ghaemiyeh.com
سرشناسه : نوری، علی، ۱۳۶۳ -
عنوان و نام پدیدآور : سماوات: سازمانهای مردمنهاد آموزش و اشتغال توانیابان/ به اهتمام علی نوری؛ [برای] دفتر فرهنگ معلولین.
مشخصات نشر : قم: توانمندان، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۳۱۸ ص.: مصور، نمودار؛ ۱۴/۵ × ۲۱/۵ سم.
شابک : ۲۰۰۰۰۰ریال: 978-600-98606-2-3
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
عنوان دیگر : سازمانهای مردمنهاد آموزش و اشتغال توانیابان.
موضوع : سازمانهای غیردولتی -- ایران -- مدیریت
موضوع : Non-governmental organizations -- Iran -- Management
موضوع : معلولان -- ایران -- آموزش و پرورش
موضوع : People with disabilities -- Iran -- Education
موضوع : معلولان -- ایران -- خدمات
موضوع : People with disabilities -- Services for -- Iran
موضوع : معلولان -- ایران -- اشتغال
موضوع : People with disabilities -- Employment -- Iran
شناسه افزوده : دفتر فرهنگ معلولین
شناسه افزوده : سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات) ( نخستین : ۱۳۹۲ : کاشان)
شناسه افزوده : سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات) ( دومین : ۱۳۹۳ : قزوین)
شناسه افزوده : سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات) ( سومین : ۱۳۹۴ : هرمزگان)
شناسه افزوده : سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات) ( چهارمین : ۱۳۹۵ : تهران)
رده بندی کنگره : HD۲۷۶۹/۲ /الف۹ن۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۳۶۱/۳۷۰۹۵۵
شماره کتابشناسی ملی : ۵۰۱۶۴۹۶
سماوات سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان
علی نوری
بسم الله الرحمن الرحیم
سماوات: سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان
بهاهتمام: علی نوری
نوبت چاپ: اول، زمستان 1396
شابک: 3-2-98606-600-978
شمارگان: 1000 نسخه قیمت: 000/300 ریال
ناشر: توانمندان طرح جلد: استودیو نیم
قم، بلوار محمدامین، خیابان گلستان، کوچه11، پلاک4، دفتر فرهنگ معلولین
تلفن: 32913452-025 فکس: 32913552-025 همراه: 09125520765
www.HandicapCenter.com , www.DataDisability.com , info@handicapcenter.com
طلیعه. 11
مقدمه. 13
پیشگفتار 17
فصل نخست: پیشینه تشکل و تشکیلات
بشر و معلولیت.. 23
دوره باستان. 25
دوره جدید. 27
گزارش اول: تغییر جامعه معلولین با آموزش... 28
نکته سنجی.. 30
گزارش دوم: مشارکت حوزه علمیه در ساماندهی به معلولان.. 32
نکته سنجی: تأسیس مکتب علوی برای آموزش معلولین.. 37
ضرورت، اهمیت و کارآیی.. 42
بررسی شرایط و ظرفیتها 43
نقش و جایگاه مذهب... 45
تجربه و دانش مدیریت... 46
تعیین خطمشی 47
دیگر عوامل کارآیی.. 50
خلاصه و نتیجهگیری.. 52
فصل دوم: تأسیس و تداوم
شکلگیری.. 55
مقاله از ایده تا اجرا 55
ملاحظه. 62
مشخصههای سازمانی.. 68
نامگذاری.. 68
تاریخ تأسیس و مؤسسین.. 68
هیئت مدیره سماوات و مدیرعامل.. 69
خطمشی.. 70
اساسنامه. 72
ارتباطات.. 80
فصل سوم: محوریت رعد الغدیر
تأسیس و آغاز فعالیتها 83
خطمشی.. 84
بخشهای اداری و وابسته. 86
گسترش و مشابهسازی.. 93
مراکز مشابه یا همسو. 93
مشخصات مراکز. 100
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر. 100
انجمن حمایت از کودکان بهشت... 101
مؤسسه نیکوکاری رعد الیگودرز. 102
مؤسسه خیریه باران مهر لیان بوشهر. 102
انجمن ضایعات نخاعی استان هرمزگان.. 103
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پاکدشت... 104
انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب تهران.. 104
مرکز آموزشی و توانبخشی رضوان زاهدان.. 105
مجتمع آموزشی نیکوکاری توانبخشی رعد زنجان.. 105
مؤسسه آموزشی نیکوکاری رعد سنندج.. 106
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر توانیابان فارس... 107
کانون معلولین توانا 108
مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان.. 108
مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد کرج.. 108
مؤسسه خیریه توانبخشی و آموزشی رعد توانیابان گیلان.. 109
مجتمع نیکوکاری توانیابان مشهد. 109
مؤسسه خیریه آموزشی و توانبخشی توانیابان یزد. 110
دفتر فرهنگ معلولین.. 110
مؤسسه توان یابان صبح الوند همدان.. 112
مؤسسه عطیه سبزوار. 112
جمعبندی اطلاعات.. 113
فصل چهارم: نشست اول، آبان 1392
سازمان برگزار کننده. 125
هدف و خطمشی.. 125
مراکز شرکت کننده. 126
برنامه اجرایی.. 127
انعکاس رسانه ای.. 131
درباره نیاسر. 139
ویژهنامه سماوات.. 139
فصل پنجم: نشست دوم، آذر 1393
بیان دیدگاهها 145
تأکید بر احقاق حقوق و اشتغال. 148
فصل ششم: نشست سوم، دی 1394
آغاز همایش... 151
روز اول.. 151
روز دوم. 152
روز سوم. 152
دیدگاه سید ساعد مطهری.. 153
دیدگاه علیرضا آتشک... 153
توصیههای خسرو منصوریان. 154
دیدگاه کن موروکا 156
دیدگاه احمد حبیبی.. 157
مصوبهها 158
بخشی از بیانیه. 158
فصل هفتم: نشست چهارم، اسفند 1395
تصمیمگیری.. 163
مکان و زمان. 164
دعوتنامه. 164
برنامه اجرایی.. 165
گزارش چهارمین همایش... 167
علل و عوامل موفقیت در مراکز نیکوکاری.. 168
نقش دانش ارتباطات و اینترنت در پیشبرد مشارکت مردمی.. 180
حضور در فضای مجازی.. 180
تجربه شخصی.. 181
کاهش هزینهها 183
نمایش پویایی سازمان.. 184
رقابت بین خیریهها و مشارکت در رقابتها 185
فعالسازی وب سایت... 186
جذب رویدادها شدن.. 187
ارتباط با افراد و سازمانها 188
جذب همکار. 189
تأمین بودجه. 191
مراجعات موردی نه همیشگی.. 192
ایجاد کمپین.. 192
تشکیل گروه. 195
آمار جذب افراد و آمار کمک افراد. 196
تبلیغ یا ترویج.. 196
پرتال خبری.. 199
وضوح و عدم ابهام در پیام. 200
شفافیت... 201
جذب مشارکت... 202
گزارش دادن.. 203
پاداش... 204
ایجاد نمایندگی مجازی.. 206
جذب مشارکت بینالمللی.. 207
پرسش و پاسخ.. 207
جایگاه محصولات فکری و اطلاعرسانی.. 213
مشکلات و چالشها 214
اولویتها و نیازها 215
اصول و ضوابط.. 216
اقدامات ضروری و پایه. 218
کتب پژوهشی و مرجع.. 221
دیگر طرحها 221
نقش و جایگاه کتاب.. 223
تفکر تا راه حل عملی.. 223
وضعیت کنونی و وضعیت مطلوب.. 225
جایگاه دفتر فرهنگ معلولین.. 226
اقتضائات و انتظارات.. 228
اهمیت و جایگاه بانک جامع اطلاعات معلولان.. 230
اشتغال از طریق بانک اطلاعات.. 234
شیوه مدرن.. 235
اطلاعرسانی.. 236
فرهنگ سازی.. 239
نهادسازی.. 241
خلاصه و نتیجهگیری.. 243
فصل هشتم: کار ویژه
اشتغال. 247
برنامه و خطمشی.. 247
آسیب شناسی.. 248
زیرساختها 251
وظیفه و جایگاه سماوات.. 252
روشهای مدرن.. 252
فرهنگسازی.. 257
فرهنگ تراپی.. 258
فقر فرهنگی.. 259
پیشگیری از معلولیت.. 261
عناصر مؤثر. 261
تأمین بودجه. 262
استفاده از بودجههای بینالمللی.. 262
منابع مغفول.. 262
منابع مردمی.. 263
فناوری: دانش و تجربه. 263
شکلگیری فناوری.. 264
نقش و کارکرد. 265
ارتباطات چند سویه. 266
خلاصه و نتیجهگیری.. 266
فصل نهم: شخصیت شناسی مسئولان
مرتضی چمنآرا 269
اسماعیل روحانی.. 270
سعید سعیدمنش... 271
علی سلطانزاده. 272
محمد احمد شمس... 281
سید علی ضیایی.. 282
حبیب علیزاده ماکویی.. 284
علیاصغر گواهی.. 285
سید ساعد مطهری.. 286
محمدرضا هادیپور. 291
هیئت مدیره مؤسسه رعد الغدیر. 294
هیئت مؤسس سماوات.. 296
هیئت امنا سماوات.. 296
هیئت مدیره سماوات.. 296
فصل دهم: دیدگاه
خطمشی و اهداف سماوات.. 299
ویژهنامه سماوات.. 309
گزارش عملکرد. 313
پیوست: تصاویر و اسناد
آلبوم نشست اول سماوات.. 317
آلبوم نشست دوم سماوات.. 324
آلبوم نشست سوم سماوات.. 326
آلبوم نشست چهارم سماوات.. 328
مدارک و اسناد. 334
منابع و مآخذ. 343
سماوات نام مشهور و متعارف انجمن خیریه سماوات الغدیر(1)است و نخستین شبکهای است که اعضای آن تشکلهای ویژه معلولان و مردمی است. این شبکه به دلیل ویژگیهای ذاتی از جمله ارتباط وثیق داشتن با فرهنگ و جامعه ایرانی و اسلامی، به عنوان یک تجربه مهم و مؤثر در این کتاب ردیابی و معرفی شده است.
تابستان سال 1392 نامهای واصل شد و دعوت به همایشی شده بودیم که اسم آن بسیار جذاب بود. بالای دعوت نامه این عنوان به چشم میخورد: سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات). نامی تأمل برانگیز که برای اولین بار در تاریخ معلولین ایران به چنین نامی برخورد میکردیم. واژههای مندرج در این عبارت، مثل بینالمللی و اشتغال، ناظر به مشکلات ریشهای و زیربنایی معلولان بود و نشانگر طرز فکر خاصی بود. البته این اسم بعداً تغییراتی پیدا کرد ولی هنوز در لفظ و انتخاب کلمات جذاب است.
مدیریت دفتر فرهنگ معلولین مترصد بود به این همایش برود و از نزدیک شاهد چگونگی تحقق این تجربه باشد. بالاخره به نیاسر کاشان رفتیم. از این مرکز چهار نیروی کارشناس اعزام شدند. زیرا در تصور ما بود، به نشستی میرویم که از نظر فکری و فرهنگی بیسابقه است و تصمیم دارد حداقل از منظر فکری و تئوریک اشتغال معلولین را ساماندهی کند و برای این منظور از تجارب جهانی هم استفاده شده است. از اینرو درصدد برآمدیم نیروهای خلاق و کارآمد از این دفتر در نشست حضور داشته باشند و به بهترین شکل تجربه جهانی و افکاری که عرضه میشود را دریافت کنند.
پس از نشست اول، نشستهای دوم و سوم و چهارم را نیز پیگیری کردیم و در نهایت این رخداد تاریخی را ضبط و ثبت نمودیم تا در تاریخ ایران و اسلام و تاریخ جامعه و فرهنگ معلولین بماند و گرد فراموشی و غفلت بر آن ننشیند. همچنین
1) . به دلیل اینکه نام این مؤسسه برای عموم به سماوات مشهور است، از اینرو نام این کتاب را سماوات نهادیم.
همواره به صورت مکتوب در اختیار و در دسترس پژوهشگران و کارشناسان باشد و به تجزیه و تحلیل آن بپردازند و همیشه حضور زنده داشته باشد.
وقتی به نیاسر رفتیم، شبها به تدوین گزارش میپرداختیم، این کار را همواره ادامه دادیم، هر جا خبری، تحلیلی درباره سماوات میدیدیم ضبط و ثبت میکردیم. تا امسال تصمیم گرفتیم هر آنچه ضبط و جمعآوری شده، در قالب یک کتاب عرضه شود. به همین فکرها بودیم که آقای علی سلطانزاده، خبر تشریف آوردن هیئت مدیره سماوات به قم را به ما اعلام کردند و مدیریت دفتر فرهنگ معلولین تصمیم گرفت این پروژه را جلو اندازد و زودتر کتاب سماوات را منتشر نماید.
اکنون این کتاب در چند فصل به تاریخ تحولات تشکیلات معلولین ایران، تأسیس سماوات، گزارشهای نشستهای اول تا چهارم، اشتغال و رفاه معلولین به عنوان جوهره اصلی سماوات میپردازد.
لازم به تذکار است که ما فارغ از نگاه و رویکرد سرد و منفی بعضی از مدیران سماوات نسبت به پدیدآورندگان این اثر، تلاش جدی برای معرفی همه جانبه این شبکه کردهایم و همواره سماوات را در همه جا ترویج کردهایم.
اسامی شخصیتها را تلاش کردهایم بدون القاب و عناوین باشد، فقط گاه لقب آقا آوردهایم.
سماوات بهانهای شد تا تشکل معلولین را در ایران مرور کنیم و جوانب آن را بررسی نماییم. سماوات حداقل به لحاظ طراحی و نظری، پدیدهای مهم و اساسی است؛ لازم است از کنار آن به راحتی عبور نکنیم و به عنوان یک تجربه تاریخی، ریشهها، پیامدها و تأثیرات آن از منظرهای مختلف بررسی گردد. ضمن احترام به معماران این همایش و آرزوی موفقیت بیشتر به تدوین این اثر پرداختیم.
لازم به یادآوری است این کتاب چند بار توسط آقای مطهری و آقای سلطانزاده ویرایش شده و نکات اصلاحی فراوان بر آن افزودهاند. از اینرو از زحمات این بزرگواران تشکر مینماییم. البته در مواردی که جمع بین نظرات ممکن نبوده، نظرات افراد را به نام خودشان در متن یا در پاورقی ثبت کردهایم. بالاخره درصدد بودهایم راوی و داور بیطرف باشیم و صادقانه دیدگاههای حتی متضاد را بیاوریم.
محمد نوری
از سال 1392 شبکهسازی یا ایجاد تشکلهای مجموعی در جامعه معلولان رواج یافت. البته همه آحاد معلولان در پی این پروژه نبودند بلکه فقط برخی مدیران ارشد درصدد بوده و هستند که مراکزی را با خود همسو کنند و شبکه یا مجمع ایجاد نمایند. بنا به پیشنهاد مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر و همکاری برخی مراکز دیگر مثل کاشانه مهر کاشان و کانون معلولین توانا قزوین و دفتر فرهنگ معلولین قم و آقای ساعد مطهری، سمینار بینالمللی با حضور 26 مؤسسه خیریه در نیاسر کاشان را تشکیل داد. این سمینار به نام سماوات و بار اجرایی و مالی آن بر دوش رعد الغدیر و کاشانه مهر کاشان بود. از این زمان «سماوات» در فرهنگ و ادبیات مؤسسههای خیریه و معلولیتی راه یافت. و به تدریج به صورت یک شبکه راهش را از لابلای مشکلات و موانع متعدد گشود و به عنوان اولین شبکه در جامعه معلولان متولد شد.
پس از رعد الغدیر، کانون توانا قزوین با ریاست عالی آقای سید محمد موسوی، مجمع هماندیشی تشکلهای معلولان را تأسیس نمود. در سال 96 مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد تهران با مدیریت خانم منصوره پناهی، مجموعه تشکلهایی را گردآوری کرد و شبکه دیگری ایجاد کرده است.
بنابراین تاکنون چند شبکه ایجاد شده و تلاش کردهایم انگیزه واقعی را کشف کنیم ولی ممکن نشده است. یک علت آن عدم شفافیت کامل است. البته مدیریت همه این شبکهها گفتهاند هدفشان جمع کردن تشکلها، معارفه بین آنها، تقسیم کار و افزایش فضای کار و تلاش و ازدیاد کارآیی مراکز ویژه معلولان است.
دفتر فرهنگ معلولین در سال 92 درخواستهای مدیران رعد الغدیر و سماوات را اجابت کرد و در مساعدت به آنان هیچ مضایقهای نداشت؛ البته این دفتر با همه این شبکهها ارتباط دارد و هر وقت دعوت کردهاند در جلسات آنها شرکت کرده است و نیز برای هر شبکه پرونده مفصلی گشوده و اطلاعات بسیاری درباره آنها جمعآوری کرده و منتظر فرصتی هستیم تا برای هر یک، کتاب مستقل منتشر نماییم.
کتاب سماوات به دلیل درخواستهای مکرر در سال 1395 محدود منتشر گردید. ولی پس از انتشار تکمیل و اصلاح آن را ادامه دادیم. گفتوگوی مفصلی با ساعد مطهری مدیرعامل فعلی سماوات انجام شد. او با مطالعه این اثر به تکمیل و اصلاح و ویرایش آن پرداخت. لازم است از ایشان تشکر نماییم و از زحمات خالصانه او در کامل نمودن این کتاب تشکر کنیم.
دفتر فرهنگ معلولین بر خود فرض میداند با روایت رخدادهای ویژه معلولیت از فراموشی و پاک شدن از خزانه و حافظه تاریخ معلولان ایران جلوگیری نموده و با ضبط و ثبت حوادث معلولان، حداقل مواد اولیه را در اختیار مورخان این حوزه قرار دهد. دریغا بسیاری از حوادث گذشته حتی رخدادهایی که در قرون اخیر وقوع داشته اکنون در منابع نیست و تاریخ حوادث معلولان بسیار نحیف و کم حجم است. زیرا گزارشگران در ادوار گذشته وقایع سنوات خودشان را ثبت و ضبط نکرده و به رسالت و تعهد ملی و فرهنگی خود بیتوجه بودهاند. اگر امروز وقایع سماوات و حتی فعالیتها و خدمات مدیران ارشد سماوات گزارش نشود، در پنجاه سال آینده، کاربرانی که برای تحقیقات خود نیاز به این گزارشها دارند، با صفحات خالی منابع و کتب مصادف خواهند شد. شخصیتهای فعالی در چند دهه قبل بودهاند و خدمات بسیار داشتهاند ولی به هنگام مراجعه به تاریخ و به متون تاریخی متأسفانه مطلبی درباره آنها نمییابیم.
تجارب نخبگان در عرصههای مختلف تعلیم و تربیت معلولان، پزشکی و توانبخشی معلولین اگر ضبط و ثبت شده بود اکنون با سرمایه عظیم راهگشا و دستاوردهای بسیار کارگشا مواجه بودیم؛ اما متأسفانه به دلیل تنبلی عدهای یا به دلیل وظیفهنشناسی عده دیگر یا به هر دلیل، این سرمایههای عظیم از بین رفته است.
بهرحال رخدادهای جدید مرتبط به سماوات به چاپ دوم این کتاب افزوده شده و با ویرایش جدید، نکات زاید و تکراری حذف گردیده است. از جمله رخدادهای جدید مرتبط به سماوات ملاقات بعضی از اعضای هیئت مدیره سماوات با جناب آقای سید جواد شهرستانی و استفاده از راهنماییهای ایشان بود.
برخی میپرسند اگر سماوات به منظور توسعه اشتغال در جامعه هدف و هماهنگی بین نهادهای معلولیتی در همین راستا شکل گرفته چرا شما فعالیتهای سماوات در این موضوع و نیز آمارها و اطلاعات کارهایی که انجام دادهاند را نیاوردهاید یا کم آوردهاید. در پاسخ باید گفت هر آنچه هیئت مدیره سماوات در اختیار ما قرار داد یا منتشر کرده باشد، ما در این کتاب آورده یا
میآوریم. در مورد نهادهای دیگر اعم از شبکهها مثل مجمع هماندیشی یا نهادهای منفرد مثل ابابصیر یا رعد الغدیر، همین خطمشی و رویه را داشتهایم و هیچگاه تحلیلها و ذهنیات خود را تثبیت نکردهایم.
در پایان لازم است از سید ساعد مطهری مدیرعامل محترم انجمن سماوات، علی سلطانزاده مدیرعامل محترم مؤسسه رعد الغدیر و همه اشخاصی که در تکمیل این اثر کوشیدند و از مساعدتهای حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی نماینده آیت اللّه العظمی سید علی سیستانی مدظله تشکر نماییم. ضمناً نخبگانی که انتقاد یا نکته اصلاحی یا تکمیلی دارند، متشکر میشویم برای ما ارسال فرمایند.
علی نوری
بهمن ماه 1396
موفقیت هر تشکل منوط به ارزیابی گذشته خود و برنامهریزی برای آینده و نیز روابط صحیح و مبتنی بر اعتماد با جامعه هدف است. سماوات به عنوان یک تشکل نیز از این قاعده مستثنی نیست.
در جلد اول کتاب سماوات منتشره در زمستان 95 از سوی دفتر فرهنگ معلولین توضیحاتی از چگونگی شکلگیری انجمن خیریه سماوات در قالب کتابی به نام «سماوات، تاریخ، خطمشی، فعالیتها و نشستها» بر پایه گزارشهایی از ویژهنامه سماوات و نیز سایت سماوات و اخبار، نشریات، خبرگزاریها و منابعی که سابقه تاریخی معلولین ایران و جهان مرتبط بود حکایت میکرد. برخی اشتباهات تایپی و غیره در کتاب اول تصحیح شد و به چاپ رسید. از تاریخ اولین نشست بینالمللی در سال 92 تا اخذ پروانه تأسیس و ثبت در سطح ملی در سال 95 به همت مدیرعامل وقت آقای علی سلطانزاده یکی از پایهگذاران رعد، رعد الغدیر و سماوات و غیره، 3 سال بار اصلی و اجرایی سماوات و نشستهای سالهای 93، 94، 95 بر دوش ایشان و همکاران شریف رعد الغدیر بود.
در تاریخ 21 خرداد 96 بنابر تصویب هیئت مدیره سماوات، مسئولیت اداره سماوات به عهده اینجانب به اتفاق آرا گذارده شد. با قبول این مسئولیت وظیفه خود دیدم تا به جهت ایجاد ساختار و هدفمندی و برنامهریزی سماوات و اعضای آن به چند کار اساسی بپردازم.
اول - تعیین اهداف: در نشست چهارم چشمانداز سماوات را طراحی و تنظیم نمودم و در همان نشست به تشریح ابعاد آن و نیز با همکاری جناب آقای هادیپور آییننامه عضویت را تقدیم اعضاء نمودم. متأسفانه تا زمان تصدی اینجانب در مورد اثرات این چشمانداز پیگیری صورت نگرفته بود لذا تصمیم بر این شد تا با یاری طلبیدن از محمد نوری که همواره خالصانه سماوات را از بدو تأسیس تاکنون با همکاری علمی و پژوهشی همراهی نمود، کتاب دوم در مورد سماوات جهت معرفی اعضای سماوات (سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان) به مردم، مسئولان و خیریهها توسط دفتر فرهنگ معلولین منتشر شود.
برای انجام این مهم نیاز به اطلاعات وثیق آماری بود تا به چند موضوع پرداخته شود. ابتدا بیان تاریخچهای از معلولیت، مؤسسات حامی معلولان در جهان شیعه و ایران، دوم معرفی اهداف و نوع نگاه اینجانب از ابتدا و تأسیس سماوات و تغییرات صورت گرفته و بالاخره ایجاد ساختار و اطلاع از وضعیت اعضای سماوات و چگونگی فعالیت آنها در قالب یک شبکه منسجم غیر ملموس و اصلاح حلقههای مفقوده از گزارشهایی که کتاب اول به آن استناد نموده بود.
لذا با طرح سؤالاتی از خیریهها، آمار معلولین، میزان آموزشهای ارائه شده، تعداد معلولین با ذکر نوع معلولیتها، مشخص شدن سطح مقاطع تحصیلی، تعداد مدارک اخذ شده در حرفهآموزی و بالاخره تعداد اشتغال یافتگان و نیز نوع مالکیت و میزان داراییها، انواع هزینهها و درآمدها و آشنا کردن بهرهگران از این کتاب از شخصیتهایی که در قالب هیئتهای امنا و مدیره مسئولیت امور این مؤسسات را به عهده دارند و جایگاه علمی، اجتماعی و ... آنان و همچنین معرفی مربیان و کارکنان و داوطلبان با اعلام درجه تحصیلی و نیز معرفی معلولان و نرخ سنی و انواع معلولیتها. تا از این دادهها اطلاعاتی به شرح ذیل به مردم و مؤسسات عضو سماوات داده شود.
الف - مطالبات آنان از انجمن خیریه سماوات چیست؟
ب - نیازهایشان کدامین است؟
ج - پیشنهادات و توصیههایشان جهت بهبود و اصلاح برنامهریزی کلان سماوات چیست ؟ و...
د - دارای چه میزان داراییهای کمی و کیفی هستند.
با دسترسی به این آمار، مردم و مسئولان متوجه خواهند شد که این مؤسسات از چه پشتوانه علمی و ساختاری و با چه اهدافی به ارائه خدمات مشغولاند. از سوی دیگر سماوات با این مجموعه اطلاعاتی ارزشمند و عظیم با عزمی راسختر میتواند از دولت، مجلس، سازمانهای بینالمللی و... به عنوان مجموعهای فاخر و مستند
به اطلاعات آماری مشخص مطالبهگر، پیشنهاد دهنده و یاور باشد.
چنین امری در سایه سار پشتیبانی یکایک عزیزان عضو سماوات، مؤسسات همراه و همکار و یاور سماوات چون دفتر فرهنگ معلولین، بنیاد خیریه راهبری آلاء و خیریهها و مؤسساتی که به زودی جهت همیاری و همکاری به ما خواهند پیوست میسر میگردد.
ساعد مطهری
مدیرعامل انجمن خیریه سماوات
با اینکه معلولیت از آغاز پیدایش انسان همواره همراه او بوده ولی از تلاشهای جمعی و گروهی انسانها در تاریخ باستان تا دوره معاصر خبر نداریم و نمیدانیم تشکل و مراکز آموزشی و غیره از چه زمانی شکل گرفت و دایر گردید. حتی اطلاعات کافی و جامع درباره تشکلهای جدید و کنونی در کشوری مثل ایران به سختی به دست میآید و در این باره تحقیقات جامع انجام نیافته است.
با اینکه تشکل یک سرمایه اجتماعی و تاریخی است؛ اندیشههای متعدد تجمیع و پردازش شده؛ همچنین سرمایهها و امکانات مالی و اقتصادی فراوان ساماندهی شده تا اینکه یک تشکیلات پدید آمده است. اما به رغم اهمیت تشکل، برای حفظ، انتقال تجارب و توسعه آن کمتر اهتمام شدهاند.
متأسفانه هیچ منبعی درباره تشکیلات و تشکل معلولین و تاریخ تحولات تشکل معلولیتی در ایران سراغ نداریم. نمیدانیم اولین تشکل برای معلولین توسط چه کسی و کجا و با چه انگیزهای در ایران پدید آمد و تأسیس شد؟ نمیدانیم تشکیلات ناشنوایان با تشکل نابینایان و این دو با تشکل معلولان حرکتی و این سه با تشکل معلولان ذهنی چه تفاوتهایی داشته است؟ نمیدانیم دولتها چه نقشی در پیدایش تشکلهای معلولیتی داشتند؟ همچنین نیکوکاران و گروههای اجتماعی مرجع چه سهمی در سیر تحولات تشکلهای معلولیتی داشتند؟ و مهمتر تشکلهای جامع یا مجمعی که شامل چند تشکلاند و اعضای آن مدیران تشکلهای همسو میباشند. چه تاریخچهای در ایران دارند؟ کِی و توسط چه کسی بنیانگذاری شدند؟ چه تأثیر مثبتی داشتهاند؟
خلاصه دهها پرسش اینگونهای هست که بدون پاسخ مانده است. زیرا تا کنون پژوهش میدانی یا کاربردی و راهبردی یا مرجع یا جامع درباره تشکل معلولیتی در ایران انجام و اجرا نشده و در اختیار عموم قرار نگرفته است.
به بهانه تدوین کتابی درباره سماوات درصدد بر آمدیم نخست از ماهیت و اهداف تشکل معلولیتی اطلاع کسب کنیم و فصل اول این کتاب را به اصل تشکل اختصاص دهیم.
تاریخ ایران همواره شاهد جنگها؛ کُشت و کشتارها؛ حوادث مهلک طبیعی مثل زلزله، سیل و صاعقه؛ بیماریهای فراگیر و مهلک مثل آبله، وبا و فلج اطفال بوده است. حتی تاریخ بشر با تاریخ این گونه حوادث همزاد و توأمان بودهاند. از وقتی بشر متولد شد و پا به هستی گذاشت، جسمش همواره در معرض زوال و فساد بوده است، به این دلیل گفتهاند: بشر و معلولیت معیّت دارند؛ یعنی همیشه با هم بودهاند. زیرا جنگ، تصادف، بیماری مهلک و حوادث آنچنان جسم انسان را تحلیل میبَرَد و تواناییهای جسمی را از میان برمیدارد که رهآورد و نتیجه آن همان معلولیت مثل نابینایی، ناشنوایی، ناتوانی در تحرک و حرکت اندام حرکتی مثل دست و پا یا نقص در قوای ذهنی است.
اگر بشر با معلولیت معیّت داشته باشند لاجرم ایرانیان هم همواره در معرض انواع معلولیتها بودهاند. قرون گذشته شاهد اپیدمی فلج اطفال، جذام، وبا و امثال اینها در ایران بودهایم و گاه ظرف چند روز در یک منطقه صدها انسان بیگناه میمردند یا پذیرای جسمی معلول میشدند. البته با پیشرفت دانش پزشکی بخشی از مشکلات مرتفع گردید اما با گسترش زندگی شهری در عوض بر عوامل معلولیت زا و علتهای معلولیت آفرین افزوده شد. زندگی ماشینی مدرن عناصری را به زندگی بشر آورد که به مراتب خطرناکتر و مهلکتر و معلولیت آفرینتر هستند.
اما نکته مهم این است که مورخین تاریخ جنگها، منازعات قبیلگی و عوامل مختلف مهلک را گزارش کردهاند اما کمتر به سرگذشت انسانهایی که بر اثر این عوامل معلول شدهاند پرداختهاند و تجربه نابیناها، ناشنوایان و دیگر معلولانی که در تاریخ حضور داشتهاند، کمتر منعکس شده است.
علت اصلی غفلت از معلولیت و معلولین در تاریخ ایران این است که مورخین به روش گزینشی، گزارش میدهند؛ یعنی همه وقایع را ثبت و ضبط نمیکنند. از اینرو اگر پادشاهی فرزند خود را میل کشیده و کور کرده، گزارش میکنند، اما اگر آبله صدها تن را کور کرده، از نظر مورخین مهم نیست و از کنار آن به سادگی ردّ شدهاند. بهرحال پارهای حوادث مورد توجه بوده و از پارهای حوادث غفلت شده است. از اینرو تاریخ معلولیت و معلولان دارای نقصهای بسیار است.
به این دلیل و دلایل دیگر تاریخ ایران فاقد گزارش جامع و حتی نیمه کامل از معلولیت و تجارب انسانها و اقوام و ملیتهای ایرانی در این زمینه است. نتیجه این بیمبالاتی و غفلت معلوم است، چیست؟ ثمره این وضعیت تدبیر نداشتن، چارهجویی نکردن، به فکر راه کار نبودن، تشکیلات تأسیس نکردن است. به همین دلیل در قرون گذشته هیچ نهاد جامع و کارآمد برای رسیدگی به امور معلولین، برای آموزش آنها و برای رفاه آنان نمییابیم.
تشکلهایی مثل سماوات محصول دوره جدید و تاریخ جدیداند. اما در تاریخ گذشته، ایرانیان دارای معلولیت بودند، معلولین هم بودند امّا تفکر معلولیت نبود؛ معلولیتزایی بود اما اندیشه معلولیت زدایی نبود. لذا تشکل و راه کار معلولیت زدایی وجود نداشت. تا رسیدیم به دوره جدید که با مشروطیت در ایران آغاز شد و به تدریج، ایرانیان متوجه شدند معلول هم، انسانی مثل دیگر انسانها است، نیازهایی دارد و لازم است به امور او رسیدگی گردد. از زمانی که این تفکر در اذهان رخنه کرد، وضعیت تغییر یافت. نخبگان به سراغ راه کار رفتند از جمله راه کارها، ایجاد تشکیلات بوده از اینرو به تدریج متوجه شدند نهادهایی مثل سماوات باید ایجاد کنند.
البته تجزیه و تحلیل وضعیتی که فرهنگ عدم اهتمام به معلولین را شکل میداد، دشوار است و شامل عناصر ساختاری متعدد میباشد. اما اهمّ عناصر ساختاری این فرهنگ عبارت بودند از: معلول عنصری غیر مفید برای جامعه است؛ معلول سفیه و یا ناتوان از اداره امور خودش است، لذا باید امور خود را به ولی و انسان دیگر بسپارد تا او را اداره کند؛ از اینرو معلولین عناصر مهم و قابل توجه در سرنوشت جامعه نمیباشند و نباید وقت صرف آنها کرد. ایجاد مدرسه و به کار گماردن معلم برای آنان صحیح نیست چون هدر دادن نیرو و امکانات است. زیرا معلولین تربیت پذیر نیستند. و ایجاد تشکل برای اصلاح امور آنان هم بیفایده است.
عناصر فکری و فرهنگی بر دوره گذشته مانع جدی بر سر راه ایجاد سازمان، تقسیم کار، برنامه ریزی برای اصلاح امور معلولان بود. اما در دوره جدید با تنویر اذهان، راه جدیدی گشایش یافت.
گفته شد انسان به دلیل اینکه جسم دارد و جسم ذاتاً تغییرپذیر است و هر جسمی سیر تولد تا مرگ و تبدیل به جسم دیگر را ذاتاً دارا است. از اینرو جسم انسان بیماری، معلولیت و نقصان دارد. کسانی که تصور میکنند انسان یا گروهی از انسانها معلولیت ندارند و در شأن آنها نیست معلولیت یا بیماری داشته باشند، در واقع جسم بودن انسان را نفی کردن و برای انسان مقام تجرد مثل ملائکه و خداوند در نظر گرفتهاند البته چنین عقایدی شرک است.
بنابراین انبیایی در چند هزار سال قبل میزیستهاند و بیماریهای سخت داشته نیز معلولیت مثل نابینایی داشتهاند. انبیایی مثل یعقوب، شعیب، اسحاق و ایوب بر اساس مستندات اسلامی چنین بودهاند.
شعیب از نوادگان ابراهیم علیه السلام و نام پدرش مدین بن ابراهیم بود و حدود 2000 سال پیش از میلاد یعنی حدود چهار هزار سال قبل میزیسته است. بسیاری از منابع اسلامی مثل صفدی در کتاب نکتالهمیان(1)
به نابینایی شعیب اشاره کردهاند. قرآن درباره او میفرماید: وَ إِنَّا لَنَراکَ فینا ضَعیفاً(2). مفسرین شیعه مثل سید هاشم بحرانی میگویند منظور از ضعیف در این آیه یعنی ضعف چشم و بینایی است. از اینرو معنای این آیه اینگونه است: قوم شعیب به او میگفتند تو در بین ما کم بینا هستی.(3)همو روایتی از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آورده که دلالت بر نابینایی شعیب دارد.(4)درباره ادله بسیاری که در منابع اسلامی و شیعی هست، مراجعه کنید به کتاب حضرت شعیب.(5)
شعیب به رغم نابینایی، پیامبری بود که به دلالت آیات قرآن با مدیریت صحیح و با پرهیز از استبداد گرایی موجب توسعه و ارتقای جامعه گردید، نیروی انسانی کارآمد را افزایش داد، فرهنگ تعاون و همافزایی را گسترش بخشید، نظام اقتصادی عادلانه ایجاد کرد با استثمار و غارت اموال مردم مبارزه نمود.
اسحاق پیامبر دیگری است که در متون و احادیث او را نابینا معرفی شده است.
او فرزند ابراهیم و برادر اسماعیل است و حدود چهار هزار سال قبل میزیسته است. در قرآن با این ویژگیها او را ستوده است:
دارای مقام نبوت بود (مریم، 49)؛ دست یافتن به رحمت الهی یعنی امامت (مریم، 50)؛ نیکوکاری و داشتن حسن شهرت و وجاهت و مقبولیت مردمی (مریم، 50)؛ خیر گستر و نیکوکار بود (انبیاء، 73).
مجموعاً قرآن کریم 29 ویژگی مثبت به عنوان فضائل اخلاقی، اعتقادی و فکری برای اسحاق برشمرده است.(1)
غیر از اسحاق و شعیب، حضرت ایوب و حضرت یعقوب هم به عنوان کسانی که آسیب جسمی پیدا کردند در قرآن مطرح و معرفی شدهاند.(2)
نیز در قرآن کریم، به صراحت آمده که حضرت زکریا و حضرت مریم مادر حضرت عیسی با اشاره با مردم ارتباط داشتند. این رخداد، نشان دهنده این است که در آن دوره مردم به دلیل حضور ناشنوایان با زبان اشاره آشنا بودند. حداقل آیات مربوط به زکریا و مریم دلالت دارد بر اینکه در آن زمانها کسانی با معلولیت شنیدن و گفتن بودهاند. نیز در احادیث نبوی و نیز گفتار ائمه علیهم السلام هست که با ناشنوایان با اشاره ارتباط برقرار میکردند.
کتاب تورات که متن مقدس برای یهودیان و مسیحیان است، فراوان درباره نابینایان، ناشنوایان و افراد دارای آسیبهای حرکتی مثل فلج سخن گفته شده است. تلفظ کر و لال در تورات و در زبان عبری حِرِش Heresh است. البته تلقی تورات از معلولین و به ویژه ناشنوایان با دیدگاه اسلام متفاوت است. آیات تورات دیدگاه منفی نسبت به معلولین دارند و آنان را عناصر مخل و سربار دانسته که باید کنار زده و از بین بروند.(3)
دقیقاً برعکس دیدگاه اسلام که معتقد است اینان مثل دیگر انسانها حق و حقوق دارند و مدیریت جامعه به حقوق آنها رسیدگی کند و شرایط مطلوب برای آنان فراهم آورد.
بالاخره در قرون باستان تا دوره معاصر دو دیدگاه کلان درباره معلولان جریان داشته و هر یک پیروانی داشته است. و همه اینها دلالت دارد بر اینکه از قرنها قبل معلولین حضور داشتهاند و بحث درباره آنها در متون قدیمی درج شده است.
نظام استبدادی قاجاریه آگاهی مردم نسبت به تحولات و پیشرفتهای دیگر کشورها و عقبماندگی ایران، ناامنی، زورگویی، بیقانونی و بیعدالتی و عدم رسیدگی به ستم دیدگان به دلیل فقدان دستگاه عدلیه یا دادگستری اهم عواملی بود که جنبش مشروطیت را در ایران به وجود آورد تا بالاخره مظفرالدین شاه در 14 جمادی الثانی 1324ق فرمان مشروطیت را صادر کرد و در 17شعبان 1324 مجلس شورای ملی تشکیل شد و این حوادث سرآغاز سلسله حوادث دیگر گردید که مجموعاً به نام مشروطیت معروف است.
مشروطیت در همه شئون ملت تأثیر گذاشت از جمله در زمینه معلولین و معلولیت هم تحولاتی به تدریج شکل گرفت.
چند دهه قبل از مشروطیت، در دوره صدارت امیرکبیر (1220-1268ق)، به هنگام سفر امیر در رأس هیئتی به روسیه و ترکیه، با مدارس معلولین آشنا شد و اطلاعات خود را به ایران اعم از دربار و مردم منتقل کرد. گزارش مفصلی در این باره توسط آقای محمد نوری نوشته و منتشر شده است.(1)و مجدداً به اسناد این واقعه نمیپردازم. اما سند بسیار مهمی در یکی از نشریات دوره مشروطیت یعنی در سال 1328ق و در مجله درة النجف درباره معلولین و معلولیت منتشر شده که بسیار مهم و سودمند است. تحولات اصلی و نکات کلیدی در زمینه معلولین در یک گزارش آمده است. مجله درة النجف به مدیریت شیخ حسین اصفهانی و با همکاری جمعی از فرهیختگان ایرانی در نجف اشرف منتشر میشده است. در شماره سال اول، جزء سوم، 20 جمادی الاول 1328 نکات مهمی دارد؛ از جمله یک گزارش هم درباره وضعیت معلولین ایران چاپ کرده است. این گزارش را عیناً میآورم. این گزارش بیشتر درباره مدرسه ناشنوایان است. بعد از چند ماه گزارش دیگری درباره وضعیت آموزش و پرورش عمومی و ضرورت تأسیس مدرسه برای معلولین در ایران بحث کرده است. با بررسیهای به عمل آمده معلوم شد این گزارش اولین مطلب آماری درباره وضعیت نابینایان و ناشنوایان در ایران است. مؤلف، ایران و معلولین ایران را با معلولین جهان مقایسه کرده و ضرورت آموزش و پرورش و ایجاد تشکیلات آموزشی و فرهنگی برای آنان را ضروری میداند.
1) . «نخستین اندیشهها درباره معلولان»، محمد نوری، تواننامه، تابستان 1394، ص 7-11.
به دلیل اینکه مدارس جدید اولین و در واقع تشکلهای فرهنگی برای معلولین ایران بود، از اینرو خوب است درباره اولین تشکل یعنی همین مدارس اطلاعاتی داشته باشیم. به همین دلیل نخستین گزارشهای تاریخی درباره تشکل معلولیتی میآوریم.
اموری که سابقاً از محالات اولیه محسوب و استحاله آن از ابده بدیهیات بود، امروزه به قوه علمیه از مرحله امکان گذشته که سهل است، بلکه جزء ضروریات تعیش انسانی و قوام زندگانی هیئت جامعه بشری گردیده، از آن جمله تعلیم و تعلم کسانی که از حلیه بصر عاری و از قوه تنطق عاجزاند.
مسلم است که سابقاً درس خواندن آدم کور یا عالم شدن شخص لال در قوه مخیله احدی خطور نکردی چه بر حسب قانون معمولی وسیله تعلیم و تعلم در این دو صنف از اولاد انسانی نیست زیرا که یکی واجد عمی و دیگری فاقد لسان است.
این است که قرنها بر این دو صنف از ابناء نوع ما گذشته و میگذرد که از ذوق بدائع علمیه و ادراک نفایس معلومه محرومند و در تمام عمر خود از این همه ظهورات بدیعه عالم تکوین و خلقت، به محسوسات صرفه یا مسموعات محضه اکتفا کردند و از صد نفر 95 نفر در تعیش و گذران معاش کَلّ بر دیگران شده و آبروی خود را در کف حاجت گذاشته به سایرین با کمال ذلت و نکبت میفروشد و فی الحقیقة از این وضع زندگانی و تعیش هم معذور بوده و هستند و آن پنج نفر دیگر هم در منتهی درجه فقر و پریشانی و غایت القصوای حیرت و سرگردانی به اعمال رذیله و اشغال خسیسه مشغول و معاش خود را میگذرانند.
و خیلی هم اتفاق افتاده که بعضی وحشی صفتان حیوان سیرت، این دو عضو ناقص را مخل آسایش سایر اعضاء فرض کرده و در همان صغر سن و اوان طفولیت ریشه حیات آن فلک زدگان بیچشم و زبان را قطع نمودی.
تا اینکه آفتاب بینش و دانش فضای وسیع عالم را نورانی و قلوب افراد انسانی از زنگ جهل زدوده شد، به اطراف و جوانب هیئت جامعه خود در سطح کوته نظری انداختند امور تعیش و رسوم زندگانی خود را صعب و اعضاء هیئت جامعه را از حال یکدیگر بیخبر دیدند.
چه بسا قطعهای از اقطاع زمین که از فرط جهل به حال عالم، تابش آفتاب و گردش چرخ را مخصوص خود میدانستند.
این بود که کمیت همت را در میدان تسهیل وسائل تعیش و اطلاع از احوال و اوضاع یکدیگر تاختند، بیابانهای فقر لم یزرع و کوههای سخت مرتفع و دریاهای متلاطم مواج بیپایان را در تخت سلطنت و نفوذ قوه بخار در آوردند و مسافرت اعضای هیئت جامعه را از شرق به غرب و از این طرف کره بدان صفحه کره به حدی سهل و آسان گردید که در مدت هشتاد روزه عالم را پیمودند.
به واسطه قوه برق، اصوات هیئت جامعه را از اقصی نقطه شرق به منتهی الیه محیط کره از طرف غرب به گوش یکدیگر رسانیدند و به وسیله استکشاف قوه نور اعضای هیئت جامعه صورتهای یکدیگر را دیدند.
محیط مرکز و دایره محل هیئت جامعه را در مقدار چهل میلیون معین نمودند.
بالجمله رفته رفته کلیه نواقص و سختیهای تعیش خود را به منتهی درجه کمال و سهولت رسانیدند و فی الحقیقه سطح کره از دو طرف به منزله خانهای شد که عموم اهل خانه در هر آن از حال یکدیگر مطلع و در حوائج معاون هم باشند. منتهی اینکه عده سکنه این خانه به هزار و پانصد کرور چیزی احصاء شده.
و پس از آنکه از تمشیت و ترتیب امور جامعه خود فراغت یافتند، به عموم اعضای هیئت جامعه التفاتی نموده، دو عضو آنها را از لذائذ اجتماع محروم و ارجاع خدمتی بدانها در جامعه هیئت انسانی معذور دیدند، چه یکی واجد عمی (کور) و دیگری فاقد لسان است. اولی از دیدن بدائع کونیه محجوب. دومی از اظهار مافی الضمیر خود محروم، نه این قابل تعلیم و نه آن لایق تعلم خواهد بود. بدیهی است حرمان این دو عضو هیئت جامعه از لذائذ اجتماع و روحانیت تمدن و برنیامدن کاری از دست آنها موجب تنقیص جامعه و علت شکست انتظام انجمن انسانی است. این بود که از دو قرن پیش در مقام آن بر آمدند که این نقصان را بر طرف و این شکست را جبران نمایند و این دو عضو را در فوائد و عوائد اجتماعیه و التذاذ روحانیت تمدن تازه دنیا و خدمات عمرانیه با خود سهیم و شریک کنند.
این بود که انجمنها تشکیل شد و افکار ثاقبه را در میدان علاج این درد روی هم ریختند تا گوی سبقت را (جروم کردان) از همگنان ربوده، اثبات نمود که تعلیم و تعلم این دو عضو ناقص ما در کمال سهولت صورت پذیرد به این تقریب (که گفتن و نوشتن مربوط و منوط به قوه فکریه و اخطارات ذهنیه است و هیچ یک از گفتن و نوشتن مربوط و منوط به یکدیگر نیست، هم چنان که اظهارات ما فی الضمیر به ترتیبی که در گفتن و نوشتن مخصوص است متوقف نخواهد بود. بلکه ممکن است انسان مقاصد خود را در ضمن علائم و اماراتی خاص به ترتیب اشکال و هیئاتی
خاص بفهماند و بفهمد بدون اینکه از عهده گفتن و نوشتن به طرز معمولی برآید چنانکه در اشخاص لال بالطبیعه این معنی متحقق و موجود است که هر چیزی را به یک نحو اشارهای که خالی از مناسبت با او نیست میفهماند. غایت الامر ممکن است که این معنی طبیعی را در تحت میزان علمی آورده و به اسهل ما یکون در تکمیل آن بکوشیم و به همین ترتیب در تعلیم و تعلم این دو عضو ناقص خود ساعی و جاهد باشیم).
این بود که سایرین هم دنبال این تقریب را گرفته و به تکمیل آن پرداختند و فعلاً در ممالک متمدنه، مدارس عدیده به جهت تعلیم این دو عضو هیئت جامعه که از قوه تنطق و دیدن عاجز و محرومند، تأسیس شده و ما در این مجله عدد مدارس و عده شاگردانی که فقط از زبان لالند در بلاد متمدنه به عرض میرسانیم و در مجله آتیه کیفیت تعلیم آنها و بیچشمان را متعرض خواهیم شد.
اسم ممالک
عدد مدارس
عده
شاگردان(1)
فرانسه
ولایات
متحده امریک
انگلیس
آلمان
ایتالیا
التمسا
اسوج
سویسرا
بلجیکا
نروج
اسپانیا
روسیا
ممالک
متفرقه عالم
62
55
40
90
36
17
17
11
10
7
7
4
27
30896
7055
20646
50614
10489
10129
680
380
864
222
222
460
20156
مطلبی که با عنوان «اخبار علمیه» در 110 سال قبل منتشر شده و دارای نکات
1) . درة النجف، سال اول، جزء 3، 20 جمادی الاول، 1328، ص 123-131.
بسیار مهمی است. مجموعاً 16 نکته از این مقاله استخراج شده است:
1- در گذشته آموزش نابینایان و ناشنوایان محال و غیر ممکن شمرده میشد ولی امروز در جهان مدرن نه تنها ممکن دانستهاند بلکه ضروری هم میدانند.
2- در گذشته 95 درصد از اینان در گذران معاش ناتوان بودند و زندگی و معیشت آنان وابسته به مساعدت دیگران بود. و پنج درصد دیگر هم زندگی نکبت باری داشتند. و در منتهای فقر و پریشانی و سرگردانی بودند.
3- نویسنده این گزارش تأکید میکند بشر با کمک تعقل و خرد و دانش خود توانست یک مسئله محال و ناممکن را ممکن و عملی نماید. یعنی نوشتن و خواندن و مواد و یادگیری نابینایان و ناشنوایان را ممکن سازد.
4- این دو صنف چون ابزارهای یادگیری یعنی بینایی و گفتار و شنوایی را نداشتند، سواد و یادگیری دانش آنان در مخیله احدی نمیآمد.
5- اینان قرنها از ادراک و داشتن معلومات و دانش محروم بودند و چون در گذران زندگی متکی به دیگران بودند، از اینرو در کمال ذلت و نکبت زندگی میکردند.
6- اکثر آنان با انجام اعمال رذیله و پست و پایینترین شغلها، زندگی میکردند.
7- بعضی مردم نابینایان و ناشنوایان را در خردسالی میکشتند و حیات و زندگی آنان را قطع میکردند.
8- علت کشتن نابینایان و ناشنوایان این بود که تصور میکردند اینان مخل آسایش جامعهاند و ممکن است به مردم ضرر برسانند.
9- تا اینکه راههایی برای آموزش آنها کشف شد و توانستند جهل زدایی کرده و معرفت پیدا کنند و راه و رسم زندگی و روی پای خود ایستادن و زندگی مستقل را آموختند.
10- اختراعاتی مثل برق، تلفن و غیره هم به کمک آمد و زندگی را برای این اقشار آسان کرد.
11- اهالی کره زمین از یکدیگر مطلع شدند. با استفاده از برق و تلفن و دیگر اختراعات مردم سامانههای اطلاعرسانی تأسیس شد.
12- بر مبنای اطلاعرسانی، تعاون شکل گرفت. یعنی وقتی معلوم شد کدام گروه و دسته چه نیازها و حاجاتی دارند، اقدام به مساعدت نمودند.
13- از دو قرن قبل نخبگان جوامع پیشرفته متوجه شدند با وجود معلولان، جامع نقصان دارد، چون گروههایی مثل ناشنوایان نمیتوانند با دیگر افراد ارتباط
داشته باشند، لذا نمیتوانند از لذتها و مواهب و امکانات جامعه برخوردار شوند تا نابینایان و ناشنوایان در سرنوشت جامعه خود و در ساختن تمدن شرکت داشته باشند و مزه مشارکت اجتماعی را بچشند.
14- برای حلّ این مشکل (یعنی حضور نابینایان و ناشنوایان در جامعه و استفاده از امکانات اجتماعی و نیز عرضه خدمات به جامعه) افراد بسیار دست به کار شدند؛ تشکلها شکل گرفت و انجمنها تأسیس شد و همگان افکارشان را روی هم ریختند تا به این که نظر و راهکار جروم کردان پذیرفته شده او میگفت از راه آموزش و پرورش میتوان آنها را جامعهپذیر نمود به طوری که مثل انسانهای عادی در جامعه زندگی کنند. بالاخره به این نتیجه که تعلیم و تربیت آنان ضروریتر و مقدم بر همه چیز است و از این راه اجتماعی میشوند.
15- جروم کردان توانست روشی را اثبات کند که نابینایان و ناشنوایان بتوانند خواندن و نوشتن را با استفاده از علائم فرا بگیرند و اجرا کنند. این روش به تدریج تکمیل شد و در نهایت به صورت خط بریل و زبان اشاره تحقق یافت. تلاش شد به روشی ناشنوایان بتوانند آنچه در ذهن دارند بفهمانند و مقاصد خود را تفهیم کنند. بهترین روشی که پیشنهاد شد و روی آن کار شد، استفاده از علائم و اشارات بود. با تکمیل آن، به صورت یک روش علمی در مدارس شروع به آموزش کردند. مدارسی برای آنان دایر شد و شاگردان ناشنوا شروع به یاد گرفتن علائم و اشارات و چگونگی تفهیم و تفاهم با استفاده از آنها نمودند.
16- بنابراین مدارس مختلف و نهادهای آموزشی گوناگون در کشورهای پیشرفته افتتاح شد.
17- فهرست ناشنوایان و مدارس فعال در کشورهای مختلف را آورده است. آلمان با 90 مدرسه و پنجاه هزار دانشآموز ناشنوا بیشترین آمار محصل ناشنوا و نهاد ناشنوایی را دارد. در این فهرست نامی از ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی نیست فقط کشورهای اروپایی و آمریکا را ذکر کرده است.
گرچه بر حسب ترتیب بایستی که بقیه مکاتیب و کیفیت تعلیمات اشخاص نابینا و بیزبان ممالک خارجه را به عرض قائین و مشترکین عظام برسانیم تا که بر حال نکبت اشتمال اولاد بینا و با زبان خود متنبه شده و عرق دیانت و وطن پرستی و قومیت آنها به جوش آمده و بر غیرت خود روا ندارند که جگر گوشههای خوش
چشم و شیرین زبانشان، غریق دریای جهل بوده و کوران بیزبان خارجه، در محیط دانش غوطهور باشند. ولی قبل از تمام شدن این صحبت خوف آن است که حاصل زحمات جمعی از اعاظم علمای احرار (دامت برکاتهم) که مقدمه پیشرفت بزرگتر مقصودی بود که در تأسیس اداره مکتب مبارک علوی داشته و دارند به هدر رود و اختلال اساس مکتب علوی کمّا و کیفا به تعطیل یکسره آن تقاضا نماید، لهذا بر خود لازم دانسته که اولاً تاریخ اجمالی و اهمیت این مکتب را بالخصوص عرضه داشت عموم قارئین کرام نموده و خاطر نشان همگی نماییم که سعی در انتظار و بقاء این محترم اساس در این ارض اقدس بر طبق معارف پروران اسلام پرست لازم و واجب است واحدی را در این باب خصوصیتی نخواهد بود و پس از آن به صحبت خود پردازیم.
در اواسط سال 1325 که حکم محکم قطعی از مرکز مقدس روحانی اسلام بروجوب تأسیس مکاتب و مدارس به طرز جدید شرف صدور یافت، حوزه محترمه علمیه در مقام آن بر آمدند که در ارض اقدس نجف اشرف علی ساکنها السلام مکتبی تأسیس نمایند تا پیش قدمی خودشان را در امتثال اوامر مطاعه از دیگران به عالم شهود رسانیده و هم به سایر اخوان دینی و وطنی خود در سایر نقاط سرمشق داده باشند. ولی فقدان معلم آشنا به اوضاع جدیده، این عزم راسخ الهی را به عهده تعویق انداخت تا در غره ذی الحجه سنه 1326 آقایان ذیل، به توفیق تأسیس یک باب مکتب ابتدایی به مدیری و معلمی آقا شیخ یحیی معین العلماء محلاتی موفق و نائل گردیدند، اسامی آقایان مؤسسین: جناب حاجی آقا میرزا مهدی آیت اللّه زاده، جناب حاجی میرزا احمد آیت اللّه زاده، جناب حاجی آقا شیرازی، جناب آقا میرزا علی آقا تبریزی، جناب آقا سید مهدی لاهیجانی، جناب آقا سید محمدرضا همدانی، جناب آقا میرزا موسی رشتی، جناب آقا حاج شیخ محمدحسن رشتی، جناب آقا حاج شیخ اسحاق رشتی، جناب حاج شیخ محمدباقر اصفهانی، جناب آقا شریف رشتی، جناب حاج میرزا عبدالحسین مدرس اصفهانی، جناب حاج میرزا رحیم بادکوبی، (بنده نگارنده) و به واسطه مسافرت بعض اعضاء عامله و اشتغال سایرین به امور نوعیه، راجع به قلع و قمع استبداد ایران در امور مکتب اختلالی رخ نمود و جناب حاجی میرزا ابوالقاسم حجة الاسلام زاده کاشی از اوائل جمادی الاولی سنه 1327 تا اواسط ذی القعده از سال مزبور متصدی زحمات مکتب گردیدند و الحق عموم را رهین منت خود فرمودند و پس از مدت مزبور، آقایان ذیل به عنوان هیئت مدیره مکتب منتخب شده و تکمیل نواقص
و قرض مکتب را که 292 تومان بود به عهده خود گرفتند، آقایان ذیل: آقای حاجی شیخ محمد طالقانی، آقای حاج شیخ اسحاق رشتی، آقای آقا شریف رشتی، آقای آقا سید مهدی لاهیجانی، آقای آقا سید عبداللّه اصفهانی، آقای حاجی میرزا ابوالقاسم کاشانی، آقای آقا میرزا موسی رشتی، آقای آقا مهدی کاشی، که فعلاً به سمت مدیری معرفی شدند، (بنده نگارنده) و چون جناب حاجی میرزا محمّد رحیم بادکوبی در وقت انتخاب، مکه معظمه مشرف بودند، پس از مراجعت به ملاحظه اینکه جزء هیئت مؤسسه در بدو امر میباشند، ثانیاً نیز عضویتشان در هیئت مدیره قبول شد. آقای آقا میرزا مهدی آیت اللّه زاده خراسانی و آقای شیخ محمدتقی آیت اللّه زاده طهرانی در جلسه انتخاب، شرف حضور داشتند و عضویت این هیئت را هم قبول فرمودند، ولی به ملاحظه کثرت مشاغل و رجوعات نوعیه، از التزام به لوازم عضویت از قبیل حضور در هر جلسه و رسیدگی به خصوصیات، متعذر شده و همراهی در مقاصد و صوابدید هیئت مدیره را در اصلاحات مکتب ملتزم و تا کنون هم از هرگونه مساعدت و همراهی دریغ نفرمودند، والحق از همت خالصانه و مراغبت خدا پسندانه همه آقایان، خاصه آقای آقا سید مهدی لاهیجانی که اغلب اوقات را در مکتب به سر برده و شخصاً به بعض امور رسیدگی مینمایند، در قلیل مدتی امر مکتب بالا گرفت و شاگردان به ترقیات فوقالعاده نائل شدند، چنانکه در امتحان 18 ربیع الاول که فی الوقع امتحان تعلیمات 18 روزه آنها بود موجب تحیر و تحسین کل مدعوین در جلسه امتحان گردیدند.
ولی چیزی که هست این است که فعلاً بنیه علمی و استعداد تعلیمی مکتب به مراتب از بنیه تعلم و استعداد تحصیل شاگردان کمتر است و محتاج به یک نفر معلم جامع ابتدایی میباشیم.
و هر چه تا کنون از طرف هیئت مدیره در جلب یک نفر معلم از ایران اقدامات شده، نتیجه نداده و هر اندازه که در طلبیدن کتب نافعه از قبیل جغرافیا، حساب، هیئت، صرف، نحو، فارسی، عربی و ترکی مقداری از السنه خارجه مترجم سعی نمودند فایده نبخشید.
البته معلوم است این وضع هرج و مرج در تعلیم و تعلم که ناشی از بیمعلمی است با عدم وفاء دخل مکتب به مصارف او خیلی مایه یأس و نومیدی است، مسلم است ادارهای که در هر ماهه یک مصرف مستقیم نود تومان با یک دخل غیر مستقیم که هیچگاه به بیش از چهل تومان نرسد، داشته باشد هرگز بقاء و دوامی نخواهد داشت. اگر چه الحق هیئت مدیره با کثرت ابتلاآت شخصی هر کدام تا
کنون قرض مکتب را پرداخته و هر چه توانسته و میتوانند به عنوان قرض به مکتب رسانیده و میرسانند، خاصه آقای آقا میرزا مهدی آیت اللّه زاده خراسانی که قطع نظر از اینکه قرین الشرف حضرت آیت اللّهی (ارواحنافداه) هر ماهه به عنوان اعانه مستقیماً یک لیرای عثمانی به صندوق مکتب میدهند، شخصاً از اعانههای غیر مستقیم حتی الامکان دریغ نفرمودند. بدیهی است که حال این اساس هر چند اولیاء مهذب خالص القصد قویّ العمل داشته باشد، دولتی راماند سریع الطلوع والافول، خوش درخشنده و مستعجل خواهد بود، مگر آنکه اداره شکل عمومیت پیدا کند و هر فردی خود را در نگاهداری آن سهیم و شریک بداند. بر معارف پروران اسلام پرست لازم است که عطف توجهی به خصوص به حال این مکتب نموده، فی الجمله اهمیت مقام و موقع آن را منظور نظر داشته، روا ندارند که این مبارک مکتب که مادر هزاران مکتبها است، در شیعه خانه عالم عموماً و ایران خصوصاً تعطیل شود، چنانکه هنوز یک سال از عمر او نگذشته بود که در کربلای معلا و کاظمین و مدینه منوره (علی ساکنیها السلام) تولید و تأسیس مکتب نمود. البته معارف پروران اسلام پرست به خوبی میدانند که پس از آن که در این مرکز مهم روحانی که محل طواف و زیارتگاه کرورها نفوس مسلمانان عالم است، یک باب مکتب صحیح تام العیار دایر و مفتوح باشد، انظار عامه بدان نقطه مهمه توجه کلی نموده، به سرعت هر چه تمامتر در مقام اقتباس از آن بر آمده در کلیه محال و ولایات خود مکتب بسیار صحیح دایر مینمایند.
بدیهی است هر زائر و مسافری پس از طواف و زیارت در این صفحات مقدسیه عرش درجات خاصه ارض اقدس علوی و مراجعت به محل مألوف عزیزترین تحفه و بالاترین و سوغاتی که به جهت اعزّه و اصدقاء خود هدیه میبرد و در هر مجلس دید و بازدید به نقل آن مبادرت خواهد نمود، همانا سیاحت و تماشای تعلیمات و امتحانات دروس و مشق جهاد اطفال و سرود ملی شاگردان مکتب علوی در ارض اقدس نجف اشرف خواهد بود، اثرات این مکتب در نشر معارف فی مابین فضای مسلمان خانه عالم بیش از آن است که در حیز تحریر و تقریر بر آید. وزارت جلیله معارف است که در مقام انتظام و تعلیمات این مکتب بر آمده و به واسطه هیئت محترمه مدیره، نظرات معارف پرورانه خود را به مکتب علوی انداخته اساس برو اغرام (سود و زیان) این مکتب را در تحت نظارت و مراقبت کامله خویش در آورند، چه نظارت و مراقبت از این مکتب نظارت و مراقبت از حال کلیه مکاتب ایران خواهد بود.
و ما در جزوات آتیه مجلّه ترتیب نظام تعلیمات و حساب هر ماهه و اسامی معاونین مکتب مبارک علوی را به عرض قارئین عظام میرسانیم و پس از آن به تاریخ قرائت خانه خواهیم پرداخت تا صحت و سقم مندرجات بعض مطبوعات در تبجیلات بیمحل و توهینات بیموقع معلوم گردد.
بشارت
در مدینه منوره (صلوات اللّه و سلامه علی من حلّ بها و دفن فیها) به ارشاد و هدایت جناب آقای حاج شیخ اسداللّه مامقانی (دامت برکاته) که امسال از اسلامبول به حج بیت اللّه الحرام و زیارت مدینه منوره نائل و موفق گردیدند، یک باب مکتب جعفری به طرز جدید مخصوص به اولاد اعراب نخاوله و بنی علی جناب شریف مدینه (دام توفیقه) افتتاح فرمودند. عده شاگردان قریب به شصت نفر و دروس متداوله؛ ترکی، عربی، حساب، جغرافی، قرآن (است) و مصرف این مکتب ماهانه بیست لیرای عثمانی و از طرف جناب شریف (دام علاه) و کیسه پر فتوت ایشان پرداخته میشود.
از قرار تقریر یکی از اعاظم که در سه ماه قبل به زیارت مدینه منوره از نجف اشرف مشرف شدند، پیشرفت چهل روزه اطفال این مکتب به مراتب از شاگردان مکتب اتحاد و ترقی در ظرف یک سال و نیم بیشتر است، مخصوصاً یکی از اولاد حرب را که فعلاً در توحش کمتر از برابره آفریقای مرکزی نیستند، جناب شریف شخصاً از بیابان رملزار عرب صید نموده و در مکتب گذاردهاند. ترقی تحصیل وحدت زکاء و فهم این وحشیزاده بیابانی بجوری است که جالب اعضاء اتحاد و ترقی عثمانی گردیده، اعراب نخاوله و بنوالحرب و بنو علی که مذهب جعفری را دارند به واسطه ترقیات این مکتب و آوازه سرعت پیشرفت تحصیلات آن، مقامی عزیز پیدا کرده و به همین اندازه از نسیم علم که به مشام آنها رسیده بر خود میبالند و عموم از مساعدت و همراهی مشوقانه اعضاء شعبه اتحاد و ترقی با جناب شریف در امر مکتب، (به) خصوص از وقتی که لیاقت و قابلیت شاگردان آن را احراز کردهاند ممنون و متشکرند، همواره توفیق و تأیید آنها را در تشیید اتحاد اسلامی و ترقی عالم مسلمانان از خداوند متعال مسئلت مینماییم، بقیه معلومات خودمان را در اوضاع آن مرکز معشوق مسلمین در صفحات آینده به عرض خواهیم رسانید.
شام
متجاوز از یک سال است که به سعی و اهتمام و سرپرستی جناب آقای آقا سید محسن که از اجله علمای حقه این دوره بشمارند، یک باب مکتب جعفری و یک
مریض خانه و یک دارالعجزه(1)دایر است و جناب معظم الیه عمارت مکتب را در جوار خانه خود قرار داده که هر وقت بخواهند، رسیدگی به امورات آنجا نمایند و مخصوصاً امسال در اواخر ربیع الثانی در مجلس جشن سالیانه مکتب که عموم اعاظم و اشراف شام مدعو بودند، احساسات تلبیه اسلام پرستانه اطفال که به ذریعه خطابهها و نطقهای شیرین خود در ضمن امتحان خود تقدیم حاضرین مینمودند، عموم را به حیرت انداخته کلیه تعلیمات آنجا در تحت نظارت و مراقبت کامله جناب سید میباشد. چنانکه وقتی یکی از معلمین که مذهب اشعری دارد که در کلاس تعلیم خود گفته بود: «الخیر و الشّر کلّه من اللّه». جناب سید محترم پس از التفات به مکتب آمده و در کلاس حاضر شده، فرمودند: بنابر مذهب جعفری خیر از جانب خدا و شر از طرف قامت ناساز بیاندام ما است. چنانکه صریح قرآن به آن ناطق است که میفرماید: «اذا اصابک من حسنة فمن اللّه و ما اصابک من سیّئة فمن نفسک» و به آن شخص اعتراض نمودند که شغل معلم فقط تعلیم است نه افاده عقیده خود و تزلزل عقاید اطفال و امروزه از پرتو وجود این سید محترم، جعفری مذهبان قطر شام از اول ثمره متمدنین آنجا محسوبند.
چه تمدن دیگران همان اقتباس از تمدن غربی است که مشوب به هزار جهت شهوت رانیهای حیوانی است و اما این تمدن مأخوذ از تمدن اسلامی و سراسر مطابق با موازین قامت انسانی است و هر ساله کتابچه خرج و دخل این سه اداره مهمه لازمه نوعیه را طبع و نشر فرموده و به همه جا ارسال میدارند، چنانکه به اداره ما هم در ماه قبل یک نسخه اهداء فرمودند.(2)
مجله درةالنجف در گزارش نخست مطرح کرد که جهان متمدن برای حل مشکل نابینایان و ناشنوایان به راه کار مهمی دست یافت و قرار شد با آموزش و پرورش متناسب با شرایط آنان و استفاده از علائم و اشارات به جای حروف آنان سواددار و دارای معلومات و دانش و تجربه شوند و در جامعه فعال گردند. از این رو مدارس و مراکز آموزشی بسیار در کشورهای غربی دایر شد و در ظرف چند دهه
شرایط معلولان عوض شد.
علمای مسلمان و به ویژه علمای شیعه در نجف به فکر افتادند همین شیوه را در شهرهای شیعی مثل نجف اشرف هم اجرا کنند. برای این منظور تشکیلاتی به نام مکتب علوی از سال 1325ق یعنی از 112 سال قبل در نجف اشرف تأسیس شد.
با توجه به اینکه نخستین مدرسهای که بر اساس راهکار و نظریه جروم کاردان در امریکا تأسیس شد، در سال 1287ق یعنی 150 سال قبل بوده است. دقیقاً 38 سال بعد در نجف اشرف توسط علمای شیعه نهضت عمومی برای راهاندازی مدارس برای معلولین مطرح و شکل میگیرد. یعنی فاصله تلاشهای مسلمانان شیعه با حرکت فراگیر در غرب چندان زیاد نیست.
اکنون نکات مهم در این گزارش را میشمارم:
1- اولین نکتهای که مطرح شده اهمیت مقایسه بلاد اسلامی با بلاد متمدن است. نویسنده گزارش معتقد است: لازم است آمارها و اطلاعات درباره مدارس، کیفیت آموزش نابینایان و ناشنوایان ممالک خارجه را به عرض مردم خود برسانیم تا نسبت به نکتبی که اولاد آنها را فرا گرفته متنبه شوند.
هنوز این شیوه اهمیت دارد یعنی در این دوره هم ضروری است اطلاعات و آمارهای کشورهای پیشرفته در زمینه معلولین شناسی گزارش شود تا مردم متوجه شود، وضعیت موجود را میتوان تغییر داد و میتوان شرایط بهتر و ایدهآل برای معلولان ایجاد کرد. کشورهای پیشرفته در موضوعات مختلف مثل اشتغال و درآمد، سوادآموزی و فیزیوتراپی به دستاوردها و تجارب راهگشایی دست یافتهاند و لازم است این تجارب و دانشها را از آنها گرفته و با بومی سازی و حذف موارد ناهماهنگ با فرهنگ و جامعه خودی اجرا نماییم.
2- نویسنده ابتدا تأکید میکند که لازم است گزارشی از مدرسهها، روش آموزش نابینایان و ناشنوایان و فرزندان دارای این عوارض به مردم و نخبگان ایران داده شود تا به وضع اسفبار این قشر در ایران آگاه شوند و حداقل نسبت به عقبماندگی بچههای بینا و عادی، متنبه گردند و عرق دیانت و وطن پرستی آنها به جوش آید.
3- مردم و نخبگان نباید بپذیرند که جگر گوشههای با چشم و با زبان ایران در دریای جهل غوطهور باشند و علاوه بر اینکه برای اینان تلاش میکنند برای ناشنوایان و نابینایان هم تلاش کنند.
4- علمای نجف به این نتیجه رسیدند که مرکزی برای تعلیم و تربیت معلولان به نام مکتب علوی تأسیس گردد.
5- حوزه علمیه نجف اشرف پیش قدم شد و این مرکز را ایجاد کرد. از اواسط سال 1325ق حوزه علمیه تأسیس چند مکتب و مدرسه را به عهده گرفت. تا برای دیگران الگوسازی کند. اما به دلیل فقدان معلم متبحر و مجرب اجرای این طرح به تعویق افتاد و قرار شد در ذی الحجه 1326 یک مدرسه ابتدایی به مدیریت شیخ یحیی معین العلماء دایر گردد. البته چند ماه از اجرای آن میگذشت ولی پیش آمدن مسائل مشروطیت مدتی تعطیل شد. اما مجدداً در جمادی الاول 1327 دایر شد.
6- بزرگان حوزه علمیه نجف اشرف بر خود واجب دانستهاند، جهت ساماندهی امور معلولان، مرکزی در نجف اشرف دایر کنند تا سرمشق و الگو برای عالمان در دیگر ممالک مسلمان دیگر قرار گیرند.
توجه شود این تفکر با تفکری که هم اکنون در قم هست که کاملاً مخالف معلولین است.
7- نویسنده اعضای هیئت امنای این مدرسه را نام برده است. حدوداً پانزده نفر را به عنوان مؤسس نام برده است.
8- در مدت اندکی که مکتب دایر شده، شاگردان رشد فراوان داشتهاند و در امتحانات موفق بودهاند. ولی پایه آنان ضعیفتر از دیگران است.
9- این مکتب در نجف اشرف است و از کمبود معلم رنج میبرد و از ایران برای جلب معلم درخواست شده است. معلوم میشود ایران در آن زمان پیشرفته بوده است.
شخصیتهای روحانی بعضاً کمک و مساعدت داشتهاند. ولی لازم است عموم مردم خود را مؤظف به مشارکت بدانند.
10- مراجع تقلید و حوزویان باید به این قشر و تربیت و تعلیم آن سعی و اهتمام مطلوبی داشته باشند.
11- لازم است افرادی در کاظمین، سامراء، کربلا و مدینه و دیگر جاها از مکتب نجف اشرف الگوگیری کرده و مراکزی برای معلولین احداث نمایند.
12- مهمترین مشکل مکتب علوی نداشتن یا کمبود کتب درسی و معلم حاذق بود البته در زمینه بودجه هم مشکل داشتند.
13- این مراکز خوب کار کنند، میتوانند هزاران مبلغ معارف مذهب را پرورش دهند.
14- در مدینه منوره به کوشش حاج شیخ اسداللّه مامقانی، یک باب مکتب
جعفری در مدینه منور احداث شده شصت شاگرد دارد، بیشتر شاگردان از شیعیان نخاوله هستند.
15- امید است با گسترش اینگونه مدارس، فرزندان مذهب شیعه به رشد دلخواه برسند و در جامعه موفق باشند.
16- از شام هم خبر میرسد آقا سید محسن از علمای حقه یک باب مکتب علوی، یک مریض خانه و یک دارالعجزه دایر کرده است. دارالعجزه همان نواخانههای ایران است.
17- این اقدام موجب الگو شدن برای دیگر کشورها و مناطق شد و در جاهای مختلف دارالعجزه برای ناتوانان و معلولین تأسیس کردهاند.
بهرحال این دو گزارش در سال 1328ق یعنی 109 سال قبل منتشر شده و اولین اسنادی است که به وضعیت معلولین در جهان تشیع و ضرورت وظیفه شناسی حوزه علمیه را مطرح کرده است.
18- اسامی که به عنوان مدیر مدرسه یا به عنوان هیئت مؤسس آمده لازم است روی آنها کار شود تا از طریق آنها اطلاعات درباره مکتب علوی پیدا کرد.
19- نویسنده این گزارش خودش عضو هیئت مؤسس بوده یا در هیئت مدیره حضور داشته و از نزدیک با اقدامات و کارهای آموزشی معلولان آشنا است.
20- یک نکته مهم این است که تعیین اعضای هیئت مدیره انتخابی و با رأیگیری بوده است.
21- درسهایی که به معلولین داده میشد مثل مکتب خانههای قدیم نبوده و شامل جغرافیا، تاریخ، حساب، هیئت، صرف و نحو، فارسی، عربی، ترکی، زبان خارجی و غیره میشد.
22- دخل و خرج با هم متناسب نیست و 40 تومان درآمد داشتند در حالی که 90 تومان مخارج و نویسنده معتقد است این وضع تداوم فعالیت را با خلل مواجه مینماید.
اما تا کنون قرضها از طریق مساعدتهای مردمی پرداخت شده است.
23- به دولت امیدی نیست چون خود دولتها سریع الطفوع و الافول هستند یعنی زود میآیند و زود هم میروند. و «معارف پروران اسلام پرست» لازم است پشتیبان مالی و غیرمالی مکتب باشند.
24- بر معارف پروران اسلام پرست لازم است که عطف توجه به این مکتب نموده و با توجه به مقام و موقع آن روا ندارند این مکتب که مادر هزاران مکتب است در شیعه خانه عالم عموماً و در ایران خصوصاً تعطیل شود.
نویسنده، مقام و موقع این مکتب و اینکه مادر هزاران مکتب است را یادآور شده است. مقام و موقع و اهمیت مرکزی که بر آموزش معلولین میپردازد در چی است؟
قدر متیقن مساعدتها و دستگیریهای یک دین به مردم، در کمک آن دین از بیچارگان معلول است. اگر یک مذهب و دین توانست معلولان را آموزش دهد، سواددار کند و راه درست زندگی را به آنها یاد دهد و پس از سواددار شدن و عالم شدن، شغل و درآمد و زندگی مساعدی داشته باشند، این مکتب و مذهب در نظر مردم جهان، موفق است و میتوان به آن تکیه کرد و به آن گروید. بر همین اساس است که مؤلف این گزارش به مقام و موقعیت این مکتب تأکید نموده است و آن را مادر هزاران مکتب دیگر میشمارد.
25- تأسیس مکتب علوی و مدرسه معلولین در کربلا، کاظمین، نجف و مدینه مهم است چون این مراکز مهم روحانی، زیارتگاه کرورها نفوس مسلمان عالم است و یک مکتب صحیح تام العیار میتواند انظار عامه را جلب کند و آنان با اقتباس در محلهها و ولایات خود، مکتب صحیح را دایر کنند.
26- هر زائر و مسافر پس از زیارت از نجف، کربلا و مدینه و دیگر شهرهای زیارتی بهترین سوغات و بالاترین تحفه برای عزیزان و دوستانش، گزارش دیدارش از مکتب علوی و چگونگی تعلیم فرزندان در این مکتب و امتحانات آنجا است.
27- با این شیوه اطلاعرسانی عمومی میشود و همگان در جریان امور مکتب و آموزش معلولین قرار میگیرند و خواهان اجرای آن در شهرهای خود میشوند. پیرو آن وزارت معارف موظف میشود به این خواست عمومی توجه کند.
28- هر ماه گزارشی از امور مالی و حسابها و معاونین و مدیران مکتب و کارهای آنان را به عرض قارئین عظام خواهند رساند.
نتیجه اینکه روحانیت شیعه با اقدام نیک خواهانه و خیرجویانه خود و تعلیم و تربیت معلولان مسلمان و شیعه در نجف اشرف، کاظمین، کربلا و مدینه توانست گامهای بلندی بردارد.
احتمالاً ورود کلیسا و نمایندگان کلیسا مثل کریستوفل چند سال بعد از تأسیس مکتب علوی جعفری به ایران همین نکته باشد. یعنی کلیسا متوجه شد شیعیان و روحانیت شیعه گوی سبقت را ربوده و در جذب و تربیت فرزندان شیعه فعال شده است، به همین دلیل آنان هم وارد شدند. گزارش مجله درةالنجف در سال 1328ق یعنی حدود یکصد ده سال قبل برای مدیران و مسئولین ارشد حوزه علمیه قم هم مؤثر است.
بدون تشکیلات کارآمد و فعال و بدون مدیریت پویا، معلولان راه به جایی نخواهند بُرد. اگر بهترین تفکر و بهترین ایدهها و طرحها را داشته باشید؛ نیز اگر سرمایه بسیار و امکانات زیاد داشته باشیم؛ ولی تشکلی برای اجرا نداشته باشید، آن تفکر و ایده مطلوب اجرایی نخواهد شد و به هدف نخواهید رسید و آن سرمایهها از بین میروند.
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم در سالهای نخست بعثت مکتب را تأسیس کرد و اخلاقیات و تفکر مردم را عوض نمود و در مدینه تشکیلات ایجاد کرد. دولت مدنی را تأسیس نمود. بنابراین یکی از امور زیربنایی نهادسازی است.
در عرصه معلولیتها تشکلهای فراوانی در همه شهرها ایجاد شده است. ولی اینها با هم پیوند و ارتباط کامل ندارند یا کمتر دارند. تصور بفرمایید اگر معلولین هنرمند یا خیاط درجه یک تربیت شوند و بهترین تولیدات را داشته باشند ولی تشکلی نباشد تا کارهای آنان را به دست متقاضی و خواهان برساند، مشتری و متقاضی پیدا کند. تبلیغ کند، برای فروش برنامهریزی کند؛ با نهادهای مصرف کننده تماس بگیرد، طرح با شکست مواجه خواهد شد.
نیز اگر همه به کارهای موازی و تکراری بپردازند، قطعاً سرمایهها هدر رفته و ثانیاً کارهای مهمتر زمین میماند. برای ساماندهی به وضعیت تشکلهای معلولان این توصیهها توسط افراد خُبره گفته شده است:
ایجاد دبیرخانه منتخب
تدوین آیین نامه و شرح وظایف
ثبت اتحادیه مؤسسات معلولین
لازم است نهادی به صورت اتحادیه تأسیس و پس از ثبت عضوگیری کند.
در این نشستها سه کار عاجل انجام شود یا یک هفته جلسات هر روزه داشته و سه رشته کار را تصویب کنند.
نقشه راه پنج ساله (طرح جامع پنج ساله)
مراحل اجرای طرح جامع و تقویم زمانی برای اجرای مراحل
تقسیم کار و تعیین وظایف
مانند ناشران و دیگر اقشار که اتحادیه دارند، مؤسسات معلولین هم نیاز مبرم به اتحادیه دارند.
هم اکنون شرایطی است که باید به موضوعاتی مثل حقوق معلولین و بیمه معلولین رسیدگی شود و تا این موضوعات حل نشود دیگر مسائل حل نخواهد شد. از طرف دیگر هر مؤسسه به تنهایی نمیتواند به اینگونه مسائل برسد و باید همه جمع شوند و برای اجرا و دفاع کامل از حقوق معلولین متحد شوند.
خلاصه اینکه نهادسازی یا راهاندازی تشکل فراگیر و پویا با توجه به ظرفیتهای همه مراکز معلولیتی یک ضرورت جدی است.
دفتر فرهنگ معلولین در زمینه نهادسازی، چند کار مقدماتی انجام داده است. اولاً برای مؤسسههای پویا و خلاق کتابهایی تدوین کرده است. از طریق این کتابها میتوان تجارب و دستاوردها را منتقل کرد. دومین اقدام کار پژوهشی روی اتحادیه معلولین در کشورهای مختلف بوده است. برای مثال بررسی اتحادیه تولیدکنندگان کتاب گویا در آمریکا به اتمام رسیده و در نشریه تواننامه درج میشود. یک جلد کتاب با عنوان «مراکز و مؤسسات معلولیتی ایران» در حال تدوین است.
اکنون به علل و عواملی که در کارآیی یک مؤسسه و یک نهاد مؤثر است، میپردازیم. البته از بین چندین علت و عامل، فقط به مواردی که اولویت بیشتر دارد و ضروریتر است میپردازم.
هر جامعهای شرایط خاص خود را دارد و برای اجرای نهادهای معلولیتی کارآمد لازم است ظرفیتها و شرایط خاص مثلاً ایران را بررسی کرد و بر اساس آن برنامهریزی نمود. متأسفانه بعضی با کپیبرداری از دیگر جوامع و دیگر راهکارها درصدداند عیناً آنها را در ایران اجرا کنند. فردی که در فرانسه یا سوئد تحصیل کرده و کارآیی نهادهای معلولیتی آنجا را مشاهده کرده، نسخهای برای ایران میپیچد که با شرایط ما بسیار فاصله دارد. هر کس بخواهد برای ایران کار کند و راه کار بدهد حداقل باید به اعتقادات دینی و آداب و رسوم و تفکرات ملی مردم توجه داشته باشد و بر مبنای این دو عامل برنامهریزی کند.
موفقیتهای کسانی مثل جبار باغچهبان، حسین گلبیدی و مدیران ابابصیر اصفهان یا شوریده شیراز ناشی از جامعهشناسی و روانشناسی ایران بود. آنان
اطلاعات از ایران و مردم ایران در دست داشتند و بر اساس آن برنامهریزی کردند.
در مبحث قبل معلوم شد در دوره جدید نخبگان و بسیاری از مردم ایران متوجه شدند، معلولین تربیتپذیر و آموزش پذیراند ولی باید تشکلهایی در این راستا ایجاد کرد که مبتنی بر شرایط بومی باشد. از این رو تلاشهای انجام یافت اما با آغاز دوره پهلوی و روی کار آمدن نظام دیکتاتوری رشد جامعه معلولین کند شد. هر چند کاملاً متوقف نگردید. چون در این دوره جبار باغچهبان یا حسین گلبیدی توانستند گامهای بزرگی بردارند و نظام جدید و تشکیلات مدرن برای ناشنوایان ایجاد کنند. اما همانگونه که باغچهبان در سرگذشت خودنوشت خود آورده کار کُند بود چون موانع دولتی بسیار بود و مدیران دولتی به خود اجازه میدادند در هر کار دخالت کنند و تصمیم بگیرند.(1)
دوره محمدرضا پهلوی وضع رو به بهتر شدن بود که در دهههای پنجاه و شصت، ساواک مقتدر شده و با دخالت در امور مختلف معلولان، مانع سرعت حرکتها میشد. این نکته گویای این است که موانع دولتی و دخالتهای دولت در همه امور، موجب خلل و مشکل در جریانهای مدنی شده است.
