ghaemiyeh.com
سرشناسه : سلیمانی، حسین، ۱۳۴۵ -
عنوان و نام پدیدآور : زیبایی و آراستگی «شرح رفتار شما با ظاهر» : رهنما(۱۱۵)/ نویسنده حسین سلیمانی. ؛ [برای آستان قدس رضوی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی] ؛ تهیه ادارۀ پاسخگویی به سؤالات دینی آستان قدس رضوی؛ تولید ادارۀ تولیدات فرهنگی آستان قدس رضوی.
مشخصات نشر : مشهد: آستان قدس رضوی،شرکت به نشر، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری : ۶۴: تصویر : رنگی ؛ جیبی
فروست : به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)؛ ۲۲۱۰.
مجموعه رهنما؛ ۱۱۵.
شابک : 978-964-02-2715-2
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : چاپ قبلی: انتشارات قدس رضوی، ۱۳۹۳.
عنوان دیگر : شرح رفتار شما با ظاهر
موضوع : زیبایی شخصی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : Beauty, Personal -- Religious aspects -- Islam
موضوع : راه و رسم زندگی (اسلام)
موضوع : Conduct of life -- *Religious aspects -- Islam
موضوع : فرهنگ ظاهرآرایی
موضوع : Beauty culture
شناسه افزوده : شرکت بهنشر(انتشارات آستان قدس رضوی)
شناسه افزوده : Behnashr Company(Astan Quds Razavi Publications)
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. اداره پاسخگویی به سئوالات دینی و اطلاعرسانی
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. اداره تولیدات فرهنگی
رده بندی کنگره : BP۲۵۲/۴۵/س۸ز۹ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۶۳۶
شماره کتابشناسی ملی : ۴۷۲۷۰۳۱
تصویر
تصویر
تصویر
زیبایی و آراستگی
شرح رفتار «شما» با «ظاهر»
به ظاهرت فکر میکنی ، و به رابطه ات با «او» ، از خودت سئوال می کنی:
1.سلامت و بهداشت چه نقشی در زندگی و ظاهرت دارد؟
2.چگونه آراستگی را رعایت کنی؟
3.لباس و پوششت چگونه باید باشد؟
4.خانه ات چگونه باید باشد؟
5.و به طور کلی رفتارت با ظاهرت چگونه باید باشد؟
«زیبایی و آراستگی» فرمول هایی هستند در جهت پاسخ به سئوالات بالا و شرح رفتار «تو» با «ظاهرت» بر اساس مبانی اسلام.
تصویر
یکی از ابعاد پیشرفت با مفهوم اسلامی عبارت است از سبک زندگی کردن.....مثل نوع مسکن ، نوع لباس.....مسئله خط ، مسئله زبان....این ها [قسمتی از] آن بخش های اصلی تمدن است که متن زندگی انسان است.....برای ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامی ، به شدت باید از تقلید [از غرب] پرهیز کنیم.
یک قلم و چند مداد رنگی دادهاند تا چیزی بکشی و رنگش کنی؛ یادت میآید دوران مدرسه را که معلم یادتان میداد چگونه نقاشی بکشید و میگفت: «بچهها نقاشیها وقتی قشنگتر میشن که چیزایی که کشیدیم رو همونجوری بکشیم و رنگ کنیم که خدا کشیده و رنگشون کرده»
و انسانی که کشیده بودی و رنگ سیاهش را پاک کردی و سعی کردی انسان را جوری بکشی که خدا میخواهد.این روایت نقاشی و رنگآمیزی است.
تصویر
تصویر
یک ریش فوقالعاده بلند، نسبتاً غیرتمیز! یک شلوار پلنگی هشت جیب، یک پیرهن بلند، چشمانی تیزبین و گاهی غیرتیزبین، کفشی نیمه ورکشیده، گاهی با جوراب و گاهی بیجوراب و در کل انسانی ژولیده و نامرتب که بوی عطر هرگز از وی استشمام نمیشود! خانهای که مرتب و منظم نیست و بوی زبالههایی که آشپزخانه را پُر کردهاند و... .
در ذهن بعضی ها،این تصور و تعریف غلط از یک انسان مسلمان و بهداشت وی است! یعنی به برخی آدمها تااز یک انسان مسلمان میگویی، ذهنشان میرود سمت چنین ظاهرها وچنین بهداشتی!
چرا باید به غلط چنین چیزی در ذهن برخی باشد؟
اگر همه ما به یکفرمول عمل کنیم، نقاشی و رنگآمیزی بخشی از زندگیمان به کلی تغییر میکند؛ این فرمول در خدمت سلامت و بهداشت است:
«یکی از موارد ایمان = نظافت و پاکیزگی»(1)
جدای از اینکه نظافت و بهداشت بخشی از فطرت آدمی است، انسان ذاتاً پاکی و پاکیزگی را دوست دارد. یک بُعد دیگر هم دارد؛ انسان مؤمن نشانه و نمونهای از اسلام هم هست. بخواهیم یا نخواهیم وقتی کسی اسلام و ایمان را به خودش وصل میکند، میشود نمونهای از اسلام؛ راه رفتنش، غذا خوردنش، زندگی کردنش، تیپ و ظاهرش و... همگی میشوند نمونهایاز اسلام و اگر به درستی باشند، میشوند تبلیغ خوبی برای اسلام و اگر به درستی نباشند... بگذریم!
آدمهای زیادی دیدهایم که فقط به خاطر تیپ و ظاهر غیرمنظم و پاکیزه، برخی انسانهای به ظاهر مؤمن تمایلشان به دین کم شده است و برعکس، آدمهای زیادی فرضاً یک روحانی را فقط و فقط به خاطر چینهای تمیز عمامهاش دوست داشتهاند و به تبع آن به اسلام هم علاقمند شدهاند. میخواهم بگویم مسئله پاکیزگی و نظافت، مسئله بسیار مهمی است:
1) . رسول خدا میفرمایند: نظافت از ایمان است و ایمان به همراه صاحبش در بهشتاند(مستدرکالوسائل، ج16، ص319).
وَاللهُ یحِبُّالْمُطَّهِّرینَ.
و خداوند پاکیزگان را دوست دارد.(1)
جریانی که برای یکی از علما رخ داده بود، ماجرایش بسیار عبرتانگیز است.
این عالم بزرگوار در حال مسافرت از شهری به شهری دیگر، در بین راه برایرفتن به دستشویی، در کنار مسجدی از ماشین پیاده میشود. راننده این عالم بزرگوار بعد از مدتی احساس میکند تأخیر این عالم در بازگشت به ماشین زیاد شده است و نگران میشود. به سمت دستشوییها میرود و میبیند که حاج آقا مشغول تمیزکردن و شستوشوی دستشوییهای آنجاست. راننده از آن عالِم عزیز به خاطر این کارش سئوال میکند و آن عالم در جواب میگوید:«غیرمسلمانها به این منطقه رفتوآمد دارند؛ خوب نیست ببینند دستشویی مسلمانها اینقدر کثیف است!»:
1) . توبه: 108.
