَوْلَاهَا لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ
ترجمه:
باب اینکه اگر کنیزی دو بار طلاق داده شود و سپس مولای او با او همبستر شود، برای شوهرش حلال نمیشود مگر اینکه با شوهر دیگری ازدواج کند.
28292- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ یَرْفَعُهُ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ جَارِیَتَهُ رَجُلًا فَمَکَثَتْ مَعَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَرَجَعَتْ إِلَی مَوْلَاهَا فَوَطِئَهَا أَ تَحِلُّ لِزَوْجِهَا (8)إِذَا أَرَادَ
أَنْ یُرَاجِعَهَا فَقَالَ لَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
ترجمه:
عبدالملک بن اعین گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ مردی پرسیدم که کنیزش را به ازدواج مردی درآورد. او به خواست خدا مدتی با آن مرد ماند و سپس طلاق داده شد و به مولایش بازگشت. مولای او با او همبستر شد. آیا برای شوهر قبلیاش حلال میشود اگر بخواهد او را بازگرداند؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند.
28293- 2- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ عَبْدَهُ أَمَتَهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَتَیْنِ (یَحِلُّ لَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا) (2)إِنْ أَرَادَ مَوْلَاهَا قَالَ لَا قُلْتُ أَ فَرَأَیْتَ إِنْ وَطِئَهَا مَوْلَاهَا أَ یَحِلُّ لِلْعَبْدِ أَنْ یُرَاجِعَهَا قَالَ لَا حَتَّی تَزَوَّجَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ یَدْخُلَ بِهَا فَیَکُونَ نِکَاحاً مِثْلَ نِکَاحِ الْأَوَّلِ وَ إِنْ کَانَ قَدْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً فَأَرَادَ مَوْلَاهَا رَاجَعَهَا.
ترجمه:
فضیل از یکی از امامان (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان دربارهٔ مردی پرسیدم که بردهاش را با کنیز خود ازدواج داده بود و سپس او را دو بار طلاق داد. آیا برای مولای او جایز است که او را بازگرداند؟ امام فرمودند: خیر. گفتم: اگر مولای او با او همبستر شود، آیا برای برده جایز است که او را بازگرداند؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند و با او همبستر شود، بهگونهای که این ازدواج مانند ازدواج اول باشد. و اگر یک طلاق داده شده بود و مولای او میخواست او را بازگرداند، این امکان وجود داشت.
28294- 3- (3)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ یُزَوِّجُ جَارِیَتَهُ رَجُلًا ثُمَّ تَمْکُثُ عِنْدَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَرَجَعَتْ إِلَی مَوْلَاهَا أَ یَحِلُّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ أَنْ یُرَاجِعَهَا قَالَ لَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی اشْتِرَاطِ دَوَامِ الْعَقْدِ فِی التَّحْلِیلِ (5).
ترجمه:
حلبی نقل کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ مردی پرسیدم که کنیزش را به ازدواج مردی درآورده بود و او به خواست خدا مدتی با آن مرد ماند، سپس طلاق گرفت و به مولای خود بازگشت. آیا برای شوهر اولش جایز است که او را بازگرداند؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند.
(6)28 بَابُ أَنَّ الْأَمَةَ إِذَا طُلِّقَتْ تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ أُعْتِقَتْ أَوْ أُعْتِقَ زَوْجُهَا أَوْ أُعْتِقَا لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ إِنَّ طُلِّقَتْ مَرَّةً ثُمَّ أُعْتِقَتْ لَمْ یَهْدِمِ الْعِتْقُ الطَّلَاقَ وَ کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی طَلْقَةٍ
ترجمه:
باب اینکه اگر کنیز دو بار طلاق داده شود و سپس آزاد شود، یا شوهرش آزاد شود، یا هر دو آزاد شوند، برای شوهرش حلال نمیشود مگر اینکه با شوهر دیگری ازدواج کند. و اگر یک بار طلاق داده شود و سپس آزاد شود، آزادی طلاق را از بین نمیبرد و او همچنان با همان یک طلاق باقی خواهد ماند.
28295- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ
أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ یَعْنِی ابْنَ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ فَضَالَةَ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ یُطَلِّقُهَا تَطْلِیقَتَیْنِ ثُمَّ یُعْتَقَانِ جَمِیعاً هَلْ یُرَاجِعُهَا قَالَ لَا حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَتَبِینَ مِنْهُ.
ترجمه:
رفاعه نقل کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ برده و کنیزی پرسیدم که دو بار طلاق داده شدهاند و سپس هر دوی آنها آزاد شدهاند. آیا مرد میتواند او را بازگرداند؟ امام فرمودند: خیر، مگر اینکه او با شوهر دیگری ازدواج کند و از او جدا شود.
28296- 2- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمَمْلُوکُ إِذَا کَانَتْ تَحْتَهُ مَمْلُوکَةٌ فَطَلَّقَهَا ثُمَّ أَعْتَقَهَا صَاحِبُهَا کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی وَاحِدَةٍ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مملوکی، کنیزی تحت ازدواجش داشته باشد و او را طلاق دهد، سپس صاحب او کنیز را آزاد کند، این کنیز همچنان با همان یک طلاق باقی خواهد ماند.
28297- 3- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْعَبْدِ تَکُونُ تَحْتَهُ الْأَمَةُ فَیُطَلِّقُهَا تَطْلِیقَةً ثُمَّ أُعْتِقَا جَمِیعاً کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ وَاحِدَةٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ نَحْوَهُ (3).
ترجمه:
حلبی نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمودند: اگر بردهای با کنیزی ازدواج کرده باشد و او را یک بار طلاق دهد، سپس هر دو آزاد شوند، این کنیز همچنان با همان یک طلاق باقی خواهد ماند.
28298- 4- (4)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ذَکَرَ أَنَّ الْعَبْدَ إِذَا کَانَتْ تَحْتَهُ الْأَمَةُ فَطَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً ثُمَّ أُعْتِقَا جَمِیعاً کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَةٍ وَاحِدَةٍ.
ترجمه:
هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر بردهای با کنیزی ازدواج کرده باشد و او را یک بار طلاق دهد، سپس هر دو آزاد شوند، آن کنیز همچنان با همان یک طلاق باقی خواهد ماند.
28299- 5- (5)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْعِیصِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ مَمْلُوکٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ أُعْتِقَا جَمِیعاً هَلْ یَحِلُّ لَهُ مُرَاجَعَتُهَا قَبْلَ أَنْ تَزَوَّجَ غَیْرَهُ قَالَ نَعَمْ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً لِمَا مَرَّ (1)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (2).
ترجمه:
عیص نقل کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ مملوکی پرسیدم که همسرش را طلاق داده است و سپس هر دوی آنها آزاد شدهاند. آیا مرد میتواند پیش از اینکه زن با شوهر دیگری ازدواج کند، او را بازگرداند؟ امام فرمودند: بله.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر موردی حمل کرده است که تنها یک طلاق صورت گرفته باشد، همانطور که قبلاً بیان شد.
(3)29 بَابُ أَنَّ مَنْ عَزَلَ أَمَتَهُ عَنْ عَبْدِهِ وَ فَرَّقَ بَیْنَهُمَا مَرَّتَیْنِ لَمْ تَحِلَّ لِلْعَبْدِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ إِنْ وَاقَعَهَا السَّیِّدُ لَمْ تَحِلَّ لِلْعَبْدِ
ترجمه:
باب اینکه اگر کسی کنیزش را از بردهاش جدا کرده و دو بار میان آنها جدایی انداخته باشد، آن کنیز برای برده حلال نمیشود مگر اینکه با شوهر دیگری ازدواج کند. و اگر مولای او با او همبستر شود، باز هم برای برده حلال نخواهد بود.
28300- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الرَّازِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ یُزَوِّجُ عَبْدَهُ أَمَتَهُ ثُمَّ یَبْدُو لِلرَّجُلِ فِی أَمَتِهِ فَیَعْزِلُهَا عَنْ عَبْدِهِ ثُمَّ یَسْتَبْرِئُهَا وَ یُوَاقِعُهَا ثُمَّ یَرُدُّهَا عَلَی عَبْدِهِ ثُمَّ یَبْدُو لَهُ بَعْدُ فَیَعْزِلُهَا عَنْ عَبْدِهِ أَ یَکُونُ عَزْلُ السَّیِّدِ الْجَارِیَةَ عَنْ زَوْجِهَا مَرَّتَیْنِ طَلَاقاً لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ أَمْ لَا فَکَتَبَ ع لَا تَحِلُّ لَهُ إِلَّا بِنِکَاحٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ تَفْرِیقَ السَّیِّدِ بَیْنَ الْأَمَةِ وَ الْعَبْدِ بِمَنْزِلَةِ الطَّلَاقِ (5).
ترجمه:
احمد بن زیاد از امام حسن عسکری (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان دربارهٔ مردی پرسیدم که بردهٔ خود را به ازدواج کنیز خود درآورده و سپس تصمیم گرفته کنیز را از برده جدا کند، او را استبراء کرده و با او همبستر شده است. سپس کنیز را به برده بازگردانده، اما بعداً تصمیم گرفته دوباره او را از برده جدا کند. آیا جداییهای مکرر توسط سید معادل طلاق حساب میشود، بهطوری که دیگر کنیز برای او حلال نباشد مگر با ازدواج با شخص دیگری؟ امام نوشتند: او برایش حلال نخواهد بود مگر با ازدواج.
میگویم: آنچه پیشتر بیان شده است نشان میدهد که جداییهای سید میان کنیز و برده در حکم طلاق است.
28301- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ
1) مر فی الباب 27 من هذه الأبواب.
2) تقدم فی الأبواب 24- 27 من هذه الأبواب.
3) الباب 29 فیه حدیث واحد.
4) التهذیب 8- 86- 295، و الاستبصار 3- 311- 1107.
5) تقدم فی الباب 45 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
6) الباب 30 فیه حدیث واحد.
7) الکافی 6- 174- 2، و أورده بهذا الاسناد و بإسناد آخر فی الحدیث 5 من الباب 6 من أبواب موانع الإرث، و فی الحدیث 2 من الباب 1 من أبواب حدّ المرتد.
عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْمُرْتَدِّ فَقَالَ مَنْ رَغِبَ عَنِ الْإِسْلَامِ- وَ کَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَی مُحَمَّدٍ ص بَعْدَ إِسْلَامِهِ فَلَا تَوْبَةَ لَهُ وَ قَدْ وَجَبَ قَتْلُهُ وَ بَانَتْ مِنْهُ امْرَأَتُهُ وَ یُقْسَمُ مَا تَرَکَ عَلَی وُلْدِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (1)أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (2)وَ فِی الْمَوَارِیثِ (3)وَ فِی الْحُدُودِ (4).
ترجمه:
محمد بن مسلم نقل کرده است که گفت: از امام باقر (ع) دربارهٔ مرتد پرسیدم. امام فرمودند: کسی که از اسلام رویگردان شود و پس از اسلام آوردن، به آنچه بر محمد (ص) نازل شده است کفر بورزد، توبهای برای او پذیرفته نیست، قتل او واجب است، همسرش از او جدا میشود و اموال او میان فرزندانش تقسیم میشود.
(5)31 بَابُ حُکْمِ طَلَاقِ الْمُشْرِکِ لِلْمُشْرِکَةِ
ترجمه:
باب حکم طلاق مرد مشرک برای زن مشرکه.
28302- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَخَاهُ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ ع عَنْ یَهُودِیٍّ أَوْ نَصْرَانِیٍّ طَلَّقَ تَطْلِیقَةً ثُمَّ أَسْلَمَ هُوَ وَ امْرَأَتُهُ مَا حَالُهُمَا قَالَ یَنْکِحُهَا نِکَاحاً جَدِیداً قُلْتُ فَإِنْ طَلَّقَهَا بَعْدَ إِسْلَامِهِ تَطْلِیقَةً أَوْ تَطْلِیقَتَیْنِ هَلْ تَعْتَدُّ بِمَا کَانَ طَلَّقَهَا قَبْلَ إِسْلَامِهَا قَالَ لَا تَعْتَدُّ بِذَلِکَ.
ترجمه:
علی بن جعفر نقل کرده است که از برادرش، امام موسی بن جعفر (ع)، دربارهٔ یهودی یا نصرانیای پرسید که همسرش را یک بار طلاق داده است، سپس او و همسرش اسلام آوردهاند. حال آنها چگونه است؟ امام فرمودند: باید ازدواج جدیدی با او انجام دهد. پرسیدم: اگر او پس از اسلام آوردن، همسرش را یک یا دو بار طلاق دهد، آیا آنچه قبل از اسلام، همسرش را طلاق داده است، محاسبه میشود؟ امام فرمودند: خیر، آن طلاق محاسبه نمیشود.
(7)32 بَابُ أَنَّ مَنْ تَمَتَّعَ بِامْرَأَةٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ لَمْ تَحْرُمْ عَلَیْهِ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ لَا تَحْرُمُ فِی التَّاسِعَةِ أَیْضاً وَ کَذَا الْمَوْطُوءَةُ بِالْمِلْکِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که با زنی سه بار به صیغه ازدواج کرده باشد، آن زن بر او حرام نمیشود مگر اینکه با شوهر دیگری ازدواج کند. همچنین، در بار نهم نیز حرام نمیشود. این حکم برای زنی که به دلیل ملکیت با او همبستر شده نیز جاری است.
28303- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
1) التهذیب 8- 91- 310.
2) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 35 من هذه الأبواب.
3) یأتی فی الحدیثین 4 و 5 من الباب 6 من أبواب موانع الإرث.
4) یأتی فی الحدیث 3 من الباب 1، و فی الحدیث 5 من الباب 3 من أبواب حدّ المرتد.
5) الباب 31 فیه حدیث واحد.
6) التهذیب 8- 92- 316.
7) الباب 32 فیه حدیثان.
8) الکافی 5- 460- 1، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 26 من أبواب المتعة.
أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الرَّجُلِ یَتَزَوَّجُ الْمُتْعَةَ وَ یَنْقَضِی شَرْطُهَا ثُمَّ یَتَزَوَّجُهَا رَجُلٌ آخَرُ حَتَّی بَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ یَتَزَوَّجُهَا (1)الْأَوَّلُ حَتَّی بَانَتْ مِنْهُ ثَلَاثاً وَ تَزَوَّجْتَ ثَلَاثَةَ أَزْوَاجٍ یَحِلُّ لِلْأَوَّلِ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا قَالَ نَعَمْ کَمْ شَاءَ لَیْسَ هَذِهِ مِثْلَ الْحُرَّةِ هَذِهِ مُسْتَأْجَرَةٌ وَ هِیَ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَاءِ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که دربارهٔ مردی پرسید که با زنی به صیغه ازدواج کرده و مدت مقرر پایان یافته است، سپس آن زن با مرد دیگری ازدواج کرده و از او جدا شده است. پس از آن، مرد اول دوباره با او ازدواج کرده و این روند سه بار تکرار شده است. همچنین، زن سه شوهر مختلف را تجربه کرده است. آیا مرد اول میتواند دوباره با او ازدواج کند؟ امام فرمودند: بله، هر چقدر که بخواهد. این زن مانند زن آزاد نیست، بلکه مستأجره است و حکم او شبیه به احکام کنیزان است.
28304- 2- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یَتَمَتَّعُ مِنَ الْمَرْأَةِ الْمَرَّاتِ قَالَ لَا بَأْسَ یَتَمَتَّعُ مِنْهَا مَا شَاءَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3).
ترجمه:
أبان از برخی اصحاب خود نقل کرده است که امام صادق (ع) دربارهٔ مردی که چندین بار از زنی به صیغه بهره میبرد، فرمودند: اشکالی ندارد، هر چقدر که بخواهد میتواند از او بهره ببرد.
(4)33 بَابُ أَقْسَامِ الطَّلَاقِ الْبَائِنِ وَ أَنَّ مَا عَدَاهُ رَجْعِیٌ
ترجمه:
باب اقسام طلاق بائن و اینکه هر طلاقی غیر از آن، رجعی است.
28305- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الَّتِی لَا یَحْبَلُ مِثْلُهَا لَا عِدَّةَ عَلَیْهَا.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: زنی که امکان باردار شدن برای او وجود ندارد، عدهای بر او واجب نیست.
28306- 2- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع) (7)قَالَ: إِذَا طُلِّقَتِ الْمَرْأَةُ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا بَانَتْ بِتَطْلِیقَةٍ وَاحِدَةٍ.
ترجمه:
جمیل از برخی از اصحاب ما نقل کرده است (از امام صادق (ع)) که فرمودند: اگر زنی که با او همبستری نشده طلاق داده شود، با یک طلاق از او جدا میشود.
28307- 3- (8)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ
1) فی نسخة- تزوجها (هامش المصحة الثانیة).
2) الکافی 5- 460- 2، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 26 من أبواب المتعة.
3) تقدم فی البابین 4 و 26 من أبواب المتعة.
4) الباب 33 فیه 4 أحادیث.
5) الکافی 6- 85- 3، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 3 من أبواب العدد.
6) الکافی 6- 83- 2، و أورده فی الحدیث 5 من الباب 1 من أبواب العدد.
7) فی المصدر- عن أحدهما (علیهما السلام).
8) الکافی 6- 85- 2، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 3 من أبواب العدد.
رَوَاهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الصَّبِیَّةِ الَّتِی لَا یَحِیضُ مِثْلُهَا وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِمَا عِدَّةٌ وَ إِنْ دُخِلَ بِهِمَا.
ترجمه:
حماد بن عثمان از کسی که این روایت را از امام صادق (ع) نقل کرده، بیان میکند که دربارهٔ دختری که به سنی نرسیده که عادت ماهانه داشته باشد و زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده است، فرمودند: هیچکدام از آنها عدهای ندارند، حتی اگر با آنها همبستر شده باشد.
28308- 4- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثَلَاثٌ یَتَزَوَّجْنَ عَلَی کُلِّ حَالٍ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ إِلَی أَنْ قَالَ وَ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ ثَلَاثاً وَ الْمُخْتَلِعَةَ وَ الْمُبَارِئَةَ أَیْضاً بَوَائِنُ وَ مَا عَدَا السِّتَّ رَجْعِیٌّ (4).
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمودند: سه گروه از زنان در هر حال قابل ازدواج هستند: زنی که عادت ماهانه نشده و زنی که شرایط مشابه او را دارد و عادت ماهانه نمیشود؛ همچنین زنی که با او همبستر نشدهاند و زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده است.
میگویم: آنچه پیشتر بیان شد بر برخی از مقصود دلالت دارد و در ادامه نیز آنچه دلالت دارد بر اینکه زنی که سه بار طلاق داده شده، زن مختلعه و زن مبارئه نیز جزء طلاقهای بائن محسوب میشوند، و هر آنچه غیر از این شش مورد باشد، رجعی است.
(5)34 بَابُ کَرَاهَةِ الرَّجْعَةِ بِغَیْرِ قَصْدِ الْإِمْسَاکِ بَلْ بِقَصْدِ الطَّلَاقِ
ترجمه:
باب کراهت رجوع به زن بدون قصد نگهداری او، بلکه با قصد طلاق دادن.
28309- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَنْبَغِی لِلرَّجُلِ أَنْ یُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ یُرَاجِعَهَا وَ لَیْسَ لَهُ فِیهَا حَاجَةٌ ثُمَّ یُطَلِّقَهَا فَهَذَا الضِّرَارُ الَّذِی نَهَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْهُ إِلَّا أَنْ یُطَلِّقَ ثُمَ
1) الکافی 6- 85- 4، و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 2 من أبواب العدد، و قطعة منه فی الحدیث 6 من الباب 31 من أبواب الحیض.
2) التهذیب 8- 137- 478، و الاستبصار 3- 337- 1202.
3) تقدم فی الحدیث 9 من الباب 6 من أبواب عقد النکاح، و فی الحدیث 2 من الباب 3 من هذه الأبواب.
4) یأتی فی الأبواب 1 و 2 و 3 و 8 و 9 و 48 من أبواب العدد، و فی الحدیثین 6 و 9 من الباب 1، و فی الباب 5، و فی الحدیثین 4 و 6 من الباب 6، و فی الحدیث 4 من الباب 7، و فی الباب 12 من أبواب الخلع و المباراة، و فی الحدیث 6 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
5) الباب 34 فیه 3 أحادیث.
6) الفقیه 3- 501- 4762.
یُرَاجِعَ وَ هُوَ یَنْوِی الْإِمْسَاکَ.
ترجمه:
حسن بن زیاد از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: شایسته نیست مردی زنش را طلاق دهد و سپس بدون داشتن نیازی به او رجوع کند، و دوباره او را طلاق دهد. این همان ضرری است که خداوند عز و جل از آن نهی کرده است، مگر آنکه مرد طلاق دهد و سپس با نیت نگهداشتن زن به او رجوع کند.
28310- 2- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لا تُمْسِکُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا (2)قَالَ الرَّجُلُ یُطَلِّقُ حَتَّی إِذَا کَادَتْ أَنْ یَخْلُوَ أَجَلُهَا رَاجَعَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا یَفْعَلُ ذَلِکَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فَنَهَی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ ذَلِکَ.
الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان دربارهٔ سخن خداوند عز و جل که فرموده است «و آنان را از روی آزار نگه ندارید تا بر ایشان ستم کنید» (سوره بقره، آیه 231) پرسیدم. امام فرمودند: این دربارهٔ مردی است که همسرش را طلاق میدهد و زمانی که نزدیک است عدهٔ او تمام شود، به او رجوع میکند، سپس دوباره او را طلاق میدهد. او این کار را سه بار تکرار میکند و خداوند عز و جل از این رفتار نهی کرده است.
28311- 3- (4)وَ عَنْ زُرَارَةَ وَ حُمْرَانَ ابْنَیْ أَعْیَنَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالُوا سَأَلْنَاهُمَا عَنْ قَوْلِهِ وَ لا تُمْسِکُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا (5)قَالا هُوَ الرَّجُلُ یُطَلِّقُ الْمَرْأَةَ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً ثُمَّ یَدَعُهَا حَتَّی إِذَا کَانَ آخِرُ عِدَّتِهَا رَاجَعَهَا ثُمَّ یُطَلِّقُهَا أُخْرَی فَیَتْرُکُهَا مِثْلَ ذَلِکَ فَنَهَی اللَّهُ عَنْ ذَلِکَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ وَ عَلَی نَفْیِ التَّحْرِیمِ (6).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان دربارهٔ سخن خداوند متعال که فرموده است «و آنان را از روی آزار نگه ندارید تا بر آنان ستم کنید» (سوره بقره، آیه 231) پرسیدیم. آن دو بزرگوار فرمودند: این دربارهٔ مردی است که همسرش را یک بار طلاق میدهد و سپس او را رها میکند تا زمانی که عدهٔ او به پایان نزدیک شود، آنگاه به او رجوع میکند و دوباره او را طلاق میدهد. این رفتار را تکرار میکند و خداوند متعال از این رفتار نهی کرده است.
(7)35 بَابُ إِبَاقِ الْعَبْدِ وَ حُکْمِ مَا لَوْ رَجَعَ
ترجمه:
باب فرار برده و حکم آن در صورتی که بازگردد.
28312- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَکَمٍ الْأَعْمَی وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ جَمِیعاً عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ
ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَذِنَ لِغُلَامِهِ فِی امْرَأَةٍ حُرَّةٍ فَتَزَوَّجَهَا ثُمَّ إِنَّ الْعَبْدَ أَبَقَ مِنْ مَوَالِیهِ فَجَاءَتِ امْرَأَةُ الْعَبْدِ تَطْلُبُ نَفَقَتَهَا مِنْ مَوْلَی الْعَبْدِ فَقَالَ لَیْسَ لَهَا عَلَی مَوْلَی الْعَبْدِ نَفَقَةٌ وَ قَدْ بَانَتْ عِصْمَتُهَا مِنْهُ لِأَنَّ إِبَاقَ الْعَبْدِ طَلَاقُ امْرَأَتِهِ وَ هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْمُرْتَدِّ عَنِ الْإِسْلَامِ- قُلْتُ فَإِنْ هُوَ رَجَعَ إِلَی مَوْلَاهُ أَ تَرْجِعُ امْرَأَتُهُ إِلَیْهِ قَالَ إِنْ کَانَ قَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا مِنْهُ ثُمَّ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً غَیْرَهُ فَلَا سَبِیلَ لَهُ عَلَیْهَا وَ إِنْ کَانَتْ لَمْ تَزَوَّجْ فَهِیَ امْرَأَتُهُ عَلَی النِّکَاحِ الْأَوَّلِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ نَحْوَهُ (1).
1) التهذیب 8- 207- 731.
ترجمه:
عمار ساباطی از امام صادق (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان دربارهٔ مردی پرسیدم که به غلام خود اجازه داده بود با زنی آزاد ازدواج کند. سپس غلام از مولای خود فرار کرد و زن غلام برای مطالبه نفقهاش به مولا مراجعه کرد. امام فرمودند: زن حق نفقهای بر عهدهٔ مولای غلام ندارد و پیوند زناشویی او با غلام از بین رفته است، زیرا فرار غلام همانند طلاق زن او است و در حکم مرتد شدن از اسلام است.
پرسیدم: اگر غلام به مولای خود بازگردد، آیا زن او نیز به او بازخواهد گشت؟ امام فرمودند: اگر عدهٔ او پایان یافته و او با شوهر دیگری ازدواج کرده باشد، غلام هیچ حقی بر او ندارد؛ اما اگر با کسی ازدواج نکرده باشد، او همچنان همسر غلام است و ازدواج آنها بر اساس نکاح اولیه باقی خواهد بود.
(1)1 بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ غَیْرَ الْمَدْخُولِ بِهَا لَا عِدَّةَ عَلَیْهَا وَ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ مِنْ سَاعَتِهَا وَ لَا رَجْعَةَ لِزَوْجِهَا
ترجمه:
باب اینکه زنی که طلاق گرفته ولی با او همبستر نشدهاند، عدهای بر او واجب نیست و میتواند فوراً ازدواج کند، و شوهر سابق او نیز حق رجوع به او را ندارد.
28313- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: الْعِدَّةُ مِنَ الْمَاءِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که فرمودند: عده به دلیل وجود نطفه است.
28314- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ وَ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً بِکْراً ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا ثَلَاثَ تَطْلِیقَاتٍ کُلَّ شَهْرٍ تَطْلِیقَةً قَالَ بَانَتْ مِنْهُ فِی التَّطْلِیقَةِ الْأُولَی وَ اثْنَتَانِ فَضْلٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ یَتَزَوَّجُهَا مَتَی شَاءَتْ وَ شَاءَ بِمَهْرٍ جَدِیدٍ قِیلَ لَهُ فَلَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا إِذَا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً قَبْلَ أَنْ تَمْضِیَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ قَالَ لَا إِنَّمَا کَانَ یَکُونُ لَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا لَوْ کَانَ دَخَلَ بِهَا أَوَّلًا فَأَمَّا قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَلَا رَجْعَةَ لَهُ عَلَیْهَا قَدْ بَانَتْ مِنْهُ سَاعَةَ طَلَّقَهَا.
ترجمه:
زراره از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که دربارهٔ مردی پرسید که با زنی باکره ازدواج کرده و پیش از همبستری، او را سه بار طلاق داده است؛ هر ماه یک طلاق. امام فرمودند: او با طلاق اول از وی جدا شده است و دو طلاق بعدی اضافه بودهاند. مرد همچنان خواستگار محسوب میشود و میتواند هرگاه بخواهد و زن نیز رضایت دهد، با مهریه جدید او را دوباره به عقد خود درآورد.
پرسیدند: آیا مرد میتواند پیش از گذشت سه ماه از طلاق، به زن رجوع کند؟ امام فرمودند: خیر، او تنها در صورتی میتوانست رجوع کند که ابتدا با زن همبستر شده بود. اما اگر پیش از همبستری او را طلاق دهد، حق رجوع ندارد و زن از لحظهٔ طلاق از او جدا شده است.
28315- 3- (4)وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ
زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا إِنْ شَاءَتْ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را پیش از آنکه با او همبستر شود، یک بار طلاق دهد، او از شوهر جدا شده است و اگر بخواهد، میتواند فوراً ازدواج کند.
28316- 4- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَلَیْسَ عَلَیْهَا عِدَّةٌ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا إِنْ شَاءَتْ وَ تُبِینُهَا تَطْلِیقَةٌ وَاحِدَةٌ وَ إِنْ کَانَ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَنِصْفُ مَا فَرَضَ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را پیش از آنکه با او همبستر شود، طلاق دهد، عدهای بر عهدهٔ زن نیست و او میتواند فوراً ازدواج کند اگر بخواهد. جدایی او با یک طلاق تحقق مییابد و اگر مرد مهریهای برای او تعیین کرده باشد، نیمی از آن مهریه به او تعلق میگیرد.
28317- 5- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع) (3)قَالَ: إِذَا طُلِّقَتِ الْمَرْأَةُ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا بَانَتْ (4)بِتَطْلِیقَةٍ وَاحِدَةٍ.
ترجمه:
جمیل از برخی از اصحاب ما نقل کرده است (از امام صادق (ع)) که فرمودند: اگر زنی که با او همبستری نشده طلاق داده شود، با یک طلاق از او جدا میشود.
28318- 6- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا فَقَالَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ تَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ مِنْ سَاعَتِهَا.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان دربارهٔ مردی پرسیدم که همسرش را طلاق داده و با او همبستر نشده است. امام فرمودند: او از شوهر جدا شده است و اگر بخواهد، میتواند فوراً ازدواج کند.
28319- 7- (6)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُبَیْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ ثَابِتِ بْنِ شُرَیْحٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَطَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا
1) الکافی 6- 83- 3، و التهذیب 8- 64- 211، و الاستبصار 3- 296- 1047، و أورد قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 51 من أبواب المهور.
2) الکافی 6- 83- 2، و التهذیب 8- 64- 210، و الاستبصار 3- 296- 1046 و أورده فی الحدیث 2 من الباب 33 من أبواب أقسام الطلاق.
3) فی المصدر- عن أحدهما (علیهما السلام).
4) فی نسخة زیادة- منه" هامش المخطوط".
5) الکافی 6- 83- 1، و التهذیب 8- 64- 209.
6) الکافی 6- 84- 5.
فَلَیْسَ لَهُ عَلَیْهَا عِدَّةٌ وَ تَزَوَّجُ مَنْ شَاءَتْ مِنْ سَاعَتِهَا وَ تُبِینُهَا تَطْلِیقَةٌ وَاحِدَةٌ.
وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ وَ عُبَیْسِ بْنِ هِشَامٍ مِثْلَهُ (1)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا الْأَحَادِیثُ الثَّلَاثَةُ الَّتِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مردی زنی را به عقد خود درآورد و پیش از همبستری او را طلاق دهد، عدهای بر زن واجب نیست و میتواند فوراً با هر کسی که بخواهد ازدواج کند. جدایی او با یک طلاق تحقق مییابد.
28320- 8- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَلَهَا نِصْفُ مَهْرِهَا إِلَی أَنْ قَالَ وَ لَیْسَ لَهَا عِدَّةٌ تَتَزَوَّجُ (4)مِنْ سَاعَتِهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
ابو الصباح کنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را پیش از آنکه با او همبستر شود، طلاق دهد، نیمی از مهریه به او تعلق میگیرد. همچنین، زن نیازی به عده ندارد و میتواند فوراً ازدواج کند.
(7)2 بَابُ أَنَّ الصَّغِیرَةَ قَبْلَ بُلُوغِ التِّسْعِ سِنِینَ إِذَا طُلِّقَتْ فَلَا عِدَّةَ عَلَیْهَا وَ إِنْ کَانَ دُخِلَ بِهَا وَ لَا رَجْعَةَ لِزَوْجِهَا وَ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا
ترجمه:
باب اینکه دختر کمسن و سالی که پیش از رسیدن به سن نه سالگی طلاق داده شود، عدهای بر او واجب نیست، حتی اگر با او همبستر شده باشند. شوهر او نیز حق رجوع ندارد و او میتواند فوراً ازدواج کند.
28321- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی
1) الکافی 6- 84- 5 ذیل 5.
2) التهذیب 8- 65- 212، و الاستبصار 3- 296- 1048.
3) الفقیه 3- 505- 4773، و أورده بتمامه فی الحدیث 8 من الباب 48 من أبواب المهور.
4) فی المصدر زیادة- من شاءت.
5) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 2 من أبواب العیوب و التدلیس، و فی الحدیثین 1 و 3 من الباب 51، و فی الأحادیث 1 و 3 و 4 و 8 من الباب 54، و فی البابین 56 و 57 من أبواب المهور، و تقدم ما ینافیه فی الحدیث 4 من الباب 51 من أبواب المهور.
6) یأتی فی الحدیث 4 من الباب 2، و فی الحدیث 5 من الباب 3، و فی الحدیثین 4 و 5 من الباب 35 من هذه الأبواب.
7) الباب 2 فیه 9 أحادیث.
8) التهذیب 8- 66- 218.
عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ الَّتِی لَا یَحِیضُ مِثْلُهَا قَالَ لَیْسَ عَلَیْهَا عِدَّةٌ.
ترجمه:
حماد بن عثمان از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: دربارهٔ زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده است و زنی که به طور طبیعی عادت ماهانه نمیشود، پرسیدم. امام فرمودند: هیچکدام از آنها عدهای بر عهده ندارند.
28322- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ الصَّبِیَّةَ الَّتِی لَمْ تَبْلُغْ وَ لَا یَحْمِلُ مِثْلُهَا فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْهَا عِدَّةٌ وَ إِنْ دَخَلَ بِهَا.
ترجمه:
جمیل بن دراج از برخی از اصحاب ما از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که دربارهٔ مردی پرسیدند که دختری نابالغ و غیرقابل باروری را طلاق دهد. امام فرمودند: بر او عدهای واجب نیست، حتی اگر با او همبستر شده باشد.
28323- 3- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ الصَّبِیَّةَ الَّتِی لَمْ تَبْلُغْ وَ لَا یَحْمِلُ مِثْلُهَا وَ قَدْ کَانَ دَخَلَ بِهَا وَ الْمَرْأَةَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ ارْتَفَعَ حَیْضُهَا فَلَا یَلِدُ مِثْلُهَا قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِمَا عِدَّةٌ وَ إِنْ دَخَلَ بِهِمَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ نَحْوَهُ إِلَی قَوْلِهِ لَیْسَ عَلَیْهِمَا عِدَّةٌ (4).
وَ رَوَاهُ ابْنُ إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
جمیل بن دراج از برخی از اصحاب ما از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که دربارهٔ مردی پرسیدند که دختری نابالغ و غیرقابل باروری را طلاق دهد و همچنین زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده و دیگر امکان باروری ندارد. امام فرمودند: هیچکدام از آنها عدهای بر عهده ندارند، حتی اگر با آنها همبستر شده باشند.
28324- 4- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع ثَلَاثٌ یَتَزَوَّجْنَ عَلَی کُلِّ حَالٍ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ قَالَ قُلْتُ: وَ مَا حَدُّهَا قَالَ إِذَا أَتَی لَهَا أَقَلُّ مِنْ تِسْعِ سِنِینَ وَ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ قُلْتُ وَ مَا حَدُّهَا قَالَ إِذَا کَانَ لَهَا خَمْسُونَ سَنَةً.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمودند: سه گروه از زنان در هر حال قابل ازدواج هستند: زنی که عادت ماهانه نشده و زنی که شرایط مشابه او را دارد و عادت ماهانه نمیشود. پرسیدم: حد آن چیست؟ فرمودند: زمانی که سن او کمتر از نه سال باشد. همچنین زنی که با او همبستر نشدهاند و زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده و مانند او دیگر عادت ماهانه نمیشود. پرسیدم: حد او چیست؟ فرمودند: زمانی که سن او پنجاه سال باشد.
28325- 5- (2)قَالَ الْکُلَیْنِیُّ وَ رُوِیَ أَنَّ عَلَیْهِنَّ الْعِدَّةَ إِذَا دُخِلَ بِهِنَّ.
أَقُولُ: یَأْتِی الْوَجْهُ فِیهِ (3).
ترجمه:
مرحوم کلینی فرمودند: روایت شده که در صورت همبستری، عده بر آنان واجب است.
میگویم: وجه آن در ادامه خواهد آمد.
28326- 6- (4)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ (5)عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: عِدَّةُ الَّتِی لَمْ تَبْلُغِ الْحَیْضَ (6)ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ الَّتِی قَدْ قَعَدَتْ مِنَ الْمَحِیضِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ (7)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ (8)وَ غَیْرُهُ (9)عَلَی الْمُسْتَرَابَةِ وَ هِیَ الَّتِی لَا تَحِیضُ وَ هِیَ فِی سِنِّ مَنْ تَحِیضُ وَ کَذَلِکَ نَقَلَ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ أَنَّهُ حَمَلَ الْحَدِیثَ عَلَی
1) الکافی 6- 85- 4، و أورده فی الحدیث 4 من الباب 33 من أبواب أقسام الطلاق، و قطعة منه فی الحدیث 6 من الباب 31 من أبواب الحیض.
2) الکافی 6- 85- 5 ذیل 5.
3) یأتی فی ذیل الحدیث 6 من هذا الباب.
4) الکافی 6- 85- 5 ذیل 5.
5) کتب فی هامش المصحّحة الثانیة ما نصه- لفظة" بن زیاد" زائدة فی بعض النسخ.
6) فی المصدر- المحیض.
7) التهذیب 8- 67- 223 و التهذیب 8- 138- 481، و الاستبصار 3- 338- 1205.
8) التهذیب 8- 68- 224 ذیل 224.
9) راجع المختلف- 611.
الْمُسْتَرَابَةِ (1)وَ نَقَلَ الشَّیْخُ فِیهِ الْإِجْمَاعَ وَ هُوَ مُطَابِقٌ لِظَاهِرِ الْقُرْآنِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُ مَا تَضَمَّنَ الْعِدَّةَ هُنَا عَلَی التَّقِیَّةِ لِمُوَافَقَتِهِ لِمَذَاهِبِ الْعَامَّةِ وَ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ لِمَا مَرَّ (2).
ترجمه:
ابو بصیر نقل کرده است: عده زنی که هنوز به سن عادت ماهانه نرسیده، سه ماه است و زنی که از عادت ماهانه بازایستاده نیز سه ماه است.
میگویم: مرحوم شیخ این حکم را بر زن مسترابه تطبیق داده است، یعنی زنی که عادت ماهانه نمیشود اما در سنی است که معمولاً زنان عادت ماهانه میشوند. همینطور مرحوم کلینی از معاویه بن حکیم نقل کرده که او نیز این روایت را بر زن مسترابه حمل کرده است. مرحوم شیخ در این مسئله اجماع را نقل کرده و این حکم با ظاهر قرآن مطابق است. همچنین، میتوان آنچه در این روایت درباره عده آمده است را بر تقیه حمل کرد، زیرا با مذاهب عامه موافق است، یا بر استحباب حمل کرد، با توجه به آنچه قبلاً بیان شد.
28327- 7- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الْجَارِیَةِ الَّتِی لَمْ تُدْرِکِ الْحَیْضَ قَالَ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا بِالشُّهُورِ قِیلَ فَإِنْ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً ثُمَّ مَضَی شَهْرٌ ثُمَّ حَاضَتْ فِی الشَّهْرِ الثَّانِی قَالَ فَقَالَ إِذَا حَاضَتْ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا بِشَهْرٍ أَلْقَتْ ذَلِکَ الشَّهْرَ وَ اسْتَأْنَفَتِ الْعِدَّةَ بِالْحَیْضِ فَإِنْ مَضَی لَهَا بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا شَهْرَانِ ثُمَّ حَاضَتْ فِی الثَّالِثِ تَمَّتْ عِدَّتُهَا بِالشُّهُورِ فَإِذَا مَضَی لَهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ هِیَ تَرِثُهُ وَ یَرِثُهَا مَا کَانَتْ فِی الْعِدَّةِ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (4).
ترجمه:
ابن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ دختری که هنوز به سن عادت ماهانه نرسیده است، فرمودند: شوهرش او را با معیار ماهها طلاق میدهد. پرسیدند: اگر او را یک بار طلاق دهد و سپس یک ماه بگذرد و در ماه دوم دختر عادت ماهانه شود؟ فرمودند: اگر پس از یک ماه از طلاق عادت ماهانه شود، آن ماه را کنار میگذارد و عده را از زمان آغاز عادت ماهانه شروع میکند.
اگر پس از طلاق دو ماه بگذرد و سپس در ماه سوم عادت ماهانه شود، عدهٔ او با معیار ماهها تمام میشود. بنابراین، اگر سه ماه بگذرد، او از شوهر جدا شده است و شوهر همچون خواستگاران دیگر محسوب میشود. همچنین، تا زمانی که در عده باشد، دختر از شوهر ارث میبرد و شوهر نیز از او ارث میبرد.
28328- 8- (5)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمَرْأَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِی لَا تَطْهُرُ وَ الْجَارِیَةِ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ وَ لَمْ تُدْرِکِ الْحَیْضَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ الَّتِی (6)یَسْتَقِیمُ حَیْضُهَا ثَلَاثُ حِیَضٍ مَتَی مَا حَاضَتْهَا فَقَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ.
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ
الْحَلَبِیِّ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ ثَلَاثُ حِیَضٍ إِلَّا أَنَّهُ أَسْقَطَ قَوْلَهُ وَ لَمْ تُدْرِکِ الْحَیْضَ (1).
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَهُ (2).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: عدهٔ زنی که عادت ماهانه نمیشود، زنی که مستحاضه است و پاکی ندارد، دختری که از عادت ماهانه مأیوس شده و هنوز عادت ماهانه نداشته است، سه ماه است. و زنی که عادت ماهانهاش منظم است، سه عادت ماهانه دارد؛ به محض اینکه این عادات را سپری کند، برای ازدواج مجدد حلال میشود.
28329- 9- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الصَّیْرَفِیِّ عَنْ یَزِیدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ الْغَنَوِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ جَارِیَةٍ حَدَثَةٍ طُلِّقَتْ وَ لَمْ تَحِضْ بَعْدُ فَمَضَی لَهَا شَهْرَانِ ثُمَّ حَاضَتْ أَ تَعْتَدُّ بِالشَّهْرَیْنِ قَالَ نَعَمْ وَ تُکْمِلُ عِدَّتَهَا شَهْراً فَقُلْتُ أَ تُکْمِلُ عِدَّتَهَا بِحَیْضَةٍ قَالَ لَا بَلْ بِشَهْرٍ یَمْضِی (4)آخِرُ عِدَّتِهَا عَلَی مَا یَمْضِی (5)عَلَیْهِ أَوَّلُهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (7).
ترجمه:
هارون بن حمزه غنوی نقل کرده است که گفت: از امام صادق (ع) دربارهٔ دختری جوان که طلاق داده شده و هنوز عادت ماهانه نشده بود، پرسیدم. دو ماه از طلاق او گذشت و سپس عادت ماهانه شد. آیا این دو ماه به عنوان عده حساب میشوند؟ امام فرمودند: بله، و باید یک ماه دیگر عده را کامل کند. پرسیدم: آیا میتواند عده را با یک عادت ماهانه کامل کند؟ امام فرمودند: خیر، بلکه عده باید با گذراندن یک ماه کامل شود و پایان عده او بر همان اساسی خواهد بود که آغاز شده است.
(8)3 بَابُ أَنَّهُ لَا عِدَّةَ عَلَی الْیَائِسَةِ إِذَا طُلِّقَتْ وَ إِنْ کَانَ دُخِلَ بِهَا وَ لَا رَجْعَةَ لِزَوْجِهَا وَ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا وَ حَدُّهَا بُلُوغُ سِتِّینَ فِی الْقُرَشِیَّةِ وَ النَّبَطِیَّةِ وَ خَمْسِینَ فِی غَیْرِهِمَا
ترجمه:
باب اینکه زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده (یائسه)، اگر طلاق داده شود، حتی اگر با او همبستر شده باشند، عدهای بر او واجب نیست. شوهر او نیز حق رجوع ندارد و زن میتواند فوراً ازدواج کند. حد سن یائسگی برای زنان قریشی و نبطی شصت سال و برای سایر زنان پنجاه سال است.
28330- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ الْخَثْعَمِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ فِی الَّتِی قَدْ
یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا قَالَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا عِدَّةَ عَلَیْهَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ مِثْلَهُ (1)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
محمد بن مسلم نقل کرده است که شنیدم امام باقر (ع) دربارهٔ زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده است و شوهرش او را طلاق داده، فرمودند: او از شوهر جدا شده و عدهای بر او واجب نیست.
28331- 2- (3)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الَّتِی لَا تَحْبَلُ مِثْلُهَا لَا عِدَّةَ عَلَیْهَا.
أَقُولُ: هَذَا یَدُلُّ عَلَی حُکْمِ الصَّغِیرَةِ أَیْضاً وَ هُوَ ظَاهِرٌ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: زنی که از نظر طبیعی قابلیت بارداری ندارد، عدهای بر او واجب نیست. میگویم: این حکم همچنین بر دختر نابالغ نیز دلالت دارد و این موضوع آشکار است.
28332- 3- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ (عَمَّنْ رَوَاهُ) (5)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الصَّبِیَّةِ الَّتِی لَا یَحِیضُ مِثْلُهَا وَ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِمَا عِدَّةٌ وَ إِنْ دُخِلَ بِهِمَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
حماد بن عثمان (از کسی که آن را روایت کرده است) از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ دختری که عادت ماهانه نمیشود و زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده است، فرمودند: هیچکدام از آنها عدهای بر عهده ندارند، حتی اگر با آنها همبستر شده باشند.
28333- 4- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ رُوِیَ أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا بَلَغَتْ خَمْسِینَ سَنَةً لَمْ تَرَ حُمْرَةً إِلَّا أَنْ تَکُونَ امْرَأَةً مِنْ قُرَیْشٍ.
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین گفته است که روایت شده: زنی که به پنجاه سالگی برسد، دیگر خونریزی نخواهد داشت، مگر اینکه از زنان قریش باشد.
1) الفقیه 3- 512- 4797.
2) الکافی 6- 85- 5.
3) الکافی 6- 85- 3، و التهذیب 8- 67- 221، و الاستبصار 3- 338- 1204، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 33 من أبواب أقسام الطلاق.
4) الکافی 6- 85- 2.
5) فی الاستبصار- عن زرارة" هامش المخطوط" و التهذیب.
6) التهذیب 8- 137- 479، و الاستبصار 3- 337- 1203.
7) الفقیه 3- 514- 4805.
28334- 5- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ ثَلَاثٌ یَتَزَوَّجْنَ عَلَی کُلِّ حَالٍ الَّتِی قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ قُلْتُ وَ مَتَی تَکُونُ کَذَلِکَ قَالَ إِذَا بَلَغَتْ سِتِّینَ سَنَةً فَقَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ وَ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ قُلْتُ وَ مَتَی یَکُونُ کَذَلِکَ قَالَ مَا لَمْ تَبْلُغْ تِسْعَ سِنِینَ فَإِنَّهَا لَا تَحِیضُ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِیضُ وَ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا.
أَقُولُ: هَذَا مَخْصُوصٌ بِالْقُرَشِیَّةِ وَ النَّبَطِیَّةِ لِمَا مَرَّ (2)وَ مَا تَقَدَّمَ (3)فِی رِوَایَةِ هَذَا الْحَدِیثِ مِنْ طَرِیقِ الْکُلَیْنِیِّ مَخْصُوصٌ بِغَیْرِهِمَا وَ الظَّاهِرُ تَعَدُّدُ الرِّوَایَتَیْنِ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5)وَ تَقَدَّمَ مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ وَ أَنَّهُ مَخْصُوصٌ بِالْمُسْتَرَابَةِ (6)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی حَدِّ الْیَأْسِ فِی أَحَادِیثِ الْحَیْضِ (7).
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج نقل کرده است که شنیدم امام صادق (ع) فرمودند: سه گروه از زنان در هر حال قابل ازدواج هستند: زنی که از عادت ماهانه مأیوس شده و زنی که شرایط مشابه او را دارد و عادت ماهانه نمیشود. پرسیدم: چه زمانی به این حالت میرسند؟ فرمودند: وقتی که به سن شصت سالگی برسند، از عادت ماهانه مأیوس میشوند و مانند آنان عادت ماهانه نمیشوند. همچنین زنی که عادت ماهانه نشده و زنی که شرایط مشابه او را دارد. پرسیدم: چه زمانی به این حالت میرسند؟ فرمودند: تا زمانی که به سن نه سالگی نرسند، عادت ماهانه نخواهند شد و شرایط مشابه او را دارند. و زنی که با او همبستر نشده باشد.
میگویم: این حکم مخصوص زنان قریشی و نبطی است، همانطور که در روایت این حدیث از طریق کلینی آمده که این حکم برای غیر آنان است. همچنین به نظر میرسد که این دو روایت مختلف هستند و پیشتر مواردی آمده که نشاندهندهٔ این تفاوت است. همچنین در برخی موارد ظاهر حکم با این منافات دارد و این حکم مخصوص زن مسترابه است. پیشتر نیز آنچه نشاندهندهٔ حد یائسگی در احادیث مربوط به عادت ماهانه است، بیان شده است.
(8)4 بَابُ عِدَّةِ الْمُسْتَرَابَةِ وَ مَا أَشْبَهَهَا
ترجمه:
باب عدهٔ زن مسترابه و موارد مشابه آن
28335- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلَاءٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ: فِی الَّتِی تَحِیضُ فِی کُلِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مَرَّةً أَوْ فِی سِتَّةٍ أَوْ فِی
1) التهذیب 7- 469- 1881، و أورد قطعة منه فی الحدیث 8 من الباب 31 من أبواب الحیض.
2) مر فی الحدیث 4 من هذا الباب.
3) تقدم فی الحدیث 4 من الباب 2 من هذه الأبواب.
4) تقدم فی الحدیثین 3 و 4 من الباب 2 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی الحدیث 20 من الباب 4 من هذه الأبواب.
6) تقدم فی الحدیثین 6 و 8 من الباب 2 من هذه الأبواب.
7) تقدم فی الباب 31 من أبواب الحیض.
8) الباب 4 فیه 20 حدیثا.
9) الکافی 6- 99- 5.
سَبْعَةِ أَشْهُرٍ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِی لَمْ تَبْلُغِ الْحَیْضَ وَ الَّتِی تَحِیضُ مَرَّةً وَ یَرْتَفِعُ مَرَّةً وَ الَّتِی لَا تَطْمَعُ فِی الْوَلَدِ وَ الَّتِی قَدِ ارْتَفَعَ حَیْضُهَا وَ زَعَمَتْ أَنَّهَا لَمْ تَیْأَسْ وَ الَّتِی تَرَی الصُّفْرَةَ مِنْ حَیْضٍ لَیْسَ بِمُسْتَقِیمٍ فَذَکَرَ أَنَّ عِدَّةَ هَؤُلَاءِ کُلِّهِنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (1)وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ نَحْوَهُ (2).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که فرمودند: عدهٔ زنی که هر سه ماه یا هر شش ماه یا هر هفت ماه یک بار عادت ماهانه میشود، زن مستحاضهای که هنوز به عادت ماهانه نرسیده، زنی که یک بار عادت ماهانه میشود و یک بار نمیشود، زنی که امیدی به بارداری ندارد، زنی که عادت ماهانهاش قطع شده و ادعا میکند که مأیوس نشده است، و زنی که از عادت ماهانه صفرت رنگ (غیر عادی) میبیند، همهٔ این افراد سه ماه است.
28336- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی الْمَرْأَةِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا وَ هِیَ تَحِیضُ فِی کُلِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ حَیْضَةً فَقَالَ إِذَا انْقَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا یُحْسَبُ لَهَا لِکُلِّ شَهْرٍ حَیْضَةٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: دربارهٔ زنی که شوهرش او را طلاق میدهد در حالی که هر سه ماه یک بار عادت ماهانه میشود، فرمودند: هنگامی که سه ماه بگذرد، عدهٔ او به پایان میرسد و برای هر ماه، یک عادت ماهانه محسوب میشود.
28337- 3- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: أَیُّ الْأَمْرَیْنِ سَبَقَ إِلَیْهَا فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ لَا تَرَی فِیهَا دَماً فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ إِنْ مَرَّتْ ثَلَاثَةُ أَقْرَاءٍ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
زراره از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که فرمودند: هرکدام از این دو حالت که زودتر برای زن اتفاق بیافتد، عده او به پایان میرسد. اگر سه ماه بگذرد و در این مدت خونی نبیند، عدهاش تمام میشود. و اگر سه دوره عادت ماهانه بگذراند، باز هم عده او به پایان میرسد.
28338- 4- (7)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: إِذَا نَظَرَتْ لَمْ تَجِدِ الْأَقْرَاءَ إِلَّا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَإِذَا کَانَتْ لَا
یَسْتَقِیمُ لَهَا حَیْضٌ تَحِیضُ فِی الشَّهْرِ مِرَاراً فَإِنَّ عِدَّتَهَا عِدَّةُ الْمُسْتَحَاضَةِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ إِذَا کَانَتْ تَحِیضُ حَیْضاً مُسْتَقِیماً فَهُوَ فِی کُلِّ شَهْرٍ حَیْضَةٌ بَیْنَ کُلِّ حَیْضَتَیْنِ شَهْرٌ وَ ذَلِکَ الْقُرْءُ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی الْغَالِبِ لِمَا یَأْتِی (1).
ترجمه:
زراره نقل کرده است که اگر زنی مشاهده کند که عادت ماهانهٔ مشخصی ندارد جز در هر سه ماه، و اگر در هر ماه به دفعات متعدد عادت ماهانه شود، عدهٔ او مانند عدهٔ زن مستحاضه سه ماه خواهد بود. و اگر عادت ماهانهٔ او منظم باشد، یعنی هر ماه یک بار، بین هر دو عادت ماهانه یک ماه فاصله وجود دارد، این دوره به عنوان قرء محسوب میشود.
میگویم: این حکم بر اساس غالب موارد حمل شده است، و توضیحات بیشتری در ادامه خواهد آمد.
28339- 5- (2)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَمْرَانِ أَیُّهُمَا سَبَقَ بَانَتْ مِنْهُ الْمُطَلَّقَةُ الْمُسْتَرَابَةُ (3)إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِیضٍ لَیْسَ فِیهَا دَمٌ بَانَتْ مِنْهُ (4)وَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ حِیَضٍ لَیْسَ بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بَانَتْ بِالْحِیَضِ.
قَالَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ قَالَ جَمِیلٌ وَ تَفْسِیرُ ذَلِکَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا یَوْماً فَحَاضَتْ ثُمَّ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا یَوْماً فَحَاضَتْ ثُمَّ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا یَوْماً فَحَاضَتْ فَهَذِهِ تَعْتَدُّ بِالْحِیَضِ عَلَی هَذَا الْوَجْهِ وَ لَا تَعْتَدُّ بِالشُّهُورِ وَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِیضٍ لَمْ تَحِضْ فِیهَا فَقَدْ بَانَتْ وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ الْبَزَنْطِیِّ جَمِیعاً عَنْ جَمِیلٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ الْمُسْتَرَابَةُ الَّتِی تَسْتَرِیبُ الْحَیْضَ (6)
ترجمه:
زراره نقل کرده است که اگر زنی مشاهده کند که عادت ماهانهٔ مشخصی ندارد جز در هر سه ماه، و اگر در هر ماه به دفعات متعدد عادت ماهانه شود، عدهٔ او مانند عدهٔ زن مستحاضه سه ماه خواهد بود. و اگر عادت ماهانهٔ او منظم باشد، یعنی هر ماه یک بار، بین هر دو عادت ماهانه یک ماه فاصله وجود دارد، این دوره به عنوان قرء محسوب میشود. میگویم: این حکم بر اساس غالب موارد حمل شده است، و توضیحات بیشتری در ادامه خواهد آمد.
28340- 6- (7)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ
عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا وَلَدَتْ وَ طَهُرَتْ وَ هِیَ امْرَأَةٌ لَا تَرَی دَماً مَا دَامَتْ تُرْضِعُ مَا عِدَّتُهَا قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: هرکدام از دو حالت که زودتر اتفاق بیافتد، موجب جدایی زن مطلقه مسترابه میشود. اگر سه ماه سفید (بدون خون) بر او بگذرد، از شوهر جدا میشود. و اگر سه دورهٔ عادت ماهانه را پشت سر بگذارد، حتی اگر فاصله بین دو عادت ماهانه کمتر از سه ماه باشد، جدایی با عادت ماهانه رخ میدهد.
ابن ابی عمیر از جمیل نقل کرده است که در تفسیر این موضوع میگوید: اگر پس از سه ماه و یک روز عادت ماهانه شود و سپس این روند برای دو دوره دیگر تکرار شود، در این صورت عدهاش با عادت ماهانه به پایان میرسد و دیگر به ماهها توجهی نمیشود. اما اگر سه ماه سفید بر او بگذرد و خونی نبیند، از شوهر جدا شده است. این روایت را مرحوم شیخ نیز نقل کرده است.
28341- 7- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمَرْأَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِی لَا تَطْهُرُ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ عِدَّةُ الَّتِی تَحِیضُ وَ یَسْتَقِیمُ حَیْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ قَالَ وَسَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِ ارْتَبْتُمْ (2)مَا الرِّیبَةُ فَقَالَ مَا زَادَ عَلَی شَهْرٍ فَهُوَ رِیبَةٌ فَلْتَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ لْتَتْرُکِ الْحِیَضَ وَ مَا کَانَ فِی الشَّهْرِ لَمْ یَزِدْ فِی الْحَیْضِ عَلَی ثَلَاثِ حِیَضٍ فَعِدَّتُهَا ثَلَاثُ حِیَضٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ (3)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ نَحْوَهُ وَ اقْتَصَرَ عَلَی صَدْرِهِ (4)قَالَ الشَّیْخُ الْوَجْهُ فِیهِ أَنَّهُ إِنْ تَأَخَّرَ الدَّمُ عَنْ عَادَتِهَا أَقَلَّ مِنَ الشَّهْرِ فَلَیْسَ لِرِیبَةِ الْحَبَلِ بَلْ رُبَّمَا کَانَ لِعِلَّةٍ فَلْتَعْتَدَّ بِالْأَقْرَاءِ فَإِنْ تَأَخَّرَ الدَّمُ شَهْراً فَإِنَّهُ یَجُوزُ أَنْ یَکُونَ لِلْحَمْلِ فَتَعْتَدُّ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ مَا لَمْ تَرَ فِیهَا دَماً.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: عدهٔ زنی که عادت ماهانه نمیشود و زنی که مستحاضه است و پاک نمیشود، سه ماه است. و عدهٔ زنی که عادت ماهانه دارد و عادت ماهانهاش منظم است، سه دورهٔ عادت ماهانه (قرء) است.
حلبی گفت: از امام دربارهٔ آیهٔ «إِنِ ارْتَبْتُمْ» (طلاق: 65: 4) پرسیدم که شک و ریب به چه معناست؟ امام فرمودند: اگر تأخیر عادت ماهانه بیش از یک ماه باشد، آن شک محسوب میشود و باید سه ماه عده نگه دارد و عادت ماهانه را کنار بگذارد. اما اگر در مدت کمتر از یک ماه باشد، عدهٔ او همان سه دورهٔ عادت ماهانه خواهد بود.
این روایت را صدوق نیز با اسناد خود از حسن بن محبوب نقل کرده و فقط به بخش ابتدایی آن اشاره کرده است.
مرحوم شیخ گفته است: اگر تأخیر خون از عادت ماهانه کمتر از یک ماه باشد، این شک مربوط به بارداری نیست، بلکه ممکن است به دلیل دیگری باشد و باید عده را بر اساس قروء (دورههای عادت ماهانه) نگه دارد. اما اگر خون یک ماه کامل تأخیر داشته باشد، ممکن است نشانه بارداری باشد و باید سه ماه عده نگه دارد، مشروط بر اینکه در این مدت خونی نبیند.
28342- 8- (5)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ عَبْدٍ صَالِحٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ الَّتِی لَا تَحِیضُ وَ مِثْلُهَا
یَحْمِلُ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا قَالَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: وَ مِثْلُهَا تَحِیضُ (1)
ترجمه:
محمد بن حکیم از عبد صالح (یکی از امامان معصوم) نقل کرده است که گفت: از ایشان دربارهٔ زن جوانی که عادت ماهانه نمیشود، اما در سنی است که معمولاً میتواند باردار شود، پرسیدم. اگر شوهرش او را طلاق دهد، عدهٔ او چقدر است؟ امام فرمودند: عدهٔ او سه ماه است.
28343- 9- (2)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الَّتِی لَمْ تَحِضْ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِی لَا تَطْهُرُ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ عِدَّةُ الَّتِی تَحِیضُ وَ یَسْتَقِیمُ حَیْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ وَ الْقُرُوءُ جَمْعُ الدَّمِ بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا الْحَدِیثَانِ قَبْلَهُ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: عدهٔ زنی که عادت ماهانه نمیشود و زنی که مستحاضه است و پاک نمیشود، سه ماه است. عدهٔ زنی که عادت ماهانه میشود و عادت ماهانهاش منظم است، سه دورهٔ عادت ماهانه (قرء) است. و قرء به معنای جمع شدن خون بین دو عادت ماهانه است.
28344- 10- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الَّتِی تَحِیضُ کُلَّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مَرَّةً کَیْفَ تَعْتَدُّ قَالَ تَنْتَظِرُ مِثْلَ قُرْئِهَا الَّذِی کَانَتْ تَحِیضُ فِیهِ فِی الِاسْتِقَامَةِ فَلْتَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ لْتَزَوَّجْ إِنْ شَاءَتْ.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ فِی کُلِّ ثَلَاثِ سِنِینَ (6)
ترجمه:
ابو الصباح کنانی از امام صادق (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان دربارهٔ زنی که هر سه ماه یک بار عادت ماهانه میشود، پرسیدم که چگونه باید عده نگه دارد؟ امام فرمودند: باید مانند دورهٔ عادت ماهانهای که در حالت منظم داشت، انتظار بکشد. پس سه دورهٔ عادت ماهانه (قرء) را پشت سر بگذارد و سپس اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند.
28345- 11- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ زُرَارَةَ عَنْ
أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الَّتِی لَا تَحِیضُ إِلَّا فِی ثَلَاثِ سِنِینَ أَوْ أَرْبَعِ سِنِینَ قَالَ تَعْتَدُّ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ ثُمَّ تَزَوَّجُ (1)إِنْ شَاءَتْ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّی مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
زراره از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: از ایشان دربارهٔ زنی پرسیدم که هر سه یا چهار سال یک بار عادت ماهانه میشود. امام فرمودند: او باید سه ماه عده نگه دارد و سپس، اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند.
28346- 12- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ أَمْرَانِ أَیُّهُمَا سَبَقَ إِلَی الْمُسْتَرَابَةِ انْقَضَتْ بِهِ عِدَّتُهَا إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِیضٍ لَیْسَ فِیهَا دَمٌ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا بِالشُّهُورِ وَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثُ حِیَضٍ لَیْسَ بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا بِالْحِیَضِ.
ثُمَّ ذَکَرَ تَفْسِیرَ جَمِیلٍ کَمَا نَقَلَهُ الْکُلَیْنِیُّ وَ الصَّدُوقُ وَ قَدْ مَرَّ (4).
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: هر یک از دو حالت که برای زن مسترابه زودتر پیش بیاید، عدهاش به پایان میرسد. اگر سه ماه کامل (بدون خون) بر او بگذرد، عدهاش بر اساس ماهها پایان مییابد. و اگر سه دوره عادت ماهانه بر او بگذرد، حتی اگر فاصله بین دو عادت ماهانه کمتر از سه ماه باشد، عدهاش بر اساس عادت ماهانه پایان مییابد.
28347- 13- (5)وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی الْخِصَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ جَمِیلٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: أَمْرَانِ أَیُّهُمَا سَبَقَ إِلَیْهَا بَانَتْ بِهِ الْمُطَلَّقَةُ الْمُسْتَرَابَةُ الَّتِی تَسْتَرِیبُ الْحَیْضَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِیضٍ لَیْسَ فِیهَا دَمٌ بَانَتْ بِهَا.
ثُمَّ ذَکَرَ الْبَاقِیَ مِثْلَهُ.
ترجمه:
جمیل مشابه روایت قبلی نقل کرده است، با این تفاوت که گفت: هر کدام از دو حالت که برای زن مطلقه مسترابه (که در عادت ماهانهٔ خود مشکوک است) زودتر رخ دهد، موجب جدایی او میشود. اگر سه ماه کامل و سفید (بدون خون) بگذرد، جدایی او بر این اساس خواهد بود.
سپس سایر مطالب مشابه روایت قبلی ذکر شده است.
28348- 14- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الَّتِی لَا تَحِیضُ إِلَّا فِی کُلِّ ثَلَاثِ سِنِینَ أَوْ أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ قَالَ فَقَالَ مِثْلُ (قُرْئِهَا الَّذِی) (7)کَانَتْ
تَحِیضُ فِی اسْتِقَامَتِهَا وَ لْتَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ تَتَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: دربارهٔ زنی که فقط هر سه سال یا بیشتر از آن یک بار عادت ماهانه میشود، گفتند: مانند همان دورههایی که در حالت طبیعی و منظم (استقامت) عادت ماهانه داشت، انتظار بکشد. باید سه دورهٔ عادت ماهانه (قرء) را پشت سر بگذارد و سپس، اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند.
28349- 15- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الَّتِی لَا تَحِیضُ فِی کُلِّ ثَلَاثِ سِنِینَ إِلَّا مَرَّةً وَاحِدَةً کَیْفَ تَعْتَدُّ قَالَ تَنْتَظِرُ مِثْلَ قُرْئِهَا (2)الَّتِی کَانَتْ تَحِیضُ فِی اسْتِقَامَتِهَا وَ لْتَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ تَزَوَّجُ (3)إِنْ شَاءَتْ.
وَ عَنْهُ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
ابو الصباح نقل کرده است که از امام صادق (ع) پرسیده شد دربارهٔ زنی که هر سه سال فقط یک بار عادت ماهانه میشود، چگونه باید عده نگه دارد؟ امام فرمودند: باید به اندازهٔ همان دورهٔ عادت ماهانهای که در حالت منظم (استقامت) داشت، انتظار بکشد و سه دورهٔ عادت ماهانه (قرء) را پشت سر بگذارد. سپس اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند.
28350- 16- (5)وَ عَنْهُ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مَهْزِیَارَ عَنْ أَخِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ امْرَأَةٍ یَرْتَفِعُ حَیْضُهَا فَقَالَ ارْتِفَاعُ الطَّمْثِ ضَرْبَانِ فَسَادٌ مِنْ حَیْضٍ وَ ارْتِفَاعٌ مِنْ حَمْلٍ فَأَیُّهُمَا کَانَ فَقَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ إِذَا وَضَعَتْ أَوْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِیضٍ لَیْسَ فِیهَا دَمٌ.
ترجمه:
محمد بن حکیم نقل کرده است که گفت: از امام کاظم (ع) دربارهٔ زنی که عادت ماهانهاش قطع شده است، پرسیدم. امام فرمودند: قطع شدن عادت ماهانه دو نوع است: یکی به دلیل فساد در عادت ماهانه و دیگری به دلیل بارداری. هر کدام از این دو که باشد، زن برای ازدواج حلال میشود، یا پس از زایمان یا پس از گذشت سه ماه کامل (سفید) که در آن خونی ندیده باشد.
28351- 17- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنِ الْمُسْتَرَابَةِ مِنَ الْمَحِیضِ کَیْفَ تُطَلَّقُ قَالَ تُطَلَّقُ بِالشُّهُورِ.
ترجمه:
اسماعیل بن سعد اشعری نقل کرده است که گفت: از امام رضا (ع) دربارهٔ زن مسترابه از عادت ماهانه پرسیدم که چگونه طلاق داده میشود؟ امام فرمودند: بر اساس ماهها طلاق داده میشود.
28352- 18- (7)وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع فَقُلْتُ الْمَرْأَةُ
الَّتِی لَا تَحِیضُ مِثْلُهَا وَ لَمْ تَحِضْ کَمْ تَعْتَدُّ قَالَ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ قَالَ تَعْتَدُّ آخِرَ الْأَجَلَیْنِ تَعْتَدُّ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهَا ارْتِیَابٌ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلْحَبَلِ وَقْتاً فَلَیْسَ بَعْدَهُ ارْتِیَابٌ.
ترجمه:
محمد بن حکیم نقل کرده است که گفت: از امام کاظم (ع) پرسیدم: زنی که شبیه سنین بلوغ است اما هنوز عادت ماهانه نداشته، چقدر باید عده نگه دارد؟ امام فرمودند: سه ماه. گفتم: اگر دچار شک و ریب شود (احتمال بارداری بدهد) چه؟ امام فرمودند: باید تا پایان یکی از دو مدت انتظار بکشد؛ یعنی عده او نه ماه خواهد بود. گفتم: اگر همچنان مشکوک بود؟ امام فرمودند: شک و ریب دیگر بر او نیست، زیرا خداوند متعال برای بارداری زمانی تعیین کرده و بعد از آن دیگر شکی وجود ندارد.
28353- 19- (1)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ یَزِیدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ الْغَنَوِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمَرْأَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ إِلَّا فِی کُلِّ ثَلَاثِ سِنِینَ أَوْ أَرْبَعِ سِنِینَ أَوْ خَمْسِ سِنِینَ قَالَ تَنْتَظِرُ مِثْلَ قُرُوئِهَا الَّتِی کَانَتْ تَحِیضُ فَلْتَعْتَدَّ ثُمَّ تَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ.
ترجمه:
هارون بن حمزه غنوی از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ زنی که فقط هر سه سال، چهار سال یا پنج سال یک بار عادت ماهانه میشود، فرمودند: او باید به اندازهٔ دورههایی که قبلاً عادت ماهانه میشد، انتظار بکشد (مطابق با همان دورهها عده نگه دارد) و سپس، اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند.
28354- 20- (2)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ اللَّائِی یَئِسْنَ مِنَ الْمَحِیضِ مِنْ نِسائِکُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ (3)فَلَا تَدْرُونَ لِکِبَرٍ ارْتَفَعَ حَیْضُهُنَّ أَمْ لِعَارِضٍ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ (4)وَ هُنَّ اللَّوَاتِی أَمْثَالُهُنَّ یَحِضْنَ لِأَنَّهُنَّ لَوْ کُنَّ فِی سِنِّ مَنْ لَا تَحِیضُ لَمْ یَکُنْ لِلِارْتِیَابِ مَعْنًی قَالَ وَ هَذَا هُوَ الْمَرْوِیُّ عَنْ أَئِمَّتِنَا ع.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در تفسیر مجمع البیان در توضیح آیهٔ "وَ اللَّائِی یَئِسْنَ مِنَ الْمَحِیضِ مِنْ نِسَائِکُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ" (طلاق: 65: 4) میگوید: این آیه دربارهٔ زنانی است که به دلیل کهولت سن یا عوارضی دیگر عادت ماهانهشان قطع شده است و شما نمیدانید آیا این قطع شدن به دلیل پیری است یا به علت دیگری. عدهٔ این زنان سه ماه است. این حکم دربارهٔ زنانی است که در سنین عادت ماهانه قرار دارند. زیرا اگر آنها در سنی بودند که معمولاً عادت ماهانه نمیشوند، شک و ریب معنایی نداشت.
فضل بن حسن همچنین میگوید: این تفسیر، روایتی است که از امامان ما (ع) نقل شده است.
(7)5 بَابُ أَنَّ الْمُسْتَحَاضَةَ تَرْجِعُ إِلَی عَادَتِهَا وَ إِلَّا فَإِلَی التَّمْیِیزِ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ فَإِلَی عَادَةِ نِسَائِهَا فَإِنِ اخْتَلَفْنَ اعْتَدَّتْ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ
ترجمه:
باب آنکه زن مستحاضه به عادت خود بازمیگردد و اگر عادت مشخصی نداشت، به تمییز (تشخیص خون) رجوع میکند. در صورتی که امکان تمییز نباشد، باید مطابق با عادت زنان مشابه خود رفتار کند. و اگر عادات آنان نیز متفاوت باشد، عدهٔ او سه ماه خواهد بود.
28355- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ
مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: تَعْتَدُّ الْمُسْتَحَاضَةُ بِالدَّمِ إِذَا کَانَ فِی أَیَّامِ حَیْضِهَا أَوْ بِالشُّهُورِ إِنْ سَبَقَتْ لَهَا (1)فَإِنِ اشْتَبَهَا (2)فَلَمْ تَعْرِفْ أَیَّامَ حَیْضِهَا مِنْ غَیْرِهَا فَإِنَّ ذَلِکَ لَا یَخْفَی لِأَنَّ دَمَ الْحَیْضِ دَمٌ عَبِیطٌ حَارٌّ وَ إِنَّ دَمَ الِاسْتِحَاضَةِ دَمٌ أَصْفَرُ بَارِدٌ.
ترجمه:
محمد بن حکیم از جمیل از برخی اصحاب ما از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) نقل کرده است که فرمودند: زن مستحاضه عدهٔ خود را با خون عادت ماهانهای که در ایام عادت ماهانه باشد، نگه میدارد. یا اگر خون عادت ماهانه مشخص نبود، بر اساس ماهها عده نگه میدارد. اگر تمایز میان ایام عادت ماهانه و دیگر ایام برای او مشخص نباشد، تفاوت میان خون عادت ماهانه و خون استحاضه پوشیده نیست؛ زیرا خون عادت ماهانه، خونی تازه و گرم است، در حالی که خون استحاضه، زردرنگ و سرد است.
28356- 2- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ عِدَّةِ الْمُسْتَحَاضَةِ قَالَ تَنْظُرُ قَدْرَ أَقْرَائِهَا فَتَزِیدُ یَوْماً أَوْ تَنْقُصُ یَوْماً فَإِنْ لَمْ تَحِضْ فَلْتَنْظُرْ إِلَی بَعْضِ نِسَائِهَا فَلْتَعْتَدَّ بِأَقْرَائِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (5)وَ فِی الطَّهَارَةِ (6).
ترجمه:
محمد بن مسلم نقل کرده است که از امام باقر (ع) دربارهٔ عدهٔ زن مستحاضه پرسید. امام فرمودند: او باید به اندازهٔ دورههای عادت ماهانهٔ خود نگاه کند و ممکن است یک روز کمتر یا بیشتر باشد. اگر عادت ماهانه نداشته باشد، باید به زنان مشابه خود نگاه کند و مطابق با دورههای عادت ماهانهٔ آنها عده نگه دارد.
(7)6 بَابُ أَنَّ الْمُعْتَدَّةَ بِالْأَقْرَاءِ إِذَا حَاضَتْ مَرَّةً ثُمَّ بَلَغَتْ سِنَّ الْیَأْسِ أَتَمَّتْ عِدَّتَهَا بِشَهْرَیْنِ
ترجمه:
باب آنکه زنی که عدهاش بر اساس قروء (دورههای عادت ماهانه) است، اگر یک بار عادت ماهانه ببیند و سپس به سن یائسگی برسد، عدهٔ خود را با دو ماه دیگر کامل میکند.
28357- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ یَزِیدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ وَ قَدْ طَعَنَتْ فِی السِّنِّ فَحَاضَتْ حَیْضَةً وَاحِدَةً ثُمَ
ارْتَفَعَ حَیْضُهَا فَقَالَ تَعْتَدُّ بِالْحَیْضَةِ وَ شَهْرَیْنِ مُسْتَقْبِلَیْنِ فَإِنَّهَا قَدْ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1).
ترجمه:
هارون بن حمزه از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ زنی پرسید که طلاق داده شده است و در سن پیری قرار دارد، به طوری که فقط یک بار عادت ماهانه داشته و سپس عادت ماهانهاش قطع شده است. امام فرمودند: او باید با همان یک عادت ماهانه و دو ماه دیگر که پیش رو دارد، عدهٔ خود را کامل کند، زیرا از عادت ماهانه مأیوس شده است.
(2)7 بَابُ ثُبُوتِ الرِّیبَةِ بِتَجَاوُزِ الطُّهْرِ الشَّهْرَ
ترجمه:
باب آنکه شک و ریب (تردید در وضعیت) با گذشت مدت طهارت بیش از یک ماه ثابت میشود.
28358- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنِ ارْتَبْتُمْ (4)فَقَالَ مَا جَازَ الشَّهْرَ فَهُوَ رِیبَةٌ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ مِثْلَهُ (5)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (6)وَ فِی الْحَیْضِ (7)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (8).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان دربارهٔ سخن خدای عزوجل «إِنِ ارْتَبْتُمْ» (طلاق: 65: 4) پرسیدم. امام فرمودند: هر چیزی که بیش از یک ماه طول بکشد، شک و ریب محسوب میشود.
(9)8 بَابُ أَنَّ طَلَاقَ الْمُخْتَلِعَةِ بَائِنٌ لَا رَجْعَةَ لِزَوْجِهَا إِلَّا أَنْ تَرْجِعَ فِی الْبَذْلِ وَ عَلَیْهَا الْعِدَّةُ وَ کَذَا الْمُبَارَأَةُ
ترجمه:
باب آنکه طلاق زن مختلعه بائن است و شوهر حق رجوع به او ندارد، مگر اینکه زن از بذل (بخششی که داده است) بازگردد. همچنین، زن مختلعه موظف است عده نگه دارد. حکم مشابهی برای زن مبارئه وجود دارد.
28359- 1- (10)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
1) التهذیب 8- 121- 416، و الاستبصار 3- 325- 1156.
2) الباب 7 فیه حدیث واحد.
3) الکافی 3- 75- 2، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 9 من أبواب الحیض، و بإسناد آخر فی ذیل الحدیث 7 من الباب 4 من هذه الأبواب.
4) الطلاق 65- 4.
5) التهذیب 8- 118- 407، و الاستبصار 3- 325- 1157.
6) تقدم فی الباب 4 من هذه الأبواب.
7) تقدم فی الباب 9 من أبواب الحیض.
8) یأتی فی الباب 13 من هذه الأبواب.
9) الباب 8 فیه حدیثان.
10) الکافی 6- 141- 7، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 5 من أبواب الخلع.
أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُلْعُ وَ الْمُبَارَأَةُ تَطْلِیقَةٌ بَائِنٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: خلع و مبارئه طلاق بائن هستند، و در این حالت شوهر به عنوان یک خواستگار از سایر خواستگاران محسوب میشود.
28360- 2- (1)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُخْتَلِعَةِ قَالَ عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ تَعْتَدُّ فِی بَیْتِهَا وَ الْمُخْتَلِعَةُ بِمَنْزِلَةِ الْمُبَارِئَةِ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ وَ عَلَی أَنَّ لِزَوْجِهَا الرَّجْعَةَ إِذَا رَجَعَتْ فِی الْبَذْلِ فِی الْخُلْعِ وَ الْمُبَارَأَةِ (2).
ترجمه:
داود بن سرحان از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ زن مختلعه فرمودند: عدهٔ او مانند عدهٔ زن مطلقه است و باید عده را در خانهٔ خود بگذراند. همچنین زن مختلعه در حکم زن مبارئه است.
میگویم: دلیلی بر این مطلب وجود دارد که اگر زن در خلع یا مبارئه از بذل خود بازگردد، شوهر حق رجوع به او را خواهد داشت.
(3)9 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْحَامِلِ الْمُطَلَّقَةِ هِیَ وَضْعُ الْحَمْلِ وَ إِنْ وَضَعَتْ مِنْ سَاعَتِهَا وَ أَنَّ لِزَوْجِهَا الرَّجْعَةَ قَبْلَ الْوَضْعِ إِلَّا فِیمَا اسْتُثْنِیَ وَ أَنَّهُ لَا یَحِلُّ کَتْمُ الْمَرْأَةِ حَمْلَهَا عَنْ زَوْجِهَا
ترجمه:
باب آنکه عدهٔ زن حاملهای که طلاق داده شده است، پایان بارداری (وضع حمل) اوست، حتی اگر بلافاصله پس از طلاق وضع حمل کند. همچنین شوهر حق رجوع به او را قبل از وضع حمل دارد، مگر در مواردی که استثنا شده باشد. و پنهان کردن بارداری از شوهر برای زن جایز نیست.
28361- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِی بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن حامله یک طلاق است، و هنگامی که آنچه را در شکم دارد وضع کند، از شوهرش جدا میشود.
28362- 2- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع طَلَاقُ الْحَامِلِ (6)الْحُبْلَی وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
ابو بصیر نقل کرده است که امام صادق (ع) فرمودند: طلاق زن حامله (حبلی) یک طلاق است و مدت عدهٔ او به پایان میرسد هنگامی که بارداری خود را به دنیا آورد، که این نزدیکترین مدت (بین دو زمان) است.
28363- 3- (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ وَ عِدَّتُهَا أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ (2)
أَقُولُ: الْمُرَادُ بِهِ وَضْعُ الْحَمْلِ لِمَا مَرَّ (3)وَ وَجْهُهُ أَنَّهُ قَدْ یَکُونُ بَعْدَ الطَّلَاقِ بِلَحْظَةٍ أَوْ بِغَیْرِ فَصْلٍ فَهُوَ أَقْرَبُ مِنَ الْأَقْرَاءِ.
ترجمه:
ابو الصباح از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن حامله یک طلاق است و عدهٔ او نزدیکترین مدت از دو زمان ممکن است.
میگویم: مقصود از این عبارت وضع حمل است؛ چرا که ممکن است زایمان بلافاصله پس از طلاق، یا بدون فاصله رخ دهد و این زمان نزدیکتر از مدت قروء (دورههای عادت ماهانه) است.
28364- 4- (4)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحُبْلَی وَاحِدَةٌ فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِی بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ.
وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلٍ مِثْلَهُ (5)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
اسماعیل جعفی از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن حبلی (حامله) یک طلاق است و هنگامی که آنچه را در شکم دارد، وضع کند، از شوهرش جدا میشود.
28365- 5- (7)وَ عَنْهُمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْحُبْلَی فَقَالَ وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا.
1) الکافی 6- 81- 2، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق.
2) التهذیب 8- 70- 232، و الاستبصار 3- 298- 1054.
3) مر فی الحدیثین 1 و 2 من هذا الباب.
4) الکافی 6- 81- 3، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق.
5) الکافی 6- 81- 5 و التهذیب 8- 128- 440.
6) التهذیب 8- 70- 234، و الاستبصار 3- 298- 1056.
7) الکافی 6- 82- 7، و أورده فی الحدیث 5 من الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ وَ کَذَا الْأَوَّلُ.
ترجمه:
سماعه نقل کرده است که گفت: از امام (ع) دربارهٔ طلاق زن حامله پرسیدم. ایشان فرمودند: طلاق او یک طلاق است و مدت عدهٔ او تا زمانی است که بارداری خود را به دنیا آورد.
28366- 6- (2)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحُبْلَی وَاحِدَةٌ وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن حبلی (حامله) یک طلاق است و مدت عدهٔ او هنگامی است که بارداری خود را به دنیا آورد، که این نزدیکترین مدت (بین دو زمان) است.
28367- 7- (3)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا طُلِّقَتِ الْمَرْأَةُ وَ هِیَ حَامِلٌ فَأَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ إِنْ وَضَعَتْ مِنْ سَاعَتِهَا.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که فرمودند: اگر زنی در حالی که حامله است طلاق داده شود، مدت عدهٔ او تا زمانی است که بارداری خود را به دنیا آورد، حتی اگر بلافاصله پس از طلاق وضع حمل کند.
28368- 8- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: طَلَاقُ الْحُبْلَی وَاحِدَةٌ وَ إِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ تَضَعَ فَإِنْ وَضَعَتْ قَبْلَ أَنْ یُرَاجِعَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده است که فرمودند: طلاق زن حبلی (حامله) یک طلاق است، و اگر شوهر بخواهد میتواند پیش از وضع حمل به او رجوع کند. اما اگر زن پیش از رجوع شوهر وضع حمل کند، از شوهر جدا شده و او به عنوان یک خواستگار از سایر خواستگاران خواهد بود.
28369- 9- (5)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ (6)قَالَ هِیَ فِی الْمُطَلَّقَاتِ خَاصَّةً.
وَ هُوَ الْمَرْوِیُّ عَنْ أَئِمَّتِنَا ع.
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در تفسیر مجمع البیان در توضیح آیهٔ «وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ» (طلاق: 65: 4) میگوید: این حکم مخصوص زنان مطلقه است.
و اضافه میکند که این تفسیر از امامان ما (ع) روایت شده است.
28370- 10- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْمُقْنِعِ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ ضَرَبَ رَجُلًا تَزَوَّجَ امْرَأَةً فِی نِفَاسِهَا (8)الْحَدَّ.
1) التهذیب 8- 71- 235، و الاستبصار 3- 298- 1057.
2) الکافی 6- 82- 8، و أورده فی الحدیث 4 من الباب 27 من أبواب مقدمات الطلاق.
3) الکافی 6- 82- 11.
4) التهذیب 8- 71- 236، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق.
5) مجمع البیان 10- 307، و أورده عن التهذیبین فی الحدیث 3 من الباب 41 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
6) الطلاق 65- 4.
7) المقنع- 145.
8) فی المصدر زیادة- قبل أن تطهر.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی مَنْ وَطِئَ الْمَرْأَةَ فِی النِّفَاسِ.
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین در کتاب "المقنع" از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده است که ایشان مردی را که با زنی در دوران نفاس ازدواج کرده بود، حد زد.
میگویم: این حکم مربوط به کسی است که در دوران نفاس با زن مباشرت کرده است.
28371- 11- (1)مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ (2)قَالَ یَعْنِی لَا یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَکْتُمَ الْحَمْلَ إِذَا طُلِّقَتْ وَ هِیَ حُبْلَی وَ الزَّوْجُ لَا یَعْلَمُ بِالْحَمْلِ فَلَا یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَکْتُمَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَحَقُّ بِهَا فِی ذَلِکَ الْحَمْلِ مَا لَمْ تَضَعْ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده است که دربارهٔ آیهٔ «وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ» (بقره: 2: 228) فرمودند: یعنی جایز نیست زنی که طلاق داده شده و باردار است، بارداری خود را از شوهرش پنهان کند، بهویژه اگر شوهر از بارداری او اطلاعی نداشته باشد. پنهان کردن بارداری جایز نیست، زیرا شوهر در این بارداری تا زمانی که زن وضع حمل نکرده، حق دارد.
(5)10 بَابُ أَنَّ ذَاتَ التَّوْأَمَیْنِ تَبِینُ مِنَ الطَّلَاقِ بِوَضْعِ الْأَوَّلِ وَ لَا یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ حَتَّی تَضَعَ الْآخَرَ
ترجمه:
زنی که صاحب دو قلو است، پس از طلاق با وضع حمل اولین فرزند، عدهاش تمام میشود، اما برای او جایز نیست که ازدواج کند تا زمانی که فرزند دوم را نیز به دنیا آورد.
28372- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَمَاعَةَ (7)عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عِمْرَانَ (بْنِ شَفَا) (8)عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْبَصْرِیِّ یَعْنِی أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُبْلَی وَ کَانَ فِی بَطْنِهَا اثْنَانِ فَوَضَعَتْ وَاحِداً وَ بَقِیَ وَاحِدٌ قَالَ تَبِینُ بِالْأَوَّلِ وَ لَا تَحِلُ
1) تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 356.
2) البقرة 2- 228.
3) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 24، و فی الحدیث 2 من الباب 28 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و فی الباب 7 من أبواب النفقة، و فی الباب 27 من أبواب مقدمات الطلاق، و فی الباب 20 من أبواب أقسام الطلاق.
4) یأتی فی الأبواب 10 و 11 و 25 من هذه الأبواب.
5) الباب 10 فیه حدیثان.
6) الکافی 6- 82- 10.
7) فی نسخة- الحسن بن محمّد بن سماعة (هامش المصحّحة الثانیة).
8) فی المصدر- الشفا، و فی التهذیب- السقاء.
لِلْأَزْوَاجِ حَتَّی تَضَعَ مَا فِی بَطْنِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از عبدالرحمن بصری معروف به اباعبدالله، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که ایشان فرمودند: از ایشان در مورد مردی که همسر باردارش را طلاق داده و در شکم او دوقلو بودهاند، یکی به دنیا آمده و دیگری باقی مانده است، پرسیدم. ایشان فرمودند: با به دنیا آمدن فرزند اول، عده زن تمام میشود، اما ازدواج برای او جایز نیست تا زمانی که آنچه در شکم دارد، به دنیا آورد.
28373- 2- (2)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ قَالَ رَوَی أَصْحَابُنَا أَنَّ الْحَامِلَ إِذَا وَضَعَتْ وَاحِداً انْقَطَعَتْ عِصْمَتُهَا مِنَ الزَّوْجِ وَ لَا یَجُوزُ لَهَا أَنْ تَعْقِدَ عَلَی نَفْسِهَا لِغَیْرِهِ حَتَّی تَضَعَ الْآخَرَ.
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در کتاب مجمعالبیان گفته است که اصحاب ما روایت کردهاند: زن باردار، زمانی که یک فرزندش را به دنیا آورد، رابطهاش با شوهر قطع میشود، اما برای او جایز نیست که برای خود با دیگری ازدواج کند تا زمانی که فرزند دیگر را نیز به دنیا آورد.
(4)11 بَابُ أَنَّ الْحَامِلَ إِذَا وَضَعَتْ سِقْطاً تَامّاً أَوْ غَیْرَ تَامٍّ وَ لَوْ مُضْغَةً فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا
ترجمه:
باب زنی که باردار است، اگر سقط جنین کامل یا ناقصی داشته باشد، حتی به اندازه مضغه (جنین در مراحل ابتدایی)، عدهاش به پایان میرسد.
28374- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ هَاشِمٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُبْلَی إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا فَوَضَعَتْ سِقْطاً تَمَّ أَوْ لَمْ یَتِمَّ أَوْ وَضَعَتْهُ مُضْغَةً فَقَالَ کُلُّ شَیْءٍ یَسْتَبِینُ أَنَّهُ حَمْلٌ تَمَّ أَوْ لَمْ یَتِمَّ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ إِنْ کَانَ مُضْغَةً.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ (6)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (7)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ بِعُمُومِهِ وَ إِطْلَاقِهِ (8).
ترجمه:
از عبدالرحمن بن حجاج، از امام کاظم علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره زن بارداری که شوهرش او را طلاق داده و سقط جنینی کامل یا ناقص یا حتی به صورت مضغه داشته است، پرسیدم. ایشان فرمودند: هر چیزی که مشخص شود حاملگی بوده است، کامل یا ناقص، عدهاش به پایان میرسد، حتی اگر به صورت مضغه باشد.
(1)12 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ إِذَا کَانَتْ مُسْتَقِیمَةَ الْحَیْضِ
ترجمه:
باب زنی که طلاق گرفته است، اگر عادت ماهانهاش منظم باشد، عدهی او سه دوره پاکی است.
28375- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَنْبَغِی لِلْمُطَلَّقَةِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَحِضْ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: برای زن مطلقه شایسته نیست که بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود تا زمانی که عدهاش، سه دوره پاکی یا در صورتی که عادت ماهانه ندارد، سه ماه، به پایان برسد.
28376- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تَعْتَدُّ فِی بَیْتِهَا وَ لَا یَنْبَغِی لَهَا أَنْ تَخْرُجَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا وَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا أَنْ تَکُونَ تَحِیضُ.
ترجمه:
از محمد بن قیس، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: زن مطلقه باید در خانه خود عده نگه دارد و نباید از خانه خارج شود تا زمانی که عدهاش به پایان برسد. عده او سه دوره پاکی یا سه ماه است، مگر این که عادت ماهانه داشته باشد.
28377- 3- (4)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَکُنْ تَحِیضُ.
وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ مِثْلَهُ (5)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (7)
1) الباب 12 فیه 3 أحادیث.
2) الکافی 6- 89- 1، و التهذیب 8- 116- 402 و التهذیب 8- 130- 449، و الاستبصار 3- 333- 1184، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 18 من هذه الأبواب.
3) الکافی 6- 90- 4، و التهذیب 8- 117- 404.
4) الکافی 6- 90- 2.
5) الکافی 6- 90- 2 ذیل 2.
6) التهذیب 8- 116- 403.
7) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 12 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد، و فی الحدیثین 2 و 6 من الباب 17، و فی الحدیث 3 من الباب 47 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و فی الحدیث 13 من الباب 29، و فی الحدیث 2 من الباب 35 من أبواب مقدمات الطلاق، و فی الباب 1، و فی الحدیث 1 من الباب 2، و فی الحدیثین 7 و 16 من الباب 3، و فی الحدیث 1 من الباب 5، و فی الحدیث 4 من الباب 16، و فی الحدیث 2 من الباب 24 من أبواب أقسام الطلاق، و فی أکثر أحادیث الباب 4 من هذه الأبواب.
وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (1).
ترجمه:
از داوود بن سرحان، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: عدهی زن مطلقه، سه دوره پاکی یا در صورتی که عادت ماهانه ندارد، سه ماه است.
(2)13 بَابُ عِدَّةِ الَّتِی تَحِیضُ فِی کُلِّ شَهْرَیْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ مَرَّةً
ترجمه:
باب زنی که هر دو یا سه ماه یکبار عادت ماهانه دارد، عدهاش بر اساس تعداد سه دوره پاکی محاسبه میشود.
28378- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ شَابَّةٌ وَ هِیَ تَحِیضُ فِی کُلِّ شَهْرَیْنِ أَوْ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ حَیْضَةً وَاحِدَةً کَیْفَ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَقَالَ أَمْرُ هَذِهِ شَدِیدٌ هَذِهِ تُطَلَّقُ طَلَاقَ السُّنَّةِ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ ثُمَّ تُتْرَکُ حَتَّی تَحِیضَ ثَلَاثَ حِیَضٍ مَتَی حَاضَتْهَا فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا قُلْتُ لَهُ فَإِنْ مَضَتْ سَنَةٌ وَ لَمْ تَحِضْ فِیهَا ثَلَاثَ حِیَضٍ فَقَالَ یُتَرَبَّصُ بِهَا بَعْدَ السَّنَةِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ قَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا قُلْتُ فَإِنْ مَاتَتْ أَوْ مَاتَ زَوْجُهَا قَالَ أَیُّهُمَا مَاتَ وَرِثَ صَاحِبُهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از عمار ساباطی نقل شده است که گفته: از امام صادق علیهالسلام درباره مردی که همسر جوانی دارد که هر دو یا سه ماه یکبار عادت ماهانه میشود و یک حیض دارد، پرسیده شد: چگونه میتواند او را طلاق دهد؟ ایشان فرمودند: وضعیت این زن دشوار است. او باید طلاق بهروش سنت، یعنی یک طلاق در زمان پاکی بدون همبستری و با حضور شاهدان، دریافت کند. سپس باید منتظر بماند تا سه حیض ببیند. هرگاه این سه حیض اتفاق افتاد، عده او به پایان میرسد. گفتم: اگر یک سال بگذرد و او سه حیض نبیند، چه میشود؟ فرمودند: پس از آن یک سال، باید سه ماه منتظر بماند و سپس عده او به پایان میرسد. گفتم: اگر او یا شوهرش فوت کند، چه میشود؟ فرمودند: هرکدام از آنها که فوت کند، دیگری میراث او را تا مدت پانزده ماه دریافت خواهد کرد.
28379- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِکِ بْنِ عَطِیَّةَ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ
1) یأتی فی الحدیث 7 من الباب 18، و فی الحدیث 2 من الباب 30، و فی الحدیث 1 من الباب 38، و فی الباب 41 من هذه الأبواب، و فی الباب 2، و فی الحدیث 1 من الباب 10 من أبواب الایلاء، و فی الحدیث 7 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
2) الباب 13 فیه 3 أحادیث.
3) التهذیب 8- 119- 410، و الاستبصار 3- 322- 1148.
4) الکافی 6- 98- 1.
5) التهذیب 8- 119- 411، و الاستبصار 3- 323- 1149.
کُلَیْبٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ طَلَاقَ السُّنَّةِ وَ هِیَ مِمَّنْ تَحِیضُ فَمَضَی ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ فَلَمْ تَحِضْ إِلَّا حَیْضَةً وَاحِدَةً ثُمَّ ارْتَفَعَتْ حَیْضَتُهَا حَتَّی مَضَی ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ أُخْرَی وَ لَمْ تَدْرِ مَا رَفَعَ حَیْضَتَهَا فَقَالَ إِنْ کَانَتْ شَابَّةً مُسْتَقِیمَةَ الطَّمْثِ فَلَمْ تَطْمَثْ فِی ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ إِلَّا حَیْضَةً ثُمَّ ارْتَفَعَ طَمْثُهَا فَلَا تَدْرِی مَا رَفَعَهَا فَإِنَّهَا تَتَرَبَّصُ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا ثُمَّ تَعْتَدُّ بَعْدَ ذَلِکَ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ تَتَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ.
أَقُولُ: مَوْضُوعُ هَذَا غَیْرُ مَوْضُوعِ الَّذِی قَبْلَهُ لِأَنَّهُ قَدِ اعْتُبِرَ هُنَا ارْتِفَاعُ الْحَیْضِ بَعْدَ الْمَرَّةِ الْأُولَی وَ قَدْ عَمِلَ بِهَا الشَّیْخُ وَ جَمَاعَةٌ (1)فِی الصُّورَتَیْنِ وَ حَمَلُوا الْأَوَّلَ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ.
ترجمه:
از سوره بن کلیب نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام در مورد مردی که همسرش را با یک طلاق بر اساس سنت، در حالت پاکی بدون همبستری و با حضور شاهدان، طلاق داده و او از زنانی است که عادت ماهانه میشود، پرسیده شد. سه ماه گذشت و او تنها یک بار حیض دید و سپس حیض او قطع شد و سه ماه دیگر نیز گذشت و علت قطع حیض را نمیدانست. ایشان فرمودند: اگر او زن جوانی با عادت ماهانه منظم باشد که در سه ماه تنها یک بار حیض دیده و سپس حیض او قطع شده و علت آن مشخص نیست، باید از روز طلاق، نه ماه صبر کند. پس از آن، سه ماه دیگر عده نگه دارد و سپس اگر بخواهد، میتواند ازدواج کند.
میگویم: موضوع این مورد با مورد قبلی متفاوت است، زیرا در اینجا قطع شدن حیض پس از مرتبه اول در نظر گرفته شده است و مرحوم شیخ و گروهی در هر دو مورد بر اساس آن عمل کردهاند و مورد اول را بر استحباب حمل کردهاند.
28380- 3- (2)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی مَرْیَمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ کَیْفَ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ تَحِیضُ فِی کُلِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ حَیْضَةً وَاحِدَةً قَالَ یُطَلِّقُهَا تَطْلِیقَةً وَاحِدَةً فِی غُرَّةِ الشَّهْرِ فَإِذَا انْقَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی امْرَأَةٍ کَانَ لَهَا عَادَةٌ بِأَنْ تَحِیضَ فِی کُلِّ شَهْرٍ حَیْضَةً فَتَعْمَلُ عَلَی عَادَتِهَا وَ یَکُونُ فِی مُدَّةِ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ ثَلَاثُ حِیَضٍ لِمَا تَقَدَّمَ فِی الْمُسْتَرَابَةِ (3)انْتَهَی وَ الْأَقْرَبُ الْحَمْلُ عَلَی مُضِیِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مِنْ غَیْرِ حَیْضٍ لِمَا مَرَّ (4)
و تقدم ما یدلّ علی ذلک فی الباب 4 من هذه الأبواب.
.ترجمه:
از ابیمریم، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که در مورد مردی پرسیده شد که چگونه همسرش را طلاق دهد، در حالی که او هر سه ماه یکبار حیض میبیند. ایشان فرمودند: او را با یک طلاق در آغاز ماه طلاق دهد و زمانی که سه ماه از روز طلاق بگذرد، از او جدا میشود و آن مرد به خواستگاران دیگر میپیوندد.
میگویم: شیخ این مسئله را بر زنی که عادت ماهانهاش هر ماه یک حیض بوده است، تطبیق داده است، بهطوری که بر اساس عادت خود عمل میکند و در مدت سه ماه، سه حیض دیده میشود، همانطور که در مورد مسترابه ذکر شده است. پایان. و نظر نزدیکتر این است که این مسئله بر گذشت سه ماه بدون حیض حمل شود، همانطور که قبلاً بیان شد.
(1)14 بَابُ أَنَّ الْأَقْرَاءَ فِی الْعِدَّةِ هِیَ الْأَطْهَارُ
ترجمه:
باب"اقراء" به معنای پاکیهای او در نظر گرفته میشود.
28381- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ جَمِیعاً عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: قرء (اقراء) چیزی(پاکی) است که میان دو حیض قرار دارد.
28382- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: قرء (اقراء) چیزی است که میان دو حیض قرار دارد.
28383- 3- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْأَقْرَاءُ هِیَ الْأَطْهَارُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: اقراء همان پاکیها هستند.
28384- 4- (6)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع سَمِعْتُ رَبِیعَةَ الرَّأْیِ یَقُولُ مِنْ رَأْیِی أَنَّ الْأَقْرَاءَ الَّتِی سَمَّی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْقُرْآنِ- إِنَّمَا هُوَ الطُّهْرُ فِیمَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ فَقَالَ کَذَبَ لَمْ یَقُلْ بِرَأْیِهِ وَ لَکِنَّهُ إِنَّمَا بَلَغَهُ عَنْ عَلِیٍّ ع- فَقُلْتُ أَ کَانَ عَلِیٌّ ع یَقُولُ ذَلِکَ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّمَا
1) الباب 14 فیه 9 أحادیث.
2) الکافی 6- 89- 2، و التهذیب 8- 122- 423، و الاستبصار 3- 330- 1173، و تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 359.
3) الکافی 6- 89- 3، و التهذیب 8- 123- 424، و الاستبصار 3- 330- 1174.
4) الکافی 6- 89- 4، و تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 359.
5) التهذیب 8- 123- 425، و الاستبصار 3- 330- 1175.
6) الکافی 6- 89- 1، و فی تفسیر العیّاشیّ 1- 114- 351 نحوه و أورد قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 15، و فی الحدیث 2 من الباب 16، و قطعة منه عن العیّاشیّ و مجمع البیان فی الحدیث 19 من الباب 15 من هذه الأبواب.
الْقُرْءُ الطُّهْرُ (1)یُقْرَأُ فِیهِ الدَّمُ فَیَجْمَعُهُ فَإِذَا جَاءَ الْمَحِیضُ دَفَعَهُ (2).
ترجمه:
از زراره نقل شده است که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم، شنیدم ربیعه رأی میگوید: "به نظر من اقراء که خداوند عزوجل در قرآن نام برده است، همان پاکی میان دو حیض است." امام فرمودند: او دروغ میگوید؛ این نظر خودش نیست، بلکه از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام به او رسیده است. گفتم: آیا علی علیهالسلام چنین چیزی گفته است؟ فرمودند: بله، اقراء همان پاکی است که در آن خون جمع میشود و زمانی که حیض میآید، آن را دفع میکند.
28385- 5- (3)
و أورده بتمامه فی الحدیث 9 من الباب 4 من هذه الأبواب.
وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ (4)عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: عِدَّةُ الَّتِی تَحِیضُ وَ یَسْتَقِیمُ حَیْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ وَ الْقُرْءُ جَمْعُ الدَّمِ بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ.ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق علیهالسلام در حدیثی نقل شده است که فرمودند: عدهی زنی که عادت ماهانه دارد و حیض او منظم است، سه دوره قرء (اقراء) است و قرء به معنای جمع شدن خون میان دو حیض است.
28386- 6- (5)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ (6)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ: إِنَّمَا الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (7)وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
از موسی بن بکر، از امام باقر علیهالسلام در حدیثی نقل شده است که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: قرء (اقراء) چیزی است که میان دو حیض قرار دارد.
28387- 7- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الَّتِی تَحِیضُ وَ یَسْتَقِیمُ حَیْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ وَ هِیَ ثَلَاثُ حِیَضٍ.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ
1) فی نسخة زیادة- الذی" هامش المخطوط".
2) فی نسخة- دفقه" هامش المخطوط".
3) الکافی 6- 99- 3، و التهذیب 8- 117- 406.
4) فی المصدر زیادة- عن عبد الکریم.
5) الکافی 6- 88- 9، و أورد صدره فی الحدیث 4 من الباب 15، و ذیله فی الحدیث 3 من الباب 16 من هذه الأبواب.
6) فی المصدر زیادة- عن زرارة و انظر الحدیثین 4 من الباب 15 و 3 من الباب 16 من هذه الأبواب.
7) التهذیب 8- 123- 429، و الاستبصار 3- 327- 1166.
8) التهذیب 8- 126- 434، و الاستبصار 3- 330- 1171، و تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 353.
عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ مِثْلَهُ (1)أَقُولُ: حَمَلَهُمَا الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ قَالَ عَلَی أَنَّ قَوْلَهُ ثَلَاثُ حِیَضٍ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ مُرَادُهُ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَیَکُونُ قَدْ مَضَی لَهَا ثَلَاثَةُ حِیَضٍ وَ لَیْسَ فِیهِ أَنَّهَا تَسْتَوْفِی الْحَیْضَةَ الثَّالِثَةَ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: عدهی زنی که عادت ماهانه دارد و حیض او منظم است، سه دوره قرء (اقراء) است که همان سه حیض محسوب میشود.
میگویم: مرحوم شیخ این مسئله را بر اساس تقیه حمل کرده است. او گفته است که تعبیر سه حیض ممکن است به این معنا باشد که وقتی زن خون حیض سوم را میبیند، سه حیض برای او سپری شده است و نیازی نیست که حیض سوم به طور کامل تمام شود.
28388- 8- (2)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ کَمْ عِدَّتُهَا فَقَالَ ثَلَاثُ حِیَضٍ تَعْتَدُّ أَوَّلَ تَطْلِیقَةٍ.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ (3)
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (4).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش موسی بن جعفر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره مدت عدهی زن مطلقه پرسیدم، ایشان فرمودند: سه حیض است که از اولین طلاق شروع میشود.
28389- 9- (5)الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ زُرَارَةَ (6)قَالا قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ.
وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (7)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (8).
ترجمه:
عیاشی در تفسیر خود از محمد بن مسلم و زراره نقل کرده است که گفتند: امام باقر علیهالسلام فرمودند: قرء (اقراء) چیزی است که میان دو حیض قرار دارد.
(9)15 بَابُ أَنَّ الْمُعْتَدَّةَ بِالْأَقْرَاءِ تَخْرُجُ مِنَ الْعِدَّةِ إِذَا دَخَلَتْ فِی الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ إِنْ تَأَخَّرَ الْحَیْضُ الْأَوَّلُ عَنِ الطَّلَاقِ وَ لَوْ یَسِیراً
ترجمه:
باب زنی که عدهاش بر اساس اقراء محاسبه میشود، زمانی از عده خارج میشود که وارد حیض سوم شود، حتی اگر حیض اول کمی بعد از طلاق شروع شده باشد.
28390- 1- (10)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
1) التهذیب 8- 126- 435، و الاستبصار 3- 330- 1172.
2) قرب الأسناد- 110 و عنه فی البحار 104- 183- 6.
3) مسائل علی بن جعفر- 194- 409.
4) تقدم فی ذیل الحدیث 7 من هذا الباب.
5) تفسیر العیّاشیّ 1- 114- 350.
6) فی المصدر المطبوع- عن زرارة.
7) تقدم فی الأحادیث 3 و 4 و 7 و 9 و 10 و 14 و 15 من الباب 4 من هذه الأبواب.
8) یأتی فی الأحادیث 4 و 10 و 15 و 19 من الباب 15 من هذه الأبواب.
9) الباب 15 فیه 20 حدیثا.
10) الکافی 6- 86- 1، و التهذیب 8- 123- 426، و الاستبصار 3- 327- 1163، و فی تفسیر العیّاشیّ 1- 114- 351 نحوه، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 16، و صدره فی الحدیث 4 من الباب 14، و ذیله أیضا فی الحدیث 3 من الباب 16 من هذه الأبواب.
أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ عَدْلَیْنِ فَقَالَ إِذَا دَخَلَتْ فِی الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ إِنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ یَرْوُونَ عَنْ عَلِیٍّ ع- أَنَّهُ قَالَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَغْتَسِلْ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَالَ فَقَدْ کَذَبُوا.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: به ایشان عرض کردم: "خدا شما را اصلاح کند، مردی همسرش را در حالت پاکی، بدون همبستری و با شهادت دو شاهد عادل طلاق داده است." امام فرمودند: "زمانی که زن وارد حیض سوم شود، عدهاش تمام شده و ازدواج با دیگران برای او جایز میشود." عرض کردم: "خدا شما را اصلاح کند، اهل عراق نقل میکنند که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: «شوهر تا زمانی که زن از حیض سوم غسل نکرده باشد، به بازگشت به او سزاوارتر است.»" امام فرمودند: "آنها دروغ میگویند."
28391- 2- (1)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ قَالَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَقَعْ فِی الدَّمِ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ.
ترجمه:
از اسماعیل جعفی، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: به ایشان عرض کردم: مردی که همسرش را طلاق داده است، چه حکمی دارد؟ ایشان فرمودند: تا زمانی که زن وارد خونریزی حیض سوم نشده باشد، مرد به بازگشت به او سزاوارتر است.
28392- 3- (2)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تَرِثُ وَ تُورَثُ حَتَّی تَرَی الدَّمَ الثَّالِثَ فَإِذَا رَأَتْهُ فَقَدِ انْقَطَعَ.
ترجمه:
از زراره، از یکی از آن دو امام علیهماالسلام نقل شده است که فرمودند: زن مطلقه ارث میبرد و ارث میدهد تا زمانی که خون حیض سوم را ببیند، و وقتی آن را دید، رابطه ارثبری قطع میشود.
28393- 4- (3)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع إِنِّی سَمِعْتُ رَبِیعَةَ الرَّأْیِ یَقُولُ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ بَانَتْ مِنْهُ وَ إِنَّمَا الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ وَ زَعَمَ أَنَّهُ أَخَذَ ذَلِکَ بِرَأْیِهِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع کَذَبَ لَعَمْرِی مَا قَالَ ذَلِکَ بِرَأْیِهِ وَ لَکِنَّهُ أَخَذَهُ عَنْ عَلِیٍ
1) الکافی 6- 87- 4، و التهذیب 8- 123- 427، و الاستبصار 3- 327- 1164.
2) الکافی 6- 87- 5، و التهذیب 8- 123- 428، و الاستبصار 3- 327- 1165، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
3) الکافی 6- 88- 9، و التهذیب 8- 123- 429، و الاستبصار 3- 327- 1166، و أورد قطعة منه فی الحدیث 6 من الباب 14، و ذیله فی الحدیث 3 من الباب 16 من هذه الأبواب.
ع قَالَ قُلْتُ لَهُ وَ مَا قَالَ فِیهَا عَلِیٌّ ع- قَالَ کَانَ یَقُولُ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ لَا سَبِیلَ لَهُ عَلَیْهَا وَ إِنَّمَا الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ (1)الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از زراره نقل شده است که گفت: به امام باقر علیهالسلام عرض کردم: "شنیدهام که ربیعه رأی میگوید: وقتی زن خون حیض سوم را ببیند، از شوهر جدا میشود و قرء (اقراء) همان چیزی است که میان دو حیض قرار دارد، و او مدعی است که این نظر خودش است." امام فرمودند: "به جانم قسم که دروغ میگوید؛ این نظر خودش نیست، بلکه آن را از علی علیهالسلام گرفته است." گفتم: "امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در این باره چه گفتهاند؟" ایشان فرمودند: "علی علیهالسلام میفرمود: وقتی زن خون حیض سوم را ببیند، عدهاش پایان یافته است و شوهر دیگر حقی بر او ندارد. و قرء همان چیزی است که میان دو حیض قرار دارد."
28394- 5- (2)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا مَتَی تَکُونُ أَمْلَکَ بِنَفْسِهَا قَالَ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَهِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از عبدالرحمن بن ابی عبدالله نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زنی که شوهرش او را طلاق داده است، پرسیدم که چه زمانی مالک اختیار خود میشود؟ ایشان فرمودند: زمانی که خون حیض سوم را ببیند، مالک اختیار خود خواهد شد.
28395- 6- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَظُنُّهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ أَوْ عَلِیَّ بْنَ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ مَتَی تَبِینُ مِنْهُ قَالَ حِینَ یَطْلُعُ الدَّمُ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ تَمْلِکُ نَفْسَهَا الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ (4)
وَ کَذَا جُمْلَةٌ مِنَ الْأَحَادِیثِ السَّابِقَةِ وَ الْآتِیَةِ فِی هَذِهِ الْأَبْوَابِ وَ غَیْرِهَا وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که همسرش را طلاق داده است، پرسیدم که چه زمانی زن از او جدا میشود؟ ایشان فرمودند: زمانی که خون حیض سوم ظاهر شود، زن مالک اختیار خود میشود.
28396- 7- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ جَمِیعاً عَنْ جَمِیلِ بْنِ
1) فیه- أن العمل بالروایة لیس من قسم الرأی و هو معلوم و إن نازع فیه بعضهم الآن." منه قده".
2) الکافی 6- 88- 10، و التهذیب 8- 124- 430، و الاستبصار 3- 328- 1167 و تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 358 و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 17 من هذه الأبواب.
3) الکافی 6- 88- 11، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 16 من هذه الأبواب.
4) تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 355 و تکرر فی الحدیث 20 من نفس الباب.
5) التهذیب 8- 124- 431، و الاستبصار 3- 328- 1168.
6) الکافی 6- 87- 2.
دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: زن مطلقه، زمانی که خون حیض سوم را ببیند، از شوهر خود جدا میشود.
28397- 8- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ وَ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ جَمِیعاً عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تَبِینُ مِنْ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ قَالَ قُلْتُ: بَلَغَنِی أَنَّ رَبِیعَةَ الرَّأْیِ- قَالَ مِنْ رَأْیِی أَنَّهَا تَبِینُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ فَقَالَ کَذَبَ مَا هُوَ مِنْ رَأْیِهِ إِنَّمَا هُوَ شَیْءٌ بَلَغَهُ عَنْ عَلِیٍّ ع.
ترجمه:
از زراره، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: زن مطلقه از اولین قطره خون حیض سوم جدا میشود. زراره گفت: به ایشان عرض کردم که شنیدهام ربیعه رأی میگوید: «به نظر من، زن از اولین قطره خون جدا میشود.» امام فرمودند: «دروغ میگوید؛ این نظر او نیست، بلکه چیزی است که از علی علیهالسلام به او رسیده است.»
28398- 9- (2)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ وَ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ وَ جَمِیلٍ کُلِّهِمْ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: أَوَّلُ دَمٍ رَأَتْهُ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.
وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: اولین خون حیض سوم که زن ببیند، از شوهر خود جدا میشود.
28399- 10- (4)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الْمُطَلَّقَةُ تَبِینُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الدَّمِ فِی الْقُرْءِ الْأَخِیرِ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: شنیدم ایشان میفرمودند: زن مطلقه با دیدن اولین قطره خون در قرء (پاکی) آخر از شوهر جدا میشود.
28400- 11- (5)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ قَالَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَقَعْ فِی الدَّمِ الثَّالِثِ.
ترجمه:
از اسماعیل جعفی، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: مردی که همسرش را طلاق داده است، تا زمانی که زن وارد خونریزی حیض سوم نشده باشد، به بازگشت به او سزاوارتر است.
28401- 12- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِیهِ قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ ع إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا مَا لَمْ تَغْتَسِلْ مِنَ الثَّالِثَةِ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ لِمَا مَضَی (2)وَ یَأْتِی (3).
ترجمه:
از عبدالله بن میمون، از امام صادق علیهالسلام، از پدرشان نقل شده است که فرمودند: امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: "اگر مردی زنش را طلاق دهد، او تا زمانی که از حیض سوم غسل نکرده باشد، به او سزاوارتر است."
میگویم: مرحوم شیخ این موضوع را بر اساس تقیه حمل کرده است، همانطور که پیشتر بیان شد.
28402- 13- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَی عُمَرَ تَسْأَلُهُ عَنْ طَلَاقِهَا فَقَالَ اذْهَبِی إِلَی هَذَا فَاسْأَلِیهِ یَعْنِی عَلِیّاً ع فَقَالَتْ لِعَلِیٍّ ع- إِنَّ زَوْجِی طَلَّقَنِی قَالَ غَسَلْتِ فَرْجَکِ فَرَجَعَتْ إِلَی عُمَرَ فَقَالَتْ أَرْسَلْتَنِی إِلَی رَجُلٍ یَلْعَبُ فَرَدَّهَا إِلَیْهِ مَرَّتَیْنِ کُلَّ ذَلِکَ تَرْجِعُ فَتَقُولُ یَلْعَبُ قَالَ فَقَالَ لَهَا انْطَلِقِی إِلَیْهِ فَإِنَّهُ أَعْلَمُنَا قَالَ فَقَالَ لَهَا عَلِیٌّ ع- غَسَلْتِ فَرْجَکِ قَالَتْ لَا قَالَ فَزَوْجُکِ أَحَقُّ بِبُضْعِکِ مَا لَمْ تَغْسِلِی فَرْجَکِ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ فِی الْفَتْوَی أَوْ فِی الرِّوَایَةِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ بِالنِّسْبَةِ إِلَی الْمَرْأَةِ بِمَعْنَی أَنَّهُ یُسْتَحَبُّ لَهَا تَرْکُ التَّزْوِیجِ إِلَی أَنْ تَغْتَسِلَ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی إِرَادَةِ أَوَّلِ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ لَا آخِرِهَا لِأَنَّ غَسْلَ الْفَرْجِ غَیْرُ غُسْلِ الْحَیْضِ فَکَأَنَّهُ قَالَ لَهَا هَلْ رَأَیْتِ دَماً مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ تَحْتَاجِینَ مَعَهُ إِلَی غَسْلِ الْفَرْجِ مِنْهُ لِلتَّنْظِیفِ أَوْ حَالَ الِاسْتِنْجَاءِ.
ترجمه:
از اسحاق بن عمار، از کسی که آن را از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است، آمده که فرمودند: زنی نزد عمر آمد تا درباره طلاقش سؤال کند. عمر به او گفت: "برو و از این شخص، یعنی علی علیهالسلام، بپرس." زن نزد علی علیهالسلام آمد و گفت: "شوهرم مرا طلاق داده است." علی علیهالسلام فرمودند: "آیا خود را شستهای؟" زن به عمر بازگشت و گفت: "مرا نزد کسی فرستادی که شوخی میکند!" عمر دوباره او را به علی علیهالسلام ارجاع داد، و این کار دو مرتبه تکرار شد. هر بار زن باز میگشت و میگفت: "او شوخی میکند!" عمر به او گفت: "به نزد او برو، زیرا او داناترین ماست." سپس علی علیهالسلام به او فرمودند: "آیا خود را شستهای؟" زن پاسخ داد: "نه." علی علیهالسلام فرمودند: "تا زمانی که خود را نشسته باشی، شوهرت نسبت به تو سزاوارتر است."
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را بر اساس تقیه در فتوا یا روایت حمل کرده است. همچنین میتوان آن را بر استحباب برای زن حمل کرد، به این معنا که برای او مستحب است تا زمانی که غسل نکرده، ازدواج نکند. احتمال دیگری این است که این روایت به ابتدای حیض سوم اشاره دارد و نه انتهای آن، زیرا غسل فرج متفاوت از غسل حیض است. گویی به او گفته شده: "آیا خونی از حیض سوم دیدهای که نیاز به شستن فرج برای نظافت یا هنگام استنجاء داشته باشی؟"
28403- 14- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ
الْمُطَلَّقَةِ حِینَ تَحِیضُ لِصَاحِبِهَا عَلَیْهَا رَجْعَةٌ قَالَ نَعَمْ حَتَّی تَطْهُرَ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی الْحَیْضَةِ الْأُولَی وَ الثَّانِیَةِ دُونَ الثَّالِثَةِ یَعْنِی أَنَّ لَهُ الرُّجُوعَ فِی الْحَیْضِ کَمَا لَهُ الرُّجُوعُ فِی الطُّهْرِ.
ترجمه:
از رفاعه، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره زن مطلقهای که در حالت حیض است پرسیدم که آیا شوهر حق بازگشت به او را دارد؟ فرمودند: "بله، تا زمانی که زن پاک شود."
میگویم: مرحوم شیخ این موضوع را به حیض اول و دوم محدود کرده است، نه سوم، به این معنا که مرد همانگونه که در حالت طهر (پاکی) حق بازگشت دارد، در حالت حیض نیز این حق را دارد.
28404- 15- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ (2)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِیقَةً عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ یَدَعُهَا حَتَّی تَدْخُلَ فِی قُرْئِهَا الثَّالِثِ وَ یَحْضُرَ غُسْلُهَا ثُمَّ یُرَاجِعُهَا وَ یُشْهِدُ عَلَی رَجْعَتِهَا قَالَ هُوَ أَمْلَکُ بِهَا مَا لَمْ تَحِلَّ لَهَا الصَّلَاةُ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (3).
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: اگر مردی همسرش را در حالت طهر (پاکی)، بدون همبستری، طلاق دهد و او را رها کند تا وارد قرء سوم شود و زمان غسل او فرا رسد، سپس مرد او را بازگرداند و شاهدانی بر این بازگشت بیاورد، آن مرد همچنان بر او سزاوارتر است، تا زمانی که نماز بر زن جایز نشده باشد.
28405- 16- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: هِیَ تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا کَانَ لَهُ الرَّجْعَةُ بَیْنَ التَّطْلِیقَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ حَتَّی تَغْتَسِلَ.
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ أَنَّ الشَّیْخَ حَمَلَهُ عَلَی التَّقِیَّةِ (5).
ترجمه:
از حسن بن زیاد، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "زن تا زمانی که مرد حق رجوع به او را دارد، بین دو طلاق اول، ارث میبرد و ارث میدهد تا وقتی که غسل کند."
میگویم: پیشتر بیان شد که مرحوم شیخ این موضوع را بر اساس تقیه حمل کرده است.
28406- 17- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ تَطْلِیقَةً أَوِ اثْنَتَیْنِ ثُمَّ یَتْرُکُهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا مَا حَالُهَا قَالَ إِذَا تَرَکَهَا عَلَی أَنَّهُ لَا یُرِیدُهَا بَانَتْ مِنْهُ وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ وَ إِنْ تَرَکَهَا عَلَی أَنَّهُ یُرِیدُ مُرَاجَعَتَهَا ثُمَّ مَضَی
لِذَلِکَ سَنَةٌ فَهُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا.
وَ رَوَاهُ الْحِمْیَرِیُّ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش موسی بن جعفر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی پرسیدم که زن خود را یک یا دو بار طلاق داده و سپس او را رها کرده تا عدهاش تمام شود. حال زن چیست؟ فرمودند: "اگر مرد او را رها کند با این نیت که دیگر او را نمیخواهد، زن از او جدا میشود و برای مرد حلال نمیشود مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند. اما اگر او را رها کند با این نیت که میخواهد به او بازگردد و یک سال بگذرد، در این صورت، مرد نسبت به بازگشت به او سزاوارتر است."
28407- 18- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: ثُمَّ تَرَکَهَا سِتَّةَ أَشْهُرٍ فَلَا بَأْسَ أَنْ یُرَاجِعَهَا الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: ذَکَرَ الشَّیْخُ أَنَّ الْخَبَرَیْنِ مَتْرُوکَانِ بِإِجْمَاعِ الْأُمَّةِ عَلَی أَنَّهُ لَا یَجُوزُ الرُّجُوعُ بَعْدَ الْعِدَّةِ انْتَهَی وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الرُّجُوعِ بِعَقْدٍ جَدِیدٍ أَوْ عَلَی الْمُسْتَرَابَةِ لِمَا مَرَّ (3)وَ یَنْبَغِی حَمْلُ عَدَمِ إِرَادَةِ الْمُرَاجَعَةِ عَلَی الطَّلَاقِ ثَلَاثاً وَ إِرَادَتِهَا عَلَی مَا دُونَهَا وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ أَیْضاً (4).
ترجمه:
از عمار الساباطی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که مشابه حدیث پیشین است، با این تفاوت که فرمودند: "سپس او را شش ماه رها کند، اشکالی ندارد که به او بازگردد."
میگویم: مرحوم شیخ بیان کرده است که این دو روایت به دلیل اجماع امت بر اینکه بازگشت پس از اتمام عده جایز نیست، متروک هستند. همچنین احتمال دارد که این روایات به بازگشت با عقد جدید یا به موارد مشکوک اشاره داشته باشند. باید عدم ارادهی بازگشت را بر سه طلاق حمل کرد و ارادهی بازگشت را بر کمتر از سه طلاق، که پیشتر نیز به چنین مفهومی اشاره شده است.
28408- 19- (5)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ یَقُولُ إِنَّمَا الْقُرْءُ الطُّهْرُ تُقْرَأُ فِیهِ الدَّمُ فَتَجْمَعُهُ فَإِذَا جَاءَ الْحَیْضُ قَذَفَتْهُ قُلْتُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَاهِراً مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ عَدْلَیْنِ قَالَ إِذَا دَخَلَتْ فِی الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ قُلْتُ إِنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ یَرْوُونَ عَنْ عَلِیٍّ ع- أَنَّهُ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَغْتَسِلْ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَالَ کَذَبُوا.
الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ (1)وَ کَذَا جُمْلَةٌ مِنَ الْأَحَادِیثِ السَّابِقَةِ وَ الْآتِیَةِ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام میفرمودند: "قرء همان طهری است که در آن خون جمع میشود و وقتی حیض میآید، آن را دفع میکند."
گفتم: مردی همسرش را در حالت طهر، بدون همبستری، با شهادت دو شاهد عادل طلاق داده است. امام فرمودند: "وقتی زن وارد حیض سوم شود، عده او تمام شده و ازدواج با دیگران برای او جایز است."
گفتم: اهل عراق نقل میکنند که امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: "شوهر تا زمانی که زن از حیض سوم غسل نکرده باشد، به بازگشت به او سزاوارتر است." امام فرمودند: "دروغ میگویند."
28409- 20- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ مَتَی تَبِینُ مِنْهُ قَالَ إِذَا طَلَعَ الدَّمُ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ.
وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4)وَ هَذِهِ الْأَحَادِیثُ مَبْنِیَّةٌ عَلَی الْغَالِبِ مِنْ تَأَخُّرِ الْحَیْضِ الْأَوَّلِ عَنِ الطَّلَاقِ وَ لَوْ یَسِیراً فَلَوِ اتَّفَقَ حُصُولُ الْحَیْضِ بَعْدَ الطَّلَاقِ بِغَیْرِ فَصْلٍ لَمْ تَخْرُجْ مِنَ الْعِدَّةِ بِرُؤْیَةِ الدَّمِ الثَّالِثِ لِمَا تَقَدَّمَ مِنْ أَنَّ الْعِدَّةَ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ وَ أَنَّ الْأَقْرَاءَ هِیَ الْأَطْهَارُ (5)أَشَارَ إِلَی ذَلِکَ الشَّیْخَانِ (6)وَ غَیْرُهُمَا (7)وَ لِأَجْلِ نُدُورِ هَذَا الْفَرْضِ وَقَعَ الْإِطْلَاقُ فِی هَذِهِ الْأَحَادِیثِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده است که گفت: از امام باقر علیهالسلام پرسیدم: مردی که همسرش را طلاق داده است، چه زمانی زن از او جدا میشود؟ امام فرمودند: "زمانی که خون حیض سوم ظاهر شود."
این احادیث بر اساس حالت غالب بیان شدهاند، یعنی تأخیر حیض اول از طلاق، حتی اگر اندک باشد. اگر حیض بلافاصله پس از طلاق بدون فاصله اتفاق بیفتد، زن با دیدن خون حیض سوم از عده خارج نمیشود، زیرا پیشتر بیان شد که عده شامل سه قرء است و اقراء همان اطهار (پاکیها) هستند. شیخان و دیگران به این موضوع اشاره کردهاند. به دلیل کمیاب بودن این حالت، در این احادیث به صورت مطلق بیان شده است. و خدا داناتر است.
(8)16 بَابُ أَنَّ الْمُعْتَدَّةَ بِالْأَقْرَاءِ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ فِی أَوَّلِ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ جَازَ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ عَلَی کَرَاهِیَةٍ وَ لَمْ یَجُزْ لَهَا أَنْ تُمَکِّنَ مِنْ نَفْسِهَا حَتَّی تَطْهُرَ
ترجمه:
باب زنی که عدهی خود را بر اساس اقراء میگذراند، اگر در آغاز حیض سوم خون را ببیند، ازدواج با او جایز است، اما با کراهت. با این حال، اجازه ندارد که خود را در اختیار همسر جدید قرار دهد تا زمانی که پاک شود.
28410- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَظُنُّهُ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ أَوْ عَلِیَّ بْنَ
1) تفسیر العیّاشیّ 1- 114- 351.
2) تفسیر العیّاشیّ 1- 115- 355، و أورده فی ذیل الحدیث 6 من هذا الباب.
3) تقدم فی الباب 1 من أبواب أقسام الطلاق.
4) یأتی فی الباب 16 من هذه الأبواب، و فی الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
5) تقدم فی البابین 12 و 14 من هذه الأبواب.
6) راجع التهذیب 8- 116- الباب 6، و المقنعة- 82.
7) راجع الشرائع 3- 34، و القواعد 2- 68.
8) الباب 16 فیه 3 أحادیث.
9) الکافی 6- 88- 11، و أورد صدره فی الحدیث 6 من الباب 15 من هذه الأبواب.
الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ مَتَی تَبِینُ مِنْهُ قَالَ حِینَ یَطْلُعُ الدَّمُ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ تَمْلِکُ نَفْسَهَا قُلْتُ فَلَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ فِی تِلْکَ الْحَالِ قَالَ نَعَمْ وَ لَکِنْ لَا تُمَکِّنُ نَفْسَهَا حَتَّی تَطْهُرَ مِنَ الدَّمِ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره مردی که همسرش را طلاق داده است، پرسیدم که چه زمانی زن از او جدا میشود؟ امام فرمودند: "زمانی که خون حیض سوم ظاهر شود، زن مالک اختیار خود میشود."
پرسیدم: "آیا او میتواند در همان حالت ازدواج کند؟" فرمودند: "بله، اما اجازه ندارد که خود را در اختیار همسر جدید قرار دهد تا زمانی که از خون پاک شود."
28411- 2- (1)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: إِذَا دَخَلَتْ فِی الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که در حدیثی فرمودند: "وقتی زن وارد حیض سوم شود، عدهاش تمام شده و ازدواج با دیگران برای او جایز میشود."
28412- 3- (2)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ لَا سَبِیلَ لَهُ عَلَیْهَا وَ إِنَّمَا الْقُرْءُ مَا بَیْنَ الْحَیْضَتَیْنِ وَ لَیْسَ لَهَا أَنْ تَزَوَّجَ (3)حَتَّی تَغْتَسِلَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ (4)عَلَی الْکَرَاهَةِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی عَدَمِ جَوَازِ تَمْکِینِ الزَّوْجِ مِنَ الْوَطْءِ فِی الْفَرْجِ وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ (5)وَ تَقَدَّمَ أَیْضاً مَا یَدُلُّ عَلَی کَرَاهَةِ الْوَطْءِ بَعْدَ الطُّهْرِ وَ قَبْلَ الْغُسْلِ فِی النِّفَاسِ (6).
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که در حدیثی بیان شده امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فرمودند: "اگر زن خون حیض سوم را ببیند، عده او تمام شده و شوهر دیگر حقی بر او ندارد. قرء همان چیزی است که میان دو حیض قرار دارد، و زن اجازه ندارد که ازدواج کند تا زمانی که از حیض سوم غسل کند."
میگویم: مرحوم شیخ این موضوع را بر اساس کراهت حمل کرده است. همچنین میتوان آن را بر عدم جواز نزدیکی شوهر جدید در فرج حمل کرد. پیشتر توضیحاتی ارائه شده که این موضوع را روشن میکند. همچنین به کراهت نزدیکی بعد از طهر و پیش از غسل در نفاس نیز اشاره شده است.
1) الکافی 6- 86- 1، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 15 من هذه الأبواب.
2) الکافی 6- 88- 9، و تفسیر العیّاشیّ 1- 114- 352، و التهذیب 8- 124- 429، و الاستبصار 3- 327- 1166، و أورد قطعاته فی الحدیثین 4 و 6 من الباب 14 و فی الحدیثین 1 و 4 من الباب 15 من هذه الأبواب.
3) فی المصدر- تتزوج.
4) راجع التهذیب 8- 125- 431، و الاستبصار 3- 329- 1168.
5) تقدم فی الباب 15 من هذه الأبواب.
6) تقدم فی الباب 27 من أبواب الحیض، و فی الباب 7 من أبواب النفاس.
(1)17 بَابُ حُکْمِ مَا لَوْ تَقَدَّمَ الْحَیْضُ عَلَی الْعَادَةِ
ترجمه:
باب حکم در مورد حالتی که حیض پیش از عادت مقرر اتفاق بیفتد.
28413- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا مَتَی تَکُونُ (3)أَمْلَکَ بِنَفْسِهَا قَالَ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ فَهِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا قُلْتُ فَإِنْ عَجَّلَ الدَّمُ عَلَیْهَا قَبْلَ أَیَّامِ قُرْئِهَا فَقَالَ إِذَا کَانَ الدَّمُ قَبْلَ عَشَرَةِ أَیَّامٍ فَهُوَ أَمْلَکُ بِهَا وَ هُوَ مِنَ الْحَیْضَةِ الَّتِی طَهُرَتْ مِنْهَا وَ إِنْ کَانَ الدَّمُ بَعْدَ الْعَشَرَةِ أَیَّامٍ فَهُوَ مِنَ الْحَیْضَةِ الثَّالِثَةِ وَ هِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْحَیْضِ (5).
ترجمه:
از عبدالرحمن بن ابی عبدالله نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زنی که شوهرش او را طلاق داده پرسیدم که چه زمانی او مالک اختیار خود میشود؟ ایشان فرمودند: "زمانی که خون حیض سوم را ببیند، او مالک اختیار خود خواهد شد."
گفتم: "اگر خون پیش از روزهای مقرر برای قرء ظاهر شود، چه حکمی دارد؟" فرمودند: "اگر خون پیش از ده روز ظاهر شود، شوهر بر او سزاوارتر است و آن خون از حیضی است که از آن پاک شده است. اما اگر خون پس از ده روز ظاهر شود، آن از حیض سوم است و او مالک اختیار خود خواهد بود."
(6)18 بَابُ وُجُوبِ إِقَامَةِ الْمُطَلَّقَةِ طَلَاقاً رَجْعِیّاً فِی بَیْتِ زَوْجِهَا مُدَّةَ الْعِدَّةِ فَلَا تَخْرُجُ إِلَّا بِإِذْنٍ وَ لَا تُخْرَجُ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَ بِفَاحِشَةٍ
ترجمه:
باب وجوب اقامت زن مطلقهای که طلاق رجعی گرفته است در خانهی شوهرش در مدت عده؛ بهطوریکه او نمیتواند بدون اجازه خارج شود و نمیتوان او را بیرون کرد مگر اینکه مرتکب فحشایی شود.
28414- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا
1) الباب 17 فیه حدیث واحد.
2) الکافی 6- 88- 10، و أورد صدره فی الحدیث 5 من الباب 15 من هذه الأبواب.
3) فی نسخة زیادة- هی (هامش المخطوط) و کذلک المصدر.
4) التهذیب 8- 124- 430 و فیه- الحسن بن محمّد.
5) تقدم فی الحدیث 6 من الباب 4، و فی الباب 15 من أبواب الحیض.
6) الباب 18 فیه 7 أحادیث.
7) الکافی 6- 89- 1، أورده فی الحدیث 1 من الباب 12 من هذه الأبواب.
یَنْبَغِی لِلْمُطَلَّقَةِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَحِضْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "زن مطلقه نباید بدون اجازهی شوهرش خارج شود تا زمانی که عدهی او پایان یابد، چه سه قرء (پاکیها) باشد و چه سه ماه، اگر حیض نمیشود."
28415- 2- (2)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یُضَارُّ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِذَا طَلَّقَهَا فَیُضَیِّقَ عَلَیْهَا (قَبْلَ أَنْ) (3)تَنْتَقِلَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ نَهَی عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ (4).
وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "مرد نباید به همسرش که او را طلاق داده است، آسیب رساند یا شرایط را بر او تنگ کند (پیش از آنکه) او به خانه دیگری منتقل شود و پیش از آنکه عدهاش به پایان برسد. بهراستی خداوند از این کار نهی کرده است و فرموده است: «و به آنان آسیب نرسانید تا بر آنان سخت بگیرید.» (سوره طلاق، آیه 6)."
28416- 3- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَیْنَ تَعْتَدُّ فَقَالَ فِی بَیْتِهَا لَا تَخْرُجُ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از سماعه بن مهران نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره محل عدهنشینی زن مطلقه پرسیدم. ایشان فرمودند: "در خانه خود باید عده نگه دارد و نباید از آن خارج شود."
28417- 4- (7)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَیْنَ تَعْتَدُّ فَقَالَ فِی بَیْتِ زَوْجِهَا.
ترجمه:
از اسحاق بن عمار، از امام کاظم علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: از ایشان درباره محل عدهنشینی زن مطلقه پرسیدم. امام فرمودند: "در خانه شوهرش باید عده نگه دارد."
28418- 5- (8)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ
1) التهذیب 8- 116- 402 و التهذیب 8- 130- 449، و الاستبصار 3- 333- 1184.
2) الکافی 6- 123- 1.
3) فی المصدر- حتی.
4) الطلاق 65- 6.
5) الکافی 6- 123- 1 ذیل الحدیث 1.
6) الکافی 6- 90- 3، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 19، و قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 22 من هذه الأبواب.
7) الکافی 6- 91- 8.
8) الکافی 6- 91- 6.
إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: تَعْتَدُّ الْمُطَلَّقَةُ فِی بَیْتِهَا وَ لَا یَنْبَغِی لِلزَّوْجِ إِخْرَاجُهَا وَ لَا تَخْرُجُ هِیَ.
ترجمه:
از ابیالصباح الكناني، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "زن مطلقه باید در خانه خود عده نگه دارد و شوهر نباید او را بیرون کند و او نیز نباید خارج شود."
28419- 6- (1)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی الْمُطَلَّقَةِ أَیْنَ تَعْتَدُّ فَقَالَ فِی بَیْتِهَا إِذَا کَانَ طَلَاقاً لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ لَیْسَ لَهُ أَنْ یُخْرِجَهَا وَ لَا لَهَا أَنْ تَخْرُجَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (2)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از ابوبصیر، از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر یا امام صادق علیهالسلام) نقل شده است که درباره محل عدهنشینی زن مطلقه پرسید. ایشان فرمودند: "در خانه خود عده نگه دارد، اگر طلاق رجعی باشد، مرد حق ندارد او را بیرون کند و او نیز نباید خارج شود تا زمانی که عدهاش به پایان برسد."
28420- 7- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ (5)عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ قَالَ: لَا یَنْبَغِی لِلْمُطَلَّقَةِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَحِضْ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (7).
ترجمه:
از ابیالعباس نقل شده است که گفت: "زن مطلقه نباید بدون اجازه شوهرش خارج شود تا زمانی که عده او پایان یابد، چه سه قرء (پاکیها) باشد و چه سه ماه، اگر حیض نمیشود."
1) الکافی 6- 91- 9.
2) التهذیب 8- 132- 457.
3) الکافی ذیل الحدیث المذکور.
4) الکافی 6- 91- 11.
5) فی المصدر- أحمد بن محمّد [عن محمّد بن خالد] و الحسین بن سعید.
6) تقدم ما یدلّ علی بعض المقصود فی الحدیث 1 من الباب 8 من أبواب النفقات، و فی الحدیث 2 من الباب 12 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 20، و فی الباب 23 من هذه الأبواب، و یأتی ما یدلّ علی جواز الخروج عند الضرورة فی الباب 55 من هذه الأبواب.
(1)19 بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ رَجْعِیّاً إِذَا أَرَادَتْ زِیَارَةً جَازَ لَهَا الْخُرُوجُ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ لَا قَبْلَهُ وَ لَا بِالنَّهَارِ
ترجمه:
باب اینکه زن مطلقه رجعی اگر بخواهد به دیدار کسی برود، اجازه دارد پس از نیمهشب خارج شود، اما نه قبل از آن و نه در طول روز.
28421- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَیْنَ تَعْتَدُّ قَالَ فِی بَیْتِهَا لَا تَخْرُجُ وَ إِنْ أَرَادَتْ زِیَارَةً خَرَجَتْ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ لَا تَخْرُجُ نَهَاراً وَ لَیْسَ لَهَا أَنْ تَحُجَّ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَ کَذَلِکَ هِیَ قَالَ نَعَمْ وَ تَحُجُّ إِنْ شَاءَتْ.
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ إِلَّا أَنَّهُ تَرَکَ حُکْمَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا وَ قَالَ خَرَجَتْ بَعْدَ (3)نِصْفِ اللَّیْلِ وَ رَجَعَتْ قَبْلَ (4)نِصْفِ اللَّیْلِ (5).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (7).
ترجمه:
از سماعه بن مهران نقل شده است که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره محل عدهنشینی زن مطلقه پرسیدم. ایشان فرمودند: "در خانه خود باید عده نگه دارد و نباید خارج شود. اگر بخواهد به دیدار کسی برود، میتواند پس از نیمهشب خارج شود، اما در طول روز نباید خارج شود. همچنین او حق ندارد حج انجام دهد تا زمانی که عدهاش به پایان برسد."
پرسیدم: "آیا این حکم درباره زنی که شوهرش فوت کرده است نیز صدق میکند؟" امام فرمودند: "بله، اما اگر بخواهد، میتواند حج انجام دهد."
1) الباب 19 فیه حدیث واحد.
2) الکافی 6- 90- 3، و أورد صدره فی الحدیث 3 من الباب 18، و قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 22 من هذه الأبواب.
3) فی نسخة- قبل" هامش المخطوط".
4) فی نسخة- بعد" هامش المخطوط".
5) الفقیه 3- 499- 4758.
6) التهذیب 8- 130- 450، و الاستبصار 3- 333- 1185، و الاستبصار 3- 352- 1260.
7) تقدم فی الباب 18 من هذه الأبواب، و یأتی ما یدلّ علی جواز الخروج عند الضرورة فی الباب 55 من هذه الأبواب.
(1)20 بَابُ وُجُوبِ النَّفَقَةِ وَ السُّکْنَی لِذَاتِ الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ لَا الْبَائِنَةِ
ترجمه:
باب وجوب نفقه و سکونت برای زنی که در عده طلاق رجعی است، اما نه برای زنی که در عده طلاق بائن قرار دارد.
28422- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِی خَلَفٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَی ع عَنْ شَیْءٍ مِنَ الطَّلَاقِ فَقَالَ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً لَا یَمْلِکُ فِیهِ الرَّجْعَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ سَاعَةَ طَلَّقَهَا وَ مَلَکَتْ نَفْسَهَا وَ لَا سَبِیلَ لَهُ عَلَیْهَا وَ تَعْتَدُّ حَیْثُ شَاءَتْ وَ لَا نَفَقَةَ لَهَا قَالَ قُلْتُ: أَ لَیْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ (3)قَالَ فَقَالَ إِنَّمَا عَنَی بِذَلِکَ الَّتِی تُطَلَّقُ تَطْلِیقَةً بَعْدَ تَطْلِیقَةٍ فَتِلْکَ الَّتِی لَا تُخْرَجُ وَ لَا تَخْرُجُ حَتَّی تُطَلَّقَ الثَّالِثَةَ فَإِذَا طُلِّقَتِ الثَّالِثَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا نَفَقَةَ لَهَا وَ الْمَرْأَةُ الَّتِی یُطَلِّقُهَا الرَّجُلُ تَطْلِیقَةً ثُمَّ یَدَعُهَا حَتَّی یَخْلُوَ أَجَلُهَا فَهَذِهِ أَیْضاً تَقْعُدُ فِی مَنْزِلِ زَوْجِهَا وَ لَهَا النَّفَقَةُ وَ السُّکْنَی حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از سعد بن ابی خلف نقل شده است که گفت: از امام موسی کاظم علیهالسلام درباره مسئلهای از طلاق پرسیدم. ایشان فرمودند: "اگر مردی زنش را طلاق دهد که در آن حق رجوع ندارد، زن از لحظه طلاق از او جدا میشود، مالک اختیار خود میگردد و دیگر مرد بر او حقی ندارد. زن میتواند هر جایی که بخواهد عده نگه دارد و نفقهای برای او واجب نیست."
پرسیدم: "آیا خداوند عز و جل نفرموده است: «آنان را از خانههایشان بیرون نکنید و آنان نیز بیرون نروند» (سوره طلاق، آیه 1)؟" امام فرمودند: "این آیه درباره زنی است که بعد از طلاق اول و دوم باشد، این زن حق ندارد خارج شود و نباید او را بیرون کنند تا اینکه طلاق سوم داده شود. وقتی طلاق سوم انجام شد، زن از شوهر جدا شده و نفقهای برای او نیست. اما زنی که شوهر او را یک طلاق داده و او را رها کرده تا عدهاش سپری شود، باید در خانه شوهرش بماند و تا پایان عدهاش، نفقه و سکونت برای او واجب است."
28423- 2- (5)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ قَالَ: تَجِبُ السُّکْنَی وَ النَّفَقَةُ لِلْمُطَلَّقَةِ الرَّجْعِیَّةِ بِلَا خِلَافٍ فَأَمَّا الْمَبْتُوتَةُ فَقِیلَ لَا سُکْنَی لَهَا وَ لَا نَفَقَةَ.
وَ هُوَ الْمَرْوِیُّ عَنْ أَئِمَّةِ الْهُدَی ع أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی النَّفَقَاتِ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (7).
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در تفسیر «مجمعالبیان» گفته است: "سکونت و نفقه برای زنی که در عده طلاق رجعی است، بدون هیچ اختلافی واجب است. اما در مورد زنی که طلاق بائن گرفته، گفته شده است که برای او نه سکونت واجب است و نه نفقه."
و این مطلب از ائمه هدی علیهمالسلام نیز روایت شده است.
1) الباب 20 فیه حدیثان.
2) الکافی 6- 90- 5، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 8 من أبواب النفقات.
3) الطلاق 65- 1.
4) التهذیب 8- 132- 458.
5) مجمع البیان 10- 308.
6) تقدم فی الباب 8 من أبواب النفقات و فی الحدیث 1 من الباب 28 من أبواب مقدمات الطلاق، و فی الحدیثین 1 و 8 من الباب 1 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الباب 18 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الباب 23 من هذه الأبواب.
(1)21 بَابُ أَنَّهُ یُسْتَحَبُّ لِلْمُطَلَّقَةِ رَجْعِیّاً خَاصَّةً الزِّینَةُ وَ التَّجَمُّلُ وَ إِظْهَارُهُ لِلزَّوْجِ فِی الْعِدَّةِ وَ لَا یَجِبُ عَلَیْهَا الْحِدَادُ
ترجمه:
باب اینکه برای زن مطلقه رجعی بهطور خاص مستحب است که زینت کند و خود را آراسته و زیبا نشان دهد تا در مدت عده برای شوهرش آشکار شود؛ و حداد (پوشیدن لباس عزا) بر او واجب نیست.
28424- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع) (3)
فِی الْمُطَلَّقَةِ تَعْتَدُّ فِی بَیْتِهَا وَ تُظْهِرُ لَهُ زِینَتَهَا لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً (4).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "زن مطلقه باید در خانهاش عده نگه دارد و زینت خود را برای شوهرش آشکار کند، شاید خداوند پس از آن امری (تغییری) پدید آورد." (سوره طلاق، آیه 1).
28425- 2- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تَکْتَحِلُ وَ تَخْتَضِبُ وَ تَطَیَّبُ وَ تَلْبَسُ مَا شَاءَتْ مِنَ الثِّیَابِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً (6)لَعَلَّهَا أَنْ تَقَعَ فِی نَفْسِهِ فَیُرَاجِعَهَا.
ترجمه:
از زراره، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "زن مطلقه میتواند سرمه بکشد، خضاب کند (رنگ به کار ببرد)، عطر بزند و هر لباسی که بخواهد بپوشد، زیرا خداوند عز و جل فرموده است: «شاید خداوند پس از آن امری (تغییری) پدید آورد.» (سوره طلاق، آیه 1). شاید این کار موجب شود که او در نظر شوهرش جذاب بیفتد و شوهر او را رجوع کند."
28426- 3- (7)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا آخِرُ الْأَجَلَیْنِ لِأَنَّ عَلَیْهَا أَنْ تُحِدَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ لَیْسَ عَلَیْهَا فِی الطَّلَاقِ أَنْ تُحِدَّ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "عده زنی که شوهرش فوت کرده است، تا پایان یکی از این دو مدت است که دیرتر به پایان برسد: (1) چهار ماه و ده روز یا (2) پایان مدت عده دیگر. زیرا او موظف است چهار ماه و ده روز در حداد باشد، اما در مورد طلاق، نیازی به حداد ندارد."
1) الباب 21 فیه 6 أحادیث.
2) الکافی 6- 91- 10، و التهذیب 8- 131- 451.
3) فی المصدر- عن أحدهما (علیهما السلام)، و کذلک التهذیب.
4) الطلاق 65- 1.
5) الکافی 6- 92- 14، و التهذیب 8- 131- 454 و التهذیب 8- 158- 549، و الاستبصار 3- 351- 1255.
6) الطلاق 65- 1.
7) الکافی 6- 114- 4، و التهذیب 8- 150- 520، و أورده فی الحدیث 4 من الباب 31 من هذه الأبواب.
28427- 4- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تُسَوِّفُ (2)لِزَوْجِهَا مَا کَانَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ وَ لَا یَسْتَأْذِنُ عَلَیْهَا.
ترجمه:
از محمد بن قیس، از امام باقر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "زن مطلقه (رجعی) باید نسبت به شوهرش مداراکاری کند تا زمانی که او حق رجوع به او را دارد، و شوهر نیازی ندارد که برای ورود به خانه او اجازه بگیرد."
28428- 5- (3)وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ عَنِ ابْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تُحِدُّ کَمَا تُحِدُّ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَا تَکْتَحِلُ وَ لَا تَطَیَّبُ وَ لَا تَخْتَضِبُ وَ لَا تَمْتَشِطُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ إِلَّا حَدِیثَ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ أَقُولُ: خَصَّهُ الشَّیْخُ بِالْمُطَلَّقَةِ الْبَائِنَةِ وَ حَمَلَهُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ لِمَا تَقَدَّمَ (5)وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی أَنَّهَا تُحِدُّ إِذَا تُوُفِّیَ لَهَا قَرَابَةٌ کَمَا تُحِدُّ إِذَا تُوُفِّیَ زَوْجُهَا لَا لِأَجْلِ الطَّلَاقِ لِمَا یَأْتِی (6).
ترجمه:
از مسمع بن عبدالملک، از امام صادق علیهالسلام نقل شده است که از امیرالمؤمنین علی علیهالسلام روایت فرمودند: "زن مطلقه همانند زنی که شوهرش فوت کرده است، حداد نگه میدارد و سرمه نمیکشد، عطر نمیزند، خضاب نمیکند و موهای خود را شانه نمیزند."
میگویم: مرحوم شیخ این موضوع را به زن مطلقه بائن اختصاص داده و آن را بر استحباب حمل کرده است، بنا بر مطالب گذشته. همچنین میتوان این موضوع را بر این حمل کرد که زن اگر یکی از اقوامش فوت کند، حداد نگه میدارد، همانطور که برای فوت شوهرش حداد نگه میدارد، و این حداد برای طلاق نیست، بنا بر آنچه که در ادامه خواهد آمد.
28429- 6- (7)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ لَهَا أَنْ تَکْتَحِلَ وَ تَخْتَضِبَ أَوْ تَلْبَسَ ثَوْباً مَصْبُوغاً قَالَ لَا بَأْسَ إِذَا فَعَلَتْهُ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ.
1) الکافی 6- 91- 7.
2) نسخة فی الکافی- تشوف" هامش المخطوط"، و فی المصدر- تشوفت، و تشوفت المرأة- تزینت و أظهرت زینتها" لسان العرب 9- 185".
3) لم نعثر علیه فی الکافی المطبوع.
4) التهذیب 8- 160- 555، و الاستبصار 3- 351- 1256.
5) تقدم فی الأحادیث 1- 4 من هذا الباب.
6) یأتی فی الحدیث 5 و 6 من الباب 29 من هذه الأبواب.
7) قرب الأسناد- 110.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام موسی بن جعفر علیهالسلام نقل شده است که فرمودند: "از ایشان درباره زنی که طلاق گرفته پرسیدم که آیا میتواند سرمه بکشد، خضاب کند یا لباس رنگی بپوشد؟ فرمودند: 'اشکالی ندارد، اگر این کار را بدون نیت بد انجام دهد.'"
(2)22 بَابُ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَحُجَّ نَدْباً فِی الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ بِدُونِ إِذْنِ الزَّوْجِ وَ یَجُوزُ أَنْ تَحُجَّ وَاجِباً بِغَیْرِ إِذْنٍ وَ کَذَا فِی الْعِدَّةِ الْبَائِنَةِ وَاجِباً وَ نَدْباً
ترجمه:
باب اینکه زن نمیتواند بدون اجازه شوهر، حج مستحبی انجام دهد در حالی که در عده رجعی است؛ اما میتواند حج واجب را بدون اجازه انجام دهد. همچنین، در عده بائن نیز انجام حج واجب و مستحب برای او جایز است.
28430- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تَحُجُّ وَ تَشْهَدُ الْحُقُوقَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: زن مطلقه حج میگذارد و در حقوق (مانند شهادت در مسائل قانونی) شرکت میکند.
28431- 2- (4)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ الْمُطَلَّقَةُ تَحُجُّ فِی عِدَّتِهَا إِنْ طَابَتْ نَفْسُ زَوْجِهَا.
ترجمه:
از معاویة بن عمار، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: شنیدم که ایشان میفرمودند، زن مطلقه در دوران عده خود حج میگذارد، اگر شوهرش رضایت داشته باشد.
28432- 3- (5)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَیْنَ تَعْتَدُّ فَقَالَ فِی بَیْتِهَا إِلَی أَنْ قَالَ وَ لَیْسَ لَهَا أَنْ تَحُجَّ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَ کَذَلِکَ هِیَ قَالَ نَعَمْ وَ تَحُجُّ إِنْ شَاءَتْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْحَجِّ (7).
ترجمه:
سماعه گفت: از امام پرسیدم که زن مطلقه در کجا باید عده خود را سپری کند؟ فرمودند: در خانهاش. تا اینکه فرمودند: و او اجازه ندارد حج بگذارد تا عدهاش پایان یابد. و از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده پرسیدم که آیا او هم چنین است؟ فرمودند: بله، ولی اگر بخواهد، میتواند حج کند.
1) یأتی فی الحدیث 7 من الباب 26 من هذه الأبواب.
2) الباب 22 فیه 3 أحادیث.
3) الکافی 6- 92- 13، و التهذیب 8- 131- 453، و الاستبصار 3- 333- 1186.
4) الکافی 6- 91- 12، و التهذیب 8- 131- 452، و الاستبصار 3- 333- 1187.
5) الکافی 6- 90- 3، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 19، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 18 من هذه الأبواب.
6) التهذیب 8- 130- 450، و الاستبصار 3- 333- 1185 و الاستبصار 3- 352- 1260.
7) تقدم فی الباب 60 من أبواب وجوب الحجّ.
(1)23 بَابُ جَوَازِ إِخْرَاجِ ذَاتِ الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ إِذَا أَتَتْ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ تَفْسِیرِهَا
ترجمه:
باب جواز خارج کردن زن در عده رجعیه، در صورتی که مرتکب فاحشه آشکاری شود و توضیح آن.
28433- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الرِّضَا ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ (3)قَالَ أَذَاهَا لِأَهْلِ زَوْجِهَا وَ سُوءُ خُلُقِهَا.
ترجمه:
از علی بن ابراهیم، از پدرش، از برخی از اصحابش، از امام رضا (ع) نقل شده است که در مورد آیه «آنها را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر اینکه مرتکب فاحشه آشکاری شوند» (طلاق 65:1) فرمودند: منظور از فاحشه آشکار، اذیت و آزار زن به خانواده شوهرش و بدخلقی او است.
28434- 2- (4)وَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّیْمِیِّ (5)عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلَ الْمَأْمُونُ الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ (6)قَالَ یَعْنِی بِالْفَاحِشَةِ الْمُبَیِّنَةِ أَنْ تُؤْذِیَ أَهْلَ زَوْجِهَا فَإِذَا فَعَلَتْ فَإِنْ شَاءَ أَنْ یُخْرِجَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا فَعَلَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (7)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
از محمد بن علی بن جعفر نقل شده است که مأمون از امام رضا (ع) درباره آیه «آنها را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر اینکه مرتکب فاحشه آشکاری شوند» (طلاق 65:1) پرسید. امام رضا (ع) فرمودند: منظور از فاحشه آشکار این است که زن خانواده شوهرش را اذیت کند. اگر چنین کرد، شوهر میتواند او را پیش از پایان عدهاش از خانه بیرون کند، اگر بخواهد.
28435- 3- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ (9)قَالَ إِلَّا أَنْ تَزْنِیَ فَتُخْرَجُ وَ یُقَامُ عَلَیْهَا
الْحَدُّ.
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین نقل کرده است که از امام صادق (ع) درباره آیه «و از خداوند پروردگارتان بترسید، آنها را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر اینکه مرتکب فاحشه آشکاری شوند» (طلاق 65:1) پرسیده شد. امام صادق (ع) فرمودند: منظور از فاحشه آشکار، زنا است که در این صورت زن از خانه بیرون میشود و حد بر او اجرا میگردد.
28436- 4- (1)وَ فِی کِتَابِ إِکْمَالِ الدِّینِ بِسَنَدٍ تَقَدَّمَ فِی الْإِجَارَةِ (2)فِی أَحَادِیثِ ضَمَانِ الصَّائِغِ إِذَا أَفْسَدَ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ صَاحِبِ الزَّمَانِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ أَخْبِرْنِی عَنِ الْفَاحِشَةِ الْمُبَیِّنَةِ الَّتِی إِذَا أَتَتِ الْمَرْأَةُ بِهَا فِی أَیَّامِ عِدَّتِهَا حَلَّ لِلزَّوْجِ أَنْ یُخْرِجَهَا مِنْ بَیْتِهِ قَالَ ع الْفَاحِشَةُ الْمُبَیِّنَةُ هِیَ السَّحْقُ دُونَ الزِّنَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا زَنَتْ وَ أُقِیمَ عَلَیْهَا الْحَدُّ لَیْسَ لِمَنْ أَرَادَهَا أَنْ یَمْتَنِعَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنَ التَّزْوِیجِ بِهَا لِأَجْلِ الْحَدِّ وَ إِذَا سَحَقَتْ وَجَبَ عَلَیْهَا الرَّجْمُ وَ الرَّجْمُ خِزْیٌ وَ مَنْ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِرَجْمِهِ فَقَدْ أَخْزَاهُ وَ مَنْ أَخْزَاهُ فَقَدْ أَبْعَدَهُ وَ مَنْ أَبْعَدَهُ فَلَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یَقْرَبَهُ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الطَّبْرِسِیُّ فِی الْإِحْتِجَاجِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (3)
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی أَنَّ السَّحْقَ أَعْظَمُ أَفْرَادِ الْفَاحِشَةِ الْمُبَیِّنَةِ جَمْعاً بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مَا مَضَی (4)وَ یَأْتِی (5).
ترجمه:
از سعد بن عبدالله، از امام زمان (ع) نقل شده است که گفتم: مرا از فاحشه آشکاری که اگر زنی در ایام عدهاش مرتکب آن شود، شوهرش میتواند او را از خانه بیرون کند، آگاه کن. امام (ع) فرمودند: فاحشه آشکار، سَحق (رابطه نامشروع بین زنان) است، نه زنا. زیرا اگر زنی زنا کند و حد بر او اجرا شود، کسی که بخواهد با او ازدواج کند، به دلیل اجرای حد نمیتواند از این کار امتناع کند. اما اگر زن مرتکب سَحق شود، رجم (سنگسار) بر او واجب میشود و رجم مایه خواری است. و کسی که خداوند عزوجل دستور به رجم او داده است، او را خوار کرده و کسی که خوار شده است، از رحمت خدا دور است و کسی که از رحمت خدا دور شده است، هیچکس نباید به او نزدیک شود.
می گویم : این روایت بر این اساس است که سَحق بزرگترین مصادیق فاحشه آشکار است و میان آن و موارد گذشته جمع میکند.
28437- 5- (6)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ (7)قَالَ قِیلَ هِیَ الْبَذَاءُ عَلَی أَهْلِهَا فَیَحِلُّ لَهُمْ إِخْرَاجُهَا.
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در تفسیر «مجمع البیان» درباره آیه «آنها را از خانههایشان بیرون نکنید و خودشان نیز بیرون نروند، مگر اینکه مرتکب فاحشه آشکاری شوند» (طلاق 65:1) میگوید: گفته شده که منظور از فاحشه آشکار، بدزبانی زن نسبت به خانوادهاش است، که در این صورت، بیرون کردن او جایز میشود.
و این مطلب از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نیز روایت شده است.
28438- 6- (8)قَالَ وَ رَوَی عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنِ الرِّضَا ع
1) کمال الدین- 459، و أورده فی الحدیث 5 من الباب 12 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
2) تقدم فی الحدیث 21 من الباب 29 من أبواب أحکام الاجارة.
3) الاحتجاج 463 باختلاف.
4) مضی فی الحدیثین 1 و 2 من هذا الباب.
5) یأتی فی الحدیثین 5 و 6 من هذا الباب.
6) مجمع البیان 5- 304.
7) الطلاق 65- 1.
8) مجمع البیان 5- 304.
قَالَ: الْفَاحِشَةُ أَنْ تُؤْذِیَ أَهْلَ زَوْجِهَا وَ تَسُبَّهُمْ.
ترجمه:
گفته شده است که علی بن اسباط از امام رضا (ع) روایت کرده است: فاحشه این است که زن خانواده شوهرش را اذیت کند و آنها را دشنام دهد.
(1)24 بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا ادَّعَتِ انْقِضَاءَ الْعِدَّةِ مَعَ الْإِمْکَانِ قُبِلَ قَوْلُهَا
ترجمه:
باب اینکه اگر زن ادعای پایان یافتن عده خود را با امکان آن داشته باشد، گفته او پذیرفته میشود.
28439- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْعِدَّةُ وَ الْحَیْضُ لِلنِّسَاءِ إِذَا ادَّعَتْ صُدِّقَتْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از زراره، از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: عده و حیض برای زنان است، و اگر زنی ادعا کند، گفته او پذیرفته میشود.
28440- 2- (4)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ عَنِ الصَّادِقِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ لا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحامِهِنَّ (5)قَالَ قَدْ فَوَّضَ اللَّهُ إِلَی النِّسَاءِ ثَلَاثَةَ أَشْیَاءَ الْحَیْضَ وَ الطُّهْرَ وَ الْحَمْلَ.
وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْحَیْضِ (6).
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در «مجمع البیان» از امام صادق (ع) درباره آیه «و برای آنان حلال نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند» (بقره 2:228) نقل کرده است که فرمودند: خداوند سه چیز را به زنان واگذار کرده است: حیض، طهارت، و حمل.
1) الباب 24 فیه حدیثان.
2) الکافی 6- 101- 1، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 47 من أبواب الحیض.
3) التهذیب 8- 165- 575، و الاستبصار 3- 356- 1276.
4) مجمع البیان 2- 326.
5) البقرة 2- 228.
6) تقدم فی الباب 47 من أبواب الحیض، و فی الباب 25 من أبواب عقد النکاح، و فی الباب 10 من أبواب المتعة، و تقدم ما یدلّ علی قبول قولها فی المحلل فی الباب 11 من أبواب أقسام الطلاق.
(1)25 بَابُ عِدَّةِ الْمُسْتَرَابَةِ بِالْحَمْلِ
ترجمه:
باب عده زنی که در بارداری خود دچار تردید است.
28441- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا إِبْرَاهِیمَ ع یَقُولُ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَادَّعَتْ حَبَلًا انْتَظَرَ بِهَا تِسْعَةَ أَشْهُرٍ فَإِنْ وَلَدَتْ وَ إِلَّا اعْتَدَّتْ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ ثُمَّ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از عبدالرحمن بن حجاج نقل شده است که گفت: از امام کاظم (ع) شنیدم که فرمودند: اگر مردی همسر خود را طلاق دهد و او ادعای بارداری کند، باید تا نه ماه منتظر بماند. اگر فرزند به دنیا آورد، موضوع روشن میشود؛ و اگر نه، زن باید سه ماه عده نگه دارد و سپس از مرد جدا میشود.
28442- 2- (4)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ الَّتِی تَحِیضُ مِثْلُهَا یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَیَرْتَفِعُ طَمْثُهَا کَمْ عِدَّتُهَا قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا ادَّعَتِ الْحَبَلَ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ قَالَ عِدَّتُهَا تِسْعَةُ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا ادَّعَتِ الْحَبَلَ بَعْدَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ قَالَ إِنَّمَا الْحَمْلُ (5)تِسْعَةُ أَشْهُرٍ قُلْتُ تَزَوَّجُ قَالَ تَحْتَاطُ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا ادَّعَتْ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ قَالَ لَا رِیبَةَ عَلَیْهَا تَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ.
ترجمه:
از محمد بن حکیم، از امام کاظم (ع) نقل شده است که گفتم: زنی جوان که عادت ماهیانه دارد، اگر شوهرش او را طلاق دهد و عادت ماهیانهاش قطع شود، مدت عدهاش چقدر است؟ فرمودند: سه ماه. گفتم: اگر او بعد از سه ماه ادعای بارداری کند، چه؟ فرمودند: عدهاش نه ماه است. گفتم: اگر بعد از نه ماه ادعای بارداری کند، چه؟ فرمودند: دوران بارداری فقط نه ماه است. گفتم: آیا میتواند ازدواج کند؟ فرمودند: احتیاطاً باید سه ماه دیگر صبر کند. گفتم: اگر بعد از این سه ماه ادعایی داشته باشد، چه؟ فرمودند: دیگر شکی بر او نیست و میتواند ازدواج کند اگر بخواهد.
28443- 3- (6)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنِ ابْنِ حَکِیمٍ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ (أَوِ ابْنِهِ) (7)
1) الباب 25 فیه 5 أحادیث.
2) الکافی 6- 101- 1، و التهذیب 8- 129- 444.
3) الفقیه 3- 511- 4792.
4) الکافی 6- 101- 2، و التهذیب 8- 129- 445، و أورد قطعة منه فی الحدیث 5 من الباب 17 من أبواب أحکام الأولاد.
5) و فی نسخة- الحبل (هامش المصحّحة الثانیة).
6) الکافی 6- 101- 3، و التهذیب 8- 129- 446.
7) فی المصدر- أو أبیه.
ع أَنَّهُ قَالَ: فِی الْمُطَلَّقَةِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَتَقُولُ أَنَا حُبْلَی فَتَمْکُثُ سَنَةً فَقَالَ إِنْ جَاءَتْ بِهِ لِأَکْثَرَ مِنْ سَنَةٍ لَمْ تُصَدَّقْ وَ لَوْ سَاعَةً وَاحِدَةً فِی دَعْوَاهَا.
أَقُولُ: مَفْهُومُ الشَّرْطِ هُنَا غَیْرُ مُرَادٍ لِمَا مَضَی (1)وَ یَأْتِی (2)أَوْ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ.
ترجمه:
از ابن حکیم، از امام کاظم (ع) (یا از فرزند ایشان) نقل شده است که فرمودند: درباره زنی که شوهرش او را طلاق داده و او ادعا میکند که باردار است و یک سال در همین حالت میماند، گفتند: اگر فرزندی به دنیا بیاورد که بیش از یک سال بارداری طول کشیده باشد، ادعای او پذیرفته نمیشود، حتی برای یک ساعت در ادعایش.
می گویم : مفهوم شرط در اینجا منظور نیست برای موارد گذشته یا ممکن است حمل بر تقیه شود.
28444- 4- (3)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ الَّتِی تَحِیضُ مِثْلُهَا یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَیَرْتَفِعُ طَمْثُهَا مَا عِدَّتُهَا قَالَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا تَزَوَّجْتَ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ فَتَبَیَّنَ بِهَا بَعْدَ مَا دَخَلَتْ عَلَی زَوْجِهَا أَنَّهَا حَامِلٌ قَالَ هَیْهَاتَ مِنْ ذَلِکَ یَا ابْنَ حَکِیمٍ رَفْعُ الطَّمْثِ ضَرْبَانِ إِمَّا فَسَادٌ مِنْ حَیْضَةٍ فَقَدْ حَلَّ لَهَا الْأَزْوَاجُ وَ لَیْسَ بِحَامِلٍ وَ إِمَّا حَامِلٌ فَهُوَ یَسْتَبِینُ فِی ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَهُ وَقْتاً یَسْتَبِینُ فِیهِ الْحَمْلُ قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ قَالَ عِدَّتُهَا تِسْعَةُ أَشْهُرٍ قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ بَعْدَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ قَالَ إِنَّمَا الْحَمْلُ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَتَزَوَّجُ قَالَ تَحْتَاطُ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ قُلْتُ فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ قَالَ لَیْسَ عَلَیْهَا رِیبَةٌ تَزَوَّجُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از محمد بن حکیم، از عبد صالح (ع) نقل شده است که گفتم: زنی جوان که مشابه او عادت ماهیانه دارد، اگر شوهرش او را طلاق دهد و عادت ماهیانهاش قطع شود، مدت عدهاش چقدر است؟ فرمودند: سه ماه. گفتم: اگر او بعد از سه ماه ازدواج کند و پس از ازدواج مشخص شود که او باردار است، چه؟ فرمودند: چنین چیزی ممکن نیست، ای ابن حکیم. قطع شدن عادت ماهیانه دو دلیل دارد: یا ناشی از مشکل در حیض است که در این صورت ازدواج برای او حلال است و او باردار نیست، یا اینکه باردار است که این بارداری در سه ماه روشن میشود، زیرا خداوند عزوجل این زمان را برای آشکار شدن بارداری قرار داده است.
گفتم: اگر او دچار تردید شود؟ فرمودند: مدت عده او نه ماه است. گفتم: اگر پس از نه ماه همچنان تردید داشته باشد، چه؟ فرمودند: بارداری فقط نه ماه است. گفتم: آیا میتواند ازدواج کند؟ فرمودند: احتیاطاً باید سه ماه دیگر صبر کند. گفتم: اگر پس از این سه ماه هم دچار تردید شود، چه؟ فرمودند: دیگر شکی بر او نیست و میتواند ازدواج کند.
28445- 5- (5)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَلَمَّا مَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ ادَّعَتْ حَبَلًا قَالَ یَنْتَظِرُ بِهَا تِسْعَةَ أَشْهُرٍ قَالَ قُلْتُ: فَإِنَّهَا ادَّعَتْ بَعْدَ
ذَلِکَ حَبَلًا قَالَ هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ إِنَّمَا یَرْتَفِعُ الطَّمْثُ مِنْ ضَرْبَیْنِ إِمَّا حَمْلٍ بَیِّنٍ وَ إِمَّا فَسَادٍ مِنَ الطَّمْثِ وَ لَکِنَّهَا تَحْتَاطُ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ بَعْدُ وَ قَالَ أَیْضاً فِی الَّتِی کَانَتْ تَطْمَثُ ثُمَّ یَرْتَفِعُ طَمْثُهَا سَنَةً کَیْفَ تُطَلَّقُ قَالَ تُطَلَّقُ بِالشُّهُورِ فَقَالَ لِی بَعْضُ مَنْ قَالَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا وَ هِیَ لَا تَحِیضُ وَ قَدْ کَانَ یَطَؤُهَا (1)اسْتَبْرَأَهَا بِأَنْ یُمْسِکَ عَنْهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ مِنَ الْوَقْتِ الَّذِی تَبِینُ فِیهِ الْمُطَلَّقَةُ الْمُسْتَقِیمَةُ الطَّمْثِ فَإِنْ ظَهَرَ بِهَا حَبَلٌ وَ إِلَّا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً بِشَاهِدَیْنِ فَإِنْ تَرَکَهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَقَدْ بَانَتْ بِوَاحِدَةٍ فَإِنْ (2)أَرَادَ أَنْ یُطَلِّقَهَا ثَلَاثَ تَطْلِیقَاتٍ تَرَکَهَا شَهْراً ثُمَّ رَاجَعَهَا (3)ثُمَّ طَلَّقَهَا ثَانِیَةً ثُمَّ أَمْسَکَ عَنْهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ یَسْتَبْرِئُهَا فَإِنْ ظَهَرَ بِهَا حَبَلٌ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُطَلِّقَهَا إِلَّا وَاحِدَةً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)وَ الِاحْتِیَاطُ هُنَا بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مُحْتَمِلٌ لِلتَّقِیَّةِ لِمَا مَرَّ (5).
ترجمه:
از محمد بن حکیم، از امام صادق (ع) یا امام کاظم (ع) نقل شده است که گفتم: مردی همسرش را طلاق داده و بعد از گذشت سه ماه، زن ادعای بارداری میکند. امام (ع) فرمودند: باید نه ماه منتظر ماند. گفتم: اگر او بعد از این مدت ادعای بارداری کند؟ امام (ع) فرمودند: چنین چیزی بعید است. قطع حیض از دو حالت خارج نیست: یا بارداری آشکار است یا اختلال در عادت ماهیانه است. اما او باید سه ماه دیگر احتیاط کند.
امام همچنین درباره زنی که قبلاً عادت ماهیانه داشت و سپس یک سال حیضش قطع شده، پرسیدند که چگونه میتوان او را طلاق داد؟ ایشان فرمودند: طلاق او بر اساس ماهها انجام میشود. برخی گفتند: اگر مرد بخواهد زنی را که حیض نمیبیند، طلاق دهد و با او رابطه داشته باشد، باید از زمانی که مطلقه عادی، حیض خود را پایان میدهد، سه ماه منتظر بماند. اگر بارداری ظاهر شد، نمیتواند او را طلاق دهد مگر با یک طلاق. اگر او را سه ماه رها کند، طلاق با یک طلاق کامل میشود. اگر بخواهد سه طلاق بدهد، باید یک ماه رها کند، سپس رجوع کند، سپس بار دوم طلاق بدهد و دوباره سه ماه صبر کند تا مطمئن شود بارداری نیست. اگر بارداری ظاهر شد، نمیتواند بیش از یک طلاق انجام دهد.
می گویم : احتیاط سه ماهه در اینجا ممکن است به دلیل تقیه باشد یا دلیل دیگری داشته باشد که در موارد مشابه ذکر شده است.
(6)26 بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمَ طُلِّقَتْ لَا مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا الْخَبَرُ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمْ مَتَی طُلِّقَتْ اعْتَدَّتْ مِنْ یَوْمَ عَلِمَتْ
ترجمه:
باب اینکه زن مطلقه از روزی که طلاق داده شده عده نگه میدارد و نه از زمانی که خبر به او میرسد. پس اگر ندانست چه زمانی طلاق داده شده، از روزی که اطلاع یافت عده نگه میدارد.
28446- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ (مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ) (8)عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ وَ هُوَ غَائِبٌ فَلْیُشْهِدْ
1) کذا صححه فی المصحّحة الثانیة و هو الموجود فی المصدر، لکن الموجود فی مخطوطة المؤلّف و هی المسودة الثانیة- یطلقها.
2) کتب فی المصحّحة الثانیة- (فاذا، و إذا. صح).
3) کتب فی المصحّحة الثانیة- (یرتجعها. صح).
4) تقدم فی الباب 4 من هذه الأبواب.
5) مر فی الحدیث 18 من الباب 4 من هذه الأبواب.
6) الباب 26 فیه 7 أحادیث.
7) الکافی 6- 111- 5، و التهذیب 8- 162- 561، و الاستبصار 3- 353- 1264.
8) فی الاستبصار- محمّد بن أحمد.
عَلَی ذَلِکَ فَإِذَا مَضَی ثَلَاثَةُ أَقْرَاءٍ مِنْ ذَلِکَ الْیَوْمِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: امام باقر (ع) به من فرمود: اگر مردی در غیاب خود زنش را طلاق دهد، باید بر آن شاهد بگیرد. پس هنگامی که سه دوره پاکی از آن روز بگذرد، عدهی زن پایان مییابد.
28447- 2- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهَا مِنْ أَیِّ یَوْمٍ تَعْتَدُّ فَقَالَ إِنْ قَامَتْ لَهَا بَیِّنَةُ عَدْلٍ أَنَّهَا طُلِّقَتْ فِی یَوْمٍ مَعْلُومٍ وَ تَیَقَّنَتْ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ یَوْمَ طُلِّقَتْ وَ إِنْ لَمْ تَحْفَظْ فِی أَیِّ یَوْمٍ وَ فِی أَیِّ شَهْرٍ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از او درباره مردی که زنش را طلاق دهد در حالی که غایب است پرسیدم؛ از چه روزی زن عده نگه میدارد؟ فرمود: اگر برای او شاهد عادل ثابت شود که در روز معینی طلاق داده شده و یقین کند، از روزی که طلاق داده شده عده نگه دارد. و اگر روز و ماه طلاق را به خاطر نسپارد، از روزی که خبر به او میرسد عده نگه دارد.
28448- 3- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ کُلِّهِمْ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ فِی الْغَائِبِ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَإِنَّهَا تَعْتَدُّ مِنَ الْیَوْمِ الَّذِی طَلَّقَهَا.
ترجمه:
برید بن معاویه از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: درباره مرد غایبی که زنش را طلاق دهد، زن از روزی که طلاق داده شده عده نگه میدارد.
28449- 4- (3)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ (4)مَتَی تَعْتَدُّ فَقَالَ إِذَا قَامَتْ لَهَا بَیِّنَةٌ أَنَّهَا طُلِّقَتْ فِی یَوْمٍ مَعْلُومٍ وَ شَهْرٍ مَعْلُومٍ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ یَوْمَ طُلِّقَتْ فَإِنْ لَمْ تَحْفَظْ فِی أَیِّ یَوْمٍ وَ فِی أَیِّ شَهْرٍ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
ترجمه: زراره گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که زنش را طلاق دهد در حالی که غایب است پرسیدم؛ زن از چه زمانی عده نگه میدارد؟ فرمود: اگر برای او شاهدی ثابت شود که در روز و ماه معینی طلاق داده شده، از روزی که طلاق داده شده عده نگه دارد. و اگر روز و ماه طلاق را به خاطر نسپارد، از روزی که خبر به او میرسد عده نگه دارد.
28450- 5- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ الْوَاسِطِیِّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع
قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ فَقَامَتِ الْبَیِّنَةُ عَلَی ذَلِکَ فَعِدَّتُهَا مِنْ یَوْمَ طَلَّقَ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر مردی زنش را طلاق دهد و او غایب باشد، و شاهدی بر این امر ثابت شود، عدهی زن از روزی که طلاق داده شده آغاز میشود.
28451- 6- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ وَ هُوَ غَائِبٌ فَقَامَتْ لَهَا الْبَیِّنَةُ أَنَّهُ طَلَّقَهَا فِی شَهْرِ کَذَا وَ کَذَا اعْتَدَّتْ مِنَ الْیَوْمِ الَّذِی کَانَ مِنْ زَوْجِهَا فِیهِ الطَّلَاقُ وَ إِنْ لَمْ تَحْفَظْ ذَلِکَ الْیَوْمَ اعْتَدَّتْ مِنْ یَوْمَ عَلِمَتْ.
ترجمه:
از ابو صباح کنانی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: اگر مردی در غیاب خود زنش را طلاق دهد و برای او شاهدی ثابت شود که طلاق در ماه مشخصی انجام شده است، زن از روزی که طلاق توسط شوهرش انجام شده عده نگه میدارد. و اگر آن روز را به خاطر نداشته باشد، از روزی که اطلاع پیدا کرده عده نگه میدارد.
28452- 7- (2)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلَهُ صَفْوَانُ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ فَمَضَتْ أَشْهُرٌ فَقَالَ إِذَا قَامَتِ الْبَیِّنَةُ أَنَّهُ طَلَّقَهَا مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا وَ کَانَتْ عِدَّتُهَا قَدِ انْقَضَتْ فَقَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ قَالَ فَالْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا فَقَالَ هَذِهِ لَیْسَتْ مِثْلَ تِلْکَ هَذِهِ تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا الْخَبَرُ لِأَنَّ عَلَیْهَا أَنْ تُحِدَّ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
از احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل شده که فرمود: صفوان از او در حضور من درباره مردی که زنش را طلاق داده و او غایب بوده پرسید و ماهها گذشته است. امام فرمود: اگر شاهدی ثابت شود که طلاق در زمانی مشخص انجام شده و عدهی زن تمام شده است، او برای ازدواج با دیگران حلال است. صفوان پرسید: زنی که شوهرش فوت کرده چطور؟ امام فرمود: این مانند آن نیست. این زن از روزی که خبر به او میرسد عده نگه میدارد زیرا باید عزاداری کند.
(5)27 بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا لَمْ تَعْلَمْ بِالطَّلَاقِ إِلَّا بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ فَلَا عِدَّةَ عَلَیْهَا
ترجمه:
اینکه اگر زنی از طلاق خود اطلاعی نداشته باشد تا زمانی که عده به پایان برسد، عدهای بر او واجب نیست.
28453- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ
عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ وَ هُوَ غَائِبٌ وَ لَا تَعْلَمُ إِلَّا بَعْدَ ذَلِکَ بِسَنَةٍ أَوْ أَکْثَرَ أَوْ أَقَلَّ فَإِذَا عَلِمَتْ تَزَوَّجَتْ وَ لَمْ تَعْتَدَّ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر مردی زنی را طلاق دهد در حالی که غایب باشد و زن فقط پس از گذشت یک سال یا بیشتر یا کمتر از آن اطلاع یابد، پس هنگامی که مطلع شد، میتواند ازدواج کند و نیازی به نگه داشتن عده نیست.
28454- 2- (1)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: فِی الْمُطَلَّقَةِ إِذَا قَامَتِ الْبَیِّنَةُ أَنَّهُ قَدْ طَلَّقَهَا مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا فَکَانَتْ عِدَّتُهَا قَدِ انْقَضَتْ فَقَدْ بَانَتْ.
ترجمه:
ابن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل کرده که فرمود: درباره زن مطلقه، اگر شاهدی ثابت شود که طلاق در زمان معینی انجام شده و عدهی او تمام شده است، او از شوهر جدا شده به حساب میآید.
28455- 3- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ شُعَیْبِ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَلَا تَعْلَمُ إِلَّا بَعْدَ سَنَةٍ فَقَالَ إِنْ جَاءَ شَاهِدَا عَدْلٍ فَلَا تَعْتَدَّ وَ إِلَّا فَلْتَعْتَدَّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ (3)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که درباره زنی که شوهرش او را طلاق دهد و او تا یک سال بعد از آن اطلاعی نداشته باشد، سؤال شد. امام فرمود: اگر دو شاهد عادل شهادت دهند، نیازی به نگه داشتن عده نیست. وگرنه باید از روزی که خبر به او رسیده، عده نگه دارد.
(6)28 بَابُ أَنَّهُ یَجِبُ عَلَی الزَّوْجَةِ أَنْ تَعْتَدَّ عِدَّةَ الْوَفَاةِ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا الْخَبَرُ وَ لَوْ کَانَ بَعْدَ مَوْتِهِ بِسِنِینَ
ترجمه:
اینکه بر زن واجب است عده وفات را از روزی که خبر به او میرسد نگه دارد، حتی اگر سالها پس از فوت شوهر باشد.
28456- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا
ع فِی الرَّجُلِ یَمُوتُ وَ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ وَ هُوَ غَائِبٌ قَالَ تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا وَفَاتُهُ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق) نقل کرده که درباره مردی که فوت کند در حالی که زنی تحت ازدواج او باشد و او غایب باشد، فرمود: زن از روزی که خبر وفات او به او برسد، عده نگه میدارد.
28457- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الَّتِی یَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ غَائِبٌ فَعِدَّتُهَا مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا إِنْ قَامَتِ الْبَیِّنَةُ أَوْ لَمْ تَقُمْ.
ترجمه:
ابو صباح کنانی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: زنی که شوهرش فوت کند و او غایب باشد، عدهی او از روزی که خبر به او برسد آغاز میشود، چه شاهدی بر این موضوع باشد و چه نباشد.
28458- 3- (2)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: فِی الْغَائِبِ عَنْهَا زَوْجُهَا إِذَا تُوُفِّیَ قَالَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمِ یَأْتِیهَا الْخَبَرُ لِأَنَّهَا تُحِدُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
برید بن معاویه از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: درباره زنی که شوهرش غایب بوده و فوت کند، زن از روزی که خبر وفات به او میرسد عده نگه میدارد، زیرا باید برای او عزاداری کند.
28459- 4- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَعْتَدُّ (مِنْ یَوْمِ) (5)یَبْلُغُهَا لِأَنَّهَا تُرِیدُ أَنْ تُحِدَّ عَلَیْهِ (6).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (7)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
ابن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل کرده که فرمود: زنی که شوهرش از دنیا رفته، از روزی که خبر به او میرسد عده نگه میدارد، زیرا میخواهد برای او عزاداری کند.
28460- 5- (8)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الْمَرْأَةِ إِذَا بَلَغَهَا
1) الکافی 6- 112- 2، التهذیب 8- 163- 568، و الاستبصار 3- 355- 1271.
2) الکافی 6- 112- 3، التهذیب 8- 163- 567، و الاستبصار 3- 355- 1270.
3) فی نسخة- له (هامش المخطوط).
4) الکافی 6- 113- 7.
5) فی المصدر- حین.
6) فی نسخة- له (هامش المخطوط).
7) التهذیب 8- 163- 565، و الاستبصار 3- 354- 1268.
8) الکافی 6- 112- 4.
نَعْیُ زَوْجِهَا تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا إِنَّمَا تُرِیدُ أَنْ تُحِدَّ لَهُ.
ترجمه:
حسن بن زیاد از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: درباره زنی که خبر وفات شوهرش به او برسد، از روزی که خبر به او میرسد عده نگه میدارد، زیرا میخواهد برای او عزاداری کند.
28461- 6- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ غَائِبٌ مَتَی تَعْتَدُّ فَقَالَ یَوْمَ یَبْلُغُهَا وَ ذَکَرَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ إِنَّ إِحْدَاکُنَّ کَانَتْ تَمْکُثُ الْحَوْلَ إِذَا تُوُفِّیَ زَوْجُهَا ثُمَّ تَرْمِی بِبَعْرَةٍ وَرَاءَهَا.
ترجمه:
رفاعة گفت: از امام صادق (ع) درباره زنی که شوهرش فوت کرده و او غایب بوده، پرسیدم که چه زمانی عده نگه میدارد؟ فرمود: از روزی که خبر به او برسد. و بیان کرد که پیامبر خدا (ص) فرمود: یکی از شما زنان در گذشته، یک سال تمام پس از فوت شوهرش عزاداری میکرد، سپس پشگل کوچکی پشت سر خود میانداخت (اشاره به پایان یافتن عزاداری).
28462- 7- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَزَّازِ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ وَهْبِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا إِذَا بَلَغَهَا ذَلِکَ وَ قَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا فَالْحِدَادُ یَجِبُ عَلَیْهَا فَقَالَ عَلِیٌّ ع إِذَا لَمْ یَبْلُغْهَا ذَلِکَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا فَقَدْ ذَهَبَ ذَلِکَ کُلُّهُ وَ تَنْکِحُ مَنْ أَحَبَّتْ.
وَ رَوَاهُ الْحِمْیَرِیُّ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ (3)
أَقُولُ: هَذَا یَحْتَمِلُ الْحَمْلَ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ یُمْکِنُ کَوْنُ آخِرِ الْحَدِیثِ فِی حُکْمِ الْمُطَلَّقَةِ وَ یَکُونُ سَقَطَ مِنَ الْحَدِیثِ شَیْءٌ وَ یَحْتَمِلُ أَیْضاً مَا یَأْتِی (4).
ترجمه:
وهب بن وهب از جعفر از پدرش از امام علی (ع) نقل کرده که از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده و زمانی که خبر به او برسد، عدهاش تمام شده باشد، سؤال شد: آیا عزاداری بر او واجب است؟ امام علی (ع) فرمود: اگر خبر تا پایان عده به او نرسد، همه چیز پایان یافته و میتواند با هر که بخواهد ازدواج کند.
میگویم: این مطلب ممکن است بر تقیه حمل شود و ممکن است بخش پایانی روایت مربوط به حکم زن مطلقه باشد و بخشی از روایت ساقط شده باشد، یا اینکه احتمالات دیگری نیز مطرح شود.
28463- 8- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ غَائِبٌ تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا وَ لَوْ کَانَ قَدْ مَاتَ قَبْلَ ذَلِکَ بِسَنَةٍ أَوْ سَنَتَیْنِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) در حدیثی نقل کرده که فرمود: زنی که شوهرش فوت کرده و او غایب باشد، از روزی که خبر به او میرسد عده نگه میدارد، حتی اگر شوهر یک یا دو سال پیش از آن فوت کرده باشد.
28464- 9- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ (الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ) (2)قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُطَلَّقَةِ یُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا وَ لَا تَعْلَمُ إِلَّا بَعْدَ سَنَةٍ وَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَا تَعْلَمُ بِمَوْتِهِ إِلَّا بَعْدَ سَنَةٍ قَالَ إِنْ جَاءَ شَاهِدَانِ عَدْلَانِ فَلَا تَعْتَدَّانِ وَ إِلَّا تَعْتَدَّانِ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی الْوَهَمِ مِنَ الرَّاوِی بِأَنْ یَکُونَ سَمِعَ ذَلِکَ فِی الْمُطَلَّقَةِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی مَا لَوْ مَاتَ فِی الْعِدَّةِ الْبَائِنَةِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی التَّقِیَّةِ لِأَنَّهُ مَذْهَبُ جَمِیعِ الْعَامَّةِ.
ترجمه:
حسن بن زیاد گفت: از امام صادق (ع) درباره زنی که شوهرش او را طلاق داده و او تا یک سال بعد از آن اطلاعی ندارد، و زنی که شوهرش فوت کرده و او تا یک سال پس از فوت اطلاعی ندارد، پرسیدم. امام فرمود: اگر دو شاهد عادل شهادت دهند، نیازی به نگه داشتن عده نیست. وگرنه باید عده نگه دارند.
میگویم:مرحوم شیخ این روایت را بر خطای راوی حمل کرده و احتمال داده که راوی این مطلب را درباره زن مطلقه شنیده باشد. همچنین میتوان آن را درباره حالتی دانست که شوهر در مدت عده فوت کرده باشد یا بر تقیه حمل کرد، زیرا این مطلب مطابق با مذهب تمام اهل سنت است.
28465- 10- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ صَفْوَانَ عَنْ (عُبَیْدِ اللَّهِ) (4)عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ امْرَأَةٌ بَلَغَهَا نَعْیُ زَوْجِهَا بَعْدَ سَنَةٍ أَوْ نَحْوِ ذَلِکَ قَالَ فَقَالَ إِنْ کَانَتْ حُبْلَی فَأَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ إِنْ کَانَتْ لَیْسَتْ بِحُبْلَی فَقَدْ مَضَتْ عِدَّتُهَا إِذَا قَامَتْ لَهَا الْبَیِّنَةُ أَنَّهُ مَاتَ فِی یَوْمِ کَذَا وَ کَذَا وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهَا بَیِّنَةٌ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ یَوْمَ سَمِعَتْ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (5).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: به ایشان گفتم زنی که خبر فوت شوهرش پس از یک سال یا حدود آن به او رسیده است، تکلیفش چیست؟ امام فرمود: اگر باردار باشد، مدت عدهاش تا زمان وضع حمل است. و اگر باردار نباشد، عدهی او پایان یافته است، مشروط بر اینکه شاهدی ثابت کند که او در روز معینی فوت کرده است. و اگر شاهدی نداشته باشد، باید از روزی که خبر را شنیده است، عده نگه دارد.
28466- 11- (6)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهَا فَلْیُشْهِدْ عِنْدَ ذَلِکَ فَإِذَا مَضَی ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا
وَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا تَعْتَدُّ إِذَا بَلَغَهَا.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر مردی زنش را طلاق دهد در حالی که از او غایب باشد، باید در آن زمان شاهد بگیرد. پس هنگامی که سه ماه بگذرد، عدهی او تمام میشود. و زنی که شوهرش از دنیا رفته است، از روزی که خبر به او برسد، عده نگه میدارد.
28467- 12- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ سَیْفِ بْنِ عَمِیرَةَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ فِی الْمَرْأَةِ یَمُوتُ زَوْجُهَا أَوْ یُطَلِّقُهَا وَ هُوَ غَائِبٌ قَالَ إِنْ کَانَ مَسِیرَةَ أَیَّامٍ فَمِنْ یَوْمِ یَمُوتُ زَوْجُهَا تَعْتَدُّ وَ إِنْ کَانَ مِنْ بُعْدٍ فَمِنْ یَوْمِ یَأْتِیهَا الْخَبَرُ لِأَنَّهَا لَا بُدَّ مِنْ أَنْ تُحِدَّ لَهُ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (2)فِی أَنَّ هَذِهِ تُحِدُّ وَ هَذِهِ لَا تُحِدُّ.
ترجمه:
منصور بن حازم گفت: از امام صادق (ع) شنیدم که درباره زنی که شوهرش فوت کند یا او را طلاق دهد در حالی که غایب باشد، فرمود: اگر فاصله به اندازه چند روز راه باشد، از روز وفات شوهرش عده نگه میدارد. و اگر فاصله دورتر باشد، از روزی که خبر به او برسد، زیرا باید برای او عزاداری کند.
میگویم: پیشتر توضیح داده شد که این مورد شامل زنی است که باید عزاداری کند و زنی که نیازی به عزاداری ندارد.
28468- 13- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ إِلَی قَضَایَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ الْمُطَلَّقَةُ تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمَ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا وَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا تَعْتَدُّ مِنْ یَوْمِ یَبْلُغُهَا الْخَبَرُ.
ترجمه:
محمد بن علی بن الحسین به نقل از قضایای امیرالمؤمنین (ع) در حدیثی فرمود: زن مطلقه از روزی که شوهرش او را طلاق داده عده نگه میدارد و زنی که شوهرش از دنیا رفته است، از روزی که خبر به او برسد عده نگه میدارد.
28469- 14- (4)وَ فِی الْعِلَلِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع فِی الْمُطَلَّقَةِ إِنْ قَامَتِ الْبَیِّنَةُ أَنَّهُ طَلَّقَهَا مُنْذُ کَذَا وَ کَذَا وَ کَانَتْ عِدَّتُهَا قَدِ انْقَضَتْ فَقَدْ بَانَتْ وَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَعْتَدُّ حِینَ یَبْلُغُهَا الْخَبَرُ لِأَنَّهَا تُرِیدُ أَنْ تُحِدَّ لَهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل کرده که درباره زن مطلقه فرمود: اگر شاهدی ثابت شود که طلاق در زمانی مشخص انجام شده و عدهی او پایان یافته است، از شوهر جدا شده به حساب میآید. و زنی که شوهرش فوت کرده است، از روزی که خبر به او برسد عده نگه میدارد، زیرا میخواهد برای او عزاداری کند.
(1)29 بَابُ وُجُوبِ الْحِدَادِ عَلَی الْمَرْأَةِ فِی عِدَّةِ الْوَفَاةِ خَاصَّةً بِتَرْکِ الزِّینَةِ وَ الطِّیبِ وَ نَحْوِهِمَا
ترجمه:
باب وجوب عزاداری بر زن در مدت عده وفات، بهخصوص با خودداری از زینت، عطر و موارد مشابه.
28470- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنْ مَاتَ عَنْهَا یَعْنِی وَ هُوَ غَائِبٌ فَقَامَتِ الْبَیِّنَةُ عَلَی مَوْتِهِ فَعِدَّتُهَا مِنْ یَوْمِ یَأْتِیهَا الْخَبَرُ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً لِأَنَّ عَلَیْهَا أَنْ تُحِدَّ عَلَیْهِ فِی الْمَوْتِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَتُمْسِکَ عَنِ الْکُحْلِ وَ الطِّیبِ وَ الْأَصْبَاغِ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر مردی از دنیا برود، در حالی که غایب باشد و شاهدی بر وفات او اقامه شود، عدهی زنش از روزی که خبر به او میرسد چهار ماه و ده روز است. زیرا بر او واجب است که برای شوهر درگذشتهاش چهار ماه و ده روز عزاداری کند و از سرمه، عطر و رنگهای آرایشی پرهیز کند.
28471- 2- (3)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ أَبَانٍ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا قَالَ لَا تَکْتَحِلُ لِلزِّینَةِ وَ لَا تَطَیَّبُ وَ لَا تَلْبَسُ ثَوْباً مَصْبُوغاً وَ لَا تَبِیتُ عَنْ بَیْتِهَا وَ تَقْضِی الْحُقُوقَ وَ تَمْتَشِطُ بِغَسْلَةٍ (4)وَ تَحُجُّ وَ إِنْ کَانَ فِی عِدَّتِهَا.
ترجمه:
ابن ابی یعفور از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده، پرسیدم. فرمود: او نباید برای زینت سرمه بکشد، عطر بزند یا لباس رنگی بپوشد. همچنین، نباید شب را بیرون از خانهاش بگذراند. اما میتواند حقوق واجب را ادا کند، با یک بار شانه کردن به اصلاح موی خود بپردازد و در صورت نیاز حج انجام دهد، حتی اگر در دوران عده باشد.
28472- 3- (5)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا قَالَ لَا تَکْتَحِلُ لِزِینَةٍ (6)وَ لَا تَطَیَّبُ وَ لَا تَلْبَسُ ثَوْباً مَصْبُوغاً وَ لَا تَخْرُجُ نَهَاراً وَ لَا تَبِیتُ عَنْ بَیْتِهَا قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنْ أَرَادَتْ أَنْ تَخْرُجَ إِلَی حَقٍّ کَیْفَ تَصْنَعُ قَالَ تَخْرُجُ بَعْدَ نِصْفِ اللَّیْلِ وَ تَرْجِعُ عِشَاءً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (7)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ
1) الباب 29 فیه 7 أحادیث.
2) الکافی 6- 112- 6، و التهذیب 8- 163- 566، و الاستبصار 3- 354- 1269.
3) الکافی 6- 116- 4، و التهذیب 8- 159- 551.
4) الغسلة- الطیب الذی تجعله المرأة فی شعرها عند الامتشاط. (لسان العرب 11- 494.).
5) الکافی 6- 116- 6.
6) فی المصدر- للزینة.
7) التهذیب 8- 159- 552، و الاستبصار 3- 353- 1261.
أَقُولُ: حَمَلَ الشَّیْخُ (1)مَا تَضَمَّنَ النَّهْیَ عَنِ الْمَبِیتِ عَنْ بَیْتِهَا عَلَی الِاسْتِحْبَابِ لِمَا یَأْتِی (2).
ترجمه:
ابو العباس گفت: به امام صادق (ع) گفتم درباره زنی که شوهرش فوت کرده چه میفرمایید؟ امام فرمود: نباید برای زینت سرمه بکشد ، عطر بزند، لباس رنگی بپوشد، روزها از خانه خارج شود یا شب را بیرون از خانهاش سپری کند. پرسیدم: اگر بخواهد برای ادای حقی خارج شود، چه کند؟ فرمود: بعد از نیمهشب خارج شود و شب هنگام بازگردد.
میگویم: مرحوم شیخ این نهی از ماندن شب بیرون از خانه را بر استحباب حمل کرده است، به دلیلی که در ادامه خواهد آمد.
28473- 4- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا لَیْسَ لَهَا أَنْ تَطَیَّبَ وَ لَا تَزَیَّنَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةَ أَیَّامٍ.
ترجمه:
زراره از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: زنی که شوهرش فوت کرده است، نباید عطر بزند یا زینت کند تا مدت عدهاش که چهار ماه و ده روز است، به پایان برسد.
28474- 5- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی الصُّهْبَانِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: لَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یُحِدَّ أَکْثَرَ مِنْ ثَلَاثٍ إِلَّا الْمَرْأَةُ عَلَی زَوْجِهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: هیچکس حق ندارد بیش از سه روز عزاداری کند، مگر زن برای شوهرش، تا مدت عدهاش به پایان برسد.
28475- 6- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی یَحْیَی الْوَاسِطِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: یُحِدُّ الْحَمِیمُ عَلَی حَمِیمِهِ ثَلَاثاً وَ الْمَرْأَةُ عَلَی زَوْجِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.
ترجمه:
ابویحیی واسطی از برخی اصحاب ما از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: خویشاوند نزدیک برای خویشاوند نزدیک خود سه روز عزاداری میکند و زن برای شوهرش چهار ماه و ده روز عزاداری میکند.
28476- 7- (6)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْمَرْأَةِ یَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا هَلْ یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ مِنْ مَنْزِلِهَا فِی عِدَّتِهَا قَالَ نَعَمْ وَ تَخْتَضِبُ (7)وَ تَکْتَحِلُ وَ تَمْتَشِطُ وَ تَصْبَغُ وَ تَلْبَسُ الْمُصَبَّغَ وَ تَصْنَعُ مَا شَاءَتْ بِغَیْرِ زِینَةٍ لِزَوْجٍ.
1) راجع التهذیب 8- 160- 556 ذیل 556، و الاستبصار 3- 353- 1262 ذیل 1262.
2) یأتی فی الحدیث 7 من هذا الباب.
3) الکافی 6- 117- 12.
4) التهذیب 8- 160- 556.
5) التهذیب 8- 161- 559.
6) الفقیه 3- 508- 4785، و أورده صدره عن التهذیب فی الحدیث 18 من الباب 15، و ذیله فی الحدیث 2 من الباب 47، و أورد قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 33 من هذه الأبواب.
7) فی المصدر زیادة- و تدهن.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقٍ عَنْ عَمَّارٍ نَحْوَهُ (1)أَقُولُ: هَذَا مَخْصُوصٌ بِغَیْرِ قَصْدِ الزِّینَةِ مَعَ عَدَمِ التَّظَاهُرِ بِهِ لِمَا مَرَّ (2)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (3)وَ فِی الدَّفْنِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
عمار ساباطی از امام صادق (ع) نقل کرده که او را درباره زنی که شوهرش فوت کرده و در دوران عده است پرسیدند: آیا اجازه دارد از منزلش خارج شود؟ امام فرمود: بله، و میتواند خضاب کند، سرمه بکشد، موهایش را شانه کند، رنگ استفاده کند، لباس رنگی بپوشد و هر کاری را که بخواهد انجام دهد، مشروط بر این که با هدف زینت برای شوهر نباشد.
میگویم: این حکم مربوط به مواردی است که بدون قصد زینت و بدون آشکار کردن زینت باشد، همانطور که پیشتر بیان شد.
(6)30 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْوَفَاةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةُ أَیَّامٍ
ترجمه:
باب اینکه عده وفات چهار ماه و ده روز است.
28477- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِی حَدِیثٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ لِلنِّسَاءِ أُفٍّ لَکُنَّ قَدْ کُنْتُنَّ (8)قَبْلَ أَنْ أُبْعَثَ فِیکُنَّ وَ أَنَّ الْمَرْأَةَ مِنْکُنَّ إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَخَذَتْ بَعْرَةً فَرَمَتْ بِهَا خَلْفَ ظَهْرِهَا ثُمَّ قَالَتْ لَا أَمْتَشِطُ وَ لَا أَکْتَحِلُ وَ لَا أَخْتَضِبُ حَوْلًا کَامِلًا وَ إِنَّمَا أَمَرْتُکُنَّ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ثُمَّ لَا تَصْبِرْنَ.
ترجمه:
ابو بصیر مرادی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: رسول خدا (ص) به زنان فرمود: اُف بر شما، پیش از آنکه در میان شما مبعوث شوم، زنانی از شما بودند که وقتی شوهرشان فوت میکرد، تکهای از فضولات حیوانی (پشگل) را میگرفتند و پشت سر خود میانداختند، سپس میگفتند: نه موهایم را شانه میکنم، نه سرمه میزنم و نه خضاب میکنم، آن هم برای یک سال کامل. اما من شما را به چهار ماه و ده روز فرمان دادم، و شما حتی این مقدار را تحمل نمیکنید.
28478- 2- (9)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ
1) التهذیب 8- 82- 280.
2) مر فی الأحادیث 1 و 2 و 3 و 4 من هذا الباب.
3) تقدم فی الحدیث 3 و 5 من الباب 21، و الحدیث 7 من الباب 26، و الأحادیث 3 و 4 و 5 و 7 و 12 و 14 من الباب 28 من هذه الأبواب.
4) تقدم فی الباب 82 من أبواب الدفن.
5) یأتی فی الحدیث 4 من الباب 32، و فی الحدیث 6 و 7 من الباب 33، و الحدیث 2 من الباب 42، و فی الحدیث 1 من الباب 45، و فی الحدیث 1 من الباب 52 من هذه الأبواب.
6) الباب 30 فیه 9 أحادیث.
7) الکافی 6- 117- 13، و أورده بتمامه فی الحدیث 7 من الباب 33 من هذه الأبواب.
8) فی المصدر زیادة- من.
9) الکافی 6- 113- 1، و تفسیر العیّاشیّ 1- 122- 389 باختلاف.
سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ کَیْفَ صَارَتْ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَ حِیَضٍ أَوْ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ صَارَتْ عِدَّةُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَقَالَ أَمَّا عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ فَلِاسْتِبْرَاءِ الرَّحِمِ مِنَ الْوَلَدِ وَ أَمَّا عِدَّةُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی شَرَطَ لِلنِّسَاءِ شَرْطاً وَ شَرَطَ عَلَیْهِنَّ شَرْطاً فَلَمْ یُحَابِهِنَّ فِیمَا شَرَطَ لَهُنَّ وَ لَمْ یَجُرْ فِیمَا اشْتَرَطَ عَلَیْهِنَّ (أَمَّا مَا) (1)شَرَطَ لَهُنَّ فِی الْإِیلَاءِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ إِذْ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ (2)فَلَمْ یُجَوِّزْ لِأَحَدٍ أَکْثَرَ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فِی الْإِیلَاءِ لِعِلْمِهِ تَبَارَکَ اسْمُهُ أَنَّهُ غَایَةُ صَبْرِ الْمَرْأَةِ عَنِ الرَّجُلِ وَ أَمَّا مَا شَرَطَ عَلَیْهِنَّ فَإِنَّهُ أَمَرَهَا أَنْ تَعْتَدَّ إِذَا مَاتَ زَوْجُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَأَخَذَ مِنْهَا لَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ مَا أَخَذَ لَهَا مِنْهُ فِی حَیَاتِهِ عِنْدَ الْإِیلَاءِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً (3)وَ لَمْ یَذْکُرِ الْعَشَرَةَ الْأَیَّامَ فِی الْعِدَّةِ إِلَّا مَعَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَلِمَ أَنَّ غَایَةَ (4)الْمَرْأَةِ الْأَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فِی تَرْکِ الْجِمَاعِ فَمِنْ ثَمَّ أَوْجَبَهُ عَلَیْهَا وَ لَهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْعِلَلِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْهَیْثَمِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الثَّانِیَ ع وَ ذَکَرَ نَحْوَهُ (6)وَ رَوَاهُ الْبَرْقِیُّ فِی الْمَحَاسِنِ بِهَذَا السَّنَدِ نَحْوَهُ (7).
ترجمه:
محمد بن سلیمان از امام جواد (ع) نقل کرده که گفت: به ایشان گفتم: فدایت شوم، چرا عده زن مطلقه سه حیض یا سه ماه است، ولی عده زنی که شوهرش فوت کرده، چهار ماه و ده روز است؟
فرمود: اما عده زن مطلقه سه قُروء (سه دوره پاکی یا حیض) است برای اطمینان از خالی بودن رحم از حمل. اما عده زنی که شوهرش فوت کرده، به این دلیل است که خداوند متعال شرطی برای زنان گذاشت و شرطی بر آنها وضع کرد؛ در آنچه به نفعشان شرط کرده، کوتاهی نکرد و در آنچه به ضررشان بود، به آنها ستم نکرد.
آنچه به نفعشان شرط کرده، در ایلاء (سوگند دوری از زناشویی) است که مدت آن چهار ماه تعیین شده است، همانطور که خداوند میفرماید: "کسانی که از همسرانشان دوری میگزینند، باید چهار ماه انتظار بکشند" (بقره: 226). خداوند بیش از چهار ماه در ایلاء اجازه نداد، زیرا میدانست که این مدت نهایت صبر زن از مرد است.
