ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور : صحیفه مهدیه باترجمه جمله به جمله/ گردآورنده میرزا محمد مهدی حق شناس
مشخصات نشر : قم: مولف. ۱۳۸۸
مشخصات ظاهری : ۲۴۸ص
موضوع : دعاها
موضوع : دعاهای امام زمان(عج)
رده بندی کنگره : BP۲۷۰/د۷ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۷۲
دعاهای صادره از امام مهدی عجل الله تعالی و فرجه الشریف در عصر غیبت صغری
گردآورنده محمدتقی اکبرنژاد
عنوان و نام پدیدآور : دعاهای صادره از امام مهدی عجل الله تعالی و فرجه الشریف در عصر غیبت صغری/ گردآورنده محمدتقی اکبرنژاد
مشخصات نشر : قم: مسجد مقدس جمکران ۱۳۸۸
مشخصات ظاهری : ۲۴۸ص
شابک : ۲۵۰۰۰ ریال 978-964-973-198-8 :
موضوع : دعاها
موضوع : دعاهای امام زمان(عج)
شناسه افزوده : اکبرنژاد ، محمدتقی، گردآورنده
رده بندی کنگره : BP۲۷۰/د۷ ۱۳۸۸
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۷۷۲
شماره کتابشناسی ملی : ۱۸۴۴۵۵۳
تصویر
تصویر
تصویر
بسمه تعالی
السلام علی القآئم المنتظر والعدل المشتهر
در جهان امروز که با تبلیغ بیدینی و افکار انحرافی توسط مدّعیان جهان تک قطبی و حقوق بشر دروغین، جوانان مسلمان و دیگر ادیان را به بیراهه میکشانند، امید به منجی موعود ومهدی منتظَر، چراغ هدایت پویندگان راه حقّ و حقیقت خواهد بود. لذا برآن شدیم کتاب مجموعه کامل نامهها و فرمایشات امام زمانعلیه السلام در عصر غیبت صغری، که توسط مؤلف محترم جناب آقای محمّد تقی اکبر نژاد ترجمه گردیده است، را به زیور طبع بیاراییم. امید است در عصر کنونی که انقلاب اسلامی ندای رسای منادیان دین و اسلام ناب محمّدی - صلّی اللَّه علیه وآله - را به گوش جهانیان رسانده و میرساند، انجام وظیفه ی کرده باشیم
از همه عزیزانی که ما را در رسیدن به این هدف پشتیبانی
مینمایند؛ خصوصاً حضرت حضرت آیت اللَّه وافی تولیت محترم و مدیران مسجد مقدّس جمکران و همکاران کمال تشکّر را داریم و امید است در پناه حضرت مهدی - عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - اهداف مقام معظم رهبری حضرت آیت اللَّه العظمی خامنه ی را در عصر کنونی به منصه ظهور رسانیم
مدیریت انتشارات
مسجد مقدّس جمکران
حسین احمدی
سلام و درود خدا بر مجاهدان راه خدا
سلام و درود خدا بر سربازان سبز پوشی که حتی در عصر غیبت دست از جانبازی بر نداشتند و قدم در راه مبارزه گذاشتند
سلام و درود خدا بر آنان که مصداق بارز
«أُولئِکَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
مجادله / 22
هستند. زیرا در میان حزب های متشتّت و آلوده، خدا را صدا زدند و به رستگاری رسیدند
آنان که بعد از رستگاری و استقامت به غلبه کامله الهیه دست یافتند «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ». مائده / 56
آنان که با عده کم خود بر عده زیاد دشمنان تا دندان مسلح غلبه کردند
«کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرینَ». بقره / 249
و به دنبال طالوت زمانشان بر جالوت اسرائیل تاختند و لشکریان کفر را که با تکبّر بر خود میبالیدند، خوار و ذلیل کرده و از هم پاشیدند
«فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ». بقره / 251
و همچون داود جالوت زمان خویش را به هلاکت رساندند
«وَقَتَلَ داوُدُ جالُوتَ». بقره / 251
و به عزّت و ملک دست یافتند
«وَ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ». بقره / 251
که اگر خدا چنین بندگانی نداشت، جالوتیان زمین را به فساد کامل میکشیدند و تمام روزنههای امید را به روی مردمان مستضعف میبستند
«وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعالَمینَ». بقره / 251
آری سلام و درود بیپایان خدا و ملائکه و انبیای الهی و اوصیای اخیار و تمام بندگان صالح و مستضعفان عالم بر آنان باد
سلام و درود خدا بر رزمندگان غیور حزب اللَّه لبنان و رهبر عربی آنان سیّد حسن نصراللَّه که بعد از سالها مبارزه با ظلم، قدرت قاهره الهی را به رخ تمام جالوتیان کشیدند و تجلیگاه عزّت و افتخار اسلامی شدند
از آن جهت که اتمام این اثر مصادف با غلبه حزب خدا بر حزب شیطان و رسوایی اسرائیل و تجلی عزّت اسلامی مردم لبنان بود، این اثر را به تمام رزمندگان غیور آن دیار و به خصوص رهبر آزاده و غیرتمندشان سیّد حسن نصراللَّه تقدیم میداریم
محمّد تقی اکبرنژاد
استخاره
استخاره در لغت به معنای درخواست خیر و برکت است. و در اصطلاح به دعا و یا هر عملی گفته میشود که شخص متحیّر میکوشد تا به واسطه آنها از خداوند متعال راه صحیح را درخواست نماید و از انحراف مصون بماند
به همین جهت استخاره محدود به قرآن و تسبیح نخواهد شد. بلکه بهترین استخارات شامل دعاهایی خواهند بود که شخص با آنها از خداوند خیر و صلاح را درخواست میکند. به عنوان نمونه میتوان به نماز استخاره و دعای استخاره که در مجموعههای مربوطه ذکر شده ند اشاره نمود
استخاره در منابع دینی:
اصل استخاره کردن، جزء متواترات و یقینیات دین ما است و کسی که اندک تأملی در منابع روایی داشته باشد، تواتر معنوی استخاره را درخواهد یافت
اقسام استخاره:
در منابع روایی پنج نوع استخاره معرفی شده است که عبارتند از:
1 - استخاره با دعا
2 - استخاره با نماز
3 - استخاره با قرآن
4 - استخاره با تسبیح
5 - استخاره با تکههای کاغذ
و از آنجا که دو نوع اوّلی در مجموعههای مربوطه آورده شده است، در مجموعه حاضر تنها به معرفی سه نوع باقی مانده خواهیم پرداخت و از هر کدام به دو روش اشاره خواهیم کرد
جهت دسترسی به انواع استخارات به کتاب نور الجنان از همین مؤلف و یا حواشی مفاتیح الجنان مراجعه نمایید
به اسماء در نماز حاجت. فتح الابواب، ص 205، استخاره
این اسماء الهی بعد از نماز حاجت یا در هر حال دیگر جهت درخواست خیر از خدا خوانده میشود. ابودلف گفته است که این دعا آخرین توقیع صادره از حضرت بقیة اللَّه میباشد
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی
خدایا از تو میخواهم به حرمت اسمی که با آن
عَزَمْتَ بِهِ عَلَی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
آسمانها و زمین را اراده کردی
فَقُلْتَ لَهُمَا ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قالَتا أَتَیْنا طائِعِینَ
و به آسمان و زمین امر کردی که خواه، ناخواه به وجود آیند و آنها گفتند که ما با فرمانبرداری و طیب نفس خلق میشویم
وَبِاسْمِکَ الَّذِی عَزَمْتَ بِهِ عَلَی عَصَا مُوسَی فَإِذا هِیَ تَلْقَفُ ما یَأْفِکُونَ
و به حرمت اسمی که با آن، بر عصای موسی اراده کردی در نتیجه عصای او حیلههای ساحران را بلعید
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی صَرَفْتَ بِهِ
از تو درخواست میکنم به حرمت آن اسمت، که با آن
قُلُوبَ السَّحَرَةِإِلَیْکَ حَتَّی قالُوا
دلهای ساحران را به سوی خود متمایل کردی تا جایی که آنها گفتند:
آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِینَ رَبِّ مُوسی وَهارُونَ
«ما به پروردگار جهان هستی یعنی پروردگار موسی و هارون ایمان آوردیم.» (پاورقی: اعراف /121.)
أَنْتَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ
تو خدا و پروردگار عالمیان هستی
وَ أَسْأَلُکَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِی تُبْلِی بِهَا کُلَّ جَدِیدٍ وَتُجَدِّدُ بِهَا کُلَّ بَالٍ
و از تو میخواهم به حرمت قدرتی که هر چیز جدیدی را کهنه و هر چیز کهنه ی را تازه میکند
وَأَسْأَلُکَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَکَ وَبِکُلِّ حَقٍّ جَعَلْتَهُ عَلَیْکَ
از تو میخواهم به خاطر تمام حقوقی که داری و تمام حقوقی که بر عهده گرفته ی. (پاورقی: مانند حقوقی که خداوند متعال طبق حکمت خود در قبال بندگان خویش بر عهده گرفته است؛ مانند هدایت و روزی دادن و امثال آنها)
إِنْ کَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَیْراً لِی فِی دِینِی وَدُنْیَایَ وَآخِرَتِی
اگر این کاری که میخواهم انجام دهم، برای دین و دنیا و آخرت من مفید است
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلِیماً وَتُهَنِّیَهُ
در این صورت بر محمّد و خاندان او سلام و درودت را بفرست
وَتُسَهِّلَهُ عَلَیَّ وَتَلْطُفَ لِی فِیهِ بِرَحْمَتِکَ
و آن را بر من سهل و آسان گردان و مرا درباره آن مورد لطف خود قرار بده
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
وَإِنْ کَانَ شَرّاً لِی فِی دِینِی وَدُنْیَایَ وَآخِرَتِی اما اگر شرّ دین و دنیا و آخرت من در آن باشد
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتُسَلِّمَ عَلَیْهِمْ تَسْلِیماً
در این صورت بر محمّد و خاندانش سلام و صلوات بفرست
وَأَنْ تَصْرِفَهُ عَنِّی بِمَا شِئْتَ وَکَیْفَ شِئْتَ وَتُرْضِیَنِی بِقَضَائِکَ
و مرا از آن به گونه ی که خود میخواهی بازدار و مرا به قضای خودت راضی کن
وَتُبَارِکَ لِی فِی قَدَرِکَ حَتَّی لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ شَیْءٍ أَخَّرْتَهُ وَلَا تَأْخِیرَ شَیْءٍ عَجَّلْتَهُ. و در تقدیراتت برای من وسعت عنایت کن تا جاییکه اگر چیزی را جلو انداختی، تأخیرش را دوست نداشته باشم و اگر عقب انداختی، تعجیلش را دوست نداشته باشم
فَإِنَّهُ لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ
قطعاً هیچ مانع و نیرویی غیر از خدا نیست
یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
ای بالاتر و عظیمتر از هر چیزی ای صاحب جلالت و اکرام
استخاره با تسبیح از حضرت قائمعلیه السلام. مستدرک الوسائل، ج 7، ص 263، باب 6 - استحباب الاستخاره بالدعاء
علامه حلیرحمه الله با چند واسطه از حضرت قائمعلیه السلام استخاره ی را نقل میکند که از این قرار است:
ابتدا: ده بار سوره حمد، حداقل سه بار و لااقل یکبار قرائت شود
بعد: ده بار سوره قدر قرائت شود
سپس این دعا سه بار خوانده شود:
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ
خدایا بیتردید از تو خیرخواهی میکنم
لِعِلْمِکَ بِعَوَاقِبِ الْأُمُورِ وَأَسْتَشِیرُکَ
به خاطر اینکه تو از نتیجه کارها خبر داری و با تو مشورت میکنم
لِحُسْنِ ظَنِّی بِکَ فِی الْمَأْمُولِ وَالَْمحْذُورِ
زیرا در خوب و بد امور حُسن ظن و اطمینان کاملی به تو دارم
اَللَّهُمَّ إِنْ کَانَ الْأَمْرُ الْفُلَانِیُّ قَدْ نِیطَتْ بِالْبَرَکَةِ أَعْجَازُهُ وَبِوَادِیهِ وَحُفَّتْ بِالْکَرَامَةِ أَیَّامُهُ وَلَیَالِیهِ
خدایا اگر فلان کار اوّل و آخرش با برکت به هم برسد و شب و روز آن را با کرامت و برکت، احاطه کند
فَخِرْ لِی فِیهِ خِیَرَةً تَرُدُّ شَمُوسَهُ ذَلُولاً وَتَقْعَصُ أَیَّامَهُ سُرُوراً
در این صورت آن را برای من اختیار کن تا خورشیدش مطیع من باشد و روزهایش با شادی سپری گردد
اَللَّهُمَّ إِمَّا أَمْرٌ فَأْتَمِرُ
خدایا اگر امر آن کار میکنی، عمل میکنم
وَإِمَّا نَهْیٌ فَأَنْتَهِی
اگر نهی کنی، اقدام نمیکنم
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَخِیرُکَ بِرَحْمَتِکَ خِیَرَةً فِی عَافِیَةٍ
خدایا خیر خواهی میکنم با رحمت تو، انتخابی که در عافیت باشد
بعد از آن نیت کرده و مقداری از تسبیح را میگیرد. آن را دو تا دو تا کم میکند. اگر در پایان دو تا ماند، خوب است و اگر فقط یکی ماند، بد است
استخاره با تکههای کاغذ
حمیری ضمن سؤالی از حضرت بقیة اللَّه سؤال میکند:
سؤال: برای کسی مشکلی پیش میآید که نمیداند چه کار بکند. دو انگشتر بر میدارد و در یکی مینویسد: بله انجام بده و در دیگری مینویسد: نه انجام نده. آنگاه مدام از خدا میخواهد که او را به راه پر خیر و برکت راهنمایی کند و سپس یکی از آنها را انتخاب میکند. هر کدام که آمد، طبق آن عمل میکند. آیا این نوع استخاره کردن جایز است؟
جواب: آنچه که سنت معصومعلیه السلام است، نماز و استخاره با تکههاست. روش استخاره با تکههای کاغذ:
هرگاه قصد استخاره داشتی شش تکه کاغذ بردار و بر روی سه تای آنها بنویس «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ خِیَرَةً مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ افْعَلْهُ»
و بر روی سه تای دیگر بنویس
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ خِیَرَةً مِنَ اللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ لَا تَفْعَلْ»
سپس آنها را با هم مخلوط کن و در زیر چیزی که بر روی آن نماز میخوانی قرار بده و دو رکعت در همانجا نماز استخاره بخوان. بعد از نماز به سجده برو و صد بار بگو:
«أَسْتَخِیرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِیَرَةً فِی عَافِیَةٍ»
و سپس از سجده بلند شو و بنشین و بگو
«اللَّهُمَّ خِرْ لِی وَاخْتَرْ لِی فِی جَمِیعِ أُمُورِی فِی یُسْرٍ مِنْکَ وَعَافِیَةٍ»
در نهایت دستت را به زیر لحاف و یا هر چیزی که بر روی آن نماز میخواندی ببر و تکههای کاغذ را به هم بزن و یکی یکی خارج کن. اگر سه تا پشت سر هم اِفعَل ؛ یعنی کلمه آخر دعا: اِفعَلْهُ آمد خیر است و اگر سه تا پشت سر هم لا تفعل آمد شرّ است و اگر یکی افعل و دیگری لا تَفْعَل آمد، تا پنج تکه را یکی یکی خارج کن، هر کدام بیشتر بود به آن اقدام کن. - کافی / ج 3 / ص 470 / باب صلاة الاستخارة
دعای فرج و گشایش مخصوص انبیاء از زبان امام زمانعلیه السلام. مهج الدعوات، ص 280
محمّد بن علی علوی مصری نقل میکند که میان من و یکی از بزرگان شهرمان کدورتی پیش آمد که باعث شد من دچار گرفتاری بزرگی شوم و در مخمصه عجیبی گرفتار شوم. به گونه ی که هیچ راه فراری برای خودم ندیدم. از این رو به حرم اجداد شریفم یعنی حرم امام حسینعلیه السلام پناه بردم. پانزده روز در آنجا ماندم. شب و روز تضرّع کردم و دعاخواندم تا اینکه حضرت قائمعلیه السلام را در خواب مشاهده کردم. خدا بر او و پدرانش بهترین تحیّات و سلامها را بفرستد
در حالتی میان خواب و بیداری بودم، که ایشان به من فرمودند: عزیزم از فلانی ترسیدی؟
عرض کردم: بله اگر مرا پیدا کند، قصد دارد فلان جنایات را در حقّ من انجام بدهد. لذا برای شکایت، به سروران خودم پناه آورده م. تا مرا از دست او خلاص کنند
فرمود: تا به حال دعایی را که انبیا صلی الله علیه وآله برای گشایش گرفتاریها میخواندند، خوانده ی؟
عرض کردم: چگونه دعا میکردند تا من هم دعا کنم
فرمود: وقتی که شب جمعه شد، بلند شو و غسل کن و نمازت را بخوان. زمانی که از سجده شکر فارغ شدی. در حالیکه دو زانو نشسته ی این دعا را با تمام خشیت و تضرّع بخوان. ایشان پنج شب پشت سر هم آمد و حرفهای قبلی و دعا را برایم تکرار کرد. تا اینکه دعا را حفظ کردم و دیگر ایشان به خوابم نیامدند
از خواب بلند شدم، غسل کردم، لباسهایم را عوض نمودم، خودم را معطر ساخته و نماز شب را خواندم. و بر روی زانوانم نشستم و دعا را آن طور که فرموده بود، خواندم
ایشان شب شنبه به خواب من آمد و فرمود: ای محمّد دعایت مستجاب شد و دشمنت کشته شد. خداوند او را در همان لحظه که دعا را تمام کردی، هلاک کرد
زمانی که صبح شد، بلافاصله به حرم امام حسینعلیه السلام رفته و با ایشان وداع کردم و به سوی منزلم راه افتادم. مقداری از راه را رفته بودم پیکی را که فرزندانم به دنبال من فرستاده بودند، دیدم. آنها نوشته بودند مردی که از دست او فراری بودی. عدّه ی را جمع کرده بود. آنها شب را به عیش و نوش پرداختند. وقتی که همه رفتند. او به همراه نوکرانش خوابید. وقتی که صبح شد و همه از خواب بیدار شدند. متوجّه شدند که او کوچکترین حرکتی هم ندارد. لحاف را از روی او کشیده و دیده اند که او از پشت گردن بریده شده و خونش جاریست. این اتفاق در شب جمعه افتاده است. آنها هم نمیدانند که
چه کسی این کار را انجام داده است. زمانی که به منزل رسیدم و از زمان دقیق هلاکتش پرسیدم. متوجّه شدم که دقیقاً همزمان با پایان دعای من بوده است
اما دعا:
رَبِّ مَنْ ذَا الَّذِی دَعَاکَ فَلَمْ تُجِبْهُ
پروردگارا! کیست که تو را صدا بزند اما جوابش را نداده باشی
وَمَنْ ذَا الَّذِی سَأَلَکَ فَلَمْ تُعْطِهِ
کیست که از تو و نداده باشی
وَمَنْ ذَا الَّذِی نَاجَاکَ فَخَیَّبْتَهُ
و درخواستی کند کیست که تو را بخواند و مأیوسش کنی
أَوْ تَقَرَّبَ إِلَیْکَ فَأَبْعَدْتَهُ
و کیست که خود را به تو نزدیک کند و تو دورش کنی
رَبِّ هَذَا فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتَادِ مَعَ عِنَادِهِ وَکُفْرِهِ وَعُتُوِّهِ وَادِّعَائِهِ الرُّبُوبِیَّةَ
پروردگارا! فرعون مقتدر را با وجود تمام لجاجت و کفر و سرکشی و ادّعای خدایی ش
لِنَفْسِهِ وَعِلْمِکَ بِأَنَّهُ لَایَتُوبُ وَلَایَرْجِعُ وَلَایَئُوبُ وَلَایُؤْمِنُ وَلَا یَخْشَعُ
و با وجود اینکه تو میدانستی او توبه نمیکند و بر نمیگردد و ایمان نمیآورد و بنده خاشعی نمیشود
اسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
با وجود همه اینها دعایش را مستجاب کردی
وَأَعْطَیْتَهُ سُؤْلَهُ
و خواسته ش را دادی
کَرَماً مِنْکَ وَجُوداً وَقِلَّةَ مِقْدَارٍ لِمَا سَأَلَکَ عِنْدَکَ
زیرا تو بزرگواری و آنچه که او میخواست برای تو کوچک بود
مَعَ عِظَمِهِ عِنْدَهُ
اگر چه برای او بزرگ بوده باشد
أَخْذاً بِحُجَّتِکَ عَلَیْهِ وَتَأْکِیداً لَهَا
این کار را کردی تا اتمام حجّت کرده باشی و آن را تأکید کنی
حِینَ فَجَرَ وَکَفَرَ وَاسْتَطَالَ عَلَی قَوْمِهِ وَتَجَبَّرَ
آن هم در هنگامی که او گناه میکرد و کفر میورزید و بر قوم خود بزرگی میکرد
وَبِکُفْرِهِ عَلَیْهِمُ افْتَخَرَ
او تکبّر میورزید و با کفرش بر قوم خود افتخار میکرد
وَبِظُلْمِهِ لِنَفْسِهِ تَکَبَّرَ
و با ظلم به خود کبر میوزید
وَبِحِلْمِکَ عَنْهُ اسْتَکْبَرَ
و با حلم تو ادعاهای بزرگ داشت
فَکَتَبَ وَحَکَمَ عَلَی نَفْسِهِ جُرْأَةً مِنْهُ أَنَّ جَزَاءَ مِثْلِهِ أَنْ یُغْرَقَ فِی الْبَحْرِ فَجَزَیْتَهُ بِمَا حَکَمَ بِهِ عَلَی نَفْسِهِ
به همین خاطر تو بر خود واجب کردی که او را به خاطر جسارتش عذاب کنی و عذاب مثل او، آن بود که او را در میان دریای نیل غرق کردی
إِلَهِی وَأَنَا عَبْدُکَ ابْنُ عَبْدِکَ وَابْنُ أَمَتِکَ
خدایا من بنده تو و فرزند بنده و کنیز تو هستم
مُعْتَرِفٌ لَکَ بِالْعُبُودِیَّةِ
به عبودیّت تو اعتراف میکنم
مُقِرٌّ بِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ خَالِقِی
اقرار میکنم که تو خدا و خالق منی
لَا إِلَهَ لِی غَیْرُکَ
و خدایی جز تو نیست
وَلَا رَبَّ لِی سِوَاکَ
پروردگاری غیر از تو ندارم
مُقِرٌّ بِأَنَّکَ رَبِّی وَإِلَیْکَ
اقرار میکنم که تو پروردگار منی و به سوی تو خواهم آمد
إِیَابِی عَالِمٌ بِأَنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
میدانم که تو بر هرکاری توانایی
تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ وَتَحْکُمُ مَا تُرِیدُ
و هر کاری که اراده کنی و هر حکمی که بخواهی میکنی
لَا مُعَقِّبَ لِحُکْمِکَ وَلَا رَادَّ لِقَضَائِکَ
کسی حکمت را عقب نمی ندازد و قضایت را برنمیگرداند
@
وَأَنَّکَ الْأَوَّلُ وَالآْخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ
و تو اوّل و آخر و ظاهر و باطن همه چیز هستی
لَمْ تَکُنْ مِنْ شَیْءٍ
از هیچ چیز نیستی
وَلَمْ تَبِنْ عَنْ شَیْءٍ
و از چیزی ساخته نشده ی
کُنْتَ قَبْلَ کُلِّ شَیْءٍ
قبل از همه بودی
وَأَنْتَ الْکَائِنُ بَعْدَ کُلِّ شَیْءٍ
و بعد از همه نیز خواهی بود
وَالْمُکَوِّنُ لِکُلِّ شَیْءٍ
و هستی بخش همه چیز نیز هستی
خَلَقْتَ کُلَّ شَیْءٍ بِتَقْدِیرٍ
هر چیز را به اندازه آفریدی
وَأَنْتَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ
و شنوا و بینایی
وَأَشْهَدُ أَنَّکَ کَذَلِکَ کُنْتَ وَتَکُونُ
شهادت میدهم که تو همان طور بودی و خواهی بود
وَأَنْتَ حَیٌّ قَیُّومٌ
تو زنده و قوام بخشی
لَا تَأْخُذُکَ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ وَلَا تُوصَفُ بِالْأَوْهَامِ وَلَا تُدْرَکُ بِالْحَوَاسِّ وَلَا تُقَاسُ بِالْمِقْیَاسِ
و زمان و خواب و افکار و حواس و مقایسات، هیچکدام گنجایش تو را ندارند
وَلَا تُشْبِهُ بِالنَّاسِ
شبیه انسانها نیستی
وَإِنَّ الْخَلْقَ کُلَّهُمْ عَبِیدُکَ وَإِمَاؤُکَ
و تمام مخلوقات، بندگان و کنیزان تو هستند
وَأَنْتَ الرَّبُّ وَنَحْنُ الْمَرْبُوبُونَ
تو پروردگار و ما مورد تحت تربیت هستیم
وَأَنْتَ الْخَالِقُ وَ نَحْنُ الْمخْلُوقُونَ
تو خالق و ما مخلوق
وَأَنْتَ الرَّازِقُ وَنَحْنُ الْمَرْزُوقُونَ
تو روزی دهنده و ما روزی خوار تو هستیم
فَلَکَ الْحَمْدُ
با این حساب، همه ستایشها متعلق به توست
یَاإِلَهِی إِذْ خَلَقْتَنِی بَشَراً سَوِیّاً
ای خدای من، زمانی که مرا به صورت انسانی متعادل آفریدی
وَجَعَلْتَنِی غَنِیّاً مَکْفِیّاً بَعْدَ مَا کُنْتُ طِفْلاً صَبِیّاً تُقَوِّتُنِی
و بینیاز از دیگران ساختی در حالی که من در آغاز طفلی ضعیف بودم که
مِنَ الثَّدْیِ لَبَناً مَرِیئاً
از پستان، شیر گوارا میخوردم
وَغَذَّیْتَنِی غِذَاءً طَیِّباً هَنِیئاً
تو غذای پاک و گوارایی دادی
وَجَعَلْتَنِی ذَکَراً مِثَالاً سَوِیّاً
و مرا مردی متعادل و سالم آفریدی
فَلَکَ الْحَمْدُ
پس حمد و ثنا مخصوص توست
حَمْداً إِنْ عُدَّ لَمْ یُحْصَ
ثنایی که اگر شمارش شود، به شمارش نیاید
وَإِنْ وُضِعَ لَمْ یَتَّسِعْ لَهُ شَیْءٌ
و اگر قرار داده شود، جایی وسعت آن را نداشته باشد
حَمْداً یَفُوقُ عَلَی جَمِیعِ حَمْدِ الْحَامِدِینَ
ثنایی مافوق ثنای همه ثناگویان
وَیَعْلُو عَلَی حَمْدِ کُلِّ شَیْءٍ
که از حمد هر چیزی بالاتر باشد
وَیُفَخِّمُ وَیُعَظِّمُ عَلَی ذَلِکَ کُلِّهِ وَکُلَّمَا حَمِدَ اللَّهَ شَیْءٌ
و بر همه آنها و تمام کسانی که خدا را حمد و ثنا گفته ند، غلبه یابد
وَالْحَمْدُ للَّهِِ
خدا را ثنا میگویم
کَمَا یُحِبُّ اللَّهُ أَنْ یُحْمَدَ
آن طور که دوست دارد ثنا شود
وَالْحَمْدُ للَّهِِ عَدَدَ مَا خَلَقَ
او را به تعداد مخلوقاتش
وَزِنَةَ مَا خَلَقَ وَزِنَةَ أَجَلِّ مَا خَلَقَ وَبِوَزْنَةِ [بِوَزْنِ أَخَفِّ مَا خَلَقَ وَبِعَدَدِ أَصْغَرِ مَا خَلَقَ
و وزن آنها و وزن بزرگترین آنها و کوچکترینشان و به تعداد کوچکترین مخلوقاتش حمد و ستایش میکنم
وَالْحَمْدُ للَّهِِ حَتَّی یَرْضَی رَبُّنَا وَبَعْدَ الرِّضَا وَأَسْأَلُهُ
او را ثنا میگویم تا جایی که راضی شود و از او میخواهم
أَنْ یُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
تا بر محمّد و خاندانش درود بفرستد
وَأَنْ یَغْفِرَ لِی رَبِّی
و مرا ببخشد
وَأَنْ یَحْمَدَ لِی أَمْرِی
و کار مرا نیکو گرداند
وَیَتُوبَ عَلَیَّ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ
و توبه م را بپذیرد؛ زیرا او توبه پذیر و مهربان است
إِلَهِی وَإِنِّی أَنَا أَدْعُوکَ
خدایا و این منم که تو را میخوانم
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ صَفْوَتُکَ أَبُونَا آدَمُعلیه السلام
و از تو درخواست میکنم. با همان نامی که برگزیده تو پدرمان آدمعلیه السلام
وَهُوَ مُسِیءٌ ظَالِمٌ حِینَ أَصَابَ الْخَطِیئَةَ
که به خودش ظلم کرد و مرتکب خطا شد
فَغَفَرْتَ لَهُ خَطِیئَتَهُ
پس خطایش را پوشاندی
وَتُبْتَ عَلَیْهِ
و توبه ش را پذیرفتی
وَاسْتَجَبْتَ دَعْوَتَهُ
و دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و به او نزدیک بودی. ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
از تو میخواهم تا بر محمّد و خاندانش درود و سلام فرستی
وَأَنْ تَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی
و خطایم را ببخشی
وَتَرْضَی عَنِّی
و از من راضی باشی
فَإِنْ لَمْ تَرْضَ عَنِّی فَاعْفُ عَنِّی
اگر از من راضی نشدی اقلاً مرا ببخش
فَإِنِّی مُسِیءٌ ظَالِمٌ خَاطِئٌ عَاصٍ
زیرا من گنهکاری هستم که به خودم ظلم کردم
وَقَدْ یَعْفُو السَّیِّدُ عَنْ عَبْدِهِ وَلَیْسَ بِرَاضٍ عَنْهُ
که آقا، حتی اگر از بنده ش راضی نباشد، از او بگذرد
وَأَنْ تُرْضِیَ عَنِّی خَلْقَکَ وَتُمِیطَ عَنِّی حَقَّکَ
خلقت را از من راضی کن خطاکاری معصیت کارم و این طبیعی است و از حقی که به گردنم داری، بگذر
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ إِدْرِیسُعلیه السلام
الهی همین طور درخواست میکنم با اسمائی که ادریس با آنها تو را خواند
فَجَعَلْتَهُ صِدِّیقاً نَبِیّاً
تو نیز او را صدیق و نبی قرار دادی
وَرَفَعْتَهُ مَکَاناً عَلِیّاً
و به او جایگاه بلندی عنایت کردی
وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و نزدیک او بودی
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تَجْعَلَ مآبِی إِلَی جَنَّتِکَ وَمَحَلِّی فِی رَحْمَتِکَ
و بازگشتم را به بهشت و جایگاهم را در رحمتت قرار بده
وَتُسْکِنَنِی فِیهَا بِعَفْوِکَ
و مرا با عفو خودت در آن ساکن کن
وَتُزَوِّجَنِی مِنْ حُورِهَا
و از حور بهشت، همسری برایم عنایت کن
بِقُدْرَتِکَ یَا قَدِیرُ
با قدرت بیپایانت، ای توانا
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ نُوحٌعلیه السلام
الهی، همین طور درخواست میکنم با اسمائی که نوح با آنها تو را خواند
إِذْ نَادَی رَبَّهُ وَهُوَ أَنِّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
زمانی که صدا کرد. «پروردگارا من مغلوب شده م، مرا یاری کن
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
درهای آسمان را با آبی ریزان، به رویش گشودیم
وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُوناً
و چشمههای زمین را شکافتیم
فَالْتَقَی الْماءُ عَلی أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ وَحَمَلْناهُ
آب برای کاری که مقدّر شده بود، فرو ریخت
وَنَجَّیْنَاهُ عَلی ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ
او را بر روی چوبها و میخها نجات دادیم.» (پاورقی: اشاره به آیات ده تا سیزده سوره قمر دارد.)
فَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً
و نزدیک او بودی
یَا قَرِیبُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
ای نزدیک. پس بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تُنْجِیَنِی مِنْ ظُلْمِ مَنْ یُرِیدُ ظُلْمِی
و مرا از ظلم کسی که قصد ظلم کردن به من را دارد، نجات بده
وَتَکُفَّ عَنِّی شَرَّ کُلِّ سُلْطَانٍ جَائِرٍ
و شرّ هر سلطان ظالم
وَعَدُوٍّ قَاهِرٍ
و دشمن بیرحم
وَمُسْتَخِفٍّ قَادِرٍ
و تحقیر کننده توانا
وَجَبَّارٍ عَنِیدٍ
و متکبّر لجوج
وَکُلِّ شَیْطَانٍ مَرِیدٍ وَإِنْسِیٍّ شَدِیدٍ
و هر شیطان انسی، که مرا قصد کرده است
وَکَیْدِ کُلِّ مَکِیدٍ
و مکر هر حیلهگر را از من دور کن
یَا حَلِیمُ یَا وَدُودُ
ای بردبار و ای دلسوز
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی
الهی و درخواست میکنم با اسمها
دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ صَالِحٌعلیه السلام
که با آن آنها بنده و فرستاده ت صالحعلیه السلام تو را خواند
فَنَجَّیْتَهُ مِنَ الْخَسْفِ
تو نیز او را از خفّت و ذلّت نجات دادی
وَأَعْلَیْتَهُ عَلَی عَدُوِّهِ
و او را بر دشمنانش مسلط کردی
وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب نمودی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و نزدیک او بودی
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود و سلام فرست
وَأَنْ تُخَلِّصَنِی مِنْ شَرِّ مَا یُرِیدُ بِی أَعْدَائِی بِهِ وَیَبْغِی لِی حُسَّادِی
و مرا از شرّ نیّات بد دشمنانم و حسادت کنندگانم، نجات بده
وَتَکْفِیَنِیهِمْ بِکِفَایَتِکَ وَتَتَوَلَّانِی بِوَلَایَتِکَ
و جلوی شرّشان را بگیر و مرا ولایت پذیر ولایت خویش کن
وَتَهْدِیَ قَلْبِی بِهُدَاکَ
دلم را به نورت هدایت کن
وَتُؤَیِّدَنِی بِتَقْوَاکَ
و مرا با تقوا کمک کن
وَتُبَصِّرَنِی بِمَا فِیهِ رِضَاکَ
و به اموری که رضای تو در آن است، آگاهم نما
وَتُغْنِیَنِی بِغِنَاکَ یَا حَلِیمُ
و با غنای خودت، مرا بینیاز کن ای بردبار
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ وَخَلِیلُکَ إِبْرَاهِیمُعلیه السلام
الهی و در خواست میکنم با نام هایی که بنده و دوست تو ابراهیم
حِینَ أَرَادَ نُمْرُودُ إِلْقَاءَهُ فِی النَّارِ
هنگام انداخته شدنش درآتش خواند
فَجَعَلْتَ النَّارَ عَلَیْهِ بَرْداً وَسَلَاماً
و تو آن را خنک و خوشایند کردی
وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و به او نزدیک بودی
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تُبَرِّدَ عَنِّی حَرَّ نَارِکَ
و حرارت آتشت را بر من خنک گردان
وَتُطْفِئَ عَنِّی لَهِیبَهَا
و زبانههایش را خاموش کن
وَتَکْفِیَنِی حَرَّهَا وَتَجْعَلَ نَائِرَةَ أَعْدَائِی فِی شِعَارِهِمْ وَدِثَارِهِمْ
آتشی را که دشمنانم برافروخته ند، در موها و لباسهای خودشان قرار بده
وَتَرُدَّ کَیْدَهُمْ فِی نَحْرِهِمْ
حیلههایشان را به خودشان برگردان
وَتُبَارِکَ لِی فِیَما أَعْطَیْتَنِیهِ
و در آنچه که به من عنایت کرده ی، وسعت بخش
کَمَا بَارَکْتَ عَلَیْهِ وَعَلَی آلِهِ
همان طور که بر محمّد و خاندانش برکت دادی
إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ الْحَمِیدُ الَْمجِیدُ
بیشک تو بخشنده و ستوده و اهل بخشش هستی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِالْاِسْمِ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ إِسْمَاعِیلُعلیه السلام
و درخواست میکنم با نامی که اسماعیل با آن تو را خواند
فَجَعَلْتَهُ الهی نَبِیّاً وَرَسُولاً
و او را نبی و رسول کردی
وَجَعَلْتَ لَهُ حَرَمَکَ مَنْسَکاً وَمَسْکَناً وَمَأْوًی
و حَرَمت را عبادتگاه و منزل او قرار دادی
وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ رَحْمَةً مِنْکَ
دعایش را از سر رحمتت پذیرفتی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تَفْسَحَ لِی فِی قَبْرِی
و قبرم را وسعت بخش
وَتَحُطَّ عَنِّی وِزْرِی
و گناهانم را بسوزان
وَتَشُدَّ لِی أَزْرِی
و پایههایم را محکم کن
وَتَغْفِرَ لِی ذَنْبِی
و گناهانم را ببخش
وَتَرْزُقَنِی التَّوْبَةَ بِحَطِّ السَّیِّئَاتِ وَتَضَاعُفِ الْحَسَنَاتِ
و توبه و از میان رفتن بلایا و افزایش نعمات
وَکَشْفِ الْبَلِیَّاتِ وَرِبْحِ التِّجَارَاتِ وَدَفْعِ مَعَرَّةِ السِّعَایَاتِ
و سود آور شدن تجارات و دفع شرّ خبرچینها را روزیم کن
إِنَّکَ مُجِیبُ الدَّعَوَاتِ
چرا که تو دعاها را مستجاب
وَمُنْزِلُ الْبَرَکَاتِ
و برکات را نازل
وَقَاضِی الْحَاجَاتِ
و حوائج را برطرف کننده
وَمُعْطِی الْخَیْرَاتِ وَجَبَّارُ السَّمَاوَاتِ
و خیرات را عنایت کننده و آسمانها را اداره کننده هستی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِمَا سَأَلَکَ بِهِ ابْنُ خَلِیلِکَ
الهی و درخواست میکنم با نامهایی که فرزند ابراهیم
الَّذِی نَجَّیْتَهُ مِنَ الذَّبْحِ
که او را از قربانی شدن نجات دادی
وَفَدَیْتَهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ
و او را با ذبحی عظیم نجات دادی
وَقَلَبْتَ لَهُ الْمِشْقَصَ
او را در قربانگاه غلطاندی
حَتَّی نَاجَاکَ مُوقِناً بِذَبْحِهِ
تا اینکه با یقین به ذبح شدن تو را خواند
رَاضِیاً بِأَمْرِ وَالِدِهِ
در حالی که راضی به دستور پدرش بود
وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
و تو دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و نزدیک او بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و آل او درود فرست
وَأَنْ تُنْجِیَنِی مِنْ کُلِّ سُوءٍ
و مرا از گرفتار و بلا نجات بده
وَبَلِیَّةٍ وَتَصْرِفَ عَنِّی کُلَّ ظُلْمَةٍ وَخِیمَةٍ
و هر نوع ظلمت ترسناک را از من بازگردان
وَتَکْفِیَنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أُمُورِ دُنْیَایَ وَآخِرَتِی
و تمام مسائل مهم دنیوی و اُخرویم را برآورده ساز
وَمَا أُحَاذِرُهُ وَأَخْشَاهُ وَمِنْ شَرِّخَلْقِکَ أَجْمَعِینَ
و از تمام آنچه که میترسم از شر مخلوقاتت حفظ کن
بِحَقِّ آلِ یس
به حقّ آل یاسین
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ لُوطٌ
الهی و درخواست میکنم با نامی که لوط با آن تو را خواند
فَنَجَّیْتَهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْخَسْفِ وَالْهَدْمِ وَالْمَثْلِ وَالشِّدَّةِ وَالْجَهْدِ
و به همراه نزدیکانش از ذلّت و بدبختی نجات یافتند
وَأَخْرَجْتَهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ
تو نیز آنها را از گرفتاری بزرگ خارج کردی
وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب ساختی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و همراه او بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و آلش درود فرست
وَأَنْ تَأْذَنَ بِجَمْعِ مَا شُتِّتَ مِنْ شَمْلِی
و اراده کن تا شاخ و برگ پراکنده م جمع شوند
وَتُقِرَّ عَیْنَیَّ بِوَلَدِی وَأَهْلِی وَمَالِی وَتُصْلِحَ لِی أُمُورِی
فرزندان و نزدیکان و مال و هر چیزی که باعث روبهراهی زندگی م میشود
وَتُبَارِکَ لِی فِی جَمِیعِ أَحْوَالِی
و در تمام احوال به زندگی م وسعت بخش
وَتُبَلِّغَنِی فِی نَفْسِی آمَالِی
به آروزهایم برسان
وَتُجِیرَنِی مِنَ النَّارِ
و از آتش نجات بده
وَتَکْفِیَنِی شَرَّ الْأَشْرَارِ
و از شرّ اشرار حفظم کن
بِالْمُصْطَفَیْنَ الْأَخْیَارِ
به برکت برگزیدگان بندگانت
الْأَئِمَّةِ الْأَبْرَارِ
ائمه خوبان
وَنُورِ الْأَنْوَارِ
و نورهای درخشان
مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
محمّد و خاندان پاکش
الْأَخْیَارِ الْأَئِمَّةِ الْمَهْدِیِّینَ
که برگزیدگان و امامان و پاکان
وَالصَّفْوَةِ الْمُنْتَجَبِینَ
و انتخاب شدگان و نجیبان هستند
صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ
که درود و سلامت بر همه آنها باد
وَتَرْزُقَنِی مُجَالَسَتَهُمْ
همنشینی با آنها را روزیم کن
وَتَمُنَّ عَلَیَّ بِمُرَافَقَتِهِمْ
و دوستی با آنها را بر من عنایت کن
وَتُوَفِّقَ لِی صُحْبَتَهُمْ
و مرا به همراهیشان موفق بدار
مَعَ أَنْبِیَائِکَ الْمُرْسَلِینَ
در کنار انبیای مرسل
وَمَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ
و ملائکه مقرب
وَعِبَادِکَ الصَّالِحِینَ
و بندگان صالح
وَأَهْلِ طَاعَتِکَ أَجْمَعِینَ
و اهل اطاعت
وَحَمَلَةِ عَرْشِکَ وَالْکَرُوبِیِّینَ
و حمل کنندگان عرش و بزرگان ملائکه الهی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی سَأَلَکَ بِهِ یَعْقُوبُعلیه السلام
الهی و درخواست میکنم با آن نامی که یعقوب با آن تو را خواند
وَقَدْ کُفَّ بَصَرُهُ وَشُتِّتَ جَمْعُهُ
و دعایش را بعد از کور شدن چشمان و پراکنده شدن قوا
وَفَقَدَ قُرَّةَ عَیْنِهِ ابْنَهُ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
و گم شدن عزیزش یوسف، مستجاب کردی
وَجَمَعْتَ شَمْلَهُ
و قوایش را جمع کردی
وَأَقْرَرْتَ عَیْنَهُ
و چشمش را بینا
وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ
و گرفتاریش را برطرف ساختی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
آری تو به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و آل او درود بفرست
وَأَنْ تَأْذَنَ لِی بِجَمْعِ مَا تَبَدَّدَ مِنْ أَمْرِی
و اراده کن تا از دست رفتههایم جمع شوند
وَتُقِرَّ عَیْنِی بِوَلَدِی وَأَهْلِی وَمَالِی
فرزندان و خانواده و ثروتم مایه سعادتم بوده
وَتُصْلِحَ لِی شَأْنِی کُلَّهُ
و تمام اموراتم را سر و سامان دهی
وَتُبَارِکَ لِی فِی جَمِیعِ أَحْوَالِی
و همه احوالم را بابرکت کنی
وَتُبَلِّغَنِی فِی نَفْسِی آمَالِی
و مرا به آروزهایم برسانی
وَتُصْلِحَ لِی أَفْعَالِی
و اعمالم را اصلاح کنی
وَتَمُنَّ عَلَیَّ یَا کَرِیمُ یَا ذَا الْمَعَالِی
و بر من عنایت کنی ای بزرگوار ای بلند مرتبه با رحمت وسیعت
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ یُوسُفُعلیه السلام
الهی و درخواست میکنم با نامی که بنده و پیامبرت یوسف با آن تو را خواند
فَنَجَّیْتَهُ مِنْ غَیَابَتِ الْجُبِّ
و او را از تاریکی چاه نجات دادی
وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ
و گرفتاریش را برطرف کردی
وَکَفَیْتَهُ کَیْدَ إِخْوَتِهِ
و حیله برادرانش را بی ثر ساختی
وَجَعَلْتَهُ بَعْدَ الْعُبُودِیَّةِ مَلِکاً وَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
و او را از غلامی به پادشاهی رساندی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و پیوسته همراه او بودی، ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و آل او درود فرست
وَأَنْ تَدْفَعَ عَنِّی کَیْدَ کُلِّ کَائِدٍ وَشَرَّ کُلِّ حَاسِدٍ
و مکر تمام حیلهگران و شرّ تمام حسودان را از من دور کن
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
چرا که تو بر هر چیزی توانا هستی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ مُوسَی بْنُ عِمْرَانَ
الهی و درخواست میکنم با نامی که بنده و پیامبرت موسی بن عمران با آن تو را خواند
إِذْ قُلْتَ تَبَارَکْتَ وَتَعَالَیْتَ وَنادَیْناهُ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْناهُ نَجِیّاً
آنجا که فرموده ی: او را از جانب طور صدا زدیم و او را برای مناجات خود مقرب ساختیم. (پاورقی: مریم / 52.)
وَضَرَبْتَ لَهُ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً
برای او راهی خشک و هموار در میان دریا درست کردی
وَنَجَّیْتَهُ وَمَنْ تَبِعَهُ مِنْ بَنِی إِسْرَائِیلَ
و او را به همراه بنی سرائیل نجات دادی
وَأَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما
و فرعون و هامان را به همراه لشکریانشان غرق کردی
وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب نمودی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
آری تو به او نزدیک بودی، ای نزدیک
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تُعِیذَنِی مِنْ شَرِّ خَلْقِکَ
و مرا در پناه خود از شرّ خَلقت حفظ کن
وَتُقَرِّبَنِی مِنْ عَفْوِکَ
و به عفو خود نزدیک کن
وَتَنْشُرَ عَلَیَّ مِنْ فَضْلِکَ مَا تُغْنِینِی بِهِ عَنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ
و نعمتهایت را به اندازه ی عنایت کن که از همه خلقت بینیاز شوم
وَیَکُونُ لِی بَلَاغاً أَنَالُ بِهِ مَغْفِرَتَکَ وَرِضْوَانَکَ
و با آن به مغفرت و رضایتت دست یابم
یَا وَلِیِّی وَوَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ
ای ولیّ من و هر بنده مؤمنی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِالإْسْمِ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ دَاوُدُ
الهی و درخواست میکنم با اسمی که بنده و پیامبرت داود با آن تو را خواند
فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب کردی
وَسَخَّرْتَ لَهُ الْجِبَالَ یُسَبِّحْنَ مَعَهُ بِالْعَشِیِّ وَالْإِبْکَارِ وَالطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ
و کوهها و پرندهها را مطیع او ساختی تا صبح و شام، با او تسبیح گویند و همگی به سوی او برگردند
وَشَدَّدْتَ مُلْکَهُ
حکومتش را مستحکم کردی
وَآتَیْتَهُ الْحِکْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ
و حکمت و قضاوت دادی
وَأَلَنْتَ لَهُ الْحَدِیدَ
و آهن را در دستش نرم ساختی
وَعَلَّمْتَهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَهُمْ
و روش ساختن زره را به او آموختی
وَغَفَرْتَ ذَنْبَهُ
و از خطایش گذشتی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ أَنْ
و همیشه با او بودی، ای نزدیک
تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تُسَخِّرَ لِی جَمِیعَ أُمُورِی
و تمام اموراتم را مطیع اراده م کن
وَتُسَهِّلَ لِی تَقْدِیرِی
و تقدیراتم را آسان گردان
وَتَرْزُقَنِی مَغْفِرَتَکَ وَعِبَادَتَکَ
و مغفرت و عبادتت را روزیم کن
وَتَدْفَعَ عَنِّی ظُلْمَ الظَّالِمِینَ
و از من برطرف کن ظلم ظالمان
وَکَیْدَ الْمُعَانِدِینَ وَمَکْرَ الْمَاکِرِینَ
و حیله دشمنان و مکّاران
وَسَطَوَاتِ الْفَرَاعِنَةِ الْجَبَّارِینَ
و قهر و غلبه فرعونها
وَحَسَدَ الْحَاسِدِینَ
و حسد حسودان را
یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ
ای امان ترسیدگان
وَجَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ
و پناه پناهندگان
وَثِقَةَ الْوَاثِقِینَ و
و تکیهگاه تکیه کنندگان
َذَرِیعَةَ الْمُؤْمِنِینَ
و وسیله مؤمنان
وَرَجَاءَ الْمُتَوَکِّلِینَ
و امید توکّلکنندگان
وَمُعْتَمَدَ الصَّالِحِینَ
و تکیه گاه صالحان
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِالإْسْمِ الَّذِی سَأَلَکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ سُلَیْمانُ بْنُ دَاوُدَعلیهما السلام
الهی و درخواست میکنم. خدایا با اسمی که بنده و پیامبر تو سلیمان با آن تو را خواند
إِذْ قَالَ رَبِّ هَبْ لِی مُلْکاً لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی
زمانی که گفت: «پروردگارا مُلکی را به من بده که غیر از من به کسی نخواهی داد
أَنْتَ الْوَهَّابُ
بیشک تو بخشنده ی» (پاورقی: ص / 35.)
فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
تو نیز دعایش را مستجاب کردی
وَأَطَعْتَ لَهُ الْخَلْقَ
و مخلوقاتت را مطیعش کردی
وَحَمَلْتَهُ عَلَی الرِّیحِ
و مرکبش را باد قرار دادی
وَعَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ
و زبان پرندگان را به او آموختی
وَسَخَّرْتَ لَهُ الشَّیَاطِینَ
و شیاطین و اجنّه را فرمانبرادرش کردی
مِنْ کُلِّ بَنَّاءٍ وَغَوَّاصٍ
تا کار بنّایی و غوّاصی را انجام دهند
وَآخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفادِ
برخی نیز در زنجیرها زندانی شدند
هَذَا عَطَاؤُکَ عَطَاءُ غَیْرِکَ
این همه، عطایای تو بود. نه عطایای غیر تو
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
آری تو همیشه با او بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تَهْدِیَ لِی قَلْبِی
و قلبم را هدایت کن
وَتَجْمَعَ لِی لُبِّی
و پراکندگی های عقلم را جمع کن
وَتَکْفِیَنِی هَمِّی
و غم و اندوهم را برطرف کن
وَتُؤْمِنَ خَوْفِی
و ترسم را به امنیّت، بدل کن
وَتَفُکَّ أَسْرِی
و اسارتم را پایان بخش
وَتَشُدَّ أَزْرِی
و کمرم را محکم نما
وَتُمْهِلَنِی وَتُنَفِّسَنِی
و به من مهلت بده
وَتَسْتَجِیبَ دُعَائِی
و دعایم را مستجاب کن
وَتَسْمَعَ نِدَائِی
و به حرفهایم گوش بده
وَلَا تَجْعَلَ فِی النَّارِ مَأْوَایَ
و بازگشتم را در آتش قرار نده
وَلَا الدُّنْیَا أَکْبَرَ هَمِّی
همتم را صرف دنیا نکن
وَأَنْ تُوَسِّعَ عَلَیَّ رِزْقِی
و بر روزیم وسعتبخش
وَتُحَسِّنَ خَلْقِی
و خلقم را نیکو گردان
وَتُعْتِقَ رَقَبَتِی
و گردنم را از آتش رها کن
فَإِنَّکَ سَیِّدِی وَمَوْلَایَ وَمُؤَمَّلِی
زیرا تو سیّد و سرور و آرزوی من هستی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ أَیُّوبُ
الهی و درخواست میکنم خدایا با اسمی که ایوب تو را خواند
لَمَّا حَلَّ بِهِ الْبَلَاءُ بَعْدَ الصِّحَّةِ
زمانی که بلا بعد از صحت
وَنَزَلَ السُّقْمُ مِنْهُ مَنْزِلَ الْعَافِیَةِ
و بیماری بعد از عافیت
وَالضِّیقُ بَعْدَ السَّعَةِ
و فقر بعد از ثروت به او روی آورد
فَکَشَفْتَ ضُرَّهُ
تو نیزگرفتاریش را برطرف کردی
وَرَدَدْتَ عَلَیْهِ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ
و تو دو برابر آنچه را که از او گرفته بودی - فرزندان - به او برگرداندی
حِینَ نَادَاکَ دَاعِیاً لَکَ رَاغِباً إِلَیْکَ رَاجِیاً لِفَضْلِکَ شَاکِیاً إِلَیْکَ
آنگاه که تو را با شوق و امید به احسانت صدا زد و گلایه کرد و گفت:
رَبِّ إِنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ
«پروردگارا، گرفتاری مرا مبتلا کرده است
وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
در حالی که تو مهربانترین مهربانان هستی.» (پاورقی: انبیاء / 83.)
فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
دعایش را مستجاب کردی
وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ
و گرفتاریش را برطرف ساختی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و همیشه به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تَکْشِفَ ضُرِّی
و گرفتاری را برطرف کن
وَتُعَافِیَنِی فِی نَفْسِی وَأَهْلِی وَمَالِی وَوُلْدِی وَإِخْوَانِی
و در جان و اهل و مال و فرزندان و برادران ایمانی م عافیت بده
فِیکَ عَافِیَةً بَاقِیَةً شَافِیَةً کَافِیَةً وَافِرَةً هَادِیَةً نَامِیَةً مُسْتَغْنِیَةً عَنِ الْأَطِبَّاءِ وَالْأَدْوِیَةِ
عافیتی همیشگی فراگیر و کافی و فزاینده و بینیاز کننده از پزشکان و دواها
وَتَجْعَلَهَا شِعَارِی وَدِثَارِی
عافیت را لباس و لحاف من بکن
وَتُمَتِّعَنِی بِسَمْعِی وَبَصَرِی
مرا از گوش و چشمم بهرهمند ساز
وَتَجْعَلَهُمَا الْوَارِثَیْنِ مِنِّی
و آن دو را جانشین من قرار ده
إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
تو بر هر چیزی توانایی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ یُونُسُ بْنُ مَتَّیعلیه السلام
الهی و درخواست میکنم با اسمی که یونس بن مَتی
فِیبَطْنِ الْحُوتِ حِینَ نَادَاکَ فِی ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ
در شکم نهنگ تو را در ظلمتهای سه گانه خواند و گفت:
أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ
«خدایی جز تو نیست
سُبْحانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ
و تو منزّهی من مقصّرم
وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
و تو مهربانترین مهربانان هستی.» (پاورقی: انبیاء / 87)
فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
دعایش را مستجاب کردی
وَأَنْبَتَّ عَلَیْهِ شَجَرَةً مِنْ یَقْطِینٍ
و درختی از کدو برایش رویاندی
وَأَرْسَلْتَهُ إِلی مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ
و به سوی صد هزار نفر و بلکه بیشتر فرستادی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و پیوسته به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تَسْتَجِیبَ دُعَائِی
و دعایم را مستجاب کن
وَتُدَارِکَنِی بِعَفْوِکَ فَقَدْ غَرِقْتُ فِی بَحْرِ الظُّلْمِ لِنَفْسِی
و مرا با عفو خودت نجات بده؛ زیرا من در دریای ظلم به خودم، غرق شده م
وَرَکِبَتْنِی مَظَالِمُ کَثِیرَةٌ لِخَلْقِکَ
و ظلمهای فراوانی به گردن دارم
عَلَیَّ وَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَاسْتُرْنِی مِنْهُمْ
و آبروی مرا نزد ایشان نبر
وَأَعْتِقْنِی مِنَ النَّارِ
و مرا از آتش نجات بده
اجْعَلْنِی مِنْ عُتَقَائِکَ
و مرا در همین شرایطی که هستم
وَطُلَقَائِکَ مِنَ النَّارِ فِی مَقَامِی هَذَا بِمَنِّکَ یَا مَنَّانُ
و از آزاد شدگان و رهایی یافتگان از دوزخ قرار بده. با فضل عنایتت، ای منّان
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَعلیه السلام
الهی و درخواست میکنم با اسمی که بنده و پیامبرت عیسی بن مریم تو را با آن خواند
إِذْ أَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
زمانی که او را با روح القدس یاری کردی
وَأَنْطَقْتَهُ فِی الْمَهْدِ
و در گهواره به سخن آوردی
فَأَحْیَا بِهِ الْمَوْتَی
او مردهها را زنده کرد
وَأَبْرَأَ بِهِ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِکَ
و کورهای مادرزاد و پیسیها را شفا داد
وَخَلَقَ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَصَارَ طَائِراً بِإِذْنِکَ
و از گل مجسمه پرنده ی را ساخت و با اذن تو تبدیل به پرنده شد
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
تو به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تُفْرِغَنِی لِمَا خَلَقْتَ لَهُ
و مرا به کاری که برای آن آفریدی، مشغول کن
وَلَا تَشْغَلَنِی بِمَا تَکَفَّلْتَهُ لِی
و به آنچه که خود به عهده گرفته ی مشغولم نکن
وَتَجْعَلَنِی مِنْ عُبَّادِکَ وَزُهَّادِکَ فِی الدُّنْیَا
و مرا در دنیا از بندگان عابد و زاهد
وَمِمَّنْ خَلَقْتَهُ لِلْعَافِیَةِ وَهَنَّأْتَهُ بِهَا مَعَ کَرَامَتِکَ یَا کَرِیمُ یَا عَلِیُّ یَا عَظِیمُ
و کسانی که برای عافیت خلق کردی قرار بده. ای بزرگوار ای والا مرتبه و با عظمت
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ آصَفُ بْنُ بَرْخِیَا
الهی و درخواست میکنم با نامی که عاصف بن برخیا، با آن تو را خواند
عَلَی عَرْشِ مَلِکَةِ سَبَإٍ فَکَانَ أَقَلَّ مِنْ لَحْظَةِ الطَّرْفِ
و تخت پادشاهی ملکه سبا را در کمتر از یک چشم به هم زدن حاضر کرد
حَتَّی کَانَ مُصَوَّراً بَیْنَ یَدَیْهِ فَلَمَّا رَأَتْهُ قِیلَ
ملکه سبا آن را در مقابل خود دید. به او گفته شد
أَ هَکَذَا عَرْشُکِ قَالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ
«آیا تخت تو این طور بود؟ گفت: گویا همان است.» (پاورقی: نمل / 42)
فَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
دعایش را مستجاب کردی و همیشه نزدیک او بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و آل او درود بفرست
وَأَنْ تُکَفِّرَ عَنِّی سَیِّئَاتِی
و گناهانم را بیامرز
وَتَقَبَّلَ مِنِّی حَسَنَاتِی
و حسناتم را بپذیر
وَتَقَبَّلَ تَوْبَتِی وَتَتُوبَ عَلَیَّ
و توبه م را قبول کن
وَتُغْنِیَ فَقْرِی
و فقرم را با بینیازی
وَتَجْبُرَ کَسْرِی
و شکستگیم را با التیام برطرف کن
وَتُحْیِیَ فُؤَادِی بِذِکْرِکَ
و قلبم را با ذکرت زنده نما
وَتُحْیِیَنِی فِی عَافِیَةٍ
و زندگی م را در عافیت قرار بده
وَتُمِیتَنِی فِی عَافِیَةٍ
و با عافیت بمیران
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِالِاسْمِ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ زَکَرِیَّاعلیه السلام
الهی و درخواست میکنم با نامی که بنده و پیامبرت زکریا با آن تو را خواند
حِینَ سَأَلَکَ دَاعِیاً رَاجِیاً لِفَضْلِکَ
آنگاه که با امید به احسانت دعا کرد
فَقَامَ فِی الْمحْرَابِ
و در محراب ایستاد
یُنَادِی نِدَاءً خَفِیّاً فَقَالَ
و به آرامی نجوا کرد:
رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیّاً یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیّاً
«پروردگارا، فرزندی برایم عنایت کن تا از من و آل یعقوب ارث ببرد و او را فرزندی شایسته قرار بده» (پاورقی: مریم / 5 - 6.)
فَوَهَبْتَ لَهُ یَحْیَی
تو نیز یحیی را به او دادی
وَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعَاءَهُ
و دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تُبْقِیَ لِی أَوْلَادِی
و فرزندانم را برایم نگه دار
وَأَنْ تُمَتِّعَنِی بِهِمْ
و مرا از آنها بهرهمند ساز
وَتَجْعَلَنِی وَإِیَّاهُمْ مُؤْمِنِینَ لَکَ رَاغِبِینَ فِی ثَوَابِکَ
من و آنها را از مؤمنینی که با علاقه به دنبال ثواب تو هستند
خَائِفِینَ مِنْ عِقَابِکَ رَاجِینَ لِمَا عِنْدَکَ آیِسِینَ مِمَّا عِنْدَ غَیْرِکَ حَتَّی تُحْیِیَنَا
و از دوزخت ترسانند. امید به احسانت دوخته ند و از آنچه که در دست غیر توست، چشم طمع بسته ند، قرار بده
حَیَاةً طَیِّبَةً وَتُمِیتَنَا مَیِّتَةً طَیِّبَةً
و ما را به زندگی پاک و مرگ پاکیزه برسان
إِنَّکَ فَعَّالٌ لِمَا تُرِیدُ
بیشک تو هر کاری را که اراده کنی، انجام میدهی
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِالِاسْمِ الَّذِی سَأَلَتْکَ بِهِ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ س
الهی و درخواست میکنم با نامی که زن فرعون با آن تو را خواند
إِذْ قالَتْ رَبِّ
آنگاه که گفت: «پروردگارا
ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ
خانه ی در جوار رحمت خود و در بهشت برایم درست کن»
وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ
و مرا از دست فرعون و عاملان او
وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
و قوم ظالم، نجات بده(پاورقی: تحریم / 11)
فَاسْتَجَبْتَ لَهَا دُعَاءَهَا
تو نیز دعایش را مستجاب کردی
وَکُنْتَ مِنْهَا قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و نزدیک او بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد وآل او درود بفرست
وَأَنْ تُقِرَّ عَیْنِی بِالنَّظَرِ إِلَی جَنَّتِکَ وَأَوْلِیَائِکَ
و چشمانم را به دیدار بهشت و دوستانت روشن کن
وَتُفَرِّحَنِی بِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ
مرا با محمّد و خاندانش شاد
وَتُؤْنِسَنِی بِهِ وَبِآلِهِ وَبِمُصَاحَبَتِهِمْ وَمُرَافَقَتِهِمْ وَتُمَکِّنَ لِی فِیهَا
و با آنها و به همراهی و رفاقت با ایشان مأنوس گردان. مرا در بهشت جا بده و به واسطه مغفرتت مرا
وَتُنْجِیَنِی مِنَ النَّارِ وَمَا أُعِدَّ لِأَهْلِهَا مِنَ
از آتش و هر آنچه که برای اهل آن آماده کرده ی از قبیل
السَّلَاسِلِ وَالْأَغْلَالِ وَالشَّدَائِدِ وَالْأَنْکَالِ
زنجیرها و گرفتاریها و لجامهای آهنی
وَأَنْوَاعِ الْعَذَابِ بِعَفْوِکَ
و انواع عذاب نجات بخش
اِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَتْکَ عَبْدَتُکَ وَصِدِّیقَتُکَ مَرْیَمُ
الهی و درخواست میکنم با نامی که کنیز و صدّیقه ت مریم
الْبَتُولُ وَأُمُّ الْمَسِیحِ الرَّسُولِعلیه السلام
برگزیده و مادر مسیح رسولعلیه السلام تو را با آن خواند
إِذْ قُلْتَ وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرانَعلیهما السلام
آنجا که گفته ی: «مریم دختر عمران
الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَها
خداوند فرجش را مصون کرده
فَنَفَخْنَا فِیهِ مِنْ رُوحِنَا
ما از روح متعلق به خودمان در آن دمیدیم
وَصَدَّقَتْ بِکَلِماتِ رَبِّها
و او کلمات و کتب الهی را تصدیق کرد
وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ
و از بندگان پرهیزکار ما بود.» (پاورقی: تحریم / 12.)
فَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهَا وَکُنْتَ مِنْهَا قَرِیباً یَا قَرِیبُ
تو نیز دعایش را مستجاب کردی و به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَنْ تُحْصِنَنِی بِحِصْنِکَ الْحَصِینِ
و مرا در قلعههای محکمت مصونیّت بده
وَتَحْجُبَنِی بِحِجَابِکَ الْمَنِیعِ
و با پوشش خاصّت، بپوشان
وَتُحْرِزَنِی بِحِرْزِکَ الْوَثِیقِ
و با موانع محکمت نگه دار
وَتَکْفِیَنِی بِکِفَایَتِکَ الْکَافِیَةِ مِنْ شَرِّ کُلِّ طَاغٍ
و با کفایت خودت مرا با منع خود از شر تمام طغیانگران
وَظُلْمِ کُلِّ بَاغٍ
و ظلم ظالمان
وَمَکْرِ کُلِّ مَاکِرٍ
و مکر مکاران
وَغَدْرِ کُلِّ غَادِرٍ
و حیله حیله گران
وَسِحْرِ کُلِّ سَاحِرٍ
و سحر ساحران
وَجَوْرِ کُلِّ سُلْطَانٍ
و ظلم سلاطین ظالم
فَاجِرٍ بِمَنْعِکَ یَا مَنِیعُ
کفایت کن. ای منع کننده و نگهدارنده
إِلَهِی وَأَسْأَلُکَ بِالْاِسْمِ الَّذِی دَعَاکَ بِهِ
الهی و درخواست میکنم با نامی که
عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ وَصَفِیُّکَ وَخِیَرَتُکَ مِنْ خَلْقِکَ وَأَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ وَبَعِیثُکَ إِلَی بَرِیَّتِکَ وَرَسُولُکَ إِلَی خَلْقِکَ مُحَمَّدٌ
بنده و نبی و برگزیده و بهترین خلقت و امین بر وحی و رسالت بندگانت، محمّدصلی الله علیه وآله خَاصَّتُکَ وَخَالِصَتُکَ صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَآلِهِ
که خاصّ به تو و خالص برای توست، با آن تو را خواند
فَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ
و تو نیز دعایش را مستجاب کردی
وَأَیَّدْتَهُ بِجُنُودٍ لَمْ یَرَوْهَا
و با سربازانی که دیده نمیشدند او را یاری کردی
وَجَعَلْتَ کَلِمَتَکَ الْعُلْیَا
و دین خود را بالا بردی
وَکَلِمَةَ الَّذِینَ کَفَرُوا السُّفْلی
و اعتقادات کافران را خوار نمودی
وَکُنْتَ مِنْهُ قَرِیباً یَا قَرِیبُ
و پیوسته به او نزدیک بودی ای نزدیک
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود بفرست
صَلَاةً زَاکِیَةً طَیِّبَةً نَامِیَةً بَاقِیَةً مُبَارَکَةً
درودی که افزایش یابد و پاک باشد و رشد کند و باقی بماند و وسیع باشد
کَمَا صَلَّیْتَ عَلَی أَبِیهِمْ إِبْرَاهِیمَ وَآلِ إِبْرَاهِیمَ
همان طور که بر پدرانشان ابراهیم و خاندان ابراهیم درود فرستادی
وَبَارِکْ عَلَیْهِمْ کَمَا بَارَکْتَ عَلَیْهِمْ
و بر آنها برکت و وسعت بده همان طور که بر ابراهیم و خاندانش برکت دادی
وَسَلِّمْ عَلَیْهِمْ کَمَا سَلَّمْتَ عَلَیْهِمْ
و بر آنها سلام فرست همان طور که بر ایشان فرستادی
وَزِدْهُمْ فَوْقَ ذَلِکَ کُلِّهِ زِیَادَةً مِنْ عِنْدِکَ
بلکه سلام و درود و برکت ایشان را از جانب خودت بیشتر نیز بکن
وَاخْلُطْنِی بِهِمْ وَاجْعَلْنِی مِنْهُمْ وَاحْشُرْنِی مَعَهُمْ
خدایا مرا نیز در این خاندان وارد کن و با آنها محشور گردان
وَفِی زُمْرَتِهِمْ حَتَّی تَسْقِیَنِی مِنْ حَوْضِهِمْ
و در کنارشان قرار بده تا از حوض کوثر بنوشانی
وَتُدْخِلَنِی فِی جُمْلَتِهِمْ وَتَجْمَعَنِی وَإِیَّاهُمْ وَتَقَرَّ عَیْنِی بِهِمْ
و در میانشان داخل کنی و چشمانم را به وجود ایشان روشن کنی
وَتُعْطِیَنِی سُؤْلِی
و خواسته م را بدهی
وَتُبَلِّغَنِی آمَالِی فِی دِینِی وَدُنْیَایَ وَآخِرَتِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی
و به آروزهای دنیوی و اخروی و زنده و مرده م برسانی و سلام مرا به ایشان برسانی
وَتُبْلِغَهُمْ سَلَامِی
و سلام آنها را نیز به من بازگردانی
وَتَرُدَّ عَلَیَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَعَلَیْهِمُ السَّلَامُ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ
و سلام خدا و رحمت و برکاتش بر آنها باد
إِلَهِی أَنْتَ الَّذِی تُنَادِی فِی أَنْصَافِ کُلِّ لَیْلَةٍ
الهی، تو همان کسی هستی که در نصفههای هر شب صدا میزنی
هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ
آیا درخواست کننده ی هست تا بدهم؟
أَمْ هَلْ مِنْ دَاعٍ فَأُجِیبَهُ
آیا دعا کننده ی هست تا اجابت کنم؟
أَمْ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ
آیا استغفار کننده ی هست تا ببخشم؟
أَمْ هَلْ مِنْ رَاجٍ فَأُبْلِغَهُ رَجَاءَهُ
آیا امیدواری هست تا امیدش را محقق سازم؟
أَمْ هَلْ مِنْ مُؤَمِّلٍ فَأُبْلِغَهُ أَمَلَهُ هَا
آیا آرزوکننده ی هست تا به آرزویش برسانم
أَنَا سَائِلُکَ بِفِنَائِکَ
خدایا من همان گدا و درمانده
وَمِسْکِینُکَ بِبَابِکَ
مسکین به درگاهت
وَضَعِیفُکَ بِبَابِکَ
و ضعیف به درگاهت
وَفَقِیرُکَ بِبَابِکَ
و فقیر به درگاهت
وَمُؤَمِّلُکَ بِفِنَائِکَ
و آرزومندی هستم که در درگاهت نشسته است
أَسْأَلُکَ نَائِلَکَ
عطایایت را میخواهم
وَأَرْجُو رَحْمَتَکَ
و امیدوار رحمتت هستم
وَأُؤَمِّلُ عَفْوَکَ
و آرزوی عفوت را دارم
وَأَلْتمِسُ غُفْرَانَکَ
و بخشایشت را التماس میکنم
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
پس بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَأَعْطِنِی سُؤْلِی
و خواسته م را بده
وَبَلِّغْنِی أَمَلِی
و به آرزویم برسان
وَاجْبُرْ فَقْرِی
و فقرم را جبران کن
وَارْحَمْ عِصْیَانِی
و بر معصیتم رحم کن
وَاعْفُ عَنْ ذُنُوبِی
و از گناهانم در گذر
وَفُکَّ رَقَبَتِی مِنْ مَظَالِمَ لِعِبَادِکَ رَکِبَتْنِی
و گردنم را از مظالم بندگانت آزاد
وَقَوِّ ضَعْفِی
و ضعفم را تقویت
وَأَعِزَّ مَسْکَنَتِی
و مسکنت و خواریم را به عزّت تبدیل کن
وَثَبِّتْ وَطْأَتِی
و پاهایم را ثابت کن
وَاغْفِرْ جُرْمِی
و جرمم را ببخش
وَأَنْعِمْ بَالِی
و خاطرم را آسوده
وَأَکْثِرْ مِنَ الْحَلَالِ مَالِی
و روزی حلالم را بیشتر
وَخِرْ لِی فِی جَمِیعِ أُمُورِی وَأَفْعَالِی
و در همه امور و اعمالم اراده خیر کن
وَرَضِّنِی بِهَا
و مرابا آن راضی نما
وَارْحَمْنِی وَوَالِدَیَّ وَمَا وَلَدَاً مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ
و به من و والدین و آنچه که از مؤمنین و مومنات
وَالْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ الْأَحْیَاءِ مِنْهُمْ وَالْأَمْوَاتِ
و مسلمین و مسلمات از زندهها و مردهها که زاده ند، ببخش و بیامرز
إِنَّکَ سَمِیعُ الدَّعَوَاتِ
تو دعاهایمان را میشنوی
وَأَلْهِمْنِی مِنْ بِرِّهِمَا مَا أَسْتَحِقُّ بِهِ ثَوَابَکَ وَالْجَنَّةَ
خدایا مرا به نیکی آنها راهنمایی کن تا به ثواب و بهشتت برسم
وَتَقَبَّلْ حَسَنَاتِهِمَا
و حسناتم را قبول کن
وَاغْفِرْ سَیِّئَاتِهِمَا
و سیئاتم را ببخش
وَاجْزِهِمَا بِأَحْسَنِ مَا فَعَلَا بِی ثَوَابَکَ وَالْجَنَّةَ
و آنها را بر اساس بهترین کارهایی که برای من انجام داده ند، به بهشت ببر
إِلَهِی وَقَدْ عَلِمْتُ یَقِیناً أَنَّکَ لَا تَأْمُرُ بِالظُّلْمِ
الهی به یقین فهمیدم که تو به ظلم امر نمیکنی
وَلَا تَرْضَاهُ وَلَا تَمِیلُ إِلَیْهِ وَلَا تَهْوَاهُ وَلَا تُحِبُّهُ وَلَا تَغْشَاهُ
و آن را نمیپسندی و تمایل و علاقه و محبّتی به انجام آن نداری
وَتَعْلَمُ مَا فِیهِ هَؤُلَاءِ الْقَوْمُ مِنْ ظُلْمِ عِبَادِکَ وَبَغْیِهِمْ عَلَیْنَا
از سوی دیگر خوب میدانی که این مردم چگونه دست به ظلم ما دراز کرده ند و تجاوزگرانه بر ما ظلم میکنند
وَتَعَدِّیهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ وَلَا مَعْرُوفٍ بَلْ ظُلْماً وَعُدْوَاناً وَزُوراً وَبُهْتَاناً
و تعدی انها بدون داشتن حق بلکه از روی ظلم و دشمنی و زور و تهمت
فَإِنْ کُنْتَ جَعَلْتَ لَهُمْ مُدَّةً لَا بُدَّ مِنْ بُلُوغِهَا أَوْ کَتَبْتَ لَهُمْ آجَالاً یَنَالُونَهَا
پروردگارا اگر برای آنها مدتی تعیین کرده ی که حتماً باید تا آن مدت زنده بمانند
فَقَدْ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ وَوَعْدُکَ الصِّدْقُ
در قرآن فرموده ی و گفتار تو حقّ است:
یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَیُثْبِتُ وَعِنْدَهُ أُمُّ الْکِتابِ
«خداوند هر چه را که بخواهد محو و یا تثبیت میکند و ام الکتاب نزد اوست» (پاورقی: رعد / 39.)
فَأَنَا أَسْأَلُکَ بِکُلِّ مَا سَأَلَکَ بِهِ أَنْبِیَاؤُکَ وَرُسُلُکَ
خدایا من از تو درخواست میکنم با همه نامهایی که انبیا و پیامبران
وَأَسْأَلُکَ بِمَا سَأَلَکَ بِهِ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ وَمَلَائِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ
و بندگان صالح و ملائکه مقرّبت با آن تو را خوانده ند
أَنْ تَمْحُوَ مِنْ أُمِّ الْکِتَابِ ذَلِکَ
که تقدیر خود را مبنی بر نگه داشتن ظالمان از ام الکتاب محو کنی
وَتَکْتُبَ لَهُمُ الْاِضمِحْلَالَ وَالْمحْقَ حَتَّی تُقَرِّبَ آجَالَهُمْ
و برایشان هلاکت و برچیده شدن را بنویسی تا اجلشان نزدیک شود
وَتَقْضِیَ مُدَّتَهُمْ
و مدتشان تمام گردد
وَتُذْهِبَ أَیَّامَهُمْ وَتَبْتُرَ أَعْمَارَهُمْ وَتُهْلِکَ فُجَّارَهُمْ
و عمرشان قطع شود. ستمکاران را هلاک کن
وَتُسَلِّطَ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ
و برخی را بر برخی دیگر مسلط کن
حَتَّیلَا تُبْقِیَ مِنْهُمْ أَحَداً وَلَا تُنْجِیَ مِنْهُمْ أَحَداً
تا در این جنگ هیچ یک از آنها زنده نماند
وَتُفَرِّقَ جُمُوعَهُمْ
و اجتماعشان را به هم بزن
وَتُکِلَّ سِلَاحَهُمْ
و سلاحهایشان کند کن
وَتُبَدِّدَ شَمْلَهُمْ
شاخ و برگشان را بشکن
وَتَقْطَعَ آجَالَهُمْ وَتُقْصِرَ أَعْمَارَهُمْ
عمرهایشان را تمام و کوتاه کن
وَتُزَلْزِلَ أَقْدَامَهُمْ
و پایههای حکومتشان را به لرزش بینداز
وَتُطَهِّرَ بِلَادَکَ مِنْهُمْ
و شهرهایت را از وجودشان پاک گردان
وَتُظْهِرَ عِبَادَکَ عَلَیْهِمْ فَقَدْ غَیَّرُوا سُنَّتَکَ
زیرا آنها سنّت تو را برگرداندند
وَنَقَضُوا عَهْدَکَ
و عهدت را نقض کردند
وَهَتَکُوا حَرِیمَکَ
و حرمتت را شکستند
وَأَتَوْا مَا نَهَیْتَهُمْ عَنْهُ
آنها اوامرت را زیر پا گذاشتند
وَعَتَوْا عُتُوّاً کَبِیراً وَضَلُّوا ضَلالاً بَعِیداً
و به شدّت عصیانگری کردند و به گمراهی عجیبی مبتلا شدند
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بنابراین بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَآذِنْ لِجَمْعِهِمْ بِالشَّتَاتِ
و دست ظالمان را از تکبّر کردن بگیر
وَلِحَیِّهِمْ بِالْمَمَاتِ
و زمین را از لوس وجودشان پاک گردان
وَلِأَزْوَاجِهِمْ بِالنَّهَبَاتِ نَبَاتِهِمْ
اراده کن تا کاشتههایشان درو
وَاسْتِئْصَالِ شَأْفَتِهِمْ
و و ریشهشان قطع
وَشَتَاتِ شَمْلِهِمْ
و شاخ و برگشان بریده بریده
وَهَدْمِ بُنْیَانِهِمْ
و بنیادشان منهدم شود
یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری
وَأَسْأَلُکَ یَا إِلَهِی
و درخواست میکنم ای خدای من
وَإِلَهَ کُلِّ شَیْءٍ
و خدای هر چیزی
وَرَبِّی وَرَبَّ کُلِّ شَیْءٍ
و پروردگار من و هر چیز دیگری
وَأَدْعُوکَ بِمَا دَعَاکَ بِهِ عَبْدَاکَ
تو را با آن نامی میخوانم که دو بنده
وَرَسُولَاکَ وَنَبِیَّاکَ وَصَفِیَّاکَ مُوسَی وَهَارُونُعلیهما السلام
و پیامبر و نبی و برگزیدههایت موسی و هارونعلیهما السلام تو را با آن خواندند
حِینَ قَالَا دَاعِیَیْنِ لَکَ رَاجِیَیْنِ لِفَضْلِکَ
آن هنگام که با امید به احسانت گفتند:
رَبَّنا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَةً وَأَمْوالاً فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا
خدایا تو فرعون و همراهانش را از زینت و اموال دنیا عطا کردی
رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ
و انها برای گمراه کردن مردم از این اموال استفاده کردند
رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَی أَمْوالِهِمْ
«خدایا اموالشان را از بین ببر
وَاشْدُدْ عَلی قُلُوبِهِمْ
و دلهایشان را قبض کن؛
فَلَا یُؤْمِنُوا حَتَّی یَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِیمَ فَمَنَنْتَ
زیرا آنها تا عذاب دردناکت را نبینند، ایمان نمیآورند.» (پاورقی: یونس / 88.)
وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِمَا بِالْإِجَابَةِ لَهُمَا
تو نیز به آنها لطف کردی و از نعمت اجابت بهرهمندشان ساختی
إِلَی أَنْ قَرَعْتَ سَمْعَهُمَا بِأَمْرِکَ
تا اینکه به آنها امر کردی که
اللَّهُمَّ رَبِّ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُما فَاسْتَقِیما وَلا تَتَّبِعَانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ
«دعایتان مستجاب شد. پس استقامت نشان دهید و از راه و روش جاهلان پیروی نکنید» (پاورقی: یونس / 89.)
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تَطْمِسَ عَلَی أَمْوَالِ هَؤُلَاءِ الظَّلَمَةِ
و اموال این ظالمان را از بین ببر
وَأَنْ تُشَدِّدَ عَلَی قُلُوبِهِمْ
و دلهایشان را قبض کن
وَأَنْ تَخْسِفَ بِهِمْ بَرَّکَ
و نیکیت را از آنها دریغ دار
وَأَنْ تُغْرِقَهُمْ فِی بَحْرِکَ
و در دریای خود آنها را غرق کن
فَإِنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا فِیهِمَا لَکَ
زیرا همه آسمانها و زمین و آنچه که در میان آنهاست، متعلق به توست
وَأَرِ الْخَلْقَ قُدْرَتَکَ فِیهِمْ
قدرت و انتقام خودت را به خَلقت نشان بده
وَبَطْشَکَ عَلَیْهِمْ فَافْعَلْ ذَلِکَ بِهِمْ وَعَجِّلْ ذَلِکَ لَهُمْ
خدایا این کار را با آنها بکن و عجله کن
یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ
ای بهترین درخواست شده
وَخَیْرَ مَنْ دُعِیَ
و بهترین خوانده شده
وَخَیْرَ مَنْ تَذَلَّلَتْ لَهُ الْوُجُوهُ
و بهترین کسی که در برابرش، چهرهها به ذلت افتاده
وَرُفِعَتْ إِلَیْهِ الْأَیْدِی
و دستها در برابرش بالا رفته است
وَدُعِیَ بِالْأَلْسُنِ
و با زبانها خوانده شده
وَشَخَصَتْ إِلَیْهِ الْأَبْصَارُ
و با چشمهای منتظر نگاه شده
وَأَمَّتْ إِلَیْهِ الْقُلُوبُ
و قلبها او را قصد کرده
وَنُقِلَتْ إِلَیْهِ الْأَقْدَامُ
و قدمها به سویش برداشته شده
وَتُحُوکِمَ إِلَیْهِ فِی الْأَعْمَالِ
و در اعمال به حکمیّت طلبیده شده است
إِلَهِی وَأَنَا عَبْدُکَ أَسْأَلُکَ مِنْ أَسْمَائِکَ بِأَبْهَاهَا
الهی من بنده توام که از تو درخواست میکنم. با پربهاترین نامهایت
وَکُلُّ أَسْمَائِکَ بَهِیٌّ
اگر چه همه آنها پربها هستند
بَلْ أَسْأَلُکَ بِأَسْمَائِکَ کُلِّهَا
بلکه درخواست میکنم با همه نامهایت
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
تا بر محمّد و آل او درود فرستی
وَأَنْ تُرْکِسَهُمْ عَلَی أُمِّ رُءُوسِهِمْ فِی زُبْیَتِهِمْ
و ظالمان را در دامهای خودشان سرنگون ساز
وَتُرْدِیَهُمْ فِی مَهْوَی حُفْرَتِهِمْ
و در گودالهایی که برای بندگانت کنده اند، بیندازی
وَارْمِهِمْ بِحَجَرِهِمْ
و آنها را نشانه تیرهای خودشان قرار دهی
وَذَکِّهِمْ بِمَشَاقِصِهِمْ
و با خنجرهایی که برای دیگران تیز کرده ند
وَاکْبُبْهُمْ عَلَی مَنَاخِرِهِمْ
خودشان را سر ببری
وَاخْنُقْهُمْ بِوَتَرِهِمْ
آنها را با بینی بر زمین بزن
وَارْدُدْ کَیْدَهُمْ فِی نُحُورِهِمْ
و گلویشان را فشار بده
وَأَوْبِقْهُمْ بِنَدَامَتِهِمْ
و حیلههایشان را درگلویشان فرو ببر و آنها را با ندامتشان عذاب کن
حَتَّی یُسْتَخْذَلُوا
تا اینکه ذلیل و خوار شوند
وَیَتَضَاءَلُوا بَعْدَ نَخْوَتِهِمْ
بعد از تکبّر و بزرگی
وَیَنْقَمِعُوا وَیَخْشَعُوا بَعْدَ اسْتِطَالَتِهِمْ أَذِلَّاءَ
و بعد از حکمرانی شکسته و درمانده گردند و ذلیلانه
مَأْسُورِینَ فِی رِبْقِ حَبَائِلِهِمُ الَّتِی کَانُوا یُؤَمِّلُونَ أَنْ یَرَوْنَا فِیهَا
در دامهایی که دوست داشتند ما را در آنها ببینند، اسیر شوند
وَتُرِینَا قُدْرَتَکَ فِیهِمْ وَسُلْطَانَکَ عَلَیْهِمْ
خدایا قدرت و تسلطت را در مورد آنها به ما نشان بده
وَتَأْخُذَهُمْ أَخْذَ الْقِرَی وَهِیَ ظالِمَةٌ
و همان طور که امّتهای گذشته را عذاب کردی، آنها را نیز عذاب کن
إِنَّ أَخْذَکَ الْأَلِیمُ الشَّدِیدُ أَخْذَ عَزِیزٍ مُقْتَدِرٍ
خدایا گرفت دردناک و شدید تو، گرفتن قدرتی شکستناپذیر و مقتدر است
فَإِنَّکَ عَزِیزٌ مُقْتَدِرٌ
بیشک تو شکستناپذیر و مقتدر
شَدِیدُ الْعِقابِ شَدِیدُ الْمحَالِ
و شدید العذاب هستی
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا بر محمّد و خاندانش درود بفرست
وَعَجِّلْ إِیرَادَهُمْ عَذَابَکَ الَّذِی أَعْدَدْتَهُ لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَمْثَالِهِمْ
و در عقوبت کردن ظالمان با عذابی که برای آنها مهیا کرده ای، تعجیل کن
وَالطَّاغِینَ مِنْ نُظَرَائِهِمْ
و بردباری ت را از آنها بردار
وَارْفَعْ حِلْمَکَ عَنْهُمْ وَاحْلُلْ عَلَیْهِمْ غَضَبَکَ الَّذِی لَا یَقُومُ لَهُ شَیْءٌ
و آن غضبی را که هیچ چیز توان تحمّل آن را ندارد، بر آنها مسلط کن
وَأْمُرْ فِی تَعْجِیلِ ذَلِکَ بِأَمْرِکَ الَّذِی لَا یُرَدُّ وَلَا یُؤَخَّرُ
و در تعجیل آن به ملائکه موکل عذاب، امر کن. امری که نه برمی گردد و نه به تأخیر می فتد
فَإِنَّکَ شَاهِدُ کُلِّ نَجْوَی
تو شاهد هر نجوا هستی
وَعَالِمُ کُلِّ فَحْوَی
و عالم به تمام مطالب هستی
وَلَا تَخْفَی عَلَیْکَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ خَافِیَةٌ
و هیچ عمل آنها از تو مخفی نمیماند
وَلَا یَذْهَبُ عَنْکَ مِنْ أَعْمَالِهِمْ خَائِنَةٌ
و از اعمال خیانتی مردم چیزی از تو نمی گذرد
وَأَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ عَالِمُ مَا فِی الضَّمَائِرِ وَالْقُلُوبِ
تو بر تمام غیب ها آگاهی و از آنچه که در دلها میگذرد، خبرداری
اَللَّهُمَّ وَأَسْأَلُکَ وَأُنَادِیکَ بِمَا نَادَاکَ بِهِ سَیِّدِی
خدایا درخواست میکنم و صدایت میزنم با آن اسمی که سرورم صدا زد
وَسَأَلَکَ بِهِ نُوحٌ
و نوح با آن درخواست کرد
إِذْ قُلْتَ تَبَارَکْتَ وَتَعَالَیْتَ وَلَقَدْ نَاَدانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمجِیبُونَ أَجَلْ
آنجا که فرموده ی: «نوح ما را صدا زد و تو بهترین اجابت کنندگانی» (پاورقی: صافات / 75.)
اَللَّهُمَّ یَا رَبِّ أَنْتَ نِعْمَ الْمجِیبُ
خدایا، پروردگارا، تو اجابتکننده
وَنِعْمَ الْمَدْعُوُّ
و بهترین خوانده شده
وَنِعْمَ الْمَسْئُولُ
و بهترین درخواست شده
وَنِعْمَ الْمُعْطِی
و بهترین عطا کننده، هستی
أَنْتَ الَّذِی لَا تُخَیِّبُ سَائِلَکَ
تو همانی که درخواست کنندگانت را دست خالی بر نمیگردانی
وَلَا تُمِلُّ دُعَاءَ مَنْ أَمَّلَکَ
و آرزومندان را خسته نمیکنی
وَلَا تَتَبَرَّمُ بِکَثْرَةِ حَوَائِجِهِمْ إِلَیْکَ وَلَا بِقَضَائِهَا لَهُمْ
و از زیادی نیازهایی که نزد تو آورده ند، به ستوه نمیآیی. از برآورده کردن نیازهایشان خسته نمیشوی
فَإِنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِ جَمِیعِ خَلْقِکَ إِلَیْکَ
زیرا برای تو، برآورده کردن حوایج تمام بندگانت
فِی أَسْرَعِ لَحْظٍ مِنْ لَمْحِ الطَّرْفِ وَأَخَفُّ عَلَیْکَ
همان وقت با یک چشم بر هم زدن یا کمتر
وَأَهْوَنُ مِنْ جَنَاحِ بَعُوضَةٍ
و سبکتر از بال مگس است
وَحَاجَتِی یَا سَیِّدِی وَمَوْلَایَ وَمُعْتَمَدِی وَرَجَائِی
از سوی دیگر سرور و مولا و تکیهگاه و امید من این است که
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَأَنْ تَغْفِرَ لِی ذَنْبِی
و گناهانم را بیامرزی
فَقَدْ جِئْتُکَ ثَقِیلَ الظَّهْرِ بِعَظِیمِ مَا بَارَزْتُکَ بِهِ مِنْ سَیِّئَاتِی
زیرا با پشتی سنگین از گناهان آمده م
وَرَکِبَنِی مِنْ مَظَالِمِ عِبَادِکَ مَالَا یَکْفِینِی
و مظالم بندگانت چنان مرا احاطه کرده ند
وَلَا یُخَلِّصُنِی مِنْهُ غَیْرُکَ وَلَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ وَلَا یَمْلِکُهُ سِوَاکَ فَامْحُ
که تنها تو میتوانی مرا از آنها برهانی
یَا سَیِّدِی کَثْرَةَ سَیِّئَاتِی بِیَسِیرِ عَبَرَاتِی
ای سرور من؛ گناهان زیادم را با قطرات بیرمق اشکم؛
بَلْ بِقَسَاوَةِ قَلْبِی
بلکه با قساوت قلبم
وَجُمُودِ عَیْنِی
و چشمان خشکیده م
لَا بَلْ بِرَحْمَتِکَ الَّتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ
نه بلکه با رحمت واسعه ی که شامل هر چیز میشود، محو کن
وَأَنَا شَیْءٌ فَلْتَسَعْنِی
خدایا من هم یکی از همان چیزها هستم
رَحْمَتُکَ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ
بنابراین با رحمت خود مرا دریاب، ای رحمان و رحیم
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
لَا تَمْتَحِنِّی فِی هَذِهِ الدُّنْیَا بِشَیْءٍ مِنَ الْمحَنِ
مرا با گرفتاری های دنیا امتحان نکن
وَلَا تُسَلِّطْ عَلَیَّ مَنْ لَا یَرْحَمُنِی
و کسی را که بر من رحم نمیکند، بر من مسلط ننما
وَلَا تُهْلِکْنِی بِذُنُوبِی
با گناهانم مرا هلاک نکن
وَعَجِّلْ خَلَاصِی مِنْ کُلِّ مَکْرُوهٍ وَادْفَعْ عَنِّی کُلَّ ظُلْمٍ
و در رهایی من از تمام گرفتاریها و امور ناخوشایند، عجله نما
وَلَا تَهْتِکْ سِتْرِی
خدایا پرده خود را کنار نزن
وَلَا تَفْضَحْنِی یَوْمَ جَمْعِکَ الْخَلَائِقَ لِلْحِسَابِ
و در روز رستاخیر بیآبرویم نساز
یَا جَزِیلَ الْعَطَاءِ وَالثَّوَابِ
ای کسی که ثواب و عطایت بسیار است
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درخواست میکنم که بر محمّد و آل او درود بفرستی
وَأَنْ تُحْیِیَنِی حَیَاةَ السُّعَدَاءِ وَتُمِیتَنِی مِیتَةَ الشُّهَدَاءِ
و از زندگی سعادتمندان و مرگ شهیدان بهرهمندم کنی
وَتَقْبَلَنِی قَبُولَ الْأَوِدَّاءِ
و مرا مانند دوستانت بپذیری
وَتَحْفَظَنِی فِی هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ
و حفظم کنی در این دنیای پست
مِنْ شَرِّ سَلَاطِینِهَا وَفُجَّارِهَا وَشِرَارِهَا وَمُحِبِّیهَا
از شر سلاطین و ستمکاران و افراد شرور و علاقهمندان به دنیا و دنیاپرستان
وَالْعَامِلِینَ لَهَا فِیهَا وَقِنِی شَرَّ طُغَاتِهَا وَحُسَّادِهَا
و مرا از شر سرکشان و حسودان نگه داری
وَبَاغِی الشِّرْکِ فِیهَا حَتَّی تَکْفِیَنِی مَکْرَ الْمَکَرَةِ
تا آنجا که مرا از مکر مکاران امنیت دهی
وَتَفْقَأَ عَنِّی أَعْیُنَ الْکَفَرَةِ
دور کن از من چشمهای کافران را
وَتُفْحِمَ عَنِّی أَلْسُنَ الْفَجَرَةِ
و گنگ کن زبان اهل گناه را از من
وَتَقْبِضَ لِی عَلَی أَیْدِی الظَّلَمَةِ
و مرا بالاتر از دست ظالمان نگه داری
وَتُؤْمِنَ لِی کَیْدَهُمْ
مرا از حیلههایشان امان دهی
وَتُمِیتَهُمْ بِغَیْظِهِمْ
و آنها را با عصبانیتشان بکشی
وَتَشْغَلَهُمْ بِأَسْمَاعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأَفْئِدَتِهِمْ
و آنها را به چشم و گوش و دلشان مشغول کنی
وَتَجْعَلَنِی مِنْ ذَلِکَ کُلِّهِ فِی أَمْنِکَ وَأَمَانِکَ
و مرا از همه آنها در امن و امان خود
وَحِرْزِکَ وَسُلْطَانِکَ
و قلعه وسلطه خود
وَحِجَابِکَ وَکَنَفِکَ
و پوشش و حمایت خود
وَعِیَاذِکَ وَجَارِکَ
و پناه و کنار خود بدار
إِنَّ وَلِیِّیَ اللَّهُ الَّذِی نَزَّلَ الْکِتابَ
ولیّ من خدایی است که کتاب را نازل کرد
وَهُوَ یَتَوَلَّی الصَّالِحِینَ
و او خود متولی امور صالحین است
اَللَّهُمَّ بِکَ أَعُوذُ وَبِکَ أَلُوذُ
همانا خدایا به تو پناه میبرم
وَلَکَ أَعْبُدُ
و تو را میپرستم
وَإِیَّاکَ أَرْجُو
و به تو امید بسته م
وَبِکَ أَسْتَعِینُ
و از تو کمک میخواهم
وَبِکَ أَسْتَکْفِی
و از تو یاری میجویم
وَبِکَ أَسْتَغِیثُ
و تو را صدا میزنم
وَبِکَ أَسْتَقْدِرُ
و از تو قدرت میخواهم
وَمِنْکَ أَسْأَلُ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
و از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَلَا تَرُدَّنِی إِلَّا بِذَنْبٍ مَغْفُورٍ
و مرا برنگردانی مگر با گناهانی بخشیده شده
وَسَعْیٍ مَشْکُورٍ
و تلاشی مأجور
وَتِجَارَةٍ لَنْ تَبُورَ
و تجارتی ماندگار و بدون زیان
وَأَنْ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ
و با من رفتاری کنی که شایسته توست
وَلَا تَفْعَلَ بِی مَا أَنَا أَهْلُهُ
و رفتاری نکنی که من شایستگی آن را دارم؛
فَإِنَّکَ أَهْلُ التَّقْوی
زیرا تو شایسته حفظ و نگهداری بندگان
وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ
و آمرزش آنها
وَأَهْلُ الْفَضْلِ وَالرَّحْمَةِ
و فضل و عنایت هستی
إِلَهِی وَقَدْ أَطَلْتُ دُعَائِی
خدایا دعایم را طول دادم
وَأَکْثَرْتُ خِطَابِی
و خیلی حرف زدم
وَضِیقُ صَدْرِی حَدَانِی عَلَی ذَلِکَ کُلِّهِ
فشار گرفتاریها مرا وادار کرد تا چنین سخن بگویم
وَحَمَلَنِی عَلَیْهِ عِلْماً مِنِّی بِأَنَّهُ یُجْزِیکَ مِنْهُ قَدْرُ الْمِلْحِ فِی الْعَجِینِ
با اینکه میدانم اگر دعای من به اندازه نمک در خمیر
بَلْ یَکْفِیکَ عَزْمُ إِرَادَةٍ
حتی اگر به اندازه قصد و نیت باشد، برای تو کافی است
وَأَنْ یَقُولَ الْعَبْدُ بِنِیَّةٍ صَادِقَةٍ
آری اگر بنده با نیت صادقانه
وَلِسَانٍ صَادِقٍ
و زبانی راستگو صدا بزند
@یَا رَبِّ فَتَکُونُ عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِکَ بِکَ وَقَدْ نَاجَاکَ بِعَزْمِ الْإِرَادَةِ قَلْبِی
و بگوید: پروردگارا، تو نزد او حاضر خواهی شد
فَأَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
پس از تو درخواست میکنم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَأَنْ تُقْرِنَ دُعَائِی بِالْإِجَابَةِ مِنْکَ
و دعایم را مقرون به اجابت کنی
وَتُبْلِغَنِی مَا أَمَّلْتُهُ فِیکَ مِنَّةً مِنْکَ
و تمام چیزهایی که آنها را از تو خواستم
وَطَوْلاً وَقُوَّةً وَحَوْلاً
از لطف و عنایت و احسانت برآورده سازی
وَلَا تُقِیمَنِی مِنْ مَقَامِی هَذَا
مرا از جایم بلند نکن
إِلَّا بِقَضَائِکَ جَمِیعَ مَا سَأَلْتُکَ
مگر اینکه تمام خواستههایم را مستجاب کرده باشی
فَإِنَّهُ عَلَیْکَ یَسِیرٌ
زیرا آنها برای تو آسان هستند
وَخَطَرُهُ عِنْدِی جَلِیلٌ کَثِیرٌ
اما برای من بسیار بزرگند
وَأَنْتَ عَلَیْهِ قَدِیرٌ
و تو بر خواستههایم توانایی داری
یَا سَمِیعُ یَا بَصِیرُ
ای شنونده و بیننده
إِلَهِی وَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ
خدایا، اینجا محل ایستادن بنده ی است
بِکَ مِنَ النَّارِ وَالْهَارِبِ مِنْکَ إِلَیْکَ
که از آتش دوزخ به تو پناه آورده
مِنْ ذُنُوبٍ تَهَجَّمَتْهُ
و از گناهانی که به او هجوم آورده
وَعُیُوبٍ فَضَحَتْهُ
و عیبهایی که آبرویش را برده ند، به تو پناه آورده است
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
پس بر محمد و ال محمد درود فرست
وَانْظُرْ إِلَیَّ نَظْرَةَ رَحْمَةٍ
و با نظر رحمتت به من نگاه کن
أَفُوزُ بِهَا إِلَی جَنَّتِکَ
تا با آن وارد بهشت شوم
وَاعْطِفْ عَلَیَّ عَطْفَةً أَنْجُو بِهَا مِنْ عِقَابِکَ
و عطوفتینشان بده تا با آن از آتش دوزخت نجات یابم؛
فَإِنَّ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ لَکَ وَبِیَدِکَ
زیرا بهشت و دوزخ برای تو و به دست تو است
وَمَفَاتِیحَهُمَا وَمَغَالِیقَهُمَا إِلَیْکَ
و کلیدهای باز کردن و قفل های بستن آنها همه از تو است
وَأَنْتَ عَلَی ذَلِکَ قَادِرٌ
و تو بر همه آنها توانایی داری
وَهُوَ عَلَیْکَ هَیِّنٌ یَسِیرٌ
و بر تو بسیار آسان و کوچک هستند
وَافْعَلْ بِی مَا سَأَلْتُکَ یَا قَدِیرُ
بنابراین آنچه را که خواستم عنایت فرما ای توانا
وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ
مانع و نیرویی غیر از خدای والا مرتبه و با عظمت وجود ندارد
وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ
و خدا ما را کفایت میکند و وکیل خوبی است
نماز حاجت صادر شده از امام زمانعلیه السلام و دعای آن. تفسیرالقمی / ج 2 / ص 129 / إحضار عرش بلقیس ؛مستدرک لوسائل / ج 6 / ص 75 / باب 37- باب استحباب الصلاة المرغبة
در نامه ی که از حضرت صادر شده، فرموده ند:
کسی که حاجتمند باشد، شب جمعه بعد از نصف شب، غسل کند و در محل نماز قرار بگیرد
دو رکعت نماز بخواند به این ترتیب که:
در رکعت اوّل سوره حمد را میخواند و وقتی که به آیه: «ایاک نعبد و ایاک نستعین» رسید، آن را صد بار تکرار میکند و حمد را تمام و سوره توحید را تنها یکبار میخواند
بعد از آن رکوع و سجده میکند و در هر کدام تسبیحات آن را هفت بار انجام میدهد. و رکعت دوم را مانند اولی بجا میآورد. بعد از نماز این دعا را میخواند و خداوند به قطع، حاجت او را هر چه که باشد، برآورده میکند. مگر اینکه مربوط به قطع رحم باشد:
اَللَّهُمَّ إِنْ أَطَعْتُکَ فَالْمحْمَدَةُ لَکَ
خدایا اگر تو را اطاعت کردیم، حمد و ثنا برای توست. (پاورقی: یعنی ما از لطف تو توفیق عبادت یافتیم.)
وَإِنْ عَصَیْتُکَ فَالْحُجَّةُ لَکَ
و اگر معصیت کردیم، تو علیه ما دلیل داری
مِنْکَ الرَّوْحُ وَمِنْکَ الْفَرَجُ
راحتی و گشایش از توست
سُبْحَانَ مَنْ أَنْعَمَ وَشَکَرَ
پاک و منزّه است کسی که نعمت میدهد و تشکّر میکند. (پاورقی: مقصود آن است که خداوند متعال انسان را از نعمت عبادت و صحبت و اطاعت خودش بهرهمند میکند. اما به جای اینکه انسان از او به خاطر این نعمت شکر کند، خداوند دوباره از انسان تشکّر میکند و برای عبادتی که نعمت خودش بوده است، دوباره تشکّر کرده و پاداش میدهد. این مطلب با تفصیل بیشتر در دعای روز عرفه امام حسینعلیه السلام آمده است.)
سُبْحَانَ مَنْ قَدَّرَ وَغَفَرَ
پاک و منزّه است کسی که مقدّر میکند و میبخشد. (پاورقی: به این معنا که خداوند متعال خود حدودی را برای انسان تعیین میکند. اما زمانی که انسان این حدود را میشکند، میبخشد.)
اَللَّهُمَّ إِنْ کُنْتُ قَدْ عَصَیْتُکَ
خدایا اگر چه عصیان کرده م
فَإِنِّی قَدْ أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ
امّا در محبوبترین امور نزد تو، تو را اطاعت کرده م
وَهُوَ الْإِیمَانُ
که ایمان باشد
بِکَ لَمْ أَتَّخِذْ لَکَ وَلَداً وَلَمْ أَدْعُ لَکَ شَرِیکاً
من برای تو فرزند و شریکی نمیدانم
مَنّاً مِنْکَ بِهِ عَلَیّلَا مَنّاً مِنِّی بِهِ عَلَیْکَ
البته این ایمان، توفیقی از توست، نه منّتی از من بر تو
وَقَدْ عَصَیْتُکَ یَا إِلَهِی عَلَی غَیْرَ وَجْهِ الْمُکَابَرَةِ
خدایا گناه نکرده م از سر لجبازی
وَلَا الْخُرُوجِ عَنْ عُبُودِیَّتِکَ
و با قصد خروج از عبودیّت
وَلَا الْجُحُودِ بِرُبُوبِیَّتِکَ
و انکار به ربوبیّت
وَلَکِنْ أَطَعْتُ هَوَایَ
بلکه فریب هوای نفسم را خوردم
وَأَزَلَّنِی الشَّیْطَانُ
و شیطان مرا به لغزش انداخت
فَلَکَ الْحُجَّةُ عَلَیَّ وَالْبَیَانُ
تو را برمن حجت و بیان است
فَإِنْ تُعَذِّبْنِی
اگر مرا عذاب کنی
فَبِذُنُوبِی غَیْرِ ظَالِمٍ
به خاطر گناهانم خواهد بود
وَإِنْ تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی
اما اگر ببخشی به خاطر آقایی
فَإِنَّکَ جَوَادٌ کَرِیمٌ یَا کَرِیمُ
و کرم و جود توست
(یا کریم را آن قدر تکرار میکند تا نفسش تمام شود.) و ادامه میدهد:
یَا آمِناً مِنْ کُلِّ شَیْءٍ
ای خدایی که از هیچ چیزی هراس ندارد
وَکُلُّ شَیْءٍ مِنْکَ خَائِفٌ حَذِرٌ
و همه چیز در هراس از اوست
أَسْأَلُکَ بِأَمْنِکَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ
درخواست میکنم به خاطر اینکه تو از همه در امانی
وَخَوْفِ کُلِّ شَیْءٍ مِنْکَ
و همه از تو هراسان هستند
أَنْ صَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تُعْطِیَنِی أَمَاناً لِنَفْسِی وَأَهْلِی وَوُلْدِی
و برای من و خانواده و فرزندانم امان و پناه بده
وَسَائِرِ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ
و سایر چیز هایی که به من عنایت کردی
حَتَّیلَا أَخَافَ أَحَداً وَلَا أَحْذَرَ مِنْ شَیْءٍ أَبَداً
تا از کسی نترسم و هراسی به خود راه ندهم. و حذر نکنم
إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
همانا تو بر هر چیزی توانایی داری
وَحَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَکِیلُ
و خدا ما را کفایت میکند و او بهترین وکیل است
یَا کَافِیَ إِبْرَاهِیمَعلیه السلام نُمْرُودَ
ای کفایت کننده ابراهیم از شرّ نمرود
وَیَا کَافِیَ مُوسَیعلیه السلام فِرْعَوْنَ
و ای کفایت کننده موسی از شر فرعون
وَیَا کَافِیَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَآلِهِ الْأَحْزَابَ
و ای کفایت کننده محمّدصلی الله علیه وآله از شر قبایل عرب
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
از تو میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَأَنْ تَکْفِیَنِی شَرَّ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ
و مرا از شر فلانی حفظ کنی
(در این بخش نام شخصی را که از شر او در هراس است، ذکر میکند.)
فَیَسْتَکْفِی شَرَّ مَنْ یَخَافُ شَرَّهُ
تو از شر کسی که از شرش میترسم، کفایت خواهی کرد
ان شاء اللَّه حاجتش برآورده میشود. سپس به سجده رفته و با تضرّع حوائجش را درخواست میکند
فَإِنَّهُ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ
هیچ زن و مرد مؤمن و مؤمنه ی نیست
صَلَّی هَذِهِ الصَّلَاةَ وَدَعَا بِهَذَا الدُّعَاءِ
که این نماز را با این دعا بخواند
إِلَّا فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ لِلْإِجَابَةِ
مگر اینکه خداوند درهای رحمتش را برای اجابت باز میکند
وَیُجَابُ فِی وَقْتِهِ وَلَیْلَتِهِ کَائِناً مَا کَانَ
و دعایش را در همان لحظه و همان شب مستجاب میکند
وَذَلِکَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَیْنَا وَعَلَی النَّاسِ؛
و این از بخشش خداوند بر ما و بر مردم است
اجابت دعا غیر از آن است که در همان موقعی که ما میخواهیم کار مورد نظر صورت گیرد. به عبارتی ممکن است که کسی از خداوند شفای مریض و یا خانه دار شدن و امثال آن را بخواهد. اما بعد از چند سال محقق گردد. به عبارتی اجابت دعا به آن معناست که در تقدیرات انسان ثبت میشود که فلان کار در موقع مناسب انجام گیرد. زیرا کل عالم بر اساس نظامی حرکت میکند و در اغلب موارد، دعای ما با مصالح اجتماعی و یا شخصی افراد دیگر در تعارض است. از این رو خداوند به سبب دعا نظام عالم را به گونه ی تنظیم میکند که در موقعیت مناسب، شخص را به خواسته خودش برساند
به عنوان مثال اگر شما درخواست وام بکنید و با این درخواست موافقت شود، این موافقت بدان معنا نیست که الزاماً وام در همان زمان دلخواه شما، پرداخت شود؛ زیرا بانک باید توانایی خود و درخواستهای دیگر را بررسی کند و طبق آن مهلتی را برای وصول وام شما تعیین کند
شاید یکی از موارد روشن این مطلب دعای حضرت موسی و هارونعلیه السلام در نابودی حکومت فرعون باشد. که خداوند به آنها فرمود:
«قالَ قَدْ أُجِیبَت دَعْوَتُکُما فاسْتَقِیما وَلَا تَتَّبِعَآنِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» یونس /89
دعایتان مستجاب شد، بنابراین استقامت کنید و به راه گمراهان نروید
شاید برای ما باور نکردنی باشد که؛ اگر چه اجابت دعا در همان لحظه صورت گرفته است. اما تحقق خارجی آن بعد از چهل سال رخ داده است؛ یعنی بعد از چهل سال که خداوند به آنها فرمود: دعایتان مستجاب شد، فرعون سرنگون گردید. این مطلب در روایاتی آمده است که از جمله میتوان به روایت ذیل اشاره کرد
ابن بیعمیر عن هشامبن سالم عن ابیعبداللَّهعلیه السلام قال «کان بین قول اللَّه عزوجل قداجیبت دعوتکما وبین اخذ فرعون اربعین عاماً»الکافی ج2،ص489،باب من أبطات علیه الاجابة
هر چه که باشد. این
اجابت از فضل خدا به ما و مردم است
دعای عبرات یا اشکهای روان
بحارالانوار، ج 53، ص 221، الحکایة الربعة
علّامه حلّی رحمه الله در آخر کتاب منهاج الصلاح در دعای عبرات معروف، گفته است که این روایت از امام صادقعلیه السلام نقل شده است. اما از جهت سیّد بزرگوار رضی الدین محمّد بن محمّد آوی رحمه الله حکایت معروفی است که برخی از فضلا آن را در حاشیه همان دعا ذکر کرده ند
جناب فخر الدّین محمّد بن شیخ جمال الدّین از پدرش و او از جدش، فقیه بزرگوار یوسف، از سیّد رضی که حکایت آن میآید نقل کرده است که:
او در زندان یکی از امرای سلطان جرماغون
از پادشاهان مغول بوده است که معاصر با خوارزم شاه بود و در قرن هفتم هجری میزیست
مدت زیادی در حبس بوده و گرفتاریها و فشارهای زیادی را متحمّل شده است. تا این که روزی حضرت قائمعلیه السلام را در خواب دید و با دیدن ایشان گریه کرد و گفت: مولای من مرا از این ظلمت نجات بده
امامعلیه السلام فرمود: دعای عبرات را بخوان
گفت: دعای عبرات چیست؟
فرمود: در مصباح
عرض کردم: سرورم این دعا در مصباح من نیست
فرمود: نگاه کن پیدا میکنی!
از خواب بیدار شدم، بعد از خواندن نماز صبح، کتاب مصباح را باز کردم و با صفحه ی مواجه شدم که دعای عبرات در آن آمده بود. من آن را چهل بار خواندم
این سلطان دو زن داشت. یکی از آنها زنی عاقل و خوشفکر بود. از این رو مورد اعتماد امیر بود. وقتی که امیر در نوبت این زن، پیشش آمد، به او گفت: آیا تو کسی از فرزندان حضرت امیرعلیه السلام را گرفته ی؟
گفت: برای چه این سؤال را میپرسی؟
گفت: برای این که مردی را دیدم که نور خورشید از صورتش میتابید. نزدیک آمد و حلقم را گرفت و گفت: شوهرت جرأت کرده و یکی از فرزندان مرا گرفته و او را در خورد و خوراک، تحت فشار قرار داده است! عرض کردم، سرورم، شما کیستید؟ فرمود: من علی بن ابیطالب هستم. به او بگو: اگر او را آزاد نکند، خانه ش را به سرش خراب میکنم
این خبر به سلطان رسید او گفت:من در اینباره چیزی نمیدانم. از معاونانش پرسید که آیا شما چنین کسی را گرفته اید؟
گفتند: بله شیخی علوی است که خود شما دستور زندانی کردنش را صادر کردید
گفت: او را آزاد کنید و اسب و مشکی به او بدهید تا راه بیفتد
در نهایت سیّد به خانه خود رفت
همین طور سیّد جلیل القدر علی بن طاووسرحمه الله در آخر کتاب مهج الدعوات نقل میکند که از جمله دعاها، دعایی است که دوست و برادر من محمّد بن محمّد قاضی آوی، درباره این دعا سخن و اثر عجیبی ذکر کرده است. به این صورت که برای ایشان حادثه ی رخ داده و این دعا را در میان اوراقی که آنها را در میان کتابهایش قرار نداده بود، پیدا میکند. از روی آنها نسخه برداری میکند. وقتی که نسخه برداری تمام میشود، دعای اصلی مفقود میگردد. شیخ آن را نقل میکند. حتی بعد از آن، نسخه دیگری را نقل میکند که مقداری از تعبیرات آن تفاوت میکند
ما در اینجا نسخه اوّلی را به جهت تبرک به خط سیّد بن طاووسرحمه الله میآوریم. حتّی میان نقل ایشان و علامه حلّیرحمه الله تفاوت زیادی وجود دارد
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ یَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ
خدایا به جِدّ از تو درخواست میکنم، ای رحم کننده بر اشکها
وَیَا کَاشِفَ الْکُرُبَاتِ
و ای برطرف سازنده گرفتاریها
أَنْتَ الَّذِی تَقْشَعُ سَحَائِبَ الْمحَنِ
تویی که ابرهای محنت و اندوه را پراکنده میکنی
وَقَدْ أَمْسَتْ ثِقَالاً وَتَجْلُو ضَبَابَ الْإِحَنِ وَقَدْ سَحَبَتْ أَذْیَالاً
و مه غلیظ حسرت را از بین میبری و روشن میکنی
وَتَجْعَلُ زَرْعَهَا هَشِیماً
زراعت را نابود میکنی
وَعِظَامَهَا رَمِیماً
و استخوانها را خاک
وَتَرُدُّ الْمَغْلُوبَ غَالِباً
و شکست خورده را پیروز
وَالْمَطْلُوبَ طَالِباً
طلب شده را طالب شونده میکنی
إِلَهِی فَکَمْ مِنْ عَبْدٍ نَادَاکَ
خدایا چه بسیارند بندگانی که تو را صدا زدند
أَنِّی مَغْلُوبٌ
که من مغلوب شده م
فَانْتَصِرْ
یاری م کن
فَفَتَحْتَ لَهُ مِنْ نَصْرِکَ أَبْوَابَ السَّمَاءِ بِمَاءٍ مُنْهَمِرٍ
و تو نیز از سر نصرت به او، درهای آسمان را بر آب گشودی
وَفَجَّرْتَ لَهُ مِنْ عَوْنِکَ عُیُوناً
و چشمههایی را از زمین جوشاندی
فَالْتَقَی مَاءُ فَرَجِهِ عَلَی أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
آبی که موجب گشایش کارش بود، به اندازه معینی رسید
وَحَمَلْتَهُ مِنْ کِفَایَتِکَ عَلَی ذَاتِ أَلْوَاحٍ وَدُسُرٍ
و او را بر روی تختهها سوار کردی
یَا رَبِّ إِنِّی مَغْلُوبٌ
پروردگارا، من مغلوب شده م
فَانْتَصِرْ
یاری م کن
یَا رَبِّ إِنِّی مَغْلُوبٌ
پروردگارا، من مغلوب شده م
فَانْتَصِرْ
یاری م کن
یَا رَبِّ إِنِّی مَغْلُوبٌ
پروردگارا، من مغلوب شده م
فَانْتَصِرْ
یاری م کن
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَافْتَحْ لِی مِنْ نَصْرِکَ أَبْوابَ السَّماءِ
و درهای آسمان را برای نصرت من باز کن
بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
و آب فراوان بریز
وَفَجِّرْ لِی مِنْ عَوْنِکَ عُیُوناً
و چشمههای آن را از زمین بجوشان
لِیَلْتَقِیَ مَاءُ فَرَجِی عَلی أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
تا جایی که آب گشایش من، به اندازه معینی برسد
وَاحْمِلْنِی. یَا رَبِّ مِنْ کِفَایَتِکَ عَلی ذاتِ أَلْواحٍ وَدُسُرٍ
و مرا با کفایت خودت، بر کشتی سوار کن
یَا مَنْ إِذَا وَلَجَ الْعَبْدُ فِی لَیْلٍ
ای کسی که وقتی بنده ش در تاریکی شب فرو میرود
مِنْ حَیْرَتِهِ یَهِیمُ
و از تحیر دچار توهّمات و ترس میشود
فَلَمْ یَجِدْ لَهُ صَرِیخاً یُصْرِخُهُ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا حَمِیمٍ
و سرپرست و دوست صمیمی، برای خود نمیبیند تا به فریادش برسد
صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَجُدْ یَا رَبِّ مِنْ مَعُونَتِکَ صَرِیخاً مُعِیناً
و از فضل خود، فریادرس و یاورم باش
وَوَلِیّاً یَطْلُبُهُ حَثِیثاً یُنَجِّیهِ
و مانند سرپرستی که دنبال عبد خود است
مِنْ ضَیْقِ أَمْرِهِ وَحَرَجِهِ
تا او را ازگرفتاری نجات بدهد
وَیُظْهِرُ لَهُ الْمُهِمَّ
و در مشکلاتش گشایش ایجاد کند
مِنْ أَعْلَامِ فَرَجِهِ
تو نیزبا من چنین کن
اللَّهُمَّ فَیَا مَنْ قُدْرَتُهُ قَاهِرَةٌ
خدایا، ای کسی که قدرتش غالب
وَآیَاتُهُ بَاهِرَةٌ
و نشانههایش روشن
وَنَقِمَاتُهُ قَاصِمَةٌ لِکُلِّ جُبَارٍ
و عذابش شکننده هر پادشاه
دَامِغَةٌ لِکُلِّ کَفُورٍ خَتَّارٍ
و در هم کوبنده هر کافر حیلهگر است
صَلِّ یَا رَبِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَانْظُرْ إِلَیَّ یَا رَبِّ نَظْرَةً مِنْ نَظَرَاتِکَ
و از آن نگاههای دلسوزانه ت به من نگاه کن
رَحِیمَةً تَجْلُو بِهَا عَنِّی ظُلْمَةً
تا ظلمت پایدار ما، روشن شود
وَاقِفَةً مُقِیمَةً مِنْ عَاهَةٍ جَفَّتْ مِنْهَا الضُّرُوعُ وَقَلَفَتْ مِنْهَا الزُّرُوعُ
ظلمتی از جنس آفتی که پستانهای حیواناتمان را خشک و زراعتهایمان را از بین برده است
وَاشْتَمَلَ بِهَا عَلَی الْقُلُوبِ الْیَأْسُ
و بر قلبهایمان سایه یأس انداخته
وَجَرَتْ بِسَبَبِهَا الْأَنْفَاسُ
و نفسهایمان را کند کرده است
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا، بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَحِفْظاً لِغَرَائِسَ غَرَسَتْهَا یَدُ الرَّحْمَنِ
و حفظ کن درختانی را که با دست رحمانیت کاشته
وَشَرَّبَهَا مِنْ مَاءِ الْحَیَوَانِ
و با آب حیاتت سیراب کرده ی
أَنْ تَکُونَ بِیَدِ الشَّیْطَانِ تُجَزُّ
تا شیطان با دستش در نیاورد
وَبِفَأْسِهِ تُقْطَعُ وَتُحَزُّ
و با تیشه ش، قطع نکند
إِلَهِی مَنْ أَوْلَی مِنْکَ أَنْ یَکُونَ عَنْ حَمَاکَ حَارِساً وَمَانِعاً
خدایا، کیست که برای حفظ ملکت از خود تو شایستهتر باشد
إِلَهِی إِنَّ الْأَمْرَ قَدْ هَالَ فَهَوِّنْهُ
خدایا، گرفتاری سنگین شده است، آن را آسان کن
وَخَشُنَ فَأَلِنْهُ
خشن شده است، نرم کن
وَإِنَّ الْقُلُوبَ کَاعَتْ فَطَنِّهَا
قلبها ترسیده ند، آنها را به حرکت در آور
وَالنُّفُوسُ ارْتَاعَتْ فَسَکِّنْهَا
جانها به اضطراب افتاده ند، آنها را آرام کن
إِلَهِی تَدَارَکْ أَقْدَاماً قَدْ زَلَّتْ
خدایا، جبران کن قدمهایی را که لغزیده
وَأَفْهَاماً فِی مَهَامِهِ الْحَیْرَةِ ضَلَّتْ
و عقلهایی را که در گرداب حیرت به اشتباه افتاده بودند
أَجْحَفَ الضُّرُّ بِالْمَضْرُورِ فِی دَاعِیَةِ الْوَیْلِ وَالثُّبُورِ
ضرر، صدای مردم را به واویلا درآورده است
فَهَلْ یَحْسُنُ مِنْ فَضْلِکَ أَنْ تَجْعَلَهُ فَرِیسَةً لِلْبَلَاءِ وَهُوَ لَکَ رَاجٍ
آیا شایسته فضل توست که آنها را در معرض بلا قرار دهی، با اینکه امیدشان به توست ؟
أَمْ هَلْ یُحْمَلُ مِنْ عَدْلِکَ أَنْ یَخُوضَ لُجَّةَ الْغَمَّاءِ وَهُوَ إِلَیْکَ لَاجٍ
آیا در عدل تو میگنجد که او در بدبختی و غم فرو رود، در حالی که تو را صدا میزند؟
مَوْلَایَ لَئِنْ کُنْتُ لَاأَشُقُّ عَلَی نَفْسِی فِی التُّقَی
سرورم، اگر در تقوای تو، خودم را به مشقت نمی ندازم
وَلَا أَبْلُغُ فِی حَمْلِ أَعْبَاءِ الطَّاعَةِ مَبْلَغَ الرِّضَا
اگر تا درجه رضای تو، عهده دار اطاعت نیستم
وَلَا أَنْتَظِمُ فِی سِلْکِ قَوْمٍ رَفَضُوا الدُّنْیَا
اگر در زمره بندگانی در نمیآیم که از دنیا روی برگردانده ند
فَهُمْ خُمُصُ الْبُطُونِ عُمْشُ الْعُیُونِ مِنَ الْبُکَاءِ
شکمهایشان نازک و چشمانشان از شدّت گریه باد کرده است
بَلْ أَتَیْتُکَ یَا رَبِّ بِضَعْفٍ مِنَ الْعَمَلِ
خدایا، [به سویت آمده م ] من با عملی ضعیف
وَظَهْرٍ ثَقِیلٍ بِالْخَطَاءِ
و پشتی سنگین از گناهان
وَالزَّلَلِ وَنَفَسٍ لِلرَّاحَةِ مُعْتَادَةٍ
و لغزشها با روحی که به راحتی عادت کرده
وَلِدَوَاعِی التَّسْوِیفِ مُنْقَادَةٍ
و به امروز و فردا کردن نفسم مطیع شده است
أَ مَا یَکْفِیکَ یَا رَبِّ وَسِیلَةً إِلَیْکَ وَذَرِیعَةً لَدَیْکَ
آیا برای تو کفایت نمیکند که اولیایت را دوست دارم
أَنِّی لِأَوْلِیَائِکَ مُوَالٍ وَفِی مَحَبَّتِکَ مُغَالٍ
و در محبّت به تو حدّ و حصری نمیشناسم؟
أَ مَا یَکْفِینِی أَنْ أَرُوحَ فِیهِمْ مَظْلُوماً
آیا کفایت نمیکند که به خاطر آنها با مظلومیت، شب میکنم
وَأَغْدُوَمَکْظُوماً
و با فرو بردن غیظ، صبح مینمایم
وَأَقْضِیَ بَعْدَ هُمُومٍ هُمُوماً
وگرفتاریهای فراوان را متحمّل میشوم
وَبَعْدَ رُجُومٍ رُجُوماً
و در تیررس آنها قرارمیگیرم؟
(پاورقی: سخن درباره گناهان شیعیانی است که تشیّع آنها از روی بصیرت است. کسانی که تاوان آن را شب و روز میپردازند، مورد ظلم قرار میگیرند. بدبختیها از هر سو آنها را احاطه میکند. اما دست از اعتقاد و حمایت از اهل بیتعلیهم السلام بر نمیدارند. نه کسانی که به تن پروری و ظلم به بندگان خدا عادت کرده ند و از تشیّع تنها نام علی را یدک میکشند. راستی اگر علی زنده میشد با این همه آلودگی ما چه میکرد؟ آیا آنان را که شب و روز خون بندگان خدا را به شیشه میکشند و در مجالس او پول خرج میکنند، میپذیرفت و آنها را شیعه خود میدانست؟!)
أَمَا عِنْدَکَ یَا رَبِّ بِهَذِهِ حُرْمَةٌ لَاتُضَیَّعُ
آیا اینها نزد تو حرمتی ندارد و کمترین تعهدی را برای تو ایجاد نمیکند؟
وَذِمَّةٌ بِأَدْنَاهَا یُقْتَنَعُ
اگر اینها ارزش و حرمت دارند
فَلِمَ لَا یَمْنَعُنِی یَا رَبِّ وَهَا أَنَا ذَا غَرِیقٌ
چرا جلوی غرق شدن مرا نمیگیری
وَتَدَعُنِی بِنَارِ عَدُوِّکَ حَرِیقٌ
و اجازه میدهی که در آتش دشمنانت بسوزم؟!
أَتَجْعَلُ أَوْلِیَاءَکَ لِأَعْدَائِکَ مَصَائِدَ
آیا دوستانت را صید دشمنانت قرار میدهی
وَتُقَلِّدُهُمْ مِنْ خَسْفِهِمْ قَلَائِدَ
و به زنجیر ذلتشان میکشی؟
وَأَنْتَ مَالِکُ نُفُوسِهِمْ
آن هم در حالی که تو مالک جانهایشان هستی!
لَوْ قَبَضْتَهَا جَمَدُوا
اگر تو جانهایشان را بگیری، خشک میشوند
وَفِی قَبْضَتِکَ مَوَادُّ أَنْفَاسِهِمْ
آری ارواحشان در قبضه توست
لَوْ قَطَعْتَهَا خَمَدُوا
که اگر بگیری، بیجان می فتند
وَمَا یَمْنَعُکَ یَا رَبِّ أَنْ تَکُفَّ بَأْسَهُمْ
خدایا چه چیزی باعث شده است که آزار و اذیتشان را از ما برنگردانی
وَتَنْزِعَ عَنْهُمْ مِنْ حِفْظِکَ لِبَاسَهُمْ
و لباس مصونیتت را از تنشان درآوری
وَتُعْرِیَهُمْ مِنْ سَلَامَةٍ
و آنها را از سلامت عریان کنی
بِهَا فِی أَرْضِکَ یَسْرَحُونَ
سلامتی که با آن میچرند
وَفِی مَیَدَانِ الْبَغْیِ عَلَی عِبَادِکَ یَمْرَحُونَ
و در میدان ظلم بر بندگانت تکبّر میورزند
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا، بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَدْرِکْنِی وَلَمَّا یُدْرِکْنِی الْغَرَقُ وَتَدَارَکْنِی
و مرا دریاب قبل از اینکه غرق شوم و نجاتم بده
وَلَمَّا غُیِّبَ شَمْسِی لِلشَّفَقِ
و خورشید هدایتم در شفق ناپدید شود
إِلَهِی کَمْ مِنْ خَائِفٍ الْتَجَأَ إِلَی سُلْطَانٍ فَآبَ عَنْهُ مَحْفُوفاً بِأَمْنٍ وَأَمَانٍ
خدایا، چه بسیارند کسانی که به سلاطین پناه برده ند و در پناه او در امان مانده ند
أَفَأَقْصِدُ یَا رَبِّ بِأَعْظَمَ مِنْ سُلْطَانِکَ سُلْطَاناً
آیا به سلطنتی غیر از سطلنت تو پناه ببرم؟
أَمْ أَوْسَعَ مِنْ إِحْسَانِکَ إِحْسَاناً
یا به سفره ی وسیعتر از احسان
أَمْ أَکْثَرَ مِنِ اقْتِدَارِکَ اقْتِدَاراً
تو یا مقتدرتر از اقتدار تو
أَمْ أَکْرَمَ مِنِ انْتِصَارِکَ انْتِصَاراً
یا فراتر از یاری تو یاوری بجویم؟
اَللَّهُمَّ أَیْنَ کِفَایَتُکَ الَّتِی هِیَ نُصْرَةُ الْمُسْتَغِیثِینَ مِنَ الْأَنَامِ
خدایا، کجاست کفایتی که یاری گر بندگان مستضعفت میباشد
وَأَیْنَ عِنَایَتُکَ الَّتِی هِیَ جُنَّةُ الْمُسْتَهْدَفِینَ لِجَوْرِ الْأَیَّامِ إِلَیَّ إِلَیَّ بِهَا
کجاست توجهی که سپر تیر کسانی باشد که مرا آماج هدف ظلم خود قرار داده اند؟
یَا رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
خدایا آن کفایت و عنایت را بر من سرازیر کن و مرا از شر ظالمان نجات بخش
إِنِّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ
که ضررها مرا فرا گرفته ند
وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
در حالی که تو مهربانترین مهربانانی
مَوْلَایَ تَرَی تَحَیُّرِی فِی أَمْرِی
خدایا، آیا تحیّرم را از یکسو و سرگردانی در بدبختیهایم را از سوی دیگر
وَتَقَلُّبِی فِی ضُرِّی وَانْطِوَایَ عَلَی حُرْقَةِ قَلْبِی وَحَرَارَةِ صَدْرِی
و به خود پیچیدنهایم را که از سوز دل و سینه م است، میبینی؟
فَصَلِّ یَا رَبِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَجُدْ لِی یَا رَبِّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ فَرَجاً وَمَخْرَجاً
و به خاطر هر آنچه که شایسته آنی، برای من گشایشی فراهم کن
وَیَسِّرْ لِی یَا رَبِّ نَحْوَ الْیُسْرَی مَنْهَجاً
و راهی آسان به سوی مشکلاتم باز کن
وَاجْعَلْ لِی یَا رَبِّ مَنْ نَصَبَ حِبَالاً لِی لِیَصْرَعَنِی بِهَا صَرِیعَ مَا مَکَرَهُ
خدایا، اگر کسی طنابی گذاشته تا مرا به زمین بزند، با همان او را به زمین بزن
وَمَنْ حَفَرَ لِیَ الْبِئْرَ لِیُوقِعَنِی فِیهَا وَاقِعاً فِیَما حَفَرَهُ
اگر چاهی کنده تا مرا در آن بیندازد، خودش را در آن سرنگون ساز
وَاصْرِفِ اَللَّهُمَّ عَنِّی شَرَّهُ وَمَکْرَهُ وَفَسَادَهُ وَضَرَّهُ
خدایا، شرّ و نیرنگ و فساد و ضرر او را از من برگردان
مَا تَصْرِفُهُ عَمَّنْ قَادَ نَفْسَهُ لِدِینِ الدَّیَّانِ
همان طور که از کسی که خود را مطیع دین
وَمُنَادٍ یُنَادِی لِلْإِیمَانِ
و منادی ایمان قرار داده است، برمیگردانی
إِلَهِی عَبْدُکَ عَبْدُکَ أَجِبْ دَعْوَتَهُ
خدایا، بنده، بنده توست. دعای بنده ت را اجابت کن
وَضَعِیفُکَ ضَعِیفُکَ
و ضعیف، ضعیف توست
فَرِّجْ غُمَّتَهُ
گرفتاریش را آسان گردان
فَقَدِ انْقَطَعَ کُلُّ حَبْلٍ إِلَّا حَبْلُکَ
تمام دستاویزها غیر از دستاویز تو بریده است
وَتَقَلَّصَ کُلُّ ظِلٍّ إِلَّا ظِلُّکَ
و تمام سایهها جمع شده غیر از سایه تو
مَوْلَایَ دَعْوَتِی هَذِهِ إِنْ رَدَدْتَهَا
مولای من، اگر تو دعای مرا برگردانی
أَیْنَ تُصَادِفُ مَوْضِعَ الْإِجَابَةِ
چگونه مستجاب خواهد شد
وَیَجْعَلُنِی مَخِیلَتِی إِنْ کَذَّبْتَهَا
اگر آرزوهای مرا قبول نکنی
أَیْنَ تُلَاقِی مَوْضِعَ الْإِجَابَةِ
کجا قبول خواهد شد
فَلَا تَرُدَّ عَنْ بَابِکَ مَنْ لَا یَعْرِفُ غَیْرَهُ بَاباً
کسی را که غیر از درتو، دری نمیشناسد، نران
وَلَا یَمْتَنِعُ دُونَ جِنَابِکَ مَنْ لَا یَعْرِفُ سِوَاهُ جِنَاباً
و کسی را که غیر از جوار رحمت تو، پناهی ندارد، محروم نکن
سجده کرده و میگوید:
إِلَهِی إِنَّ وَجْهاً إِلَیْکَ بِرَغْبَتِهِ تَوَجَّهَ
خدایا، اگر بنده ای صورتش را با امید به سوی تو متوجّه کند
فَالرَّاغِبُ خَلِیقٌ بِأَنْ تُجِیبَهُ
شایسته اجابت خواهد بود
وَإِنَّ جَبِیناً لَکَ بِابْتِهَالِهِ سَجَدَ حَقِیقٌ أَنْ یَبْلُغَ مَا قَصَدَ
و پیشانی که با تضرّع بر خاک بنشیند، شایسته است که به آروزیش برسانی
وَإِنَّ خَدّاً إِلَیْکَ بِمَسْأَلَتِهِ یُعَفِّرُ جَدِیرٌ
و گونه ای که بر خاک گذاشته شده است
بِأَنْ یَفُوزَ بِمُرَادِهِ وَیَظْفَرَ
لیاقت آن را دارد که به خواسته ش برسد
وَ هَا أَنَا ذَا یَا إِلَهِی قَدْ تَرَی تَعْفِیرَ خَدِّی
خدایا، این منم،بنده تو که در برابر دیدگانت، گونههایم را بر خاک مذلت میمالم
وَابْتِهَالِی وَاجْتِهَادِی فِی مَسْأَلَتِکَ وَجِدِّی فَتَلَقَّ
و ناله میکنم و با اصرار،گدایی میکنم
یَا رَبِّ رَغَبَاتِی بِرَأْفَتِکَ قَبُولاً
پروردگارا، آمال و آرزوهایم را مستجاب کن
وَسَهِّلْ إِلَیَّ طَلِبَاتِی بِرَأْفَتِکَ وُصُولاً
و به سوی خواستههایم،راه وصلی باز کن
وَذَلِّلْ لِی قُطُوفَ ثَمَرَاتِ إِجَابَتِکَ تَذْلِیلاً
و شاخههای میوههای اجابت خود، را برایم پایین بیاور
إِلَهِی لَا رُکْنَ أَشَدُّ مِنْکَ فَآوِی إِلی رُکْنٍ شَدِیدٍ
خدایا، پایه ی محکمتر از تو نیست تا به آن پناه ببرم
وَقَدْ أَوَیْتُ إِلَیْکَ
من به تو پناه آورده ام
وَعَوَّلْتُ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِی عَلَیْکَ
و در برآورده شدن نیازهایم به تو تکیه نموده م
وَلَا قَوْلَ أَسَدُّ مِنْ دُعَائِکَ
سخنی محکمتر از حرف تو نیست
فَأَسْتَظْهِرَ بِقَوْلٍ سَدِیدٍ
آن را با قبولی محکم برایم نشان بده
وَقَدْ دَعَوْتُکَ کَمَا أَمَرْتَ
همان طور که خودت امر به دعا کردی
فَاسْتَجِبْ لِی بِفَضْلِکَ کَمَا وَعَدْتَ
خود نیز با فضل خود اجابت کن همانطور که وعده دادی
فَهَلْ بَقِیَ یَا رَبِّ إِلَّا أَنْ تُجِیبَ وَتَرْحَمَ مِنِّی الْبُکَاءَ وَالنَّحِیبَ
آیا برای اجابت دعا بهانه ی غیر از گریه و فریاد بود، تا نکرده باشم؟
یَا مَنْ لَا إِلَهَ سِوَاهُ
ای آنکه خداییجز او نیست
وَیَا مَنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ
ای کسی که دعای مضطرین را به هنگامی که دعا میکنند،مستجاب میکنی
رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
پروردگارا، مرا در برابر ظالمان یاری کن
وَافْتَحْ لِی
و پیروز نما
وَأَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحِینَ
که تو بهترین پیروزکنندگانی
وَالْطُفْ بِی یَا رَبِّ وَبِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ
و بر من و تمام مردان مؤمن و زنان مؤمنه لطف کن
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
با رحمتت ای مهربانترین مهربانان
دعای امام زمانعلیه السلام برای رفع گرفتاری و دفع شر دشمنان
بحارالانوار، ج 53 / ص 225 - الحکایة الخامسة
مرحوم شیخ صالح متّقی و زاهد، نقل میکند که گرفتار مشکلات و دشمنیهای فراوانی شدم. تا جایی که کشته شدن را در یک قدمی خودم دیدم. در این اوضاع بود که دعایی را در جیب خودم پیدا کردم. آنچه باعث تعجب من شد، این بود که کسی آن را به من نداده بود. از این رو متحیّر شده بودم. تا اینکه در خواب شنیدم که شخصی در قیافه صالحان و زاهدان به من گفت: آن دعا را ما به تو عنایت کردیم. بخوان تا از این گرفتاری نجات پیدا کنی!
گوینده را نشناختم و تعجبم بیشتر شد. یک بار دیگر هم حضرت حجّتعلیه السلام را در خواب دیدم. ایشان فرمودند: با دعاییکه داده یم، دعا کن
شیخ صالح نقل میکند که من بارها آن دعا را امتحان کردم و خیلی زود از گرفتاریها رهایی یافتم. تا اینکه بعد از مدتیدعا را گم کردم. از این مسأله خیلی متاسف شدم و از گناهانی که ممکن بود، باعث سلب توفیق شده باشند، استغفار کردم. شخصی به خوابم آمد و گفت:
این دعایی که به دنبال آن هستی، در فلان جا افتاده است. آنچه که به خاطر دارم، آن است که به همان آدرس رفتم و دعا را برداشتم و سجده شکر به جای آوردم
اما متن دعا:
رَبِّ أَسْأَلُکَ مَدَداً رُوحَانِیّاً
خدایا، از تو امدادهای روحانی را درخواست میکنم
تُقَوِّی بِهِ قُوَی الْکُلِّیَّةِ وَالْجُزْئِیَّةِ
تا تمام قوای کلی و جزئی را تقویت نماید
حَتَّی أَقْهِرَ عِبَادِی نَفْسِی کُلُّ نَفْسٍ قَاهِرَةٌ
تا جایی که روح من بر تمام ارواح قوی، غالب شود
فَتَنْقَبِضَ لِی إِشَارَةُ رَقَائِقِهَا انْقِبَاضاً
و یک اشاره کوچک من او را به شدّت فشار دهد
تَسْقُطُ بِهِ قُوَاهَا
به گونه ی که تمام قوایش از بین برود
حَتَّی یَبْقَی فِی الْکَوْنِ ذُو رُوحٍ إِلَّا وَنَارُ قَهْرِی قَدْ أَحْرَقَتْ ظُهُورَهُ
تا آنجا که آتش غضب من، تمام موجودات صاحب روح عالم را بسوزاند
یَا شَدِیدُ یَا شَدِیدُ
ای شدید، ای شدید
یَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِیدِ
ای حمله کننده بسیار نیرومند و تند
یَا قَهَّارُ
ای غلبه کننده
أَسْأَلُکَ بِمَا أَوْدَعْتَهُ عِزْرَائِیلَ مِنْ أَسْمَائِکَ الْقَهْرِیَّةِ
از تو میخواهم به حرمت آن نامی که به عزرائیل آموختی
فَانْفَعَلَتْ لَهُ النُّفُوسُ بِالْقَهْرِ
تا تمام نفوس عالم در برابر او تسلیم شوند
أَنْ تُودِعَنِی هَذَا السِّرَّ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ
آن سرّ را در همین لحظه به من بسپاری
حَتَّی أُلَیِّنَ بِهِ کُلَّ صَعْبٍ
تا هر سختی در برابرم، نرم
وَأُذَلِّلَ بِهِ کُلَّ مَنِیعٍ بِقُوَّتِکَ
و هر غیر ممکنی برایم آسان گردد
یَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِینَ
با نیرویت، ای صاحب قدرت مستحکم
این دعا را در صورت امکان سه بار به هنگام سحر، سه بار در صبح و سه بار در شب بخوان
در صورتی که مشکل خواننده دعا خیلی شدّت بیابد، بعد از اینکه آن را خواند، سی بار این دعا را بخواند:
یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ
ای رحمان و ای رحیم
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
أَسْأَلُکَ اللُّطْفَ بِمَا جَرَتْ بِهِ الْمَقَادِیرُ
از تو میخواهم که به هر چیزی که اندازهگیریهادر آن جاری میشود، اشراف پیدا کنی
دعای حضرت برای بیماریهای سخت
البلد الامین، ص 158
محمّد بن علی بن بابویه صدوقرحمه الله از اساتید قمی خودش نقل میکند که یکی از ایشان تعریف میکرد که به بیماری خاصّی مبتلا شدم که راههای چاره را بر رویم بست. برایم خیلی سخت بود که خانواده و دوستان و برادرانم را در جریان آن بگذارم
شب هنگام در حالی که از بیماریم غمگین بودم، خوابیدم. در خواب مردی خوش سیما با پوششی جالب و بوی خوش دیدم. خیال کردم که او یکی از استادان قمی من هست که خدمت ایشان روایت میخواندم. با خودم گفتم: تا کی باید این بیماری و غم و اندوه را از همه پنهان کنم. این آقا هم از اساتید بزگوار ما است. بنابراین بهتر است که مشکلم را به او بگویم. شاید گشایشی حاصل شود
قبل از اینکه من زبان به سخن باز کنم، او گفت: همان عملی را که همیشه انجام میدادی، انجام بده و به امام زمانت متوسل شو؛ زیرا او پناهگاه تو و بهترین کمک برای دوستان مؤمن خویش است. بعد دستم را گرفت و آن را با کف دست راستش مسح کرد و گفت: او را زیارت کن و بخواه که برای حاجت تو نزد خدا شفاعت کند
عرض کردم: هر زیارت و عملی که مورد نظرتان است، یاد بدهید؛ زیرا این بیماری همه چیز را از یادم برده است
نفس بلندی کشید و گفت: لا حَوْلَ وَلْا قُوَّةَ اِلّا بِاللَّه و سینه مرا با دستش مسح کرد و گفت: خدا تو را کفایت میکند، نگران نباش
وضو بگیر و دو رکعت نماز بخوان، به این ترتیب که:
در رکعت اول بعد از حمد، سوره اِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً «فتح»
در رکعت دوم بعد از حمد، سوره اِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتح «نصر»
بلند شو و در زیر آسمان رو به قبله بایست و بگو:
سَلَامُ اللَّهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ
سلام کامل فراگیر عمومی
وَصَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَبَرَکَاتُهُ
و صلوات دائمی و برکات پایدار خدا
الْقَائِمَةُ عَلَی حُجَّةِ اللَّهِ
بر حجّت خدا
وَوَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَبِلَادِهِ وَخَلِیفَتِهِ عَلَی خَلْقِهِ وَعِبَادِهِ
و ولیّ او بر روی زمین و در شهرها و جانشین او در میان خلق و بندگانش
سُلَالَةِ النُّبُوَّةِ
او که از نسل نبوّت
وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ
و باقی مانده عترت
وَالصَّفْوَةِ صَاحِبِ الزَّمَانِ
وانتخاب شده صاحب زمان
وَمُظْهِرِ الْإِیمَانِ
و مظهر ایمان
وَمُعْلِنِ أَحْکَامِ الْقُرْآنِ
و آشکار کننده احکام قرآن
مُطَهِّرِ الْأَرْضِ
و پاک کننده زمین
وَنَاشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَالْعَرْضِ
و گسترش دهنده عدالت در طول و عرض زمین است
الْحُجَّةِ الْقَائِمِ الْمَهْدِیِّ
او که حجّت قیام کننده
وَالْإِمَامِ الْمُنْتَظَرِ
و امام مورد انتظار
الْمَرْضِیِّ الطَّاهِرِ
و مورد رضایت و پاک
ابْنِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ
فرزند ائمه طاهرین
الْوَصِیِّ أَوْلَادِ الْأَوْصِیاءِ الْمَرْضِیِّینَ
جانشین اولاد جانشینان خدا که مورد رضای خدا
الْهَادِی الْمَعْصُومِ ابْنِ الْهُدَاةِ الْمَعْصُومِینَ
هدایتگر معصوم و فرزند هدایتگران معصوم است
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا إِمَامَ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُؤْمِنِینَ
سلام بر تو ای امام مسلمانان و مؤمنان
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ عِلْمِ النَّبِیِّینَ
سلام بر تو ای وارث علم پیامبران
وَمُسْتَوْدَعِ حِکْمَةِ الْوَصِیِّینَ
و امانتدارحکمت جانشینان انبیاء
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا عِصْمَةَ الدِّینِ
سلام بر تو ای مصونیّت دین خدا
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِینَ الْمُسْتَضْعَفِینَ
سلام بر تو ای عزّت بخش مؤمنین مستضعف
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُذِلَّ الْکَافِرِینَ الْمُتَکَبِّرِینَ الظَّالِمِینَ
سلام بر تو ای ذلیل کننده کافرین متکبّر و ظالم
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
سلام بر تو ای مولای من، ای صاحب زمان
یَا ابْنَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ
ای فرزند امیرمؤمنان
وَابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ
و فاطمه!سرور زنان عالم
اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا ابْنَ الْأَئِمَّةِ الْحُجَجِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ
سلام بر تو ای فرزند امامانی که حجّتهای خدا در میان بندگان بودند
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ
سلام بر تو ای مولای من
سَلَامَ مُخْلِصٍ لَکَ فِی الْوَلَاءِ
سلام کسی که در ولایت شما خالص شده است
أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْمَهْدِیُّ قَوْلاً وَفِعْلاً
شهادت زبانی و عملی میدهم که تو امام هدایت شده ای
وَأَنَّکَ الَّذِی تَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً
و تو همان کسی هستی که زمین را پر از عدل و داد میکنی
فَعَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَکَ
خداوند در فرجت تعجیل کند
وَسَهَّلَ مَخْرَجَکَ
و قیامت را آسان گرداند
وَقَرَّبَ زَمَانَکَ
و زمان ظهور را نزدیک
وَأَکْثَرَ أَنْصَارَکَ وَأَعْوَانَکَ وَأَنْجَزَ لَکَ مَوْعِدَکَ
و یارانت را فراوان و وعده خدایت را محقق گرداند
وَهُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِینَ
زیرا او راستگوترین صادقان است
وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ
و فرموده است: (اراده کرده ایم بر کسانی که بر روی زمین تضعیف شده اند، عنایت کنیم
وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً
و آنها را امامان روی زمین
وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ
و وارثان آن قرار دهیم.)
یَامَوْلَایَ حَاجَتِی کَذَا وَکَذَا - حاجتهایشرامیگوید
ای مولای من حاجت من فلان و فلان است، - حاجتهایش را میگوید -. (پاورقی: در این موارد، شخص خواستههای خود را به هر زبانی که باشد، به زبان میآورد و دعا را ادامه میدهد.)
فَاشْفَعْ لِی فِی نَجَاحِهَا
در نجات از آنها مرا شفاعت کن
در ادامه هر چه که بخواهی، بخواه
نقل میکند که از خواب بیدار شدم. یقین به راحتی و گشایش وجودم را فرا گرفته بود. هنوز وقت زیادی تا صبح باقی بود. با سرعت بلند شدم و هر آنچه را که یاد گرفته بودم، نوشتم تا نکند که
از یادم برود. وضو گرفتم و زیر آسمان رفتم. دو رکعت نماز را، همان طور که دستور داده بود، با حضور قلب و حوصله کامل خواندم. وقتی که نماز را خواندم بلند شدم و رو به قبله ایستادم و امامعلیه السلام را زیارت کردم و در آخر حاجتم را عرضه کردم و از ایشان یاری طلبیدم. بعد سجده شکر کردم و آن را با دعا طول دادم. آن قدر طول دادم که کم مانده بود نماز شب را قضا بکنم. بعد از آن بلند شدم و نماز شب و بعد نماز صبح را خواندم و در محراب نماز نشستم و دعا خواندم. به خدا قسم که هنوز خورشید در نیامده بود که بیماریم درست شد و هیچ وقت عود نکرد و هیچ کس تا امروز نفهمید که من به چه بیماری دردناکی مبتلا شده بودم. نعمت از خداست و ثنای فراوان شایسته خداست
دعای امام زمان جهت گشایش و برطرف شدن خطرها
بحارالأنوار / ج 51 / ص 304 / باب 15 - ما ظهر من معجزاته؛ مستدرک الوسائل / ج 6 / ص 19 / 308 - باب استحباب الصلاة؛ فرج المهموم / ص 245
از ابو الحسین بن ابی البغل کاتب نقل شده است که مدتی در خدمت ابی منصور بن صالحان بودم و برای او کار میکردم. تا اینکه اتفاقی افتاد و باعث ایجاد کدورت میان ما شد. من از ترس جانم، خود را از او پنهان کردم. او افرادی را نزد من فرستاد و مرا ترسانید
با وجودی پر از ترس به حرم ائمه کاظمین پناهنده شدم.شب جمعه بود. تصمیم گرفتم که شب را در آنجا بمانم و مناجات کنم. شب بارانی و طوفانی بود. از ابوجعفر که خادم حرم بود، در خواست کردم تا درها را ببندد و مرا در خلوت رها کند. تا با خیال آسوده مناجات کنم و ترس کسی را نداشته باشم. درها را بست. شب از نصف گذشت و باد و باران مردم را از آمدن به حرم منصرف کرد. در آنجا ماندم و به دعا و نماز و زیارت مشغول شدم
ناگهان صدای پایی را شنیدم. مردی در حال زیارت امام موسی کاظمعلیه السلام بود. به آدم و انبیای اولوالعزم سلام کرد. بعد از آن به تک تک ائمهعلیهم السلام سلام کرد. تا اینکه به صاحب الزمان رسید و آن را ذکر نکرد. با خودم گفتم شاید از یادش رفته و یا اعتقادی به ایشان ندارد
وقتی که زیارت را تمام کرد، دو رکعت نماز خواند و به طرف من آمد و امام محمّد تقیعلیه السلام را مانند امام کاظمعلیه السلام، زیارت کرد. من از او میترسیدم؛ زیرا او را نمیشناختم. او جوانی خوش اندام بود. لباس سفید و عمامه ی با تحت الحنک و عبا به تن داشت
بعد از اینکه زیارت را تمام کرد، به من گفت: ای ابوالحسین چرا دعای گشایش را نمیخوانی؟
عرض کردم: آن دعا کدام است؟!
فرمود: دو رکعت نماز بخوان و بگو:
یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ
ای کسی که زیبایی را آشکار
وَسَتَرَ الْقَبِیحَ
و بدی را میپوشانی
یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَةِ
ای کسی که به خاطر گناهان نمیگیری
وَلَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ
و آبرویمان را نمیبری و از من پرده حرمت را ندری
یَا عَظِیمَ الْمَنِّ
ای صاحب نعمت عظیم
یَا کَرِیمَ الصَّفْحِ
ای بزرگوار گذشت
یَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ
ای نیکو درگذرنده
یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ
ای صاحب مغفرت وسیع و گذشت بزرگوارانه
یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ
و ای دستان باز رحمت
یَا مُنْتَهَی کُلِّ نَجْوَی
ای منتهای هر مناجات
وَیَا غَایَةَ کُلِّ شَکْوَی
و ای نهایت هر شکایت
یَا عَوْنَ کُلِّ مُسْتَعِینٍ
و ای یاور هر یاری خواه
یَا مُبْتَدِئاً بِالنِّعَمِ قَبْلَ اسْتِحْقَاقِهَا
و ای آغازگر نعمتها قبل از استحاق آنها
ده بار: یَا رَبَّاهْ
ده بار: یَا سَیِّدَاهْ
ده بار: یَا مَوْلَیَاهْ
ده بار: یَا غَایَتَاهْ
ده بار: یَا مُنْتَهَی غَایَةِ رَغْبَتَاهْ
أَسْأَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْمَاءِ
از تو میخواهم به حقّ این نامهای مقدّس
وَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَعلیهم السلام
و به حقّ محمّد و خاندان پاکشعلیهم السلام
إِلَّا مَا کَشَفْتَ کَرْبِی
تا گرفتاریم را برطرف کنی
وَنَفَّسْتَ هَمِّی وَفَرَّجْتَ غَمِّی
و اندوه و غمم را از میان برداری
وَأَصْلَحْتَ حَالِی
و حال و روزم را اصلاح کنی
وَتَدْعُو بَعْدَ ذَلِکَ مَا شِئْتَ وَتَسْأَلُ حَاجَتَکَ
بعد نیازهای خودت را به زبان میآوری
بعد از آن، گونه راستت را روی زمین میگذاری و صد بار میگویی:
«یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَایَ وَانْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَایَ»
سپس گونه چپت را روی زمین میگذاری و صد بار میگویی: «أَدْرِکْنِی» حتی سعی کن آن را بیشتر از صدبار بگویی
یک نفس تمام هم «الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ» میگویی و سرت را برمیداری. خداوند با لطف خود مشکلت را برطرف میکند
وقتی که به نماز و دعا مشغول شدم، رفته بود. بعد از نماز و دعایی که یادم داده بود، پیش ابو جعفر خادم حرم رفتم تا درباره او سؤال کنم که او چگونه وارد شده است. اما دیدم که همه درها قفل هستند. تعجب کردم. با خودم گفتم شاید او هم مثل من قبل از قفل شدن درها آمده و در اینجا مانده است. وقتی که به ابوجعفر رسیدم، او از اتاق بیرون آمد. درباره آن مرد و چگونگی وارد شدنش سؤال کردم. گفت: همان طور که میبینی همه درها بسته است و من در را برای کسی باز نکرده م! همه ماجرا را برایش نقل کردم. گفت: این آقا، امام زمانمان است. من بارها ایشان را دیده م که در همچو شبهای خلوتی برای زیارت تشریف آورده است. من از اینکه ایشان را به موقع نشناخته بودم، خیلی متأسف شدم. نزدیک فجر بود به طرف کرخ به راه افتادم. به همان جایی که خود را پنهان میکردم، رفتم. هنوز خورشید کامل درنیامده بود که اصحاب ابن صالحان دنبال من میگشتند و مرا از دوستانم میپرسیدند. آنها امان نامه ی از وزیر به همراه داشتند. که در آن کلی مطالب دلنشین نوشته شده بود. با چند نفر از دوستان مورد اعتمادم پیش او رفتیم. مرا احترام کرد و طوری تحویل گرفت که تا به آن روز بیسابقه بود
بعد از آن گفت: کارت به جایی رسیده است که از دست من خدمت امام زمانعلیه السلام شکایت میکنی. گفتم: من تنها دعا و درخواست کردم. گفت: وای بر تو، امشب آن حضرت را در خواب دیدم. یعنی
شب جمعه، او به من دستور داد که در مورد تو هر کار خوبی که بتوانم انجام دهم و مرا در این مورد تهدید کرد. گفتم: لااِلَهَ اِلَّا اللَّه شهادت میدهم که آنها برحقّ هستند و نهایت آن میباشند. من هم امشب در بیداری مولایمان را دیدم. فلان چیزها را به من گفت. همه تعجب کردند. وزیر از آن به بعد کارهای خوبی انجام داد و به واسطه او، خیراتی به من رسید که هیچگاه به فکرم نمیرسید. همه از برکت امام زمانعلیه السلام بود
نامه امام زمانعلیه السلام درباره چگونگی زیارت آل یاسین
الاحتجاج، ج 2 / ص 492
حمیریرحمه الله نقل میکند که بعد از مسائل فقهی که از حضرت سؤال میکردم، نامه ی صادر شد:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
نه درباره اراده خدا اندیشه میکنید و نه مطیع اولیای او هستید! «حکمتی که ابلاغ شده است. اما انذارها و ترساندنها - برای کسانی که اهل ایمان آوردن نیستند - سودی ندارد.»
قمر / 5
سلام خدا بر ما و تمام بندگان صالح خدا هر وقت که خواستید با توسل به ما به خدا و ما توجّه کنید، همان طور که خدا فرموده است، شما نیز بگویید:
سَلَامٌ عَلَی آلِ یَاسِینَ
سلام بر خاندان یاسین. (پاورقی: در روایات متعددی تصریح شده است که یس نام پیامبر اسلامصلی الله علیه وآله وسلم و خاندانش نیز ائمه اطهارعلیهم السلام هستند. مانند روایت ذیل:
بِإِسْنَادِهِ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ قَیْسِ الْعَامِرِیِّ قَالَ سَمِعْتُ عَلِیّاًعلیه السلام یَقُولُ رَسُولُ للَّهِ صلی الله علیه وآله یس وَ نَحْنُ آلُه
بحار الانوار، ج 46، ص 86 - باب 6، أسمائهصلی الله علیه وآله وسلم و معنی کونه صلی اللَّه علیه و آله... .)
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّهِ وَرَبَّانِیَّ آیَاتِهِ
سلام بر تو ای جانشین و فرستاده خدا و مفسّر آیات او
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ
سلام بر تو ای دروازه علم الهی و اقامه کننده دینش
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ وَنَاصِرَ حَقِّهِ
سلام بر تو ای جانشین خدا و یاریگر حقش
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَدَلِیلَ إِرَادَتِهِ
سلام بر توای حجّت خدا و راهنمای مقاصد او
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا تَالِیَ کِتَابِ اللَّهِ وَتَرْجُمَانَهُ
سلام بر تو ای امتداد کتاب خدا و مفسّر آن
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ فِی آنَاءِ لَیْلِکَ وَأَطْرَافِ نَهَارِکَ
سلام بر تو در ساعات شب و روز
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ
سلام بر تو ای باقی مانده اولیای خدا بر روی زمین
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ
سلام بر تو ای عهد و پیمان الهی که گرفته و محکم کرده است
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَهُ
سلام بر تو ای وعده تضمینی خدا
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ
سلام بر تو ای عَلَم و پرچم نصب شده
وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ
سلام بر تو ای علم سرشار
وَالْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ
و یاری کننده و رحمت واسعه الهی
وَعْدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ
و وعده ی که دروغ نخواهد بود
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ
سلام بر تو، زمانی که بلند میشوی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ
سلام بر تو هنگامی که مینشینی
السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ
سلام بر تو، زمانی که میخوانی و یا سخن میگویی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ
سلام بر تو، زمانی که نماز میخوانی و قنوت میگیری
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ
سلام بر تو، زمانی که رکوع میکنی و به سجده میروی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَسْتَغْفِرُ وَتَحْمَدُ
سلام بر تو زمانی که استغفار میکنی
السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُکَبِّرُ وَتُهَلِّلُ
سلام بر تو زمانی که اللَّه اکبر و لا اِلهَ اِلاَّ اللَّه میگویی
السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصْبِحُ وَتُمْسِی
سلام بر تو، زمانی که صبح و یا شب میکنی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشی
سلام بر تو، در شب تاریک
وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّی
سلام بر تو، در روز روشن
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ
سلام بر تو ای امام حفاظت شده
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ
سلام بر تو ای امام پیشرو و آرزو شده
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ بِجَوَامِعِ السَّلَامِ
سلام بر تو با کاملترین سلامها
أُشْهِدُکَ یَا مَوْلَایَ
مولای من، تو را شاهد میگیرم
أَنِّی أَشْهَدُ أَنْلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
که من شهادت میدهم خدایی جز اللَّه نیست
وَحْدَهُلَا شَرِیکَ لَهُ
او که یگانه و بدون شریک است
وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ
و محمّد بنده و رسول او است
لَا حَبِیبَ إِلَّا هُوَ وَأَهْلُهُ
و دوستی غیر از او و خاندانش وجود ندارد
وَأُشْهِدُکَ یا مولای أَنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ
تو را شاهد میگیرم که علی امیر مؤمنان و حجّت خداست
وَالْحَسَنَ حُجَّتُهُ
و حسن حجّت خداست
وَالْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ
حسین نیز حجّت اوست
وَعَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ
علی بن حسین نیز حجّت اوست
وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ
محمّد بن علی نیز حجّت اوست
وَجَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ
جعفر بن محمّد نیزحجّت اوست
وَمُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ
موسی بن جعفر نیز حجّت اوست
وَعَلِیَّ بْنَ مُوسَی حُجَّتُهُ
علی بن موسی نیز حجّت اوست
وَمُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ
محمّد بن علی نیز حجّت اوست
وَعَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ
علی بن محمّد نیز حجّت اوست
وَالْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ
حسن بن علی نیز حجّت اوست
وَأَشْهَدُ أَنَّکَ حُجَّةُ اللَّهِ
شهادت میدهم که تو نیز حجّت خدا هستی
أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالآْخِرُ
شما آغاز و پایان عبودیّت و امامت هستید
وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقّ لَا رَیْبَ فِیهَا
و رجعت شما بیشک حقیقت دارد
یوم لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً
و آن، روزی است که اگر کسی قبلاً ایمان نیاورده باشد، ایمان آوردن در آن، فایده ی ندارد. (پاورقی: زیرا رجعت ائمه، بزرگترین عذاب الهی برای سرکشان است و سنّت خدا بر آن است که تا حدّ امکان به بندگان سرکش خود مهلت میدهد. اما اگر باز نگشتند، آنها را به بدترین شکل ممکن عذاب میکند و بعد از نزول عذاب، توبه آنها را نمیپذیرد. همان طور که وقتی فرعون غرق شد، خداوند توبه او را نپذیرفت. البته نکته قابل تامل آن است که این نوع توبهها فقط برای فرار از عذاب دنیوی است. به همین جهت اگر این افراد دوباره فرصت پیدا کنند، عهد و پیمان خود را میشکنند. همان طور که خداوند در قرآن میفرماید که فرعون و خاندان او به نُه بلا گرفتار شدند و هر بار با وعده توبه... بلا از آنها برداشته شد. اما دوباره توبه را شکستند.)
وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ
و قطعا مرگ حقّ است
وَأَنَّ نَاکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ
و قطعا ناکر و نکیر حقّ است
وَأَشْهَدُ أَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ
شهادت میدهم که زنده شدن حق است
وَالْبَعْثَ حَقٌّ
رستاخیز حقّ است
وَأَنَّ الصِّرَاطَ حَقٌّ
و صراط حقّ است
وَالْمِیزَانَ حَقٌّ
وترازوی اعمال حق است
وَالْحِسَابَ حَقٌّ
و محاسبه حقّ است
وَالْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ
و بهشت و دوزخ حقّ است
وَالْوَعْدَ وَالْوَعِیدَ بِهِمَا حَقٌّ
وعده و وعیدهای خدا حقّ است
یَا مَوْلَایَ شَقِیَ مَنْ خَالَفَکُمْ
مولای من بدبخت کسی است که از شما سرپیچی نمود
وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ
و سعادتمند کسی است که از شما اطاعت کرد
فَاشْهَدْ عَلَیَّ مَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ
بر آنچه که شهادت دادم، شاهد باش
وَأَنَا وَلِیٌّ لَکَ
من دوست شما هستم
بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ
و از دشمنانتان بیزارم
فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ
حقّ همان چیزی است که از آن رضایت دارید
وَالْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ
باطل آن چیزی است که از آن غضبناکید
وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ
خوبی همان است که شما امر کرده ید
وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ
و منکر همان است که از آن نهی کرده ید
فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ
روح و جانم به وحدانیّت خدای یگانه بدون شریک و فرستاده او و امیرالمؤمنین
وَبِکُمْ یَا مَوْلَایَ أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ
و به همه شما از اوّل تا آخرتان،ایمان دارد
وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ
یاری من برای شما آماده شده است
وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ آمِینَ آمِینَ
ودوستیم در شما خالص گردیده است. آمین آمین
دعای بعد از زیارت آل یاسین
مدرک پیشین
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ نَبِیِّ رَحْمَتِکَ
خدایا، با پافشاری درخواست میکنم که درود فرست بر محمّد پیامبر رحمت
وَکَلِمَةِ نُورِکَ
و مجموعه نورت
وَأَنْ تَمْلَأَ قَلْبِی نُورَ الْیَقِینِ
و قلبم را از نور یقین
وَصَدْرِی نُورَ الْإِیمَانِ
و سینه م را از نور ایمان
وَفِکْرِی نُورَ النِّیَّاتِ
و فکرم را از نور نیّتهای خیر
وَعَزْمِی نُورَ الْعِلْمِ
و اراده ام را از نور علم
وَقُوَّتِی نُورَ الْعَمَلِ
و نیرویم را از نور عمل
وَلِسَانِی نُورَ الصِّدْقِ
و زبانم را از نور راستی
وَدِینِی نُورَ الْبَصَائِرِ مِنْ عِنْدِکَ
و دینم را از نور شناختهایی که از توست
وَبَصَرِی نُورَ الضِّیَاءِ
و چشمانم را از نور بینایی
وَسَمْعِی نُورَ الْحِکْمَةِ
و گوشهایم را از نور حکمت
وَمَوَدَّتِی نُورَ الْمُوَالاةِ لِمحَمَّدٍ وَآلِهِعلیهم السلام
و دوستی و علایقم را از نور محبّت محمّد و خاندانشعلیهم السلام لبریز و مالامال گردانی
حَتَّی أَلْقَاکَ
مرا به گونه ی کن که وقتی تو را ملاقات میکنم
وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ
به عهد خود وفا کرده باشم
وَمِیثَاقِکَ فَتَسَعَنِی رَحْمَتُکَ یَا وَلِیُّ یَا حَمِیدُ
و در رحمت گسترده ت وارد شوم. ای سرپرست و ای ستوده
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ حُجَّتِکَ فِی أَرْضِکَ
خدایا، سلام بفرست بر محمّد (پاورقی: مقصود از محمّد در این بخش از دعا، خود حضرت صاحب الزمان میباشد.) که حجّت تو بر روی زمین
وَخَلِیفَتِکَ فِی بِلَادِکَ
و جانشین تو در مناطق توست؛
وَالدَّاعِی إِلَی سَبِیلِکَ
او که مردم را به راه تو دعوت کرده
وَالْقَائِمِ بِقِسْطِکَ
و عدل تو را برپا میکند
وَالثَّائِرِ بِأَمْرِکَ وَلِیِّ الْمُؤْمِنِینَ وَبَوَارِ الْکَافِرِینَ
و به اوامرت عمل مینماید، دوست مؤمنین و درهم کوبنده کافرین
وَمُجَلِّی الظُّلْمَةِ
و روشنیبخش ظلمتها
وَمُنِیرِ الْحَقِّ
و روشنی بخش حقایق
وَالنَّاطِقِ بِالْحِکْمَةِ وَالصِّدْقِ
و بیانگر صادقانه حکمت
وَکَلِمَتِکَ التَّامَّةِ فِی أَرْضِکَ الْمُرْتَقِبِ الْخَائِفِ
و مخلوق کامل و برتر در زمین تو، مراقب ترسان
وَالْوَلِیِّ النَّاصِحِ سَفِینَةِ النَّجَاةِ
و ولیّ دلسوز و کشتی نجات
وَعَلَمِ الْهُدَی
و پرچم هدایت
وَنُورِ أَبْصَارِ الْوَرَی
و نور چشمان دیگران
وَخَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَارْتَدَی
و بهترین کسی که لباس و پیراهن پوشید
وَمُجَلِّی الْغَمَاءِ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلاً
و روشنی بخش تاریکیها که زمین را پر از عدل و دادکند
وَقِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً
همان طور که قبل از آن از ظلم و جور پر شده است
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
زیرا تو بر هر چیزی توانایی داری
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ
خدایا، بر جانشین
وَابْنِ أَوْلِیَائِکَ
و فرزندان جانشینت
الَّذِینَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ
کسانی که اطاعتشان را واجب کردی
وَأَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ
و حقشان را لازم دانستی
وَأَذْهَبْتَ عَنْهُمُ الرِّجْسَ
و پلیدی را از آنها دور کردی
وَطَهَّرْتَهُمْ تَطْهِیراً:
و آنها را پاک گرداندی، درود فرست
اَللَّهُمَّ انْصُرْهُ
خدایا، او را یاری کن
وَانْتَصِرْ بِهِ لِدِینِکَ
و به واسطه او از دین خود حمایت کن
وَانْصُرْ بِهِ أَوْلِیَاءَکَ وَأَوْلِیَاءَهُ وَشِیعَتَهُ وَأَنْصَارَهُ وَاجْعَلْنَا مِنْهُمْ
و به یاری اولیا و شیعیانش، بفرست و ما را از آنها قرار بده
اَللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ بَاغٍ
خدایا پناه بده او را از شر ظالمان
وَطَاغٍ وَمِنْ شَرِّ جَمِیعِخَلْقِکَ
و سرکشان و تمام مخلوقاتت
وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمِینِهِ وَعَنْ شِمَالِهِ
و از تمام جوانب او راحفظ کن
وَاحْرُسْهُ وَامْنَعْهُ مِنْ أَنْ یُوصَلَ إِلَیْهِ بِسُوءٍ وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَآلَ رَسُولِکَ
مراقبت کن تا هیچ نوع بدی به او نرسد و در وجود او فرستاده خود و خاندانش را حفظ کن
وَأَظْهِرْ بِهِ الْعَدْلَ
و عدل را با او آشکار کن
وَأَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ
و با امدادهای خود یاریش کن
وَانْصُرْ نَاصِرِیهِ
و یارانش را پیروز گردان
وَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ
و دشمنانش را خوار ساز
وَاقْصِمْ بِهِ جَبَابِرَةَ الْکُفْرِ
خدایا به دست او طغیانگران کفر را در هم بکوب
وَاقْتُلْ بِهِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَجَمِیعَ الْمُلْحِدِینَ
و کفّار و منافقین و تمام منکرین را هلاک کن
حَیْثُ کَانُوا مِنْ مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَمَغَارِبِهَا
چه در بخشهای شرقی زمین باشند و چه در بخشهای غربی آن
بَرِّهَا وَبَحْرِهَا
چه در خشکی و چه در دریا باشند
وَامْلَأْ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلاً
و زمین را از برکت او و از عدل و داد پر کن
وَأَظْهِرْ بِهِ دِینَ نَبِیَّکَ صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَآلِهِ
و دین پیامبرت صلی الله علیه و اله و سلم را غالب گردان
وَاجْعَلْنِی اَللَّهُمَّ مِنْ أَنْصَارِهِ وَأَعْوَانِهِ وَأَتْبَاعِهِ وَشِیعَتِهِ
خدایا مرا از یاران و شیعیان و پیروی کنندگان او قرار بده
وَأَرِنِی فِی آلِ مُحَمَّدٍعلیهم السلام مَا یَأْمَلُونَ
و خاندان محمّد را به تمام آرزوهایشان برسان
وَفِی عَدُوِّهِمْ مَا یَحْذَرُونَ إِلَهَ الْحَقِّ
و دشمنانشان را به آنچه از آن میترسند، مبتلا کن
آمِینَ یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
ای معبود حقّ دعایم را بپذیر، ای صاحب جلالت و بزرگواری
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
زیارت آل یاسین با نقلی دیگر
بحارالأنوار / ج 91 / ص 36 / باب 28 - الاستشفاع بمحمّد و آل محمّدعلیهم السلام
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
نه در اراده خدا اندیشه میکنید و نه از اولیا و جانشینانش اطاعت مینمایید. «آیات الهی حکمتهایی است که ابلاغ شده است. اما آیات و ترساندنها برای کسانی که اهل ایمان نیستند، سودی ندارد.» و سلام خدا بر ما و بندگان صالحش. زمانی که خواستید با توسل به من به خدا و ما اهلبیت، توجّه پیدا کنید، همانطور که خدا فرموده است، شما نیز بگویید:
اگر چه این زیارت نیز مانند قبلی زیارت آل یاسین نام دارد و این زیارت تنها یکبار از آن حضرت صادر شده است اما به صورت متفاوت از حمیریرحمه الله نقل شده است. که ما به جهت ارائه زیارت، هر دو را میآوریم
سَلَامٌ عَلَی آلِ یَاسِینَ
سلام بر خاندان یاسین
ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ
نبوّت و امامت همان عنایت روشن است
وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
و خدا صاحب احسان عظیم است
مَنْ یَهْدِیهِ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ
برای کسی که او را به راه راست هدایت کند
التَّوَجُّهَ..قَدْ آتَاکُمُ اللَّهُ یَا آلَ یَاسِینَ خِلَافَتَهُ
امّا توجّه: ای آل یاسین خداوند خلافتش را به شما داد
وَعَلَّمَ مَجَارِیَ أَمْرِهِ فِیَما قَضَاهُ وَدَبَّرَهُ وَرَتَّبَهُ وَأَرَادَهُ فِی مَلَکُوتِهِ
و کیفیت جریان اراده خودش را در مورد قضا و قدر و اراده ای که در ملکوت آسمانها دارد، به شما نشان داده است
فَکَشَفَ لَکُمُ الْغِطَاءَ
پرده از شما برداشته شده
وَأَنْتُمْ خَزَنَتُهُ وَشُهَدَاؤُهُ وَعُلَمَاؤُهُ وَأُمَنَاؤُهُ سَاسَةُ الْعِبَادِ
و شما خزانه داران و شاهدان و عالمان و امینان و رهبران
وَأَرْکَانُ الْبِلَادِ
و پایههای مناطق
وَقُضَاةُ الْأَحْکَامِ
و قاضیان احکام
وَأَبْوَابُ الْإِیمَانِ
و درهای ایمان هستید
وَمِنْ تَقْدِیرِهِ مَنَائِحُ الْعَطَاءِ
از جمله تقدیرات الهی در عنایت به شما
بِکُمْ إِنْفَاذُهُ مَحْتُوماً مَقْرُوناً فَمَا شَیْءٌ مِنْهُ إِلَّا وَأَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَإِلَیْهِ السَّبِیلُ و راه وصول به آن هستید
این بود که به صورت حتمی و قطعی حکم کرد در نتیجه هیچ چیزی از خدا نیست، مگر اینکه شما واسطه
خِیَارُهُ لِوَلِیِّکُمْ نِعْمَةٌ
خداوند برای دوستانتان نعمت
وَانْتِقَامُهُ مِنْ عَدُوِّکُمْ سَخْطَةٌ
و برای دشمنانتان غضب را برگزیده است
فَلَا نَجَاةَ وَلَا مَفْزَعَ إِلَّا أَنْتُمْ
بنابراین نجات و پناهیغیر از شما وجود ندارد
وَلَا مَذْهَبَ عَنْکُمْ
و جای فراری از آن نیست
یَا أَعْیُنَ اللَّهِ النَّاظِرَةَ
ای چشمان ناظر خدا
وَحَمَلَةَ مَعْرِفَتِهِ
و حامل معرفت
وَمَسَاکِنَ تَوْحِیدِهِ فِی أَرْضِهِ وَسَمَائِهِ
و محل استقرار توحید در زمین و آسمان
وَأَنْتَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَبَقِیَّتَهُ
و تو ای حجّت و باقی مانده اولیای الهی
کَمَالُ نِعْمَتِهِ
کمال نعمت او
وَوَارِثُ أَنْبِیَائِهِ
و وارث انبیا
وَخُلَفَائِهِ مَا بَلَغْنَاهُ مِنْ دَهْرِنَا
و جانشینان او تا به امروز
وَصَاحِبُ الرَّجْعَةِ لِوَعْدِ رَبِّنَا
ای آن که طبق وعده خدا، صاحب رجعتی
الَّتِی فِیهَا دَوْلَةُ الْحَقِّ وَفَرَحُنَا وَنَصْرُ اللَّهِ لَنَا وَعِزُّنَا
که دولت حقّ و شادی و نصرت خدا و عزّت او در آن روز، بر ما تجلّی خواهد یافت
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ
سلام بر تو ای پرچم برافراشته
وَالْعِلْمُ الْمَصْبُوبُ
و علم ریزان و فراگیر
وَالْغَوْثُ وَالرَّحْمَةُ الْوَاسِعَةُ
و یاریگر و رحمت واسعه
وَعْداً غَیْرَ مَکْذُوبٍ
ای وعده راستین خدا
السَّلَامُ عَلَیْکَ صَاحِبَ الْمَرْأَی وَالْمَسْمَعِ
سلام بر تو ای صاحب دیدگاه و شنیدگاه
الَّذِی بِعَیْنِ اللَّهِ مَوَاثِیقُهُ
که پیمانهایش در برابر دیدگان خدا
وَبِیَدِ اللَّهِ عُهُودُهُ
و عهدهایش در دستان خداست
وَبِقُدْرَةِ اللَّهِ سُلْطَانُهُ
و سلطنتش با قدرت خدا محقق میشود
أَنْتَ الْحَلِیمُ الَّذِیلَا تُعَجِّلُهُ الْعَصَبِیَّةُ
تو آن بردباری هستی که تعصّبات او را به عجله نمی ندازد
وَالْکَرِیمُ الَّذِیلَا تُبَخِّلُهُ الْحَفِیظَةُ
و تو بزرگواری هستی که ثبت و ضبط مسائل او را به بخل وا نمیدارد
وَالْعَالِمُ الَّذِیلَا تُجَهِّلُهُ الْحَمِیَّةُ
تو آن عالمی هستی که تعصّبات کور او را به کارهای نادرست مبتلا نمیکند
مُجَاهَدَتُکَ فِی اللَّهِ ذَاتُ مَشِیَّةِ اللَّهِ
تلاش تو در راه خدا همان خواسته خداست
وَمُقَارَعَتُکَ فِی اللَّهِ ذَاتُ انْتِقَامِ اللَّهِ
کشتن تو در راه خدا، عین انتقام خداست
وَصَبْرُکَ فِی اللَّهِ ذُو أَنَاةِ اللَّهِ
و صبر تو در راه خدا عین فرصت دادن خداست
وَشُکْرُکَ للَّهِ ذُو مَزِیدِ اللَّهِ وَرَحْمَتِهِ
شکر تو همان زیاد کردن خداست
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مَحْفُوظاً بِاللَّهِ نُورُ أَمَامِهِ وَوَرَائِهِ
سلام بر تو ای آنکه محفوظ است نور مقابل، پشت
وَیَمِینِهِ وَشِمَالِهِ وَفَوْقِهِ وَتَحْتِهِ
و راست و چپ و پایین و بالایش با اراده خدا
یَا مَحْرُوزاً فِی قُدْرَةِ اللَّهِ نُورُ سَمْعِهِ وَبَصَرِهِ
ای کسی که نور گوش و چشمش در قلعه قدرت خدا، مصون است
وَیَا وَعْدَ اللَّهِ الَّذِی ضَمِنَهُ
ای وعده ی که خدا ضمانت کرده است
وَیَا مِیثَاقَ اللَّهِ الَّذِی أَخَذَهُ وَوَکَّدَهُ
ای پیمانی که خدا آن را محکم کرده است
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللَّهِ وَرَبَّانِیَّ آیَاتِهِ
سلام بر تو ای فرستاده خدا و مفسر آیات الهی
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ وَدَیَّانَ دِینِهِ
سلام بر تو ای در رحمت خدا و نگهبان دین او
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا خَلِیفَةَ اللَّهِ وَنَاصِرَ حَقِّهِ
سلام بر تو ای جانشین خدا و یاریگر حقّ او
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَدَلِیلَ إِرَادَتِهِ
سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنمای مقاصد او
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا تَالِیَ کِتَابِ اللَّهِ وَتَرْجُمَانَهُ
سلام بر تو ای امتداد بخش قرآن و مفسر آن
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ فِی آنَاءِ لَیْلِکَ وَأَطْرَافِ نَهَارِکَ
سلام بر تو در ساعات شب و روز
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ یَا بَقِیَّةَ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ
سلام بر تو ای باقی مانده اولیای الهی بر روی زمین
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ
سلام بر تو هنگامی که بلند میشوی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُدُ
سلام بر تو آنگاه که مینشینی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْرَأُ وَتُبَیِّنُ
سلام بر تو آنگاه که میخوانی و توضیح میدهی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَتَقْنُتُ
سلام بر تو، زمانی که نماز و قنوت میخوانی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَتَسْجُدُ
سلام بر تو،زمانی که رکوع میکنی و به سجده می فتی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَعَوَّذُ وَتُسَبِّحُ
سلام بر تو هنگامیکه به خدا پناه میبری و خدا را تسبیح میگویی
السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُهَلِّلُ وَتُکَبِّرُ
سلام بر تو، زمانی که اقرار به یگانگی میکنی و تکبیر میگویی
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تَحْمَدُ وَتَسْتَغْفِرُ
سلام بر تو، زمانی که حمد و استغفار میکنی
السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُمَجِّدُ وَتَمْدَحُ
سلام بر تو هنگامی که خدا را تمجید و حمد میکنی
السَّلَامُ عَلَیْکَ حِینَ تُمْسِی وَتُصْبِحُ
سلام بر تو، زمانی که شب و یا صبح میکنی
السَّلَامُ عَلَیْکَ فِی اللَّیْلِ إِذا یَغْشی
سلام بر تو در تاریکی شب
وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّی
و روشنایی روز
وَالآْخِرَةِ وَالْأُولَی
سلام بر تو در دنیا و آخرت
السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا حُجَجَ اللَّهِ
سلام بر همه شما ای حجّتهای خدا
وَرُعَاتَنَا وَهُدَاتَنَا
ای مراقبان و هادیان
وَدُعَاتَنَا وَقَادَتَنَا
و دعوت کنندگان و رهبران
وَأَئِمَّتَنَا وَسَادَتَنَا وَمَوَالِیَنَا
و امامان و سروران و مولاهای ما
اَلسَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَنْتُمْ نُورُنَا
سلام بر شما که نور ما در ظلمتید
وَأَنْتُمْ جَاهُنَا أَوْقَاتِ صَلَاتِنَا
شما که عظمت ما در هنگام نماز هستید
وَعِصْمَتُنَا بِکُمْ لِدُعَائِنَا
شما که باعث مصونیت ما در هنگام دعا
وَصَلَاتِنَا وَصِیَامِنَا
نماز، روزه
وَاسْتِغْفَارِنَا وَسَائِرِ أَعْمَالِنَا
و استغفار و سایر اعمالمان هستید
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْمَأْمُونُ
سلام بر تو ای امام امان داده شده
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْمُقَدَّمُ الْمَأْمُولُ
سلام بر تو ای امام پیشرو و آرزو شده
اَلسَّلَامُ عَلَیْکَ بِجَوَامِعِ السَّلَامِ
سلام بر تو با کاملترین سلامها
أُشْهِدُکَ یَا مَوْلَایَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنْلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
مولایم تو را شاهد میگیرم که من شهادت میدهم
وَحْدَهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ
خدایی جز اللَّه نیست. او یگانه،یکتا و تنهاست و شریکی ندارد
وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ
و محمّد بنده و فرستاده او است
لَا حَبِیبَ إِلَّا هُوَ وَأَهْلُهُ
و حبیبی جز او و خاندانش نیست
وَأَنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ حُجَّتُهُ
و قطعا امیرالمؤمنین حجت اوست
وَأَنَّ الْحَسَنَ حُجَّتُهُ
و قطعا حسن حجت اوست
وَأَنَّ الْحُسَیْنَ حُجَّتُهُ
و قطعا حسین حجت اوست
وَأَنَّ عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ حُجَّتُهُ
و قطعا علی بن حسین حجت اوست
وَأَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ
و قطعا محمّد بن علی حجت اوست
وَأَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ
و قطعا جعفر بن محمّد حجت اوست
وَأَنَّ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ
و قطعا موسی بن جعفر حجت اوست
وَأَنَّ عَلِیَّ بْنَ مُوسَی حُجَّتُهُ
و قطعا علی بن موسی حجت اوست
وَأَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ
و قطعا محمّد بن علی حجت اوست
وَأَنَّ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ
و قطعا علی بن محمّد حجت اوست
وَأَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ
و قطعا حسن بن علی حجت اوست
وَأَنْتَ حُجَّتُهُ
و تو نیز حجّت خدا هستی
وَأَنَّ الْأَنْبِیَاءَ دُعَاةٌ
و انبیاء فراخوانان
وَهُدَاةُ رُشْدِکُمْ
و راهنمایان شما به سوی نیکی شما بودند
أَنْتُمُ الْأَوَّلُ وَالآْخِرُوَخَاتِمَتُهُ
شما اوّل و آخر و خاتمه بخش هدایت هستید
وَأَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ
همین طور شهادت میدهم که رجعت شما حقّ است
لَا شَکَّ فِیهَا
و شکی در آن نیست
یَوْمَ لَا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا
روزی که ایمان آوردن در آن، سودی ندارد
لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ
اگر قبلاً ایمان نیاورده باشد
أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمَانِهَا خَیْراً
و عمل صالحی مطابق ایمانش انجام ندهد
وَأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ
شهادت میدهم که مرگ حق
وَأَشْهَدُ أَنَّ نَاکِراً وَنَکِیراً حَقٌّ
گواهی میدهم قطعا ناکر و نکیر حق
وَأَنَّ النَّشْرَحَقٌّ
و پخش شدن موجودات حق است
وَالْبَعْثَ حَقٌّ
و رستاخیز حقّ هستند
وَأَنَّ الصِّرَاطَ حَقٌّ وَالْمِرْصَادَ حَقٌّ
صراط و مرصاد (پاورقی: مرصاد در لغت به معنای کمینگاه است. که در قرآن از آن یاد شده است
«اِنَّ رَبَّکَ لَبِالمِرصادِ»؛ همانا پروردگارت در کمینگاه، منتظر ظالمان است. (فجر / 14.
در روایتی از امام صادقعلیه السلام ، مرصاد، به بخشی از پل صراط تفسیر شده است که خداوند در کمین ظالمان است و به آنها اجازه عبور نمیدهد و آنها از آن نقطه به جهنم پرت میشوند
عَنْهُ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ غَالِبِ بْنِ مُحَمَّدِ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أبِی عَبْدِ اللَّهِعلیه السلام اِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ قَالَ قَنْطَرَةٌ عَلَی الصراط لا یجوزها عبد بمظلمة... الکافی، ج 2 / ص 331 - باب الظلم.) حقّ است
وَأَنَّ الْمِیزَانَ حَقٌّ وَالْحِسَابَ حَقٌّ
ترازوی اعمال و محاسبه آنها حقّ هستند
وَأَنَّ الْجَنَّةَ وَالنَّارَ حَقٌّ وَالْجَزَاءَ بِهِمَا لِلْوَعْدِ وَالْوَعِیدِ حَقٌّ
بهشت و دوزخ و جزای به آن دو براساس وعدهها و وعیدها حقّ است
وَأَنَّکُمْ لِلشَّفَاعَةِ حَقّ لَا تُرَدُّونَ
شهادت میدهم که شما حقّ شفاعت دارید و شفاعتتان رد نمیشود
وَلَا تَسْبِقُونَ مَشِیَّةَ اللَّهِ
البته شما نیز از خواسته خدا سبقت نمیگیرید
وَبِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ
و بر طبق آن عمل میکنید
وَللَّهِ الرَّحْمَةُ
شهادت میدهم که برای خداست رحمت
وَالْکَلِمَةُ الْعُلْیَا وَبِیَدِهِ الْحُسْنَی
و بالاترین توصیفات و خوبیها
وَحُجَّةُ اللَّهِ الْعُظْمَی
و حجّتهای عظیم الهی، در دست اوست
خَلَقَ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ
او که جنّ و انس را برای عبادتش آفرید
لِعِبَادَتِهِ أَرَادَ مِنْ عِبَادِهِ عِبَادَتَهُ
و از بندگانش چیزی غیر از عبادت نخواسته است
فَشَقِیٌّ وَسَعِیدٌ
پس عدّه ی بدبخت و برخی سعادتمند شدند
قَدْ شَقِیَ مَنْ خَالَفَکُمْ
مخالفتان، بدبخت
وَسَعِدَ مَنْ أَطَاعَکُمْ
و مطیعتان، سعادتمند است
وَأَنْتَ یَا مَوْلَایَ فَاشْهَدْ بِمَا أَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ تَخْزُنُهُ
مولای من، به آنچه که تو را بر آن شاهد گرفتم شهادت بده
وَتَحْفَظُهُ لِی عِنْدَکَ أَمُوتُ عَلَیْهِ
و آن را نزد خود نگهدار تا بر آن عقاید بمیرم
وَأَنْشُرُ عَلَیْهِ وَأَقِفُ بِهِ وَلِیّاً لَکَ
و با آنها بپاخیزم و با آن بایستم. من شما را دوست دارم
بَرِیئاً مِنْ عَدُوِّکَ
و از دشمنانتان بیزارم
مَاقِتاً لِمَنْ أَبْغَضَکُمْ
دشمن کسی که شما را دشمن دارد
وَادّاً لِمَنْ أَحَبَّکُمْ
حقّ آن است که از آن راضی باشید
فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ
و دوست کسی که شما را دوست داشته باشد، هستم
وَالْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ
و باطل آن است که بر آن غضب کنید
وَالْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ
خوب آن است که به آن امر کنید
وَالْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْهُ
بد آن است که از آن نهی کنید
وَالْقَضَاءُ الْمُثْبَتُ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ مَشِیَّتُکُمْ
قضای حتمی آن است که طبق خواسته شما باشد
وَالْمَمْحُوُّ مَا اسْتَأْثَرَتْ بِهِ سُنَّتُکُمْ
و قضای تغییر یافته آن است که خواسته شما نباشد
فَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ وَحْدَهُلَا شَرِیکَ لَهُ
پس خدایی غیر از اللَّه نیست او یگانه و یکتاست و شریکی ندارد
مُحَمَّدٌ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ
محمّد بنده و فرستاده او
عَلِیٌّ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ
علی امیرالمؤمنین، حُجَّتُهُ
الْحَسَنُ حُجَّتُهُ
حسن، حجت او
الْحُسَیْنُ حُجَّتُهُ
حسین،حجت او
عَلِیٌّ حُجَّتُهُ
علی،حجت او
مُحَمَّدٌ حُجَّتُهُ
محمّد، حجت او
جَعْفَرٌ حُجَّتُهُ
جعفر، حجت او
مُوسَی حُجَّتُهُ
موسی،حجت او
عَلِیٌّ حُجَّتُهُ
علی، حجت او
مُحَمَّدٌ حُجَّتُهُ
محمّد
عَلِیٌّ حُجَّتُهُ
علی،حجت او
الْحَسَنُ حُجَّتُهُ
حسن حجت او
أَنْتَ حُجَّتُهُ
و تو حجت او
أَنْتُمْ حُجَجُهُ
همگی شما حجّتهای خدا هستید
وَبَرَاهِینُهُ أَنَا یَا مَوْلَایَ مُسْتَبْشِرٌ بِالْبَیْعَةِ
مولایم! من خوشحالم؛ از معامله ای که خدا با مجاهدان راه خود انجام داده
الَّتِی أَخَذَ اللَّهُ عَلَی شُرَطِهِ قِتَالاً فِی سَبِیلِهِ اشْتَرَی بِهِ
و در آن جانهای مؤمنین را خریداری کرده است
أَنْفُسَ الْمُؤْمِنِینَ فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللَّهِ
زیرا جان من ایمان دارد به خدایی که
وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ
واحدی که شریکی ندارد
وَبِرَسُولِهِ وَبِأَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ
به فرستاده او و امیرالمؤمنین
وَبِکُمْ یَا مَوْلَایَ
و به همه شما مولایم!
أَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ
من به همه شما، از اول تا آخرتان ایمان دارم
وَنُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ
و یاری م را برایتان مهیا
وَمَوَدَّتِی خَالِصَةٌ لَکُمْ
و دوستیم را خالص
وَبَرَاءَتِی مِنْ أَعْدَائِکُمْ أَهْلِ الْحَرَدَةِ وَالْجِدَالِ ثَابِتَةٌ لِثَأْرِکُمْ
و بیزاری از دشمنانتان را برای قیامتان، آماده کرده ام
أَنَا وَلِیٌّ وَحِیدٌ
و دوست یگانه شما هستم
وَاللَّهُ إِلَهُ الْحَقِّ
و اللَّه معبود حقّ است
یَجْعَلُنِی کَذَلِکَ آمِینَ آمِینَ
خداوند مرا همان طور که گفتم قرار دهد. آمین آمین
مَنْ لِی إِلَّا أَنْتَ فِیَما دَنَتْ
مولایم! من دراتفاقی که نزدیک شده است، کسی غیر از تو را ندارم
وَاعْتَصَمْتُ بِکَ فِیهِ تَحْرُسُنِی فِیَما
و از تو میخواهم که مرا در آن، مصونیت بخشی
تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ یَا وِقَایَةَ اللَّهِ
مرا در کارهایی که به تو نزدیک میکند،نگهداری،ای محافظ خدا
وَسِتْرَهُ وَبَرَکَتَهُ
و پوشش و برکت او
أَغِثْنِی أَدْنِنِی أَعْنِی
به فریادم برس و به من نزدیک شو
أَدْرِکْنِی صِلْنِی بِکَ وَلَا تَقْطَعْنِی
و مرا دریاب. مرا با خود متصل کن و جدا نکن
اللَّهُمَّ إِلَیْکَ بِهِمْ تَوَسُّلِی وَتَقَرُّبِی
خدایا، به واسطه آنها به تو متوسل میشوم و تقرّب میجویم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
خدایا، بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَصِلْنِی بِهِمْ وَلَا تَقْطَعْنِی بِحُجَّتِکَ
و به خاطر آنها با من مرتبط باش و از من جدا نشو
وَاعْصِمْنِی وَسَلَامُکَ عَلَی آلِ یس
به حرمت حجتت مرا مصونیت بخش و سلام و درودت بر خاندان یاسین
مَوْلَایَ أَنْتَ الْجَاهُ عِنْدَ اللَّهِ
مولایم تو سربلندی من نزد
رَبِّکَ وَرَبِّی
خدایی هستی که پروردگار من و تو است
إِنَّهُ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
تو ستوده و شریف هستی
دعای بعد از زیارت آل یاسین
بحارالأنوار / ج 91 / ص 36 / باب 28- الاستشفاع بمحمد و آل محمّد
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی خَلَقْتَهُ
خدایا از تو میخواهم با آن نامی که آن را از همه وجود خودت آفریدی
مِنْ کُلِّکَ فَاسْتَقَرَّ
و از این رو در وجود خودت مستقر شده است
فِیکَ فَلَا یَخْرُجُ
و از وجودت به چیز دیگری خارج نمیشود
مِنْکَ إِلَی شَیْءٍ أَبَداً یَا کَیْنُونُ أَیَا مَکْنُونُ
ای وجود محض و تام، ای پنهان
أَیَا مُتَعَالُ أَیَا مُتَقَدِّسُ
ای متعالی، ای مقدّس و پاک
أَیَا مُتَرَاحِمُ أَیَا مُتَرَئِّفُ أَیَا مُتَحَنِّنُ
ای رحم کننده، ای دلسوز، ای مهربان
أَسْأَلُکَ کَمَا خَلَقْتَهُ غَضّاً
از تو میخواهم همان طور که نامت را در یک چشم بهم زدن آفریدی
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ نَبِیِّ رَحْمَتِکَ
بر محمّد پیامبر رحمت
وَکَلِمَةِ نُورِکَ
و وجود نورانی
وَوَالِدِ هُدَاةِ رَحْمَتِکَ
و پدر هادیان رحمتت درود فرستی
وَامْلَأْ قَلْبِی نُورَ الْیَقِینِ
و قلبم را از نور یقین
وَصَدْرِی نُورَ الْإِیمَانِ
و سینه م را از نور ایمان
وَفِکْرِی نُورَ الثَّبَاتِ
و فکرم را از نور ثبات قدم
وَعَزْمِی نُورَ التَّوْفِیقِ
و اراده ام را از نور توفیق
وَذَکَائِی نُورَ الْعِلْمِ
و هوشم را از نور علم
وَقُوَّتِی نُورَ الْعَمَلِ
و نیرویم را از نور عمل
وَلِسَانِی نُورَ الصِّدْقِ
و زبانم را از نور صداقت
وَدِینِی نُورَ الْبَصَائِرِ مِنْ عِنْدِکَ
و دینم را از نور بصیرت و معرفت
وَبَصَرِی نُورَ الضِّیَاءِ
و چشمم را از نور بینایی
وَسَمْعِی نُورَ وَعْیِ الْحِکْمَةِ
و گوشم را از نور حکمت و محبّتم را از نور
وَمَوَدَّتِی نُورَ الْمُوَالاةِ لِمحَمَّدٍ وَآلِهِعلیهم السلام
دوستی محمّد و خاندانش، سرشار کنی
وَیَقِینِی قُوَّةَ الْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَاءِ مُحَمَّدٍ
یقینم را از نیروی بیزاری از دشمنان محمّد
وَأَعْدَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ
و خاندانش پر نما
حَتَّی أَلْقَاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ
تا تو را در حالی ملاقات کنم که به عهد تو
وَمِیثَاقِکَ فَیَسَعَنِی رَحْمَتُکَ
و پیمانم عمل و به فیض رحمتت رسیده م
یَا وَلِیُّ یَا حَمِیدُ بِمَرْآکَ وَمَسْمَعِکَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ
ای ولیّ و ستوده،ای حجّتهای الهی
دُعَائِی فَوَفِّنِی مُنَجِّزَاتِ إِجَابَتِی
ادعای من در برابر دیدگانتان است و شما آن را میشنوید. بنابراین مرا به عوامل جابت آنها موفق کنید
أَعْتَصِمُ بِکَ مَعَکَ مَعَکَ مَعَکَ سَمْعِی وَرِضَایَ
به شما پناه میآورم. گوش اطاعت و رضایتم با شماست، باشماست، باشماست
حجاب حضرت بقیة اللَّه
المصباح للکفعمی / ص 219 / الفصل السادس و العشرون فی الحجب؛ بحارالأنوار / ج 91 / ص 378 / باب 52 - الاحتجابات المرویة؛ مهج الدعوات / ص 302 / حجاب مولانا صاحب الزمانعلیه السلام
اَللَّهُمَّ احْجُبْنِی عَنْ عُیُونِ أَعْدَائِی
خدایا مرا از چشم دشمنانم مخفی کن
وَاجْمَعْ بَیْنِی وَبَیْنَ أَوْلِیَائِی
و مرا با دوستانم جمع کن
وَأَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی وَاحْفَظْنِی فِی غَیْبَتِی
و وعده ی را که به من داده ی، عملی نما و مرا در دوره غیبت
إِلَی أَنْ تَأْذَنَ لِی فِی ظُهُورِی
تا زمانی که اجازه ظهور بدهی، حفظ کن
وَأَحْیِ بِی مَا دَرَسَ مِنْ فُرُوضِکَ وَسُنَنِکَ
فرائض و سنتهای (پاورقی: در اصطلاح روایات، فرائض به احکام قرآنی و سنّت به آنچه پیامبر اسلام و یا حضرات معصومینعلیهم السلام فرموده ند، اطلاق میشود.) پایمال شده ت را به دست من زنده کن
وَعَجِّلْ فَرَجِی
ظهورم را سریع
وَسَهِّلْ مَخْرَجِی
و خروجم را آسان نما
وَاجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطَاناً نَصِیراً
و با سلطنت و نصرت خود مرا یاری کن و
وَافْتَحْ لِی فَتْحاً
مرا به پیروزی قطعی برسان
مُبِیناً وَاهْدِنِی صِرَاطاً مُسْتَقِیماً
و به راه راستت هدایت فرما
وَقِنِی جَمِیعَ مَا أُحَاذِرُهُ مِنَ الظَّالِمِینَ
و از تمام خطرات ظالمان حفظم کن
وَاحْجُبْنِی عَنْ أَعْیُنِ الْبَاغِضِینَ النَّاصِبِینَ الْعَدَاوَةَ لِأَهْلِ بَیْتِ نَبِیَّکَ
و از چشمان دشمنانی که پایههای عداوت با خاندان رسولت را محکم کرده ند، مخفی نما
وَلَا یَصِلْ مِنْهُمْ إِلَیَّ أَحَدٌ بِسُوءٍ
تا از هیچ یک از آنها، بدی به من نرسد
فَإِذَا أَذِنْتَ فِی ظُهُورِی
زمانی که اجازه ظهور دادی
فَأَیِّدْنِی بِجُنُودِکَ
مرا با سربازان خود یاری کن
وَاجْعَلْ مَنْ یَتْبَعُنِی لِنُصْرَةِ دِینِکَ مُؤَیَّدِینَ
و کسانی را که مرا در یاری دینت کمک خواهند کرد، تقویت نما
وَفِی سَبِیلِکَ مُجَاهِدِینَ
و از مجاهدین در راه خودت قرار بده
وَعَلَی مَنْ أَرَادَنِی وَأَرَادَهُمْ بِسُوءٍ مَنْصُورِینَ
همه ما را بر کسانی که قصد جنگ با ما را دارند، پیروز کن
وَوَفِّقْنِی لِإِقَامَةِ حُدُودِکَ
و مرا در برپاداشتن احکام و حدودت، موفق نما
وَانْصُرْنِی عَلَی مَنْ تَعَدَّی مَحْدُودَکَ
و مرا در غلبه بر کسی که به حدود و احکامت تعدی کند، یاری کن
وَانْصُرِ الْحَقَّ
خدایا حقّ را یاری
و أَزْهِقِ الْبَاطِلَ
و باطل را از بین ببر؛
إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً
چرا که باطل از بین رفتنی است
وَأَوْرِدْ عَلَیَّ مِنْ شِیعَتِی وَأَنْصَارِی وَمَنْ تَقَرُّ بِهِمُ الْعَیْنُ
شیعیان و یاران و کسانی را که دیدارشان مرا شاد و مستحکم میکند، به من برسان
وَیُشَدُّ بِهِمُ الْأُزُرُ وَاجْعَلْهُمْ فِی حِرْزِکَ وَأَمْنِکَ
و آنها را در قلعه حمایت خود وارد کن
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
با رحمت و کرمت ای مهربانترین مهربانان
دعای امامعلیه السلام برای فرج خودشان
مهج الدعوات / ص 294؛ بحارالأنوار / ج 92 / ص 450 / باب 130 - فی ذکر بعض الأدعیة
إِلَهِی بِحَقِّ مَنْ نَاجَاکَ
الهی بحق انکه با تو مناجات میکند
وَبِحَقِّ مَنْ دَعَاکَ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ
به احترام کسانی که در خشکی و دریا، با تو دعا خواندند
تَفَضَّلْ عَلَی فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِالْغِنَی وَالثَّرْوَةِ
تفضل کن بر فقیران مومنان و مومنات به بی نیازی و ثروت
وَعَلَی مَرْضَی الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِالشِّفَاءِ وَالصِّحَّةِ
و بر بیماران مومن و مومنات به درمان و سلامتی
وَعَلَی أَحْیَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِاللُّطْفِ وَالْکَرَمِ
با لطف و بزرگواری بر زندههای مومن و مومنات
وَعَلَی أَمْوَاتِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ
و بر مردههای مومن و مومنات با مغفرت و رحمت
وَعَلَی غُرَبَاءِ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِالرَّدِّ إِلَی أَوْطَانِهِمْ سَالِمِینَ غَانِمِینَ
و بر غریب های مومن و مومنات به برگشت به وطن در تندرستی سلامتی و بهره وری
بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِینَ
بحق محمّد و آل ایشان اجمعین
حرز
حرز در لغت به معنای قلعه ی است که جهت ایجاد فضای امن ساخته میشود. از این رو به ادعیه ی که جهت ایجاد مصونیّت در برابر مسائلی چون، بلایا، بیماریها، حیوانات درنده، ساحران و اجنّه و امثال آنها، صادر شده است، حرز گفته میشود
امام زمانعلیه السلام
بحارالأنوار / ج 91 / ص 365 / باب 50 - بعض أدعیة القائمعلیه السلام و أحرازه؛ مهج الدعوات / ص 45 / حرز لمولانا القائمعلیه السلام
یَا مَالِکَ الرِّقَابِ
ای خدای مسلط بر انسانها
وَیَا هَازِمَ الْأَحْزَابِ
و ای در هم کوبنده حزبها
یَا مُفَتِّحَ الْأَبْوَابِ
ای گشاینده درها
یَا مُسَبِّبَ الْأَسْبَابِ
ای سبب ساز عالم
سَبِّبْ لَنَا سَبَباً لَا نَسْتَطِیعُ لَهُ طَلَباً
سببی را برایمان درست کن که ما قادر بر آن نبودیم
بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
به حقّ لا اِلهَ اِلَّا اللَّه
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ وَعَلَی آلِهِ أَجْمَعِینَ
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه که سلام و درودت بر او و خاندانش باد
دعا در زمان غیبت امامعلیه السلام
کمال لدین / ج 2 / ص 512 /الدعاء فی غیبةالقائم {عج}؛ بحارالأنوار / ج 53 / ص 187 / باب 31 - ما خرج من توقیعاتهعلیه السلام
ابوعلی بن همام این دعا را نقل کرد و گفت که شیخرحمه الله آن را برایم خواند و من آن را نوشتم و دستور داد تا در زمان غیبت قائمعلیه السلام بخوانم:
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ
خدایا، خودت را به من بشناسان
فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ
زیرا اگر خودت را نشناسانی
لَمْ أَعْرِفْ رَسُولَکَ
فرستاده ات را نخواهم شناخت
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ
خدایا، فرستاده ت را بشناسان
فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ
زیرا اگر او را نشناسانی
لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ
حجّت بعد از او را نخواهم شناخت
اَللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ
خدایا، حجتت را بشناسان؛
فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ
زیرا اگر حجتت را نشناسانی
ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی
در دین خود گمراه خواهم شد
اَللَّهُمّ لَا تُمِتْنِی مِیتَةً جَاهِلِیَّةً
خدایا، مرا به مرگ جاهلیت مبتلا نکن. (پاورقی: روایات زیادی از رسول گرامی اسلام و سایر معصومینعلیهم السلام صادر شده است که اگر کسی امام خود را نشناسد و بمیرد، با کفر دوران جاهلیت از دنیا رفته است
احمد بن ادریس عن محمّد بن عبد الجبار عن صفوان عن الفضیل عن الحارث بن المغیرة قال قلت لابی عبد اللَّهعلیه السلام قال رسول اللَّهصلی الله علیه وآله وسلم من مات لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة قال نعم قلت جاهلیة جهلاء او جاهلیة لا یعرف امامه قال جاهلیة کفر و نفاق و ضلال الکافی /1 /377 باب من مات و لیس له امام من ائمة.)
وَلَا تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی
دلم را بعد از توفیق هدایت، گمراه نکن
اَللَّهُمَّ فَکَمَا هَدَیْتَنِی بِوَلَایَةِ مَنْ فَرَضْتَ طَاعَتَهُ عَلَیَّ مِنْ وُلَاةِ أَمْرِکَ
خدایا، همان طور که مرا به ولایت کسانی که اطاعتشان بر من واجب بود،هدایت کردی
بَعْدَ رَسُولِکَ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِ وَآلِهِ حَتَّی وَالَیْتُ وُلَاةَ أَمْرِکَ
آنان که بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله والیان تو بودند تا اینکه ولایت
أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَیْنَ وَعَلِیّاً وَمُحَمَّداً وَجَعْفَراً
امیرالمؤمنین و حسن و حسین و علی و محمّد و جعفر
وَمُوسَی وَعَلِیّاً وَمُحَمَّداً وَعَلِیّاً وَالْحَسَنَ وَالْحُجَّةَ الْقَائِمَ الْمَهْدِیَّ صَلَوَاتُکَ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ
و موسی و علی و محمّد و علی و حسن و حجّت قائم مهدی که درود و سلامت بر همه آنان باد، پذیرفتم
اَللَّهُمَّ فَثَبِّتْنِی عَلَی دِینِکَ
خدایا، همان طور مرا در دینت ثابت قدم کن
وَاسْتَعْمِلْنِی بِطَاعَتِکَ
و مرا به اطاعت خود مشغول کن
وَلَیِّنْ قَلْبِی لِوَلِیِّ أَمْرِکَ
و دلم را برای ولایت والیان امرت، نرم کن
وَعَافِنِی مِمَّا امْتَحَنْتَ بِهِ خَلْقَکَ
و مرا از امتحانات خلقت، عافیت بخش
وَثَبِّتْنِی عَلَی طَاعَةِ وَلِیِّ أَمْرِکَ الَّذِی
و در اطاعت ولی امری که او را پوشانده ی، ثابت قدم کن
سَتَرْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَبِإِذْنِکَ غَابَ عَنْ بَرِیَّتِکَ
او که با اراده تو از مخلوقاتت، غایب شده
وَأَمْرَکَ یَنْتَظِرُ
و منتظر امر توست
وَأَنْتَ الْعَالِمُ غَیْرُ مُعَلَّمٍ بِالْوَقْتِ الَّذِی فِیهِ صَلَاحُ أَمْرِ وَلِیِّکَ فِی الْإِذْنِ لَهُ بِإِظْهَارِ أَمْرِهِ
و تو بهتر از همه میدانی که مناسبترین وقت برای ظهور ولیّ ات چه زمانی است
وَکَشْفِ سِرِّهِ
تا امامتش را آشکار و سرّش را روشن کنی
وَصَبِّرْنِی عَلَی ذَلِکَ
در این انتظار به من صبر بده
حَتَّی لَا أُحِبَّ تَعْجِیلَ مَا أَخَّرْتَ
تا مقدم شدن آنچه به تأخیر انداختی
وَلَا تَأْخِیرَ مَا عَجَّلْتَ
و تأخیر آنچه را که مقدّم داشتی، نخواهم
وَلَا أَکْشِفَ عَمَّا سَتَرْتَهُ
آنچه را که پوشاندی باز نکنم
وَلَا أَبْحَثَ عَمَّا کَتَمْتَهُ
و درباره آنچه که کتمان کردی، جستجو نکنم
وَلَا أُنَازِعَکَ فِی تَدْبِیرِکَ
و در تدبیرت مخالفت نکنم
وَلَا أَقُولَ لِمَ وَکَیْفَ
و از چرا و چگونگی آنها
وَمَا بَالُ وَلِیِّ أَمْرِ اللَّهِ لَا یَظْهَرُ
و اینکه چرا ولیّ ات ظهور نمیکند
وَقَدِ امْتَلَأَتِ الْأَرْضُ مِنَ الْجَوْرِ
با اینکه زمین پر از ظلم شده است، سؤال نکنم
وَأُفَوِّضُ أُمُورِی کُلَّهَا إِلَیْکَ
و تدبیر تمام امورم را به تو بسپارم
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تُرِیَنِی وَلِیَّ أَمْرِکَ ظَاهِراً نَافِذاً لِأَمْرِکَ مَعَ عِلْمِی
خدایا، درخواست میکنم که ولیّ خود را در زمان ظهور و اجرا شدن احکامش،نشانم بدهی
بِأَنَّ لَکَ السُّلْطَانَ وَالْقُدْرَةَ وَالْبُرْهَانَ وَالْحُجَّةَ وَالْمَشِیَّةَ وَالْإِرَادَةَ وَالْحَوْلَ وَالْقُوَّةَ
البته با اعتقاد به اینکه سلطنت و قدرت و دلیل و حجّت و اراده و ممانعت و قوت، همه و همه از توست
فَافْعَلْ ذَلِکَ بِی وَبِجَمِیعِ الْمُؤْمِنِینَ
این لطف را در حقّ من و همه مؤمنین بکن
حَتَّی نَنْظُرَ إِلَی وَلِیِّکَ ظَاهِرَ الْمَقَالَةِ وَاضِحَ الدَّلَالَةِ هَادِیاً مِنَ الضَّلَالَةِ
تا ولیّ ات را در حالی که سخنرانی آشکار، راهنمایی واضح، هدایتگر از تاریکی
شَافِیاً مِنَ الْجَهَالَةِ
و شفا دهنده از جهالت است ببینیم
أَبْرِزْ یَا رَبِّ مَشَاهِدَهُ
دیدنیهایش را آشکار
وَثَبِّتْ قَوَاعِدَهُ
و پایههایش را محکم کن
وَاجْعَلْنَا مِمَّنْ تَقَرُّ عَیْنُنُا بِرُؤْیَتِهِ
و ما را از کسانی که توفیق دیدار
وَأَقِمْنَا بِخِدْمَتِهِ
و خدمت او را مییابند، قرار بده
وَتَوَفَّنَا عَلَی مِلَّتِهِ
و ما را بر مکتب او بمیران
وَاحْشُرْنَا فِی زُمْرَتِهِ
و در محضر و همراه او محشور کن
اَللَّهُمَّ أَعِذْهُ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ مَا خَلَقْتَ وَبَرَأْتَ وَذَرَأْتَ وَأَنْشَأْتَ وَصَوَّرْتَ
خدایا، او را از شر تمام مخلوقات پناه بده و او را از تمام جوانب
وَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ وَعَنْ یَمِینِهِ وَعَنْ شِمَالِهِ وَمِنْ فَوْقِهِ وَمِنْ تَحْتِهِ
جلو و عقب، راست و چپ، پایین و بالا حفظ کن
بِحِفْظِکَ الَّذِی لَایَضِیعُ مَنْ حَفِظْتَهُ بِهِ
با آن حفظی که در آن چیزی از بین نمیرود
وَاحْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَوَوَصِیَرَسُولِکَ
با حفظ او در واقع رسول و جانشینی رسول را حفظ کن
اللَّهُمَّ وَمُدَّ فِی عُمُرِهِ
خدایا، عمرش را طولانی کن
وَزِدْ فِی أَجَلِهِ وَأَعِنْهُ عَلَی مَا أَوْلَیْتَهُ وَاسْتَرْعَیْتَهُ
و او را در جنگ کسانی که بر آنها برتری و سروری دادی،کمک کن
وَزِدْ فِی کَرَامَتِکَ لَهُ فَإِنَّهُ الْهَادِی الْمَهْدِیُّ
و لطف و کرمی که بر او داری، زیادتر کن؛ زیرا او هدایتگر هدایت شده
الْقَائِمُ الْمُهْتَدِی
قیام کننده هدایت شده
الطَّاهِرُ التَّقِیُّ
پاک با تقوا
النَّقِیُّ الزَّکِیُّ
خالص و زلال
الرَّضِیُّ الْمَرْضِیُّ
پسندیده راضی شده
الصَّابِرُ الْمجْتَهِدُ الشَّکُورُ
و صابر تلاشگر شاکر است
اَللَّهُمَّ وَلَا تَسْلُبْنَا الْیَقِینَ لِطُولِ الْأَمَدِ فِی غَیْبَتِهِ
خدایا! یقین ما را به خاطر طولانی شدن مدّت غیبت
وَانْقِطَاعِ خَبَرِهِ عَنَّا
و بریده شدن اخبار او از ما، سلب نکن
وَلَا تُنْسِنَا ذِکْرَهُ وَانْتِظَارَهُ وَالْإِیمَانَ بِهِ
از یاد ما نبر ذکر و انتظار و ایمان
وَقُوَّةَ الْیَقِینِ فِی ظُهُورِهِ وَالدُّعَاءَ لَهُ وَالصَّلَاةَ عَلَیْهِ
و شدّت یقین در ظهور و دعا برایش و صلوات بر او را
حَتَّی لَا یُقَنِّطَنَا طُولُ غَیْبَتِهِ مِنْ ظُهُورِهِ وَقِیَامِهِ
تا طولانی شدن غیبتش ما را از ظهور و قیامش مأیوس نکند
وَیَکُونَ یَقِینُنَا فِی ذَلِکَ کَیَقِینِنَا فِی قِیَامِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ
و یقین ما در قیام او مانند یقین ما در قیام رسول خدا
وَمَا جَاءَ بِهِ مِنْ وَحْیِکَ
و نزول قرآن باشد
وَتَنْزِیلِکَ قَوِّ قُلُوبَنَا عَلَی الْإِیمَانِ بِهِ
دلهایمان را در ایمان به او قوی کن
حَتَّی تَسْلُکَ بِنَا عَلَی یَدِهِ مِنْهَاجَ الْهُدَی
تا ما را به دست او در راه روشن هدایت
وَالْمحَجَّةَ الْعُظْمَی وَالطَّرِیقَةَ الْوُسْطَی
و راه وسط و اعتدال صراط مستقیم، به حرکت بیاوری
وَقَوِّنَا عَلَی طَاعَتِهِ
و ما را در اطاعتش تقویت
وَثَبِّتْنَا عَلَی مُشَایَعَتِهِ
و در همراهی ش ثابت قدم کن
وَاجْعَلْنَا فِی حِزْبِهِ وَأَعْوَانِهِ وَأَنْصَارِهِ وَالرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ
و ما را از گروه و یاران و راضیان به کارهایش قرار بده
وَلَا تَسْلُبْنَا ذَلِکَ فِی حَیَاتِنَا
از ما نگیر این توفیق را در زمان حیات
وَلَا عِنْدَ وَفَاتِنَا
و هنگام وفات مان
حَتَّی تَتَوَفَّانَا وَنَحْنُ عَلَی ذَلِکَ غَیْرُ شَاکِّینَ وَلَا نَاکِثِینَ وَلَا مُرْتَابِینَ وَلَا مُکَذِّبِینَ
تا در نتیجه ما در هنگامه مرگ، در آن تردید و تکذیب نکنیم و عهد نشکنیم
اَللَّهُمَّ عَجِّلْ فَرَجَهُ
خدایا، در فرجش تعجیل کن
وَأَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ
او را با یاریت تقویت
وَانْصُرْ نَاصِرِیهِ
و یارانش را یاری
وَاخْذُلْ خَاذِلِیهِ
و دشمنانش را خوار گردان
وَدَمْدِمْ عَلَی مَنْ نَصَبَ لَهُ وَکَذَّبَ بِهِ
بر کسانی که دشمنی و تکذیب او را بکنند، غضب کن
وَأَظْهِرْ بِهِ الْحَقَّ
حقّ را با او آشکار
وَأَمِتْ بِهِ الْجَوْرَ
و ستم را بمیران
وَاسْتَنْقِذْ بِهِ عِبَادَکَ الْمُؤْمِنِینَ مِنَ الذُّلِّ وَانْعَشْ بِهِ الْبِلَادَ
و بندگان صالح را از ذلت و آوارگی در شهرها، نجات بده
وَاقْتُلْ بِهِ الْجَبَابِرَةَ الْکَفَرَةَ
و ستمکاران کافر را به دست او قتل عام
وَاقْصِمْ بِهِ رُءُوسَ الضَّلَالَةِ
و بزرگان سیاهی را قلع و قمع
وَذَلِّلْ بِهِ الْجَبَّارِینَ وَالْکَافِرِینَ
و متکبّران و کافران را ذلیل کن
وَأَبِرْ بِهِ الْمُنَافِقِینَ وَالنَّاکِثِینَ
و نابود کن به واسطه او منافقین و پیمان شکنان
وَجَمِیعَ الْمخَالِفِینَ وَالْمُلْحِدِینَ
و مخالفین و ملحدین را
فِی مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَمَغَارِبِهَا
در مناطق شرقی و غربی
وَبَحْرِهَا وَبَرِّهَا
آبی و خشکی
وَسَهْلِهَا وَجَبَلِهَا
و صحرایی و کوهستانی
حَتَّی لَا تَدَعَ مِنْهُمْ دَیَّاراً
تا جایی که هیچ مکان
وَلَا تُبْقِیَ لَهُمْ آثَاراً
و اثری از آنها باقی نماند
وَتُطَهِّرَ مِنْهُمْ بِلَادَکَ
شهرهایت را از لوس وجودشان پاک
وَاشْفِ مِنْهُمْ صُدُورَ عِبَادِکَ
و دلهای بندگانت را شفا بده
وَجَدِّدْ بِهِ مَا امْتَحَی مِنْ دِینِکَ
به وسیله او بخشهایی از دین که محو شده ند
وَأَصْلِحْ بِهِ مَا بُدِّلَ مِنْ حُکْمِکَ
تجدید و احکام و سننی را که تغییر کرده ند، اصلاح کن
وَغُیِّرَ مِنْ سُنَّتِکَ حَتَّی یَعُودَ دِینُکَ
تا اینکه دین به او برگردد
بِهِ وَعَلَی یَدِهِ غَضّاً جَدِیداً صَحِیحاً
و در یک چشم به هم زدن، در دست او قرار گیرد
لَا عِوَجَ فِیهِ وَلَا بِدْعَةَ مَعَهُ
و تازه و سالم و بدون انحراف باشد
حَتَّی تُطْفِئَ بِعَدْلِهِ نِیرَانَ الْکَافِرِینَ فَإِنَّهُ
در نتیجه آتش کفار را با عدل او خاموش کنی؛
عَبْدُکَ الَّذِی اسْتَخْلَصْتَهُ لِنَفْسِکَ
زیرا او همان بنده ی است که او را برای خودت خالص کرده ی
وَارْتَضَیْتَهُ لِنُصْرَةِ دِینِکَ
و برای یاری دین
وَاصْطَفَیْتَهُ بِعِلْمِکَ
و علمت انتخاب کرده ای
وَعَصَمْتَهُ مِنَ الذُّنُوبِ وَبَرَّأْتَهُ مِنَ الْعُیُوبِ
و از تمام گناهان و عیبها معصوم
وَأَطْلَعْتَهُ عَلَی الْغُیُوبِ
و بر غیب آگاه نمودی
وَأَنْعَمْتَ عَلَیْهِ
و بر او نعمت دادی
وَطَهَّرْتَهُ مِنَ الرِّجْسِ وَنَقَّیْتَهُ مِنَ الدَّنَسِ
و از پلیدیها و آلودگیها پاک و پیراسته کردی
اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَیْهِ وَعَلَی آبَائِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِینَ
خدایا، بر او و پدرانش ائمه معصومینعلیهم السلام
وَعَلَی شِیعَتِهِمُ الْمُنْتَجَبِینَ
و شیعیان بزرگوارشان سلام و درود فرست
وَبَلِّغْهُمْ مِنْ آمَالِهِمْ أَفْضَلَ مَا یَأْمُلُونَ
و آنها را به بهترین آروزهایشان برسان
وَاجْعَلْ ذَلِکَ مِنَّا خَالِصاً مِنْ کُلِّ شَکٍّ وَشُبْهَةٍ وَرِیَاءٍ وَسُمْعَةٍ
و این ارادت را از هر نوع شک و شبهه و ریا خالص کن
حَتَّی لَا نُرِیدَ بِهِ غَیْرَکَ وَلَا نَطْلُبَ بِهِ إِلَّا وَجْهَکَ
تا جایی که تنها مقصودمان از آن جلب رضایت تو باشد
اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا
خدایا، شکایت میکنیم ما در پیشگاه تو از نبودن پیامبرمان از یک سو
وَغَیْبَةَ وَلِیِّنَا وَشِدَّةَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا
و غیبت ولیّ خودمان از سوی دیگر
وَوُقُوعَ الْفِتَنِ بِنَا
و سخت گیری زمانه با ما
وَتَظَاهُرَ الْأَعْدَاءِ
و بروز و ظهور فتنههای گوناگون
وَکَثْرَةَ عَدُوِّنَا
و تسلط و فراوانی دشمنان
وَقِلَّةَ عَدَدِنَا
و کمی تعداد خود
اللَّهُمَّ فَافْرُجْ ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ
خدایا، همه این گرفتاریها را با پیروزی سریعی از جانب خودت
وَبِصَبْرٍ مِنْکَ تُیَسِّرُهُ
و صبری از تو که آن را برایمان آسان کنی
وَإِمَامٍ عَدْلٍ تُظْهِرُهُ
و امام عادلیکه آشکار کنی، برطرف کن
إِلهَ الْحَقِّ رَبَّ الْعَالَمِینَ
معبود حق، پروردگار جهانیان
اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُکَ أَنْ تَأْذَنَ لِوَلِیِّکَ فِی إِظْهَارِ عَدْلِکَ فِی عِبَادِکَ
خدایا، از تو میخواهیم تا اجازه دهی جانشینت، عدل خود را برای بندگان
وَقَتْلِ أَعْدَائِکَ فِی بِلَادِکَ
و قتل عمومی اش را برای دشمنانت آشکار کند
حَتَّی لَا تَدَعَ لِلْجَوْرِ دِعَامَةً إِلَّا قَصَمْتَهَا وَلَا بَنِیَّةً
تا برای ستم پایگاهی نماند، مگر آنکه در هم بکوبی و ساختمانی نماند
إِلَّا أَفْنَیْتَهَا وَلَا قُوَّةً
مگر اینکه خراب کنی و نیرویی نماند
إِلَّا أَوْهَنْتَهَا وَلَا رُکْناً إِلَّا هَدَدْتَهُ
الّا اینکه سست کرده باشی و ستونی نماند
وَلَا حَدّاً إِلَّا فَلَلْتَهُ وَلَا سِلَاحاً إِلَّا کَلَلْتَهُ
الّا اینکه قطع کرده باشی و بُرشی نماند الّا اینکه کُند کرده باشی و سلاحی نماند، مگر اینکه از کار انداخته باشی
وَلَا رَایَةً إِلَّا نَکَّسْتَهَا وَلَا شُجَاعاً إِلَّا قَتَلْتَهُ
و پرچمی نماند الّا اینکه انداخته باشی و شجاعی باقی نماند، مگر اینکه کشته باشی
وَلَا حَیّاً إِلَّا خَذَلْتَهُ
و زنده ی نماند، الّا اینکه خوار و ذلیل کرده باشی
اِرْمِهِمْ یَا رَبِّ بِحَجَرِکَ الدَّامِغِ
پروردگار با سنگ شکننده
وَاضْرِبْهُمْ بِسَیْفِکَ الْقَاطِعِ
و شمشیر برنده
وَبِبَأْسِکَ الَّذِی لَا یُرَدُّ عَنِ الْقَوْمِ الْمجْرِمِینَ
و سختگیریت که مجرمین را جا نمی ندازد،آنها را بزن
وَعَذِّبْ أَعْدَاءَکَ
وعذاب کن دشمنان خود
وَأَعْدَاءَ دِینِکَ
و دشمنان دینت
وَأَعْدَاءَ رَسُولِکَ
و دشمنان رسولت را
بِیَدِ وَلِیِّکَ وَأَیْدِی عِبَادِکَ الْمُؤْمِنِینَ
به دست ولیّ ات و به دست مؤمنین عذاب کن
اللَّهُمَّ اکْفِ وَلِیَّکَ وَحُجَّتَکَ فِی أَرْضِکَ هَوْلَ عَدُوِّهِ وَکِدْ مَنْ کَادَهُ
خدایا، ولی و حجت خودت را از خطرات دشمنانش حفظ کن
وَامْکُر بِمَنْ مَکَرَ بِهِ
و با مکر کننده ش، مکر کن
وَاجْعَلْ دَائِرَةَ السَّوْءِ عَلَی مَنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً وَاقْطَعْ عَنْهُ مَادَّتَهُمْ
و کسی که قصد توطئه دارد، مبتلا به بدی نما. آنها را ریشهکَن کُن
وَأَرْعِبْ بِهِ قُلُوبَهُمْ وَزَلْزِلْ لَهُ أَقْدَامَهُمْ
و دلهایشان را مالامال از ترس کن و با این ترس قدمهایشان را به لرزش بیانداز
وَخُذْهُمْ جَهْرَةً
آنها را آشکارا و ناگهانی بگیر
وَبَغْتَةً شَدِّدْ عَلَیْهِمْ عِقَابَکَ
در عذاب خود بر آنها سخت بگیر
وَأَخْزِهِمْ فِی عِبَادِکَ
و در میان بندگانت ذلیل
وَالْعَنْهُمْ فِی بِلَادِکَ
و از شهرها دور کن
وَأَسْکِنْهُمْ أَسْفَلَ نَارِکَ
و در پایینترین درکات دوزخ ساکن
وَأَحِطْ بِهِمْ أَشَدَّ عَذَابِکَ
و با بدترین عذابت آنها را احاطه کن
وَأَصْلِهِمْ نَاراً
و در دوزخ بینداز
وَاحْشُ قُبُورَ مَوْتَاهُمْ نَاراً
و قبرهایمردههایشان را پر از آتش کرده
وَأَصْلِهِمْ حَرَّ نَارِکَ
و حرارتش را به آنها بچشان؛
فَإِنَّهُمْ أَضاعُوا الصَّلاةَ
زیرا آنها نماز را ضایع
وَاتَّبَعُوا الشَّهَواتِ
و شهوات را تبعیّت
وَأَذِلُّوا عِبَادَکَ
و بندگانت را ذلیل کردند
اَللَّهُمَّ وَأَحْیِ بِوَلِیِّکَ الْقُرْآنَ
خدایا، قرآن را به دست ولیّ ات زنده کن
وَأَرِنَا نُورَهُ سَرْمَداً
و نور آن را همیشگی نما
لَا ظُلْمَةَ فِیهِ
که در آن تاریکی نباشد
وَأَحْیِ بِهِ الْقُلُوبَ الْمَیِّتَةَ
به ما نشان بده و دلهای مرده را با آن زنده
وَاشْفِ بِهِ الصُّدُورَ الْوَغِرَةَ
و سینههای داغ دیده را شفا بخش
وَاجْمَعْ بِهِ الْأَهْوَاءَ الْمخْتَلِفَةَ عَلَی الْحَقِّ
به دست او افکار پراکنده را بر راه حقّ جمع کن
وَأَقِمْ بِهِ الْحُدُودَ الْمُعَطَّلَةَ
و حدود و احکام معطّل مانده را اجرا کن
وَالْأَحْکَامَ الْمُهْمَلَةَ حَتَّی لَا یَبْقَی حَقٌّ إِلَّا ظَهَرَ وَلَا عَدْلٌ إِلَّا زَهَرَ
تا اینکه هیچ حقّی مخفی نماند و تمام عدلها شکفته گردد
وَاجْعَلْنَا یَا رَبِّ مِنْ أَعْوَانِهِ
پروردگارا، ما را از یاران
وَمِمَّنْ یُقَوِّی سُلْطَانَهُ
و تقویت کنندگان سلطنتش
وَالْمُؤْتَمِرِینَ لِأَمْرِهِ
و اطاعت کنندگان اوامرش
وَالرَّاضِینَ بِفِعْلِهِ
و راضیان به اعمال
وَالْمُسَلِّمِینَ لِأَحْکَامِهِ
و قبول کنندگان احکامش
وَمِمَّنْ لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَی التَّقِیَّةِ مِنْ خَلْقِکَ
و از کسانی که مجبور به تقیه نسیتند، قرار بده
أَنْتَ یَا رَبِّ الَّذِی تَکْشِفُ السُّوءَ
پروردگارا تو کسی هستی که بدیها را بر میداری
وَتُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاکَ
و افراد مضطر را جواب میدهی
وَتُنَجِّی مِنَ الْکَرْبِ الْعَظِیمِ
و از گرفتاریهای بزرگ نجات میدهی
فَاکْشِفِ الضُّرَّ عَنْ وَلِیِّکَ
بنابراین گرفتاری را از ولی خودت بردار
وَاجْعَلْهُ خَلِیفَتَکَ فِی أَرْضِکَ کَمَا ضَمِنْتَ لَهُ
و او را جانشین خودت در روی زمین قرار بده همان طور که ضمانت کرده بودی
اَللَّهُمَّ وَلَا تَجْعَلْنَا مِنْ خُصَمَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ
خدایا، ما را از دشمنان خاندان محمّد قرار نده
وَلَا تَجْعَلْنَا مِنْ أَعْدَاءِ آلِ مُحَمَّدٍ
مرا از کسانی که از خاندان محمّد خشمگین هستند قرار نده
وَلَا تَجْعَلْنِی مِنْ أَهْلِ الْحَنَقِ وَالْغَیْظِ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ
و مرا از این بدبختی و خشم ال محمد پناه بده
فَإِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ ذَلِکَ فَأَعِذْنِی
بنابراین من پناه میبرم از تو پس مرا پناهم بده
وَأَسْتَجِیرُ بِکَ فَأَجِرْنِی
پناه به تو میبرم پس مرا پناه ده
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا، بر محمّد و خاندانش درود و سلام فرست
وَاجْعَلْنِی بِهِمْ فَائِزاً عِنْدَکَ فِی الدُّنْیا وَالآْخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ
و مرا در دنیا و آخرت به برکت آنها از نجات یافتگان و مقربان قرار بده
دعای امام زمانعلیه السلام برای فرج خودشان
منلایحضره لفقیه/ج2/ص520 /باب نوادر الحج
حمیری نقل میکند که از محمّد بن عثمان عمری پرسیدم که آیا آن حضرت را دیده ی؟ گفت: بله آخرین بار ایشان را در کنار خانه خدا دیدم که میگفت:
اللَّهُمَّ أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی
خدایا! وعده ی را که داده ای، عملی کن
محمّد بن عثمان در جای دیگری نقل میکند که ایشان را دیدم که در بخش مستجار پرده کعبه را گرفته و میگوید:
اللَّهُمَّ انْتَقِمْ لِی مِنْ أَعْدَائِکَ
خدایا! به دست من از دشمنانت انتقام بگیر
نماز توجّه به حضرت حجّت در زمان غیبت
بحارالأنوار / ج 53 / ص 174 / باب 31 - ما خرج من توقیعاتهعلیه السلام؛ مستدرک الوسائل / ج 10 / ص 70 / 365 - باب استحباب زیارة الهادی
احمد بن ابراهیم نقل میکند که:
خدمت محمّد بن عثمانرحمه الله گلایه کردم و گفتم از شوق دیدار حضرت لبریز شده م
با شوق خاصی گفت: خیلی دوست داری او را ببینی؟
گفتم: بله
گفت: خداوند به خاطر این همه شوق، جزای خیر بدهد و توفیق دیدار ایشان را در آسودگی و عافیت عنایت کند. اما تو نباید در این شرایط خفقان به دنبال دیدار ایشان باشی؛ زیرا در ایام غیبت اگر چه شوق دیدار لبریز است، اما نباید تلاش کنی که با ایشان باشی؛ زیرا این از گناهان کبیره است
زیرا در دوره غیبت صغری آن حضرت تحت تعقیب دشمنان بود. به همین خاطر کسانی که به دنبال حضرت بودند، زمینه را برای شناسایی مکان زندگی آن حضرت که غالباً در حوالی سامرا بوده است، فراهم میکردند. این مطلب در نامه حضرت بقیة اللَّه به خجندی که تلاش فراوانی برای دیدار با ایشان انجام داد، آمده است. در آن دوره، خفقان به اندازه ی بود که حتّی اسم بردن از حضرت تحریم شده بود
البته در شرایط کنونی هیچ کدام از اینها حرام نیست. نه نام بردن از ایشان و نه تلاش برای دیدار ایشان
به همین جهت تسلیم امر خدا بودن بهتر است
با این حال هر وقت که خواستی با ایشان درد و دلی کنی، با این زیارت انجام بده
این زیارت بعد از دوازده رکعت نماز یا شش نماز دو رکعتی میباشد. که در هر رکعت یک حمد و یک توحید خوانده میشود. بعد از اتمام نمازها، صلوات میفرستی و میگویی:
سَلَامٌ عَلَی آلِ یَاسِینَ
سلام بر خاندان یاسین
ذَلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ
نبوّت و امامت همان عنایت روشن است
وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
مَنْ یَهْدِیهِ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ التَّوَجُّهَ
برای کسی که او را به راه راست هدایت کند.اما توجّه:
قَدْ آتَاکُمُ اللَّهُ یَا آلَ یَاسِینَ خِلَافَتَهُ
ای آل یاسین، خداوند خلافتش را به شما داده
وَعَلَّمَ مَجَارِیَ أَمْرِهِ فِیَما قَضَاهُ وَدَبَّرَهُ وَرَتَّبَهُ وَأَرَادَهُ
و کیفیت جریان اراده خودش را در مورد قضا و قدر و اراده ی که
فِی مَلَکُوتِهِ فَکَشَفَ لَکُمُ الْغِطَاءَ
در ملکوت آسمانها دارد، به شما نشان داده است. پرده از شما برداشته شده
وَأَنْتُمْ خَزَنَتُهُ وَشُهَدَاؤُهُ
و شما خزانه داران و شاهدان
وَعُلَمَاؤُهُ وَأُمَنَاؤُهُ سَاسَةُ الْعِبَادِ
و عالمان و امینان و رهبران
وَأَرْکَانُ الْبِلَادِ وَقُضَاةُ الْأَحْکَامِ وَأَبْوَابُ الْإِیمَانِ
و پایههای مناطق و قاضیان احکام و درهای ایمان، هستید
وَمِنْ تَقْدِیرِهِ مَنَائِحُ الْعَطَاءِ بِکُمْ
از جمله تقدیرات الهی در عنایت به شما، این بود
إِنْفَاذُهُ مَحْتُوماً مَقْرُوناً فَمَا شَیْءٌ مِنْهُ
که به صورت حتمی و قطعی حکم کرد در نتیجه هیچ چیزی از خدا نیست
إِلَّا وَأَنْتُمْ لَهُ السَّبَبُ وَإِلَیْهِ السَّبِیلُ
مگر اینکه شما واسطه و راه وصول به آن هستید
خِیَارُهُ لِوَلِیِّکُمْ نِعْمَةٌ
خداوند برای دوستانتان نعمت
وَانْتِقَامُهُ مِنْ عَدُوِّکُمْ سَخْطَةٌ
و برای دشمنانتان غضب را برگزیده است
فَلَا نَجَاةَ وَلَا مَفْزَعَ إِلَّا أَنْتُمْ
بنابراین نجات و پناهی غیر از شما وجود ندارد
وَلَا مَذْهَبَ عَنْکُمْ
و جای فراری از آن نیست
یَا أَعْیُنَ اللَّهِ النَّاظِرَةَ
ای چشمان ناظر خدا
وَحَمَلَةَ مَعْرِفَتِهِ
و حامل معرفت
وَمَسَاکِنَ تَوْحِیدِهِ فِی أَرْضِهِ وَسَمَائِهِ
و محل استقرار توحید در زمین و آسمان و
وَأَنْتَ یَا حُجَّةَ اللَّهِ وَبَقِیَّتَهُ
تو ای حجّت و باقی مانده اولیای الهی
کَمَالُ نِعْمَتِهِ وَوَارِثُ أَنْبِیَائِهِ وَخُلَفَائِهِ مَا بَلَغْنَاهُ مِنْ دَهْرِنَا
کمال نعمت او و وارث انبیا و جانشینان او تا به امروز هستی
وَصَاحِبُ الرَّجْعَةِ لِوَعْدِ رَبِّنَا الَّتِی فِیهَا دَوْلَةُ الْحَقِّ وَفَرَحُنَا وَ نَصرُاللَّهِ لَنَا وَ عِزُّنَا
ای آن که طبق وعده خدا، صاحب رجعتی که دولت حقّ و شادی و نصرت خدا و عزّت او در آن روز، بر ما تجلّی خواهد یافت
این دعا همان زیارت آل یاسین با نقل دیگر آن است که بعد از آن نیز دعای پشت سر آن خوانده میشود
دعای امامعلیه السلام برای ترس از دشمنان، مشهور به دعای فرج
بحارالأنوار / ج 53 / ص 275 / الحکایة الأربعون
شیخ جلیل القدر امین الاسلام فضل بن حسن طبری
ولادت ابو علی، فضل بن حسن بن فضل طبرسی، معروف به امین الاسلام طبرسی در حدود سالهای 460 تا 470 هجری در مشهد مقدّس به دنیا آمد
نسب طبرسی را بسیاری از بزرگان، منسوب به طبرستان دانسته ند که در این صورت طَبَرسی خوانده میشود. مؤلفان بزرگی چون بیهقی وقتی سخن از تألیفات طبرسی به میان آورده ند تألیفات او را «کثیر» دانسته ند، که طبرسی دارای تألیفات زیادی است. اما آنچه به دست ما رسیده به 20 عنوان نمیرسد و قطعاً تألیفات او بیشتر از این مقدار بوده است
وفات:
مفسّر بزرگ قرآن و عالم ربّانی، امین الاسلام طبرسی پس از حدود 90 سال زندگی سراسر تلاش و مجاهده در سال 548 هجری در بیهق از دنیا رفت. بنابر نقل بزرگانی چون علامه سیّد محسن امین، طبرسی به مرگ طبیعی از دنیا نرفت؛ بلکه به دست دشمنان به شهادت رسید. اما از جزئیات شهادت او اطلاعی در دست نیست. بدن مطهّر او را از بیهق به مشهد مقدّس انتقال داده و در جوار مرقد امام هشتم شیعیانعلیه السلام به خاک سپردند. به نقل از نرم فزار جامع الاحادیث نور 2
صاحب تفسیر، در کتاب کنوز النجاح آورده است که ابوالحسن محمّد بن ابی اللیثرحمه الله در شهر بغداد، از ترس دشمنان به مقابر قریش
مقصود از مقابر قریش، کاظمین و حرم مطهر امام موسی کاظمعلیه السلام و امام محمّد تقیعلیه السلام است
پناه برده بود. آن حضرت در آنجا دعایی را به او یاد داد تا از دشمنان نجات یابد. او نیز خواند و نجات یافت
اما متن دعا عبارت است از:
اللَّهُمَّ عَظُمَ الْبَلَاءُ
خدایا، بلا شدّت یافته
وَبَرِحَ الْخَفَاءُ
و مخفیگاهها از دست رفته
وَانْقَطَعَ الرَّجَاءُ
و امیدها به یأس مبدّل
وَانْکَشَفَ الْغِطَاءُ
و پوشش از میان برداشته
وَضَاقَتِ الْأَرْضُ
و زمین با همه وسعتش برایم تنگ
وَمُنَعَتِ السَّمَاءُ
و آسمان از باریدن منع گردیده است
وَإِلَیْکَ یَا رَبِّ الْمُشْتَکَی
روردگارا، به تو شکایت میکنم
وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَالرَّخَاءِ
پو در گرفتاریها و راحتیها به تو تکیه مینمایم
اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا بر محمّد و خاندانش درود فرست
أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ
آنان که ولیّ امر ما هستند و اطاعتشان را بر ما واجب کردی
فَعَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ
و با این کار جایگاهشان را برایمان بیان نمودی
فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عَاجِلاً گشایش سریعی
به حقّ ایشان، برایمان گشایشی ایجاد کن
کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ
مانند چشم بر هم زدن یا حتی سریعتر از آن
یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ
ای محمّد ای علی
اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَایَ
شما مرا کفایت کنید؛ زیرا شما کافی هستید
وَانْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَایَ
و مرا یاری کنید؛ زیرا شما یاران من هستید
یَا مَوْلَایَ یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ
ای مولایم، ای صاحب عصر زمان
الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ
به دادم برس، به دادم برس، به دادم برس
أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی
مرا دریاب، مرا دریاب، مرا دریاب
راوی نقل میکند وقتی که ایشان این دعا را به من یاد میداد، زمانی که به کلمه یا صاحب الزمان رسید، به سینه خودش اشاره کرد
خبردادن حضرت علیعلیه السلام از دعای حضرت حجّت در هنگام عبور از وادی السلام
بحارالأنوار / ص 365 / ج 91 / باب 50 - بعض أدعیة القائمعلیه السلام و أحرازه، العددالقویة / ص74 / نبذة من أحوال الإمام الحجةعلیه السلام
حضرت علیعلیه السلام فرمود: گویا قائم آل محمّدصلی الله علیه وآله را میبینم که از وادی السلام به سوی سهله حرکت میکند و بر اسبی پیشانی سفید سوار است و این دعا را میخواند:
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً
نیست خدایی غیر از اللَّه، قطعاً قطعاً نیست
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ إِیمَاناً وَصِدْقاً
خدایی غیر از اللَّه، من ایمان میآورم و تصدیق میکنم
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ تَعَبُّداً وَرِقّاً
نیست خدایی غیر از اللَّه، من بندگی و اطاعت او را میکنم
اَللَّهُمَّ مُعِزَّ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَحِیدٍ
ای خدایی که عزّت بخش هر مؤمن تنها مانده هستی
وَمُذِلَّ کُلِّ جَبَّارٍ عَنِیدٍ
و ذلیل کننده هر متکبّر سرسخت هستی
أَنْتَ کَنَفِی حِینَ تُعْیِینِی الْمَذَاهِبُ
تو همراه من هستی زمانی که تمام راهها بر رویم بسته میشود
وَتَضِیقُ عَلَیَّ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ
و زمین با تمام وسعتش بر من تنگ میگردد
اَللَّهُمَّ خَلَقْتَنِی وَکُنْتَ غَنِیّاً عَنْ خَلْقِی
خدایا، مرا آفریدی در حالی که از آن بینیاز بودی
وَلَوْلَا نَصْرُکَ إِیَّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِینَ
اگر یاری تو نبود، شکست میخوردم
یَا مُنْشِرَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَوَاضِعِهَا
ای منتشر کننده رحمت از مواضع آن
وَمُخْرِجَ الْبَرَکَاتِ مِنْ مَعَادِنِهَا
و خارج کننده برکات از معادن آن
وَیَا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِشُمُوخِ الرِّفْعَةِ
و ای کسی که اوج رفعت را به خود اختصاص داده
وَأَوْلِیَاؤُهُ بِعِزِّهِ یَتَعَزَّزُونَ
و دوستانش با عزّت او احساس عزّت میکنند
یَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوکُ نِیرَ الْمَذَلَّةِ عَلَی أَعْنَاقِهَا
ای کسی که تمام سلاطین در برابر او غبار مذلّت به گردن دارند
فَهُمْ مِنْ سَطْوَتِهِ خَائِفُونَ
و از سیطره قدرت او خوفناکند
أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی فَطَرْتَ بِهِ خَلْقَکَ
درخواست میکنم به حرمت اسمی که موجودات را آفریدی
فَکُلٌّ لَهُ مُذْعِنُونَ
و همه به آن اقرار میکنند
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
درخواست میکنم که به محمّد و خاندان او درود و سلام فرستی
وَأَنْ تُنْجِزَ لِی أَمْرِی
و کار مرا محقق کنی
وَتُعَجِّلَ لِی فِی الْفَرَجِ
و در فرجم تعجیل نمایی
وَتَکْفِیَنِی وَتُعَافِیَنِی
و مرا کفایت کنی و از شر دشمنان عافیت بخشی
وَتَقْضِیَ حَوَائِجِی
و نیازهایم را برآورده سازی
السَّاعَةَ السَّاعَةَ
همین الآن، همین الآن
اللَّیْلَةَ اللَّیْلَةَ
همین امشب، همین امشب
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
زیرا تو بر هر کاری را تونایی
صلوات مخصوصه ی که از امام زمانعلیه السلام صادر شده است
الغیبة للطوسی/ ص 273، بحارالأنوار/ ج 52 / ص 17
یعقوب بن یوسف ضراب غسانی در بازگشت از اصفهان نقل میکرد که در سال دویست و هشتاد و یک با عدّه ی از اهل سنّت از مردمان شهرمان، به زیارت خانه خدا خارج شدیم. وقتی که به مکه رسیدیم. عدّه ی از آنها رفتند و خانه ی را که بر سر راه و در میان بازار مشهور به سوق اللیل بود، کرایه کردند. آنجا مشهور به خانه حضرت خدیجه بود. به آن دارالرضا هم میگفتند. پیرزنی گندمگون در آنجا زندگی میکرد. درباره خانه سؤال کردم که چرا به آنجا خانه امام رضا میگویند و چه مدتی است که در آنجا ساکن است؟
جواب داد: «من از دوستداران ایشان هستم و این خانه متعلق به امام رضاعلیه السلام بود. امام حسن عسکریعلیه السلام مرا در این خانه جای داد؛ زیرا من از خدمتکاران آن حضرت بودم.»
وقتی که اینها را شنیدم، با او مأنوس شدم و سرّ آن را از دوستان سنّی خود، پنهان کردم. شبها که از طواف برمیگشتم، با آنها در ایوان خانه میخوابیدیم. ما شبها در را میبستیم و سنگ بزرگی را پشت آن میگذاشتیم
تا اینکه شبی از شبها متوجّه روشنایی چراغی شدم که درون رواق ما روشن شده است. روشنایی شبیه مشعل بود. متوجّه شدم
که در، باز است. اما کسی از اهل خانه را ندیدم که در را باز کند. مردی گندمگون و لاغر را دیدم که بر پیشانی خود آثار سجده داشت. دو پیراهن به تن داشت که از روی آنها هم عبای نازکی را بر سرش انداخته بود. در پایش کفشی داشت. از پلهها بالا رفت و وارد اتاقی که پیرزن در آنجا بود، شد. او قبلاً به ما گفته بود که دخترش در آنجا زندگی میکند و اجازه نمیدهد که کسی به آنجا برود
روشنایی در هنگام بالا رفتن او، در پلهها بود. اما وقتی که وارد اتاق شد، روشنایی را در اتاق دیدم. اما خبری از مشعل و امثال آن نبود. دوستان سنی من، شاهد ماجرا بودند. آنها گمان میکردند که این مرد دختر آن زن را صیغه کرده است؛ زیرا شیعیان متعه را جایز میدانند. در حالی که اهل سنت آن را حرام میدانند. ما شاهد آمدن و رفتن او بودیم. وقتی که بیرون میرفت، ما دنبالش کردیم. دیدیم که در بسته است و سنگ در پشت آن قرار دارد! همان طور که ما گذاشته بودیم و بسته بودیم؛ زیرا از داراییهای خودمان میترسیدیم. احدی را ندیدیم که در را برای او باز کند و یا ببندد. مادامی که ما در آنجا بودیم، آن مرد جوان رفت و آمد میکرد و سنگ هم سر جای خودش بود. وقتی که همه اینها را دیدم، کنجکاوی عجیبی در جانم ریشه دواند. از این رو سعی کردم که ارتباطم را با پیر زن صمیمیتر کنم؛ زیرا خیلی دوست داشتم که از سرّ آن مرد باخبر شوم
روزی به پیرزن گفتم سوالاتی دارم که میخواستم از شما
بپرسم. البته نمی خواهم دوستانم حضور داشته باشند. هر وقت که مرا تنها دیدی، پایین بیا تا سؤالاتم را بپرسم. با عجله گفت: اتفاقاً من هم میخواستم مطالبی را به تو بگویم. اما وقت مناسبی را پیدا نمیکردم؛ زیرا همیشه آنها با تو هستند. گفتم: چه میخواستی بگویی؟
گفت: میگوید - البته او اسم کسی را نیاورد - با نزدیکانت جنگ و جدل نکن؛ زیرا آنها دشمنان تو هستند، باید با آنها مدارا کنی. گفتم: چه کسی این حرفها را گفته است؟ گفت: من میگویم! خیلی دوست داشتم که دوباره سؤال را تکرار کنم. اما هیبت آن زن اجازه نداد. عرض کردم: کدام اصحاب و نزدیکان مورد نظرت هست؟ گفت: همانها که در شهرت هستند و الآن در خانه با تو میباشند
گفتم: بله میان من و آنها در شهرمان بر سر دین و عقاید مذهبی درگیری پیش آمد. آنها پشت سر من توطئه کردند. تا جایی که من مدتها مجبور به اختفا شدم. در ادامه از او سؤال کردم چه نسبتی با امام رضاعلیه السلام داری؟ گفت: من خادمه امام عسکریعلیه السلام بودم. وقتی که از او مطمئن شدم، تصمیم گرفتم که درباره امام زمانعلیه السلام سؤال کنم. قسم دادم که آیا او را با چشم خودت دیده ی؟ گفت: ای برادر من او را ندیده م. وقتی که من از خانه امامعلیه السلام خارج شدم، خواهرم
تعبیر به خواهر از جهت محبّت و نزدیکی است نه نسبت خونی و فامیلی
به او حامله بود. البته امام عسکریعلیه السلام به من بشارت داد که در آخر
عمرم او را خواهم دید و نسبت تو به او مانند من خواهد بود. تا اینکه من در فلان تاریخ در مصر بودم. امام زمانعلیه السلام نامه ی را به همراه مخارج سفر توسط مردی خراسانی که عربی را خوب نمیدانست، برایم فرستاد. مبلغی که فرستاده بود، سی دینار بود. از من خواسته بود تا به حج مشرّف شوم. دینارها را گرفتم و با امید دیدار ایشان عازم سفر حج شدم
بعد از شنیدن این ماجرا، به دلم افتاد همان مردی که هر شب میآید و میرود، امام زمانعلیه السلام است. نذر کرده بودم که ده درهم در مقام ابراهیمعلیه السلام بیندازم. ده دینار که شش تای آنها سکه امام رضاعلیه السلام بود، به آن زن دادم و گفتم که اینها را به اولاد فاطمهعلیها السلام بده. با خودم گفتم: اگر آنها را به فرزندان فاطمه بدهم، ثوابش بیشتر است. از طرفی امیدوار بودم که آنها را به حضرت بقیة اللَّه خواهد داد
پیرزن درهمها را از من گرفت و به اتاق خودش رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت: میگوید ما در این پولها سهمی نداریم. آنها را به همان جایی که نذر کردی بینداز. اما سکههای رضوی را به ما بده و به جای آنها پول معمولی بگیر. من نیز همان طور کردم. پیش من یکی از نامههای امام زمانعلیه السلام بود که حضرت به قاسم بن علا از وکلای خود در آذربایجان نوشته بود. آن را به پیر زن نشان دادم و گفتم: این را به کسی نشان بده که توقیعات را دیده باشد. گفت: آن
را بده به من. من توقیعات ایشان را میشناسم. گمان کردم که او میتواند توقیع را بخواند. اما گفت: اینجا ممکن نیست که آن را بخوانم. باید بالا ببرم. بالا رفت و بعد از لحظاتی برگشت و گفت: میگوید این توقیع صحّت دارد و در آن نوشته است که شما را به چیزی بشارت میدهم که کسی را به آن بشارت نداده م..
بعد گفت: میگوید تو چگونه صلوات میفرستی؟ گفتم: خدایا بر محمّد و خاندان محمّد صلوات بفرست و بر محمّد و خاندانش برکتت را نازل کن. مانند بهترین صلوات و برکات و ترحّماتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم نازل فرمودی. تو ستوده و جواد هستی
گفت: نه وقتی که صلوات فرستادی نام تک تک ائمه را ببر و بر همه آنها صلوات بفرست. گفتم: چشم
فردای آن روز وقتی که از اتاقش پایین میآمد، دفتری کوچک به همراه داشت. به من گفت: هر وقت که خواستی به پیامبر و جانشینانش صلوات بفرستی مانند آنچه که در این دفتر نوشته شده است، بفرست. دفتر را گرفتم و از آن به بعد طبق آن صلوات فرستادم
چند شب پی در پی آن مرد از اتاق پایین میآمد و نور چراغ به همراه او بود. من در را باز میکردم و دنبال چراغ میرفتم. اما کسی را نمیدیدم. تا اینکه آن شخص با چراغ وارد مسجد الحرام میشد. همین طور مردان زیادی را میدیدم که از شهرهای مختلفی
میآمدندو نامههایی را به پیر زن میدادند و او نیز نامههایی را به آنها میداد و با همدیگر سخن میگفتند. البته من متوجّه حرفهایشان نمیشدم. عدّه ی از آنها را در بازگشت از حج و در مسیر بغداد، دیدم
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ سَیِّدِ الْمُرْسَلِینَ
خدایا، بر محمّد سرور رسولان
وَخَاتَمِ النَّبِیِّینَ
و پایان بخش انبیاء
وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و حجّت پروردگار عالمیان درود و سلام فرست
الْمُنْتَجَبِ فِی الْمِیثَاقِ
او که در میثاق فطرت، نجابت یافته
الْمُصْطَفَی فِی الظِّلَالِ
و در میان ظلمتها او را برگزید. (پاورقی: مقصود عالم قبل از تولد و ذریه است که در پشت حضرت آدمعلیه السلام وجود داشته ند.)
الْمُطَهَّرِ مِنْ کُلِّ آفَةٍ الْبَرِیءِ مِنْ کُلِّ عَیْبٍ
او که از هر آفتی پاک و از هر عیبی دور است
الْمُؤَمَّلِ لِلنَّجَاةِ الْمُرْتَجَی لِلشَّفَاعَةِ الْمُفَوَّضِ إِلَیْهِ دِینُ اللَّهِ
امید نجات و شفاعت، کسی که دین به او سپرده شده است
اَللَّهُمَّ شَرِّفْ بُنْیَانَهُ
خدایا، ارکانش را شرافت
وَعَظِّمْ بُرْهَانَهُ
و برهانش را عظمت
وَأَفْلِحْ حُجَّتَهُ
و حجّتش را راست
وَارْفَعْ دَرَجَتَهُ
و درجه اش را ترفیع
وَأَضِئْ نُورَهُ
و نورش را روشنیبخش
وَبَیِّضْ وَجْهَهُ
و صورتش را روسفید کرده
وَأَعْطِهِ الْفَضْلَ وَالْفَضِیلَةَ وَالْوَسِیلَةَ
و از فضل و فضیلت و درجه و وسیله بلند به او عطا کن
وَالدَّرَجَةَ الرَّفِیعَةَ وَابْعَثْهُ مَقَاماً مَحْمُوداً
و او را به مقام ستوده شده ای
یَغْبِطُهُ بِهِ الْأَوَّلُونَ وَالآْخِرُونَ
که اوّلین و آخرین به آن غبطه بخوردند، برسان
وَصَلِّ عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ وَارِثِ الْمُرْسَلِینَ
خدایا، بر امیر مؤمنان و وارث مرسلان
وَقَائِدِ الْغُرِّ الْمحَجَّلِینَ وَسَیِّدِ الْوَصِیِّینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و رهبر روسفیدان عالم و سرور جانشینان و حجّت پروردگار عالمیان درود فرست
وَصَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر حسن بن علی امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر حسین بن علی امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر علی بن حسین امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر محمّد بن علی امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر جعفر بن محمّد امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر موسی بن جعفر امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر علی بن موسی امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر محمّد بن علی امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر علی بن محمّد امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر حسن بن علی امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی الْخَلَفِ الصَّالِحِ الْهَادِی الْمَهْدِیِّ إِمَامِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر جانشین صالح، هدایتگر هدایت شده،امام مؤمنان
وَوَارِثِ الْمُرْسَلِینَ وَحُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و وارث مرسلان و حجّت پروردگار عالمیان، درود فرست
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِهِ
خدایا، درود فرست بر محمّد و خاندانش
الْأَئِمَّةِ الْهَادِینَ الْمَهْدِیِّینَ
امامان هدایتگر هدایت شده
الْعُلَمَاءِ الصَّادِقِینَ
عالمان راستگو
الْأَبْرَارِ الْمُتَّقِینَ
خوش کردار با تقوایی
دَعَائِمِ دِینِکَ وَأَرْکَانِ تَوْحِیدِکَ
که پایههای دین و توحید
وَتَرَاجِمَةِ وَحْیِکَ وَحُجَجِکَ عَلَیخَلْقِکَ
و مفسران وحی و حجّتهای در میان خلق
وَخُلَفَائِکَ فِی أَرْضِکَ
و جانشینان بر روی زمین هستند
الَّذِینَ اخْتَرْتَهُمْ لِنَفْسِکَ
کسانی که آنها را برای خودت انتخاب کردی
وَاصْطَفَیْتَهُمْ عَلَی عِبَادِکَ
و بر سایر بندگانت برگزیدی
وَارْتَضَیْتَهُمْ لِدِینِکَ
و از دینت خوشنود
وَخَصَصْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکَ
و به معرفت مخصوص نمودی
وَجَلَّلْتَهُمْ بِکَرَامَتِکَ
و با کرامت خود به آنها جلالت دادی
وَغَشَّیْتَهُمْ بِرَحْمَتِکَ
و با رحمتت پوشاندی
وَرَبَّیْتَهُمْ بِنِعْمَتِکَ
و با نعمت خود تربیت کردی
وَغَذَّیْتَهُمْ بِحِکْمَتِکَ
و با حکمت خود تغذیه نمودی
وَأَلْبَسْتَهُمْ مِنْ نُورِکَ
و با نور خود پوشاندی
وَرَفَعْتَهُمْ فِی مَلَکُوتِکَ
و در ملکوتت رفعت دادی
وَحَفَفْتَهُمْ بِمَلَائِکَتِکَ
و با ملائکه احاطه نمودی
وَشَرَّفْتَهُمْ بِنَبِیِّکَ
و با پیامبرت آنها را شرافت بخشیدی
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَعَلَیْهِمْ صَلَاةً کَثِیرَةً دَائِمَةً طَیِّبَةً
خدایا، بر محمّد و آنان صلوات فراوان و دائمی و گوارایی نثار کن
لَا یُحِیطُ بِهَا إِلَّا أَنْتَ
به اندازه ی که تنها خود بر آن احاطه داشته باشی
وَلَا یَسَعُهَا إِلَّا عِلْمُکَ
و غیر از تو کسی قدرت شمارش
وَلَا یُحْصِیهَا أَحَدٌ غَیْرُکَ
و احاطه نداشته باشد
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ الْمحْیِی سُنَّتَکَ
خدایا، سلام و درود فرست بر ولیی که سنّتات را با امرت، زنده میکند
الْقَائِمِ بِأَمْرِکَ الدَّاعِی إِلَیْکَ الدَّلِیلِ عَلَیْکَ
و راهنما و دلیل به سوی تو
وَحُجَّتِکَ عَلَی خَلْقِکَ
حجّت بر خلقت
وَخَلِیفَتِکَ فِی أَرْضِکَ
و جانشین در زمینت
وَشَاهِدِکَ عَلَی عِبَادِکَ
و شاهد بر اعمال بندگانت میباشد
اَللَّهُمَّ أَعِزَّ نَصْرَهُ
خدایا، با قدرت خود، او را یاری کرده
وَمُدَّ فِی عُمُرِهِ
و بر طول عمرش بیفزا
وَزَیِّنِ الْأَرْضَ بِطُولِ بَقَائِهِ
و زمین را با طول بقای او مزین کن
اَللَّهُمَّ اکْفِه بَغْیَ الْحَاسِدِینَ
خدایا، او را از تجاوز حسودان حفظ
وَأَعِذْهُ مِنْ شَرِّ الْکَائِدِینَ
و از شر حیله گران پناه بده
وَازْجُرْ عَنْهُ إِرَادَةَ الظَّالِمِینَ
و اراده ظالمان را از او دفع
وَخَلِّصْهُ مِنْ أَیْدِی الْجَبَّارِینَ
و از دست متکبّران رها کن
اَللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِی نَفْسِهِ وَذُرِّیَّتِهِ
خدایا، در خود و نسل
وَشِیعَتِهِ وَرَعِیَّتِهِ وَخَاصَّتِهِ
و شیعیان و خاصان
وَعَامَّتِهِ وَعَدُوِّهِ
و عامان و دشمنان
وَجَمِیعِ أَهْلِ الدُّنْیَا مَا تُقِرُّ بِهِ عَیْنَهُ
و همه اهل دنیا برای او چشم روشنی
وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ
و خیری قرار بده تا شاد شود
وَبَلِّغْهُ أَفْضَلَ أَمَلِهِ فِی الدُّنْیَا وَالآْخِرَةِ
و او را به اوج آروزهایش در دنیا و آخرت برسان؛
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
زیرا تو بر هر کاری توانا هستی
اَللَّهُمَّ جَدِّدْ بِهِ مَا مُحِیَ مِنْ دِینِکَ
خدایا، به وسیله او بخشهای از بین رفته دین را تجدید
وَأَحْیِ بِهِ مَا بُدِّلَ مِنْ کِتَابِکَ
و آنچه از قرآن تفسیر به رأی شده،زنده
وَأَظْهِرْ بِهِ مَا غُیِّرَ مِنْ حُکْمِکَ
و بخشهای تغییر یافته احکامت را آشکار کن
حَتَّی یَعُودَ دِینُکَ بِهِ وَعَلَی یَدَیْهِ
تا دینت به سبب او و به دست او
غَضّاً جَدِیداً خَالِصاً مُخْلَصاً
به صفا و پاکی و طراوت اولیه خود باز گردد
لَاشَکَّ فِیهِ وَلَا شُبْهَةَ مَعَهُ
و شک و شبهه ای در آن و همراه آن
وَلَا بَاطِلَ عِنْدَهُ
و باطلی نزدش
وَلَا بِدْعَةَ لَدَیْهِ
و یا بدعتی برایش نباشد
اَللَّهُمَّ نَوِّرْ بِنُورِهِ کُلَّ ظُلْمَةٍ
خدایا، تمام ظلمتها را با نور او روشن
وَهُدَّ بِرُکْنِهِ کُلَّ بِدْعَةٍ
و تمام بدعتها
وَاهْدِمْ بِعِزَّتِهِ کُلَّ ضَلَالَةٍ
و گمراهیها را از برکت او متلاشی کن
وَاقْصِمْ بِهِ کُلَّ جَبَّارٍ
و تمام متکبّران را در هم بکوب
وَأَخْمِدْ بِسَیْفِهِ کُلَّ نَارٍ
و آتش فتنهها را با شمشیر او خاموش
وَأَهْلِکْ بِعَدْلِهِ کُلَّ جَائِرٍ
و با عدلش همه ظالمان را هلاک
وَأَجْرِ حُکْمَهُ عَلَی کُلِّ حُکْمٍ
و حکم او را بر تمام احکام جاری
وَأَذِلَّ بِسُلْطَانِهِ کُلَّ سُلْطَانٍ
و سلطنتش را بر همه سلاطین مسلط گردان
اَللَّهُمَّ أَذِلَّ کُلَّ مَنْ نَاوَاهُ
خدایا، هر کسی که نسبت به او قصد بد کند، خوار
وَأَهْلِکْ کُلَّ مَنْ عَادَاهُ
و دشمنانش را هلاک
وَامْکُرْ بِمَنْ کَادَهُ وَاسْتَأْصِلْ بِمَنْ جَحَدَ حَقَّهُ وَاسْتَهَانَ بِأَمْرِهِ وَسَعَی فِی إِطْفَاءِ نُورِهِ
و مکارانش را مکر و آواره کن منکرین و تحقیر کنندگان و تلاشگران برای خاموش کردن نور
وَأَرَادَ إِخْمَادَ ذِکْرِهِ
و یادش را خاموش کن
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَی
خدایا، درود فرست بر محمّد مصطفی
وَعَلِیٍّ الْمُرْتَضَی وَفَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ
و علی مرتضی و فاطمه تابان
وَالْحَسَنِ الرِّضَا
و حسن راضی
وَالْحُسَیْنِ الْمُصْطَفَی
و حسین برگزیده
وَجَمِیعِ الْأَوْصِیاءِ
و همه جانشینان
وَمَصَابِیحِ الدُّجَی
و چراغهای تابان هدایت
وَأَعْلَامِ الْهُدَی
و پرچمهای هدایت
وَمَنَارِ التُّقَی
و منارههای تقوا
وَالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی
و دستاویزهای مستحکم
وَالْحَبْلِ الْمَتِینِ
و ریسمانهای هدایت
وَالصِّرَاطِ الْمُسْتَقِیمِ
و راه مستقیمت
وَصَلِّ عَلَی وَلِیِّکَ
خدایا، درود فرست بر ولیّ ات
وَوُلَاةِ عَهْدِهِ
و والیان عهد
وَالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ
و امامان از فرزندانش
وَمُدَّ فِی أَعْمَارِهِمْ
و بر عمرهایشان بیفزا
وَزِدْ فِی آجَالِهِمْ وَبَلِّغْهُمْ أَقْصَی آمَالِهِمْ دِیناً وَدُنْیَا وَآخِرَةً
و به بزرگترین آرزوهایشان در دنیا و آخرت برسان؛
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
زیرا تو بر هر چیزی توانا هستی
قنوت مولانا صاحب الزمانعلیه السلام
بحارالأنوار / ج 82 / ص211 / باب 33 - فی القنوتات الطویلة المرویة؛ مهج الدعوات / ص 45 / ذکر قنوتات الأئمة الطاهرینعلیهم السلام
قزوینی و بغدادی نقل میکنند که روزی در خدمت استادمان بودیم. که سخن از امام حسن بن علیعلیه السلام پیش آمد. یکی از شاگردها گفت: مردم از او ناراحت و عصبانی هستند؛ زیرا حکومت را به آل ابوسفیان واگذار کرد! استادمان فرمود: من مولایمان حسن بن علی را بالاتر از آن میدانم که کاری از او سربزند که برای اندیشمندان و خرده گیران و شکّاکان جای اشکال کردن باقی بماند
امام حسنعلیه السلام از شجاعتی بینظیر برخوردار بود. او کسی بود که در جنگ جمل، از میان باران تیرها عبور کرد و شتر عایشه را پی کرد و ضربه ی کاری بر آنها وارد ساخت. او کسی بود که در جنگ صفین بیشترین و خطرناکترین حملهها را انجام داد. در برخی از تاریخهای معتبر آمده است که حضرت امیرعلیه السلام میفرمود: جلوی حسن را بگیرید و نگذارید تا این حد بیپروا حمله کند. ممکن است که به او آسیبی برسد
در یک ارزیابی منصفانه از صلح امامعلیه السلام باید گفت: صلح امام در شرایط خاص زمانی و مکانی خود، بهترین کاری بود که ممکن بود انجام بگیرد. جفا و خیانت دوستان و عموزادگان، بیوفایی مردم در جنگها، نفوذ فراوان امویان، عدم حمایت بزرگان، خطر حمله روم در اثر تضعیف حکومت مرکزی همه و همه از دلایلی بودند که در تصمیم امامعلیه السلام موثر بودند. گذشته از این که صلح گزینه ی نبود که امام انتخاب کند. بلکه مردم از جنگ خسته شده بودند و خود خواستار صلح شدند
برای مطالعه بیشتر به کتب مربوطه مراجعه شود
ایشان ادامه دادند زمانی که شیخ ابوجعفر محمّد بن عثمانرحمه الله وفات کرد، شیخ
ابوالقاسم حسین بن روح در جای او نشست و بقیه آن روز را در خانه محمّد بن عثمان به امورات رسیدگی کرد. ذکاء خادم، سه چیز را که عبارتند از: کاغذی نوشته شده، عصا و ظرف چوبی تراشیده و روغن مالی شده، خارج کرد. ایشان آنها را گرفتند و عصا را در میان رانهای خود گذاشتند و کاغذ را در دست راست و ظرف چوبی را در دست چپشان گرفتند و به ورثه محمّد بن عثمانرحمه الله گفتند: در این نامه امانتهایی آمده است. بعد آن را باز کرد. دیدند که در آن دعاها و قنوتهایی از حضرات معصومین آمده است. از آن دست برداشتند و گفتند: حتماً در این ظرف چوبی اشیائی گرانبها وجود دارد. حسین بن روح گفت: آیا آن را میفروشید؟ گفتند: به چه قمیتی؟ حسین بن روحرحمه الله گفت: ای ابوالحسن کوثاری ده دینار به آنها بده. اما آنها نپذیرفتند. تا اینکه قیمت به صد دینار رسید. خطاب به آنها گفت: اگر این صد دینار را قبول نکنید، پشیمان میشوید. آنها هم قبول کردند و صد دینار را گرفتند. حسین بن روح نامه و عصا را از اول اسثناء کرده بود که در قبال این معامله، این دو نیز مال او باشند
وقتی که معامله تمام شد، گفت: این عصای مولایمان امام عسکریعلیه السلام است. ایشان در روزی که سرورم محمّد بن عثمان را به وکالتشان نصب میکردند، این عصا را به دست داشتند. این ظرف چوبی هم که میبینید، حاوی انگشترهای ائمه است. درش را باز کرد و آنها را درآورد. همان طور که میگفت از جواهر و نقشها
و تعدادشان روشن بود که آنها متعلق به ائمه است. در کاغذ نیز قنوتهای ائمه نوشته شده بود...
و اما قنوت:
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا، بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَکْرِمْ أَوْلِیَاءَکَ بِإِنْجَازِ وَعْدِکَ
و اولیایت را با محقق کردن وعده خودت، گرامی دار
وَبَلِّغْهُمْ دَرْکَ مَا یَأْمُلُونَ مِنْ نَصْرِکَ
و به نصرت و غلبه ی که آرزو میکنند، برسان
وَاکْفُفْ عَنْهُمْ بَأْسَ مَنْ نَصَبَ الْخِلَافَ عَلَیْکَ
و گرفتاری کسانی را که بنای تخلف از تو را گذاشتند
وَتَمَرَّدَ بِمَنْعِکَ عَلَی رُکُوبِ مُخَالَفَتِکَ
و از نواهی تو تمرد کردند و به مخالفتت پرداختند، از ایشان بردار
وَاسْتَعَانَ بِرِفْدِکَ عَلَی فَلِّ حَدِّکَ
کسانی که از نعمتهای تو برای شکستن حدودت کمک گرفتند
وَقَصَدَ لِکَیْدِکَ بِأَیْدِکَ
و با دست تو قصد مکر کردن با تو را کردند
وَوَسِعْتَهُ حِلْماً
تو نیز با وسعت حلمت با آنها برخورد کردی
لِتَأْخُذَهُ عَلَی جَهْرَةٍ
تا اینکه یا آشکارا او را بگیری و عذاب کنی
أَوْ تَسْتَأْصِلَهُ عَلَی عِزَّةٍ
یا اینکه به او مهلت دهی و به تدریج او را نابود کنی
فَإِنَّکَ اللَّهُمَّ قُلْتَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ
خدایا، تو خود گفتی و سخن تو نیز حقّ است:
حَتَّی إِذا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَها وَازَّیَّنَتْ
«تا جایی که زمین زیبا شد و خود را زینت کرد
وَظَنَّ أَهْلُها أَنَّهُمْ قادِرُونَ عَلَیْها أَتاها
و اهل دنیا گمان کردند که آنها قادر بر نگه داشتن آن هستند
أَمْرُنا لَیْلاً أَوْ نَهاراً
عذاب ما شب یا روز آمد
فَجَعَلْناها حَصِیداً
و همه آنها را درو کرد
کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذلِکَ
گویا همانها نبودند که تا دیشب مدّعی بینیازی از خدا بودند
نُفَصِّلُ الآْیاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ
ما نشانههای خود را به این صورت برای اهل فکر و اندیشه بیان میکنیم» (پاورقی: یونس /24.)
وَقُلْتَ فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا مِنْهُمْ
همین طور گفتی: «زمانی که ما را به غضب آوردند، از آنها انتقام گرفتیم.» (پاورقی: زخرف / 55.)
وَإِنَّ الْغَایَةَ عِنْدَنَا قَدْ تَنَاهَتْ وَإِنَّا لِغَضَبِکَ غَاضِبُونَ
پایان کار نزد ماست و ما با غضب تو، به غضب میآییم
وَإِنَّا عَلَی نَصْرِ الْحَقِّ مُتَعَاصِبُونَ
ما بر یاری حقّ پافشاری میکنیم
وَإِلَی وُرُودِ أَمْرِکَ مُشْتَاقُونَ
و به ورود امر تو در جنگ با آنان،مشتاقیم
وَلِإِنْجَازِ وَعْدِکَ مُرْتَقِبُونَ
و منتظر تحقّق وعده تو هستیم
وَلِحَوْلِ وَعِیدِکَ بِأَعْدَائِکَ مُتَوَقِّعُونَ
و توقّع آن را داریم تا دشمنانت را در احاطه وعیدت قرار دهی. (پاورقی: وعده زمانی به کار برده میشود که چیز خوبی در انتظار باشد. امّا اگر اتفاق بدی در انتظار باشد، به آن وعید گفته میشود.)
اَللَّهُمَّ فَأْذَنْ بِذَلِکَ وَافْتَحْ طُرُقَاتِهِ
خدایا، آن را اراده کن و راههایش را بگشا
وَسَهِّلْ خُرُوجَهُ
و خروجش را آسان کن
وَوَطِّئْ مَسَالِکَهُ
و راههایش را بگشا
وَاشْرَعْ شَرَائِعَهُ
و هموارگردان
وَأَیِّدْ جُنُودَهُ وَأَعْوَانَهُ
و او و یارانش را با سربازانت یاری کن
وَبَادِرْ بَأْسَکَ الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ
و غضبت را به سرعت بر ظالمان نازل کن
وَابْسُطْ سَیْفَ نَقِمَتِکَ عَلَی أَعْدَائِکَ الْمُعَانِدِینَ
و شمشیر انتقامت را بر دشمنان لجوجت بکش
وَخُذْ بِالثَّارِ
و انتقام خونهای مظلومان را بگیر
إِنَّکَ جَوَادٌ مَکَّارٌ
تو اهل جود و مکر هستی
دعای دیگری از امامعلیه السلام در قنوت نماز
بحارالأنوار / ج 82 / ص 233 / باب 33 - فی القنوتات الطویلة المرویة؛ مهج لدعوات / ص 68 / و دعا فی قنوته بهذا الدعاء
اَللَّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ
خدایا، تو مالک عالم هستی
تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ
و ملک خود را به هر که بخواهی واگذار میکنی
وَتَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ
و از هر که بخواهی میگیری
وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ
هرکه را بخواهی عزّت میبخشی
وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ
و هر که را بخواهی ذلیل میکنی
بِیَدِکَ الْخَیْرُ
تمام خیرها به دست توست
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
تو بر هر چیزی توانا هستی
یَا مَاجِدُ یَا جَوَادُ
ای باشکوه، ای بخشنده
یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری
یَا بَطَّاشُ یَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِیدِ
ای حمله کننده، ای قادر بر حملههای شدید
یَا فَعَّالاً لِمَا یُرِیدُ
ای انجام دهنده هر کاری که بخواهد
یَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِینِ
ای صاحب نیروی خللناپذیر
یَا رَءُوفُ یَا رَحِیمُ یَا لَطِیفُ یَا حَیُّ حِینَ لَا حَیَّ
ای دلسوز و مهربان، ای بخشنده، ای زنده، زمانی که زنده ی نبود
اَللَّهُمَّ أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْمخْزُونِ الْمَکْنُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ
خدایا، از تو میخواهم با نامهای پنهان و زنده و قوام بخشت
الَّذِی اسْتَأْثَرْتَ بِهِ فِی عِلْمِ الْغَیْبِ عِنْدَکَ
که تنها تو در علم غیبت بر آنها آگاهی یافتی
وَلَمْ یَطَّلِعْ عَلَیْهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِکَ
و کسی غیر از خودت بر آنها واقف نیست
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی تُصَوِّرُ بِهِ خَلْقَکَ
و از تو میخواهم با نامی که صورت میبندی مخلوقاتت را
فِی الْأَرْحَامِ کَیْفَ تَشَاءُ
در ارحام مادران، آن طور که بخواهی
وَبِهِ تَسُوقُ إِلَیْهِمْ أَرْزَاقَهُمْ
و با آن نام میرسانی روزیهایشان
فِی أَطْبَاقِ الظُّلُمَاتِ مِنْ بَیْنِ الْعُرُوقِ وَالْعِظَامِ
را در طبقات تاریکیها و از میان رگها و استخوانها
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَلَّفْتَ بِهِ بَیْنَ قُلُوبِ أَوْلِیَائِکَ
و از تو میخواهم با اسمی که با آن، دلهای دوستانت را به هم پیوند زدی
وَأَلَّفْتَ بَیْنَ الثَّلْجِ وَالنَّارِ
و برف و آتش را مأنوس گرداندی
لَا هَذَا یُذِیبُ هَذَا وَلَا هَذَا یُطْفِئُ هَذَا
که هیچ کدام مانع از دیگری نمیشوند
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الْمِیَاهِ
و از تو میخواهم با نامی که با آن، طعم آبها را به وجود آوردی
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَجْرَیْتَ بِهِ الْمَاءَ
و از تو میخواهم با نامی که با آن،سوق دادی آب را
فِی عُرُوقِ النَّبَاتِ بَیْنَ أَطْبَاقِ الثَّرَی
در رگهای ریشه درختان در زیر زمین به حرکت در آوردی
وَسُقْتَ الْمَاءَ إِلَی عُرُوقِ الْأَشْجَارِ بَیْنَ الصَّخْرَةِ الصَّمَّاءِ
و آب را به ریشههای درختانی که میان صخرههای سخت هستند
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی کَوَّنْتَ بِهِ طَعْمَ الِّثمَارِ وَأَلْوَانَهَا
و از تو میخواهم با نامی که با آن، طعم و رنگ میوهها را پدید آوردی
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی بِهِ تُبْدِئُ وَتُعِیدُ
و از تو میخواهم با نامی که با آن، خلق میکنی و بعد از مرگ، باز میگردانی
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الْفَرْدِ الْوَاحِدِ الْمُتَفَرِّدِ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْمُتَوَحِّدِ بِالصَّمَدَانِیَّةِ
و از تو میخواهم با نامی که فرد و واحد و متفرد به یگانگی است
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی فَجَّرْتَ بِهِ الْمَاءَ مِنَ الصَّخْرَةِ الصَّمَّاءِ
و از تو میخواهم با نامی که با آن، آب را از میان صخرههای سخت منفجر کردی
وَسُقْتَهُ مِنْ حَیْثُ شِئْتَ
و آن را از هر جا که خواستی تأمین کردی
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ خَلْقَکَ
و از تو میخواهم با آن نامی که با آن، موجودات را آفریدی
وَرَزَقْتَهُمْ کَیْفَ شِئْتَ وَکَیْفَ شَاءُوا
و هر طور که خواستی و خواستند، روزیشان را داد
یَا مَنْ لَا تُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَاللَّیَالِی
ای کسی که روزگار در او تغییری ایجاد نمیکند
أَدْعُوکَ بِمَا دَعَاکَ بِهِ نُوحٌ
تو را با آن نامی میخوانم که نوح خواند
حِینَ نَادَاکَ فَأَنْجَیْتَهُ وَمَنْ مَعَهُ
آنگاه که ندا کرد و تو نیز او را به همراه دوستانش نجات دادی
وَأَهْلَکْتَ قَوْمَهُ
و قومش را هلاک کردی
وَأَدْعُوکَ بِمَا دَعَاکَ بِهِ إِبْرَاهِیمُ خَلِیلُکَ
تو را با نامی میخوانم که ابراهیم خلیل
حِینَ نَادَاکَ فَأَنْجَیْتَهُ وَجَعَلْتَ النَّارَ عَلَیْهِ بَرْداً وَسَلَاماً
تو را با آن خواند و تو نیز او را نجات دادی و آتش را سرد و خنک کردی
وَأَدْعُوکَ بِمَا دَعَاکَ بِهِ مُوسَی کَلِیمُکَ
تو را با نامی میخوانم که موسای کلیم تو را با آن خواند
حِینَ نَادَاکَ فَفَرَّقْتَ لَهُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْتَهُ وَبَنِی إِسْرَائِیلَ
تو نیز دریا را از هم باز کردی و او را به همراه بنی سرائیل نجات دادی
وَأَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَقَوْمَهُ فِی الْیَمِّ
و فرعون و قومش را غرق نمودی
وَأَدْعُوکَ بِمَا دَعَاکَ بِهِ عِیسَی رُوحُکَ
تو را با نامی میخوانم که عیسی روحت تو را با آن خواند
حِینَ نَادَاکَ فَنَجَّیْتَهُ مِنْ أَعْدَائِهِ
و تو او را از دست دشمنانش نجات دادی
وَإِلَیْکَ رَفَعْتَهُ
و به سوی خود بالا بردی
وَأَدْعُوکَ بِمَا دَعَاکَ بِهِ حَبِیبُکَ وَصَفِیُّکَ وَنَبِیُّکَ مُحَمَّدٌ
تو را با آن نامی میخوانم که دوست و برگزیده و پیامبرت محمّد صلی الله علیه وآله، تو را با آن خواند
فَاسْتَجَبْتَ لَهُ
تو نیز دعایش را مستجاب کردی
وَمِنَ الْأَحْزَابِ نَجَّیْتَهُ
و از چنگ قبایل مختلف نجات دادی
وَعَلَی أَعْدَائِکِ نَصَرْتَهُ
و بر دشمنانت غلبه دادی
وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی إِذَا دُعِیتَ بِهِ أَجَبْتَ
و از تو میخواهم با آن نامی که اگر با آن نام خوانده شوی، اجابت میکنی
یَا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ
ای کسی که خلق و اراده امور به دست اوست
یَا مَنْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً
ای کسی که علمش بر هر چیزی احاطه پیدا کرده است
وَأَحْصی کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً
و تعداد همه چیز را شمارش کرده است
یَا مَنْ لَا تُغَیِّرُهُ الْأَیَّامُ وَاللَّیَالِی
ای کسی که تغییر شب و روز تغییری در او ایجاد نمیکند
وَلَا تَتَشَابَهُ عَلَیْهِ الْأَصْوَاتُ
و صداها بر او مشتبه نمیشود
وَلَا تَخْفَی عَلَیْهِ اللُّغَاتُ
و زبانهای مختلف برایش مجهول نمیماند
وَلَا یُبْرِمُهُ إِلْحَاحُ الْمُلِحِّینَ
و اصرار اصرار کنندگان او را خسته نمیکند
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ
میخواهم که بر محمّد و آل او درود فرستی؛ آنان که بهترین خلق تو هستند
فَصَلِّ عَلَیْهِمْ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِکَ
بنابراین بهترین صلواتهایت را برایشان فرست
وَصَلِّ عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلِینَ الَّذِینَ بَلَغُوا عَنْکَ الْهُدَی
و بر تمام پیامبران و مرسلین که به هدایت رسیدند
وَعَقَدُوا لَکَ الْمَوَاثِیقَ بِالطَّاعَةِ
و عهد و پیمانهایی برای اطاعتت بستند
وَصَلِّ عَلَی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ
و بر بندگان صالحت درود فرست
یَا مَنْ لا یُخْلِفُ الْمِیعَادَ
ای کسی که در وعدههایت تخلّف نمیکنی
أَنْجِزْ لِی مَا وَعَدْتَنِی
وعدّه ی را که به من داده ی محقق کن
وَاجْمَعْ لِی أَصْحَابِی
اصحابم را جمع کن
وَصَبِّرْهُمْ وَانْصُرْنِی عَلَی أَعْدَائِکَ وَأَعْدَاءِ رَسُولِکَ
و صبرشان را بیشتر نما و مرا بر دشمنانم و دشمنان پیامبرت یاری کن
وَلَا تُخَیِّبْ دَعْوَتِی
و دعای مرا برنگردان
فَإِنِّی عَبْدُکَ ابْنُ عَبْدِکَ ابْنُ أَمَتِکَ أَسِیرٌ بَیْنَ یَدَیْکَ
زیرا من بنده و فرزند بنده و کنیز تو، در برابر اراده ت اسیر هستم
سَیِّدِی أَنْتَ الَّذِی مَنَنْتَ عَلَیَّ بِهَذَا الْمَقَامِ
سرورم تو بودی که مرا به این مقام مخصوص کردی
وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلَیَّ دُونَ کَثِیرٍ مِنْ خَلْقِکَ
و بر اکثر مخلوقاتت فضیلت دادی
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
از تو میخواهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَأَنْ تُنْجِزَ لِی مَا وَعَدْتَنِی
و وعده م را محقق گردانی؛
إِنَّکَ أَنْتَ الصَّادِقُ
زیرا تو در گفتارت صادق
وَلَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ
و در وعده ت استواری
وَأَنْتَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
و تو بر هر چیزی توانایی داری
زیارت ناحیه مقدسه یا زیارت امام زمانعلیه السلام از امام حسینعلیه السلام
بحارالأنوار / ج 98 / ص 317 / باب 24 - کیفیة زیارته صلوات اللَّه علیه
هرگاه خواستی که در روز عاشورا آن حضرت را زیارت کنی، کنار قبر شریفشان بایست و بگو:
اَلسَّلَامُ عَلَی آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ مِنْ خَلِیقَتِهِ
سلام بر آدم، برگزیده خدا از میان مخلوقاتش
اَلسَّلَامُ عَلَی شَیْثٍ وَلِیِّ اللَّهِ خِیَرَتِهِ
سلام بر شیث، ولیّ و متخب خدا
اَلسَّلَامُ عَلَی إِدْرِیسَ الْقَائِمِ للَّهِبِحُجَّتِهِ
سلام بر ادریس که برای خدا اقامه دلیل کرده است
اَلسَّلَامُ عَلَی نُوحٍ الْمجَابِ فِی دَعْوَتِهِ
سلام بر نوحی که مستجاب الدعوت است
اَلسَّلَامُ عَلَی هُودٍ الْمَمْدُودِ مِنَ اللَّهِ بِمَعُونَتِهِ
سلام بر هودی که از سوی خدا یاری شد
اَلسَّلَامُ عَلَی صَالِحٍ الَّذِی تَوَجَّهَ للَّهِ بِکَرَامَتِهِ
سلام بر صالح که از لطف خدا،متوجّه او شد
اَلسَّلَامُ عَلَی إِبْرَاهِیمَ الَّذِی حَبَاهُ اللَّهُ بِخَلَّتِهِ
سلام بر ابراهیمی که خداوند لباس دوستی خود را به تنش کرد
اَلسَّلَامُ عَلَی إِسْمَاعِیلَ الَّذِی فَدَاهُ اللَّهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ مِنْ جَنَّتِهِ
سلام بر اسماعیل که خداوند او را با قربانی بهشتی، از قربانی شدن، نجات داد
السَّلَامُ عَلَی إِسْحَاقَ الَّذِی جَعَلَ اللَّهُ النُّبُوَّةَ فِی ذُرِّیَّتِهِ
سلام بر اسحاق که خداوند نبوّت را در نسل او قرار داد
السَّلَامُ عَلَی یَعْقُوبَ الَّذِی رَدَّ اللَّهُ عَلَیْهِ بَصَرَهُ بِرَحْمَتِهِ
سلام بر یعقوبی که خداوند از سر رحمت، بینایی چشمانش را به او برگرداند
اَلسَّلَامُ عَلَی یُوسُفَ الَّذِی نَجَّاهُ اللَّهُ مِنَ الْجُبِّ بِعَظَمَتِهِ
سلام بر یوسفی که خداوند با عظمت خود او را از چاه بیرون آورد
اَلسَّلَام عَلَی مُوسَی الَّذِی فَلَقَ اللَّهُ الْبَحْرَ لَهُ بِقُدْرَتِهِ
سلام بر موسی که خدا با قدرتش دریا را برایش شکافت
اَلسَّلَام عَلَی هَارُونَ الَّذِی خَصَّهُ اللَّهُ بِنُبُوَّتِهِ
سلام بر هارون که او را به نبوّتش مخصوص کرد
اَلسَّلَام عَلَی شُعَیْبٍ الَّذِی نَصَرَهُ اللَّهُ عَلَی أُمَّتِهِ
سلام بر شعیب که خدا او را در برابر قومش یاری کرد
اَلسَّلَام عَلَی دَاوُدَ الَّذِی تَابَ اللَّهُ عَلَیْهِ مِنْ خَطِیئَتِهِ
سلام بر داود که خداوند خطایش را بخشید
اَلسَّلَام عَلَی سُلَیْمانَ الَّذِی ذَلَّتْ لَهُ الْجِنُّ بِعِزَّتِهِ
سلام بر سلیمان که با عزّت خدا، اجنّه در برابرش خوار شدند
اَلسَّلَام عَلَی أَیُّوبَ الَّذِی شَفَاهُ اللَّهُ مِنْ عِلَّتِهِ
سلام بر ایوبی که خداوند او را شفا داد
اَلسَّلَام عَلَی یُونُسَ الَّذِی أَنْجَزَ اللَّهُ لَهُ مَضْمُونَ عِدَتِهِ
سلام بر یونس که خدا وعده تضمینی خود را در مورد او عملی کرد
اَلسَّلَام عَلَی عُزَیْرٍ الَّذِی أَحْیَاهُ اللَّهُ بَعْدَ مَیْتَتِهِ
سلام بر عُزَیر که خدا او را بعد از مرگش زنده کرد
اَلسَّلَام عَلَی زَکَرِیَّا الصَّابِرِ فِی مِحْنَتِهِ
سلام بر زکریایی که در سختیها صبور بود
اَلسَّلَام عَلَی یَحْیَی الَّذِی أَزْلَفَهُ اللَّهُ بِشَهَادَتِهِ
سلام بر یحیی که خدا او را با شهادتش زینت داد
اَلسَّلَام عَلَی عِیسَی رُوحِ اللَّهِ وَکَلِمَتِهِ
سلام بر عیسی روح خدا و مخلوق او
اَلسَّلَام عَلَی مُحَمَّدٍ حَبِیبِ اللَّهِ وَصَفْوَتِهِ
سلام بر محمّد، دوست خدا و منتخب او
اَلسَّلَام عَلَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ الْمخْصُوصِ بِأُخُوَّتِهِ
سلام بر امیر المؤمنین، علی بن ابیطالب که برای برادری پیامبر انتخاب شد
اَلسَّلَام عَلَی فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ ابْنَتِهِ
سلام بر فاطمه زهرا دخترش
اَلسَّلَام عَلَی أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ وَصِیِّ أَبِیهِ وَخَلِیفَتِهِ
سلام بر ابی محمّد حسن وصی و جانشین پدرش
اَلسَّلَام عَلَی الْحُسَیْنِ الَّذِی سَمَحَتْ نَفْسُهُ بِمُهْجَتِهِ
سلام بر حسین که سخاوتمندانه خونش را تقدیم کرد
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ فِی سِرِّهِ وَعَلَانِیَتِهِ
سلام بر کسی که در پنهان و پیدا، از خدا اطاعت کرد
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ جَعَلَ اللَّهُ الشِّفَاءَ فِی تُرْبَتِهِ
سلام بر کسی که شفا در تربتش قرار داده شد
اَلسَّلَام عَلَی مَنِ الْإِجَابَةُ تَحْتَ قُبَّتِهِ
سلام بر کسی که اجابت دعا در زیر قبه او قرار داده شد
اَلسَّلَام عَلَی مَنِ الْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ
سلام بر امامانی که از نسل او هستند
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ خَاتَمِ الْأَنْبِیَاءِ
سلام بر فرزند خاتم الانبیاء
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ سَیِّدِ الْأَوْصِیاءِ
سلام بر فرزند سرور اوصیاء الهی (پاورقی: مقصود از سرور اوصیای الهی حضرت علی بن ابیطالبعلیه السلام میباشد.)
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ
سلام بر فرزند فاطمه زهراء
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ خَدِیجَةَ الْکُبْرَی
سلام بر فرزند خدیجه کبری
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَی
سلام بر فرزند سدرةالمنتهی. (پاورقی: سدرة المنتهی نام محلی است که در آسمان چهارم قرار دارد. آنجا همان محلی است که جبرئیل از همراهی پیامبر در شب معراج عاجز ماند و نتوانست داخل آن شود. در روایتی از امام صادقعلیه السلام دلیل این نامگذاری چنین بیان شده است که نامههای اعمال بندگان در منطقه ی پایینتر از آن توسط ملائکه الهی ثبت و ضبط میشود. از این رو به آن سدرةالمنتهی گفته میشود؛ زیرا اعمال انسان به آن منتهی میگردد.)
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ جَنَّةِ الْمَأْوَی
سلام بر فرزند جنّت لمأوی
اَلسَّلَام عَلَی ابْنِ زَمْزَمَ وَالصَّفَا
سلام بر فرزند زمزم و صفا
اَلسَّلَام عَلَی الْمُرَمَّلِ بِالدِّمَاءِ
سلام بر آغشته به خون
اَلسَّلَام عَلَی الْمَهْتُوکِ الْخِبَاءِ
سلام بر کسی که خیمههایش هتک حرمت شدند
اَلسَّلَام عَلَی خَامِسِ أَصْحَابِ أَهْلِ الْکِسَاءِ
سلام بر پنجمین از اهل کساء. (پاورقی: پنج تن آل کساء یا آل عبا رسول گرامی اسلام، امیرالمؤمنینعلیه السلام، حضرت صدیقه کبری و حسنین میباشند.)
اَلسَّلَام عَلَی غَرِیبِ الْغُرَبَاءِ
سلام بر غریبترین
اَلسَّلَام عَلَی شَهِیدِ الشُّهَدَاءِ
سلام بر مظلومترین شهید
اَلسَّلَام عَلَی قَتِیلِ الْأَدْعِیَاءِ
سلام بر کشته شده توسط دعوت کنندکان
اَلسَّلَام عَلَی سَاکِنِ کَرْبَلَاءَ
سلام بر ساکن کربلا
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ بَکَتْهُ مَلَائِکَةُ السَّمَاءِ
سلام بر کسی که ملائکه آسمان برایش گریستند
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ ذُرِّیَّتُهُ الْأَزْکِیَاءُ
سلام بر کسی که نسل او انسانهای طاهر هستند
اَلسَّلَام عَلَی یَعْسُوبِ الدِّینِ
سلام بر پناه دین
اَلسَّلَام عَلَی مَنَازِلِ الْبَرَاهِینِ
سلام بر محل نزول برهان و دلیل
اَلسَّلَام عَلَی الْأَئِمَّةِ السَّادَاتِ
سلام بر ائمه بزرگوار
اَلسَّلَام عَلَی الْجُیُوبِ الْمُضَرَّجَاتِ
سلام بر گریبانهای چاک خورده و غرق در خون
اَلسَّلَام عَلَی الشِّفَاهِ الذَّابِلَاتِ
سلام بر لبهای خشک
اَلسَّلَام عَلَی النُّفُوسِ الْمُصْطَلَمَاتِ
سلام بر اشخاص تکه تکه شده
اَلسَّلَام عَلَی الْأَرْوَاحِ الْمخْتَلَسَاتِ
سلام بر ارواح ربوده شده
اَلسَّلَام عَلَی الْأَجْسَادِ الْعَارِیَاتِ
سلام بر اجساد عریان
اَلسَّلَام عَلَی الْجُسُومِ الشَّاحِبَاتِ
سلام بر اجسام متغیر و رنگ پریده
اَلسَّلَام عَلَی الدِّمَاءِ السَّائِلَاتِ
سلام بر خونهای جاری
اَلسَّلَام عَلَی الْأَعْضَاءِ الْمُقَطَّعَاتِ
سلام بر اعضای قطعه قطعه شده
اَلسَّلَام عَلَی الرُّءُوسِ الْمُشَالَاتِ
سلام بر سرهای بریده شده
اَلسَّلَام عَلَی النِّسْوَةِ الْبَارِزَاتِ
سلام بر زنهای بدون حرم و پوشش
اَلسَّلَام عَلَی حُجَّةِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
سلام بر حجّت پروردگار عالمیان
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی آبَائِکَ الطَّاهِرِینَ
سلام بر تو و بر پدران پاکت
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی أَبْنَائِکَ الْمُسْتَشْهَدِینَ
سلام بر تو و بر پسران شهیدت
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی ذُرِّیَّتِکَ النَّاصِرِینَ
سلام بر تو بر نسل یاریگرت
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی الْمَلَائِکَةِ الْمُضَاجِعِینَ
سلام بر تو و ملائکه ی که در حرم تو مستقر شده ند
اَلسَّلَام عَلَی الْقَتِیلِ الْمَظْلُومِ
سلام بر تو ای کشته مظلوم
اَلسَّلَام عَلَی أَخِیهِ الْمَسْمُومِ
سلام بر کسی که برادرش مسموم شد
اَلسَّلَام عَلَی عَلِیٍّ الْکَبِیرِ
سلام بر تو ای بزرگ من
اَلسَّلَام عَلَی الرَّضِیعِ الصَّغِیرِ
سلام بر طفل شیرخوار
اَلسَّلَام عَلَی الْأَبْدَانِ السَّلِیبَةِ
سلام بر بدنهای ربوده شده
اَلسَّلَام عَلَی الْعِتْرَةِ الْقَرِیبَةِ
سلام بر خاندان نزدیک
اَلسَّلَام عَلَی الْمجَدَّلِین فِی الْفَلَوَاتِ
سلام بر به خاک افتادگان در صحرا
اَلسَّلَام عَلَی النَّازِحِینَ عَنِ الْأَوْطَانِ اَلسَّلَام عَلَی الْمَدْفُونِینَ بِلَا أَکْفَانٍ
سلام بر آواره شدگان از وطنها، سلام بر دفن شدگان بدون کفن
اَلسَّلَام عَلَی الرُّءُوسِ الْمُفَرَّقَةِ عَنِ الْأَبْدَانِ
سلام بر سرهای جدا از تن
اَلسَّلَام عَلَی الْمحْتَسِبِ الصَّابِرِ
سلام بر امیدوار به رحمت و صابر در بلا
اَلسَّلَام عَلَی الْمَظْلُومِ بِلَا نَاصِرٍ
سلام بر مظلوم بدون یاور
اَلسَّلَام عَلَی سَاکِنِ التُّرْبَةِ الزَّاکِیَةِ
سلام بر ساکن در خاک پاک
اَلسَّلَام عَلَی صَاحِبِ الْقُبَّةِ السَّامِیَةِ
سلام بر کسی که صاحب گنبد نامدار است
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ طَهَّرَهُ الْجَلِیلُ
سلام بر کسی که خدا او را طهارت داد
اَلسَّلَام عَلَی مَنِ افْتَخَرَ بِهِ جَبْرَئِیلُ
سلام بر کسی که جبرئیل به او افتخار کرد
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ نَاغَاهُ فِی الْمَهْدِ مِیکَائِیلُ
سلام بر کسی که میکائیل در گهواره برایش لالایی خواند
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ نُکِثَتْ ذِمَّتُهُ
سلام بر کسی که پیمانش شکسته شد
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ هُتِکَتْ حُرْمَتُهُ
سلام بر کسی که حرمتش شکسته شد
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ أُرِیقَ بِالظُّلْمِ دَمُهُ
سلام بر کسی که مظلومانه خونش ریخته شد
اَلسَّلَام عَلَی الْمُغَسَّلِ بِدَمِ الْجِرَاحِ
سلام بر کسی که با خون جراحاتش غسل داده شد
اَلسَّلَام عَلَی الْمجَرَّعِ بِکَاسَاتِ الرِّمَاحِ
سلام بر کسی که با کاسههای جراحاتش آبیاری شد
اَلسَّلَام عَلَی الْمُضَامِ الْمُسْتَبَاحِ
سلام بر کسی که خونش مباح شد
اَلسَّلَام عَلَی الْمَنْحُورِ فِی الْوَرَی
سلام بر کسی که از پشت سر بریده شد
اَلسَّلَام عَلَی مَنْ دَفَنَهُ أَهْلُ الْقُرَی
سلام بر کسی که او را اهل روستا دفن کردند
اَلسَّلَام عَلَی الْمَقْطُوعِ الْوَتِینِ
سلام بر کسی که رگ قلبش بریده شد
اَلسَّلَام عَلَی الْمحَامِی بِلَا مُعِینٍ
سلام بر حامی بدون یاور دین
اَلسَّلَام عَلَی الشَّیْبِ الْخَضِیبِ
سلام بر محاسن آغشته به خون
اَلسَّلَام عَلَی الْخَدِّ التَّرِیبِ
سلام بر گونههای خاک آلود
اَلسَّلَام عَلَی الْبَدَنِ السَّلِیبِ
سلام بر بدن بریده بریده
اَلسَّلَام عَلَی الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضِیبِ
سلام بر زیر دندانهای کوبیده شده با چوب
اَلسَّلَام عَلَی الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ
سلام بر سر بلند شده بر فراز نیزهها
اَلسَّلَام عَلَی الْأَجْسَامِ الْعَارِیَةِ
سلام بر اجسام عریان در صحراها
فِی الْفَلَوَاتِ تَنْهَشُهَا الذِّئَابُ الْعَادِیَاتُ وَتَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّبَاعُ الضَّارِیَاتُ
که گرگهای درنده (پاورقی: مقصود از آن لشکریان دشمن است، نه گرگهای واقعی؛ زیرا اجسام انبیاء و اولیا بر آنان حرام است.) آن را به دندان گرفتند و درندگان خونخوار در میان آنها رفتو آمد کردند
اَلسَّلَام عَلَیْکَ یَا مَوْلَایَ وَعَلَی الْمَلَائِکَةِ الْمَرْفُوفِینَ حَوْلَ
سلام بر تو ای مولا و سرور من و بر ملائکه، که بالها را گشوده و در
قُبَّتِکَ الْحَافِّینَ بِتُرْبَتِکَ الطَّائِفِینَ بِعَرْصَتِکَ الْوَارِدِینَ لِزِیَارَتِکَ
اطراف گنبدت حرکت میکنند و حریم تو را طواف مینمایند و برای زیارتت وارد میشوند
اَلسَّلَام عَلَیْکَ فَإِنِّی قَصَدْتُ إِلَیْکَ وَرَجَوْتُ الْفَوْزَ لَدَیْکَ
سلام بر تو، من به پیشگاه تو آمدم و امیدوارم که در نزد تو به موفقیّت برسم
اَلسَّلَام عَلَیْکَ سَلَامَ الْعَارِفِ بِحُرْمَتِکَ
سلام بر تو، سلام کسی که حرمت تو را میشناسد
الْمخْلِصِ فِی وَلَایَتِکَ
و در ولایتت خالص شده است
الْمُتَقَرِّبِ إِلَی اللَّهِ بِمَحَبَّتِکَ
و با محبّت تو به خدا تقرّب میجوید
الْبَرِیءِ مِنْ أَعْدَائِکَ
و از دشمنانت بیزار است
سَلَامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصَابِکَ مَقْرُوحٌ
سلام کسی که قلبش در مصیبت تو مجروح
وَدَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِکَ مَسْفُوحٌ
و اشکش به هنگام یاد تو جاری است
سَلَامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزِینِ الْوَالِهِ الْمُسْتَکِینِ
سلام داغداری که محزون و دلداده و برجای مانده است
سَلَامَ مَنْ لَوْ کَانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ لَوَقَاکَ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ
سلام کسی که اگر در میدان جنگ با تو بود، تو را با سپر کردن خود در برابر شمشیرها محافظت میکرد
وَبَذَلَ حُشَاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحُتُوفِ
و جانش را برای تو فدا میکرد
وَجَاهَدَ بَیْنَ یَدَیْکَ
و در مقابلت مجاهدت مینمود
وَنَصَرَکَ عَلَی مَنْ بَغَی عَلَیْکَ
و در برابر متجاوزان، تو را یاری میکرد
وَفَدَاکَ بِرُوحِهِ وَجَسَدِهِ وَمَالِهِ وَوَلَدِهِ
و جان و جسم و مال و فرزند را فدای تو میکرد
وَرُوحُهُ لِرُوحِکَ فِدَاءٌ
آری روحش را فدای روحت
وَأَهْلُهُ لِأَهْلِکَ وِقَاءٌ
خانواده ش را فدای خانواده ات مینمود
فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِی الدُّهُورُ
اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت
وَعَاقَنِی عَنْ نَصْرِکَ الْمَقْدُورُ
و مرا از یاری در حدّ مقدور، محروم کرد
وَلَمْ أَکُنْ لِمَنْ حَارَبَکَ مُحَارِباً
در نتیجه نتوانستم با دشمنانت، دشمنی
وَلِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَدَاوَةَ مُنَاصِباً
و با کسانی که پایه گذاران خصومت با تو بودند، خصومت نمایم
فَلَأَنْدُبَنَّکَ صَبَاحاً وَمَسَاءً
در مقابل صبح و شام برایت ندبه و مرثیه میخوانم
وَلَأَبْکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسْرَةً عَلَیْکَ
و به جای اشک، خون حسرت میگریم
وَتَأَسُّفاً عَلَی مَا دَهَاکَ وَتَلَهُّفاً حَتَّی أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصَابِ وَغُصَّةِ الِاکْتِیَابِ
حسرت و تاسف بر فاجعه ی که برایت رخ داد و غم و غصه تا زمانی که از شدّت مصیبت تو بسوزم و بمیرم
أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلَاةَ
شهادت میدهم که: تو نماز را به پا داشتی
وَآتَیْتَ الزَّکَاةَ
و زکات را ادا کردی
وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ
و امر به معروف
وَنَهَیْتَ عَنِ الْمُنْکَرِ َالْعُدْوَانِ
و نهی از منکر نمودی
وَأَطَعْتَ اللَّهَ
و مطیع خدا بودی
وَمَا عَصَیْتَهُ
و معصیتش را نکردی
وَتَمَسَّکْتَ بِهِ وَبِحَبْلِهِ
و به او و دستاویزش چسبیدی
فَأَرْضَیْتَهُ وَخَشِیتَهُ
در نتیجه او را از خود راضی کردی و ترسیدی
وَرَاقَبْتَهُ وَاسْتَجَبْتَهُ
و مراقب اطاعتش بودی و اوامرش را اجابت کردی
وَسَنَنْتَ السُّنَنَ
و سنّتهایش را سنّت کردی
وَأَطْفَأْتَ الْفِتَنَ
و فتنهها را خاموش نمودی
وَدَعَوْتَ إِلَی الرَّشَادِ
و به سوی رشد و بالندگی هدایت کرده
وَأَوْضَحْتَ سُبُلَ السَّدَادِ
و راههای پایداری را روشن
وَجَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ الْجِهَادِ
و در مسیر او جهاد نمودی
وَکُنْتَ للَّهِ طَائِعاً
مطیع خدا
وَلِجَدِّکَ مُحَمَّدٍصَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَآلِهِ تَابِعاً
و پیرو جدّت محمد درود خدا بر او و خاندانش باد
وَلِقَوْلِ أَبِیکَ سَامِعاً
و برای سخن پدرت شنوا
وَإِلَی وَصِیَّةِ أَخِیکَ مُسَارِعاً
و به سوی وصیت برادرت شتابگر کوشا
وَلِعِمَادِ الدِّینِ رَافِعاً
و برای بلند کننده ستونهای دین
وَلِلطُّغْیَانِ قَامِعاً
و قلع و قمع کننده طغیان کنندگان
وَلِلطُّغَاةِ مُقَارِعاً
و درهم کوبنده سرکشان
وَلِلْأُمَّةِ نَاصِحاً
و خیرخواه امت
وَفِی غَمَرَاتِ الْمَوْتِ سَابِحاً
و در لحظات مرگ ستایشگر و تسبیح کننده خدا
وَلِلْفُسَّاقِ مُکَافِحاً
و مجازات کننده فاسقان
وَبِحُجَجِ اللَّهِ قَائِماً
و قیام کننده با ادلّه الهی
وَلِلْاِسْلَام وَالْمُسْلِمِینَ رَاحِماً
و دلسوز برای اسلام و مسلمانان
وَلِلْحَقِّ نَاصِراً
و یاریگر حقّ
وَعِنْدَ الْبَلَاءِ صَابِراً
و صبور در بلا
وَلِلدِّینِ کَالِئاً
و یاور دین
وَعَنْ حَوْزَتِهِ مُرَامِیاً
و محافظت کننده از محدوده ایین
تَحُوطُ الْهُدَی وَتَنْصُرُهُ
و هدایت را نگاهداشتی و یاریش کردی
وَتَبْسُطُ الْعَدْلَ وَتَنْشُرُهُ
و گسترش دهنده عدالت و انرا پراکنده ساختی
وَتَنْصُرُ الدِّینَ وَتُظْهِرُهُ
و ایین را یاری کردی و اشکارش ساختی
وَتَکُفُّ الْعَابِثَ وَتَزْجُرُهُ
و کسی را که دین را بازیچه شمرده بود بازش داشتی و او را راندی
وَتَأْخُذُ لِلدَّنِیِّ مِنَ الشَّرِیفِ
و (حق را) از پست برای شریف باز ستاندی
وَتُسَاوِی فِی الْحُکْمِ بَیْنَ الْقَوِیِّ وَالضَّعِیفِ
و عادل در حکم میان قوی و ضعیف
کُنْتَ رَبِیعَ الْأَیْتَامِ
تو باران بهاری یتیمان و بی پدران بودی
وَعِصْمَةَ الْأَنَامِ
و بازدارنده مردمان از ( بدی)
وَعِزَّ الْإسْلَامِ
و عزّت اسلام
و مَعْدِنَ الْأَحْکَامِ
و معدن احکام
وَحَلِیفَ الْإِنْعَامِ
و هم پیمان نیکویی
سَالِکاً طَرَائِقَ جَدِّکَ وَأَبِیکَ
ادامه دهنده راه جدّ و پدرت
مُشَبَّهاً فِی الْوَصِیَّةِ لِأَخِیکَ
و در وصیت شبیه برادرت بودی
وَفِیَّ الذِّمَمِ
خوش عهد
رَضِیَّ الشِّیَمِ
خوشرفتار
ظَاهِرَ الْکَرَمِ
کَرَم های اشکار
مُتَهَجِّداً فِی الظُّلَمِ
بزرگوار، شب زنده دار
قَوِیمَ الطَّرَائِقِ
برپاگر روشهای(نیکو)
کَرِیمَ الْخَلَائِقِ
بخشنده به افریدگان
عَظِیمَ السَّوَابِقِ
سابقهدار بزرگ
شَرِیفَ النَّسَبِ
با نسب شریف
مُنِیفَ الْحَسَبِ
با حسب فراوان
رَفِیعَ الرُّتَبِ
صاحب رتبه های بلند
کَثِیرَ الْمَنَاقِبِ
صاحب فضائل فراوان
مَحْمُودَ الضَّرَائِبِ
صاحب سرشتهای ستوده
جَزِیلَ الْمَوَاهِبِ
واجد موهبت های بسیار
حَلِیمٌ رَشِیدٌ
بردبار، رشید
مُنِیبٌ جَوَادٌ
بازگشت کننده (بسوی خدا)، سخی
عَلِیمٌ شَدِیدٌ
دانای مستحکم
إِمَامٌ شَهِیدٌ
امام شهید
أَوَّاهٌ مُنیبٌ
امرزشگر، انابه کننده
حَبِیبٌ مَهِیبٌ
دوستدارنده، ترسان
کُنْتَ لِلرَّسُولِصَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَآلِهِ وَلَداً
تو بودی برای رسول خدا، فرزند
وَلِلْقُرْآنِ مُنْقِداً
و برای قرآن، تابع
وَلِلْأُمَّةِ عَضُداً
و برای امت، بازو
وَفِی الطَّاعَةِ مُجْتَهِداً
و در اطاعت خدا تلاشگری
حَافِظاً لِلْعَهْدِ وَالْمِیثَاقِ
نگاهبان عهد و پیمان
نَاکِباً عَنِ سُبُلِ الْفُسَّاقِ
کنارگیر از راههای گناهکاران و هرزگان
وَبَاذِلاً لِلْمَجْهُودِ
عطا کننده و بخشنده به مسکین به سختی افتاده
طَوِیلَ الرُّکُوعِ وَالسُّجُودِ
تو اهل رکوع و سجدههای طولانی بودی
زَاهِداً فِی الدُّنْیَا زُهْدَ الرَّاحِلِ عَنْهَا
کنارگیر در دنیا (چو) کنارگیری کوچ کننده از ان
نَاظِراً إِلَیْهَا بِعَیْنِ الْمُسْتَوْحِشِینَ مِنْهَا
و نگرنده به دنیا به دیده ترسندگان از ان (بودی)
آمَالُکَ عَنْهَا مَکْفُوفَةٌ
ارزوهایت از ان بازداشته شده
وَهِمَّتُکَ عَنْ زِینَتِهَا مَصْرُوفَةٌ
و همت و تلاشت از ارایشهایش برگرفته بود
وَإِلْحَاظُکَ عَنْ بَهْجَتِهَا مَطْرُوفَةٌ
چشمت از نگریستن به شادی افرینی (دنیا) بسته بود
وَرَغْبَتُکَ فِی الآْخِرَةِ مَعْرُوفَةٌ
اشتیاق و رغبتت در مورد اخرت شناخته شده و مشهور (بود)
حَتَّى إِذَا الْجَوْرُ مَدَّ بَاعَهُ، وَ أَسْفَرَ الظُّلْمُ قِنَاعَهُ، وَ دَعَا الْغَيُّ أَتْبَاعَهُ، وَ أَنْتَ فِي حَرَمِ جَدِّكَ قَاطِنٌ
تا این که بیداد دستش را از آستین برون کرد، و ستم پرده از روی اسلحه اش برداشت، و گمراهی پیروانش را فرا خواند، و تو در حرم جدت ساکن بودی
وَ لِلظَّالِمِينَ مُبَايِنٌ
و از ستمگران جدائی گزیننده
جَلِيسُ الْبَيْتِ وَ الْمِحْرَابِ
در خانه ومحراب (عبادتگاه خود) نشسته بودی
مُعْتَزِلٌ عَنِ اللَّذَّاتِ وَ الشَّهَوَاتِ
از لذتها وشهوت ها دوری گزیده
تُنْكِرُ الْمُنْكَرَ بِقَلْبِكَ
زشتی را با قلبت زشت می شمردی
وَ لِسَانِكَ
و (با) زبانت (زشت می شمردی.)
عَلَى قَدْرِ طَاقَتِكَ وَ إِمْكَانِكَ
به مقدار توان و امکانت (زشت می شمردی.)
ثُمَّ اقْتَضَاكَ الْعَلَمُ لِلْإِنْكَارِ
سپس موقعیت چنان ایجاب کرد که پرچم مخالفت را برداری
وَ لَزِمَكَ أَنْ تُجَاهِدَ الْفُجَّارَ
وتو را بر آن داشت که با عیاشان وهرزگان کارزار کنی
فَسِرْتَ فِي أَوْلَادِكَ وَ أَهَالِيكَ
پس با فرزندان و خاندان به راه افتادی
وَ شِيعَتِكَ وَ مَوَالِيكَ
و پیروان و دوستانت (به راه افتادی)
وَ صَدَعْتَ بِالْحَقِّ وَ الْبَيِّنَةِ
وحقیقت را به روشنی ودرستی آشکار کردی
وَ دَعَوْتَ إِلَى اللَّهِ بِالْحِكْمَةِ
و به سوی خدا با حکمت فرا خواندی
وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ
و پند واندرزهای نیکو (فرا خواندی.)
وَ أَمَرْتَ بِإِقَامَةِ الْحُدُودِ
وبه برپا داشتن حدود امر کردی
وَ الطَّاعَةِ لِلْمَعْبُودِ
وفرمان بری از معبود (امر کردی.)
وَ نَهَيْتَ عَنِ الْخَبَائِثِ وَ الطُّغْيَانِ
واز پلیدی وطغیان وسرکشی بازداشتی
وَ وَاجَهُوكَ بِالظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ
و(آنان) با ستم ودشمنی با تو برخورد کردند
فَجَاهَدْتَهُمْ بَعْدَ الإيعازِ لَهُمْ [الْإِيعَاذِ اِلَیهِم]
پس با ایشان کارزار کردی پس از آنکه آنان را به انجام آن کار (شایسته) فرا خواندی
وَ تَأْكِيدِ الْحُجَّةِ عَلَيْهِمْ
وحجت را بر ایشان تاکید نمودی
فَنَكَثُوا ذِمَامَكَ وَ بَيْعَتَكَ
پس امان وبیعت ترا شکستند
وَ أَسْخَطُوا رَبَّكَ
وبر پروردگارت خشم کردند
وَ جَدَّكَ
و نیایت (خشم کردند،)
وَ بَدَءُوكَ بِالْحَرْبِ
وجنگ را با تو آغاز نمودند
فَثَبَتَّ لِلطَّعْنِ
پس بر زخم زبانها ایستادگی کردی
وَ الضَّرْبِ
وضربه ها (ایستادگی کردی)
وَ طَحَنْتَ جُنُودَ الْفُجَّارِ
ولشگریان ستمگران هرزه را درهم کوبیدی
وَ اقْتَحَمْتَ قَسْطَلَ الْغُبَارِ
ودر گرد وغبار برخاسته در میدان جنگ وارد شدی
مُجَالِداً بِذِي الْفَقَارِ
در حالی که با (شمشیر) ذوالفقار کارزار می کردی
كَأَنَّكَ عَلِيٌّ الْمُخْتَارُ
بسان آن که حضرت علی مختار (برگزیده)، بودی
فَلَمَّا رَأَوْكَ ثَابِتَ الْجَأْشِ
پس چون ترا پایدار وغیر گریزپا
غَيْرَ خَائِفٍ
نا ترس
وَ لَا خَاشٍ
و غیر پست دیدند
نَصَبُوا لَكَ غَوَائِلَ مَكْرِهِمْ
شرارت های فریبهایشان را برای تو برافراشتند
وَ قَاتَلُوكَ بِكَيْدِهِمْ وَ شَرِّهِمْ
و با حیله و شرارت خویش با تو جنگیدند
وَ أَمَرَ اللَّعِينُ جُنُودَهُ
و آن نفرین شده لشگریانش را فرمان داد
فَمَنَعُوكَ الْمَاءَ وَ وُرُودَهُ
پس ترا از آب و وارد شدن در آن باز داشتند
وَ نَاجَزُوكَ الْقِتَالَ
و ترا به جنگ کشاندند
وَ عَاجَلُوكَ النِّزَالَ
و در جنگ بر تو شتافتند (واسبها را زین کردند)
وَ رَشَقُوكَ بِالسِّهَامِ وَ النِّبَالِ
وترا با تیرها وسنگها زدند
وَ بَسَطُوا إِلَيْكَ أَكُفَّ الِاصْطِلَامِ
و دستهای از میان برداشتن و نابود کردن را بر تو گشودند
وَ لَمْ يَرْعَوْا لَكَ ذِمَاماً
و احترام ترا حفظ نکردند
وَ لَا رَاقَبُوا فِيكَ أَثَاماً [الْأَنَامَ]، فِي قَتْلِهِمْ أَوْلِيَاءَكَ
و از جزای گناه (خویش) در حق تو، (و) کشتن فرزندانت نترسیدند
وَ نَهْبِهِمْ رِحَالَكَ
و (از) تاراج باردان هایت (نترسیدند)
أَنْتَ مُقَدَّمٌ فِي الْهَبَوَاتِ
در حالی که تو پیشتاز در گرد وغبار بودی
وَ مُحْتَمِلٌ لِلْأَذِيَّاتِ
وتحمل کننده آزارها واذیتها
وَ قَدْ عَجِبَتْ مِنْ صَبْرِكَ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ
(که) فرشتگان آسمان از صبر وشکیب تو به شگفتی افتادند
وَ أَحْدَقُوا بِكَ مِنْ كُلِّ الْجِهَاتِ
پس از هر سو دور تو را گرفتند
وَ أَثْخَنُوكَ بِالْجِرَاحِ
و زخمهای کاری بر تو زدند
وَ حَالُوا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الرَّوَاحِ
ومیان تو وشب مانع شدند (نگذاشتند کارت تا شب بطور انجامد)
وَ لَمْ يَبْقَ لَكَ نَاصِرٌ
در حالی که برای تو یاوری نمانده بود
وَ أَنْتَ مُحْتَسِبٌ
تو حسابگر
صَابِرٌ
شکیبا بودی
تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَ أَوْلَادِكَ
از زنانت وفرزندانت دفاع می کردی
حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوَادِكَ
تا این که ترا از اسبت انداختند
فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَرِيحاً
پس تو زخمی بر زمین افتادی
تَطَؤُكَ الْخُيُولُ بِحَوَافِرِهَا
اسبها با سمهایشان بر تو تاختند
وَ تَعْلُوكَ الطُّغَاةُ بِبَوَاتِرِهَا
وستمگران وسرکشان شمشیرهای برانشان را بر تو فرو آوردند
قَدْ رَشَحَ لِلْمَوْتِ جَبِينُكَ
پیشانیت برای مردن عرق کرده بود
وَ اخْتَلَفَتْ بِالانْقِبَاضِ وَ الِانْبِسَاطِ شِمَالُكَ وَ يَمِينُكَ
وبه راست وچپ کشیده وجمع می شدی (وبه خود می پیچیدی)
تُدِيرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلَى رَحْلِكَ وَ بَيْتِكَ، وَ قَدْ شُغِلْتَ بِنَفْسِكَ عَنْ وُلْدِكَ وَ أَهْلِكَ
گوشه چشمت را به سوی باردانت وخانه ات گرداندی، وبه تحقیق از فرزندان وخاندانت به نفست مشغول گردانیده شدی
وَ أَسْرَعَ فَرَسُكَ شَارِداً
و اسب گریزان شتافت
وَ إِلَى خِيَامِكَ قَاصِداً
به سوی خیمه هایت
مُحَمْحِماً
(در حال) شیهه کشنده
بَاكِياً
و گریان
فَلَمَّا رَأَيْنَ النِّسَاءُ جَوَادَكَ مَخْزِيّاً
پس هنگامی که زنان، اسبت را شرمسار دیدند
وَ نَظَرْنَ سَرْجَكَ عَلَيْهِ مَلْوِيّاً
و به زین برگشته ات نگاه کردند
بَرَزْنَ مِنَ الْخُدُورِ
از سراپرده ها برون آمدند
نَاشِرَاتِ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ
با موهای پریشان بر گونه ها
لَاطِمَاتِ الْوُجُوهِ، سَافِرَاتٍ
(که) با روی نیمه باز بر رخسار (خو) سیلی می زدند
وَ بِالْعَوِيلِ دَاعِيَاتٍ
وشیون کنان وناله کننده
وَ بَعْدَ الْعِزِّ مُذَلَّلَاتٍ
در حالی که پس از عزت وشکوه خوار وذلیل شده اند
وَ إِلَى مَصْرَعِكَ مُبَادِرَاتٍ
وبه سوی قتلگاهت شتابان (بودند)
وَ الشِّمْرُ جَالِسٌ عَلَى صَدْرِكَ
وشمر بر روی سینه ات نشسته بود
مُولِغٌ سَيْفَهُ عَلَى نَحْرِكَ
(و)شمشیرش را بر گودی زیر گلوی تو فرو برده
قَابِضٌ عَلَى شَيْبَتِكَ بِيَدِهِ
وریشت را بدستش گرفته (بود)
ذَابِحٌ لَكَ بِمُهَنَّدِهِ
وسر تو را به شمشیر هندی اش می برید
قَدْ سَكَنَتْ حَوَاسُّكَ
حواست (در آن حال) آرامش داشت
وَ خَفِيَتْ أَنْفَاسُكَ
ونفسهایت پنهان شده بود
وَ رُفِعَ عَلَى الْقَنَا رَأْسُكَ
وسرت بر نیزه بلند شد
وَ سُبِيَ أَهْلُكَ كَالْعَبِيدِ
وخانواده ات چون بندگان اسیر شدند
وَ صُفِّدُوا فِي الْحَدِيدِ
و به وسیله آهنها غل وزنجیر گردیدند
فَوْقَ أَقْتَابِ الْمَطِيَّاتِ
بالای پالان های چهارپایان
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمْ حَرُّ الْهَاجِرَاتِ
چهره هایشان از گرمای ظهرهای تابستان می سوخت
يُسَاقُونَ فِي الْبَرَارِي وَ الْفَلَوَاتِ
در بیابانها ودشت های پهناور پیش برده می شدند
أَيْدِيهِمْ مَغْلُولَةٌ إِلَى الْأَعْنَاقِ
دستهایشان به گردنهایشان آویخته بود
يُطَافُ بِهِمْ فِي الْأَسْوَاقِ
(و) در بازارها گردانده می شدند
فَالْوَيْلُ لِلْعُصَاةِ الْفُسَّاقِ
پس وای بر سرکشان هرزه گنهکار
لَقَدْ قَتَلُوا بِقَتْلِكَ الْإِسْلَامَ
به کشتنت اسلام را کشتند
وَ عَطَّلُوا الصَّلَاةَ
ونماز را بیهوده و مهمل گذاشتند
وَ الصِّيَامَ
و روزه (را بیهوده و مهمل گذاشتند)
وَ نَقَضُوا السُّنَنَ
وسنتها را شکستند ونقض نمودند
وَ الْأَحْكَامَ
و (همچنین) احکام را (شکستند و نقض نمودند،)
وَ هَدَمُوا قَوَاعِدَ الْإِيمَانِ
و پایه های ایمان را نابود کردند
وَ حَرَّفُوا آيَاتِ الْقُرَآنِ
وآیات قرآن را تحریف نمودند
وَ هَمْلَجُوا فِي الْبَغْيِ وَ الْعُدْوَانِ
ودر فساد ودشمنی سخت پیش دویدند
لَقَدْ أَصْبَحَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَوْتُوراً
به تحقیق رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم انتقام خون کشته اش ناگرفته ماند
وَ عَادَ كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَهْجُوراً
وکتاب خدای عز وجل رها شده گردید
وَ غُودِرَ الْحَقُّ إِذْ قُهِرْتَ مَقْهُوراً
وآنگاه که تو مغلوب گردیدی به حق وحقیقت خیانت شد
وَ فُقِدَ بِفَقْدِكَ التَّكْبِيرُ
و به نابودی ات الله اکبر از میان رفت
وَ التَّهْلِيلُ
و لا اله الا الله
وَ التَّحْرِيمُ
وتحریم
وَ التَّحْلِيلُ
وتحلیل
وَ التَّنْزِيلُ
وتنزیل
وَ التَّأْوِيلُ
و تاویل (از میان رفت.)
وَ ظَهَرَ بَعْدَكَ التَّغْيِيرُ
و پس از تو تغییر آشکار گردید
وَ التَّبْدِيلُ
و تبدیل
وَ الْإِلْحَادُ
و بی دینی
وَ التَّعْطِيلُ
و کفر
وَ الْأَهْوَاءُ
و خواستهای نفسانی
وَ الْأَضَالِيلُ
و گمراهی ها
وَ الْفِتَنُ
و آشوب ها
وَ الْأَبَاطِيلُ
و بیهودگی ها و باطل ها (آشکار گردید.)
فَقَامَ نَاعِيكَ عِنْدَ قَبْرِ جَدِّكَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
پس همانا خبر دهنده مرگت در کنار قبر نیایت رسول (خدا) صلی الله علیه وآله وسلم بپا خواست
فَنَعَاكَ إِلَيْهِ بِالدَّمْعِ الْهَطُولِ، قَائِلًا:
وبا اشک ریزان خبر مرگ ترا به حضرتش داد. در حالی که می گفت:
يَا رَسُولَ اللَّهِ قُتِلَ سِبْطُكَ وَ فَتَاكَ
ای رسول خدا فرزندت وجوانت کشته شد
وَ اسْتُبِيحَ أَهْلُكَ وَ حِمَاكَ
خانواده ات ونزدیکانت بیچاره شدند
وَ سُبِيَتْ بَعْدَكَ ذَرَارِيكَ
وفرزندانت پس از تو اسیر شدند
وَ وَقَعَ الْمَحذُورُ بِعِتْرَتكَ وَ ذَوِيكَ
وخانواده وافرادت در گرفتاری وبازداشت افتادند
فَانْزَعَجَ الرَّسُولُ
پس پیامبر آشفته خاطر شد
وَ بَكَى قَلْبُهُ الْمَهُولُ
وقلب (سینه) گریبانش بگریست
وَ عَزَّاهُ بِكَ الْمَلَائِكَةُ وَ الْأَنْبِيَاءُ
وبه خاطر تو فرشتگان وپیامبران بر او سر سلامتی دادند
وَ فُجِعَتْ بِكَ أُمُّكَ الزَّهْرَاءُ
و به خاطر تو مادرت زهرا سوگوار شد ومصیبت زده گردید
وَ اخْتَلَفَتْ جُنُودُ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ، تُعَزِّي أَبَاكَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
فرشتگان مقرب (برای) سوگواری و تسلیت گفتن به پدرت امیرمومنان (به حضورش) آمد و شد کردند
وَ أُقِيمَتْ لَكَ الْمَآتِمُ فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ
و برای تو در اعلی علیین عزا وماتم برپا شد
وَ لَطَمَتْ عَلَيْكَ الْحُورُ الْعِينُ
وبه خاطر تو زنان چشم سیاه درشت دیده (بهشتی) بر (رخسار خود) سیلی زدند
وَ بَكَتِ السَّمَاءُ وَ سُكَّانُهَا
وگریستند آسمان و ساکنانش
وَ الْجِنَانُ وَ خُزَّانُهَا
وبهشت ها وخزانه دارانشان
وَ الْهِضَابُ وَ أَقْطَارُهَا، وَ الْأَرْضُ وَ أَقْطَارُهَا
وکوههای گسترده بر روی زمین وکرانه هایش
وَ الْبِحَارُ وَ حِيتَانُهَا
و دریاها و ماهی هایش
وَ مَكَّةُ وَ بُنْيَانُهَا
و مکه و پایه هایش
وَ الْجِنَانُ وَ وِلْدَانُهَا
وجنیان وفرزندانشان
وَ الْبَيْتُ وَ الْمَقَامُ
و خانه (خدا) ومقام (ابراهیم)
وَ الْمَشْعَرُ الْحَرَامُ
و مشعر الحرام
وَ الْحِلُّ وَ الْإِحْرَامُ
و حل (هنگام برون آمدن از احرام) و احرام (همه)
اللَّهُمَّ فَبِحُرْمَةِ هَذَا الْمَكَانِ الْمُنِيفِ
خدایا به احترام این جایگاه بلند (مرتبه)
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
بر محمد توجه کن،و خاندان محمد (توجه کن،)
وَ احْشُرْنِي فِي زُمْرَتِهِمْ
ومرا به شفاعت ایشان وارد بهشت کن
اللَّهُمَّ فَإِنِّي أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ
ایزدا همانا من به تو متوسل می شوم
يَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِينَ
ای سریع ترین حسابگران
وَ يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ
وای بخشنده وکریمترین کریمان
وَ يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ
وای حکم کننده ترین حکم کنندگان
بِمُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ
به حق محمد انجام پیامبران
رَسُولِكَ إِلَى الْعَالَمِينَ أَجْمَعِينَ
(و) فرستاده ات به سوی تمامی جهانیان
وَ بِأَخِيهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ الْأَنْزَعِ الْبَطِينِ
و به برادرش و پسر عمویش (که) جدا شده از شرک و دوگانه پرستی (بود)، ودرونش انباشته از دانش و ایمان (بود)
الْعَالِمِ الْمَكِينِ
آن دانشمند برخوردار از مقام بلند
عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ
علی امیر مومنان
وَ بِفَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ
و به حق فاطمه سیده زنان جهانیان
وَ بِالْحَسَنِ الزَّكِيِّ عِصْمَةِ الْمُتَّقِينَ
و به حق حسن پاکیزه نگهبان پرواپیشگان
وَ بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنِ أَكْرَمِ الْمُسْتَشْهَدِينَ
و به حق ابا عبدالله حسین کریم ترین شهادت جویان
وَ بِأَوْلَادِهِ الْمَقْتُولِينَ
وبه حق فرزندان کشته شده اش
وَ بِعِتْرَتِهِ الْمَظْلُومِينَ
وبه خاندان ستم دیده اش
وَ بِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ
وبه علی بن الحسین زینت عبادتگران
وَ بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قِبْلَةِ الْأَوَّابِينَ
وبه محمد بن علی قبله گه توبه وبازگشت کنندگان
وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ أَصْدَقِ الصَّادِقِينَ
وجعفر بن محمد راستگوترین راستگویان
وَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ مُظْهِرِ الْبَرَاهِينِ
وموسی بن جعفر آشکار کننده برهانها
وَ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى نَاصِرِ الدِّينِ
وعلی بن موسی یاور آئین
وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قُدْوَةِ الْمُهْتَدِينَ
ومحمد بن علی پیشوا وپیشتاز هدایت شدگان
وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ أَزْهَدِ الزَّاهِدِينَ
وعلی بن محمد پارساترین پارسایان
وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ وَارِثِ الْمُسْتَخْلَفِينَ
وحسن بن علی وارث جانشینان
وَ الْحُجَّةِ عَلَى الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ
وحجت بر تمامی آفریدگان
أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ
که بر محمد توجه کنی
وَ آلِ مُحَمَّدٍ، الصَّادِقِينَ الْأَبَرِّينَ
وخاندان محمد آن راستگویان نیکوکار (توجه کنی،)
آلِ طَهَ وَ يس
آن خاندان طه و یس
وَ أَنْ تَجْعَلَنِي فِي الْقِيَامَةِ مِنَ الْآمِنِينَ
و مرا در روز قیامت از امان یافتگان
الْمُطْمَئِنِّينَ
آسودگان
الْفَائِزِينَ
رستگاران
الْفَرِحِينَ
شادمانان
الْمُسْتَبْشِرِينَ
بشارت یافتگان (قرار دهی.)
اللَّهُمَّ اكْتُبْنِي فِي الْمُسَلِّمِينَ
بار خدایا نام مرا در (زمره) مسلمانان بنویس
وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ
ومرا به صالحان بپیوند
وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ
ونامم را بر زبان اقوام آتیه نیکو وسخنم را دلپذیر گردان
وَ انْصُرْنِي عَلَى الْبَاغِينَ
ومرا بر علیه ستمگران فاسد یاری کن
وَ اكْفِنِي كَيْدَ الْحَاسِدِينَ
واز حیله حسودان نگاهمدار
وَ اصْرِفْ عَنِّي مَكْرَ الْمَاكِرِينَ
وفریب فریبگران را از من دور کن
وَ اقْبِضْ عَنِّي أَيْدِيَ الظَّالِمِينَ
ودستان ستمگران را از من کوتاه نما
وَ اجْمَعْ بَيْنِي وَ بَيْنَ السَّادَةِ الْمَيَامِينِ فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ
ومیان من وآقایان خجستگان در اعلی علیین جمع گردان
مَعَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ
با همان کسانی که بدانان نعمت ارزانی داشتی از جمله پیامبران
وَ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ
وتصدیق کنندگان وشهیدان وصالحان
بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
به رحمت تو ای رحم کننده ترین رحم کنندگان
اللَّهُمَّ إِنِّي أُقْسِمُ عَلَيْكَ بِنَبِيِّكَ الْمَعْصُومِ
بارالها! همانا من ترا به حق پیامبر معصومت سوگند می دهم
وَ بِحُكْمِكَ الْمَحْتُومِ
وبه حق حکم حتمی شده ات
وَ نَهْيِكَ الْمَكْتُومِ
وبه بازداشت ونهی پوشیده شده ات
وَ بِهَذَا الْقَبْرِ الْمَلْمُومِ
وبه حق این قبر که مردمان به زیارتش روی می آورند
الْمُوَسَّدِ فِي كَنَفِهِ الْإِمَامِ الْمَعْصُومِ
(قبری که) در پهلویش امام معصوم کشته شده بدو ظلم شده، آرمیده است
الْمَقْتُولِ الْمَظْلُومِ
کشته شده مظلوم
أَنْ تَكْشِفَ مَا بِي مِنَ الْغُمُومِ
سوگندت می دهم، که مرا از اندوه ها بدر آوری
وَ تَصْرِفَ عَنِّي شَرَّ الْقَدَرِ الْمَحْتُومِ
وشر وبدی قدر (اندازه گیری) حتمی شده ات را از من باز داری
وَ تُجِيرَنِي مِنَ النَّارِ ذَاتِ السَّمُومِ
ومرا از آتش دارای بادهای گرم کشنده، کنارم داری
اللَّهُمَّ جَلِّلْنِي بِنِعْمَتِكَ
خدایا مرا به نعمت خودت بزرگوارم گردان
وَ رَضِّنِي بِقَسْمِكَ
وبه قسمتهایت از من خشنود شو
وَ تَغَمَّدْنِي بِجُودِكَ
به جود از من پرده پوشی کن
وَ كَرَمِكَ
و (به) کرم و بخششت (پرده پوشی کن،)
وَ بَاعِدْنِي مِنْ مَكْرِكَ
و مرا از فریب دور گردان
وَ نَقِمَتِكَ
و (همچنین از) انتقامت
اللَّهُمَّ اعْصِمْنِي مِنَ الزَّلَلِ
الها مرا از گناهان نگاهدار
وَ سَدِّدْنِي فِي الْقَوْلِ
و در سخن (حق) استوارم گردان
وَ الْعَمَلِ
و (همچنین در) کردار (درست)
وَ افْسَحْ لِي فِي مُدَّةِ الْأَجَلِ
و مدت اجل ومهلت مرا گسترش ده
وَ أَعْفِنِي مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ الْعِلَلِ
واز دردها وبیماریها عافیتم بخش
وَ بَلِّغْنِي بِمَوَالِيَّ وَ بِفَضْلِكَ أَفْضَلَ الْأَمَلِ
وبه حق امامانم وبه (حق) فضلت مرا به بهترین آرزوها نائل گردان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
خدایا بر محمد توجه کن و خاندان محمد درود فرست
وَ اقْبَلْ تَوْبَتِي
وتوبه مرا بپذیر
وَ ارْحَمْ عَبْرَتِي
وبر گریه ام رحم کن
وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي
ولغزشم را جبران نما
وَ نَفِّسْ كُرْبَتِي
وسختی ام را آسان گردان
وَ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي
واشتباهم را بپوشان
وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي
وبرایم در میان فرزندانم صالحانی قرار بده
اللَّهُمَّ لَا تَدَعْ لِي فِي هَذَا الْمَشْهَدِ الْمُعَظَّمِ
بار خدایا در این شهادتگاه پرعظمت برایم گناهی را مگذار
وَ الْمَحَلِّ الْمُكَرَّمِ
ومکان پرکرامت
ذَنْباً إِلَّا غَفَرْتَهُ
مگر آنکه آنرا بخشیده باشی
وَ لَا عَيْباً إِلَّا سَتَرْتَهُ
ونه عیبی مگر آنرا پوشانیده باشی
وَ لَا غَمّاً إِلَّا كَشَفْتَهُ
ونه اندوهی را مگر آنرا اصلاح کرده باشی
وَ لَا رِزْقاً إِلَّا بَسَطْتَهُ
ونه روزی ای را مگر آنکه افزون کرده باشی
وَ لَا جَاهاً إِلَّا عَمَرْتَهُ
ونه منزلت ومقامی را مگر آنکه گسترشش داده باشی
وَ لَا فَسَاداً إِلَّا أَصْلَحْتَهُ
ونه فساد وتباهی را مگر آنکه اصلاحش کرده باشی
وَ لَا أَمَلًا إِلَّا بَلَّغْتَهُ
ونه آرزوئی را مگر آنکه آنرا رسانیده باشی
وَ لَا دُعَاءً إِلَّا أَجَبْتَهُ
ونه دعا ونیایشی را مگر آنکه آنرا پذیرفته باشی
وَ لَا مُضَيَّقاً إِلَّا فَرَّجْتَهُ
ونه تنگنائی را مگر آنکه آنرا گشوده باشی
وَ لَا شَمْلًا إِلَّا جَمَعْتَهُ
ونه پراکندگی ای را مگر آنکه گردش آورده باشی
وَ لَا أَمْراً إِلَّا أَتْمَمْتَهُ
ونه کاری را مگر آنکه به انجامش رسانیده باشی
وَ لَا مَالًا إِلَّا كَثَّرْتَهُ
و نه دارائی را مگر آنکه آنرا افزونی بخشیده باشی
وَ لَا خُلُقاً إِلَّا حَسَّنْتَهُ
ونه اخلاقی را مگر آنکه نیکویش گردانیده باشی
وَ لَا إِنْفَاقاً إِلَّا أَخْلَفْتَهُ
ونه انفاق وبخششی را مگر آنکه جانشین (وماندنی)اش کرده باشی
وَ لَا حَالًا إِلَّا عَمَّرْتَهُ
ونه دگرگونی وحال را مگر آنکه آبادش کرده باشی
وَ لَا حَسُوداً إِلَّا قَمَعْتَهُ
ونه حسودی را مگر آنکه از میانش برده باشی
وَ لَا عَدُوّاً إِلَّا أَرْدَيْتَهُ
ونه دشمنی را مگر آنکه درهم شکنی اش
وَ لَا شَرّاً إِلَّا كَفَيْتَهُ
ونه بدی را مگر آنکه حیرانش نموده باشی
وَ لَا مَرَضاً إِلَّا شَفَيْتَهُ
ونه مریضی را مگر آنکه شفایش داده باشی
وَ لَا بَعِيداً إِلَّا أَدْنَيْتُهُ
ونه دور افتاده ای را مگر آنکه نزدیکش کرده باشی
وَ لَا شَعَثاً إلَّا لَمَمْتَهُ
ونه پراکندگی ای را مگر آنکه گردش آوری
وَ لَا سُؤَالًا إِلَّا أَعْطَيْتَهُ
ونه خواستی را مگر آنکه ارزانیش فرموده باشی
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ الْعَاجِلَةِ
خدایا از تو بهترین روی آوردنی
وَ ثَوَابَ الْآجِلَةِ
وثواب آینده را خواستارم
اللَّهُمَّ أَغْنِنِي بِحَلَالِكَ عَنِ الْحَرَامِ
بارالها مرا به حلالت از حرامت بی نیاز گردان
وَ بِفَضْلِكَ عَنْ جَمِيعِ الْأَنَامِ
وبه فضل وبخششت از تمامی آفریدگان (مستغنی ام دار)
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْماً نَافِعاً
الها من از تو دانش بهره دهنده
وَ قَلْباً خَاشِعاً
وقلب خاشع وافتاده
وَ يَقِيناً شَافِياً
ویقینی کامل وشافی
وَ عَمَلًا زَاكِياً
وکردار پاکیزه
وَ صَبْراً جَمِيلًا
وشکیبائی زیبا
وَ أَجْراً جَزِيلًا
و پاداشی فراوان می خواهم
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شُكْرَ نِعْمَتِكَ عَلَيَّ
خدایا سپاسگزاری نعمتهایت را بر من ارزانی کن
وَ زِدْ فِي إِحْسَانِكَ
و در احسان
وَ كَرَمِكَ إِلَيَّ
و کرم و بخشش بی حسابت بر من فزونی قرار ده
وَ اجْعَلْ قَوْلِي فِي النَّاسِ مَسْمُوعاً
وسخنم را در میان مردمان مورد شنیدن قرار ده
وَ عَمَلِي عِنْدَكَ مَرْفُوعاً
ودانشم را نزد خود بلندپایه کن
وَ أَثَرِي فِي الْخَيْرَاتِ مَتْبُوعاً
واثر مرا در خیرات پیوسته ودنبال رونده نما
وَ عَدُوِّي مَقمُوعاً
ودشمنم را خوار وزبون وشکست خورده قرار ده
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَخْيَارِ
خدایا درود فرستبر محمد و خاندان محمد آن برگزیدگان
فِي آنَاءِ اللَّيْلِ وَ أَطْرَافِ النَّهَارِ
در راستای شب وتمامی روز
وَ اكْفِنِي شَرَّ الْأَشْرَارِ
و مرا از شر شوران و بَدان نگاهمدار
وَ طَهِّرْنِي مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْأَوْزَارِ
و پاکیزه ام کن از گناه و پلیدی
وَ أَجِرْنِي مِنَ النَّارِ
و از آتش دورم ساز
وَ أَدْخِلْنِي دَارَ الْقَرَارِ
و مرا در خانه قرار (بهشت) فرود آر
وَ اغْفِرْ لِي وَ لِجَمِيعِ إِخْوَانِي فِيكَ وَ أَخَوَاتِيَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ
و تمامی برادران وخواهران مومن وباورمندم که در راه تو آنها را یافته ام به رحمت خود بیامرز
بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
ای رحم کننده ترین رحم کنندگان
سپس رو به قبله شود و دو رکعت نماز بخوان در رکعت اول سوره انبیا را قرائت کن، و در رکعت دوم سوره حشر را، و سپس قنوت بگیر و بگو:
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ
آن شکیبای کرم کننده بخشایشگر
لَاإِلَهَ إِلَّااللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ
نیست معبودی جز خدای بلند مرتبه و بزرگ
لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ
نیست معبودی جز خدا
رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ
مالک ودارنده آسمان های هفتگانه
وَ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ
وزمینهای هفتگانه
وَمَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ
وآنچه در آنها وآنچه در میان آنهاست
خِلَافاً لِأَعْدَائِهِ،وَ تَكْذِيباً لِمَنْ عَدَلَ بِهِ
در حالی که مخالف با دشمنان دروغ انگارنده او (هستم)، همان کسانی که از او روی گردانیدند
وَ إِقْرَاراً لِرُبُوبِيَّتِهِ
و اقرار بر مالکی اش (می کنم)
وَخُشُوعاً لِعِزَّتِهِ
و افتاده بر عزت و شکوهش (می باشم)
الْأَوَّلُ بِغَيْرِ أَوَّلٍ
ابتدا واول بدون این که اول وابتدای چیزی باشد
وَ الْآخِرُ بِغَيْرِ آخِرٍ
و پایان بدون این که پایان چیزی باشد
الظَّاهِرُ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ بِقُدْرَتِهِ
آشکار بر هر چیز به قدرتش
الْبَاطِنُ دُونَ كُلِّ شَيْ ءٍ بِعِلْمِهِ وَ لُطْفِهِ
وپنهان ودرون هر چیز به دانشش ولطفش
لَاتَقِفُ الْعُقُولُ عَلَى كُنْهِ عَظَمَتِهِ
عقل ها به کنه عظمتش راه ندارند
وَ لَا تُدْرِكُ الْأَوْهَامُ حَقِيقَةَ مَاهِيَّتِهِ
و اندیشه ها حقیقت چیستی اش را درک نمی کنند
وَ لَا تَتَصَوَّرُ الْأَنْفُسُ مَعَانِيَ كَيْفِيَّتِهِ
و نفس ها معانی چگونگی اش را نمی توانند تصور کنند
مُطَّلِعاً عَلَى الضَّمَائِرِ
آگاه بر درون ها
عَارِفاً بِالسَّرَائِرِ
وآشنای به پنهان ها
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
می دانند خیانت چشمها وآنچه سینه ها پنهان داشته اند را می داند
اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ عَلَى تَصْدِيقِي رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
الها همانا من ترا به تصدیقم بر فرستاده ات صلی الله علیه وآله وسلم
وَ إِيمَانِي بِهِ
وایمانم به او
وَ عِلْمِي بِمَنْزِلَتِهِ
وآگاهیم نسبت به مقام ومنزلتش
وَ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ النَّبِيُّ الَّذِي نَطَقَتِ الْحِكْمَةُ بِفَضْلِهِ
گواه می گیرم وهمانا حکمت به فضلش به سخن آمده
وَ بَشَّرَتِ الْأَنْبِيَاءُ بِهِ،وَ دَعَتْ إِلَى الْإِقْرَارِ بِمَا جَاءَ بِهِ
وپیامبران بدو بشارت داده اند، وبه اقرار واعتراف بدانچه آورده، فرا خوانده اند
وَ حَثَّتْ عَلَى تَصْدِيقِهِ بِقَوْلِهِ تَعَالَى:
وبه تصدیق نمودن حضرتش تشویق کرده اند. به - دلیل - سخن خدای متعال (که می فرماید):
الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجِيلِ
کسی که (نام او را) در تورات وانجیل نزد خویش نوشته یافتند
يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ
که به نیکی فرمانشان می دهد
وَ يَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ
واز زشتی بازشان می دارد
وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ
بر ایشان پاکیزه ها را حلال می دارد
وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ
وپلیدی ها وناپاکی ها را بر ایشان حرام می کند
وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ
گرفتاری وسختی ها وزنجیرهائی که به آنها گرفتارند را از ایشان باز می گشاید
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِكَ إِلَى الثَّقَلَيْنِ
پس بر محمد فرستاده ات بر پری ها وانسیان
وَسَيِّدِ الْأَنْبِيَاءِ الْمُصْطَفَيْنَ
وآقای پیامبران برگزیده ات
وَ عَلَى أَخِيهِ وَ ابْنِ عَمِّهِ
و بر برادرش و پسر عمویش توجه کن
اللَّذَيْنِ لَمْ يُشْرِكَا بِكَ طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً
همان دو نفر یکه حتی یک چشم بر هم زدنی بر تو شرک نورزیدند
وَ عَلَى فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ
وبر فاطمه زهرا سیده زنان جهانیان
وَ عَلَى سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ
و بر آقای جوانان اهل بهشت حسن وحسین درود فرست
صَلَاةً خَالِدَةَ الدَّوَامِ
(آن هم) درود وتوجهی همیشگی وپیوسته
عَدَدَ قَطْرِ الرِّهَامِ
به تعداد قطرات بارانهای نم نم کننده پیوسته
وَ زِنَةَ الْجِبَالِ وَ الْآكَامِ
وبه سنگینی کوهها وتپه ها
مَا أَوْرَقَ السَّلَامُ
وقتیکه سلام برگ (و نتیجه ) میدهد
وَ اخْتَلَفَ الضِّيَاءُ وَ الظَّلَامُ
و(به تعداد) رفت وآمد نورها وسایه ها
وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِينَ
و بر خاندان پاکیزگانش
الْأَئِمَّةِ الْمُهْتَدِينَ
وامامان هدایت شده
الذَّائِدِينَ عَنِ الدِّينِ
ودفاع کنندگان از آئین
عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ
علی ومحمد
وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسَى
وجعفر وموسی وعلی
وَ عَلِيّ ٍوَ مُحَمَّدٍ
وَ عَلِيٍّ وَالْحَسَنِ وَالْحُجَّةِ
ومحمد وعلی وحسن وحجت
الْقُوَّامِ بِالْقِسْطِ
بپا دارندگان عدل وداد
وَسُلَالَةِ السِّبْطِ
وفرزندان نواده دختری (پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم) درود فرست
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذَا الْإِمَامِ فَرَجاً قَرِيباً
بار خدایا، به حق این امام از تو گشایشی نزدیک
وَصَبْراً جَمِيلًا
وشکیبائی ای زیبا
وَ نَصْراً عَزِيزاً
ویاری با عزت
وَ غِنًى عَنِ الْخَلْقِ
وبی نیازی از خلق
وَ ثَبَاتاً فِي الْهُدَى
وپایداری در هدایت
وَ التَّوْفِيقَ لِمَا تُحِبُّ وَتَرْضَى
وموفقیت بر آنچه دوست داری وخشنود هستی
وَرِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًاطَيِّباً
و روزی گسترده حلال پاکیزه
مَرِيئاً دَارّاً
تازه نیکوی
سَائِغاً فَاضِلًا مُفْضِلًا
نو به نوی گوارای خوشمزه(با) زیادی برگزیده شده
صَبّاً صَبّاً
بسیار ریخته شده
مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا نَكَدٍ
بدون زحمت وسختی
وَ لَا مِنَّةٍ مِنْ أَحَدٍ
وبی هیچ منتی از کسی را درخواست می کنم
وَ عَافِيَةً مِنْ كُلِّ بَلَاءٍ وَ سُقْمٍ وَ مَرَضٍ
و سلامتی از هر بلا ودرد ومرضی
وَ الشُّكْرَ عَلَى الْعَافِيَةِ وَ النَّعْمَاءِ
وسپاسگزاری بر سلامتی ونعمتها (را ارزانیم فرما)
وَ إِذَا جَاءَ الْمَوْتُ
و هر گاه که مرگ (به سراغمان) آید
فَاقْبِضْنَا عَلَى أَحْسَنِ مَا يَكُونُ لَكَ طَاعَةً
ما را به بهترین حالت جانمان را بستان که در فرمانبری تو باشیم
عَلَى مَا أَمَرْتَنَا مُحَافِظِينَ
و بر آنچه فرمانمان دادی نگاهبان باشیم
حَتَّى تُؤَدِّيَنَا إِلَى جَنَّاتِ النَّعِيمِ
تا این که ما را به بهشت های پر نعمت واردمان سازی
بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ
به (حق)رحمتت، ای رحم کننده ترین رحم کنندگان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بارالها بر محمد وخاندان محمد توجه کن
وَ أَوْحِشْنِي مِنَ الدُّنْيَا
و مرا از دنیا بترسان
وَ آنِسْنِي بِالْآخِرَةِ
و به آخرت مانوسم کن
فَإِنَّهُ لَا يُوحِشُ مِنَ الدُّنْيَا إِلَّا خَوْفُكَ
پس همانا جز خوف و ترس از تو چیزی از دنیا وحشت نمی اندازد
وَ لَايُؤْنِسُ بِالْآخِرَةِ
و (چیزی انسان را) به آخرت مانوس نمی کند
إِلَّا رَجَاؤُكَ
مگر امیدواری به تو
اللَّهُمَّ لَكَ الْحُجَّةُ لَا عَلَيْكَ
بار خدایا حجت ودلیل از سوی توست نه بر علیه تو
وَ إِلَيْكَ الْمُشْتَكَى لَا مِنْكَ
وشکوه وشکایت به سوی توست نه از تو
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ
پس بر محمد وخاندانشذرود فرست
وَ أَعِنِّي عَلَى نَفْسِيَ الظَّالِمَةِ الْعَاصِيَةِ
ومرا بر نفس بسیار ستمگر سرپیچی کننده ام
وَ شَهْوَتِي َالْغَالِبَةِ
و شهوت چیره شونده ام یاری فرما
وَ اخْتِمْ لِي بِالْعَفْوِ وَ الْعَافِيَةِ
وعاقبت مرا با عافیت ونیکی به پایان رسان
اللَّهُمَّ إِنَّ اسْتِغْفَارِي إِيَّاكَ
خدایا بخشش خواهی ام تنها از توست
وَ أَنَا مُصِرٌّ عَلَى مَا نَهَيْتَ قِلَّةُ حَيَاءٍ
در حالی که بر آنچه بازم داشتی به خاطر کم حیائی اصرار وپافشاری کننده ام
وَ تَرْكِيَ الِاسْتِغْفَارَ مَعَ عِلْمِي بِسَعَةِ حِلْمِكَ
وآمرزش طلبی را ترک کردم، با این که می دانم بردباریت گسترده است
تَضْيِيعٌ لِحَقِّ الرَّجَاءِ
(واین کار من) از میان بردن حق امیدواری می باشد
اللَّهُمَّ إِنَّ ذُنُوبِي تُؤْيِسُنِي أَنْ أَرْجُوَكَ
بارالها همانا گناهانم مرا مایوسم داشته تا به تو امیدوار باشم
وَ إِنَّ عِلْمِي بِسَعَةِ رَحْمَتِكَ يَمْنَعُنِي أَنْ أَخْشَاكَ
وآگاهیم به گستردگی رحمتت مانع از آن شده که از تو بترسم
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
پس بر محمد وخاندان محمد درود فرست
وَ صَدِّقْ رَجَائِي لَكَ
وامیدواریم را بر خودت تصدیق کن
وَ كَذِّبْ خَوْفِي مِنْكَ
وخوف ووحشت مرا از خودت بازدار (وموجبات آن ترس را تکذیب کن)
وَ كُنْ لِي عِنْدَ أَحْسَنِ ظَنِّي بِكَ
وبه همان گونه که به تو گمان نیکو دارم با من همچنان رفتار کن
يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ
ای کریمترین کریمان
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
الها بر محمد وخاندان محمد دود فرست
وَ أَيِّدْنِي بِالْعِصْمَةِ
ومرا به عصمت ونگاهداریت تاییم نما
وَ أَنْطِقْ لِسَانِي بِالْحِكْمَةِ
وزبانم را به حکمت گویا فرما
وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَنْدَمُ عَلَى مَا ضَيَّعَهُ فِي أَمْسِهِ
ومرا از کسانی قرار ده که به خاطر آنچه در شبش از میان برده، پشیمان است
وَ لَا يُغْبَنُ حَظُّهُ فِي يَوْمِهِ
و از بهره روزش محروم ومغبون نمی شود
وَ لَا يَهُمُّ لِرِزْقِ غَدِهِ
و برای روزی بامدادانش اندوهگین نباشد
اللَّهُمَّ إِنَّ الْغَنِيَّ مَنِ اسْتَغْنَى بِكَ وَ افْتَقَرَ إِلَيْكَ
خدایا بی نیاز کسی است که به تو بی نیازی جوید، ومحتاج تو باشد
وَ الْفَقِيرَ مَنِ اسْتَغْنَى بِخَلْقِكَ عَنْكَ
ونیازمند وگدا کسی است که (با تکیه) به آفریدگانت (خود را) از تو بی نیاز داند
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
بر محمد وخاندان محمد درود فرست
وَ أَغْنِنِي عَنْ خَلْقِكَ بِكَ
ومرا به (لطف) خودت از خلقت بی نیاز کن
وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ لَا يَبْسُطُ كَفّاً إِلَّا إِلَيْكَ
و مرا از کسانی قرار ده که دستش را جز بسوی تو نگشاید
اللَّهُمَّ إِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ قَنَطَ
خدایا همانا بدبخت وتیره بخت کسی است که نومید باشد
وَ أَمَامَهُ التَّوْبَةُ وَ وَرَاءَهُ الرَّحْمَةُ
در حالی که تو پیش رویش ورحمت پشت سرش است
وَ إِنْ كُنْتُ ضَعِيفَ الْعَمَلِ فَإِنِّي فِي رَحْمَتِكَ قَوِيُّ الْأَمَلِ
اگر در کارم سستی دارم ولی در رحمت تو قوی آرزو هستم
فَهَبْ لِي ضَعْفَ عَمَلِي لِقُوَّةِ أَمَلِي
پس کم و کسری که دارم را به قوت آرزویم ببخشای
اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّ فِي عِبَادِكَ مَنْ هُوَ أَقْسَى قَلْباً مِنِّي
بار خدایا اگر تو می دانی که در میان بندگانت سخت دل تر از من
وَ أَعْظَمُ مِنِّي ذَنْباً
پر گناه تر از من نیست
فَإِنِّي أَعْلَمُ أَنَّهُ لَا مَوْلَى أَعْظَمُ مِنْكَ طَوْلًا
همانا من هم می دانم که مولا وآقائی از نظر فضلیت وبرتری
وَ أَوْسَعُ رَحْمَةً وَ عَفْواً
بزرگتر از تو وگشاده رحمت وچشم پوش تر از تو وجود ندارد
فَيَا مَنْ هُوَ أَوْحَدُ فِي رَحْمَتِهِ
پس ای کسی که او در رحمتش یکتاست
اغْفِرْ لِمَنْ لَيْسَ بِأَوْحَدَ فِي خَطِيئَتِهِ
از کسی که در گناهش تنها (فرد گنهکار) نیست، چشم پوشی کن
اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَمَرْتَنَا فَعَصَيْنَا
بارالها همانا تو فرمانمان دادی، ما سرپیچی کردیم
وَ نَهَيْتَ فَمَا انْتَهَيْنَا
وما را بازداشتی وما نهی تو را نپذیرفتیم
وَ ذَكَّرْتَ فَتَنَاسَيْنَا
ویادآوریمان کردی وما فراموش کردیم
وَ بَصَّرْتَ فَتَعَامَيْنَا
وبصیرت دادی پس خود را به کوری زدیم
وَ حَدَّدْتَ فَتَعَدَّيْنَا
ودورمان داشتی پس تجاوز کردیم
وَمَا كَانَ ذَلِكَ جَزَاءَ إِحْسَانِكَ إِلَيْنَا
و این پاداش احسان تو بر ما نبود
وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا أَعْلَنَّا وَ أَخْفَيْنَا
و تو آگاهی بدانچه آشکار داشتیم وپنهان نمودیم
وَ أَخْبَرُ بِمَا نَأْتِي وَ مَا أَتَيْنَا
واز آنچه ما بجا می آوریم، وآنچه بجا آوردیم،باخبری
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
پس بر محمد وخاندان محمد درود فرست
وَ لَا تُؤَاخِذْنَا بِمَا أَخْطَأْنَا وَ نَسِينَا
وما را بدانچه خطا کردیم و فراموش نمودیم بازخواست منما
وَ هَبْ لَنَا حُقُوقَكَ لَدَيْنَا
وحق هائی که از تو نزد ماست بر ما ببخش
وَ أَتِمَّ إِحْسَانَكَ إِلَيْنَا
و احسان خودت را بر ما به پایان رسان
وَ أَسْبِلْ رَحْمَتَكَ عَلَيْنَا
و رحمت خود را به (سوی)ما راه گشای
اللَّهُمَّ إِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِهَذَا الصِّدِّيقِ الْإِمَامِ
بارالها ما به وسیله این امام بسیار راستگو به تو توسل می جوئیم
وَنَسْأَلُكَ بِالْحَقِّ الَّذِي جَعَلْتَهُ لَهُ
از تو میخواهیم به حقی که قرار دادی برای او
وَ لِجَدِّهِ رَسُولِكَ
وجدش فرستاده تو
وَ لِأَبَوَيْهِ عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ
وپدر ومادرش - علی وفاطمه
أَهْلِ بَيْتِ الرَّحْمَةِ
همان خاندان رحمت
إِدْرَارَ الرِّزْقِ الَّذِي بِهِ قِوَامُ حَيَاتِنَا
از تو روزئی را که حیات وآسایش عیال ما بدان است، (بر ما) پیوسته داری
وَ صَلَاحُ أَحْوَالِ عِيَالِنَا فَأَنْتَ الْكَرِيمُ الَّذِي تُعْطِي مِنْ سَعَةٍ
پس تو آن کریم وبخشنده ای هستی که از فراخی وگستردگی اعطا می کنی
وَ تَمْنَعُ مِنْ قُدْرَةٍ
و از قدرت باز می داری
وَنَحْنُ نَسْأَلُكَ مِنَ الرِّزْقِ مَا يَكُونُ صَلَاحاً لِلدُّنْيَا وَ بَلَاغاً لِلْآخِرَةِ
ما ازتو روزئی را درخواست می کنیم که آسایش وصلاح دنیا ورسیدن به آخرت بدان است
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
خدایا بر محمد وخاندان محمد درود فرست
وَ اغْفِرْ لَنَا وَ لِوَالِدَيْنَا
وما وپدر ومادرمان
وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ،وَالْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ
وهمه زنان و مردان باورمند و مسلمان
الْأَحْيَاءِ مِنْهُمْ وَ الْأَمْوَاتِ
چه زنده و چه مرده از ایشان
وَ آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً
و در دنیا نیکی و در اخرت هم نیکی بده
وَقِنا عَذابَ النَّارِ
و ما را از عذاب در امان بدار
ص:189
بعد از قنوت نماز را تمام کرده و سبحان اللَّه میگویی. بعد از آن، هر یک از گونه راست و چپ خود را به زمین گذاشته و چهل بار میگویی:
«سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ للَّهِِ وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاللَّهُ أَکْبَرُ»
بعد از آن سر از خاک برداشته و از خداوند متعال نجات و توفیق طلب میکنی. در پایان بالای سر امامعلیه السلام ایستاده و دو رکعت دیگر مانند دو رکعت قبلی خوانده و قبر شریف را در آغوش میگیری و میگویی:
زَادَ اللَّهُ فِی شَرَفِکُمْ وَالسَّلَام عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ
و در نهایت برای خود، والدین و نزدیکان و تمام کسانی که میخواهی دعا میکنی که انشاء اللَّه مستجاب است
ص:190
زیارت حضرت علی اکبرعلیه السلام
بحارالأنوار / ج 101 / ص270 / باب 2 - کراهة تولی الخصومة؛ إقبال الأعمال / ص 573 / فصل فیما نذکره من زیارة الشهداء
بغدادی نقل میکند که در سال دویست و پنجاه و دو
از آنجا که تاریخ تولد حضرت بقیة اللَّه دویست و پنجاه و پنج میباشد. این توقیع یا از آن حضرت نیست و منسوب به امام حسن عسکریعلیه السلام است و یا اینکه در تاریخ توقیع اشتباهی پیش آمده است
توسط شیخ محمّد بن غالب اصفهانی توقیعی از امامعلیه السلام دستم رسید. در آن زمان جوان بودم و پدرم را تازه از دست داده بودم. از ایشان خواستم تا اذن دخول برای زیارت حضرت امام حسینعلیه السلام و شهدای کربلا را برایم بیان نمایند. نامه ی از ایشان به دستم رسید:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
زمانی که قصد زیارت شهدای کربلا را کردی، در طرف پای قبر امام حسینعلیه السلام که محل قبر علی بن حسین صلوات اللَّه علیهما است، رو به قبله بایست. آنجا محل استقرار عمده شهدای کربلا است. خطاب به علی بن الحسین بگو:
اَلسَّلَام عَلَیْکَ یَا أَوَّلَ قَتِیلٍ
سلام بر تو ای اوّلین شهید
مِنْ نَسْلِ خَیْرِ سَلِیلٍ مِنْ سُلَالَةِ إِبْرَاهِیمَ الْخَلِیلِ
از نسل بهترین سلاله ابراهیم خلیل
ص:191
صَلَّی اللَّهُ عَلَیْکَ وَعَلَی أَبِیکَ
صلوات خدا بر تو و پدرت باد
إِذْ قَالَ فِیکَ قَتَلَ اللَّهُ قَوْماً قَتَلُوکَ
زمانی که در مورد تو گفت: خداوند قومی را که تو را کشتند، هلاک کند
یَا بُنَیَّ مَا أَجْرَأَهُمْ عَلَی الرَّحْمَنِ وَعَلَی انْتِهَاکِ حُرْمَةِ الرَّسُولِ
ای پسرم آنها چقدر نسبت به حریم خدا و رسول او جسور شده ند
عَلَی الدُّنْیَا بَعْدَکَ الْعَفَا
اف بر دنیای بعد از تو
کَأَنِّی بِکَ بَیْنَ یَدَیْهِ مَاثِلاً
گویا میبینم که در پیش پدرت ایستاده ای
وَلِلْکَافِرِینَ قَائِلاً:
و خطاب به کفّار میگویی:
أَنَا عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍ
من علی بن الحسین بن علی هستم
نَحْنُ وَبَیْتِ اللَّهِ أَوْلَی بِالنَّبِیِ
ما و خانه خدا از همه به رسول خدا نزدیکتریم
أَطْعَنُکُمْ بِالرُّمْحِ حَتَّی یَنْثَنِیَ
با نیزه شما را پاره پاره میکنم
أَضْرِبُکُمْ بِالسَّیْفِ
و با شمشیر بر شما میکوبم
أَحْمِی عَنْ أَبِی
و از پدرم حمایت میکنم
ضَرْبَ غُلَامٍ هَاشِمِیٍ عَرَبِیٍ
مانند جوان هاشمی عربی میجنگم
وَاللَّهِ لَا یَحْکُمُ فِینَا ابْنُ الدَّعِیِ
و اجازه نمیدهم که فرزند پسر خوانده (پاورقی: مقصود از پسر خوانده زیاد است. زیرا مادر زیاد مرجانه، زنی فاحشه بود و طبق نقل تواریخ از زنای با ابوسفیان زاده شد. به همین جهت معاویه او را برادر خود میخواند. از این جهت آن حضرت زیاد را فرزند خوانده مینامند که کنایه از ولد الزنا بودن آن است. به یقین فرزند این فرزند خوانده کسی غیر از ابن زیاد نخواهد بود که کاروان کربلا را به خاک و خون کشید.) در میان ما قضاوت کند
ص:192
حَتَّی قَضَیْتَ نَحْبَکَ وَلَقِیتَ رَبَّکَ
تا اینکه جانت را فدا کردی و به دیدار خدایت شتافتی
أَشْهَدُ أَنَّکَ أَوْلَی بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ
شهادت میدهم که تو نزدیکترین افراد به خدا و رسول او هستی
وَأَنَّکَ ابْنُ رَسُولِهِ وَابْنُ حُجَّتِهِ وَأَمِینِهِ
و تو فرزند رسول خدا و فرزند حجّت خدا و امین او هستی
حَکَمَ اللَّهُ لَکَ عَلَی قَاتِلِکَ مُرَّةَ بْنِ مُنْقِذِ بْنِ النُّعْمَانِ الْعَبْدِیِّ لَعَنَهُ اللَّهُ
خداوند خود، قضاوت کند درباره تو بر قاتلت مرة بن منقذ بن النعمان العبدی
وَأَخْزَاهُ وَمَنْ شَرِکَهُ فِی قَتْلِکَ
تمام کسانی که او را در قتل تو کمک کردند
وَکَانُوا عَلَیْکَ ظَهِیراً وَأَصْلَاهُمُ اللَّهُ جَهَنَّمَ
و او را از رحمتش ودور و ذلیل کند و در دوزخ وارد کند
ص:193
دعای امامعلیه السلام برای شفا گرفتن از تربت امام حسینعلیه السلام
بحارالأنوار / ج 53 / ص 226 - الحکایة السادسة
شیخ ابراهیم کفعمی در کتاب بلد الامین از امام مهدیعلیه السلام نقل میکند:
هر کسی که این دعا را با تربت امام حسینعلیه السلام در کاسه نو، بنویسد و آن را بشوید و بخورد، بیماریش بهبود مییابد
بِسْمِ اللَّهِ دَوَاءٌ
«بسم اللَّه دوای درد
وَالْحَمْدُ للَّهِ شِفَاءٌ
و الحمدللَّه شفای آن است
وَلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ کِفَاءٌ
و لااله الا اللَّه کفایت کننده است.»
هُوَ الشَّافِی شِفَاءً
شفا دهنده اصلی خداست
وَهُوَ الْکَافِی کِفَاءً
و او نگهدارنده اصلی است آری آن ذکر کفایت کننده عجیبی است
أُذْهِبُ الْبَأْسَ بِرَبِّ النَّاسِ شِفَاءًلَا یُغَادِرُهُ سُقْمٌ
گرفتاری را با پروردگار مردم، از بین میبرم. شفایی که هیچ بیماری در آن نماند
وَصَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ النُّجَبَاءِ
درود خدا بر محمّد و خاندان برگزیده اش.»
سیّد زین الدّین علی بن الحسین الحسینیرحمه الله با خط خود نوشته است که مردی از اهل کربلا که نزدیک حرم زندگی میکرد، گرفتار بیماری خاصی شده بود. در خواب حضرت قائمعلیه السلام را دید و از بیماری خود خدمت حضرت گلایه کرد. ایشان این دعا را به او آموخت. او نیز به آن عمل کرد و بلافاصله بعد از نوشیدن آب، شفا پیدا کرد
ص:194
دعاهای امیرالمؤمنین، امام سجاد و امام صادقعلیهم السلام
از زبان امام زمانعلیه السلام
الغیبة للطوسی / ص 260؛ دلائل الإمامة / ص 298 / معرفة من شاهد صاحب الزمانعلیه السلام؛ بحارالأنوار / ج 91 / ص 187 / باب 35 - الأدعیة المختصرة المختصة؛ کمال لدین / ج 2 / ص 470 / 43 - باب ذکر من شاهد القائمعلیه السلام و رآه
محمّد بن احمد انصاری نقل میکند که نزدیک مستجار در اطراف کعبه نشسته بودم. جماعتی از مردان که حدود سینفر میشدند، در آنجا حاضر بودند. در میان آنها تنها محمّد بن قاسم علوی آدم مخلصی بود. روز ششم ذی الحجّه سال دویست و نود و سه، در آنجا نشسته بودیم که جوانی از طواف خارج شد و به طرف ما آمد. دو پیراهن احرام به تن کرده و نعلینهایش را به دست گرفته بود. زمانی که او را دیدیم، هیبتش ما را گرفت و بدون استثناء همگی به پایش بلند شدیم. به ما سلام کرد و در وسط جمعیت نشست. بعد به راست و چپش که ما قرار داشتیم، نگاه کرد و گفت: آیا میدانید که امام صادقعلیه السلام دعای الحاح را چگونه میخواند؟ گفتیم: چگونه میخواندند: گفت این طور:
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی بِهِ تَقُومُ السَّمَاءُ
«خدایا، از تو درخواست میکنم با آن اسمی که آسمان با ان پا برجاست
وَبِهِ تَقُومُ الْأَرْضُ
و زمین با آن پابرجا است
ص:195
وَبِهِ تُفَرِّقُ بَیْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ
و با آن حقّ و باطل از هم جدا میشوند
وَبِهِ تَجْمَعُ بَیْنَ الْمُتَفَرِّقِ
و با آن پراکندهها را جمع
وَبِهِ تُفَرِّقُ بَیْنَ الْمجْتَمِعِ
و جمعها را پراکنده میکنی
وَبِهِ أَحْصَیْتَ عَدَدَ الرِّمَالِ
و با آن محاسبه میکنی، تعداد رملها
وَزِنَةَ الْجِبَالِ وَکَیْلَ الْبِحَارِ
و وزن کوهها و اندازه دریاها را
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَنْ تَجْعَلَ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجاً وَمَخْرَجاً
و در این گرفتاری برایم گشایش و محلی برای بیرون آمدن از آن قرار بده.»
سپس بلند شد و مشغول طواف شد. با بلند شدنش، ما نیز به احترام ایشان بلند شدیم تا اینکه حضرت از ما برگشتند. همگی از یاد بردیم که در مورد او سؤال کنیم که مثلاً او کیست و چه کسی است؟ تا اینکه فردا رسید و در همان وقت، باز هم ایشان از طواف خارج شدند و به طرف ما آمدند. مانند دیروز بلند شدیم و ایشان در میان ما نشستند و به راست و چپ نگاه کردند و فرمودند: آیا میدانید که امیرالمؤمنین بعد از نمازهای واجب کدام دعا را میخواندند؟ گفتیم: کدام دعا را میخواندند؟ فرمود: این دعا را:
إِلَیْکَ رُفِعَتِ الْأَصْوَاتُ
خدایا، صداها به سوی تو بلند میشوند
وَدُعِیَتِ الدَّعَوَاتُ
و دعاها به سوی تو بلند میشوند
وَلَکَ عَنَتِ الْوُجُوهُ
و برای تو چهرهها خاضع میگردد
وَلَکَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ
و در برابر تو گردنها می افتند
وَإِلَیْکَ التَّحَاکُمُ فِی الْأَعْمَالِ
و تو در مورد اعمال قضاوت میکنی
یَا خَیْرَ مَنْ سُئِلَ
ای بهترین کسی که از او سؤال میشود
ص:196
وَیَا خَیْرَ مَنْ أَعْطَی
و ای بهترین کسی که عطا میکند
یَا صَادِقُ یَا بَارِئُ
ای راستگو و ای خالق
یَا مَنْ لا یُخْلِفُ الْمِیعادَ
ای کسی که در وعده خود تخلف نمیکند
یَا مَنْ أَمَرَ بِالدُّعَاءِ
ای کسی که به دعا کردن امر کرده
وَوَعَدَ بِالْإِجَابَةِ
و وعده اجابت داده است
یَا مَنْ قَالَ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ
ای کسی که گفته است: «دعا کنید تا مستجاب کنم.» (پاورقی: غافر / 60.)
یَا مَنْ قَالَ وَإِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی
ای کسی که گفته است: «زمانی که بندگانم درباره من سؤال کنند
فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
بگو که من به شما خیلی نزدیک هستم و دعای مناجات کنندگان را اجابت میکنم
فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی
بنابراین شما نیز دعوت مرا اجابت کنید
وَلْیُؤْمِنُوا بِی
و به من ایمان بیاورید
لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ
تا هدایت شوید و رشد کنید.» (پاورقی: بقره / 186.)
وَیَا مَنْ قَالَ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ
و ای کسی که گفته است: «ای بندگانی که به خودتان ظلم کرده اید
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
از رحمت من ناامید نباشید؛
إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً
زیرا اگر خدا اراده کند، همه گناهان را یکجا میبخشد
إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
همانا او بخشنده و مهربان است.» (پاورقی: زمر / 53.)
لَبَّیْکَ وَسَعْدَیْکَ
خدایا، دعوتت را اجابت میکنم و به سویت میشتابم
هَا أَنَا ذَا بَیْنَ یَدَیْکَ الْمُسْرِفُ
آری این منم. بنده ی که به خودش ظلم کرده است
وَأَنْتَ الْقَائِلُ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
و تو گفته ی از رحمتم ناامید نشوید؛
إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً
زیرا همه گناهان را یکجا میبخشی
ص:197
دوباره به راست و چپ نگاهی کرد و گفت: آیا میدانید که حضرت امیرعلیه السلام در سجده شکر کدام دعا را میخواندند؟ گفتیم: کدام دعا را میخواندند؟ گفت: این دعا را:
یَا مَنْ لَا یَزِیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلَّا سَعَةً وَعَطَاءً
ای کسی که بخششهای فراوان تنها بخشایشش را بیشتر میکند
یَا مَنْلَا یَنْفَدُ خَزَائِنُهُ
و ای کسی که خزائنش تمام نمیشود
یَا مَنْ لَهُ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ
ای کسی که خزائن آسمانها و زمین متعلق به اوست
یَا مَنْ لَهُ خَزَائِنُ مَا دَقَّ وَجَلّ
ای کسی که خزائن کوچک و بزرگ مخصوص اوست
لَا یَمْنَعْکَ إِسَاءَتِی مِنْ إِحْسَانِکَ
ای کسی که بدی من مانع از احسانش نمیشود
أَنْتَ تَفْعَلُ بِیَ الَّذِی أَنْتَ أَهْلُهُ
و تو با من آن طور رفتار میکنی که شایسته آن هستی؛
فَأَنْتَ أَهْلُ الْجُودِ وَالْکَرَمِ وَالْعَفْوِ وَالتَّجَاوُزِ
زیرا تو اهل جود کردن و بزرگواری و عفو و گذشت هستی
یَا رَبِّ یَا اللَّهُ لَا تَفْعَلْ بِیَ الَّذِی أَنَا أَهْلُهُ
پروردگارا،خدایا، با من آن طور نباش که من شایسته آن هستم؛
فَإِنِّی أَهْلُ الْعُقُوبَةِ
زیرا من شایسته عقوبتم
وَقَدِ اسْتَحْقَقْتُهَا لَا حُجَّةَ لِی وَلَا عُذْرَ لِی عِنْدَکَ
آری من مستحق آن هستم و هیچ عذری ندارم
أَبُوءُ لَکَ بِذُنُوبِی کُلِّهَا
با همه گناهانم به سوی تو میآیم
وَأَعْتَرِفُ بِهَا کَیْ تَعْفُوَ عَنِّی
و به همه آنها اعتراف میکنم،تا شاید عفوم کنی
وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهَا مِنِّی
و تو از همه به اعمال من آگاهی
أَبُوءُ لَکَ بِکُلِّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ
برمیگردم با همه گناهانی که انجام داده ام
وَکُلِّ خَطِیئَةٍ احْتَمَلْتُهَا
و تمام اشتباهاتی که مرتکب شده
ص:198
وَکُلِّ سَیِّئَةٍ عَلِمْتُهَا [عَمِلْتُهَا]
و تمام معصیتهایی که میدانم
رَبِّ اغْفِرْ لِی وَارْحَمْ وَتَجَاوَزْ عَمَّاتَعْلَمُ
پروردگارا، مرا ببخش و رحم کن و از همه گناهانی که میدانی، بگذر
إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعَزُّ الْأَکْرَمُ
زیرا تو شکست ناپذیرترین و بزرگوارترینی
بلند شد و مشغول طواف شد. ما نیز به احترامشان بلند شدیم. فردا در همان موقع دوباره آمد و ما برای آمدنش بلند شدیم. در میان ما نشست و به راست و چپ خود نگاه کرد و گفت: علی بن حسینعلیه السلام در محل سجده خود در این مکان - با دستشان به سنگ زیر ناودان اشاره کرد - میگفت:
عُبَیْدُکَ بِفِنَائِکَ مِسْکِینُکَ بِفِنَائِکَ فَقِیرُکَ بِفِنَائِکَ
خدایا، بنده خوارت در جوارت قرار گرفته. مسکین و بیچاره ت در کنار توست
سَائِلُکَ بِفِنَائِکَ یَسْأَلُکَ مَالَا یَقْدِرُ عَلَیْهِ غَیْرُکَ
فقیر و نیازمندت در جوار توست. گدای در خانه ات از تو چیزهایی را میخواهد که غیر تو از انجام آنها عاجز هستند
سپس به راست و چپ نگاهی کرد و در میان همه به محمّد بن قاسم نگاه کرد و فرمود: محمّد بن قاسم تو در مسیر خیر قرار داری ان شاء اللَّه. محمّد بن قاسم کسی بود که معتقد به امامت ایشان بود. بعد بلند شد و داخل طواف شد. کسی در میان ما نبود که دعاهای ایشان به او الهام نشود. اما با این حال از یاد میبردیم درباره او حرف بزنیم. تا این که در روز آخر سر صحبت باز شد
ص:199
ابوعلی محمودی گفت: دوستان میدانید که این آقا کی بود؟ به خدا قسم که او امام زمانمان بود! گفتیم: از کجا متوجّه شدی؟ ذکر کرد که هفت سال بود از خدا میخواستم تا امام زمانم را مشاهده کنم. روزی از روزها که غروب را در عرفه بودیم. مردی را با همین شکل و شمایل مشاهده کردم که دعا میخواند. پیشش رفتم و گفتم که کیستی؟ گفت: از همین مردم. گفتم: از کدام مردم؟ گفت: از عربها. گفتم: از کدام عربها؟ گفت: از اشرف اعراب. گفتم: آنها کدام طایفه هستند؟ گفت: بنیهاشم. گفتم: از کدام بنیهاشم؟ گفت: از بالاترین طبقه آن. گفت: کسی که سختیها را شکافت، غذا را خوراند و نماز را در حالی که هم در خواب بودند، خواند. فهمیدم که او علوی است. به همین خاطر نیز به او علاقهمند شدم. اما ناگهان ایشان را گم کردم. متوجّه نشدم که چطور رفت. از افرادی که در اطرفش بودند، سؤال کردم او را میشناسید؟ گفتند: بله او هر سال با پای پیاده، با ما به حج میآید. گفتم: سبحان اللَّه به خدا قسم که رد پایی برای او نمیبینم!
با دنیایی از اندوه و غصه، به منزلگاهم برگشتم و خوابیدم. ناگهان رسول خداصلی الله علیه وآله را دیدم. فرمود: ای احمد آیا کسی را که به دنبالش بودی، دیدی؟ عرض کردم: او که بود سرورم؟ فرمود: کسی که دیدی امام زمانت بود
راوی میگوید: وقتی که این حرف را شنیدیم. او را سرزنش کردیم که چرا قبلاً به ما نگفتی. گفت که این اتفاق را از یاد برده بود. همین الآن به یادش آمده است
ص:200
زیارت امیرالمؤمنین در روز یکشنبه
بحارالأنوار / ج 99 / ص 212 / زیارة أمیرالمؤمنینعلیه السلام؛ جمال الأسبوع / ص 31/ زیارة أمیرالمؤمنینعلیه السلام
این زیارت به نقل از کسی است که آن شخص حضرت حجّتعلیه السلام را در بیداری دیده است. آن حضرت در روز یکشنبه که روز حضرت امیرالمؤمنینعلیه السلام میباشد ایشان را چنین زیارت میکردند
اَلسَّلَام عَلَی الشَّجَرَةِ النَّبَوِیَّةِ
سلام بر درخت نبوّت
وَالدَّوْحَةِ الْهَاشِمِیَّةِ
عظمت هاشمی تابان
الْمُضِیئَةِ الْمُثْمِرَةِ بِالنُّبُوَّةِ الْمُونِعَةِ بِالْإِمَامَةِ
که ثمره ش از نبوّت و رسیدگی آن از امامت است. (پاورقی: به این معنا که میوه درخت ریشه میگیرد و کمال و رسیدگی آن میوه از امامت است و بدون امامت نارس خواهد بود.)
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی ضَجِیعَیْکَ آدَمَ وَنُوحٍ
سلام بر تو و بر دو پیامبری که در کنارت خوابیده ند. یعنی آدم و نوح علیهما السلام
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی أَهْلِ بَیْتِکَ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
سلام بر تو و اهل بیت پاک و طاهرت
اَلسَّلَام عَلَیْکَ وَعَلَی الْمَلَائِکَةِ الْمحْدِقِینَ بِکَ وَالْحَافِّینَ بِقَبْرِکَ
سلام بر تو و بر ملائکه گرداگرد و زائر تو
یَا مَوْلَایَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ
ای مولای من، ای امیرمؤمنان
هَذَا یَوْمُ الْأَحَدِ
این روز، روز یکشنبه است
وَهُوَ یَوْمُکَ وَبِاسْمِکَ
و آن روز تو و به نام تو است
ص:201
وَأَنَا ضَیْفُکَ فِیهِ وَجَارُکَ
من نیز در این روز مهمان و پناهآورده به شما هستم
فَأَضِفْنِی یَا مَوْلَایَ
بنابراین ازمن مهمان نوازی کنید
وَأَجِرْنِی
ای مولای من، اجر و پاداش بده
فَإِنَّکَ کَرِیمٌ تُحِبُّ الضِّیَافَةَ
شما بزرگوار و بخشنده هستی و مهمان دوست هستی
وَمَأْمُورٌ بِالْإِجَارَةِ
از سویی هم مأمور به پناه دادن ما شده ی
فَافْعَلْ مَا رَغِبْتُ إِلَیْکَ فِیهِ
بنابراین کاری را که به شوق آن خدمتت رسیده ام انجام بده
وَرَجَوْتُهُ مِنْکَ
کاری که امید آن را از تو داشته ام
بِمَنْزِلَتِکَ وَآلِ بَیْتِکَ عِنْدَ اللَّهِ
به حرمت ارزش و جایگاهی که نزد خدا دارید
وَبِمَنْزِلَتِهِ عِنْدَکُمْ
و به حرمت جایگاهیکه خدا پیش شما دارد
وَبِحَقِّ ابْنِ عَمِّکَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّه عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ وَعَلَیْکُمْ أَجْمَعِینَ
همینطور به حرمت پسرعمویت، فرستاده خدا،که سلام ودرود خدا براو وخاندانشباد
ص:202
دعای امام زمانعلیه السلام برای شیعیان در سامرا
بحارالأنوار/ج52/ص61/باب 18 - ذکر من رآه صلوات اللَّه علیه؛ مهج لدعوات/ص296
سیّد بن طاوس رحمه الله
سیّد ابن طاووس
ولادت:
سیّد رضی الدین، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس، از نوادگان امام حسن مجتبی و امام سجادعلیهما السلام در روز 15 محرم سال 589 هجری در شهر حله به دنیا آمد
تحصیلات:
ابتدای تحصیلات سیّد ابن طاووس در شهر حلّه بود که از محضر پدر و جدّ خود، ورام بن ابی فراس علوم مقدماتی را آموخت
سیّد با درکی قوی و هوشی سرشار قدم در راه علم نهاد و در اندک زمانی از تمام همشاگردیهای خود سبقت گرفت. وی در کشف المحجة میگوید:
«وقتی من وارد کلاس شدم آنچه را دیگران در طول چند سال آموخته بودند، در یک سال آموختم و از آنان پیشی گرفتم»
او مدت دو سال و نیم به تحصیل فقه پرداخت و پس از آن خود را از استاد بینیاز دید و بقیه کتب فقهی عصر خویش را به تنهایی مطالعه نمود
شخصیت اجتماعی:
سیّد بن طاووس در بین علما و مردم زمان خویش از احترام خاصی برخوردار بود. او علاوه بر این که فقیهی نام آور بود ادیبی گرانقدر و شاعری توانا شمرده میشد، گر چه شهرت اصلی او در زهد و تقوی و عرفان است و اکثر تألیفات او در موضوع ادعیه و زیارات میباشد
سیّد کتابخانه بزرگ و بینظیری داشت که از جدّش به ارث برده بود و به گفته خودش تمام آن کتابها را مطالعه کرده یا درس گرفته بود
نقابت سادات:
در دوران اقامت ابن طاووس در بغداد از سوی خلیفه عباسی، المستنصر، پیشنهادهایی مانند وزارت، سفارت و... به او شد؛ اما سیّد هیچیک را نپذیرفت و استدلالش برای خلیفه چنین بود که: «اگر من طبق مصلحت شما عمل کنم، رابطه خویش را با خداوند قطع مینمایم و اگر طبق اوامر الهی و عدل وانصاف حرکت کنم، خاندان تو و بقیه وزرا و سفرا و فرماندهان تو آن را تحمّل نخواهند کرد و چنین خواهند گفت که علی بن طاووس با این رویه میخواهد بگوید، اگر حکومت به ما برسد اینچنین عمل میکنیم و این روشی است بر خلاف سیره حکمرانان قبل از تو و مردود دانستن حکومتهای آنهاست»
سیّد در سال 661 هجری نقابت علویان را پذیرفت. نقیب بزرگترین شخصیت علمی و دینی سادات بود که کلیه امور مربوط به سادات را عهده دار میشد. این وظایف شامل قضاوت مشاجرات، رسیدگی به مساکین و مستمندان، سرپرستی ایتام و... میشد
البته ایشان تأکید دارد که تنها به خاطر حفظ جان دوستان و شیعیانی که در معرض قتل و غارت مغول قرار داشتند این منصب را پذیرفته است
وفات:
سیّد علی بن طاووس در سال 664 هجری در سن 75 سالگی و در شهر بغداد وفات نمود. بدن شریفش را به نجف اشرف منتقل نموده و در حرم امیر المؤمنین علیه السلام به خاک سپردند
نقل میکند که در سامرا بودم. به هنگام سحر
ص:203
دعای امامعلیه السلام را شنیدم. بخشی از دعا که برای زندهها و مردههایشان میکرد، این جملات بودند:
«وَأَبْقِهِمْ أَوْ قَالَ وَأَحْیِهِمْ فِی عِزِّنَا وَمُلْکِنَا أَوْ سُلْطَانِنَا وَدَوْلَتِنَا»
«خدایا، آنها را در دوران عزّت و حکومت ما، نگهدار یا فرمودند: زنده کن.»
این اتفاق در تاریخ شب چهارشنبه، سیزدهم ذی القعده سال ششصد و سی و هشت رخ داد
ص:204
دعای امام زمانعلیه السلام برای شیعیان آلوده
بحارالأنوار / ج 53 / ص 302 / الحکایة الخامسة و الخمسون
از سیّد بن طاووس نقل شده است که در سحرگاه و در سرداب سامرا مناجات حضرت را شنیده است که ایشان چنین دعا میکردند:
اَللَّهُمَّ إِنَّ شِیعَتَنَا خُلِقَتْ مِنْ شُعَاعِ أَنْوَارِنَا
خدایا، شیعیان آفریده شده اند از شعاع نور ما
وَبَقِیَّةِ طِینَتِنَا
و باقی مانده طینت ما
وَقَدْ فَعَلُوا ذُنُوباً کَثِیرَةً اتِّکَالاً عَلَی حُبِّنَا وَوَلَایَتِنَا
از طرفی با تکیه بر محبّت و ولایت ما، مرتکب گناهان زیادی شده ند. (پاورقی: البته مقصود برداشته شدن تکلیف از شیعیان نیست؛ زیرا در روایات متعددی آمده است که ما خدا را با ورع عبادت میکنیم. شما نیز با ورع عبادت کنید و به امید شفاعت به دنبال ما نیفتید. به قطع اعتقاد به اینکه ولایت اهل بیت انسان را از عمل بینیاز میکند، مطابق با عقاید غلات است. ایشان در موارد بیشماری تأکید کرده ند، کسی که عمل صالح انجام ندهد، به عذاب الهی مبتلا خواهد شد
نکته عقلی که دلیل قطعی بر این مطلب میباشد، آن است که اگر ولایت اهل بیت علیهم لسلام انسان را از عمل بی نیاز میکند، در این صورت خود ائمه برای چه از سوی خدا انتخاب شده ند؟! آیا غیر از این است که آنها برای هدایت سایر انسانها قرار داده شده ند؟ آیا غیر از این است که امام حسینعلیه السلام برای بر پایی دین به شهادت رسید؟ راستی اگر حبّ صوری ایشان کافی بود، نیازی به دین باقی میماند؟ آیا کسی با اهل بیت علیهم لسلام دشمنی میکرد؟
بنابراین مقصود از این ادعیه کسانی هستند که اهل عبادت و تلاش در دین هستند، اما با این حال گاه و بی گاه لغزشهایی نیز برایشان رخ میدهد، که در این صورت با شفاعت و دعای اهل بیت علیهم لسلام وارد بهشت خواهند شد
مؤید مطلب آن است که امام از این گناهکاران با عنوان شیعه یاد میکند. در حالی که در روایتی امام باقر به جابر جعفی میفرمایند: کسانی که اهل معاصی هستند و مدّعیند که ما را دوست دارند، دروغگویانی بیش نیستند
نکته پایانی آن است که این مسأله غیر از مقامات والایی است که انسان تنها باید با تلاش خود به آن دست یابد؛ زیرا این نوع از دعاها که از اهل بیت علیهم لسلام صادر شده است، برای نجات دادن از آتش است، نه برای مقام قرب؛ زیرا مقامات مقرّبین و ابرار بر اهل معصیت حرام است.)
فَإِنْ کَانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَیْنَکَ وَبَیْنَهُمْ
اگر این گناهانانشان میان شما و انهاست
ص:205
فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضِینَا
آنها را به خاطر رضایت ما، ببخش
وَمَا کَانَ مِنْهَا فِیَما بَیْنَهُمْ فَأَصْلِحْ بَیْنَهُمْ
اگر میان خودشان است، ببخش
وَقَاصَّ بِهَا عَنْ خُمُسِنَا
و از خمس ما حساب کن
وَأَدْخِلْهُمُ الْجَنَّةَ
و در بهشت وارد کن
وَزَحْزِحْهُمْ عَنِ النَّارِ
و از آتش دوزخ نجات بده
وَلَا تَجْمَعْ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ أَعْدَائِنَا فِی سَخَطِکَ
و آنها را با دشمنان ما در آتش غضبت نسوزان
این دعا در بسیاری از کتابهای متأخرین و علمایی که به زمان ما نزدیک هستند و یا معاصر ما میباشند، به صورت دیگری نقل شده است که عبارت است از:
اَللَّهُمَّ إِنَّ شِیعَتِنَا مِنَّا خُلِقُوا
خدایا، شیعیان ما از ما خلق شده اند
مِنْ فَاضِلِ طِینَتِنَا
از باقی مانده طینت
وَعُجِنُوا بِمَاءِ وَلَایَتِنَا
و گل ما با آب ولایت ما عجین و مخلوط شده ند
ص:206
اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ مَا فَعَلُوهُ اِتَّکالاً عَلی حُبُّنَا
خدایا، ببخش آن عده از گناهانی را که به خاطر تکیه بر محبّت و ولایت ما انجام داده اند
وَ وِلَائِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ
در روز قیامت و به احترام ما
وَلَا تُؤَاخِذْهُمْ بِمَا اقْتَرَفُوه مِنَ السَّیِئَاتِ إِکْرَاماً لَنَا
آنها را برای گناهانی که انجام داده ند، نگیر و عذاب نکن
وَلَا تُقَاصِّهِمْ یَوْمَ لْقِیَامَةِ مُقَابِلَ أَعْداَئَنِا
و در مقابل دشمنانمان، در روز قیامت آنها را قصاص نکن
فَإِن خَفَّفَتْ مَوَازِینَهُمْ فَثَقِّلْهَا بِفَاضِلِ حَسَنَاتِنَا
اگر هم ترازوی اعمالشان سبک شد، از حسنات ما جبران کن
ص:207
دعای امام زمانعلیه السلام در هر روز از ماه رجب
إقبال الأعمال / ص 646 / فصل فیما نذکره من الدعوات؛ البلد الأمین/ ص 179 / شهر رجب؛ المصباح للکفعمی / ص 529 / الفصل الثالث و الأربعون؛ بحارالأنوار / ج 95 / ص 392 /باب 23 - أعمال مطلق أیام شهر رجب
خیر بن عبداللَّه نقل میکند که از جمله نامههای امام زمانعلیه السلام که به دست محمّد بن عثمان عمریرحمه الله رسید دعایی است که در هر روز از ماه رجب خوانده میشود. من آن توقیع را نوشته م
متن توقیع:
در هر روز از رجب این دعا را بخوان:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِمَعَانِی جَمِیعِ مَا یَدْعُوکَ بِهِ
خدایا، به جِدّ از تو درخواست میکنم با تمام نامها و معناهایی که تو را میخوانند
وُلَاةُ أَمْرِکَ الْمَأْمُونُونَ عَلَی سِرِّکَ الْمُسْتَسِرُّونَ بِأَمْرِکَ
والیان امورت که مورد اعتماد تو در حفظ اسرارت میباشند
الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِکَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِکَ
آنان که قدرت تو را توصیف و آشکار میکنند
أَسْأَلُکَ بِمَا نَطَقَ فِیهِمْ مِنْ مَشِیَّتِکَ
خدایا، درخواست میکنم با آن اراده ای که در میان ایشان جاری شد
فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِکَلِمَاتِکَ وَأَرْکَاناً لِتَوْحِیدِکَ وَآیَاتِکَ وَمَقَامَاتِکَ
و تو آنها را معادن علم و پایههای توحید و نشانهها و مقامات خود قرار دادی
ص:208
الَّتِی لَا تَعْطِیلَ لَهَا فِی کُلِّ مَکَانٍ یَعْرِفُکَ بِهَا مَنْ عَرَفَکَ
مقاماتی که در هیچ جایی، اگر کسی بخواهد تو را با آن مقامات بشناسد، معطل نخواهد ماند
لَا فَرْقَ بَیْنَکَ وَبَیْنَهَا
میان تو و آنها هیچ فرقی نیست
إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُکَ وَخَلْقُکَ
مگر اینکه آنها بنده و مخلوق تو هستند
فَتْقُهَا وَرَتْقُهَا بِیَدِکَ بَدْؤُهَا مِنْکَ وَعَوْدُهَا إِلَیْکَ
امور زندگی و آغاز و بازگشت آنها به سویتوست
أَعْضَادٌ وَأَشْهَادٌ وَمُنَاةٌ وَأَزْوَادٌ وَحَفَظَةٌ وَرُوَّادٌ
آنها یاوران و شاهدان و هادیان و ذخایر و حافظان و رهبران هستند
فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَکَ وَأَرْضَکَ حَتَّی ظَهَرَ
تو زمین و آسمانت را از آنها پر کردی تا روشن شود
أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ
که خدایی جز تو نیست. (پاورقی: مقصود آن است که اهل بیتعلیهم السلام در اثر عبادت و استعدادهای ذاتی، تجسم صفات خدا شده ند. از این رو توحید مجسّم هستند؛ یعنی توحید خدا با وجود آنها آشکار شده است. معنای این سخن که میان شما و خدا تفاوتی غیر از این نیست که شما بندگان او و مخلوق او هستید؛ آن است که شما هیچ چیزتان از خودتان نیست. همه چیزتان از خداست. اما به جهت عبادت و بندگی، تبلور صفات او شده ید. خدا با چشمان شما میبیندو با دستانتان کار میکند و با پاهایتان قدم بر میدارد. همان جمله معروف که عمر درباره علیعلیه السلام به آن جوان گناهکار گفته بود: چشم خدا تو را دید و دست خدا تو را زد!)
فَبِذَلِکَ أَسْأَلُکَ وَبِمَوَاقِعِ الْعِزِّ مِنْ رَحْمَتِکَ وَبِمَقَامَاتِکَ وَعَلَامَاتِکَ
درخواست میکنم به موقعیت غیر قابل شکست تو و به مقامات و نشانههایت
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَأَنْ تَزِیدَنِی إِیمَاناً وَتَثْبِیتاً
و ایمان و ثبات قدم مرا افزایش دهی
ص:209
یَا بَاطِناً فِی ظُهُورِهِ
ای باطن در ظهورش
وَیَا ظَاهِراً فِی بُطُونِهِ وَمَکْنُونِهِ
و ای ظاهر در باطنش
یَا مُفَرِّقاً بَیْنَ النُّورِ وَالدَّیْجُورِ
ای جدا کننده نور از تاریکی
یَا مَوْصُوفاً بِغَیْرِ کُنْهٍ
ای توصیف شده به غیر باطن
وَمَعْرُوفاً بِغَیْرِ شِبْهٍ
و شناخته شده بدون شبیه
حَادَّ کُلِّ مَحْدُودٍ
ای محدود کننده هر محدود
وَشَاهِدَ کُلِّ مَشْهُودٍ
و شاهد هر دیدنی
وَمُوجِدَ کُلِّ مَوْجُودٍ
و ایجاد کننده هر موجود
وَمُحْصِیَ کُلِّ مَعْدُودٍ
و شمارنده هر شمردنی
وَفَاقِدَ کُلِّ مَفْقُودٍ
و معدوم کننده هر معدوم
لَیْسَ دُونَکَ مِنْ مَعْبُودٍ أَهْلَ الْکِبْرِیَاءِ وَالْجُودِ
معبودی غیر از تو که شایسته برتری و جود باشد، وجود ندارد
یَا مَنْ لَا یُکَیَّفُ بِکَیْفٍ وَلَا یُؤَیَّنُ بِأَیْنٍ
ای کسی که با چگونگی و کجایی سؤال نمیشود
یَا مُحْتَجِباً عَنْ کُلِّ عَیْنٍ
ای پنهان از چشمان
یَا دَیْمُومُ یَا قَیُّومُ
ای دائمی و پایدار
وَعَالِمَ کُلِّ مَعْلُومٍ
و عالم از هر چیزی
صَلِّ عَلَی عِبَادِکَ الْمُنْتَجَبِینَ
درود فرست بر بندگان برگزیده ات
وَبَشَرِکَ الْمحْتَجِبِینَ
و انسانهای پنهانت
وَمَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ
و ملائکه مقربت
وَبُهْمِ (بُهَمِ) الصَّافِّینَ الْحَافِّینَ
و حیوانات بالدار و پیاده
وَبَارِکْ لَنَا فِی شَهْرِنَا هَذَا الرَّجَبِ الْمُکَرَّمِ
و در این ماه گرامی داشته شده برکتت را نازل کن
وَمَا بَعْدَهُ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُمِ
و ماههای حرام بعد از آن
وَأَسْبِغْ عَلَیْنَا فِیهِ النِّعَمَ
و نعمتت را بر ما کامل نما
ص:210
وَأَجْزِلْ لَنَا فِیهِ الْقِسَمَ
و قسمت ما را از آن زیاد
وَأَبْرِرْ لَنَا فِیهِ الْقَسَمَ
و قسم ما را خوب گردان
بِاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَجَلِّ الْأَکْرَمِ
قسم به اسم اعظم جلیل و اکرمی
الَّذِی وَضَعْتَهُ عَلَی النَّهَارِ فَأَضَاءَ
که بر روز قرار دادی، روشن شد
وَعَلَی اللَّیْلِ فَأَظْلَمَ
و بر شب قرار دادی،تاریک شد
وَاغْفِرْ لَنَا مَا تَعْلَمُ مِنَّا وَلَا نَعْلَمُ
هر گناهی را که از ما میدانی و خود ما از آن خبر نداریم، ببخش
وَاعْصِمْنَا مِنَ الذُّنُوبِ خَیْرَ الْعِصَمِ
و ما را از گناهان و معاصی حفظ کن
وَاکْفِنَا کَوَافِیَ قَدَرِکَ
ما را با قدرت خود کفایت کن
وَامْنُنْ عَلَیْنَا بِحُسْنِ نَظَرِکَ
و به خاطر حسن توجّهاتت، ما را مورد عنایت قرار بده
وَلَا تَکِلْنَا إِلَی غَیْرِکَ
و ما را به دیگری وانگذار
وَلَا تَمْنَعْنَا مِنْ خَیْرِکَ
و از خیراتت، محروم نگردان
وَبَارِکْ لَنَا فِیَما کَتَبْتَهُ لَنَا مِنْ أَعْمَارِنَا
و در بقیه عمری که برای ما در نظر گرفته ای، زندگی ما را پر برکت
وَأَصْلِحْ لَنَا خَبِیئَةَ أَسْرَارِنَا
و اسرار پنهانی ما را حفظ
وَأَعْطِنَا مِنْکَ الْأَمَانَ
و امنیت عطا کن
وَاسْتَعْمِلْنَا بِحُسْنِ الْإِیمَانِ
و ما را در راستای بهترین ایمانها به کار بگیر
وَبَلِّغْنَا شَهْرَ الصِّیَامِ
و برسان به ماه روزهداری
وَمَا بَعْدَهُ مِنَ الْأَیَّامِ وَالْأَعْوَامِ
و ماههای بعد از آن
یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
ای صاحب جلالت و اکرام
ص:211
دعای دیگری از حضرت در ایام ماه رجب
إقبال الأعمال / ص 647 / فصل فیما نذکره من الدعوات؛ البلد الأمین / ص 180 / شهر رجب؛ بحارالأنوار / ج 95 / ص 393 /باب 23 - أعمال مطلق أیام شهر رجب
ازجمله دعاهایی که بنابه نقل عیاشی از حضرت بقیة اللَّه صادر شده است و به دست حسین بن روحرحمه الله رسیده است، دعایی است که در روزهای ماه رجب خوانده میشود
متن دعا:
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فِی رَجَبٍ
خدایا از تو میخواهم به احترام دو مولود این ماه؛
مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الثَّانِی وَابْنِهِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ
محمّد تقیعلیه السلام و فرزندش علی النقیعلیه السلام
وَأَتَقَرَّبُ بِهِمَا إِلَیْکَ خَیْرَ الْقُرَبِ
برگزیدهترین و بهترین قربها را بواسطه آنها بر من عطا کنی
یَا مَنْ إِلَیْهِ الْمَعْرُوفُ طُلِبَ
ای کسی که خوبیها به خاطر او درخواست
وَفِیَما لَدَیْهِ رُغِبَ الْمُنْتَجَبِ
و به پاداشی که در نزد اوست، رغبت میشود
أَسْأَلُکَ سُؤَالَ مُقْتَرِفٍ مُذْنِبٍ قَدْ أَوْبَقَتْهُ ذُنُوبُهُ
درخواست میکنم، مانند درخواست کسی که آلوده به گناهان است
وَأَوْثَقَتْهُ عُیُوبُهُ فَطَالَ عَلَی الْخَطَایَا دُءُوبُهُ
و گناهانش او را هلاک و عیوبش او را به زنجیر بسته است
وَمِنَ الرَّزَایَا خُطُوبُهُ
در خطاها ماندگار و در آلودگیها زمین گیر شده است
یَسْأَلُکَ التَّوْبَةَ وَحُسْنَ الْأَوْبَةِ وَالنُّزُوعَ عَنِ الْحَوْبَةِ
او از تو درخواست بازگشت و رجوع و فاصله گرفتن از معصیت
وَمِنَ النَّارِ فَکَاکَ رَقَبَتِهِ
و آزادی از آتش
ص:212
وَالْعَفْوَ عَمَّا فِی رِبْقَتِهِ
و گذشت از همه گناهانش را دارد
فَأَنْتَ یَا مَوْلَایَ أَعْظَمُ أَمَلِهِ وَثِقَتِهِ
از طرفی هم تو ای مولایم، بزرگترین آرزو و تکیهگاهش هستی
اَللَّهُمَّ وَأَسْأَلُکَ بِمَسَائِلِکَ الشَّرِیفَةِ وَ(وَسَائِلِکَ) رَسَائِلِکَ الْمُنِیفَةِ
خدایا همین طور درخواست میکنم به درخواستهای شریف و دستاویزهای محکمت
أَنْ تَتَغَمَّدَنِی فِی هَذَا الشَّهْرِ بِرَحْمَةٍ مِنْکَ وَاسِعَةٍ
که در این ماه مرا با رحمت وسیع
وَنِعْمَةٍ وَازِعَةٍ
و نعمت بیپایان
وَنَفْسٍ بِمَا رَزَقْتَهَا قَانِعَةٍ إِلَی نُزُولِ الْحَافِرَةِ وَمَحَلِّ الآْخِرَةِ
و نفسی که تا زمان ورود به قبر و سرای آخرت
وَمَا هِیَ إِلَیْهَا صَائِرَةٌ
به هر چه روزی اش کنی، قانع باشد، فرا بگیری
ص:213
دعای امام زمانعلیه السلام در ایام ماه رجب
بحارالأنوار / ج 95 / ص 391 / باب 23 - أعمال مطلق أیام شهر رجب
از محمّد بن ابی رواد رواسی نقل شده است که محمّد بن جعفر دهان به من گفت: بیا به مسجد صعصعه برویم؛ زیرا حضرت امیرعلیه السلام در آن نماز خوانده و ائمه هدایت به آنجا تشریف آورده ند. به همین جهت مکان مبارکی است. راه افتادیم و به مسجد رفتیم
در همان موقعی که ما نماز میخواندیم، مردی از شترش پیاده شد، آن را در سایه بست، و وارد مسجد شد. دو رکعت نماز خواند و با حوصله تمام، آن را طول داد. بعد دستهایش را بلند کرد و دعایی را که در ادامه خواهد آمد، خواند. بعد از دعا، بلند شد و سوار مرکبش شد تا برود. ابو جعفر دهّان به من گفت: نمیخواهی برویم و بپرسیم که او کیست؟ بلند شدیم و پیش او رفتیم
گفتیم. تو را به خدا قسم میدهیم تو کیستی؟ گفت: به نظر شما ممکن است که من کی باشم؟ دهّان گفت: من فکر میکنم شما حضرت خضر هستید. به من نگاه کرد و گفت: نظر تو چیست؟ گفتم: نظر من هم، همان است که دهّان گفت!
فرمود: به خدا قسم، من کسی هستم که خضر مشتاق دیدار اوست. برگردید من امام زمانتان هستم
ص:214
اما متن دعا:
اللَّهُمَّ یَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَالْآلَاءِ الْوَازِعَةِ وَالرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ
خدایا، ای صاحب عنایتهای فراوان و گسترده
وَالْقُدْرَةِ الْجَامِعَةِ
و قدرت جامع
وَالنِّعَمِ الْجَسِیمَةِ
و نعمتهای بزرگ
وَالْمَوَاهِبِ الْعَظِیمَةِ
و عطایای عظیم
وَالْأَیَادِی الْجَمِیلَةِ وَالْعَطَایَا الْجَزِیلَةِ
و هدایای زیبا و با ارزش
یَا مَنْلَا یُنْعَتُ بِتَمْثِیلٍ وَلَا یُمَثَّلُ بِنَظِیرٍ
ای کسی که با تشبیه به دیگران ستوده نمیشود
وَلَا یُغْلَبُ بِظَهِیرٍ
و با یاری دشمنان به همدیگر، شکست نمیخورد
یَا مَنْ خَلَقَ فَرَزَقَ
ای کسی که خلق کرد و روزی داد
وَأَلْهَمَ فَأَنْطَقَ
معانی را الهام کرد و سخن گفتن را آموخت
وَابْتَدَعَ فَشَرَعَ
خلقت را آغاز کرد
وَعَلَا فَارْتَفَعَ
و مقاومت برتر است
وَقَدَّرَ فَأَحْسَنَ
امور را نیکو تقدیر کردی
وَصَوَّرَ فَأَتْقَنَ
و هر صورت نگاشتی محکم
وَاحْتَجَّ فَأَبْلَغَ
حجّتش را ابلاغ
وَأَنْعَمَ فَأَسْبَغَ
و نعمتش را کامل
وَأَعْطَی فَأَجْزَلَ
و عطایش را فراوان نمود
وَمَنَحَ فَأَفْضَلَ
و جودت افزون از حد است
یَا مَنْ سَمَا فِی الْعِزِّ
ای کسی که در عزّت خود یافت
فَفَاتَ خَوَاطِرَ الْأَبْصَارِ
و از افق دیدها، بالاتر رفت
وَدَنَا فِی اللُّطْفِ فَجَازَ هَوَاجِسَ الْأَفْکَارِ
در لطافت و ظرافت به اندازه ی رسید که افکار به آن راه نیافتند
یَا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْمُلْکِ
ای کسی که درملک خود یگانه است
فَلَا نِدَّ لَهُ فِی علوّ مَلَکُوتِ سُلْطَانِهِ
و در اوج سلطنتش شریکی برای خود ندارد
وَتَفَرَّدَ بِالْکِبْرِیَاءِ وَالْآلَاءِ
در کبریایی و بزرگی و نعمت، یکتا شد
فَلَا ضِدَّ لَهُ فِی جَبَرُوتِ شَأْنِهِ
در نتیجه ضدّی برایش متصور نیست
ص:215
یَا مَنْ حَارَتْ فِی کِبْرِیَاءِ هَیْبَتِهِ
ای کسی که در عظمت وجودش
دَقَائِقُ لَطَائِفِ الْأَوْهَامِ
دقیقترین عقلها
وَانْحَسَرَتْ دُونَ إِدْرَاکِ عَظَمَتِهِ خَطَائِفُ أَبْصَارِ الْأَنَامِ
و فکرها، سرگردان و متحیّرند و دقیقترین چشمها در رؤیت عظمتش، خسته میشوند و می افتند
یَا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِهَیْبَتِهِ
ای آنکه چهرهها در برابر هیبتش، خاضع
وَخَضَعَتِ الرِّقَابُ لِعَظَمَتِهِ
و گردنها خاشع
وَوَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خِیفَتِهِ
و دلها هراسانند
أَسْأَلُکَ بِهَذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتِیلَا تَنْبَغِی إِلَّا لَکَ
در خواست میکنم به خاطر این مدح و ثنایی که شایسته کسی جز تو نیست
وَبِمَا وَأَیْتَ بِهِ عَلَی نَفْسِکَ لِدَاعِیکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ
و به خاطر عهدی که بر خود بستی تا دعای مؤمنین را اجابت کنی
وَبِمَا ضَمِنْتَ الْإِجَابَةَ فِیهِ عَلَی نَفْسِکَ لِلدَّاعِینَ
و به خاطر ضمانتی که درباره اجابت دعای دعا کنندگان نموده ی
یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ
ای شنواترین
وَیَا أَبْصَرَ الْمُبْصِرِینَ
و بیناترین
وَیَا أَنْظَرَ النَّاظِرِینَ
و مراقبترین
وَیَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ
و سریع الحسابترین
وَیَا أَحْکَمَ الْحَاکِمِینَ
و حاکمترین
وَیَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
و مهربانترین مهربانان
صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَعَلَی أَهْلِ بَیْتِهِ الطَّاهِرِینَ الْأَخْیَارِ
بر محمّد که خاتم پیامبران است و خاندانش دورد فرست
ص:216
وَأَنْ تَقْسِمَ لِی فِی شَهْرِنَا هَذَا خَیْرَ مَا قَسَمْتَ
و در این ماه، از بهترین چیزی که تقسیم کردی، به من نیز عنایت کن
وَأَنْ تَحْتِمَ لِی فِی قَضَائِکَ خَیْرَ مَا حَتَمْتَ
و بهترین قضای حتمی خود را در مورد عاقبت من قرار بده
وَتَخْتِمَ لِی بِالسَّعَادَةِ
و عاقبت به خیرم کن
فِیمَنْ خَتَمْتَ وَأَحْیِنِی مَا أَحْیَیْتَنِی مَوْفُوراً
زندگیم را پر برکت
وَأَمِتْنِی مَسْرُوراً وَمَغْفُوراً
و مرگم را با شادی و بخشش همراه ساز
وَتَوَلَّ أَنْتَ نَجَاتِی مِنْ مُسَاءَلَةِ الْبَرْزَخِ
خود متولّی نجات من از سؤالات قبر و برزخ باش
وَادْرَأْ عَنِّی مُنْکَراً وَنَکِیراً
و نکیر و منکر را از من برگردان
وَأَرِ عَیْنِی مُبَشِّراً وَبَشِیراً
و بشیر و مبشّر را به من نشان بده
وَاجْعَلْ لِی إِلَی رِضْوَانِکَ
بازگشت مرا به بهشت رضوان قرار ده
وَجِنَانِکَ مَصِیراً وَعَیْشاً قَرِیراً وَمُلْکاً کَبِیراً
و عیش و ملک بزرگی را عنایت فرما
وَصَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ بُکْرَةً وَأَصِیلاً
و صبحگاهان و شبانگاهان، بر محمّد و خاندانش سلام و درود فرست
یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
سپس میگویی:
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِعَقْدِ عِزِّکَ عَلَی أَرْکَانِ عَرْشِکَ
خدایا، تو را به گرههای عزتت که بر پایههای عرش خورده اند
وَمُنْتَهَی رَحْمَتِکَ مِنْ کِتَابِکَ
و نهایت رحتمی که در قرآن وعده داده ای
وَاسْمِکَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ
و اسم اعظم عظیم
وَذِکْرِکَ الْأَعْلَی الْأَعْلَی
و ذکر بلند و اعلی
ص:217
وَکَلِمَاتِکَ التَّامَّاتِ کُلِّهَا
و همه مخلوقات کاملت
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
قسم میدهم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَأَسْأَلُکَ مَا کَانَ أَوْفَی بِعَهْدِکَ
همین طور هر چیزی را که به عهد تو وفا کنندهتر
وَأَقْضَی لِحَقِّکَ
و حقّت را ادا کنندهتر
وَأَرْضَی لِنَفْسِکَ
و راضی کننده خودت
وَخَیْراً لِی فِی الْمَعَادِ عِنْدَکَ وَالْمَعَادِ إِلَیْکَ
و خیر من برای حضور و بازگشت به سوی تو باشد، درخواست میکنم
أَنْ تُعْطِیَنِی جَمِیعَ مَا أُحِبُّ
خدایا هر چیزی را که دوست دارم به من عطا کن
وَتَصْرِفَ عَنِّی جَمِیعَ مَا أَکْرَهُ
و هر چه را که از آن بدم میآید،از من دور ساز؛
إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
چرا که تو بر هر چیزی توانایی داری
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
با رحمتت ای مهربانترین مهربانان
ص:218
زیارت قبور ائمهعلیهم السلام در ماه رجب
إقبال الأعمال / ص 631 / فصل فیما نذکره من زیارة مختصة بشهر رجب؛ مصباح المتهجّد / ص 821 / زیارة رواها ابن عیاش؛ بحارالأنوار / ج 99 / ص 195 / باب 8 - الزیارة الجامعة
خیر بن عبداللَّه از ابوالقاسم بن روحرحمه الله نقل میکند که فرمود: اگر در ماه رجب به زیارت حضرات معصومین علیهم السلام رفتی، این طور زیارت کن:
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِیَائِهِ فِی رَجَبٍ
خدا را ثنا میگویم که توفیق زیارت اولیای خودش را در ماه رجب نصیبم کرد
وَأَوْجَبَ عَلَیْنَا مِنْ حَقِّهِمْ مَا قَدْ وَجَبَ
و آنچه را که از حقّایشان بر من واجب بود، واجب ساخت
وَصَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ
و صلوات خدا بر محمّد برگزیده
وَعَلَی أَوْصِیَائِهِ الْحُجُبِ
و جانشینان و حافظان دینش
اللَّهُمَّ فَکَمَا أَشْهَدْتَنَا مَشْهَدَهُمْ
خدایا، همان طور که توفیق زیارتشان را روزیم کردی
فَأَنْجِزْ لَنَا مَوْعِدَهُمْ
وعدهشان را محقق کن
وَأَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ غَیْرَ مُحَلَّئِینَ عَنْ وِرْدٍ فِی دَارِ الْمُقَامَةِ وَالْخُلْدِ
و ما را در محل آنان در بهشت وارد کن
وَ اَلسَّلَام عَلَیْکُمْ إِنِّی قَدْ قَصَدْتُکُمْ
و سلام بر شما، که شما را قصد کردم
وَاعْتَمَدْتُکُمْ بِمَسْأَلَتِی وَحَاجَتِی
و در درخواستها و نیازهایم به شما تکیه کردم
ص:219
وَ هِیَ فَکَاکُ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ
نیازهایم عبارتند از: آزادیم از آتش
وَالْمَقَرُّ مَعَکُمْ فِی دَارِ الْقَرَارِ مَعَ شِیعَتِکُمُ الْأَبْرَارِ
و همراهی شما و شیعیانتان در بهشت
وَاَلسَّلَام عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ
سلام بر شما به خاطر صبرتان
فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ
که عاقبت نیکو برای صابران است
أَنَا سَائِلُکُمْ وَآمِلُکُمْ فِیَما إِلَیْکُمْ فِیهِ التَّفْوِیضُ وَعَلَیْکُمُ التَّعْوِیضُ
از شما در آنچه که به شما سپرده شده و یا قدرت تعویض دارید، آروزمندم
فَبِکُمْ یُجْبَرُ الْمَهِیضُ
شکسته با شما بهبود مییابد
وَیُشْفَی الْمَرِیضُ
و مریض از شما شفا میگیرد
وَعِنْدَکُمْ مَا تَزْدَادُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَغِیضُ
شما میتوانید محبّت میان ارحام را افزایش و یا کاهش دهید
إِنِّی بِسِرِّکُمْ مُؤْمِنٌ
من به شما ایمان دارم
وَلِقَوْلِکُمْ مُسَلِّمٌ
و سخنتان را میپذیرم
وَعَلَی اللَّهِ بِکُمْ مُقْسِمٌ فِی رَجْعَتِی
و با شما خدا را قسم میدهم که در بازگشت از خانه شما
بِحَوَائِجِی سرّ وَقَضَائِهَا وَإِمْضَائِهَا
حوائجم برآورده شده و حتمیت یافته
وَإِنْجَاحِهَا وَإِبْرَاحِهَا
و از مشکلات نجات یابم
وَبِشُئُونِی لَدَیْکُمْ وَصَلَاحِهَا
و در تمام شئون زندگیم به صلاح برسم
وَ اَلسَّلَام عَلَیْکُمْ سَلَامَ مُوَدِّعٍ
سلام بر شما، سلام کسی که وداع میکند
وَلَکُمْ حَوَائِجَهُ مُودِعٌ
و حوائجش را نزد شما به امانت میسپارد
یَسْأَلُ اللَّهَ إِلَیْکُمُ الْمَرْجِعَ وَسَعْیُهُ إِلَیْکُمْ غَیْرَ مُنْقَطِعٍ
از خدا توفیق مراجعت به نزدتان را میخواهم
ص:220
وَأَنْ یُرْجِعَنِی مِنْ حَضْرَتِکُمْ خَیْرَ مَرْجِعٍ
همین طور مرا از خدمتتان به بهترین محلی
إِلَی جِنَابٍ مُمْرِعٍ وَخَفْضٍ مُوَسَّعٍ وَدَعَةٍ وَ مَهَلٍ إِلَی حِینِ الْأَجَلِ
که سرشار از نعمت و وسیع است تا روز مرگم، ببرد
وَخَیْرِ مَصِیرٍ
و بهترین بازگشتگاه
وَمَحَلٍّ فِی النَّعِیمِ الْأَزَلِ
و محل نعمت و ابدیّت
وَالْعَیْشِ الْمُقْتَبَلِ وَدَوَامِ الْأُکُلِ
و زندگی مورد قبول و خوردن دائمی
وَ شُرْبِ الرَّحِیقِ
و نوشیدن از رحیق
وَالسَّلْسَلِ وَعَلٍّ وَنَهَلٍ
و سلسبیل و علّ و نهل را عنایت فرماید
لَا سَأَمَ مِنْهُ وَلَا مَلَلَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ وَتَحِیَّاتُهُ
که هیچ ناراحتی در آنها نیست
حَتَّی الْعَوْدِ إِلَی حَضْرَتِکُمْ وَالْفَوْزِ فِی کَرَّتِکُمْ
تا اینکه به خدمت شما برسم و به سعادت همراهی شما در بازگشت مفتخر شویم
وَالْحَشْرِ فِی زُمْرَتِکُمْ
و در کنار شما محشور گردیم
وَ اَلسَّلَام عَلَیْکُمْ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ وَصَلَوَاتُهُ وَتَحِیَّاتُهُ
سلام و رحمت خدا و برکاتش و صلوات و تحیّاتش بر شما باد
وَ هُوَ حَسْبُنَا وَنِعْمَ الْوَکِیلُ
او ما را کفایت میکند و بهترین وکیل است
ص:221
دعای افتتاح در شبهای ماه مبارک رمضان
إقبال الأعمال / ص 58 / فصل فیما نذکره من دعاء الافتتاح؛ تهذیب الأحکام / ج 3 / ص 108 / دعاء أوّل یوم من شهر رمضان
محمّد بن محمّد بن نصر سکونیرحمه الله نقل میکند که از ابوبکر احمد بن محمّد بن عثمان بغدادی خواستم تا دعاهایی را که عمویش محمّد بن عثمان عمریرحمه الله در ماه رمضان با آنها دعا میکرد، به من بدهد. او نیز دفتری با جلد سرخ را به من داد. من از روی آن دعاهای زیادی را نوشتم. از جمله آن دعاها که در همه شبهای ماه رمضان خوانده میشود، دعای افتتاح است. آن را ملائکه میشنوند و برای خواننده ش، استغفار میکنند
متن دعا:
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الثَّنَاءَ بِحَمْدِکَ
خدایا، ثنایت را با ستایشت آغاز میکنم
وَأَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوَابِ بِمَنِّکَ وَأَیْقَنْتُ
تو با عنایت خود، خوبیها را تثبیت میکنی
أَنَّکَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ فِی مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَأَشَدُّ الْمُعَاقِبِینَ
یقین دارم که در موقع عفو و رحمت، مهربانترین مهربانانی
ص:222
فِی مَوْضِعِ النَّکَالِ وَالنَّقِمَةِ
همان طور که در موقع عذاب شدیدترین عقاب کنندگانی
وَأَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرِینَ فِی مَوْضِعِ الْکِبْرِیَاءِ وَالْعَظَمَةِ
و در موقع عظمت و بزرگی، عظیمترین متکبّران هستی
اَللَّهُمَّ أَذِنْتَ لِی فِی دُعَائِکَ وَمَسْأَلَتِکَ
خدایا خود، اجازه دعا و درخواست داده ای
فَاسْمَعْ یَا سَمِیعُ مِدْحَتِی
پس ای شنوا به مدح و ثنایم گوش بده
وَأَجِبْ یَا رَحِیمُ دَعْوَتِی
ای مهربان،دعایم را مستجاب کن
وَأَقِلْ یَا غَفُورُ عَثْرَتِی
ای بخشنده، جلوی لغزشهایم را بگیر
فَکَمْ یَا إِلَهِی مِنْ کُرْبَةٍ قَدْ فَرَّجْتَهَا
ای خدای من، تا کنون چقدر گرفتاریها که برایم گشودی
وَهُمُومٍ قَدْ کَشَفْتَهَا
و چقدر ناراحتیها که برطرف کردی
وَعَثْرَةٍ قَدْ أَقَلْتَهَا
و لغزشها که حفظ کردی
وَرَحْمَةٍ قَدْ نَشَرْتَهَا
و رحمتها که منتشر کردی
وَحَلْقَةِ بَلَاءٍ قَدْ فَکَکْتَهَا
و حلقههای بلا که دفع کردی
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَلَا وَلَداً
حمد و ثنا خدایی را سزاست که همراه و فرزندی ندارد
وَلَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ
و شریکی در ملک
وَلَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ
و سرپرستی در ذلتها ندارد
وَکَبِّرْهُ تَکْبِیراً
او را بزرگتر از آنکه ستایش شود، میدانم
الْحَمْدُ للَّهِ بِجَمِیعِ مَحَامِدِهِ کُلِّهَا عَلَی جَمِیعِ نِعَمِهِ
حمد و سپاس خدا را، با همه اوصافش و بر همه نعمتهایش
کُلِّهَا الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی لَا مُضَادَّ لَهُ فِی مُلْکِهِ
حمد خدایی را که در ملک خود ضدی ندارد
وَلَا مُنَازِعَ لَهُ فِی أَمْرِهِ
و در اراده ش، مخالفی نیست
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی لَا شَرِیکَ لَهُ فِی خَلْقِهِ
حمد خدایی را که شریکی در خلقت
ص:223
وَلَا شَبِیهَ لَهُ فِی عَظَمَتِهِ
و شبیهی در عظمت ندارد
الْحَمْدُ للَّهِ الْفَاشِی فِی الْخَلْقِ أَمْرُهُ
حمد خدایی را که اراده ش را در خلقت فاش کرده
وَحَمْدُهُ الظَّاهِرِ بِالْکَرَمِ مَجْدُهُ
و شکوهش در کرامتش ظاهر شده
الْبَاسِطِ بِالْجُودِ یَدَهُ الَّذِی
و دستش در جود باز گشته است
لَا تَنْقُصُ خَزَائِنُهُ
کسی که خزائنش کم
وَلَا یَبِیدُ مُلْکُهُ
و ملکش از بین نمیرود
وَلَا تَزِیدُهُ کَثْرَةُ الْعَطَاءِ إِلَّا جُوداً وَکَرَماً
و کثرت عطایا، سخاوتش را بیشتر میکند
إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْوَهَّابُ
آری او عزیز و بخشنده است
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ قَلِیلاً مِنْ کَثِیرٍ
خدایا، من از جود فراوان تو ،تنها کمی را درخواست میکنم
مَعَ حَاجَةٍ بِی إِلَیْهِ عَظِیمَةٍ
آنهم با همه نیاز من
وَغِنَاکَ عَنْهُ قَدِیمٌ
و بی نیازی تو از آن
وَهُوَ عِنْدِی کَثِیرٌ
آن حاجت برای من بسیار
وَهُوَ عَلَیْکَ سَهْلٌ یَسِیرٌ
و برای تو آسان است و کوچک است
اَللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَکَ عَنْ ذَنْبِی
خدایا، عفوت از گناهانم
وَتَجَاوُزَکَ عَنْ خَطِیئَتِی وَصَفْحَکَ عَنْ ظُلْمِی
و گذشتت از خطاها و ظلمهایم
وَسَتْرَکَ عَلَی قَبِیحِ عَمَلِی
و پوشانیدن اعمال بدم
وَحِلْمَکَ عَنْ کَثِیرِ جُرْمِی عِنْدَ مَا کَانَ مِنْ خَطَئِی وَعَمْدِی
و بردباریت در برابر جرمهای فراوانم، مرا به طمع انداخته
أَطْمَعَنِی فِی أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَا أَسْتَوْجِبُهُ
تا از تو چیزهایی را بخواهم که شایسته آنها نیستم
مِنْکَ الَّذِی رَزَقْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ
تویی که از رحمت خود روزی ام دادی
ص:224
وَأَرَیْتَنِی مِنْ قُدْرَتِکَ
و قدرتت را نشانم دادی
وَعَرَّفْتَنِی مِنْ إِجَابَتِکَ
و اجابتت را برایم روشن ساختی
فَصِرْتُ أَدْعُوکَ آمِناً
با امنیت خاطر و انس دعا میکنم
وَأَسْأَلُکَ مُسْتَأْنِساً لَاخَائِفاً وَلَا وَجِلاً مُدِلاًّ عَلَیْکَ فِیَما قَصَدْتُ فِیهِ إِلَیْکَ
نه با ترس و وحشت. نیّت خود را به آسانی بیان میکنم
فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّی عَتَبْتُ بِجَهْلِی عَلَیْکَ
اگر دیر اجابت کنی، از سر نادانی، سرزنش میکنم
وَلَعَلَّ الَّذِی أَبْطَأَ عَنِّی هُوَ خَیْرٌ لِی لِعِلْمِکَ
در حالی که شاید دیر شدن اجابت به صلاح من باشد؛
بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ
زیرا تو از عاقبت امور آگاهی
فَلَمْ أَرَ مَوْلًی کَرِیماً أَصْبَرَ
مولایی به بزرگواری تو که تا این حد صبر کند، نمیشناسم
عَلَی عَبْدٍ لَئِیمٍ مِنْکَ عَلَیَّ
بر بنده پستی مانند من
یَا رَبِّ إِنَّکَ تَدْعُونِی
پروردگارا، تو مرا میخوانی
فَأُوَلِّی عَنْکَ
و من از تو روی میگردانم
وَتَتَحَبَّبُ إِلَیَّ
تو اظهار محبّت میکنی
فَأَتَبَغَّضُ إِلَیْکَ
و من رفتار دشمنانه پیش می گیرم
وَتَتَوَدَّدُ إِلَیَّ
تو با من دوستی میکنی
فَلَا أَقْبَلُ مِنْکَ
و من قبول نمیکنم
کَأَنَّ لِیَ التَّطَوُّلَ عَلَیْکَ
گویا این منم که در حقّ تو لطف میکنم
فَلَمْ یَمْنَعْکَ ذَلِکَ مِنَ الرَّحْمَةِ بِی وَالْإِحْسَانِ إِلَیَّ وَالتَّفَضُّلِ عَلَیَّ بِجُودِکَ وَکَرَمِکَ
اما تو را بنگر، که همه این بی ادبیها مانع از احسان و آقایی تو نمیشود
فَارْحَمْ عَبْدَکَ الْجَاهِلَ
خدایا، بر بنده جاهلت رحم کن
وَجُدْ عَلَیْهِ بِفَضْلِ إِحْسَانِکَ
و با احسانت با او رفتار کن
إِنَّکَ جَوَادٌ کَرِیمٌ
تو جواد و بزرگواری
ص:225
الْحَمْدُ للَّهِ مَالِکِ الْمُلْکِ
حمد برای خدایی است که مالک مُلک
مُجْرِی الْفُلْکِ
حرکت دهنده کشتیها
مُسَخِّرِ الرِّیَاحِ
تسخیر کننده بادها
فَالِقِ الْإِصْبَاحِ
طلوع دهنده فجر
دَیَّانِ الدِّینِ
قانونگذار دین
رَبِّ الْعَالَمِینَ
و پروردگار عالمیان
الْحَمْدُ للَّهِ عَلَی حِلْمِهِ بَعْدَ عِلْمِهِ
حمد خدا را، به خاطر حلم بعد از آگاهی
وَالْحَمْدُ للَّهِِ عَلَی عَفْوِهِ بَعْدَ قُدْرَتِهِ
حمد خدا را، عفو بعد از قدرت
وَالْحَمْدُ للَّهِِ عَلَی طُولِ أَنَاتِهِ فِی غَضَبِهِ
حمد خدا را، مهلت دادن بعد از غضب
وَهُوَ الْقَادِرُ عَلَی مَا یُرِیدُ
او که بر هر کاری که بخواهد تواناست
الْحَمْدُ للَّهِِ خَالِقِ الْخَلْقِ
حمد خدایی را که خالق مخلوقات
وَبَاسِطِ الرِّزْقِ
و گسترنده سفره، روزی
ذِی الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ وَالْفَضْلِ وَالْإِنْعَامِ
و صاحب جلالت و کرامت و فضل و نعمت ها است
الَّذِی بَعُدَ فَلَا یُرَی
کسی که دور میشود و دیده نمیشود
وَقَرُبَ فَشَهِدَ النَّجْوَی
نزدیک میشود و زمزمهها را میشنود
تَبَارَکَ وَتَعَالَی
او که واسع و متعالی است
الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی لَیْسَ لَهُ مُنَازِعٌ یُعَادِلُهُ
حمد خدایی را که منازعی ندارد تا همترازی کند
وَلَا شَبِیهٌ یُشَاکِلُهُ
شبیهی ندارد تا همشکلی کند
وَلَا ظَهِیرٌ یُعَاضِدُهُ
یاوری ندارد تا کمک کند
قَهَرَ بِعِزَّتِهِ الْأَعِزَّاءَ
با عزّت خود، بر عزیزان عالم غالب شده
سوَتَوَاضَعَ لِعَظَمَتِهِ الْعُظَمَاءُ
و در برابر عظمتش، بزرگان عالم تواضع کرده ند
فَبَلَغَ بِقُدْرَتِهِ مَا یَشَاءُ
او که با قدرتش به خواستههایش رسیده است
الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی یُجِیبُنِی حِینَ أُنَادِیهِ
حمد خدایی را که هر وقت بخوانم، اجابتم میکند
وَیَسْتُرُ عَلَیَّ کُلَّ عَوْرَةٍ وَأَنَا أَعْصِیهِ
و با اینکه معصیت کارم،بدیهایم را میپوشاند
ص:226
وَیُعَظِّمُ النِّعْمَةَ عَلَیَّ
نعمتهای فراوانی میدهد
فَلَا أُجَازِیهِ فَکَمْ مِنْ مَوْهِبَةٍ
در حالی که من چیزی در مقابلشان به او نمیدهم
هَنِیئَةٍ قَدْ أَعْطَانِی
چقدر مواهب گوارایی که عطا کرده
وَعَظِیمَةٍ مَخُوفَةٍ قَدْ کَفَانِی
و ترسهای بزرگی که برطرف کرده
وَبَهْجَةٍ مُونِقَةٍ قَدْ أَرَانِی
و شادی و سروری که نشانم داده
فَأُثْنِی عَلَیْهِ حَامِداً وَأَذْکُرُهُ مُسَبِّحاً
پس او را ستایش و تسبیح میگویم
الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِیلَا یُهْتَکُ حِجَابُهُ
حمد خدایی را کهپرده اش دریده نمی شود
وَلَا یُغْلَقُ بَابُهُ
و درگاهش بسته نمی شود
وَلَا یُرَدُّ سَائِلُهُ
و دست کسی که بسوی او بلند شده رد نمی شود
وَلَا یُخَیَّبُ آمِلُهُ
و انکه به درگاهش با ارزو امده نا امید بر نمی گردد
الْحَمْدُ للَّهِِ الَّذِی یُؤْمِنُ الْخَائِفِینَ
حمد خدایی را که اهل ترس را ایمنی می بخشد
وَیُنَجِّی الصَّادِقِینَ
صالحان را نجات می دهد
وَیَرْفَعُ الْمُسْتَضْعَفِینَ
مستضعفان را بالا میبرد
وَیَضَعُ الْمُسْتَکْبِرِینَ
مستکبران را وا می زندو به زمین می زند
وَیُهْلِکُ مُلُوکاً
پادشاهانی را هلاک کرده
وَیَسْتَخْلِفُ آخَرِینَ
و گروه دیگری را جانشین می کند
وَالْحَمْدُ للَّهِِ قَاصِمِ الْجَبَّارِینَ
حمد خدایی را که شکننده زور گویان
مُبِیرِ الظَّلَمَةِ
ضرر زننده ستمگران
مُدْرِکِ الْهَارِبِینَ
دریابنده فراریان
نَکَالِ الظَّالِمِینَ
عذاب کننده ستمگران
صَرِیخِ الْمُسْتَصْرِخِینَ
فریادرس دادخواهان
مَوْضِعِ حَاجَاتِ الطَّالِبِینَ
او خدایی است که محل اصلی حاجت نیازمندان
مُعْتَمَدِ الْمُؤْمِنِینَ
و تکیه گاه اهل ایمان است
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی مِنْ خَشْیَتِهِ تَرْعُدُ السَّمَاءُ وَسُکَّانُهَا
ستایش خدایی را که اسمان و ساکنانش از خشیت او به صدا می ایند
ص:227
وَتَرْجُفُ الْأَرْضُ وَعُمَّارُهَا
و زمین و ساکنانش به لرزه می افتند
وَتَمُوجُ الْبِحَارُ
و دریاها به تلاطم در می ایند
وَمَنْ یَسْبَحُ فِی غَمَرَاتِهَا
و موجوداتی که در انها شنا می کنند
الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِی یَخْلُقُ وَلَمْ یُخْلَقْ
ستایش خدایی که خلق میکند ولی خلق نمیشود
وَیَرْزُقُ وَلَا یُرْزَقُ
روزی میدهد و داده نمیشود
وَیُطْعِمُ وَلَا یُطْعَمُ
میخوراند ولی خورانده نمیشود
وَیُمِیتُ الْأَحْیَاءَ وَیُحْیِی الْمَوْتَی
زندهها را میمیراند و مردهها را زنده میکند
وَهُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ
در حالی که خود، زنده ای است که نمیمیرد
بِیَدِهِ الْخَیْرُ
و همه خیرات عالم به دست اوست
وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
و او بر هر چیزی تواناست
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ
خدایا،درود فرست بر محمّد
عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ
بنده و فرستاده
وَأَمِینِکَ وَصَفِیِّکَ وَحَبِیبِکَ
و امین و برگزیده و دوست
وَخِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ
او کسی است که از میان همه مخلوقاتت انتخاب کردی
وَحَافِظِ سِرِّکَ
و حافظ اسرار
وَمُبَلِّغِ رِسَالَاتِکَ
و رساننده پیغامها
أَفْضَلَ وَأَحْسَنَ وَأَکْمَلَ
بهترین و کاملترین
وَأَجْمَلَ وَأَزْکَی
و زیباترین و پاکترین
وَأَنْمَی وَأَطْیَبَ
و رشد کنندهترین و دلپسند ترین
وَأَطْهَرَ وَأَسْنَی
پاکترین و درخشنده ترین
وَأَکْثَرَ مَا صَلَّیْتَ وَبَارَکْتَ
و بیشتر از آنچه که صلوات و برکات
وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ
و ترحمات و مهربانیها
وَسَلَّمْتَ عَلَی أَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ وَأَنْبِیَائِکَ
و سلامها را بر احدی از بندگان و انبیاء
ص:228
وَرُسُلِکَ وَصَفْوَتِکَ
و پیامبران و منتخبان
وَأَهْلِ الْکَرَامَةِ عَلَیْکَ مِنْ خَلْقِکَ
و محترمین خلقت، فرستاده ای بر او فرست
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیٍّ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ
خدایا، بر علی امیر مؤمنان
وَوَصِیِّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِینَ
و جانشین رسول پروردگار جهانیان
وَعَلَی الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ
و بر صدّیقه طاهره فاطمه سرور زنان عالم، درود فرست
وَصَلِّ عَلَی سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ
خدایا، بر دو نوه پیامبر
وَإِمَامَیِ الْهُدَی الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ
و دو امام هدایت، حسن و حسین
سَیِّدَیْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ مِنَ الْخَلْقِ أَجْمَعِینَ
سرور جوانان اهل بهشت درود و سلام فرست
وَصَلِّ عَلَی أَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ حُجَجِکَ عَلَی عِبَادِکَ
خدایا، بر امامان مسلمانان، حجّتهای تو در میان بندگان
وَأُمَنَائِکَ فِی بِلَادِکَ
و امینان تو در شهرهایت
صَلَاةً کَثِیرَةً دَائِمَةً
سلام و درود فراوان و دائمی بفرست
اَللَّهُمَّ وَصَلِّ عَلَی وَلِیِّ أَمْرِکَ
خدایا،درود فرست همین طور بر ولیّ امرت
الْقَائِمِ الْمُؤَمِّلِ
قائم آرزو شده
وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَرِ
و عدل مورد انتظار
احْفُفْهُ بِمَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ
و او را با ملائکه مقرب خود احاطه کن
وَأَیِّدْهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ
و با روح القدس تقویتش کن
یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ
ای پروردگار عالمیان
ص:229
اَللَّهُمَّ اجْعَلْهُ الدَّاعِیَ إِلَی کِتَابِکَ
خدایا، او را خواننده به سوی کتابت
وَالْقَائِمَ بِدِینِک
و برپا کننده دینت، قرار بده
اسْتَخْلِفْهُ فِی الْأَرْضِ
و او را در زمین جانشین خودت بکن
کَمَا اسْتَخْلَفْتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِ
همان طور که ائمه قبل از او را جانشین کردی
مَکِّنْ لَهُ دِینَهُ الَّذِی ارْتَضَیْتَهُ لَهُ أَبْدِلْهُ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِ أَمْناً یَعْبُدُکَ
خدایا در اجرای دینش قدرت بده و خوفش را با امنیت جایگزین کن تا تو را با اخلاص بندگی کند
لَا یُشْرِکُ بِکَ شَیْئاً
شریک تو نیست هیچ چیزی
اَللَّهُمَّ أَعِزَّهُ وَأَعْزِزْ بِهِ
خدایا، او را عزیز گردان و با او دینت را عزیز کن
وَانْصُرْهُ وَانْتَصِرْ بِهِ
او را یاری کن و با او دینت را یاری گردان
وَانْصُرْهُ نَصْراً عَزِیزاً
او را عزیزانه یاری کن
وَافْتَحْ لَهُ فَتْحاً عَظِیماً
و فتح عظیمی را برایش رقم بزن
اَللَّهُمَّ أَظْهِرْ بِهِ دِینَکَ
خدایا، با او ظاهر کن دین خود
وَمِلَّةَ نَبِیَّکَ
و مکتب نبیّت را
حَتَّی لَا یَسْتَخْفِیَ بِشَیْءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ
تا از اظهار هیچ حقی تقیه نکند
اَللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ
خدایا، دولت کریمه ی را میخواهیم
تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ
که اسلام و مسلمین را با آن عزّت بخشی
وَتُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَأَهْلَهُ
و نفاق و اهلش را ذلیل کنی
وَتَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَی طَاعَتِکَ
و ما را در آن دولت، از داعیان به اطاعت و سرسپردگی
وَالْقَادَةِ إِلَی سَبِیلِکَ
در راهت قرار دهی
وَتَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَالآْخِرَةِ
و با آن دولت، بزرگواری دنیا و آخرت را روزیمان کنی
ص:230
اَللَّهُمَّ مَا عَرَّفْتَنَا مِنَ الْحَقِّ
خدایا، آنچه که از حقّ به ما نشان دادی
فَحَمِّلْنَاهُ وَمَا قَصُرْنَا عَنْهُ فَبَلِّغْنَاهُ
عامل به آن کن و اگر قصور کردیم، توفیق بده
اَللَّهُمَّ الْمُمْ بِهِ شَعْثَنَا
خدایا، با ظهور او پراکندگیمان را وحدت
وَاشْعَبْ بِهِ صَدْعَنَا
و شکافهایمان را بوسیله او پر
وَارْتُقْ بِهِ فَتْقَنَا
و بریدگیهایمان را بوسیله او پیوند
وَکَثِّرْ بِهِ قِلَّتَنَا
و کمی ما را بوسیله او زیاد
وَأَعِزَّ بِهِ ذِلَّتَنَا
و ذلتمان را بوسیله او عزّت
وَأَغْنِ بِهِ عَائِلَنَا
و نیازمندانمان را بوسیله او بینیاز
وَاقْضِ بِهِ عَنْ مَغْرَمِنَا
و بدهکارانمان را بوسیله او بیقرض
وَاجْبُرْ بِهِ فَقْرَنَا
و فقرمان را بوسیله او جبران
وَسُدَّ بِهِ خَلَّتَنَا
و شکافهایمان را بوسیله او محکم
وَیَسِّرْ بِهِ عُسْرَنَا
و سختیهایمان را بوسیله او آسان
وَبَیِّضْ بِهِ وُجُوهَنَا
و رو سیاهیمان را بوسیله او رو سفیدی
وَفُکَّ بِهِ أَسْرَنَا
و اسیرانمان را بوسیله او آزاد
وَأَنْجِحْ بِهِ طَلِبَتَنَا
و آرزوهایمان را بوسیله او برآورده
وَأَنْجِزْ بِهِ مَوَاعِیدَنَا
و وعدههایمان را بوسیله او محقق
وَاسْتَجِبْ بِهِ دَعْوَتَنَا
و دعاهایمان را بوسیله او مستجاب
وَأَعْطِنَا بِهِ فَوْقَ رَغْبَتِنَا
و بوسیله او بیش از خواستههایمان عطا کن
یَا خَیْرَ الْمَسْئُولِینَ
ای بهترین درخواست شده
وَأَوْسَعَ الْمُعْطِینَ
و وسیعترین عطاکنندگان
اشْفِ بِهِ صُدُورَنَا
با ظهورش سینههای ما را شفا
وَأَذْهِبْ بِهِ غَیْظَ قُلُوبِنَا
و عصبانیّت جانهایمان را بوسیله او آرام کن
وَاهْدِنَا بِهِ لِمَا اخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِکَ
و ما را در مواردی از حقّ که مورد اختلاف است، بوسیله او هدایت کن؛
إِنَّکَ تَهْدِی مَنْ تَشَاءُ إِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ
زیرا تو هر کسی را که بخواهی به راه راست هدایت میکنی
وَانْصُرْنَا عَلَی عَدُوِّکَ
ما را در برابر دشمن خودت و ما، یاری کن
وَعَدُوِّنَا إِلَهَ الْحَقِّ آمِینَ
معبود حق، دعایمان را مستجاب کن
ص:231
اَللَّهُمَّ إِنَّا نَشْکُو إِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنَا
خدایا شکایت میکنیم ما از نبودن پیامبر
وَغَیْبَةَ إِمَامِنَا
و غیبت امام
وَکَثْرَةَ عَدُوِّنَا
و زیادی دشمنان
وَشِدَّةَ الْفِتَنِ بِنَا
و شدّت گرفتاریها
وَتَظَاهُرَ الزَّمَانِ عَلَیْنَا
و فتنههای دشمنان
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
و غلبه زمان، بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَأَعِنَّا عَلَی ذَلِکَ بِفَتْحٍ مِنْکَ تُعَجِّلُهُ وَبِضُرٍّ تَکْشِفُهُ وَنَصْرٍ تُعِزُّهُ
و بر این گرفتاریها فائق آور با یک پیروزی از جانب تو که سریع باشد
وَسُلْطَانِ حَقٍّ تُظْهِرُهُ
و سلطنت حقی که آشکارش کنی
وَرَحْمَةٍ مِنْکَ تُجَلِّلُنَاهَا
و رحمتی که به ما نشان دهی
وَعَافِیَةٍ مِنْکَ تُلْبِسُنَاهَا
و عافیتی که بر تنمان بپوشانی
بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
با رحمتت ای مهربانترین مهربانان
ص:232
دعای دیگری در هر شب از ماه مبارک رمضان
الاقبال / ص 61 - دعاء آخر فی کل لیلة منه
اللَّهُمَّ بِرَحْمَتِکَ فِی الصَّالِحِینَ فَأَدْخِلْنَا
خدایا، بواسطه رحمتت ما را در زمرمه صالحان وارد کن
وَفِی عِلِّیِّینَ فَارْفَعْنَا
و به مقام علّیین بالا ببر
وَبِکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبِیلٍ فَأسْقِنَا
و با کاسه ای، از آب زلال چشمه سلسبیل سیراب کن
وَمِنَ الْحُورِ الْعِینِ بِرَحْمَتِکَ فَزَوِّجْنَا
و از حورالعین برحمتت تزویج نما
وَمِنَ الْوِلْدَانِ الْمخَلَّدِینَ
و از پسران ماندگار بهشتی
کَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَکْنُونٌ فَأَخْدِمْنَا
که مانند لولو میدرخشند، برایمان خادم
وَمِنْ ثِمَارِ الْجَنَّةِ
و از میوههای بهشت
وَلُحُومِ الطَّیْرِ فَأَطْعِمْنَا
و گوشتهای پرندگان آن
وَمِنْ ثِیَابِ السُّنْدُسِ وَالْحَرِیرِ وَالْإِسْتَبْرَقِ فَأَلْبِسْنَا
غدا و از لباسهای زخیم و نازک حریر برایمان لباس قرار بده
وَلَیْلَةَ الْقَدْرِ وَحَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ
توفیق درک شب قدر و حج بیت اللَّه الحرام
وَقَتْلاً فِی سَبِیلِکَ مَعَ وَلِیِّکَ
و شهادت در راه خودت را به همراه ولیّت عنایت فرما
فَوَفِّقْ لَنَا
پس توفیق بده به ما
وَصَالِحَ الدُّعَاءِ وَالْمَسْأَلَةَ فَاسْتَجِبْ لَنَا
دعاهای صالح و درخواستهای خوبمان را اجابت کن
یَا خَالِقَنَا اسْمَعْ
ای خالق ما، دعاهایمان را بشنو
وَاسْتَجِبْ لَنَا
و مستجاب کن
وَإِذَا جَمَعْتَ الْأَوَّلِینَ وَالْآخِرِینَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَارْحَمْنَا
زمانی که اوّلین و آخرین را در روز رستاخیز جمع کردی، به ما رحم کن
ص:233
وَبَرَاءَةً مِنَ النَّارِ
نجات از آتش
وَأَمَاناً مِنَ الْعَذَابِ
و امان از عذاب را برایمان ثبت کن
فَاکْتُبْ لَنَا وَفِی جَهَنَّمَ فَلَا تَجْعَلْنَا
در جهنم واردم منما
وَمَعَ الشَّیَاطِینِ فَلَا تُقْرِنَّا
و با شیاطین همنشین ننما
وَفِی هَوَانِکَ وَعَذَابِکَ فَلَا تَقْلِبْنَا
در خواری و عذابت، ما را نگردان
وَمِنَ الزَّقُّومِ وَالضَّرِیعِ فَلَا تُطْعِمْنَا
از زقّوم و چرکهای دوزخ نخوران
وَفِی النَّارِ عَلَی وُجُوهِنَا فَلَا تَکْبُبْنَا
با صورت ما را در دوزخ نینداز
وَمِنْ ثِیَابِ النَّارِ
از لباسهای آتشین
وَسَرَابِیلِ الْقَطِرَانِ فَلَا تُلْبِسْنَا
و مسهای گداخته نپوشان
وَمِنْ کُلِّ سُوءٍ
و از همه بدی ها
یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ
ای کسی که جز تو خدایی نیست
بِحَقّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ فَنَجِّنَا
به حقّ خودت ما را نجات بده
ص:234
دعای امام زمانعلیه السلام بعد از نماز صبح روز عید فطر
إقبال الأعمال / ص275 / فصل فیما نذکره من صلاة الفجر یوم الفطر؛ بحارالأنوار / ج 88 / ص 1 / باب 2؛ أدعیة عید الفطر؛ مصباح المتهجّد / ص 655 / الدعاء بعد صلاة العید
سکریرحمه الله نقل میکند که از احمد بن محمّد بن عثمان بغدادی خواستم تا از دعاهای ماه رمضان در اختیارم قرار دهد. از آن دعاهایی که عمویش محمّد بن عثمان عمری میخواند. او نیز دفتری که جلد سرخی داشت، بیرون آورد. در آن دعاهای ماه مبارک رمضان وجود داشت که از جمله آنها دعای بعد از نماز صبح روز عید فطر بود
متن دعا:
اللَّهُمَّ إِنِّی تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ أَمَامِی
خدایا، متوجّه تو شدم با محمّدصلی الله علیه وآله از جلو
وَعَلِیٍّ وَجَعْفَرٍ مِنْ خَلْفِی وَعَنْ یَمِینِی
و علی و جعفرعلیهما السلام از پشت سر و از راستم
وَأَئِمَّتِی عَنْ یَسَارِی
و سایر امامانمعلیهم السلام از سمت چپم
أَسْتَتِرُ بِهِمْ مِنْ عَذَابِکَ
به وسیله آنها خودم را از عذابت استتار میکنم
وَأَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ زُلْفَی لَا أَجِدُ أَحَداً أَقْرَبَ إِلَیْکَ مِنْهُمْ
و تقربی را میخواهم که احدی نزدیکتر از آن نیست
فَهُمْ أَئِمَّتِی فَآمِنْ بِهِمْ خَوْفِی مِنْ عِقَابِکَ وَسَخَطِکَ
آنها امامان من هستند، به آنها مرا از خوف عذابت ایمن کن
ص:235
وَأَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ
و با رحمت خود در میان بندگان صالحت داخل گردان
أَصْبَحْتُ بِاللَّهِ مُؤْمِناً مُخْلِصاً
در حالی صبح کردم که به خدا مؤمن و مخلص هستم
عَلَی دِینِ مُحَمَّدٍ وَسُنَّتِهِ
و بر دین محمّد و سنّت او
وَعَلَی دِینِ عَلِیٍّ وَسُنَّتِهِ
و بر دین علی و سنّت او
وَعَلَی دِینِ الْأَوْصِیَاءِ وَ سُنَّتِهِمْ
و بر دین جانشینان او و سنّتهای ایشان میباشم
آمَنْتُ بِسِرِّهِمْ وَعَلَانِیَتِهِمْ
من به نهان و آشکار ایشان ایمان دارم
وَأَرْغَبُ إِلَی اللَّهِ فِیَما رَغِبَ فِیهِ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ وَالْأَوْصِیَاءُ
و به همان چیزی که محمّد و علی و جانشینانشان در آنها رغبت نشان دادند، رغبت نشان میدهم
وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ
مانع و قدرتی غیر از خدا نیست
وَلَا عِزَّةَ وَلَا مَنَعَةَ وَلَا سُلْطَانَ
هیچ عزّت و ممانعت و سلطنتی برای
إِلَّا للَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ الْعَزِیزِ الْجَبَّارِ
غیر خدای یکتای قهّار عزیز و متکبّر نیست
تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ
بر او توکّل میکنم؛
وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
زیرا هر کسی که بر او توکّل کند، خدا کفایتش میکند
إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ
و به خواسته ش میرساند
اَللَّهُمَّ إِنِّی أُرِیدُکَ فَأَرِدْنِی
خدایا، من تو را میخواهم،تو هم مرا بخواه
وَأَطْلُبُ مَا عِنْدَکَ فَیَسِّرْهُ لِی
ثوابت را میخواهم، آن را برایم آسان گردان
وَاقْضِ لِی حَوَائِجِی
و نیازهایم را برآورده ساز
فَإِنَّکَ قُلْتَ فِی کِتَابِکَ وَقَوْلُکَ الْحَقُّ
تو خود در قرآن فرمودی و گفتار تو حق است
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ
«ماه رمضان ماهی است که قرآن در آن فرستاده شده است
هُدیً لِلنَّاسِ
در حالی که هدایتی برای انسانها
وَبَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ
و(دربردارنده) دلایلی روشنی از هدایت و جدا کننده حق از باطل نازل شده است.» (پاورقی: بقره / 185.)
ص:236
فَعَظَّمْتَ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضَانَ
آری بزرگ داشتی حرمت ماه مبارک رمضان را
بِمَا أَنْزَلْتَ فِیهِ مِنَ الْقُرْآنِ
به خاطر نزول قرآن
وَخَصَصْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ بِتَصْیِیرِکَ فِیهِ لَیْلَةَ الْقَدْرِ
و اختصاص آن به شب قدر با عظمت نموده
فَقُلْتَ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
و فرمودی: «شب قدر بهتر از هزار ماه است
تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ
و ملائکه و روح با اجازه خدا در آن شب تا طلوع فجر برای تقدیر همه کارها نازل میشوند.» (پاورقی: سوره قدر.)
اَللَّهُمَّ وَهَذِهِ أَیَّامُ شَهْرِ رَمَضَانَ قَدِ انْقَضَتْ
خدایا، این ماه رمضان هم تمام شد
وَلَیَالِیهِ قَدْ تَصَرَّمَتْ
و شب هایش به پایان رسید
وَقَدْ صِرْتُ مِنْهُ
و از آن خارج شدم
یَا إِلَهِی إِلَی مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّی وَأَحْصَی لِعَدَدِهِ مِنْ عَدَدِی
خدایا بسوی انچه تو داناتری به ان از ما و به شمارشش از ما داناتری گرویده ام
فَأَسْأَلُکَ یَا إِلَهِی بِمَا سَأَلَکَ بِهِ عِبَادُکَ الصَّالِحُونَ
پس درخواست می کنم خدایا، با آن نام هایی درخواست می کنم که بوسیله ان بندگان صالحت با آنها تو را صدا زدند
أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ
تا بر محمّد خاندان و اهل بیت او صلوات بفرستی
وَأَنْ تَتَقَبَّلَ مِنِّی مَا تَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ
و همه اعمالی که قصد تقرّب داشتم، بپذیری
ص:237
وَتَتَفَضَّلَ عَلَیَّ بِتَضْعِیفِ عَمَلِی
و بر من تفضّل و عنایت کنی با مضاعف کردن اعمال
وَقَبُولِ تَقَرُّبِی وَقُرُبَاتِی
و قبول تقرّب و اعمالم
وَاسْتِجَابَةِ دُعَائِی
و استجابت دعاهایم
وَهَبْ لِی مِنْکَ عِتْقَ رَقَبَتِی مِنَ النَّارِ
و آزادی از آتش را بر من ببخشی
وَمُنَّ عَلَیَّ بِالْفَوْزِ بِالْجَنَّةِ
و رسیدن به بهشت را روزی گردانی
وَالْأَمْنِ یَوْمَ الْخَوْفِ مِنْ کُلِّ فَزَعٍ
و امان دهی در روز رستاخیز از هر ترس
وَمِنْ کُلِّ هَوْلٍ أَعْدَدْتَهُ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ
و صحنه هولناکی که برای قیامت در نظر گرفته ای
أَعُوذُ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ
خدایا، به جمال کرامتت پناه میبرم
وَحُرْمَةِ نَبِیِّکَ
و حرمت پیامبرت
وَحُرْمَةِ الصَّالِحِینَ
و حرمت صالحان
أَنْ یَنْصَرِمَ هَذَا الْیَوْمُ وَلَکَ قِبَلِی تَبِعَةٌ تُرِیدُ أَنْ تُؤَاخِذَنِی بِهَا
از اینکه این روز هم بگذرد اما لغزش و گناهی نبخشیده بماند و فردای قیامت مرا با آن مؤاخذه و عذاب کنی
أَوْ ذَنْبٌ تُرِیدُ أَنْ تُقَایِسَنِی بِهِ
یا گناهی که به ان مقایسه ام کنی
وَتُشْقِیَنِی وَتَفْضَحَنِی بِهِ
و بد بختم گردانی یا رسوایم سازی
أَوْ خَطِیئَةٌ تُرِیدُ أَنْ تُقَایِسَنِی بِهَا
یا خطا هایی که مرا با ان قصاص کنی
وَتَقْتَصَّهَا مِنِّی لَمْ تَغْفِرْهَا لِی
یا با ان مقایسه کنی که انرا برایم نبخشیده باشی
وَأَسْأَلُکَ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ
و از تو میخواهم به حرمت ذات کریمت
الْفَعَّالِ لِمَا یُرِیدُ
انجام دهنده انچه می خواهی
الَّذِی یَقُولُ لِلشَّیْءِ کُنْ فَیَکُونُ
که برای هر چیزی می گویی باش پس بوجود می اید
لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ
نیست خدایی جز تو
ص:238
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ
خدایا، به حرمت لا اِله اِلَّا اللَّه درخواست میکنم
إِنْ کُنْتَ رَضِیتَ عَنِّی فِی هَذَا الشَّهْرِ
که اگر در این ماه از من راضی بودی
أَنْ تَزِیدَنِی فِیَما بَقِیَ مِنْ عُمُرِی رِضًا
رضایتت را در مابقی عمرم، بیشتر کن
وَإِنْ کُنْتَ لَمْ تَرْضَ عَنِّی فِی هَذَا الشَّهْرِ
اما اگر در ماه از من راضی نبودی
فَمِنَ الْآنَ فَارْضَ عَنِّی السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ
همین الآن همین الآن، همین الآن، راضی شو
وَاجْعَلْنِی فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَفِی هَذَا الْمجْلِسِ مِنْ عُتَقَائِکَ مِنَ النَّارِ
و همین الآن و همین جایی که نشسته ام مرا از آزاد شدگان دوزخ قرار بده
وَطُلَقَائِکَ مِنْ جَهَنَّمَ وَسُعَدَاءِ خَلْقِکَ بِمَغْفِرَتِکَ
از آنان که به سعادت مغفرت و بخشایش نایل شدند
وَرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
ای مهربانترین مهربانان
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحُرْمَةِ وَجْهِکَ الْکَرِیمِ
خدایا، به حرمت جمال کریمانه ات، درخواست میکنم
أَنْ تَجْعَلَ شَهْرِی هَذَا خَیْرَ شَهْرِ رَمَضَانَ عَبَدْتُکَ فِیهِ
که این ماه را از آغاز آفرینشم، بهترین رمضانی قرار بده که تو را پرستیده ام
وَصُمْتُهُ لَکَ
و روزه گرفته
وَتَقَرَّبْتُ بِهِ إِلَیْکَ
و تقرّب جسته ام
مُنْذُ أَسْکَنْتَنِی الْأَرْضَ أَعْظَمَهُ أَجْراً
از زمانی که مرا در ان ساکن کرده ای بزرگترین اجر
وَأَتَمَّهُ نِعْمَةً
و سرشارترین از نعمت
وَأَعَمَّهُ عَافِیَةً
و عام ترین امرزش
ص:239
وَأَوْسَعَهُ رِزْقاً
و با وسعت ترین روزی
وَأَفْضَلَهُ عِتْقاً مِنَ النَّارِ
و با فضیلتترین از جهت رهایی از آتش
وَأَوْجَبَهُ رَحْمَةً
و لازمترین از نظر رحمت
وَأَعْظَمَهُ مَغْفِرَةً
و بزرگترین از نظر مغفرت
وَ أَکْمَلَهُ رِضْوَاناً
و کاملترین از نظر بهشت
وَأَقْرَبَهُ إِلَی مَا تُحِبُّ وَتَرْضَی
و نزدیکترین از نظر آنچه که دوست داری، قرار بده
اَللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ شَهْرِ رَمَضَانَ صُمْتُهُ لَکَ
خدایا، آن را آخرین رمضانی قرار نده که روزه گرفتم
وَارْزُقْنِی الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ حَتَّی تَرْضَی وَ بَعْدَ الرِّضَا
و مکرّر توفیق رمضان را نصیبم کن تا پیوسته از من راضی شوی
وَحَتَّی تُخْرِجَنِی مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً
و مرا با سلامت کامل از دنیا خارج کنی
وَأَنْتَ عَنِّی رَاضٍ
درحالی که تو از من راضی هستی
وَأَنَا لَکَ مَرْضِیٌّ
و مرا راضی کرده ای
اَللَّهُمَّ اجْعَلْ فِیَما تَقْضِی
بار خدایا در انچه حکم حتمی کردی
وَتُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمحْتُومِ
و از کار های حتمی مقدر ساختی
الَّذِی لَا یُرَدُّ وَلَا یُبَدَّلُ أَنْ تَکْتُبَنِی مِنْ حُجَّاجِ بَیْتِکَ الْحَرَامِ
از کار هایی که تغییر و تبدیل در ان راه ندارد که بنویسی مرا از جمله حاجیان بیت الحرامت
فِی هَذَا الْعَامِ وَفِی کُلِّ عَامٍ
در این سال و همه سال ها
الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ
انهایی که حجشان پسندیده
الْمَشْکُورِ سَعْیُهُمُ
و سعیشان مأجور
الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ
و گناهانشان بخشیده
الْمُتَقَبَّلِ عَنْهُمْ مَنَاسِکُهُمُ
و اعمال حجشان قبول
الْمُعَافَیْنَ عَلَی أَسْفَارِهِمُ
و سفرشان در عافیت باشد
الْمُقْبِلِینَ عَلَی نُسُکِهِمُ
و با اقبال قلبی مناسکشان را انجام داده اند
ص:240
الْمحْفُوظِینَ فِی أَنْفُسِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ وَذَرَارِیِّهِمْ
و جان و مال و نسلشان حفظ شده است
وَکُلِّ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیْهِمْ
مرا در هر آنچه که به آنها روزی کردی سهیم گردان
اَللَّهُمَّ اقْبَلْنِی مِنْ مَجْلِسِی هَذَا
خدایا، مرا در همین مجلس
فِی شَهْرِی هَذَا
و همین ماه
فِی یَوْمِی هَذَا
و همین روز
فِی سَاعَتِی هَذِهِ
و همین لحظه
مُفْلِحاً مُنْجِحاً
رستگار و نجات یافته
مُسْتَجَاباً لِی مَغْفُوراً ذَنْبِی
و مستجاب و بخشیده شده
مُعَافًی مِنَ النَّارِ
و معاف شده از آتش
وَمُعْتَقاً مِنْهَا عِتْقاً لَا رِقَّ بَعْدَهُ أَبَداً وَلَا رَهْبَةً
رها شده از آتش و ازاد شده از ان ازادی ای که بعد از ان هرگز بندگی و نه ترسی نباشد قرار بده
یَا رَبَّ الْأَرْبَابِ
ای پروردگار مربّیان
اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ فِیَما شِئْتَ
خدایا، از تو میخواهم که در آنچه که خواستی
وَأَرَدْتَ وَقَضَیْتَ
و اراده کردی و قضا کردی
وَقَدَّرْتَ وَحَتَمْتَ وَأَنْفَذْتَ
و تقدیر نمودی و حتمیّت دادی و حکم نمودی
أَنْ تُطِیلَ عُمُرِی
عمرم را دراز کنی
وَتُنْسِئَ فِی أَجَلِی
و اجلم را از یاد ببری
وَأَنْ تُقَوِّیَ ضَعْفِی
و ضعفم را تقویت
وَأَنْ تُغْنِیَ فَقْرِی
و فقرم را جبران
وَأَنْ تَجْبُرَ فَاقَتِی
و نیازهایم را برطرف سازی
وَأَنْ تَرْحَمَ مَسْکَنَتِی
و بر بیچارگی ام رحم نمایی
وَأَنْ تُعِزَّ ذُلِّی
و ذلتم را عزّت
وَأَنْ تَرْفَعَ ضَعَتِی
و زمینگیری ام را رفعت بخشی
وَأَنْ تُغْنِیَ عَائِلَتِی
و مخارجم را تأمین
وَأَنْ تُونِسَ وَحْشَتِی
و تنهایی ام را أنس
ص:241
وَأَنْ تُکْثِرَ قِلَّتِی
و کمیم را زیاد کنی
وَأَنْ تُدِرَّ رِزْقِی فِی عَافِیَةٍ
و روزی ام را در عافیت
وَیُسْرٍ وَخَفْضٍ وَأَنْ تَکْفِیَنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیَایَ وَ آخِرَتِی
و آسانی قرار دهی و امورات مشکل دنیا و آخرتم را کفایت کنی
وَلَا تَکِلَنِی إِلَی نَفْسِی
و مرا به خودم وانگذاری
فَأَعْجِزَ عَنْهَا
زیرا در این صورت از آنها عاجز خواهم ماند
وَلَا إِلَی النَّاسِ فَیَرْفُضُونِی وَ أَنْ تُعَافِیَنِی
همین طور مرا به مردم وانگذار که مرا خواهند راند
فِی دِینِی وَ بَدَنِی
مرا در دین و بدن
وَجَسَدِی و رُوحِی
و جسم و روح
وَوُلْدِی وَأَهْلِی
و فرزندان و خانواده
وَأَهْلِ مَوَدَّتِی وَإِخْوَانِی وَجِیرَانِی
و دوستان و برادران و همسایگان
مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ
اعم از مؤمنین و مؤمنات
وَالْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ
و مسلمین و مسلمات
الْأَحْیَاءِ مِنْهُمْ وَالْأَمْوَاتِ
زنده و مرده ایشان
وَأَنْ تَمُنَّ عَلَیَّ بِالْأَمْنِ وَالْإِیمَانِ مَا أَبْقَیْتَنِی
عافیت بخش و امنیّت و ایمان تا روزی که زنده ام، عنایت کن؛
فَإِنَّکَ وَلِیِّی وَمَوْلَایَ
زیرا تو ولیّ و سرور
وَثِقَتِی وَرَجَائِی
و مورد اعتماد و امید
وَمَعْدِنُ مَسْأَلَتِی
و معدن نیازها
وَمَوْضِعُ شَکْوَایَ
و محل گلایهها
وَمُنْتَهَی رَغْبَتِی فَلَا تُخَیِّبْنِی فِی رَجَائِی
و نهایت علاقههای من هستی
یَا سَیِّدِی وَمَوْلَایَ
بنابراین ای سرور و مولایم
وَلَا تُبْطِلْ طَمَعِی وَرَجَائِی
مرا در امیدم، دست خالی نکن و طمع و امیدم را باطل نگردان
ص:242
فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ
خدایا با محمّد و خاندانش به تو متوجّه شده ام
وَقَدَّمْتُهُمْ إِلَیْکَ أَمَامِی
آنها را قرار داده ام در مقابل خود
وَأَمَامَ حَاجَتِی وَ طَلِبَتِی وَتَضَرُّعِی وَمَسْأَلَتِی
و نیازها و درخواستها و تضرعم و مشکلم
فَاجْعَلْنِی بِهِمْ وَجِیهاً
بنابراین قرار بده مرا به واسطه آنها از آبرومندان
فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ
و مقربان در دنیا و آخرت
فَإِنَّکَ مَنَنْتَ عَلَیَّ بِمَعْرِفَتِهِمْ
تو با شناساندن آنها بر من لطف کردی
فَاخْتِمْ لِی بِهِمُ السَّعَادَةَ
بنابراین به واسطه آنها نیز مرا سعادتمند گردان؛
إِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
زیرا تو بر هر چیزی توانا هستی
زِیَادَةٌ فِیهِ مَنَنْتَ عَلَیَّ بِهِمْ
در نقلی دیگر فقراتی اضافه میباشد: تو با آنها بر من لطف کردی
فَاخْتِمْ لِی بِالسَّعَادَةِ وَاَلسَّلَامةِ
بنابراین به واسطه خودشان نیز مرا سعادتمند و سالم
وَالْأَمْنِ وَالْإِیمَانِ
و ایمن و با ایمان
وَالْمَغْفِرَةِ وَالرِّضْوَانِ
و بخشیده و اهل بهشت
وَ السَّعَادَةِ وَالْحِفْظِ
و سعادت و حفظ گردان
یَا اللَّهُ أَنْتَ لِکُلِّ حَاجَةٍ لَنَا
ای خدا، من برای همه نیازهایم، تنها تو را دارم
فَصَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ
بنابراین بر محمّد و خاندانش درود فرست
وَعَافِنَا وَلَا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا أَحَداً مِنْ خَلْقِکَ لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ
و به ما عافیت بده و احدی از خلقت را که ما تحمّل او را نداشته باشیم، بر ما مسلط نکن
وَاکْفِنَا کُلَّ أَمْرٍ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ
و تمام امورات دنیا و آخرت مان را کفایت کن
یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ
ای صاحب جلالت و بزرگواری
صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
بر محمّد و خاندانش درود فرست
ص:243
کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ وَبَارَکْتَ
مانند آنچه از درود و برکات
وَتَرَحَّمْتَ وَتَحَنَّنْتَ
و ترحمات و مهربانیها ب
عَلَی إِبْرَاهِیمَ وَآلِ إِبْرَاهِیمَ
ر ابراهیم و خاندان او فرستادی
إِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ
همانا تو ستوده و جواد هستی
ص:244
دعای طلب روزی حلال و دفع حوادث ناگوار بعد از نماز صبح
إقبال الأعمال / ص 631 / فصل فیما نذکره من زیارة مختصة؛ مصباح المتهجّد / ص 821 / زیارة رواها ابن عیاش؛ بحارالأنوار / ج 83 / ص 171 / باب 43 - التعقیب المختص بصلاة الفجر
این دعا از حضرت بقیة اللَّه به دست محمّد بن صلت قمی رسیده است
متن دعا:
اَللَّهُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ
خدایا، ای پروردگار نور عظیم
وَرَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ
و عرش بلند
وَرَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ
و دریای متلاطم
وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِیلِ وَالزَّبُورِ
و ای نازل کننده تورات و انجیل و زبور
وَرَبَّ الظِّلِّ وَالْحَرُورِ
و پروردگار سایه و حرارت
وَمُنْزِلَ الزَّبُورِ
و نازل کننده زبور
وَالْفُرْقَانِ الْعَظِیمِ
و فرقان بزرگ
وَرَبَّ الْمَلَائِکَةِ الْمُقَرَّبِینَ وَ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ
و پروردگار ملائکه مقرّبین و انبیاء و مرسلین
أَنْتَ إِلَهُ مَنْ فِی السَّمَاءِ
تو خدای همه موجودات آسمانی
وَ إِلَهُ مَنْ فِی الْأَرْضِ
و خدای همه موجودات زمینی هستی
لَا إِلَهَ فِیهِمَا غَیْرُکَ
غیر از تو معبودی در آنها نیست
ص:245
وَ أَنْتَ جَبَّارُ مَنْ فِی السَّمَاءِ
تو الزام کننده تمام موجودات آسمانی
وَ جَبَّارُ مَنْ فِی الْأَرْضِ
و تو الزام کننده تمام موجودات زمینی هستی
وَ لَا جَبَّارَ فِیهِمَا غَیْرُک
و غیر از تو الزام آوری نیست
وَأَنْتَ خَالِقُ مَنْ فِی السَّمَاءِ
تو خالق تمام آسمانها
وَخَالِقُ مَنْ فِی الْأَرْضِ
و خالق تمام زمینها هستی
لَا خَالِقَ فِیهِمَا غَیْرُکَ
و آن دو غیر از تو خالقی ندارند
وَ أَنْتَ حَکَمُ مَنْ فِی السَّمَاءِ
تو حکمران در آسمان
وَ حَکَمُ مَنْ فِی الْأَرْضِ
و حکمران در زمین هستی
لَا حَکَمَ فِیهَا غَیْرُکَ
و غیر از تو کسی حکمران آن دو نیست
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ
خدایا، از تو میخواهم به جمال بزرگوارانه
وَ بِنُورِ وَجْهِکَ الْمُشْرِقِ الْمُنِیرِ
و به نور سیمایت که روشنی بخش است
وَ مُلْکِکَ الْقَدِیمِ
و مُلک ازلیّت
یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ
ای زنده و برپا کننده
أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی أَشْرَقَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ
از تو میخواهم با آن نامی که آسمان و زمین با آن روشن است
وَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَصْلُحُ عَلَیْهِ الْأَوَّلُونَ وَ الْآخِرُونَ
و با آن نامی که اوّلین و آخرین با آن اصلاح میشوند
یَا حَیّاً قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ
ای زنده قبل از هر زنده ای
وَیَا حَیّاً بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ
ای زنده بعد از هر زنده ی
وَ یَا حَیّاً حِینَ لَا حَیَّ
و ای زنده در زمانی که زنده ای نبود
یَا مُحْیِیَ الْمَوْتَی
و ای زنده کننده مردگان
وَیَا حَیُّ یَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ
و ای زنده، ای لااله الا اللَّه
یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ
ای زنده و پابرجا
ص:246
أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
درخواست میکنم که بر محمّد و خاندانش درود فرستی
وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ
و از آنجا که گمان میکنم و نمیکنم،به من روزی دهی
وَ مِنْ حَیْثُ لَاأَحْتَسِبُ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالاً طَیِّباً
روزی وسیع و حلال و گوارا
وَأَنْ تُفَرِّجَ عَنِّی کُلَّ غَمٍّ وَکُلَّ هَمٍّ
همین طور در همه گرفتاریهایم گشایشی ایجاد کنی
وَأَنْ تُعْطِیَنِی مَا أَرْجُوهُ وَ آمُلُهُ
و آنچه را که امید و آروزیش را دارم، عنایت کنی
إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
همانا تو بر هر چیزی توانا هستی
ص:247
تسبیح صاحب الزمانعلیه السلام
الدعوات / ص 94 / تسبیح الحسن بن علی الزکیعلیه السلام؛ بحارالأنوار / ج 91 / ص 207 / باب 37 - عوذات الأیام
تسبیح صاحب الزمانعلیه السلام از روز هجدهم تا آخر ماه:
سُبْحَانَ اللَّهِ عَدَدَ خَلْقِهِ
خداوند به تعداد مخلوقاتش پاک و منزّه است
سُبْحَانَ اللَّهِ رِضَا نَفْسِهِ
خداوند به اندازه دلخواه خودش پاک و منزّه است
سُبْحَانَ اللَّهِ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ
خداوند به تعداد کشش مخلوقاتش پاک و منزّه است
سُبْحَانَ اللَّهِ زِنَةَ عَرْشِهِ
خداوند به اندازه وزن عرشش پاک و منزّه است
وَالْحَمْدُ للَّهِ مِثْلَ ذلِکَ
خدا را به اندازههای قبلی حمد و ثنا میگویم
ص:248