کانَ«الرِّضَا» یدْخُلُ الْمُتَوَضَّأ فِی خُفٍّ صَغِیرٍ.
امام رضا [به جهت رعایت نظافت و بهداشت] برای دستشوییرفتن از کفش دیگری استفاده میکردهاند.(1)
واقعاً گاهی ما در حق اسلام خیلی جفا میکنیم. اسلامی راکه سراسر تمیزی و نظافت است و حتی برای چگونگیرفتن به دستشویی هم آداب خاص و ذکر دارد را درست رعایت نمیکنیم و باعث میشویم هم خودمان ضرر کنیم هم دیگران تصویر مناسبی از اسلام در ذهنشان نیفتد.
هیچ دین و شریعتی به اندازه اسلام و هیچ پیامبری به اندازه رسول گرامی اسلام به بهداشت و نظافت توجه نکرده است؛ توجه ویژه به مسواک، به بوی خوش، به آراستگی ظاهر، به تمیزی موها، به دفع به موقع زبالهها، به رعایت بهداشت محل زندگی، به رعایت بهداشت و نظافت خیابان و... . آنقدر روایت و آیه درباره نظافت و بهداشت داریم که ذکر آنها مجال وسیعی می خواهد و در اینجا فرصت برای بیانشان نیست؛ولی حیف که گاهی این مسائل را رعایت نمیکنیم:
1) . مکارمالأخلاق، ص121.
پیامبر از دوران کودکی، موجود نظیفی بود. برخلاف بچههای مکه و برخلاف بچههای قبایل عرب، نظیف و تمیز و مرتب بود. در دوران نوجوانی، سرشانه کرده، بعد در دوران جوانی، محاسن و سر شانه کرده، بعد از اسلام، در دورانی که از جوانی هم گذشته بود و مرد مسنّی بود، پنجاه شصت سال سن او بود، کاملاً مقید به نظافت بود.(1)
حالا بیایید همه باهم مانکن شویم! یعنی بشویم الگویی از اسلام وظاهر خودمان و زندگیمان را با نظافت و بهداشتی که مد نظر اسلام است، اسلامی کنیم.
توجه به بوی خوش، توجه به لباس تمیز، توجه به مسواک، توجه به از بینبردن به موقع موهای زاید بدن، توجه به چیدن به موقع ناخنها، توجه به حمامرفتن، توجه به بهداشت اماکن عمومی و اسلامی و... .
این آراستگی ظاهر کمکم به درون انسان هم سرایت میکند و وجود انسان را هم پاکیزه میکند. یک مغازهدار نمیتواند بگوید مغازهدار خوبی است، وقتی ویترین مغازهاش نامرتب و کثیف است و یک انسان مؤمن نمیتواند بگوید مؤمن کامل است، وقتی به تمیزی و نظافت و
1) . بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه تهران، 23/2/1379.
بهداشت اهمیت نمیدهد.
چه خوب میشود زندگی و چقدر لذتبخش میشود زندگیکردن اگر ظاهر خودمان و جامعهمان را همانگونهرنگآمیزی کنیم که خدا میخواهد و خدا سفارش کرده است.قلم رنگآمیزی به دست شماست. به چیزی که خدا میخواهد نگاه کنید و رنگش کنید.
تصویر
تصویر
در لباس و پوشش اگر مردی یک مایو که مربوط به استخر است را بپوشد و بعد با کفش پاشنهبلند زنانه و یک پیراهن مخصوص میهمانی ظاهر بشود، احتمالاً وی را به تیمارستان معرفی خواهیم کرد، یا مثلاً اگر کسی با آفتابه چایی بخورد،احتمالاً زودتر از فرد قبلی به تیمارستان معرفیاش میکنیم، یا مثلاً همین عنوان مطلب «کت شلوار با دمپایی دستشویی!»، اگر کسی این دو را با هم بپوشد، واقعاً انسان خندهاش میگیرد و میداند که اینها با یکدیگر تناسب ندارند.
حتماً تا به حال اسم خشکشویی را شنیدهاید؛ بعضیها لباس را میدهند فقط برای شستن و بعضیها لباس را میدهند به خشکشوییها هم برای شستن و هم برای اتوکردن. اگر کسی لباسش تمیز تمیز باشد، ولی اتو نداشته باشد، یک چیزی کم است؛ یعنی انسان پوشیدن لباس تمیز ولی غیر اتوکرده و غیر آراسته را نمیپسندد. اگر کسی موهایش تمیز باشد؛ ولی آنها را شانه نکرده باشد و ژولیده باشند، یک چیزی کم است و انسان موی تمیز را به تنهایی کافی نمیداند و... .
تمیزی به تنهایی کافی نیست. بعد از تمیزی، آراستگی هم مهم است.
استفاده از عطر، مرتب و منظمبودن موها، اتو کشیده و منظمبودن لباسها و حتی تناسب لباسها از جهت جنس، رنگ و... با یکدیگر همگی جزء آراستگی محسوب میشوند.همانگونه که هیچ دینی به اندازه اسلام به تمیزی اهمیت نداده است، هیچ دینی هم به اندازه اسلام به آراستگی اهمیت نداده است. پیامبر اسلام جدای از تمیزی، به آراستگی هم اهمیت میدادند(1)و همیشه لباسها، موها و ریشهایشان و... آراسته و مرتب بوده است
[پیامبر] وقتی میخواست نزد مسلمانان و رفقا و دوستانش برود، حتماً عمامه و محاسن را مرتب و تمیز میکرد، بعد بیرون میآمد. همیشه با عطر، خود را معطر و خوشبو میکرد. ... هر روز چند مرتبه مسواک میکرد. دیگران را هم به همین نظافت، به همین مسواک، به همین ظاهر مرتب، دستور میداد.(2)
اساساً تمیزی بدون آراستگی هیچ فایدهای ندارد و آراستگی هم بدون تمیزی بیفایده است. نمیشود کسی اتوکشیده؛ ولی کثیف باشد.
نمیشود کسی لباسش تمیز باشد؛ ولی اتو نداشته باشد؛ انسان هردوی اینها را کامل نمیداند.
خلاصه که اسلام همانند تمیزی، برای آراستگی هم فرمول دارد؛ یک فرمول کاملاً ساده که هم برای زنان است و هم برای مردان و تنها تفاوت میان زنان و مردان، در این فرمول خصوصیات جنسیتی آنان است که مثلاً بلندکردن ناخن برای زن زینت است و خوب است؛ اما برای مرد خوب نیست(1)و... . البته باید دقت شود وقتی ناخن بلند شد، باید آن را از نامحرم پوشاند.