اما بسیار از امور معلولین در دربار زیر نظر فرح دیبا برنامهریزی و اجرا میشده جریانهایی که میتوانستند با ایشان کار کنند، مشکلی نداشتند اما جریانهای مخالف رژیم همواره مشکل داشتند. سر جمع تلاشها در این دوره به نفع معلولین بود و گامهای بلندی در رشد و ارتقای آموزش و پرورش معلولین برداشته شد.(2)
انقلاب اسلامی موجب درخشش بارقه امید در قلوب همه مردم و از جمله معلولین بود و آنان منتظر شرایط فرهنگی و اجتماعی بهتر، رفاه بیشتر و سعادت افزونتر بودند. اما بروز موانعی مثل جنگ تحمیلی، تحریمهای غرب و ناتوانی حاکمیت برای جمع بین رفاه داخلی و تنشهای بینالمللی، روز به روز وضع معلولین بدتر شد. بیکاری، رفاه، حقوق اجتماعی و دیگر شاخصها منفیتر گردید. تا اینکه خود نخبگان معلولین وارد عرصه شدند، تشکلهای جدید شکل گرفت و تلاش همگانی برای سازندگی آغاز شد و هنوز ادامه دارد.
نسل اول تشکلهای معلولیتی در ایران توسط کلیسا و میسیونرهای مسیحی احداث شد مدرسه نابینایان کریستوفل در اصفهان، مدرسه دخترانه مهر آئین در اصفهان و مرکز آموزشی در کلیسای شمعون در شیراز، اولین تلاشها برای جذب معلولین به آموزش و تحصیل و در ضمن به مسیحیت و مبلغ مسیحی شدن است.
واکنش متدینان و روحانیون مسلمان، احداث مراکز آموزشی در مقابل آنها بوده به این دلیل مکتب علوی، مدرسه کر و لالهای گلبیدی، مدرسه شوریده در شیراز و مدرسه ابابصیر در اصفهان شکل گرفت.
تجربه مهمی هست و آن عدم تداوم دائمی تشکلهای ایرانی و اسلامی و بر عکس تداوم تشکلهای غیر اسلامی و مسیحی است. فقط تداوم هم نیست بلکه تشکلهای مسیحی روز به روز از نظر مالی و امکانات توسعه پیدا کردهاند. کریستوفل تشکیلات «هیئت تبلیغ مسیحی کریستوفل» را تأسیس کرده و الآن یک تشکیلات بینالمللی با سرمایه بسیار زیاد و امکانات فراوان کار میکند. در حالی که ابابصیر روز به روز با موانع بیشتر و نحیفتر گردید. اساساً در ایران تشکل خیریه یا معلولیتی که یک سده عمر داشته باشد سراغ نداریم اما در غرب اینگونه تشکلها حتی با پانصد سال عمر هم یافت میشود.(1)
در دوره جدید اولین تلاش را روحانیون ایرانی در نجف اشرف برداشتند و مدارس زنجیرهای برای تعلیم و تربیت معلولان دایر کردند. اولین مدرسه در سال 1325ق تأسیس شد. اما غیر از دو گزارش که در مجله درةالنجف چاپ شده، درباره این اقدامات کار دیگر سراغ نداریم.
متأسفانه تا کنون مطالعه جامع در این باره صورت نگرفته و نمیدانیم سهم علل و عوامل مختلف در عملکرد تشکلها چیست؟
با اینکه در ایران فعالیتهای ملی و سراسری بدون اتکاء به مذهب و تشیع و اسلام ممکن و عملی نیست؛ زیرا مردم به این مذهب باور دارند و خانواده معلولان فرزندان خود را به دست غیر متدینین نمیسپارند. برعکس اگر متوجه شوند یک مؤسسه رویکرد مذهبی دارد، با تمام وجود کمک میکنند.
1) . برای وضعیت تشکل کریستوفل نگاه کنید به کتاب کریستوفل منتشر شده در دفتر فرهنگ معلولین.
فقط تشکیلات کافی و مکفی نیست بلکه مدیریت با تجربه و متخصص هم لازم است. در سه یا چهار دهه اخیر، دهها تشکل با خطمشیهای متعدد ولی هدف واحد ساماندهی به امور معلولین ایجاد شدهاند. یکی از آنها رعد است که خود مراکز مشابه دارد و یکی دیگر سماوات است.
هر کس اندک اطلاعی از اوضاع معلولین داشته باشد میبیند: معلولین با جمعیت 10 تا 15 درصدی با انواع معضلات در عرصههای آموزش و پرورش، اشتغال، جامعه پذیری، درآمد و اشتغال و دهها نوع مشکل دیگر دست به گریبان هستند. برخی از این مشکلات زیربنایی و اساسیترند؛ از قبیل تأخر فرهنگی، فقدان پایگاه اطلاعرسانی مدرن یا ندانستن مهارت و مجهز نبودن به ابزار آلات به روز.
اولین راهکاری که به ذهن آنان میآید این است که یک نفره نمیتوان کار کرد و لازم است تشکیلات احداث کرد و با تشکیلات به جنگ مشکلات رفت. حل مشکلات به نیازهای اساسی فرهنگی، انتقال تجارب و نیز مهارت افزایی توجه شود. به جای مساعدت مالی، زمینههای اشتغال و فراگیری روشهای کسب و کار کمک به معلولین برای اینکه به عنصری سودمند تبدیل شود و مثل انسانهای عادی و سالم در خدمات جامعه و توسعه اجتماعی باشند. و غیره بدون تشکل ممکن نیست.
متأسفانه از قدیم این ذهنیت ایجاد شده و به معلولین محترم القاء شده که آنان باید در حاشیه باشند و توانایی بر عهده داشتن نقشهای سازنده را ندارند. و زندگی آنان توسط دیگران با حداقلها اداره گردد. اما در دهههای جدید ثابت شد نه تنها آنها مثل دیگر افراد میتوانند کار کنند، درآمدزا و مسئولیتپذیر باشند، بلکه به دلیل خلاقیت و ابتکار ویژه نقشهای مهمی بر عهده گیرند که افراد سالم و عادی توانایی آن را ندارند. از اینرو کنار زدن آنان صحیح نیست، بلکه با آموزش و توجیه آنان، استعدادهای خدادادی نهفته در درون آنان به فعلیت رسیده و به عنصر خدوم و سودمند تبدیل میشوند. بنابراین اولین و مهم ترین نکته در مدیریت این است که مدیر باید اعتماد به نفس داشته باشد. البته نه اعتماد خیالی و بدون اساس بلکه اعتمادی که مبتنی بر دانش و مهارت و تجربه باشد.
مذهب و دین اگر برای مردم عادی یک ضرورت باشد، برای معلولین یک
ضرورت مضاعف است. چون اینان روحیهای شکننده و حساس دارند. از اینرو مذهب و تعالیم دینی تسلی بخش آنان است، به آنان امید زندگی و شور و نشاط میبخشد. از طریق ترویج متون دینی در جامعه معلولین، میتوان اخلاق و معنویت، وظایف و احکام و باورها و عقاید آنان را ارتقاء بخشید.
تا اینجا که دردها و مشکلات را شناسایی کنند و فکر کنند تنها با ابزاری به نام تشکل میتوان اینها را رفع و رجوع کرد، همه مشترک فکر میکنند، اما وقتی تشکیلات احداث میشود و برای حلّ مشکلات گام برمیدارند، خود را ناتوان مییابند و میبینند مشکلات مثل یک کوه بزرگ جلوی آنها است و با هیچ ابزاری کنار نمیرود.
گفتیم نخبگان وقتی مسائل و مشکلات معلولیتی را مشاهده میکنند، راهکار را در احداث تشکل میدانند و مرکزی ایجاد میکنند ولی کمتر فکر میکنند که چه نوع مرکز با چه خطمشی و کدام هدف را میخواهند؟
مراکز معلولیتی هر کدام به فراخور امکانات و داشتههای خود، خطمشی و اهدافی برای خود منظور و مصوب کرده و جهت تحقق آنها، شروع به فعالیت نمودهاند. با بررسی این مراکز، میتوان آنها را از نظر خطمشی به چند دسته تقسیم کرد:
خطمشی آموزشی
خطمشی خدماترسانی
خطمشی اطلاعرسانی
خطمشی انتشاراتی
خطمشی فرهنگی - علمی
مشاورهای
ژنتیک و پزشکی
توانبخشی و فیزیوتراپی
مدارس و مراکز تحصیلات عالی
مهارت آموزی
اینگونه مراکز شامل سه نوع میباشند: 1) مراکز مهارتهای حیاتی مثل
آموزش حرکت و جهتیابی و آموزش لبخوانی؛ 2) مراکز مهارتهای پایه مثل کامپیوتر و خواندن و نوشتن؛ 3) مراکز مهارتهای اشتغالی و شغلی مثل آموزش خیاطی و معرق.
مراکزی که به یاد دادن قرآن، اعتقادات و احکام میپردازند.
مراکزی که به معلولین یاد میدهند چگونه در جامعه حضور داشته و به چه روشی با مردم تعامل داشته باشند.
در مجموع پنج نوع آموزش در جامعه معلولین رواج دارد و هر یک از مراکز دارای رویکرد آموزشی به یک یا چند نوع از این آموزشها میپردازند.
خدمات ضروری مثل خوراک، پوشاک، عصا و ویلچر
خدمات فرهنگی مثل لوح و قلم، کامپیوتر و ضبط صوت
خدمات کتابخانهای مثل تأمین کتاب درسی، نشریه، کتاب گویا
خدمات مالی و اقتصادی، تأمین وام، خانه، مخارج ازدواج و هزینه تحصیل
اطلاعات شغلی و بازار را عرضه میکنند؛
اطلاعات درسی و آموزشی میدهند؛
اطلاعات مربوط به ازدواج و خانواده میدهند؛
راهنمایی علمی برای پایان نامه نویسان دارند.
سایت اینترنتی
بانک اطلاعات
نشریه (کاغذی یا الکترونیک یا صوتی یا بریل)
4- مراکز انتشاراتی که به چاپ و نشر کتابهای ویژه معلولان میپردازند و چند گونهاند:
نشر کتاب کودک و نوجوان
آماده سازی و توزیع کتاب گویا
آماده سازی و توزیع کتاب به زبان اشاره
کتاب مصور
کتاب الکترونیک
کتاب به خط بریل
مراکزی که کتاب بریل منتشر میکنند خود دو دستهاند:
مراکز مذهبی که عمدتاً قرآن بریل و ادعیه بریل منتشر میکنند.
مراکز عمومی که به درخواست و اقتضای جامعه معلولان، کتاب بریل منتشر میکنند.
از نظر فروش این مراکز دو گروهاند: محصولات خود را رایگان توزیع میکنند؛ محصولات را میفروشند.
5- مراکز مشاورهای: اینگونه مراکز تا کنون هر نوع مشاورهای را تقبل میکردهاند ولی آهسته آهسته مشاوره آموزشی و درسی از مشاوره روانی و این دو از مشاوره ازدواج و خانواده تفکیک شده و هر کدام مراکز تخصصی خواهند شد. از اینرو در آینده مراکز مشاورهای به چند دسته تقسیم خواهند شد.
6- مراکز ژنتیکی و پزشکی: مراکز ژنتیک با بررسیهایی روی نوع سلولها و چینش و ساختار آنها به اطلاعاتی دست مییابد که میتواند در پیشگیریها و در انواع اقدامات سودمند باشد.
نیز مراکز پزشکی با عرضه خدمات تشخیصی و تأمین داروهای مناسب و انجام روشهای درمانی متناسب با شرایط معلولین، اقدامات روشمند و مناسب را انجام میدهند.
7- مراکز توانبخشی و فیزیوتراپی: توانبخشی دارای کاربرد جامع و کلی و کاربرد خاص توانمندسازی جسمانی است، همچنین مراکز هم دو رویکرد دارند.
8- مراکز فرهنگی - علمی: این مراکز درصدد فرهنگ سازی از طریق انجام پژوهشهای مورد نیاز و تألیف محصولات علمی مثل کتاب، مقاله، گزارش و مصاحبه است.
از هشت نوع مراکزی که برشمردیم و خطمشی و نوع عملکرد هر کدام را برشمردیم، بیشترین مراکز به لحاظ آماری و کمی، مراکز خدماتی و آموزشی هستند و کمترین آنها فرهنگی - علمی است.
اما به لحاظ تأثیر در ساختار جامعه معلولان، مراکز فرهنگی - علمی مهمتراند؛ زیرا تولیدات مراکز فرهنگی در چرخه همه مراکز معلولیتی مبدأ و مولد است و دیگر مراکز معلولین اخذ کننده و مصرف کننده هستند.
اولین تصمیم برای مسئولین هر مرکز این است که میخواهند چه خطمشی و چه هدفی را تعقیب کنند؟ از اینرو لازم است تشکلهایی مثل سماوات نخست خطمشی کلان و نیز اقدامات و برنامه عملیاتی دراز مدت و کوتاه مدت خود را تدوین و منتشر کنند.
غیر از چهار عامل کلانی که شمردیم و برای موفقیت و کارآیی ضروری است، لازم است به چند عامل دیگر هم توجه و اهتمام شود. تجاربی هست که مراکز را در حلّ مشکلات یاری میرساند و موجب میشود آنها زودتر موانع را شناسایی و به سراغ حلّ آنها بروند. این تجارب عبارتاند از:
عدم ورود به قلمروهای تکراری: متأسفانه گاه یک کار پروژه مد روز میشود. مثلاً همه مراکز و در همه شهرها میخواهند کارگاه معرق با چرم دایر کنند. یک دورهای بود همه آموزش کامپیوتر میدادند. هر پروژهای که توسط نهادهای دولتی یا تشکلهای مردمی اجرا شده یا در حال اجرا است، لازم نیست مجدداً تکرار شود. کارهای موازی هر چند کار قبلی ضعیف باشد، به طور کلی مردود است. زیرا جامعه معلولین آنقدر کار انجام نشده دارد و صرف امکانات به پروژههای تکراری موجب نپرداختن به کارهای ضروری میشود.
ضرورت تقسیم کار: هر یک از مؤسسات و نهادها ظرفیت و امکانات خاص خود دارند لازم است کارها بین همه تقسیم گردد تا هر کس و هر نهاد تکلیف خود را بداند. البته اجرای این سیاست راحت نیست و کاری دشوار است. لازمه آن ایجاد یک مدیریت متمرکز و یک اتاق فکر در سازمان بهزیستی است تا هر سال برنامه جامع تدوین، وظایف هر نهاد مشخص و به صورت مکتوب و ابلاغی در اختیارش قرار گیرد.
عدم ورود به حیطههای دولتی: سازمان بهزیستی و دیگر نهادهای دولتی برای تمامی امور معلولین بودجه دریافت میکنند، امکانات و نیروی انسانی مکفی هم دارد. اگر مردم و تشکلهای مردمی به پروژههایی که دولت سرفصل بودجه برای آن دریافت میکند ورود پیدا کند به این معنا است که جامعه از جیب خود به پروژههایی میپردازد که دولت مبلغ و امکانات آن را دریافت کرده است.
اجرای امور زیر بنایی و کم هزینه: یک اصل این است که به جای اجراهای سطحی و مقطعی به کارهای ماندگار و مؤثر پرداخت. برای مثال در تولید کتاب
برای ارتقای فرهنگ معلولان به جای کتابهای یکبار مصرف و سطحی، آثار مرجع و جامع تولید و در اختیار فرهیختگان گذاشت. از قدیم گفتهاند به نیازمند به جای ماهی، تور ماهیگیری باید داد. و به جای صدقه و پول، دانش و اشتغال باید داد.
کشورهای پیشرفته از طریق ایجاد سامانههای اطلاعرسانی برای معلولان، بسیاری از مشکلات را بدون صرف هزینههای بسیار، ساماندهی کردند. یعنی فقط به معلولان و کل جامعه اطلاعات دادند. از این طریق نیازمندیها و تواناییهای معلولان را به مردم شناساندند، مردم متوجه شدند به کارگیری معلولان، فلان مزیتها را دارد و به سراغ آنان رفتند؛ همچنین روشهای پیشرفت و دست یافتن به موفقیت و رفاه را به معلولان نشان دادند. بالاخره با ایجاد سامانههای اطلاعرسانی توانستند بسیاری از مشکلات را مرتفع نمایند.
جلب مشارکت عمومی: محرم دانستن جامعه هدف و مردم کل جامعه اصل دیگری است که لازم است در امور معلولین به آن توجه شود. بر مبنای این اصل چند اقدام ضرورت دارد. مجال دادن به مردم و خود معلولان جهت نقد، یک ضرورت جدی است. اگر مدام و به شیوههای عیان و پنهان، نقد و انتقاد را از جامعه سلب کرد و به مردم گفت حق اظهارنظر ندارند، رشد فکری و اجتماعی هم پدید نمیآید.
نیز ایجاد بستری برای توسعه گفتوگو و تعامل سازندگی بین مردم و خود معلولان اهمیت دارد. از این طریق میتوان به مفاهمه و پیشرفت ادراکی مردم نایل گردید. و مشارکت مردم را گسترش میدهد. مسئله مهم دیگر که مشارکت مردم را توسعه میدهد، قانع سازی یا ارضاء عمومی یا رضایتمندی عامه است. مدیریت تشکلها و مدیران نهادهای دولتی لازم است با مردم گفتوگو داشته و بتوانند مردم را نسبت به اهداف مورد نظرشان قانع و توجیه نمایند. بدون توجیه و قانع نمودن مردم، مشروعیت و مقبولیت با بحران مواجه میشود و با بحرانی شدن پذیرش عمومی اقدامات، مردم خودشان را از پروژهها کنار میکشند. و توجه به این مهم ضروری است که در اموری که مردم حضور نداشته باشند، اگر دولت بودجههای بسیار زیاد هم مصرف کند باز نمیتواند موفق شود. زیرا بودجههای دولتی محدود است ولی تواناییهای مادی و معنوی مردم محدودیتی ندارد. از اینرو دولت نمیتواند تا بینهایت بودجه و امکانات مصرف کند. از طرف دیگر مشکلات جامعه معلولان نیاز به امکانات بسیار زیاد دارد که در توان دولت نیست.
همه این نکات به ما میفهماند به مردمداری، ارتباط منطقی با مردم و اصل مشارکت عمومی باور داشته و به آن عمل کنیم.
ضرورت کارشناسی و مشاوره و استفاده از عقل و تجربه جمعی: یک اصل مهم در امور معلولین این است که با تأنی نه عجله، هر پروژه ولو کوچک را پیش برد. و قبل از شروع عملیات از نظریات کارشناسان و متخصصان بهره گرفت. مدیریت مستبد و خودرأی نمیتواند ماندگاری و تداوم و کارآیی جامع داشته باشد. این دفتر به این اصل هم همواره اهتمام داشته است.
توجه به این تجارب اولین گام برای ایجاد یک تشکیلات کارآمد است.
قرنها معلولان بدون هیچگونه حقوق و با کمترین امکانات زندگی میکردند تا اینکه دانشمندان در غرب متوجه شدند به روش خاص میتوان معلولین را آموزش داد و به طوری که مثل انسانهای عادی سواد خواندن و نوشتن فرا بگیرند و بتوانند علوم و تخصصها را یاد گرفته و وارد کار و کسب درآمد شوند. به همین دلیل مراکز و تشکلهایی برای آموزش و پرورش آنان در غرب پدید آمد. این مراکز به تدریج توسعه یافت و پیشرفت پیدا کرد. همین شیوه را مسلمانان هم اقتباس کردند و مراکزی در شهرهای بزرگ دایر کردند.
اما تشکل به تنهایی کافی نیست بلکه لازم است به علل و عواملی که موجب پیشرفت و کارآیی آن میشود توجه شود. عوامل متعدد در افزایش کارآیی یک تشکل مؤثر است که لازم است به همه آنها توجه شود.
بنابراین تشکیلات و ایجاد تشکل یک رکن اساسی در پیشرفت امور فرهنگی و اجتماعی معلولان است و لازم است از جهات مختلف به ابعاد آن پرداخت، راههای کارآمد نمودن و شیوههای آسیبشناسی و آسیبزدایی تشکلها را شناخت و نهایتاً اقدام به ایجاد مراکز و مؤسسات کارآمد در مناطق مختلف نمود. این تنها روش برای پیشرفت امور معلولین است.
سماوات یکی از مراکزی است که جدیداً دایر شده و مدعی خطمشی جدید و ابتکاری است. اکنون در این کتاب، سعی داریم به بررسی ابعاد آن بپردازیم.
سماوات تشکیلاتی است که توسط چند تن از نخبگان و فرهیختگان جامعه معلولین و خادمان این جامعه در سال 1392 شکل گرفت و مطرح شد و کارش را شروع کرد. گویا مشکل اشتغال معلولین توجه آنان را معطوف به خود کرده و این جمع به اجماع و توافق رسیده بودند که تشکیلاتی برای اصلاح شیوه اشتغال و پیشبرد اندیشه اشتغالزایی احداث کنند. اما به تدریج این اندیشه در بانیان قوت گرفت که تشکلهای معلولین در سراسر کشور نیاز به شبکه دارند.
نیت و انگیزه بانیان و مؤسسان سماوات نیک و خیر خواهانه بوده اما اینکه در عمل چکار خواهند کرد و آیا در عمل به موفقیت و اهدافی که اعلام کردهاند خواهند رسید یا نه؟ هنوز پاسخ قطعی نمیتوان داد.
این فصل درباره خود تشکیلات سماوات است و به تاریخ تأسیس خطمشی و اهداف و ساختار تشکیلات آن میپردازد.
نشانیهای دفتر مرکزی سماوات اینگونه است:
نشانی قانونی دفتر مرکزی سماوات الغدیر: تهران، یافت آباد، میدان الغدیر، خیابان شهید جواد زندیه، ضلع شمالی پارک شهدای یافت آباد، پلاک1.
نشانی کنونی: تهران،
خیابان کریمخان زند، خیابان استاد نجات اللهی (ویلای جنوبی)، نبش کوچه جرج جرداق (افشین سابق)، پلاک 269، ساختمان پردیس ویلا، طبقه ششم.
وب سایت: www.samavat.org
ایمیل: samavat95@yahoo.com
نشانی کانال تلگرامی: www.telegram.me/samaavaat
مقالهای درباره چگونگی تحقق سماوات با عنوان «سماوات از ایده تا اجرا» توسط مدیر روابط عمومی رعد الغدیر خانم معصومه فراهانی تألیف شده که عیناً میآورم؛ تا سیر اجرایی سماوات از زبان مسئولین آن بیان گردد.(1)بهرحال خانم فراهانی درباره شکلگیری سماوات چنین نوشته است:
طرح گردهمایی مؤسسات نیکوکاری توانیابان جسمی حرکتی سراسر ایران، به همت آقای ابراهیم هدایی - مدیر مجتمع آموزشی نیکوکاری توانیابان مشهد - در سال 1386 شکل یافت. در این طرح که مدت 2 روز در شهر مقدس مشهد به طول انجامید، مدیران کلیه مراکز استانها، ضمن بهرهمندی از امکانات تفریحی و زیارتی تدارک دیده شده، با معرفی برنامههای خود در مراکز و ارائه مسائل، مشکلات و برنامههای آتی خود، چهره مثبتی از توانمندیهای مؤسسات خود ارائه نمودند.
این برنامه در ظرف زمانی هر چند محدود خود توانست قدم مهمی را در ایجاد تعامل، همدل سازی مراکز و افزایش انگیزه برای حرکتهای سازندهتر به جهت ارتقاء خدمات قابل ارائه به معلولین، در متولیان امر مراکز ایجاد نماید.
دو سال بعد، در سال 1388 مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد در شهرک غرب تهران، طی فراخوانی خواستار گردهمایی مراکز مختلف متولی آموزش و توانبخشی معلولین بالای 14 سال کشور گردید. در این نشست یک روزه اعضا ضمن آشنایی با متولیان مراکز جدیدالتأسیسی چون: مجتمع آموزشی نیکوکاری توانیابان موسی بن جعفر علیه السلام - مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان - مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پاکدشت (اریکه نور سابق) - مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد طالقان، در جریان فعالیتهای مراکز مختلف قرار گرفتند.
آنچه که در انتهای این نشست به عنوان نتیجه، عاید کلیه حضار گردید ضمن ایجاد تعامل، تشکیل دفتری به عنوان دفتر هماهنگی مراکز نیکوکاری، در مکان مجتمع رعد بود.
1) . این مقاله در ویژهنامه سمینار مراکز آموزشی و اشتغالزایی توانیابان سماوات، 1392، ص 4-6 چاپ شده است.
با نظر مساعد کلیه حضار مقرر شد تا دبیر و اعضای دفتر هماهنگی نسبت به ارائه اطلاعات، پیگیری درخواستهای مراکز مختلف با بهرهمندی از نظر سایر اساتید دانشگاهی؛ مجربین حوزه توانبخشی معلولین و کارشناسان ذیربط نسبت به حل مسائل عنوان شده نهایت اهتمام را به عمل آورده و در سال بعد طی برپایی همایشی دیگر، گزارش مبسوطی از فعالیتهای خود به اعضا ارائه نماید.
دفتر هماهنگی مراکز نیکوکاری کار رسمی خود را در تاریخ 5 مهرماه 1388 آغاز نمود اما متأسفانه موفق به دستیابی به اهداف مدنظر و برگزاری همایشهای بعدی این دفتر نگردید.(1)
گفتوگو برای شکلگیری: اکنون بعد از گذشت حدود 4 سال از ایجاد دفتر و با توجه به گسترده شدن فعالیتهای حوزههای اجرایی توانبخشی و حرفه آموزی معلولین در سراسر ایران که به لطف خداوند و همت پاک و شایسته خیرین بومی در شهرهای کاشان؛ شیراز؛ بوشهر؛ بندرعباس؛ زاهدان؛ پاکدشت و 2 مرکز در شرف تأسیس دیگر در شهرهای همدان (مؤسه توانبخشی سینا) و سبزوار (مؤسسه خیریه عطیه) که بر اساس مبنای تفکری خادمین مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر شکل یافته است،(2)میطلبد تا به جهت تسهیل در امور، و هم افزایی توان کلیه مراکز در ایران با تشکیل یک شبکه مردم نهاد گامهایی محکم و مؤثر برای استاندارد سازی خدمات قابل ارائه در هر مرکز ایجاد نمود. لذا با توجه به درخواستهای مکرر مراکز مشابه رعد الغدیر و حتی سایر مراکز رعد در اقصی نقاط ایران از این مؤسسه، به عنوان تنها مرکز حرفه آموزی مبتنی بر حلقههای تکمیلی توانبخشی حرفهای؛ که توفیق اشتغال 300 نفر از توان یافتگان خود را از بدو تأسیس تا کنون داشته است، متولیان امر این مؤسسه را به تفکر پیرامون این مهم کشانید که میتوان از طریق ادامه روندی که دوست خوبمان آقای هدایی در مشهد مقدس رقم زدند طرحی نو در انداخته و کاری کارآتر ارائه نماییم.
بیشک آنچه که در ادامه به عنوان اهداف و موضوعات پیش بینی شده خدمت
شما ارائه میگردد موضوعات و موارد تکمیل شده و بینقص و غلطی نخواهد بود. اما با توجه به ضرورت حرکت و ارزش قائل نشدن برای سکون و سکوت و ایستایی، در این طرح که در قالب نشستی سه روزه تدبیر گردیده است به دنبال این مهم خواهیم بود که با بهرهمندی از نظرات مدیران و کارشناسان و مسئولین بتوانیم پاسخی شایسته به نیازهای مراکز و رفع پارهای از مسائل آنها همراه با فراهم آوردن فضایی مفرح برای تلطیف خاطر مدیران و تجدید انگیزه و قوا برای آنها، ارائه نماییم. بر همین اساس پیرو تماس تلفنی مدیر مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر تهران با آقای ماشااله بخردی پیرامون ضرورت این امر و تقاضای مشارکت از این مؤسسه جهت حمایت از اجرای این امر، نهایتاً منجر به برپایی جلسهای در تاریخ 12 مردادماه 1392 با حضور نمایندگان دو طرف (کاشانه مهر کاشان و مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر) در کاشانه مهر کاشان گردید.
در این جلسه که با حضور آقای سید علی ضیایی (رئیس هیئت مدیره) کمک و بازدید از مجتمع تفریحی ایشان (مجتمع تفریحی خورشید) در مشهد اردهال همراه بود توافقات شفاهی صورت یافت و مقرر شد تا کلیات طرح در جلسه دیگری با حضور علیرضا آتشک و آقای سید علی ضیایی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
بر همین اساس جلساتی در خصوص اهم موضوعات قابل بررسی در این همایش با حضور آقایان علیرضا آتشک و ساعد مطهری و خانم فراهانی در دفتر مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر برگزار گردید و پس از حدود 70 ساعت بارش فکری و بررسی موضوعات، مقرر شد تا آخرین حلقه توانبخشی حرفهای یعنی ایجاد اشتغال از طریق ارائه خدمات آموزشی مفید و کار آمد به توانیابان (طرح دانش کار) به عنوان موضوع اصلی این همایش مدنظر قرار گیرد.
البته متفکرین در این زمینه برای رسیدن به این منظور از کلیه زیر ساختهای لازم این طرح نیز غفلت نورزیدند و مقرر شد تا در این زمینه به ریز موضوعات آموزشی مانند تنوع دورههای آموزشی، کار آمدی و اشتغالزایی دورهها، صادرات و ارز آوری تولیدات توانیابان، معرفی دورههای آموزشی اشتغالزا، بررسی و ارزیابی حرفهای معلولین برای انتخاب دورههای آموزشی متناسب با وضعیت جسمانی، مدنظر قرار دادن موقعیت بومی توانیابان هر مرکز، انتخاب مربیان شایسته و نقش آنها در حرفه آموزی توانیابان، ویژگیها و ملاک انتخاب مدیران شایسته برای سرپرستی آموزش مراکز مختلف و بسیاری از موارد دیگر نیز بپردازند. همچنین به
مهمترین وجهی که باعث معرفی خدمات یک مرکز و ایجاد تعامل بهتر با شبکههای انسانی خیّر و یا نهادهای مختلف دولتی و خصوصی میگردد یعنی «مدیریت در سازمانهای مردم نهاد از طریق جلب حمایتهای مادی و معنوی» نیز توجه کافی را داشتهاند. خلاصه کلام اینکه با توجه به محدود بودن زمان و تنوع موضوعات بیشمار مقرر شد تا موضوعات مدیریت برنامهریزی و آموزش متناسب با معلولین - کار آفرینی و اشتغال معلولین - و مدیریت در سازمانهای مردم نهاد از طریق ایجاد کار گروههای تخصصی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
ضرورتها: وقتی تئوریهای نوین توانبخشی را در دهههای اخیر مرور میکنیم، به اتفاق نظری میان همه آنها میرسیم، و آن اینکه: دوره عزلت معلولان سر آمده و امروزه نه تنها نهادهایی خاص و محدود، بلکه تمام ارکان اجتماعی در موضوع توانبخشی دخالت دارند.
توانبخشی امروز مفهومی کاملاً نوین به خود گرفته است؛ به این معنی که هدف کلی از آن، بالا بردن نقش اجتماعی و مشارکت فرد معلول در جامعه است، زیرا در دنیای امروز آنچه که میزان توانایی و ناتوانی افراد را تعیین میکند، بستگی به عملکرد و نقش اجتماعی آنها دارد و افرادی ناتوان نامیده میشوند که نتوانند در یک سیستم اجتماعی نقشی را بپذیرند یا از قدرتش نقش پذیری بسیار پایینی در جامعه برخوردار باشند.
ریشه این دستاورد فکری را میتوان در دو گزاره جستجو کرد که هر دوی آنها حاصل پیشرفت جوامع و ورودشان به دنیای مدرنیته است:
نخست؛ بالا رفتن سطح علمی جوامع و نگاه منطقیتر افراد به پدیده معلولیت.
دوم؛ انقلاب تکنولوژی که جوامع را هر روز با فنآوری نوینی آشنا میکند و حاصل این آشنایی، تحولی است که در به کارگیری ابزار و امکانات پدیده آمده و این فرآیند به انسان این امکان را میدهد که با کمترین تحرک، بیشترین استفاده را از ابزار ببرد.
این دو گزاره سبب شده که جوامع، پذیرش بیشتری نسبت به معلولان داشته باشند و امکان مشارکت اجتماعی آنان را فراهم آورند و بپذیرند که: امروزه حاصل کار مهم است نه نوع عملی که یک فرد برای رسیدن به آن نتیجه انجام میدهد. نتیجه این اندیشه، ظهور توانبخشی حرفهای در جوامع است. توانبخشی حرفهای میکوشد تا از راه حرفه آموزی به فرد معلول، او را برای داشتن یک شغل و در نهایت پذیرش یک نقش اجتماعی آماده سازد.
در دهههای اخیر شاهد آن هستیم که در کشور ما نیز سازمانهای غیر دولتی در این زمینه فعالیت چشمگیری داشتهاند. به نظر میرسد عملکرد این گونه سازمانها باید به گونهای باشد که با عبور از توانبخشی صرفاً» پزشکی و با تکیه بر توانبخشی حرفهای، فرد معلول را برای حضور در جامعه و تحقق توانبخشی اجتماعی آماده سازند.
ضرورت استاندارد سازی و اتخاذ یک رویکرد همه جانبه: اگر قرار باشد این روند، یعنی توانبخشی حرفهای منجر به توانبخشی اجتماعی شود توانیابان در مراکز مختلف حرفهآموزی فعال در سراسر کشور میباید با نگاه نوین ارزیابی گردند. و نقد این امر خالی از ضرورت نیست. برای واضحتر شدن ضرورت این نقد باید به این نکته اشاره کرد که در رویکردهای نوین به معلولیت، تمام جنبههای روحی، روانی، اجتماعی و عاطفی یک فرد توانیاب در نظر گرفته میشود و فردی میتواند به تعامل صحیح با دیگران بپردازد که در توسعه نسبی تمام ابعاد روحی و روانی خود کوشیده باشد.
از طرفی، منظور از توانایی مشارکت اجتماعی تنها جنبه حرفهای آن نیست؛ انسان برای داشتن مشارکت اجتماعی نیازمند تواناییهای روحی و روانی نیز هست، به عبارتی، در نقد سازمانهایی که با محوریت توانبخشی حرفهای شکل میگیرند، این سؤال مطرح میشود که آیا به موازات این توانبخشی حرفهای، اقداماتی جهت آماده سازی روحی و روانی فرد معلول برای مشارکت اجتماعی او نیز صورت میگیرد یا خیر؟ اگر بخواهیم به نقد سیستماتیک این مسئله بپردازیم، ناچار باید سازمانهای توانبخشی حرفهای را به منزله یک سیستم در نظر بگیریم و فرد معلول مواجه با این سازمانها را در دو مقطع زمانی ورود و خروج مورد مطالعه قرار دهیم که ساختار این مطالعه در سه بخش تدوین میشود:
فصل اول، مطالعه توانیابی که در آستانه ورود به این مؤسسات است.
فصل دوم، مطالعه توانیابی که با این مؤسسات در حال تعامل است و از خدمات آنها بهرهمند میشود.
فصل سوم، مطالعه توانیابی که مدتی از خدمات این مؤسسات بهره گرفته و اکنون به عنوان کار آموخته و فارغالتحصیل دارای مدرک فنی و حرفهای قرار است برای اشتغال و کسب یک نقش اجتماعی، وارد جامعه شود.
در فصل اول به مطالعه فرد توانیابی میپردازیم که در آستانه ورود به توانبخشی حرفهای است که این توانبخشی حرفهای قرار است منجر به حضور و مشارکت
اجتماعی او شود. همانطور که گفته شد، این حضور اجتماعی و مشارکت، علاوه بر توانمندی حرفهای، نیازمند توانمندیهای روحی و روانی نیز هستند.
برای آنکه بدانیم مؤسسات مختلف حرفه آموزی توانیابان تا چه اندازه در تقویت این افراد توانمند موفق هستند، باید نخست سطح این توانمندیها را در آستانه ورود فرد به مؤسسات بسنجیم.
فصل دوم با توجه به اینکه پدیده جداسازی در جامعه ما بسیار پر رنگ است و مسائل ثانویه همچون نبود مناسب سازی محیط شهری و فقدان فرهنگ پذیرش معلولان از سوی جامعه بر این جداسازی دامن زده و انزوا معلولان را تا حد بسیاری بالا برده است. شخصیت اجتماعی این افراد نیز معمولاً با مشکل روبروست. چون همانطور که گفته شد، رشد شخصیت اجتماعی، نیازمند تعامل و بازخوردهای اجتماعی است؛ حال آنکه پدیدههایی همچون جداسازی وایزولاسیون، فرصتهای تعامل و بازخوردهای اجتماعی را از فرد معلول میگیرد. در نتیجه من اجتماعی یک معلول، همپای رشد فیزیکی و سنی او رشد نخواهد کرد.
چنین فردی وقتی وارد مؤسسات توانبخشی حرفهای میشود، معمولاً با چند حالت روبرو است:
اول آنکه به دلیل فرهنگ جامعه که به اینگونه مؤسسات نیز تسری پیدا کرده، یک نگاه از بالا همواره بر فرد معلول حاکم است. این نگاه از بالا موجب میشود تعاملات فرد معلول باز هم در یک چهارچوب بسیار محدود تعریف شده باشد.
دومین حالت آن است که خود فرد معلول به دلیل سابقه تربیتی که تعاملات اجتماعی را به خوبی تجربه نکرده، در اینجا نیز رویه انزوا را در پیش گیرد و میلی به تعامل اجتماعی از خود نشان ندهد.
حالت سوم، حالت رویارویی فرد معلول با افرادی است که آنها نیز به دلیل معلولیت غالباً از یک من اجتماعی رشد یافته و بالغی برخوردار نیستند؛ در نتیجه تعاملات اجتماعی در این مؤسسات بسیا رمحدود است.
جدا از این مباحث، مهمترین کاستی سازمانهای توانبخشی حرفهای، ضعف در پرورش من اجتماعی معلولان است. به عبارتی، این مؤسسات نمیتوانند یک معلول را از نظر روحی و روانی آماده پذیرش جامعه کنند و بستر توانبخشی اجتماعی را از سوی خود معلول فراهم سازند. همه این معضلات بر میگردد به یک بعدی عمل کردن این مؤسسات، یعنی تمرکز بر حرفه آموزی.
و حالا فصل سوم مطالعه: با فرد معلولی مواجه هستیم که به تعبیر این
سازمانها، کار آموخته و آماده ورود به بازار کار است اما پیش نیازهای روحی و روانی این حضور اجتماعی در او شکوفا نشده است. یک فرد آماده ورود به بازار کار، باید از اعتماد به نفس بالا و توانایی برقراری ارتباط با دیگران برخوردار باشد اما متأسفانه این خصیصه در بیشتر کار آموختگان این مراکز دیده نمیشود.
باید پذیرفت که بر پایی کلاسهایی همچون روابط عمومی و مهارتهای زندگی، شاید بتواند این نقیصه را تا حدی جبران کند اما برای رفع این مشکل، اقدامات اساسیتری را باید مورد نظر داشت؛ اقداماتی که طی آن بتوان مقدمات بلوغ اجتماعی فرد معلول را فراهم آورد؛ به این معنی که تعاملات اجتماعی را در این سازمانها به صورت سیستماتیک درونی کرد و آنها را به یک جامعه مدل و فشرده شده بدل ساخت تا افراد در آن با تعاملات اجتماعی مواجه شوند و خود را آماده حضور در جامعه کنند.
اهداف: با توجه به مواردی که در بحث ضرورتها مطرح گردید نیاز به اجرای طرح استاندارد سازی مراکز حرفه آموزی موضوعی غیر قابل کتمان به شمار میرود.
بیشک شناسایی موضوعات و ارائه راه حلهای منطقی برای رفع مسائل و نواقص موجود در مراکز 20 گانه توانیابان کشور در بحث توانبخشی حرفهای با توجه به وضعیت رفاهی معلولین در مناطق مختلف، توان و امکانات منطقهای و استانی، موقعیت مالی مراکز، دانش تخصصی مدیران و میزان بهرهمندی آنها از آخرین نتایج علمی و مستندات، نیازهای فردی و اجتماعی معلولین، دامنه شبکه انسانی و اجتماعی مؤسسات ما را در حفظ مشی اصلی توانبخشی حرفهای یاری خواهد نمود.
لذا از مهمترین اهدافی که در طی برپایی همایش سه روزه مراکز حرفهای معلولین میتوان مدنظر قرار داد مختصراً به موارد ذیل اشاره میگردد.
معرفی فرآیند توانمند سازی حرفهای و تخصصی از طریق پیاده سازی طرح دانش کار: (آموزشهای روز آمد - توانبخشی (جسمی - روحی - اجتماعی) - اشتغال)
فرایند توانمند سازی حرفهای توانیابان شامل چهار مرحله است که عبارتند از:
اول: بررسی زمینههای شغلی و ایجاد بسترهای مناسب برای اشتغال پایدار توان یابان.
دوم: بررسی عوامل مؤثر در مشاوره حرفهای و شغل توان یابان.
سوم: توانبخشی حرفهای و تخصصی توانیابان.
چهارم: حمایت و پشتیبانی از توانیابان (شناساندن کیفیت کاری توانیابان و تلاش برای بالا بردن این کیفیت.)
اهمیت نقش مدیریت در سازمانهای مردم نهاد:یکی از کارکردهای مشخص و مؤثر سمنها حد واسط بودن بین دستگاههای دولتی و تودههای ذی مدخل در جامعه است. دریافت نظاممند رهنمودها و اطلاعات از دولت و انتقال آن به شاخههای خود یا گردآوری نقطه نظرات و اطلاعات حوزه فعالیت و ارائه آن به دولت، میتواند به عنوان یک تعامل دو سویه و کارکردهای اساسی یک سازمان مردم نهاد، در رشد ملی بخش مربوطه، تلقی گردد.
لذا اهمیت نقش مدیران در برنامهریزی و هدایت و پرورش سالم امکانات دریافتی از دولت - سازمانهای خصوصی - شبکههای انسانی حامی و همچنین استفاده از پتانسیلهای موجود گروههای بر شمرده در بالا میتواند ضمن تسهیل حضور اجتماعی معلولین از طریق معرفی توانیابان در قالب دورههای کارورزی منجر به اشتغال به ادارات و یا فضاهای ممکن کاری و همچنین عرضه محصولات تولید توانیابان از طریق نمایش و فروش در مکانهای بسیار مناسب و حتی صادر نمودن آنها از مجرای خاص نیروهای انسانی و نه دولتی نقشی بارز در حل مسئله کار آفرینی و اشتغال توانیابان و جلب حمایتهای مادی و معنوی ایفا نماید.(1)
مطلب مزبور گویای دیدگاههای مدیریت سماوات و نشانگر آراء کسانی است که سماوات را پدید آوردهاند. اما با اینکه عنوان این مقاله به گونهای است که میخواهد تاریخ شکلگیری سماوات و تحولات آن را بیان کند ولی در عمل بیشتر مقاله اینگونه نیست و به آرزوهای نویسنده است و ربطی به شکلگیری و سیر تحقق و اجرای سماوات ندارد.(2)
اما نکاتی که درباره روند تحقق و سیر اجرا شدن سماوات در این مقاله آمده، هر
چند شامل اطلاعات سودمند است ولی پارهای ابهامات و پرسشها هم مطرح است. به برخی از مهمترین این مسائل میپردازم:
1- مؤلف مقاله معتقد است ریشههای تاریخی سماوات به سال 1386 برمیگردد که مراکز نیکوکاری توانیابان جسمی حرکتی سراسر ایران به دعوت آقای هدایی به مشهد رفته بودند. اینان دو روز در مشهد به چند جلسه به موضوعات مهم مثل چگونگی ارائه خدمات به معلولین پرداختند و هر مؤسسه، فعالیتهای خود و برنامهها و مشکلات آتی خود را مطرح و معرفی کرد و هر یک تلاش نمودند از خود چهره مثبت و موفق عرضه کنند.(1)
اما مؤلف، این مباحث را نیاورده و گویا محتوای مباحث را در اختیار نداشته است. نیز در مورد اینکه آیا برای یافتن این متون اهتمامی داشته یا نه، حرفی نزده است. و اساساً اشاره به اهمیت و ضرورت مباحث سال 86 که منجر به پیدایش سماوات شده نکرده است.
اگر بین محتوای جلسات 86 در مشهد و تأسیس سماوات نتوان پل زد و رابطه ایجاد نمود، نمیتوان آن جلسات را مبدأ و ریشه تاریخی سماوات دانست. زیرا از آن جلسات تا تأسیس سماوات 6 سال فاصله است و در این مدت مدیران حاضر در مشهد در چندین جلسه دیگر هم شرکت کرده و ذهنشان متوجه تشکل سراسری و شبکهای شده است و نمیتوان ادعا نمود که فقط جلسات 86 در ذهن آنان طوری مؤثر بوده که 6 سال بعد سماوات را تشکیل دادند.
بهرحال پل زدن و رابطه برقرار کردن بین جلسات 86 مشهد و سماوات در سال 92 در تهران فقط به شیوه محتوایی ممکن است. یعنی محتوای آن جلسات این ایده و آرمان را مطرح کرده و در ذهن حضار تأثیر گذاشته است. ولی با فقدان و در دسترس نبودن محتوای آن جلسات این هم مشکل است.
2- نویسنده سپس به تجمع مراکز معلولیتی سراسر کشور در رعد مرکز در سال 88 اشاره میکند و در واقع میخواهد نتیجه بگیرد این تجمع هم به لحاظ تحولات تاریخی مبنا و ریشه سماوات است. اما با توجه به اینکه رعد مرکز خودش تشکل سراسری دارد و مراکزی در شهرهای مختلف به نحوی مرتبط و وابسته به رعد مرکز هستند، نمیتوان نظر قطعی داد.
1) . ویژهنامه سماوات، ص4.
بهرحال طرح این جلسات در مقدمه و به عنوان ریشه تاریخی سماوات کمی عجیب و بعید است. مگر اینکه بگوییم جلساتی در مشهد یا در رعد مرکز بوده و مباحثی در ضرورت ایجاد و تشکیل شبکه مطرح شده و این مباحث در سال 92 عینیت و تحقق عینی یافته و اجرایی شده است. به عبارت دیگر محتوای آن جلسات را مرتبط کنیم به سماوات. البته این توجیه وقتی درست و تمام است که متون و محتوای آن جلسات را در اختیار داشته باشیم.
خانم فراهانی مینویسد: آنچه در انتهای نشست رعد مرکز به عنوان نتیجه، عاید حضار گردید ضمن ایجاد تعامل، تشکیل دفتری به عنوان دفتر هماهنگی مراکز نیکوکاری در مکان مجتمع رعد مرکز بود.(1)
اگر در همین جمله دقت شود، تاریخ نگاری سماوات در این مقاله زیر سؤال میرود. دقت کنید نوشته است رعد مرکز جلسهای از مدیران مراکز وابسته به خودش از سراسر کشور تشکیل داد و آنان دفتری جهت تعامل و همکاری بیشتر در تهران در رعد مرکز تشکیل دادهاند، آنگاه این را ربط می دهید به سماوات و میگویید این دفتر بعداً سماوات شد. با اینکه هیچ ربطی به یکدیگر ندارند.
3- بهرحال در مقاله خانم فراهانی، از نظر تاریخی مشخص نیست که ایده و اندیشه سماوات چه زمانی و کجا و توسط چه کسی مطرح شده و چرا؟(2)با اینکه شبکههای دیگری در ایران از دهه چهل و پنجاه بوده و فعالیت داشتهاند. برای نمونه کانون ناشنوایان ایران، انجمن نابینایان ایران و جامعه معلولان ایران از نخستین تشکلهایی هستند که در بسیاری از شهرها مراکزی هماهنگ و مرتبط به آنها بودند و حداقل چند دهه قبل از سماوات تشکیل شده بودند. از اینرو صحیح و معقول بود اصحاب سماوات نخست پیشینه شبکهسازی را در ایران مرور میکردند، تجارب لازم را گردآوری و مطالعه میکردند، سپس اقدام به ایجاد شبکه مینمودند.
همچنین خانم فراهانی درباره سابقه و پیشینه این مسئله در جهان و ایران، گزارش و تحلیلی نیاورده است.
هم اکنون چندین شبکه در ایران جریان دارد: کانون سراسری تشکلهای مردمنهاد معلولان وابسته به سازمان بهزیستی؛ شبکه هماندیشی وابسته به کانون
توانا قزوین؛ شبکه رعد مرکز؛ شبکه تشکلهای نابینایان و کمبینایان چاوش؛ تشکل سلامت وابسته به رعد الغدیر، قابل پرسش است که چرا رعد الغدیر با داشتن شبکه سماوات، شبکه سلامت را هم مجوز گرفته است.(1)نیز کانون ناشنوایان و انجمن خانواده ناشنوایان و انجمن نابینایان و جامعه معلولین ایران هم هنوز پا برجا است و در بسیاری از شهرها شعبه دارند.
یک پرسش جدی دیگر بین معلولان مطرح است که این شبکهها چه نوع جذابیتی دارد که افراد حاضر میشوند با صرف هزینه بسیار آن را ایجاد کنند. لازم بود در این مقاله به اینگونه مباحث هم پرداخته میشد.(2)
4- هر سال چندین نشست کشوری مراکز دارند و مراکزی مثل دفتر فرهنگ معلولین در اکثر اینها دعوت میشویم و حضور داریم. متأسفانه این نشستها معمولاً با صرف هزینه بسیار دور هم جمع میشوند، معمولاً مباحث گذشته را تکرار میکنند و متفرق میشوند.
چون مباحث ضبط و ثبت نمیشود و در دفتر و کتابی و جزوهای تدوین نمیگردد و در اختیار عموم قرار نمیگیرد. لذا از خاطرات فراموش میشود و در جلسه بعد مباحث گذشته در خاطر و حافظه کسی نیست. از اینرو مجدداً و از صفر شروع میشود و معمولاً مباحث در یک دور بسته و تکراری ماندهاند.(3)از این رو تحول و حرکت ابتکاری معمولاً در این جلسات مشاهده نمیشود.
5- اگر تحقیقی درباره هزینه این جلسات انجام پذیرد معلوم میگردد، سر جمع هزینههای سفر، خوراک، اسکان، تبلیغات و غیره یک طرف، و نتایج و ثمرات این جلسات در طرف دیگر اگر سنجیده و مقایسه گردد، معلوم میشود که طی چند دهه چه ارقام مهمی و نیز چه فرصتهای مهمی از دست رفته است.(4)
1) . رعد الغدیر مجوز شبکه سلامت را نگرفته است، بلکه فقط عضو این شبکه شده است. (علی سلطانزاده)
2) . اولاً هزینههای صرف شده زیاد نیست، ثانیاً اثرات این شبکه را باید در آینده بررسی کرد. ثالثاً حداقل اثر آن دورهم جمع شدن سالیانه مراکز عضو است که در زمینه مدیریت و مسائل و مشکلات مراکز آموزش داده میشوند. (علی سلطانزاده)
3) . در هر همایش مشکلات و مسائل مبتلابه و زمینههای اشتغال آفرینی معلولین مطرح و آموزش داده میشوند. (علی سلطانزاده)
4) . فقط یکی از آموزشهای همایش چهارم که در زمینه جذب کمک از طریق فضای مجازی بود باعث خیرات فراوانی گردید. (علی سلطانزاده)
6- خانم فراهانی در ادامه مینویسد: مقرر شد تا دبیر اعضای دفتر هماهنگی نسبت به ارائه اطلاعات و بهرهمندی از نظر استادان، مجرّبین حوزه توانبخشی معلولین و کارشناسان اهتمام نموده و گزارش مبسوطی از فعالیتهای خود به اعضاء ارائه نمایند.(1)
تمنا و استدعا مینماییم اگر نظرات و دیدگاهها و راه کارهای کارشناسان و مجربین جمعآوری شده، آنها را در اختیار دیگران قرار دهند.
در مورد گزارش به اعضاء و برخورد شفاف با اعضاء، در جلساتی که شرکت کردهایم چنین رویهای مشاهده نشده است. با اینکه اگر مدیران ارشد، تعامل و ارتباطات انسانی و شفاف با زیر مجموعه داشته باشند، کارآمدی جلسات چند برابر خواهد شد. جامعهشناسی مدیریت دولتی در ایران به تشکلها هم سرایت کرده است. مهمترین ویژگی مدیریت دولتی در ایران این است که آنان تصور میکنند همه چیز را میدانند و نیازی به پرسیدن و گفتوگو ندارند.
7- نویسنده نوشته است: رعد الغدیر تنها مرکز حرفهآموزی مبتنی بر حلقههای تکمیلی توانبخشی حرفهای است که توفیق اشتغال 300 نفر از توان یافتگان خود از بدو تأسیس تاکنون داشته است.
مراکز دولتی و مدیران دولتی همیشه از محاسن و فضائل و کارآیی مثبت خود میگویند و دیده نشده مدیری از نواقص، مشکلات و ضعفهای خودش بگوید و همه میگویند من بهترین هستم. همین روحیه به تشکلهای مردمی رخنه کرده و قزوینیها از روش بیبدیل و ابتکاری خود میگویند و آقای سید محمد موسوی در تمام جلسات اشتغالزایی خود را مطرح میفرماید، رعدها هم همینطور.
خانم فراهانی اگر طی یک دهه 300 نفر حرفهآموزی و اشتغال داشتهاید آیا این به معنای موفقیت و در اختیار داشتن بهترین شیوه حرفهآموزی است؟
8- خانم فراهانی در مورد نشست نیاسر یعنی نخستین نشستی که سماوات برپا کرد مینویسد طراحی مباحث و برنامههای قابل اجرا در سماوات توسط آقایان علیرضا آتشک و سید علی ضیایی و بعداً سید ساعد مطهری تدوین شده است.
اگر مدیریت سماوات از طریق پرسشنامه یا روشهای دیدگاههای مدیران مراکز را دریافت میکردند و بر مبنای آن برنامهریزی میشد، حتماً در نتایج و کارآیی
1) . ویژهنامه سماوات، ص4.
سماوات تأثیر داشت.
البته آقای مطهری به هنگام ویرایش این کتاب مینویسد: «قبل از نشست با هیئت مدیره کاشانه مهر کاشان، جلساتی با آقای هادیپور از توانای قزوین و آقایان محمد نوری، علی نوری و سید رضا حسینی امین از دفتر فرهنگ معلولین قم داشتیم و سپس و صرفاً به منظور حمایت مالی با هیئت مدیره کاشانه مهر کاشان مطرح شد و پس از آن عملاً از دفتر فرهنگ معلولین تنها در نیاسر آن هم به منظور رونمایی از قرآن بریل و دعوت از مهمانان لبنانی استفاده شد».
9- اولین تبلور و هنرنمایی سماوات، مدیریت نشستی در نیاسر کاشان بود. با بررسی جوانب مختلف این نشست میتوان به ابعاد حقوقی و غیره سماوات پی برد. اما تاکنون تحلیل جامع و حتی انتقادی درباره این نشست مشاهده نشده و جایش خالی است. جا دارد خود مدیریت سماوات جلسهای در بررسی آن همایش برگزار کند.
10- اما مباحثی که نویسنده درباره توانبخشی حرفهای در بخش دوم مقاله مطرح کرده و از توانبخشی اجتماعی دفاع شده، سودمند و خوب است و یک قدم به جلو است. اما در دنیای مدرن نظریههای جدیدتر و کارآمدتر مطرح شده که تأثیر آنها بسیار بیشتر از توانبخشی حرفهای است و سماوات اگر بخواهد موفق باشد باید به اینگونه محورها هم اشاره کند.
سماوات دارای هویت سازمانی و نشانهای خاص و ویژه است و مانند دیگر سازمانها دارای آرم و نشانهای هویت ساز است.
در اسناد اول مثل بروشور نشست اول اعلام شده که سماوات مخفف سمینار مراکز آموزشی و اشتغالزایی توانیابان است. ولی بعداً مدیریت سماوات اعلام کرد سماوات مخفف «سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توان یابان» است.(1)این نهاد در مؤسسه رعد الغدیر در تهران و با همکاری مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان پایهریزی شد. مؤسسه کاشانه در واقع یک مرکز مشابه مؤسسه رعد الغدیر در کاشان است.
سماوات تشکلی است که با برگزاری سمینار و نشست در کاشان اعلام موجودیت کرد و در واقع از دل این نشست متولد شد. این نشست 27 تا 30 آبان ماه 1392 در نیاسر کاشان در هتل نیاسر برگزار شد.
در نشست دوم اعلام شد سماوات مخفف «سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان» است. در قالب انجمن خیریه در واقع نام سماوات از سمینار به سازمان تغییر داده شد.
این تشکل در نیمه دوم سال 1392 تأسیس شد. آنگونه که قرائن نشان میدهد، آقایان علی سلطانزاده، سیدعلی ضیایی، محمدرضا هادیپور، علیرضا آتشک و سید ساعد مطهری به عنوان مؤسسین سماوات شناخته شدهاند. اینان جمعی هستند که سالها در خدمت امور خیریه و معلولین بوده و پروژهها و خدمت سودمند برای آسیبمندان انجام دادهاند. از اینرو تجربه کافی برای مدیریت سماوات و اجرایی کردن طرحهای ملی در سماوات را دارند. اما این افراد به تصمیم
1) . از ابتدا که در دفتر آقای ضیایی در پی انتخاب نام برای این شبکه بودیم نام سماوات به عنوان مخفف «سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان» انتخاب شد. بعداً در هنگام ثبت انجمن خیریه سماوات، اداره ثبت به علت تشابه اسمی با کلمه سماوات مخالفت کرد لذا چندین اسم را به اداره ثبت شرکتها اعلام کردیم که از بین آنها با کلمه سماوات الغدیر موافقت شد. (علی سلطانزاده)
فردی و خودجوش سماوات را پدید آورده و مؤسسان آن شدهاند. اما مطلبی که آقای مطهری همین جا نوشته است و به انتخاب مؤسسین در نیاسر اشاره میکند، دلالت به این دارد که مؤسسین ابتدا به صورت خودجوش سماوات را شکل دادند، آنگاه بعداً در نیاسر انتخابات انجام یافت. البته گزارشی از آن انتخابات هم نداریم و نمیدانیم آیا هیئت مدیره یا هیئت مؤسسین یا هر دو انتخاب شدند. البته آقای مطهری نوشته است: سلطان زاده، مطهری، هادیپور، ضیایی، شمس به عنوان هیئت مدیره انتخاب شدند. اما اعضاء جلسه با انتخاب آقای آتشک به دلیل اینکه در هیئت مدیره رعد الغدیر است مخالفت کردند.
اما روایت دیگر آقای ساعد مطهری اینگونه است:(1)
بعداً آقای آتشک اعلام داشت چون عضو موظف (کارمند حقوق بگیر) رعد الغدیر است، هیئت مدیره الغدیر با عضویت وی در سماوات مخالفت کردهاند. از اینرو استعفا داد و بنابر پیشنهاد آقای سلطانزاده، محمد احمد شمس به جای آقای آتشک به عنوان عضو هیئت مدیره سماوات منصوب گردید. ضمناً در نیاسر این پنج نفر به عنوان هیئت مدیره انتخاب شدند ولی در زمانی که اینجانب در ایران نبودم، اسامی نه نفر به عنوان هیئت امناء به ثبت معرفی شدند در حالیکه اعضاء هیئت مدیره توسط اعضاء مجمع در نیاسر انتخاب شدند و نه نفر هیئت امناء اختراع آقای سلطانزاده بود و اعضاء مجمع در آنجا به کلی کنار گذاشته شدند. بعدها آقای سلطانزاده استدلال میکرد که به منظور آسان شدن کارها 9 عضو به جای 26 خیریه تصمیم گرفتند. بهرحال انتخاب اعضای هیئت مدیره و تعیین سمتها در زمان غیبت اینجانب در خارج از کشور صورت گرفت.(2)
هشت نفر(3)از شخصیتهای شناخته شده و خدوم و فعال در جامعه و فرهنگ معلولین به عنوان اعضای هیئت مدیره سماوات در سایت سماوات معرفی شدهاند:
دکتر سید علی ضیایی؛ ن پ سید مهدی؛ ت 1344؛ عضو اصلی
مهندس علی سلطانزاده؛ ن پ غلامرضا؛ ت 1324؛ عضو اصلی
مهندس محمدرضا هادیپور؛ ن پ عنایت؛ ت 1349؛ عضو اصلی
مهندس محمد احمد شمس؛ ن پ احمد؛ ت 1346؛ عضو اصلی
دکتر ساعد مطهری؛ ن پ سید محمد؛ ت 1325؛ عضو اصلی
دکتر محمدحسن کریمینژاد؛ ن پ محمدعلی؛ ت 1307؛ عضو علی البدل
مهندس غلامرضا احمدی بیداخویدی؛ ن پ محمود؛ ت 1338؛ عضو علی البدل
مهندس اسماعیل روحانی؛ ن پ حسین؛ ت 1321؛ بازرس
اما در وب سایت سماوات به شیوه گزینش این افراد و اینکه تشکلهای مختلف زیر مجموعه سماوات چه نقشی در این گزینش دارند، بحثی نشده است. ظاهراً بیشتر ترکیب این هیأت مدیره منتخبین در نشست نیاسر هستند و بعداً تغییراتی توسط آقای سلطانزاده در آن ایجاد شده است.(1)
آنگونه که آقای مطهری نوشته، هیئت مدیره در 21 خردادماه 96، ساعد مطهری را به عنوان مدیرعامل سماوات تعیین کرد.
هفت سرفصل اصلی برای سماوات معرفی شده و ذیل هر یک از سرفصلها چند عنوان برشمرده است:
آموزش
1- آموزش رشتههای مهارتی و زود بازده یا به عبارتی سریع الاشتغال، پر منفعت و بدون نیاز به سرمایه زیاد
2- برنامهریزی آموزشی و درسی مناسب
3- ارائه آموزشها بر اساس رویکرد مبتنی بر تقاضای بازار
4- ارائه آموزش بر پایه تغییر و تحول تکنولوژی
5- استفاده از تجربیات و مستندات مکتوب مراکز و سازمانهایی که در زمینه
1) . چون اعضاء هیئت مدیره نیاز به تشکیل جلسه دارند و تشکلهای عضو در سراسر ایران پراکندهاند، لذا تلاش شد اعضاء اصلی و علی البدل هیئت مدیره و بازرس از افرادی انتخاب شوند که برای شرکت در جلسات هیئت مدیره در تهران مشکل نداشته باشند. ضمناً در هنگام مراحل ثبت انجمن خیریه سماوات الغدیر، کمیسیون سمنها در وزارت کشور، با شبکهای شدن سماوات مخالفت کرد فلذا مجبور شدیم موضوع اساسنامه را تغییر دهیم به نحوی که مورد موافقت کمیسیون سمنها قرار گیرد. (علی سلطانزاده)
موضوعات آموزشی پیشقدم میباشند.
6- در آموزش از تغییر رویکرد و توجه به صادرات و ارزآوری محصولات غفلت نکنیم.
7- توجه به نوع آموزش - چگونگی ارائه آموزشها و انتخاب مربیان
اشتغال
1- طرح دانش کار به عنوان موضوع قابل بررسی برای بهرهگیری مراکز از منافع آن مطرح شود.
2- در حوزه اشتغال به دو مقوله اشتغال بر پایه آموزشهای مبتنی بر نیازهای محلی و بازار کار و اشتغال بر پایه روند تکنولوژی توجه شود.
3- دریافت حق بیمه برای توانیابان تولیدکننده
مدیریت
1- تشکیل کار گروه آموزشی مدیریت سازمانهای مردم نهاد
2- تبادل اطلاعات بین مراکز در جهت تعامل بیشتر و انتقال تجربه
مشارکت
1- در زمینه جلب مشارکت بر پایه اخلاقی – مذهبی و قانونی توجه شود.
2- ارائه تفاهمنامهها توسط مراکز
3- نمایندگی سازمانهای دولتی مرتبط با حوزه کار و اشتغال
4- دعوت از هنرمندان و یا خوانندگان و چهرههای مقبول به عنوان سفیران نیکوکاری مراکز
فروش محصولات
همایشها
1- برگزاری همایش سالانه
2- برگزاری همایشهای مناسب جهت آموزش مدیران مراکز
پیگیری امور اداری مراکز در تهران
در مجموع بیست وظیفه و تعهد برای سماوات برشمرده شده است. اما مجموعه این وظایف نشانگر ماهیت آموزشی بودن سماوات است. یعنی در زمره مراکز
1) . سایت سماوات.
اطلاعرسانی؛ علمی - پژوهشی؛ خدمات رسانی؛ پزشکی و توانبخشی نیست بلکه وظیفه آموزش را برای خود برگزدیده است.
سماوات با نام انجمن خیریه سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال و توانبخشی توانیابان در سال 1392 مجمع عمومی خود را تشکیل داد و اساسنامهای که در ادامه میآید را به تصویب رساند. این اساسنامه شامل سه فصل و 43 ماده است. اما در سالهای اخیر اصلاحاتی انجام داده است.
اساسنامه 1392 اینگونه است:
فصل اول – کلیات و اهداف
ماده 1. نام سازمان مردم نهاد مورد نظر هیئت امناء "انجمن سماوات" است که در این اساسنامه به لحاظ رعایت اختصار"انجمن" نامیده میشود.
ماده 2. نوع فعالیت: کلیه فعالیتهای انجمن غیر سیاسی و غیرانتفاعی غیردولتی بوده و در موضوع، با رعایت کامل قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران و این اساسنامه فعالیت خواهد نمود.
ماده 3. محدوده فعالیت انجمن در سطح ملی است.
ماده 4. محل: مرکز اصلی انجمن در استان: تهران- شهرستان تهران به نشانی . .. .. .. .. .. .. .. واقع است و در صورت لزوم میتواند پس از کسب مجوز از مرجع صدور پروانه برابر مقررات در سایر نقاط داخل یا خارج از کشور شعبه یا دفتر نمایندگی ایجاد نماید.
ماده 5. تابعیت: انجمن تابعیت جمهوری اسلامی ایران را دارد و کلیه اعضاء آن التزام خود را به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اعلام میدارند.
ماده 6. مدت فعالیت انجمن از تاریخ تأسیس به مدت نامحدود میباشد.
ماده 7. دارایی اولیه انجمن اعم از منقول و غیرمنقول مبلغ یکصد میلیون ریال میباشد که از سوی هیئت مؤسس تماماً پرداخت شده در اختیار انجمن قرار گرفته است.
ماده 8. هیئت مؤسس انجمن اشخاصی هستند که برای تهیه مقدمات تشکیل قیام نموده و بعد از تأسیس تحت عنوان مؤسس و انجام وظائف ماده 11 اساسنامه، دیگر مسئولیتی در انجمن نخواهد داشت.
ماده 9. اهداف انجمن عبارتند از:
الف: کلیات
ب: روش اجرای هدف
فصل دوم: ساختار
ماده 10. ارکان انجمن عبارتند از:
1- مجمع عمومی
2- هیئت مدیره
3- مدیرعامل
4- بازرس
ماده 11. وظایف مجمع عمومی مؤسس:
1- انجام اقدامات اولیه برای تأسیس انجمن
2- تهیه و طرح اساسنامه و تصویب آن
3- انتخاب اولین مدیران و بازرسان
تبصره 1: اکثریت لازم جهت تشکیل مجمع عمومی مؤسس در بار اول با حضور نصف به علاوه یک اعضاء بوده و در صورت عدم حد نصاب اکثریت لازم، در بار دوم با حضور یک سوم اعضاء رسمیت خواهد یافت.
تبصره 2: تصمیمات مجمع عمومی مؤسس با اکثریت دو سوم آراء حاضرین و با تأیید مرجع صدور پروانه و دستگاه تخصصی اتخاذ و رسمی میشود.
ماده 12. مجمع عمومی عادی متشکل از کلیه اعضاء هیئت امناء که به تعداد 25 نفر تشکیل و عالیترین مرجع
تصمیمگیری است که بهصورت عادی یا فوقالعاده تشکیل میشود.
ماده 13. چنانچه ادامه همکاری هر یک از اعضاء هیئت امناء به علل فوت، عزل و یا استعفا غیرممکن شود، هیئت امناء شخص واجد شرایط و مورد اعتماد دیگری را با رأی اکثریت نسبی اعضاء بهعنوان عضو هیئت امناء انتخاب مینماید.
ماده 14. مجمع عمومی عادی هیئت امناء سالانه در آبان ماه تشکیل خواهد شد. جلسه با حضور نصف به علاوه یک اعضاء در بار اول رسمیت یافته و با حضور هر تعداد از اعضاء در بار دوم تشکیل و رسمی خواهد بود.
تبصره 1: اکثریت لازم جهت اتخاذ تصمیم مجمع عمومی عادی نصف به علاوه یک آراء حاضرین در جلسه رسمی مجمع میباشد مگر در خصوص انتخاب مدیران یا بازرسان که با اکثریت نسبی خواهد بود. در صورتیکه در دعوت نخست، اکثریت حاصل نشد، جلسه دوم به فاصله حداقل 10 (ده) روز تشکیل و با هر تعداد از اعضاء حاضر، جلسه رسمیت خواهد یافت.
تبصره 2: مجمع عمومی هیئت امناء ممکن است به صورت فوقالعاده در هر زمان به تقاضای هیئت مدیره یا بازرس(ها) یا یک پنجم اعضاء هیئت امناء در صورتی که
هیئت مدیره یا بازرس ظرف مدت 20 روز به درخواست اعضاء مبنی بر تشکیل مجمع عمل ننماید، تشکیل میگردد.
تبصره 3: دعوت برای مجمع عمومی عادی از طریق درج آگهی در روزنامه کثیرالانتشار حداقل 10 روز و حداکثر 40 روز قبل از برگزاری مجمع (و یا دعوت کتبی یا تلفنی) صورت میپذیرد.
تبصره 4: روزنامه کثیرالانتشار برای درج آگهیهای روزنامهای میباشد که هر سال در مجمع عمومی تعیین میشود.
ماده 15. وظایف مجمع عمومی عادی امناء:
1- انتخاب اعضاء هیئت مدیره و بازرسان (اصلی و علیالبدل)
2- استماع و رسیدگی به گزارش هیئت مدیره و بازرس(ها)
3- تعیین خط مشی کلی انجمن
4- بررسی و تصویب یا رد پیشنهادهای هیئت مدیره
5- تعیین عضو جانشین هیئت امناء
6- تصویب ترازنامه و بودجه انجمن
7- تعیین روزنامه کثیرالانتشار جهت درج آگهیها و دعوت نامهها
8- عزل اعضاء امناء هیئت مدیره و بازرسان
ماده 16. مجمع عمومی فوقالعاده با شرایط زیر تشکیل خواهد شد:
1- با درخواست اکثریت اعضاء هیئت مدیره یا بازرس
2- با درخواست یک پنجم اعضاء هیئت امناء
تبصره 1: دعوت برای مجمع عمومی فوقالعاده کتبی بوده و حداقل 10 (ده) روز قبل از تشکیل آن به اطلاع اعضاء هیئت امناء خواهد رسید.
تبصره 2: اکثریت لازم تشکیل مجمع عمومی فوقالعاده بار اول همان شرایط مجمع عمومی عادی میباشد و در بار دوم با حضور بیش از یک سوم اعضاء هیئت امناء تشکیل میگردد.
تبصره 3: تصمیمات مجمع عمومی فوقالعاده با تصویب دو سوم اعضاء حاضر در جلسه معتبر خواهد بود.
ماده 17. وظایف مجمع عمومی فوقالعاده:
1- تصویب تغییرات اساسنامه
2- بررسی و تصویب یا رد یا انحلال
3- تغییر در میزان سرمایه
4- انحلال قبل از موعد
5- هرگونه تغییر در ماهیت
ماده 18. جلسات مجامع عمومی امناء توسط هیئت رئیسهای مرکب از یک رئیس، یک منشی و دو ناظر اداره میشوند.
تبصره 1: اعضاء هیئت رئیسه نباید از بین کاندیداهای هیئت مدیره و بازرسان باشند و با اعلام قبولی نامزدی خود در مجمع عمومی، انتخاب خواهند شد.
تبصره 2: رئیس هیئت مدیره، رئیس هیئت رئیسه مجمع عمومی خواهد بود مگر اینکه موضوع عزل یا انتخاب هیئت مدیره باشد.
ماده 19. هیئت مدیره:
انجمن دارای هیئت مدیرهای مرکب از پنج نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علیالبدل خواهد بود.
تبصره 1: جلسات هیئت مدیره با حضور بیش از نصف اعضاء رسمیت یافته و تصمیمات متخذه با اکثریت آراء حاضرین معتبر خواهد بود.
تبصره 2: شرکت اعضاء هیئت مدیره در جلسات آن ضروری است و غیبت هر یک از اعضاء بدون عذر موجه و بدون اطلاع قبلی تا 3 جلسه متوالی یا 5 جلسه متناوب در حکم استعفا عضو غایب خواهد بود.
تبصره 3: دعوت از اعضاء هیئت مدیره باید حداقل 5 روز قبل از تشکیل جلسه به صورت قانونی انجام پذیرد.
ماده 20. در صورت استعفا یا فوت یا سلب شرایط از هر یک از اعضاء هیئت مدیره یا بازرس عضو علیالبدل برای مدت باقیمانده هیئت مدیره یا بازرس بجای عضو اصلی انجام وظیفه خواهد نمود.
در صورتی که تعداد هیئت مدیره یا بازرس به هر دلیل کمتر از تعداد اعضاء اصلی شود و ورود اعضاء علیالبدل نیز موجب تکمیل آن نشود مجمع عمومی حسب مورد به صورت عادی یا به صورت فوقالعاده جهت تکمیل تعداد باقیمانده اعضاء برگزار خواهد گردید.
ماده 21. هیئت مدیره علاوه بر جلساتی که بهطور مرتب و حداقل هر ماه یک بار تشکیل میگردد بنا به ضرورت با دعوت کتبی یا تلفنی رئیس یا نائب رئیس تشکیل جلسه فوقالعاده خواهد داد.
تبصره: نحوه تشکیل جلسه فوقالعاده بهموجب آئیننامه داخلی است که به تصویب هیئت مدیره خواهد رسید.
ماده 22. اعضاء هیئت مدیره در اولین جلسهای که بعد از انتخاب شدن تشکیل میدهند از بین خود یک نفر رئیس و یک نفر نایب رئیس و یک نفر خزانهدار انتخاب خواهند نمود. حدود اختیارات آنها را اساسنامه که به تصویب مجمع عمومی امناء خواهد رسید مشخص مینماید.
تبصره 1: هیئت مدیره در هر موقع میتواند افراد فوقالذکر را از سمتهای مذکور
عزل کند.
تبصره 2: هیئت مدیره در صورت لزوم میتواند سمتهای دیگری برای سایر اعضاء هیئت مدیره تعریف نماید.
ماده 23. هیئت مدیره برای مدت 2 سال انتخاب خواهند شد. انتخاب مجدد هیئت مدیره برای اجرای دورههای بعدی بلامانع بوده همچنین هیئت مدیره موظف است حداکثر 3 ماه قبل از پایان تصدی خود از مجمع عمومی عادی امناء به منظور انتخابات هیئت مدیره جدید دعوت نماید. هیئت مدیره قبل از درج آگهی موظف است دستور و زمان برگزاری مجمع را به تأیید مرجع صدور پروانه برساند و حداقل ده روز قبل از پایان تصدی خود نتیجه انتخابات را به مراجع ذیربط و ذیصلاح اعلام نماید.
ماده 24. هیئت مدیره نماینده قانونی انجمن بوده و وظایف و اختیارات آن در چارچوب اساسنامه به شرح ذیل میباشد:
حفظ و حراست اموال منقول و غیرمنقول، رسیدگی به حسابها، پرداخت دیون و وصول مطالبات، اجرای مصوبات مجمع عمومی، افتتاح حساب در بانکها طی انجام تشریفات قانونی، تعقیب جریانات قضائی و اداری و ثبتی در کلیه مراحل قانونی در محاکم، تعیین حکم و تعیین وکیل و عزل آن، قطع و فصل دعاوی از طریق سازش (مصالحه) و در صورت اقتضاء تفویض و واگذاری تمام یا قسمتی از اختیارات خود به هر شخص دیگر اعم از حقوقی یا حقیقی با حق توکیل و سایر وظایفی که بر اساس اساسنامه به هیئت مدیره واگذار گردیده. به طور کلی هیئت مدیره میتواند هر اقدام و معاملهای را که ضروری بداند در مورد نقل و انتقال اموال منقول و آنچه که تصویب مجمع عمومی باشد پس از تصویب مجمع به نام انجمن انجام دهد.
تبصره 1: جز درباره موضوعاتی که مفاد این اساسنامه اخذ تصمیم و اقدام درباره آنها در صلاحیت خاص هیئت امناء است، هیئت مدیره کلیه اختیارات لازم برای اداره امور مشروط به رعایت حدود اهداف و اساسنامه را دارا میباشد.
تبصره 2: هیئت مدیره پس از تصویب میتواند در انجام معاملات و یا پرداخت هزینههای جاری انجمن تا مبلغ معادل قیمت بیست سکه تمام بهار آزادی بدون تصویب مجمع عمومی رأساً اقدام نماید.
ماده 25. مجمع عمومی عادی امناء یک نفر را بهعنوان بازرس اصلی و یک نفر را بهعنوان بازرس علیالبدل برای مدت یک سال انتخاب خواهد نمود.
ماده 26. هیئت مدیره از بین خود یا خارج یک نفر را به سِمت مدیرعامل انتخاب نموده و حدود اختیارات و مدت تصدی و حقالزحمه او را تعیین مینماید.
تبصره: مدیرعامل نمیتواند در عین حال رئیس هیئت مدیره باشد مگر با تصویب سه چهارم آراء حاضرین اعضای مجمع عمومی.
ماده 27. بازرس میتواند در هر موقع هرگونه رسیدگی و بازرسی را در مورد عملیات انجمن انجام داده و اسناد و مدارک و اطلاعات مربوطه را مطالبه کرده و مورد رسیدگی قرار دهد و در صورت لزوم تقاضای تشکیل جلسه فوقالعاده مجمع عمومی را بنماید.
ماده 28. هیئت مدیره، مدیرعامل و بازرسان تا زمانی که جانشین آنها از سوی مجمع عمومی انتخاب نشدهاند در مسئولیت خود باقی خواهند بود.
ماده 29. اشخاص ذیل نمیتوانند بهعنوان بازرس انتخاب شوند:
1- کسانی که به علت ارتکاب جرم و به موجب حکم قطعی دادگاه از حقوق اجتماعی کلاً و یا بعضاً محروم شده باشند
2- مدیران و مدیرعامل
3- اقربای سببی و نسبی مدیران و مدیرعامل تا درجه سوم از طبقه اول و دوم
4- همسر اشخاص مذکور در بندهای 2 و 3 این ماده
تبصره: انتخاب مجدد بازرسان بلامانع است
ماده 30. وظایف بازرس به شرح ذیل است:
1- بررسی کلیه اسناد و اوراق مالی و تهیه گزارش برای مجمع عمومی هیئت امناء
2- مطالعه گزارش سالانه هیئت مدیره اعم از مالی و غیر مالی و تهیه گزارش عملکرد برای اطلاع مجمع عمومی
3- گزارش هرگونه تخلف هیئت مدیره از مفاد اساسنامه به مجمع عمومی هیئت امناء
4- اظهار نظر کتبی درباره صحت صورت دارایی، عملکرد و مطالب و اطلاعاتی که هیئت مدیره و مدیران در اختیار مجمع عمومی گذاشتهاند
5- سایر وظایفی که اساسنامه و قوانین و مقررات موضوعه به عهده بازرس قرار داده است.
تبصره: بازرس میتواند بدون داشتن حق رأی در جلسات هیئت مدیره شرکت نماید.
ماده 31. مدیرعامل بالاترین مقام اجرایی انجمن است و در حدود اختیاراتی که از طرف هیئت مدیره و اساسنامه به وی تفویض میگردد، نماینده انجمن محسوب شده و از طرف انجمن حق امضا دارد.
تبصره 1: عزل مدیرعامل از اختیارات هیئت مدیره میباشد که باید مستند و مدلل باشد.
تبصره 2: اگر مدیرعامل عضو هیئت مدیره باشد دوره مدیریت عاملی او از مدت عضویتش در هیئت مدیره بیشتر نخواهد بود، لیکن انتخاب مجدد او طبق مقررات این اساسنامه بلامانع میباشد.
تبصره 3: کلیه اسناد، اوراق بهادار و تعهدآور با امضای مدیرعامل و خزانهدار در غیاب خزانهدار با امضای رئیس هیئت مدیره و با مهر انجمن معتبر خواهد بود.
ماده 32. مدیرعامل مجری مصوبات مجمع عمومی و هیئت مدیره بوده و دارای اختیارات و مسئولیتهای ذیل میباشد:
1- نمایندگی قانونی در مراجع رسمی و نهادها و در برابر اشخاص حقیقی و حقوقی
2- استخدام و عزل و نصب کارکنان در حدود ضوابط و مصوبات و با تصویب هیئت مدیره
3- نگهداری دارایی، اموال، حسابها، اسناد و دفاتر
4- اعمال اختیاراتی که بهصورت موردی یا مقطعی از جانب هیئت مدیره به وی تفویض شده باشد
5- ارائه پیشنهادهای لازم در زمینه گسترش، بهبود و هماهنگی در فعالیتهای انجمن به هیئت مدیره جهت ارائه به مجمع عمومی
6- تهیه پیشنویس ترازنامه، بودجه، خط مشی و گزارش سالیانه جهت بررسی هیئت مدیره و ارسال به مجمع عمومی
7- تهیه پیشنویس آییننامههای مورد لزوم جهت طرح و تصمیمگیری در هیئت مدیره
8- نظارت و ایجاد هماهنگی در فعالیت شعب، نمایندگیها و دفاتر
9- پیشنهاد برگزاری جلسه مجمع عمومی فوقالعاده با ذکر علل موجه برای تصویب به هیئت مدیره
10- انجام سایر وظایف و اختیاراتی که طبق اساسنامه و قوانین و مقررات مربوطه به مدیرعامل محول شده یا بشود.
ماده 33. حقوق و مزایای مدیرعامل بهوسیله هیئت مدیره تعیین میشود.
در صورتی که مدیرعامل از اعضاء هیئت مدیره نباشد بدون داشتن حق رأی میتواند در جلسات هیئت مدیره شرکت نماید.
ماده 34. مدت مأموریت مدیرعامل از مدت مأموریت هیئت مدیره تجاوز نخواهد کرد و تغییر یا تجدید انتخاب او نیز بلامانع است و به هر صورت مدیرعامل در صورت انقضاء مدت مأموریت موظف است تا تعیین جانشین وظایف محوله را انجام دهد.
فصل سوم: بودجه و مواد اولیه
ماده 35. بودجه انجمن از طریق ذیل تأمین میشود:
کمک اعضاء هیئت مدیره
کمک خیرین
ماده 36. درآمد و هزینههای انجمن در دفاتر قانونی ثبت و شرح بیلان آن حداکثر تا دو ماه پس از پایان هر سال مالی به مراجع ذیربط ارائه خواهد شد.
تبصره 1: هیئت مدیره مکلف است کلیه درآمدهای حاصله سالانه را مطابق اساسنامه صرف اهداف و وظایف نماید. چنانچه وجوهی مازاد بر هزینههای انجمن
موجود است در حساب مخصوصی بنام انجمن نزد یکی از بانکهای رسمی ایران نگهداری نماید.
تبصره 2: سال مالی انجمن منطبق با سال شمسی بوده و همواره به پایان اسفندماه ختم میشود.
تبصره 3: مکاتبات رسمی انجمن با امضای مدیرعامل صورت میپذیرد.
تبصره 4: کلیه مدارک، پروندهها و مکاتبات در دفتر مرکزی نگهداری میشود.
تبصره 5: مصوبات و صورتجلسات هیئت مدیره در دفاتر مخصوص به ترتیب تاریخ ثبت و به امضای اعضاء ذیربط خواهد رسید.
ماده 37. هیئت مدیره مکلف است هرگونه تغییر یا اصلاح اساسنامه را به مرجع صادرکننده پروانه فعالیت اعلام نماید و در صورت موافقت مرجع صدور پروانه به تصویب مجمع عمومی رسانده و نتیجه آن را برای انجام تشریفات اداری ثبت به مرجع صدور پروانه اعلام نماید.
ماده 38. هیئت مدیره مکلف است محل انجمن و تغییرات بعدی آن را به مرجع صادرکننده پروانه فعالیت اعلام نماید.
ماده 39. انجمن دارای سربرگ، مهر و یا آرم مخصوص خواهد بود که متن آن تصویب هیئت مدیره و برابر مقررات قانون تهیه خواهد شد. هیئت مدیره مکلف است نمونه سربرگ، مهر و آرم تهیه شده را به مرجع صادر کننده پروانه فعالیت و ثبت شرکتها ارسال نماید.
تبصره: هیئت مدیره در حفظ و حراست از مهر و آرم مسئولیت قانونی دارد.
ماده 40. انحلال: در صورت انحلال انجمن مجمع عمومی فوقالعاده حداقل 3 نفر را بهعنوان هیئت تصفیه انتخاب و این هیئت موظف خواهد بود پس از رسیدگی به حسابها و تصفیه بدهیها و وصول مطالبات باقیمانده و تعیین دارایی مسلم اعم از منقول و غیرمنقول دارایی انجمن را به تصویب مجمع عمومی فوقالعاده برساند. هیئت مذکور موظف است نتیجه را به مجمع صادر کننده پروانه فعالیت ارائه نماید.
تبصره 1: مجمع عمومی فوقالعاده موظف است دارایی سازمان را پس از انحلال که با نظارت مرجع صدور پروانه به یکی از سازمانهای مردم نهاد با موضوع فعالیت مشابه تعیین میگردد، واگذار نماید.
تبصره 2: تصفیه امور مربوط بر طبق مفاد اساسنامه و قوانین موضوعه صورت خواهد پذیرفت.
تبصره 3: هیئت تصفیه از بین خود یک نفر را بهعنوان مدیر تصفیه انتخاب مینماید.
تبصره 4: مدیر تصفیه موظف است یک نسخه از گزارش را به مرجع صدور پروانه و
ثبت شرکتها ارائه نماید.
ماده 41. چنانچه فعالیتهای مندرج در اهداف این اساسنامه نیازمند کسب مجوز خاص از سایر دستگاههای دولتی باشد انجمن موظف است نسبت به کسب مجوز مورد نظر اقدام نماید.
ماده 42. مواردی که در این اساسنامه پیشبینی نشده است بر اساس آئیننامه ذیربط تأسیس و فعالیت سازمانهای مردم نهاد و عمومات قانون تجارت عمل خواهد شد.