اما آنچه به ضررشان شرط کرد، این بود که خداوند امر کرد زن در صورت فوت شوهرش، چهار ماه و ده روز عده نگه دارد. این مدت را همانطور که به نفعشان در ایلاء قرار داد، از آنها برای شوهرشان در هنگام وفاتش گرفت. خداوند فرمود: "باید خود را چهار ماه و ده روز نگاه دارند" (بقره: 234). خداوند ده روز اضافی را در عده تنها همراه با چهار ماه ذکر کرد، زیرا میدانست نهایت تحمل زن از ترک زناشویی چهار ماه است و به همین دلیل، این حکم را برای او واجب کرد.
28479- 3- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَاتِمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع لِأَیِّ عِلَّةٍ صَارَتْ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ عِدَّةُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً قَالَ لِأَنَّ حُرْقَةَ الْمُطَلَّقَةِ تَسْکُنُ فِی (2)ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ وَ حُرْقَةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا لَا تَسْکُنُ إِلَّا بَعْدَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٍ.
ترجمه:
28480- 4- (3)عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمُرْتَضَی فِی رِسَالَةِ الْمُحْکَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِیرِ النُّعْمَانِیِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِی عَنْ عَلِیٍّ ع فِی بَیَانِ النَّاسِخِ وَ الْمَنْسُوخِ قَالَ: وَ مِنْ ذَلِکَ أَنَّ الْعِدَّةَ کَانَتْ فِی الْجَاهِلِیَّةِ عَلَی الْمَرْأَةِ سَنَةً کَامِلَةً وَ کَانَ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ أَلْقَتِ الْمَرْأَةُ خَلْفَ ظَهْرِهَا شَیْئاً بَعْرَةً أَوْ مَا یَجْرِی مَجْرَاهَا وَ قَالَتِ الْبَعْلُ أَهْوَنُ عَلَیَّ مِنْ هَذِهِ وَ لَا أَکْتَحِلُ وَ لَا أَمْتَشِطُ وَ لَا أَتَطَیَّبُ وَ لَا أَتَزَوَّجُ سَنَةً فَکَانُوا لَا یُخْرِجُونَهَا مِنْ بَیْتِهَا بَلْ یُجْرُونَ عَلَیْهَا مِنْ تَرِکَةِ زَوْجِهَا سَنَةً فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِی أَوَّلِ الْإِسْلَامِ وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِیَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَی الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْراجٍ (4)فَلَمَّا قَوِیَ الْإِسْلَامُ أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَی وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ (5)إِلَی آخِرِ الْآیَةِ.
ترجمه:
علی بن الحسین المرتضی در رساله المحکم و المتشابه نقل کرده است که از تفسیر نعمانی با اسناد ذیل از امیرالمؤمنین علی (ع) در بیان ناسخ و منسوخ آمده است: از جمله موارد این است که در جاهلیت، عده زن یک سال کامل بود. هنگامی که مردی از دنیا میرفت، زن چیزی همچون پشگل یا چیزی مشابه آن را پشت سر خود میانداخت و میگفت: «همسرم از این (پشگل) برای من بیاهمیتتر است.» و سپس اعلام میکرد: «سرمه نمیکشم، موهایم را شانه نمیکنم، عطر نمیزنم و ازدواج نمیکنم، آن هم برای یک سال.» و آنها زن را از خانهاش بیرون نمیکردند، بلکه از ارث شوهرش برای او در طول یک سال هزینه میکردند.
سپس خداوند در آغاز اسلام این آیه را نازل کرد: «و کسانی که از شما وفات مییابند و همسرانی باقی میگذارند، برای همسرانشان وصیتی به مدت یک سال بدون اخراج داشته باشند.» (بقره: 240). اما هنگامی که اسلام قوی شد، خداوند این آیه را نازل کرد: «و کسانی که از شما وفات مییابند و همسرانی باقی میگذارند، خود را چهار ماه و ده روز نگاه دارند. و هنگامی که مدت آن به پایان رسید، بر شما گناهی نیست...» (بقره: 234) تا پایان آیه.
28481- 5- (6)عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ رَفَعَهُ قَالَ: کَانَتْ عِدَّةُ النِّسَاءِ فِی الْجَاهِلِیَّةِ إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ عَنِ امْرَأَتِهِ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ سَنَةً فَلَمَّا بَعَثَ اللَّهُ رَسُولَهُ لَمْ یَنْقُلْهُمْ عَنْ ذَلِکَ بَلْ تَرَکَهُمْ عَلَی عَادَاتِهِمْ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِذَلِکَ قُرْآناً
ترجمه:
علی بن ابراهیم در تفسیر خود نقل کرده است: در جاهلیت، عده زنان در صورتی که مرد از دنیا میرفت، یک سال کامل بود. هنگامی که خداوند رسولش را فرستاد، مردم را از این عادت تغییر نداد و آنها را بر عادات خود باقی گذاشت و در این مورد قرآنی نازل کرد:
«و کسانی که از شما وفات مییابند و همسرانی باقی میگذارند، برای همسرانشان وصیتی به مدت یک سال، بدون اخراج از خانه، داشته باشند.» (بقره: 240)
بنابراین، عده زنان یک سال بود. اما وقتی اسلام قدرت یافت، خداوند این آیه را نازل کرد:
«و کسانی که از شما وفات مییابند و همسرانی باقی میگذارند، خود را چهار ماه و ده روز نگاه دارند.» (بقره: 234)
بدین ترتیب، آیه «وصیتی به مدت یک سال» (بقره: 240) نسخ شد.
28482- 6- (4)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا کَمْ عِدَّتُهَا قَالَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.
ترجمه:
علی بن جعفر از برادرش نقل کرده که گفت: از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده، پرسیدم: مدت عده او چقدر است؟ فرمود: چهار ماه و ده روز.
28483- 7- (5)مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ مَتاعاً إِلَی الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْراجٍ (6)قَالَ مَنْسُوخَةٌ نَسَخَتْهَا یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً (7)وَ نَسَخَتْهَا آیَةُ الْمِیرَاثِ.
وَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (8).
ترجمه:
امام باقر (ع) فرمود: از ایشان درباره آیه «وصیتی برای همسرانشان به مدت یک سال، بدون اخراج» (بقره: 240) پرسیدم. فرمود: این آیه نسخ شده است؛ آیه «چهار ماه و ده روز خود را نگاه دارند» (بقره: 234) آن را نسخ کرد و آیه میراث نیز آن را نسخ کرده است.
28484- 8- (9)وَ عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً (10)جِئْنَ النِّسَاءُ یُخَاصِمْنَ رَسُولَ اللَّهِ ص
وَ قُلْنَ لَا نَصْبِرُ فَقَالَ لَهُنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص- کَانَتْ إِحْدَاکُنَّ إِذَا مَاتَ زَوْجُهَا أَخَذَتْ بَعْرَةً فَأَلْقَتْهَا خَلْفَهَا فِی دُوَیْرِهَا فِی خِدْرِهَا ثُمَّ قَعَدَتْ فَإِذَا کَانَ مِثْلُ ذَلِکَ الْیَوْمِ مِنَ الْحَوْلِ أَخَذَتْهَا فَفَتَّتْهَا ثُمَّ اکْتَحَلَتْ بِهَا ثُمَّ تَزَوَّجَتْ فَوَضَعَ اللَّهُ عَنْکُنَّ ثَمَانِیَةَ أَشْهُرٍ.
ترجمه:
ابو بکر حضرمی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: هنگامی که این آیه نازل شد: «و کسانی که از شما وفات مییابند و همسرانی باقی میگذارند، خود را چهار ماه و ده روز نگاه دارند» (بقره: 234)، زنان نزد پیامبر خدا (ص) آمدند و به ایشان اعتراض کردند و گفتند: "ما نمیتوانیم صبر کنیم."
پیامبر خدا (ص) به آنها فرمود: "یکی از شما وقتی شوهرش فوت میکرد، یک تکه فضولات حیوانی (پشگل) برمیداشت و آن را پشت سر خود در گوشه خانهاش میانداخت و همانجا مینشست. وقتی سال به پایان میرسید، آن را برداشته، آن را خرد میکرد و با آن سرمه میکشید و سپس ازدواج میکرد. ولی خداوند از شما هشت ماه از آن مدت را کم کرده است."
28485- 9- (1)وَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِیَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَی الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْراجٍ (2)قَالَ هِیَ مَنْسُوخَةٌ قُلْتُ وَ کَیْفَ کَانَتْ قَالَ کَانَ الرَّجُلُ إِذَا مَاتَ أُنْفِقَ عَلَی امْرَأَتِهِ مِنْ صُلْبِ الْمَالِ حَوْلًا ثُمَّ أُخْرِجَتْ بِلَا مِیرَاثٍ ثُمَّ نَسَخَتْهَا آیَةُ الرُّبُعِ وَ الثُّمُنِ فَالْمَرْأَةُ یُنْفَقُ عَلَیْهَا مِنْ نَصِیبِهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
ابو بصیر گفت: از امام صادق (ع) درباره آیه «و کسانی که از شما وفات مییابند و همسرانی باقی میگذارند، وصیتی برای همسرانشان داشته باشند به مدت یک سال، بدون اخراج» (بقره: 240) پرسیدم. فرمود: این آیه نسخ شده است. پرسیدم: چگونه بوده است؟
فرمود: هنگامی که مردی فوت میکرد، از مال او به مدت یک سال بر همسرش هزینه میشد و پس از آن، بدون ارث از خانه بیرون میرفت. سپس این آیه توسط آیهی یکچهارم و یکهشتم نسخ شد، به طوری که اکنون زن از سهم خود در ارث، هزینهی خود را دریافت میکند.
(5)31 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْحَامِلِ مِنَ الْوَفَاةِ أَبْعَدُ الْأَجَلَیْنِ مِنَ الْوَضْعِ وَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٍ
ترجمه:
باب اینکه عده زن باردار در صورت وفات شوهرش، طولانیترین مدت بین وضع حمل یا چهار ماه و ده روز است.
28486- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی
1) تفسیر العیّاشیّ 1- 129- 427.
2) البقرة 2- 240.
3) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 57، و فی الأحادیث 20 و 22 و 23 من الباب 58 من أبواب المهور، و فی الحدیث 4 من الباب 22، و فی الحدیث 2 من الباب 23 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الأحادیث 1 و 4 و 6 من الباب 29 من هذه الأبواب.
4) یأتی فی الباب 31 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 7 من الباب 33، و فی الحدیث 3 من الباب 34، و فی الحدیث 2 من الباب 35، و فی الأبواب 36 و 42 و 43 و 45، و فی الحدیث 1 من الباب 50، و فی البابین 51 و 52 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 1 من الباب 12 من أبواب میراث الأزواج، و فی الحدیثین 3 و 10 من الباب 27 من أبواب حد الزنا.
5) الباب 31 فیه 6 أحادیث.
6) الکافی 6- 114- 2، و التهذیب 8- 150- 519.
عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِی الْحَامِلِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَنْقَضِی عِدَّتُهَا آخِرَ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: زنی که باردار است و شوهرش فوت کرده، عدهاش با پایان یافتن طولانیترین مدت بین دو زمان یعنی وضع حمل یا چهار ماه و ده روز پایان مییابد.
28487- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ: الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا الْحَامِلُ أَجَلُهَا آخِرُ الْأَجَلَیْنِ إِنْ کَانَتْ حُبْلَی فَتَمَّتْ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ وَ لَمْ تَضَعْ فَإِنَّ عِدَّتَهَا إِلَی أَنْ تَضَعَ وَ إِنْ کَانَتْ تَضَعُ حَمْلَهَا قَبْلَ أَنْ یَتِمَّ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ تَعْتَدُّ بَعْدَ مَا تَضَعُ تَمَامَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٍ وَ ذَلِکَ أَبْعَدُ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
سماعه گفت: امام صادق (ع) فرمود: زنی که باردار است و شوهرش فوت کرده، مدت عدهاش بر اساس طولانیترین زمان بین دو مورد تعیین میشود. اگر باردار باشد و چهار ماه و ده روز بگذرد ولی زایمان نکند، عدهی او تا زمان وضع حمل ادامه دارد. اما اگر قبل از گذشت چهار ماه و ده روز زایمان کند، باید بعد از زایمان مدت باقیمانده از چهار ماه و ده روز را تکمیل کند. این همان طولانیترین مدت بین دو زمان است.
28488- 3- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَضَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی امْرَأَةٍ تُوُفِّیَ (3)زَوْجُهَا وَ هِیَ حُبْلَی فَوَلَدَتْ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ فَتَزَوَّجَتْ فَقَضَی أَنْ یُخَلِّیَ عَنْهَا ثُمَّ لَا یَخْطُبَهَا حَتَّی یَنْقَضِیَ آخِرُ الْأَجَلَیْنِ فَإِنْ شَاءَ أَوْلِیَاءُ الْمَرْأَةِ أَنْکَحُوهَا وَ إِنْ شَاءُوا أَمْسَکُوهَا فَإِنْ أَمْسَکُوهَا رَدُّوا عَلَیْهِ مَالَهُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد زنی که شوهرش فوت کرده و او باردار بوده، حکم کرد. این زن قبل از اینکه چهار ماه و ده روز عدهاش به پایان برسد، زایمان کرده و ازدواج نمود. حضرت حکم فرمود که از همسر جدید جدا شود و تا پایان طولانیترین مدت بین دو زمان، یعنی چهار ماه و ده روز یا زمان زایمان، کسی او را خواستگاری نکند.
پس از آن، اگر اولیای زن بخواهند، میتوانند او را به ازدواج درآورند و اگر نخواهند، میتوانند او را نگه دارند، اما در این صورت، مهریه را به شوهر دوم بازمیگردانند.
28489- 4- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا آخِرُ الْأَجَلَیْنِ لِأَنَّ عَلَیْهَا أَنْ تُحِدَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ لَیْسَ عَلَیْهَا فِی الطَّلَاقِ أَنْ تُحِدَّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ کَذَا الْحَدِیثَانِ الْأَوَّلَانِ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: عده زنی که شوهرش فوت کرده، طولانیترین زمان بین دو مدت است، زیرا او موظف است چهار ماه و ده روز عزاداری کند، اما در طلاق، بر او واجب نیست که عزاداری نماید.
28490- 5- (1)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْحُبْلَی الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا عِدَّتُهَا آخِرُ الْأَجَلَیْنِ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: زنی که باردار است و شوهرش فوت کرده، مدت عدهاش طولانیترین زمان بین دو مدت است.
28491- 6- (2)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَرْأَةُ الْحُبْلَی الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَضَعُ وَ تَزَوَّجُ قَبْلَ أَنْ یَخْلُوَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ قَالَ إِنْ کَانَ زَوْجُهَا الَّذِی تَزَوَّجَهَا دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَیْنَهُمَا وَ اعْتَدَّتْ مَا بَقِیَ مِنْ عِدَّتِهَا الْأُولَی وَ عِدَّةً أُخْرَی مِنَ الْأَخِیرِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَیْنَهُمَا وَ اعْتَدَّتْ مَا بَقِیَ مِنْ عِدَّتِهَا وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ (3)عَلِیِّ بْنِ خَالِدٍ الْعَاقُولِیِّ عَنْ کَرَّامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع مِثْلَهُ (4)أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5).
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم، زنی که باردار است و شوهرش فوت کرده، زایمان کند و قبل از پایان چهار ماه و ده روز ازدواج نماید، وضعیت او چگونه خواهد بود؟
فرمود: اگر شوهر دوم با او رابطه برقرار کرده باشد، آنها از یکدیگر جدا میشوند و زن باید مدت باقیمانده از عده شوهر اول را بگذراند و سپس برای شوهر دوم نیز عده دیگری نگه دارد. اما اگر شوهر دوم با او رابطه نداشته باشد، آنها از یکدیگر جدا میشوند و زن مدت باقیمانده از عده شوهر اول را تکمیل میکند، و شوهر دوم میتواند یکی از خواستگاران او باشد.
(6)32 بَابُ عَدَمِ ثُبُوتِ السُّکْنَی وَ النَّفَقَةِ لِلْمُتَوَفَّی عَنْهَا فِی الْعِدَّةِ وَ أَنَّ لَهَا أَنْ تَعْتَدَّ حَیْثُ شَاءَتْ
ترجمه:
باب عدم ثبوت سکنی و نفقه برای زنی که شوهرش فوت کرده در دوران عده، و اینکه او میتواند در هر مکانی که بخواهد، عده نگه دارد.
28492- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی وَ غَیْرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ
1) الکافی 6- 114- 6.
2) الکافی 6- 114- 7، قرب الإسناد- 109، و أورد نحوه فی الحدیث 2 من الباب 17 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
3) فی نسخة- عن- بدل الواو- (هامش المصحّحة الثانیة).
4) الکافی 6- 114- 7 ذیل 7.
5) تقدم فی الحدیثین 6 و 20 من الباب 17 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و تقدم ما یدلّ علی ذلک فی الباب 30 من هذه الأبواب، و یأتی ما یدلّ علیه فی الحدیث 9 من الباب 43 من هذه الأبواب.
6) الباب 32 فیه 4 أحادیث.
7) الکافی 6- 115- 2، و أورد صدره فی الحدیث 5 من الباب 9 من أبواب النفقات.
مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ امْرَأَةٍ تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَیْنَ تَعْتَدُّ فِی بَیْتِ زَوْجِهَا تَعْتَدُّ أَوْ حَیْثُ شَاءَتْ قَالَ حَیْثُ شَاءَتْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ عَلِیّاً ع لَمَّا مَاتَ عُمَرُ- أَتَی أُمَّ کُلْثُومٍ فَأَخَذَ بِیَدِهَا فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَی بَیْتِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
ترجمه: سلیمان بن خالد گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم، زنی که شوهرش فوت کرده، عدهاش را در خانه شوهرش نگه دارد یا هر جا که بخواهد؟ امام فرمود: هر جا که بخواهد.
سپس فرمود: وقتی عمر از دنیا رفت، علی (ع) نزد ام کلثوم آمد، دست او را گرفت و او را به خانه خود برد.
28493- 2- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَیْنَ تَعْتَدُّ قَالَ حَیْثُ شَاءَتْ وَ لَا تَبِیتُ عَنْ بَیْتِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3)أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ لِمَا تَقَدَّمَ (4)وَ یَأْتِی (5).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام) نقل کرده که فرمود: از ایشان پرسیدم زنی که شوهرش فوت کرده، کجا عدهاش را نگه دارد؟ فرمود: هر جا که بخواهد، اما شب را نباید بیرون از خانهاش سپری کند.
میگویم: مرحوم شیخ این حکم را بر استحباب حمل کرده است، با توجه به آنچه پیشتر بیان شده است.
28494- 3- (6)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَعْتَدُّ فِی بَیْتِهَا أَوْ حَیْثُ شَاءَتْ قَالَ بَلْ حَیْثُ شَاءَتْ إِنَّ عَلِیّاً ع لَمَّا تُوُفِّیَ عُمَرُ أَتَی أُمَّ کُلْثُومٍ- فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَی بَیْتِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (7).
ترجمه:
معاویه بن عمار از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان پرسیدم زنی که شوهرش فوت کرده، عدهاش را در خانه خودش نگه دارد یا هر جا که بخواهد؟ امام فرمود: هر جا که بخواهد.
ایشان فرمودند: وقتی عمر از دنیا رفت، علی (ع) نزد ام کلثوم آمد و او را به خانه خود برد.
28495- 4- (8)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ
عَلِیٍّ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَیْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَخْرُجُ إِلَی بَیْتِ أَبِیهَا وَ أُمِّهَا مِنْ بَیْتِهَا إِنْ شَاءَتْ فَتَعْتَدُّ فَقَالَ إِنْ شَاءَتْ أَنْ تَعْتَدَّ فِی بَیْتِ زَوْجِهَا اعْتَدَّتْ وَ إِنْ شَاءَتِ اعْتَدَّتْ فِی بَیْتِ أَهْلِهَا وَ لَا تَکْتَحِلُ وَ لَا تَلْبَسُ حُلِیّاً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی النَّفَقَاتِ (1)وَ غَیْرِهَا (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
عبدالله بن سلیمان گفت: از امام صادق (ع) درباره زنی که شوهرش فوت کرده، پرسیدم: آیا میتواند از خانهاش به خانه پدر و مادرش برود و در آنجا عده نگه دارد، اگر بخواهد؟
فرمود: اگر بخواهد، میتواند در خانه شوهرش عده نگه دارد و اگر بخواهد، در خانه خانوادهاش عده نگه دارد، اما سرمه نمیکشد و زیورآلات نمیپوشد.
(4)33 بَابُ جَوَازِ حَجِّ الْمَرْأَةِ فِی عِدَّةِ الْوَفَاةِ وَ قَضَائِهَا الْحُقُوقَ وَ خُرُوجِهَا فِی جَنَازَةِ زَوْجِهَا وَ لِزِیَارَةِ قَبْرِهِ وَ لِحَاجَةٍ لَا بُدَّ مِنْهَا
ترجمه:
باب جواز انجام حج توسط زن در دوران عده وفات، و نیز ادای حقوق، شرکت در تشییع جنازه شوهر، زیارت قبر او، و برآورده کردن نیازهای ضروری.
28496- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمَرْأَةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا هَلْ یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ مِنْ مَنْزِلِهَا فِی عِدَّتِهَا قَالَ نَعَمْ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از امام صادق (ع) درباره زنی که شوهرش فوت کرده و در دوران عده است، پرسیدند: آیا اجازه دارد از منزلش خارج شود؟ فرمود: بله. (ادامه حدیث).
28497- 2- (6)قَالَ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ تَحُجَّ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا فِی عِدَّتِهَا وَ تَنْتَقِلَ مِنْ مَنْزِلٍ إِلَی مَنْزِلٍ.
ترجمه:
و در حدیث دیگری فرمود: اشکالی ندارد که زنی که شوهرش فوت کرده، در دوران عدهاش حج انجام دهد و از منزلی به منزل دیگر منتقل شود.
28498- 3- (7)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الَّتِی یُتَوَفَّی
1) تقدم فی الباب 9 من أبواب النفقات.
2) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 61 من أبواب وجوب الحجّ، و فی الحدیث 7 من الباب 29 من هذه الأبواب.
3) یأتی فی البابین 33 و 34 من هذه الأبواب.
4) الباب 33 فیه 8 أحادیث.
5) الفقیه 3- 508- 4785، و أورده بتمامه فی الحدیث 7 من الباب 29 من هذه الأبواب.
6) الفقیه 3- 508- 4786.
7) قرب الإسناد- 78.
زَوْجُهَا تَحُجُّ قَالَ نَعَمْ وَ تَخْرُجُ وَ تَنْتَقِلُ مِنْ مَنْزِلٍ إِلَی مَنْزِلٍ.
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
عبدالله بن بُکیر گفت: از امام صادق (ع) درباره زنی که شوهرش فوت کرده و قصد حج دارد، پرسیدم. فرمود: بله، میتواند حج انجام دهد و از منزلی به منزل دیگر منتقل شود.
28499- 4- (2)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَ تَحُجُّ وَ تَشْهَدُ الْحُقُوقَ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
عبید بن زراره از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: درباره زنی که شوهرش فوت کرده، پرسیدم: آیا میتواند حج انجام دهد و در ادای حقوق شرکت کند؟ فرمود: بله.
28500- 5- (3)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِ زَوْجِهَا قَالَ تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِ زَوْجِهَا تَحُجُّ وَ تَنْتَقِلُ مِنْ مَنْزِلٍ إِلَی مَنْزِلٍ.
ترجمه:
و به همین اسناد، عبید بن زراره از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده پرسیدم: آیا میتواند از خانه شوهرش خارج شود؟ فرمود: میتواند از خانه شوهرش خارج شود، حج به جا آورد و از منزلی به منزل دیگر منتقل شود.
28501- 6- (4)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمَرْأَةِ یَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا أَ یَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَحُجَّ أَوْ تَعُودَ مَرِیضاً قَالَ نَعَمْ تَخْرُجُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا تَکْتَحِلُ وَ لَا تَطَیَّبُ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان پرسیده شد که آیا برای زنی که شوهرش فوت کرده، جایز است که حج انجام دهد یا بیمار را عیادت کند؟
فرمود: بله، میتواند در راه خدا بیرون برود، اما نباید سرمه بکشد و عطر بزند.
28502- 7- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ یُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ تَکُونُ فِی عِدَّتِهَا أَ تَخْرُجُ فِی حَقٍّ فَقَالَ إِنَّ بَعْضَ نِسَاءِ النَّبِیِّ ص سَأَلَتْهُ فَقَالَتْ إِنَّ فُلَانَةَ تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا فَتَخْرُجُ فِی حَقٍّ یَنُوبُهَا فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص- أُفٍّ لَکُنَّ قَدْ کُنْتُنَّ قَبْلَ أَنْ أُبْعَثَ فِیکُنَّ وَ أَنَّ الْمَرْأَةَ مِنْکُنَّ إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَخَذَتْ بَعْرَةً فَرَمَتْ بِهَا خَلْفَ ظَهْرِهَا ثُمَّ قَالَتْ لَا أَمْتَشِطُ وَ لَا أَکْتَحِلُ وَ لَا أَخْتَضِبُ حَوْلًا
کَامِلًا وَ إِنَّمَا أَمَرْتُکُنَّ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةِ أَیَّامٍ ثُمَّ لَا تَصْبِرْنَ لَا تَمْتَشِطُ وَ لَا تَکْتَحِلُ وَ لَا تَخْتَضِبُ وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِهَا نَهَاراً وَ لَا تَبِیتُ عَنْ بَیْتِهَا فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ- فَکَیْفَ تَصْنَعُ إِنْ عَرَضَ لَهَا حَقٌّ فَقَالَ تَخْرُجُ بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ (1)وَ تَرْجِعُ عِنْدَ الْمَسَاءِ فَتَکُونَ لَمْ تَبِتْ عَنْ بَیْتِهَا قُلْتُ لَهُ فَتَحُجُّ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده و در دوران عده است، پرسیدم: آیا میتواند برای ادای حقی از خانهاش خارج شود؟
ایشان فرمود: برخی از زنان پیامبر (ص) از ایشان پرسیدند: فلان زن که شوهرش فوت کرده، آیا میتواند برای ادای حقی که به او تعلق دارد، از خانه خارج شود؟ پیامبر (ص) فرمود: «اف بر شما! پیش از آنکه به شما مبعوث شوم، هر گاه زنی از شما شوهرش فوت میکرد، قطعهای از فضولات حیوانی را برداشته، پشت سرش میانداخت و میگفت: "من موی خود را شانه نمیکنم، سرمه نمیکشم و خضاب نمیزنم، آن هم برای یک سال کامل." اما من به شما فرمان دادم که تنها چهار ماه و ده روز را رعایت کنید. اکنون، شما نمیتوانید صبر کنید که این مدت را بدون سرمه، خضاب و تزئین سپری کنید و نباید از خانهاش در روز بیرون رود و نباید شب را بیرون از خانهاش سپری کند.»
گفتند: «ای رسول خدا، اگر حقی به او تعلق گرفت، چه باید کند؟» فرمود: «بعد از زوال آفتاب از خانه خارج شود و هنگام شب به خانه برگردد تا شب را در خانهاش سپری کند.»
پرسیدم: «آیا میتواند حج انجام دهد؟» فرمود: «بله.»
28503- 8- (2)أَحْمَدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ الطَّبْرِسِیُّ فِی الْإِحْتِجَاجِ قَالَ مِمَّا وَرَدَ مِنْ صَاحِبِ الزَّمَانِ ع- إِلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیِّ فِی جَوَابِ مَسَائِلِهِ حَیْثُ سَأَلَهُ عَنِ الْمَرْأَةِ یَمُوتُ زَوْجُهَا هَلْ یَجُوزُ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ فِی جَنَازَتِهِ أَمْ لَا التَّوْقِیعُ تَخْرُجُ فِی جَنَازَتِهِ وَ هَلْ یَجُوزُ لَهَا وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا أَنْ تَزُورَ قَبْرَ زَوْجِهَا أَمْ لَا التَّوْقِیعُ تَزُورُ قَبْرَ زَوْجِهَا وَ لَا تَبِیتُ عَنْ بَیْتِهَا وَ هَلْ یَجُوزُ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ فِی قَضَاءِ حَقٍّ یَلْزَمُهَا أَمْ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَیْتِهَا وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا التَّوْقِیعُ إِذَا کَانَ حَقٌّ خَرَجَتْ فِیهِ وَ قَضَتْهُ وَ إِنْ کَانَ لَهَا حَاجَةٌ وَ لَمْ یَکُنْ لَهَا مَنْ یَنْظُرُ فِیهَا خَرَجَتْ لَهَا حَتَّی تَقْضِیَهَا وَ لَا تَبِیتُ إِلَّا فِی مَنْزِلِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ فِی کِتَابِ الْغَیْبَةِ (3)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (4)وَ فِی الْحَجِّ (5)
و یأتی ما یدلّ علی بعض المقصود فی الباب 34 من هذه الأبواب.
.ترجمه:
احمد بن علی بن ابیطالب طبرسی در کتاب «الاحتجاج» نقل کرده است که از مطالبی که از صاحب الزمان (ع) به محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری در پاسخ به مسائلش وارد شده، این است:
او پرسید: آیا برای زنی که شوهرش فوت کرده، جایز است که در تشییع جنازه او شرکت کند؟ پاسخ: میتواند در تشییع جنازه شوهرش شرکت کند.
پرسید: آیا او میتواند در دوران عده، قبر شوهرش را زیارت کند؟ پاسخ: میتواند قبر شوهرش را زیارت کند، اما نباید شب را بیرون از خانه خود سپری کند.
پرسید: آیا او میتواند برای ادای حقی که بر عهده دارد، از خانهاش خارج شود؟ پاسخ: اگر حقی بر عهده دارد، میتواند برای ادای آن از خانهاش خارج شود و آن را به انجام برساند. همچنین، اگر نیاز ضروریای داشت و کسی نبود که آن نیاز را برآورده کند، میتواند برای انجام آن نیاز از خانه خارج شود، اما شب را باید در منزل خود بگذراند.
(1)34 بَابُ أَنَّهُ لَا یُشْتَرَطُ فِی عِدَّةِ الْوَفَاةِ کَوْنُهَا فِی بَیْتٍ وَاحِدٍ وَ حُکْمِ مَبِیتِهَا فِی غَیْرِ بَیْتِهَا
ترجمه:
باب اینکه در عده وفات، اقامت زن در یک خانه مشخص شرط نیست و همچنین حکم اقامت شبانه او در خانهای غیر از خانهاش.
28504- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فِی امْرَأَةٍ مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هِیَ فِی عِدَّةٍ مِنْهُ وَ هِیَ مُحْتَاجَةٌ لَا تَجِدُ مَنْ یُنْفِقُ عَلَیْهَا وَ هِیَ تَعْمَلُ لِلنَّاسِ هَلْ یَجُوزُ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ وَ تَعْمَلَ وَ تَبِیتَ عَنْ مَنْزِلِهَا (3)فِی عِدَّتِهَا قَالَ فَوَقَّعَ ع- لَا بَأْسَ بِذَلِکَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
ترجمه:
محمد بن حسن صفار نقل کرده که او به امام حسن عسکری (ع) نوشت و در مورد زنی پرسید که شوهرش فوت کرده و در دوران عده است، اما نیازمند است و کسی را ندارد که مخارج او را تأمین کند و برای مردم کار میکند.
آیا جایز است که او از خانه خارج شود، کار کند و شب را بیرون از منزلش بگذراند؟
امام (ع) پاسخ دادند: اگر خدا بخواهد، اشکالی ندارد.
28505- 2- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا تَعْتَدُّ فِی بَیْتٍ تَمْکُثُ فِیهِ شَهْراً أَوْ أَقَلَّ مِنْ شَهْرٍ أَوْ أَکْثَرَ ثُمَّ تَتَحَوَّلُ مِنْهُ إِلَی غَیْرِهِ فَتَمْکُثُ فِی الْمَنْزِلِ الَّذِی تَحَوَّلَتْ إِلَیْهِ مِثْلَ مَا مَکَثَتْ فِی الْمَنْزِلِ الَّذِی تَحَوَّلَتْ مِنْهُ کَذَا صَنِیعُهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَالَ یَجُوزُ ذَلِکَ لَهَا وَ لَا بَأْسَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
یونس از مردی و او از امام صادق (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره زنی که شوهرش فوت کرده و در خانهای عده نگه میدارد، سپس پس از یک ماه، یا کمتر یا بیشتر، به خانه دیگری منتقل میشود و در آنجا نیز مدت مشابهی را سپری میکند، و این عمل را ادامه میدهد تا عدهاش به پایان برسد، پرسیدم.
ایشان فرمودند: این کار برای او جایز است و اشکالی ندارد.
28506- 3- (6)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع- تَسْتَفْتِیهِ فِی الْمَبِیتِ فِی غَیْرِ بَیْتِهَا وَ قَدْ مَاتَ زَوْجُهَا فَقَالَ إِنَ
أَهْلَ الْجَاهِلِیَّةِ- کَانَ إِذَا مَاتَ زَوْجُ الْمَرْأَةِ أَحَدَّتْ عَلَیْهِ امْرَأَتُهُ اثْنَیْ عَشَرَ شَهْراً فَلَمَّا بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص- رَحِمَ ضَعْفَهُنَّ فَجَعَلَ عِدَّتَهُنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ أَنْتُنَّ لَا تَصْبِرْنَ عَلَی هَذَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ وَ عَلَی أَنَّ الْمَبِیتَ فِی غَیْرِ بَیْتِهَا جَائِزٌ إِلَّا أَنَّهُ یُسْتَحَبُّ لَهَا تَرْکُهُ (1)وَ هَذَا الْحَدِیثُ وَ مَا وَافَقَهُ مِمَّا تَقَدَّمَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلَ عَلَی التَّقِیَّةِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم گفت: زنی نزد امام صادق (ع) آمد تا درباره اقامت شبانه در غیر از خانه خود، در حالی که شوهرش فوت کرده بود، استفتاء کند.
ایشان فرمود: «اهل جاهلیت، وقتی شوهر زنی فوت میکرد، زن به مدت دوازده ماه برای او عزاداری میکرد. اما هنگامی که خداوند پیامبر اسلام (ص) را مبعوث کرد، به دلیل ضعف آنان رحم کرد و مدت عدهشان را چهار ماه و ده روز قرار داد. شما نمیتوانید حتی این مدت را نیز تحمل کنید.»
میگویم: قبلاً نیز مواردی ذکر شد که دلالت بر این داشتند که اقامت شبانه زن در غیر از خانه خود جایز است، اما ترک آن بهتر است. این حدیث و احادیث مشابهی که پیشتر ذکر شدند، احتمال دارد بر اساس تقیه بوده باشند.
(2)35 بَابُ وُجُوبِ عِدَّةِ الْوَفَاةِ عَلَی الْمَرْأَةِ الَّتِی لَمْ یُدْخَلْ بِهَا
ترجمه:
باب وجوب عده وفات بر زنی که هنوز ازدواج کامل (دخول) با او صورت نگرفته است.
28507- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی الرَّجُلِ یَمُوتُ وَ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا قَالَ لَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ وَ لَهَا الْمِیرَاثُ کَامِلًا وَ عَلَیْهَا الْعِدَّةُ کَامِلَةً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام) نقل کرده که فرمود: درباره مردی که فوت میکند در حالی که زنی تحت نکاح اوست اما با او ازدواج کامل (دخول) انجام نداده است، فرمود: برای زن، نیمی از مهریه ثابت است، میراث به طور کامل به او تعلق میگیرد و باید عده کامل را رعایت کند.
28508- 2- (5)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَضَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَمْ یَمَسَّهَا قَالَ لَا تَنْکِحُ حَتَّی تَعْتَدَّ
1) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 61 من أبواب وجوب الحجّ، و فی الحدیث 5 من الباب 9 من أبواب النفقات، و فی الحدیثین 3 و 7 من الباب 29، و فی البابین 32 و 33 من هذه الأبواب.
2) الباب 35 فیه 5 أحادیث.
3) الکافی 6- 118- 1، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 58 من أبواب المهور.
4) التهذیب 8- 144- 499، و الاستبصار 3- 339- 1207.
5) الکافی 6- 119- 8، و تفسیر العیّاشیّ 1- 122- 387، و أورد ذیله فی الحدیث 13 من الباب 28 من هذه الأبواب.
أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ إِلَی قَضَایَا أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مِثْلَهُ (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: امیرالمؤمنین علی (ع) درباره زنی که شوهرش فوت کرده و با او نزدیکی نکرده بود، حکم فرمود: او نباید ازدواج کند مگر آنکه عده چهار ماه و ده روز را که برای زنی که شوهرش فوت کرده، واجب است، سپری کند.
28509- 3- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنْ لَمْ یَکُنْ دَخَلَ بِهَا وَ قَدْ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُ مَا فَرَضَ لَهَا وَ لَهَا الْمِیرَاثُ وَ عَلَیْهَا الْعِدَّةُ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: اگر با زنی نزدیکی نشده باشد و مهریهای برای او تعیین شده باشد، نیمی از مهریه تعیینشده برای او خواهد بود، میراث به او تعلق میگیرد و عده بر او واجب است.
28510- 4- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ (5)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ السَّابَاطِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَطَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ لَا عِدَّةَ عَلَیْهَا وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ لَا عِدَّةَ عَلَیْهَا هُمَا سَوَاءٌ.
ترجمه:
محمد بن عمر ساباطی گفت: از امام رضا (ع) درباره مردی که با زنی ازدواج کرده و او را قبل از نزدیکی طلاق داده است، پرسیدم. فرمود: عدهای بر او واجب نیست.
همچنین از ایشان درباره زنی که شوهرش قبل از نزدیکی با او فوت کرده است، پرسیدم. فرمود: عدهای بر او واجب نیست؛ هر دو مورد یکسان هستند.
28511- 5- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَیْنِ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا أَ عَلَیْهَا عِدَّةٌ قَالَ لَا قُلْتُ لَهُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا أَ عَلَیْهَا عِدَّةٌ قَالَ أَمْسِکْ عَنْ هَذَا.
أَقُولُ: ذَکَرَ الشَّیْخُ أَنَّ الْأَخْبَارَ السَّابِقَةَ مُوَافِقَةٌ لِظَاهِرِ الْقُرْآنِ فَلَا یَجُوزُ
1) الفقیه 3- 508- 4783.
2) التهذیب 8- 143- 496، و الاستبصار 3- 338- 1206.
3) التهذیب 8- 144- 501، و الاستبصار 3- 339- 1209، و الکافی 6- 118- 4، و أورده فی الحدیث 6 من الباب 58 من أبواب المهور.
4) التهذیب 8- 144- 497، و الاستبصار 3- 339- 1210.
5) فی نسخة زیادة- عن أحمد بن عمر" هامش المخطوط".
6) التهذیب 8- 144- 498، و الاستبصار 3- 339- 1211، و أورد ذیله عن الکافی فی الحدیث 11 من الباب 58 من أبواب المهور.
الْعُدُولُ عَنْهَا انْتَهَی وَ یُمْکِنُ الْحَمْلُ عَلَی التَّقِیَّةِ فِی الْخَبَرَیْنِ الْأَخِیرَیْنِ بِقَرِینَةِ اسْتِدْلَالِهِ فِی الْأَوَّلِ بِالْقِیَاسِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الْإِنْکَارِ دُونَ الْإِخْبَارِ عَلَی أَنَّ الثَّانِیَ لَا تَصْرِیحَ فِیهِ بِشَیْءٍ بَلْ هُوَ قَرِینَةٌ لِلتَّقِیَّةِ وَ یُمْکِنُ الْحَمْلُ عَلَی الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا بَعْدَ الطَّلَاقِ الْبَائِنِ وَ لَوْ بِغَیْرِ فَصْلٍ وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی وُجُوبِ عِدَّةِ الْوَفَاةِ مَعَ عَدَمِ الدُّخُولِ فِی الْمُهُورِ فِی أَحَادِیثَ کَثِیرَةٍ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْمَوَارِیثِ (2).
ترجمه:
عبید بن زراره گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که زنش را قبل از نزدیکی طلاق داده است، پرسیدم: آیا عدهای بر زن واجب است؟ فرمود: خیر.
پرسیدم: اگر شوهر زنی قبل از نزدیکی فوت کند، آیا عدهای بر او واجب است؟ فرمود: از این مسئله دست بردار.
میگویم: شیخ ذکر کرده است که احادیث قبلی موافق ظاهر قرآن هستند و نباید از آنها عدول کرد. این دو روایت اخیر ممکن است بر اساس تقیه بوده باشند، به دلیل استدلال در روایت نخست به قیاس. همچنین ممکن است حمل بر انکار موضوع شود، نه خبر دادن درباره آن. روایت دوم تصریحی ندارد، بلکه قرینهای برای تقیه است. همچنین، میتوان آن را به حالتی تعبیر کرد که شوهر پس از طلاق بائن فوت کرده باشد، حتی اگر فاصلهای میان آنها نباشد. پیشتر نیز شواهدی بر وجوب عده وفات حتی بدون نزدیکی، در بسیاری از احادیث درباره مهریه ذکر شده است.
(3)36 بَابُ أَنَّهُ إِذَا مَاتَ الزَّوْجُ فِی الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ وَجَبَ عَلَی الْمَرْأَةِ عِدَّةُ الْوَفَاةِ وَ یَثْبُتُ الْمِیرَاثُ إِذَا مَاتَ أَحَدُهُمَا فِیهَا وَ حُکْمِ الْمَوْتِ فِی الْبَائِنَةِ
ترجمه:
باب اینکه اگر شوهر در دوران عده رجعیه فوت کند، بر زن واجب است که عده وفات را رعایت کند و میراث نیز در صورتی که یکی از آن دو در این مدت فوت کند، ثابت میشود، و نیز حکم فوت در طلاق بائنه.
28512- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ کَانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ فَطَلَّقَهَا ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَالَ تَعْتَدُّ أَبْعَدَ الْأَجَلَیْنِ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا.
ترجمه:
هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: درباره مردی که زنی در نکاح او بود، او را طلاق داد و سپس قبل از اتمام عده او فوت کرد، پرسید. امام فرمود: زن باید عده را بر اساس دورترین زمان از دو عده، به عنوان عده زنی که شوهرش فوت کرده است، رعایت کند.
28513- 2- (5)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَضَی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ تُوُفِّیَ عَنْهَا وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا قَالَ تَرِثُهُ وَ إِنْ تُوُفِّیَتْ وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا فَإِنَّهُ یَرِثُهَا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا یَرِثُ مِنْ دِیَةِ
1) تقدم فی الحدیث 4 من الباب 51، و فی الباب 58، و فی الحدیث 5 من الباب 59 من أبواب المهور.
2) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 12 من أبواب میراث الأزواج.
3) الباب 36 فیه 9 أحادیث.
4) الکافی 6- 121- 5، و التهذیب 8- 149- 516، و الاستبصار 3- 343- 1224.
5) الکافی 6- 120- 3، و التهذیب 8- 149- 515، و الاستبصار 3- 344- 1226.
صَاحِبِهِ مَا لَمْ یَقْتُلْ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ.
وَ
زَادَ فِیهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی حَمْزَةَ وَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا.
قَالَ الْحَسَنُ بْنُ سَمَاعَةَ هَذَا الْکَلَامُ سَقَطَ مِنْ کِتَابِ ابْنِ زِیَادٍ وَ لَا أَظُنُّهُ إِلَّا وَ قَدْ رَوَاهُ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: امیرالمؤمنین علی (ع) درباره مردی که زنش را طلاق داد و سپس در دوران عده او فوت کرد، حکم فرمود: زن از شوهرش ارث میبرد و اگر زن در دوران عده فوت کند، شوهر از او ارث میبرد. همچنین، هر یک از آن دو از دیه دیگری ارث میبرد، مگر اینکه یکی از آنها دیگری را به قتل رسانده باشد.
محمد بن ابی حمزه افزود: زن باید عده زنی که شوهرش فوت کرده است را رعایت کند.
حسن بن سماعه گفت: این کلام از کتاب ابن زیاد افتاده است، اما گمان نمیکنم جز اینکه آن را روایت کرده باشد.
28514- 3- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ أَیُّمَا امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ ثُمَّ تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا وَ لَمْ تَحْرُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّهَا تَرِثُهُ ثُمَّ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ إِنْ تُوُفِّیَتْ وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا وَ لَمْ تَحْرُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّهُ یَرِثُهَا.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: شنیدم میفرمود: هر زنی که طلاق داده شود و شوهرش قبل از پایان عده او فوت کند، در صورتی که این زن بر شوهرش حرام نشده باشد، از او ارث میبرد و سپس باید عده زنی که شوهرش فوت کرده است را رعایت کند.
همچنین، اگر این زن در دوران عده فوت کند و بر شوهرش حرام نشده باشد، شوهر از او ارث میبرد.
28515- 4- (2)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ مِثْلَهُ وَ زَادَ وَ إِنْ قُتِلَ وَرِثَتْ مِنْ دِیَتِهِ وَ إِنْ قُتِلَتْ وَرِثَ مِنْ دِیَتِهَا مَا لَمْ یَقْتُلْ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ.
ترجمه:
از عاصم بن حمید، مشابه روایت قبلی نقل شده است و افزوده شده است: اگر او کشته شود، زن از دیهاش ارث میبرد و اگر زن کشته شود، مرد از دیهاش ارث میبرد، به شرط آنکه هیچیک از آنها دیگری را نکشته باشد.
28516- 5- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً یَمْلِکُ فِیهِ الرَّجْعَةَ ثُمَّ مَاتَ عَنْهَا قَالَ تَعْتَدُّ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَیْنِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
جمیل بن دراج از برخی از اصحاب ما و او از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام) نقل کرده است که درباره مردی که زنش را با طلاقی که امکان رجوع در آن وجود دارد طلاق داده، و سپس فوت کرده است، فرمود: زن باید عده را بر اساس دورترین زمان از دو عده، یعنی چهار ماه و ده روز، رعایت کند.
28517- 6- (5)وَ عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا فِی الْمُطَلَّقَةِ الْبَائِنَةِ إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا قَالَ تَعْتَدُّ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَیْنِ.
أَقُولُ: هَذَا یَحْتَمِلُ الْحَمْلَ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ الْبَائِنَةُ
مُسْتَعْمَلَةً بِالْمَعْنَی اللُّغَوِیِّ وَ یَکُونَ مَخْصُوصاً بِالرَّجْعِیِّ.
ترجمه:
و از او، از برخی اصحاب ما درباره زنی که با طلاق بائن جدا شده است و شوهرش در دوران عده او فوت کرده، نقل شده است که فرمود: باید عده را بر اساس دورترین زمان از دو عده رعایت کند.
میگویم: این حکم ممکن است بر مبنای استحباب باشد، و نیز محتمل است که واژه "بائنه" به معنای لغوی آن به کار رفته باشد و حکم مخصوص به طلاق رجعی باشد.
28518- 7- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْمِیثَمِیِّ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ تُوُفِّیَ عَنْهَا وَ هِیَ فِی عِدَّتِهَا فَإِنَّهَا تَرِثُهُ وَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ إِنْ تُوُفِّیَتْ هِیَ فِی عِدَّتِهَا فَإِنَّهُ یَرِثُهَا وَ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا یَرِثُ مِنْ دِیَةِ صَاحِبِهِ لَوْ قُتِلَ مَا لَمْ یَقْتُلْ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ.
ترجمه:
از ابن سنان، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: اگر مردی زنش را طلاق دهد و سپس در دوران عده او فوت کند، زن از شوهرش ارث میبرد و باید عده وفات را رعایت کند.
همچنین، اگر زن در دوران عده فوت کند، شوهر از او ارث میبرد. هر یک از آنها از دیه دیگری ارث میبرند، مشروط بر اینکه هیچیک از آنها دیگری را نکشته باشد.
28519- 8- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَخَوَیْهِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَضَی فِی الْمَرْأَةِ إِذَا طَلَّقَهَا ثُمَّ تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هِیَ فِی عِدَّةٍ مِنْهُ مَا لَمْ تَحْرُمْ عَلَیْهِ فَإِنَّهَا تَرِثُهُ وَ یَرِثُهَا مَا دَامَتْ فِی الدَّمِ مِنْ حَیْضَتِهَا الثَّالِثَةِ فِی التَّطْلِیقَتَیْنِ الْأَوَّلَتَیْنِ فَإِنْ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً فَإِنَّهَا لَا تَرِثُ مِنْ زَوْجِهَا وَ لَا یَرِثُ مِنْهَا فَإِنْ قُتِلَتْ وَرِثَ مِنْ دِیَتِهَا وَ إِنْ قُتِلَ وَرِثَتْ مِنْ دِیَتِهِ مَا لَمْ یَقْتُلْ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: در مورد زنی که طلاق گرفته و شوهرش در دوران عده او فوت کرده است، اگر زن بر شوهرش حرام نشده باشد، از او ارث میبرد و او نیز از زن ارث میبرد، به شرطی که زن در دوران خون حیض سوم خود (در دو طلاق اول) باشد. اما اگر زن سه طلاقه شده باشد، نه زن از شوهر ارث میبرد و نه شوهر از زن.
اگر زن کشته شود، شوهر از دیه او ارث میبرد و اگر شوهر کشته شود، زن از دیه او ارث میبرد، مشروط بر اینکه هیچیک از آنها دیگری را به قتل نرسانده باشد.
28520- 9- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ إِنَّهُ مَاتَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَالَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَهَا الْمِیرَاثُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ عَدَمَ التَّوَارُثِ فِی الْعِدَّةِ الْبَائِنَةِ وَ بَعْدَ الْعِدَّةِ مَخْصُوصٌ بِمَا عَدَا الْمَرِیضَ (6).
ترجمه:
سماعه گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که زنش را طلاق داده و سپس پیش از پایان عدهاش فوت کرده است، پرسیدم. امام فرمود: زن باید عده زنی که شوهرش فوت کرده است را رعایت کند و از میراث بهرهمند خواهد بود.
میگویم: قبلاً دلایلی بر این مسئله ارائه شده است. همچنین، دلایلی ذکر شد که عدم توارث در دوران عده بائن و پس از عده، مختص به مواردی جز بیماری است.
1) التهذیب 8- 79- 270، و الاستبصار 3- 306- 1088.
2) التهذیب 8- 80- 275، و الاستبصار 3- 307- 1094.
3) الفقیه 3- 545- 4878، و أورده فی الحدیث 11 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
4) تقدم فی الأحادیث 1 و 4 و 7 و 8 من الباب 1، و فی الحدیث 8 من الباب 3 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الحدیث 1 من الباب 13، و فی الحدیث 16 من الباب 15 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی الحدیث 5 و 9 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
6) تقدم فی الباب 22 من أبواب أقسام الطلاق.
(1)37 بَابُ أَنَّ مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لَهَا زَوْجٌ وَ دَخَلَ بِهَا لَزِمَهُ الْمَهْرُ وَ حَرُمَتْ عَلَیْهِ أَبَداً وَ تَرْجِعُ إِلَی الزَّوْجِ الْأَوَّلِ بَعْدَ أَنْ تَعْتَدَّ مِنَ الْأَخِیرِ فَإِنْ شَهِدَ لَهَا شَاهِدَانِ زُوراً ضَمِنَا الْمَهْرَ
ترجمه:
باب اینکه هرگاه مردی با زنی که شوهر دارد ازدواج کند و با او نزدیکی نماید، مهریه بر او واجب میشود و زن برای همیشه بر او حرام میگردد و باید به شوهر اول بازگردد، پس از آنکه از شوهر دوم عده نگه دارد. و اگر دو شاهد دروغ برای او شهادت دهند، مهریه را ضامن خواهند شد.
28521- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا نُعِیَ الرَّجُلُ إِلَی أَهْلِهِ أَوْ خَبَّرُوهَا أَنَّهُ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتْ ثُمَّ تَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا بَعْدُ فَإِنَّ الْأَوَّلَ أَحَقُّ بِهَا مِنْ هَذَا الرَّجُلِ دَخَلَ بِهَا أَوْ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا وَ لَهَا مِنَ الْآخَرِ الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا قَالَ وَ لَیْسَ لِلْآخَرِ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا أَبَداً.
وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر خبر فوت مردی به خانوادهاش برسد یا به همسرش اطلاع دهند که او وی را طلاق داده است، و زن عده را سپری کرده و سپس ازدواج کند، و شوهر اول بعد از آن بازگردد، شوهر اول نسبت به این زن از مرد دوم سزاوارتر است، چه مرد دوم با او نزدیکی کرده باشد یا نه. زن به خاطر بهرهبرداری مرد دوم از او (از جهت رابطه زناشویی) مستحق مهریهای از او خواهد بود.
امام افزود: مرد دوم دیگر هرگز اجازه ازدواج با این زن را نخواهد داشت.
28522- 2- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ وَ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَیْنِ شَهِدَا عَلَی رَجُلٍ غَائِبٍ عِنْدَ امْرَأَتِهِ أَنَّهُ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتِ الْمَرْأَةُ وَ تَزَوَّجَتْ ثُمَّ إِنَّ الزَّوْجَ الْغَائِبَ قَدِمَ فَزَعَمَ أَنَّهُ لَمْ یُطَلِّقْهَا فَأَکْذَبَ نَفْسَهُ أَحَدُ الشَّاهِدَیْنِ فَقَالَ لَا سَبِیلَ لِلْأَخِیرِ عَلَیْهَا وَ یُؤْخَذُ الصَّدَاقُ مِنَ الَّذِی شَهِدَ فَیُرَدُّ عَلَی الْأَخِیرِ وَ الْأَوَّلُ أَمْلَکُ بِهَا وَ تَعْتَدُّ مِنَ الْأَخِیرِ وَ لَا یَقْرَبْهَا الْأَوَّلُ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره دو مردی پرسیدم که درباره مردی غایب نزد همسرش شهادت دادند که او او را طلاق داده است. زن عده را سپری کرد و سپس ازدواج کرد. بعد از آن شوهر غایب آمد و ادعا کرد که او همسرش را طلاق نداده است، در این هنگام یکی از شاهدان، شهادت خود را تکذیب کرد.
امام فرمود: مرد دوم حقی بر زن ندارد و مهریه از شاهدی که شهادت داده است گرفته شده و به مرد دوم بازگردانده میشود. شوهر اول بر این زن سزاوارتر است، اما زن باید عده شوهر دوم را سپری کند و شوهر اول نمیتواند با او نزدیکی کند تا عدهاش پایان یابد.
28523- 3- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ حَسِبَ أَهْلُهُ أَنَّهُ قَدْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ فَنَکَحَتِ امْرَأَتُهُ وَ تَزَوَّجَتْ سُرِّیَّتُهُ وَ وَلَدَتْ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِنْ زَوْجِهَا فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ وَ مَوْلَی السُّرِّیَّةِ قَالَ فَقَالَ یَأْخُذُ امْرَأَتَهُ فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا وَ یَأْخُذُ سُرِّیَّتَهُ وَ وَلَدَهَا أَوْ یَأْخُذُ رِضًا (2)مِنْ ثَمَنِهِ.
ترجمه:
محمد بن قیس گفت: از امام باقر (ع) درباره مردی پرسیدم که خانواده او گمان کردند فوت کرده یا کشته شده است، و همسرش ازدواج کرده و کنیزش نیز ازدواج کرده است و هر یک از آنها از همسرشان فرزندی به دنیا آوردهاند.
امام فرمود: مرد اول (شوهر سابق) همسرش را بازمیگرداند، زیرا او نسبت به زن، سزاوارتر است. همچنین کنیز و فرزندش را نیز بازمیگیرد یا در ازای آنها مبلغی را به عنوان رضایت دریافت میکند.
28524- 4- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا نُعِیَ الرَّجُلُ إِلَی أَهْلِهِ أَوْ خَبَّرُوهَا أَنَّهُ قَدْ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتْ ثُمَّ تَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ قَالَ الْأَوَّلُ أَحَقُّ بِهَا مِنَ الْآخَرِ دَخَلَ بِهَا أَوْ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا وَ لَهَا مِنَ الْآخَرِ الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر خبر فوت مردی به خانوادهاش برسد یا به همسرش اطلاع داده شود که او طلاقش داده است، و زن عده را سپری کند و سپس ازدواج نماید، و بعداً شوهر اول بازگردد، شوهر اول نسبت به زن از شوهر دوم سزاوارتر است، چه شوهر دوم با او نزدیکی کرده باشد یا خیر.
زن از شوهر دوم مهریهای به خاطر بهرهمندی او از زن (از جهت رابطه زناشویی) دریافت خواهد کرد.
28525- 5- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی شَاهِدَیْنِ شَهِدَا عَلَی امْرَأَةٍ بِأَنَّ زَوْجَهَا طَلَّقَهَا أَوْ مَاتَ عَنْهَا فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ جَاءَ زَوْجُهَا قَالَ یُضْرَبَانِ الْحَدَّ وَ یُضَمَّنَانِ الصَّدَاقَ لِلزَّوْجِ بِمَا غَرَّاهُ ثُمَّ تَعْتَدُّ وَ تَرْجِعُ إِلَی زَوْجِهَا الْأَوَّلِ.
ترجمه:
از ابو بصیر و دیگران، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: در مورد دو شاهدی که شهادت دادند زنی از سوی شوهرش طلاق گرفته یا شوهرش فوت کرده است، و سپس زن ازدواج کرد، اما بعداً شوهر اول بازگشت، امام فرمود: این دو شاهد حد میخورند و ضامن مهریهای هستند که به شوهر دوم به دلیل فریبی که دادهاند، پرداخت میشود.
سپس زن باید عده نگه دارد و به شوهر اول بازگردد.
28526- 6- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ
1) الکافی 6- 149- 3، و أورد نحوه عن التهذیبین و الفقیه فی الحدیث 5 من الباب 16 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
2) فی المصدر- عوضا.
3) الکافی 6- 150- 5.
4) الکافی 6- 150- 4، و أورد نحوه عن الفقیه فی الحدیث 8 من الباب 16 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
5) التهذیب 8- 168- 585، و أورده فی الحدیث 12 من الباب 17 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
صَفْوَانَ عَنْ جَمِیلٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ أَوْ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمَرْأَةِ تَزَوَّجُ (1)فِی عِدَّتِهَا قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا وَ تَعْتَدُّ عِدَّةً وَاحِدَةً مِنْهُمَا جَمِیعاً.
أَقُولُ: هَذَا یَحْتَمِلُ التَّقِیَّةَ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ (2)وَ غَیْرِهَا (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
از ابو العباس، از امام صادق (ع) نقل شده که درباره زنی که در دوران عده ازدواج کند، فرمود: باید میان آنها جدایی ایجاد شود و زن یک عده را برای هر دوی آنها به صورت مشترک رعایت کند.
میگویم: این حکم احتمال دارد بر اساس تقیه باشد، و پیشتر نیز مواردی در ارتباط با این موضوع در مصاهره ذکر شده است.
(5)38 بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا بَلَغَهَا مَوْتُ زَوْجِهَا أَوْ طَلَاقُهُ فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ جَاءَ وَ ظَهَرَ أَنَّهُ لَمْ یُطَلِّقْهَا فَفَارَقَهَا الزَّوْجَانِ جَمِیعاً أَجْزَأَهَا عِدَّةٌ وَاحِدَةٌ
ترجمه:
باب اینکه اگر به زنی خبر فوت یا طلاق شوهرش برسد و سپس ازدواج کند، اما بعداً شوهر اول بازگردد و مشخص شود که او زن را طلاق نداده است، و در نتیجه زن از هر دو شوهر جدا شود، یک عده برای او کافی خواهد بود.
28527- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ امْرَأَةٍ نُعِیَ إِلَیْهَا زَوْجُهَا فَاعْتَدَّتْ فَتَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ فَفَارَقَهَا وَ فَارَقَهَا الْآخَرُ کَمْ تَعْتَدُّ لِلنَّاسِ قَالَ بِثَلَاثَةِ قُرُوءٍ وَ إِنَّمَا یُسْتَبْرَأُ رَحِمُهَا بِثَلَاثَةِ قُرُوءٍ تُحِلُّهَا لِلنَّاسِ کُلِّهِمْ قَالَ زُرَارَةُ وَ ذَلِکَ أَنَّ أُنَاساً قَالُوا تَعْتَدُّ عِدَّتَیْنِ مِنْ کُلِّ وَاحِدٍ عِدَّةً فَأَبَی ذَلِکَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ قَالَ تَعْتَدُّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ فَتَحِلُّ لِلرِّجَالِ.
ترجمه:
زراره گفت: از امام باقر (ع) درباره زنی پرسیدم که خبر فوت شوهرش به او رسید و عده را سپری کرد و سپس ازدواج نمود. اما شوهر اول بازگشت و زن از هر دو شوهر جدا شد. از ایشان پرسیدم که زن برای ازدواج دوباره با مردم چه مدت باید عده نگه دارد؟ امام فرمود: سه قُرء (پاکی بین دو حیض). رحم زن با سه قُرء پاک میشود و او برای ازدواج با مردان دیگر حلال میگردد.
زراره گفت: برخی افراد میگفتند که زن باید دو عده نگه دارد، یکی برای هر کدام از شوهران؛ اما امام باقر (ع) این نظر را رد کرد و فرمود: زن باید سه قُرء عده نگه دارد و سپس برای مردان دیگر حلال میشود.
28528- 2- (7)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ
1) فی المصدر- تتزوج.
2) تقدم فی الباب 16 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
3) تقدم ما یدلّ علی بعض المقصود بالعموم فی الباب 6 من أبواب الجنابة، و فی الباب 54 من أبواب المهور.
4) یأتی ما یدلّ علی بعض المقصود فی الباب 13 من أبواب الشهادات.
5) الباب 38 فیه حدیثان.
6) الکافی 6- 150- 1، و أورده عن التهذیب و الفقیه فی الحدیث 7 من الباب 16 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
7) الکافی 6- 151- 2.
یُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ فِی امْرَأَةٍ نُعِیَ إِلَیْهَا زَوْجُهَا فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ قَدِمَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ فَطَلَّقَهَا وَ طَلَّقَهَا الْآخَرُ فَقَالَ إِبْرَاهِیمُ النَّخَعِیُّ عَلَیْهَا أَنْ تَعْتَدَّ عِدَّتَیْنِ فَحَمَلَهَا زُرَارَةُ إِلَی أَبِی جَعْفَرٍ ع فَقَالَ عَلَیْهَا عِدَّةٌ وَاحِدَةٌ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ (1).
ترجمه:
از یونس، از برخی اصحاب نقل شده که درباره زنی که خبر فوت شوهرش به او رسید و ازدواج کرد، سپس شوهر اول بازگشت و او را طلاق داد و شوهر دوم نیز او را طلاق داد، ابراهیم نخعی گفت: بر او واجب است که دو عده نگه دارد.
زراره این مسئله را به امام باقر (ع) رساند و امام فرمود: بر او واجب است که یک عده نگه دارد.
(2)39 بَابُ وُجُوبِ الْعِدَّةِ عَلَی الْمَرْأَةِ مِنَ الْخَصِیِّ إِذَا دَخَلَ بِهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا
ترجمه:
باب وجوب عده بر زن از مردی که اخته است، اگر با او نزدیکی کند و سپس او را طلاق دهد.
28529- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی عُبَیْدَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ ع عَنْ خَصِیٍّ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ فَرَضَ لَهَا صَدَاقاً وَ هِیَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَصِیٌّ فَقَالَ جَائِزٌ فَقِیلَ فَإِنَّهُ مَکَثَ مَعَهَا مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا هَلْ عَلَیْهَا عِدَّةٌ قَالَ نَعَمْ أَ لَیْسَ قَدْ لَذَّ مِنْهَا وَ لَذَّتْ مِنْهُ الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)
و تقدم ما ینافیه فی الباب 44 من أبواب المهور.
.ترجمه:
از ابو عبیده نقل شده که گفت: از امام باقر (ع) درباره مردی که اخته است و با زنی ازدواج کرده و مهریهای برای او تعیین کرده است، در حالی که زن میدانسته او اخته است، پرسیده شد. امام فرمود: این ازدواج جایز است.
پرسیده شد: اگر این مرد مدتی با زن زندگی کند و سپس او را طلاق دهد، آیا بر زن عده واجب است؟ امام فرمود: بله، آیا او از زن لذت نبرده و زن نیز از او لذت نبرده است؟
(1)40 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْأَمَةِ مِنَ الطَّلَاقِ قُرْآنِ وَ إِنْ کَانَ زَوْجُهَا حُرّاً وَ إِنْ کَانَتْ لَا تَحِیضُ وَ هِیَ فِی سِنِّ مَنْ تَحِیضُ فَخَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً
ترجمه:
باب اینکه عده کنیز از طلاق دو قرء است، حتی اگر شوهرش آزاد باشد. و اگر کنیز حیض نمیبیند، در حالی که در سنی است که زنان معمولاً حیض میبینند، عده او چهل و پنج روز است.
28530- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حُرٍّ تَحْتَهُ أَمَةٌ أَوْ عَبْدٍ تَحْتَهُ حُرَّةٌ کَمْ طَلَاقُهَا وَ کَمْ عِدَّتُهَا فَقَالَ السُّنَّةُ فِی النِّسَاءِ فِی الطَّلَاقِ فَإِنْ کَانَتْ حُرَّةً فَطَلَاقُهَا ثَلَاثاً وَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَقْرَاءٍ وَ إِنْ کَانَ حُرٌّ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَاقُهُ (3)تَطْلِیقَتَانِ وَ عِدَّتُهَا قُرْءَانِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره مرد آزادی که همسرش کنیز باشد یا بردهای که همسرش زن آزاد باشد، پرسیدم که طلاق و عده آنها چگونه است؟ امام فرمود: سنت در طلاق زنان چنین است که اگر زن آزاد باشد، طلاق او سه مرتبه است و عده او سه قُرء (سه پاکی بین حیضها) است.
اما اگر مرد آزاد باشد و همسرش کنیز، طلاق او دو مرتبه است و عده او دو قُرء خواهد بود.
28531- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ طَلَاقُ الْعَبْدِ لِلْأَمَةِ تَطْلِیقَتَانِ وَ أَجَلُهَا حَیْضَتَانِ إِنْ کَانَتْ تَحِیضُ وَ إِنْ کَانَتْ لَا تَحِیضُ فَأَجَلُهَا شَهْرٌ وَ نِصْفٌ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: شنیدم ایشان میفرمود: طلاق بنده (برده) برای کنیز، دو طلاق است، و مدت عده او در صورت حیض دیدن، دو حیض است. و اگر کنیز حیض نمیبیند، مدت عده او یک ماه و نیم خواهد بود.
28532- 3- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی وَ غَیْرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: عِدَّةُ الْأَمَةِ حَیْضَتَانِ وَ قَالَ إِذَا لَمْ تَکُنْ تَحِیضُ فَنِصْفُ عِدَّةِ الْحُرَّةِ.
أَقُولُ: الْمُرَادُ مِنَ الْحَیْضَتَیْنِ أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ دُخُولِ الْحَیْضَةِ الثَّانِیَةِ لِیَتِمَّ الطُّهْرَانِ وَ إِنْ لَمْ یَتِمَّ الْحَیْضُ الثَّانِی لِمَا مَرَّ (1)أَوْ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ أَوْ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ أَوْ عَلَی عَدَمِ جَوَازِ تَمْکِینِ الزَّوْجِ الثَّانِی فِی الْحَیْضِ الثَّانِی.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: عده کنیز، دو حیض است و اگر کنیز حیض نمیبیند، عده او نصف عده زن آزاد است.
میگویم: منظور از دو حیض این است که باید حیض دوم شروع شود تا دو دوره طهارت کامل گردد، حتی اگر حیض دوم کامل نشود، همانطور که پیشتر ذکر شد. این حکم ممکن است مبتنی بر تقیه، یا مستحب بودن، یا منع از تمکین شوهر دوم در حیض دوم باشد.
28533- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْأَمَةِ إِذَا طُلِّقَتْ مَا عِدَّتُهَا فَقَالَ حَیْضَتَانِ أَوْ شَهْرَانِ حَتَّی تَحِیضَ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلَ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ وَ عَلَی الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِی تَحِیضُ کُلَّ شَهْرٍ مَرَّةً وَ لَا تَعْلَمُ أَیَّامَ حَیْضِهَا فِی أَوَّلِ الشَّهْرِ أَوْ فِی آخِرِهِ بِقَرِینَةِ قَوْلِهِ حَتَّی تَحِیضَ.
ترجمه:
سلیمان بن خالد گفت: از امام صادق (ع) درباره کنیزی که طلاق داده شده پرسیدم، که عده او چیست؟ امام فرمود: دو حیض یا دو ماه، تا زمانی که حیض ببیند.
میگویم: این حکم ممکن است مبتنی بر تقیه باشد. همچنین احتمال دارد که بر استحباب دلالت کند یا مربوط به زنی باشد که به صورت مستحاضه هر ماه یک بار حیض میبیند و نمیداند ایام حیض او در ابتدای ماه است یا انتهای آن، با توجه به عبارت «تا زمانی که حیض ببیند».
28534- 5- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ (5)قَالَ: طَلَاقُ الْأَمَةِ تَطْلِیقَتَانِ وَ عِدَّتُهَا حَیْضَتَانِ فَإِنْ کَانَتْ قَدْ قَعَدَتْ عَنِ الْمَحِیضِ فَعِدَّتُهَا شَهْرٌ وَ نِصْفٌ.
ترجمه:
محمد بن الفضیل از امام کاظم (ع) نقل کرده که فرمود: طلاق کنیز، دو طلاق است و عده او دو حیض است. و اگر کنیز از حیض بازایستاده باشد (یعنی دیگر حیض نبیند)، عده او یک ماه و نیم خواهد بود.
28535- 6- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ لَیْثِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ الْمُرَادِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع کَمْ تَعْتَدُّ الْأَمَةُ مِنْ مَاءِ الْعَبْدِ قَالَ حَیْضَةً.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّ الِاعْتِبَارَ بِالْقُرْءَیْنِ فَلَا یَلْزَمُهَا إِلَّا حَیْضَةٌ وَاحِدَةٌ کَامِلَةٌ وَ یَکْفِیهَا دُخُولُ الثَّانِیَةِ لِمَا مَرَّ (7)وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی اسْتِبْرَاءِ
1) مر فی الحدیث 1 من هذا الباب.
2) الکافی 6- 170- 2، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 42 من هذه الأبواب.
3) التهذیب 8- 153- 530، و الاستبصار 3- 348- 1243.
4) التهذیب 8- 135- 467، و الاستبصار 3- 335- 1193.
5) فی المصدر زیادة- الماضی.
6) التهذیب 8- 135- 468، و الاستبصار 3- 335- 1194.
7) مر فی الحدیث 1 من هذا الباب.
الْمَوْلَی لَهَا إِذَا عَزَلَهَا عَنْ عَبْدِهِ لِمَا مَرَّ (1)إِذْ لَیْسَ فِیهِ ذِکْرُ الطَّلَاقِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی اسْتِبْرَاءِ الْمُشْتَرِی لَهَا إِذَا فَسَخَ عَقْدَهَا.
ترجمه:
لیث بن بختری مرادی گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم که عده کنیز از آب (مقاربت) برده چقدر است؟ فرمود: یک حیض.
میگویم: شیخ این روایت را حمل کرده است بر اینکه معیار دو قرء است، بنابراین تنها یک حیض کامل بر کنیز واجب است و آغاز حیض دوم برای کفایت از این معیار کافی است، همانطور که پیشتر ذکر شد.
همچنین، این حکم ممکن است حمل شود بر استبرای مولی از کنیز وقتی که او را از برده جدا کند، همانگونه که پیشتر بیان شد، زیرا در اینجا سخنی از طلاق نیامده است. احتمال دیگری نیز وجود دارد که این حکم بر استبرای خریدار از کنیز حمل شود، هنگامی که عقد او را فسخ میکند.
28536- 7- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْأَمَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ خَمْسٌ وَ أَرْبَعُونَ لَیْلَةً.
یَعْنِی إِذَا طُلِّقَتْ أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی أَقْسَامِ الطَّلَاقِ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
از سماعه، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: عده کنیزی که حیض نمیبیند، چهل و پنج شب است.
میگویم: این حکم مربوط به زمانی است که کنیز طلاق داده شده باشد. همچنین پیشتر مطالبی بیان شده که این موضوع را در ارتباط با اقسام طلاق تأیید میکند.
(5)41 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْحُرَّةِ مِنَ الطَّلَاقِ ثَلَاثَةُ أَقْرَاءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ إِنْ کَانَ زَوْجُهَا عَبْداً
ترجمه:
باب اینکه عده زن آزاد از طلاق، سه قرء (سه پاکی بین حیضها) یا سه ماه است، حتی اگر شوهر او برده باشد.
28537- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا کَانَتِ الْحُرَّةُ تَحْتَ الْعَبْدِ فَالطَّلَاقُ وَ الْعِدَّةُ بِالنِّسَاءِ یَعْنِی یُطَلِّقُهَا ثَلَاثاً وَ تَعْتَدُّ ثَلَاثَ حِیَضٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً وَ خُصُوصاً (7)
و یأتی ما یدلّ علی ذلک فی الباب 43، و فی الحدیث 1 من الباب 46، و فی الحدیث 1 من الباب 50 من هذه الأبواب.
.ترجمه:
حماد بن عیسی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: هنگامی که زن آزادی همسر بنده باشد، طلاق و عده او مطابق زنان آزاد است؛ یعنی شوهر باید او را سه طلاقه کند و زن باید سه حیض عده نگه دارد.
1) مر فی الأبواب 10 و 17 و 45 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
2) الفقیه 3- 542- 4867.
3) تقدم فی الباب 12 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد، و فی الحدیث 2 من الباب 24 من أبواب أقسام الطلاق.
4) یأتی ما یدلّ علی بعض المقصود فی الأحادیث 7 و 8 و 10 من الباب 42، و فی الحدیث 1 من الباب 45، و فی الحدیث 2 من الباب 47، و فی الباب 52 من هذه الأبواب.
5) الباب 41 فیه حدیث واحد.
6) الکافی 6- 167- 2، و أورده فی الحدیث 6 من الباب 25 من أبواب أقسام الطلاق، و فی الحدیث 1 من الباب 25 من هذه الأبواب.
7) تقدم فی الباب 12 من هذه الأبواب، و فی الباب 12 من أبواب ما یحرم باستیفاء العدد.
(1)42 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْأَمَةِ مِنَ الْوَفَاةِ مِثْلُ عِدَّةِ الْحُرَّةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةُ أَیَّامٍ إِلَّا أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْهَا حِدَادٌ وَ کَذَلِکَ إِذَا مَاتَ سَیِّدُهَا
ترجمه:
باب اینکه عده کنیز در صورت وفات، مانند عده زن آزاد، چهار ماه و ده روز است، با این تفاوت که بر کنیز حداد (عزاداری) واجب نیست. همین حکم در صورتی که صاحب او فوت کند نیز جاری است.
28538- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْأَمَةِ إِذَا طُلِّقَتْ مَا عِدَّتُهَا قَالَ حَیْضَتَانِ أَوْ شَهْرَانِ حَتَّی تَحِیضَ قُلْتُ فَإِنْ تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا فَقَالَ إِنَّ عَلِیّاً ع- قَالَ فِی أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ لَا یَتَزَوَّجْنَ حَتَّی یَعْتَدِدْنَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ هُنَّ إِمَاءٌ.
ترجمه:
سلیمان بن خالد گفت: از امام صادق (ع) درباره کنیزی که طلاق داده شده پرسیدم که عده او چیست؟ امام فرمود: دو حیض یا دو ماه، تا زمانی که حیض ببیند.
گفتم: اگر شوهرش فوت کند، چه؟ امام فرمود: علی (ع) درباره مادران فرزنددار (از امهها) فرمودند که نمیتوانند ازدواج کنند تا عدهای به مدت چهار ماه و ده روز نگه دارند، در حالی که آنان کنیز هستند.
28539- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ الْأَمَةَ وَ الْحُرَّةَ کِلْتَیْهِمَا إِذَا مَاتَ (عَنْهَا زَوْجُهَا) (4)سَوَاءٌ فِی الْعِدَّةِ إِلَّا أَنَّ الْحُرَّةَ تُحِدُّ وَ الْأَمَةَ لَا تُحِدُّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: کنیز و زن آزاد، هر دو در صورت وفات شوهرشان، در عده برابر هستند؛ با این تفاوت که زن آزاد باید حداد (عزاداری) داشته باشد، اما کنیز ملزم به حداد نیست.
28540- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ کَانَتْ لَهُ أُمُّ وَلَدٍ
فَزَوَّجَهَا مِنْ رَجُلٍ فَأَوْلَدَهَا غُلَاماً ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ مَاتَ فَرَجَعَتْ إِلَی سَیِّدِهَا أَ لَهُ أَنْ یَطَأَهَا قَالَ تَعْتَدُّ مِنَ الزَّوْجِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةَ أَیَّامٍ ثُمَّ یَطَؤُهَا بِالْمِلْکِ بِغَیْرِ نِکَاحٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
وهب بن عبد ربّه از امام صادق (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که کنیز مادر فرزنددار (ام ولد) خود را به مرد دیگری تزویج کرده و آن کنیز از شوهرش صاحب فرزندی شده است. سپس آن مرد فوت کرد و کنیز به صاحب اصلی خود بازگشت.
پرسیدم: آیا او حق دارد با کنیز همبستر شود؟ امام فرمود: کنیز باید از شوهر، عدهای به مدت چهار ماه و ده روز نگه دارد، و پس از آن صاحبش میتواند با او همبستر شود، با مالکیت و بدون نیاز به عقد ازدواج.
28541- 4- (2)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِیمَ ع عَنِ الْأَمَةِ یَمُوتُ سَیِّدُهَا قَالَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا الْحَدِیثَ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
اسحاق بن عمار گفت: از امام موسی کاظم (ع) درباره کنیزی که صاحبش فوت کرده پرسیدم. امام فرمود: عده او همانند عده زنی است که شوهرش فوت کرده است.
28542- 5- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ وَ مُحَمَّدٍ ابْنَیِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَعْقُوبَ (5)عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمَمْلُوکَةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.
ترجمه:
سلیمان بن خالد از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: عده کنیزی که شوهرش فوت کرده است، چهار ماه و ده روز است.
28543- 6- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنْ طَلَاقِ الْأَمَةِ فَقَالَ تَطْلِیقَتَانِ وَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عِدَّةُ الْأَمَةِ الَّتِی یُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا شَهْرَانِ وَ خَمْسَةُ أَیَّامٍ وَ عِدَّةُ الْأَمَةِ الْمُطَلَّقَةِ شَهْرٌ وَ نِصْفٌ.
أَقُولُ: یَأْتِی وَجْهُهُ (7).
ترجمه:
ابو بصیر گفت: از امام صادق (ع) درباره طلاق کنیز پرسیدم. امام فرمود: طلاق او دو مرتبه است. همچنین امام صادق (ع) فرمود: عده کنیزی که شوهرش فوت کرده باشد، دو ماه و پنج روز است. و عده کنیزی که طلاق داده شود، یک ماه و نیم است.
1) التهذیب 8- 153- 531، و الاستبصار 3- 348- 1244.
2) الکافی 6- 171- 2، و أورده بتمامه فی الحدیث 5 من الباب 17 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
3) التهذیب 8- 155- 539، و الاستبصار 3- 349- 1249.
4) التهذیب 8- 153- 532، و الاستبصار 3- 347- 1242.
5) فی الاستبصار- یوسف" هامش المخطوط".
6) التهذیب 8- 154- 533، و الاستبصار 3- 346- 1236.
7) یأتی فی ذیل الحدیث 11 من هذا الباب.
28544- 7- (1)وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَمَةِ یُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا فَقَالَ عِدَّتُهَا شَهْرَانِ وَ خَمْسَةُ أَیَّامٍ وَ قَالَ عِدَّةُ الْأَمَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً.
ترجمه:
سماعه بن مهران گفت: از امام صادق (ع) درباره کنیزی که شوهرش فوت کرده پرسیدم. امام فرمود: عده او دو ماه و پنج روز است. و فرمود: عده کنیزی که حیض نمیبیند، چهل و پنج روز است.
28545- 8- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ (عَنْ حَمَّادٍ) (3)عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْأَمَةِ إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا (4)شَهْرَانِ وَ خَمْسَةُ أَیَّامٍ وَ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ الَّتِی لَا تَحِیضُ شَهْرٌ وَ نِصْفٌ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: عده کنیزی که شوهرش فوت کرده است، دو ماه و پنج روز است. و عده کنیزی که طلاق داده شده و حیض نمیبیند، یک ماه و نیم میباشد.
28546- 9- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْأَمَةُ إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا فَعِدَّتُهَا شَهْرَانِ وَ خَمْسَةُ أَیَّامٍ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: کنیزی که شوهرش فوت کرده باشد، عده او دو ماه و پنج روز است.
28547- 10- (6)وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ طَلَاقُ الْعَبْدِ لِلْأَمَةِ تَطْلِیقَتَانِ وَ أَجَلُهَا حَیْضَتَانِ إِنْ کَانَتْ تَحِیضُ وَ إِنْ کَانَتْ لَا تَحِیضُ فَأَجَلُهَا شَهْرٌ وَ نِصْفٌ وَ إِنْ مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا فَأَجَلُهَا نِصْفُ أَجَلِ الْحُرَّةِ شَهْرَانِ وَ خَمْسَةُ أَیَّامٍ.
ترجمه:
محمد بن قیس از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: شنیدم ایشان میفرمودند: طلاق برده برای کنیز، دو طلاق است و مدت عده او در صورت حیض دیدن، دو حیض است. اگر کنیز حیض نمیبیند، مدت عده او یک ماه و نیم است. و اگر شوهرش فوت کند، مدت عده او نصف عده زن آزاد است که دو ماه و پنج روز میباشد.
28548- 11- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ
1) التهذیب 8- 154- 534، و الاستبصار 3- 346- 1237.
2) التهذیب 8- 154- 535، و الاستبصار 3- 346- 1238.
3) لیس فی التهذیب.
4) فی نسخة زیادة- فعدتها" هامش المخطوط".
5) التهذیب 8- 154- 536، و الاستبصار 3- 347- 1239.
6) التهذیب 8- 154- 537، و الاستبصار 3- 347- 1240.
7) التهذیب 8- 156- 543، و الاستبصار 3- 348- 1245.
ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِدَّةِ الْأَمَةِ الَّتِی یُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا قَالَ شَهْرٌ وَ نِصْفٌ.
قَالَ الشَّیْخُ هَذَا قَدْ وَهَمَ الرَّاوِی فِی نَقْلِهِ لِأَنَّهُ لَا یَمْتَنِعُ أَنْ یَکُونَ سَمِعَ ذَلِکَ فِی الْمُطَلَّقَةِ فَاشْتَبَهَ عَلَیْهِ فَرَوَاهُ فِی الْمُتَوَفَّی عَنْهَا أَقُولُ: یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الْأَمَةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا وَ هِیَ فِی الْعِدَّةِ الْبَائِنَةِ وَ عَلَی الْمُتْعَةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا فِی الْعِدَّةِ لِمَا مَضَی (1)وَ یَأْتِی (2)وَ الشَّیْخُ حَمَلَ مَا تَضَمَّنَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً عَلَی أُمِّ الْوَلَدِ (3)وَ قَدْ خَالَفَ ذَلِکَ فِی جُمْلَةٍ مِنْ کُتُبِهِ وَ عَمِلَ بِهِ عَلَی إِطْلَاقِهِ (4)وَ کَذَلِکَ جَمَاعَةٌ مِنْ عُلَمَائِنَا (5)وَ الْأَقْرَبُ وَ الْأَحْوَطُ حَمْلُ مَا تَضَمَّنَ شَهْرَیْنِ وَ خَمْسَةَ أَیَّامٍ عَلَی التَّقِیَّةِ لِمُوَافَقَتِهِ لِجَمْعٍ مِنَ الْعَامَّةِ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ أَیْضاً (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی عِدَّةِ الْمُتْعَةِ (7)وَ غَیْرِهَا (8).
ترجمه:
سماعه از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان درباره عده کنیزی که شوهرش فوت کرده پرسیدم. امام فرمود: عده او یک ماه و نیم است.
مرحوم
شیخ میگوید: راوی در نقل این روایت دچار اشتباه شده است، زیرا ممکن است این روایت درباره کنیز طلاقگرفته باشد و راوی آن را اشتباهاً به کنیز متوفی شوهر نسبت داده است.
میگویم: احتمال دارد که این روایت درباره کنیزی باشد که در عده بائنه یا عده متعه است، یا مربوط به موردی خاص که پیشتر بیان شده است.
مرحوم شیخ، حکمی که شامل چهار ماه و ده روز است را به مادران فرزنددار (ام ولد) نسبت داده و در برخی از کتابهای خود این روایت را با اطلاق پذیرفته است. گروهی از علمای ما نیز این نظر را پذیرفتهاند.
به نظر میرسد: تقیه دلیلی برای حمل این روایت باشد، زیرا با نظر جمعی از عامه موافق است. همچنین، پیشتر مواردی که این موضوع را تأیید میکند، ذکر شده و در آینده نیز خواهد آمد.
(9)43 بَابُ وُجُوبِ عِدَّةِ الْحُرَّةِ مِنَ الطَّلَاقِ عَلَی الْأَمَةِ إِذَا وَطِئَهَا سَیِّدُهَا ثُمَّ أَعْتَقَهَا وَ أَرَادَتْ أَنْ تَزَوَّجَ غَیْرَهُ وَ حُکْمِ مَا لَوْ مَاتَ فِی الْعِدَّةِ
ترجمه:
باب وجوب عده زن آزاد در مورد کنیز، در صورتی که صاحبش با او همبستر شود، سپس او را آزاد کند و کنیز بخواهد با دیگری ازدواج کند، و حکم آن در صورتی که در مدت عده، صاحبش فوت کند.
28549- 1- (10)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی
1) تقدم فی الأحادیث 2 و 3 و 5 من هذا الباب.
2) یأتی فی الحدیث 2 من الباب 52 و فی الأحادیث 1 و 5 و 7 و 9 من الباب 43 من هذه الأبواب.
3) راجع التهذیب 8- 152 528 ذیل حدیث 528.
4) راجع النهایة- 536.
5) راجع شرائع الإسلام 3- 40 و جواهر الکلام 32- 314 و 317.
6) تقدم فی البابین 30 و 31 من هذا الأبواب.
7) یأتی فی الباب 52 من هذه الأبواب.
8) یأتی فی الأحادیث 1 و 5 و 6 و 7 و 9 من الباب 43 و فی البابین 45 و 51 من هذه الأبواب.
9) الباب 43 فیه 9 أحادیث.
10) الکافی 6- 171- 3، و التهذیب 8- 156- 540، و الاستبصار 3- 349- 1250.
عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یَکُونُ (1)تَحْتَهُ السُّرِّیَّةُ فَیُعْتِقُهَا فَقَالَ لَا یَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَنْکِحَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ إِنْ تُوُفِّیَ عَنْهَا مَوْلَاهَا فَعِدَّتُهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: به ایشان عرض کردم: مردی که کنیز تحت سرپرستی خود را آزاد میکند، چه حکمی دارد؟ امام فرمود: برای او جایز نیست که ازدواج کند تا عده او که سه ماه است، سپری شود. و اگر مولای او (صاحبش) فوت کند، عده او چهار ماه و ده روز است.
28550- 2- (2)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی رَجُلٍ کَانَتْ لَهُ أَمَةٌ فَوَطِئَهَا ثُمَّ أَعْتَقَهَا وَ قَدْ حَاضَتْ عِنْدَهُ حَیْضَةً بَعْدَ مَا وَطِئَهَا قَالَ تَعْتَدُّ بِحَیْضَتَیْنِ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: درباره مردی که کنیزی داشت و با او همبستر شد، سپس او را آزاد کرد، در حالی که کنیز پس از همبستری نزد او یک حیض دیده بود، فرمود: کنیز باید دو حیض عده نگه دارد.
28551- 3- (3)قَالَ ابْنُ أَبِی عُمَیْرٍ وَ فِی حَدِیثٍ آخَرَ تَعْتَدُّ بِثَلَاثِ حِیَضٍ.
ترجمه:
ابن ابی عمیر نقل کرده است که در حدیث دیگری آمده است: کنیز باید سه حیض عده نگه دارد.
28552- 4- (4)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ یُعْتِقُ سُرِّیَّتَهُ أَ یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا بِغَیْرِ عِدَّةٍ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَغَیْرُهُ قَالَ لَا حَتَّی تَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ قَالَ وَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ قَطَعَ (5)عَلَی أَمَتِهِ یَصْلُحُ لَهُ أَنْ یُزَوِّجَهَا قَبْلَ أَنْ تَعْتَدَّ قَالَ لَا قُلْتُ کَمْ عِدَّتُهَا قَالَ حَیْضَةٌ أَوِ اثْنَتَانِ.
ترجمه:
حلبی گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که کنیز تحت سرپرستی خود را آزاد میکند. آیا میتواند بدون عده با او ازدواج کند؟ امام فرمود: بله.
پرسیدم: آیا دیگران میتوانند؟ امام فرمود: نه، تا زمانی که کنیز عده سه ماه را طی کند.
حلبی ادامه داد: پرسیده شد درباره مردی که مالکیت کنیز خود را به دیگران منتقل میکند. آیا میتواند قبل از طی شدن عده او را به تزویج درآورد؟ امام فرمود: نه.
پرسیدم: عده او چقدر است؟ فرمود: یک حیض یا دو حیض.
28553- 5- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی الْأَمَةِ إِذَا غَشِیَهَا سَیِّدُهَا ثُمَّ أَعْتَقَهَا فَإِنَّ عِدَّتَهَا ثَلَاثُ حِیَضٍ فَإِنْ مَاتَ عَنْهَا فَأَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (7)
وَ کَذَا الْأَوَّلُ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که درباره کنیزی که صاحبش با او همبستر شده و سپس او را آزاد کرده است، فرمود: عده او سه حیض است. و اگر صاحبش فوت کند، عده او چهار ماه و ده روز خواهد بود.
1) فی المصدر- تکون.
2) الکافی 6- 171- 4.
3) الکافی 6- 171- 4 ذیل 4.
4) الکافی 6- 172- 5، و الکافی 5- 176- 4، و أورده بسندین فی الحدیث 1 من الباب 13 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
5) کان المراد قطع الوطء. و فی نسخة- وقع (هامش المخطوط).
6) الکافی 6- 171- 1.
7) التهذیب 8- 155- 538، و الاستبصار 3- 349- 1248.
28554- 6- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ وَلِیدَتَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ فَقَالَ عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ وَلِیدَتَهُ وَ هُوَ حَیٌّ وَ قَدْ کَانَ یَطَؤُهَا فَقَالَ عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ.
وَ
رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ فِی أَوَّلِهِ عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا (2)
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان درباره مردی پرسیدم که کنیز مادر فرزنددار خود را هنگام مرگ آزاد کرده است. امام فرمود: عده او همانند عده زنی است که شوهرش فوت کرده باشد، یعنی چهار ماه و ده روز.
ابو بصیر گفت: همچنین از ایشان درباره مردی پرسیدم که کنیز مادر فرزنددار خود را در حال حیات آزاد کرده است، در حالی که با او همبستر بوده. امام فرمود: عده او مانند عده زن آزاد طلاقگرفته است، یعنی سه قرء (سه پاکی بین حیضها)
28555- 7- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُدَبَّرَةِ إِذَا مَاتَ مَوْلَاهَا أَنَّ عِدَّتَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ مِنْ یَوْمِ یَمُوتُ سَیِّدُهَا إِذَا کَانَ سَیِّدُهَا یَطَؤُهَا قِیلَ لَهُ فَالرَّجُلُ یُعْتِقُ مَمْلُوکَتَهُ قَبْلَ مَوْتِهِ بِیَوْمٍ أَوْ بِسَاعَةٍ ثُمَّ یَمُوتُ قَالَ فَقَالَ فَهَذِهِ تَعْتَدُّ بِثَلَاثِ حِیَضٍ أَوْ ثَلَاثَةِ قُرُوءٍ مِنْ یَوْمَ أَعْتَقَهَا سَیِّدُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
داوود رقی از امام صادق (ع) نقل کرده که درباره کنیزی مدبره (کنیزی که آزاد شدنش پس از مرگ مولای خود مشخص شده است) فرمود: اگر مولای او فوت کند، عده او چهار ماه و ده روز است که از روز فوت مولایش آغاز میشود، در صورتی که مولای او با وی همبستر شده باشد.
سؤال شد: اگر مردی کنیز خود را یک روز یا یک ساعت پیش از مرگش آزاد کند و سپس فوت کند، حکم چیست؟
امام فرمود: چنین کنیزی باید از روزی که مولای او او را آزاد کرده، سه حیض یا سه قرء (سه پاکی بین حیضها) عده نگه دارد.
28556- 8- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ تَکُونُ عِنْدَهُ السُّرِّیَّةُ لَهُ وَ قَدْ وَلَدَتْ مِنْهُ وَ مَاتَ وَلَدُهَا ثُمَّ یُعْتِقُهَا قَالَ لَا یَحِلُّ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
ترجمه:
ابو بصیر گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم درباره مردی که کنیز تحت سرپرستی خود را دارد و از او فرزندی به دنیا آمده است، اما فرزند او فوت کرده و سپس کنیز را آزاد کرده است. امام فرمود: برای کنیز جایز نیست که ازدواج کند تا عده او که سه ماه است، سپری شود.
28557- 9- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ
جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَنَّهُ قَالَ: فِی رَجُلٍ أَعْتَقَ أُمَّ وَلَدِهِ ثُمَّ تُوُفِّیَ عَنْهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَالَ تَعْتَدُّ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٍ وَ إِنْ کَانَتْ حُبْلَی اعْتَدَّتْ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَیْنِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2)وَ الْأَخِیرُ مَحْمُولٌ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ.
ترجمه:
جمیل بن دراج از برخی از اصحاب نقل کرده که درباره مردی که مادر فرزنددار خود را آزاد کرده و پیش از پایان عده او فوت کرده است، گفته شد: عده او چهار ماه و ده روز است. و اگر باردار باشد، باید به طولانیترین مدت بین چهار ماه و ده روز یا مدت بارداری عده نگه دارد.
(3)44 بَابُ وُجُوبِ الْعِدَّةِ عَلَی الزَّانِیَةِ إِذَا أَرَادَتْ أَنْ تَتَزَوَّجَ الزَّانِیَ أَوْ غَیْرَهُ
ترجمه:
باب وجوب نگهداشتن عده برای زانیه (زن زناکار)، در صورتی که بخواهد با زانی (مرد زناکار) یا فرد دیگری ازدواج کند.
28558- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یَفْجُرُ بِالْمَرْأَةِ ثُمَّ یَبْدُو لَهُ فِی تَزْوِیجِهَا هَلْ یَحِلُّ لَهُ ذَلِکَ قَالَ نَعَمْ إِذَا هُوَ اجْتَنَبَهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا بِاسْتِبْرَاءِ رَحِمِهَا مِنْ مَاءِ الْفُجُورِ فَلَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا وَ إِنَّمَا یَجُوزُ لَهُ (تَزْوِیجُهَا) (5)بَعْدَ أَنْ یَقِفَ عَلَی تَوْبَتِهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِیرٍ نَحْوَهُ (6).
ترجمه:
اسحاق بن جریر از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: به ایشان عرض کردم درباره مردی که با زنی زنا کرده و سپس تصمیم به ازدواج با او گرفته است. آیا این کار برای او جایز است؟ امام فرمود: بله، به شرط آنکه از او دوری کند تا عدهاش با استبراء رحم از آب زنا سپری شود. سپس میتواند با او ازدواج کند، اما این ازدواج تنها پس از اطمینان از توبه زن جایز است.
28559- 2- (7)الْحَسَنُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ شُعْبَةَ فِی تُحَفِ الْعُقُولِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ
مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْجَوَادِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ نَکَحَ امْرَأَةً عَلَی زِنًا أَ یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا فَقَالَ یَدَعُهَا حَتَّی یَسْتَبْرِئَهَا مِنْ نُطْفَتِهِ وَ نُطْفَةِ غَیْرِهِ إِذْ لَا یُؤْمَنُ مِنْهَا أَنْ تَکُونَ قَدْ أَحْدَثَتْ مَعَ غَیْرِهِ حَدَثاً کَمَا أَحْدَثَتْ مَعَهُ ثُمَّ یَتَزَوَّجُ بِهَا إِنْ أَرَادَ فَإِنَّمَا مَثَلُهَا مَثَلُ نَخْلَةٍ أَکَلَ رَجُلٌ مِنْهَا حَرَاماً ثُمَّ اشْتَرَاهَا فَأَکَلَ مِنْهَا حَلَالًا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ بِعُمُومِهِ وَ إِطْلَاقِهِ فِی أَحَادِیثِ الْجَنَابَةِ (1)وَ عِدَّةِ غَیْرِ الْمَدْخُولِ بِهَا (2)وَ فِی الْمُهُورِ وَ غَیْرِ ذَلِکَ (3).
ترجمه:
حسن بن علی بن شعبه در کتاب تحف العقول از امام جواد (ع) نقل کرده که ایشان درباره مردی که با زنی از طریق زنا رابطه داشته و سپس میخواهد با او ازدواج کند، فرمود: باید او را رها کند تا رحم او از نطفه خودش و نطفه دیگران پاک شود، زیرا نمیتوان به او اعتماد کرد که با دیگران نیز رابطهای نداشته باشد، همانطور که با او رابطه داشته است. سپس اگر بخواهد، میتواند با او ازدواج کند.
امام فرمودند: مثال چنین زنی مانند نخل خرمایی است که مردی از آن به صورت حرام خورده، سپس آن را خریده و از آن به صورت حلال خورده است.
28560- 3- (4)کَقَوْلِهِمْ ع إِذَا أَدْخَلَهُ فَقَدْ وَجَبَتِ الْعِدَّةُ وَ الْغُسْلُ وَ الْمَهْرُ وَ الرَّجْمُ.
ترجمه:
همانطور که گفتهاند، اگر دخول صورت گیرد، عده، غسل، مهر و رجم واجب میشود.
28561- 4- (5)وَ قَوْلِهِمْ ع الْعِدَّةُ مِنَ الْمَاءِ.
وَ غَیْرِ ذَلِکَ.
ترجمه:
و سخن آنان (علیهم السلام) که فرمودند: عده از آب (نطفه) است. و غیر از آن.
(6)45 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الذِّمِّیَّةِ مِنَ الطَّلَاقِ وَ الْمَوْتِ کَعِدَّةِ الْأَمَةِ فَإِنْ أَسْلَمَتْ فِی الْعِدَّةِ فَعِدَّةُ الْحُرَّةِ
ترجمه:
بابی درباره این موضوع که عده زن ذمیه (اهل کتاب) در موارد طلاق و وفات، مانند عده کنیز است؛ و اگر در زمان عده اسلام بیاورد، عده او همانند عده زن آزاد خواهد بود.
28562- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (عَنِ ابْنِ رِئَابٍ وَ ابْنِ بُکَیْرٍ جَمِیعاً) (8)عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ
1) تقدم فی الباب 6 من أبواب الجنابة.
2) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 1 من هذه الأبواب.
3) تقدم فی الباب 54 من أبواب المهور.
4) الکافی 6- 109- 3 و 6 و تقدم فی الحدیث 1 من الباب 54 من المهور.
5) الکافی 6- 84- 7 و الکافی 6- 109- 6 و تقدم فی الحدیث 1 من هذه الأبواب و فی الحدیث 1 من الباب 54 من المهور.
6) الباب 45 فیه حدیثان.
7) الکافی 6- 174- 1.
8) فی المصدر- عن ابن رئاب، عن ابن بکیر.
ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ نَصْرَانِیَّةٍ کَانَتْ تَحْتَ نَصْرَانِیٍّ وَ طَلَّقَهَا (1)هَلْ عَلَیْهَا عِدَّةٌ مِنْهُ مِثْلُ عِدَّةِ الْمُسْلِمَةِ فَقَالَ لَا لِأَنَّ أَهْلَ الْکِتَابِ (2)مَمَالِیکُ لِلْإِمَامِ أَ لَا تَرَی أَنَّهُمْ یُؤَدُّونَ الْجِزْیَةَ کَمَا یُؤَدِّی الْعَبْدُ الضَّرِیبَةَ إِلَی مَوَالِیهِ قَالَ وَ مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ فَهُوَ حُرٌّ تُطْرَحُ عَنْهُ الْجِزْیَةُ قُلْتُ فَمَا عِدَّتُهَا إِنْ أَرَادَ الْمُسْلِمُ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا قَالَ عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْأَمَةِ حَیْضَتَانِ أَوْ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً قَبْلَ أَنْ تُسْلِمَ قَالَ قُلْتُ: لَهُ فَإِنْ أَسْلَمَتْ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا قَالَ إِذَا أَسْلَمَتْ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا فَإِنَّ عِدَّتَهَا عِدَّةُ الْمُسْلِمَةِ قُلْتُ فَإِنْ مَاتَ عَنْهَا وَ هِیَ نَصْرَانِیَّةٌ وَ هُوَ نَصْرَانِیٌّ فَأَرَادَ رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا قَالَ لَا یَتَزَوَّجُهَا الْمُسْلِمُ حَتَّی تَعْتَدُّ مِنَ النَّصْرَانِیِّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً عِدَّةَ الْمُسْلِمَةِ الْمُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا قُلْتُ لَهُ کَیْفَ جُعِلَتْ عِدَّتُهَا إِذَا طُلِّقَتْ عِدَّةَ الْأَمَةِ وَ جُعِلَتْ عِدَّتُهَا إِذَا مَاتَ عَنْهَا عِدَّةَ الْحُرَّةِ الْمُسْلِمَةِ وَ أَنْتَ تَذْکُرُ أَنَّهُمْ مَمَالِیکُ لِلْإِمَامِ قَالَ لَیْسَ عِدَّتُهَا فِی الطَّلَاقِ کَعِدَّتِهَا (3)إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا ثُمَّ قَالَ إِنَّ الْأَمَةَ وَ الْحُرَّةَ کِلْتَیْهِمَا إِذَا مَاتَ عَنْهُمَا زَوْجُهُمَا سَوَاءٌ فِی الْعِدَّةِ إِلَّا أَنَّ الْحُرَّةَ تُحِدُّ وَ الْأَمَةَ لَا تُحِدُّ.
وَ
رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ کَمِثْلِ عِدَّتِهَا إِذَا تُوُفِّیَ عَنْهَا زَوْجُهَا (4)
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل کرده است که گفت: از ایشان درباره زنی نصرانی که تحت سرپرستی مردی نصرانی بوده و طلاق گرفته است، پرسیدم. آیا عدهای مانند عده زن مسلمان بر او واجب است؟ امام فرمود: خیر، زیرا اهل کتاب مملوک امام هستند. آیا نمیبینی که آنان جزیه میپردازند، همانگونه که برده خراج به مولای خود میپردازد؟ و هر کس از آنان که اسلام بیاورد، آزاد شده و جزیه از او برداشته میشود.
پرسیدم: عده او چیست اگر مسلمانی بخواهد با او ازدواج کند؟ امام فرمود: عده او همانند عده کنیز است؛ دو حیض یا چهل و پنج روز پیش از اسلام آوردن.
پرسیدم: اگر بعد از طلاق اسلام بیاورد، وضعیت چیست؟ امام فرمود: اگر بعد از طلاق اسلام بیاورد، عده او مانند عده زن مسلمان است.
پرسیدم: اگر شوهرش فوت کند و او نصرانی باشد و شوهر نیز نصرانی، و مسلمانی بخواهد با او ازدواج کند، چه حکمی دارد؟ امام فرمود: مسلمان نمیتواند با او ازدواج کند مگر اینکه از شوهر نصرانی خود، عدهای همانند عده زن مسلمان که شوهرش فوت کرده (چهار ماه و ده روز) نگه دارد.
پرسیدم: چگونه است که عده او در طلاق مانند عده کنیز است و در وفات، مانند عده زن آزاد مسلمان؟ امام فرمود: عده او در طلاق مانند عده او در وفات نیست. سپس فرمود: کنیز و زن آزاد هر دو اگر شوهرشان فوت کند، در عده برابرند، جز اینکه زن آزاد ملزم به حداد (سوگواری) است، اما کنیز ملزم به حداد نیست.
28563- 2- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ نَصْرَانِیَّةٍ مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ نَصْرَانِیٌّ مَا عِدَّتُهَا قَالَ عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُسْلِمَةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (1).
ترجمه:
(2)46 بَابُ أَنَّ الْمُشْرِکَةَ الَّتِی لَهَا زَوْجٌ إِذَا أَسْلَمَتْ وَجَبَ عَلَیْهَا أَنْ تَعْتَدَّ عِدَّةَ الْحُرَّةِ الْمُطَلَّقَةِ
ترجمه:
بابی درباره این موضوع که زن مشرکهای که دارای شوهر است، اگر اسلام بیاورد، بر او واجب است که عده زن آزاد طلاقگرفته را نگه دارد.
28564- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی أُمِّ وَلَدٍ لِنَصْرَانِیٍّ أَسْلَمَتْ أَ یَتَزَوَّجُهَا الْمُسْلِمُ قَالَ نَعَمْ وَ عِدَّتُهَا مِنَ النَّصْرَانِیِّ إِذَا أَسْلَمَتْ عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَإِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا فَلْیَتَزَوَّجْهَا إِنْ شَاءَتْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
حمران از امام باقر (ع) نقل کرده که درباره مادر فرزندداری(ام ولد) که از شوهر نصرانی خود اسلام آورده است، پرسید. آیا مسلمانی میتواند با او ازدواج کند؟ امام فرمود: بله، و عده او از شوهر نصرانی، اگر اسلام بیاورد، همانند عده زن آزاد طلاقگرفته است، یعنی سه ماه یا سه قرء (سه پاکی بین حیضها). پس از اتمام عده او، اگر بخواهد، میتواند با او ازدواج کند.
28565- 2- (5)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ یُونُسَ قَالَ: عِدَّةُ الْعِلْجَةِ إِذَا أَسْلَمَتْ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ إِذَا أَرَادَتْ أَنْ تَزَوَّجَ غَیْرَهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (6).
ترجمه:
یونس نقل کرده که گفت: عده زن غیرمسلمان (علجه) در صورتی که اسلام بیاورد، همانند عده زن طلاقگرفته است، اگر بخواهد با فرد دیگری ازدواج کند.
(1)47 بَابُ أَنَّ مَنْ کَانَ عِنْدَهُ أَرْبَعٌ فَطَلَّقَ وَاحِدَةً رَجْعِیّاً لَمْ یَجُزْ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ أُخْرَی حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ إِنْ کَانَ غَائِباً صَبَرَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ
ترجمه:
بابی درباره این موضوع که اگر مردی چهار همسر داشته باشد و یکی از آنها را به صورت طلاق رجعی طلاق دهد، جایز نیست که همسر دیگری اختیار کند تا عده همسر طلاقگرفته به پایان برسد؛ و اگر مرد غائب باشد، باید نه ماه صبر کند.
28566- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ لَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ طَلَّقَ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهُنَّ مَتَی یَجُوزُ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ قَالَ بَعْدَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ وَ فِیهَا أَجَلَانِ فَسَادُ الْحَیْضِ وَ فَسَادُ الْحَمْلِ.
ترجمه:
حماد بن عثمان گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: نظر شما درباره مردی که چهار همسر دارد و یکی از آنان را طلاق داده و از آنان غائب است، چیست؟ چه زمانی برای او جایز است که همسر دیگری اختیار کند؟ امام فرمود: پس از گذشت نه ماه. در این مدت، دو احتمال وجود دارد: یکی مربوط به اختلال در چرخه حیض و دیگری احتمال وجود بارداری.
28567- 2- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ عَنْ رَجُلٍ جَمَعَ أَرْبَعَ نِسْوَةٍ وَ طَلَّقَ وَاحِدَةً فَهَلْ یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ أُخْرَی مَکَانَ الَّتِی طَلَّقَ قَالَ لَا یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ أُخْرَی حَتَّی یَعْتَدَّ مِثْلَ عِدَّتِهَا وَ إِنْ کَانَ الَّتِی طَلَّقَهَا أَمَةً اعْتَدَّتْ نِصْفَ الْعِدَّةِ لِأَنَّ عِدَّةَ الْأَمَةِ نِصْفُ الْعِدَّةِ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً.
ترجمه:
عمار از امام صادق (ع) نقل کرده که در حدیثی فرمود: درباره مردی که چهار همسر داشته و یکی از آنها را طلاق داده است، سؤال شد. آیا او میتواند به جای زنی که طلاق داده، همسر دیگری اختیار کند؟ امام فرمود: نه، برای او جایز نیست که همسر دیگری اختیار کند تا زمانی که عده زن طلاقگرفته کامل شود.
و اگر زنی که طلاق داده، کنیز باشد، عده او نصف عده زن آزاد است، یعنی چهل و پنج روز.
28568- 3- (4)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِی رَجُلٍ تَحْتَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ فَطَلَّقَ إِحْدَاهُنَّ قَالَ لَا یَنْکِحُ حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّةُ الَّتِی طَلَّقَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی اسْتِیفَاءِ الْعِدَدِ وَ غَیْرِهِ (5)
وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (1).
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: درباره مردی که چهار همسر دارد و یکی از آنان را طلاق داده است. امام فرمود: او نمیتواند همسر دیگری اختیار کند تا زمانی که عده زنی که طلاق داده، به پایان برسد.
(2)48 بَابُ أَنَّ مَنْ طَلَّقَ زَوْجَتَهُ رَجْعِیّاً لَمْ یَجُزْ لَهُ تَزْوِیجُ أُخْتِهَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا وَ کَذَا الْمُتْعَةُ إِذَا انْقَضَتْ مُدَّتُهَا وَ یَجُوزُ فِی الْعِدَّةِ مِنَ الطَّلَاقِ الْبَائِنِ وَ مِنَ الْوَفَاةِ
ترجمه:
بابی درباره این موضوع که اگر مردی همسر خود را با طلاق رجعی طلاق دهد، جایز نیست با خواهر او ازدواج کند تا عده همسرش به پایان برسد. همچنین در مورد ازدواج موقت، اگر مدت آن به پایان برسد، حکمش مشابه است. اما در عده طلاق بائن و عده وفات، این ازدواج جایز است.
28569- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اخْتَلَعَتْ مِنْهُ امْرَأَتُهُ أَ یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَخْطُبَ أُخْتَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ قَالَ نَعَمْ قَدْ بَرِئَتْ عِصْمَتُهَا مِنْهُ وَ لَیْسَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
ابو بصیر مرادی از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: از ایشان درباره مردی که همسرش از او خلع گرفته است، پرسیدم. آیا برای او جایز است که پیش از پایان عده زنی که خلع گرفته، خواهر او را خواستگاری کند؟ امام فرمود: بله، زیرا عصمت (پیوند زناشویی) او از مرد قطع شده است و مرد دیگر هیچ حقی برای رجوع به او ندارد.
28570- 2- (5)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَةً (6)أَوِ اخْتَلَعَتْ أَوْ بَانَتْ أَ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ بِأُخْتِهَا قَالَ فَقَالَ إِذَا بَرِئَتْ عِصْمَتُهَا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ فَلَهُ أَنْ یَخْطُبَ أُخْتَهَا.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده که درباره مردی که زنی را طلاق داده یا زن از او خلع گرفته یا از او جدا شده است، پرسید: آیا برای او جایز است که با خواهر آن زن ازدواج کند؟ امام فرمود: اگر عصمت (پیوند زناشویی) زن از مرد قطع شده باشد و مرد حق رجوع به او نداشته باشد، جایز است که خواهر او را خواستگاری کند.
28571- 3- (7)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ
1) یأتی فی الباب 48 من هذه الأبواب.
2) الباب 48 فیه 5 أحادیث.
3) الکافی 6- 144- 9، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 12 من أبواب الخلع و المباراة.
4) التهذیب 8- 137- 477.
5) الکافی 5- 432- 7، التهذیب 7- 286- 1206، و الاستبصار 3- 169- 619، و أورد ذیله فی الحدیث 9 من الباب 29 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
6) فی المصدر- امرأته.
7) الکافی 5- 432- 9، و أورد قطعة منه فی الحدیث 10 من الباب 29 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
طَلَّقَ امْرَأَتَهُ أَ یَتَزَوَّجُ أُخْتَهَا قَالَ لَا حَتَّی تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ کَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ فَهَلَکَتْ أَ یَتَزَوَّجُ أُخْتَهَا قَالَ مِنْ سَاعَتِهِ إِنْ أَحَبَّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
علی بن ابی حمزه از امام کاظم (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که همسر خود را طلاق داده است. آیا میتواند با خواهر او ازدواج کند؟ امام فرمود: نه، تا زمانی که عده او به پایان برسد.
همچنین پرسیدم: درباره مردی که همسرش فوت کرده است، آیا میتواند با خواهر او ازدواج کند؟ امام فرمود: بله، اگر بخواهد، میتواند فوراً این کار را انجام دهد.
28572- 4- (2)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا اخْتَلَعَتِ الْمَرْأَةُ مِنْ زَوْجِهَا فَلَا بَأْسَ أَنْ یَتَزَوَّجَ أُخْتَهَا وَ هِیَ فِی الْعِدَّةِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر زنی از شوهر خود خلع بگیرد، اشکالی ندارد که شوهر او با خواهر آن زن در دوران عده ازدواج کند.
28573- 5- (3)وَ عَنْهُ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ زُرَارَةَ (4)وَ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ جَمِیعاً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُخْتَلِعَةُ إِذَا اخْتَلَعَتْ مِنْ زَوْجِهَا وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ حَلَّ لَهُ أَنْ یَتَزَوَّجَ أُخْتَهَا فِی عِدَّتِهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُصَاهَرَةِ (5)وَ غَیْرِهَا (6).
ترجمه:
ابو اسامه از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: زنی که از شوهر خود خلع گرفته و مرد دیگر حقی برای رجوع به او ندارد، برای مرد جایز است که در دوران عده با خواهر او ازدواج کند.
(7)49 بَابُ أَنَّ الْحَامِلَ الْمُطَلَّقَةَ إِذَا وَضَعَتْ جَازَ لَهَا أَنْ تَزَوَّجَ وَ لَمْ یَجُزْ لَهَا أَنْ تُمَکِّنَ الزَّوْجَ مِنْ نَفْسِهَا حَتَّی تَخْرُجَ مِنَ النِّفَاسِ
ترجمه:
بابی درباره این موضوع که زن حاملهای که طلاق گرفته است، پس از وضع حمل میتواند ازدواج کند، اما جایز نیست که خود را در اختیار شوهر قرار دهد تا زمانی که از نفاس خارج شود.
28574- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ
1) التهذیب 7- 287- 1210، و الاستبصار 3- 171- 623.
2) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 122- 310.
3) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 122- 311.
4) فی نسخة- و محمّد بن مسلم (هامش المصحّحة الثانیة).
5) تقدم فی الأبواب 24- 28 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
6) تقدم فی الحدیث 11 من الباب 4 و فی الباب 44 من أبواب المتعة.
7) الباب 49 فیه حدیث واحد.
8) التهذیب 7- 474- 1901 و التهذیب 7- 489- 1965، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 41 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَضَعُ أَ یَحِلُّ أَنْ تَزَوَّجَ قَبْلَ أَنْ تَطْهُرَ قَالَ نَعَمْ وَ لَیْسَ لِزَوْجِهَا أَنْ یَدْخُلَ بِهَا حَتَّی تَطْهُرَ.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ نَحْوَهُ (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ وَ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ (2)وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ (3)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (4)وَ فِی النِّفَاسِ (5)وَ فِی الْمُصَاهَرَةِ (6)وَ تَقَدَّمَ مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ وَ ذَکَرْنَا وَجْهَهُ (7).
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره زنی که وضع حمل کرده، پرسیدم: آیا برای او جایز است که پیش از پاک شدن ازدواج کند؟ امام فرمود: بله، اما شوهر او حق ندارد با او همبستر شود تا زمانی که پاک شود.
(8)50 بَابُ أَنَّ الْأَمَةَ إِذَا أُعْتِقَتْ فِی الْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ اسْتَأْنَفَتْ عِدَّةَ الْحُرَّةِ وَ إِنْ أُعْتِقَتْ فِی الْعِدَّةِ الْبَائِنَةِ أَتَمَّتْ عِدَّةَ الْأَمَةِ
ترجمه:
بابی درباره این موضوع که اگر کنیز در دوران عده رجعی آزاد شود، باید عده زن آزاد را از سر بگیرد؛ اما اگر در دوران عده بائن آزاد شود، عده کنیز را تکمیل میکند.
28575- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ (وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ جَمِیعاً) (10)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی أَمَةٍ طُلِّقَتْ
1) الاستبصار 3- 191- 692.
2) التهذیب 7- 468- 1876، و الاستبصار 3- 191- 692.
3) الفقیه 3- 414- 4445.
4) تقدم فی الأبواب 9 و 10 و 11 من هذه الأبواب.
5) تقدم فی الباب 7 من أبواب النفاس.
6) تقدم فی الباب 41 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
7) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 41 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
8) الباب 50 فیه 4 أحادیث.
9) الفقیه 3- 543- 4872.
10) فی المصدر- عن هشام بن سالم.
ترجمه:
هشام بن سالم از امام صادق (ع) نقل کرده است که درباره کنیزی که طلاق داده شده و سپس پیش از اتمام عده آزاد شده است، فرمود: او باید سه حیض عده نگه دارد. و اگر شوهرش فوت کند و او پیش از اتمام عده آزاد شود، عده او چهار ماه و ده روز خواهد بود.
28576- 2- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُرَازِمٍ (2)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی أَمَةٍ تَحْتَ حُرٍّ طَلَّقَهَا عَلَی طُهْرٍ بِغَیْرِ جِمَاعٍ تَطْلِیقَةً ثُمَّ أُعْتِقَتْ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا بِثَلَاثِینَ یَوْماً وَ لَمْ تَنْقَضِ عِدَّتُهَا فَقَالَ (3)إِذَا أُعْتِقَتْ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّتُهَا اعْتَدَّتْ عِدَّةَ الْحُرَّةِ مِنَ الْیَوْمِ الَّذِی طَلَّقَهَا وَ لَهُ عَلَیْهَا الرَّجْعَةُ قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ فَإِنْ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَتَیْنِ وَاحِدَةً بَعْدَ وَاحِدَةٍ ثُمَّ أُعْتِقَتْ قَبْلَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا فَلَا رَجْعَةَ لَهُ عَلَیْهَا وَ عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْأَمَةِ.
ترجمه:
مرازم از امام صادق (ع) نقل کرده که درباره کنیزی که تحت نکاح مرد آزادی بوده و او را در حالی که پاک بوده و بدون همبستری طلاق داده است، پرسید. سپس کنیز پس از سی روز از طلاق آزاد شده و عده او هنوز تمام نشده بود. امام فرمود: اگر پیش از اتمام عده، آزاد شود، باید عده زن آزاد را از روزی که طلاق داده شده است، نگه دارد و مرد تا پایان عده حق رجوع به او را دارد.
اما اگر مرد او را دو بار متوالی طلاق داده باشد و او پیش از اتمام عده آزاد شود، مرد دیگر حقی برای رجوع به او ندارد و عده او، عده کنیز خواهد بود.
28577- 3- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی أَمَةٍ (5)کَانَتْ تَحْتَ رَجُلٍ فَطَلَّقَهَا ثُمَّ أُعْتِقَتْ قَالَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْحُرَّةِ.
أَقُولُ: هَذَا مَخْصُوصٌ بِالْعِدَّةِ الرَّجْعِیَّةِ لِمَا مَرَّ (6)ذَکَرَهُ الشَّیْخُ.
ترجمه:
جمیل از امام صادق (ع) نقل کرده که فرمود: درباره کنیزی که تحت نکاح مردی بوده و او را طلاق داده و سپس آزاد شده است، امام فرمود: او باید عده زن آزاد را نگه دارد.
میگویم: این حکم خاص عده رجعی است، همانطور که مرحوم شیخ در گذشته ذکر کرده است.
28578- 4- (7)وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ (8)بُرَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الْحُرُّ الْمَمْلُوکَةَ فَاعْتَدَّتْ
1) التهذیب 8- 135- 471، و الاستبصار 3- 336- 1197.
2) فی نسخة- مهزم" هامش المخطوط" و کذلک التهذیبین.
3) فی نسخة- قال (هامش المخطوط).
4) التهذیب 8- 135- 469، و الاستبصار 3- 335- 1195.
5) فی نسخة- الأمة (هامش المخطوط) و کذلک المصدر.
6) مر فی الحدیث 2 من هذا الباب.
7) التهذیب 8- 135- 470، و الاستبصار 3- 335- 1196.
8) فی نسخة- عن (هامش المخطوط)، و فی الاستبصار- عن القاسم بن یزید.
بَعْضَ عِدَّتِهَا مِنْهُ ثُمَّ أُعْتِقَتْ فَإِنَّهَا تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمَمْلُوکَةِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ فَضَالَةَ (1)
أَقُولُ: هَذَا مَخْصُوصٌ بِالْعِدَّةِ الْبَائِنَةِ لِمَا مَرَّ (2)ذَکَرَهُ الشَّیْخُ وَ غَیْرُهُ (3).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل کرده که فرمود: اگر مرد آزادی، کنیزی را طلاق دهد و او بخشی از عدهاش را سپری کند و سپس آزاد شود، همچنان عده او بر اساس عده کنیز باقی میماند.
میگویم: این حکم خاص عده بائن است، همانطور که مرحوم شیخ و دیگران پیشتر ذکر کردهاند.
(4)51 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْمُدَبَّرَةِ الْمَوْطُوءَةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةُ أَیَّامٍ مِنْ مَوْتِ سَیِّدِهَا
ترجمه:
باب درباره این موضوع که عده مدبرهای که با او همبستری شده است، از زمان وفات صاحبش چهار ماه و ده روز است.
28579- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُدَبَّرَةِ إِذَا مَاتَ عَنْهَا مَوْلَاهَا أَنَّ عِدَّتَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً مِنْ یَوْمِ یَمُوتُ سَیِّدُهَا إِذَا کَانَ سَیِّدُهَا یَطَؤُهَا الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (6)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (7).
ترجمه:
داوود رقی از امام صادق (ع) نقل کرده است که درباره مدبرهای که مولای او فوت کرده، فرمود: عده او از زمان فوت مولای او، چهار ماه و ده روز است، به شرط آنکه مولای او با وی همبستر بوده باشد.
(1)52 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْمُتْعَةِ إِذَا مَاتَ الزَّوْجُ فِی الْمُدَّةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ حُرَّةً کَانَتْ أَوْ أَمَةً وَ کَذَا الْمَوْطُوءَةُ بِالْمِلْکِ وَ عَلَی الْحُرَّةِ خَاصَّةً الْحِدَادُ
ترجمه:
باب درباره این موضوع که عده ازدواج موقت در صورتی که شوهر در مدت ازدواج فوت کند، چهار ماه و ده روز است؛ چه زن آزاد باشد و چه کنیز. همینطور در مورد زنی که از طریق مالکیت با او همبستر شدهاند. و حداد (سوگواری) تنها بر زن آزاد واجب است.
28580- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَرْأَةِ یَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ مُتْعَةً ثُمَّ یُتَوَفَّی عَنْهَا زَوْجُهَا هَلْ عَلَیْهَا الْعِدَّةُ (3)فَقَالَ تَعْتَدُّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَإِذَا انْقَضَتْ أَیَّامُهَا وَ هُوَ حَیٌّ فَحَیْضَةٌ وَ نِصْفٌ مِثْلُ مَا یَجِبُ عَلَی الْأَمَةِ قَالَ قُلْتُ: فَتُحِدُّ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ إِذَا مَکَثَتْ عِنْدَهُ أَیَّاماً فَعَلَیْهَا الْعِدَّةُ وَ تُحِدُّ وَ إِذَا کَانَتْ عِنْدَهُ یَوْماً أَوْ یَوْمَیْنِ أَوْ سَاعَةً مِنَ النَّهَارِ فَقَدْ وَجَبَتِ الْعِدَّةُ کَمَلًا وَ لَا تُحِدُّ.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج گفت: از امام صادق (ع) درباره زنی که به عقد موقت مردی درآمده و شوهرش فوت کرده است، پرسیدم. آیا بر او عده واجب است؟ امام فرمود: باید چهار ماه و ده روز عده نگه دارد. اما اگر مدت ازدواج پایان یابد و شوهر زنده باشد، عده او یک حیض و نیم است، همانند حکمی که برای کنیز واجب است.
پرسیدم: آیا بر او حداد (سوگواری) واجب است؟ امام فرمود: بله، اگر چند روز نزد شوهر مانده باشد، عده و حداد بر او واجب است. اما اگر فقط یک روز، دو روز یا ساعتی از روز نزد شوهر بوده باشد، عده به طور کامل واجب میشود، ولی حداد واجب نیست.
28581- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع مَا عِدَّةُ الْمُتْعَةِ إِذَا مَاتَ عَنْهَا الَّذِی تَمَتَّعَ بِهَا قَالَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ قَالَ ثُمَّ قَالَ یَا زُرَارَةُ کُلُّ النِّکَاحِ إِذَا مَاتَ الزَّوْجُ فَعَلَی الْمَرْأَةِ حُرَّةً کَانَتْ أَوْ أَمَةً وَ (5)عَلَی أَیِّ وَجْهٍ کَانَ النِّکَاحُ مِنْهُ مُتْعَةً أَوْ تَزْوِیجاً أَوْ مِلْکَ یَمِینٍ فَالْعِدَّةُ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ الْأَمَةُ الْمُطَلَّقَةُ عَلَیْهَا نِصْفُ مَا عَلَی الْحُرَّةِ وَ کَذَلِکَ الْمُتْعَةُ عَلَیْهَا مِثْلُ مَا عَلَی الْأَمَةِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ (1)
وَ الَّذِی قَبْلَهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی مِثْلَهُ.
ترجمه:
زراره گفت: از امام باقر (ع) درباره عده ازدواج موقت در صورتی که مردی که با او ازدواج کرده، فوت کند، پرسیدم. امام فرمود: عده او چهار ماه و ده روز است. سپس فرمود: ای زراره، هر نوع نکاحی که باشد، اگر شوهر فوت کند، بر زن، چه آزاد باشد و چه کنیز، عده چهار ماه و ده روز واجب است؛ خواه نکاح موقت باشد، یا عقد دائم، یا از طریق مالکیت.
و عده زن طلاقگرفته سه ماه است، و برای کنیز طلاقگرفته، نصف عده زن آزاد واجب است. همچنین در نکاح موقت، حکم عده همانند حکم کنیز است.
28582- 3- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ عَنْ أَخِیهِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمَرْأَةِ إِذَا تَمَتَّعَ بِهَا فَمَاتَ عَنْهَا خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی مَوْتِ الزَّوْجِ فِی الْعِدَّةِ لَا فِی الْمُدَّةِ لِمَا تَقَدَّمَ (3).
ترجمه:
علی بن یقطین از امام کاظم (ع) نقل کرده که فرمود: عده زنی که در عقد موقت بوده و شوهرش فوت کرده است، چهل و پنج روز است.
میگویم: این حکم مربوط به فوت شوهر در دوران عده است، نه در زمان پایان مدت عقد، همانطور که قبلاً بیان شده است.
28583- 4- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّاطَرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُبَیْدِ اللَّهِ (5)بْنِ عَلِیِّ بْنِ أَبِی شُعْبَةَ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مُتْعَةً ثُمَّ مَاتَ عَنْهَا مَا عِدَّتُهَا قَالَ خَمْسَةٌ وَ سِتُّونَ یَوْماً.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی الْأَمَةِ بِنَاءً عَلَی مَا تَقَدَّمَ مِنْ حُکْمِهِ أَنَّ عِدَّتَهَا نِصْفُ عِدَّةِ الْحُرَّةِ فِی الْوَفَاةِ إِذَا لَمْ تَکُنْ أُمَّ وَلَدٍ وَ قَدْ عَرَفْتَ کَثْرَةَ الْمُعَارِضَاتِ لَهُ وَ مُخَالَفَتَهُ لِلِاحْتِیَاطِ (6)فَالْأَقْرَبُ حَمْلُهُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً وَ خُصُوصاً (7).
ترجمه:
علی بن ابی شُعبه حلبی از پدرش از مردی از امام صادق (ع) نقل کرده که گفت: از ایشان درباره مردی که با زنی به عقد موقت ازدواج کرده و سپس فوت کرده است، پرسیدم. عده این زن چقدر است؟ امام فرمود: شصت و پنج روز.
میگویم: مرحوم شیخ این روایت را مربوط به کنیز دانسته است، بر اساس حکمی که پیشتر بیان شد، که عده او در وفات، نصف عده زن آزاد است، به شرط آنکه "ام ولد" نباشد. اما به دلیل وجود معارضات متعدد و مغایرت این حکم با احتیاط، نزدیکتر به نظر میرسد که این روایت بر اساس تقیه بیان شده باشد، همانطور که پیشتر به شکل عمومی و خاص، دلایلی برای این موضوع ارائه شده است.
(1)53 بَابُ أَنَّ عِدَّةَ الْمُتْعَةِ إِذَا انْقَضَتِ الْمُدَّةُ قُرْءَانِ وَ إِنْ کَانَتْ لَا تَحِیضُ وَ هِیَ فِی سِنِّ مَنْ تَحِیضُ فَخَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً
ترجمه:
باب درباره این موضوع که عده ازدواج موقت پس از پایان مدت آن، یک قرء (حیض) است. و اگر زنی که در سن حیض قرار دارد، اما حیض نمیشود، عده او چهل و پنج روز است.
28584- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع عِدَّةُ الْمُتَمَتِّعَةِ (3)خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً وَ الِاحْتِیَاطُ خَمْسٌ وَ أَرْبَعُونَ لَیْلَةً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل کرده که فرمود: امام باقر (ع) گفتند: عده ازدواج موقت، چهل و پنج روز است و از روی احتیاط، چهل و پنج شبانهروز محسوب میشود.
28585- 2- (5)وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَدِیثُ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ الْأَمَةُ الْمُطَلَّقَةُ عَلَیْهَا نِصْفُ مَا عَلَی الْحُرَّةِ وَ کَذَلِکَ الْمُتْعَةُ عَلَیْهَا مِثْلُ مَا عَلَی الْأَمَةِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْمُتْعَةِ (6)
و یأتی فی الحدیث 4 من الباب 17 من أبواب میراث الازواج.
.ترجمه:
همانطور که پیشتر در حدیثی از زراره از امام باقر (ع) آمده است: عده زن طلاقگرفته سه ماه است. برای کنیز طلاقگرفته، عده نصف عده زن آزاد خواهد بود. همچنین در نکاح موقت، عده همانند عدهای است که بر کنیز واجب است.
(7)54 بَابُ وُجُوبِ اسْتِبْرَاءِ الْأَمَةِ عِنْدَ شِرَائِهَا بِحَیْضَةٍ وَ کَذَا عِنْدَ سَبْیِهَا وَ عِنْدَ بَیْعِهَا وَ تَفْصِیلِ أَحْکَامِ الِاسْتِبْرَاءِ وَ عِدَدِ الْإِمَاءِ
ترجمه:
باب درباره وجوب استبراء کنیز هنگام خرید او، به مدت یک حیض، و همچنین هنگام اسارت یا فروش او، و توضیح احکام استبراء و عدههای مربوط به کنیزان.
28586- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ
1) الباب 53 فیه حدیثان.
2) الکافی 5- 458- 2، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 22 من أبواب المتعة.
3) فی المصدر- المتعة.
4) التهذیب 8- 165- 574.
5) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 52 من هذه الأبواب.
6) تقدم فی الحدیثین 5 و 8 من الباب 4 من أبواب المتعة، و فی الحدیث 1 من الباب 52 من هذه الأبواب.
7) الباب 54 فیه حدیث واحد.
8) الکافی 5- 473- 8 و أورده فی الحدیث 4 من الباب 11 من أبواب بیع الحیوان، و فی الحدیث 2 من الباب 10 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَخِیهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَی جَارِیَةً وَ هِیَ طَامِثٌ أَ یَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا بِحَیْضَةٍ أُخْرَی أَمْ تَکْفِیهِ هَذِهِ الْحَیْضَةُ قَالَ لَا بَلْ تَکْفِیهِ هَذِهِ الْحَیْضَةُ فَإِنِ اسْتَبْرَأَهَا بِأُخْرَی فَلَا بَأْسَ هِیَ بِمَنْزِلَةِ فَضْلٍ (1).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی نِکَاحِ الْعَبِیدِ وَ الْإِمَاءِ (2)وَ فِی بَیْعِ الْحَیَوَانِ (3).
ترجمه:
سماعه گفت: از امام درباره مردی پرسیدم که کنیزی را خریداری کرده در حالی که در حیض بوده است. آیا باید رحم او را با یک حیض دیگر استبراء کند یا همین حیض کافی است؟ امام فرمود: نه، همین حیض کفایت میکند. اگر با یک حیض دیگر نیز استبراء کند، اشکالی ندارد و آن به منزله فضیلت است.
مرحوم شیخ در کتاب "خلاف" میگوید: کنیز خریداریشده یا اسیرشده باید دو قرء (دو طهر) عده نگه دارد. همچنین روایتی هست که یک حیض از دو طهر کافی است، و معنای آنها نزدیک به هم است. شافعی میگوید: استبراء باید با یک قرء انجام شود که یا طهر است یا حیض (دو نظر وجود دارد). دلیل ما اجماع فرقه و روش احتیاط است. پایان؛ تأمل کنید.
(4)55 بَابُ جَوَازِ خُرُوجِ الْمُعْتَدَّةِ مِنَ الطَّلَاقِ مِنْ بَیْتِهَا لِلْحَاجَةِ وَ الضَّرُورَةِ وَ حُکْمِ التَّعْرِیضِ بِالْخِطْبَةِ لِذَاتِ الْعِدَّةِ وَ التَّصْرِیحِ بِهَا
ترجمه:
باب درباره جواز خروج زن معتده از طلاق از خانهاش برای رفع نیاز و ضرورت، و همچنین حکم اشاره به خواستگاری از زنی که در عده است و تصریح به آن.
28587- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ أَنَّهُ کَتَبَ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فِی امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا وَ لَمْ یُجْرِ عَلَیْهَا النَّفَقَةَ لِلْعِدَّةِ وَ هِیَ مُحْتَاجَةٌ هَلْ یَجُوزُ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ وَ تَبِیتَ عَنْ مَنْزِلِهَا لِلْعَمَلِ أَوِ الْحَاجَةِ فَوَقَّعَ ع لَا بَأْسَ بِذَلِکَ إِذَا عَلِمَ اللَّهُ الصِّحَّةَ مِنْهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْحُکْمِ الثَّانِی فِی الْمُصَاهَرَةِ (6).
1) قال الشیخ فی الخلاف- الأمة المشتراة و المسبیة تعتدان بقرءین، و هما طهران، و روی حیضة من الطهرین، و المعنی متقارب، و قال الشافعی- تستبرئان بقرء واحد و هو طهر أو حیض علی قولین، دلیلنا اجماع الفرقة و طریقة الاحتیاط. انتهی فتامل" منه قده".
2) تقدم فی الحدیثین 1 و 4 من الباب 3، و فی الحدیثین 2 و 5 من الباب 6، و فی الأبواب 10 و 17 و 45 من أبواب نکاح العبید.
3) تقدم فی الباب 10، و فی الحدیث 5 من الباب 11، و فی الباب 17 من أبواب بیع الحیوان.
4) الباب 55 فیه حدیث واحد.
5) الفقیه 3- 499- 4760.
6) تقدم فی الباب 37 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
ترجمه:
محمد بن حسن صفار نقل کرده که به امام حسن عسکری (ع) نامه نوشت و درباره زنی که شوهرش او را طلاق داده و نفقه عده را برای او تأمین نکرده است، پرسید. آیا برای این زن جایز است که از خانهاش خارج شود و شب را خارج از منزلش برای کار یا رفع نیاز بگذراند؟ امام پاسخ دادند: اگر خداوند از صحت نیت او آگاه باشد، اشکالی ندارد.
(1)1 بَابُ أَنَّهُ لَا یَصِحُّ الْخُلْعُ وَ لَا یَحِلُّ الْعِوَضُ لِلزَّوْجِ حَتَّی تَظْهَرَ الْکَرَاهَةُ مِنَ الْمَرْأَةِ
ترجمه:
باب اینکه خلع صحیح نیست و عوض برای شوهر حلال نمیشود مگر اینکه کراهت از طرف زن آشکار گردد.
28588- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا جُمْلَةَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً مُفَسَّراً وَ غَیْرَ مُفَسَّرٍ حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ لَیْسَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ مِثْلَهُ (3)وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
اگر زن به شوهرش جملهای بگوید که شامل «در هیچ امری از تو اطاعت نمیکنم» چه به صورت تفسیرشده و چه بدون تفسیر باشد، برای شوهر آنچه از او گرفته حلال میشود و دیگر حق بازگشت به او را ندارد.
28589- 2- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ
عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ یَأْخُذَ مِنَ الْمُخْتَلِعَةِ حَتَّی تَتَکَلَّمَ بِهَذَا الْکَلَامِ کُلِّهِ فَقَالَ إِذَا قَالَتْ لَا أُطِیعُ اللَّهَ فِیکَ حَلَّ لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا مَا وَجَدَ.
ترجمه:
از سماعه بن مهران نقل شده که گفت: به امام صادق علیهالسلام عرض کردم: جایز نیست مرد چیزی از زن مختلعه بگیرد مگر اینکه تمام این سخن را بگوید. امام فرمودند: اگر زن بگوید «من در رابطه با تو از خدا اطاعت نمیکنم»، برای مرد حلال است که هر آنچه از او یافت شود، بگیرد.
28590- 3- (1)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ (عَنْ أَبِیهِ) (2)عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَحِلُّ خُلْعُهَا حَتَّی تَقُولَ لِزَوْجِهَا وَ اللَّهِ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً وَ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ وَ لآَذَنَنَّ عَلَیْکَ بِغَیْرِ إِذْنِکَ وَ قَدْ کَانَ النَّاسُ یُرَخِّصُونَ فِیمَا دُونَ هَذَا فَإِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ ذَلِکَ لِزَوْجِهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا الْحَدِیثَ.
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ مِثْلَهُ وَ زَادَ وَ قَالَ ع یَکُونُ الْکَلَامُ مِنْ عِنْدِهَا یَعْنِی مِنْ غَیْرِ أَنْ تُعَلَّمَ (3)
ترجمه:
از حلبی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع زن حلال نمیشود مگر اینکه به شوهرش بگوید: «به خدا قسم، برای تو نیکی نمیکنم، از تو اطاعت نمیکنم، برای تو از جنابت غسل نمیکنم، بر بستر تو نمیخوابم و بدون اجازه تو کسی را بر تو وارد خواهم کرد.» و مردم در گذشته در مواردی کمتر از این نیز اجازه میدادند. پس اگر زن این سخنان را به شوهرش بگوید، آنچه از او گرفته میشود برای مرد حلال خواهد بود.
28591- 4- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُخْتَلِعَةُ الَّتِی تَقُولُ لِزَوْجِهَا اخْلَعْنِی وَ أَنَا أُعْطِیکَ مَا أَخَذْتُ مِنْکَ فَقَالَ لَا یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا شَیْئاً حَتَّی تَقُولَ وَ اللَّهِ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً وَ لآَذَنَنَّ فِی بَیْتِکَ بِغَیْرِ إِذْنِکَ فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُعَلِّمَهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا الْحَدِیثَ.
ترجمه:
ز محمد بن مسلم از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: زن مختلعهای که به شوهرش میگوید: «مرا خلع کن و من آنچه را از تو گرفتهام به تو بازمیگردانم»، برای شوهر جایز نیست چیزی از او بگیرد مگر اینکه بگوید: «به خدا قسم، برای تو نیکی نمیکنم، از تو اطاعت نمیکنم و بدون اجازه تو در خانهات کسی را وارد خواهم کرد.» و اگر او این سخنان را بدون آموزش گفت، آنچه از او گرفته میشود برای مرد حلال است.
28592- 5- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُخْتَلِعَةِ قَالَ لَا یَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ یَخْلَعَهَا حَتَّی تَقُولَ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أُقِیمُ حُدُودَ اللَّهِ فِیکَ وَ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ وَ لَأُدْخِلَنَّ بَیْتَکَ مَنْ تَکْرَهُ مِنْ غَیْرِ أَنْ تُعَلَّمَ هَذَا وَ لَا یَتَکَلَّمُونَ هُمْ وَ تَکُونُ هِیَ الَّتِی تَقُولُ ذَلِکَ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از سماعه نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زن مختلعه پرسیدم. ایشان فرمودند: جایز نیست شوهر، زن را خلع کند مگر اینکه زن بگوید: «به تو قسم نیکی نمیکنم، حدود الهی را درباره تو رعایت نمیکنم، برای تو از جنابت غسل نمیکنم، بر بستر تو نمیخوابم و در خانه تو کسی را که نمیپسندی وارد خواهم کرد.» و این سخنان باید بدون آموزش و از طرف خود زن گفته شود، نه دیگران.
28593- 6- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا خَلَعَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَهِیَ وَاحِدَةٌ بَائِنَةٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ لَا یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَخْلَعَهَا حَتَّی تَکُونَ هِیَ الَّتِی تَطْلُبُ ذَلِکَ مِنْهُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُضِرَّ بِهَا وَ حَتَّی تَقُولَ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُدْخِلَنَّ بَیْتَکَ مَنْ تَکْرَهُ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ وَ لَا أُقِیمُ حُدُودَ اللَّهِ فَإِذَا کَانَ هَذَا مِنْهَا فَقَدْ طَابَ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا.
ترجمه:
از ابو صباح کنانی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: اگر مرد همسرش را خلع کند، این خلع یک طلاق بائن است و مرد در این صورت همانند دیگر خواستگاران خواهد بود. همچنین، جایز نیست مرد همسرش را خلع کند مگر اینکه این درخواست از طرف زن باشد و مرد به او ضرری نرسانده باشد و زن بگوید: «به تو قسم نیکی نمیکنم، برای تو از جنابت غسل نمیکنم، در خانهات کسی را که نمیپسندی وارد خواهم کرد، بر بستر تو نمیخوابم و حدود الهی را رعایت نمیکنم.» پس اگر این سخنان از طرف زن گفته شود، آنچه مرد از او بگیرد برایش حلال خواهد بود.
28594- 7- (3)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَیْسَ یَحِلُّ خُلْعُهَا حَتَّی تَقُولَ لِزَوْجِهَا ثُمَّ ذَکَرَ مِثْلَ مَا ذَکَرَ أَصْحَابُهُ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- وَ قَدْ کَانَ یُرَخَّصُ لِلنِّسَاءِ فِیمَا هُوَ دُونَ هَذَا فَإِذَا قَالَتْ لِزَوْجِهَا ذَلِکَ حَلَّ خُلْعُهَا وَ حَلَّ لِزَوْجِهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع زن جایز نمیشود مگر اینکه به شوهرش بگوید، سپس همانند آنچه اصحاب ذکر کردهاند بیان کرد. سپس امام صادق علیهالسلام فرمودند: و قبلاً به زنان در مواردی کمتر از این اجازه داده میشد. بنابراین، اگر زن این سخنان را به شوهرش بگوید، خلع او جایز است و آنچه شوهر از او بگیرد، حلال خواهد بود.
1) الکافی 6- 140- 2، التهذیب 8- 95- 323، و الاستبصار 3- 315- 1122، و أورد صدره و ذیله فی الحدیث 4 من الباب 4 من هذه الأبواب.
2) الکافی 6- 140- 4، التهذیب 8- 96- 325، و الاستبصار 3- 316- 1124.
3) الکافی 6- 141- 5، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 3 من هذه الأبواب.
4) التهذیب 8- 96- 326، و الاستبصار 3- 316- 1125.
28595- 8- (1)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِی الْخُلْعِ إِذَا قَالَتْ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ مَنْ تَکْرَهُهُ فَإِذَا قَالَتْ لَهُ هَذَا حَلَّ لَهُ (2)مَا أَخَذَ مِنْهَا.
ترجمه:
از یعقوب بن شعیب از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: در مورد خلع، اگر زن بگوید: «برای تو از جنابت غسل نمیکنم، به تو قسم نیکی نمیکنم و بر بسترت کسی را که نمیپسندی میخوابانم»، پس زمانی که این سخنان را به شوهرش بگوید، آنچه او از زن بگیرد برایش حلال خواهد بود.
28596- 9- (3)الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُخْتَلِعَةِ کَیْفَ یَکُونُ خُلْعُهَا فَقَالَ لَا یَحِلُّ خُلْعُهَا حَتَّی تَقُولَ (4)لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ وَ لَأُدْخِلَنَّ عَلَیْکَ بِغَیْرِ إِذْنِکَ فَإِذَا هِیَ قَالَتْ ذَلِکَ حَلَّ لَهُ خُلْعُهَا وَ حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا مِنْ مَهْرِهَا وَ مَا زَادَ وَ ذَلِکَ (5)قَوْلُ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَیْهِما فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ (6)وَ إِذَا فَعَلَ ذَلِکَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ (7)وَ هِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا إِنْ شَاءَتْ نَکَحَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ فَلَا فَإِنْ نَکَحَتْهُ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی ثِنْتَیْنِ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (8).
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: از ایشان درباره زن مختلعه پرسیدم که خلع او چگونه است. امام فرمودند: خلع او جایز نیست مگر اینکه بگوید: «به تو قسم نیکی نمیکنم، از تو اطاعت نمیکنم، بر بستر تو نمیخوابم و بدون اجازه تو کسی را وارد خواهم کرد.» پس اگر او این سخنان را بگوید، خلع او جایز است و آنچه شوهر از او بگیرد، از مهر و بیشتر از آن، برای او حلال خواهد بود. و این همان سخن خداوند است: «پس بر آن دو گناهی نیست در آنچه زن برای رهایی خود بدهد» (بقره 2:229). و اگر این کار انجام شود، زن از شوهر جدا شده و اختیار خود را دارد؛ اگر بخواهد میتواند دوباره با او ازدواج کند و اگر نخواهد، نمیکند. و اگر دوباره ازدواج کند، او در حکم زنی است که دو طلاق دارد.
(9)2 بَابُ عَدَمِ جَوَازِ الْإِضْرَارِ بِالْمَرْأَةِ حَتَّی تَفْتَدِیَ مِنَ الزَّوْجِ وَ عَدَمِ جَوَازِ طَلَبِ الْمَرْأَةِ الْخُلْعَ وَ الطَّلَاقَ اخْتِیَاراً
ترجمه:
باب عدم جواز ضرر رساندن به زن تا زمانی که به شوهر فدیه دهد و عدم جواز درخواست خلع و طلاق از سوی زن به صورت اختیاری.
28597- 1- (10)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی عِقَابِ الْأَعْمَالِ بِسَنَدٍ تَقَدَّمَ فِی
1) الفقیه 3- 522- 4820.
2) فی المصدر زیادة- أن یخلعها و حل له.
3) تفسیر العیّاشیّ 1- 117- 367.
4) فی المصدر زیادة- و اللّه.
5) فی المصدر- و هو.
6) البقرة 2- 229.
7) فی المصدر زیادة- بتطلیقة.
8) یأتی فی الحدیث 1 و 5 من الباب 4، و فی الحدیث 4 من الباب 6، و فی الحدیث 4 من الباب 7 من هذه الأبواب.
9) الباب 2 فیه حدیثان.
10) عقاب الأعمال- 336- 338.
عِیَادَةِ الْمَرِیضِ (1)عَنِ النَّبِیِّ ص فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ مَنْ أَضَرَّ بِامْرَأَةٍ حَتَّی تَفْتَدِیَ مِنْهُ نَفْسَهَا لَمْ یَرْضَ اللَّهُ لَهُ بِعُقُوبَةٍ دُونَ النَّارِ لِأَنَّ اللَّهَ یَغْضَبُ لِلْمَرْأَةِ کَمَا یَغْضَبُ لِلْیَتِیمِ أَلَا وَ مَنْ قَالَ لِخَادِمِهِ أَوْ لِمَمْلُوکِهِ أَوْ لِمَنْ کَانَ مِنَ النَّاسِ لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ قَالَ اللَّهُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لَا لَبَّیْکَ وَ لَا سَعْدَیْکَ اتْعَسْ فِی النَّارِ وَ مَنْ ضَارَّ (2)مُسْلِماً فَلَیْسَ مِنَّا وَ لَسْنَا مِنْهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَیُّمَا امْرَأَةٍ اخْتَلَعَتْ مِنْ زَوْجِهَا لَمْ تَزَلْ فِی لَعْنَةِ اللَّهِ وَ مَلَائِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِینَ حَتَّی إِذَا نَزَلَ بِهَا مَلَکُ الْمَوْتِ قَالَ لَهَا أَبْشِرِی بِالنَّارِ فَإِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ قِیلَ لَهَا ادْخُلِی النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ بَرِیئَانِ مِنَ الْمُخْتَلِعَاتِ بِغَیْرِ حَقٍّ أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ بَرِیئَانِ مِمَّنْ أَضَرَّ بِامْرَأَتِهِ حَتَّی تَخْتَلِعَ مِنْهُ.
ترجمه:
از پیامبر صلیاللهعلیهوآله در حدیثی نقل شده که فرمودند: هر کس به زنی ضرر برساند تا او خود را از او فدیه دهد، خداوند به عذابی کمتر از آتش برای او راضی نخواهد شد، زیرا خداوند برای زن همانگونه خشمگین میشود که برای یتیم خشمگین میشود. آگاه باشید، هر کس به خدمتکار، برده یا هر کسی از مردم بگوید «نه لبیک و نه سعدیک»، خداوند در روز قیامت به او خواهد گفت: «نه لبیک و نه سعدیک، در آتش گرفتار شو.» و هر کس به مسلمانی ضرر برساند، از ما نیست و ما نیز از او نیستیم، نه در دنیا و نه در آخرت. و هر زنی که از شوهرش خلع کند، همواره در لعنت خداوند، فرشتگان، پیامبران و همه مردم خواهد بود تا زمانی که ملکالموت نزد او بیاید و به او بگوید: «به آتش بشارت بده.» و در روز قیامت به او گفته خواهد شد: «با داخلشوندگان به آتش وارد شو.» آگاه باشید، خداوند و پیامبرش از زنانی که بدون حق خلع میکنند، بیزارند. و آگاه باشید، خداوند و پیامبرش از کسانی که به همسرشان ضرر میرسانند تا او را مجبور به خلع کنند، بیزارند.
28598- 2- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ أَحْمَدَ فِی رَوْضَةِ الْوَاعِظِینَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَیُّمَا امْرَأَةٍ سَأَلَتْ زَوْجَهَا الطَّلَاقَ مِنْ غَیْرِ بَأْسٍ فَحَرَامٌ عَلَیْهَا رَائِحَةُ الْجَنَّةِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4).
ترجمه:
محمد بن علی بن احمد در «روضة الواعظین» نقل کرده که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: هر زنی که بدون دلیل از شوهرش درخواست طلاق کند، بوی بهشت بر او حرام است.
(5)3 بَابُ أَنَّ الْمُخْتَلِعَةَ لَا تَبِینُ حَتَّی تُتْبَعَ بِالطَّلَاقِ
ترجمه:
باب اینکه زن مختلعه جدا نمیشود مگر اینکه به وسیله طلاق دنبال شود.
28599- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ
ع قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ ع الْمُخْتَلِعَةُ یَتْبَعُهَا الطَّلَاقُ مَا دَامَتْ فِی الْعِدَّةِ.
أَقُولُ: الْمُرَادُ بِالْعِدَّةِ هُنَا عِدَّةُ الطُّهْرِ أَیْ لَوْ حَاضَتْ بَعْدَ الْخُلْعِ وَ قَبْلَ الطَّلَاقِ لَمْ یَجُزْ بَلْ یُنْتَظَرُ الطُّهْرُ.
ترجمه:
از موسی بن بکر از عبد صالح نقل شده که فرمود: امام علی علیهالسلام فرمودند: زن مختلعه تا زمانی که در عده است، طلاق باید دنبالکننده خلع باشد. میگویم: منظور از عده در اینجا عده طهر است، یعنی اگر پس از خلع و پیش از طلاق حیض شود، جایز نیست و باید تا طهر صبر کرد.
28600- 2- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: فَإِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ ذَلِکَ لِزَوْجِهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ کَانَتْ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ بَاقِیَتَیْنِ وَ کَانَ الْخُلْعُ تَطْلِیقَةً وَ قَالَ یَکُونُ الْکَلَامُ مِنْ عِنْدِهَا وَ قَالَ لَوْ کَانَ الْأَمْرُ إِلَیْنَا لَمْ نُجِزْ طَلَاقاً إِلَّا لِلْعِدَّةِ.
أَقُولُ: هَذَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ مَا تَضَمَّنَ أَنَّ الْخُلْعَ طَلَاقٌ وَرَدَ مِنْ بَابِ التَّقِیَّةِ وَ کَذَا مَا یَأْتِی (2)کَمَا قَالَهُ الشَّیْخُ وَ غَیْرُهُ (3)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ (4).
ترجمه:
از حلبی از امام صادق علیهالسلام در حدیثی نقل شده که فرمودند: اگر زن این سخنان را به شوهرش بگوید، آنچه او از زن بگیرد برایش حلال خواهد بود، و زن نزد او بر دو طلاق باقی میماند، و خلع به منزله یک طلاق خواهد بود. همچنین امام فرمودند: سخن باید از طرف زن باشد. و فرمودند: اگر اختیار با ما بود، هیچ طلاقی را جز برای عده جایز نمیدانستیم.
میگویم: این نشان میدهد که آنچه درباره خلع به منزله طلاق آمده، از باب تقیه است، همانگونه که مرحوم شیخ و دیگران گفتهاند.
28601- 3- (5)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: فَإِذَا قَالَتْ (6)ذَلِکَ مِنْ غَیْرِ أَنْ یُعَلِّمَهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ کَانَتْ تَطْلِیقَةً بِغَیْرِ طَلَاقٍ یَتْبَعُهَا وَ کَانَتْ بَائِناً بِذَلِکَ وَ کَانَ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ.
1) الکافی 6- 139- 1، و التهذیب 8- 95- 322 و التهذیب 8- 96- 326، و أورد صدره فی الحدیثین 3 و 7 من الباب 1 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الحدیثین 3 و 4 من هذا الباب.
3) راجع التهذیب 8- 97- 328 ذیل 328 و التهذیب 8- 98- 330 ذیل 330.
4) الکافی 6- 141- 5.
5) الکافی 6- 140- 3، و أورد صدره فی الحدیث 4 من الباب 1 من هذه الأبواب.
6) فی المصدر- فعلت.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ أَنَّهُ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ (2)لِمَا مَضَی (3)وَ یَأْتِی (4).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام صادق علیهالسلام در حدیثی نقل شده که فرمودند: اگر زن این سخنان را بدون آنکه به او آموزش داده شود بگوید، آنچه شوهر از او گرفته برایش حلال خواهد شد و این خلع به منزله یک طلاق بدون طلاقی است که آن را دنبال کند. با این عمل، زن به حالت بائن درمیآید و شوهر در شمار خواستگاران قرار میگیرد.
28602- 4- (5)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ خُلْعُهَا طَلَاقُهَا (6)مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسَمَّی طَلَاقاً الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (7).
ترجمه:
از حلبی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: عده زن مختلعه همانند عده زن مطلقه است و خلع او همانند طلاق او است، بدون اینکه طلاق نامیده شود.
28603- 5- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ وَ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی بَکْرِ بْنِ أَبِی سَمَّالٍ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ: الْمُخْتَلِعَةُ یَتْبَعُهَا الطَّلَاقُ مَا دَامَتْ فِی عِدَّةٍ.
ترجمه:
از موسی بن بکر از امام کاظم علیهالسلام نقل شده که فرمودند: زن مختلعه تا زمانی که در عده است، طلاق او را دنبال میکند.
28604- 6- (9)قَالَ الشَّیْخُ وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَوْ کَانَ الْأَمْرُ إِلَیْنَا لَمْ نُجِزْ إِلَّا طَلَاقَ السُّنَّةِ.
ترجمه:
شیخ نقل کرده که امام صادق علیهالسلام فرمودند: اگر اختیار با ما بود، فقط طلاق مطابق سنت را جایز میدانستیم.
28605- 7- (10)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَیُّوبَ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَا سَمِعْتَهُ مِنِّی یُشْبِهُ قَوْلَ النَّاسِ فِیهِ التَّقِیَّةُ وَ مَا سَمِعْتَ مِنِّی لَا یُشْبِهُ قَوْلَ النَّاسِ فَلَا تَقِیَّةَ فِیهِ.
1) التهذیب 8- 95- 324، و الاستبصار 3- 315- 1123.
2) تقدم فی ذیل الحدیث 2 من هذا الباب.
3) مضی فی الحدیثین 1 و 2 من هذا الباب.
4) یأتی فی الحدیث 5 و 6 من هذا الباب.
5) الفقیه 3- 523- 4821، و أورد قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 1 من هذه الأبواب.
6) فی المصدر زیادة- و هی تجزی.
7) تقدم فی ذیل الحدیث 2 من هذا الباب.
8) التهذیب 8- 97- 329، و الاستبصار 3- 317- 1129.
9) التهذیب 8- 97- 329 ذیل 329.
10) التهذیب 8- 98- 330، و الاستبصار 3- 318- 1130.
أَقُولُ: وَ فِی مَعْنَاهُ أَحَادِیثُ کَثِیرَةٌ جِدّاً یَأْتِی بَعْضُهَا فِی الْقَضَاءِ (1)وَ قَدْ نَقَلَ الشَّیْخُ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ أَنَّهُ اسْتَدَلَّ بِهِ عَلَی أَنَّ مَا تَضَمَّنَ أَنَّ الْخُلْعَ طَلَاقٌ وَرَدَ مِنْ بَابِ التَّقِیَّةِ مُضَافاً إِلَی الْقَرَائِنِ وَ التَّصْرِیحَاتِ (2).
ترجمه:
از عبید بن زراره از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: آنچه از من میشنوی که شبیه سخن مردم (سنیها)است، در آن تقیه وجود دارد، و آنچه از من میشنوی که شبیه سخن مردم نیست، در آن تقیه وجود ندارد.
میگویم: و در این معنا احادیث بسیار فراوانی وجود دارد که برخی از آنها در باب قضاوت خواهد آمد. و مرحوم شیخ از ابن سماعه نقل کرده که او به این حدیث استدلال کرده است بر اینکه آنچه دلالت دارد بر اینکه خلع طلاق است، از باب تقیه صادر شده است، به همراه قرائن و تصریحات.
28606- 8- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنْ هُوَ طَلَّقَهَا بَعْدَ مَا خَلَعَهَا أَ یَجُوزُ عَلَیْهَا قَالَ وَ لِمَ یُطَلِّقُهَا وَ قَدْ کَفَاهُ الْخُلْعُ وَ لَوْ کَانَ الْأَمْرُ إِلَیْنَا لَمْ نُجِزْ طَلَاقاً.
ترجمه:
از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: پرسیدم اگر مرد پس از خلع همسرش، او را طلاق دهد، آیا این کار جایز است؟ امام فرمودند: چرا باید او را طلاق دهد در حالی که خلع برای او کافی بوده است؟ و اگر اختیار با ما بود، هیچ طلاقی را جایز نمیدانستیم.
28607- 9- (4)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنِ الْمَرْأَةِ تُبَارِی زَوْجَهَا أَوْ تَخْتَلِعُ مِنْهُ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ هَلْ تَبِینُ مِنْهُ بِذَلِکَ (أَوْ تَکُونُ) (5)امْرَأَتَهُ مَا لَمْ یُتْبِعْهَا بِطَلَاقٍ فَقَالَ تَبِینُ مِنْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ أَنْ یَرُدَّ إِلَیْهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ تَکُونَ امْرَأَتَهُ فَعَلَتْ فَقُلْتُ فَإِنَّهُ (6)قَدْ رُوِیَ لَنَا أَنَّهَا لَا تَبِینُ مِنْهُ حَتَّی یُتْبِعَهَا بِطَلَاقٍ قَالَ لَیْسَ ذَلِکَ إِذَا خَلَعَ فَقُلْتُ تَبِینُ مِنْهُ قَالَ نَعَمْ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ (7)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی الْخُلْعِ الْمُشْتَمِلِ عَلَی لَفْظِ الطَّلَاقِ بِمَعْنَی أَنَّهُ لَا یَحْتَاجُ إِلَی طَلَاقٍ مُفْرَدٍ بَلِ اشْتِمَالُهُ عَلَی لَفْظِ الطَّلَاقِ کَافٍ وَ أَنَّ الْخُلْعَ الْمُجَرَّدَ عَنِ الطَّلَاقِ لَیْسَ بِخُلْعٍ مُعْتَبَرٍ شَرْعاً.
ترجمه:
از محمد بن اسماعیل بن بزیع نقل شده که گفت: از امام رضا علیهالسلام درباره زنی که با شوهرش مباهله میکند یا از او خلع میگیرد با حضور دو شاهد بر طهارت بدون جماع پرسیدم که آیا با این کار از شوهر جدا میشود یا همچنان همسر او باقی میماند تا زمانی که طلاقی دنبال آن نباشد؟ امام فرمودند: از شوهر جدا میشود، و اگر بخواهد آنچه را که از او گرفته است به او بازگرداند، میتواند و دوباره همسرش شود.
گفتم: به ما روایت شده است که او از شوهر جدا نمیشود مگر اینکه طلاقی دنبال خلع باشد. امام فرمودند: این در صورتی نیست که خلع انجام شده باشد. گفتم: آیا از شوهر جدا میشود؟ فرمودند: بله.
میگویم: شیخ این موضوع را حمل بر تقیه کرده است و میتوان آن را بر خلع مشتمل بر لفظ طلاق حمل کرد، به این معنا که نیازی به طلاق مستقل نیست، بلکه مشتمل بودن خلع بر لفظ طلاق کافی است و اینکه خلع بدون طلاق، از نظر شرعی خلع معتبر نیست.
28608- 10- (8)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ
1) یأتی فی الباب 9 من أبواب صفات القاضی.
2) نقله فی التهذیب 8- 97- 329 ذیل 329.
3) التهذیب 8- 99- 333، و الاستبصار 3- 318- 1133.
4) التهذیب 8- 98- 332، و الاستبصار 3- 318- 1132، و أورد قطعة منه فی الحدیث 2 من الباب 7 من هذه الأبواب.
5) فی المصدر- أو هی.
6) فی نسخة- إنّه (هامش المصحّحة الثانیة).
7) الکافی 6- 143- 7.
8) التهذیب 8- 98- 331، و الاستبصار 3- 318- 1131، و أورد ذیله فی الحدیث 5 من الباب 4 من هذه الأبواب.
بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا یَکُونُ الْخُلْعُ حَتَّی تَقُولَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً إِلَی أَنْ قَالَ وَ لَا یَکُونُ ذَلِکَ إِلَّا عِنْدَ سُلْطَانٍ فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِکَ فَهِیَ أَمْلَکُ بِنَفْسِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یُسَمَّی طَلَاقاً.
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَهُ (1)وَ قَدِ اسْتُدِلَّ بِهِ عَلَی أَنَّ الْأَحَادِیثَ السَّابِقَةَ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ لِاعْتِبَارِهِ السُّلْطَانَ.
ترجمه:
از زراره از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع صورت نمیگیرد مگر اینکه زن بگوید: «از تو در هیچ امری اطاعت نمیکنم.» و ایشان ادامه دادند: و این امر فقط نزد سلطان اتفاق میافتد. پس اگر زن چنین کند، اختیار خودش را به دست میآورد، بدون اینکه خلع به طلاق نامیده شود.
میگویم: شما علت آن را دانستهاید و به این حدیث استدلال شده است که احادیث قبلی به دلیل در نظر گرفتن سلطان، از باب تقیه صادر شدهاند.
28609- 11- (2)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً ع کَانَ یَقُولُ فِی الْمُخْتَلِعَةِ إِنَّهَا تَطْلِیقَةٌ وَاحِدَةٌ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (3).
ترجمه:
از ابو البختری از امام جعفر بن محمد علیهالسلام از پدرشان نقل شده که علی علیهالسلام در مورد زن مختلعه میفرمودند: خلع او به منزله یک طلاق است.
(4)4 بَابُ أَنَّ الْمُخْتَلِعَةَ یَجُوزُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا زَوْجُهَا أَکْثَرَ مِنَ الْمَهْرِ وَ لَا یَجُوزُ ذَلِکَ فِی الْمُبَارِئَةِ
ترجمه:
باب اینکه برای شوهر جایز است از زن مختلعه بیشتر از مهریه دریافت کند، اما در مورد مبارئه این کار جایز نیست.
28610- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُبَارِئَةُ یُؤْخَذُ مِنْهَا دُونَ الصَّدَاقِ وَ الْمُخْتَلِعَةُ یُؤْخَذُ مِنْهَا (مَا شِئْتَ) (6)أَوْ مَا تَرَاضَیَا عَلَیْهِ مِنْ صَدَاقٍ أَوْ أَکْثَرَ وَ إِنَّمَا صَارَتِ الْمُبَارِئَةُ یُؤْخَذُ مِنْهَا دُونَ الصَّدَاقِ وَ الْمُخْتَلِعَةُ یُؤْخَذُ مِنْهَا مَا شَاءَ لِأَنَّ الْمُخْتَلِعَةَ تَعْتَدِی فِی الْکَلَامِ وَ تَکَلَّمُ بِمَا لَا یَحِلُّ لَهَا.
ترجمه:
از زراره از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: از زن مبارئه کمتر از صداق گرفته میشود، اما از زن مختلعه میتوان هر مقدار که خواسته شود یا بر سر آن توافق شده باشد، اعم از صداق یا بیشتر از آن، گرفته شود. علت این تفاوت آن است که زن مختلعه در سخنان خود تجاوز میکند و سخنانی میگوید که برای او جایز نیست.
28611- 2- (7)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ (عَنْ
صَفْوَانَ) (1)عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثِ الْمُبَارَأَةِ قَالَ وَ لَا یَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا إِلَّا الْمَهْرَ فَمَا دُونَهُ.
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام در حدیثی درباره مبارئه نقل شده که فرمودند: برای شوهر جایز نیست از زن چیزی جز مهریه یا کمتر از آنرا بگیرد.
28612- 3- (2)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ امْرَأَةٍ قَالَتْ لِزَوْجِهَا لَکَ کَذَا وَ کَذَا وَ خَلِّ سَبِیلِی فَقَالَ هَذِهِ الْمُبَارِئَةُ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی عَدَمِ الزِّیَادَةِ عَلَی الْمَهْرِ لِمَا مَضَی (3)وَ یَأْتِی (4).
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زنی پرسیدم که به شوهرش گفت: «این و آن مال برای تو، و راه مرا باز کن.» امام فرمودند: این زن، مبارئه است.
میگویم: این موضوع بر این حمل شده است که زن حق ندارد بیش از مهریه چیزی بدهد، به دلیل آنچه که پیشتر ذکر شد.
28613- 4- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُخْتَلِعَةِ فَقَالَ لَا یَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ یَخْلَعَهَا حَتَّی تَقُولَ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً إِلَی أَنْ قَالَ فَإِذَا اخْتَلَعَتْ فَهِیَ بَائِنٌ وَ لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْ مَالِهَا مَا قَدَرَ عَلَیْهِ وَ لَیْسَ لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنَ الْمُبَارِئَةِ کُلَّ الَّذِی أَعْطَاهَا.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (6)وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از سماعه نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زن مختلعه پرسیدم. ایشان فرمودند: جایز نیست شوهر، زن را خلع کند مگر اینکه زن بگوید: «به تو قسم نیکی نمیکنم...» تا آخر. سپس فرمودند: اگر زن خلع شود، او بائن است و شوهر میتواند از مال او هر چه توانست بگیرد. اما در مورد زن مبارئه، شوهر حق ندارد همه آنچه را که به او داده بازپس بگیرد.
28614- 5- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:
1) فی المصدر- عن سفیان.
2) الکافی 6- 142- 4، و لم نعثر علیه فی التهذیب المطبوع.
3) مضی فی الحدیثین 1 و 2 من هذا الباب.
4) یأتی فی الحدیث 4 من هذا الباب.
5) الکافی 6- 14- 2.
6) التهذیب 8- 95- 323، و الاستبصار 3- 315- 1122.
7) التهذیب 8- 98- 331، و الاستبصار 3- 318- 1131، و أورد ذیله فی الحدیث 10 من الباب 3 من هذه الأبواب.
لَا یَکُونُ الْخُلْعُ حَتَّی تَقُولَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً وَ لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَا أُقِیمُ لَکَ حَدّاً فَخُذْ مِنِّی وَ طَلِّقْنِی فَإِذَا قَالَتْ ذَلِکَ فَقَدْ حَلَّ لَهُ أَنْ یَخْلَعَهَا بِمَا تَرَاضَیَا عَلَیْهِ مِنْ قَلِیلٍ أَوْ کَثِیرٍ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از زراره از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع زن جایز نیست مگر اینکه بگوید: «از تو در هیچ امری اطاعت نمیکنم، به تو قسم نیکی نمیکنم و حدودی را برای تو رعایت نمیکنم. پس از من بگیر و مرا طلاق بده.» پس اگر زن چنین بگوید، جایز است که شوهر او را خلع کند، به شرط آنکه بر مقدار کم یا زیاد توافق کنند.
28615- 6- (1)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع لَا یَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ یَأْخُذَ مِنَ الْمُخْتَلِعَةِ حَتَّی تَتَکَلَّمَ بِهَذَا الْکَلَامِ کُلِّهِ فَقَالَ إِذَا قَالَتْ لَا أُطِیعُ اللَّهَ فِیکَ حَلَّ لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا مَا وَجَدَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
از سماعه بن مهران نقل شده که گفت: به امام صادق علیهالسلام گفتم که آیا برای مرد جایز است از زن مختلعه چیزی بگیرد، حتی اگر همه این سخنان را نگوید؟ امام فرمودند: هنگامی که زن بگوید «من خدا را در رابطه با تو اطاعت نمیکنم»، برای مرد جایز میشود که هر چه از او یافت، بگیرد.
(4)5 بَابُ أَنَّ طَلَاقَ الْمُخْتَلِعَةِ بَائِنٌ لَا رَجْعَةَ فِیهِ مَعَ عَدَمِ الرُّجُوعِ فِی الْبَذْلِ وَ لَا تَوَارُثَ بَیْنَهُمَا لَوْ مَاتَ أَحَدُهُمَا فِی الْعِدَّةِ
ترجمه:
باب اینکه طلاق زن مختلعه بائن است و رجوع در آن جایز نیست، مشروط بر اینکه بازگشتی در بذل صورت نگیرد و در صورتی که یکی از آن دو در دوران عده فوت کند، میان آنها ارثبری وجود ندارد.
28616- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا جُمْلَةَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً مُفَسَّراً وَ غَیْرَ مُفَسَّرٍ حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ لَیْسَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ وَ الصَّدُوقُ کَمَا مَرَّ (6).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: اگر زن به شوهرش جملهای بگوید که شامل «من از تو در هیچ امری اطاعت نمیکنم» باشد، چه به صورت توضیح داده شده و چه بدون توضیح، برای شوهر جایز میشود که آنچه را از او گرفته، حفظ کند و دیگر حق رجوع به او را ندارد.
28617- 2- (7)وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُلْعُ
1) التهذیب 8- 96- 327، و الاستبصار 3- 316- 1126، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 1 من هذه الأبواب.
2) تقدم فی الباب 1 من هذه الأبواب.
3) یأتی فی الحدیثین 1 و 3 من الباب 5، و فی الحدیث 4 من الباب 7 من هذه الأبواب.
4) الباب 5 فیه 4 أحادیث.
5) الکافی 6- 141- 6.
6) مر فی الحدیث 1 من الباب 1 من هذه الأبواب.
7) الکافی 6- 141- 7، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 8 من أبواب العدد.
وَ الْمُبَارَأَةُ تَطْلِیقَةٌ بَائِنٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
ترجمه:
و با همین سند از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع و مبارات هر دو به منزله طلاق بائن هستند و شوهر پس از آن در شمار خواستگاران قرار میگیرد.
28618- 3- (1)وَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ وَ اللَّهِ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً مُفَسَّراً أَوْ غَیْرَ مُفَسَّرٍ حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ لَیْسَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ نَحْوَهُ (2).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: اگر زن بگوید «به خدا سوگند، از تو در هیچ امری اطاعت نمیکنم»، چه این سخن بهصورت توضیح دادهشده باشد و چه بدون توضیح، آنچه شوهر از او گرفته، برایش حلال میشود و دیگر حق رجوع به زن را ندارد.
28619- 4- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ الْهَاشِمِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لَا تَرِثُ الْمُخْتَلِعَةُ وَ الْمُبَارِئَةُ وَ الْمُسْتَأْمَرَةُ فِی طَلَاقِهَا مِنَ الزَّوْجِ شَیْئاً إِذَا کَانَ ذَلِکَ مِنْهُنَّ فِی مَرَضِ الزَّوْجِ وَ إِنْ مَاتَ فِی مَرَضِهِ لِأَنَّ الْعِصْمَةَ قَدِ انْقَطَعَتْ مِنْهُنَّ وَ مِنْهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
از محمد بن قاسم هاشمی نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمودند: زن مختلعه، زن مبارئه و زنی که در طلاق خود اختیار داشته است، از شوهر ارث نمیبرند اگر این امور در هنگام بیماری شوهر صورت گرفته باشد و اگر شوهر در همان بیماری بمیرد، زیرا عصمت میان آنها از بین رفته است.
(6)6 بَابُ أَنَّهُ لَا بُدَّ فِی الْخُلْعِ وَ الْمُبَارَأَةِ مِنْ شَاهِدَیْنِ وَ کَوْنِ الْمَرْأَةِ طَاهِراً طُهْراً لَمْ یُجَامِعْهَا فِیهِ أَوْ حَامِلًا
ترجمه:
باب اینکه در خلع و مبارئه حضور دو شاهد لازم است و زن باید در طهارت باشد، طهارتی که در آن با شوهر جماع نشده باشد، یا اینکه زن حامله باشد.
28620- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ
1) الکافی 6- 141- 8، و أورده بإسناد آخر فی الحدیث 1 من الباب 1 من هذه الأبواب.
2) الفقیه 3- 523- 4823.
3) التهذیب 8- 100- 335، و الاستبصار 3- 308- 1096، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 15 من أبواب میراث الأزواج.
4) تقدم فی الباب 48 من أبواب العدد، و فی الأحادیث 1 و 6 و 9 من الباب 1 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی الحدیثین 4 و 6 من الباب 6، و فی الحدیث 4 من الباب 7، و فی الحدیث 1 من الباب 12 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 6 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
6) الباب 6 فیه 7 أحادیث.
7) الکافی 6- 143- 8.
شَاذَانَ وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ یَکُونُ خُلْعٌ أَوْ مُبَارَأَةٌ إِلَّا بِطُهْرٍ فَقَالَ لَا یَکُونُ إِلَّا بِطُهْرٍ.
ترجمه:
از عبدالرحمن بن حجاج نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام پرسیدم آیا خلع یا مبارات بدون طهارت امکانپذیر است؟ امام فرمودند: خیر، فقط در طهارت امکانپذیر است.
28621- 2- (1)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْکَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع وَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا طَلَاقَ وَ لَا تَخْیِیرَ وَ لَا مُبَارَأَةَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام و از صفوان از عنبسه بن مصعب از سماعه از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: طلاق، تخییر و مبارات فقط در طهارت، بدون جماع و با حضور شاهدان امکانپذیر است.
28622- 3- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ: لَا طَلَاقَ وَ لَا خُلْعَ وَ لَا مُبَارَأَةَ وَ لَا خِیَارَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ.
أَقُولُ: حُکْمُ التَّخْیِیرِ قَدْ تَقَدَّمَ وَجْهُهُ فِی الطَّلَاقِ (3).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: طلاق، خلع، مبارات و اختیار تنها در حالت طهارت و بدون وقوع جماع امکانپذیر است.
28623- 4- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ خُلْعٌ وَ لَا تَخْیِیرٌ وَ لَا مُبَارَأَةٌ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنَ الْمَرْأَةِ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ وَ شَاهِدَیْنِ یَعْرِفَانِ الرَّجُلَ وَ یَرَیَانِ الْمَرْأَةَ وَ یَحْضُرَانِ التَّخْیِیرَ وَ إِقْرَارَ الْمَرْأَةِ أَنَّهَا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ یَوْمَ خَیَّرَهَا قَالَ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ أَصْلَحَکَ اللَّهُ مَا إِقْرَارُ الْمَرْأَةِ هَاهُنَا قَالَ یَشْهَدُ الشَّاهِدَانِ (5)عَلَیْهَا بِذَلِکَ لِلرَّجُلِ حِذَارَ أَنْ تَأْتِیَ بَعْدُ فَتَدَّعِیَ أَنَّهُ خَیَّرَهَا وَ هِیَ طَامِثٌ فَیَشْهَدَانِ عَلَیْهَا بِمَا سَمِعَا مِنْهَا وَ إِنَّمَا یَقَعُ عَلَیْهَا الطَّلَاقُ إِذَا اخْتَارَتْ نَفْسَهَا قَبْلَ أَنْ تَقُومَ
وَ أَمَّا الْخُلْعُ وَ الْمُبَارَأَةُ فَإِنَّهُ یَلْزَمُهَا إِذَا أَشْهَدَتْ عَلَی نَفْسِهَا بِالرِّضَا فِیمَا بَیْنَهَا وَ بَیْنَ زَوْجِهَا بِمَا یَفْتَرِقَانِ عَلَیْهِ فِی ذَلِکَ الْمَجْلِسِ فَإِذَا افْتَرَقَا عَلَی شَیْءٍ وَ رَضِیَا بِهِ کَانَ ذَلِکَ جَائِزاً عَلَیْهَا (1)وَ کَانَتْ تَطْلِیقَةً بَائِنَةً لَا رَجْعَةَ لَهُ عَلَیْهَا سُمِّیَ طَلَاقاً أَوْ لَمْ یُسَمَّ وَ لَا مِیرَاثَ بَیْنَهُمَا فِی الْعِدَّةِ قَالَ وَ الطَّلَاقُ وَ التَّخْیِیرُ مِنْ قِبَلِ الرَّجُلِ وَ الْخُلْعُ وَ الْمُبَارَأَةُ یَکُونُ مِنْ قِبَلِ الْمَرْأَةِ.
ترجمه:
از حمران از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع، تخییر و مبارات تنها در صورتی صحیح هستند که زن در طهارت باشد (طهارتی که بدون جماع باشد)، و دو شاهد حضور داشته باشند که مرد را بشناسند و زن را ببینند. این دو شاهد باید تخییر و اقرار زن را که در روز تخییر اعلام کرده است، تأیید کنند که او در طهارت بوده و جماعی صورت نگرفته است. محمد بن مسلم از امام پرسید: «اقرار زن در اینجا چیست؟» امام پاسخ دادند: «شاهدان شهادت میدهند که او چنین گفته است، تا اینکه در آینده ادعا نکند که در حالت حیض بوده و شوهر به او تخییر داده است.»
ایشان افزودند: طلاق، زمانی بر زن واقع میشود که پیش از برخواستن از جای خود، خودش را انتخاب کند. اما در مورد خلع و مبارئه، به محض اینکه زن در حضور شاهدان بر رضایت خود با شوهر و شرایط جدایی در همان مجلس اقرار کند، لازمالاجرا میشود. اگر توافقی میانشان صورت گیرد و هر دو راضی باشند، آن جدایی بر زن جایز میشود و آن را بهصورت طلاق بائن میپذیرند، چه بهعنوان طلاق نامیده شود و چه نشود. پس از آن، ارثی میان زن و شوهر در دوران عده وجود ندارد.
امام همچنین فرمودند: طلاق و تخییر از سوی مرد صورت میگیرد، اما خلع و مبارئه از جانب زن انجام میشوند.
28624- 5- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَخَوَیْهِ عَنْ أَبِیهِمَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِی بَصِیرٍ قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا اخْتِلَاعَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم و ابو بصیر نقل شده که گفتند امام صادق علیهالسلام فرمودند: خلع تنها در حالت طهارت و بدون وقوع جماع امکانپذیر است.
28625- 6- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُلْعُ تَطْلِیقَةٌ (4)بَائِنَةٌ وَ لَیْسَ فِیهَا رَجْعَةٌ قَالَ زُرَارَةُ لَا یَکُونُ إِلَّا عَلَی مِثْلِ مَوْضِعِ الطَّلَاقِ إِمَّا طَاهِراً وَ إِمَّا حَامِلًا بِشُهُودٍ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع به منزله طلاق بائن است و در آن رجوعی وجود ندارد. زراره گفت: خلع تنها در شرایطی مشابه طلاق صورت میگیرد، یا در حالتی که زن طاهر باشد یا حامله، و با حضور شاهدان.
28626- 7- (5)وَ عَنْهُ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَا مُبَارَأَةَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشُهُودٍ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (6).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از یکی از آن دو امام (علیهماالسلام) نقل شده که فرمودند: مبارات فقط در حالت طهارت، بدون وقوع جماع و با حضور شاهدان امکانپذیر است.
1) فی المصدر- علیهما.
2) التهذیب 8- 100- 336.
3) التهذیب 8- 100- 338، و الاستبصار 3- 317- 1128.
4) هکذا فی التهذیب- الخلع تطلیقة بائنة، و فی الاستبصار فی باب المباراة کما یأتی بهذا السند و المتن- المباراة تطلیقة بائنة." منه قده".
5) التهذیب 8- 102- 347.
6) یأتی فی الحدیث 4 من الباب 7، و علی بعض المقصود فی الباب 14 من هذه الأبواب، و تقدم ما یدلّ علیه فی الحدیث 15 من الباب 41 من أبواب مقدمات الطلاق، و فی الحدیث 9 من الباب 3 من هذه الأبواب.
(1)7 بَابُ أَنَّ الْمُخْتَلِعَةَ إِذَا رَجَعَتْ فِی الْبَذْلِ صَارَ الطَّلَاقُ رَجْعِیّاً وَ جَازَ لِلزَّوْجِ الرَّجْعَةُ وَ کَذَا الْمُبَارَأَةُ
ترجمه:
باب اینکه اگر زن مختلعه در بذل بازگردد، طلاق او رجعی میشود و برای شوهر امکان رجوع وجود دارد، و همین حکم در مورد زن مبارات نیز صادق است.
28627- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الْمُخْتَلِعَةِ إِنَّهَا لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّی تَتُوبَ مِنْ قَوْلِهَا الَّذِی قَالَتْ لَهُ عِنْدَ الْخُلْعِ.
ترجمه:
از ابن ابیعمیر از برخی از اصحابش از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: زن مختلعه برای شوهر حلال نمیشود مگر اینکه از سخنی که هنگام خلع به شوهر گفته است، توبه کند.
28628- 2- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ بْنِ بَزِیعٍ عَنِ الرِّضَا ع فِی حَدِیثِ الْخُلْعِ قَالَ: وَ إِنْ شَاءَتْ أَنْ یَرُدَّ إِلَیْهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ تَکُونَ امْرَأَتَهُ فَعَلَتْ.
ترجمه:
از محمد بن اسماعیل بن بزیع از امام رضا علیهالسلام نقل شده که در حدیثی درباره خلع فرمودند: اگر زن بخواهد آنچه را که شوهر از او گرفته است به او بازگرداند و دوباره همسر او شود، میتواند این کار را انجام دهد.
28629- 3- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ فَضْلٍ أَبِی الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُخْتَلِعَةُ إِنْ رَجَعَتْ فِی شَیْءٍ مِنَ الصُّلْحِ یَقُولُ لَأَرْجِعَنَّ فِی بُضْعِکِ.
ترجمه:
از فضل ابو العباس از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: اگر زن مختلعه در بخشی از صلح بازگردد، شوهر میگوید: «من نیز به [حق] ازدواج با تو بازخواهم گشت.»
28630- 4- (5)عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ یَعْنِی عَبْدَ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْخُلْعُ لَا یَکُونُ إِلَّا أَنْ تَقُولَ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا لَا أَبَرُّ لَکَ قَسَماً وَ لَأَخْرُجَنَّ بِغَیْرِ إِذْنِکَ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَکَ غَیْرَکَ وَ لَا أَغْتَسِلُ لَکَ مِنْ جَنَابَةٍ أَوْ تَقُولَ لَا أُطِیعُ لَکَ أَمْراً أَوْ تُطَلِّقَنِی فَإِذَا قَالَتْ ذَلِکَ فَقَدْ حَلَّ لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا جَمِیعَ مَا أَعْطَاهَا وَ کُلَّ مَا قَدَرَ عَلَیْهِ مِمَّا تُعْطِیهِ مِنْ مَالِهَا فَإِنْ تَرَاضَیَا عَلَی ذَلِکَ (6)عَلَی
طُهْرٍ بِشُهُودٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ فَإِنْ شَاءَتْ زَوَّجَتْهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی ثِنْتَیْنِ بَاقِیَتَیْنِ وَ یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَشْتَرِطَ عَلَیْهَا کَمَا اشْتَرَطَ صَاحِبُ الْمُبَارَأَةِ وَ إِنِ ارْتَجَعْتِ فِی شَیْءٍ مِمَّا أَعْطَیْتِنِی فَأَنَا أَمْلَکُ بِبُضْعِکِ وَ قَالَ لَا خُلْعَ وَ لَا مُبَارَأَةَ وَ لَا تَخْیِیرَ إِلَّا عَلَی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ عَدْلَیْنِ وَ الْمُخْتَلِعَةُ إِذَا تَزَوَّجَتْ زَوْجاً آخَرَ ثُمَّ طَلَّقَهَا یَحِلُّ لِلْأَوَّلِ أَنْ یَتَزَوَّجَهَا قَالَ وَ لَا رَجْعَةَ لِلزَّوْجِ عَلَی الْمُخْتَلِعَةِ وَ لَا عَلَی الْمُبَارِئَةِ إِلَّا أَنْ یَبْدُوَ لِلْمَرْأَةِ فَیَرُدُّ عَلَیْهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
از ابن سنان (عبدالله) از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: خلع تنها زمانی رخ میدهد که زن به شوهرش بگوید: «به تو قسم نیکی نمیکنم، بدون اجازهات از خانه خارج میشوم، فرد دیگری را در بستر تو میآورم، برای تو از جنابت غسل نمیکنم» یا بگوید: «از تو در هیچ امری اطاعت نمیکنم، یا مرا طلاق بده.» وقتی زن چنین بگوید، شوهر میتواند تمام آنچه را که به او داده است و هر مقدار از مال زن را که امکانپذیر باشد، از او بگیرد. اگر هر دو بر این مسئله توافق کنند و این موضوع در طهارت، بدون جماع و با حضور شاهدان انجام شود، خلع صورت میگیرد و زن با یک طلاق بائن از شوهر جدا میشود. در این صورت، شوهر به جمع خواستگاران او میپیوندد؛ اگر زن بخواهد، میتواند به او اجازه دهد که دوباره ازدواج کنند، و اگر نخواهد، این کار را نمیکند.
اگر شوهر دوباره با او ازدواج کند، زن با دو طلاق باقیمانده به عقد او درمیآید. همچنین لازم است شوهر شروط لازم را مانند شرایط مردی که با زن مبارئه ازدواج کرده است، مشخص کند. به عنوان مثال، اگر زن از آنچه که به شوهر بخشیده، بازگردد، شوهر حق ازدواج مجدد با او را دارد.
امام افزودند: خلع، مبارئه و تخییر تنها در طهارت، بدون جماع و با شهادت دو شاهد عادل معتبر است. اگر زن مختلعه با مرد دیگری ازدواج کند و سپس طلاق بگیرد، ازدواج مجدد او با شوهر اول جایز میشود. همچنین، شوهر نسبت به زن مختلعه یا زن مبارئه حق رجوع ندارد، مگر اینکه زن پیشنهاد کند و شوهر آنچه را که از زن گرفته است به او بازگرداند.
(2)8 بَابُ أَنَّ الْمُبَارَأَةَ تَکُونُ مَعَ کَرَاهَةِ کُلٍّ مِنَ الزَّوْجَیْنِ صَاحِبَهُ
ترجمه:
باب اینکه مبارات در صورتی رخ میدهد که هر یک از زوجین نسبت به دیگری احساس کراهت داشته باشد.
28631- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُبَارَأَةُ أَنْ تَقُولَ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا لَکَ مَا عَلَیْکَ وَ اتْرُکْنِی فَتَرَکَهَا إِلَّا أَنَّهُ یَقُولُ لَهَا إِنِ ارْتَجَعْتِ فِی شَیْءٍ مِنْهُ فَأَنَا أَمْلَکُ بِبُضْعِکِ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: مبارئه این است که زن به شوهرش بگوید: «آنچه از من بر عهده تو است، برای تو باشد و مرا رها کن.» شوهر نیز او را رها کند، مگر اینکه به او بگوید: «اگر از آنچه بخشیدهای بازگردی، من بر [حق] ازدواج با تو مالک هستم.»
28632- 2- (4)قَالَ وَ رُوِیَ أَنَّهُ لَا یَنْبَغِی لَهُ أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا أَکْثَرَ مِنْ مَهْرِهَا بَلْ یَأْخُذُ مِنْهَا دُونَ مَهْرِهَا وَ الْمُبَارِئَةُ لَا رَجْعَةَ لِزَوْجِهَا عَلَیْهَا.
ترجمه:
و روایت شده که جایز نیست شوهر از زن بیش از مهریهاش بگیرد، بلکه باید کمتر از مهریهاش بگیرد و در مورد زن مبارئه، شوهر حق رجوع به او را ندارد.
28633- 3- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِیعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ
عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُبَارَأَةِ کَیْفَ هِیَ فَقَالَ یَکُونُ لِلْمَرْأَةِ شَیْءٌ عَلَی زَوْجِهَا مِنْ مَهْرٍ أَوْ مِنْ غَیْرِهِ وَ یَکُونُ قَدْ أَعْطَاهَا بَعْضَهُ فَیَکْرَهُ کُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا صَاحِبَهُ فَتَقُولُ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا مَا أَخَذْتُ مِنْکَ فَهُوَ لِی وَ مَا بَقِیَ عَلَیْکَ فَهُوَ لَکَ وَ أُبَارِئُکَ فَیَقُولُ الرَّجُلُ لَهَا فَإِنْ أَنْتِ رَجَعْتِ فِی شَیْءٍ مِمَّا تَرَکْتِ فَأَنَا أَحَقُّ بِبُضْعِکِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِی الْحَسَنِ ع مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از سماعه نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره مبارئه پرسیدم. امام فرمودند: «مبارئه این است که زن چیزی از مهریه یا غیر آن بر عهده شوهر داشته باشد و شوهر بخشی از آن را به او داده باشد. سپس هر یک از آنها نسبت به دیگری احساس کراهت کنند. در این حالت، زن به شوهرش میگوید: "آنچه از تو گرفتهام، برای من باشد و آنچه باقی مانده بر عهده تو، برای تو باشد، و من تو را از حقوقم مبری میکنم." شوهر نیز به او میگوید: "اگر از چیزی که گذشتی بازگردی، من نسبت به ازدواج با تو اولویت دارم."»
28634- 4- (2)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِیعاً (عَنْ صَفْوَانَ) (3)عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُبَارَأَةُ تَقُولُ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا لَکَ مَا عَلَیْکَ وَ اتْرُکْنِی أَوْ تَجْعَلُ لَهُ مِنْ قِبَلِهَا شَیْئاً فَیَتْرُکُهَا إِلَّا أَنَّهُ یَقُولُ فَإِنِ ارْتَجَعْتِ فِی شَیْءٍ فَأَنَا أَمْلَکُ بِبُضْعِکِ وَ لَا یَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ یَأْخُذَ مِنْهَا إِلَّا الْمَهْرَ فَمَا دُونَهُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: مبارئه این است که زن به شوهرش بگوید: «آنچه بر عهده تو دارم برای تو باشد و مرا رها کن»، یا چیزی از طرف خود به شوهرش ببخشد و شوهر او را رها کند، مگر اینکه به او بگوید: «اگر از آنچه که گذشتی بازگردی، من نسبت به ازدواج با تو مالک هستم.» همچنین جایز نیست که شوهر از زن چیزی بیشتر از مهریهاش بگیرد، بلکه تنها میتواند به اندازه مهریه یا کمتر از آن دریافت کند.
28635- 5- (5)وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُبَارِئَةُ تَقُولُ لِزَوْجِهَا لَکَ مَا عَلَیْکَ وَ بَارِئْنِی فَیَتْرُکُهَا قَالَ قُلْتُ: فَیَقُولُ لَهَا فَإِنِ ارْتَجَعْتِ فِی شَیْءٍ فَأَنَا أَمْلَکُ بِبُضْعِکِ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
از عبدالله بن سنان از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: در مبارئه، زن به شوهرش میگوید: «آنچه از من بر عهده تو است، برای تو باشد و مرا رها کن.» پس شوهر او را رها میکند. گفتم: «آیا شوهر میتواند به او بگوید که اگر از آنچه بخشیدهای بازگردی، من بر حق ازدواج با تو مالک هستم؟» فرمودند: «بله.»
(1)9 بَابُ أَنَّ طَلَاقَ الْمُبَارَأَةِ بَائِنٌ لَا رَجْعَةَ فِیهِ إِذَا لَمْ تَرْجِعِ الْمَرْأَةُ فِی الْبَذْلِ وَ لَا مِیرَاثَ
ترجمه:
باب اینکه طلاق زن مبارئه بائن است و در آن رجوع جایز نیست، مشروط بر اینکه زن در بذل بازنگردد، و ارثبری نیز وجود ندارد.
28636- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنْ بَارَأَتِ امْرَأَةٌ زَوْجَهَا فَهِیَ وَاحِدَةٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از ابو صباح کنانی نقل شده که گفت: امام صادق علیهالسلام فرمودند: اگر زنی از شوهرش مبارئه کند، این به منزله یک طلاق است و شوهر پس از آن در شمار خواستگاران قرار میگیرد.
28637- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: الْمُبَارَأَةُ تَطْلِیقَةٌ بَائِنٌ وَ لَیْسَ فِیهَا رَجْعَةٌ (5).
ترجمه:
از اسماعیل جعفی از یکی از آن دو امام (علیهماالسلام) نقل شده که فرمودند: مبارئه به منزله طلاق بائن است و در آن حق رجوع وجود ندارد.
28638- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَتَحَدَّثُ قَالَ: الْمُبَارِئَةُ تَبِینُ مِنْ سَاعَتِهَا مِنْ غَیْرِ طَلَاقٍ وَ لَا مِیرَاثَ بَیْنَهُمَا لِأَنَّ الْعِصْمَةَ مِنْهَا (7)قَدْ بَانَتْ سَاعَةَ کَانَ ذَلِکَ مِنْهَا وَ مِنَ الزَّوْجِ.
ترجمه:
از حمران نقل شده که گفت: از امام باقر علیهالسلام شنیدم که میفرمودند: زن مبارئه همان لحظه از شوهر جدا میشود، بدون اینکه طلاقی انجام گیرد و میان آنها ارثی وجود ندارد، زیرا عصمت میان زن و شوهر همان لحظه که این جدایی رخ میدهد، از بین میرود.
28639- 4- (8)وَ عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَکِیمٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُبَارَأَةُ تَکُونُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَتْبَعَهَا الطَّلَاقُ.
قَالَ الشَّیْخُ الَّذِی أَعْمَلُ عَلَیْهِ فِی الْمُبَارَأَةِ أَنَّهُ لَا یَقَعُ بِهَا فُرْقَةٌ مَا لَمْ یُتْبِعْهَا بِطَلَاقٍ وَ هُوَ مَذْهَبُ جَمِیعِ أَصْحَابِنَا الْمُحَصِّلِینَ وَ قَوْلُهُ الْمُبَارَأَةُ تَکُونُ إِلَی آخِرِهِ نَحْمِلُهُ عَلَی أَنَّهُ تَکُونُ مُبَارَأَةٌ وَ إِنْ کَانَ الْعَقْدُ ثَابِتاً وَ لَوْ کَانَ صَرِیحاً فِی الْفُرْقَةِ لَحَمَلْنَاهُ عَلَی التَّقِیَّةِ حَسَبَ مَا قَدَّمْنَاهُ انْتَهَی وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الْإِنْکَارِ وَ عَلَی الْمُبَارَأَةِ الْمُشْتَمِلَةِ عَلَی لَفْظِ الطَّلَاقِ فَإِنَّهُ لَا یَحْتَاجُ إِلَی طَلَاقٍ مُفْرَدٍ وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2)وَ عَلَی تَسَاوِی حُکْمِ الْخُلْعِ وَ الْمُبَارَأَةِ (3).
ترجمه:
از جمیل بن دراج از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: مبارئه بدون آنکه طلاق همراه آن باشد، انجام میشود.
شیخ (رحمهالله) میگوید: آنچه من بر اساس آن عمل میکنم این است که در مبارئه جدایی حاصل نمیشود مگر اینکه با طلاق همراه باشد، و این دیدگاه تمام اصحاب ما که محصل و پژوهشگر بودهاند، نیز هست. درباره جمله «مبارئه بدون طلاق است»، آن را اینگونه تفسیر میکنیم که مبارئه وجود دارد حتی اگر عقد ثابت باشد. اما اگر صریحاً به جدایی اشاره کند، ممکن است آن را به جهت رعایت تقیه حمل کنیم. همچنین ممکن است این تفسیر به انکار برگردد یا بر مبارئهای که شامل واژه طلاق است، دلالت کند، زیرا در این صورت نیازی به طلاق جداگانه نیست. آنچه پیشتر بیان شد نیز این موضوع را تأیید میکند.
(4)10 بَابُ وُجُوبِ الْعِدَّةِ عَلَی الْمُخْتَلِعَةِ وَ الْمُبَارِئَةِ کَعِدَّةِ الْمُطَلَّقَةِ
ترجمه:
باب وجوب عده بر زن مختلعه و زن مبارئه همانند عده زن مطلقه.
28640- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ خُلْعُهَا طَلَاقُهَا قَالَ وَ سَأَلْتُهُ هَلْ تَمَتَّعُ بِشَیْءٍ قَالَ لَا.
ترجمه:
از عبدالله بن سنان از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: عده زن مختلعه همانند عده زن مطلقه است و خلع او نیز به منزله طلاق اوست. عبدالله بن سنان پرسید: «آیا میتواند از چیزی بهرهمند شود؟» امام فرمودند: «خیر.»
28641- 2- (6)وَ عَنْهُ (عَنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ) (7)عَنْ
1) تقدم فی الباب 5، و فی الحدیث 4 من الباب 6، و فی الحدیث 4 من الباب 7، و فی الباب 8 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الحدیث 6 من الباب 13 من أبواب میراث الأزواج.
3) یأتی فی الحدیثین 2 و 4 من الباب 10 من هذه الأبواب.
4) الباب 10 فیه 6 أحادیث.
5) الکافی 6- 144- 5.
6) الکافی 6- 144- 6، و التهذیب 8- 136- 473، و الاستبصار 3- 336- 1199.
7) فی الاستبصار- عن الحسن بن محمّد بن سماعة.
دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الْمُخْتَلِعَةِ قَالَ عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ تَعْتَدُّ فِی بَیْتِهَا وَ الْمُخْتَلِعَةُ بِمَنْزِلَةِ الْمُبَارِئَةِ.
ترجمه:
از داود بن سرحان از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: در مورد زن مختلعه، عده او همانند عده زن مطلقه است و باید در خانهاش عده نگه دارد. زن مختلعه در حکم زن مبارئه است.
28642- 3- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ مِثْلُ عِدَّةِ الْمُطَلَّقَةِ وَ خُلْعُهَا طَلَاقُهَا.
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: عده زن مختلعه مانند عده زن مطلقه است و خلع او همانند طلاق او محسوب میشود.
28643- 4- (2)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ عِدَّةِ الْمُخْتَلِعَةِ کَمْ هِیَ قَالَ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ لْتَعْتَدَّ فِی بَیْتِهَا وَ الْمُبَارِئَةُ بِمَنْزِلَةِ الْمُخْتَلِعَةِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3)وَ کَذَا الثَّانِی.
ترجمه:
از زراره نقل شده که گفت: از امام باقر علیهالسلام درباره مدت عده زن مختلعه پرسیدم. ایشان فرمودند: «عده زن مختلعه مانند عده زن مطلقه است و باید در خانهاش عده نگه دارد. همچنین زن مبارئه در حکم زن مختلعه است.»
28644- 5- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: عِدَّةُ الْمُبَارِئَةِ وَ الْمُخْتَلِعَةِ وَ الْمُخَیَّرَةِ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ یَعْتَدِدْنَ فِی بُیُوتِ أَزْوَاجِهِنَّ.
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: عده زن مبارئه، زن مختلعه و زن مخیره همانند عده زن مطلقه است و باید در خانه شوهرانشان عده نگه دارند.
28645- 6- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ یَوْماً.
قَالَ الشَّیْخُ هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی الْأَمَةِ أَوْ عَلَی امْرَأَةٍ تَحِیضُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فِی هَذِهِ الْمُدَّةِ لِمَا مَرَّ (6)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
از زراره از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: عده زن مختلعه چهل و پنج روز است.
مرحوم شیخ (رحمهالله) میگوید: این روایت بر مورد کنیز یا زنی حمل میشود که در این مدت سه بار حیض شود، با توجه به آنچه پیشتر ذکر شد.
(2)11 بَابُ عَدَمِ ثُبُوتِ الْمُتْعَةِ لِلْمُخْتَلِعَةِ
ترجمه:
باب عدم ثبوت متعه برای زن مختلعه.
28646- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ (عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع) (4)قَالَ: الْمُخْتَلِعَةُ لَا تَمَتَّعُ.
ترجمه:
از حلبی (از امام صادق علیهالسلام) نقل شده که فرمودند: زن مختلعه از متعه (مال شوهر )بهرهمند نمیشود.
28647- 2- (5)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا تَمَتَّعُ الْمُخْتَلِعَةُ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: زن مختلعه از متعه بهرهمند نمیشود.
28648- 3- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ ابْنِ (7)الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لِکُلِّ مُطَلَّقَةٍ مُتْعَةٌ إِلَّا الْمُخْتَلِعَةَ فَإِنَّهَا اشْتَرَتْ نَفْسَهَا.
ترجمه:
از بختری از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «برای هر زن مطلقهای متعه وجود دارد، مگر زن مختلعه، زیرا او خود را خریداری کرده است.»
28649- 4- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُخْتَلِعَةِ أَ لَهَا مُتْعَةٌ فَقَالَ لَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (9).
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین نقل کرده است که از امام صادق علیهالسلام درباره زن مختلعه پرسیدند: «آیا او متعهای دارد؟» امام فرمودند: «خیر.»
1) تقدم فی الحدیث 4 من الباب 3 من هذه الأبواب.
2) الباب 11 فیه 4 أحادیث.
3) الکافی 6- 144- 3.
4) لیس فی المصدر.
5) الکافی 6- 144- 2.
6) الکافی 6- 144- 8.
7) فی نسخة- أبی" هامش المخطوط" و کذلک المصدر.
8) الفقیه 3- 523- 4822، و أورده فی الحدیث 10 من الباب 8 من أبواب النفقات.
9) تقدم فی الحدیث 4 من الباب 50 من أبواب المهور، و فی الحدیث 1 من الباب 10 من هذه الأبواب.
(1)12 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ لِلزَّوْجِ أَنْ یَتَزَوَّجَ أُخْتَ الْمُخْتَلِعَةِ قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ
ترجمه:
باب اینکه جایز است شوهر قبل از پایان عده، با خواهر زن مختلعه ازدواج کند.
28650- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اخْتَلَعَتْ مِنْهُ امْرَأَتُهُ أَ یَحِلُّ لَهُ أَنْ یَخْطُبَ أُخْتَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِیَ عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ قَالَ نَعَمْ قَدْ بَرِئَتْ عِصْمَتُهَا مِنْهُ وَ لَیْسَ لَهُ عَلَیْهَا رَجْعَةٌ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعِدَدِ (3)وَ الْمُصَاهَرَةِ (4)وَ غَیْرِهَا (5).
ترجمه:
از ابو بصیر از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: از ایشان درباره مردی که زنش از او خلع گرفته پرسیدم، آیا برای او جایز است که پیش از پایان عده زن مختلعه خواهر او را خواستگاری کند؟ امام فرمودند: «بله، عصمت زن مختلعه از او جدا شده و مرد نسبت به او حق رجوع ندارد.»
(6)13 بَابُ أَنَّ الْمُخْتَلِعَةَ لَا سُکْنَی لَهَا فِی الْعِدَّةِ وَ لَا نَفَقَةَ
ترجمه:
باب اینکه زن مختلعه در دوران عده حق سکونت و نفقه ندارد.
28651- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَی أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمُخْتَلِعَةِ أَ لَهَا سُکْنَی وَ نَفَقَةٌ فَقَالَ لَا سُکْنَی لَهَا وَ لَا نَفَقَةَ.
ترجمه:
از رفاعة بن موسی نقل شده که گفت: از امام صادق علیهالسلام درباره زن مختلعه پرسیدم: «آیا او حق سکونت و نفقه دارد؟» امام فرمودند: «نه، او حق سکونت و نفقه ندارد.»
28652- 2- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ حُمَیْدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِیَادٍ وَ صَفْوَانَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
1) الباب 12 فیه حدیث واحد.
2) الکافی 6- 144- 9، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 48 من أبواب العدد.
3) تقدم فی الباب 48 من أبواب العدد.
4) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 28 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
5) تقدم ما یدلّ علی المقصود بالعموم فی الحدیث 1 من الباب 8 من أبواب النفقات.
6) الباب 13 فیه حدیثان.
7) الفقیه 3- 523- 4822، و أورده فی الحدیث 9 من الباب 8 من أبواب النفقات.
8) الکافی 6- 144- 7.
الْمُخْتَلِعَةُ لَا سُکْنَی لَهَا وَ لَا نَفَقَةَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعِدَدِ (1)وَ النَّفَقَاتِ (2).
ترجمه:
از رفاعة از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: «زن مختلعه حق سکونت و نفقه ندارد.»
(3)14 بَابُ أَنَّ الْمُبَارَأَةَ لَا یُشْتَرَطُ کَوْنُهَا عِنْدَ سُلْطَانٍ
ترجمه:
باب اینکه در مبارات، حضور حاکم یا سلطان شرط نیست.
28653- 1- (4)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ بَارَأَتْ زَوْجَهَا عَلَی أَنَّ لَهُ الَّذِی لَهَا عَلَیْهِ ثُمَّ بَلَغَهَا أَنَّ سُلْطَاناً إِذَا رُفِعَ ذَلِکَ إِلَیْهِ وَ کَانَ بِغَیْرِ عِلْمٍ مِنْهُ أَبَی وَ رَدَّ عَلَیْهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا کَیْفَ تَصْنَعُ قَالَ فَلْیُشْهِدْ عَلَیْهَا شُهُوداً عَلَی مُبَارَاتِهِ إِیَّاهَا أَنَّهُ قَدْ دَفَعَ إِلَیْهَا الَّذِی لَهَا وَ لَا شَیْءَ لَهَا قِبَلَهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (5).
ترجمه:
از علی بن جعفر از برادرش امام موسی بن جعفر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: از ایشان درباره زنی که از شوهرش مبارئه کرده و به او آنچه که بر عهدهاش بوده داده پرسیدم، سپس به او خبر رسیده که اگر موضوع به سلطان ارجاع داده شود و بدون آگاهی او، سلطان آن را رد کند و آنچه را که از او گرفته شده بازگرداند، تکلیف چیست؟ امام فرمودند: «باید شاهدانی بر مبارئه او با شوهرش شهادت دهند که او آنچه را که بر عهده او بوده به او داده است و دیگر هیچ حقی از او ندارد.»
(1)1 بَابُ أَنَّ مَنْ قَالَ لِزَوْجَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی حَرُمَ عَلَیْهِ وَطْؤُهَا مَعَ الشَّرَائِطِ حَتَّی یُکَفِّرَ وَ أَنَّهُ یَحْرُمُ التَّلَفُّظُ بِالظِّهَارِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که به همسرش بگوید: «تو بر من مانند پشت مادرم هستی»، آمیزش با او حرام میشود، مشروط به شرایطی، تا اینکه کفاره دهد و اینکه تلفظ به ظهار حرام است.
28654- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانٍ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ رَجُلٌ عَلَی عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص یُقَالُ لَهُ أَوْسُ بْنُ الصَّامِتِ- وَ کَانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ یُقَالُ لَهَا خَوْلَةُ بِنْتُ الْمُنْذِرِ- فَقَالَ لَهَا ذَاتَ یَوْمٍ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی ثُمَّ نَدِمَ (3)وَ قَالَ لَهَا أَیَّتُهَا الْمَرْأَةُ مَا أَظُنُّکِ إِلَّا وَ قَدْ حَرُمْتِ عَلَیَّ فَجَاءَتْ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص- فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ زَوْجِی قَالَ لِی أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی وَ کَانَ هَذَا الْقَوْلُ فِیمَا مَضَی یُحَرِّمُ الْمَرْأَةَ عَلَی زَوْجِهَا فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص (4)مَا أَظُنُّکِ إِلَّا وَ قَدْ حَرُمْتِ عَلَیْهِ فَرَفَعَتِ الْمَرْأَةُ یَدَهَا إِلَی السَّمَاءِ فَقَالَتْ أَشْکُو (إِلَی اللَّهِ) (5)فِرَاقَ زَوْجِی فَأَنْزَلَ اللَّهُ یَا مُحَمَّدُ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها (6)الْآیَتَیْنِ ثُمَ
أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْکَفَّارَةَ فِی ذَلِکَ فَقَالَ وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ (1)الْآیَتَیْنِ.
ترجمه:
از أبان و دیگران از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: مردی به نام أوس بن صامت در زمان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله زندگی میکرد، و همسر او خوله بنت منذر نام داشت. روزی به او گفت: «تو بر من مانند پشت مادرم هستی» و سپس از گفتهاش پشیمان شد و به او گفت: «ای زن، گمان میکنم که تو بر من حرام شدهای.» خوله نزد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمد و گفت: «ای رسول خدا، همسرم به من گفت: تو بر من مانند پشت مادرم هستی، و این سخن در گذشته زن را بر شوهرش حرام میکرد.» پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «گمان میکنم که تو بر او حرام شدهای.» زن دست خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: «به خدا شکایت میکنم از دوری همسرم.» پس خداوند آیههای 1 و 2 سوره مجادله را نازل کرد: «ای محمد، خداوند سخن زنی را که در مورد شوهرش با تو مجادله میکند، شنید.» سپس خداوند کفاره ظهار را در این مورد نازل کرد و در آیههای 3 و 4 سوره مجادله فرمود: «و کسانی که از زنانشان ظهار میکنند...»
28655- 2- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: إِنَّ امْرَأَةً مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَتَتْ رَسُولَ اللَّهِ ص- فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ فُلَاناً زَوْجِی قَدْ نَثَرْتُ لَهُ بَطْنِی وَ أَعَنْتُهُ عَلَی دُنْیَاهُ وَ آخِرَتِهِ فَلَمْ یَرَ مِنِّی مَکْرُوهاً وَ أَنَا أَشْکُوهُ إِلَی اللَّهِ وَ إِلَیْکَ قَالَ فَمَا (3)تَشْکِینَهُ قَالَتْ إِنَّهُ قَالَ لِیَ الْیَوْمَ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ کَظَهْرِ أُمِّی وَ قَدْ أَخْرَجَنِی مِنْ مَنْزِلِی فَانْظُرْ فِی أَمْرِی فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَیَّ کِتَاباً أَقْضِی بِهِ بَیْنَکِ وَ بَیْنَ زَوْجِکِ وَ أَنَا أَکْرَهُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ فَجَعَلَتْ تَبْکِی وَ تَشْتَکِی مَا بِهَا إِلَی اللَّهِ وَ إِلَی رَسُولِهِ وَ انْصَرَفَتْ فَسَمِعَ اللَّهُ مُحَاوَرَتَهَا لِرَسُولِهِ وَ مَا شَکَتْ إِلَیْهِ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِکَ قُرْآناً بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها وَ تَشْتَکِی إِلَی اللَّهِ وَ اللَّهُ یَسْمَعُ تَحاوُرَکُما (4)یَعْنِی مُحَاوَرَتَهَا لِرَسُولِ اللَّهِ ص فِی زَوْجِهَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ إِنْ أُمَّهاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِی وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (5)فَبَعَثَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَی الْمَرْأَةِ فَأَتَتْهُ فَقَالَ لَهَا جِیئِینِی بِزَوْجِکِ فَأَتَتْهُ بِهِ فَقَالَ أَ قُلْتَ لِامْرَأَتِکَ هَذِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ کَظَهْرِ أُمِّی فَقَالَ قَدْ قُلْتُ ذَلِکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِیکَ (6)قُرْآناً فَقَرَأَ عَلَیْهِ مَا
أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ قَوْلِهِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ- إِلَی قَوْلِهِ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ- فَضُمَّ امْرَأَتَکَ إِلَیْکَ فَإِنَّکَ قَدْ قُلْتَ مُنْکَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً قَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْکَ وَ غَفَرَ لَکَ فَلَا تَعُدْ فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ نَادِمٌ عَلَی مَا قَالَ لِامْرَأَتِهِ وَ کَرِهَ اللَّهُ ذَلِکَ لِلْمُؤْمِنِینَ بَعْدُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا (1)یَعْنِی مَا قَالَ الرَّجُلُ الْأَوَّلُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ کَظَهْرِ أُمِّی قَالَ فَمَنْ قَالَهَا بَعْدَ مَا عَفَا اللَّهُ وَ غَفَرَ لِلرَّجُلِ الْأَوَّلِ فَإِنَّ عَلَیْهِ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا (2)یَعْنِی مُجَامَعَتَهَا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً (3)فَجَعَلَ اللَّهُ عُقُوبَةَ مَنْ ظَاهَرَ بَعْدَ النَّهْیِ هَذَا وَ قَالَ ذلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ (4)فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ هَذَا حَدَّ الظِّهَارِ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از حمران از امام باقر علیهالسلام نقل شده که فرمودند: امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: زنی از مسلمانان نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آمد و گفت: «ای رسول خدا، همسرم با من چنین کرده است: من برای او فرزندان به دنیا آوردهام و در دنیا و آخرت به او کمک کردهام، و از من هیچ ناخوشایندی ندیده است. اکنون من به خدا و به شما شکایت میکنم.» پیامبر پرسیدند: «از او چه شکایتی داری؟» زن پاسخ داد: «او امروز به من گفت: تو بر من مانند پشت مادرم هستی و مرا از خانهام بیرون کرده است. اکنون در مورد من تصمیم بگیرید.»
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «خداوند کتابی درباره این موضوع برای من نفرستاده است که براساس آن بین تو و همسرت حکم کنم، و من دوست ندارم از کسانی باشم که بیجا و بر اساس حدس و گمان حکم میکنند.» آن زن گریست و شکایتش را به خدا و پیامبر برد و رفت. سپس خداوند گفتگوی او را با پیامبر شنید و شکایتش را دریافت کرد و آیات 1 و 2 سوره مجادله را نازل کرد: «به یقین خداوند سخن زنی را که در مورد شوهرش با تو جدال میکند و از خدا شکایت میکند، شنید. و خداوند گفتگوی شما را میشنود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به آن زن پیام فرستاد و او آمد. پیامبر به او فرمود: «همسرت را نزد من بیاور.» زن شوهرش را آورد. پیامبر از شوهر پرسید: «آیا به همسرت گفتی: "تو بر من حرامی مانند پشت مادرم"؟» او پاسخ داد: «بله، گفتم.» پیامبر فرمود: «خداوند درباره تو آیاتی نازل کرده است.» سپس آیاتی از قرآن را که خداوند نازل کرده بود، از جمله «به یقین خداوند سخن زنی را که در مورد شوهرش با تو جدال میکند شنید» تا «خداوند عفو کننده و آمرزنده است» (سوره مجادله، آیات 1 تا 4) بر او خواند.
پیامبر فرمود: «همسرت را به خود بازگردان؛ زیرا تو سخنی ناپسند و باطل گفتی. خداوند از تو درگذشته و تو را آمرزیده است. از این کار دست بکش.» مرد پشیمان شد و به سوی همسرش بازگشت، در حالی که خداوند این عمل را برای مؤمنان منع کرد. سپس آیاتی درباره کفاره ظهار نازل شد که در آن آمده است: «و کسانی که از زنانشان ظهار میکنند، سپس به گفته خود بازمیگردند، باید پیش از آمیزش با همسرشان، بندهای آزاد کنند. اگر نتوانند، دو ماه روزه پیدرپی بگیرند. و اگر باز هم نتوانند، شصت مسکین را اطعام کنند.» (سوره مجادله، آیات 3 و 4)
این آیات مجازات کسانی را که پس از این نهی، ظهار انجام دهند، تعیین کرده و حدود آن را مشخص نموده است.
28656- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْنَاهُ عَنِ الظِّهَارِ مَتَی یَقَعُ عَلَی صَاحِبِهِ الْکَفَّارَةُ قَالَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُوَاقِعَ امْرَأَتَهُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ (7).
ترجمه:
از جمیل بن دراج از امام صادق علیهالسلام نقل شده که فرمودند: در حدیثی از ایشان پرسیدیم: «کفاره ظهار چه زمانی بر صاحب آن واجب میشود؟» امام فرمودند: «هنگامی که بخواهد با همسرش آمیزش کند.»
28657- 4- (8)عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمُرْتَضَی فِی رِسَالَةِ الْمُحْکَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ
کِتَابِ تَفْسِیرِ النُّعْمَانِیِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِی (1)عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: وَ أَمَّا الْمُظَاهَرَةُ فِی کِتَابِ اللَّهِ فَإِنَّ الْعَرَبَ- کَانَتْ إِذَا ظَاهَرَ رَجُلٌ مِنْهُمْ مِنِ امْرَأَتِهِ حَرُمَتْ عَلَیْهِ إِلَی آخِرِ الْأَبَدِ فَلَمَّا هَاجَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص کَانَ بِالْمَدِینَةِ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ- یُقَالُ لَهُ أَوْسُ بْنُ الصَّامِتِ وَ کَانَ أَوَّلَ رَجُلٍ ظَاهَرَ فِی الْإِسْلَامِ- فَجَرَی بَیْنَهُ وَ بَیْنَ امْرَأَتِهِ کَلَامٌ فَقَالَ لَهَا أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی ثُمَّ إِنَّهُ نَدِمَ عَلَی مَا کَانَ مِنْهُ وَ قَالَ وَیْحَکِ إِنَّا کُنَّا فِی الْجَاهِلِیَّةِ تَحْرُمُ عَلَیْنَا الْأَزْوَاجُ فِی مِثْلِ هَذَا قَبْلَ الْإِسْلَامِ- فَلَوْ أَتَیْتِ رَسُولَ اللَّهِ ص تَسْأَلِیهِ عَنْ ذَلِکِ فَجَاءَتِ الْمَرْأَةُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص فَأَخْبَرَتْهُ فَقَالَ لَهَا مَا أَظُنُّکِ إِلَّا وَ قَدْ حَرُمْتِ عَلَیْهِ إِلَی آخِرِ الْأَبَدِ فَجَزِعَتْ وَ بَکَتْ وَ قَالَتْ أَشْکُو إِلَی اللَّهِ فِرَاقَ زَوْجِی فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجادِلُکَ فِی زَوْجِها- إِلَی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ (2)الْآیَةَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قُولِی لِأَوْسٍ زَوْجِکِ یُعْتِقُ نَسَمَةً فَقَالَتْ وَ أَنَّی لَهُ نَسَمَةٌ وَ اللَّهِ مَا لَهُ خَادِمٌ غَیْرِی قَالَ فَیَصُومُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ قَالَتْ إِنَّهُ شَیْخٌ کَبِیرٌ لَا یَقْدِرُ عَلَی الصِّیَامِ قَالَ فَمُرِیهِ فَلْیَتَصَدَّقْ عَلَی سِتِّینَ مِسْکِیناً فَقَالَتْ وَ أَنَّی لَهُ الصَّدَقَةُ فَوَ اللَّهِ مَا بَیْنَ لَابَتَیْهَا أَحْوَجُ مِنَّا قَالَ فَقُولِی لَهُ فَلْیَمْضِ إِلَی أُمِّ الْمُنْذِرِ- فَلْیَأْخُذْ مِنْهَا شَطْرَ وَسْقِ تَمْرٍ فَلْیَتَصَدَّقْ بِهِ عَلَی سِتِّینَ مِسْکِیناً الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)
و تقدم ما یدلّ علی ذلک فی الحدیث 1 من الباب 1 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و فی الباب 21 من أبواب نکاح العبید.
.ترجمه:
از امام علی (ع) نقل شده است: و اما «ظهار» در کتاب خدا این است که در دوران جاهلیت، اگر مردی از عرب از همسرش ظِهار میکرد (یعنی میگفت: «تو برای من همچون پشت مادرم هستی»)، زن برای او تا ابد حرام میشد. وقتی رسول خدا (ص) به مدینه هجرت کردند، مردی از انصار به نام «اوس بن صامت» اولین کسی بود که در اسلام ظِهار کرد. میان او و همسرش گفتوگویی پیش آمد و به همسرش گفت: «تو برای من همچون پشت مادرم هستی». سپس از کاری که کرده بود پشیمان شد و گفت: «وای بر تو، در جاهلیت، همسران در چنین شرایطی برای ما حرام میشدند. پس، نزد رسول خدا (ص) برو و از او بپرس».
زن نزد رسول خدا (ص) آمد و ماجرا را بازگو کرد. پیامبر به او فرمودند: «گمان نمیکنم جز اینکه تو تا ابد بر او حرام شده باشی». زن ناراحت شد و گریه کرد و گفت: «به خدا شکایت میکنم از جدایی از شوهرم». آنگاه خداوند آیات اول سوره مجادله را نازل کرد: «قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا...» تا «وَ الَّذِینَ یُظَاهِرُونَ مِن نِسَائِهِمْ».
پیامبر خدا (ص) فرمودند: به اوس، شوهرت، بگو که بردهای را آزاد کند. زن گفت: «او بردهای ندارد؛ تنها خادمش من هستم». پیامبر (ص) فرمودند: «پس، دو ماه پیدرپی روزه بگیرد». زن گفت: «او مرد سالخوردهای است و توانایی روزه گرفتن ندارد». پیامبر (ص) فرمودند: «پس، به او بگو که به شصت فقیر صدقه بدهد». زن گفت: «او توانایی مالی ندارد و به خدا قسم، هیچکس در این منطقه از ما نیازمندتر نیست». پیامبر (ص) فرمودند: «پس به اوس بگو نزد ام منذر برود و مقداری خرما بگیرد و آن را بین شصت مسکین صدقه بدهد».
(1)2 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الظِّهَارُ إِلَّا فِی طُهْرٍ لَمْ یُجَامِعْهَا فِیهِ وَ شَهَادَةِ الشَّاهِدَیْنِ فِی حَالِ الْبُلُوغِ وَ الْعَقْلِ وَ الِاخْتِیَارِ
ترجمه:
باب اینکه ظِهار تحقق نمییابد مگر در حال پاکی (طُهر) که مرد در آن پاکی با همسرش نزدیکی نکرده باشد، و اینکه دو شاهد عادل، بالغ، عاقل، و مختار شهادت بدهند.
28658- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ فِی حَدِیثٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع لَا یَکُونُ ظِهَارٌ فِی یَمِینٍ وَ لَا فِی إِضْرَارٍ وَ لَا فِی غَضَبٍ وَ لَا یَکُونُ ظِهَارٌ إِلَّا فِی طُهْرٍ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ مُسْلِمَیْنِ.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از حمران در حدیثی نقل شده که امام باقر (ع) فرمودند: ظِهار نه در حالت قسم، نه برای آسیب رساندن، و نه در حالت خشم واقع میشود؛ و ظِهار تنها در حال پاکی (طُهر)، بدون نزدیکی، با شهادت دو شاهد مسلمان تحقق مییابد.
28659- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ سَأَلَهُ کَیْفَ الظِّهَارُ فَقَالَ یَقُولُ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ وَ هِیَ طَاهِرٌ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ أَنْتِ عَلَیَّ حَرَامٌ مِثْلُ ظَهْرِ أُمِّی (5)وَ هُوَ یُرِیدُ بِذَلِکَ الظِّهَارَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (6)
وَ کَذَا رَوَاهُ الصَّدُوقُ (7).
ترجمه:
از زراره نقل شده که از امام باقر (ع) درباره چگونگی ظِهار سؤال کرد. امام (ع) فرمودند: مرد به همسرش در حالی که او پاک است و با او نزدیکی نکرده، میگوید: «تو بر من حرامی، همچون پشت مادرم»، و با این عبارت قصد ظِهار دارد.
28660- 3- (8)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ
1) الباب 2 فیه 4 أحادیث.
2) الکافی 6- 153- 1 ذیل 1، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 1 من هذه الأبواب، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 1 من أبواب الکفّارات.
3) تفسیر القمّیّ 2- 354.
4) الکافی 6- 153- 3، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 4، و قطعة منه فی الحدیث 8 من الباب 6 من هذه الأبواب.
5) فی المصدر زیادة- أو أختی.
6) التهذیب 8- 9- 26، و الاستبصار 3- 258- 924.
7) الفقیه 3- 526- 4828.
8) الکافی 6- 154- 5.
عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ الظِّهَارُ إِلَّا عَلَی مِثْلِ مَوْضِعِ الطَّلَاقِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ مُرْسَلًا (1)
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از ابن فضال نقل شده که از کسی که از امام صادق (ع) شنیده بود، روایت کرده است: ظِهار تنها در شرایطی واقع میشود که مشابه شرایط طلاق باشد.
28661- 4- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ عَنْ (حُمْرَانَ) (4)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: لَا یَکُونُ ظِهَاراً إِلَّا عَلَی طُهْرٍ بِغَیْرِ جِمَاعٍ بِشَهَادَةِ شَاهِدَیْنِ مُسْلِمَیْنِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (5)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (6).
ترجمه:
از حمران نقل شده که از امام باقر (ع) در حدیثی روایت شده است: ظِهار تنها در حال پاکی (طُهر)، بدون نزدیکی، و با شهادت دو شاهد مسلمان امکانپذیر است.
(7)3 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الظِّهَارُ إِلَّا مَعَ الْقَصْدِ وَ الْإِرَادَةِ
ترجمه:
باب اینکه ظِهار تنها با قصد و اراده تحقق مییابد.
28662- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ
1) الفقیه 3- 526- 4827.
2) التهذیب 8- 13- 44، و الاستبصار 3- 261- 935.
3) التهذیب 8- 10- 33، و الاستبصار 3- 258- 923، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 7، و قطعة منه فی الحدیث 10 من الباب 6 من هذه الأبواب.
4) فی الاستبصار- حمزة بن حمران" هامش المخطوط".
5) الفقیه 3- 534- 4845.
6) تقدم فی الباب 1 من هذه الأبواب، و فی الباب 3، و فی الحدیث 2 و 3 من الباب 4 من أبواب مقدّمة العبادات، و فی الحدیث 2 من الباب 37 من أبواب قواطع الصلاة.
7) الباب 3 فیه 3 أحادیث.
8) الکافی 6- 153- 2.
ع قَالَ: لَا طَلَاقَ إِلَّا مَا أُرِیدَ بِهِ الطَّلَاقُ وَ لَا ظِهَارَ إِلَّا مَا أُرِیدَ بِهِ الظِّهَارُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از عبید بن زراره نقل شده که امام صادق (ع) فرمودند: «طلاق تنها در صورتی معتبر است که به قصد طلاق باشد و ظِهار نیز تنها زمانی تحقق مییابد که به قصد ظِهار باشد.»
28663- 2- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِیدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الظِّهَارِ الْوَاجِبِ فَقَالَ الَّذِی یُرِیدُ بِهِ الرَّجُلُ الظِّهَارَ بِعَیْنِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ (3)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِیِّ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از عمار بن موسی نقل شده که از امام صادق (ع) درباره ظِهار واجب پرسید. امام (ع) فرمودند: «ظِهار واجب آن است که مرد آن را با قصد و نیت مشخص برای ظِهار انجام دهد.»
28664- 3- (5)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی الْمُقْنِعِ قَالَ: رُوِیَ فِی رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ هِیَ عَلَیْهِ کَظَهْرِ أُمِّهِ أَنَّهُ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ إِذَا لَمْ یُرِدْ بِهِ التَّحْرِیمَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (7).
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین در کتاب «المقنع» نقل کرده است: روایت شده در مورد مردی که به همسرش گفت «تو بر من همچون پشت مادرم هستی»، اگر قصد تحریم نداشته باشد، چیزی بر او واجب نیست.
(8)4 بَابُ أَنَّ الْمُظَاهِرَ لَوْ شَبَّهَ الزَّوْجَةَ بِإِحْدَی الْمُحَرَّمَاتِ بِقَصْدِ الظِّهَارِ حَرُمَتْ عَلَیْهِ حَتَّی یُکَفِّرَ
ترجمه:
باب اینکه اگر مردی همسر خود را با یکی از زنان حرام تشبیه کند، با قصد ظِهار، همسر بر او حرام میشود تا زمانی که کفاره بپردازد.
28665- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
1) التهذیب 8- 9- 27.
2) الکافی 6- 158- 26.
3) التهذیب 8- 11- 34.
4) الفقیه 3- 535- 4846.
5) المقنع- 108.
6) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 2 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الباب 9 من هذه الأبواب.
8) الباب 4 فیه 4 أحادیث.
9) الکافی 6- 153- 3، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 2، و قطعة منه عن التهذیب فی الحدیث 8 من الباب 6 من هذه الأبواب.
مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الظِّهَارِ فَقَالَ هُوَ مِنْ کُلِّ ذِی مَحْرَمٍ مِنْ أُمٍّ أَوْ أُخْتٍ أَوْ عَمَّةٍ أَوْ خَالَةٍ وَ لَا یَکُونُ الظِّهَارُ فِی یَمِینٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (1)
وَ کَذَا رَوَاهُ الصَّدُوقُ (2).
ترجمه:
زراره گفت: از امام باقر (ع) درباره ظِهار پرسیدم. امام (ع) فرمودند: «ظِهار از هر کسی که نسبت محرمیت دارد، مانند مادر، خواهر، عمه یا خاله، واقع میشود و ظِهار در حالت قسم معتبر نیست.»
28666- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ یَقُولُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ عَمَّتِهِ أَوْ خَالَتِهِ قَالَ هُوَ الظِّهَارُ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از جمیل بن دراج نقل شده که گفت: به امام صادق (ع) گفتم، مردی به همسرش میگوید: «تو بر من همچون پشت عمه یا خالهام هستی». امام (ع) فرمودند: «این، ظِهار است.»
28667- 3- (4)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ یَقُولُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُخْتِی أَوْ عَمَّتِی أَوْ خَالَتِی قَالَ فَقَالَ إِنَّمَا ذَکَرَ اللَّهُ الْأُمَّهَاتِ وَ إِنَّ هَذَا لَحَرَامٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
از سیف تمار نقل شده که گفت: به امام صادق (ع) گفتم، مردی به همسرش میگوید: «تو بر من همچون پشت خواهرم، عمهام یا خالهام هستی». امام (ع) فرمودند: «خداوند تنها مادران را ذکر کرده است، و این [گفته] حرام است.»
28668- 4- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثِ الظِّهَارِ قَالَ: وَ کَذَلِکَ إِذَا هُوَ قَالَ کَبَعْضِ (7)الْمَحَارِمِ فَقَدْ لَزِمَتْهُ الْکَفَّارَةُ.
ترجمه:
از یونس، از برخی از یارانش، از امام صادق (ع) درباره حدیث ظِهار نقل شده است: «و همچنین اگر مردی بگوید [همسرش] مانند یکی از محارم است، کفاره بر او واجب میشود.»
1) التهذیب 8- 9- 26.
2) الفقیه 3- 526- 4828.
3) الکافی 6- 155- 10، و التهذیب 8- 9- 28، و أورد قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 1، و فی الحدیث 4 من الباب 10، و ذیله فی الحدیث 2 من الباب 12 من هذه الأبواب.
4) الکافی 6- 157- 18.
5) التهذیب 8- 10- 30.
6) الکافی 6- 161- 36، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 9 من هذه الأبواب.
7) فی المصدر زیادة- ذوات.
(1)5 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الظِّهَارُ قَبْلَ التَّزْوِیجِ
ترجمه:
باب اینکه ظِهار پیش از ازدواج تحقق نمییابد
28669- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِأُمِّهِ کُلُّ امْرَأَةٍ أَتَزَوَّجُهَا فَهِیَ عَلَیَّ مِثْلُکِ حَرَامٌ قَالَ لَیْسَ هَذَا بِشَیْءٍ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3).
ترجمه:
از عبدالله بن سنان نقل شده که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که به مادرش گفت: «هر زنی که با او ازدواج کنم، همچون تو بر من حرام است». امام (ع) فرمودند: «این سخن ارزشی ندارد (اعتباری ندارد)».
(4)6 بَابُ أَنَّ الظِّهَارَ لَا یَقَعُ بِقَصْدِ الْحَلْفِ أَوْ إِرْضَاءِ الْغَیْرِ
ترجمه:
باب اینکه ظِهار با قصد قسم خوردن یا برای خوشنود کردن دیگری تحقق نمییابد.
28670- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: وَ لَا یَکُونُ الظِّهَارُ فِی یَمِینٍ.
ترجمه:
از زراره نقل شده که از امام باقر (ع) در حدیثی روایت شده است: «ظِهار در حالت قسم معتبر نیست.»
28671- 2- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ وَ غَیْرِهِ قَالَ: تَزَوَّجَ حَمْزَةُ بْنُ حُمْرَانَ بِنْتَ بُکَیْرٍ- فَلَمَّا کَانَ فِی اللَّیْلَةِ الَّتِی أُدْخِلَ بِهَا عَلَیْهِ قُلْنَ لَهُ النِّسَاءُ أَنْتَ لَا تُبَالِی بِالطَّلَاقِ وَ لَیْسَ هُوَ عِنْدَکَ بِشَیْءٍ وَ لَیْسَ نُدْخِلُهَا عَلَیْکَ حَتَّی تُظَاهِرَ مِنْ أُمَّهَاتِ أَوْلَادِکَ قَالَ فَفَعَلَ فَذَکَرَ ذَلِکَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَمَرَهُ أَنْ یَقْرَبَهُنَّ.
ترجمه:
از عبدالله بن مغیره و دیگران نقل شده است: حمزه بن حمران با دختر بکیر ازدواج کرد. در شبی که وارد خانه شد (شب عروسی)، زنان به او گفتند: «تو به طلاق اهمیتی نمیدهی و طلاق نزد تو ارزشی ندارد، و ما او را (همسرت را) به تو نمیسپاریم مگر آنکه از مادران فرزندانت ظِهار کنی.» پس او این کار را انجام داد. سپس این ماجرا را برای امام صادق (ع) بازگو کرد، و امام (ع) به او دستور داد که به آنها نزدیک شود (ظِهار را نادیده گیرد).
28672- 3- (7)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ أَبِی
الْعَبَّاسِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ: تَزَوَّجَ حَمْزَةُ بْنُ حُمْرَانَ ابْنَةَ بُکَیْرٍ- فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ لَهُ النِّسَاءُ لَسْنَا نُدْخِلُهَا عَلَیْکَ حَتَّی تَحْلِفَ لَنَا وَ لَسْنَا نَرْضَی أَنْ تَحْلِفَ بِالْعِتْقِ لِأَنَّکَ لَا تَرَاهُ شَیْئاً وَ لَکِنِ احْلِفْ لَنَا بِالظِّهَارِ وَ ظَاهِرْ مِنْ أُمَّهَاتِ أَوْلَادِکَ وَ جَوَارِیکَ فَظَاهَرَ مِنْهُنَّ ثُمَّ ذَکَرَ ذَلِکَ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْکَ شَیْءٌ ارْجِعْ إِلَیْهِنَّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از عبدالله بن مغیره نقل شده است: حمزه بن حمران با دختر بکیر ازدواج کرد. وقتی خواست با او وارد خانه شود (شب زفاف)، زنان به او گفتند: «ما او را به تو نمیسپاریم مگر اینکه برای ما قسم بخوری. و ما راضی نمیشویم که با عتق (آزاد کردن برده) قسم بخوری، زیرا تو عتق را بیارزش میدانی. اما برای ما به ظِهار قسم بخور و از مادران فرزندانت و کنیزانت ظِهار کن.» پس او از آنان ظِهار کرد. سپس این ماجرا را برای امام صادق (ع) بازگو کرد. امام (ع) فرمودند: «چیزی بر عهده تو نیست، نزد آنان بازگرد.»
28673- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُصَلِّی الصَّلَوَاتِ أَوْ یَتَوَضَّأُ فَیَشُکُّ فِیهَا بَعْدَ ذَلِکَ فَیَقُولُ إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ أَوْ أَعَدْتُ الْوُضُوءَ فَامْرَأَتُهُ عَلَیْهِ کَظَهْرِ أُمِّهِ وَ یَحْلِفُ عَلَی ذَلِکَ بِالطَّلَاقِ فَقَالَ هَذَا مِنْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ.
ترجمه:
از صفوان نقل شده که از امام کاظم (ع) پرسیدم درباره مردی که نماز میخواند یا وضو میگیرد و بعداً در آن شک میکند و میگوید: «اگر نماز یا وضو را دوباره انجام دهم، همسرم بر من همچون پشت مادرم باشد» و بر این سخن قسم به طلاق میخورد. امام (ع) فرمودند: «این از وسوسههای شیطان است و چیزی بر او واجب نیست.»
28674- 5- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ کَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ ع- جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ بَعْضَ مَوَالِیکَ یَزْعُمُ أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَکَلَّمَ بِالظِّهَارِ وَجَبَتْ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ حَنِثَ أَوْ لَمْ یَحْنَثْ وَ یَقُولُ حِنْثُهُ کَلَامُهُ بِالظِّهَارِ وَ إِنَّمَا جُعِلَتْ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ عُقُوبَةً لِکَلَامِهِ وَ بَعْضَهُمْ یَزْعُمُ أَنَّ الْکَفَّارَةَ لَا تَلْزَمُهُ حَتَّی یَحْنَثَ فِی الشَّیْءِ الَّذِی حَلَفَ عَلَیْهِ فَإِنْ حَنِثَ وَجَبَتْ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ وَ إِلَّا فَلَا کَفَّارَةَ عَلَیْهِ فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ ع لَا تَجِبُ الْکَفَّارَةُ حَتَّی یَجِبَ الْحِنْثُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ (4)بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَلِیِّ بْنِ
أَحْمَدَ عَنْ (مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ) (1)
أَقُولُ: الْحِنْثُ هُنَا مَحْمُولٌ عَلَی إِرَادَةِ مُخَالَفَةِ الظِّهَارِ وَ قَصْدِ الْوَطْءِ کَمَا یَظْهَرُ مِنَ السُّؤَالِ وَ حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مُجَرَّدِ التَّعْلِیقِ بِالشَّرْطِ وَ یَجُوزُ حَمْلُهُ عَلَی التَّقِیَّةِ.
ترجمه:
از علی بن مهزیار نقل شده است که عبدالله بن محمد به امام کاظم (ع) نوشت: «فدایت شوم، برخی از موالی شما گمان میکنند که اگر مردی سخن از ظِهار به میان آورد، کفاره بر او واجب میشود، چه مخالفت کند (حنث) یا نکند. و میگویند مخالفت او همان سخن گفتنش درباره ظِهار است، و کفاره بهعنوان مجازاتی برای سخن گفتن او در نظر گرفته شده است. اما برخی دیگر معتقدند که کفاره بر او واجب نمیشود مگر اینکه در چیزی که به آن سوگند خورده است، مخالفت کند. اگر مخالفت کرد، کفاره بر او واجب میشود و اگر مخالفت نکرد، کفارهای بر او نیست.» امام (ع) در پاسخ با دستخط خود فرمودند: «کفاره واجب نمیشود مگر اینکه مخالفت (حنث) رخ دهد.»
می گویم : حنث در اینجا به معنای قصد مخالفت با ظِهار و نیت رابطه جنسی (وطء) است، همانطور که از سؤال برمیآید. مرحوم شیخ این را بر حالت تعلیق مشروط حمل کرده است و همچنین میتوان آن را بر تقیه تطبیق داد.
28675- 6- (2)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا حَلَفَ الرَّجُلُ بِالظِّهَارِ فَحَنِثَ فَعَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ قَبْلَ أَنْ یُوَاقِعَ فَإِنْ کَانَ مِنْهُ الظِّهَارُ فِی غَیْرِ یَمِینٍ فَإِنَّمَا عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ بَعْدَ مَا یُوَاقِعُ قَالَ مُعَاوِیَةُ بْنُ حُکَیْمٍ لَیْسَ یَصِحُّ هَذَا عَلَی جِهَةِ النَّظَرِ وَ الْأَثَرِ فِی غَیْرِ هَذَا الْأَثَرِ أَنْ یَکُونَ الظِّهَارُ لِأَنَّ أَصْحَابَنَا رَوَوْا أَنَّهُ لَا یَکُونُ الْأَیْمَانُ إِلَّا بِاللَّهِ وَ کَذَلِکَ نَزَلَ بِهَا الْقُرْآنُ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ.
ترجمه:
از عبدالرحمن بن حجاج نقل شده که گفت: از امام صادق (ع) شنیدم که فرمودند: «اگر مردی با ظِهار قسم بخورد و سپس مخالفت کند (حنث)، کفاره بر او واجب است پیش از آنکه نزدیکی کند. اما اگر ظِهار او بدون قسم باشد، کفاره تنها پس از نزدیکی بر او واجب میشود.» معاویه بن حکیم گفت: «این نظر از لحاظ عقلی و نقلی صحیح نیست، زیرا اصحاب ما روایت کردهاند که قسمها تنها باید به نام خدا باشد و قرآن نیز بر همین اساس نازل شده است.»
می گویم : این روایت بر اساس تقیه تفسیر شده است.
28676- 7- (3)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: کَتَبَ مَعِی عَطِیَّةُ الْمَدَائِنِیُّ إِلَی أَبِی الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع یَسْأَلُهُ قَالَ قُلْتُ: امْرَأَتِی طَالِقٌ عَلَی السُّنَّةِ إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ فَأَعَدْتُ الصَّلَاةَ ثُمَّ قُلْتُ امْرَأَتِی طَالِقٌ عَلَی الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ فَأَعَدْتُ ثُمَّ قُلْتُ امْرَأَتِی طَالِقٌ (عَلَی الْکِتَابِ وَ السُّنَّةِ) (4)إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ فَأَعَدْتُ قَالَ فَلَمَّا رَأَیْتُ اسْتِخْفَافِی بِذَلِکَ قُلْتُ امْرَأَتِی عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ فَأَعَدْتُ ثُمَّ قُلْتُ امْرَأَتِی عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ فَأَعَدْتُ ثُمَّ قُلْتُ امْرَأَتِی عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ أَعَدْتُ
الصَّلَاةَ فَأَعَدْتُ وَ قَدِ اعْتَزَلْتُ أَهْلِی مُنْذُ سِنِینَ قَالَ فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ ع الْأَهْلُ أَهْلُهُ وَ لَا شَیْءَ عَلَیْهِ إِنَّمَا هَذَا وَ شِبْهُهُ مِنْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ.
ترجمه:
از محمد بن سنان نقل شده است که عطیة مدائنی همراه او به امام کاظم (ع) نوشت و سؤال کرد: «گفتم: همسرم به طلاق بر اساس سنت رها است اگر نمازم را دوباره بخوانم، سپس نماز را دوباره خواندم. سپس گفتم: همسرم به طلاق بر اساس کتاب و سنت رها است اگر نمازم را دوباره بخوانم، سپس دوباره خواندم. سپس گفتم: همسرم به طلاق بر اساس کتاب و سنت رها است اگر نمازم را دوباره بخوانم، سپس خواندم. وقتی دیدم که این رفتار من سبکانگاری است، گفتم: همسرم برای من همچون پشت مادرم است اگر نمازم را دوباره بخوانم، سپس خواندم. بارها چنین گفتم و نمازم را دوباره خواندم و از همسرم سالها دوری گزیدم.»
امام کاظم (ع) فرمودند: «همسرش همچنان همسر او است و چیزی بر عهده او نیست. این و امثال آن از وسوسههای شیطان است.»
28677- 8- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: لَا یَکُونُ الظِّهَارُ فِی یَمِینٍ.
ترجمه:
از زراره نقل شده که از امام باقر (ع) در حدیثی روایت شده است: «ظِهار در حالت قسم معتبر نیست.
28678- 9- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ قَالَ لِأَمَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی (3)یُرْضِی بِذَلِکَ امْرَأَتَهُ قَالَ یَأْتِیهَا لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ.
ترجمه:
حمزه بن حمران نقل کرده که به امام صادق (ع) گفتم: مردی به کنیز خود گفت: «تو بر من همچون پشت مادرم هستی» و با این سخن قصد داشت همسرش را راضی کند. امام (ع) فرمودند: «میتواند به او نزدیک شود و چیزی بر عهده او نیست.»
28679- 10- (4)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا یَکُونُ ظِهَارٌ فِی یَمِینٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (5)
وَ الَّذِی قَبْلَهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُکَیْرٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: یَأْتِیهَا وَ لَیْسَ عَلَیْهَا وَ لَا عَلَیْهِ شَیْءٌ
ترجمه:
از حمران نقل شده که امام باقر (ع) فرمودند: «ظِهار در حالت قسم تحقق نمییابد.»
28680- 11- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَطِیَّةَ بْنِ رُسْتُمَ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا ع عَنْ رَجُلٍ
1) التهذیب 8- 9- 26، و الاستبصار 3- 258- 924، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 2 و صدره فی الحدیث 1 من الباب 4 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 10- 32، و الفقیه 3- 533- 4840.
3) فی المصدر زیادة- یرید أن.
4) التهذیب 8- 10- 33، و الاستبصار 3- 258- 923، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 7، و ذیله فی الحدیث 4 من الباب 2 من هذه الأبواب.
5) الفقیه 3- 534- 4845.
6) التهذیب 8- 11- 35، و الاستبصار 3- 258- 925.
یُظَاهِرُ مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ إِنْ کَانَ فِی یَمِینٍ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2)وَ یَأْتِی مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ (3)وَ هُوَ مَحْمُولٌ عَلَی مُجَرَّدِ التَّعْلِیقِ بِالشَّرْطِ کَمَا قَالَهُ الشَّیْخُ (4)وَ غَیْرُهُ (5).
ترجمه:
از عطیه بن رستم نقل شده که گفت: از امام رضا (ع) درباره مردی که از همسرش ظِهار کرده پرسیدم. امام (ع) فرمودند: «اگر ظِهار در قالب قسم باشد، چیزی بر عهده او نیست.»
می گویم : گفته شده است که این مسئله پیشتر توضیح داده شده و شواهدی بر این موضوع وجود دارد. همچنین، مواردی که ظاهر آن متناقض به نظر میرسد، بر اساس تعلیق مشروط تفسیر شده است، همانطور که مرحوم شیخ و دیگران نیز گفتهاند.
(6)7 بَابُ أَنَّ الظِّهَارَ لَا یَقَعُ فِی غَضَبٍ وَ لَا إِضْرَارٍ
ترجمه:
باب اینکه ظِهار در حال خشم و بدون قصد آسیب، تحقق نمییابد.
28681- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: الظِّهَارُ لَا یَقَعُ عَلَی الْغَضَبِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ (8).
ترجمه:
از ابن ابی نصر نقل شده که امام رضا (ع) فرمودند: «ظِهار در حال خشم تحقق نمییابد.»
28682- 2- (9)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا یَکُونُ ظِهَارٌ فِی یَمِینٍ وَ لَا فِی إِضْرَارٍ وَ لَا فِی غَضَبٍ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (10)
1) تقدم فی الحدیث 1 و 3 من الباب 2 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 35 من أبواب الأیمان.
3) یأتی فی الأحادیث 7 و 8 و 9 من الباب 16 من هذه الأبواب.
4) راجع التهذیب 8- 12- 38 ذیل 38، و الاستبصار 3- 259- 928 ذیل 928.
5) راجع روضة المتقین 9- 162.
6) الباب 7 فیه حدیثان.
7) الکافی 6- 158- 25.
8) التهذیب 8- 10- 31.
9) التهذیب 8- 10- 33، و الاستبصار 3- 258- 923، و أورد ذیله فی الحدیث 4 من الباب 2، و قطعة منه فی الحدیث 10 من الباب 6 من هذه الأبواب.
10) الفقیه 3- 534- 4845.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1).
ترجمه:
از حمران نقل شده که امام باقر (ع) فرمودند: «ظِهار در حالت قسم، نه با قصد آسیبرساندن و نه در حال خشم تحقق نمییابد.»
(2)8 بَابُ أَنَّ الظِّهَارَ قَبْلَ الدُّخُولِ لَا یَقَعُ
ترجمه:
باب اینکه ظِهار پیش از ازدواج و آمیزش تحقق نمییابد.
28683- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ مُمْلَکٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ فَقَالَ لِی لَا یَکُونُ ظِهَارٌ وَ لَا إِیلَاءٌ حَتَّی یَدْخُلَ بِهَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از فضیل بن یسار نقل شده که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که عقد کرده و از همسرش ظِهار کرده پرسیدم. امام (ع) فرمودند: «ظِهار و ایلاء (سوگند به ترک همسر) تا زمانی که با او وارد زندگی نشده باشد، تحقق نمییابد.»
28684- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ (7)أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الْمَرْأَةِ الَّتِی لَمْ یَدْخُلْ بِهَا زَوْجُهَا قَالَ لَا یَقَعُ عَلَیْهَا إِیلَاءٌ وَ لَا ظِهَارٌ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده که امام باقر (ع) و امام صادق (ع) فرمودند: «در مورد زنی که شوهرش با او وارد زندگی نشده است، ایلاء و ظِهار بر او تحقق نمییابد.»
(8)9 بَابُ أَنَّ مَنْ قَالَ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی أَوْ قَالَ کَیَدِهَا أَوْ رِجْلِهَا أَوْ أَیِّ عُضْوٍ کَانَ مِنْهَا وَقَعَ الظِّهَارُ مَعَ نِیَّتِهِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که بگوید: «تو بر من همچون پشت مادرم هستی» یا بگوید: «مانند دست یا پای او یا هر عضوی از او»، ظِهار تحقق مییابد، به شرط اینکه نیت داشته باشد.
28685- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ
صَالِحِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی أَوْ کَیَدِهَا أَوْ کَبَطْنِهَا أَوْ کَفَرْجِهَا أَوْ کَنَفْسِهَا أَوْ کَکَعْبِهَا أَ یَکُونُ ذَلِکَ الظِّهَارَ وَ هَلْ یَلْزَمُهُ فِیهِ مَا یَلْزَمُ الْمُظَاهِرَ قَالَ الْمُظَاهِرُ إِذَا ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ فَقَالَ هِیَ عَلَیْهِ کَظَهْرِ أُمِّهِ أَوْ کَیَدِهَا أَوْ کَرِجْلِهَا أَوْ کَشَعْرِهَا أَوْ کَشَیْءٍ مِنْهَا یَنْوِی بِذَلِکَ التَّحْرِیمَ فَقَدْ لَزِمَهُ الْکَفَّارَةُ فِی کُلِّ قَلِیلٍ مِنْهَا أَوْ کَثِیرٍ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از یونس، از برخی از یارانش، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که به همسرش میگوید: "تو بر من همچون پشت مادرم، یا مانند دست، شکم، فرج، نفس، یا پاشنه پای او هستی." آیا این سخن ظِهار محسوب میشود و آیا کفارهای بر او واجب است؟ امام (ع) فرمودند: "اگر مردی از همسرش ظِهار کند و بگوید او بر او همچون پشت مادرش، یا مانند دست، پا، مو، یا هر چیزی از او است، و با این سخن قصد تحریم داشته باشد، کفاره بر او واجب میشود، چه این سخن کم باشد یا زیاد."»
28686- 2- (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ غِیَاثٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَدِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یَقُولُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَشَعْرِ أُمِّی أَوْ کَکَفِّهَا أَوْ کَبَطْنِهَا أَوْ کَرِجْلِهَا قَالَ مَا عَنَی بِهِ إِنْ أَرَادَ بِهِ الظِّهَارَ فَهُوَ الظِّهَارُ.
ترجمه:
از سدیر نقل شده که به امام صادق (ع) گفتم: مردی به همسرش میگوید: «تو بر من همچون موی مادرم، یا مانند دست، شکم یا پای او هستی.» امام (ع) فرمودند: «این بستگی به نیت او دارد؛ اگر قصد او ظِهار باشد، این سخن ظِهار محسوب میشود.»
(3)10 بَابُ وُجُوبِ الْکَفَّارَةِ عَلَی الْمُظَاهِرِ إِذَا أَرَادَ الْوَطْءَ وَ عَدَمِ اسْتِقْرَارِهَا فَإِذَا طَلَّقَ سَقَطَتْ فَإِنْ رَاجَعَ وَ أَرَادَ الْوَطْءَ وَجَبَتْ وَ إِنْ خَرَجَتْ مِنَ الْعِدَّةِ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا لَمْ تَجِبْ
ترجمه:
باب وجوب کفاره بر کسی که ظِهار کرده است، اگر قصد نزدیکی داشته باشد و کفاره پایدار نباشد. پس اگر طلاق دهد، کفاره ساقط میشود؛ اما اگر رجوع کند و قصد نزدیکی داشته باشد، کفاره واجب میشود. و اگر زن از عده خارج شود و سپس با او ازدواج کند، کفارهای بر او واجب نیست .
28687- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یُوَاقِعَهَا عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ قَالَ لَا الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده که از یکی از آن دو امام (امام باقر (ع) یا امام صادق (ع)) پرسیدم درباره مردی که از همسرش ظِهار کرده و سپس پیش از نزدیکی او را طلاق داده است، آیا بر او کفاره واجب است؟ امام (ع) فرمودند: «خیر.»
1) التهذیب 8- 10- 29.
2) و تقدم ما یدلّ علی ذلک فی الحدیث 2 من الباب 2، و فی الحدیث 3 من الباب 3، و فی الباب 4 من هذه الأبواب.
3) الباب 10 فیه 10 أحادیث.
4) الکافی 6- 156- 12، و التهذیب 8- 17- 53، و أورد قطعة منه فی الحدیث 2 من الباب 11، و صدره فی الحدیث 1 من الباب 13 من هذه الأبواب، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 4، و فی الحدیث 1 من الباب 5 من أبواب الکفّارات.
28688- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ یَزِیدَ الْکُنَاسِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً فَقَالَ إِذَا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً فَقَدْ بَطَلَ الظِّهَارُ وَ هَدَمَ الطَّلَاقُ الظِّهَارَ قُلْتُ فَلَهُ أَنْ یُرَاجِعَهَا قَالَ نَعَمْ هِیَ امْرَأَتُهُ فَإِنْ رَاجَعَهَا وَجَبَ عَلَیْهِ مَا یَجِبُ عَلَی الْمُظَاهِرِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا قُلْتُ فَإِنْ تَرَکَهَا حَتَّی یَخْلُوَ (2)أَجَلُهَا وَ تَمْلِکَ نَفْسَهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا بَعْدُ هَلْ یَلْزَمُهُ الظِّهَارُ قَبْلَ أَنْ یَمَسَّهَا قَالَ لَا قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ مَلَکَتْ نَفْسَهَا الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (3)وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از یزید کنّاسی نقل شده که گفت: از امام باقر (ع) درباره مردی پرسیدم که از همسرش ظِهار کرده و سپس او را یک طلاق داده است. امام (ع) فرمودند: «وقتی او را یک طلاق داد، ظِهار باطل میشود و طلاق، ظِهار را از بین میبرد.» گفتم: «آیا میتواند به او رجوع کند؟» امام (ع) فرمودند: «بله، او همچنان همسرش است. اگر به او رجوع کند، باید آنچه بر مظاهِر واجب است، پیش از نزدیکی انجام دهد.» گفتم: «اگر او را رها کند تا عدهاش تمام شود و خودش اختیار خود را به دست گیرد، سپس دوباره با او ازدواج کند، آیا ظِهار پیش از نزدیکی بر او واجب است؟» امام (ع) فرمودند: «خیر، او از او جدا شده و اختیار خود را به دست گرفته است.»
28689- 3- (5)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یُوَاقِعَهَا فَبَانَتْ مِنْهُ هَلْ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ قَالَ لَا.
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده که گفت: از امام باقر (ع) پرسیدم درباره مردی که از همسرش ظِهار کرده و سپس پیش از نزدیکی او را طلاق داده و از او جدا شده است، آیا بر او کفاره واجب است؟ امام (ع) فرمودند: «خیر.»
28690- 4- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْنَاهُ عَنِ الظِّهَارِ مَتَی یَقَعُ عَلَی صَاحِبِهِ الْکَفَّارَةُ قَالَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُوَاقِعَ امْرَأَتَهُ
1) الکافی 6- 161- 34، و أورد ذیله فی الحدیث 1 من الباب 17 من هذه الأبواب.
2) فی الفقیه- یحل" هامش المخطوط".
3) التهذیب 8- 16- 51.
4) الفقیه 3- 529- 4831.
5) الکافی 6- 161- 35 و التهذیب 8- 17- 53.
6) الکافی 6- 155- 10، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 1، و صدره فی الحدیث 2 من الباب 4، و ذیله فی الحدیث 2 من الباب 12 من هذه الأبواب، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 3 من أبواب الکفّارات.
قُلْتُ فَإِنْ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ یُوَاقِعَهَا أَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ قَالَ لَا سَقَطَتْ عَنْهُ الْکَفَّارَةُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از جمیل بن دراج نقل شده که گفت: از امام صادق (ع) در حدیثی پرسیدیم: «کفاره ظِهار چه زمانی بر شخص واجب میشود؟» امام (ع) فرمودند: «وقتی قصد نزدیکی با همسرش را داشته باشد.» گفتم: «اگر پیش از نزدیکی او را طلاق دهد، آیا کفاره بر او واجب است؟» امام (ع) فرمودند: «خیر، کفاره از او ساقط میشود.»
28691- 5- (3)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ جَمِیلٍ وَ ابْنِ بُکَیْرٍ وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ کُلِّهِمْ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُظَاهِرُ إِذَا طَلَّقَ سَقَطَتْ عَنْهُ الْکَفَّارَةُ.
ترجمه:
از حماد بن عثمان، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر کسی که ظِهار کرده است، همسرش را طلاق دهد، کفاره از او ساقط میشود.»
28692- 6- (4)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ أَوْ غَیْرِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَی بْنِ أُکَیْلٍ النُّمَیْرِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ ظَاهَرَ ثُمَّ طَلَّقَ قَالَ سَقَطَتْ عَنْهُ الْکَفَّارَةُ إِذَا طَلَّقَ قَبْلَ أَنْ یُعَاوِدَ الْمُجَامَعَةَ قِیلَ فَإِنَّهُ رَاجَعَهَا قَالَ إِنْ کَانَ إِنَّمَا طَلَّقَهَا لِإِسْقَاطِ الْکَفَّارَةِ عَنْهُ ثُمَّ رَاجَعَهَا فَالْکَفَّارَةُ لَازِمَةٌ لَهُ أَبَداً إِذَا عَاوَدَ الْمُجَامَعَةَ وَ إِنْ کَانَ طَلَّقَهَا وَ هُوَ لَا یَنْوِی شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ فَلَا بَأْسَ أَنْ یُرَاجِعَ وَ لَا کَفَّارَةَ عَلَیْهِ.
أَقُولُ: قَوْلُهُ فَلَا بَأْسَ أَنْ یُرَاجِعَ لَعَلَّهُ مَحْمُولٌ عَلَی الْمُرَاجَعَةِ بَعْدَ الْعِدَّةِ بِعَقْدٍ جَدِیدٍ لِمَا تَقَدَّمَ (5)وَ یَأْتِی (6).
ترجمه:
از موسی بن أکیل نمیری، از برخی از یاران ما، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که از همسرش ظِهار کرده و سپس طلاق داده، پرسیدند. امام (ع) فرمودند: «اگر پیش از آنکه دوباره به آمیزش اقدام کند، او را طلاق دهد، کفاره از او ساقط میشود.» پرسیدند: «اگر به او رجوع کند چه؟» امام (ع) فرمودند: «اگر تنها به منظور اسقاط کفاره او را طلاق داده و سپس رجوع کرده باشد، کفاره همواره بر او واجب است هرگاه دوباره به آمیزش اقدام کند. اما اگر بدون نیت خاصی او را طلاق داده باشد، اشکالی ندارد که رجوع کند و کفارهای بر او واجب نیست.»
می گویم : جمله «اشکالی ندارد که رجوع کند» احتمالاً به رجوع پس از پایان عده با عقد جدید اشاره دارد، همانطور که پیشتر توضیح داده شده است.
28693- 7- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی (8)عَنْ
أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا طَلَّقَ الْمُظَاهِرُ ثُمَّ رَاجَعَ فَعَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ.
ترجمه:
از حسن بن زیاد، از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: «اگر کسی که ظِهار کرده است، همسرش را طلاق دهد و سپس به او رجوع کند، کفاره بر او واجب میشود.
28694- 8- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ یُظَاهِرُ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ یُرِیدُ أَنْ یُتِمَّ عَلَی طَلَاقِهَا قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ قُلْتُ إِنْ أَرَادَ أَنْ یَمَسَّهَا قَالَ لَا یَمَسَّهَا حَتَّی یُکَفِّرَ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
ترجمه:
از حلبی نقل شده که گفت: از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که از همسرش ظِهار کرده و سپس قصد تکمیل طلاق او را دارد. امام (ع) فرمودند: «کفارهای بر او واجب نیست.» گفتم: «اگر بخواهد با او نزدیکی کند چه؟» امام (ع) فرمودند: «نمیتواند با او نزدیکی کند مگر اینکه ابتدا کفاره بدهد.»
28695- 9- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَخَاهُ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا بَعْدَ ذَلِکَ بِشَهْرٍ أَوْ شَهْرَیْنِ فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ طَلَّقَهَا الَّذِی تَزَوَّجَهَا فَرَاجَعَهَا الْأَوَّلُ هَلْ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ لِلظِّهَارِ الْأَوَّلِ قَالَ نَعَمْ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامٌ أَوْ صَدَقَةٌ.
قَالَ الشَّیْخُ هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی التَّقِیَّةِ لِأَنَّهُ مَذْهَبُ قَوْمٍ مِنَ الْمُخَالِفِینَ انْتَهَی وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ.
ترجمه:
از علی بن جعفر نقل شده که از برادرش امام موسی بن جعفر (ع) درباره مردی پرسید: «اگر مردی از همسرش ظِهار کند و سپس پس از یک یا دو ماه او را طلاق دهد، و زن با مرد دیگری ازدواج کند و او نیز او را طلاق دهد، و سپس شوهر اول به او رجوع کند، آیا کفاره برای ظِهار اول بر او واجب است؟» امام (ع) فرمودند: «بله، عتق رقبه (آزاد کردن برده)، یا روزه گرفتن، یا صدقه دادن بر او واجب است.»
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را به تقیه تفسیر کرده است، زیرا مطابق با مذهب برخی از مخالفین است. همچنین احتمال دارد این حکم بر استحباب حمل شود.
28696- 10- (3)الْفَضْلُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّبْرِسِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَیَانِ قَالَ: وَ أَمَّا مَا ذَهَبَ إِلَیْهِ أَئِمَّةُ الْهُدَی مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ع- فَهُوَ أَنَّ الْمُرَادَ مِنَ الْعَوْدِ إِرَادَةُ الْوَطْءِ أَوْ نَقْضُ الْقَوْلِ الَّذِی قَالَهُ لِأَنَّ الْوَطْءَ لَا یَجُوزُ لَهُ إِلَّا بَعْدَ الْکَفَّارَةِ وَ لَا یَبْطُلُ حُکْمُ قَوْلِهِ الْأَوَّلِ إِلَّا بَعْدَ الْکَفَّارَةِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
فضل بن حسن طبرسی در «مجمع البیان» گفته است: «آنچه که ائمه هدایت از خاندان محمد (ع) به آن باور دارند این است که منظور از "عود" (بازگشت) یا قصد نزدیکی است، یا نقض سخنی که گفته است. زیرا نزدیکی برای او جایز نیست مگر پس از انجام کفاره، و حکم سخن اول او نیز جز پس از کفاره باطل نمیشود.»
1) التهذیب 8- 18- 56، و الاستبصار 3- 265- 949، و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 15 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 17- 52.
3) مجمع البیان 5- 247.
4) تقدم فی الحدیثین 1 و 6 من الباب 6 من أبواب الاعتکاف، و فی الباب 1، و فی الحدیث 4 من الباب 4، و فی الحدیث 5 و 6 من الباب 6 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی الحدیث 3 من الباب 11، و فی الأبواب 12- 19 من هذه الأبواب.
(1)11 بَابُ أَنَّ الظِّهَارَ یَقَعُ مِنَ الْحُرَّةِ وَ الْأَمَةِ زَوْجَةً کَانَتْ أَوْ مَمْلُوکَةً لَهُ
ترجمه:
باب اینکه ظهار از زن آزاد و کنیز جاری میشود، چه همسر او باشد و چه مملوک او.
28697- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِیمَ ع عَنِ الرَّجُلِ یُظَاهِرُ مِنْ جَارِیَتِهِ فَقَالَ الْحُرَّةُ وَ الْأَمَةُ فِی ذَا سَوَاءٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ (3)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
اسحاق بن عمار گفت: از ابا ابراهیم (ع) درباره مردی که از کنیزش ظهار میکند، پرسیدم. ایشان فرمودند: زن آزاد و کنیز در این حکم برابرند.
28698- 2- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الظِّهَارِ عَلَی الْحُرَّةِ وَ الْأَمَةِ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو بزرگوار (ع) نقل میکند که درباره ظهار نسبت به زن آزاد و کنیز از ایشان پرسیده شد. فرمودند: بله.
28699- 3- (6)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِی الْحَسَنِ ع فِی رَجُلٍ کَانَ لَهُ عَشْرُ جَوَارٍ فَظَاهَرَ مِنْهُنَّ جَمِیعاً بِکَلَامٍ وَاحِدٍ فَقَالَ عَلَیْهِ عَشْرُ کَفَّارَاتٍ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (7)وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
حفص بن بختری از امام صادق (ع) یا امام کاظم (ع) نقل میکند که درباره مردی که ده کنیز داشت و با یک جمله از همه آنها ظهار کرد، پرسیده شد. ایشان فرمودند: بر او ده کفاره واجب است.
1) الباب 11 فیه 7 أحادیث.
2) الکافی 6- 156- 11.
3) الفقیه 3- 535- 4848.
4) التهذیب 8- 24- 76، و الاستبصار 3- 264- 945.
5) الکافی 6- 156- 12، و التهذیب 8- 17- 53، و الاستبصار 3- 264- 947، و أورد قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 10، و صدره فی الحدیث 1 من الباب 13 من هذه الأبواب، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 4، و فی الحدیث 1 من الباب 5 من أبواب الکفّارات.
6) الکافی 6- 157- 16، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 14 من هذه الأبواب.
7) التهذیب 8- 21- 67، و الاستبصار 3- 263- 943.
28700- 4- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ الْمِیثَمِیِّ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنْ جَارِیَتِهِ قَالَ هِیَ مِثْلُ ظِهَارِ الْحُرَّةِ.
ترجمه:
ابن ابی یعفور گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که از کنیزش ظهار کرد، پرسیدم. ایشان فرمودند: حکم آن همانند ظهار زن آزاد است.
28701- 5- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ الْقَلَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الظِّهَارِ مِنَ الْحُرَّةِ وَ الْأَمَةِ قَالَ نَعَمْ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) نقل میکند که از ایشان درباره ظهار نسبت به زن آزاد و کنیز پرسیدم. فرمودند: بله، این حدیث ادامه دارد .
28702- 6- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ جَارِیَتَهُ عَلَیْهِ کَظَهْرِ أُمِّهِ قَالَ یَأْتِیهَا وَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ.
قَالَ الشَّیْخُ هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی أَنَّهُ أَخَلَّ بِشَرَائِطِ الظِّهَارِ مِنَ الشَّاهِدَیْنِ أَوِ الطُّهْرِ أَوْ غَیْرِ ذَلِکَ انْتَهَی وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی قَصْدِ الْحَلْفِ بِالظِّهَارِ أَوْ إِرَادَةِ إِرْضَاءِ الزَّوْجَةِ لِمَا تَقَدَّمَ مِنْ قِصَّةِ رَاوِی هَذَا الْحَدِیثِ وَ هُوَ قَرِیبٌ مِنْ قَوْلِ الشَّیْخِ (4).
ترجمه:
حمزه بن حمران گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که کنیزش را مانند مادرش بر خود حرام کرده بود، پرسیدم. ایشان فرمودند: میتواند با او رابطه داشته باشد و چیزی بر او واجب نیست.
مرحوم شیخ این روایت را به این صورت تفسیر کرده که مرد شرایط ظهار، مانند حضور دو شاهد یا پاکی زن و غیره را رعایت نکرده است. همچنین ممکن است این حکم به نیت قسم خوردن به ظهار یا جلب رضایت همسر مرتبط باشد، همانطور که در داستان راوی این حدیث آمده و این تفسیر نزدیک به نظر شیخ است.
28703- 7- (5)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُظَاهِرُ مِنْ أَمَتِهِ فَقَالَ کَانَ جَعْفَرٌ یَقُولُ یَقَعُ عَلَی الْحُرَّةِ وَ الْأَمَةِ الظِّهَارُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل میکند که از ایشان درباره مردی که از کنیزش ظهار میکند، پرسیدم. ایشان فرمودند: امام جعفر (ع) میفرمودند که ظهار بر زن آزاد و کنیز جاری میشود.
(3)12 بَابُ أَنَّ الظِّهَارَ یَقَعُ مِنَ الْحُرِّ وَ الْعَبْدِ إِلَّا أَنَّ عَلَی الْعَبْدِ نِصْفَ الْکَفَّارَةِ صَوْمَ الشَّهْرِ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ عِتْقٌ وَ لَا إِطْعَامٌ
ترجمه:
باب اینکه ظهار از مرد آزاد و برده جاری میشود، جز اینکه در برده نصف کفاره واجب است که شامل روزه یک ماه میشود و بر او آزاد کردن برده یا اطعام واجب نیست.
28704- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَمْلُوکِ أَ عَلَیْهِ ظِهَارٌ فَقَالَ عَلَیْهِ نِصْفُ مَا عَلَی الْحُرِّ صَوْمُ شَهْرٍ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ مِنْ صَدَقَةٍ وَ لَا عِتْقٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ (5)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
محمد بن حمران گفت: از امام صادق (ع) درباره برده پرسیدم که آیا ظهار بر او واجب است؟ ایشان فرمودند: بر او نصف چیزی واجب است که بر مرد آزاد است، یعنی روزه یک ماه، و بر او کفارهای از صدقه یا آزاد کردن برده واجب نیست.
28705- 2- (7)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثِ الظِّهَارِ قَالَ: إِنَّ الْحُرَّ وَ الْمَمْلُوکَ سَوَاءٌ غَیْرَ أَنَّ عَلَی الْمَمْلُوکِ نِصْفَ مَا عَلَی الْحُرِّ مِنَ الْکَفَّارَةِ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ عِتْقٌ وَ لَا صَدَقَةٌ إِنَّمَا عَلَیْهِ صِیَامُ شَهْرٍ.
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ مِنَ الْکَفَّارَةِ (8).
1) تقدم فی الأبواب 1 و 4 و 9 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 13، و فی الحدیث 2 من الباب 14، و فی الباب 15 و 16 من هذه الأبواب.
3) الباب 12 فیه 3 أحادیث.
4) الکافی 6- 156- 13.
5) التهذیب 8- 24- 79.
6) الفقیه 3- 535- 4849.
7) الکافی 6- 155- 10، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 4، و قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 1، و فی الحدیث 4 من الباب 10 من هذه الأبواب.
8) الفقیه 3- 531- 4835.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ إِلَی آخِرِهِ (1).
ترجمه:
جمیل بن دراج از امام صادق (ع) در حدیث ظهار نقل میکند که فرمودند: مرد آزاد و برده در این حکم برابرند، جز اینکه بر برده نصف کفارهای واجب است که بر مرد آزاد واجب است. بر برده آزاد کردن برده یا صدقه واجب نیست، بلکه تنها روزه یک ماه بر او واجب است.
28706- 3- (2)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوکِ أَ عَلَیْهِ ظِهَارٌ فَقَالَ نِصْفُ مَا عَلَی الْحُرِّ مِنَ الصَّوْمِ وَ لَیْسَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ صَدَقَةٌ وَ لَا عِتْقٌ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (3).
ترجمه:
ابوحمزه ثمالی از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمودند: درباره بردهای پرسیدم که آیا ظهار بر او واجب است؟ ایشان فرمودند: نصف آنچه بر مرد آزاد واجب است، یعنی روزه، بر او واجب است و بر او کفاره صدقه یا آزاد کردن برده واجب نیست.
(4)13 بَابُ أَنَّ مَنْ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ مَرَّاتٍ مُتَعَدِّدَةً فَعَلَیْهِ لِکُلِّ ظِهَارٍ کَفَّارَةٌ
ترجمه:
باب اینکه کسی که از یک زن، بارها ظهار کند، برای هر ظهار، کفارهای بر او واجب است.
28707- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَوْ أَکْثَرَ فَقَالَ: قَالَ عَلِیٌّ ع مَکَانَ کُلِّ مَرَّةٍ کَفَّارَةٌ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از آن دو بزرگوار (ع) نقل میکند که درباره مردی که پنج بار یا بیشتر از همسرش ظهار کرده بود، پرسیدم. فرمودند: امام علی (ع) فرمودند که برای هر بار ظهار، کفارهای واجب است.
28708- 2- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قَالَ یُکَفِّرُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ الْحَدِیثَ.
1) التهذیب 8- 9- 28.
2) الکافی 6- 156- 15.
3) تقدم فی الأبواب 1 و 4 و 9 و 11 من هذه الأبواب.
4) الباب 13 فیه 6 أحادیث.
5) الکافی 6- 156- 12، و التهذیب 8- 17- 53، و الاستبصار 3- 262- 938، و أورد قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 10، و فی الحدیث 2 من الباب 11 من هذه الأبواب، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 4، و فی الحدیث 1 من الباب 5 من أبواب الکفّارات.
6) الکافی 6- 156- 14، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 65- 134، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 15 من هذه الأبواب.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ مِثْلَهُ (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
مِثْلَهُ وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
حلبی گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که سه بار از همسرش ظهار کرده بود، پرسیدم. ایشان فرمودند: باید سه بار کفاره بدهد.
28709- 3- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ (عَنْ جَمِیلٍ) (4)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِیمَنْ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً فَقَالَ عَلَیْهِ خَمْسَ عَشْرَةَ کَفَّارَةً.
ترجمه:
جمیل از امام صادق (ع) نقل میکند که درباره کسی که پانزده بار از همسرش ظهار کرده بود، پرسیده شد. ایشان فرمودند: بر او پانزده کفاره واجب است.
28710- 4- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَوْ أَکْثَرَ مَا عَلَیْهِ قَالَ عَلَیْهِ مَکَانَ کُلِّ مَرَّةٍ کَفَّارَةٌ.
وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (6)وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ نَحْوَهُ (7).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل میکند که درباره مردی که پنج بار یا بیشتر از همسرش ظهار کرده بود، پرسیدم. ایشان فرمودند: بر او برای هر بار ظهار، کفارهای واجب است.
28711- 5- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ زِیَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ: سَأَلَ أَبُو الْوَرْدِ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی مِائَةَ مَرَّةٍ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یُطِیقُ لِکُلِّ مَرَّةٍ عِتْقَ نَسَمَةٍ قَالَ
1) الفقیه 3- 531- 4833.
2) التهذیب 8- 18- 59، و الاستبصار 3- 265- 952.
3) التهذیب 8- 22- 69، و الاستبصار 3- 262- 939.
4) فی التهذیب- عن رجل.
5) التهذیب 8- 22- 70.
6) التهذیب 8- 22- 71 و الاستبصار 3- 262- 940.
7) الفقیه 3- 531- 4834.
8) التهذیب 8- 22- 72، و الاستبصار 3- 263- 941، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 6 من أبواب الکفّارات.
لَا قَالَ یُطِیقُ (1)إِطْعَامَ سِتِّینَ مِسْکِیناً مِائَةَ مَرَّةٍ قَالَ لَا قَالَ فَیُطِیقُ صِیَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ مِائَةَ مَرَّةٍ قَالَ لَا قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زِیَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
ابو جارود زیاد بن منذر نقل میکند که ابو ورد از امام باقر (ع) در حضور من درباره مردی پرسید که به همسرش گفته بود: «تو بر من مانند مادر من هستی، صد بار.» امام باقر (ع) فرمودند: آیا او توانایی دارد که برای هر بار، بردهای آزاد کند؟ گفت: نه. فرمودند: آیا توانایی دارد که برای هر بار، شصت مسکین را اطعام کند؟ گفت: نه. فرمودند: آیا توانایی دارد که برای هر بار، دو ماه پیاپی روزه بگیرد؟ گفت: نه. فرمودند: در این صورت، بین آنها جدایی برقرار میشود.
28712- 6- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ (فِی کُلِّ مَجْلِسٍ وَاحِدَةً) (4)قَالَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّ الْمُرَادَ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ فِی الْجِنْسِ کَمَا یَأْتِی (5)وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی مَا لَوْ کَرَّرَ الصِّیغَةَ بِقَصْدِ تَأْکِیدِ الظِّهَارِ الْأَوَّلِ لَا إِنْشَاءِ ظِهَارٍ آخَرَ فَإِنَّ الْقَصْدَ وَ الْإِرَادَةَ شَرْطٌ فِی الظِّهَارِ لِمَا مَرَّ (6)وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی الْإِنْکَارِ.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق (ع) درباره مردی نقل میکند که در یک مجلس، چهار بار از همسرش ظهار کرده بود. ایشان فرمودند: بر او تنها یک کفاره واجب است.
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را چنین تفسیر کرده که منظور از کفاره واحده، کفارهای واحد برای یک نوع ظهار است، همانطور که ذکر شده است. همچنین ممکن است این حکم زمانی باشد که مرد عبارتی را با قصد تأکید بر ظهار اول تکرار کند و نه ایجاد ظهار جدید، زیرا قصد و نیت در ظهار شرط است. این حکم نیز احتمال تفسیر به نفی را دارد.
(7)14 بَابُ أَنَّ مَنْ ظَاهَرَ مِنْ نِسَاءٍ مُتَعَدِّدَةٍ وَجَبَ عَلَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدَةٍ کَفَّارَةٌ وَ إِنْ کَانَ بِلَفْظٍ وَاحِدٍ
ترجمه:
باب اینکه کسی که از زنان متعدد ظهار کند، برای هر یک از آنها کفارهای واجب است، حتی اگر با یک عبارت باشد.
28713- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ
أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِی الْحَسَنِ ع فِی رَجُلٍ کَانَ لَهُ عَشْرُ جَوَارٍ فَظَاهَرَ مِنْهُنَّ جَمِیعاً کُلَّهُنَّ بِکَلَامٍ وَاحِدٍ فَقَالَ عَلَیْهِ عَشْرُ کَفَّارَاتٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
حفص بن بختری از امام صادق (ع) یا امام کاظم (ع) نقل میکند که درباره مردی که ده کنیز داشت و با یک جمله از همه آنها ظهار کرد، پرسیده شد. ایشان فرمودند: بر او ده کفاره واجب است.
28714- 2- (2)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ قَالَ سَأَلَ الْحُسَیْنُ بْنُ مِهْرَانَ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنْ أَرْبَعِ نِسْوَةٍ قَالَ یُکَفِّرُ لِکُلِّ وَاحِدَةٍ (3)کَفَّارَةً وَ سَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ وَ جَارِیَتِهِ مَا عَلَیْهِ قَالَ عَلَیْهِ لِکُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا کَفَّارَةٌ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً.
أَقُولُ: أَوْ هُنَا مَحْمُولَةٌ عَلَی التَّفْصِیلِ أَوِ التَّقْسِیمِ لَا التَّخْیِیرِ لِمَا یَأْتِی فِی مَحَلِّهِ (4)ذَکَرَهُ الشَّیْخُ (5)وَ غَیْرُهُ (6).
ترجمه:
صفوان نقل میکند که حسین بن مهران از امام رضا (ع) درباره مردی که از چهار زن ظهار کرده بود، پرسید. ایشان فرمودند: برای هر یک از آنها کفارهای بر او واجب است. همچنین درباره مردی که از همسرش و کنیزش ظهار کرده بود، پرسید. ایشان فرمودند: برای هر یک از آنها کفارهای واجب است که شامل آزاد کردن برده یا روزه دو ماه پیاپی یا اطعام شصت مسکین است.
می گویم : مرحوم شیخ این حکم را به صورت تفصیل یا تقسیم و نه به عنوان تخییر بیان کرده است، همانطور که در محل خودش آمده است.
28715- 3- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی الْخَزَّازِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع فِی رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنْ أَرْبَعِ نِسْوَةٍ قَالَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ غِیَاثٍ (8)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّهُ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ فِی الْجِنْسِ إِمَّا عِتْقٌ أَوْ صِیَامٌ أَوْ إِطْعَامٌ وَ یُمْکِنُ حَمْلُهُ عَلَی الْإِنْکَارِ.
ترجمه:
غیاث بن ابراهیم از امام جعفر (ع) از پدرشان از امام علی (ع) نقل میکند که درباره مردی که از چهار زن ظهار کرده بود، فرمودند: بر او یک کفاره واجب است.
می گویم : مرحوم
شیخ این حدیث را چنین تفسیر کرده که کفاره واحده به معنای یک نوع کفاره است که میتواند شامل آزاد کردن برده، روزه گرفتن یا اطعام باشد. همچنین احتمال تفسیر به نفی نیز در این مورد مطرح شده است.
1) التهذیب 8- 21- 67، و الاستبصار 3- 263- 943.
2) الکافی 6- 158- 20.
3) فی المصدر زیادة- منهن.
4) یأتی فی الباب 1 من أبواب الکفّارات.
5) راجع التهذیب 8- 322- 1194 ذیل 1194 و الاستبصار 4- 58- 199 ذیل 199.
6) راجع الشرائع 3- 67، و القواعد 2- 144.
7) التهذیب 8- 21- 68، و الاستبصار 3- 263- 944.
8) الفقیه 3- 534- 4843.
(1)15 بَابُ أَنَّ الْمُظَاهِرَ إِذَا جَامَعَ قَبْلَ الْکَفَّارَةِ عَالِماً لَزِمَهُ کَفَّارَةٌ أُخْرَی وَ لَمْ یَحِلَّ لَهُ الْوَطْءُ حَتَّی یُکَفِّرَ
ترجمه:
باب اینکه مظاهر اگر پیش از دادن کفاره با علم به حکم، جماع کند، کفاره دیگری بر او واجب میشود و جماع برای او حلال نمیگردد تا کفاره دهد.
28716- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ غَیْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: إِذَا وَاقَعَ الْمَرَّةَ الثَّانِیَةَ قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ فَعَلَیْهِ کَفَّارَةٌ أُخْرَی لَیْسَ فِی هَذَا اخْتِلَافٌ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: اگر مردی پیش از دادن کفاره، برای بار دوم جماع کند، کفاره دیگری بر او واجب میشود و در این حکم اختلافی نیست.
28717- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: فَإِنْ وَاقَعَ یَعْنِی الْمُظَاهِرَ قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ قَالَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ یُمْسِکُ حَتَّی یُکَفِّرَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ (4)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (5)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی أَنَّهُ یُکَفِّرُ کَفَّارَتَیْنِ لِمَا مَضَی (6)وَ یَأْتِی (7)قَالَهُ الشَّیْخُ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل میکند که فرمودند: اگر مظاهر پیش از کفاره دادن، جماع کند، باید از خداوند طلب مغفرت کند و خودداری کند تا کفاره دهد.
همچنین،
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را چنین تفسیر کرده که او باید دو کفاره برای آنچه گذشته، بپردازد.
28718- 3- (8)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یُظَاهِرُ مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ فَلْیُکَفِّرْ قُلْتُ فَإِنَّهُ
1) الباب 15 فیه 9 أحادیث.
2) الکافی 6- 157- 17، و التهذیب 8- 18- 58، و الاستبصار 3- 265- 951.
3) الکافی 6- 156- 14، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 13 من هذه الأبواب.
4) الفقیه 3- 531- 4833.
5) التهذیب 8- 18- 59، و الاستبصار 3- 265- 952.
6) مضی فی الحدیث 1 من هذا الباب.
7) یأتی فی الأحادیث 4 و 5 و 6 من هذا الباب.
8) الکافی 6- 160- 31.
وَاقَعَ قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ قَالَ أَتَی حَدّاً مِنْ حُدُودِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ وَ لْیَکُفَّ حَتَّی یُکَفِّرَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبَانٍ (1)
قَالَ الصَّدُوقُ یَعْنِی فِی الظِّهَارِ الَّذِی یَکُونُ بِشَرْطٍ فَأَمَّا الظِّهَارُ الَّذِی لَیْسَ بِشَرْطٍ فَمَتَی جَامَعَ صَاحِبُهُ قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ لَزِمَهُ کَفَّارَةٌ أُخْرَی انْتَهَی وَ یَحْتَمِلُ مَا مَرَّ (2).
ترجمه:
أبان از حسن صیقل نقل میکند که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که از همسرش ظهار کرده بود، پرسیدم. ایشان فرمودند: باید کفاره بدهد. گفتم: اگر پیش از کفاره دادن جماع کند، چه حکمی دارد؟ فرمودند: او یکی از حدود الهی را مرتکب شده است، پس باید از خداوند طلب مغفرت کند و خودداری کند تا کفاره بدهد.
مرحوم صدوق این روایت را چنین تفسیر کرده که این حکم مربوط به ظهاری است که با شرط همراه باشد. اما در ظهاری که بدون شرط باشد، اگر صاحب ظهار پیش از کفاره دادن جماع کند، کفاره دیگری بر او واجب میشود. این تفسیر نیز احتمالاً به موارد گذشته اشاره دارد.
28719- 4- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یُظَاهِرُ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ یُرِیدُ أَنْ یُتِمَّ عَلَی طَلَاقِهَا قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ قُلْتُ إِنْ أَرَادَ أَنْ یَمَسَّهَا قَالَ لَا یَمَسَّهَا حَتَّی یُکَفِّرَ قُلْتُ فَإِنْ فَعَلَ فَعَلَیْهِ شَیْءٌ قَالَ إِی وَ اللَّهِ إِنَّهُ لآَثِمٌ ظَالِمٌ قُلْتُ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ غَیْرُ الْأُولَی قَالَ نَعَمْ یُعْتِقُ أَیْضاً رَقَبَةً.
ترجمه:
حلبی گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی که از همسرش ظهار کرده و سپس قصد طلاق او را دارد، پرسیدم. ایشان فرمودند: کفارهای بر او واجب نیست. گفتم: اگر بخواهد با او رابطه داشته باشد؟ فرمودند: نباید با او رابطه داشته باشد تا کفاره بدهد. گفتم: اگر این کار را انجام دهد، آیا چیزی بر او واجب است؟ فرمودند: بله، به خدا قسم، او گناهکار و ظالم است. گفتم: آیا کفارهای غیر از کفاره اول بر او واجب است؟ فرمودند: بله، باید بردهای دیگر نیز آزاد کند.
28720- 5- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ فَلَمْ یَفِئْ قَالَ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا قُلْتُ فَإِنَّهُ أَتَاهَا قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ قَالَ بِئْسَ مَا صَنَعَ قُلْتُ عَلَیْهِ شَیْءٌ قَالَ أَسَاءَ وَ ظَلَمَ قُلْتُ فَیَلْزَمُهُ شَیْءٌ قَالَ رَقَبَةٌ أَیْضاً (5).
ترجمه:
حسن صیقل از امام صادق (ع) نقل میکند که گفت: به ایشان گفتم مردی از همسرش ظهار کرده و بازنگشته است. فرمودند: بر او کفاره واجب است پیش از آنکه با او تماس داشته باشد. گفتم: اگر پیش از کفاره دادن با او رابطه داشته باشد، چه حکمی دارد؟ فرمودند: کار بدی کرده است. گفتم: آیا چیزی بر او واجب است؟ فرمودند: او بد کرده و ظلم کرده است. گفتم: آیا چیزی بر او لازم است؟ فرمودند: بله، باید بردهای نیز آزاد کند.
1) الفقیه 3- 530- 4832.
2) مر فی ذیل الحدیث 2 من هذا الباب.
3) التهذیب 8- 18- 56، و الاستبصار 3- 265- 949، و أورد صدره فی الحدیث 8 من الباب 10 من هذه الأبواب.
4) التهذیب 8- 18- 57 و التهذیب 8- 14- 46، و الاستبصار 3- 262- 937 و الاستبصار 3- 265- 950، و أورد صدره فی الحدیث 11 من الباب 16 من هذه الأبواب.
5) رواه الشیخ أربع مرّات" منه قده" (هامش المخطوط).
28721- 6- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَتَی تَجِبُ الْکَفَّارَةُ عَلَی الْمُظَاهِرِ قَالَ إِذَا أَرَادَ أَنْ یُوَاقِعَ قَالَ قُلْتُ: فَإِنْ وَاقَعَ قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ قَالَ فَقَالَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ أُخْرَی.
ترجمه:
ابو بصیر نقل میکند که به امام صادق (ع) گفتم: چه زمانی کفاره بر مظاهر واجب میشود؟ ایشان فرمودند: هنگامی که بخواهد جماع کند. گفتم: اگر پیش از کفاره دادن جماع کند، چه حکمی دارد؟ فرمودند: بر او کفاره دیگری واجب است.
28722- 7- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِیِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: أَتَی رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ مِنْ بَنِی النَّجَّارِ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ إِنِّی ظَاهَرْتُ مِنِ امْرَأَتِی فَوَاقَعْتُهَا قَبْلَ أَنْ أُکَفِّرَ قَالَ وَ مَا حَمَلَکَ عَلَی ذَلِکَ قَالَ رَأَیْتُ بَرِیقَ خَلْخَالِهَا وَ بَیَاضَ سَاقِهَا فِی الْقَمَرِ فَوَاقَعْتُهَا فَقَالَ لَهُ النَّبِیُّ ص لَا تَقْرَبْهَا حَتَّی تُکَفِّرَ وَ أَمَرَهُ بِکَفَّارَةِ الظِّهَارِ وَ أَنْ یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّهُ أَمَرَهُ بِکَفَّارَتَیْنِ وَ جَوَّزَ حَمْلَهُ عَلَی مَنْ فَعَلَ ذَلِکَ جَاهِلًا أَوْ نَاسِیاً لِمَا یَأْتِی (3)وَ
رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ ذَکَرَ نَحْوَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ وَ أَمَرَهُ بِکَفَّارَةٍ وَاحِدَةٍ (4).
أَقُولُ: هَذَا یَحْتَمِلُ النَّسْخَ وَ یَحْتَمِلُ إِرَادَةَ الِاتِّحَادِ فِی الْجِنْسِ کَمَا مَرَّ (5)وَ یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ الرَّجُلُ کَانَ عَاجِزاً عَمَّا زَادَ عَنْ کَفَّارَةٍ وَاحِدَةٍ فَیَکُونُ الِاسْتِغْفَارُ کَفَّارَةً أُخْرَی وَ یَحْتَمِلُ کَوْنَهُ جَاهِلًا کَمَا قَالَ الشَّیْخُ وَ یَحْتَمِلُ کَوْنَ ظِهَارِهِ مَشْرُوطاً بِالْمُوَاقَعَةِ وَ یَکُونُ الْأَمْرُ بِالاسْتِغْفَارِ لِأَجْلِ التَّلَفُّظِ بِالظِّهَارِ.
ترجمه:
علی بن جعفر از پدرش و او از اجدادش از امام علی (ع) در حدیثی نقل میکند: مردی از انصار، از قبیله بنی نجار، نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: «من از همسرم ظهار کردم و پیش از اینکه کفاره بدهم، با او رابطه داشتم.» پیامبر (ص) فرمودند: «چه چیزی باعث این کار تو شد؟» مرد پاسخ داد: «درخشش خلخال و سفیدی ساق پای او را زیر نور ماه دیدم و با او رابطه برقرار کردم.» پیامبر (ص) به او فرمودند: «به او نزدیک نشو تا کفاره بدهی» و او را به کفاره ظهار و طلب مغفرت از خداوند امر کردند.
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را به این صورت تفسیر کرده که پیامبر (ص) او را به دو کفاره امر کردند و احتمال داده که این دستور مربوط به کسی باشد که جاهلانه یا از روی فراموشی این کار را انجام داده است. این حکم میتواند احتمال نسخ داشته باشد، یا مربوط به اتحاد در جنس کفاره، همانطور که پیشتر ذکر شد. همچنین احتمال دارد که مرد از انجام بیش از یک کفاره عاجز بوده و استغفار به عنوان کفاره دوم باشد. احتمال دیگری که مرحوم شیخ بیان کرده، این است که ظهار مشروط به انجام رابطه باشد و دستور به استغفار به دلیل بیان لفظ ظهار صادر شده است.
28723- 8- (1)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ (الْحُسَیْنِ) (2)عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الظِّهَارُ لَا یَقَعُ إِلَّا عَلَی الْحِنْثِ فَإِذَا حَنِثَ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُوَاقِعَهَا حَتَّی یُکَفِّرَ فَإِنْ جَهِلَ وَ فَعَلَ فَإِنَّمَا عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمودند: ظهار تنها در صورت حنث (شکستن قسم) واقع میشود. پس اگر حنث کرد، حق ندارد با همسرش رابطه داشته باشد تا کفاره بدهد. اما اگر از روی جهل این کار را انجام دهد، تنها یک کفاره بر او واجب است.
28724- 9- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی (عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ) (5)عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ غَشِیَهَا قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ فَإِنَّمَا عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ وَ یَکُفُّ عَنْهَا حَتَّی یُکَفِّرَ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ الْوَجْهُ فِی مِثْلِهِ (6)وَ یَأْتِی مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ (7)وَ عَدَمُ وُجُوبِ کَفَّارَةٍ عَلَی الْمُظَاهِرِ بِالْوَطْءِ أَصْلًا وَ أَنَّهُ مَحْمُولٌ عَلَی تَعْلِیقِ الظِّهَارِ عَلَی الْوَطْءِ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمودند: اگر مردی از همسرش ظهار کند و پیش از کفاره دادن با او رابطه داشته باشد، تنها یک کفاره بر او واجب است و باید از رابطه خودداری کند تا کفاره بدهد.
می گویم : تفسیر این حکم در موارد مشابه نیز آمده است. همچنین، مواردی که ظاهر آنها با این حکم منافات دارد و عدم وجوب کفاره بر مظاهر در صورت رابطه را بیان میکند، به این صورت تفسیر شده که ظهار مشروط به رابطه بوده است.
1) التهذیب 8- 19- 61، و الاستبصار 3- 266- 954.
2) فی الاستبصار- الحسن.
3) التهذیب 8- 11- 37، و الاستبصار 3- 259- 927 و أورده فی الحدیث 9 من الباب 16 من هذه الأبواب.
4) التهذیب 8- 20- 62، و الاستبصار 3- 266- 955.
5) لیس فی الاستبصار.
6) تقدم فی الحدیث 7 من هذا الباب.
7) یأتی فی الباب 16 من هذه الأبواب.
(1)16 بَابُ جَوَازِ تَعْلِیقِ الظِّهَارِ عَلَی الشَّرْطِ وَ کَوْنِ الشَّرْطِ هُوَ الْوَطْءَ وَ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الظِّهَارُ قَبْلَ حُصُولِهِ
ترجمه:
باب جواز تعلیق ظهار بر شرط و اینکه شرط، وطء باشد و ظهار پیش از تحقق شرط واقع نمیشود.
28725- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الظِّهَارُ ضَرْبَانِ أَحَدُهُمَا فِیهِ الْکَفَّارَةُ قَبْلَ الْمُوَاقَعَةِ وَ الْآخَرُ بَعْدَهُ (3)فَالَّذِی یُکَفِّرُ قَبْلَ الْمُوَاقَعَةِ الَّذِی یَقُولُ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی وَ لَا یَقُولُ إِنْ فَعَلْتُ بِکِ کَذَا وَ کَذَا وَ الَّذِی یُکَفِّرُ بَعْدَ الْمُوَاقَعَةِ هُوَ الَّذِی یَقُولُ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ قَرِبْتُکِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: ظهار دو نوع است؛ یکی کفاره آن پیش از جماع واجب است و دیگری پس از آن. ظهاری که کفاره آن پیش از جماع واجب است، حالتی است که مرد میگوید: «تو بر من مانند پشت مادرم هستی» بدون اینکه شرطی مانند «اگر چنین و چنان کنم» به آن اضافه کند. اما ظهاری که کفاره آن پس از جماع واجب است، حالتی است که مرد میگوید: «تو بر من مانند پشت مادرم هستی اگر به تو نزدیک شوم.»
28726- 2- (5)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنِ الرَّزَّازِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِی عُیَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع إِنِّی ظَاهَرْتُ مِنْ أُمِّ وَلَدِی (6)ثُمَّ وَقَعْتُ عَلَیْهَا ثُمَّ کَفَّرْتُ فَقَالَ هَکَذَا یَصْنَعُ الرَّجُلُ الْفَقِیهُ إِذَا وَقَعَ (7)کَفَّرَ.
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی جَعْلِ الْوَطْءِ شَرْطاً فِی الظِّهَارِ.
ترجمه:
زراره نقل میکند که به امام باقر (ع) گفتم: «من از ام ولد خود ظهار کردم، سپس با او رابطه داشتم و بعد کفاره دادم.» ایشان فرمودند: «اینگونه عمل میکند مرد فقیه؛ اگر رابطه داشت، کفاره میدهد.»
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را چنین تفسیر کرده که این حکم بر اساس مشروط کردن ظهار به وطء است.
28727- 3- (8)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ
عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ رَجُلٍ (1)قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ ع إِنِّی قُلْتُ لِامْرَأَتِی أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ خَرَجْتُ مِنْ بَابِ الْحُجْرَةِ فَخَرَجْتُ فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْکَ شَیْءٌ فَقُلْتُ إِنِّی أَقْوَی (2)عَلَی أَنْ أُکَفِّرَ فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْکَ شَیْءٌ فَقُلْتُ إِنِّی أَقْوَی (3)عَلَی أَنْ أُکَفِّرَ رَقَبَةً وَ رَقَبَتَیْنِ فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْکَ شَیْءٌ قَوِیتَ أَوْ لَمْ تَقْوَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ أَنَّ رَجُلًا قَالَ لِأَبِی الْحَسَنِ ع وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ (5)أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَی قَصْدِ الْیَمِینِ وَ إِنَّ الْکَفَّارَةَ الْمَنْفِیَّةَ کَفَّارَةُ الْیَمِینِ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی إِرَادَةِ عَدَمِ لُزُومِ الْکَفَّارَةِ قَبْلَ إِرَادَةِ الْوَطْءِ إِذْ لَا تَجِبُ بِمُجَرَّدِ حُصُولِ الشَّرْطِ.
ترجمه:
ابن بُکَیر از مردی نقل میکند که گفت: به امام کاظم (ع) گفتم: «به همسرم گفتم: تو بر من همچون پشت مادرم هستی اگر از درِ اتاق بیرون بروی، و او از اتاق بیرون رفت.» امام (ع) فرمودند: «هیچ چیز بر تو واجب نیست.» گفتم: «من توانایی بر دادن کفاره دارم.» فرمودند: «هیچ چیز بر تو واجب نیست.» گفتم: «من توانایی آزاد کردن یک یا دو برده را دارم.» فرمودند: «هیچ چیز بر تو واجب نیست، چه توانایی داشته باشی و چه نداشته باشی.»
می گویم : این روایت را به قصد قسم تعبیر کرده است و کفارهای که نفی شده است، کفاره قسم میباشد. همچنین، ممکن است این حکم به عدم لزوم کفاره پیش از قصد وطء تفسیر شود، زیرا کفاره تنها با تحقق شرط واجب نمیگردد.
28728- 4- (6)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الزَّیَّاتِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی الْحَسَنِ ع إِنِّی ظَاهَرْتُ مِنِ امْرَأَتِی فَقَالَ کَیْفَ قُلْتَ قَالَ قُلْتُ: أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ فَعَلْتُ کَذَا وَ کَذَا فَقَالَ لِی لَا شَیْءَ عَلَیْکَ وَ لَا تَعُدْ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ (مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی) (7)عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْأَدَمِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الزَّیَّاتِ مِثْلَهُ (8).
ترجمه:
قاسم بن محمد زیات نقل میکند که به امام کاظم (ع) گفتم: «من از همسرم ظهار کردم.» ایشان فرمودند: «چگونه گفتی؟» گفتم: «گفتم: تو بر من همچون پشت مادرم هستی اگر چنین و چنان کنم.» امام (ع) فرمودند: «چیزی بر تو واجب نیست و دیگر تکرار نکن.»
1) فی المصدر زیادة- من أصحابنا، عن رجل.
2) فی الاستبصار- قوی (هامش المخطوط)، و کذلک المصدر.
3) فی الاستبصار- قوی (هامش المخطوط)، و کذلک المصدر.
4) التهذیب 8- 13- 43، و الاستبصار 3- 261- 934.
5) الفقیه 3- 532- 4838.
6) الکافی 6- 158- 24.
7) فی الاستبصار- أحمد بن محمّد بن یحیی.
8) التهذیب 8- 13- 42، و الاستبصار 3- 260- 933.
28729- 5- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ ظَاهَرَ ثُمَّ وَاقَعَ قَبْلَ أَنْ یُکَفِّرَ فَقَالَ لِی أَ وَ لَیْسَ هَکَذَا یَفْعَلُ الْفَقِیهُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ (2)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی تَعْلِیقِ الظِّهَارِ بِالْوَطْءِ لِمَا مَضَی (3)وَ یَأْتِی (4).
ترجمه:
زراره نقل میکند که به امام صادق (ع) گفتم: «مردی ظهار کرد و سپس پیش از کفاره دادن، با همسرش جماع کرد.» ایشان فرمودند: «آیا مرد فقیه چنین نمیکند؟»
می گویم : مرحوم شیخ این حدیث را به تعلیق ظهار بر وطء تفسیر کرده است، با توجه به آنچه پیشتر ذکر شده است.
28730- 6- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ حُکَیْمٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: إِنْ کَانَ مِنْهُ الظِّهَارُ فِی غَیْرِ یَمِینٍ فَإِنَّمَا عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ بَعْدَ مَا یُوَاقِعُ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (6).
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق (ع) در حدیثی نقل میکند که فرمودند: اگر ظهار از سوی او بدون قسم باشد، کفاره تنها پس از جماع بر او واجب میشود.
28731- 7- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الظِّهَارُ ظِهَارَانِ فَأَحَدُهُمَا أَنْ یَقُولَ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی ثُمَّ یَسْکُتَ فَذَلِکَ الَّذِی یُکَفِّرُ (8)فَإِذَا قَالَ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ فَعَلْتُ کَذَا وَ کَذَا فَفَعَلَ وَ حَنِثَ فَعَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ حِینَ یَحْنَثُ.
ترجمه:
حریز از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: ظهار دو نوع است؛ یکی این است که مرد بگوید: «تو بر من همچون پشت مادرم هستی» و سپس سکوت کند. در این حالت، کفاره بر او واجب است. اما اگر بگوید: «تو بر من همچون پشت مادرم هستی اگر چنین و چنان کنم» و سپس آن کار را انجام دهد و قسم خود را بشکند، کفاره بر او واجب میشود هنگامی که قسم خود را بشکند.
28732- 8- (9)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: الظِّهَارُ عَلَی ضَرْبَیْنِ فِی أَحَدِهِمَا الْکَفَّارَةُ إِذَا
1) الکافی 6- 159- 30.
2) التهذیب 8- 20- 63، و الاستبصار 3- 267- 956.
3) مضی فی الحدیث 1 من هذا الباب.
4) یأتی فی الحدیث 7 و 8 من هذا الباب.
5) الکافی 6- 160- 33، و أورده بتمامه فی الحدیث 6 من الباب 6 من هذه الأبواب.
6) تقدم فی ذیل الحدیث 5 من هذه الأبواب.
7) التهذیب 8- 12- 39، و الاستبصار 3- 259- 929.
8) فی المصدر- یکفره قبل أن یواقع.
9) التهذیب 8- 13- 41، و الاستبصار 3- 260- 931.
قَالَ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی وَ لَا یَقُولُ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی إِنْ قَرِبْتُکِ.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج نقل میکند که ظهار دو نوع است. در یکی از آنها، کفاره واجب میشود زمانی که مرد بگوید: «تو بر من مانند پشت مادرم هستی» بدون اضافه کردن شرطی مانند «اگر به تو نزدیک شوم».
28733- 9- (1)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الظِّهَارُ لَا یَقَعُ إِلَّا عَلَی الْحِنْثِ فَإِذَا حَنِثَ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یُوَاقِعَهَا حَتَّی یُکَفِّرَ فَإِنْ جَهِلَ وَ فَعَلَ کَانَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمودند: ظهار تنها در صورت حنث (شکستن قسم) واقع میشود. پس اگر حنث کرد، حق ندارد با همسرش رابطه داشته باشد تا کفاره بدهد. اما اگر از روی جهل این کار را انجام دهد، تنها یک کفاره بر او واجب است.
28734- 10- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع فِی رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ فَوَفَی قَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ.
ترجمه:
سعید اعرج از امام موسی بن جعفر (ع) نقل میکند که درباره مردی که از همسرش ظهار کرده و سپس به وعده خود وفا کرده است، فرمودند: «چیزی بر او واجب نیست.»
28735- 11- (3)وَ عَنْهُ عَنِ الْحُسَیْنِ (عَنْ صَفْوَانَ) (4)عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّیْقَلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ فَلَمْ یَفِئْ قَالَ عَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا الْحَدِیثَ.
ترجمه:
ابن مسکان از حسن صیقل نقل میکند که گفت: به امام صادق (ع) گفتم: «مردی از همسرش ظهار کرده و بازنگشته است.» فرمودند: «بر او کفاره واجب است پیش از آنکه با همسرش تماس داشته باشد.»
28736- 12- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُوسَی بْنِ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی لَزِمَهُ الظِّهَارُ قَالَ لَهَا دَخَلْتِ أَوْ لَمْ تَدْخُلِی خَرَجْتِ أَوْ لَمْ تَخْرُجِی أَوْ لَمْ یَقُلْ لَهَا شَیْئاً فَقَدْ لَزِمَهُ الظِّهَارُ.
ترجمه:
عبدالرحمن بن حجاج نقل میکند که شنیدم امام صادق (ع) فرمودند: «اگر مردی به همسرش بگوید: "تو بر من همچون پشت مادرم هستی"، ظهار بر او واجب میشود، چه به او بگوید: "داخل شدی یا نشدی، خارج شدی یا نشدی"، یا هیچچیز دیگری به او نگوید، ظهار بر او لازم میگردد.»
1) التهذیب 8- 11- 37، و الاستبصار 3- 259- 927، و أورده بإسناد آخر فی الحدیث 8 من الباب 15 من هذه الأبواب.
2) التهذیب 8- 14- 45، و الاستبصار 3- 262- 936.
3) التهذیب 8- 14- 46 و التهذیب 8- 18- 57، و الاستبصار 3- 262- 937، و الاستبصار 3- 265- 950، و أورده بتمامه فی الحدیث 5 من الباب 15 من هذه الأبواب.
4) لیس فی الموضع الأول من التهذیب.
5) التهذیب 8- 14- 47، و الاستبصار 3- 260- 932.
28737- 13- (1)وَ قَدْ تَقَدَّمَ حَدِیثُ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ الظِّهَارُ إِلَّا عَلَی مِثْلِ مَوْضِعِ الطَّلَاقِ.
أَقُولُ: خَصَّهُ الشَّیْخُ بِغَیْرِ التَّجَرُّدِ عَنِ الشَّرْطِ مِنْ شُرُوطِ الطَّلَاقِ (2)وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ عُمُوماً (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
حدیث ابن فضال از کسی که از امام صادق (ع) نقل کرده، بیان میکند: «ظهار تنها در موردی واقع میشود که مشابه مورد طلاق باشد.»
می گویم : مرحوم شیخ این حدیث را به این صورت تفسیر کرده که ظهار به غیر از تجرد از شروط طلاق اختصاص دارد.
(5)17 بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا رَفَعَتْ أَمْرَهَا إِلَی الْحَاکِمِ فَعَلَیْهِ أَنْ یُجْبِرَ الْمُظَاهِرَ عَلَی الْکَفَّارَةِ وَ الْوَطْءِ إِنْ لَمْ یُطَلِّقْ مَعَ قُدْرَتِهِ لَا مَعَ عَجْزِهِ عَنِ الْکَفَّارَةِ
ترجمه:
باب اینکه اگر زن مسئله خود را به حاکم ارجاع دهد، بر حاکم واجب است که مظاهر را بر کفاره دادن و وطء مجبور کند، در صورتی که مظاهر او را طلاق ندهد و توانایی کفاره دادن داشته باشد، نه در حالتی که از دادن کفاره عاجز باشد.
28738- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ یَزِیدَ الْکُنَاسِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ فَإِنْ ظَاهَرَ مِنْهَا (ثُمَّ) (7)تَرَکَهَا لَا یَمَسُّهَا إِلَّا أَنَّهُ یَرَاهَا مُتَجَرِّدَةً مِنْ غَیْرِ أَنْ یَمَسَّهَا هَلْ (عَلَیْهِ) (8)فِی ذَلِکَ شَیْءٌ قَالَ هِیَ امْرَأَتُهُ وَ لَیْسَ یَحْرُمُ عَلَیْهِ مُجَامَعَتُهَا وَ لَکِنْ یَجِبُ عَلَیْهِ مَا یَجِبُ عَلَی الْمُظَاهِرِ قَبْلَ أَنْ یُجَامِعَ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ قُلْتُ فَإِنْ رَفَعَتْهُ إِلَی السُّلْطَانِ وَ قَالَتْ هَذَا زَوْجِی وَ قَدْ ظَاهَرَ مِنِّی وَ قَدْ أَمْسَکَنِی لَا یَمَسُّنِی مَخَافَةَ أَنْ یَجِبَ عَلَیْهِ مَا یَجِبُ عَلَی الْمُظَاهِرِ فَقَالَ لَیْسَ عَلَیْهِ أَنْ یُجْبَرَ عَلَی الْعِتْقِ وَ الصِّیَامِ وَ الْإِطْعَامِ إِذَا لَمْ یَکُنْ لَهُ مَا یُعْتِقُ وَ لَمْ یَقْوَ عَلَی
1) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 2 من هذه الأبواب.
2) راجع التهذیب 8- 13- 44 ذیل الحدیث 44، و الاستبصار 3- 261- 935 ذیل الحدیث 935.
3) تقدم فی الباب 1، و فی الأحادیث 1 و 3 و 4 من الباب 2، و فی الحدیث 1 و 2 من الباب 3، و فی الحدیث 1 من الباب 4، و فی الأبواب 11 و 13 و 14 من هذه الأبواب.
4) یأتی فی الباب 17 من هذه الأبواب.
5) الباب 17 فیه حدیث واحد.
6) الکافی 6- 161- 34، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 10 من هذه الأبواب.
7) فی المصدر- فلم یمسها و.
8) فی المصدر- یلزمه.
الصِّیَامِ وَ لَمْ یَجِدْ مَا یَتَصَدَّقُ بِهِ قَالَ فَإِنْ کَانَ یَقْدِرُ عَلَی أَنْ یُعْتِقَ فَإِنَّ عَلَی الْإِمَامِ أَنْ یُجْبِرَهُ عَلَی الْعِتْقِ أَوِ الصَّدَقَةِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَمَسَّهَا وَ مِنْ بَعْدِ مَا یَمَسُّهَا (1).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ ٍ (2)
وَ کَذَا رَوَاهُ الصَّدُوقُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ (3)
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4).
ترجمه:
یزید کنانی از امام باقر (ع) در حدیثی نقل میکند که گفتم: «اگر مردی از همسرش ظهار کند و سپس او را ترک کند، بدون این که به او نزدیک شود، ولی او را در حالت برهنه ببیند، آیا بر او چیزی واجب است؟» ایشان فرمودند: «او همسرش است و جماع با او بر او حرام نیست، اما بر او همان چیزی واجب است که بر مظاهر پیش از جماع واجب است، زیرا او همسرش است.»
گفتم: «اگر زن او را به حاکم شکایت کند و بگوید: "این شوهر من است و از من ظهار کرده و مرا نگاه داشته است ولی با من نزدیک نمیشود از ترس اینکه بر او همان چیزی واجب شود که بر مظاهر واجب است"، حکم چیست؟» ایشان فرمودند: «اگر توانایی آزاد کردن برده، روزه گرفتن یا اطعام را نداشته باشد، بر او لازم نیست اجبار شود. اما اگر توانایی آزاد کردن برده داشته باشد، بر امام واجب است که او را بر آزاد کردن برده یا صدقه دادن مجبور کند، چه پیش از این که با او جماع کند و چه پس از آن.»
(5)18 بَابُ أَنَّ الْمُظَاهِرَ لَا یُجْبَرُ عَلَی الْکَفَّارَةِ وَ الْوَطْءِ أَوِ الطَّلَاقِ إِلَّا بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مِنْ حِینِ الْمُرَافَعَةِ وَ خِصَالِ الْکَفَّارَةِ وَ أَحْکَامِهَا
ترجمه:
باب اینکه مظاهر مجبور به کفاره، وطء یا طلاق نمیشود مگر پس از گذشت سه ماه از زمان مراجعه به حاکم، و ذکر ویژگیهای کفاره و احکام مربوط به آن.
28739- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ وُهَیْبِ (7)بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ إِنْ أَتَاهَا فَعَلَیْهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ إِلَّا تُرِکَ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءَ وَ إِلَّا أُوقِفَ حَتَّی یُسْأَلَ (8)لَکَ فِی امْرَأَتِکَ حَاجَةٌ أَوْ تُطَلِّقُهَا فَإِنْ فَاءَ فَلَیْسَ عَلَیْهِ شَیْءٌ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ طَلَّقَ وَاحِدَةً فَهُوَ أَمْلَکُ بِرَجْعَتِهَا.
1) حمله الشیخ علی التقیة فتامل و قد تقدم صدره (هامش المخطوط).
2) التهذیب 8- 16- 51.
3) الفقیه 3- 529- 4831.
4) یأتی فی الباب 18 من هذه الأبواب.
5) الباب 18 فیه حدیث واحد.
6) التهذیب 8- 6- 11 و التهذیب 8- 24- 80، و الاستبصار 3- 255- 914، و أورد صدره فی الحدیث 4 من الباب 1 من أبواب الکفّارات.
7) فی الموضع الأول من التهذیب- وهب.
8) فی التهذیب زیادة- هل.
أَقُولُ: قَوْلُهُ فَإِنْ فَاءَ مَحْمُولٌ عَلَی التَّکْفِیرِ وَ الْوَطْءِ مَعاً وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی أَحْکَامِ الْکَفَّارَاتِ (1)وَ لَفْظُ أَوْ هُنَا لِلتَّقْسِیمِ لَا لِلتَّخْیِیرِ لِمَا یَأْتِی (2).
ترجمه:
ابو بصیر نقل میکند که از امام صادق (ع) درباره مردی که از همسرش ظهار کرده پرسیدم. ایشان فرمودند: «اگر به او نزدیک شود، بر او واجب است که یا بردهای آزاد کند، یا دو ماه پیدرپی روزه بگیرد، یا شصت مسکین را اطعام کند. در غیر این صورت، به مدت سه ماه او را رها میکنند. اگر بازگشت (و با همسرش آشتی کرد)، چیزی بر او واجب نیست و او همچنان همسرش باقی میماند. اما اگر طلاق داد و یک طلاق جاری کرد، او حق بازگشت به همسرش را دارد.»
می گویم : عبارت «اگر بازگشت» به معنای کفاره دادن و وطء با هم تفسیر شده است. همچنین، در اینجا لفظ «یا» برای تقسیم بوده و نه برای اختیار، با توجه به مطالبی که در ادامه آمده است.
28740- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ السَّکُونِیِّ قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ ع فِی رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ وَ ظَاهَرَ مِنْهَا فِی کَلِمَةٍ وَاحِدَةٍ (5)قَالَ عَلَیْهِ کَفَّارَةٌ وَاحِدَةٌ.
ترجمه:
سکونی نقل میکند که امام علی (ع) درباره مردی که در یک کلام هم ایلاء از همسرش کرده و هم ظهار، فرمودند: «بر او یک کفاره واجب است.»
(6)20 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ ظِهَارٌ عَلَی طَلَاقٍ وَ لَا طَلَاقٌ عَلَی ظِهَارٍ
ترجمه:
باب اینکه ظهار بر طلاق و طلاق بر ظهار واقع نمیشود.
28741- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ ع لَا یَقَعُ ظِهَارٌ عَلَی (8)طَلَاقٍ وَ لَا طَلَاقٌ عَلَی (9)ظِهَارٍ.
أَقُولُ: فَسَّرَهُ بَعْضُ فُقَهَائِنَا بِأَنَّهُ لَا یَقَعُ أَحَدُهُمَا مَعَ إِرَادَةِ الْآخَرِ فَتَکُونُ عَلَی بِمَعْنَی مَعَ کَمَا قَالُوهُ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ (10)وَ قَوْلِهِ تَعَالَی وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلی ظُلْمِهِمْ (11)وَ غَیْرِ ذَلِکَ.
ترجمه:
مرحوم محمد بن علی بن الحسین (شیخ صدوق) نقل میکند که امام صادق (ع) فرمودند: «ظهار بر طلاق و طلاق بر ظهار واقع نمیشود.»
می گویم : برخی از فقهای ما این حدیث را چنین تفسیر کردهاند که هیچیک از این دو (ظهار و طلاق) با اراده دیگری واقع نمیشود. بهگونهای که عبارت "علی" در اینجا به معنای "مع" (همراه با) است؛ مانند مواردی که در آیات قرآن آمده است، از جمله: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ» (سوره انسان، آیه 8) و «وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلی ظُلْمِهِمْ» (سوره رعد، آیه 6) و دیگر موارد مشابه.
1) یأتی فی الأبواب 1- 8 من أبواب الکفّارات.
2) یأتی فی الباب 1 من أبواب الکفّارات.
3) الباب 19 فیه حدیث واحد.
4) الفقیه 3- 533- 4839.
5) الظاهر أن المراد من اجتماع الایلاء و الظهار أن یقول- و اللّه أنت علی کظهر أمی و یحتمل العموم لجمیع الصور فتدبر (منه قده).
6) الباب 20 فیه حدیث واحد.
7) الفقیه 3- 534- 4844.
8) فی نسخة- عن (هامش المخطوط).
9) فی نسخة- عن (هامش المخطوط).
10) الإنسان 76- 8.
11) الرعد 13- 6.
(1)21 بَابُ أَنَّ الْمَرْأَةَ لَوْ ظَاهَرَتْ مِنْ زَوْجِهَا لَمْ یَقَعْ
ترجمه:
باب اینکه اگر زنی از شوهرش ظهار کند، ظهار واقع نمیشود.
28742- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ السَّکُونِیِّ قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ زَوْجِی عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی فَلَا کَفَّارَةَ عَلَیْهِمَا (3).
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ (4).
ترجمه:
سکونی نقل میکند که امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «اگر زنی بگوید: "شوهرم بر من همچون پشت مادرم است"، هیچ کفارهای بر هیچیک از آنها واجب نیست.»
(1)1 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ بِغَیْرِ یَمِینٍ وَ إِنْ هَجَرَ الزَّوْجَةَ سَنَةً فَصَاعِداً لَکِنْ یُجْبَرُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ عَلَی الْوَطْءِ أَوِ الطَّلَاقِ إِنْ لَمْ تَصْبِرِ الْمَرْأَةُ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء بدون قسم واقع نمیشود، حتی اگر شوهر همسر خود را به مدت یک سال یا بیشتر رها کند. اما پس از گذشت چهار ماه، در صورتی که زن صبر نکند، شوهر مجبور به وطء یا طلاق میشود.
28743- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَهْجُرُ امْرَأَتَهُ مِنْ غَیْرِ طَلَاقٍ وَ لَا یَمِینٍ سَنَةً فَلَا یَأْتِی فِرَاشَهُ قَالَ لِیَأْتِ أَهْلَهُ وَ قَالَ ع أَیُّمَا رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ وَ الْإِیلَاءُ أَنْ یَقُولَ وَ اللَّهِ لَا أُجَامِعُکِ کَذَا وَ کَذَا وَ اللَّهِ لَأَغِیظَنَّکِ ثُمَّ یُغَاضِبَهَا فَإِنَّهُ یَتَرَبَّصُ بِهِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ الْحَدِیثَ.
مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ مِثْلَهُ (3)وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
حلبی نقل میکند که از امام صادق (ع) درباره مردی که بدون طلاق و قسم به مدت یک سال همسر خود را رها کرده و به بستر او نمیرود، پرسیدم. ایشان فرمودند: «باید به همسر خود بازگردد.» و فرمودند: «هر مردی که از همسرش ایلاء کند - و ایلاء این است که بگوید: به خدا قسم با تو جماع نمیکنم یا تو را اذیت میکنم - و سپس با او مخاصمه کند، برای او چهار ماه مهلت در نظر گرفته میشود.»
28744- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ
الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا غَاضَبَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَلَمْ یَقْرَبْهَا مِنْ غَیْرِ یَمِینٍ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ اسْتَعْدَتْ (1)عَلَیْهِ فَإِمَّا أَنْ یَفِیءَ وَ إِمَّا أَنْ یُطَلِّقَ فَإِنْ تَرَکَهَا مِنْ غَیْرِ مُغَاضَبَةٍ أَوْ یَمِینٍ فَلَیْسَ بِمُؤْلٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی جَوَازِ تَرْکِ الْجِمَاعِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ لَا أَزْیَدَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
حفص بن بختری از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: «اگر مردی با همسرش مخاصمه کند و بدون قسم تا چهار ماه با او نزدیکی نکند، زن میتواند علیه او به دادگاه شکایت کند. در این صورت، یا مرد باید بازگردد (و با او آشتی کند) و یا او را طلاق دهد. اما اگر او را بدون مخاصمه و بدون قسم ترک کند، مرد ایلاء کننده محسوب نمیشود.»
می گویم : قبلا دلائلی بیان شد که دلالت بر جواز ترک جماع تا چهار ماه دارد و نه بیشتر از آن.
(4)2 بَابُ أَنَّ الْمُؤْلِیَ لَا إِثْمَ عَلَیْهِ وَ لَا حَرَجَ فِی الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ لَا بَعْدَهَا إِذَا سَکَتَتِ الزَّوْجَةُ وَ رَضِیَتْ وَ لَمْ تُرَافِعْهُ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء کننده (مردی که قسم به ترک جماع با همسرش میخورد) در چهار ماه و حتی پس از آن، در صورتی که زن سکوت کند، رضایت دهد و شکایتی نکند، گناه و حرجی بر او نیست.
28745- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُکَیْرِ بْنِ أَعْیَنَ وَ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا إِذَا آلَی الرَّجُلُ أَنْ لَا یَقْرَبَ امْرَأَتَهُ فَلَیْسَ لَهَا قَوْلٌ وَ لَا حَقٌّ فِی الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ لَا إِثْمَ عَلَیْهِ فِی کَفِّهِ عَنْهَا فِی الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ مَضَتِ الْأَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ قَبْلَ أَنْ یَمَسَّهَا فَسَکَتَتْ وَ رَضِیَتْ فَهُوَ فِی حِلٍّ وَ سَعَةٍ فَإِنْ رَفَعَتْ أَمْرَهَا قِیلَ لَهُ إِمَّا أَنْ تَفِیءَ فَتَمَسَّهَا وَ إِمَّا أَنْ تُطَلِّقَ وَ عَزْمُ الطَّلَاقِ أَنْ یُخَلِّیَ عَنْهَا فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ طَلَّقَهَا وَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَهَذَا الْإِیلَاءُ الَّذِی أَنْزَلَهُ اللَّهُ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ ص.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
برید بن معاویه از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل میکند که هر دو فرمودند: «هنگامی که مردی قسم به ترک نزدیکی با همسرش بخورد (ایلاء کند)، زن در چهار ماه نخست حقی برای مطالبه ندارد و هیچ گناهی بر مرد نیست اگر در این مدت از او دوری کند. اما اگر چهار ماه سپری شود و پیش از نزدیکی به او، زن سکوت کند و رضایت دهد، مرد آزاد و راحت است. اما اگر زن شکایت کند، به مرد گفته میشود: یا باید بازگردد (و با او نزدیکی کند) یا او را طلاق دهد. تصمیم به طلاق به معنای رها کردن زن است، و هنگامی که او حیض شود و پاک گردد، مرد میتواند او را طلاق دهد. و او (مرد) در این مدت، تا پیش از گذشت سه دوره حیض (قروء)، حق بازگشت به همسرش را دارد. این همان ایلاء است که خداوند متعال در کتاب خویش و سنت پیامبرش (ص) مقرر داشته است.»
(3)3 بَابُ أَنَّهُ لَا یَنْعَقِدُ الْإِیلَاءُ إِلَّا بِاللَّهِ وَ أَسْمَائِهِ الْخَاصَّةِ بِهِ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء تنها با قسم به خداوند و نامهای خاص او منعقد میشود.
28746- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ (عَنِ الْحَلَبِیِّ) (5)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشی (6)وَ النَّجْمِ إِذا هَوی (7)وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِکَ فَقَالَ إِنَّ لِلَّهِ أَنْ یُقْسِمَ مِنْ خَلْقِهِ بِمَا یَشَاءُ وَ لَیْسَ لِخَلْقِهِ أَنْ یُقْسِمُوا إِلَّا بِهِ.
ترجمه:
محمد بن مسلم نقل میکند که به امام باقر (ع) گفتم: «آیههای "سوگند به شب هنگامی که بپوشاند" (سوره لیل، آیه 1) و "سوگند به ستاره هنگامی که سقوط کند" (سوره نجم، آیه 1) و موارد مشابه این چگونه است؟» ایشان فرمودند: «خداوند مختار است که از میان مخلوقات خود به هرچه بخواهد سوگند یاد کند، اما مخلوقات حق ندارند به چیزی جز خداوند قسم بخورند.»
28747- 2- (8)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا أَرَی أَنْ یَحْلِفَ الرَّجُلُ إِلَّا بِاللَّهِ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (9)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (10)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْأَیْمَانِ (11).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: «نمیبینم که مرد قسم بخورد، مگر به خداوند.»
1) تقدم فی الباب 1 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الأبواب 5 و 8 و 9 و 10، و فی الحدیث 6 من الباب 11، و فی الباب 12 من هذه الأبواب.
3) الباب 3 فیه حدیثان.
4) الکافی 7- 449- 1، و التهذیب 8- 277- 1009، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 30 من أبواب الایمان.
5) لیس فی المصدر.
6) اللیل 92- 1.
7) النجم 53- 1.
8) الکافی 7- 449- 2، و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 30 من أبواب الایمان.
9) التهذیب 8- 278- 1010.
10) تقدم فی الباب 1 من هذه الأبواب.
11) یأتی فی الباب 30 من أبواب الایمان، و فی الحدیث 1 من الباب 8، و فی الباب 9 من هذه الأبواب.
(1)4 بَابُ أَنَّهُ لَا یَنْعَقِدُ الْإِیلَاءُ بِقَصْدِ الْإِصْلَاحِ بَلْ بِقَصْدِ الْإِضْرَارِ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء با قصد اصلاح منعقد نمیشود، بلکه با قصد اضرار منعقد میگردد.
28748- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: أَتَی رَجُلٌ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع- فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّ امْرَأَتِی أَرْضَعَتْ غُلَاماً وَ إِنِّی قُلْتُ وَ اللَّهِ لَا أَقْرَبُکِ حَتَّی تَفْطِمِیهِ فَقَالَ لَیْسَ فِی الْإِصْلَاحِ إِیلَاءٌ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
أَقُولُ: وَ یَأْتِی حُکْمُ مِثْلِ هَذِهِ الْیَمِینِ فِی الْأَیْمَانِ (4).
ترجمه:
سکونی از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: مردی نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آمد و گفت: «ای امیرالمؤمنین، همسرم کودکی را شیر داده است و من گفتم: به خدا قسم تا او را از شیر نگیری، به تو نزدیک نخواهم شد.» امیرالمؤمنین فرمودند: «ایلاء در امور اصلاحی وجود ندارد.»
(5)5 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الْإِیلَاءُ إِلَّا إِذَا حَلَفَ عَلَی تَرْکِ الْوَطْءِ أَکْثَرَ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ أَوْ حَلَفَ مُطْلَقاً
ترجمه:
باب اینکه ایلاء فقط در صورتی واقع میشود که مرد قسم به ترک نزدیکی بیش از چهار ماه بخورد یا قسم مطلق یاد کند.
28749- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: أَیُّمَا رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ (7)فَإِنَّهُ یُتَرَبَّصُ بِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ یُؤْخَذُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ إِلَی أَنْ قَالَ فَإِنْ لَمْ یَفِئْ جُبِرَ عَلَی الطَّلَاقِ.
مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ مِثْلَهُ (8)
1) الباب 4 فیه حدیث واحد.
2) الکافی 6- 132- 6.
3) التهذیب 8- 7- 18.
4) یأتی فی الأبواب 11 و 18 و 19 من أبواب الایمان.
5) الباب 5 فیه حدیثان.
6) الکافی 6- 130- 2، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 1، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 8 من هذه الأبواب.
7) فی المصدر زیادة-- و الایلاء أن یقول- لا و اللّه لا أجامعک کذا و کذا و یقول- و اللّه لأغیضنک- ثم یغاضبها.
8) الفقیه 3- 524- 4824.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل میکند که فرمودند: «هر مردی که از همسرش ایلاء کند، باید تا چهار ماه صبر کند. پس از گذشت این مدت، او مورد مواخذه قرار میگیرد؛ و اگر بازنگردد (به زندگی مشترک)، او به طلاق دادن مجبور خواهد شد.»
28750- 2- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ آلَی أَنْ لَا یَقْرَبَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ قَالَ فَقَالَ لَا یَکُونُ إِیلَاءٌ حَتَّی یَحْلِفَ عَلَی أَکْثَرَ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) نقل میکند که گفتم: «مردی قسم میخورد که به مدت سه ماه به همسرش نزدیک نشود، آیا این ایلاء محسوب میشود؟» امام (ع) فرمودند: «ایلاء تحقق نمییابد مگر اینکه قسم به ترک نزدیکی بیش از چهار ماه یاد شود.»
(5)6 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الْإِیلَاءُ إِلَّا بَعْدَ الدُّخُولِ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء تنها پس از دخول تحقق مییابد.
28751- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ قَالَ لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ مُؤْلِیاً حَتَّی یَدْخُلَ (7).
ترجمه:
عمر بن اُذَینه نقل میکند - و گمان نمیکنم جز از زراره از امام صادق (ع) باشد - که فرمودند: «ایلاء کننده محسوب نمیشود مگر اینکه دخول انجام گرفته باشد.»
28752- 2- (8)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَقَعُ الْإِیلَاءُ إِلَّا عَلَی امْرَأَةٍ قَدْ دَخَلَ بِهَا زَوْجُهَا.
ترجمه:
ابو صباح کنانی از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: «ایلاء تنها بر زنی واقع میشود که شوهرش با او دخول کرده باشد.»
28753- 3- (9)وَ بِالْإِسْنَادِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ وَ لَمْ یَدْخُلْ بِهَا
قَالَ لَا إِیلَاءَ حَتَّی یَدْخُلَ بِهَا فَقَالَ أَ رَأَیْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا حَلَفَ أَنْ لَا یَبْنِیَ بِأَهْلِهِ سَنَتَیْنِ أَوْ أَکْثَرَ مِنْ ذَلِکَ أَ کَانَ یَکُونُ إِیلَاءً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
ابو صباح از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: «از امیرالمؤمنین علی (ع) درباره مردی که از همسرش ایلاء کند ولی با او دخول نکرده باشد، سؤال شد.» ایشان فرمودند: «ایلاء تحقق نمییابد مگر اینکه دخول صورت گرفته باشد.» سپس فرمودند: «نظر تو چیست اگر مردی قسم بخورد که به مدت دو سال یا بیشتر با همسرش ازدواج نکند، آیا این ایلاء محسوب میشود؟»
28754- 4- (2)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یُؤْلِی مِنِ امْرَأَتِهِ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَقَالَ لَا یَقَعُ الْإِیلَاءُ حَتَّی یَدْخُلَ بِهَا.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الظِّهَارِ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی اللِّعَانِ (4).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل میکند که گفتم: «مردی پیش از دخول با همسرش ایلاء میکند، آیا این ایلاء محسوب میشود؟» امام (ع) فرمودند: «ایلاء تحقق نمییابد مگر اینکه دخول صورت گرفته باشد.»
(5)7 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ الْإِیلَاءُ مِنَ الْأَمَةِ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء از سوی کنیز تحقق نمییابد.
28755- 1- (6)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یُؤْلِی مِنْ أَمَتِهِ فَقَالَ لَا کَیْفَ یُؤْلِی وَ لَیْسَ لَهَا طَلَاقٌ.
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل میکند که فرمود: از ایشان درباره مردی که از کنیز خود ایلاء کند، پرسیدم. امام (ع) فرمودند: «نه، چگونه ایلاء میکند در حالی که طلاق برای او (کنیز) وجود ندارد؟»
(1)8 بَابُ أَنَّ الْمُؤْلِیَ یُوقَفُ بَعْدَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ مِنْ حِینِ الْإِیلَاءِ لَا قَبْلَهَا مَعَ مُرَافَعَةِ الزَّوْجَةِ فَإِنْ تَأَخَّرَتْ وَ لَوْ مُدَّةً طَوِیلَةً جَازَ لَهَا الْمُرَافَعَةُ وَ وَجَبَ أَنْ یُوقَفَ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء کننده پس از گذشت چهار ماه از زمان ایلاء، مورد مؤاخذه قرار میگیرد و نه پیش از آن، مشروط بر اینکه زن شکایت کند. اگر زن شکایت خود را به تأخیر بیندازد، حتی اگر این تأخیر طولانی باشد، حق شکایت برای او باقی است و مرد باید مورد مواخذه قرار گیرد.
28756- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: أَیُّمَا رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ وَ الْإِیلَاءُ أَنْ یَقُولَ وَ اللَّهِ لَا أُجَامِعُکِ کَذَا وَ کَذَا وَ اللَّهِ لَأَغِیظَنَّکِ ثُمَّ یُغَاضِبَهَا فَإِنَّهُ یُتَرَبَّصُ بِهِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ یُؤْخَذُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَیُوقَفُ فَإِذَا فَاءَ وَ هُوَ أَنْ یُصَالِحَ أَهْلَهُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ إِنْ لَمْ یَفِئْ أُجْبِرَ عَلَی الطَّلَاقِ وَ لَا یَقَعُ بَیْنَهُمَا طَلَاقٌ حَتَّی یُوقَفَ وَ إِنْ کَانَ أَیْضاً بَعْدَ (3)الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ ثُمَّ یُجْبَرُ عَلَی أَنْ یَفِیءَ أَوْ یُطَلِّقَ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ مِثْلَهُ (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) در حدیثی نقل میکند که فرمودند: «هر مردی که از همسرش ایلاء کند - و ایلاء این است که بگوید: به خدا قسم با تو چنین و چنان جماع نمیکنم و به خدا قسم تو را اذیت میکنم - و سپس با او مخاصمه کند، برای او چهار ماه مهلت در نظر گرفته میشود. پس از چهار ماه، مرد مورد مؤاخذه قرار میگیرد و باید توقف کند. اگر بازگردد (و با همسرش آشتی کند)، خداوند بخشنده و مهربان است. اما اگر بازنگردد، به طلاق مجبور میشود. طلاق بین آنها واقع نمیشود مگر پس از توقف و حتی پس از چهار ماه نیز او مجبور میشود که یا بازگردد و یا طلاق دهد.»
28757- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ فِی الْإِیلَاءِ یُوقَفُ بَعْدَ سَنَةٍ فَقُلْتُ بَعْدَ سَنَةٍ فَقَالَ نَعَمْ یُوقَفُ بَعْدَ سَنَةٍ.
قَالَ الشَّیْخُ هَذَا لَا یُنَافِی مَا قَدَّمْنَاهُ لِأَنَّهُ لَمْ یَذْکُرْ أَنَّهُ إِذَا کَانَ قَبْلَ ذَلِکَ لَا یُوقَفُ وَ إِنَّمَا یَدُلُّ الْخِطَابُ عَلَی ذَلِکَ وَ نَحْنُ نَنْصَرِفُ عَنْ دَلِیلِ الْخِطَابِ
بِدَلِیلٍ وَ قَدْ قَدَّمْنَاهُ.
ترجمه:
ابو جارود نقل میکند که شنید امام باقر (ع) درباره ایلاء فرمودند: «پس از یک سال، ایلاء کننده مورد مواخذه قرار میگیرد.» گفتم: «پس از یک سال؟» فرمودند: «بله، پس از یک سال مورد مواخذه قرار میگیرد.»
مرحوم شیخ : این گفته با آنچه پیشتر بیان شد تنافی ندارد، زیرا تصریح نشده است که پیش از این مدت، مواخذهای انجام نمیشود. دلالت سخن به این موضوع برمیگردد، اما ما با دلیل قبلی از این دلالت منصرف میشویم و این دلیل پیشتر بیان شده است.
28758- 3- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ یُونُسَ بْنِ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی مَرْیَمَ (أَنَّهُ سَأَلَهُ) (2)عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ یُوقَفُ قَبْلَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ بَعْدَهَا.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّهُ یُؤْخَذُ قَبْلَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ لِضَرْبِ الْمُدَّةِ لَا لِإِلْزَامِهِ بِالطَّلَاقِ أَوِ الْفَیْئَةِ وَ جَوَّزَ حَمْلَهُ عَلَی اجْتِمَاعِ الظِّهَارِ وَ الْإِیلَاءِ لِمَا تَقَدَّمَ (3)فِی الظِّهَارِ مِنْ أَنَّ مُدَّتَهُ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.
ترجمه:
ابو مریم نقل میکند که از امام (ع) درباره مردی که از همسرش ایلاء کرده بود، پرسید. امام (ع) فرمودند: «او هم قبل از چهار ماه و هم بعد از آن مورد مؤاخذه قرار میگیرد.»
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را چنین تفسیر کرده است که پیش از چهار ماه، او برای تعیین مدت مورد بازخواست قرار میگیرد، نه برای الزام به طلاق یا بازگشت (فیئه). همچنین، احتمال داده است که این روایت مربوط به ترکیب ظهار و ایلاء باشد؛ زیرا در ظهار، همانطور که پیشتر ذکر شد، مدت سه ماه در نظر گرفته میشود.
28759- 4- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ (5)عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ مَتَی یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا قَالَ إِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ وُقِفَ (6)قُلْتُ لَهُ مَنْ یُوقِفُهُ قَالَ الْإِمَامُ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ یُوقِفْهُ عَشْرَ سِنِینَ قَالَ هِیَ امْرَأَتُهُ.
ترجمه:
عثمان بن عیسی از امام کاظم (ع) نقل میکند که از ایشان درباره مردی که از همسرش ایلاء کرده بود، پرسید: «چه زمانی بین آنها جدایی میافتد؟» امام (ع) فرمودند: «وقتی چهار ماه سپری شود و او مورد مؤاخذه قرار گیرد.» گفتم: «چه کسی او را مورد مؤاخذه قرار میدهد؟» امام (ع) فرمودند: «امام.» گفتم: «اگر امام او را ده سال مؤاخذه نکند، چه میشود؟» امام (ع) فرمودند: «او همچنان همسرش باقی خواهد ماند.»
28760- 5- (7)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَأَلَهُ صَفْوَانُ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنِ الْإِیلَاءِ فَقَالَ إِنَّمَا یُوقَفُ إِذَا قَدَّمَهُ إِلَی السُّلْطَانِ فَیُوقِفُهُ السُّلْطَانُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ إِمَّا أَنْ تُطَلِّقَ وَ إِمَّا أَنْ تُمْسِکَ.
ترجمه:
احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا (ع) نقل میکند که صفوان در حضور وی درباره ایلاء سؤال کرد. امام (ع) فرمودند: «ایلاء فقط زمانی عملی میشود که به سلطان ارجاع داده شود. سلطان او را چهار ماه مهلت میدهد و سپس به او میگوید: یا باید طلاق دهی یا همسرت را نگه داری.»
28761- 6- (8)عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ
مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْإِیلَاءُ هُوَ أَنْ یَحْلِفَ الرَّجُلُ عَلَی امْرَأَتِهِ أَنْ لَا یُجَامِعَهَا فَإِنْ صَبَرَتْ عَلَیْهِ فَلَهَا أَنْ تَصْبِرَ وَ إِنْ رَفَعَتْهُ إِلَی الْإِمَامِ أَنْظَرَهُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ إِمَّا أَنْ تَرْجِعَ إِلَی الْمُنَاکَحَةِ وَ إِمَّا أَنْ تُطَلِّقُ فَإِنْ أَبَی حَبَسَهُ أَبَداً.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: «ایلاء این است که مرد بر همسرش قسم بخورد که با او نزدیکی نکند. اگر زن بر این وضعیت صبر کند، میتواند به صبر ادامه دهد. اما اگر او را نزد امام شکایت کند، امام چهار ماه به مرد فرصت میدهد. پس از آن، امام به مرد میگوید: یا به نزدیکی با همسرت بازگرد یا او را طلاق بده. و اگر مرد از انجام یکی از این دو خودداری کند، به صورت دائمی زندانی میشود.»
28762- 7- (1)الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ: ذُکِرَ لَنَا أَنَّ أَجَلَ الْإِیلَاءِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ بَعْدَ مَا یَأْتِیَانِ السُّلْطَانَ فَإِذَا مَضَتِ الْأَرْبَعَةُ الْأَشْهُرِ فَإِنْ شَاءَ أَمْسَکَ وَ إِنْ شَاءَ طَلَّقَ وَ الْإِمْسَاکُ الْمَسِیسُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
عیاشی در تفسیر خود از عباس بن هلال از امام رضا (ع) نقل میکند که فرمودند: «به ما گفته شد که مدت ایلاء چهار ماه است، و این مدت از زمانی آغاز میشود که نزد سلطان بروند. پس از گذشت چهار ماه، اگر مرد بخواهد، میتواند همسرش را نگه دارد و اگر بخواهد، میتواند او را طلاق دهد. و نگه داشتن به معنای نزدیکی (رابطه زناشویی) است.»
(4)9 بَابُ أَنَّ الْمُؤْلِیَ یُجْبَرُ بَعْدَ الْمُدَّةِ عَلَی أَنْ یَفِیءَ أَوْ یُطَلِّقَ وَ لَا یَقَعُ طَلَاقُهُ مَعَ الْإِکْرَاهِ إِلَّا بَعْدَ الْمُرَافَعَةِ
ترجمه:
باب اینکه ایلاء کننده پس از سپری شدن مدت مجبور میشود که یا بازگردد (فیئه کند) یا طلاق دهد، و طلاق او با اجبار تنها پس از شکایت زن تحقق مییابد.
28763- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ أَبِی الْعَبَّاسِ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَنْ حُمَیْدِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ کُلِّهِمْ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِیلَاءِ مَا هُوَ فَقَالَ هُوَ أَنْ یَقُولَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ وَ اللَّهِ لَا أُجَامِعُکِ کَذَا وَ کَذَا وَ یَقُولَ وَ اللَّهِ لَأَغِیظَنَّکِ فَیُتَرَبَّصَ بِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ یُؤْخَذُ فَیُوقَفُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءَ وَ هُوَ أَنْ یُصَالِحَ أَهْلَهُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ إِنْ لَمْ یَفِئْ جُبِرَ
عَلَی أَنْ یُطَلِّقَ وَ لَا یَقَعُ طَلَاقٌ فِیمَا بَیْنَهُمَا وَ لَوْ کَانَ بَعْدَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ مَا لَمْ تَرْفَعْهُ إِلَی الْإِمَامِ.
ترجمه:
ابو بصیر مرادی از امام صادق (ع) نقل میکند که فرمودند: از ایشان درباره ایلاء پرسیدم که چیست؟ امام (ع) فرمودند: «ایلاء این است که مرد به همسرش بگوید: به خدا قسم با تو چنین و چنان جماع نمیکنم و بگوید: به خدا قسم که تو را اذیت خواهم کرد. سپس چهار ماه به حال خود گذاشته شود و پس از گذشت این مدت مورد مؤاخذه قرار گیرد. اگر بازگردد (و با همسرش آشتی کند)، که این به معنای آشتی با همسرش است، خداوند بخشنده و مهربان است. و اگر بازنگردد، به طلاق دادن مجبور خواهد شد. اما طلاق میان آنها تحقق نمییابد، حتی اگر پس از گذشت چهار ماه باشد، مگر اینکه زن شکایت خود را نزد امام ببرد.»
28764- 2- (1)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِذَا آلَی الرَّجُلُ مِنِ امْرَأَتِهِ وَ الْإِیلَاءُ أَنْ یَقُولَ وَ اللَّهِ لَا أُجَامِعُکِ کَذَا وَ کَذَا أَوْ یَقُولَ وَ اللَّهِ لَأَغِیظَنَّکِ ثُمَّ یُغَاضِبَهَا ثُمَّ یَتَرَبَّصُ بِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءَ وَ الْإِیفَاءُ أَنْ یُصَالِحَ أَهْلَهُ أَوْ یُطَلِّقَ عِنْدَ ذَلِکَ وَ لَا یَقَعُ بَیْنَهُمَا طَلَاقٌ حَتَّی یُوقَفَ وَ إِنْ کَانَ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ حَتَّی یَفِیءَ أَوْ یُطَلِّقَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
ابو بصیر نقل میکند که شنیدم امام صادق (ع) فرمودند: «وقتی مردی از همسرش ایلاء کند - و ایلاء این است که بگوید: به خدا قسم با تو چنین و چنان جماع نمیکنم یا بگوید: به خدا قسم که تو را اذیت خواهم کرد - و سپس با او مخاصمه کند و چهار ماه به حال خود گذاشته شود، اگر بازگردد (و با همسرش آشتی کند)، که این به معنای آشتی با همسرش است، یا او را طلاق دهد. طلاق میان آنها تحقق نمییابد مگر اینکه مرد مورد مؤاخذه قرار گیرد، حتی اگر این مؤاخذه پس از چهار ماه باشد، تا زمانی که یا بازگردد یا طلاق دهد.»
28765- 3- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ بَعْدَ مَا دَخَلَ بِهَا فَقَالَ إِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وُقِفَ وَ إِنْ کَانَ بَعْدَ حِینٍ فَإِنْ فَاءَ فَلَیْسَ بِشَیْءٍ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ فَقَدْ عَزَمَ وَ قَالَ الْإِیلَاءُ أَنْ یَقُولَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ وَ اللَّهِ لَأَغِیظَنَّکِ وَ لَأَسُوءَنَّکِ ثُمَّ یَهْجُرَهَا وَ لَا یُجَامِعَهَا حَتَّی تَمْضِیَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ (4)فَقَدْ وَقَعَ الْإِیلَاءُ وَ یَنْبَغِی لِلْإِمَامِ أَنْ یُجْبِرَهُ عَلَی أَنْ یَفِیءَ أَوْ یُطَلِّقَ فَإِنْ فَاءَ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ إِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی فِی کِتَابِهِ.
ترجمه:
ابو صباح کنانی نقل میکند که از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که پس از دخول با همسرش ایلاء کرده است، حکم چیست؟ امام (ع) فرمودند: «وقتی چهار ماه سپری شود، او مورد مؤاخذه قرار میگیرد. اگر مرد پیش از گذشت این مدت بازگردد (فیئه کند)، اشکالی وجود ندارد و زن همچنان همسر او باقی میماند. اما اگر بر طلاق اصرار داشته باشد، طلاق انجام میشود.»
امام (ع) همچنین فرمودند: «ایلاء این است که مرد به همسرش بگوید: به خدا قسم که تو را اذیت و ناراحت خواهم کرد، سپس او را رها کرده و تا چهار ماه با او نزدیکی نمیکند. پس از گذشت چهار ماه، ایلاء تحقق مییابد و امام باید او را مجبور کند که یا بازگردد یا طلاق دهد. اگر بازگردد، خداوند بخشنده و مهربان است. و اگر بر طلاق اصرار ورزد، خداوند شنوا و داناست، و این همان فرمایش خداوند متعال در کتاب خود است.»
28766- 4- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ
عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ فَقَالَ الْإِیلَاءُ أَنْ یَقُولَ الرَّجُلُ وَ اللَّهِ لَا أُجَامِعُکِ کَذَا وَ کَذَا فَإِنَّهُ یَتَرَبَّصُ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءَ وَ الْإِیفَاءُ أَنْ یُصَالِحَ أَهْلَهُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ إِنْ لَمْ یَفِئْ بَعْدَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ حَتَّی یُصَالِحَ أَهْلَهُ أَوْ یُطَلِّقَ جُبِرَ عَلَی ذَلِکَ وَ لَا یَقَعُ طَلَاقٌ فِیمَا بَیْنَهُمَا حَتَّی یُوقَفَ وَ إِنْ کَانَ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ أَبَی فَرَّقَ بَیْنَهُمَا الْإِمَامُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
سماعه نقل میکند که از امام صادق (ع) درباره مردی که از همسرش ایلاء کرده بود، پرسیدم. امام (ع) فرمودند: «ایلاء این است که مرد بگوید: به خدا قسم با تو چنین و چنان جماع نمیکنم. او باید چهار ماه صبر کند. اگر بازگردد (و با همسرش آشتی کند)، که این به معنای آشتی با همسرش است، خداوند بخشنده و مهربان است. و اگر پس از گذشت چهار ماه بازنگردد تا آشتی کند یا طلاق دهد، او مجبور به انجام یکی از این دو میشود. طلاق میان آنها تنها پس از مؤاخذه تحقق مییابد. و اگر پس از گذشت چهار ماه نیز مرد امتناع ورزد، امام میان آنها جدایی میاندازد.»
(3)10 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ لِلْمُؤْلِی أَنْ یُطَلِّقَ رَجْعِیّاً وَ بَائِناً وَ أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنِ اجْتِمَاعِ شَرَائِطِ الطَّلَاقِ
ترجمه:
باب اینکه برای ایلاء کننده جایز است که طلاق رجعی یا بائن بدهد، و اینکه تحقق طلاق مستلزم اجتماع شرایط آن است.
28767- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ فِی الْإِیلَاءِ إِذَا آلَی الرَّجُلُ أَنْ لَا یَقْرَبَ امْرَأَتَهُ وَ لَا یَمَسَّهَا وَ لَا یَجْمَعَ رَأْسَهُ وَ رَأْسَهَا فَهُوَ فِی سَعَةٍ مَا لَمْ تَمْضِ الْأَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فَإِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وُقِفَ فَإِمَّا أَنْ یَفِیءَ فَیَمَسَّهَا وَ إِمَّا أَنْ یَعْزِمَ عَلَی الطَّلَاقِ فَیُخَلِّیَ عَنْهَا حَتَّی إِذَا حَاضَتْ وَ تَطَهَّرَتْ مِنْ مَحِیضِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً قَبْلَ أَنْ یُجَامِعَهَا بِشَهَادَةِ عَدْلَیْنِ ثُمَّ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ الثَّلَاثَةُ الْأَقْرَاءِ.
ترجمه:
برید بن معاویه نقل میکند که شنیدم امام صادق (ع) فرمودند: «اگر مردی از همسرش ایلاء کند (قسم بخورد که به او نزدیک نشود، او را لمس نکند و یا کنار یکدیگر نباشند)، در این صورت او آزاد است تا زمانی که چهار ماه سپری نشده باشد. اما وقتی چهار ماه بگذرد، او مورد مؤاخذه قرار میگیرد. سپس یا باید بازگردد (و او را لمس کند) یا تصمیم به طلاق بگیرد. اگر تصمیم به طلاق گرفت، باید او را رها کند تا زمانی که زن حیض ببیند و از آن طهارت پیدا کند، سپس پیش از نزدیکی، او را در حضور دو شاهد عادل طلاق دهد. پس از آن، مرد حق رجوع به همسرش را دارد، به شرطی که مدت سه قُر (سه دوره قاعدگی) سپری نشده باشد.»
28768- 2- (5)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِی مَرْیَمَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: الْمُؤْلِی یُوقَفُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ فَإِنْ شَاءَ إِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَانٍ فَإِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ فَهِیَ وَاحِدَةٌ وَ هُوَ أَمْلَکُ بِرَجْعَتِهَا.
ترجمه:
ابو مریم از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمودند: «ایلاء کننده پس از گذشت چهار ماه مورد مؤاخذه قرار میگیرد. سپس اگر بخواهد، میتواند همسرش را به نیکی نگه دارد یا با احسان او را رها کند. اگر تصمیم به طلاق بگیرد، این طلاق یکباره خواهد بود و او حق رجوع به همسرش را دارد.»
28769- 3- (1)وَ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: إِنَّ الْمُؤْلِیَ یُجْبَرُ عَلَی أَنْ یُطَلِّقَ تَطْلِیقَةً بَائِنَةً وَ عَنْ غَیْرِ مَنْصُورٍ أَنَّهُ یُطَلِّقُ تَطْلِیقَةً یَمْلِکُ الرَّجْعَةَ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ (2)إِنَّ هَذَا مُنْتَقَضٌ فَقَالَ لَا الَّتِی تَشْکُو فَتَقُولُ یُجْبِرُنِی وَ یَضُرُّنِی وَ یَمْنَعُنِی مِنَ الزَّوْجِ یُجْبَرُ عَلَی أَنْ یُطَلِّقَهَا تَطْلِیقَةً بَائِنَةً وَ الَّتِی تَسْکُتُ وَ لَا تَشْکُو إِنْ شَاءَ طَلَّقَهَا تَطْلِیقَةً یَمْلِکُ الرَّجْعَةَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ وَ اقْتَصَرَ عَلَی رِوَایَةِ مَنْصُورٍ وَ حَذَفَ الرِّوَایَةَ الْأُخْرَی وَ التَّوْجِیهَ (3)وَ کَذَا رَوَی کُلَّ مَا قَبْلَهُ قَالَ الشَّیْخُ یُمْکِنُ حَمْلُهَا عَلَی مَنْ یَرَی الْإِمَامُ إِجْبَارَهُ عَلَی طَلَاقٍ بَائِنٍ بِأَنْ یُبَارِئَهَا ثُمَّ یُطَلِّقَهَا وَ أَنْ یَکُونَ مُخْتَصّاً بِمَنْ تَکُونُ عِنْدَ الرَّجُلِ عَلَی تَطْلِیقَةٍ وَاحِدَةٍ فَیَکُونُ طَلَاقُهَا بَائِناً أَقُولُ: وَ یُمْکِنُ کَوْنُ لَفْظِ الْبَائِنِ مُسْتَعْمَلًا بِالْمَعْنَی اللُّغَوِیِّ فَإِنَّ کُلَّ طَلَاقٍ فَهُوَ بَائِنٌ یُوجِبُ التَّحْرِیمَ عَلَی الزَّوْجِ مَا لَمْ یَرْجِعْ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی التَّخْیِیرِ وَ عَلَی أَنَّهُ لَوْ رَجَعَ لَجَبَرَهُ الْإِمَامُ عَلَی طَلَاقٍ آخَرَ أَوْ عَلَی الْکَفَّارَةِ وَ الْوَطْءِ.
ترجمه:
منصور بن حازم روایت کرده است: مردی که قسم خورده و از نزدیکی با همسرش امتناع کند، مجبور میشود که طلاقی بائن بدهد. و از غیر منصور نقل شده که او طلاقی میدهد که امکان بازگشت دارد. برخی از همراهانش به او گفتند که این مطلب نادرست است. وی پاسخ داد: زنی که شکایت میکند و میگوید که مجبورم میکند و به من ضرر میرساند و مانعم از ازدواج مجدد میشود، مجبور میشود که یک طلاق بائن انجام دهد. اما زنی که شکایت نمیکند و ساکت است، اگر بخواهد، یک طلاقی میدهد که امکان بازگشت دارد.
مرحوم شیخ میگوید: این روایت میتواند به این معنا حمل شود که امام کسی را که باید طلاق بائن بدهد، مجبور میکند که نخست از همسرش توافق بگیرد و سپس طلاق دهد. یا اینکه روایت ویژه مردی است که همسرش تنها یک طلاق دیگر دارد و طلاق او بائن میشود.
می کویم : میتوان لفظ "بائن" را به معنای لغوی آن دانست، چرا که هر طلاقی، جدایی به معنای کلی آن است که موجب حرام شدن همسر بر شوهر میشود مگر اینکه شوهر بازگردد. همچنین این معنا محتمل است که امام اختیار را به دست او میدهد و اگر بازگردد، او را مجبور به طلاق دیگری یا پرداخت کفاره و انجام نزدیکی کند.
28770- 4- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سُوَیْدٍ الْقَلَّاءِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یُؤْلِی (5)مِنِ امْرَأَتِهِ فَمَکَثَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ فَلَمْ یَفِئْ فَهِیَ تَطْلِیقَةٌ ثُمَّ یُوقَفُ فَإِنْ فَاءَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ وَ إِنْ عَزَمَ فَهِیَ بَائِنَةٌ مِنْهُ.
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که اگر مردی از نزدیکی با همسرش قسم بخورد و چهار ماه بگذرد و به سوگند خود بازنگردد، این عمل به منزله یک طلاق است. سپس او متوقف میشود؛ اگر بازگردد، همسرش با دو طلاق نزد او باقی میماند و اگر تصمیم به جدایی بگیرد، همسرش به طور بائن از او جدا میشود.
28771- 5- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ (2)عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُؤْلِی إِذَا وُقِفَ فَلَمْ یَفِئْ طَلَّقَ تَطْلِیقَةً بَائِنَةً.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (3)أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ الْوَجْهَ فِیهِ (4)وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (6).
ترجمه:
منصور بن حازم از امام صادق (ع) روایت کرده است که مردی که از نزدیکی با همسرش قسم خورده و متوقف شده و به سوگند خود بازنگردد، باید یک طلاق بائن بدهد.
(7)11 بَابُ أَنَّ الْمُؤْلِیَ إِذَا أَبَی أَنْ یُطَلِّقَ بَعْدَ الْمُدَّةِ وَ لَمْ یَفِئْ حَبَسَهُ الْإِمَامُ وَ ضَیَّقَ عَلَیْهِ فِی الْمَطْعَمِ وَ الْمَشْرَبِ فَإِنْ أَبَی فَلَهُ قَتْلُهُ
ترجمه:
باب اینکه اگر مردی که قسم خورده است از نزدیکی با همسرش خودداری کند و پس از گذشت مدت تعیینشده از طلاق دادن امتناع ورزد و به سوگند خود بازنگردد، امام او را زندانی کرده و در غذا و نوشیدنی بر او سخت میگیرد. اگر همچنان امتناع ورزد، امام حق کشتن او را دارد.
28772- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی الْمُؤْلِی إِذَا أَبَی أَنْ یُطَلِّقَ قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَجْعَلُ لَهُ حَظِیرَةً مِنْ قَصَبٍ وَ یَجْعَلُهُ (9)فِیهَا وَ یَمْنَعُهُ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ حَتَّی یُطَلِّقَ.
ترجمه:
حماد بن عثمان از امام صادق (ع) روایت کرده است که در مورد مردی که از طلاق دادن امتناع میکند، امیرالمؤمنین (ع) برای او حصاری از نی ایجاد میکرد و او را در آن قرار میداد و از غذا و نوشیدنی محروم میکرد تا زمانی که طلاق دهد.
28773- 2- (10)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ یَرْفَعُهُ إِلَی أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُؤْلِی إِمَّا أَنْ یَفِیءَ أَوْ یُطَلِّقَ فَإِنْ فَعَلَ وَ إِلَّا ضُرِبَتْ عُنُقُهُ.
1) التهذیب 8- 4- 6، و الاستبصار 3- 256- 917.
2) فی المصدر- عن.
3) التهذیب.
4) تقدم فی ذیل الحدیث 3 من هذا الباب.
5) تقدم فی الباب 1 و 2، و فی الحدیث 1 من الباب 5، و فی الباب 8 و 9 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الباب 11 و 12 من هذه الأبواب.
7) الباب 11 فیه 7 أحادیث.
8) الکافی 6- 133- 10، و التهذیب 8- 6- 13، و الاستبصار 3- 257- 920.
9) فی التهذیب و الاستبصار- یحبسه" هامش المخطوط".
10) الکافی 6- 133- 11.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ (1)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَنْ یَمْتَنِعُ مِنْ قَبُولِ حُکْمِ الْإِمَامِ.
ترجمه:
خلف بن حماد این روایت را به امام صادق (ع) رسانده است که در مورد مردی که از نزدیکی با همسرش قسم خورده، گفته شده است: یا باید به سوگند خود بازگردد یا همسرش را طلاق دهد. اگر هیچیک از این دو کار را انجام ندهد، گردنش زده میشود.
می گویم : مرحوم شیخ این روایت را درباره کسی تفسیر کرده است که از پذیرش حکم امام امتناع میورزد.
28774- 3- (2)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ الْقَلَانِسِیِّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ بُنَانٍ عَنِ ابْنِ بَقَّاحٍ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِذَا أَبَی الْمُؤْلِی أَنْ یُطَلِّقَ جَعَلَ لَهُ حَظِیرَةً مِنْ قَصَبٍ وَ أَعْطَاهُ رُبُعَ قُوتِهِ حَتَّی یُطَلِّقَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا الْأَوَّلُ.
ترجمه:
غیاث بن ابراهیم از امام صادق (ع) روایت کرده است که امیرالمؤمنین (ع) در مورد مردی که از طلاق دادن امتناع میکرد، برای او حصاری از نی ایجاد میکرد و یکچهارم غذای روزانهاش را به او میداد تا زمانی که طلاق دهد.
28775- 4- (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ رُوِیَ أَنَّهُ إِنْ فَاءَ وَ هُوَ أَنْ یُرَاجِعَ إِلَی الْجِمَاعِ وَ إِلَّا حُبِسَ فِی حَظِیرَةٍ مِنْ قَصَبٍ وَ شُدِّدَ عَلَیْهِ فِی الْمَأْکَلِ وَ الْمَشْرَبِ حَتَّی یُطَلِّقَ.
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین نقل کرده است که روایت شده است: اگر مردی به نزدیکی با همسرش بازگردد که این عمل به معنای بازگشت به رابطه زناشویی است، [مشکلی نیست]؛ اما اگر بازنگردد، در حصاری از نی زندانی میشود و در غذا و نوشیدنی بر او سخت گرفته میشود تا زمانی که طلاق دهد.
28776- 5- (5)قَالَ وَ قَدْ رُوِیَ أَنَّهُ مَتَی أَمَرَهُ إِمَامُ الْمُسْلِمِینَ بِالطَّلَاقِ فَامْتَنَعَ ضُرِبَتْ عُنُقُهُ لِامْتِنَاعِهِ عَلَی إِمَامِ الْمُسْلِمِینَ.
ترجمه:
گفته شده است که اگر امام مسلمانان مردی را به طلاق دادن امر کند و او از این کار امتناع ورزد، به دلیل سرپیچی از امام مسلمانان، گردنش زده میشود.
28777- 6- (6)عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ قَالَ رُوِیَ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنَّهُ بَنَی حَظِیرَةً مِنْ قَصَبٍ وَ جَعَلَ فِیهَا رَجُلًا آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ بَعْدَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ قَالَ لَهُ إِمَّا أَنْ تَرْجِعَ إِلَی الْمُنَاکَحَةِ وَ إِمَّا أَنْ تُطَلِّقَ وَ إِلَّا أَحْرَقْتُ عَلَیْکَ الْحَظِیرَةَ.
ترجمه:
علی بن ابراهیم در تفسیر خود نقل کرده است که روایت شده است: امیرالمؤمنین (ع) حصاری از نی ساخت و مردی را که پس از چهار ماه از نزدیکی با همسرش خودداری کرده بود، در آن قرار داد. سپس به او گفت: یا به رابطه زناشویی بازگرد یا همسرت را طلاق بده، وگرنه این حصار را بر تو خواهم سوزاند.
28778- 7- (7)الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بَعْضِ
أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمُؤْلِی إِذَا أَبَی أَنْ یُطَلِّقَ قَالَ کَانَ عَلِیٌّ ع یَجْعَلُ لَهُ حَظِیرَةً مِنْ قَصَبٍ وَ یَحْبِسُهُ فِیهَا وَ یَمْنَعُهُ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ حَتَّی یُطَلِّقَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
صفوان بن یحیی از برخی از اصحاب امام صادق (ع) روایت کرده است که در مورد مردی که از طلاق دادن امتناع میکند، امام علی (ع) برای او حصاری از نی ایجاد میکرد، او را در آن زندانی میکرد و از غذا و نوشیدنی محروم میکرد تا زمانی که طلاق دهد.
(3)12 بَابُ أَنَّ الْمُؤْلِیَ إِذَا طَلَّقَ فَعَلَی الزَّوْجَةِ الْعِدَّةُ وَ إِنْ فَاءَ فَعَلَیْهِ الْکَفَّارَةُ عَنْ یَمِینِهِ
ترجمه:
باب اینکه اگر مردی که قسم خورده از نزدیکی با همسرش خودداری کند، او را طلاق دهد، بر زن واجب است که عده نگه دارد. و اگر به سوگند خود بازگردد، کفاره قسم بر او واجب میشود.
28779- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ حَتَّی مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ قَالَ یُوقَفُ فَإِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ اعْتَدَّتِ امْرَأَتُهُ کَمَا تَعْتَدُّ الْمُطَلَّقَةُ فَإِنْ فَاءَ فَأَمْسَکَ فَلَا بَأْسَ.
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام صادق (ع) روایت کرده است که پرسیدم درباره مردی که از نزدیکی با همسرش قسم خورده و چهار ماه گذشته است. امام فرمودند: او متوقف میشود؛ اگر تصمیم به طلاق بگیرد، همسرش باید عدهای همانند عده طلاق نگه دارد. و اگر به سوگند خود بازگردد و زندگی مشترک را ادامه دهد، اشکالی ندارد.
28780- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِیلَاءِ فَقَالَ إِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ وُقِفَ فَإِمَّا (6)یُطَلِّقُ وَ إِمَّا أَنْ یَفِیءَ قُلْتُ فَإِنْ طَلَّقَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُطَلَّقَةِ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان از امام صادق (ع) روایت کرده است که از ایشان درباره ایلاء (قسم مرد به ترک نزدیکی با همسر) پرسیدم. امام فرمودند: هنگامی که چهار ماه بگذرد و مرد متوقف شود، یا باید همسرش را طلاق دهد یا به سوگند خود بازگردد. پرسیدم: اگر طلاق دهد، آیا همسرش باید عده طلاق نگه دارد؟ فرمودند: بله.
28781- 3- (7)وَ عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مَنْصُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ فَمَرَّتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ قَالَ یُوقَفُ فَإِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ بَانَتْ مِنْهُ وَ عَلَیْهَا عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَ إِلَّا کَفَّرَ عَنْ یَمِینِهِ وَ أَمْسَکَهَا.
1) تقدم فی الحدیث 6 من الباب 8، و فی الحدیث 4 من الباب 9 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الباب 12 من هذه الأبواب.
3) الباب 12 فیه 5 أحادیث.
4) التهذیب 8- 7- 20، و الاستبصار 3- 254- 909، و تفسیر العیّاشیّ 1- 113- 344.
5) التهذیب 8- 7- 19، و الاستبصار 3- 254- 908.
6) فی المصدر زیادة- أن.
7) التهذیب 8- 8- 21، و الاستبصار 3- 254- 910.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ مِثْلَهُ (1)مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
منصور روایت کرده است که از امام صادق (ع) درباره مردی که از نزدیکی با همسرش قسم خورده و چهار ماه گذشته است، پرسیدم. امام فرمودند: او متوقف میشود؛ اگر تصمیم به طلاق بگیرد، همسرش به طور بائن از او جدا میشود و بر زن واجب است عده طلاق نگه دارد. و اگر بازگردد و به سوگند خود کفاره دهد، میتواند همسرش را نگه دارد.
28782- 4- (3)وَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ إِذَا بَانَتِ الْمَرْأَةُ مِنَ الرَّجُلِ هَلْ یَخْطُبُهَا مَعَ الْخُطَّابِ قَالَ یَخْطُبُهَا عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ وَ لَا یَقْرَبُهَا حَتَّی یُکَفِّرَ یَمِینَهُ.
ترجمه:
از امام صادق (ع) پرسیده شد: اگر زنی از مرد جدا شود، آیا مرد میتواند همراه با خواستگاران دیگر از او خواستگاری کند؟ امام فرمودند: میتواند از او خواستگاری کند، اما بر اساس دو طلاق. و تا زمانی که کفاره قسم خود را نپردازد، نمیتواند به او نزدیک شود.
28783- 5- (4)وَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ إِذَا آلَی مِنِ امْرَأَتِهِ فَمَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ لَمْ یَفِئْ فَهِیَ مُطَلَّقَةٌ ثُمَّ یُوقَفُ فَإِنْ فَاءَ فَهِیَ عِنْدَهُ عَلَی تَطْلِیقَتَیْنِ وَ إِنْ عَزَمَ فَهِیَ بَائِنَةٌ مِنْهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی وُجُوبِ الْعِدَّةِ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی وُجُوبِ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ (6).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که اگر مردی از نزدیکی با همسرش قسم بخورد و چهار ماه بگذرد و به سوگند خود بازنگردد، همسرش به طور خودکار طلاق داده میشود. سپس مرد متوقف میشود؛ اگر بازگردد، همسرش با دو طلاق نزد او باقی خواهد ماند و اگر تصمیم به جدایی بگیرد، همسرش به طور بائن از او جدا میشود.
(7)13 بَابُ حُکْمِ الْمَرْأَةِ إِذَا ادَّعَتْ أَنَّ الرَّجُلَ لَا یُجَامِعُهَا وَ ادَّعَی الزَّوْجُ الْجِمَاعَ
ترجمه:
باب حکم زن در صورتی که ادعا کند مرد با او نزدیکی نمیکند و مرد ادعای نزدیکی داشته باشد.
28784- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَی الْخَشَّابِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ کَلُّوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع سُئِلَ عَنِ الْمَرْأَةِ تَزْعُمُ أَنَّ زَوْجَهَا لَا یَمَسُّهَا
1) الفقیه 3- 525- 4825.
2) تفسیر العیّاشیّ 1- 113- 345.
3) تفسیر العیّاشیّ 1- 113- 347.
4) تفسیر العیّاشیّ 1- 114- 349.
5) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 2، و فی الباب 10 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الحدیث 1 من الباب 6، و فی الباب 12 و 14 من أبواب الکفّارات.
7) الباب 13 فیه حدیث واحد.
8) التهذیب 8- 8- 25.
وَ یَزْعُمُ أَنَّهُ یَمَسُّهَا قَالَ یَحْلِفُ ثُمَّ یُتْرَکُ (1).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعُیُوبِ (2).
ترجمه:
اسحاق بن عمار از جعفر از پدرش روایت کرده است که امام علی (ع) درباره زنی که ادعا میکند شوهرش با او نزدیکی نمیکند و شوهر ادعا میکند که نزدیکی داشته است، مورد سؤال قرار گرفت. امام فرمودند: شوهر قسم میخورد و سپس رها میشود.
(1)1 بَابُ وُجُوبِ الْکَفَّارَةِ الْمُرَتَّبَةِ فِی الظِّهَارِ عِتْقِ رَقَبَةٍ فَإِنْ عَجَزَ فَصِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ فَإِنْ عَجَزَ فَإِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً مِنْ حُرَّةٍ کَانَ الظِّهَارُ أَوْ مِنْ أَمَةٍ
ترجمه:
باب وجوب کفاره مرتب در ظهار: آزاد کردن یک برده، و اگر ناتوان باشد، روزه گرفتن دو ماه متوالی، و اگر باز هم ناتوان باشد، اطعام شصت مسکین، چه ظهار از زن آزاد باشد یا از کنیز.
28785- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثِ الظِّهَارِ قَالَ وَنَدِمَ الرَّجُلُ عَلَی مَا قَالَ لِامْرَأَتِهِ وَ کَرِهَ اللَّهُ ذَلِکَ لِلْمُؤْمِنِینَ بَعْدُ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا (3)یَعْنِی مَا قَالَ الرَّجُلُ الْأَوَّلُ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی قَالَ فَمَنْ قَالَهَا بَعْدَ مَا عَفَا اللَّهُ وَ غَفَرَ لِلرَّجُلِ الْأَوَّلِ فَإِنَّ عَلَیْهِ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا (4)یَعْنِی مُجَامَعَتَهَا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً (5)فَجَعَلَ اللَّهُ عُقُوبَةَ مَنْ ظَاهَرَ بَعْدَ النَّهْیِ هَذَا.
ترجمه:
حمران از امام باقر (ع) درباره حدیث ظهار روایت کرده است: مردی از آنچه به همسرش گفته بود پشیمان شد و خداوند این عمل را برای مؤمنان ناپسند دانست. سپس خداوند عزوجل آیهای نازل کرد: «و کسانی که از زنانشان ظهار میکنند، سپس به آنچه گفتهاند بازمیگردند...» (سوره مجادله، آیه 3). این آیه به سخن مرد اول اشاره دارد که به همسرش گفت: «تو بر من همچون پشت مادرم هستی». پس هر کس پس از بخشش و مغفرت الهی برای مرد اول، این سخن را بگوید، بر او واجب است که پیش از نزدیکی، بردهای آزاد کند (سوره مجادله، آیه 3). یعنی قبل از اینکه با همسرش نزدیکی کند. این امری است که به شما پند داده میشود و خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است. اگر نتواند بردهای آزاد کند، باید دو ماه متوالی روزه بگیرد، و اگر این نیز برای او ممکن نباشد، شصت مسکین را اطعام کند (سوره مجادله، آیه 3 و 4). بنابراین، خداوند این مجازات را برای کسانی که پس از این نهی، ظهار کنند، تعیین کرده است.
28786- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص- فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- ظَاهَرْتُ مِنِ امْرَأَتِی قَالَ اذْهَبْ فَأَعْتِقْ رَقَبَةً قَالَ لَیْسَ عِنْدِی (2)قَالَ اذْهَبْ فَصُمْ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ قَالَ لَا أَقْوَی قَالَ اذْهَبْ فَأَطْعِمْ سِتِّینَ مِسْکِیناً الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ (3)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که شنیدم ایشان فرمودند: مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، ظهار کردهام. پیامبر فرمودند: برو و بردهای آزاد کن. مرد گفت: ندارم. پیامبر فرمودند: برو و دو ماه پیاپی روزه بگیر. مرد گفت: توانایی ندارم. پیامبر فرمودند: برو و شصت مسکین را اطعام کن. (حدیث ادامه مییابد).
28787- 3- (6)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الرَّجُلِ یَقُولُ لِامْرَأَتِهِ هِیَ عَلَیْهِ کَظَهْرِ أُمِّهِ قَالَ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ الرَّقَبَةُ تُجْزِی عَنْهُ صَبِیٌّ مِمَّنْ وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ وَهْبٍ مِثْلَهُ (8).
ترجمه:
معاویة بن وهب روایت کرده است که از امام صادق (ع) درباره مردی که به همسرش میگوید "تو بر من همچون پشت مادرم هستی" پرسیدم. امام فرمودند: بر او واجب است که بردهای آزاد کند، یا دو ماه پیاپی روزه بگیرد، یا شصت مسکین را اطعام کند. و بردهای که آزاد میشود میتواند کودکی باشد که در اسلام متولد شده است.
1) الکافی 6- 155- 9، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 66- 137، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 2 من هذه الأبواب.
2) فی المصدر زیادة- شیء.
3) الفقیه 3- 532- 4837.
4) التهذیب 8- 15- 48.
5) التهذیب 8- 321- 1191.
6) الکافی 6- 158- 22، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 66- 136.
7) التهذیب 8- 15- 49.
8) التهذیب 8- 321- 1192، و الاستبصار 4- 58- 198.
28788- 4- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ إِنْ أَتَاهَا فَعَلَیْهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: هَذَا وَ مَا وَافَقَهُ مَحْمُولٌ عَلَی التَّقْسِیمِ لَا التَّخْیِیرِ جَمْعاً.
ترجمه:
ابو بصیر روایت کرده است که از امام صادق (ع) درباره مردی که ظهار کرده پرسیدم. امام فرمودند: اگر به همسرش نزدیک شود، بر او واجب است که بردهای آزاد کند یا دو ماه متوالی روزه بگیرد یا شصت مسکین را اطعام کند.
می گویم : این روایت و موارد مشابه آن به تقسیم تکلیف اشاره دارند، نه انتخاب آزاد، برای جمعبندی.
28789- 5- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً (3)قَالَ مِنْ مَرَضٍ أَوْ عُطَاشٍ (4).
ترجمه:
محمد بن مسلم از امام باقر (ع) در مورد کلام خداوند عزوجل: «و هر کس توانایی نداشته باشد، باید شصت مسکین را اطعام کند» (سوره مجادله، آیه 4) روایت کرده است. امام فرمودند: این در مورد کسی است که به دلیل بیماری یا تشنگی توانایی انجام کفاره دیگر را ندارد.
28790- 6- (5)وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی قَالَ [عَلَیْهِ] (6)عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (7).
ترجمه:
سماعه روایت کرده است که از امام (ع) درباره مردی که به همسرش گفته است "تو بر من همچون پشت مادرم هستی"، پرسیدم. امام فرمودند: بر او واجب است که بردهای آزاد کند، یا شصت مسکین را اطعام کند، یا دو ماه متوالی روزه بگیرد.
28791- 7- (8)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ أَبَانٍ وَ غَیْرِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثِ الظِّهَارِ قَالَ ثُمَ
1) التهذیب 8- 6- 11، و الاستبصار 3- 255- 914، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 18 من أبواب الظهار.
2) التهذیب 8- 325- 1206.
3) المجادلة 58- 4.
4) العطاش- داء یصیب الإنسان یشرب فلا یروی" لسان العرب 6- 318".
5) التهذیب 8- 322- 1194، و الاستبصار 4- 58- 199، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی 65- 133.
6) اثبتناه من المصدر.
7) تقدم فی ذیل الحدیث 4 من هذا الباب.
8) الفقیه 3- 527- 4829، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 1 من أبواب الظهار.
أَنْزَلَ اللَّهُ الْکَفَّارَةَ فِی ذَلِکَ فَقَالَ وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا ذلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسَّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً (1).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الظِّهَارِ (2)وَ فِی الصَّوْمِ (3)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ هُنَا (5)وَ تَقَدَّمَ مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ وَ ذَکَرْنَا وَجْهَهُ (6).
ترجمه:
ابان و دیگران از امام صادق (ع) روایت کردهاند که در حدیث ظهار فرمودند: سپس خداوند کفاره را در این مورد نازل کرد و فرمود: «و کسانی که از زنان خود ظهار میکنند، سپس به آنچه گفتهاند بازمیگردند، باید پیش از آنکه با آنان نزدیکی کنند، بردهای آزاد کنند. این امری است که به شما پند داده میشود و خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است. و هر کس توانایی آزاد کردن برده را نداشته باشد، باید دو ماه متوالی روزه بگیرد، و اگر باز هم نتواند، باید شصت مسکین را اطعام کند» (سوره مجادله، آیات 3 و 4).
(7)2 بَابُ أَنَّ مَنْ تَطَوَّعَ بِکَفَّارَةِ الظِّهَارِ وَ کَفَّارَةِ شَهْرِ رَمَضَانَ عَمَّنْ وَجَبَتْ عَلَیْهِ أَجْزَأَهُ وَ یَجُوزُ أَنْ یُطْعِمَهُ إِیَّاهَا هُوَ وَ عِیَالَهُ مَعَ الِاسْتِحْقَاقِ
ترجمه:
باب اینکه هر کس به صورت داوطلبانه کفاره ظهار و کفاره ماه رمضان را از جانب کسی که این کفاره بر او واجب شده ادا کند، این عمل از او پذیرفته میشود. همچنین جایز است که آن را به او و خانوادهاش با استحقاق اطعام کند.
28792- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ جَاءَ رَجُلٌ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ- ظَاهَرْتُ مِنِ امْرَأَتِی قَالَ اذْهَبْ فَأَعْتِقْ رَقَبَةً قَالَ لَیْسَ عِنْدِی قَالَ اذْهَبْ فَصُمْ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ قَالَ لَا أَقْوَی قَالَ اذْهَبْ فَأَطْعِمْ سِتِّینَ مِسْکِیناً قَالَ لَیْسَ
1) المجادلة 58- 3 و 4.
2) تقدم فی الحدیثین 2 و 4 من الباب 1، و فی الحدیث 5 من الباب 13، و فی الحدیث 2 من الباب 14 من أبواب الظهار.
3) تقدم فی الباب 1 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
4) تقدم ما یدلّ علی کفّارة الظهار بالعموم فی الحدیث 1 من الباب 1 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة و فی الحدیثین 1 و 6 من الباب 6 من أبواب الاعتکاف و فی الحدیث 1 من الباب 21 من أبواب نکاح العبید و الإماء.
5) یأتی فی البابین 2 و 8 من هذه الأبواب.
6) تقدم فی الحدیث 6 من الباب 11 من أبواب الظهار.
7) الباب 2 فیه حدیث واحد.
8) الکافی 6- 155- 9.
عِنْدِی قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- أَنَا أَتَصَدَّقُ عَنْکَ فَأَعْطَاهُ تَمْراً لِإِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً قَالَ اذْهَبْ فَتَصَدَّقْ بِهَا فَقَالَ وَ الَّذِی بَعَثَکَ بِالْحَقِّ مَا أَعْلَمُ بَیْنَ لَابَتَیْهَا أَحَداً أَحْوَجَ إِلَیْهِ مِنِّی وَ مِنْ عِیَالِی قَالَ فَاذْهَبْ فَکُلْ وَ أَطْعِمْ عِیَالَکَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی (2)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ (3)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ثُبُوتِ هَذَا الْحُکْمِ فِی کَفَّارَةِ إِفْطَارِ شَهْرِ رَمَضَانَ فِی الصَّوْمِ (4).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که شنیدم ایشان فرمودند: مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، ظهار کردهام. پیامبر (ص) فرمودند: برو و بردهای آزاد کن. مرد گفت: ندارم. پیامبر (ص) فرمودند: برو و دو ماه متوالی روزه بگیر. مرد گفت: توانایی ندارم. پیامبر (ص) فرمودند: برو و شصت مسکین را اطعام کن. مرد گفت: ندارم. پیامبر (ص) فرمودند: من از جانب تو صدقه میدهم. سپس به او مقداری خرما برای اطعام شصت مسکین دادند و فرمودند: برو و آن را صدقه بده. مرد گفت: به آن خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است، در میان این شهر کسی را نیازمندتر از من و خانوادهام نمیشناسم. پیامبر (ص) فرمودند: پس برو و خودت بخور و به خانوادهات بده.
(5)3 بَابُ أَنَّهُ یُجْزِی تَتَابُعُ شَهْرٍ وَ یَوْمٍ وَ تَفْرِیقُ الْبَاقِی وَ لَا یُجْزِی أَقَلُّ مِنْ ذَلِکَ وَ أَنَّهُ لَا یَجُوزُ صَوْمُ الْکَفَّارَةِ فِی السَّفَرِ وَ لَا فِی الْمَرَضِ
ترجمه:
باب اینکه پیوستگی یک ماه و یک روز کفایت میکند و باقی آن میتواند پراکنده باشد، اما کمتر از این میزان کفایت نمیکند. همچنین، روزه گرفتن کفاره در سفر و در بیماری جایز نیست.
28793- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الظِّهَارِ مَتَی یَقَعُ عَلَی صَاحِبِهِ الْکَفَّارَةُ إِلَی أَنْ قَالَ قُلْتُ: فَإِنْ صَامَ فَمَرِضَ فَأَفْطَرَ أَ یَسْتَقْبِلُ أَوْ یُتِمُّ مَا بَقِیَ عَلَیْهِ قَالَ إِنْ صَامَ شَهْراً ثُمَّ مَرِضَ اسْتَقْبَلَ فَإِنْ زَادَ عَلَی الشَّهْرِ یَوْماً أَوْ یَوْمَیْنِ بَنَی عَلَیْهِ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ
1) التهذیب 8- 15- 48.
2) التهذیب 8- 321- 1191، و الاستبصار 4- 57- 197.
3) الفقیه 3- 532- 4837.
4) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 8 من أبواب ما یمسک عنه الصائم.
5) الباب 3 فیه حدیثان.
6) الفقیه 3- 531- 4835، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 4، و فی الحدیث 4 من الباب 10، و ذیله فی الحدیث 2 من الباب 12 من أبواب الظهار.
عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ (1)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
جمیل بن دراج روایت کرده است که از امام صادق (ع) درباره ظهار و زمان وجوب کفاره بر صاحب آن پرسید. در ادامه گفتم: اگر روزه بگیرد و سپس بیمار شود و افطار کند، آیا باید روزه را از ابتدا بگیرد یا ادامه روزهای باقیمانده را بگیرد؟ امام فرمودند: اگر یک ماه روزه گرفته باشد و سپس بیمار شود، باید روزه را از ابتدا بگیرد؛ اما اگر بیش از یک ماه و یک یا دو روز اضافه روزه گرفته باشد، میتواند ادامه دهد. (حدیثادامه مییابد).
28794- 2- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ عُیَیْنَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُظَاهِرُ إِذَا صَامَ شَهْراً وَ مِنَ الشَّهْرِ الْآخَرِ یَوْماً فَقَدْ وَاصَلَ فَإِنْ شَاءَ فَلْیَقْضِ مُتَفَرِّقاً وَ إِنْ شَاءَ فَلْیُعْطِ لِکُلِّ یَوْمٍ مُدّاً مِنْ طَعَامٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الصَّوْمِ (4)
و تقدم ما یدلّ علی عدم جواز صوم الکفّارة فی السفر فی الباب 9 من أبواب من یصحّ منه الصوم.
وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (5)وَ حُکْمُ الْمَرَضِ مَحْمُولٌ عَلَی الْمَرَضِ الَّذِی یَقْدِرُ مَعَهُ عَلَی الصَّوْمِ لِمَا یَأْتِی (6)وَ الْإِطْعَامُ مَحْمُولٌ عَلَی الْعَجْزِ عَنِ الصَّوْمِ لِمَا مَرَّ (7).ترجمه:
از ابن عیینه از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: مرد ظهارکننده اگر یک ماه و یک روز از ماه دوم را روزه بگیرد، روزهاش پیوسته محسوب میشود. سپس اگر بخواهد، میتواند باقی روزهها را پراکنده بگیرد، و اگر بخواهد، برای هر روز یک مد غذا بدهد.
ترجمه: و آنچه پیشتر در مورد این موضوع در روزه آمده، این را تأیید میکند و مطالب دیگری نیز مرتبط با مقصود خواهد آمد. حکم بیماری بر بیماریای حمل میشود که فرد در آن توان روزه گرفتن داشته باشد. و اطعام به ناتوانی از روزه گرفتن حمل میشود، همانطور که پیشتر بیان شد.
(8)4 بَابُ أَنَّ مَنْ وَجَبَ عَلَیْهِ صَوْمُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ لَمْ یَجُزْ لَهُ الشُّرُوعُ فِی شَعْبَانَ إِلَّا أَنْ یَصُومَ قَبْلَهُ وَ لَوْ یَوْماً
ترجمه:
باب اینکه کسی که بر او واجب شده است دو ماه متوالی روزه بگیرد، نمیتواند روزه را در ماه شعبان آغاز کند، مگر اینکه پیش از آن حتی برای یک روز روزه گرفته باشد.
28795- 1- (9)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ
1) الکافی 6- 155- 10.
2) التهذیب 8- 9- 28.
3) الفقیه 3- 533- 4841.
4) تقدم فی البابین 3 و 4 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
5) یأتی فی الباب 4 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الباب 25 من هذه الأبواب.
7) مر فی الباب 1 من هذه الأبواب.
8) الباب 4 فیه حدیث واحد.
9) الکافی 6- 156- 12، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی 64- 131، و أورد صدره فی الحدیث 1 من الباب 10، و فی الحدیث 2 من الباب 11، و فی الحدیث 1 من الباب 13 من أبواب الظهار، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 5 من هذه الأبواب، و بإسناد آخر فی الحدیث 1 من الباب 9 من أبواب من یصحّ منه الصوم، و فی الحدیث 2 من الباب 4 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: فَإِنْ ظَاهَرَ فِی شَعْبَانَ وَ لَمْ یَجِدْ مَا یُعْتِقُ قَالَ یَنْتَظِرُ حَتَّی یَصُومَ شَهْرَ رَمَضَانَ- ثُمَّ یَصُومُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ إِنْ ظَاهَرَ وَ هُوَ مُسَافِرٌ انْتَظَرَ حَتَّی یَقْدَمَ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ وَ الْحَسَنِ (2)عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ (3)
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (5)وَ فِی الصَّوْمِ (6).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از امامان (ع) روایت کرده است که در حدیثی فرمودند: اگر مردی در ماه شعبان ظهار کند و توانایی آزاد کردن برده را نداشته باشد، باید صبر کند تا ماه رمضان را روزه بگیرد، سپس دو ماه متوالی را روزه بگیرد. و اگر در حال مسافرت ظهار کند، باید صبر کند تا به وطن بازگردد.
(7)5 بَابُ أَنَّ مَنْ شَرَعَ فِی الصَّوْمِ ثُمَّ قَدَرَ عَلَی الْعِتْقِ جَازَ لَهُ إِتْمَامُ الصَّوْمِ وَ یُسْتَحَبُّ لَهُ اخْتِیَارُ الْعِتْقِ وَ أَنَّ کَفَّارَةَ الظِّهَارِ عَلَی الْعَبْدِ صَوْمُ شَهْرٍ
ترجمه:
باب اینکه کسی که روزه را آغاز کرده و سپس توانایی آزاد کردن برده را پیدا کند، مجاز است روزه را به پایان برساند، اما مستحب است که آزاد کردن برده را انتخاب کند. همچنین کفاره ظهار برای برده، روزه گرفتن یک ماه است.
28796- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی حَدِیثِ الظِّهَارِ قَالَ فَإِنْ صَامَ فَأَصَابَ مَالًا فَلْیُمْضِ الَّذِی ابْتَدَأَ فِیهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ وَ الصَّدُوقُ کَمَا مَرَّ (1)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْعَلَاءِ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از امامان (ع) در حدیث ظهار روایت کرده است که فرمودند: اگر فردی شروع به روزه گرفتن کند و سپس مالی به دست آورد، باید همان عملی را که آغاز کرده است به پایان برساند.
28797- 2- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی رَجُلٍ صَامَ شَهْراً مِنْ کَفَّارَةِ الظِّهَارِ ثُمَّ وَجَدَ نَسَمَةً قَالَ یُعْتِقُهَا وَ لَا یَعْتَدُّ بِالصَّوْمِ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ لِمَا تَقَدَّمَ (4).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از امامان (ع) روایت کرده است که اگر مردی یک ماه از کفاره ظهار را روزه بگیرد و سپس توانایی آزاد کردن بردهای را پیدا کند، باید آن برده را آزاد کند و روزهاش در این مورد محاسبه نمیشود.
می گویم : مرحوم شیخ این حکم را بر استحباب حمل کرده است، با توجه به آنچه پیشتر آمده است.
28798- 3- (5)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَامَ مِنَ الظِّهَارَ ثُمَّ أَیْسَرَ وَ بَقِیَ عَلَیْهِ یَوْمَانِ أَوْ ثَلَاثَةٌ مِنْ صَوْمِهِ فَقَالَ إِذَا صَامَ شَهْراً ثُمَّ دَخَلَ فِی الثَّانِی أَجْزَأَهُ الصَّوْمُ فَلْیُتِمَّ صَوْمَهُ وَ لَا عِتْقَ عَلَیْهِ.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ مِثْلَهُ (6)أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْحُکْمِ الثَّانِی فِی الظِّهَارِ (7).
ترجمه:
علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر (ع) روایت کرده است که پرسیدم درباره مردی که برای ظهار روزه گرفته، سپس توانگر شده است و دو یا سه روز از روزهاش باقی مانده است. امام فرمودند: اگر یک ماه روزه گرفته و وارد ماه دوم شده باشد، روزهاش کفایت میکند و باید آن را کامل کند و آزاد کردن برده بر او واجب نیست.
(1)6 بَابُ أَنَّ کُلَّ مَنْ عَجَزَ عَنِ الْکَفَّارَةِ أَجْزَأَهُ الِاسْتِغْفَارُ وَ حُکْمِ الظِّهَارِ فِی ذَلِکَ
ترجمه:
باب اینکه هر کس که از انجام کفاره ناتوان باشد، استغفار برای او کافی است و حکم ظهار در این مورد نیز همین است.
28799- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کُلُّ مَنْ عَجَزَ عَنِ الْکَفَّارَةِ الَّتِی تَجِبُ عَلَیْهِ مِنْ صَوْمٍ أَوْ عِتْقٍ أَوْ صَدَقَةٍ فِی یَمِینٍ أَوْ نَذْرٍ أَوْ قَتْلٍ أَوْ غَیْرِ ذَلِکَ مِمَّا یَجِبُ عَلَی صَاحِبِهِ فِیهِ الْکَفَّارَةُ فَالاسْتِغْفَارُ لَهُ کَفَّارَةٌ مَا خَلَا یَمِینَ الظِّهَارِ فَإِنَّهُ إِذَا لَمْ یَجِدْ مَا یُکَفِّرُ بِهِ حَرُمَ (3)عَلَیْهِ أَنْ یُجَامِعَهَا وَ فُرِّقَ بَیْنَهُمَا إِلَّا أَنْ تَرْضَی الْمَرْأَةُ أَنْ یَکُونَ مَعَهَا وَ لَا یُجَامِعَهَا.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
ابو بصیر از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمودند: هر کس از کفارهای که بر او واجب شده است—خواه روزه، آزاد کردن برده، صدقه، کفاره سوگند، نذر، قتل یا هر امر دیگری که نیاز به کفاره دارد—ناتوان باشد، استغفار به عنوان کفاره برای او کافی است، به استثنای کفاره ظهار. زیرا اگر توانایی پرداخت کفاره ظهار را نداشته باشد، بر او حرام است که با همسرش نزدیکی کند، و میان آنان جدایی برقرار میشود مگر اینکه زن راضی باشد با او زندگی کند بدون آنکه نزدیکی انجام شود.
28800- 2- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی الْجَارُودِ زِیَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ: سَأَلَ أَبُو الْوَرْدِ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَیَّ کَظَهْرِ أُمِّی مِائَةَ مَرَّةٍ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع یُطِیقُ لِکُلِّ مَرَّةٍ عِتْقَ نَسَمَةٍ قَالَ لَا قَالَ یُطِیقُ إِطْعَامَ سِتِّینَ مِسْکِیناً مِائَةَ مَرَّةٍ قَالَ لَا قَالَ فَیُطِیقُ صِیَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ مِائَةَ مَرَّةٍ قَالَ لَا قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زِیَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ (6)
أَقُولُ: یُمْکِنُ حَمْلُ الْحَدِیثَیْنِ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ فَإِنَّهُ یُمْکِنُ إِسْقَاطُ الْکَفَّارَةِ بِأَنْ
یُطَلِّقَ ثُمَّ یَتَزَوَّجَهَا وَ یُمْکِنُ الْحَمْلُ عَلَی عَدَمِ سُقُوطِ الْکَفَّارَةِ بِالْکُلِّیَّةِ بَلْ حَتَّی یَتَمَکَّنَ مِنْهَا بِخِلَافِ غَیْرِ الظِّهَارِ کَمَا قَالَهُ الشَّیْخُ (1)لِمَا یَأْتِی (2).
ترجمه:
ابو الجارود زیاد بن منذر روایت کرده است که ابو الورد از امام باقر (ع) در حالی که من نزد ایشان بودم، درباره مردی پرسید که به همسرش صد بار گفته است: "تو بر من همچون پشت مادرم هستی." امام باقر (ع) فرمودند: اگر توان آزاد کردن بردهای برای هر بار را داشته باشد، این کار بر او واجب است. اگر توان آن را نداشته باشد، باید شصت مسکین را برای هر بار اطعام کند. اگر این نیز ممکن نباشد، باید برای هر بار دو ماه متوالی روزه بگیرد. و اگر هیچکدام از این موارد ممکن نباشد، میان آن مرد و زن جدایی برقرار میشود.
می گویم : میتوان این حدیثها را بر استحباب حمل کرد؛ زیرا ممکن است کفاره با طلاق دادن زن و سپس ازدواج مجدد با او ساقط شود. همچنین، ممکن است اینگونه باشد که کفاره بهکلی ساقط نشود، بلکه باید تا زمانی که امکان انجام آن فراهم شود، منتظر بماند. این برخلاف موارد غیر ظهار است، همانطور که شیخ بیان کرده است.
28801- 3- (3)وَ عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا (عَنِ الطَّیَالِسِیِّ) (4)عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: إِنَّ الِاسْتِغْفَارَ تَوْبَةٌ وَ کَفَّارَةٌ لِکُلِّ مَنْ لَمْ یَجِدِ السَّبِیلَ إِلَی شَیْءٍ مِنَ الْکَفَّارَةِ.
ترجمه:
داوود بن فرقد از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمودند: استغفار توبه و کفارهای است برای هر کسی که راهی برای انجام کفارههای واجب نیابد.
28802- 4- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الظِّهَارُ إِذَا عَجَزَ صَاحِبُهُ عَنِ الْکَفَّارَةِ فَلْیَسْتَغْفِرْ رَبَّهُ وَ یَنْوِی أَنْ لَا یَعُودَ قَبْلَ أَنْ یُوَاقِعَ ثُمَّ لْیُوَاقِعْ وَ قَدْ أَجْزَأَ ذَلِکَ عَنْهُ مِنَ الْکَفَّارَةِ فَإِذَا وَجَدَ السَّبِیلَ إِلَی مَا یُکَفِّرُ یَوْماً مِنَ الْأَیَّامِ فَلْیُکَفِّرْ وَ إِنْ تَصَدَّقَ وَ أَطْعَمَ نَفْسَهُ وَ عِیَالَهُ فَإِنَّهُ یُجْزِئُهُ إِذَا کَانَ مُحْتَاجاً وَ إِلَّا یَجِدْ ذَلِکَ فَلْیَسْتَغْفِرْ رَبَّهُ وَ یَنْوِی أَنْ لَا یَعُودَ فَحَسْبُهُ ذَلِکَ وَ اللَّهِ کَفَّارَةً.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6).
ترجمه:
اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمودند: ظهار، اگر صاحب آن از انجام کفاره ناتوان باشد، باید از پروردگارش استغفار کند و نیت کند که دوباره به این عمل بازنگردد، سپس میتواند با همسرش نزدیکی کند و این عمل کفایت میکند. اما اگر روزی توانایی انجام کفاره را پیدا کند، باید آن را ادا نماید. و اگر صدقه داده و خود و خانوادهاش را اطعام کند، این عمل نیز کفایت میکند به شرط آنکه نیازمند باشد. اما اگر چنین نیازی نداشته باشد، باید استغفار کند و نیت کند که بازنگردد، و همین عمل به عنوان کفاره برای او کافی است و خداوند کفایت میکند.
1) راجع التهذیب 8- 321- 1191 ذیل 1191، و الاستبصار 4- 57- 196 ذیل 196.
2) یأتی فی الحدیث 4 من هذا الباب.
3) التهذیب 8- 320- 1188، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 28 من أبواب الحیض، و صدره فی الحدیث 1 من الباب 22 من هذه الأبواب.
4) لیس فی المصدر.
5) الکافی 7- 461- 6.
6) التهذیب 8- 320- 1190، و الاستبصار 4- 56- 196.
(1)7 بَابُ أَنَّهُ یُجْزِی عِتْقُ الطِّفْلِ فِی کَفَّارَةِ الظِّهَارِ إِذَا وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ وَ کَذَا فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ وَ لَا یُجْزِی فِی کَفَّارَةِ الْقَتْلِ وَ أَنَّ الرَّقَبَةَ الْمُؤْمِنَةَ هِیَ الْمُقِرَّةُ بِالْإِمَامَةِ
ترجمه:
باب اینکه آزاد کردن کودک در کفاره ظهار پذیرفته است، به شرط آنکه در اسلام متولد شده باشد، و همینطور در کفاره سوگند. اما در کفاره قتل، پذیرفته نیست. همچنین بردهای که مؤمن محسوب میشود، کسی است که به امامت اقرار داشته باشد.
28803- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ (عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع) (3)فِی حَدِیثِ الظِّهَارِ قَالَ: وَ الرَّقَبَةُ یُجْزِی عَنْهُ صَبِیٌّ مِمَّنْ وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
محمد بن مسلم از یکی از امامان (ع) روایت کرده است که در حدیث ظهار فرمودند: آزاد کردن بردهای که کودکی باشد و در اسلام متولد شده باشد، کفایت میکند.
28804- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ السَّکُونِیِّ قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ ع الْوَلَدُ یُجْزِی (7)فِی الظِّهَارِ.
ترجمه:
و به نقل از سکونی روایت شده است که امام علی (ع) فرمودند: کودک در کفاره ظهار کفایت میکند.
28805- 3- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی الْعُبَیْدِیِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ الْمُبَارَکِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الرَّجُلُ یَجِبُ عَلَیْهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَلَا یَجِدُهَا کَیْفَ یَصْنَعُ فَقَالَ عَلَیْکُمْ بِالْأَطْفَالِ فَأَعْتِقُوهُمْ فَإِنْ خَرَجَتْ مُؤْمِنَةً فَذَاکَ وَ إِنْ لَمْ تَخْرُجْ مُؤْمِنَةً
1) الباب 7 فیه 10 أحادیث.
2) الکافی 6- 158- 22، و أورد مثله بسند آخر فی الحدیث 3 من الباب 1 من هذه الأبواب.
3) فی المصدر- عن معاویة بن وهب قال- سالت أبا عبد اللّه (علیه السلام) و کذلک فی التهذیب.
4) التهذیب 8- 15- 49.
5) الفقیه 3- 530- 4832 ذیل حدیث 1644 و هو قول المصنّف.
6) الفقیه 3- 535- 4850.
7) فی المصدر- أم الولد تجزئ.
8) الفقیه 3- 154- 3561.
فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ شَیْءٌ.
ترجمه:
فضل بن مبارک از پدرش از امام صادق (ع) روایت کرده است که گفتم: فدایت شوم، مردی که بر او واجب است بردهای مؤمن را آزاد کند، اما برده مؤمنی پیدا نمیکند، چه باید بکند؟ امام فرمودند: به کودکان مراجعه کنید و آنان را آزاد کنید. اگر کودک مؤمن شد، این عمل کفایت میکند، و اگر مؤمن نشد، چیزی بر شما واجب نیست.
28806- 4- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَجُوزُ فِی الْقَتْلِ إِلَّا رَجُلٌ وَ یَجُوزُ فِی الظِّهَارِ وَ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ صَبِیٌّ.
ترجمه:
و به اسناد از محمد حلبی از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: در کفاره قتل، تنها آزاد کردن مرد جایز است، اما در کفاره ظهار و کفاره سوگند، آزاد کردن کودک نیز پذیرفته میشود.
28807- 5- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَزَوْفَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَی النَّوْفَلِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ (3)قَالَ یَعْنِی مُقِرَّةً (4).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) روایت کرده است که در مورد سخن خداوند عزوجل: «آزاد کردن بردهای مؤمن» (سوره نساء، آیه 92)، امام فرمودند: یعنی بردهای که به ایمان اقرار کرده باشد.
28808- 6- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کُلُّ الْعِتْقِ یَجُوزُ لَهُ الْمَوْلُودُ إِلَّا فِی کَفَّارَةِ الْقَتْلِ فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ (6)قَالَ یَعْنِی بِذَلِکَ مُقِرَّةً قَدْ بَلَغَتِ الْحِنْثَ وَ یُجْزِی فِی الظِّهَارِ صَبِیٌّ مِمَّنْ وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ وَ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ جَمِیعاً عَنْ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ (7)
الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ یَحْیَی نَحْوَهُ إِلَی قَوْلِهِ بَلَغَتِ
1) الفقیه 3- 377- 4324، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی 62- 127.
2) التهذیب 8- 249- 901، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی 62- 126.
3) النساء 4- 92.
4) فی نسخة زیادة- بالامامة" هامش المخطوط".
5) التهذیب 8- 320- 1187، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 67- 139، و أورد ذیله فی الحدیث 3 من الباب 15 من هذه الأبواب.
6) النساء 4- 92.
7) الکافی 7- 462- 15.
الْحِنْثَ (1)
ترجمه:
حسین بن سعید از رجال خود از امام صادق (ع) روایت کرده است که رسول خدا (ص) فرمودند: تمام انواع آزاد کردن، شامل کودک نیز میشود، به جز در کفاره قتل. زیرا خداوند تعالی میفرماید: «آزاد کردن بردهای مؤمن» (سوره نساء، آیه 92). امام افزودند: یعنی بردهای که به ایمان اقرار کرده و به سن بلوغ رسیده باشد. اما در کفاره ظهار، آزاد کردن کودکی که در اسلام متولد شده باشد، پذیرفته است.
28809- 7- (2)وَ عَنْ کُرْدَوَیْهِ الْهَمْدَانِیِّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع فِی قَوْلِهِ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ (3)کَیْفَ تُعْرَفُ الْمُؤْمِنَةُ قَالَ عَلَی الْفِطْرَةِ.
ترجمه:
از کردویه همدانی از امام ابوالحسن (ع) روایت شده است که درباره سخن خداوند «آزاد کردن بردهای مؤمن» (سوره نساء، آیه 92) پرسید: چگونه مؤمن بودن برده شناخته میشود؟ امام فرمودند: بر اساس فطرت.
28810- 8- (4)وَ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ ع قَالَ: الرَّقَبَةُ الْمُؤْمِنَةُ الَّتِی ذَکَرَ (5)اللَّهُ إِذَا عَقَلَتْ وَ النَّسَمَةُ الَّتِی لَا تَعْلَمُ إِلَّا مَا قُلْتَهُ وَ هِیَ صَغِیرَةٌ.
ترجمه:
و از سکونی از جعفر بن محمد (ع) از پدرشان از امام علی (ع) روایت شده است که فرمودند: برده مؤمنی که خداوند ذکر کرده است، کسی است که عاقل باشد. اما (نسمه) بردهای که تنها آنچه را به او گفته شود بداند و کودک باشد، این ویژگی را ندارد.
28811- 9- (6)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الظِّهَارِ هَلْ یَجُوزُ فِیهِ عِتْقُ صَبِیٍّ فَقَالَ إِذَا کَانَ مَوْلُوداً وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ أَجْزَأَهُ.
ترجمه:
علی بن جعفر از برادرش موسی بن جعفر (ع) روایت کرده است که پرسیدم: آیا در کفاره ظهار، آزاد کردن کودک جایز است؟ ایشان فرمودند: اگر کودک متولد شده در اسلام باشد، این عمل کفایت میکند.
28812- 10- (7)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ (8)قَالَ یَعْنِی مُقِرَّةً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (9)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (10).
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) روایت کرده است که درباره سخن خداوند «آزاد کردن بردهای مؤمن» (سوره نساء، آیه 92) فرمودند: یعنی بردهای که به ایمان اقرار کرده باشد.
1) تفسیر العیّاشیّ 1- 263- 219.
2) تفسیر العیّاشیّ 1- 263- 220.
3) النساء 4- 92.
4) تفسیر العیّاشیّ 1- 263- 221.
5) فی المصدر- ذکرها.
6) قرب الإسناد- 111.
7) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 62- 126.
8) النساء 4- 92.
9) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 1 من هذه الأبواب.
10) یأتی فی الحدیث 9 من الباب 14 من هذه الأبواب.
(1)8 بَابُ أَنَّ مَنْ عَجَزَ عَنْ کَفَّارَةِ الظِّهَارِ أَجْزَأَهُ صَوْمُ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ یَوْماً
ترجمه:
باب اینکه کسی که از انجام کفاره ظهار ناتوان باشد، روزه گرفتن هجده روز برای او کفایت میکند.
28813- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (عَنْ وُهَیْبِ بْنِ حَفْصٍ) (3)عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ فَلَمْ یَجِدْ مَا یُعْتِقُ وَ لَا مَا یَتَصَدَّقُ وَ لَا یَقْوَی عَلَی الصِّیَامِ قَالَ یَصُومُ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ یَوْماً لِکُلِّ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (4).
ترجمه:
ابو بصیر روایت کرده است که از امام صادق (ع) پرسیدم درباره مردی که ظهار کرده و توانایی آزاد کردن برده، صدقه دادن، یا گرفتن روزه را ندارد. امام فرمودند: او باید هجده روز روزه بگیرد؛ به این صورت که برای هر ده مسکین، سه روز روزه بگیرد.
(5)9 بَابُ أَنَّ مَنْ دَبَّرَ عَبْدَهُ ثُمَّ مَاتَ فَانْعَتَقَ لَمْ یُجْزِئْهُ عَنِ الْکَفَّارَةِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که بردهاش را تدبیر کرده، سپس فوت کرده و برده آزاد شده است، این آزادی به عنوان کفاره محسوب نمیشود.
28814- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ الْکَرْخِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ هِشَامَ بْنَ أُدَیْنٍ (7)سَأَلَنِی أَنْ أَسْأَلَکَ عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ لِعَبْدِهِ الْعِتْقَ إِنْ حَدَثَ بِسَیِّدِهِ حَدَثُ الْمَوْتِ فَمَاتَ السَّیِّدُ وَ عَلَیْهِ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ وَاجِبَةٍ فِی کَفَّارَةٍ أَ یُجْزِی عَنِ الْمَیِّتِ عِتْقُ الْعَبْدِ الَّذِی
کَانَ السَّیِّدُ جَعَلَ لَهُ الْعِتْقَ بَعْدَ مَوْتِهِ فِی تَحْرِیرِ الرَّقَبَةِ الَّتِی کَانَتْ عَلَی الْمَیِّتِ فَقَالَ لَا.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
ابراهیم کرخی روایت کرده است که به امام صادق (ع) عرض کردم: هشام بن ادین از من خواسته است تا از شما درباره مردی بپرسم که برای بردهاش شرط آزادی قرار داده است به این صورت که اگر به او اتفاقی بیفتد و فوت کند، برده آزاد شود. حال، این مرد فوت کرده و بر او واجب بوده است که بردهای را به عنوان کفاره آزاد کند. آیا آزادی بردهای که شرط آزادی آن بعد از مرگ تعیین شده است، کفایت میکند؟ امام فرمودند: خیر.
28815- 2- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ یَجْعَلُ لِعَبْدِهِ الْعِتْقَ إِنْ حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ وَ عَلَی الرَّجُلِ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فِی کَفَّارَةِ یَمِینٍ أَوْ ظِهَارٍ أَ یُجْزِی عَنْهُ أَنْ یُعْتِقَ عَبْدَهُ ذَلِکَ فِی تِلْکَ الرَّقَبَةِ الْوَاجِبَةِ قَالَ لَا.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَزَوْفَرِیِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (4)أَقُولُ: یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ الْمُدَبَّرَ رِقٌّ (5)وَ یَجُوزُ الرُّجُوعُ فِی التَّدْبِیرِ (6)لِلْمَجْهُولِ وَ یُرَادَ بِهِ أَنَّ ذَلِکَ الْعِتْقَ الَّذِی هُوَ بِطَرِیقِ التَّدْبِیرِ لَا یُجْزِی عَنِ الْکَفَّارَةِ أَوِ الْمُرَادُ أَنَّ عِتْقَهُ بِغَیْرِ رُجُوعٍ عَنِ التَّدْبِیرِ لَا یَجُوزُ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) روایت کرده است که درباره مردی پرسید: اگر او آزاد کردن بردهاش را به شرط رخ دادن حادثهای (مانند مرگ) برای خود قرار دهد، و بر این مرد واجب باشد که بردهای را در کفاره سوگند یا ظهار آزاد کند، آیا آزاد کردن همین برده میتواند به عنوان کفاره واجب محسوب شود؟ امام فرمودند: خیر.
می گویم : شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه برده تدبیر شده همچنان در حکم برده است و بازگشت از تدبیر در موارد نامشخص جایز است. منظور از این عبارت این است که آزاد کردن بردهای که از طریق تدبیر آزاد شده باشد، به عنوان کفاره محسوب نمیشود. یا ممکن است منظور این باشد که آزاد کردن برده بدون بازگشت از تدبیر جایز نیست. و خدا داناتر است.
(1)10 بَابُ وُجُوبِ الْکَفَّارَةِ الْمُرَتَّبَةِ فِی قَتْلِ الْخَطَإِ سَوَاءٌ أُخِذَتْ مِنْهُ الدِّیَةُ أَمْ وُهِبَتْ لَهُ حُرّاً کَانَ الْمَقْتُولُ أَوْ عَبْداً
ترجمه:
باب وجوب کفاره مرتب در قتل خطا، چه دیه از او گرفته شود و چه به او بخشیده شود، و چه مقتول آزاد باشد و چه برده.
28816- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع کَفَّارَةُ الدَّمِ إِذَا قَتَلَ الرَّجُلُ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً إِلَی أَنْ قَالَ وَ إِذَا قَتَلَ خَطَأً أَدَّی دِیَتَهُ إِلَی أَوْلِیَائِهِ ثُمَّ أَعْتَقَ رَقَبَةً فَإِنْ لَمْ یَجِدْ صَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ فَإِنْ لَمْ یَسْتَطِعْ أَطْعَمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً مُدّاً مُدّاً وَ کَذَلِکَ إِذَا وُهِبَتْ لَهُ دِیَةُ الْمَقْتُولِ فَالْکَفَّارَةُ عَلَیْهِ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ رَبِّهِ لَازِمَةٌ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الصَّوْمِ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْقِصَاصِ (4)وَ غَیْرِهِ.
ترجمه:
عبدالله بن سنان روایت کرده است که امام صادق (ع) فرمودند: کفاره خون در صورتی که مردی عمداً مؤمنی را بکشد تا آنجا که فرمودند : و اگر کسی خطا مرتکب شود و مؤمنی را بکشد، باید دیه را به اولیای مقتول بپردازد، سپس بردهای را آزاد کند. اگر برده نیافت، باید دو ماه متوالی روزه بگیرد. و اگر توانایی روزه گرفتن نداشت، شصت مسکین را هر یک به یک مُد طعام دهد. و همچنین اگر دیه مقتول به او بخشیده شود، کفاره بین او و خداوند همچنان لازم است.
(5)11 بَابُ وُجُوبِ الْکَفَّارَةِ عَلَی الْمَرْأَةِ إِذَا شَرِبَتْ دَوَاءً فَأَسْقَطَتْ
ترجمه:
باب وجوب کفاره بر زن در صورتی که دارویی بنوشد و باعث سقط جنین شود.
28817- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع فِی امْرَأَةٍ حُبْلَی شَرِبَتْ دَوَاءً فَأَسْقَطَتْ قَالَ تُکَفِّرُ عَنْهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (7)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (8).
ترجمه:
طلحه بن زید از جعفر بن محمد (ع) از پدرشان روایت کرده است که در مورد زنی باردار که دارویی نوشیده و باعث سقط جنین شده است، فرمودند: او باید کفاره دهد.
1) الباب 10 فیه حدیث واحد.
2) التهذیب 8- 322- 1196، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 28 من هذه الأبواب.
3) تقدم فی الباب 1 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
4) یأتی فی الحدیث 4 من الباب 10 من أبواب قصاص النفس.
5) الباب 11 فیه حدیث واحد.
6) الفقیه 3- 372- 4309.
7) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 6، و فی الحدیث 1 من الباب 10 من هذه الأبواب.
8) یأتی ما یدلّ علی حرمة شرب الدواء لطرح الحمل فی الباب 7 من أبواب قصاص النفس و علی وجوب الدیة فی الباب 21 من أبواب دیات النفس.
(1)12 بَابُ وُجُوبِ الْکَفَّارَةِ الْمُخَیَّرَةِ الْمُرَتَّبَةِ فِی مُخَالَفَةِ الْیَمِینِ إِطْعَامِ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ أَوْ کِسْوَتِهِمْ أَوْ تَحْرِیرِ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَةٍ فَإِنْ عَجَزَ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ
ترجمه:
باب وجوب کفاره مخیر و مرتب در مخالفت با قسم: اطعام ده مسکین یا پوشاندن لباس به آنها یا آزاد کردن برده. و کسی که این موارد را نیابد، باید سه روز متوالی روزه بگیرد. و اگر ناتوان باشد، از خداوند استغفار کند.
28818- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِیعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْکَانَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ یُطْعِمُ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدٌّ مِنْ حِنْطَةٍ أَوْ مُدٌّ مِنْ دَقِیقٍ وَ حَفْنَةٌ أَوْ کِسْوَتُهُمْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ ثَوْبَانِ أَوْ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ هُوَ فِی ذَلِکَ بِالْخِیَارِ أَیَّ ذَلِکَ شَاءَ صَنَعَ (3)فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی وَاحِدَةٍ مِنَ الثَّلَاثِ فَالصِّیَامُ عَلَیْهِ ثَلَاثَةُ أَیَّامٍ.
ترجمه:
حلبی از امام صادق (ع) روایت کرده است که در مورد کفاره قسم فرمودند: باید ده مسکین را اطعام کند؛ به هر مسکین یک مُد از گندم یا یک مُد آرد و یک مشت اضافه دهد. یا به هر نفر دو لباس بپوشاند، یا یک برده آزاد کند. او در انتخاب این موارد مختار است و هر کدام را که بخواهد، انجام دهد. اما اگر توانایی انجام یکی از این سه مورد را نداشته باشد، باید سه روز روزه بگیرد.
28819- 2- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ فَقَالَ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ کِسْوَةٌ وَ الْکِسْوَةُ ثَوْبَانِ أَوْ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ أَیَّ ذَلِکَ فَعَلَ أَجْزَأَ عَنْهُ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَاتٍ وَ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مُدّاً مُدّاً.
وَ
رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ مُدٌّ مُدٌّ (5)
ترجمه:
علی بن ابی حمزه از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمودند: کفاره قسم شامل آزاد کردن یک برده یا پوشاندن لباس به ده مسکین است، که لباس شامل دو قطعه برای هر فرد میباشد، یا اطعام ده مسکین، به هر مسکین یک مُد طعام داده شود. هر یک از این اعمال که انجام شود، کفایت میکند. اما اگر توانایی هیچکدام از اینها را نداشته باشد، سه روز روزه متوالی بگیرد، و اطعام ده مسکین، به هر کدام یک مُد طعام، کافی خواهد بود.
28820- 3- (6)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی
1) الباب 12 فیه 16 حدیث.
2) الکافی 7- 451- 1، التهذیب 8- 295- 1091، و الاستبصار 4- 51- 174.
3) فی نسخة- أی الثلاثة صنع (هامش المخطوط).
4) الکافی 7- 452- 3، نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی 58- 114.
5) التهذیب 8- 295- 1092 و الاستبصار 4- 51- 175.
6) الکافی 7- 452- 5، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 14 من هذه الأبواب.
جَمِیلَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ إِلَی أَنْ قَالَ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَعَلَیْهِ الصِّیَامُ یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ (1).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (2)
وَ کَذَا الْأَوَّلُ.
ترجمه:
از ابو جمیله از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: کفاره قسم شامل آزاد کردن یک برده، یا اطعام ده مسکین از آنچه در حد وسط به خانواده خود میخورانید، یا پوشاندن آنها است. و سپس فرمودند: کسی که توانایی هیچکدام را نداشته باشد، باید روزه بگیرد. خداوند عزوجل فرموده است: «و هر کس نیابد، سه روز روزه بگیرد» (سوره مائده، آیه 89).
28821- 4- (3)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّنْ قَالَ وَ اللَّهِ ثُمَّ لَمْ یَفِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع کَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مُدّاً مُدّاً (4)دَقِیقٍ أَوْ حِنْطَةٍ (أَوْ کِسْوَتُهُمْ) (5)أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ أَوْ صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَةٍ إِذَا لَمْ یَجِدْ شَیْئاً مِنْ ذَا.
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ وَ ذَکَرَ مِثْلَهُ وَ تَرَکَ قَوْلَهُ أَوْ کِسْوَتُهُمْ (6)
ترجمه:
ابو حمزه ثمالی روایت کرده است که از امام صادق (ع) پرسیدم درباره کسی که بگوید «به خدا قسم» و سپس به قسم خود وفا نکند. امام صادق (ع) فرمودند: کفارهاش شامل اطعام ده مسکین، هر مسکین یک مُد از آرد یا گندم (یا پوشاندن لباس به آنها)، یا آزاد کردن یک برده است. اگر هیچکدام از اینها مقدور نباشد، باید سه روز متوالی روزه بگیرد.
28822- 5- (7)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ الْیَمَانِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ مَنْ کَانَ لَهُ مَا یُطْعِمُ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَصُومَ یُطْعِمُ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ مُدّاً مُدّاً فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ.
ترجمه:
ابو خالد قماط روایت کرده است که از امام صادق (ع) شنید که فرمودند: کسی که توانایی اطعام داشته باشد، نباید روزه بگیرد. او باید ده مسکین را اطعام کند، به هر مسکین یک مُد. و اگر چیزی نیابد، باید سه روز روزه بگیرد.
28823- 6- (8)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ
عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شَیْءٍ مِنْ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ فَقَالَ یَصُومُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ قُلْتُ إِنْ (1)ضَعُفَ عَنِ الصَّوْمِ وَ عَجَزَ قَالَ یَتَصَدَّقُ عَلَی عَشَرَةِ مَسَاکِینَ قُلْتُ إِنَّهُ عَجَزَ عَنْ ذَلِکَ قَالَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا یَعُدْ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ الْکَفَّارَةِ وَ أَقْصَاهُ وَ أَدْنَاهُ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ وَ یُظْهِرُ تَوْبَةً وَ نَدَامَةً.
وَ
رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ إِلَی قَوْلِهِ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ وَ لَا یَعُودُ (2).
أَقُولُ: الصَّوْمُ هُنَا مَحْمُولٌ عَلَی أَنَّهُ وَاجِبٌ عَلَی مَنْ عَجَزَ عَنِ الْإِطْعَامِ وَ الْکِسْوَةِ وَ الْعِتْقِ وَ الْإِطْعَامُ الْمَأْمُورُ بِهِ هُنَا بَعْدَ الْعَجْزِ عَنِ الصَّوْمِ مَحْمُولٌ عَلَی إِطْعَامِ مَا دُونَ الْمُدِّ فَإِنَّهُ إِذَا عَجَزَ عَنِ الْجَمِیعِ تَصَدَّقَ بِمَا تَیَسَّرَ.
ترجمه:
زراره از امام باقر (ع) روایت کرده است که فرمودند: از ایشان درباره کفاره سوگند پرسیدم. امام فرمودند: سه روز روزه بگیرد. گفتم: اگر توانایی روزه گرفتن نداشت و ناتوان بود چه کند؟ امام فرمودند: به ده مسکین صدقه دهد. گفتم: اگر از انجام این کار نیز عاجز باشد؟ امام فرمودند: از خداوند طلب آمرزش کند و دیگر سوگند نخورَد. چرا که این عمل بهترین، کاملترین و سادهترین کفاره است. باید از خداوند استغفار کند و توبه و پشیمانی خود را آشکار سازد.
می گویم : در اینجا روزه واجب است برای کسی که از اطعام، پوشاندن لباس و آزاد کردن برده ناتوان باشد. و اطعامی که در اینجا پس از ناتوانی از روزهداری مأمور به آن است، مربوط به اطعامی کمتر از یک مُد است. زیرا اگر کسی از انجام تمامی این امور ناتوان باشد، با آنچه که میتواند صدقه دهد.
28824- 7- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ حَمْزَةَ (عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً) (4)ع قَالَ: (فَوَّضَ اللَّهُ) (5)إِلَی النَّاسِ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ کَمَا فَوَّضَ إِلَی الْإِمَامِ فِی الْمُحَارِبِ أَنْ یَصْنَعَ مَا یَشَاءُ وَ قَالَ کُلُّ شَیْءٍ فِی الْقُرْآنِ أَوْ فَصَاحِبُهُ فِیهِ بِالْخِیَارِ.
ترجمه:
از حمزه (از جعفر از پدرشان) روایت شده است که امام علی (ع) فرمودند: خداوند اختیار کفاره سوگند را به مردم واگذار کرده است، همانطور که اختیار امور محاربین را به امام سپرده است تا آنچه را که صلاح بداند انجام دهد. و فرمودند: هر چیزی که در قرآن آمده است، اختیار انجام آن نیز به صاحبش داده شده است.
28825- 8- (6)عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ عَنْ أَخِیهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ کَفَّارَةِ صَوْمِ الْیَمِینِ أَ یَصُومُهَا جَمِیعاً أَمْ یُفَرِّقُ بَیْنَهَا قَالَ یَصُومُهَا جَمِیعاً.
ترجمه:
علی بن جعفر در کتاب خود از برادرش روایت کرده است که فرمود: از او درباره کفاره روزه قسم پرسیدم که آیا باید تمامی روزهها را پیوسته انجام دهد یا میان آنها فاصله بیاندازد؟ ایشان فرمودند: باید تمامی آنها را پیوسته روزه بگیرد.
28826- 9- (7)الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ
ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ (1)فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَالَ مَا یَأْکُلُ أَهْلُ الْبَیْتِ یُشْبِعُهُمْ یَوْماً وَ کَانَ یُعْجِبُهُ مُدٌّ لِکُلِّ مِسْکِینٍ قُلْتُ أَوْ کِسْوَتُهُمْ قَالَ ثَوْبَیْنِ لِکُلِّ رَجُلٍ.
ترجمه:
سماعه بن مهران از امام صادق (ع) روایت کرده است که از ایشان درباره سخن خداوند «از حد متوسط آنچه به خانواده خود میخورانید یا آنها را میپوشانید» (سوره مائده، آیه 89) در ارتباط با کفاره قسم پرسیدم. امام فرمودند: چیزی که اهل خانه میخورند و آنها را برای یک روز سیر میکند. و امام علاقهمند بودند که به هر مسکین یک مُد داده شود. پرسیدم: یا آنها را میپوشانند؟ امام فرمودند: دو لباس برای هر مرد.
28827- 10- (2)وَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ (3)قَالَ قُوتُ عِیَالِکَ وَ الْقُوتُ یَوْمَئِذٍ مُدٌّ قُلْتُ أَوْ کِسْوَتُهُمْ (4)قَالَ ثَوْبٌ.
ترجمه:
و از ابوبصیر روایت شده است که گفت: از امام باقر (ع) درباره سخن خداوند «از حد متوسط آنچه به خانواده خود میخورانید» (سوره مائده، آیه 89) پرسیدم. امام فرمودند: غذای خانوادهات، و در آن زمان قوت یک مُد بود. پرسیدم: یا پوشاندن آنها؟ فرمودند: یک لباس.
28828- 11- (5)وَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ ثَوْبَیْنِ لِکُلِّ رَجُلٍ وَ الرَّقَبَةُ یُعْتَقُ مِنَ الْمُسْتَضْعَفِینَ فِی الَّذِی یَجِبُ عَلَیْکَ فِیهِ رَقَبَةٌ.
ترجمه:
از ابن سنان از امام صادق (ع) روایت شده است که در مورد کفاره قسم فرمودند: دو لباس برای هر مرد لازم است. و بردهای که در کفاره واجب باشد، از مستضعفین آزاد میشود.
28829- 12- (6)وَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَالَ صِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ لَا یُفَرَّقُ بَیْنَهُنَّ.
ترجمه:
از اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) روایت شده است که در حدیثی درباره کفاره قسم فرمودند: سه روز روزه گرفتن است که نباید بین آنها فاصله انداخته شود.
28830- 13- (7)وَ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْقَمَّاطِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مَنْ کَانَ لَهُ مَا یُطْعِمُ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَصُومَ أَطْعَمَ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ مُدّاً مُدّاً أَوْ أَعْتَقَ رَقَبَةً أَوْ کِسْوَتُهُمْ وَ الْکِسْوَةُ ثَوْبَانِ (8)أَیَّ ذَلِکَ فَعَلَ أَجْزَأَ عَنْهُ فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ.
ترجمه:
ابو خالد قماط روایت کرده است که از امام صادق (ع) شنید که فرمودند: در مورد کفاره قسم، کسی که توانایی اطعام داشته باشد، نباید روزه بگیرد. او باید ده مسکین را اطعام کند، به هر مسکین یک مُد، یا بردهای را آزاد کند، یا لباس به آنها بپوشاند، که پوشاک شامل دو لباس است. هر کدام از این اعمال را که انجام دهد، کفایت میکند. اما اگر توانایی انجام هیچکدام را نداشته باشد، باید سه روز روزه بگیرد.
28831- 14- (9)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ مُتَوَالِیَاتٍ وَ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مُدٌّ مُدٌّ.
ترجمه:
از علی بن ابی حمزه از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: اگر چیزی نیابد، سه روز متوالی روزه بگیرد و ده مسکین را اطعام کند، به هر مسکین یک مُد.
28832- 15- (1)وَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: صِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مُتَتَابِعَاتٍ لَا یُفْصَلُ بَیْنَهُنَّ وَ قَالَ کُلُّ صِیَامٍ یُفَرَّقُ إِلَّا صِیَامَ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ فَإِنَّ اللَّهَ یَقُولُ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ (2)أَیْ مُتَتَابِعَاتٍ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: روزه سه روز در کفاره قسم باید متوالی باشد و نباید بین آنها فاصلهای انداخته شود. و فرمودند: هر روزهای میتواند فاصله داشته باشد، جز روزه سه روز برای کفاره قسم، زیرا خداوند فرموده است: «سه روز روزه» (سوره مائده، آیه 89) که به معنای متوالی بودن است.
28833- 16- (3)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ عُمَرَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مَنْ کَانَ لَهُ مَا یُطْعِمُ فَلَیْسَ لَهُ أَنْ یَصُومَ وَ یُطْعِمُ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ مُدّاً مُدّاً فَإِنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (4)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (5).
ترجمه:
از ابراهیم بن عمر روایت شده است که از امام صادق (ع) شنید که فرمودند: در کفاره قسم، کسی که توانایی اطعام داشته باشد، نباید روزه بگیرد. او باید ده مسکین را اطعام کند، به هر مسکین یک مُد. و اگر چیزی نیابد، سه روز روزه بگیرد.
(6)13 بَابُ حَدِّ الْعَجْزِ عَنِ الْعِتْقِ وَ الْإِطْعَامِ وَ الْکِسْوَةِ فِی الْکَفَّارَةِ
ترجمه:
باب تعیین حدود ناتوانی از آزاد کردن برده، اطعام و پوشاندن لباس در کفاره.
28834- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ فِی قَوْلِهِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ (8)مَا حَدُّ مَنْ لَمْ یَجِدْ وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَسْأَلُ فِی کَفِّهِ وَ هُوَ یَجِدُ فَقَالَ إِذَا لَمْ یَکُنْ عِنْدَهُ فَضْلٌ عَنْ قُوتِ عِیَالِهِ فَهُوَ مِمَّنْ لَا یَجِدُ.
1) تفسیر العیّاشیّ 1- 339- 180.
2) المائدة 5- 89.
3) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 60- 120، و تفسیر العیّاشیّ 1- 338- 176.
4) تقدم فی الباب 10 من أبواب بقیة الصوم الواجب، و فی الحدیث 9 من الباب 15 من أبواب مقدمات الطلاق، و فی الباب 6 من هذه الأبواب.
5) یأتی فی الباب 14 من هذه الأبواب.
6) الباب 13 فیه حدیث واحد.
7) الکافی 7- 452- 2.
8) المائدة 5- 89.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1).
ترجمه:
از اسحاق بن عمار از امام کاظم (ع) روایت شده است که گفت: از ایشان درباره کفاره قسم و سخن خداوند «و هرکس نیابد، سه روز روزه بگیرد» (سوره مائده، آیه 89) پرسیدم. حد ناتوانی از پرداخت را جویا شدم، گفتم: اگر کسی با وجود داشتن امکانات درخواست کمک کند، آیا او نیز مشمول ناتوانی میشود؟ امام فرمودند: اگر چیزی بیشتر از قوت خانوادهاش نداشته باشد، او از جمله کسانی است که ناتوان محسوب میشوند.
(2)14 بَابُ أَنَّهُ یُجْزِی فِی الْإِطْعَامِ مُدٌّ لِکُلِّ مِسْکِینٍ وَ یُسْتَحَبُّ مُدَّانِ وَ أَنْ یُضَمَّ إِلَیْهِ الْإِدَامُ وَ أَدْنَاهُ الْمِلْحُ وَ أَرْفَعُهُ اللَّحْمُ
ترجمه:
باب اینکه در اطعام، یک مُد برای هر مسکین کافی است و دو مُد مستحب میباشد، و به همراه آن میتوان ادَام (خورش) نیز قرار داد که حداقل آن نمک و بهترین آن گوشت است.
28835- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ (عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ) (4)عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِیِّهِ ص یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ ... قَدْ فَرَضَ اللَّهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمانِکُمْ (5)فَجَعَلَهَا یَمِیناً وَ کَفَّرَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص- قُلْتُ بِمَا کَفَّرَ قَالَ أَطْعَمَ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدٌّ قُلْنَا (فَمَنْ وَجَدَ) (6)الْکِسْوَةَ قَالَ ثَوْبٌ یُوَارِی بِهِ عَوْرَتَهُ.
ترجمه:
از محمد بن قیس روایت شده است که امام باقر (ع) فرمودند: خداوند عزوجل به پیامبرش (ص) فرمود: «ای پیامبر، چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است، حرام میکنی؟... خداوند برای شما کفاره شکستن سوگندهایتان را مقرر کرده است» (سوره تحریم، آیات 1 و 2). امام فرمودند: آن را به عنوان قسم قرار داد و پیامبر خدا (ص) برای آن کفاره داد. پرسیدم: با چه چیزی کفاره داد؟ فرمودند: ده مسکین را اطعام کرد، به هر مسکین یک مُد. پرسیدم: کسی که پوشاک فراهم کند؟ فرمودند: یک لباس که عورتش را بپوشاند.
28836- 2- (7)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ وَ الْوَسَطُ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ أَرْفَعُهُ الْخُبْزُ وَ اللَّحْمُ وَ الصَّدَقَةُ مُدٌّ (8)مِنْ حِنْطَةٍ لِکُلِّ مِسْکِینٍ وَ الْکِسْوَةُ
1) التهذیب 8- 296- 1096.
2) الباب 14 فیه 14 حدیثا.
3) الکافی 7- 452- 4، و التهذیب 8- 295- 1093، و الاستبصار 4- 51- 176، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 59- 115. و أورد ذیله فی الحدیث 1 من الباب 15 من هذه الأبواب، و صدره فی الحدیث 3 من الباب 35 من أبواب الایمان.
4) فی المصدر- عن ابن أبی نجران.
5) التحریم 66- 1 و 2.
6) فی المصدر- فما حد.
7) الکافی 7- 452- 5، و التهذیب 8- 296- 1097، و الاستبصار 4- 52- 179، و أورد ذیله فی الحدیث 3 من الباب 12 من هذه الأبواب.
8) فی نسخة زیادة- مد" هامش المخطوط" و کذلک المصدر.
ثَوْبَانِ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از ابو جمیله از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمودند: در کفاره قسم، شامل آزاد کردن یک برده، یا اطعام ده مسکین از حد متوسط آنچه به خانواده خود میخورانید، یا پوشاندن لباس به آنها است. حد وسط شامل سرکه و روغن، و بهترین آنها نان و گوشت است. صدقه نیز به مقدار یک مُد گندم برای هر مسکین، و پوشاک شامل دو لباس است.
28837- 3- (1)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ (2)قَالَ هُوَ کَمَا یَکُونُ أَنْ (3)یَکُونَ فِی الْبَیْتِ (مَنْ یَأْکُلُ الْمُدَّ وَ مِنْهُمْ) (4)مَنْ یَأْکُلُ أَکْثَرَ مِنَ الْمُدِّ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَأْکُلُ أَقَلَّ مِنَ الْمُدِّ فَبَیْنَ ذَلِکَ وَ إِنْ شِئْتَ جَعَلْتَ لَهُمْ أُدْماً وَ الْأُدْمُ أَدْنَاهُ مِلْحٌ وَ أَوْسَطُهُ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ أَرْفَعُهُ اللَّحْمُ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) روایت شده است که درباره سخن خداوند عزوجل «از حد متوسط آنچه به خانواده خود میخورانید» (سوره مائده، آیه 89) فرمودند: این به گونهای است که در خانه ممکن است کسی باشد که به اندازه یک مُد غذا بخورد، و افرادی باشند که بیشتر از یک مُد یا کمتر از یک مُد بخورند، و حد وسط میان این موارد است. و اگر بخواهی، میتوانی برای آنها ادَام (خورش) نیز قرار دهی، که حداقل آن نمک، حد متوسط آن سرکه و روغن، و بهترین آن گوشت است.
28838- 4- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مُدٌّ مُدٌّ مِنْ حِنْطَةٍ وَ حَفْنَةٌ لِتَکُونَ الْحَفْنَةُ فِی طَحْنِهِ وَ حَطَبِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (6)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از هشام بن حکم از امام صادق (ع) روایت شده است که در مورد کفاره سوگند فرمودند: به هر مسکین یک مُد گندم و یک مشت اضافه داده شود، تا آن مشت برای آسیاب کردن و هیزم مصرف شود.
28839- 5- (7)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی أَیُّوبَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ قَالَ مَا تَقُوتُونَ بِهِ عِیَالَکُمْ مِنْ أَوْسَطِ ذَلِکَ قُلْتُ وَ مَا أَوْسَطُ ذَلِکَ فَقَالَ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ التَّمْرُ وَ الْخُبْزُ یُشْبِعُهُمْ بِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً قُلْتُ کِسْوَتُهُمْ قَالَ ثَوْبٌ وَاحِدٌ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (8).
ترجمه:
از ابو بصیر روایت شده است که گفت: از امام باقر (ع) درباره «حد وسط آنچه به خانواده خود میخورانید» پرسیدم. امام فرمودند: چیزی که خانوادهات از حد وسط آن مصرف میکنند. پرسیدم: حد وسط آن چیست؟ فرمودند: سرکه، روغن، خرما و نان، به طوری که آنان را یک بار سیر کند. پرسیدم: و درباره پوشاندن آنها؟ فرمودند: یک لباس.
28840- 6- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی کَفَّارَةِ الظِّهَارِ قَالَ تَصَدَّقْ عَلَی سِتِّینَ مِسْکِیناً ثَلَاثِینَ صَاعاً (لِکُلِّ مِسْکِینٍ) (2)مُدَّیْنِ مُدَّیْنِ.
ترجمه:
از ابو بصیر از یکی از آن دو امام (علیهما السلام) روایت شده است که درباره کفاره ظهار فرمودند: بر شصت مسکین صدقه بده، به مقدار سی صاع، که به هر مسکین دو مُد داده شود.
28841- 7- (3)مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ الْعَیَّاشِیُّ فِی تَفْسِیرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: فِی الْیَمِینِ فِی إِطْعَامِ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ أَ لَا تَرَی أَنَّهُ یَقُولُ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ (4)فَلَعَلَّ أَهْلَکَ أَنْ یَکُونَ قُوتُهُمْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ دُونَ الْمُدِّ وَ لَکِنْ یُحْسَبُ فِی طَحْنِهِ وَ مَائِهِ وَ عَجِینِهِ فَإِذَا هُوَ یُجْزِی لِکُلِّ إِنْسَانٍ مُدٌّ وَ أَمَّا کِسْوَتُهُمْ فَإِنْ وَافَقَتْ بِهَا الشِّتَاءُ (فَکِسْوَتُهُمْ) (5)لِکُلِّ مِسْکِینٍ إِزَارٌ وَ رِدَاءٌ وَ لِلْمَرْأَةِ مَا یُوَارِی مَا یَحْرُمُ مِنْهَا إِزَارٌ وَ خِمَارٌ وَ دِرْعٌ وَ صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ إِنْ شِئْتَ أَنْ تَصُومَ إِنَّمَا الصَّوْمُ مِنْ جَسَدِکَ لَیْسَ مِنْ مَالِکَ وَ لَا غَیْرِهِ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم از یکی از آن دو امام (علیهما السلام) روایت شده است که درباره کفاره قسم فرمودند: در اطعام ده مسکین، آیا نمیبینید که خداوند فرموده است «از حد وسط آنچه به خانواده خود میخورانید یا آنها را میپوشانید یا آزاد کردن برده. و هرکس نیابد، سه روز روزه بگیرد» (سوره مائده، آیه 89). ممکن است غذای خانوادهات برای هر نفر کمتر از یک مُد باشد، ولی آنچه با محاسبه آسیاب کردن، آب و خمیر درست شود، برای هر نفر یک مُد کافی خواهد بود. و اما درباره پوشاک آنها، اگر در فصل زمستان باشد، به هر مسکین یک ازار و یک رداء بدهد، و برای زن چیزی که عورت او را بپوشاند شامل ازار، خمار و درع کافی است. و درباره سه روز روزه، اگر بخواهی روزه بگیری، روزه گرفتن از بدنت است نه از مال تو یا چیز دیگری.
28842- 8- (6)وَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ یُعْطَی کُلُّ مِسْکِینٍ مُدّاً عَلَی قَدْرِ مَا یَقُوتُ إِنْسَاناً مِنْ أَهْلِکَ فِی کُلِّ یَوْمٍ وَ قَالَ مُدٌّ مِنْ حِنْطَةٍ یَکُونُ فِیهِ طَحْنُهُ وَ حَطَبُهُ عَلَی کُلِّ مِسْکِینٍ أَوْ کِسْوَتُهُمْ ثَوْبَیْنِ.
ترجمه:
از ابن سنان از امام صادق (ع) روایت شده است که درباره کفاره قسم فرمودند: به هر مسکین یک مُد داده شود، به اندازهای که بتواند قوت یک نفر از خانوادهات را در هر روز تامین کند. و فرمودند: یک مُد گندم، که شامل هزینه آسیاب کردن و هیزم آن باشد، برای هر مسکین کافی است. یا اینکه لباس آنها را تأمین کند که شامل دو لباس برای هر نفر باشد.
28843- 9- (7)وَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ
عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامُ عَشَرَةِ مَساکِینَ (1)وَ الْإِدَامُ (2)وَ الْوَسَطُ الْخَلُّ وَ الزَّیْتُ وَ أَرْفَعُهُ الْخُبْزُ وَ اللَّحْمُ وَ الصَّدَقَةُ مُدٌّ لِکُلِّ مِسْکِینٍ وَ الْکِسْوَةُ ثَوْبَانِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَعَلَیْهِ الصِّیَامُ یَقُولُ اللَّهُ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ (3)وَ یَصُومُهُنَّ مُتَتَابِعاً (4)وَ یَجُوزُ فِی عِتْقِ الْکَفَّارَةِ الْوَلَدُ وَ لَا یَجُوزُ فِی عِتْقِ الْقَتْلِ إِلَّا مُقِرَّةٌ بِالتَّوْحِیدِ.
ترجمه:
از زراره از امام صادق (ع) روایت شده است که درباره کفاره سوگند فرمودند: آزاد کردن یک برده، یا اطعام ده مسکین که شامل ادَام (خورش) میشود، و حد وسط آن سرکه و روغن و بهترین آن نان و گوشت است، و صدقه یک مُد برای هر مسکین، و پوشاک شامل دو لباس است. و هرکس چیزی نیابد، باید روزه بگیرد. خداوند فرموده است: «و هرکس چیزی نیابد، سه روز روزه بگیرد» (سوره مائده، آیه 89). باید این روزهها را به صورت متوالی بگیرد. و آزاد کردن فرزند در کفاره مجاز است، اما در آزاد کردن برای قتل، تنها کسی که به توحید اقرار کند مجاز به آزاد شدن است.
28844- 10- (5)وَ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ یُطْعِمُ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدَّیْنِ مِنْ حِنْطَةٍ وَ مُدٌّ مِنْ دَقِیقٍ وَ حَفْنَةٌ أَوْ کِسْوَتُهُمْ لِکُلِّ إِنْسَانٍ ثَوْبَانِ أَوْ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ هُوَ فِی ذَلِکَ بِالْخِیَارِ أَیَّ الثَّلَاثَةِ شَاءَ صَنَعَ فَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلَی وَاحِدَةٍ مِنَ الثَّلَاثِ فَالصِّیَامُ عَلَیْهِ وَاجِبٌ صِیَامُ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ.
ترجمه:
از حلبی از امام صادق (ع) روایت شده است که در مورد کفاره قسم فرمودند: ده مسکین را اطعام کند، به هر مسکین دو مُد گندم، یک مُد آرد و یک مشت اضافی داده شود. یا به هر نفر دو لباس بپوشاند، یا بردهای را آزاد کند. و در این موارد اختیار دارد که هر یک از این سه مورد را که بخواهد انجام دهد. اما اگر توانایی انجام هیچکدام از این موارد را نداشته باشد، روزهداری بر او واجب است و باید سه روز روزه بگیرد.
28845- 11- (6)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ (عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ) (7)عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَالَ عَشَرَةُ أَمْدَادٍ نَقِیٍّ طَیِّبٍ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدٌّ.
ترجمه:
از زراره از امام باقر (ع) روایت شده است که درباره کفاره سوگند فرمودند: ده مُد از گندم پاک و طیب برای هر مسکین یک مُد.
28846- 12- (8)وَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع أَطْعِمْ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مُدّاً لِکُلِّ مِسْکِینٍ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
و از منصور بن حازم روایت شده است که گفت: امام صادق (ع) به من فرمودند: در کفاره قسم، به هر مسکین یک مُد اطعام کن.
28847- 13- (9)وَ عَنْ عُبَیْدِ اللَّهِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی
1) المائدة 5- 89 و فی المصدر زیادة-" مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ".
2) فی المصدر- بالادام.
3) المائدة 5- 89 و فی المصدر زیادة-" مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ".
4) فی المصدر- متتابعات.
5) تفسیر العیّاشیّ 1- 338- 174.
6) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 58- 113.
7) فی المصدر- عن أبان، عن عثمان.
8) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 59- 116.
9) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 60- 118.
کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مُدٌّ وَ حَفْنَةٌ.
ترجمه:
از عبیدالله حلبی از امام صادق (ع) روایت شده است که درباره کفاره قسم فرمودند: یک مُد و یک مشت اضافی داده شود.
28848- 14- (1)وَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَی عَنْ رِبْعِیٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَالَ أَطْعَمَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَشَرَةَ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدٌّ مِنْ طَعَامٍ فِی أَمْرِ مَارِیَةَ- وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَکَ (2)الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ عِدَّةُ أَحَادِیثَ تَدُلُّ عَلَی أَنَّهُ یُجْزِی إِطْعَامُ الْمُدِّ (3)وَ قَدْ حَمَلَ جَمَاعَةٌ مِنْ عُلَمَائِنَا مَا تَضَمَّنَ الْمُدَّیْنِ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ (4)وَ حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی الْقَادِرِ وَ حَمَلَ الْمُدَّ عَلَی الْعَاجِزِ (5).
ترجمه:
از محمد بن مسلم از امام باقر (ع) روایت شده است که در مورد کفاره قسم فرمودند: رسول خدا (ص) ده مسکین را اطعام کرد و به هر مسکین یک مُد طعام داد، و این در ماجرای ماریه بود. این همان سخن خداوند است که فرمود: «ای پیامبر، چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است، حرام میکنی؟» (سوره تحریم، آیه 1).
میگویم: و احادیث متعددی قبلاً بیان شدهاند که دلالت بر این دارند که اطعام یک مُد کافی است. گروهی از علمای ما آنچه را که دو مُد دربر داشت بر استحباب حمل کردند، مرحوم شیخ آن را برای شخص توانمند حمل کرد و یک مُد را برای شخص ناتوان قرار داد.
(6)15 بَابُ أَنَّ الْکِسْوَةَ فِی الْکَفَّارَةِ ثَوْبٌ لِکُلِّ مِسْکِینٍ وَ یُسْتَحَبُّ ثَوْبَانِ
ترجمه:
باب اینکه پوشاندن (لباس دادن) در کفاره، یک لباس برای هر فقیر است و دو لباس مستحب میباشد.
28849- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَیْسٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فِی حَدِیثِ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ إِلَی أَنْ قَالَ قُلْنَا (فَمَنْ وَجَدَ) (8)الْکِسْوَةَ قَالَ ثَوْبٌ یُوَارِی عَوْرَتَهُ.
ترجمه:
از محمد بن قیس نقل شده است که امام باقر (ع) در حدیثی درباره کفاره سوگند فرمودند تا اینکه گفتند: «گفتیم (هر کس کسوه [پوشاک] پیدا کند؟) فرمود: لباسی که عورت او را بپوشاند.»
28850- 2- (9)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ وَ الْحَجَّالِ
1) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 60- 119.
2) التحریم 66- 1.
3) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 3، و فی البابین 10 و 12 من هذه الأبواب.
4) راجع الریاض 2- 211، و جواهر الکلام 33- 260.
5) راجع النهایة- 569، و المبسوط 5- 177.
6) الباب 15 فیه 4 أحادیث.
7) الکافی 7- 452- 4، و التهذیب 8- 295- 1093 و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 14 من هذه الأبواب، و صدره فی الحدیث 3 من الباب 35 من أبواب الایمان.
8) فی المصدر- فما حد.
9) الکافی 7- 453- 6، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 61- 123.
عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عُمَرَ (1)قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَمَّنْ وَجَبَ عَلَیْهِ الْکِسْوَةُ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَالَ هُوَ ثَوْبٌ یُوَارِی عَوْرَتَهُ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (2)وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
از معمر بن عمر نقل شده است که گفت: از امام باقر (ع) درباره کسی که در کفاره سوگند، پوشش بر او واجب شده است پرسیدم. فرمودند: «لباسی است که عورت او را بپوشاند.»
28851- 3- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ وَ یُجْزِی فِی کَفَّارَةِ الظِّهَارِ صَبِیٌّ مِمَّنْ وُلِدَ فِی الْإِسْلَامِ وَ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ ثَوْبٌ یُوَارِی عَوْرَتَهُ وَ قَالَ ثَوْبَانِ.
ترجمه:
از حسین بن سعید، از رجال او، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: رسول خدا (ص) در حدیثی فرمودند: «در کفاره ظهار، کودک مسلمانی که در اسلام متولد شده کافی است. و در کفاره سوگند، لباسی که عورت را بپوشاند و فرمودند: دو لباس.»
28852- 4- (4)أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی فِی نَوَادِرِهِ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ مِنْ أَوْسَطِ ما تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ (5)قَالَ ثَوْبٌ.
وَ قَدْ رَوَی فِی نَوَادِرِهِ أَیْضاً أَحَادِیثَ کَثِیرَةً مِمَّا مَضَی (6)وَ یَأْتِی (7)أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ وَ عَلَی الْأَمْرِ بِالثَّوْبَیْنِ أَیْضاً (8)وَ هُوَ مَحْمُولٌ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ.
ترجمه:
از ابی بصیر مرادی، از امام باقر (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان درباره سخن خداوند «از میانهروترین آنچه خانواده خود را اطعام میکنید یا پوشاکشان» (سوره مائده، آیه 89) پرسیدم. فرمودند: «لباس.»
1) فی نسخة- عثمان" هامش المخطوط".
2) التهذیب 8- 295- 1094، و الاستبصار 4- 51- 177.
3) التهذیب 8- 320- 1187، و أورد صدره فی الحدیث 6 من الباب 7 من هذه الأبواب.
4) نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 58- 112.
5) المائدة 5- 89.
6) مضی فی الأحادیث 2 و 4 و 12 و 16 من الباب 12، و فی الأحادیث 1 و 3 و 4 و 11 من الباب 14 من هذه الأبواب.
7) یأتی فی الحدیث 2 من الباب 16، و فی الحدیث 2 من الباب 18 من هذه الأبواب.
8) تقدم فی الباب 14 من هذه الأبواب.
(1)16 بَابُ أَنَّ مَنْ وَجَدَ مِنَ الْمَسَاکِینِ أَقَلَّ مِنَ الْعَدَدِ کَرَّرَ عَلَیْهِمْ حَتَّی یَتِمَّ وَ مَنْ وَجَدَ الْعَدَدَ لَمْ یُجْزِهِ التَّکْرَارُ عَلَی الْأَقَلِ
ترجمه:
باب اینکه هر کس از مساکین تعداد کمتری از حد مورد نیاز بیابد، باید بر آنها تکرار کند تا تعداد کامل شود و هر کس تعداد مورد نظر را بیابد، تکرار بر تعداد کمتر برای او کافی نیست.
28853- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنْ لَمْ یَجِدْ فِی الْکَفَّارَةِ إِلَّا الرَّجُلَ وَ الرَّجُلَیْنِ فَیُکَرِّرُ عَلَیْهِمْ حَتَّی یَسْتَکْمِلَ الْعَشَرَةَ یُعْطِیهِمُ الْیَوْمَ ثُمَّ یُعْطِیهِمْ غَداً.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
28854- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِیمَ ع عَنْ إِطْعَامِ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ أَوْ إِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً أَ یُجْمَعُ ذَلِکَ لِإِنْسَانٍ وَاحِدٍ یُعْطَاهُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ یُعْطَی إِنْسَاناً إِنْسَاناً کَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَی قُلْتُ فَیُعْطِیهِ الرَّجُلُ قَرَابَتَهُ إِنْ کَانُوا مُحْتَاجِینَ قَالَ نَعَمْ الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا لَوْ وَجَدَ الْجَمَاعَةَ لِمَا تَقَدَّمَ (5).
ترجمه:
از اسحاق بن عمار نقل شده است که گفت: از امام کاظم (ع) درباره اطعام ده مسکین یا شصت مسکین پرسیدم، که آیا این مقدار میتواند به یک نفر داده شود؟ فرمودند: «خیر، بلکه به هر نفر به صورت جداگانه داده شود، همانطور که خداوند تعالی فرموده است.» گفتم: آیا میتوان آن را به نزدیکان فرد اگر نیازمند باشند، داد؟ فرمودند: «بله.» ...
میگویم:مرحوم شیخ این حدیث را بر مواردی حمل کرده است که گروهی یافت شوند، همانگونه که پیشتر بیان شد.
1) الباب 16 فیه حدیثان.
2) الکافی 7- 453- 10.
3) التهذیب 8- 298- 1102، و الاستبصار 4- 53- 184.
4) التهذیب 8- 298- 1103، و الاستبصار 4- 53- 185، و تفسیر العیّاشیّ 1- 336- 166، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 59- 117، و أورد ذیله فی الحدیث 2 من الباب 18 من هذه الأبواب.
5) تقدم فی الحدیث 1 من هذا الباب.
(1)17 بَابُ أَنَّهُ لَا یُجْزِی إِطْعَامُ الصِّغَارِ فِی الْکَفَّارَةِ مُنْفَرِدِینَ بَلْ صَغِیرَیْنِ بِکَبِیرٍ وَ أَنَّ الصَّغِیرَ وَ الْکَبِیرَ وَ الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةَ فِی الْإِعْطَاءِ سَوَاءٌ
ترجمه:
باب اینکه اطعام کودکان بهتنهایی در کفاره کافی نیست، بلکه دو کودک باید در کنار یک بزرگسال باشند و اینکه کودک و بزرگسال، مرد و زن در اعطاء برابر هستند.
28855- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یُجْزِئُ طَعَامُ الصَّغِیرِ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ وَ لَکِنْ صَغِیرَیْنِ بِکَبِیرٍ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از غیاث بن ابراهیم، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اطعام کودک بهتنهایی در کفاره سوگند کافی نیست، اما دو کودک به جای یک بزرگسال محسوب میشوند.»
28856- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ: مَنْ أَطْعَمَ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ صِغَاراً وَ کِبَاراً فَلْیُزَوِّدِ الصَّغِیرَ بِقَدْرِ مَا أَکَلَ الْکَبِیرُ.
ترجمه:
از سکونی، از جعفر (ع) و از پدرش نقل شده است که علی (ع) فرمودند: «هر کس در کفاره سوگند، کودکان و بزرگسالان را اطعام کند، باید به کودک به اندازهای که بزرگسال خورده است، اضافه دهد.»
28857- 3- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ عَلَیْهِ کَفَّارَةُ إِطْعَامِ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ أَ یُعْطِی (6)الصِّغَارَ وَ الْکِبَارَ سَوَاءً وَ النِّسَاءَ وَ الرِّجَالَ أَوْ یُفَضِّلُ الْکِبَارَ عَلَی الصِّغَارِ وَ الرِّجَالَ عَلَی النِّسَاءِ فَقَالَ کُلُّهُمْ سَوَاءٌ الْحَدِیثَ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا لَوِ اجْتَمَعَ الصِّغَارُ مَعَ الْکِبَارِ لِمَا تَقَدَّمَ فِی
حَدِیثِ الْحَلَبِیِّ مِنْ قَوْلِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ یَکُونُ فِی الْبَیْتِ مَنْ یَأْکُلُ أَقَلَّ مِنَ الْمُدِّ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَأْکُلُ أَکْثَرَ.
وَ لَا یَخْفَی أَنَّهُ مَخْصُوصٌ بِالْإِعْطَاءِ وَ الْأَوَّلَ
بِالْإِطْعَامِ (1)وَ تَقَدَّمَ أَیْضاً مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2).
ترجمه:
از یونس بن عبدالرحمن، از امام کاظم (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان درباره مردی که کفاره اطعام ده مسکین بر عهدهاش است، پرسیدم: «آیا به کودکان و بزرگسالان به یک میزان بدهد و همچنین به زنان و مردان، یا بزرگسالان را بر کودکان و مردان را بر زنان ترجیح دهد؟» فرمودند: «همه آنان برابر هستند.» ...
میگویم: مرحوم شیخ این حدیث را بر مواردی حمل کرده است که کودکان و بزرگسالان با یکدیگر باشند، چنانکه در حدیث حلبی از قول امام صادق (ع) آمده است که در خانه ممکن است کسی کمتر از یک مد بخورد و کسی بیشتر. آشکار است که این مورد به اعطاء اختصاص دارد و مورد اول به اطعام.
(3)18 بَابُ أَنَّهُ یَجُوزُ إِعْطَاءُ الْمُسْتَضْعَفِ مِنَ الْکَفَّارَةِ مَعَ عَدَمِ وُجُودِ الْمُؤْمِنِ وَ عَدَمِ جَوَازِ إِعْطَاءِ النَّاصِبِ
ترجمه:
باب اینکه جایز است کفاره را به مستضعف داد در صورتی که مؤمن یافت نشود و جایز نیست آن را به ناصبی داد.
28858- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع فِی حَدِیثِ الْکَفَّارَةِ قَالَ وَ یُتَمِّمُ إِذَا لَمْ یَقْدِرْ عَلَی (5)الْمُسْلِمِینَ وَ عِیَالاتِهِمْ تَمَامَ الْعِدَّةِ الَّتِی تُلْزِمُهُ أَهْلَ الضَّعْفِ مِمَّنْ لَا یَنْصِبُ.
ترجمه:
از یونس بن عبدالرحمن، از امام کاظم (ع) نقل شده است که در حدیثی درباره کفاره فرمودند: «و تکمیل کند اگر نتواند به مسلمانان(شیعه) و خانوادههایشان دسترسی پیدا کند، تعداد کامل مورد نیاز را به اهل ضعف از کسانی که ناصبی نیستند، بدهد.»
28859- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِیمَ ع عَنْ إِطْعَامِ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ أَوْ إِطْعَامِ سِتِّینَ مِسْکِیناً إِلَی أَنْ قَالَ قُلْتُ فَیُعْطِیهِ الضُّعَفَاءَ مِنْ غَیْرِ أَهْلِ الْوَلَایَةِ قَالَ نَعَمْ وَ أَهْلُ الْوَلَایَةِ أَحَبُّ إِلَیَّ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (7).
ترجمه:
1) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 14 من هذه الأبواب.
2) تقدم ما یدلّ علی بعض المقصود فی الباب 14 من هذه الأبواب.
3) الباب 18 فیه حدیثان.
4) التهذیب 8- 297- 1101، و الاستبصار 4- 53- 181، و أورد صدره فی الحدیث 3 من الباب 17 من هذه الأبواب.
5) فی المصدر- من.
6) التهذیب 8- 298- 1103، و الاستبصار 4- 53- 185، و تفسیر العیّاشیّ 1- 336- 166، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 59- 117، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 16 من هذه الأبواب.
7) تقدم فی الباب 7 من هذه الأبواب، و تقدم ما یدلّ علی جواز اعطاء الزکاة و الصدقة للمستضعف فی الباب 15 من أبواب زکاة الفطرة، و علی عدم جواز اعطاء الزکاة و الصدقة للناصب فی الأحادیث 5 و 7 و 8 من الباب 5، و فی الحدیث 6 من الباب 7 من أبواب المستحقین للزکاة.
(1)19 بَابُ أَنَّهُ لَا تَجِبُ کَفَّارَةُ الْیَمِینِ إِلَّا بَعْدَ الْحِنْثِ
ترجمه:
باب اینکه کفاره سوگند واجب نمیشود مگر پس از شکستن آن.
28860- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی حَمْزَةَ الثُّمَالِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَمَّنْ قَالَ وَ اللَّهِ ثُمَّ لَمْ یَفِ فَقَالَ کَفَّارَتُهُ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَاکِینَ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از ابی حمزه ثمالی نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره کسی که گفت «والله» و سپس به آن وفا نکرد، پرسیدم. فرمودند: «کفاره او، اطعام ده مسکین است.» ....
28861- 2- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ: إِذَا حَنِثَ الرَّجُلُ فَلْیُطْعِمْ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ وَ یُطْعِمُ قَبْلَ أَنْ یَحْنَثَ.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی التَّقِیَّةِ لِمَا مَضَی (4)وَ یَأْتِی (5).
ترجمه:
از وهب، از جعفر بن محمد (ع)، از پدرش نقل شده است که علی بن ابیطالب (ع) فرمودند: «هنگامی که مردی سوگند خود را بشکند، باید ده مسکین را اطعام کند و پیش از شکستن سوگند نیز اطعام کند.»
میگویم: مرحوم شیخ این سخن را به تقیه نسبت داده است، همانگونه که پیشتر بیان شد.
28862- 3- (6)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع کَرِهَ أَنْ یُطْعِمَ الرَّجُلُ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ قَبْلَ الْحِنْثِ.
ترجمه:
از طلحه بن زید، از جعفر (ع)، از پدرش نقل شده است که علی (ع) کراهت داشتند که مردی پیش از شکستن سوگند، در کفاره سوگند اطعام کند.
1) الباب 19 فیه 3 أحادیث.
2) الکافی 7- 453- 8، و أورده بتمامه فی الحدیث 4 من الباب 12 من هذه الأبواب.
3) التهذیب 8- 299- 1105، و الاستبصار 4- 44- 153، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 51 من أبواب الایمان.
4) مضی فی الحدیث 1 من هذا الباب.
5) یأتی فی الحدیث 3 من هذا الباب.
6) التهذیب 8- 299- 1106، و الاستبصار 4- 44- 152، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 51 من أبواب الایمان.
(1)20 بَابُ کَفَّارَةِ مَنْ حَلَفَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَحَنِثَ
ترجمه:
باب کفاره کسی که به برائت(بیزاری) از خدا و رسولش سوگند خورد و سپس سوگند خود را شکست.
28863- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی قَالَ کَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ ع رَجُلٌ حَلَفَ بِالْبَرَاءَةِ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَحَنِثَ مَا تَوْبَتُهُ وَ کَفَّارَتُهُ فَوَقَّعَ ع یُطْعِمُ عَشَرَةَ مَسَاکِینَ لِکُلِّ مِسْکِینٍ مُدٌّ وَ یَسْتَغْفِرُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ.
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:- مِنَ اللَّهِ أَوْ مِنْ رَسُولِهِ (4)
ترجمه:
از محمد بن یحیی نقل شده است که محمد بن حسن به امام حسن عسکری (ع) نوشت: «مردی که به برائت از خدا و رسولش سوگند خورده و سپس سوگند خود را شکسته است، توبه و کفاره او چیست؟» امام پاسخ دادند: «باید ده مسکین را اطعام کند، برای هر مسکین یک مد غذا و از خداوند عز و جل استغفار نماید.»
28864- 2- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِیدِ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ حُرَیْثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ إِنْ کَلَّمَ ذَا قَرَابَةٍ لَهُ فَعَلَیْهِ الْمَشْیُ إِلَی بَیْتِ اللَّهِ- وَ کُلُّ مَا یَمْلِکُهُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ هُوَ بَرِیءٌ مِنْ دِینِ مُحَمَّدٍ قَالَ یَصُومُ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ وَ یَتَصَدَّقُ عَلَی عَشَرَةِ مَسَاکِینَ.
ترجمه:
از عمرو بن حریث، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که گفته است: «اگر با یکی از خویشاوندان خود سخن بگوید، باید به سوی بیتالله راه برود، و هر آنچه را مالک است در راه خدا بدهد، و از دین محمد (ص) بری باشد.» فرمودند: «باید سه روز روزه بگیرد و به ده مسکین صدقه دهد.»
(6)21 بَابُ أَنَّهُ لَا یُجْزِی إِطْعَامُ الْمَسَاکِینِ مِنْ لُحُومِ الْأَضَاحِیِّ عَنْ کَفَّارَةِ الْیَمِینِ
ترجمه:
باب اینکه اطعام مساکین از گوشت قربانیها برای کفاره سوگند کافی نیست.
28865- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ
النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع هَلْ تُطْعَمُ الْمَسَاکِینُ فِی کَفَّارَةِ الْیَمِینِ مِنْ لُحُومِ الْأَضَاحِیِّ فَقَالَ لَا لِأَنَّهُ قُرْبَانٌ لِلَّهِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی الْعِلَلِ کَمَا تَقَدَّمَ فِی الذَّبْحِ (1).
ترجمه:
از سکونی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: از امیرالمؤمنین (ع) پرسیده شد: «آیا میتوان مساکین را در کفاره سوگند از گوشتهای قربانی اطعام کرد؟» فرمودند: «خیر، زیرا آن [گوشت] قربانی برای خداوند است.»
(2)22 بَابُ کَفَّارَةِ الْوَطْءِ فِی الْحَیْضِ وَ تَزْوِیجِ الْمَرْأَةِ فِی عِدَّتِهَا
ترجمه:
باب کفاره نزدیکی در حالت حیض و ازدواج با زن در مدت عدهٔ او.
28866- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا (عَنِ الطَّیَالِسِیِّ) (4)عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی کَفَّارَةِ الطَّمْثِ أَنَّهُ یَتَصَدَّقُ إِذَا کَانَ فِی أَوَّلِهِ بِدِینَارٍ وَ فِی أَوْسَطِهِ بِنِصْفِ دِینَارٍ وَ فِی آخِرِهِ بِرُبُعِ دِینَارٍ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از داود بن فرقد، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره کفاره نزدیکی در حالت حیض فرمودند: «اگر در ابتدای حیض باشد، یک دینار صدقه دهد؛ اگر در وسط حیض باشد، نیم دینار؛ و اگر در انتهای آن باشد، یکچهارم دینار.»
28867- 2- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ وَاقَعَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حَائِضٌ قَالَ إِنْ کَانَ وَاقَعَهَا فِی اسْتِقْبَالِ الدَّمِ فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ وَ لْیَتَصَدَّقْ عَلَی سَبْعَةِ نَفَرٍ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ (یَقُوتُ) (6)کُلَّ رَجُلٍ مِنْهُمْ لِیَوْمِهِ وَ لَا یَعُدْ وَ إِنْ کَانَ وَاقَعَهَا فِی إِدْبَارِ الدَّمِ فِی آخِرِ أَیَّامِهَا قَبْلَ الْغُسْلِ فَلَا شَیْءَ عَلَیْهِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْحَیْضِ (7)وَ عَلَی کَفَّارَةِ تَزْوِیجِ الْمَرْأَةِ
1) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 63 من أبواب الذبح.
2) الباب 22 فیه حدیثان.
3) التهذیب 8- 320- 1188، و الاستبصار 1- 134- 459، و أورد ذیله فی الحدیث 3 من الباب 6 من هذه الأبواب، و تمامه فی الحدیث 1 من الباب 28 من أبواب الحیض.
4) لیس فی التهذیب.
5) الکافی 7- 462- 13.
6) فی المصدر- بقدر قوت.
7) تقدم فی الباب 28 من أبواب الحیض.
فِی عِدَّتِهَا فِی الْمُصَاهَرَةِ (1).
ترجمه:
از حلبی نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدند که با همسرش در حال حیض نزدیکی کرده است. فرمودند: «اگر در ابتدای حیض این کار را انجام داده است، باید از خداوند استغفار کند و به هفت نفر از مؤمنین صدقه بدهد، به گونهای که هر نفر سهم خود را در یک روز دریافت کند و نباید تکرار کند. اما اگر در انتهای حیض و پیش از غسل این کار را کرده باشد، چیزی بر او نیست.»
28868- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنْ قُلْتَ لِلَّهِ عَلَیَّ فَکَفَّارَةُ یَمِینٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَلَبِیِّ مُرْسَلًا مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر بگویی: 'بر عهده من است برای خدا'، کفاره آن کفاره سوگند است.»
28869- 2- (5)وَ عَنْ أَبِی عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ: وَ کَتَبَ إِلَیْهِ یَسْأَلُهُ یَا سَیِّدِی رَجُلٌ نَذَرَ أَنْ یَصُومَ یَوْماً فَوَقَعَ ذَلِکَ الْیَوْمَ عَلَی أَهْلِهِ مَا عَلَیْهِ مِنَ الْکَفَّارَةِ فَکَتَبَ إِلَیْهِ یَصُومُ یَوْماً بَدَلَ یَوْمٍ وَ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
از علی بن مهزیار نقل شده است که گفت: به ایشان نوشت و پرسید: «ای سرورم، مردی نذر کرده است که یک روز روزه بگیرد، اما در آن روز با خانوادهاش نزدیکی کرده است، کفارهٔ او چیست؟» پاسخ داده شد: «باید یک روز دیگر به جای آن روز روزه بگیرد و یک بردهٔ مؤمن را آزاد کند.»
28870- 3- (7)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی جَعَلْتُ عَلَی نَفْسِی مَشْیاً إِلَی بَیْتِ اللَّهِ قَالَ کَفِّرْ
1) تقدم فی الباب 17 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و یأتی ما یدلّ علی کفّارة تزویج ذات البعل فی الباب 36 من هذه الأبواب و فی الحدیث 5 من الباب 27 من أبواب حدّ الزنا.
2) الباب 23 فیه 8 أحادیث.
3) الکافی 7- 456- 9، و التهذیب 8- 306- 1136، و الاستبصار 4- 55- 193، و أورده عن الفقیه فی الحدیث 5 من الباب 2 من أبواب النذر.
4) الفقیه 3- 364- 4290.
5) الکافی 7- 456- 12، و أورده بإسناد آخر فی الحدیث 1 من الباب 7 من أبواب بقیة الصوم الواجب، و صدره فی الحدیث 1 من الباب 9 و أورده فی الحدیث 1 من الباب 10 من أبواب النذر.
6) التهذیب 8- 305- 1135.
7) الکافی 7- 458- 18، و التهذیب 8- 307- 1140، و الاستبصار 4- 55- 191.
یَمِینَکَ فَإِنَّمَا جَعَلْتَ عَلَی نَفْسِکَ یَمِیناً وَ مَا جَعَلْتَهُ لِلَّهِ فَفِ بِهِ.
ترجمه:
از صفوان جمال، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفتم: «پدر و مادرم فدایت، نذر کردم که به سوی بیتالله پیاده بروم.» فرمودند: «کفاره سوگند خود را بپرداز، زیرا آنچه بر خودت قرار دادی، یک سوگند است. اما آنچه برای خداوند قرار دادهای، به آن وفا کن.»
28871- 4- (1)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ کَفَّارَةِ النَّذْرِ فَقَالَ کَفَّارَةُ النَّذْرِ کَفَّارَةُ الْیَمِینِ وَ مَنْ نَذَرَ بَدَنَةً (2)فَعَلَیْهِ نَاقَةٌ یُقَلِّدُهَا وَ یُشْعِرُهَا وَ یَقِفُ بِهَا بِعَرَفَةَ- وَ مَنْ نَذَرَ جَزُوراً فَحَیْثُ شَاءَ نَحَرَهُ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (3)
وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ وَ رَوَاهُ أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِیِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از حفص بن غیاث، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان درباره کفاره نذر پرسیدم. فرمودند: «کفاره نذر همان کفاره سوگند است. و کسی که نذر قربانی کردن بدنۀ (شتر ماده) کرده است، بر او واجب است شتری را که نشانگذاری و گردنبندگذاری شده است، تهیه کند و با آن در عرفات حاضر شود. اما کسی که نذر شتر نر کرده است، هر جا که بخواهد، آن را ذبح نماید.»
28872- 5- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی ع أَنَّهُ قَالَ: کُلُّ مَنْ عَجَزَ عَنْ نَذْرٍ نَذَرَهُ فَکَفَّارَتُهُ کَفَّارَةُ یَمِینٍ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
از جمیل بن صالح، از امام کاظم (ع) نقل شده است که فرمودند: «هر کس از انجام نذری که کرده است، عاجز باشد، کفارهٔ او همان کفارهٔ سوگند است.»
28873- 6- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَنْ أَبِی الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: النَّذْرُ نَذْرَانِ فَمَا کَانَ لِلَّهِ فَفِ بِهِ وَ مَا کَانَ لِغَیْرِ اللَّهِ فَکَفَّارَتُهُ کَفَّارَةُ یَمِینٍ.
أَقُولُ: یَحْتَمِلُ أَنْ یَکُونَ الْمُرَادُ بِمَا کَانَ لِغَیْرِ اللَّهِ مَا وَقَعَ الْحِنْثُ فِیهِ أَوْ مَا کَانَ مُعَلَّقاً عَلَی شَرْطٍ کَحُصُولِ شِفَاءِ الْمَرِیضِ وَ عَلَی کُلِّ تَقْدِیرٍ فَالْحِنْثُ مُرَادٌ وَ إِلَّا لَمْ تَجِبِ الْکَفَّارَةُ.
ترجمه:
از عمرو بن خالد، از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: «نذر دو نوع است؛ هرچه برای خدا باشد، باید به آن وفا شود و هرچه برای غیر خدا باشد، کفارهٔ آن همان کفارهٔ سوگند است.» میگویم: ممکن است مراد از «آنچه برای غیر خدا باشد» چیزی باشد که در آن شکستن نذر رخ داده یا چیزی که بر شرطی مانند حصول شفای بیمار معلق شده است. در هر حالت، شکستن نذر مورد نظر است، وگرنه کفارهای واجب نمیشود.
28874- 7- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِکِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَمَّنْ جَعَلَ لِلَّهِ عَلَیْهِ أَنْ لَا یَرْکَبَ مُحَرَّماً سَمَّاهُ فَرَکِبَهُ قَالَ (لَا أَعْلَمُهُ) (2)إِلَّا قَالَ فَلْیُعْتِقْ رَقَبَةً أَوْ لِیَصُمْ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ لِیُطْعِمْ سِتِّینَ مِسْکِیناً.
ترجمه:
از عبد الملک بن عمرو، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان پرسیدم درباره کسی که برای خداوند بر خود نذر کرده است که فلان چیز حرام را سوار نشود، اما آن را سوار شد. فرمودند: «(راوی :نمیدانم دقیقا چه فرمودند) مگر اینکه گفته باشد: باید یک برده آزاد کند یا دو ماه پیاپی روزه بگیرد یا شصت مسکین را اطعام کند.»
28875- 8- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی الْعُبَیْدِیِّ عَنْ عَلِیٍّ وَ إِسْحَاقَ ابْنَیْ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ أَنَّ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَخْبَرَهُمَا قَالَ: کَتَبْتُ إِلَی الْفَقِیهِ ع یَا مَوْلَایَ نَذَرْتُ أَنْ أَکُونَ مَتَی فَاتَتْنِی صَلَاةُ اللَّیْلِ صُمْتُ فِی صَبِیحَتِهَا فَفَاتَهُ ذَلِکَ کَیْفَ یَصْنَعُ وَ هَلْ لَهُ مِنْ ذَلِکَ مِنْ مَخْرَجٍ وَ کَمْ یَجِبُ عَلَیْهِ مِنَ الْکَفَّارَةِ فِی صَوْمِ کُلِّ یَوْمٍ تَرَکَهُ إِنْ کَفَّرَ إِنْ أَرَادَ ذَلِکَ فَکَتَبَ یُفَرِّقُ عَنْ کُلِّ یَوْمٍ بِمُدٍّ مِنْ طَعَامٍ کَفَّارَةً.
أَقُولُ: جَمَعَ جَمَاعَةٌ مِنَ الْأَصْحَابِ بَیْنَ هَذِهِ الْأَخْبَارِ (4)وَ مَا تَقَدَّمَ فِی الصَّوْمِ (5)وَ مَا یَأْتِی (6)بِأَنَّ الْمَنْذُورَ إِنْ کَانَ صَوْماً وَجَبَ بِالْحِنْثِ کَفَّارَةُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ إِلَّا فَکَفَّارَةُ الْیَمِینِ وَ هُوَ حَسَنٌ وَ مَا تَضَمَّنَ الصَّدَقَةَ بِمَا دُونَ ذَلِکَ مَحْمُولٌ عَلَی الْعَجْزِ عَمَّا زَادَ لِمَا مَرَّ (7)أَوْ عَلَی الِاسْتِحْبَابِ مَعَ الْعَجْزِ عَنِ الْوَفَاءِ بِالنَّذْرِ.
ترجمه:
ابراهیم بن محمد خبر داد که گفت: به فقیه (ع) نوشتم: «ای مولای من، نذر کردم که هرگاه نماز شب از من فوت شد، در صبح آن روز روزه بگیرم. اما این کار از من فوت شد. اکنون چه باید بکند؟ آیا از این نذر راه گریزی دارد؟ و کفاره هر روز روزهای که ترک کرده است چیست، اگر بخواهد کفاره دهد؟» پاسخ نوشتند: «برای هر روز یک مُد غذا بهعنوان کفاره بدهد.»
میگویم: گروهی از اصحاب این روایات را چنین جمعبندی کردهاند که اگر نذر مربوط به روزه باشد، با شکستن آن کفاره ماه رمضان واجب میشود؛ در غیر این صورت، کفاره آن همان کفاره سوگند است، و این نظر پسندیده است. آنچه در روایت صدقه با مقدار کمتر آمده است، مربوط به ناتوانی از تأمین مقدار بیشتر است، یا بر استحباب با ناتوانی از وفای به نذر حمل میشود.
1) التهذیب 8- 314- 1165، و الاستبصار 4- 54- 188.
2) فی المصدر- و لا أعلم.
3) التهذیب 2- 335- 1383 و التهذیب 4- 329- 1026 نحوه.
4) راجع السرائر- 361، و الإرشاد علی ما نقل فی هامش الروضة للشهید 1- 266، و رسائل الشریف المرتضی 1- 246- 63.
5) تقدم فی الباب 7 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
6) یأتی فی الباب 24 من هذه الأبواب، و فی الأبواب 10 و 19 و 25 من أبواب النذر و العهد.
7) مر فی الأحادیث 1- 7 من هذا الباب.
(1)24 بَابُ وُجُوبِ الْکَفَّارَةِ الْمُخَیَّرَةِ بِخُلْفِ الْعَهْدِ
ترجمه:
باب وجوب کفارهٔ مخیّره بهعلت شکستن عهد.
28876- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِیِّ (3)عَنِ الْعَمْرَکِیِّ الْبُوفَکِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ عَاهَدَ اللَّهَ فِی غَیْرِ مَعْصِیَةٍ مَا عَلَیْهِ إِنْ لَمْ یَفِ بِعَهْدِهِ قَالَ یُعْتِقُ رَقَبَةً أَوْ یَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ أَوْ یَصُومُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ.
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان درباره مردی پرسیدم که با خداوند عهدی غیر از معصیت کرده است؛ اگر به عهد خود وفا نکند، چه بر او واجب است؟ فرمودند: «باید یک برده آزاد کند، یا صدقه دهد، یا دو ماه پیاپی روزه بگیرد.»
28877- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: مَنْ جَعَلَ عَلَیْهِ عَهْدَ اللَّهِ وَ مِیثَاقَهُ فِی أَمْرٍ لِلَّهِ طَاعَةً فَحَنِثَ فَعَلَیْهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً.
ترجمه:
ترجمه: از ابی بصیر، از یکی از آن دو بزرگوار (ع) نقل شده است که فرمودند: «هر کس بر خود عهد و پیمانی با خداوند در امری از طاعت خدا قرار دهد و سپس آن را بشکند، بر او واجب است که یک برده آزاد کند، یا دو ماه پیاپی روزه بگیرد، یا شصت مسکین را اطعام کند.»
(6)25 بَابُ أَنَّ مَنْ وَجَبَ عَلَیْهِ شَهْرَانِ مُتَتَابِعَانِ فَأَفْطَرَ لِمَرَضٍ أَوْ حَیْضٍ لَمْ یَبْطُلِ التَّتَابُعُ وَ لَمْ یَجِبِ الِاسْتِئْنَافُ
ترجمه:
باب اینکه کسی که دو ماه روزهٔ پیوسته بر او واجب شده است، اگر به دلیل بیماری یا حیض افطار کند، پیوستگی روزه باطل نمیشود و نیاز به آغاز دوباره ندارد.
28878- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ
1) الباب 24 فیه حدیثان.
2) التهذیب 8- 309- 1148، و الاستبصار 4- 55- 189.
3) فی نسخة- الکوکبی (هامش المخطوط) بدل العلوی، و کذلک لم یرد فی التهذیب قوله- (محمد ابن أحمد بن یحیی عن).
4) التهذیب 8- 315- 1170، و الاستبصار 4- 54- 187،.
5) و یأتی ما یدلّ علی ذلک فی الباب 19 و 25 من أبواب النذر و العهد.
6) الباب 25 فیه حدیثان.
7) التهذیب 8- 315- 1172، و أورد نحوه فی الحدیث 10 و 11 من الباب 3 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
أَیُّوبَ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ عَلَیْهِ صَوْمَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ فَیَصُومُ شَهْراً ثُمَّ یَمْرَضُ هَلْ یَعْتَدُّ بِهِ قَالَ نَعَمْ أَمْرُ اللَّهِ حَبَسَهُ قُلْتُ امْرَأَةٌ نَذَرَتْ صَوْمَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ قَالَ تَصُومُ وَ تَسْتَأْنِفُ أَیَّامَهَا الَّتِی قَعَدَتْ حَتَّی تُتِمَّ الشَّهْرَیْنِ قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنْ هِیَ یَئِسَتْ مِنَ الْمَحِیضِ هَلْ تَقْضِیهِ قَالَ لَا یُجْزِئُهَا الْأَوَّلُ.
ترجمه:
از رفاعه نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که بر خود روزه دو ماه متوالی واجب کرده است. او یک ماه روزه میگیرد و سپس بیمار میشود. آیا آن یک ماه را محسوب میکنند؟ فرمودند: «بله، امر خداوند او را بازداشت.» گفتم: زنی نذر کرده است که دو ماه متوالی روزه بگیرد. فرمودند: «باید روزه بگیرد و روزهایی را که ترک کرده است دوباره از سر بگیرد تا دو ماه را کامل کند.» گفتم: اگر از حیض مأیوس شده باشد، آیا آن را قضا میکند؟ فرمودند: «آنچه از ابتدا انجام داده، کافی نیست.»
28879- 2- (1)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُظَاهِرُ إِذَا صَامَ شَهْراً ثُمَّ مَرِضَ اعْتَدَّ بِصِیَامِهِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ هُنَا (2)وَ فِی الصَّوْمِ (3)وَ تَقَدَّمَ مَا ظَاهِرُهُ الْمُنَافَاةُ (4)وَ بَیَّنَّا وَجْهَهُ (5).
ترجمه:
از رفاعه، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «کسی که ظهار کرده است، اگر یک ماه روزه گرفته و سپس بیمار شود، روزهٔ او محسوب میشود.»
(6)26 بَابُ أَنَّهُ یُجْزِی فِی الْکَفَّارَةِ عِتْقُ أُمِّ الْوَلَدِ
ترجمه:
باب اینکه در کفاره، آزاد کردن ام ولد کفایت میکند.
28880- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِیرَةِ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: أُمُّ الْوَلَدِ تُجْزِی فِی الظِّهَارِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ السَّکُونِیِّ (8)
1) التهذیب 8- 322- 1195، و أورده عن النوادر فی الحدیث 13 من الباب 3 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
2) تقدم فی الحدیث 15 من الباب 12 من هذه الأبواب.
3) تقدم فی الباب 3 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
4) تقدم فی الحدیث 1 من الباب 3 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 3 من الباب 3 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
5) تقدم فی ذیل الحدیث 2 من الباب 3 من هذه الأبواب، و فی ذیل الحدیث 3 من الباب 3 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
6) الباب 26 فیه حدیث واحد.
7) التهذیب 8- 319- 1185.
8) الفقیه 3- 535- 4850.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی أَنَّ أُمَّ الْوَلَدِ أَمَةٌ لَا تَخْرُجُ عَنْ مِلْکِ مَوْلَاهَا (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2)فَتَدْخُلُ فِی عُمُومِ الْأَحَادِیثِ السَّابِقَةِ وَ الْآتِیَةِ.
ترجمه:
از سکونی، از جعفر، از پدرش، از علی (ع) نقل شده است که فرمودند: «آزاد کردن ام ولد در کفاره ظهار کفایت میکند.»
میگویم: و پیشتر آمده است که ام ولد بردهای است که از ملک مولای خود خارج نمیشود و در عموم احادیث پیشین و آینده داخل است.
(3)27 بَابُ أَنَّهُ لَا یُجْزِی فِی الْکَفَّارَةِ عِتْقُ الْأَعْمَی وَ الْمُقْعَدِ وَ الْمَجْذُومِ وَ الْمَعْتُوهِ وَ یُجْزِی الْأَشَلُّ وَ الْأَعْرَجُ وَ الْأَقْطَعُ وَ الْأَعْوَرُ
ترجمه:
باب اینکه در کفاره، آزاد کردن افراد نابینا، زمینگیر، جذامی و دیوانه کافی نیست، اما آزاد کردن افراد یکدست، لنگ، یکدستقطع و یکچشم کافی است.
28881- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع قَالَ: لَا یَجُوزُ فِی الْعَتَاقِ الْأَعْمَی وَ الْمُقْعَدُ وَ یَجُوزُ الْأَشَلُّ وَ الْأَعْرَجُ.
وَ رَوَاهُ الْحِمْیَرِیُّ وَ الشَّیْخُ وَ الصَّدُوقُ کَمَا یَأْتِی فِی الْعِتْقِ (5).
ترجمه:
از ابی البختری، از امام صادق (ع) نقل شده است که امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «در آزاد کردن [برای کفاره] نابینا و زمینگیر جایز نیست، اما یکدست و لنگ جایز است.»
28882- 2- (6)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ غِیَاثِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ: لَا یُجْزِی الْأَعْمَی فِی الرَّقَبَةِ وَ یُجْزِی مَا کَانَ مِنْهُ مِثْلُ الْأَقْطَعِ وَ الْأَشَلِّ وَ الْأَعْرَجِ وَ الْأَعْوَرِ وَ لَا یَجُوزُ الْمُقْعَدُ.
ترجمه:
از غیاث بن ابراهیم، از جعفر بن محمد (ع)، از پدرش (ع) نقل شده است که فرمودند: «در کفاره، نابینا [بهعنوان برده] کفایت نمیکند، اما افرادی مانند یکدستقطع، یکدست، لنگ و یکچشم کفایت میکنند، و زمینگیر جایز نیست.»
28883- 3- (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: الْعَبْدُ الْأَعْمَی وَ الْأَجْذَمُ وَ الْمَعْتُوهُ لَا یَجُوزُ فِی الْکَفَّارَاتِ لِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَعْتَقَهُمْ.
ترجمه:
ترجمه: از سکونی، از جعفر، از پدرش، از علی (ع) نقل شده است که فرمودند: «برده نابینا، جذامی و دیوانه در کفارات جایز نیستند، زیرا پیامبر خدا (ص) آنان را آزاد کرد.»
28884- 4- (1)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ عَلَیْهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ أَ یُجْزِی عَنْهُ أَنْ یُعْتِقَ أَعْرَجَ أَوْ أَشَلَّ فَقَالَ إِنْ کَانَ مِمَّنْ یُبَاعُ أَجْزَأَ عَنْهُ إِلَّا أَنْ یَکُونَ وَقَّتَ عَلَی نَفْسِهِ شَیْئاً فَعَلَیْهِ مَا وَقَّتَ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعِتْقِ (2).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش (ع) نقل شده است که گفت: از ایشان پرسیدم درباره مردی که بر او آزاد کردن بردهای واجب شده است، آیا آزاد کردن برده لنگ یا یکدستکفایت میکند؟ فرمودند: «اگر از کسانی باشد که خرید و فروش میشوند، کفایت میکند، مگر اینکه بر خود شرط خاصی تعیین کرده باشد، که در این صورت باید به همان شرط عمل کند.»
(3)28 بَابُ وُجُوبِ کَفَّارَةِ الْجَمْعِ بِقَتْلِ الْمُؤْمِنِ عَمْداً عُدْوَاناً
ترجمه:
باب وجوب کفارهٔ جمع بهعلت قتل عمدی و تجاوزکارانهٔ مؤمن.
28885- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ ابْنِ بُکَیْرٍ جَمِیعاً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمُؤْمِنِ یَقْتُلُ الْمُؤْمِنَ مُتَعَمِّداً إِلَی أَنْ قَالَ فَقَالَ إِنْ لَمْ یَکُنْ عُلِمَ بِهِ انْطَلَقَ إِلَی أَوْلِیَاءِ الْمَقْتُولِ فَأَقَرَّ عِنْدَهُمْ بِقَتْلِ صَاحِبِهِ فَإِنْ عَفَوْا عَنْهُ فَلَمْ یَقْتُلُوهُ أَعْطَاهُمُ الدِّیَةَ وَ أَعْتَقَ نَسَمَةً وَ صَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ أَطْعَمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً تَوْبَةً إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
ترجمه:
از عبدالله بن سنان و ابن بکیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مؤمنی که مؤمنی دیگر را عمداً به قتل رسانده است، پرسیده شد. ایشان فرمودند: «اگر کسی از این قتل آگاه نشده باشد، باید نزد اولیای مقتول برود و به قتل او اعتراف کند. اگر آنان او را عفو کردند و نکشتند، باید دیه بپردازد، یک برده آزاد کند، دو ماه پیاپی روزه بگیرد و شصت مسکین را اطعام کند، بهعنوان توبهای به سوی خداوند عز و جل.»
28886- 2- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع کَفَّارَةُ الدَّمِ إِذَا قَتَلَ الرَّجُلُ الْمُؤْمِنَ مُتَعَمِّداً فَعَلَیْهِ أَنْ یُمَکِّنَ نَفْسَهُ مِنْ أَوْلِیَائِهِ فَإِنْ قَتَلُوهُ فَقَدْ أَدَّی مَا عَلَیْهِ إِذَا کَانَ نَادِماً عَلَی مَا کَانَ مِنْهُ عَازِماً عَلَی تَرْکِ الْعَوْدِ وَ إِنْ عُفِیَ عَنْهُ فَعَلَیْهِ أَنْ یُعْتِقَ رَقَبَةً وَ یَصُومَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ یُطْعِمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ أَنْ
1) قرب الإسناد- 119، و أورده عن المسائل فی الحدیث 8 من الباب 23 من أبواب العتق.
2) یأتی فی الباب 23 من أبواب العتق.
3) الباب 28 فیه 4 أحادیث.
4) الکافی 7- 276- 2، و تفسیر العیّاشیّ 1- 267- 239، و أورده بتمامه فی الحدیث 1 من الباب 9 من أبواب قصاص النفس.
5) التهذیب 8- 322- 1196، و أورد ذیله فی الحدیث 1 من الباب 10 من هذه الأبواب.
یَنْدَمَ عَلَی مَا کَانَ مِنْهُ وَ یَعْزِمَ عَلَی تَرْکِ الْعَوْدِ وَ یَسْتَغْفِرَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَبَداً مَا بَقِیَ الْحَدِیثَ.
ترجمه:
از عبدالله بن سنان نقل شده است که امام صادق (ع) فرمودند: «کفارهٔ خون، در صورتی که مردی مؤمنی را عمداً به قتل رسانده باشد، این است که خود را در اختیار اولیای مقتول قرار دهد. اگر او را بکشند، وظیفهاش را ادا کرده است، به شرط آنکه از آنچه انجام داده پشیمان باشد و تصمیم به ترک بازگشت به آن داشته باشد. اگر او را عفو کنند، باید یک برده آزاد کند، دو ماه پیاپی روزه بگیرد، شصت مسکین را اطعام کند، و از آنچه انجام داده پشیمان باشد، تصمیم به ترک بازگشت به آن بگیرد و همیشه از خداوند عز و جل طلب آمرزش کند.»
28887- 3- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ یَعْنِی عَبْدَ اللَّهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ (2)قَتَلَ مُؤْمِناً وَ هُوَ یَعْلَمُ أَنَّهُ مُؤْمِنٌ غَیْرَ أَنَّهُ حَمَلَهُ الْغَضَبُ عَلَی أَنَّهُ قَتَلَهُ هَلْ لَهُ مِنْ تَوْبَةٍ إِنْ أَرَادَ ذَلِکَ أَوْ لَا تَوْبَةَ لَهُ قَالَ تَوْبَتُهُ (3)إِنْ لَمْ یُعْلَمْ انْطَلَقَ إِلَی أَوْلِیَائِهِ فَأَعْلَمَهُمْ أَنَّهُ قَتَلَهُ فَإِنْ عُفِیَ عَنْهُ أَعْطَاهُمُ الدِّیَةَ وَ أَعْتَقَ رَقَبَةً وَ صَامَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ تَصَدَّقَ عَلَی سِتِّینَ مِسْکِیناً.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ مِثْلَهُ (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ أَبِی أُسَامَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَحْوَهُ (5).
ترجمه:
از ابن سنان، یعنی عبدالله، از امام صادق (ع) نقل شده است که ایشان درباره مردی که مؤمنی را کشته و میدانسته که او مؤمن است، اما خشم او را به این کار واداشته، پرسیده شد: آیا برای او توبهای وجود دارد اگر بخواهد؟ یا هیچ توبهای برای او نیست؟ فرمودند: «توبهٔ او این است که اگر کسی از این قتل آگاه نشده باشد، نزد اولیای مقتول برود و به آنان اطلاع دهد که او را کشته است. اگر او را عفو کردند، باید دیه بپردازد، یک برده آزاد کند، دو ماه پیاپی روزه بگیرد و به شصت مسکین صدقه دهد.»
28888- 4- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُنْذِرِ بْنِ جَعْفَرٍ (7)عَنْ أَبِی بَکْرٍ الْحَضْرَمِیِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع رَجُلٌ قَتَلَ رَجُلًا مُتَعَمِّداً قَالَ جَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ قَالَ قُلْتُ: لَهُ هَلْ لَهُ تَوْبَةٌ قَالَ نَعَمْ یَصُومُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ یُطْعِمُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ یُعْتِقُ رَقَبَةً وَ یُؤَدِّی دِیَتَهُ قَالَ قُلْتُ: لَا یَقْبَلُونَ مِنْهُ الدِّیَةَ قَالَ یَتَزَوَّجُ إِلَیْهِمْ ثُمَّ یَجْعَلُهَا صِلَةً یَصِلُهُمْ (8)بِهَا قَالَ قُلْتُ: لَا
یَقْبَلُونَ مِنْهُ وَ لَا یُزَوِّجُونَهُ قَالَ یَصُرُّهُ (1)صُرَراً یَرْمِی بِهَا فِی دَارِهِمْ.
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْقِصَاصِ (2)وَ غَیْرِهِ (3).
ترجمه:
از ابی بکر حضرمی نقل شده است که گفت: به امام صادق (ع) عرض کردم: «مردی عمداً مردی دیگر را کشته است.» فرمودند: «جزای او جهنم است.» گفتم: «آیا برای او توبهای وجود دارد؟» فرمودند: «بله، باید دو ماه پیاپی روزه بگیرد، شصت مسکین را اطعام کند، یک برده آزاد کند و دیه بپردازد.» گفتم: «اگر آنان دیه را قبول نکنند؟» فرمودند: «باید با آنان ازدواج کند و دیه را بهعنوان صله به آنان بدهد.» گفتم: «اگر دیه را قبول نکنند و او را به ازدواج نپذیرند؟» فرمودند: «باید دیه را در بستههایی قرار دهد و آن را در خانهٔ آنان بیندازد.»
(4)29 بَابُ أَنَّ مَنْ قَتَلَ مَمْلُوکَهُ أَوْ مَمْلُوکَ غَیْرِهِ عَمْداً لَزِمَهُ أَیْضاً کَفَّارَةُ الْجَمْعِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که بردهٔ خود یا بردهٔ دیگری را عمداً به قتل برساند، بر او نیز کفارهٔ جمع واجب است.
28889- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِی رَجُلٍ قَتَلَ مَمْلُوکَهُ قَالَ یُعْجِبُنِی أَنْ یُعْتِقَ رَقَبَةً وَ یَصُومَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ یُطْعِمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً ثُمَّ تَکُونَ التَّوْبَةُ بَعْدَ ذَلِکَ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «در مورد مردی که بردهاش را کشته است، دوست دارم که یک برده آزاد کند، دو ماه پیاپی روزه بگیرد، شصت مسکین را اطعام کند و سپس توبه کند.»
28890- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ (أَبِی الْمَغْرَاءِ) (7)حُمَیْدِ بْنِ الْمُثَنَّی عَنْ مُعَلَّی أَبِی عُثْمَانَ عَنِ الْمُعَلَّی وَ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا سَمِعَاهُ یَقُولُ مَنْ قَتَلَ عَبْدَهُ مُتَعَمِّداً فَعَلَیْهِ أَنْ یُعْتِقَ رَقَبَةً (وَ) (8)یَصُومَ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ (وَ) (9)یُطْعِمَ سِتِّینَ مِسْکِیناً.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «هر کس بردهٔ خود را عمداً به قتل برساند، باید یک برده آزاد کند، دو ماه پیاپی روزه بگیرد و شصت مسکین را اطعام کند.»
28891- 3- (10)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ:
1) فی المصدر- یصرها.
2) یأتی فی الحدیث 1 و 3 من الباب 9، و الأحادیث 3 و 5 و 6 من الباب 10 من أبواب قصاص النفس.
3) یأتی فی الباب 29 من هذه الأبواب.
4) الباب 29 فیه 3 أحادیث.
5) التهذیب 8- 324- 1201، و نوادر أحمد بن محمّد بن عیسی- 64- 130.
6) التهذیب 8- 324- 1202.
7) فی المصدر- أبی المعزا.
8) فی المصدر أو.
9) فی المصدر أو.
10) قرب الإسناد- 112، و تفسیر العیّاشیّ 1- 268- 241.
سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَتَلَ مَمْلُوکاً مَا عَلَیْهِ قَالَ یُعْتِقُ رَقَبَةً وَ یَصُومُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ وَ یُطْعِمُ سِتِّینَ مِسْکِیناً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (1).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش موسی بن جعفر (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که بردهای را کشته است. ایشان فرمودند: باید یک برده آزاد کند، دو ماه پیاپی روزه بگیرد و شصت مسکین را اطعام کند.»
(2)30 بَابُ أَنَّ مَنْ ضَرَبَ مَمْلُوکَهُ وَ لَوْ بِحَقٍّ اسْتُحِبَّ لَهُ الْکَفَّارَةُ بِعِتْقِهِ
ترجمه:
باب اینکه کسی که بردهاش را حتی بهحق زده باشد، برای او مستحب است که کفارهاش را با آزاد کردن آن برده بدهد.
28892- 1- (3)الْحُسَیْنُ بْنُ سَعِیدٍ فِی کِتَابِ الزُّهْدِ عَنِ (الْقَاسِمِ عَنْ عَلِیٍّ) (4)عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: إِنَّ أَبِی ضَرَبَ غُلَاماً لَهُ وَاحِدَةً بِسَوْطٍ وَ کَانَ بَعَثَهُ فِی حَاجَةٍ فَأَبْطَأَ عَلَیْهِ فَبَکَی الْغُلَامُ وَ قَالَ اللَّهَ تَبْعَثُنِی فِی حَاجَتِکَ ثُمَّ تَضْرِبُنِی قَالَ فَبَکَی أَبِی وَ قَالَ یَا بُنَیَّ اذْهَبْ إِلَی قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَصَلِّ رَکْعَتَیْنِ وَ قُلِ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِعَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ خَطِیئَتَهُ ثُمَّ قَالَ لِلْغُلَامِ اذْهَبْ فَأَنْتَ حُرٌّ فَقُلْتُ کَانَ الْعِتْقُ کَفَّارَةً لِلذَّنْبِ فَسَکَتَ.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: «پدرم غلامی را که در انجام کاری که او را فرستاده بود، تأخیر کرده بود، با یک تازیانه زد. غلام گریه کرد و گفت: "خدا را شاهد میگیرم که مرا برای انجام حاجت خود میفرستید و سپس مرا میزنید." پدرم گریه کرد و گفت: "ای پسرم، به نزد قبر رسول خدا (ص) برو، دو رکعت نماز بخوان و بگو: ‘اللهم اغفر لعلی بن الحسین خطیئته.’" سپس به غلام گفت: "برو، تو آزادی."»
گفتم: «آیا آزاد کردن کفارهٔ گناه بود؟» و او سکوت کرد.
28893- 2- (5)وَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّ رَجُلًا مِنْ بَنِی فَهْدٍ کَانَ یَضْرِبُ عَبْداً لَهُ وَ الْعَبْدُ یَقُولُ أَعُوذُ بِاللَّهِ فَلَمْ یُقْلِعْ عَنْهُ فَقَالَ أَعُوذُ بِمُحَمَّدٍ فَأَقْلَعَ الرَّجُلُ عَنْهُ الضَّرْبَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ فَلَا تُعِیذُهُ وَ یَتَعَوَّذُ بِمُحَمَّدٍ فَتُعِیذُهُ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ یُجَارَ عَائِذُهُ مِنْ مُحَمَّدٍ- فَقَالَ الرَّجُلُ هُوَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللَّهِ فَقَالَ وَ الَّذِی بَعَثَنِی بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَوْ لَمْ تَفْعَلْ لَوَاقَعَ وَجْهُکَ حَرَّ النَّارِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْوَصَایَا (1).
ترجمه:
از عبدالله بن طلحة، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «مردی از بنی فهد، بردهاش را میزد و برده میگفت: "پناه میبرم به خدا"، اما مرد از زدن او دست برنداشت. پس برده گفت: "پناه میبرم به محمد." در این هنگام، مرد از زدن او دست کشید. رسول خدا (ص) فرمودند: "به خدا پناه میبرد، اما او را پناه نمیدهی، و به محمد پناه میبرد، و تو او را پناه میدهی؟ در حالیکه خدا سزاوارتر است کسی را که به او پناه میبرد، حفظ کند." مرد گفت: "او آزاد است برای رضای خدا." رسول خدا (ص) فرمودند: "قسم به کسی که مرا به حق به پیامبری برانگیخت، اگر چنین نمیکردی، حرارت آتش چهرهات را میسوزاند."»
(2)31 بَابُ کَفَّارَةِ شَقِّ الثَّوْبِ عَلَی الْمَیِّتِ وَ خَدْشِ الْمَرْأَةِ وَجْهَهَا وَ جَزِّ شَعْرِهَا وَ نَتْفِهِ فِی الْمُصَابِ وَ النَّوْمِ عَنِ الْعِشَاءِ إِلَی نِصْفِ اللَّیْلِ
ترجمه:
باب کفارهٔ پاره کردن لباس بر میت، خراشیدن صورت زن، بریدن و کندن موی او در مصیبت، و خوابیدن پس از عشاء تا نیمهشب.
28894- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ الْقُمِّیِّ فِی نَوَادِرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ أَخِیهِ جَعْفَرِ بْنِ عِیسَی عَنْ خَالِدِ بْنِ سَدِیرٍ أَخِی حَنَانِ بْنِ سَدِیرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ شَقَّ ثَوْبَهُ عَلَی أَبِیهِ أَوْ عَلَی أُمِّهِ أَوْ عَلَی أَخِیهِ أَوْ عَلَی قَرِیبٍ لَهُ فَقَالَ لَا بَأْسَ بِشَقِّ الْجُیُوبِ قَدْ شَقَّ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ عَلَی أَخِیهِ هَارُونَ- وَ لَا یَشُقَّ الْوَالِدُ عَلَی وَلَدِهِ وَ لَا زَوْجٌ عَلَی امْرَأَتِهِ وَ تَشُقُّ الْمَرْأَةُ عَلَی زَوْجِهَا وَ إِذَا شَقَّ زَوْجٌ عَلَی امْرَأَتِهِ أَوْ وَالِدٌ عَلَی وَلَدِهِ فَکَفَّارَتُهُ حِنْثُ یَمِینٍ وَ لَا صَلَاةَ لَهُمَا حَتَّی یُکَفِّرَا أَوْ یَتُوبَا مِنْ ذَلِکَ فَإِذَا خَدَشَتِ الْمَرْأَةُ وَجْهَهَا أَوْ جَزَّتْ شَعْرَهَا أَوْ نَتَفَتْهُ فَفِی جَزِّ الشَّعْرِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِیَامُ شَهْرَیْنِ مُتَتَابِعَیْنِ أَوْ إِطْعَامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً وَ فِی الْخَدْشِ إِذَا دَمِیَتْ وَ فِی النَّتْفِ کَفَّارَةُ حِنْثِ یَمِینٍ وَ لَا شَیْءَ فِی اللَّطْمِ عَلَی الْخُدُودِ سِوَی الِاسْتِغْفَارِ وَ التَّوْبَةِ وَ لَقَدْ شَقَقْنَ الْجُیُوبَ وَ لَطَمْنَ الْخُدُودَ الْفَاطِمِیَّاتُ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع- وَ عَلَی مِثْلِهِ تُلْطَمُ الْخُدُودُ وَ تُشَقُّ الْجُیُوبُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْحُکْمِ الْأَخِیرِ فِی مَوَاقِیتِ الصَّلَوَاتِ (4)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ فِی الدَّفْنِ (5).
ترجمه:
از خالد بن سدیر، برادر حنان بن سدیر، نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که به دلیل وفات پدر، مادر، برادر یا یکی از بستگانش لباس خود را پاره کرده است. ایشان فرمودند: «پاره کردن یقهها (گریبانها) ایرادی ندارد، زیرا موسی بن عمران (ع) برای برادرش هارون چنین کرد. اما پدر نباید برای فرزندش، و شوهر نباید برای زنش گریبان پاره کند. اما زن برای شوهرش میتواند چنین کند. و اگر شوهر برای زن یا پدر برای فرزند گریبان پاره کند، کفارهاش مانند شکستن قسم است و نمازشان قبول نیست تا زمانی که کفاره دهند یا از این عمل توبه کنند.
اگر زنی صورت خود را بخراشد یا موی خود را بتراشد یا بکند، در صورت تراشیدن مو، باید بردهای آزاد کند، یا دو ماه پیاپی روزه بگیرد، یا شصت مسکین را اطعام کند. در خراشیدن صورت اگر خون بیاید و در کندن مو، کفارهاش مانند شکستن قسم است.
برای سیلی زدن به گونهها چیزی جز استغفار و توبه واجب نیست. و زنان فاطمیه برای حسین بن علی (ع) گریبان پاره کردند و گونهها را زدند، و بر کسی چون او باید گونهها زده و گریبانها پاره شود.»
(1)32 بَابُ أَنَّ کَفَّارَةَ الْغِیبَةِ الِاسْتِغْفَارُ لِمَنِ اغْتَابَهُ
ترجمه:
باب اینکه کفارهٔ غیبت، استغفار کردن برای کسی است که مورد غیبت قرار گرفته است.
28895- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ (3)بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا کَفَّارَةُ الِاغْتِیَابِ قَالَ تَسْتَغْفِرُ لِمَنِ اغْتَبْتَهُ کَمَا ذَکَرْتَهُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعِشْرَةِ (4).
ترجمه:
از جعفر بن عمر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: از رسول خدا (ص) پرسیده شد: «کفارهٔ غیبت چیست؟» ایشان فرمودند: «برای کسی که از او غیبت کردهای، همانگونه که او را یاد کردهای، استغفار کن.»
(5)33 بَابُ کَفَّارَةِ عَمَلِ السُّلْطَانِ وَ کَفَّارَةِ الْإِفْطَارِ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ
ترجمه:
باب کفارهٔ عمل سلطان و کفارهٔ افطار در ماه رمضان.
28896- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ ع کَفَّارَةُ عَمَلِ السُّلْطَانِ قَضَاءُ حَوَائِجِ الْإِخْوَانِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی التِّجَارَةِ (7)وَ فِی الصَّوْمِ (8).
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق (ع) فرمودند: «کفارهٔ عمل سلطان، برآوردن نیازهای برادران دینی است.»
28897- 1- (10)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ
1) الباب 32 فیه حدیث واحد.
2) الفقیه 3- 377- 4327.
3) فی المصدر- حفص.
4) تقدم فی الباب 155 من أبواب أحکام العشرة.
5) الباب 33 فیه حدیث واحد.
6) الفقیه 3- 176- 3666، الفقیه 3- 378- 4329، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 46 من أبواب ما یکتسب به.
7) تقدم فی الباب 46 من أبواب ما یکتسب به.
8) تقدم فی الباب 8 من أبواب ما یمسک عنه الصائم.
9) الباب 34 فیه حدیث واحد.
10) الفقیه 3- 377- 4328.
ع کَفَّارَةُ الضَّحِکِ (1)اللَّهُمَّ لَا تَمْقُتْنِی.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی الْعِشْرَةِ (2).
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق (ع) فرمودند: «کفارهٔ خندیدن این است که بگویی: "اللهم لا تمقتنی" (خدایا، مرا مورد خشم خود قرار مده).»
(3)35 بَابُ أَنَّ کَفَّارَةَ الطِّیَرَةِ التَّوَکُّلُ
ترجمه:
باب اینکه کفارهٔ بدفالی، توکل کردن است.
28898- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص کَفَّارَةُ الطِّیَرَةِ التَّوَکُّلُ.
ترجمه:
از سکونی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: رسول خدا (ص) فرمودند: «کفارهٔ بدفالی، توکل کردن است.»
28899- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِیرَةِ عَنْ عَمْرِو بْنِ حَرِیزٍ (6)قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الطِّیَرَةُ عَلَی مَا تَجْعَلُهَا إِنْ هَوَّنْتَهَا تَهَوَّنَتْ وَ إِنْ شَدَّدْتَهَا تَشَدَّدَتْ وَ إِنْ لَمْ تَجْعَلْهَا شَیْئاً لَمْ تَکُنْ شَیْئاً.
ترجمه:
از عمرو بن حریز نقل شده است که امام صادق (ع) فرمودند: «بدفالی بستگی به نگرش شما دارد؛ اگر آن را ساده بگیرید، ساده میشود، اگر سخت بگیرید، سخت میشود، و اگر هیچ اعتباری به آن ندهید، چیزی نخواهد بود.»
(7)36 بَابُ کَفَّارَةِ مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَ لَهَا زَوْجٌ
ترجمه:
باب کفارهٔ کسی که با زنی ازدواج کرده در حالی که آن زن شوهر دارد.
28900- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الرَّجُلِ یَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ لَهَا زَوْجٌ قَالَ إِذَا لَمْ یُرْفَعْ إِلَی الْإِمَامِ فَعَلَیْهِ أَنْ یَتَصَدَّقَ بِخَمْسَةِ أَصْوُعٍ دَقِیقاً.
1) فی المصدر زیادة- أن یقول.
2) تقدم فی الحدیث 2 من الباب 81 من أبواب أحکام العشرة.
3) الباب 35 فیه حدیثان.
4) الکافی 8- 198- 236، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 8 من أبواب آداب السفر.
5) الکافی 8- 197- 235، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 8 من أبواب آداب السفر.
6) فی المصدر- حریث، و فی أصل المصححتین- جریر.
7) الباب 36 فیه حدیث واحد.
8) التهذیب 7- 481- 1934.
وَ
رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ وَ زَادَ هَذَا بَعْدَ أَنْ یُفَارِقَهَا (1)
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که با زنی ازدواج کرده در حالی که آن زن شوهر دارد، فرمودند: «اگر این موضوع به امام ارجاع نشود، باید بهعنوان کفاره پنج صاع آرد صدقه بدهد.»
مرحوم صدوق این روایت را با اسنادش از ابی بصیر نقل کرده است و این بخش را اضافه کرده است که «پس از آنکه از او جدا شود.»
(2)37 بَابُ کَفَّارَةِ الْمَجَالِسِ وَ بَقِیَّةِ الْکَفَّارَاتِ وَ أَحْکَامِهَا
ترجمه:
باب کفارهٔ مجالس و سایر کفارات و احکام آنها.
28901- 1- (3)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ قَالَ: قَالَ الصَّادِقُ ع کَفَّارَاتُ الْمَجَالِسِ أَنْ تَقُولَ عِنْدَ قِیَامِکَ مِنْهَا سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ (4).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَقِیَّةِ الْکَفَّارَاتِ وَ أَحْکَامِهَا فِی الْحَجِّ (5)وَ فِی الصَّوْمِ (6)وَ الظِّهَارِ (7)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (8)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ فِی النُّذُورِ وَ الْعُهُودِ (9)وَ الْأَیْمَانِ (10)وَ الْعِتْقِ (11)وَ الْقِصَاصِ (12)وَ غَیْرِ ذَلِکَ (13).
1) الفقیه 3- 470- 4638.
2) الباب 37 فیه حدیث واحد.
3) الفقیه 3- 379- 4335.
4) الصافّات 37- 180- 182.
5) تقدم فی أبواب کفّارات الصید، و أبواب کفّارات الاستمتاع و أبواب بقیة کفّارات الاحرام، و فی الأبواب 46 و 53 و 55 و 56 من أبواب الذبح.
6) تقدم فی الأبواب 4 و 8 و 9 و 10 من أبواب بقیة الصوم الواجب.
7) تقدم فی الباب 10، و فی الحدیث 3 من الباب 11، و فی الأبواب 12 و 13 و 14 و 15 و 18 من أبواب الظهار.
8) تقدم فی الباب 6 من أبواب الاعتکاف.
9) یأتی فی البابین 19 و 25 من أبواب النذر و العهد.
10) یأتی فی البابین 23 و 24 من أبواب الایمان.
11) یأتی فی الباب 48 من أبواب العتق.
12) یأتی فی الباب 10 من أبواب قصاص النفس.
13) یأتی فی الباب 12 من أبواب التدبیر.
ترجمه:
محمد بن علی بن حسین گفت: امام صادق (ع) فرمودند: «کفارهٔ مجالس این است که هنگام برخواستن از آنها بگویی: "سُبْحانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ."» (آیات 180 تا 182 سوره صافات).
(1)1 بَابُ کَیْفِیَّتِهِ وَ جُمْلَةٍ مِنْ أَحْکَامِهِ
ترجمه:
باب کیفیت(لعان) آن و مجموعهای از احکام مربوط به آن.
28902- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: إِنَّ عَبَّاداً الْبَصْرِیَّ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ أَنَا عِنْدَهُ حَاضِرٌ کَیْفَ یُلَاعِنُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَقَالَ إِنَّ رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِینَ أَتَی رَسُولَ اللَّهِ ص- فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ رَأَیْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلًا دَخَلَ مَنْزِلَهُ فَرَأَی مَعَ امْرَأَتِهِ رَجُلًا یُجَامِعُهَا مَا کَانَ یَصْنَعُ فَأَعْرَضَ عَنْهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ کَانَ ذَلِکَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذِی ابْتُلِیَ بِذَلِکَ مِنِ امْرَأَتِهِ قَالَ فَنَزَلَ الْوَحْیُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْحُکْمِ فِیهَا قَالَ فَأَرْسَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَی ذَلِکَ الرَّجُلِ فَدَعَاهُ فَقَالَ أَنْتَ الَّذِی رَأَیْتَ مَعَ امْرَأَتِکَ رَجُلًا فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ انْطَلِقْ فَأْتِنِی بِامْرَأَتِکَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ أَنْزَلَ الْحُکْمَ فِیکَ وَ فِیهَا قَالَ فَأَحْضَرَهَا زَوْجُهَا فَوَقَّفَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص- وَ قَالَ لِلزَّوْجِ اشْهَدْ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّکَ لَمِنَ الصَّادِقِینَ فِیمَا رَمَیْتَهَا بِهِ قَالَ فَشَهِدَ قَالَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَمْسِکْ وَ وَعَظَهُ ثُمَّ قَالَ اتَّقِ اللَّهَ فَإِنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ شَدِیدَةٌ ثُمَّ قَالَ اشْهَدِ الْخَامِسَةَ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَیْکَ إِنْ کُنْتَ مِنَ الْکَاذِبِینَ قَالَ فَشَهِدَ فَأَمَرَ بِهِ فَنُحِّیَ ثُمَ
قَالَ ع لِلْمَرْأَةِ اشْهَدِی أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّ زَوْجَکِ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ فِیمَا رَمَاکِ بِهِ قَالَ فَشَهِدَتْ ثُمَّ قَالَ لَهَا أَمْسِکِی فَوَعَظَهَا ثُمَّ قَالَ لَهَا اتَّقِی اللَّهَ فَإِنَّ غَضَبَ اللَّهِ شَدِیدٌ ثُمَّ قَالَ لَهَا اشْهَدِی الْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْکِ إِنْ کَانَ زَوْجُکِ مِنَ الصَّادِقِینَ فِیمَا رَمَاکِ بِهِ قَالَ فَشَهِدَتْ قَالَ فَفَرَّقَ بَیْنَهُمَا وَ قَالَ لَهُمَا لَا تَجْتَمِعَا بِنِکَاحٍ أَبَداً بَعْدَ مَا تَلَاعَنْتُمَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ نَحْوَهُ (1)وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از عبدالرحمن بن حجاج نقل شده است که گفت: عباد بصری از امام صادق (ع) پرسید، در حالی که من نیز حضور داشتم: «چگونه مردی با زنش ملاعنه میکند؟» امام فرمودند: «مردی از مسلمانان نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: "ای رسول خدا، اگر مردی وارد خانهاش شود و مردی را در حال همبستری با زنش ببیند، چه باید بکند؟" رسول خدا (ص) از او روی برگرداند. آن مرد رفت و او همان کسی بود که از زنش چنین چیزی دیده بود. سپس وحی از جانب خداوند عز و جل نازل شد و حکم آن را بیان کرد. رسول خدا (ص) آن مرد را فراخواند و فرمود: "آیا تو همان کسی هستی که مردی را با زنت دیدی؟" او گفت: "بله." رسول خدا (ص) فرمود: "برو و زنت را نزد من بیاور، زیرا خداوند عز و جل حکم آن را نازل کرده است."
آن مرد زنش را آورد. رسول خدا (ص) او را در برابر شوهرش قرار داد و به شوهر گفت: "چهار بار به خدا قسم بخور که در آنچه به او نسبت دادهای، راستگو هستی." مرد قسم خورد. سپس رسول خدا (ص) او را نصیحت کرد و فرمود: "از خدا بترس، زیرا لعنت خدا شدید است." سپس فرمود: "قسم پنجم را بخور که لعنت خدا بر تو باشد اگر دروغگو باشی." مرد قسم خورد و از او جدا شد.
سپس رسول خدا (ص) به زن فرمود: "چهار بار به خدا قسم بخور که شوهرت در آنچه به تو نسبت داده، دروغگو است." زن قسم خورد. سپس رسول خدا (ص) او را نصیحت کرد و فرمود: "از خدا بترس، زیرا غضب خدا شدید است." سپس فرمود: "قسم پنجم را بخور که غضب خدا بر تو باشد اگر شوهرت در آنچه به تو نسبت داده، راستگو باشد." زن قسم خورد. رسول خدا (ص) بین آنها جدایی انداخت و فرمود: "پس از ملاعنه، هرگز با یکدیگر ازدواج نکنید."»
28903- 2- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ أَصْلَحَکَ اللَّهُ کَیْفَ الْمُلَاعَنَةُ قَالَ یَقْعُدُ الْإِمَامُ وَ یَجْعَلُ ظَهْرَهُ إِلَی الْقِبْلَةِ وَ یَجْعَلُ الرَّجُلَ عَنْ یَمِینِهِ وَ الْمَرْأَةَ وَ الصَّبِیَّ عَنْ یَسَارِهِ.
ترجمه:
از بزنطی نقل شده است که او از امام رضا (ع) پرسید: «خداوند شما را اصلاح کند، ملاعنه چگونه انجام میشود؟» امام فرمودند: «امام مینشیند و پشت خود را به سمت قبله قرار میدهد و مرد را در سمت راست خود و زن و کودک را در سمت چپ خود قرار میدهد.»
28904- 3- (4)قَالَ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ ثُمَّ یَقُومُ الرَّجُلُ فَیَحْلِفُ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ فِیمَا رَمَاهَا بِهِ ثُمَّ یَقُولُ لَهُ الْإِمَامُ اتَّقِ اللَّهَ فَإِنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ شَدِیدَةٌ ثُمَّ یَقُولُ الرَّجُلُ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ فِیمَا رَمَاهَا بِهِ ثُمَّ تَقُومُ الْمَرْأَةُ فَتَحْلِفُ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ فِیمَا رَمَاهَا بِهِ ثُمَّ یَقُولُ لَهَا الْإِمَامُ اتَّقِی اللَّهَ فَإِنَّ غَضَبَ اللَّهِ شَدِیدٌ ثُمَّ تَقُولُ الْمَرْأَةُ غَضَبُ اللَّهِ عَلَیْهَا إِنْ کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ فِیمَا رَمَاهَا بِهِ فَإِنْ نَکَلَتْ رُجِمَتْ وَ یَکُونُ الرَّجْمُ مِنْ وَرَائِهَا وَ لَا تُرْجَمُ مِنْ وَجْهِهَا لِأَنَّ الضَّرْبَ وَ الرَّجْمَ لَا یُصِیبَانِ الْوَجْهَ یُضْرَبَانِ عَلَی الْجَسَدِ عَلَی الْأَعْضَاءِ کُلِّهَا وَ یُتَّقَی الْوَجْهُ وَ الْفَرْجُ وَ إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ حُبْلَی لَمْ تُرْجَمْ وَ إِنْ لَمْ تَنْکُلْ دُرِئَ عَنْهَا الْحَدُّ وَ هُوَ الرَّجْمُ ثُمَّ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ إِنْ دَعَا أَحَدٌ وَلَدَهَا ابْنَ الزَّانِیَةِ جُلِدَ الْحَدَّ فَإِنِ ادَّعَی
الرَّجُلُ الْوَلَدَ بَعْدَ الْمُلَاعَنَةِ نُسِبَ إِلَیْهِ وَلَدُهُ وَ لَمْ تَرْجِعْ إِلَیْهِ امْرَأَتُهُ فَإِنْ مَاتَ الْأَبُ وَرِثَهُ الِابْنُ وَ إِنْ مَاتَ الِابْنُ لَمْ یَرِثْهُ الْأَبُ وَ یَکُونُ مِیرَاثُهُ لِأُمِّهِ فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ أُمٌّ فَمِیرَاثُهُ لِأَخْوَالِهِ وَ لَمْ یَرِثْهُ أَحَدٌ مِنْ قِبَلِ الْأَبِ وَ إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ خَرْسَاءُ فُرِّقَ بَیْنَهُمَا وَ الْعَبْدُ إِذَا قَذَفَ امْرَأَتَهُ تَلَاعَنَا کَمَا یَتَلَاعَنُ الْأَحْرَارُ وَ یَکُونُ اللِّعَانُ بَیْنَ الْحُرِّ وَ الْحُرَّةِ وَ بَیْنَ الْمَمْلُوکِ وَ الْحُرَّةِ وَ بَیْنَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوکَةِ وَ بَیْنَ الْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ وَ بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ الْیَهُودِیَّةِ وَ النَّصْرَانِیَّةِ.
ترجمه:
در خبری دیگر آمده است که مرد بلند میشود و چهار بار به خدا قسم میخورد که در آنچه به زن نسبت داده، راستگو است. سپس امام به او میگوید: «از خدا بترس، زیرا لعنت خدا شدید است.» سپس مرد میگوید: «لعنت خدا بر من باشد اگر دروغگو باشم در آنچه به او نسبت دادهام.»
سپس زن بلند میشود و چهار بار به خدا قسم میخورد که مرد در آنچه به او نسبت داده، دروغگو است. سپس امام به او میگوید: «از خدا بترس، زیرا غضب خدا شدید است.» سپس زن میگوید: «غضب خدا بر من باشد اگر مرد در آنچه به من نسبت داده، راستگو باشد.»
اگر زن از قسم خوردن خودداری کند، سنگسار میشود، اما سنگسار از پشت او انجام میشود و نه از روبهرو، زیرا ضربه و سنگسار نباید به صورت اصابت کند. ضربهها بر بدن و اعضای دیگر وارد میشود و صورت و عورت محافظت میشود. اگر زن باردار باشد، سنگسار نمیشود. اگر زن از قسم خوردن خودداری نکند، حد از او برداشته میشود و آن حد سنگسار است. سپس بین آنها جدایی انداخته میشود و زن برای همیشه بر مرد حرام میشود.
اگر کسی فرزند زن را «فرزند زناکار» بخواند، حد زده میشود. اگر مرد پس از ملاعنه فرزند را به خود نسبت دهد، فرزند به او منتسب میشود، اما زن به او بازنمیگردد. اگر پدر بمیرد، فرزند از او ارث میبرد، اما اگر فرزند بمیرد، پدر از او ارث نمیبرد و میراث او به مادرش میرسد. اگر مادر نداشته باشد، میراث او به داییهایش میرسد و هیچکس از طرف پدر از او ارث نمیبرد.
اگر مردی زن خود را که لال است، متهم کند، بین آنها جدایی انداخته میشود. اگر بردهای زن خود را متهم کند، همانند آزادگان ملاعنه میکنند. ملاعنه بین آزاد و آزاد، برده و آزاد، آزاد و برده، برده و کنیز، و مسلمان و یهودی یا مسیحی انجام میشود.
28905- 4- (1)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ جَمِیلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْمُلَاعِنِ وَ الْمُلَاعِنَةِ کَیْفَ یَصْنَعَانِ قَالَ یَجْلِسُ الْإِمَامُ مُسْتَدْبِرَ الْقِبْلَةِ یُقِیمُهُمَا بَیْنَ یَدَیْهِ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ بِحِذَائِهِ وَ یَبْدَأُ بِالرَّجُلِ ثُمَّ الْمَرْأَةِ وَ الَّتِی یَجِبُ عَلَیْهَا الرَّجْمُ تُرْجَمُ مِنْ وَرَائِهَا وَ لَا تُرْجَمُ مِنْ وَجْهِهَا لِأَنَّ الضَّرْبَ وَ الرَّجْمَ لَا یُصِیبَانِ الْوَجْهَ یُضْرَبَانِ عَلَی الْجَسَدِ عَلَی الْأَعْضَاءِ کُلِّهَا.
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده است که گفت: از امام باقر (ع) درباره ملاعن و ملاعنه پرسیدم که چگونه انجام میشود. ایشان فرمودند: «امام پشت به قبله مینشیند و آنها را در برابر خود، رو به قبله، قرار میدهد. ابتدا مرد و سپس زن را مورد ملاعنه قرار میدهد. زنی که باید سنگسار شود، از پشت سنگسار میشود و نه از روبهرو، زیرا ضربه و سنگسار نباید به صورت اصابت کند. ضربهها بر بدن و اعضای دیگر وارد میشود.»
28906- 5- (2)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع کَیْفَ الْمُلَاعَنَةُ فَقَالَ یَقْعُدُ الْإِمَامُ وَ یَجْعَلُ ظَهْرَهُ إِلَی الْقِبْلَةِ وَ یَجْعَلُ الرَّجُلَ عَنْ یَمِینِهِ وَ الْمَرْأَةَ عَنْ یَسَارِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از احمد بن محمد بن ابی نصر نقل شده است که گفت: از امام رضا (ع) پرسیدم: «ملاعنه چگونه انجام میشود؟» ایشان فرمودند: «امام مینشیند و پشت خود را به سمت قبله قرار میدهد و مرد را در سمت راست و زن را در سمت چپ خود قرار میدهد.»
28907- 6- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُلَاعَنَةِ قَائِماً یُلَاعَنُ أَمْ قَاعِداً قَالَ الْمُلَاعَنَةُ وَ مَا أَشْبَهَهَا مِنْ قِیَامٍ.
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام کاظم (ع)، در حدیثی نقل شده است که گفت: از او درباره ملاعنه پرسیدم که آیا ایستاده انجام میشود یا نشسته؟ فرمود: «ملاعنه و موارد مشابه آن باید ایستاده انجام شود.»
28908- 7- (1)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّی عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ (2)قَالَ هُوَ الْقَاذِفُ الَّذِی یَقْذِفُ امْرَأَتَهُ فَإِذَا قَذَفَهَا ثُمَّ أَقَرَّ أَنَّهُ کَذَبَ عَلَیْهَا جُلِدَ الْحَدَّ وَ رُدَّتْ إِلَیْهِ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ أَبَی إِلَّا أَنْ یَمْضِیَ فَیَشْهَدَ عَلَیْهَا أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ وَ الْخَامِسَةَ یَلْعَنُ فِیهَا نَفْسَهُ إِنْ کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ وَ إِنْ أَرَادَتْ أَنْ تَدْرَأَ (3)عَنْ نَفْسِهَا الْعَذَابَ وَ الْعَذَابُ هُوَ الرَّجْمُ شَهِدَتْ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْها إِنْ کانَ مِنَ الصَّادِقِینَ فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ رُجِمَتْ وَ إِنْ فَعَلَتْ دَرَأَتْ عَنْ نَفْسِهَا الْحَدَّ ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ- قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنْ فُرِّقَ بَیْنَهُمَا وَ لَهَا وَلَدٌ فَمَاتَ قَالَ تَرِثُهُ أُمُّهُ فَإِنْ مَاتَتْ أُمُّهُ وَرِثَهُ أَخْوَالُهُ وَ مَنْ قَالَ إِنَّهُ وَلَدُ زِنًا جُلِدَ الْحَدَّ قُلْتُ یُرَدُّ إِلَیْهِ الْوَلَدُ إِذَا أَقَرَّ بِهِ قَالَ لَا وَ لَا کَرَامَةَ وَ لَا یَرِثُ الِابْنَ وَ یَرِثُهُ الِابْنُ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از زراره نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره این آیه از کلام خداوند عز و جل «و کسانی که همسران خود را متهم میکنند و هیچ شاهدی جز خودشان ندارند» (سوره نور، آیه 6) پرسیده شد. ایشان فرمودند: «این آیه درباره مردی است که همسرش را متهم میکند. اگر او چنین کند و سپس اقرار کند که بر او دروغ بسته است، حد زده میشود و همسرش به او بازگردانده میشود. اما اگر مرد اصرار ورزد و شهادت دهد، باید چهار بار به خدا قسم بخورد که در آنچه به او نسبت داده راستگو است و در بار پنجم خود را لعنت کند اگر دروغگو باشد.
اگر زن بخواهد از عذاب (که همان سنگسار است) در امان بماند، باید چهار بار به خدا قسم بخورد که مرد دروغ میگوید و در بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باشد اگر مرد راستگو باشد. اگر این کار را نکند، سنگسار میشود و اگر انجام دهد، حد از او برداشته میشود. پس از ملاعنه، زن تا روز قیامت بر مرد حرام میشود.»
پرسیدم: «اگر از یکدیگر جدا شوند و فرزندی داشته باشند که بمیرد، چه میشود؟» ایشان فرمودند: «مادرش از او ارث میبرد و اگر مادر بمیرد، داییهایش ارث میبرند. هر کسی که او را فرزند زنا بخواند، حد زده میشود.»
پرسیدم: «آیا فرزند به مرد بازگردانده میشود اگر مرد به او اقرار کند؟» فرمودند: «نه، و این شرافت ندارد. مرد از فرزند ارث نمیبرد، اما فرزند از او ارث میبرد.»
28909- 8- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ الْفُضَیْلِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ افْتَرَی عَلَی امْرَأَتِهِ قَالَ یُلَاعِنُهَا فَإِنْ أَبَی أَنْ یُلَاعِنَهَا جُلِدَ الْحَدَّ وَ رُدَّتْ إِلَیْهِ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ لَاعَنَهَا فُرِّقَ بَیْنَهُمَا وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ- وَ الْمُلَاعَنَةُ أَنْ یَشْهَدَ عَلَیْهَا أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ أَنِّی رَأَیْتُکِ تَزْنِینَ وَ الْخَامِسَةَ یَلْعَنُ نَفْسَهُ إِنْ کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ فَإِنْ أَقَرَّتْ رُجِمَتْ وَ إِنْ أَرَادَتْ أَنْ تَدْرَأَ عَنْهَا (6)الْعَذَابَ شَهِدَتْ
أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ وَ الْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْهَا إِنْ کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ فَإِنْ کَانَ انْتَفَی مِنْ وَلَدِهَا أُلْحِقَ بِأَخْوَالِهِ یَرِثُونَهُ وَ لَا یَرِثُهُمْ إِلَّا أَنْ یَرِثَ أُمَّهُ فَإِنْ سَمَّاهُ أَحَدٌ وَلَدَ زِنًا جُلِدَ الَّذِی یُسَمِّیهِ الْحَدَّ.
ترجمه:
از زراره نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره این آیه از کلام خداوند عز و جل «و کسانی که همسران خود را متهم میکنند و هیچ شاهدی جز خودشان ندارند» (سوره نور، آیه 6) پرسیده شد. ایشان فرمودند: «این آیه درباره مردی است که همسرش را متهم میکند. اگر او چنین کند و سپس اقرار کند که بر او دروغ بسته است، حد زده میشود و همسرش به او بازگردانده میشود. اما اگر مرد اصرار ورزد و شهادت دهد، باید چهار بار به خدا قسم بخورد که در آنچه به او نسبت داده راستگو است و در بار پنجم خود را لعنت کند اگر دروغگو باشد.
اگر زن بخواهد از عذاب (که همان سنگسار است) در امان بماند، باید چهار بار به خدا قسم بخورد که مرد دروغ میگوید و در بار پنجم بگوید که غضب خدا بر او باشد اگر مرد راستگو باشد. اگر این کار را نکند، سنگسار میشود و اگر انجام دهد، حد از او برداشته میشود. پس از ملاعنه، زن تا روز قیامت بر مرد حرام میشود.»
پرسیدم: «اگر از یکدیگر جدا شوند و فرزندی داشته باشند که بمیرد، چه میشود؟» ایشان فرمودند: «مادرش از او ارث میبرد و اگر مادر بمیرد، داییهایش ارث میبرند. هر کسی که او را فرزند زنا بخواند، حد زده میشود.»
پرسیدم: «آیا فرزند به مرد بازگردانده میشود اگر مرد به او اقرار کند؟» فرمودند: «نه، و این شرافت ندارد. مرد از فرزند ارث نمیبرد، اما فرزند از او ارث میبرد.»
28910- 9- (1)عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ الْمُرْتَضَی فِی رِسَالَةِ الْمُحْکَمِ وَ الْمُتَشَابِهِ نَقْلًا مِنْ تَفْسِیرِ النُّعْمَانِیِّ بِإِسْنَادِهِ الْآتِی (2)عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا رَجَعَ مِنْ غَزَاةِ تَبُوکَ- قَامَ إِلَیْهِ عُوَیْمِرُ بْنُ الْحَارِثِ- فَقَالَ إِنَّ امْرَأَتِی زَنَتْ بِشَرِیکِ بْنِ السِّمْحَاطِ- فَأَعْرَضَ عَنْهُ فَأَعَادَ عَلَیْهِ الْقَوْلَ فَأَعْرَضَ عَنْهُ فَأَعَادَ عَلَیْهِ ثَالِثَةً فَقَامَ وَ دَخَلَ فَنَزَلَ اللِّعَانُ فَخَرَجَ إِلَیْهِ وَ قَالَ ائْتِنِی بِأَهْلِکَ فَقَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ فِیکُمَا قُرْآناً فَمَضَی فَأَتَاهُ بِأَهْلِهِ وَ أَتَی مَعَهَا قَوْمُهَا فَوَافَوْا رَسُولَ اللَّهِ ص وَ هُوَ یُصَلِّی الْعَصْرَ فَلَمَّا فَرَغَ أَقْبَلَ عَلَیْهِمَا وَ قَالَ لَهُمَا تَقَدَّمَا إِلَی الْمِنْبَرِ فَلَاعِنَا فَتَقَدَّمَ عُوَیْمِرٌ إِلَی الْمِنْبَرِ فَتَلَا عَلَیْهِمَا رَسُولُ اللَّهِ ص- آیَةَ اللِّعَانِ وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ (3)الْآیَةَ فَشَهِدَ بِاللَّهِ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْهِ إِنْ کَانَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ثُمَّ شَهِدَتْ بِاللَّهِ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ إِنَّهُ لَمِنَ الْکَاذِبِینَ فِیمَا رَمَاهَا بِهِ فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ ص الْعَنِی نَفْسَکِ الْخَامِسَةَ فَشَهِدَتْ وَ قَالَتْ فِی الْخَامِسَةِ إِنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَیْهَا إِنْ کَانَ مِنَ الصَّادِقِینَ فِیمَا رَمَاهَا بِهِ فَقَالَ لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص اذْهَبَا فَلَنْ یَحِلَّ لَکِ وَ لَنْ تَحِلِّی لَهُ أَبَداً فَقَالَ عُوَیْمِرٌ یَا رَسُولَ اللَّهِ- فَالَّذِی أَعْطَیْتُهَا فَقَالَ إِنْ کُنْتَ صَادِقاً فَهُوَ لَهَا بِمَا اسْتَحْلَلْتَ مِنْ فَرْجِهَا وَ إِنْ کُنْتَ کَاذِباً فَهُوَ أَبْعَدُ لَکَ مِنْهُ.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ مُرْسَلًا نَحْوَهُ (4)
أَقُولُ: وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْأَحْکَامِ الْمَذْکُورَةِ هُنَا (1)وَ عَلَی حُکْمِ الْمِیرَاثِ فِی مَحَلِّهِ (2).
ترجمه:
علی بن حسین المرتضی در رسالهٔ «المحکم و المتشابه» به نقل از تفسیر نعمانی با اسنادش از امام علی (ع) نقل کرده است: «هنگامی که رسول خدا (ص) از غزوهٔ تبوک بازگشت، عویمر بن حارث نزد او آمد و گفت: "همسرم با شریک بن سمحاط زنا کرده است." رسول خدا (ص) از او روی برگرداند. عویمر برای دومین بار سخن خود را تکرار کرد، اما پیامبر باز هم از او روی برگرداند. سپس برای بار سوم سخنش را تکرار کرد. رسول خدا (ص) برخواست و وارد منزل شد. در آن هنگام، آیهٔ لعان نازل شد. پیامبر بیرون آمد و به او فرمود: "همسرت را نزد من بیاور، زیرا خداوند دربارهٔ شما قرآنی نازل کرده است." عویمر رفت و همسرش را آورد. همراه او نیز قومش آمدند. آنها هنگامی نزد رسول خدا (ص) رسیدند که ایشان نماز عصر را بهجا میآورد.
پس از پایان نماز، پیامبر به آنها فرمود: "نزد منبر بیایید و ملاعنه کنید." عویمر نزد منبر رفت و رسول خدا (ص) آیهٔ لعان «و کسانی که همسران خود را متهم میکنند» (سوره نور، آیه 6) را بر آنان تلاوت کرد. سپس عویمر چهار بار شهادت داد که او از راستگویان است و در بار پنجم گفت که غضب خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد.
آنگاه زن چهار بار شهادت داد که او از دروغگویان است و در بار پنجم گفت که غضب خدا بر او باد اگر مرد از راستگویان باشد. رسول خدا (ص) به آنان فرمود: "بروید، دیگر برای تو حلال نیست و تو نیز برای او حلال نیستی."
عویمر پرسید: "ای رسول خدا، دربارهٔ آنچه به او دادهام چه میشود؟" پیامبر فرمود: "اگر راستگو باشی، آنچه دادهای به او تعلق دارد، زیرا از این طریق بهرهمند شدهای. و اگر دروغگو باشی، از آن دوری داده شدهای."»
(3)2 بَابُ أَنَّهُ لَا یَقَعُ اللِّعَانُ إِلَّا بَعْدَ الدُّخُولِ وَ حُکْمِ الْخَلْوَةِ فَإِنْ قَذَفَهَا قَبْلُ لَزِمَهُ الْحَدُّ وَ لَا یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا
ترجمه:
باب اینکه لعان فقط پس از وقوع دخول و حکم خلوت صورت میگیرد؛ بنابراین، اگر مرد پیش از آن به زن تهمت زند، حد بر او واجب است و بین آنها جدایی صورت نمیگیرد.
28911- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا فَادَّعَتْ أَنَّهَا حَامِلٌ فَقَالَ إِنْ أَقَامَتِ الْبَیِّنَةَ عَلَی أَنَّهُ أَرْخَی عَلَیْهَا سِتْراً ثُمَّ أَنْکَرَ الْوَلَدَ لَاعَنَهَا ثُمَّ بَانَتْ مِنْهُ وَ عَلَیْهِ الْمَهْرُ کَمَلًا.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ (5)
وَ رَوَاهُ الْحِمْیَرِیُّ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ (6)
أَقُولُ: تَقَدَّمَ حُکْمُ الْخَلْوَةِ فِی الْمُهُورِ (7).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام کاظم (ع)، در حدیثی نقل شده است که گفت: از او درباره مردی پرسیدم که زنش را پیش از دخول طلاق داده و زن ادعا کرده که باردار است. امام فرمودند: «اگر زن بتواند گواهی بیاورد که مرد پردهای بر او افکنده است و سپس مرد فرزند را انکار کند، باید ملاعنه کنند. پس از ملاعنه، زن از او جدا میشود و مهریه به طور کامل بر عهده مرد است.»
28912- 2- (8)وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ
1) یأتی فی الأبواب الآتیة من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الأبواب 1- 4 من أبواب میراث ولد الملاعنة، و تقدم ما یدلّ علی بعض المقصود فی الحدیث 1 من الباب 1 و فی الحدیث 1 من الباب 31 و فی الباب 32 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة و فی الحدیث 10 من الباب 17 من أبواب أحکام الأولاد.
3) الباب 2 فیه 8 أحادیث.
4) الکافی 6- 165- 12، و التهذیب 8- 193- 677، و أورد صدره فی الحدیث 6 من الباب 1، و فی الحدیث 3 من الباب 3 من هذه الأبواب.
5) مسائل علی بن جعفر 134- 132.
6) قرب الإسناد- 110.
7) تقدم فی الأبواب 55- 57 من أبواب المهور.
8) الکافی 6- 162- 1.
إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَقَعُ اللِّعَانُ حَتَّی یَدْخُلَ الرَّجُلُ بِأَهْلِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «لعان صورت نمیگیرد مگر پس از آنکه مرد با همسرش دخول کرده باشد.»
28913- 3- (2)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع الرَّجُلُ یَقْذِفُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ یُضْرَبُ الْحَدَّ وَ یُخَلَّی بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا.
ترجمه:
از ابن ابی عمیر، از برخی از اصحابش نقل شده است که گفت: به امام صادق (ع) گفتم: «اگر مردی پیش از دخول، به همسرش تهمت بزند، چه حکمی دارد؟» امام فرمودند: «حد زده میشود و بین او و همسرش جدایی صورت میگیرد.»
28914- 4- (3)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُضَارِبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنْ قَذَفَ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا جُلِدَ الْحَدَّ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ.
وَ
عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنِ ابْنِ مُضَارِبٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ ضُرِبَ الْحَدَّ (4).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُضَارِبٍ مِثْلَهُ (5).
ترجمه:
از محمد بن مضارب، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «کسی که به همسرش پیش از دخول تهمت بزند، حد زده میشود و او همچنان همسرش باقی میماند.»
28915- 5- (6)وَ عَنْهُ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَا تَکُونُ الْمُلَاعَنَةُ وَ لَا الْإِیلَاءُ إِلَّا بَعْدَ الدُّخُولِ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: «ملاعنه و ایلاء تنها پس از وقوع دخول انجام میشود.»
28916- 6- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ
الْبَزَنْطِیِّ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَقَعُ اللِّعَانُ حَتَّی یَدْخُلَ الرَّجُلُ بِامْرَأَتِهِ الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ (1).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «لعان صورت نمیگیرد مگر پس از آنکه مرد با همسرش دخول کرده باشد.»
28917- 7- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ یَعْنِی الْمُرَادِیَّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً غَائِبَةً لَمْ یَرَهَا فَقَذَفَهَا فَقَالَ یُجْلَدُ.
ترجمه:
از ابی بصیر، یعنی مرادی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که با زنی غایب ازدواج کرده و او را ندیده است، سپس به او تهمت زده است. امام فرمودند: "حد زده میشود."»
28918- 8- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُوسَی بْنِ عُمَرَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِیرٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُضَارِبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا تَقُولُ فِی رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ یَدْخُلَ بِهَا قَالَ لَا یَکُونُ مُلَاعِناً (إِلَّا بَعْدَ أَنْ) (4)یَدْخُلَ بِهَا یُضْرَبُ حَدّاً وَ هِیَ امْرَأَتُهُ وَ یَکُونُ قَاذِفاً.
ترجمه:
از محمد بن مضارب نقل شده است که گفت: به امام صادق (ع) گفتم: «نظر شما درباره مردی که پیش از دخول با همسرش، او را ملاعنه کرده است، چیست؟» امام فرمودند: «او ملاعن محسوب نمیشود مگر پس از دخول. حد زده میشود، او همچنان همسرش باقی میماند و به عنوان قاذف شناخته میشود.»
(5)3 بَابُ أَنَّ مَنْ نَکَلَ قَبْلَ تَمَامِ اللِّعَانِ أَوْ أَکْذَبَ نَفْسَهُ مِنْ رَجُلٍ أَوِ امْرَأَةٍ جُلِدَ الْحَدَّ وَ لَمْ یُفَرَّقْ بَیْنَهُمَا
ترجمه:
باب اینکه اگر مرد یا زن پیش از اتمام لعان از آن خودداری کند یا خود را تکذیب کند، حد زده میشود و بین آنها جدایی صورت نمیگیرد.
28919- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی جَمِیعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَیْبٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ أَوْقَفَهُ الْإِمَامُ لِلِّعَانِ فَشَهِدَ شَهَادَتَیْنِ ثُمَّ نَکَلَ وَ أَکْذَبَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ یَفْرُغَ مِنَ اللِّعَانِ قَالَ یُجْلَدُ حَدَّ الْقَاذِفِ وَ لَا یُفَرَّقُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ امْرَأَتِهِ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از عباد بن صهیب، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که امام او را برای لعان متوقف کرده و او دو شهادت داده، سپس از ادامه خودداری کرده و خود را تکذیب کرده است، فرمودند: «حد قذف بر او جاری میشود و بین او و همسرش جدایی صورت نمیگیرد.»
28920- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ یَقْذِفُ امْرَأَتَهُ قَالَ یُلَاعِنُهَا ثُمَّ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً فَإِنْ أَقَرَّ عَلَی نَفْسِهِ قَبْلَ الْمُلَاعَنَةِ جُلِدَ حَدّاً وَ هِیَ امْرَأَتُهُ.
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که در حدیثی از ایشان درباره مردی که به همسرش تهمت زده پرسیده شد. امام فرمودند: «باید ملاعنه کند، سپس بین آنها جدایی انداخته میشود و زن برای همیشه بر او حرام میشود. اما اگر پیش از ملاعنه به گناه خود اقرار کند، حد زده میشود و زن همچنان همسر او باقی میماند.»
28921- 3- (4)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْعَمْرَکِیِّ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ فَحَلَفَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ثُمَّ نَکَلَ فِی الْخَامِسَةِ فَقَالَ إِنْ نَکَلَ عَنِ (5)الْخَامِسَةِ فَهِیَ امْرَأَتُهُ وَ جُلِدَ وَ إِنْ نَکَلَتِ الْمَرْأَةُ عَنْ ذَلِکَ إِذَا کَانَتِ الْیَمِینُ عَلَیْهَا فَعَلَیْهَا مِثْلُ ذَلِکَ الْحَدِیثَ.
رَوَاهُ الْحِمْیَرِیُّ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَدِّهِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ وَ زَادَ وَ قَالَ الْمُلَاعَنَةُ وَ مَا أَشْبَهَهَا مِنْ قِیَامٍ (6).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَی بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ (7)
وَ الَّذِی قَبْلَهُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ
1) التهذیب 8- 191- 668.
2) التهذیب 10- 76- 294.
3) الکافی 6- 163- 6، و التهذیب 8- 187- 650، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 32 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و صدره فی الحدیث 4 من الباب 4، و قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 5، و فی الحدیث 3 من الباب 17، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 6 من هذه الأبواب.
4) الکافی 6- 165- 12.
5) فی المصدر- فی.
6) قرب الإسناد- 111.
7) التهذیب 8- 191- 665.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (1)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (2).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام کاظم (ع)، نقل شده است که فرمودند: «از او درباره مردی پرسیدم که همسرش را ملاعنه کرده و چهار شهادت به خدا داده است، اما در شهادت پنجم خودداری کرده است. امام فرمودند: "اگر از شهادت پنجم خودداری کند، زن همچنان همسر او باقی میماند و حد زده میشود. و اگر زن از انجام این کار خودداری کند، همان حکم بر او جاری میشود."»
(3)4 بَابُ أَنَّ مَنْ قَذَفَ زَوْجَتَهُ لَمْ یَثْبُتْ بَیْنَهُمَا لِعَانٌ حَتَّی یَدَّعِیَ مُعَایَنَةَ الزِّنَا فَإِنْ لَمْ یَدَّعِ لَزِمَهُ الْحَدُّ مَعَ عَدَمِ الْبَیِّنَةِ وَ لَا لِعَانَ وَ کَذَا إِذَا قَذَفَهَا غَیْرُ الزَّوْجِ مِنْ قَرَابَةٍ أَوْ أَجْنَبِیٍ
ترجمه:
باب اینکه اگر مردی همسرش را متهم کند، لعان بین آنها ثابت نمیشود مگر اینکه ادعای مشاهدهٔ زنا کند. اگر چنین ادعایی نداشته باشد، حد بر او واجب است و لعان صورت نمیگیرد. همین حکم در مورد کسی که از نزدیکان یا افراد غریبه به زن تهمت بزند نیز جاری است.
28922- 1- (4)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِی الرَّجُلِ یَقْذِفُ امْرَأَتَهُ یُجْلَدُ ثُمَّ یُخَلَّی بَیْنَهُمَا وَ لَا یُلَاعِنُهَا حَتَّی یَقُولَ إِنَّهُ قَدْ رَأَی بَیْنَ رِجْلَیْهَا مَنْ یَفْجُرُ بِهَا.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «در مورد مردی که به همسرش تهمت میزند، حد زده میشود و بین آنها جدایی صورت میگیرد. اما ملاعنه انجام نمیشود مگر اینکه مرد بگوید که میان پاهای او کسی را دیده که با او زنا میکند.»
28923- 2- (5)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ یَفْتَرِی عَلَی امْرَأَتِهِ قَالَ یُجْلَدُ ثُمَّ یُخَلَّی بَیْنَهُمَا وَ لَا یُلَاعِنُهَا حَتَّی یَقُولَ أَشْهَدُ أَنِّی رَأَیْتُکِ تَفْعَلِینَ کَذَا وَ کَذَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده است که گفت: از امام باقر (ع) درباره مردی که به همسرش تهمت زده پرسیدم. ایشان فرمودند: «حد زده میشود و بین آنها جدایی صورت میگیرد. اما ملاعنه انجام نمیشود مگر اینکه مرد بگوید: "شهادت میدهم که تو را در حال انجام فلان کار دیدم."»
28924- 3- (7)وَ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّی بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَکُونُ لِعَانٌ (8)حَتَّی یَزْعُمَ أَنَّهُ قَدْ عَایَنَ.
1) تقدم فی الحدیث 3 و 8 من الباب 1 من هذه الأبواب.
2) یأتی فی الحدیث 3 من الباب 6 من هذه الأبواب، و فی الحدیث 1 من الباب 2 من أبواب میراث ولد الملاعنة.
3) الباب 4 فیه 6 أحادیث.
4) الکافی 7- 212- 9.
5) الکافی 6- 166- 15، و التهذیب 8- 186- 648 و التهذیب 8- 193- 678، و الاستبصار 3- 372- 1326 و الاستبصار 3- 372- 1328.
6) التهذیب 10- 76- 295.
7) الکافی 6- 167- 21.
8) فی المصدر- اللعان.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (1)وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ.
ترجمه:
از ابان، از مردی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «لعان انجام نمیشود مگر اینکه مرد ادعا کند که مشاهده کرده است.»
28925- 4- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَإِنَّهُ لَا یُلَاعِنُهَا حَتَّی یَقُولَ رَأَیْتُ بَیْنَ رِجْلَیْهَا رَجُلًا یَزْنِی بِهَا الْحَدِیثَ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر مردی به همسرش تهمت بزند، ملاعنه انجام نمیشود مگر اینکه بگوید: "میان پاهای او مردی را دیدم که با او زنا میکرد."»
28926- 5- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْکُوفِیِّ عَنِ (الْحُسَیْنِ بْنِ یُوسُفَ) (6)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ الثَّانِی ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ کَیْفَ صَارَ الرَّجُلُ إِذَا قَذَفَ امْرَأَتَهُ کَانَتْ شَهَادَتُهُ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ وَ إِذَا قَذَفَهَا غَیْرُهُ أَبٌ أَوْ أَخٌ أَوْ وَلَدٌ أَوْ غَرِیبٌ (7)جُلِدَ الْحَدَّ أَوْ یُقِیمَ الْبَیِّنَةَ عَلَی مَا قَالَ فَقَالَ قَدْ سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ (8)عَنْ ذَلِکَ فَقَالَ إِنَّ الزَّوْجَ إِذَا قَذَفَ امْرَأَتَهُ فَقَالَ رَأَیْتُ ذَلِکَ بِعَیْنِی کَانَتْ شَهَادَتُهُ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ وَ إِذَا قَالَ إِنَّهُ لَمْ یَرَهُ قِیلَ لَهُ أَقِمِ الْبَیِّنَةَ عَلَی مَا قُلْتَ وَ إِلَّا
1) التهذیب 8- 186- 647، و الاستبصار 3- 372- 1325.
2) التهذیب 8- 195- 684، و أورد قطعة منه فی الحدیث 1 من الباب 32 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة، و فی الحدیث 2 من الباب 3، و قطعة منه فی الحدیث 3 من الباب 17 و قطعة فی الحدیث 1 من الباب 5، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 6 من هذه الأبواب.
3) الکافی 6- 163- 6.
4) التهذیب 8- 187- 650، و الاستبصار 3- 372- 1327.
5) التهذیب 8- 192- 670.
6) فی التهذیب- الحسن بن یوسف، و فی الفقیه- الحسین بن یوسف، و فی نسخة منه- الحسن بن سیف.
7) فی المصدر- قریب.
8) فی الفقیه- جعفر بن محمّد (هامش المخطوط).
کَانَ بِمَنْزِلَةِ غَیْرِهِ وَ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَی جَعَلَ لِلزَّوْجِ مَدْخَلًا لَا یَدْخُلُهُ غَیْرُهُ وَالِدٌ وَ لَا وَلَدٌ یَدْخُلُهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهَارِ فَجَازَ لَهُ أَنْ یَقُولَ رَأَیْتُ وَ لَوْ قَالَ غَیْرُهُ رَأَیْتُ قِیلَ لَهُ وَ مَا أَدْخَلَکَ الْمُدْخَلَ الَّذِی تَرَی هَذَا فِیهِ وَحْدَکَ أَنْتَ مُتَّهَمٌ فَلَا بُدَّ مِنْ أَنْ یُقَامَ عَلَیْکَ الْحَدُّ الَّذِی أَوْجَبَهُ اللَّهُ عَلَیْکَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ (1)عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ نَحْوَهُ (2).
ترجمه:
از محمد بن سلیمان، از امام جواد (ع) نقل شده است که گفت: به ایشان گفتم: «چرا اگر مردی به همسرش تهمت بزند، شهادت او چهار بار به نام خدا محاسبه میشود، اما اگر شخص دیگری مانند پدر، برادر، فرزند، یا فرد غریبهای به زن تهمت بزند، باید حد زده شود یا بینه ارائه دهد؟»
امام جواد (ع) پاسخ دادند: «این مسئله از امام باقر (ع) پرسیده شد و ایشان فرمودند: مرد وقتی به همسرش تهمت میزند و میگوید که با چشمهای خود این عمل را مشاهده کرده، شهادت او چهار بار به نام خدا محاسبه میشود. اما اگر بگوید که آن را ندیده، به او گفته میشود که بینه ارائه دهد. اگر نتواند بینه ارائه دهد، مانند دیگران در نظر گرفته میشود. خداوند متعال برای شوهر مدخلی قرار داده که هیچکس دیگر، از جمله والد یا فرزند، نمیتواند وارد آن شود. شوهر حق دارد بگوید که مشاهده کرده، اما اگر فرد دیگری چنین ادعایی کند، به او گفته میشود که چگونه وارد مکانی شده که فقط شوهر حق مشاهده دارد. چنین فردی متهم است و باید حدی که خداوند بر او واجب کرده اجرا شود.»
28927- 6- (3)وَ رَوَاهُ فِی الْعِلَلِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْکُوفِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ الْجَبَلِیِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الرِّضَا ع نَحْوَهُ وَ زَادَ وَ إِنَّمَا صَارَتْ شَهَادَةُ الزَّوْجِ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ لِمَکَانِ الْأَرْبَعَةِ الشُّهَدَاءِ مَکَانَ کُلِّ شَاهِدٍ یَمِینٍ.
وَ رَوَاهُ الْبَرْقِیُّ فِی الْمَحَاسِنِ عَنْ أَبِیهِ وَ عَلِیِّ بْنِ عِیسَی الْأَنْصَارِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَیْمَانَ الدَّیْلَمِیِّ عَنْ أَبِی خَالِدٍ الْهَیْثَمِ الْفَارِسِیِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّانِی ع وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ نَحْوَهُ مَعَ الزِّیَادَةِ (4)وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیِّ وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَیْفٍ نَحْوَهُ وَ ذَکَرَ الزِّیَادَةَ (5)أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی بَعْضِ الْمَقْصُودِ (6)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (7).
ترجمه:
از محمد بن اسلم جبلی، از برخی از اصحابش، از امام رضا (ع) مثل همان روایت نقل شده است ولی اضافه کرده که فرمودند: «و تنها به همین دلیل است که شهادت شوهر چهار شهادت به نام خدا محسوب میشود، زیرا چهار شاهد برای هر شهادت، معادل یک قسم قرار گرفتهاند.»
(1)5 بَابُ ثُبُوتِ اللِّعَانِ بَیْنَ الْحُرِّ وَ الزَّوْجَةِ الْمَمْلُوکَةِ وَ بَیْنَ الْمَمْلُوکِ وَ الْحُرَّةِ وَ بَیْنَ الْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ وَ بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ الذِّمِّیَّةِ لَا بَیْنَ الْحُرِّ وَ أَمَتِهِ
ترجمه:
باب اینکه لعان میان مرد آزاد و همسر مملوکه، میان مملوک و زن آزاد، میان برده و کنیز، و میان مسلمان و زن ذمیه ثابت است، اما میان مرد آزاد و کنیز خودش ثابت نیست.
28928- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْحُرَّةِ یَقْذِفُهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ مَمْلُوکٌ قَالَ یُلَاعِنُهَا وَ عَنِ الْحُرِّ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَیَقْذِفُهَا قَالَ یُلَاعِنُهَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره زن آزاد پرسیدم که شوهرش، که مملوک است، به او تهمت زده است. امام فرمودند: "باید ملاعنه کنند." و درباره مرد آزاد که همسرش کنیز است و به او تهمت زده است، فرمودند: "باید ملاعنه کنند."»
28929- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُرِّ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْمَمْلُوکَةِ لِعَانٌ فَقَالَ نَعَمْ وَ بَیْنَ الْمَمْلُوکِ وَ الْحُرَّةِ وَ بَیْنَ الْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ وَ بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ الْیَهُودِیَّةِ وَ النَّصْرَانِیَّةِ وَ لَا یَتَوَارَثَانِ وَ لَا یَتَوَارَثُ الْحُرُّ وَ الْمَمْلُوکَةُ.
ترجمه:
از جمیل بن دراج، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: «از ایشان درباره لعان میان مرد آزاد و زن مملوکه پرسیدم. امام فرمودند: "بله، لعان میان مرد آزاد و زن مملوکه، میان مملوک و زن آزاد، میان برده و کنیز، و میان مسلمان و زن یهودی یا نصرانی ثابت است. اما میان آنها ارثی برقرار نمیشود و همچنین میان مرد آزاد و زن مملوکه نیز ارثی وجود ندارد."»
28930- 3- (5)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ عَبْدٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ قَالَ یَتَلَاعَنَانِ کَمَا یَتَلَاعَنُ الْأَحْرَارُ.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (6)وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ.
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق) نقل شده است که درباره بردهای که به همسرش تهمت زده پرسیده شد. ایشان فرمودند: «آنان باید همچون آزادگان، ملاعنه کنند.»
1) الباب 5 فیه 15 حدیث.
2) الکافی 6- 163- 6، و التهذیب 8- 187- 650، و أورد قطعة منه فی الحدیث 2 من الباب 3، و صدره فی الحدیث 4 من الباب 4، و قطعة منه عن التهذیب فی الحدیث 3 من الباب 17، و ذیله فی الحدیث 1 من الباب 6 من هذه الأبواب.
3) الاستبصار 3- 373- 1329.
4) الکافی 6- 164- 7، و التهذیب 8- 188- 652، و الاستبصار 3- 373- 1331.
5) الکافی 6- 165- 14.
6) التهذیب 8- 188- 651، و الاستبصار 3- 373- 1330.
28931- 4- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یُلَاعِنُ الْحُرُّ الْأَمَةَ وَ لَا الذِّمِّیَّةَ وَ لَا الَّتِی یَتَمَتَّعُ بِهَا.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (2)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ وَ الصَّدُوقُ عَلَی الْأَمَةِ الْمَوْطُوءَةِ بِالْمِلْکِ وَ الذِّمِّیَّةِ الْمَمْلُوکَةِ وَ جَوَّزَ الشَّیْخُ حَمْلَهُ عَلَی کَوْنِ الْحُرِّ تَزَوَّجَ الْأَمَةَ بِغَیْرِ إِذْنِ مَوْلَاهَا وَ جَوَّزَ حَمْلَهُ عَلَی التَّقِیَّةِ (3)لِمَا یَأْتِی (4).
ترجمه:
از ابن سنان، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «مرد آزاد نه با کنیز ملاعنه میکند، نه با زن ذمیه، و نه با زنی که بهصورت متعه با او ازدواج کرده است.»
میگویم: مرحوم شیخ و مرحوم صدوق این حدیث را بر کنیز موطوءه بهواسطه مالکیت و زن ذمیه مملوکه تطبیق دادهاند. مرحوم شیخ همچنین اجازه داده که این حدیث بر حالتی حمل شود که مرد آزاد بدون اجازه مالک، با کنیز ازدواج کرده باشد، و همچنین احتمال تقیه را نیز مطرح کرده است.
28932- 5- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْحُرِّ یُلَاعِنُ الْمَمْلُوکَةَ قَالَ نَعَمْ إِذَا کَانَ مَوْلَاهَا الَّذِی زَوَّجَهَا إِیَّاهُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
از محمد بن مسلم نقل شده است که گفت: از امام باقر (ع) درباره مرد آزادی که با زن مملوکه لعان میکند پرسیدم. امام فرمودند: «بله، اگر مالک او همان کسی باشد که او را به ازدواج مرد درآورده است.»
28933- 6- (7)وَ عَنْهُ عَنْ أَیُّوبَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِیزٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْعَبْدِ یُلَاعِنُ الْحُرَّةَ قَالَ نَعَمْ إِذَا کَانَ مَوْلَاهُ زَوَّجَهُ إِیَّاهَا لَاعَنَهَا بِأَمْرِ مَوْلَاهُ کَانَ ذَلِکَ وَ قَالَ بَیْنَ الْحُرِّ وَ الْأَمَةِ وَ الْمُسْلِمِ وَ الذِّمِّیَّةِ لِعَانٌ.
ترجمه:
از حریز، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «برده میتواند با زن آزاد ملاعنه کند، اگر مولای او، وی را به ازدواج زن درآورده باشد. ملاعنه با دستور مولای او انجام میشود.» همچنین فرمودند: «بین مرد آزاد و کنیز، و بین مسلمان و زن ذمیه، لعان ثابت است.»
28934- 7- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ
1) التهذیب 8- 188- 653، و الاستبصار 3- 373- 1332، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 10 من هذه الأبواب.
2) الفقیه 3- 538- 4855.
3) راجع التهذیب 8- 189- 655 ذیل الحدیث 655، و الاستبصار 3- 374- 1334 ذیل الحدیث 1334.
4) یأتی فی الأحادیث 5- 10 و الحدیث 15 من هذا الباب.
5) التهذیب 8- 188- 654، و الاستبصار 3- 373- 1333.
6) الفقیه 3- 538- 4854.
7) التهذیب 8- 189- 655، و الاستبصار 3- 374- 1334.
8) التهذیب 10- 78- 304.
حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی عَبْدٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُرَّةٌ قَالَ یَتَلَاعَنَانِ فَقُلْتُ أَ بِمَنْزِلَةِ الْحُرِّ سَوَاءً قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
ترجمه: از منصور بن حازم، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره بردهای که به همسرش، که آزاد است، تهمت زده پرسیده شد. امام فرمودند: «آنان باید ملاعنه کنند.» پرسیدم: «آیا این حکم مانند حکم مرد آزاد است؟» امام فرمودند: «بله.»
28935- 8- (1)وَ عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُرِّ یُلَاعِنُ الْمَمْلُوکَةَ قَالَ نَعَمْ.
ترجمه:
از محمد، از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مرد آزادی که با زن مملوکه ملاعنه میکند پرسیدم. امام فرمودند: "بله."»
28936- 9- (2)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ بَعْضِهِمْ عَنْ أَبِی الْمَغْرَاءِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَمْلُوکٌ کَانَ تَحْتَهُ حُرَّةٌ فَقَذَفَهَا فَقَالَ مَا یَقُولُ فِیهَا أَهْلُ الْکُوفَةِ- قُلْتُ (یَقُولُونَ) (3)یُجْلَدُ قَالَ لَا وَ لَکِنْ یُلَاعِنُهَا کَمَا یُلَاعِنُ الْحُرَّةَ.
ترجمه:
از منصور بن حازم، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: به ایشان گفتم: «بردهای که همسرش آزاد است و به او تهمت زده، چه حکمی دارد؟» امام فرمودند: «اهل کوفه درباره او چه میگویند؟» گفتم: «میگویند حد زده میشود.» امام فرمودند: «نه، بلکه باید با او ملاعنه کند، همانطور که مرد آزاد با زن آزاد ملاعنه میکند.»
28937- 10- (4)وَ عَنْهُ (عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی) (5)عَنْ صَفْوَانَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْحُرَّةِ یَقْذِفُهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ مَمْلُوکٌ وَ الْحُرِّ تَکُونُ تَحْتَهُ الْمَمْلُوکَةُ فَیَقْذِفُهَا قَالَ یُلَاعِنُهَا.
ترجمه:
از هشام بن سالم، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره زن آزادی که شوهرش، که مملوک است، به او تهمت زده پرسیدم، و همچنین درباره مرد آزادی که همسرش کنیز است و به او تهمت زده است. امام فرمودند: "باید ملاعنه کنند."»
28938- 11- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِیِّ عَنِ الْعَمْرَکِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مُسْلِمٍ تَحْتَهُ یَهُودِیَّةٌ أَوْ نَصْرَانِیَّةٌ أَوْ أَمَةٌ نَفَی وَلَدَهَا وَ قَذَفَهَا هَلْ عَلَیْهِ لِعَانٌ قَالَ لَا.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَنْ أَقَرَّ بِالْوَلَدِ ثُمَّ نَفَاهُ وَ یَحْتَمِلُ الْحَمْلُ عَلَی مَا مَرَّ (7).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مرد مسلمانی پرسیدم که همسرش یهودی، نصرانی یا کنیز است و فرزند او را انکار کرده و به او تهمت زده است. آیا لعان بر او واجب است؟» امام فرمودند: «خیر.»
میگویم: مرحوم شیخ این حدیث را بر کسی حمل کرده که ابتدا فرزند را پذیرفته و سپس انکار کرده است. همچنین احتمال داده شده که این حدیث بر موارد مشابهی که پیشتر ذکر شد، تطبیق داده شود.
1) التهذیب 10- 78- 305.
2) التهذیب 8- 189- 656، و الاستبصار 3- 374- 1335.
3) لیس فی المصدر.
4) التهذیب 8- 189- 657، و الاستبصار 3- 374- 1336.
5) لیس فی الاستبصار" هامش المخطوط".
6) التهذیب 7- 476- 1912 و التهذیب 8- 189- 658 و الاستبصار 3- 374- 1337 باختلاف، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 102 من أبواب أحکام الاولاد.
7) مر فی ذیل الحدیث 4 من هذا الباب.
28939- 12- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ یَزِیدَ النَّوْفَلِیِّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ أَبِی زِیَادٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً ع قَالَ: لَیْسَ بَیْنَ خَمْسٍ مِنَ النِّسَاءِ وَ أَزْوَاجِهِنَّ مُلَاعَنَةٌ الْیَهُودِیَّةِ تَکُونُ تَحْتَ الْمُسْلِمِ فَیَقْذِفُهَا وَ النَّصْرَانِیَّةِ وَ الْأَمَةِ تَکُونُ تَحْتَ الْحُرِّ فَیَقْذِفُهَا وَ الْحُرَّةِ تَکُونُ تَحْتَ الْعَبْدِ فَیَقْذِفُهَا وَالْمَجْلُودِ فِی الْفِرْیَةِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً (2)وَ الْخَرْسَاءِ لَیْسَ بَیْنَهَا وَ بَیْنَ زَوْجِهَا لِعَانٌ إِنَّمَا اللِّعَانُ بِاللِّسَانِ.
قَالَ الشَّیْخُ قَدْ مَضَی الْکَلَامُ عَلَی أَمْثَالِ هَذَا الْخَبَرِ وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی الْخِصَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَیْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ الْیَعْقُوبِیِّ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْبَصْرِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از اسماعیل بن ابی زیاد، از جعفر، از پدرش نقل شده است که امام علی (ع) فرمودند: «میان پنج گروه از زنان و همسرانشان لعان وجود ندارد: زن یهودی که تحت ازدواج مرد مسلمان باشد و به او تهمت زده شود، زن نصرانی، کنیزی که تحت ازدواج مرد آزاد باشد و به او تهمت زده شود، زن آزادی که تحت ازدواج برده باشد و به او تهمت زده شود، و کسی که به دلیل تهمت حد خورده است، زیرا خداوند میفرماید: "و شهادت آنان را هرگز نپذیرید" (سوره نور، آیه 4). همچنین میان زن لال و همسرش لعان وجود ندارد، زیرا لعان با زبان انجام میشود.»
28940- 13- (4)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: أَرْبَعٌ لَیْسَ بَیْنَهُمْ لِعَانٌ لَیْسَ بَیْنَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوکَةِ وَ لَا بَیْنَ الْحُرَّةِ وَ الْمَمْلُوکِ وَ لَا بَیْنَ الْمُسْلِمِ وَ الْیَهُودِیَّةِ وَ النَّصْرَانِیَّةِ لِعَانٌ.
أَقُولُ: تَقَدَّمَ وَجْهُهُ (5).
ترجمه:
از حسین بن علوان، از جعفر بن محمد، از پدرش، از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند: «میان چهار گروه لعان وجود ندارد: بین مرد آزاد و زن مملوکه، بین زن آزاد و مرد مملوک، بین مسلمان و زن یهودی، و بین مسلمان و زن نصرانی.»
28941- 14- (6)وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ
قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مُسْلِمٍ تَحْتَهُ یَهُودِیَّةٌ أَوْ نَصْرَانِیَّةٌ فَقَذَفَهَا هَلْ عَلَیْهِ لِعَانٌ قَالَ لَا.
رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: نَفَی وَلَدَهَا وَ قَذَفَهَا (1)
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مرد مسلمانی پرسیدم که همسرش یهودی یا نصرانی است و به او تهمت زده است. آیا لعان بر او واجب است؟» امام فرمودند: «خیر.»
28942- 15- (2)مُحَمَّدُ بْنُ إِدْرِیسَ فِی آخِرِ السَّرَائِرِ نَقْلًا مِنْ کِتَابِ الْمَشِیخَةِ لِلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِی وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ نَصْرَانِیَّةٍ تَحْتَ مُسْلِمٍ زَنَتْ وَ جَاءَتْ بِوَلَدٍ فَأَنْکَرَهُ الْمُسْلِمُ قَالَ فَقَالَ یُلَاعِنُهَا قِیلَ فَالْوَلَدُ مَا یُصْنَعُ بِهِ قَالَ هُوَ مَعَ أُمِّهِ وَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (4).
ترجمه:
از ابی ولاد حناط نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره زن نصرانی پرسیده شد که تحت ازدواج مرد مسلمانی بوده و زنا کرده و فرزندی به دنیا آورده است، اما مرد مسلمان فرزند را انکار کرده است. امام فرمودند: «باید ملاعنه کنند.» پرسیده شد: «با فرزند چه باید کرد؟» امام فرمودند: «فرزند با مادرش خواهد بود و بین آنها جدایی صورت میگیرد و زن برای همیشه بر او حرام میشود.»
(5)6 بَابُ أَنَّ مَنْ أَقَرَّ بِالْوَلَدِ أَوْ أَکْذَبَ نَفْسَهُ بَعْدَ اللِّعَانِ لَمْ یَلْزَمْهُ الْحَدُّ وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ الْمَرْأَةُ وَ لَحِقَهُ الْوَلَدُ فَیَرِثُهُ وَ لَا یَرِثُهُ الْأَبُ بَلْ تَرِثُهُ أُمُّهُ وَ أَخْوَالُهُ
ترجمه:
باب اینکه اگر کسی پس از لعان فرزند را بپذیرد یا خود را تکذیب کند، حد بر او واجب نمیشود و زن برای او حلال نمیشود. فرزند به او ملحق میشود و از او ارث میبرد، اما پدر از فرزند ارث نمیبرد. بلکه مادر و داییهای فرزند از او ارث میبرند.
28943- 1- (6)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُلَاعَنَةِ الَّتِی یَقْذِفُهَا (7)زَوْجُهَا وَ یَنْتَفِی مِنْ وَلَدِهَا
1) مسائل علی بن جعفر- 135- 137.
2) السرائر- 82- 19.
3) تقدم فی جمیع أبواب اللعان عموما، و فی الحدیث 3 من الباب 1 من هذه الأبواب خصوصا.
4) یأتی فی الأبواب الآتیة من هذه الأبواب.
5) الباب 6 فیه 7 أحادیث.
6) الکافی 6- 163- 6، و التهذیب 8- 187- 650، و الاستبصار 3- 376- 1344، و أورد صدره فی الحدیث 2 من الباب 3، و فی الحدیث 4 من الباب 4، و فی الحدیث 1 من الباب 5 من هذه الأبواب.
7) فی المصدر- یرمیها.
فَیُلَاعِنُهَا وَ یُفَارِقُهَا ثُمَّ یَقُولُ بَعْدَ ذَلِکَ الْوَلَدُ وَلَدِی وَ یُکْذِبُ نَفْسَهُ فَقَالَ أَمَّا الْمَرْأَةُ فَلَا تَرْجِعُ إِلَیْهِ (1)وَ أَمَّا الْوَلَدُ فَإِنِّی أَرُدُّهُ عَلَیْهِ إِذَا ادَّعَاهُ وَ لَا أَدَعُ وَلَدَهُ وَ لَیْسَ لَهُ مِیرَاثٌ وَ یَرِثُ الِابْنُ الْأَبَ وَ لَا یَرِثُ الْأَبُ الِابْنَ یَکُونُ (2)مِیرَاثُهُ لِأَخْوَالِهِ فَإِنْ لَمْ یَدَّعِهِ أَبُوهُ فَإِنَّ أَخْوَالَهُ یَرِثُونَهُ وَ لَا یَرِثُهُمْ فَإِنْ دَعَاهُ أَحَدٌ ابْنَ الزَّانِیَةِ جُلِدَ الْحَدَّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره ملاعنهای که مردی همسرش را متهم میکند و فرزند او را انکار میکند پرسیدم. امام فرمودند: "باید ملاعنه کنند و از یکدیگر جدا شوند. سپس اگر مرد بگوید که فرزند از اوست و خود را تکذیب کند، زن به او باز نمیگردد. اما فرزند به او بازگردانده میشود اگر او ادعایش کند. فرزند از او ارث میبرد، اما مرد از فرزند ارث نمیبرد. ارث فرزند به داییهای او میرسد. اگر پدر فرزند را ادعا نکند، داییهای او از او ارث میبرند و فرزند از آنها ارث نمیبرد. اگر کسی فرزند زن زناکار را ادعا کند، حد بر او جاری میشود."»
28944- 2- (4)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ جَمِیعاً عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُبْلَی ثُمَّ ادَّعَی وَلَدَهَا بَعْدَ مَا وَلَدَتْ وَ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْهُ قَالَ یُرَدُّ إِلَیْهِ الْوَلَدُ وَ لَا یُجْلَدُ لِأَنَّهُ قَدْ مَضَی التَّلَاعُنُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْبَزَنْطِیِّ (5)
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ (6)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ مِثْلَهُ (7).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «در مورد مردی که با همسرش ملاعنه کرده و او در حال بارداری بوده است، سپس پس از زایمان فرزندش را ادعا کرده و گفته که فرزند از اوست، فرزند به او بازگردانده میشود و حد بر او جاری نمیشود، زیرا ملاعنه انجام شده است.»
28945- 3- (8)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ یُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ ثُمَ
أَکْذَبَ نَفْسَهُ جُلِدَ الْحَدَّ وَ کَانَتِ امْرَأَتَهُ وَ إِنْ لَمْ یُکْذِبْ نَفْسَهُ تَلَاعَنَا وَ فُرِّقَ بَیْنَهُمَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (1)
وَ کَذَا کُلُّ مَا قَبْلَهُ وَ رَوَاهُ أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از عبدالله بن سنان، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر مردی به همسرش تهمت بزند و سپس خود را تکذیب کند، حد بر او جاری میشود و زن همچنان همسر او باقی میماند. اما اگر خود را تکذیب نکند، باید ملاعنه کنند و از یکدیگر جدا شوند.»
28946- 4- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَبِیهِ وَ عَنْهُمْ عَنْ سَهْلٍ وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُبْلَی قَدِ اسْتَبَانَ حَمْلُهَا وَ أَنْکَرَ مَا فِی بَطْنِهَا فَلَمَّا وَضَعَتْ ادَّعَاهُ وَ أَقَرَّ بِهِ وَ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْهُ قَالَ فَقَالَ یُرَدُّ إِلَیْهِ وَلَدُهُ وَ یَرِثُهُ وَ لَا یُجْلَدُ لِأَنَّ اللِّعَانَ قَدْ مَضَی.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیٍّ عَنِ الْحَلَبِیِّ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از حلبی نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که با همسرش ملاعنه کرده و او باردار بوده و بارداریاش آشکار شده است. مرد آنچه در شکم زن بود را انکار کرد، اما پس از زایمان، فرزند را ادعا کرده و پذیرفته که فرزند از اوست. امام فرمودند: «فرزند به او بازگردانده میشود و از او ارث میبرد، و حد بر او جاری نمیشود، زیرا ملاعنه انجام شده است.»
28947- 5- (5)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الصَّبَّاحِ الْکِنَانِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ وَ انْتَفَی مِنْ وَلَدِهَا ثُمَّ أَکْذَبَ نَفْسَهُ بَعْدَ الْمُلَاعَنَةِ وَ زَعَمَ أَنَّ الْوَلَدَ وَلَدُهُ هَلْ یُرَدُّ عَلَیْهِ وَلَدُهُ قَالَ لَا وَ لَا کَرَامَةَ لَا یُرَدُّ عَلَیْهِ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
قَالَ الشَّیْخُ یَعْنِی لَا یَلْحَقُ بِهِ لُحُوقاً صَحِیحاً یَرِثُهُ وَ یَرِثُهُ أَبُوهُ لِمَا مَضَی (6)وَ یَأْتِی (7).
ترجمه:
از ابی الصباح کنانی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که با همسرش ملاعنه کرده و فرزند او را انکار کرده است، سپس پس از ملاعنه خود را تکذیب کرده و ادعا کرده که فرزند از اوست. آیا فرزند به او بازگردانده میشود؟» امام فرمودند: «نه، هرگز. فرزند به او بازگردانده نمیشود و زن نیز تا روز قیامت برای او حلال نخواهد بود.»
مرحوم
شیخ توضیح داده است که این به معنای آن است که فرزند به طور صحیح به او ملحق نمیشود، اما از او ارث میبرد و پدر نیز از فرزند ارث میبرد، همانطور که پیشتر بیان شده است.
1) التهذیب 8- 196- 687.
2) التهذیب 10- 76- 293.
3) الکافی 6- 165- 13، و أورده فی الحدیث 3 من الباب 2 من أبواب میراث ولد الملاعنة، و عن التهذیبین فی الحدیث 1 من الباب 13 من هذه الأبواب.
4) التهذیب 8- 190- 660، و الاستبصار 3- 375- 1339.
5) التهذیب 8- 194- 680، و الاستبصار 3- 376- 1343.
6) مضی فی الأحادیث 1 و 2 و 4 من هذا الباب.
7) یأتی فی الحدیثین 6 و 7 من هذا الباب.
28948- 6- (1)وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ وَ انْتَفَی مِنْ وَلَدِهَا ثُمَّ أَکْذَبَ نَفْسَهُ هَلْ یُرَدُّ عَلَیْهِ وَلَدُهُ فَقَالَ إِذَا أَکْذَبَ نَفْسَهُ جُلِدَ الْحَدَّ وَ رُدَّ عَلَیْهِ ابْنُهُ وَ لَا تَرْجِعُ إِلَیْهِ امْرَأَتُهُ أَبَداً.
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی مَا إِذَا أَکْذَبَ نَفْسَهُ قَبْلَ اللِّعَانِ وَ یُمْکِنُ حَمْلُ الْحَدِّ عَلَی التَّعْزِیرِ وَ إِلْحَاقُ الْوَلَدِ بِمَعْنَی أَنَّهُ یَرِثُ أَبَاهُ وَ لَا یَرِثُهُ أَبُوهُ وَ هَذَا أَقْرَبُ.
ترجمه:
از محمد بن فضیل، از امام کاظم (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که با همسرش ملاعنه کرده و فرزند او را انکار کرده است، سپس خود را تکذیب کرده است. آیا فرزند به او بازگردانده میشود؟» امام فرمودند: «اگر خود را تکذیب کند، حد بر او جاری میشود و فرزند به او بازگردانده میشود، اما همسرش هرگز به او باز نمیگردد.»
میگویم: مرحوم شیخ این حدیث را بر حالتی حمل کرده که مرد پیش از ملاعنه خود را تکذیب کرده باشد. همچنین ممکن است حد در اینجا به معنای تعزیر تفسیر شود. الحاق فرزند نیز به معنای آن است که فرزند از پدر ارث میبرد، اما پدر از فرزند ارث نمیبرد، و این تفسیر محتملتر است.
28949- 7- (2)وَ عَنْهُ عَنْ عَلِیٍّ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ ابْنِ الْمُلَاعَنَةِ مَنْ یَرِثُهُ فَقَالَ أُمُّهُ وَ عَصَبَةُ أُمِّهِ قُلْتُ أَ رَأَیْتَ إِنِ ادَّعَاهُ أَبُوهُ بَعْدَ مَا قَدْ لَاعَنَهَا قَالَ أَرُدُّهُ عَلَیْهِ مِنْ أَجْلِ أَنَّ الْوَلَدَ لَیْسَ لَهُ أَحَدٌ یُوَارِثُهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أُمُّهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (3)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ فِی الْمِیرَاثِ (4)إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره فرزند ملاعنه پرسیدم که چه کسی از او ارث میبرد؟ امام فرمودند: "مادرش و خویشاوندان مادری او." پرسیدم: "اگر پدرش پس از ملاعنه، او را ادعا کند، چه میشود؟" امام فرمودند: "فرزند به او بازگردانده میشود، زیرا فرزند کسی ندارد که از او ارث ببرد. اما مادرش تا روز قیامت برای او حلال نخواهد شد."»
(5)7 بَابُ أَنَّ مَنْ أَقَرَّ بِأَحَدِ التَّوْأَمَیْنِ لَمْ یُقْبَلْ مِنْهُ إِنْکَارُ الْآخَرِ وَ أَنَّ اللِّعَانَ یَثْبُتُ فِی الْعِدَّةِ
ترجمه:
باب اینکه اگر کسی یکی از دوقلوها را بپذیرد، انکار دیگری از او پذیرفته نمیشود، و اینکه لعان در دوران عده نیز ثابت است.
28950- 1- (6)عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّهُ رُفِعَ إِلَی عَلِیٍّ ع أَمْرُ امْرَأَةٍ وَلَدَتْ جَارِیَةً وَ غُلَاماً فِی بَطْنٍ وَ کَانَ زَوْجُهَا غَائِباً فَأَرَادَ أَنْ یُقِرَّ بِوَاحِدٍ-
وَ یَنْفِیَ الْآخَرَ فَقَالَ لَیْسَ ذَاکَ لَهُ إِمَّا أَنْ یُقِرَّ بِهِمَا جَمِیعاً وَ إِمَّا أَنْ یُنْکِرَهُمَا جَمِیعاً.
ترجمه:
از ابی البختری، از جعفر، از پدرش نقل شده است که فرمودند: «موضوع زنی که یک دختر و یک پسر را در یک بارداری به دنیا آورده بود، به امام علی (ع) عرضه شد. شوهرش که غایب بود، قصد داشت یکی را بپذیرد و دیگری را انکار کند. امام علی (ع) فرمودند: "چنین حقی ندارد؛ یا باید هر دو را بپذیرد و یا هر دو را انکار کند."»
28951- 2- (1)وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَطَلَبَتْ بَعْدَ الطَّلَاقِ قَذْفَهُ إِیَّاهَا فَقَالَ إِنْ هُوَ أَقَرَّ جُلِدَ وَ إِنْ کَانَتْ فِی عِدَّتِهَا لَاعَنَهَا.
وَ رَوَاهُ عَلِیُّ بْنُ جَعْفَرٍ فِی کِتَابِهِ (2)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ عُمُوماً (3).
ترجمه:
از علی بن جعفر، از برادرش امام موسی کاظم (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که به همسرش تهمت زده و سپس او را طلاق داده است، اما زن پس از طلاق، تقاضای مجازات او را به دلیل تهمت کرده است. امام فرمودند: "اگر مرد به تهمت خود اعتراف کند، حد بر او جاری میشود. اما اگر زن هنوز در دوران عده باشد، باید ملاعنه کنند."»
(4)8 بَابُ عَدَمِ ثُبُوتِ اللِّعَانِ بِقَذْفِ الْخَرْسَاءِ وَ الصَّمَّاءِ وَ الْأَصَمِّ وَ ثُبُوتِ التَّحْرِیمِ الْمُؤَبَّدِ بِمُجَرَّدِ الْقَذْفِ
ترجمه:
باب عدم ثبوت لعان در مورد تهمت به زن لال، زن کر، و مرد کر، و ثبوت تحریم ابدی تنها با تهمت.
28952- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ خَرْسَاءُ قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (6).
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که به همسرش، که لال است، تهمت زده پرسیده شد. امام فرمودند: «میان آنها جدایی صورت میگیرد.»
28953- 2- (7)وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ
1) قرب الإسناد- 110.
2) مسائل علی بن جعفر- 135- 131.
3) تقدم ما یدلّ علی الحکم الأخیر فی جمیع الأبواب الماضیة من هذه الأبواب.
4) الباب 8 فیه 4 أحادیث.
5) الکافی 6- 164- 9، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 33 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
6) التهذیب 8- 193- 673.
7) الکافی 6- 166- 18، و التهذیب 7- 310- 1288.
رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ بِالزِّنَا وَ هِیَ خَرْسَاءُ صَمَّاءُ لَا تَسْمَعُ مَا قَالَ قَالَ إِنْ کَانَ لَهَا بَیِّنَةٌ فَشَهِدَتْ (1)عِنْدَ الْإِمَامِ جُلِدَ الْحَدَّ وَ فُرِّقَ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهَا بَیِّنَةٌ فَهِیَ حَرَامٌ عَلَیْهِ مَا أَقَامَ مَعَهَا وَ لَا إِثْمَ عَلَیْهَا مِنْهُ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از ابی بصیر نقل شده است که گفت: از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که به همسرش، که لال و کر است و نمیتواند سخنان او را بشنود، تهمت زنا زده است. امام فرمودند: «اگر زن شاهدانی داشته باشد که نزد امام شهادت دهند، حد بر مرد جاری میشود و میان آنها جدایی صورت میگیرد و زن برای همیشه بر او حرام میشود. اما اگر زن شاهدی نداشته باشد، او بر مرد حرام است مادامی که با او زندگی میکند و هیچ گناهی از جانب زن بر مرد وارد نیست.»
28954- 3- (3)وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی امْرَأَةٍ قَذَفَتْ زَوْجَهَا وَ هُوَ أَصَمُّ قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهَا وَ بَیْنَهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.
وَ
کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:- وَ هِیَ خَرْسَاءُ أَوْ صَمَّاءُ
ترجمه:
از احمد، از حسن، از برخی از اصحاب، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره زنی که به شوهرش، که کر است، تهمت زده پرسیده شد. امام فرمودند: «میان آنها جدایی صورت میگیرد و زن برای همیشه بر او حرام میشود.»
28955- 4- (5)وَ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمَرْأَةِ الْخَرْسَاءِ کَیْفَ یُلَاعِنُهَا زَوْجُهَا قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.
وَ
بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ (7)عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:- فِی الْمَرْأَةِ الْخَرْسَاءِ یَقْذِفُهَا زَوْجُهَا (8).
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (9).
ترجمه:
از محمد بن مروان، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره زن لال پرسیده شد که چگونه شوهرش با او ملاعنه میکند. امام فرمودند: «میان آنها جدایی صورت میگیرد و زن برای همیشه بر او حرام میشود.»
1) فی المصدر- فشهدوا.
2) الفقیه 4- 50- 5073.
3) الکافی 6- 166- 19.
4) التهذیب 8- 193- 674.
5) الکافی 6- 167- 20، و أورده فی الحدیث 2 من الباب 33 من أبواب ما یحرم بالمصاهرة.
6) التهذیب 8- 193- 676.
7) فی نسخة- الحسن (هامش المصحّحة الثانیة).
8) التهذیب 8- 197- 694.
9) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 1، و فی الحدیث 12 من الباب 5 من هذه الأبواب، و یأتی حکم قذف الأصمّ فی الحدیث 5 من الباب 8 من أبواب حدّ القذف.
(1)9 بَابُ أَنَّهُ لَا یَثْبُتُ اللِّعَانُ إِلَّا بِنَفْیِ الْوَلَدِ أَوِ الْقَذْفِ مَعَ دَعْوَی الْمُعَایَنَةِ وَ لَا یَجُوزُ نَفْیُ الْوَلَدِ مَعَ احْتِمَالِهِ وَ إِنْ کَانَتِ الْمَرْأَةُ مُتَّهَمَةً
ترجمه:
باب اینکه لعان تنها با انکار فرزند یا تهمت همراه با ادعای مشاهده ثابت میشود، و انکار فرزند در صورتی که احتمال انتساب او وجود داشته باشد، جایز نیست، حتی اگر زن متهم باشد.
28956- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَدِیدٍ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع قَالَ: لَا یَکُونُ اللِّعَانُ إِلَّا بِنَفْیِ وَلَدٍ وَ قَالَ إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ لَاعَنَهَا.
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ مِثْلَهُ (3).
ترجمه:
از محمد بن مسلم، از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق) نقل شده است که فرمودند: «لعان تنها با انکار فرزند ثابت میشود.» و فرمودند: «اگر مردی به همسرش تهمت بزند، باید با او ملاعنه کند.»
28957- 2- (4)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ الْبَزَنْطِیِّ عَنْ عَبْدِ الْکَرِیمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یَقَعُ اللِّعَانُ حَتَّی یَدْخُلَ الرَّجُلُ بِامْرَأَتِهِ وَ لَا یَکُونُ اللِّعَانُ إِلَّا بِنَفْیِ الْوَلَدِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ أَیْضاً بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ (5)
أَقُولُ: حَمَلَهُ الشَّیْخُ عَلَی أَنَّهُ لَا یَکُونُ اللِّعَانُ إِذَا قَذَفَهَا وَ لَمْ یَدَّعِ الْمُعَایَنَةَ إِلَّا بِنَفْیِ الْوَلَدِ لِمَا تَقَدَّمَ هُنَا (6)وَ فِی کَیْفِیَّةِ اللِّعَانِ (7)وَ غَیْرِهِ (8)وَ لِمَا یَأْتِی (9).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «لعان انجام نمیشود مگر اینکه مرد با همسرش رابطه داشته باشد و لعان تنها با انکار فرزند ثابت میشود.»
میگویم: مرحوم شیخ این حدیث را بر این اساس تفسیر کرده است که لعان در صورتی که مرد به همسرش تهمت بزند و ادعای مشاهده نکند، تنها با انکار فرزند ثابت میشود، همانطور که در اینجا و در چگونگی لعان بیان شده است.
1) الباب 9 فیه 3 أحادیث.
2) الکافی 6- 166- 16.
3) التهذیب 8- 185- 645، و الاستبصار 3- 371- 1323.
4) التهذیب 8- 185- 646، و الاستبصار 3- 371- 1324، و أورد صدره فی الحدیث 6 من الباب 2 من هذه الأبواب.
5) الفقیه 3- 535- 4851.
6) تقدم فی الحدیث 1 من هذا الباب.
7) تقدم فی الباب 1 من هذه الأبواب.
8) تقدم فی الباب 4 من هذه الأبواب.
9) یأتی فی الباب 12 من هذه الأبواب.
28958- 3- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ سَعِیدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ یَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ لَیْسَتْ بِمَأْمُونَةٍ تَدَّعِی الْحَمْلَ قَالَ لِیَصْبِرْ لِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ ص- الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (2)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (3).
ترجمه:
از سعید اعرج، از امام صادق (ع) نقل شده است که گفت: «از ایشان پرسیدم درباره مردی که با زنی غیرقابل اطمینان ازدواج کرده و او ادعای بارداری میکند. امام فرمودند: "باید صبر کند، به دلیل سخن رسول خدا (ص): فرزند به فراش تعلق دارد و برای زناکار سنگ است."»
(4)10 بَابُ عَدَمِ ثُبُوتِ اللِّعَانِ بَیْنَ الزَّوْجِ وَ الْمُتْعَةِ
ترجمه:
باب عدم ثبوت لعان میان زوج و زن متعه.
28959- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ عَنْ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یُلَاعِنُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ الَّتِی یَتَمَتَّعُ مِنْهَا (6).
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ مِثْلَهُ (7)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ مِثْلَهُ (8).
ترجمه:
از ابن ابی یعفور، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «مرد با زنی که از او به صورت متعه بهرهمند میشود، ملاعنه نمیکند.»
28960- 2- (9)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: لَا یُلَاعِنُ الْحُرُّ الْأَمَةَ وَ لَا الذِّمِّیَّةَ وَ لَا الَّتِی یَتَمَتَّعُ بِهَا.
1) التهذیب 8- 183- 640، و أورده فی الحدیث 1 من الباب 56 من أبواب نکاح العبید.
2) تقدم ما یدلّ علی بعض المقصود فی الحدیث 8 من الباب 1، و فی الباب 4، و فی الأحادیث 1 و 5 و 6 من الباب 6 من هذه الأبواب.
3) یأتی فی الباب 14 من أبواب حدّ القذف.
4) الباب 10 فیه حدیثان.
5) الکافی 6- 116- 17.
6) فی المصدر- بها.
7) التهذیب 7- 472- 1892.
8) التهذیب 8- 189- 659.
9) التهذیب 8- 188- 653.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (1)
أَقُولُ: تَقَدَّمَ الْوَجْهُ فِی حُکْمِ الْأَمَةِ وَ الذِّمِّیَّةِ (2)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ فِی الْمُتْعَةِ (3).
ترجمه:
از ابن سنان، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «مرد آزاد با کنیز، زن ذمیه و زنی که به صورت متعه بهرهمند میشود، ملاعنه نمیکند.»
(4)11 بَابُ عَدَمِ ثُبُوتِ اللِّعَانِ بِقَذْفِ الْمَجْلُودِ فِی الْفِرْیَةِ
ترجمه:
باب عدم ثبوت لعان در مورد تهمت به کسی که به دلیل افترا حد خورده است.
28961- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّفَّارِ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ النَّوْفَلِیِّ عَنِ السَّکُونِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: لَیْسَ بَیْنَ خَمْسٍ مِنَ النِّسَاءِ وَ بَیْنَ أَزْوَاجِهِنَّ مُلَاعَنَةٌ إِلَی أَنْ قَالَ وَ الْمَجْلُودِ فِی الْفِرْیَةِ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً (6).
ترجمه:
از سکونی، از جعفر، از پدرش، از امام علی (ع) نقل شده است که فرمودند: «میان پنج گروه از زنان و شوهرانشان ملاعنه وجود ندارد.» تا آنجا که فرمود: «و کسی که به دلیل افترا حد خورده باشد، زیرا خداوند متعال میفرماید: "و هرگز شهادت آنان را نپذیرید." (نور، آیه 4)»
(7)12 بَابُ حُکْمِ مَا لَوْ شَهِدَ أَرْبَعَةٌ عَلَی امْرَأَةٍ بِالزِّنَا أَحَدُهُمْ زَوْجُهَا
ترجمه:
باب حکم در مورد اینکه اگر چهار نفر بر زناکاری زنی شهادت دهند و یکی از آنان شوهر او باشد.
28962- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَبَّادِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ نُعَیْمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَرْبَعَةٍ شَهِدُوا عَلَی امْرَأَةٍ بِالزِّنَا أَحَدُهُمْ زَوْجُهَا قَالَ تَجُوزُ شَهَادَتُهُمْ.
ترجمه:
از ابراهیم بن نعیم، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره چهار نفر پرسیدم که بر زناکاری زنی شهادت دادند و یکی از آنان شوهر او بود. امام فرمودند: "شهادت آنان پذیرفته میشود."»
1) الفقیه 3- 538- 4855.
2) تقدم فی الحدیث 4 من الباب 5 من هذه الأبواب.
3) تقدم فی الأحادیث 2 و 4 و 14 من الباب 4، و فی الباب 33 من أبواب المتعة.
4) الباب 11 فیه حدیث واحد.
5) التهذیب 8- 197- 693، و الاستبصار 3- 375- 1338، و أورده بتمامه فی الحدیث 12 من الباب 5 من هذه الأبواب.
6) النور 24- 4.
7) الباب 12 فیه 4 أحادیث.
8) التهذیب 6- 282- 776، و الاستبصار 3- 35- 118.
28963- 2- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ (إِسْمَاعِیلَ بْنِ خِرَاشٍ) (2)عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِی أَرْبَعَةٍ شَهِدُوا عَلَی امْرَأَةٍ بِالزِّنَا أَحَدُهُمْ زَوْجُهَا قَالَ یُلَاعِنُ الزَّوْجُ وَ یُجْلَدُ الْآخَرُونَ.
وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ خِرَاشٍ مِثْلَهُ (3)أَقُولُ: رَجَّحَ الشَّیْخُ وَ جَمَاعَةٌ (4)الْخَبَرَ الْأَوَّلَ لِمُوَافَقَتِهِ لِظَاهِرِ الْقُرْآنِ فِی قَوْلِهِ وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْواجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَداءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ (5)وَ الْأَحَادِیثِ الْآتِیَةِ (6)الدَّالَّةِ عَلَی ثُبُوتِ الزِّنَا بِشَهَادَةِ أَرْبَعٍ مُطْلَقاً وَ غَیْرِ ذَلِکَ وَ حَمَلُوا هَذَا عَلَی فِسْقِ الشُّهُودِ أَوْ بَعْضِهِمْ وَ یُمْکِنُ الْحَمْلُ عَلَی عَدَمِ الدُّخُولِ أَوْ عَلَی عَدَمِ دَعْوَی الْمُعَایَنَةِ أَوْ نَحْوِ ذَلِکَ لِمَا مَرَّ (7).
ترجمه:
از زراره، از یکی از آن دو (امام باقر یا امام صادق) نقل شده است که فرمودند: «در مورد چهار نفر که بر زناکاری زنی شهادت دادند و یکی از آنان شوهر او بود، شوهر باید ملاعنه کند و دیگران حد بخورند.»
میگویم: مرحوم شیخ و گروهی حدیث اول را ترجیح دادهاند، زیرا با ظاهر قرآن در آیه «و کسانی که همسرانشان را متهم میکنند و شاهدی جز خود ندارند» (نور، آیه 6) و احادیثی که بر ثبوت زنا با شهادت چهار نفر بهطور مطلق دلالت دارند، موافق است. این حدیث را میتوان بر فسق شاهدان یا برخی از آنان، یا بر عدم دخول، یا بر عدم ادعای مشاهده و موارد مشابه حمل کرد، همانطور که پیشتر بیان شد.
28964- 3- (8)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ (إِبْرَاهِیمَ بْنِ نُعَیْمٍ) (9)عَنْ أَبِی سَیَّارٍ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی أَرْبَعَةٍ شَهِدُوا عَلَی امْرَأَةٍ بِفُجُورٍ أَحَدُهُمْ زَوْجُهَا قَالَ یُجْلَدُونَ الثَّلَاثَةُ وَ یُلَاعِنُهَا زَوْجُهَا وَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ (10).
ترجمه:
از ابی سیار مسمع، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «در مورد چهار نفر که بر زناکاری زنی شهادت دادند و یکی از آنان شوهر او بود، سه نفر دیگر حد میخورند، شوهر با او ملاعنه میکند، میان آنها جدایی صورت میگیرد و زن برای همیشه بر او حرام میشود.»
1) التهذیب 6- 282- 777.
2) فی المصدر- إسماعیل عن خراش.
3) التهذیب 8- 184- 643، و الاستبصار 3- 36- 119.
4) راجع الشرائع 3- 102، و المسالک 98، و الجواهر 34- 82.
5) النور 24- 6.
6) تاتی فی أحادیث الباب 12 من أبواب حدّ الزنا.
7) مر فی الباب 4 و فی الباب 9 من هذه الأبواب.
8) التهذیب 10- 79- 306.
9) فی التهذیب و الفقیه- نعیم بن إبراهیم.
10) الفقیه 4- 52- 5078.
28965- 4- (1)قَالَ الصَّدُوقُ وَ قَدْ رُوِیَ أَنَّ الزَّوْجَ أَحَدُ الشُّهُودِ (2).
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَهُ (3).
ترجمه:
مرحوم صدوق گفته است: «روایت شده که شوهر یکی از شاهدان است.» در حاشیه نسخه خطی آمده است: «صدوق گفته است: این دو خبر با یکدیگر موافقاند. زیرا اگر چهار نفر بر زناکاری زنی شهادت دهند و یکی از آنان شوهر او باشد و فرزند او را انکار نکند، شوهر یکی از شاهدان محسوب میشود. اما اگر فرزند او را انکار کند و در عین حال شهادت بر زناکاری او اقامه شود، سه نفر دیگر حد میخورند، شوهر با او ملاعنه میکند و زن برای همیشه بر او حرام میشود. زیرا لعان تنها با انکار فرزند کافی است.»
(4)13 بَابُ ثُبُوتِ اللِّعَانِ بَیْنَ الْحَامِلِ وَ زَوْجِهَا إِذَا قَذَفَهَا أَوْ نَفَی وَلَدَهَا لَکِنْ لَا تُرْجَمُ إِنْ نَکَلَتْ حَتَّی تَضَعَ
ترجمه:
باب ثبوت لعان میان زن باردار و شوهرش در صورتی که به او تهمت بزند یا فرزندش را انکار کند، اما اگر زن از ملاعنه خودداری کند، تا زمان زایمان سنگسار نمیشود.
28966- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَلِیٍّ یَعْنِی ابْنَ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ حُبْلَی وَ قَدِ اسْتَبَانَ حَمْلُهَا وَ أَنْکَرَ مَا فِی بَطْنِهَا فَلَمَّا وَضَعَتْ ادَّعَاهُ وَ أَقَرَّ بِهِ وَ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْهُ فَقَالَ یُرَدُّ عَلَیْهِ وَلَدُهُ وَ یَرِثُهُ وَ لَا یُجْلَدُ لِأَنَّ اللِّعَانَ بَیْنَهُمَا قَدْ مَضَی.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ کَمَا مَرَّ (6).
ترجمه:
از حلبی، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که با همسرش ملاعنه کرده و او باردار بوده و بارداریاش آشکار شده است، و مرد آنچه در شکم او بود را انکار کرده است. اما پس از زایمان، فرزند را ادعا کرده و به آن اقرار کرده و گفته که فرزند از اوست. امام فرمودند: "فرزند به او بازگردانده میشود و از او ارث میبرد، و مرد حد نمیخورد، زیرا ملاعنه میان آنها انجام شده و گذشته است."»
28967- 2- (7)وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا کَانَتِ الْمَرْأَةُ حُبْلَی لَمْ تُرْجَمْ.
ترجمه:
از سماعه بن مهران، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر زن باردار باشد، سنگسار نمیشود.»
1) الفقیه 4- 52- 5079.
2) ورد فی هامش المخطوط ما نصه- قال الصدوق- هذان الخبران متفقان. و ذلک أنّه متی شهد أربعة علی امرأة بالزنا، أحدهم زوجها، و لم ینف ولدها فالزوج أحد الشهود. و متی نفی ولدها، مع اقامة الشهادة علیها بالزنا، جلد الثلاثة الحد، و لا عنها زوجها، و لم تحل له أبدا، لأن اللعان لا یکفی إلّا بنفی الولد. انتهی فتدبر." منه. قده".
3) تقدم فی ذیل الحدیث 2 من هذا الباب.
4) الباب 13 فیه 3 أحادیث.
5) التهذیب 8- 190- 660، و الاستبصار 3- 375- 1339، و أورد نحوه عن الکافی و الفقیه فی الحدیث 3 من الباب 2 من أبواب میراث ولد الملاعنة.
6) مر فی الحدیث 4 من الباب 6 من هذه الأبواب.
7) التهذیب 8- 190- 662، و الاستبصار 3- 376- 1341.
28968- 3- (1)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یُلَاعِنُ فِی کُلِّ حَالٍ إِلَّا أَنْ تَکُونَ حَامِلًا.
قَالَ الشَّیْخُ یَعْنِی لَا یُقِیمُ عَلَیْهَا الْحَدَّ إِنْ نَکَلَتْ لِمَا مَرَّ (2)وَ قَدْ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْمَقْصُودِ (3).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «امیرالمؤمنین (ع) در همه حالات ملاعنه میکردند، مگر اینکه زن باردار باشد.»
مرحوم شیخ گفته است: «یعنی حد بر زن اجرا نمیشود اگر از ملاعنه خودداری کند، به دلیل آنچه پیشتر بیان شد.»
(4)14 بَابُ أَنَّ مِیرَاثَ وَلَدِ الْمُلَاعَنَةِ لِأُمِّهِ وَ مَنْ یَتَقَرَّبُ بِهَا
ترجمه:
باب اینکه میراث فرزند ملاعنه برای مادرش و کسانی که از طریق او به او نزدیک هستند، تعلق میگیرد.
28969- 1- (5)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع أَنَّ مِیرَاثَ وَلَدِ الْمُلَاعَنَةِ لِأُمِّهِ فَإِنْ کَانَتْ أُمُّهُ لَیْسَتْ بِحَیَّةٍ فَلِأَقْرَبِ النَّاسِ مِنْ أُمِّهِ لِأَخْوَالِهِ.
ترجمه:
از زراره، از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمودند: «میراث فرزند ملاعنه برای مادرش است، و اگر مادرش زنده نباشد، برای نزدیکترین افراد به مادرش، یعنی داییهای او، خواهد بود.»
28970- 2- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ السِّنْدِیِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِیسَی عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی الْمَرْأَةِ یُلَاعِنُهَا زَوْجُهَا وَ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمَا إِلَی مَنْ یُنْسَبُ وَلَدُهَا قَالَ إِلَی أُمِّهِ.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (7)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ (8).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره زنی که شوهرش با او ملاعنه کرده و میان آنها جدایی صورت گرفته، پرسیده شد: «فرزند او به چه کسی نسبت داده میشود؟» امام فرمودند: «به مادرش.»
1) التهذیب 8- 190- 661، و الاستبصار 3- 376- 1340.
2) مر فی الحدیثین 1 و 2 من هذا الباب.
3) تقدم فی الحدیث 3 من الباب 1، و فی الحدیث 2 من الباب 6 من هذه الأبواب.
4) الباب 14 فیه حدیثان.
5) التهذیب 8- 190- 663، و أورده بطریق آخر فی الحدیث 2 من الباب 1 من أبواب میراث ولد الملاعنة.
6) التهذیب 8- 191- 666.
7) تقدم فی الأحادیث 3 و 7 و 8 من الباب 1، و فی الحدیثین 1 و 7 من الباب 6 من هذه الأبواب.
8) یأتی فی الباب 1 من أبواب میراث ولد الملاعنة.
(1)15 بَابُ حُکْمِ مَا لَوْ مَاتَتِ الْمَرْأَةُ قَبْلَ اللِّعَانِ
ترجمه:
باب حکم در مورد اینکه اگر زن پیش از انجام لعان فوت کند.
28971- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ وَ هِیَ فِی قَرْیَةٍ مِنَ الْقُرَی فَقَالَ السُّلْطَانُ مَا لِی بِهَذَا عِلْمٌ عَلَیْکُمْ بِالْکُوفَةِ- فَجَاءَتْ إِلَی الْقَاضِی لِتُلَاعِنَ فَمَاتَتْ قَبْلَ أَنْ یَتَلَاعَنَا فَقَالُوا هَؤُلَاءِ لَا مِیرَاثَ لَکَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع- إِنْ قَامَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِهَا مَقَامَهَا فَلَاعَنَهُ فَلَا مِیرَاثَ لَهُ وَ إِنْ أَبَی أَحَدٌ مِنْ أَوْلِیَائِهَا أَنْ یَقُومَ مَقَامَهَا أَخَذَ الْمِیرَاثَ زَوْجُهَا.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی پرسیده شد که به همسرش در یکی از روستاها تهمت زده است. حاکم گفت: «در این مورد اطلاعی ندارم، به کوفه مراجعه کنید.» زن نزد قاضی رفت تا ملاعنه انجام دهد، اما پیش از ملاعنه فوت کرد. گفته شد: «تو میراثی نداری.» امام صادق (ع) فرمودند: «اگر مردی از خانواده او به جای او برخیزد و ملاعنه کند، میراثی به شوهر نمیرسد. اما اگر هیچیک از اولیای او حاضر نشوند که به جای او ملاعنه کنند، میراث به شوهر تعلق میگیرد.»
28972- 2- (3)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِی الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَیْدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع فِی رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ خَرَجَ فَجَاءَ وَ قَدْ تُوُفِّیَتْ قَالَ یُخَیَّرُ وَاحِدَةً مِنْ ثِنْتَیْنِ یُقَالُ لَهُ إِنْ شِئْتَ أَلْزَمْتَ نَفْسَکَ الذَّنْبَ (4)فَیُقَامُ عَلَیْکَ الْحَدُّ وَ تُعْطَی الْمِیرَاثَ وَ إِنْ شِئْتَ أَقْرَرْتَ فَلَاعَنْتَ أَدْنَی قَرَابَتِهَا إِلَیْهَا وَ لَا مِیرَاثَ لَکَ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عُلْوَانَ (5).
ترجمه:
از زید بن علی، از پدرانش، از علی (ع) نقل شده است که درباره مردی پرسیده شد که به همسرش تهمت زد، سپس از او جدا شد و بازگشت، اما زن فوت کرده بود. امام فرمودند: «میتواند یکی از دو راه را انتخاب کند: یا گناه را بر خود بپذیرد که در این صورت حد بر او جاری میشود و میراث را دریافت میکند؛ یا اعتراف کند و با نزدیکترین خویشاوند زن ملاعنه کند، اما در این صورت میراثی به او تعلق نخواهد گرفت.»
(1)16 بَابُ ثُبُوتِ الْحَدِّ عَلَی قَاذِفِ اللَّقِیطِ وَ ابْنِ الْمُلَاعَنَةِ
ترجمه:
باب ثبوت حد بر کسی که به کودک پیدا شده (لقیط) و فرزند ملاعنه تهمت بزند.
28973- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَاذِفِ اللَّقِیطِ قَالَ یُحَدُّ (3)قَاذِفُ اللَّقِیطِ وَ یُحَدُّ قَاذِفُ ابْنِ الْمُلَاعَنَةِ.
وَ رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5)وَ یَأْتِی مَا یَدُلُّ عَلَیْهِ عُمُوماً وَ خُصُوصاً (6).
ترجمه:
از حسن بن محبوب، از برخی از اصحاب ما، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره کسی که به کودک پیدا شده (لقیط) تهمت بزند، فرمودند: «تهمتزننده به لقیط حد میخورد و کسی که به فرزند ملاعنه تهمت بزند نیز حد میخورد.»
(7)17 بَابُ أَنَّ مَنْ قَالَ لِامْرَأَتِهِ لَمْ أَجِدْکِ عَذْرَاءَ لَمْ یَثْبُتِ اللِّعَانُ بَیْنَهُمَا بَلْ عَلَیْهِ التَّعْزِیرُ
ترجمه:
باب اینکه اگر مردی به همسرش بگوید «تو را باکره نیافتم»، لعان میان آنها ثابت نمیشود، بلکه بر او تعزیر واجب است.
28974- 1- (8)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ یُونُسَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ لَمْ تَأْتِنِی عَذْرَاءَ قَالَ لَیْسَ بِشَیْءٍ (9)لِأَنَّ الْعُذْرَةَ تَذْهَبُ بِغَیْرِ جِمَاعٍ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِی الْعِلَلِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ وَ الْحِمْیَرِیِّ جَمِیعاً عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَی (عَنْ مُوسَی بْنِ بَکْرٍ عَنْ
1) الباب 16 فیه حدیث واحد.
2) التهذیب 8- 191- 669.
3) فی نسخة- یجلد (هامش المصحّحة الثانیة).
4) الکافی 7- 209- 19.
5) تقدم فی الأحادیث 3 و 7 و 8 من الباب 1، و فی الحدیث 1 من الباب 6 من هذه الأبواب.
6) یأتی فی الباب 8 من أبواب حدّ القذف.
7) الباب 17 فیه 6 أحادیث.
8) التهذیب 8- 196- 689، و التهذیب 10- 78- 300، و الاستبصار 3- 377- 1345، و الکافی 7- 212- 12.
9) فی الکافی- لیس علیه شیء" هامش المخطوط".
زُرَارَةَ) (1)عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع مِثْلَهُ (2).
ترجمه:
از زراره، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که به همسرش گفت «تو را باکره نیافتم»، فرمودند: «این موضوع اهمیتی ندارد، زیرا بکارت ممکن است بدون جماع از بین برود.»
28975- 2- (3)وَ عَنْهُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: فِی رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ لَمْ أَجِدْکِ عَذْرَاءَ قَالَ یُضْرَبُ قُلْتُ فَإِنْ عَادَ قَالَ یُضْرَبُ فَإِنَّهُ یُوشِکُ أَنْ یَنْتَهِیَ.
رَوَاهُ الْکُلَیْنِیُّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی بْنِ عُبَیْدٍ عَنْ یُونُسَ وَ کَذَا الَّذِی قَبْلَهُ وَ زَادَ فِی الثَّانِی قَالَ یُونُسُ- یُضْرَبُ ضَرْبَ أَدَبٍ لَیْسَ بِضَرْبِ الْحَدِّ لِئَلَّا یُؤْذِیَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً بِالتَّعْرِیضِ (4).
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ وَ تَرَکَ الزِّیَادَةَ (5).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که به همسرش گفت «تو را باکره نیافتم»، فرمودند: «او تنبیه میشود.» پرسیدم: «اگر دوباره این کار را تکرار کند؟» فرمودند: «دوباره تنبیه میشود، زیرا ممکن است از این کار دست بردارد.»
مرحوم کلینی نیز این روایت را از علی بن ابراهیم، از محمد بن عیسی بن عبید، از یونس نقل کرده است. در روایت دوم، یونس افزوده است: «تنبیه او به صورت ضربههای تأدیبی است، نه ضربههای حد، تا مبادا به زن مؤمنهای با این اتهام آسیب برساند.»
28976- 3- (6)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی حَدِیثٍ قَالَ: إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ لَمْ أَجِدْکِ عَذْرَاءَ وَ لَیْسَ لَهُ بَیِّنَةٌ قَالَ یُجْلَدُ الْحَدَّ وَ یُخَلَّی بَیْنَهُ وَ بَیْنَ امْرَأَتِهِ وَ قَالَ کَانَتْ آیَةُ الرَّجْمِ فِی الْقُرْآنِ- وَ الشَّیْخُ وَ الشَّیْخَةُ فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ بِمَا قَضَیَا الشَّهْوَةَ.
أَقُولُ: حَمَلَ الشَّیْخُ (7)وَ غَیْرُهُ (8)الْحَدَّ هُنَا عَلَی التَّعْزِیرِ لِمَا مَرَّ (9)
1) فی العلل- عن موسی، عن ابن بکیر زرارة.
2) علل الشرائع- 500- 1.
3) التهذیب 10- 77- 299.
4) الکافی 7- 212- 11.
5) التهذیب 8- 196- 690، و الاستبصار 3- 377- 1347.
6) التهذیب 8- 195- 684، و الاستبصار 3- 377- 1346، و أورد صدره فی الحدیث 4 من الباب 4 من هذه الأبواب.
7) راجع التهذیب 8- 196- 689 ذیل 689.
8) راجع المختلف- 608، و أفتی به فی المقنع- 149.
9) مر فی الحدیثین 1 و 2 من هذا الباب.
وَ یَأْتِی (1)وَ حَمَلَهُ بَعْضُهُمْ عَلَی التَّصْرِیحِ مَعَ ذَلِکَ بِالْقَذْفِ مِنْ غَیْرِ دَعْوَی الْمُعَایَنَةِ.
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که به همسرش گفت «تو را باکره نیافتم»، فرمودند: «او تنبیه میشود.» پرسیدم: «اگر دوباره این کار را تکرار کند؟» فرمودند: «دوباره تنبیه میشود، زیرا ممکن است از این کار دست بردارد.»
کلینی نیز این روایت را از علی بن ابراهیم، از محمد بن عیسی بن عبید، از یونس نقل کرده است. در روایت دوم، یونس افزوده است: «تنبیه او به صورت ضربههای تأدیبی است، نه ضربههای حد، تا مبادا به زن مؤمنهای با این اتهام آسیب برساند.»
28977- 4- (2)وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ (عَنْ حَمَّادٍ عَنْ زِیَادِ بْنِ سُلَیْمَانَ) (3)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ بَعْدَ مَا دَخَلَ بِهَا لَمْ أَجِدْکِ عَذْرَاءَ قَالَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ.
وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زِیَادٍ مِثْلَهُ (4).
ترجمه:
از سلیمان بن خالد، از امام صادق (ع) نقل شده است که درباره مردی که پس از ازدواج به همسرش گفت «تو را باکره نیافتم»، فرمودند: «حدی بر او نیست.»
28978- 5- (5)وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ لَمْ أَجِدْکِ عَذْرَاءَ وَ لَیْسَتْ لَهُ بَیِّنَةٌ یُجْلَدُ الْحَدَّ وَ یُخَلَّی بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا.
أَقُولُ: قَدْ عَرَفْتَ وَجْهَهُ (6).
ترجمه:
از عبدالله بن سنان نقل شده است که امام صادق (ع) فرمودند: «اگر مردی به همسرش بگوید "تو را باکره نیافتم" و دلیلی نداشته باشد، حد بر او جاری میشود و میان او و همسرش جدایی ایجاد میشود.»
28979- 6- (7)قَالَ الصَّدُوقُ وَ فِی خَبَرٍ آخَرَ أَنَّ الْعُذْرَةَ قَدْ تَسْقُطُ مِنْ غَیْرِ جِمَاعٍ قَدْ تَذْهَبُ بِالنَّکْبَةِ وَ الْعَثْرَةِ وَ السَّقْطَةِ.
ترجمه:
مرحوم صدوق گفته است: «و در خبری دیگر آمده است که بکارت ممکن است بدون جماع از بین برود؛ ممکن است به دلیل ضربه، لغزش یا افتادن از بین برود.»
(1)18 بَابُ أَنَّ مَنْ قَذَفَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ اللِّعَانِ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ وَ لَا لِعَانَ
ترجمه:
باب اینکه کسی که پس از لعان به همسرش تهمت بزند، حد بر او واجب است و لعان دیگری انجام نمیشود.
28980- 1- (2)مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ شُعَیْبٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ فَتَلَاعَنَا ثُمَّ قَذَفَهَا بَعْدَ مَا تَفَرَّقَا أَیْضاً بِالزِّنَا عَلَیْهِ حَدٌّ قَالَ نَعَمْ عَلَیْهِ حَدٌّ.
وَ رَوَاهُ الشَّیْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَحْیَی (3)
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ یَعْقُوبَ (4)
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی ذَلِکَ (5).
ترجمه:
از ابی بصیر، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «از ایشان درباره مردی پرسیدم که به همسرش تهمت زد و با او ملاعنه کرد، سپس پس از جدایی دوباره او را به زنا متهم کرد. آیا حد بر او واجب است؟ امام فرمودند: "بله، حد بر او واجب است."»
(6)19 بَابُ اسْتِحْبَابِ التَّبَاعُدِ مِنَ الْمُتَلَاعِنَیْنِ عِنْدَ اللِّعَانِ وَ حُکْمِ مَا لَوْ وَضَعَتْ لِأَقَلَّ مِنْ سِتَّةِ أَشْهُرٍ
ترجمه:
باب استحباب دوری از متلاعنین هنگام لعان و حکم در صورتی که زن کمتر از شش ماه پس از ازدواج زایمان کند.
28981- 1- (7)مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ فِی الْمَجَالِسِ وَ الْأَخْبَارِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَیْقٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا تَلَاعَنَ اثْنَانِ فَتَبَاعَدْ مِنْهُمَا فَإِنَّ ذَلِکَ مَجْلِسٌ تَنْفِرُ مِنْهُ (8)الْمَلَائِکَةُ ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ لَهُمَا إِلَیَّ مَسَاغاً
وَ اجْعَلْهُمَا (1)بِرَأْسِ مَنْ یُکَایِدُ دِینَکَ وَ یُضَادُّ (2)وَلِیَّکَ وَ یَسْعَی فِی الْأَرْضِ فَسَاداً.
أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی تَحْرِیمِ اللَّعْنِ لِغَیْرِ الْمُسْتَحِقِّ (3)وَ النَّهْیِ عَنْ مُجَالَسَةِ أَهْلِ الْمُنْکَرِ (4)وَ تَقَدَّمَ مَا یَدُلُّ عَلَی الْحُکْمِ الثَّانِی فِی أَحْکَامِ الْأَوْلَادِ فِی أَحَادِیثِ أَقَلِّ الْحَمْلِ وَ أَکْثَرِهِ (5).
ترجمه:
از زریق، از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند: «اگر دو نفر ملاعنه کنند، از آنها دوری کنید، زیرا این مجلس، مجلسی است که فرشتگان از آن گریزاناند.» سپس فرمودند: «خدایا، راه بازگشتی به سوی من برای آنان قرار مده و آنان را در رأس کسانی قرار ده که با دین تو دشمنی میکنند، ولی تو را مخالفت میکنند و در زمین فساد میگسترانند.»
میگویم: پیشتر بیان شد که لعنت کردن غیرمستحق حرام است و از همنشینی با اهل منکر نهی شده است. همچنین درباره حکم دوم در احکام فرزندان، در احادیث مرتبط با کمترین و بیشترین مدت حمل، توضیح داده شده است.