با عملکردن به این فرمولدر کنار فرمول پاکیزگی، ظاهر انسان میشود مطلوب اسلام و ظاهر انسان همانگونه رنگ میشود که خداوند میپسندد.
«مرتببودن لباسها و تناسبشان + اصلاح و پیرایش + بوی خوش + استفاده از زینت = آراستگی انسان مؤمن»
1) . پیامبر به مردان میفرمودند: ناخنهایتان را بگیرید و به زنان میفرمود: بعضی ناخنهایتان را نگهدارید کهداشتن برخی ناخنهای بلند برای زنان زینت است (مکارمالأخلاق، ص66).
استادی همیشه سعی میکرد جدای از اتوکشیده و مرتببودن لباسهایش، رنگ آنها و مدل دوختشان هم با هم تناسب داشته باشد. همین کارش و همین توجهش در سفرهای تبلیغی هم دید خوبی نسبت به روحانیون داده بود و هم اینکه ارتباطش با جوانها و مردم رنگ دیگری گرفته بود.
علتش این است که انسان، زیبایی، آراستگی و تمیزی را دوست دارد و همچنین انسان آراسته، راحت تر و بهتر در دل مینشیند.پیامبر بیش از هر فرد دیگری به این موارد اهمیت میدادند وبه نظر میرسد یکی از دلایل مهم قرارگرفتن پیامبر در دل مردم هم همین بوده است.
بعد از مسئله لباس، مسئله اصلاح و پیرایش به وجود میآید؛ شانهکردن موهای سر(1)و صورت، منظمبودن آنها و... . این مسئله هیچ ارتباطی به دارایی یا نداری انسان نداردو از ویژگیهای انسان مؤمن است.(2)
بوی خوش(3)و استفادهکردن از زینت(مانند انگشتر) و هر نوعی از کارهای شرعی و حلال دیگری که به آراستگی کمک میکنند، برای
1) . پیامبر : کسی که موی سرش را نگه میدارد، باید با خوبی با آن رفتار کند (دعائمالاسلام، ج2، ص158).
2) . امام صادق میفرمایند: از ویژگیهای مؤمن، زیبایی و آراستگی در عین نداری است (اصول کافی، ج2، ص231).
3) . امام باقر میفرمایند: شایسته نیست زن آراستن خود]برای شوهرش[ را تعطیل کند؛ هرچند به انداختن گردنبندی باشد (اصول کافی، ج5، ص509).
جسم انسان نیز دارای فایده است.(1)
آخرین نکتهها در مورد آراستگی است.این مسائل خیلی مهم هستند. جدای از اینکه این مسئله در جامعه دارای جایگاه میباشد، در تحکیم بنیان خانواده ه مؤثربوده و اسلام به آن سفارش کرده است.(2)
زن و شوهرهای زیادی هستند که به خاطر رعایتنکردن این موارد از ناحیه شریک زندگیشان کارشان به جدایی و طلاق کشیده است. مردان زیادی بودهاند که زنانشان به آراستگی و تمیزی و آرایشکردن و... برای آنها اهمیت نمیدادهاند و بعد از مدتی یا جدا شدهاند یا اینکه همسرانشان به انحراف کشیده شدهاند و برعکس، این هم هست و زنان زیادی بودهاند که عدم توجه شوهرانشان به آراستگی باعث انحرافشان شده است:
امام رضا میفرمایند:
قال: إِنَّ فِیالْخِضَابِ أَجْراً وَالْخِضَابُ وَالتَّهْیئَةُ مِمَّا یزِیدُاللهُ عَزَّوَجَلَّ فِی عِفَّةِ النِّسَاءِ وَ لَقَدْ تَرَکالنِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْک
1) . پیامبر میفرمایند: استفادهکردن از بوی خوش، جسم را شاداب میکند(طبّ النّبی، ص25).امام صادق میفرمایند: شانهکردن سر، تب را از بین میبرد و شانهکردن ریش، داندانهای انسان را محکم میکند(اصول کافی، ج6، ص488).
2) . امام باقر میفرمایند: شایسته نیست زن آراستن خود]برای شوهرش[ را تعطیل کند؛ هرچند به انداختن گردنبندی باشد(اصول کافی، ج5، ص509).
أَزْوَاجِهِنَّ لَهُن.
خودآرایی مردان مایه افزایش عفت و پاکدامنی زنان است؛ ]چراکه[ برخی زنان بر اثر ناآراستهبودن مردانشان شوهرانشان را رها کردهاند.(1)
نکته آخر هم اینکه باید توجه شود، این کارها، این آراستگیها و آرایشها و زینتها باید در محدوده احکام الهی باشد، باید حد و حدود در آنها باید رعایت شود(2)و... .
امروزه حتی عطرهایی رواج پیدا کردهاند که توجه جنس مخالف را جلب میکنند و متأسفانه برخی زنان و مردان به جای آنکه از این عطرها و اینگونه مسائل برای همسرشان استفاده کنند، در جامعه و کوچه و خیابان گذر میکنند و باعث انحراف خود و دیگران میشوند.
اینکه زنی خودش را جوری آراسته کند که مردان نامحرم از وی خوششان بیاید، یا اینکه مردی به گونهای لباس بپوشد که مورد توجه زنان نامحرم قرار بگیرد و بعد بگوید: «اسلام گفته است آراسته باشید!»، یک شوخی بزرگ و مسخرهکردن اسلام است!این مسئله مثل این میماند که فردی دزدی کند و بعد بدهد به فقرا بگوید اسلام گفته است به فقیر کمک کنید:
یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکمْ عِنْدَ کلِّ مَسْجِد.
ای فرزندان آدم! زینت و آراستگی خود را در هر مسجدی همراه داشته باشید.(1)
1) . اعراف: 31.
تصویر
تصویر
همیشه وقتی یک عده از مردان میخواهند زنان را کمی به سخره بگیرند، یکی از دستاویزهایشان برای تمسخر، همین سئوالی است که بالا نوشتهام: «چه بپوشم؟».
این سئوال را معمولاً خانمها وقتی میخواهند به یک مجلس یا میهمانی بروند، میپرسند؛ یعنی با جدیت میتوان گفت که خانمی نیست که برایرفتن به میهمانی، با این سئوال مهم و چالشی روبهرو نباشد.
