ghaemiyeh.com
سر شناسه: گروه پژوهش ستاد غدیریه
عنوان و نام پدیدآور: درسنامه ایام غدیر، گروه پژوهش ستاد غدیریّه
مشخصات نشر: قم، عطر عترت، 1391
مشخصات ظاهری
شابک: 3-055-243-600-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: غدیر خم
موضوع: غدیر خم. مباهله
موضوع: خاتم بخشی. امامت
رده بندی کنگره: 1391 ف7م 4/27BP
رده بندی: 973/297
بسم الله الرحمن الرحيم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرجَهُم والعَن مَن عاداهُم حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله عليها
9 ذى الحجّه: سد الابواب
10 ذى الحجّه: عيد قربان و تکرار حدیث ثقلین، ابلاغ سوره ی برائت توسط امیرمؤمنان علیه السلام
12 ذی الحجّه: سپردن ودایع الهی به امیرمؤمنان علیه السلام
13 ذى الحجّه: ملقّب شدن حضرت علی علیه السلام به لقب امیرمؤمنان
14 ذی الحجّه: بخشش فدک به حضرت فاطمه زهرا علیها السلام و نزول آیه ی وآت ذی القربى حقّه
15 ذی الحجّه: میلاد امام هادی علیه السلام و روز زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه
17 ذى الحجّه: نزول آیه محبّت در شأن امیرمؤمنان علیه السلام (سوره مریم، 96)
18 ذى الحجّه: عيد الله الاكبر، غدیر خم، نزول آیه تبلیغ و اکمال، آغاز حکومت ظاهری امیرمؤمنان علیه السلام پس از 25 سال خانه نشینی
تاکید بر حدیث منزلت، روز نصب جانشینان انبیاء الهی علیه السلام (عيد ادیان)
نزول آیه سأل سائل، استقرار کشتی نوح (توجه به حدیث سفینه)
روز بیعت با امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف.
21 ذى الحجّه: روز نزول آیه ی اولی الامر و حدیث بساط
22 ذى الحجّه: خنثی شدن توطئه ترور پیامبر صلی الله علیه و آله در گردنه هرشا
24 ذى الحجّه: عید بزرگ مباهله و نزول آیه مباهله
نزول آیه تطهیر و ماجرای حدیث کساء
خاتم بخشی و نزول آیه ولایت
25 ذی الحجّه: نزول سوره (هل أتى) در شأن پنج تن آل عبا پس از اطعام به فقیر، یتیم و اسیر
اقامه ی اولین نماز جمعه توسط امیرمؤمنان علیه السلام و میلاد امام کاظم علیه السلام
نگاهی به مناسبت های ایام امامت و ولایت
دهم تا بیست و پنجم ذی الحجه
ستاد احیاء ایام امامت و ولایت
گروه پژوهش ستاد غدیریه
سر شناسه: گروه پژوهش ستاد غدیریه
عنوان و نام پدیدآور: درسنامه ایام غدیر، گروه پژوهش ستاد غدیریّه
مشخصات نشر: قم، عطر عترت، 1391
مشخصات ظاهری
شابک: 3-055-243-600-978
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: غدیر خم
موضوع: غدیر خم. مباهله
موضوع: خاتم بخشی. امامت
رده بندی کنگره: 1391 ف7م 4/27BP
رده بندی: 973/297
درسنامه ایام غدیریه
واحد تحقیق و پژوهش ستاد احیاء ایام امامت و ولایت
ناشر: عطر عترت
چاپ سوم: غدیر 1394
چاپخانه: معراج
شمارگان: 5000 نسخه
شابک: 3-055-243-600-978
قیمت: 4000 تومان
تلفن مرکز پخش: 09130093002
خیراندیش دیجیتالی: کانون فرهنگی اندیشه اصفهان
ویراستار کتاب: حدیثه کریمی
درس اول: ضرورت احیای ایّام غدیریّه...7
درس دوم: سدّ الابواب...10
درس سوم: عيد سعيد قربان...14
درس چهارم: ابلاغ سوره برائت...18
درس پنجم: حدیث ثقلین...21
درس ششم: سپردن و دایع الهی به اميرالمؤمنين علیه السلام...24
درس هفتم: نزول لقب اميرالمؤمنين علیه السلام...29
درس هشتم: بخشش فدک...33
درس نهم: ولادت امام هادی علیه السلام...37
درس دهم: آيه تبليغ...41
درس یازدهم: آیه محبّت...46
درس دوازدهم: آیه اکمال...50
درس سیزدهم: حماسه جاويد غدير...53
درس چهاردهم: آشنایی با خطبه غدیر...58
درس پانزدهم: استمرار امامت «از غدیر تا ظهور»...63
درس شانزدهم: آغاز خلافت ظاهری امیر المؤمنين علیه السلام، عيد ادیان...70
درس هفدهم: تأکید بر حدیث منزلت...74
درس هیجدهم: عذاب الهی بر دشمن غدیر...80
درس نوزدهم: واقعه هرشا...85
درس بیستم: آیه ولایت...88
درس بیست و یکم: آیه مباهله...93
درس بیست و دوم: حدیث کساء...99
درس بیست و سوم: آیه ی تطهیر...103
درس بیست و چهارم: حدیث بساط (غمام)...108
درس بیست و پنجم: سوره ی هل اتی «انسان»...114
درس بیستم و ششم: میلاد امام کاظم علیه السلام...118
بسم الله الرحمن الرحيم
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي جَعَلَنَا مِنَ اَلْمُتَمَسِّكِينَ بِوَلاَيَةِ اميرالمُؤْمنِينَ وَ اِوْلاَدِهِ اَلْمَعْصُومِينَ عَلَيْهِم السَّلاَمُ مجموعه ی حاضر که توسط واحد تحقیق و پژوهش ستاد احیاء ایام امامت و ولایت به صورت درس نامه تدوین شده است، به منظور تقویت بنیه ی علمی شما عزیزان در اختیارتان قرار می گیرد. امید است با بهره گیری از این مجموعه، محتوای علمی سخنرانی ها و جلسات ایام غدیریه را ارتقا بخشید.
از همه ی عزیزانی که در تدوین این مجموعه ما را یاری نمودند کمال تقدیر و تشکر را داریم.
واحد تحقیق و پژوهش
ستاد احیاء ایام امامت و ولایت
خداوند متعال جهت هدایت بشر از تمام ظرفیت های هستی بهره گرفته است تا بشر به تکامل خود برسد. در این میان اعتقادات، مهم ترین رکن هدایت است.
روح اعتقادات نیز بحث امامت است. در قرون متمادی پیروان اهل بیت علیهم السلام برای تعمیق و گسترش مبحث امامت چه در گستره ی شعور و چه در گستره ی شعار اقدامات منحصر به فردی را پایه گذاری کرده اند. کتاب هایی مانند عبقات الانوار، الغدیر و شب های پیشاور و المراجعات و... در تعمیق تفکر شیعه به رشته تحریر در آمده است، و در عرصه ی ابلاغ و عمومی شدن معارف از ظرفیّت های عظیم شهادت اهل بیت علیهم السلام استفاده شایانی شده است مانند ایّام محرم و صفر و ایّام فاطمیّه و ایّام صادقیّه و...
در این میان فرهنگ سازی برای استفاده از ایّام سرور اهل بیت علیهم السلام برای تعمیق و گسترش تشیّع جای خالی خود را نشان می دهد و در این میان توجه به اعیاد شعبانیّه و دهه ی کرامت نوید بهره گیری مناسب از ایّام شاد را با خود آورد، امّا نکته ای که به آن پرداخته نشده بود، استفاده از این ایّام شادی بخش به عنوان ظرفیّت بیان معارف شیعه همانند استفاده از مراسم عزاداری بود.
به همین منظور تعدادی از محبّین اهل بیت علیه السلام بر آن شدند تا فرهنگ سازی استفاده از ایّام شاد به عنوان منبر، بیان اعتقادات و معارف را پایه گذاری کردند و پس از تأمّل و بررسی مناسبت های شادی آفرین، ایّام غدیر را آماده یافتند. نتیجه بررسی ها این واقعیّت را نمایان کرد که خداوند متعال تکویناً ایّام غدیر را مملو از مهم ترین شأن نزول های آیات و روایات اعتقادی مسلمین قرار داده است، و
بدون این که نیاز به مناسبت سازی باشد ایّام بسیار شاد و اعیاد بسیار مهم همراه با مهم ترین مباحث اثبات حقّانیّت شیعه را در غدیر و ایّام قبل و بعد از آن قرار داده است. ان شاء الله با همّت جمعی، این ایّام در آینده به عنوان ایّام تبلیغی حوزه های علمیّه و مراکز آموزشی، علمی، فرهنگی و... نهادینه خواهد شد و متولّیان امر تبلیغ و تبیین نیز در این ایّام خود را موظّف به تبلیغ خواهند دانست.
مناسبت های ایّام قبل از غدیر شامل سدّ الابواب، حدیث ثقلین، اعطای ودایع نبوّت به امیرالمؤمنین علیه السلام، نزول لقب امیرالمؤمنین برای حضرت علی علیه السلام، اعطای فدک به حضرت زهرا علیها السلام و ماجراهای پیرامون آن، میلاد امام هادی علیه السلام صاحب زیارت جامعه و زیارت غدیریّه و بیان بالاترین معارف امام شناسی در این دو زیارت و نزول آیات ابلاغ تماماً در ایام قبل از غدیر اتفاق افتاده است و در روز غدیر خم خطبه ای مملو از معارف امامت و ولایت و تأکید بر حدیث منزلت و معرفی اهل بیت علیهم السلام و به خصوص امام زمان علیه السلام صادر شده است. 25 سال بعد تقدیر الهی بر آن قرار گرفت که مرگ سومین خلیفه هم در چنین روزی واقع شود و خلافت ظاهری امیرالمؤمنین علیه السلام با خلافت انتصابی واقعی آن حضرت، هم زمان شود.
در همین ایام جریان آیه سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ اتفاق می افتد.
در ایام غدیر استدلال های بسیار مهم بر حقانیت شیعه مانند آیه ولایت، آیه تطهیر، حدیث کساء، آیه ی محبت، و سوره ی هل اتی نازل شد و به میلاد مسعود امام كاظم علیه السلام (باطن قرآن) منور شده است.
بنابراین متوجه می شویم که این ایام، ایام بسیار استثنایی و پر ظرفیت برای تبیین معارف حقّه ی شیعه اثنی عشری می باشد.
نکته بسیار قابل تأمل این است که امر به تبلیغ امامت و ولایت در این ایام صادر شده است. چرا که آیه ابلاغ يَا اَيُّهَا اَلرَّسُولُ (1)در این ایام نازل شده است و
1) سوره مائده: 67.
خداوند متعال به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور صریح می دهد که باید این امر را تبلیغ کنی و پیامبر صلی الله علیه و آله به وظیفه ی خود عمل کرده و در خطبه غدیر به همه امر فرمود که این مطلب را تبلیغ کنند فَلْيُبَلِّغِ اَلْحَاضِرُ اَلْغَائِبَ وَ اَلْوَالِدُ اَلْوَلَدُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ (1): «حاضران به غائبان و پدران به فرزندان باید این مطلب را تا روز قیامت برسانند.»
پس تبلیغ غدیر یک وظیفه ی همگانی است.
امید است با همت شما این سنت حسنه پایه گذاری شود و همگی مشمول این حدیث شریف باشیم که: مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا (2): «هرکس سنت حسنه ای را پایه گذاری کند تا روز قیامت هر که به آن سنت عمل کند به او و به فرد پایه گذار آن هم، همان اجر عطا خواهد شد.»
لازم است در این ایام نیز مانند ایام عزاداری در جهت معرفت افزایی نسبت به معارف اهل بیت علیهم السلام استفاده بهینه کرد. غدیر و مناسبت های قبل و بعد از آن بهترین موقعیت برای این امر می باشد، خداوند متعال و پیامبرش به ما امر کرده اند که مبلّغ غدیر باشیم.
1- در بین ایام شاد چرا غدیر بهترین مناسبت برای تبلیغ دین است؟
2- به نظر شما چرا اهل بیت علیهم السلام غدیر را «عید الله الاکبر» نامیدند؟
3- مناسبت های قبل از غدیر را نام ببرید؟
4- مناسبت های بعد از غدیر را نام ببرید؟
1- خطبه غدیر
2- مستندات ایام غدیر
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى أَمَرَهُمْ بِسَدِّ اَلْأَبْوَابِ وَ اِسْتَثْنَا مِنْهُمْ رَسُولَهُ وَ أَنْتُمْ نَفْسُ رَسُولِ اَللَّه (1) یکی از فضائلی که به صورت قطعی و متواتر از شیعه و سنّی نقل شده است ماجرای سدّ الابواب است. مرحوم مجلسی وقوع آن را در نهم ذی الحجّه دانسته است.
در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله وقتی که مسجد النبی ساخته شد عده ای از اصحاب و بنی هاشم خانه ی خود را به گونه ای قرار دادند که یک درب آن به مسجد باز می شد تا بتوانند سریع تر به مسجد بیایند و گاهی هم بدون طهارت وارد می شدند تا این که در این روز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امر فرمودند: همه ی اصحاب درب خانه های خود به سمت مسجد را ببندند، غیر از خانه ی خود و خانه ی علی علیه السلام که اجازه دادند باز بماند. عباس عموی پیامبر و دیگران نزد پیامبر صلی الله علیه و آله آمده و گفتند: ای رسول خدا، چرا علی را داخل کرده و ما را خارج نمودی؟ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: این کار به امر خدا بوده و باید تسلیم حکم خدا باشید، این جبرئیل است که از طرف خدا به من امر کرد علی را ساکن کنم و شما را خارج کنم.
حتى بعضى اصحاب تقاضا کردند که روزنه ای از منزلشان به سمت مسجد باز
1) بحار الانوار: ج 39 ص 23.
بگذارند که پیامبر صلی الله علیه و آله اجازه ندادند.
مرحوم ابن شهر آشوب این حدیث را از حدود 30 نفر از اصحاب نقل کرده است.
1- همان طور که در آیه مباهله حضرت امیر علیه السلام جان پیامبر صلی الله علیه و آله معرفی شد، در این ماجرا هم خداوند بین پیامبر و حضرت امیرالمؤمنين على عليهما السلام (و ذري--ه ایشان) تفاوتی قائل نشد.
2- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: لاَ يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يُجْنِبَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ إِلاَّ أَنَا وَ عَلِيٌ وَ فاطِمُهُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسينُ عليهم السلامُ... (1)یعنی هیچ کس حق ندارد در این مسجد حدث اکبر داشته باشد جز من پیامبر و علی و فاطمه و اولاد فاطمه علیهم السلام، پس آنان در هر حالتی پاک هستند و معصوم.
3- پیامبر صلی الله علیه و آله در ادامه سدّ الابواب فرمودند که این ماجرا شبیه ماجرای موسی و هارون است که موسی مأمور شد مسجدی بسازد که هیچ کس در آن بیتوته نکند مگر هارون و ذرّیّه هارون، پس حضرت هارون هر ویژگی که دارد حضرت علی علیه السلام هم آن را دارند. (2)
4- علامه مجلسی رحمة الله می فرماید: این واقعه برای نشان دادن شایستگی های امیرالمؤمنین علیه السلام برای خلافت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله است. چون حتی حمزه سیدالشّهداء را با آن سنّ بالا و مرتبه عظیم از این امتیاز محروم کردند. (3)
5- خداوند به روشنی نشان داد که اهل بیت علیهم السلام با دیگران قابل مقایسه نیستند لَايُقَاسُ بِنَا احِدٌ.
6- نافع گوید از پسر عمر پرسیدند بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله چه کسی از همه ی مردم بهتر است؟ او گفت کسی که جایز است برای او هر چه جایز است برای پیامبر، و حرام است برای او هر چه حرام است برای پیامبر. نافع پرسید او کیست؟ پسر عمر گفت: او علی است! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: لَكَ فِي اَلْمَسْجِدِ مَا لِي وَ عَلَيْكَ مَا عَلِيّ، أَنْتَ وَارِثِي وَ وَصِيِّي (1)یعنی ای علی! هرچه برای من جایز است در این مسجد برای تو هم جایز است، و هر حرمتی من در این مسجد دارم تو نیز داری، و تو وارث من و وصی من هستی.
7- امیرالمؤمنین علیه السلام در قضیه ی شورا جریان «سد الابواب» را از فضائل خود مطرح کردند.
8- جریان «سد الابواب» برای معرفی چهره ی منافقین و حسودان دلیل مناسبی است.
پیامبر به امر خداوند تمام درب هایی که به سمت مسجد باز می شد به غیر از درب خانه ی خود و درب خانه ی حضرت علی علیه السلام را بستند و این فضیلت دلیل بر مشابهت پیامبر و حضرت علی علیه السلام است، و دلیل بر افضلیت حضرت علی علیه السلام نسبت به همه صحابه است. و نیز طهارت و عصمت ایشان را می رساند. مانند آیه مباهله که جان علی علیه السلام، جان پیامبر است.
1- بعد از امر به سدّ الابواب، عباس به پیامبر صلی الله علیه و آله چه گفت و چه جوابی شنید؟
2- چهار آموزه جهت اثبات حقّانیت امیرالمؤمنین علیه السلام را از این حدیث
1) كشف الغمّه: ج 1 ص 333.
استخراج کنید؟
3- فرزند عمر با چه استدلالی حضرت علی علیه السلام را از همه برتر می دانست؟
4- علامه مجلسی رحمة الله چگونه از این واقعه بر خلافت امیرالمؤمنين علیه السلام استناد می کند؟
1- مناقب اميرالمومنين علیه السلام (کوفی) ج 1 ص 471
2- بحار الانوار ج 39 ص 28
3- الامالی شیخ طوسی ص 599
4- خصال صدوق ص 311
5- شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 9 ص 173
روز دهم ذی الحجه عید قربان و یکی از چهار عید مهم اسلامی «غدیر، فطر، جمعه و قربان» است که برای شرافت یافتن و عید بودن آن جهات مختلفی ذکر شده است مانند:
امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند:... حضرت ابو طالب علیه السلام پس از ولادت فرزند عزیزشان علی علیه السلام ولیمه ای عظیم برپا نمودند که شامل 300 شتر و 1000 گاو و گوسفند بود. حضرت ابوطالب علیه السلام پس از تهیه این ولیمه فرمود: ای مردم! هرکس می خواهد از طعام فرزندم علی علیه السلام استفاده کند هفت بار خانه خدا را طواف کند سپس به فرزندم علی سلام کند و وارد شود که خدای عزوجل علی را شرافت داده است. کار بزرگ ابوطالب باعث شد که بعد از آن یوم نحر «عید قربان» شرافت پیدا کند. (1)(2)
1) امالی طوسی، ص 709: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام، عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام، قَالَ... فَلَمَّا كَانَ الْعَاشِرَ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ، أَذَّنَ أَبُو طَالِبٍ فِى النَّاسِ أَذَاناً جَامِعاً، وَ قَالَ: هَلُمَّوا اِلَى وَلِيمَةِ ابْنِي عَلِي قَالَ: وَنَحَرَ ثَلَاثَ مِائَةٍ مِنَ الْاِبِلِ وَأَلْفَ رَأْسٍ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ، وَ اتَّخَذَ وَلِيمَةً عَظِيمَةً، وَ قَالَ: مَعَاشِرَ النَّاسِ، أَلَا مَنْ أَرَادَ مِنْ طَعَامِ عَلِى وَلَدِى فَهَلُمُّوا وَ طُوفُوا بِالْبَيْتِ سَبْعاً، وَ ادْخُلُوا وَ سَلَّمُوا عَلَى وَلَدِى عَلِى فَاِنَّ اللَّهَ شَرَّفَهُ، وَ لِفِعْلِ أَبِي طَالِبٍ شُرَّفَ يَوْمُ النَّحْرِ.
2) با توجه به جا به جایی ایام حج در زمان جاهلیت که خداوند متعال در قرآن بدان اشاره نموده است: وَ اِنَّمَا اَلنَّسِىءُ زِيَادَةٌ فِي اَلْكُفْرِ «توبه: 37»، این احتمال وجود دارد که ایام حج سال ولادت امیر المؤمنين علیه السلام نیز به ماه رجب منتقل شده باشد.
جبرئیل به حضرت آدم علیه السلام امر نمود تا در ادامه اعمال حج موی سر خود را کوتاه نماید (1)و آماده ملاقات (و دریافت انوار پنج تن آل عبا علیهم السلام) شود. (2)
حضرت ابراهیم در نظر داشت فرزندش اسماعیل را طبق فرمان الهی قربانی کند اما خداوند او را معاف نمود. در این حال حضرت ابراهیم علیه السلام محزون شد و گفت: خدایا می خواستم با حزن و اندوه و اشک و آه به واسطه قربانی فرزندم به تو تقرب جویم و از آن محروم شدم. خداوند متعال جبرئیل را فرستاد تا مصائب فرزند خاتم الانبیاء، حضرت ابا عبدالله الحسین را برای ابراهیم علیهم السلام را بخواند. جبرئیل مصائب کربلا را خواند و ابراهیم علیه السلام اشک ریخت. خداوند فرمود: ای ابراهیم این حزن و اندوه و اشک تو بر امام حسین علیه السلام جایگزین ذبح فرزندت اسماعیل شد و به تقرب و کمالات نائل شدی! و این همان معنای ذبح عظیم است. (3)
1) تفسیر قمی ج 1 ص 45: وَ أَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ أَنْ يَحْلِقَ الشَّعْرَ الَّذِي عَلَيْهِ فَحَلَقَهُ.
2) الكافي: ج 4: ص 549: عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام اِنَّ اللَّهَ أَمَرَنِى فِي كِتَابِهِ بِأَمْرٍ فَأُحِبُّ أَنْ أَعْمَلَهُ قَالَ وَ مَا ذَاكَ قُلْتُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ - ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَتَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ قَالَ لْيَقْضُوا تَفَتَهُمْ لِقَاءُ الْاِمَامِ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ تِلْكَ الْمَنَاسِكُ قَالَ عَبْدُ اللهِ بْنُ سِنَانٍ فَأَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ - ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ قَالَ أَخْذُ الشَّارِبِ وَ قَصُّ الْأَطْفَارِ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اِنَّ ذَرِيحَ الْمُحَارِبِيَّ حَدَّثَنِي عَنْكَ بِأَنَّكَ قُلْتَ لَهُ وَ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ لِقَاءُ الْاِمَامِ - وَ ليوفُوا نُذُورَهُمْ تِلْكَ الْمَنَاسِكَ فَقَالَ صَدَقَ ذَرِيحُ وَ صَدَقْتَ اِنَّ لِلْقُرْآنِ ظَاهِراً وَ بَاطِناً وَ مَنْ يَحْتَمِلُ مَا يَحْتَمِلُ ذَرِيح.
3) الخصال: ج 1: ص 58: عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ قَالَ سَمِعْتُ الرَّضَاء علیه السلام يَقُولُ لَمَّا أَمَرَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام أَنْ يَذْبَحَ مَكَانَ ابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ الْكَبْشَ الَّذِي أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ تَمَنَّى إِبْرَاهِيمُ علیه السلام أَنْ يَكُونَ قَدْ ذَبَحَ ابْنَهُ إِسْمَاعِيلَ بِيَدِهِ وَ أَنَّهُ لَمْ يُؤْمَرْ بِذَبْحِ الْكَبْشِ مَكَانَهُ لِيَرْجِعَ إِلَى قَلْبِهِ مَا يَرْجِعُ اِلَى قَلْبِ الْوَالِدِ الَّذِي يَذْبَحُ أَعَزَّ وُلْدِهِ عَلَيْهِ بِيَدِهِ فَيَسْتَحِقَّ بِذَلِكَ أَرْفَعَ دَرَجَاتِ أَهْلِ الثَّوَابِ عَلَى الْمَصَائِبِ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْرَاهِيمُ مَنْ أَحَبُّ خَلْقِي إِلَيْكَ فَقَالَ يَا رَبِّ مَا خَلَقْتَ خَلْقاً هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّي اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَأَوْحَى اَللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَمْ نَفْسُكَ قَالَ بَلْ هُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِن نَفسِى قَالَ فَوَلَدُهُ أَحَبُّ إِلَيكَ أَم وُلَدُكَ قَالَ بَلْ وُلْدُهُ قَالَ فَذَبْحُ وُلَدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِى أَعْدَائِهِ أَوْجَعُ لِقَلْبِكَ أَوْ ذَبْحُ وَلَدِكَ بِيَدِكَ فِي طَاعَتِي قَالَ يَا رَبِّ بَلْ ذَبْحُ وَلَدِهِ ظُلْماً عَلَى أَيْدِي أَعْدَائِهِ أوجَعُ لِقَلْبِي قَالَ یَا اِبرَاهِیمُ فَإِنَّ طَائِفَةً تَزْعُمُ أنَّها مِن أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ستقتُلُ اَلْحُسَيْنَ اِبْنَهُ مِنْ بَعْدِهِ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً كَمَا ذُبِحَ اَلْكَبْشُ وَ يَسْتَوْجِبُونَ بِذَلِكَ سَخَطِي فَجَزِعَ إِبْرَاهِيمُ عَلَيْهِ السَّلاَمُ لِذَلِكَ وَ تَوَجَّعَ قَلْبُهُ وَ أَقْبَلَ يَبْكِي فَأَوْحَى اَللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَيْهِ يَا إِبْراهِيمُ قَدْ فَدَيْتُ جَزَعَكَ عَلَى ابْنِكَ إِسْماعِيلَ لَوْ ذَبَحْتَهُ بِيَدِكَ بِجَزَعِكَ عَلَى اَلْحُسَيْنِ وَ قَتَلِهِ وَ أَوْ جَبْتُ لَكَ أَرْفَعُ دَرَجَاتِ أَهْلِ اَلثَّوَابِ عَلَى اَلْمَصَائِبِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ فَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيم
پس از مناجات چهل شبانه روزی حضرت موسی علیه السلام در کوه طور، خداوند متعال در روز عید قربان با نور خود بر او تجلی نمود و الواح تورات به ایشان اعطاء شد. (1)
روز عید قربان در مسجد خیف منا و در جریان حجة البلاغ حديث شريف ثقلين توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله قرائت شد.
الف. عظمت و شرافت امیرالمؤمنین علیه السلام از همان آغازین روزهای ولادت بر پدر بزرگوارشان برای مردم کاملا مشخص شده است.
ب. مردم مکه پس از طواف خانه خدا به ملاقات امیرالمؤمنین علیه السلام نائل شدند.
ج. شرافت زمان ها و مکان ها به دلیل ارتباط با اهل بیت علیهم السلام بوده همان گونه که يوم النحر به خاطر ولادت امیرالمؤمنين شرافت یافت.
د. حزن بر ابا عبد الله علیه السلام منافاتی با روز عید ندارد همان گونه که جبرئیل در این روز مصائب کربلا را بر ابراهیم علیه السلام قرائت کرد.
1) تفسیر صافی، ج 3، ص 317: تَمَّ مِيقَاتُ مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ عَشَرَةٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ أَنْزَلُّ اللَّهُ عَلَيْهِ الْأَلْوَاحَ فِيهَا التَّوْرَاةُ وَ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ مِنْ أَحْكَامِ السَّيَرِ وَ الْقِصَصِ.
حدیث شریف ثقلین که در مواقع مختلف از جمله عید سعید قربان از لسان شریف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرائت شده نشان از لزوم حضور دائمی امام در کنار قرآن به عنوان مفسر و مترجم آن دارد.
شرایط حضرت ابوطالب جهت استفاده از ولیمه ولادت حضرت علی علیه السلام چه بود؟
جایگزین قربانی حضرت اسماعیل علیه السلام چه بود؟
یکی از زمان ها و مکان های صدور حدیث شریف ثقلین را نام ببرید؟
تجلی نور خدا و اعطاء الواح به حضرت موسی علیه السلام چه روزی بود؟
یک سال پس از فتح مکه در ذی حجه سال نهم هجری آیات ابتدائی سوره ی برائت نازل شد و مشرکین را بین دو امر مخیّر کرد، یا اسلام بیاورند و یا از مکه خارج شوند. امّا این پیام توحیدی و تطهیر مکه را چه کسی ابلاغ کند؟
برخی پیشنهاد دادند، ابوبکر برای رساندن این آیات به مکه برود، چون در جنگ ها هیچ مشرکی از او زخمی برنداشته بود و مشرکان مکه از او کینه ای نداشتند. رسول اکرم صلى الله عليه و آله ابوبکر را فراخواند و آیات اول سوره برائت را به او سپرد و فرمان داد تا آن آیات را برای مردم شرکت کننده در مراسم حج قرائت کند، ولى جبرئیل به خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسید و عرض کرد:
يَا مُحَمَّدُ! إِنَّهُ لاَ يُؤَدَّى عَنْكَ إِلاَّ أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْكَ. ای محمد! این کار را باید یا خود شما یا کسی که از شما و همانند شما است انجام دهد و از دیگری پذیرفته نیست.
بلافاصله رسول خدا صلی الله علیه و آله علی علیه السلام را برای اعلام برائت به سوی مکّه اعزام کرد و ابوبکر را از این مأموریت عزل نمود. ابوبکر گفت: آیا چیزی درباره من نازل شده؟
علی علیه السلام فرمودند: رسول الله صلی الله علیه و آله فرموده است که آیات برائت را به من واگذار کنی، چون اعلام برائت کار تو نیست. حضرت علی علیه السلام آن آیات را گرفت و در موسم حج شرکت کرد و با شجاعت و صلابت در میان مشرکین ایستاد و چندین
بار و در روزهای متوالی آن آیات را قرائت کرد. (1)این جریان در روز دهم ماه ذی الحجه اتفاق افتاد و بنا به نقلی امیرالمؤمنین علیه السلام در روزهای 11 و 12 و 13 ذی الحجه نیز سوره برائت را در جمع مشرکین و کفار قرائت نمودند.
حضرت علی علیه السلام جریان ابلاغ آیات سوره برائت را چنین نقل فرمودند:
هنگامی که به مکه آمدم تا آیات سوره برائت را بر مشرکین بخوانم هیچ کسی در مکه نبود مگر آن که دوست داشت مرا تکه تکه کند و هر تکه ای از بدن مرا بر سر کوهی بگذارد اگرچه در این راه جان و مال و خاندانش را نابود کند. پس از آن که رسالت را ابلاغ نمودم، همگی با تهدید پاسخ مرا دادند و زن و مرد آنان به من اظهار دشمنی و کینه توزی کردند اما من با پایداری پاسخ آنان را دادم... (2)
اعزام و عزل ابوبکر بسیار هوشمندانه، هدفمند و به منظور روشن شدن عدم صلاحیت او برای مسلمین بود.
اعزام امیرالمؤمنين علیه السلام به دستور خداوند متعال و در جهت زمینه سازی برای امامت آینده جامعه اسلامی بوده است.
در این ماجرا رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام یک حقیقت واحد معرفی می شوند إِنَّهُ لاَ يُؤَدَّى عَنْكَ إِلاَّ أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْكَ و این همان تفسير أَنْفُسُنَا وَ أَنْفُسُكُمْ در آیه مباهله است.
یکی از مقامات حضرت هارون شراکت در رسالت است وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِى و ابلاغ سوره برائت نیز به نوعی شرکت در رسالت است أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى.
کسی که صلاحیت ابلاغ جزئی از رسالت را ندارد (ابوبکر)، به طریق اولی صلاحیت جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله را نیز نخواهد داشت.
با توجه به شجاعت امیرالمؤمنین علیه السلام در ابلاغ سوره برائت آن هم در مرکز تجمع کفار و منافقین، افضلیت ایشان بر سایر انبیاء الهی ثابت می شود.
آیات برائت از مشرکین را کسی باید ابلاغ کند که خودش از همه انواع شرک مبرا باشد. کسی که از هر نوع شرکی مبرا است و لایق ابلاغ آیات برائت از مشرکین است حتماً معصوم است.
دلیل عزل ابوبکر از ابلاغ سوره برائت چه بود؟
امير المؤمنين علیه السلام در چه شرایطی سوره برائت را ابلاغ فرمودند؟
ارتباط جریان ابلاغ سوره برائت و آیه مباهله در چیست؟
چرا امیرالمؤمنین علیه السلام شریک در رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودند؟
دلیل افضلیت امیرالمؤمنین بر سایر انبیاء با استفاده از متن درس چیست؟
حدیث ثقلین دلیلی بسیار گویا و با مفهوم بر عصمت، افضلیت و هم طراز بودن اهل بیت علیهم السلام با قرآن است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به طور مکرّر در مکان های متفاوت به بیان گوناگون، این حدیث را مطرح نمودند و بسیاری از اصحاب آن را نقل کردند و از متواترت قطعی الصدور می باشد. از آن جمله در 12 ذی الحجه در مسجد خیف در خطبه ای مطرح فرمودند. و همچنین امام باقر علیه السلام فرمودند: در منا این حدیث تکرار شده است. متن حدیث این گونه است: يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنِّى تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُم بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً، كِتَابَ اَللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَىّ اَلْحَوْضِ، (فَلاَ تقَدموهُما فَتَهْلِكُوا) (1)یعنی ای مردم من از بین شما رحلت خواهم کرد و برای شما دو گوهر گران بها باقی خواهم گذاشت که اگر به آن دو چنگ بزنید و آن را رها نکنید هرگز گمراه نخواهید شد، یکی قرآن است و دیگر عترت من، اهل بیت من و بدانید که آن دو تا قیامت از هم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر مرا ملاقات کنند (پس بر آن ها سبقت نگیرید که هلاک خواهید شد).
1- همان گونه که تبعیت از قرآن واجب است، تمسّک به اهل بیت علیهم السلام و تبعیت از آن بزرگواران واجب است.
2- شعار «حسبنا کتاب الله» خلاف سخن پیامبر و تقدیر الهی است و سبب گمراهی می شود، چون که قرآن بدون اهل بیت علیهم السلام؛ قرآن منهای قرآن است.
1) بصائر الدرجات: ج 1 ص 413.
3- کلمه ی ثقلین نشان از جایگاه بسیار عظیم اهل بیت علیهم السلام هم دارد.
4- جدا شدن از اهل بیت علیه السلام موجب ضلالت است حتی اگر یک لحظه باشد، و تمسّک به آن ها موجب هدایت است.
5- تا زمانی که قرآن میان مردم هست امام معصوم نیز در بین مردم هست، چون که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: لَنْ يَفْتَرِقَا و چون مطلق است هم افتراق باطنی و ظاهری را شامل می شود. پس حدیث ثقلین دلالت روشن بر وجود و حضور امام زمان علیه السلام در هر عصری دارد، حتی اگر خلافت ظاهری را نپذیرند.
6- همان گونه که قرآن از خطا و اشتباه مصون است و باید کاملا از او تبعیّت کرد اهل بیت علیه السلام معصوم اند و باید کاملا از آن ها تبعیّت کرد.
7- همان گونه که احادیث ساختگی با ملاک قرآن شناخته می شود، اصحاب منافق و ظاهر الصلاح نیز با ملاک اهل بیت علیهم السلام شناخته می شوند.
8- حديث ثقلین دلالت بر اعلمیّت و افضلیّت اهل بیت علیه السلام نسبت به دیگران و اعلمیّت و افضلیّت قرآن نسبت به کتب دیگر است. یعنی همان گونه که قرآن اعلم و افضل از کتب دیگر است اهل بیت علیهم السلام هم اعلم و افضل از دیگران هستند.
9- همان گونه که نباید از قرآن جلو افتاد و یا رأی خود را بر آن تحمیل کرد، از اهل بیت علیهم السلام هم نه سبقت باید گرفت و نه جدا افتاد. فَلاَ تَقَدَّمُوهُمَا فَتَهْلِكُوا (1): مقدم بر آن ها نشوید که هلاک می شوید.
10- قرآن جدا کننده ی حقّ از باطل است، و اهل بیت علیهم السلام نیز میزان شناخت مؤمن از منافق و حق از باطل هستند.
11- پیامبر صلی الله علیه و آله به طور مطلق دستور تبعیّت از اهل بیت علیهم السلام را دادند، و این سخن دلیل بر عصمت اهل بیت علیه السلام است، چرا که تبعیّت از خطا کار مخالف امر الهی است، و پیامبر صلی الله علیه و آله امر به مخالفت با خدا نمی کند.
1) اثبات الهدى: ج 2 ص 320.
12- همان گونه که هیچ کس را یارای برابری با قرآن نیست، یارای برابری با اهل بیت اسلام علیهم السلام نیست.
13- به تأخیر انداختن خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله یعنی جدا داشتن قرآن از امیرالمؤمنین علیه السلام و این مخالفت با ملاکات قطعی قرآن در شناخت امام است و این امری است نشدنی.
15- همان طور که قرآن ظاهر و باطن دارد، اهل بیت علیهم السلام نیز ظاهر و باطن دارند، اگر کسی خلافت ظاهری آنان را نپذیرفت، خلافت باطنی (ولایت کلیه) آنان پابرجاست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بارها می فرمودند بعد از من به قرآن و اهل بیت علیهم السلام تمسک کنید، و جداشدن از آن ها را موجب گمراهی می دانستند. این بیان افضلیّت اعلمیّت و عصمت آنان را می رساند و از تفکر «حسبنا کتاب الله» مردم را بر حذر می داشتند. و به وسیله این حدیث متواتر به راحتی حقّانیت مکتب اهل بیت علیهم السلام اثبات می شود و ضلالت دیگران مشخص می شود.
1- حديث ثقلین را ذکر کنید و دقیقا ترجمه کنید؟
2- حدیث ثقلین چگونه بر حقّانیت شیعه دلالت می کند؟ کاملا توضیح دهید؟
3- چهار نکته از نکات حدیث ثقلین را بیان کنید؟
4- حدیث ثقلین چگونه بر امامت امام زمان عجل الله تعالی فرجه دلالت می کند؟
1- بحار الانوار ج 2 ص 148
2- امالی صدوق ص 500
3- الغدير ج 3 ص 180
4- مستدرک حاکم
5- کنز العمال ج 1 ص 186
إِنّ اللهَ تعالى يَأْمُرُكَ أن تُعَلَّمَهُ جَمِيعَ مَا عَلَّمَكَ وَ تَسْتَحْفِظَهُ جَمِيعَ مَا حَفَّظَكَ وَ اسْتَودَعَكَ فَاِنَّهُ الأمِينُ المُؤتَمَنُ (1) هر پیامبری از پیامبران الهی که اجل خود را نزدیک می دید با فرمان الهی ودایع الهی را به وصی خود منتقل می نمود و آن ها را تحویل حجت بعد از خود می داد، و این خود از علائم و نشانه های قطعی وصایت و خلافت کسی است که ودایع به او سپرده شده است.
در حجّة البلاغ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز بعد از مراسم حج در آخرین روزی که در مکّه بودند به امر خداوند تمام میراث پیامبران گذشته را به امیرالمؤمنین علیه السلام تحویل دادند، و این میراث بعد از امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام و سپس به امام حسین علیه السلام رسید و اکنون نزد امام زمان عجل الله تعالی فرجه است.
میراث پیامبران صلی الله علیه و آله مواردی مانند پیراهن حضرت يوسف علیه السلام، عصای حضرت موسی علیه السلام، انگشتر حضرت سلیمان علیه السلام و اسلحه و صندوق (تابوت: میراث بنی اسرائیل از حضرت موسی) و از همه مهم تر علم و حکمت الهی، اسم اعظم و آثار و دانش پیامبران است که به طور کامل تحویل امیرالمؤمنین علیه السلام شد.
سلمان فارسی می گوید: روزی امیرالمؤمنین علیه السلام در گوش من کلمه ای را تلفّظ فرمودند که تمام علوم گذشته و آینده و علم بلایا و منایا به من منتقل شد به وجد و
1) بحار الانوار: ج 28 ص 96.
سرور آمدم و عرض کردم: بیش از این بفرمایید. فرمودند: همین مقدار بس است.
این نمونه ای از انتقال علوم الهی است.
هر یک از میراث پیامبران دارای آثار خاصی است، به عنوان مثال پیراهن حضرت یوسف که در زمان ظهور امام زمان علیه السلام به تن مبارک ایشان است همان پیراهنی است که حضرت ابراهیم علیه السلام با آن داخل آتش شده نسوخت، و هر کس بپوشد اندازه ی او نیست مگر حجّت زمان.
عصای حضرت موسی چوبی است که همیشه تر و تازه است و هر دستوری را که حجّت حق به او بدهد انجام می دهد و اگر با آن سخنی بگوید جواب می دهد. وقتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه آن را به زمین می زند هر چه در مقابلش باشد می بلعد.
اسم اعظم آن اسمی است که تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن، از فاصله ی هزار منزلی به نزد سلیمان حاضر می کند و...
1- همان گونه که میراث انبیاء از پیامبری به پیامبر دیگر منتقل می شد (مثلاً از حضرت داود به سلیمان و یا از سلیمان به عاصف یا از ابراهیم به اسحاق و بعد يعقوب) دليل بر انتقال پیامبری به نفر بعد بوده است، این تحویل میراث نیز دلیلی بر جانشینی و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد.
2- انتخاب وصی به دست پیامبران نیست، بلکه با وحى الهى و انتصاب خداوند است.
3- به فرموده ی قرآن کریم؛ انبیایی چون حضرت عیسی و حضرت داود علیه السلام در کودکی به پیامبری رسیدند؛ و پیامبر صلی الله علیه و آله ودایع را به امیرمؤمنان علیه السلام سپردند در حالی که ایشان جوان بودند، بنابراین کسی نمی توانند برای توجیه غصب خلافت
امیر المؤمنين توسط خلفاء، سن كم حضرت را بهانه کند.
4- با وجود صحابه ی مسن و اطرافیان پرنفوذ، انتخاب امیرالمؤمنین علیه السلام نشان از گزینش الهی ایشان دارد: إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَأْمُرُكَ ضمن آن که تمام گفتار و افعال الهی است، زیرا قرآن می فرماید: وَ ما يَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوَى... (1)
5- پیامبر در حدیث ثقلین فرمودند: لَنْ يَفْتَرِقَا (2)و در این حدیث فرمودند: علوم و حکمت الهی و قرآن تماماً به امیرالمؤمنین علیه السلام منتقل شده است، پس امیرالمؤمنین علیه السلام قرآن ناطق اند.
6- اگر سؤال شود که آیا پس از انتقال این علوم آیا امیرالمؤمنین علیه السلام آن ها را فراموش کردند یا نه؟ می گوییم: این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: حضرت علی علیه السلام اُذْنٌ وَاعِيَةٌ (3)می باشند، یعنی هر آن چه به ایشان منتقل شود ایشان فراموش نخواهند کرد و از ایشان جدا نخواهد شد خود دلیلی است بر حفاظت الهی. و خداوند حفاظت الهی خود را در مورد قرآن نیز اعمال کرده است إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (4))7- و به بیان دیگر پیامبر فرمودند: ﴿عَليٌ مَعَ الحَقِّ وَ الحَقُّ مَعَ عَلِيٌ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ یعنی تمام اعمال و گفتار و... مطابق حکمت الهی است و در این حدیث فرمودند: «میراث انبیا و علم و حکمت آن ها نزد ایشان است»، این مطلب را می فهمیم که تمام اعمال امیرالمؤمنين علیه السلام مطابق علم و حکمت الهی است و خطایی در آن نیست، این همان عصمت است، همان گونه که قرآن لا يَأتيهِ الباطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ وَ مَن خَلفَهُ (5).
قرآن می فرماید که کسی به حقایق قرآن نمی رسد؛ مگر آن که مطهر باشد، تنها
اهل بیت پیامبر علیهم السلام هستند که چنین طهارتی دارند.
8- این که قرآن می فرماید: لاَ يَمَسُّهُ اِلاّ اَلْمُطَهَّرُونَ (1)و در این حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله تمام علوم و معارف را به امیرالمؤمنین علیه السلام منتقل کردند، خود دلیل بر آن است که امیرالمؤمنین از مطهّرون هستند و معصومند.
9- طبق حدیث که پیامبر صلی الله علیه و آله علم و حکمت الهی را تنها به امیرمؤمنان علیه السلام منتقل کرده اند، دلیل بر سنخیت و تشابه این دو معدن است: السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةُ وَ مَعْدُنَ الرسالة. این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: أنَا وَ عَلى مِن شَجَرَةٍ واحِدٌ وَ سَائِرُ اَلنَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتِي (2)از آیه ی مباهله نیز این مطلب استفاده می شود که امیرالمؤمنین علیه السلام نفس پیامبر صلی الله علیه و آله می باشند.
10- کسی که با عمل و روش امیرالمؤمنین علیه السلام مخالفت کند با عمل و روش پیامبر صلی الله علیه و آله مخالفت کرده، چون هر دو از یک علم و حکمت منبعث می شود، پس در شورا که به امیرالمؤمنین علیه السلام پیشنهاد شد از روش شیخین تبعیت کنید و ایشان نپذیرفتند و فرمودند: به سنّت پیامبر و روش خودم عمل می کنم، دلیل بر آن است که روش شیخین مخالف روش پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام است یعنی مخالف روش الهی است.
11- اميرالمؤمنين علیه السلام قسمت کننده ی بهشت و جهنّم هستند عَلَى حُبِّهِ جَنَّهُ قَسِيمُ اَلنَّارِ وَ اَلْجِنَّهُ (3)(قاسم) و هر کس علوم را به دیگری بیاموزد حقّ پدری بر او دارد و چون پیامبر صلی الله علیه و آله تمام علم و حکمت را به امیرالمؤمنین علیه السلام منتقل کردند پس پیامبر ابوالقاسم هستند (با استفاده از روایت امام صادق علیه السلام). (4)
1- میراث انبیاء چیست؟ چهار مورد را نام ببرید؟
2- آیا پیامبران می توانند با انتخاب مردم میراث را به فرد منتخب بسپارند؟ چرا؟
3- چرا به پیامبر صلی الله علیه و آله، ابوالقاسم می گویند؟
4- با دو روش به وسیله ی این حدیث، حقّانیت مکتب اهل بیت علیهم السلام را ثابت کنید.
1- بصائر الدرجات، ص 309.
2- كمال الدين: ص 142.
3- الغيبة، شیخ طوسی: ص 266.
4- بحار الانوار: ج 26، ص 219
مؤمن کسی است که با زبان، اقرار به مَا جَاءَ بِهِ اَلنَّبِيُّ داشته باشد و با قلب آن را بپذیرید و در نهایت با جوارح به آن عمل کند. بنابراین اگر کسی فقط با زبان اقرار کند اسلام آورده است، نه ایمان.
در چهارده ذی الحجة خداوند برای مؤمنین امیر و امام انتخاب نمود و جبرئیل نازل شد و به حضرت علی علیه السلام این گونه سلام کرد: اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِمِيرَالْمُؤْمِنِينَ (1).
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: این جبرئیل است که از سوی خداوند تحقّق آن چه به من وعده داده شده بود را آورده است.
بعد پیامبر صلی الله علیه و آله به اصحاب امر فرمودند که به حضرت علی علیه السلام با عنوان امیرالمؤمنین سلام کنند، برخی با رغبت و برخی با اکراه سلام کردند.
البته اطلاق امیرالمؤمنین برای حضرت علی علیه السلام در خاندان رسالت معمول بود، زیرا در حدیث کساء هم حضرت زهرا علیها السلام با لفظ امیرالمؤمنین به ایشان سلام می کنند و از ایشان استقبال می کنند، ولی به صورت یک امر همگانی و تکلیف شرعی در حجة البلاغ نازل شد و مردم قبل از بیعت روز غدیر متوجّه شدند که حضرت علی علیه السلام از طرف خداوند به عنوان امیر و پیشوا انتخاب شده است، این لقب از ویژگی های حضرت علی علیه السلام است. دیگر امامان معصوم علیهم السلام
1) مناقب آل ابی طالب: ج 3، ص 54.
از این که کسی آن ها را امیرالمؤمنین خطاب کند نهی کرده و می فرمودند: «این لقب شخصی و مختص حضرت علی علیه السلام است» و حتی در بعضی روایات آمده است: اگر به کسی غیر از حضرت علی علیه السلام امیرالمؤمنین بگویند و او شاد شود و یا بپذیرد قطعاً آن فرد مرتکب منافی عفّت شده است و این پذیرش و شادی او دلیل بر فسق و فحشای او است. (1)
1- حضرت علی علیه السلام امیر فرشتگان و حتی جبرئیل است، زیرا فرشتگان مؤمن هستند و افضل فرشتگان جبرئیل است، و جبرئیل با تواضع به حضرت علی علیه السلام خطاب می کند: اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا اِمِيرَالْمُؤْمِنِينَ و فرمودند: يَا عَلَى أَنْتَ أَمِيرُ مَنْ فِي اَلسَّمَاءِ وَ أَمِيرُ مَنْ فِى الْأَرْضِ وَ أَمِيرُ مَنْ مَضَى وَ أَمِيرُ مَنْ بَقى. (2)
2- هر کجا در قرآن مدح مؤمنین شده است اساس آن فضیلت و مرتبه ی اعلای آن برای امیرالمؤمنین علیه السلام اثبات می شود، پس یکی از راه های شناخت صفات و فضائل امیرالمؤمنين علیه السلام، شناخت فضائل مؤمنین در قرآن است.
3- با توجه به این که در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله، جبرئیل به حضرت علی علیه السلام می گوید امیرالمؤمنین و می دانیم پیامبر هم از مؤمنین است آمَنَ اَلرَّسُولُ بِمَا اُنْزِلَ اليَهُ (3)و یقین داریم که رهبر مؤمنین پیامبر صلی الله علیه و آله است. پس این دلیلی بر یکی بودن آن دو در فضائل است که قرآن می فرماید: اُنْفُسْنَا؛ «حضرت علی علیه السلام جان پیامبر است»
علی را قدر، پیغمبر شناسد *** که هر کس خویش را بهتر شناسد
4- تمام افرادی که در تاریخ به آن ها امیرالمؤمنین، اطلاق شده است و آن ها از این لفظ پرهیز نکرده اند، فسق و فحشای خود را اثبات نموده اند.
5- ما سوى الله هر چه تسبیح خدا را بگویند يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ (1)امام و امیر آن ها حضرت علی علیه السلام است پس تمام هستی مطیع ایشان هستند.
6- القاب الهی از روی حکمت انتخاب می شود و خداوند عادل است و به همه ی جهان از اول خلقت تا آخر خلقت نظر کرد و بین همه ی بندگان فقط حضرت علی علیه السلام را شایسته ی لقب امیرالمؤمنین یافت، پس امیرمؤمنان امیر تمام بندگان صالح می باشد. و نیز فرمودند: أَنْتَ أَمِيرُ مَنْ قَبْلَكَ وَ أَمِيرُ مَنْ بَعْدَكَ.
7- انتخاب امیر و خلیفه به دست خدا است، پس اجماع ادعایی خلیفه ی اول و انتصاب بشری خلیفه ی دوم و تشکیل شورا برای خلیفه سوم هر سه خلاف امر الهی است و نتیجه ی آن امیرالمؤمنین نخواهد شد بلکه پادشاهی مانند بقیه ی ملوک خواهد بود.
خداوند متعال با نزول لقب امیرالمؤمنین، برای حضرت علی علیه السلام قبل از واقعه ی غدیر، امامت ایشان را تکلیف مسلمین دانستند و جبرئیل، حضرت علی علیه السلام را امیر خود یاد کرد و اصحاب هم با رغبت و یا با اکراه به آن عمل کردند و خداوند با نزول این لقب مشابهت پیامبر صلی الله علیه و آله با امیرالمؤمنین علیه السلام در زمان حیات پیامبر را ثابت کردند.
1- این که خداوند به اصحاب دستور داد که به حضرت علی به عنوان امیرالمؤمنین سلام کنند دارای چه پیامی است؟
2- چرا حضرت علی علیه السلام امام فرشتگان نیز هست؟
1) سوره جمعه: 1.
3- با دو روش به وسیله ی این فضیلت حقانیت مکتب اهل بیت علیهم السلام را اثبات کنید.
4- با توجه به این حدیث آیا امامت و امارت مسلمین انتخابی است یا انتصابی؟
1- امالی، شیخ طوسی، ص331.
2- احتجاج، ج 1، ص 76.
3- کافی: ج 1، ص 292.
4- بحار الانوار: ج 37، ص 290.
5- امالی شیخ صدوق، ص 436.
وَ آتِ ذَا الْقُرْبِي حَقَّهُ (1) برای شناختن حق و باطل یکی از ماجراهایی که با طراحی الهی و اجرای معصومین علیهم السلام در دل تاریخ باقی ماند و به روشنی حقّانیت اهل بیت علیهم السلام را به مسلمین نشان داد، ماجرای فدک بود. در این درس فقط به قسمت اول آن یعنی بخشش فلک می پردازیم و ما جرای غصب آن را به محلّ دیگری واگذار می کنیم.
در روز 14 ذی الحجّة پس از جنگ خیبر سرزمین بسیار عظیم فدک (تقریباً طول و عرض آن ده کیلومتر در ده کیلومتر بوده است) تنها به وسیله ی پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام فتح شد و چون خیل و رکاب در آن دخالت نداشت (یعنی رزمندگان اسلام برای آن جهاد نکرده بودند) طبق آیه ی قرآن ما أَفَ-اء اللهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبَى... ملکِ شخص پیامبر صلى الله علیه و آله می شود. (2)در این هنگام خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله وحی نازل فرمود که وَ آتِ ذَا الْقُرْبِي حَقَّهُ (3). پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سؤال کردند: این حق چه کسی است؟
جبرئیل از خداوند پرسید و جواب آورد که حقّ فاطمه علیها السلام است، فدک را به حضرت فاطمه بده.
پیامبر صلی الله علیه و آله چون که مهریه ی حضرت خدیجه علیها السلام را که در حقیقت ارث حضرت زهرا علیها السلام می شد در ذمه ی خود می دیدند با دادن فدک در حقیقت حقّ
حضرت زهرا علیها السلام را به ایشان بر می گرداندند (دقت کنید این حقّ حضرت زهرا علیها السلام است و نه فقط یک بخشش)، لذا پیامبر صلی الله علیه و آله این سرزمین بسیار وسیع را به حضرت زهرا علیها السلام دادند. و برای این که بعداً بهانه گیری نشود، برای آن قباله ای نوشتند و حضرت امیرالمؤمنین و حضرت امام حسن و امام حسین علیهم السلام و ام ایمن را به عنوان شاهد آن قرار دادند. و برای این که مردم کاملاً متوجّه شوند، مدیریت آن را به ایشان واگذار کردند. و حضرت زهرا علیها السلام کارگران و نیروهای خود را در آن جا گماشتند و هر ساله با درآمد آن به همسران رسول خدا صلی الله علیه و آله سهمیه ای می دادند و فقرای مدینه را بهره مند می کردند و این امر در بین اهل مدینه و اهل فدک شایع شده بود.
روزی مهدی عباسی از امام کاظم علیه السلام سؤال کرد: حدود فدک را تعیین بفرمایید تا به شما برگردانم.
امام کاظم علیه السلام فرمودند: یک طرف آن بین النهرین، یک طرف آن آفریقا، و طرف دیگر چین و... حاکم گفت: این که کلّ حکومت من است. امام علیه السلام فرمودند: حدّ فدک همین است. (1)
1- در این آیه خداوند متعال حضرت زهرا علیها السلام را به عنوان ذوی القربای پیامبر صلی الله علیه و آله یاد کرده است و در آیه ی دیگر اجر رسالت را مودّت به ایشان قرار داده است: قُلْ لا أَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبی (2)پس اگر کسی به فاطمه علیها السلام محبّت نکند اجر رسالت را ادا نکرده است.
2- در آیه ی دیگری خداوند می فرماید: «اگر از شما اجر رسالت را خواستم
فقط برای خودتان بوده است مَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ (1)و در آیه دیگر می فرماید: قُلْ ما أَسْئلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِيلاً (2)یعنی تنها راه تقرّب به خداوند محبّت به حضرت زهرا علیها السلام و اولاد ایشان است». (و در روایات بیزاری از دشمنان ایشان نیز شرط آن قرار گرفته است.)
3- حال که تنها راه تقرّب به خداوند محبّت به حضرت زهرا علیها السلام است پس مهم ترین راه نزدیک شدن به شیطان و طاغوت، ظلم به حضرت زهرا علیها السلام است.
4- عدّه ای در سقیفه به این عنوان که [آن ها قریشی هستند و با پیامبر خویشاوندی دارند پس مستحقّ امارت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله هستند] خلیفه مسلمین شدند، اگر این استدلال درست باشد، خود این استدلال دلیل بر آن است که امیر المؤمنين علیه السلام امام هستند چون ایشان ذو القربای پیامبرند و از خلفا به پیامبر نزدیک ترند.
5- حقوق اهل بیت علیهم السلام واجب الاداء است چه حق مادی و چه حقّ معنوی و چه حقّ اطاعت و اگر وَ آتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ (3)نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله ادای مهریه ی حضرت خدیجه به حضرت زهرا علیها السلام باشد و پیامبر باید عمل کنند حقّ پذیرش امامت آن ها نیز برامّت واجب است و مصداق آیه می باشد.
6- آت فعل امر است و دلالت بر وجوب می کند پس کسی که امر الهی را امتثال نکند و حقّ اهل بیت علیهم السلام را زائل کند نافرمانی خدا را کرده که در حدّ شرک و کفر است!
7- اهل بیت علیهم السلام فرزندان حضرت زهرا علیها السلام هستند و ذوی القربای ایشان، بس ادای حقوق آن ها یک واجب قرآنی است.
8- ماجرای بخشش فدک را خداوند این گونه طراحی کرد تا در آینده شناخت حق و باطل راحت تر باشد و با اندک تامّلی بتوان اهل باطل را شناخت.
9- خداوند متعال می فرماید: إِنَّ اَلَّذِينَ يُؤْذُونَ اَللَّهَ وَ رَسُولُهُ لَعَنَهُمُ اَللَّهُ... پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: فَاطِمَةُ بَضْعَةُ مِنًى مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِى و بدون شک اذیت اولاد حضرت زهرا موجب اذیت ایشان و لعن الهی را در پی دارد و غصب فدک باعث اذیّت حضرت زهرا علیها السلام شد.
یکی از ماجراهایی که برای اثبات حقانیّت مکتب اهل بیت علیهم السلام در تاریخ و روايات ثبت شده است ماجرای فدک است، خداوند آن را حقّ حضرت زهرا علیها السلام دانسته و پیامبر صلی الله علیه و آله واسطه ی رساندن این حقّ به حضرت زهرا علیها السلام قرار گرفت و امّت به وسیله ی این حق آزمایش شدند و محور شناخت حق و باطل شد و در روایات گرفتن و دادن فدک به عنوان گرفتن و دادن حکومت بر مسلمین قلمداد می شد یعنی قلمرو فدک قلمرو حکومت اسلامی است.
1- چرا امام کاظم علیه السلام حدّ فدک را کلّ قلمرو مسلمین دانستند؟
2- با توجه به مهریه ی حضرت خدیجه علیها السلام حقّ بودن فدک را اثبات کنید.
3- ماجرای فدک چگونه حقّانیت شیعه را اثبات می کند؟
4- چگونه محبّت به حضرت زهرا علیها السلام تنها راه تقرب به خداوند است؟ (مستدل بیان کنید)
1- مناقب امير المؤمنين، ج 1، ص 195.
2- بحار الانوار: ج 17، ص 387.
3- کافی، ج 1، ص 543.
4- امالی صدوق، ص 619
5- سعد السعود، ص 101
6- تفسير عیّاشی، ج 2، ص 287.
7- الدر المنثور، ج 4، ص 177.
شیخ مفید و شیخ طوسی و شیخ کلینی میلاد امام هادی علیه السلام را در نیمه ی ماه ذى الحجه سال 212 دانسته اند. امام هادی علیه السلام با انشاء زیارت جامعه ی کبیره و زیارت غدیریه منشور اعتقادی شیعه را با فصیح ترین بیان انشاء فرمودند. زیارت جامعه کبیره با بیان حدود 400 ویژگی و صفات امامان معصوم علیهم السلام یک دوره امام شناسی و زیارت غدیریه با بیانی شیوا و با استناد بر حدود 40 آیه قرآنی یک دوره امیرالمؤمنین شناسی را مطرح نموده است، در این دو زیارت مهم ترین استدلال های اعتقادی شیعه مطرح شده است.
1- اهل بیت علیهم السلام بنده و مطیع خداوند هستند. وَ عِبَادِهِ الْمُكْرَمِينَ، الْمُطَيعُونَ لِلَّهِ،يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ.
2- آن ها معصومند عَصَمَكُمُ اللهُ مِن الزَّلَلِ وَ طَهَّرَكُم مِن الدَّنَس
3- معرفت ایشان معرفت خداست. مَحالَّ مَعْرِفَةِ اللَّهِ؛ مَن أَرادَ اللَّه بَدءَ بِكُم
4 - دشمنی با ایشان دشمنی با خداست مَنْ عَادَاكُم فَقد عادَى الله
5- پذیرش ولایت ایشان، پذیرش ولایت خداست مَنْ وَالاَكُمْ فَقَدْ وَالَى اَللَّهَ
6- صلوات بر ایشان و پذیرش ولایت آن ها باعث پاکی نفوس و نیکویی فطرت می شود جَعَلَ صَلَوَاتِنَا عَلَيْكُمْ وَ مَا خَصَّنَا بِهِ مِن وَلايَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لانْفُسِنَا
7- مخالف شان، کافر و محارب با آن ها مشرک است مَن جَحَدَكُم كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُم مُشْرِكٌ
8- مردم به وسیله ی اهل بیت علیهم السلام امتحان می شوند وَ البابُ المُبتَلى بهِ النَّاسُ
9- قبل از آمدن به سوی مردم آنان به عرش الهى محيط بودند. خَلَقَكُمُ اَللَّهُ أَنْوَاراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ
10- آنان حقّ محض هستند. وَ الْحَقُّ مَعَكُمْ وَ فِيُّكُمْ وَ مِنْكُمْ وَ اِلَيكُمْ
11- روح و نور و طینت آن ها یکی است أَنَّ أَزْوَاحَكُمْ وَ نُورَكُمْ وَ طِينَتَكُمْ وَاحدَة
12- خداوند به آن ها مقامی عطا کرده که به احدی از اهل عالم نداده است و هیچ کس با آن ها قابل مقایسه نیست آتَاكُمُ اَللَّهُ مَا لَمْ يُوتِ أَحَداً مِنَ اَلْعَالَمِينَ.
13- شرط پذیریش عبادات پذیرش ولایت آن هاست. بِمُوَالاَتِكُمْ تُقْبَلُ اَلطَّاعَةُ اَلْمُفْتَرَضَةُ
14- همه چیز در عالم از اهل بیت علیهم السلام شروع می شود و به آن ها ختم می شود بِكُمْ فَتَحَ اَللَّهُ وَ بِكُمْ يُخْتَمُ
15- بندگی و وصول الی الله فقط از طریق اهل بیت علیهم السلام صورت می گیرد مَنِ اِرَادَ اَللَّهَ بَدِءَ بِكُمْ وَ مَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ (مورد 14 و 15 وجوب توسل به ایشان را نشان می دهد)*
16- بازگشت خلق به سوی آن هاست و حساب مخلوقات با آنان است، ايابُ اَلْخَلْقِ اِلَيْكُمْ وَ حِسَابُهُمْ عَلَيكُمْ (با توجه به آیه ی قرآن إِنَّ إِلَيْنَا إِيَابَكُمْ وَ عَلَيْنَا حِسَابُهُمْ «سوره غاشیه 25» که نفرموده إِنَّ اِلىّ... و جمع آورده که نکته ی زیارت جامعه روشن می شود)
*چند نکته اعتقادی در زیارت غدیریّه (1)
1- اميرالمؤمنین علیه السلام سفیر خدا در بین مخلوقات است. وَ سَفِيرُهُ فِي خُلُقِهِ
1) زيارت غدیریه و زیارت جامعه کبیره هر دو در مفاتیح آمده است.
2- همه چیز به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ختم می شود و همچنین از ایشان منتشر می شود اَلْخَاتِمِ لِمَا سَبَقَ وَ اَلْفَاتِحِ لِمَا اُسْتُقْبِلَ و امیرالمؤمنین جان پیامبر است.
3- امیرمؤمنان صراط مستقیم خداست. أَشْهَدُ أَنَّكَ اَلْمَعْنِيُّ بِقَوْلِ اَلْعَزِيزِ اَلرَّحِيمُ وَ أنَّ هذا صِراطي مُستَقيماً (سوره انعام: 153)
4- اوّلین کسی که به خدا ایمان آورد و نماز خواند حضرت علی علیه السلام بود. أَنْتَ اَوْلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ صَلَّى لَهُ
5- عالم به تفسیر و تنزیل قرآن است أَنْتَ اَلْمَخْصُوصُ بِعِلْمِ اَلتَّنْزِيلِ وَ وَ حُكْمُ اَلتَّأْوِيلِ وَ نَصْلُ اَلرَّسُولِ
6- نور امیرالمؤمنین علیه السلام خاموش شدنی نیست. نُورُكَ لاَ يُطْفَأُ
7- خداوند امر نموده که مؤمنین از ایشان تبعیت کنند و ایشان را یاری نمایند وَ قَد أمَرَ اللَّهُ تعالى بِاتِّباعِكَ وَ نَدَبَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى نَصْرِكَ
8- خداوندا لعنت كن قاتلین امیرالمؤمنین علیه السلام و ظلم کنندگان به ایشان و پیروان و انصار آنان را. اللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ أميرِ المُؤمِنينَ وَ مَن ظَلَمَهُ وَ أشياعَهُم وَ أنصارَهُم
9- دشمن امیرالمؤمنین دشمن خداست و منکر رسول خداست وَ عَدُوُّكَ عَدُوُّ اَللَّهِ وَ جَاحِدٌ لِرَسُولِ اَللَّهِ
10- خداوند مداح امیرالمؤمنین است: وَ فِي مَدْحِ اَللَّهِ تَعَالَى غِنًى عَنْ مَدْحِ اَلْمَادِحِينَ وَ تَفْرِيطِ اَلْوَاصِفِينَ
وجود امام هادی علیه السلام منّتی بر ما سوی الله شد و زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه ایشان دژ مستحکم اعتقادات حقّه ی شیعه است و در این زیارت ها اهل بیت علیهم السلام به عنوان بندگان خاصّ الهی، فضائل بی شماری را دارا هستند به گونه ای که هر کس خدا را اراده کند باید از ایشان شروع کند و اگر خدا را عبادت کند باید به وسیله ی ولایت ایشان باشد و دوستی ایشان دوستی خدا و دشمنی
ایشان دشمنی خداست.
1- مطابق زیارت جامعه کبیره اثر صلوات بر اهل بیت علیهم السلام و پذیرش ولایت آن ها چیست؟
2- قبل از نزول اهل بیت علیهم السلام در بین مردم آن ها کجا بودند؟
3- چهار فقره از فقرات اعتقادی زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه را بنویسید؟
4- مَنْ أَرَادَ اَللَّهَ بَدَاءٍ بِكُمْ یعنی چه؟
5- در زیارت غدیریه چه کسانی مورد لعن واقع شده اند؟
1- کافی، ج 1، ص 497.
2- مناقب آل ابي طالب، ج 3، ص 505.
3- مفاتيح الجنان ص 889.
4- بحار الانوار: ج 99، ص128.
یکی از ده ها آیه ای که در ایام غدیر خم و در جهت انتصاب حضرت علی علیه السلام به امامت نازل شد «آیه تبلیغ» است.
آیه تبلیغ سه فراز مهم دارد که بنا بر آن چه که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: هر فرازی از آن در یک روز نازل شده است.
روز شانزدهم ذى الحجه: يَا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ
روز هفدهم ذی الحجه: يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا ما أُنْزِلَ إلَيكَ مِن رَبِّكَ و إِنْ لَم تَفْعَل فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ
روز هجدهم ذى الحجه: يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَل فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (1)
ده ها هزار نفر از مسلمانان، رسول خدا صلی الله علیه و آله را در آخرین حج مشایعت نمودند. در پایان مراسم حج، روز شانزدهم ذی الحجه سال دهم هجری جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد و عرض کرد: یا رسول الله! خداوند تبارک و تعالی سلام می رساند و می فرماید:
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبَّكَ ای رسول ما آن چه را که در مورد نصب امیرالمؤمنین علیه السلام به تو فرمان دادیم ابلاغ کن!
1) سوره مائده، 67.
رسول خدا صلی الله علیه و آله به جبرئیل فرمودند: ای جبرئیل! این مردم تازه به دین اسلام گرویده اند و من بیم آن دارم که با اعلام جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام دچار تزلزل در ایمان شوند و فرمان مرا اطاعت نکنند. جبرئیل بازگشت و در روز هفدهم ذی حجّه مجدّدا فرازی دیگر از آیة تبلیغ را از جانب خداوند متعال نازل نمود:
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ای رسول ما آن چه را که به تو فرمان دادیم ابلاغ کن که اگر چنین نکنی رسالت خود را به سرانجام نرسانده ای.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: ای جبرئیل! من اصحاب خود را می شناسم و بیم آن دارم که با من به مخالفت برخیزند. جبرئیل بازگشت و در روز هجدهم ذی حجّه که کاروان رسول خدا صلی الله علیه و آله به وادی غدیر خم رسیده بودند، خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیده و مابقی آیه تبلیغ را آورده و وعده الهی مبنی بر حفظ و نگهداری رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام و محافظت از دین اسلام را نازل نمود.
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلَّغ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبَّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ الله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ (1) هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله فراز آخر آية تبلیغ را شنیدند فرمان دادند همگان بایستند و جمع شوند آن گاه فرمودند: به خدا سوگند از این مکان حرکت نخواهم کرد، مگر آن که مأموریت خدای خویش را انجام دهم... (2)
1) سوره مائده آیه 67.
2) بحار الأنوار: ج 37: ص 165. متن روايت: عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ اَلصَّادِقَ علیه السلام قَالَ: لَمَّا خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّي اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِلَى مَكَّةَ فِي حَجَّةِ اَلْوَدَاعِ فَلَمَّا انصَرَفَ مِنْهَا وَ في خَبَرٍ آخَرَ وَ قَدْ شَيَّعَهُ مِن مَكَّةَ اثْنا عَشَرَ أَلْفَ رَجُلٍ مِنَ اَلْيَمَنِ وَ خَمْسَةُ أَلْفِ رَجُلٍ مِنَ الْمَدِينَةِ جَاءَهُ جَبْرَئِيلُ فِي اَلطَّرِيقِ فَقَالَ لَهُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يُقْرِئُك السَّلامَ وَ قَرَأَ هَذِهِ الآية يَا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ فقال له رَسُولُ اَللَّهِ صلی اَللَّهُ علیه و آله يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّ اَلنَّاسَ حَدِيثُو عَهْدٍ بِالإِسْلامِ فَأَخْشَى أَنْ يَضْطَرِبُوا وَ لا يُطِيعُوا فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام إِلَى مَكَانِهِ وَ نَزَلَ عَلَيْهِ فِي يَوْمِ اَلثَّانِي وَكَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صلی الله علیه و آله نَازٍ لاَ بِغَدِيرٍ فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ فَقَالَ لَهُ يَا جَبْرَئِيلُ أَخْشَى مِنْ أَصحَابِى أَنْ يُخَالِفُونِي فَعَرَجَ جَبْرَئِيلُ وَ نَزَلَ عَلَيْهِ فِي اَلْيَوْمِ اَلثَّالِثِ وَكَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صلی اَللَّهُ علیه و آله بِمَوْضِعٍ يُقَالُ لَهُ غَدِيرُ خُمٍ وَ قال له ﴿يَا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تفعل فَما بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اَللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ اَلنَّاسِ فَلَمَّا سَمِعَ رَسُولُ اَللَّهِ هَذِهِ اَلْمَقَالَةَ قَالَ لِلنَّاسِ أَنِيخُوا نَاقَتِي فَوَاللَّهِ مَا أَبْرَحُ مِنْ هَذَا اَلْمَكَانِ حَتَّى أُبَلِّغَ رِسَالَةَ رَبِّي وَ أَمَرَ أَنْ يُنْصَبَ لَهُ مِنْبَرٌ مِنْ أَقْتَابِ اَلْإِبِل وَ صَعدَها وَأخرَجَ مَعَهُ عَلِيّاً عَلیه السلام وَ قَامَ قَائِماً وَ خَطَبَ خُطْبَةً بَلِيغَةً وَعَظَ فِيهَا وَ زَجَرَ ثُمَّ قَالَ فِي آخِرِ كَلاَمِهِ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَ لَسْتُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْكُمْ فَقَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اَللَّهِ ثُمَّ قَالَ قُمْ يَا عَلِيُّ فَقَامَ عَلَى علیه السلام فَأَخَذَهُ بِيَدِهِ فَرَفَعهَا حَتَّى رَبِّي بَيَاضُ إِبْطَيْهِمَا ثُمَّ قَالَ أَلاَ مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عادِ مَنْ عَادَاهُ وَأَنْصَرُ مَن نَصَرَهُ واخْذُل مَن خَذَلَهُ ثُمَّ نَزَلَ مِنَ اَلْمِنْبَرِ وَ جَاءَ أَصْحَابُهُ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلیه السلام وَ هَنَّتُوهُ بِالْوَلاَيَةِ وَ أُوَّلُ مَنْ قَالَ لَهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ فَقَالَ لَهُ يَا عَلِيُّ أَصْبَحْتَ مَوْلايَ وَ مَوْلَى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مؤمنةٍ وَ نَزَلَ جَبرَئِيلُ علیه السلام بِهذِهِ الآيَةِ اَلْيَوْمَ أَ كْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي ورَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِيناً.﴾
تأکید و تحذیر الهی بر ابلاغ وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام امری مسلم است که در آیه تبلیغ به آن اشاره می شود.
نزول تدریجی آیه تبلیغ در سه روز منتهی به غدیر و گفت گوی پی در پی رسول خدا صلی الله علیه و آله با جبرئیل نشان از اهمیت موضوع دارد.
پذیرش ولایت سعه صدر و توان روحی بالایی می خواهد.
یَا جَبْرَئِيلُ إِنَّ النَّاسَ حَدِيثُو عَهْدِ بِا لْإِسْلَامِ فَأَخْشَى أَنْ يَضْطَرِبُوا وَ لَا يُطِيعُوا 4. انتخاب امام باید از جانب خدا باشد بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ.
امامت هم سنگ و هم طراز نبوت و رسالت است وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ.
وجود منافقان و مخالفان در صف اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله قطعی است و تعداد آنان بسیار قابل توجه بوده اَلْعُلْمَى بِكَثْرَةِ اَلْمُنَافِقِينَ وَ قِلَّةِ اَلْمُؤْمِنِينَ. در قرآن می فرماید: وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ مَّنَ الأَعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُواْ عَلَى النِّفَاقِ لَاَ تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ «سوره توبه، 101» و لذا خداوند متعال به رسول خود ضمانت اجرایی می دهد وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ اَلنَّاسِ.
نظریه عدالت جمیع صحابه مخدوش و غیر قابل قبول است يَا جَبْرَئِيلُ أَخْشَى مِنْ أَصْحَابِى أَنْ يُخَالِفُونِي.
با توجه به فراز اول آيه تبليغ يَا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ همه انبیاء حتى رسول اکرم صلی الله علیه و آله به ولایت امیرالمؤمنین ایمان داشتند آمَنَ اَلرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ.
مرحوم علامه امینی رحمة الله در کتاب شریف «الغدير» شأن نزول آي-ه تبليغ و خطابه رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر را از 110 نفر از صحابه، 84 نفر از تابعین و 356 نفر از راویان اهل سنت در طول چهارده قرن بیان نموده که جای هیچ گونه شک و تردید در شأن نزول آیه تبلیغ که همان جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام برای رسول خدا صلی الله علیه و آله است باقی نمی گذارد.
جمله ى وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ وجود منافقین و قدرت تأثیر گذار آنان در بین مردم را ثابت می کند. پس عدّه ای از صحابه جزء منافقین هستند.
كلمه ى يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ که نازل شد پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: فَليُبَلِّغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ الوالِدُ الوَلَدَ الى يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ. (1)حاضران بايد به غائبان و پدران به فرزندان نسل به نسل تا روز قیامت این مطلب را تبلیغ کنند. پس تبلیغ غدیر واجب است.
پس تبلیغ ولایت بر همه ی افراد واجب است و همه موظف هستند که غدیر را تبلیغ کنند.
1) احتجاج طبرسی: ج 1 ص 62.
ایشان است. بنابراین منافقین برای رسیدن به این ریاست برنامه ریزی مفصلی داشتند که پیامبر صلی الله علیه و آله هم متوجه آن بودند و از همین روی بود که خداوند خطاب به ایشان فرمود: وَ اَللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ اَلنَّاسِ (1)
خداوند از دینی که با ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام کامل و تمام شده باشد راضی است وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلامَ دِينًا (2)یعنی دین بدون ولایت مورد غضب الهی است و خداوند از آن راضی نیست.
همان گونه که باید پیامبر صلی الله علیه و آله تبلیغ توحید بکند و نیز نبوت خود را اثبات کند، باید تبلیغ امامت نیز بکند و بدون تبلیغ امامت تبلیغ توحید و نبوت انجام نشده است وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ (3).
اگر پیامبر صلی الله علیه و آله تبلیغ امامت نکند رسالت خود را انجام نداده است و اگر کسی امامت حضرت علی علیه السلام را نپذیرد رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را نپذیرفته است فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ (4).
دلیل نزول تدریجی آیه تبلیغ بر رسول خدا صلی الله علیه و آله چه بود؟
دلیل امتناع اولیه رسول خدا صلی الله علیه و آله از ابلاغ رسالت مهم خود چه بود؟
چه زمانی رسول خدا تصمیم قطعی بر ابلاغ رسالت خود گرفتند؟
با توجه به جریانات نزول آیه تبلیغ دلیل مخدوش بودن نظریه عدالت جمیع صحابه چه بود؟
بنابر نظر علامه امینی رحمة الله راویان غدیر و شأن نزول آیه تبلیغ چه کسانی بودند؟
در روز هفده ذى الحجّة سال دهم هجرى (حجّة البلاغ) بعد از نماز ظهر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با صدای بلند این گونه دعا کردند و فرمودند:
اللَّهُمَّ هَب لِعَلَىّ المَوَدَّةِ فِى صُدُورِ المُؤمِنينَ وَ الهَيبَةَ وَ العَظَمَةَ في صُدُورِ المُنافِقينَ. (1) بعد به حضرت علی علیه السلام فرمودند: دعا کن. ایشان عرض کردند: چه دعایی کنم؟ فرمودند: بگو. خدایا برای من در نزد خود عهد و پیمانی قرار ده (دوستی و محبّتی) و برای من در قلب مؤمنین محبّتی قرار ده.
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هم سه مرتبه دعا کردند و فرمودند: خدایا محبّت و مودّت من را در قلوب مردان و زنان مؤمن ثابت بدار و پیامبر آمین گفتند و این آیه نازل شد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا (2)و بدین گونه در اثر دعای امیرالمؤمنین و پیامبر علیهما السلام خداوند تکویناً در دل مؤمنین محبّت حضرت علی علیه السلام را قرار داد.
1- محبّت حضرت علی علیه السلام در قلوب مؤمنین امری الهی است به همین خاطر با مشکلات خارج نمی شود. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
اگر با مشت به دماغ مؤمن بزنم که مرا دوست نداشته باشد نمی تواند و اگر همه ی
دنیا را به منافق بدهم که مرا دوست بدارد دوست نخواهد داشت.
2- دوست داشتن حضرت علی علیه السلام و در کنار آن دوستی با دشمنان حضرت على علیه السلام ممکن نیست. چون که فرمودند: لَنْ يُحِبَّنَا مَنْ يُحِبُّ عَدُوَّنَا (1).
و در ذیل آیه شریفه مَا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ (2)
خداوند در یک سینه دو قلب قرار نداد. امام علیه السلام فرموده اند: این امکان ندارد که با یک قلب ما را دوست بدارد و با یک قلب دشمن ما را، هرگز امکان ندارد.
3- با توجه به حدیث اَللَّهُمَّ هَبْ... می توان فهمید که مؤمنین مودت در آیه قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى (3)را باید از خداوند بخواهند که با جعل الهی در دل آن ها انشا گردد.
4- در این آیه خداوند مودّت را در قلب مؤمن قرار داد و حضرت علی علیه السلام را امیرمؤمنان قرار داد پس کسی که محبّت آن حضرت را ندارد از مؤمنین بیرون است (مشرک، کافر و یا فاسق است).
5- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله محبّت به حضرت علی علیه السلام را علامت طيب ولادت قرار داد. لاَ يُحِبُّكَ اِلاّ مَنْ طَابَتْ وِلاَدَتُهُ (4).
6- در حدیث کسا آمده که خلقت آسمان و زمین و.... فقط به خاطر محبّت اهل بیت علیهم السلام بوده است مَا خَلَقْتُ سَمَاءً مَبنِيَّةً وَ لا أَرْضاً مَدْحِيَّةً... وَ لا فَلَكاً يَدورُ وَ لا فَلَكاً يُسرى إلاَّ في مَحَبَّةِ هَوْلاءَ الخَمسَةِ. (5)
7- هر کس علی علیه السلام را و اهل بیت علیهم السلام را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است.
مَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اَللَّهَ. (6)
8- همان گونه که حضرت علی علیه السلام نفس پیامبر صلی الله علیه و آله است، کسی که پیامبر را دوست دارد باید نفس پیامبر را هم دوست بدارد و کسی که پیامبر را دوست بدارد باید از دشمن پیامبر بیزار باشد.
9- محبّت به امیر مؤمنان علیه السلام آن قدر عظیم و والاست که نیاز به دعای خاص پدرانه ی پیامبر و امیرمؤمنان دارد. اَللَّهُمَّ هَبْ لِعَلَى اَلْمَوَدَّةِ و نيز فرمودند: أنَا وَ علَىّ أبوا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ (1)و پدران امّت دلسوزترین افراد برای امّت بودند.
10- بعضی از زنان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله تصریح می کردند که علی علیه السلام را دوست ندارند. این اقرار آنان دلیل بر بی ایمانی آن هاست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جهت هدایت مردم، امّت خود را دعا کردند که خداوند محبّت حضرت علی علیه السلام را در دل مؤمنین قرار دهد و خداوند آن دعا را اجابت نمود و در دل مؤمنین تا قیامت محبّت حضرت علی علیه السلام را قرار داد. اگر کسی آن را یافت شکر کند و اگر نیافت یا آن را کم رنگ دید از خداوند بخواهد که در دل او قرار دهد و خداوند این محبّت را تنها راه تقرّب به خود قرار داد و عدم آن را باعث خباثت و ورود در جرگه ی منافقین قرار داد.
1- آیه محبّت کدام آیه است؟ شأن نزول آن را بیان کنید.
2- آیا محبّت امیرالمؤمنین علیه السلام با دوست داشتن مخالفین ایشان جمع می شود؟ چرا؟
3- آیا کسی که محبّت علی علیه السلام را ندارد حلال زاده است؟ با روایت مستدل بیان کنید.
1) كمال الدين: ج 1 ص 261.
4- علّت آفرینش آسمان و زمین چه بوده است؟
1- بحار الانوار: ج 35، ص 254.
2- تفسر عیّاشی: ج 2، ص 142.
3- تفسير نور الثقلين: ج 2، ص 343.
4- تفسیر ثعلبی، ج 6، ص 233.
5- شواهد التنزيل: ج 1، ص 64.
یکی دیگر از ده ها آیه ای که در جریان نصب الهی امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان خلیفه بلافصل رسول خدا صلی الله علیه و آله نازل شد «آیه اکمال» است.
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنَ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا (1) امروز کافران از شکست دین شما نا امید شده اند بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم.
پس از موفقیت رسول خدا صلی الله علیه و آله در اعلان و نصب رسمی ولایت و جانشینی اميرالمؤمنین علیه السلام و بیعت عمومی با ایشان، آیه اکمال توسط جبرئیل نازل شد. در این هنگام بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
الله اكبر! اللهُ أَكْبَرُ! عَلَى اِكْمَالِ الدَّينِ وَ إِثْمَامِ النَّعْمَةِ وَ رِضَى الرَّبِّ بِرِسَالَتِي وَ وَلَايَةِ عَلِيَّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ بَعْدِي. (2) خدا بزرگ تر از آن است که توصیف شود همان خدای بزرگی که دین خود را کامل ساخت و نعمت خویش را بر ما تمام کرد و از رسالت من و ولایت علی بن ابی طالب پس از من راضی و خشنود شد.
انتصاب جانشین صالح برای رسول خدا صلی الله علیه و آله از جانب خداوند متعال موجب يأس و نا امیدی کافران شد. بنابراین اگر انتخاب امامت جامعه الهی نباشد موجب طمع دشمنان و نفوذ کافران در روزنه هدایت فردی و اجتماعی و نظام اعتقادی و مدیریتی جامعه مسلمین خواهد شد اَلْيَوْمَ يَئِسَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا.
تا زمانی که تمام مسلمین ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را نپذیرند، اذیت و آزار کفار و مشرکین ادامه خواهد داشت.
با نصب الهی امام و نا امیدی کافران جای هیچ گونه ترس و نگرانی از دشمنان نخواهد بود فَلا تَخْشَوهُمْ واخشَوْنِ.
کمال دین به مسئله امامت است و دین اسلام، بدون امام منصوب از جانب خداوند متعال دینی ناقص خواهد بود که مورد تأیید الهی نخواهد بود اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ.
در میان تمامی نعمات الهی، برترین و تمام ترین نعمت، امام صالح است و بالاتر از آن، نعمت دیگری وجود ندارد أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي.
از مهم ترین سؤالات روز قیامت، سؤال از نعمت ولایت خواهد بود لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِيمِ. (1)
1) عيون أخبار الرضا علیه السلام: ج 2؛ ص 129: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَبَّاسٍ كُنَّا يَوْماً بَيْنَ يَدَيْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ لِي لَيْسَ فِي اَلدُّنْيَا نَعِيمٌ حَقِيقيٌ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ الفقهاءِ ممَّنْ يَحْضُرُهُ فيقول اللّه عَزَّوَجَلَّ ثُمَّ لَتُسْتَلَنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِيمِ أَ مَا هَذَا اَلنَّعِيمُ فِي اَلدُّنْيَا وَ هُوَ الْمَاءُ الْبَارِدُ فَقَالَ لَهُ الرِّضَا علیه السلام وَ عَلَا صَوْتُهُ كَذَا فَسَّرتُمُوهُ أَنْتُمْ وَ جَعَلْتُمُوهُ عَلَى ضُرُوبٍ فَقالَتْ طَائِفَةٌ هُوَ الْمَاءُ الْبَارِدُ وَ قَالَ غَيْرُهُمْ هُوَ الطَّعامُ الطَّيِّبُ وَ قَالَ آخَرُونَ هُوَ النَّوْمُ الطَّيبُ قَالَ اَلرِّضَا علیه السلام وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ الصَّادق علیه السلام أَنَّ أقْوالَكم هَذِهِ ذُكِرَت عِندَهُ فِي قَولِ اللّهِ تَعَالى ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِيمِ فَغَضِبَ علیه السلام وَ قَالُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لاَ يَسْأَلُ عِبَادَهُ عَمَّا تَفَضَّلَ عَلَيْهِم بِهِ وَ لَا يَمُنُّ بِذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ الِامْتِنَانُ بِالإِنْعَامِ مُسْتَقْبَحٌ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ فَكَيْفَ يُضَافُ إِلَى الخَالِقِ عَزَّوَجَلَّ مَا لَا يَرْضَی المَخلُوقُ بِهِ وَلكِنَّ النَّعِيمَ حُبُّنَا أهلَ البَيتِ وَ مُوَالاَتُنَا يَسْأَلُ اَللَّه عِبَادَهُ عَنْهُ بَعدَ التَّوحيدِ وَ اَلنُّبُوَّةِ لِأَنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا وَ فَى بِذَلِكَ أَدَّاهُ إلى نَعيمِ الْجَنَّةِ الَّذِى لَا يَزُولُ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي بِذلِكَ أبِى عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صلی الله علیه و آله يَا عَلِيُّ إِنَّ أَوَّلَ مَا يُسأَلُ عَنْهُ اَلْعَبْدُ بَعْدَ مَوْتِهِ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ أَنَّكَ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ بِمَا جَعَلهُ اَللَّهُ وَ جَعَلتُهُ لَكَ فَمَن أَقَرَّ بِذلِكَ وكانَ يَعْتَقِدُهُ صَارَ إِلَى النَّعِيمِ الَّذِي لَا زَوَالَ لَه.
دین مورد رضا و پسند خدای منان، اسلام همراه با امامت است قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ (1)و منهای امامت، اسلام و مسلمانی نه تنها مورد پسند و رضایت الهی نخواهد بود، بلکه مورد خشم و غضب خدا خواهد بود وَ رَضِيتُ لَكُمُ اَلاِسْلاَمَ دِيناً.
افراد با ایمانی چون سلمان و ابوذر یا عمار و مقداد که قبل از غدیر، ولایت امیرالمؤمنین را پذیرفته بودند نیز پس از بیعت در غدیر ایمانشان کامل شد. چرا که در غدیرخم، بیعت برای 12 امام گرفته شد و دین کامل گشت.
آیه اکمال چه زمانی و در شأن چه کسی نازل شد؟
سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از نزول آیه اکمال چه بود؟
چه زمانی کافران از شکست دین اسلام مأیوس می شوند؟
چرا کمال دین و برترین نعمت الهی امر ولایت و امامت است؟
چرا حضرت ابراهیم علیه السلام به مقام امامت رسیدند؟
1) سوره الجرات: آيه 14.
پس از اتمام اعمال مناسک حج رسول خدا صلی الله علیه و آله در حجة البلاغ، فرمان الهی در نصب جانشین نازل می شود. جبرئیل پی در پی فرود می آید و رسول خدا صلی الله علیه و آله را مأمور معرفی حضرت علی علیه السلام به عنوان خلیفه بلا فصل و جانشین خود می کند، اما رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:
سَأَلْتُ جَبْرَئِيلَ أَنْ يُسْتَعْفى لى عَنْ تَبْلِيغِ ذلِكَ إلَيكُم، أَيُّهَا اَلنَّاسُ لِعِلمِي بِقِلَّةِ المُتَّقِينَ وَ كَثْرَةِ المُنَافِقِينَ. (1) ای جبرئیل مرا از بیان این حقیقت معاف دار که می دانم افراد با تقوا بسیار کم و منافقان بسیار زیاد هستند.
اما با فرمان مؤکّد، همراه با تحذیر الهی مواجه می شود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مردم را در کنار برکه غدیر فرا می خوانند سلمان و مقداد و ابوذر و عمّار محیط را آماده می کنند، منبری آماده شده و پیامبر صلی الله علیه و آله خطبه ی غدیر را ایراد می کنند.
در بین خطبه از مردم بر ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام اقرار می گیرند و سپس اهل بیت تا امام زمان علیهم السلام را معرّفی می کنند و در مدّت سه روز مردم با حضرت على علیه السلام با عنوان امیرالمؤمنین بیعت می کنند. حتی زنان، با گذاشتن دست خود در داخل طشت آبی که دست مبارک حضرت علی علیه السلام هم در سوی دیگر آن قرار دارد بیعت می کنند.
1) احتجاج طبرسی: ج 1 ص 59.
1- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از طرف خدا دو چیز آورده است یکی قرآن و یکی امیرالمؤمنین علیه السلام و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حدیث ثقلین فرمودند: إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا (1).
و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله با این دو واقع می شود و پذیرش رسالت نیز با پذیرش هر دو مورد رضایت خدا قرار می گیرد.
2- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در غدیر فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ. (2)هر کس من مولای او هستم علی علیه السلام مولای اوست
و چون پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مولای جن و انس و ملائکه مقرب هستند، امير المؤمنين علیه السلام هم مولای همه هستند.
3- پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام پذیرش ولایت خداست
مَنْ وَالاَكُمْ فَقَدْ وَ الَى اَللَّهَ. (3) پس اگر خداوند از دینی راضی شده است که مؤمنین به آن دین، ولایت امیرالمؤمنین صلی الله علیه و آله را پذیرفته باشند، یعنی خداوند از دینی راضی شده که ولایت خداوند را پذیرفته باشد و در آیه ولايت إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اَللَّهُ وَرَسُولُهُ (4)خ-داون-د ولایت خود و رسولش و امیرالمؤمنین را در کنار هم بیان کرده است.
4- همان طور که اگر کسی ولایت الهی را نپذیرد از توحید بیرون رفته است، کسی که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را نپذیرد از توحید خارج شده است.
مَن جَحَدَكُم كَافِرٌ وَ مَنْ حَارَبَكُم مُشْرِكٌ. 5- حديث قدسى كَلِمَةً لاَ اِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ حَصْنَى... و حديث وَلاَيَةُ عَلِى بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي... نشان می دهد که توحید بدون ولایت امکان ندارد و خداوند زادگاه صاحب ولایت را در مرکز توحید، کعبه قرار داده است.
6- طبق آيه وَ ما كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبِينًا (1)هرگاه خدا و رسولش امری را حتمی کنند هیچ مرد و زن مؤمنی در برابرش اختیاری ندارند و اگر کسی نافرمانی خدا و رسول را نماید در گمراهی آشکاری قرار گرفته است.
بنابراین وقتی خدا و رسولش، حضرت علی علیه السلام را به عنوان ولی و خلیفه معرفی کرده اند، دیگر مردم در این زمینه اختیاری ندارند و اگر نپذیرند در گمراهی آشکار قرار گرفته اند.
7- فراز شريفه مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ (2)دلالت بر عصمت اميرالمؤمنین علیه السلام می کند چون پیامبر صلی الله علیه و آله مولای فرشتگان هستند و حضرت علی علیه السلام هم مولای آن ها است و فرشتگان معصومند لَا يَعْصُونَ اللهَ مَا أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ (3). پس مولای آن ها هم باید عصمتی بالاتر داشته باشد.
8- انتصاب و معرفی امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر با وجودی که تمام سران صحابه در آن مکان حضور داشتند نشان از افضلیت ایشان بر دیگر صحابه دارد.
9- این که پیامبر صلی الله علیه و آله در روز غدیر به همه امر فرمودند که طی سه روز غدیر با اميرالمؤمنین علیه السلام بیعت کنند و او را با لفظ امیرالمؤمنین خطاب کنند دلیل آن است که مولا به معنای امیر و سرپرست است.
10- اگر مولا به معنای دوست باشد نقض غرض می شود یعنی به جای این که فضیلتی برای امیرالمؤمنین باشد، نقصی برای امیرالمؤمنین اثبات می شود به این معنی: که ای علی! هر کس من دوست او هستم تو هم باید دوست او باشی! یعنی تکلیفی بر حضرت علی علیه السلام است نه این که فضیلتی برای حضرت علی علیه السلام باشد.
11- این که پیامبر صلی الله علیه و آله به تمام زنان امر کردند که با قرار دادن دست خود در
طشت آبی که طرف دیگر آن دست حضرت علی علیه السلام بود با ایشان بیعت کنند، دلیل بر آن است که زنان پیامبر نیز باید مطیع امیرالمؤمنین علیه السلام باشند و اگر یکی از آن ها به جنگ حضرت علی علیه السلام رفت مردم باید از حضرت علی علیه السلام تبعیّت کنند نه آن زن و آن زن بیعت خود را شکسته است و جزء محاربین قرار گرفته. مَنْ حَارَبَكُمْ فَقَدْ حَارَبَ اَللَّهَ.
12- پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ (1)تفسير «أنفسنا» در آیه مباهله است یعنی هر کسی که من مولای او هستم جان من هم (علی علیه السلام) مولای اوست.
13- در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: أَنَا وَ عَلَى أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ (2)یکی از تفاسیر آن را در غدیر فرمودند که یعنی مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ. (3)
به بیان دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: أَنَا وَعَلى مِن شَجَرَةٍ واحِدَةٍ (4)در غدير نيز تأکید کردند که آن شجره ای که تا کنون مولای شما بود همان شجره در آینده نیز مولای شما خواهد بود.
پیامبر صلی الله علیه و آله در بازگشت از حجّة البلاغ به امر الهی برای امامت امیرالمؤمنین از مردم بیعت گرفتند، و در خطبه ای اهل بیت علیهم السلام و امام زمان علیه السلام را معرّفی کردند و همه را موظّف به تبلیغ غدیر نمودند و نشان دادند که امامت انتصابی است نه انتخابی و همان گونه که خود، مولای ما سوى الله بودند، امیرالمؤمنین علیه السلام را مولای ما سوی الله نامیدند.
1- عبارت وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ اشاره به چه مطلبی دارد؟
2- به وسیله ی آیات و روایات غدیر حقّانیت تشیع را اثبات کنید.
3- آيه وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنِ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ (1)چگونه نفی انتخابی بودن امامت را اثبات می کند.
4 - با توجه به مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ (2)و کلمه «انفسنا» در آیه مباهله چه مطالبی استفاده می شود؟
5- آیه تبلیغ را کامل بیاورید و نحوه ی استدلال به آیه برای امامت را توضیح دهید؟
6- چرا آیه تبلیغ تنها دلالت بر امامت دارد و بر اصول و فروع دیگر دین دلالت ندارد؟
1- تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 98.
2- تفسیر فرات: ص 516.
3- بحار الانورا: ج 37، ص 152.
4- بصائر الدرجات، ص 97.
5- سنن ابن ماجه: ج 1، ص 45.
6- مسند احمد: ج 1، ص 84.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر خطبه ی مفصّلی ایراد فرمودند.
در ابتدا از خداشناسی و معارف توحیدی سخن راندند. از جمله فرمودند: هُوَ مُنْشِيءُ اَلشَّيْءِ حِينَ لاَ شَيْءَ؛ خدا از هیچ، همه چیز را پدید آورد.
جَلَّ أَنْ تُدْرِكَهُ اَلْأَبْصَارُ؛ او از آن برتر است که چشم ها او را ببینند. يُفقِرُ وَ يُغنى وَ يَضحَكُ وَ يُبْكى؛ او است که فقیر می کند و بی نیاز می کند و می خنداند و می گریاند. و سپس حمد الهی را به جای آورده و فرمود:
أَحْمَدُهُ فِي اَلسَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ؛ او را در سختی و آرامش، سپاس می گویم وَ اِقْرّ لَهُ عَلَى نَفْسِى بَا لَعُبُودِيٍۀ (1)؛ اقرار می کنم که من بنده ی خدا هستم.
«من می خواهم دستور خدا را اطاعت کنم که اگر ابلاغ نکنم مرا عذاب خواهد کرد. خداوند فرمود: يَا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ ابلاغ کن آن چه را در رابطه با علی علیه السلام به سوی تو نازل شده و جبرئیل سه مرتبه پیش من آمد و گفت: در این مکان به همه اعلام می کنم که علی بن ابی طالب علیهما السلام برادر من و خلیفۀ من و امام بعد از من هستند و مکان او نزد من مانند هارون علیه السلام نزد موسى علیه السلام است، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نخواهد آمد و قبلاً خداوند در آیه ولایت ایشان را که در حالت
1) احتجاج طبرسی: ج 1 ص 59.
رکوع زکات دادند به عنوان امام معرّفی کرده بود و من می دانم که مؤمنین در بین شما كم و تعداد منافقین بسیارند (ولی خداوند ضمانت کرده که آسیبی به من نرسد).
مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ، إِنَّ اَللَّهَ قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً اماماً مُفْتَرَضاً طَاعَتُهُ (1)؛ ای مردم خداوند حضرت علی علیه السلام را مولا و امام شما قرار داد و اطاعت او را بر همه واجب کرد. و فرمودند: مَلْعُونٌ مَنْ خَالَفَهُ؛ هر کس با ایشان مخالفت کند ملعون است.
ای مردم خداوند مولا و ولی شماست و پس از او رسول او محمّد صلی الله علیه و آله (این کسی که با شما سخن می گوید) مولای شماست و پس از من علی علیه السلام مولای شماست و پس از علی علیه السلام، فرزندان او امامان شما هستند.
ای مردم از علی روی بر مگردانید و از ولایتش سرپیچی نکنید او اولین کسی است که ایمان آورد و جانش را فدای رسول خدا کرد، او بعد از من امام شماست و اگر کسی ولایتش را نپذیرد هر چه قدر توبه کند خدا توبه اش را نمی پذیرد.
ای مردم کسی که در نبوت من شک کند، کافر است و اگر کسی بر این کلام من (امامت امیرالمؤمنین) شک کند، در همه ی کلام من شک کرده است و او اهل آتش است.
جانشینی علی علیه السلام هدیه ی خدا به من بود. علی علیه السلام پس از من بهترین انسان ها است به وسیله ما خداوند روزی را بر مردم نازل می کند، ملعون است ملعون است کسی که این سخن را نپذیرد.
جبرئیل از طرف خدا خبر آورد که هر کس ولایت علی علیه السلام را پذیرفت، نعمت من مستحق او باد.
ای مردم، مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ.
1) احتجاج طبرسی: ج 1 ص 59.
حضرت علی علیه السلام و اولاد معصومش از قرآن جدا نمی شوند و بدانید که لقب اميرالمؤمنین برای غیر حضرت علی علیه السلام جایز نیست.
سپس دست حضرت علی علیه السلام را بلند کرده و فرمودند: ای مردم! این علی، برادر من وصی و خلیفه من در امّت من است و به امر خدا با ناکثین و قاسطین و مارقين قتال خواهد کرد.
اَللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَلاَّهُ خدایا! ولی کسی باش که علی علیه السلام ولی اوست. اگر کسی علی و اولاد او را امام خود نداند تمام اعمال نیکش از بین خواهد رفت و همیشه در جهنّم خواهد بود.
ای مردم ذریه ی هر پیامبری از نسل خود اوست، و ذریه ی من از نسل امیرمؤمنان است. در بین شما دشمنان خدا وجود دارند، و بدانید فقط متّقين ولایت او را می پذیرند. ای مردم، نور خدا در من قرار دارد و پس از من در حضرت علی علیه السلام و پس از او در ذریّه ی او تا قائم ما، حضرت مهدی علیه السلام.
پس از من کسانی خود را به عنوان امام معرّفی می کنند که مردم را به سمت آتش دعوت می کنند. من و خدا از آن ها بیزار هستیم. بدانید که آن ها و یارانشان و اتباعشان و پیروانشان در قعر جهنّم قرار دارند. إنَّهُم وَ انِصارَهُم وَ اتِّباعَهُم وَ اشياعَهُم فِي اَلدَّرْكِ اَلاِسْفَلِ مِنَ اَلنَّارِ (1).
ای مردم! من امر امامت را در نسل خود به صورت وراثت قرار دادم! تا روز قیامت.
فَليَبغِ الحاضِرُ الغائِبَ وَ والِدُ الوَلَدِ الى يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ. (2) پس باید پیام امروز مرا حاضران به غائبان از نسل امروز به نسل های آینده و پدران برای فرزندان نسل به نسل تا روز قیامت برسانند. أَلاَ لَعَنَ اَللَّهُ اَلْغَاصِبِينَ
وَ المُغتَصِبينَ. من و علی علیه السلام و ائمه بعد از علی از نسل او صراط الله المستقيم هستیم. و حزب او حزب خدا است.
ای مردم! بدانید خاتم ائمه، حضرت مهدی علیه السلام این است که قیام خواهد کرد و از ظالمين انتقام خواهد گرفت. او وارث تمام علوم است و خداوند کارها را به وسیله او برتری داده است و پس از او حجّتی وجود ندارد.
ای مردم بعد از بیان خطبه، شما را دعوت می کنم که با علی علیه السلام بیعت کنید.
بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی علیه السلام با من بیعت کرده است و شما باید به امر خدا با او بیعت کنید.
و فرمودند: به من امر شده است که از شما برای حضرت علی علیه السلام و ائمه بعد از حضرت علی از جمله حضرت مهدی علیه السلام در این مکان بیعت بگیرم. ای مردم، با علی و حسن و حسین و ائمه علیهم السلام بیعت کنید.
مَعَاشِرَ النَّاسِ، قُولُوا مَا يَرْضَى اَللَّهُ بِهِ عَنْكُمْ مِنَ الْقَوْلِ فَاِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِي اَلاَرْضِ جَمِيعاً... فَلَنْ يَضُرَّ اَللَّهَ شَيْئاً. (1)
پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه ی غدیر به روشنی برای امامت امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و اولاد معصومین شان علیهم السلام و مخصوصاً برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه با دست و زبان بیعت گرفتند و فرمودند: هر کسی ولایتشان را نپذیرد هر قدر هم از گناهانش توبه کند، گناهانش بخشیده نخواهد شد. و اگر کسی در این امر شک کند از اهل آتش است و فرمودند: این مطلب را حاضران به غائبان و پدران به فرزندان (هر نسلی به نسل بعد) واجب است که برساند و فرمودند: کسانی که بعد
1) احتجاج طبرسی: ج 1 ص 62.
از من خود را به جای علی علیه السلام خلیفه معرفی کنند خودشان و یارانشان و پیروانشان در بدترین قسمت جهنّم هستند.
1- آیا پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه ی غدیر فقط برای حضرت علی علیه السلام بيعت گرفتند؟ توضیح دهید.
2- کسانی که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را نپذیرند در قیامت چه جایگاهی خواهند داشت؟
3- شک کنندگان در نبوّت و شک کنندگان در ولایت امیرالمؤمنین چه حکمی دارند؟
4- چهار فضیلت از فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام را به وسیله ی خطبه ی غدیر بیان کنید.
1- الغدیر، ج 1، ص 145.
2- احتجاج، ج 1، ص 65.
3- اقبال: ص 454.
4- قسمتی از خطبه در کتاب مسند احمد و مسند ترمذی و سنن نسایی و تاریخ بغداد و تفسیر طبری و غیره آورده شده است.
با انتصاب الهی امیرالمؤمنین علی علیه السلام در روز 18 ذی الحجه به امامت، رسول خدا صلی الله علیه و آله خطبه ای مفصل ایراد نموده و استمرار خط امامت از غدیر تا ظهور را ترسیم نموده و خواستار بیعت، تبعیت و پیروی عموم مسلمین از این صراط مستقیم الهی شدند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ فَاتَّقُوا اللهَ وَ بَايِعُوا عَلِيّاً أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ علیهم السلام كَلِمَةٌ طَيِّبَةً بَاقِيَةً... ای گروه مردمان! از خدا بترسید و با تقوا باشید و با علی به عنوان امیرالمؤمنین و امام حسن و حسین و دیگر ائمه اطهار علیهم السلام که کلام پاک و پایدار خدایند بیعت کنید.
آن گاه عاقبت بیعت کنندگان و پیمان شکنان را مطرح نموده و فرمودند:
يُهْلِكُ اللهُ مَنْ غَدَرَ وَ يَرْحَمُ اللَّهُ مَنْ وَ فَى فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ (1) هر آن که در این بیعت نیرنگ و خیانت کند خداوند او را نابود سازد و هرکه در عهد خود استقامت نماید مشمول رحمت الهی باشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه بلیغ و شیوای غدیر نام دو امام را به صورت تفصیل با معرفی شخصیت، ویژگی ها و صفات نام بردند:
1) احتجاج طبرسی، ج 1، ص 66.
سيد الوصيين اميرالمؤمنين على علیه السلام
خاتم الاوصياء حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف
رسول خدا صلی الله علیه و آله با معرفی شخصیت بی نظیر علی بن ابی طالب علیهما السلام به عنوان خلیفه بلافصل و جانشین حقیقی خاتم الانبیاء از یک سو و نشان دادن خط سیر امامت تا افق مهدویت با معرفی خاتم الاوصياء عجل الله تعالى فرجه الشریف از دیگر سو خط امامت را از ابتدا تا انتها ترسیم نمودند.
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّى نَبِى وَ عَلِى وَصِيَّى أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدَّين أَلا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِينَ أَلَا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَ هَادِمُهَا أَلَا إِنَّهُ قَاتِلُ كُلَّ قَبِيلَةٍ مِنْ أَهْل الشَّرْكِ أَلا إِنَّهُ مُدْرِكٌ بِكُلَّ ثَارِ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ أَلَا إِنَّهُ النَّاصِرُ لِدِينِ اللَّهِ أَلَا إِنَّهُ الْغَرَّافُ فِي بَحْرِ عَمِيقٍ أَلَا إِنَّهُ يَسِمُ كُلَّ ذِي فَضْلِ بِفَضْلِهِ وَ كُلَّ ذِى جَهْلِ بِجَهْلِهِ أَلَا إِنَّهُ خِيَرَةُ اللَّهِ وَ مُخْتَارُهُ أَلَا إِنَّهُ وَارِثُ كُلَّ عِلْمٍ وَ الْمُحِيطُ بِهِ أَلا إِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ الْمُنَبَّهُ بِأَمْرِ إِيمَانِهِ أَلَا إِنَّهُ الرَّشِيدُ السَّدِيدُ أَلَا إِنَّهُ الْمُفَوَّضُ إِلَيْهِ أَلَا إِنَّهُ قَدْ بُشَّرَ بِهِ مَنْ سَلَفَ بَيْنَ يَدَيْهِ - أَلَا إِنَّهُ الْبَاقِي حُجَّةً وَ لَا حُجَّةَ بَعْدَهُ وَ لَا حَقَّ إِلَّا مَعَهُ وَ لَا نُورَ إِلَّا عِنْدَهُ أَلَا إِنَّهُ لَا غَالِبَ لَهُ وَ لَا مَنْصُورَ عَلَيْهِ أَلَا وَ إِنَّهُ وَلِيُّ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ وَ حَكَمُهُ فِي خَلْقِهِ وَ أَمِينُهُ فِي سِرَّهِ وَ عَلَانِيَتِه. (1) ای مردم! من پیامبر خدا و على وصی من است.
بدانید و آگاه باشید! آخرین امام از خاندان ما همان «قائم مهدی» است.
بدانید و آگاه باشید! او یاور دین خداست.
بدانید و آگاه باشید! او انتقام گیرنده از ستمکاران است.
بدانید و آگاه باشید! او گشاینده دژهای استوار و ویران گر قلعه های مستحکم است.
1) احتجاج على أهل اللجاج، للطبرسي: ج 1؛ ص 63.
بدانید و آگاه باشید! او نابودگر تمام مشرکین است.
بدانید و آگاه باشید! او منتقم خون های به ناحق ریخته شده اولیاء خداست.
بدانید و آگاه باشید! او پشتیبان دین خداست.
بدانید و آگاه باشید! او کشتیبان اقیانوس بی پایان علوم و معارف است.
بدانید و آگاه باشید! او نمایانگر هر شخصیت ارجمند است به برتری اش و هر نادن به ناخردی اش.
بدانید و آگاه باشید! او برگزیده خداست.
بدانید و آگاه باشید! او وارث همه دانش هاست و احاطه به همه آن ها دارد.
بدانید و آگاه باشید! او خبر دهنده از خدای عزوجل و مراتب ایمان به اوست.
بدانید و آگاه باشید! او رشید و استوار است.
بدانید و آگاه باشید! که امر دین و دنیا به او واگذار شده است.
بدانید و آگاه باشید! گذشتگان به ظهور وی مژده و بشارت داده اند.
بدانید و آگاه باشید! او حجت پایدار خداست و پس از او حجت دیگری نیست و حق در مدار او و همراه اوست و نور و روشنایی در کنار اوست.
بدانید و آگاه باشید! هرگز کسی بر او پیروز نمی شود و کسی را در برابر او نتوان یاری نمود.
بدانید و آگاه باشید! او ولی خدا در گستره زمین و فرمانروای او در میان آفریدگانش و امین او در نهان و آشکار است...
آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله در فرازهای پایانی خطبه بلیغ و شیوای غدیر به مسئله مهم مهدویت اشاره نموده و بار دیگر مسلمین را متوجه خط سیر امامت از وصایت تا مهدویت و بیعت با این شجره طیبه نمودند:
...فَأُمِرْتُ أَنْ أَخَذَ الْبَيْعَةَ مِنْكُمْ وَ الصَّفْقَةَ لَكُمْ بِقَبُولِ مَا جِئْتُ بِهِ عَنِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِي عَلِى أَمِيرِالْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِهِ الَّذِينَ هُمْ مِنَّى وَ مِنْهُ أَئِمَّة قَائِمَة مِنْهُمُ
الْمَهْدِيُّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ الَّذِي يَقْضِي بِالْحَقَّ... بدانید که من مأمورم از شما بیعت گرفته و دست بیعت کننده شما را بفشارم تا آن چه از سوی خدا درباره امیرمؤمنان علی و امامان پس از علیهم السلام که از نسل من و نسل او هستند بپذیرید. همان امامانی که قیام کننده آنان مهدی است که دولت او تا قیامت به حق داوری کند.
...مَعَاشِرَ النَّاسِ الْقُرْآنُ يُعَرَّفُكُمْ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ بَعْدِهِ وَلْدُهُ وَ عَرَّفْتُكُمْ أَنَّهُ مِنَّي وَ أَنَا مِنْهُ حَيْثُ يَقُولُ اللهُ فِي كِتَابِهِ وَ جَعَلَهَا كَلِمَةٌ باقِيَةً فِى عَقِيهِ (1وَ قُلْتُ لَنْ تَضِلُّوا مَا إِنْ تَمَسَّكُتُمْ بِهِمَا...) ای مردم! قرآن پیشوایان پس از علی بن ابی طالب علیهما السلام که از فرزندان او هستند به شما معرفی می کند و من نیز آنان را به شما معرفی نمودم که آنان از من و من نیز از آنان هستم و خدا درباره آنان چنین گفته است: «و خدای تعالی امامت را کلامی پایدار در نسل او قرار داده است» و من نیز به شما گفتم که اگر به آنان پناهنده شوید هرگز گمراه نشوید.
مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصَافِقُونِي بِكَفْ وَاحِدَةٍ وَ قَدْ أَمَرَنِيَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ َأخُذَ مِنْ أَلْسِنَتِكُمُ الْإِقْرَارَ بِمَا عَقَدْتُ لِعَلِى مِنْ اِمْرَةِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ جَاءَ بَعْدَهُ مِنَ الْأَئِمَّةِ مِنَّى وَ مِنْهُ عَلَى مَا أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرَّيَّتِي مِنْ صُلْبِهِ فَقُولُوا بِأَجْمَعِكُمْ إِنَّا سَامِعُونَ مُطِيعُونَ رَاضُونَ مُنْقَادُونَ لِمَا بَلَّغْتَ عَنْ رَبَّنَا وَ رَبَّكَ فِي أَمْرِ عَلِى وَ أَمْرِ وُلْدِهِ مِنْ صُلْبِهِ مِنَ الْأَئِمَّةِ تُبَايِعُكَ عَلَى ذَلِكَ بِقُلُوبِنَا وَ أَنْفُسِنَا وَ أَلْسِنَتِنَا وَ أَيْدِينَا عَلَى ذَلِكَ نَحْيَا وَ نَمُوتُ وَ تُبْعَثُ وَ لَا نُغَيَّرُ وَ لَا نُبَدَّلُ وَ لَا تَشُكُّ وَ لَا تَرْتَابُ وَ لَا نَرْجِعُ عَنْ عَهْدِ وَ لَا نَنْقُضُ الْمِيثَاقَ نُطِيعُ اللهَ وَ نُطِيعُكَ وَ عَلِيّاً أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ وُلدَهُ الْأَئِمَّةَ الَّذِينَ ذَكَرْتَهُمْ مِنْ ذُرَّيَّتِكَ مِنْ صُلْبِهِ بَعْدَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ قُولُوا
1) سوره زخرف، آیه 28.
أَطَعْنَا اللَّهَ بِذَلِكَ وَ إِيَّاكَ وَ عَلِيّاً وَ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ وَ الْأَئِمَّةَ الَّذِينَ ذَكَرْتَ عَهْداً و مِيثَاقاً... (1) ای مردم! جمعیت شما بیش از آن است که بتوانید به یکباره و با یک دست با من بیعت کنید و پیمان ببندید ولی خدای عزوجل به من فرمان داده تا از زبان شما اقرار بگیرم و با زبان خود بیعت کنید به آن چه که در مورد علی علیه السلام و کسانی که بعد از او خواهند آمد آن امامانی که از نسل من و او هستند و من شما را آگاه ساخته بودم که فرزندان من از نسل او هستند و از شما در مورد آنان پیمان گرفتم. پس همگی به یک صدا بگویید: شنیدیم آن چه را که از جانب خدای خود و رب ما درباره ولایت و امامت علی علیه السلام و امامانی که از نسل او هستند ابلاغ نمودی و به آن راضی و خشنود هستیم و در برابر آن فرمانبرداریم. اکنون با دل و جان و زبان و دستمان با تو بر قبولی ولایت بیعت می کنیم و با تو پیمان می بندیم که با این اعتقاد زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا زمانی که سر از خاک بر می داریم به آن پای بند بوده و هرگز در آن تغییر ندهیم و در آن تردید و شک راه ندهیم و از عهد خود با تو برنگردیم و پیمان نشکنیم و از خدا و رسولش و امیرمؤمنان و فرزندانش همان پیشوایانی که نام بردی که از نسل تو و نسل او بعد از حسن و حسین علیهما هستند اطاعت می کنیم. هم چنین بگویید: در این امر از خدا و تو ای پیامبر و از علی و حسن و حسین و امامانی که نام بردی به خوبی اطاعت می کنیم.
1) احتجاج على أهل اللجاج، للطبرسي: ج 1، ص 66، فرازهای پایانی خطبه رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر.
مطرح نمودن آخرین وصی در روز اعلام رسمی اولین وصی توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله تأکیدی بر حدیث اِثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفُهُ است. (1)
اعتقاد به اولین وصی تا آخرین وصی از ضروریات مکتب اهل بیت علیهم السلام و شیعه اثنی عشری می باشد و انکار یک امام همانند انکار دیگر امامان و انکار ائمه اطهار علیهم السلام انکار رسول خدا صلی الله علیه و آله است. بنابراین بطلان مذاهب غیر دوازده امامی ثابت می شود.
نام و یاد و بیعت با حضرت ولی الله الاعظم از آداب عید غدیر خم و همانند یاد نمودن و بیعت با امیرالمؤمنین علیه السلام در روز غدیر است.
اطاعت و پیروی از حضرت مهدی علیه السلام در ردیف اطاعت و پیروی از سایر ائمه تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و در ردیف اطاعت از خداوند متعال است همان گونه که در فراز پایانی خطبه غدیر به آن اشاره شده است:
مَعَاشِرَ النَّاسِ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ عَلِيّاً وَ الْأَئِمَّةَ الَّذِينَ ذَكَرْتُهُمْ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيما. (2) ای مردم هرکس از خدا و پیامبرش و امامانی که یاد نمودم اطاعت کند به رستگاری و پیروزی عظیمی دست یافته است.
و این همان تفسیر آیه «اولی الامر» است که خدای منان فرمود: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنْكُم (3)
1) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: الائِمَّةُ بَعْدِي اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ فَهُمْ خُلَفَائِي وَ أَوْصِيَائِي وَ أَوْلِيَائِي وَ حُجَجُ اللَّهِ عَلَى أُمَّتِي بَعْدِى الْمُقِرُّ بِهِمْ مُؤْمِنُ وَ الْمُنْكِرُ لَهُمْ كَافِرُ. امامان پس از من 12 نفر می باشند که اولین آنان علی بن ابی طالب علیه السلام و آخرین ایشان حضرت قائم علیه السلام هستند و آنان وصى و اولياء من و حجت خدا بر امت من پس از من می باشند کسی که به امامت ایشان اقرار کند مؤمن و هر که منکر ایشان شود کافر است. من لا يحضره الفقيه؛ ج 4؛ ص 180.
2) احتجاج على أهل اللجاج، للطبرسي: ج 1، ص 66.
3) سوره نساء، آیه 59.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطابه غدیر از کدام یک از امامان علیهم السلام به صورت مفصل سخن گفتند؟ چرا؟
پنج ویژگی خاص و صفات مهم حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف در خطبه غدیر چیست؟
قرآن کریم با چه عبارتی 12 امام معصوم علیهم السلام را معرفی نموده است؟
چرا رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز غدیر برای 12 امام بیعت گرفتند و بر آن تأکید کردند؟
انتصابی بودن امامت، از نسل پیامبر بودن و استمرار امامت هر کدام از چه جمله ای از قرآن استفاده می شود؟
1- احتجاج، ج 1 ص 63.
1) سوره زخرف، آیه 28.
درس شانزدهم: آغاز خلافت ظاهری امیر المؤمنين علیه السلام، عيد اديان و بعضی از آداب غدیر
تقدیر خداوند بر آن قرار گرفت که پس از 25 سال خانه نشینی حضرت علی علیه السلام با کشته شدن عثمان در روز غدیر مردم در اطراف خانه حضرت علی علیه السلام جمع شوند و با اصرار فراوان از ایشان بخواهند تا خلافت را بر عهده گیرند.
امیرمؤمنان از ایام خانه نشینی این گونه تعبیر نموده اند: صَبَرْتَ وَ فِيَّ اَلْعَيْنِ قَذَا وَ فِيُّ اَلْحَلْقُ شَجِيٌ (1)؛ «صبر کردم در حالی که خار در چشم و استخوان در گلویم بود».
يعنى لحظه لحظه ی آن برای من سخت ترین شکنجه ها را داشت و می دانیم معصوم علیهم السلام غلو نمی کند بلکه مطابق واقع سخن می گوید.
در روایات، عید غدیر به عنوان «عيد الله الاكبر» (2)یعنی بزرگ ترین عید خدا معرفی شده است. (3)و در روایات هست که تمام انبیاء علیهم السلام در 18 ذی الحجه وصی خود را معرفّی می کردند و انتخاب این تاریخ یک امر الهی است پس عید غدیر فقط یک عید اسلامی نیست بلکه یک عید جهانی و عید ادیان است و همه باید آن را جشن بگیرند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: عید غدیر بالاترین عیدهای امت من است (4).
امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند هیچ پیامبری را نفرستاد مگر این که این روز را عید گرفته و حرمت آن را نگه داشته است.
امام رضا علیه السلام فرمودند: روز غدیر روز عید اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله است هر کس این روز را عید بگیرد خداوند مالش را زیاد کند. در این روز حضرت موسی، هارون را به عنوان شریک در رسالت برگزید. (1)در این روز حضرت عیسی جانشینی حضرت شمعون را اعلام کرد. (2)در این روز حضرت موسی، یوشع بن نون را به عنوان وصی خود تعیین نمود. (3)در این روز حضرت سلیمان، عاصف بن برخیا را وصی خود قرار داد. (4)در این روز توبه ی آدم پذیرفته شد و در این روز آتش بر حضرت ابراهیم سرد شد و در این روز حضرت موسی بر سحره ی فرعون پیروز شد. (5)و پیامبر در این روز در میان اصحاب خود عقد اخوت بست.
نماز روز عید غدیر.
غسل.
روزه گرفتن.
عقد اخوت.
زیارت امیرالمؤمنین.
ششم: تبریک گفتن.
اطعام مؤمنين.
هشتم هدیه دادن.
به زیارت مؤمنین رفتن.
دهم پوشیدن لباس نو.
صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهم السلام.
یکی از اعمالی که باید در این عید احیا شود، نماز عید غدیر است و شایسته است همان گونه که مؤمنین نماز عید فطر و قربان را به جا می آورند نماز عید غدیر را اقامه کنند و یکی از مهم ترین سنت هایی که لازم است احیاء شود، سنت اطعام روز غدیر است که در روایات آمده است: هرکس یک نفر را در این روز اطعام کند، تمام انبیاء و اولیاء را اطعام نموده است.
1- با این که اکثر مسلمانان بیعت غدیر را زیر پا گذاشتند و از تبعیت امیرمؤمنان خودداری کردند، 25 سال بعد مجددا در همین روز خاضعانه با آن حضرت بیعت کردند. يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ يَأْبَى اللهُ إِلاَّ أَنْ يُتِمَّ نُّورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ (1)عدّه ای می خواهند نور خدا را با دهان خودشان خاموش کنند ولی خداوند نورش را به نهایت خواهد رساند.
2- این که تمام انبیا در روز عید غدیر، پیامبر بعد از خود را معرفی می کردند و پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله هم فرمودند حضرت علی علیه السلام برای من مانند هارون برای موسی است دلالت می کند که امیرالمؤمنین تمام شئون پیامبری را دارند ولی نباید ایشان را پیامبر خطاب کرد، چرا که پس از ختم نبوت دیگر نیازی به پیامبر نیست.
3- اگر عید غدیر نزد خدا و اهل بیت علیهم السلام برترین اعیاد است مسلمانان نیز موظف هستند عید غدیر را باشکوه تر از همه ی اعیاد برگزار کنند و به آن اهمیت دهند.
4- چون قرآن و اهل بیت علیهم السلام از هم جدا نمی شوند پس عید غدیر عید قرآن هم هست لَنْ يَفْتَرِقَا و ماه مبارک رمضان بهار ولایت نیز هست.
5- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آن زمان در روز غدیر برای امامت امام زمان علیه السلام از مردم بیعت گرفتند، پس سزاوار است مطابق سنت پیامبر صلی الله علیه و آله ما نیز در عید غدیر با امام زمان عجل الله تعالی فرجه بیعت جمعی کنیم.
6- پیامبر صلی الله علیه و آله در خطبه ی غدیر مکرّراً از دشمنان حضرت علی علیه السلام بیزاری جسته و آن ها را مستحق لعن دانستند ما نیز باید این روز را روز اعلام برائت بشماریم و تولی و تبری را در آن با هم نهادینه کنیم.
1) سوره توبه: 32.
برای خلافت واقعی حضرت علی علیه السلام در روز غدیر بیعت گرفته شد و مردم پس از بیست و پنج سال خانه نشینی در روز غدیر با اصرار خلافت را به ایشان سپردند. این روز عید همه ی انبیا است و انبیاء در این روز خلیفه ی خود را معرّفی می کردند و وظیفه ی مؤمنین است که غدیر را از همه ی اعیاد با شکوه تر برگزار کنند و دادن هدیه و زیارت یکدیگر و اطعام و... را در آن روز احیاء کنند و این روز را روز ولایت و امامت و در عین حال برائت از دشمنان قرار دهند.
1- پس از بیست و پنج سال مردم در چه روزی خلافت را به امیرالمؤمنین علیه السلام سپردند؟
2- عيد الله الاکبر چه روزی است و چرا به این لفظ نامیده شده است؟
3- پیامبران در چه روزی وصی خود را معرّفی می کردند؟ 4 مورد را نام ببرید.
4- چهار نمونه از مستحبّات عید غدیر را نام ببرید.
1- تهذيب الاحكام: ج 3، ص 143.
2- العدد القوية: ص 166.
3- مصباح کفعمی: ج 2، ص 661.
4- بحار الانوار: ج 31 ص 493.
5- تاريخ الخلفاء: ص 162.
6- مستدرک حاکم: ج 3، ص 196.
داستان حضرت موسی و هارون علیهما السلام در قرآن کریم مکرّراً به صورت گسترده بیان شده است و تمام زوایای این داستان را خداوند متعال بیان کرده است که در حقیقت بیان فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام است چرا که پیامبر صلی الله علیه و آله هارون و موسی را به خود و حضرت علی علیه السلام تشبیه کرده است و حتّی در روایتی فرمودند: هر اتّفاقی در قوم بنی اسرائیل افتاده باشد در امّت من نیز اتّفاق خواهد افتاد. (1)
و از جمله این تشابهات جایگاه حضرت هارون علیه السلام نسبت به حضرت موسی علیه السلام است که به حدیث منزلت معروف است.
یکی از مناسبت هایی که پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در آن حدیث منزلت را بیان فرمودند هنگامی بود که لشکر اسلام از مدینه به سمت تبوک حرکت می کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را به عنوان جانشین در مدینه قرار داد و منافقین شروع به شایعه پراکنی کردند که پیامبر صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را دوست نداشته و ب-ا خ-ود نبرده است.
