بهداشت اسلام از نظر علوم امروزی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : نجفی ، محمدجواد

عنوان و نام پدیدآور : بهداشت اسلام از نظر علوم امروزی / تالیف محمدجواد نجفی

مشخصات نشر : [تهران ].

مشخصات ظاهری : 256 ص .جدول

وضعیت فهرست نویسی : فهرستنویسی قبلی

یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس

شماره کتابشناسی ملی : 70675

بهداشت اسلام از نظر علوم امروزی

تأليف :دانشمند محترم محمد جواد نجفی

چاپ اول

حق چاپ محفوظ و مخصوص: کتابفروشی ادبیه

چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب

اهداء کتاب

بسمه تعالی

پس از مراجعات زیادی کتابی را ندیدم که کلیه دستورات گرانبهای طبی اسلام را بنحو کاملی تشریح نموده و بحضور مردم جهان تقدیم نماید. لذا پس از توفیق خدای حکیم تا آن اندازه ای که برای ما، در خور امکان بود کلیه دستورات صحی و بهداشتی دین مقدس اسلام را مورد بررسی قرار داده و با علوم امروزی تطبیق نموده و بحضور افرادی که برای صحت و سلامتی خویشتن ارزشی قائلند اهداء مینمایم .

کتاب حاضر به چهار مقدمه و شش بخش تقسیم میشود

محمد جواد نجفی

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمة أول: علم طب و ارزش آن از نظر اسلام ؟؟

بحكم عقل ، علم طب علمی است که جامعه بشر نهایت احتیاج را بان دارد، چه آنکه انسان موقعی بمقصودهای دنیائی و آخرتی خود نائل میشود که بدنش سالم باشد و سلامتی بدن هم (غیر از مشیت خدا) رهین آشنائی با علم طب و بهداشت است اگر بشر از دستورات صحی برخوردار نباشد تردیدی نیست که بیشتر عمرش دستخوش امراض گوناگون خواهد بود و چنانچه افرادی که مراعات دستورات بهداشتی را نمیکنند سالم ،باشند اولا در مقابل عده ناسالمها طرف قیاس نیستند ، ثانیاً همان افراد اگر از دستورهای بهداشتی مطلع بودند و آنرا مراعات میکردند بطور یقین سالمتر بودند ارزش و اهمیت علم طب و بهداشت را همین بس که قرآن مجید آنرا بجامعه انسانیت گوشزد کرده و فرموده : (من احياها فكانما احیا الناس جميعاً) یعنی کسی که نفس انسانی را زنده کند مثل اینکه کلیه مردم را زنده کرده باشد .

گرچه آیه شریفه بخصوص طب و بهداشت نازل نشده ولکن بطور قطع ، یکی از وسائل احیاء انسان که آیه شریفه میفرماید همانا علم طب

و بهداشت است زیرا تعداد افرادی که بموت غیر حتمی نزديك ميشوند و طبیب آنها را معالجه و احیاء میکند بیش از آنستکه در خور حساب آید ولذا مفسرون در ذیل آیه سابق الذکر فرموده اند : نجات شخص غریق و شخصی که طعمه حریق شود و کسی که دچار آوار گردد یا گرفتار وسائلی که حتماً کشنده باشند شود از معانی و مدلولات آیه شریفه است و این معنی را از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل کرده اند چنانچه در تفسیر مجمع البیان و تفسیر صافی مرقوم است .

نه تنها قرآن کریم علم طب را خاطر نشان مردم کرده باشد بلکه

رسولخدا و ائمه هدى علیهم السلام نیز موضوع بهداشت را بتابعین خود توصیه فرموده اند : چنانکه حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه واله میفرماید:

(تداووا فما انزل الله داء الا انزل معه الدواء الا السام فانه لا دواء له )

(طب الصادق)

یعنی (امراض خود را) مداوا کنید خدا مرضی را نفرستاده که دوای آنرا نفرستاده باشد مگر مرگ واجل حتمی که علاج ندارد .

امام یکم علی بن ابیطالب الا میفرماید: (العلوم ثلثة، الفقه للاديان والطب للابدان ، والنحو لللسان) (1)یعنی علوم و دانشهای پرارزش عبارتنداز علم فقه برای یاد گرفتن احکام دین و علم طب برای آموختن معالجه امراض بدن ، وعلم نحو برای دانستن آداب ورسوم صحبت کردن

از اینکه امام (علیه السلام) فقه را در بیان خود مقدم داشته استفاده میشود


1) تحف العقول صفحه 48

که ارزش علم فقه از علم طب بیشتر است (1)کما اینکه از بیان آنحضرت استفاده میشود که اهمیت علم طب از علم نحو بیشتر است.

گرچه قسمتی از آیات و اخبار دین مقدس اسلام که ارزش علم و دانش را بنهایت رسانده دربارۀ فقه و احکام دین است ولکن بیشتر آیات و اخبار علم و دانش را غیر از آن علومی که شارع مقدس اسلام آنها را حرام کرده بطور کلی تمجید و تحسین فرموده اند .

نگارنده گوید: ارزش علم طب بیش از آنستکه در این رساله تدوین شود، چه آنکه استفاده از مادیات و معنویات دنیا غالباً موقوف است بصحت و سلامتی ،انسان و صحت و سلامتی انسان هم موقوف است باینکه شخص از بهداشت تقدیر نموده و از آن برخوردار باشد

روایت دیگری از یکمین امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، در چندین کتاب بچشم میخورد که فرمود: (العلم علمان علم الادیان، وعلم - الابدان) یعنی دانش پرارزش دوتا است علم باحكام اديان ، وعلم طب برای معالجه بدنها .

ودر (سفينة البحار) محدث قمی دو روایت ذیل را درباره ارزش طب مطالعه فرمائید اول : در صفحه (78) از قول حضرت صادق (علیه السلام) :گوید که فرمود: (لا يستغنى اهل كل بلد عن ثلاثة تفزع اليه في امر دنیا و آخرتهم ، فان عدمو اذلك كانوا همجا فقيه عالم ورع وامير خير مطاع وطبيب بصير ثقة) یعنی اهل هر شهری از سه طایفه که دربارۀ امردنیا و آخرتشان


1) ولذا فقهای شیعه علم فقه را با مقدمات آن بر علوم دگر حتی علم طب مقدم میدارند و دوران عمر خود را در رشته فقهی طی میکنند، و چون این رشته سر در از دارد وقت آنها برای تعلیم و تعلم علم طب و امثال آن رسانیست .

باو ملتجی شوند مستغنی نیستند، اگر فاقد آن باشند گلهٔ بی چوپان خواهند بود، اول : فقیهی که عالم و پرهیز کار باشد دوم : پادشاهی که خيرخواه ومقتدر باشد سوم طبیبی که حاذق و مورد اطمینان باشد.

دوم : نیز در همان صفحه از کتاب مذکور از رساله ابی اسحاق طرطوسی گوید: (ان الله تعالی اهبط آدم عليه السلام من الجنة وعرفه علم كل شيئي، فكان مماعرفه النجوم والطب)

یعنی خدا حضرت آدم را از بهشت فرو فرستاد و علم هر چیزیرا باو فهماند . از جمله علومی که با و فهماند علم نجوم (1)وعلم طب و بهداشت بود


1) علم نجوم و ستاره شناسی را شارع مقدس اسلام با ندار: وقت شناختن تجویز فرموده - مؤلف

مقدمه دوم: طب و پیدایش آن ؟؟

در اینکه طب در چه زمانی شناخته شده ، یا اول مؤسس آن چه شخصی بوده اقوال مورخین باندازه ای مختلف است که نتیجه تحقیق در باره این موضوع، جز تضییع وقت و خستگی مغز چیز دیگری نخواهد بود. بعضی از مورخین اختراع این دانش را بمردم یونان و برخی بملت کلدانیان و عده ای بجادوگران یمن نسبت داده اند، واقوال دیگری نیز راجع به پیدایش علم طب دیده و شنیده میشود که آنها هم بایکدیگر توافقی ندارند و همین اختلاف اقوال و آراء بما میفهماند که علم طب در زمان معلومی یا به وسیلۀ شخص معینی یا ملت معلومی اختراع نشده بلکه میتوان گفت : غیر از انبیاء علیهم السلام بشر از ابتداء پیدایش بهمان نسبت که از علوم و دانشهای مختلفه بی بهره بوده بهمان اندازه هم از علم طب محروم بوده و بهمان اندازه ای که بمرور روزگار از انواع و اقسام علوم برخوردار شده بهمان نسبت هم از علوم طبی و صحی بهرهمند شده است، و لذا دانشهای طب فعلی با صد سال قبل طرف قیاس نیست .

چگونگی استشفاء و نجات بشر از امراض گاهی بوسیله تجربه و گاهی بواسطهٔ الهام از حضرت حق ، و گاهی اتفاقاً و تصادفاً بوده است

اما طريقه تجربه

شیخ طنطاوی در جلد 13 تفسیر (الجواهر) صفحه گوید زنی

در مصر بود که بسیار محزونه و مبتلا به امراض زیادی بود که از جملهٔ آنها ضعف معده - پر بودن سینه از اخلاط - و از قاعدگی ( رکس ) نا،امید تا اینکه اتفاقاً ،آنزن چندین دفعه با کمال اشتهاء راسن (زنجبیل شامی یا پیل گوش) خورد و کلیه امراض او برطرف شد چون مردم از این موضوع مطلع شدند از (راسن) استفاده کرده سالم میشدند .

نگارنده گوید: (گرچه شفاء هر مرضی باخدا است) (1)ولكن بهترین طریق طب و بهداشت همانا طريق تجربه و آزمایش است زیرا اطبائیکه دواجات تجربه شده را برای معالجه مریضهای خود بکار میبرند نتیجه های مثبتی ،میگیرند نظیر پنی سالمین و امثال آن بخلاف اطبائیکه ازراه قیاس و استدلال بیماران خود را معالجه میکنند ، چه آنکه آنها صدی هشتاد نتیجه منفی میگیرند.

اما طريقه الهام

نیز در تفسیر سابق الذكر از (جالينوس) نقل میکند که گفت : مردی را دیدم که زبانش ورم کرده و باندازه ئی بزرگ شده که دهانش گنجایش آنرا ندارد ، من برای معالجه او فعالیت کردم و نتیجه ای نگرفتم تا اینکه شبی در خواب دید گوینده ای باو گفت: عصاره کاهو در دهان خود نگهداد، چون عصاره کاهو را استعمال کرد شفای کاملی یافت. آنگاه (جالینوس) گوید: عموم مردم گواهند که خدا فن طبابت


1) چنانکه قرآن از قول حضرت ابراهیم علیه السلام میفرماید: واذا مرضت فهو يشفين) یعنی هر گاه مریض شوم خدا مرا شفا میدهد

را بوسیله الهام و امثال آن بمردم افهام کرده و آنها را از امراض خطرناك نجات میدهد

اما طريقه :اتفاقی

نیز در تفسیر سابق الذکر جلد 8 صفحه 197 نقلا از (اندرو ماخس) (1)گوید: چند نفر زمینهای مرا برای زراعت شخم میکردند و مسافت بین من و آنها دو فرسخ بود من اول صبح نزد آنها میرفتم که از کار کوتاهی نکنند غلام من برای آنها غذا و آب حاضر میکرد، اتفاقاً یکی از روزها شراب خوبی که در ظرف سفالی سربسته گی بود برای آنها آورد، موقعی که درب آنظرف را باز کردند مواجه شدند با افعی که در آنشر اب قطعه قطعه شده بود گفتند در اینجا مرد مجزومی(مبتلی بمرض خوره) است که بمرگ خود راضی است اگر از این شراب با و بدهیم او را از این زندگی دشوار نجات داده و برای ماثوابی خواهد داشت، نزد او رفتند پس از اطعام، مقداری از آن شراب باو دادند، با یقین به اینکه آن روز را بپایان نخواهد ، رساند چون شب شد جسم آن بیمار نفح زیادی کرد ، چون صبح شد پوست بدنش جدا شد و پوست قرمزی آشکار شد، آنگاه تدریجاً پوست بدنش سفت شد و از آن مرض شفا یافت و مدت زیادی زندگی کرد بدون اینکه از آن مرض شکایتی کند تا اینکه بموت طبیعی از دنیا رفت.

نگارنده گوید در کتابهای اطباء از این قبیل موضوعات تصادفی و اتفاقی بسیار بنظر میرسد و این خود بهترین دلیل است بر اینکه علم طب


1) همان کسی که کشف کرد: دوای سم حیوانی که سم کشنده دارد گوشت آن است .

در زمان معینی یا بوسیلۀ شخص معلومی تأسیس نشده، بلکه بشر گاهی بوسیله تجربه و گاهی بواسطه الهام و گاهی تصادفاً واتفاقاً بكشف داروئی موفق شده و ملتی را از مرگ غیر حتمی آزاد کرده روی این اصل کچه علم طب رهين كاوش و فعالیت است بر هر فردی از افراد بشر واجب ولازم است که تا حدود قدرت و امکان دربارۀ علم طب جد وجهد نماید، شاید بتواند بشر را ولو اینکه یکنفر باشد از مرضی یا امراضی نجات دهد، و چنانچه یکنفر را از مردن نجات بخشد مثل اینکه همۀ مردم را نجات داده باشد.

مقدمه سوم: درمان از نظر اسلام؟؟

در مذهب مقدس اسلام دو طریق برای معالجه و نجات از امراض تعیین شده ، اول : دعاء کردن و از خدا شفاء خواستن ،دوم :خوردنیهاو دواجات و امثال آنها و خودداری کردن از پرخوری .

اما معالجه بوسیله دعا کردن

چه بسا میشود که شخص مریض برای شفاء دعاء میکند و نتیجه ئی نمیگیرد، بلکه میتوان گفت : صدی نودونه از دعاهائیکه برای استشفاء میشود مثمر ثمری نیست، همچنین دعاء درباره حوائج دگر ، وحال آنکه قرآن کریم بشر را بدعاء کردن دعوت کرده و فرموده : اجیب دعوة الداع اذادعان (1)و نیز فرموده: ادعوني استجب لكم (2)و... و نیز حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و آل اطهر او عليهم السلام مكرراً مسلمین را بدعاء کردن مأمور فرموده اند، و کتابهائی هم از دعاهای مأثورۀ از آنها تدوین شده ، پس علت اینکه انسان از طریق دعاء کردن به نتیجه نمیرسد چیست؟؟؟!!! .

جواب این است که مستجاب شدن دعاء مشروط بر چند شرط است


1) سوره بقره آیه (186) یعنی اجابت میکنم دعای دعاء کننده را موقعی که دعاء کند

2) سوره مؤمن آية (60) یعنی مرا بخوانید تا دعای شمار امستجاب کنم

اولا دعاء بیمورد نباشد ، مثل کسی که اموال خود را تبذیر نموده و بیجا مصرف کند آنگاه دعاء کند که خدا او را متمول نماید، یا شخصی که مرك همسایه را از خدا بخواهد در صورتیکه میتواند از همسایگی او هجرت کند ، یا کسیکه دعاء :کند خدا او را از دست زنش نجات دهد و حال آنکه خدا اختيار طلاق را باو داده.

یا شخص سالمی که در خانه خود نشسته و دعاء میکند خدا باوروزی رساند و حال آنکه مأمور است برای طلب رزق از منزل خارج شود، یا کسیکه مال خود را بدون شهود بدیگری قرض دهد، و قرض گیرنده حاشا کند، در صورتیکه خدا باو فرموده: شاهد بگیرد. ...... تردیدی نیست که دعاء درباره موضوعات سابق الذكر و امثال آنها بی مورد است.

ثانياً كسب و كاسبی و لقمه انسان حرام وغير مشروع نباشد، نظیر بعضی از افراد که محتاج بشرح حال آنها نیستیم

ثالثا اینکه انسان در موقع دعاء کردن جز خدا چشم امید بدیگری نداشته باشد

رابعاً اینکه وقتی باید دعاء کرد که موقع استجابت باشد ، مثلا موقع سحر - بعد از طلوع فجر - بعد از ظهر - بعد از مغرب - موقع تلاوت قرآن - موقع آمدن باران و موقع گفتن اذان و...

خامسا حاجتی که انسان از خدا میخواهد مشروع باشد و برای دین و دنیای او مضر نباشد، نه اینکه انسان بخواهد برای خدا وظیفه معين کند ، مثل اینکه کسی دعاء کند : خدایا همکار مرا بکش ، یا اینکه زنی دعاء کند خدایا هوی مرا بکش و. ..

پس اینکه قرآن مجید و رسولخدا و آل اطهر او صلى الله عليهم

اجمعین مسلمین را مأمور بدعاء فرموده اند بسیار بجا است اما بشرط اینکه مقدمات دعاء نظير موضوعات سابق الذکر و امثال آنها موجود باشد بعلاوه چه بسا میشود که ،مرض کفاره گناهان مؤمن میشود، و تا گناهان او آمرزیده نشود دعاء اومستجاب نخواهد شد.

اما معالجه بوسیله خوردنیها و دواجات

از رسولخدا و آل اوصلى الله علیهم اجمعین دستور العملهای زیادی (که قسمتی از آنها را در صفحات آینده این کتاب خواهیم خواند) راجع بطب و بهداشت داده شده ، از جمله اینکه مسلمین را مأمور فرموده اند که مریضهای خود را بوسیلۀ خوردنیها و آشامیدنیها و امثال آنها معالجه کنند ، ولیکن موقعی که انسان آن دستور العملها را عملی میکند، یا مثلاً صدی ده نتیجه میگیرد ، یا اینکه اصلا نتیجه ئی نمیگیرد ، و گاهی هم نتیجه معکوس خواهد گرفت ، اگر این دستورهای بهداشتی و صحی از آن بزرگواران است پس چرا ثمری ندارند ؟؟؟!!!.

جواب این اعتراض را از کتاب اعتقادات شیخ صدوق بشنویم و آن جواب این است : اعتقادما درباره اخباری که راجع بطب وارد شده این است که آنها بر چند قسمند: یکقسم آنها برای هوای مکه و مدینه گفته شده ، پس استعمال آنها برای سایر هواها جایز نیست ، یکقم اخباری است که معصوم (علیه السلام) طبع سائل را شناخته و موافق باطبع سائل تجویز کرده و تجاوز از موضع آن نفرموده یکقسم اخباری است که مخالفین در کتابها تدلیس کردند برای اینکه دین و مذهب را نزد مردم

تقبیح و زشت کنند (1)بعضی از آنها از طرف ناقل سهوی در آن واقع شده بعضی از آنها اخباری است كه يك قسم آن حفظ شده و قسم دیگرش فراموش شده.

مثلا آن روایتی که رسیده عسل دوای هر دردی است صحیح است ولکن هر دردی که از سردی تولید شود ، و آن روایتی که درباره استنجاء بواسیر با آب سرد وارد شده صحیح است ، اما برای بواسیری که از حرارت و گر می باشد ، و آن خبری که راجع بشفاء بادنجان وارد شده ، برای موقعی است که انسان رطب میخورد نه غیر آنموقع و....

نگارنده گوید : مدارك كليه اخبار و دستورهای بهداشتی و صحی که ما در این کتاب نگاشته ایم کتب معتبره است و از احتمالات سابق الذکر مصون میباشند.

اينك بحول الله وقوته شروع میکنیم بنگارش مقاله های طبی از نظر اسلام و علوم امروزی ، و قبلا دستورهای صحی اسلام را که هر از سال قبل از طرف رهبران این دین مقدس صلی الله علیهم اجمعین صادر شده اند نگاشته و بعد از آن برای تثبیت و تصدیق آنها بهداشتهای امروزی را که پس از صدها آزمایش مورد استفاده قرار گرفته اند ،مینگاریم

من الله التوفيق وعليه التكلان


1) مؤید این موضوع قول ابن ابی العوجاء است که در موقع جهنم رفتنش :گفت: بخدا قسم چهار هزار حدیث جعل کردم مؤلف.

مقدمه چهارم: بدانکه معنی کلمه (شیطان)

برای هر کسی واضح و معلوم نیست لذا مقدمتاً معنى کلمه شیطان را بیان میکنیم تا هزارها مشکل حل شود ، و چون کلمه شیطان عربی میباشد بحکم عقل و ضرورت باید از کتب لغت عرب استفاده کنیم، وقول لغوی هم حجت است چنانکه در علم اصول گفته شده

معنی کلمه شیطان ؟؟

در کتاب مجمع البحرین میگوید : عرب ، هر متمر دوسر کشی از جن و انس و جنبندگانرا شیطان میگوید.

و در كتاب (المنجد) گوید : شیطان روحی است بسیار شریر ، وعرب كلية متمردین انس و جن و جنبندگان را شیطان میگوید.

پس بقول اهل فن، کلمۀ (شیطان) نسبت بمعانی که برای آن ذکر شده مشترك معنوی است ، یعنی جن و انس و جنبندگانی که موذی باشند عرب بكلیه آنها شیطان میگوید.

بناء على هذا اگر کلمه شیطان را بمیکروب و امثال آن از حیوانات موذی اطلاق کرده و بآنها بگوئیم شیطان استعمالها استعمال حقيقي است ، زیرا میکروب و امثال آن هم از جنبندگانند ، همینطور اگر بجن و انسی که موذی باشند شیطان بگوئیم استعمال درما وضع له کرده ایم.

اکنون که معلوم شد : عرب ، بهر جنبنده مودی شیطان میگوید پس چگونه میشود قول رسولخدا (صلی الله علیه واله) را که فرموده : (ناخنهای خود را بگیرید ، و شاربهای خود را کوتاه کنید ، زیرا شیطان در زیر ناخن و شارب بلند جایگزین خواهد شد ) انکار کرد ، و صدها دستورات دیگر را که از آنحضرت و آل اطهرش قریب بهمین مضمون بیادگار مانده قبول نکرد ؟؟!!!

روی این اصل اصیل میگوئیم : جای تردید نیست که منظور آنحضرت از کامۀ شیطان در زیر ناخن و شارب بلند ، همین میکروب بوده، ووجود مقدس آنحضرت کاملا از وجود میکروب که چندی قبل کشف شده و امراض دیگری که ممکن است بعدها کشف شود مطلع بوده ، چیزی که بود در آنعصر ، وسائل کنونی در دسترس مردم آنروز نبود تا اینکه وجود میکروب و امثال آن برای مردم آنزمان مجسم و مشهود شود.

اکنون که از ذکر مقدمات چهارگانه فارغ شدیم با اطمینان کامل دست بخزانه حضرت نبوی و آل اکرم آنحضرت صلى الله عليهم اجمعين زده و از روایات آنها که درباره طب و بهداشت فرموده اند تحویل صرافهای جواهر شناس میدهیم

محمد جواد نجفی

بخش اول: بهداشتهای بدنی ، حاوی 13 فصل

فصل اول: بهداشت موی سر از نظر اسلام

تراشیدن موی سر از جهتی مطلوب است، و نتراشیدن آن از جهت دیگری مفید، اما محسنات تراشیدن آن در اینکه موبطور کلی (اگر تمیز نگاهداری نشود) جاذب انواع و اقسام میکروب است تردیدی نیست چنانچه موی سر، بلند و كثيف باشد بدون شك ، محل تمركز ورشد ورقاء میکروبهای گوناگون خواهد بود، نتیجتاً انسان دچار امراض خطرناکی میشود، چنانچه طبق دستور بهداشتی موی سر را بتراشند دیشۀ هر نحوه میکروب و مرضی از بیخ و بن بر کنده شده و مجاری تنفسی موی سر ، باز ، و گازهای درونی آن خارج شده و موجب پر نوری چشم و استراحت بدن و سلامتی اعضائی که باید از نظافت پوست و موی سر برخوردار شوند خواهد شد

از همین نظر است حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید :

(استأصل شعرك يقل درنه و دوابه ووسخه و تغلظ رقبتك ويجلو بصرك و يستريح بدنك) (1)


1) فروع کافی، كتاب الزى و التجمل.

یعنی موی (سر) خود را از ریشه بگیر تا اینکه چرك وميكروبها و کثافات آن از بین برود و گردنت کلفت و چشمت پرنور و بدنت راحت باشد. نگارنده گوید: تراشیدن سر برای زن در مذهب اسلام بدون عذر شرعی جائز نیست . واما محسنات نگاهداری موی سر : یکی از فوائد موی سر (بشرط آنکه تمیز باشد) این است که در مواقع سرما برای گرم کردن پوست سرمفید است و دیگر اینکه پوست سر را از تابش آفتاب و سوزاندن آن حفظ میکند و.....

چنانچه انسان بخواهد موی سر را نگاه دارد بایستی طبق اصول بهداشتی که ذیلا بشرح (میرود باشد تا موجب مریضی وسبب ناراحی انسان نشود .

از جمله بهداشتهای موی سر شانه کردن آن است ، شانه کردن موی سر، در عین حال که موجب زیبائی میشود سبب صحت و سلامتی نیز میباشد زیرا شانه کلیۀ میکروبهائی را که مو بخود جذب کرده بر طرف

می.کند. ولذا است که رسولخدا (صلی الله علیه واله) میفرماید: (كثرة تسريح الراس تذهب بالوباء وتجلب الرزق وتزيد في الجماع ) (1)یعنی زیاد شانه کردن سر وباء و میکروب موی سر را از بین میبرد ، ورزق وروزی را جلب میکند، وقوه زناشوئی را زیاد مینماید .

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب ) بهداشت در دین اسلام ) صفحه 52 فوائد شانه زدن موی سر را بدین نحو مینگارد. (قال رسول الله


1) فروع ،کافی، کتاب الزى والتجمل

صلى الله علیه و آله مشط الرأس يذهب بالوباء) یعنی رسولخدا (صلی الله علیه واله) :فرمود شانه زدن بموی سر و باء موی سر را یعنی ریختن آن را از بین میبرد کلمۀ و باء را در این خبر باید بمعنای اقسام امراض موی سردانست زیر اگر دو غباری که دارای میکروب است و روی موی سر انسان می نشیند بپوست سر سرایت کرده و تولید امراضی از قبیل کچلی-سودای پوست سر شوره - سودای پیازی ،مو که در نتیجه آن موی سر میریزد واقسام سوزهها وزخمها تولید مینماید و معین است که این امراض بالاخره بتمام بدن سرایت نموده سلامتی را از بین میبرد.

غرض از شانه کردن پاکیزه نگاه داشتن موی سر است زیرا براثر استعمال شانه گردو غبار و کثافات از روی سر بر طرف شده بعلاوه وقتی انسان کثافاتی که در میان دندانه های شانه جمع شده است میبیند بالطبع بهتر در مقام شستن و نظافت موی در بر میآید و صحت خود را حفظ مینماید، انتهى.

از جمله بهداشتهای موی سر آنستکه با خطمی شستشو داده شود، چه آنکه خطمی از نظر شیمیائی حاوی بهترین مواد مبارز با میکروب (برص) وجنون و امثال آنها است ، خطمی در موقع استعمال بنحو کاملی انواع و اقسام میکروبها را برطرف مینماید و تا موقعی که بر پوست و موی سر اثری از آن باشد بهترین مانع است برای ورود هر نحوه میکروبی بر پوست و موی سر.

از همین لحاظ امام جعفر صادق (علیه السلام) ميفرمايد : ( غسل الرأس بالخطمي في كل جمعة امان من البرص والجنون) (1)یعنی در هر جمعه


1) فروع كافي كتاب الزى والتحمل.

سر را با خطمی شستن امان است از برص (پیسی بدن) وجنون .

راجع بسدر و فوائد آن قریب بهمین مضامین دستورات زیادی از حضرت نبوی و آل اکرم او در کتب معتبره بچشم میخورد ولکن ما از لحاظ اختصار بتسوید آن روایات نبر داختیم .

دکتر تومانیانس ( مسیحی ) در کتاب سابق الذكر صفحة (54) فوائد خطمی و حناء را بدین نحو نگاشته است

از آنجائیکه اجزاء سر وظائف مهمه در امور زندگانی انسان داشته و چون صدمه بآنها وارد شود بیشتر بواسطهٔ کثیف بودن موی سر است زیرا که موی سر جذب کننده و انتقال دهند؛ همه قسم ميكروب می،باشد لذا بغیر از دستورهائی که راجع بگرفتن و شستن يك روزنه يك روز موی سرداده شده دستور ذیل را نیز برای حفظ پوست و موی آن داده است چنانچه میفرماید: (غسل الرأس بالخطمي في كل جمعة امان من البرص والجنون والصداع و طهوراً للرأس من الخزاز )(طب النبی) یعنی شستن سر با خطمی در هر روز جمعه انسانرا از برص - جنون و دردسر بعلاوه از مرض کچلی محفوظ میدارد .

ما میدانیم که خطمی دارای چند مواد شیمیائی است ، مخصوصاً ((تانین) که ضدعفونی و برطرف کننده چربی پوست و حفظ کننده موی سراز ورود اقسام و انواع میکروب در تحت جلد آن است، بدین لحاظ شستن سر با خطمی موجب برطرف شدن میکروب و محفوظ ماندن سر از امراضی است که در حدیث سابق الذکر بدانها اشاره گردیده

علاوه بر این برای محکم شدن پوست سر وقوی شدن پیازهای موی آن و بر طرف شدن کثافات روی مو و پوست سر، دستور ذیل را میدهد،

چنانچه میفرماید: (اختضبوا بالحناء فانه يجلو البصر وينبت الشعر ويطيب الريح) (طب النبی ) یعنی خضاب کنید با حنا چه آن که چشم را جلا میدهد مورا میرویاند و بورا خوش مینماید .

معلوم است وقتی پوست سر وپیازهای موی آن قوی نگاه داشته شد سر سالم و بالنتیجه چشم و سایر اجزاء سر از میکروبهای امراض که انتقال دهنده آن موی سراست محفوظ خواهد ماند و انسان از صدمات و اذیتهای آن حیوانات صغار موذیه در سر مصون خواهد بود .

فصل دوم: بهداشت چشم از نظر اسلام

قطع نظر از اینکه سرمه بزیبائی چشم میافزاید حاوی بهداشتهای صحی نیز میباشد زیرا که مواد سرمه واحد آهن و جیوه و امثال آنها است که همۀ آنها ضدعفونی هستند و علت ضعف پلك چشم و آب ریختن و كم نوری آن غالباً از عفونات ،میشود لذا امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:

(الكحل ينبت الشعر ويجفف الدمعة ويعذب الريق ويجلو البصر ) (1)یعنی سرمه در چشم کشیدن مژه چشم را رویانده و آب ریختن آنرا برطرف مینماید و آب دهان را شیرین نموده و چشم را جلا میدهد


1) مكارم الاخلاق، باب التنظيف.

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب ( بهداشت در دین اسلام ) بهداشت چشم را بدین نحو مینگارد : قال ابو جعفر (علیه السلام) : (الاكتحال بالاثمد يطيب النكهة ويشد اشفار العين ).

یعنی ابو جعفر (امام باقر) (علیه السلام) فرمود: استعمال سرمه اثمد (نوعی سنگ یا ماده معدنی است که امروزه در نزد علمای علم شیمی به انتیموان معروف است المنجد) بوی را خوش و پلکهای چشم را قوی میسازد.

ايضاً عن ابي عبد الله (علیه السلام) (الكحل ينبت الشعر ويحد البصر ) یعنی حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: استعمال سرمه باعث روئیدن مو شده و باصره را تیز و قوی مینماید

مقصود از استعمال سرمه این است که جوهر مخصوصی را با اسم مزبور بمقدار کمی زیر مژه و پلکهای چشم بکشند ، و در اخبار اسلامی رسیده که برای کشیدن سرمه بچشم میله استخوانی استعمال کنند و نیز سرمه یکی از مواد معدنی است که دارای جیوه و آهن و مواد ضدعفونی میباشد.

فصل سوم: بهداشت بینی از نظر اسلام

اگر ملاحظه بفرمائید موقعی که انسان در اطاقی باشد و آفتاب از پنجره در فضای آن تابیده باشد خواهید دید که ذراتی در جو اطاق

بوده و خود را بوسیلۂ شعاع آفتاب، معرفی میکنند ، اگر وسیله حساستری را بکار بیاندازیم، مثلا از قبیل (ميكروسكوب) و امثال آن از وسائل دقیقه را وسیله رؤیت ذرات قرار دهیم میبینیم که ذرات جوی بیشتر از آن اندازه ای است که بوسیله آفتاب مشاهده میشوند.

و از طرفی هم تردیدی نیست که انسان محتاج به تنفس بوده و تنفس هم فقط بایستی از هوا بشود ، و نیز جاى شك نيست كه در موقع تنفس، ذرات سابق الذكر وارد فضای بینی شده و خود را بجدار بینی و موهای آن جای گزین خواهند کرد ، و چون جدار باطن بینی دارای غزارت مائیه میباشد چنانچه در هر شبانه روزی چند دفعه با آب استنشاق نکنند گرد و غبار و میکروبهای گوناگون بوسیله تنفس وارد بینی شده و شبکه های بینی را مسدود مینمایند ، سپس انسان دچار مشکلاتی که ذيلا بشرح میروند خواهد شد .

اولا اینکه شبکه های مائیه بینی بوسیله گرد و غباره سدود خواهند شد ثانیا اینکه پس از انسداد شبکه های مذکوره ، انسان دچار خشگی بینی شده و بسیار ناراحت میشود ، ثالثا اینکه گرچه موهای فضای بینی از دخول گرد و غبار بحلق وريتين و معده جلوگیری میکنند ولکن در عین حال بر اثر استنشاق نکردن ، مقداری از گرد و غبارها خواه ناخواه خود را بجای کار میرسانند.

ولذا در كتاب (وسائل الشیعه) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرموده: (ان رسول الله صلى الله علیه و آله تمضمض في كل وضوء ثم استنشق) يعنى رسولخدا (صلی الله علیه واله) در وقت هر وضوء آب بدهان کرده و مضمضه نموده و بعدهم استنشاق میکرد .

مؤلف گوید: بنابر این رسولخدا (صلی الله علیه واله) از کلیه منافع و مفاسد استنشاق و ترك آن کاملا مطلع بوده که اینطور عمل استنشاق را ادامه میداده ، و کسی که ایمان بخدا و رسول و خلفاء برحق آنحضرت آورده باشد بایستی قوانین و دستورات آنها را تعبداً قبول کند ، ولو اینکه علت و فلسفه آنها را نفهمد، زیرا انسان تاکسی را از جمیع عیوب میرانداند نباید با وایمان بیاورد ، و آنمقداری که از فلسفه و علل احکام مفهوم شود نور علی نور است .

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) در ذیل حدیث سابق الذکر گوید : این عضو (بینی) دو وظیفه مهم را انجام میدهد : یکی آنکه هوای قابل تنفس را گرم میکند و دیگر آنکه در موقع عبور هوا گرد و غبار و کثافات مخلوطه با هوا را در خود نگاه داشته و هوای صاف و پاکیزه را واردریتین مینماید ، پس بینی لانه کثافات وميكروبها و در عين حال عهده دار اعمال مهمی است

بنابر این شستن آن خیلی لازم و ضروری است، زیرا در نتیجه شستن بینی و استنشاق ، کثافات و میکروبها از آن بر طرف میگردند و بعلاوه در غضروفهای بینی گاهی کرمی تولید میگردد که سبب سردرد فوق العاده شدیدی میشود ، و کمی بینائی چشم را ایجاد میکند ، برای دفع این کرم ، بهترین وسیله شستشوی بینی با آب سرد است ، از آنطرف برای محکم کردن مخاط بینی مخصوصاً اگر در آب کمی نمک ریخته و استنشاق کنند و این عمل را مداومت نمایند بسیار سودمند و نافع است.

یعنی مخاط بینی محکم گردیده و از زکام شدن پی در پی که ممکن است مخاطراتی داشته باشد جلوگیری بعمل خواهد آمد ، بعلاوه خود نمک هم ضدعفونی است .

مؤلف گوید دو نکته عجیب در خلقت بینی بکار رفته :

اول : در مواقع گرمی هوا فضای بینی باندازه ئی خنك است كه هوای گرم پس از ورود در بینی خنك شده سپس وارد حلق و حنجره میشود، چنانچه امام جعفر صادق (علیه السلام) را در موقع احتجاج (کما فی کتاب الاحتجاج) به ابو حنیفه فرمود : آیا میدانی برای چه در فضای بینی برودت وجود دارد ؟؟ گفت : نه ، فرمود: برای این است که مغز انسان سالم باشد ، اگر فضای بینی خنک نبود مغز انسان سیلان پیدا میکرد.

نکته دوم : در موقع سردی هوافضای بینی ابقدری گرم است که در وقت تنفس ، هوای خنک را گرم نموده تحویل حلق وريتين میدهد ، و لذا در موقع سينه درد ، پزشک دستور میدهد : حتی المقدور بایستی از بینی تنفس شود.

فصل چهارم: اخذ شارب از نظر اسلام

در کتاب مکارم الاخلاق وكتب معتبر دیگر از رسولخدا (صلی الله علیه واله) روایت کرده اند که فرمود : (لايطولن احدكم شاربه فان الشيطان يتخذه مخبأ يستتر به )

یعنی نگذارید که شارب بلند شود ، زیرا که شیطان در زیر آن جای گزین خواهد شد .

و نیز در کتاب مذکور از آن حضرت روایت کرده که فرمود :

(من لم يأخذ شار به فلیس منا) یعنی کسی که شارب خود را نگیرد و کوتاه نکند از ما نیست.

مؤلف گوید : منظور رسولخدا از کلمه (شیطان) در حدیث اول میکروب است، زیرا که در موقع اكل وشرب ، لب ودهان، تصدی خورد و خوراك است ، چنانچه شارب بلند باشد در موقع غذا خوردن قسمتی از غذا بشارب آلوده شده و رفته رفته در بن شارب ایجاد میکروب خواهد شد ، و میکروبها در موقع اکل و شرب از راه گلو فرورفته و بالنتيجه موجب امراض خطرناکی میشوند .

و لذا در کتاب سابق الذکر از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : (اخذ الشارب من الجمعة الى الجمعة امان من الجذام) یعنی گرفتن شارب از این جمعه تا جمعه آینده موجب ایمنی از جذام (خوره) خواهد بود.

نگارنده گوید : چه بسیار جای تعجب است که بعضی از افرادی که خود را تابع دین حنیف اسلام میدانند بقدری شاربهای خودر اطولانی کرده اند که انسان از رؤیت آنها ناراحت میشود ، چون اینگونه اشخاص از دستورات بهداشتی حضرت نبوی (صلی الله علیه واله) بی خبر نیستند پس معلوم میشود که منظورشان از این عمل فريب يك مشت مردمان عوام است .

فصل پنجم: تراش ریش از نظر اسلام

راجع به تراشیدن ریش از نظر اسلام و علوم امروزی خوانندگان عزیز را بکتابهائی که مفصلا درباره این موضوع نوشته شده اعزام میکنیم زیرا که این کتابرا گنجایش اینگونه موضوعات نیست.

از جمله کتاب (زیبائی مردان) تألیف آشیخ ابوالفضل خراسانی و کتاب (تراش ریش از نظر بهداشت) تألیف جناب آقای آمیرزا حسین عبداللهی و رساله های عملیه فقهاء ، ادام الله ظلهم على رؤس

فصل ششم: مسواک از نظر اسلام

هیچ تردیدی نیست که دهان و دندانها وسیله مضغ و جویدن غذا بوده و این وظیفه مهم را انجام م ، بدیهی است که در موقع غذا خوردن قسمتی از غذا در بن دندانها ولای آنها جای گزین خواهد شد و نیز جای شک نیست که آب دهان بیشتر از هر چیزی در هضم غذا تأثیر دارد (1)بنایر


1) ولذا از طرف شارع مقدس اسلام تأکید بسیاری شده که غذا حتی المقدور باید جویده شود و یکی از ثمرات زیاد جویدن غذا این است که آب دهان بیشتر بآن آمیخته میشود، و نتیجه کثرت امتزاج آب دهان بغذا آنستکه غذا بنهايت سهولت و آسانی هضم خواهد شد.

این پس از صرف غذا آن مقداری که از غذا در بن دندانها ولای آنها باقی میماند آب دهان به اسرع وقت آنرا هضم کرده و پس از هضم بنحوی فاسد میکند که پس از اندک وقتی رائحه كريهه ای از دهان انسان، استشمام میشود ، باندازه ئی که دیگران را مشمئز و ناراحت مینماید ، همان مقدار که بدبوئی دهان، دیگر انرا متاذی میکند بیشتر از آن موجب مریضی خود آنشخص خواهد شد، زیرا شیئی که مردم از بوی بد آن ناراحت شوند پس خطر خود آن شییء بمراتبی چند از بوی آن بیشتر است ، از جمله مضرات ترك مسواك ، موضوعاتی است که بنظر میرسد

وزيلا بشرح میرود : -1 اینکه قسمتی از مجاری آب دهان بالاخص لثه و بن دندانها مسدود میشوند ، زیرا غددی که موظفند به ترشحات مائيه دراثر ترك

مسواك مسدود شده و بالنتيجه از انجام وظیفه خود عاجز خواهند شد -2 اینکه مواد غذائی که در دهان مانده و فاسد شده باعث فساد دندانها شده ، بحدی که بن دندانها را سیاه و لثه را متورم و معیوب کرده و پس از اندک زمانی انسان ، فاقد کلیه دندانها خواهد شد و از نعمت حرف زدن و جویدن غذا و صدها فوائد دیگر که بر وجود دندانهای

طبیعی متفر عند محروم خواهد شد - مازاد مواد غذائیکه در دهان ، فاسد شده از مجرای گلو بسوی اندرون نزول كرده و هر يك از احشاء و امعاء را مسموم میکند . بدیهی است که اگر یکی از احشاء و امعاء مسموم شود از انجام وظیفه خود عذرخواهی میکند ، و موقعی که یکی از آنها مخصوصاً معده از کار افتاد هیچ شکی نیست که دستگاه بدن بطور کلی فلج خواهد شد ، و چه بسا

میشود که آپاندیس و زخم معده و زخم روده از این قبیل مواد متعفنه که از اثر ترك مسواک در دهان است پیدا میشود بلکه صدها امراض دیگر که در اینجا مجال ذکر آنها نیست تولید خواهد شد (1)

اكنون كه يك هزارم از مضرات و مفاسد ترك مسواک را نگاشتیم

براى تيمن وتبرك بذكر دو حدیث شریف، این بحث را مزین میکنیم:

1- ابن بابویه در کتاب خصال (در باب خصال سه گانه) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : ضمن وصایای رسولخدا (صلی الله علیه واله) به امير المؤمنين (علیه السلام) است که فرمود:( یا علی ثلاث يزدن في الحفظ و يذهبن السقم : اللبان والسواك وقرائة القرآن).

یعنی یا علی سه چیز است که حافظه را زیاد کرده و مرض را از بین میبرد : خوردن شير ، ومسواك كردن ، و خواندن قرآن .

دکترها میگویند : شیر سازگارترین غذاها است و لذا باكثر مريضها شیر میدهند ، ومسواك هم از صدها فوائد آن ، یکی در این کتاب بشرح رفت ، و خواندن قرآن ، فقط برای مؤمنین شفاء است . چنانکه میفرماید :

وننزل من القرآن ما هو شفاء ورحمة للمؤمنين ولا يزيد ولايزيد الظالمين الاخاراً .

2- نیز ابن بابویه در کتاب خصال باب خصال 12 گانه مسنداً (باب) از امام جعفر صادق (علیه السلام) از پدرش از جدش از علی بن ابیطالب از رسولخدا


1) چنانکه در تفسیر طنطاوی جلد (13) صفحه (85) گوید: عقیده بعضی از دکترها این است که سرطان دهان و سرطان زبان و سرطان معده از فاسد بودن دندان و لثه تولید میشود، و این عقیده را اغلب اطباء تأیید کرده اند .

(صلی الله علیه واله) روایت کرده که فرمود : یا علی در مسواك كردن 12 خصلت است

1- سنت پیغمبر است 2- دهان را پاکیزه میکند 3 - نور چشم را زیاد میکند 4- خدارا خوشنود 5- مینمایده دندانها را سفید میکند 6- چرك دندانها را از بین میبرد 7- لثه را محکم مینماید 8- اشتها را زیاد میکند 9- بلغم را زایل میکند 10- نیروی حافظه را قوی میکند 11- حسنات را دو برابر میکند 12- ملائکه را خوشحال میکند

مسواک از نظر علوم امروزی

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب(بهداشت در دین اسلام) صفحهٔ (46) فوائد مسواك كردن را بدین نحو مینگارد: از آنجائیکه دندان نسبت ببدن انسان وظائف مهمی را عهده دار است ، یعنی برای صحبت کردن و حرف زدن ، برای جویدن غذا که بدون جویدن آن سوء هضم تولید شده و در نتیجه امراض خطر ناک رخ میدهد ، بعلاوه برای قشنگی صورت و بجاماندن ترکیب آن بسیار لازم است .

اگر دندانها خراب و فاسد شوند یا زیر آنها را چرك بگيرد خرابی و فساد نیز بلئه سرایت کرده بکلی دندانها را از بین خواهد برد ، و بعلاوه بوی عفونت از دهان متصاعد میگردد و ممکن است جراحتی که در دندان تولید شده و به لثهه انتقال پیدا میکند لثه محل نشوونمای میکروبهای گوناگون و در حقیقت لانه و کاشانه آنها گردد . سپس آن میکروبها بهمراهی غذا وارد معده و بعداً وارد خون شده تولید اقسام امراض معدی ود می نماید ، همچنین ورم لثه و درد دندان سبب متورم شدن لوزتین و غدد زیر فك شده و در نتیجه عمل تنفس وبلع مشكل خواهد گردید ، از طرف دیگر میکروبهای مذکور در لثه تولید مرضی مینمایند که موسوم است

بمرض (پیوره) که تا بحال علاج قطعی آن ممکن نگردیده است.

میکروب این مرض علاوه بر آنکه بمعده یا بدن سرایت میکنند ممکن است به بینی و چشم اثر کرده و مخصوصاً باعث کم قوتى وخرابی چشم شود ، و اگر بمفاصل برسند تولید درد مفاصل کنند ، بدیهی مقنن و مؤسس دین اسلام کاملا از وجود میکروبهای دندان و مضرات خانمان سوز آنها آگاه بوده و از این رو همه وقت شستشوی دندان و نظافت آنرا توصیه و تأکید فرموده ، چنانچه میفرماید:

قال النبي صلى الله علیه و آله في وصية لعلى عليه السلام: يا على عليك بالسواك عند وضوء لكل صلوة یعنی فرموده: پیغمبر (صلی الله علیه واله) در وصیتی که بعلی (علیه السلام) نموده ، ای علی بر تو باد اینکه در موقع گرفتن وضو برای هر نمازی استعمال مسواك نمائی . از عبارت فوق معلوم میشود که شخص باید در عرض شبانه روز چندین دفعه دندانهای خود را پاك و مسواك نمايد ، زیرا در ظرف يك شبانه روز باید پنج مرتبه شخص مسلمان نماز بجای بیاورد و قبل از ادای نماز واجب است که وضو بگیرد ، غیر از نمازهائی که در شبانه روز بطور استحباب میخواند و برای آنها وضو میگیرد

باید دانست که غرض از مسواکی که حضرت محمد (صلی الله علیه واله) فرموده مسواک معمولی امروز نیست، زیرامسواکی که امروز استعمال میشود ضررش زیادتر از نفع آن است ، چه بحدی خشن و بعلاوه گرده های دندان باندازه ئی محرک است که مینای دندانها را بکلی از بین برده و عاج را ظاهر می سازد، و چون مینا برای حفظ خوددندان نهایت لزوم را دارد . هر وقت از بین رفت دندان هم بالطبع فاسد و کم کم خورد شده بکلی

ریخته و از بین میرود، همچنین اغلب خمیرها گرده های دندان ولثه را باندازه ئی میسوزاند که گوشت آنها بکلی فاسد میشود ، مخصوصاً جوانان امروز که در هر کاری جنبۀ افراط و تفریط دارند تا در درجه ئی با مسواك و خمیردندان لثه را میسایند که خود ، روز بروز حس میکنند دندان و لثه آنها خراب تر گردیده ولی با وجود این خیال میکنند کم سائیده اند و باز در تکرار عمل میکوشند ، آنهم در اول صبح قبل از اینکه لقمة الصباحی میل نمایند.

در صورتیکه اقلا باید این کار را بعد از صبحانه خوردن بجا آورند تا خورده های غذای صبح از میان دندانهایشان خارج گردد و تولید امراض تازه تری نشود ، چون هر کسی قبل از استعمال غذای صبحانه عادتا دست وصورت خود را میشوید و مطابق دستور وارده باید مضمضه نماید، بدیهی است براثر مضمضه ، دهان و دندانها شستشو شده غذا از بین آنها طبعاً خارج میگردد.

پس غرض از مسواك كردن نه فقط سفید شدن دندان است بلکه عمده برای این است که اگر غذا میان آنها مانده باشد خارج شود ، از طرفی هم پاک نمودن دندان قبل از صرف غذا برای این جهت است که میکروبها وكثافات که قبلا میان دندان یا روی لثه مانده برطرف گردد تا در موقع غذا خوردن با خوراك وارد معده نشود

بنابراین در سه موقع باید دندانها مسواک شوند.

اول قبل از استعمال غذا تا میکروب و کثافات وارد بدن تشود چنانکه خضرت پیغمبر اسلام دستور داده که در موقع گرفتن و ضودندانها را با آن شستشو دهند.

دوم: بعد از صرف غذا تا مواد خوراکی از بین دندانها خارج و بر طرف گردد ، و در این خصوص شارع مقدس دستور داده که : (استاگوا عرضاً بالاراك يعنى مسواك كنيد از طرف عرض دندانرا با چوب اراك و مقصود از این فرمایش آنستکه همه نوع چوبی برای مسواك استعمال نکنند که برای دندان ضرر داشته باشد و مینا را از بین ببرد ، چه بدیهی است چوب اراك در آن موقع بهترین چوبها برای اینکار بوده است (1)و همچنین غرض از مسواک کردن از طرف عرض دندان آنستکه تمام غذائی که در میان دندانها است خارج شود، چه از طول مسواك كردن این خاصیت را کمتر دارد سوم برای سفید نگاه داشتن دندانها و بدین لحاظ است که بعد از مسواك كردن پس از صرف خوراك وتميز شدن دندان دستور داده مقداری نمك بر روی دندانها بمالند

چنانچه در این موضوع میفرماید: (افتتحوا بالملح واختتموا به والا فلا تلوموا الا انفسکم یعنی شروع کنید با نمك وختم كنيد با آن و اگر نکردید کسی را جز خود ملامت نکنید ، یعنی ضرر خواهید برد و بعهده کسی نیست.

مؤلف این کتاب گوید: به بينيد يك نفر پزشک مسیحی از هزارها یکی از موضوعات مستحبه دین مقدس اسلام که مسواک کردن باشد چقدر لذت میبرد و چه استفاده های شایان توجهی میکند ؟؟!! دین مقدسی که موضوعات مستحبه آن حاوی این همه فوائد صحی باشد پس موضوعات واجبه و محرمه آن تا چه اندازه ی مهم و تا چه حدی منتج نتائج دنیائی و آخرتی خواهند بود ؟؟!! حقا که الفضل ما شهدت الاعداء


1) فرنگیها و فرانسویها درخت (اراک) را گویند : درخت محمد(ص) چه آنحضرت، امت خود را مامور فرموده که با چوب آن مسواک کنند.

مهرداد مهرین در کتاب (راهنمای تندرستی )صفحهٔ 90 گوید : با جلوگیری از فساد دندان نه تنها زیبائی صورت را حفظ کرده ایم، بلکه از ناتندرستی هم جلوگیری نموده ایم، زیرا از دندان فاسد زهر ترشح میشود و این زهر وارد جهاز هاضمه شده و از آنجا در خون رفته موجب آلودگی خون میگردد. در حقیقت دندان فاسد که هنوز معالجه نشده يك كارخانه كوچك زهر سازی است ، علاوه بر این اگر دندان فاسد شده باشد غذا درست خورد نشده با بزاق دهان آنطور که باید و شاید نیا میخته و در نتیجه کار فوق العاده بر جهاز هاضمه تحمیل میکند و این کار زیادی موجب سوء هضم ، روماتیسم ، تورم لوزتین، و امراض دیگر میگردد.

بعضی اطباء با مسواك (مسواکهای فعلی) و خمیردندان مخالف هستند ، میگویند همین خمیرها و همین مسواکها گاه موجب خرابی دندانها میگردد زیرا مسواك موجب سائیدگی مینای دندان میگردد و خاصیت خمیر دندان هم درست معلوم نیست که بتوان بر آن اعتماد کرد.

و در صفحه (160) همان کتاب گوید : غذائی که مواد قندی زیاد دارد برای دندانها مضر است ، لبنیات ، شیر ، وسبزیجات و بعضی میوه ها مثل (سیب) برای ازدیاد قوه مقاومت دندانها بسیار سودمند است. برای حفظ سلامتی دندانها باید شب قبل از خفتن و صبح پس از برخاستن آنها را شستشو داد ، سستشو دادن دندانها در هنگام شب مهمتر از شستشوی آنها پس از برخاستن از خواب است، پایان قول مهرداد . نگارنده این کتاب گوید: در کتاب مکارم الاخلاق چاپ تهران صفحه (41) اوقات مسواك كردن رسولخدا (صلی الله علیه واله) را بدین نحو مینگارد: يك مرتبه قبل از خواب ، و يك مرتبه پس از بیدار شدن ، و يك مرتبه هم قبل از خروج آنحضرت برای نماز صبح

فصل هفتم:گرفتن ناخن از نظر اسلام؟؟

وجود ناخن برای سرانگشتهای دست و پای انسان محسنات بسیاری دارد (گرچه ما فعلا در صدد بیان کلیه محسنات ناخنها نيستيم ولكن) از جمله آنها زیبائی سرانگشتهای دست و پا است ، زیرا اگر سرانگشتها بدون ناخن بود قطع نظر از بدترکیبی انگشتها ، انسان از فوائد زیادی از قبیل خاراندن بدن و امثال آن محروم بود ، ولکن در عین حال که ناخنها برای انسان لازم است موقعی که از حد معمولی بلندتر شوند بایستی مازاد آنها را گرفت، زیرا تردیدی نیست که انگشتها مخصوصا انگشت دستها در معرض چرك و كثافات گوناگونی میباشند ، چنانچه ناخنها از حد معمولی خودشان بلندتر شوند لانه و کاشانه بسیار مناسبی برای ترقی انواع و اقسام میکروبها آماده میشود.

از طرفی هم انگشتها شبانه روز با پوست بدن انسان تماس دارند ، در اثر این تفاس، میکروبهای سابق الذکر بجاهای دیگر بدن مخصوصاً چشم و دهان سرایت کرده و بالنتيجه موجب امراض مهلکه و خطرناکی از قبیل (جذام) خوره و برص ( لك و پیس شدن بدن ) و امثال آنها خواهند شد .

لذا یگانه پیشوای مذهب تشیع یعنی حضرت صادق (علیه السلام) در هزار و سیصد و چندی سال قبل علاج واقعه را قبل از وقوع لازم دانسته و فرموده

(تقليم الاظفار يوم الجمعه يؤمن من الجذام والبرص والعمى) (1)یعنی گرفتن ناخن در روز جمعه انسانرا از خوره و پیسی بدن و کوری ایمن میکند.

وحضرت امام محمد باقر (علیه السلام) میفرماید (انما قص الاظفار لانها مقيل الشيطان ومنه يكون النسيان) (2)یعنی ناخنها از این جهت گرفته میشوند که آنها جایگاه شیطانند و نسیان و فراموشی هم از شیطان است.

و نیز در کتاب مذکور مسنداً از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : ان استروا خفى ما يسلط الشيطان من ابن آدم انصار ان يسكن تحت الاظافير .

یعنی پوشیده و مخفی ترین چیزی که شیطانرا (منظور از کلمهٔ شیطان در اینحدیث ، میکروب میباشد) بفرزند آدم مسلط میکند همانا آنستکه در زیر ناخنها مسکن بگیرد.

مؤلف گوید: اگر انسان ، اندکی دقت و فکر کند قطعاً تصدیق میکند که مراد امام (علیه السلام) از کلمه شیطان در دو روایت سابق الذکر همین میکروبها میباشد چرك وكثافات زیر ناخن بقدری خطرناک است که انسان نباید از ازاله آن غفلت کند، چه آنکه ممکن است در موقع خاراندن بدن ، ناخن ، خراشی در آن ایجاد کند و میکروبهای بن ناخن ، خود را از آن موضع خراشیده شده جای گزین نموده و داخل خون شده ایجاد صدها مرض خطرناك بنمایند .

و یا در موقعی که ناخنهای کثیف با چشم و دهان تماس پیدا کنند


1) فروع کافی باب تقليم الاظفار.

2) فروع کافی باب تقليم الاظفار.

که مستقیم میکروبهای مذکور چشم و دهان را آلوده و فاسد خواهند کرد، از همین نظر است که حضرت امام رضا (علیه السلام) بخلف (که از درد چشم بآ نحضرت شکایت داشت) فرمود (خذ من اظفار ك كل خميس، قال: ففعلت فلم اشتك عينىی) یعنی در هر پنجشنبه ئی ناخنهای خود را بگیر ، راوی گوید من دستور آنحضرت را عملی کردم و پس از آن از چشمم شکایتی نداشتم (1)و چنانچه انسان بخواهد با اینگونه ناخنهای بلندی که بن آنها كثيف است غذا بخورد (ولو اینکه در موقع غذا خوردن دستهای خود را بشوید) بدون شك ميكرو بهای بن ناخن با غذا خود را بجای کار میرسانند و تولید امراضی خواهند کرد .

بدین لحاظ است که حضرت محمد بن عبدالله (2)فرموده : (تقليم الاظفار بالاسنان و آكل اللحية من الوسواس) یعنی ناخن را با دندان گرفتن و جویدن ریش از وسواس است. بدیهی است که اگر ناخن را با دندان بگیرند میکروبهای بن ناخن وارد حلق و حنجره شده پس از آن بطرف معده نزول کرده و از آنجا داخل خون میشود و موجب افکار باطله ئی خواهد شد که مراد شاید همان وسوسه ئی است که آنحضرت فرموده است

گرفتن ناخن بقدری لازم است که اقلا هفته ئى يك مرتبه بایستی گرفته شود ، ولو اینکه ناخن کوتاه باشد ، زیرا میکروب بقدری ریز است که بجز با ميكروسكوب و امثال آن دیده نمیشود چنانکه حساب کرده اند : در هر قطره آبی چند میلیون میکروب وجود دارد ، ودرهر سانتیمتر مربع پوست بدن مریض 4000 می وجود دارد. بنابر این گرچه ناخن کوتاه هم باشد معذلك ميكروب در بن آن خواهد بود.


1) مکارم الاخلاق، آداب ناخن گرفتن.

2) بهداشت در دین اسلام

و لذا است که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) ميفرمايد : (خذ من اظفارك ومن شاربك كل جمعة ، فاذا كانت قصاراً فحكها ، فانه لا يصيبك جذام ولا برص) (1)

یعنی در هر جمعه ناخن و شارب خود را بگیر ، و چنانچه کوتاه باشد (که نشود آنرا با مقراض گرفت) باید آنرا سائید ، چو آنکه اگر این عمل را انجام دهی جذام و برص بتو نخواهد رسید .

فصل هشتم: تنویر (ازاله موهای سافل بدن) از نظر اسلام ؟؟

جادارد که انسان فکر کند برای چه در مواضع تنویر (عورتین زیر بغل - ساق پاها) موروئیده شده و حال آنکه اگر مواضع تنویر بدون مو بودند انسان مکرراً دچار زحمت تنویر نمیشد؟؟!!.

میتوان گفت جوف بدن انسان دارای بخار و گازهائی است که اگر به يك وسيله ئی خارج نشوند چه بسا میشود که تولید امراضی بکنند (2)روئیدن مو در مواضع سابق الذکر، خود، یکی از وسائل خارج کننده بخار و


1) مکارم الاخلاق ، آداب ناخن گرفتن

2) مؤید این موضوع احتجاج حضرت صادق علیه السلام است باطبیب هندی چنانکه در کتاب عمل گوید: حضرت صادق علیه السلام بطبيب هندی فرمود: فلسفه خلقت موی سر چیست؟؟ گفت نمیدانم فرمود : خدای حکیم مورا بالای سر رویانید تا بوسیله آن باندازه لزوم روغن بدماغ مغزسر برسد و بخارهای مغز سر خارج شود ، الخ .

گازهای باطنیه بوده و در عین حال اگر موهای مذکوره بلند و آلوده بچرك وكثافات شوند باعث امراض گوناگونی خواهند شد که اغلب آن امراض از حدیثی که ذیلا بشرح میرود مفهوم میشوند، لذا پیشوایان دین مقدس اسلام ، تابعین خود را مامور به تنویر فرموده اند تا عاملین باین دستور از انواع و اقسام امراض مصون بمانند چنانکه میفرماید:

(عن ابی الحسن عليه السلام قال: وشعر الجسد اذا طال قطع ماء الصلب وارخى المفاصل واورث الضعف والسل وان النورة تزيد فى ماء الصلب وتقوى البدن وتزيد في شحم الكليتين وتسمن البدن ) (1)

یعنی حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام) : فرمود: هر گاه موی بدن انسان بلند شود آب نطفه را کم میکند و مفاصل راست مینماید و باعث ضعف جسد میشود و تولید سل میکند و نوره منی را زیاد نموده و بدن را قوی میکند و کلیتین را تقویت کرده و چربی آنها را زیاد مینماید و بدن را چاق و فربه میکند مؤلف گوید : اگر انسان کاملا در معنی این حدیث غور و مطالعه کند بخوبی درک میکند که چنانچه موهای مواضع تنویر بلند شوند خواه ناخواه آلوده بانواع و اقسام چرك و كثافات خواهند شد و بالنتيجه مجاری خارج کنند؛ بخار و گازهای باطنه بدن منسد شده و از انجام وظیفه خود عذرخواهی مینمایند آنگاه بخار و گازهای مذکوره بعلت عدم خروج موجب امراض مزبوره در حدیث سابق الذکر و صدها امراض دیگر خواهند شد.

محمد بن یعقوب در فروع کافی مسنداً از سکونی از حضرت صادق (علیه السلام) از رسولخدا (صلی الله علیه واله) روایت کرده که فرمود : (لايطولن احدكم


1) بهداشت در دین اسلام

شعر ابطه فإن الشيطان يتخذه مخبأ يستتر به) .

یعنی هیچکدام از شما نباید موی زیر بغل خود را بگذارید بلند شود زیرا که شیطان زیر بغل شمارا لانه خود قرار میدهد وقتی که انسان اطلاعاتی نداشته باشد که خود حل مشکلات را بنماید و بخد اور سول هم ایمان نداشته باشد که دستورات مقدسه اسلام را تعبداً قبول کند ، حدیث مذکور و امثال آنرا در ردیف خرافات آورده گوید پس چراشیطانی که در زیر بغل است دیده نمیشود؟؟!!

ولكن موقعی که بكتب لغت عرب بنگریم میبینیم که عرب بکلیه جنبندگانی که موذی باشند شیطان میگوید، از طرفی هم شکی نیست که مواضع كثيفه مربی میکروب بوده و میکروب هم از جنبندگان موذی است .

پس معلوم شد که منظور رسولخدا از کلمه شیطانی که در حدیث من بود فرموده همین میکروب بوده، نهایت مردم آنروز نمی توانستند معنی کلمه میکروب را بفهمند.

دکتر تومانیانس مسیحی در کتاب بهداشت در دین اسلام گوید: اگر عمیقانه پی بمضار موی بدن مخصوصاً موهای اعضای سافله ببریم میبینیم که از يك طرف برای بدن مضر و بعلاوه برطرف ساختن آن نه فقط ضرر را دفع کرده بلکه فوائدی هم ایجاد میسازد چه موی زیاد كثافات و گردوغبار را بخود جذب نموده و باعث نگهداری انواع میکروبها است همچنین عرق بدن را چه از داخل و چه از خارج میگیرد . مخصوصاً در اشخاصی که لباس کم پوشیده و کمتر استحمام میکنند مو بیشتر از همه کثافات را بخود جذب مینماید و از آنجائیکه گرد و غبار

و كثافات هوا روی مو مینشیند دارای انواع میکروب بوده و همان میکروبها سبب تولید اقسام امراض میگردند ، پس از جذب میکروبها بمو از آنجا بپوست بدن چسبیده وارد بدن میشوند.

از طرفی همچون پوست بدن دارای خلل و فرج یعنی سوراخهای ریزه است که بتوسط آن کثافات بدن بصورت عرق خارج میگردد موی بدن چنانچه ذکر شد آن کثافات را بخود گرفته و مانع خارج شدن آنها میشود علاوه بر این پوست بدن یکی از آلات تنفس میباشد و بدیهی است موی زیاد از تنفس جلدی جلوگیری کرده و بالنتيجه بدن سست میشود.

موی بدن حشراتی را که در بدن از قبیل شپش وغیره پیدا میشود می پروراند ، یعنی محلی از برای زندگانی و نمو بآنها میدهد وخوراك آنها را چه از خود بدن و چه از خارج آن تهیه می سازد ، مخصوصاً شپشهای سیاه رنگی که در قسمت موهای اعضاء دفع یعنی عانه و موهای زیر بغل وارد میشوند بواسطه همین موها فوری وارد پیازهای موشده و در آنجا تخم نهاده وزیر پوست شروع بحرکت کردن مینمایند و بر تعداد آنها افروده میگردد و این مطلب باعث خارش خیلی زیاد و تندی میشود که در نتیجه خارش دادن اقسام مختلفه زخمها پیدا میگردد، ولی در جائیکه مو موجود نباشد آن شیشها وارد نمیشوند

چنانچه گفته شد زیادی موبعلتهای مذکوره تولید خارش نموده و در نتیجه خارش روی پوست بدن خراش پیدا میکند که همان خراشها بهترین طرق و خوبترین راهها برای وارد شدن میکروب در بدن میشوند و در نتیجه اقسام امراض جلدی در بدن پدیدار میگردد .

علاوه بر مطالب فوق در نتیجه خارش زیاد حرکات مفصلی بدن بیش از حد طبیعی شده و بعداً رو بستی میگذارد .

فصل نهم: استنجاء از نظر اسلام ؟؟

در اینکه نجاسات بطور کلی کانون انواع و اقسام میکروب میباشند شکی نیست مخصوصاً ادرار که بزبان علمی دارای اسیداوريك ومواد شیمیائی بسیار سوزنده و مهلکی بوده و چنانچه مقداری از آن به سطح پوست بدن انسان بالاخص مخرج بول و اطراف آن که غشاء بسیار رقیقی دارد آلوده شود باندک زمانی آن موضع را مسموم نموده و در نتیجه منجر بزخم و جراحت صعب العلاجی خواهد شد .

میتوان گفت: یکی از علل سوزاک همانا میکروب ادرار است که در محل سوزاک جای گزین شده و رفته رفته رشد و رقائی نموده تا اینکه کاربجائی میرسد که علاج آن مشکل یا غیر ممکن میشود. زیرا نمی توان گفت: اشخاص سوزاکی مطلقاً مرض مذکور را از افراد بد عمل اخذ میکنند بلکه اغلب آنها صفت پاکدامنی را دارا بوده و معذلك مغلوب مرض سوزاك و امثال آن میباشند.

و نیز میتوان گفت یکی از موجبات بواسیر همانا تطهیر نکردن مخرج مدفوع است چه آنکه تطهیر نکردن مقعد از دو نظر موجب بواسیر میشود، اول : از نظر اینکه مدفوع پس از ماندن در محل مزبورخشک از اصطكاك مدفوع خشگیده باغشاء بسیار نازکی مقعد و میشود پس اطراف آن دارد تردیدی نیست که محل نام برده مجروح خواهد شد، و بواسيرهم همان مجروح شدن محل مخصوص میباشد گرچه بواسیر

انواع و اقسامی دارد و ما نمیگوئیم: علت همه آنها تطهیر نکردن مقعد است، ولکن چنانکه گفته شد یکی از علل بواسیر ظاهری تطهیر نکردن مخرج مدفوع است.

نظر دوم چنانکه گفتیم کلیه نجاسات کانون میکروب میباشند و مدفوع هم خود یکی از نجاسات است چنانکه انسان خویشتن را تطهیر نکند محل بسیار مناسبی را برای میکروبها ارزانی داشته و میکروبها هم پس از رشد و تقویت شروع بفعالیت کرده و انسان را دچار این مرض بسیار مشکل مینمایند.

از همین نظر است که پیشو ا معظم اسلام حضرت محمد بن عبد الله (صلی الله علیه واله) در هزار و سیصد و چندی سال قبل تابعین دین اسلام را مأمور به استنجاء فرموده تا اینکه آنها دچار امراض سابق الذکر و صدها مرض دیگر نشوند، اکنون ما از باب نمونه بذكريك حديث شریف اقتصار مینمائیم و آن حدیث این است:

محمد بن یعقوب کلینی در کتاب فروع کافی کتاب الطهاره مسنداً از مسعدة بن زیاد از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : رسول خدا به یکی از زنان خود فرمود: (مری نساء المؤمنين ان يستنجين بالماء ويبالغن فانه مطهرة للحواشي ومذهبة للبواسير . )

یعنی زنان مؤمنین را از طرف من مأمور کن که جدوجهد کرده با آب استنجاء کنند، زیرا که استنجاء ، اطراف و حواشی مخرج ادرار و غائط را تطهیر کرده و بواسیر را از بین میبرد آیا تصریح از این بیشتر و بیان از این بهتر میشود؟؟!!

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام ) نتیجه

استنجاء را بدین نحومینگارد : دستوری که در خصوص شستشوی آلات بول و غائط داده شده در نظر اول موجب نفرت خاطر است ولی اگر به اصل موضوع آن پی ببریم میبینیم که یکی از بهترین دستورها میباشد چه برای حفظ بدن و چه برای حفظ آلات دفع .

زیرابول دارای (اسيد اوريك) ومواد شیمیایی دیگری است که اگر در روی پوست آلت بمانند سبب سوزش آن و مخصوصاً اگر ادرار دارای میکروبی مثل سوزاك وغيره باشد موجب تولید زخم شدید نیز میگردد، حتی طب تشخیص داده زخمهائی که غالباً بوضع مخصوصی در اطراف آلت رجولیت پیدا میشود گاهی بواسطه سرايت ميكروب سوزاك بآن است .

ادرار ، خوددارای بوی عفنی است که اگر آلت بول شسته نشود و بول سرایت بلباس و بدن کند از انسان بوی متعفنی متصاعد وبعلاوه باعث جذب حشرات بلباس و بدن میگردد .

چنانچه در طب ثابت گردیده کثیف نگاه داشتن مقعد و لباس سبب توليد بواسیر و نواسیر میشود بعلاوه بهترین محل را هم برای لانه و کاشانه حشرات وميكروبها فراهم میآورد .

فصل دهم:ختنه از نظر اسلام ؟؟

محمد بن یعقوب کلینی در فروع کافی (کتاب العقيقه) مسنداً از سکونی از امام جعفر صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه واله) روایت کرده که فرمود: (طهروا اولادكم يوم السابع فانه اطیب و اطهر و اسرع

لنبات اللحم) . یعنی فرزندان خود را در روز هفتم ختنه کنید زیرا ختنه کردن ، وسیلۀ پاک و پاکیزگی بوده و سریعتر است برای روئیدن گوشت (بدن فرزند) .

نگارنده گوید : یکی از فوائد ختنه که شارح مقدس اسلام ، این همه درباره آن توصیه کرده این است چنانچه غلفه (مقدار پوستی که در موقع ختنه بریده میشود) بریده نشود در موقع ادرار بطور قطع آلوده بادرار میشود و از طرفی هم آب ، آنطور که باید و شاید آنرا تطهیر نمیکند .

بدیهی است است که چون تطهیر نمیشود ، مخرج بول و اطراف آن رفته رفته مجروح و زخم میشوند ، پر واضح است که چون مخرج و اطراف آن دارای غشاء بسیار رقیقی میباشند چنانچه زخم شود معالجه آنها خیلی دشوار و مشکل است و چه بسا میشود که مدتهای مدیده گی انسانرا مبتلی نموده بطوری که ادرار کردن بر او بسیار سخت میشودو همین زخم طولانی و سختی خروج ادرار و امثال آنها خود بهترین وسیله ئی

است برای عدم روئیدن گوشت بدن فرزند .

ولذا رسول خدا (صلی الله علیه واله) میفرماید : (فانه اطيب واطهر واسرع لنبات اللحم) .

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) محسنات ختنه کردن را بدین نحومینگارد:

عمل نمودن باین سنت متضمن چند خواص است : اولا : واضح است اگر موقع ادرار کردن دم مجرا دارای پوست جمع باشد از سرعت ادرار کاسته شده مقداری از مواد ادراری زیر پوست جمع میشود و چون حاوی اسید اوريك است بتدریج زیر پوست را سوزانده تولیدزخم مینماید .

ثانیا: در زیر پوست در دو طرف بند مجرا غده هایی وجود دارد که شوده گی از آن مترشح است و اگر پوست سر فقره را بپوشاند مواد مترشحه غده را زیر خود نگاه میدارد و علاوه بر آنکه مقداری کثافت میشود گاهی نیز تولید سوزش وزخم مینماید وقوه باه راهم کم میکند .

ثالثا: پوست که بریده نشد در موقع جماع کثافاتی که در طرف موجود است بخود جذب نموده زیر خود نگاه میدارد ، چونکه پوست در موقع شستشو زود عقب نمیرود تا کثافات بر طرف گردد و مخصوصاً ممکن است میکروب امراض سوزاك و سفلیس زیر پوست جمع شده تولید همین امراض را بنماید ، چنانچه دیده شده که بیشتر اشخاصی که این دستور مفید را عمل نکرده اند زودتر از سایرین باین امراض مبتلا میشوند و در موقع ابتلاء هم بزودی معالجه نمیشوند، بعلت آنکه پوست زیادی مانع خوب شسته شدن و تمیز نگاه داشتن زخم است رابعا: ختنه نکردن یعنی باقی بودن پوست سرحشفه سبب میشو

که در موقع ادرار پوست مانند بندی بعقب رو دو همین بند مانع جریان خون و سیر آن بطرف عقب شده در نتیجه سر حشفه ورم میکند و تولید مرض میشود.

بر عکس گاهی همین پوست زیادی بجلو میآید و سر حشفه را مستور میدارد و در موقع ادرار تولید درد و ناراحتی مینماید و گاهی بقدری پوست جمع شده و بهم نزديك ميشود که باعث ضیق مجرای بول میگردد در این حال بول بسختی و قطره قطره خارج میشود . انتهى .

مؤلف این کتاب گوید : چه بسیار جای تعجب استکه عیسویها از اینهمه فوائد ثمینه ختنه کردن اعراض کرده و عمل ختان را انجام نمیدهند ، و حال آنکه شارع مقدس اسلام وحضرت موسی بن عمران و حضرت عیسی و کلیه دکترها از نظر طب راجع با انجام ختنه توصیه کرده اند. چنانکه در انجیل برنا بافصل (22) آیه (2) گوید: یسوع جواب داد : حق میگویم بشما که سگ افضل است از مرد ختنه نشده و نیز در آیه (10) تا (15) حضرت عیسی (علیه السلام) از داود (علیه السلام) نقل فرموده که بشاؤل فرمود: ختنه نشده گرگ است و هر که ختنه نکند بایستی از جامعه خارج و کشته شود .

نگارنده گوید: حدیثی که ذیلا بشرح میرود حاوی کلیه دستوراتی که در (10) فصل از بخش اول رقم شده میباشد : ابن بابویه در کتاب خصال باب پنجگانه از حضرت موسی بن

جعفر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : (خمس من السنن فى الرأس و خمس في الجسد ، فاما التي في الرأس فالسواك واخذ الشارب و فرق الشعر والمضمضه والاستنشاق واما التي في الجسد فالختان و

وحلق العانة ونتف الابطين وتقليم الاظفار والاستنجاء ) .

یعنی پنج سنت مربوط بسر است و پنج سنت، مربوط به جسد، اما آن سنتهایی که مربوط بسر است عبارتند از :

1- مسواك كردن 2 - گرفتن شارب 3- شانه کردن موی سر (یا دسته کردن آن) 4- مضمضه 5 - واستنشاق .

اما آن سنتهائی که مربوط بجسد است عبارتنداز :

1- ختنه کردن 2- بر طرف کردن موی عانه 3- ازاله نمودن موی زیر بغل4- گرفتن ناخن 5- و استنجاء

فصل یازدهم: حمام یکروز درمیان گوشت بدتر از یاد میکند ؟؟

آب تمیز بشرط اینکه بیاندازه سرد نباشد موجب جریان خون ،میشود و صحیح و فر به بودن بدن هم موقوف بر این است که خون جریان داشته باشد، از این نظر است که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) میفرماید: (الحمام يوم ويوم لا يكثر اللحم) يعنى حمام رفتن یکروز درمیان گوشت بدن را زیاد میکند. فروع کافی .

مؤلف گوید: شکی نیست که پوست کلیه بدن انسان دارای سوراخهای ذره بینی میباشد که چشم بدون وسیله ، قدرت رؤیت آنها

را ندارد، ولکن موقعی که عرق از پوست بدن انسان خارج میشود کاملا مبرهن میشود که سوراخهای ذره بینی در سطح پوست بدن وجود دارد، زیرا اگر مجاری و سوراخهای مذکوره در بشره بدن نمیبود غیر ممکن بود که عرق از پوست بدن خارج شود.

چنانچه انسان بشره کلیه بدنرا بوسیله استحمام و امثال آن تمیز و نظیف نگاهداری نکند مجاری و سوراخهای مزبوره بوسیله گرد و غبار و عرق بدن و امثال آنها مسدود میشوند از طرفی هم اندرون و جوف ،بدن دارای گاز و بخارهایی است که بجهت صحت بدن بایستی بتدریج خارج شوند در اثر عدم استحمام و عدم نظافت سطح بدن مجاری مزبوره مسدود شده و گازه بخارهای سابق الذکر راه خروجی نخواهند داشت بالنتيجه انسان دچار امراض گوناگون خواهد شد.

در عین حال که استحمام دارای فوائد صحی بیشماری میباشد چنانچه طبق دستور نباشد موجب امراض زیادی هم خواهد بود، قسمتی از آن امراض را بوسیله حدیثی که شیخ کلینی مسنداً در کتاب (فروع کافی) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده از نظر خوانندگان محترم میگذرانیم (قال ابو عبدالله عليه السلام : لاتتك فى الحمام فانه يذيب شحم الكليتين، ولا نسرح في الحمام فانه يرقق الشعر ، ولاتغسل رأسك بالطين فانه يذهب بالغيرة ولاتتدلك بالخزف فانه يورث البرص ولا تمسح وجهك بالازار فانه يذهب بماء الوجه . )

یعنی حضرت صادق (علیه السلام) بشخصی فرمود: در حمام بجائی تکیه

نکن زیرا که شحم و پیه کلیتین را آب میکند (1)ودرحمام، (موی سررا) شانه ،نکن زیرا که شانه کردن در حمام موی سر را رقیق کرده از بین ،میبرد و سر خود را با گل شستشو مده زیرا غیرت را از بین میبرد، و پاهای خود را با آجر ،نسائی، چونکه موجب برص (لک و پیس شدن بدن) میشود ولنگ حمام را بصورت خود نسائی زیرا که آبروی تو را از بین میبرد. مؤلف گوید: در این حدیث شریف پنج دستور مهم داده شده که اگر انسان کاملا تعمق کند تصدیق میکند که هر کدام از آنها ارزش زیادی داشته و مخالفت با آنها موجب صدها مرض گوناگون خواهد شد که اکنون بمختصری از آن امراض اشاره میشود :

1 - شکی نیست که حرارت زیاد موجب ذوب اشیاء میشود و از بیان امام الا معلوم میشود که اعضاء پشت و دو پهلو با کلیه ها ارتباط خاصی دارند لذا چنانچه انسان به پشت یا به یکی از دو پهلو در موضعی که حرارت زیادی داشته باشد بخوابد شحم و پیه کلیه ها آب شده و بالنتيجه

دچار امراض کلیوی خواهد شد.

2- اگر در حمام موی سر را شانه بزنند ممکن است نیش دنده شانه به پوست سر و بن موها خراشی بدهد و میکروبها در خلال خراشیدگی جای گرفته و بالنتيجه موجب امراض پوست سرخواهد شد، بدیهی است وقتی که پوست سر سالم نباشد موی آن شروع بریزش خواهد کرد ، ولذا صدها نفر از اطفال که مبتلا به امراض پوست سر نبوده اند بوسیلهٔ


1) شاید علت آب شدن شحم و پیه بدن حرارت و گرمی کف حمام باشد، بنابراین میتوان گفت: تکیه کردن بهر موضعی که حرارت زیادی داشته باشد موجب آب شدن شحم و پیه کلیتین خواهد شد - مؤلف.

حمامهای کثیف وعدم مراعات دستورات صحی اسلام بمرض کچلی و امثال آن دچار شده و موی سر آنها بعلت امراض مذکوره کم شده و یا

اینکه بطور کلی فاقد موی سر میشوند - یکی از علل اینکه امام یا فرموده : کف پاهای خود را با آجر نسائید این است که آجر معمولا دارای خلل و منفذهائی است که انواع و اقسام میکروب را بخود جذب مینماید و از طرفی هم آجر کف پاها را خراشیده و مكان مناسبی را برای میکروبهای مزبوره تهیه مینماید و در موقع سائیدن آجر بکف پاها میکروبها از مجرای خراشیدگیها واردخون و باطن بدن شده و موجب امراضی که از جمله آنها (برص) باشد میشوند.

4- لنگ حمام معمولا بکلیه مشتریان حمام داده میشود و نمیتوان گفت: کلیه مردم ابدا نشان سالم و خالی از میکروب میباشد ، بنابراین لنگ حمام بدون تردید بمیکروبهای مختلفه ی آلوده میشود، و از طرفی هم صورتی که وسیله کیسه های زبر و خشن حمام و امثال آنها شسته شود خراشیدگیهای غیر مرئی در آن موجود میشود، بدیهی است در اثر سائیدن لنگ حمام بصورت، میکروبهای مذکوره در خلل خراشیدگیهای غیر مرئی جای گزین شده و نتیجه اش این میشود که صورت انسان دچار امراضی از قبیل برص و خوره و نظیر آنها شود، و موقعی که صورت باین گونه امراض مبتلا شود بدیهی است که اینطور شخص خجالت میکشد که در میان جامعۀ مردم ،برود چه آنکه صورتش قبیح وزشت شده و میتوان گفت این همان آبرو از بین رفتنی است که امام (علیه السلام) فرموده.

تبصره

محدث قمی در کتاب (سفینة البحار) نقلا از تفسیر علی بن ابراهیم گوید: حمام و نوره را دیوها بدستور حضرت سلیمان از برای بلقیس اختراع کردند ، زیرا که ساق پاهای بلقیس موی زیادی داشت و حضرت سلیمان را از این منظره خوش نیامد.

دکتر صدر الدین نصیری در کتاب (بهداشت اجتماعی در اسلام) فوائد استحمام را اینطور مینگارد از لحاظ بهداشت فردی، استحمام دو فائده مهم :دارد یکی نظافت بدن ، و دیگری زیاد شدن جریان خون وقتی جریان خون در یکی از اعضاء بدن زیاد شد آن عضو ، تقویت شده نمو میکند و این خود در انجام وظیفه تأیید مینماید، بهمین جهت است که شارع مقدس اسلام استحمام را در هر دوروز یکدفعه دستور داده.

یکی دیگر از فوائد استحمام ، نظافت پوست بدن است ، زیرا دانشمندان ثابت کرده اند که شخص سالم هر روزه در حال طبیعی مقدار میکروب زندۀ بیزیان دارد که برای او موجب آزار نمیباشد اما اگر بسببی این میکروبها ولو برای زمانی اندک بر بدن چیره شوند هیولای مرض در بدن ظاهر میشود ، مثلا ثابت گردیده که در سطح پوست که پناهگاه میکروبها است بسبب رعایت اصول نظافت و بهداشت، تعداد میکروبها بسیار کم است، در صورتیکه در پوستها و تفلسات مریض بی نهایت فراوان میباشد ، بنحوی که شمرده اند در هر سانتیمتر مربع تقريباً 40000 ميكروب وجود دارد معمولا کوکسیها بمراتب بیش از (باسیل) یافت میشود و میان (کو کسیها) در درجه اول استافيلوكك سفید و در درجه دوم (استرپتوكك) است باسیل دوهانس در جذامیان و

باسیل کز از نیز بخصوص نزد کسانیکه با پهن سر و کار دارند دیده میشود، امروزه معلوم شده که حرارت و رطوبت برای رشد و نمو میکروبها مساعد بوده بر وحدت آنها ،میافزاید چون این خواص در حمام موجود است ، بعلاوه محلی است که همه نوع اشخاص در آن استحمام مینمایند و ممکن است در بین آنان عده ئی مبتلا بامراض جلدو مقاربتی و غیره باشند در این هنگام اگر در سطح پوست خراشی باشد میکروب از آنراه وارد بدن شده شخص را مبتلا میسازد .

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) قسمتی از ثمرۀ استحمام را بدین نحو نگاشته : پاك نگاه داشتن پوست بدن و لباس مخصوصاً از جنبه حفظ الصحه عمومی بسیار مفید و مهم است ، اگر بخواهیم اسامی امراضی را که بر اثر کثیف بودن بدن و لباس عارض میگردد بشمریم باید نصف امراض مشهوره ومعروفه را در این رساله توضیح دهیم، حشراتی که بنظر مردم ناچیز و غیر قابل اهمیت میآید مانند ،شیش ،پشه مگس و غیره هر يك سبب تولید امراض مخصوصی میشوند که سلامتی انسانرا دچار مخاطره مینمایند، بنابراین هر قدر شخص بتواند بدن و لباس خود را پاکیزه نگاه دارد از ابتلاء بامراض دور میگردد و نظافت هم براثر استحمام حاصل میشود ، باین سبب است

حضرت امیر المؤمنين (علیه السلام) ميفرمايد : (الحمام يوم ويوم لا يكثر اللحم و ادمانه كل يوم يذيب شحم الكليتين) يعنی حمام رفتن بکروز نه یکروز گوشت را زیاد و همه روزه رفتنش پیه کلیتین را آب مینماید. مقصود از زیاد شدن گوشت بدن بواسطه حمام رفتن همین استکه اعضای بدن انسان بواسطه آب گرم بیشتر تغذیه کرده وقوی میشود .

از طرفی هم اگر زیاد فشار بیکی از اعضاء وارد شود عضو از کار خسته شده و ضعیف میگردد، این استکه فرموده: هر روز حمام رفتن موجب آب شدن پیه میشود .

غیر از دستور فوق بازهم در آداب حمام از قول حضرت صادق (علیه السلام) چنین دستور رسیده :

(من كتاب من لا يحضره الفقيه عن محمد بن حمران قال قال الصادق عليه السلام : اذادخلت الحمام خذمن الماء الحار وضعه على هامتك وصب منه على رجليك و ان امكن ان تبلع منه جرعة فافعل فانه ينقى المثانة )

از كتاب من لا يحضره الفقيه نقل از محمد بن حمران گفت که حضرت صادق (علیه السلام) فرمود هر گاه داخل شوی در حمام بگیر از آب گرم و بریز بر سر خود و مقداری از آنرا نیز برپاهایت ،بریز و اگر ممکن شود اینکه بنوشی جرعه ای پس ،بنوش زیرا مثانه را نظیف میکند

معنی آب ریختن روی پاها و سر از یکطرف برای امتحان آب حمام است که زیاد گرم نباشد و از طرف دیگر برای عادت دادن تدریجی بدن است بآب گرم که رفعتاً انسان وارد آب گرم نشود در حدیث مزبور نکنه بسیارمهم بسیار مهم نوشیدن آب حمام است، باین معنی که آب حمام باندازه گی باید پاک باشد که انسان بميل بتواند از آن بیاشامد.

از طرفی خوردن آب گرم قبل از وارد شدن در آن اعضاء داخلی بدن و خود جسم را گرم کرده بطوریکه در موقع ورود بآب گرم صدمه بانسان وارد نگردد ، و چون بدن شخص در حمام عرق میکند نوشیدن آب سرد در حمام موجب تورم اعضا و تولید سینه پهلو، ذات الريه ، ورم

امعاء ، زکام و غیره میگردد، بدین جهت در ذیل حدیث سابق الذکر فرموده است : (اياك وشرب الماء في الحمام فانه يفد المعده) زنهار آب سرد در حمام ننوش که معده را فاسد و خراب میکند .

فصل دوازدهم: نظافت لباس از نظر اسلام؟؟

موقعی که انسان در بارۀ قسمتی از موجودات عالم مطالعه کند می بیند که صفت مطهریت و پاک کنندگی جزء لا ينفك آنها بوده و دائم الاوقات بمشغله خود ادامه میدهند.

1- مثلا زمين وخاك كه يك موجود بی شعوری بنظر می آید از ابتداء خلقتش إلى الآن کلیه نجاساتی را که در باطن یا ظاهر آن جای گزین شده بنحوی پاک و پاکیزه کرده که اثری از آنها پیدا نیست .

2- آب كه يك موجود بیشعوری میباشد بطوری با نجاسات مبارزه کرده و وجود آنها را در خود مستهلك ميکند که از کثرت وضوح، احتیاجی

به ایضاح نیست.

3- آتش و حرارت که نیز از ذوی العقول نیستند چنانچه با یکی از نجاسات مواجه شوند باکمال قواد فاع کرده و شییء نجس را پاك وو پاکیزه مینمایند چنانچه اگر استخوان سگ بوسیله آتش سوخته شود خاکستر آن پاک است

4- هوا که یکی از موجودات بی شعور است مزیل بوهای متعفن وغير قابل استشمام است و ...

5- چنانچه ملاحظه فرموده باشید دیده اید که مرغ در مرکز خاك وخاكرو به ها با منقار خویش مشغول بزیرورو کردن کود و خاشاکها بوده و هردم خاك بسر و بار خود میریزد ، ولکن پس از خاتمه عمل فورا خود را بشدت تکان داده و كليه ذرات خاك و كثافات را از خود دور میکند و از طرفی هم بلافاصله منقار خود را بزمین سائیده مثل يك قطعه طلا درخشان میکند ؟؟

6- و نیز اگر توجه فرموده باشید دیده اید که گاو چند روزی یکدفعه زبان خود را وسیله استحمام خود و گوساله اش قرار داده و با زبان بنحوی جسد خود و بچه اش را شستشو میدهد که انسان گمان میکند روغن پارافین زیادی مصرف موهای خود و گوساله اش کرده باشد

7- بسیارها مشاهده میشود که گر به پس از صرف غذا سر و صورت خود را با دستهای خویش کاملاتر و تمیز مینماید.

بنابر این انسانی که دارای عقل و شعور است و بتاج ولقد کرمنا بنی آدم متوج شده بایستی که از موجودات سابق الذكر ، صدها درجه بیشتر مراعات نظافت را نسبت بکلیه امور زندگی خود بنماید، مخصوصاً تابعین دین مقدس اسلام که رسول خدا (صلی الله علیه واله) درباره آنها فرموده : ا(لنظافة من الايمان) یعنی نظافت از ایمان است روی این اصل، هر اندازه ایکه نظافت شخص مؤمن بیشتر باشد ایمانش بیشتر است و بهر نسبتی که نظافتش کمتر باشد بهمان نسبت ایمانش کمتر خواهد بود .

تردیدی نیست که میکروبها بطور کلی در جاهای کثیف بوجود

آمده و رفته رفته شروع بر شد و نمو میکنند : علیه لباس کثیف بدون برشد شك لانه وكاشانه میکروب خواهد بود و میکروب ها بدون تردید از لباس ببدن سرایت مینمایند و انسانرا دچار امراض گوناگون میکنند و چنانچه بدنهم کثیف باشد مزید بر علت خواهد شد.

لذا رسولخدا (علیه السلام) مسلمین را مأمور به تنظیف لباس کرده و فرموده: (من اتخذ ثوباً فلينظفه) (1)مخصوصاً در مواقع خواندن نماز که اگر لباس نماز گذار بقدر سر سوزن نجس باشد نمازش باطل است.

و از طرفی لباس پاک و پاکیزه دماغ دشمن را سوزانده بخاك میمالد از همین لحاظ است که حضرت صادق (علیه السلام) میفرماید: (الثوب النقى يكبت العدو) (2)یعنی لباس پاک و پاکیزه دشمن را شکسته و ذلیل می کند .

و نیز علی بن ابیطالب (علیه السلام) میفرماید: (النظيف من الثياب يذهب الهم والحزن وهو طهور للصلوة) (3)یعنی لباسی که نظیف باشد باعث رفع غم وغصه شده و از برای خواندن نماز هم پاک و تمیز میباشد.

چنانچه سابقاً اشاره شد، لباس چرك وكثیف وسیله جذب و پرورش میکروبها خواهد بود و پس از سرایت میکروب ببدن انسان دچار انواع واقسام امراض میشود و شکی نیست که پس از ابتلاء به ،امراض انسان گرفتارصد ها حزن و غم و غصه خواهد شد، بدین جهت است که حضرت ابی الحسن الا میفرماید لباس تمیز و نظیف حزن وغم وغصه را از بین


1) فروع کافی ، کتاب الزى والتجمل ، یعنی کسیکه لباسی را تهیه میکند باید آنرا تمیز و نظیف کند.

2) فروع کافي كتاب الزى و التجمل.

3) فروع کافي ، كتاب الزى والتجمل.

میبرد زیرا موقعی که لباس انسان پاک و پاکیزه باشد دچار مریضی نمیشود بدیهی است موقعی که انسان مریض نباشد از این نظر خوشحال و مسرور خواهد بود .

و از طرفی هم مردم از اشخاصی که لباسشان کثیف باشد متنفر بوده و چندان اعتنائی بآنها نمیکنند و همین تنفر خود وسیله ئی است که ایجاد حزن و غم و غصه ئی میکند بخلاف اینکه لباس شخص، پاك و پاكيزه ،باشد چه آنکه مردم از نشست و برخاست با او استقبال میکنند و همین استقبال کردن بهترین وسیله رفع هم وغم وغصه خواهد بود . بعلاوه ،نظافت موجب رضایت و خوشنودی خدا خواهد بود زیرا خدا اشخاص پاک و پاکیزه را دوست میدارد، چنانکه میفرماید :( ان الله يحب التوابين ويحب المتطهرين) (1)یعنی خدا مردمان توبه کننده و پاک و پاکیزه را دوست میدارد .

و علت اینکه پیشوایان اسلام علیهم السلام زیاد داشتن لباس را اسراف ندانسته اند همین است که همیشه لباس پاک و تمیز باشد تا انسان دچار امراض خطر ناك نشود چنانچه در فروع کافی مسنداً از اسحاق بن عمار روایت کرده که گفت بحضرت صادق (علیه السلام) عرض كردم: (يكون للمؤمن کر عشرة اقمصه ؟ قال: نعم، قلت عشرون؟ قال: نعم، قلت: ثلاثون؟ قال : نعم ، ليس هذا من السراف) .

یعنی آیا برای مؤمن جائز است که ده دست لباس داشته باشد ؟ فرمود: بلی ، عرض کردم: جائز است که بیست دست داشته باشد ؟

فرمود ،بلی عرض کردم: جائز است که سی دست داشته باشد؟ فرمود:


1) سوره بقره آیه 222

بلی ، زیاد داشتن لباس ، اسراف نیست .

دکتر صدر الدین نصیری در کتاب بهداشت اجتماعی در اسلام صفحه (10) راجع بنظافت لباس مینگارد: اولین سوره قرآن که به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه واله) نازل شده بقول بعضی سوره (مدثر) میباشد و آیه چهارم آن امر به پاکیزه نمودن لباس میکند :

(وثيابك فطهر ) چنانکه مذکور شد لباس آلوده یکی از وسائل مستقیم انتشار بیماریهای عفونی مانند مطبقه و شبه مطبقه وسفليس وسوزاك و دیسانتری و وباء وغیره میباشد

شارع مقدس اسلام هم پاکیزه نمودن لباس را از پلیدیها در موقع ،نماز امری لازم دانسته است بنابراین شخص نماز گذار ناگزیر است لباس خود را همۀ اوقات پاک و پاکیزه نگاه دارد .

مثلا اگر کسی یکدست بیشتر رخت نداشته باشد و بنا بشغلی که دارد لباسش احتیاط بردارد باید همه روزه آب کشد، چنانچه بقانون شارع مقدس دايه طفل شیر خوار که بجز یکدست لباس ندارد باید همه روزه لباسش را بشوید و تطهیر نماید .

این دستورات از لحاظ جلوگیری از ابتلاء به بیماریهائیکه از راه لباس بطور مستقیم در جامعه منتشر میشوند فوق العاده نافع است .

(محمد بن ادریس، قال: سئلت ابا عبد الله عليه السلام عن الثوب يصيبه البول ؟ قال : اغله مرتين) (1)

یعنی اگر برجامه بولی برسد وظیفه چیست؟ فرمود: دو مرتبه آنرا شستسو کن و فشارده.


1) فروع کافی

و نیز توصیه نموده اند که رو بیاد و یا بر روی زمین سخت ادرار نکنند تا از سرایت پلیدیها جلوگیری شود مجدداً فرماید:

( قال: اغسل ثوبك من ابوال مالايؤكل لحمه) (1)یعنی جامه خود را از بول حیوان حرام گوشت شستشو ده.

(عن ابی عبدالله عليه السلام قال دمك انظف من دم غيرك، اذا كان في ثوبك شبه النضج من دمك فلا بأس وان كان دم غيرك قليلا او كثيراً فاغسله) یعنی از حضرت صادق (علیه السلام) مروی استکه فرمود: خون شخص خودت از خون دیگری پاکیزه تر است، پس اگر در جامهات از خون خوداثری بیابی شستن آن ضرور نیست و اگر از خون دیگری در لباست یافت شود پس بشوی آنرا بطور کلی و بمعنای عام پاکیزه نمودن لباس مستحب میباشد و از هر يك از معصومین علیهم السلام سفارشی چند در این باب رسیده .

(قال رسول الله صلى الله عليه و آله من اتخذ ثو با فلينظفه) (2)

یعنی هر کس لباس بتن میکند لازم است آنرا نظیف کند

(قال امیر المؤمنين عليه السلام: غسل الثياب يذهب الهم والحزن وهو طهور للصلوة ) (3)یعنی شستن لباس، غم و غصه را برطرف میکند و باعث قبول نماز است .

از حضرت صادق و امام موسی کاظم عليهما السلام نقل شده است که داشتن ده دست و بیست دست پیراهن و عوض کردن آنها اسراف نیست. امروزه محقق شده که داشتن چندین پیراهن و عوض کردن آنها بهترین راه مبارزه با بیماریهای عفونی است زیرا شیش که عامل انتقال


1) فروع کافی.

2) وسائل، احکام ملابس.

3) وسائل، احکام ملابس.

و سرايت يكنوع بخصوص تب راجعه میباشد و نیز تنها عامل انتقال و انتشار ویروس تیفوس بشمار میرود نمیتواند مدتی خارج از بدن انسانی زیست کند و بزودی میمیرد. از حضرت صادق منقول است که تا کردن جامه راحت جامه باعث دوام آن است و فرمود جامۀ پاکیزه دشمن را منکوب میکند. ضمناً باید دانست که شرع نه تنها امر بپاکیزگی لباس نموده، بلکه مرد مسلمان بدستور ائمه اطهار باید خوش لباس و خوش پوش هم باشد وبانیکوترین هیئت بیرون ،آید موقعی که از کلام حضرت امیر تعجب میکردند این آیه را در جواب میخواند

(قل من حرم زينة الله اللتي اخرج لعباده والطيبات من الرزق) (1)یعنی ای محمد (صلی الله علیه واله) بگو کی بر بندگان خدا زینتی که پروردگار برای آنها بیرون آورده و نعمتهای نیکو را که ارزانی داشته حرام کرده؟؟ و میفرمودند جامه نفیس بپوش و خود را زینت کن که خدا نیکو است و نیکو را دوست میدارد اما باید از حلال باشد.

فصل سیزدهم: نظافت مسکن از نظر اسلام ؟؟

بدیهی است بدن انسان موقعی تمیز و نظیف خواهد بود که لباسش


1) سوره اعراف آیه 30 .

پاك و پاكيزه ،باشد و لباس وقتی نظیف خواهد ماند که مسکن و مأوای انسان، تروتمیز ،باشد چنانچه منزل و مأوای شخص، کثیف باشد لباس او چرک خواهد شد و پس از چرك شدن لباس بدن شخص کثیف شده و مرکز نشو و نماء میکر بهای مختلف قرار میگیرد بالنتيجه انسان دچار امراض صعب العلاج ياغير قابل علاج میشود.

از همین نظر است که امام محمد باقر (علیه السلام) میفرماید: (كنس البيت ينفى الفقر) (1)یعنی آب و جاروب کردن خانه فقر و استیصال را از بین میبرد .

یکی از علل اینکه نظافت خانه موجب از بین بردن فقر و فاقه میشود این است که انسان مبتلا به امراض خطر ناك نشود تا اینكه ما يملك او مصرف معالجه امراض شود و از طرفی هم از کسب و کار خود محروم بماند. از این قبیل دستورها از طرف ائمه هداعلیهم السلام زیاد بیادگار مانده ، از آنجمله در کتاب (وسائل) در ابواب مساکن مسنداً از امير المؤمنين (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (نظفوا بيوتكم من حول العنكبوت فان تركه فى البيت يورث الفقر) یعنی خانه های خود را از تار عنکبوت نظیف کنید زیرا بودن تار عنکبوت در خانه موجب فقر و پریشانی میشود.

تار عنکبوت (چنانکه بارها مشاهده میشود) جاذب مگس و امثال آن و جاذب میکروب و گردوغبار میباشد و اشیاء سابق الذکر هر کدام دارای سموم و میکروبهای خطرناکی هستند و ساکنین خانه هائی که دارای تار عنکبوت باشندصدی پنجاه از آنها دچار امراض مهلکه شده


1) فروغ کافی ، باب المسكن

و بالنتیجه چنانچه اشاره شد بایستی ما يملك خود را بمصرف معالجات برسانند ، لذا حضرت علی بن ابیطالب الا علاج واقعه را قبل از وقوع لازم دانسته و فرموده تار عنکبوت را که مرکز امراض مذکوره وصدها مرض دیگر است از مسکن و مأوای خود دور کنید.

از جمله دستورهائیکه راجع بنظافت مسکن فرموده اند آنستکه نیز در فروع کافی مسنداً از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (لاتؤوا التراب خلف الباب فانه مأوى الشياطين) یعنی خاکروبه را پشت درب منزل نگذارید زیرا خاکرو به مسکن و مأوای شیاطین است. از اینکه امام (علیه السلام) کلمه (شیاطین) را استعمال کرده و کلمه (شیطان) را استعمال نفرموده استفاده میشود که خاکرو به ها دارای چندین قسم میکروب هستند :

نگارنده گوید یکی از معانی کلمه شیطان و شیاطین که در اخبار و دستورهای صحی دین مقدس اسلام زیاد استعمال شده همانا میکروب است. چنانکه ها، در مقدمه چهارم این کتاب در صفحه (15) این موضوع را مفصلا نگاشته ایم.

با اینکه اسلام، اولین خصم مردمان اسراف کننده وول خرج است (1)مع ذلك درباره وسعت منزل سفارشات زیادی فرموده، چنانکه در فروع کافی در باب سعۀ منزل مسنداً از رسول خدا روایت کرده که فرمود: (من سعادة المرء المسلم المسكن الواسع) یعنی از سعادت مرد مسلمان، داشتن خانه وسیع میباشد .


1) چنانکه قرآن میفرماید: «كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين، ونيز میفرماید: «ان المبذرين كانوا اخوان الشياطين وكان الشيطان لر به كفوراً» .

یکی از علل اینکه اسلام داشتن خانه وسیع را بتابعین خود توصیه فرموده این است که تابش آفتاب و جریان هوا در خانه های وسیع بیشتر است و یکی از ثمرات تابش آفتاب و جریان هوا این است که مجالی برای جولان و رشد و رقاء میکروبها باقی نمیگذارد.

و از طرفی هم انسان از ایاب و ذهاب اقرباء وعشيره واصدقاء در فشار نیست و...

و لذا رسول خدا (صلی الله علیه واله) داشتن منزل وسیع را از سعادت افراد مسلمان دانسته .

دکتر صدر الدین نصیری در کتاب بهداشت اجتمای در اسلام صفحه 20 راجع بنظافت مسکن مینگارد : زباله بهر صورت که باشد محیط بسیار مساعدی برای تخمیر و نشو ونماء میکروبهای بیماری است موش که در شیوع بیماریها و بخصوص طاعون وباء عامل اصلی بشمار میرود تغذیه خود را از این مواد تأمین میکند از طرف دیگر مگس در آن تخم گذارده و میکروبهای زباله را با خود باطراف برده مسبب تولید بیماریها میشود بوی تعفنی که پس از چند ساعت از زباله برمیخیزد خود به تندرستی زیان میرساند با در نظر گرفتن این عیوب جمع آوری زباله از داخل خانه و کوچه از لحاظ بهداشت جامعه از ضرورت بشمار میرود پیغمبر اسلام (صلی الله علیه واله) در هزار و سیصد و کسری سال قبل مردم را بخارج نمودن زباله کثافات از داخل خانه امر فرموده اند.

(قال رسول الله صلى الله عليه و آله لاتبيتوا القمامة في بيوتكم فاخرجوها نهاراً فانه مقعد الشيطان) یعنی زباله و کثافات را در داخل خانه ،جاندهید، آنچه را در شب جمع میشود روز خارج سازید، زیرا که زباله

نشیمن گاه و مسکن شیطان است.

(قال امير المؤمنين عليه السلام: قال رسول الله صلى الله عليه و آله : فی کلام كثير لاتوؤا منديل اللحم في البيت فانه مريض الشيطان ولاتؤوا التراب خلف الباب فانه مأوى الشيطان )

یعنی حضرت رسول (صلی الله علیه واله) مکرر فرمودند: دستمال گوشت را در خانه خود جا ندهید که آن خوابگاه و آغل شیطان است و خاك وخاکروبه را پشت در اطاق یا درخانه نریزید که آن پناگاه شیطان است. این چند حدیث محتاج بتشریح نیست و کاملا مفید معنا میباشد ضمناً نکته ئی که جلب توجه میکند اشاره های مکر راست بشیطان، و اگر لفظ شیطانرا برداشته بجای آن میکروب را قرار دهیم میبینم تغییری در استدلال و در مفهوم مطلب حاصل نمیشود همچنین است در چندین حدیث راجع بنظافت ظروف واضح است که تعبیر شیطان آنروز همين ميكروب امروز ،میباشد خصوصاً اگر در تشبیهات و توضیحاتی که داده شده دقت نمائیم بهتر تصور موضوع را خواهیم نمود.

در سه مورد سه نوع تشبیه بعمل آمد، در حدیث آخر دستمال یا زنبیل گوشت را مریض شیطان دانسته اند و مربض در لغت محل خواب و خوراک چهار پایان است که همانجا فضله میریزند، در صورتی که مزبله را جایگاه شیطان و خاك پشت در را به پناگاه آن تشبیه کرده اند حقیقتاً چقدر با واقع امر نزديك است، در دستمال چرب ،گوشت میکروب لانه میکند غذا میخورد و آغال میریزد ، دستمال گوشت محل خواب و خوراك او است .

در صورتیکه مزبله اقامتگاه و محل سکنای میکروب میباشد

ولی تل خاك پشت در برای آن نه مطبخ است نه مسکن و فقط در مقابل اشعه خورشید و یا باران وغیره پناهگاه بسیار خوبی میباشد، حقاکه اسلام دین تقلید نیست، اسلام آئین تعقل است ، و کلام پیغمبر یا امام نمونه ئی از استدلال

بخش دوم: بهداشتهای اجتماعی از نظر اسلام ؟؟

دین مقدس اسلام نه تنها بشر را بنظافت بدن و لباس و خانه مأمور فرموده است بلکه جامعه را بنظافت کوچه و محل ومعبرهای عمومی نیز مأمور ،فرموده تا اینکه شخص مسلمان آنطور که باید و شاید تمیز و نظیف باشد از همین لحاظ است که حضرت محمد بن عبدالله (علیه السلام) مردم را بدفن اشیائی که موجب بیماری عموم میشوند مأمور فرموده چنانکه در خصال شیخ صدوق از عایشه نقل کرده :

(عن عايشه ان رسول الله صلى الله عليه و آله كان يأمر بدفن سبعة اشياء من الانسان الشعر والظفر والدم والحيض والمشيمة والسن والعلقة . )

یعنی عایشه گفت: رسول گرامی (صلی الله علیه واله) (مردم را) بدفن هفت چیز

از بدن انسان امر میفرمود 1- مو 2- ناخن 3-خون 4-خون حیض

5-مشیمه (جفت) 6- دندان 7- علقه يك قطعه خون منجمدی که از نطفه درست میشود .

مؤلف گوید : اشیاء مذکوره در حدیث سابق الذكر هر کدام حاوی میکروبهای خطر ناکی میباشند موی بدن انسان موقعی که از بدن گرفته شود محتوی میکروبهای گوناگون خواهد شد و ناخن انسان ، موقعی که بلند شود محل تمرکز همه رقم میکروب میشود و بدین جهت است که باید آنرا گرفت و خون نیز حاوی انواع میکروب ،است بلکه غیر از میکروب چیز دیگری نیست، ولذا در شرع مقدس اسلام خوردن آن حرام شده .

و خون حیض رکس نیز از میکروبهای مهلکه تشکیل مییابد . و در مذهب اسلام یکی از علل کناره گیری از زنان حائض همین است که انسان مبتلا بامراض گوناگون نگردد، مشیمه یعنی آن غشاء محیط بر مولودهم دارای انواع میکروب بوده و لازم الاجتناب میباشد، دندانی که بجهت فاسد شدنش کشیده شود تردیدی نیست که مرکز هر میکروبی خواهد بود و چنانچه بعلت فاسد شدن آنرا نکشند بلکه بعلت دیگری باشد پس از آنکه از دهان بیرون آمد رفته رفته فاسد شده و کانون اقسامی از میکروب خواهد شد علقه هم نظیر اشیاء سابق الذکر دارای میکروبهای خطرناکی است

بعلاوه اینکه اشیاء سابق الذکر کانون میکروبهای مختلفه میباشند جاذب میکروبهای هوائی و خاکی نیز میشوند و از طرفی هم اشیاء هفتگانه ی که گفته شد معمولا در مسیر و معبر عمومی ریخته میشوند و چنانچه آنها را مدفون نکنند موجب امراض خطرناکی خواهند شد.

از همین لحاظ که مردم دچار این همه مشکلات نشوند حضرت محمد بن عبد الله در هزار و سیصد سال قبل جامعه مسلمین را بدفن چیزهائی که قبلا بشرح رفتند امر فرموده .

دکتر نصیری در کتاب بهداشت اجتماعی گوید: امروزه معلوم شده که مهمترین راه سرایت مستقیم بیماریهای عفونی بوسیله اشخاص فوق العاده اهمیت دارد بطوری که آنرا لارمۀ ایمان هر فردی ،میداند چنانکه میفرماید: (بنی الاسلام على النظافة) يعنى كاخ اسلام بر روی پایه های نظافت و پاکیزگی نهاده شده

پیشوایان اسلام برای بهداشت اعضای گوناگون بدن مانند چشم دهان ، بینی، سر و غیره دستورات جامعی داده و با بیانات خود انسانرا بنظافت و پاکیزه نگاه داشتن آنها تشویق نمودهاند از آنجا که ممکن است از این دستورات انفرادی در جامعه نتائج معکوسی بخشیده و وسائل سرایت و انتشار بعضی امراض فراهم شود شارع مقدس اسلام اشتراك درشانه، دستمال، لنك ومسواك را منع فرموده است و شاعری این مضامین را در يك بيت منظوم ساخته

ثلاثة ليس لها اشتراك

المشط والمنديل والمسواك

یعنی در سه چیز نمیتوان اشتراك نمود اول شانه ، دوم لنگ یا قطیفه و دستمال سوم مسواك

واضح است میکروبهائی که مولد امراض دهان، لثه و دندانها میشوند در موقع مسواك كردن بمسواك چسبیده و اگر کسی در اینحال آنرا استعمال کند محققاً میکروبهای مزبور بدهان و کام آنشخص انتقال داده خواهد شد و بهمین طور شانه جذب کننده کثافات و میکروبهای

موی سر است

چنانچه اگر میان دندانهای شانه را پس از استعمال آن بدقت ملاحظه کنیم میبینیم که مملو از چرك و كثافات است . بدیهی است در اینصورت اگر کسی آنرا بسرزند میکروبهای وسط دندانهای شانه محققاً بموی سرش منتقل خواهد شد و اگر صاحب شانه امراض جلدی در قسمت سریاموی او باشد بدیهی است که میکروب همان امراض بتوسط شانه از سر او بسر دیگری که همان شانه را استعمال میکند نقل میگردد و چون از ظاهر نمیتوان امراض جلدی را تشخیص داد لهذا پیشوایان دین مبین اسلام برای حفظ تندرستی، اشتراك درشانه را اكيداً ممنوع داشته اند.

و همچنین منع و نهی را در خصوص اشتراک در کلاه و عمامه ولنگ وقطيفه وحوله وغيره نموده اند و علت آنستکه چون دیده میشود افراد يك فاميل عموماً يك حوله و يك دستمال را برای پاک کردن دست و صورت استعمال میکنند اگر یکنفر از آنها مبتلا بچشم درد باشد محققاً سایر افراد نیز بر اثر استعمال همان حوله ئی که بچشم دردناک اول تصادف کرده مبتلا بدرد چشم خواهند شد. همچنین اگر طفلی در خانواده ای مبتلا بمرض کچلی بوده باشد سایر اطفال نیز مبتلا بکچلی خواهند شد زیرا که در کلاه و یا بالش او اشتراك نموده اند.

ولذا است که امیر المؤمنين (علیه السلام) حوله خود را جداگانه میگذاشت چنانکه در کتاب وسائل از حضرت صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود: (كانت لامير المؤمنين عليه السلام خرقة يملح بها اذا توضاً

للصلوة ، ثم يعلقها على وتدولا يمسحه غيره . )

یعنی حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) را حوله ئی بود که پس از وضو دست و صورت خود را با آن خشك ميكرد، آنگاه آنرا بمیخی چوب رختی آویزان میکرد و کسی آنرا استعمال نمیکرد .

بخش سوم: فوائد کیفیت خلقت اعضاء از نظر اسلام ؟؟

ابن بابویه در کتاب (علل) جلد اول چاپ طهران صفحه 92 مسنداً از ربیع وزیر منصور روایت کرده که گفت : وقتی امام صادق (علیه السلام) در مجلس منصور وارد شد دکتری از اهل هند کتابهائی از طب هندی برای منصور میخواند، حضرت صادق (علیه السلام) ساکت بگوشه ای نشست تا اینکه آن طبیب از خواندن کتاب فارغ شد آنگاه متوجه حضرت گردیده پرسید: این کیست؟ گفتند عالم آل محمد (صلی الله علیه واله) است گفت آیا میل دارد ؟؟

از آنچه که از علم طب در پیش ما است بهره ئی داشته باشد ؟؟ حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: نه گفت چرا؟ فرمود برای اینکه آنچه که ار علم طب نزد من است بهتر از آنست که نزد تو میباشد گفت:

باشما چیست؟

امام (علیه السلام) فرمود : من گرمی را با سردی و سردی را با گرمی و

رطوبت را با خشگی و یبوست را با مرطوبی معالجه کرده و کار را بخدا واگذار میکنم و آنچه را که رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرموده : که معده خانه مرض و پرهیز کردن، دوای آن است عمل نموده و بدتر ا بآنچه که عادت کرده و امیگذارم دکتر :گفت مگر طب غیر از اینها است ؟ امام (علیه السلام) فرمود : گمان میکنی من اینها را از کتب طب آموخته ام ؟؟ ! طبيب

گفت : آری.

امام (علیه السلام) فرمود : نه بخدا قسم جز از خدای سبحان از کسی یاد نگرفته ام اینك بگو من وتو كدام يك در فن طبابت داناتريم ؟؟ طبیب :گفت من داناترم ، حضرت فرمود : اجازه میدهی از علم طب از تو بپرسم؟ عرض کرد: بپرس امام فرمود چرا سر آدمی دارای مفصل هائی است و یکپارچه نیست؟ دکتر :گفت نمیدانم ، امام (علیه السلام) فرمود: فائده موی سر چیست؟ طبیب :گفت چه عرض کنم امام (علیه السلام) فرمود علت اینکه پیشانی موندارد چیست؟ طبیب :گفت چه بگویم.

امام (علیه السلام) فرمود: جهت اینکه پیشانی دارای خطوط مختلفی است چیست ؟ ؟ گفت نمیدانم امام (علیه السلام) فرمود: علت اینکه ابرو بالای چشم قرار گرفته چیست؟ گفت : خبر ندارم، امام (علیه السلام) فرمود: جهت اینکه چشم بشكل لوزی خلق شده چیست؟ گفت نمیدانم ، امام (علیه السلام) فرمود: فلسفۀ اینکه بینی میان دو چشم قرار گرفته چیست ؟ گفت : چه عرض کنم ، امام (علیه السلام) فرمود: چرا سوراخ بینی را بزیر آن قرار داده ؟

گفت : نمیدانم امام (علیه السلام) فرمود جهت اینکه لب و شارب بالای دهان قرار گرفته چیست ؟ گفت : چه عرض کنم ، امام (علیه السلام) فرمود : علت اینکه دندان

جلوتیز و دندانهای آسیا عریض و انیاب دراز است چیست؟ گفت نمیدانم امام (علیه السلام) فرمود: سبب اینکه برای مردها ریش قرارداده شده چیست ؟ گفت : چه بگویم ، امام (علیه السلام) فرمود : بچه علت کف دست موندارد؟

گفت: نمیدانم .

امام فرمود برای چه ناخن و موروح ندارند ؟ ؟ گفت: چه عرض کنم ، امام (علیه السلام) فرمود : جهت اینکه دل قلب صنوبری شکل است چیست؟ گفت ،نمیدانم امام (علیه السلام) فرمود: چراريه بدو قسمت خلق شد و در جای خود در حرکت است؟ ؟ گفت : خبر ندارم ، امام (علیه السلام) فرمود: فلسفۀ اینکه کبد مثل شخص قوز پشت است چیست؟ :گفت چه بگویم امام ال فرمود جهت اینکه کلیه مثل حبه لوبیا خلق شده چیست؟ گفت: نمیدانم .

امام (علیه السلام) : فرمود چرا گودی زانو بسمت عقب قرار داده شده ؟ :گفت چه عرض کنم امام (علیه السلام) فرمود چرا قسمتی از کف پاگوداست و بزمین نمی چسبد؟ گفت: چه عرض کنم امام (علیه السلام) فرمود: ولكن من بعلت و فلسفۀ آنها عالم و دانایم طبیب گفت : جواب بده !!

حضرت صادق (علیه السلام) فرمود : خدا سر انسانر ایکپارچه نیافرید بلکه از قطعات مختلفه ترکیب نمود و شکافها برای آن قرار داد تا صداع سردرد آنرا نیازارد موی را بالای سر رویانید تا بوسیله آن روغن لازم بدماغ مخ سر برسد و بخارات مغزی خارج شود و پیشانی را عاری از مو قرار داد تا چشم بوسیله آن نور بگیرد.

در بیشانی خطوط و نقوشی ترسیم شده تا از ریزش عرق بچشمها جلوگیری کرده و نظیر نهرهائی که در زمین محل جریان آب میباشند

عرق را از ریختن در چشم رد کنند ابروها را بالای چشمها قرارداد تا بقدر لزوم نور بچشم رسیده و از افراط جلوگیری شود و زیادی ،نور چشم را اذیت نکند ای طبیب هندی آیا نمی بینی کسی که نور بر او غلبه می کند دست خود را بالای چشمها قرار میدهد تا چشم بقدر لزوم از نور استفاده کند؟

رامیان دو چشم قرارداد تا اینکه بطور تساوی نور بچشمها بینی برسد چشم رالوزی شکل آفریده تا دواهای لازمه که بوسیله میل استعمال میشود بآسانی وارد چشم شده و چرك و كثافات بسهولت از آنها بوسیله اشگ خارج شود اگر چشمها مربع و چهارگوش، يامدور بودندمیل در آنها گردش نکرده و دوا بآنها نمیرسید .

سوراخ بینی را در زیر آن قرارداد تا اینکه اخلاط مغز از آن خارج شده و بوهای خوش و بد از آن بالارود، اگر سوراخ بینی از سمت بالای آن بود اخلاط مغز از آن نازل نشده و بوهای (خوب و بد) استشمام نمیشد ، لب و شار برا بالای دهان از این نظر قرار داده که اخلاط نازاه از مغزوبینی وارد دهان نشود که انسان از اکل و شرب بهره ئی نبرد .

ریش را برای مردها مقرر فرموده تا بوسیله آن از آویزان کردن موی سر بر صورت، (نظیر زنهائیکه موی سر را از دو سمت صورت آویزان میکنند) در انظار مردم مستغنی بوده و مرد بوسیله ریش اززن تشخیص داده شود دندانهای جلوراتیز آفریده تا اشیاء خوردنی بوسیله آنها جویده شوند دندانهای آسیارا عریض خلق کرده که اشیاء خوردنی بوسیلهٔ آنها کوبیده و نرم ،گردد انیاب را در از تر خلق فرموده تا برای مابقی دندانها چون ستونی استوار باشند

کف دستها بدون موخلق شده بعلت اینکه انسان با آنها اشیاءر المس کرده و با قوه لامسه خشونت و نرمی اشیاء را بخوبی احساس کند اگر در کف دستها موروئیده بود انسان از این ثمره محروم بود روح در ناخن و ه و ندمید بمنظور اینکه بلند بودن آنها وسیلهٔ جذب چرك و کثافات خواهد شد و کوتاه کردن آنها مطلوب است و چنانچه در موو ناخن هم روح دمیده میشد در موقع گرفتن آنها انسان بسیار ناراحت میشد.

دل را صنوبری شکل میوه کاج آفریده تا بوسیله آویختگی خود نوك باريكش در ریه داخل شده از نسيم آن خنك شود و مغز سر از حرارت آن صدمه نبیند ریه را دو قطعه آفریده تا قسمتی از قلب در تنگنای آن واقع شده از حرکت آن نسیم بگیرد، کبد را قوز پشت قرارداد برای اینکه معده را سنگین کرده فشار دهد تا بخارهای معده خارج گردد.

کلیه را مانند لوبیا ساخته بجهت اینکه کلیه محل ریزش قطرات منی است که نقطه نقطه بر آن ،میچکد اگر کلیه کروی یا چهارگوش بود نطفه ها با یکدیگر اتصال یافته و هنگام خروج موجب التذاذ نمیشد زیرا که منی از فقرات پشت بسوی کلیه حرکت میکند و کلیه نظیر کرم، گاهی منقبض و گاهی منبسط شده منی را قطره قطره بسوی مثانه پرتاب میکند.

درون کاسه زانو را بسمت عقب قرار داده بعلت اینکه آدمیزاد موقعی که رو بجلو راه میرود معتدلا مشی کند ، اگر غیر از این بود انسان در موقع راه رفتن با حرکات ناموزونی حرکت کرده و بزمین میافتاد وسط کف پاها را گود قرارداد بسبب اینکه اگر همه کف پا بزمین میرسید حرکت و راه رفتن برای انسان ثقیل و سنگین بود، نظیر

سنگ آسیائی که هر گاه يك گوشه ای از آن بزمین باشد يك طفل ميتواند آن را حرکت دهد و اگر به رو بزمین افتاده باشد حمل و نقل آن برای مردهای شجاع صعب و دشوار خواهد بود.

طبیب هندی گفت : تو این علم را از کجا بدست آورده ای ؟؟ !! حضرت صادق (علیه السلام) فرمود من این علم را از پدران بزرگوارم از رسول خدا صلى الله علیهم اجمعین از جبرئیل از آنخدائیکه اجسام و ارواح را خلق فرموده یاد گرفته ام ، پس طبیب هندی گفت : راست میگوئی من به یگانگی خدا و نبوت حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه واله) واعلمیت تو براهل این زمان شهادت میدهم .

بخش چهارم: فوائد شوری آب چشم و تلخی آب گوش و خنکی آب بینی؟؟

در کتاب احتجاج طبرسی صفحه 196 از بشیر بن یحیی از ابن ابی لیلا روایت کرده که گفت من وابو حنیفه رفتیم خدمت حضرت صادق (علیه السلام) و آنحضرت بما مرحبا فرموده و فرمود: یابن ابی لیلا این شخص کیست ؟ عرض کردم فدای تو شوم این مرد از اهل کوفه میباشد و دارای رأی و بصیرت و نفوذی است فرمود گمان میکنم این همان کسی استکه اشیاء را بیکدیگر قیاس میکند ؟!.

آنگاه حضرت فرمود: ای ابا حنیفه آیا میتوانی کاه خود را بچیزی قیاس کنی؟؟!! عرض کرد نه امام الا فرمود: گمان ندارم که بتوانی چیزی را به چیزی قیاس کنی، آنگاه فرمود: بگو به بینم علت شوری آب چشم و تلخی آب گوش و خنکی آب بینی و خوبی آب دهانرا فهمیده ئی ؟؟؟ عرض کرد ،نه فرمود: آیا کلمه ی که اول آن کفر و آخر آن ایمان است شناخته ئی؟؟ عرض کرد .نه

ابن ابی لیلا گوید عرض کردم فدایت شوم ما را نسبت به وضوعاتی که فرمودی دروادی جهل مگذار، امام (علیه السلام) فرمود: پدرم از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلی الله علیه واله) مرا خبر داد که آنحضرت فرمود: خدا دو چشم فرزندان آدم را از دو قطعه پیه خلق کرده، چنانچه منبع شوری را در چشم قرار نمیداد آن دو قطعه پیه آب میشدند و گرد و غبار و امثال آنها که از خارج در چشم واقع میشوند پیه چشمها را آب میکردند ولكن شوری آب چشم وسیلۀ نگاه داری آن بوده و گرد و غباری را که در چشم واقع میشود اخراج می کند.

و آب گوش را تلخ قرارداد تاوسیله نگاهداری مغز باشد و هر جنبنده ئی که در سوراخ گوش وارد شود فرار کند، و اگر غیر از این بود جنبندگان از سوراخ ،گوش خود را بمغز رسانده و آنرا فاسد می کردند. و آب بینی را خنک قرارداد بجهت اینکه مغزسر محفوظ باشد و اگر اینطور نبود مغز سر انسان سیلان کرده و از بینی فرو میریخت و آب دهانرا گوارا و خوب قرار داد تا این که انسان از اکل و شرب لذت به برد.

و اما کلمه ی که اول آن کفر و آخر آن ایمان است گفتن لا اله الا الله است

بخش پنجم: بهداشتهای خوردنی و آشامیدنی حاوی دوازده فصل و يك خاتمه

فصل اول: معده خانه هر مرضی است؟؟

میتوان :گفت موقعی که غذا وارد معده میشود بین غذا و دستگاه هاضمه جدالی بوجود میآید. یعنی غذا باندازه قدرت خود از هضم شدن امتناع مینماید و معده هم بقدر قوت خود شروع بفعالیت میکند .

چنانچه غذا بیش از ظرفیت معده نباشد معده بر آن غالب شده آنرا هضم نموده و کیموس (جوهره) آنرا تحویل کبد میدهد و کبدهم آن کیموس را تبدیل بخون نموده تحویل قلب داده وقلبهم آنخونرا بعروق و رگهای بدن تقسیم مینماید.

و چنانچه غذا بیش از ظرفیت معده باشد معده مغلوب آن خواهد شد آنگاه موضوع از دو حال خارج نیست: یا این که معده غذار اقبل از هضم اخراج میکند و یا این که قادر به اخراج آن نخواهد بود،ودر هر دو صورت ، معده از گرفتن ، از گرفتن کیموس و جوهرۀ غذا محروم میشود، و در اثر محرومیت معده کلیه دستگاه اندرونی از قبیل ،کبد، کلیه، قلب، و امثال آنها فلج شده و در نتیجه انسان دچار امراض فراوانی میشود . از قبیل ضعف اعصاب خستگی مغز بیزاری از زندگی، بی خوابیهای طولانی، حالت عصبانیت و.... و چه بسا میشود که عمر طبیعی خود را بپایان نمیرساند لذا

حضرت محمد بن عبد الله (صلی الله علیه واله) (چنانکه محمد خلیلی حکیم نامی عرب در کتاب طب الصادق روایت کرده) میفرماید: (المعدة بيت كل داء و الحمية رأس كل دواء) یعنی معده خانۀ هر مرضی است و پرهیز کردن از غذای ناسازگار بهتر از هر دوائی است.

قرآن کریم بوسیله نصف آیه ای مبحث طب را خاتمه داده و فرموده: (كلوا واشربوا ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين) (1)یعنی بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید زیرا خدا مردم اسراف کننده را دوست ندارد. مؤلف گوید از صدر آیه شریفه استفاده میشود که خوردن و آشامیدن باندازه استقامت بدن لازم است ، همچنانکه بیشتر از اندازه لزوم ، مذموم و چنانچه مضر باشد حرام است ، ولذا در ذیل آیه میفرماید: خدا مردم اسراف کننده را دوست ندارد ، در مجمع البیان فرموده: یعنی مردم اسراف کننده مورد بغض خدا خواهند بود. و در فروغ کافی جلد (6) صفحه (270) از امام باقر روایت کرده که فرمود: مامن شیئی ابغض الى الله عز وجل من بطن مملوء یعنی هیچ چیزی نزد خدای عزوجل بدتر نیست از شکمی که پر از غذا باشد چه خوب گفته اند: ؟

نه چندان بخور کردهانت در آید

نه چندان که از ضعف جانت در آید

در مجمع البیان :گوید هارون الرشید را طبیب نصرانی حاذقی بود روزی آن طبیب نصرانی بعلی بن حسین بن واقد :گفت در قرآن شما از علم طب خبری نیست و حال آنکه فرموده اند (العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان ؟؟!!) در جوابش گفت : خدای تعالی کلیۀ علم طب را در يك نصف آیه از قرآن مجید جمع کرده و فرمود : (كلوا واشر بواولا


1) اعراف، آیه 30

تسرفوا) و پیغمبر (علیه السلام) كليه علم طب را در يك بيان خود جا داده و فرموده:

(المعدة بيت الداء والحمية رأس كل دواء واعط كل بدن ما عودته) . طبیب نصرانی گفت : قرآن و پیغمبر شما طبی برای جالینوس باقی نگذاشته اند!!

نگارنده گوید اما افسوس که گفته اند

كلوا واشر بوارا در گوش کن

ولا تسرفوا را فراموش کن

محدث قمی در جلد دوم (سفينة البحار) گوید : هارون الرشید چهار نفر از اطباء راجمع کرد یکی عراقی دیگری رومی ، سومی هندی و چهار می سوادی ، آنگاه هارون الرشید بآنها گفت : هر کدام از شما دوائی را که تولید مرض نکند برای من معرفی کنید طبیب رومی گفت: داروئی که تولید مرض نکند حب رشاد سفید نوعی از گیاه است طبیب هندی گفت: آب داغ تولید مرض ،نمیکند، طبیب عراقی گفت: هلیله سیاه تولید هیچگونه مرضی نخواهد کرد طبیب سوادی چیزی نگفت و بآنها ،مینگریست هارون :گفت تو چرا حرف نمیزنی؟؟ گفت : حب رشاد تولید رطوبت میکند و آب داغ معده راست مینماید و هلیله هم معده را رقیق و فرسوده خواهد کرد هارون :گفت رأی تو چیست ؟؟! :گفت دوائی که تولید درد نکند این است که انسان موقعی سر سفره بنشیند که بغذا اشتهاء داشته باشد و موقعی از سر سفره بلند شود که بازهم اشتهای غذا خوردن داشته باشد.

ولنعم ما قبل

ترا بحفظ وجودت اگر نظر باشد

دهن از معده نباید بزرگتر باشد

و در فروع کافی جلد (6) صفحه (269) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : خدای عزوجل پرخورد نرا دشمن میدارد، و چون ،انسان ناچار است که باندازه قوام بدن غذا بخورد (فاذا اكل احدكم طعاماً فليجعل ثلث بطنه للطعام وثلث بطنه للشراب وثلث بطنه للنفس ولا تمنوا تسمن الخنازير للذبح) .

یعنی موقعی که یکی از شما طعامی میخورد يك سوم معده را برای غذا قرار دهد و يك سوم آنرا برای آب و يك سوم آنرا برای نفس کشیدن بگذارد و خود را چاق نکنید نظیر چاق شدن خوکها برای ذبح. حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) بفرزند بزرگوارش امام حسن میفرماید

(يابني الا اعلمك اربع خصال تستغنى بها عن الطب ؟؟؟ فقال بلى يا ابتا قال عليه السلام: لا تجلس على الطعام الاوانت جائع ولا تقم عنه الاوانت تشتهيه وجود المضغ واذا نمت فاعرض نفسك على الخلاء فاذا استعملت هذه الاربعة استغنيت بها عن الطب . )

خصال صدوق

یعنی ای پسرك من میخواهی که چهار خصلت را بتو تعلیم کنم که بوسیلۀ آنها از طب و بهداشت مستغنی شوی؟؟؟ عرض کرد بلی ای پدر فرمود : سر سفرۀ طعام منشین مگر اینکه گرسنه شده باشی و از سر غذا بلند مشو مگر اینکه هنوز اشتهای غذا خوردن داشته باشی و بایدت غذا رانیکو جویده و در موقع خواب ، در مستراح رفته قضاء حاجت کن ، وقتی که این چهار دستور را عملی کنی از طب مستغنی خواهی بود.

لطيفه: گفتگوی حضرت یحیی با ابلیس

در کتاب (سفينة البحار) جلد اول صفحه (25) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود ابلیس بر حضرت يحيى بن زكريا لا ظاهر شد یحیی :دید ابلیس دام هر چیزی را با خود دارد فرمود این دامها چیست؟؟!! گفت اینها شهوات وهو او هوسهائی است که بوسیله آنها فرزند آدم را گول میزنم فرمود آیا منهم از این دامها دارم؟؟ گفت : آری چه بسا میشود که غذا میخوری تاسیر میشوی آنگاه توراسنگین میکنم تا برای نماز و ذکر بزحمت بلند شوی، حضرت یحیی فرمود: بر خودم شرط کردم که هیچگاه شکم خود را از طعام پر نکنم ، ابلیس هم :گفت بر خودم شرط کردم که هیچگاه مسلمانی را نصیحت نکنم.

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) گوید: در شریعت مقدس اسلام دستور غذا از روی حفظ الصحة بدن و معده داده شده است یعنی چیزهائی را که برای معده و سلامتی مزاج مضر است بعنوان حرام اكيد أقدغن و غذاهائی را که برای بدن فائده نداشته یعنی نفع و ضرری از خوردن آن برای انسان مترتب نمیگردیده باسم مکروه ممانعت فرموده است فرق میان حرام و مکروه هم همین است که غذای حرام برای معده و بدن مضر و مکروه بی فائده و بی ضرر است (1).


1) مؤلف این کتاب گوید : دکتر تومانیانی اشتباه کرده که گفته: مکروه آنستکه نفع و ضرری نداشته باشد بلکه مکروه آنست که ضرر داشته باشد ولكن بحد حرمت نرسیده باشد و مباح آنستکه نفع و ضرر نداشته باشد.

بدیهی است عربهای آن دوره از حفظ الصحة بكلی بی اطلاع بوده وصحت خود را حفظ نمی کردند ، اگر عنوان حرام و مکروه در بین نمیآید ممانعت از آنها در غذاهای مضر ممکن نمیگردید.

اينك قبل از تعیین اغذیه و اشر به ئی که برای بدن مفید است دستور ذیل را که فوق العاده مهم وركن ركين سلامتی است از قرآن مجید نقل مینمائیم: (كلوا واشر بواولا تسرفوا) یعنی بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید.

ضرر زیاد خوردن بر چند قسم است: یکی آنکه وقتی غذای زیاد وارد معده گردید معده مجبور است برای هضم کردن آن زیاد بحرکت آمده و ترشحات بسیاری از خود پس دهد بدیهی است در این صورت معده خسته و ضعیف گردیده و اگر نتوانست غذا را کاملا هضم کند تولید سوء غذا را هضم شده و موجبات ترش شدن غذا در معده فراهم میگردد.

همچنین وقتی که غذا برای هضم گردیدن و جذب شدن در امعاء حاضر نبوده باشد و امعاء نتوانند مواد لازمه آنرا جذب کنند بدن سست گردیده کسالت عارض میگردد.

از طرف دیگر امعاء مجبور هستند برای دفع غذای هضم نشده بزحمت افتاده و در اینصورت دچار درد گردند، اینجا است که درد معده و امعاء شروع میگردد.

پر بودن معده سبب بی خوابی و ناراحتی همچنین بی خوراکی و کم فکری میشود و بالنتيجه امراض خطر ناک تولید میگردد.

از اینرو است که مؤسس دین شریف اسلام فرموده: (المعدة بيت كل داء والحمية رأس كل دواء) يعنى معده خانه تمام دردها و پرهیز

کردن بهترین وسره تمام دواها است.

مهرداد در کتاب (راهنمای تندرستی) گوید : ما غالباً بیش از اندازه میخوریم ، بقول ناپلئون ما هر قدر هم کم بخوریم بازهم زیاد خورده ایم فقراء غذاهای گندیده بمقدار زیاد میخورند و اغنیاء غذاهای سنگین، لذا می بینیم هر دو طبقه گرفتار امراضند ، در صورتی که اگر فقراء غذای ساده را باندازه ئی که مورد نیاز است بخورند به هیچ وجه مریض نخواهند گردید و همین طور اغنیاء اگر از پرخوری دست بکشند سالم خواهند بود.

یکی از دکترهای معروف هر وقت بعیادت بیماران ثروتمند خود میرفت قبلا بآشپزخانه سری میزد و خطاب بآشپزها کرده چنین میگفت : دوستان صمیمی من از خدمات مهمی که شما برای ما پزشکان انجام میدهید ممنونم در حقیقت چنانچه هنر مسموم ساختن شما نمیبود در دانشکدۀ پزشکی بزودی بسته میشد.

در کتاب (طب الصادق) گوید: ویکتوردن دانشمند میگوید : ما بسیار میخوریم و بر اثر پرخوری انرژی حیاتی را که باید در دفع فضولات فعالیت کند از دست میدهیم در نتیجه باتساع معده و کبد و ضعف کلیه دچار میشویم اسید اوريك در جسم پخش میشود ما را بروماتیسم وورم مفاصل مبتلی میکند قلب را چربی میگیرد جریان خون را کند ،میکند جهاز هاضمه براثر فعالیت فوق العاده خسته و ناتوان شده سوء هاضمه تولید میگردد. بگفته (کارل) طبيب وخدا شناس مشهور، پرخوری علاوه بر اختلالات زیادی که در مزاج پدید میآورد اعصاب را خصوص عصبهای

پرهیز کردن اولین دواء است ؟

مغز را ناتوان ساخته و یکنوع اختلال عصبی و روحی در شخص پدید میآورد که آثارش کسالت و پکری و تنبلی و خونسردی و حالت بهت و خواب و غصه و تسلط خیال و رؤیاهای موحش و ترسهای بی مورد مشهود است.

ونعم ماقال ابن سینا

اسمع جميع وصیتی و اعمل بها

فالطب مجموع بنظم كلام

احفظ منيك ما استطعت فانه

ماء الحيات تصب فى الارحام

و اجعل غذائك كل يوم م-رة

و احذر طعاما قبل هضم طعام

یعنی ابن سینا گوید: جميع وصیت مرا گوش کن و بآنها عمل کن ، زیرا جميع طب در این شعری است که من گفته ام تا میتوانی منی خود را حفظ کن زیرامنی آب حیات و زندگی است که در رحمها ریخته میشود و غذای خود را در هر روزی یکمرتبه قرار بده و قبل از هضم شدن غذا از غذای دیگری بر حذر باش .

فصل دوم:پرهیز کردن اولین دواء است ؟؟

اکثر پرفسورهای داخلی و خارجی راجع بمعالجه امراض پس

از هزارها آزمایش بدین نتیجه رسیده اند که اولین دوا برای امراض همانا پرهیز نمودن از غذاهای ناسازگار است ، و بدترین طرق برای مداوای مرضها دواجات کنونی میباشد .

و چون عقیده هر يك از پرفسورها را بعد از این خواهیم خواند تردیدی نخواهیم داشت که کلیه اطباء داخلی و خارجی پس از هزارها آزمایش به نتیجه ای رسیده اند که آن نتیجه را حضرت محمد بن عبدالله وآل اطهرش صلى الله علیهم اجمعین هر کدام بنوبه خود در هزاروسیصد و چندی سال قبل بايك جمله مختصر و کوتاه گوشزد بشر نموده اند .

چنانکه در فصل اول همین بخش خواندیم که رسولخدا (صلی الله علیه واله) میفرماید: (الحمية رأس كل دواء ) یعنی پرهیز نمودن (از غذای ناسازگار) اولین دارو میباشد و نیز آن بزرگوار در باب دستورات طبی و صحی میفرماید : (تجنب الدواء ما احتمل بدنك الداء فاذالم يتحمل الداء فالدواء) (1)یعنی مادامی که بدنت طاقت درد را دارد از مصرف دارو اجتناب كن، ولكن موقعی بدنت طاقت خود را در مقابل مرض از دست داد دواء استعمال کن

حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) بنوبه خود میفرماید :( امش بدالك ما مشى بك) (2)یعنی با مرض خود بساز مادامی که آن با توسازگاری میکند .

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) میفرماید: ( ليس من دواء الا وهو يهيج داء وليس شيىء فى البدن انفع من امساك البدن الامايحتاج


1) سفينة البحار صفحه 78 جلد دوم.

2) نهج البلاغه

اليه) (1)یعنی هیچ داروئی نیست مگر اینکه مرضی را تقویت کرده به هیجان میآورد و برای بدن چیزی از پرهیز کردن نافع تر نخواهد بود مگر آن مقداری از خوراکیها که بدن انسان بآن احتیاج دارد .

و نیز در کتاب سفینه از آن بزرگوار روایت کرده که فرمود :

(ادفعوا معالجة الاطباء ما اندفع الداء عنكم فانه بمنزلة البناء قليله يجر الى كثيره) یعنی معالجه نمودن اطباء را واگذارید مادامی که ممکن است مرض از شما دست بردارد ، زیرا معالجه کردن اطباء نظیر بنا و ساختمان است که قلیل آن منجر به کثیر آن خواهد شد.

نگارنده :گوید شاید منظور از این تشبیهی که حضرت فرموده این باشد : همانطوریکه اگر يك آجر از بنای ساختمانی بیرون آورند آجرهای بعد از آن نیز بیرون خواهند آمد تا اینکه رفته رفته بنا و ساختمان آن کاخ منهدم شود ، همانطور هم دو او مسهل و امثال آنها هر دفعه آجری را از ساختمان بدن خواهند کشید تا اینکه بنیان بدن از بین برود . در کتاب راهنمای تندرستی از قول دکتر (البور هولمس) گوید اگر همه دواهائی که در جهان است در دریا بریزند ماهیان همه بیمار خواهند شد و بشر از هزاران امراض نجات خواهد یافت و نيز از قول (ولتر) گوید : ما دواهائی که درست خاصیتشان را نمیدانیم در تنی که از اسرارش اطلاعی نداریم فرو میریزیم تا امراض را که هیچ از ماهیتشان آگاه نیستیم معالجه کند .

و در همان کتاب گوید: اگر بگوئیم : طب اروپا برای مریض مخاطرات زیادی در بردارد گزاف نگفته ایم. پزشکان بزرگی مثل دکتر


1) سفينة البحار جاد دوم صفحه 78

(تلدن ،کرهن ولیندلر ) که سابقاً بروش درمان طبی بیماران را معالجه میکردند ولی بعداً بخطاهای خود پی بردند و بروش دیگریکه موسوم به روش (درمان طبیعی) است بمعالجه بیماران مشغول گشتند، کتابهای بیشماری برضد طبابت کنونی نوشته اند و ثابت کرده اند که چقدر این طبابت ممکن است عواقب وخیمی برای مریض ببار آورد .

طبابت کنونی بعضی امراض را معالجه میکند ولی در عین معالجه امراض دیگر تولید میکند مثلار ماتیسم و آپاندیسیت را معالجه میکند ولی بقیمت ضعیف گرداندن بنیه و آماده کردن آن برای ابتلاء به امراض دیگر .

گاندی طب اروپائی را جادوی سیاه نامیده و گفته استکه بهتر است مریض بهمان دردی که دارد بمیرد تا اینکه باین داروها درمان شود چرا ؟ برای اینکه امراضی که پس از درمان پدید میگردند بمراتب خطر ناکتر از مرض نخستین است .

بهمین جهت است که کسیکه یکبار بمرض نسبتاً مهم گرفتار شده و بوسیلۀ دواهای معمولی معالجه شود محال است از آن ببعد روی سلامتی را ببیند او در تمام عمرش بادواء و پزشک سروکار خواهد داشت ، دواء دامی استکه پزشک معاصر در راه بیماران مینهد تا آنان را گرفتار کرده روزی خود را بدست آورد. دکتر لیندر میگوید: يك ثلث از آنچه میخورید شما سود میرساند

و دو ثلث دیگر معاش پزشکان را تأمین میکند.

طنطاوی در تفسیر خود جلد (18) صفحه (115) نقلا از دکتر (115) (کیسر) گوید دواه گاهی بدتر از درد و طبیب بدتر از مرض خواهد بود،

اكثر امراض بقوه طبیعیه بهبودی پیدا میکندو بس، و در حال حاضر و طب فعلی بایستی مریض را از هر طبیبی بدور داشت آنطور که او را از زهر کشنده دور میکنند.

و نیز نقلا از دکتر (ستیفنس) گوید: هر قدری که سن اطباء بالا می رود اعتقادشان در تأثیر دواها کمتر میشود و اطمینان آنها نسبت بقوای طبیعیه

بیشتر میشود . یعنی ،امراض طبيعتاً وخود بخود بر طرف میشود نگارنده گوید پس خلاصه فصل دوم از بخش پنجم این شد که ،انسان حتی المقدور نباید خود را معتاد دوا و دکتر بنماید مگر وقتی که چاره ای جز پزشک و دارو نداشه باشد، بنابراین ، مطالب فصل دوم از بخش پنجم با مطالبی که در مقدمۀ اول این کتاب (که ارزش های طبی باشد) منافاتی ندارد.

فصل سوم: بهداشتهای خوردنی از نظر اسلام ؟

پرفسورهای فعلی و علوم امروزی ثابت کرده اند که بهترین غذاها آنغذائی است که سهل الهضم ،باشد یعنی معده بتواند بخوبی از عهده هضم آن بر آید غذا هائی را که دیر هضم باشند یعنی معده از عهده هضم آنها بخوبی بر نمیآید نباید خورد .

مثلا دکترها عقیده دارند که بهترین غذا از نظر هضم و جذب شدن

شیر است، چه آنکه معده بخوبی از عهده هضم آن بر میآید و سخت ترین غذا از لحاظ هضم شدن گوشت میباشد زیرا معده نمیتواند بخوبی از عهده هضم آن بر آید و مدت هضم خوراکیها را در خاتمه این کتاب خواهیم خواند. نگارنده گوید: این عقیده درست است زیرا که حضرت امیر المؤمنين میفرماید : حسو اللبن شفاء من كل داء الا الموت (1)یعنی خوردن شیر بنحوی که در موقع خوردن مضمضه کنند برای هر دردی شفاء است مگر مرگ .

دکتر تو مانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) گوید : برای حفظ انسان از انواع و اقسام مرضها این استکه دستور غذاهای مفید و درعین حال سهل الهضم و نسبتاً ارزان داده شده است ، مانند شیر چنانچه میفرماید: (شرب الالبان محض الايمان) (2)یعنی آشامیدن شیرها از ایمان است

در جای دیگر فرموده: (علیکم بالالبان فانها تمسح الحر عن القلب كما يلسح الاصبع العرف عن الجبين وتشد الظهر وتزيد في العقل و تزكى الذهن و تجلو البصر و تذهب النسيان ) (3)یعنی برشما باد بآشامیدن شیرها، پس بدرستی که آن بر طرف میکند حرارت و گرمی را از قلب همچنانکه پاک میکند انگشت عرق را از پیشانی و محکم میگرداند پشت راو زیاد میکند عقل را و پاکیزه میکند ذهن را و جلا میدهد چشم را و برطرف مینماید فراموشی را .

اگر رجوع بخواص و ترکیب شیمیائی این مایع مغذی بنمائیم


1) سفينة البحار جلد دوم صفحة 504

2) طب النبي

3) طب النبي

خواهیم دید که این جملات در نهایت صحت و درستی بیان گردیده، زیرا شیر گاو دارای چهار و نیم درصد لاکتوز (قندشیر) و چهار و سه دهم کره و سه و هشت دهم (آلبومینئید مواد غذائی بدن انسان ) که این سه ماده بهترین ولازم ترین غذاها برای بدن انسان است و هیچگونه ضرری از آن حاصل نشده از طرف دیگر هضم آن باندازه ئی آسان و بی اذیت است که جزئی ترین زحمت را هم در بدن تولید نمینماید.

بنابراین استعمال شیر برای قوت دادن با جزا واعضاء بدن بهترین خوراک میباشد نه فقط طب جدید اهمیت باین غذای مقوی داده بلکه طب قدیم هم آنرا مغذی ترین مواد خوراکی محسوب میداشته زیرا چنانچه مذکور شد شیر هم واجد مواد غذائی و هم بسیار سهل الهضم است مخصوصاً برای مریض نیکوترین غذاها میباشد و هیچ مرضی نیست که شیر برایش ضرر داشته باشد.

باین علت است که شارع مقدس در نوشیدن آن دستورهائی نه فقط بمردها بلکه برای زنان داده چنانچه میفرماید (اقوا نسالكم الحوامل اللبن فانها تزيد في عقل الصبی) (1)یعنی زنهای حامله تا نراشیر بنوشانید زیرا آن عقل بچه را زیاد میکند.

و این جمله که عقل بچه را زیاد میکند از این لحاظ است که زن حامله دراثر نوشیدن شیر قوی شده خون بدنش زیاد و اعضایش سالم گردیده همچنین قلب را قوت و عمل هضم را سریع میسازد و خون زیاد وسالمی بطفل جنین رسانیده موجب صحت و سلامتی وجود او میگردد و معلوم است عقل سالم در بدن سالم یافت میشود


1) طب النبى.

مؤلف این کتاب گوید شیر نمونه ای بود از غذاهای سهل الهضم اينك يك نمونه گی هم از غذاهای ثقیل الهضم که گوشت باشد از نظر خوانندگان محترم میگذرانیم .

گرچه شارع مقدس اسلام بسیار از گوشت استقبال و توصیف فرموده حتی این که فرموده: (من اتی علیه اربعون يوماً ولم ياكل اللحم فليستقرض علی الله) (1)یعنی کسی که چهل روز بر او بگذرد و (گوشت نخورده) باشد باید قرض کند و گوشت بخورد بامید اینکه خدا قرض او را اداء میکند.

ولکن نیاید که انسان همه روزه گوشت مصرف کند و اینکه حضرت محمد ال این همه از گوشت تمجید فرموده دلیل برزیاد خوردن آن الله نمیشود. زیرا که زیاد مصرف کردن گوشت موجب انواع و اقسام امراض از قبیل سوء هضم و یرقان و امثال آنها میشود.

چه آنکه مواد غذائی گوشت فوق العاده زیاد است چنانچه انسان همه روزه گوشت بخورد مزاج قادر بر حل و هضم آن نیست، مخصوصاً گوشتهای دیر هضم که پس از خوردن آنها در چند دفعه متوالی معده و كبد و امعاء و کلیه آلات هضم خسته شده از کاروامانده میشوند و در نتیجه انسان مریض خواهد شد.

از همین رو است که حضرت علوی (علیه السلام) میفرمايد: (لاتجعلوا بطونكم مقابر الحيوانات) (2)یعنی شکم خودتانرا قبور حیوانات قرار ندهید. و در فروع کافی مسنداً از حسین بن خالد روایت کرده که گفت : بحضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) عرض کردم مردم میگویند: کسی که


1) فروع کافی

2) بهداشت در دین اسلام

سه روز گوشت نخورد خلقش بدمیشود؟ فرمود: (كذبوا ولكن من لم يأكل اللحم أربعين يوماتغير خلقه و بدنه) یعنی دروغ میگویند بلکه کسی که چهل روز گوشت نخورد خلق و بدنش تغییر میکند.

مؤلف :گوید از روایت فوق استفاده میشود که اگر انسان مثلا پنج روز یکمرتبه گوشت بخورد از گوشت خوردن کوتاهی نکرده بلکه میتوان گفت اشخاصی که بصحت و سلامتی خویشتن علاقه مندند بایستی تا حدود امکان از خوردن گوشت خودداری نمایند.

زیرا چنانچه بررسی شود اشخاصی که همه روزه گوشت میخورند از اشخاصی که هر چند روز یکمرتبه گوشت مصرف میکنند بیشتر مریض میشوند بجهت اینکه گفته شد آلات هاضمه آنها در اثر ثقيل الهضمي گوشت از کار افتاده و غالباً با مریضیهای گوناگون مواجه میشوند. ولذا اطباء میگویند: زیاد مصرف کردن گوشت وسیله کوتاهی عمر میشود، بدیهی است که علت کوتاه شدن عمر افرادی که زیاد گوشت میخورند همان از کار افتادن آلات هاضمه آنها میباشد. در کتاب طب و بهداشت در اسلام ترجمه جواد فاضل از رسول خدا (صلی الله علیه واله) نقل شده که فرمود : شیطان همراهان خود را ندا میدهد و آنانرا بخوردن گوشت و مسکرات دعوت میکند و میگوید: من گوشت و مسكرات را کانون فساد میدانم (1)

نیز در همان کتاب از رسول گرامی (صلی الله علیه واله) نقل میکند که فرمود :


1) در یکی از نسخ کتاب عربی طب النبی بدین نحو مر قوم است (ان ابلیس يخطب شياطينه ويقول : عليكم باللحم والمسكر و النساء فانی لا اجد اجماع الشر الافيها) .

بهترین خورشها در دنیا و آخرت گوشت و انگور است ولی من نه ایندو خوراك را ميخورم و نه حرام مینمایم.

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) علت زیان گوشتخواری را بدین نحو می نگارد برای ثقل هضم سخت ترین و بدترین غذاها گوشت میباشد زیرا وقتی گوشت وارد معدد گردید برای هضم آن معده مجبور است زیاد بحرکت آید و ترشحات بسیار از خود پس دهد بدیهی است در نتیجه کار و حرکت زیادخسته شده و در این صورت حرارتی در بدن تولید میشود که همان حرارت سبب کم خونی و کم فکری و کم حواسی و بالاخره بیطاقتی و مرض میگردد.

و هم چنین است چیزهایی که آنها را ثقيل يا بطئی الهضم مینامند یعنی معده برای حل کردن آنها و حاضر نمود نشان برای هضم باید زیاد زحمت بکشد و همچنین سایر اعضاء بدن را مثل قلب و کبد و کليه و غیره بحرکت در آورد و آنها را در زحمت خودش شريك سازد و بدیهی است در اینصورت آنها نیز خسته خواهند شد.

از طرفی دیگر مواد گوشت مخصوصاً چربی آن برای هضم و جذب خیلی سخت میباشد زیرا در نتیجه خوردن گوشت چربی زیادی که آلات هاضمه از هضم و جذب آن عاجز شده اند در امعاء جمع گردیده وبالطبع انسان مریض میگردد باین سبب است که اطباء عقیده دارند که استعمال گوشت زیاد موجب کوتاهی و کمی عمر انسان میگردد .

مهرداد مهرین در کتاب تندرستی گوید: افراط در گوشتخواری نه فقط موجب ضعف روده و اعصاب میشود و مسمومیت خونرا تولید ،میکند بلکه به غدد درقی و پانکریاس و کلیه زیان میرساند بتجربه

ثابت شده کسانی که مبتلا به درد کبدند اگر گوشت بخورند مرضشان شدت مییابد ولی اگر برعکس بخوردن سبزی و میوه پردازند بسرعت حالشان رو به بهبودی می نهد چرا که گوشت موجب میشود چنین اعضاء بیشتر کار کنند.

و در صفحۀ 157 همان کتاب نقلا از کتاب پرفسور (هانری دورویل) گوید بطور کلی ساختمان بدن انسان بهیچ وجه مناسب با گوشتخواری نیست بدنما برای خنثا نمودن سمومی که در گوشت یافت میشود مانند (پتومائین لومائین) مجهز نیست.

پرفسور (بوشار) چنین میگوید اشخاص گوشتخوار دارای زبان ،باردار نفس زننده مدفوع متعفن و غیر منظم هستند و اغلب به اختلالات ،معده ،سردرد ،رماتیسم امراض جلدی چاقی و لاغری مبتلا میشوند.

خاتمه: عبور حضرت عیسی به مردم شهری که مریض بودند.

ابن بابویه در کتاب علل از عمر بن علی بن ابیطالب (علیه السلام) از پدرش روایت کرده که فرمود برادرم عیسی بشهری عبور کرد دید که صورتها مردم آنشهر زرد و چشمهاشان کبود است. پس بحضرت عیسی از امراضی که داشتند شکایت کردند، فرمود دوای شما با خود شما است. زیرا شما گوشت را نشسته طبع کرده میخورید، در صورتيكه هيچ يك از حیوانات از دنیا خارج نمیشود مگر اینکه اثر جنابت در آن خواهد بود، بعد از آن گوشتها را شسته طبخ کردند و امراض آنها برطرف شد.

فصل چهارم: بهداشت خوردنیها از لحاظ سرپوشیده بودن آنها ؟؟

موقعی که انسان درباره میوجات از قبیل انار-سیب-انگور گلابی به و امثال آنها مطالعه میکند میبیند که کلیه فواكه و میوجات طوری خلق شده اند که کوچکترین منفذ و سوراخی ندارند و چنانچه کوچکترین منفذی در یکی از آنها یافت شود هوا در آن تصرف نموده و به اندک زمانی آنرا فاسد میکند.

بعكس میوجاتی که سوراخ و منفذی نداشته باشند مدت زیادی سالم خواهند ماند، مثلاخر بزه هندوانه سيب انار وغیره را چنانچه سالم باشند قریب پنجماه پاششماه یا بیشتر می توان نگاه داشت، بنابراین افرادی که بصحت و سلامتی خود مقیدند نباید غذا را مخصوصاً غذاهای پخته شده را در ظروف سرگشاده بگذارند، زیرا چنانکه گفته شد آنغذا بوسیله هوا فاسد میشود و خوردن آن انسانرا بیمار میکند .

بعلاوه اینکه هوا مخصوصاً هواهای کثیف و مسموم ، دارای میکروبهای گوناگون هستند بعید نیست که آن میکروبها داخل غذا ،شوند مشکلتر از اینها مگس و پشه و امثال آنها که بهترین وسیله نقل و انتقال انواع واقسام امراض و میکروبها هستند روی آن غذا نشسته و آنرا آلوده مینمایند. از طرفی هم چشم بدون وسیله قدرت رؤیت میکروبها و امراضی را که بتوسط مگس و امثال آن در غذا آلوده شده ندارد، لذا انسان با اطمینان تمام از آن غذا میخورد، سرانجام اینکه مریض و

گاهی مسموم میشود و نمیداند که علت چه بوده؟؟!!

لذا یگانه پیشوای عالم تشیع حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید:

(لا تدعوا آنتيكم بغير غطاء فان الشيطان اذالم تغط آنية يزق فيها واخذ ممافيها ما يشاء) (1)

یعنی ظروف خود را بدون سرپوش نگذارید . زیرا موقعی که ظرف بدون سرپوش باشد شیطان در آن فضله میاندازد و از آن چیزی که در آن ظرف است نصیب خود را بر میگیرد.

مؤلف :گوید معنی کلمۀ شیطان در این حدیث شریف ميكروب است چنانکه قبل از این مکرراً بشرح رفت و معنی فضله انداختن آن همان امراضی است که در غذا داخل میکند.

فصل پنجم: فوائد زیاد جویدن غذا از نظر اسلام ؟؟

چنانچه غذا کاملا جویده شود سه فائده مهم دارد که میتوان :گفت هر يك از آنها در صحت و سلامتی شخص ، مدخلیت زیادی دارد بلکه میتوان گفت هر يك از آنها رکن رکین سلامتی و تندرستی انسان میباشد:

اولا غدد مترشحه دهانرا تحريك كرده و در نتیجه آب دهان زیاد خواهد شد، ثانيا غذا بحد لزوم جویده و حل میشود، و ثمره حل شدن آن این است که پس از نزول در معده، معده بخوبی از عهده هضم آن بر میآید


1) سفينة البحار، جلد اول صفحه 26 .

ثالثا آب دهان در اثر زیاد جویدن غذا بحد كامل با غذا ممزوج میشود و چون آب دهان در هضم غذا از هر چیزی بیشتر تأثیر دارد بالنتيجه غذائی که کاملا جویده شود و وارد معده گردد به اسرع وقت ، هضم خواهد شد .

بعکس اگر غذا بحد لزوم جویده نشود و بطرف معده فرو رود موجب انواع و اقسام مرضها (از قبیل سوء هاضمه، درد معده، ورم امعاء، بواسیر، یبوست که خود موجب امراض دیگری میشود) میگردد. بدین جهت است که حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بفرزند بزرگوارش امام حسن (علیه السلام) میفرماید: (وجود المضغ) (1)یعنی باید غذا را کاملا جوید.

در کتاب طب الصادق (علیه السلام) گوید: غذا را باید خوب جوید، مخصوصاً غذاهای نشاسته گی را جویدن غده های دهانرا تحريك نموده ترشحش را زیاد میکند و این عمل در هضم غذا مؤثر است.

يبوست که عامل مهم امراض خطرناك است ، مانند سرطان ، و قرحه های معدی بهترین راه علاجش خوب جویدن غذا است، و بعضی از اطباء معتقدند که حتی شیر را باید طوری نوشید که با بزاق دهان مخلوط شود و شاید یکی از اسرار آنکه مستحب است آب را جرعه جرعه بنوشید همین باشد یعنی اختلاط با آب دهان .


1) خصال صدوق باب خصال چهارگانه

فصل ششم: دمیدن در غذا و آب و ضررهای آن از نظر اسلام؟؟

چنانچه در هوای سرد آینه را بفاصلهٔ پنج سانتیمتر در مقابل دهان بگیریم و طوری تنفس کنیم که هوای دهان روی صفحۀ آینه قرار بگیرد خواهیم دید که هوای دهان ظاهر آینه را طوری می پوشاند که صورت ما را نشان نمیدهد، هوائی را که روی آینه قرار میگیرد (کربون) گویند ، و کربون یکنوع گازی است سمی، نظیر گاز زغال که خطر فراوانی دارد . (1)

بنابراین اگر انسان در غذا نفخ کند یعنی فوت کند کربون و گازهای مذکور به غذا آلوده خواهند شد ، و در نتیجه انسان را دچار مخاطراتی مینمایند برای اینکه مسلمین گرفتار اینگونه خطر ها نشوند حضرت محمد بن عبد الله (علیه السلام) تابعین خود را از نفخ در غذا را نهی فرموده چنانکه ابن بابویه در کتاب (فقیه) در حدیث مناهی از آن حضرت روایت کرده (ونهى ان ينفخ فى طعام او شراب او ينفخ في موضع السجود) یعنی رسولخدا (علیه السلام) نفخ در غذا و آب را نهی فرمود و نیز دمیدن در مو موضع سجده را نهی فرمود. مؤلف :گوید ممکن است که نفخ در غذا و آب، خطرهای دیگری


1) شیخ طنطاوی در تفسیر خود جلد (11) صفحه (19) گوید: انسان در يكروز مقدار (250) گرم گاز (حامض کربون) از دهان خود خارج میکند که مقدار (75) گرم آن کربون خالص است

نیز داشته باشد که ما سابقۀ آنها را نداشته باشیم چنانکه دکتر صدرالدین نصیری در کتاب بهداشت اجتماعی در اسلام گوید: در پیرامون هر كس يك منطقة باكترى خيزى وجود دارد. و آن حدی استکه خیزی عوامل مرضی را قطرات بزاق و ترشحات مخاطي كوچك و بزرگ مستقيماً ازدهان و مجاری تنفسی خارج کرده و در هوا منتشر میسازد و اشخاص سالم آنها را تنفس کرده و به امراض دچار میشوند، زیرا انسان هر قدر سالم باشد با وجود این حفره های بینی و حلقشان از میکروبهای مختلف آغشته است (میکروبهای ،سل ،حناق ،منتثریت، ذات الريه وغیره بهمین وسیله انتشار مییابند. )

بنابر این دمیدن در غذا و آبهای آشامیدنی که محیط های مساعدی برای رشد و نمو این قبیل میکروبها میباشند برخلاف بهداشت بوده و سبب انتشار امراض نامبرده در جامعه خواهد شد.

حضرت صادق (علیه السلام) علت نهی از دمیدن در غذا و آب و محل سجده را متذکر شده اند.

(سئل أبو بكر الحضرمي عن ابی عبدالله علیه السلام في الرجل ينفخ فى القدح ؟؟ قال : ليس به بأس وانما يكره ذلك اذا كان معه غيره كراهية ان يعافه) (1)یعنی ابوبکر حضرمی از حضرت صادق سئوال کرد مردی که در ظرف آب بدمد چه صورت دارد؟ فرمود : عیبی ندارد ، این موضوع وقتی مکروه و ناپسند است که دیگری نزد او باشد (و بخواهد از آنظرف غذا یا آب بخورد) و اورا خوش نیاید .


1) باب (92) وسائل صفحه (279)

بنابراین از لحاظ جلوگیری از ابتلاء به بیماریهائی که بطور غیر مستقیم از راه مجاری تنفسی ممکن است بدیگران منقل شده و سبب سرایت بدیگران گردد بر مؤمنین لازم است که در هنگام خوردن غذا و یا ،آب در حین بیرون دادن هوا زفیر ظرف را از نزديك مجاری تنفسی دور نگاه دارند .

فصل هفتم: غذای گرم و ضررهای آن از نظر اسلام ؟؟

چون تردیدی نیست که حرارت زیاد موجب ذوب آب شدن اشیاء میشود ، اگر انسان از اشیاء خوردنی و آشامیدنی که بیش از حد لزوم گرم باشند بخورد و بیاشامد ضررهائی که ذیلا بشرح میرود متوجه او خواهد شد اول : دندان ولثه را خراب و فاسد میکند دوم : حلق و حنجره را صدمه زده متورم مینماید سوم : قلب را دچار خفقان و ضربان فوق العاده خواهد کرد چهارم معده راضعيف وعلیل میکند و...

لذا است که حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) میفرماید: (اقروا الحار حتى يبرد فانه طعام محوق للشيطان فيه نصیب) (1)یعنی غذای گرم را بگذارید تا سرد شود زیرا که غذای گرم بزودی از بین میرود و


1) سفينة البحار، جلددوم ، صفحه 83

چیزی از آن عائد بدن نمیشود و شیطان در آن سهیم و شريك خواهد بود .

و نیز در همان صفحه از کتاب مزبور از رسول خدا روایت کرده که فرمود : والبر که فی البارد یعنی برکت درغذائی استکه سرد باشد .

مؤلف :گوید آلات هاضمه بنحو کامل از غذای سرد استفاده کرده و جوهر آنرا عائد بدن مینمایند بعکس غذای گرم که گرمی آن آلات هاضمه را علیل نموده و در نتیجه چیزی از غذا عائد بدن نمیشود. طنطاوی در جلد (18) تفسیر خود از قول دکتر (دوفورست) گوید : غذاهای گرم بطور یقین معده را ضعیف مینمایند ، همچنین آشامیدنیهای گرم معده را ضعیف خواهند کرد.

فصل هشتم:پس از صرف غذا لازم است چند دقیقه ای بقفا بخوابیم؟؟

(قال الصادق عليه السلام : الاستلقاء يسمن البدن ويمرىء الطعام ويسل الداء ، وكان الرضا عليه السلام : اذا تغذى استلقى على قفاه والقى رجله اليمنى على اليسرى ) (1)

یعنی حضرت صادق (علیه السلام) فرمود: بعد از غذا بقفا خوابیدن ، بدن را


1) سفينة البحار، جلداول صفحه (27)

چاق و فربه میکند و غذا را گوار امینماید و مرض را از بین میبرد. و دأب حضرت امام رضا (علیه السلام) این بود موقعی که غذا میخورد بقفا میخوابید و پای راست خود را روی پای چپ قرار میداد .

طنطاوی در جلد (18) تفسیر خود نقلا از دکتر (بلز) گوید: بعکس آنچه امروزه میگویند: کسیکه غذا بخورد نباید بخوابد من نصیحت میکنم که پس از صرف غذا لازم است بقدر (30) الى (45) دقیقه بپهلو بخوابیم زیرا موقعی که اعضاء دیگر بدن استراحت کنند کلیه خون بدن متوجه معده میشود و معده بنحو كامل از عهده هضم غذا بر میآید و از جمله موضوعاتی که باید قابل توجه باشد این استکه انسان بعد از صرف غذا چند دقیقه ای در هوای آزاد گردش و تنفس نماید تا اینکه از اکسیجن هوا بمقدار لازم با خون مخلوط شود و غذا به بهترین وجه هضم گردد .

فصل نهم:نمك طعام وفوائد آن از نظر اسلام ؟؟

نمك طعام، حاوى يكنوع (اسید) است که هیچگونه میکروبی نمیتواند در آن زندگی کند بلکه میتوان گفت بهترین خصم و مهلك ميكروب همانا نمك است، نمك طعام ، دارای اسیدی است که میتواند سموم مهلکه و زهرهای کشنده را خنثا کند

چنانکه عقربی پای پیغمبر (صلی الله علیه واله) را در موقع خواندن نمازگزید و آنحضرت ، دستور فرمود : نمك آوردند و در موضع نیش عقرب زدند و زهر آنرا خنثی کرد آنگاه رسولخدا (صلی الله علیه واله) فرمود: اگر مردم میدانستند که نمك دارای چطور فوائدی است با بودن آن احتیاجی به تریاق نداشتند. (1)

نمك جلوگیری از صدها مرض میکند که حدیث ذیل ، قسمتی از آن امراض را بما میفهماند : رسول خدا (صلی الله علیه واله) به علی بن ابیطالب (علیه السلام) میفرماید :( یا على افتح بالملح واختتم به ، فانه شفاء من سبعين يا داء ، منها الجنون والجذام والبرص ووجع الحلق و وجع الاضراس ووجع البطن) (2).

یعنی یا علی (موقع غذا خوردن غذای خود را) بنمك افتتاح كنو بعد از صرف غذا غذای خود را به نمك ختم کن زیرانمك شفای هفتاد در داست که از جمله آنها ،جنون جذام (خوره) برص ( لك و پيس شدن بدن ) درد ،حلق درد دندان و درد دل میباشد .

دکتر تونیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) گوید: واضح است كه نمك بواسطه داشتن (اسید) بهترین دوای ضد عفونی است کند، همچنین نمك زیرا هیج قسم میکرو بی در آن نمیتواند نمویازندگی آسان کننده عمل هضم ولينت دهنده معده میباشد .

سایر فوائد استعمال نمك قبل از صرف غذا بقرار ذیل است :

1-مطابق تصدیق طب امروزی دهان محل جمع شدن انواع و


1) سفينة البحار، جلد دوم - ترياق : يكنوع دوائی است که برای دفع زهر مفید است

2) سفینه ، جلد دوم

اقسام میکروبها است و استعمال نمك پيش از غذا آنها را از دهان برطرف مینماید .

2- نمك غدد اطراف دهان را بوسیلهٔ موادی که دارد تحريك میکند زیرا وقتی نمك بدهان و زبان میرسد طبعاً غدد بزاقی ترشحات زیادی از خود بروز داده و بهمین جهت غذا را زودتر نرم وحل ساخته آن را حاضر برای بلع و هضم میکند و همینطور وقتی که نمك وارد معده خالی از غذا گردید غدد آنرا تحريك و ترشحات معده رازیاد میسازد و وقتی که ترشحات معده زیاد شد کار معده آسان گردیده یعنی هم زودتر غذا را هضم کرده و هم آن را برای جذب حاضر نموده و ه آسانی از خود دفع میسازد .

3- استعمال نمك قبل از غذا سبب زیاد شدن اشتها است باین معنی که چون نمك قبل از طعام تحريك كننده غدد هضمی است ، لذا بر اثر تحريك غدد هاضمه انسان میل بخوردن غذا میکند و تولید اشتهاء میشود.

4-اگر در تر شحات معده و همچنین در خود خوراك مواد ملحی کم باشد و این خود سبب سوء هضم میگردد نمکی را که قبل از طعام استعمال میکنند این علت را جبران میکند، یعنی جای کسری مواد ملحی را پر میسازد و در اینصورت سوء هضم دفع میگردد .

5- اگر مواد شیمیائی دیگری در تر شحات معده زیادتر از حد معمولی تولید شود که این هم باعث سوء هضم است نمك پیش از طعام براثر اسیدی که دارد آن را خننا و بی اثر نموده و بدین سبب رفع سوء هضم میشود

6- نمك زیاد کننده ترشحات غدد امعاء مخصوصاً در قسمت هضم و جذب میباشد ، و بهمین جهت استعمال آن قبل از غذا بهترین وسیله زود هضم شدن و جذب گردیدن مواد غذائی است .

7- نمك بمقدار كم حل کننده مواد غذائی است که در معده هضم نشده و بمقدار زیادتر مسهل بی اذیتی است، از آنطرف مقدار متوسط آن قلب را تحريك مینماید و همچنین در طب آبهای معدنی که بیشتر آنها دارای مواد ملحی هستند برای رفع سوء هضم وزود هضم شدن غذا تجویز شده و بعلاوه اطباء برای تحريك و قوی ساختن قلب محلول آنرا که در طب اسم مخصوصی دارد باشخاصی که در نتیجه مبتلا شدن ببعضی امراض مانند و باء و غیره دچار سستی قلب میگردند تزریق مینمایند.

8-ما میدانیم در بدن و خون و ساختمان جسم مقدار معينى نمك وجود دارد که اگر از آن کم شود تولید اقسام امراض در اعضاء بدن خواهد گرديد ، و نمك قبل از طعام وقتی وارد معده شد مقداری از آنرا که بدن لازم دارد بخود جذب میکند و کسری خود را جبران مینماید بدین لحاظ است که فرموده اند: من ابتدء طعامه بالملح ذهب عنه سبعون داء یعنی کسی که ابتداء کند غذایش را بنمك هفتاد درد از او برطرف میشود .

9- بدن انسان برای دفع خود نمك احتياج بآب دارد و استعمال نمك قبل از خوراک انسانرا مجبور به نوشیدن آب مینماید ، و این خود سبب ازدیاد ادرار شده و بدین واسطه کلیه و مثانه شستشو میشوند. وهم چنین مقداری از آبها هم از خلل و فرج پوست بدن بیرون آمده و بالنتيجه سوراخهای تنفس جلدی پاک و پاکیزه میشوند.

فائدة نمك پس از استعمال غذا آنستکه انسان براثر خوردن نمك آب دهانش زیاد شده و بواسطه تحريك غدد مجبور است آن آبرا فرو برده یا بیرون بریزد و بدین وسیله غذا و مخصوصاً چربی که در میان دندانها و دهان باقی مانده بهمراهی آب بر طرف میشود ، بعقیده بنده بهترین طرز استعمال نمك چنانچه مذکور افتاده است آنستکه با انگشت آنرا بدندانها و روی لثه بمقدار کم بمالند و در این موقع چنانچه قبلا دانستیم دو فائده حاصل میشود .

دلائل فوق الذکر صدق بیان حضرت ابی عبدالله (علیه السلام) را بخوبی بر ما آشکار میسازد آنجا که میفرماید: (من افتتح بالملح وختم به دفع عنه سبعون داء) یعنی هر کسی در ابتداء و انتهای غذا نمك استعمال نماید هفتاد در درا از خود دور ودفع ساخته است.

فصل دهم:آب آشامیدنی و بهداشت آن از نظر اسلام ؟؟

زندگی هر زیر وحی در این عالم بوسیله آب است ، بلکه آب ، موجب زندگی و حیات کلیه اشجار و نباتات میباشد ، چنانکه قرآن کریم میفرماید: (وجعلنا من الماء کل شیء حی) (1)یعنی زندگی هر چیزی را از آب، تأمین مینمائیم.


1) سوره انبیاء آیه 31

و چون آب، سرمایه حیات و زندگی انسان است بایستی از لحاظ بهداشتی سالم باشد، زیرا بمقداری که آب آشامیدنی از نظر بهداشت سالم باشد بهما نمقدار، جسم و روحیه شخص ، سالم خواهد بود و که آب آشامیدنی ناسالم باشد بهمان نسبت جسم و روح انسان به نسبتی ناسالم میشود .

بدین نظر است که طب ، قديماً وجديداً میگوید : آب آشامیدنی باید واجد شروط صحی و بهداشتی باشد که از جمله آنها شروطی است که ذیلاً از نظر خوانندگان محترم میگذرد .(1)

1- آب آشامیدنی باید دارای رنگ و بو نباشد.

2 - آب خوردن بایستی صاف و زلال باشد و ذراتی در آن دیده نشود و در آن خلطی نباشد که در ته ظرف قرار بگیرد.

3- آب خوردن بایستی پاکیزه وخوشگوار باشد.

4- آب آشامیدنی باید طوری باشد که صابون در آن کف کند و میوه جات بنحو کامل در آن پخته شود .

5- آب خوردن باید دارای میکروب نباشد

و چنانچه آب آشامیدنی واجد اوصاف سابق الذکر نباشد موجب امراضی میشود که ذیلا بشرح خواهد رفت .

1- آبی که گل آلوده باشد موجب اسهال مزمن میشود .

2- آب خوردنی که واجد اوصاف نامبرده نباشد موجب تب خواهد شد

3- موجب هيضه (کولیرا) میشود.

4- باعث بول دموی (بلهارسیا) میشود


1) چنانچه طنطاوی در جلد 4 تفسیر خود گوید،

فصل یازدهم: آب آشامیدنی و فوائد جوشانیدن آن از نظر اسلام؟؟

چون اکثر آبها دارای انواع و اقسام میکروب میباشند و چشم انسان نمیتواند بدون وسیله آن میکروبها را به بیند و چه بسا میشود که آشامیدن این نحوه آبها موجب مخاطراتی شود یگانه رهبر عالم اسلام حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) برای از بین بردن این قبیل میکروبها دستور داده که آبرا بجوشانند چنانکه میفرماید:

(الماء المسخن اذا غليته سبع غليات وقلبته من اناء الى اناء فهو يذهب بالحمى وينزل القوة في الساقين والقدمين ) (1)یعنی موقعی که آب را هفت مرتبه بجوشانی و از ظرفی در ظرف دیگر بریزی تب را از بین برده و قوت را بساق و قدمهای پاها نازل میکند. مؤلف گوید : موقعی که آب ، جوشانیده شود خلط وميكروب آن در ته ظرف قرار میگیرد و منظور امام (علیه السلام) که میفرماید : آب جوشیده را از ظرفی در ظرف دیگری بریزید این است که آنمقدار آبی که تصفیه شده در ظرف دیگر و آنمقداری که آلوده است در ته همان ظرف باقی بماند .

و نیز آن بزرگوار میفرماید: (الماء المغلى ينفع من كل شيىء و لا يضر من شيیه) (2)یعنی آب جوشیده شده دارای هر گونه نفعی بوده ولا و هیچگونه ضرری ندارد


1) مكارم الاخلاق . آداب الشرب.

2) مکارم الاخلاق . آداب الشرب.

دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) فوائد جوشانیدن آب آشامیدنی را بدین طریق بیان میکند : در دستور جوشانیدن آب دو نکته بسیار مهمی را منظور داشته است ، یکی آنکه بوسیله جوشانیدن آب مواد معدنی و کثافات آن ته نشین شده و رسوب میگردد ، و دیگری آنکه در موقع غلیان ، میکروبها وحيوانات صغار و همچنین تخم آنها بکلی کشته میشود.

مخصوصاً در موقع شیوع امراضی از قبیل و باء و تیفوئید یگانه وسیلۀ محفوظ داشتن سلامتی و صحت بدن از آنها همانا جوشانیدن آب است ، زیرا در موقع رسیدن صد درجه حرارت بآب ، میکروبهای آن تماماً می میرند . و اینکه میفرماید: هفت مرتبه آب را بجوشانید برای تأکید است که اقلايك مرتبه را حتماً انجام دهند.

و اینکه دستور میدهد پس از غلیان آب را از ظرفی بظرف دیگر بریزید نظر بآن است که آن کثافتهای آب در ظرف اول ته نشین و رسوب شود و آب خالص و پاک و پاکیزه را از آن ظرف بظرف دوم انتقال دهند. اگر دستورهای دیگری که راجع بآب است از قبیل اینکه مثلا اگر در آن میته افتاده باشد نیاشامند و یا اینکه رنگ و طعم و بویش تغییر یافته و همچنین آبهای راکد قابل شرب نیستند ، همینطور جمله : لاتبل في الماء ان للماء اهلا که قائل گردیده است در آب اهلی است دقیق ملاحظه کنیم کاملا واضح و مشهود میگردد که مقنن قانون اسلام و پیشوایان این دین حنیف بطور کامل از وجود میکروب وغیره با اطلاع بوده اند

و دستور جوشانیدن آب هم از روی فکر عمیقی است که نسبت بحفظ الصحة انسان ومحفوظ ماندن از خطرات گوناگون بمسلمانان و پیروان این دیانت شریف داده شده است

فصل دوازدهم: بهداشت آب آشامیدنی از نظر اسلام ؟؟

چون آب مایع بسیار لطیفی است چنانچه در ظرف سر بسته نباشد هوا در آن تصرف نموده بزودی آنرا فاسد میکند ، ولکن اگر آب را در ظرف سربسته نگاه دارند بزودی فاسد نخواهد شد، همچنانکه سالم بودن مایعات آمپولی بجهت سربسته بودن شیشه آنها است .

و از طرفي هم غالباً هوا مخصوصاً هواهای آلوده حاوی انواع و اقسام میکروب میباشد، چنانکه میکروب (وبا) و امثال آن اکثراً از وبا هوا به انسان سرایت میکند و چنانچه ظرف آب، سرگشاده باشد میکروبهای گوناگون هوا در آن نزول نموده خود را مزیج آب مینمایند و ممکن است که انسان پس از شرب اینگونه آبها دستخوش مرضهای صعب العلاج و يا غير قابل علاج شود.

از همین نظر است که حضرت محمد بن عبد الله (علیه السلام) واقعه را له قبل از وقوع لازم دانسته و تابعین خود را مأمور فرموده که ظرف آب را سربسته نگاه دارند چنانکه میفرماید: (غطوا الانامو او كلوا السقاء

فان فى السنة ليلة تنزل فيها الوباء لايمر باناء ليس عليه غطاء او سقاء ليس عليه وكاء الا ان ينزل فيه من ذلك الوباء ) (1)

یعنی در ظرف را بپوشانید و گلوی مشگ آبرا به بندید ، زیرا در دوره سال شبی است که در آن و باء و مننژیت نازل میشود و بر ظرف سر نپوشیده ئی یا مشگ آب گلو نبسته ئی عبور نمیکند مگر اینکه از آن وباء در آن نازل میشود.

مؤلف :گوید شاید رسول خدا (صلی الله علیه واله) از این جهت شب نزول و با را تعیین نکرده باشد که انسان در همۀ سال آب آشامیدنی خود را محفوظ نگاه دارد و بدین وسیله آب آشامیدنی افراد مسلمان از هر نحوه میکروب و مرضی مصون بماند .

و حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) میفرماید: (واحفظ ما فى الاناء بشد الوكاء) (2)یعنی آن آبی را که در ظرف است بوسیله سربسته بودن آنظرف محفوظ بدارید دکتر تومانیانس (مسیحی) در کتاب (بهداشت در دین اسلام) درباره بهداشت آب آشامیدنی گوید : مسئله آب در مشرق و ممالک اسلامی مخصوصاً در مملکت ایران مهم و جالب توجه است ، زیرا عموماً آنهائیکه در شهرها يا قراء و قصبات استعمال میشوند یا از رودخانه است که اهالی دهات مجاور آن استعمال میکنند و یا از قنوات است که آب آن از دوسه فرسخی به اهالی میرسد .

معلوم است آب رودخانه یا قنات غالباً آلوده بكثافات لباس یا


1) وسائل، باب 29

2) حفظ الصحه در دین اسلام - مؤلف گوید : از كلمة وكاه استفاده میشود که منظور از این ظرف مشگ آب است .

چیزهای دیگری است که در آن شسته شده و در موقع جریان باهالی رسیده و مصرف میگردد یعنی ساکنین شهر یادهات و قراء کثافاتی را که با آب آمیخته شده است استعمال میکنند .

در صورتیکه آب مشروب باید صاف و پاك و پاكيزه وبدون رنگ وبو وطعم باشد ، سبزی در آن زود و خوب پخته شده صابون نیز در آن لخته لخته نگردیده و خوب کف کند و اینگونه آبها منحصر است بچشمه های غیر معدنی که آنراهم از خود چشمه بردارند ، نه اینکه پس از طی مقداری راه آبرا استعمال نمایند زیرا ممکن است در موقع جریان ، آلوده بكثافات ومواد معدنی زیادی گردد. آب مشروب علاوه بر ترکیبات شیمیائی خود که اکسیژن و هیدرژن است باید مقدار معینی مواد معدنی دیگری هم مانند( هانیزی کلرود، کالسیوم ، کربنات دوشو ، سولفات

دوسود) و غیره داشته باشد تا کاملا نافع و مفید واقع گردد.

اما اگر آب فاصلهٔ دوری را طی کرده و وارد شهر یا قصبه ودهی گردد معلوم است در بین راه بمواد مختلف معدنی زیادی برخورده و آنها را به خود جذب و حل میسازد و در اینصورت مواد معدنیش از حد معینی که باید دارا باشد زیادتر گردیده و وارد محل استعمال میشود و این گونه آب برای هضم غیر قابل و سخت بوده و بعضی اوقات هم موجب تولید امراض مختلفه میگردد، مثل اینکه اگر سولفات دوسود آن زیاد شد صفت مسهلی را دارا خواهد گردید و بدیهی است برای شخص آشامنده تولید اسهال مینماید ، اگر کالسیم و آهك داشته باشد سبب تولید سنگ کلیه و مثانه میگردد.

و همینطور هر يك از مواد معدنی دیگر که در آب از حد طبیعی

تجاوز نمرد سبب ناخوشی وضعف اعضاء بدن خواهد شد.

و چون آبهای اغلب ممالک مشرق از راه دور بمحل مسکونی میرسد و زمین ممالك مزبوره هم دارای مواد معدنی زیادی است که بآسانی در آب حل میگردد بدین جهت است که آبهای رودخانه ها و قنوات عموماً گل آلود و دارای ،جیوه ،گچ، نمك، و آهك وغيره ميباشد. از طرفی هم آب بهترین وسیلۀ انتقال حيوانات وميكروبها وتخم آنها است مانند : اسکارید، اکور ، تنیا و اقسام کرمهای معده ای و میکروبهائی که بتوسط آب از محلی بمحل دیگر انتقال می یابند بقرار ذیلاند میکروب تيفوئيد، وباء ، وسنطاریا و اسهالهای مختلف دیگر و بعضی از اوقات هم میکروب سل .

چنانچه فوقاً تذکر دادیم آبی که از محل سکونت توده ئی عبور میکند و کثافات زیادی را از آن محل با خود برمیدارد معلوم است بالطبع آلوده باقسام تخمهای کرم معده و خود کرم ها و میکروبهای مختلفه خواهد بود و معلوم است بدین وسیله آن میکروبها از آب به بدن آشامندگان انتقال می یابد و چون در ممالک اسلامی چشمه های متعدده و آب نظیف که بمیکروبها و مواد معدنی و کثافات آلوده نشده باشد باندازه ئی موجود نیست که احتیاجات مردم را تأمین کند ، مخصوصاً در مملکت عربستان که چشمه نادر الوجود است و عربها مجبور هستند از آب رودخانه ها مثلا دجله و فرات استعمال کنند و در ایران از رودخانه هایی که چندین فرسخ راه را طی کرده و از میان قراء و قصبات و شهرها عبور نموده بیاشامند بدیهی است براثر آشامیدن چنین آب

عموماً صحت و سلامتی خود را دچار مخاطره نموده و مریض خواهند گردید. انتهی

مؤلف :گوید نه تنها آب مشروب بایستی تمیز باشد بلکه ظروف آب آشامیدنی نیز باید تمیز و نظیف باشند و بچرك و كثافات آلوده نباشند ، حتی از کوزه و ظروف شکسته نباید آب آشامید، زیراکه انواع واقسام میکروبها در موضع شکستگی کوزه و ظروف دیگر آب جای گزین میشوند و چنانچه انسان از اینگونه ظروف آب بیاشامد بعید نیست که سلامتی خود را دچار مخاطراتی بنماید .

بدین جهت است که حضرت محمد (علیه السلام) در هزار و سیصد و چندی سال قبل مسلمین را نهی فرمود از اینکه از نزديك دسته ظرف ، آب بیاشامند، چنانکه میفرماید: (لایشر بن احدكم الماء من عند عروة الاناء، فانه مجتمع الوسخ) (1)

یعنی نباید هيچيك از شما مسلمانها از نزديك دسته ظرف آب بیآشامید زیرا که دسته ظرف آب محل اجتماع چرك وكثافات است. و در حدیث دیگر میفرماید: (وروی في حد الكوزان لايشرب

من عند عروته ولا من كسر ان كان فيه) (2)یعنی راجع به حد کوزه روایت شده که نباید از طرف دسته و طرف شکستگی آن آب آشامیده شود. و حضرت صادق دستور فرموده اند: (لا تشربوا الماء من ثلمه الاناء ولامن عروته فان الشيطان يقعد على العروة والثلمة) (3)یعنی از موضع شکسته ظرف و از طرف دسته ،آن آب نیاشامید زیرا که


1) امالی صدوق

2) سفية البحا، جلد دوم.

3) فروع کافی کتاب الاشربة .

شیطان (یعنی میکروب) بر دسته و موضع شکسته ظرف جای گزین میشود ايضاً حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: (ولا يشرب من اذن الكوز ولا من كره ان كان فيه فانه مشرب الشيطان ) (1)یعنی نباید از گوشۀ کوزه و موضع شکستۀ آن (اگر شکستگی داشته باشد) آب آشامیده شود، چه آنکه این دو موضع محل شرب شیطان (یعنی میکروب) میباشند

تذكرة

طریقه آشامیدن آب از نظر اسلام ؟؟

بعضی از حیوانات (مثلا اسب) در موقع آشامیدن آب آبرامیمکند كه آب، اندك اندك آشامیده شود و گاهی تنفس هم میکنند، این نحوه که آب آشامیدن از نظر بهداشتی بسیار مفید است، چه آنکه آب بطور تدریج بكبد میرسد، مخصوصاً اگر در اثناء آشامیدن ،آب تنفسی هم بشود، و چنانچه در اثناء ،آشامیدن ،آب تنفس نکنیم و آب را طبق دستور بهداشتی یعنی مکیدن آن نیاشامیم ممکن است که آب (مخصوصاً آبهای سرد) بکند صدمه زده و آنرا دچار امراضی بنماید.

و شاید یکی از فوائد مکیدن آب و تنفس در اثناء آن جلوگیری از ضررهای سابق الذکر باشد که حضرت محمد بن عبد الله (علیه السلام) میفرماید :

(مصوا الماء مصاولا تعبوه عبا فانه يوجد منه الكباد) (2)یعنى آبرا (در موقع آشامیدن ) بمكيد يكنوع مكيدن كاملی و آنرا به يك


1) فروع کافی، کتاب الاشربة.

2) فروع کافی، کتاب الاشربة .

نفس نیاشامید چه آنکه آبرا به يك نفس آشامیدن موجب درد کبد میشود.

تنبیه : ضرر آشامیدن آب در اثناء غذا از نظر اسلام

عقائد و آراء افراد دربارۀ آشامیدن آب در اثناء غذا و قبل از آن مختلف است بعضی گویند قبل از شروع بغذا آشامیدن آب، موقعیت ،دارد عده ئی :گویند آشامیدن ،آن بلافاصله بعد از صرف غذا، غذارا هضم میکند .

ولكن حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) آشامیدن آب را در اثناء غذا نهی فرموده چنانکه میفرماید: (من اراد ان لا يؤذيه معدته فلا يشرب بين طعامه ماء حتى يفرغ ومن فعل ذلك رطب بدنه وضعفت معدته ولم ياخذ العروق قوة الطعام، فانه يصير في المعدة فجأ اذاصب الماء على الطعام اولا فاولا) (1)

یعنی کسی که بخواهد معده اش او را اذیت نکند نباید در بین غذا خوردن ، آب بیاشامد تا این که از خوردن غذا فارغ شود و اگر کسی در بین غذا خوردن آب بیاشامد اولا بدن او دچار رطوبت میشود ، ثانیاً معده او ضعیف خواهد شد، ثالثاً عروق و رگها قوۀ غذارا اخذ وجذب نخواهند کرد، زیرا که خورده خورده آب آشامیدن در بین غذا موجب این میشود که غذا پخته و هضم نشود.


1) سفينة البحار، جلد اول .

خاتمه: درخواص آب نیسان از نظر اسلام؟؟

علامه مجلسی در کتاب مستطاب (زاد المعاد) از سیدبن طاووس (رحمه الله) روایت کرده که روزی جمعی از اصحاب نشسته بودند حضرت رسالت پناه داخل شد و برایشان سلام فرمود و ایشان جواب سلام گفتند. پس حضرت فرمود که میخواهید تعلیم نمایم شما را دوائی که جبرئیل مراتعلیم کرده است که محتاج بدوای اطباء نبوده باشیم؟ پس حضرت امير المؤمنين (علیه السلام) وسلمان و دیگران سئوال نمودند که آن دواچیست ؟ حضرت رسول الله (صلی الله علیه واله) بحضرت امير المؤمنين (علیه السلام) خطاب نمود و فرمود: که در ماه نیسان رومی آب باران میگیری و سورة فاتحة الكتاب و آية الكرسى وقل هو الله وقل اعوذ برب الفلق وقل اعوذ برب الناس وقل يا أيها الكافرون هريكا هفتاد بار میخوانی .

و بروایت دیگر سوره انا انزلناه را نیز هفتاد مرتبه میخوانی و هفتاد مرتبه الله اكبر و هفتاد مرتبه لا اله الا الله میگوئی و هفتاد مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد میفرستی و هفت روز در بامداد و پسین از آن آب میآشامی بحق آنخداوندی که مرا براستی بر خلق مبعوث گردانیده است سوگند یاد میکنم که جبرئیل گفت : حقتعالی بردارد از کشی که این آبرا بیاشامد هر دردی را که در بدنش باشد و عافیت بخشد .اورا و بیرون کند دردها را از بدن او و اگر در لوح دردی برای او مقدر شده باشد محو نماید و بحق پروردگاری که مرا بحق فرستاده

اگر فرزند نداشته باشد و فرزند خواهد و آب نیسانرا بآن نیت بیاشامد او را فرزند روزی ،گردد و اگر زن عقیم باشد و فرزند نیاورد و از این آب بانیت بیاشامد فرزند او را بوجود آید .

و اگر مرد وزن پسر خواهند یا دختر و از آن آب بیاشامند مقصود ایشان بعمل آید چنانچه حقتعالی میفرماید:

(يهب لمن يشاء اناثا ويهب لمن يشاء الذكور او يزوجهم ذكر انا واناثا ويجعل من يشاء عقيماً ) (1)یعنی حقتعالی می بخشد هر که را خواهد دختران و هر که را خواهد ،پسران یا جفت میگرداند برای ایشان پسران و دختران یعنی هر دو را بایشان عطا میکند و هر که را خواهد عقیم و بی فرزند گرداند. پس حضرت فرمود : اگر کسی دردسر داشته باشد و از این آب بیاشامد صداع او ساکن گردد بقدرت الهی و اگر درد چشم داشته باشد و در چشمهای خود قطره ئی از این آب بچکاند و بیاشامد و چشمهای خود را از آن آب بشوید به اذن خدای تعالی شفا یابد.

و آشامیدن از آن آب بندندا نهار امحکم گرداند و دهانرا خوشبو کند، و لعاب بن دندانها را کم کند و بلغم را کم کند و به سبب خوردن طعام و آشامیدن آن آب امتلاء معده بهم نرساند و از بادهای قولنج و غیر آن متاذی نگردد و درد پشت و درد شکم بهم نرساند و از زکام آزار نکشد و درد دندان بهم نرساند و درد معده و کرم آنرا زائل گرداند و محتاج بحجامت نگردد و از مرض بواسیر و خارش بدن و آبله و دیوانگی وخوره و پیسی بدن و رعاف (خون دماغ) وقی کردن نجات یابد .

وكور ولال و زمین گیر نشود و آب سیاه در دیده اش نزول نکند


1) سوره شوری، آیه 48 و 49

و دردی که موجب افطار روزه و نقصان نماز او باشد او را عارض نگردد و از وسوسه های جنیان و شیاطین متأذى نگردد.

پس حضرت رسول الله فرمود: جبرئیل گفت: هر که از این آب بیاشامد و بجميع دردهائی که در مردم میباشد مبتلا باشد موجب شفاء از جمیع آنها گردد.

پس جبرئیل گفت: بحق خداوندی که تو را براستی فرستاده هر که این آیات را بر این آب بخواند و بیاشامد حقتعالی دلش را مملو گرداند از نور و روشنی والهام خود را در دل او وارد سازد.

و حکمت در زبان او جاری گرداند و پرکند دل او را از فهم و بینائی و به او عطا کند از کرامتهائی که به احدی از عالمیان عطا نکرده باشد و هزار مغفرت و هزار رحمت بر او بفرستد، وغش وخیانت وغیبت وحسد و بغى وكبر و بخل و حرص غضب را ازدل او بردارد، و از عداوت و دشمنی مردم و بدگوئی ایشان نجات یابد و موجب شفاء جميع امراض او گردد .

مؤلف :گوید کلیۀ خواصی که رسول خدا (علیه السلام) درباره آب نیسان فرموده در صورتی نتیجه میبخشد که انسان ایمانش کامل باشد و مقدمات دعاء کردن بنحوی که در مقدمۀ سوم این کتاب نگاشته شده موجود باشد.

تذکر لازم

،نیسان نام یکی از دوازده ماه رومیها میباشد و گویند: اول این ماه مطابق است باروز 23 بعد از عید نوروز.

در کتاب (نصاب الصبیان) نام ماههای رومی را بدین نحو منظوم کرده

ميوجات و اعجاز آنها از نظر اسلام ؟

دو تشرین و دوکانون و پس آنگه

شاط و آذر و نیسان ایسار است

حزیران و تموز و آب و ایلول

نگهدارش که از من یادگار است.

و نیز اسامی ماههای عربی را بنظم آورده:

ز محرم چه گذشتی گذشتی بودت ماه صفر

دو ربیع و دو جمادی زبی یکدیگر

رجب است از پی ،شعبان رمضان و شوال

بازذالقعده و ذالحجه و شد سال تمام

بخش ششم: میوجات و اعجاز آنها از نظر اسلام و علوم امروزی حاوى يك مقدمه و سی فصل و يك خاتمه

اما مقدمه :

گرچه کلیه خواص میوجات را جز خالق آنها کسی نمیداند ولکن علوم امروزی پس از صدها آزمایش توانسته به یکی از صدها خواص موجات فواکه دست یابد بعقیده دانشمندان داخلی و خارجی خوردن

ميوجات ، موجب صحت و سلامتی بشر است ، بلکه خوردن میوجات باعث طول عمر و بهترین وسیله برای نشاط عالم انسانیت میباشد.

ارزش میوجات را همین بس که خدای تعالی بشر را بخوردن آنها مأمور فرموده چنانکه میفرماید: (کلوامن ثمره اذا اثمر ) (1)یعنی موقعی که درخت میوه رسیده آورد از میوه آن بخورید .

ورسولخداالله میفرماید : (عليكم بالفواكه في اقبالها فانها مصحة للابدان مطردة للاحزان، والقوهافي ادبارها فانها داء الابدان) (2)یعنی بر شما لازم است که از میوجات در موقعی که رسیدند بخورید زیرا که میوجات موجب صحت و سلامتی بدنها بوده و دور کننده حزن و غصه ،میباشند و میوجات را در اواخر فصلشان رها کنید و نخورید چه آنکه در آنموقع موجب مرض بدنها میشوند.

مؤلف :گوید از صدر حدیث سابق الذکر استفاده میشود موقعی که میوجات نرسیده باشند نباید از آنها خورد، چه آنکه معده نمیتواند میوه نارس را هضم نموده و آنرا برای جذب آماده کند ، و در اثر هضم نشدن آن است که انسان دچار درد دل و امراض دیگر میگردد . و نیز از ذیل حدیث سابق الذكر استنباط میشود که میوجات پس از رسیدن در معرض فساد قرار میگیرند و فاسد میشوند مثلا انگور در موقعی که برسد خوردن آن چنانکه بعد خواهیم خواند بسیار مفید است ولکن خوردن انگور در اواخر فصل آن مفید که نیست بجای خود بلکه مضرهم ،میباشد همینطور میوجات دیگر، مگر اینکه آنها را بيك وسیله ای از فاسد شدن محفوظ بدارند نظیر سیب که آن را پس از چیدن


1) سوره انعام آیه 251

2) طب النبى.

از درخت در زیر خاک پنهان مینمایند تا از آفات مصون بماند و.... و در کتاب (سفینه) نقلا از (محاسن) برقی گوید: (ان الثمار اذا ادركت ففيها الشفاء، لقوله تعالى كلوامن ثمره اذا اثمر) یعنی موقعی که میوجات برسند شفاء در آنها است چونکه خدای تعالی میفرماید : موقعی که میوه درخت رسید از آن بخورید

مؤلف گوید: با اینکه میوه جات حامل انواع واقسام ويتامينو خاصیتهای فراوانی میباشند چنانچه انسان آنها را در موقع خوردن با آب نشوید و بخورد بعید نیست که انسانرا مسموم و گاهی هم مقتول ،نمایند چه آنکه میوجات بطور کلی وقت زیادی لازم دارند تا رسیده ،شوند وازحين ظهور تا موقعی که برسند در معرض همه قسم میکروبو چرك و كثافات گوناگون جوی و زمینی میباشند ، باضافه اینکه چه بسا میشود بعضی از جنبدگان که دارای سم مهلك وزهر قاتل هستند از بعضی میوجاب بخورند و یا اینکه زهر خود را بآنها بریزند ، و گاهی هم قسمتی از میوه گندیده میشود که این هم خود یکنوع مسموم کننده ای است. بنا براین بر هر فردی لازم و واجب است که در صورت امکان، میوجات را بدون شستشو نخورد و خود را در معرض هلاکت قرار ندهد . بدینجهت است که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) در هزار و سیصد و چندی سال قبل تابعین مذهب خود را بشستشوی میوجات مأمور فرموده، تا سلامتی آنها دچار مخاطراتی نشود چنانکه میفرماید: ان لكل ثمرة سماً فاذا اتيتم بها فمسوها بالماء ، او اغموها في الماء ، يعنى اغسلوها (1)یعنی هر میوه ای دارای سمی است موقعی که میوه را


1) فروع کافی ، کتاب الاطعمه

بدست آورید آن را به آب بزنید، یا آنرا در آب فرو کنید ، یعنی آن را بشوئید .

گرچه بعضی از افراد غالباً میوجات را پوست میکنند و میخورند و شاید هم منظورشان این باشد که دچار سموم آنها نشوند ولکن این عمل از دو نظر شایستگی ندارد: اولا بجهت اینکه پوست کندن میوه گرچه تا اندازه ای موجب تمیزی آن میشود ، ولکن در عین حال این عمل یعنی پوست کندن میوه مثل شستن آنرا تمیز و نظیف نمیکند زیرا که در موقع پوست کندن میوه چنانچه آن میوه کثیف یا دارای سمی باشد بعید نیست که آن سم بخود آن میوه و چاقو و دست و انگشتهای انسان سرایت کند.

ثانياً علوم امروزی ثابت کرده که پوست میوه (چون در معرض تابش آفتاب قرار میگیرد حاوی خاصیت و ویتامینهای سرشاری میباشد) (1)(2)و دور از انصاف است که انسان خود را از فوائد آنها محروم ،نماید مگر برای افرادی که معده آنها بهیچ نحوی از عهده هضم پوست میوجات بر نمیآید و چنانچه پختن و کمپوت میوجات برای اینگونه اشخاص مقدور باشد انصاف نیست که پوست میوجات را کنده دور بریزند و منظور یگانه پیشوای عالم انسانیت یعنی حضرت باقر (علیه السلام) هم همین بوده که پوست کندن میوه را مکروه میدانسته است .

چنانکه در (محاسن) برقی گوید: (عن الصادق عن ابيه عليهما السلام انه كان يكره تقشير الثمرة) یعنی حضرت صادق (علیه السلام)


1)

2)

از پدر بزرگوارش نقل فرموده که امام باقر (علیه السلام) پوست کندن میوه را مکروه میداشت .

اکنون که از نوشتن مقدمه فارع شدیم شروع میکنیم بنوشتن فوائد ميوجات.

فصل اول: انگور و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

یکی از میوجاتی که خدای عالم در قرآن کریم از آن تمجید فرموده و ارزش فراوانی برای آن قائل شده همانا انگور است، اهمیت این میوه بهشتی را همین بس که خدای جهان در چند موضع قرآن کریم آنرا گوشزد بشر فرموده: اول سورۀ 17 آیه 93 دوم سوره 80 آیه28 سوم سوره 6 آیه 99 چهارم سورۀ 13 آیه 4 پنجم سورۀ 18 آیه 21 ششم سوره 2 آیه 268 هفتم سورۀ 23 آیه 19 هشتم سوره 36 آیهٔ 34 لهم سوره 16 آیه 19 دهم سورۀ 76 آیه 32 یازدهم سوره 16 آیه 111 در کتاب مکارم الاخلاق از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده فرمود:

( ان نو حاشكا الى الله الغم فاوحى الله اليه كل العنب الاسود فانه يذهب بالغم) يعنى حضرت نوح از غم و غصه بخدا شکایت کرد، خداباو خطاب کرد انگور سیاه بخور زیرا که خوردن انگور سیاه غم وغصه را از بین میبرد .

مؤلف گوید از ذیل حدیث (که خوردن انگور باشد) معلوم میشود که غم و اندوه حضرت نوح از لحاظ مریضی بوده که مأمور بخوردن انگور شده و کلیه امراض (که بعد از این خواهیم خواند که انگور وكليه برای آنها مفید است) موجب غم و اندوه میشوند، بنابراین امام جعفر صادق (علیه السلام) بدون تجربیات طبی مردم را از کلیه فوائد انگور مطلع فرموده، منتهى بايك جمله مختصر.

در کتاب طب الصادق علیه السلام گوید انگور پید را محکم میکند درد را برطرف و روح را با نشاط میسازد. انگور سه عمل مفید و مؤثر در مزاج دارد: مسهل و ملین معده است، پاك كننده خون و مغذی بدن است آب انگور قوارا تجدید میکند دوران خونرا تحريك مينمايد ترشیهای معده را بر طرف میسازد.

در بیماری کبد و کلیه سودمند است انواع تبهای مختلف را مداوا میکند در مرض سوء هاضمه و نقرس و امراض قلب و صفرا و بادهای مولم و بواسیر مفید میباشد از شدت و حدت سلو سرطان و آزار آنها میکاهد و دارای ویتامین (ا) و (ب) و (ث) میباشد.

دکتر جزائری در کتاب اعجاز خوراکیها گوید انگور حرارت بدنرا تأمین میکند و از این حیث هر کیلوانگور معادل دو کیلو گوشت .میباشد انگور دفع کننده سموم بدن است و از این حیث هر كيلو آن معادل يك ليتر شير است بعلت داشتن آهن و منگنز و منیزی برای خون مفید بوده داروی کم خونی است.

کلرور دو سدیم کم دارد و بعلت داشتن خاصیت ضدسم وضد اوره بهترین درمان مبتلایان به اوره ،میباشد ملین است و تخمیرات روده را

کم میکند، صفرا را رقیق میکند و معالج زیادی کلسترل خون است ، آب انگور هم چاق میکند هم لاغر هر کس زیاد چاق است علاجش خوردن آب انگور و هر کس زیاد لاغر است درمانش خوردن آب انگور میباشد.

میوه نارس آن غوره نام دارد ترشی آن بهترین معالج روماتیسم وسياتيك است آب غوره درمان چاقی زیاد است. آبغوره بلوغ دخترانرا جلو میاندازد و قاعده را باز میکند انگور دارای ویتامینهای آ و ب میباشد و خواص آنها را دارد .

آب انگور پوست بدنرا نرم میکند و افزودن آن بماسکهای زیبائی فوائد بسیار دارد آب انگور ادرار را زیاد میکند معالج نقرس ،است خونرا پاک میکند وسینه را نرم میکند و بعلت داشتن ویتامین (ب) دادن آن بکودکان لازم و مفید است. آب انگور شیر راهم زیاد میکند. در کتاب (راهنمای تندرستی) نقلا از (ائونس) گوید انگور برای کم خونی و مسمومیت بدن در مقابل خستگی یا سوء تغذیه ، سوء هضم، درد مفاصل، رماتیسم انسداد مجرای طحال و کبد، ورم امعاء، استسقاء و یبوست ، بسیار مفید است.

و هم در آنکتاب نقلا از (همو) مینویسد: هسته های انگور را اگر بکوبند و باعسل مخلوط کنند و یکسانی که دچار خلط خون شده اند بخورانند آنها را معالجه میکند و نیز از ترجمه آقای نراقی نقل کرده در بیماریهای زیادی که در اثر مسمومیت بدن تولید شده است معالجه و رژیم با انگور را توصیه کرده اند مخصوصاً در بیماریهای یبوست، انسداد مجرای طحال و کبد باید رژیم انگور گرفته شود.

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوهها گوید در انگور مواد زیر یافت میشود

1- آن به نسبت 82-78 %

2- گلوسیدهای مختلف مانند گلوگز ، لوولوز وغيره بمقدار 14-25 %

3-پکتن

4- موسیلاژ

5- اسیدهای آلی فورميك، استيك، سيتريك تارتريك ماليك .

6- املاح معدنی : پطاس ، آهك ، منيزي ، منگنز ، سيليس کلرور دوسدیم .

7-پروتید مخصوص 36./.

8- اثرى ازيد ارسنيك.

9- ویتامینهای B,C

يك كيلوی آب انگور 900 کالری حرارت میدهد انگور از مواد از ته فقیر است و مقدار كلرور دوسديم نمك طعام آن خیلی کم است ، انگور بواسطۀ ترکیب شیمیائی خود خاصیت زیاد کردن ادرار ودفع سمومات و کم کردن اسيديته و اسيد اوريك را دارد، تلیین ،مزاج میدهد فرمانتاسیون روده را کم میکند عمل هاضمه و ترشح کبدر از یاد مینماید مقوی قلب میباشد و عوارض فشار خونرا کم میکند و در معالجه بیماریهای جلدی که از بدی کار هاضمه پیدا شده مؤثر است.

میرزا نعیم شاعر اصفهانی گوید:

طارم پیچان تاك ، سپهر آئین بود

خوشه انگور ،آن سهیل و پروین بود

بشاخ نیلوفری ، دسته نسرین بود

یا بکف شیخ شهر سبحه و سیمین بود

یا بگلوی عجوز عقد در شاهوار

ولنعم ما قال ابن الاعسم :

والرازقى منه صنف يحمد

ويذهب منه الغموم الاسود

خاتمة:سرکه و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

محمد بن یعقوب کلینی (رحمه الله) در کتاب مستطاب فروع کافی از یگانه پیشوای عالم تشیع یعنی صادق آل محمد (صلی الله علیه واله) و از حضرت علی بن ابيطالب (علیه السلام) روایت کرده که فرمود :

(نعم الادام الخل، يكسر المرة ويطفى الصفراء ويحبى القلب) یعنی سر که نانخورش بسیار خوبی است ، چه آنکه تلخی مزاجرا از بین میبرد و آتش صفرا را خاموش نموده و قلب انسانرا روشن وزنده مینماید. نیز در کتاب سابق الذکر از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:

(خل الخمر يشد اللثه ويقتل دواب البطن ويشد العقل )

یعنی سر که ئی که از شراب بدست آمده باشدلئه انسانرا محکم کرده و جانور و کرمهای معده را کشته و عقل انسانرا قوی مینماید. :نگارنده :گوید خواص سر که بنحوی که در روایات آل محمد

صلى الله عليه و آله وارد شده بیش از آنستکه در این کتاب درج شود و لکن چون سر که خیلی قوی میباشد و هر مزاجی توانائی هضم و جذب آنرا ندارد نباید هر کسی از آن بخورد مگر موقعی که انسان آزمایش کند و بفهمد که مزاج او قابلیت حل و هضم آنرا دارد.

و شاید یکی از علل اینکه اطباء ، مردم را از خوردن سر که مانع میسوند همین باشد

دکتر ستوده در کتاب فوائد (میوه ها) مینویسد: سر که 7-8% اسيد (استيك) و مقداری اسیدهای آلی دارد سر که هضم گوشت را آسان مینماید، سرکه خوب دندانها را کند نمیکندو گلورا نمیسوزاند، زیاده روی در خوردن سر که ترشی معده را از یاد می کند و سبب سوءهاضمه میشود. سرکه باید جوشیده شود تا قارچی که بنام میکودرما استی در آن موجود است کشته شود، زیرا این قارچ سبب تخميرات مضره و اختلال معده میشود .

فصل دوم: انار و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

دومین میوه ئی که در قرآن کریم مورد تمجید قرار گرفته انار است درسه موضع از قرآن مجید به اهمیت انار اشاره شده : اول سوره 55 آیه 68 دوم سوره 6 آیه 99 سیم سوره 6 آیه 142

یکی از میوجاتی که در دفع میکروبهای اندرونی انسان اعجاز میکند همانا انار است انار از طرفی جنبۀ غذائی دارد و از طرفی هم خونرا صاف ،میکند انار اگر باندازه کافی خورده شود رنگ پوست انسانر انظیر رنگ خود میکند چنانکه بیشتر میوجات همین اعجاز را دارند .

انار میوه ئی است که پیشوایان دین حنیف اسلام عليهم السلام هر کدام بنوبه خود مسلمین را بخوردن آن راهنمائی و ترغیب فرموده اند چنانکه حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید: (من اكل حبة من رمان الا امرضت شيطان الوسوسة أربعين يوما ) (1)يعنى كسى كه يك حبه انار بخورد شیطان وسوسه یعنی میکروب اندرونی را چهل روز مریض میکند انار دارای انواع و اقسامی میباشد که مطلوبتر از همه آنها انار شیرین است، راجع با نار شیرین امام صادق (علیه السلام) میفرماید: (علیکم بالرمان الحلو فكلوه فانه لیست من حبة تقع في معدة مؤمن الاابادت داء و اطفأت شيطان الوسوسة عنه ) (2)یعنی برشما مسلمین لازم است که انار شیرین بخورید زیرا که حبه ئی از انار شیرین در معده مؤمنی وارد نمی شود ئی مگر اینکه درد و مرضی را از بین میبرد و شيطان وسوسه ميكروب موذی را خاموش میکند .

گرچه خوردن انار در تمام مواقع مفید است ولكن بهترین موقع برای خوردن آن موقعی است که معده خالی باشد، زیرا که معده بنحو کاملی از آن استفاده میکند. مخصوصاً اگر آنرا باییه آن بخورند از همین لحاظ است که حضرت صادق (علیه السلام) میفرماید: (من اكل رمانة على الريق انارت قلبه اربعين يوما) (3)يعنى كسى كه يك انار را در


1) فروع کافی کتاب الاطعمة

2) فروع کافی کتاب الاطعمة

3) فروع کافی کتاب الاطعمة

موقع خالی بودن معده بخورد قلب او را چهل روز نورانی میکند.

در کتاب (طب الصادق (علیه السلام) ) :گوید کودکان خود را انار بخورانید که زودتر آنها را بحد جوانی میرساند

انار خون را صاف میکند و مولد خلطهای لازم در بدن است، انار مهیا کننده دستگاه تناسلی و گشاینده سده های بدن و ملین شکم و مدربول و تقویت کننده کبد است.

انار برای یرقان وطحال وخفقان قلب و سرفه حاد سودمند است .

صدا را صاف و صورت را با طراوت میکند بدن را سیراب و کرمهای معده را میکشد دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید : گل و پوست انار قابض طبع است، انار پیشاب آور و قابض میباشد، انار مفرح و جهت تصفیه خون مصرف میشود هر گاه دانه های انار جنگلی را خشک کنند ناردان بدست میآید که قابض و مبرد میباشد و شیره آن برای مبتلایان با سهال خوب است

پوست و ریشه انار دارای (الکالوئیدی) است بنام پلنیرین که بمقدار 40-50 سانتی گرم ضد کرم کدو است و بعلت همین پلیترین از قدیم الایام پوست و ریشه انار را برای ضد کرم بطور جوشانده بکار میبردند. 60 گرم از ریشه انار را در 750 گرم آب ، جوشانده تا 500 گرم شود و این مقدار را در مدت نیم ساعت به سه نوبت شخص بالغ میخورد ، مسمومیت با پلیترین تولید سرگیجه ، اختلالات بینانی، ضعف مفرط و استفراغ را دفع مینماید .

میرزا نعیم اصفهانی در وصف انار چنین سروده

طبیعت لعل ساز ، لعل تراشیده باز

لعل تراشیده را ، پهلوی هم چیده باز

پهلوی هم چیده ،را بنقره پیچیده باز

بنقره پیچیده را ، بحقه پوشیده باز

بحقه پوشیده را بنام نامیده نار

قال ابن الاعسم :

وسيد الفواكه الرمان

يأكله الجائع والشبعان

منور قلوب اهل الدين

و مذهب وسوسة اللعين.

فصل سوم:سیب و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

در کتاب (فروع کافی) از حضرت موسی بن جعفر روایت کرده که فرمود: (التفاح ينفع من خصال عدة من السم و السحر واللمم يعرض من اهل الارض والبلغم الغالب وليس شيئى اسرع منه منفعة ) یعنی سیب برای چند خصلت منفعت دارد: اول برای زهر، دوم برای سحر سوم برای چشم و نظر بدی که از مردم بانسان عارض شود، چهارم برای بلغمی که بر بدن غلبه کند ، و چیزی از لحاظ منفعت سریعتر از سیب نیست .

و نیز در همان کتاب از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: لو يعلم الناس ما في التفاح ماداووا مرضاهم الابه یعنی اگر مردم میدانستند که در سیب چه فوائدی وجود دارد مریضهای خود را مداوا نمیکردند مگر باسیب .

در کتاب طب الصادق (علیه السلام) گويد: سیب میل کنید که حرارت را فرو می نشاند درون شکم را خنك وتب را برطرف میکند اطباء گویند: خوردن و بوئیدن سیب مفرح ومقوى قلب ودماغ مخ و کبد است و در کسالت خفقان (تنگ نفس) سودمند است، ضعف دهان معده را جبران میکند اشتهای بطعام را زیاد میکند، پخته آن سرفه را سبك و مداوا ،میکند ، امراض جلدی را تخفیف میدهد چشم را بخواب آشنا میگرداند سیب در هر صد گرم دارای 75 ویتامین آ و 15 ویتامین (ب) و 20 ویتامین (ث) میباشد . خوردن سیب صبح ناشتا در معالجه اسهال وو بای کودکان خیلی مؤثر است. سیب مسواك طبیعی و بهترین چیزی است که دندان را سالم و دهانرا ضدعفونی میکند.

دکتر جزائری در کتاب (اعجاز خوراکیها) راجع بسیب گوید: سیب تقویت کننده فکر است. ترشی سیب ترشح غدد ومخصوصاً بزاق راز یاد میکند پوست سبب دارای ویتامینهای زیادی است و پنج برابر با سیب ویتامین دارد .

جوشانده پوست سیب بهترین درمان روماتیسم و نقرس است. خود سیب مقوی قلب و پاک کننده معده و دوست ریه میباشد. آب سیب علاوه بر خاصیت حیاتی، تب بر نیز میباشد .

آب سیب اطفال و شیر خوارانرا صبور میکند ، واثرش برای این است که معدۀ آنها را از سموم و میکرو بهائیکه باعث ناراحتی آنها میباشد پاک مینماید . سیب دارای ،آهن، فسفر وید میباشد و بهمین جهت آهنش برای خون و پتاسش برای قلب ویدش برای تقویت غدد مخصوصاً سيب آدم مفید است. سیب از همه ميوجات كمتر نمك طعام دارد و برای مبتلایان به اوره مفید است. سیب دارای خاصیت ضدعفونی بوده در تمام امراض مفید است، اثر ضد عفونی کننده سیب کال از رسیده آن بیشتر است .

در کتاب (راهنمای تندرستی) نقلا از (لئونس) گوید: سیب دهان را ضد عفونی ،میکند اسید اوريك و ديگر سموم را که جمع شده اندحل کرده و غده های بزاق دهان و ترشحات عصر معدی را تقویت میکند بهمین جهت سیب برای اشخاصی که در یکجا نشسته و حرکت نمیکنند بسیار مفید است مصرف سیب را برای اشخاصی که مبتلا بدرد مفاصل و روماتیسم ،مزمن ،نقرس تبخال ، چاقی، امراض ریوی و کبدی شده اند تجویز میکنند سیب سنگ کیسه صفر او کلیه راحل میکند، اگرسیب را موقع خواب با پوست آن بخورند بشرطی که بخوبی بجوند و فرودهند برای یبوستهای مزمن و سخت فوق العاده مفید است

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) گوید: سیب دارای اسید سيتريك مواد يكتيك وروغن مخصوصی موسوم به (سربیت) بوده اسید ماليك واسيد ساليسيليك والكل اتيليك دارد و دردانه اش (امیکدالین و دیاستاز امولسین) موجود است .

سیب بواسطه ترشیهای مطبوعش بهضم غذا وترشح غدد جهاز هاضمه كمك می کند بزاق و ترشح غدد امعاء را زیاد میکند ، و تازه آن ملین

طبع ،میباشد جوشانده پوست آن مدر واوری كولى تيك بوده و آنرا در نقرس و روماتیسم مزمن میتوان بخوبی استعمال کرد در صد گرم سیب مواد زیر یافت میشود :

مواد ازته ور ،گرم مواد هیدروکربنه 140/5 گرم و صد گرم آن .

61 كالرى حرارت میدهد بطور متوسط سیب 3-8 گلوگزدارد :

و اسيد ماليك آن زیادتر از سایر اسیدها است خیلی کم کلرور دو سدیم دارد

میرزا نعیم اصفهانی دربارهٔ سیب چنین سروده :

برزبر شاخ ،بین، سيبك سيمين ذقن

نیمرخ سرخ دوست، نیم رخ زردمن

عاشق و معشوق کی بود بيك پیرهن

نی غلطم عاشقی است کشته و خونین کفن

بجرم دلدادگی زدند آنرا بدار

و قال ابن الاعم :

وينفع التفاح في الرعاف مبرد حرارة الاجواف وفيه نفع للسقام العارض ويورث النسيان اكل الحامض

فصل چهارم:به و اعجاز آن از نظر اسلام ؟؟

در کتاب مکارم الاخلاق از حضرت محمد بن عبد الله (صلی الله علیه واله) روایت

کرده که فرمود : (كلوا السفرجل وتهادوه بينكم فانه يجلو البصر وينبت المودة في القلب. واطعموه حبالاكم، فانه يحسن اولادكم) یعنی به بخورید و آنرا بین خودتان بعنوان هدیه بفرستید ، زیرا که (به) چشم انسانرا جلا میدهد و در قلب ایجاد دوستی میکند ، و بزنان حامله خود به بخورانید، چه آنکه به فرزندان شمارا نیکومیکند و در فروع کافی در کتاب الاطعمه از قول حضرت صادق (علیه السلام) نقل کرده که فرمود : (السفرجل يذهب بهم الحزين كما تذهب اليد بعرق الجبين) يعنى به هم وغم شخص محزون را از بین میبرد آنطور که دست عرق جبین را پاک میکند .

مؤلف گوید: (به) هم میوه ئی است (نظیر سیب) که ضد عفونی میکند، یعنی قاتل انواع و اقسام میکروبها میباشد و چون شخص مریض، محزون و مغموم است و علت امراض هم غالباً عفونت ،میباشد و از طرفی هم به ضد عفونی کننده است لذا حضرت صادق (علیه السلام) میفرماید : (به) هم وغم مریض را برطرف میکند

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید : دانه های به بهدانه دارای لعاب بسیاری است و در امراض حلق و سینه و جهت لینت مزاج بکار رفته و در مورد عطرسازی مورد استعمال قرار میگیرد ، به وقتی که نارس است قابل خوردن نیست و وقتی که رسیده شود تانن آن تبدیل بقند میشود طعمش شیرین مایل بترشی و کمی کس بوده و هضمش خوب است مخصوصاً اگر پخته شود که در اینصورت مقوی بدن و کمی قابض است .

میوه به بواسطه داشتن پکتن زیاد شیره اش بآسانی ژله میشود

و بواسطه داشتن (تانن) شربت به در اسهال اتونيك خيلی مؤثر است. در دگرم میوۀ (به) 1 گرم مواد ازته 0/5 گرم مواد چربی و 26 گرم مواد هیدروکربنه و82-75 گرم آب موجود است و 112 کالری حرارت میدهد.

از آب به که دارای 3-3/5% اسید ماليك و كمی اسید تارتريك و تانن میباشد شربت گوارائی تهیه میشود که برای رفع اسهال کودکان بکار رفته و بعلاوه مقوی است صد گرم شیره (به) دارای مواد زیر است: تانن 9 % گلوکز 43/63 گرم اسید ماليك 7٫1 گرم،مالات نوتر

دو بطاسیم3/493 گرم، مالات دو کلسیم 2٫205 گرم ، املاح معدنی 5/061 گرم (نقل از تجزیه فالیر ) .

میرزا نعیم اصفهانی درباره به چقدر خوب سروده :

روی دلارای به ، از چه سبب زرد شد ؟

چهر مصفای ،وی از چه پر از گرد شد ؟

گمان برم همچه من، جفت غم و درد شد؟

چنین شود هر که او ، زدلبرش فرد شد؟

چنانکه من گشته ام ، زهجر زارو فکار ام،

قال ابن الاعسم :

وفي السفر جل الحديث قدورد

تأكله الحبلى فيحسن الولد .

فصل پنجم:گلابی و اعجاز آن از نظر اسلام ؟؟

در کتاب (فروع کافی کتاب الاطعمه) از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: (كلوا الكمثرى، فانه يجلو القلب ويسكن اوجاع الجوف باذن الله) یعنی گلابی بخورید. زیرا که گلابی قلب را جلا داده و دردهای درونی را تسکین میدهد

و نیز در همان کتاب از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود:

(الكمثرى يدبغ المعدة ويقويها، هو و السفر جل سواء ، وهو على الشبع انفع منه على الريق، ومن اصابه طخاء فليأكله، یعنی علی الطعام) يعنى گلابی معده رادباغی و تمیز نموده آنرا تقویت مینماید گلابی و (به) از این نظر ( یعنی تمیز و نظیف کردن معده) مساویند خوردن گلابی بعد از غذا نافعتر است از خوردن آن قبل از طعام و کسی که قلبش گرفته و غصه دار است گلابی بخورد، یعنی بعد از طعام .

در کتاب (طب الصادق) مینویسد: گویند گلابی صورت را نیکومیسازد مفرح ومقوى قلب ودماغ مخ و فرح بخش است . روح و اعضاء درونی را مانند کلیه و مثانه منظم ،میکند گلابی مدر و ملین است درد مثانه و معده را تخفیف میدهد .

گلابی در هر صد گرم دارای 10 ویتامين (آ) و 8 ويتامين (ب1) و 21 ويتامين (ب 2 ) و 48 ویتامین (ث) میباشد ، علاوه مقدار زیاد دیگری از املاح معدنی مانند آهن و منگنز و مختصری کلر و کلسیم دارد

گلابی برای بیماران قند بسیار نافع است، ترشح بزاق دهانرا زیاد میکند و باعث تسهیل عمل هضم میشود تانن و املاح معدنی پتاسیم که در گلابی موجود است اسيد اوريك را بهراندازه که زیاد باشد حل میکند، بهمین جهت برای کسانیکه مبتلا بروماتیسم و نقرس و درد مفاصلند بسیار مفید میباشد و کسانی که مبتلا بفشار خون میباشند اگر بطور مرتب گلابی بخورند خون آنها تصفیه شده و نتائج گرانبهائی خواهند برد. دکتر جزائری در کتاب اعجاز خوراکیها گوید: میوه گلابی ملین و آب آن مسهل قوی است ادرار را زیاد میکند و دارای ویتامینهای ب و ث و کمی آ میباشد پوست گلابی دارای ویتامین بیشتر است، و باید آنرا با پوست خورد تا هم از ویتامین آ و سایر ویتامینهای آن استفاده کردو هم از دیاستازهای آن وقتی میخواهید از گلابی آب بگیرید آنرا با پوست و مغز و دانه زیر فشار بگذارید تا مواد مفید بیشتری از آن گرفته شود.

در کتاب تندرستی نقلا از لئونس گوید: تانن و املاح پتاسیم که در گلابی وجود دارد اسيد اوريك را بهراندازه و مقداری باشد حل میکند، بهمین جهت است که کسانیکه مبتلاب روماتیسم، نقرس، درد مفاصل میباشند گلابی برای آنها فوق العاده خوب است.

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) گوید : گلابی مطبوع طبع ملين ومدر و مقوی بدن است گلابی را باید همیشه بعد از غذامیل نمود که سبب اسهال نشود در صد گرم میوه گلابی گرم مواد از ته وه . گرم مواد چربی و 15 گرم مواد هیدروکربنه یافت میشود و 63 کالری حرارت ایجاد میکند.

پوست گلابی دو برابر گوشتش ویتامین دارد در گلابی آهن و مانگنز وجود دارد ولی از کلرور د و کلسیم اثر مختصری دارد.

میرزا نعیم اصفهانی راجع بگلابی چنین سروده

درخت امرود ،بین، حکمتی انگیخته

صراحی ای ساخته در آن شکر ریخته

مشک و گل وزعفران بهم در آمیخته

برابر ،آفتاب، بشاخه آویخته

کز پس شش مه شود، دوای بیمار زار

فصل ششم: آلو و فوائد آن از نظر اسلام ؟؟

در جلد اول (سفینة البحار) روایت کرده که (الاجاص يسكن المراد ويلين المفاصل والاكثار منه يهيج الرياح، واليابس منه يكن الدم ويل الداء الدوى ) یعنی آلو صفرار اتسکین و تخفیف داده و مفاصل را نرم ،میکند و زیاد روی در آن موجب برانگیختن بادهای یا گازهای بدن میشود ، و آلوی خشک ، خونرا تسکین داده و درد مریض را از بین میبرد .

و نیز در همانکتاب از معصوم روایت کرده که (علیکم بالاجاص العتيق فان العتيق قدیقی نفعه وذهب ضرره، وكلوه مقشراً فانه

نافع لكل مرار وحرارة ووهج منها يهیج) یعنی بر شما لازم است که آلوی خشک بخورید، چه آنکه آلوی خشک، منفعت خود را حفظ کرده و مضرت خود را از دست داده آلو را پوست کنده بخورید زیرا که آلوی پوست کنده برای حرارت بدن و شعله ای که از آن حرارت پیدا میشود نافع است.

دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراكيها گويد : آلويك ميوه درمانی خوبی است مخصوصاً برای مبتلایان بسوء هاضمه مزمن وضعف اعصاب زیر املین خوب و محرك دستگاه تغذیه است و عملش برای تمام اعضاء بدن بسیار مفید است و بایستی جزو جیره غذائی مبتلایان روماتیسم و نقرس و تصلب شرائین قرار گیرد.

ادرار را بعلت داشتن اسیدهای آلی زیاد میکند و خاصیت مسهلی آن مربوط بداشتن مقدار زیاد سلولزی است که در آن م- موجود است، مقوی وملین بوده ، حافظ مغز و راحتی بخش مرکز اعصاب است، با سوء هاضمه میجنگد اعمال کلیه ها را آسان مینماید ، برای کم خونی بسیار نافع است دارای ویتامینهای زیادی است، و همچنین املاح قندش زیاد است تنها میوه ئی است که اثر اسید کننده دارد.

بهترین آلو آلوهای سیاه و آلوی برقانی است که دارای قند زیاد و ویتامینهای (ب) زیاد میباشد همیشه توصیه کنید که صبح زود ناشتا آنرا بطور صبحانه بخورند، آب آلو بسیار نافع است.

در اثر خشك شدن قند و ویتامینهای (ب) آن زیاد میشود ولی ویتامین (ث) و (آ) در آن کم میشود در اثر پختن نیز مقداری از ارزش غذائی خود را از دست میدهد آنرا باید با آب گرم شست و خورد زیرا به این وسیله

باد میکند و خواص خود را کمی پیدا مینماید ، صفرابر خوبی است، برای مبتلایان بسوء هاضمه بسیار مفید است و برای رفع خونریزی نافع است. آنرا همیشه با میوه های دیگر مثل زرد آلو میل نمائید .

میوه های در کتاب راهنمای تندرستی گوید: آلو بخارا صفرا را دفع و خونرا صاف و خارش را برطرف ،میکند اگر آب آنرا با گل بنفشه مخلوط کرده بر پیشانی بمالند سر درد را دفع میکند. دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) گوید : در صد گرم آلو مواد زیر یافت میشود : مواد ازته (1) گرم ، مواد چرب 0/5 گرم ، مواد هیدروکربنه 17/5 گرم در صد گرم آلوی خشك، مواد زير وجود دارد:

مواد از ته 2 گرم مواد چرب 0/5 گرم مواد هیدروکربنه 73 گرم صد گرم آلوه 7 کالری حرارت میدهد در صورتیکه همین مقدار از آلو خشك 302 کالری میدهد .

خاتمه

آلبالو و گیلاس و خواص آنها از نظر علوم امروزی؟؟

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوهها) خواص آلبالو را بدینگونه مینویسد آلبالو و گیلاس تقریباً از هر حیث شبیه بیکدیگر است. میوه هر دو درخت ،ملین پیشاب آور صفرا آور اشتها آور ، مسهل

و مقوى كبد و معده میباشد ، این دو میوه وقتی که کمپوت و مربا شوند ترشی و سختی سلولزی خود را از دست میدهند و خیلی قابل هضم میشوند.

کمپوت و مربای گیلاس و آلبالو برای اشخاصی که معده شان ضعیف است و آنهائیکه رماتیسمی هستند دسر بسیار خوبی است، در اثر مداوم این میوه ها در بعضی اشخاص ممکن است (آرا بینوز) در ادرارشان یافت شود.

در صد قسمت میوه آلبالو و گیلاس مواد زیر وجود دارد : آب (80) گرم مواد از ته يك گرم مواد چرب هر گرم مواد هیدروکربنه (17) گرم اسید آلی يك گرم، سلولز (6) گرم قند آنها بیشتر از آرا بینوز میباشد صد گرم گیلاس (77) کالری حرارت میدهد جوشانده دم گیلاس خاصیت پیشاب آور دارد و این اثر بواسطه دارا بودن مقدار زیادی از نات ها میباشد.

آلبالو پوستش نرم تر و قابل هضم تر از گیلاس است آب گیلاس پس از له کردن میوه ،آن آبی بدست میآید که دوروز در حرارت (15) درجه ئی میگذارند تا ته نشین شده پس از آن صاف میکنند و در صد گرم آن موادزیر یافت میشود آب 80-82 / ، اسيد ماليك و اسيد سيتريك 1/5-2% مقدار كم اسيد ساليسيليك ، گلوکز ، ولوولز 3-0/15 ساکارز 5-2 % خاکستر 2-1 /. مواد ازته 180/5 و مختصری تانن و مواد رنگی .

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) در بارۀ گیلاس و آلبالو مینگارد برای اینکه ارزش طبی این میوه را بدانید کافی است

که بگوئیم تمام قسمتهای این میوه یعنی ،گوشت ،هسته دم برگ و غیر آن در طب استعمال جاری دارد .

در مجاری ادرار ولوله هاضمه مثل يك عامل مقنى و زهكش عمل ،مینماید سنگها را بوسیله ترشی نابود میسازد

به مبتلایان بمرض قند و ورم مفاصل آنرا میدهند زیرا میوه ئی است که مواد نشاسته ئی کم دارد و قندش برای بیماری قند مضر نیست گیلاس مسکن اعصاب میباشد ملین بوده و خونرا پاک میکند معده راهم تمیز نموده و برای سوء هاضمههای لجوج بسیار مفید است.

آلبالو بهتر از گیلاس و مفیدتر از آن است

فصل هفتم : زردآلو و فوائد آن از نظر علوم امروزی؟

دکتر جزائری در کتاب اعجاز خوراکیها گوید: بهترین درمان کم خونی زرد آلو است و با کوششها و تجزیه هائیکه تا کنون بعمل آورده اند نمیدانند این خاصیت مربوط بكدام يك از عوامل موجود در آن است. خوردن زرد آلو جهت چاقی نافع است و برای اشخاص چاق خوردن مقدار کم آن ضرر ندارد. زرد آلو نفاخ است و علاج نفخ آن خوردن هسته زرد آلوی شیرین میباشد زرد آلو آهن، فسفر، کلسیم و مس ،دارد و روی هم رفته میوه بسیار مفیدی است ولی نباید در خوردن آن افراط کرد

در کتاب راهنمای تندرستی گوید : زرد آلو گرم و تر و نفاخ است و مصلح آن سکنجبین میباشد ، ملین است و راه خونرا باز وصفرا را دفع میکند ، جوش خونرا فرومینشاند و برای اشخاص صفراوی و دموی مزاج نافع است، زرد آلو كثير الغذاء است و برای دفع تشنگی و علاج بواسیر نافع است. زرد آلو دارای ویتامین C,CA میباشد. مخصوصاً در پوست آن ويتامين A بمقدار زیاد وجود دارد، زرد آلو تن را فریه میکند، زردآلو خنك واشتها آور است و برای اعصاب مفید میباشد ، زرد آلو بعلت غنی بودن از لحاظ آهن برای بچه ها مفید است، ولی اشخاصیکه از کبد ضعیف شکایت دارند نباید در مصرف زردآلو زیاد روی کنند. دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید: درصد گرم زردآلو مواد زیر یافت میشود

آب 82 گرم ، مواد هیدروکربنه 11 گرم مواد ازته 1 گرم و 800 واحد ویتامین A و 3 گرم ویتامین دارد . زرد آلو ویتامین زیادتر از مخصوصاً در پوست آن ویتامین A بمقدار زیاد موجود

سایر میوه ها دارد ، است . زرد آلوشیرین و مغذی است و خوردن آن سبب چاقی و فربهی بدن میگردد.

سینا شاعر اصفهانی راجع بزرد آلو سروده :

بزرد آلو نگر، آن تن شیرین چه جان

ساخته حلو اگرش، زشکر وزعفران

دلش زشیرین لبان هست ز سختی نشان

دیده هر کس بسر از اوست در دل نهان

بشکنش از سنگ دل تاشودت آشکار

فصل هشتم : هلو و خواص آن از نظر علوم امروزی؟؟

دکتر جزائری در کتاب اعجاز خوراکیها گوید : هلودارای ویتامینهای (ب) و (ث) میباشد و پوست آن دارای کاروتن یعنی مولد ویتامین (آ) میباشد ، هلو دارای آهن و (برم) است و برای کبد بسیار نافع میباشد و چهره را خوش رنگ مینماید، و این خاصیت مربوط به (برم) آن میباشد در کتاب (راهنمای تندرستی) گوید: هلو مواد از ته و هیدروکربن و مختصری از ویتامین های B و G ،دارد هلو را اگر کمی بجوشانند مقداری از مواد قندی خود را از دست میدهد و در این صورت برای بیماران مرض قند مفید است .

دکتر ستوده در کتاب ( فوائد میوه ها) گوید : درصد گرم هلو (1) گرم مواد ازته ، هر گرم مواد چرب و 9 - 14:5 گرم مواد هیدروکربنه و 78 گرم آب یافت میشود و 65 کالری حرارت میدهد ، و بعلاوه دارای مقدار قابل ملاحظه ئی (کاروتن) و مقدار مختصری ویتامینهای B و G میباشد

فصل نهم : انجیر و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

انجیر میوه ئی است که خدای جهان در قرآن مجید آنرا مورد

قسم قرار داده چنانکه میفرماید : (والتین والزيتون) (1)و از ائمه دين عليهم السلام اخباری راجع بفضیلت آن بیاد گارمانده که قسمتی از آنها را بعد از این خواهیم خواند .

در كتاب (سفينة البحار) گوید: انجیر غذائی است لطیف و سریع الهضم و دوائی است کثیر النفع زیرا که انجیر مزاج را لینت داده و بلغم را كثير تحلیل میکند و کلیتین را تمیز نموده و سنگ مثانه را از بین میبرد و بستگی کبد و طحال سپرز را باز نموده و بدن را چاق و فربه میکند.

در کتاب (فروع کافی) از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) الروايت کرده که فرمود : (التين يذهب بالبخر ويشد الفم والعظم وينبت الشعر ويذهب بالداء ولا يحتاج معه الى واء) یعنی انجیر بدبوئی دهانرا بر طرف کرده و لثه وجدار دهان و استخوانرا محکم مینماید ، وموى را رویانیده درد و مرض را از بین می برد و با بودن انجیر احتیاج بدوائی نیست .

در کتاب (طب الصادق) (علیه السلام) گويد : انجیر هاضمه را بوضع خوبی تحريك ميکند، افزار تن را منظم میگرداند ، بدن را نیرومند و صورت را باطراوت میکند ، عضلات را بنشاط میآورد، و چون هنگام شام خورده شود حرکات امعاء را بنظم میآورد و بدن را خوشی و خرمی میبخشد.

بارى انجيرهم لذت کام است هم خوشی در طعام ، هم صحت بدن هم انبساط تن ، در معالجه کبد و تصفیه خون مفید ، در مورد سل و سرطان بسیار سودمند است. انجیر گرم و تر ، و برای دردسینه و سرفه نافع است ، ولی برای چشم و معده افراط آن مضر و مصلح آن کرفس است.


1) سوره تین آیه 1 .

انجیر سرشار از ویتامینهای (آ) و (ب) و (ث) و دارای مواد ازته ، قند ، آهن، کلسیم میباشد ، اگر آنرا در شیر بجوشانند جوشانده گی است که غرغره آن برای تورم لثه های دندان سودمند است ، انجیر قوه باه را زیاد میکند ، عربها بیماری سفلیس را با خوردن انجیر و بادام و امساك از چیزهای دیگر معالجه میکردند.

دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراکیها گوید : انجیر قندش برای کودکان منافع زیاد دارد این میوه برای بیماریهای سینه وریه توصیه شده است. هر قدر تازه تر باشد قدرت تبريد (خنك كردن) و پاك كنندگي و خواص غذائی آن بیشتر است، برای بیماران عصبی بهترین غذا است. جوشانده پوست تازه انجیر در موارد شکم روشها و اسهال خونی توصیه شده است

در کتاب (راهنمای تندرستی) نقلا از (لئونس) مینویسد : اگر چهل تاصد و بیست گرم انجیر خشک را در يك ليتر آب بجوشانند جوشانده ئی بدست میآید که برای زکامهای شدید ، تورم حنجره و بر نشینهای کهنه مفید است .

نیز در همان کتاب نقلا از (همو) گوید: اگر يك مشت انجير خشك را در يك ليتر آب و یا بهتر است كه در يك ليتر شير بجوشانند داروی مؤثری بدست میآید که در مورد تحريك گلو و تورم لثه های دندان میتوان آنرا غرغره و مضمضه کرد و نتائج مؤثری گرفت ، اگر انجیر را به پزند و بشكل كميوت و یامر با در آورند برای اشخاصی که سوءهاضمه یا یبوست دارند مفید است

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید: درصد قسمت انجیر میوهها تازه مواد زیر وجود دارد : آب 0/0848 ، مواد ازته 0/79-1/5%، مواد چرب ٫32.

1٫5 %مواد قندی 12/5 - 18/5 % ، سلولز 1٫23 / خاکستر 71. و در صد قسمت انجیر خشک مواد زیر وجود دارد:

آب تقریباً ندارد ، مواد از ته 5/2-3/5% ، مواد چرب 2/1 -1/5% ، مواد قندی 63/5 - 0/079، سلولز 07.5. خاکستر 4/7% ، صد گرم انجیر تازه تولید 81 کالری حرارت میکند در حالتیکه انجیر خشک 276 کالری میدهد.

سینا شاعر اصفهانی درباره انجیر سروده :

دانه انجیر بین ، ره زده بر مرع هوش

خوش عسلی جامهاش ، صبافکنده بدوش

چون قسم حق بر او است، حرمت او دارگوش

دور ز تشویش نیش ، تن همه تن گشته نوش

داند آن کو بود چه مرغ انجیر خوار

وقال ابن الاعسم :

والتين مماجاء فيه السنة

اشبه شيئى بنبات الجنة

ينفى البواسير وكل داء

ومعه لم يحتج الى دواء .

فصل دهم : پرتقال و اعجاز آن از نظر علوم امروزی؟؟

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوهها گوید: درخت پرتقال که اصل

آن از چین بوده، بعدها آنر ادر سائر کشورها غرس نموده اند، مخصوصاً بعد از جنگهای صلیبی کشت آن در اروپا معمول شده است .

از قدیم آنرا برای اسکوربوت ، سنگ مثانه ، خونریزیها و تشنجات روده بکار میبردند .

موادی که در 100 گرم پرتقال موجود است:

هیدرات های کربن ده گرم ، مواد از ته 07 گرم آب 90 گرم اسیدهای مختلف 2٫5 گرم .

در کتاب (تندرستی) گوید : درباره فائده پرتقال هرچه بگوئیم کم گفته ایم زیر اپرتقال بزرگترین عامل تصفیه خون است، پرتقال دارای (اسيد ماليك) و (اسید تارتريك) و (اسيد سيتريك) میباشد که هر کدام دارای خواصی هستند. عصاره پوست پرتقال داری ضد یبوست است دکتر جزایری در کتاب اسرار خوراکیها گوید : عده زیادی از دانشمندان در نتیجه تجربه روی حیوانات و خود انسان متوجه شده اند که ترشیهای میوه مخصوصاً جوهر لیموی پرتقال کلسیم بدن را زیاد میکند ، زیرا پرتقال خودش هم کلسیم دارد و مقدار آن کم نیست، یعنی 40 تا 0 5 میلی گرم است .

نکته قابل توجه این است که مقدار کلسیم در سائر میوه ها باندازه پرتقال نیست ، و از آنچه تاکنون نوشته ایم اینطور میتوانید نتیجه بگیرید که بهترین میوه شفا بخش است، مخصوصاً در زمستان که ترشی بدن انسان زیادتر بوده و احتیاج بیشتری بمواد قلیائی کننده دارد.

میوه ئی است ملین و در عین حال مقوی اعصاب ، مخصوصاً مغز ، دافع تشنج است و باید برای کلیه بیماران اعصاب تجویز شود و هم چنین

برای مبتلایان بمرض قند برای تب داران، برای کسانیکه دوره نقاهت را میگذرانند ، و نیز برای تمام امراض معدى وخون وسوءهاضمه بسیار نافع است.

پرتقال مقدار زیادی ویتامین (1) دارد که برای جذب کلسیم نهایت لزوم را دارد و استخوانرا تقویت میکند ، وقندش مانند شیر عامل دیگری برای جذب کلسیم دارد. اخیراً پرتقال را با انار پیوند کرده نوعی بدست آورده اند که به پرتقال خونی معروف است زیرا پوست و گوشتش مانند انار قرمز و برنگ خون است.

پرتقال بهترین محرك اشتهاء است و از این جهت توصیه میشود که آنرا همیشه قبل از غذا بخورند نه بعد از غذا پرتقال معده را سبك ميكند ورنگهای تیره را باز میکند ، بهترین تنظیم کننده ماشین انسانی است و از این جهت میتوان گفت آنجا که پرتقال نیست سلامتی وجود ندارد. در موقع خرید پرتقال دقت کنید پوستش نازک باشد هنگام لمس کردن نرم باشد ، پرتقال خوب آنستکه پروسنگین باشد نه آنکه پوك و کم آب ، پرتقالهای سنگین گوشت زیاد دارند و شیرین اند . پرتقال برای رشد و نرم کردن پوست بسیار نافع است ، فعالیت سلولها را زیاد میکند و بر قدرت اعصاب میافزاید، ضدیبوست است و برای مبتلایان بمرض قند بسیار نافع است در اغتشاشات معده و کبد اثر نیکودارد.

کسانیکه جوانی فناناپذیر میخواهند باید پرتقال را فراموش نکنند ، شخصی که سالهای متمادی جوانی خود را حفظ کرده بود پس از رسیدگی معلوم شد که روزی دوازده عدد پرتقال میخورد.

فصل یازدهم : لیموترش و اعجاز آن از نظر علوم امروزی؟؟

در کتاب (تندرستی) گوید : لیموترش دارای ویتامین بمقدار زیاد میباشد . بهضم غذا كمك ميكند و مقوى کبد است . لیموترش در امراض کبد و استسقاء مورد استفاده قرار میگیرد و اثر مخصوص در جوان نگهداشتن شرائین دارد و مانع سخت شدن آن میشود . از این رو لیمو ترش برای مبتلایان به تصلب شرائین مفید است.

لیموترش برای معالجه رماتیسم نیز بکار میرود و این میوه ضد عفونی کننده بسیار قوی است، برای رفع تشنگی و جلوگیری از تهوع نیز مفید است . لیمودارای ،آهن، کلسیم، فسفر ، ویتامین و چند اسید دیگر که معروفترین آنها اسید اسكورنيك است میباشد . آب لیمو میکروب وباء و اسهال خونی را میکشد.

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) گوید: درصد گرم آب ليمو مواد زیر یافت میشود

آب 89/09 گرم ، اسيد سيتريك و اسيد ماليك واسيد فسفريك 5/77 گرم، سیتراتهای پطاسیم و کلسیم و آهن 1٫9 – گرم، گلوکز 2/45 گرم ، صمغ آلبومین و موسیلاژ 068/. گرم ، سیلیس فسفات و املاح مختلف 0/06 گرم.

بطور کلی آب لیمو دارای خواص زیر است : ضد رماتیسم ، ضد عفونی کننده ، ضد تهوع ، قابض طبع ، مدر وخنك كننده، بعلاوه دارای مقدار زیاد ویتامین (G) میباشد. با این محاسن اگر به مقدار زیاد ناشتا

خورده شود مخصوصاً اگر اطفال در خوردن زیاده روی کنند ممکن است ایجاد گلایسوس با پریدگی رنگ صورت وضعف شدید نبض بکند.

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید آبلیمو ضد گوشتهای زیادی است که در گلو و مغز پیدا میشود آب لیمو ضد کم خونی

و غلظت و رقت خون است. آبلیمو ضد درد است و سر درد و کمر درد و دردهای کلیه و شکم را تسکین میدهد آبلیموضد تيفوس ، ضد سرخك، ضد آبله برغان و مخملك است . آبلیمو ضد ترشی معده و سنگهای کبدی است .

آب لیمو صفرا بر است وضد وحشت و دل تنگی است، آبلیمو ضد امراض کبدی است. برای تبها آبلیمو را جوشانده و رگهای سه گانه ،کلم شلغم کرفس را مخلوط کرده بخورید آبلیمو ادرار را زیاد میکند و به این نحودردهای کلیه و مثانه را درمان مینماید، آبلیمو بهترین داروی ضد خون دماغ است. برای کسانی که اشتها ندارند داروئی بهتر از آب لیمو وجود ندارد زیرا عمل هاضمه را تحريك مينمايد .

آبلیمو از طاس شدن سر جلوگیری میکند و موهای سر را تقویت مینماید برای این دو مقصود مالیدن آبلیمو بسر مفید است ، آب لیمو برای تمام امراض قلبی مفید است ، زیرا عدم ترتیب حركات قلب نتيجه بدى هضم و سموم کبد است و برای این لازم است آبلیمو را جرعه جرعه با تنفس عمیق نوشید آبلیمو بزاق را زیاد میکند و چون بزاق دارای اثر ضدعفونی کننده است میکر بهای دهانرا از بین میبرد .

فصل دوازدهم : نارنج و فوائد آن از نظر علوم امروزی ؟؟

در کتاب راهنمای تندرستی :گوید نارنج سرد و تر برای اعصاب وحلق مضر است مصلح آن قند و عسل است نارنج مفرح است معده و قلب را قوت میدهد، صفراء و حرارت تن را دفع میکند خفقان و وحشت را بر طرف میسازد. هر وقت سالاد درست کردید فراموش نکنید بآن پوست لیمو و پوست نارنج مخلوط کنید زیرا در این پوست روغنی است که برای سلامتی فوق العاده نافع است .

پوست نارنج جریان صفراء را زیاد میکند و در معالجه اسهال و ختلال معده و روده اثر فوق العاده خوبی دارد خلال نارنج برای تقویت قلب مفید است. افرادی که از بیماری اعصاب معذبند خلال نارنج را با سنبل الطيب بمقدار مساوی مانند چای دم کرده و در استکان با کمی نبات میل کنند.

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) گوید : درصد گرم نارنج مواد زیر یافت میشود :

مواد از تهه گرم مواد چربه گرم مواد هیدروکربنه 11/5 ،گرم و در ضمن این صد گرم51 کالری حرارت میدهد.

درباره نارنج میرزا نعیم اصفهانی چنین سروده

درخت نارنج بود ، باکره و کامله

ز نفخ باد بهار ، بباغ شد حامله

طفل سمینی بزاد، بیمدد قابله

طفل سمینش شده بدن پر از آبله

بچہر گلگونش ماند آبله آبدار

خاتمه

در کتاب (تندرستی) گوید نارنگی مسکن اعصاب و مانند پرتقال ويتامين (C) دارد ، با خوردن چند نارنگی هنگام شب خواب راحت خواهید کرد .

تتميم

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) راجع به دارایی مینویسد تلخی کم دارایی آنرا يك اشتها آور طبیعی کرده است و برای تمام کسانیکه اشتهای کاذب دارند و همچنین کسانیکه میلشان بغذا نمیکشد و معده شان خوب کار نمیکند مفید است ، دارابی را قبل از غذا یا کمی قبل از آن میل نمائید زیرا اشتها را تحريك ميکند و هضم را آسان مینماید و عملش روی ترشحات معدی است و در موقع خوردن بآن قند نزنید . دارایی میوه ئی که اشتها را زیاد میکند . صبح اگر آنرا بجای صبحانه بخورید بشما جوانی و سلامتی میدهد .

فصل سیزدهم : توت و فوائد آن از نظر علوم امروزی ؟؟

در کتاب تندرستی :گوید توت گرم است و برای معده مضر.

مصلح آن سکنجبین است مجرای خونرا باز میکند و مولد خون است .

توت ملین و مدر است و برای بیماران مرض قند نافع میباشد شربت توت برای گلودرد مفید است و تن را فر به میکند غرغره جوشانده برگ توت برای لثه ها مفید است .

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید : درصد گرم توت سفید مواد زیر یافت میشود :

مواد از ته يك گرم مواد چرب يك گرم ، مواد هیدرو کربنه 11 گرم و 75 کالری حرارت میدهد .

و در صد گرم توت سیاه مواد زیر یافت میشود :

آب 80-85 گرم، گلوکز ولوولوز 9 گرم ساکاروز 2 گرم اسید ماليك 8 را گرم ، اسيد سيتريك يك گرم، مواد ازته يك گرم خاکستر يك گرم .

سینای اصفهانی درباره توت سفید سروده :

بر شجر توت بین ، نقل تر آورده بر

میده هر شاخ آن براستی نیشکر

بزیر آن پای نه ، چشم کشا برزبر

سپهر دیگر ببین ، ستاره های دیگر

شبجر ندیدی مگر ستاره آرد ببار .

خاتمه

توت فرنگی و خواص آن از نظر علوم امروزی ؟

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) فوائد توت فرنگی را بدین نحو نگاشته : ساقه های گیاه توت فرنگی وزیرزمینی و میوه اش قرمز رنگ ترش مزه ، مدر قابض طبع ، واشتها آور میباشد و بعلاوه خنك کننده و خیلی مقوی است.

میوه توت فرنگی بواسطه دارا بودن قند و اسيد ماليك و اسيد سيتريك وساليسيليك خوشمزه است و برای تهیه بستنی و شربت بکار میرود و برای نقرس و سنگ مثانه ودفع التهاب در تب استعمال میشود .

دم کرده برگهای تازه آن برای زیاد کردن ادرار بکار میرود .

در توت فرنگی اسید ماليك و اسيد سيتريك بصورت مالات وسيترات دو پاس که اینها دارای خاصیت تلیین بوده و با سلولزی که در میوه گیاه کات دودی روده میشوند و در اثر سوختن آنها در ست سبب شدت حر بدن تولید کربنات دو پطاس شده و اسیدیته بدن را کم میکند. خوردن توت فرنگی در بعضی ها ایجاد سودا و کهیر مینماید ولی اگر بخوبی شسته شود ممکن است این عوارض را ندهد ، زیرا معتقدند این نابردباری دراثر میکروبهائی است که با گردوخاک روی آن قرار گرفته و اگر با آب قند شسته شوند این میکروبها از بین میروند.

بواسطه داشتن آهن و آهك و اسید ساليسيليك خوردن آن برای ،نقرسبها كبديها و اشخاصی که ضعیف و ناتوان هستند مفید است و چون

قند آن لوولز است بیماران مبتلا بقند خوب تحمل می کنند و برای حالشان مفید است .

توت فرنگی دارای آهك منیزی، سیلیس، آهن، ید و برم میباشد و بواسطه وجود سیلیس در بیماری تصلب شرائین و سرطان مفید و دارای ویتامینهای (CوB) است . و چون آهك و آهن توأماً در آن دیده میشوند برای تقویت طول عمره مؤثر است. ریزم توت فرنگی دارای تانن و فراگاریانین است و وقتی که آنرا میخورند ادرار گلی رنگ و مدفوع قرمزرنگ میگردد. دکتر جز اثری در کتاب اسرار خوراکیها خواص توت فرنگی را اینطور مینویسد : توت فرنگی از نظر قند و املاح بسیار غنی است مخصوصاً آهك و فسفر و آهن زیاد دارد .

قندش برای کسانیکه دوره نقاهت را میگذرانند و هم چنین برای اورام مثانه و کبد و نیز برای تصفیه خون و رفع زردی و سنگ کلیه و مثانه و نقرس و مرض قند مفید است .

سنگهای مثانه و كبد و امراض مثانه و رماتیسم با این میوه معالجه میشوند. مجاری تنفس و ادرار و سوراخهای پوست را تنقیه وزه کشی مینماید . مقوی بوده و املاح بدن را بعلت داشتن املاح زیاد محکم مینماید اثر خوبی در غده دارد و مسکن خوبی است

برای کم خونی و سستی استخوان و کمی املاح دیگر بدن بسیار نافع است . مخصوصاً در مورد سرطان نباید اثر نیکوی قلیا کننده آنرا فراموش کرد.

فصل چهاردهم : از گیل و فوائد آن از نظر علوم امروزی ؟؟

در کتاب تندرستی :گوید از گیل برای درمان اسهال و اختلالات روده نافع است برای تنظیم عمل روده ها و رفع التهابات آنها نيز مفيد میباشد و از این رو خوردن آن برای بیماران مبتلا بودم روده بزرگ تجویز شده .

از گیل بمقدار زیاد ویتامین ب و ث دارد و دارای قند سلولز واسيد سيتريك نيز میباشد ، اسهال را بدون ایجاد عوارض سوء بعدی برطرف میکند .

خاتمه

فوائد زالزالك وتمشك از نظر علوم امروی؟؟

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) خواص زالزالكرا بدین نحو مینویسد : زالزالك ميوه ئی بسیار قابض است و میتوان آنرا در مورد اسهال و اسهال خونی خورد زیرا که مقدار زیاد جوهر مازو یعنی تانن دارد و نیز دارای کلسيم و يك مختصر ترشی آلی است.

برای تقویت قلب بسیار توصیه و تجویز شده است و نیز در مواقع

کم خونی وسل اثر نیکو دارد.

اما تمشک و خواص آن از نظر علوم امروزی؟؟ دکتر جز اثری در کتاب (اسرار خوراكيها) خواص تمشك را نگاشته بدین نحو : تمشك بعلت داشتن عطر ملایم یکی از میوه های لذیذ میباشد .

گوشت پروانه آن دارای خواص توت فرنگی است و ترشی خونرا از بین میبرد . تمشک دارای خاصیت معرق است و بهترین زهکش سوراخهای پوست میباشد

مهرداد در کتاب راهنمای تندرستی دربارۀ تمشک مینویسد : تمشک برای بیماران مبتلا بمرض رماتیسم ومرض قند و اسكوربوت نافع است. تمشک بمقدار زیاد ویتامین (C) و قند واسيد سيتريك واسيد ماليك دارد.

تمشک تصفیه کننده خون و ادرار آور و ضد سفرا است. شربت تمشک برای بیماران مبتلا به سرخك ومخملك تجویز شده و دانه های تمشک برای معالجه یبوست و خشکی مزاج مفید است.

فصل پانزدهم : زیتون و اعجاز آن از نظر اسلام ؟؟

زیتون از میوجاتی است که در قرآن عظیم مورد قسم خدای عالم

زيتون واعجاز از نظر اسلام ؟

قرار گرفته چنانکه میفرماید: (والتين والزيتون) (1)و پیشوایان عالم بشریت هم راجع به فضیلت زیتون بیاناتی ایراد فرموده اند که قسمتی

از آنها ذیلا از نظر خوانندگان عزیز میگذرد

در كتاب (سفينة البحار) از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روایت کرده که فرموده : (عليكم بالزيت فانه يكشف المرة ويذهب بالبلغم ويشد العصب ويحسن الخلق ويطيب النفس ويذهب بالغم . )

یعنی بر شما لازم است که روغن زیتون بخورید زیرا که روغن زيتون صفرا و بلغم را از بین برده و پیه را محکم میکند و خلق و نفس را نيكو وتحسين نموده و غم واندوه را برطرف مینماید.

و هم از آنکتاب از رسول خدا (صلی الله علیه واله) روایت کرده که بعلی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمود: (عليك بالزيت فكله وادهن به فان من اكله وادهن به لم يقر به الشيطان اربعین یوما) یعنی بر تو لازم است که روغن زیتون بخوری و با آن بدنرا روغن مالی کنی ، زیرا کسی که روغن زیتون بخورد و از آن ببدن خود بمالد شیطان (یعنی میکروب) چهل روز نزديك او نخواهد شد.

در کتاب تندرستی :گوید روغن زیتون برای دفع صفر اوشن ريزه وكلية امراض کبد فوق العاده نافع است زینون ملین و برای کبد مفید است و در معالجه بعضی امراض (مثلا سنگ مثانه وسل) اعجاز میکند زیتون حرارت تن را زیاد کرده لثه ها را تقویت نموده و خونرا صاف میکند . زيتون فسفر ،پتاسیم گوگرد منیزیوم، کلسیم، کلر ، آهن، مس و منگنز نیز دارد روغن زیتون خاصیت صدسم دارد و جدار روده ها و


1) سوره تین آیه 1 .

معده را چنان پاک میکند که مجال نمیدهد سموم در خون راه یابند. برای جلوگیری از ریزش مو مصرف پی در پی روغن زیتون تا مدت ده روز و شستن سر با آب ولرم و صابون مارسی مفید است .

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید زیتون برای تولید سوخت بدن ارزش زیاد دارد زیر اصد گرم آن 234 کالری حرارت میدهد و از این جهت يك غذای نیروبخش است و کسانیکه میخواهند سلامتی داشته باشند باید باین اکسیر علاقمند شوند برای مبتلایان بمرض قند و تنبلی کبد بسیار نافع است دقت کنید که زیتون شفاف و سفت ،باشد نه نرم و بدون جلا

روغن زیتون نرم کننده و ملین است و برای رفع عوارض کلیه ها و سنگهای صفراوی و قولنجهای کلیوی و کبدی و رفع یبوست بسیار نیکو است. روغن زیتون ضدسم سرب است و خوردن آن برای کارگران چاپخانه ها که با سرب کار میکنند واجب است، برگ زیتون دارای مواد قندی ،مواد تلخ مواد ،مومی کلر فیل تانن بوده و ضد ترشی های آلی است خوردن کمی زیتون با غذا اشتها را زیاد میکند و ترشحات غدد مخصوص صفرا را اصلاح مینماید ولی زیاده روی در خوردن آن باعث زیادی ترشحات این دو غده مهم میگردد و باعث بیخوابی ولاغری است،

و از این جهت خوردن آن باشخاص چاق و بلغمی توصیه میشود.

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوهها) گوید: روغن زیتون اثر داروئی داشته و مخصوصاً اثرش روی دستگاه کبد و صفرا واضح و هویدا است برای تلیین مزاج ودفع صفرا و شن ریزه کلیه و مجرای کبد و مسمومیت از سرب روزانه 100 تا 200 گرم مصرف میشود.

مالش روغن زیتون روی بدن متورم که سمی روی آن بمالند جلوگیری از جذب سم ،میکند روی این اصل برای معالجه سوختگیها خوب است.

نگارنده این کتاب گوید کلیۀ فوائدی که برای زیتون گفته شد در صورتی صحیح است که زیتون و روغن آن سالم باشند ، چنانچه ناسالم باشند تردیدی نیست که نتیجه برعکس خواهند بخشید.

فصل شانزدهم : خرما و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

خرما میوه ئی است که خدای عالم حضرت مریم علیها السلام را بخوردن آن امر فرموده چنانکه میفرماید: (وهزى اليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباجنيا) (1)یعنی شاخۀ درخت خرما را بسوی خود بکش تارطب تازه برای تو فروریز .

بدین جهت است که امام محمد باقر (علیه السلام) ميفرمايد: (لم يستشف النساء بمثل الرطب، ان الله تعالى اطعمه مریم فی نفاسها) یعنی زنها استشقاء نکرده اند بمثل رطب زیرا خدای جهان حضرت مریم را در موقع نفاس با خرما اطعام کرد. (2)

در کتاب سفینه از حضرت محمد بن عبدالله روایت کرده


1) سوره مریم آیه 25 .

2) مجمع البيان

که فرمود: (هذا جبرئيل يخبرني ان في تمرتكم هذه (واشار الى البرنى) تسع خصال: تخبل الشيطان وتقوى الظهر و تزيد في المجامعة وتزيد في السمع والبصر وتقرب من الله وتباعد من الشيطان و تہضم الطعام و تذهب بالداء وتطيب النكهة . )

یعنی این جبرئیل است که بمن خبر :میدهد در این خرما و اشاره کرد به خرمای برينك نه خصلت است: 1- میکروب را از بین میبرد 2- پشت انسانرا قوی میکند 3-قوه جماع را زیاد مینماید 4- شنوائی گوش و بینائی چشم را زیاد میکند 5- انسانر ابخدا نزديك مينمايد6_انسانرا از شیطان دور میکند 7 غذا را هضم مینماید 8 در درا بر طرف میکند 9 دهان انسانرا خوشبو میکند

ابن اعسم کوفی در باره خرما چنین سروده :

وقد اتانا عن ولاة الأمر

وعن ابيهم حبهم للتمر

فاصبحت شيعتهم كذلك

تحبه في سائر الممالك

در کتاب تندرستی :گوید خر ما كثير الغذاء و مقوی باه است کلیه و کمر را تقویت میکند و برای فالج نافع است. همچنین برای سنگ مثانه مفید ،میباشد خرما تن را فربه و خونرا زیاد میکند ولی برای دندانها مضر است.

خرما ويتامين (C, B) وقند و سلولز و مواد آلبومینوئیدی و املاح معدنی دارد و بمقدار کمتر دارای کلسیم، فسفر، آهن و منیزیوم میباشد خرما بعلت داشتن منیزیوم، ضد سرطان است.

در کتاب (طب الصادق) گوید درخرما فوائد بسیار است بدنرا گرم و فعال میسازد زمین تن را حاصل خیز میکند مولد خون غلیظ

میباشد اگر آنرا شکافته میان شیر بریزند در مورد ضعف باه نافع است و آنرا تحریک میکند در التهابات معده و روده سودمند و برای درمان سرفه خشك والتهابات ريوى وتهييجات مجاری ادرار مفید است.

خرمای نرسیده و ترش در جریان خون و جلوگیری از اسهال و اصلاح لثه های دندان خیلی مؤثر است، خرما در بیماری سرطان اثر خوبی دارد، زیرا متضمن مادۀ (مانگزیوم) است که میان آن و معالجه سرطان ارتباط محکمی بر قرار است و نزد اهل تتبع تقريباً ثابت شده که اهالی (اراضی خرمابان) کمتر بمرض سرطان مبتلا میشوند.

خرم اكثير الغذاء ودارای ويتامين (ب) و (ث) وقند وسلولز و مواد آلبومینوئیدی و املاح معدنی است و بعلت داشتن منیزیوم ضد سرطان است.

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید: خوردن چند خر ما بعد از غذا دسر یا بهتر بگوئیم مکمل غذائی خوبی است. زیرا خرما با آب دریا مشروب میشود و دارای املاح بسیاری است، خرمايك غذای مقوی و در عین حال ملین است برای تغذی کسانی که دوره نقاهت را میگذرانند و اشخاص كسل و مخصوصاً تغذى اطفال لازم است، بایدهر روز خرما خورد ولی نه بمقدار زیاد .

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید: درصد گرم میوه خرما مواد زیر یافت میشود :

آب 24/5-43/6 گرم پروتوئید 2٫9 گرم مواد چرب 4ر گرم سلولز 1/9 - 5/05 گرم تانن و گلوکز 47/9 - 68/1 گرم مواد معدنی 3٫3 گرم اینولین اثر مختصر

فصل هفدهم : گردو و فوائد آن از نظر اسلام؟؟

در کتاب (مکارم الاخلاق) از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود اربعة اشياء تجلو البصر وينفعن ولايضررن، فسئل عنهن؟ فقال: السعتر والملح اذا اجتمعا والنانخواه والجوز اذا اجتمعا . یعنی چهار چیز استکه چشم را جلا میدهند و نافع بوده و ضرر ندارند نام آنچهار چیز پرسیده شد ؟؟ فرمود: پودنه با نمك موقعی که با يكديگر استعمال شوند وزیره با گرد و موقعیکه با یکدیگر استعمال شوند .

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید : جوشانده برگ گردو در بیماریهای جلدی (واگزما) و ترشحات بیرنگ زنانه مفید است، غرغره آن در گلو درد و ورم لوزتین بسیار نافع است، قسمت گوشتدار و پوست آن نیز دارای خواص برگ است شیره سبز رنگ پوست گردوی تازه برای از بین بردن (زگیل) و مداوای کچلی فوائد بسیار دارد جوشانده پوست گردو موی سر را قهوه ای میکند و مخلوط با حنا خضاب خوبی میباشد .

مغز گردو مشهور بضد خنازیر است ، ضد کرم وضد اسهال نیز هست زهکش سوراخهای پوست بدن است در امراص رحمی بسیار مفید است و این خاصیت مربوط بمقدار کمی مس است که در آن موجود است و بهمین هلت ترمز کننده سرطان است .

گردو مقوی اعضاء رئیسه بدن مخصوصا مغز است ومقوى حواس

باطنی نیز میباشد خوردن گرد و با کشمش و انجیر برای معده بسیار مفید است مخصوصاً کوبیده آن با انجیر بمعده لینت میدهد و بدنرا تقویت میبخشد مغز بوداده گرد و برای نرم کردن سینه بسیار مفید است.

در کتاب (تندرستی) نقلا از (لئونس) گوید: کسانیکه مبتلا به بیماریهای قند هستند باید بیست و پنج گرم برگ خشك كردو را دريك لیتر آب دم کنند و شب يك ليوان از آنرا مصرف نمایند یکهفته که بهبود و شفای عاجلی در حال خود احساس میکنند.

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) گوید : درصد گرم مغز تازه گردو 11/5 گرم مواد ازته و 41/9 گرم چربی 17/5 گرم مواد هیدروکربنه دارد در صورتیکه صد گرم مغز خشك آن 16/5 گرم مواد از ته وه 58 گرم مراد چرب و 16 گرم مواد هیدروکربنه و صد گرم آن 620 کالری حرارت میدهد .

فصل هجدهم : بادام و فوائد آن از نظر علوم امروزی؟؟

دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراکیها گوید بادام دارای مقدار زیادی فسفر ،پتاسیم ،منیزیم، آهک ، گوگرد، کلر، سدیم و آهن است مغز بادام شیرین تقريباً يك درصد فسفر طبیعی دارد و از این جهت بهترین درمان امراض مغزی و عصبی است و همچنن برای ضعف قوای

دماغی بهترین داروها است .

در کتاب (تندرستی) گوید بادام برای تقویت حافظه وقوه باصره نافع است، (بادام ملین) بوده و برای سینه مفید است بادام برای سرفه خشک و مثانه سودمند بوده در زخم روده مورد استفاده قرار میگیرد

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوها) گوید : در صدگرم هستۀ خشک 15 - 24 گرم مواد از ته 48 - 54 گرم مواد چرب 13/5-5 /17 گرم مواد هیدروکربنه وجود دارد و بعلاوه دارای املاح معدنی مانند ،موسیلاژ، صمغ و امولسین میباشد

فصل نوزدم : سنجد و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

در فروع کافی کتاب الاطعمه از حضرت صادق (علیه السلام) رو اینکرده

که فرمود : ( الغبيراء لحمه ينبت اللحم وعظمه ينبت العظم وجلده ينبت الجلد و مع ذلك يسخن الكليتين ويدبغ المعدة و هو امان من البواسير والتقطير ويقوى الساقين و يقمع عرق الجذام ). یعنی گوشت سنجد گوشت بدنرا میرویاند و استخوان (هسته) آن استخوانرا میرویاند و پوست آن پوست را میرویاند و مع ذلك

کلیتین را گرم و معده را دباغی مینماید ، و سنجد موجب ایمنی از بواسیرو تقطیر (چکه کردن بول) میباشد و ساق پاها را تقویت میکند و رگ جذام (خوره) را بر طرف مینماید .

دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراکیها گوید سنجد ضد اسهال وضد خونریزی است دارای مقدار زیادی جوهر مازو، وويتامين (ك) است و برای سینه بسیار مفید است و سموم معده و روده ها را زائل کرده و دردسر را تسکین میدهد

خاتمه

در کتاب (مکارم الاخلاق) از امیرالمؤمنین نقل کرده که فرمود :

(العناب يذهب بالحمى) يعنى عناب تب را از بین میبرد. دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراکیها گوید : عناب یکی از دشمنان کاسترل است و قلب را جلا میدهد و خونرا صاف میکند ، عناب توأم با سپستان اثر بیشتری دارد و برای اصلاح کبد و صفرا تجویز میشود .

عنا برا بکوبید ، روی آن آب گرم بریزید و بگذاريد يك شب بماند ، صبح آب آنرا میل نمائید واثر معجزه آسایش را در مبارزه با (کلسترل) به .بینید عناب کمی ملین است و اخلاط را دفع مینماید و گرفتگی سینه و صدا را باز میکند خون را پاک میکند و تولید خون تمیز مینماید .

فصل بیستم : پسته و فوائد آن از نظر علوم امروزی ؟؟

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید : پسته مقوی باه و زیاد کننده منی میباشد ، برای تقویت ذهن غذای خوبی است ، زهکش معده بوده دردهای کبد را تسکین میدهد، اشخاص لاغر راچاق ،میکند مقوی معده وزخم معده است، سموم بدن و پرقانرا از بین میبرد بر طرف کننده اسهال و تشنگی است ، خوردن آن دهان را خوشبو میکند در کتاب (تندرستی) :گوید: پسته گرم و خشك است .

پسته شامی و خواص آن از نظر علوم امروزی ؟؟

دکتر جز ائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید: این میوه یسته شام که چند سال است در ایران کاشته میشود دارای مقدار زیادی چربی و مواد نشاسته ای است محصول ایران چربی اش کمتر و مواد سفیدهاش بیشتر است .

خاصیت غذائی آن زیاد است و قیمت آن بسیار مناسب و دلخواه اشخاص کم بضاعت است

پدر و مادر نباید از این میوه بسیار ارزان که اطفال را از بسیاری از امراض محفوظ میدارد مضایقه نمایند.

ما باید بیش از این ارزش این میوه را بدانیم در ساختن شیرینیها و نانهایی که در منزل میسازید از این مغز بکار ببرید . معمولا این مغز را بوداده میخورند و در شیرینی سازی بکار میبرند. ضمناً میتوان آنرا کوبید

وبغذا ها و خورشت ها و سوپ ها افزود، اشکنه آن نیز بسیار خوش مزه است .

درخورشت فسنجان میتوانید آنرا جانشین گردو کنید و یا با آن مخلوط کنید. روغن پسته شام روغن بسیار خوبی است برای طباخی خوب است و برای مردم گرم مزاخ مضر میباشد، مصلح آن سکنجبین است. پسته بسیار مقوی است و چون خونر از یاد میکند برای اشخاص ضعیف البنیه نافع است .

خاتمه

فندق و فوائد آن از نظر علوم امروزی ؟؟

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) گوید: خاصیت غذائی فندق از تمام میوههای روغنی بیشتر است و هضم آن آسانتر است. دارای مقادير زيادي آهك - فسفر - گوگرد - پتاس وغیره است و چون دارای مواد قندی نیست برای مبتلایان بمرض قند غذای بسیار خوب و درمان مفیدی است. مغز فندق دارای 50 تا 60 درصد ماده روغنی است که بوی معطر آرامی دارد و بمصرف تغذیه و عطرسازی میرسد

مقدار روغن در تازه و کهنه آن یکسان است مقوی معده و تقویت کننده دماغ و نیروی شهوانی است فندق بوداده روغنش بیشتر و طعمش گواراتر میباشد .

در کتاب (تندرستی) گوید فندق تازه زود هضم است و خشکش دیر هضم ، مصلح آن مویز است ، فندق روده ها را تقویت میکند و اگر با عسل خورده شود دافع سرفه است، فندق مقداری روغن و کلسیم و ویتامینهای گوناگون دارد ، برای سوزاك مفید است و روغن آن بهترین دوای سینه و سرفه شناخته شده.

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید : در صد گرم فندق مواد زیر یافت میشود :

مواد ازته 15/58 گرم ، مواد چرب 17/61 گرم ، قندها 12/22 گرم ، سلولز 3/84 گرم، املا مختلفه 3٫7 گرم آب ، 3/5 گرم ، و بعلاوه این صد گرم 639 کالری حرارت ایجاد میکند.

فصل بیست و یکم : خربزه و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

(عن ابن عباس (ره) قال: قال رسول الله (ص) عليكم بالبطيخ فان فيه خصال: هو طعام وشراب ، يغسل المثانة ويغسل البطن ويكثر ماء الظهر ويزيد فى الجماع ويقطع البرودة وينفى البشرة وفي رواية : انه يغسل المثانة ويدر البول ويذيب الحصى ) (1). یعنی رسول خدا برشما فرمود: بر شما لازم استکه خربزه بخورید


1) طب النبي ص .

خربزه و اعجاز آن از نظر اسلام؟

زیرا که در آن خصلتهائی وجود دارد :

1 - بمنزله غذا است 2- بمنزله آب است 3 - مثانه را شستشو میدهد 4- شکم را شستشو مینماید 5- نطفه را زیاد میکند 6-قوه باه را زیاد میکند 7- برودت و سردی را برطرف میکند 8- دمل و جوشهای ریزه بدن را از بین میبرد و در روایت دیگری است که بول را زیاد کرده و سنگ مثانه را آب مینماید .

مؤلف گوید: خربزه را باید بعد از غذا خورد ، چه آنکه خوردن آن قبل از غذا یعنی موقعیکه انسان ناشتا وه عده او خالی باشد باعث فلج شدن بدن و تورم امعاء خواهد شد. ولذا است که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) میفرماید : (اكل البطيخ على الريق يورث الفالج) (1)یعنی خوردن خربزه دره وقعیکه معده خالی باشد موجب فلج میشود

دکتر جز اثری در کتاب (اسرار خوراکیها) راجع بفوائد خربزه گوید: خربزه ادرار را زیاد میکند، برای سل ریوی بسیار نافع است برای مبتلایان بسوء هاضمه مفید میباشد ، در بیماری خونریزی - رماتیسم نقرس - سنگ کلیه و مثانه مفید است .

مهر داد در کتاب تندرستی فوائد خربزه را بدین نحومینگارد : خربزه تر و گرم ، بلغم را زیاد میکند ، مصلح آن سکنجبین است ، راه خونرا باز میکند ، مدر است و کلیه و مثانه را صاف میکند، خوردن آن روی شکم خالی مضر است زیرا روده ها را متورم میکند و اسهال تولید مینماید ، از این و آنرا باید همیشه بعد از صرف غذا خورد.

خربزه رنگ و رو را روشن و بیماری استسقاء را درمان میکند .


1) مکارم الاخلاق.

مبتلایان بمرض قند باید از خوردن خربزه سخت به پرهیزند و هم چنین مبتلایان به بیماری ورم امعاء باید از مصرف آن خودداری کنند، خربزه برای مبتلایان به (سل) وفقر الدم مفید است و یکی از عوامل تجدید جوانی است، خربزه برای مبتلایان به نقرس - رماتيسم وبواسير نيز نافع است. دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید : خربزه ادرار، عرق و شیر را زیاد میکند ، ملین طبع نیز میباشد ، و همیشه باید بعد از غذا صرف شود که اسهال ندهد، زیرا اگر خربزه رسیده را قبل از غذا بخورند .

تولید ورم روده و اسهال مینماید.

كرمك ، برای رفع یبوست ، یرقان و غیره مفیدتر است هر چند شیرینی آن کمتر است ، با ، رنده کردن گرمك واضافه نمودن مقداری شکر بآن ، و سرد کردنش پالوده كرمك بدست میآید که برای رفع گرمی بکار میرود.

سینا شاعر اصفهانی در وصف خربزه سروده

خربزه بیضه شکل ، چو تنگ شکر بود

بقالب وقد و طعم ، قند ولی تر بود

دل همه سیماب گون، رخش معصفر بود

با همه شادابیش ، تشنه خنجر بود

چوخنجر عاشقان ، به تیغ ابروی یار

حضرت علی بن موسى الرضا عليه السلام درباره خربزه میفرماید :

1- ماء 2 - و حلواء 3 - و ريحانة 4- فاكهة 5 - حرض

6-طعام 7- ادام 8-تنقى المثانة 9- وتصفى الوجوه 10- تطيب النكهة عشر تمام.

یعنی خربزه دارای خواص ده گانه ای است که ذیلا بشرح میرود 1- اینکه بمنزلهٔ آب است 2 - بمنزله شیرینی است 3 - معطر است 4-میوه هم میباشد5- اشنان است (که دهان و دندانها را تمیز میکند) 6 - بجای طعام بکار میرود 7- نانخورش نیز میباشد 8- مثانه را شستشو میدهد 9- صورتها را صاف میکند 10- دهانرا خوشبو مینماید خواص ده گانه خربزه تمام شد.

خاتمه

دکتر جز اثری در کتاب (اسرار خوراکیها) راجع به فوائد هندوانه مینویسد : هندوانه دارای آب گیاهی و حیاتی زیاد است ، در موقع گرمای شدید خنکی خود را حفظ میکند حتی اگر آنرا در آب گرم بیاندازند ، مدر و خنك كننده است ، و بهتر آن است که آنرا خارج از نوبت غذا یا قبل از غذا بخورند، هندوانه از زیادی صفرا و خون جلوگیری میکند و تشنگی را برطرف میسازد و ادرار را زیاد مینماید. برای اشخاصی که در معده آنها صفرای زیاد تولید میشود و براثر شدت آن لاغر میشوند هندوانه بهتر از میوههای ترش است زیرا زیادی

صفرا را با ادرار میبرد و خون را پاک میسازد و زیادی ترشح سیب آدم را را هم کم کرده تعدیل مینماید ، زیاده روی در خوردن هندوانه برای طحال (سپرز) مضر بوده وباه را ضعیف میکند

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) خواص هندوانه را بدین نحو نگاشته هندوانه رفع تشنگی وحدت صفرا را مینماید و خور را قیق میکند ، هندوانه نفاخ و دیر هضم است ، همیشه باید بین دوغذا خورده شود زیرا اگر بلافاصله قبل یا بعد از غذا خورده شود بهضم غذا اخلال وارد میسازد.

آب هندوانه مفرح و مدر خوبی است و در تبهای عفونی تجویز میشود ، تخم هندوانه ضد کرم میباشد ، درصد گرم هندوانه 0/5 گرم مواد ازته و 5/5 گرم مواد هیدروکربنه و 92 گرم آب و مختصری از ويتامينها موجود است.

از ترکیبات فوق معلوم میشود هندوانه غذائیت نداشته غیر از اینکه معده را گشاد کند و ادرارر از یاد نماید کار دیگری از دستش بر نمیآید چیزی که هست زیبائی رنگ و شیرینی مزه آن سبب این همه پیشرفت آن شده است .

میرزا نعیم شاعر اصفهانی درباره هندوانه سروده:

مهندس طبع ساخت ، ز هندوانه کره

علوم جغرافیا، درج در آن یکسره

جزیره و بروبحر ، چشمه و کوه و دره

به ارض چون بایدش ، زدن دگر دایره

بزن خط استوا، برخط نصف النهار.

فصل بیست و دوم : فوائد خیار از نظر علوم امروزی ؟؟

دکتر جزائری در کتاب (اعجاز خوراکیها) فوائد خیار را بدین نحو نگاشته است : خیار ادرار را زیاد میکند، و تبهای صفراوی و یرقان را درمان مینماید.

مخصوصاً آب خیار برای رفع یرقان بسیار مفید است ، وسابقاً که دستگاه های آبگیری نبود خیارهای رسیده وزرد شده را آب تراش کرده برای رفع یرقان میخوردند ، خیار دارای سلولز زیادی است وروی این اصل آب خیار ملین خوبی میباشد تا بتواند سلولز را رفع کند اگر خیار را نجوید عیناً دفع میشود و مفید نیست بنابراین خیار را باید خوب جوید، جوشانده پوست خیارهم دافع یرقان میباشد (1).

پوست خیار دارای ویتامین (ث) میباشد ، خیاری که از صبح تا عصر در روی بوته آفتاب خورده است چنانچه قبل از ردشدن آفتاب آنرا چیده و همانجا بخورند دارای ویتامین (د) بوده برای نرمی استخوان ومعالجه سل بسیار نافع است.

آب خیار بطور مالیدنی رفع خارش مینماید.

آب خیار پوست بدن را نرم میکند و برای اینکار بهتر آنستکه خیار را ورقه کرده و اوراق آنراروی پوست صورت گذاشته يك ربع در از کشیده استراحت کنند بعد آنها را بردارند


1) تخم خیار بهترین معالج مرض قند و امراض کبدی است.

مهر داد در کتاب (راهنمای تندرستی) راجع بفوائد خیار مینویسد : خیار خونرا صاف میکند و تشنگی و صفرا را دفع مینماید.

خیار برای اشخاص صفراوی مزاج فوق العاده نافع است و تبهای کهنه را آشکار میسازد تخم خیار مدر است و برای کبد متورم نافع میباشد ، جوشاند؛

پوست خیار، یرقانرا سه روزه معالجه میکند. دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) مینگارد: درصد گرم خيار مواد زیر یافت میشود : آب 90 گرم سلولز 2 گرم ، مواد هیدروکربنه 1-5 گرم مواد 1- 5 ازته 2 گرم، چربی گرم ، 12-25 کالری حرارت میدهید

سینا شاعر اصفهانی درباره آن سروده :

خیار نوبر نگر، جامه خضرش ببر

چو یوسف مصريش ، تاج زمرد بسر

از سر او تا بپای ، ز پای سر تا کمر

همچو سهی قامتان ، قدزالف راستتر

راستیش پیشه کن تا که شوی رستگار

فصل بیست و سوم : بادنجان و خواص آن از نظر اسلام؟؟

محدث قمی در کتاب (سفینه) جلد اول صفحه (66) از حضرت امام

جعفر صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : (اكثروا من الباذنجان عند جذاذ النخل ، فانه شفاء من كل داء ويزيد في بهاء الوجه ويبين العروق ويزيد في ماء الصلب) .

یعنی در موقع چیدن خرما زیاد بادنجان بخورید چه آنکه بادنجان شفاء هر درد و مرضی است ، و بدرخشندگی وزیبائی صورت میافزاید و رگهای بدن را باز مینماید و آب نطفه انسانرا زیاد میکند. و نیز آنحضرت میفرماید: (كلوا الباذنجان فانه يذهب الداء ولاداء له) یعنی بر شما لازم که بادنجان بخورید زیرا که بادنجان ، درد را از بین میبرد و خود ، تولید دردی نمیکند .

مهر داد در کتاب (راهنمای تندرستی) فوائد بادنجان را بدین نحومینگارد بادنجان ، مدروملين، قليل الغذا وكثير الفضول، برای اشخاص سودائی مزاج و مبتلایان بقولنج مضر است ، بادنجان گرم و خشک است ، مصلح آن روغن میباشد و برای مبتلایان به بیماری پوست مضر است .

مصرف بادنجان برای بیماری خنازیر و (اولسر) تجویز شده.

در کتاب (طب الصادق) درباره فوائد بادنجان گوید در غذا شناسی جدید گویند : بادنجان غذائی است که با اکثر امراض سازگار است ، معده را تقویت میکند صلبه های بدن را نرم میسازد و چون باسر که آمیخته شود مدربول است و پخته اش در طحال و اخلاطی که در آن جمع میشود سودمند است.

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوهها راجع به بادنجان مینویسد: صاحب تحفة المؤمنين بادنجان را گرم و خشک میداند و معتقد است

که باسر که قابض و مدر بول و بالخاصيه مسكن صداع حار و خوشبو کننده عرق میباشد

بادنجان نارس دارای ماده سمی سولانین میباشد که خوردن آن سبب مسمومیت میشود و حیواناتیکه آنرا بخورند شیر آنها مسموم کننده است.

فصل بیست و چهارم : فوائد گوجه فرنگی از نظر علوم امروزی ؟؟

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها گوید : بطوریکه مشهور است گیاه گوجه فرنگی برای اولین بار در آمریکا پیدا شده (1)اهالی آنجا میوه قرمز آنرا میدیدند ولی جرئت خوردن آنرا نداشتند زیرا میترسیدند مسموم کننده باشد تا اینکه یکی از آنها که با تهور بود گفت : من این میوه را میخورم اگر مردم خونم پای خودم و اگر زنده ماندم چیزی را کشف کرده ام از قضا میوه گوجه فرنگی را خورد و تغییری در احوال اورخ ،نداد از آن روز ببعد گوجه فرنگی در خوراکها وارد و از آمریکا بسایر کشورها انتقال یافته و خوردن آن مرسوم شد.

میوه گوجه فرنگی ابتداء سبز رنگ و نارس است و در این موقع


1) از همین لحاظ است که راجع بخواص گوجه فرنگی از طرف رسول خدا و ائمه هدا عليهم السلام دستوری نداریم مؤلف .

است که دارای مقداری (سولانین) یعنی ماده سمی میباشد.

در صد گرم گوجه فرنگی مواد زیر یافت میشود :

آب (93) گرم مواد ازته (1) گرم مواد چرب (0/4) مواد هیدرو کربنه (4) گرم گوجه فرنگی از لحاظ ویتامینهای مختلفه خیلی غنی میباشد و خوردن آن از این لحاظ بر همه کس لازم است زیرا قیمت آن ارزان و مقدار ویتامین آن زیاد و خوشمزه نیز میباشد .

رب گوجه فرنگی از تبخیر آن بدست میآید و برای جلوگیری از كفك زدن مقداری نمک طعام بدان اضافه میکنند ، ویتامین آن کمتر از آب گوجه فرنگی است آب گوجه فرنگی در اسهال کودکان که فقر ويتامين دارند مؤثر است.

مهر داد در کتاب (راهنمای تندرستی) در باره گوجه فرنگی مینویسد: علاوه بر ویتامین، اسیدهای مختلف در گوجه فرنگی وجود دارد و برای درمان نقرس، رماتیسم و چند مرض دیگر مورد استفاده قرار ،میگیرد گوجه فرنگی دوای مرض (اسکربوت) است .

گوجه فرنگی خام کمی هضمش دشوار است ولی گوجه فرنگی آب پز آمیخته شده باکره سهل الهضم میباشد. گوجه فرنگی را برای مبتلایان بسرطان و رماتیسم منع کرده اند . ولی در مورد راشی ،تیسم سنگ کلیه و مثانه و کبد وورم امعاء ، مصرف آن تجویز شده ، از عصاره گوجه فرنگی مخلوط با آب کرفس نوشابه گی مقوی بدست میآید

گوجه فرنگی دارای اسید ماليك، پطاس، كلسيم ، اسيد سيتريك ،فسفر، آهن و شکر است.

گوجه فرنگی برای دفع کم خونی مفید و برای بیماران نقرسی مضر است .

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) فوائد گوجه فرنگی را بدین نحو مینگارد این میوه (گوجه فرنگی) بعد از لیمو بیش از سایر را میوه ها ویتامین دارد گوجه فرنگی مقدار زیادی فسفر، آهن سیلیس و غیره دارد .

در سابق آنرا برای بسیاری از بیماران منع میکردند و میگفتند: اسید (اگزاليك) دارد ولی آزمایش متعدد غذاشناسان ثابت کرده که مقدار اسید اگزاليك آن چندان قابل توجه نیست و در گوجه های محصول ایران ما هر چه سعی کردیم آثار آنراهم ندیدیم .

بعلت داشتن فوائد بیشمار آنرا اکنون برای همۀ بیماران تجویز میکنند .

بعلت داشتن مقادیر زیاد املاح معدنی، گوجه فرنگی را اکنون یکی از بهترین داروها میشناسند .

گوجه فرنگی بهترین پاک کننده خون است ، یکی از اعلاترین داروها برای از بین بردن زیادی ترشی معده است و برای این درمان تریاق خوبی در بردارد.

ضد قی است هضم غذا را آسان میکند، با ترشی زیاد و غلظت و ناپاکی خون میجنگد وضد تعفن است گوجه فرنگی را باید کاملا با پوست و مانههایش خورد زیرا ا ذرات پوستش حرکات دودی روده ها را زیاد میکند

1- هاضمه را جاروب مینماید و زبالههایی که در چین و چروك معده و امعاء

جمع شده اند با خود خارج مینماید . اخراج بقایاء کثافاتیکه در معده و امعاء جمع شده اند و بوسیله پوست گوجه فرنگی انجام میشوند نتایج رضایت بخشی خاصه برای مبتلایان به یبوست در بردارد .

ب-دانه های گوجه فرنگی بعلت ماده لزجی که آنها را بمقدار زیاد احاطه کرده است برای روغن زدن و نرم کردن جدار روده ها بسیار قیمتی است و اعمال آنها را آسان میکند .

ج-آب موجود در آن که خونش میباشد و تقریباً 90 % است وارد خون شده و املاح قلیائیش را نیز با خود میبرد و نسوج بد نرا آبیاری می کند خونرا چنانچه باید و شاید اصلاح مینماید و رسوبهای سمی که لابلای نسوج و گوشه های رگها جمع شده اند خارج میسازد و خونی که ترش باشد ترشی آنرا از بین میبرد، زهر اوره را از بین برده خونرا بحالت طبیعی ثابت نگاه میدارد، در اثر خستگی نیز زهرهایی در بدن تشکیل میشود که گوجه فرنگی در از بین بردن این سم قدرت عجیبی دارد .

برای اینکه در موارد فوق بهتر نتیجه حاصل شود باید آنرا خام خورد پخته و سرخ کرده آن دیر هضم بوده و برای معده ضرر دارد . آنرا مانند میوه بخورید ، مانند يك سيب پوست و دانه آنرا هم بخورید ، برای اینکه اینها بهضم كمك میکنند و امعاء را جارو و پاك مینمایند و ذرات کهنه غذائی را که مدتها در گوشه از معده رسوب کرده و گندیده اند از بین میبرند آب گوجه فرنگی برای اطفال شیر خوار و بیماران بستری مفید است وقتی گوجه فرنگی به سالاد میزنید مواظب باشید که نباید نه

آبلیمو و نه سر که بزنید یعنی هیچ چیز جز روغن زيتون نزنيد نمك هم لازم نیست زیرا خودش نمک گیاهی زیاد دارد فقط کمی سیر و جعفری بآن علاوه کنید .

من هر گز رب گوجه فرنگی را توصیه نمیکنم زیرا ویتامین (ث) به هیچ وجه ندارد.

میتوانید گوجه فرنگی را بطور طبیعی خشك كنيد و برای زمستان نگاه دارید و برای این منظور گوجه هائی که تازه میخرید و هنوز خوب نرسیده سوا کنید و بنخ قند بکشید و آویزان نمائید تا خشک شود . هر گز رب گوجه فرنگی بازاری نخرید. زیرا غالباً تقلبی است کدوی حلوائی و پوست قرمز آنرا پخته با کمی رب مخلوط کرده و با گلاخرا رنگ میکنند و من تاکنون چندین بار در آزمایشگاه با این تقلبات روبرو شده ام . اگر میخواهید بچه های سالمی داشته باشید آنها را عادت دهید .

که چهار بعد از ظهر گوجه فرنگی خام را با پوست و دانه آن بخورند . غذای مقوی و زنده کننده ای است و در عين حال يك داروی طبیعی است که ضرر نداشته و بسیار ارزان است

فصل بیست و پنجم : گدو و اعجاز آن از نظر اسلام ؟؟

مرحوم مجلسی در جلد 14 بحار از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام)

روایت کرده که فرمود : ( الدبا يزيد في العتمل والدماغ وهو جيد لوجع القولنج) . یعنی خوردن كدو عقل ودماغ مغز سر انسانرا زیاد میکند و برای مرض قولنج بسیار نافع است.

دکتر محمد خلیلی حکیم نامی عرب در کتاب (طب الصادق) قسمتی از فوائد کدو را بدین نحو نگاشته: كدو طبیعت راخنك ودماغ مغزسر را تازه و سده هائی که در پوست و عروق پیدا میشود باز میکند کدو مدر و ملین است خصوصاً برای اشخاص محروری (افرادی که طبعشان گرم) است و در مورد یرقان مفید است. کدو تبهای حاد را فرومی نشاند کسانی که دچار کم خوابی هستند، اشخاصی که سنشان از میانۀ عمر گذشته و قوای آنها تحلیل رفته، کسانیکه مغزشان تحمل فکر و اندیشه ندارد خوب است کدوی بسیار بخورند که خاصیت فراوانی در تجدید قوای جسم و روح و استحکام بافتهای بدن دارد .

کدو معده ها را باز میکند یعنی هر گاه احتقان و یا التهاب در بافتهای بدن واعضاء مخصوصاً غدد پیدا شود و این امر بطول انجامد كم كم عضو مزبور سفت و صلب شده حجم آن تغییر میکند و مجاری آن مسدود میگردد و این امر را سده مینامند.

کدو سرد و تر است صفرا را تسکین میدهد اما برای اشخاص بلغمی مضر است.

دکتر جزائری در کتاب (اعجاز خوراکیها) فوائد تخم کدو را بدین نحو نگاشته است تخم کدو مخصوصاً پوست سبز رنگ آن ضد کرم کدو میباشد و سابقاً : میکردند که خوردن تخم کدو ایجاد کننده

این کرم است و این نام نیز از این جهت بآن داده شده است ولی امروز میدانند که تخم کدو دارای تخم انگل نیست بلکه باعث اسقاط کرم میشود. مقدار خوراك تخم کده برای انداختن کرم کدو در اشخاص بالغ 75 تا صدگرم و در اطفال نصف این مقدار است .

و نیز دکتر مزبور در کتاب (اسرار خوراکیها) مینویسد : انواع کدونرم کننده سینه و خنك كننده میباشند ، مدر وملین بوده و برای مبتلایان بخونریزی تجویز میشود، کدو دارای قند است ولی قندش برای بیماران به مرض قند ضرر ندارد و دارای ویتامینهای زیادی است برای امراض قلبی بسیار مفید است و پیچش شکم را بر طرف مینماید. برای مبتلایان بحصبه و اسهال خونی تجویز میگردد.

مهرداد در کتاب راهنمای تندرستی نقل از لئونس مینویسد: شیره تخم کدو داروی ملینی است و اگر کسی مبتلا به یبوستهای خیلی سخت باشد و صبح ناشتا يك فنجان از آنرا سر کشد بزودی از شریبوست راحت خواهد شد

ضمادهائیکه با برگهای تازه و گوشت کدو درست میشود ، ،سوختگی سوداهای متورم کوفتگی و خراشهای جزئی روی پوست را تسکین میدهند.

فصل بیست و ششم : هویج و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

محمد بن یعقوب در کتاب فروع کافی از امام جعفر صادق (علیه السلام)

روایت کرده که فرمود: (اكل الجزر يسخن الكليتين ويقيم الذكر) . یعنی خوردن هویج کلیتین انسانرا گرم (کرده و آنها را به انجام وظیفه وادار)مینماید و آلت تناسلی را آماده میکند.

و نیز در همان کتاب از عالم آل محمد (صلی الله علیه واله) روایت کرده که فرمود: (الجزرامان من القولنج والبواسير ويعين على الجماع) یعنی خوردن ،هویج انسانرا از مرض قولنج و بواسیر ایمن میکند و به عمل زناشوئی كمك مینماید .

دکتر محمد خلیلی حکیم نامی عرب در کتاب (طب الصادق) راجع بفوائد هویج گوید : غذاشناسان معتقدند که هویج حاوی مقداری از شکر نباتی است و هضمش از معده کودکان مشکل و عصاره اش در معالجه یرقان مفید است و چون با عسل آمیخته شود مقوی باه است و براى تحريك كبد و روده ها مؤثر است.

هویج در بیماری تنگ نفس و ضعف اعصاب نافع است و در رشد و نمو اطفال سودمند است. خوردن خام آن کرمهای معده را ناتوان میسازد و گاهی نابود میکند هویج خونر از یاد میکند روح را نشاط دهد هویج دافع عطش ملين وقابض است و برای اسهال مفید و در مورد سوءهاضمه و فشار خون و ورم معده نافع و دارای ویتامین (آ) و (ب) و (ث) و کاروتن ،میباشد و بعلت داشتن آهن برای کم خونی و اختلالات مفید است. دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراکیها درباره فوائد هویج مینویسد هویج تأثیر مطلوبی روی تجدید سلولهای پوست دارد و خوردن آن پوست را نرم و لطیف و قشنگ مینماید، استفاده از آب آن در زیبائی تأثیر نیکودارد.

مسکن خوبی برای دردهای معدی و پائین آوردن تب میباشد ، جوشانده هویج و پیاز که بآن آبلیموزده باشند عامل مؤثری برای درمان امراض است .

هویج یکی از غذاهایی است که مصرف طبی زیاد دارد، خونر اپاك ،میکند بعلت داشتن آهن هم وکلبین خونر از یاد میکند و بر قوه ارتجاعی همو پوست می افزاید، هویج مخصوصاً آب خام آن برای امراض معدی کلیوی مرض نفریت، سوءهاضمه و بیماری قلبی بسیار نافع است و بیماری آنژین خونریزی را نیز معالجه میکند .

آب هویج برای قلب بسیار خوب است زیرا مسکن اعصاب است آب هویج مخلوط با آبلیمو و جوشانده پیاز برای دردهای سینه و گلو بسیار نافع است .

بعلت داشتن ویتامینهای (آ) و (ب) و (د) تأثیر نیکوئی در رشد دارد و شیر را زیاد میکند برای کم خونی و کمی ویتامین زیاد توصیه شده است. امراض کبدی و صفراوی و سنگهای کلیوی را درمان میکند ، در رفع قولنج و بیماری آپاندیس هم مؤثر است ، برای اینکه در کم خونی نتیجه بیشتری بگیرید آنرا با اسفناج مصرف کنید، در شکم روشهای اطفال بسیار نافع است و زرد زخم و جوشهای صورت را درمان میکند .

مهرداد در کتاب (راهنمای تندرستی) مینویسد : هویج رافع تشنگی ،است امراض مثانه و کلیه و خارش را رفع میکند، قابض و برای اسهال مفید است. هویج برای مبتلایان بسوء هضم ، فشار خون وورم معده مفید است.

هویج گرم و تر است نفاخ وملين ومقوى معده ومدر ومفرح و

ضد بلغم و مشهی میباشد. آب هویج برای علاج ورم روده بزرگ بیماری و کبد سودمند است هویج در معالجه امراض پوست و سینه و نقرس و سنگ مثانه و مرض اعصاب نیز مصرف میشود، هویج برای رفع سموم بدن داروی بسیار مؤثری است .

ولنعم ما قال ابن الاعسم :

وجاء في رواية ان الجزر

يزيد في الباه مقو للذكر

مسخن للكليتين ينجى

من البواسير و من قولنج .

فصل بیست و هفتم : چغندر و اعجاز آن از نظر اسلام ؟؟

محمد بن يعقوب کلینی در جلد (6) فروع کافی (کتاب الاطعمه) از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (اطعموا مرضاكم السلق یعنی ورقه فان فيه شفاء ولاداء معه ولاغائلة له ويهدىء نوم المريض واجتنبوا اصله فانه يهيج السوداء ) . یعنی مریضهای خودتانرا چغندر بخورانید (یعنی برگ آنرا) چغندر شفاء میباشد و مرضی از آن تولید نمیشود و باعث آنکه در بر درد و هلاکت نخواهد شد و خواب مریض را خوش و گوارا مینماید و از خوردن اصل و ریشه آن خودداری کنید، چه آنکه خوردن اصل و ریشه چغندر موجب برانگیختن سوداء میشود .

نیز در همان صفحه از کتاب نام برده از حضرت صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : ( ان الله عز وجل رفع عن اليهود الجذام باكلهم السلق وقلعهم العروق) .

یعنی خدای عزوجل، جذام (خوره) را بدین جهت از قوم یهود رفع کرد که آنها چغندر میخوردند ورگهای گوشت حیوانی را که میخواستند بخورند میگرفتند .

محدث قمی در جلد اول کتاب سفینه صفحه 460 روایت کرده که : (اكل السلق يؤمن من الجذام وانه يشد العقل ويصفى الدم) . یعنی خوردن ،چغندر باعث ایمنی از جذام (خوره) است و عقل انسانرا زیاد مینماید و خونرا تصفیه و پاک میکند .

در کتاب (مکارم الاخلاق) چاپ طهران صفحه (205) از حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (عليكم بالسلق فانه ينبت على شاطئي نهر فى الفردوس ، وفيه شفاء من كل داء وهو يشد العصب ويطفئى حرارة الدم ويغلظ العظام. )

یعنی برشما لازم است که چغندر بخورید، زیرا که چغندر گیاهی است که در کنار نهر فردوس میروید ، و در چغندر شفای هر دردی است ، چغندر ، اعصاب را محکم میکند و حرارت خونرا فرومینشاند و موجب تقویت و کلفتی استخوانها میشود .

ابن اعسم در بارۀ چغندر سروده :

والسلق جاء فيه نعم البقلة

وفيه نفع قدارد نقله

من ذلك التغليظ للعظام

والدفع للجذام والبرسام

في شاطئى الفردوس منه وجدا

فيه شفاء نافع لكل داء .

مهرداد در کتاب (راهنمای تندرستی) فوائد چغندر را بدین نحو نگاشته چغندر، گرم و تر و برای معده مضر و مصلح آن شکر است ملیر و محلل رياح قليل الغذا، خونرا صاف میکند و دافع یبوست است ، برای در دکلیه و درد مفاصل مفید است. چغندر دارای مواد ازته و مواد قندی و املاح معدنی مثل فسفر، کلسیم و آهن میباشد.

چغندر مشهى وملين ومدر است و مثل هویج دارای کارتون است.

چغندر بعلت داشتن آهن فراوان برای بیماری کم خونی نافع است دکتر جز الری در کتاب اسرار خوراکیها درباره چغندر مینویسد:

جزائری چغندر يك غذای بسیار مفیدی است قند و مواد معدنی که برای هضم و جذب قند لازم است در بردارد ، اما وقتی میآیند و این قند را از سایر قسمتهای چغندر بوسائل شیمیائی جدا میکنند و با گازهای موادی رنگ آنرا مبدل برنگ سفید میسازند قندی بدست میآید که محرک است و املاح معدنی بدن را از بین میبرد و باعث کرم خوردگی دندان و سستی استخوانها میشود.

قند در چغندر يك غذای زنده است، آنچه در عطاریها میبینید ماده ای مرده و نمیتواند غذاى يك آدم زنده و سلولهای زنده بدن بشود . چغندر دارای ویتامینهای متعددی است که وجودشان برای هضم و جذب قند لازم است ولی قند سفید فاقد هر گونه ویتامین میباشد .

در زندگانی نیم مصنوعی امروز بشر قند یکی از مواد ضروری است قند سفید در تمام غذای ما رخنه کرده است حتی داروها راهم باشربت قند و پودر آن ، شیرین میکنند و بیمار انرا که احتیاج به آرامش دارند تحريك و درد آنها را شدیدتر میکنند .

عده ئی از دانشمندان برای جبران زیانهای قند سفید دستور میدهند که مردم همه روزه مقداری ملاس چغندر میل نمایند .

من هرگز چنین توصیه ئی نمیکنم و کسی را بخوردن این ماده مهوع تشویق نمی نمایم و خوانندگانرا بخوردن میوه های شیرین از میوههای قبیل کشمش خرما هم چنین عسل وقند نیشکر دعوت مینمایم.

به بیماران توصیه میکنم داروهای خود را هرگز با قند سفید شیرین نکنند ، بلکه از شکر سرخ، ترنجبین ، شیرخشت و گز انگبین استفاده نمایند و شیرینی را با عسل گزانگبین و جوانه گندم بسازند و آنها را با میوههای شیرین زینت دهند.

من بعموم خوانندگان توصیه میکنم که قند سفید کمتر مصرف کنند و در خوردن قند و شکر حتی المقدور صرفه جوئی نمایند . وظیفۀ پدران و مادران این است که فرزندان خود را از خوردن قند سفید مخصوصاً جویدن آن، منع کنند و بجای شیرینیهای تقلبی بازاری بآنها خرما ،کشمش، توت وانجیر تازه و خشک بدهند.

مؤلف :گوید: این قسمت مختصری از ضررهای قند و شکری بود که از چغندر گرفته میشود ، قسمت عمده آنرا در جلد دوم این کتاب خواهیم خواند .

فصل بیست و هشتم : شلغم و اعجاز آن از نظر اسلام؟؟

محمد بن یعقوب کلینی در کتاب فروع کافی (کتاب الاطعمه) از

از حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: (علیکم بالسلجم فكلوه واديموا اكله واكتموه الاعن اهله فما من احد الا و به عرق من الجذام فاذيبوه باكله) . یعنی برشما لازم است که شلغم بخورید و خوردن آنرا ادامه دهید و شلغم را پنهان کنید و بجز اهلش نشان ندهید (1)زیرا که احدی نیست مگر اینکه رگی از جذام (خوره) در بدنش موجود است، پس شما آن رگ را با خوردن شلغم آب کنید .

مهرداد در کتاب (راهنمای تندرستی) خواص شلغم را بدین نحو نگاشته شلغم گرم و تر مصلح آن نمك و يا شيرينی است. نفاخ است و برای سینه مفید میباشد سرفه را دفع وقوه باصره را زیاد میکند، مشهی و مدر است ، سنگ را میکشند، کثیر الغذاء است، تن را فربه میکند برای امراض سینه و کلیه مفید است در شلغم ،فسفر، کلسیم، آهن وجود دارد، شلغم دارای قند طبیعی و منیزیوم نیز میباشد و برای تقویت کبد و اعصاب نیز مفید است شلغم آب پز شده، سینه را نرم میکند و برای قوه باصره مفید است، شلغم با اینکه قند دارد برای بیماری قند مفید است.


1) در پاورقی صفحه 372 جلد 6 فروع کافی :گوید: در حدیث دیگر است که شلغم را بخورید و دشمنان ما را خبر نکنید. و سر مخفی کردن شلغم این است که شلغم خواصی دارد که اشیاء دیگر ندارند و آن این است قوه زناشوئی را زیاد میکند و باعث کثرت اولاد میشود و سوداء را از بین میبرد. نظر حضرت صادق علیه السلام این بوده که دشمنان آنحضرت شلغمرا نخورند و قوه زناشوئی آنها زیاد نشود و فرزندان فاسق و فاجری از آنها بوجود نیاید

دکتر جز اثری در کتاب (اعجاز خوراکیها) فوائد شلغم را بدین نحو نگاشته شلغم داراى يك ماده ضد ميكروپ است و روی این اصل با اینکه دارای نشاسته و مواد قندی است هیچگاه تحت تأثیر میکروبهای هوا فاسد نمیشود و خوراکیهائی را که با شلغم می پزند دیر تر فاسد میشوند. شلغم دارای ویتامینهای (ث) و (ب) میباشد ولی وقتی آنرا می پزیم مقداری از ویتامینهای خود را از دست میدهد .

نیز دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها ) گوید : شلغم اشتها آور است و نیروی شهوانی را تقویت کرده منی را زیاد مینماید ، شلغم ادرار را زیاد میکند این خاصیت در برگهای نازک آن بسیار است ولی برگ شلغم دیر هضم میشود و تولید نفح میکند .

دکتر ستوده در کتاب (فرائد سبزیها) گوید : درصد گرم شلغم مواد زیر یافت میشود:

مواد (ازته) 2 گرم مواد چرب 0/2 ، مواد هیدروکربنه 8 گرم و مقداری سلولز، فسفر، کلسیم و آهن دارد و 42 کالری حرارت ایجاد مینماید.

خانمه:نارگیل و خواص آن از نظر علوم امروزی؟

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) راجع به نارگیل مینویسد: خوش بختانه کشت نارگیل در جنوب ایران معمول شده

ومحصول بسیار عالی داده است.

گوشت میوه نارگيل يك غذای سلامت بخش و مطبوع و مقوی است و شیر آن يك مشروب اعلا است و بسیار خنك كننده میباشد روغن آن برای تغذیه بسیار مفید است، مخصوصاً اکنون که میتوانند از آن روغنی درست کنند که دیر فاسد شود.

شیر آنرا میتوان به اطفال بجای شیر مادر داد و برای این کار میوه تازه را بگیرید و آنرا رنده کنید و با آب مخلوط کرده در روى يك پارچه سفید تمیز ریخته و با فشار شیر آنرا بگیرید.

برای کسانیکه بلغمی مزاج میباشند یعنی آنهائی که ترشح سیب آدم در بدنشان کم است خوردن این میوه مقوی بسیار نافع است. نارگیل، مالیخولیا وسستی مغز را درمان میکند ، جویدن آن بوی دهانرا برطرف میسازد خوردن آن برای کسانی که مزاج گرم دارند یعنی ترشح سیب آدم در بدنشان زیاد است بدنیست مشروط بر اینکه با آن میوه های ترش میل نمایند.

شیر نارگیل جهت مالیخولیا و جنون و تقویت باه مفید است. مهرداد در کتاب راهنمای تندرستی دربارۀ نارگیل مینویسد: خون صالح تولید میکند سینه را نرم مینماید ، برای معالجه فالج ، جنون ، ماليخوليا و تشنج اعضاء مفید است، تن را فربه وضعف را دفع می نماید .

بانبات اگر خورده شود برای تقویت قوه باصره نافع است .

روغن نارگیل برای هر دردی مفید است. نارگیل کثیر الغذاء است در تقویت قوه باه اثر فوق العاده ئی

دارد هضم نارگیل دراثر روغنی که دارد آسان است. نارگیل ضعف دماغی را برطرف میکند و جویدن آن بوی دهانرا از بین میبرد .

فصل بیست و نهم : موزوخواص آن از نظر علوم امروزی؟

دکتر جزائری در کتاب اسرار خوراکیها درباره موزمینویسد: موز تازه و رسیده غذای خوبی است مخصوصاً برای اطفال و اشخاص سال خورده و کسانی که تازه از مریضی برخواسته اند زیر از حمت زیادی برای معده ندارد و قدرت غذائیش بسیار است.

زنهای آبستن و بچه شیرده بایستی حتماً آنرا بخورند له کرده و آب آنرا برای اطفال شیر خوار نباید فراموش کرد و نیز میتوان شیره آنرا باطفال داد.

مادرها بایستی سعی کنند اطفال آنها بجای شیرینیهای مودی از این میوه بخورند زیرا قند این میوه خیلی مرغوبتر از شیرینی برای سلامتی اطفال است.

دکتر ستوده در کتاب (فوائد میوه ها) مینویسد موزغذائی است سالم ومغذى و طعم آن تا اندازه ای مطبوع است ، آرد آن برای تهیه يكنوع نان بکار میرود که برای اشخاصی که آلبومین در ادرار دارند و نمیتوانند نان گندم بخورند بکار میرود .

موز باید کاملا رسیده باشد و همچنین پخته باشد تا در اشخاصی که مبتلا بودم قولون هستند سبب ناراحتی نشود زیرا موز بواسطه اینکه نشاسته زیاد دارد ممکن است سبب فرمانتاسیون در روده شود.

موز کمیسلولز و اسید آلی هم دارد اشخاصی که یبوست مزاج دارند نباید آنرا بخورند و بعلاوه بواسطه طعم صابونی آن چون خوب آنرا نمیجوند برای سوء هاضمه خوب نیست در اطفال آنرا بشكل کمپوت میدهند از ترکیبات موز چنین بر میآید که یکی از میوه های مغذی و مقوی میباشد .

فصل سی ام : سیب زمینی و اعجاز آن از نظر علوم امروزی؟

دکتر ستوده در کتاب (فوائد سبزیها) مینویسد: این گیاه را گیاه سیب زمینی اصلا از امریکای جنوبی آورده اند (1)ولی اکنون در تمام کشورها بدست میآید.

تمام قسمتهای گیاه سیب زمینی دارای سمی است بنام سولانین ولی این سم بمقدار خیلی کم در گره ساقه زیر زمینی موجود است و موقعی زیاد میشود که جوانه بزند و اگر کسی سیب زمینی را در این موقع بخورد


1) شاید در زمان ائمه ما عليهم السلام گیاه سیب زمینی در تمام کشورها نبوده که راجع بفوائد و خواص آن دستوری از آن بزرگواران هما نرسیده؟.

دراثر سولانین مسموم میگردد، و علائم مسمومیت آن عبارت است از :

تهوع ، اسهال ،قولنج، سر گیجه گشادی مردمک چشم ، سردرد قرمزی صورت از حال رفتگی و بالاخره تشنج .

در صد گرم سیب زمینی مواد زیر یافت میشود :

مواد ازته 3-2 گرم ، مواد چرب 0/1گرم مواد هیدروکربنه 90-65 گرم کالری مقداری فسفر و کلسیم و پتاسیم و منيزيم. ويتامين C 20 میلی گرم و ویتامین B مختصری و این صدگرم 65- 90 گرم حرارت میدهد.

سیب زمینی باید کاملا پخته شود تا نشاسته آن قابل هضم گردد سیب زمینی پخته شده در خاکستر آتش ویتامین خود را از دست نمیدهد و يك چهارم آب خود را فاقد ،میکند در صورتی که پختن در آب و مجاور هوایکدهم وزن خود آب میگیرد و ویتامین (C) خود را از دست میدهد بنابر این سیب زمینی پخته شده در آب و مجاور يك هوا ويتامين خود را از

دست میدهد .

اگر سیب زمینی را پوست نکنده در آب جوش انداخته و به پزند 40 % از میزان ویتامین (C) خود را از دست میدهد و اگر در آب سرد ریخته پس از آن بجوشانند. 5% واگر پوست بکنند65% از ویتامین خود را از دست میدهد .

وقتی که باروغن سرخ شود 9 وزن خود روغن میگیرد، ولی هضمش سخت میشود مخصوصاً اشخاص مبتلاء بسوء هاضمه. سیب زمینی را اگر له کرده در آب بپزند و روی موضع بگذارند

دردناك ومتورم بطور ضماد برای درد خوب است.

زیاد خوردن سیب زمینی بآسودگی خاطر وتعادل فکری حمله کرده احساسات روحی را پژمرده و نحیف میکند از لحاظ مواد غذائی 3 کیلو گرم سیب زمینی آب پز ، معادل يك کیلوگرم نان میباشد .

اخيراً سیب زمینی را برای رژیم بیماران قلبی بکار میبرند بدین طریق :

يك كيلو سيب زمینی را بدون پوست کندن و بدون نمك ، پخته در 5-6 دفعه در شبانه روز به بیمار میدهند ، و باید گرم گرم میل کند و بعلاوه يك ليتر آب مخلوط با آب میوه بیاشامد و غذای دیگری میل نکند مدت رژیم سه روز است و مقدار ادرار در روز سوم به منتهای درجه خود میرسد و تا چند روز ادامه دارد و بهتر است که قبلا بیمار رژیم شیری داشته باشد .

مهرداد در کتاب (راهنمای تندرستی) خواص سیب زمینی را بدین :نحو نگاشته مقداری مواد هیدرو کربنه دارد ، سیب زمینی برای بیماران مبتلا بمرض قند مضر نیست و برای مبتلایان بمرض کلیه و امراض قلب نیز مفید است.

سیب زمینی برای تقویت قوه باه و مثانه مفید است، سیبزمینی سرد و خشك و نفاخ است سرمه گی از سیب زمینی بدست میآید که برای تقویت قوه باصره نافع است.

مبتلایان بباد مفاصل نیز باید سیب زمینی بخورند. آب سیب زمینی خام در مورد اولسر زخم معده تجویز شده .

سیب زمینی آب پراگر زیاد بماند خطرناک میشود زیرا در اینصورت

میکربی بنام (باسیلوس پروتوس) در آن ایجاد میشود که موجبات مسمومیت را فراهم مینماید .

دکتر جزائری در کتاب اعجاز خوراکیها راجع به خواص سیب زمینی مینگارد در استان آذربایجان سیب زمینی های بزرگی بعمل میآید که دارای مقدار زیادی نشاسته است و در آنجا چندین کارخانه نشاسته گیری وجود دارد که علاوه بر نشاسته ماده ای بنام عسل مصنوعی میسازند ، این ماده عبارت است از گلوگز مصنوعی که با نشاسته تهیه مینمایند طرز آنها بسیار ساده است مطبوخ نشاسته را با مختصری جوهر گوگرد میجوشانند و پس از آنکه کاملا تبدیل بقند شد آنرا با محلول سود خنثی کرده غلیظ مینمایند .

این سیب زمینی ها چون در اثر پختن میترکند برای تهیه خوراک خوب نیستند، ولی نوع دیگر که بنام فشندی معروف است و در اطراف طهران بعمل میآید دارای نشاسته کمتری است و در موقع پختن نتر کیده و خورد نمیشود. سیب زمینی را باید در وسط خاک (رس) و جای خشک و تاريك نگاه داشت تاسبز نشود زیرا در سیب زمینی ماده ی وجود دارد بنام (سولانین) این ماده سمی است و هنگامی که سیب زمینی جوانه بزند مقدارش زیاد میشود و رنگ آنرا سبز کرده بآن طعم محرقی میدهد که بیخ گلورا میسوزاند .

قسمتهای سبز سیب زمینی را نباید خورد زیر اسم است و ایجاد قیو اسهال میکند مردمک چشم را گشاد مینماید سردرد و سرگیجه میآورد

چهره را برافروخته کرده ایجاد تشنج وضعف مینماید.

سیب زمینی دارای پتاسیم کلسیم و منیزیم میباشد و بعلت داشتن پتاس برای قلب بسیار مفید است.

سیب زمینی بعلت داشتن فسفر مقوی باه و مغز میباشد سیب زمینی دارای مقدار زیاد ویتامین (ث) و ویتامین (ب) میباشد.

سیب زمینی در اثر پختن مقداری ویتامین (ث) خود را از دست میدهد ولی تنوری آن ویتامین (ث) خود را حفظ میکند.

سیب زمینی پوست کنده ویتامین (ث) خود را بیشتر از پوست نکنده هدر میدهد بنابراین بهتر آنستکه سیب زمینی را با پوست بپزند و بعد پوست کنده میل نمایند

خاتمه: در موضوعات متفرقه بهداشتی

(1)- نشانه مزاج صفراوی و دموی و سوداوی و بلغمی چیست؟؟

اما علامت مزاج صفراوی

دکتر جزائری در کتاب (اسرار خوراکیها) مینویسد : صفراوی مزاج رنگی زرد یا گندم گون دارد زبانش بارزرد پیدا میکند و طعمش تلخ میگردد زبانش درشت و خشک است احساس عطش زیاد میکند و ترشح بینی اش کم است.

در معده احساس سوزش مینماید بیخوابی بر او عارض میشود ، و در خواب و خیال اشیاء بنظرش زرد جلوه میکند و در عوض بنیه ای قوی دارد و گوشت بدنش سخت و محکم است، قیافه اش در عین زردی باز است، صبر و حوصله اش زیاد است و عزمی راسخ دارد.

صفراوی مزاج چنانچه در معرض آفتاب یا گرما قرار گیرد ترشح خارجی صفر ایش زیاد و ایجاد خفقان، کلافگی ،عطش، سرگیجه، بی تابی و ترس برایش میشود و از طرف دیگر چون نخود مغز متوجه کبد میشود ترشحات دیگر خود را از دست میدهد و حافظه کم میشود و باعث فراموشی و حواس پرتی میگردد.

این اشخاص با خوردن غذاهائی مانند خیار ماست دوغ آلو

كاهو واسفناج معالجه میشوند ، دم کرده گل بنفشه بالیموی عمانی نیز مفید است .

و اما علامت مزاج دموی :

نیز در همان کتاب درباره دموی مزاج مینگارد: این اشخاص رنگ بدنشان گلگون است سرشان سنگین و منگ میباشد و حواسشان کند است و کمی کسل میباشند

جوشهای زیادی در بدنشان پیدا میشود هنگامی که در برابر امر غیر منتظره ئی واقع شوند و پیش آمدی ناموافق برایشان ایجاد شود خون متوجه مغز میشود و کندی فهم پیدا میکنند اگر حمله خون بمغز شدید باشد ممکن است سکته کنند.

صبرزرد یکنوع گیاهی است که خونرا از سر باز میگرداند در این مورد مفید است، مشروط بر اینکه بیست سانتی گرم در روز میل نمایند این اشخاص باید غذائی بخورند که سرشار از ویتامین (ث) باشد و بقول قدیمیها سردیهای خشک برای اینها ،مفید است مانند سماق آبغوره ،لیمو، زرشك تره وغيره.

و اما علامت مزاج سوداوی

نیز در کتاب سابق الذکر مینویسد: چنانچه گفتیم زیادی ترشح سیب آدم را قدماء سودا نامیده اند زیادی ترشح سیب آدم سبب لاغری تیرگی رنگ، زیادی فکر سوزش سر معده و اشتهای کاذب میشود. این اشخاص بقول قدما طبعی سرد و خشک دارند و زیاد خود خور واندك بين هستند و بدبین و کم حوصله و غمگین میباشند . خیلی عصبانی هستند و در برابر ناملایمات تحملشان کم است بطوریکه ممکن است ایجاد انتحار نمایند و غالباً گوشه گیر و منزوی هستند.

این اشخاص در برابر پیش آمدهای ناموافق تعادل خود را از دست میدهند و دچار ترس و وحشت و لکنت زبان میشوند و حتی ممکن است در غدد ماوراء آدم نیز مؤثر واقع شده و تولید لرزه و رعشه نماید و نیز اثر سوئی در روی غده فوق کلیه داشته سبب طپش قلب میشود در این موقع است که آنچه میدانند از خاطرشان محو میشود و حتی ممکن است مهر پدر و فرزندی را یکلی فراموش کنند .

برای این اشخاص خوردن مواد قندی مانند انجیر و کشمش بسیار مفید است و از این رو قدما انجیر و کشمش را مقوى مغز و اعصاب ودافع سودا وغضب و تندخوئی .میدانستند. گل گاوزبان سنبل الطیب ولیموی عمانی نیز در این موارد مفید است

و اما علامت مزاج بلغمی :

و هم در آن کتاب گوید : ترشح سیب آدم وقتی کم شود ترشح بلغم زیاد میشود و این ترشح که لعاب دار و غلیظ است مربوط بغدد بزاق ولولۀ مری است تا زمانی که ترشح سیب آدم زیاد است این ترشح محسوس نیست ولی همینکه کم شد این ترشح که بلغم نام دارد و قدما آنرا سرد و تر میدانستند زیاد میشود

ويتامين (ب) مخصوصاً در ایجاد این ترشح اثر مخصوصی دارد و علت آن این است که گفتیم ترشح سیب آدم همواره به كمك ويتامين عملی میکند .

پس وقتی که ترشح سیب آدم کم شود ویتامین (پ) دیگر در بدن بلا مصرف است و از این رو خوردن ماست ،اسفناج، جو، ارزن و کاهو برای کسانیکه بلغمی مزاج هستند و ترشح سیب آدم در بدنشان زیاد

نیست ایجاد حالتی مینماید که عوام آنرا رطوبت نامند و قدما زیادی بلغم مینامیدند.

دکتر ستوده در کتاب فوائد میوه ها راجع بغذای سازگار برای چهار مزاجی که سبق ذکر یافتند مینویسد:

اشخاص دموی مزاج باید غذای سرداند کی مایل بخشگی بخورند مانند: لیمو ،پرتقال، نارنگی، گلابی، و برنج.

و کسیکه مزاج او گرم و صفراوی باشد غذاهای سرد و تر باید بخورد، مانند: آلو، زردآلو ، هندوانه، اسفناج ، کدو ، خیار، انار، شفتالو کاهو، دوغ و ماست.

و کسیکه سوداوی مزاج باشد باید غذائی بخورد که میل تری داشته و اندکی مایل بگر می باشد مانند نخود آب گوشت بره گندم ،لوبیا ،بادام شیرین، کشمش، انجیر، خربزه، کنگر ، چغندر، فندق، شلغم، ترب و آب نارگیل .

و کسی که بلغمی مزاج باشد باید غذاهای گرم ولطیف بخورد، مانند: گردو، شنبلیله سیر دارچین آویشن، رازیانه .

(2)- مدت هضم شدن غذاها ؟؟

علوم امروزی پس از آزمایشهای زیادی تا اندازهگی توانسته مدت هضم غذاها وميوجات و سبزيجات و امثال آنهارا معلوم کند ، و چون هضم شدن غذا و هضم نشدن آن برای صحت و بیماری انسان اهمیت

زیادی دارد لذا بسیار مناسب است که ما مدت هضم شدن قسمتی از اشیاء سابق الذكر را بعرض خوانندگان محترم برسانیم تا اینکه هر کسی بقدر توانائی و قدرت معده خود از وجود خوراکیها استفاده کند زیرا که قسمتی از خوردنیها را که انسان گمان میکند سهل الهضم میباشند بسیار ثقيل الهضم و بعضی از آنها را که خیال میکند ثقيل الهضمند سهل الهضم شناخته شده اند.

طنطاوی در جلد (4) تفسير الجواهر صفحه (157) راجع بهضم خوردنیها مینویسد:

قسم اول: خوراکیهائی که در ظرف کمتر از شش ساعت هضم نمیشوند

عبارتند از دو نوع (1) گوشت میش که باروغن ، سرخ شود (2) خیار.

قسم دوم: خوراکیهائیکه در مدت بیشتر از پنج ساعت و کمتر از شش ساعت هضم میشوند عبارتند از سه نوع: (1) گوشت گوساله (2) کلیه قلوه که با روغن سرخ شده باشند، (3) گوشت میش که پخته شده باشد.

قسم سوم: خوردنیهائیکه مدت هضمشان کمتر از پنج الی چهار ساعت است عبارتند از سیزده نوع (1) گوشت مرغ (2) گوشت کبوتر (3) گوشت گاو (4) گوشت مرغابی (5) گوشت اوزه (1)که کلیه آنها باروغن سرخ شده باشند . (6) گوشت گوساله که کباب شده باشد (7) گوشت مرغابی و اوزه که پخته شده باشند (8) گوشت ماهی که پخته شده باشد (9) گوشت گنجشگ که سرخ شده باشد (10) چغندر (11) هويج (12) ترب (13) شلغم .

قسم چهارم خوردنیهائیکه مدت هضم شدن آنها کمتر از چهار (1)


1) یکنوع پرنده ئی است شبیه مرغابی که در آب زندگی میکند المنجد .

الی سه ساعت است عبارتند از چهارده نوع :

(1) گوشت خرگوش (2) گوشت شتر که باروغن سرخ شده باشند (3) گوشت مرغ (4) گوشت کبوتر (5) کلیه که پخته شده باشند (6) گوشت گاو (7) جگر آن (8) زبان آن که کباب شده باشند . (9) لوبیای خشک (10) كرفس (11) كاهو (12) انجير (13) خربزه (14) گردو.

قسم پنجم خوراکهائیکه مدت هضم شدن آنها کمتر از سه الی دو ساعت میباشد عبارتند از هفده نوع : (1) گوشت خروس رومی (2) گوشت خرگوش «3» گوشت گاو (4) مخ مغز کله که سرخ و یا پخته شده باشند .

و همچنین «5» بادنجان (6) باميا كه يك نوع گیاهی است (7) لوبیای سبز (8) با قلای سبز (9)، قنبيط كه يك نوع كلم است (10)، قلقاس فرنگی که سرخ شده باشد (11) ، طماطم كه يك نوع بادنجان است (12) سیب درختی که خام باشد (13)، غوره خر ماه (14)، پرتقال (15)، انگوره (16)، گلابی (17) آب دانه های انار .

قسم ششم خوراکیهائیکه مدت هضم آنها کمتر از دوالي يك ساعت است عبارتند از هفت نوع :

«1» كرش پخته شده كه يك نوع گیاهی است«2» مارچوبه «3» کدو (4) اسفناج (5) سیب درختی که پخته شده باشد «6» موز «7» به

(3)- حجامت و خواص آن از نظر اسلام ؟؟

محدث قمی (رحمه الله) در جلد اول سفینه در لغت حجم از حضرت صادق از پدران بزرگوارش از امیر المؤمنین (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : (ان الحجامة تصح البدن وتشد العقل) .

یعنی حجامت بدن را صحیح و سالم وعقل انسانرا قوی میکند .

در عین حال که حجامت فوائد زیادی دارد چنانچه طبق دستور نباشد فائده ای ندارد و چه بسا میشود که مضر هم باشد . مثلا موقعی که معده خالی باشد حجامت مفید نیست .

چنانکه در (سفينة البحار) جلداول صفحه (226) از صادق آل محمد (علیه السلام) روایت کرده که فرمود : (الحجامة بعد الاكل لانه اذا لال شبع الرجل ثم احتجم اجتمع الدم واخرج الداء واذا احتجم قبل الاكل خرج الدم وبقى الداء )

یعنی عمل حجامت را باید بعد از خوردن غذا انجام داد بجهت اینکه موقعی که انسان سیر باشد و حجامت کند خون جمع میشود (1)و مرض خارج خواهد شد ، و چنانچه قبل از خوردن غذا حجامت کنند خون خارج میشود و مرض باقی میماند .

جواد فاضل در کتاب( طب و بهداشت در اسلام) نحوۀ حجامت کردن را از طب الرضا (علیه السلام) بدین نحو ترجمه کرده :


1) شاید منظور آنحضرت این باشد که خون بیشتر از اندازه لزوم خارج نمی شود؟

به امیرالمؤمنین خاطر نشان کرده ام که بدن انسان چیست و نیازمندیهای آن کدام است.

آنچه تاکنون گذشت از کشورتن و سیاست اداره این کشور سخن در میان بوده و اکنون هم بنام تکمیل بحث خود از اغذیه و ادویه برنامه های عملی انسان که بمنظور حفظ صحت و تأمین بهداشتش باید انجام شود دستورهائی یاد میکنیم.

حجامت يك عمل ضروری برای بدن انسان است و امير المؤمنين در آن هنگام که به اجرای این ماده از برنامه صحی میاندیشد باید وقتش را رعایت کند ضروری است که امیر المؤمنین از دوازدهم تا پانزدهم هر ماه را برای عمل حجامت انتخاب کند.

زیرا این روزها از نظر اینکه قمر بدوران تکامل خود میرسد خون گرفتن را صالح تر و شایسته تر است. بعید نیست که احیاناً مقتضیات مزاجی انسان ناگهان عمل حجامت را ایجاب کند.

البته در يك چنين وقت مستثنی رعایت اوقات ، ضرورتی نخواهد داشت و خواه ناخواه باید به انجام وظیفه پرداخت ولی آنچه مسلم است این است که دوران تکامل ماه برای عمل حجامت ، دوران مناسبی است زیرا در آن روزها ابتدا و انتهای ماه که قمریا در جریان تکامل و یارو به نقص است جریان خون آرامش و قرار ندارد .

هرچه قرص ماه بسوی کمال میرود خون در بدن انسان برجوش و خروش میافزاید و هر چه سر به محاق و نقص میگذارد این جوش و خروش فرو می نشیند

تنها دوره ئی که خون در رگهای امیرالمؤمنین قرار عادی خود را باز می یابد روزهای میان 12-15 است.

در عمل حجامت گذشت روزگار یعنی سنین زندگی انسان باید رعایت شود .

يك جوان بیست ساله در هر بیست روز میتواند خون بگیرد. سی ساله ها هر سی روز اجازه دارند حجامت را تکرار کنند و چهل ساله ها در هر چهل روز یکبار ... این است ملاك سن و سال در عمل حجامت .

امیرالمؤمنین باید بداند عمل حجامت بر روی (عروق شعریه) که در تمام اعضای بدن پخش و پراکنده است انجام میشود تا موجبات سستی و ناتوانی بدن پدید نیآید.

اما عمل فصد که از ورید خون می جهاند مسلم است که قوای بدنی را خواهد کاست.

به امیر المؤمنین خاطر نشان میشود که حجامت نقره (1)برای سنگینی سرسودمند است .

و حجامت اخدعين (2)ناراحتیهای چشم و چهره را برطرف میسازد و بجریان خون در عضلات و عروق سرحالت عادی میبخشد ، این حجامت سردردهای بی دلیل را درمان میکند .

احياناً عمل فصد نیز بجای حجامت در این عوارض سودمند می افتد.


1) نقره حفره کوچکی است که در منتها الیه ستون فقرات در پشت گردن قرار دارد، فاصله این حفره باستون فقرات چهار انگشت است

2) اخدعين آن دورگه را میگویند که در پشت گردن به چپ و راست کشیده شده اند

برای علاج (قلاع) (1)گاه و بیگاه از زیر چانه خون برمیدارند. حجامت زیر چانه برای دردهای دهان و فسادلته درمان کفایت کننده ای است. حجامتی که میان دو کتف به عمل میآید بدن انسانرا از خفقان والتهاب نجات میدهد. البته آن خفقان والتهاب که مولود امتلاء معده و افزونی حرارت جسم است.

حجامت روی ساقهای پا نیز در عوارض امعاء نتیجه روشن ونافع میبخشد بعلاوه برای دردهای کهنه کلیوی و اختلال مثانه ورحم بویژه طمت الدم این حجامت سود بسیار دارد، اما نباید فراموش کرد که خون گیری از ساق پا بدن را ضعیف و نحیف میسازد گاهی پیش میآید که در نتیجه این حجامت غشوههای شدید به انسان دست میدهد.

و در عین حال از خواص این حجامت درمان جوشها و دملهای ناراحت کننده است .

برای اینکه عمل حجامت دردناک نشود باید حجام بوسیله شاخی که بر محل حجامت میگذارد ابتدا موضع تیغ را بمکد و بعد با همین آهستگی عمل مکیدن را شدید سازد. همچنان بر شدت عمل بیفزاید تا موضع تیغ سرخ گونه شود .

و مقرر است که موضع تیغ را ابتدا بوسیله مالش در روغن نرم کنند و باید رعایت شود که تیغ در نرم ترین محل حجامت بکار رود. این مقدمات و شرایط را باید در عمل فصد نیز رعایت کرد تا فصد و حجامت دردناک انجام نگیرد.


1) قلاع جوشهای کوچکی است که در دهان و زبان پدید میآید و رفته رفته پهن میشود.

پس از آنکه فصد و حجامت بپایان رسید باز هم عمل مالش و روغن مالی باید تکرار شوند.

مخصوصاً پس از فصد باید در آنموضع که نیشتر فرو رفته چند قطره روغن بچکانند تا شکاف ورید نرم شود و خون بآسانی از آن شکاف بدر آید ، نکته دیگر که فصادها باید بخاطر بسپارند انتخاب موضع فصد است . موضع فصد هر چه از قسمتهای کم گوشت بدن انتخاب شود دردش کمتر و عملش آسانتر خواهد بود .

عمل فصد روی (حبل الذراع) (1)وقيفال (2)از همه جا دردناک تر است، زیرا ارتباط این دورگ با گوشت بیشتر است ولی (با سلیق) (3)و (اکحل) در برابر نیش با این فصاد کم تر درد احساس میکنند البته با این شرح که روی این دورگ گوشت نباشد .

مقرر است که پیش از عمل فصد موضع نیش را با آب گرم بشویند تاجریان خونرا سریعتر و دردش را آرامتر وعمل فصدرا آسانتر سازد . مخصوصاً در فصل زمستان این شستشو که بمنظور گرم کردن موضع فصد بعمل میآید لازم الاجرا است.

امیر المؤمنین باید رعایت کند که عمل فصد و حجامت پس از عمل جماع ستوده نیست. میان جماع و حجامت باید دست کم دوازده ساعت فاصله باشد

امير المؤمنین آنروز را برای فصد و حجامت انتخاب خواهد کرد


1) حبل الذراع رگی است که همچون ریسمان از بالای بازو بپائین کشیده شده است

2) قیفال وریدی است که روی مرفق آشکار میشود

3) باسلق وریدی است که همیشه روی مرفق پیدا است.

که آسمان صاف و هوا را آرام باشد یعنی در روزهای ابروطوفان عمل فصد و حجامت زیبنده نیست

به امیرالمؤمنین سفارش میکنم که وقتی آرامش مزاج خود را احساس کرد جلو خون ریزی را به بندد.

پس از فصد و حجامت بیدرنگ حمام نگیرد زیرا حمام بدنبال حجامت بیماریهائی بوجود خواهد آورد.

توصیه است که امیرالمؤمنین پس از حجامت بفاصله نسبتا زیادی خود را با آب گرم بشوید . یعنی از آب گرم استحمام کند. آن بیماری که ملازم حمام بی فاصله است تب دردناکی است که همیشه ملازم بدن خواهد شد.

پس از استحمام امیر المؤمنين موضع فصدر ابوسیله پارچه کرکی یا ابریشمی یا دستمال دیگر که لطیف و نرم باف باشد خواهد بست ، و بعد يك حبه از (ترياق اکبر) (1)خواهد بلعید خوردن این حب که حجمش به اندازه عدس است فقط در فصل زمستان ضروری است ولی در فصل تابستان پس از حجامت سکنجبین عنصلی (2)که با شربت معتدل و مفرحی تهیه شود کفایت خواهد داشت.

امیر المؤمنین پس از حجامت و فصد میتواند از آب میوه در فصل میوه و اگر فصل میوه نیست از شربت بالنگ نوشد ، و در آنجا که این امکانات وجود ندارد بالنگ را زیر دندان بگیرد و رویش جرعه ئی آب نیمگرم نوشد .


1) نام يك داروی قدیمی است

2) عنصل نام گیاهی است که به پیاز دریایی یا پیاز معروف است

اما در فصل سرما امیرالمؤمنین از سکنجبین عسلی استفاده کند . این شربتها امير المؤمنین را از بیماریهای خطرناك لقوه و برص وبهق (1)وجذام با اراده خداوند متعال ایمن خواهد داشت . به امیر المؤمنین سفارش میکنم که پس از حجامت و فصد آب انار ملس را بوسیلهٔ مکیدن بنوشد مکیدن انار ملس خونرا زنده و تن را نشاط مند خواهد ساخت .

به امیر المؤمنین سفارش میکنم که پس از حجامت و فصد از غذای نمك دار تا فاصله سه ساعت پرهیز جوید اگر این پرهیز رعایت نشود بعید نیست که انسان فصد شده یا حجامت کرده به بیماری (جرب) دچار شود. پس از حجامت خوراک مناسب خوراکی است که از گوشت (تیهو) تهیه شود و شراب همان شراب حلال است که تعریفش گذشت. پس از حجامت امیر المؤمنین بدن خود را بوسیله روغن معطر (خیری) چرب خواهد کرد و بعد بر سر خود مقداری آب مشگ آلود با گلاب خواهد ریخت.

در فصل تابستان اگر عمل حجامت انجام شود خوراك (سكباج) و (هلام) و (مصوص) (2)مطلوب است و در این فصل خوب است امیر المؤمنین پس از انجام حجامت از عطر بنفشه و گلاب و کافور استفاده کند

اما شراب : دستور شراب همان شراب حلال است که سود مند ترین شرابها است .


1) بهق یکنوع لکه های سفید روی پوست بدن است که به برص شبیه است ولی برص نیست

2) این سه خوراك شبيه خوراکی است که در ایران به اسم ساک تهیه میشود.

امير المؤمنين پس از حجامت نمیتواند بلافاصله با زنان نزديك شود .

بعلاوه مقرر است انسان حجامت کرده از حرکت زیاد و خشم و هیجانات عصبی مطلقاً بپرهیزد یا دست کم در آن روز این مقررات را رعایت نماید .

نگارنده این کتاب گوید : لقب امیر المؤمنین از القاب خاصه حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) است ولكن حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) از لحاظ تقیه به مأمون عباسی میفرمود : امیرالمؤمنین ، چنانچه اکثر خلفاء جوروستم این لقب (امیر المؤمنين) را برای خود انتخاب کردند و خواستند این لقب بزرگ را با سریشم زیادی بخود الصاق کنند ولكن از سوء اتفاق سریشم آنها چسبی نداشت و این لقب عظیم نصیب آنها نشد

گرچه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) موضوع حجامت را برای مأمون عباسی تشریح فرموده تنها مأمون ولكن منظور آنحضرت ، نبوده ، بلکه نظر مبارك آن بزرگوار به عموم مردم جهان بوده ، بنابر این دستور حجامت که از طرف پیشوایان عالم بشریت علیهم السلام صادر شده يك دستور بسیار مفیدی از برای عموم مردم استکه نباید از آن غفلت کرد و چنانچه اطباء فعلی عمل حجامت را تجویز نکنند بعید نیست که منظورشان همان مواردی استکه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) تجویز نفرموده است

بیمار را بدین ترتیب درمان میکنند

1- تدبیر عمومی درباره مریض

در این مورد طبیب به اوضاع عمومی مریض میپردازد . دستور میدهد که موجبات آسایش بیمار فراهم شود . یعنی محل خواب و اسباب تهویه برای خوابگاه و نظافت در لباس و رختخواب او

تحت رسیدگی مقتضی قرار گیرد.

2- درمان غذائی .

بیمارها همه به يك ترتيب غذا نمیخورند. روش تغذیه در بیماران به مقتضای تربیتها ومزاجها و نوع بیماری با هم تفاوت صریح دارد . مثلا بیماری که بمرض قند مبتلا است و از خوردن غذاهای قنددار نشاسته دار ممنوع است سوای بیماری است که کلیه اش درست کار نمیکند .

این بیمار از نمک باید ممنوع و محروم باشد.

و آن یکی که کبدش به اختلال دچار شده از گوشت و چربی باید پرهیز کند

4- درمان دوائی .

پیدا است که هر دردی را درمان و هر مرضی را دوائی است .

4- داروهای نوعی .

وقتی بیماریها را بگروه نوعی تقسیم کنیم میبینیم هر گروهی يك نوع دوا دارند که از نظر کیفیت با هم اختلافی دارند. این اختلاف

کمی است که باید با موازین طبی و نظر پزشک منطبق شود .

مثلا (کنین) دوای عمومی مالاریا و (سولفور دارسنيك) داروی بیماری سفلیس است .

5 - عوامل فیزیکی در معالجه ها .

میبینیم که دسته ای از بیماران بدین ترتیب درمان میشوند مثلا در چشمه های معدنی حمام میگیرند یا بوسیله روغنهای مخصوص ضماد میکنند یا ماساژ میدهند. درمانهای الکتریکی و حجامت از این دسته درمانها است .

6- درمانهای روحی .

عموماً اختلالهای مشاعر و روانی را باروش (پسيك آنالیز) يا هیپنوتیزم بر طرف می سازند.

7-درمانهای جراحی .

این نوع درمان در دردهائی بکار میرود که بوسیله داروهای خوردنی و نوشیدنی و تزریق مقدور نیست یا دست کم بیش از حدود احتیاط بطول خواهد انجامید. در این هنگام عمل جراحی ضرورت قطعی پیدا خواهد کرد و طب ناچار خواهد بود که عامل بیماری را بوسیله چاقوی عمل از جای در بیآورد و مریض را یکباره از رنج برهاند .

قرن بیستم با ارتقاء شگرف خود در علوم بویژه در علم طب تحول عظیمی بزندگی داده و در پرتو اکتشافات حیرت آور علم روش درمانها را یکباره عوض کرده است .

ما می بینیم از وقتی که ANTIBIDTECS بمیدان آمده و برای ميكروب سل و مالاریا حربه های کارگر ساخته شده و قدرت برق برضد مرضها بکار رفته به عمر گروهی از روشهای درمانی خاتمه بخشیده است مع هذا روش معالجات فیزیکی همچنان بجای خود پایدار مانده است.

درمانهای فیزیکی که حجامت نیز نوعی از این قبیل درمانها است هنوز زنده اند .

این نوع درمان در تاریخ طب سابقه کهنسالی دارد که شاید هم آغاز با تاریخ طب باشد

ما در دواوین طبی قدیم نام حمامهائی را در یونان میخوانیم که پزشکان و حکماء و احیانا پیمبران گذشته علیهم السلام مردم را به استفاده از آن حمامها توصیه میکردند .

عمل حجامت نیز از آن درمانها است که با سابقه بسیار قدیم خود هنوز جوان مانده و میخواهد همدوش با پیشرفتهای محیر العقول طبی جوان بماند.

در فجر تاریخ طب نام حجامت را با عظمت و ابهت درخشانی می یابیم.

جالینوس در این باره گوید :

خون تو بنده ،تو است اما نباید فراموش کرد که اگر مولائی بند: خود را آزاد بگذارد سرانجام با دست همان بنده از پای درخواهد آمد ، بنابراین بهوش باش و بنده خویشرا بحال خویش وا مگذار . اگر این بنده صالح است نگاهش دار و اگر به قتل تو کمر بسته از آغوش خود دورش کن .

پیشوایان مذهب مقدس اسلام که طبییان جسم و روح بشر بوده اند درباره خون بتکرار سفارش فرموده اند .

رسول الله خاتم النبيين (صلی الله علیه واله) فرمود: حجامت کنید و نگذارید طغیان خون خونتانرا برخاك فروریزد .

وامير المؤمنين (علیه السلام) می گوید :

حجامت مایۀ سلامت تن و نیروی عقل است

و از امام محقق حقایق جعفر صادق (علیه السلام) روایت شده که عمل حجامت بگردش خون سود می بخشد آنانکه بسر گیجه دچارند حتماً حجامت کنند بهترین داروها حجامت و (سعوط) است (1)و میگوید :

درمانها از چهار گروه تشکیل میشوند :

1- حجامت

2- ضماد

3-قی

4- استعمال (شاید منظور حقنه باشد )

طب جدید با همه صلاحها و تجهيزات مشعشع خود هرگز حجامت را از یاد نبرده است .

طب جدید در مورد بسیاری از بیماریها حجامت را تجويز واحياناً ایجاب میکند .

در آن مورد که فشارخون بحد افراط پیش برود طبیب بی درنگ دستور فصد و حجامت میدهد، در وقتی که شریان مغزی پاره شود عمل حجامت يك عمل صددرصد ضروری و شایدتنها راه نجات بیمار از خطر مرگ است .

کتابهای طب امروز اینجا و آنجا بارها نام حجامت را بمیان میآورد، در بیماریهای قلبی در بیماریهای کلیوی ، در بیماریهای موضعی در بسیاری از امراض وریدی مثل رکود خون در يك منطقه مخصوص (سکته ناقص) در رقم درشتی از عوارض چشم .


1) سقوط دوائی است که توی بینی میچکانند

و اما فصد و خون گیری طبی که بنوبت خود با فوائد عظمی مقرون است .

ما در فصلهای گذشته این کتاب طی دستورهای غذائی به مقتضای تحولات فصلی یادآور شده ایم که در موسم بهار بدن انسان آسایش و سکون چند ماهۀ خون پابمیدان فعالیت و حرکت میگذارد .

در این موقع آنچه در موسم زمستان توی معده و روده هاورگهای خود جمع کرده گران بار است و برای اور ضروری است که خود را از سنگینی آنچه در درون خود دارد برهاند .

ما طی دستورهای خود استعمال مسهلهای نمکی را که در تنظیف جهازات هاضمه و کیسه صفرا اثر بخش است به تأکید یاد کرده ایم و در اینجا بضرورت عمل حجامت اشاره میکنیم .

هنگامی که مسهل ها نتوانند خونرا از غلظت و کثافت و کندی و تنبلی در جریان برهانند عمل حجامت يك عمل صددرصد واجب ولازم شمرده میشود.

ما در اینجا بحجامت فنی دستور میدهیم

حجامت فنی نوعی فصد است ولی فصد عادی نیست زیرا از ورید خون نمیگیرد بلکه از رگهاى باريك و خيلي باريك كه فقط با ميكروسكوپ دیده میشود خون میکشد .

امام (علیه السلام) در رساله خود فرمود:

امير المؤمنين بداند که حجامت از رگهای باریك پراکنده در عضلات خون در میآورد .

امام (علیه السلام) با دقت و احتیاط ویژه حجامت را توصيف فرمود ومحل

حجامت را نیز یکی پس از دیگری با مقتضیات مزاجی و ضرورتهای گوناگون از هم سوا کرد و سودهای آنرا عضو بعضو بیان فرمود. مثلا عمل حجامت در زیر گلو دردهای دهانرا درمان میکند ولئه ها را از فساد ایمن میسازد .

امام (علیه السلام) در بیان مشعشع موجبات و فوائد حجامت را یکی پس از دیگری وصف کرد.

مهم ترین مرضهائیکه در نتیجه حجامت درمان میشوند درد دندانها فساد لثه ها، خفقان قلب، اختلال کلیه ناراحتیهای مزمن ،مثانه ناراحتیهای ،رحم واخوردگیهای رگل، جوشهای جلدی، دملها.

و بعد به بیان عمل حجامت و شرائط این عمل پرداخت.

امام (علیه السلام) با دقت وصف ناپذیری عمل حجامت راوصف فرمود و دستور فرمود که چگونه اسباب و آلات حجامت را آماده سازند و پس از انجام عمل موضع حجامت و قصد را چگونه علاج کنند و بچه ترتیب حالت انسان خون گرفته را بصورت عادی برگردانند.

امام (علیه السلام) در این باره از عطرها و روغنهائی نام برده که اثرش در تنظیم وضع عمومی بیمار انکار پذیر نیست .

امام (علیه السلام) در مورد فصد آشکارترین و آسوده ترین رگهای بدن را به فصاد نشان میدهد

از (کحل) و (حبل الذراع) و (باسليق) و (قيفال) یاد میکند و بعد به دستورهای دیگر این عمل (آنچه پیش و آنچه بعد ضرورت میافتد ) میرسد

شرائط ،موسمی شرائط ،فضائی شرائط مزاجی... از همه سخن

میگوید و بدنبال این دستورها و توصیه ها بغذاها و نوشابه هائیکه برای مریض پس از فصد و حجامت مفید است حرف میزند. مکیدن انار ملس نوشیدن شربتهای مفرح خوردن غذاهای مقوی و درعین حال سهل الهضم مثل ساك و بعد آسایش جسمی و روحی از فعالیت و حرکت پرهیز جستن و اعصاب را از هیجانات دور داشتن.

حجامت فنی با تعریف و توضیحی که شده امروز هم در علم طب مقام شامخی را شاغل است تا آنجا که هنوز پزشکان جهان نتوانسته اند خود را در درمان دردها از آن بی نیاز بدانند گواه ما کتابهای طبی امروز است که در برنامه دروس دانشجویان طب قرار دارد.

البته گفته میشود که عمل حجامت عمل زیان بخشی است زیرا مریض را به فقر الدم دچار میسازد این سخن در مقام خود سخنی منطقی و مستدل است اما با آنچه امام (علیه السلام) فرموده اختلاف ندارد

امام حجامت را در مزاجها مقتضی ضروری شمرده و در عین حال بعوارض حجامتی که روی ساق پا عمل میشود اشاره کرده، آنجا که میگوید :

نباید فراموش کرد که خون گیری از ساق پا بدنرا ضعیف و نحیف ،میسازد گاهی پیش میآید که در نتیجه این حجامت غشوههای شدید به انسان دست میدهد .

امام ابو الحسن على الرضا عمل حجامت را در شرائط مقتضی و روی مزاجهای مقتضی در اوقات و باوسائل مقتضی به مأمون دستور داده و مسلماً این دستور شامل گروهی که به فقر الدم وضعف مزاج مبتلا هستند نخواهد بود.

دکتر تومانیانس مسیحی در کتاب بهداشت در دین اسلام نتائج حجامت را بدین نحو می نگارد در اخبار و احادیث نه فقط دستورهائی برای رفع ضرر انسان داده شد.

بلکه قسمتهائی یافت میشود که از جنبه نفع و فائده حاوی دستورهائی است که به آنها امر فرموده اند مانند حدیث ذیل:

(قال رسول الله صلى الله علیه و آله فى ليلة اسرى بي الى السماء ما مررت بملك من الملائكة الاقالوا يا محمد مرامتك بالحجامة. )

یعنی پیغمبر خدا (صلی الله علیه واله) فرمود: در شب معراج نگذشتم به ملکی از ملائکه مگر اینکه میگفتند: ای محمد (صلی الله علیه واله) کن امت خود را بحجامت کردن .

غرض از حدیث فوق آنستکه شخص ، سالي يك مرتبه مقدار معینی از خون خود را کم کند و فائده کم کردن خون آنستکه میکروب صفرا و مواد شیمیایی دیگری را که کلیه و کلید نتوانسته اند جذب و دفع نموده و در خون نقل شده بواسطۀ خون گرفتن آنها را خارج کنند تا در عوض خون صاف و پاکیزه ئی در عروق جای گزین گردد.

علاوه بر این گرفتن خون برای اشخاص چاق و فربه که خون زیاد بقلبشان فشار وارد میآورد بسیار نافع است یعنی سبب سلامتی قلب و سایر آلات دوران دم میگردد همچنین برای مرض دیگری که در اوره تولید میشود و باعث بطئی جریان خون است گرفتن خون مؤثر و مفید میباشد ، فقط ملاحظه که در این قسمت باید بشود همانا رعایت حال اشخاص ضعيف البنيه و اطفال كوچك است كه باید مقدار خون گرفتن آنرا طبیب تعیین نماید نه اینکه خودسرانه به يك چنین کار مهمی مبادرت نماید.

تذکره : خوردن حجام از خون رسول خدا (صلی الله علیه واله)

محدث قمی (رحمه الله) در جلد اول (سفینه) صفحه (227) مینویسد: رسول خدا (صلی الله علیه واله) حجامتی کرد و آن مقدار خونی که گرفته شد به ابوسعید خدری داد و فرمود آنرا پنهان کن! ابوسعید رفت و آن خونرا خورد. پس از مراجعت ، رسول خدا (صلی الله علیه واله) به او فرمود: خونراچه کردی؟؟ عرض کرد آنرا ،خوردم فرمود :مکر نگفتم آنرا پنهان کن؟؟!عرض کرد: آنرا در ظرف محفوظی پنهان کردم حضرت فرمود: مبادا این عمل را تکرار کنی .

و بدان که خدا گوشت و خون تورا بجهت اینکه با گوشت و خون من مخلوط شده به آتش جهنم حرام کرد.

و هم در آن صفحه از کتاب نام برده از قول ابوطیبه مینویسد که گفت: من پیغمبر خدا (صلی الله علیه واله) را حجامت کردم و آن حضرت يك دينار بمن عطاء فرمود، آنگاه من خونی را که از آن حضرت گرفته بودم آشامیدم آن بزرگوار فرمود خونرا خوردی؟ گفتم ،آری فرمود: چه چیزی تو را به این عمل وادار کرد؟ عرض کردم برای تبرک فرمود از دردها و امراص وفقر و فاقه ایمن شدی ، بخدا قسم هیچوقت آتش بتو نخواهد رسید.

(4)- بدن انسان از چند قطعه استخوان تشکیل شده؟؟

دکتر محمد خلیلی حکیم نامی عرب در کتاب طب الصادق

گوید: طبیبی نصرانی از امام صادق (علیه السلام) تقاضا کرد که تفصیلی از ساختمان بدن انسان بیان کند.

امام (علیه السلام) فرمود: خداوند آدمی را از لحاظ هیکل استخوانی به دویست و هشت قطعه ترکیب نموده .

خداوند بدن آدمیزاد را از دوازده عضو و سیصدو شصت رگ و این استخوانها را از گوشتها و پیها خلق فرموده است. رگها بدن را آبیاری میکند ، استخوانها بدنرا نگه میدارد و گوشتها استخوانها را و اعصاب گوشتها را محافظت میکند. در هر دستی چهل و يك قطعه استخوان قرار داده است که سی و پنج قطعه از آن مربوط به کف و دو قطعه مربوط به مچ يك قطعه استخوان بازو و سه قطعه استخوانهای کنف است.

در هر پائی چهل و سه قطعه استخوان مقرر فرموده . سی و پنج قطعه در قدم و دو قطعه در ساق پاوسه قطعه در زانو و يك قطعه در ران و دو قطعه در نشیمن گاه.

تیره پشت ستون فقرات هم از هیجده قطعه مرکب شده است، در هر قسمت از دو پهلونه دنده و گردن هشت قطعه و سرسی و شش قطعه و در دهان بیست و هشت یا سی و دو (دندان)

میباشد(1)


1) حد و حصری که امام علیه السلام در ترکیب هیکل استخوانی بیان کرده با نظر علم تشریح امروز کمی تفاوت دارد، منشأ این اختلاف آنستکه گاهی چند قطعه استخوان از جهت شدت اتصال بهم در تشريح يك قطعه محسوب شده است.

(5)- چگونه میتوان عمر طولانی کرد؟؟

گرچه قرآن مجید میفرماید: (1)اجل انسان بر دو قسم میباشد. اول: اجل حتمی که بهیچ وجهی از وجوه قابل تقدیم و تأخیر نیست دوم ، اجل غیر حتمی که قابل تغییر و تبدیل میباشد، نظیر صله رحم کردن صدقه دادن و غیر آنها، چنانکه حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) میفرماید:

(يكون الرجل يصل رحمه فيكون قدبقى من عمره ثلاث سنين فيصيرها الله ثلاثين سنه) یعنی چه بسا میشود که انسان صله رحم میکند در صورتیکه بیشتر از سه سال از عمر او باقی نمانده، پس خدای رؤف عمر او را بجهت سله رحمی که کرده سی سال مقرر میفرماید . و راجع بصدقه دادن که بلا را رفع میکند این کتاب را گنجایش نوشتن نیست، زیرا که این کتاب را جنبه بهداشتی است نه جنبه اخباری.

ولكن در عین حال که اجل بر دو قسم است بعید نیست که گفته شود: اشخاصی هستند که برای ،اجل شق ثالثی ایجاد میکنند و آنها افرادی میباشند که حفظ الصحه خویشتن را مراعات نمیکنند و دوران عمر خود را دستخوش بیماریهای مختلفه و اجلهای غیر حتمی قرار میدهند و جان شیرین خود را قربانی هوا و هوسها و شهوت رانیها ئیکه قسمتی از آنها را ذیلا میخوانیم مینمایند :


1) چنانکه در سوره انعام آیه 2 میفرماید: (هو الذي خلقكم من طين ثم قضی ،اجلا واجل مسمى عنده ).

طنطاوی در تفسیر الجواهر جلد 7 صفحه 170

دکتر (فوکیسافا) میگوید :

1- از خوردن چای و قهوه و مسكر (اشياء مست کننده) برحذر باش و بدخانیات مایل مشو.

2- در هر روزی 8 لیوان آب مقطر وصاف بنوش

3- هر هفته ی دو مرتبه با آب تمیز استحمام کن.

4- در هر روزی چهار مرتبه دندانهای خود را شستشو بده

5- غضب نكن.

6- هیچگاه متأثر مشو.

7-غذاهای شور نخور

8- اول شب خواب و اول صبح بیدار باش .

مؤلف گوید : کلیه دستورات هشتگانه سابق الذکر را حضرت محمد بن عبدالله و آل اکرم او صلی الله علیهم اجمعین در هزار و سیصد و چندی سال قبل برای امت اسلام بیان کرده اند چنانکه در کتب مفصل مرقوم است.

نیز طنطاوی در جلد 10 از تفسیر مذکور صفحه 183 گوید: من با یکی از فضلاء رفتیم در مکانی که در آن راجع به طب و بهداشت چیزهایی نوشته بودند :

1- از خمر و دخانیات بر حذر باش .

2- نظافت از ایمان انسان است.

3- صحت و سلامتی تاجی است بر سر اشخاص سالم که جز افراد مریض کسی آن تاج را نمی بیند .

4- اگر آن کثافاتی که در زیر ناخنهای تو جمع میشود بوسیله میکروسکپ برای تو مشاهده میشد حتماً در گرفتن و نظافت آنها نهایت جد و جهدرا مینمودی.

5- عقل سالم در جسم صحیح است .

6- بعضی از انواع جنون ارثی میباشد دو ای آن این است که انسان آنرا بوسیله ازدواج بر طرف کند (کنایه از اینکه شخص با خانواده های نجیب وصلت نماید).

7- مواد مخدره از قبیل کوکایین و مرفین و خمر از مهم ترین اسباب جنون و دیوانگی میباشند

8- از برای نطفه خود زنان عفیفه اختیار کنید چه آنکه اخلاق و صفات خوب مادر بطور ارث نصیب فرزند میشود .

9 - حجم مخ انسان نسبت بجسمش ما فوق حجم مخ هر حیوانی است.

10- امراض مزمنه در اطفال نمو عقل آنها را بتأخیر میاندازد

11- معده خانه هر مرضی است

12- شخص جاهل زندگی میکند که بخورد و شخص عاقل میخورد که زندگی کند .

13 - از آب صاف و تمیز زیاد بخور ، چه آنکه آب صاف و تمیز خون را پاك و جریان ادرار را آسان میکند .

14 - بداروهائیکه مزاج رالینت میدهند دل خوش مباش و یبوست را با آنها معالجه نکن مگر به دستور طبيب .

15- دخانیات باعث مرض قلب و کندی جریان خون و از بین بردن شهوت وضعف باصره میشوند

16 - ما مردمی هستیم که تا گرسنه نشویم غذا نمیخوریم و موقع غذا خوردن آنقدر نمیخوریم که سیر شویم .

17- غذای بد موجب هلاکت هزارها اطفال میشود

18- شیر مادر بهترین غذای طبیعی است برای فرزند تا مدت نه 9 ماه

19- خورده خورده غذا مخور

20- من آب دهان روی زمین نمیاندازم .

21 - من غذاى خود را کاملا میجوم .

22- من همه روزه در يك ساعت معینی برای قضاء حاجت بمستراح میروم

23- من بعبادت هر مریضی نمیروم مگر موقعی که ناچار باشم بجهت اینکه بیشتر امراض، سهل الانتقال میباشند.

24- من در هر شبی ده ساعت میخوابم در صورتیکه منفذهای اطاقم باز باشد

25- من قبل از آنکه دست بطرف غذا دراز کنم دست و ناخنهای خود را با آب و صابون شستشو میدهم .

26- من حداقل در هر روزی دندانهای خود را دو مرتبه شستشو میکنم . يك مرتبه صبح و يك مرتبه هم شام.

27- من حداقل در هر هفته ای يك مرتبه استحمام کاملی مینمایم.

28- من در موقع سرفه کردن و عطسه زدن عمامه منظور پارچه و امثال آن است خود را جلو بینی خویش میگیرم.

29- طعام وغذاهائیکه در بازار برای فروش آماده است چنانچه سر پوشیده نباشند و از مگس و امثال آن محفوظ نباشند بسیار خطر ناک است .

30- سبزیجات را مخور مگر پس از پختن یا شستن آنها بنحو کاملی

زیرا که گاهی سبزیجات آلوده بمیکروپ میشوند .

مؤلف گوید: این خلاصه ای بود از نصایح بهداشتی که ما پس از حذف زوائد از تفسیر سابق الذکر نگاشتیم و بعضی از این سی دستوری که نوشته شده با دستورات طبی ائمه هدى عليهم السلام اندك اختلافی دارد .

(6)- مدت عمر قسمتی از حیوانات؟

طنطاوی در تفسیر الجواهر جلد 17 صفحه 232 درباره مدت عمر قسمتی از حیوانات مینویسد: چهار نوع از حیوانات است که از انسان بیشتر عمر میکنند :

1- لاک پشت که از 150 الی 200 سال عمر میکند .

2- یکنوع ماهی آلمانی که از 100 الی 150 سال عمر میکند .

3- عقابی که سر سفید دارد که از 5 الی 118 سال عمر میکند .

4 - نسر یعنی کرکس که از 50 الی 104 سال عمر میکند .

و قسمتی از حیوانات هستند که تقریباً از انسان بیشتر عمر نمیکنند :

1- سگ 35 سال 2 - اسب . 4- سال 3- گاو 25 سال 4-گربه 40 سال 5- مرغ 30 سال 6- مرغابی 75 سال 7- شير و پلنگ 25 سال 8 - سلمون که یکنوع ماهی است 100 سال 9- قورباغه اروپائی 36 سال 10- نهنگ . 4 سال

و در كتاب الكلام يجر الكلام جلد دوم صفحه 125 گوید :

1-بز و گوسفند و آهو و گرگ هر کدام 1 سال عمر میکنند.

2- اسب و اشتر و سنگ و خرس هر کدام 20 سال عمر میکنند .

موجبات کوتاهی عمر انسان ؟

3- گاو 30 سال . 4- شتر 40 سال 5- شير 50 سال . 6- خرگوش 6 سال . 7- خوك سال وزغ و گربه هر 8 - کدام 15 سال 9- کبوتر 4 سال 10- گنجشگ 7 سال 11- بلبل 12 سال 12 - لك لك 4 سال 13- كلاغ 80 سال 14- لاک پشت و ماهی سیم هر کدام 100 سال 15- ملکه زنبورعسل 3 سال 16- مورچه یکسال 17- مگس 3 ماه 18- شب پره 2 ماه 19- حلزون كه يك نو کرمی است 3 هفته .

مؤلف گوید: حیواناتیکه بطور تقریب مدت عمرشان سبق ذكر یافت هیچوقت دربارۀ عمر خود افراط و تفریط نمیکنند ، یعنی کاری نمیکنند که موجب نقص عمر آنها شود برعکس انسان که میتوان گفت صدی هشتاد اعمال و افعالشان موجب کوتاهی رشان و مشکل ترین وسیلۀ خانمان سوزی آنها میشود مثلا :

استعمال دخانيات بطور كلي مخصوصاً ترياك ومرفين وهيروئين وكوكائين و امثال آنها یکی از وسائل نقص عمر و خانمان سوزی است .

در اینکه استعمال مشروبات الكلى ومسكرات، موجب نقص عمر میشود شکی نیست .

در اینکه غضب و هیجانهای بیمورد موجب کوتاهی عمر میشود تردیدی نیست .

مثلا بعضی از پرخوریها وعدم مراعات حفظ الصحه سخت ترین دشمن عمر طبیعی انسان میباشد، در صورتیکه چنانچه انسان خورد و خوراك حیوانات را بررسی کرده مورد مطالعه قرار دهد میبیند که هیچوقت بیشتر از ظرفیت معده خود بارگیری نمیکنند و دیده نشده که خود را بمشروبات

و دخانيات و كارهائیکه موجب کمی عمرشان میشود معتاد کرده باشند چقدر جای تأسف است که بشر عمر گرانبهای خود را دستخوش هر نحوه خطری قرار میدهد؟؟!!

میتوان گفت: یکی از علل طول عمر مردم قرون گذشته این بود که خویشتن را نظیر مردم عصر فعلی معناد نمیکردند لذا عمر طولانی مینمودند.

چنانکه میتوان گفت: یکی از علل کوتاهی عمر مردم آینده کثرت اعتیاد به چیزهایی است که بعداً پیدا شوند نظیر هیروئین که چندی قبل تشریف فرما شده .

ولذا است که حضرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه واله) در هزار و سیصد و چندی سال قبل اخطار کرده و فرمود: بیشتر عمر امت من از 90 الی 70 سال است .

(7)- علت اختلاف مزاجها و امثال آن ؟

مسعودی در کتاب مروج الذهب جلد دوم صفحه (230) نقلا از اطباء گوید: طعام را سه نوع هضم میباشد :

اول : هضم شدن آن در معده ، زیرا معده غذا را هضم میکند و عصاره آنرا که چون آب كشك میشود تحویل کبد میدهد . دوم : کبد در آن تصرفی کرده و آنرا تحویل عروق و رگهای بدن میدهد همچنانکه ،نهر آبرا تحویل جوبهای باریك میدهد. سوم : اعضاء جسد آنرا هضم نموده و شبیه خود می نمایند. گوشت،

خود را گرفته و پیه هم سهم خود را و همچنین عروق و اعصاب ، هر سهم کدام سهم خود را اخذ مینمایند و موقعی که قوای بدن معتدل باشند (1)جسد هم به اذن خدا معتدل وصحیح خواهد بود .

زمان یعنی دوره سال چهار فصل است: 1- تابستان 2- پائیز 3- زمستان 4- بهار

تابستان باعث تقویت و کثرت هیجان صفر امیشود و پائیز موجب تقویت سودا میشود . زمستان بلغم را تقویت مینماید. بهارخونرا تقویت

می کند

عمر انسان به چهار قسم تقسیم میشود : 1- صبا (2)که خون در آن تقویت میشود 2- شباب که صفر ا در آن زیاد میشود 3- کهولت که در آن سودا تقویت میشود 4- شیخوخت که در آن بلغم زیاد میشود.

وطنها نیز به چهار قسم تقسیم میشود :

1- مشرق که طبیعت آن حرارت و رطوبت است و خون در آن تقویت میشود 2- جدی (نام ستاره ئی است) که طبیعت آن برودت و یبوست است و صفرا در آن تقویت میشود 3- غرب که طبیعت آن برودت و رطوبت است و بلغم در آن زیاد میشود 4- جنوب که طبیعت آن حرارت و یبوست است و سودا در آن تقویت میشود .


1) شاید منظور از معتدل بودن قوای جدا این باشد که چهار طبع مخالف صفرا سودا خون بلغم متساوی باشند - مؤلف .

2) صبا : موقع شير خوارگی و صفرسن شباب از موقع مکلف شدن انسان تا سی سال تقریباً کهولت : از سیالی پنجاه سال شیخوخت : از پنجاه سال ببالا یا کسیکه ریش او سفید شده باشد - المنجد

بقراط حکیم گوید : تغییر حالات هوا موجب تغییر حالات مردم :میشود گاهی بسوی ،غضب گاهی بسوی آرامش گاهی بطرف غم ،وهم گاهی سرور وغير ذلك .

و موقعی که حالات هوا آرامش داشته باشد حالات مردم و اخلاق آنها نیز آرامش خواهد داشت .

قوای نفس تابع مزاج بدنها است و مزاجهای بدنها تابع تصرف هواء است موقعی که هوا سرد یا گرم شود زراعت بطور پختگی و گاهی نپخته خارج میشود و گاهی قلیل و گاهی کثیر و گاهی گرم و گاهی سرد خارج میشود .

و تغيير يافتن مزاج و صور مردم هم از همین جهت است و موقعی که هوا معتدل باشد زراعت معتدلا یعنی بدون عیب خارج میشود.

آنگاه صورت و مزاجهای مردم بهمین جهت معتدل خواهد شد .

(یعنی بدون غلبه یکی از چهار طبع مخالف میشود) .

(8)- غذاهای مانعة الجمع؟؟

در کتاب (شرح الاسباب) تأليف نفیس بن عوض که تقریباً درسنهٔ (1393) میلادی بوده صفحه (66) راجع به غذاهای مانعة الجمع مینویسد: بتجر به رسیده که نباید بعضی از غذاها را با یکدگر خورد که از آن جمله: 1- گوشت ماهی تازه باشیر است چه آنکه این عمل باعث امراض مزمنه از قبیل ،جذام، فلج وغیره خواهد شد.

2- بین شیر و اشیائیکه ترش باشند نباید جمع کرد زیرا که ترشی

موجب بستگی شیر می شود و بعید نیست که ایجاد قولنج کند .

3- بين سویق برنج قاووت و شیر نباید جمع کرد بجهت اینکه شير وسویق نفاخند و ممکن است که موجب قولنج شود .

4- جمع بین انگور و کله (گوسفند و امثال آن) از نظر بهداشت زیبنده نیست برای اینکه انگور دارای رطوبت و غذای کله دارای لزوجت و چسبندگی است، (و کسیکه این عمل را انجام دهد برای معده او مضر است . )

5- نباید بین انار و هریسه (1)جمع کرد بعلت اینکه انار نفاخ وقابض و هريسه غلیظ و دیر هضم است

(9)- هفت دستور صحی از دکتر دو فورست؟؟

طنطاوی در جلد (18) تفسير الجواهر صفحهٔ (130) نقلا از دکتر (دوفورست) هفت دستور ذیل را نگاشته :

اول خورده خورده غذا خوردن چنانچه انسان معتاد بآن شود فساد معده او خواهد شد زیرا که جهاز هضمی بطریق منظمی موجب مشغول فعالیت میشود و استطاعت اینکه همه وقت شروع بکار کند ندارد مثل جهاز هاضمه مثل یکی از عضلات جسد است پس نباید همه وقت خورده خورده بدهان چیزی ریخت ولو اینکه سیب باشد .

دوم : بسرعت غذا خوردن اجتناب کن از این عادت بد و غذای سفت و نجو بده را اتخاذ نکن زیرا حفظ کردن حیات بقدر غذاهائیکه


1) هریسه را بفارسی کوفته گویند. نظیر کوفته برنجی و امثال آن-المنجد.

نجويده و بسرعت خورده شود نیست بلکه بقدر غذاهائی است که جسم پس از خوردن بتواند آنها را جزء خود کند .

سوم : غذاهای داغ جداً موجب ضعف معده میشوند، همینطور مایعاتی که داغ باشند.

چهارم : غذاهای بسیار سرد و یخ (نظیر بستنی و امثال آن) که وارد معده میشوند مقتضی این میشود که از طرف جسم قوه حیاتی را حرارتی نرسد و قبل از شروع بهضم قوه حیاتی عائد بدن نشود .

پنجم: غذاهای پخته شده چرب باعث برانگیختن شهوت میشود . ولكن بسيار ثقيل الهضم بوده و خون نیکوئی از آنها تولید نمیشود .

ششم: فلفل و خردل و قرنفل و امثال اینها را نباید جزء غذا دانست . زیرا که باعث هیجان معده و اعصاب شده و موجب نزله وزکام میشوند و باعث مرضهای عصبی مسری و امراض دیگر خواهند شد. .

و بعلت تمويه وتغيير طعم طبیعی غذاها موجب فسادشهوت میشود.

هفتم: پنیر و کلیه ترشیجاتی که بوسیله سر که تهیه میشوند و گوشت و چربیها نباید داخل معده انسان شوند و جائز نیست که اشیاء سابق الذکر، جزئی از اجزاء غذا انسانیکه بخواهد صحت خویش را بازیابد یا بخواهد صحت خود را حفظ کند باشند و مایعات تیزوتندیگه گاز داشته باشند و اشیائی که مشهی و اشتها آور باشند و خمر ومسکرات و چای و قهوه و شکولات از مضرترین چیزها میباشند .

واما تنباکو و توتون و امثال آنها که نباید شخصی که دوستدار صحت خود باشد جسم خود را بآنها آلوده نماید .

(10)- موادی که بدن انسان از آنها ترکیب میشود؟

طنطاوی در جلد (8) تفسير الجواهر صفحه (50) نقلا از اطباء گوید: جسم انسانی از موادی که ذیلا بشرح میروندترکیب میشود .

1- جیر یعنی (گچ) که باعث تغذیه استخوان و بهبودی زخم و جراحات میشود ،گچ در اشیائیکه ذیلا مرقوم میشوند یافت میشود:

چغندر (لبو) - شیر پنیری که چربی شیر آنرا نگرفته باشند - پیاز زرد آلو انجیر بامیا نام گیاهی است کدو و امثال آنها .

2- مغنسيوم يكنوع ماده معدنی سفید رنگ که موجب تقویت عضلات و مانع فتق میشود . مغنسیوم در اشیائی که زیلا بشرح میروند یافت میشود:

خیار - کدو - پرتقال - جو - ذرت - گندم - ليمو و باميه (يك نوع گیاهی) .

3-کبریت (یکنوع ماده معدنی زرد رنگ) که وسیله تنظیف خون و ضد روماتیسم است. کبریت در این اشیاء وجود دارد : قنبیط - شلغم - ترب گلی - کدو گوشت یکنوع مرغابی - هویج و پیاز .

4 - فسفور( یکنوع ماده معدنی زرد رنگ یا قرمز رنگ) که وسیله تغذیه مخ است در اشیاء زیریافت میشود : ماهی دریائی -کاهو-زرده تخم كشك بز_ترب - خيار_بسله (گیاهی مانند باقلا) وعدس

5- آهن که موجب تقویت خون و کثرت قرمزی آن است و برای کم خونی نافع است. آهن در اشیاء ذیل یافت میشود : چغندر قرمز لبو - کشمش - زرده تخم مرغ آلوی ریز و کدو.

6-كلور ماده معدنی زردرنگی که مایل به سبزی است که بهضم كمك ميكند و معده را نظیف نموده آنچنانکه صابون لباس را تمیز مینماید. كلور در اشیاء ذیل یافت میشود :

چغندر هویج - شیر ماهی شور دریائی - ترب و پنیر .

7- نمك (8) صودا ماده معدنی سفید رنگی است (9) رمل (که یکنوع خاکی است) (10) فحم (يكنوع زغال) .

این مواد دهگانه از آن مواد شانزده گانه ای است که بدن انسان از آنها ترکیب میشود (1)پس بر ما واجب است که خوراکیهای ماحاوی کلیه این مواد باشد. موقعی که یکی از این مواد لازمه بدن کم شود جسم علیل میشود .

مثلا اگر گچ بدن کم شود خون از گچ استخوان و دندانها استفاده خواهد کرد. اگر چنانچه شنیدی که دندانهای شخصی ضعیف و کم دوام است علت آن کمبود گچ بدن است.

و چنانچه دیدی که طفل زمین گیری قادر بحرکت نیست بعلت این است که شیر مادر او فاقد گچ است چه آنکه غذای مادرش از گچی که برای بدن لازم است تهی بوده .


1) که شش مواد دیگر آنرا در اینجا ذکر نکرده.

مقدار آهن در صد گرم میوه علت رو بقبله خوابیدن اوقات خواب و عدد ساعات آن و خواب قیلوله

239

رو بقبله بخوابید !

اگر میخواهید آهن بدن شما منظم باشد و در نتیجه همیشه سالم باشید و بعوارض قلبی دچار نشوید براه قبله یعنی در جریان مغناطیس زمین بخوابید چه در غیر این صورت آهن در جدار رگها رسوب کرده آهن بدن کم شده تصلب شرائین و عوارض قلبی ایجاد مینماید و به کبد که قسمت کننده آهن بدن است لطمه شدید وارد میسازد پس برای سالم بودن باید سعی کنید که همیشه در جریان مغناطیس زمین بخوابید.

نقل از اعجاز خوراکیها

نگارنده گوید: شاید یکی از علل اینکه ائمه ما عليهم السلام تابعین خود را دستور داده اند که روبقبله بخوابند همین باشد که جناب آقای دکتر جزائری استنباط کرده است .

چنانکه حضرت امیر المؤمنين (علیه السلام) میفرماید : خواب بر چهار قسم است .

اول: خواب پیغمبران علیهم السلام که بقفا میخوابند و چشمهای ایشان بخواب نمیرود و منتظر وحی پروردگار خود میباشند دوم: خواب مؤمن که رو بقبله سردست راست میخوابد. سوم: خواب پادشاهان و فرزندان آنها که بر دست چپ میخوابند .تا آنچه خورده اند گوارا شود .

چهارم: خواب شیطان و برادران او و دیوانه ها و افراد مبتلا که به رو میخوابند.

حلية المتقين ، آداب خواب

اوقات خواب و عدد ساعات آن

در تفسیر طنطاوی جلد (15) صفحه (70) نقلا از کتاب (تدبير الصحه) گوید : احتیاج جسم بخواب ، مربوط به اختلاف سن است .

طفل به آن مقدار خوابی که شخص جوان محتاج است احتیاج بیشتری دارد چنانکه از بیان ذیل معلوم میشود.

1- اطفالی که سنشان از (4) الی (8) سال باشد در يك (24) ساعت از (10) الی (13) ساعت بخوابند.

2- آنهائی که سنشان از (9) الی (12) سال باشد باید در مدت يك

شبانه روز از (9) الى (10) ساعت بخوابند .

3- آنهائی که سنشان از (13) الی (16) سال باشد لازم است که در يك شبانه روز (10) ساعت خواب بروند .

4- اشخاصی که سنشان از (16) الى (25) سال باشد لازم است که در یکشبانه روز (9) ساعت بخوابند

پس برای اینکه انسان از مدت مذکوره خواب برخوردار باشد لازم است که اول شب بخوابد تا اینکه صبح زود از خواب برخواسته بمدرسه رود و سر موعد مشغول انجام وظیفه خودشود و چنانچه اول شب نخوابی و به اندازه کافی خواب نکنی دچار ضعف بدن و نقص عقل میشوی و موفق بفهم درس و انجام وظیفه خود نخواهی شد.

و چنانچه دچار بیخوابی شوی به طبیب مراجعه کن تا تو را دستوری دهد همچنانکه لازم است بیشتر از ساعات معلومه خواب نکنی، زیرا که خواب بیش از حد لزوم ، موجب کسالت، ضعف جسم، امراض سر وضعف اشتهاء غذا خواهد شد.

پس از تناول شام بلا فاصله مخواب زیرا این عمل باعث دیدن خوابهای موحش و ناراحت کننده گی شده و چه بسا موجب بیخوابی خواهد شد و ضررهای بیخوابی را هم میدانی ، پس بسوی رختخواب مرو مگر بعد از گذشتن دو ساعت از موقع صرف شام و چنانچه بیشتر باشد چه بهتر.

برتو واجب است که اطاق خوابت طوری باشد که هوای آن بخوبی عوض شود و دور از بوهای کریهه و متعفن باشد و در هر روزی اقلادو ساعت اشعه خورشید در آن تابش کند و چراغهای نفتی و امثال آن که هوای

اطاق را کثیف میکند در آن روشن ممکن ، همه شب درب یکی از منفذهای اطاق خوابت را که از رختخواب تو دور باشد باز کن و از سرما واهمه نکن بشرط اینکه جسم خود را بنحو کاملی پوشانده باشی

خواب قیلوله و فوائد آن؟؟

محدث قمی در جلد دوم (سفینه) صفحه 458 راجع بخواب قیلوله (1)گوید: روایت شده که اعرابی آمد خدمت رسولخدا (صلی الله علیه واله) و گفت: من مرد با حافظه و باهوشی بودم و فعلا دچار نسیان و فراموشی شده ام ؟ ؟ رسولخدا فرمود: نکند که عادت بخواب قیلوله داشتی و آنرا ترك كرده باشی؟؟ عرض کرد: بلی ، فرمود : دوباره خواب قیلوله را ادامه بده تا حافظه تو با خواست خدا بسوی توم راجعت نماید

(12)-کلسیم با آهك حياتي بدن ؟

میوه ها بهترین معدن کاسیم هستند که اکنون مقداری از آنها را شرح میدهیم :


1) قیلوله خوابی است که مقداری قبل از ظهر شروع و تاظهر تمام شود.

(13) مقدار ویتامین (آ) در صد گرم میوه و بیماری سرطان

تصویر

243

تصویر

244

آیا بیماری سرطان هم از غذا است؟؟

اگر از من به پرسید که بیماری سرطان از چه حاصل میشود خواهم گفت : از سوء تغذیه، اگر به پرسید باچه معالجه میشود خواهم گفت :با غذا هنوز عامل اصلی بیماری سرطان پیدا نشده است و معالجه قطعی هم برای آن پیدا نکرده اند ولی آنچه مسلم میباشد این است که با غذا

میتوان از ابتلاء بآن جلوگیری کرد و درمان قطعی آن هم در مواد خوراکی است.

سرطان چیست ؟؟

بی بند و باری يك سلول ، یعنی آنارشی گری آن سبب میشود که يك سلول پای خود را از گلیم خویش بیرون کرده وارد جایگاه سلولهای دیگر شود.

فشارخون هم بی بندوباری و آنارشی گری فشار اسموزی پایکی از مواد خون است. البته نمیخواهم فشار خونرا سرطان خون بنامم ، نمیگویم فشارخون با سرطان یکی است، نمیگویم : عامل این دومرض يك عامل است. خیر ، چنین مقصودی ندارم بلکه میخواهم بگویم : شباهتی بین بزرگ شدن يك سلول و زیاد شدن مقدار فشار خون وجود دارد .

بیماری قندهم بی بند و باری قند خون و آنارشی گری عوامل تنظیم کننده آن است و چون این بی بند و باریها و آنارشی گریها نتیجه ئی بی بند و باری در تغذیه است بعید نیست که رشد بی تناسب يك سلول هم نتیجه افراط در خوردن یا نخوردن يك ماده خوراکی باشد.

معالجة سرطان باغذا ؟؟

یکی از داروهای مؤثری که تاکنون برای سرطان پیدا شده است هورمون جنس مخالف است، یعنی اگر ترشحات تخمدان زن را به مرد سرطانی بدهند یا ترشح تخمدان مرد به زن سرطانی داده شود بهبود

حاصل مینماید. تحقيقات تجدید غذاشناسان ثابت کرده است : هورمونهای زیادی

در مواد خوراکی ذخیره شده است و اصولا زن و مرد هورمون خود را از غذا میگیرند چنانچه رازیانه و مخمر آب جودارای هورمون زنانه میباشند و زیاده روی در خوردن این غذا مرد را عقیم مینماید .

در بعضی از غذاها که افراط در آن سبب عقیم شدن زن میشود هورمون مردانه وجود دارد.

پس وقتی درمان مرضی در خوراکیها بود راه جلوگیری آنهم خوراکی خواهد بود و بعید نیست که سوء تغذیه عامل اصلی آن خواهد بود .

دخانیات و سرطان؟؟

توتون يك ماده خوراکی است که مواد مؤثر آن از راه ریه جذب میشود.

این روزها عده ای از دانشمندان عامل اصلی سرطان ریه را کشیدن دخانیات میدانند - نقل از اعجاز خوراکیها - تأليف دكتر جزائرى

(14)- هات ماه گرفتگی صورت نوزاد؟

دکتر جزائری در کتاب اعجاز خوراکیها صفحه 172 راجع بماه گرفتگی صورت نوزاد مینویسد : اگر هنگام آبستنی مادری بترسد بطوری که رنگش تغییر کرده دچار لرزشود در بدن نوزاد اولکه های دیده میشود که آنها را ماه گرفتگی مینامند.

در هر حال این لکه ها مربوط بترس شدیدی است برای اینکه

صورت و بدن نوزاد شما ماه گرفته نباشد سعی کنید که هنگام آبستنی حتى المقدور نترسيد وافكار جاهلانه سابق را که زنان باردار را از عال و امثال آن میترسانیدند پوچ دانسته بخودقوت قلب دهید و چنانچه غفلتاً با امر غیر مترقبه ی روبرو شده و ترسیدید بلافاصله آب هندوانه شیرین یا خربزه یا میوه شیرین دیگر میل نمائید.

زیرا چنانچه قبلا گفتیم قند میوجات درمان ترس میباشد.

خوردن شربتهای میوه چنانچه بازاری و تقلبی نباشد و همچنین مرباجات نیز مفیدند و در این موقع نباید میوه ترش مخصوصاً سيب ترش خورد ولی سیب شیرین بسیار مفید است .

پایان جلد اول

پس از مراجعت از عتبات عالیات و نجف اشرف در روز (22) ماه ذیقعده سنه (1382) قمری مطابق باروز (28) فروردینماه سنۀ (1342) شمسی پایان یافت.

تعداد دو هزار جلد از این کتاب به همت و سرمایه مدیر محترم کتابفروشی ادبیه چاپ شد

دو مژده لازم :

1- جلد دوم اینکتاب با خواست خدا عنقریب منتشر خواهد شد.

2- از خریدن کتاب دليل العروة الوثقى تألیف آقای حاج میرزا حسن آقای سعید فرزند آیة الله العظمی آقای حاج میرزا عبدالله طهرانی تقریرات بحث آية الله العظمى الشيخ حسين حلى مدظله غفلت نفرمائید . زیرا کتابی است که مباحث فقهیه را باكلية مدارك با ساده ترین بیان تنقيح کرده و از جهتی موجز و از طرفی جامع وغير ممل میباشد.

محمد جواد نجفی

مدارک کتاب

تصویر

248

تصویر

249

فهرست مندرجات کتاب

مقدمة اول : علم طب و ارزش آن از نظر اسلام 3

مقدمه دوم : طب و پیدایش آن 7

مقدمۀ سوم : درمان از نظر اسلام 11

مقدمۀ چهارم : معنی کلمه شیطان 15

بخش اول

بهداشتهای بدنی حاوی 13 فصل

فصل اول: بهداشت موی سر از نظر اسلام و علوم امروزی 15

فهرست مندرجات

فصل دوم : بهداشت چشم از نظر اسلام و علوم امروزی 21

فصل سوم : : بهداشت بینی از نظر اسلام و علوم امروزی 22

فصل چهارم : اخذ شارب از نظر اسلام 25

فصل پنجم : تراش ریش از نظر اسلام 27

فصل ششم: مسواك از نظر اسلام و علوم امروزی 27

فصل هفتم: گرفتن ناخن از نظر اسلام . 35

فصل هشتم: تنویر ازاله موهای سافل بدن از نظر اسلام وعلوم امروزی 38

فصل نهم: استنجاء از نظر اسلام و علوم امروزی. 42

فصل دهم : ختنه از نظر اسلام و علوم امروزی 45

فصل یازدهم: حمام یکروز درمیان گوشت بدن را از یاد میکند حمام از نظر علوم امروزی 48

فصل دوازدهم: نظافت لباس از نظر اسلام و علوم امروزی 55

فصل سیزدهم: نظافت مسکن از نظر اسلام و علوم امروزی 61

بخش دوم

بهداشتهای اجتماعی از نظر اسلام 66

بخش سوم

فوائد کیفیت خلقت اعضاء از نظر اسلام 70

بخش چهارم

فوائد شوری آب چشم و تلخی آب گوش و خنکی آب بینی 75

بخش پنجم

بهداشتهای خوردنی و آشامیدنی حاوی دوازده فصل و يك خاتمه

فصل اول : معده خانه هر مرضی است. 77

لطيفه : گفتگوی حضرت یحیی با ابليس . 81

فصل دوم پرهیز کردن اولین دواء است. 84

فصل سوم: بهداشتهای خوردنی از نظر اسلام و علوم امروزی 88

خاتمه: عبور حضرت عیسی به مردم شهری که مریض بودند. 94

فصل چهارم: بهداشت خوردنیها از لحاظ سرپوشیده بودن آنها از نظر اسلام .

فصل پنجم : فوائد زیاد جویدن غذا از نظر اسلام و علوم امروزی. 96

فصل ششم : دمیدن در غذا و آب و ضررهای آن از نظر اسلام وعلوم امروزی 98

فصل هفتم : غذای گرم وضررهای آن از نظر اسلام. 100

فصل هشتم : : پس از صرف غذا لازم است چند دقیقه ای بقفا بخوابیم 101

فصل نهم : نمك طعام و فوائد آن از نظر اسلام و علوم امروزی 102

فصل دهم: آب آشامیدنی و بهداشت آن از نظر اسلام و علوم امروزی 106

فصل یازدهم : آب آشامیدنی و فوائد جوشانیدن آن از نظر اسلام و علوم امروزی 108

فصل دوازدهم : بهداشت آب آشامیدنی از نظر اسلام و علوم امروزی 110

طریقه آشامیدن آب از نظر اسلام 115

تنبیه : ضرر آشامیدن آب در اثناء غذا از نظر اسلام 116

خاتمه درخواص آب نیسان از نظر اسلام 117

،نیسان نام یکی از ماههای رومی است 119

بخش ششم

میو جات و اعجاز آنها از نظر اسلام و علوم امروزی حاوی

يك مقدمه وسى فصل ويك خاتمه .

اما مقدمه :

ميوجات و اعجاز آنها از نظر اسلام 120

فصل اول : انگورو اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار میرزا نیعم اصفهانی 124

خاتمه : سرکه و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی 128

فصل دوم : انار و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار میرزا نعیم اصفهانی 129

فصل سوم : سیب و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار میرزا نعیم اصفهانی 132

فصل چهارم: (به) و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار میرزا نعیم اصفهانی 135

فصل پنجم: گلابی و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار میرزانیم اصفهانی 138

فصل ششم: آلوو فوائد آن از نظر اسلام و علوم امروزی 140

فصل هفتم: زرد آلو و فوائد آن از نظر علوم امروزی و اشعار سینای اصفهانی 144

فصل هشتم: هلو وخواص آن از نظر علوم امروزی 146

فصل نهم: انجیر و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار سینای اصفهانی 146

فصل دهم: پرتقال و اعجاز آن از نظر علوم امروزی 149

فصل یازدهم : لیموترش و اعجاز آن از نظر علوم امروزی. 152

فصل دوازدهم: نارنج و فوائد آن از نظر علوم امروزی و اشعار میرزا نعیم اصفهانی 154

خاتمه خواص نارنگی و دارایی از نظر علوم امروزی . 155

فصل سیزدهم: توت و فوائد آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار سینای اصفهانی 156

خاتمه : توت فرنگی و خواص آن از نظر علوم امروزی 157

فصل چهاردهم: ازگیل وزالزالك وتمشك وفوائد آنها از نظر علوم امروزی 159

فصل پانزدهم: زیتون و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی 160

فصل شانزدهم: خرما و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار ابن اعسم 164

فصل هفدهم: گردو و فوائد آن از نظر اسلام و علوم امروزی 166

فصل هیجدهم: بادام و فوائد آن از نظر اسلام و علوم امروزی. 167

فصل نوزدهم: سنجد و عناب و اعجاز آنها از نظر اسلام و علوم امروزی 168

فصل بیستم: پسته و فندق و فوائد آنها از نظر علوم امروزی 170

فصل بیست و یکم: خربزه واعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار سینای اصفهانی 172

خاتمه : هندوانه و فوائد آن از نظر علوم امروزی و اشعار میرزا نعیم اصفهانی 175

فصل بیست و دوم: فوائد خیار از نظر علوم امروزی و اشعار سینای اصفهانی . 177

فصل بیست وسوم: بادنجان و خواص آن از نظر اسلام و علوم امروزی . 178

فصل بیست و چهارم: فوائد گوجه فرنگی از نظر علوم امروزی 180

فصل بیست و پنجم: کدو و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی . 184

فصل بیست و ششم : هویج و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار ابن اعسم . 186

فصل بیست و هفتم : چغندر و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی و اشعار ابن اعسم . 189

فصل بیست و هشتم : شلغم و اعجاز آن از نظر اسلام و علوم امروزی . 192

خاتمه : نارگیل و خواص آن از نظر علوم امروزی 194

فصل بیست و نهم : موزوخواص آن از نظر علوم امروزی . 196

فصل سی ام: سیب زمینی و خواص آن از نظر علوم امروزی 197

خاتمه :

در موضوعات متفرقه بهداشتی

(1) نشانه مزاج صفراوی و دموی و سوداوی و بلغمی چیست؟ 202

(2) مدت هضم شدن غذاها. 205

(3) حجامت و خواص آن از نظر اسلام و علوم امروزی. 208

تذکره : خوردن حجام از خون رسول خدا (صلی الله علیه واله) 224

(4) بدن انسان از چند قطعه استخوان تشکیل شده؟ 224

(5) چگونه میتوان عمر طولانی کرد. 226

(6) مدت عمر قسمتی از حیوانات . 230

(7) علت اختلاف مزاجها و امثال آن 232

(8) غذاهای مانعة الجمع 234

(9) هفت دستور صحی از دکتر دو فورست 235

(10) موادی که بدن انسان از آنها ترکیب میشود . 237

(11) مقدار آهن در صد گرم میوه علت رو بقبله خوابیدن اوقات خواب و عدد ساعات آن و خواب قیلوله 239

(13) مقدار ویتامین (آ) در صد گرم میوه و بیماری سرطان 243

(14) علت ماه گرفتگی صورت نوزاد 246

دو مژده لازم 247

مدارك كتاب. 248

فهرست مندرجات. 249

تصویر

256