این سئوال با اینکه دستاویزی برای تمسخر شده است؛ امایک سئوال کاملاً مهم است که اتفاقاً دین اسلام هم به آن پاسخ گفته است؛ یعنی درست است که عدهای با این سئوال خانمها را مسخره میکنند، اما این سئوال به قدری دارای اهمیت بوده است که اسلام هم برای آن پاسخ درنظر گرفته است.تعجب نکنید! اسلام از قبل از تولد تا پس از مرگ برای زندگیکردن برنامه دارد. در این فرمولمیخواهم همه بشویم مانند خانمها هنگام رفتن به میهمانی و این سئوال را از اسلام بپرسیم:«چه بپوشم؟»،
فقط فرقش این است که اسلام یک فرمولمیدهد که این فرمول هم در میهمانی و هم در غیرمیهمانی به کار میآید.اساساً این فرمول
یک فرمول است برای پوشیدن، در هر مکان و در هر زمانی که باشد؛ فرقی ندارد در کدام کشور و کدام شهر باشیم، یا در چه مجلسی و چه جایی، فرقی ندارد در چه زمانی باشم، زمستان، تابستان، در قرن بیست ویکم میلادی یا قرن سوم هجری قمری! این فرمول در همه مکانها و زمانها کاربرد دارد.
فرمول پوشش و لباس از نظر اسلام این است:
«تمیز + ساده + راحت + موازین شرعی - مدل بیگانگان»
لباس یک انسان مؤمن در مرحله اول باید تمیز باشد. تمیزی معنایش نوبودن نیست؛ ممکن است یک لباس کمی کهنه شده باشد؛ ولی تمیز و مرتب باشد؛ پس به نظر میرسد این مدلهایی که متأسفانه جدیداً رواج پیدا کرده است که لباس را کثیف میکنند و با آن در خیابان میگردند، از نظر اسلام مردود است و اسلام این لباسها را نمیپسندد؛ این نکته اول.
نکته بعدی درمورد لباس این است که لباس باید ساده باشد. اسلام با لباس تجملاتی مخالف است. اسلام لباس ساده را برای انسانهای
مؤمن میپسندد. منظور از ساده هم مشخص است؛ هرکسی به اعتبار عرف عمومی دینداران جامعه اسلامی باید در نظر بگیرد، هر لباسی را که در نظر بگیرید،معمولاً بالاتر از آن هم وجود دارد، پایینتر از آن هم وجود دارد؛ پس انسان نباید خودش را گول بزند و لباسش را با بالاتر از خودش مقایسه کند و بگوید لباسم ساده است! عرف عمومی دینداران جامعه و شرایط زمانه مشخص است و انسان اگر یک مقدار انصاف داشته باشد، خودش متوجه میشود چه لباسی در عین مطابقت با زمانه، ساده است و چه لباسی تجملاتی محسوب میشود؛ فقط کافی است چشمانتان را ببندید و به روحتان مراجعه کنید، پاسخ را خواهید یافت.
امام رضا میفرمایند:
إنّ أهلَالضَّعفِ مِن مَوالِی یحِبّونَ أن أجلِسَ علَیاللُّبُودِ و ألبَسَالخَشِنَ، و لَیس یتَحَمّلُ الزَّمانُ ذلک.
دوستداران کوتهاندیش من دوست دارند که من روی نمد بنشینم و لباس درشت بپوشم، در حالی که زمانه[ما]این را نمیپذیرد.(1)
1) . بحارالأنوار، ج76، ص30.
مطلب بعدی درباره لباس، راحتی لباس است. انسان باید لباسی را انتخاب کند که در آن راحت باشد. منظور از راحتی، هم راحتی جسمی است و هم راحتی روحی. راحتی جسمی یعنی انسان لباسی به تن کند که بدنش را اذیت نکند، حالا این اذیت ممکن است به خاطر نوع دوخت یا مدل لباس یا تنگی و گشادی آن و... باشد. راحتی روحی هم یعنی انسان از اینکه این لباس را به تن دارد، احساس خوبی داشته باشد؛ ملاک احساس خوب هم یک چیز است: «رضایت خدا».
چرا این را میگویم؟ چون ممکن است فردی به خاطر هوای نفسش از یک لباسی خوشش بیاید و به علت فخرفروشی یا جلوهکردن در بین دیگران یا تکبّر،(1)آن لباس را به تن کند و به این علت ازداشتن آن لباس احساس راحتی روحی کند!
این کار یعنی به خاطر جلوهکردن در بین دیگران لباسی را پوشیدن، مناسب یک انسان مؤمن نیست. انسان مؤمن باید احساس راحتی روحیاش از لباسش به خاطر این باشد که احساس کند رضایت خدا را در نوع پوششاش برآورده کرده است؛ یعنی حتی هدفش از پوشیدن لباس هم باید این باشد که رضایت خدا را به دست بیاورد. قبول دارم سخت است انسان به همچنین مرحلهای برسد؛ اما لازم است انسان
1) . امام علی میفرمایند: از اخلاق قوم لوط در این امت است]مانند[ ... پوشیدن روپوش بلند از روی تکبّر که بر زمین کشیده میشود، گشودن و بازگذاشتن دکمههای پیراهن و قبا (کتابالخصال، ج1، ص331).
چیزهای خوب را برای خودش الگو فرض کند و سعی کند به سمت آن الگو حرکت کند؛ بعد اگر انسان این کار را انجام دهد، خدا خودش کمک میکند تا انسان کمکم به آن سطح مطلوب برسد:
اشتباه بعضی این است که خیال میکنند ظاهر مرتب باید با اشرافیگری و با اسراف توأم باشد؛ نه! با لباس وصلهزده و کهنه هم میشود منظم و تمیز بود. لباس پیامبر وصلهزده و کهنه بود؛ اما لباس و سر و رویش تمیز بود.(1)
نکته آخر هم اینکه انسانهای مؤمن نباید پوششان را مانند بیگانگان کنند. این مطلب هم مانند بحث سادهبودن لباس، عرفی است؛ یعنی به عموم مردم دیندار جامعه اسلامی باید مراجعه کرد تا معیارش دست انسان بیاید؛مثلاً کت و شلوارپوشیدن در شرایط فعلی، لباس بیگانگان محسوب نمیشود. شاید صد سال قبل اینگونه بود؛ولی در روزگار جدید اینطور نیست؛ اما مثلاً بعضی پیراهنها و شلوارهای پاره و تنگ با تصاویر عجیب و غریب و جملات عجیب و غریبتر رویشان، یا مدلهایی از لباس که بیشتر شبیه لباس ورزشی میمانند تا لباس عادی،
1) . بیانات مقام معظم رهبری در خطبههای نمازجمعه تهران، 23/2/1379.
یا کفشهایی که به کفش فرعون(1)شبیهتر هستند تا کفش انسان مسلمان! مشخص است که برخی لباسها ظاهر انسان را شبیه بیگانگان میکند، نه یک انسان مسلمان مؤمن!
یکی از عللی که خداوند به چنین مسئلهای فرمان داده است این است که پوشش، یک تبلیغ محسوب میشود. گردش انسانها در جامعه با پوششهایی که مناسب بیگانگان است، ترویج فرهنگ بیگانه محسوب میشود و این فرهنگ در مرحله لباس باقی نمیماند؛کمکم این لباسها، رفتار، خلق و خو، مدل حرفزدن و دیدگاههای انسان را هم تغییر میدهد!اولش شاید با پوشیدن یک شلوار مدل بیگانه شروع میشود؛ ولی همین شلوار کمکم تمام خلق و خو و اخلاق و رفتار را تغییر میدهد. نه فقط برای فردی که این لباس را میپوشد، دیگری هم که این لباس را میبیند و تمایل پیدا میکند که آن لباس را بپوشد، تغییر میکند و کمکم تغییر پوشش و رفتار در جامعه فراگیر میشود.
اگر این پوششهای بیگانه در روح و روان آدمها تأثیر نداشت، هیچگاه دشمنان یکی از کارهایشان برای تغییر فرهنگ در جوامع اسلامی را این مسئله پوشش قرار نمیدادند. دشمنان سالهاست یکی از محورهای تلاششان برای تغییر فرهنگ در جوامع اسلامی را همین ترویج پوشش بیگانه قرار دادهاند. این را از متن جامعه به راحتی میتوان تشخیص داد
1) . امام صادق میفرمایند: کفش باریک و نوکدار نپوشید؛چراکه آن کفش فرعون است و نخستینبار او این را پوشیده است (تحفالعقول، ص105).
و متأسفانه حتی گاهی دیده میشود برخی مردان به زنانشان اجازه میدهند با لباسهای نامناسب در جامعه ظاهر شوند.(1)
نکته دیگر اینکه انسان نباید به قول معروف،جوگیر بشود و فکر کند هرچیزی که خودش فکر میکند درست است و اگر تشخیص داد فلان پوشش بیگانه است،حتماً درست فکر میکند!
معمولاً برخی آدمها اینگونه فکر میکنند و بعد این تشخیصشان را برمیدارند و میزنند به سر دیگران و فوراً برچسب بیگانهشدن به انسانهای دیگر میزنند! ملاک در اینگونه موارد، عرف مردم دیندار جامعه است و باز هم تأکید میکنم، اگر کسی انصاف داشته باشد و وجدانش را بگذارد مقابل خودش،به سادگی میتواند تشخیص دهد که چه پوششی بیگانه محسوب میشود و این پوشش چه تأثیرات منفی به بار خواهد آورد. فقط کافی است انسان خودش را گول نزند.
حالا بیایید این فرمول را برداریم، روی کاغذ بنویسیم و برویم برای خرید لباس؛ نظرتان چیست؟!
1) . رسول خدا به علی میفرمایند: ای علی! هر مردی از همسرش اطاعت کند، خدا او را به صورت به جهنم بیندازد. علی پرسید: چه اطاعتی؟پیامبر فرمودند: مردی که به همسرش در پوشیدن لباس نازک اجازه دهد(مکارمالأخلاق، ص438).
تصویر
تصویر
محل خانه کجا باشد؟ با چه پولی خانه بسازیم؟ مساحت خانه چقدر باشد؟ دستشویی و حمام و اتاق خواب کجا باشند؟ در ساخت خانه از چه مصالحی استفاده شود؟ و... .
آدمی را نمیشناسم که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با سئوالاتی از جنس سئوالات بالا درگیر نبوده باشد.
مسئله خانه و مسکن هیچ ارتباطی به زمان ما یا کشور ما ندارد. هر جغرافیا و دوره و عصری را که نگاه کنید، خواهید دید همه انسانها در طول زندگیشان، به جهت نیازشان به یک سرپناه، خواه ناخواه مدتی ذهنشان را این مسئله خانه و مسکن درگیر کرده می کند؛ از آن همان دورهای که انسانها خانههاشان در غار بوده تا عصر حاضر که خانهها به صورت عمودی به آسمان عروج کردهاند. در زمانه ما با ظهور انبوهسازی در آپارتمانها و طرحهای کلان دولتی، ذهن انسان بیشتر سمت تهیهکردن پول برای ثبتنام در طرحهای مسکن است! در این عصر ما کمتر به محل ساخت خانه، نقشه خانه، مصالحی که لازم است برای ساخت به کار برده شود و... توجه میکنیم و بیشتر به دنبال این هستیم
که فقط یک خانه داشته باشیم؛ به قولی میگوییم:«خانه باشد، زهر عقرب باشد!»
حالا جا و نقشه و مصالحش زیاد مهم نیست! نمیگوییم اصلاً مهم نیست، بلکه به علت فشارها و مشکلاتی که داریم، بهداشتن حداقلها در خانه و مسکن راضی هستیم! غافل از آنکه خانه به اعتبار قرآن کریم، باید محل آسایش و آرامش انسان باشد و بیتوجهیبه جزئیات خانه، آرامش و آسایش را در پیش نخواهد داشت:
وَاللهُ جَعَلَ لَکمْ مِنْ بُیوتِکمْ سَکنا... .
و خداست که خانههای شما را محل سکونت و آسایش شما قرار داد ... .(1)
پس از این مقدمه،میرسیم به یک فرمول؛ فرمولی که درباره خانه است، خانه و مسکن از نظر اسلام. حالا هرکس در این زمانه و در این شرایط هرچقدر توانست خانهاش را به این فرمول نزدیک کند، خودش سود کرده است و خودش به محل آسایش و آرامش از نظر اسلام نزدیک شده است. فرمولخانه، خیلی جالب است. وقتی انسان به جزئیاتش دقت کند و آنها را با شرایط فعلی جامعه مقایسه کند،
1) . نحل: 80.
نکات بسیار جالبی توجهش را جلب میکند و متوجه شکاف و فاصله بسیار بزرگی میشود بین چیزی که عمل کردهایم و چیزی که اسلام میگوید.
نکته دیگری هم ذهن انسان را درگیر میکند و آن اینکه خصوصیاتی که اسلام برای خانه خوب در نظر گرفته است، مخصوص انسان مسلمان مؤمن نیست و هر انسان آزادهای وقتی به فرمول اسلام نظر کند، این فرمول را میپسندد و به عبارت دیگر، این فرمول اسلام یک فرمول بشری است و مختص به مسلمانان نیست.
و اما فرمول:
«ساخت با پول حلال + نقشه و جای مناسب + محله و همسایگان خوب + استحکام بنا - تجملات»
فرقی ندارد این پول حرام چگونه به دست آمده باشد؛ از طریق کلاهبرداری باشد، یا استفاده از موقعیت، رشوه باشد یا ...، خانهای که با پول حرام ساخته شود،حتی اگر آن پول حرام فقط یک آجر از تمام خانه باشد، خانه مطلوب از نظر اسلام نیست. این خانه برکتی نخواهد داشت و
همان یک آجر، میشود اساس خرابی و ویرانی حقیقی آن خانه.(1)
خانه باید در جای مناسبی قرار گرفته باشد. مقصود از این مورد، چیزی جدای از محله و همسایگان است و منظور موقعیت جغرافیایی خانه است؛ هم خود خانه و هم نقشه آن؛مثلاً جایی ساخته شود که زمین استحکام لازم را دارد، جایی باشد که اهل خانه به امکانات مورد نیازشان دسترسی آسانی داشته باشند، دستشویی و اتاقها جلوی چشم دیگران نباشد، از نظر جغرافیایی خانه دور از جامعه نباشد و زندگی در اطراف آن جریان داشته باشد، آب و هوای خوب و مناسبی داشته باشد و... . خانه باید محل آرامش باشد. نوع معماری خانه، مصالح، نقشه، قرارگرفتن اتاقها، آشپزخانه، حمام و دستشویی و... همگی بر روی روان انسان و آرامش انسان تأثیر میگذارد. معماریهای قدیم را حتماً دیدهاید یا برخی ممکن است در آن زندگی کرده باشند و یادشان بیاید؛ نوع معماری به گونهای بود که همه خانواده کنار هم جمع شوند، حیاط، حوض وسط، قرارگرفتن اتاقها و... . نوع معماری و نقشه خانه در آرامش و آسایش انسان و تربیت انسان مؤثر است. آرامش فقط برای افراد خانه خود انسان نیست. آرامشداشتن ما در خانهمان نباید باعث از بینرفتن آرامش دیگران بشود؛ به همین دلیل اسلام سفارش میکند به ساختن خانههایی که به خانه همسایه
1) . پیامبر میفرمایند: از استعمال سنگ حرام در ساختمان بپرهیزید که مایه ویرانی است(مستدرکالوسائل، ج3، ص472).
مشرف نباشد(1)و... :
شکل معماری در جامعه و در چگونه خانهای زندگیکردن، بخشی از فرهنگ جامعه را شکل میدهد؛ زیرا خانههای قدیمی ما یک نوع خانواده و خُلقیات بار میآورند(حیاط بزرگ، حوضی در وسطش و اتاقهایی در اطراف. از این اتاق، پدربزرگ درمیآید و از آن اتاق، دایی و از آن یکی هم عمو. بچههای خانواده، همه دور و بَرِ یک سفره جمع میشوند و در واقع، این خانه است که خانواده را به دنبال خود میکشاند) و آپارتمان نوع دیگری از خانواده ایجاد میکند. حتی شکلِ در و پنجره و ارتباط اتاقها با هم، به ناچار تأثیر خاصی بر ذهن و خُلق و منش و تربیت افراد دارد.(2)
معماریهای قدیم یکی از نکات مثبتشان همین مسئله بود؛ هم آرامش فرد و خانوادهاش و هم آرامش و آسایش همسایه؛ولی الأن آسمان خراشها آسایشها را بلعیدهاند. در معماری قدیم، برای راحتی
1) . ]ازحقوق همسایه بر انسان این است که[ ساختمان منزل خود را بلند نسازد که سبب آزار و اذیت او شود. نسبت به اشرافیکه به منزل او پیدا میکند، جلوی فضا و دیدگاه او را سد نکند و از ورود و خروج هوای سالم به منزل او جلوگیری نکند (مستدرکالوسائل، ج8، ص427).
2) . بیانات مقام معظم رهبری، در دیدار اعضایشوراهایفرهنگعمومیاستانها، 19/4/1374.
زنها و مردها دو نوع کوبه بر روی در نصببود که باتوجه به صدای متفاوتشان، شخصی که در خانه بود میفهمید مردی پشت در است یا زنی.
از این نکته که بگذریم، خانهای از نظر اسلام خوب است که در محلهای خوب قرار گرفته باشد و همسایگان فرد،انسانهای نیکوکار و صالحی باشند.(1)اسلام نگفته است در محلهای زندگی کن که انسانهای با ثروت زیاد زندگی میکنند، بلکه نیکوکاری و صالحبودن همسایهها را مورد توجه قرار داده است.
چرا؟ چرا این مسئله اینقدر مهم است؟ چون انسانهای زیادی هستند که فقط به علتداشتن همسایههای بد و آزارشان مجبور شدهاند خانههایشان را به قیمتهایی بسیار کم بفروشند و از آن محله بروند؛ چون انسان برای اینکه آسایش داشته باشد و در پرتو این آسایش بتواند به عبادت خدا بپردازد، لازم است در خانهای زندگی کند که محل و همسایگانش خوب باشند؛ اما خوب به اعتبار دین، اخلاق و نیکوکاری.
نکته دیگری که درباره خانه بسیار مهم است اینکه خانه باید بنایش مستحکم باشد.(2)بلایای طبیعی در زندگی انسان بسیار اتفاق میافتند؛ سیل هست، زلزله هست، رانش زمین هست، طوفان هست و...
1) . امام صادق میفرمایند: خانه را شرافتی است. شرافت خانه به ... همنشینان خوب است و خانه را برکتی است. برکت خانه، جایگاه خوب آن... و همسایگان خوب آن است(مکارمالأخلاق، ص126).
2) . امام صادق میفرمایند: خداوند دوست دارد وقتی بندهای کاری انجام میدهد، محکم و استوار انجام دهد (وسائلالشیعه، ج3، ص230).
خانه را باید به گونهای ساخت که در مقابله با بلایای طبیعی، حداقل اندکی مقاوم باشد. ما امروزه خانهها را به گونهای میسازیم که عمر مفیدشان گاهی به چهل سال نمیرسد و برخی از خانههای ما بعد از چهل سال بدون اینکه زلزلهای چیزی بیاید،تنها با وزیدن یک باد تند ممکن است ویران شود!
کشور ما و مردم ما از این مستحکمنبودن خانهها ضرر و زیانهای زیادی دیدهاند؛ یک نمونهاش زلزله شهرستان بم در استان کرمان با آن همه کشته! اگر خانهها مستحکمتر ساخته میشدند، وضعیت کشتهشدگان از زلزله به این سطحی که الأن هست، نبود. خیلی از کشورهای شرق آسیا زلزلههایشان بیشتر از کشور ماست؛ هم به لحاظ قدرت و هم به لحاظ تعداد و مدت زلزله؛ ولی میزان تلفاتشان از ما کمتر است، چرا؟ چون خانههایشان را مستحکم میسازند و به این دستور اسلام بیشتر از ما که مسلمانیم، توجه میکنند.
و اما تجمل؛تجمل خانه فقط به محلهآن یا به کاربردن مصالح ساختمانی خیلی گران و تجملاتی نیست؛ استفاده از نقشهای که نشان از تجمل باشد و اینکه حتی خانه دارای وسعتی بیش از حد کفاف خانواده باشد(1)هم تجمل محسوب میشود و در روز قیامت وبال گردن مالکش خواهد بود.(2)
مالکش خواهد بود (وسائلالشیعه، ج5، ص337).
هرچه انسان بیشتر با تجمل آجرهای خانهاش را بالا ببرد، بیش از قبل دینش پایین میآید. یکی از سعادتهای انسان و راههای پیروزی انسان بر مشکلات زندگی، داشتن خانهای خوب، تمیز و دارای وسعتی به اندازه است. اتاقها به اندازه و تمیز باشند، آشپزخانه و محل پخت و پز مناسب و درجایی راحت برای آشپز باشد، دستشویی و حمام تمیز و در جایی دور از چشم دیگران باشد و... .
هیچکس منکر این نیست؛ ولی گاهی دیده میشود انسانها برای اینکه به یکدیگر فخر بفروشند یا اینکه احترامی چیزی بین اهالی محل یا فامیل کسب کنند، دست به استفاده از تجمل میزنند. اینکه خانه تمیز باشد، وسعتشبه اندازه باشد و... به هیچ وجه چیزهای بدی نیستند؛ ولی قرار است خانه بشود مایه آرامش انسان تا انسان بهتر و بیشتر بتواند بندگی خدا را بکند، نه اینکه خود این خانه، ساختوساز، مصالح و نقشهاش و... بشود دلیلی برای آسایشنداشتن انسان در خانه ابدیاش ... ؛ قبر...
برای آن خانه چه کردهایم؟! مسکن مهر یعنی جایی که انسان به جهت اینکه آرامش دارد، مهرورزی میکند و مهربانی و همین مهرورزیکردن و مهربانیکردن برایش بندگیکردن را به ارمغان میآورد و میشود
دلیل تا در خانه ابدیاش آرامش داشته باشد. آرامش اصلی آنجاست. جوری زندگی کنیم که وقتی از دنیا رفتیم، خانه ابدیمان محل آسایش و آرامشمان باشد.
تصویر
تصویر
میدانید ضرورت چیست؟ ضرورت همان چیزی است که خودمان در حالت خودمانی به آن میگوییم ضرورت!
مثلاً وقتی دانشگاهی میخواهد اردوی کوهنوردی ببرد، میگوید:
«از آوردن وسایل غیرضروری خودداری نمایید!» یا مثلاً وقتی میخواهید با پدر و مادرتان به مسافرت یکی دو روزه بروید، اگر یک وانت گوشت گوسفند برای خوردن بار خودتان بکنید، پدر و مادرتان(در صورتی که خیلی موّدب باشند و به خاطر این کار به عقلتان شک نکند!) میگویند: «عزیزم اینقدرگوشت که نیاز نمیشود... فقط به مقدار ضرورت بیاور!»، یا مثلاً میگوییم: «انسان ضرورت دارد چیزی بخورد؛چراکه اگر نخورد، میمیرد!».
ضرورت در مورد بازاررفتن و خریدکردن هم به کار میرود.
در فرمول رفتار ما در خریدکردن از این ضرورت استفاده میشود و این فرمول از قرار ذیل است:
«آیا + ضرورت دارد + جنسی که میخواهم + بخرم؟»
مثلاً اگر قرار است تلویزیون بخرید، به خودتان بگویید: «آیا ضرورت دارد تلویزیون 42 اینچ بخرم؟» یا اگر قرار است خانه بخرید، بگویید: «آیا ضرورت دارد خانهای در محله فلان بخرم؟» یا اینکه اگر قرار است یک چیز ساده مثل پفک، لواشک، دمپایی و... بخرید، از خودتان این را سئوال کنید که آیا ضرورت دارد؟!
این سئوال را از خودتان پرسیدید، بعد چه میشود؟ بلافاصله بعد از پرسیدن این سئوال ممکن است تصویری از کارهای ضروری دیگری که میشود به جای این خرید انجام داد، ذهنتان را میگیرد؛
مثلاً ممکن است با خود بگویید تلویزیون میتواند کوچکتر هم باشد؛ پس ضرورتی ندارد آن تلویزیون 42 اینچ را بخرم. خانه میتواند در محله فلان نباشد و ضرورتی به داشتن خانه در آن محله نیست و... .
انسانهایی هستند هیچ احتیاجی به خانه و ساختوساز آن ندارند و حتی شغلشان هم این نیست؛ولی بیخود و بیجهت مالشان را صرف خانهای میکنند که نه خودشان و نه دیگری بنا نیست در آن ساکن شود و... استفاده از فرمول ضرورت چقدر برای این دسته از انسانها حیاتی و ضروری است.
امام رضابه نقل از رسول خدا میفرمایند:
فَلَاتَبْنُوامَالَاتَسْکنُونَ وَلَاتَجْمَعُوامَالَاتَأْکلُون َوَاتَّقُوااللَّهَ الَّذِی إِلَیهِ تُرْجَعُون.
چیزی که در آن سکونت نمیکنید را نسازید و چیزی که نمیخورید را انباشته نکنید و از خداوندی که به سوی او خواهید رفت، بترسید.(1)
ما برای مدت بسیار کمی اینجا هستیم؛ منظورم در این دنیاست. گاهی بعضی خریدهای ما مثل آن مسافرت دو روزه با پدر و مادر و یک وانت گوشت گوسفند است که به آن هیچ احتیاجی نیست و هیچ استفادهای از آن نمیشود.
این مدت کمی که در این دنیا حضور داریم،واقعاً و انصافاً ارزش بعضی چیزها را ندارد. هیچ مشکلی پیش نمیآید اگر به جای برخی خریدهای غیرضروری، کار ضروری دیگری بکنیم. آن ضرورت میتواند کمککردن به بعضی بچههای مناطق محروم کشورمان باشد که سادهترین احتیاجات زندگی را هم ندارند. آن ضرورت میتواند آیندهنگری و ذخیره
1) . بحارالأنوار، ج22، ص144.
کردن این پول برای زندگی بهتر فرزندانمان یا حتی خودمان باشد. آن ضرورت میتواند هزینهکردن آن پول در یک کار اقتصادی باشد. حتی همان مقداری را هم که تصور میکنیم، بسیار کم است. اگر کمکم ذخیره کنیم، میتواند در یک کار کوچک اقتصادی به یک انسان فعال در این زمینه کمک کند. خداراشکر در این زمانه با ظهور اوراق مشارکت و سهامهای مختلف شرکتها و... حتی با هزینه کم هم میشود سهم کوچکی در اقتصاد ایفا کرد.
به این فکر میکنم که چه دنیای قشنگی میشود اگر آدمها در خریدهایشان از این فرمول استفاده کنند:
آن وقتی که جامعه احتیاج دارد، میبینیم که با آن پولی که این آقا ... صرف یک خرید بیجا میکند ... در حالی که به آن نیازی هم ندارد ... این پولی است که اگر]باهم جمع بشوند[ ... صرف فلان پروژه عمرانی در کشور بشود، بخش عظیمی از مردم از آن استفاده خواهند کرد و از فقر رهایی خواهند یافت.(1)
1) . خطبههای نمازجمعه تهران، 15/8/1366.
تصویر
تصویر
زبان فارسی جزء فرهنگ ما و جزئی از سنّتهای ما محسوب میشود. ما با این سنّت چه کردهایم؟ از خود ما نویسندهها گرفته تا دیگران! یک وقت یک انسانی مثل بنده نسبت به بعضی چیزها در زبان فارسی، بعضی لغات و بعضی دستور زبانها و... جاهل است و میرود میپرسد، مقداری میفهمد و بر همان اساس مینویسد. این آدم رفته پرسیده، تلاش کرده که خودش را اصلاح کند، حالا در حد توان نوشتن و خواندنش را سعی کرده است فارسی باشد. این بنده خدا را نمیشود زیاد سرزنشش کرد. به هر حال تلاش خودش را کرده است؛ اما یک وقت است مجموعهای از آدمها اساساً هیچ علاقهای به استفاده از لغات فارسی ندارند و یک جورهایی ننگشان میآید از زبان بومیشان استفاده کنند؛ چرا باید اینگونه باشد؟ اسلام سفارش میکند به اینکه سنّتهای نیکو لازم است حفظ شود و نباید به آنها زیان وارد کرد.(1)
قبول کردیم که باید زبان فارسی را به عنوان بخشی از سنّت و
1) . حضرت علی به مالک اشتر درباره سرزمین مصر میفرمایند: سنّت نیکویی را که بزرگان این امتبه آن عمل کردهاند و رعیتبر آن سنّتبهنظام آمده و حالش نیکو شده است را مشکن و سنّتی میاور که به سنّتهای نیکویگذشته زیان رساند(نهجالبلاغه، نامه 53).
فرهنگمان حفظ کنیم. فرمولرفتار با زبان فارسی چیست؟ با این زبان باید چگونه تعامل کنیم؟ با این زبان باید چگونه رفتار کنیم؟
رفتار با زبان فارسی در فرمولزیر آمده است:
«تعمیق + گسترش - ورود لغات بیگانه»
زبان فارسی نیازمند تعمیق است. تعمیق از همان عمق و اینها میآید که مثلاً در استخر به کار میبریم. این تعمیق یعنی اینکه وارد عمق زبان فارسی بشویم، در سطح نمانیم. اینبه هر حال کار پژوهشگران است که وارد عمق زبان فارسی بشوند و مسائل مختلفی که در این باره وجود دارد را بررسی کنند؛ شیوههای آموزشی، لغات مختلفی که وارد میشوند و نیاز به معادلسازی دارند، شیوههای نوشتن و... تمام مسائلی که درباره زبان فارسی مطرح است و حتی بررسی همین هجمهها و مسائلی که علیه زبان فارسی اتفاق میافتد نیز جزء تعمیق محسوب میشوند. درست است که کار اصلی در خصوص تعمیق، بر عهده پژوهشگران زبان فارسی است؛ ولی ما مردم عادی هم میتوانیم در حد نیاز خودمان به زبان فارسی کمک کنیم و آن را گسترش دهیم و از ورود لغات بیگانه در کلام و نوشتار خودمان جلوگیری کنیم. ما میتوانیم حداقل
در روابط عادی روزمره خودمان از لغات فارسی استفاده کنیم و اگر یک لغت را یاد گرفتیم،کمکم لغات دیگر را هم بیاموزیم تا زمانی که تمام لغات خارجی از فرهنگ لغت نوشتاری و گفتاریمان حذف شوند.
شاید برایتان جالب باشد که بدانید روزی زبان فارسی، زبان علمی بخش قابل توجهی از جهان بوده است. قسطنطنیه قدیم، شبه قاره هند و خیلی مکانهای دیگر از زبان فارسی استفاده میکردهاند؛ اما بعد مهاجمان خارجی و انگلیسیها آمدند و اولین کاری که کردند، این بود که زبان فارسی را از بین ببرند و زبان انگلیسی و خارجی را در آن جا حاکم کنند:
زبان فارسی یک روزی از قسطنطنیه آن روز، از استانبول آن روز، زبان علمی بوده تا شبه قاره هند؛ اینکه عرض میکنم از روی اطلاع است. در آستانه- مرکز حکومت عثمانی -زبان رسمی در یک برهه طولانی از زمان، زبان فارسی بوده. در شبه قاره هند، برجستهترین شخصیتها با زبان فارسی حرف میزدند و انگلیسها اول که آمدند شبه قاره هند، یکی از کارهایی که کردند این بود که زبان فارسی را متوقف کنند؛ جلو زبان فارسی را با انواع حیله و مکرهایی که مخصوص
انگلیسهااست گرفتند.(1)
امید است همه در حد فهم و توانی که داریم، از این فرهنگ و سنّت بومی خودمان به درستی پاسداری کنیم.هرکدام از ما تکتک یک رسانه هستیم و یک تبلیغکننده و گسترشدهنده زبان فارسی. به هر حال ما از این زبان استفاده میکنیم. همین که در جامعه، در خانه، در محل کار، در کوچه و خیابان به درستی از زبان فارسی استفاده کنیم و خصوصاً از لغات بیگانه استفاده نکنیم، میشود ترویج و گسترش و تبلیغ زبان فارسی. شاید روزی تمام لغات بیگانه از زبان عزیزمان حذف شوند و اینکه ما روش ملتها و دولتهای کشورهای دیگر را به پیش نگیریم که انتهایشان رسید به اینکه چیزی از زبان بومیشان جز حرفهایی در لابهلای کتابهای کتابخانههای قدیمی نماند. ما به امید خدا زبان فارسیمان را به خوبی حفظ خواهیم کرد؛ تاریخ این را خواهد گفت:
یریدُاللهُ لِیبَینَ لَکم ْوَیهْدِیکم ْسُنَنَالَّذین َمِن ْقَبْلِک.
خدامیخواهد روشهای کسانی را که پیش از شما بودند برای شما بیان کند و شما را بدان هدایت فرماید. (2)
باید به سلامت و بهداشت ،آراستگی ، لباس و پوشش و مسکن در زندگی ات اهمیت بدهی و در همه این ها تمیزی و سادگی و رعایت موازین شرعی شرط است.
می دانی که باید در خریدهای زندگی ات ضرورت را در نظر بگیری و سعی کنی به کمک به دیگران به جای خرید های غیر ضروری اهمیت بدهی و در نهایت اینکه زبان فارسی را پاس بداری و از ورود لغایت بیگانه به این زبان جلوگیری کنی.این ها «زیبایی و آراستگی»برخی از جزئیات زندگی ات هستند.
اسلامی صدا و سیما.
2 . سر پوشش . مجموعه رهنما جلد 97 .علیرضا مستشاری .
پرسمان رضوی جلد7 . سبک زندگی (منشور زندگی در منظر امام رضا ).معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی