ghaemiyeh.com
عنوان و نام پدیدآور:تاریخچه مسجد مقدس جمکران [کتاب]/واحد تحقیقات مسجد مقدس جمکران
مشخصات نشر:قم: مسجد مقدس جمکران، ۱۳۸۲
مشخصات ظاهری:۸۰ص
موضوع:قم -- تاریخ
موضوع:تشرفات-- ایران-- قم
موضوع:خصوصیات امام زمان عج
موضوع:وظایف شیعیان - امام زمان عج
وضعیت فهرست نویسی:در انتظار فهرستنویسی (اطلاعات ثبت)
شماره کتابشناسی ملی:۳۳۰۴۳۳۵
نام کتاب:تاریخچه مسجد مقدّس جمکران
ناشر:انتشارات مسجد مقدّس جمکران
تاریخ نشر:تابستان 1385
نوبت چاپ:سیزدهم
چاپ:سرور
تیراژ:20000 جلد
قیمت:300 تومان
شابک:4 - 32 - 6705 - 964
مرکز پخش:انتشارات مسجد مقدّس جمکران
فروشگاه بزرگ کتاب واقع در صحن مسجد مقدّس جمکران
تلفن و نمابر:7253700 ، 7253340 - 0251
آدرس: قم - صندوق پستی 617
«حق چاپ مخصوص ناشر است»
بِسْمِ اللّهِ الرّحمنِ الرَّحِیمِ «الَلّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ» مسجد شریف جمکران در نزدیکی و در طرف شرقی شهر مقدس قم، سمت جاده قم کاشان واقع شده است که از همان ابتدای بنای آن، تا به امروز مورد توجه شیفتگان امام زمان علیهالسلام بوده است و علمای بزرگ، نسبت به حضور و خواندن نماز مخصوص در آنجا، عنایت خاصّی داشتهاند. افراد زیادی در طول تاریخ در این مکان مقدّس مورد الطاف حضرت بقیة اللّه الاعظم - ارواحنا فداه - واقع شده، گرفتاریها و مشکلات مادی و جسمی و معنوی آنان برطرف شده است که با مراجعه به تاریخ، صدق نوشتار ما روشن خواهد شد، و به همین منظور دو نمونه از آن موارد را در این مجموعه نقل میکنیم.
در سالهای اخیر، با توجّه به اقبال عمومی به امام زمان علیهالسلام این مسجد نیز بیشتر مورد توجّه مردم و اهل تقوا و ایمان قرار گرفته، و از نقاط مختلف ایران و جهان برای درک برکات و فیوضات الهی به این مکان مقدّس میآیند؛ و از طرفی هم بنای آن تجدید شده و وسعت یافته تا زائرین در تنگنا و مشقّت قرار نگیرند.
طبق فرمایش صریح امام زمان علیهالسلام: «این زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمینهای دیگر برگزیده و شرافت داده» و دوست دارد که در این مکان عبادت شود و بندگانش با او انس گیرند، بنابراین دوستان و موالیان حضرت مهدی علیهالسلام که از نقاط مختلف برای عرض حاجات خود میآیند، باید دقّت داشته و مراقب اعضا و جوارح و رفتار خود باشند، که خطا و گناهی در این مسیر از آنان سر نزند، و در نتیجه قلب مقدّس و نازنین امام زمان علیهالسلام را مورد اذیت و آزار قرار ندهند. خواهران و مادران باایمان در حفظ حجاب و پوشش خود از نامحرم کاملاً مراقبت نمایند و برادران نیز نگاههای خود را کنترل کنند.
مناسب و لازم است هر کسی در صدر حوایج خود، در لحظاتی که حال دعا و نیایش پیدا میکند، ظهور و فرج حضرت صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشریف - را در نظر بگیرد؛ زیرا فرج و گشایش و رفع گرفتاریهای شیعیان و دوستان آن حضرت، به طور کامل، تنها با حضور موفور السرور آن وجود مقدّس، تحقّق خواهد یافت.
ما هم به درخواست بعضی از دوستان و در پاسخ برخی از مشتاقان امامعصر علیهالسلام سعی کردیم تاریخچه مختصر و مستندی از این مسجد مقدّس، با بیانی ساده تهیه و در اختیار دوستان آن حضرت
بگذاریم که با مراجعه به کتب تاریخی، مناسب آن دیدیم آنچه را محدّث بزرگ شیعه مرحوم میرزا حسن نوری - اعلی اللّه مقامه - در کتاب شریف نجم الثاقب آورده، نقل نماییم. امید آن داریم که این ران ملخ، در پیشگاه مقدّس سلیمان زمان مقبول افتد. إن شاء اللّه.
واحد فرهنگی مسجد مقدس جمکران 15 شعبان 1415
بِسْمِ اللّهِ الرّحمنِ الرَّحِیمِ
«یا صاحب الزمان ادرکنی» شیخ فاضل حسن بن محمّد بن حسن قمی که از بزرگان قدما و علمای شیعه و از معاصرین شیخ صدوق رحمهالله بوده است، در کتاب خود به نام تاریخ قم، راجع به بنای مسجد مقدس جمکران از کتاب «مونس الحزین فی معرفة الحقّ والیقین» چنین نقل کرده است:
شیخ حسن بن مثله جمکرانی که یکی از صلحا است، میگوید: من شب سهشنبه هفدهم ماه رمضان 393 ه.ق در منزل خود در قریه جمکران خوابیده بودم، نیمی از شب گذشته بود که ناگاه عدّهای از مردم به در خانه من آمدند و مرا بیدار کردند و گفتند: برخیز و مولای خود حضرت مهدی صاحب الزمان علیهالسلام را اجابت کن که تو را طلب نموده است.
حسن میگوید: من برخاستم و خود را جمع و جور کرده و آماده شدم، گفتم: بگذارید تا پیراهنم را بپوشم. آواز دادند که «هو ما کان قمیصک؛ آن پیراهن را نپوش که از تو نیست». دست بردم و شلوار
خود را برگرفتم، ندا آمد که «لیس ذلک منک فخذ سراویلک؛ آن شلواری که برگرفتی از تو نیست»، از آنِ خود را بردار. آن را انداختم و شلوار خود را برگرفتم و پوشیدم، آنگاه به طرف کلید رفتم تا درب منزل را باز کنم، آواز دادند که «الباب مفتوح؛ درب باز است».
چون به در منزل آمدم جماعتی از بزرگان را دیدم، سلام کردم، جواب دادند و مرحبا گفتند. آنها مرا به مکانی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن پهن و بالشهای فاخر بر آن نهاده و جوانی سی ساله بر آن تخت و بر چهاربالش تکیه کرده و پیرمردی هم نزد او نشسته و کتابی در دست گرفته و بر آن جوان میخواند و بیشتر از شصت مرد اطراف او بر این زمین در حال نماز خواندن بودند که بعضی جامههای سفید و بعضی دیگر جامههای سبز بر تن داشتند.
آن پیرمرد حضرت خضر علیهالسلام بود و مرا امر به نشستن نمود، آنگاه امام علیهالسلام اسم مرا بردند و فرمودند: برو به حسنِ مسلم بگو: تو پنج سال است که این زمین را تصرّف کرده و در آن چیز کاشته و کشاورزی مینمایی، ولی ما آن را خراب میکنیم. این زمینِ شریفی است و حقّ تعالی آن را از زمینهای دیگر برگزیده و شرافت داده است، امسال باز هم آن را مرتّب نمودهای تا در آن به کشت و زرع بپردازی و حال
آن که تو را چنین اجازه و حقّی نیست، بنابراین هر بهره و نفعی که تا به حال از این زمین برگرفتهای باید برگردانی تا در این مکان مسجدی بنا کنند. خدای عزّوجلّ به خاطر این امرِ خلافی که انجام دادهای و آن را جزء زمین خود گرفتهای، دو پسر جوان تو را بازگرفت، امّا متنبّه نشدی، اگر بازهم بخواهی چنینکنی کیفر الهی آنگونه که آگاه نباشی، به تو خواهد رسید.
عرض کردم: ای آقا و مولایم! برای این موضوع باید نشانه و علامتی داشته باشم؛ زیرا مردم بدون نشانه سخن مرا قبول نمیکنند.
امام علیهالسلام فرمود: «إنّا سنعلم هناک علامة؛ ما در اینجا علامت و نشانه قرار میدهیم» تا سخن تو را تصدیق نمایند، تو برو و رسالت ما را انجام بده. (در قم) نزد سیّد ابوالحسن برو، به او بگو تا با تو بیاید و حسن بن مسلم را حاضر نماید و منافع چندساله را از او بگیرد و به مصرف بنای مسجد برساند. بقیه مخارج را از قریه رهقِ اردهال که مِلک ماست بیاورند و ساختمان مسجد را تمام کنند، نصف قریه رهق را بر این مسجد وقف کردیم که هر ساله درآمد آن را بیاورند و صرف عمارت مسجد نمایند.
مردم را بگو تا به این مکان رغبت نمایند و آن را عزیز دارند، چهار رکعت نماز اینجا بگزارند:
دو رکعت اول به نیّت نماز تحیّت مسجد است که در هر رکعتی یک بار سوره حمد و هفت بار سوره توحید «قل هو اللّه أحد» خوانده و ذکر رکوع و سجود را هفت بار تکرار کنند.
دو رکعت دوم را به نیّت نماز امام زمان علیهالسلام بخوانند؛ به این ترتیب که چون سوره حمد را شروع به خواندن نمایند و به آیه «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعِینُ» برسند، آن را صد بار تکرار کنند و بعد از آن، بقیه سوره حمد را بخوانند، سپس سوره توحید «قل هو اللّه أحد» را فقط یک بار بخوانند و آنگاه ذکر رکوع و سجود را هفت بار تکرار نمایند، رکعت دوم را نیز به همین طریق بخوانند. چون نماز را تمام کنند، یک بار تهلیل «لا إله إِلاّ اللّه» بگویند و سپس تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام را خوانده و سر به سجده گذارند و صدبار صلوات بر پیغمبر و آلش علیهمالسلام بفرستند.
سپس امام علیهالسلام فرمودند:
فَمَنْ صَلّیها فَکَأَنَّما صَلّی فِی الْبَیْتِ الْعَتِیقِ؛ هرکس این نماز را بخواند مانند آن است که در کعبه نماز خوانده باشد.
حسن بن مثله جمکرانی میگوید: من به راه افتادم چند قدمی هنوز نرفته بودم که دوباره مرا باز خواندند و فرمودند: بزی در گلّه
جعفر کاشانی چوپان است، اگر مردم ده بهای آن را دادند و اگر نه، از مال خود آن را خریداری کن و فردا شب، به این مکان بیاور و آن را بکش، آنگاه روز هیجدهم ماهمبارک رمضان گوشت آنرا بین بیماران انفاق میکنی، هر مریض و بیماری که از گوشت آن بخورد حق تعالی شفایش دهد، نشانی آن بز این است که ابلق بوده و موهای بسیار دارد و هفت علامت دیگر نیز داشته، سه علامت درطرفی و چهارتای دیگر در طرف آخر.
حسن بن مثله میگوید: به منزل برگشتم، تمام شب را در اندیشه بودم، تا صبح طلوع کرد و نماز را خواندم، سپس به منزل علی المنذر رفتم و احوال دیشب را با وی گفتم، با یکدیگر به آن جایگاه که مرا شب برده بودند رفتیم، قسم به خدا میخها و زنجیرهایی که حدود بنای مسجدرا نشانمیداد مشاهدهکردیم و آنها همان نشان و علامتی بود که امام علیهالسلام فرموده بود.
سپس به طرف منزل سیّد ابوالحسن در قم حرکت کردیم، چون به در منزل او رسیدیم خادمش را دیدیم که درب منزل در انتظار ماست، سؤال کرد: تو از جمکرانی؟ گفتم: بلی. گفت: سیّد از سحرگاه منتظر توست. من به داخل منزل رفتم و سیّد ابوالحسن را سلام کردم، جوابی نیکو داد و ما را اعزاز و احترام کرده و بنشانید.
آنگاه قبل از اینکه من چیزی بگویم به من فرمود: ای حسن بن مثله! شب گذشته خوابیده بودم، در خواب شخصی به من گفت: بامداد مردی به نام حسن بن مثله از جمکران پیش تو میآید، آنچه به تو میگوید او را تصدیق کن و بر گفتار او اعتماد نما؛ زیرا سخن او، سخن ماست و باید قول او را ردّ نکنی. از خواب بیدار شدم، تا این ساعت منتظر تو بودم.
حسن بن مثله میگوید: من هم تمام احوال شب گذشته را با شرح و تفصیل برای سیّد ابوالحسن بیان کردم، سیّد بلافاصله دستور داد تا اسبها زین کردند و بیاوردند و سوار شدیم، چون به نزدیک ده رسیدیم، جعفر چوپان گلهاش را در کنار جاده میچرخانید، من در میان گلّه رفتم، بزی که از عقب گوسفندان میآمد به طرف من دوید، آن بز را گرفتم و به نزد جعفر چوپان آوردم، تا بهای آن را بدهم، جعفر سوگند یاد کرد که من هرگز این بز را ندیدهام و در گلّه من نبوده است، مگر امروز که میبینم، و هر چند که میخواهم آن را بگیرم ممکن نمیشود تا اکنون که به نزد شما آمد.
پس بز را همچنان که امام علیهالسلام فرموده بود در آن جایگاه آوردیم و ذبح نمودیم و گوشت آن را بین بیماران تقسیم کردیم و همه شفا یافتند.
سیّد ابوالحسن، حسن مسلم را احضار کرد و منافع چند ساله زمین را از او گرفت و امر کرد تا وجوه در آمد روستای رهق را نیز آوردند و مسجد را بنا کردند و با چوب پوشانیدند.
سیّد ابوالحسن الرضا زنجیرها و میخها را به قم برد و در منزل خود گذاشت و بیماران میرفتند و خود را به آنها میمالیدند و خدای تعالی شفای عاجل میداد.
ابوالحسن محمّد بن حیدر گوید: شنیدهام که سیّد ابوالحسن الرضا در محله موسیان در شهر قم مدفون است و پس از او فرزندش بیمار شد، وی به سر صندوقی که زنجیرها و میخها در آن نگهداری میشد رفت تا به وسیله آنها شفا یابد، هنگامی که سر صندوق را باز کرد اثری از زنجیرها و میخها نیافت و هر چه مردم جست و جو کردند فایدهای نبخشید.
مرحوم محدث نوری بعد از نقل این واقعه شریفه مطالبی میفرماید که خلاصهاش این است:
عالم جلیل آقا محمّد علی کرمانشاهی تاریخ این قصه را در سال 393 ه.ق نقل کرده ولی ظاهرا در نوشتن اشتباه شده و در اصل 373 ه.ق بوده؛ زیرا وفات شیخ صدوق قبل از 390 ه.ق میباشد و این قصه هم در زمان حیات شیخ صدوق واقع شده است.
امّا دو رکعت نماز منسوب به آن حضرت، از نمازهای معروف است و جماعتی از علمای بزرگ آن را روایت کردهاند:
1 - مرحوم شیخ طبرسی صاحب تفسیر، در کتاب «کنوز النجاح» این نماز را به همان ترتیب که در ضمن قصه گذشت، روایت نموده و بعد از نماز دعایی را نقل فرموده است، امّا از تهلیل و تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام و صد بار صلوات، ذکری به میان نیاورده است.
2 - مرحوم سیّد عظیمالقدر سیّد فضلاللّه راوندی در کتاب «دعوات» در ضمن نمازهای معصومین میفرماید: نماز حضرت مهدی علیهالسلام دو رکعت است، در هر رکعت سوره حمد یک مرتبه و صد مرتبه آیه «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَإِیّاکَ نَسْتَعِینُ»، و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر پیغمبر و آل او - علیهمالسلام - .
3 - مرحوم سیّد جلیل علی بن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع»، همین نماز را به گونهای که مذکور شد، به آن حضرت نسبت داده، و لکن ذکر صد مرتبه صلوات بعد از آن را نقل نکرده و فرموده است که این دعا پس از نماز خوانده شود:
اِلهِی عَظُمَ الْبَلآءُ، وَ بَرِحَ الْخَفآءُ، وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ، (1)وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ، (2)وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی ، وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ (3)فِی الْشِّ-دَّةِ وَ الرَّخ-آءِ . اَللّ-هُ-مَّ صَ-لِّ عَل-ی مُحَم-َّدٍ (4)وَ آلِ مُحَم-َّدٍ ، اُولِی الاَْمْ-رِ الَّذِینَ فَ-رَضْ-تَ عَلَ-ی-ْنا (5)طاعَتَهُمْ ، وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ ، فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّ-هِمْ (6)فَرَجا عاجِلاً قَرِیبا ، کَلَمْ-حِ الْبَصَ-رِ اَوْ هُوَ اَقْ-رَبُ ،(7)
1) بار الها ! گرفتاری بزرگ گشت ، و پنهانیها آشکار شد ، و پرده از رازها برداشته شد ،
2) و امید گسسته شد ، و پهنای زمین تنگ شد ، و از ریزش رحمت آسمان دریغ ورزیدهشد ،
3) و تویی یاور ما و به سوی توست گلایهها و شکایتها ، و بر توست اعتماد و تکیه ما
4) چه در سختی و چه در آسانی . بار الها! درود فرست بر محمد
5) و خاندان محمد ، آن زمامدارانی که واجب کردهای بر ما فرمانبرداری
6) و اطاعتشان را ، و بدین سبب جایگاهشان را به ما شناساندی ، پس گشایش ده بر ما به حقّ ایشان
7) گشایشی فوری و نزدیک ، همچون برهم زدن چشم یا زودتر (از آن) ،
یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ ! یا عَلِ-یُّ یا مُحَمَّ-دُ ! اِکْفِیانِی فَاِنَّکُما(1)کافِ-یانِ ، وَانْصُ-رانِی فَاِنَّکُ-ما ناصِ-رانِ. یا مَوْلانا یا (2)صاحِبَ الزَّمانِ ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ. اَدْرِکْنِی (3)اَدْرِکْنِی اَدْرِکْنِی .السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ . الْعَجَلَ الْعَجَلَ (4)
فوری فوری
الْعَجَلَ . یا اَرْحَمَالرّاحِمِینَ ! بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِهِالطّاهِرِینَ. (5)1) ای محمد؛ ای علی! ای علی؛ ای محمد! مرا نگه دارید که شمایید
2) نگه دارندگان من ، و مرا یاری کنید که شمایید یاوران من ای سرور ما! ای
3) صاحب اختیار جهان! به فریادم برس ! به فریادم برس ! به فریادم برس ! دریاب مرا !
4) دریاب مرا ! دریاب مرا ! همین ساعت ، همین ساعت ، هماکنون .
5) زود ! ای خدا ای مهربانترین مهربانان ! به حق محمد و خاندان پاکیزهاش (برآورده کن دعای مرا).
تشرّف مرحوم شیخ محمّدتقی بافقی خدمت امام زمان علیهالسلام در مسجد جمکران سیّد شریف، سیّد مرتضی حسینی معروف به ساعت سازِ قمی، که از اشخاص باحقیقت و متدیّن پایین شهر قم، و به نیکی و پارسایی مشهور و معروف بوده حکایت نموده است:
شب پنج شنبهای در فصل زمستان که هوا بسیار سرد، و برف زیادی هم قریب نیم زرع روی زمین نشسته بود، در منزل خود نشسته بودم به خاطرم آمد که امشب، شب پنج شنبه و هنگام رفتن آخوند (شیخ محمد تقی بافقی) به مسجد جمکران است.
با خود گفتم که حتما با این هوا و برف، امشب را تعطیل کردهاند، امّا دلم طاقت نیاورد و در پی ایشان رفتم، در منزلشان نبود، در مدرسه هم نبود، سراسیمه از هر طرف جویا، و از هر کس پویای ایشان بودم، تا به میدان میر، که سر راه جمکران است رسیدم، تصمیم گرفتم تحقیق کاملی درباره ایشان نمایم.
شخصی که خبّاز و نانوای میدان میر بود گفت: آقا چرا مضطربی و به دنبال چه کسی میگردی؟
گفتم: در فکر حاجی شیخ محمّد تقی هستم که مبادا به مسجد رود، زیرا در این هوای سرد و برف فراوان، بیابان پر از خطرِ جانوران و ترس خشک شدن از کوران و سرما است. آمدم که او را ببینم و ممانعت از رفتن او کنم ولی هنوز وی را ندیدهام و کسی هم خبر از او ندارد.
نانوا گفت: معطّل نشو، زیرا ایشان با چند نفر از اصحاب و طلاّبش به سمت مسجد جمکران رفتند. همین که این کلام را شنیدم اضطرابم بیشتر شد با عجله به راه افتادم.
نانوا گفت: کجا شتاب میکنی؟ گفتم: شاید به آنها برسم و ایشان را برگردانم یا چند نفری را با وسایل لازم با آنها بفرستم.
نانوا گفت: بیخود مرو، زیرا که به آنها قطعا نخواهی رسید و شاید الآن اگر به خطری برنخورده باشند نزدیک مسجد باشند.
من بسیار پریشان شدم، و به خاطر آن شدتِ سرما و برفی که متّصلاً از آسمان میبارید ترس داشتم از این که پیش آمدی برای آنها خواهد نمود، امّا چارهای نداشتم، اهل منزل نیز از پریشانی من، مضطرب و اندوهناک شدند.
خوابم نمیبرد، به دعا کردن برای ایشان مشغول بودم که نزدیک سحر در چشمم گرمی مختصری حاصل شد، و بین خواب و بیداری
بودم، که ملاحظه نمودم حضرت صاحب الامر - عجّل اللّه له الفرج - وارد منزل شدند و به من فرمودند: سیّد مرتضی چرا مضطربی؟ عرض کردم: ای مولایم! به خاطر شیخ محمّدتقی، که امشب به مسجد رفته و نمیدانم بر سر او چه آمده است.
فرمودند: سیّد مرتضی، گمان میکنی من از حاج شیخ دورم، الآن به مسجد رفتم و وسایل استراحتاو و اصحابشرا فراهم کردهو آمدم.
از خوشحالی برخاسته و به اهل منزل که از من پریشانتر بودند مژده این بشارت را دادم. صبح زود برخاستم و برای اثبات راستی و صحّت این خواب به تفحص پرداختم تا به یکی از اصحاب حاج شیخ رسیدم، به وی گفتم: دوست دارم قضیه دیشب را بازگویی.
گفت: بلی! دیشب حاج شیخ ما را برداشته و در آن هوای سرد و برفی به طرف مسجد جمکران رفتیم، اما وقتی که از شهر خارج شدیم، یک حرارت و شوق دیگری داشتیم به گونهای که در روی برف، از زمین خشک و روز آفتابی سریعتر میرفتیم، تا به اندک زمانی به مسجد رسیده و متحیّر بودیم که شب را از سرما، چگونه به روز آوریم که ناگاه دیدیم جوان سیّدی که به نظر دوازده ساله میرسید، وارد شده و به حاج شیخ فرمود: دوست دارید کرسی و لحاف و آتش برایتان حاضر کنم؟ ایشان گفتند: اختیار با شماست.
آن سیّد از مسجد بیرون رفت، امّا چند دقیقهای طول نکشید که برگشت و با خود کرسی و لحاف و منقلی از ذغال و آتش آورد، و در یکی از حجرات گذاشته و مرتب نمود، هنگام رفتن از حاج شیخ پرسید: باز هم احتیاجی هست؟ شیخ جواب داد: خیر.
یک نفر از ما اظهار داشت: ما صبح زود میرویم، این اثاثیه را به چه کسی بسپاریم؟ فرمود: هرکس آورده خودش خواهد برد، و از نظر ما پنهان شد.
ما در تعجّب بودیم که این سیّد چه کسی بود! و اثاثیه را از کجا آورد، با اینکه از اینجا تا قریه جمکران رفتن و برگشتن به اندازه یک کیلومتر راه است و لا اقل برای رفت و برگشت و تهیه لوازم، نیم ساعت لازم است و از طرف دیگر چند ساعت از شب گذشته و هوا هم سرد، و برف هم در حال باریدن بود، تا صبح در این فکر بودیم، عاقبت اثاثیهرا همانجا گذاردیم و آمدیم و هنوز در همان فکر هستم.
به او گفتم: من میدانم که آن سیّد جوان چه شخصی بود، آنگاه داستان اضطراب و خواب خود و فرمایش مولایم را برای او بیان کردم، و گفتم که از خانهام بیرون نیامدم مگر برای اینکه راستی و صحّت خواب خود را ببینم، و الحمد للّه که دیدم، و فهمیدم که مولایم از این مرد شریف غافل نیست.
لازم به یادآوری است که مرحوم شیخ محمّدتقی بافقی در تعمیر ساختمان قدیمی مسجد و احیا و رونق دادن به آن، سهم به سزایی داشته، و مقیّد بوده است که شبهای جمعه با جمعی از طلاّبِ متدیّن و وارسته به آنجا مشرّف شده و تا صبح به مناجات با قاضی الحاجات و انسِ با مولا و آقای خود حضرت صاحب الزمان - عجّل اللّه فرجه الشریف - بپردازد.
در «مسجد جمکران» پسربچهای که اهل «زاهدان» است، شفا گرفته است که هم فیلم ویدیویی و هم نوار مصاحبه آن موجود است. اینک سؤال و جوابی را که جناب «حاج آقای موسوی» مدیریت محترم آن زمان مسجد با خود نوجوان و والده او نموده، از نوار پیاده و ذیلاً از نظر خوانندگان محترم میگذرد:
تاریخ مصاحبه: هیجدهم آبان ماه 1372 ه.ش.
-- لطفا خود را معرّفی و اصل ماجرای شفا یافتن را بیان کنید.
-- بسم اللّه الرحمن الرحیم. من «سعید چندانی»، دوازده ساله هستم که حدود یک سال و هشت ماه به سرطان مبتلا بودم و دکترها جوابم نموده بودند.
پانزده روز قبل، شب چهارشنبه که به «مسجد جمکران» آمدم، در خواب دیدم نوری از پشت دیوار به طرف من میآید که اوّل ترسیدم، بعد خود را کنترل نمودم، این نور آمد و با بدن من تماسی
پیدا کرد و رفت و نور آنقدر زیاد بود که من نتوانستم آن را کامل ببینم، بیدار شدم و باز خوابیدم تا صبح که از خواب بیدار شدم، دیدم بدون عصا میتوانم راه بروم و حالم خیلی خوب است. تا شب جمعه در مسجد ماندیم و در شب جمعه، مادرم بالای سرم نشسته بود و به تلاوت قرآن مشغول بود، احساس کردم کسی بالای سر من آمد و جملاتی را فرمود که من باید یک کاری را انجام دهم، سه مرتبه هم جملات را بیان کرد.
من به مادر گفتم: مادر! شما چیزی به من گفتی؟ گفت: نه! من آهسته مشغول قرائت قرآنم.
گفتم: پس چه کسی با من حرف زد؟ گفت: نمیدانم.
هرچند سعی کردم آن جملات را به یاد بیاورم، متأسّفانه نشد و تا الآن هم یادم نیامده است.
-- سعید جان! شما اهل کجا هستی؟! -- زاهدان.
-- کدام شهر زاهدان؟ -- خود زاهدان.
-- کلاس چندمی؟
-- پنجم.
-- کدام مدرسه میروی؟ -- محمّد علی فائق.
-- شما قبل از شفا پیدا کردن، چه ناراحتی داشتی؟ -- غدّه سرطانی.
-- در کجای بدنت بود؟ -- لگن و مثانه و شکم.
-- از چه جهت ناراحت بودی؟ -- راه رفتن و درد و ناراحتی که حتّی با عصا هم نمیتوانستم درست راه بروم و مرا بغل میگرفتند.
-- دکترها چه گفتند؟ -- گفتند ما نمیتوانیم تو را عمل کنیم و جوابم کردند و بعضی از دکترها هم به مادرم میگفتند باید پایش را قطع کنیم.
-- شما در این مدّت، بیرون از منزل نمیرفتی؟ -- از سه ماه قبل که مرا جهت عمل جراحی، نمونهبرداری کرده بودند، دیگر نتوانستم از خانه بیرون بروم.
-- در این سه ماه چه میکردی؟ -- خوابیده بودم و نمیتوانستم راه بروم.
-- میشود آدرس منزلتان را بگویید؟ -- بلی ! زاهدان، کوی امام خمینی، انتهای شرقی، کوچه نعمت، پلاک 6، منزل آقای چندانی.
-- شما چطور شد جمکران آمدید؟ -- مادرم مرا آورد.
-- الآن که به مسجد جمکران آمدهای، چه احساسی داری؟ -- خیلی احساس خوبی دارم و ناراحتیهایم همه برطرف شده.
-- بعد از اینکه شفا یافتی، نزد دکتر رفتهای؟ -- آری! -- چه گفتند؟ -- تعجّب کردند و مادرم به آنها گفت: ما دکتر دیگری داریم و او علاج کرده. گفتند: کجاست؟ گفت: جمکران و آنها آدرس گرفتند و گفتند ما هم میرویم.
-- شما قبل از اینکه شفا بگیری و قبل از خوابیدن، چه راز و نیازی کردی و با خود چه میگفتی؟ -- گریه کردم و از خدا و امام زمان علیهالسلام خواستم که این درد از من برود و مرا شفا بدهد و بالاخره به نتیجه رسیدم و موفّق شدم و خیلی راضیام.
-- شما برای معالجه کجا رفتید؟ -- چند ماه قبل به بیمارستان «الوند» رفتیم. بعد دکتر گفت تکّه برداری میکنم، بستری شدم و تکّه برداری کردند. پس از چهار روز که بستری بودم، از حال رفتم، و سه چهار ماه اصلاً نتوانستم راه بروم و تمام خانوادهام مأیوس بودند.
-- خیلی درد داشتی؟ -- آری! -- الآن هیچ دردی نداری؟ -- خیر! -- با چه چیزی شما را به اینجا آوردند؟ -- ماشین.
-- به چه نحو وارد مسجد شدی؟ -- تا نصف راه با عصا آمدم، نتوانستم، مرا بغل کردند و به مسجد آوردند.
بسم اللّه الرحمن الرحیم بر محمّد و آل محمّد صلوات! (صلوات حاضرین) برای خشنودی امام زمان علیهالسلام صلوات! (صلوات حاضرین) من از یک جهت ناراحت و از یک جهت خوشحال هستم و لذا نمیتوانم درست صحبت کنم، ببخشید. امّا ناراحتی من این است که میخواهم از اینجا بروم و جهت خوشحالیام آن است که فرزندم شفا پیدا کرده است.
بچّه من یک سال و هشت ماه مریض بوده و به من چیزی نگفت. یعنی فرزندم یک سال با درد ساخت و چیزی نگفت، تا ناراحتی خیلی شدید شد و به من اظهار کرد. من او را نزد دکترهای زاهدان بردم، به من گفتند باید این بچه را به تهران ببرید. او را به تهران آوردم و نمونهبرداری کردند و گفتند: «غدّه سرطانی است.» من بیاختیار شده و به سر و صورتم زدم و از آن روز به بعد که مرض او را فهمیدم خواب راحت نداشتم و شبهای طولانی را نمیدانم چطور گذرانده و خواب به چشمان من نمیآمد. آنچه بلد بودم این بود که: اوّل به نام
خدا درود میفرستادم و «اللّه اکبر» و «لا اله إلاّ اللّه» میگفتم. چندین دوره تسبیح «لا اله إلاّ اللّه» گفتم که این نام خداست. بعدا به نام محمّد صلیاللهعلیهوآله و بعد به نام حضرت مهدی علیهالسلام و بقیّه انبیا صلوات فرستادم؛ چون خواب که به چشمم نمیآمد، نمیخواستم بیکار باشم.
-- دکترها چه گفتند؟ -- گفتند مادر سعید! الآن که بچّه را از بین بردی برای ما آوردی؟ و به من گفتند سرطان است و علاج ندارد. گفتم: تقصیر من نیست به من نگفت. به او گفتند: چرا نگفتی؟ گفت: من نمیدانستم که سرطان است. به هر حال دکترها عصبانی شدند و به من گفتند ببرش.
چهار دکتر ما را جواب کردند. به بعضی از دکترها التماس کردم، گفتند: شیمی درمانی میکنیم تا چه پیش آید.
چند جلسه شیمی درمانی کردند و هنوز زیر برق نگذاشته بودند که من سعید را به اینجا (مسجد جمکران) آوردم.
گفتم: سعیدجان! زود برو چوبرا بردار، چرا بدونعصا میروی؟ گفت: من دیگر با پای خودم میتوانم راه بروم و احتیاجی به عصا ندارم. مگر من نیامدم اینجا که بدون چوب بروم؟ من و برادرش گفتیم لابد شوخی میکند، و او گفت: من شفا گرفتم و خوابش را گفت.
برادرش گفت: «اگر راست میگویی، بنشین.» نشست. «بلند شو»، بلند شد. «سینه خیز برو»، رفت. دیدم کاملاً خوب شده است. الحمد للّه ربّ العالمین.
من به خاطر اینکه بچّهام را چشم نکنند و اسباب ناراحتی او را فراهم نکنند، گفتم به کسی نگویم تا بعدا برای متصدّی مسجد نقل میکنم. شکر! الحمد للّه! بچّهام را آوردم اینجا، سالم شده و امید است حضرت اجازه بدهد تا از خدمتش مرخّص شویم.
در نوار ویدیویی از این مادر سؤال شده: چرا شما به «مسجد جمکران» آمدی؟ در جواب میگوید: به خاطر خوابی که وقتی در بیمارستان تهران بودم، دیدم که مرا به اینجا راهنمایی کرده و گفتند: شفای فرزند تو آنجاست.
-- ایشان چند ماه مریض احوال و بستری بود؟ -- از شهریور ماه، که از شهریور تا آبان، دیگر هیچ نتوانست راه
برود. در زاهدان پدرش او را بغل میگرفت و از این طرف به آن طرف و پیش دکتر میبرد و در مسافرت برادرش که همراه ما هست؛ چون بعد از نمونهبرداری، به کلّی از پا افتاد، و عکسها و مدارک موجود است.
-- بعد از شفا هم او را پیش دکترها بردی؟ -- آری! و تعجّب کردند و گفتند: چه کار کردی که این بچّه خوب شده؟ گفتم: ما یک دکتر داریم که پیش او بردم. گفت: کجاست؟ گفتم: «قم جمکران» و از سکّههای امام زمان علیهالسلام که شما داده بودید، به آنها دادم. به خدا دکتر تعجّب کرد، دکترش آدرس جمکران را نیز گرفت.
-- کدام دکتر بود؟ -- بیمارستان هزار تختخوابی امام خمینی، و نام دکتر هم «دکتر رفعت» و یک دکتر پاکستانی.
-- دقیقا چه مدّت است که اینجا هستی؟ -- نزدیک به یک برج است اینجا هستم و باید حضرت امضا کند و اجازه دهد تا از اینجا برویم.
-- پدرش میداند؟ -- آری! خودم تلفن زدم و همه تعجّب کرده و باور نمیکنند که بچّه خوب شده باشد.
-- محلّ شما اکثرا اهل تسنّن هستند؟ -- بلی! -- خودتان چطور؟ -- ما خودمان اهل تسنّن و حنفی هستیم، پیرو دین، قرآن و اسلام هستیم.
-- حالا که امام زمان علیهالسلام بچّه شما را شفا داده، شیعه نمیشوید؟ -- امام زمان علیهالسلام مال ما هم هست و تنها برای شما نیست.
نویسنده در سفری که اخیرا با آیت اللّه زاده معظّم حضرت حجّة الاسلام و المسلمین آقای حاج سیّد جواد گلپایگانی جهت افتتاح مسجد سراوان به زاهدان داشتم و جویای حال این خانواده شدم به دو نکته آگاهی یافتم:
1 - دیدار این نوجوان با مرحوم آیت اللّه العظمی گلپایگانی و سفارش ایشان به او که باید جزو شاگردان مکتب امام صادق علیهالسلامو از سربازان امام عصر - ارواحنا فداه - شوی.
2 - مژده دادند که افراد خانواده این نوجوان همه شیعه اثنی عشری شدهاند و این قصه نزد مردم آنجا مشهور است.
برخی از وظایفی که شیعیان و دوستان امام زمان علیهالسلام نسبت به آن حضرت دارند آنانکه عنایت مولای خود را میطلبند، باید توجّه داشته باشند که تنها نباید توقّع داشت که از آن سو توجّهی شود، بلکه ما هم در مقابل آقا و ولی نعمتمان وظایفی داریم، وظایفی که عمدتا از آنها غافلیم و این غفلتها قلب مقدّس آن حضرت را از ما محزون و اندوهناک میسازد، آنجا که میفرماید:
«خداوند ما و شما را از فتنهها نگاه دارد و به ما و شما روح یقین موهبت کند و از بدی عاقبت باز دارد».(1)تردید و سرگردانی، و گرایش به مکتبهای پوشالی و بیاساس، و کردار ناشایست که از لوارم دوران غیبت کبری است شایسته شیعیان و دوستان آن حضرت نیست؛ چرا که خاطر آن امام مهربان را آزرده میسازد:
1) . فرازهایی از توقیعات حضرت ولی عصر علیهالسلام خطاب به عالم بزرگوار، شیخ مفید رحمهالله، بحار الانوار ج 53، ص 175 و 177 به نقل از «احتجاج».
«ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نمیبریم که اگر جز این بود نابسامانیها و مصیبتها بر سرتان فرود میآمد و دشمنان، شما را درهم میشکستند. تقوای خود را بیشتر کنید و ما را یاری دهید».(1)لذا مناسب دیدیم نمونهای از وظایف مهم نسبت به آن حضرت را، زینت بخش این نوشتار قرار دهیم:
1 - شناخت و معرفت کامل از طریق صفات و خصایصی که مخصوص آن حضرت است، و مداومت داشتن بر خواندن این دعا:
اَلل-ّهُمَّ عَ-رِّفْنِی نَفْسَکَ ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَ-رِّفْنِی نَفْسَکَ ، (2)لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّ-کَ . اَللّهُمَّ عَ-رِّفْنِی رَسُولَکَ ، فَإِن-َّکَ إِنْ (3)لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَّ-تَکَ . اَللّهُمَّ عَرِّفْنِی (4)حُجَّتَکَ ، فَإِنَّکَ إِنْ لَمْتُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی. (5)
2 - منتظر ظهور و فرج آن حضرت بودن، به گونهای که این انتظار در انسان تحرک ایجاد کرده و در عمل ظاهر شود، تا آنجا که در انجام واجبات الهی و ترک محرمات کوتاهی نکند.
3 - تسلیم و انقیاد برای امر امام علیهالسلام داشته باشد و عجله نکند، یعنی چون و چرا در امر ظهور آن جناب ننماید و آنچه از جانب آن حضرت میرسد، صحیح و مطابق حکمت بداند.
4 - از مال خود به آن حضرت هدیه نماید، مثلاً مالی را که میخواهد به امام علیهالسلام هدیه دهد، به همین قصد در راهی که میداند رضای آن حضرت است مصرف نماید، مانند اینکه به صالحان از دوستان و شیعیان آن حضرت کمک نماید.
5 - صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت.
6 - مداومت نمودن بر خواندن این دعا که در کتاب کمال الدین از حضرت صادق علیهالسلام روایت شده: «یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ».
7 - در هر حال و زمانی آماده یاری نمودن آن حضرت باشد، و در فراقش مغموم بوده و ندبه و زاری نماید (مداومت داشتن بر خواندن دعای ندبه در صبحهای جمعه).
8 - در مشکلات و گرفتاریهای مهمّ به آن حضرت متوسّل شود.
9 - فضایل و کمالات و صفات آن حضرت را ذکر نمودن و مردم را به سوی معرفت و شناخت آن جناب و خدمت به آن بزرگوار دعوت کردن.
10 - صبر کردن بر سختیها و اذیت و سرزنش دشمنان دین در زمان غیبت.
11 - ثواب اعمال نیک و عبادات را به آن حضرت هدیه نمودن.
12 - دعا کردن برای سلامتی آن بزرگوار و طلب پیروزی و یاری و ظهور آن جناب را، از خدای متعال نمودن.
13 - خواندن زیارت آن حضرت و دعای عهد که در کتاب مفاتیح الجنان نقل شده است.
14 - بر دین و اعتقادات خود ثابت باشد و با نااهلان و منحرفین که او را نسبت به دینش سست کنند معاشرت نکند.
گزیدهای از شمایل مبارک و خصوصیات امام زمان علیهالسلام بسیار مناسب و نیکوست که صفحات پایانی این نوشتار را به ذکر مختصری از شمایل مبارک حضرت بقیّة اللّه - عجّل اللّه فرجه الشریف - اختصاص دهیم تا مرهمی بر دل سوخته دوستان و شیفتگان جمالش باشد، لازم به یادآوری است خصوصیّاتی که نقل میشود در ضمن روایاتی که از طریق شیعه و سنّی رسیده بیان شده است:
شبیهترین مردم در خَلقت و اخلاق به حضرت رسول صلیاللهعلیهوآلهوسلم بوده و شمایل او شمایل آن حضرت میباشد. چهرهاش سفید درخشنده، که سرخی به او آمیخته و گندمگون است. پیشانی نازنینش فراخ و سفید و تابان است و ابروانش به هم پیوسته و بینی مبارکش باریکِ کشیده و بالا آمده که مختصری برآمدگی در وسط دارد. گوشتِ صورت مبارکش کم است، و بر گونه راستش خالی است همچون ستارهای درخشان، میانِ دندانهایش گشاده و به هم پیوسته، چشمانش سیاه و درشت و فرو رفته، و پلکها درخشنده، و شاید
فرورفتگی چشمها در اثر عبادت و بیداری و گریه بسیار باشد. از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله روایت شده:
«اَلْمَهْدِیُّ طاوُسُ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَجْهُهُ کَالْقَمَرِ الدُّرِّی، عَلَیْهِ جَلابِیبُ النُّورِ؛ (1)«عَلَیْهِ جُیُوبُ النُّورِ تَتَوقَّدُ بِشُعاعِ ضِیآءِ الْقُدْسِ؛ (2)«لَیْسَ بِالطَّوِیلِ الشّامِخِ وَلابِالْقَصِیرِ الاّزِقِ، بَلْ مَرْبُوعُ الْقامَةِ مُدَوَّرُ الْهامَةِ؛ (3)«عَلی خَدِّهِ الْأَیْمَنِ خالٌ کَأَنَّهُ فَتاةُ مِسْکٍ عَلی رَضْراضَةِ عَنْبَرٍ؛ (4)«لَهُ سَمْتٌ ما رَأَتِ الْعُیُونُ أَقْصَدَ مِنْهُ؛ (5)«اَللّهُمَّ اَرِنِی الطَّلْعَةَ الرَّشِیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمِیدَةَ وَاکْحُلْ ناظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی إِلَیْهِ؛ (6)
1) حضرت مهدی علیهالسلام طاووس اهل بهشت است، چهرهاش مانند ماه درخشنده، و بر بدنش جامههایی از نور است.
2) بر او جامههای نورانی است که متلألأ به شعاع انوار فیض و فضل الهی میباشد.»
3) قامتش نه بلند بالای بی اندازه و نه کوتاه به زمین چسبیده، بلکه معتدل و متوسط القامه بوده و سَرِ مبارکش مدور است.»
4) بر گونه راستش خالی که گویی ریزه مُشکی است که بر زمین عنبرین ریخته.
5) هیأت زیبا و خوشی دارد که هیچ چشمی هیئتی به آن اعتدال و تناسب ندیده است.»
6) بار خدایا آن جمال با رشادت، و پیشانی نورانی ستایش شده را به من بنمایان، و چشمم را به نگاهی به او، سرمه کن.»
امامان معصوم و ائمه اطهار علیهمالسلام آیتهای کرامت و نشانههای رحمت و احسانند که بخشش، عادتِ آنها و کرامت و جوانمردی خمیرمایه وجودی ایشان است و در طول تاریخ و در کورانهای زندگی، از شیعیان و دوستان خود دستگیری نمودهاند. امام زمان ارواحنا فداه نیز از همین شجره طیّبه و خاندان با فضیلت است، اگر چه بنابر مصالحی خداوند ایشان را از انظار غایب فرموده است و ظاهر نیست، امّا احوال و اخبار دوستان و پیروانش بر آن بزرگوار پوشیده نمیباشد و در رسیدگی به حالِ آنان که، به حبل ولایتش چنگ زنند کوتاهی نمیکند و پیوسته برکات و رحمتش بر امّت جدّش جاری است.
لذا بایسته و شایسته است که در مهمّات و گرفتاریهای دشوارِ مادّی و معنوی، دست نیاز و ندای عجز و استغاثه به سوی این مولا و آقای رئوف و مهربان دراز کنیم، تا در مصایب و مشکلات توانفرسای دوران غیبت، به فریادمان رسند و الطاف و عنایات شان شامل حالمان گردد.
الف) مرحوم محدثّ قمی در کتاب «منتهی الآمال» به نقل از «تحفة الزائر» علاّمه مجلسی و «مفاتیح النجاة» سبزواری مینویسد:
هرکس حاجتی دارد آنچه که ذکر میشود در رقعهای بنویسد و در (ضریح) یکی از قبور ائمه علیهمالسلام بیندازد، یا رقعه را ببندد و مهر کند و خاکِ پاکی را گِل سازد، و آن را در میان گِل گذارد و در نهری یا چاهی عمیق یا غدیر آبی اندازد، که به حضرت صاحب الزمان علیهالسلام میرسد و آن بزرگوار عهدهدار برآوردن حاجت میشود.
رقعه این چنین نوشته میشود:
بِسْمِ اللّهِ الرّحمنِ الرَّحِیمِ کَتَبْتُ یامَوْلایَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکَ مُسْتَغِیثا، وَشَکَوْتُ مانَزَلَ بِی مُسْتَجِیرا بِاللّهِ عَزَّ وجَلَّ ثُمَّ بِکَ، مِنْ أَمْرٍ قَدْ دَهَمَنِی، وَأَشْغَلَ قَلْبِی، وَاَطالَ فِکْرِی، وَسَلَبَنِی بَعْضَ لُبِّی، وَعَیَّرَ خَطِیرَ نِعْمَةِ اللّهِ عِنْدِی، اَسْلَمَنِی عِنْدَ تَخَیُّلِ وُرُودِهِالْخَلِیلُ، وَتَبَرَّأَ مِنِّی عِنْدَ تَرآئِی إِقْبالِهِ إِلَیَّ الْحَمِیمُ، وَعَجَزَتْ عَنْ دِفاعِهِ حِیلَتِی، وَخانَنِی فِی تَحَمُّلِهِ صَبْرِی وَقُوَّتِی، فَلَجَأْتُ فِیهِ إِلَیْکَ، وَتَوَکَّلْتُ فِی الْمَسْئَلَةِ للّهِِ جَلَّ ثَنآؤُهُ
عَلَیْهِ وَعَلَیْکَ فِی دِفاعِهِ عَنِّی، عِلْما بِمَکانِکَ مِنَ اللّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، وَلِیِّ التَّدْبِیرِ وَمالِکِ الْأُمُورِ، واثِقا بِکَ فِی الْمُسارَعَةِ فِی الشَّفاعَةِ إِلَیْهِ جَلَّ ثَنآؤُهُ فِی اَمْرِی، مُتَیَقِّنا لاِءِجابَتِهِ تَبارَکَ وَتَعالی إِیّاکَ بِإِعْطآئِی سُؤْلِی. وَأَنْتَ یا مَوْلایَ! جَدِیرٌ بِتَحْقِیقِ ظَنِّی وَتَصْدِیقِ أَمَلِی فِیکَ فِی أَمْرِ کَذا وَکَذا (پس حاجات خود را ذکر نمایید) فِیما لا طاقَةَ لِی بِحَمْلِهِ، وَلا صَبْرَ لِی عَلَیْهِ، وَإِنْ کُنْتُ مُسْتَحِقّا لَهُ وَلِأَضْعافِهِ بِقَبِیحِأَفْعالِی، وَتَفْرِیطی فِیالْواجِباتِ الَّتِی للّهِِ عَزَّوَجَلَّ.
فَأَغِثْنِی یا مَوْلایَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْکَ! عِنْدَ اللَّهْفِ، وَقَدِّمِ الْمَسْئَلَةَ للّهِِ عَزَّ وَجَلَّ فِی أَمْرِی قَبْلَ حُلُولِ التَّلَفِ وَشَماتَةِ الاَْعْدآءِ، فَبِکَ بَسَطَتِ النِّعْمَةُ عَلَیَّ، وَاسْئَلِ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ لِی نَصْرا عَزِیزا وَفَتْحا قَرِیبا، فِیهِ بُلُوغُ الاْمالِ، وَخَیْرُ الْمَبادِی وَخَواتِیمُ الاَْعْمالِ، وَالْأَمْنُ مِنَ الْم-َخاوِفِ کُلِّها فِی کُلِّ حالٍ، إِنَّهُ جَلَّ ثَنآؤُهُ لِما یَشآءُ فَعّالٌ، وَهُوَ حَسْبِی وَنِعْمَ الْوَکِیلُ فِی الْمَبْدَءِ وَالْمَآلِ.
آنگاه در کنار آن نهر یا چاه یا غدیر بایستد و توجّه به یکی از وکلای آن حضرت نموده و او را در نظر آورد (یا عثمان سعید
العمروی، یا پسر او محمّد بن عثمان، یا حسین بن روح یا علی بن محمّد السّمری) و یکی از آنها را بر زبان آورده و صدا نماید و بگوید:
یا فُلانَ بْنَ فُلانٍ! سَلامٌ عَلَیْکَ! أَشْهَدُ أَنَّ وَفاتَکَ فِی سَبِیلِ اللّهِ، وَأَنَّکَ حَیُّ عِنْدَ اللّهِ مَرْزُوقٌ، وَقَدْ خاطَبْتُکَ فِی حَیاتِکَ الَّتِی لَکَ عِنْدَاللّهِ عَزَّ وَجَلَّ. وَهذِهِ رُقْعَتِی وَحاجَتِی إِلی مَوْلانا عَلَیْهِ السَّلامُ، فَسَلِّمْها إِلَیْهِ! وَأَنْتَ الثِّقَةُ الاَْمِینُ.
سپس نوشته را در نهر یا در چاه یا در غدیر اندازد که ان شاء اللّه حاجت او برآورده خواهد شد.
بِسْمِ اللّهِ الرّحمنِ الرَّحِیمِ تَوَسَّلْتُ إِلَیْکَ یا أَبَا الْقاسِمِ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ
عَلِیِّ بْنِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلیِّ بْنِ أَبِی طالِبٍ، النَّبَأَ الْعَظِیمَ، وَالصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ، وَعِصْمَةَ اللاّجِینَ! بِأُمِّکَ سَیِّدَةِ نِسآءِ الْعالَمِینَ، وَبِآبآئِکَ الطّاهِرِینَ، وَبِأُمَّهاتِکَ الطّاهِراتِ، بِیس وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ وَالْجَبَرُوتِ الْعَظِیمِ، وَحَقِیقَةِ الاْءِیمانِ، وَنُورِ النُّورِ وَکِتابِ الْمَسْطُورِ، أَنْ تَکُونَ سَفِیرِی إِلَی اللّهِ تَعالی فِی الْحاجَةِ الْفُلانِ (حاجات خود را ذکر نمایید) أَوْ هَلاکِ فُلانِ بْنِ فُلانٍ. (و به جای فلان بن فلان نام دشمن خود را بنویسید).
آنگاه این رقعه و نوشته را در میان گِل پاکی گذارد و در آب جاری یا در چاهی بیندازد و در آن حال بگوید:
یا عُثْمانَ بْنَ سَعِیدٍ وَیا مُحَمَّدَ بْنَ عُثْمانَ أَوْصِلا قِصَّتِی إِلی صاحِبِ الزَّمانِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ.
مرحوم سید علیخان در کلم الطیّب فرموده: این استغاثهای است به حضرت صاحب الزمان علیهالسلام، در هرجا که باشی دو رکعت نماز بگزار به حمد و هر سوره که خواهی، پس زیر آسمان و رو به قبله بایست و بگو:
سَلامُ اللّهِ الْکامِلُ التّ-آمُّ ، الشّامِلُ الْع-آمُّ ، وَصَلَواتُهُ (1)الدّآئِمَةُ ، وَ بَرَکاتُهُ الْقآئِ-مَةُ التّ-آمَّةُ ، عَلی حُج-َّةِ اللّهِ (2)وَوَلِیِّهِ فِیاَرْضِهِ وَبِلادِهِ ، وَخَلِیفَتِهِ عَلی خَلْقِهِ وَعِبادِهِ (3)وَسُلالَةِ النُّبُوَّةِ ، وَبَقِیَّةِ الْعِتْرَةِ وَالصَّفْوَةِ ، صاحِبِالزَّمانِ ، (4)وَ مُظْه-ِرِ الاْءِیمانِ ، وَ مُلَقّ-ِنِ اَحْکامِ الْقُرْآنِ ، وَمُطَهّ-ِرِ (5)الاَْرْضِ ، وَناشِرِ الْعَدْلِ فِی الطُّولِ وَالْعَرْضِ ، وَالْحُجَّةِ (6)
1) درود کامل و تمام و همهجانبه و فراگیر الهی ، و رحمت
2) جاودانهاش ، و برکات پابرجا و تامّ و تمامش بر حجّت خدا
3) و ولیّ گرامش در کره زمین و تمام کشورهایش ، و جانشین او بر خلایق و بندگانش
4) و نژاد پاک نبوت ، و باقیمانده خاندان رسالت و برگزیده ویژه حق ، حضرت صاحب الزمان ،
5) و نمایانگر ایمان ، و تعلیم دهنده احکام قرآن ، و پاک کننده
6) زمین از جور ، و گسترش دهنده عدالت در درازا و پهنای زمین ، و حجّت
الْقآئِ-مِ الْمَهْ-دِیِّ ، الاْءِمامِ الْمُنْتَ-ظَرِ الْمَرْضِ-یِّ ، وَابْنِ (1)الاَْئِمَّةِ الطّاهِرِینَ ، الْوَصِیِّ ابْنِ الاَْوْصِیآءِ الْمَرْضِیِّینَ ، (2)الْهادِی الْمَعْصُ-ومِ ابْنِ الاَْئِم-َّةِ الْهُداةِ الْمَعْ-صُومِینَ. (3)اَلسَّ-لامُ عَلَیْکَ یا مُعِ-زَّ الْمُؤْمِنِینَ الْمُسْتَ-ضْعَ-فِینَ (4)اَلسَّلامُعَلَیْکَ یا مُذِلَالْکافِ-رِینَ الْمُتَکَبِّرِینَ الظّالِمِینَ ،(5)اَلسَّ-لامُ عَلَ-یْکَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ، اَلسَّلامُ (6)عَلَ-یْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمِیرِ(7)
1) قائم حضرت مهدی ، پیشوای به انتظار نشسته و پسندیده ، و فرزند
2) امامان پاکیزه ، و جانشین و فرزند جانشینان پسندیده حق ،
3) و رهنمای معصوم و فرزند پیشوایان هدایتگر و معصوم .
4) ، درود بر تو ای عزّتبخش مردم مؤمنی که (در اثر ظلم ستمکاران) ضعیف و ناتوان شدند ،
5) درود بر تو ای ذلیل کننده کافران گردنکش و ستمپیشه ،
6) درود بر تو ای سرور من ای صاحب الزمان ! درود
7) بر تو ای فرزند رسول خدا ! درود بر تو ای فرزند حضرت علی
الْمُؤْمِنِینَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ سَیّ-ِدَةِ (1)نِسآءِ الْعالَمِی-نَ ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْکَ یَابْنَ الاَْئِمَّةِ الْحُجَ-جِ (2)الْمَعْصُومِینَ ، وَالاْءِمامِ عَلَی الْخَلْ-قِ اَجْمَعِینَ . اَلسَّ-لامُ (3)عَلَ-یْکَ یا مَوْلایَ ! سَ-لامَ مُخْ-لِصٍ لَکَ فِی الْوِلایَةِ ، (4)اَشْهَدُ اَنَّکَ الاْءِمامُ الْمَهْدِیُّ قَوْلاً وَفِعْلاً ، وَاَنْتَ الَّذِی (5)تَمْلَأُ الاَْرْضَ قِسْطا وَعَدْلاً بَعْدَما مُلِئَتْ ظُلْماوَجَوْرا (6)فَعَج-َّلَ اللّهُ فَرَجَکَ ، وَسَهَّلَ مَخْ-رَجَکَ ، وَقَرَّبَ زَمانَکَ ، (7)
1) امیر مؤمنان ، درود بر تو ای فرزند فاطمه زهرا بانوی
2) زنان جهانیان ، درود بر تو ای فرزند پیشوایان و حجّتهای
3) معصوم و امام و پیشوا بر همه خلق ، سلام
4) بر تو ای سرور من! سلامی خالصانه به تو در ولایت و پیرویات .
5) گواهی میدهم که تویی آن پیشوای هدایت پیشه ، چه در گفتار و چه در کردار ، و تویی آن
6) ، بزرگواری که پر کنی زمین را از عدل و داد، پس از آنکه از ستم و بیدادگری پر شده باشد ،
7) پس خدا در فرجت تعجیل ، و قیامت را آسان ، و زمان حکومتت را نزدیک فرماید ،
وَکَثَّرَ اَنْصارَکَ وَاَعْوانَکَ ، وَاَنْجَزَ لَکَ ما وَعَدَکَ ، فَهُوَ (1)اَصْدَقُالْقآئِلِینَ : (وَنُرِیدُ اَنْنَمُنَّ عَلَیالَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا (2)فِی الاَْرْضِ وَنَجْ-عَلَهُمْ اَئِمَّ-ةً وَنَجْ-عَلَهُمُ الْوارِثِ-ینَ) .(3)یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ ! یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ !(4)حاجَتِی کَذا وَکَذا . (حاجات خود را ذکر نمایید) فَاشْفَعْ لِی فِی (5)نَجاحِها ، فَقَدْ تَوَجَّهْتُ إِلَیْکَ بِحاجَتِی ، لِعِلْمِی اَنَّ لَکَ (6)عِنْدَ اللّهِ شَفاعَةً مَقْبُولَةً ، وَمَقاما مَحْمُودا ، فَبِحَقِّ مَنِ (7)
1) و یاران و یاوران تو را بسیار گرداند ، و وفا کند به آن وعده فتح و پیروزی که به تو داده ، زیرا او
2) راستگوترین گویندگان است ، که فرموده: «و میخواهیم منّت نهیم بر آنان که مستضعف شدهاند
3) بر روی زمین و آنان را پیشوایان خلق قرار دهیم ، و بگردانیم آنان را وارثان روی زمین» ،
4) ای سرور من . ای صاحب الزمان! ای فرزند رسول خدا! ،
5) حاجت من چنین و چنان است.پس شفاعت کن برایم در
6) برآمدن حاجات ، زیرا که من با حاجت خویش به تو متوجّه شدهام ، زیرا میدانم که شفاعت تو
7) به درگاه خدا پذیرفته میشود ، و دارای مقام ارزشمندی هستی ، سوگند میدهم به حقّ آنکه
اخْتَصَّکُمْ بِأَمْرِهِ وَارْتَضاکُمْ لِسِرِّهِ ، وَبِالشَّأْنِ الَّذِیلَکُمْ (1)عِنْدَ اللّهِ بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُ ، سَلِ اللّهَ تَعالی فِی نُجْحِ طَلِبَتِی ، (2)وَإِجابَةِ دَعْوَتِی ، وَکَشْفِ کُرْبَتِی . (پس هرچه میخواهی از خدا بخواه) (3)مرحوم محدّث قمی در کتاب مفاتیح الجنان بعد از نقل این استغاثه، میفرماید: بهتر آن است که در رکعت اوّل نماز این استغاثه، بعد از سوره حمد، سوره فتح «إنّا فتحنا» و در رکعت دوم، سوره نصر «إذا جآء نصر اللّه» خوانده شود.
بر هر شیعه و دوست مخلص حضرت صاحب الزمان ارواحنافداه سزاوار است که همه روزه با مولا و آقای خود، میثاق و بیعت خود را تازه گرداند؛ زیرا بعد از اینکه یقین کردی و دانستی که همیشه در محضر امام خود حضور داری و آن بزرگوار از تمام امورات تو آگاه است و آنی از تو غفلت ندارد، وظیفهات این است که به هر وسیله ممکن خدمت نمایی و قلبی و لسانی، جانی و مالی شرط بندگی را به جا آوری. ملتزم بودن به خواندن دعای عهد، هر روز صبح، البته از روی صدق و اخلاص و حضور قلب بیانگر این معناست.
سید بن طاوس و کفعمی و دیگران در مصابیح و کتب معتبره از حضرت صادق علیهالسلام روایت کردهاند که آن حضرت فرمودهاند: هرکس چهل صباح (از روی اخلاص) خدا را با این عهد (دعا) بخواند، از یاوران حضرت قائم - عجّل اللّه فرجه الشریف - میشود. و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد و آن حضرت را درک نکند، خداوند متعال او را زنده کند و از قبرش بیرون آورد که در خدمت آن حضرت باشد. و حق تعالی به عدد هر کلمهای، هزار حسنه او را کرامت فرماید و هزار گناه از او محو کند، و آن عهد این است:
اَللّ-هُمَّ رَبَّ النُّورِ الْعَظِیمِ ، وَ رَبَّ الْکُرْسِیِّ الرَّفِیعِ ، (1)وَ رَبَّ الْبَحْرِ الْمَسْجُورِ ، وَ مُنْزِلَ التَّوْراةِ وَ الاِنْجِیلِ (2)وَ الزَّبُورِ ، وَ رَبَّ الظِّلِّ وَ الْحَرُورِ ، وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ (3)الْعَظِیمِ، وَرَبَالْمَلآئِکَهِالْمُقَرَّبِینَ وَالاَْنْبِیآءِ وَالْمُرْسَلِینَ. (4)اَللّ-هُمَّ اِنِّی اَسْئَ-لُکَ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ ، وَ بِنُورِ وَجْهِ-کَ (5)المُنِیرِ وَ مُلْکِ-کَ الْقَدِیمِ ، یا حَیُّ یا قَیُّومُ اَسْئَلُکَ (6)بِاسْمِکَ الَّذِی اَشْرَقَتْ بِهِ السَّماواتُ وَ الاَْرَضُونَ ،(7)
1) بار الها! ای پروردگار روشنی بزرگ ، و پروردگار سریر بلند
2) و پروردگار دریای جوشان ، و فرو فرستنده کتاب تورات و انجیل
3) و زبور ، و پروردگار سایه و آفتاب داغ ، و فرو فرستنده قرآن
4) بزرگ ، و پروردگار فرشتگان نزدیک درگاه خدا و پیامبران و فرستادگان .
5) خدایا! از تو میخواهم به حقّ ذات بزرگوارت ، و به حقّ نور جمال
6) تابانت و فرمانروایی دیرینهات ، ای زنده ، ای پاینده ! از تو میخواهم
7) به حقّ آن نامت که روشن شد بدان آسمانها و زمینها ،
وَ بِاسْمِکَ الَّذِی یَصْ-لَحُ بِهِ الاَْوَّلُونَ وَ الآخِرُونَ ، (1)یا حَیّا قَبْلَ کُلِّ حَیٍّ ، وَ یا حَیّا بَعْدَ کُلِّ حَیٍّ ،(2)وَ یا حَیّ-ا حِینَ لا حَیَّ ، یا مُحْیِ-یَ الْمَوْتی وَ مُمِیتَ (3)الاَْحْیآءِ ، یا حَیُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ . اَللّ-هُمَّ بَلِّ-غْ مَوْلانَا (4)الاِْمامَ الْهادِیَ الْمَهْدِیَّ الْقآئِمَبِاَمْرِکَ صَلَواتُاللّهِ عَلَیْهِ (5)وَعَلی آبآئِهِالطّاهِرِینَ عَنْ جَمِیعِالمُؤْمِنِینَوَالمُؤْمِناتِ (6)فِی مَشارِقِ الاَْرْضِ وَ مَغارِبِها ، سَهْلِها وَ جَبَلِها ، (7)
1) و به حقّ آن نامت که صالح و شایسته گشتند بدان پیشینیان و پسینیان ،
2) ای زنده پیش از هر موجود زندهای ، و ای زنده پس از هر موجود زندهای ،
3) و ای زنده در آن هنگام که زندهای وجود نداشت ، ای زنده کننده مردگان و ای میراننده
4) زندگان ، ای زندهای که معبودی جز تو نیست . خدایا ! برسان به مولای ما
5) آن امام راهنمای راهیافته و قیام کننده به فرمان تو - که درودهای خدا بر او
6) و پدران پاکش باد - ، از طرف همه مردان و زنان با ایمان
7) در مشرقهای زمین و مغربهای آن ، هموار آن و کوهش ،
وَ بَرِّها وَ بَحْرِها، وَ عَنِّی وَ عَنْ والِدَیَّ مِنَ الصَّلَواتِ (1)زِنَةَ عَ-رْشِ اللّهِ وَمِدادَ کَلِ-ماتِهِ، وَما اَحْصاهُ عِلْ-مُهُ ، (2)وَ اَحاطَ بِهِ کِتابُهُ . اَللّ-هُمَّ اِنِّی اُجَ-دِّدُ لَهُ فِی صَبِیحَةِ (3)یَوْمِی هذا ، وَ ما عِشْتُ مِنْ اَیّامِی ، عَهْ-دا وَ عَقْ-دا (4)وَ بَیْعَةً لَهُ فِی عُنُقِی لا اَحُولُ عَنْها ، وَلا اَزُولُ اَبَدا . (5)اَللّ-هُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ وَ الذّآبِّینَ عَنْهُ (6)وَ الْمُسارِعِینَ اِلَیْ-هِ فِی قَضآءِ حَوآئِجِهِ ، وَ الْمُمْتَثِلِینَ (7)
1) خشکی آن و دریایش ، و از طرف من و پدر و مادرم درودهایی
2) هموزن عرش خدا و شماره سخنان او ، و آنچه را شمارش کرده دانشش ،
3) و کتاب و دفترش بدان احاطه دارد . خدایا من تجدید و تازه میکنم در بامداد
4) این روز ، و هر چه زندگی کنم از روزهای دیگر ، عهد و پیمان
5) و بیعتی برای آن حضرت در گردنم که هرگز از آن سرپیچی نکنم ، و دست نکشم هرگز .
6) ، خدایا قرار ده مرا از یاران و کمک کارانش و دفاع کنندگان از او ،
7) و شتابندگان به سوی او در برآوردن خواستههایش ، و انجام دهندگان
لاَِوامِرِهِ وَ الْمُحامِینَ عَنْهُ ، وَ السّابِقِینَ اِلی اِرادَتِهِ ، (1)وَالمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْهِ . اَللّ-هُمَّ اِنْ حالَ بَیْنِی وَبَیْنَهُ (2)المَ-وْتُ الَّذِی جَعَ-لْ-تَهُ عَلی عِبادِکَ حَتْ-ما مَقْضِ-یّا ،(3)، فَاَخْ-رِجْنِی مِنْ قَبْ-رِی مُؤْتَزِرا کَفَنِی ، شاهِرا سَیْفِی ،(4)مُجَرِّداقَناتِی، مُلَبِّیا دَعْوَهَالدّاعِی فِیالحاضِرِوَالبادِی .(5)اَللّ-هُ-مَّ اَرِنِی الطَّل-ْعَةَ الرَّشِ-یدَةَ وَ الْغُ-رَّةَ الْحَمِ-یدَةَ ، (6)وَ اکْحُلْ ناظِرِی بِنَظْرَةٍ مِنِّی اِلَیْهِ ، وَ عَجِّ-لْ فَرَجَهُ ، (7)
1) به دستورات و اوامرش و حمایت کنندگان از آن حضرت ، و پیشی گیرندگان به سوی خواستهاش ،
2) و شهادت یافتگان پیش رویش . خدایا اگر فاصله افتد میان من و او
3) آن مرگی که قرار دادهای آن را بر بندگانت حتمی و مقرّر
4) پس بیرون آور مرا از گورم در حالی که کفن به خود پیچیده ، با شمیشر آخته ،
5) و نیزه برهنه ، پاسخگویان به فراخوانی آن دعوت کننده بزرگوار در شهر و بیابان .
6) خدایا نشان بده به من آن جمال ارجمند و آن دارای پیشانی نورانی پسندیده را ،
7) و بکش دیدهام را به سرمه وصال دیدارش به یک نگاه ، و شتاب کن در ظهورش ،
وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ ، وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ ، وَاسْلُکْ بِی مَحَجَّتَهُ ، (1)وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ ، وَ اشْدُدْ اَزْرَهُ ، وَ اعْمُرِ اللّ-هُمَّ بِهِ بِلادَکَ ، (2)وَ اَحْیِ بِهِ عِبادَکَ ، فَاِنَّکَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ ، ظَهَرَ (3)الفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النّاسِ . (4)فَاَظْهِرِ اللّ-هُمَّ لَنا وَلِیَّکَ وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّکَ الْمُسَمّی (5)بِاسْمِ رَسُولِکَ ، حَتّی لا یَظْفَرَ بِشَیْءٍ مِنَ الْباطِلِ اِلاّ (6)مَزَّقَهُ ، وَیُحِ-قَّ الْحَقَّ وَیُحَقِّ-قَهُ . وَاجْعَلْهُ اللّ-هُمَّ مَفْزَعا (7)
1) و آسان گردان خروجش را ، و بگستران راهش را ، و مرا به راه او درآور ،
2) و دستورش را نافذ گردان ، و پشتش را محکم کن ، و آباد گردان خدایا به دست او شهرهایت را ،
3) و زنده گردان به وسیلهاش بندگانت را ، زیرا تو فرمودی و گفتهات عین حقیقت است ، آشکار شد
4) تبهکاری در خشکی و دریا به خاطر کردههای مردم .
5) پس آشکار کن خدایا برای ما نمایندهات را و فرزند دختر پیامبرت که همنام
6) فرستاده توست ، تا دست نیابد به هیچ باطلی جز آنکه
7) از هم بدراند ، و پابرجا کندحق را و ثابت کند آن را ، و قرار بده آن بزرگوار را خدایا پناهگاه
لِمَظْلُومِ عِبادِکَ، وَناصِرا لِمَنْ لا یَجِدُ لَهُ ناصِرا غَیْرَکَ،(1)، وَ مُجَدِّدا لِما عُطِّلَ مِنْ اَحْکامِ کِتابِکَ ، وَ مُشَیِّدا لِما (2)وَرَدَ مِنْ اَعْ-لامِ دِینِکَ وَ سُنَنِ نَبِیِّکَ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ (3)وَآلِهِ . وَاجْعَلْهُ اللّهُمَّ مِمَّنْ حَصَّنْتَهُ مِنْ بَأْسِ الْمُعْتَدِینَ .(4)اَللّهُمَّ وَسُرَّ نَبِیَّکَ مُحَمَّدا صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ بِرُؤْیَتِهِ (5)، وَ مَنْ تَبِعَهُ عَلی دَعْوَتِهِ ، وَ ارْحَمِ اسْتِکانَتَنا بَعْدَهُ .(6)اَللّ-هُمَّ اکْشِفْ هذِهِ الْغُمَّةَ عَنْ هذِهِ الاُمَّ-ةِ بِحُضُورِهِ ،(7)
1) ستمدیدگان بندگانت ، و یاور کسی که جز تو یاوری برایش یافت نشود
2) و تازه کننده آن احکامی که از کتاب تو تعطیل مانده ، و محکم کننده آنچه
3) رسیده از نشانههای دین و آیینت و دستورات پیامبرت - که درود خداوند بر او
4) و آلش باد - ، و قرارش ده خدایا از آنان که نگاهش داری از صولت و حمله زورگویان .
5) خدایا شاد گردان (دل) پیامبرت محمد - که درود خداوند بر او و آلش باد - را به دیدارش
6) و نیز هرکه در دعوتش از آن حضرت پیروی کرد ، و رحم کن بر بیچارگی ما پس از آن حضرت .
7) خدایا برطرف کن این اندوه را از این امّت به حضور امام زمان ،
وَ عَجِّ-لْ لَنا ظُهُورَهُ ، اِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیدا وَ نَراهُ قَرِیبا (1)بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ. پس سه مرتبه بر ران راست زده و میگویی:
(2)اَلْعَجَلَ الْعَجَلَ یا مَوْلایَ یا صاحِبَ الزَّمانِ. (3)
اَللّ-هُمَّ ارْزُقْ-نا تَوْفِی-قَ الطّاعَةِ ، وَ بُعْ-دَ الْمَعْ-صِیَةِ ،(1)وَ صِدْقَ النِّیَّةِ ، وَ عِرْفانَ الْحُرْمَةِ ، وَ اَکْرِمْنا بِالهُدی (2)وَ الاِسْتِقامَةِ ، وَ سَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَ الْحِکْمَةِ ، (3)وَ امْ-لَأْ قُلُوبَنا بِالعِلْ-مِ وَ الْمَعْ-رِفَةِ ، وَ طَهِّ-رْ بُطُونَنا (4)مِنَ الْحَ-رامِ وَ الشُّبْ-هَةِ ، وَ اکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّ-لْمِ (5)وَالسَّرِقَةِ ، وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالخِیانَةِ، (6)وَ اسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ ، وَ تَفَضَّلْ عَلی (7)
1) بار الها! روزی ما کن کامیابی بر فرمانبرداری را ، و دوری از گناه را ،
2) و راستی در نیّت را ، و شناختن آنچه حرمتش لازم است ، و گرامیدار ما را به وسیله راهنمایی
3) و پایداری ، و استوار کن زبانهای ما را به درستگویی و فرزانگی ،
4) و لبریز گردان دلهای ما را از دانش و شناخت خود ، و پاک کن اندرون ما را
5) از غذاهای حرام و شبههناک ، و بازدار دستهای ما را از ستم
6) و دزدی ، و بپوشان چشمان ما را از هرزگی و خیانت ،
7) و ببند گوشهای ما را از شنیدن سخنان بیهوده و عیبجویی دیگران ، و نیکویی کن بر
عُلَم-آئِ-نا بِالزُّهْ-دِ وَ النَّصِی-حَةِ ،وَ عَلَی الْمُتَعَلِّمِینَ (1)بِالجُهْ-دِ وَ الرَّغْبَةِ ، وَ عَلَی الْمُسْتَمِعِینَ بِالاِتِّباعِ (2)وَ الْمَوْعِ-ظَةِ ، وَ عَلی مَرْضَی الْمُسْلِمِینَ بِالشِّف-آءِ (3)وَ الرّاحَةِ، وَ عَلی مَوْتاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَعَلی (4)مَشایِخِ-نا بِالوَق-ارِ وَ السَّکِ-ینَةِ ، وَ عَلَی الشَّبابِ(5)بِالاِنابَةِ وَ التَّوْبَةِ ، وَ عَلَی النِّسآءِ بِالْحَی-آءِ وَ الْعِفَّ-ةِ ، (6)وَ عَلَی الاَْغْنِیآءِ بِالتَّواضُعِ وَ السِّعَةِ، وَ عَلَی الْفُقَرآءِ (7)
1) دانشمندان ما به پارسایی و خیرخواهی کردن ، و بر دانشآموزان
2) به کوشش و اشتیاق ، و بر شنوندگان به پیروی کردن
3) و پند گرفتن ، و بر بیماران مسلمان به بهبودی یافتن
4) و آسودگی ، و بر مردگان آنها به دلسوزی و مهربانی کردن ، و بر
5) پیران ما به وقار و آرامش ، و بر جوانان
6) به پشیمانی و توبه ، و بر زنان به شرم و پاکدامنی ،
7) و بر توانگران به فروتنی و بخشش کردن ، و بر مستمندان
بِالصَّبْرِ وَ الْقَناعَةِ ، وَ عَلَی الْغُ-زاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ (1)وَعَلَی الاُْسَرآءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ ، وَعَلَی الاُمَرآءِ (2)بِالعَ-دْلِ وَ الشَّفَ-قَ-ةِ ، وَ عَلَی الرَّعِ-یَّ-ةِ بِالاِنْص-افِ (3)وَ حُسْ-نِ السِّی-رَةِ ، وَ بارِکْ لِلْحُجّ-اجِ وَ الزُّوّارِ فِی (4)الزّادِ وَ النَّفَقَةِ ، وَ اقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ (5)وَ الْعُمْ-رَةِ ، بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَ-تِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ. (6)
1) ، به شکیبایی و قناعت ، و بر جنگجویان به یاری و پیروزی ،
2) و بر اسیران به رهایی یافتن و آسودگی ، و بر زمامداران
3) به دادگری و دلسوزی ، و بر ملّت به انصاف در کارها
4) و خوشرفتاری ، و برکت ده برای حاجیان و زیارت کنندگان در
5) توشه و خرجی راه ، و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب کردی از اعمال حج
6) و عمره ، به وسیله احسان و مهربانیات ای مهربانترین مهربانان !
این زیارت علاوه بر اینکه توسّلی گرانقدر به امام زمان علیهالسلام است، مضامین عالیه آن، حاکی از تجدید عهد نمودن به وحدانیت خدای عزّوجلّ و نبوت خاتم انبیاء و ولایت ائمه هدی علیهمالسلام و اقرار بر ضروریات مذهب شیعه است. عرض عقاید نمودن در هر روز، گذشته از مستحب بودن، فواید فراوانی دارد که از آن جمله این است که بدین وسیله و طریق، تقرب به ذات الهی حاصل شده و از بسیاری از گمراهیها و کجرویهای عملی و اعتقادی مصونیت حاصل میشود.
شیخ طبرسی در کتاب احتجاج فرموده است که از محمد بن عبد اللّه بن جعفر حمیری نقل شده که از ناحیه مقدّسه فرمان حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه به سوی او بیرون آمد که: چون خواهید توجه کنید به وسیله ما به سوی خدای تعالی و به سوی ما، پس بگویید چنانکه خدای تعالی فرموده:
سَ-لامٌ عَلی آلِ یس ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا داعِیَ اللّهِ (1)وَ رَبّانِیَّ آیاتِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا بابَ اللّهِ وَ دَیّانَ (2)دِینِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خَلِیفَةَ اللّهِ وَ ناصِرَ حَقِّهِ ، (3)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللّهِ وَ دَلِیلَ اِرادَتِهِ ، اَلسَّلامُ (4)عَلَیْکَ یا تالِیَ کِتابِ اللّهِ وَ تَرْجُمانَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (5)فِی آنآءِ لَیْلِکَ وَ اَطْرافِ نَهارِکَ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (6)یا بَقِیَّةَ اللّهِ فِی اَرْضِهِ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مِیثاقَ اللّهِ(7)
1) درود بر خاندان یاسین ، درود بر تو ای دعوت کننده به خدا
2) و آشنا به نشانههایش ، درود بر تو ای واسطه خدا و سرپرست
3) دین او ، درود بر تو ای خلیفه خدا و یاور حق او ،
4) درود بر تو ای حجّت خدا و راهنمای ارادهاش ، درود
5) بر تو ای تلاوت کننده کتاب خدا و تفسیر کننده آیات او ، درود بر تو
6) در تمام لحظهها و دقایق شب و سرتاسر روز ، درود بر تو
7) ای ذخیره خدا در روی زمین ، درود بر تو ای پیمان محکم خدا
الَّذِی اَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْ-کَ یا وَعْدَ اللّهِ (1)الَّذِی ضَمِنَهُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا الْعَلَمُ الْمَنْصُوبُ (2)وَ الْعِلْمُ الْمَصْبُ-وبُ ، وَ الْغَوْثُ وَ الرَّحْمَةُ الْواسِعَةُ (3)وَعْدا غَیْرَ مَکْذُوبٍ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقُومُ (4)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَقْعُ-دُ ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْکَ حِینَ (5)تَقْرَءُ وَ تُبَیِّنُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تُصَلِّی وَ تَقْنُتُ ، (6)اَلسَّلامُ عَلَیْکَ حِینَ تَرْکَعُ وَ تَسْجُدُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْکَ (7)
1) که از مردم گرفت و سخت محکمش کرد ، درود بر تو ای وعده خدا
2) که تضمینش کرده ، درود بر تو ای پرچم برافراشته
3) ، و دانش ریزان ، و فریادرس خلق و رحمت گسترده حق ،
4) ، آن وعدهای که دروغ پنداشته نشود ، درود بر تو هنگامی که به پا میایستی ،
5) درود بر تو هنگامی که مینشینی ، درود بر تو هنگامی که (فرامین حق را)
6) میخوانی و تفسیر میکنی ، درود بر تو هنگامی که نماز میخوانی و قنوت میگیری ،
7) درود بر تو هنگامی که رکوع و سجده به جای میآوری ، درود بر تو
حِینَ تُهَلِّ-لُ وَ تُکَبِّ-رُ ، اَلسَّلامُ عَلَیْ-کَ حِینَ تَحْمَدُ (1)وَ تَسْتَغْفِرُ ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کَ حِینَ تُصْبِحُ وَ تُمْسِی ، (2)، اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کَ فِی اللَّیْ-لِ اِذا یَغْشی وَ النَّهارِ اِذا (3)تَجَ-لّی ، اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کَ اَیُّه-َا الاِمامُ الْمَأْمُونُ (4)اَلسَّ-لامُ عَلَیْ-کَ اَیُّه-َا الْمُقَ-دَّمُ الْمَأْمُولُ ، اَلسَّلامُ(5)عَلَیْ-کَ بِجَ-وامِ-عِ السَّلامِ . اُشْهِ-دُکَ یا مَوْلایَ(6)اَنِّی اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَحْ-دَهُ لا شَ-رِیکَ لَهُ (7)
1) هنگامی که لا اله الا اللّه و اللّه اکبر میگویی ، درود بر تو هنگامی که خدا را ستایش میکنی
2) و از او آمرزش میخواهی ، درود بر تو هنگامی که صبح میکنی و به شب میرسانی
3) درود بر تو در شب هنگامی که تاریکیاش فرا گیرد ، و در روز هنگامی که
4) ، پرده برگیرد ، درود بر تو ای امام امین و محفوظ ،
5) درود بر تو ای پیشی گرفته (بر همه خلق و) مورد آرزوی (آنان) ، درود
6) بر تو با همه درودها . گواه گیرم تو را ای سرور من
7) ، که من گواهی میدهم به اینکه معبودی نیست جز خدای یگانه که شریک ندارد ،
وَاَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ لا حَبِیبَ اِلاّ هُوَ وَاَهْلُهُ، (1)وَ اُشْهِدُکَ یا مَوْلایَ اَنَّ عَلِیّا اَمِیرَالمُوْمِنِینَ حُجَّ-تُهُ (2)وَ الْحَسَنَ حُجَّ-تُهُ ، وَ الْحُسَیْنَ حُجَّ-تُهُ ، وَ عَلِیَّ بْنَ (3)الحُسَیْنِ حُجَّ-تُهُ ، وَ مُحَمَّ-دَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّ-تُهُ (4)وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ، وَ مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ حُجَّتُهُ، (5)وَ عَلِیَّ بْنَ مُوسی حُجَّتُهُ ، وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ ، (6)وَ عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ حُجَّتُهُ ، وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ حُجَّتُهُ .(7)
1) و نیز (گواهی میدهم که) محمد بنده و رسول اوست و محبوبی نیست جز او و خاندانش ،
2) ، و گواه میگیرم تو را ای مولای من که علی امیر مؤمنان حجت خدا است ،
3) و حسن حجت اوست ، و حسین حجت اوست ، و علی فرزند
4) ، حسین حجت اوست ، و محمد فرزند علی حجت اوست ،
5) و جعفر فرزند محمد حجت اوست ، و موسی فرزند جعفر حجت اوست ،
6) و علی فرزند موسی حجت اوست ، و محمد فرزند علی حجت اوست ،
7) و علی فرزند محمد حجت اوست ، و حسن فرزند علی حجت اوست .
وَ اَشْهَدُ اَنَّکَ حُجَّةُ اللّهِ . اَنْتُمُ الاَْوَّلُ وَ الآخِرُ (1)وَ اَنَّ رَجْعَتَکُمْ حَقٌّ لا رَیْبَ فِیها ، یَوْمَ لا یَنْفَعُ نَفْسا (2)اِیمانُها ، لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ اَوْ کَسَبَتْ فِی(3)اِیمانِها خَیْرا ، وَ اَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ ، وَ اَنَّ ناکِرا وَنَکِیرا(4)حَقٌّ ، وَ اَشْهَدُ اَنَّ النَّشْرَ حَقٌّ ، وَ الْبَعْثَ حَقٌّ (5)وَ اَنَّ الصِّراطَ حَقٌّ، وَ الْمِرْصادَ حَقٌّ، وَ الْمِیزانَ حَقٌّ (6)وَ الْحَشْرَ حَقٌّ، وَ الْحِسابَ حَقٌّ، وَ الْجَنَّةَ حَقٌّ، وَالنّارَ (7)
1) ، و گواهی میدهم که تو حجت خدایی . شمایید اوّل و آخر ،
2) و مسلّما بازگشت شما حتمی است و شکّی در آن نیست ، روزی که سود ندهد کسی را
3) ایمانش ، که پیش از آن ایمان نیاورده یا در (مدّت) ایمان خویش
4) کار خیری انجام نداده ، و اینکه مرگ حق است ، و ناکر و نکیر (دو فرشته سؤال قبر)
5) ، حق است . و گواهی دهم که زنده شدن پس از مرگ حق است ، و برانگیخته شدن حق است ،
6) ، و اینکه پل صراط حق است ، و کمینگاه حق است ، و ترازوی حسابرسی حق است ،
7) و محشور شدن حق است ، و حساب کشیدن حق است ، و بهشت حق است ، و دوزخ
حَقٌّ ، وَ الْوَعْدَ وَ الْوَعِیدَ بِهِما حَقٌّ . یا مَوْلایَ ! شَقِیَ (1)مَنْ خالَفَکُمْ وَ سَعِدَ مَنْ اَطاعَکُمْ ، فَاشْهَدْ عَلی ما (2)اَشْهَدْتُکَ عَلَیْهِ ، وَ اَنَا وَلِیٌّ لَکَ ، بَرِیءٌ مِنْ عَدُوِّکَ (3)فَالحَ-قُّ ما رَضِیْتُمُوهُ ، وَ الْباطِلُ ما اَسْخَ-طْتُمُ-وهُ (4)وَ الْمَعْرُوفُ ما اَمَرْتُمْ بِهِ ، وَ الْمُنْکَرُ ما نَهَیْتُمْ عَنْهُ (5)فَنَفْسِی مُؤْمِنَةٌ بِاللّهِ وَحْدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ، وَ بِرَسُولِهِ (6)وَ بِاَمِیرِالمُؤْمِنِینَ وَ بِکُمْ یا مَوْلایَ اَوَّلِکُمْ وَآخِرِکُمْ، (7)
1) حق است ، و نوید و تهدید درباره آن دو حق است . ای سرور من ! بدبخت است
2) کسی که با شما مخالفت کند و سعادتمند است کسی که از شما پیروی کند ، پس گواهی ده بر
3) ، آنچه تو را بر آن گواه گرفتم ، و من دوست تو هستم ، و از دشمنت بیزارم ،
4) ، حق آن است که شما پسند کردهاید ، و باطل همان است که شما بدان خشم گرفتهاید ،
5) ، و کار نیک آن است که شما بدان دستور دادهاید ، و کار زشت آن است که از آن نهی کردهاید ،
6) من ایمان دارم به خدای یگانهای که شریک ندارد ، و به فرستاده او
7) و به امیر مؤمنان و به شما - ای مولای من - از اول تا آخرتان
وَنُصْرَتِی مُعَدَّةٌ لَکُمْ وَ مَوَدَّتِی خالِصَةٌ لَکُمْ ، آمِینَ (1)و بعد از آن، این دعا خوانده شود:
(2)اَللّ-هُمَّ اِنِّی اَسْئَ-لُکَ اَنْ تُصَ-لِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ نَبِ-یِّ (3)رَحْمَتِکَ وَ کَلِمَةِ نُورِکَ، وَ اَنْ تَمْلاََ قَلْبِی نُورَ الْیَقِینِ، (4)وَ صَ-دْرِی نُورَ الاِیمانِ ، وَ فِکْرِی نُورَ النِّیّ-اتِ (5)وَ عَزْمِی نُورَ الْعِلْمِ ، وَ قُوَّتِی نُورَ الْعَمَلِ ، وَ لِسانِی (6)نُورَ الصِّ-دْقِ ، وَ دِینِی نُورَ الْبَصآئِرِ مِنْ عِنْدِکَ (7)
1) و یاریام برای شما آماده است ، و دوستیام برای شما خالص و پاک است ، برآورده کن آمِینَ.
2) خواستهام را ، آمین.
3) خدایا از تو میخواهم که درود فرستی بر محمد ، پیامبر
4) رحمتت و کلمه نورت ، و آنکه پر کنی دل مرا با نور یقین ،
5) ، و سینهام را با نور ایمان ، و اندیشهام را با نور تصمیمها ،
6) و ارادهام را با نور علم ، و نیرویم را با نور عمل ، و زبانم را
7) ، با نور راستگویی ، و دین و مذهبم را با نور بیناییهایی از نزد خودت ،
وَ بَصَ-رِی نُورَ الضِّیآءِ ، وَ سَمْ-عِی نُورَ الْحِکْمَةِ (1)وَ مَوَدَّتِی نُورَ الْمُوالاةِ لِمُحَمَّدٍ وَآلِهِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ (2)حَتّی اَلْقاکَ وَقَدْ وَفَیْتُ بِعَهْدِکَ وَ مِیثاقِکَ ، فَتُغَشِّیَنِی (3)رَحْمَتُکَ یا وَلِیُّ یا حَمِیدُ . اَللّ-هُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ (4)حُجَّتِکَ فِی اَرْضِکَ وَ خَلِیفَتِکَ فِی بِلادِکَ ، وَالدّاعِی (5)اِلی سَبِیلِکَ ، وَ الْقآئِمِ بِقِسْ-طِکَ وَ الثّ-آئِرِ بِاَمْ-رِکَ (6)وَلِیِّ الْمُؤْمِنِینَ وَ بَوارِ الْکافِرِینَ ، وَ مُجَلِّی الظُّلْمَةِ (7)
1) ، و چشمم را با نور روشنایی ، و گوشم را با نور فرزانگی و حکمت ،
2) و دوستیام را با نور موالات بر محمد و خاندانش - که درود خداوند بر آنان باد -
3) تا تو را دیدار کنم ، و من به عهد و پیمان تو وفا کردم ، پس بپوشان بر من
4) رحمت خود را ای سرپرست و ای ستوده . خدایا درود فرست بر محمد
5) حجّت تو در روی زمینت و جانشین تو در شهرهایت ، و دعوت کننده
6) ، به سوی راهت ، و قیام کننده به عدل و دادت ، و انقلاب کننده به دستورت ،
7) دوست مؤمنان و نابود کننده کافران ، و برطرف کننده تاریکی
وَ مُنِی-رِ الْحَ-قِّ ، وَ النّاطِ-قِ بِالحِکْمَةِ وَ الصِّدْقِ (1)وَ کَلِمَتِکَ التّآمَّ-ةِ فِی اَرْضِکَ ، الْمُرْتَقِبِ الْخآئِفِ (2)وَ الْوَلِیِّ النّاصِحِ ، سَفِینَةِ النَّجاةِ وَ عَلَمِ الْهُدی ،(3)وَ نُورِ اَبْصارِ الْوَری ، وَ خَیْرِ مَنْ تَقَمَّصَ وَ ارْتَدی (4)وَ مُجَلِّی الْعَمی ، اَلَّذِی یَمْلَأُ الاَْرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا (5)کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا ، اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (6)اَللّ-هُمَّ صَلِّ عَلی وَلِ-یِّکَ وَ ابْنِ اَوْلِیآئِکَ ، الَّذِینَ (7)
1) ، و روشن کننده حق ، و گوینده به حکمت و راستی ،
2) ، و آن کلمه (دستور و فرمان) کاملت در روی زمین ، که در حال انتظار و هراس به سر برد ،
3) و آن سرپرست خیرخواه ، و کشتی نجات و پرچم هدایت ،
4) ، و روشنی دیدگان مردم ، و بهترین کسی که جامه و ردا به بر کرد ،
5) و زداینده گمراهی ، آن کس که پَر کند زمین را از عدل و داد ،
6) . چنانکه پر شده باشد از ستم و بیدادگری ، که به راستی تو بر هر چیز توانایی .
7) خدایا درود فرست بر بنده مقرّب درگاهت و فرزند بندگان مقرّبت ،آنانکه
فَرَضْتَ طاعَتَهُمْ ، وَ اَوْجَبْتَ حَقَّهُمْ ، وَ اَذْهَبْتَ عَنْهُمُ (1)الرِّجْسَ ، وَ طَهَّرْتَهُمْ تَطْهِیرا . اَللّ-هُمَّ انْصُرْهُ وَانْتَصِرْ (2)بِهِ لِدِینِکَ ، وَ انْصُرْ بِهِ اَوْلِیآءَکَ وَ اَوْلِیآءَهُ وَ شِیعَتَهُ (3)وَ اَنْصارَهُ ، وَ اجْعَلْنا مِنْهُمْ . اَللّ-هُمَّ اَعِذْهُ مِنْ شَرِّ کُلِّ (4)باغٍ وَ طاغٍ ، وَ مِنْ شَرِّ جَمِیعِ خَلْقِکَ ، وَ احْفَظْهُ مِنْ (5)بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ ، وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمالِهِ ، (6)وَ احْ-رُسْهُ وَ امْنَ-عْهُ مِنْ اَنْ یُوصَ-لَ اِلَیْهِ بِسُوءٍ (7)
1) واجب کردی فرمانبرداریشان را ، و واجب گرداندی حقّشان را ، و دور کردی از ایشان
2) پلیدی را ، و به خوبی پاکیزهشان کردی . خدایا یاریاش کن و یاری کن
3) به دست او دینت را ، و یاری کن به وسیله او دوستان خودت و دوستان او و شیعیان
4) و یاورانش را ، و ما را نیز از آنان قرار ده . خدایا پناهش ده از شرّ هر
5) متجاوز و سرکشی ، و از شرّ همه آفریدههایت ، و نگاهش بدار از
6) پیش رویش و از پشت سرش ، و از سمت راستش و از طرف چپش ،
7) ، و پاسداریاش کن و نگاهش دار از اینکه گزند و آسیبی بدو برسد ، و (شوکت و عزّت)
وَ احْفَظْ فِیهِ رَسُولَکَ وَ آلَ رَسُولِکَ ، وَ اَظْهِرْ بِهِ (1)العَدْلَ ، وَ اَیِّدْهُ بِالنَّصْرِ ، وَ انْصُرْ ناصِرِیهِ ، وَ اخْذُلْ(2)خاذِلِیهِ ، وَ اقْصِمْ قاصِمِیهِ وَ اقْصِمْ بِهِ جَبابِرَةَ الْکُفْرِ ،(3)وَ اقْتُلْ بِهِ الْکُفّارَ وَ الْمُنافِقِینَ ، وَ جَمِیعَ الْمُلْحِدِینَ ، (4)حَیْثُ کانُوا مِنْ مَشارِقِ الاَْرْضِ وَ مَغارِبِها ، بَرِّها (5)وَ بَحْرِها ، وَ امْلَأْ بِهِ الاَْرْضَ عَدْلاً ، وَ اَظْهِرْ بِهِ دِینَ (6)نَبِیِّکَ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . وَ اجْعَلْنِی اللّ-هُمَّ مِنْ (7)
1) رسول و خاندان رسولت را در (وجود) او حفظ فرما ، و آشکار (یا پیروز) گردان به دست او
2) عدل و داد را ، و با یاریات کمکش کن ، و یاورانش را نیز یاری کن ، و خوار گردان هرکه دست
3) از یاریاش بردارد ، و درهم شکن شکنندهاش را و بشکن بدست او قدرت و شوکت کافران را
4) و آنان را بدست آن حضرت به خاک هلاکت افکن و همچنین منافقان و همه بیدینان
5) ستیزهجو را در هر جا هستند از خاورهای زمین و باخترهای آن چه در خشکی
6) و چه در دریا، و پرکن بوسیله او زمین را از عدل و داد و آشکار (یا پیروز) کن بوسیلهاش دین
7) پیامبرت را - که درود خداوند بر او و آلش باد - ، و قرار ده خدایا مرا نیز از
اَنْصارِهِ وَ اَعْوانِهِ ، وَ اَتْباعِهِ وَ شِیعَتِهِ . وَ اَرِنِی فِی (1)آلِ مُحَمَّ-دٍ عَلَیْ-هِمُ السَّ-لامُ م-ا یَأْمُ-لُونَ ، وَ فِی (2)عَدُوِّهِمْ ما یَحْذَرُونَ ، اِلهَ الْحَقِّ آمِینَ یا ذَا الْجَلالِ (3)وَ الاِکْرامِ ، یا اَرْحَمَ الرّاحِمِینَ.
مرحوم علاّمه مجلسی فرموده: در بعضی از کتب معتبره از محمّد بن بابویه نقل شده که این دعای توسّل را از ائمّه روایت کرده و فرموده است: این دعا را در هیچ امری نخواندم مگر آنکه اثر اجابت را به زودی یافتم.
اَللّ-هُمَّ اِنِّی اَسْئَ-لُکَ وَ اَتَوَجَّ-هُ اِلَیْکَ بِنَبِیِّ-کَ نَبِیِّ (1)الرَّحْمَةِ ، مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ . یا اَبَاالقاسِمِ (2)یا رَسُولَ اللّهِ ، یا اِمامَ الرَّحْمَةِ ، یا سَیِّدَنا وَ مَوْلانا (3)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ (4)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا (5)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ،اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .
1) خدایا ! از تو میخواهم و به سویت رو میکنم به وسیله پیامبرت ، پیامبر
2) رحمت ، محمد - که درود خداوند بر او و آلش باد - . ای اباالقاسم
3) ، ای رسول خدا ، ای پیشوای رحمت ، ای آقای ما و سرور ما ،
4) ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
5) ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
6) ای آبرومند در نزد خدا ،شفاعت کن برای ما نزد خدا .
یا اَبَاالحَسَنِ یا اَمِیرَالمُؤْمِنِینَ یا عَلیَّ بْنَ اَبِیطالِبٍ (1)یا حُجَّ-ةَ اللّهِ عَل-ی خَلْ-قِهِ ، یا سَیِّ-دَنا وَ مَ-وْلانا (2)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ (3)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا ، (4)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .
(5)(6)یا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ یاقُرَّةَ عَیْنِالرَّسُولِ (7)یا سَیِّ-دَتَنا وَ مَ-وْلاتَنا ، اِن-ّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا(8)
1) ای اباالحسن ، ای امیر مؤمنان ، ای علی فرزند ابیطالب ،
2) ، ای حجّت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
3) ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
4) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
5) ای آبرومند در نزد خدا ،
6) شفاعت کن برای ما نزد خدا .
7) ای فاطمه زهرا ، ای دختر محمد ، ای نور چشم پیغمبر ،
8) ای بانوی ما و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم
وَ تَوَسَّلْنا بِکِ اِلَی اللّهِ، وَ قَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا.(1)یا وَجِیهةً عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعِی لَنا عِنْدَ اللّهِ .(2).(3).یا اَبامُحَمَّدٍ یا حَسَنَ بْن عَلِیٍّ ، اَیُّهَا الْمُجْتَبی یَابْنَ (4)رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (5)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ ، (6)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(7)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ،اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(8)
1) و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
2) ای آبرومند در نزد خدا ،
3) شفاعت کن برای ما نزد خدا
4) ای ابامحمد ، ای حسن فرزند علی ، ای برگزیده ، ای فرزند
5) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
6) ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
7) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
8) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
یا اَباعَبْدِ اللّهِ یا حُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ، اَیُّهَا الشَّهِیدُ یَابْنَ(1)رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا(2)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّه(3)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(4)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(5)یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ ، یا زَیْنَ الْعابِدِینَ(6)، یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا(7)
1) ای اباعبداللّه ، ای حسین فرزند علی ، ای شهید (راه حق) ، ای فرزند
2) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
3) ِ ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
4) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
5) ای آبرومند در نزد خدا ،شفاعت کن برای ما نزد خدا .
6) ای اباالحسن ، ای علی فرزند حسین ، ای زیور پرستش کنندگان
7) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ(1)اِلَی اللّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(2)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(3)یا اَباجَعْ-فَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ ، اَیُّ-هَا الْباقِ-رُ یَابْنَ (4)رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (5)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ(6)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(7)
1) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
2) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
3) ای آبرومند در نزد خدا ،شفاعت کن برای ما نزد خدا .
4) ای اباجعفر ، ای محمد فرزند علی ، ای شکافنده علوم ، ای فرزند
5) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
6) ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
7) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(1)(2)یا اَبا عَبْدِ اللّهِ یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ، اَیُّهَا الصّادِقُ یَابْنَ (3)رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (4)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ (5)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(6)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ،اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(7).(8)یا اَبَاالحَسَنِ یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ ، اَیُّهَا الْکاظِمُ یَابْنَ (9)
1) ای آبرومند در نزد خدا ،
2) شفاعت کن برای ما نزد خدا .
3) ای اباعبداللّه ، ای جعفر فرزند محمد ، ای (امام) صادق ، ای فرزند
4) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
5) ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
6) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
7) ای آبرومند در نزد خدا ،
8) شفاعت کن برای ما نزد خدا .
9) ای اباالحسن ، ای موسی فرزند جعفر ، ای کاظم ، ای فرزند
رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (1)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ(2)، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(3)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(4)آبرومند در نزد خدا ،(5)یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ مُوسی ، اَیُّهَا الرِّضا یَابْنَ ای اباالحسن(6)رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یاسَیِّدَنا وَمَوْلانا (7)اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ اِلَی اللّهِ (8)
1) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
2) ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا
3) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
4) ای
5) شفاعت کن برای ما نزد خدا .
6) ، ای علی فرزند موسی ، ای (حضرت) رضا ، ای فرزند
7) رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ،
8) ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ،
وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(1)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .
(2)(3)یا اَباجَعْفَرٍ یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ ، اَیُّهَا التَّقِ-یُّ الْجَوادُ (4)یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (5)وَ مَ-وْلانا ، اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ (6)اِلَی اللّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(7)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(8)
1) و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
2) ای آبرومند در نزد خدا ،
3) شفاعت کن برای ما نزد خدا .
4) ای اباجعفر ، ای محمد فرزند علی ، ای حضرت تقی جواد ،
5) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
6) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
7) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
8) ای آبرومند در نزد خدا ،شفاعت کن برای ما نزد خدا .
یا اَبَاالحَسَنِ یا عَلِیَّ بْنَ مُحَمَّدٍ ، اَیُّهَا الْهادِی النَّقِیُّ ای اباالحسن (1)یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (2)وَ مَوْلانا ، اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ (3)وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(4)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ،اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(5)یا اَبامُحَمَّدٍ یاحَسَنَ بْنَ عَلِیٍّ، اَیُّهَا الزَّکِیُّ الْعَسْکَرِیُّ (6)یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ ، یا سَیِّدَنا (7)
1) ، ای علی فرزند محمد ، ای حضرت هادی نقی ،
2) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
3) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو اِلَی اللّهِ ،
4) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
5) ای آبرومند در نزد خدا ،شفاعت کن برای ما نزد خدا .
6) ای ابامحمد ، ای حسن فرزند علی ، ای زکی عسکری ،
7) ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا بر خلق ، ای آقای ما
وَ مَ-وْلانا ، اِنّا تَوَجَّ-هْنا وَ اسْتَشْ-فَعْنا وَ تَوَسَّ-لْنا بِکَ (1)اِلَی اللّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا .(2)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(3)یا وَصِ-یَّ الْحَسَنِ وَ الْخَلَ-فَ الْحُجَّ-ةَ ، اَیُّهَا الْقآئِمُ (4)المُنْتَ-ظَرُ الْمَهْ-دِیُّ یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ ، یا حُجَّ-ةَ اللّهِ (5)عَل-ی خَلْقِ-هِ ، یا سَیِّ-دَن-ا وَ مَ-وْلانا ، اِن-ّا تَوَجَّ-هْنا (6)وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکَ اِلَی اللّهِ ، وَ قَدَّمْناکَ بَیْنَ(7)
1) و سرور ما ، ما رو آوردیم و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو
2) به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را مقابل حاجتهایمان .
3) ای آبرومند در نزد خدا ،شفاعت کن برای ما نزد خدا .
4) ای وصی امام حسن عسکری و یادگار شایسته و حجّت ، ای امام قائم
5) منتظر مهدی ، ای فرزند رسول خدا ، ای حجت خدا
6) بر خلق ، ای آقای ما و سرور ما ، ما رو آوردیم
7) و شفیع گرفتیم و توسل جستیم به وسیله تو به درگاه خدا ، و قرار دادیم تو را پیش
یَدَیْ حاجاتِنا .(1)یا وَجِیها عِنْدَ اللّهِ ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ .(2)پس حاجات خود را بطلبد که برآورده میشود إن شاء اللّه.
و در روایت دیگر وارد شده: که بعد از این بگوید:
یا سادَتِ-ی وَ مَوالِ-یَّ ! اِنِّی تَوَجَّ-هْتُ بِکُمْ اَئِمَّ-تِی(3)وَ عُدَّتِی لِیَوْمِ فَقْرِی وَ حاجَتِی اِلَی اللّهِ ، وَ تَوَسَّلْتُ (4)بِکُمْ اِلَی اللّهِ ، وَ اسْتَشْفَعْتُ بِکُمْ اِلَی اللّهِ ، فَاشْفَعُوا (5)لِی عِنْدَ اللّهِ ، وَ اسْتَ-نْقِ-ذُونِی مِنْ ذُنُوبِی عِنْدَ اللّهِ(6)
1) روی حاجتهای خویش .
2) ای آبرومند در نزد خدا ، شفاعت کن برای ما نزد خدا .
3) ای آقایان من و سرورانم ! من رو آوردم به وسیله شما پیشوایانم
4) و ذخیرگانم در روز نداری و نیازمندی به درگاه خدا ، و توسل جستم
5) بوسیله شما به درگاه خدا ، و شفاعتجویی کردم بوسیله شما به درگاه خدا ، پس شفاعت کنید
6) ، برای من در پیشگاه خدا ، و از او بخواهید مرا از گناهانم نجات دهد ،
فَإنَّکُمْ وَسِیلَتِی اِلَی اللّهِ ، وَ بِحُبِّکُمْ وَ بِقُرْبِکُمْ اَرْجُو (1)نَجاةً مِنَ اللّهِ ، فَکُونُوا عِنْدَ اللّهِ رَجآئِی . یا سادَتِی (2)یا اَوْلِیآءَ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِمْ اَجْمَعِینَ ، وَ لَعَنَ اللّهُ (3)اَعْ-دآءَ اللّهِ ظالِمِ-یهِمْ مِنَ الاَْوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ(4)آمِینَ رَبَّ الْعالَمِینَ.(5)
1) زیرا شمایید وسیله من به درگاه خدا ، و به وسیله دوستی و قرب به شما امید نجات
2) دارم از سوی خدا ، پس شما هم تکیهگاه و مایه امید من به درگاه خدا باشید . ای آقایان من
3) ای اولیای خدا - که درود خدا بر همگی ایشان باد - ، و خدا از رحمت خویش دور کند
4) ، دشمنان خدا ستمکنندگان به اولیای خدا را ، چه آنهاکه گذشتهاند و چه آنهاکه پساز این آیند ،
5) اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
زائر گرامی:
اکنون که با عنایت امام زمان علیهالسلام، توفیق یافتهای لحظاتی را در میعادگاه عاشقان بقیة اللّه علیهالسلام با آن محبوب دلها خلوتی داشته باشی، شکرانه این نعمت را به پای دار و غافل از این نکات مباش:
1 - آن سرور عزیز و مولای مهربان، همیشه و در همه حال به یاد ما میباشد(1)آیا سزاوار است شب و روزی بر ما بگذرد بیآنکه یادی از آن یوسف گمگشته بنماییم؟! بیایید حداقل به اندازه مسافری که مراجعتش به تأخیر افتاده، به یاد او باشیم.
2 - او از رعایت حال شیعیان و دوستانش دمی غفلت نمیورزد و همانند پدری مهربان و خیراندیش همواره در فکر این است که فرزندانش روز به روز قدمی به سوی کمالات و معنویات بردارند، از این رو دعای خیر خویش را همیشه بدرقه آنان میسازد، آیا سزاوار است ما آن دل مهربان و مملوّ از لطف را با اعمال و کردار ناشایست
1) . «إِنّا غَیْرُ مُهْمِلِینَ لِمُراعاتِکُمْ وَلا ناسِینَ لِذِکْرِکُمْ...»؛ ما از رسیدگی و سرپرستی شما کوتاهی نمیکنیم و یاد شما را از خاطر نمیبریم. بحار الانوار، ج 53، ص 175.
بیازاریم؟مگر نه این است که ما گاهی از حضور یک کودک پنج شش ساله حیا میکنیم و از ارتکاب گناهی در حضور او شرم مینماییم ولی در حضور مهدی علیهالسلام...؟! 3- ترک هر گناهی و انجام هر طاعتی، قدمی به سوی آن حضرت است، سعی کنیم روز به روز فاصله خود را با او کمتر کنیم که بین ما و او جز پردههای ظلمانی گناهان، حجابی نیست، آری:
گفتم که روی خوبت از ما چرا نهان است گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است 4 - در هر جا که هستیم توسّل به آن حضرت را از یاد نبریم، توسل به او همیشه برای ما میسّر است، همیشه میتوان در دل متوجّه به آن حضرت بود و با او راز و نیاز کرد و همراه نمودن توسّلات با ذکر مصایب اجداد طاهرینش و مادر مظلومهاش یکی از بهترین راههای جلب عنایت حضرتش میباشد. آری آن عزیز بیش از هزار سال است که دلی سوزان و چشمی گریان دارد و هر صاحب عزایی به کسانی که با او همدردی کنند و همناله شوند توجّه و عنایتی خاص دارد و در پی تشکر از آنان بر میآید.
و چه نیکو و بجاست که بعد از هر توسّلی، دعا برای فرج او را بر حوایج دیگر مقدم داشت.
5 - هر کس عبادات و اعمال مستحبّه خویش را از قبیل صدقه و رفع گرفتاریهای مؤمنین و مؤمنات و هرگونه عمل خیری که میتواند انجام دهد (اگرچه کوچک به نظر آید) به نیابت از آن وجود مقدس به جا آورد که این عرض ارادت بیجواب نخواهد ماند و هدیه مور را سلیمان میپذیرد اگرچه ران ملخی باشد.
ای سلیمان موری آمد بر درت رد مکن او را به جان مادرت
نجم الثاقب، ص 299 - 294.
منتهی الآمال ج 2.
العبقری الحسان، ج 1.
مهدی منتظر.
زندگی حاج شیخ محمّد تقی بافقی.
بحار الانوار، ج 51.
کتاب احتجاج، ج 2.
1 - قرآن کریم/چهار رنگ - گلاسه رحلیخط نیریزی / الهی قمشهای
2 - قرآن کریم/نیمجیبی (کیفی) خط عثمان طه / الهی قمشهای
3 - قرآن کریم/وزیری (بدون ترجمه) خط عثمان طه
4 - قرآن کریم/وزیری (ترجمه زیر، ترجمه مقابل) خط عثمان طه / الهی قمشهای
5 - قرآن کریم/(وزیری، جیبی، نیمجیبی -خط نیریزی / الهی قمشهای
6 - کلیات مفاتیح الجنان/عربیانتشارات مسجد مقدّس جمکران
7 - کلیات مفاتیح الجنان/(وزیری، جیبی، نیمجیبی) خط افشاری / الهی قمشهای
8 - منتخب مفاتیح الجنان/ (جیبی، نیمجیبی)خط افشاری / الهی قمشهای
9 - منتخب مفاتیح الجنان/ جیبی، نیمجیبی)خط خاتمی / الهی قمشهای
10 - نهج البلاغه/(وزیری، جیبی) سید رضی رحمهالله/محمد دشتی
11 - صحیفه سجادیه ویرایش حسین وزیری/الهی قمشهای
12 - ادعیه و زیارات امام زمان علیهالسلامواحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
13 - آئینه اسرارحسین کریمی قمی
14 - آثار گناه در زندگی و راه جبرانعلی اکبر صمدی
15 - آخرین پناهمحمود ترحمی
16 - آخرین خورشید پیداواحد تحقیقات
17 - آشنایی با چهارده معصوم (1و2)/شعر و رنگآمیزیسیّد حمید رضا موسوی
18 - آقا شیخ مرتضی زاهدمحمد حسن سیف اللهی
19 - آیین انتظار (مختصر مکیال المکارم) واحد پژوهش
20 - ارتباط با خداواحد تحقیقات
21 - از زلال ولایتواحد تحقیقات
22 - اسلامشناسی و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
23 - امامت، غیبت، ظهورواحد پژوهش
24 - امامت و غیبت از دیدگاه علم کلامعلم الهدی / واحد تحقیقات
25 - امامت و ولایت در امالی شیخ صدوقسیّد محمّد حسین کمالی
26 - امام رضا، امام مهدی و حضرت معصومه علیهمالسلام(روسی)آلمات آبسالیکوف
27 - امام رضا علیهالسلام در رزمگاه ادیانسهراب علوی
28 - امامشناسی و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
29 - انتظار بهار و بارانواحد تحقیقات
30 - انتظار و انسان معاصرعزیز اللّه حیدری
31 - اهّمیت اذان و اقامهمحمد محمدی اشتهاردی
32 - با اولین امام در آخرین پیامحسین ایرانی
33 - بامداد بشریتمحمد جواد مروّجی طبسی
34 - بهتر از بهار/کودکشمسی (فاطمه) وفائی
35 - پرچمدار نینوامحمد محمدی اشتهاردی
36 - پرچم هدایتمحمد رضا اکبری
37 - پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و تروریسیم و خشنونتطلبیعلی اصغر رضوانی
38 - پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و جهاد و بردهداریعلی اصغر رضوانی
39 - پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و حقوق اقلیتها و ارتدادعلی اصغر رضوانی
40 - پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و حقوق زنعلی اصغر رضوانی
41 - پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله و صلحطلبیعلی اصغر رضوانی
42 - تاریخ امیر المؤمنین علیهالسلام / دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
43 - تاریخ پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله/دو جلد شیخ عباس صفایی حائری
44 - تاریخچه مسجد مقدس جمکران/(فارسی، عربی، اردو، انگلیسی) واحد تحقیقات
45 - تاریخ سید الشهداء علیهالسلامشیخ عباس صفایی حائری
46 - تجلیگاه صاحب الزمان علیهالسلامسید جعفر میرعظیمی
47 - تشرفیافتگان (چهار دفتر)میرزا حسین طبرسی نوری
48 - جلوههای پنهانی امام عصر علیهالسلامحسین علیپور
49 - چهارده گفتار ارتباط معنوی با حضرت مهدی علیهالسلامحسین گنجی
50 - چهل حدیث /امام مهدی علیهالسلام در کلام امام علی علیهالسلامسید صادق سیدنژاد
51 - چهل حدیث برگزیده از پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهاحمد سعیدی
52 - حضرت مهدی علیهالسلام فروغ تابان ولایتمحمد محمدی اشتهاردی
53 - حکمتهای جاویدمحمد حسین فهیمنیا
54 - ختم سورههای یس و واقعهواحد پژوهش
55 - خزائن الاشعار (مجموعه اشعار)عباس حسینی جوهری
56 - خورشید غایب (مختصر نجم الثاقب)رضا استادی
57 - خوشههای طلایی (مجموعه اشعار)محمد علی مجاهدی (پروانه)
58 - دار السلامشیخ محمود عراقی میثمی
59 - داستانهایی از امام زمان علیهالسلامحسن ارشاد
60 - داغ شقایق (مجموعه اشعار)علی مهدوی
61 - در انتظار منجی (روسی)آلمات آبسالیکوف
62 - در جستجوی نورصافی، سبحانی، کورانی
63 - در کربلا چه گذشت؟ (ترجمه نفس المهموم)شیخ عباس قمی / کمرهای
64 - دفاع از حریم امامت و ولایت(مختصر شبهایپیشاور)کریم شنی
65 - دلشده در حسرت دیدار دوستزهرا قزلقاشی
66 - دین و آزادیمحمّد حسین فهیمنیا
67 - رجعت یا حیات دوبارهاحمد علی طاهری ورسی
68 - رسول ترکمحمد حسن سیف اللهی
69 - روزنههایی از عالم غیبسید محسن خرّازی
70 - زیارت ناحیه مقدّسهواحد تحقیقات
71 - سحاب رحمت عباس اسماعیلی یزدی
72 - سخنرانی مراجع در مسجد جمکرانواحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
73 - سرود سرخ انارالهه بهشتی
74 - سقّا خود تشنه دیدارطهورا حیدری
75 - سلفیگری (وهابیت) و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
76 - سیاحت غربآقا نجفی قوچانی
77 - سیمای امام مهدی علیهالسلام در شعر عربیدکتر عبد اللهی
78 - سیمای جهان در عصر امام زمان علیهالسلام(دوجلدی)محمّد امینی گلستانی
79 - سیمای مهدی موعود علیهالسلام در آئینه شعر فارسی محمد علی مجاهدی (پروانه)
80 - شرح زیارت جامعه کبیره (ترجمه الشموس الطالعه)محمّد حسین نائیجی
81 - شمس وراء السحاب/ عربیالسیّد جمال محمّد صالح
82 - صبح فرا میرسدمؤسسه فرهنگی تربیتی توحید
83 - ظهور حضرت مهدی علیهالسلام سید اسد اللّه هاشمی شهیدی
84 - عاشورا تجلّی دوستی و دشمنیسید خلیل حسینی
85 - عریضهنویسیسید صادق سیدنژاد
86 - عطر سیبحامد حجّتی
87 - عقد الدرر فی أخبار المنتظر علیهالسلام/عربیالمقدس الشافعی
88 - علی علیهالسلام مروارید ولایتواحد تحقیقات
89 - علی علیهالسلام و پایان تاریخسید مجید فلسفیان
90 - غدیرخم (روسی، آذری لاتین)علی اصغر رضوانی
91 - غدیرشناسی و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
92 - فتنه وهابیتعلی اصغر رضوانی
93 - فدک ذوالفقار فاطمه علیهاالسلامسید محمد واحدی
94 - فرهنگ اخلاقعباس اسماعیلی یزدی
95 - فرهنگ تربیتعباس اسماعیلی یزدی
96 - فرهنگ درمان طبیعی بیماریها(پخش)حسن صدری
97 - فوز اکبرمحمد باقر فقیه ایمانی
98 - فریادرسحسن محمودی
99 - قصههای تربیتیمحمّد رضا اکبری
100 - کرامات المهدی علیهالسلامواحد تحقیقات
101 - کرامتهای حضرت مهدی علیهالسلامواحد تحقیقات
102 - کمال الدین وتمام النعمة (دو جلد)شیخ صدوق رحمهالله/منصور پهلوان
103 - کهکشان راه نیلی (مجموعه اشعار)حسن بیاتانی
104 - گردی از رهگذر دوست (مجموعه اشعار)علی اصغر یونسیان (ملتجی)
105 - گفتمان مهدویتآیت اللّه صافی گلپایگانی
106 - گنجینه نور و برکت، ختم صلواتمرحوم حسینی اردکانی
107 - مام فضیلتهاعباس اسماعیلی یزدی
108 - مشکاة الانوارعلاّمه مجلسی رحمهالله
109 - مفرد مذکر غائبعلی مؤذنی
110 - مکیال المکارم (دو جلد)موسوی اصفهانی/ حائری قزوینی
111 - منازل الآخرة، زندگی پس از مرگ شیخ عباس قمی رحمهالله
112 - منجی موعود از منظر نهج البلاغهحسین ایرانی
113 - منشور نینوامجید حیدریفر
114 - موعودشناسی و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
115 - مهدی علیهالسلام تجسّم امید و نجاتعزیز اللّه حیدری
116 - مهدی منتظر علیهالسلام در اندیشه اسلامیالعمیدی / محبوب القلوب
117 - مهدی موعود علیهالسلام، ترجمه جلد 13 بحار - دو جلد علاّمه مجلسی رحمهالله/ارومیهای
118 - مهربانتر از مادر / نوجوانحسن محمودی
119 - مهر بیکرانمحمد حسن شاهآبادی
120 - میثاق منتظران (شرح زیارت آل یس)سید مهدی حائری قزوینی
121 - ناپیدا ولی با ما / (فارسی ،ترکی استانبولی، انگلیسی، بنگالا)واحد تحقیقات
122 - نجم الثاقبمیرزا حسین نوری رحمهالله
123 - نجم الثاقب(دوجلدی)میرزا حسین نوری رحمهالله
124 - ندای ولایتبنیاد غدیر
125 - نشانههای ظهور اومحمد خادمی شیرازی
126 - نشانههای یار و چکامه انتظارمهدی علیزاده
127 - نگاهی به مسیحیت و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
128 - نماز شبواحد پژوهش مسجد مقدّس جمکران
129 - نهج الکرامه گفتهها و نوشتههای امام حسین علیهالسلاممحمّد رضا اکبری
130 - و آن که دیرتر آمدالهه بهشتی
131 - واقعه عاشورا و پاسخ به شبهاتعلی اصغر رضوانی
132 - وظایف منتظران واحد تحقیقات
133 - ویژگیهای حضرت زینب علیهاالسلامسید نور الدین جزائری
134 - هدیه احمدیه/(جیبی، نیمجیبی)میرزا احمد آشتیانی رحمهالله
135 - همراه با مهدی منتظرمهدی فتلاوی/بیژن کرمی
136 - یاد مهدی علیهالسلاممحمد خادمی شیرازی
137 - یار غائب از نظر(مجموعه اشعار)محمد حجّتی
138 - ینابیع الحکمة/عربی - پنج جلدعباس اسماعیلی یزدی
جهت تهیه و خرید کتابهای فوق، میتوانید با نشانی:
قم - صندوق پستی 617 ، انتشارات مسجد مقدّس جمکران مکاتبه و یا با شماره تلفن های 7253700 ، 7253340 - 0251 تماس حاصل نمایید.
کتابهای درخواستی بدون هزینه پستی برای شما ارسال میگردد.
سایر نمایندگیهای فروش:
تهران: 66939083 ، 66928687 - 021
یزد:
6246489، 2-6280671 - 0351
فریدونکار: 14 - 5664212 - 0122