ماده 43. این اساسنامه مشتمل بر 3 فصل و 43 ماده و 35 تبصره در نشست مورخ 30/08/1392 مجمع عمومی مؤسس به تصویب رسید.(1)
این مرکز برای تسهیل و تسریع در اطلاعرسانی و ارتباطات خود با جامعه هدف، مدیران دولتی و اقشار جامعه، دو سامانه را فعال کرده است: یکی کانال تلگرام و دوم سایت اینترنتی.
کانال سماوات در تلگرام به منظور سهولت در اطلاعرسانی بین مراکز مدتهاست فعالیت خود را آغاز نموده و مدیران محترم مراکز میتوانند اطلاعات مراکز تحت مدیریت خود را به ادمین کانال جهت انعکاس در کانال ارسال نمایند.
نشانی دبیرخانه مرکزی: تهران، خیابان کریمخان زند، خیابان استاد نجات اللهی (ویلای جنوبی)، نبش کوچه جرج جرداق (افشین سابق)، پلاک 269، ساختمان پردیس ویلا، طبقه ششم.
تلفن دبیرخانه: 88925845
فاکس دبیرخانه: 88926419
وب سایت: www.samavat.org
ایمیل سماوات: samavat95@yahoo.com
نشانی کانال تلگرامی سماوات: www.telegram.me/samaavaat
ادمین کانال سماوات: z_atashak@
1) . سایت سماوات.
سماوات با استقبال رعد الغدیر متولد شد یا به قول ساعد مطهری سماوات با پذیرفتن پیشنهاد ایشان به تدریج عملی شد. یعنی مدیران رعد الغدیر و کاشانه مهر کاشان تصمیم گرفتند با ایجاد شبکهای، هماهنگی بین مراکز افزایش پیدا کند. نیز این شبکه بین رعد الغدیر و مراکز مرتبط به رعد ایجاد شد. از اینرو میتوان مدعی شد سماوات به عنوان یک شبکه از چند جهت مدیون رعد الغدیر است.
این فصل به بررسی و معرفی رعد الغدیر و مراکز وابسته به آن به عنوان زمینه ایجاد کننده میپردازد:
رعد در سال 1363 در دو اتاق در درمانگاه غیاثی در یافت آباد شروع به کار کرد. در سال 1372 به دو دسته تفکیک شد؛ یک گروه در رعد غرب تهران به نام مجتمع آموزشی رعد و شعبه دیگر به نام مجتمع آموزشی نیکوکاری در جنوب غرب تهران در سال 1380 و در بلوار خلیج شروع به کار کرد.
بنابراین مجتمع آموزشی رعد به صورت یک تشکل از سال 1372 در شهرک غرب تهران شروع به کار کرد؛ ولی از سال 1380 رعد الغدیر با نام شعبه جنوب غرب مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد در بلوار خلیج فارس شروع به کار کرد و در سال 1386 به صورت مستقل ثبت شد و با تشکیلات خاص خودش در محله یافتآباد کارش را شروع کرد.
رعد الغدیر از سال 80 تاکنون یعنی حدود 16 سال است فعالیت و سابقه دارد. سید ساعد مطهری درباره تأسیس رعد گزارشی نوشته که به لحاظ تاریخی اهمیت دارد: «ابتدا و به ساکن من دفتر هماهنگی (اطاق فکر) را در رعد شهرک غرب بنا به پیشنهاد آقای میرزاخانی با همکاری پنج نفر دیگر تشکیل دادم ولی به دلیل کندی هیئت مدیره رعد در اجرا و ناهماهنگی با اعضای دفتر، پنج نفر از هفت عضو از ادامه کار خودداری کردیم. علی رغم اجابت درخواست رئیس هیئت مدیره (آقای میرزاخانی) در تأسیس رعد گیلان و عضو بودن در هیئت امناء آن، چندین بار در فاصله تعطیل کردن دفتر هماهنگی و تأسیس رعد گیلان آقای سلطانزاده از اینجانب جهت همکاری با رعد الغدیر دعوت نمود که با تشکیل دفتر هماهنگی در رعد شهرک غرب به همکاری با رعد الغدیر مشغول شدم. در این زمان پیشنهاد تشکیل شبکهای از خیریهها را دادم؛ البته گفتوگوهایی با آقای نوری انجام شد تا
اینکه به نشست نیاسر منجر شد و آقای هادیپور و دیگران برای همکاری دعوت شدند. تصمیمگیری و برنامهریزی در شیوه عمل، به پیشنهاد من اولین گردهمایی به سمینار بینالمللی تغییر ماهیت داد. برای تأمین بودجه از کاشانه مهر کاشان دعوت به همکاری شد و سپس از ژاپن هیرو سونادا و از دفتر فرهنگ معلولین یک گروه و آقای هادیپور دعوت شدند. نیز از آلمان و پاکستان و لبنان و عراق هم دعوت شده بودند. یادم نیست توسط چه کسی دعوت شدند و خیریههایی که آقای سلطانزاده میشناختند و رعد گیلان که در شرف تأسیس بود توسط اینجانب دعوت به عمل آمد».
در معرفی مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر گفته شده، مؤسسهای است غیر دولتی، عام المنفعه و مردم نهاد که در راستای اهداف اساسنامه خود در زمینه آموزش، توانبخشی و اشتغالزایی برای معلولین جسمی - حرکتی به صورت کاملاً رایگان به ارائه خدمت میپردازد.(1)
آقای علی سلطانزاده دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه شریف محور رعد الغدیر است و درباره این تشکیلات گفته است:
فکر اولیه ایجاد مؤسسه نیکوکاری رعد، به سال 1363 برمیگردد که در آن سال و در اوج جنگ تحمیلی و بمبارانهای شهری از سوی رژیم بعثی صدام، سه نفر از مهندسین مسلمان جمع شدند و اعلام کردند این جوانان عزیز ما که به جبهههای میروند، تعدادی از آنها شهید میشوند و عدهای که به صورت جانباز برمیگردند درست نیست یک رزمنده 18 ساله که در جبهه قطع عضو یا قطع نخاع شده تا آخر عمر در خانه بماند. به امید آنکه سر ماه بنیاد شهید بیاید حقوق ماهانه به او بدهد. ما به عنوان مهندسین این مملکت وظیفهای داریم که برای اینها فکری کنیم و معتقد بودند تا جنگ هست این کار را به عنوان الگوی کوچکی ادامه دهند و بعد از پایان جنگ نتیجهاش را به مسئولان مملکت ارائه کنند و برای کل معلولین سراسر
1) . بروشور رعد الغدیر.
کشور اجرا کنند تا آنها محتاج به دیگران نباشند و بتوانند مستقل زندگی کنند.(1)
از سال 1366 این مرکز ایجاد و در دو اتاق در درمانگاه خیریه غیاثی یافتآباد مستقر گردید. بعد از آن به خیابان راهپیما مقابل دخانیات منتقل شد و در پارکینگ آموزشگاه نابینایان ابابصیر مستقر گردید. پارکینگ را به آموزشگاه نقشهکشی ساختمان و سیمپیچی برق تبدیل کرد. منتها چون تعداد جانبازانی که مراجعه می کردند کم بود، به مرور معلولین جسمی و حرکتی که معلولیت ذهنی نداشتند هم پذیرش شدند. بعد از آن در سال 72، عذر ما را خواستند تا اینکه در شهرک غرب زمینی از آموزش و پرورش گرفته و بعد از ساختن دو اتاق کار را شروع کردند. همانجا اکنون توسعه یافته و 4200 مترمربع بنا دارد و مرکزی برای آموزش معلولان جسمی و حرکتی است. بعد به فکر توسعه این مرکز در استانها افتادند. در یزد، مرکز مشابهاش راهاندازی شد. سپس برای منطقه محروم تهران فکر شد و با تحقیقات اولیه بلوار خلیج فارس انتخاب شد و در حوالی بزرگراه فتح شعبه جنوب غرب دایر شد. بعد از آن چون جای مؤسسه کوچک و استقبال زیاد بود، در یافتآباد زمینی از شهرداری دریافت کردیم و ساختمان کنونی رعد الغدیر احداث شد و شعبه مجتمع نیکوکاری رعد به این مکان منتقل شد و رعد الغدیر در سال 1386 به ثبت رسید.
علی سلطانزاده مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر درباره نحوه آغاز به کار رعد اینگونه گزارش داده است: 300 متر زمین را در سال 1383 از شهرداری گرفتیم و با 500 هزار تومان موجودی، کلنگ این ساختمان را به زمین زدیم و ظرف 8 ماه مردم حدود 90 میلیون تومان کمک کردند و این ساختمان با 450 مترمربع فضا ساخته شد. بعد از آن هم کمک خیرین ادامه یافت و به طبقات آن اضافه کردیم سال 93 هم مردم کمک کردند و طبقه سوم آن تکمیل شد.(2)
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر از جمله تشکلهای غیر دولتی است که به منظور ارتقای تواناییهای افراد توانیاب (معلولین جسمی - حرکتی) در سال
1380 به همت چند تن از افراد نیکوکار و خیّر در منطقه جنوب غرب تهران و در منزلی استیجاری واقع در بلوار خلیج فارس، شهرک سینا، کوچه منتظرالمهدی تأسیس گردید.
این مجتمع، آموزش را به عنوان ابزاری مؤثر و مفید سرلوحه فعالیتهای خویش قرار داده و معتقد است برای ارتقای تواناییهای این عزیزان هیچ ابزار و وسیلهای مؤثرتر از آموزش نمیباشد.
از آنجایی که امکانات مکان مورد استفاده به هیچ وجه در شأن و منزلت کارآموزان مجتمع نبود؛ لذا هیئت مدیره در تلاشی پیگیر و مستمر در ارتباط با شورای اسلامی شهر تهران و شهرداری منطقه 18، سرانجام زمینی به مساحت 300 متر مربع را در پارک شهدای یافتآباد در اختیار گرفت.
نقشههای معماری و محاسباتی توسط خیّرین تهیه و اقدامات اجرایی ساخت 650 متر بنا آموزشی در تاریخ 3/10/83 شروع گردید و حال با الطاف خداوند و کمکهای خیرین خداجوی این مجتمع از ابتدای شهریورماه 1384 همزمان با شب میلاد با سعادت حضرت مهدی عج اللّه تعالی فرجه الشریف به مرحله بهرهبرداری رسیده است.
متولیان مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر از ابتدای شکلگیری مجموعه بر آن شدند که خدمات آموزشی و توانبخشی حرفهای را به صورت «صد درصد رایگان» ارائه کنند تا معلولین جامعه از خدمات مؤسسه بهرهمند شده و در جهت نیل به خود اشتغالی و خودکفایی اقتصادی و حفظ و تقویت عزت نفس و کرامت انسانی خویش گام بردارند. با توجه به اینکه در رعد الغدیر «توانمندسازی فرد معلول» نخستین گام محسوب میگردد، لذا مؤسسه به عنوان یک نهاد آموزشی و نیکوکاری خدمات خود را در سه زمینه «آموزش فنی و حرفهای منجر به اشتغال»، «توانبخشی» و «خدمات حمایتی» ارائه مینماید.
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پس از انجام مراحل قانونی و دریافت مجوز لازم از نهادهای مرتبط سرانجام در مهرماه 1386 به شماره 21700 به ثبت رسید و فعالیتهای خود را مستقلاً ادامه میدهد.
در حال حاضر تعداد 120 نفر توانیاب دختر و پسر در طول هفته در دو شیفت صبح و بعدازظهر از خدمات آموزش فنی و حرفهای توانبخشی و حمایتی صد
درصد رایگان مجتمع بهرهمند میباشند.(1)
رعد الغدیر دارای چندین قسمت اداری است، که به اقتضای ضرورتها تأسیس شده و جهت تأمین نیازهای معلولان است.
گروه بانوان همیار: جمعی از بانوان نیکاندیشی هستند که در قالب کمیتههای مشخص (ازدواج و تأمین جهیزیه - درمانی و پزشکی - اردویی - آموزشی - اشتغال و...) در فعالیتهای ذیل مجتمع را یاری میدهند:
جذب کمکهای مردمی (نقدی و غیر نقدی)
مشارکت در برگزاری اردوهای فرهنگی - سیاحتی داخل و خارج از شهر
برگزاری جشنها و بازارچههای خیریه مختلف در طول سال
جمعآوری نذورات
بازدید از منازل کارآموزان نیازمند
مشارکت در اجرای برنامههای فرهنگی درون مؤسسه
شناسایی معلولان منطقه و معرفی آنان جهت بهرهمندی از خدمات به مؤسسه
تهیه و توزیع ارزاق در مناسبتهای خاص به توانیابان تحت پوشش مؤسسه
معرفی مؤسسه به سایرین و جذب پتانسیلهای حمایتی آنان در جهت رشد و ارتقاء خدمات مؤسسه
تهیه جهیزیه جهت توانیابان در شرف ازدواج
تلاش در جهت اشتغال توانیابان در ارتباط با سایر سازمانها و شرکتها(2)
دندانپزشکی: با توجه به اهمیت امور درمانی علی الخصوص دندانپزشکی معلولین خاصی چون C.P و با توجه به عدم پاسخگویی مناسب سازمانها و مراکز درمانی جهت خدمترسانی به این عزیزان به لطف خداوند، یاری انسانهای نیکوکار و دندانپزشکان نوع دوست اولین و تنها کلینیک دندانپزشکی ویژه معلولین جسمی و حرکتی با عنوان کلینیک دندانپزشکی رعد الغدیر اوایل اردیبهشتماه سال 1388 آغاز به فعالیت نمود.
هدف از راهاندازی این کلینیک ارائه خدمات دندانپزشکی رایگان ویژه توانیابان نیازمندی میباشد که امکان بهرهمندی از خدمات درمانی را ندارند.
این کلینیک در حال حاضر دارای 3 یونیت مجهز دندانپزشکی و وسایل احیای بیمار (C.P.R) میباشد. همچنین کلینیک رعد الغدیر مجهز به سیستم استریلیزاسیون پیشرفته جهت مبارزه با انواع بیماریهای عفونی، ایدز و هپاتیت میباشد.
کلینیک رعد الغدیر دارای 2 دستیار دندانپزشک و حدوداً 30 دندانپزشک است که به صورت افتخاری جهت درمان عزیزان توانیاب است.
مددکاری: این واحد وظیفه پیدا کرد تا با شناسایی مددجویان و نوع نیازشان در جهت رفع آن به شکل مناسب برآید. در همین زمینه به جهت ترویج فرهنگ دستگیری از نیازمندان، به تعداد بسیاری از توانیابان و نیازمندان داخل و خارج از مؤسسه خدمات رایگان در زمینههای: آموزشی، درمان، تأمین جهیزیه، تأمین ایاب و ذهاب، کمک هزینه تحصیل، ارائه ارزاق به صورت فصلی ارائه شده است.
ارتباط با سازمانهای خدمتگزار در زمینه تأمین نیاز ضروری مددجویان، برای تسهیل شرایط آنها از قبیل:نیازهای درمانی، تأمین جهیزیه، تأمین هزینه تحصیل، ایجاد کار، از دیگر وظایف واحد مددکاری مؤسسه به شمار میآید که بر همین اساس درصد قابل توجهی از مسائل مددجویان محترم از طریق معرفی و مشورت با این مؤسسات ترفیع یافته و ضریب امیدواری، اعتماد به نفس و اتکاء به توانمندیهایشان تا حد قابل توجهی در اذهان آنها افزایش یافته است.
خدمترسانی به سادات ایتام، توانیاب و سرپرست خانوار از خدمات دیگر این واحد میباشد که در حال حاضر تعداد کثیری از عزیزان سادات از خدمات این مؤسسه در زمینههای مختلف و به صورت موردی، موقت و دائمی از خدمات رایگان دندانپزشکی، کاردرمانی، گفتار درمانی، حمایتهای تحصیلی، مرمّت منزل، حمایتهای آموزشی بهرهمند میشوند.
تأمین هزینههای فوق و ایجاد فضای فکری مناسب برای سادات توانیاب عزیز، از محل سهم سادات، با کسب اجازه از حجت الاسلام شهرستانی، نماینده محترم مرجع عالیقدر تشیّع، جناب آقای آیت اللّه سیستانی (زیدعزه) انجام میشود.
اگرچه نمیتوان به طور تأکیدی ریشههای فقر و آسیبهای ناشی از آن را خشکاند ولیکن اعتقاد خادمین مؤسسه رعد الغدیر سبز کردن اندیشههای نو در افکار آماده تمامی توانیابان است که توفیق خدمتشان را خداوند متعال به آنها
ارزانی داشته و آرزویشان بارور شدن روحیه خستگی ناپذیری برای خدمت به این نعمات الهی است.(1)
توانبخشی: کار درمانی شاخهای از دانش توانبخشی است و در واقع علم و هنر استفاده از فعالیتهای هدفمند جهت افزایش استقلال و بهبود ADL (مهارتهای روزمره زندگی) در انواع بیماران با ضایعات مختلف میباشد. لذا واحد توانبخشی مؤسسه از اواسط مردادماه 1385 با حمایت مالی خیرین محترم آغاز به کار نمود. عمده فعالیتهای توانبخشی قابل ارائه مؤسسه با توجه به شرایط و سن گروه مخاطب در زمینه کاردرمانی و بعضاً فیزیوتراپی میباشد.
این واحد در حال حاضر 6 روز هفته (در ساعات 8 الی 14) مشغول به پذیرش مراجعان میباشد و در طی یک دوره درمانی 20 جلسهای (با تشخیص کارشناس مربوط تعداد جلسات متغیر میباشد) توانیابان تحت پوشش قرار میگیرند. از ابتدای تأسیس این واحد تاکنون تعداد بسیار کثیری از توانیابان مؤسسه توسط این واحد پذیرش شدهاند که شامل معلولیتهایی چون MS: میوپاتی - CP - گیلنباره - SMA - اختلالات مخچهای - ضایعه نخاعی - مشکلات تعادلی - CMT - ضربه مغزی و... میباشد.
پارهای از اهداف کلی کاردرمانی در مرکز رعد الغدیر با توجه به نیازمندیهای کارآموزان عبارت است از:
1- تقویت عضلانی و جلوگیری از ضعیف شدن عضلات از طریق برنامههای تقویتی مستمر
2- افزایش دامنه حرکتی مفاصل و جلوگیری از محدود شدن آنها در اکثر بیماریهای عضلانی - اسکلتی و عصبی
3- آموزش مجدد حرکت و انقباض عضلانی در مواردی که عضلهای برای مدتی به علل مختلف بدون فعالیت مانده است.
4- جلوگیری از تشکیل و تشدید تغییر شکلها (deformity) و اصلاح آن در حد امکان
5- تجویز و آموزش نحوه صحیح استفاده از وسایل کمکی از قبیل: عصا، واکر،
1) . طی تفاهمنامهای که با خیریه جوادالائمه در سال 1395 منعقد کردیم خدمات مددکاری مؤسسه را به خیریه مذکور واگذار نمودهایم.
ویلچر، بریس و...
6- آموزش طرز صحیح انواع وضعیتهای ایستادن، نشستن، خوابیدن، فعالیتهای حرفهای و روزمره برای آنکه صدمههای ناشی از هر کدام به حداقل برسد.
7- آموزش و کاهش میزان اختلالات حسی، لمس، حرارت، حس عمقی، تعادل و...
8- آموزش نحوه انجام تمارین به منظور ازدیاد قدرت و سرعت در انجام کارها
9- انجام تمامی فعالیتها جهت مستقل ساختن بیمار در انجام زندگی روزمره و کسب استقلال نسبی در انجام کارها(1)
خدمات توانبخشی کودکان: خدمات کاردرمانی و گفتاردرمانی برای کودکان و نوجوانان از شیرخوارگی تا 12 سالگی از سال 1390 در ساختمان خیابان جیحون و از سال 1394 در ساختمان مرکزی مؤسسه آغاز به کار کرده است و این خدمات همچنان ادامه دارد.
حمایت: در کنار خدمات آموزشی و توانبخشی که به صورت مستمر جریان دارد خدمات جانبی و حمایتی به منظور افزایش تسهیلات به توانیابان ارائه میشود که عبارتاند از:
خدمات پزشکی و درمانی رایگان (با حضور پزشک متخصص عمومی، متخصص زنان) به صورت مستمر و یکبار در هفته
خدمات مشاورهای (ازدواج - خانوادگی - تحصیلی - اشتغال) و دورههای آموزشی مهارتهای زندگی و افزایش اعتماد به نفس به صورت فردی و گروهی
سرویس ایاب و ذهاب رایگان از پارهای از نقاط تهران
برپایی اردوهای زیارتی، سیاحتی و تفریحی به صورت مدون در هر ترم به منظور حضور اجتماعی بیشتر معلولین در جامعه و افزایش روحیه آنان
بازدید از منازل توانیابان و ارائه خدمات حمایتی و مددکاری
هماهنگی مراکز فرهنگی - ورزشی جهت استفاده از امکانات ورزشی (استخر و سونا) به صورت رایگان برای توانیابان
1) . همان، ص 51-52.
کاریابی.
ارتباط با سایر سازمانهای غیر دولتی و خیریه جهت رفع مسائل و نیازهای مددجویان در زمینههای مختلف خانوادگی - درمانی - ازدواج - تحصیلی.(1)
مرکز حرفه آموزی کوثر(2)
مرکز حرفهای کوثر شهر ری واقع در محله 13 آبان، به عنوان واحدی وابسته به مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر میباشد که به منظور ارائه خدمات، آموزش فنی و حرفهای، و کارآفرینی و اشتغالزایی به گروههای معلولین جسمی و حرکتی و زنان سرپرست خانوار؛ طی تفاهم نامهای 5 ساله بین این مؤسسه و شهرداری منطقه 20 تهران؛ به صورت امانی و بدون اخذ اجاره در اختیار این مؤسسه قرار گرفته است.
پس از واگذاری این مرکز در بهمنماه 1393 از سوی معاونت فرهنگی اجتماعی و امور بانوان شهرداری منطقه 20، کلیه اقدامات عمرانی، مناسبسازی و تجهیز مکان با حمایت خیرین آغاز و مرکز در کمتر از سه ماه به مرحله بهرهبرداری رسید.
راهاندازی کارگاه نگار: کارگاه تولید انواع عرقیات گیاهی با برند نگار فعالیت رسمی خود را از خرداد 1393 آغاز نمود این کارگاه تولیدی به همت یکی از توانیابان کارآموخته مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر که دارای مدرک دانشگاهی در رشته فناوری گیاهان دارویی میباشد کار خود را به منظور تولید انواع عرقیات گیاهی شربتهای سنتی و کرمهای گیاهی آغاز نموده است.
کارگاه خیاطی: در راستای طرح توانمندسازی زنان بد سرپرست و بیسرپرست منطقه 20 تهران، کارگاه خیاطی «کوثر» به منظور تولید انواع پوشاک زنانه و مردانه، البسه کار شرکتی، مانتوهای مدارس، ارگانهای بیمارستانی و... با ظرفیت اشتغال برای 5 نفر دایر شده است.
کارگاه صبحانه نان و ریحون: کارگاه تولید و بستهبندی صبحانه سالم از ابتدای سال 1394 کار خود را با هدف عرضه انواع صبحانه سالم در ایستگاههای منتخب مترو با مشارکت معاونت فرهنگی و اجتماعی شرکت بهرهبرداری مترو آغاز نمود. در
حال حاضر این کارگاه در زمینه تولید انواع بستههای صبحانه، پذیرایی ادارات، مؤسسات و مجالس فعالیت مینماید.
کارگاه لیلیا: این کارگاه به همت یک خانم سرپرست خانوار در زمینه تولید انواع تابلوهای معرق و منبت، جعبههای کادویی منقوش با برند "لیلیا" مشغول به کار میباشد.
برگزاری کلاس آموزشی: استفاده از خدمات آموزشی این مرکز برای معلولین و زنان سرپرست خانوار به صورت کاملاً رایگان میباشد.
در این مرکز دورههای آموزش منجر به اشتغال در زمینههای "کامپیوتر" و "صنایع دستی و هنری" ارائه میشود.
اشتغال و کاریابی: یکی از بخش فعال رعد الغدیر تأمین شغل برای افراد دارای معلولیت است. تا کنون این اقدامات را انجام داده است.
کارگاه حمایتی خیاطی: رعد اقدام به راهاندازی کارگاه حمایتی خیاطی در مکان مؤسسه نمود. کارآموزان پس از طی دوره کارورزی 6 ماهه و اشتغال به کار حرفهای در طول مدت 2 سال و دریافت حق الزحمه به کارآموختگانی توانمند در رشته چرخکاری (راستهدوزی و سردوزی) تبدیل میشوند و میتوانند به صورت فردی دارای مهارت و مستقل در جامعه مشغول به کار شوند. پس از پایان دوره کارورزی و اشتغال موقت؛ توانیابان دارای مهارت بالا در کارگاه خیاطی جای خود را به کارورزان کار آموخته جدیدتر میدهند و این فرآیند همچنان ادامه دارد. در حال حاضر تعداد 20 نفر در این کارگاه به صورت تمام وقت مشغول به فعالیت در زمینه کلیه امور دوخت و دوز (البسه کار و بیمارستانی، مانتو مدارس و...) میباشند.
مشاغل خانگی: مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر در راستای حمایت از اشتغال افراد دارای معلولیتهای حاد که متأسفانه به دلیل شدت معلولیت و یا به علت مهیا نبودن بسترهای لازم جامعه برای انجام فعالیتهای اجتماعی بعضاً مجبور به انزوا و خانهنشینی میباشند، سعی نمودهاند تا از طریق ارائه آموزشهای به روز و منطبق با نیاز بازار کار با ارائه دورههای متعدد هنری و صنایع دستی فضایی را جهت خود اشتغالی این عزیزان در منزل را فراهم آورد. این مجموعه از طریق خرید محصولات تولیدی توانیابان در زمینههای گوناگون هنری، و عرضه آن از طریق برپایی نمایشگاههای خیریه سالانه به صورت داخلی و خارجی و یا فروش و هدیه آن به
شرکتها و سازمانهای دولتی و خصوصی حمایتهای لازم را از امر خود اشتغالی معلولین به انجام میرساند.
بازارچه صنایع دستی: بازارچه صنایع دستی مؤسسه رعد الغدیر به منظور توانمندسازی و مستقل شدن کارآموزان جهت مشاغل زود بازده تأسیس گردیده و در راستای این امر تعدادی از کارآموزان و کارآموختگان پس از پشت سرگذاشتن دورههای مختلف به صورت مستقل در خارج از محیط مؤسسه مشغول به فعالیت میباشند.
کارگاه صنایع چوب: کارگاه صنایع چوب مؤسسه، در محل کانکسهای مؤسسه فعالیت خود را آغاز کرده است و در حال حاضر 4 نفر از توانیابان مؤسسه در آنجا فعالیت میکنند و انواع غزالهای چوبی در ابعاد مختلف - تابلوهای معرق منبت، معرق خط و معرق مینیاتور را تولید مینمایند.
کارگاه حمایتی مونتاژ: کارگاه مشارکتی مونتاژ سیم فندک گاز در سال 1391 با اشتغال 3 نفر توانیابان به مدت یکسال شروع به فعالیت نمود.
کارگاه قابسازی: کارگاه قابسازی رعد الغدیر در محل کانکسهای مؤسسه مشغول به کار میباشد و انواع قابهای pvc را تولید میکنند و یک نفر از کارآموختگان در آن فعالیت مینمایند.(1)
کانکس اغذیه: کانکس اغذیه با واگذاری به یک نفر از کارآموختگان فعالیت خود را به صورت مستقل آغاز نمود.
کانکس بوفه: این کانکس نیز با اشتغال یک نفر از کارآموختگان فعالیت مینماید.
کاریابی: کلیه کارآموزان مؤسسه پس از طی دورههای آموزشی و اخذ مدارک فنی و حرفهای به واحد کاریابی مؤسسه مراجعه و در بانک اطلاعات مشاغل ثبتنام و در صورت نیاز حامیان، شرکتها و ارگانهای مرتبط با مؤسسه جهت اشتغال معرفی میگردند.
از بدو تأسیس مؤسسه تا به امروز بیش از 100 نفر توسط این واحد به مراکز مختلف معرفی و مشغول به کار شدهاند.
1) . در یک سال اخیر به علت کمبود جا و کمبود کار، این کارگاه ها تعطیل شدند. (علی سلطانزاده)
برگزاری دورههای آموزشی: رعد الغدیر با ارتباط با سازمان جهانی کار ILO و عضویت رسمی در سازمان جهانی آموزشهای مهارتی TVTO تلاش کرده تجارب کشورهای پیشرفته را اقتباس کرده و در ایران اجرایی کند. در گام نخست تلاش کرده به معلولان تواناییهای لازم از طریق آموزش بدهد. از اینرو دورههای مختلف حرفهوفن، رایانه، هنر و غیره برگزار کند.(1)
مدیریت رعد الغدیر پس از یک دهه فعالیت در حوزههایی که نام برده شد تلاش کرد، مراکزی در شهرهای مختلف مشابهسازی کند. یعنی مراکزی پدید آورد یا مرکز موجود را تجهیز و سازماندهی کند تا در راستای دیدگاههای رعد الغدیر فعال یا فعالتر گردد. در واقع رعد درصدد صادرات فناوری و دستاوردهای خودش به همه شهرهای ایران بوده است. تا از این طریق یک رعد الغدیر در تهران تبدل به دهها رعد در شهرهای مختلف شود.
اما از سال 92 فکر تشکیل سماوات مطرح شد تا به جریان افتادن صادرات فناوری و جریان مشابهسازی را اولاً سرعت بدهد؛ ثانیاً ضابطهمند و حساب شده نماید. یعنی سماوات موظف است هماهنگیهای لازم را به عمل آورد تا مراکز شهرها با رعد الغدیر داد و ستد تجربیات و رفت و آمد حساب شده و تحت ضوابط مقبول داشته باشند.
هر یک از مراکز ما در تهران تلاش کردهاند از مراکز شهرستانی یارگیری کنند تا در شرایط خاص به مدد هم آمده و یکدیگر را یاری رسانند. کانون ناشنوایان ایران اولین مرکزی بود که در تهران در سال 1337 تأسیس شد و در شهرهای مختلف یارگیری کرد.
پس از آن انجمن نابینایان ایران و بعد جامعه معلولان ایران و در سالهای
1) . همان، ص48.
اخیر مجمع هماندیشی، گروه تشکلهای همسوی رعد مرکز، کمپین پیگیری قانون جامع معلولان، شبکه نابینایان چاوش، کانون سراسری تشکلهای مردم نهاد بهزیستی، شبکه سلامت وابسته به رعد الغدیر و قبل از همه سماوات تشکیل شده است. آقای مطهری از قول آقای سلطانزاده نقل میکند که چون وزارت کشور در زمان درخواست پروانه با ایجاد شبکه مخالف بود، زمانی طولانی صرف شد تا پروانه اخذ شود.
هنوز مطالعه جامع درباره علل و عوامل پیدا و پنهان شکلگیری این شبکهها، نیز علل ناکارآمدی و یا عدم موفقیت آنها و آسیبشناسی آنها انجام نشده است و بسیاری منتظراند تا سرنوشت شبکهای مثل سلامت به کجا میرسد. البته نظراتی در برخی محافل خصوصی مطرح میشود و برخی با نگاه بدبینانه انگیزه اصلی مؤسسین شبکهها را دستیابی به اقتدار برای چانهزنی در مبادلات و معادلات قدرت در سطح بالای مدیریتی میدانند و تحلیل میکنند سران این شبکهها در خفا با مدیران ارشد دولتی ارتباط دارند و پس از رسیدن به هدف و تأمین انگیزهشان، معمولاً فتیله شبکه را پایین میکشند.
البته همه اینها ذهنیتها و سخنانی که هنوز در عمل آزمون نشده و رخدادهای آتی نشان دهنده صحت و سقم آنها است.
اینجا به ابعادی از سماوات میپردازیم و فارغ از مباحث نظری به تحلیل واقعیتهای موجود اقدام میکنیم.
کارآمدی و اهمیت
معلولان ایران به حدی از ارتقای علمی، فرهنگی و درجهای از مدارج مقبولیت اجتماعی دست یافته و بسیاری از آنان به پستهای مهم و مرجع مثل وکالت، استادی دانشگاه، نویسندگی، روزنامهنگاری و غیره رسیدهاند. از طرف دیگر مقاومت برای حل مشکلات آنها هم فراوان است و نیاز مبرم به اتحاد و وحدت دارند. لازم است در هر شهر و در کل کشور نیروهای خود را بسیج و با تعاون و مساعدت یکدیگر و حل مشکلات همدیگر بتوانند در کل کشور به نیروی بیبدیلی تبدیل شوند که در مقابل افراد مانع تراش، بتوانند ایستادگی نمایند.
جامعه هدف به درجهای از رشد مادی و معنوی رسیده ولی لازم است تفکر خودگردانی در آحاد این جامعه به یک ایده جدی و عملی تبدیل گردد و هر یک از معلولان احساس کنند در مقابل همنوعان معلول خود مسئولیت و تعهد دارد.
اما تا وقتی معلولان نویسنده، به موضوعات معلولیتی نمیپردازند و پرداختن به
موضوعات معلولان را عار و کسر شأن خود میدانند؛ تا وقتی که معلم معلول به جای رسیدگی به فرزندان دارای معلولیت ترجیح میدهد به دانشآموزان عادی بپردازد؛ تا وقتی نیکوکار دارای معلولیت به جای تأمین نیازمندیهای آحاد دارای معلولیت به سراغ ساختن مسجد و اطعام برای افراد سالم میرود، هنوز خودگردانی در این جامعه نهادینه نشده و شبکهها فشل و آسیبپذیر هستند.
بهرحال شبکهسازی از امکانات و تواناییهایی معلولان به معنای راهاندازی تشکل برای همافزایی و افزایش توانمندیها و ایجاد تعاون برای حل مشکلات موجود و گسترش روحیه دستگیری از یکدیگر در بین معلولین است و در شرایط حاضر اهمیت و کارآمدی بسیار در اصلاح زندگی معلولین دارد. دولت و رهبری هم بیشک از چنین ایدهای حمایت میکنند زیرا حل مشکلات معلولین موجب برداشته شدن باری از دوش آنان است.
تشکلهای مشابه
در ویژه نامه سماوات(نشر رعد الغدیر) مبحثی با عنوان «مراکز مشابه رعد الغدیر» مطرح و چاپ شده است. ده مرکز را به عنوان مشابه به رعد الغدیر معرفی نموده است. متن این مقاله را ذیلاً میآورم و در ادامه ملاحظات و نقد آقای مطهری را هم میآورم:
نظر به گستردگی معلولیت در شهرهای مختلف کشور و نیاز به تأسیس مراکزی جهت توانبخشی و آموزش فنی و حرفهای منجر به اشتغال این عزیزان با هدف بهرهمندی از مواهب زندگی دلپذیر و عادی مانند سایر افراد جامعه، مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر به عنوان سازمانی مردم نهاد در راستای تحقق اهداف اساسنامه خویش و ترویج فرهنگ نیکوکاری اقدام به اجرای طرح حمایت و مشاوره رایگان به افراد علاقمند در امر تأسیس و راهاندازی مؤسسات خیریه مشابه مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر در سطح کشور با شرایط ذیل مینماید.
ماده 1- مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر هیچگونه تعهد مالی و حقوقی نسبت به مراکز ایجاد شده در شهرهای مختلف کشور ندارد و رابطه فیمابین مؤسسه و مرکز مشابه آن فقط در چارچوب 5 بند ذیل میباشد.
بند1) مشاوره رایگان به افراد علاقهمند در هر شهرستان جهت تأسیس و راهاندازی مؤسسات خیریه مشابه مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر به صورت حضوری یا تلفنی.
بند2) آموزش و کارورزی رایگان نماینده مرکز هر شهر جهت انتقال تجربیات به مدت یک هفته.
بند3) تهیه و تحویل لیست تجهیزات و فرمهای آموزشی، اداری و تبلیغاتی جهت مراکز ایجاد شده در هر شهر بر مبنای نیازهای بومی آن شهر.
بند4) برنامهریزی و اجرای جشن افتتاحیه ویژه مراکز ایجاد شده در هر شهر با همکاری متولیان مرکز مورد نظر.
بند5) حضور نماینده یا نمایندگان مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر در جلسات افراد علاقهمند به تأسیس مراکز خیریه مشابه مؤسسه در هر شهر به منظور انتقال تجربه.
ماده 2- مجری طرح حمایت و مشاوره رایگان، طبق نمودار سازمانی مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر مدیرعامل مؤسسه یا نماینده وی میباشد که زیر نظر هیئت مدیره فعالیت و نتایج کار را در جلسات اعضاء به صورت مکتوب اعلام میدارد.
خادمین این مؤسسه از ابتدای آغاز به فعالیت خود تاکنون بر اساس مواد فوق الذکر در تأسیس مراکز مشابه از طریق حمایتهای مالی و مشاورههای حرفهای موفق به تأسیس مراکز ذیل گردیدهاند.
کاشانه مهر کاشان (کمک) در شهر کاشان با همت جمعی از نیکوکاران کاشانی در سال 1386
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پاکدشت در شهرستان ورامین با همت جمعی از معلولین شهر پاکدشت در سال 1387
مؤسسه نیکوکاری توانیابان رعد الغدیر فارس در استان شیراز با همت جمعی از نیکوکاران شیرازی در سال 1388
مرکز حرفهآموزی معلولین در شهر بندرعباس با مشارکت انجمن ضایعه نخاعی این استان در سال 1390
مرکز حرفهآموزی و توانبخشی معلولین مهر لیان در شهر بوشهر با مشارکت خیریه باران مهر لیان در سال 1391
مرکز حرفهآموزی و توانبخشی رضوان با مشارکت مرکز خیریه رهروان امام علی علیه السلام در شهر زاهدان در سال 1391
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر شعبه رسالت با مشارکت شهرداری منطقه 4 در سال 1391
مؤسسه خیریه عطیه سبزوار: با مشارکت خیریه عطیه در سال 1392 در
شهرستان سبزوار
مؤسسه خیریه کودکان بهشت در استان اصفهان
مؤسسه خیریه سینا که در حال حاضر با نام مجتمع توانیابان صبح الوند با مشارکت جمعی از خیرین در استان همدان تأسیس گردید.(1)
انجمن حمایت از کودکان بهشت اصفهان
مؤسسه نیکوکاری رعد الیگودرز
مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد اراک
مراکز همسو
اما در وب سایت سماوات، 26 تشکل به نام مراکز همسو با مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر معرفی کرده است. اکنون به معرفی آنها میپردازیم. البته در این سایت این مراکز به نام تشکلهای مشابه یاد شدهاند، ولی به نظر میرسد «مراکز مشابه» صحیح نیست چون که وجه شبه یا جنبه تشابه آنها قابل سؤال است. اینها مراکز همسو و هم جهت با رعد هستند. ابتدا نام مرکز و بعد از آن نام مدیرعامل آمده است و اگر آدرس اینترنتی داشته در پاورقی آمده است.
انجمن حمایت از کودکان بهشت، خانم نصر
مؤسسه کاشانه مهر کاشان، آقای پهلوانی
مجتمع رعد کرمان، آقای لشکری(2)
مجتمع توانیابان مشهد، آقای هدایی(3)
مجتمع رعد زنجان، خانم مهدیخانی(4)
رعد الغدیر پاکدشت، آقای احمد نصیری(5)
مجتمع توانیابان پیشوا، آقای مؤمنی
مؤسسه رعد الغدیر توانیابان فارس، آقای کازرونی
مؤسسه باران مهر لیان (بوشهر)، آقای شمس(6)
انجمن ضایعات نخاعی (بندرعباس)، آقای معنایی(7)
مرکز جامع توانبخشی رضوان زاهدان، آقای عبدی(1)
کانون معلولین توانا، آقای هادیپور(2)
دفتر فرهنگ معلولین، محمد نوری(3)
مجتمع رعد کرج، آقای احمدی بیداخویدی(4)
مجتمع توانیابان یزد، خانم بقائی(5)
مجتمع توانیابان صبح الوند، آقای بارانیان
انجمن توانیاب، خانم یگانه(6)
مجتمع رعد سنندج، آقای ربیعی
مؤسسه خیریه عطیه (سبزوار)، آقای موسوی
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر، آقای سلطانزاده(7)
رعد الیگودرز، خانم نظری
مؤسسه نیکوکاری رعد(8)
مؤسسه پیامآوران ساحل امید(9)
مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد شرق(10)
مؤسسه خیریه نگین تهران(11)
مؤسسه خیریه آموزشی و توانبخشی رعد گیلان
مرکز حرفهای کوثر شهر ری(12)
ملاحظات ساعد مطهری
آقای مطهری به هنگام ویرایش این کتاب ملاحظات و نکات فراوانی مرقوم نمودهاند. درج و ثبت این نکات یک ضرورت است زیرا به فهم تاریخ معلولین و تاریخ سماوات کمک میکند. از اینرو این نکات را عیناً میآوریم:
1) . www.rasb-ngo.blogfa.com
2) . www.irantavana.com
3) . www.handicapcenter.com
4) . www.radkaraj.com
5) . www.tavanyabanyazd.ir
6) . www.tavanyab.ir
7) . www.raad-alghadir.org
8) . www.raad-charity.org
9) . www.pasogroup.com
10) . www.raad-ngo.persianblog.ir
11) . www.negintehran.persianblog.ir
12) . www.raad-alghadir.org
توضیح: جزوهای که به نام ویژهنامه سماوات در سال 1392 منتشر شده و تنها اثری است که به این نام از طرف شخصیتهای سماواتی و درباره سماوات چاپ شده از نظر آقای مطهری اعتبار لازم را ندارد چون، سماوات آن را چاپ نکرده است. بلکه رعد الغدیر آن را چاپ کرده و منعکس کننده دیدگاههای مدیریت رعد الغدیر است.
«این مراکز که دارای اساسنامه مستقل و هیئت مدیره و هیئت امنا مستقل هستند چگونه باید از رعد الغدیر پیروی و تبعیت کنند. در حالی که رعد الغدیر بدون تعهد مالی و حقوقی و صرفاً به منظور انتقال تجربه مؤسسات مشابه را هدایت و حمایت مینماید».
«دفتر فرهنگ معلولین قبل از تشکیل رسمی سماوات از تشکیل دهندگان سماوات بود لکن به دلایلی حضورش از تشکیل دهنده به عضو، کم رنگ و تعدیل شد».
این ملاحظه آقای مطهری کلی است و نیاز به بررسی شفاف دارد. در آغاز دفتر فرهنگ معلولین بیشترین حجم کار را برای سماوات انجام داده است ولی به تدریج وقتی نگاه سرد و دوگانه سماوات را دید، خود را کنار کشید. این دفتر وابسته نهاد مذهبی است و لاجرم باید استقلالش محفوظ بماند ولی هر خواستهای از
مدیریت این دفتر بوده، بدون درنگ و تعلل، سعی کرده به نحو مطلوب انجام دهد. همین شیوه را در مورد سماوات داشته است و از آغاز سماوات، کارهایی که از این دفتر خواسته شده، سریع و با اتقان انجام شده است.
پرسشنامه جامع در 10 صفحه برای همه مراکز فرستاده شد تا با ثبت و گردآوری اطلاعات، سماوات به واقعیتها دست یابد. زیرا اطلاعات واقعی گام نخست در هر نوع برنامهریزی و تدوین خطمشی است. مدیریت محترم سماوات این پرسشنامهها را در اختیار مؤلف این کتاب گذاشت. اما به رغم اینکه همه مراکز پرسشها را تکمیل نکرده به ویژه پرسشهای مهم و کلیدی خالی از پاسخ بود، اطلاعات دریافتی را استخراج و تجزیه و تحلیل و آماده بهرهبرداری نمودیم.
سماوات در صورتی میتواند برنامهریزی جامع برای مراکز زیر مجموعه خودش داشته باشد و به تصمیمسازیهای درست برسد که تمامی اطلاعات آنها را جمعآوری و در یک بانک اطلاعات وارد کند. نیز این بانک دائماً به روز گردد. در این صورت نه تنها میتواند مراکز را فعال سازد بلکه روابط آنها با جهان ساماندهی شده و ارتباطات سازنده شکل میگیرد. امّا نکات استخراج شده از پرسشنامهها ذیلاً تقدیم میگردد.
تهران، یافت آباد
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر از جمله تشکلهای غیر دولتی است که به منظور ارتقای تواناییهای افراد توانیاب (معلولان جسمی - حرکتی) در سال 1380 به همت چند تن از افراد نیکوکار و خیّر در منطقه جنوب غرب تهران و در منزلی استیجاری واقع در محله خلیج فارس، شهرک سینا، کوچه منتظرالمهدی تأسیس گردید. این مجتمع، آموزش را به عنوان ابزاری مؤثر و مفید سرلوحه فعالیتهای خویش قرار داده و معتقد است برای ارتقای تواناییهای این عزیزان هیچ ابزار و وسیلهای مؤثرتر از آموزش نمیباشد. از آنجایی که امکانات مکان مورد استفاده به هیچ وجه در شأن و منزلت کارآموزان مجتمع نبود؛ لذا هیئت مدیره در تلاشی پیگیر و مستمر در ارتباط با شورای اسلامی شهر تهران و شهرداری منطقه 18، سرانجام زمینی به مساحت 300 مترمربع را در پارک شهداء یافت آباد در اختیار گرفت. نقشههای معماری و محاسباتی توسط خیرین تهیه و اقدامات اجرایی ساخت 650 متر بناء آموزشی در تاریخ 3/10/83 شروع گردید و این مجتمع از ابتدای شهریورماه 1384 همزمان با شب میلاد با سعادت
حضرت مهدی(عج) به مرحله بهره برداری رسید. متولیان مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر از ابتدای شکلگیری مجموعه بر آن شدند که خدمات آموزشی و توانبخشی حرفهای را به صورت «صددرصد رایگان» ارائه کنند تا معلولین جامعه از خدمات مؤسسه بهرهمند شده و در جهت نیل به خود اشتغالی و خودکفایی اقتصادی و حفظ و تقویت عزت نفس و کرامت انسانی خویش گام بردارند. با توجه به اینکه در رعد الغدیر «توانمندسازی فرد معلول» نخستین گام محسوب میگردد، لذا مؤسسه به عنوان یک نهاد آموزشی و نیکوکاری فعالیتهای خود را در زمینه «آموزش فنی و حرفهای منجر به اشتغال»، «توانبخشی» و خدمات حمایتی ارائه مینماید. مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پس از انجام مراحل قانونی و دریافت مجوزات لازم از مراجع زیربط سرانجام در مهرماه 1386با شماره 21700 به ثبت رسید و فعالیتهای خود را مستقلاً ادامه میدهد.
اصفهان، ثبت 1943
آغاز فعالیت 1385
تعداد فراگیران در آغاز کار، 92 نفر
تعداد فراگیران در سال 96، 43 نفر
تعداد کل فراگیران از آغاز تا 96، 70 زن و 65 مرد
دریافت مجوز از استانداری
اعضای مؤسس: بنفشه خاموشیان(نصر)، شهناز خیام حسینی، محمدجعفر احمدیان، محمد بهرنگی، مسعود طرقی
اعضای هیئت امناء: شهناز آقایی، محمدجعفر احمدیان، رضا اسماعیلی، ناهید افتخاری، محمد اخوان صفایی، مهناز ارحام صدر، احمدرضا باقی، رسول بهنام نیا، محمد بهرنگی، مجتبی تیموری منش، کریم حیدری، بنفشه خاموشیان (نصر)، شهناز خیام حسینی، مهدی روغنی، زهره شیروانی، میمنت صفدرزاده، مسعود طرقی، زهرا فرخنده، سالار فرامرزی، احمد فامیل دردشتی، امیر
1) . ویژهنامه سمینار مراکز آموزشی و اشتغالزایی توانیابان سماوات، ص47.
قمرانی، اکبر کلاهدوز رحیمی، محمدگل احمر، محمود محمدزاده، سید مرتضی میرلوحی، جمال ملک نائینی، فرزانه منتظری نجف آبادی، مسعود نصر اصفهانی، علیرضا نریمانی نجف آبادی، بهجت یزدخواستی.
اعضای هیئت مدیره: بنفشه خاموشیان (نصر)، مسعود نصر اصفهانی، محمدجعفر احمدیان، محمدگل احمر، فرزانه منتظری نجف آبادی، سالار فرامرزی، محمود محمدزاده
فعالیتها: جشنهای تولد توانیابان به منظور ایجاد روحیه در توانیابان و خانوادههای آنان؛ فروش زیورآلات و کارهای دستی حاصل از کلاسهای خود اشتغالی توانیابان و خانوادههای ایشان به منظور خود اتکایی اقتصادی؛ پرداخت هزینه سرویس (رفت و آمد توانیابان از منزل به محل کلاسهای مؤسسه، خیریه ...؛ پرداخت هزینه اجرای سرود توسط گروه سرود متشکل از توانیابان تحت پوشش، آموزش دیده، مهمان و ...؛ برگزاری کلاسهای آموزشی برای توانیابان در رشتههای زیر: قرآن، کامپیوتر، زبان، رنگ درمانی، بازی با رنگ، تئاتر درمانی، سرود، آوا درمانی، موسیقی درمانی، نگارگری، داستان نویسی، سوادآموزی، خوشنویسی، کاردستی، زیورآلات، شطرنج، کارگاه شادی و...؛ برگزاری کلاسهای آموزشی برای مادران توانیابان تحت پوشش به منظور ایجاد روحیه و خود اشتغالی در رشتههای محفل دوستی، مثبت اندیشی، قرآن مادران، موسیقی مادران؛ پذیرش توانیابان جدید برای کلاسها.
استان لرستان، شهرستان الیگودرز
آغاز به کار: 1393
دارای ساختمان استیجاری 800 مترمربع
تعداد کل فراگیران از تأسیس تا کنون، 100 زن و 50 مرد
هیئت امناء: داراب شیخ انصاری، حمید صفاری، نبی گلابی، فاطمه نظری، اعظم جدیدی، مرضیه محمدی، فریبا حکمت، فریده افتخاری
مدیرعامل: فاطمه نظری
بوشهر
آغاز به کار: دیماه 1391
مجوز از وزارت کشور؛ استانداری؛ ناجا؛ بهزیستی؛ سازمان فنی و حرفهای؛ ثبت شرکتها
اعضای هیئت امناء: محمد احمد شمس، محمدجواد رشیدی گل رویه، مصطفی گراش، حمید پورحیدر، محمد بابایی، محمود بابایی
مدیرعامل: محمد احمد شمس
برگزاری کلاسهای خیاطی، نقاشی روی شیشه (ویترای)، تزیین، صدف دریایی، گفتار درمانی، کار درمانی
درباره مدیرعامل: محمد احمد شمس فرزند احمد متولد 20 اردیبهشت 1346 در شهرستان کنگان از توابع استان بوشهر است و دارای مدرک تحصیلی لیسانس حسابداری بوده و دارای خانوادهای معتقد است. وی از دانشآموزان ممتاز و فعال مدرسه بود با شروع انقلاب حضور فعال در انجمنهای مدارس داشت. شروع جنگ موجب شد، عازم جبهههای غرب و جنوب شود و 13 ماه داوطلبانه و 24 ماه خدمت نظام وظیفه را در جبههها بوده است. پس از جنگ در بانک استخدام و مشغول به کار شد. پس از 6 سال کار بانکی با توجه به عملکرد مطلوبش و رضایت مسئولین وقت بانک از عملکرد او، مسئولیت ریاست اولین شعبه بانک به او سپرده شد. ریاست شعبه آغازی بود تا مسئولین بهتر و بیشتر او را بشناسند و به پستها و مسئولیتهای بالاتر دست یابد.
از سال 75 شروع به کمک محرومین و آسیبدیدگان اجتماعی کشور نمود در سال 81 مبادرت به عضویت در فعالیتهای اجتماعی و مؤسسات خیریه جهت کمک به اقشار آسیبپذیر و کمکرسانی در زمینههای مختلف به محرومین دور افتاده استان بوشهر کرد.
در سال 89 مؤسسه مردمی به نام مؤسسه باران مهر لیان را تأسیس کرد. و در سال 90 با آشنا شدن با مجموعه رعد الغدیر تهران شروع به همکاری کرد.
با اخذ تجارب و دستاوردهای رعد الغدیر تهران، تلاش کرد همین الگو و مدل را در بوشهر اجرا کند. از اینرو برای معلولان جسمی و حرکتی استان بوشهر، اقداماتی در راستای توانبخشی آنها، ایجاد اشتغال برای آنها، راهاندازی آموزش و مهارتآموزی برای آنان و خلاصه مجموعه از خدمات مختلف در استان راهاندازی کرده است. اکنون به عنوان مدیرعامل مؤسسه باران مهر میباشد.
بندرعباس
اخذ مجوز از استانداری و بهزیستی
دارای مکان ملکی با 550 مترمربع
رویکرد: خدمت به معلولان ضایعات نخاعی
تعداد اشتغال یافتگان از ابتدا تا کنون، 30 نفر
هیئت مؤسس و مدیره: عطاءاللّه ناظری، فرشید معنایی، لیلا روضهخوان، سعید دهقانی، شقایق امالی، محمد حسن استاد، معصومه صفری بندری، محمد کهوری
راهاندازی کلاسهای خیاطی، معرق، ساقه گندم، صنایع دریایی، قابسازی، کامپیوتر، کار درمانی، فیزیوتراپی.
تأسیس 1387
مجوز از فرمانداری
پاکدشت
دارای محل استیجاری، 250 متر مربع
تعداد فراگیران از تأسیس تاکنون، 225 نفر
مدیرعامل: احمد نصیری، متولد 1340
برگزاری کلاسهای کامپیوتر، معرق، خیاطی و غیره.
آغاز فعالیت: 1384
اخذ مجوز از وزارت کشور
دارای ساختمان هدیه شده با 720 مترمربع زیربنا
خطمشی: توانمند ساختن کودکان معلول
هیئت امنا: خسرو منصوریان، اصغر احمدی، علی سلطانزاده، فرهاد طاهری، محمود اولیایی، سعید غفارزاده، محمد کمالی، تهمینه یگانه آسیایی، شیرین احمدنیا، احمد بهپژوه، شهریار حکیمی، سیروس غفوریانفر، سید قاسم لواسانی، علی فیلسوفی، علی بدیعی گورتی، یحیی سخنگویی، سید محمد میرلوحی، بیژن ساسانیان، زهرا خانجانی بلیلی، سید رضا رضایی زکی، محسن روحی صفت، علیاصغر توفیق، محمودرضا کریمنژاد، احمدرضا فتوت
اعضای هیئت مدیره: علی سلطانزاده، فرهاد طاهری، محمود اولیایی، تهمینه یگانه
آسیایی، سید قاسم لواسانی، علی بدیعی گورتی، محسن روحی صفت
زاهدان
آغاز فعالیت 1390
اخذ مجوز از بهزیستی
محل مؤسسه 450 مترمربع
تحت پوشش از ابتدا تا 96 ، 40 نفر زن 40 مرد
تحت پوشش هم اکنون 25 نفر
مدارک اخذ شده از ابتدا تا 96 ، 20 زن و 10 مرد
تعداد کل کار آموختگان از تأسیس تا 96، 30 زن و 30 مرد
تعداد اشتغال یافتگان از تأسیس تا 96، 125 نفر
هیئت مؤسس و مدیره: غلام عبدی، حیدر گلی، برات هدایتیفر، محدثه عبدی، علیرضا سقدکس، حوریه پورسعادت، ثریا کلانتری، احمدرضا کوهکن، عصمت خسروی، حمزه رشیدینیا، بیبی زهرا جعفری
مدیرعامل: دکتر غلام عبدی
زنجان
اخذ مجوز از بهزیستی، ناجا، سازمان فنی و حرفهای
دارای ملک استیجاری
مدیرعامل: رؤیا مهدیخانی، متولد 1365
اهداف و خطمشی: الف: ایجاد تسهیلات و امکانات لازم به منظور توانمندسازی هر چه بیشتر توانیابان، مددجویان و جانبازان اعم از معلولان جسمی حرکتی، ناشنوایان، و... با همکاری سازمان بهزیستی. ب: ایجاد تسهیلات و امکانات لازم به منظور توانمندسازی ایتام، زنان و کودکان بد سرپرست و بیسرپرست ... در جهت خودکفایی با ارائه خدمات متناسب، با همکاری خیرین و سازمان بهزیستی. ج: آموزش توانیابان و مددجویان بر اساس مجوز سازمان آموزش فنی و حرفهای در رشتههای مختلف برای کسب مهارتهای لازم تا دریافت مدارک فنی و حرفهای توسط سازمان مربوطه. د: تلاش در راستای کارآفرینی و
اشتغالزایی برای توانیابان و مددجویان و افراد تحت پوشش. ه-: تلاش در راستای تشکیل خانواده برای توانیابان و مددجویان و افراد تحت پوشش. و. ارائه خدمات مشاورهای در زمینه بهداشت روانی، تحصیلی، اشتغال، خانواده، ازدواج و... برای توانیابان و مددجویان و افراد تحت پوشش. ز: همکاری و تعامل با مؤسسات دولتی و غیر دولتی مرتبط با اهداف مجتمع. ح: حمایت از توانیابان و مددجویان و افراد تحت پوشش در راستای ارتقای تحصیلی.
اعضای هیئت امنا: اصغر وثوق، مهدی ذبیحیان، شهلا طاهری، سید سجاد محمدیفرد، علی صبا، امیر منصوری، رحمتاله بیگدلی، افسرالملوک صیادی مقدم، حبیباله عبادی، ابوالفضل قائمی، رسول قلمچی، فاطمه کرباسی، جواد گرانمایه، نبی اله کلانتری، محمدرضا گنجخانی، کریم لیلاپرست، محمدتقی مقدم فرد، رحیم حسنی، محمدرضا پرویزی، علی بوریایی، یونس بازرگانی، فریبا امیراصلانی، صدیقه دهنایی، مهدی اسکندری، اکبر حسینزاده اردکانی، محمدنبی حقیقی، زهرا بطحائی، فاطمه بیات زنجانی، خلیل اشرفی، فاطمه رضایی، فرح جمالی، فرزانه خجسته، سید محمد صفایی، فریده صفائیان، مهدی بیگدلی، محمدحسن نجاریان، رقیه نباتچیان، رقیه نصرتی، یداله واعظی، ولی اله بیات، پروین سروشپور، بهروز ضرغام، سیامک رجبیکوچی، رؤیا مهدیخانی، مجید گیلک، بیتا بدلخانی، علیرضا بیگلری، عبدالمجید هاشمی، علی کلانتری، ولیاله منصوری، جبار حواریون، فاطمه منصوری، داود مرادخانی، پرویز احمدی زنجانی، سید جلال شریفی، حسین امین، عزیزاله ناصحی، هوشنگ ادهمی، باقر محمدی
سنندج
تعداد کل مدارک اخذ شده از تأسیس تا 96، 520 زن و 305 مرد
شروع فعالیت آذرماه 1387
اخذ مجوز از بهزیستی
دارای دفتر ملکی، 1330 مترمربع
مدیرعامل: سید وفا ربیعی
درباره مدیر عامل: سید وفا ربیعی فرزند سید حسن، متولد 1324 در سنندج، تاریخ اخذ مدرک تحصیلی 1352 در رشته ایرانشناسی از دانشگاه اصفهان، سال استخدام 1349، بازنشسته وزارت بازرگانی در سال 1374، آخرین محل خدمت
تهران. برخی سوابق حرفهای: 1- خدمت وزارت دادگستری از سال 1349 الی 1357 ؛ 2- خدمت وزارت فرهنگ و هنر به سمت رئیس اداره فرهنگ گلپایگان از سال 1357 الی 1358 ؛ 3- خدمت در وزارت صنایع و معادن به عنوان مدیر صنایع استاد کردستان؛ 4- خدمت در وزارت بازرگانی سمت معاون مدیر کل استان کردستان ؛ 5- کارشناس مسئول امور بنادر و حمل نقل بینالملل در تهران ؛ 6- دعوت مجدد به همکاری به عنوان مدیریت حمل و نقل بینالمللی گندم و آرد ایران در استان کردستان ؛ 7- همکاری افتخاری از تاریخ 1387 به عنوان هیئت مؤسس و امناء و همینطور هیئت مدیره مؤسسه رعد سنندج.
شیراز
اخذ مجوز از بهزیستی و وزارت و فرهنگ ارشاد و سازمان فنی و حرفهای، سال شروع و تأسیس 1388
فقط معلولین جسمی و حرکتی را میپذیرد ولی در ضمن از نابینایان و ناشنوایان و ذهنیها هم حمایت مینماید.
تعداد فراگیران زیر پوشش از ابتدا تا 96: 150 نفر
تعداد آموزشدیدگان، 35 زن و 15 مرد.
تعداد فارغالتحصیلان از ابتدا تا 96، 10 زن و 2 مرد
ظرفیت 50 نفر جهت آموزش در هر ترم دارد.
تعداد مدارک فنی و حرفه و فن صادر شده: 35 زن و 30 مرد
افراد استفاده کننده از کتاب گویا به دلیل نابینایی 25 زن و 10 مرد.
تعداد اشتغال یافتگان از ابتدا تا 96: 180 نفر
محل استیجاری است و 200 مترمربع است.
برگزاری کلاس در زمینههای: فن بیان، گفتار درمان، فیزیوتراپی، موسیقی، آوازخوانی، حافظ خوانی، خیاطی، پیکر تراشی، نقاشی، مشبک کاری
هیئت مؤسسه و امناء: محمدابراهیم کازرونی؛ زهرا جبهداری، ابراهیم گرمسیری، حیدر یحیایی، عبدالرضا غلامی
قزوین
آغاز فعالیت 1374
تعداد کل فراگیران از تأسیس تاکنون، 3500 نفر
کل اشتغال یافتگان در بیرون مؤسسه، 650 نفر زن و 550 نفر مرد
کل اشتغال یافتگان در مؤسسه، 484 نفر
رئیس هیأت مدیره: سید محمد موسوی
مدیرعامل: محمدرضا هادیپور، متولد 1349
کاشان
شروع فعالیت 1387
اخذ مجوز از بهزیستی و فرمانداری
آموزش توانبخشی منجر به اشتغال معلولین جسمی و حرکتی
دارای دفتر ملکی با 800 مترمربع فضا
تعداد فراگیران تحت پوشش از ابتدا تا سال 96، 78 نفر
تعداد اشتغال یافتگان از ابتدا تاکنون، 55 نفر
مدیرعامل: علی(سعید) پهلوانی، متولد 1335
شروع فعالیت 1382
دارای دفتر ملکی با حدود 3000 متر مربع زیربنای آموزشی
اخذ مجوز از بهزیستی سازمان فنی و حرفهای و ثبت
برگزاری دورههای آموزش صنایع دستی، هنر، کامپیوتر
تعداد فراگیران از ابتدا تا 96، 464 زن و 473 مرد
تعداد اشتغال یافتگان از ابتدا تا 96، 240 نفر
اعضای هیئت امناء: غلامرضا احمدی بیداخویدی، علی سلطانزاده، اصغر شیرازپور، سید جواد مرتضوی نصیری، علی محمدرضایی بیداخویدی، حسین احمدی بیداخویدی، رقیه رضائیان، عبدالرضا میردامادی تهرانی، تیمور کرمی، مجید کرمی، نصرت اله نیک دهقان، علی بهرامی خلیل آبادی، عباس زرندی، حمیدرضا حاجی محمدی، علیاصغر رضوانی، حبیب اله ظهوری، شاهین ظهوری
اعضای هیئت مدیره: غلامرضا احمدی بیداخویدی، جعفر بلبلی، علی خراسانی گرده کوهی، حمیدرضا حاجی محمدی، سعید نجاری سیسی، امیرعباس برزگربنادکوکی، محمد شریفی، عباس احمدی بیداخویدی، عفت همدانی
آغاز فعالیت: آذر 1393
محل استیجاری دارای 120 مترمربع اعیانی و 500 مترمربع عرصه
فعال در زمینه ناشنوایان، ذهنیها، جسمی حرکتیها
اخذ مجوز از: سازمان بهزیستی
ارائه خدمات توانبخشی و آموزش حرفه به طور رایگان
برگزاری کلاسهای خیاطی، کامپیوتر، گلیم و قالیبافی، صنایع چوبی، صنایع دستی، مهارتهای زندگی، روانشناسی
تعداد کار آموختگان از ابتدا تا 96، 23 زن و 11 مرد
مدیرعامل: فتاح عاکفی ماسوله
اعضای هیئت امناء: محمدرضا صوفینژاد، ابراهیم شکری، فتاح عاکفی ماسوله، محسن آریاپاد، محمدعلی راستروان، محمدحسن دهقانزاد، صغری خورسندی، سید علی حسینی کلکو، رحیم بدلی، بدیع اله شبان، داریوش جیواد، ساعد مطهری، علیاصغر گواهی، عبدالحمید روغنی، مازیار کرتولی، مهیندخت پروین، سعید سعیدمنش.
مدیران و اشخاصی که در مؤسسه حق امضاء دارند: ابراهیم شکری، فتاح عاکفی ماسوله، محسن آریاپاد، محمدعلی راستروان، محمدحسن دهقانزاد، صغری خورسندی، محمدرضا صوفینژاد، سید علی حسینی کلکو، رحیم بدلی.
مشهد
اخذ مجوز از نیروی انتظامی
دارای دفتر ملکی با 2500 مترمربع
مدیرعامل: ابراهیم هدایی
اعضای هیئت امنا: جواد فهمیده وجدانی، محمدجواد رحیمیان مشهدی، غلامعلی رأفتی شبانی، محمد نورمندیپور، محمد گرجستانی، ابراهیم هدایی، محمود هدایی، حسین ادیبیان، محمدهادی هادیزاده یزدی، هادی حسنپور یوسفی طوسی
مشخصات هیئت مدیره: جواد فهمیده وجدانی، غلامعلی رأفتی، ابراهیم هدایی، محمود هدایی، حسین ادیبیان، هادی حسنپور یوسفی، علی کوثری، رحیم خسروشاهی، علیرضا روحبخش، نصرت اللّه مختاری، مهدی هدایی، علیرضا گرجستانی
شماره ثبت 274
ایجاد آموزشگاه فنی حرفهای معلولین
کاریابی مهارت آموختگان
پرداخت وام تحصیلی و رسیدگی به معلولین در حال آموزش مهارت
توانبخشی و آموزش و نگهداری معلولان
رسیدگی به وضع خانواده معلول
پروانه فعالیت از: سازمان بهزیستی، ناجا (نیروی انتظامی)، سازمان فنی و حرفهای
شروع دوره کارآموزی ماشین نویسی، سال 78 با 28 نفر
تعداد کل فراگیران از خدمات فنی و حرفهای از آغاز تا امروز، 390 زن و 250 مرد
تعداد فارغالتحصیلان از تأسیس تا 96، 300 زن و 150 مرد
تعداد کل مدارک اخذ شده از تأسیس تا 96، 190 زن و 120 مرد
تعداد اشتغال یافتگان پس از آموزش در کارگاههای غیر دولتی از بدو تأسیس:
اکثر مراجعین اشتغال یافتهاند / 50 درصد زنان و مردان اشتغال یافتهاند.
تعداد اشتغال به کارشدگان از تأسیس تا 96 در مؤسسات غیر دولتی/ 10 نفر زن
تعداد اشتغال به کارشدگان از تأسیس تا 96 در مؤسسات دولتی/ 5 نفر زن
از بهزیستی جهت توانبخشی کودکان دریافتی دارد.
دارای مکان ملکی در 600 مترمربع
قم
آغاز فعالیت: مهر 1390
اخذ مجوز از سازمان بهزیستی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت پژوهش حوزههای علمیه
مؤسسهای علمی و پژوهشی که خطمشی آن فرهنگسازی و اطلاعرسانی و انجام امور زیربنایی است.
دامنه فعالیت جهانی است.
همه انواع معلولیت در قلمرو است و به موضوعات پژوهشی و نیازهای علمی آنها رسیدگی میکند.
دهها عنوان کتاب منتشر کرده، پنج هزار ساعت کتاب صوتی تولید کرده و صدها نسخه بریل منتشر کرده است. به علاوه مجله، سایت، بانک و آرشیوهای متعدد دایر کرده است.
این دفتر در رشته فرهنگسازی و انجام زیر ساختهای ضروری اقدامات و فعالیتهای بسیار داشته است. مجموعه فعالیتها در کتابی با عنوان کارنما معرفی شدهاند.
لازم به تذکر است این دفتر وابسته به هیچ نهاد و شخصی غیر از مؤسسه آلالبیت علیهم السلام که زیر نظر حجت الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی فعالیت میکند، نیست. ولی این دفتر به توصیه ریاست عالی یعنی جناب آقای شهرستانی با همه نهادها و شبکهها در حد حضور در جلساتشان هماهنگی دارد.
وابسته به دفتر آیت اللّه العظمی سیدعلی سیستانی
نظارت عالی: حجت الاسلام والمسلمین سیدجواد شهرستانی
رئیس هیئت مدیره: علاء الدین نجف
مدیرعامل: محمد نوری
این مؤسسه از اعضای اولیه و اصلی تشکیل دهنده سماوات بوده و تاکنون نیز همکاری صمیمانهای را با انجمن داشته و دارد و تاکنون دو جلد کتاب در مورد سماوات نشر داده است.
دفتر فرهنگ معلولین هر گونه درخواستی از طرف سماوات مطرح میشد با تمام وجود انجام میداد و هیچ مانعی وجود نداشت. لذا در نشست اول یعنی در دوره شکلگیری و به ویژه برای نشست نیاسر کارهایی مثل موارد زیر را انجام داد:
برپایی نمایشگاه عکس. این نمایشگاه در سالن اصلی جنب سالن نشست برگزار شد.
روابط با کشورهای اسلامی و شناسایی نیروهای مستعد به منظور بینالمللی کردن این نشست و تلاش برای آوردن چند هیئت به ایران.
تبلیغ روزانه برای سماوات و ایده شکلگیری آن.
تلاش برای تبدیل سماوات به یک روش فکری و یک اندیشه.
ارسال کتب و اسناد.
تلاش برای ایجاد پیوند بین نهادهای اصیل مثل مرجعیت و نشست.
درباره مدیرعامل: محمد نوری متولد شهریور ماه 1340 است. در کنار تحصیلات دبیرستان به تحصیل حوزوی روی آورد. در سال 1383 در حالی که دانشجوی دکترا در
لندن بود بر اثر تصادف دچار معلولیت شد و نتوانست مدرک دکترا خود را اخذ نماید.
او از سال 1356 به فعالیتهای فرهنگی پرداخت و بر اثر دیدن نوجوان دارای معلولیت در سال 1369 به مطالعات معلولیتی و معلولیت پژوهی علاقهمند گردید و بخشی از وقت خود را در این مباحث میگذراند تا اینکه از سال 1383 تمام وقت یا اکثر وقتش را به امور فرهنگی و علمی معلولین اختصاص داد.
کارنامه او در زمینه معلولیت و معلولان عبارت است از:
1- دانشنامه ناشنوایان، سه جلد، چاپ و نشر در 1388
2- تألیف و نشر بیش از پنجاه مقاله در نشریاتی مثل تواننامه
3- تألیف و نشر بیش از سی عنوان کتاب مثل مؤسسه آموزشی نابینایان ابابصیر، آسیبشناسی اشتغال معلولان ایران و ...
4- برگزاری و مدیریت دهها نشست و همایش درباره موضوعاتی مثل اشتغال معلولان
5- مصاحبه با نشریات و رسانههای مختلف درباره موضوعات ویژه معلولیت.
همدان
آغاز فعالیت: 1393
اخذ مجوز از سازمان بهزیستی و سازمان فنی و حرفهای
آموزش فنی و حرفهای
کاریابی مهارت آموختگان
توانبخشی ویژه معلولان جسمی و حرکتی
محل مؤسسه استیجاری
اعضای هیئت امنا: مسعود نیلی، محمود نیلی، محمود بهشتی روی، هوشنگ باب الحوائجی، احمد شفاعت، حمید بادامی، علیاکبر محبیان
اعضای هیئت مدیره: هوشنگ باب الحوائجی، احمد شفاعت، حمید بادامی
مدیر عامل: محمدهاشم بارانیان
سبزوار
برگزاری کلاسهای خوشنویسی، سوادآموزی ، موسیقی، سرود، تئاتر و غیره.
تأمین نیازمندیها و توانبخشی معلولان دو هدف مهم این تشکل است.
لازم به ذکر است به هیچ سؤال دیگر پاسخ نگفته و پرسشنامه را سفید بازگرداندهاند.
جمعبندی اطلاعات(1)
تاکنون مؤسسههایی که اطلاعات خود را ارسال کردهاند، معرفی شدند. اما مدیریت سماوات فرمهای جمعآوری اطلاعات را که شامل پرسشهایی درباره این عناوین است را جمعبندی کرده است و در اینجا میآوریم:
مدیریت، مدیران و وابستگی تشکیلاتی؛ بودجه، شیوه خرج، درآمدها و کسب کار؛ انتظار و توقع از سماوات به عنوان یک تشکیلات بالا سری؛ نیازهای اساسی و زیربنایی اعضاء؛ دارای مقام استانی و کشوری و جهانی؛ عضویت در سازمانهای بینالمللی؛ داشتن نشریه؛ آمار معلولان استفاده از خدمات توانبخشی و از دیگر خدمات؛ ارائه خدمات تفریحی و سیاحتی؛ مجوز دهندگان؛ اعضاء مدیریتها؛ تحصیلات مدیران.
بعضی از مراکز این فرم را تکمیل نکرده یا ارسال نکردند و آن مراکزی که تکمیل و ارسال کردهاند، گاه به همه پرسشها پاسخ نگفتهاند، از اینرو نمیتوان به اطلاعات کامل و جامع دست یافت. اما همین اندازه از اطلاعات هم مفید و گویا است.
بهرحال اطلاعات رسیده جمعبندی شد و ذیل چند سر فصل عرضه میگردد. هر یک از این سرفصلها گویای وضعیت مراکز همسو و نیز خود رعد است:
کانون توانا قزوین: کارآفرین اجتماعی در سطح استان قزوین در حوزه اشتغال توانیابان ؛ مؤسسه برتر در کنفرانس بینالمللی (جهان بدون محدودیت) در ترکیه.
مؤسسه رعد الغدیر: مقام پنجم از رادیو فرانسه در حوزه اشتغال در جهان.
دفتر فرهنگ معلولین: رتبه برتر در کنفرانس ملی کارآفرینی اجتماعی در حوزه معلولیت در سال 93 ؛ رتبه برتر در دومین جشنواره ملی خودباوری و اشتغال در سال 94 ؛ حائز رتبه در جشنواره ملی کتاب با موضوع معلولیت و توانمندسازی در سال 95 ؛ کسب مقام و انتشار مقاله در اولین کنگره حقوق شهروندی با رویکرد فرهنگی در سال 96.
الف - عضو اطلاعات عمومی و همگانی DPI سازمان ملل
1) . این جمعبندی توسط آقای ساعد مطهری انجام و به مؤلف این کتاب تقدیم شده است.
ب - دارای مقام مشورتی اکوسوک سازمان ملل
انجمن کودکان توانیاب در تهران: عضو مقام مشورتی اکوسوک
انجمن خیریه سماوات الغدیر با کلیه اعضاء:
الف - عضویت در سازمانهای جهانی عضو سازمان ملل
ج - عضو کارآفرینی دانشگاه MIT
ج - عضو کارآفرینی دانشگاه آکسفورد
د - عضو کارآفرینی دانشگاه کمبریج
ه- - عضو کارآفرینی دانشگاه هاروارد
انجمن احیای ارزشها(تهران)
کانون معلولین توانا (قزوین)، ماهنامه پیک توانا
دفتر فرهنگ معلولین(قم)، فصلنامه تواننامه
مؤسسه رعد الغدیر با مراکز مشابه در الیگودرز، پاکدشت، مرکز رسالت، کاشانه مهر کاشان، ضایعه نخاعی هرمزگان، الوند همدان، باران مهر لیان بوشهر، اراک، زاهدان.
مؤسسه احیاء ارزشها با مراکز مشابهی در شیراز، اراک، عطیه سبزوار، پیشوا، ری، محلاتی، جیحون.
کانون معلولین توانا قزوین با شعبههایی در الوند، تاکستان و کلاردشت.
توانیابان بهرهمند از خدمات توانبخشی مراکز: 6871 نفر
توانیابان بهرهمند از خدمات حمایتی: 1254 نفر
بهرهمند از خدمات فرهنگی: دفتر فرهنگ معلولین خدمات رایگان در اختیار مراکز و افراد در موارد زیر قرار داده است:
انجمن و مرکز در شهرهای مختلف
کتاب گویا: عضویت 1000 نفر نابینا از شهرهای مختلف
تأسیس آرشیو کتاب گویا با حدود 150 هزار ساعت کتاب گویا و تأمین نیازمندیهای مراکز و افراد در سراسر جهان
تأسیس آرشیو کتاب بریل و تأمین نیازمندیها با 3000 عنوان کتاب بریل
خدمات به افراد و کتابخانههای سراسر کشور در زمینه کتاب بریل
ارسال یک دوره قرآن بریل به مراکز نابینایان شهرهای مختلف ایران و کتابخانههای ملی در کشورهای دیگر
تألیف کتب مورد نیاز جامعه معلولان و انتشار یکصد هزار جلد کتاب درباره مسائل و موضوعات معلولان به سراسر کشور و برخی مراکز خارج از کشور
تأسیس کتابخانه با ده هزار عنوان کتاب در زمینه نیازمندی جامعه هدف
انتشار سی هزار صفحه تحلیل و گزارش درباره مسائل و موضوعات مهم و روز جامعه هدف از طریق وب سایت یا شبکههای اجتماعی
انتشار و ارسال فصلنامه تواننامه برای همه مراکز مردمی و دولتی در سراسر کشور
ایجاد واحد سلامت و حمایت از تحصیل و آموزش منتهی به اشتغال: 250 مورد.
ساخت واحدهای مسکونی در قزوین توسط کانون توانا قزوین (آمار نداده)
بهرهمند از تورهای زیارتی: (3518 زن، 3464 مرد) جمعاً 6982 نفر
بهرهمند از تورهای سیاحتی: (705 زن، 507 مرد) جمعاً 5372 نفر
بهرهمند از تورهای ورزشی: (672 زن، 1090 مرد) جمعاً 1762 نفر
بهرهمند از تورهای تفریحی: (5021 زن، 3665 مرد) جمعاً 8686 نفر
وزارت کشور 2 مورد
استانداری 1 مورد
فرمانداری 2 مورد
ناجا 3 مورد
فنی حرفهای 5 مورد
ثبت 4 مورد
بهزیستی 11 مورد
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 21 مورد
کتابخانه ملی ایران 20 مورد
معاونت پژوهشی حوزههای علمیه کشور 1 مورد
جمع: 70 فقره
دارای ناظر مالیاتی، 12 مورد
دارای دفاتر قانونی، 12 مورد
دارای گزارش بازرس قانونی، 11 مورد
هفت مؤسسه مالک و دارای حدود 9600 مترمربع زمین هستند.
هفت مرکز استیجاری و 2710 مترمربع زمین در اختیار دارند.
جمع متراژ زیربنای اجاری و ملکی خیریههای عضو سماوات 62/12310
خیریههایی که ساختمانهای ملکی در دست ساخت و رو به اتمام دارند 3 مورد 12800 مترمربع
جمع کل: 62/25110 مترمربع
جمع کل معلولین، 6063 نفر با انواع معلولیت تا 3 ماهه اول سال 96
جمع کل معلولین با سطوح تحصیلی از بیسواد تا دکتری: 8406 نفر با تفکیک زیر:
ناشنوایان از بیسواد تا فوق لیسانس 415 نفر
افراد دارای اختلال در گفتار و صدا از بیسواد تا لیسانس 583 نفر
افراد دارای قطع دست از بیسواد تا لیسانس 36 نفر
افراد دارای نقص دست از بیسواد تا لیسانس 1203 نفر
افراد دارای نقص پا از بیسواد تا لیسانس 1689 نفر
افراد دارای قطع پا از بیسواد تا لیسانس 80 نفر
افراد دارای نقص تنه از بیسواد تا لیسانس 48 نفر
افراد نابینا از بیسواد تا لیسانس 14 نفر
افراد کمبینا از بیسواد تا لیسانس 60 نفر
افراد یک چشم از بیسواد تا لیسانس 9 نفر
افراد دارای اختلال ذهنی از بیسواد تا لیسانس 458 نفر
جمع: 4595 نفر
توجه: بند یکم با بند دوم تناقض دارد. منشأ تناقض در اظهاراتی است که مؤسسات داشته و اعدادی که ذکر کردهاند، نتایج متفاوت به دست میدهند.
بیسوادان 508 نفر
نهضت سوادآموزی 147 نفر
پیش دبستانی 147 نفر
دبستان 42 نفر
راهنمایی 492 نفر
کار و دانش 384 نفر
هنرستان 133 نفر
نیمه اول دبیرستان 78 نفر
نیمه دوم دبیرستان 112 نفر
پیش دانشگاهی 325 نفر
دیپلم 38 نفر
فوق دیپلم 91 نفر
لیسانس 123 نفر
فوق لیسانس 33 نفر
دکتری 1 نفر
سایر 14 نفر
جمع کل: 2668 نفر
تعداد توانیابان آموزش دیده در کلاسهای مؤسسات عضو انجمن و خارج از مؤسسات عضو انجمن از بدو تأسیس تا سه ماه اول سال 96: 6623 نفر
تعداد توانیابانی که در دورههای فنی حرفهای مؤسسات عضو انجمن سماوات شرکت کرده و دوره دیدهاند: 2706 نفر
جمع کل توانیابان فارغالتحصیل در تمامی رشتههای تحصیلی: 2853 نفر
تعداد کل مربیان ثابت با درجات تحصیلی مختلف: 170 نفر (35 دیپلم، 123 لیسانس، 6 فوق لیسانس، 2 دکتری، 4 سایر)
تعداد کل مربیان قراردادی: 141 نفر
تعداد کل مربیان داوطلب: 104 نفر
جمعاً: 245 نفر
توانیابانی که پس از آموزش در مؤسسات عضو سماوات شاغل شدهاند: بیش از 800 نفر
کارگاههای برگزار شده برای در خود مراکز عضو اشتغال، 44 کارگاه
شاغلین آموزش دیده در کارگاههای خارج از اعضای سماوات، 1453 نفر
شاغلین خارج از مؤسسات عضو و داخل مؤسسات عضو انجمن سماوات، 2022 نفر
جشن تولد برای 620 توانیاب هر ماه به مبلغ 000/000/60 ریال
سرویس ایاب و ذهاب برای 25 نفر توانیاب هر ماه به مبلغ 000/500/87 ریال
قرآن و هنر برای 438 توانیاب هر ماه به مبلغ 000/000/40 ریال
سرود برای 34 توانیاب هر 3 ماه به مبلغ 000/000/11 ریال
تفریحی در محیطهای باز برای 233 توانیاب هر ماه به مبلغ 000/000/16 ریال
تعامل با مادران خانواده برای 115 توانیاب هر ماه به مبلغ 000/500/7 ریال
جمع: 000/900/54 ریال
فروش دست آوردهای زینتی توانیابان در هر دوره حدود 000/710/160 ریال
هزینه دارو ماهیانه 000/363/2 تومان
هزینه پزشک روانشناس ماهیانه 000/550 تومان
هزینه بیمارستان ماهیانه 000/300 تومان
هزینه پرستاری ماهیانه 000/000/2 تومان
هزینه پوشک ماهیانه 000/950 تومان
هزینه توانبخشی خارج از مؤسسه شش ماهه 000/300/1 تومان
هزینه گفتار درمانی و کار درمانی جسمی و ذهنی، شناخت درمانی ماهیانه
000/400/8 تومان
هزینه تهیه کالسکه سالانه 000/200 تومان
هزینه تهیه ویلچر سالانه 000/850/6 تومان
هزینه تهیه توالت فرنگی قابل حمل سالانه 000/500/1 تومان
هزینه تهیه ارزاق شش ماه یکبار 000/500/3 تومان
هزینه دندانپزشکی سالانه 000/400/22 تومان
هزینه چشم پزشکی سالانه 000/400/22 تومان
هزینه تهیه کولر و ماشین لباسشویی سالانه 5 مورد دستگاه و 23 مورد دستگاه 000/500/1 تومان
هزینه تهیه یخچال فریزر سالانه 34 دستگاه 000/000/22 تومان
هزینه تهیه فرش سالانه 7 تخته 000/000/15 تومان
هزینه تهیه تشک مواج سالانه 000/450 تومان
هزینه تهیه غذای ویژه سالانه 000/000/80 تومان
هزینه حمایتی ماهانه 000/000/10 تومان
هزینه حقوق کارکنان ماهانه 070/818/30 تومان
هزینههای پیشبینی نشده ضروری سالانه 000/000/74 تومان
وام قرضالحسنه ماهانه 000/000/6 تومان
هزینه ذبح گوسفند ماهانه 000/800 تومان
تعداد اعضای هیئت امناء: 192 نفر (148 مرد، 44 زن)
میزان تحصیلات اعضای هیئت امنای مراکز عضو:
دبستان 7 مرد 4 زن، مشترکاً 11 نفر
راهنمایی 1 مرد، مشترکاً 1 نفر
پیش دانشگاهی 1 مرد، مشترکاً 1 نفر
دیپلم 38 مرد 15 زن، مشترکاً 53 نفر
فوق دیپلم 8 مرد 4 زن، مشترکاً 12 نفر
لیسانس 56 مرد 12 زن، مشترکاً 68 نفر
فوق لیسانس 12 مرد 6 زن، مشترکاً 18 نفر
دکتری 18 مرد 3 زن، مشترکاً 21 نفر
حوزوی 2 مرد، مشترکاً 2 نفر
ذکر نشده 5 مرد، مشترکاً 5 نفر
جمعاً: 148 مرد 44 زن، 192 مشترک
اعضای هیئت مدیرههای مراکز عضو: 108 نفر (84 مرد 44 زن)
میزان تحصیلات اعضای هیئت مدیرههای مراکز عضو:
دیپلم 16 مرد 12 زن، مشترکاً 28
فوق دیپلم 10، مشترکاً 10
لیسانس 34 مرد 7 زن، مشترکاً 41
فوق لیسانس 13 مرد 4 زن، مشترکاً 17
دکتری 5 مرد 1 زن، مشترکاً 6
حوزوی 1 مرد، مشترکاً 1
ذکر نشده 5 مرد، مشترکاً 5
جمعاً: 84 مرد 24 زن، مشترکاً 108
پیگیری حقوق معلولان، 4 مورد
ارائه خطمشی
رفع تنگناهای اداری، 3 مورد
بازدید از مراکز برای آشنایی بیشتر از مشکلات، 3 مورد
هم فکری، همافزایی، هماندیشی
حمایت بیشتر
کمک در ایجاد فضاهای فیزیوتراپی و همسان سازی توانبخشیها، 3 مورد
ایجاد مرکزی برای فروش دائمی محصولات. راهاندازی فروشگاه اینترنتی
ایجاد خوابگاه در تهران
برگزاری کلاسهای ویژه مدیران و کارشناسان
فراهم کردن زمینه بازدید از مراکز بینالمللی جهت کسب تجربه
ارتباط با سازمانهای بینالمللی
انتقال تجربه با تشکل قوی سراسری (ایجاد شبکه)
تشکیل جلسات منظم
به روزرسانی اطلاعات تخصصی سمنها به صورت مجازی
ایجاد ارتباطات بالادستی و دریافت مجوزها و امتیازهای لازم برای معلولین از مؤسسات، بانکها، سازمانها و...
ارائه راهکارهای مناسب جهت رفع مشکلات مالی
تأمین نیازها، وسایل و تجهیزات اعضاء از سایر مراکز با اعلام به سمنهای عضو برای اطلاع و بهرهبرداری (تجهیزات اداری، آموزشی و توانبخشی)
بازارشناسی، بازاریابی برای فروش تولیدات تحت برند سماوات
تجهیز ماشین آلات صنایع دستی
عمران کارگاهها و توسعه و تجهیز کارگاهها و تأمین فضای مناسب و بیشتر
تأمین وسایل ایاب و ذهاب
کمک در فرهنگسازی مناسب در جامعه برای شناخت حقوق شهروندی معلولان
کمک در تأمین خودروهای مناسبسازی شده
کمبود نقدینگی و بودجه، 5 مورد
تأمین وسایل آموزشی، 2 مورد
تأمین تجهیزات توانبخشی، 3 مورد (حمام پارافین، ترامپولین، پودر، بیگ پودر، استخر تیوپ، ماساژ برقی و ویبراتوری، تنفس خانگی 2 کاناله، پارالل، (Finger ledder, power web)
چرخ خیاطی و چرخ سر دوز
تأمین ویلچر نو (12 عدد) الیگودرز
تأمین وسایل گرمایشی و سرمایشی الیگودرز
تأمین میز و صندلی و فاکس، کپی، الیگودرز
تأمین وسایل بازی و سرگرمی (شطرنج و دارت) الیگودرز
سماوات با نشست اول اعلام موجودیت کرد و جامعه معلولین با این تشکیلات نوپا آشنا شدند. نخستین نشست 27 تا 30 آبان ماه 1392 در شهر کاشان، در هتل سبز نیاسر در دامنه کوه نیاسر که از نظر طبیعت بسیار زیبا است و از نظر تاریخی روزگاری مرکز زرتشت و یکی از آتشکدههای ایران باستان بوده، در محلی ساکت، کوهستانی و به دور از هیاهوهای شهری این نشست برگزار گردید.
در این فصل به ابعاد و جنبههای این نشست میپردازد و در پایان اطلاعاتی از نیاسر و مشهد اردهال عرضه میگردد.
مؤسسه رعد الغدیر و مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان این نشست را برگزار کردند. رعد الغدیر ابتدا یکی از شعب مجتمع نیکوکاری رعد شهرک غرب تهران بود ولی به علت مشکلات بیمه کارکنان و تفاوت رویکرد دو هیئت مدیره نسبت به توانمندسازی توانیابان، هیئت مدیره رعد الغدیر تصمیم به ثبت مؤسسه گرفت و در سال 1386 موفق به ثبت مؤسسه به شماره 21700 در اداره ثبت شرکتها گردید و ساختمان مرکزی آن در یافتآباد واقع است. ضمناً در بسیاری از شهرهای ایران مراکز مشابه دایر نموده است.
تاریخچه شکلگیری مؤسسه رعد الغدیر و مؤسسه کاشانه را در اختیار نداشتیم. برای تکمیل اطلاعات این فصل لازم است اطلاعات این دو مرکز را اینجا بیاوریم. البته به رغم جستجوها به شناسنامه جامع دست نیافتیم.
دبیر اجرای این همایش آقای علیرضا آتشک و دبیر علمی همه برنامهها در همه روزها آقای ساعد مطهری بود.
در کارتهای دعوت چنین درج شده بود: «مراکز آموزشی و اشتغالزایی و توانبخشی توانیابان (سماوات) با رویکرد هماهنگی، انتقال تجربه و همافزایی مراکز خیریه حرفهآموزی افراد دارای معلولیت در سه حوزه آموزشهای فنی و حرفهای، اشتغال و مدیریت در سازماندهی مردم نهاد برگزار میشود».
خطمشی و اهداف این همایش در این سه سطر به خوبی نشان داده شده است. البته ابتدا تصور میشد در این نشست همه مراکز مردمی و دارای خطمشی حرفهآموزی و اشتغالزایی دعوت شدهاند ولی در عمل معلوم شد غیر از ۲ یا ۳ مرکز بسیاری از خانواده رعد و رعد الغدیر میباشند. رعد الغدیر ابتدا در تهران و سپس در بسیاری از شهرهای ایران مراکز مشابه دایر کرده است. البته وابستگی این مراکز به رعد الغدیر تهران متفاوت است و همگی دارای خطمشی همگون و یک اندازه از وابستگی نیستند. شخصیتهای نیکوکار ایده مشهور به رعد الغدیر را در شهرهای دور و نزدیک در ایران عملی نمودهاند. و با تحمل زحمات بسیار به حلّ مشکلات معلولین اقدام کردهاند.
متصدیان و مسئولین سماوات همواره در مصاحبهها به تحقق همافزایی، انتقال
تجارب، هماهنگی بین مراکز در اجرا جهت رسیدن به اشتغال پایدار تأکید کردهاند. همچنین اشتغال در سخنان آنان به عنوان اصلیترین عنصر در رفاه و مدنیت و تأمین اجتماعی همواره مورد توجه بوده است.
از یک منظر میتوان سماوات را نخستین تشکل در ایران دانست که درصدد تحقق اشتغال با همکاری جمعی مراکز بوده است. تشکلهایی پیش از سماوات بودهاند که شعار اشتغال در سر لوحه اقداماتشان است و برای تحقق اشتغال بسیار کوشش مینمایند اما فعالیتهای آنان در محدود تشکیلات خودشان است. اما سماوات با جمعگرایی و ایجاد پیوندهای جمعی درصدد ایجاد تفاهم فراگیر در زمینه اشتغال؛ سپس اجرا و عملی کردن طرح اشتغال بارز با تلاش جمعی و مشارکت همگانی است.
از اینرو میتوان گفت: دیدگاه سماوات درباره اشتغال به تجارب علمی و دستاوردهای پژوهشی جدید نزدیکتر است.
بیست مرکز معلولیتی از داخل کشور و مهمانانی از عراق، پاکستان، لبنان، آلمان و ژاپن، به «سمینار مراکز آموزشی و اشتغالزایی توانیابان (سماوات)» دعوت شده بودند.
اسامی شرکت کنندگان به این شرح اعلام شدند: کانون معلولین توانا(قزوین)؛ مؤسسه خیریه آموزشی توانبخشی توانیابان یزد؛ مجتمع نیکوکاری توانیابان مشهد؛ انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توان یاب در تهران؛ مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر مرکزی (تهران)؛ انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد کرج؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد زنجان؛ مؤسسه نیکوکاری توانیابان موسی ابن جعفر(ع)، پیشوا؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد کرمان؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد طالقان؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد سنندج؛ مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان؛ مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پاکدشت؛ مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر توانیابان فارس؛ مؤسسه خیریه باران مهر لیان بوشهر؛ دفتر فرهنگ معلولین قم؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد فاطمیه قم؛ مرکز آموزش فنی و حرفهای معلولین جسمی حرکتی رضوان زاهدان؛ مؤسسه خیریه عطیه سبزوار؛ مجتمع آموزشی نیکوکاری گیلان؛ مرکز توانبخشی سینا همدان
در مصاحبههای دبیر اجرایی، مشخصات مهمانان مفصلتر آمده است. این
مصاحبه بعداً میآید.
یکی از شرکت کنندگان دفتر فرهنگ معلولین بود. این دفتر جزء شعبههای رعد الغدیر نیست و مستقل میباشد. با این حال در تحقق اهداف این همایش کوشا بوده است.
دفتر فرهنگ معلولین چند ماه پیش از نشست و با دعوت مسئولین محترم رعد الغدیر تهران، هرگونه مساعدت و همکاری که از جانب برگزارکنندگان درخواست میشد، اجابت نموده و با تمام وجود همکاری داشت.
دفتر درباره برنامههای نشست در دو مقاله نظریات خود را چند ماه قبل از برگزاری نشست اعلام کرد و نیز در یک نشست چند ساعته تلاش شد هماندیشی و هماهنگیهای لازم به عمل آید. زیرا به نظر این دفتر، چنین همایشهایی یک فرصت تاریخی است که بعد از چند دهه با آماده شدن دهها متغیر، شرایط تحقق آن فراهم آمده است. اگر به خوبی از این فرصت استفاده نشود، دهها معضل جامعه معلولین گرهگشایی نخواهد شد و مشکلات بر جای خواهد ماند. ممکن است تا چندین سال در آینده هم نتوان چنین نشستی برگزار کرد.
یکی از قوتهای مدیریت این نشست این بود که ابتدای کار، کنداکتور عرضه شد و تلاش کردند برنامهها بر اساس برنامه اجرا شود. البته فعلاً کاری به محتوای برنامهها نداریم، اصل برنامه داشتن و عرضه کنداکتور یک قوت است.
اما از نظر محتوایی یکی از اشکالات این برنامه، عدم نظرخواهی از مؤسسات و مدیران مراکز بود. هر چند اگر از آنان نظر و طرح خواسته میشد، محتوای برنامهها بهتر میشد. نیز افراد با میل و رغبت بیشتر شرکت میکردند.
روز دوشنبه 27 آبان 92
۱۷:۳۰- ۱۷:۰۰، برپایی نماز جماعت
۱۹:۰۰- ۱۷:۳۰، افتتاحیه نمایشگاه عکس «معلولیت و معنویت»
۲۰:۰۰- ۱۹:۰۰، نمایش فیلم «بازگویی یک خاطره» همراه با سخنرانی دکتر احمدی درباره ازدواج معلولین
۲۰:۰۰، صرف شام
روز سه شنبه 28 آبان 92
۷:۰۰- ۵:۱۰، برپایی نماز جماعت، پیادهروی و ورزش صبحگاهی
۸:۰۰- ۷:۰۰، صرف صبحانه
برگزاری جلسه معارفه مراکز
۸:۰۸- ۸:۰۰، قرائت قرآن همراه با ترجمه آن به انگلیسی
۸:۱۰- ۸:۰۸، پخش سرود ملی
۸:۱۵- ۸:۱۰، پخش تیزر سمینار
۸:۲۵- ۸:۱۵، سخنرانی و خیر مقدم توسط آقای سید علی ضیایی (چرا کاشان)
۸:۳۵- ۸:۲۵، سخنرانی توسط آقای علی سلطانزاده (تاریخچه تأسیس رعد)
۸:۴۵- ۸:۳۵، آغاز برنامه توسط دبیر علمی همایش آقای سید ساعد مطهری (ضرورت برپایی همایش)
۹:۰۰- ۸:۵۰، ۱٫ کانون معلولین قزوین توانا
۹:۱۰- ۹:۰۰، ۲٫ مؤسسه خیریه آموزشی توانیابان یزد
۹:۲۰- ۹:۱۰، ۳٫ مجتمع نیکوکاری توانیابان مشهد
۹:۳۰- ۹:۲۰، ۴٫ انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب
۹:۴۰- ۹:۳۰، ۵٫ مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر
۹:۵۰- ۹:۴۰، ۶٫ انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان
۱۰:۰۰- ۹:۵۰، ۷٫ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد کرج
۱۰:۱۵- ۱۰، استراحت و پذیرایی
۱۰:۳۰- ۱۰:۲۰، ۸٫ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد زنجان
۱۰:۴۰- ۱۰:۳۰، ۹٫ مؤسسه نیکوکاری توانیابان موسی ابن جعفر(ع) پیشوا
۱۰:۵۰- ۱۰:۴۰، ۱۰٫ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد کرمان
۱۱:۰۰- ۱۰:۵۰، ۱۱٫ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد طالقان
۱۱:۱۰- ۱۱:۰۰، ۱۲٫ مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد سنندج
۱۱:۲۰- ۱۱:۱۰، ۱۳٫ مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان
۱۱:۳۰- ۱۱:۲۰، ۱۴٫ مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر پاکدشت
۱۱:۴۰- ۱۱:۳۰، ۱۵٫ مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر توانیابان فارس
۱۱:۵۰- ۱۱:۴۰، ۱۶٫ مؤسسه خیریه باران مهر لیان بوشهر
۱۳:۳۰- ۱۱:۵۰، برپایی نماز جماعت، صرف ناهار و استراحت
۱۳:۵۰- ۱۳:۴۰، ۱۷٫ دفتر فرهنگ معلولین قم
۱۴:۰۰- ۱۳:۵۰، ۱۸٫ نماینده کشور پاکستان (آقای دکتر ابوتراب)
۱۴:۱۰- ۱۴:۰۰، ۱۹٫ مرکز آموزش فنی و حرفه ای معلولین جسمی حرکتی رضوان زاهدان
۱۴:۲۵- ۱۴:۱۰، ۲۰٫ انجمن توسعه لبنان
۱۴:۳۰- ۱۴:۲۵، ۲۱٫ مؤسسه خیریه عطیه سبزوار
۱۴:۳۵- ۱۴:۳۰، ۲۲٫ مجتمع آموزشی نیکوکاری گیلان
۱۴:۴۵- ۱۴:۳۵، ۲۳٫ نماینده وزارت کار و امور اجتماعی عراق
۱۵:۰۰- ۱۴:۴۵، استراحت و پذیرایی
۱۶:۰۰- ۱۵:۰۰، کارگاه تعامل و هم اندیشی و انتقال تجربه با حضور میهمان خارجی از کشور ژاپن
۱۶:۱۵- ۱۶:۰۰، استراحت و پذیرایی
۱۷:۱۰- ۱۶:۱۵، کارگاه تعامل و هم اندیشی و انتقال تجربه با حضور میهمان خارجی از کشور آلمان
۱۸:۰۰- ۱۷:۱۰، برپایی نماز جماعت و استراحت
۲۰:۳۰- ۱۸:۰۰، برگزاری مراسم افتتاحیه
۲۱:۰۰، صرف شام
روز چهارشنبه 29 آبان 92
۷:۰۰- ۵:۱۰، برپایی نماز جماعت، پیادهروی و ورزش صبحگاهی
۸:۰۰- ۷:۰۰، صرف صبحانه
۸:۰۵- ۸:۰۰، قرائت قرآن
۸:۱۵- ۸:۰۵، گزارش جمعبندی اهم فعالیتهای روز قبل توسط دبیر علمی همایش آقای سید ساعد مطهری
۱۰:۰۰- ۸:۱۵، برگزاری کارگاه آموزشی شماره ۱، عنوان کارگاه: مدیریت و نقش آن در سازمانهای مردم نهاد، مجری: آقای یاسمی
۱۰:۱۵- ۱۰:۰۰، استراحت و پذیرایی
۱۱:۵۰- ۱۰:۲۰، برگزاری کارگاه آموزشی شماره ۲، عنوان کارگاه: اشتغال و کارآفرینی برای معلولین توسط کانون معلولین توانا، کارآفرین برتر معلول در کشور)، مجری: آقای محمدرضا هادیپور (مدیرعامل کانون معلولین قزوین)
۱۳:۲۰- ۱۱:۵۰، برپایی نماز جماعت، صرف ناهار و استراحت
۱۳:۴۵- ۱۳:۳۰، ارائه مقاله آقای پروفسور کریمینژاد با موضوع «توجه به نقش ژنتیک در پیشگیری از معلولیتها»
۱۴:۰۰- ۱۳:۴۵، ارائه مقاله آقای دکتر احمد به پژوه با موضوع «من کار میکنم پس هستم» (توانبخشی شغلی یک ضرورت حیاتی برای افراد با توانائیهای گوناگون)
۲۰:۰۰- ۱۴:۰۰، کاشان گردی (باغ فین- کاشانه مهر کاشان- صرف شام در یکی از خانههای قدیمی کاشان)
۲۱:۳۰- ۲۰:۳۰، صرف شام و استراحت
۲۲:۳۰- ۲۱:۳۰، جلسه بررسی و تنظیم تفاهمنامه تبادل امکانات و تجربیات متقابل مراکز در سراسر کشور با حضور مدیران مرکز
روز پنجشنبه 30 آبان 92
۷:۰۰- ۵:۱۰، برپایی نماز جماعت، پیادهروی و ورزش صبحگاهی
۸:۰۰- ۷:۰۰، صرف صبحانه
۸:۰۵- ۸:۰۰، قرائت قرآن
۸:۱۵- ۸:۰۵، گزارش جمعبندی اهم فعالیتهای روز قبل توسط دبیر علمی همایش آقای سید ساعد مطهری
۱۰:۰۰- ۸:۱۵، برگزاری کارگاه آموزشی شماره ۳، عنوان کارگاه: کاربرد فنون برنامهریزی در افزایش اثربخشی آموزش توانیابان، مجری: آقای دکتر محمدعلی میرزا بیگی
۱۰:۱۵- ۱۰:۰۰، استراحت و پذیرایی
۱۰:۴۵- ۱۰:۱۵، تبیین طرح دانش کار توسط آقای آتشک
۱۱:۵۰- ۱۰:۵۰، جلسه هماندیشی و مذاکره پیرامون: * انتخاب مکان دبیرخانه دائمی * تصمیمگیری درباره زمان و مکان نشست سالانه * تصمیم نهایی درباره تفاهمنامههای تنظیم شده که در جلسات قبلی مورد بررسی قرار گرفته است اعم از: ۱- تفاهمنامه همکاری با سازمان بهزیستی کشور درباره طرح دانش کار ۲- تفاهمنامه همکاری با دفتر فرهنگ معلولین قم تحت نظارت عالیه مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت اللّه سیستانی و نماینده محترم ایشان حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا جواد شهرستانی زید عزه ۳- تفاهمنامه همکاری امور کتابخانههای کشور ۴- تفاهمنامه تبادل امکانات و تجربیات متقابل مراکز در سراسر کشور
۱۳:۰۰- ۱۱:۵۰، برپایی نماز جماعت، صرف ناهار و استراحت
۱۷:۰۰- ۱۳:۰۰، کاشان گردی
۱۸:۰۰- ۱۷:۰۰، برپایی نماز جماعت و زیارت و غبار روبی از امامزادگان واجب التعظیم مشهد اردهال
۲۰:۳۰- ۱۸:۰۰، برگزاری مراسم اختتامیه
ارائه ترجمه سخنرانی توسط آقای نیما غلامی یکی از شاگردان نماینده ژاپنی دعوت شده به ایران
۲۱:۳۰، صرف شام و پایان رسمی برنامهها
روز جمعه ۰۱ آذر ۹۲
۷:۰۰- ۵:۱۰، برپایی نماز جماعت، پیادهروی و ورزش صبحگاهی
۸:۰۰- ۷:۰۰، صرف صبحانه
۱۲:۰۰- ۸:۰۰، تحویل اتاقها و تخلیه هتل
سمینار بینالمللی سماوات در نیاسر کاشان آغاز به کار کرد؛ ایرنا، 28 آبان 92
سمینار بینالمللی «سماوات» (سازمانهای مردم نهاد آموزشی و اشتغال توانیابان) با مشارکت 25 مؤسسه خیریه معلولان ایران و پنج کشور خارجی روز سهشنبه در شهر نیاسر از توابع شهرستان کاشان آغاز به کار کرد.
به گزارش ایرنا، دبیر اجرایی این سمینار گفت: آموزش و معرفی مهارت انجام شده توسط سازمانهای مردم نهاد و خیریه معلولان کشور برای کشوهای خارجی شرکت کننده از اهداف برگزاری این برنامه است.
«علیرضا آتشک» اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در زمینه توانبخشی و آموزش معلولان جسمی حرکتی و غیر حرکتی بسیار موفق عمل کرده است.
وی با بیان اینکه تاکنون 25 مؤسسه خیریه کارآفرین و اشتغالزا در کشور راهاندازی شده است، افزود: این مؤسسهها با ارائه خدمات توانبخشی به صورت رایگان توانستهاند با زیر پوشش قرار دادن معلولان زندگی تازهای به آنها ببخشند.
آتشک یادآور شد: در این سمینار پنج نماینده از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق حضور دارند که هدف برخی از آنها استفاده از کارگاههای آموزشی و تأسیس چنین کارگاههایی در کشور خود هستند.
به گفته وی، انتخاب شهر نیاسر کاشان برای نخستین سمینار بینالمللی سماوات، بکر بودن منطقه و همچنین زیبایی و چشمانداز بینظیر و آثار تاریخی این شهر است.
در این سمینار سه روزه 140 نفر از معلولان کارآفرین ایران و کشورهای مهمان حضور دارند. شهر تاریخی و سرسبز نیاسر در 25 کیلومتری جنوب غربی کاشان قرار دارد.
معلولان، با فراگیری صنایع دستی، میتوانند حافظان میراث و تمدن کشور باشند؛ شبکه ایران، 2 آذرماه 92
معلولان جامعه با فراگیری صنایع دستی میتوانند توانمندیهای خود را ثابت کرده و مرزهای محدودیت را بشکنند.
شبکه ایران: معاون توسعه مدیریت سازمان میراث فرهنگی, گردشگری و صنایع دستی در آیین پایانی سمینار بینالمللی مراکز آموزشی و اشتغالزایی توانیابان در کاشان گفت: معلولان جامعه، با فراگیری صنایع دستی و اشتغال در این بخش، میتوانند حافظان پرتوان میراث و تمدن کشور باشند.
به گزارش روابط عمومی و اطلاعرسانی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، «سمیع اله حسینی مکارم» افزود: معلولان جامعه با فراگیری صنایع دستی میتوانند توانمندیهای خود را ثابت کرده و مرزهای محدودیت را بشکنند. وی اظهار داشت: آموزش و کارآفرینی در بخش صنایع دستی و هرگونه فعالیت که مسیر نقش آفرینی معلولان را در جامعه هموار کنند مورد حمایت سازمان میراث فرهنگی, گردشگری و صنایع دستی است.
به گفته وی، تنوع رشتههای صنایع دستی، فرصت خوبی است که هم به عنوان هنر و هم به عنوان یک شغل مورد توجه مراکز آموزش و اشتغال معلولان قرار گرفته و توانیابان را به سمت مشارکت اثربخش در جامعه هدایت میکند.
وی تصریح کرد: کارگاههای صنایع دستی، نیازمند سرمایه اولیه کمتر نسبت به سایر مشاغل است که میتواند توسط اقشار کم درآمد به ویژه معلولان با استفاده از حمایتهای سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی در هر نقطه از ایران و حتی شهرهای کوچک ایجاد شود.
معاون توسعه مدیریت سازمان میراث فرهنگی, گردشگری و صنایع دستی گفت: ایجاد نمایشگاههای صنایع دستی در مراکز گردشگری و اقامتی، هم کمک به توسعه اقتصادی و افزایش درآمد ملی است و هم حفاظت از فرهنگ و تمدن کشور را به دنبال دارد که در مراکز اشتغالزایی و کارآفرینی کمتر مورد اهتمام قرار گرفته است.
حسینی مکارم تأکید کرد: در مقایسه با سایر کشورها، هنوز نتوانستهایم از ظرفیتهای میراث فرهنگی به نفع رونق و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور استفاده کنیم و حضور فعال سازمانهای مردم نهاد، را میطلبد.
سمینار بینالمللی سازمانهای مردم نهاد آموزشی و اشتغال توانیابان (سماوات) با حضور 140 نفر از معلولان کارآفرین ایران و پنج نماینده از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق، به مدت سه روز در شهر نیاسر برگزار شد.
نقص جسمانی دلیل ناتوانی نیست؛ ایرنا، 30 آبان ماه 92
مؤسس و عضو انجمن احیای ارزشها و توانیاب گفت: هر نقص جسمانی دلیل ناتوانی فرد برای انجام امور مربوطه نیست.
(خسرو منصوریان) روز پنجشنبه در حاشیه سمینار بینالمللی سماوات در نیاسر کاشان در گفتوگو با ایرنا اظهار کرد: فرد معلول کسی است که به دلیل نقص جسمی، حرکتی قادر نیست فعالیتهای عادی زندگی روزمره را به نحوه مطلوب انجام دهد.
وی توانبخشی معلولان را فرایندی جامع و چند وجهی در راستای درمان این قشر عنوان کرد و افزود: به همین منظور و برای پیشبرد اهداف در این زمینه کارگروههای
تخصصی تشکیل شده است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: باور دادن به افراد جامعه برای شناخت استعدادهای توانیابان ضروری است و تأسیس مؤسسات امور خیریه برای یاری این قشر یک افتخار ملی به حساب میآید.
منصوریان تصریح کرد: همه افراد جامعه باید قدر سلامتی خود را بدانند و در صورت از دست دادن سلامتی و نقص عضو باید بتوانند توانایی خود را احیا کنند.
سمینار بینالمللی سماوات (سازمانهای مردم نهاد آموزشی و اشتغال توانیابان) با مشارکت 25 مؤسسه خیریه معلولان ایران و پنج نماینده از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق عصر امروز پس از سه روز برگزاری در شهر نیاسر از توابع شهرستان با حضور 140 نفر از معلولان کارآفرین پایان مییابد.
شهر تاریخی و سرسبز نیاسر در 25 کیلومتری جنوب غربی کاشان قرار دارد.
یک معلول آلمانی: حس استقلال مهمترین انگیزه برای یک معلول؛ ایرنا، 29 آبان ماه 92
(مایکل هایل) معلول جسمی تبعه کشور آلمان مهمترین و بهترین انگیزه برای یک معلول در زندگی روزمره را حس استقلال دانست.
وی روز چهارشنبه در حاشیه برگزاری سمینار بینالمللی سماوات در نیاسر کاشان در گفتوگو با ایرنا اظهار کرد: سی سال قبل هنگام ورزش اسکی دچار ضایعه نخاعی و معلول شدم.
وی از دست ندادن استقلال را علت اصلی تلاش خود در این دوران عنوان کرد و افزود: باور یک توانیاب به تنهایی کافی نبوده و جامعه نیز باید در نداشتن احساس ناتوانی برای یک معلول با او همراه باشد.
وی بحث جابجایی معلولان در شهرها را یکی از مهمترین مسائل این قشر از جامعه برشمرد و خاطرنشان کرد: در برخی ساخت و سازهای اماکن عمومی در ایجاد پلههای زیاد، توانیابان نادیده گرفته شدهاند.
وی که 51 ساله است، شهرداریها و دست اندرکاران شهرسازی را به در نظر گرفتن مشکلات معلولان در طراحی شهری فراخواند.
هایل که سازنده ویلچر برای معلولان هست، شرکت در سمینار بینالمللی سماوات را موقعیتی موفقیتآمیز برای خود برشمرد و گفت: شرکت در سمینارها و کارگاههای آموزشی نباید خاص توانیابان باشد بلکه باید از مسئولان شهری نیز دعوت شود.
توضیح المسائل آیت اللّه سیستانی به خط بریل در مشهد اردهال پردهبرداری شد؛ ایرنا، 30 آبان ماه 92
رساله توضیح المسائل آیت اللّه سیستانی به خط بریل، با حضور نماینده این مرجع تقلید در همایش بینالمللی (سماوات) در مشهد اردهال کاشان پردهبرداری شد.
دبیر اجرایی این همایش شامگاه پنجشنبه در گفتوگو با ایرنا اظهار داشت: این رساله برای آشنایی معلولان با احکام اسلامی و شرعی این مرجع تقلید چاپ و منتشر شده است.
علیرضا آتشک افزود: همزمان با پردهبرداری از این رساله،از 20 جلد کتاب ویژه معلولان در حوزههای احکام و معارف اسلامی با حضور آیت اللّه نمازی نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان و معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری پردهبرداری شد.
همایش بینالمللی سماوات (سازمانهای مردم نهاد آموزشی و اشتغال توانیابان) پس از سه روز برگزاری به کار خود پایان داد.
این نشست با مشارکت 25 مؤسسه خیریه معلولان ایران و نمایندگانی از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق برگزار شد.
در این همایش 140 نفر از معلولان کارآفرین ایران و کشورهای یاد شده حضور داشتند.
مسئول مؤسسه توانیابی معلولان جنگی لبنان: ایران سرزمین دوستی؛ ایرنا، 30 آبان ماه 92
مسئول یکی از مؤسسات توانیابی معلولان جنگی لبنان، ایران را سرزمین دوستی بیان کرد و گفت: کمک مؤسسات غیردولتی در این کشور به مؤسسات توانیابی بسیار جالب و قابل تقدیر است.
(محمد دکروب) روز پنجشنبه در حاشیه سمینار بینالمللی سماوات در شهر نیاسر از توابع کاشان به خبرنگار ایرنا اظهار کرد: توانیابان در جوامع مختلف با یاری مردم و آموزش قادر به انجام فعالیتهای مفید هستند.
وی با بیان اینکه معلولیت فرصتی است تا انسان خود را آزموده و به تواناییهایش پی ببرد، تأکید کرد: همراهی مردم و مسئولان با توانیابان در دستیابی به این مهم ضروری است.
مسئول مؤسسه توانیابی معلولان جنگی لبنان ابراز امیدواری کرد: زمانی فرا برسد که توانیابان در دنیا با رسیدن به خودکفایی، انتظار محبت و رسیدگی نداشته باشند.
دکروب، همچنین آموزشهای دیده شده در کارگاههای سمینار سماوات را برای ارتقای سطح مؤسسه خود مؤثر بیان کرد.
سمینار بینالمللی سماوات (سازمانهای مردم نهاد آموزشی و اشتغال توانیابان) با مشارکت 25 مؤسسه خیریه معلولان ایران و پنج نماینده از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق 28 آبان در شهر نیاسر آغاز شد.
در این سمینار که عصر امروز پنجشنبه بعد از سه روز فعالیت به کار خود پایان میدهد
140 نفر از معلولان کارآفرین حضور داشتند.
سمینار سماوات؛ ایلنا، 30 آبان 92
مصاحبه علیرضا آتشک به عنوان دبیر اجرایی با ایلنا در 30 آبان ماه 92 است. متن این مصاحبهها عیناً عرضه میگردد:
با حضور ۲۵ مرکز اشتغالزایی معلولین سراسر کشور و میهمانانی از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق اولین سمینار ۳ روزه بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات) در هتل سبز نیاسر کاشان شروع شد
ایلنا: با حضور ۲۵ مرکز اشتغالزایی معلولین سراسر کشور و میهمانانی از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق اولین سمینار ۳ روزه بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان در هتل سبز نیاسر کاشان شروع شد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری ایلنا در کاشان این سمینار که به همت مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر و مجتمع نیکوکاری رعد الغدیر تهران از صبح روز سه شنبه بیست و هشتم آبان ماه سال جاری در هتل سبز نیاسر کاشان شروع شد و قرار است پس از بیان نقطه نظرات هرکدام از رؤسای مؤسسات خیریه شرکت کننده، راهکارهای لازم جهت بهبود و رفع مشکلات اشتغال معلولین جسمی و حرکتی ارائه شود.
دبیر اجرایی اولین سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان شب گذشته در حاشیه برگزاری این سمینار در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری ایلنا در کاشان گفت: این برنامه اولین سمینار بینالمللی مراکز مردم نهاد در حوزه آموزش، توانبخشی و اشتغال معلولین با حضور بیش از ۲۵ سازمان مردم نهاد و ۵ میهمان خارجی از کشورهای آلمان، لبنان، پاکستان، عراق و دکتر سونادا نماینده از ژاپن برای اولین بار در کاشان برگزار میشود.
علیرضا آتشک با اشاره به اینکه در این سمینار سه روزه برنامههای بهینه آموزشی برای مدیریت معلولین مردم نهاد ارائه میگردد. گفت: در کنار این سمینار کارگاههایی در حوزه آموزش اشتغال و کارآفرینی نیز برای معلولین برگزار میشود.
وی برداشت باری از دوش دولت در حوزه کمک به توانبخشی حرفهای معلولین، همافزایی سرمایههای مردمی برای جهت دادن به اشتغال، آموزش و کار به جای صدقه دادن به افراد توانیاب را مهمترین هدف برگزاری این همایش سه روزه عنوان کرد و گفت: در این همایش مقالات پرفسور کریمینژاد با موضوع توجه به نقش ژنتیک در پیشگیری از معلولیتها و ارائه مقاله دکتر احمد به پژوه با موضوع «من کار میکنم پس هستم» نیز ارائه میشود.
در مراسم افتتاحیه این سمینار که شب گذشته در هتل سبز نیاسر برگزار شد، علاوه بر
حضور ۲۵ مرکز اشتغالزایی معلولین سراسر کشور و میهمانانی از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق، معاون مدیرکل و رئیس اداره بهزیستی شهرستان کاشان، رؤسای مرکز آمورش فنی و حرفهای شهید موسویان، میراث فرهنگی، کار و رفاه اجتماعی کاشان، امام جمعه، بخشدار، شهردار و اعضای شورای اسلامی و جمعی از مسئولین محلی شهر نیاسر و مدیرکل و معاون توانبخشی سازمان بهزیستی استان گیلان به همراه رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل رعد گیلان در پروسه افتتاح نیز حضور داشتند.
شایان ذکر است محور اصلی برنامههای امروز چهارشنبه بیست و نهم آبان ماه اولین سمینار بینالمللی مراکز آموزش و اشتغالزایی توانیابان (سماوات) در هتل سبز نیاسر کاشان ارائه مقالات توسط کارشناسان و اساتید علم ژنتیک ایران و کارآفرینی همراه با برگزاری کارگاه اشتغال و کارآفرینی توسط کانون معلولین توانا توانبخشی شغلی یک ضرورت حیاتی برای افراد با تواناییهای گوناگون است.
مدیر مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر: ما میخواهیم بازویی برای دولت باشیم؛ پیک توانا، 28 آبان ماه 92
دبیر اجرایی سمینار بینالمللی مراکز حرفهآموزی توانبخشی و اشتغال توانیابان در اولین روز برگزاری سمینار بینالمللی که با حضور ۲۵ مرکز در نیاسر کاشان در حال برگزاری است در گفتگو با خبرنگار پیک توانا از هدایت سرمایه یکصد میلیاردی ۲۵ مرکز رعد در سراسر کشور خبر داد و گفت:
هم اکنون بیش از یکصد میلیارد تومان سرمایه مردمی در سطح کشور توسط ۲۵ مرکز رعد مدیریت میشود که اگر این ۲۵ مرکزها بتوانند در کنار یکدیگر قرار گرفته و با برگرفتن اهداف یگانه و نیز با هماهنگی و همافزایی بتوانند کار کنند ما قادر به ارائه خدمات مضاعفی به معلولان کشور خواهیم شد.
علیرضا آتشک با اشاره به این مطلب که این اقدام به جای دادن کمکهای بلاعوض موردی و حمایتهایی که دوام زیادی ندارند به ما کمک میکند که این پتانسیلها را به بهترین شکل استفاده کنیم گفت:آموزش به موقع و حرفهآموزی منجر به اشتغال و توسعه کارگاههای اشتغال، از طریق یک شبکهسازی کشوری از اهداف مهم و بلند مدت این سمینار است.
مدیر مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر در توضیح انتخاب نام “سماوات” برای این سمینار گفت: با توجه به اینکه تمام مؤسساتی که در زمینه معلولان فعالیت میکنند در دو هدف اشتغال آفرینی برای معلولان و توانبخشی مشترک هستند پس ما نام سماوات را برای این سمینار انتخاب کردیم که این نام اختصار جمله سازمانهای مردم نهاد آموزشی اشتغال و توانبخشی است.
آتشک همچنین در پاسخ به این سؤال خبرنگار پیک توانا که آیا نهادها و سازمانهای مردمی نیز در برگزاری این سمینار همکاری داشته و با شما سهیم هستند گفت: این سمینار کاملاً غیردولتی است و با بودجه دو مجموعه رعد الغدیر و کاشانه مهر کاشان که افراد خیر از آنها حمایت میکنند برگزار شده است.
وی در ادامه با اشاره به اینکه بودجه برگزاری این سمینار مانند سمینارهای دولتی و با صرف هزینههای آنچنانی نیست تصریح کرد: این کار چون یک کار مردمی بوده با رایزنیهای مختلف و با حداقل هزینهها برگزار شده و خوشبختانه توانسته پذیرای۱۳۰ میهمان از ۲۵ شهر کشور و چندین میهمان از ۵ کشور خارجی بوده و این عزیزان را دور هم جمع کند.
مدیر مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر همچنین در توضیح حضور نمایندگان ۵ کشور خارجی در این سمینار گفت: آقای “مایکل هایل” از کشور آلمان آمده، وی که کارخانه تولید ویلچر دارد،۷۰ کارگر معلول و ۲۳۰ کارگر تندرست دارند و بهترین ویلچرهای دنیا را تولید میکنند.
آتشک افزود: دکتر “ابوتراب” از پاکستان و از طریق دفتر فرهنگ معلولان به سمینار دعوت شدهاند. و “دکتر سونادا” که نماینده یک “ان.جی.اوی” بسیار بزرگ بینالمللی از ژاپن هستند و در حوزه خدمات به مردم جهان به طور عام بدون در نظر گرفتن نژاد و پوست و…خدمت میکنند و دارای 45 نمایندگی در جهان هستند.
وی همچنین از حضور نمایندگانی از دو کشور عراق و لبنان خبر داد و گفت: با توجه به اینکه به زودی یک مرکز در نجف و یک مرکز در جنوب لبنان با همکاری مراکز مردم نهاد و خدماترسانی ایجاد خواهد شد دوستان لبنانی و عراقی هم برای دریافت تجربیات و الگوبرداری از فعالیت این ۲۵ مرکز به این سمینار آمدهاند.
دبیر اجرایی این سمینار بینالمللی تصریح کرد: ما میخواهیم بازویی برای دولت باشیم تا به معلولان خدمت بیشتری بشود و کمکهای مردمی و خیران و امکانات دیگر را به طور کارشناسی شده به سوی توانبخشی حرفهای سوق بدهیم
آتشک با اظهار این مطلب که خروجی این سمینار تصویب یک اساسنامه است گفت: روز آخر سمینار تمام مدیران این مراکز اساسنامهای را با هم به تصویب خواهند رساند که به موجب آن دبیر علمی این سمینار، مکان دائمی و محل بعدی برگزاری سمینار مشخص خواهد شد.(1)
1) . نوروزی، وب سایت کانون معلولین توانا، 28/8/1392.
همایش بینالمللی سماوات در مشهد اردهال کاشان پایان یافت؛ ایرنا، 30 آبان ماه 94
همایش بینالمللی سماوات (سازمانهای مردم نهاد آموزشی و اشتغال توانیابان) شامگاه پنجشنبه در مشهد اردهال کاشان پس از سه روز برگزاری به کار خود پایان داد.
به گزارش ایرنا، دبیر اجرایی این همایش بینالمللی گفت: این همایش با مشارکت ۲۵ مؤسسه خیریه معلولان ایران و نمایندگانی از کشورهای آلمان، ژاپن، پاکستان، لبنان و عراق برگزار شد.
علیرضا آتشک، معرفی و آموزش مهارتهای مؤسسات مردم نهاد و خیریه معلولان کشورمان به کشورهای خارجی شرکت کننده را از اهداف برگزاری این همایش عنوان کرد.
وی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران در زمینه توانبخشی و آموزش معلولان جسمی حرکتی و غیر حرکتی، بسیار موفق عمل کرده است.
وی با بیان اینکه تاکنون ۲۵ مؤسسه خیریه کارآفرین و اشتغالزا در کشور راهاندازی شده است، افزود: این مؤسسهها با ارائه خدمات توانبخشی رایگان توانستهاند با زیر پوشش قرار دادن معلولان، زندگی تازهای به آنها ببخشند.
در اختتامیه این همایش رساله توضیح المسائل آیت اللّه سیستانی به خط بریل، به همراه ۲۰ جلد کتاب ویژه معلولان در حوزههای احکام و معارف اسلامی با حضور آیت اللّه نمازی نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان و نیز معاون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری پرده برداری و رونمایی شد.
دبیر اجرایی این همایش گفت: این رساله برای آشنایی معلولان با احکام اسلامی و شرعی این مرجع تقلید چاپ و منتشر شده است.
وی افزود: همزمان با رونمایی از این رساله از ۲۰ جلد کتاب ویژه معلولان در حوزههای احکام و معارف اسلامی نیز رونمایی شد. در این همایش ۱۴۰ نفر از معلولان کارآفرین ایران و کشورهای یاد شده حضور داشتند.(1)
1) . خبرگزاری ایرنا اصفهان، 30/08/1392.
شهر نیاسر تابع شهرستان کاشان و در استان اصفهان واقع است. این شهر در 156 کیلومتری اصفهان و در منطقه کوهستانی استقرار دارد. دارای آتشکده قدیمی از روزگار ساسانیان است. هم اکنون چهار طاقی موسوم به آتشکده اردشیر و مربوط به دوره ساسانیان در کنار کوه نیاسر قرار دارد.
از آثار دیگر دیدنی، غار باستانی و اعجاب برانگیز در دل کوه کرکس بر فراز تپههای مشرف به نیاسر است. قدمت این غار 1800 تا 2 هزار سال است.(1)
مشهد اردهال روستایی از توابع شهرستان کاشان و در منطقه نیاسر است. بقعه سلطان علی بن محمد باقر علیه السلام و شاهزاده حسین در این روستا قرار دارد. مراسم قالیشویان از سنتهای قدیمی مردم آنجا است.(2)
ویژهنامه سماوات(3)
مراکز همسو یا سماواتیان در نشست اول استقبال خوب و بسیار از این طرح نمودند و نشست پر مایهای اجرا شد. گزارشها و مقالات و تصاویر این نشست در یک جلد گاهنامه با این مشخصات منتشر شد:
سماوات: ویژه نامه سمینار مراکز آموزشی و اشتغال زایی توانیابان، آبان 1392.
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر
ظاهر و شکل این ویژه نامه بیشتر مجلهای است. هر چند در جاهایی به کتاب نزدیک شده است. در شناسنامه این ویژه نامه، عوامل تولید کننده را اینگونه معرفی کرده است:
شورای سیاست گذاری: علی سلطانزاده، علیرضا آتشک، معصومه فراهانی، سید علی ضیایی، ماشاءاله بخردی، سید ساعد مطهری
مدیر مسئول: علی سلطانزاده
سردبیر علیرضا آتشک
دبیر اجرایی: معصومه فراهانی
این ویژهنامه پنج فصل دارد: فصل اول (گزارشها و سخنرانیها) به گزیده سخنان دبیر سمینار، گزارشی از آغاز تا انجام سماوات، بیانیه افتتاحیه، فهرست مراکز شرکت کننده، برنامه زمانبندی میپردازد.
صفحه نخست این فصل با امضای علیرضا آتشک مدیر اجرای سماوات آغاز میشود. این مطلب بسیار کوتاه و همراه دو بیت شعر سعدی است.
اما مطلب دوم با عنوان سماوات از ایده تا اجرا به قلم معصومه فراهانی با اطلاعات سودمند و ساختار محکم و حتی گرافیک و تصاویر مناسب به تاریخ تحولات سماوات پرداخته است.
مطلب سوم با عنوان امروز آرمان شهرمان را کلید میزنیم: اینجا است که خدمتتان ابدی و سرمدی میشود، پر از تعابیر تخیل آمیز و در نگارش این متن یا در بیان آن بیشتر از مخیله تا مدرکه وفاهمه و عاقله استمداد شده است.
معرفی مراکز و معرفی برنامه های نشست دو مطلب بعدی این فصل است.
فصل دوم (مقالات و کارگاهها)؛ لازم به توضیح است در جریان سه روز این نشست اکثر وقت حضار به حضور در کلاس درس و کارگاه میگذشت و افراد باید صبح و بعدازظهر مثل دانشجویان حاضر میشدند و به مطالب استاد گوش میداند.
استادان و مدیران کلاسها و کارگاهها از استادان دانشگاه بودند و همان سبک دانشگاه یعنی روش یک طرف بیان استاد و استماع شاگردان اجرا میشد. شبیه به کارگاه نبود بلکه شبیه به کلاس درس دانشگاه بود. با این تفاوت که افراد نمیدانستند این درس را چرا باید پاس کنند، جزوهای یا کتابی برای پیش مطالعه نداشت و مطالب عرضه شده با موضوع نشست یعنی اشتغال و مهارت آموزی به معلولین زاویه داشت.
لازم بود نسبت به کلاسها و کارگاههای برگزار شده ارزیابی صورت میگرفت و سودمندی آنها بررسی میشد. یا حداقل از شرکت کنندگان خواسته میشد در یک جلسه آراء و نظریات خود را بگویند. یا لااقل گزارش جامعی از کارگاهها و کلاسها عرضه میشد. اما در این فصل چند مقاله با این مشخصات آمده است:
مبانی سازماندهی و مدیریت از آیدین یاسمی
توانبخشی بهنگام و مبتنی بر جامعه از خسرو منصوریان
ازدواج معلولین از علی احمدی
توانبخشی شغلی از احمد به پژوه
آمدهایم اما نه پی حشمت و جاه از سید ساعد مطهری
جایگاه معلولین در تمدن سازی و اشتغال آفرینی از محمد نوری
ناتوانی و راههای پیشگیری از محمدحسن کریمینژاد
سازمان علم شاد زیستن از سونادا هیرو نوبو
توانبخشی به افراد معلول از مایکل هیل
از این نه مقاله، فقط دو مقاله مرتبط به نشست است و هیچ بحث و بررسی و ارزیابی از کارگاهها هم عرضه نشده است.
فصل سوم (مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر: دیروز، امروز، فردا): این فصل تماماً به معرفی خدمات و فعالیتهای رعد پرداخته است.
فصل چهارم (سماوات در قاب تصویر): شامل بیست تصویر است.
فصل پنجم (سماوات در آینه رسانهها): عمدتاً مصاحبهها و صحبتهای آقای آتشک با رسانهها و یکی دو مصاحبه با دیگر مسئولین سماوات است. مناسب بود مدیریت این ویژه نامه از افراد حاضر نیز مصاحبه میگرفتند.
در پایان: زحمات مدیران سماوات در برگزاری نشستها بر کسی پوشیده نیست ولی هزینهها، محدودیت اوقات شرکت کنندگان و دیگر ویژگی چنین نشستهایی اقتضاء میکند، به روشی برگزار گردد بیشترین تأثیر را داشته و مشکلی از هزاران مشکل جامعه هدف مرتفع گردد.
به رغم همه اینها این ویژهنامه سند بسیار مهم مکتوب و تاریخی است که نشانگر بسیاری نکات است و پژوهشگران از این منبع میتوانند برای تجزیه و تحلیل این نشست استفاده کنند. از این رو لازم است از همه مسئولین سماوات جهت انتشار این ویژهنامه تشکر گردد.
تصویر
نشست دوم سماوات به میزبانی کانون معلولین توانا قزوین در 11 آذر 93 در شهر قزوین برپا گردید. این نشست یک روزه با پذیرایی خوب و مهمان نوازی قزوینیها به پایان رسید. این فصل ابعاد و جنبههای این نشست را گزارش میدهد.
دومین سمینار سالانه سماوات صبح امروز به میزبانی کانون معلولین توانا برگزار شد.
به گزارش پیک توانا: دومین سمینار سالانه سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان صبح امروز، با حضور مدیران و نمایندگان ۲۵ تشکل مردم نهاد معلولان از سراسر کشور و به میزبانی کانون معلولین توانا در قزوین برگزار شد.
در این سمینار دو روزه که در محل هتل فرهنگیان قزوین برگزار شد، مدیران سازمانهای مردم نهاد ضمن معرفی خود، به ارائه گزارش مختصری از فعالیتهای یک سال اخیر خود پرداختند.
محمدرضا هادیپور مدیرعامل کانون معلولین توانا: وی در این نشست ضمن خوشامدگویی به مدیران تشکلها گفت: برای اینکه افراد داری معلولیت بتوانند به تمام خواستههای خود برسند هنوز راه زیادی مانده ولی این راه با تلاش تشکلهای معلولان میتواند کوتاهتر شود.
بسیاری از افراد دارای معلولیت به علت عدم آگاهی، دچار شدت معلولیت شده و از این رو، دوران پیری سختی خواهند داشت و این وظیفه ما تشکلهاست که با اطلاعرسانی دقیق از بروز معلولیتهای ثانویه جلوگیری کنیم.
وی ضمن تشکر از زحمات مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری، آموزشی رعد الغدیر گفت: آقای علی سلطانزاده در راهاندازی مؤسسات رعد در تمامی استانها نقش موثری داشتهاند.
هادیپور در معرفی ماهنامه پیک توانا گفت: این نشریه تنها ماهنامه تخصصی ویژه معلولان در کشور است که بین ۱۰ هزار معلول منتشر میشود و افراد علاقمند میتوانند با این ماهنامه همکاری کنند.
اگرچه سرمایه مالی نقش تعیینکننده در انجام بسیاری امور است اما برخی کارها وابسته به سرمایه نبوده و تنها نیازمند یک همت والاست.
مدیران سازمانهای مردم نهاد با همت خود میتوانند ظرفیتهای منطقه خود را شناسایی کرده و بر این اساس اهداف مناسبی را برای خود تعیین کنند.
علی سلطانزاده مدیر عامل مؤسسه نیکوکاری آموزشی رعد الغدیر: وی در این همایش ضمن تشکر از کانون معلولین توانا در برگزاری و میزبانی این سمینار گفت: کانون توانا در فعالیتهای خود توانایی خود را نشان داده و توانسته آموزش منجر به اشتغال معلولان را در عمل اجرا کند.
کانون توانا در امر اشتغالزایی معلولان به خوبی عمل کرده و توانسته تعداد زیادی از افراد دارای معلولیت را شاغل کند.
با تأکید بر این مطلب که یکی از بزرگترین مشکلات معلولان شدید مربوط به ویلچر است چرا که ویلچرهای داخلی کیفیت لازم را نداشته و واردات ویلچرهای خارجی هزینههای بالایی دارند افزود: ما از کانون معلولین میخواهیم تا بهزودی کارخانهای برای تولید ویلچرهای مناسب و باکیفیت برای عزیزان معلول اقدام کند.
این عضو هیئت مدیره مرکز سماوات همچنین تأکید کرد: همایشهای تشکلهای معلولان بسیار مفید بوده و میتواند دستاوردهای عظیمی داشته باشد و به سود معلولان تمام شود.(1)
علیرضا وارثی معاون توانبخشی بهزیستی قزوین: او در این سمینار ضمن تشکر از مدیران سازمانهای مردم نهاد در این نشست حضور آنها را در استان قزوین خیر مقدم گفت.
او ضمن تشکر از همت کانون توانا در برگزاری دومین سمینار سماوات ادامه داد: کانون توانا یک مؤسسه خلاق بوده و همواره عملکردهای خوبی از خود نشان داده است.
معلولان در جامعه ما چند مشکل اساسی دارند که عدم اجرای قانون جامع، فرهنگ سازی، نگاه منفی جامعه به معلولان از جمله این مشکلات است.
کانون توانا در بحث اشتغال به قدری موفق عمل کرده که ما در سازمان بهزیستی از عهده پرداخت بیمه سهم کارفرما برنمیآییم.
وی ضمن تشکر از زحمات سیدمحمد موسوی افزود: مشاغل ایجاد شده توسط کانون مرهون نگاه صحیح رئیس هیئت مدیره این کانون است چرا که اگر آقای موسوی در این واحد تولیدی از دستگاههای اتوماسیون استفاده میکرد یک دهم این نیروها هم به کار گرفته نمیشدند.
این مسئول بهزیستی قزوین که خود نیز محدودیت جسم دارد اظهار کرد: کانون توانا در ایجاد تغییر نگرش جامعه نسبت به توانمندیهای معلولان نقش بسزایی داشته و توانسته نگاه جامعه را به معلولان معنا ببخشد.
این مقام مسئول بیان کرد: امروز بهزیستی به این نقطه رسیده که تمام
1) .خوشبختانه اخیراً یکی دو کارخانه تولید ویلچر با کیفیت ایجاد شده و ویلچرهای خوب با قیمت مناسب تولید میکنند. (علی سلطانزاده)
کارهایش را مبتنی بر جامعه کرده و با جامعه پیش ببرد.
در بحث توانبخشی تنها خود فرد معلول مورد نظر نیست بلکه خانواده او نیز مدنظر هستند.
تشکلهای معلولان بازوهای قوی دولت هستند و باید به اشتغال افراد دارای معلولیت بیاندیشند و این اندیشه را درجامعه تسری بخشند.
گرفتن گلریزان و جمعآوری پول نتایج مطلوبی ندارد چرا که با این کار عزت و شخصیت انسانی معلول حفظ نمیشود.
معاون توانبخشی بهزیستی قزوین با توضیح فعالیت بخش مشارکتهای مردمی سازمان بهزیستی عنوان کرد: بخش مشارکتهای مردمی این سازمان تنها بحث دریافت کمک مالی را نداشته و همه شما عزیزان با ارائه نظرات، پیشنهادها، راهکارها و دیدگاههای خود میتوانید این سازمان را حمایت کنید.
مطهری عضو دیگر هیئت مدیره سماوات: او در این سمینار ضمن تشکر از زحمات کانون توانا و سایر تشکلها گفت: سازمانهای مردم نهاد در راه رسیدن به اهداف خود باید تلاشهای زیادی داشته باشند.
بازدید از کانون معلولین، واحدها و کارگاههای آن، کلمه توانمندی را برای ما معنا کرد و زاویه دید جدیدی به ما داد.
علیرضا آتشک مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری رعد: او نیز در این سمینار از کانون توانا و مؤسس این کانون تشکر کرد و گفت: ما سال ۸۴ بازدیدی از کانون توانا داشتیم که آن بازدید نگاه ما را تغییر داد.
پیش از این بازدید ما تنها به آموزش افراد معلول میاندیشیدیم اما با دیدن کانون به فکر آموزش منجر به اشتغال افتادیم چرا که یک معلول پس از دیدن آموزش به شغل و استقلال مالی نیاز دارد.
در ادامه، ساعد مطهری به بیان اهداف خرد و کلان، استراتژیها، چشمانداز و آینده انجمن خیریه سماوات پرداخت.
در پایان کانون معلولین توانا از مدیرعامل مؤسسه رعد الغدیر تشکر کرده و به پاس فعالیتهای وی در راهاندازی مراکز مشابه رعد در سراسر کشور و همچنین سالها فعالیت در حوزه معلولان به علی سلطانزاده لوح سپاس اهدا کرد.
مدیران تشکلهای حاضر در سمینار پس از پایان مراسم، به قزوینگردی و
بازدید از آثار باستانی قزوین پرداختند. گفتنی است اولین سمینار سالانه سماوات سال گذشته و در نیاسر کاشان برگزار شد.(1)
سایت مؤسسه رعد الغدیر پاکدشت ورامین از دومین نشست سماوات گزارشی منتشر کرده و مباحث مطرح شده در این نشست را معرفی کرده است.
دومین همایش سالانه سماوات به میزبانی کانون معلولین توانای قزوین برگزار شد. انجمن سماوات (سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توان یابان) با بیش از 25 مؤسسه فعال در این زمینه با هدف احقاق حقوق اجتماعی و اشتغال و آموزش منجر به اشتغال پایدار معلولین که حدود 10% از جمعیت کل کشور را در بر میگیرد، در آبانماه سال گذشته تأسیس شد.(2)
سماوات سومین نشست خود را در بندرعباس در 23 تا 25 دیماه 1394 برگزار کرد. میزبان انجمن ضایعات نخاعی استان هرمزگان بود. 27 نهاد حضور داشتند. این دوره از نشست سطح پروژه سماوات بالاتر بود و این مسئله در گزارشهایی که روی سایتها رفته پیدا است.
دفتر فرهنگ معلولین چون درگیر تولید محصولات فرهنگی به ویژه تولید کتب گویای قرآن و چند کتاب مرجع در موضوعات معلولیتی بود به رغم دعوت رسمی، اعلام کرد از حضور در این نشست معذور است. این دفتر بر این باور است تنها با تلاشهای عملی و دائمی و افزایش تولید محصولات فرهنگی و اجتماعی میتوان بر مشکلات فائق آمد.
این نشست هم تأثیر مثبت و سازنده بر جامعه و فرهنگ معلولین گذاشت. لازم است از مسئولین و متصدیان این برنامه، تشکر ویژه بشود.
سومین همایش سازمانهای مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان باحضور مدیران ارشد ۲۷ مؤسسه نیکوکاری عضو سماوات به میزبانی انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان در سالن همایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سالن کنفرانس مرکز علمی کاربردی بهزیستی و تأمین اجتماعی در 23 تا 25 دیماه 94 برگزار گردید. تمرکز این همایش بر آموزش و اشتغال پایدار معلولین و ارائه چشمانداز سماوات و معرفی دستاوردهای مؤسسات شرکت کننده و توانیابان بود.
مهمانان شرکت کننده در همایش در بدو ورود به بندرعباس از انجمن ضایعات نخاعی استان هرمزگان و مرکز حرفه آموزی و تولیدی معلولین وابسته به انجمن بازدید نمودند و از نزدیک با دستاوردهای این انجمن و کارگاههای حرفه آموزی و تولیدی خیاطی، معرق، محرق ساقه گندم، صنایع دریایی صدف، گلهای کریستالی، چرم دوزی و آثار صنایع دستی دست ساخت هنرمندان معلول این مرکز آشنا گردیدند و سپس از موزه مردم شناسی بندرعباس بازدید نمودند.
همایش با قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی شروع گردید سپس آقای معنائی مدیرعامل انجمن ضمن خیر مقدم به مدعوین شرکت کننده در همایش تاریخچه انجمن و فعالیتهای آن را برای حضار تشریح نمود آقای مطهری دبیر همایش به حاضرین خیرم مقدم گفتند و گروه موسیقی روشندلان صبا به اجرای موسیقی پرداختند در ادامه آقای سلطانزاده مدیرعامل انجمن سماوات گزارش عملکرد این انجمن را ارائه نمودند و در ادامه آقای سیدساعد مطهری دبیر همایش درباره جمع بندی چشمانداز سماوات و ارائه آمار معلولین و کارکرد آن در تدوین برنامه و بودجه و تصویب آن به عنوان الگوی عملی خیریههای سماوات پرداختند.
همایش با گفتگوی مدیران عضو سماوات درباره آسیبهای، چالشها و دستاوردهای در بعدازظهر همان روز در سالن کنفرانس مرکز علمی کاربردی بهزیستی و تأمین اجتماعی ادامه یافت.
همایش با قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی ایران در سالن مرکز علمی کاربردی بهزیستی آغاز و سپس آقای سیدعلی ضیائی رئیس هیئت مدیره سماوات سخنرانی نمودند در ادامه آقای دکتر رئوفی معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی استانداری هرمزگان و آقای دکتر حبیبی معاون پشتیبانی و توسعه مدیریت منطقه آزاد قشم و آقای استاد رئیس هیئت مدیره انجمن ضایعات نخاعی و مشاور استاندار در امور معلولین و در پایان آقای هدائی مدیرعامل مؤسسه توانیابان مشهد درباره مدیریت عاشقی و همچنین آقای دارابی مسئول تشکلهای غیردولتی استانداری به ایراد سخنرانی پرداختند.
همایش در بعدازظهر همان روز با سخنرانی آقای هادیپور مدیرعامل کانون معلولین توانای قزوین و عضو هیئت مدیره سماوات، در خصوص دستاوردهای این کانون ادامه یافت سپس طرح جایزه ویژه سماوات برای حمایت از اشتغال معلولین بررسی و مورد تصویب قرار گرفت، در ادامه آقای کن موروکا مدیرکل آفریقا، خاورمیانه و مغولستان از مؤسسه IRH (مؤسسه پژوهش در شادی انسانها) و مؤسسه نلسون ماندلای ژاپن در خصوص معلولیت به ایراد سخنرانی پرداختند و در پایان دو کتاب ذهن تزلزل ناپذیر و عشق بورزید، روح خود را پرورش دهید و دیگران را ببخشید تألیف آقای ریو هو اوکاوا مؤسس علم شاد زیستن که توسط آقای ساعد مطهری دبیر همایش ترجمه گردیده بود به منظور اختصاص بخشی از درآمد حاصل از فروش این کتاب به مؤسسات خیریه رونمایی گردید، در ضمن در حین همایش آقای روزبه نعمت الهی و عمران طاهری از خوانندگان مطرح کشور و استان از حامیان انجمن ضایعات نخاعی میباشند در همایش حضور یافتند و با اهدای تابلوی تزئینی از طرف انجمن مورد تقدیر قرار گرفتند.
همایش در روز سوم با قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی ایران شروع گردید سپس دبیر همایش آقای ساعد مطهری به جمعبندی موضوعات پرداختند. در ادامه سپس آقای دکتر نامور مطلق معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی کشور به همراه آقای ضیائی مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی هرمزگان و آقای بناوند معاون صنایع دستی این سازمان که توسط سماوات در این مراسم دعوت گردیده بودند در این مراسم حضور یافتند و
به ایراد سخنرانی پرداختند، در پایان آقای دکتر نامور مطلق به همراه مدیران سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان از مرکز حرفه آموزی و تولیدی معلولین وابسته به انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان و صنایع دستی دست ساخت این مرکز بازدید نمودند.
همایش در ساعت ۱۲ روز جمعه ۲۵ دیماه ۹۴ پایان یافت و تمامی مهمانان دعوت شده از سراسر کشور از جزیره هرمز بازدید نمودند.(1)
دیدگاه سید ساعد مطهری(2)
هرکسی در اینجا با هر مسئولیتی باید افتخار کند که در مکانی چون مؤسسات نیکوکاری با الهامی معنوی مشغول به کار است و بدینگونه است که باید به تربیت جانشینان مناسب همت گماریم و دانش و تجربه را از دیگران به خود و از خود به دیگران انتقال و تسری دهیم. بحث ما بحث دغدغههاست، بحث نشدنها نیست. لذا ما امروز کلید آرمان شهر را میزنیم، شاید وقتی دیگر و یا توسط جانشینان ما به نتیجه نهایی برسد. مهم این است که انشااله گام صحیح برای انجام کار نیک و درست برداشته شود.
دیدگاه علیرضا آتشک(3)
اصلیترین هدف مؤسسه رعد الغدیر ایجاد اشتغال پایدار بوده و در این امر تا حدود زیادی به موفقیت رسیدهایم و کارهای بسیار خوبی را انجام دادهایم. مؤسسه رعد الغدیر ۱۳۸۰ با هدف اشتغالزایی برای معلولین تأسیس شد و تا کنون به موفقیتهای بسیاری دست یافته است به طوری که ما امروز به عنوان برترین مؤسسه خیریه مردم نهاد الگوی منطقه خاورمیانه در حوزه آموزش فنی و حرفهای، توانبخشی و کارگاههای حمایتی اشتغال شناخته میشویم.
وی افزود: تاکنون طرحهای بسیاری را در راستای اشتغالزایی معلولین انجام دادهایم که ایجاد کارگاههای صنایع دستی و هنری، کارگاه تولیدی خیاطی رعد جامه، کارگاه بسته بندی برکت سبز ریحون، تهیه و توزیع غذا، کارگاه تهیه و توزیع
گیاهان دارویی نگار، کارگاه بستهبندی مواد غذایی نیک، مرکز پیام رعد الغدیر، گروه هنری رعد الغدیر و طرح راحیل از جمله آنهاست که در کل این فعالیتها ۱۵۰۰ نفر معلول را آموزش داده و برای۴۵۰ نفر کارآفرینی کرده است.
آتشک تصریح کرد: در کارگاه صنایع دستی محصولات بسیار متنوعی را تولید میکنیم و مسئولین را متقاعد کردهایم که برای هدایایی که میخواهند بدهند این هدایا را از مؤسسه ما تهیه کنند همچنین کارگاه تولیدی خیاطی رعد جامه که هم اکنون ۲۰ نفر در این کارگاه به صورت تمام وقت در حال کار هستند و کلیه امور دوخت و دوز البسه از جمله لباس بیمارستانی لباس کار و لباسهای مدارس را انجام میدهند از دیگر برنامههای اجرا شده توسط مؤسسه است.
وی تأکید کرد: از مهمترین طرحها و برنامههای مؤسسه، call center یا مرکز پیام مؤسسه است که برای ۵۰ نفر اشتغالزایی کرده و برنامههای متنوعی را اجرا میکند از جمله طرحهایی که توسط مرکز پیام انجام میشود میتوان به اجرای طرحهای پژوهشی و افکار سنجی، اجرای طرحهای تحقیقات بازار، نظرسنجی، سنجش رضایت مشتریان و بازاریابی تلفنی اشاره داشت.
آتشک بیان کرد: طرح راحیل و کاریابی هم از طرحهای موفق دیگر ما میباشد که در طرح راحیل خدماتی را به خانوادههای متوفیان ارائه میدهیم.
توصیههای خسرو منصوریان(1)
آقای خسرو منصوریان مؤسس انجمنهای "احیا ارزشها" و "توانیاب" در سماوات، خطاب به مدیران سازمانهای مردم نهاد، تجربیات چندین ساله خود را به صورت توصیههای زیر عرضه کرد:
۱- ایجاد تغییر در ادبیات و نگرش جامعه نسبت به معلولیت و معلولان را مد نظر داشته باشیم.
۲- توجه به توانبخشی بهنگام کودکان به عنوان واجب عینی در نظر بگیریم.
۳- ایجاد فرصتهای برابر و توانبخشی مبتنی بر جامعه از اهم رویکردهای شماست.
۴- عادی سازی و عدم تفکیک توانیابان از سایر افراد جامعه به ویژه در محیطهای آموزشی از تأکیدهای شما باشد.
1) . مؤسس انجمن احیای ارزشها
۵- بزرگ فکر کنیم ولی کوچک عمل کنیم.
۶- از تأسیس تشکیلات کلان بپرهیزیم.
۷- باید به این امر توجه داشته باشیم که ۹۵% داوطلبان به ویژه افراد غیرحرفهای، تنها مخل کار هستند، لذا باید در گزینش داوطلبان، حساس باشیم.
۸- یک نیروی مخلص، عاشق و آگاه، از هر کمک دیگری، با ارزشتر است.
۹- از کارهای زود بازده، سطحی، ارزان قیمت و ملموس بپرهیزیم.
۱۰- اگرچه NGO یک مؤسسه غیرانتفاعی است، اما نباید به نان دانی افراد فرصت طلب و توصیه شده مدیران تبدیل شود.
۱۱- تمامی دریافتهای نقدی و غیرنقدی ثبت در دفاتر قانونی شود.
۱۲- نباید قائم به شخص یا فامیل باشد، در محیط NGO تصمیمگیری را با نگاه سیاسی، ایدئولوژیک و خانوادگی برحذر داریم.
۱۳- باید شفاف، پاسخگو و منعطف باشیم.
۱۴- از شورای عالی مالیاتی، برای نظارت بر عملکرد مالی مؤسسه، استفاده کنیم و ضمن دریافت کد اقتصادی، هر ساله دفاتر روزنامه و کل را به موقع دریافت و پلمپ کنیم.
۱۵- حتی المقدور تعمدی در به عضویت درآوردن افراد نیکوکار خوشنام در سازمان خود نداشته باشیم و به این مهم که “یک ده آباد به از صد شهر خراب است” اعتماد کنیم و لذا در جذب و تربیت کادر و کشف نیروهای جدید کوشا باشیم.
۱۶- سایت اطلاعرسانی مؤسسه باید به روز بوده و ارتباطات سیار و سیستمی فعالی داشته باشیم.
خسرو منصوریان همچنین گفت:
سمنها، در کنار آگاهی بخشی در زمینه معلولیت، به دلیل در اختیار داشتن سرمایههای اجتماعی، علاوه بر در دسترس بودن برای تمامی اقشار جامعه به ویژه افراد و خانوادههای فرو دست میتواند نگاه افراد جامعه را به مسئله معلولیت تغییر داده و از ظرفیتهای اجتماعی برای ایجاد فرصتهای برابر بهره گیرد.
البته لازم به ذکر است که سازمانهای غیرانتفاعی و غیردولتی دارای برخی آفتهای بالقوه نیز میباشند که صرفاً در صورت داشتن انگیزه و نیت نوع دوستی و سپردن کار به کاردان و داشتن دانش و تخصص ازآن آفتها میتوان در امان بود.
دیدگاه کن موروکا(1)
دکتر موروکا مدیرکل خاورمیانه و مغولستان مؤسسه خیریه بینالمللی نلسون ماندلا IRH (مؤسسه شاد زیستی) است و درباره ایران و معلولیت دیدگاهی دارد که اینگونه تبیین کرد:
ایران کشوری متمدن و دارای تاریخ عظیم است و در آینده میتواند رهبری خاورمیانه را بر عهده بگیرد. در دنیا علیه ایران تبلیغات زیادی صورت میگیرد که قصد دارند چهره ایران را مخدوش کنند من قبل از اینکه به ایران بیایم یکی از دوستانم به من تأکید میکرد که به ایران نیایم زیرا ایران کشور خطرناکی است ولی وقتی من به ایران آمدم دیدم ایران کشوری متمدن است که مردمانی فرهیخته و تحصیلکرده دارد و بسیار کشور زیبا و آرامی است.
وی افزود: من برای رونمایی از کتابهای حکیم ریو، هو اوکاوا که جناب ساعد مطهری عضو هیئت مدیره انجمن خیریه شبکه سماوات است زحمت ترجمه آن به فارسی را کشیدهاند به ایران آمدم.
کِن موروکا خاطر نشان کرد: کتاب های حکیم اوکاوا به ۲۷ زبان زنده دنیا ترجمه شده که بیست و هشتمین زبان، زبان فارسی است و این کتابها در بیش از ۱۰۰کشور دنیا استفاده میشوند.
زندگی دفترچه تمرینی است از مشکلات که باید آنها را حل کنیم و اینکه انسانهایی با معلولیت به دنیا میآیند به این دلیل است که خداوند میخواهد به ما بفهماند که این جسم سالم چه سعادت و موهبتی است که خداوند به ما ارزانی داشته است. من باور دارم که همه ما به یک خداوند ایمان داریم و ژاپنیها اعتقاد دارند که خداوند مانند خورشید است و همچو خورشید نور خود را در اختیار انسانها قرار میدهد ما بدون خداوند نمیتوانیم زندگی کنیم همانطور که بدون خورشید زندگی امکانپذیر نیست.
وی افزود: ما دارای یک زندگی جاودانه هستیم که از طرف خداوند به ما اهدا شده و باید بدانیم که مکان اصلی زندگی ما در آخرت است و این دنیا جز مکانی برای آموزش و تعلیم و تربیت ما انسانها نیست.
موروکا با اشاره به مشکلات معلولین بیان کرد: تولد افراد معلول به این دلیل
1) . مدیرکل خاورمیانه مؤسسه نلسون ماندلا.
نیست که آنها روح و جسم ضعیفی دارند بلکه معلولین از روح بلند و پاکی برخوردارند و این عزیزان با معلولیتهایشان به ما بیاموزند که جسم سالم چه نعمت بزرگی است و ما باید شکرگزار این نعمتها باشیم.
وی تأکید کرد: باید بدانیم که افراد معلول مانند فرشتگان به زمین نازل میشوند اگرچه دارای محدودیتهای جسمیاند ولی روح آنها هیچگونه محدودیت و معلولیتی ندارد و آزادانه میتوانند به بهشت بروند.
دیدگاه احمد حبیبی(1)
اشتغالزایی باید به یکی از مهمترین دغدغههای مسئولین تبدیل شود و همه باید دست به دست هم دهیم تا این مشکل حل شود.
امروزه یکی از مهمترین مسایلی که کشورها مخصوصاً ایران اسلامی را تهدید میکند مشکل بیکاری است به طوری که در هر خانوادهای یک جوان بیکار وجود دارد به همین دلیل اشتغالزایی باید به یکی از مهمترین دغدغههای مسئولین تبدیل شود و همه باید دست به دست هم دهیم تا این مشکل حل شود.
وی افزود: کشور ما ظرفیتهای بسیاری دارد و ما باید از این ظرفیتها برای حل مشکلات استفاده کنیم.
حبیبی تأکید کرد: کسانی که به عنوان مددکار بار این جامعه را به دوش میکشند باید شکرگزار باشند زیرا خداوند فرصت خوبی برای خدمت کردن به آنها داده است. ما طرح های متنوعی را در زمینه اشتغالزایی انجام دادهایم که از جمله آنها واگذاری تاکسی به کسانی که بیکار و دارای گواهینامه و تحت پوشش کمیته بودند که در همین راستا امسال ۱۵دستگاه خودرو تاکسی واگذار کردهایم. همچنین ما به عزیزانی که تحت پوشش کمیته امداد بوده و در روستاها زندگی میکردند امکانات و مجوز های لازم برای ایجاد هتل کاشانه در روستا دادیم که با اجاره آنها زندگی خود را میگذرانند.
حبیبی تأکید کرد: منطقه آزاد بستر خوبی است برای فعالیت و همه میتوانند از این بستر استفاده کنند ما این آمادگی را داریم که هر کارگاه و نمایشگاهی که مجموعه انجمن ضایعات نخاعی استان هرمزگان و یا مؤسسات عضو شبکه سماوات میخواهید در قشم برپا کنید زمین و مجوزهای لازم را بدهیم.
1) . مدیر توسعه منطقه آزاد قشم
یکی از مصوبات این همایش: مقرر شده تفاهم نامه ۳ جانبه میان منطقه آزاد قشم، انجمن سماوات و انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان در راستای راهاندازی مرکز دائمی عرضه محصولات صنایع دستی و هنری مددجویان سماوات با هدف حمایت از تولید و عرضه محصولات با کیفیت و دارای شناسنامه صنایع دستی هنری مددجویان سماوات تنظیم گردد. (به نمایندگی اجرایی انجمن ضایعات نخاعی استان هرمزگان) که این مصوبات ۱۴ بند داشته که به امضای شرکت کننده در همایش سماوات به امضا رسیده است.
این همایش با حضور دکتر احمد حبیبی معاون پشتیبانی و توسعه مدیریت منطقه آزاد قشم و دکتر رئوفی سرپرست معاونت مدیریت و منابع انسانی استاندرای هرمزگان، دکتر بهمن نامور مطلق معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی و سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور، آقای ضیایی مدیرکل میراث فرهنگی و صنایع دستی هرمزگان، کن موروکا مدیر مؤسسه IRH آفریقا، خاورمیانه و مغلوستان (مؤسسه پژوهش علم شاد زیستن) و روزبه نعمت الهی خواننده مشهور و مردمی کشور برگزار شد.(1)
انجمن سماوات به عنوان شبکه کشوری متشکل از سازمانهای مردم نهادی که در حوزه کمک به معلولین فعالیت میکنند میباشد که از سال 92 با اهداف اشتراک گذاری تجربیات مؤسسات مردم نهاد و در حوزه معلولین کشور تأسیس گردیده است.
امسال نیز همانند سالهای گذشته جلسه گردهمایی سالیانه طی سه روز از 23 لغایت 25 دیماه در شهر بندر عباس با میزبانی انجمن ضایعات نخاعی هرمزگان تشکیل گردید.
1) . کانال تلگرامی مؤسسه رعد الغدیر.
ملاحظه
معمولاً در همایشهای دورهای، با شروع دوره جدید، دورههای قبل را بررسی و نقادی میکنند، به ویژه تأثیر و کارآیی آن همایش را بررسی میکنند. خواهشمندیم مدیریت سماوات کارشناسیهای خود، همچنین طرح جامع اهداف، خطمشی، مراحل، برنامه دراز مدت و کوتاه مدت این همایشها را برای استفاده همگان در اینترنت منتشر نماید.
نشست چهارم سماوات به دعوت مدیریت رعد الغدیر در مجتمع فرهنگی آموزشی تفریحی شهید میرحسینی جنب پارک چیتگر تهران در 4 و 5 اسفندماه 95 برگزار شد. گزارش این نشست در این فصل آمده است.
متأسفانه گزارش این نشست و بعضی از نشستهای قبل ضعیف و نحیف است. اگر هر نشست دامنه اطلاعرسانی گسترده میداشت، دربارههای آن مثل انعکاس رسانهای هم بسیار حجیمتر میشد.
به منظور تصمیمگیری برای نشست چهارم، هیئت مدیره سماوات چند جلسه داشته است. صورت دو جلسه به دست ما رسید که عیناً نقل میشود.
گزارش جلسات 95: در سایت سماوات گزارشی درباره مذاکرات و جلسات هئیت مدیره آمده که عیناً تقدیم میشود.
صورت جلسه دومین جلسه: دومین جلسه هیئت مدیره انجمن خیریه سماوات الغدیر در سال 1395 در ساعت 9:30 روز یکشنبه 10/5/95 در محل ساختمان مرکزی مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر تشکیل گردید. ابتدا آیاتی از قران مجید تلاوت شد و جلسه وارد دستور شد و پس از بحث و بررسی تصمیمات ذیل اتخاذ گردید: 1. آقای سید علی ضیایی قرار ملاقاتی با آقای گویلی خواهند گذاشت (نامبرده مدیرعامل تالار بورس کالای ایرانیان در اربیل عراق است) تا درباره صدور صنایع دستی معلولان مذاکره شود. 2. آقای سید علی ضیایی قرار ملاقاتی با آقای خوئی جهت صادرات صنایع دستی معلولین خواهند گذاشت. 3. ریز برنامه آموزشی مدیران مراکز و مسئولین آموزش و روابط عمومی مراکز در همایش پاییز امسال که در مشهد برگزار میشود توسط آقای آتشک تهیه و در جلسه بعدی مطرح خواهد شد. 4. مهر و سربرگ انجمن تصویب شد. 5. در بانک تجارت بلوار الغدیر حساب جاری برای انجمن باز شود. 6. مبلغ دو میلیون تومان از پرداختهای اخیر مراکز برای باز کردن حساب داده شود. 7. همایش سال 95 انجمن در روزهای هفدهم، هجدهم و نوزدهم آذر ماه در مشهد(1)برگزار میشود. 8. دعوت از مهمانان خارجی مرتبط با موضوع سخنرانی بلامانع میباشد. 9. پاسخ جامعه معلولین زنجان در رابطه با عدم قبول عضویت در شرایط فعلی داده شود. 10. جلسه بعدی هیئت مدیره در روز سهشنبه شانزدهم شهریورماه در گیلان برگزار میشود. 11. در ساعت12:30 خاتمه یافت. سید علی ضیایی، ساعد مطهری، علی سلطانزاده، اسماعیل روحانی، علیرضا آتشک.
1) . ابتدا قرار بود نشست چهارم در مشهد برگزار گردد ولی آقای هُدایی گفت: هیئت مدیره مخالفت کرده، از اینرو به تهران منتقل شد.
سومین جلسه: سومین جلسه هیئت مدیره سماوات در سال 95در تاریخ 16 شهریور ماه در ساختمان مؤسسه خیریه آموزشی توانیابان گیلان برگزار شد و پس از آن اعضا از سالن در حال تأسیس آموزشگاه بازدید کردند.
سماواتیان ضمن تقدیر و تشکر از زحمات مدیرعامل و کارکنان دلسوز توانیابان گیلان، آمادگی خود را جهت کمک و هرگونه راهنمایی به این عزیزان اعلام نمودند.
اما درباره دیگر جلسات سماوات سند و گزارشی در دسترس نیست و در فاز دوم این پروژه با مصاحبه با سماواتیان اطلاعات مورد نظر به دست خواهد آمد.(1)
از یک سال قبل و در نشست 94 اعلام شد که نشست چهارم در مشهد و به دعوت آقای هدایی انجام میشود. حتی یک خبر روی سایت سماوات درباره نشست چهارم به این شرح آمده است.
اما چند ماه قبل از برگزاری اعلام شد در تهران برگزار میشود. البته در مهرماه 95 آقای سلطانزاده با دفتر فرهنگ معلولین قم تماس گرفت و گفت اگر امکان داشته باشد نشست چهارم را در قم برگزار کنیم. پاسخ داده شد باید با جناب آقای شهرستانی صحبت کنیم. بالاخره پس از مذاکرات و اینکه معلوم شد همزمان نشست دیگری در قم داریم، پاسخ منفی ابلاغ گردید.
بالاخره مدیریت سماوات تصمیم گرفت نشست چهارم را در اسفندماه 95 و در تهران برگزار کند. از اینرو با شهرداری تهران مذاکراتی انجام یافت و نهایتاً قرار شد در پارک چیتگر، سالن شهید میرحسینی برگزار گردد.
نامه جهت دعوت و برنامههای چهارمین نشست سماوات به این شرح است:
دعوتنامه چهارمین همایش سالانه انجمن خیریه سماوات الغدیر
اعضا محترم انجمن خیریه سماوات الغدیر
با سلام؛ بدین وسیله از آن مؤسسه دعوت میگردد در چهارمین همایش سالانه
1) . سایت سماوات، بخش اطلاعیهها.
انجمن خیریه سماوات الغدیر که در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، چهارم و پنجم اسفندماه در تهران برگزار میشود شرکت فرمایید.
شرایط شرکت در همایش، به شرح ذیل اعلام میگردد:
1- هر مرکز میتواند حداکثر سه نفر ترجیحاً مدیرعامل، مسئول آموزش و مسئول روابط عمومی مرکز خود را جهت شرکت در همایش به دبیرخانه همایش معرفی نماید.
2- خواهشمند است تا مورخه 26/11/95 نام، نام خانوادگی، شماره ملی، سن و شماره تلفن همراه افراد معرفی شده از طرف مؤسسه خود را طی نامه رسمی به شماره فاکس 66305355 ارسال نمایید.
3- به همراه داشتن کارت ملی یا شناسنامه برای شرکتکنندگان در همایش الزامی است.
4- با توجه به هماهنگی به عمل آمده و انجام هزینههای اقامت و پذیرایی شرکتکنندگان، لطفاً به صورت دقیق، اقامت شبانه و حضور دائمی نمایندگان خود را در همایش اعلام فرمایید.
5- مدیر برنامه چهارمین همایش سالانه سماوات آقای علیرضا آتشک (قائم مقام اینجانب) میباشد. جهت هرگونه هماهنگی و اطلاعات بیشتر با شماره 09125131148 تماس حاصل فرمایید (از ساعت 16 تا 18).
6- به پیوست برنامه چهارمین همایش سالانه انجمن تقدیم میگردد.
علی سلطانزاده
مدیرعامل انجمن خیریه سماوات الغدیر
چهارشنبه 04/12/95
8:00 -7:00 صبحانه در محل مؤسسه رعد الغدیر مرکزی یافتآباد
9:00 – 8:00 بازدید از ساختمان جدید و کارگاههای رعد الغدیر مرکزی
10:30- 9:00 حرکت به سمت مجموعه فرهنگی آموزشی شهید میرحسینی (چیتگر)
10:35- 10:30 آغاز برنامه همایش با تلاوت قرآن مجید
10:40- 10:35 اجرای سرود ملی
10:50 – 10:40 خیر مقدم رئیس هیئت مدیره انجمن خیریه سماوات
11:20 – 10:50 سخنرانی استاد خسرو منصوریان درباره مدیریت مراکز خیریه
11:40 – 11:20 ارائه گزارش عملکرد یکساله انجمن خیریه سماوات و تعیین میزبان سال 96 توسط آقای علی سلطانزاده مدیرعامل انجمن خیریه سماوات
12:30 – 11:40 پرسش و پاسخ و گفتگوی اعضاء انجمن
14:30 – 12:30 نماز، ناهار و استراحت
15:00 – 14:30 نمایش فیلم رعد الغدیر (اسیرپ فرانسه 7 دقیقه)
نمایش فیلم کانون معلولین توانا (داستان زندگی یه مرد 23 دقیقه)
16:30 – 15:00 کارگاه بررسی مدل نمونه و کاربردی توانبخشی حرفهای و اشتغال معلولین جسمی حرکتی در ایران و فرانسه
17:15 – 16:30 سخنرانی مدیرعامل یا نماینده بانک قرضالحسنه رسالت درباره کسب و کار اجتماعی و نقش بانکها
19:00 - 17:15 نماز، استراحت و عصرانه
19:30 – 19:00 جلسه آشنایی با قوانین مالیاتی مراکز خیریه با سخنرانی آقای حسینی از سازمان امور مالیاتی استان تهران
21:30 – 19:30 مسابقه تیراندازی تیمهای عضو انجمن در محل سالن تیراندازی با تفنگ بادی
22:00- 21:00 شام و استراحت
پنجشنبه 05/12/95
8:00- 7:00 صرف صبحانه
8:05 – 8:00 قرائت قرآن و آغاز برنامه روز دوم همایش
8:30 -8:05 معرفی بنیاد خیریه آلاء
11:00 – 8:30 بخش اول کارگاه آموزشی جذب مشارکتهای مردمی در مؤسسات خیریه
11:30 – 11:00 پرسش و پاسخ کارگاه
12:00 – 11:30 سخنرانی آقای دکتر محمد نوری مدیر عامل دفتر فرهنگ معلولین قم (درباره بانک اطلاعات جامع معلولان)
14:00 - 12:00 نماز، ناهار
16 - 14گفتگوی اعضاء و تبادل تجربیات
17:30 - 16:00 اختتامیه همایش و معرفی چهره های ماندگار سال ۹۵ انجمن خیریه سماوات الغدیر ایران، شامل پخش فیلم فعالیت های رعد
الغدیر، اجرا چند قطعه موسیقی توسط آقای هاتف شرار و مراسم تقدیر از آقای پروفسور محمدحسن کریمینژاد پدر علم ژنتیک ایران و استاد دانشگاه علوم پزشکی کرمان
19:30 – 17:30 نماز، عصرانه، استراحت
21:00 – 19:30 فینال مسابقه تیراندازی تیمهای عضو انجمن و اهداء جوایز
21:00 شام، استراحت و پایان رسمی چهارمین همایش کشوری سماوات
جمعه 06/12/95
8:00 – 7:00 صبحانه و تخلیه مجموعه فرهنگی آموزشی شهید میرحسینی
قرار بود مجتمع توانیابان مشهد به محوریت آقای هدایی میزبان چهارمین همایش سماوات الغدیر باشند و مراکز مختلف به مشهد بروند ولی بر اساس گفته آقای هدایی گویا هیئت مدیره رعد مشهد با هزینه ها موافقت نمیکنند و این جلسه به تهران منتقل شد.
مؤسسه رعد الغدیر یافت آباد میزبان بود و جلسه در مجتمع فرهنگی آموزشی تفریحی شهید میرحسینی جنب پارک چیتگر بر پا گردید. این اردوگاه گویا متعلق به شهرداری تهران و سپاه پاسداران است و دارای تجهیزات کامل می باشد. جلسات در آمفی تئاتر و دو سالن مجزا برای خانمها و آقایان برای خواب و استراحت در نظر گرفته شده بود.
برنامههای این دوره آموزنده و بسیار خوب بود و همه حضار از محتوای همایش راضی بودند.
علیرضا آتشک دبیر چهارمین همایش تخصصی انجمن خیریه سماوات الغدیر، ضمن تقدیر از استقبال شایسته موسسات عضو سماوات الغدیر گفت: در این همایش ۷۱ میهمان از 17 مؤسسه در کشور (قم، بوشهر، بندرعباس، گیلان، کاشان، اصفهان، الیگودرز، بندرعباس، کرمان، کردستان، یزد، اراک، مشهد، همدان، کرج، تهران، زاهدان، شیراز) به مدت دو روز از کارگاه های این همایش به صورت رایگان بهره مند شدند.
این مقاله در اصل سخنرانی آقای حسینی نماینده مؤسسه آلاء بوده که چهارمین نشست سماوات در تهران ایراد شد.
تاریخچه بنیاد خیریه راهبری آلاء
جمعی از خیرین شهر اصفهان در حال انجام امور خیریه به صورت پراکنده بودند. اما، آنها میخواستند امور خیری را پیگیری کنند که، بیشترین تأثیر را در وضعیت فعلی جامعه داشته و نه تنها مشکل حال حاضر بلکه، مشکل سالیان آینده جامعه را نیز تحت تأثیر قرار داده و گامی در جهت رفع آنها برداشته باشد.
در میان این جمع، خَیّر جلیل القدر و خطیب توانا حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ مهدی مظاهری که خود دارای کوهی از تجربه در امور خیر با دیدگاه متفاوت بود شمع راه گردید.
شروع این مهم در سال ۸۷ رقم خورد. در این سال هیئت مدیره خیریه تشکیل و سیاست گذاریها و طرحریزیهای لازم صورت گرفت.
سند راهبردی اولیه در همان سال تکمیل و پس از طی مراحل قانونی و تشکیل کادر اولیه، مؤسسه آیینهداران لقای آفتاب «آلاء» در نیمه شعبان سال ۸۸ رسماً آغاز به کار نمود.
آیینه داران اصطلاحی است به معنی جمال نما و نشان دهنده به صورت آیینه. در واقع آیینهدار به کسی یا چیزی گفته میشود که در نشان دادن چیز یا کس دیگر همچون آیینه باشد.
لقای آفتاب که در آن آفتاب استعاره از امام زمان و لقای آفتاب به معنای رسیدن به زمان ظهور آن حضرت است و در مجموع مفهوم نام این مؤسسه که در واقع جزء اهداف نهایی فعالیت این مجموعه و غایت آمال بنیانگذاران آن میباشد. در سال ۸۹ خیریه آفاق لقای آفتاب آلاء نیز تأسیس گردید تا فعالیت مرتبط با امور خیر در قالب محکمتر و منسجمتر (خیریه) پیگیری گردد.
دغدغه تأسیس مؤسسه از آن جا شروع شد که مؤسسین به فکر سازمانی بودند که در آن، امور خیر را به شکل نوین ارائه بدهند و کارِ خیرِشان بشود، انجام کارهای
زمین مانده، کارهایی که شاید کمتر کسی سراغ آنها میرود. انتخابِ عنوان مؤسسه هم به جای خیریه بیشتر به همین خاطر بود و همین طور دوری از ذهنیتهای معمول در مورد خیریههای موجود در کشور.
سال ۱۳۸۸ نقطه شروع این حرکت بود، حرکتی که در طول مسیرش حجت الاسلام شیخ مهدی مظاهری را به عنوان پدر معنوی در کنار خودش میدیده و از راهنماییهایش بهره میبرده است.
مرکز مراقبتهای حمایتی و تسکینی، مدرسه عالی خاتم الاوصیاء، مرکز عترت ماندگار نبوی (سادات)، آستانه مقدسه حضرت زینب (سلام اللّه علیها)، مرکز تربیت مبلغ و تبلیغ بینالملل، مرکز خدمات حمایتی و مددکاری کوثر، دانشگاه علمی کاربردی انتخاب، هفت مرکزی هستند که بستر فعالیتهای مؤسسه آیینه داران لقای آفتاب خواهد بود.
داشتن نگاه تشکیلاتی به انجام فعالیتها را میتوان یکی از نقطه قوت مؤسسه دانست، نگاهی که سعی شده با نگاه جهادی و مردمی آمیخته شود تا از آفتهای معمول فعالیتهای تشکیلاتی دور شود. تدوین سند راهبردی و برنامهریزیهای بلند مدت و کوتاه مدت نیز ثمره داشتن همین نوع نگاه است و شاید وجه تمایز این مؤسسه با دیگر مراکز خیریه در همین جا باشد. علاوه بر آن داشتن کمیتههای تخصصی برای هر طرح متشکل از نخبهها و متخصصان سرآمد در حوزههای مختلف بر غنای برنامهریزیها افزوده است و توانسته مجموعه قابل قبولی از کارشناسان متعهد را در حوزههای متنوع دور هم جمع کند.
جناب آقای شیخ مهدی مظاهری از بزرگان و نیک اندیشان دیار زنده رود را کمتر کسی در این شهر و کشور است که نشناسد و یا با یکی از چندین پروژه خیریه او آشنا نباشد، هر چند سهم حاج شیخ مهدی مظاهری در این پروژههای خیراندیش بیشتر معنوی و ایجاد دغدغهمندی در اذهان خیرین بوده است، اما به راستی تا دغدغهای شکل نگیرد، حرکتی نیز آغاز نخواهد شد. دغدغهمندی ایشان در کارها و حضور در فعالیت خیر نه تنها بر بسیاری از افراد شهر مثمر ثمر بوده بلکه آغازگر حرکتهای بزرگ دیگری به همت نوادگان ایشان شد.
ایام نیمه شعبان سال ۱۳۸۸ نقطه شروع این حرکت بود، حضور مؤثر آلاء در حوزههای فعالیتی تعریف شده و تلاش برای امر الگو سازی از همان ابتدا یکی از اهداف راهبری بنیاد آلاء در امر خیر همواره مد نظر مدیران و تصمیم گیران این نهاد قرار داشته که نمود عینی آن را میتوان در استقبال بسیاری از مراکز خیریهای
و علمی کشور برای همکاری و تعامل با این نهاد مشاهده نمود.
بیانیه مأموریت بنیاد خیریه راهبری آلاء: - شناسایی، نیازسنجی و اولویتبندی نیازهای واجبِ بر زمینمانده در حوزه امور خیر - تولید، کسب و نشر دانش امور خیر (الگوسازی، نظامسازی، آیندهپژوهی، برنامهریزی و بهینهیابی) - شناسایی، بهکارگیری و تربیت سرمایههای انسانی در حوزه امور خیر - کسب سرمایههای مادی و معنوی (اعم از مالی، سختافزاری، نرمافزاری و حمایتی) و راهبری آنها در حوزه امور خیر - بسترسازی، یاریرسانی و راهبری خیریهها و خیرین بالقوه و بالفعل در راستای رفع نیازمندی های اولویتدار امور خیر - تصدیگری امور خیری که امکان راهبری آن وجود ندارد - فرهنگسازی و مدیریت دانش در حوزه امور خیر - تلاش مؤثر در تحقق همافزایی و بهبود مستمر جریان امور خیر در سطح ملی و فراملی
آلاء با در نظر گرفتن رشد روزافزون نیازهای خیر کشور از یک سو و از سوی دیگر حضور پررنگتر خیرین در عرصههای مختلف امر خیر، ضرورت نظم دهی و ساماندهی به امور خیر را بیش از هر زمان دیگر احساس و پرداختن به این مهم را به عنوان یکی از ارکان اساسی خود در نظر گرفت و تلاش کرد در یک فرآیند فعالیتهای خود را به دو بخش کلان خیر جاری (امور تصدیگری) و خیر ماندگار ( امور راهبری) تقسیم بندی کند.
چشم انداز حوزه خیر ماندگار: طرح خیر ماندگار در افق ۱۴۱۴ طرحی است راهبر در امر خیرِ اولویتدار بر زمین مانده در گسترۀ ملی و تأثیرگذار بر فعالیتهای مشابه در سطح فراملی.
برخورد علمی با مشکلات
قبلاً معلولیتها و بیماریهای صعبالعلاج مثل سرطان را به علل و ماورایی و نامرئی نسبت میدادند و شیطان و دیگر موجودات این چنینی را در سرنوشت انسان مؤثر میدانستند. اما هر مقدار دانش انسان پیشرفتهتر گردید، علل و عوامل واقعی بیماریها و معلولیتها بیشتر پی برد و آنها را شناخت و اقدام به مبارزه با آنها نمود.
یکی از وظایف مؤسسههای نیکوکاری شناسایی درست و به هنگام واقعی علتهای معلولیتها است. و پس از شناخت علت برای آنها نسخه بر اساس طب تسکینی به ویژه برای افراد دارای سرطان نسخه مخصوص آنها میپیچد.
طب تسکینی برای بیماران سرطانی کاربرد دارد یعنی بیمارانی که در مرحله پایانی سرطان هستند و به نوعی پزشک آنها را جواب کرده است. اینها دو مشکل اصلی دارند. 1- هزینههای بسیار زیادی را در دوره پایانی باید پرداخت کنند و هم مهمتر از همه درگیری و مشکلات روانی که هم برای خود بیمار و هم برای خانواده ایجاد میشود اولین سؤالی که بیمار از خود میپرسد این است که من چه کار بدی کردم که مبتلا به سرطان شدم و یا اینکه میگوید خدایا این همه آدمهای بد در دنیا وجود دارند چرا من باید سرطان بگیرم؟ همین سؤالات برای خانواده هم مطرح است. معمولاً خانواده و خصوصاً افراد نزدیک بیمار در پاسخ به این پرسشها راضی و ارضا نمیشوند و دچار مشکلات افسردگی میشوند. و این باعث شد که بیمارانی که End stage یعنی در مراحل پایانی بیماری قرار میگیرند نیاز به یک مراقبت خاص داشته باشند و حتی طراحی شده به نوعی به اسم مراقبت در منزل به نوعی که بیمار را از بیمارستان به منزل میبرند که روزهای پایانی زندگیاش را در منزل باشد. و به صورت دورهای یک پزشک یا متخصص و پرستار و روانشناس و حتی یک مشاور مذهبی از طرف بنیاد برای این افراد دورههای بازدیدی را میگذارد و یک پزشک آنکال (oncall) برای آنها دارند.
حوزه دیگر که از بخشهای فقیرنشین اصفهان منطقهای است به نام زینبیه که یکی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر که همانجا مدفون است بر اساس تولیت آستانه زینبیه در آنجا یک طرح جامع شهری برقرار کردند. این طرح جامع شهری با هدف تغییر رویکرد فرهنگی، اجتماعی و تجاری بود و حتی یک مرکز مددکاری هم آنجا راه افتاد. تا بتوانند به نوعی 20% جمعیت اصفهان را که در منطقه زینبیه هستند. اگر اشتباه نکنم اما نزدیک 60 الی 70% معضلات اجتماعی اصفهان از این منطقه ایجاد میشود. این مراکز راه افتاد و شروع به کار کردند و یک مرکز سلاله که مخصوص آموزش سادات یتیم نخبه است که به صورت خاص فقط روی آموزش و پرورش این افراد کار میکند راه افتاد از سال 88 تا 92 سعی و خطاهایی داشتند، تلاشهایی داشتند بعضاً به موفقیتهای خوبی خصوصاً در حوزه مرکز کنترل سرطان به موفقیتهای خوبی هم دست پیدا کردیم. از سال 92 یک تغییراتی در مدیریت و هیئت مدیره انجام شد. و یک سؤال اساسی مطرح شد. این اولویتدار بر زمین ماندهای که شما میگویید چه کسی گفته است این مرکز کنترل سرطانی که شما راه انداختهاید اولویتدار یا بر زمین مانده بوده است. برای اینکه این مسئله جا بیافتد مثال میزنم فرض کنید که ما در جهان کلاً دو مشکل بیشتر نداشتهایم یکی
مشکل افراد سرطانی و مشکل دیگر هم دیابتیها و غیر از این مشکل دیگری نداشتیم اگر میخواستیم ببینیم کدام یک اولویتدارتر است. میدیدیم چند نفر سرطانی داریم و چند نفر دیابتی داریم و برای هر کدام چقدر هزینه لازم دارد. برای اینکه بهبودی پیدا کنند. و برای هر کدام چند تا مؤسسه خیریه وجود دارد. ممکن است یکی یک خیریه داشته باشد و دیگری ده تا مؤسسه خیریه دارد و میگوییم آن که 10 تا خیریه دارد اولویتدار نیست پس میگوییم. آن که که یک مؤسسه دارد برای آن سرمایهگذاری کنیم.
ملاک موفقیت مراکز نیکوکاری
مراکز خیریه فراوان وجود دارد و همه آنها فکر میکنند موفقیت کافی دارند، گرچه در واقع چنین نیست. برای اینکه موفقیت یک خیریه را بسنجیم چه راه کار و چه ملاکی هست؟
برای سنجش یک مرکز خیریه حداقل به اطلاعات کافی درباره گردش مالی و عملکرد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هر خیریه در ایران نیاز داریم. اما متأسفانه چنین اطلاعاتی در دست نیست. کارآیی یک خیریه و موفقیت آن اولاً به مقدار هزینهها و دوم به مقدار تولید کار و محصول آن خیریه بستگی دارد. اما راه و مسیر اصلاح هزینهها یعنی یک خیریه چکار بکند تا مبالغ به دست آورده را درست و حساب شده هزینه کند و دوم به چه روشی تولید خدمات و محصولات خود را افزایش دهد، یکی از تحقیقات مهم ما در سالهای اخیر در مؤسسه آلاء بوده است.
خیر جاری و خیر ماندگار
در مؤسسه آلاء خیریهها به دو دسته خیر جاری و خیر ماندگار تقسیم شدهاند. جاری یعنی مرکزی است که به خدماترسانی و تأمین نیازهای ضروری میپردازد به طوری که با صرف هزینه و انجام عملیات کاری انجام شده که ماندگار نیست مثلاً خوراکی که روزانه به ایتام یا به معلولین داده میشود، خدمت غیر ماندگار است. اما وقتی مرکزی مثلاً قالی ابریشمی تولید میکند یا کتاب تولید میکند یا تابلوی معرق تولید میکند همه اینها ماندگار است و مثل خوراک نیست. مراکز خیریهای که مثل فرش یا تابلو یا کتاب تولید میکنند خیر ماندگار مینامند و مراکزی که چیزهایی مثل خدمات تولید میکند اینها را خیر جاری مینامند.
در هر دو خیر باید تلاش کنیم؛ تولید دانش را افزایش دهیم؛ دائم نیروسازی
شود و با آموزش، نیروهای جدید تولید شود یا نیروهای سابق ارتقا پیدا کنند و سوم فرهنگسازی رشد و توسعه پیدا کند.
بنابراین خیر جاری یا خیر ماندگاری مطلوب است که دانش و فناوری «نیکوکاری ویژه معلولان» را ارتقاء و گسترش دهد. و در جریان اجرای این امر خیر نیروسازی شود و بالاخره فرهنگسازی گردد. خلاصه انواع فعالیتهای نیکوکاری در امور ویژه معلولان و در دیگر امور اگر به سه سازه برسد، میتوان درباره آن نگرش و داوری مثبت داشت:
دانشسازی
نیروسازی
فرهنگسازی
برای اینکه بدانیم وضعیت خیریهها در ایران چگونه است، آنها را با خیریههای آمریکا مقایسه کردهام که به بیان آن میپردازم.
مقایسه نیکوکاری ایرانی و آمریکایی
مؤسسه آلاء تحقیقاتی درباره خیریهها انجام داده و میخواهیم بدانیم وضعیت خیریههای ایران چگونه است؟ و در مقایسه با کشورهای پیشرفته اولاً آنها چه وضعی دارند و دوم اینکه چه کار کردهاند و چه مسیری را رفتهاند تا به موفقیت رسیدهاند؟
پاورپوینتی تهیه کردهام و مقایسهای کردهام بین آمارهای مربوط به سه حوزه خیریهها. یعنی در سه سر فصل اطلاعات ایران و آمریکا را جمعآوری و مقایسه کردهام، این سه سرفصل عبارتاند از:
1- آمار و اطلاعات خیریههای ایران و آمریکا؛ 2- گردش مالی خیریههای ایران و آمریکا؛ 3- فعالیتهای داوطلبانه در خیریههای ایران و آمریکا. منبع ما اطلاعات منتشر شده در هر سال است که از طریق اینترنت به راحتی میتوان به آنها دست یافت. اکنون هر سه فصل فوق را یکی یکی بررسی میکنیم.
تعداد خیریهها: در ایران چند مرکز نیکوکاری داریم؟ و در آمریکا چند مرکز هست؟ آیا آمارگیری شده است؟
بر اساس گزارشی که در اینترنت قابل دسترسی است در آمریکای شمالی در سال 2015م، 95 هزار سازمان خیریه ثبت شده است.
همین آمار برای سال 2013م هم عیناً هست. اطلاعات جزئی و تقریباً شفاف
این مراکز قابل دسترسی است مگر مواردی که به آبروی افراد لطمه میزند و باید محرمانه بماند و نباید منتشر گردد.
اما متأسفانه در ایران آمارگیری درباره خیریهها نشده یا اگر شده ما خبر نداریم و اطلاعات آنها منتشر نشده است. لذا ما دقیقاً نمیدانیم چه تعداد نهاد و مرکز نیکوکاری در ایران هست.
یک دلیل آن پراکندگی مراکز اعطای مجوز به خیریهها است، وزارت فرهنگ و ارشاد، سازمان اوقاف، سازمان تبلیغات و سازمان بهزیستی چهار نهاد شناخته شدهای است که مجوز میدهند.
مسئله دوم این است که بین نهادهای مجوز دهنده همکاری نیست بلکه رقابت هست، و بالاخره یک نهاد را بالا سری روی سر آنها نیست که همگی از یک جا فرمانبر باشند.
تنها آماری که در دست است، ارقامی است که سایت خیریه (Kheyrieh.ir) منتشر کرده است. این سایت آمار 19 هزار مرکز نیکوکاری را اعلام نموده است.
در مورد این آمار و ارقام چند پرسش مطرح است:
1- آیا این آمار قابل اطمینان است؟ پاسخ منفی است و باید گفت چون نمیدانیم چه افراد و به چه روشی این اطلاعات را تهیه کردهاند، لذا نمیتوانیم کاملاً اعتماد داشته باشیم.
2- از این 19 هزار خیریه چه تعداد تعطیل شده، چه تعداد معلق شدهاند یعنی چون بودجه مثلاً ندارند، فعالیتشان را موقتاً تعطیل کردهاند؟
لازم است بگویم فردی به نام آقای ابواسحاقی با استفاده از درآمد موقوفات مادرش، گروهی را تجهیز کرد تا به مراکز خیریه زنگ بزنند و ببینند چه مراکزی فعال هستند و چه مراکزی تعطیلاند؟
سرانجام به این نتیجه رسید که پنج تا شش هزار مؤسسه خیریه در ایران فعال است.
این اطلاعات صرفاً با زنگ زدن به تلفن مرکزهای نیکوکاری بوده است. اگر کسی پاسخ نمیداده، آنجا را تعطیل فرض میکردهاند. همانطور که پیدا است این شیوه درسی خطا دارد و صد در صد ما را به یقین نمیرساند. ولی تا حد زیاد مسئله را روشن میسازد.
آمار دیگری از انگلستان هست که مراکز خیریه این کشور را 150 هزار مؤسسه ثبت شده اعلام کرده است. نیز در همین کشور 150 هزار خیریه ثبت نشده است.
و سالانه 5 هزار مؤسسه به دلیل عدم فعالیت لغو مجوز میشوند.
یعنی در انگلستان دائماً آمار به روز میشود و معلوم است چه مراکزی هست و چه وضعیتی دارند. امید است از تجارب این کشورها برای ایران هم استفاده شود.
درآمد و گردش مالی: درآمد مؤسسات خیریه در آمریکا 73/1 هزار میلیارد دلار است. از این مقدار 62/1 هزار میلیارد دلار را برای کارهای خیر هزینه میکنند و بقیه را مصرف ارتقاء سیستم و سرمایهگذاری مینمایند. کل داراییهایی مؤسسات خیریه در آمریکا، 23/3 هزار میلیارد دلار است. 3/5 دهم درصد خیریههای آمریکا، 86% کل درآمد خیریههای آمریکا را انجام میدهند 3/5 دهم درصد آنها کلاً بالای 10 میلیون دلار درآمد دارند و کلاً 86% درآمد خیریهها را دارند. و حدود 60% از خیریههای آمریکا زیر 100 هزار دلار درآمد دارند. این آمار نشان میدهد خیریههای بزرگ چه تأثیری و چه درآمدی دارند و چه وزنی در جریان نیکوکاری بر عهده دارند؟
47 درصد درآمدهای خیریه از طریق فروش خدمات و کالا به بخشهای خصوصی است. 5/24% درآمدهای خیریه از طریق فروش خدمات و کالا به بخشهای دولتی است. 13% از طریق جذب مشارکت است یعنی همان پرداختهایی که خیریهها از مردم میگیرند. 8% کمکهای دولتی است. و 4% از سرمایهگذاریهای که دارند مثلاً در بورس سرمایهگذاری کردهاند و حدود 2% درآمدهای دیگر دارند.
این آمارها نکات و عبرتهای مهمی برای مؤسسات نیکوکاری در ایران دارد. این نکات عبارتاند از:
1- 47 درصد و 5/24 درصد سرفصل تولید خدمات و کالا و فروش به دولت یا بخش مخصوصی است، یعنی 5/71 درصد، درآمد خیریهها از طریق تولید به دست میآید، بر عکس ایران که اکثر درآمد خیریهها از راه فروش مشارکت یعنی از دولت یا از نیکوکاران به دست میآید.
هر مقدار یک خیریه بتواند بیشتر تولید کند به معنای این است که این خیریه کارآمدتر، ماندگارتر، مستقلتر است.
2- هشت درصد درآمد خیریههای آمریکایی از کمکهای دولت است. در مقایسه با ایران جریان معکوس است و بسیاری خیریههای ایران از دولت کمک میگیرند البته منظورم در معلولین است ولی شاید در بخشهای دیگر مثل مدرسهسازی کمتر از دولت بگیرند ولی در بخش معلولین، بیشتر هزینهها با
کمکهای دولتی تأمین میگردد.
3- این نکته که خیریه آمریکایی در بورس فقط 4 درصد سرمایهگذاری کرده هم قابل تأمل است. به نظر میرسد آنان بیشتر به فکر تولید هستند و فکر میکنند با تولید جنبههای معنوی خیریه هم تأمین میگردد.
4- در ایران چنین گزارشی مثل آمریکا وجود ندارد که بتوانیم یک گزارش جامع و دقیقی از آنها داشته باشیم ولی میتوانیم خیریهها را به دو بخش تقسیم کنیم: درآمدهای خیر دولتی و درآمدهای خیر خصوصی. در بودجه سالانه ایران از سال 95 بودجههای سازمانهای دولتی که کار خیر انجام میدهند تعریف شده است. یعنی 1811 میلیارد تومان بهزیستی، 812 میلیارد تومان هلال احمر؛ 3800 میلیارد تومان کمیته امداد؛ بنیاد بیماریهای خاص که یک مؤسسه غیرانتفاعی با ردیف بودجه خاص 50 میلیارد تومان؛ وزارت بهداشت ردیفی دارد که به سازمانهای خیریه مثل مؤسسه محک کمک میکند یا زنجیره امید و جمع اینها 224 میلیارد تومان است. یعنی تقریباً سالانه در بودجه کشور نزدیک 6700 میلیارد تومان از بودجه به فعالیتهای خیر اختصاص داده میشود.
در مورد درآمدهای خیر بخش خصوصی باز هم هیچ آماری وجود ندارد. ولی مطالبی را میتوان از اینترنت دریافت کرد. مثلاً اطلاعات درآمدهای مجمع خیرین مسکنساز و مجمع خیرین سلامت در اینترنت هست. مجمع خیرین مسکنساز سال 1394، 1000 میلیارد تومان درآمد داشته است این از مصاحبه دکتر حافظی به دست آمده است، خیر سلامت در سال 1394، کلاً 4000 میلیارد تومان هزینه کرده. که از مصاحبه وزیر به دست آمده است. ولی آقای نیّری میگوید 3000 میلیارد تومان از این مقدار از مجمع خیرین سلامت است. بهزیستی 500 میلیارد تومان درآمد از طریق کمکهای مردمی داشته است. زکات 160 میلیارد تومان بوده است. درآمد کمیته امداد 1651 میلیارد تومان در سال 92 بوده است. کمیته امداد گزارشی بر روی سایتش گذاشته که از سال 92 به بعد به روز رسانی نشده است. و آخرین گزارشی که روی سایتش هست مربوط به سال 92 است. درآمد اوقاف از محل اوقاف 540 میلیارد تومان است. درآمد آستان قدس 1000 میلیارد تومان بوده است که مجموع این چیزهایی که به دست آوردهام تا حالا 8851 میلیارد تومان درآمد میشود. بالاخره آمارهایی هست ولی نتوانستیم آماری از آنها به دست بیاوریم. پاسخ به اینکه مجموع مؤسسات خیریه چقدر درآمد دارند و چقدر هزینه میکنند مشکل است. شاید تک تک بعضی از مؤسسات خیریه که
تعدادشان محدود است را بشود جمع کرد. اما کل مؤسسات خیریه، خیلی کم و به ندرت اطلاعات و آمار دادهاند. مسئولیت اجتماعی خیلی از بنگاههای اقتصادی هستند که هزینه میکنند در بخشهای خیریه که این هم معلوم نیست. خمس و نذورات هیئتهای مذهبی از آن مواردی بود که به ذهن من رسید. ولی هیچ آماری دقیقی از آنها وجود ندارد. ولی با این حال همان دو رقم قبلی که یکی 6700 میلیارد تومان بود و یکی 8800 میلیارد تومان بود که نزدیک 15 هزار میلیارد تومان جمع اینها باشد. عدد خیلی قابل توجهی است. و این واقعاً جایگاه درآمدهای خیر را نشان میدهد.
در بخش معلولین آمارهای خاصی در دست نیست ولی حد و حدود آن را میتوان به همین روش تا اندازهای که ابعاد مسئله را روشن کند به دست آوریم.
فعالیتهای داوطلبانه انسانی: افرادی هستند که بدون مزد و به روش تبرعی یا با مزد اندک و صرفاً به عنوان نذر و انجام کار خیر برای اهداف معنوی برای امور معلولین و در پروژههای نیکوکاری فعالیت میکنند. مجموعه ساعتهایی که اینان مصروف مینمایند اگر به ارقام پولی تبدیل شود، بسیار قابل توجه خواهد شد. زیرا به مبالغ بسیار زیادی میرسیم که میتواند به عنوان سرمایه و پشتوانه مالی برای خیریهها باشد.
فعالیتهای داوطلبانه در آمریکا 3/25 دهم درصد جمعیت بالغ آمریکا است. یعنی جمعیت بالای 15 سال آمریکا 7/8 دهم میلیارد ساعت، کار داوطلبانه انجام دادهاند. این 7/8 دهم میلیارد ساعت با تخمین هر ساعت 20 دلار، حدود 2/179 میلیارد دلار ارزش دارد. میتوان تبدیلی را انجام داد که وضعیت مالی خیریهها را توضیح میدهد. 3/25 درصد از افراد بالغ 62 میلیون و 800 نفر از جمعیت میشود کل جمعیت افراد بالا (343/221/248 نفر است که آن 8 میلیارد و 700 میلیون ساعت را تقسیم بر 248 میلیون کردیم میشود 35 ساعت در سال و این 35 میشود میانگین ساعت کار داوطلبان در سال به ازاء هر نفر 35 ساعت میشود. بعدش ما این 35 ساعت را تقسیم بر 364 روز و ضربدر 60 دقیقه کردیم که تبدیل به دقیقه شود. به ازای هر نفر شد. 77/5 دهم دقیقه در روز کار داوطلبان به صورت میانگین است.
این 77/5 دهم دقیقه را تبدیل کرده و میخواهم در ادامه مطلب از آن استفاده کنم [یک آماری را سال 1394 از آمارگیری گذراندم وقت در نقاط شرعی آمار ایران منتشر کرده است].
در ادامه مطلب فعالیتهای داوطلبانه و خیریه 2 دقیقه در روز به طور متوسط برای افراد بالغ در ایران است. که خواستم این مقایسه را ایجاد کنم که 2 دقیقه در ایران و 77/5 دقیقه در آمریکا است و در آمریکا تقریباً سه برابر نسبت به ایران است.
اولین چیزی که ایجاد میکند و من آمار ضد و نقیض زیادی در جلسات شنیده بودم سعی کردم بتوانم یک مرکز مقایسه صحیح ایجاد کنم بین آمار داوطلبانه و فعالیتهای داوطلبانه ایران و فعالیتهای داوطلبانه در آمریکا ایجاد کنم. در ادامه باز که سعی کردم ارزش را به دست آورم در شبانهروز 2 دقیقه کار داوطلبین در سال را ضربدر 364 روز سال کردم شده 728 دقیقه که میشود 12 ساعت. جمعیت بالای 15 سال کشور هم 59 میلیون و 154 هزار است من فرض را بر 59 میلیون گذاشتم که رُند شود. این آماری که اینجا دادم برای بخش شهری است. ما فرض بر این میگذاریم که بخش روستایی هم همین 2 دقیقه باشد. که بتوانیم یک مقایسهای ایجاد کنیم. کل ساعت کار داوطلبین 12 ساعت ضربدر 59 میلیون نفر کنیم 708 میلیون ساعت کار داوطلبانه در ایران انجام میشود. ارزش کار داوطلبین را به ازاء هر ساعت بنابر فرض 10 هزار تومان باشد. این 708 میلیون را ضربدر 10 هزار تومان کنیم 7000 هزار میلیارد تومان میشود. یعنی آن 2 دقیقه که آنجا گذاشتم شاید عدد خیلی ناراحت کننده باشد وقتی که اینها را کنار هم جمع کنیم میشود 7000 هزار میلیارد تومان که عدد خیلی مهم و خیلی جذابی میشود. ارزش کار در آمریکا با ایران قابل مقایسه نیست. آنجا با 20 دلار تخمین زدهاند آن عدد به دست آمده است آن 20 دلار تقریباً میشود. 8 برابر آن 10 هزار تومانی است که ما تخمین زدهایم. حالا این اعداد را با هم جمع کردم 6700 میلیارد تومان بودجه دولتی بود 8800 میلیارد تومان در بخش خصوصی به دست آوردیم 7000 میلیارد تومان ارزش فعالیتهای داوطلبانه بود جمعاً 22637 میلیارد تومان با فرض اینکه بخش عظیمی از این درآمدهای خیر هنوز معلوم نیست. و ما هنوز نتوانستیم آنان را شناسایی کنیم.
این 22 هزار میلیارد تومان برای این است که بدانیم که چقدر اهمیتش زیاد است. در سال حدود 42 هزار میلیارد تومان یارانه داده میشود به کل جمعیت ایران که این را اگر تقسیم کنیم به مبلغ ماهیانه 48000هزار تومان به ازای هر فرد، فرض کنید ما میتوانیم با این رقم ماهانه به هر ایرانی مثلاً 22000 تومان میدهیم نصف آن 24000 هزار تومان و سال 94 را باز من اینجوری نگاه کردم بودجه نفت 60 هزار میلیارد تومان پیشبینی شده بود که تقریباً 42 هزار میلیارد تومان محقق
شد. یعنی میتوانیم بگوییم این مقدار با توجه به بودجه محقق شد، در سال 94 تقریباً نصف آن است. اینها را فقط تنها گفتم تا ضرورت را مشخص کنم اگر این ضرورت جا افتاده باشد. و چقدر اهمیت دارد. این حوزه خیری که ما داریم کار میکنیم. هر کسی دارد یک گوشهای کار میکند. و ما به عنوان بنیاد آن یک جا و شما به عنوان بنیانهای دیگر که داریم با هم کار میکنیم یک تأثیر شگرفی دارد و تأثیر بزرگی را دارد ایجاد میکند که همیشه هم از صحنه دانش و پژوهش و صحنه سیاستگذاری و از صحنه اینکه این خیریهها بتوانند یک همافزایی ایجاد کنند. و این همافزایی باعث میشود. چه تغییر بزرگی در ایران اتفاق بیافتد. که این آمار و ارقام تازه بعضی از آنها را نشان میدهد. تأثیرات اجتماعی که خیریهها میتوانند داشته باشند خیلی غفلت شده و اهمیتی داده نشده. این ضرورت فقط ضرورت آن کاری است که ما میخواهیم در خیر ماندگار انجام دهیم و یک گفتمان سازی انجام دهیم و جریانی ایجاد کنیم برای تولید دانش برای ورود پژوهش در این حوزه شما میدانید که الآن ما در همین خیریهها 2 شغل داریم که مخصوص خیریهها است. و هیچ نیروی انسانی در این حوزه تربیت نمیشود. یکی جذب مشارکت است و دوّمی مدیریت داوطلبین است.
ویژگیهای این دو شغل با شغلهای مشابه دیگر بررسی نشده و وضعیت مالی آن را نمیدانیم. اما تازه تربیت نیروی انسانی خاص برای این دو شغل نداریم. و انواع مسائل دیگر که فقط خواستم از بعُد اقتصادی به آن توجه کرده باشیم. میتوان از بُعدهای دیگر مثل اجتماعی، روانشناسی و ... به آن پرداخت. سعی ما در خیر ماندگار همین است که بتوانیم دولت و خود خیریهها و مردم، خیرین و اساتید و پژوهشگران را دور هم جمع کنیم و این ضرورت و اهمیت را به آنها بشناسانیم که بتوانیم انشاءاللّه آن دستاورد جایگاه اصلی که باید برای خیریهها ثمنها در ایران وجود داشته باشد. را به وجود بیاورد.
این مقاله در اصل سخنرانی آقای محی الدین سنیسل بچاری مؤسس سایت دونیت در جمع مدیران مراکز نیکوکاری سماوات در تهران بوده است. این متن با اندک ویرایش آماده چاپ شده است.
بحث درباره جذب حمایتهای مردمی و مشارکتهای مردمی از طریق فضای مجازی یا همان اینترنت است.
برای جذب مشارکتهای مردمی از روی اینترنت، قبل از هر چیز روی فضای مجازی حضور داشته باشیم. این یکی از بدیهیات است. سعی میکنم. توضیحات خیلی خلاصه در مورد حضور روی فضای مجازی بدهم و بعد از آن برویم سر موضوع اصلی که چطوری میتوانیم مشارکتها را از طریق فضای مجازی جذب کنیم.
اولین موضوع اینست که چرا ما باید در فضای مجازی، حضور داشته باشیم؟ اگر از آن بحثهای تکراری کلیشهای که دنیا مدرن و آنلاین شده، بگذریم و کمی با عدد و رقم صحبت کنیم، طبق آمار رسمی که در کشور ما تهیه و تولید شد، 51% از مردم کشور ما به اینترنت دسترسی دارند. این آمار مربوط به سال 93 است. و منظور از دسترسی به اینترنت کاربری اینترنت است یعنی فرد پشت کامپیوتر یا لپ تاپش بنشیند و به اینترنت وصل بشود و یک سری فعالیتهای روتین مثل جستجو در موتورهای جستجوگر، چک کردن ایمیل، ارسال و دریافت ایمیل از طریق اینترنت انجام بدهد. اما اگر بیاییم افرادی که این حد از کاربری را با کامپیوتر ندارند امّا از شبکههای اجتماعی مثل تلگرام استفاده میکنند این افراد را هم به موضوع اضافه کنیم چیزی در حدود60 تا 65 درصد جمعیت کل کشور ما از طریق اینترنت در دسترس هستند. این در واقع یک فرصت است یعنی ما از جمعیت 80 میلیونی چیزی در حدود 50 میلیون نفر را میتوانیم از طریق اینترنت مخاطب قرار دهیم. این یکی از اولین موضوعهایی است که لزوم حضور در فعالیت روی فضای وب یا دنیای مجازی را برای ما ایجاد میکند. موضوع بعدی در واقع تغییر ماهیت یا تغییر
رفتار نسل جدید است چیزی که همه ما احتمالاً دیدهایم و حتماً با او روبرو شدهایم این است که نسل جدید ما به خیلی از چیزها دیگر اهمیت نمیدهد. افراد جوانهای هم سن من با سن کمتر از من در واقع در صحبتها گفته میشود این است که اهمیت نمیدهند به همه چیز. اما من فکر میکنم این اهمیت ندادن یک کلیشه و یک دلیل منطقی دارد. نمونه آن مثلاً صندوقهای صدقاتی است که در کل کشور ما نصب شده اگر بخواهیم یک آمار داشته باشیم اگر مساحت کل کشورمان را به تعداد صندوق صدقاتی که در کشور نصب شده است تقسیم کنیم به عددی در حدود 3500 متر مربع میرسیم یعنی شما با احتساب رودها، کوهها، دریاها و جادهها ما هر 3500 متر مربع یک صندوق صدقات داریم. حالا شما هزینه تولید هر صندوق و هزینه نصب آن و هزینه نگهداری آن و هزینه تخلیه این صندوقها را حساب کنید میبینید که چه بودجه وحشتناک و بزرگی برای صندوق صدقات دارد هزینه میشود.
اما نسل جدید ما در واقع خیلی به این صندوقها اهمیت نمیدهد. که البته از نظر شخص من درست هم است. چرا که خیلی از ما دیدهایم شاید یک ساعت کافی است تا پای صندوق صدقات بایستیم میبینیم یک نفر بعضاً معتاد میآید یک سیخ میکند در صندوق صدقات و پولی را که با نیت خیر صرف شده خرج مواردی میشود که اصلاً درست نیست و طبیعتاً نه تنها کمکی به پیشرفت شرایط جامعه مان نمیکند اوضاع را هم بدتر میکند. که نسل جوان سراغ روشهای سنتی برای مشارکت نمیروند و این دلیل دومی هم که ما هم باید به تغییر رویکرد جامعه، رویکردمان را برای جذب مشارکتها تغییر دهیم.
اما دوست دارم یک پرانتز بلند باز کنم که در معرفی خودم بگویم که من چه فعالیتهایی انجام دادم و اصلاً چرا این موضوع را با شما مطرح میکنم حدود 25 سال پیش در شیراز متولد و ساکن شیراز بودم البته همچنان هم هستم در شیراز یک گروه خیریه و جهادی راهاندازی کردیم به نام «خیریه کوچک من». که در واقع خیریه ثبت شدهای نبود یک گروه جهادی بود که ما پولهایی از آشناها جمع میکردیم و خودمان داوطلب میشدیم و فعالیتهایی انجام میدادیم از آنجایی که من یک کم روابط عمومی خوبی داشتم مسئول جذب مشارکت بین دوستان من شدم و هر جا سر میزدم با هر فردی، شخصی، ارگانی و هر جا بهرحال صحبت
میکردم یک سری جوابهای مشخص میگرفتم که ما مبلغمان را به محک یا کهریزک کمک میکنیم هر سال پولی را به خیریههای شناخته شده کمک میکنند. همانطور که سخنران قبلی زحمت کشیدند و بیان کردند چنین آمار مشابهی که در واقع در آمریکا میبینیم در ایران هم وجود دارد. یعنی بخش اعظمی از مشارکتهای مردمی دارد جذب دو، سه تا از مؤسسات خیریه مشخص میشود؛ البته این بد نیست خوب است و نشان میدهد این چند مؤسسه چقدر حرفهای و دقیق و با سیاست کار کردهاند. اما موضوعی که به ذهن من آمد این است که ما آیا در کشور فقط مشکل سرطانیها را داریم؟ آیا در کشور ما مشکل دیگری وجود ندارد چرا که شاید به جرأت بتوان گفت 70-60 درصد از مشارکتهای خرد مردمی به مؤسسات خیریهای میرسد که در زمینههای خاص دارند فعالیت میکنند و تصمیم گرفتم یک راهحلی برای این مشکل پیدا کنم. تنها چیزی که بلد بودم و تخصصش را داشتم فضای مجازی دنیای اینترنت بود.
آمدم یک وب سایت به اصطلاح پلتفُرم (plat form) را راهاندازی کردم به اسم دونیت که در واقع کارش این بود که پروژهها را از سازمانهای خیریه و NGOها و حتی افراد فعال اجتماعی با ساز و کار را دریافت میکردیم و اعتبارسنجی میکردیم و روی وب سایت قرار میدادیم و از افرادی که علاقمند بودند مشارکتهای مردمی را همانجا روی اینترنت جذب میکردیم.
دید من این بود که صرفاً موضوع و مشکل خیریه کوچک من را حل کنم امّا استقبال شد. تماسهایی گرفتند که این پروژهها را برای سازمانهای ما هم انجام دهید. و نهایتاً افتخار دارم الآن که در خدمت شما ایستادهام در عرض این دو سال چیزی حدود 500 میلیون تومان مشارکتهای خرد جمع شده است. میدانم که این مبلغ از دید شما متولیان خیریهها مبلغ خیلی کوچکی باشد و با یک تماس تلفنی واقعاً این مبلغ تأمین بشود اما نکتهای که قابل توجه است در دونیت از 5000 تومان، 10000 تومان جمع شده است یعنی میانگین پرداختهای ما در دونیت چیزی کمتر از 000/20 تومان است و تا حالا مبلغ 500 میلیون تومان از این طریق جمعآوری شده است. و این باز قابل توجهتر میشود وقتی که فکر کنیم هنوز اعتماد به دنیای مجازی در کشور ما بسیار پایین است ما حتی سایت دیجی کالا را هم بخواهیم مثال بزنیم میبینیم که خیلی از افراد حتی اعتماد نمیکنند که از دیجی کالا خرید بکنند حالا چه برسد به این بدون اینکه هیچ محصولی یا خدماتی ارائه کنیم در واقع یک مبلغ 500 میلیون تومانی را از این پرداختهای
خرد انجام دهیم. که جمعاً یک چیزی در حدود 20 هزار نفر از سراسر ایران و یا از خارج ایران در تأمین این مبلغ مشارکت کردند. این را خواستم بیان کنم که فرصتی را که حتی خود من فکرش را نمیکردم که بتوانیم از طریق دنیای مجازی این فعالیت را انجام بدهیم. موارد دیگری هم هست که همه ما احتمالاً با آن آشنا هستیم. جمعیت امام علی یکی از جمعیتهای دانشجویی است که در کمتر از 24 ساعت 200 میلیون تومان را برای خرید حکم یکی از کسانی که به اعدام محکوم شده بود را جمعآوری کرد آن هم از طریق تلگرام، نه وب سایت یا هیچ شبکه دیگری اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم میبینیم که با چه پتانسیلی رو به رو هستیم و این پتانسیل دارد هر روز بیشتر میشود. از آنجا که بازار تجارت الکترونیک ایران نسبت به سال گذشته چیزی در حدود 37% رشد داشت یعنی اگر ما همین آمار را نگه داریم هر سه سال یکبار کل بازار تجارت الکترونیک ایران دارد دو برابر میشود. و در واقع اگر مبلغ تأمین شده فعلی را برای بحث خیریهها را حساب کنیم آن هم دو برابر میشود. مبلغ تأمین شده فعلی برای بحث خیریهها را حساب کنیم آن هم دو برابر میشود. خیریه همت 110 را داریم که بیشتر از نه میلیارد تومان را صرفاً از طریق اینترنت جمعآوری کرده است.
موضوع بعدی بحث کاهش هزینهها است. احتمالاً از آن مباحث کلیشهای است که همیشه میشنوید که در اینترنت هزینهها خیلی پایین است و فعالیتها خیلی ارزان است اما اگر بخواهم یک مثال عینی و واقعی را بزنم ما در علم بازاریابی و مارکتینگ از آنجا که فعالیتی هم در این زمینه داشتهام یک فاکتور داریم یک متغیر داریم به نام هزینه جذب هر کاربر که اینجا کاربران ما خیرین هستند که من ترجیح میدهم از کلمه خیرین استفاده نکنم چرا که یک ذهنیت را ایجاد میکند که یک خیر دائم است. نه یک فرد عادی میتواند در این فضای مجازی با همان 5000 تومان خیّر باشد. در علم مارکتینگ ما هزینه جذب هر کاربر را داریم که برای ما هزینه جذب هر خیّر است.ارزانترین روش تبلیغاتی که در دنیای واقعی یا آفلاین وجود دارد. هزینه جذب هر کاربر چیزی در حدود 5000 تومان است. ارزانترین روش تبلیغاتی در دنیای واقعی است یعنی برای یک کسب و کار و یک بنگاه اقتصادی که اگر بخواهید یک کاربر را جذب کند حداقل باید 5000 تومان هزینه
تبلیغات از ارزانترین روش بدهد. و این را در نظر داشته باشید که این در صورتی است که آن بنگاه اقتصادی دارد یک خدمات یا محصول هم ارائه میکند که آن فرد خیّر به آن نیاز دارد. یعنی اگر این را هم اضافه کنیم میبینیم که هزینه بالاتر هم میرود اما در دنیای مجازی گرانترین روش جذب سرمایه یا تبلیغات یا گرانترین روش معرفی به ازای هر کار بر چیزی حدود 500 تومان است. یعنی گرانترین روش جذب سرمایه در دنیای مجازی ده برابر ارزانتر از ارزانترین روش جذب سرمایه در دنیای واقعی است. این در واقع آماری است که وجود دارد و میشود خیلی راحت پیدا کرد. و این دلیل دیگری است که ما باید به سمت دنیای مجازی برویم چرا که در همه سازمانهای خیریه یکی از المانهای مهم و تأثیرگذار نه تنها در خیریهها بلکه در تمام بنگاهها چه اقتصادی چه خیریه و هر بنگاه دیگری بحث هزینهها است طبیعتاً هر چه قدر هزینه پایینتر باشد بهرهوری بالاتر است.
موضوع بعدی که مرتبط به عنوان قبلی است، نمایش پویایی سازمان است. من خاطرم میآید که شاید 5-4 سال پیش عضو خبرنامه محک بودم هر ماه یک مجله گلاسه با کیفیت چاپ بسیار عالی پست میشد به در خانه ما در شیراز من حساب میکردم که حداقل هزینه این مجله در کمترین شرایط چیزی در حدود 2000 تومان است. زیر آن امکان نداشت که تولید شود. هزینه پست را هم در نظر بگیریم آن هم در کمترین شرایط 3000 تومان میشود یعنی به ازای هر کاربر یا عضو شاید 5 سال پیش خیریه محک چیزی در حدود 5000 تومان هزینه میکرد. که بازگشت آن هم مشخص نبود یعنی شاید من که این را دریافت میکردم آن ماه هیچ پرداختی به محک نداشتم شاید حق عضویم را نمیدادم و این میشد هزینه. طبیعتاً خیریه محک نمیتوانست این کار را هر هفته انجام دهد.چون هزینههایش 4 برابر میشد نسبت به اینکه هر ماه انجام میداد. اما در دنیای مجازی شما این هزینهها را ندارید. شما میتوانید هر روز با کاربر، با خیرتان در ارتباط باشید. میتوانید هر روز خبرنامه ارسال کنید. میتوانید هر روز محتوایتان را به روز کنید. در واقع همین موضوع است که میگویم باعث میشود که پویایی سازمان را هم نشان بدهد. یعنی ما میتوانیم خبرهایمان را خیلی سریعتر و راحتتر به دست مخاطبین برسانیم.
خواه ناخواه بین خیریهها رقابت وجود دارد. رقابتی برای انجام کار خیر، برای انجام بیشترین کار خیر و کارهای مهمتر و اساسیتر. الآن میبینیم که خیلی از سازمانهای خیریه فعالیت در دنیای مجازی را شروع کردند و خیریه همت 110 که سرآمد این کار است مبلغی را که تأمین کرده و واقعاً باعث تعجب همه میشود 9 میلیارد تومان از طریق اینترنت مبلغ واقعاً بزرگی است. یا باز مؤسسه محک که در جشنواره وب ایران یکی از بهترین جایزههای وب سایتهای ایران را برد. این خیلی قابل توجه است که سازمان خیریه یک چنین فعالیتی داشته و در دنیای مجازی هم توانسته فعالیت کند و این فعالیت هم منتها به بردن یکی از ارزشمندترین جایزههای دنیای مجازی در ایران شده است.
طبیعتاً باید ما هم اگر میبینیم آنها حضور دارند برای رقابت هم که شده باید ما هم در کنار آنها حضور داشته باشیم. اما اینکه چطوری در فضای مجازی حضور داشته باشیم. اسلایدهای من کمی موضوعات فنی را هم شامل میشود که من سعی میکنم از آنها بگذرم و بیشتر سر محتوای عملیاتی بروم. اینکه در فضای مجازی به اشتباه متصور بشویم که حضور در فضای مجازی یعنی اینکه ما یک وب سایت داشته باشیم. این قدم اول است. ولی شاید به جرأت بتوان گفت تنها 5 درصد از فعالیتی است که ما باید در فضای مجازی انجام بدهیم. موضوع بعدی این است که ما بتوانیم در شبکههای اجتماعی فعال باشیم. شبکههای اجتماعی چیز عجیب و غریبی نیست همین افرادی که در اجتماع داریم میبینیم وقتی که میروند در منزل یا سر کارشان یا حتی در خانه زمانی که در شرایط آرامشی هستند در دنیای دیگری فعالیت میکنند این معنی نمیدهد که اینها افرادی دیگری هستند یا ذهنیتهای متفاوتی دارند اینها همین افراد هستند و ما از طریق شبکههای اجتماعی خیلی راحتتر میتوانیم به آنها دسترسی داشته باشیم. بحث بعدی در رویدادهای است که دارد برگزار میشود و در حوزه فضای مجازی هست. همانطور که گفتم جشنواره وب ایران یکی از رویدادها بود که خیریه محک خیلی خوب از آن استفاده میکرد. و خودش را معرفی کرد نکته قابل توجه این است که در همان جشنواره وب ایران چیزی در حدود 2000 نفر در سالن نشسته بودند و چیزی در حدود 12 هزار نفر از طریق اینترنت به صورت زنده آن را نگاه میکردند یعنی اگر یک سازمان خیریه را نگاه کنیم فقط در عرض یک یا دو ساعت به چهارده
هزار نفر یک معرفی خیلی کامل و رایگان شد. پس این یک فرصت است. یعنی اگر یک سازمان خیریه را نگاه کنیم در عرض یک یا دو ساعت به چهارده هزار نفر یک معرفی خیلی کامل و رایگان شد این در واقع یک فرصت است و ارتباط با افراد فعال در حوزه مجازی هست افراد فعال در فعالیتهای خیریه مدنظر نیست. افراد فعال فضای مجازی کسی که وبلاگ مینویسد کسی که محتوا تولید میکند روی فضای مجازی اینها افراد تأثیرگذار هستند که خیلی میتوانند به ما کمک کند در برنامههایمان.
یک وب سایت غیر فعال یا شبکه مجازی غیر فعال مثل یک مغازهای میماند که هیچ فروشندهای در آن نیست. مثل یک شرکت یا دفتری میماند که هیچ کس در آن نیست.
یعنی نه تنها شما میروید چیزی را به عنوان خیر یا چیزی را میخواهید دریافت نمیکنید یا آن ارتباطی را که میخواهید ایجاد نمیکنید بلکه باعث دلسردی و ناراحتی آن مخاطب هم میشود. بنابراین این فعالیت را حتماً در نظر داشته باشید. بحث وب سایت فعال که خوب مشخص است که وب سایتی است که به صورت روزمره و مرتب به روز بشود اخبار سازمانهای شما را پوشش بدهد. از گالری تصاویر داشته باشد. گزارش عملکردها را روی وب سایتتان بگذارید این تمام مواردی است که باعث میشود وب سایت شما یک وب سایت فعال در نظر گرفته بشود. اما اینکه شبکههای اجتماعی فعال چی هست اولین کار این است که چگونه باید فعال باشیم و اولین قدم این است که بیاییم حسابهای کاربری را در همه شبکههای اجتماعی بسازیم. شبکه اجتماعی فقط این تلگرامی که تقریباً همه ما میشناسیم نیست، ما شبکههای اجتماعی خیلی متفاوتی داریم که پتانسیلهای خیلی بیشتر از تلگرام دارند برای مثال شبکه اجتماعی تویتر در واقع بین شبکههای اجتماعی و کانالهای ورودی کاربران به وب سایت بیشترین تأثیر را دارند. تأثیر آن چیزی در حدود 10% است یعنی از هر صد نفری که محتوای شما را میبینند 10 نفر به آن واکنش نشان میدهند. این آمار بسیار بالایی است. در باقی دیگر کانالها این آمار شاید به زور به 5/1 درصد برسد ولی در شبکه اجتماعی تویتر به 10% میرسد. موضوع بعدی این است که فعال باشیم. فعال بودن یعنی چی؟
باز تکرار میکنم. این هم مثل وب سایت است. همانطور که یک وب سایت خالی به درد نمیخورد یک شبکه اجتماعی غیر فعال هم به درد نمیخورد و نه تنها سود و فایدهای برای سازمان ما ندارد باعث پس رفت و ایجاد ذهنیت بد در کاربر هم میشود. شاخص حداقل فعالیت برای اینکه یک شبکه اجتماعی در اینترنت فعال باشد، دو پُست یا دو ارسال در هفته است. اما کمتر از این نشانگر غیر فعال بودن شبکه اجتماعی است. اما بهتر است که روزانه دو پُست گذاشته شود. ولی حداقل آن هفتهای دو پست با ارتباط دو طرفه است. همانطور که روابط عمومی سازمانهای ما تلفن و فاکس را در اختیار مخاطبین میگذارند تا ارتباط دو سویه ایجاد شود؛ در شبکههای اجتماعی هم، ارتباط دو طرفه لازم است. چون پیوندها را راحتتر و بسیار صمیمیتر برقرار میکند. پس موضوع مهم دیگر، ایجاد اَکانت اینستاگرام در سازمان است. اما ممکن است هیچ جوابی به اَکانتها داده نشود و هیچ فعالیتی برای پاسخگویی نباشد؛ و هیچ وقت نمیرویم صفحات مرتبط با فعالیت خودمان را لایک و یا دنبال کنیم. این روش اشتباه است و در واقع باید این فعالیت دو طرفه ایجاد شود پس اگر این ارتباط را الآن دارید ولی یک طرفه است سعی کنید آن را دو طرفه کنید.
رویدادهای متعددی هر روز و در 365 روز سال، جریان دارد و در فضای مجازی در تهران و دیگر شهرها گزارش میشود. اطلاعیابی از این رویدادها بسیار آسان است. کافی است که در اینترنت آنها را جستجو کنیم. این رویدادها یک پتانسیل فوقالعاده قوی برای سازمانهای خیریه دارند. یکی از تجربیات خوب من در دونیت، همین است و یکی از دلایل پیشرفت دونیت هم حضور در همین رویدادها است. اما چرا این رویدادها میتواند مفید باشد. اولین قضیه این است که خدا را شکر ما که داریم فعالیتهای خیریه عام المنفعه میکنیم خیلی اقبال داریم که بتوانیم در رویدادها به صورت رایگان و یا با هزینه بسیار کم اسپانسر و حامی بشویم هر کدام از این رویدادها هم حداقل اگر 1000 نفر مخاطب داشته باشند ما خیلی راحت میتوانیم بدون هزینه یک اِستندمان را در آن رویداد بگذاریم. خیلی اطمینان دارم چون بررسی و تجربه کردهام و میتوانیم این کار را بکنیم و در هر رویداد اگر حداقل 1000 نفر را در نظر بگیریم به چه عددی میرسیم. که هر روز
دارد یک رویداد برگزار میشود. رویدادهای قبل جشنواره وب ایران بالغ بر 15000 هزار نفر نسبت به مجازی یا حضور مستقیم در آن حضور داشتند. بحث دیگر این است که در این رویدادها مهمتر از خود افراد حاضر، افراد فعال و تأثیرگذاری است که وجود دارند. خلاصه اینکه با پیگیری یک رویداد، افراد مرتبط به آن رخداد را هم پیگیری کرده و به آنها هم مرتبط شدهاید. این مجموعهها سرمایههای هستند که در شرایط خاص به کار میآیند و استفاده میدهند.
این جزو بدیهیات است که ما یکی از روشهای جذب حامی، مشارکت کننده برای سازمانمان را ارتباط با هنرمندان یا افراد سرشناس قرار بدهیم. خیلی سازمانهای خیریه را میبینیم که با یک هنرمند یا یک بازیگر یا یک خواننده یک همکاری ایجاد میکنند و یک ویدئو کلیپ چند ثانیهای ایجاد میکنند برای اینکه مخاطبان را جذب کنند به سمت خودشان. این یکی از بهترین روشهایی است که واقعاً تأثیر داشته است. اصطلاحاً در علم بازاریابی به آن influence marketing افراد تأثیرگذار میگویید. یک صحبت یا ایدهای وجود دارد که میگویند یک جمله یا اصطلاح یا فعال دنیای وب یا تأثیرگذار، میلیونها تومان ارزش تبلیغاتی دارد. حالا میخواهم آن دیدگاهی را که میتوانیم با هنرمندان ارتباط ایجاد کنیم را بیاورم و کوچکتر کنم. همه ما میدانیم که آنها روشهای بسیار خوبی است. برای مثال رامبد جوان در اینستاگرامش 3/3 میلیون دنبال کننده یا فالور دارد. یعنی اگر یک پست اینستاگرامی خیلی ساده برای هر کدام از ما در شبکه اجتماعیاش بگذارد، در کمتر از 24 ساعت، حداقل به 2 میلیون نفر آدم جدید مرتبط میشویم. اگر جمعیت کل ایران را 80 میلیون نفر حساب کنیم 2 میلیون نفر در یک حساب، عدد بزرگی محسوب میشود. همه ما این تأثیرگذاری را دیدهایم. اما اگر کمی دیدمان را کوچکتر کنیم. لازم نیست حتماً ما برویم سراغ آقای رامبد جوان یا بازیگر سرشناس مثل شهاب حسینی، افراد تأثیرگذار دیگری وجود دارد که کافی است آنها را بشناسیم. در این رویدادهای که خدمتتان عرض کردم اگر حضور داشته باشید به راحتی میتوانید افراد را پیدا کنید. افرادی که میآیند روی سِن و سخنرانی میکنند اینها افراد فعال حوزه وب هستند و مطمئناً شما با یک صحبت 10 دقیقهای با این افراد، میتوانید افراد را به خودتان جذب کنید. این افراد رامبد
جوان نیستند 3/3 میلیون نفر دنبال کننده ندارند. ولی چندین هزار دنبال کننده دارند یا بعضاً چند ده هزار یا چند صد هزار دنبال کننده دارند و مهمتر اینکه حرفشان بسیار خریدار دارد. همانطور که از اسمشان پیدا است، این افراد تأثیرگذار هستند. خیلی ساده من به این سازمان خیریه کمک کردم پیشنهاد میکنم شما هم این کار را بکنید. وقتی سایتهای مشابه دونیت را بررسی میکردم متوجه شدم بیشترین ورودی ما برای همیشه و بیشترین تأثیری که ما توانستهایم برای جذب مشارکتها دریافت کنیم از همین افراد سرشناس بوده است. افراد سرشناس شاید در بین عموم مردم سرشناس نباشند، اما به هر حال دنیای وب به آنها یک اهمیت دیگری میدهد. همانطور که در دنیای واقعی یک سری افراد مهم و سرشناس داریم در دنیای مجازی هم همانطور است به طوری که شاید اگر در خیابان آنها را ببینیم ممکن است به آنها اهمیتی ندهیم. به هر حال در این رویدادها میتوانید این افراد را پیدا کنید. و از آنها برای جذب مشارکتها و معرفی کمک بگیرید.
باز هم تأکید میکنم این یکی از مهمترین و با تأثیرگذارترین روشهای است که دنیای مجازی وجود دارد. و در پرانتز این را هم اضافه کنم که احتمالاً همه ما در اینستاگرام یک سری کلیپها و افراد ثابت و مشخص هستند که یک سری کلیپهای زرد بیمحتوا دارند تولید میکنند و دنبال کنندههای بسیار زیادی دارند طبیعتاً ما باید اینها را هم در نظر داشته باشیم که اینها افراد خوبی برای فعالیتهای ما نیستند. ولی افرادی را هم میتوانیم در کنار اینها پیدا کنیم که فعالیتهای سالم دارند. و تولیدات با محتوای خوب هم انجام میدهند.
اما چالشهایی هم در دنیای مجازی داریم. بزرگترین چالش ما اگر از بحث اعتماد که بگذریم بحث نیروی انسانی است ما طبیعتاً اگر بخواهیم این فعالیتها را شروع کنیم اولین سؤالی که به ذهن میآید این است که من که بلد نیستم چه کسی این کار را برای من میخواهد انجام دهد. من باید هزینهای برای آن پرداخت کنم. اولین نکته مهم در مورد هزینهها این است که خیلی از فعالیتها که انجام میشود، عملاً هزینهای ندارد. مثلاً راهاندازی یک وب سایت راهاندازی شبکههای اجتماعی، راهاندازی اَکانت تلگرام، به جرأت میتوان گفت: هزینههای اینها، نزدیک به صفر است اگر نخواهم بگویم صفر است.
دقیقتر بگویم؛ هزینه راهاندازی یک وب سایت یا شبکههای اجتماعی، شاید سالیانه چیزی در حدود 200 تا 300 هزار تومان است. یعنی چنین مبلغی، عملاً هیچ است. اما موضوع دیگری اینکه که در محیط کار یا در اطرافمان یکی دو نفر را میشناسیم که دستی در دنیای وب داشته و آشنایی داشته باشند. موضوعی که هست افراد انتظاراتشان از آن جامعه، از سازمانهای خیریه در دنیای وب زیاد نیست. من در مورد محک نمیخواهم صحبت کنم که با وب سایتی که درست کرده جایزه جشنواره وب را برد. دارم در مورد همّت 110 صحبت میکنم که با سادهترین وب سایت ممکن نه میلیارد تومان گردش مالی مشارکت جذب کرده بنابراین اول باید این دید را بگذاریم کنار که یک وب سایت بسیار حرفهای و تمیز و شیک میخواهیم طبیعتاً هر چه بهتر باشد خوب است همه ما در اطرافمان افراد فعال وب داریم این افراد را ما میتوانیم به کار بگیریم این کارها هزینهای ندارد اما اگر به هر دلیل این افراد را در اختیار نداشتیم و کسی حاضر نبود بیاید و برای ما این خدمات را انجام دهد ما میتوانیم. از افراد free lancer یا آزادکار استفاده کنیم. دور کارها یا free lancer افرادی هستند که شغل ثابت و محل اشتغال خاص ندارند در خانهشان مینشینند و صبح لپ تاب را باز میکند سفارش را از روی اینترنت میگیرند و در خانه انجام میدهند و همانجا هم روی اینترنت تحویل میدهند. و پولش را میگیرند این افراد به خاطر این نوع کارشان بسیار ارزان هستند. یک پروژه را که شرکت طراحی وب به مبلغ ده میلیون تومان انجام میدهد، این افراد با چیزی در حدود 700 هزار تومان و نهایتاً یک میلیون تومان برای شما انجام میدهند. اما این افراد از کجا میتوانیم پیدا کنیم؟ ما در اینترنت سایتی داریم به نام پونیشا به آدرس ponisha.ir؛ ابتدا در آن عضو میشوید و پروژه خود را تعریف میکنید. افراد free lancer میآیند به شما پیشنهاد قیمت و زمان میدهند. بسیار قیمتهای نازلی را میتوانید پیدا کنید و همچنین سایتی به نام پارس کُدرز به آدرس parscoders.com هم هست. در اینجا هم میتوانید نیروهای خیلی ارزانی پیدا کنید. که کارها را برای شما انجام دهند و مدیریت کنند و بحث دیگر که ممکن است برای شما مشکل باشد بحث فعال بودن است. در بحث راهاندازی چالشها را گفتیم یک بحث دیگر چالش فعال بودن در فضای مجازی است. امکان این را ندارم که هر روز یک پُست در شبکه مجازی بگذارم و وقت این را ندارم درگیرم آشنا نیستم و نمیدانم چه محتوایی خوب است. ما اگر در سازمان خود 4-3 نفر را داشته باشیم خیلی راحت میتوانیم کارها را بین آنها جمع سپاری کنیم. عکس گذاشتن در اینستاگرام را به
جرأت میتوان گفت 90% درصد افرادی که تلفن هوشمند دارند حداقل بلد هستند. در سازمان ما هم کافی است فردی را پیدا کنید که اینستاگرام شخصی داشته باشد. میتوان از آن فرد خواهش کنیم مسئولیت اینستاگرام را بر عهده بگیرد و روزی یک پُست یا هفتهای دو تا پُست در اینستاگرام بگذارد و طبیعتاً مرتبط با فعالیت مؤسسه میتوانیم اینستاگرام را به یک نفر و تلگرام را هم به یک نفر دیگر بدهید. از همان آدمهایی که در اطراف خود داریم. به هر حال این کار اصلاً کار سنگینی نیست و میشود در کنار فعالیتهای دیگر انجام داد. اما تأثیرات آن بسیار قابل توجه و چشمگیر است.
تا اینجا به موضوع حضور در فضای مجازی پرداختیم و شیوهها و چگونگی حضور مؤثر را بررسی کردم و علل و عوامل موفقیت در این فضا را بحث کردیم.
بحث اصلی یعنی تأمین بودجه را شروع میکنم. باز دوباره پرانتزی باز کنم؛ بهترین روش برای همه این است که خود فرد یک وب سایت و شبکههای اجتماعی داشته باشد؛ و از این طریق کار کند. اما به هر حال ممکن است برای همه امکانپذیر نباشد. بهترین راهحل را میگویم که خودمان حضور داشته باشیم چرا که فقط بحث جذب مشارکت نیست ما فرهنگ سازمان خود را هم میتوانیم بسیار راحت با فضای مجازی گسترش دهیم برای مثال فرهنگی که محک بر آن بنا شده احتمالاً این خواهد بود که یک کودک سرطانی نباید به خاطر سرطان رنج بکشد و فوت کند این یک فرهنگی است که محک خیلی خوب توانسته آن را جا بیاندازد و خیلی خوب آن را به مردم نشان دهد میخواهم بگویم حضور در دنیای مجازی صرفاً یک وب سایت یا جلب مشارکت و جمعآوری پول نیست؛ بلکه این است که فرهنگ خودمان را گسترش دهیم. و بتوانیم اخبار خودمان را به گوش مردم برسانیم اینها هم هست به همین دلیل من همیشه توصیه میکنم اولین قدم و راهحل پیشنهاد این است که خودمان بیاییم وب سایت را راهاندازی کنیم اما اگر نتوانستیم این کار را انجام دهیم من بعد از قسمت مشارکتهای مردمی، سه ابزار معرفی میکنم که کارهای شما را برای خودتان خیلی راحتتر انجام دهند امّا بالاخره آن اختیاراتی را که میتوانید روی وب سایت خود داشته باشید را نخواهید داشت. برای جذب مشارکتهای مردمی در فضای مجازی اولین قدم طبیعتاً حضور در همان فضا است که در چند اسلاید گذشته به آن اشاره کردیم.
مردم و هیچ خیّری انگیزه ندارد که همیشه و هر روز یا هر هفته حمایت کند. چیزی که فکر میکنم منطقی باشد، اینست که فعالترین خیّرها را به صورت جامع نه موردی و شخصی در نظر بگیریم. هر خیّر سالی یک، دو بار و نهایتاً چهار بار میخواهند یک کار خیر را انجام دهند. نه همیشه و جزو برنامههای روتین زندگی ما نیست که هر روز یک پولی را به مؤسسات خیریه کمک کنیم. در نتیجه خود ما هم به عنوان متولیان سازمانهای خیّریه باید ما هم پروژهای کار کنیم که توضیحات آن را بعداً خواهم گفت موضوع بعدی این است که یک اجتماع درست کنیم همانطوری که همه ما در سازمانهای خود یک دفتر داریم از حامیان و مشارکت کنندهها هم بخواهیم برنامه منطقی برای کمک داشته باشند. این کار در فضای مجازی راحتتر میتواند اجرا شود. البته این کار بسیار ضروری است.
طراحی کمپین هم ضرورت دارد؛ مشخصاً منظور من از کمپین یک صفحه اینترنتی یا یک وب سایت اینترنتی است که افراد میآیند آنجا میبینند و توضیحات شما را میخوانند و در صورت تمایل مشارکت میکنند. در مورد این هم صحبت میکنیم. دو مورد بعدی را که هر دو را یکی میکنم این است که بازخورد بدهیم که این جزو بدیهیات است. و مطمئن هستم که در سازمانهای فعلی هم ما همین کار را انجام میدهیم. و یک چرخه ایجاد کنیم ما زحمت زیادی میکشیم برای اینکه افراد را جذب کنیم و نباید برای هر پروژه یا هر اقدامی که میخواهیم انجام دهیم این چرخه را دوباره انجام دهیم. میتوانیم خیلی راحت در دنیای مجازی در تیوپ یا حلقه بیاندازیم و خودمان کنار بیاییم. اگر کسی اصطلاحاً un board شد یا در شبکه ما آمد دیگر خیالمان راحت باشد که این فرد همیشه هست و نیاز به ارتباط مجدد ندارد چون ما میتوانیم اتوماسیون ایجاد کنیم و خیلی از کارها را اتوماتیک انجام دهیم. برویم از مورد اول شروع کنیم. چه خودتان وب سایت راهاندازی کنید یا در تلگرام یا هر روش دیگر که این کار را انجام دهید فکر میکنم یکی از موضوعات خیلی مهم این است که ما پروژهای کار کنیم. هر پروژه از دید ما این است که سه تا مورد اصلی دارد. اولین آن یک موضوع مشخص است. ما باید دقیقاً
نقطهای مشخص کنیم که میخواهیم چه کاری انجام دهیم مثلاً حمایت از افراد معلول تهران اصلاً پروژه خوبی نیست. اصلاً عنوان خوبی نیست. چرا خیلی ابهام در ذهن کاربر ایجاد میکند. این افراد عزیز از کجا قرار است پیدا شوند یا چند نفر هستند و طیفی از سؤالاتی مثل این ایجاد میکنند. اما تهیه یک کارگاه کامپیوتر برای همین اردوگاه در شهر تهران این یک پروژه بسیار دقیق است. یعنی هر کس این عنوان را بخواند میداند ما دقیقاً میخواهیم چه کار کنیم. میخواهیم یک کارگاه کامپیوتر در یک مکان مشخص برای یک عده مشخص ایجاد کنیم اولین قضیه این است که وقتی پروژهای را راهاندازی میکنیم ابتدا روی کاغذ است ما باید بعداً آن را بیاوریم روی همان صفحه اینترنتی یا کمپین بگذاریم تا کاربر ببیند و بخواند. باید بسیار مشخص بگوییم که قصد انجام چه کاری را داریم و اگر فعالیت ما چندین فعالیت است مثلاً میخواهیم در ده تا مدرسه، ده تا آسایشگاه و کتابخانه ایجاد کنیم باید هر کدام از این ده تا را از هم جدا کنیم. موضوع بعدی زمان مشخص است. یعنی ما برای جذب حمایتمان یک زمان مشخص در نظر بگیریم یک پروژه را که تعریف میکنیم این امکان را نداریم که هر زمان دوست دارند بیایند حمایت کنند و تا ابد باز است و تا زمانی که پول تهیه شود این روش اشتباهی است. چون من مخاطب یک چیز خیلی بد که دنیای وب وجود دارد کنار همه مزیتهایش این است که افراد بسیار بیحوصلهاند تأکید میکنم. وقتی میبینند بحث سازمان یک بحث خیّریه است و میخواهند پولی برای خیریه جذب شود میبیندش و میروند و میگویند هر وقت خواستم به خیریه کمک کنم بعداً راهش را پیدا میکنم. اما وقتی یک محدودیت زمانی میگذاریم طوری ناخودآگاه به کاربر این حس را القا میکنیم که اگر میخواهی مشارکت کنی الآن وقتش است. این کار را ما در عمل هم تست کردیم دو تا پروژه با عناوین یکسان ایجاد کردیم. ترافیک و افراد هم اندازه و یکسان را فرستادیم روی هر دو پروژه و یک ماه آن را بررسی کردیم. پروژهای محدودیت زمانی ماه داشت و همه کاربران محدودیت را میدیدند و پروژه دیگر که محدودیت زمانی نداشت و گفتیم دوستان هر زمان پول تأمین شد ما فعالیت را انجام میدهیم. پروژهای که محدودیت زمانی داشت در 28 روز چیزی در حدود 110 درصد از مبلغ مورد نیازش را تأمین کرد. و پروژهای که محدودیت زمانی نداشت هنوز به 100 درصد هم نرسیده است این تست را ما یک سال و نیم پیش فرستادم و بعد از این مدّت هنوز پروژه دارد جلو میرود. چرا؟ ما آماری را که در پروژههایمان شرکت میکنند را بررسی میکنیم. خیلی جالب است وقتی پروژه
شروع میشود برای مثال 45 روز پروژه وقت دارد و هیچ رشدی صورت نمیگیرد ما مجبوریم با خود افراد دونیت صحبت کنیم و هر کدام 5 یا 10 یا 20 یا 50 تومان در پروژه میریزیم و تا یک حدی جلو میآید. سرعت پروژه کم است. هر چقدر به پایان پروژه نزدیک میشویم از لحاظ زمانی سرعت بسیار بالا میرود و به جایی رسید که یک پروژه 20 میلیون تومانی روز آخرش بود و چیزی حدود سه میلیون و پانصد هزار تومان کمبود داشت لحظه و ساعت آخر بود که صفحه را Refresh میکردم دیدم پژوه تأمین و 100 درصد شد.
رفتم پرداختها را نگاه کردم دیدم یک نفر اینترنتی سه میلیون و هشتصد هزار تومان یک جا پرداخت کرد که پروژه دقیقاً به 100 درصد برسد من گفتم شاید این بنده خدا اشتباه کرده و میخواست به ریال بنویسد و مبلغ سه میلیون و هشتصد هزار تومان از طریق اینترنت برای خیریه پرداخت کند برای من هم عجیب است.
البته آن موقع عجیب بود و در حال حاضر دیگر عجیب نیست. تماس گرفتم با آن فرد و به او گفتم شما میخواستید 380 هزار تومان پرداخت کنید. گفت نه برادر دیدم پروژه روز آخرش است و مهلت آن دارد تمام میشود و خواستم پروژه روی زمین نماند این حسی است که ناخودآگاه به کاربر داده میشود. خصوصاً وقتی که نمودار میکشیم و درصد نشان میدهیم این بحث زمان بسیار مهم است البته باید بگویم که ما میتوانیم در وب سایت یا شبکههای اجتماعی خود یک راه کار دیگر برای جذب دائم حمایت داشته باشیم. من نمیگویم کلاً آن را برداریم فقط پروژهای کار کنیم. امّا اگر میخواهیم برای پروژه حمایت خیلی سریع و با میزان خوب جذب کنیم باید زمان و محدودیت زمانی بگذاریم. موضوع دیگر هم مبلغ مشخص است که خیلی بدیهی است فقط این را تأکید کنم که در مبلغ مشخص ما اگر بنویسم 15 میلیون تومان تا بنویسیم 14 میلیون و نهصد و بیست و پنج هزار تومان زمین تا آسمان فرق میکند وقتی کاربر میخواند چهارده میلیون و نهصد و بیست و پنج هزار تومان میگوید حتماً یک حساب و کتابی پشتش بوده و گرد و رند نشده و طبیعتاً باید بگوییم این مبلغ را بگوییم خرج چه چیزهایی خواهد شد. اما وقتی میگویم 15 میلیون تومان اینها ناخودآگاه است. چیزهایی است که شاید در بحثهای روانشناسی باشد. اما وقتی به یکی میگویند 15 میلیون تومان میگوید احتمالاً گرد شده و خیلی تمایلی به مشارکت در آن پروژه کمتر است نسبت به اینکه مبلغ را بگوییم. و باز نکته دیگر اینکه ما در همین مدّت اخیر دو تا پروژه داشتیم یک پروژه ما این بود که خرید 6 کامپیوتر برای یکی از مراکز بهزیستی بود.
مبلغ پروژه چیزی حدود 12 میلیون تومان بود این پروژه بدون اینکه تبلیغ برای آن کنیم بسیار سریع مبلغش را تأمین کرد و کار انجام شد. و باز آمدیم یک پروژه دیگر را برای سازمان خیریه راهاندازی کردیم. خرید 6 دستگاه کامپیوتر برای یکی از مراکز بهزیستی به مبلغ 14 میلیون تومان، 2 میلیون تومان تفاوت مبلغ بین این دو پروژه بود عنوان و موضوع و مخاطب و... همه یکی بود فقط 2 میلیون تومان تفاوت قیمت بود. این پروژه را هر چه تبلیغ هم کردیم ولی تأمین نشد. با افرادی که سایت را میدیدند ولی حمایت نمیکردند تماس گرفتیم به آنها گفتیم شما سایت را چند بار دیدهاید ولی حمایت نکردهاید؟ چرا؟
گفت خودم حساب کردم 14 را تقسیم بر 6 میکنم میشود کامپیوتری 5/2 میلیون چه کامپیوتری میخواهید بگیرید که این قیمت است. من کامپیوتر خانهام 5/1 میلیون تومانی است. من مشارکت نکردم و نمیکنم. بعد توضیح دادیم که ما میخواهیم کل کارگاه را تجهیز کنیم. یعنی کفپوش، میز و صندلی هم هست. بعد ایراد کار را فهمیدیم و رفتیم عنوان پروژه را عوض کردیم و به جای خرید کامپیوتر، ساخت و تجهیز کارگاه کامپیوتر. پروژه اینطور شروع کرد به جذب فعالیت و تمام شد. این مبلغ که باید مشخص باشد، شما بهتر میدانید باید با ذهن کاربرها هم بخواند و چه بهتر که این را کاملاً جزء به جزء مشخص کنیم. کفپوش اینقدر، دیوارپوش اینقدر و باقی قضایا که با آن شناخته هستید.
موضوع بعدی این است که یک اجتماع درست کنیم، تشکیل گروههای تلگرامی، گروهها در فیسبوک بسیار کار راحتی است. ما این افراد را باید دور خودمان جمع کنیم وقتی پروژهای را شروع میکنیم. این افراد فقط حامی نیستند، در واقع خودشان حامی هستند، و یک تربیون تبلیغاتی هم برای شما هستند. وقتی یک نفر خودش حمایت میکند، شما را به دوستانش هم معرفی میکند که شما را حمایت میکند. پس خیلی راحت شما میتوانید یک گروه تلگرامی تشکیل بدهید و اعضای وب سایتتان را، و افراد مخاطبتان را در این گروه اضافه کنید و یک ارتباط دائم و هر روزه را با آنها ایجاد کنید، ترجیحاً گروه نه کانال. بگذارید مردم درگیر بشوند. کانال فقط امکان دیدن هست و کنار گذاشته میشود ولی گروه امکان دیدن، صحبت کردن، انتقاد و پیشنهاد دادن است. و همه اینها باعث
میشود که من با سازمان شما و فعالیتهایتان درگیر شوم. وقتی این درگیری ایجاد شد ما میتوانیم این پروژه را معرفی کنیم.
موضوع دیگر این است که پیشبینی کنیم. وقتی گروهی از مخاطبین را در تلگرام داشته باشیم بعد از دو سه بار فعالیت و پروژه با آنها میتوانیم خیلی دقیق پیشبینی کنیم که چه میزان مشارکتها را از اینها میتوانیم دریافت کنیم. تمام اینها استاندارد دارد. مثلاً ما یک چیزی داریم به عنوان نرخ تبدیل، یعنی به ازای هر صد نفر که محتوای ما را از هر طریقی (تلگرام یا فیسبوک، وب سایت) میبینند، یک نفر میآید آن کاری که ما میخواهیم را انجام میدهد. به این صد به یک، نرخ تبدیل میگویند که در هر صنعتی یک استانداردهایی وجود دارد، در مباحث خیریه بیشترین نرخ تبدیل 2/1درصد است در بحث آنلاین، آن هم برای سایت Feeding America که بحث تغذیه نیازمندان در آمریکا هست.یعنی از هر صد نفر 2/1 افراد کمک میکنند. از هر 500 نفر 2 نفر کمک میکنند.
موضوعی که هست، بعد از یک مدت کانال تلگرام ما ده هزار عضو دارد، یک پروژه را به آنها معرفی میکنیم. و سپس میرویم و میبینیم میزان مشارکتهایی را که از آنها جمع شده است را میبینیم آمار به ما خیلی کمک میکند روی پروژه بعدی بتوانیم پیشبینی کنیم. و بگوییم از این گروه تلگرامی 20-10 هزار نفره چند نفر مشارکت خارج میشود شاید خیلی عجیب باشد ولی استانداردها ثابت است. شما اگر امروز این امتحان را بکنید. ا% به شما نرخ تبدیل بدهد فردا و پس فردا هم 1% است و برای پروژه بعدی شما هم 1% حتی اگر موضوعاتش کاملاً با هم متفاوت باشد. و این خیلی اصل جالبی است که البته میشود این نرخ را با روشهای دیگر بهبود داد. و این اجتماع این امکان را به شما میدهد که پیشبینی کنید چقدر مشارکت در لحظه جذب کنید. یعنی اگر همین الآن یک پروژه را به من معرفی کنند تا 5 دقیقه دیگر چقدر میتوانم مشارکت جذب کنم. یک چیز قابل اطمینان و صد در صد به شما میدهد.
پس از ایجاد وب سایت شبکه اجتماعی، چطوری افراد را جذب کنیم و چگونه
تبلیغ کنیم؟ اولین موضوعی که میخواهم بگویم و خیلی مهم است. این است که ما نباید تبلیغ کنیم. در کارگاهی که سازمان خیریه برگزار میکرد، حرف بسیار جالبی زد که از بدیهیات است میگفت: تبلیغ از مبالغه میآید، تبلیغ را کسی انجام میدهد که میخواهد منفعتی را از خدمات یا محصول دریافت کند. اما ما منفعتی را در سازمانهای خیریه دریافت نمیکنیم، از اینرو نباید چیزی را تبلیغ کنیم. روشهای تبلیغاتی مشخص است و نباید به سراغ آنها رفت؛ ولی باید ترویج کنیم. اما نمیخواهم با کلمات بازی کنم. تبلیغ یعنی چی؟ ترویج یعنی چی؟ در علم تبلیغات ما دو مدل تبلیغات داریم یک سری تبلیغات بالا خطی گفته میشود. که یعنی من این اجتماع را جلوی خود میبینم میخواهم یک محصول یا خدمات را به این اجتماع ارائه کنم نمیدانم که کدام از این افراد مشتری احتمالی من هستند. من میآیم و محصول را به همه معرفی میکنم از صد نفر یک نفرش بالاخره در میآید. به این مدل تبلیغات بالا خطی گفته میشود یعنی بدون اینکه هدفمندی کنیم به همه تبلیغ میکنیم. که در این بحثی که ما داریم این کار تبلیغات است.
تبلیغات برای سازمانهای خیریه به دید من در فضای مجازی شاید در دنیای واقعی اینگونه نباشد یک تهدید و آسیب است؟ چرا؟ چون همانطور که روشهای تبلیغاتی برای ما در اینترنت رایگان و یا ارزان است برای باقی کسب و کارها هم هست به همین علت از صبح تا شب افراد با سیلی از تبلیغات مختلف روبهرو میشوند. برای مثال شما اگر ایمیل خود را باز کنید هر روز کلی spam یا ایمیل تبلیغاتی دارید که معمولاً آنها را نمیخواهید. در تلگرام، پیامکهای تبلیغاتی بسیار میآید شاید در دنیای واقعی اینطور نباشد. در دنیای واقعی میبینیم یک تراکت در زیر شیشه ماشین میگذارند به این حجم تبلیغات شما دریافت نمیکنید. در اینترنت دهها برابر دنیای واقعی است و دیگر کاربرها به جایی رسیدهاند که خسته شدهاند از تبلیغات بالا خطی یا تبلیغاتی که به آنها ربطی ندارد. و دید بد میگیرند همانطوری که ما به مخابرات میرویم و میگوییم پیامکهای تبلیغاتی را غیر فعال کن. چرا چون خسته شدهایم از این پیامکهای تبلیغاتی. اگر حالا خود ما هم بیاییم و این کار را بکنیم نه تنها هیچ کمکی به موفقیت و پیشرفت ما نمیکند بلکه آسیب هم هست در نتیجه این روشهای که آنجا نوشته شده مثل بنرهای تبلیغاتی. شما در سایتهای اینترنتی که میروید میبینید یک سری تصاویر تبلیغاتی هست که بعضاً چشمکزن هستند شاید بتوان گفت این روش
مخربترین روش تبلیغات در اینترنت برای یک سازمان خیریه است. شاید یک نفر که میآید و محصول آرایشی و بهداشتی میفروشد مثلاً دیجی کالا شاید بتواند از آن خیلی استفاده کند. اما برای اینکه بهتر درک بشود مثال میزنیم. شما در اتومبیل دارید رانندگی میکنید میخواهید از تهران بیایید اینجا یک دفعه یک بیلبورد خیریه میبینید. مثل این است که جفت پا بروید روی ترمز. بزنید کنار که پیاده شوید به این خیریه پول بدهید. سپس دوباره سوار ماشین شوید و به مسیر خودتان ادامه دهید. میتوانیم بگوییم هیچ آدمی این کار را نمیکند. تقریباً خندهدار هم هست که شما تا یک بیلبورد را میبینید همانجا بایستید. منظور چی است. این است که فردی وارد سایت ورزش 3 یا هر سایت دیگری میشود. دنبال نتیجه بازی استقلال - پرسپولیس است. نه دنبال کار خیر الآن. و شما هر چه به این تبلیغ کنید تأثیری نمیگذارد. افراد در شرایط خاصی به فکر کار خیر میافتند افراد عادی جامعه را میگویم. حالا ما میتوانیم آن شرایط خاص را برای آنها ایجاد کنیم. که طبیعتاً از راه تبلیغات و بنر و تبلیغات کلیکی نیست. یا میتوانیم جایی که شرایط وجود داشته برویم و در آن حضور پیدا کنیم که آن را هم مثال میزنم. بنابراین بنرهای تبلیغاتی، تبلیغات کلیکی، پیامک، ایمیل تبلیغاتی، تبلیغات در وایبر و تلگرام باید برای شما روشهای منسوخ شدهای باید باشد. من روی ایمیل تبلیغاتی هم یک توضیحی بدهم. ایمیل باز هم یکی از بهترین روشهای ایجاد ارتباط با مخاطبین از طریق اینترنت است. ولی چون ایمیل رایگان است، نباید برای 2 میلیون نفر ایمیل بفرستیم که از این 2 میلیون نفر شاید 50 نفر را پیدا کنیم. ما آمدیم19500هزار نفر را از خودمان عصبانی کردیم که 50 نفر را پیدا کنیم که معلوم نیست چقدر ماندگار هستند اما برویم و به جای آن روشهای سازنده را برای ترویج و معرفی خودمان به کار بگیریم. اولین آن مشخص است بحث شبکههای اجتماعی، شبکههای اجتماعی همان اجتماع افرادند. این را باز میگویم دست کم نگیرید شبکههای اجتماعی قدرت بسیار زیادی دارند. و بیشترین قدرت آنها در خاصیتی به نام als virality یا ویروسی شدن. همه ما احتمالاً کمپین یا چالش سطل آب یخ را یادمان است. این کمپین از طریق اینترنت این قدر سر و صدا کرد و گسترده شد. چون این به صورت ویروسی پخش شد. من آمدم یک آب سرد ریختم روی سرم سه تا از دوستانم را معرفی کردم و آنها هم این کار را کردند و آن سه نفر هم هر کدام سه نفر از دوستانشان را معرفی کردند یعنی در سه سطل که شاید این سطل که عملاً شاید کمتر از 4 ساعت طول بکشد من یک نفر به 27
نفر تبدیل شدم و 27 نفر دیگر را در این پروژه مشارکت دادم. این خاصیت virality یا ویروسی بودن شبکههای اجتماعی است که در دنیای واقعی ما اصلاً وجود ندارد.
این بحث ویروسی وجود ندارد. مگر این شایعاتی که گوش به گوش میچرخد. آن هم دنیای مجازی به آن کمک میکند. قبل از دنیای مجازی واقعاً هیچ روش اطلاعرسانی وجود نداشت، که شما بتوانید در عرض یک روز به میلیونها نفر بتوانید اطلاعرسانی بکنید. بحث شبکههای اجتماعی را باید جدی بگیریم، و در ایران هم حدود 60-70% افراد ما در این شبکهها هستند.
بحث دیگر پرتالهای خبری است. قراردادها و همکاریهای رسانهای که قابل اجرا است. اینها روشهای جذابیاند. چون علاوه بر این که مخاطب را به سمت شما میآورد، اعتبار و اعتماد را هم میآورد، شاید این برای سازمانهایی که فعالیتشان کمتر شناخته شده است بیشتر جواب بدهد، مثل دونیت. کسی دونیت را در ابتدای فعالیت نمیشناخت، ما با هر جا که توانستیم همکاری ایجاد کردیم، با روزنامهها، مجلهها، تا پروژههای ما را معرفی کند، وقتی پروژههای ما در یک شبکه خبری به نسبت شناخته شده معرفی میشد، روی اینترنت و یک وب سایت افراد دیگر به اعتبار دونیت کاری نداشتند، وب سایت خبر آنلاین این پروژه را معرفی کرده پس حتماً پروژه معتمد و معتبری است، میآمد و حمایتش را انجام میداد.
همان پروژه را من با آب و تاب بیشتر برای برادرم تبلیغ میکردم به من اعتماد نمیکرد پول بدهد. خبر آنلاین در واقع با یک پست این کار را میکرد و این کمک را انجام میداد. در بحث اجتماع مجازی و حضور صحبت کردیم. کلام افراد سرشناس هم، همان influencerها هستند. و این روشهایی است که واقعاً در بحثهای خیریه مؤثر است و تأثیر منفی هم ندارد.
خلاصه مباحث گذشته
ایدهای که ما داریم این است که چگونه در فضای مجازی حضور داشته باشیم، چگونه تبلیغ کنیم، چگونه پروژه راه بیاندازیم، اما الآن میخواهیم یک صفحه کمپین بگذاریم. این شاید کمی فنی نباشد اما ماهیت فنی دارد. این است که ما
نهایتاً میخواهیم کاربر را از هر روشی، کانالی و طریقی وارد یک صفحه اینترنتی، یا وب سایت کنیم که یکسری محتوا به او ارائه بدهیم، یکسری دلیل و ادله و یکسری مشکل را به او اعلام کنیم و بگوییم بیا مشارکت کن در حل این مشکلات و یک مبلغی را پرداخت کن. به هر حال هر روشی اجرا کنیم خروجی ما یک صفحه اینترنت است. در این شکی وجود ندارد. اما در این صفحه چه چیزهایی را در نظر داشته باشیم. نکته اول این است که زیادهگویی نکنیم. همانطور که گفته شد در دنیای وب افراد بسیار بیحوصله است. در دنیای واقعی هم، همینطور است، به طور مثال وقتی یک کتاب به ما میدهند، اول نگاه به قطرش میکنیم، بعد نگاه به تعداد صفحات میکنیم، بعد تصمیم میگیریم که این کتاب را بخوانیم یا نه. در دنیای وب شرایط از این هم بدتر است، افراد صفحه را یک اسکن کلی چشمی میکنند، اگر در این اسکن چند ثانیهای مطلب جذابی نظر شما جلب کرد آن را میخوانید، خیلی اوقات این اسکن را هم انجام نمیدهند و به طور نوار اسکرول بار کنار صفحه نگاه میکنند، به طور مثال در راستای سیاستهای دولت ببینیم اینها چیزهایی نیست که مردم واقعی به آن اهمیت بدهند. تمام این شاخ و برگ را فیلتر کنید، خیلی ساده خودتان را جای یک حامی بگذارید اگر این پروژه را به خود من بدهند آیا میخوانم، در دنیای وب هم کسی نیست که چنین حوصلهای داشته باشد، به جای آن عنوان پروژه را که مشخص کردیم، 5-4 سؤال ذهنی کاربر را بنویسیم که مثلاً عنوان پروژه: سازمان خیریه محک میخواهد یک کنسرت برای بچههای سرطانی در بیمارستان محک برگزار کند، اولین سؤال پیش میآید این است که محک چیست؟
کمپینی خوب است که حداقل متن و محتوا را داشته باشد و تمام سؤالات ذهنی کاربر را جواب دهد.
موضوع بعدی این است که کمگویی هم نکنیم، ابهام در ذهن کاربر نگذاریم. شاید آن محتوایی که نوشتیم برای خود ما که در جریان فعالیتهایمان هستیم مطلبی مبهم نداشته باشد، نیاز است مطلبی را که نوشتیم به فرد سومی که با سازمان و فعالیت ما آشنا نیست بخواند و از او بپرسیم که ابهامی دارد یا نه؟ سؤالی دارد یا نه؟ آن سؤالها را جواب بدهیم. مطلب و محتوایی خوب است که در آن نه
زیادهگویی شود و نه کمگویی صرفاً سؤالات ذهنی کاربر را جواب دهیم. دلیل آن هم این است که در دنیای وب اعتماد کمتر از دنیای واقعی است. البته طبیعی است، شما در دنیای واقعی، دفتر، سندی وجود دارد و میتوانید در مواقع نیاز به پلیس مراجعه کنید یا با ارتباط چشمیای که با فرد برقرار میکنید احساس بهتری خواهید داشت، اما در دنیای مجازی این وجود ندارد و باید از سایر روشها اعتماد را ایجاد کرد.
بحث شفافیت از اصول است، یک بخش آن است که سؤالات ذهنی را جواب دهیم و بخش دیگر این است که در اعلام مبالغ ریزترین مبالغ را هم بیان کنید. چون محدودیت ندارید، مثلاً هزینه برای کفپوش را هم میخواهید بدهید باید بنویسید. و این که خوب طراحی کنید. قبلاً اشاره کردم کسی از ما انتظار یک وب سایت بسیار جذاب ندارد. ولی تمام مخاطبین ما انسان هستند و انسان به زیباییها اهمیت میدهد، صفحهای که میخواهیم درست کنیم نباید در گوگل سرچ کنیم و اولین عکسی که میآید بگذاریم، یک عکسی بیکیفیت و بیارتباط. حداقل اگر نمیتوانیم از موضوع پروژهمان عکاسی کنیم یک عکس با محتوا و کیفیت بالا انتخاب کنیم. فونت اینقدر کوچک نباشد که چشم نبیند و اینقدر بزرگ نباشد که مجبور باشند کل صفحه را پایین بیایند. تا اینجا شاید با روشهای سنتی برابر بوده ولی از این به بعد قدرتی که دنیای مجازی به ما میدهد که شاید در دنیای واقعی داشتن این قدرت سخت باشد. ما این همه زحمت میکشیم اجتماع درست کردیم، پروژه را معرفی میکنیم، خودمان را معرفی کردیم، پول را میگیریم و آن را اجرا میکنیم و موفق شد. برای پروژههای بعدی ما نباید همه را از ابتدا شروع کنیم، در حال حاضر دنیا در حدود 20 هزار نفر مشارکت کننده دارد. افرادی که حداقل یک بار در یک پروژه مشارکت داشتهاند. افرادی هم که هفتاد بار مشارکت کردند ولی اگر قرار بود که ما برای هر پروژه اینها را دور میریختیم و از ابتدا شروع میکردیم هیچ وقت از مرز 200 نفر بیشتر نمیشدیم. واقعیت این است که ما آنها را نگه داشتیم، رفتارهایشان را تحلیل کردیم، بسیار مهم است که ما بدانیم افراد ما به چه موضوعاتی علاقهمند هستند. در موضوعات خیریه فعالیت مشخص دارند ولی پروژههای ما بسیار متنوع است مثل محیط زیست، مدرسه سازی، فرهنگی،
توانمندسازی، ساخت بستههای غذایی، به خاطر همین به راحتی میتوان افراد مشارکت کننده را طبقهبندی کرد و علایق آنها را شناخت. مثلاً فردی که در پروژه فرهنگی مشارکت داشته یعنی به این مباحث علاقهمند است، ما نمیآییم پروژههای محیط زیست را به آن معرفی کنیم، چون جذابیتی برایش ندارد. این که همان لحظه تشکر کنیم یا نه؟ احتمالاً شما یک بار خرید اینترنتی انجام دادید، وقتی پول را پرداخت میکنید، همه سایتها پیغام میدهند که خرید شما با موفقیت انجام شد و تشکر میکنند. آنها محصول یا خدماتی میدهند که در قبال آن پول دریافت میکنند، لزومی به تشکر نیست، صرفاً ادبشان را نشان میدهند. اما ما در خیریه چه چیزی میفروشیم، یک حس خوب میفروشیم. این حس خوب را چه زمانی میخواهیم تحویل دهیم، طبیعتاً وقتی پول را دادند، نباید تشکر خشک و خالی کرد، من این مثال را میزنم، ما پروژهای داشتیم که میخواستیم مدرسهای در روستای عاشقلو در مرز ایران و آذربایجان در یک روستا بسازیم، مدرسهای که در زلزله خراب شده بود. بعد از اینکه مشارکتها را گرفتیم، به همه افراد ایمیلی زدم که این مبلغ شما دریافت شد، با تشکر از شما، حالا چشم خود را یک لحظه ببندید و به آن لحظهای فکر کنید که آن دانشآموزان روی آن نیمکت سالیان سال خواهد نشست و خاطرات خوب خواهد ساخت. من در اینجا آن حس خوب را القاء کردم.
شاید من اگر فقط آن تشکر خشک و خالی را میکردم میگفت کمک کردم مثل هر پول دیگر و تمام شد. ولی این حس خوب را به او دادم و پایین آن هم گفتم حالا بیایید به دوستانتان هم این پروژه را معرفی کنید. که آن حس خوب را هم دوستانتان هم بگیرند. در واقع از آنها دعوت نکردم بیایید مشارکت کنید و به دوستانتان هم بگویید مشارکت کنند. گفتم من دارم حس خوب میدهم به دوستانتان هم بگویید بیایند و حس خوب را از من بگیرند راهش اینجا است اگر حس خوب میخواهید. و این بحث همان چرخه است درخواست بیشتری کنید. نگذارید پول آخرین مرحله چرخه ما باشد. هر فرد توانایی دارد میتواند یک داوطلب باشد هر فرد ارتباطات دارد بیشتر از توانایی در آمار رسمی که وجود دارد هر فردی که از شبکههای اجتماعی استفاده میکند حداقل به 300 نفر به صورت
مستقیم مرتبط است یعنی اگر من تلگرام و اینستاگرامم را روی همدیگر بگذارم حداقل با 300 نفر ارتباط دارم. این یعنی قدرت یعنی یک نفر یک تریبونی است برای 400-300 نفر دیگر. چرخه ایجاد کنیم و درخواست بیشتری کنیم حالا که کمک کردی بیا به دوستانت هم معرفی کن. در دنیای وب هم ابزارهای معرفی به دوستان خیلی ساده است. طرف یک کلیک میکند پروژه شما در تلگرام برای یک گروه دوستی ارسال میشود. این چرخه را باید ایجاد کنیم. بحث بعدی راجع به بازخورد گزارش است که همه ما میدانیم و فقط میخواهم دو سه مورد را اضافه کنم. باز ما از طریق اینترنت این قابلیت را داریم فیلم، عکس بفرستیم و هزارتا مدیای دیگر در دسترس ماست که بتوانیم گزارشهای خیلی بهتری بدهیم. که در آن خبرنامههای کاغذی نمیتوانیم فیلمی به مخاطب نشان بدهیم. و عکس ما هم محدود است امّا در دنیای وب اینطور نیست ما میتوانیم 2 ساعت فیلم به طرف نشان دهیم بدون اینکه هزینهای برای ما داشته باشد. گزارشهای حمایت مالی، فاکتورها را در صفحه پروژهمان قرار دهیم. اما نکتهای است که شاید همه ما داریم به صورت سنتی آن را انجام میدهیم اما یک نکتهای که در دنیای وب است این است که سرعت دسترسی ما اینجا است.
نگذاریم پروژه تمام بشود و بعد گزارش بدهیم. بیاییم مرحله به مرحله هر چقدر پیشرفت میکنیم. گزارش بدهیم. چرا؟ افراد را باید خودمان درگیر کنیم. حسی را باید به مخاطب بدهیم که حس کند جزئی از سازمان ما است. وظیفه دارد نسبت به ما وقتی میخواهیم یک مدرسه بسازیم اگر از مراحل پس زنی حتی از جلسات قبلش عکس بگیریم که این جلسات برگزار شد. و صورت جلسه آن این است. شما از طریق اینترنت خیلی راحت میتوانید مرحله به مرحله گزارش بدهید. این گزارشهای مرتب هفتهای یک بار که یک قانون روانشناسی است اصل جعبه G5 که احتمالاً برای کنکور دیدهاید که یک کارت را از خانه اول میآورند خانه دوّم و الی آخر. این یک اصل است که اگر با فواصل زمانی مشخص یک موضوع پنج بار در ذهن کاربر تکرار بشود این موضوع را میشود گفت برای همیشه در ذهن کاربر مانده است.
ما نمیتوانیم پنج بار بیاییم و بگوییم ما خیریه فلان هستیم ولی میتوانیم با
فاصله زمانی پنج بار به آنها گزارش بدهیم. این گزارشها طوری معرفی ما است. بعد از هفته پنجم آن فردا امکان ندارد شما را فراموش کند. حداقل اسم سازمان شما را هیچ وقت فراموش نمیکند. یک موضوعی را میخواهم اضافه کنم که شاید برای این جمع خیلی مناسب باشد. این است که یک روشی را ما امتحان کردیم. طبیعتاً اولین بار نبوده ولی امتحان کردیم و بسیار جواب داد. خصوصاً در بحث معلولین بیشتر جواب میدهد و آن هم این است. که همیشه رویکرد این بوده که بیایید مبلغ بدهید و در کار خیر مشارکت کنید. فی سبیل اللّه است و بدون انتظار بازگشت است. میشود یک کم این را تغییرش داد. چرا بدون انتظار بازگشت باشد. منظور من حمایت از کارآفرینی نیست. آنها هم خوب است اما چکار میشود کرد.
بحث کارگاهی بود که باید تجهیز میکردیم برای این دوستان آمدیم پاداش در نظر گرفتیم. هر کسی 50 هزار تومان کمک کند ما یک نقاشی از همان بچهها برای او به عنوان پاداش ارسال میکنیم. این پاداش معنوی است و اصلاً مادی نیست آن نقاشی هزینهای برای من برای تولیدش ندارد فقط یک هزینه ارسال دارد. ولی وقتی این پاداشها را روی پروژههایمان گذاشتیم دیدیم چقدر تأثیر مضاعف داشت. و این تأثیرها از چند جنبه است اول اینکه این تأثیر را به او میدهیم که بیاید و مشارکت کند. و این تأثیرات از چند جنبه است. اول این تأثیر را به او میدهیم که بیاید و مشارکت کند. چرا؟ چون یک چیزی را انسانها دوست دارند وقتی پولی را پرداخت میکنند دوست دارند یک چیزی را دریافت کنند. این همان دلیلی است که خیلی از افراد وقتی به خیریهها کمک میکنند دوست دارند رسید بگیرند. ما میگوییم چرا رسید بدهیم ما میآییم و یک هدیه خیلی ارزشمند میدهیم شاید یک شاخه گل، یک نقاشی از همان بچهها باشد. حالا میگویم. 50 هزار تومان یک نقاشی میدهیم. صد تومان یک عکس یادگاری میدهیم. 200-300 هزار تومان یک کاردستی یا یک سازه هنری یا صنعت دستی را به اینها میدهیم. و عملاً شاید این شبیه پیش فروش باشد. با این تجربه ما توانستیم پروژهها را خیلی سریعتر پیش ببریم.
کار خیر حتماً نباید بدون بازگشت باشد. ما میتوانیم بازگشتهای معنوی هم برای آنها در نظر بگیریم. یا اینکه همان کاری را که ما داریم سنتی انجام میدهیم ما اگر یک چیزی را وقف میکند میرویم یک پلاکارد میزنیم اسم او را روی آن
مینویسیم از طریق اینترنت هم میتوانیم این کار را بکنیم. نه تنها اینکه حتماً باید کل ساختمان را وقف کند پروژهای بود که روی اینترنت راهاندازی شد که هر آجر مشارکت میگرفتند. آخرش میتواند این پاداش باشد که یک تابلوی بزرگتر را بزنیم اسم تمام حامیان را روی آن بنویسیم و تا ابد بگذاریم آنجا بماند تا وقتی این ساختمان سر پا است آنجا بماند باز میتوانیم یکی از پاداشهایی که در نظر بگیریم تور باشد. خیلی از افراد دوست دارند بیایند این مراکز را از نزدیک ببینند ما میتوانیم با یک تیر دو هدف بزنیم هم مشارکت کنید و هر کسی که مشارکت کرد ما یک مینیبوس مثلاً برای ساعت 8 میگذاریم میدان آزادی و آنها را میآوریم بازدید کنند این واقعاً ارزشمند است. که فرد چیزی را دریافت کند در ازای چیزی که میدهد.
حالا چند تا ابزار را هم به شما معرفی میکنم. یک سری ابزار آمده در روی اینترنت توسط همین بچههای ایرانی داخل کشور که تمام این صحبتهایی را که من کردم را برای شما انجام میدهند. که چند تا را برای شما نام میبرم. یکی سایت دونیت است که سعادت دارم بنیانگذار آن باشم که آدرس آن 2nate.com است. ما میآییم برای شما چه کار میکنیم شما پروژه خودتان را به ما معرفی میکنید و میآیید سازمانتان را ثبت میکنید و عضو میشوید. و پروژه را معرفی میکنید. ما پروژه را تر و تمیز میکنیم با شما همراهی میکنیم تمام تجربیاتی را که داشتیم با شما در میان میگذاریم از شما محتوای لازم را میگیریم و همه چیز را آماده میکنیم و آن صفحه نهایی را برای شما درست میکنیم خودمان هم ترافیک را روی آن میفرستیم یعنی بازدید کننده را هم روی آن میآوریم و حمایتها را برای شما جذب میکنیم. به شما هم به عنوان متولی هم یک پنل کاربری میدهیم شما میزان مشارکتها را با انواع نمودارها و اطلاعات به صورت کامل میبینید. که چه کسی کی آمد و چه پرداختی کرد چه نظری گذاشت چه پاداشی انتخاب کرده و تمام این امکانات در اختیار شما است.
غیر از دونیت که اکنون نمیخواهم تبلیغش کنم؛ رقیبهای دیگری دارد. یکی از آنها سایت مهربانه است. طبیعتاً هر کدام از اینها شرایط و قدرت متفاوت دارند.
مهربانه هم برای شما همین کار را میکند. نیازی هم نیست که خود شما وب سایت داشته باشید. هر چند باز هم تکرار میکنم اینکه خودتان بتوانید این کار را انجام دهید مزایای بسیار بیشتری دارد. حداقل این است که به وب سایتهایی مثل دونیت و مهربانه کمیسیونی پرداخت نمیکنید. چون مهربانه و دونیت از مبلغ تأمین شده کمیسیون دریافت میکنند به دلیل آن خدماتی که ارائه میدهند که البته کمیسیون آنها کمتر از آن حدی است که اگر خود شما بخواهید تأمین کنید مجبورید هزینه کنید. ولی به هر حال اگر خودتان راهاندازی کنید کاملاً رایگان میشود. و این سه وب سایت به نامهای مهربانه، دونیت، فاندوران که ایرانی هستند و در ایران در این زمینه فعالیت میکنند و میتوانند پروژههای شما را میزبانی کنند. میتوانید بررسی کنید که هر کدام از آنها نرخ موفقیت آنها چقدر است. بهترین آنها را انتخاب کنید و با آن همکاری خودتان را شروع کنید.
یک بحث دیگر معرفی ابزار بسیار مفیدی است که واقعاً وقتی خودم این ابزار را دیدم با خودم گفتم چرا من این را راهاندازی نکردم. در تلگرام، دفتر کار مجازی ایجاد میشود. که الآن اعضای کاربر استفاده از تلگرام در ایران چیزی در حدود 50 میلیون نفر هستند و به شما یک دفتر مجازی میدهد آن هم به نام با هم baaham.net. وقتی به این وب سایت بروید در آن ثبت نام کنید به شما یک ربات تلگرامی میدهد و آن را تنظیم میکنید و راهنما دارد. این ربات را برای هر کسی در تلگرام بفرستند و در هر گروهی میفرستید یک نماینده مؤسسه خیریه شما با تمام امکانات و اختیارات میرود در آن گروه.
چه اتفاقی میافتند؟ پروژههای شما را معرفی میکند. حمایت میکند و همه آن هم از طریق تلگرام کاربر شما جزء پرداخت وجه که باید درگاه بانکی باشد به هیچ روشی دیگر از تلگرام جدا نمیشود و این خوب است و برای افرادی هم که با اینترنت هم آشنایی ندارند و ابزار بسیار جذابی است. ربات خودتان را میتوانید بسازید و اسم آن هم است دفتر مجازی سازمانهای خیریه. و مشارکتها را مستقیماً از دل تلگرام جذب کنیم و قابلیت دیگری هم که دارد گزارشهای شما همان جایی میرود که پولها را جذب کردید و آنجا گزارش هم میدهد شاید شما اصلاً نفهمید که این ربات پایش به کجا هم رسیده است و تا کجا رفته است.
اما در واقع شما به او میگویید این گزارشم است خودش میرود آنجا که پول پیدا کرده گزارش هم پس میدهد و کار شما را هم بسیار راحتتر میکند. این سه ابزار بود که فقط یک سؤالی که مطرح میشود.
اگر بحث پرداخت بینالمللی هم برایتان مهم است. و میخواهید حمایتها را از خارج از کشور هم جذب کنید که من توصیه میکنم حتماً این کار را بکنید وب سایت دونیت و مهربانی که به هفده پول رایج دنیا میتواند مشارکتها را برای شما جذب کند. مهربانه هم گویا چنین امکاناتی دارد. امسال ما خودمان خیلی روی آن تمرکز کردیم چون ما اینجا یک ریال داریم آنجا یک دلار آنها 3500 تومان ما است. خصوصاً ایرانیهای مقیم خارج از کشور بسیار علاقهمند هستند که در پروژههای داخل کشور مشارکت کنند. و متأسفانه به غیر از راه اینترنت هیچ مسیر آسانی برای آنها وجود ندارد. و اینکه این سایتها میتوانند به شما کمک کنند. و خارج از ایران هم مشارکتها جذب کنید.
پس از توضیحات فوق به سؤالهای حاضران پاسخ گفت.
مجری(1): دیروز ما صحبت کردیم در مورد اینکه در کشورهای اروپایی خیلی از جوانان ورود کردهاند به حوزههای خیریه به خاطر خلاقیتها و انرژی که دارند دریچههایی را باز کردند که خیلی از خیریهها که سنتی عمل میکردند خیلی موقعها دنبال این کار نرفتند.
سنیسل: تمام این صحبتهایی که شد اینها یک مسیر جدید در کنار مسیرهای قدیمی است که همه داشتهایم. یعنی من جایگزینی را معرفی نکردم فقط یک مسیر جدید معرفی کردم که طبیعتاً کنار همه کانالهای که داشتیم روشهای سنتی این روش را هم اضافه کنیم طبیعتاً به نفع سازمان است.
مجری: درصدی که دونیت یا مهربانه برمیدارد چقدر است؟
سنیسل: خیلی نمیخواهم بحث تبلیغی بشود فکر میکنم مهربانه حدود 5%
1) . مجری آقای علیرضا آتشک است.
است و دونیت بین 4 تا 7% است بسته به موضوع پروژه است. هر چه پروژه شما تأثیرات اجتماعی بیشتری داشته باشد ما سعی میکنیم کمیسیون را کمتر کنیم که شما راحتتر بتوانید کار انجام دهید. ولی بین 4 تا 7 درصد است این توضیح را هم داخل پرانتز بدهم که البته اکثر دوستان با این موضوع آشنا باشید. از نظر شرعی قانونی، تمام موارد پذیرفته شده است و استعلام انجام شده است. که سازمانهای خیریه هم میتوانند درصدی از مبلغ تأمین شده را برای هزینههای خودشان در صورت اطلاع حمایت کننده برداشت کنند. و این موضوع از لحاظ شرعی و قانونی مشکلی ندارد.
در گوگل هم سرچ کنید «خیریه با هم» آن را پیدا میکنید کارش هم این است که میآید برای شما یک ربات تلگرامی میسازد. و یک دفتر مجازی تلگرامی برای شما میسازد و آن را در اختیار شما میسازد و شما آن را در کانال و گروههای مختلف منتشر میکنید. خود این ربات میآید و شما را معرفی میکند و پروژههای در حال اجرا را به شما معرفی میکند که هر پروژه چقدر پول نیاز دارد و برای چه نیاز دارد و سازمان خیریه شما را معرفی میکند و لیستی از حامیان شما نشان میدهد. و جذب حمایت میکند یعنی هر کسی که بخواهد حمایت کند از طریق همان ربات میتواند انجام دهد. و به محض اینکه پولی به ربات واریز شد کمتر از 24 ساعت در حساب بانکی میتوانید دریافت کنید.
مجری: یک نکته خیلی کوچک را عرض میکنم خدمت دوستان، یکی از دلایلی که ما خواستیم این 25 مرکزی که از شهرهای مختلف تشریف میآوردهاند حتماً مدیران روابط عمومی آنها هم بیایند، توجه به همین موضوع بود. مسائلی که آقای سنیسل گفتند خیلی از مراکزی که دارند کار میکنند به عینه دیدهاند. ما در مجموعه خودمان فردی روشندل به نام آقای مروّتی را گذاشتیم و دارد روی این حوزه کار میکند. یک مقداری دیدگاههای سنتی که در خیریهها مدیرعاملها و هیئت مدیره پولی بابت این مواضع نمیدهد و فقط میگویند جذب شود. نمیدانند که برای هر کاری باید یک مقداری هزینه کرد که آورده داشته باشیم. آن فردی که ما آنجا گذاشتیم از طریق اینترنت، از طریق پیگیری، از طریق تلفن فعالیت میکند. همین پروژه ساختمان بیش از صد میلیون توانسته گچ، سنگ، ماسه، سیمان، و ... را جذب کند. به ایشان من گفتم 5% کل آوردهای که در طول سال داری به شما پرداخت میکنم به غیر از حقوق ثابتی که میگیری. و ایشان خیلی فراتر از آن چیزی که دارد دریافت میکند دارد خدمات میدهد. این روشها
را باید در خیریهها راهاندازی کرد. مراکز مختلف به نیروهای جوان باید میدان بدهند و حمایت کنند.
این انتظار کار داوطلبانه برای یک بخشی از کارها است. برای افرادی که زندگی و معیشت خودشان را دارند میگذارند و خود قرآن هم میگوید که یک درصدی بابت این هزینهها باید تعیین بشود. دوستان این دیدگاهها را داشته باشند چون آورده خواهد داشت شما وقتی در خیریهتان بتوانید 5-4 میلیارد در سال آورده داشته باشید. خوب آن آدمی را که دارد این کار را میکند اگر انگیزه مالی هم داشته باشد. مسلماً خیلی بیشتر تلاش خواهد کرد. و موضوع بعدی که در صحبتهای آقای سنیسل بود و در کارگاهی که دیروز در خدمت دوستان گفتیم دوستانی که در فرانسه NGO داشتند به شدّت روی موضوع روانشناسی اجتماعی و اتاق فکر کار میکنند هر موضوعی را چهار قسمت میکنند اول مشکل را تعریف میکنند سپس اجزاء آن را آنالیز میکنند بعد از آنالیز تست میکنند.
یعنی میبینند که این کار چقدر پاسخ میدهد سپس از توسعه آن استفاده میکنند. هر پروژهای را میآیند تعریف میکنند. در اتاق فکرشان از همین چهار روش استفاده میکنند. و شروع به کار کردن میکنند.
خلاصه و ملاحظه
مباحث آقای سنیسل بچاری را میتوان اینگونه خلاصه و محوربندی کرد. ایشان ذیل دو سرفصل کلی بحث کرده و در فصل اول به 31 موضوع و در سر فصل دوم به 30 موضوع پرداخته و جمعاً به 62 موضوع پرداخته است:
الف: حضور در فضای مجازی
دسترسی 65 درصد مردم ایران به اینترنت
هزینههای بسیار نصب و نگهداری صندوق صدقات
عدم توجه جوانان به روشهایی قدیمی
جذابیت شیوههای مدرن
اولین تجارب شخصی و راهاندازی خیریه کوچک من
توجه اکثر مردم به خیریههایی بزرگ مثل محک
توجه 70 درصد مردم به خیریههای با فعالیت خاص
راهاندازی سایت دونیت برای کمکدهی به خیریهها
رشد 37 درصدی تجارت الکترونیک
خیریه همت 110
کاهش هزینههای اینترنتی نسبت به شیوه سنتی
نمایش پویایی و برجستگیهای سازمان
رقابت بین خیریهها
استفاده از فرصتها
بهرهگیری از امکانات شبکههای اجتماعی
گروه به جای کانال: به دلیل تعامل و رابطه دو سویه
شیوه فعالسازی سایت اینترنتی
واکنش به اعلامها و اقدامها
پاسخ به اکانتها و درخواستها و پرسشها
یادداشت نویسی درباره موضوعات مهم و حساس و اظهار نظر
ایجاد ارتباط و روابط دو سویه
صید رویدادها و رخدادها و ورود به آنها
ارتباط با افراد و سازمانها
طبقهبندی افراد به هنرمندان، مذهبیها، روزنامهنگاران و ارتباط با ما هر کدام بر اساس طرز فکر و سلایق خودشان
اولویت سنجی در ارتباطات و اولویت دادن به گروههای سرشناستر و مؤثرتر و مرجع
ضرورت رابطه با غیر مؤثرها به دلیل ایجاد رابطه با شخصیتهای پیرامون آنها
ارتباط با افراد پر نفوذ (پر فالور)
نیاز به دستیار برای کمک در سایت و چک کردن اکانتها و غیره
هزینه کردن برای ساختن سایت و گروه و غیره
استفاده از امکانات فری یا ارزان در اینترنت
راهاندازی پستهای هفتگی در اینستاگرام
ب: روشها جذب بودجه و چگونگی تأمین امکانات
اولویت به داشتن وب سایت و گروه شخصی
تبدیل تفکر به چند شعار فرهنگی
بیان مقاصد و دیدگاهها از طریق جملات کلیدی
ممنوعیت مراجعه همیشگی به خیرین
مراجعه در شرایط ویژه به خیرین
ایجاد صفحه اینترنتی یا یک وب سایت اینترنتی جهت بیان نیازها و مراجعات
کاربران و موافقت برای مشارکت
اقدام برای پای کاربر را گیر انداختن تا نتواند ترک کند
اقدام برای ایجاد شبکه به هم پیوسته کاربران (کاربران مثل خشتها و حلقههای به هم متکی هستند و یکدیگر را به جلو هل میدهند)
ایجاد رابطه بُرد بُرد (سودآوری طرفینی)
پروژه سازی و جذب کاربران به عنوان عضو پروژه
جزئی نگری در هر پروژه و پرهیز از کلی گویی
تشکیل گروه تلگرامی
مقید نمودن پروژه به زمان
مقید به هزینه بودن
آمارگیری و همواره به شیوه سنجشی کار کردن (آمار سنجی)
ممنوعیت تبلیغ
ضرورت ترویج و معرفی پروژه
توجه به خاصیت als یا اجتماع کاربران در شبکه اجتماعی، معلولین نتوانستهاند از این خاصیت استفاده مطلوب داشته باشند.
ایجاد کمپین یا اصطلاحاً کمپین کردن یا حمایت تودهوار و اجتماعی از یک هدف
ویروسی شدن یا Virality، یعنی فرد اول ویروس را دریافت کرده و در خودش تکثیر نموده و تبدیل به صدها ویروس کرده و به افراد دوم و سوم میدهد، آنها دریافت کرده و تکثیر و به افراد بیشتری میدهند بالاخره ویروس به سرعت منتقل و تکثیر شده و اجتماع را فرا میگیرد.
پرتال خبری یا همکاری رسانهای، استفاده از ظرفیتها و توانایی رسانهای برای معرفی و جذب پشتیبان
ضرورت پیامهای ساده و مختصر نه طولانی
لزوم وضوح و عدم ابهام در پیامها
شناسایی روشهای جلب اعتماد در دنیای مجازی
شفافیت
عینی سازی نتیجه مشارکت و ارسال برای مشارکت کنندگان، برای مثال دهها کتابی که گویا شده و نابینایان با شنیدن آنها آگاهتر و داناتر میشوند در واقع به خاطر کمکی است که شما و امثال شما داشتهاند.
عینی سازی از طریق تصاویر، عکس و فیلم و صدا
گزارش و پاسخگویی به مردم
پاداش مادی و معنوی
سایت دونیت
سایت مهربانه
ایجاد نمایندگی مجازی
سایت با هم
ربات تلگرامی
جذب مشارکت بینالمللی
اختصاص بخشی از درآمد به مخارج پروژه
لازم به یادآوری است مباحث آقای سنیسل درباره موضوعات فنی اینترنتی، سایت سازی بر اساس نیازهای مراکز نیکوکاری است. اما ایشان وارد مباحث مهم دیگر مثل محتوای سایتها، ویژگیهای فرهنگی بومی ایرانی، برنامهریزی و دیگر مباحث این چنینی نشده است.
این مقاله در اصل سخنرانی آقای محمد نوری در نشست چهارم سماوات در تهران بود. البته چون پانزده دقیقه وقت داشت فقط بخشی از مقاله را مطرح کرد و اکنون متن کامل مقاله تقدیم میگردد.
دهه هفتاد شمسی وقتی کامپیوتر به بازار ایران آمد و بعد از آن مرکزی در قم دایر شده بود که برای خط اینترنت ثبت نام میکرد و پس از تحقیق، یک خط در اختیار میگذاشت آن هم با شرایط و تعهدات ویژه، با آمدن اینها بعضی در سخنرانیها میگفتند به همه چیز دست یافتیم و بر همه علوم و همه کتابخانهها و همه نشریات مسلط شدیم و خلاصه در سعادت و خوشبختی بر روی ما ایرانیان گشوده شده است.
اما بعداً فهمیدم اینگونه ادعاها و تلقیها با واقعیتها فاصله زیاد دارد و اینها فقط وسایلی هستند که مثل دیگر وسایل دنیای مدرن نیاز به تفکر، اندیشه و بسیار از امور دیگر دارد تا بتوان از آنها استفاده مطلوب نمود.
امروز آقای سنیسل سخنان و نکات بسیار خوب و سودمندی گفتند ولی فکر نکنید اگر سایت یا گروه تلگرامی با همه لوازمی که ایشان گفتند، داشته باشیم مراکز خیریه گلستان خواهد شد و این ابزارآلات مدرن که داشتن آنها ضرورت دارد مساوی با خیریه با درآمد و مخارج مطلوب نیست.
در غرب و کشورهای اروپایی ابزارها مثل کامپیوتر و اینترنت همپای رشد علم و گسترش فرهنگ ارتقا و رشد یافت و این دو در تعامل با هم، یکدیگر را پشتیبانی کردند و موجب خلق تمدن و مدنیت کنونی گردید.
سال 1370 در سفری در اروپا بودیم، جوان بودیم و به دنبال پاسخ این پرسش بودم که در موضوعاتی مثل آسیبهای اجتماعی، معلولیت، تأمین اجتماعی چه غربیها موفق بودهاند و ما در شرق مشکلات عدیده داریم. استادی که در حوزه علمیه ایران هم تحصیل کرده بود و الآن هم از استادان خوشنام در چند دانشگاه است، در پاسخ این پرسش گفت: اسلام با دعوت به تفکر و وادار کردن مردم به اندیشیدن مفاهمه و عقلانیت در سده هفتم میلادی از مردم عقب مانده این
سرزمین، دانشمندان فکور و خلاق و پس از آن تمدن بزرگی را ساخت و پرداخت. در غرب هم رنسانس، راههای جدیدی برای اندیشه، خلاقیت فکری و عقلانیت پیش پای مردم اروپا نهاد و از این مردم پر از مشکلات، مدنیت و تمدن مدرن امروزی را به وجود آورد. در ایران امروزی هم چاره نداریم جز اینکه مردم به سوی تفکر و دانش، فهم و عقلانیت سوق داده شوند، شاخصهای فرهنگ و دانش رشد کند، محصولات علمی و فرهنگی افزایش یابد، دانشگاهها، مدارس، تحقیقات، مراکز پژوهشی، بانکهای اطلاعات، نشریات، ناشران، کتابخانهها، کودکستانها، و خلاصه هر آنچه به رشد دانش و علم و فکر کمک میکند، افزایش پیدا کند، پس از این میتوان امیدوار بود که تمدن و سعادت ایران نزدیک است و اگر نه هر مقدار کارهای دیگر انجام دهیم ولو به ظاهر تمدن ساز باشد، راه انحرافی و به بیراهه است.
همان زمان با ایشان مشورت کردم و گفتم اگر شما جای من بودید برای معلولین ایران چه کار میکردید ایشان گفت ضروریترین اقدام و زیربناییترین پروژه برای معلولین، راهاندازی تحقیقات نو و مورد نیاز و درباره موضوعات اساسی این جامعه است.
از اینرو به فکر افتادم دانشنامه ناشنوایان را تألیف کنم و بالاخره انجام و منتشر شد و پس از آن همواره این خط را رها نکرده و در این مسیر بودهام.
امور فرهنگی و علمی درباره مسائل ویژه معلولان، فعالیتی دشوار است. به همین دلیل بسیاری از افراد به محض آمدن و مشاهده مشکلات، عرصه را ترک کرده و به سراغ کارهای دیگر میروند، چرا؟
زیرا پروژههای علمی زود و سریع نتیجه نمیدهد؛ درخت گونه نه بوته است. بوته چند ماه پس از کاشته شدن، میوه و ثمر میدهد. مثلاً بوته گوجه یا بادمجان حدود چهار ماه پس از کاشتن، ثمرههای آن پیدا میشود. اما درخت بادام یا درخت هلو، چند سالی باید بگذرد تا آماده میوه دادن گردد.
اما درخت تداومدار و ریشهدار و ثابت است و چندین سال میوه میدهد اما بوته چند ماه بعد میمیرد و از بین میرود.
2- درآمد مالی پروژههای علمی بسیار کمتر از دیگر پروژهها است. پژوهشگران
به ویژه در ایران پشتیبان و حمایت کننده قانونی ندارند و در قانون مواردی به دفاع از آنها نیامده است. به دلیل علاقه حدود چهل سال است پژوهشگر هستم و اصلاً در آموزش نرفتم و همیشه در پژوهش ماندم پس از چهل سال و کار مدام و تألیف صدها مقاله و دهها کتاب، غیر از یک خانه ارزان قیمت و یک ماشین ارزان هیچ سرمایه دیگری ندارم. ولی همشاگردان که به آموزش رفتهاند یا در جاهای دیگر به ویژه پستهای قضایی رفتهاند حداقل چند میلیارد تومان اموال دارند.
3- سختی و مشقتهای کارهای علمی و پژوهشی بسیار بیشتر از دیگر امور است.
4- فقدان منابع و آرشیو و کتابخانههای جامع مشکل دیگر است.
همه این مشکلات در معلولین مضاعف میشود و عدم حمایت در موضوعات ویژه معلولان هم چشمگیرتر است. از اینرو فرهنگسازی و افزایش شاخصهای علمی در جامعه معلولین کاری بَس دشوار است.
جامعه معلولین نیاز مبرم به فرهنگسازی، کتاب، نشریه و دیگر پروژهها و محصولات علمی دارد. زیرا اولویتها و نیازها در این زمینه فراوانتر است.
معلولین سرمایه هر کشور و جامعه محسوب میشوند. کشورهایی مثل آلمان و فرانسه بعد از جنگهای جهانی به معلولین به عنوان انسانهای سربار و مصرف کننده نگاه نکردند بلکه به عنوان انسانهایی با استعدادهای خاص و دارای تواناییهایی که انسانهای عادی ندارند، به آنها پرداختند، برای آنها برنامهریزی کردند و توانستند ظرف دو دهه، آنها را به انسانهای پرتوان، مدبر، مدیر و دارای تخصص تبدیل کنند. به طوری که نه تنها مشکلات جامعه معلولین مرتفع شد بلکه معلولین در رفع بسیاری از مشکلات جامعه مشارکت پیدا کردند. شرکت زیمنس که توسط معلولین اداره میگردد یک نمونه کوچک از تدبیرهای معلولین در آلمان است.
سران و رهبران مسیحیت با آموزش معلولین، آنان را در امور مذهبی و تبلیغ دینی فعال ساختند. از اینرو به عنوان انسانهای مؤثر در این فرهنگ شدهاند. مهمتر از همه اینها، تجربه رسول خدا، حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلم و جامعه مدنی در صدر اسلام است. رسول خدا با سپردن کارهای مهم به معلولین و توجیه آنها و احترام به آنها، توانست معلولین را به سرمایههای فعال اجتماعی تبدیل کند. به طوریکه در علوم قرآن، علوم حدیث و در همه علوم، مشارکت فعال داشته و آثار
ماندگاری خلق کردهاند. به طوریکه نابینایان مسلمان در سده 5 و6 قمری خط بریل را نه تنها کشف بلکه اجرا کردند و متون را با این خط مینوشتند و میخواندند.
متأسفانه مدیران جهان اسلام و ایران این تجربهها را جدی نگرفتند و برنامه جامع برای این قشر تدبیر نشد؛ اگر کاری هم انجام شده، در حدّ امور روزمره و جزئی بوده است. طرحی آماده شده که با اجرای آن میتوان نیازهای اولیه را تأمین کرد و بستر لازم را برای تدوین طرح جامع به وجود آورد.
تشتت دیدگاهها: نخبگان معلولین متأسفانه در باب راهکار کلان و استراتژی حل مشکلات معلولین نگاه و تز واحد ندارند و آراء آنان به جای تقریب و تقارب، تباعد و تخالف دارد.
برخی معتقدند باید نخست قانون معلولین درست شود، سپس به دیگر امور پرداخت و برخی معتقدند نخست باید به معیشت و امور اقتصادی و اشتغال آنها پرداخت و سکوی حرکت اینان در این نکته است و برخی نظر سومی ابراز کردهاند و معتقدند نخست باید فرهنگسازی کرد و با ساخته شدن روح و ذهن جامعه، مدیران دولتی و معلولین، زمینههای حرکت پدید میآید.
بعضی دولت را مهمترین عامل در حلّ مشکلات میدانند؛ بر عکس بعضی حضور دولت را مخرب دانسته و میگویند دولت نباید در امور معلولین دخالت کند و کار باید توسط خودشان گرهگشایی گردد. دولت فقط باید تأمین بودجه کند. برخی افتراق معلولین و عادیها را اجتناب معلولین و عادیها را اجتناب ناپذیر و بعضی معتقدند چنین افتراقی از اساس درست نیست و باید به جامعهای فکر کرد که همه قشرها در کنار هم تلاش کنند و جداسازیها درست نیست.
متأسفانه هیچگاه معلولان و مسئولان و مردم عادی یعنی سه قطب این پروژه نتوانستهاند شفاف و رو در رو به گفتوگو بپردازند، یکدیگر را نقد کنند و از این طریق دیدگاههای آنها به هم نزدیک شود. به طوری که اگر وضع همین جور پیش برود در آینده با اختلاف مهلک روبرو هستیم و تا زود است باید تدبیری شود و جلسات دیالوگ بین خبرگان و نخبگان برگزار گردد.
برای راهاندازی گفتوگوها و شروع یک طرح مورد توافق، ابتدا اصولی که همه قبول دارند مطرح میشود. این اصول عبارتاند از:
1- معلولین ایران را بدون توجه به معلولین جهان نمیتوان در نظر گرفت و برای
آنها تدبیر و برنامهریزی داشت. زیرا در جهان امروز، هر کشور ایزوله نیست بلکه بخشی از کل است. تعاملات فرهنگی و علمی؛ داد و ستدهای تجاری و همکاریهای اقتصادی در رفع مشکلات یک کشور بسیار مؤثر است. بسیاری از مسائل معلولین ایران حتی عصا، ویلچر، امور پزشکی آنها مرتبط به پروژههایی است که در دیگر کشورها در جریان است. اشتغال معلول هنرمند ایرانی با فلان موزه در اروپا یا ورزش معلول ورزشکار ایرانی با فلان تیم ورزشی در شرق دور مرتبط است. از اینرو در برنامهریزیها باید معلولین ایران را منزوی و بریده از سایر معلولین و زمینهها در جهان نکرد، بلکه همواره او را در کنار زمینههای مرتبط به او قرار داد.
2- معلولین باید خود در پی امور خود باشند، نه اینکه کنار نشسته فکر کنند کسانی یا مدیرانی از دولت یا از جامعه مدنی مسئول و متصدی امور آنها است. خودکفایی و تکیه نکردن به دولت یا به تشکلها یا به نهادهای خیریهای یک اصل مهم است. متأسفانه دولت همواره به معلولین القاء کرده که شما نمیتوانید و امور خود را به ما بسپارید. برعکس باید به آنها گفت شما میتوانید و باید مستقل و روی پای خود بایستید، فکر کنید، تدبیر داشته باشید، برنامهریزی کنید و حتی مسئولین دولتی را هم بینصیب نگذارید.
3- دولت و مردم فقط برای معلولین زمینههای فعالیت را ایجاد کنند، مناسبسازی و بسترسازی به معنای اعمّ کار دولت و مردم است.
4- اولویتدارترین و مهمترین پروژهای که میتواند زمینهساز و بسترساز برای معلولین باشد، اطلاعات به روز و مؤثر به آنان دادن به روش همیشگی و پیوسته است.
در روایات معصومین علیهم السلام هست که به فرد بیکار به جای پول دادن (صدقه)، ابزار کار بدهید. مثلاً بیل بدهید تا زمین را شخم بزند و زراعت کند و حداقل خوراک خود را تهیه کند. این دستور و توصیه مربوط به گذشته است، اگر معصومین علیهم السلام امروز بودند میفرمودند به جای صدقه به آنها اطلاعات بدهید. معلول ورزشکار ولی بیکار، در جریان اخبار متوجه میشود فلان تیم ورزشی او را میخواهد، با یک تماس جذب میشود. فلان معلول نقاش ولی بیکار میشنود، فلان نمایشگاه یا موزه برای چند تابلو به او نیاز دارد، تماس میگیرد و جذب کار میشود. فلان معلول در خانه بیکار نشسته، در شبکه جهانی یا از طریق موبایلش متوجه میشود فلان مؤسسه 6 ماه آموزش هنرپیشگی میدهد و سپس جذب میکند. دهها و صدها معلول در زمینههای مختلف از طریق اطلاعرسانی،
در بستر مورد علاقه خود قرار میگیرند.
بنابراین نخستین گام ایجاد سامانههای اطلاعرسانی است. در خطمشی حاضر اصلیترین و محوریترین اولویت ایجاد این سامانهها دانسته شده است زیرا اگر این زمینه فراهم شود اکثر مشکلات مرتفع خواهد شد.
5- دولت میتواند با اندک بودجه سامانههای اطلاعاتی را برای معلولین راهاندازی کند و خودش هم نظارت نماید. هر جا انحراف و کژی دید، جلوی آن را بگیرد.
6- برخی بیجهت نگرانی و دلواپسی دارند و فکر میکنند اگر شبکههای موبایلی یا اینترنتی برای معلولین راهاندازی شود، آنها منحرف میشوند. البته شیطان در کمین است و باید همیشه موعظه و تذکار داشت و با جزوه، کتاب، نشریه و غیره به معلولین گفت این سامانهها جهت پیشرفت است و تلاش کنید استفاده بهینه از آنها داشته باشید. البته اگر ما برای آنها ایجاد نکنیم، دیگران ایجاد میکنند و معلولین خواهی نخواهی به سراغ آن میروند. پس چه بهتر خودمان ایجاد کرده و دولت هم نظارت کند.
این شش اصل را به عنوان پایه همه امور بعدی تلقی میکنیم و تصویب مینماییم.
جهت ساماندهی به امور معلولین نخست لازم است محورهای اساسی و اولویتدار شناسایی شود؛ آنگاه اطلاعات درباره هر یک از این سرفصلها گردآوری میشود. این محورها اساس و زیرساخت فرهنگ و جامعه معلولین است. کارشناسی این سرفصلها به اصلاح زیر بناهای امور معلولین و ساماندهی آنها میانجامد. این سرفصلها عبارتاند از:
بانک اطلاعات
قرآن و عترت
دائرةالمعارف نگاری
کتب پژوهشی و مرجع
شخصیت شناسی معلولین
شعر و ادبیات
نشریات
جشنوارهها
شبکه موبایلی و سایتهای اینترنتی
کتابخانه
موزه
فیلم
پایاننامه
فرهنگ مکتوب
حقوق و قانون
فرهنگ شفاهی
آداب و رسوم
این هفده سرفصل ارکان و زیربنایی فرهنگ و جامعه معلولان را تشکیل میدهد و با اصلاح آنها جامعه و فرهنگ معلولین اصلاح خواهد شد. اما در این طرح، هر یک از این هجده عنوان، شناسایی و کارکرد آنها بررسی خواهد شد.
بانک اطلاعات معلولین ایران، مرکزی است که به گردآوری اطلاعات، تجمیع و سازماندهی و تنظیم اطلاعات، ذخیرهسازی اطلاعات و بالاخره سرویسدهی اطلاعات میپردازد.
این اطلاعات شامل شخصیتها، کتب و منابع علمی، مراکز و نهادها، رخدادها، سایتها و نرمافزارها میشود.
شخصیتها شامل 1- معلولین که به نحوی نخبه و فرهیخته هستند یا برتری دارند 2- کسانی که درباره معلولین خدمات علمی داشته و دارند مثل پژوهشگرانی که کتاب و مقاله درباره معلولین نوشتهاند 3- کسانی که خدمات مالی و اقتصادی داشتهاند؛ مثلاً مکانی را وقف آنان کردهاند 4- مسئولین و مدیرانی که گامهای بلند و اقداماتی انجام دادهاند. همه اینها در این بانک معرفی میشوند.
این آثار درباره روشندلان است. آثار دکتر حسن رضایی یا آثار دکتر محمد خزائلی را هم معرفی میکنیم.
کتاب بریل و کتاب گویا هم در همین جا معرفی میشود.
مراکز و نهادهای آموزشی، خدماتی و پژوهشی که متعلق به معلولین است مثل کانون توانای قزوین، انجمن برنا، مؤسسه علمی و آفرینشهای هنری معلولان، دفتر فرهنگ معلولین و دهها مرکز و نهاد دیگر معرفی میشود.
رخدادها مثل همایشها، مراسم تقدیر از معلولین، مراسم کتاب برتر معلولین و دیگر مراسم اینگونهای در این بانک معرفی میشوند.
سایتها و نرمافزارهایی درباره معلولین یا آثار الکترونیکی که معلولین مبتکر آن بودهاند در بانک معرفی میشوند.
در مجموع اطلاعات این پنج نوع و گروه در بانک بایگانی و ذخیره و پردازش میشوند.
ضرورت و هدف: تمامی کارشناسان اذعان دارند که ریشهایترین معضل و مشکل معلولین فرهنگسازی است. جامعه و مسئولین شناخت درستی از معلولین ندارند؛ خود معلولین شناخت آنها از یکدیگر ضعیف است و تعامل اندکی باهم دارند؛ پژوهشگران به دلیل نشناختن و نداشتن منبع به موضوعات ویژه معلولان نمیپردازند و ...
همه موارد فوق را میتوان با تشکیل بانک اطلاعات معلولین رفع و رجوع کرد و کلید حلّ بسیاری از مشکلات معلولین در بانک اطلاعات است.
از اینرو هدف از تأسیس این بانک این است که اطلاعات مورد نیاز مسئولین و مدیران در اختیارشان قرار گیرد تا در مرحله تصمیمسازی درست تصمیم گرفته و درست اقدام کنند.
هدف از این بانک این است که اطلاعات صحیح در اختیار جامعه قرار دهد تا بداند با معلولین چه تعاملی داشته و چگونه رفتار کند. و بالاخره هدف این بانک توجه به معلولین است تا ارتباطات اجتماعی مناسب و روابط فرهنگی درخور شأن آنها شکل بگیرد.
نقش بانک اطلاعات در حلّ مشکلات: اکثر کارشناسان معضل اصلی معلولین را اشتغال میدانند و بیکاری را در رأس همه آفتها معرفی میکنند. اما اشتغال تا اندازه زیاد از طریق بانک زدوده میشود. زیرا معلولین توانا و هنرمند و نویسنده و خلاق به جهان معرفی میشوند. مراکز کاریابی و کارخانجات، تیمهای ورزشی، مراکز آموزشی و غیره از طریق بانک، معلولین مورد نیاز و متناسب یا اقتضائاتشان را شناسایی و دعوت به کار میکنند. لذا سالمترین و طبیعیترین
شیوه اشتغال از این طریق اجرایی میگردد.
خلاصه اینکه بانک اطلاعات زیربنایی جامعه معلولین است و لازم است اطلاعات لازم در این زمینه جمعآوری و کارکردهای آن به دست آید.
دائرةالمعارف نگاری: دائرةالمعارف و دانشنامهها نقش زیربنایی و مهم در گردش اطلاعات و فرهنگسازی دارند و بخشی از مشکلات معلولین به دلیل نداشتن دائرةالمعارفهای به روز است. قبلاً یک دائرةالمعارف به نام «دانشنامه ناشنوایان(دانا)» در سه جلد به مدیریت محمد نوری در سال 1388 منتشر شد. دائرةالمعارف نابینایی و نابینایان نیز نزدیک به اتمام است ولی ویرایش و کارهای دیگر آن مانده است.
لازم است با تحقیقات نظری و میدانی نقش این سامانه را در سازندگی جامعه و فرهنگ به دست آید. و روشهای استفاده از این مقوله بررسی شود.
آمار چاپ و نشر کتاب و مقاله و حتی آمار تألیف پایاننامه در امور معلولین اندک و غیر مطلوب است. یک دلیل آن فقدان منابع است. وقتی پژوهشگران و مؤلفین و دانشجویان منبع نداشته باشند، موضوع را عوض کرده و به سراغ موضوعاتی میروند که منابع زیادتر و در دسترستر باشد. در مورد موضوعات ویژه معلولان هم باید منابع به ویژه منابع رفرنس و مرجع را گسترش داد.
در آینده لازم است همه امور اجتماعی و فرهنگی در کنار هم مدبرانه اداره شود. اینجا به برخی طرحهای مهم اشاره میشود.
شخصیتشناسی معلولین حیّ: برای گسترش ارتباطات و تعاملات معلولین در سطح ملی، در سطح منطقهای و در سطح جهانی شخصیتهای معلول شناسایی و آثاری درباره آنها تدوین و عرضه شود. این آثار نقشهایی مثل الگوسازی ایفا میکنند.
ادبیات و شعر: لازم است اشعار معلولین در چند مجموعه گردآوری شود. از این طریق میتوان به توانایی آنها پی برد. شناسایی این بخش از فرهنگ معلولین گویای نکات فراوان است.
نشریات: متأسفانه معلولین رشد کافی در نشریه و روزنامهنگاری نداشتهاند چون بسترهای کافی وجود نداشته است. برای ایجاد بسترهای لازم کارهای زیر ضروری است. نشریات معلولین در 150 سال اخیر در ایران، منطقه و جهان شناسایی و شناسنامهنگاری میشوند. تدوین شناسنامه نشریات ویژه معلولان.
جشنوارهها: برگزاری جشنوارهها و همایشها در ارتقای فرهنگ و دانش معلولین مؤثر است. لازم است اطلاعات همایشهای گذشته به دست آید و کارکرد همایشها هم بررسی شود.
شبکه موبایل و شبکه اینترنتی: لازم است برای ناشنوایان و نابینایان و حرکتیها شبکههایی با اعضای متناسب راهاندازی گردد. اما بیش از هر کاری باید این سامانهها شناسایی و بررسی گردد.
موزه و کتابخانه معلولین: موزه در معرفی توانمندیها اهمیت دارد و راهاندازی موزههای معلولین در هر استان و راهاندازی موزه مرکزی معلولین در تهران یک ضرورت است. نیز تقویت کتابخانههای معلولین در شهرها و حتی روستاها ضروری است. در قم به عنوان پایلوت انجام شود.
فیلم: اهتمام به فیلمهای معلولین، مهم است. دفتر فرهنگ معلولین با اجرای پروژهای فیلمهای معلولین را شناسایی و جلد اول آن را در کتابی با عنوان «راهنمای فیلم معلولیت، فیلمهای فارسی» منتشر کرده است.
پایاننامه: هزاران پایاننامه هر سال در ایران تألیف میشود ولی عناوین درباره معلولین و موضوعات ویژه معلولان بسیار اندک است. جهت تشویق استادان و دانشجویان برای تألیف پایاننامه لازم است تدابیری اندیشیده شود:
هر پایان نامه مشتمل بر تجارب چند کارشناس است و لازم است درباره این بُعد از جامعه و فرهنگ معلولین تحقیق جامع انجام پذیرد.
دیگر ابعاد مهم مثل حقوق و قانون، آداب و رسوم هم نیاز به کاوشهای نظری و میدانی و استفاده از آنها در زمینههای مورد نیاز یک ضرورت است.
نتیجهگیری: بالاخره با مطالعه روی این محورها و یافتن راه و روش درست بهرهبرداری و استفاده از آنها میتوان امور روبنایی مثل اشتغال، اخلاقیات، مناسب سازی، ازدواج را ساماندهی کرد. طرح پایه یا طرح مقدمات گردآوری اطلاعات درباره این موارد و انجام مطالعات زیربنایی لازم است اینها را تبدیل به راهکار نمود.
در جهان امروز ثابت شده هر کشوری معادن و ذخایر بیشتر دارد ثروتمندتر نیست بلکه هر کشوری اطلاعات، مغزهای متفکر، گروههای نخبه بیشتر دارد ثروتمندتر است. کشورهای آفریقایی مملو از معادن طلا و دیگر فلزات قیمتی است ولی بدبختترین و فقیرترین هستند. در جوامع کوچک هم همینطور است و حتی خانوادهها هم گاه هزاران متر زمین و ثروتهای بسیار دارند ولی دانش و عقل بهرهوری و استفاده از آنها را ندارند، از اینرو فقیر و بدبخت زندگی میکنند. خانوادههایی هستند که با حقوق معمولی کارمندی بهترین زندگیها را دارند. در مورد معلولین هم اگر تعقل، عقلانیت، دانش، معلومات، کتابخانه، بانک اطلاعات، کتاب و کتابخوانی، تولید محصولات فرهنگی داشته باشد، همه چیز دارند و رفاه و معیشت آنها قطعی است ولی اگر بهترین حقوقها را دریافت کنند و دارای ساختمانهای بسیار و دیگر اموال باشند ولی دانش مرفه زیستن و عقلانیت درست زندگی کردن را نداشته باشند قطعاً جامعه خوبی نخواهند داشت.
این بخش درصدد است اهمیت و تأثیر کتاب در سرنوشت انسان، در رفاه و سعادت معلولین نشان دهد و توانمندسازی از طریق کتاب و به وسیله کتاب را توجیه نماید.
البته تجزیه و تحلیل نظریه توانمندسازی مبتنی بر فرهنگ که در مقابل توانمندسازی یا توانبخشی مبتنی بر جامعه قرار دارد جدیدترین نظریای است که در کتاب دیگری به تفصیل تبیین خواهد شد.
در فرهنگ ایرانی و اسلامی نکتههایی مثل «توانا بود هر که دانا بود»؛ «ز دانش دل پیر برنا بود» فراوان به چشم میخورد که توانمندی را با دانایی پیوند داده و آسیبها را با فرهنگ و دانش، برنا و درمان ساخته است.
بعضی میپرسند معلولین بیش از هر چیز نیاز به امکانات اقتصادی و رفاهی دارند، کتاب به چه درد آنها میخورد؟ در پاسخ کارشناسان امور معلولین گفتهاند امور رفاهی و معیشتی معلولان مهم است ولی با توجه به اینکه رفاه، اشتغال و معیشت پایدار وقتی به وجود میآید که تفکر صحیح و کارشناسانه در این زمینه وجود داشته باشد.
اگر اندیشه و نظریه درست در موضوعات رفاه و اقتصاد معلولین وجود نداشته باشد، هر اقدام و هر کاری در این زمینه موجب بدتر شدن اوضاع میگردد.
اما تفکر صحیح و کارشناسی درست و راه کارهای علمی از کجا میآیند؟
اینها فقط از طریق گسترش دانش با افزایش محصولات فرهنگی و رونق چرخههای علمی در جامعه به دست میآیند. و کتاب نقش زیربنایی در این عرصه را دارد.
تا کنون کتابهای اندکی درباره اشتغال معلولین در ایران منتشر شده است. کمبود کتاب در باب اشتغال نشانگر این نکات است:
هنوز متفکران پژوهشگران و نویسندگان به تفکر درست و علمی در این زمینه دست نیافتهاند.
هنوز راه حل برای اجرا و عمل وجود ندارد
دانشجویان در نگارش تحقیق و پایان نامه در این زمینه منبع ندارند.
گزارش نگاران جراید و دیگر اصحاب رسانه برای درج مطلبی در این زمینه، مأخذ ندارند.
نتیجه عینی و عملی همه مطالب فوق این خواهد شد که معلولین از نظر اشتغال و مشاغل درآمدزا و کسب و کار، همچنین رفاه و معیشت مشکل دارند.
حلّ مشکلات در این است که نخبگان و کارشناسان دست به کار شوند مطالعه داشته باشند و با تأمل و تفکر به تجزیه و تحلیل شرایط، روش رفع موانع و شیوه ایجاد مشاغل درآمدزا بپردازند. نتایج این تحقیقات به دست مسئولین برود و مطالب علمی را تبدیل به راه کارهای عملی نمایند. و با اجرا شدن این راه کارها به تدریج اشتغال و اقتصاد رونق یافته و معیشت آنان بهتر گردد.
زیربنا بودن کتاب
در همه جوامع و فرهنگها هنوز جایگاه کتاب به عنوان زیربنای همه حلقههای فرهنگ جامعه مسلم و محرز است. با پیدایش کامپیوتر عدهای فکر کردند، جایگزینی برای کتاب پیدا شده ولی پس از چند سال متوجه شدند کامپیوتر صرفاً یک ابزاری است که نیاز به محتوا دارد و محتوای آن توسط پژوهشگران متفکر و خلاق و نویسندگان تأمین میگردد.
در چشمانداز آینده لازم است توجه و اهتمام بیشتر به کتاب داشته باشیم و جایگاه رفیعتری برای کتاب در نظر بگیریم. این فصل به برخی آمار و ارقامها میپردازد. نیز کمیت و کیفیت را مورد مطالعه قرار داده و تأملاتی در این باره دارد.
فرهنگ مثل زیست دارای سیستم و حلقههای به هم پیوسته و وابسته است. روزنامه نگاری، فیلم سازی و هنر، اینترنت و سایتها، شبکههای موبایلی، چاپ و نشر و پایان نامه نگاری برخی از حلقههای مهم فرهنگ را تشکیل میدهند.
اما از نظر تغذیه و داد و ستد همه اینها درون مایه و محتوای فکری خود را از کتاب میگیرند. یعنی انسان یافتهها و افکار خود را معمولاً به کتاب میریزد و در کتاب ثبت میکند و کتاب در واقع بخش فکری انسان است. سپس دیگر حلقهها با اخذ از کتاب یا بر پایه دیدگاههایی که در کتاب آمده خود را میسازند و تغذیه میشوند.
به عنوان نمونه مدیر یک سایت اینترنتی، مطالب را از روزنامه میگیرد و روزنامه در نهایت از کتاب تغذیه شده است. یا مجری تلویزیون یا مجری رادیو مطالبی که در یک برنامه ارائه میکند، یعنی مطالبی که به نام تکس نوشته میشود، این مطالب را از کتاب اخذ میکند و با دستکاری، برای عرضه در تلویزیون یا رادیو آماده میکند.
هر حلقهای از فرهنگ را در نظر بگیریم با واسطه یا بدون واسطه درون مایه و تغذیه خود را از کتاب اخذ کرده است. از اینرو کتاب جایگاه و نقش مهم و زیربنایی در همه فرهنگها بر عهده دارد. فرهنگهای کلان مثل فرهنگ یک کشور یا خرد مثل فرهنگ یک قشر چون معلولین لزوماً باید این زیربنا را تقویت کرده و توسعه دهند تا بتوانند از این طریق دیگر حلقههای فرهنگی را ساماندهی و کارآمد نمایند.
خبرگزاری آنا (خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی) در 16 تیرماه 94 مقاله و آمار و ارقامی در مورد کتاب زیر عنوان «مقایسه شمارگان کتاب در ایران و کشورهای توسعه یافته» منتشر کرد که بسیار تکان دهنده است. خلاصه این مقاله که روی سایت آنا آمده چنین است:
در سال 1393 در ایران برای هر ایرانی 9/1 کتاب منتشر شده است، در حالی که این رقم در کشورهای پیشرفته و حتی کشورهای در حال پیشرفت بسیار زیادتر است.
در آمریکا 40 عنوان کتاب، هر سال برای هر نفر منتشر میشود؛ یعنی 21 برابر ایران در 1393 است.
اما آمار کتب درباره موضوعات ویژه معلولان و معلولان در ایران، حدود 600
عنوان کتاب است. یعنی از سال 1336 که اولین کتاب ویژه معلولان منتشر شد تا مهرماه 1395 یعنی طی 59 سال 600 کتاب در ایران درباره معلولان شناسایی شده است. یعنی هر سال 16/10 کتاب در ایران (منظور همه شهرها) درباره موضوعات ویژه معلولان منتشر شده است.
نیز سازمان بهزیستی و ادارات بهزیستی در استانها و شهرها و نیز دانشگاه علوم بهزیستی از سال 1360 تا 1395 یعنی طی 35 سال جمعاً 64 کتاب درباره موضوعات مختلف بهزیستی و از جمله معلولیت منتشر کرده است. یعنی هر سال 8/1 کتاب منتشر کردهاند.
اما دفتر فرهنگ معلولین از 1390 (افتتاح) تا 1395 یعنی طی پنج سال 69 اثر منتشر کرده است. یعنی هر سال 8/13 منتشر کرده است. در مقایسه با سازمان بهزیستی 12 برابر بیشتر منتشر کرده است. البته امکانات دفتر با سازمان به هیچ وجه قابل مقایسه نیست. نکته مهمتر اینکه از 64 اثری که منتشر کرده تقریباً 40 عنوان به معلولین اختصاص دارد و بقیه کتب به ایتام، دختران فراری، معتادین و دیگر موضوعات اختصاص دارد.
این دفتر در یک سال اخیر هم حدود 40 عنوان کتاب جدید منتشر کرده است.
این آمارها از منظرهای مختلف نیاز به بررسی دارد و اینجا جای همه این بررسیها نیست و لازم است به روش کتابسنجی، جوانب مختلف کتاب ویژه معلولان در ایران تجزیه و تحلیل گردد. دفتر، یک جلد کتاب به نام کتابسنجی در زمینه معلولین در دست اقدام دارد که در ماههای اخیر عرضه خواهد شد و همه تحلیلهای آماری در آن کتاب عرضه خواهد شد. اینجا به لحاظ معرفی فعالیتهای دفتر و چشمانداز آینده به مقوله کتاب نظر داریم. زیرا بدون کتاب نمیتوان آینده روشن و مطلوب برای جامعه معلولین در انتظار داشت. و لازم است پیشنهادات مهم و سازنده برای اصلاح وضعیت کتاب عرضه کرد.
دفتر فرهنگ معلولین 69 عنوان کتاب طی پنج سال (1390- 1395) تألیف و منتشر کرده و 205 اثر هم بیش از پنجاه درصد کار کرده که در فصل آثار در دست اقدام بخش چهارم معرفی شدهاند و 30 عنوان کتاب به صورت پروژههای متوقف شده داریم:
کتب نهایی و منتشر شده، 69 عنوان
کتب بیش از پنجاه درصد کار شده، 205 عنوان
کتبی که تألیف و تحقیق آنها متوقف شده، 30 عنوان
جمع کل پروژهها و آثار، 304 عنوان
اما تفکیک موضوعی- آماری کتب منتشر شده:
قرآن و حدیث، 11 عنوان
فقه و حقوق، 6 عنوان
جامعه و فرهنگ، 13 عنوان
تاریخ و شخصیت شناسی، 34 عنوان
نهاد شناسی، 5 عنوان
جمع آثار منتشره 69 عنوان
روش دفتر در گزینش موضوعات برای تألیف و تحقیق، توجه به نیازهای آموزشی، محلی و غیره بوده است. تقریباً همه آثار پس از درخواست، تألیف و عرضه شده است.
بنابراین هر کتاب و هر مجلهای منظور نیست و آثاری که شأنیت و مطلوبیت لازم را داشته باشند از بدو تأسیس دفتر فرهنگ معلولین در دستور کار قرار گرفت و تا کنون حدود سیصد پروژه کتابی داشتهایم که در سه رده تقسیم شده است. در بخش دوم آثار منتشر شده و در بخش چهارم، آثار در دست اقدام، معرفی شدهاند.
با توجه به اینکه دفتر مهرماه 90 تأسیس شده و الآن مهرماه 95 هستیم، طی 60 ماه، 69 عنوان کتاب کار شده است. یعنی هر ماه بیش از یک عنوان کتاب در این دفتر تولید و عرضه شده است. البته دفتر وظایف دیگری مثل تولید کتاب گویا، تولید کتاب بریل، تولید مجله، به روز رسانی سایت و چندین وظیفه دیگر داشته است.
اگر سرجمع پروژههای اجرا شده در این دفتر را مورد ملاحظه قرار دهیم به آمارهای زیر میرسیم. طی پنج سال یا 60 ماه جمعاً 304 پروژه کتابی در دفتر طراحی شده که از بین آنها 69 پروژه نهایی و عرضه شده و 205 پروژه بیش از پنجاه درصد پیشرفت داشته و 30 پروژه متوقف و تعطیل یا در حال تجدیدنظر و یا دارای پیشرفت اندکی است. اما اگر این 30 پروژه را ملاحظه نکنیم و فقط پروژههای نهایی شده و در حال نهایی شدن را در نظر بگیریم، یعنی 274 پروژه عرضه شده یا حداکثر تا ماههای آینده عرضه خواهد شد. بنابراین تا کنون ماهانه 5/4 عنوان کتاب در دفتر مطرح بوده است، اما اگر فقط آثار منتشره نه
آثاری که بعداً منتشر خواهد شد را ملاحظه کنیم ماهانه 15/1 کتاب نهایی و عرضه شده است.
یک نکته مهم این است که کتب مرجع و مهمتر چون کار بیشتر میبرد و دیرتر آماده میشود، عرضه آنها تأخیر داشته ولی آثار عمومیتر زودتر عرضه شده است.
در ابتدای تأسیس دفتر، تألیف، ترجمه و نشر کتاب ویژه معلولان در ایران حدود چهار عنوان در سال بود اما اکنون زیادتر شده است. هر چند با شاخصهای مطلوب هنوز فاصله زیاد است. زیرا گفته میشود در امریکا 40 عنوان کتاب برای هر نفر در سال منتشر میشود. در ایران در سال 1393، 9/1 کتاب برای هر نفر در سال منتشر شده است.
تا وقتی که وضع کتاب در جامعه معلولین بهبود پیدا نکند نمیتوان حلّ مشکلات را انتظار داشت. مشکلات فرهنگی و اجتماعی و حقوقی مثل اشتغال تأمین رفاه و تأمین حرمت و کرامت و تأمین حقوق اجتماعی معلولان منوط به کتاب است.
ممکن است راجع به ارتباط و همبستگی دو متغیر کتاب و حلّ معضلات فردی و اجتماعی جامعه معلولان پرسش شود و کسی بپرسد کتاب چگونه مشکلات را رفع میکند؟ پاسخ این است که کتاب مجموعهای از فکر، اندیشه، دیدگاه، راهکار و تجزیه و تحلیل مسائل و معضلات است. کتاب بیشتر نشانگر تأملات بیشتر و تفکرات افزونتر درباره مسائل معلولین و حاکی از تلاش فکری بیشتر است. اما فقدان کتاب به معنای نبودن اندیشه و تفکر و مطالعه درباره معضلات معلولین است.
آقای حسینی از مؤسسه آلاء آمارهای مهمی از آمریکا گفت در واقع تجارب مهم در آن کشور هست که توسط پژوهشگران آن کشور تدوین شده، پس روی سایت رفته و ما توانستهایم بگیریم و استفاده کنیم. از اینرو اگر تدوین نمیشد قابلیت استفاده هم نداشت.
کتاب را یک نویسنده به جعبه آچار و جعبه ابزار تشبیه کرده است، هر مقدار در جعبه ابزار وسایل بیشتر داشته باشد، تعمیرات و اصلاحات بهتر عملی میشود. چون هر ابزار برای باز کردن پیچ خاصی است و کارآیی ابزارها متفاوت است و از طرف دیگر مشکلات هم متنوع و متکثر است. تعمیرکار وقتی با چند
ابزار محدود وارد یک مجتمع مسکونی میشود، چند وسیله محدود را میتواند تعمیر کند ولی وقتی ابزارهای متنوع و زیاد در اختیار داشته باشد، هر گونه تعمیری را میتواند انجام دهد. کتاب هم همینگونه است. وقتی انبوه کتب باشد یعنی تعدادی از آنها راهکارهای جهان پیشرفته را منتقل کرده، تعداد به نقد وضعیت موجود ایران پرداخته، تعدادی راهکارهای اجرایی توسط تشکلهای مردمی را بررسی و راه درست را پیشنهاد کرده و خلاصه هر گروه از کتب کارآیی ویژهای نسبت به مشکلات جامعه هدف دارند و سرجمع همه اینها حلّ بسیاری از مشکلات آنان است.
اما آمار کتاب درباره معلولین چه اندازه باشد مطلوب است؟
اگر بخواهیم وضع جهان پیشرفته را ملاک قرار دهیم و آمار معلولین ایران را بر اساس سازمان بهزیستی چهار میلیون نفر بدانیم، به این نتیجه میرسیم: 4 میلیون نفر ×40 نفر کتاب در سال= 160 میلیون عنوان کتاب در سال.
اما تولید این حجم از کتاب فعلاً محال و ممتنع است. اما اگر مبنا را سال 1393 قرار دهیم و نفر کتاب را 9/1 بدانیم رقم 7600 هزار به دست میآید. یعنی برای کل معلولین ایران اگر 7600000 کتاب در سال منتشر شود به هر معلول 9/1 کتاب اختصاص مییابد. در این صورت افراد عادی و معلولین نزدیک به هم میشوند.
توجه کنید قبلاً به دست آمد که آمار کتاب ویژه معلولان در ایران 16/10 در سال بوده است. یعنی هر سال حدود 11 عنوان کتاب به طور میانگین از سال 36 (نشر اولین اثر) تا 95 (نشر آخرین اثر) در ایران منتشر شده است. در حالی که حداقل از 93 تا کنون باید 7600000 کتاب در سال برای معلولین منتشر میشده تا معلولین با مردم عادی یکسان شده و تبعیض رفع میشده است. فاصله 11 تا 7600000 بسیار زیاد است اگر حتی یک میلیون کتاب در سال برای معلولین باید منتشر میشده را در نظر آوریم یعنی حدود یک هفتم، باز فاصله زیاد است و تا وقتی این فاصله پر نشود نباید انتظار حل مشکلات را داشته باشیم.
برخی کشورهای منطقه مثل عربستان، کویت و قطر در بیست سال اخیر توانستهاند، آمار تولید کتاب ویژه معلولان را بسیار افزایش دهند. در نمایشگاه بینالمللی شارجه (شارقه) که ناشران ویژه معلولان منطقه شرکت میکنند، در سال 93 عربستان سعودی حدود پانصد عنوان کتاب ویژه معلولان آورده بود. همان زمان سازمان بهزیستی در نمایشگاه بینالمللی تهران شرکت کرد و غرفهاش شامل 25 عنوان کتاب بود.
www.DataDisability.com
ابتدا وقتی میخواستیم وارد مطالعات ویژه معلولان و پژوهش درباره معلولان شویم، فکر میکردیم انبوهی از اطلاعات وجود دارد و کار در این زمینه آسان و سهل است. زیرا تصور ما این بود که معلولیت و معلولین همیشه در طول تاریخ بخشی از جوامع بودهاند و مقولهای جدید و مبحثی مستحدث نیست بلکه عمر آن با عمر انسان یکی است. زیرا تا وقتی انسان بوده، بیماری و حوادث معلولیتزا مثل پرت شدن از کوه یا از درخت یا جنگها و منازعات انفرادی انسانها هم بوده است. از اینرو معلولیت منفک از انسان نیست و همیشه همراه انسان بوده و هست.
دوم اینکه تصور میکردیم معلولیت مثل پزشکی است؛ انسانها دانش پزشکی را به وجود آوردند تا به آنان کمک کند تا از آلام و بیماریها و مرگ رهایی دهد. به همین دلیل انسانها همیشه درصدد رهایی از معلولیت یا کاهش عواقب معلولیت بودهاند، لذا همانطور که درباره پزشکی و موضوعات پزشکی، اطلاعات فراوان بوده و هست در زمینه معلولیت و معلولان هم لاجرم باید این چنین باشد.
سومین دلیلی که فکر میکردیم منابع و اطلاعات در این باره بسیار است، نقش معلولان در جامعه است. معلولان مثل پزشکان، همیشه نقش فعال داشته و جایگاه شناخته شدهای را اشغال میکردند، یعنی آدمهای محجور و ناشناخته و کنار مانده نبودهاند. در طول تاریخ برخی شاهان، وزراء، مدیران ارشد حتی بنابر نظر قرآن کریم انبیایی مثل حضرت یعقوب، حضرت ایوب، حضرت شعیب و حضرت اسحاق حداقل در دورهای از عمرشان و نابینا یا ناتوان از حرکت بودهاند. بالاخره به این دلایل فکر میکردیم دریایی از اطلاعات دستهبندی شده از گذشته مانده و الآن هم چنین است.
اما وقتی وارد شدیم و خواستیم اولین کتاب را تألیف کنیم متوجه واقعیتهای عجیبی شدیم. تا سده چهاردهم قمری در کشورهای اسلامی فقط دو کتاب مستقل درباره معلولین هست و درباره بسیاری از موضوعات معلولین در دوره جدید هیچ مقاله یا کتاب یا گزارشی نیست. در فرهنگ شیعه وضع بدتر است و فقر اطلاعات متأسفانه شدیدتر است. از نظر پژوهشهای میدانی و تحقیقات آماری وضع اسفناکتر است. برای مثال آمار ناشنوایان و نابینایان تهران را میخواستیم، خود سازمان بهزیستی میگفت نداریم و آنچه داریم تقریبی است. این مشکل را با
جناب حجة الاسلام و المسلمین سید جواد شهرستانی ریاست مؤسسه آل البیت علیهم السلام که دفتر فرهنگ معلولین هم وابسته به آنجا است در میان گذاشتیم، ایشان بدون تأمل گفت بانک معلولین را ایجاد کنید. گویا در این زمینه تجربه داشت. همان ماه نخست تأسیس دفتر، شروع کردیم به جمعآوری اطلاعات در زمینههای مختلف.
به سراغ مدیران سازمان بهزیستی استان و کشور، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، کمیته امداد، بنیاد پانزده خرداد و همه جاهای دیگر که مرتبط به امور معلولیناند رفتیم و پرسیدیم آیا بانک اطلاعات یا سامانهای که اطلاعات را گردآوری کنید دارید، پاسخ همه این بود که نداریم ولی درصدد احداث هستیم. خبرهایی هم به گوش میرسید که وزارت رفاه درصدد احداث بانک معلولان است و وزیر چند بار این مسئله را در سخنرانیها و مصاحبهها مطرح کرد. دفتر تا اواسط سال 1394 صبر کرد بلکه کاری بشود ولی پس از اینکه مأیوس شدیم و متوجه شدیم هیچ نهادی اقدام نمیکند، تابستان 1394 به دستور ریاست مطالعات شروع شد و طرح علمی و اجرایی آن تألیف گردید.
آقای تقیزاده که جوان مجرب و دلسوز است، کار ساخت سایت بانک را پی گرفت و در پاییز 94 سایت بانک آماده بهرهبرداری گردید. نیز شورای سیاست گذاری و مدیریت بانک مشخص گردید و آقای اباذر نصر مدیر اطلاعات و آقای علی نوری مدیر فنی بانک گردیدند. ویراستار و ناظر علمی و مسئول طرح و برنامه بر عهده آقای محمد نوری شد. ورود اطلاعات از بهمن 94 آغاز گردید. تا الآن که مهرماه 96 است حدود بیست و پنج هزار رکورد داریم و حدود 11 هزار رکورد وارد بانک شده است.
ساختار و محتوا
این بانک بهگونهای طراحی شده که بتواند همه اطلاعات معلولان ایران و جهان اسلام را پوشش دهد. کاربران هرگونه نیاز اطلاعاتی داشته باشند اعم از حقوقی، اجتماعی، تاریخی، منطقهای و جهانی با مراجعه به این بانک به خواسته خود میرسند.
بانک جامع اطلاعات معلولان پایگاهی اینترنتی است که تمامی اطلاعات مرتبط با معلولان در قالبهای مختلف ذیل بیست عنوان گردآوری و معرفی و در اختیار کاربران قرار میگیرد. از طریق این بانکِ اطلاعاتی، پژوهشگرانی که در
حوزه معلولین فعالیت میکنند، میتوانند به راحتی پیشینه تحقیقات در موضوعات انتخابیشان را بررسی و شناسایی کنند. نیز میتوانند با جستجوی ساده و پیشرفته منابع مورد نیاز برای تحقیقشان را پیدا کنند. مراکز و نهادهای دولتی و غیر دولتی میتوانند با معلولین فرهیخته آشنا شوند و در برنامهها مختلف از آنها بهره بگیرند همچنین این بانک اطلاعاتی مردم را به معلولان و معلولان را به مردم نزدیکتر مینماید زیرا شناخت آنها را از یکدیگر گسترش داده و تصحیح میکند.
اطلاعات و اسناد مرتبط با معلولین در این بانک اطلاعاتی در بیست عنوان و سرفصل دستهبندی شده است. تعدادی از این عناوین منابعی است که در قالبهای مختلف درباره معلولین نوشته شده که عبارتند از: کتاب؛ مقالات نشریات؛ مقالات مجموعه مقالات و همایشها؛ پایاننامهها؛ تحقیقات منتشر نشده؛ طرحهای پژوهشی به اتمام رسیده در مراکز و نهادها، گزارشهای دولتی، جزوات دانشگاهی و نشریات اختصاص حوزه معلولین. اما دستههای دیگر اطلاعات این بانک عبارتند از: فیلمهای تولید شده درباره معلولین، عکسهای مرتبط با معلولین، مراکز و نهادها، وبسایتهای اینترنتی، شخصیتشناسی (شامل مشاهیر و مفاخر معلول و نیز چهرههای موفق معاصر)، همایش و جشنوارههای مرتبط با معلولین، اسناد و مدارک مرتبط با معلولین در مراکز اسنادی و آرشیوی، قوانین و مقررات مرتبط با معلولان، اطلاعات کتابهای گویا، اطلاعات کتابهای بریل، احکام و سؤالات شرعی مرتبط با معلولین.
قلمرو تاریخی و جغرافیایی
اطلاعات معلولین جهان در این بانک گردآوری میشود، اما آوردن همه اطلاعات از همه معلولین و موضوعات ویژه معلولان از همه نقاط جهان، کاری غیر ممکن است. از اینرو قلمرو جغرافیایی بانک اینگونه طراحی شده است:
اطلاعات همه معلولین ایران در همه زمینهها گردآوری میشود. یعنی معلولیت و معلولین ایران محدودیت ندارد.
اطلاعات شیعیان معلول در هر نقطهای از جهان باشند نیز بدون محدودیت وارد میشود. چون بانکهای دیگر آنان را زیر پوشش قرار ندادهاند.
اطلاعات مسلمان (غیر شیعه) در کشورهای مختلف جهان اسلام یا کشورهای غیر اسلامی فقط در محدودههای زیر وارد میشود.
زندگینامه معلولان مشهور
همه آثار اعم از کتاب و نشریه و پایان نامه در عرصه علوم اسلامی و علوم انسانی
همه مراکز فعال معلولین مردمی و دولتی که در عرصه جهانی فعالیت میکنند و نقش مرجع دارند مثلاً اطلاعرسانی یا بانک اطلاعات است.
زندگینامه معلولان مشهور و مؤثر در موضوعات معلولین جهان
آثار درباره موضوعات ویژه معلولان که مرجع است
اطلاعات مراکزی که رویکرد مرجع و جهانی دارند.
از حیث تاریخی محدودیتی نداریم و هر معلول یا هر اثری که ویژگیهای مطلوب را داشته باشد در قلمرو قرار میگیرد.
اما از نظر زبانی اطلاعات فارسی و عربی و انگلیسی جمعآوری و به یکدیگر هم ترجمه میشوند. البته هم اکنون فقط سایت فارسی راهاندازی شده و درصدد راهاندازی بخش عربی و سپس انگلیسی هستیم.
دسترسی
این بانک در شبکه جهانی اینترنت به نشانی www.DataDisability.com و نیز در شبکه موبایلی قابل دسترسی است. همچنین این بانک از سراسر جهان قابل دسترسی است و کاربران در همه کشورها میتوانند از اطلاعات این بانک رایگان استفاده کنند.
کارآیی
در جهان مدرن بسیاری از مشکلات از طریق اطلاعرسانی و راهاندازی سامانههای اطلاعاتی حل میشود. اینگونه نیست که برای هر مشکلی بودجه مستقل و سازمان مجزا ایجاد کنند.
بسیاری از امور را از طریق راهاندازی بانک اطلاعات ساماندهی میکنند و روش کار در جهان از طریق اطلاعرسانی و توجیه عمومی است.
از اینرو یکی از دلایلی که مشکلات معلولان ایران نه تنها حل نشده بلکه افزوده شده، فقدان سامانههایی مثل بانک جامع اطلاعات است. نبود بانک و تبع آن فقدان اطلاعرسانی این عواقب را دارد:
عدم درک متقابل بین مردم و معلولین، بین معلولین با یکدیگر و گروههای معلولین، بین مدیران دولتی و معلولین، بین تشکلها و معلولین
فقدان احساس تقارب و نزدیکی و به جای آن ایجاد تباعد و افزایش دوری از هم
عدم اطلاع معلولین از بازار کار و مراکز شغلی و به تبع آن گسترش فقدان اشتغال
عدم آشنایی دولت با مشکلات معلولین موجب صرف بودجه در جاهای نامناسب
در چرخه حیات اجتماعی معلولین، بانک اطلاعات و اطلاعرسانی صحیح، حلقه زیرین است که نبود آن موجب اختلال در حلقههای دیگر میشود.
چند رویه و دیدگاه در مورد اشتغال به عنوان یکی از معضلات اساسی جامعه هدف وجود دارد. بعضی به مهارتافزایی به روش سنتی اقدام کردهاند، یعنی تعداد محدودی از معلولان را گرفته و آموزش خیاطی، معرق و غیره میدهند. محصولات تولیدی آنان هم به تدریج فروخته و خرج آنان میشود. رویه دوم معتقد است کلید حل مشکل دست دولت است و به اصطلاح دولت محور هستند، بالاخره برخی به روش مدرن اعتقاد دارند. این روشها و رویهها در این فصل بررسی میگردد.
گاه شنیده میشود در شرایطی که معلولان محتاج نیازمندیهای حداقل زندگی هستند، حتی در تأمین غذا و داروی خود مشکل دارند، چرا دفتر فرهنگ معلولین به امور فرهنگی و تولید و چاپ مقالات صرفاً علمی میپردازد. این مباحث وقتی سودمند است که شکم افراد سیر و رفاه نسبی داشته باشند.
ما هم با این تفکر موافق هستیم و در آموزههای دینی ما آمده است که الفقر کاد اَن یکون کفراً یعنی فقر و نبود رفاه و معیشت زمینههای کافر شدن را پدید میآورد. امروزه در رشتههای جامعه شناسی هم ثابت شده که فقر زمینهساز انواع بزهکاریها و خلافهای اجتماعی است. کسی که فقیر است فقط در تلاش است به روشی خود را سیر و از مرگ نجات پیدا کند و چشمانش به روی دیگر ارزشها بسته است. اما با شما موافق نیستیم که کارهای فکری این دفتر موجب رفاه و آسایش و معیشت نمیشود بلکه بر عکس ما معتقد هستیم، راه درست برای رسیدن به رفاه
پایدار همین شیوه است. این فصل به تبیین رابطه اقدامات دفتر با اشتغال و رفاه معلولین میپردازد و فعالیتهای دفتر را در این حوزه توضیح میدهد.
نقد شیوه سنتی
اشتغال، امروزه در جهان یک مقوله چند بعدی و نیاز به کارشناسی و تحلیل علمی دارد. به سادگی نمیتوان از کنار آن گذشت و برای آن نسخههای ساده پیچید.
شیوه سنتی برای اشتغال معلولین اینگونه است: راهاندازی کارگاه خیاطی، نجاری و منبتکاری و آموزش مهارتهای فنی و حرفهای به آنان؛ پس از چند ماه آموزش، کارگاه تولیدی تأسیس میشود یا افراد آموزش دیده به مراکز تولیدی یا نهادهای کاریابی معرفی میشوند.
اکثر یا همه مراکز ویژه معلولان در ایران و در کشورهای در حال توسعه به این شیوهها با مسئله اشتغال معلولین برخورد کردهاند. البته تا اندازهای موفق بودهاند. اما جمعیت زیاد و رو به ازدیاد معلولین ما را به فکر واداشت تا به سراغ راه کار دیگری برویم.
شیوه سنتی در جهان مدرن که به سرعت آمار معلولین رو به ازدیاد است، نمیتواند کارآیی داشته باشد. حداقل در کنار این شیوه باید روشهای دیگر راهاندازی شوند. برای اینکه کارآیی روش سنتی معلوم شود یک مثال میزنم: شهر تهران با 15 میلیون نفر جمعیت اگر فقط 50000 معلول خواهان کار داشته باشد. با اینکه در تهران بسیار بیشتر است ولی حداقل را فرض میکنیم. و هر مرکز در هر دوره شش ماهه یکصد نفر کارآموز جذب کند. پس در تهران باید پانصد مرکز دایر باشد ولی هم اکنون ده مرکز هم نیست. مشکل بعدی پس از آموزش، بازار کار ایران، آیا ظرفیت جذب این تعداد معلول کارآموخته را دارد؟ قطعاً پاسخ سؤال منفی است.
کشورهایی هستند که به روش جدید نرخ معلولیت و آمار معلولین خود را کنترل کردند. توجه به این شیوه و بومیسازی آن و سپس اجرای آن میتواند در ایران هم موفق شود.
دفتر فرهنگ معلولین می خواهد نه تنها اشتغال بلکه بسیاری از مشکلات جامعه معلولین را ساماندهی کند، از اینرو به شیوهای فکر میکند که متکی به چهار مقوله زیر است:
اشتغال معلولین را با فعال شدن در این چهار حوزه میتوان ساماندهی کرد.
تا این چهار پایه به طور اساسی اجرا نشود وضعیت اشتغال مطلوب نخواهیم داشت؛ همینطور در امور اقتصادی، مشکلات اجتماعی و فرهنگی معلولین هم به نظام پویا و پایدار نمیرسیم.
جهان مدرن به سراغ راهکارهای خود بازده میرود، از قدیم گفتهاند چاه را اگر آب در آن بریزی فایده ندارد و باید خودش آب بدهد. یا ضربالمثل دیگر میگوید باید به افراد ماهیگیری یاد داد نه ماهی. ماهی را یک روز میخورند و دوباره نیاز دارند اما ماهیگیری موجب میشود یک عمر مستقل و خودکفا شوند. نظام معلولین را باید کاری کرد که خودش مشکلاتش حل شود.
اولین و مهمترین زیربنای اشتغال اطلاعرسانی است. تعداد معلولین، پراکندگی اجتماعی آنان، اینکه چند درصد معلولین اشتغال دارند و چند درصد ندارند آنهایی که اشتغال دارند مقدار درآمدشان چقدر است؟ آنهایی که اشتغال ندارند از چه طریق زندگی میگذرانند و بالاخره دهها سؤال اینچنینی هست که هرگونه تحلیل و برنامهریزی و تصمیم درباره امور اقتصادی و اشتغال معلولین وابسته به پاسخگویی به این سؤالات است.
اساساً اینکه نهادهای دولتی در ایران و دیگر کشورهای جهان اسلام در یکصد سال اخیر نتوانستهاند مشکلات معلولین را حل کنند یک دلیل مهم آن نداشتن اطلاعات از جنبههای مختلف زندگی و معیشت و نهادهای اجتماعی معلولین است. بعد از این هم تا وقتی اطلاعات واقعی در اختیار نداشته باشیم، نمیتوانیم این مشکلات را حل کنیم. کشورهایی مثل کویت و قطر در دو دهه اخیر قدمهای بلند و اساسی در زمینه اشتغال معلولین برداشتهاند و از طریق وقف مشکلات معیشتی و اشتغال معلولین را تا حد زیادی حل کردهاند.
مدیریت اوقاف در این کشورها نخست به گردآوری اطلاعات پرداخت، پس از آن
توانستند به سرعت به رفع مشکلات معلولین اقدام کنند.
علاوه بر آن اطلاعرسانی موجب تقریب قشرها به یکدیگر شده و نوعی همکاری و همیاری خودگردان و پایدار شکل میگیرد. اما اقدامات دفتر در حوزه اطلاعرسانی عبارت است از:
روز نخست که دفتر تأسیس شد از معاونتهای بهزیستی سؤال شد اگر اطلاعاتی بخواهیم شما دارید؟ یا بانک اطلاعات دارید؟ پاسخ آنها منفی بود.
اما بانکی که درصدد راهاندازی بودهایم، طرح بسیار گستردهای است و در دل خود حدود 15 بانک فرعی دارد. مثل بانک نویسندگان معلول، بانک ناشنوایان، بانک نابینایان، بانک پایاننامههای معلولین، بانک نشریات معلولین در سراسر جهان، بانک هنرمندان، بانک نقاشان، بانک آثار هنری معلولین و غیره.
عنایت کنید اگر چنین اطلاعاتی گردآوری شود و در سراسر جهان معلولین از طریق این بانکها به یکدیگر وصل شود، تحول و انقلاب بزرگی در فرهنگ و جامعه معلولین رخ خواهد داد.
ابتدا روی وب سایت فرمی با عنوان بانک معلولین نخبه در اختیار عموم قرار دادهایم که مثلاً هنرمندان معلول با پر کردن آن عضو بانک هنرمندان میشوند. سه سال بانک کوچکی را روی سایت اصلی داشتیم اما به تدریج به سراغ توسعه رفتیم و اکنون یک سال است بانک جامع اطلاعات معلولین با سایت مستقل راهاندازی شده است.
اساسیترین و زیربناییترین کار برای اشتغال ایجاد بانکهای اطلاعات معلولین است. اینکه فلان مؤسسه، بازارچه کالا راهاندازی کند و آش و لباس دستدوز معلولین را بفروشد اگر ذاتاً خوب هم باشد ولی تأثیر و دامنه بُرد آن محدود است. با اینکه همان مؤسسه امکانات مالی و امکانات برای برداشتن قدمهای مهمتر دارد.
گاه یک اطلاع کوچک زندگی و سرنوشت آدمی را عوض میکند. فلان تیم ورزشی در فلان کشور اروپایی از معلولین عضو میپذیرد و فلان معلول کاشانی شرایط لازم را دارد و با عضویت در آن تیم، سرنوشت او عوض میشود. یا فلان معلول که دارد پایاننامه مینویسد اگر کتاب یا نشریهای که در فلان کشور منتشر شده را در اختیار داشته باشد مسیر تحقیقات و پایاننامهاش عوض خواهد شد و راه
زندگی او تغییر میکند؛ فلان شرکت صنعتی از معلولین کارگر و کارمند استخدام میکند ولی معلولین تهران یا قم اطلاعی ندارند و سالها گاه تا پایان عمر بیکار میمانند. این مثالها ذهنی نیست و واقعیتهای جاری میباشد.
اما در عرصه ورزش، کتاب، نشریه، فرهنگ، صنعت، کشاورزی، تغذیه، پزشکی، دارو، وسایل کمک بینایی، وسایل کمک شنوایی و دهها سرفصل دیگر اطلاعرسانی مناسب و به هنگام و جامع برای معلولین وجود ندارد.
برای نمونه فردی تعریف میکرد و میگفت در یک شهر کوچک اعلام کردیم هر بیمارستان و هر پزشک یک صدم از وقتش را رایگان در اختیار معلولین قرار دهد و مثلاً از یکصد بیمار معمولی یک معلول را ویزیت نمایند. میگفت مشکلات درمان معلولین در این شهر مرتفع و حل شد. یعنی اطلاعرسانی به نهادهای پزشکی و سپس با اطلاعرسانی به معلولین، راه برای رفع مشکلات پزشکی آنان به صورت رایگان هموار شده است.
خبرگزاری دانشجویی یا خبرگزاری قرآنی که دارند تلاش میکنند چه توجیهی برای تأسیس آنها بوده یعنی چند درصد جامعهی ما، دانشجو یا پژوهشگر قرآن بودند تا نیاز به خبرگزاری تخصصی باشد و اینگونه خبرگزاریها تأسیس شود. قطعاً جمعیت معلولین بیشتر است اگر آمار معلولین ایران حداقل 7 میلیون نفر باشد این جمعیت نسبت به همه اقشار بیشتر است، آیا اینان خبرگزاری نمیخواهند؟ حداقل اینان یک نشریه ماهانه اطلاعرسانی نمیخواهند؟ تا اطلاعات رخدادهای ورزشی، فرهنگی و غیره را از سراسر جهان در اختیار آنان قرار دهد؟ لازم است سطحینگری را کنار گذاشته و به امور زیربنایی بپردازیم و اطلاعرسانی جاری و روزانه از رخدادهای مرتبط به معلولین را ساماندهی نماییم. اما دفتر معلولین چکار کرده است:
1- تأسیس وب سایت مرجع و به روز، با حداقل هزینه.
اطلاعرسانی در دنیای مدرن کلید حلّ همه مشکلات است. هزینههای آن هم زیاد نیست. خود معلولین هم میتوانند بخشهای مختلف آن را مدیریت کنند. در سختترین شرایط و مشکلترین مسائل اگر اطلاعات واقعی و صادقانه به مردم بدهیم، مردم به کمک خواهند آمد، خود معلولین گرههای کور را باز میکنند. سال 1368 جلسهای با برخی ناشنوایان داشتیم و قرار شد دائرةالمعارف ناشنوایان را
تدوین کنیم و از این طریق اطلاعرسانی نماییم. این کتاب در سال 1375 منتشر شد. از آن تاریخ تا حالا بارها زنگ زدهاند و گفته شده فلان مرکزی که در این کتاب معرفی کردهاید تماس گرفتیم و در آن مشغول شدیم و نمونههای فراوان دیگر که با اطلاعات مختصری که در این کتاب آمده گرهگشایی شده است.
اولین زیربنای اشتغال، اطلاعرسانی بود و دومین زیربنا فرهنگ سازی است. تا ذهن، فکر و باور معلولین، عموم مردم و مدیران مراکز ویژه معلولان و نیز مدیران دولتی وضعیت مطلوب نداشته باشد، مثلاً اگر امید و باور به اصلاح و ساختن آینده نباشد و برعکس به پوچگرایی و بیمعنا بودن جهان باور داشته باشیم، نمیتوان از اشتغال و ساماندهی به معیشت سخن گفت.
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم میفرماید انّی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. بنابراین نخستین و اساسیترین گام اخلاق و تفکر است و فرهنگ سازی یعنی اصلاح اخلاق و باور.
فرهنگ سازی از یک جهت سه جنبه دارد معلولین، جامعه و مدیران. یعنی این سه قشر اگر اخلاق و باور و تفکر مطلوب پیدا کنند، فرهنگ سازی شکل مطلوب خواهد پذیرفت. در سخن مشهور امام حسین علیه السلام برای معلولین هم از سه دسته معلولین، مردم و خادمان معلولین نام برده شده است. حضرت میفرماید معلولین در این زمان که یزید و حکومت استبدادی حاکم است پشتیبان ندارند؛ مردم هر کدام به اندازه امکاناتشان باید احساس مسئولیت کرده و حداقل باید از خادمان معلولین تشکر شود.
متأسفانه جامعه معلولین از مشکلات و کمبودهای فرهنگی بسیار رنج میبرد. آمار تألیف و چاپ کتابهای درباره مسائل معلولین بسیار اندک است. در ایران سالانه حدود 4 عنوان کتاب جدید و مطلوب برای معلولین منتشر میشود؛ سالانه حدود 5 پایاننامه خوب دربارهی موضوعات ویژه معلولان دفاع میگردد؛ و دیگر آمارها و شاخصهای فرهنگی بسیار نازل و ناراحت کننده است. این آمار در آمریکا 40 عنوان کتاب برای هر نفر در سال است. یعنی اگر ایران بر اساس آمار سازمان بهزیستی 4 میلیون معلول داشته باشد 160 میلیون عنوان کتاب در سال باید برای معلولان منتشر شود. البته حتی افراد عادی هم چنین آماری در ایران ندارند.
مردم اگر حداقل با سوره عبس آشنا باشند یا با داستان حضرت ایوب در قرآن آشنا باشند، ذهنیت و روحیه آنان نسبت به معلولین کاملاً دگرگون میشود.
اما کارنامه دفتر فرهنگ معلولین در این زمینه عبارت است از:
1- نشر کتاب: به منظور توجیه معلولین، جامعه و مدیران تلاش کردهایم، موضوعات مهم مثل مناسب سازی، ازدواج، اشتغال، حقوق معلولین را در یک کتاب به روش راهبردی و توجیهی و مؤثر توضیح دهیم و اطلاعات لازم را عرضه نماییم.
ظرف پنج سال اخیر حدود چهارصد عنوان کتاب تألیف شده که از میان آنها تعدادی منتشر شده که قبلاً معرفی شد.
2- الگوسازی: الگو و مقتدای معلولین کیست؟ چه شاخصهایی در الگوسازی باید مراعات گردد؟ آیا الگو، فرد بیخاصیت، بدون انگیزه، بیحوصله، گوشهگیر و منزوی است؟ یا الگو فلان دانشمند معلول است که به رغم نابینایی دهها کتاب از او باقی مانده و تأثیر جدی مثلاً در علوم حدیث بر جای گذاشته است.
دفتر تلاش کرده هر شخصیت در یک کتاب، با ادبیات روان و جذاب به معلولین و جامعه بشناساند و از این طریق الگوسازی کند. محاسن اخلاقی و کارهای مثبت افراد شاخص در این آثار معرفی شده است. اساساً زندگینامه شخصیتها مؤثر است و در این زمینه تلاش بسیار شده است.
3- انتقال تجارب و دستاوردها: دفتر با تلاش فراوان و به رغم مصائب زیاد تلاش کرده از طریق تألیف دائرةالمعارفها و دیگر آثار مرجع تجارب جهانی را منتقل نماید تا فرهنگسازی مبتنی بر عناصر تجربی و واقعی شکل بگیرد.
دائرةالمعارف و کتب مرجع برای معلولین ایران و جهان اسلام و همه کشورها یک نیاز اساسی و جدی است. همانطور که از اسمشان پیدا است، دانشنامهها، دائرةالمعارفها، کتابشناسیها، مجموعهها، اصطلاحنامهها و راهنماها، مرجع و زیربنای فرهنگ میباشند. اما در عرصه معلولین دفتر اقدام به تألیف چند کتاب مرجع کرده است:
دفتر تلاش کرد با رهنمون گرفتن از توصیههای جناب حجت الاسلام والمسلمین سید جواد شهرستانی به جای مخارج زائد در برخی زمینهها مثل ساخت بنای مجلل، و تبلیغات کم خاصیت و دکوراسیون زیبا، کتب مرجع تدوین شود. اتاق مدیر این دفتر 8 مترمربع و همراه با معاونش در آنجا هستند. بدون هیچ دکوراسیون و فقط یک میز و صندلی ساده. اگر در مراکز ویژه معلولان، هزینههایی
که برای امور غیر ضروری است تجمیع و پروژههای فرهنگ سازی راهاندازی شود، بسیار مؤثر است.
دائرةالمعارفهای پارالمپیک یا ورزش معلولین، دائرةالمعارف نابینایی و نابینایان، دائرةالمعارف معلولیت حرکتی، دائرةالمعارف کحاله و چندین کتابشناسی در دستور کار است که یا به اتمام رسیده و در نوبت چاپ است و یا در حال نهایی شدن میباشد. ولی به دلیل محدودیتها فقط توانستهایم دائرةالمعارف نابینایی را تقریباً به مراحل آخر نزدیک کنیم. بقیه را هم از 20 درصد تا 70 درصد آماده کردهایم.
4- جشنوارهها: همایشی برای مربیان معلولین داشتیم و به 50 برگزیده جایزه داده شد. اینان در فرهنگ سازی بسیار مؤثر بودهاند. نیز همایشی برای عکس داشتیم و تلاش کردیم مقوله عکس و فیلم را در جامعه در جهت فرهنگ سازی فعال نماییم.
5- دیگر طرحها: برای فرهنگ سازی غیر از مواردی که عرض شد، طرحهای دیگر در دفتر کارشناسی شده یا به مرحله اجرا رسیده و یا هنوز شروع نشده است. برای نمونه سخنان معصومین علیهم السلام را همراه با طرحهای جذاب به صورت تابلو در هزار عنوان منتشر کردیم. اگر مراکز برای فرهنگ سازی طرح نیاز دارند، اعلام نمایند و تماس بگیرند، طرحهایی مؤثر در اختیارشان میگذاریم. خلاصه بدون فرهنگ سازی نمیتوان اشتغال مناسب داشت. ابتدا باید ذهنیت مردم، کارخانهدار، مدیران آماده گردد. پس از آماده سازی روحی و ذهنی آنان، خودشان باانگیزه به سراغ معلولین میآیند و برای اشتغال آنان تلاش میکنند.
منظور از نهادسازی به عنوان سومین زیربنای اشتغال ایجاد سازمانهایی است که ایدهها و تصمیمها را به عرصه عملی و اجرا نزدیک کند. در همه زمینهها، بدون تشکیلات کارآمد و فعال و بدون مدیریت پویا، راه به جایی نخواهیم بُرد. اگر شما بهترین تفکر و بهترین ایدهها را داشته باشید ولی تشکلی برای اجرا نداشته باشید، آن تفکر و ایده مطلوب اجرایی نخواهد شد و به هدف نخواهید رسید.
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم در سالهای نخست بعثت مکتب را تأسیس کرد و اخلاقیات و تفکر مردم را عوض نمود و در مدینه تشکیلات ایجاد کرد،
دولت مدنی را تأسیس نمود. بنابراین یکی از امور زیربنایی نهادسازی است.
خوشبختانه در عرصه معلولیت بیست تا سی تشکیلات فعال و پویا هست ولی اینها با هم پیوند و ارتباط کامل ندارند یا کمتر دارند. تصور بفرمایید اگر معلولین هنرمند یا خیاط درجه یک تربیت شوند و بهترین تولیدات را داشته باشند ولی تشکلی نباشد تا کارهای آنان را به دست متقاضی و خواهان برساند، مشتری و متقاضی پیدا کند، تبلیغ کند، برای فروش برنامهریزی کند؛ با نهادهای مصرف کننده تماس بگیرد، طرح با شکست مواجه خواهد شد.
نیز اگر همه به کارهای موازی و تکراری بپردازند، قطعاً سرمایهها هدر رفته و ثانیاً کارهای مهمتر زمین میماند. بنابراین چند کار اورژانسی و عاجل نیاز است.
ایجاد دبیرخانه منتخب
تدوین آیین نامه و شرح وظایف
ثبت اتحادیه مؤسسات معلولین
لازم است نهادی به صورت اتحادیه تأسیس و پس از ثبت عضوگیری کند.
در این نشستها سه کار عاجل انجام شود یا یک هفته جلسات هر روزه داشته و سه رشته کار را تصویب کنند.
نقشه راه پنج ساله (طرح جامع پنج ساله)
مراحل اجرای طرح جامع و تقویم زمانی برای اجرای مراحل
تقسیم کار و تعیین وظایف
مانند ناشران و دیگر اقشار که اتحادیه دارند، مؤسسات معلولین هم نیاز مبرم به اتحادیه دارند.
هم اکنون شرایطی است که باید به موضوعاتی مثل حقوق معلولین و بیمه معلولین رسیدگی شود و تا این موضوعات حل نشود دیگر مسائل حل نخواهد شد. از طرف دیگر هر مؤسسه به تنهایی نمیتواند به اینگونه مسائل برسد و باید همه جمع شوند و برای اجرا و دفاع کامل از حقوق معلولین متحد شوند.
خلاصه اینکه نهادسازی یا راهاندازی تشکل فراگیر و پویا با توجه به ظرفیتهای همه مراکز ویژه معلولان سومین زیربنای اشتغال است.
دفتر فرهنگ معلولین در زمینه نهادسازی، چند کار مقدماتی انجام داده است. اولاً برای مؤسسههای پویا و خلاق کتابهایی تدوین کرده است. از طریق این کتابها میتوان تجارب و دستاوردها را منتقل کرد. دومین اقدام کار پژوهشی روی
اتحادیه معلولین در کشورهای مختلف بوده است. برای مثال بررسی اتحادیه تولیدکنندگان کتاب گویا در امریکا به اتمام رسیده و در نشریه تواننامه درج میشود. یک جلد کتاب با عنوان «مراکز و مؤسسات ویژه معلولان ایران» در حال تدوین است.
موفقیت مراکز خیریه و از جمله مؤسسات ویژه معلولان مرهون اتکاء آنها به دانش و فناوری جدید است. آقای حسینی در مؤسسه آلاء تحقیقات مهمی درباره مراکز معلولین ایران و مقایسه آنها با مراکز نیکوکاری غرب انجام داده است.
چکیده و جوهره تحقیقی که ایشان ارائه کرد عبارت بود از اینکه:
1- موفقیت مراکز نیکوکاری در افزایش تولید و کاهش وابستگی و روی پای خود ایستادن است.
2- جذب افرادی که به صورت تبرعی و رایگان یا با حقوق اندک نیروی کار و تخصص خود را در اختیار مراکز قرار دهند.
3- افزایش درآمدها که از طریق فروش خدمات و فروش محصولات به دست میآید.
امّا هر سه این نتایج فقط با تفکر و اندیشه و فرهنگسازی به دست میآید. نیروهای مسلمان فراوانی هستند که ساعاتی از وقتشان خالی است یا بازنشسته هستند ولی انگیزه برای همکاری ندارند، اینان چون مسلمان هستند میتوان با سخنان معصومین علیهم السلام نظر آنها را جلب کرد. اما سیره و گفتار معصومین فقط از طریق مطالعه به دست میآید و از طریق تألیف و نگارش به دیگران منتقل میگردد.
آقای سنیسل در دو زمینه حضور در دنیای مجازی و اینترنت و روش جذب بودجه و جذب نیروهای کارآمد بحث کرد و 60 توصیه مطرح کرد ولی همه اینها منوط اندیشه و مطالعه و فعالیت علمی است و در این مقاله اهم موضوعات مرتبط را گفتم.
هر سازمان و تشکلی بر اساس شعاری شکل میگیرد؛ مدیریت و بنیانگذاران با مشاهده مشکلات و نواقصی به فکر تأسیس تشکیلات میافتند. تا به وسیله آن، این مشکلات را برطرف کنند.
البته بسیاری از تشکلها در عمل و پس از گذشت زمان به مشکلات دیگر یا به راهکارهای متفاوت و شعارهای دیگر دست مییابند. اما برای اینکه خاستگاه و منشأ اولیه سماوات معلوم گردد لازم است به سراغ شعارها و برنامههای اولیه آن میرویم. اگر به اسناد نخستین سماوات نظر بیندازیم میبینیم بسیار بر اشتغال پای میفشردند و اساساً نشست اول در نیاسر را به منظور بررسی ابعاد آموزش و اشتغال برپا کردند.
از اینرو در این فصل درصدد هستیم ببینیم سماوات به دنبال چیست؟ چه دغدغههایی دارد؟ و چه شعارهایی مطرح مینماید؟
مهمترین دغدغهای که در اسناد نخستین سماوات مییابیم، حل معضل اشتغال معلولان است. سماوات با فعالسازی مراکز همسو با خودش در شهرهای مختلف درصدد بوده این مراکز در عرصه اشتغال فعال شده و بتوانند معلولان را به کسب و کار برسانند.
نشست نخست نیاسر را به همین منظور برپا کرد و کارگاههایی را به منظور آموزش مدیران مراکز برپا نموده چون بدون توانمند شدن مدیریت تشکلها، حلّ اشتغال ممکن نبود، از اینرو بعضی کارگاهها را به موضوع مدیریت و توانمند شدن سازمان اختصاص داد. البته درباره نتایج و ثمرات آن نشست و ارزیابی عملکرد آن، صحبتها و نکات فراوانی هست و امید است خود سماوات دست به کار شود و نشستهایی در ارزیابی نشستهای پیشین چهارگانه خود، برگزار کند.
در مجموع به نظر میرسد هنوز و بعد از گذشت چند سال هنوز سماوات دیدگاه مدون و جامع درباره اشتغال و چگونگی حل معضل کاریابی و کسب و کار معلولان ندارد؛ با اینکه ضروریترین مبحث اشتغال است و لازم است در این زمینه برنامه جامعی را کارشناسی و اعلام نماید. از این رو نکاتی درباره این موضوع تقدیم میگردد.
مراکز شبکهای در جهان که گاه به آنها مؤسسات چند ملیتی یا فرا ملیتی مینامند، چند گونه استراتژی و هدف کلان برای خود در نظر میگیرند: پرداختن به معضلات جزئی و موانع موجود در مؤسسات زیر مجموعه و حلّ این مشکلات؛ تعیین خطمشی کلان و جهتدهی به مؤسسات زیر مجموعه برای حرکت در راستای این خطمشی.
شبکهها عمدتاً یکی از دو شیوه فوق را برمیگزینند و فعالیتهای خود را در این راستا تنظیم مینمایند. سماوات به عنوان یک شبکه میتواند بر امور اعضا و مؤسسات وابسته و زیرمجموعه رسیدگی کند و مشکلات جزئی آنها را مطالعه و مرتفع نماید. در برخی از مباحث آقای سلطانزاده همین نکته تذکر داده شده و
تأکید شده سماوات را تأسیس کردیم تا به کشف موانع و معضلات مؤسسات بپردازد و با ورود و مثلاً آموزش یا توجیه مدیر مربوطه یا به روشهای شناخته شده سیستم را فعال و پویا نمود.
اما سماوات میتواند به شیوه دیگری عمل کند و با تدوین خطمشی کلی، مؤسسات را برای حرکت در این مسیر آماده کند. امروزه به این شیوه ریلگذاری یا ایجاد اتوبان میگویند.(1)سماوات مسیری را ریلگذاری میکند یا مسیری را جادهکشی میکند آنگاه مؤسسات را نسبت به ظرفیت و تواناییهای آنها روی ریل یا در جاده قرار میدهد و چگونگی حرکت را به آنها میآموزد.
امروزه کار کدخداگری یعنی شیوه اول توسط سازمان بهزیستی تا اندازه زیاد اجرا میشود یا خود مدیران و مشکلات جزئی خود را اصلاح مینمایند؛ اما نه بهزیستی و نه کسان دیگر، وظیفه ریلگذاری را تاکنون انجام ندادهاند.
به نظر میرسد سماوات نباید فرصت را از دست بدهد و با تشکیل اتاق فکر و دعوت از نخبگان برنامه جامع برای فعالیت مراکز سماواتی تدوین و راه کار اجرای این برنامه را هم بررسی و خطمشی کلان را آماده نماید آنگاه با دعوت مدیران مراکز به تقسیم کار و تعیین وظایف اقدام نماید.
پس از آماده شدن برنامه و خطمشی، جایگاه اشتغال به عنوان یک معضل سراسری و مهم هم معلوم میشود و زودتر میتوان برای آن چاره سازی کرد.
با اینکه بسیاری از کشورها به مشکل اشتغال فائق آمده و این معضل را حلّ کردهاند، اما در ایران چندین دهه است این مشکل برطرف نشده است. حتی برخی بر این باوراند که اشتغال نه تنها سامان نیافته بلکه امکانپذیر هم نیست.
در واقع مشکل ما در «روش گزینی» است. یعنی یک موضوع مستحدث و جدید را میخواهیم با روش قدیمی حل کنیم، مثل اینکه بخواهیم تردد میلیونها مسافر و سفر درون شهر تهران در روز را بخواهیم با وسایل و ابزارهای یکصد سال قبل اداره و اجرا کنیم. چنین چیزی اساساً ممکن نیست. امروزه در اشتغال، استارتآپها انقلاب و تحولات ژرف ایجاد کردهاند به طوری که با امکانات بسیار محدود و اندک
1) . به مبحث فرهنگ سازی ص235 به بعد مراجعه شود.
هزاران شغل ایجاد کردهاند. یک نمونه آن شرکت تاکسیرانی اسنپ است که در زمینه حمل و نقل مسافر و درون شهری کار میکند. این شرکت میگوید در سالهای 95 و 96 دو هزار فرد دارای معلولیت را مشغول به کار کرده است بدون اینکه از دولت مساعدت گرفته باشد.
بهرحال لازم است نظر بیندازیم به شیوههایی که تاکنون در ایران اجرا شده و خواستهاند از این طرق معلولان را صاحب شغل و کسب و کار کنند. تا وقتی به آسیبشناسی وضع موجود و ارزیابی گذشته نپردازیم نمیتوانیم درباره آینده، طرح و برنامه درست داشته باشیم.
فکر اشتغال معلولین تقریباً از سال 1300ش در ایران مطرح شده و تاکنون این روشها اجرا شده است:
1- آموزش حرفه و فن و مهارتها. در این شیوه معلولین را جذب و با برگزاری کلاس یا کارگاه یا هر دو، به آنان مهارتآموزی نمودهاند.
این شیوه فقط متکفل آموزش دادن و مهارت آموختن است ولی جذب افراد در بازار کار و پیدا کردن کسب و کار مطلوب از محدوده این روش خارج است.
2- کاریابی. افراد یا مراکزی هستند که با اطلاعیابی از شرکتها، کارخانهها و بالاخره همه جاهایی که به عرضه و فروش خدمات یا تولید کالا مشغولاند، نیازهای آنها به نیروی کار را ثبت و ضبط میکند. سپس در اختیار معلولان قرار میدهد.
اما مراکز کاریابی سه گونهاند: یک دسته فقط به اطلاعرسانی میپردازند و فقط اطلاعات مراکز کسب و کار و تولیدکنندگان خدمات یا کالا را به معلولان میدهند. و دسته دوم غیر از اطلاعرسانی، مشاوره هم دارند و مصداقی و عینی نظر میدهند که فلان فرد برای کار در فلان شرکت یا کارخانه مناسب است یا نه؟
اما نوع سومی هم هستند که غیر از اطلاعرسانی و مشاوره، اقدام عملی برای رساندن کارفرما به کارگر معلول انجام میدهد. در امضاء قرارداد به معلول کمک میکنند. معمولاً وزارت کار و رفاه و شعبههای آن به روش سوم انجام وظیفه میکنند.
3- شیوه ترکیبی آموزش و کار. برخی مراکز مثل رعد الغدیر پس از مهارتآموزی، افراد را در کارگاههای خودشان مشغول مینمایند. این مراکز کارگاههای خیاطی یا صنعتی یا هنری دایر کردهاند و با تولید کالا یا خدمت آنها را به مشتریهای خود میفروشند. سود حاصله را به صورت حقوق ماهانه به معلولان شاغل پرداخت میکنند.
البته به دلیل محدودیت ظرفیت این کارگاهها توانایی جذب انبوه معلولان را
ندارند و تعداد محدودی را گزینش و مشغول به کار میکنند.
4- دورکاری. شیوه دیگر سپردن کار به افراد است، تا در خانه کار کنند و محصولات خود را به مرکز متصدی و پوشش دهنده میفرستند و طبق قرارداد برای تولید هر محصول مبلغی دریافت میکنند.
5- برپایی بازارچه. روش دیگر اینگونه است که معلولین تولیدات خود را در محلهایی که به همین منظور آماده شده، در معرض دید مشتریان قرار میدهند و به فروش میرسانند.
همه این پنج روش اولاً در مشاغل محدود مثل صنایع دستی، خیاطی و امثال اینها است ولی مشاغل فرهنگی و علمی مثل آموزگاری، پژوهش، نویسندگی، ویراستاری و دهها شغل در این زمینهها متأسفانه مغفولاند و به آنها توجه نشده است. دوم اینکه از مشاغل و کسب و کارهای مدرن که به استارت آپ شهرت دارند هم در روشهای مزبور خبری نیست. با اینکه این دو یعنی استارت آپها و مشاغل فرهنگی با شرایط معلولان سازگارتر است و از نظر روحی و جسمی بهتر میتوانند در این زمینهها کار کنند.
بنابراین تا وقتی ساختار فکری و اجرایی مشاغل و به اصطلاح نظام شغلی معلولین در ایران متکی بر روشهای سنتی و قدیمی است، انتظار حل مشکلات، بیمورد و بیجا است. متأسفانه هنوز دستگاههای رهبری کننده معلولین و در رأس آنها سازمان بهزیستی و در مرحله بعد نخبگان و تشکلهای مردمی، در شیوههای سنتی گرفتار هستند و در همان مرحله ماندهاند و تا وقتی به شیوههای مدرن منتقل نشوند، حلّ مشکلات شغلی و اشتغالی معلولان ممکن نیست. البته در سه سال اخیر تکانهایی خورده و اقداماتی برداشته شده ولی بسیار محدود و اندک است. مهمترین اقدام در این حوزه برپایی جشنواره استارت آپها در رعد مرکز تهران بود که شصت کسب و کار مدرن دعوت شدند و عیناً تواناییها خود را در عرصه معلولین نشان دادند. بسیاری از آنها توسط خود معلولین ایجاد شده است.
اقدام دیگر اولین کتاب درباره کسب و کارهای مدرن معلولان ایران است که تألیف شده و در مرحله تایپ مانده است. اگر این کتاب زودتر منتشر شود، ذهنیت جدیدی را رقم میزند.
برای ساماندهی به اشتغال معلولان و حلّ مشکلات آنان در این حوزه، لازم است زیربناها و زیرساختها آماده شده باشد. یعنی وضع مراکز و نهادها مطلوب باشد؛ اطلاعرسانی به سطح قابل قبول رسیده باشد و بالاخره فرهنگسازی شغلی و اقتصادی جامعه هدف در زمینه کسب و کار معلولین به سطح مطلوب رسیده باشد.
بنابراین اگر جامعه هدف در سه عرصه فرهنگ، نهاد و اطلاعرسانی مشکل داشته و وضعیت مطلوب نداشته باشند، قطعاً در عرصه کسب و کار هم پیشرفتی به دست نخواهد آمد. لازم است این موضوع را بیشتر توضیح دهیم.
نهادهای مردمی یا دستگاههای دولتی که در امور معلولان باید پیشتاز باشند و نقش رهبری و هدایتگر داشته باشند، اما در بسیاری از جنبهها عقبتر از خود جامعه هدف میباشند. تا وقتی این مراکز و نهادها پویا نشوند و درک و فهم پیشرفته از جهان مدرن نداشته باشند، تجارب کشورهای مدرن را از نزدیک ندیده باشند و مهمتر اراده جدی برای حلّ مشکلات نداشته باشند، قطعاً توانایی رهبری و مدیریت نخواهند داشت. متأسفانه برخی مراکز در دام سودآوری و دلال بازی و رانتخواری افتاده و فسادهای موجود دامن آنها را گرفته است. اولین قدم اصلاح خود نهادها و مراکز به دست خودشان است. قرآن به زیبایی میفرماید تا وقتی خودتان را تغییر ندهید و اصلاح نکنید نمیتوانید جامعه خود را تغییر دهید. ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم (سوره رعد، آیه 11)
نکته دوم که اساسی و کلیدی است، فرهنگ و فرهنگسازی است. تا وقتی ذهن و اندیشههای کل مردم، خانواده معلولان، مدیران متصدی امور معلولین و نیز خود افراد دارای معلولیت ارتقا پیدا نکند و اصلاح نشود، تحول در جامعه هدف ممکن نیست.
بالاخره، اطلاعرسانی به عنوان یک عنصر مؤثر در اصلاح امور معلولین اهمیت دارد. بسیاری از تصمیمات و برنامهها و اقدامات از نخبگان مخفی است و معلولین از رخدادهای سرنوشتساز خودشان، چندان اطلاع ندارند. سامانههای اطلاعرسانی یا وجود ندارند یا در نمایشهای بیحاصل گرفتار شدهاند. خود سازمان بهزیستی سامانه اطلاعرسانی پیشرفته و جامع ندارد. از اینرو اطلاع ما
معلولین از پیشرفتهای جهانی اندک است، از کارکردهای درون سازمان بهزیستی کمتر اطلاعی به بیرون راه پیدا میکند. و تا وقتی این چرخه معیوب اصلاح و کارآمد نشود، اشتغال معلولین هم، مشکل خواهد داشت.(1)
سماوات به عنوان شبکهای که با چندین تشکل در شهرهای مختلف مرتبط است میتواند نقش سازنده و اساسی داشته باشد و به اصلاح امور معلولین بپردازد. اما لازم است خود سماوات خطمشی مطلوب و مکتوب عرضه کند و از نخبگان بخواهد درباره این خطمشی اظهار نظر کنند و پس از پخته شدن به اجرا بگذارد.
اما هنوز سماوات استراتژی جامع خود را اعلام نکرده است. دوم اینکه بر اساس آن استراتژی جامع، طرح و برنامه دراز مدت برای ده سال و میان مدت برای پنج سال و سالانه اعلام کند. بر اساس این برنامه معلوم میشود معلولین تهران و دیگر شهرها الآن در چه وضعیتی هستند و ده سال آینده چه وضعی پیدا خواهند کرد؟ نیز مسیر گذر از مراحل این برنامه در هر شهر و در هر دوره چگونه است؟
اما تدوین چنین برنامهای نیاز به اطلاعات وسیع دارد. فرم چند صفحهای اطلاعات مراکز شهرها را آقای مطهری آماده و از سال 95 ارسال کرده و با تماسهای مکرر درخواست تکمیل و ارسال فرمها را از تشکلهای عضو نموده است. ولی گویا نتایج رضایت بخشی به دست نیامده است.
همین مبحث و موضوع را میتوان به بحث گذاشت و از نخبگان خواست اعلام نظر کنند که چرا آمارگیری از معلولین تاکنون موفق نبوده است.
هم اکنون در جهان روشهای فراوان برای درآمد و کسب و کار معلولان هست و اجرا میشود. اما مجموعه روشهایی که در ایران هست و چندین سال است به همان روشهای سابق انجام میپذیرد، اکنون کارآیی چندان ندارد.
سماوات با بررسیهای میدانی در کشورهای مختلف به ویژه کشورهایی اروپایی میتواند روشهای مدرن را شناسایی و پس از بومیسازی، در اختیار مراکز بگذارد.
1) . درباره این مباحث، به تفصیل در فصل هفتم این کتاب بحث و بررسی شد و به تکرار آن مباحث نمیپردازیم.
تأسفانگیز اینکه روشهایی در چند دهه قبل در ایران رواج داشت ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعطیل گردید. مثل تئاتر معلولین، موسیقی معلولین و تاکسیدرمی.
شیوههایی در ایران جریان داشته که اگر ادامه پیدا میکرد، حتماً مشکل اشتغال معلولان حل شده بود. برای نمونه در سال 1315، باغ بزرگی به نام باغ داریوش در 20 کیلومتری اصفهان توسط خیری وقف آموزش مشاغل گلکاری، باغداری، گیاهان دارویی به معلولین شد ولی در دهههای اخیر گویا بهزیستی اصفهان این باغ را بسته است. از اینگونه پروژهها در شهرها فراوان بوده است.
کسب و کار به شیوه تاکسیدرمی
یکی از شغلهای مهم معلولین در بعضی کشورها تاکسیدرمی است. البته سالها پیش یعنی در دهه چهل تا شصت در ایران هم رواج داشت ولی به تدریج موقعیت خود را به عنوان یک شغل از دست داد. اکنون توضیحی درباره تاکسیدرمی عرضه میشود.
تاکسیدرمی Taxidermy را جانور پیرایی ترجمه کردهاند و منظور صنعتی است که جانوران کوچک و بزرگ را پس از مردن، خون و مواد درون آنها را تخلیه کرده تا از گندیدگی و فساد جلوگیری شود، سپس درون شکم را با مواد پلاستیکی یا کاغذی پر کرده و پوست و ظاهر آنها را هم به روشی خشک میکنند. به طوری که پس از اتمام کار شکل و ظاهر حیوان تفاوتی با زنده آن ندارد. در عرف عامه مردم به آن خشک کردن حیوان میگویند.
این صنعت دو کاربرد و استفاده مهم دارد: یکی آموزشی به ویژه برای نابینایان و کودکان و دوم استفاده موزهای (نمایشی).
پیش از انقلاب اسلامی در ایران، بسیاری از مراکز نابینایان بخش تاکسیدرمی داشتند و خودشان حیوانات را آماده میکردند تا مربیها و معلمین سر کلاس نابیناها را با شکل و اندازه و اعضاء و جوارح حیوانات آشنا کنند. برای مثال مؤسسه آموزشی ابابصیر در اصفهان، مرکز آموزشی رضا پهلوی در تهران، بخشی به نام تاکسیدرمی داشتند. آموزشگاههای کودکان مثل پیشدبستانیها و مهدکودکها معمولاً بخش تاکسیدرمی نداشتهاند ولی حیوانات تاکسیدرمی شده را خریده و در معرض دید و لمس کودکان قرار میدادند. اما این صنعت در بُعد آموزشی در مدارس نابینایی به روش سازمان یافته و گسترده استفاده نشد و مدارس نابینایی بخش تاکسیدرمی خود را تعطیل کردند. به استثنای بعضی مربیها که گاهی از
بعضی حیوانات خشک شده برای آموزش استفاده میکنند، اما استفاده عمومی از آن تعطیل شده است.
اما در بخش موزهای، موزههای حیات طبیعی مثل موزه دار آباد در تهران از حیوانات تاکسیدرمی شده برای نمایش استفاده میکنند ولی ساخت حیوانات تاکسیدرمی در سطح گسترده و به صورت یک فناوری پیشرفته در موزهها هم وجود ندارد. فعالیتی هم اگر در این زمینه داشته باشند گسترده و سازمان یافته نیست.
پیامهای عدم توجه به تاکسیدرمی: نابینایان، کودکان و بعضی از دیگر اقشار مردم، بسیاری از اطلاعات و تصورات خود را از طریق حیوانات تاکسیدرمی به دست میآورند. معروف است به نابینایی گفته شد اردک چه شکلی دارد گفت مثل شیر است. گفته شد شکل شیر چگونه است، گفت عین موش کوچک است.
نابینایان بسیاری از تصورات خود را با لمس و شنیدن به دست میآورند. حتی شنیدن در مواردی نمیتواند شناخت واقعی و درست به آنان عرضه کند. بسیاری از کارشناسان تعلیم و تربیت معتقدند نظام تصورات و نظام ادراکی نابینایان در دهههای اخیر با مشکلات جدی مواجه شده است و در بسیاری از زمینهها توانایی درک صحیح یا تجزیه و تحلیل واقعی را ندارند و مهمترین عامل این آسیبها این است که تصور و عکسبرداری واقعی از اشیاء ندارند.
مربیها و معلمین قبلاً تأکید داشتند، همه اشیاء از حبوبات مثل نخود، برنج و همه حیوانات و دیگر اشیاء جامد و مایع جاندار باید توسط نابینا لمس شود تا ادراک درست در ذهن او شکل گیرد و مفهومسازی شود.
قشرهای دیگری از مردم مانند دانشجویان رشتههای دامپزشکی، دانشجویان، هنر، معماران، مجسمهسازان، مدلینگ و شوهای لباس (خیاطها، طراحها، چاپ رنگ) نویسندگان و معلولین ذهنی هم میتوانند از صنعت جانور پیرایی استفاده کنند.
بنابراین این صنعت در داخل کشور کاربرد فراوان دارد و میتواند در زمینههای مختلف از آن استفاده کرد. استفادههای موزهای، تزیینی و استفاده از بسیاری از هنرها هم مهم و قابل توجه است.
ابعاد درآمدزایی و اشتغالزایی: در سالهای دور در مؤسسه آموزشی ابابصیر ویژه نابینایان هر ماه حداقل ده نفر با کار در جانور پیرایی، درآمد و کار داشتند و خرج خود و خانواده خود را تأمین میکردند. بعضی کشورها که در سالهای ۴۰ تا ۵۰ شمسی بسیار از ایران عقب بودند، هم اکنون در زمینه تاکسیدرمی تبدیل به
قطبهای مهم شدهاند و هزاران نفر در این زمینه اشتغال دارند، درآمدهای سرشاری هم دارند. از اینرو لازم است تشکلهای معلولین و نابینایان، این حرفه و شغل را احیا کرده و زمینه اشتغال صدها توانخواه و معلول را فراهم آورد.
اگر پیشنهاد دهیم سازمان بهزیستی یا سازمان آموزش و پرورش استثنایی یا وزارت کار و رفاه این کار را انجام دهند، قطعاً آنان، انجام نمیدهند. اما تشکلها و خود معلولین اگر با تجمیع پولهای اندک کار را شروع کنند میتوانند به تدریج گسترش دهند.
ایران به دلیل وضع آب و هوایی و امکان دسترسی به دریا و اقیانوس و آبهای گرم و جنگلها و کویر بهترین امکانات بومی را در این زمینه دارد. اگر یک ته مانده تورهای صیادان در یک روز جمعآوری گردد، مواد اولیه برای صدها تاکسیدرمی به دست میآید.
متأسفانه تشکلها و مراکز آموزشی معلولین فقط در چند رشته خاص مانند خیاطی، بافتنی لباس، قالی بافی و معرق کار میکنند. چون بازار اشباع شده و این صنایع تکراری و خستهکننده شده، اولاً استقبال از آنها نمیشود؛ ثانیاً درآمدزایی ندارد؛ ثالثاً بازارهای مهم جهان را نمیتوان تسخیر کرد.
اما جانور پیرایی رشتهای پرجاذبه، پردرآمد و دارای کاربرد در زمینههای مختلف است و سرمایهگذاری و اهتمام به آن حتماً آینده خوبی خواهد داشت.
پروژههای بالقوه در زمینه جانور پیرایی: تشکلهای معلولین چه چشماندازهایی میتوانند برای این حرفه ترسیم کنند؟ چگونه توجیه اقتصادی آن را تبیین کنند؟ برای پاسخگویی به این پرسشها به موارد ذیل اشاره میشود:
۱- بازارهای منطقه و کشورهای مختلف را میتوان به دست گرفت و انواع جانورهای پیرایش شده را صادر کرد. تا در مدارس و مراکز آموزشی یا موزهها یا به صورت نمایشگاههای دورهای و موقت به کار گرفته شود.
شنیدم یک شرکت چینی به دولت کویت پیشنهاد داده که در همه مراکز آموزشی از مهدکودک تا دانشگاه، ویترینهایی در مدخلهای اصلی ورودی نصب و حیوانات پیرایش شده را به نمایش بگذارد. هر سه ماه هم محتوای ویترین را تعویض کند. سال ۲۰۰۴م به چند مدرسه نابینایی در امارات رفتم، تاکسیدرمی ندیدم. به هرحال کشورهای منطقه و جهان ظرفیت پذیرش این پروژه را دارند. البته شرایط باید فراهم باشد و روابط و مناسبات دولت ما با این کشورها دوستانه باشد تا بتوان کار را پیش برد.
۲- در زمینه توریسم و جهانگردی، تاکسیدرمی جایگاه خوبی میتواند داشته
باشد، استفاده از ماهی یا انواع حیوانات دریایی پیرایش شده یا دیگر حیوانات با جعبههای شکیل از هر نوع سوغات دیگر جذابتر است. مخصوصاً با دفترچه توضیحی همراه باشد و بسته فرهنگی پیوست داشته باشد.
اغلب هتلها از آکواریوم به عنوان تزیین استفاده می کنند، در کنار آکواریوم چند دکور از حیوانهای پیرایش شده میتوانند برای زیبایی استفاده کنند و به عنوان تزیین در همه مراکز توریستی کاربرد دارد.
۳- بسیاری از هنرها و هنرمندان از این صنعت میتوانند بهرهمند باشند، مثل تئاترهای عروسکی نمیتوان عروسکگردانی از حیوانات واقعی داشت، در نقاشی، در مجسمهسازی و در دهها رشته هنری دیگر هم میتوان از این محصولات استفاده کرد.
۴- برگزاری نمایشگاههای سیار شهری و کشوری از تاکسیدرمیهای جذاب در مدارس، در دانشگاهها هم زمینه دیگر است.
۵- راهاندازی پژوهش و تألیف در این حوزه هم مهم و جذاب است مثلاً درباره مراکز تاکسیدرمی در جهان یک کتاب مصور لازم است، درباره کبوترهای پیرایش شده در ایران یک کتاب تدوین و به چند زبان به جهان معرفی شود. و دهها نوع پژوهش و تألیف دیگر میتوان داشت.
۶- مبادله جانوران پیرایش شده بین کشورها هم یک رشته است.
گزارش موزه حیات وحش و طبیعی دار آباد: روز جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ سه تن از دفتر فرهنگ معلولین به موزه دار آباد رفتند تا گزارشی تهیه کنند. این گزارش مختصر تهیه شد.
این موزه از نظر ساختمانی و فضاها پنج قسمت عمده دارد:
۱- قفسها و فضاهای مربوط به حیوانات زنده در فضای باز و در سالن سرپوشیده
۲- سالن سرپوشیده شامل انواع تاکسیدرمیهای بسیار زیبا
۳- بخش نمایش فیلم چند بعدی
۴- بخش نمایش و فروش سنگهای قیمتی و تزیینی
۵- بخش اداری و آموزشی
اما بخش مجسمهها بسیار کم و ناقص است و نسبت به موزههای جهان اصلاً قابل مقایسه نیست. بخش حیوانات زنده در واقع عمومی نه تخصصی است یعنی از هر حیوان چندتایی برای رؤیت عموم مردم به نمایش گذاشتهاند.
بخش جانور پیراییها به روز نیست و عمدتاً محصولات تلاشهای دهه پنجاه و
شصت است و لازم است در این زمینه گسترش یابد. مهمتر اینکه آموزشی و قابل استفاده برای نابینایان نیست مثلاً نمیتوانند لمس کنند.
از مدیریت پرسیدم جزوه، کتاب یا CD توضیحی و آموزشی دارید، که فقط یک جزوه درباره سمندر ایرانی داشتند و متأسفانه اطلاعات جامع و گزارشی نداشتند.
قبلاً درباره لزوم برنامهریزی کلان و ریلگذاری بحث شد و جایگاه اشتغال در این برنامه را توضیح دادیم. اما سماوات لازم است فرهنگ به معنای اعم را در مشکلات معلولیتی شناسایی و به اصلاح آن بپردازد. معروف است و بارها از زبان مسئولین و مدیران شنیدهایم که ریشه بسیاری از مشکلات معلولین فرهنگی است. این جمله درست است اما تاکنون کسی به تبیین و تجزیه و تحلیل آن نپرداخته است. زیربنا بودن فرهنگ بر کسی پوشیده نیست و سماوات هم در این زمینه میتواند اقدامات مؤثر داشته باشد و در برنامه کلان خود جایگاه واقعی فرهنگ را معین نماید.
البته به دلیل پیچیدگی فرهنگ برخی روش ساده انتخاب کردهاند و میگویند الآن وقت پرداختن به این امور نیست و باید به موضوعات عینی که با زندگی معلولان بیشتر مرتبط است بپردازیم. لازم است اینان بدانند عینیتر از فرهنگ پیدا نمیکنید و فرهنگ با زندگی، مشکلات و همه ابعاد زندگی معلولان پیوند وثیق دارد. تا وقتی در ایران از ظرفیتهای فرهنگ ملی و فرهنگ اسلامی به عنوان معتقدات و آداب و رسوم مردم استفاده نشود، مشکلات معلولین هم مرتفع نمیگردد. اروپا وقتی توانست مشکلات عظیم و بسیار گسترده در زمینه معلولیتها را ساماندهی کند که با مردم به زبان خودشان و بر اساس اعتقاداتشان حرف زدند. در جلسهای معاون سازمان بهزیستی میخواست بگوید معلولین توانایی خوبی دارند و بزرگان تأکید کردهاند که از این تواناییهای آنان باید استفاده شود. گفت هلن کلر اینگونه گفته و جملهای از هلن کلر نقل کرد. من به افراد اطراف خودم نگاه کردم و مطمئن شدم این جملات او هیچ تأثیری در جمع نداشت. اما اگر او حکایتی از گلستان سعدی نقل میکرد و نگاه سعدی را میآورد یا آیهای از قرآن درباره حضرت ایوب و فلج شدن او و بعد تلاش و خوب شدن او میخواند یا گفتاری از معصومین علیهم السلام میآورد قطعاً تأثیر بسیار در جمع داشت.
جای خوشبختی فراوان دارد که در ادبیات و متون ایرانی و نیز متون اسلامی اطلاعات فراوان و مؤثر درباره معلولین هست. متأسفانه، مسئولین نه اینها را میشناسند و نه از اینها استفاده کردهایم.
سماوات با تشکیل اتاق فکر، میتواند طرحی برای شناسایی متون و سپس چگونگی استفاده از آنها تدوین و به همه مراکز و حتی بهزیستی ابلاغ کند.
امروزه در جهان به جای فیزیوتراپی و توانبخشی معلولان از طریق جسم به فرهنگ تراپی، کتاب تراپی رسیدهاند و تلاش میکنند از طریق مقولات فرهنگی، توانبخشی معلولان را ساماندهی کنند. تا ذهن، فکر و باور معلولین، عموم مردم و مدیران مراکز معلولیتی و نیز مدیران دولتی وضعیت مطلوب نداشته باشد، مثلاً اگر امید و باور به اصلاح و ساختن آینده نباشد و برعکس به پوچگرایی و بیمعنا بودن جهان باور داشته باشیم، نمیتوان از اشتغال و ساماندهی به معیشت سخن گفت.
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم میفرماید. انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. بنابراین نخستین و اساسیترین گام اخلاق و تفکر است و فرهنگسازی یعنی اصلاح اخلاق و باور.
برای فرهنگسازی در سه جنبه معلولین، جامعه و مدیران، سماوات میتواند اقدامات بسیار داشته باشد و در ارتقای سه عنصر اخلاق، باور و تفکر اینان بکوشد. در سخن مشهور امام حسین علیه السلام برای معلولین هم از سه دسته معلولین، مردم و خادمان معلولین نام برده شده است. حضرت میفرماید معلولین در این زمان که یزید و حکومت استبدادی حاکم است پشتیبان ندارند؛ مردم هر کدام به اندازه امکاناتشان باید احساس مسئولیت کرده و حداقل باید از خادمان معلولین تشکر شود.
متأسفانه جامعه معلولین از مشکلات و کمبودهای فرهنگی بسیار رنج میبرد.
عناصر سه دستگاه فرهنگی در ایران میتواند بر اساس اقتضائات خودی، بومی و سپس اجرا گردد. این سه دستگاه عبارتاند از:فرهنگ اسلامی، فرهنگ ملی و فرهنگ غربی.
معلولین ایران نیازمند هر سه هستند. متون دینی اسلام پر است از مباحث درباره معلولیتها و معلولان؛ همینطور در متون ایرانی مثل کتب گنجوی، نظامی، سعدی، حافظ، رودکی پر از مطالب سودمند است و بالاخره در دستگاه
فکری غربی، آموزهها و دستاوردهای فراوانی هست. اما این سه دستگاه پالایش و بروز رسانی میخواهد.
برای فرهنگ سازی و تدوین برنامه جامع فرهنگی لازم است نخست از فقر فرهنگی نجات پیدا کنیم. برای رهایی از فقر فرهنگی لازم است در عرصه موارد زیر برنامهریزی گردد. البته کار دشوار هم نیست و کشوری مثل عربستان توانسته با یک برنامه کم هزینه، آمار تولیدات فرهنگی در زمینه معلولین را دهها برابر افزایش دهد و به یک قطب فرهنگی صادر کننده و فرهنگ ساز در منطقه تبدیل شده است. با یک اقدام میتوان از دانشگاهها خواست در هر گروه، هر سال مثلاً ده پایان نامه در موضوعات معلولیتی تصویب و آماده کنند. سپس این پایان نامه تبدیل به کتاب شود.
نشریه و کتاب:کمبود نشریات در زمینه معلولیتی بسیار مشهود است. از خود معلولین در این زمینه میتوان استفاده کرد. بدون تقویت این بخش نمیتوان به قوت فرهنگی رسید و فقر فرهنگی را برطرف نمود.
کتاب و نشریه زیربناییترین عنصر در چرخه حیات فرهنگی و اجتماعی معلولان است.
تنها مرکز فعال در عرصه تولید کتاب دفتر فرهنگ معلولین در ایران است. این دفتر با بودجه بسیار اندک و با روشهای معمولی توانسته به آمار قابل توجهی برسد.
این دفتر به منظور توجیه معلولین، جامعه و مدیران تلاش کرده، موضوعات مهم متل مناسب سازی، ازدواج، اشتغال، حقوق معلولین را در یک کتاب به روش راهبردی و توجیهی و مؤثر توضیح دهد و اطلاعات لازم را عرضه نماید.
ظرف شش سال اخیر حدود پانصد عنوان کتاب تولید کرده و حدود یکصد عنوان از آنها به چاپ رفته و نشر یافته یا آماده است. هم اکنون ماهانه سه تا پنج عنوان کتاب در این دفتر آماده و عرضه میشود.
الگوسازی: الگو و مقتدای معلولین کیست؟ چه شاخصهایی در الگوسازی باید مراعات گردد؟ آیا الگو، فرد بیخاصیت، بدون انگیزه، بیحوصله، گوشهگیر و منزوی است؟ یا الگو فلان دانشمند معلول است که به رغم نابینایی دهها کتاب از او
باقی مانده و تأثیر جدی مثلاً در علوم حدیث بر جای گذاشته است.
با برنامهریزی میتوان شخصیتهای جذاب و مؤثر را معرفی کرد. و به جامعه شناساند و از این طریق الگوسازی کند. محاسن اخلاقی و کارهای مثبت افراد شاخص در این آثار معرفی شده است. اساساً زندگینامه شخصیتها مؤثر است و در این زمینه تلاش بسیار شده است.
انتقال تجارب و دستاوردها: لازم است دستاوردها و تجارب جهانی را شناخت و به داخل منتقل نمود. و از طریق تألیف دایرةالمعارفها و دیگر آثار مرجع تجارب جهانی را منتقل نمود تا فرهنگسازی مبتنی بر عناصر تجربی و واقعی شکل بگیرد.
دایرةالمعارف و کتب مرجع برای معلولین ایران و جهان اسلام و همه کشورها یک نیاز اساسی و جدی است. همانطور که از اسمشان پیدا است، دانشنامهها، دایرةالمعارفها، کتابشناسیها، مجموعهها، اصطلاحنامهها و راهنماها، مرجع و زیربنای فرهنگ میباشند.
به جای مخارج زائد در برخی زمینهها مثل ساخت بنای مجلل، و تبلیغات کم خاصیت و دکوراسیون زیبا، در زمینه انتقال تجارب جهانی از طریق کتب مرجع اهتمام شود. سماوات میتواند ایده بدهد و مدیران را توجیه کند. به مدیر بگوید اگر اتاق مدیر، 8 مترمربع، و بدون هیچ دکوراسیون و فقط دارای یک میز و صندلی ساده باشد اشکالی ندارد، اسراف و تبذیر و تجمل گرایی بیحد و حصر آفت مدیریتها است. اگر در مراکز معلولیتی، هزینههایی که برای امور غیر ضروری است تجمیع و پروژههای فرهنگ سازی راهاندازی شود، بسیار مؤثر است.
برنامه ریزی برای تدوین دایرةالمعارفهای پارالمپیک یا ورزش معلولین، دایرةالمعارف نابینایی و نابینایان، دایرةالمعارف معلولیت حرکتی، دایرةالمعارف کحاله؛ نیز کتابشناسیها یک ضرورت است. اینها وسایل مؤثر برای معرفی داخل به خارج و معرفی خارج به داخلاند.
سماوات لازم است برای همایشها، نشستها و سمینارها و حتی بنیادها یک برنامه جامع عرضه کند. اینان در فرهنگ سازی بسیار مؤثر بودهاند. زیرا در توجیه معلولین و نیز تشویق و ترغیب آنان تأثیر بسیار دارد.
بهرحال فرهنگ سازی به عنوان یک مقوله اساسی و ضروری باید مورد توجه سماوات باشد.
سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت و درمان هر دو بخش مهمی به عنوان پیشگیری دارند. با مدیران این ادارات صحبت شده، اینان هیچ طرح و برنامه جامع برای پیشگیری ندارند.
با اینکه اگر در زمینه پیشگیری از معلولیت اقدامی نشود، بقیه زحمات چندان نتیجه نخواهد داد. زیرا اگر معلولیت در ایران مهار نشود و آمار معلولان مدام رو به افزایش باشد، هر مقدار نرخ رشد اشتغال را بالا ببریم، باز با نرخ رشد معلولین تناسب نخواهد داشت.
به این آمار و تناسب توجه کنید. اگر برای معلولین یک میلیون شغل نیاز داشته باشیم یا به عبارت دیگر یک میلیون معلول بیکار داشته باشیم و سالانه برای سه درصد آنها اشتغال ایجاد شود یعنی سالانه 30 هزار نفر اشتغال پیدا میکنند و حدود سی سال طول میکشد که بیکاری در جامعه معلولین کاملاً از بین برود. اما اگر به موزات ایجاد اشتغال معلولیت هم رشد کند و مثلاً سالانه 50 هزار نفر به آمار افزوده شود، در این شرایط، اشتغال سه درصدی سودمند نیست و هیچگاه بیکاری مرتفع نخواهد شد بلکه بیکاری همواره رو به افزایش خواهد رفت.
از اینرو حتماً لازم است در کنار همه اقدامات، پیشگیری یعنی مهار معلولیت و تثبیت آن اجرایی و فراگیر شود.
طرحهای مختلف برای ساماندهی به امور معلولان مثل حل مشکل اشتغال وقتی جواب میدهد که در کنار آنها پیشگیری از معلولیت اجرا شود. اما اگر پیشگیری نباشد و معلولیت هر روز گسترش پیدا کند، دیگر طرحها هم بیخاصیت خواهند شد.
آموزش عمومی مردم و به ویژه آموزش معلولان از طریق رسانهها و با انتشار جزوات، تبلیغات گسترده عمومی در شهرهای مختلف با نصب پلاکارد، تابلو و اتیکت میتواند مؤثر باشد. اما به دلیل نشناختن حوزه معلولیت و نیز مسائل پیشگیری در فرهنگ مردمی، محتوای تبلیغات هم معلوم نیست.
بهرحال سماوات در این زمینه هم میتواند برنامهریزی داشته باشد.
مشکل اصلی در مراکز بودجه و نقدینگی است؛ سماوات برای این مشکل چه چارهجویی دارد و چکار میخواهد انجام دهد. تشکلهای معلولیتی همانطور که در عملکرد و ساختار سازمانی سنتی عمل میکنند در تأمین بودجه به سراغ خیرین یا دولت میروند و از شیوههای مدرن تأمین بودجه غفلت کردهاند. چند نمونه از روشهایی که در کشورهای مدرن برای تأمین بودجه وجود دارد معرفی میکنم.
کشور ایران سالانه به سازمانهای بینالمللی یا منطقهای مثل یونسکو، ایسسکو، سازمان ملل و یونیسف حق عضویت میپردازد ولی هیچگاه شنیده نشده از امکانات و فرصتهای این سازمانها استفاده کند.
در دبی (کشور امارات) به دیدن مدرسه اتیسمیها رفتیم، مدیر مدرسه میگفت بودجه این مدرسه که سالانه بسیار زیاد هم است، تماماً توسط ایسسکو پرداخت میشود. در ایران پرسیدیم تاکنون ایران از ایسسکو دریافتی داشته، پاسخ منفی بود. یعنی سالانه حق عضویت میدهیم ولی از مزایا هیچ استفاده نمیکنیم.
سماوات با شناسایی اینگونه منابع مالی و نیز با برطرف کردن موانع حقوقی و سیاسی با کمک حقوقدانان میتواند بودجه ثابت خوبی برای مراکز وابسته به خود تأمین کند.
در ایران، زمینها، خانهها، کارخانهها و غیره فراوان توسط مردم وقف یا حبس شده است. اما هیچگاه فهرست این موقوفات یا محبوسات اعلام و منتشر نشده است. فردی مطلع در سازمان اوقاف میگفت اگر فقط موقوفات تهران که خاص معلولین وقف شده درست مصرف شود، تمام معلولین ایران رفاه و زندگی ایدهآل پیدا خواهند کرد.
یک نمونه آن که خود واقف اعلام کرد موقوفه 150 هزار دلاری نابینای شیرازی آقای معطری است که ویژه نابینایان شیراز وقف شده است. ولی اداره اوقاف شیراز
آن را تبدیل به اعطای چند کیلو گوشت در ماه به نابینایان کرده است.(1)
اگر موقوفات عام که شرعاً میتواند در جهت معلولین مصرف شود افزوده شود، نقدینگی بسیار قابل توجهی خواهد شد.
بالاخره اینگونه منابع مالی نیاز به بررسیهای حقوقی و سپس رایزنیهای فراوان دارد. سماوات لزوماً بخشی از کارش را باید به اینگونه منابع اختصاص دهد.
در برخی از کشورهای اروپایی، کلیسا واسطه شده و بین مردم مثلاً مردم ساکن یک محله یا کارمندان یک اداره یا دانشآموزان یا کاسبکاران یک صنف قرارداد امضا میکند که هر ماه از حقوقشان یک مبلغ بسیار اندک مثلاً پنج تومان به صورت اتوماتیک به حساب خاصی بیاید و در اختیار مسئولین تشکلهای معلولان قرار میگیرد. اینگونه منابع دائمی است و چون رقم آن کم است هم رغبت دارند بپردازند.
ولی چون تعداد پرداختکنندگان زیاد میباشند سرمایه خوبی هر ماه جمعآوری میشود. از طرف دیگر شفاف است و سرفصلهایی که خرج میشود اطلاعرسانی میگردد. نیز ناظر دارد.
به هرحال سماوات میتواند در زمینه تأمین بودجه ابتکارهایی داشته باشد برنامه جامعی تدوین نماید.
هر مدیریت کارآمد و پویا لزوماً باید دو عنصر مادی و معنوی را در کنار هم داشته باشد و آنها عبارت است از: امکانات اقتصادی و تسهیلات مالی و دوم تجربه و اطلاعات و دانش حل مسئله. بعضی فکر میکنند اگر مؤسسهای پول بسیار و اموال کثیر داشته باشد، موفقیت و کارآمدی آن حتمی و قطعی است. در حالی که چنین نیست و همانطور که انسان خوشبخت مساوی با انسان پولدار و سرمایهدار نیست، مؤسسه موفق هم، مؤسسه پر امکانات و با سرمایههای بسیار نیست. و نیاز
1) . نگاه کنید به کتاب «استاد عبداللّه معطری: بنیانگذار مدرسه شوریده شیرازی ویژه نابینایان»، از تألیفات دفتر فرهنگ معلولین.
به عنصر دیگر از جنس تجربه، دانش و عقلانیت، خردورزی و اطلاعات دارد. حتی در مقیاس کشورها هم تناسب مطرح است. کشوری مثل لبنان یا امارات معادن، نفت و گاز ندارند، به ویژه در آغاز راهشان امکانات مادی و اقتصادی نداشتند. لبنانیها دارای اطلاعات و دانش بازرگانی بودند و اماراتیها دارای مدیریت اقتصادی و تجارت هستند و با به کار گرفتن همین سرمایه غیر مادی کشورشان به بالاترین سطح درآمد و کارآمدی رساندند. بنابراین انسان، مؤسسه و کشور نیاز به دو نوع سرمایه دارند.
سماوات اگر هیچ کاری نکند و فقط تجارب موجود در رعد الغدیر و مراکز همسو را جمعآوری و به صورت یک برند مقبول آمادهسازی و قابل انتقال نماید، بزرگترین خدمت را انجام داده است.
از آقای سلطانزاده بارها شنیدهایم که رعد الغدیر در تهران تجارب خود را در اختیار مراکز شهرستانها قرار میدهد. اما چگونه و این عملیات به چه روشی انجام میپذیرد؟
دانستیم مؤسسه موفق، لزوماً باید دو نوع سرمایه را توأمان داشته باشد. اما همانطور که سرمایه اقتصادی با دستمایه اندک شروع و با مدیریت علمی و اجرای ضوابط و فنون خاص تبدیل به سرمایه قابل توجه میگردد، سرمایه علمی هم با اجرای فنون و تکنیکها توسط مدیریت تبدیل به تکنولوژی و بَرَند میگردد. و همانگونه که برای سرمایه مالی مدیریت لایق نیاز است برای فناوری، مدیران با کفایت و مجرب ضروری است. لذا نمیتوان گفت رعد الغدیر یا هر مؤسسه دیگر تجارب خود را منتقل میکند و به دیگران میدهد. یعنی کار به این راحتی نیست. سماوات اگر تجارب منفرد که در رعد الغدیر و در بخشهای مختلف آن هست و نیز در مراکز شهرستانها هست، اینها را با عملیات خاص، تبدیل به فناوری دانش کند. به طوری که قابل انتقال شود.
شکلگیری فناوری علمی با گذر از این مراحل امکانپذیر است:
آزمون و تکرر پذیری هر تجربه ← ثبت در قالب تفاهمی ← گزارش از تکرر پذیری ← همراهسازی بسته توجیهی ← تعیین جایگاه در چرخه فرهنگ ← مباحثه جمعی برای تجزیه و تحلیل ابعاد آن ← جا باز کردن در جامعه با تبیین ضرورت اجتماعی آن.
اساساً چه انتظاری از سماوات داریم؟ آیا صرف پشتیبانی معنوی یا مالی و تدارکاتی کافی است؟ اساساً چه نیازی به شبکه سازی سماوات هست؟ و وظیفه شبکه چیست؟
سماوات دو چهره دارد: یکی در شرایط مطلوب و ایدهآل و دیگر در شرایط کنونی. اینجا به سماواتی نظر داریم و سماواتی را معرفی میکنیم که ایدهآل است و در شرایط عالی شکل گرفته است. این سماوات دارای کارکردهای زیر میباشد:
سماوات مرکزی است مشتمل بر نخبگان مجرب و به عنوان اتاق فکر برای تشکلها و مراکز معلولیتی همسو عمل میکند
اتاق فکر بودن سماوات به معنای نظارت بر عملکرد مراکز همسو، تصحیح خطاها و تکمیل فرایندها است.
سماوات با ایجاد شرایط در زمینههایی به تعاون، همکاری مشترک و تکمیل یکدیگر کمک میکند
تغذیه فکری و پشتیبانی معنوی و فناوری نقش دیگر سماوات است.
ایجاد سامانههای مشترک مغذی و اطلاعرسانی جهت کاهش هزینهها، یعنی برای کل مجموعه در هر زمینه یک سامانه مثلاً یک بانک اطلاعاتی، یک نشریه و یک سایت راهاندازی و مدیریت میکند که جایگزین مثلاً بیست سامانه خواهد شد.
سماوات نقش رابط جهت انتقال فناوری در زمینههای مختلف را دارد.
برای مثال آخرین شیوههای مدرن اشتغال معلولین را از کشورهای پیشرفته گرفته و پس از بومیسازی به مراکز همسو تزریق میکند.
دریافت گزارشها و مشکلات و راهنمایی مراکز
ایجاد نمایندگی واحد از همه مراکز همسو جهت فعالیتهای بازاریابی، فروش و کلاً کارهای اقتصادی
بستر سازی برای تقسیم کار معقول و مطلوب بین همه سازمانها و مراکز همسو.
فراهم سازی دیالوگ دائمی بین مراکز برای رسیدن به مفاهمه و خرد جمعی مشترک و همگانی و جمعآوری و حضور اعضای هیئت مدیره هر یک ماه یکبار در یکی از مراکز.
این ده نقش اهمّ تعهداتی است که سماوات به اجراء آنها اگر پایبند باشد، تحولات ژرف را در جامعه هدف رقم خواهد زد و آینده مطلوبی را نوید خواهد بخشید.
سماوات به عنوان یک تشکل در خدمت جامعه و فرهنگ معلولین هر چند اهداف متعالی دارد و بر اساس انگیختههای مقدس تأسیس شده است، اما لازم است جامعه معلولین، به آحاد مردم، به نخبگان و به ویژه به مدیران نظام سیاسی معرفی شود.
تا کنون در تهران و دیگر شهرهای ایران صدها تشکل پدید آمده ولی پس از چند سال به افول گراییده و کاملاً تعطیل شدهاند، به طوری که هم اکنون هیچ اطلاعاتی از آنها در هیچ جا یافت نمیشود.
رمز و راز ماندگاری و تداوم یک تشکیلات این است که معارفه دائمی با جامعه برقرار کند، خود را به جامعه معرفی کند و خود را موظف بداند به جامعه گزارش دهد و به پرسشهای جامعه پاسخگو باشد. این منظور با مجله، سایت و حتی کاتولوگ و کتاب قابل اجرا است.
شاید سماوات در ابتدای کار است و فرصت کافی برای راهاندازی سامانههای اطلاعرسانی یا تألیف کتاب نداشته است. امیدواریم در آینده نه چندان دور شاهد نشر آثاری درباره سماوات باشیم.
سماوات گویای این واقعیت است که دوره فردگرایی گذشته و لازم است، جامعه معلولین، جمعگرایی و جامعهپذیری و اجتماعی شدن را در سر لوحه کار خود قرار دهد. زیرا تنها با گسترش جامعهگرایی است که میتوان به اهداف مدنی دست یافت.
جامعه معلولین مثل دیگر جوامع دارای کارکردهای و وظایف متعدد اجتماعی است و تقسیم کار بین اعضاء یک اصل ضروری است. تقسیم کار همان اصلی است که تمدنها بر اساس آن شکل گرفته است. لذا پیشرفت جامعه معلولین هم منوط به تجمع و سپس تقسیم وظایف و در مرحله سوم توسعه تربیت اجتماعی و تقدم منافع جمع به منفعت شخصی است.
از طرفی تاکنون چند تشکیلات زنجیرهای در ایران ظهور کرده ولی پس از چند سال یا چند دهه به سردی و اقوال گراییده است. لازم است این تشکلها بررسی و سرنوشت آنها تجزیه و تحلیل گردد. سپس تجارب آنان در اختیار نسل کنونی و آیندگان قرار گیرد.
شخصیتهای بنیانگذار یک نهاد، معمولاً شخصیت، افکار، منش و اخلاقیات آنها در آن نهاد مؤثر است. از اینرو برای شناخت بهتر و عمیقتر آن نهاد، لازم است این شخصیتها شناخته شوند.
جای خوشوقتی است که آقای ساعد مطهری با کوششهای فراوان توانست اطلاعات شخصیتهای مرتبط به سماوات را مرحمت نموده و ارسال کنند. البته همه شخصیتهای خانواده سماوات به دلیل نداشتن اطلاعات و عدم ارسال زندگینامه نیاوردهایم.
معمولاً عامه مردم به شخصیتها بیش از خود نهاد علاقه نشان میدهند. یعنی چهرهها و شخصیتها برای مردم ملموستر و آشناتر است. از اینرو برای معرفی نهادها و سازمان چهرههای اصحابش را در ابتدای معرفینامه میآورند. و از این طریق تلاش میکنند کارآیی و کارآمدی نهاد را با معرفی چهرهها افزایش دهند.
در این فصل به معرفی زندگینامه، کارنامه و آراء و خدمات کسانی میپردازیم که به عنوان بنیانگذار یا هیئت امناء یا هیئت مدیره یا مسئولیتهای دیگر در سماوات حضور داشته و خدماتی داشتهاند.
امید است معاونان و مدیران اجرایی و حتی مشاوران سماوات هم در این فصل معرفی شوند تا به عنوان تابلو بتوانند سماوات را به خوبی به جامعه معرفی کنند.
اسامی در این فصل به ترتیب الفبای نام فامیل مرتب شده است. و بدون اهمیت سمت و پست سازمانی آنان و فقط به ترتیب الفبای نامشان تقدم و تأخر دارند.
لازم به تذکر است پژوهشگران از طریق مطالعه شخصیتها میتوانند کارآیی سازمان را بررسی کنند. فاکتورهای داشتن تحصیلات مرتبط، داشتن سابقه کاری مرتبط، داشتن آثار پژوهشی و تألیفی مرتبط، داشتن طرح و برنامههای مرتبط چهار عامل مهم هستند که وزن و اعتبار یک فرد را در کل تشکیلات نشان میدهد.
قرار است ایشان به عنوان معاون روابط بینالملل سماوات فعالیت کند. مدارکی را آقای مطهری ارسال کرده ولی زندگینامه ایشان نبود. دو فهرست از فعالیتهایش در این اوراق هست. ایشان در امور بینالملل و صنعت فعالیتهای گسترده داشته است. بندهایی از کارهای ایشان که فرهنگیتر است و احتمال میدهیم به کارهای معلولین نزدیکتر باشد میآورم:
دارنده تأییدیه دکتری از اتحادیه اروپا به همراه تأییدیه پژوهشی
دارنده تأییدیه دکتری از سازمان ملل متحد و مرکز کارآفرینی سازمان ملل متحد
دارنده تأییدیه دکتری از دانشگاه ام آی تی آمریکا به همراه تأییدیه پژوهشی
دارنده تأییدیه دکتری از دانشگاه کالیفرنیا آمریکا به همراه تأییدیه پژوهشی
معاون پژوهشی دانشگاه جامع علمی کاربردی ایران واحد ایران لوازم قطعه استان تهران 1396
عضو رسمی مرکز کارآفرینی سازمان جهانی یونیسف
عضو رسمی مرکز کارآفرینی سازمان ملل متحد
دارای دعوتنامههای متعدد بینالمللی از سوی سازمان جهانی مالکیت معنوی(WIPO)
نماینده مخترعین و کارآفرینان و نخبگان ایران در همایش رسمی سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO) در سالهای 1388
نماینده مخترعین و کارآفرینان و نخبگان ایران در همایش رسمی سازمان جهانی مالکیت معنوی (WIPO) سال 1390
عضو رسمی مرکز کارآفرینی دانشگاه MIT آمریکا و دارای دعوتنامههای متعدد بینالمللی
عضو رسمی مرکز کارآفرینی دانشگاه هاروارد آمریکا و دارای دعوتنامههای متعدد بینالمللی
عضو رسمی مرکز کارآفرینی دانشگاه کمبریج آمریکا و دارای دعوتنامههای متعدد بینالمللی
عضو رسمی مرکز کارآفرینی دانشگاه آکسفورد انگلستان و دارای دعوتنامههای متعدد بینالمللی
مورد تقدیر از سوی سرپرست اداره کل فرهنگی و فوق برنامه سازمان مرکزی دانشگاه پیام نور در سالهای متعدد
مخترع اول دانشگاه پیام نور واحد حسن آباد تهران در سال 1387
پژوهشگر اول دانشگاه پیام نور واحد حسن آباد تهران در سال 1388
نخبه برتر سرزمین ری در دومین همایش تجلیل از ستارگان سرزمین ری در سال 1388
او در 28 اردیبهشت 1321 در شهرستان محلات در خانوادهای روحانی چشم به جهان گشود. پدرش آقاحسین روحانی فرزند آیت اللّه روحانی بود. آیت اللّه روحانی پدربزرگ، از مراجع تقلید در نجف اشرف بود.
آیت اللّه روحانی در نجف اشرف متولد شده و پس از رسیدن به مدارج معنوی و علمی به محلات مراجعه کرد تا به امور مردم رسیدگی کند و 65 سال زعامت و مرجعیت دینی مردم منطقه را بر عهده داشت. او پس از عمری ساده زیستی و خدمت به رحمت الهی پیوست.
اما آقای اسماعیل روحانی تا اخذ دیپلم ساکن محلات بود، سپس برای تحصیلات به تهران رفت و با رفتن به دانشکده فنی دانشگاه تهران در رشته راه و ساختمان مهندسی دریافت نمود.
او از سال 1348 در بندرعباس مشغول به خدمت در بخش راه و ساختمان شد و تا سال 1357 در آنجا خدمتهای بسیاری انجام داد.
با شروع انقلاب و پیروزی آن در سال 1357 مسئولیتهای مهمی بر عهده داشته است. اهم این مسئولیتها و خدمات به شرح زیر است:
از سال 1358 تا 60 معاون عمرانی استانداری هرمزگان
از سال 60 تا 63 مدیرعامل سازمان بنادر و کشتیرانی و معاون وزیر راه و ترابری
از سال 63 تا 67 مشاور فنی وزیر راه و ترابری و مدیرعامل مهندسین مشاور در
راه آهن کشور (میترا)
از سال 67 تا 68 مدیرعامل شرکت متروی تهران (راهاندازی مجدد متروی تهران بعد از انقلاب)
از سال 68 تا امروز مدیرعامل شرکت ساختمانی آبادگران مجری طرحهای زیر:
اجرای قسمتی از اتوبان قزوین - زنجان
اجرای پروژهای از شرکت نفت در اصفهان
اجرای پروژه زه کشی و آبرسانی منطقه میاندوآب (دشت زرینهرود)
اجرای راه شهرضا - سمیرم تحت نظر وزارت راه و ترابری
و تعدادی پروژههای متفرقه دیگر
در حال حاضر به عنوان عضو هیئت مدیره مؤسسه رعد الغدیر و بازرس سماوات در خدمت توان یابان است.(1)
او در 1332 در تهران متولد شد و هم اکنون در تهران سکونت دارد. پس از گذراندن دوره متوسطه در رشته برق با گرایش قدرت در دانشگاه به تحصیل پرداخت. در سال 1362 از دانشگاه ایالتی کالیفرنیا لیسانس دریافت کرد. تاکنون در جاهای مختلف فعالیت داشته که اهم مسئولیتها و خدمات ایشان به شرح زیر است:
کارشناس امور برق در وزارت بهداشت و درمان
مدیر تولید در شرکت ایران سوئیچ
مدیرعامل در شرکت صبا کار
چهار ماه در دانشگاه آزاد اسلامی یک دوره مدیریت گذراند.
رویکرد و گرایش او صنعت و برق است، ایشان معرفی شده تا به عنوان یکی از معاونان سماوات فعالیت نماید.(2)
علی سلطانزاده در 3 آذرماه 1324 چشم به جهان گشود. پس از گذراندن دوره متوسطه در دانشگاه صنعتی شریف پذیرفته شد و بالاخره در سال 1351 در رشته مهندسی مکانیک فارغالتحصیل شد.
از سال 1365 سهامدار و کارشناس ارشد بخش نظارت مهندسی شرکت مهندسین مشاور صنعتی رعدان شروع به کار کرد.
البته قبل از همکاری با رعدان در سمتها و مشاغل زیر فعالیت داشته است:
کارشناس فنی شرکت صنعتی سافیاد
معاون فنی شرکت کارمایه
معاون فنی شرکت تکاپو (طراح و تولید کننده برج خنک کنهای مکعبی و ذوزنقهای)
مدیرعامل شرکت تکاپو (ساخت سیلوهای چغندرقند کارخانه میاندوآب)
رئیس کارگاه عمران انقلاب اسلامی
مدیر کارگاه طراحی و ساخت پروژههای صنعتی و عمرانی در کردستان و بندر جاسک
واحد مهندسی ستاد جنگهای نامنظم (طرح انتقال آب از کارون به رودخانه جدید)
عضو هیئت مدیره ستاد آموزش راهسازی وزارت راه و ترابری
سرپرست جهاد خودکفائی وزارت راه و ترابری (طرح تولید ماشینآلات راهسازی)
مسئول نصب ماشینآلات سیلوها (نصب ماشینآلات سیلوهای صوفیان و تاکستان و آسیاب صوفیان)
معاون فنی سازمان بنادر و کشتیرانی (برنامهریزی استفاده از امکانات موجود سازمان بنادر و کشتیرانی)
فعالیت در شرکت مهندسین مشاور صنعتی رعدان
در این شرکت پروژهها و اقدامات زیر را داشته است:
1- مسئول دستگاه نظارت بر اجرای پروژههای مجتمع سردخانه تهرانپارس ، کارخانه چرم ویان ، چند کارخانه در چرمشهر ورامین ، کارخانه آرد زابل و کارخانه تولید آجر مرجانکار
1- مسئول دستگاه نظارت پروژه بیمارستان لاله
2- تهیه کننده اسناد مناقصه F.P.C سیمان خمسه
3- تهیه کننده فاز یک تأسیسات سیمان خمسه
4- مسئول هماهنگی و پیگیری پروژه سیمان خمسه
5- معاون بخش تأسیسات مکانیکی شرکت
امور خیریه
در ذات و جوهره آقای سلطانزاده علاقه و عشق به امور خیریه نهفته است، از اینرو خیلی زود متوجه شد، گرایش درونیاش را باید ارضا کند. از اینرو جذب مراکز و نهادهای نیکوکاری گردید. اهم مراکزی که ایشان با آنها همکاری داشته عبارتاند از:
1- عضو هیئت مدیره مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد
2- عضو هیئت مدیره و مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر
3- عضو هیئت مدیره و خزانهدار انجمن احیاء ارزشها
4- عضو هیئت مدیره و خزانهدار انجمن توانیاب
5- عضو هیئت مدیره و نایب رئیس انجمن خیریه سماوات و مدیرعامل انجمن خیریه سماوات از بدو تشکیل تا سال 96
تکریم و بزرگداشت
همزمان با پنجاهمین سالگرد تأسیس دانشگاه صنعتی شریف که در روز چهارشنبه ۲۹ اردیبهشت ماه 1396 در سالن زنده یاد جباری این دانشگاه برگزار شد؛ از دو چهره مردمی و نیکوکار مؤسسه رعد الغدیر هم در حوزههای علمی و اجتماعی تجلیل گردید.
در این مراسم که با حضور معاون اول رئیسجمهور و تنی چند از مسئولان عالی رتبه کشور برگزار گردید؛ در بخش تقدیر از50 برگزیده این دانشگاه در زمینههای مختلف؛ از آقای محمود طبیانی (عضو هیئت مدیره مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر)بهعنوان استاد برگزیده رشته مخابرات و الکترونیک این دانشگاه تجلیل شایستهای به عمل آمد.
مهمترین بخش این مراسم که در واقع بزرگترین گردهمایی اعضای خانواده بزرگ دانشگاه صنعتی شریف محسوب میشد از علی سلطانزاده (مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر و مدیرعامل انجمن خیریه سماوات الغدیر) از دانشآموختگان مکانیک این دانشگاه، بهعنوان چهره فرهیخته و تأثیرگذار در حوزه
خدمات تخصصی اجتماعی کشور؛ تقدیر و تجلیل به عمل آمد.
آقای علی سلطانزاده از سال 1363 فعالیت خود را به همراه جمعی دیگر از فارغالتحصیلان دانشگاه صنعتی شریف در زمینه ارائه خدمات توانبخشی حرفهای بهنگام به جانبازان و معلولین جسمی حرکتی در زمینههای آموزش فنی و حرفهای، توانبخشی، درمان، دندانپزشکی، کارآفرینی و اشتغال بکار آنان آغاز نمود.
با توجه به تفکر عمیق اسلامی و عشق به خدمت و دستگیری از محرومان و مظلومان جامعه و جلب اعتماد مردمی و ملی؛ ایشان بهصورت مستقیم در تأسیس و راهاندازی 20 مرکز خیریه در استانهای مختلف کشور نقش داشتهاند.
وی در حال حاضر نایب رئیس هیئت مدیره انجمن خیریه سماوات الغدیر که شبکهای کشوری متشکل از 24 سازمان مردم نهاد داخلی است، میباشد.
همچنین در حال حاضر ایشان بهعنوان عضو هیئت مدیره انجمن احیای ارزشها، انجمن توانیاب و مؤسسه ساحل امید نیز میباشند.(1)
دیدگاهها
فکر اولیه ایجاد مؤسسه نیکوکاری رعد، به سال 1363 برمیگردد که در آن سال و در اوج جنگ تحمیلی و بمبارانهای شهری از سوی رژیم بعثی صدام، سه نفر از مهندسین مسلمان جمع شدند و اعلام کردند این جوانان عزیز ما که به جبهههای میروند، تعدادی از آنها شهید میشوند و عدهای که به صورت جانباز برمیگردند درست نیست یک رزمنده 18 ساله که در جبهه قطع عضو یا قطع نخاع شده تا آخر عمر در خانه بماند. به امید آنکه سر ماه بنیاد شهید بیاید حقوق ماهانه به او بدهد. ما هم به عنوان مهندسین این مملکت وظیفهای داریم که برای اینها فکری کنیم تا جنگ هست این کار را به عنوان الگوی کوچکی ادامه دهیم و بعد از پایان جنگ نتیجهاش را به مسئولان مملکت ارائه کنیم و برای کل جانبازان سراسر کشور اجرا کنند تا آنها محتاج به کمک نباشند.
آقای علی سلطانزاده دارای مدرک مهندسی مکانیک از دانشگاه صنعتی شریف است و از شرایط آن روزگار میگوید: شور دانشجوی انقلابی در وجودمان موج میزد. از سال 63 13 که این مرکز ایجاد شد، در حد دو اتاق در درمانگاه خیریه غیاثی یافتآباد مستقر بودیم و بعد از آن به خیابان راهپیما مقابل دخانیات
1) . روزنامه جمهوری اسلامی، 20 مهرماه 1394.
رفتیم، پارکینگ آموزشگاه نابینایان ابابصیر را در اختیار گرفتیم و پارکینگ را به آموزشگاه نقشهکشی ساختمان و سیمپیچی برق تبدیل کردیم منتها چون تعداد جانبازانی که مراجعه میکردند کم بود، به مرور معلولین جسمی و حرکتی که معلولیت ذهنی نداشتند را هم پذیرش هم کردیم و بعد از آن در سال 72، عذر ما را از آنجا هم خواستند تا این که زمینی در شهرک غرب از آموزش و پرورش گرفتیم و بعد از این که دو اتاقش را ساختیم. کار را شروع کردیم که اکنون در 4200 مترمربع بنا، معلولان جسمی و حرکتی را آموزش میدهد. بعد به فکر توسعه این مرکز در استانها افتادیم، در یزد، مرکزی مشابهاش را راهاندازی کردیم و بعد برای منطقه محروم تهران فکر کردیم که با تحقیقات انجام شده، بلوار خلیج تهران را در حوالی بزرگراه فتح شعبه جنوب غرب را دایر کردیم و بعد از آن هم چون جای ما کوچک بود، استقبال هم زیاد بود، در یافتآباد زمینی از شهرداری گرفتیم و اینجا را احداث کردیم. بعد از مجتمع نیکوکاری رعد هم جدا شدیم و رعد الغدیر را به ثبت رساندیم.
علی سلطانزاده مدیرعامل مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر درباره نحوه آغاز به کار مؤسسه چنین میگوید: 300 متر زمین را در سال 1384 از شهرداری گرفتیم و با 500 هزار تومان موجودی، کلنگ این ساختمان را به زمین زدیم و ظرف 8 ماه مردم حدود 90 میلیون تومان کمک کردند و این ساختمان با 450 مترمربع فضا ساخته شد. بعد از آن هم کمک خیرین ادامه یافت و به طبقات آن اضافه کردیم سال 93 هم مردم کمک کردند و طبقه سوم آن تکمیل شد.
کارآموزی: وی درباره تعداد کارآموزان مؤسسه میگوید: کارآموزی در اینجا فصلی است و چهار ترم در سال داریم که تعداد کارآموزان از 100 تا 130 نفر دورههای سه ماه را میگذرانند. این عزیزان در رشتههای مختلف کامپیوتر، خیاطی، معرق، محرق، نقاشی و.. . دوره میبینند که به صورت رایگان است.
مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر همچنین در زمینه ارائه خدمات آموزش فنی و حرفهای در راستای حمایت از اشتغال و خوداشتغالی توانیابان جسمی حرکتی در حدّ توان خود فعالیت دارد، از آنجایی که دامنه فعالیت منحصراً در ارتباط با توانیابان جسمی حرکتی(توانیابان بالای 14سال) است لذا از پذیرش معلولین کم توان ذهنی معذوریم. پس از پذیرش، کارآموزان در کارگاه ارزشیابی با توجه به
پایه تحصیلی، نوع معلولیت، نیاز بازار کار و در نهایت علاقه شخصی از خدمات آموزشی مؤسسه در گروههای هنری و رایانه برخوردار میشوند.
کارآموزان آموزشهای مؤسسه را در زمینههای کامپیوتر و صنایع دستی و هنری (خیاطی – معرق - محرق - خط و تابلو خط – منبت – نقاشی – گلسازی – سفالگری - میوه چینی - عروسک خمیری – ویترای - خراش رو فلز و...) از اساتید و مربیان شایسته مطابق با استانداردهای وزارت کار، که ارزش بینالمللی دارد، دریافت میکنند و جهت اخذ مدرک فنی به وزارت کار معرفی میشوند.
وی درباره اهداف برنامههای توسعهای مؤسسه میگوید: مرکز هم اکنون در شهرهای زنجان، شیراز، بوشهر، بندرعباس، زاهدان، پاکدشت، همدان، الیگودرز، کاشان و... مراکز مشابه دارد و مرکز اصفهان هم بهزودی افتتاح میشود.
تا سال 1395، 1500 نفر را در این مؤسسه آموزش دادیم که حدود 350 نفر آن به مرحله اشتغال رسیدند که یکی از مشاغل جدید تأمین صبحانه سالم مردم تهران در مترو است که نتیجه ایده همکاران ما بوده است.
همچنین 45 نفر ازدواج کردند و 33 نفر هم نوه نصیب مؤسسه شده و همه این نوهها علیرغم پدر و مادر معلول، همه الحمداللّه سالم هستند.
آقای سلطانزاده ادامه میدهد: خوشبختانه با لطف الهی درصد طلاق میان این معلولان علیرغم همه مشکلاتی که دارند کمتر از 10 درصد است درحالیکه طلاق در جامعه ما میان افراد سالم بسیار بالاتر از این ارقام است.
شیوه تأمین هزینهها: وی درباره شیوه تأمین هزینهها نیز میگوید: درآمد اینجا به لطف الهی، حدود 50 درصد آن توسط خیرین شناخته شده و مستمر پرداخت میشود و برخی از آنها در نمایشگاههای خیریه ماه مبارک رمضان جذب مؤسسه میشوند.
دوم از املاکی است که خیرین آن را وقف مؤسسه کردند و درآمدی که از فروش محصولات تولیدی مؤسسه برای شرکتهای بزرگ به خصوص تولید لباس شرکتهای خودروسازی که 20 تا 25 درصد هزینههای ما را تأمین میکند و حدود 25 درصد باقیمانده طبق قانون سازمان بهزیستی به ما پرداخت میشود.
مشارکت در برگزاری اردوهای فرهنگی – سیاحتی داخل و خارج از شهر، برگزاری جشنها و بازارچههای خیریه مختلف در طول سال، جمعآوری نذورات،
بازدید از منازل کارآموزان نیازمند، مشارکت در اجرای برنامههای فرهنگی درون مؤسسه، شناسایی معلولان منطقه و معرفی آنان جهت بهرهمندی از خدمات مؤسسه، تهیه و توزیع ارزاق در مناسبتهای خاص به توانیابان تحت پوشش مؤسسه، مشارکت در تهیه مایحتاج اولیه آشپزخانه و کمک در طبخ غذای روزانه توانیابان، معرفی مؤسسه به سایرین و جذب ظرفیتهای حمایتی آنان در جهت رشد و ارتقا خدمات مؤسسه، تهیه جهیزیه جهت توانیابان در شرف ازدواج، تلاش در جهت اشتغال توانیابان در ارتباط با سایر سازمانها و شرکتها از دیگر فعالیتهای مؤسسه نیکوکاری میباشد.
همه کارکنان ستادی هم جزو معلولان هستند، آنها استخدام شدند و حقوق میگیرند، بیمه هستند. استادان هم عمدتاً خودشان قبلاً در این مرکز آموزش دیدند مگر این که در آن رشته ما کسی را به عنوان استاد نداشته باشیم که استاد مدعو دعوت میکنیم. و حتی کارآفرین نمونه هم در میان معلولان خود داریم.
دندانپزشکان همیار: در بخش خدمات دندانپزشکی، ما با کمک 30 نفر دندانپزشک خیر، خدمات خود را به معلولان سراسر کشور ارائه میکنیم. در جامعهای زندگی میکنیم که خوشبختانه مملو از متخصصانی است که با تحصیل علم و جهد برای رسیدن به علوم و فناوریهای روز جهان تلاش میکنند تا گامی در جهت رشد میهن عزیزمان داشته باشند و برای به ثمر رساندن نهالهای همت از هیچ کوششی فروگذار نیستند. در اینجا دندانپزشکان نیکوکار همیار با ما همکاری دارند.
دندانپزشکان
نیکوکار ایرانیِ (دنا) فعال در مرکز دندانپزشکی رعد الغدیر که کار طبابت و درمان بیماری دهان و دندان توانیابان جسمی حرکتی را بیهیچ چشمداشت مادی و مالی انجام میدهند آنقدر آرام و بیصدا وارد دلهای نیازمندان به این مهم گشتند که موفق شدند مالک دلهای آنان شوند؛ و صاحب جغرافیای مهر، و نقشهای به وسعت دل دریاییشان زدند تا با همکاری گروهی از دندانپزشکان نیکوکار به درمان بیماریهای دهان و دندان توانیابان اهتمام ورزند.
کلیه دندانپزشکان علاقهمند به مشارکت عامالمنفعه در امور درمان و معالجه توانیابان میتوانند ضمن تماس و مذاکره با مسئول کلینیک؛ آمادگی خود را در امر خیر درمان توانیابان اعلام نمایند.
بانوان همیار
آقای سلطانزاده میگوید: مؤسسه همچنین در اجرای فعالیتهای جمعی و عامالمنفعه خود از خدمات ارزشمند دو گروه همیاری جوانان و گروه همیاری بانوان بهره میگیرد. گروههای همیاری به اقتضای شرایط موجود بهصورت مشترک یا مستقل در زمینههای توسعه فرهنگ نیکوکاری، کمکهای آموزشی و اداری، برگزاری مراسم و جشنها، عضوگیری و بورسیه کارآموزان، برگزاری نمایشگاهها و بازارهای خیریه و جمعآوری مالی بهصورت کاملاً داوطلبانه و رایگان فعالیت مینمایند.
گروه بانوان همیار، جمعی از بانوان نیکاندیشی هستند که در قالب کمیتههای مشخص ازدواج و تأمین جهیزیه- درمانی و پزشکی- اردویی- آموزشی- اشتغال و... در توانبخشی مجتمع را یاری میدهند.
وضعیت رعد
مجید زندی گزارش مفصلی از وضعیت رعد عرضه کرده است. اکنون رعد را از نگاه این خبرنگار معرفی میکنیم.
توانمندی معلولان با هنر: دیدن معلولانی که تلاش دارند همراه دیگر افراد جامعه در صحنههای اجتماع حاضر باشند، یک رویداد اثرگذار، انرژی زا، امیدبخش با نشاط و پسندیده است و در این میان مشاهده معلولان حرکتی که ذهن خلاقی دارند و چه بسا از بهره هوشی بالاتری از بسیاری از آدمهای سالم فرحبخشتر است.
البته این افراد همواره نیازمند امکانات و توجه خاص خانواده و مسئولان جامعه هستند؛ چرا که بهرحال ضعف جسمی و حرکتی حتی اگر مانع فعالیت ذهن نشود، از تبدیل فکر تا عمل، نیازمند جسمی سالم هستند که اگر حمایت نباشد، حرکتهای ذهنی این افراد از رشد و بالندگی فاصله میگیرد و چه بسا در صورت تداوم به یاس و سرخوردگی هم تبدیل شود.
ایجاد تسهیلات و شرایط مناسب جهت حضور این افراد در صحنههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی از اهداف ارزندهای است که بسیاری از کشورها با در نظر گرفتن امکانات و تواناییهای خود نسبت به آن اقدام میکنند. اما در همین جوامع از جمله در کشور ما، گاهی افرادی برای کمک به معلولان جسمی و حرکتی
پیشقدم میشوند که آدمی را با بزرگواری چنین افرادی بیشتر آشنا میکند که چگونه آدمهایی، برای راحتی دیگران، رفاه و راحتی خودشان را فدا میکنند.
اخیراً آماری در کشور منتشر شد که نشان میدهد حدود 11 درصد از جمعیت ایران به نوعی از یکی از معلولیتهای جسمی، حرکتی و ذهنیاند از مراتب کم تا زیاد برخوردارند.
کارشناسان
معتقدند نگرش به معضل معلولیت ارتباط مستقیمی با جامعه دارد و فرد معلول همواره بار سنگین حضور در جامعه را با خود به همراه دارد. بنابر این اگر امکانات لازم را برای فرد معلول به نحوی ایجاد کرد که مانند افراد عادی در جامعه حضور یابند، شاید بتوان گفت که این فرد دیگر معلول نیست.
الحاق معلولین به بخش فعال جامعه مستلزم ایجاد فرصتهای مساوی و مناسب برای مددجویان است که در اولین قدم باید برای رفع محدودیتهای آنها اقدام کرد. اگر برای اشتغال معلولان از اماکن عمومی نظیر بوستانها، کتابخانهها، سینماها و بانکها و ادارات امکانات لازم فراهم شود، زمینه حضور این افراد در عرصههای مختلف اجتماعی به تدریج فراهم میشود و جامعه از توانایی آنان بهرهمند خواهد شد. در مقابل عدم توجه به نیازهای معلولان و نبود امکانات و شرایط اولیه جهت حضور این افراد در سطح جامعه باعث انزوا و کنارهگیری آنان از فعالیتهای اجتماعی میشود.
این بار برای دیدن معلولان جسمی و حرکتی، اما باهوش و پرتلاش، به مؤسسه رعد الغدیر در منطقه یافتآباد تهران رفتیم. میدان الغدیر، خیابان شهید جواد زندیه.
ورود ما با نوبت آموزش خواهران همزمان میشود، بعضی از روزهای هفته خواهران و بعضی روزها هم برادران. تعدادی از کارآموزان با ویلچر و تعدادی هم با عصا و برخی هم با شرایط دیگر.
یکی از کارآموزان مؤسسه رعد الغدیر که علاوه برکلاسهای خط، در زمینه مینیاتور و خاتم کاری نیز آموزش دیده است، روابط عمومی بهتری دارد و ابتدا هم خودش را معرفی میکند و میگوید: همین که هنر و فنی را یاد میگیرم و چنین روحیهای برای بقیه دوستانم وجود دارد این است که دیگر فکر نمیکنیم معلولیت ما را به رکود کشانده است بلکه ما همچون آب جاری و زلال میشویم که میتوانیم
برای خود و اجتماع مفید باشیم.
وی فکر و روح آرام را از ویژگیهای هنر معرفی میکند و میافزاید: با این که هفتهای یک روز به کلاسهای مؤسسه میآیم. اما احساس میکنم آموزش هنر به من هویت هم میدهد و حتی کارهایی که من میدانم و میتوانم تولید کنم که بسیاری از آدمهای سالم جسمی هم نمیدانند و بلد نیستند، آن کار را انجام دهند.
وی عمده مشکلات کارآموزان را مشکل رفت و آمد در سطح شهر میداند و میافزاید: بعضاً کار ثابت و دائمی هم برایم در سطح شهر درست شده بود اما چون رفت و آمد از خانه به محل کار برایم مقدور نبود و نیازمند صرف هزینههای گزاف بود و نیز نبود امکانات شهری مناسب با نیاز معلولان از قید کار زدم.
گاهی در سطح شهر با صحنههایی مواجه میشویم که برای ما عجیب و قابل باور نیست. مثلاً در مناطقی که قبلاً برای تردد معلولان با صرف هزینههای فراوان مناسبسازی شده بود، به یکباره شهرداری تصمیم به تخریب آن امکانات میگیرد و تردد ما را عملاً غیرممکن میسازد. بانکها، ادارات، به هیچ وجه شرایط مناسبی برای حضور معلولان ندارند و متأسفانه برای کمک به معلولان سرمایهگذاری نمیکنند. حتی تردد با مترو و اتوبوس هم برای ما امکانپذیر نیست چون برخی از ایستگاههای مترو آسانسور ندارند. این شرایط سبب شده که حتی اگر کار برای ما فراهم باشد باز هم به خاطر «مناسب» نبودن محیط شهری برای معلولان، امکان کار برای ما فراهم نمیشود.
وی میگوید: به عنوان نمونه برای هر مورد خروج از خانه مجبوریم 20 هزار تومان هزینه کنیم درحالی که یک فرد عادی میتواند فقط 2000 تومان و یا حتی سفر با مترو و اتوبوس، کمتر هزینه کند و به جاهای بیشتری هم برود.
این خانم مددجو با بیان این که «البته سامانه 6305 بهزیستی برای این کار به ما کمک میکند اما باید 5 صبح زنگ بزنیم و برای 5/7 صبح وقت بگیریم و بسیاری مواقع نمیتوانند به موقع به ما کمک کنند» در نهایت از من میخواهد که اسم او را در گزارشم نیاورم که من هم میپذیرم.
یکی دیگر از کارآموزان این مؤسسه که مشغول ساخت مجسمه چوبی است، میگوید: مشکل ما مربوط به اینجا نیست، اینجا به ما کار یاد میدهند، اما خود بهزیستی دست ما را نمیگیرد و ماههاست تقاضای وام را بیپاسخ گذاشته است.
مدتی است نامزد دارم و برای تأمین جهیزیه درخواست وام کردهام، هنر و کار ما درامد فراوانی ندارد، البته مؤسسه این تولیدات را در نمایشگاههای سطح شهر عرضه میکند، اما درآمد حاصل از آن کفاف نیازهای ما را نمیدهد و بهزیستی هم حقوق ماهانه ما را مدتی است که پرداخت نمیکند و ماهها تلاش کردم تا توانستم سمعک دریافت کنم.
یکی از مربیان مؤسسه هم درباره شیوه آموزش این مددجویان میگوید: بچهها علیرغم برخی محدودیتهای جسمی از هوش سرشاری برخوردارند و در فراگیری بسیار جدی هم هستند که مؤسسه به صورت رایگان به این افراد آموزش میدهد؛ اما کارهای تولیدی در داخل مؤسسه باقی میماند و با برپایی نمایشگاه عرضه صنایع دستی، در صورت فروش محصولات تولیدی معلولان، عمده مبلغ به سازندگان این آثار پرداخت میشود.
وی میافزاید: این افراد همین که در کار خود قوی میشوند، مؤسسه با آنها قرارداد میبندد و حتی تعداد کار مورد سفارش هم مشخص میشود.
سید علی طباطبایی که خود از مرحله شاگردی به مربیگری مؤسسه رعد الغدیر رسیده است در توضیح کارهای خودش هم میگوید: من 12 تا شاگرد دارم، 5 تا از بچهها به مرحله دوم راه یافتند که میخواهند در آزمونهای فنی و حرفهای شرکت کنند و بقیه هم مشغول هستند. وی میافزاید: علاوه بر این مؤسسه، در جاهای دیگری هم مشغول تدریس کامپیوتر هستم.
محمد احمد شمس فرزند احمد متولد 20 اردیبهشت 1346 در شهرستان کنگان از توابع استان بوشهر است و دارای مدرک تحصیلی لیسانس حسابداری، خانوادهای معتقد است. وی از دانشآموزان ممتاز و فعال مدرسه بود با شروع انقلاب حضور فعال در انجمنهای مدارس داشت. شروع جنگ موجب شد، عازم جبهههای غرب و جنوب شود و 13 ماه داوطلبانه و 24 ماه خدمت نظام وظیفه را در جبههها بوده است. پس از جنگ در بانک استخدام و مشغول به کار شد. پس از 6 سال کار بانکی با توجه به عملکرد مطلوبش و رضایت مسئولین وقت بانک از عملکرد او، مسئولیت ریاست اولین شعبه بانک به او سپرده شد. ریاست شعبه
آغازی بود تا مسئولین بهتر و بیشتر او را بشناسند و به پستها و مسئولیتهای بالاتر دست یابد.
از سال 75 شروع به کمک محرومین و آسیبدیدگان اجتماعی کشور نمود در سال 81 مبادرت به عضویت در فعالیتهای اجتماعی و مؤسسات خیریه جهت کمک به اقشار آسیبپذیر و کمکرسانی در زمینههای مختلف به محرومین دور افتاده استان بوشهر کرد.
در سال 89 مؤسسه مردمی به نام مؤسسه باران مهر لیان را تأسیس کرد. و در سال 90 با آشنا شدن با مجموعه رعد الغدیر تهران شروع به همکاری کرد.
با اخذ تجارب و دستاوردهای رعد الغدیر تهران، تلاش کرد همین الگو و مدل را در بوشهر اجرا کند. از اینرو برای معلولان جسمی و حرکتی استان بوشهر، اقداماتی در راستای توانبخشی آنها، ایجاد اشتغال برای آنها، راهاندازی آموزش و مهارتآموزی برای آنان و خلاصه مجموعه از خدمات مختلف در استان راهاندازی کرده است. اکنون به عنوان مدیرعامل مؤسسه باران مهر میباشد.
وی در 14 مردادماه 1344 در شهر قم چشم به جهان گشود. تحصیل در حوزه علمیه قم را تا مدارج عالی ادامه داد؛ به طوری که یک دوره دروس فقه و اصول فقه را در مرحله عالی یا به اصطلاح خارج فقه و اصول فقه در کارنامه خود دارد. و در کنار تحصیل حوزوی در دانشگاه هم تحصیل را ادامه داد. در رشته علوم سیاسی از دانشگاه آزاد اسلامی (قم) لیسانس دریافت کرد. از دانشگاه تهران در رشته مدیریت استراتژیک، کارشناسی ارشد دریافت نمود. نیز از امریکن یونیورسیتی American university فوق لیسانس و دکترا در رشته علوم سیاسی گرفت. ایشان دارای فعالیتها و خدمات گسترده فرهنگی و اجتماعی است. اما اینجا به معرفی خدمات مرتبط به امور معلولین ایشان میپردازیم.
سوابق تحصیلی:
1- لیسانس در سطح علوم سیاسی (دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم) و فوق لیسانس در سطح علوم سیاسی و دکترای در سطح علوم سیاسی (American university)، فوق لیسانس در سطح مدیریت استراتژیک
(دانشگاه تهران)
2- گذران دروس سطح و خارج فقه و اصول در حوزه علمیه قم
3- مدرس مرکز جهانی علوم اسلامی از سال 74 به مدت 10 سال
سوابق فرهنگی:
1- عضو هیئت مؤسس و هیئت امنای دانشگاه مهد علم کاشان
2- عضو هیئت امنا مؤسسه خیریه الزهرا (لندن - ضیا)
3- عضو هیئت رئیسه دانشگاه مهد علم کاشان
4- نائب رئیس هیئت مدیره انجمن بیماران خاص استان قم
5- رئیس هیئت مدیره مؤسسه نیکوکاری کاشانه مهر کاشان (معلولین جسمی - حرکتی)
6- قائم مقام تولیت موقوفات حسینی اردهالی
7- عضو کار گروه فرهنگی توسعه و عمرانی مشهد اردهال
8- معاونت امور پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد قم از سال 76 تا سال 80
9- برگزاری و مدیریت دهها نمایشگاه داخلی و خارجی در کشورهای مختلف جهان (در زمینههای توریسم، صنایع دستی و گردشگری، سنگ، چرم، نساجی و....)
سوابق توریستی:
1- رئیس هیئت مدیره آژانس هواپیمایی توریستی از سال 72 تا سال 84
2- مدیرعامل مرکز رزرواسیون هتلهای ایران و جهان (میعاد اقامت) از سال 75 تا سال 84
3- ساخت و راهاندازی و مدیریت مجموعه توریستی - تجاری هتل اردهال مجاور حرم حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه علیه در قم مشتمل بر مراکز تجاری و هتل 3 ستاره از سال 80 تاکنون
4- ساخت و راهاندازی و مدیریت هتل بینالمللی پارسیان در قم از سال 80 تاکنون
5- مالک و سرمایهگذار منطقه نمونه گردشگری مشهد اردهال
سوابق کاری:
1- رئیس هیئت مدیره شرکت گسترش ایثار
2- رئیس هیئت مدیره شهرک صنعتی پل
3- رئیس هیئت مدیره شرکت ایجاد سازه گسترش
4- رئیس هیئت مدیره جهان گستر سرمد
5- رئیس هیئت مدیره مجتمع تجاری زمزم قم
6- رئیس هیئت مدیره سماوات (سازمان مردم نهاد آموزش و اشتغال توانیابان)
7- قائم مقام تولیت موقوفات نظام مافی (مسجد، کتابخانه، صندوق قرض الحسنه)
8- قائم مقام تولیت پلی کلینیک دکتر رضاقلی نظام مافی
فعالیتهای اختصاصی که هم اکنون مشغول فعالیت میباشد:
1- منطقه نمونه گردشگری (خورشید اردهال) در صد هکتار شامل مجموعه اقامتی، بازارچه سنتی، رستورانهای مدرن و سنتی، فست فود، شهربازی سرپوشیده، سینما، قایق سواری
2- هتل بینالمللی پارسیا (استان قم) با 9000 مترمربع با امکانات سالن همایش با سوئیتهای اقامتی، رستوران، کافیشاپ
3- شرکت توریستی امید نور متخصص در زمینههای برگزاری تورهای داخلی و خارجی، برگزاری سمینارها و کنفرانس بینالمللی با بیش از دو دهه تجربه و فعالیت
4- شرکت ساختمانی ایجاد سازه وارد کننده محصولات نوین ساختمان و متخصص در امر ساخت و ساز مجتمعهای بزرگ تجاری و اداری در کشور با برند الهیه
5- بیمارستان و پلی کلینیک با بخشهای مختلف درمانی و مشاوره و توانبخشی (ارتوپدی، آزمایشگاه، دندانپزشکی، فیزیوتراپی، جراحی،....)
6- دانشگاه خصوصی مهد علم با بیش از هزار دانشجو در هفت رشته
7- ساخت بزرگترین مرکز آموزش، معلولین جسمی و حرکتی در خاورمیانه (مؤسسه کاشانه مهر کاشان NGO)
8- مرکز آموزش و نگهداری معلولین ذهنی (مؤسسه توانبخشی معلولین هاجر) (NGO)
حبیب علیزاده ماکویی(1)
او در 1346 چشم به جهان گشود و به عنوان مدیر پشتیبانی فنی و امور
1) . اطلاعات درباره ایشان توسط آقای ساعد مطهری عرضه شد.
ابتکارات در سماوات معرفی شده است.
او در رشته مهندسی اکتشاف معدن از دانشگاه صنعتی اصفهان در سال 1370 فارغالتحصیل شده و دارای این سوابق کاری است.
سوابق کاری:
سال 1371 الی پایان 1372 معاون کارگاه پروژه بازسازی کارخانه روغنکشی رودبار
1373 لغایت 1374 مدیر فنی شرکت پریست لوشان
1374 الی 1375 مجری پروژه مسکونی در منطقه شرق تهران (خصوصی)
1375 الی 1377 رئیس کارگاه پروژه گاز طبیعی
1377 الی 1377 سرپرست کارگاه قطعه دو محور جم به عسلویه (شرکت دوزر هشت ماه)
1377 الی 1378 سرپرست کارگاه پروژه بالاست راه آهن منطقه تهران - قم
1378 الی 1382 مدیر پروژه تأسیسات زیربنایی فرودگاه امام خمینی در زمان ساخت
1382 الی 1386 ریاست واحد فنی مهندسی فرودگاه امام خمینی در زمان بهرهبرداری
1387 الی 1392 شرکت صنایع یال به عنوان مشاور مدیرعامل و نماینده شرکت ساختمانی نیکادا
1392 الی 1394 مدیر فنی و مهندسی شرکت پارس سیلندر
1394 الی 1395 مدیر اجرایی شرکت طراحان نوین راهکار (نصب و راهاندازی سیستمهای اطفاء حریق)
1395 تاکنون رئیس واحد مهندسی شرکت پارس سیلندر
او در سال 1325 چشم به جهان گشود. به عنوان معاون امور مالی در سماوات مشغول به کار شده است. رزومه کاری و فعالیتهایش به این شرح است:
فارغ التحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران۱۳۵۰؛ رشته مهندسی متالورژی؛ مشاغل:کارشناس فنی کارخانه سیمان درود؛ مدیربازرگانی شرکتهای پارس توشیبا؛ عضو هیئت مدیره شرکتهای: تلاش «الکترولوکس، ساوالوکس»؛ صنایع
فلزی «شرکت ملی فولاد ایران»؛ شرکت صنایع چوب و کاغذ ایران«چوکا»؛ معاونت اجرایی مدیرعامل شرکت صنعتی صافیاد؛ شرکت پارس حفاظ «سازمان صنایع ملی ایران»؛ مدیر اجرایی شرکت سرمایهگذاری مسکن، پردیس؛ مدیر بازرسی کالاهای صادراتی و مدیر تدوین سیستمها و روشها و مدیر پشتیبانی بازرسی کالا، شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران «وزارت صنایع ومعادن»؛ و نهایتاً تیرماه سال ۱۳۸۸ بازنشسته؛ در حال حاضر: رئیس مجامع کانون مهندسین دانشکده فنی دانشگاه تهران، و انجمن اسلامی مهندسین؛ و مشاور انجمن مدیران صنایع ایران، دبیر سماوات.
وی در 3 بهمنماه 1325 در تهران چشم به جهان گشود. دوره شش ساله دبستان را در مدرسه ادب در سال 1332 تا 1338 و دوره متوسطه را در دبیرستان بهبهانی و جم تا 1345 به پایان رساند. سالهای 46 تا 48 خدمت سربازی را گذراند.
از مدرسه عالی ترجمه بین سالهای 48 تا 52 دوره ترجمه زبان انگلیسی را گذراند و لیسانس اخذ کرد و همزمان دوره مدیریت عمومی و از راه دور در لندن طی نمود. در سال 1354 از دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی فوق لیسانس دریافت کرد و بالاخره رشته روابط بینالملل را در انگلستان برای دریافت دکتری طی کرد. دوره دکترای او 1976 تا 1978 طول کشید.
زندگینامه و خدمات آقای مطهری طولانی است و اینجا فقط مواردی از زندگینامه و خدمات ایشان که مرتبط به امور معلولین یا نزدیک به این حوزه است، میآوریم. هر شخصی زندگینامه کامل ایشان را نیاز دارد میتواند به وب سایت سماوات مراجعه کند.
مدارک تحصیلی و گواهیها:
1 – اخذ گواهینامه " استاندارد سازی مهدکودکها " از سازمان ملی استاندارد ایران سال 1389.
2- اخذ گواهی شرکت در اولین کنگره بینالمللی بررسی صحنه جرم از سازمان پزشکی قانونی کشور 01/04/88 تا 03/04/1388.
3- اخذ گواهینامهها و شرکت و برگزاری اولین و دومین همایش انتخاب برترینهای پژوهشی و نوآوری در مدیریت شهری شهر تهران 1388-1387.
4– اخذ گواهی شرکت در نخستین کنفرانس بینالمللی ارگونومی ایران از انجمن ارگونومی ایران 18 و 19 اردیبهشت 1378.
5– اخذ گواهینامه آموزش دوره فنون و مهارتهای تور گردانی ویژه راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی از سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران سال1387.
6–
اخذ گواهی دوره آشنایی با قوانین و مقررات هوائی ویژه راهنمایان جهانگردی از سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری ایران سال 1387.
7- اخذ گواهی دوره یک روزه پیشرفته اطفاء حریق از سازمان آتش نشانی تهران و شرکت سال 1386.
8– اخذ گواهی دوره یک روزه سمینار آموزش عمومی اطفاء حریق از سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران سال 1386.
9 – اخذ گواهی دوره فنی پیشرفته امداد و نجات در حوادث در مورد کسانیکه در تصادفات صدمه میبینند و مبتلا به ایدز و هپاتیت میشوند. از سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی تهران سال 1376.
10- اخذ گواهینامه مدیریت فنی دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سال 1380.
11– طی دوره دکتری روابط بینالمللی از انگلستان 1976-1978.
12- اخذ فوق لیسانس علوم سیاسی از دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی 1354.
13- اخذ لیسانس ترجمه زبان انگلیسی از مدرسه عالی ترجمه 1348-1352.
14- طی دوره مدیریت عمومی از مدرسه مدیریت لندن.
15- طی دوره آموزش حسابداری و ممیزی مالیاتی در وزارت امور اقتصادی و دارائی 1350.
16– طی دوره دبیرستانهای (بهبهانی و جم) دوره شش ساله 1330-1345 و اخذ دیپلم طبیعی.
17– طی دوره شش ساله دبستان (ادب) 1332 -1338 و اخذ گواهینامه ششم ابتدایی.
عضویت و مسئولیت در انجمنهای فرهنگی، صنفی، علمی و فنی:
1– همیار و دبیر علمی اولین سمینار آسیایی – اروپایی مؤسسه آموزشی و توانبخشی و نیکوکاری رعد الغدیر در کاشان - ایران 1392.
2- عضو مؤسس و هیئت مدیره خیریههای مراکز آموزشی و توانبخشی و اشتغالزائی توان یابان سماوات 28 آبان 1392 و مدیرعامل انجمن خیریه
سماوات از سال 1396.
3– مدیر روابط بینالمللی انجمن خیریههای سماوات 20 آذر 1392.
4 – مدیر روابط بینالمللی مجتمع توریستی مرضیه. آذر 1392.
5– عضو مؤسس و عضو هیئت امنای مجتمع آموزشی – توانبخشی و نیکوکاری رعد گیلان - رشت1391 – 1392.
6- عضو کمیته فنی متناظر بینالمللی استاندارد گردشگری با عنوان "توریزم و خدمات مرتبط" و عضو کمیتههای فنی و ملی سازمان ملی استاندارد ایران 1389 –1395 و عضو خبره گردشگری سازمان جهانی ایزو در زمینه گردشگری معلولین. (سال 1395).
7– طراح و مجری کنفرانس ملی ایمنی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهر تهران. تهران – ایران.
8- مؤسس و دبیر کل رسمی کانون راهنمایان گردشگری ایران سال 1384.
9- عضو مؤسس انجمن فارغ التحصیلان علوم سیاسی و اجتماعی.
10- عضو مؤسس و رئیس هیئت مدیره مؤسسه فرهنگی - هنری و مطالعاتی آلمان.
عضویت در هیأتهای علمی و آموزشی مؤسسات، دانشکدهها و دانشگاههای ایران:
1– مدرس دانشکده علمی – کاربردی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی تهران 1386 -1389
2- مدرس جهاد دانشگاهی دانشگاه شهید بهشتی 1386.
3– مدرس مؤسسه آموزش خدمات جهانگردی پیام آوران 1382.
4– مدرس مرکز آموزشی بینالمللی ایران – تهران (1382).
5- مدرس مؤسسه آموزشی خدمات جهانگردی و هتلداری آوای جلب سیاحان 1379 -1382.
6- مدرس دانشگاه صنعتی شریف سالهای 70-85.
7- مدرس مرکز زبانهای خارجی دانشگاه صنعتی شریف.
8- مدرس دانشکده صنایع ایران - قزوین.
9- مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد چالوس.
10- پژوهشگر دانشکده اقتصاد دانشگاه (ملی سابق) بهشتی.
11- پژوهشگر دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی.
12- مدیر روابط عمومی و بینالمللی انجمن علمی مکانیک ایران.
مسئولیتهای اداری:
1- سرپرست دفتر مطالعات و برنامه ریزی و تکنولوژی اطلاعات و مدیر برنامه و بودجه و مشاور مدیرعامل سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران 1385 -1388.
2- مشاور حقوقی، مالی، مالیاتی و تأمین اجتماعی (دفتر خصوصی) 1362-1380.
3- مشاور حقوقی، مدیر جهانگردی و روابط بینالمللی کانون جهانگردی و اتومبیلرانی ایران.
4- عضو هیئتهای تشخیص مالیات وزارت امور اقتصادی و دارایی.
5- مشاور مالی و اداری دفتر مطالعات و معیارهای ساختمانی و مسئول دفتر روابط بینالمللی معاونت طرحها و بررسیهای وزارت آبادانی و مسکن.
آثار علمی و پژوهشی (تألیفات – ترجمهها – سخنرانیها) و فعالیتهای فرهنگی:
1– دبیر و سخنران اولین همایش مسئولیتهای فردی و اجتماعی مردم در جهت توسعه انسانی در مجتمع آموزشی – توانبخشی و نیکوکاری رعد. تهران – ایران (1391).
2- عضو دفتر هماهنگی مجتمع آموزشی نیکوکاری رعد شهرک غرب
3- سخنرانی در مورد بهبود توسعه پایدار در سازمانهای آتش نشانی کشور، در سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران سال 1388.
4- سخنرانی در دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران در رابطه با آسیبهای وارده به محیط زیست شهری، اطلاعرسانی و حقوق شهروندی.
5- ناظر علمی و ویراستار در ترجمه کتابهای علمی – تخصصی ایمنی و آتش نشانی سازمان آتش نشانی تهران. تهران – ایران. 1386 -1387.
6– طراح و مجری کنفرانس ملی ایمنی سازمان آتش نشانی تهران. تهران – ایران. 1387.
7- مؤلف اولین و تنها فرهنگ لغات تخصصی آتش نشانی از فارسی به انگلیسی و بالعکس سال 1387.
8– طراح و سرپرست اولین همایش بینالمللی یوگا در شیراز. شیراز – ایران. سال 1383.
پژوهشها:
1– بررسی پیوند موسیقی، نقاشی و شعر.تهران – ایران. سال 1387.
2– تلفیق شعر و موسیقی. تهران – ایران. سال 1387.
3– پژوهشی هنری درباره موسیقی عرفانی ایران و پیوند آن با موسیقی سنتی ایران. تهران - ایران. سال 1387.
4– تأثیر موسیقی در نفس از نظر متفکران اسلامی. تهران – ایران. سال 1387.
5– روانشناسی رفتاری و مهارتهای زندگی در کار. تهران – ایران. سال 1383.
6– ابزار و ویژگیهای شخصیت و کاهش فشار عصبی در محیط کار.تهران – ایران. سال 1383.
7 – دانش مدیریت شهری تهران – ایران. سال 1383.
8– شهر و ساکنانش تهران – ایران. سال 1382.
9- حقوق شهروندی و نقش سازمانهای غیردولتی در تقویت مشارکت اجتماعی.تهران - ایران سال 1381.
10– اوقات فراغت.تهران – ایران. سال 1380.
11– راهبردهای توسعه گردشگری شهری. تهران – ایران. سال 1380.
12– طراحی مجموعه تفریحی – گردشگری شهری از دیدگاه نظری.تهران – ایران. سال 1380.
13– پژوهش در طراحی مجموعه تفریحی – گردشگری جشنوارههای خاص. تهران – ایران. سال 1380.
14– سیاحت و زیارت جدید.تهران – ایران. سال 1380.
15– بررسی موانع فکری، اجتماعی و فرهنگی گسترش صنعت توریسم در ایران از دیدگاه جامعه شناختی. تهران – ایران. سال 1380.
16 – فرهنگ و وسائل ارتباط جمعی.تهران – ایران. سال 1354.
جزوههای آموزشی:
1- خلاصهای از حقوق مدنی (گردآوری) ساعد مطهری.قزوین – ایران. سال 1388 مورد تدریس در دانشکده صنایع قزوین.
ترجمهها:
1– آگاهی و ناامنی گزارش ویژه سال 1375.
2– چگونه میتوان از ابتلا به آنفولانزا جلوگیری کرد؟ سال 1374.
3– مقاله پزشکی کلسترول سال 1374.
4– غذاهای سرطانزا اثر جین کارپر سال 1374.
5– خوب خوردن (غذا خوردن در خارج از خانه) سال 1374.
6– سرماخوردگی، آنفولانزا، ذاتالریه سال 1373.
7– یافتههای ژنتیکی (کم کردن وزن و اثر بر روی چربیهای حاصله از سوخت و
ساز) سال 1371.
8- رژیم غذایی (پائین آوردن کلسترول) سال 1371.
تقدیرنامهها:
1– تقدیرنامه از مؤسسه خیریه توانبخشی آموزشی رعد گیلان به مناسبت اهتمام در تأسیس آن مؤسسه در روز افتتاحیه سال 1393 گیلان – ایران.
2– تقدیرنامه از مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر به مناسبت برگزاری سمینار بینالمللی در نیاسر کاشان دیماه 1392.
3– تقدیر و تشکر به مناسبت شرکت و برگزاری دومین سمینار برترینهای پژوهشی در مدیریت شهری از سوی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهرداری تهران سال 1387.
4– تقدیر و تشکر به مناسبت شرکت و برگزاری اولین سمینار برترینهای پژوهشی در مدیریت شهری از سوی مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهری تهران سال 1387.
5– تقدیر و تشکر به دلیل شرکت مؤثر در سمینار آموزش عمومی از سوی معاونت آموزشی سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران سال 1386.
او در آبان ماه 1349 در تهران متولد شد. در طفولیت بر اثر فلج اطفال پاهایش آسیب دید. اما به رغم مشکلات، تحصیلات را ادامه داد و پس از دوره متوسطه به دانشگاه راه یافت و از دانشگاه آزاد واحد قزوین در رشته مهندسی صنایع - تولید صنعتی کارشناسی دریافت کرد و کارشناسی ارشد را در رشته علوم اقتصادی از دانشگاه پیام نور کرج دریافت کرد.
وی از بنیانگذاران کانون معلولین توانا در قزوین در سال 1374 است و از شخصیتهای خدوم و پرکار در جامعه و فرهنگ معلولان بوده است.
مسئولیتها
مدیر عامل مؤسسه کانون معلولین توانا از سال 1390 تا کنون
نایب رئیس هیئت مدیره کانون سراسری تشکلهای بهزیستی کشور از سال 1394 تا کنون
عضو هئیت مؤسس و هیئت مدیره سماوات از سازمانهای مردم نهاد آموزش و
اشتغال توانیابان کشور از سال 1393 تا کنون
مؤسس کانون معلولین توانا در سال 1374 با شماره تأسیس 67
عضو هیئت امنا و هیئت مدیره کانون توانا از سال 1374 تا کنون
مدیر مسئول ماهنامه پیک توانا از سال 86 و تاکنون 64 شماره مجله منتشر شده است
مدیرعامل شرکت پرورش میگوی توانا ی قزوین از سال 82 تا کنون ( این شرکت فعلاً تعطیل است)
رئیس و نایب رئیس هیئت مدیره تعاونی مسکن معلولین توانا از سال 1374 تا کنون
رئیس هیئت مدیره صنایع الکترونیک البرز توانای از سال 88 تا کنون
نایب رئیس هیئت مدیره تعاونی فراگیر ملی تلاشگران معلولین توانا از سال 1391 تا کنون
مدیر صندوق قرض الحسنه توانا از سال 78 تا کنون
مدیرعامل شرکت صنایع الکترونیک البرز توانای قزوین از سال 81 تا 88
مدیرعامل تعاونی مصرف معلولین از سال 1380 تا 1384
مسئول منابع انسانی کانون توانا از سال 1374 تا 1380
مدیرعامل شرکت حمل و نقل البرز ترابر در سال 1380
مدیر پخش توانا (توزیع محصولات آرایشی بهداشتی به صورت مویرگی در استان قزوین)
معاونت اقتصادی در کانون معلولین از سال 78 تاکنون و ایجاد کارگاههای مختلف (در حال حاضر بیش از 550 نفر در این کارگاه ها فعالیت مینمایند)
مقاله و تحقیقات
· ارتباط سرمایه اجتماعی و توسعه اقتصادی
· نوبلیست های اقتصاد
سوابق آموزشی
· مدرک پایه 2 سیم پیچی از سازمان فنی و حرفه ای
· مدرک حسابداری درجه 2 از سازمان فنی و حرفه ای
· مدرک دوره ویراستاری
· دوره آشنایی با الزامات ایزو 9001:2008
· دوره آشنایی با ممیزی داخلی
· دوره آشنایی با اصول سرپرستی
· دوره مدیریت استراتژیک
· حضور در سمینار اشتغال ESPD در ترکیه درخصوص اشتغال معلولین
· حضور در سمینارهای مختلف استانی و کشوری
· گذراندن دوره های مختلف مدیریتی
جوایز
· کانون معلولین به عنوان کار آفرین برتر کشور در زمینه های اشتغال معلولین در سال 87
· کانون معلولین به عنوان کار آفرین برتر اجتماعی استان در سال 91
· کانون معلولین به عنوان کارآفرین برتر استان در زمینه تولید وخدمات در سال 92
انجمن خیریه سماوات الغدیر
شناسه ملی: 14005871684
شناسه اقتصادی: 411516765866
صندوق پستی: 13775148
شماره مجوز: 47839
مرجع صدور: وزارت کشور مورخ 23/04/95
شماره ثبت: 38723
تاریخ ثبت: 08/03/95
تلفن دبیرخانه: 88925845
فاکس دبیرخانه: 88926419
وب سایت: www.samavat.org
ایمیل: samavat95@yahoo.com
نشانی قانونی دفتر مرکزی سماوات: تهران، یافت آباد، میدان الغدیر، خیابان شهید جواد زندیه، ضلع شمالی پارک شهدای یافت آباد، پلاک1.
نشانی کنونی: تهران، خیابان کریمخان زند، خیابان استاد نجات اللهی (ویلای جنوبی)، نبش کوچه جرج جرداق (افشین سابق)، پلاک 269، ساختمان پردیس ویلا، طبقه ششم.
اسماعیل روحانی
تاریخ تولد: 1321
نام پدر: حسین
سمت در مؤسسه: رئیس هیئت مدیره
تحصیلات: مهندسی راه و ساختمان
علی سلطانزاده
تاریخ تولد: 1324
نام پدر: غلامرضا
سمت در مؤسسه: عضو هیئت مدیره و مدیر عامل
تحصیلات: مهندسی مکانیک
محمدمهدی کاشانچی
تاریخ تولد: 1324
نام پدر: محمد
سمت در مؤسسه: نائب رئیس هیئت مدیره
تحصیلات: مهندسی راه و ساختمان
مهدی آفریده
تاریخ تولد: 1345
نام پدر: مصطفی
سمت در مؤسسه: خزانه دار
تحصیلات: لیسانس مدیریت صنعتی
محمود طبیانی
تاریخ تولد: 1329
نام پدر: علی اکبر
سمت در مؤسسه: عضو هیئت مدیره
تحصیلات: دکترای مخابرات
تاریخ تولد: 1337
نام پدر: علی
سمت در مؤسسه: بازرس اصلی
تحصیلات: مهندسی عمران
تاریخ تولد: 1356
نام پدر: آقا جمال
سمت در مؤسسه: بازرس علی البدل
تحصیلات: لیسانس مکانیک
تاریخ تولد: 1314
نام پدر: حسین
سمت در مؤسسه: عضو علی البدل هیئت مدیره
تحصیلات: مهندسی راه و ساختمان
تاریخ تولد: 1341
نام پدر: مصطفی
سمت در مؤسسه: عضو علی البدل هیئت مدیره
تحصیلات: لیسانس الهیات
تاریخ تولد: 1328
نام پدر: رضا
سمت در مؤسسه: عضو هیئت امنا
تحصیلات: لیسانس عمران
تاریخ تولد: 1353
نام پدر: علی
سمت در مؤسسه: عضو هیئت امنا
تحصیلات: مهندسی برق و الکترونیک
سید علی ضیایی، علی سلطانزاده، محمدرضا هادیپور، محمد احمد شمس، سید ساعد مطهری، محمدحسن کریمینژاد، اسماعیل روحانی.
سید علی ضیایی، علی سلطانزاده، محمدرضا هادیپور، محمد احمد شمس، سید ساعد مطهری، محمدحسن کریمینژاد، غلامرضا احمدی بیداخویدی، اسماعیل روحانی.(1)
1- سید علی ضیایی عضو اصلی و رئیس هیئت مدیره
2- علی سلطانزاده عضو اصلی و نایب رئیس هیئت مدیره
3- محمدرضا هادیپور عضو اصلی هیئت مدیره و خزانهدار
4- سید ساعد مطهری عضو اصلی و مدیرعامل
5- محمد احمد شمس عضو اصلی هیئت مدیره
6- اسماعیل روحانی بازرس اصلی
1) . اطلاعات اعضاء هیئت مؤسس و هیئت امنا و هیئت مدیره از ساعد مطهری دریافت شده است.
سماوات تشکیلات نوپایی است که هنوز به خوبی آن را نمیشناسند. به منظور معرفی بیشتر آن به جامعه و نخبگان این فصل را گشودهایم.
این فصل شامل سه قسمت است: مصاحبه با سید ساعد مطهری مدیرعامل کنونی سماوات، معرفی ویژهنامه سماوات که به مناسبت اولین نشست در سال 92 منتشر شده و سوم دفترچه مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر.
مورد سوم یعنی دفترچهای که مؤسسه رعد الغدیر منتشر کرده نشانگر قوتها، ظرفیتها و تواناییهای این مؤسسه است. یعنی فارغ از حرف و سخن درباره تواناییهای این مؤسسه، با دیدن این دفترچه عملاً میتوان ارزیابی واقعی از این مؤسسه پیدا کرد. مؤسسهای که یکی از بنیانگذاران سماوات است و اکنون عضو مؤثر سماوات است.
آقای علیرضا آتشک برخی نکات و دیدگاههای آقای مطهری را گویا قبول نکرده و یادداشتهایی در حواشی این مصاحبه نوشته است. تمامی این حواشی را به نام خود آقای آتشک آوردهایم.
گفتوگو با سید ساعد مطهری
اشاره
30 فروردین ماه 1396 فرهیخته گرانقدر آقای مطهری به همراهی جناب آقای علیاصغر گواهی به قم تشریف آوردند و مهمان دفتر فرهنگ معلولین بودند. فرصت را غنیمت شمرده و از آقای مطهری استدعا کردیم فارغ از بحثهای عمومی و درد دلها دقایقی به بحث درباره سماوات بگذرد تا کتاب سماوات تکمیل گردد و زودتر آماده نشر شود. زیرا تاکنون فرصت یار نشده بود تا در خدمت آقای مطهری باشیم و از نظرات صائب و راهبردی ایشان بهرهمند شویم. لازم به اشاره است قبلاً به آقای سلطانزاده هم درخواست گفتوگو دادهایم.
1) . کارکنان خیریه رعد الغدیر جهت آموزش رایگان، توانبخشی و دندانپزشکی 10 نفر هستند. نیروهای داوطلب حدود 30 نفر عمدتاً پزشک و دندانپزشک نیکوکار هستند. واحد کارآفرینی اجتماعی که در جهت اشتغال فعالیت میکند دارای 220 نفر معلول جسمی حرکتی بیمه شده در رشته اپراتوری، دوزندگی و صنایع دستی میباشد که یک افتخار است. (علیرضا آتشک)
2) . کارمندان خیریه محک بسیار بیشتر از این رقم هستند و بیمارستان محک فقط در حدود 358 نفر پرسنل دارد. (علیرضا آتشک)
مشغول هستند، بصورت داوطلبانه با این مؤسسه همکاری میکنند. اما آنها در شیوه مدیریت خود برای داوطلب برنامه تعریف کردهاند یعنی هر کسی برای همکاری در آن مؤسسه حضور پیدا میکند، بر اساس امکانات و آمادگیهایی که دارد و تخصص و کمکی که میتواند بکند آنجا دستهبندی شده و از وجودشان استفاده میکنند، ولی خطمشی را خودشان میدهند. بنابراین داوطلب ضمن اینکه بسیاری از کارها را انجام میدهد، اما حوزه اختیارش مشخص است و در همان محدودهای که برایش مشخص شده خدمات میدهد.
خوب من میبینم شما یک مؤسسه به این ارزشمندی (دفتر فرهنگ معلولین) را با تعداد بسیار کم نیرو با این همه دستاورد دارید اداره میکنید، و خروجیتان مشخص است. هیچ کس به اندازه شما به نظر من، حداقل آنهایی که من میشناسم، چنین خروجی با این دقت را ندارند.، این جای تقدیر و تشکر و قدردانی و افتخاری برای من است که در خدمت شما هستم. بنابراین در این زمینه خواهشم این است که ما را راهنمایی بفرمایید که باید چکار بکنیم و چطوری برویم جلو که کارها درست بشود.
شما در صفحه 48 کتاب سماوات که مقدمتا آماده شده، مرقوم فرمودهاید که ماهیت کاری مؤسسه سماوات آموزشی است. یعنی در زمره مراکز اطلاعرسانی، علمی پژوهشی، خدمات رسانی پزشکی و توانبخشی نیست، بلکه وظیفه آموزش را برای خودش برگزیده است. خوب شرط اداره صحیح هر مرکزی این است که افرادی که آنجا دارند چرخ آن مؤسسه را میچرخانند، کارشان را بلد باشند و حتماً هم در زمینهای که میخواهند کار انجام بدهند همواره یک رفرشمنت کورس را بگذرانند. برای اینکه متولی بشوند و بتوانند کار و خدماتشان را بهتر و به روز انجام بدهند. چون هر روز تکنولوژی و جامعه دارد تغییر میکند بنابراین با تغییر جامعه باید جلو رفت. بنابراین برای هر مؤسسهای آموزش رکن اصلی میباشد.
بحث دوم موضوع اشتغال است که این مربوط به مدیریت سماوات نیست، بلکه مربوط به سماواتیان است. یعنی خیریههایی که آمدهاند سماوات را تشکیل دادهاند. یعنی آنها قاعدتاً باید روی دو بخش مهم آموزش و اشتغال توانیابان حرکت بکنند، که حالا برخیشان توانبخشی هم دارند، برخیشان توانبخشی ندارند. همین اخیراً چند روز پیش آقای سلطان زاده به من میگفتند که ما توانبخشیمان را کلاً به یک مؤسسه دیگر دادهایم.
من روزی که با مؤسسه رعد آشنا شدم، این مسئله را مطرح کردم که ما این همه
مؤسسه خیریه هستیم بیاییم هر کدام یک کار تخصصی هم انجام بدهیم. مثلاً اگر خیریه رعد در کار آموزش توانمندی دارد، امکانات دارد، جا دارد، به کار دیگر نپردازد، بلکه فقط به آموزش بپردازد. همه آموزشهای مربوط به خیریههای دیگر هم که بصورت زنجیرهای و بصورت شبکهای دارند با هم همکاری میکنند، اینها هم بیایند درواقع موضوعبندی کنند، آن موضوعاتی که مربوط به خیریه دیگری است که میتواند بهتر و خوبتر انجام بدهد، کار را به آن خیریه واگذار بکنند، و همکاری کنند تا آن مؤسسه در آن زمینه رشد پیدا بکند. اطلاعاتشان را بدهند، دانششان را بدهند، نظراتشان را بدهند تا آنها در آن زمینه کارشان را انجام بدهند. یک مؤسسه برود کار پژوهشی انجام بدهد، مؤسسه دیگر بیاید کار توانبخشی انجام بدهد، تقسیم کار بشود. در این صورت مشخص میشود هر مؤسسه چه فعالیتی دارد و جلوگیری میشود از موازی کاری و کارهای تکراری.
1) . پیشنهاد سماوات را رعد الغدیر ارائه کرده و آقای مطهری در ادامه به جمع اضافه شدند. (علیرضا آتشک)
اشتغال بر پایه نیاز بازار باشد و آموزشش هم بر پایه نیاز بازار باشد. خیریهها به ما گفتند که معلولین مهجورند در خانههایشان ایزوله شدهاند، همین قدر که آنها را از خانههایشان بیرون بیاوریم و بیایند اینجا سرگرم بشوند، کلی به نفعشان است. ولی خوب این برای افرادی است که سواد نداشته باشند، آدمهایی که هیچ چیز ندانند. اما بعدش چه؟ بعد یک عده اشخاصی هستند که اصلاً معلول نبودهاند بعد معلول شدهاند. اینها ممکن است مهندس باشند، پزشک باشند، متخصصهای مختلف باشند، برای اینها چکار میخواهید بکنید؟ پس مسئله این است که فکر کنید که معلولین را باید به چند گروه تقسیم بکنیم.
آنوقت چه کاری برای این گروهها باید صورت بگیرد.
یک گروه از معلولین آموزش لازم دارند، گروه دیگر فقط تفریح لازم دارند، گروه دیگر فقط کمک مالی لازم دارند، مشکل گروه دیگر آموزش و اشتغال است. اگر اشتغال هست و آموزش هست، آموزش و اشتغال بر پایه چه مبنایی است. هر چه دلتان خواست آموزش بدهید یا هر چه که او علاقه دارد یا اینکه اشتغالی باشد که بر پایه نیاز بازار باشد. متأسفانه وقتی که این کار انجام شد، حالا من نمیتوانم بگویم به عمد، ولی درواقع در آن دقت نشد و تا سال 95 زمان برد که ما بتوانیم مؤسسه را قانونی بکنیم. یعنی فعالیت سماوات بر پایه این بود که برود مجوزهای لازم را بگیرد، به ثبت برساند و پروانه فعالیت بگیرد. ولی در اساسنامه نوشته معلولین، ننوشته معلولین ذهنی، ننوشته جسمی حرکتی نگفته چه معلولی. من نظرم این است که حتی معلولین اجتماعی هم جزء معلولین محسوب میشوند. یعنی بچه خیابانی هم معلول است. بنابراین هرکسی که دارای معلولیت باشد میتواند عضو سماوات بشود. و ما باید برایش برنامهریزی بکنیم.(1)
اکثراً تاکنون قاعده بر این بوده که یک عده انسان خیّر کنار هم جمع میشدند، مثلاً یک شب میرفتند افطاری، آنجا با هم درد دل میکردند و یک دفعه تصمیم گرفته میشد که از یک عده یتیم نگهداری شود. بعد میرفتند یک مکانی را تأسیس میکردند و در این مکان کمکهایی را در قالب لباس، کفش و ... به این عزیزان ارائه میدادند، که شیوه مناسب و در جهت تکریم این عزیزان نبود. این
1) . این نظر شخصی آقای مطهری است. بر اساس توافق اولیه آموزش، توانبخشی و کمک به اشتغال معلولین جسمی حرکتی فصل مشترک اعضای سماوات میباشد. (علیرضا آتشک)
عزیزان تا سن هجده سالگی تحت پوشش این مؤسسات قرار میگرفتند و بعد از سن هجده سالگی از تحت پوشش این مؤسسات خارج شده و به علت عدم برنامهریزی برای آینده آنها، این افراد با مشکلات جدیدی مواجه میشدند. علت تمامی این مشکلات این است که کارهایی که در اینچنین مؤسسات برای این قشر از جامعه انجام شده علمی و مطالعه شده و برنامه ریزی شده نبوده است. هم اکنون مؤسسهای وجود دارد به نام آلاء که رسالت اصلی آن انجام کارهای خیر دانشبنیان میباشد.
ما برای مؤسسه سماوات کار مدیریت را انتخاب کردیم. یعنی این مؤسسه بررسی نیاز سایر مؤسسات خیریه، بررسی اساسنامه آنها و بررسی نقاط ضعف و قوت و جلوگیری از موازی کاری در بین این مؤسسات را برنامه اصلی خود میداند. اگر برنامه و اطلاعات تمامی این مؤسسات گرفته و بررسی شود، از کارهای بیهوده و موازی و هدر رفت منابع جلوگیری خواهد شد. بر طبق این برنامه، وظایف سماوات آیتم بندی و ایجاد خط مشی میشود، و در ضمن مدیریت سماوات پیگیری مسائل حقوقی و اداری این مؤسسات را بر عهده خواهد گرفت. مثلاً در بحث حقوق معلولین، مؤسسه سماوات این مسئله را به یک مؤسسه خیریه حقوقی برای بررسی و برنامهریزی ارجاع داده و خود کارهای اداری آن را دنبال خواهد کرد. نیاز بعدی معلولین آموزش میباشد که هدایت آنها به مراکز خیریه ذیربط از وظایف انجمن خیریه سماوات است. در مورد اشتغال معلولین هم نیازسنجی بازار، مدیریت، مشاوره و برنامهریزی برای آن رسالت این مؤسسه میباشد.
آقای ضیائی پیشنهاد کردند، حالا که خیریه سماوات به ثبت رسیده است و از این لحاظ مشکل قانونی نداریم، باید شروع کنیم به حرکت، و تا هم اکنون هم ممنون خیریه الغدیر هستیم که قسمت عمده زحمات را بر عهده گرفته بود. از این پس مؤسسه باید روی پای خود بایستد و یک جای مستقل داشته باشد و آنهایی که آمدند با ما مؤسسه سماوات را تشکیل دادند، بدانند کار باید چطوری پیش برود و چه انتظاری از ما دارند و ما چه انتظاری از آنها داریم. ایشان به من پیشنهاد دادند که بهعنوان قائم مقام سماوات کار را شروع کنم.
الغدیر است.(1)ما وقتی خواستیم حساب و کتاب دفاترمان را تنظیم کنیم ایشان گفتند ما حسابدار نداریم. من از خیری خواهش کردم، که این کار را بر عهده بگیرد. آقای ضیایی گفتند که در دفتر من جایی برای شما در نظر میگیریم، شما شروع کنید به برنامهریزی کردن و اینکه چطوری این کار باید صورت بگیرد. من گفتم چند روز دیگر عازم خارج از کشور هستم و تا چهل روز دیگر در ایران نیستم. بنابراین همه اینها موکول به این میشود که من بروم و برگردم و آنوقت به شما بگویم که میتوانم در خدمت باشم یا نه. و اگر بتوانم در خدمت باشم احتیاج به این است که از نیروی داوطلب استفاده کنیم و از اندیشهها و افکار همه سماواتیها استفاده بکنیم.
اگر شما بخواهید بصورت دستوری کار بکنید، شاید بسیاری از این مؤسسات قبول نکنند زیرا تحت پوشش شما نیستند. نظر من این است که مؤسسه سماوات جلساتی را برگزار کرده و در این جلسات درمورد مسائل مهم معلولین مثل اشتغال بحث شود، و اندیشهها و افکار جمع بندی شده و
1) . در زمان مدیریت آقای سلطانزاده چهار همایش برگزار شد، سایت و گروه تلگرامی شکل گرفت. بیش از یک میلیارد تومان به مراکز کمک بلاعوض شد و سماوات به ثبت رسید. (علیرضا آتشک)
در قالب کتاب یا مجله یا سایت در اختیار جامعه قرار گیرد. ما هم حاضر هستیم با شما همکاری کنیم. با این کار شما میتوانید سالانه چندین برنامه را به جامعه معلولین تزریق کنید. نظر شما چیست؟
اگر ما دانستیم نیازهای خیریهها چیست، در چه زمینههایی میتوانند با ما همکاری کنند، انتظاراتشان از ما چیست و ما چه انتظاراتی میتوانیم از آنها داشته باشیم و چه کمکی میتوانیم به هم کنیم، اگر به این نتیجه رسیدیم میفهمیم مثلاً ما پنج کار را بهتر است همگی انجام بدهیم و کارهای دیگر رفتن به بیراهه و هدر دادن منابع است. در نتیجه برای این پنج کار که همه روی آن توافق نظر دارند، برنامهریزی میکنیم که چقدر بودجه نیاز داریم، در سال چقدر میتوانیم انجام بدهیم، چقدر نیروی کار نیاز داریم، برنامه توسعه آن بر چه پایه خواهد بود، و بعد برای بازاریابی آن اقدام میکنیم. ضمن اینکه کار آموزش و حمایت و مسائل دیگر هم میتواند جزء کوچکی از کار باشد. مثلاً فرد خیری فقط میخواهد به سادات کمک کند، خیر دیگری ایتام را در نظر میگیرد و خیر دیگر نابیناها را مدنظر دارد که به آنها کمک کند، که برای این مقوله باید برنامهریزی جدا کرد. اما چارچوب کلی را باید بر پایه نیازها و خواستههای تشکیلدهندگان سماوات قرار داد. ضمن اینکه بعد از سال برنامهریزی، سماوات از تمامی مؤسسات معلولین اعم از جسمی حرکتی، ذهنی، اجتماعی و ... که حاضر هستند با سماوات همکاری کنند، درخواست دارد بیایند کارهایی که میتوانند انجام بدهند ارائه بدهند و بلعکس. در این حالت یک شبکه وسیع خواهیم داشت، که وقتی نیازها و توقعات خود را بخواهیم حقوقی کنیم و از دولت درخواست داشته باشیم، دیگر در چارچوب یک قشر از معلولین نیست بلکه تمامی معلولین جامعه را در بر میگیرد.
که هیچ اتاق فکری برایشان وجود ندارد و متأسفانه خیریهها به نظر میرسد هفتاد هشتاد درصد بودجه و منابع را هدر میدهند. هر کسی میآید بدون برنامه و هدف کاری را انجام داده و نیمه کاره رها میکند و میرود. امثال شما و جناب آقای سلطانزاده که به فکر هستید، از یک نقطهای کار را سریع شروع بکنید. برخی کشورها حراجیهایی برای صنایع دستی معلولین دارند ولی در کشور ما هیچ حراجی و یا بازارچهای برای معلولین وجود ندارد. یعنی منظورم این است که در هیچ زمینهای طرح و برنامه و فکر و اندیشه وجود ندارد، نه در نهادهای دولتی و نه غیردولتی.
کمک کنند چرا که درد یک معلول را فقط معلول میفهمد و یک فرد غیرمعلول نمیتواند مثل یک معلول راجع به هم نوعان خود فکر کند. اگر پایه آماری صحیح و برنامهریزی علمی مطالعه شدهای باشد آنوقت نتیجه خواهیم گرفت.
یک آماری را مؤسسه الغدیر از اعضایمان درآورده و بصورت دست و پا شکسته در اختیار من قرار دادهاند(1)که آن را برایتان ارسال میکنم و لیست خیریهها را نیز میگویم که خدمتتان تقدیم کنند. شما اول این اطلاعات را بررسی کنید، هر جا که اطلاعات ناقص بود، یک تماس بهعنوان مرکز پژوهشی برای تکمیل اطلاعات با این خیریهها بگیرید. البته ما این مؤسسات را توسط نامه و تلفن در جریان موضوع قرار میدهیم که، ما از دفتر فرهنگ معلولین خواستهایم که کار پژوهشی ما را انجام بدهند و پذیرفتهاند.
1) . متأسفانه لطف رعد الغدیر تبدیل به توقع و وظیفه شده است. تهیه آمار از وظایف مدیرعامل سماوات میباشد. (علیرضا آتشک)
ما یک بررسی کردهایم و به این نتیجه رسیدهایم که این راه به عنوان تنها شیوه درست نیست، بلکه یک شیوه در کنار چند روش دیگر است.در طول یک دهه فعالیت (حدوداً) بین یک هزار تا یک هزار و دویست نفر شاغل شدهاند. جمعیت معلولین در تهران اگر یکصد هزار نفر هم باشند یعنی یک صدم آنها شامل شدهاند و چند دهه طول میکشد تا همه شاغل شوند. بنابراین این شیوه برای همه معلولان راهگشا نیست.
مؤسسه ابابصیر در اصفهان کار جالبی را انجام داده بود. کارفرمای ماهری را پیدا کرده بودند که سرمایه نداشت. مکانی را بطور رایگان در اختیار او گذاشته بودند و تعدادی معلول را به او سپرده بودند تا آموزش لازم را به آنها بدهد و آنها را بکار گیرد. حقوق این معلولین بر اساس قانون کار پرداخت میشد و منافع این کار کلاً به آن کارفرما اختصاص مییافت. یک ناظر از طرف مؤسسه هم نظارت میکرد تا حقوق این معلولین رعایت شود.
با تشکر از جنابعالی که در این مصاحبه شرکت فرمودید.
ویژهنامه سماوات(1)
مراکز همسو یا سماواتیان در نشست اول استقبال خوب و بسیار از این طرح نمودند و نشست پر مایهای اجرا شد. گزارشها و مقالات و تصاویر این نشست در یک جلد گاهنامه با این مشخصات منتشر شد:
سماوات: ویژه نامه سمینار مراکز آموزشی و اشتغال زایی توانیابان، آبان 1392.
ساختار و مباحث
ظاهر و شکل این ویژه نامه بیشتر مجلهای است. هر چند در جاهایی به کتاب نزدیک شده است. در شناسنامه این ویژه نامه، عوامل تولید کننده را اینگونه معرفی کرده است:
شورای سیاست گذاری: علی سلطانزاده، علیرضا آتشک، معصومه فراهانی، سید علی ضیایی، ماشاءاله بخردی، سید ساعد مطهری
مدیر مسئول: علی سلطانزاده
سردبیر علیرضا آتشک
دبیر اجرایی: معصومه فراهانی
این ویژهنامه پنج فصل دارد: فصل اول (گزارشها و سخنرانیها) به گزیده سخنان دبیر سمینار، گزارشی از آغاز تا انجام سماوات، بیانیه افتتاحیه، فهرست مراکز شرکت کننده، برنامه زمانبندی میپردازد.
صفحه نخست این فصل با امضای علیرضا آتشک مدیر اجرایی سماوات آغاز میشود. این مطلب بسیار کوتاه و همراه دو بیت شعر سعدی است.
اما مطلب دوم با عنوان سماوات از ایده تا اجرا به قلم معصومه فراهانی با اطلاعات سودمند و ساختار محکم و حتی گرافیک و تصاویر مناسب به تاریخ تحولات سماوات پرداخته است.
مطلب سوم با عنوان امروز آرمان شهرمان را کلید میزنیم: اینجا است که خدماتمان ابدی و سرمدی میشود، پر از تعابیر تخیل آمیز و در نگارش این متن یا در بیان آن بیشتر از مخیله تا مدرکه وفاهمه و عاقله استمداد شده است.
معرفی مراکز و معرفی برنامه های نشست دو مطلب بعدی این فصل است.
1) . این گزارش توسط پژوهشگر دارای معلولیت محمد حسینی تألیف شده و ممکن است برخی نظرات او مقبول مدیریت دفتر فرهنگ معلولین نباشد.
فصل دوم (مقالات و کارگاهها)؛ لازم به توضیح است در جریان سه روز این نشست اکثر وقت حضار به حضور در کلاس درس و کارگاه میگذشت و افراد باید صبح و بعدازظهر مثل دانشجویان حاضر میشدند و به مطالب استاد گوش میداند.
استادان و مدیران کلاسها و کارگاهها از استادان دانشگاه بودند و همان سبک دانشگاه یعنی روش یک طرف بیان استاد و استماع شاگردان اجرا میشد. شبیه به کارگاه نبود بلکه شبیه به کلاس درس دانشگاه بود. با این تفاوت که افراد نمیدانستند این درس را چرا باید پاس کنند، جزوهای یا کتابی برای پیش مطالعه نداشت و مطالب عرضه شده با موضوع نشست یعنی اشتغال و مهارت آموزی به معلولین زاویه داشت.
لازم بود نسبت به کلاسها و کارگاههای برگزار شده ارزیابی صورت میگرفت و سودمندی آنها بررسی میشد. یا حداقل از شرکت کنندگان خواسته میشد در یک جلسه آراء و نظریات خود را بگویند. یا لااقل گزارش جامعی از کارگاهها و کلاسها عرضه میشد. اما در این فصل چند مقاله با این مشخصات آمده است:
مبانی سازماندهی و مدیریت از آیدین یاسمی
توانبخشی بهنگام و مبتنی بر جامعه از خسرو منصوریان
ازدواج معلولین از علی احمدی
توانبخشی شغلی از احمد به پژوه
آمدهایم اما نه پی حشمت و جاه از سید ساعد مطهری
جایگاه معلولین در تمدن سازی و اشتغال آفرینی از محمد نوری
ناتوانی و راههای پیشگیری از محمدحسن کریمینژاد
سازمان علم شاد زیستن از سونادا هیرو نوبو
توانبخشی به افراد معلول از مایکل هیل
از این نه مقاله، فقط دو مقاله مرتبط به نشست است و هیچ بحث و بررسی و ارزیابی از کارگاهها هم عرضه نشده است.
فصل سوم (مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر: دیروز، امروز، فردا): این فصل تماماً به معرفی خدمات و فعالیتهای رعد پرداخته است.
فصل چهارم (سماوات در قاب تصویر): شامل بیست تصویر است.
فصل پنجم (سماوات در آینه رسانهها): عمدتاً مصاحبهها و صحبتهای آقای آتشک با رسانهها و یکی دو مصاحبه با دیگر مسئولین سماوات است. مناسب بود مدیریت این ویژه نامه از افراد حاضر نیز مصاحبه میگرفتند.
زحمات مدیران سماوات در برگزاری نشستها بر کسی پوشیده نیست ولی هزینهها، محدودیت اوقات شرکت کنندگان و دیگر ویژگی چنین نشستهایی اقتضاء میکند، به روشی برگزار گردد که بیشترین تأثیر را داشته و مشکلی از هزاران مشکل جامعه هدف مرتفع گردد.
به رغم همه اینها، این ویژهنامه سند بسیار مهم مکتوب و تاریخی است که نشانگر بسیاری نکات است و پژوهشگران از این منبع میتوانند برای تجزیه و تحلیل این نشست استفاده کنند. از این رو لازم است از همه مسئولین سماوات جهت انتشار این ویژهنامه تشکر گردد.
ارزیابی محتوایی
برای کسانی که درصدد یافتن خطمشی سماوات هستند این تنها مدرکی است که بسیاری از جنبههای سماوات را میتواند نشان دهد. البته برخی جنبههای نشست اول را هم ندارد و درج نکردهاند. برای نمونه محتوا و مباحثی که در کارگاهها عرضه شد در این ویژهنامه نیامده است. نیز اطلاعات درباره تشکلهای همسو بسیار اندک است.
ساختار حاکم بر این ویژهنامه، مقتبس از شیوه دولتی در ایران است. بدنه اجتماعی که پروژه به نام آنها است حضور پر رنگ ندارند بلکه حضورشان موردی است بر عکس مدیران ارشد حضور گسترده و همه جایی دارند.
در مجموع باید گفت اصل این حرکت بسیار سازنده و مؤثر است و خوب بود برای دیگر نشستها هم سماوات چنین کتابی منتشر میکرد. تصور کنید همه مخارج مثل غذاها، هتل و پذیراییها از بین رفت و ماندگار نیست و تنها اثری که از نشست نیاسر در طول تاریخ میماند و نسلهای آتی میتوانند از آن استفاده کنند، همین اثر است. به همین دلیل در برخی کشورها، در همایشها، سرفصلهای مصرفی و مستهلک مثل غذا را حذف و به جای سرفصلهای ماندگار و ثابت و بادوام میآورند.
در ماههای نخست سال 96 کتابچهای با عنوان «گزارش عملکرد مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر برای ارائه به مجمع هیئت مدیره و هیئت امنا، سال 95» از رعد الغدیر به دستم رسید که بخشهایی از آن درباره سماوات است. این دومین سندی است که درباره سماوات منتشر شده و سماوات را میتوان با اتکاء بر این دو منبع شناخت.
نیاسر کاشان / 27-30 آبان 1392
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
تصویر
قزوین / 12 آذر 1393
تصویر
بندرعباس / 23-25 دی 1394
تصویر
تهران / 4-5 اسفند 1395
تصویر
تصویر
قرآن کریم.
اسحاق پیامبر هدیه الهی، محمد نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1392.
اعلام القرآن، عبدالحسین الشبستری، قم، بوستان کتاب، 1379.
امام خمینی و معلولان، علی نوری، توانمندان، 1396.
بروشور مؤسسه رعد الغدیر.
تفسیر روایی البرهان، سید هاشم بحرانی، ترجمه رضا ناظمیان، علی گنجیان و صادق خورشا، تهران، 1389.
توانش صفحه ویژه مباحث معلولیت و معلولان، روزنامه ایران، 1396.
حضرت شعیب: پیامبر جامعهساز، محمد نوری، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1394.
حقوق معلولان ایران، علی نوری، صبح صادق، قم، 1394.
دانشنامه دانشگستر، جمعی از نویسندگان، تهران، 1389.
دانشنامه ناشنوایان، به کوشش محمد نوری، تهران، 1385.
دانشوران روشندل، باقری بیدهندی، قم، 1376.
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی، بجنوردی، کاظم (سر ویراستار)، تهران، 1380.
دائرةالمعارف قرآن کریم، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، قم، 1386.
دکتر خزائلی، به کوشش قدرت اللّه عفتی، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1391.
روزنامه جمهوری اسلامی، 20 مهرماه 1394.
«سماوات از ایده تا اجرا»، معصومه فراهانی، ویژهنامه سماوات، ص 4-6.
صبر ایوب: ایوب نبی اسوه معلولان، خدیجه صفیزاده، قم، دفتر فرهنگ معلولین، 1393.
فرهنگ جاودان المیزان، علی تاجدینی، تهران، مهاجر، 1384.
کانال تلگرام سماوات @samavat
کتاب مقدس، انجمن پخش کتب مقدسه، 1969م.
کلیات شمس یا دیوان کبیر، به کوشش فروزانفر، امیر کبیر، چاپ اول.
گزارش عملکرد مؤسسه نیکوکاری رعد الغدیر، جزوه، تهران، رعد الغدیر، 1396.
لغت نامه، علیاکبر دهخدا، تهران، دانشگاه تهران، 1375.
مجله درة النجف، سال اول، 1328ق.
معلولان از نگاه امام حسین(ع)، اقدس کاظمی، توانمندان، 1396.
منشور حقوق معلولان، علی نوری، توانمندان، 1396.
«نخستین اندیشهها درباره معلولان»، محمد نوری، تواننامه، تابستان 1394، ص 7-11.
نکت الهمیان فی نکت العمیان، به کوشش احمد زکی، قاهره، 1911م.
ویژه نامه سمینار، مراکز آموزشی، اشتغالزایی توانیابان سماوات، تهران، آبان، 1392.
www.avaye-raad.com
www.baranemehr.ir
www.datadisability.com
www.etminannews.ir
www.farhang.gov.ir
www.farsnews.com
www.handicapcenter.com
www.iran-newspaper.com
www.irantavana.com
www.irna.ir
www.isna.ir
www.mehrnews.com
www.m-nori.com
www.negintehran.persianblog.ir
www.pasogroup.com
www.raad-alghadir.org
www.raad-alghadir.org
www.raad-charity.org
www.raadkerman.org
www.raad-ngo.persianblog.ir
www.radkaraj.com
www.r-alghadirpakdasht.ir
www.rasb-ngo.blogfa.com
www.samavat.org
www.sciah.com
www.tasnimnews.com
www.tavanyab.ir
www.tavanyaban.com
www.tavanyabanyazd.ir