حضرت علی علیه السلام خود را به پیامبر صلی الله علیه و آله رساند و این شایعه منافقین را برای ایشان مطرح نمودند و پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
ای علی، تو برای من مانند هارون برای موسی هستی. (2)
و پیامبر صلی الله علیه و آله در کلامی فرمودند:
فَإِنَّهُ مِنِّي وَ أنَا مِنْهُ وَ هُوَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِن مُوسَى الا أنَّهُ لا نَبِيَّ بِعْدَى. (3)
و در خطبه ی غدیر نیز پیامبر صلی الله علیه و آله این حدیث را تکرار نموده و این گونه فرمودند:
إنَّ عَلِيَّ بنَ أبي طَالِبٍ اخى وَ وَصِيّ وَ امّامَ مِن بَعْدِي الَّذي مَحَلُّهُ مِنِّي محَل هارُونَ مِنْ مُوسَى اِلاّ أنَّهُ لا نَبِيَّ بَعدي وَ هُوَ وَلِيُّكُم مِن بَعدِ اللَّهِ وَ رَسُولُهُ. (1) به درستی که حضرت على علیه السلام برادر و وصی و جانشین من است او بعد از من امام شماست و جایگاه او نسبت به من مانند جایگاه هارون نسبت به موسی است ولی بعد از من پیامبری نخواهد آمد و بعد از خدا و رسول خدا او مولای شماست.
شباهت های حضرت علی علیه السلام و حضرت هارون علیه السلام
1- امکان انکار آن از سوی مخالفان؛ با غیبت چهل روزه ی حضرت موسی مردم مرتد شدند و گوساله پرست شدند و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله هم ارْتَدَّ النَّاسُ اِلاّ ثَلاَثَةٌ. (2)
2- نص بر خلافت وَ قَالَ مُوسى لِأَخيهِ هَارُونَ اخْلُفْني في قَوْمِي (3)
حضرت موسی به جانشینی برادرش حضرت هارون تصریح کرد. پیامبر صلی الله علیه و آله هم در غدیر فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ
3- حضرت هارون وزیر حضرت موسی است وَ اجْعَلْ لي وَزِيرًا مِنْ أَهْلي * هارُونَ أَخي (4)حضرت علی علیه السلام نیز مقام وزارت را دارند. وزیر به کسی گفته می شود که در نبود امیر تمام مسؤلیت های او را متّصدی شود.
4- هارون برادر موسی است هارُونَ أَخي و پیامبر صلی الله علیه و آله هم در روزی که پیمان برادری بین اصحاب می بستند بین خود و حضرت علی علیه السلام عقد برادری
برقرار کردند و فرمودند: يَا عَلِيُّ أَنتَ أَخِي فِي الدُّنيا وَ الآخِرَةِ. (1)
5- در این روایت تمام منزلت های پیامبر برای حضرت علی علیه السلام اثبات شده است، غیر از نامیدن حضرت علی علیه السلام به عنوان پیامبری. پس همان گونه که پیامبر معصوم می باشند، (حضرت هارون نیز معصوم است) حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام هم مقام عصمت دارند.
6- در ابتدا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: إِنَّهُ مِنِّي وَ أنَا مِنهُ (2)و اين تفسير همان عبارت «انفسنا» در آیه مباهله است که آن ها دو وجود مقدس و یک گوهر هستند عبارت إِنَّهُ مِنِّي وَ أنَا مِنهُ همان أَنَا وَ عَلِيٌ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٌ (3)می باشد.
7- همان گونه که هارون فرمود: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كَادُوا يَقْتُلُونَني (4)«این قوم مرا به استضعاف کشاندن و نزدیک بود مرا بکشند» حضرت علی علیه السلام نیز بعد از جریان سقیفه همین آیه را نسبت به خود قرائت فرمودند.
8- همان گونه که حضرت هارون برای حفظ دین نوپای حضرت موسی علیه السلام و گوساله پرستی بنی اسرائیل شمشیر نکشید و فرمود: إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَمْ تَرْقُبْ قَوْلي (5)حضرت علی علیه السلام هم برای جلوگیری از اختلاف در امت نوپای اسلام شمشیر نکشید.
9- همان گونه که حضرت هارون می فرمود: فَاتَّبِعُوني وَ أَطِيعُوا أَمْري (6)حضرت علی علیه السلام نیز به هنگام غصب خلافت به مردم می فرمودند: «از من اطاعت کنید و یاری ام کنید و حتی حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام را به در خانه ی مهاجر و انصار برده و یاری می طلبیدند.
10- همان گونه که حضرت موسی به هارون فرمود: وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ (1)وقتی در شورای شش نفره با حضرت علی علیه السلام شرط کردند که طبق دستور خدا و سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و روش دو خلیفه قبلی حکومت کن. آن حضرت فرمودند: طبق روش خدا و سنت پیامبر و اجتهاد خودم عمل می کنم و بیعت مفسدین را نپذیرفتند.
11- همان گونه که مردم در زمان هارون به گوساله ی سامری امتحان شدند در روایت وارد شده است: إنَّهُ سَامِرِى هذِهِ الأُمَّةِ وَ إنَّ صَاحِبُهُ عَجِّلَهَا (2).
12- همان گونه که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: جایگاه حضرت علی علیه السلام جایگاه حضرت هارون علیه السلام است پس جنگ با حضرت علی علیه السلام جنگ با پیامبران است.
13- همان گونه که محبّت هارون و سامری و گوساله او در یک دل جمع نمی شود محبّت حضرت علی علیه السلام و دشمنان او در یک دل جمع نمی شود.
14- همان گونه که بنی اسرائیل با رها کردن حضرت هارون، گوساله پرست و مردتد شدند (ولو حضرت موسی را به ظاهر قبول داشتند)، رها کردن حضرت على علیه السلام (ولو به ظاهر پیامبر را قبول داشته باشند) ارتداد است.
15- بر کسانی که حضرت هارون را رها کرده و گوساله پرستی را پذیرفتند، غضب خداوند واقع شد و ذّلت در حیات دنیا را پذیرفتند. إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيا (3)کسانی هم که حضرت على علیه السلام را رها کردند همان سرنوشت را خواهند داشت.
16- حضرت هارون سه پسر داشت شَبَر شُبَيْر شُبّر، حضرت علی علیه السلام هم سه فرزند داشت: حسن و حسین و محسن علیهم السلام.
17- با وجود هارون پیروی از سامری حتی اگر هم بتواند کار خارق العاده ای
انجام دهد، بیرون رفتن از توحید است، با وجود حضرت علی علیه السلام نیز پیروی از دیگران بیرون رفتن از توحید است.
18- تقدیم مفضول بر افضل از طرف حکیم قبیح است و انتخاب هارون در زمان حضرت موسی نشان می دهد که هارون بعد از حضرت موسی از همه افضل است و گرنه پیامبر معصوم او را بر فاضل مقدّم نمی کرد و حدیث منزلت دال بر آن است که افضل بشر بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، حضرت علی علیه السلام است.
19- همان گونه که شراکت هارون با موسی علیهما السلام و انتخاب هارون در نبوت از طرف خداست، انتخاب امیرالمؤمنین علیه السلام هم از طرف خداست.
20- كلمه وَ أَشْرِكْهُ فى أَمْرى (1)نشان می دهد که هارون شریک در رسالت است و حدیث منزلت می رساند که امیرمؤمنان علیه السلام شریک رسالت پیامبر می باشد.
21- وقتی سحره ی فرعون مغلوب شدند و خواستند توبه کنند، گفتند: آمَنًا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ * رَبِّ مُوسى وَ هَارُونَ (2)با این که می توانستند بگویند: آمَنَّا بِهِ رَبُّ مُوسي و می دانیم هیچ کلمه ای در قرآن بدون حکمت نیست و کلمه ی هارون در این آیه به این معنا است که مسلمانان هم می توانند بگویند به خدای علی علیه السلام و محمّد صلی الله علیه و آله ایمان آوردیم و در غیر این صورت ایمان نیاورده اند.
داستان حضرت موسی و هارون در قرآن کریم مکرّراً و با گستردگی بیان شده است که در حقیقت بیان جایگاه امیرالمؤمنین است و پیامبر با حدیث منزلت که متّفق بین شیعه و سنی است تمام مناصب هارون (غیر از پیامبری) را برای حضرت علی علیه السلام اثبات نمودند که شامل: خلافت، وزارت، اخوت، وصایت و... است.
1- حدیث منزلت چیست؟ روایت آن را کامل بنویسد.
2- با استفاده از آن چهار منصب از مناصب هارون را نام ببرید؟
3- کسانی که هارون را نپذیرفتند چه سرنوشتی داشتند؟
4- چهار شباهت از شباهت های حضرت علی علیه السلام و حضرت هارون علیه السلام را بنویسید.
1- کافی: ج 1 ص 293.
2- المستدرك على الصحيحين: ج 3، ص 14.
3- بحار الانوار: ج 4، ص 165.
4- المستدرك للحاكم: ج 3، ص 133.
5- احتجاج: ج 1، ص 73.
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعِ (1) پس از مراسم بیعت گرفتن از مردم برای امیرالمؤمنین علیه السلام باز هم پیامبر صلی الله علیه و آله فضائل امیرالمؤمنین را بیان می فرمودند تا این که بعضی از منافقین بر آشفته شدند در این میان حارث بن نعمان فهری شروع کرد با پیامبر درشتی کردن و گفت: وقتی تو رسول الله باشی، و علی جانشین تو و فاطمه دختر تو بهترین زنان عالم و حسن و حسین سید جوانان اهل قریش، پس برای قریش چیزی باقی نگذاشته ای؟!
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: این کار را خدا کرده نه من.
حارث دوبار گفت: گفتی لا اله الا الله بگو، گفتیم. از ما خواستی پیامبریت را بپذیریم، با اکراه پذیرفتیم، گفتی نماز روزه، حج زکات را بجا آوریم انجام دادیم، حال اکتفا نکردی و پسر عمویت را بر گردن ما سوار کردی؟ آیا این از طرف خودت بود یا از طرف خدا؟ و حال آن که امر را از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله هم بود مانعی نداشت، زیرا که خداوند می فرماید: مَا يَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوَى اَنْ هُوَ إِلاَّ وَحَى يُوحَى
پیامبر صلی الله علیه و آله قسم خوردند و فرمودند: همه ی این ها از طرف خداست. او هم سخنان کفرآمیزی گفت. پیامبر صلی الله علیه و آله او را به تقوا و توبه دعوت کردند، ولی حارث سر را به سوی آسمان بلند کرد و گفت: خدایا اگر محمّد راست می گوید، سنگی بر
1) سوره معارج: 1.
ما ببار و اگر دروغ می گوید عذابی بر او نازل کن.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: یا توبه کن یا از پیش ما برو.
گفت: راه سوم هم این است که در امر خلافت برای قریش نصیبی قرار بدهی.
پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: این کار دست من نیست.
حارث هم گفت: توبه نمی کنم، ولی از حضور تو می روم. حارث برخاست و رفت، وقتی از پیامبر دور شد، پرنده ای در آسمان ظاهر شد و سنگ ریزه ای رها کرد که سرش را سوراخ و از انتهای بدنش خارج شد و ابر سیاهی در آسمان برقی زد و بدن او را سوزاند و این آیه نازل شد: سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ (1)
قابل توجه است که عذاب در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله نازل نشد، چون قرآن می فرماید: وَ ما كَانَ اللهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ (2)یعنی حضور وجود مقدّس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مانع نزول عذاب است.
1- این جریان به روشنی بیان می کند که امامت امری انتصابی و از طرف خداست؛ مردم، حتی وجود مقدّس پیامبر صلی الله علیه و آله در آن نقشی ندارند.
2- پیامبر و اهل بيت علیهم السلام مانع عذاب الهی هستند و هر کس به آنان بپیوندد از عذاب الهی مصون است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
مَثَلُ أهلِ بَيتى كَمَثَلِ سَفِينَةِ نُوحٍ مَن رَكِبَهَا نَجى وَ مَن تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ. 3- کسانی که ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را نمی پذیرند، حقانیت گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله را نمی پذیرند و منکر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کافر است لِلْكَافِرِينَ لَيْسَ لَهُ دافِعُ (3)
4- تقاضای حارث در حقیقت نوعی مباهله بود و خداوند همان گونه که در آیه مباهله حقانیت پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت اسلام را اثبات می کند این جا نیز حقّانیت ایشان را ثابت می کند.
5- قصه غدیر به قدری مهم بود که برای عدّه ای نیاز به معجزه ای بزرگ داشت و این معجزه مانند معجزه ی سپاه ابرهه واقع شد و دهان به دهان در بین مردم منتشر گشت.
6- این ماجرا وجود منافقین در بین صحابه را ثابت می کند پس تمام صحابه عادل نیستند.
7- این ماجرای نعمان و اعتراضات صحابه حقّانیت این فراز خطبه ی غدير را ثابت می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:
من می دانم مؤمنین در بین شما کم و منافقین زیادند و این عبارت فهم این روايت اِرْتَدَّ اَلنَّاسُ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ إِلاَّ ثَلاَثَةٌ اَوْ سَبْعَةٌ را آسان می کند.
8- طبق آیه مباهله «انفسنا»، انکار علی علیه السلام انکار پیامبر صلی الله علیه و آله است و حارث در حقیقت منکر پیامبر صلی الله علیه و آله بود.
9- قرآن می فرماید:
ما آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (1) آن چه پیامبر برایتان می آورد قبول کنید و از آن چه نهی می کند بپرهیزید.
کلمه ی «خذوه» امر است یعنی واجب است؛ بعضی ادعا می کنند که اهل پذیرش امر پیامبر و سنت ایشانند و خود را سنی می نامند، در حالی که گروهی که بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله امر ایشان را پذیرفتند، شیعیان بودند.
1) سوره حشر: 7.
10- خداوند می فرماید: وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحَى (1)یعنی پیامبر صلی الله علیه و آله از روی هوای نفسش چیزی نمی گوید هر چه بگوید از طرف خداست ولی منافقین حتی تا آخرین روزهای حیات پیامبر صلی الله علیه و آله سؤال می کنند این مطلب از طرف خداست یا از طرف پیامبر. از جمله این سؤال را خلیفه ی دوم پرسید که یا رسول الله هذا من الله او من رسوله؟ (2)
11- کسی که علی علیه السلام را رد کند پیامبر صلی الله علیه و آله را رد کرده و کسی که پیامبر صلی الله علیه و آله را رد کند خداوند متعال را رد کرده است.
12- کسی که از ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام خارج شود از ولایت خدا خارج شده که فرموده اند: وِلاَيَةٌ عَلَى وَلاَيَةِ اَللَّهِ.
13- در حدیث قدسی خداوند می فرماید:
وَلاَيَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي. (3) حارث به قلعه الهی (ولایت امیرمؤمنان علیه السلام) وارد نشد و به عذاب خدا گرفتار آمد. (و در امور جزئیه عذاب نازل نمی شود، پس امر ولایت از امور مهم و ارکان هدایت است.)
بعد از بیعت همگانی با امیرالمؤمنین علیه السلام حارث بن نعمان فهری ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را نپذیرفت و به خدا عرض کرد: اگر این مطلب حق است بر من عذابی نازل کن و خداوند هم بر او عذاب نازل کرد تا معجزه ای ماندگار بر حقّانیت امیرالمؤمنین علیه السلام باشد و آیه ای که نازل شد منکرین امیرالمؤمنین علیه السلام کافر خوانده شده اند و در این ماجرا نیز انتصابی و الهی بودن امامت به روشنی بیان شد.
1- شأن نزول سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ را بیان کنید.
2- چرا تا حارث کنار پیامبر صلی الله علیه و آله بود عذاب نازل نشد؟
3- با توجه به ماجرای این آیه انتصابی بودن امامت را اثبات کنید.
4- بعضی می گویند: همه صحابه عادل هستند، آن را نقد کنید.
1- بحار الانوار: ج 37، ص166.
2- اقبال الاعمال: ج 2، ص 251.
3- مناقب آل ابي طالب: ج 2، ص 241.
4- تفسير ثعلبی: ج 10، ص 35.
5- شواهد التنزيل: ج 2، ص381.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سه روز پس از غدیر به سمت مدینه حرکت کردند و منافقان که وجود پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه را مضرّ می دانستند تصمیم گرفتند پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را قبل از رسیدن به مدینه به قتل برسانند تا به خیال خود امامت و خلافت را از مسیر خود منحرف سازند. به همین علّت در کوه های هر شا پنهان شده و در مسیری که باید شتر پیامبر صلی الله علیه و آله از آن جا حرکت می کرد و مشرف به یک پرتگاه بود ترور را برنامه ریزی کردند. جبرئیل نازل شد و به پیامبر صلی الله علیه و آله عرض کرد: چهارده نفر در گردنه ی هر شا کمین کرده اند تا شتر شما را رم دهند. عمار و حذیفه شمشیرهای خود را کشیده و دنبال آنان می روند و منافقین فرار می کنند رعد و برقی زده می شود و حذیفه منافقین را می بیند و از آن پس حذیفه را منافق شناس می دانستند ولی پیامبر صلی الله علیه و آله حذیفه را از نام بردن و افشاء آن ها منع کرد. (1)
1- گرچه امیرالمؤمنین علیه السلام خود محور شناخت حق و باطل می باشند، ولی چون حذیفه منافق شناس شد، پس باید دید که بعد از سقیفه حذیفه طرف دار کیست امیر مؤمنان یا خلیفه اول؟
2- خداوند در آیه غدیر فرمود: وَ اللهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ (2)و در هرشا جان پیامبر را حفظ کرد.
3- عدّه ای از صحابه طرح ترور پیامبر صلی الله علیه و آله را برنامه ریزی کردند، پس این
عقیده که صحابه عادل هستند باطل است.
4- منافقینی که حاضر به کشتن پیامبر می شدند، بسیار راحت تر کشتن ذریه پیامبر را انجام خواهند داد.
5- شیطان منکر فضیلت آدم شد و رجیم و داخل جهنم شد. چون پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام از حضرت آدم برترند، منکرین پیامبر و حضرت علی علیه السلام از شیطان پست ترند.
6- اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: تُعْرَفُ اَلْأَشْيَاءُ بِأَضْدَادِهَا هر چه قدر پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام با فضیلت باشند، کسانی که تصمیم به کشتن آن ها گیرند، دارای نهایت رذیلت هستند.
7- خداوند می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ وَ أَعَدَّلَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا (1)«کسی که پیامبر را اذیّت کند، خدا در دنیا و آخرت او را لعن می کند و کسانی که تصمیم به قتل پیامبر می گیرند آن ها مستحق لعن هستند».
8- خدا می فرماید: وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظيما (2)اگر کشتن یک مؤمن خلود در جهنّم و غضب خدا و لعنت خدا بر او و آماده شدن عذاب عظیم را در پی دارد کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله، اعظم از آن ها را در پی خواهد داشت.
9- بارها خلیفه ی دوم در ایام حکومتش از حذیفه سؤال می کرد: آیا من در بین آن چهارده نفر بودم؟ حذیفه می گفت: اگر بوده ای که خود بهتر می دانی و اگر نبوده ای باز خود بهتر می دانی.
منافقین که بزرگ ترین پایگاهشان در مدینه بود، وجود پیامبر صلی الله علیه و آله را در مدینه مضرّ می دانستند به همین خاطر پس از بیعت غدیر تصمیم گرفتند در بین راه پیامبر صلی الله علیه و آله را ترور کنند و عمّار و حذیفه به دنبال آن ها رفتند و حذیفه آنان را شناخت این نشان می دهد که همه ی اصحاب عادل نیستند و بعضی حتی کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله را در سر داشتند.
1- بعد از بیعت غدیر در کوه های هر شا چه برنامه ای اتّفاق افتاد؟
2- چرا حذیفه منافق شناس شد؟
3- آیا کسی که قصد کشتن پیامبر صلی الله علیه و آله را دارد می شود لعن کرد؟ مستدل بیان کنید.
4- چرا منافقین می خواستند پیامبر به مدینه بر نگردد؟
1- عوالم العلوم: ج 15، ص 3.
2- تفسیر قمی: ج 1، ص 175.
3- بحار الانوار: ج 7، ص 209
4- ارشاد القلوب: ج 2، ص 330.
5- مسند احمد: ج 5، ص 390.
6- مجمع الزوائد: ج 1، ص 110.
روز 24 ذی الحجه قبل از سال هفتم هجرت، عبد الله بن سنان با تعدادی از اقوامش که همگی قبلاً یهودی بودند و مسلمان شده بودند خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسیدند. عبدالله به پیامبر صلی الله علیه و آله گفت: ای پیامبر! حضرت موسی علیه السلام وقتی می خواست از دنیا برود، یوشع بن نون را وصی خود قرار داد، شما نیز وصی و جانشین و امام بعد از خودتان را معرّفی فرمایید.
در این هنگام جبرئیل نازل شد و این آیه را نازل کرد:
إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ (1) اصحاب مراد آیه را متوجه نمی شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: همه بلند شوید و به سمت مسجد حرکت کنید، دیدند فقیری از مسجد خارج می شود. پیامبر صلی الله عليه و آله پرسیدند: ای فقیر، آیا در مسجد کسی به تو چیزی داد؟ فقیر گفت: بلی، این انگشتر را. سؤال فرمودند: چه کسی آن را به تو داد؟ عرض کرد: آن مردی که نماز می خواند. سؤال فرمودند: در چه حالتی بود که انگشتر را به تو داد؟ او عرض کرد: در حالت رکوع بود. پیامبر صلی الله علیه و آله تکبیر گفتند. با تکبیر ایشان اهل مسجد تکبیر گفتند. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: عَلَى بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَلِيُّكُمْ بَعْدِي (2)بدین صورت خداوند به کسانی می خواستند خلیفه ی پیامبر را بشناسند به زیبایی پاسخ گفت.
1- در این آیه خداوند با کلمه «إنّما» ولایت را منحصر کرد در سرپرستی خودش و رسولش و امیرالمؤمنین علیه السلام، پس با وجود اینان هیچ کس ولایتی ندارد.
2- امام صادق علیه السلام فرموند: وقتی ما در رکوع هستیم خداوند ملکی می فرستد تا ما به او عطا کنیم و مصداق این آیه قرار بگیریم، و کلمه «الّذین» که جمع است اشعار به آینده دارد.
3- اگر کسی بهانه کند که این عمل، با حضور قلب نمی سازد، یکی از جواب ها این است که آن سائل چند مرتبه از مردم تقاضا کرد، وقتی به او چیزی ندادند رو به خدا کرد و گفت: خدایا تو شاهد باش که من در مسجد پیامبر تو از مردم تقاضای مال کردم و کسی به من چیزی نداد. پس امیرالمؤمنین علیه السلام در حال مناجات با خداست و آن فقیر هم شکایت به خدا کرده و خداوند حاجت آن فقیر را با دست امیرالمؤمنین علیه السلام ادا کرد چون که حضرت علی ید الله است.
4- همان گونه که فرد در حال روزه داری می تواند نماز هم بخواند یعنی عبادتی را در ظرف عبادت دیگر انجام دهد، امیرالمؤمنین علیه السلام صدقه را که یک عبادت است در ظرف نماز انجام دادند.
5- خداوند می توانست در آیه بفرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ امِيرَالُمُؤْمِنِينَ ولی صفات او را نام برد تا چند مطلب همزمان اثبات شود.
اول: ایشان اهل نمازند (گر چه هنگام ضربت خوردنش در محراب بعضی گفتند: مگر علی نماز می خواند؟)
دوم: صدقه دادن در حال رکوع سنّت نبود و خداوند با نزول این آیه عمل ایشان را مانند پیامبر صلی الله علیه و آله جائز و ممدوح دانستند.
سوم: با این گونه بیان کردن ولایت یازده امام بعدی را هم در آیه گنجاندند.
چهارم: عبد الله بن سنان و دیگران در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله شک نکنند آن را مقرون
به یک معجزه و پیش گویی همراه کردند و آن این مطلب بود که بعد از سؤال آن ها از پیامبر صلی الله علیه و آله و در همان زمان سائل از امیرالمؤمنین علیه السلام انگشتر گرفت و در مکان دیگر، جبرئیل برای پیامبر صلی الله علیه و آله خبر آن را آورد.
6- هم عرض قرار گرفتن ولایت خدا و رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علیه السلام یعنی این که ولایت حضرت علی علیه السلام ولایت خداست و ولایت رسول، ولایت خداست که در روایت است وَلاَيَتِي وَلاَيَةُ اَللَّهِ (1)
7- این آیه دلیل بر عصمت امیرمؤمنان است، زیرا ولایت مطلقه ایشان را اثبات می کند؛ تنها از کسی که معصوم است باید تبعیت مطلق کرد در غیر این صورت تناقض می شود.
8- سؤال عبد الله بن سنان که گفت: موسی وصی خود را مشخص کرد، وصی شما کیست؟ نشان می دهد این عقیده که گفته می شود: پیامبر صلی الله علیه و و آله امر بعد از خود را به مردم واگذار کرد، عقیده ی باطلی است.
9- این که قرآن می فرماید: أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرُ مِنْكُمْ (2)یعنی اطاعت مطلق از اولی الامر واجب است و در آیه دیگر می فرماید: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ و ولایت مقرون با اطاعت است، و در روایات مشخص شده که مراد از اولى الامر خاصتاً اهل بيت علیهم السلام می باشند و فرموده اند که عام نیست بلکه مخصوص ما اهل بیت است. پس مشخص می شود که «اولی الامر» فقط اميرالمؤمنين علیه السلام و اولاد معصومین علیهم السلام او هستند.
10- این که پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر فرمودند: مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلِيٌ مَوْلاَهُ (3)تفسير إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا است.
11- روایت اَلْحَقُّ عَلَى وَ عْلِي مَعَ اَلْحَقِّ يَدُورُ حَيْثُ مَا دَارَ (1)؛ «یعنی حق با علی است» چون ولایت او ولایت خداست.
12- خداوند می فرماید: وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم (2)یعنى وقتى خدا در امری مطلبی را بیان کرد، دیگر مردم در آن مطلب اختیاری ندارند و در آین آیه خ-داون-د ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را بیان فرمود و مردم در این مورد اختیاری نخواهند داشت.
13- کلمه ی «انّما» می رساند که جعل ولایت هم از طرف خداست هم انحصاری و انتصابی است و بدون امر خدا هیچ کس بر دیگری ولایتی ندارد.
خداوند متعال برای معرّفی امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان ولی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله در یک طرح و برنامه بسیار زیبا ولایت ایشان را اعلام و آیه اِنما وَلِيُّكُمُ اَللَّهُ (3)را نازل فرمودند که فریقین شأن نزول آن را در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام ذکر نمودند و این آیه دیل بر افضلیّت، عصمت و ولایت امیرالمؤمنین نسبت به دیگران است. این آیه ولایت مطلقه ی حضرت را اثبات می کند زیرا خداوند ولایت خود و پیامبر صلی الله علیه و آله و امیرالمؤمنین علیه السلام را در یک سیاق و با یک کلمه (و عطف بر آن کلمه) بیان داشته است.
1- شأن نزول آیه ولایت را بنویسید.
2- یکی از حکمت های جمع آوردن «الذین آمنوا» چیست؟
3- آیا صدقه دادن در نماز امیرالمؤمنین علیه السلام با حضور قلب منافات دارد؟
4- با توجه به این آیه خلافت انتخابی است یا انتصابی؟ مستدل بیان کنید.
1- کافی: ج 1، ص 427.
2- بحار الانوار: ج 24، ص 63.
3- امالی صدوق: ص 186.
4- تفسير نور الثقلين: ج 1، ص 647.
5- شواهد التنزيل: ج 1، ص 234.
6- مناقب خوارزمی: ص 264
یکی از اعیاد مهم تاریخ اسلام عید بزرگ مباهله است که در این عید عظیم خداوند بزرگ ترین آیه ای را که در مورد فضیلت اهل بیت علیهم السلام است نازل کرد و آن، آیه ی مبارکه مباهله است.
جریان مباهله این گونه بود که در سال نهم هجری، پیامبر صلی الله علیه و آله به دستور خداوند، مردم نجران را به اسلام دعوت کردند و آنان را مخیر نمودند که مسلمان شوند یا جزیه (مالیات) دهند.
علمای نجران مشورت کردند و هشتاد و هشت نفر از بزرگان خود را برای تحقیق به مدینه فرستادند و آنان گفتند: عیسی پسر خداست چون پدر ندارد.
خداوند وحی فرستاد که حضرت آدم نه پدر داشت و نه مادر (پس چرا او را فرزند خدا نمی دانید) مباحثات زیادی بین آن ها واقع شد و نجرانیان در همه ی مباحثات شکست خوردند و در آخر پیشنهاد دادند که بیایید مباهله کنیم که آیه مباهله نازل شد:
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَكُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبتَهِل فَنَجعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الكَاذِبينَ (1) در روز مباهله پیامبر صلی الله علیه و آله تنها با امیرالمؤمنین و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام برای مباهله حاضر شدند و نجرانیان که آثار عذاب را مشاهده
1) سوره آل عمران: 61.
کردند ترسیدند و از مباهله منصرف شدند و عده ای از آنان مسلمان شده و بقیه به دادن جزیه راضی شدند و این پیروزی بزرگ مسلمانان بر مسیحیان زبان زد خاص و عام شد.
1- در این آیه خداوند امام حسن و امام حسین علیهما السلام را فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته است، با آن که به ظاهر فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام هستند و در روایتی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: نسل هر کسی از او منتشر می شود و نسل من از امیرالمؤمنین. و امیرالمؤمنین علیه السلام در جنگ صفین وقتی دوبار محمد حنفیه را به معرکه ی جنگ فرستادند و او سؤال کرد: چرا حسن و حسین را نمی فرستی؟ فرمودند تو پسر من هستی و امام حسن و امام حسین علیهما السلام پسران پیغمبر هستند.
2- در این آیه هنگام مباهله با وجود زنان مؤمنه و حتی زنان پیامبر، هیچ یک از آنان را برای مباهله دعوت نشدند، بلکه تنها حضرت زهرا علیها السلام را آوردند و این نشان می دهد که تنها حضرت زهرا علیها السلام در بین تمام زنان استحقاق ورود به این عرصه را داشته اند.
3- در این آیه خداوند، امیرالمؤمنین علیه السلام را نفس پیامبر صلی الله علیه و آله خواندند و این اتحاد وجودی و مساوات بین آن دو را می رساند.
4- اگر پیامبر صلی الله علیه و آله اولی به تصرف هستند، نفس پیامبر (یعنی امير المؤمنين علیه السلام) هم اولی به تصرف است.
5- با وجود پیامبر صلی الله علیه و آله کسی حقّ سرپرستی امّت را ندارد و با وجود نفس پیامبر صلی الله علیه و آله نیز کسی حقّ سرپرستی امّت را ندارد.
6- روايات أَنَا وَ عَلِيّ مِنْ شَجَرَةٍ وَاحِدَةٍ (1)و أنَا وَ عَلِيٌ أَبَوَا هَذِهِ اَلْأُمَّةِ (2)و يا
روايت هُوَ مِنّى وَ أنَا مِنْهُ و يا روايت مَنْ حَارَبَكَ فَقَدْ حَارَبَنِي (1)و... تماماً تفسير أَنفُسُنا وَ أَنفُسُكُمْ (2)است.
7- چون پیامبر صلی الله علیه و آله افضل انبیاء است، نفس پیامبر هم از همه ی انبیاء افضل است، از آیه ی مباهله معلوم می شود مقام حضرت زهرا علیها السلام از بقیه ی زنان پیامبر و از تمامی اصحاب برتر است.
8- در جریان مباهله، سنّ کم امام حسن و امام حسین علیهما السلام مانع از این فضیلت نشد، پس کسانی که در سقیفه جوانی حضرت علی علیه السلام را نقص و پیری بعضی از صحابه را ملاک خلافت دانسته اند، خلاف ملاک خداست.
9- زیادی تعداد افراد دلیل بر حقّانیت شان نیست، چنان که زیادی نصرانیان بر پنج تن دلیل حقّانیت آن ها نبود و تعداد زیاد مسیحیان و سنّی ها نسبت به شیعه دلیل بر حقّانیت شان نیست.
10- عدم دعوت از خلفای سه گانه و زنان پیامبر صلی الله علیه و آله در قضیه مباهله با وجود نفوذ و تأثیر آنان در بین مردم بسیار قابل تأمّل است چرا که استجابت دعا لیاقت می خواهد نه سن زیاد و عِده و عُدِه.
11- از این که خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله را به تنهایی به مباهله فرا نخواند، می توان استفاده کرد که مردم هنگام دعا کردن و برای استجابت آن باید اهل بیت را واسطه قرار دهند.
12- وجود اهل بيت علیهم السلام تشرفاتی و تصنعی نبوده و اثبات حقّانیت پیامبر صلی الله عليه و آله به آنان گره خورده است و پیامبر صلی الله علیه و آله آن ها را دعوت نمود تا وقتی دعا کردند آمین بگویند، پس آمین آن ها شرط استجابت است و مباهله بعد از علم و استدلال است، مِنْ بَعْدِ مَاجَاءِكَ مِنَ اَلْعِلْمِ (3)
13- بعد از جریان سقیفه خانه ای که به آتش کشیده شد، شامل اهل مباهله بود، یعنی در آن خانه، حضرت فاطمه و حضرت علی و امام حسن و امام حسين علیهم السلام بود.
14- چون خدا می فرماید که پیامبر صلی الله علیه و آله هر چه بگوید وحی است وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى (1)نشان می دهد که در حقیقت خداوند به کلّ عالم نگاه کرد و از این پنج نور مقدّس برتر و پاک تر و عزیزتر نیافت و لذا آن ها برای مباهله انتخاب شدند.
15- روزی هارون از امام کاظم علیه السلام سؤال کرد به چه دلیل خود را فرزند پیغمبر می دانی؟ امام جواب دادند: اگر پیامبر صلی الله علیه و آله دختر تو را خواستگاری کند، به او می دهی؟ او گفت: با افتخار قبول می کنم. امام علیه السلام فرمودند: ولی ما دختر نمی دهیم چون دختران ما فرزندان او هستند.
16- حدیث شريف مَنْ كُنْتُ مَوْلاَهُ فَهَذَا عَلَى مَوْلاَهُ (2)تفسير آيه ى «أنفسنا» است و بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله نفس پیامبر متصدی امر او می شود.
17- عبارت «أنفسنا» تمام فضائل و مناقب و اختیارات پیامبر صلی الله علیه و آله را برای حضرت علی علیه السلام اثبات می کند به جز پیامبری ایشان، یعنی همان حدیث منزلت که می فرماید: أَنْتَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى اِلاّ أَنَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي (3)
18- در داستان مباهله یک طرف دروغگویان هستند، نصارای نجران که در آیه مباهله فرمود: فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ (4)و طرف مقابل «صادقين» هستند که در آیه ی دیگر خداوند فرمود: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصّادِقين. (5)
19- اهل نجران در نبوت پیامبر صلی الله علیه و آله شک داشتند و خداوند به وسیله ی اهل بیت علیهم السلام، نبوت را اثبات کرد، همان گونه که در سوره رعد خداوند می فرماید: ای پیامبر! کفار می گویند تو پیغمبر نیستی، بگو من دو شاهد دارم: یکی خدا و دیگری حضرت علی علیه السلام.
وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ كَفی بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ (1) 20- بعد از جریان مباهله خداوند دوباره آیه تطهیر را نازل فرمود که این آیه ملاک انتخاب این پنج نفر برای مباهله را به روشنی بیان می کند.
21- با وجود آن که ابراهیم پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله در آن زمان زنده بود ولی در جریان مباهله آوره نشد، نشان می دهد که جایگاه امام حسن و امام حسین علیهما السلام، جایگاه خاصی است.
بزرگ ترین فضیلت قرآنی برای اهل بیت علیهم السلام آیه مباهله است در این آیه اميرالمؤمنین علیه السلام، نفس پیامبر و امام حسن و امام حسین علیهم السلام فرزندان پیامبر و حضرت زهرا علیها السلام افضل زنان عالم نامیده شده است. و در این آیه اتّحاد و مساوات عمیق امیرمؤمنان با پیامبر و افضلیت ایشان از همه ی انبیا و حقانیتشان در دعا کردن و شرافتشان در رسالت و مساواتشان در افضیلت و محبوبیت و غیره به روشنی بیان شده است.
1- از عبارت «انفسنا» چهار مطلب استخراج کنید.
2- به دو دلیل ثابت کنید که امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله
1) سوره رعد: 43.
هستند؟
3- علّت انتخاب این پنج نفر برای مباهله از بین این همه مردم چه بود؟
4- اگر کسی گفت: حضرت عیسی بدون پدر به دنیا آمده است، پس فرزند خداست در جواب نقضی شما چه می گویید؟
1- بحار الانوار: ج 21، ص 281.
2- مناقب آل أبي طالب: ج 3، ص 143.
3- تفسير عیّاشی: ج 1، ص 176.
4- صحیح مسلم: ج 7، ص 120.
5- الدرّ المنثور: ج 2، ص 39.
6- تفسیر آلوسی: ج 3، ص 190.
ماجرای حدیث کساء چند گونه و در چند مکان تکرار شده است. یک مورد آن بعد از جریان مباهله، پیامبر و اهل بیت علیهم السلام در زیر کسایی قرار گرفتند و آیه تطهیر نیز نازل شد.
یک مرتبه هم در خانه ی حضرت زهرا علیها السلام حدیث کساء تکرار شد.
حضرت زهرا علیها السلام می فرمایند: روزی پدرم بر من وارد شده و فرمودند: «احساس ضعف می کنم. کسایی برایم بیاور.» آوردم و ایشان خود را پوشاند در حالی که صورتشان می درخشید. اندکی که گذشت فرزندم حسن علیه السلام آمد و سؤال کرد: بوی خوشی به مشامم می رسد. گفتم: بله، بوی جدّ توست. و او رفت و به پیامبر صلی الله علیه و آله سلام کرد و کنار ایشان زیر کساء قرار گرفت. سپس فرزندم حسین علیه السلام آمد و به همان ترتیب او نیز کنار جدّ خود قرار گرفت. سپس اميرالمؤمنین علیه السلام آمدند و او نیز به زیر کساء رفت. من نیز اجازه گرفته و کنار آن ها زیر کساء نشستم و پیامبر دو طرف کساء را گرفت و به سمت آسمان اشاره کرده و فرمودند: «این ها اهل بیت من هستند، گوشت و خون آن ها گوشت و خون من است و...» خداوند فرمود: ای ملائکه من ما سوى الله را نیافریدم مگر به خاطر محبّت این پنج نفر. جبرئیل پرسید: آن ها چه کسانی هستند؟ خداوند فرمود:
هُم فاطِمَةُ وَ ابوها وَ بَعْلُها وَ بَنُوَّها (1). جبرئیل اجازه گرفت و او نیز وارد کساء شد و گفت: خداوند می فرماید:
1) اطيب البيان في تفسير القرآن: ج 7 ص 106.
إِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (1) و فرمودند: هر کس این داستان را در محفلی بیان کند خداوند رحمت و غفران خود را نازل می کند و اگر صاحب غمّی در آن جا باشد غم او را برطرف می کند و حاجات او را می دهد.
سند این حدیث، سند معتبری است که در جای خود به آن پرداخته شده است.
شیعه و سنی نقل کرده اند که ام سلمه، همسر پیامبر بعد از این قضیه پرسید: آیا من هم جزء اهل بیت شما هستم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: در جای خود باش، تو بر خیر هستی امّا جزء اهل بیت و مشمول این آیه (تطهیر) نیستی.
1- در زمان نزول این آیه، امام حسن و امام حسین علیهما السلام کودک بوده اند ولی خداوند چنین مقامی را برای آنان ثابت می کند که همه بدانند این مقام اکتسابی نیست بلکه موهبتی است.
2- حضرت جبرئیل که اعظم ملائکه است از خدا می خواهد که اجازه دهد ششمی آن پنج نفر در زیر کساء باشد.
3- این که پیامبر دو طرف کساء را می گیرند و اجازه نمی دهند کسی وارد شود، می خواهند ثابت کنند که در آن زمان هیچ کس دیگری لیاقت چنین فضیلتی را ندارد.
4- حضرت زهرا علیها السلام می فرمایند: فَقَالَ اَللَّهُ عَزَّوَجِلٌ بدون این که این کلام خدا را منتسب به پیغمبر کنند و این یعنی تحدیث اهل بیت علیهم السلام به صورت مستقیم از خداوند متعال.
5- این که خداوند می فرماید: آسمان و زمین و... را برای محبت اهل بیت علیهم السلام خلق کرده ام، نشان می دهد که خلقت اهل بیت علیهم السلام قبل از آسمان و زمین است.
1) سوره احزاب: 33.
6 - وقتی جبرئیل می پرسد وَ مِنْ تَحْتِ اَلْكِسَاءِ خداوند همه را با محوریت فاطمه معرفی می کند می فرماید: فاطِمَةَ وَ ابوها وَ بَعلِها وَ بَنوها و این نشان می دهد اگر کسی ادعا کند پیامبر را می شناسد یا دوست می دارد، ولی فاطمه علها السلام را نشناسد یا اذیّت کند، او پیامبر را نشناخته است که این نشان از عظمت حضرت فاطمه علیها السلام دارد.
7- این که جبرئیل می گوید: «ما سوی الله را خداوند لِأَجْلِكُمْ یعنی به خاطر شما آفرید و روایتی که می فرماید: الأَرضِ وَ ما فيها كانَ لِلإِمامِ می رساند که از سوئی عالم به خاطر آنان خلق شده و از سوی دیگر مالک هستی اهل بیت علیهم السلام هستند و اگر کسی بدون رضایت و اذن ایشان در زمین تصرف کند، آن شخص غاصب است.
8- وجود اهل بیت علیهم السلام آن قدر با برکت است که ذکر خبر یک داستان از زندگی آن ها باعث نزول رحمت و مغفرت می شود.
9- بعد از حدیث کساء اگر کسی دعا کند دعایش مستجاب می شود و دلیل بر آن است که هنگام دعا کردن باید اهل بیت علیهم السلام را شفیع قرار داد.
10- در حدیث کساء، پیامبر صلی الله علیه و آله به حضرت زهرا علیها السلام فرمودند: يَا بِنْتِي وَ يَا بَضْعَتِى یعنی ای دختر من و ای پاره ی تنم، و می دانید اگر کسی به پاره ی تن پیامبر آسیب برساند، پیامبر صلی الله علیه و آله را آزرده و اذیت کرده است و قرآن می فرماید: کسانی که پیامبر را اذیت کنند، خداوند آن ها را لعنت می کند و عذاب عظیمی برای آن ها تهیه شده است.
11- این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: گوشت آن ها از گوشت من و خون آن ها از خون من است، در مورد حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام روشن است و در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام نیز به وسیله ی آیه مباهله، کلمه ی «انفسنا» فهمیده می شود و نیز به وسیله روايت أَنَا وَ عَلَى مَنْ شَجَرَةٌ وَاحِدَةٌ (1).
1) عيون اخبار الرضا: ج 2 ص 63.
12- این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ (1)نشان می دهد کسانی که در جنگ جمل و صفین و غیره وارد شدند در حقیقت با پیامبر صلی الله علیه و آله جنگیدند و کافر شدند.
13- این که فرمودند: إِنَّهُم مِنِّي وَ أنَا مِنهُم نشان می دهد که طینت چهارده معصوم واحد است كُلُّهُمْ نُورٌ وَاحِدٌ و یا عبارت اولُنا مُحَمَّدٌ، وَ اوْسَطُنا مُحَمَّدٌ وَ آخِرُنَا مُحَمَّدٌ وَ كُلُّنَا مُحَمَّدٌ عَلَيْهِ السَّلاَمُ (2)
با قرار گرفتن پنج تن تحت كساء، خداوند آیه تطهیر را نازل کرد و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فضائل مهمی را در رابطه با آنان بیان فرمود و خداوند علّت خلقت را به صورت روشن اعلام کرد و پیامبر صلی الله علیه و آله زنان خود را از شمول در این فضائل خارج کرد و نیز فرمود: این ها از اختصاصات اهل بیت علیهم السلام است و جبرئیل که اعظم ملائکه است، از خدا خواست که در کنار آن ها قرار بگیرد.
1- آیا زنان پیامبر صلی الله علیه و آله، جزء اهل بیت اسلام علیهم السلام هستند؟ با یک دلیل اثبات کنید.
2- از کلمه ی «بضعتی» چه مطلبی به دست می آید؟
3- خداوند آسمان و زمین و... را چرا آفرید؟
4- فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله: أَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ (3)چه نتایجی در بر دارد؟
1- اصول کافی: ج 1، ص 287.
2- بحار الانوار: ج 35، ص211.
3- مسند احمد: ج 1، ص 331.
4- المستدرك للحاكم: ج 2، ص 416.
5- تفسیر ثعلبی: ج 8، ص40.
إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مکرّراً و به مناسبت های مختلف آیه ی تطیهر را برای مردم قرائت کرده اند، نزول این آیه را در 24 ذی الحجه دانسته اند. این آیه منبع جوشان معارف اهل بیت علیهم السلام است. خداوند این آیه را در بین آیاتی در قرآن قرار داده است تا استفاده از آن بیش تر شود. خداوند در قسمتی از آیه 33 سوره احزاب می فرماید: إِنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا
در این آیه کلمه «انّما» دلالت در حصر در اراده می دهد نوع خاصّی از اراده و آن هم فقط برای افراد خاصی «اهل بیت» می باشد، خداوند اراده کرد که همه ی بشریت پاک باشند و پاک از دنیا بروند که به آن اراده ی تشریعی می گویم اما در مورد طهارت اهل بیت علیهم السلام می رساند اراده ی غیر تشریعی و از نوع اراده ی تکوینی است و این که می فرماید: «يريد الله» یعنی خداوند اراده کرده است و این طهارت اعطائی است نه اکتسابی. و امام رضا علیه السلام هم می فرماید: مِنْ غَيْرِ اِكْتِسَابٍ؛ یعنی ما آن را کسب نکردیم خداوند به ما هبه کرد.
نکته ی دیگر آن که «لیذهب» یعنی خداوند دفع کرد نه رفع و اهل بیت علیهم السلام هیچ گاه متلبس به رجس نبودند و از اول پاک بودند و «الف و لام» الرجس چه جنس باشد و چه استغراق تمام رجس را شامل می شود و وقتی تمام رجس دفع شود عصمت مطلق حاصل است.
کلمه اهل البیت چون منصوب به اختصاص است می رساند که این حکم فقط
در مورد اهل بیت علیهم السلام است و دیگران را شامل نمی شود و در روایات آمده است مراد از اهل بیت علیهم السلام چهارده معصومند.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:
يَا عَلِيُّ هَذِهِ اَلْآيَةُ نَزَلَتْ فِيكَ وَ فِيُّ سِبْطَى وَ اَلاَئِمَةِ مِنْ وُلَدِكَ. (1) و لفظ «يريد» و «ليذهب» و «يطهركم» همه صیغه ی مضارع اند و دلالت بر استمرار و دوام این اراده و این اذهاب و این طهارت از جانب خداوند می کند کلمه ی «یطهرکم» دلیل بر طهارتی بالاتر از اذهاب رجس و کلمه ی تطهیراً، طهارتی مطلق را دلالت می کند که از حدّ فکرها بیرون است. (اصل آن است که هر کلمه تأسیس معنا می کند مگر بر خلاف آن دلیل داشته باشم.)
1- این آیه دلالت بر افضلیت اهل بیت علیهم السلام نسبت به دیگران است.
2- عصمتی که از این آیه اثبات می شود، فوق عصمت انبیاء و اولیاء است.
3- در روایتی «رجس» به معنای جهل تفسیر شده است وقتی خداوند تمام جهل را از اهل بیت علیهم السلام دفع کرده باشد، یعنی علم مطلق نزد آن هاست.
4- خداوند این آیه را در بین آیاتی که وظایف زنان پیامبر را بیان می کند قرار داد تا به زنان پیامبر صلی الله علیه و آله بفهماند که شما زنان در خانه ای وارد شده اید که این خانه پاکی مطلق است یعنی مراقب عملکرد و برخوردهای خود باشید و شأن این خانه و خانواده را حفظ کنید.
5- پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام بشر هستند ولی نباید فضیلت ها و تفاوت های آن ها را با بشر عادی انکار کرد، همان گونه که حضرت عیسی هم بشر است ولی بدون پدر متولد می شود و حضرت موسی هم بشر است ولی چهل روز بدون آب
1) تفسير البرهان: ج 4 ص 444.
و غذا در کوه طور خدا را عبادت می کند و حضرت خضر هم بشر است، امّا عمر ایشان به 4000 سال می رسد، و حضرت یونس هم بشر است ولی در دل ماهی در اعماق دریاها زمان زیادی زندگی می کند و حضرت عیسی بشر است اما اکنون خارج از این جهان و در آسمان چهارم زندگی می کند پس تفاوت های انبیاء با بشر عادی قابل انکار نیست.
6- آب دهان پیامبر صلی الله علیه و آله معجزه گر است، وقتی در چاه خشک می افتد پر از آب می شود و در جنگ خیبر که چشم های امیرالمؤمنین علیه السلام متورم شده بود از آب دهان شریف بر آن قرار دادند و چشمان امیرالمؤمنین علیه السلام فوراً شفا گرفت، و در جریان ازدواج حضرت علی علیه السلام با حضرت زهرا علیها السلام، آن حضرت مقداری از آب دهان مبارک خویش را در ظرفی قرار داده و به امیرالمؤمنين علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام فرمودند بنوشید و مقداری هم به بدن خود بپاشید. (1)
7- بدن شریف اهل بیت علیهم السلام پاک است، حضرت زهرا علیها السلام به حضرت على علیه السلام فرمودند: بعد از مرگ من از زیر لباس مرا غسل بده فَإِنِّي طَاهِرَةٌ مُطَهَّرَةٌ یعنی بعد از مرگ هم من طاهر هستم. (2)
8- مطهر به دنیا می آیند. اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ نَظفَهُ وَ طَهِّرْهُ و در هر حالی پاک اند اِبْنَتَى طَاهِرَةٌ مُطَهَّرَةٌ (3).
و باز فرمودند لاَ يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يُجْنِبَ فِي هَذَا المَسجِدِ الاّ أنَا وَ عَلِيٌ وَ فَاطِمَةُ وَ الحَسَنُ وَ الحُسَيْنُ و مَن كانَ مِن اهلَى فَانَّهُمْ مِنًى (4).
9- در روایتی دیگر فرمودند: که مراد از رجس شک می باشد، خداوند شک را از آن ها دور کرده است. (5)
10- بدن مقدّس آن ها بعد از رحلت نیز باعث پاکی زمین می گردد طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الارْضُ اَلَّتِي فِيهَا دُفِنْتُمْ. (1)
11- آن ها دریای ولایت اند و اگر گنه کاری به زیارتشان برود، ملائکه ندا می دهند طِبْتَ وَ طَابٌ مَنْ زُرْتَ. (2)
ز) آن ها از قرآن جدا نمی شوند إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا (3)و قرآن می فرماید: لا يَمَسُّه إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ پس تنها آن ها حقیقت قرآن را درک کرده اند و تنه-ا مفسر قرآن هستند.
12- یکی از معانی فرمایش اهل بیت علیهم السلام که می فرمودند: لاَ يُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ (4)این است که طهارت اهل بیت علیهم السلام قابل مقایسه با طهارت هیچ کس نیست، حتّی انبیاء عظام و ملائكه مقرّب.
آیه ی تطهیر دلیل بر عصمت مطلق و علم بی کران و افضلیت بر ما سوى الله دارد و خداوند این کرامت را با علم الهی خود و حکمت بی انتهایش فقط به چهارده معصوم علیهم السلام عنایت کرده و در این زمینه هیچ کس با آن ها قابل مقایسه نیست نه ملک مقرب و نه نبی مرسل و نه بنده مؤمن، اختصاصات اهل بيت علیهم السلام دلیل بر این نیست که آن ها بشر نیستند، بلکه بشری هستند که این صفات را نیز دارند.
1- اراده ى الهى إِنَّمَا يُرِيدُ اَللَّهُ اراده ی تشریعی است یا تکوینی؟ چرا؟
2- چگونه این آیه دلالت بر عصمت مطلق اهل بیت علیهم السلام می کند؟
3- دلالت آیه بر علم بیکران اهل بیت علیهم السلام را به وسیله روایت مربوطه اثبات کنید.
4- چهار ویژگی از ویژگی های خاص اهل بیت علیهم السلام را که مربوط به طهارتشان است، نام ببرید.
1- تفسير البرهان: ذيل آيه
2- تفسير در المنثور: ص 604 و 606
3- بحار الانوار ج 23 و 39 و 101
4- احقاق الحق ج 10ص 311
بنابر آن چه که مرحوم کفعمی رحمة الله و علامه مجلسی رحمة الله نقل نموده اند، حدیث بساط (سفر امیرالمؤمنین علیه السلام با قالیچه پرنده به غار اصحاب کهف) در روز بیست و یکم و یا بیست و هفتم ماه ذی الحجه اتفاق افتاده است (1)و حکایت آن بنابر نقل مرحوم مقدس اردبیلی رحمة الله از این قرار است: ابی جعده می گوید در بصره بودم که به مجلس انس بن مالک خدمت کار رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد شدم. در این هنگام مردی برخاسته و گفت: ای انس! ای کسی که مصاحب رسول خدا صلی الله علیه و آله بوده ای این بیماری برص که در تو مشاهده می کنیم از چیست و حال آن که از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده که مؤمنان به برص و جذام مبتلا نمی شوند؟!
انس سر خود را پایین انداخته و اشک در چشمانش جاری شد و گفت: دعای بنده صالح در حق من مستجاب شده است.! مردم جریان را سؤال نمودند اما انس از بیان آن شرم داشت، و هنگامی که با اصرار مردم مواجه شد، جريان حديث بساط را نقل نموده و گفت: روزی قالیچه ای برای رسول خدا صلی الله علیه و آله هدیه آوردند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مرا خواسته و فرمودند: آن ده نفر را (ابوبکر، عمر، طلحه، زبیر، عبدالرحمن بن عوف و...) حاضر کن! وقتی آنان آمدند، رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: این ده نفر را بر این فرش سوار کن و آنان را به زیارت اصحاب کهف برده و بازگردید. پس به من فرمودند: ای انس! تو نیز با آنان برو و
1) مصباح کفعمی، ص 515 و بحار الانوار، ج 95، ص189.
هر چه می بینی پس از بازگشت برای من نقل کن. هنگامی که همگی بر آن فرش سوار شدند امیرالمؤمنین علیه السلام خطاب به باد فرمودند: يَا رِيحُ اِحْمِلِينَا وَ سِيرُوا عَلَى بَرَكَةِ اَللَّهِ. اى باد ما را حرکت بده و به واسطه برکت خدا روان ساز! «باد فرش را برداشته و به آسمان برد و از مکان های مختلف ما را حرکت می داد تا آن که به فرمان امیرالمؤمنین علیه السلام بر زمین نشست. آن گاه امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: آیا می دانید این چه سرزمینی است؟! گفتیم: خدا و رسول و وصی او بهتر می دانند. حضرت فرمودند: این سرزمین اصحاب کهف است برخیزید تا نزد آنان رفته و بر آنان سلام کنیم. وقتی به غار اصحاب کهف وارد شدیم ابتدا ابوبکر سپس عمر و پس از آن مابقی صحابی به اصحاب کهف سلام کردند و گفتند: السلام علیکم یا اصحاب الكهف و الرقيم! سپس من پیش رفته و گفتم: السلام عليكم و رحمة الله و بركاته أنا أنس خادم رسول خدا صلی الله علیه و آله يا اصحاب الكهف! اما هیچ یک از ما جوابی نشنیدیم. پس از آن امیرالمؤمنین علیه السلام برخواسته و فرمودند: السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا اصْحابَ الْكَهْفِ وَ اَلرَّقِيمَ اَلَّذِينَ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَباً! ناگهان همه اصحاب کهف با هم گفتند: و علیک السلام يا وصى رسول الله و رحمة الله و بركاته!. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: ای اصحاب کهف چرا جواب سلام دیگران را ندادید؟! آنان گفتند: ای خلیفه رسول خدا صلی الله علیه و آله ما گروهی هستیم که به خدا ایمان آورده و خداوند نیز هدایت خود را بر ما افزوده است و ما اجازه نداریم که جواب سلام کسی را بدهیم مگر آن که آن شخص پیامبر یا وصی پیامبر باشد و جواب سلام تو را دادیم چرا که تو وصی و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله و خاتم انبياء و سیدالوصیین هستی. امیرالمؤمنین علیه السلام به ما فرمودند: آیا شنیدید ای اصحاب رسول خدا صلی الله علیه و آله؟ همگی گفتند: آری یا امیرالمؤمنین! سپس فرمودند: همگی بر قالیچه سوار شوید تا بازگردیم. صبح به مدینه رسیدیم و نماز را پشت سر رسول خدا صلی الله علیه و آله خواندیم و به تعقیبات مشغول شدیم. در این هنگام رسول خدا صلی الله علیه و آله به
من رو کرده و فرمودند: ای انس! آیا تو خود می گویی یا من بگویم آن چه را دیدی و شنیدی؟! گفتم یا رسول خدا صلی الله علیه و آله سخن شما شیرین تر است. آن گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله تمام آن چه را که اتفاق افتاده بود از ابتدا تا انتها بیان نموده و فرمودند: ای انس! هرگاه پسر عمویم علی علیه السلام از تو گواهی طلبید بر آن اتفاق افتاده است آیا گواهی خواهی داد؟ گفتم آری ای پیامبر خدا!
در روایت جابر بن عبدالله انصاری و سلمان فارسی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله پس از آن که از تمام مسافران قالیچه بر این معجزه اقرار و اعتراف گرفتند فرمودند: من مأموریت دارم که از شما بیعت بگیرم که با علی بن ابی طالب علیهما السلام بیعت نموده و از او اطاعت کنید که بر این مطلب این آیه نازل شده است يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِى الْأَمْرِ مِنكُم ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا و رسول و صاحبان امر اطاعت کنید. (1)
انس می گوید: پس از ارتحال رسول خدا صلی لله علیه و آله و غصب خلافت، روزی امیرالمؤمنین علیه السلام در جمع کثیری به من فرمودند: ای انس! حکایت روز بساط را نقل کن! اما من گفتم: یا علی! من پیر شده ام و همه چیز را فراموش کرده ام. اميرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: اگر کتمان شهادت رسول خدا صلی الله علیه و آله را نموده و در بیان حدیث بساط کوتاهی نمایی حق تعالی سفیدی برص را بر روی تو و آتش در درون تو و کوری را در چشم تو پدید آورد که آن را نتوانی پنهان کنی و من از آن مجلس بر نخواستم مگر آن که به آن سه مرض گرفتار شدم و انس به همان حال بود
1) الأصول الستة عشر؛ ص 130 و بحار الانوار، ج 39، ص 140: وَ اذا نَحْنُ عَلَى بَابِ اَلْمَسْجِدِ فَخَرَجَ اَلَينَا رَسُولُ اَللَّهِ صلی الله عليه و آله فَقَالَ كَيْفَ رَايْتُمْ فَقَالَ اَلْقَوْمُ نَشْهَدُ كَمَا شَهِدَ اَهْلُ اَلْكَهْفِ وَ نَوْمِنُ كَمَا اُمْنُوا فَقَالَ ص اَنْ تَفْعَلُوا تَهْتَدُوا وَ مَا عَلَى اَلرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ فَان لَمْ تَفْعَلُوا تَخْتَلِفُوا فَمَنْ وَ فَى وَ فَى اَللَّهُ لَهُ وَ مَنْ نَكَصَ فَعَلى عَقِبَيهِ يَنقَلِبُ افبَعدَ المَعرِفَةُ وَ الْحُجَّةُ و الّذي نَفسي بِيَدِهِ لَقَد اَمَرْتُ اِنْ امركم بِبَيْعَتِهِ وَ طاعَتِهِ فَبَايِعُوهُ وَ اِطِّيعُوهُ فَقَدْ نَزَلَ اَلْوَحْيُ بِذَلِكَ عَلَى یا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
تا از دنیا رفت. (1)
حدیث بساط از احادیث معتبری است که علمای فراوانی در کتب خود آن را از طرق مختلف نقل فرموده اند. (2)
روایت انس بن مالک در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و با عنوان بساط «فرش» و روایت سلمان فارسی در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام با عنوان غمام «ابر» نقل شده است و با توجه به اختلاف متن، ممکن است این حکایت دو مرتبه و در دو زمان جداگانه و با دو کیفیت اتفاق افتاده باشد. در کتب مربوط به فضائل و مناقب اميرالمؤمنین علیه السلام روز واقعه این ماجرا «21 یا 27 ذی الحجه» را «يوم البساط» نامیده اند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان های مختلف و به شیوه های مختلف وصایت و جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام را برای افراد مختلف حتی منافقان بازگو نموده و به نوعی اتمام حجت می نمودند که حدیث بساط یکی از صدها مورد آن است.
طبق نقل جابر آیه اطاعت در خلال حکایت بساط نازل یا بر آن تأکید شده است.
اصحاب کهف با صراحت دلیل پاسخ دادن به سلام امیرالمؤمنین علیه السلام را وصایت و جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله بیان نمودند.
با وجود آن همه دلائل و معجزات روشن بر وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام باز هم دنیا طلبی برخی به ظاهر اصحاب باعث کتمان حقیقت و مخفی نمودن فضائل
و حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام شد.
کسانی که حقانیت امیرالمؤمنین علیه السلام و ولایت و وصایت ایشان را منکر می شوند در دنیا به بلاهای مختلفی دچار می شوند و در آخرت نیز به انواع عذاب دچار خواهند شد.
اصحاب کهف بر طریق حق و اهل بهشت بودند و اعتقاد آنان به وصایت امیرالمؤمنین علیه السلام از شیعه بودن ایشان حکایت می کند. بنابراین شیعه برحق و اهل بهشت است.
با توجه به آن که اصحاب کهف جواب سلام هیچ یک از اصحاب را به جز اميرالمؤمنین علیه السلام ندادند و علت آن را هم بیان نمودند، بنابراین تنها وصی و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله، امیرالمؤمنین علیه السلام است نه دیگر اصحاب.
نزول آیه «اولی الامر» در جریان حدیث بساط ثابت نمود که اولی الامر تنها امیرالمؤمنین علیه السلام است و هیچ یک از اصحاب اولی الامر نبوده و نیستند و کسانی که خود را اولی الامر نامیدند خلاف آیه قرآن عمل نمودند.
اطاعت از اولی الامر، اطاعت از خدا و رسول اوست و این امر نشان دهنده عصمت مطلق و بی نظیر آنان است که اگر معصوم نباشند دستور خداوند به اطاعت مطلق از آنان لغو می شود، چرا که اطاعت مطلق از غیر معصوم جایز نیست. همانند کسانی که دائما به خطاها و اشتباهات خود اعتراف می نمودند «لولا علی لهلک عمر».
در جریان حدیث بساط و غدیر خم و زمان ها و مکان های متعدد رسول خدا صلی الله علیه و آله از اصحاب برای امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت گرفتند، بنابراین کسانی که نقض عهد نموده و پیمان شکستند طبق آیات قرآن مشمول عذاب الهی می شوند.
يوم البساط چه روزی است و در آن روز چه اتفاقی افتاد؟
چرا اصحاب کهف پاسخ سلام اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله را ندادند؟
دلیل بیعت گرفتن برای امیرالمؤمنین علیه السلام پس از اقرار گرفتن رسول خدا صلی الله علیه و آله از اصحاب چه بود و پس از آن چه آیه ای نازل شد؟
با توجه به حدیث بساط دلائل حقانیت شیعه چیست؟
آیه «اولی الامر» چگونه بر عصمت امیرالمؤمنین علیه السلام دلالت می کند؟
1- اُصول الستّة عشر، ص 128
2- الخرائج و الجرائح، ج 2، ص 836
3- مناقب آل أبي طالب، ابن شهر آشوب، ص 338
4- بحار الانوار، ج 30، ص 136.
در سال ششم هجری، امام حسن و امام حسین علیهما السلام بیمار می شوند. پیامبر صلی الله علیه و آله از امام حسن و امام حسین علیهما السلام عیادت می کنند و به امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند اگر در مورد فرزندانت نذری کنی خداوند آن ها را شفاء خواهد داد.
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: سه روز به شکرانه ی شفای آن ها روزه خواهیم گرفت. حضرت زهرا علیها السلام نیز همان نذر را نیت کردند. امام حسن علیه السلام و ام--ام حسین علیه السلام نیز که کودک بودند، گفتند: ما هم سه روز، روزه خواهیم گرفت.
خداوند آنان را شفا داد و آن ها از روز بعد، شروع به روزه گرفتن کردند. حضرت علی علیه السلام از یکی از همسایگان که مقداری پشم همراه با مقداری جو گرفتند. حضرت زهرا علیها السلام پشم ها را به دست مبارک خود ریسیده و با دست خود آن جوها را آرد کردند.
یک سوم آردها را خمیر کرده و پنج قرص نان پخته و برای افطار در سفره گذاشتند. مسکینی درب خانه را زده و تقاضای کمک کرد. آنان نان ها را به مسکین دادند و خود تنها با آب افطار کردند.
روز دوم حضرت زهرا علیها السلام یک سوم دیگر از آردها را خمیر کرده و نان پختند. در شب دوم یتیمی به در خانه ی اهل بیت علیهم السلام آمد و آن ها نان ها را به ایتام دادند و خود با آب افطار کردند.
روز سوم هنگام افطار اسیری آمد و همان تقاضا را کرد و آنان غذای خود را به او دادند و بعد همراه با امام حسن و امام حسین علیهما السلام در حالی که از گرسنگی می لرزیدند خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: برای من سخت است شما را در این حالت ببینم. و حضرت زهرا علیها السلام را دیدند که در محراب
عبادت هستند و چشمانشان از گرسنگی فرو رفته است. پیامبر صلی الله علیه و آله او را در آغوش گرفته و در این حالت جبرئیل نازل شد و سوره ی دهر را نازل کرد:
هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا...* يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ يَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرَ * وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكينًا وَ يَتيما وَ أَسيرًا * إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَ لا شُكُورًا (1) و سپس جبرئیل از آسمان ظرفی را در آن غذای بهشتی بود برای آنان آورد و آنان میل فرمودند و سیر شدند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکر خدا را نمودند که مانند مریم علیها السلام در خاندان او هست که كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقًا (2)و آن ظرف نزد امام زمان علیه السلام است که در آن تناول می کنند وَ هْيِ اَلْجَفْنَةِ اَلَّتِي يَأْكُلُ مِنْهَا اَلْقَائِمُ (3)
1- مقدّم داشتن دیگران بر خود، روش اهل بیت علیهم السلام است (خداوند می فرماید: وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ (4)و یا حضرت زهرا علیها السلام از شب تا صبح به همسایگان دعا می کردند، وقتی امام حسن علیه السلام علّت را جویا می شوند، می فرمایند: اَلْجَارُ ثُمَّ اَلدَّارُ)
2- سزاوار است مؤمنین جهت تعجیل در فرج امام زمان علیه السلام، این سه روز را این گونه نامگذاری کنند: «سه روز صیام جهت سلامتی و تعجیل در فرج صاحب قیام».
3- امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: سه روز روزه می گیریم برای تشکر از خدا أَصُومُ ثَلاَثَةَ اَيَّامٍ شُكْراً لِلَّهِ و در این سوره خداوند می فرماید: إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ
إِما شَاكِرًا وَ إِما كَفُورًا (1)يعنى انسان ها یا شاکر هستند و یا کافر، پس امیرالمؤمنین شاکر است و مخالف او کافر و در ادامه خداوند می فرماید: إنّ-ا أَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ سَلاسِلَ وَ أَغْلاَلاً وَ سَعِيرًا (2) 4- در این سوره خداوند بهشتی بودن آن ها را خبر می دهد و از طرفی پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: مَن ماتَ وَلَم يَعرِف امامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً حال بايد ديد حضرت زهرا علیها السلام در هنگام وفات، امامت کدام امام را پذیرفته بودند، هر طرف که او باشد امام بر حق، آن طرف است و گروه مقابل به مرگ جاهلی از دنیا رفته اند.
5- خداوند می فرماید: وَ لَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِالله (3)و در آیه ای برای رسیدن به «برّ» می فرماید: لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ (4)و در این سوره در وصف اهل بیت علیهم السلام آمده است: وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلى حُبِّهِ (5)پس آنان بر محبّت انفاق کرده اند و به برّ رسیده اند در نتیجه مؤمن واقعی هستند و اهل فلاح (رستگاری) که خداوند فرمود: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ (6)و اینان که رستگار باشند مخالف آنان اهل ضلالت است.
6- خداوند در این سوره می فرماید: إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ (7)و در آیه ای دیگر دستور می دهد که همراه کسانی باشید که «وجه الله» را می خواهند وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهُ (8)پس خداوند دستور به معیّت با اهل بیت علیهم السلام را می دهد.
7- خداوند به کیفت عمل بها می دهد نه کمیت آن لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (9)نمی فرماید: «اکثر عملاً» و در این ماجرا برای دادن 15 قرص نان بیش از
سی آیه نازل می کند همان گونه که در جنگ خندق پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: ضَرْبَةُ عَلِيٍ يَوْمَ اَلْخَنْدَقِ أَفْضَلُمِنْ عِبَادَةِ اَلثَّقَلَيْنِ یعنی یک ضربه ی چند ثانیه ای از اميرالمؤمنین از هزاران سال نماز و روزه و جهاد و حج و انفاق و تحصیل علم جن و انس نزد خدا بالاتر است، پس یک حسنه ی امیرالمؤمنین علیه السلام برتر از تمام اعمال اولین و آخرین است.
اهل بیت علیهم السلام به شکرانه ی شفای امام حسن و امام حسین علیهما السلام سه روز روزه گرفتند و خداوند یک سوره ی کامل در مدح آنان فرستاد. سوره ی هل أتی آنان را ابرار و عباد الله و مخالفین ایشان را کفار خواند و در این سوره به این نکته اشاره شد که خداوند کثرت عمل را نمی نگرد بلکه اخلاص و حسن عمل را ارج می نهد.
1- شأن نزول سوره هل اتی را توضیح دهید.
2- شرکت فضه در این فضیلت چه رهاوردی برای بشریت دارد؟
3- کافر بودن مخالفین اهل بیت علیهم السلام را به وسیله ی این سوره ثابت کنید.
4- چهار نکته از این سوره برای اثبات حقانیت عقائد شیعه بنویسید.
1- امالی صدوق: ص 329.
2- مناقب امير المؤمنين، كوفى، ج 1، ص 182.
3- بحار الانوار: ج 35، ص 237.
4- تفسير ثعلبی: ج 10، ص 101.
5- شواهد التنزيل: ج 2، ص 388.
6- مناقب ابن مغازلی: ص 272.
چندی است که متأسّفانه علیرغم نظر مراجع تقلید، برخی هفتم صفر را که شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام است، به عنوان میلاد امام کاظم علیه السلام جشن می گیرند، که مورد اعتراض مراجع نیز واقع شده است. باید دقّت کرد، اوّلا: حرمت ماه محرم و صفر (عزاداری) باید حفظ شود. ثانیاً: بر فرض که در خانه ی حضرت زهرا علیها السلام، فرزندی متولد شود و در همان روز فرزند دیگری را به شهادت برسد، به طور قطع و یقین و عزای شهید را مقدّم بر جشن میلاد می دارند.
علاوه بر آن که در عتبات عالیات و حتی خود کاظمین هفتم صفر را به عنوان شهادت امام مجتبی علیه السلام عزا اعلام کرده و پارچه ی سیاه نصب می کنند.
اما میلاد امام کاظم علیه السلام، طبق نظر شیخ کلینی رحمة الله و مرحوم صفار در کتاب بصائر الدرجات، و مرحوم برقی در کتاب محاسن، بعد از ایام حج اعلام شده.
ابوبصیر چنین می گوید: با امام صادق علیه السلام حج را به جا آوردیم. هنگام برگشت به مدینه در «قیطفه ابواء» خبر میلاد امام کاظم علیه السلام به ما رسید. پس ميلاد امام کاظم علیه السلام در دهه ی سوم ذی الحجه بوده است (فاصله مکه تا مدینه حدود ده روز طی می شود و ابواء هم تقریباً وسط آن قرار دارد و اگر امام صادق علیه السلام روز پانزدهم از مکه خارج شده باشند، میلاد امام کاظم علیه السلام در دهه ی آخر ذى الحجه واقع خواهد شد.)
1- یعقوب سراج می گوید بر امام صادق علیه السلام وارد شدم در حالی که با نوزادی
(امام کاظم علیه السلام) سخن می گفت. پس از قدری به من فرمودند: ای یعقوب، این فرزند من است و امام بعد از من، نزد او برو و به او سلام کن. من جلو رفتم و به آن نوزاد سلام کردم. آن نوزاد لب به سخن گشوده پس از جواب سلام فرمودند: برو و اسم دخترت را که دیروز نام گذاری کردی عوض کن، که خداوند از این اسم خشمگین است. یعقوب می گوید: روز قبل دختری برای من متولد شده بود و من نام او را حمیراء گذاشته بودم.
سپس امام صادق علیه السلام فرمود: برو و امر او را انجام بده، من هم رفتم و نام دخترم را عوض کردم. (1)
2- روزی مهدی عبّاسی به امام کاظم علیه السلام گفت: محدوده ی فدک را مشخص کن تا به شما برگردانم. امام علیه السلام فرمودند: یک طرف کوه احد و یک طرف تا مصر یک طرف عدن و یک طرف تا سمرقند و از آفریقا تا خزر حَدٌ مِنْهَا جَبَل احد وَ حْدٌ مِنْهَا عَرْشُ مِصْرَ وَ حَدٌ مِنْهَا سِيفُ الْبَحْرِ وَ حَدٌ مِنْهَا دُومَةُ الجَندَلِ. (2)مهدى عبّاسى گفت: این بسیار زیاد است.
شاید مراد این است که فدک یعنی قلمرو مسلمین، فدک یعنی ولایت، فدک یعنی حکومت.
3- روزی صفوان جمال بر امام کاظم علیه السلام وارد شد، امام به او فرمودند: کارهای تو زیباست، غیر از یک کار. صفوان پرسید: کدام کار؟ حضرت علیه السلام فرمود: این که شترهایت را به هارون کرایه داده ای. او گفت: شترها را برای تفریح نمی خواست بلکه می خواست به مکّه برود، و خودم هم با او نمی روم که کمک کنم. امام علیه السلام فرمودند: آیا دوست داری که آن ها زنده بمانند، تا وقت برگشت کرایه ی تو را بدهند؟ گفتم: بله. امام علیه السلام فرمود: فَمَن أَحَبَّ بَقاءَهُم فَهُوَ مِنهُم وَ مَنْ كَانَ مِنْهُمْ فَهُوَ وَرْدُ اَلنَّارَ (3)یعنی اگر کسی طاغوت را بخواهد ولو یک لحظه، جزء
آن هاست و داخل جهنّم خواهد شد. صفوان می گوید: رفتم و تمام شترهایم را فروختم تا به طاغوت کمکی نکرده باشم.
ولادت امام کاظم علیه السلام در اواخر ماه ذی الحجّة واقع شد و شیعیان باید هفتم صفر را به عزاداری امام حسن مجتبی علیه السلام بپردازند و از امام کاظم علیه السلام معارف و اعتقادات بلندی به ما رسیده است. مثلاً نهی از نامگذاری فرزندان به اسامی دشمنان اهل بیت علیهم السلام، و یا غاصبانه معرّفی کردن حکومت های بعد از پیامبر به جز حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام و یا پرهیز از کمک به طواغیت حتی برای انجام اعمال خير و...
1- بادو دلیل ثابت کنید که میلاد امام کاظم علیه السلام در آخر ماه ذی الحجه بوده است.
2- بر فرض این که در یک روز میلاد یک امام و شهادت امام دیگر واقع شود، وظیفه ی شیعیان چیست؟
3- به نظر امام کاظم علیه السلام محدوده ی فدک کجاست؟
4- آيا شیعیان اهل بیت علیه السلام مجاز هستند اسامی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را روی فرزندان خود بگذارند؟
1- بحار الانوار: ج 3، ص 48.
2- بصائر الدرجات: ص 460.
3- محاسن: ج 2، ص 314.
4- رجال کشی: ج ص 740.
5- ارشاد مفید: ج 2، ص 219.
6- مناقب آل ابی طالب: ج 3، ص 407.
بسم الله الرحمن الرحيم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَ اِلْعَنْ مَنْ عَادَاهُمْ اهداء به:
حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها