ghaemiyeh.com
سرشناسه:علوی، سیدمرتضی، ۱۳۲۹ -
عنوان و نام پدیدآور:قرآن و ریاضیات/ نگارش سیدمرتضی علوی؛ با مقدمه محمدعلی رضاییاصفهانی.
مشخصات نشر:قم: انتشارات پژوهشهای تفسیر و علوم قرآن، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری:۱۹۶ص.: جدول.
فروست:تفسیر موضوعی ویژه جوانان ؛ ۴.
شابک:۱۸۰۰۰ریال964-2534-14-2 :
یادداشت:پشت جلد به انگلیسی : Quran and mathematics.
یادداشت:عنوان روی جلد: قرآن و ریاضیات: اعجاز عددی قرآن، بررسی اعجاز عدد ۷، رابطه حروف مقطعه با ریاضیات...
یادداشت:کتاب حاضر با حمایت مرکز توسعه و ترویج فعالیتهای قرآنی وزارت ارشاد منتشر شده است.
یادداشت:کتابنامه : ص. [۱۹۳] - ۱۹۶.
عنوان روی جلد:قرآن و ریاضیات: اعجاز عددی قرآن، بررسی اعجاز عدد ۷، رابطه حروف مقطعه با ریاضیات...
موضوع:قرآن -- اعجاز
موضوع:ریاضیات در قرآن
شناسه افزوده:رضایی اصفهانی، محمدعلی، ۱۳۴۱ - ، مقدمهنویس
شناسه افزوده:ایران. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. مرکز توسعه و ترویج فعالیتهای قرآنی، حامی
رده بندی کنگره:BP۱۰۳/۶/ع۸۶ق۴ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۱۵۸
شماره کتابشناسی ملی:۱۱۴۳۰۲۵
اهداء:
به ساحت مقدس مادمان بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه سلام الله علیها و به پدر و مادر عزیزم که در طول زندگی زحمات زیادی برای من کشیده اند.
تشکر:
از زحمات استاد گرانقدر جناب آقای دکتر محمد علی رضایی اصفهانی و مدیریت پژوهش مرکز تخصصی تفسیر و مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی تشکر و قدردانی می نمایم و نیز از یاری جناب آقای نعمت الله صباغی در این اثر سپاسگزاری می کنم.
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
فهرست مطالب
قرآن کریم چشمه سازی جوشان است که برای همه زمانها و مکانها و نسلهای بشر آمده است. از این رو پاسخگوی نیازها و پرسشهای زمانه است.
پاسخهای قرآن بصورت تفسیر آیات الهی ارائه میشود که به دو شیوه اساسی ارائه میگردد:
الف: تفسیر ترتیبی: تفسیر آیات کل قرآن با یک سوره از ابتداء تا پایان که به صورت مرتب انجام میشود.
ب: تفسیر موضوعی: این شیوه تفسیری خود به دو روش فرعی تقسیم میشود.
اول: تفسیر موضوعی که موضوعاتش را از درون قرآن میگیرد، برای مثال مفسر آیات نماز یا زکات را از قرآن جمعآوری کرده سپس، با توجه به قرائن دیگر، به بحث و بررسی و نتیجهگیری از آنها میپردازد.
دوم: تفسیر موضوعی که موضوعاتش را از متن اجتماع یا علوم و وقایع عصری میگیرد و بصورت پرسش به محضر قرآن عرضه میکند، سپس مفسر آیات موافق و مخالف را جمعآوری کرده و با در نظر گرفتن قرائن دیگر (مثل روایات و علوم و شواهد تاریخی و. . .) به نتیجهگیری و استنباط میپردازد و پاسخ پرسش زمان خویش را مییابد، و به مخاطبان قرآن ابلاغ میکند.
از این رو «مرکز تحقیقات قرآن کریم المهدی» به عنوان نخستین مرکز پژوهشی کشور بر خود لازم دید که مجموعهای از تفاسیر موضوعی را فراهم آورد که پاسخگوی پرسشها و نیازهای زمان جوانان عصر خویش باشد.
نوشتار حاضر یکی از سلسله تفاسیر موضوعی از نوع دوم است که برای جوانان فراهم آمده است و با قلمی روان و مستند به آیات (و با توجه به قرائن روائی، علمی و. . .) به یکی از پرسشهای زمان در باب قرآن و ریاضیات پاسخ میدهد.
مقوله اعجاز عددی قرآن یکی از مسائل شگفتانگیز است که در عصر ما شاخههای مختلفی پیدا کرده و لازم است که جوانان مسلمان از دیدگاهها نسبت به آن آگاه شوند، و با شگفتیها و اشکالات و پاسخهای آن نیز آشنا گردند.
نویسنده محترم این اثر فاضل محترم جناب آقای سید مرتضی علوی از فارغ التحصیلان رشته تخصصی تفسیر حوزه علمیه قم میباشد که عمر خود را وقف قرآن کرده و به تحقیق و پژوهش پرداخته است.
امید است جامعه قرآن پژوه و جوانان قرآن دوست و متعهد از این اثر ارزشمند استفاده کامل کنند و دیدگاههای خویش را برای ما ارسال کنند.
در اینجا لازم است از نویسنده محترم که اثر خود را در اختیار مرکز گذاشت و از پژوهشگران مرکز که در آمادهسازی این اثر تلاش کردند، بویژه آقای نعمت الله صباغی و نصر الله سلیمانی تشکر کنیم. (1)
الحمدلله رب العالمین
قم - 17/12/1385
محمدعلی رضاییاصفهانی
1) 1) . آدرس: قم، خیابان معلم، معلم 9، جنب هتل یثرب، کوچه شهید محمدحسن احمدی، کوی نور، پلاک 91 تلفن، پیامگیر، نمابر:7739002-0251 t t t ص. پ:416-37185- قم Email: quran quransc. com info quransc. com WWW. quransc. com
درآمد:
همانطور که در بخش اوّل بیان کردیم اعجاز قرآن ابعاد کوناگونی دارد. از قبیل؛ فصاحت و بلاغت، محتوای عالی از پیامبری اُمّی، اعجاز علمی و. . .
برخی از نویسندگان و صاحب نظران در چند دهه اخیر بُعد دیگری برای اعجاز قرآن بیان کردهاند که همان اعجاز عددی قرآن است اینان ادعا میکنند که یک نظم ریاضی بر قرآن حاکم است. هر چند که در کتاب «الاتقان فی علوم القرآن» سیوطی، رد پای این فکر دیده میشود. (1)امّا تا چند سال اخیر این راز علمی پنهان مانده بود و با پیدایش رایانههایی (کامپیوترهای) که میتواند حسابهای بسیار زیادی را در مدت زمان کمی و با دقت بالائی انجام دهد، پرده از روی نظم ریاضی قرآن برداشته شد و اعجاز این کتاب مقدس بار دیگر بر جهانیان ثابت گردید. این صاحبنظران از این رهگذر نتایج دیگری هم میگیرند که
1) 3) . ر. ک: سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، ص 112 به نقل از مقاله اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن، عباس یزدانی، کیهان اندیشه، ش 67، ص 63.
اشاره خواهیم کرد. در رأس این گروه افرادی همچون رشاد خلیفه و عبد الرزاق نوفل و. . . هستند.
در مقابل آنان گروه دیگری از نویسندگان و صاحب نظران قرآنی، قرار دارند که این مطالب را نمیپذیرند. و برخی محاسبات آنان را خطا آلود میدانند. و حتی برخی نویسندگان با شدت هر چه بیشتر قسمتی از این مطالب را توطئه بهائیت معرفی میکنند و آن را یک جریان انحرافی میدانند و در این مورد به ادعای نبوت رشاد خلیفه و کشته شدن او استشهاد میکنند. (1)
ما ابتدا گزارشی از کتابها و نویسندگان دو گروه بیان میکنیم و سپس نتیجهگیری خواهیم کرد.
الف: موافقان اعجاز عددی قرآن:
در این مورد افراد زیادی کتاب و مقاله نوشتهاند که به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
دکتر رشاد خلیفه در خانوادهای از صوفیان مصر در شهر «طنطه» متولد شد و در سال 1971 م در شهر مکه رسماً به جرگه نائبان مکتب تصوف در آمد.
او تحصیلات جدید خود را تا کارشناسی در دانشکده کشاورزی عین الشمس قاهره کذراند و سپس کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه
1) 1) . بسام نهاد جرّار، اعجاز الرقم 19 فی القرآن الکریم، ص 21.
آریزونا (1959 - 1961 م) آمریکا گذراند و سپس دکترای خود را در دانشگاه کالیفرنیا (1962 - 1964 م) در رشته بیوشیمی گیاهی گذراند. (1)
او به مدت سه سال در مورد قرآن با استفاده از رایانه تحقیق کرده است. و نتیجه این تحقیقات را در سال 1351 ش به روزنامههای دنیا داده شد. (2)
کتاب او تحت عنوان «معجزۀ القرآن الکریم» در سال 1983 م در بیروت چاپ شد. (3)و به زبان انگلیسی نیز در آمریکا چاپ شد. (4)
تمام کوشش استاد مزبور برای کشف معانی و اسرار حروف مقطعه قرآن صورت کرفته است. و ثابت کرده است که رابطه نزدیکی میان حروف مذکور، با حروف سورهای که در آغاز آن قرار گرفتهاند، وجود دارد.
او برای محاسبات این کار از رایانه کمک گرفته است و بیان کرده که در 29 سوره قرآن حروف مقطعه آمده است که مجموع این حروف 28 حرف الفبای عربی را تشکیل میدهد (یعنی: ا - ح - ر - س - ص ط - ع - ق - ک - ل - م - ن ه- - ی) که گاهی آنان را حروف نورانی نامند.
او نسبت این حروف را در 114 سوره قرآن سنجیده است و به نتایجی رسیده است که به برخی آنها اشاره میکنیم:
نسبت حرف «ق» در سوره «ق» از تمام سورههای قرآن بدون استثناء بیشتر است. مقدار حرف «ص» در سوره «ص» نیز به تناسب مجموع حروف سوره از هر سوره دیگر بیشتر است.
و نیز حرف «ن» در سوره «ن و القلم» بزرگترین رقم نسبی را در 114 سوره قرآن دارد.
ایشان عدد 19 را یک عدد اساسی در قرآن میداند که از «تسعۀ عشر» (1)اخذ کرده و اعداد برخی آیات و کلمات را بر آنها تطبیق کرده و یک نظام ریاضی را ارائه میدهد.
ایشان با محاسبات زیاد و جدولهای متعدد به اثبات این مطالب میپردازد. و نتایج زیر را میگیرد:
الف: قرآن کلام خداست. محل حروف مقطعه قرآن در جای مشخص خود طرح پیشرفته توزیع الفبایی در سراسر قرآن را اثبات میکند. هیچ کس نمیتواند ادعا کند که این گونه طرح پیشرفته توسط انسان، هر قدر هم تعالی باشد قابل وصول باشد.
ایشان از رایانه میخواهد که تعداد تبدیلهای ممکن را به منظور کتابی مثل قرآن که از لحاظ ریاضی دقیق و حساب شده است محاسبه کند که 626 سپتیلون (000/000/000/000/000/000/000/000/626) میشود. که قطعاً از توان و ظرفیت هر مخلوقی خارج است. و کسی نه در گذشته، نه حال و نه آینده قادر نخواهد بود اثری همتای قرآن بیاورد.
1) 1) . مدثر/ 30.
و سپس اعجاز قرآن را از این مطلب نتیجهگیری میکند و حتی معجزات موسی و عیسی را از طریق قرآن اثبات میکند. (1)
ب: ترتیب موجود تدوین سورههای قرآن ترتیبی ملهم از ذات الهی است.
ج: ترتیب نزول سورههای قرآن، آنچنان که امروزه میدانیم از جانب خدای تعالی است.
د: محل نزول سورههای قرآن، اعم از مکی یا مدنی، مورد تأیید قرار میگیرد.
ه-: شیوه مخصوصی کتابت کلمات در قرآن را خدای تعالی خود دستور فرموده است. و لذا توصیه میکند کتابت قرآن (صلوۀ، به صلاۀ) تغییر داده نشود.
و: طریق خاص قرآن در تقسیم هر سوره به آیات با امر الهی صورت گرفته است.
ز: آیه «بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ» جزء لا یتجزای هر سوره، بجز سوره 9(التوبه) است. که آن را با دلایلی از نظم ریاضی ثابت میکند. (2)
مترجم محترم کتاب را از نسخه اصل انگلیسی ترجمه کرده و در سال 1365 توسط انتشارات دانشگاه شیراز منتشر شده است.
ایشان مقدمهای در باره معرفی نویسنده (رشاد خلیفه) و مقدمهای به عنوان «سخن مترجم» اضافه کرده است. و ضمایمی نیز آورده که مقادیر حروف را بر اساس حروف ابجد حساب کرده و حتی برخی خطاهای متن انگلیسی را یاد آور شده است. (1)
ایشان در کتاب خود که 110 صفحه است، میگوید 90% اوامر قرآن هفتگانه یا سهگانه یا یگانه است. و تکرار آنها در موارد خود لازم بوده است.
برای مثال: امر «اُعبدوا» (بپرستید) سه بار به همه مردم خطاب کرده است. و سه بار نسبت به اهل مکه در قرآن آمده و سه بار نسبت به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) آمده است و شعیب پیامبر سه بار به قوم خود گفته است و نوح سه بار و هود سه بار و صالح سه بار و عیسی (علیه السلام) سه بار گفتهاند که این سر غریب و عجیبی است.
ایشان از این اعداد منظم اعجاز قرآن را نتیجه میگیرند. (2)
این کتاب در 88 صفحه چاپ شده است و روابط ریاضی حروف مقطعه را بررسی کرده است. و بویژه حالات مختلف لفظ «اللّه» را بررسی کرده است.
این کتاب در سه جزء جداگانه چاپ شده است و سپس تحت عنوان «اعجاز عددی در قرآن کریم» توسط مصطفی حسینی طباطبائی ترجمه شده است. ایشان تلاش کرده تا نظام ریاضی تکرار واژهها را در قرآن نشان دهد. برای مثال:
واژه دنیا 115 بار و واژه آخرت نیز 115 بار آمده است.
واژه شیاطین و ملائکه هر کدام 68 بار در قرآن آمده است.
واژه حیات و مشتقات آن و نیز واژه موت 145 بار در قرآن آمده است.
ایشان در مقدمه کتاب این امر را معجزه الهی میداند و میگوید این توازن در کلمات قرآن ثابت میکند که امکان ندارد این قرآن جز وحی الهی باشد. چرا که فوق قدرت انسان و بالاتر از عقل بشری است. (1)(چرا که یک پیامبر در طول 23 سال از قرآن سخن گفته و توانسته است توازن کلمات خود را در جنگ و صلح و. . . حفظ کند و این غیر از معجزه چیز دیگری نیست.)
ایشان در یک فصل کتاب خود معجزه اعداد و ارقام را در قرآن مطرح میکند و مطالبی شبیه مطالب عبد الرزاق نوفل میآورد. (2)برای مثال مینویسد:
الرحمن 57 مرتبه
الجزاء 117 مرتبه
الفجار 3 مرتبه
العُسر 12 مرتبه
قل 332 مرتبه
ابلیس 11 مرتبه
المصیبۀ 75 مرتبه
الجهر 16 مرتبه
الشدۀ 102 مرتبه
المحبۀ 83 مرتبه
الرحیم 114 مرتبهالمغفرۀ 234 مرتبه
الابرار 6 مرتبه
الیُسر 36 مرتبه
قالوا 332 مرتبه
استعاذه باللّه 11 مرتبه
الشکر 75 مرتبه
العلانیۀ 16 مرتبه
الصبر 102 مرتبه
الطاعۀ 83 مرتبه
کاربرد روش سیستمها (راسل. ل. ا. ک) به ضمیمه تعبیر قرآن آربری، ترجمه محمدجواد سهلانی: ایشان در یک فصل کتاب مطالب رشاد خلیفه را ترجمه کرده و آورده است. (1)
اعجاز الرقم 19 فی القرآن الکریم، بسّام نهاد جرّار:
ایشان پس از آنکه نظام ریاضی دکتر رشاد خلیفه را توضیح میدهد و به آن اشکالاتی میگیرد. به صورت جدیدی اعجاز عدد 19 را در قرآن اثبات میکند. برای مثال میگوید: اعدادی که در قرآن آمده است 38 عدد
1) 1) . کاربرد روش سیستمها، (ص 52 - 80) .
است و این عدد از مضاعفهای عدد 19 است. و نیز تعداد اعداد صحیحی که به صورت مکرر در قرآن آمده است 285 بار است که این عدد هم از مضاعفهای عدد 19(19 285*15) است.
ایشان فصل سوم کتاب (ص 140 - 152) را به همین امر اختصاص داده است.
ایشان در جلد دوّم تفسیر نمونه زیر آیه اوّل سوره آل عمران بحثی را از دکتر رشاد خلیفه به صورت مبسوط گزارش میکنند. ولی قضاوت در مورد صحت و سقم آن را نیازمند بررسی فراوان میداند و لذا قضاوتی نمیکنند.
ایشان پس از ذکر مطالب دکتر رشاد خلیفه این نتایج را میگیرند:
الف: رسم الخط اصلی قرآن را حفظ کنید.
ب: این مطلب دلیل دیگری بر عدم تحریف قرآن است (چرا که اگر کلمه یا حرفی از قرآن کم میشد ارقام صحیح در نمیآمد) .
ج: اشارات پر معنا (در سورههایی که با حروف مقطعه آغاز میشود پس از ذکر این حرف، اشاره به حقانیت و عظمت قرآن شده است.)
و در پایان نتیجه میگیرند که حروف قرآن که طی 23 سال بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده حساب بسیار دقیق و منظمی دارد که حفظ و نگهداری نسبتهای آن بدون استفاده از مغزهای الکترونیکی امکانپذیر نیست. (1)
1) 1) . تفسیر نمونه، ج 2، ص 303 - 309.
ایشان کوشش نموده است تا اشکالاتی را که بر اعجاز عددی و محاسبات عبد الرزاق نوفل و رشاد خلیفه نمودهاند جواب دهد. او در ابتدا تمام مطالب رشاد خلیفه و عبد الرزاق نوفل را خلاصه کرده و بیان نموده است.
ایشان اشکالات را یکی پس از دیگری بر میشمارد و حتی برخی از آنها را به نقل از نامههای دکتر رشاد خلیفه پاسخ میدهد. ما در ادامه مطلب به برخی پاسخهای ایشان اشاره میکنیم.
ایشان هم مطالبی شبیه سخنان عبد الرزاق نوفل و دکتر رفیق ابو السعود میآورند.
ایشان نیز محور بحث خویش را عدد 19 قرار داده است. و آیه «بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ» را با آیه «تسعۀ عشر» (1)مقایسه میکند. و در پایان آیاتی را که 19 حرف دارد جمع آوری کرده است. و از همه مطالب کتاب اعجاز عددی و ریاضی قرآن را ثابت میکند.
ایشان با توجه به آیه سوّم سوره و الفجر که خداوند متعال به زوج و فرد سوگند یاد کرده است به فکر افتاده است که شاید یک نظام عددی بر مبنای زوج و فرد در قرآن باشد.
1) 1) . مدثر/ 30.
در نهایت جمع اعداد زوج دقیقاً مساوی با جمع تعداد آیات قرآن یعنی 6236 و جمع اعداد فرد مساوی با 6555 است که حاصل جمع شماره سورهها میباشد. و بدین ترتیب نمونه دیگری از اعجاز عددی قرآن را اثبات میکند. (1)
برخی نویسندگان با استفاده از کتاب فوق مقالهای تحت عنوان «بسم الله مفقوده» نوشته و مدعی شدهاند که نبودن بسم الله در صدر سوره توبه و تکرار آن در سوره نمل بسیار حکیمانه و از معجزات قرآن است. ایشان با استفاده از سورهها این مطلب را اثبات میکند. (2)
ایشان کار دکتر رشاد خلیفه را ادامه داده است.
و برای مثال میگوید در قرآن 34 مرتبه واژه سجده آمده که اشاره به 34 سجده نمازهای یومیه است.
ب: مخالفان اعجاز عددی قرآن:
در این مورد به چند کتاب و مقاله برخورد کردیم که بدآنهااشاره میکنیم و استدلالهای آنها را بیان میکنیم:
ایشان به شدت به کسانی که عدد 19 را یکی از اسرار قرآن میدانند حمله میکند. و آنها را نوعی دروغ بستن بر خدا دانسته است. (1)
سپس متذکر میشود که عدد 19 از شعارهای بهائیان است. که در نظر مسلمانان مرتد و کافر هستند.
و شواهدی میآورد که سال در نظر آنان 19 ماه است و هر ماهی نیز 19 روز است. و کتاب «البیان» آنان 19 قسمت است و هر قسم آن 19 باب است.
و عدد نمازهای یومیه آنها 19 رکعت است و. . . (2)
و دربخش دیگرمتذکر میشود که عدد 19 مختص قرآننیست وجملاتی را بیان میکند که بدون استفاده از رایانه براساس عدد19 شکل گرفته است در حالی که مطالب آن باطل است.
مثل: «لا بعث و لا حساب و لا جهنم لا صراط و لا جنۀ و لا نعیم و. . .» (19 حرف است و 4 الف دارد.) (3)
1) 1) . تسعۀ عشر ملکاً، ص 11 - 12
2) 2) . همان، ص 33 - 37
3) 3) . همان، ص 75 - 76(البته سخن ایشان قابل خدشه است چون جملات کوتاه با فکر قبلی و در یک زمان خاص و با همین هدف ساخته شده است. امّا قرآن کریم در طی 23 سال به صورت متفرق در جنگ و صلح و. . . توسط یک انسان اُمّی آورده شده است. و تناسب و نظام ریاضی آن (اگر مبنای 19 صحیح باشد) امر شگفت انگیزی است که از توان سخنرانان عادی بشر خارج است علاوه بر آن قرآن دارای محتوای بسیار بلند و همراه فصاحت و بلاغت است که این نظام ریاضی نیز همراه آن شده است و این جملات همان سخنان معمولی بشری است. پس قیاس این جملات با قرآن صحیح نیست.)
و سپس بیان میکند که رابطهای بین بسم الله الرحمن الرحیم و حروف مقطعه سورهها و جهنم (نوزده ملک جهنم) وجود ندارد. (1)
و در بخش دیگری خطاهای عددی قائلین به اعجاز عددی را توضیح میدهد. (2)
ایشان تقریباً همان مطالب حسین ناجی محمد را تأیید و تکرار میکند.
ایشان هر چند خود به نوعی اعجاز عدد 19 را در قرآن پذیرفته است امّا با ذکر مطالبی خطاها و اشتباهات دکتر رشاد خلیفه را بیان کرده است.
او مینویسد: بعد از تحقیق در مورد تکرار حروف در سورهها متوجه شدم که دکتر رشاد خلیفه به صورت عمدی دروغ گفته است تا اینکه به نتایج مورد نظرش در تکرار حروف در هر سوره برسد، و ثابت کند که همگی بر عدد 19 قابل تقسیم است. (3)
ایشان در جای دیگر به انجراف فکری رشاد خلیفه اشاره کرده و میگوید پس از آنکه کتاب «معجزۀ القرآن الکریم» از ایشان چاپ شد و اشکالات آن ظاهر شد، رشاد خلیفه (که امام جماعت مسجد توسان بود) با نمازگزاران اختلاف پیدا کرد. و او را طرد کردند و رشاد خلیفه مرکزی را افتتاح کرد و سنت را منکر شد. و در نعایت ادعای نبوت کرد. و سر انجام نیز بوسیله کاردی در همان مرکز کشته شد. (4)
ایشان در مقالهای مفصل در مجله کیهان اندیشه (1)اشکالات متعددی نسبت به برخی از کتابها مقالاتی که اعجاز عددی را پذیرفتهاند، مطرح میکند. و این جریان را انحرافی دانسته که موجب سرگردانی افراد میشود.
ایشان با تذکر این نکته که در قرآن به وصفی برخورد نمیکنیم به جنبه لفظی قرآن آن هم از زاویه اعجاز عددی نظر داشته باشد. (و همینگونه د راحادیث)
دکتر رشاد خلیفه میگفت: بسم الله الرحمن الرحیم دارای 19 حرف و تک تک کلمات این آیه اوّل قرآن به صورتی که بر عدد 19 قابل تقسیم است در قرار به کار رفته است. چنانکه در کل قرآن 19 مرتبه «بسم الله» و 2698 بار «اللّه» و 57 بار «رحمن» و 114 بار «رحیم» به کار رفته است.
و ایشان در جواب مینویسد:
از این آمار فقط رقم 57 صحیح است و سپس تذکر میدهد که برای اینکه عدد «اللّه» درست شود باید واژخ «بالله و تالله و للّه و فالله» را حساب کنیم امّا «اللّهم» را حساب نکنیم و یا واژه «اسم» در قرآن 22 بار آمده و «باسم» فقط 7 بار به کار رفته است. (2)- 3
سپس به استفادههای ذوقی از آیات قرآن اشاره میکند و مینویسند:
«ن» در سوره «ن و القلم» 131 مرتبه آمده است نه 132 مرتبه تا مضرب 19 باشد. بخاطر همین دکتر رشاد خلیفه مجبور شده «ن» اوّل را به صورت «نون» بنویسد تا یک نون اضافه شود و یک نون هم از بسم الله الرحمن الرحیم آغاز سوره وام گرفته است تا تعداد 133 عدد نون تمام شود. (1)
و در سوره «طه» مجموع این دو حرف 239 آمده است نه 342 تا مضرب 19 باشد. و ایشان تاء گرد را هاء محسوب کرده است. (زینۀ - زینه) (2)
سپس ایشان در جواب مهندس عدنان رفاعی که گفته واژه «یوم» را 365 بار در قرآن آمده است. مینویسد: «یوم» را به صورت مفرد در نظر گرفته و در همان حال «یومئذٍ» و «یومکم» و «یومهم» را حساب نکرده است. در حالی که «بالیوم» و «فالیوم» را حساب کرده است.
و بطور کلی اسلوب منطقی در موارد شمارش اعداد رعایت نشده است در بعضی موارد مفرد را حساب کردهاند و در برخی موارد (مثل جنات) مشتقات آن را هم حساب کردهاند. و سپس در پاسخ صاحب کتاب «آیت
کبری» که میگوید: در اوایل اسلام نقطه گذار ینبوده پس باید حروف معجمه (نقطه دار مثل ج) را با حروف مهمله (بدون نقطه مثل ح) حساب کرد.
مینویسند: که اصل مطلب صحیح است امّا کتابت و نگارش چندان مهم نیست آنچه مهم است قرائت است. و در عصر نزول مسلماً حاء و خاء و جیم در تلفظ فرق داشتهاند. (1)
ایشان در پاسخ کورش جم نشان در مورد «اعجاز زوج و فرد» قرآن مینویسد:
اشکال اساسیتر این است که چنین چیزی اثبات اعجاز قرآن نیست، زیرا به راحتی میتوان کتابی نوشت و از آغاز بین ابواب و فصول و تعداد جملات آن چنین نظمی را جاسازی نمود. (2)
در جای دیگر ایشان به عبد الرزاق نوفل اشکال میکند که لفظ ابلیس 11 مرتبه در قرآن آمده است اما ادعای ایشان در مورد لفظ استعاذه صحیح نیست و لفظ صریح استعاذه 7 مرتبه در قرآن آمده است. و با مشتقات آن 16 مرتبه آمده است.
و سپس اشکال دیگری به عبد الرزاق نوفل میکند که ارتباط مفهومی بین مصیبت و شکر (که هر کدام 75 مرتبه بامشتقات آنها در قرآن آمده است) روشن نیست. (3)
1) 1) . عجیب است که ایشان در مقابل دکتر رشاد خلیفه معیار را خط عثمان طه میداند و به او اشکال میکند ک چرا تلفظ را معیار دانسته است و در اینجا معیار را قرائت میداند
2) 2) . همانطور که گذشت اینگونه قیاسها بین قرآن و کتابی که از اول با هدف نظم ریاضی و توسط یک فرد دانشمند نوشته شود صحیح نیست چرا که قرآن از یک انسان اُمّی در طی 23 سال و در حالات مختلف با این نظم ریاضی آورده شده است
3) 3) . البته شاید عبدالرزاق نوفل میتوانست به این اشکال پاسخ دهد که لازمه مصیبت صبر است و اگر انسان همه چیز را از خدا بداند و در توحید کامل باشد همین بلاها و مصیبتها را امتحان و موجب رشد و کمال میداند و لذا شکر میکند.
در بخش دیگری متذکر میشود که بر فرض که تناسب و توازنها در حدی از کثرت باشند که اتفاقی بودن این آمار و ارقام عادۀً محال باشد، باز غیر بشری بودن قرآن را نمیتوان نتیجه گرفت زیرا عقلاً و عادۀً محال نیست کسی کتابی تدوین کند و در عین حال چنین معادلاتی را در آن بگنجاند. (1)
ایشان در پایان مطالب خود را خلاصه کرده و نتایجی میگیرد که عبارتند از:
الف: اعجاز عددی قرآن که توسط رشاد خلیفه مطرح شد رد پای آن در کتاب «الاتقان» سیوطی مطرح است.
ب: این جریانی انحرافی و نامبارک بود که هیچ خدمتی به نشر فرهنگ قرآن نکرد. و خود رشاد خلیفه با طرح مطالبی مخرّب از جمله تعیین دقیق زمان برپایی قیامت (1709 ق) و ادعای رسالت خود را به کشتن داد.
ج: آمار و ارقام اعلام شده در مورد نظم ریاضی قرآن غالباً درست نیست.
د: در شمارش کلمات و حروف، روش واحدی را رعایت نمیکنند.
ه-: بر فرض که توازن و تناسبی در تکرار واژههای قرآن باشد، این به تنهایی معجزه بودن قرآن را ثابت نمیکند. زیرا مشابه این امور در کارهای بشری وجود دارد.
و: بین نتیجهگیریهای خاصی که از توازن و تناسب کلمات گرفته میشود با اینگونه مطالب رابطه منطقی وجود ندارد. و پارهای از این استنتاجها مبتلا به مغالطه «هست و باید» میباشند.
1) 1) . اشکال این قیاس در پاورقیهای قبلی گذشت و علاوه بر آن اعجاز یعنی امر خارق عادت و اگر واقعاً این نظم ریاضی اثبات شود (بر فرض صحت صغری) آنگاه احتمال اینکه کسی در آینده بتواند چنین کاری بکند مانعاعجاز آندر زمانحال نیست چوناین احتمالات بعیدهمیشه وجود داشته وباتحدی قرآن ناسازگاراست.
ز: این جریان انحرافی دستاویزی برای معتقدان به تحریف قرآن میشود. که در مواردی که نظم ریاضی به حد نصاب نرسد نتیجه بگیرند که پس قرآن تحریف شده است.
ح: استفاده شاعرانه (نه برهانی) از بعضی تناسبها اشکال ندارد ولی این یک بیان خطابی و شاعرانه است.
ط: در کتاب و سنت هیچ اشاره و کنایهای به وجود نظم ریاضی در قرآن دیده نمیشود. بلکه قرآن کتاب هدایت و عمل است.
ی: راه پی بردن به اعجاز قرآن تسلط به فنون ادبیات عرب و تلاوت فراوان و تأمل در قرآن است. نه سیر انحرافی فوق. (1)
بررسی و جمع بندی:
در مورد اعجاز عددی قرآن اشاره به چند مطلب لازم است:
از مطالب گذشته روشن شد که تعداد زیادی از دانشمندان مسلمان نظم ریاضی قرآن را دنبال کردهاند و به نتایج قابل توجهی رسیدهاند، هر چند که برخی از محاسبات آنها خطا بوده و یا با اعمال سلیقه و ذوق شخصی همراه بوده است. پس از سخنان طرفین استفاده میشود که نظم ریاضی قرآن به صورت موجبه جزئیه مورد پذیرش موافقان و مخالفان اعجاز عددی واقع شده است اما به صورت موجبه کلیه (یعنی در همه موارد ادعا شده) مورد قبول نیست.
همانطور که گذشت مبنا بودن عدد 19 در همه آیات و ارقام قرآنی مخدوش است. اما این مطلب بدان معنا نیست که بگوئیم متفکران اسلامی که این سخن را گفتهاند بهائی بوده یا منحرف بودهاند.
1) 1) . عباس یزدانی، کیهان اندیشه، ش 67، مقاله اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن، ص 62 - 84 با تلخیص.
اینگونه برخوردها در مطالب علمی صحیح بنظر نمیرسد. جالب این است که برخی از این افراد در حالی دکتر رشاد خلیفه و امثال او را متهم به انحراف فکری و. . . میکنند که خود اعجاز عددی 19 را به صورتی دیگر در کتاب خویش پذیرفتهاند. (1)
این مطلب خود بسی شگفت آور و عجیب است. امّا آیا میتوان ادعا کرد که این نظم ریاضی اعجاز قرآن را نیز ثابت کند؟
در اینجا دو اشکال عمده وجود دارد: نخست آنکه، این مطلب از لحاظ صغری قابل خدشه است چرا که نظم ریاضی به صورت موجبه کلیه اثبات نشد. و کثرت مطالب اثبات شده به طوری نیست که اعجاز را ثابت کند.
1) 1) . ر. ک: بسام نهاد جرّار، اعجاز الرقم 19 فی القرآن الکریم، ص 21 و 140. برخی احتمال میدهند که برخورد تندی که با دکتر رشاد خلیفه شده است بخاطر تمایل او به برخی مذاهب اسلامی و گرایش او به افکار خاص بوده است و شاید علت قتل او نیز ریشه در همین تندرویهای مخالفان او داشته باشد. بویژه که او اثبات کرده بود «بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ» در همه سورهها جزئی از قرآن است و این یکی از مطالب اختلافی جهان اسلام بوده است. هر چند که برخی محاسبات دکتر رشاد خلیفه خطا بوده است امّا آیا مستحق این حملهها و تهمتها و قتل بود؟ !
و دوم از لحاظ کبری قابل خدشه است چرا که قرآن کریم که تحدّی و مبارزه طلبی کرده است (که اگر میتوانید مثل قرآن را بیاورید) تحدّی آن عام نیست و شامل همه جنبههای اعجاز قرآن نمیشود. و در قرآن اشارهای به اعجاز عددی آن نشده است.
هر چند که ما در فصل اول کتاب به اشکال دوم پاسخ دادیم و پس اعجاز علمی قرآن از طریق اعجاز عددی آن فعلاً اثبات نیست بیان کردیم که ممکن است تحدی قرآن عام باشد امّا اشکال اول هنوز سر جای خود باقی است.
با توجه به مطالب فوق و عدم اثبات قطعی اعجاز عددی قرآن نتایجی که دکتر رشاد خلیفه از این مطلب میگرفت مخدوش میشود. و محل نزول سورهها و ترتیب سورهها و شیوه کتابت و طریقه خاص تقسیم آیات اثبات نمیشود مگر آنکه به صورتی قطعی و جامع اعجاز عددی قرآن اثبات گردد.
برخی از طرفداران اعجاز عددی قرآن از آن مطلب برای اثبات تحریف ناپذیری قرآن و برخی بعنوان خطر توهم تحریف قرآن یاد کرده بودند.
در حالی که اعجاز عددی یک زبان گزارشی دارد، پس فقط میتواند بگوید که اینگونه نظم ریاضی هست امّا چگونه باید باشد را بیان نمیکند. پس نظم ریاضی قرآن دلیل بر تحریف پذیری یا تحریف ناپذیری قرآن نیست.
مفهومشناسی اعجاز
ابعاد اعجاز
آیا همه علوم بشری در قرآن وجود دارد
گر چه آغاز پیدایش بحث اعجاز به طور دقیق، روشن نیست، اما اعجاز قرآن از نخستین مباحث آن میباشد. قرآن کریم نیز در بحث معجزه بودن خود، از تعبیر «اعجاز» استفاده ننموده است. و همواره از معجزات انبیاء با تعبیر «آیه» و «بینه» یاد نموده است. از این رواصطلاح «معجزه» در مورد قرآن بعدها رواج یافته است.
نخستین مرحله از مباحث اعجاز قرآن در آثار مفسران، متکلمان و ادیبان یافت میشود که معتقد بودند قرآن نشانه و برهانی بر رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) است. با بررسیهای تاریخی، میتوان بر آن شد که در نیمه دوم قرن دوم، مبحث اعجاز قرآن آغاز شده است. (1)
در پایان قرن دوم وآغاز قرن سوم، مباحث اعجاز قرآن به صورت استوارتر شکل گرفت که در نهایت به تدوین کتابهای مستقلی در آن قرن، منتهی شد، مانند: معانی القرآن از یحیی بن زیاد فراء (م / 207) و کتاب مجاز القرآن از ابوعبیده معمر بن مثنی (م / 209) (2)
ابنمنظور (متوفای 711 ه-. ق) در کتاب «لسان العرب» ذیل ماده «عجز» چنین نوشته است:
«العجزُ نَقِیض الحزم. . . و یقال: اَعْجَزْتُ فلاناً اذا اَلْفَیْتَهُ عاجزاً. و المعجِزۀ و المعجَزَۀُ. العجزُ. . . والعَجْزُ الضعفُ. . . و المعجزۀ بفتح الجیمِ و کسرها، مَفْعلَۀُ من العَجْزِ: عدم القدرۀ.»
«عجز» نقیض و ضد «حزم» (1)است. . . و گفته میشود «عاجز کردم فلانی را» هنگامی که او را عاجز بیابی. و معجِزه و معجَزه [یعنی این دو کلمه نیز همانند عجز، مصدر و به معنای آن میباشند]. . . و عجز یعنی ضعیف شدن. . . و «معجزه» به فتح جیم و کسر آن [بر وزن]مفعله، از عجز به معنای عدم قدرت است. (2)
استاد معرفت درباره معنای لغوی «اعجاز» این چنین آورده است:
«الاعجاز: مصدر مزید فیه من عجز» یعنی «اعجاز» مصدر مزید فیه از مادهی «عجز» هست و «عجز» هنگامی به کار میرود که شخص قدرت بر کاری نداشته باشد. (ضد قدرت است) که لفظ قدرت هنگام تمکن از انجام کاری استفاده میشود. (3)
از آنجا که این بحث در علوم مختلف مطرح شده، تعریفهای متفاوتی از آن ارائه شده است که در اینجا به برخی از آنها اشاره میکنیم:
1- خواجه نصیرالدین طوسی (رحمه الله علیه) :
«راه شناخت راستگویی پیامبر این است که به دست او معجزهای ظاهر شود و آن عبارت است از ثبوت چیزی که معتاد نباشد و یا نفی چیزی که معتاد باشد در صورتی که خرق عادت بوده و مطابق ادعا واقع شود.» (1)
2- سیوطی در الاتقان:
«امر خارق عادتی که همراه با تحدی وسالم از معارضه باشد.» (2)
3- علامه طباطبائی (رحمه الله علیه) :
«معجزه عبارت است از امری خارج عادت که دلالت کند ماوراء طبیعت در طبیعت و امور مادی تصرف کرده است. و این به آن معنا نیست که معجزه مبطل امر عقلی و ضروری است.» (3)
1) 1) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، ج اول، ص 59، به نقل از کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، خواجه طوسی و علامه حلی، ص 350
2) 2) . الاتقان فی علوم القرآن، ج 3، ص 3
3) 3) . پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، ج اول، ص 60 به نقل از کتاب اعجاز قرآن، تألیف علامه طباطبایی، ص 115 و 116.
قرآن معجزۀ جاوید پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) وسند زندۀ حقانیت راه او است. قرآن تنها معجزۀ حاضر در عصر ماست که گواه همیشه صادق اسلام وراهنمای انسانها است. از تعریفهایی که برای معجزه بیان شد برمیآید که معجزه در اصطلاح، امر خارق عادتی است که برای اثبات ادعای نبوت آورده میشود بطوری که موافق ادعا باشد و شخص دیگری نتواند مثل آن را انجام دهد بلکه همه در آوردن آن عاجز باشند.
در اینجا به چند بعد از ابعاد اعجاز قرآن کریم اشاره میکنیم:
1- اعجاز بیانی
شاید بتوان گفت که از برجستهترین وجوه اعجاز قرآن، اعجاز بیانی یا فصاحت و بلاغت قرآن است. فصاحت و بلاغت قرآن ظهور ویژهای داشته که آن را از عصر پیامبر (صلی الله علیه و آله) که اوج فصاحت، بلاغت و سخنوری بوده است، تا کنون مطرح نموده است و قرآن را معجزهی هر عصر گردانده است.
2- اعجاز در اخبار از غیب
ذات انسان به گونهای است که همیشه میخواسته اطلاع و آگاهی از حوادث آینده داشته باشد اما هیچ یک از مدعیان پیشگویی نتوانستهاند پاسخگوی این نیاز انسان باشند. ولی قرآن این نیاز را پاسخ داده است چرا که وجوه اعجاز قرآن خبر دادن از امور غیبی است. قرآن در موارد متعددی از اقوام گذشته که اثری از آنها باقی نمانده، مثل قوم لوط و عاد
و ثمود و. . . سخن به میان آورده است. و اکتشافات بعدی باستان شناسان این مسائل را اثبات میکند.
و در مواردی از مسائل آینده خبر میدهد مثل پیشبینی شکست روم از ایران که واقع شده است.
3- عدم اختلاف در قرآن
قرآن در طی 23 سال در شرایط گوناگون بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شد، ولی هیچ گونه اختلاف و تناقضی در بیانات قرآن وجود ندارد. در حالیکه انسان در روند تکامل زندگی و حیات خود نیازمند تغییر و دگرگونی در زندگی است و بهخاطر همین مطلب است شعرا و هنرمندان پیوسته آثار خود را مورد تصحیح و نقد قرار میدهند.
4- اعجاز در آهنگ و جاذبه قرآن
جاذبهی کلمات و آهنگ قرآن، آن قدر زیاد و زیبا است که تنها سخن وکلامی است که ملال و رنجش خاطری را برای شنوندگان در پی ندارد، و تنها آهنگی است که هر چه زمان بر آن میگذرد کهنه و فرسوده نمیشود. شاهد این مطلب آن است که در همان اوائل بعثت، مردم را از گوش دادن به قرآن منع میکردند تا جذب کلام الهی نشوند.
5- قوانین و اجتماع
قوانینی که قرآن بیان میفرماید منحصر به هیچ عصر و زمانی نخواهد بود و برای ادارهی جهان امروز نیز کافی است. به عنوان مثال قرآن اخوت و برادری را به عنوان اصلیترین مسئلهای که در پیوند اجتماعی انسانها
مطرح است بیان میدارد. این اخوت و برادری در جهان امروز مطلبی مهم است و به عنوان یک شعار مهم اجتماعی است. «إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ» مؤمنان فقط برادران یکدیگرند؛ پس میان دو برادرتان (هنگامی که اختلاف کردند) صلح برقرار کنید. و همچنین قرآن اصل عدالت را به عنوان زیر بنای همۀ قوانین اجتماعی پذیرفته (1)و هدف نهایی بعثت پیامبران قرار داده است. (2)
6-اعجاز قرآن از نظر علوم روز
قرآن دایرۀالمعارف نیست، بلکه یک کتاب تربیت و هدایت میباشد، هدایت در همۀ ابعاد آن، «وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ اَلْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْءٍ» و کتاب (قرآن) را بر تو فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز (از کلیات دین) و رهنمود و رحمت و مژدهای برای مسلمانان است.
قرآن یک کتاب علوم طبیعی نیست و بیان اسرار عالم فقط هدف تربیتی و اخلاقی دارد و این درست نیست که ما فرضیههای علمی را اساس آیات قرآنی قرار دهیم چرا که فرضیههای علمی همیشه راه فنا در پی میگیرند در حالی که آیات قرآن فنا ناپذیرند.
1) 1) . «وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ اَلنّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ» ؛ و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. (نساء / 58)
2) 2) . «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ اَلْکِتابَ وَ اَلْمِیزانَ لِیَقُومَ اَلنّاسُ بِالْقِسْطِ» ؛ بیقین فرستادگانمان را با دلیلهای روشن (معجزه آسا) فرستادیم، و همراه آنان کتاب (الهی) و ترازو را فرو فرستادیم. (حدید / 25)
به عنوان مثال در سال 1731 میلادی یک دانشمند سوئدی از وجود جنس نر و ماده در گیاهان خبر داد، در حالی که قرآن این حقیقت را به طور صریح در چندین مورد بیان میفرماید:
الف. «وَ مِنْ کُلِّ اَلثَّمَراتِ جَعَلَ فِیها زَوْجَیْنِ اِثْنَیْنِ. . .» 1
ب. «وَ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ خَلَقْنا زَوْجَیْنِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ» 2
7- اعجاز عددی قرآن کریم
*پیشینهی تاریخی
برخی از صاحب نظران در چند دههی اخیر بعد دیگری برای اعجاز قرآن بیان کردهاند که همان اعجاز عددی قرآن است و بر این باورند که یک نظام ریاضی خاصی بر قرآن حاکم است. هر چند در کتاب «الاتقان فی علوم القرآن» رد پای این فکر دیدهمیشود. (1)
اولین بار شخصی که به طور صریح این ادعا را مطرح کرد، دانشمندی به نام «دکتر رشاد خلیفه» بود. (2)
1) 3) . الاتقان فی علوم قرآن، ج2، ص313. یکی از موارد اعجاز قرآن این است که ما نمیتوانیم حروف مقطعۀ سورهها را با هم عوض کنیم، چون حروف مقطعۀ هر سوره، مخصوص همان سوره است. زیرا حروف مقطعۀ اول هر سوره، دلالت میکند بر اینکه آن سوره بیشتر حروفش از این حروف مقطعه تشکیل شده است. پس نمیتوانیم مثلاً حرف (ق) را به جای حرف (ن) قرار بدهیم
2) 4) . دکتر رشاد خلیفه در مصر متولد شد. تحصیلات خود را تا کارشناسی در دانشکده کشاورزی (عینالشمس) قاهره گذراند و کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه آریزونا (1959- 1961م) آمریکا گذراند سپس دکترای خود را در دانشگاه کالیفرنیا (1962- 1964م) در رشتۀ بیوشیمی گیاهی دریافت کرد.
در این جا به طور اجمال به سیر تاریخی و مضمون اعجاز عددی قرآن میپردازیم:
الف: سیر اجمالی تاریخ نگارشها:
1- اعجاز حروف مقطعه و طرح بحث اعجاز عدد 19(دکتر رشاد خلیفه 1351-1962)
2- اعجاز عدد 19 و طرح بحث اعجاز تناسب عددی تکرار واژهها (عبدالرزاق نوفل 1364- 1975)
3- اعجاز عدد زوج و فرد (کورش جمنشان 1375)
4- اعجاز عدد هفت (عبدالدائم الکحیل 1381- 2002)
ب: اجمال سیر مضمون اعجاز عددی
1- اعجاز حروف مقطعۀ قرآن:
چندی قبل مجلۀ معروف مصری به نام «آخر الساعۀ» که از بزرگترین مجلههای مصور خاورمیانه است، گزارشی دربارۀ تحقیقات دانشمندی مصری، در مورد تفسیر پارهای از آیات قرآن مجید به کمک کامپیوتر منتشر ساخت که اعجاب همگان را در نقاط مختلف جهان برانگیخت. (1)
این تحقیقات محصول سه سال کوشش پیگیر و کار مداوم «دکتر رشاد خلیفه» شیمیدان مصری بود. او برای تحقیقات خود مدتها از کامپیوتر استفاده نمود.
1) 1) . این تحقیقات در سال 1351 به روزنامههای دنیا داده شد.
تمام کوشش استاد مزبور برای کشف معانی حروف مقطعۀ قرآن، مانند (الم - یس - قو. . .) صورت گرفته است. او با کمک محاسبات پیچیدهای ثابت کرد که رابطۀ نزدیکی میان حروف مزبور با حروف سورهای که در آغاز آن قرار گرفته است، وجود دارد. (1)
دکتر رشاد خلیفه مینویسد: «میدانیم قرآن مجید 114 سوره دارد که میان مجموع این سورهها،29 سوره در آغاز آنها حروف مقطعه قرار دارد جالب اینجا است که اگر مکررات آن را حذف کنیم درست نصف حروف 28 گانۀ الفبای عربی را تشکیل میدهد. (ا - ح - ر - س - ص - ط - ع - ق - ک - ل - م - ن - ه - ی) که گاهی آن را حروف نورانی مینامند.»
اینک توجه شما را به نتایج جالبی که «دکتر رشاد خلیفه» بدست آورده است جلب میکنیم:
1- حروف مقطعه یک حرفی: نسبت حرف «ق» در سوره «ق» از تمامی سورههای دیگر قرآن، بدون استثناء بیشتر است. و نیز محاسبات نشان داد که حرف «ص» در سوره «ص» چنین است، یعنی مقدار آن به تناسب مجموع حروف از هر سورهی دیگر بیشتر است و نیز حرف «ن» در سورهی «قلم» (2)
1) 1) . ایشان از کامپیوتر برای انجام محاسبۀ تعداد حروف سورهها و بدستآوردن نسبت هر یک از این حروف کمک گرفته است
2) 2) . تنها استثنایی که در این زمینه وجود دارد سورۀ «حجر» است که تعداد نسبی حرف (ن) در آن بیشتر است. ولی چون سورۀ «حجر» دارای (الر) است وبعداً میگوییم که سورههایی که دارای حروف مقطعۀ واحد هستند، باید حکم یک سوره باشد، این اشکال رفع میشود.
2- حروف مقطعۀ چند حرفی: اگر چهار حرف «المص» را در آغاز سورۀ «اعراف» در نظر بگیریم، اگر الفها، لامها، میمها و صادهایی را که در این سوره وجود دارد با هم جمع کنیم و نسبت آنها را با حروف این سوره بسنجیم، خواهیم دید که از تعداد مجموع آن در هر سورۀ دیگر قرآن بیشتر است. همچنین (المر) در آغاز سوره «رعد» و «کهیعص» در آغاز سوره «مریم» .
3-تا کنون بحث دربارۀ حروفی بود که تنها در آغاز یک سورۀ قرآن قرار داشت. اما حروفی که در آغاز چند سوره قرار دارد مانند (الر - الم) شکل دیگری دارد و آن این که بر طبق محاسبات کامپیوتر مجموع این سه حرف مثلاً (الف - لام - میم) اگر در مجموع سورههایی که با «الم» آغاز شده است حساب شود و نسبت آن با مجموع حروف این سورهها بدست آید، از میزان هر یک از سورههای دیگر قرآن بیشتر است. (1)
2- اعجاز عدد 19
عبدالرزاق نوفل (1975م) تحقیقات «دکتر رشاد خلیفه» را ادامه داد، ایشان به نتیجۀ جالب دیگری رسید -با عنوان اعجاز عدد 19 - ایشان میگوید:
«چون (بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ) دارای 19 حرف است پس نظام ریاضی خاصی بر اساس عدد 19 بر قرآن حاکم است. برای نمونه چند مثال ذکر میکنیم:
1) 1) . تفسیر نمونه ج 2، ص413 - 419.
الف: تعداد (ق) هایی که در سورۀ «ق» وجود دارد 57 مورد است که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد (3 57*19)
ب: عدد کلمات اولین آیاتی که بر پیامبر نازل شده 19 کلمه است.» (1)
3-تناسب تکرار واژهها در قرآن
عبدالرزاق نوفل بعداً تناسب عددی تکرار واژهها در قرآن کریم را مطرح نمود. ایشان معتقد است کلماتی که مترادف یا متضاد هستند به تعداد مساوی در قرآن تکرار شده است. مانند:
کلمۀ «دنیا» و «آخرت» هر کدام 115 بار؛
کلمۀ «شیطان» و «ملائکه» هر کدام 68 بار؛
کلمۀ «جهنم» و «جنات» با مشتقات هر کدام 77 بار؛
4- اعجاز زوج و فرد
اعجاز عدد زوج و فرد در قرآن کریم توسط «کورش جمنشان» (1375ه-) مطرح شده است. ایشان با توجه به آیۀ سوم سورۀ فجر (2)که خداوند متعال به زوج و فرد سوگند یاد کرده میگوید:
«شاید یک نظام عددی بر مبنای زوج و فرد در قرآن کریم وجود داشته باشد.»
در نهایت ایشان به این نتیجه رسیده است که جمع اعداد زوج مساوی با جمع تعداد آیات قرآن، یعنی 6236 میباشد و جمع اعداد فرد، مساوی 6555 است که حاصل جمع شمارۀ سورهها میباشد. (3)
5 - اعجاز عدد هفت
اعجاز عدد «هفت» توسط مهندس عبدالدائم الکحیل (2002م) مطرح شده است. ایشان با استفاده از آیۀ 12 سورۀ طلاق که خداوند میفرماید «اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» 1 نتیجه میگیرد که باید بین عدد هفت و تعالیم قرآن ارتباطی باشد برای مثال:
آیه
بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ عدد حروف 3466 اگر این اعداد را کنار هم بگذاریم عدد 6643 به دست میآید که یکی از مضربهای عدد هفت است یعنی (7 946 6643) ایشان معتقد است در بیشتر آیات قرآن، اگر تعداد حروف کلمات آنرا کنار هم بگذاریم، یکی از مضربهای عدد هفت میباشد. (1)
6 - موافقان و مخالفان اعجاز عددی
همانطور که قبلاً بیان کردیم اعجاز قرآن ابعاد گوناگونی دارد، که یکی از این ابعاد، اعجاز عددی قرآن کریم است. تا چند سال اخیر این راز علمی پنهان مانده بود و با ظهور رایانههایی که میتوانند حسابهای بسیار زیادی را در مدت زمان کم و با دقت بالایی انجام دهد، پرده از روی نظم ریاضی قرآن برداشته شد. در رأس این گروه افرادی همچون «رشاد خلیفه» و «عبدالرزاق نوفل» و. . . هستند.
1) 2) . معجزۀ القرآن فیعصر المعلوماتیه، مهندس عبدالدائم الکحیل، ص 14.
در مقابل آنان گروه دیگری از نوسندگان وصاحبنظران قرآنی قرار دارند که این مطالب را نمیپذیرند و برخی محاسبات آنان را خطا آلود میدانند. حتی برخی نویسندگان با شدت هر چه بیشتر قسمتی از این مطالب را توطئه بهائیت معرفی میکنند و آن را یک جریانی انحرافی میدانند و در این مورد به ادعای نبوت «رشاد خلیفه» و کشته شدن او استشهاد میکنند. (1)
ما گزارشی از کتابها و نویسندگان دو گروه بیان میکنیم.
الف: موافقان اعجاز عددی قرآن
در این مورد افراد زیادی کتاب نوشتهاند که به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
1- معجزۀ القرآن الکریم، دکتر رشاد خلیفه
دکتر «رشاد خلیفه» در خانوادهای از صوفیان مصر در شهر «طنطه» متولد شد و درسال 1971میلادی درشهر مکه به جرگۀ نائبان مکتب تصوف در آمد. او تحصیلات جدید خود را تا کارشناسی در دانشکدۀ کشاوزی «عینالشمس» قاهره گذراند وسپس کارشناسی ارشد خود را در دانشگاه آریزونا (1959-1961م) آمریکا گذراند و سپس دکترای خود را در دانشگاه کالیفرنیا (1962 - 1964م) در رشتۀ بیوشیمی گیاهی دریافت کرد. (2)
او به مدت سه سال در مورد قرآن با استفاده از رایانه تحقیق کرد و نتیجۀ این تحقیقات را در سال 1351شمسی به روزنامههای دنیا داد. (1)
2- اعجاز قرآن، تحلیل آماری حروف مقطعه، تألیف رشاد خلیفه، ترجمه و ضمائم از سید محمدتقی آیت الهی
مترجم محترم، کتاب را از نسخۀ اصل انگلیسی ترجمه کرده و در سال 1365 توسط انتشارات دانشگاه شیراز منتشر شده است.
ایشان مقدمهای دربارۀ معرفی نویسنده (رشاد خلیفه) و مقدمهای به عنوان «سخن مترجم» اضافه کرده است. و برخی از خطاهای متن انگلیسی را یادآور شده است. (2)
3- معجزۀ القرآن العشرین من کشف سباعیه و ثلاثیه اوامر القرآن الکریم، ابن خلیفه علیوی
ایشان در کتاب خود که 110 صفحه است، میگوید 90% اوامر قرآن هفتگانه یا سهگانه یا یگانه است. و تکرار آنها در موارد خود لازم بوده است.
4- الاعجاز العددی للقرآن الکریم، عبدالرزاق نوفل
این کتاب در سه جزء جداگانه چاپ شده است. و سپس تحت عنوان «اعجاز عددی در قرآن کریم» توسط مصطفی حسینی ترجمه شده است. (3)
ایشان تلاش کرده تا نظام ریاضی تکرار واژهها را در قرآن نشان دهد. برای مثال:
واژۀ «دنیا 115 بار و واژۀ «آخرت» نیز 115 بار آمده است.
واژۀ «شیطان» و «ملائکه» هر کدام 68 بار در قرآن آمده است. (1)
5 - اعجازات حدیثه علمیه و رقمیه فیالقرآن، دکتر رفیق ابوالسعود
ایشان در یک فصل کتاب خود معجزۀ اعداد و ارقام را در قرآن مطرح میکند و مطالبی شبیه مطالب «عبدالرزاق نوفل» میآورد. (2)
6 - تفسیر نمونه، آیۀالله مکارم شیرازی
ایشان در جلد دوم تفسیر نمونه ذیل آیۀ اول سوره «آلعمران» بحثی را از دکتر «رشاد خلیفه» به صورت مبسوط گزارش میکنند. ولی قضاوت در مورد صحت و سقم آن را نیازمند بررسی فراوان میدانند و لذا قضاوتی نمیکنند.
ایشان پس از ذکر مطالب دکتر «رشادخلیفه» این نتایج را میگیرند:
الف: رسم الخط اصلی قرآن را حفظ کنید.
ب: این مطالب دلیل دیگری بر عدم تحریف قرآن است.
ج: اشارات پر معنی: در بسیاری از سورههایی که با حروف مقطعه آغاز میشود، پس از ذکر این حروف اشاره به حقانیت و عظمت قرآن شده است مانند:
«الم. ذلِکَ اَلْکِتابُ لا رَیْبَ فِیهِ هُدیً لِلْمُتَّقِینَ» (3)و (4)
7- اعجاز عددی قرآن کریم و رد شبهات، محمود احمدی
ایشان کوشش نموده است تا اشکالاتی را که بر اعجاز عددی و محاسبات «رشادخلیفه» نمودهاند جواب دهد.
8 - اعجاز ریاضی زوج و فرد در قرآن کریم، کورش جمنشان
ایشان با توجه به آیۀ سوم سورۀ «فجر» که خداوند متعال به زوج و فرد سوگند یاد کرده است به فکر افتاده است که شاید یک نظام عددی بر مبنای زوج و فرد در قرآن باشد. (1)
9- معجزۀ القرآن فی عصر المعلوماتیۀ، المهندس عبدالدائم الکحیل
ایشان با استفاده از آیۀ 12 سورۀ «طلاق» که خداوند میفرماید: «اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» نتیجه میگیرد که باید بین عدد هفت وتعالیم قرآن ارتباطی باشد. (2)
ب: مخالفان اعجاز عددی قرآن
در این مورد به چند کتاب ومقاله برخورد کردیم که به آنها اشاره میکنیم:
1- تسعۀ عشر ملکاً، بیان ان فریقۀ الاعجاز العددی للقرآن خدعۀ، حسین ناجی محمد محیالدین
ایشان به شدت به کسانی که عدد 19 را یکی از اسرار قرآن میدانند حمله میکند و آن را نوعی دروغ بستن به خدا دانسته است. سپس متذکر
میشود که عدد 19 از شعارهای بهائیان است که در نظر مسلمانان مرتد و کافر هستند.
2- اعجاز عددی و نظم ریاضی قرآن، عباس یزدانی
ایشان در مقالهای مفصل در مجله «کیهان اندیشه» اشکالات متعددی نسبت به برخی از کتابها و مقالاتی که اعجاز عددی را پذیرفتهاند، مطرح میکند و این جریان را انحرافی دانسته که موجب سرگردانی افراد میشود. (1)
3- پژوهش در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی
این صاحب نظر اینچنین نگاشته است:
«نظم ریاضی قرآن یک مطلب شگفتانگیز است. چرا که یک فرد «امی» و درس نخوانده در طی 23 سال کتابی با نظم خاص ریاضی آوردهاست. اما آیا میتوان ادعا کرد که این نظم ریاضی اعجاز قرآن را نیز ثابت کند؟
در اینجا دو اشکال عمده وجود دارد: نخست آنکه، این مطلب از لحاظ صغری قابل خدشه است، چرا که نظم ریاضی به صورت موجبۀ کلیه اثبات نشده و کثرت مطالب اثبات شده طوری نیست که اعجاز را ثابت کند.
و دوم آنکه، از لحاظ کبری قابل خدشه است، چرا که قرآن کریم که تحدی و مبارزه طلبی کرده است (که اگر میتوانید مثل قرآن را
1) 1) . مجله کیهان اندیشه، شماره 67، ص 62 به بعد.
بیاورید) تحدی آن عام نیست وشامل همۀ جنبههای اعجاز قرآن نمیشود و در قرآن نیز اشارهای به اعجاز عددی آن نشده است.
هر چند که ما در فصل اول کتاب به اشکال دوم پاسخ دادیم و بیان کردیم که ممکن است تحدی قرآن عام باشد اما اشکال اول هنوز سر جای خود باقی است، پس اعجاز علمی قرآن از طریق اعجاز عددی آن فعلاً قابل اثبات نیست. (1)»
1) 1) . ر. ک: پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی، ج 1، ص 232.
شکی نیست که قرآن، معجزۀ جاوید پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است و از جهات گوناگونی، اعجاز آن به اثبات رسیده است و یکی از وجوه اعجاز قرآن، اعجاز علمی آن است. در عصری که جاهلیت عرب و سیاهی مطلق بر جهان سایه افکنده بود. قرآن با روشنفکریهای علمی و توجه وافر به علم و علما و دعوت به تفکر پا به میدان مبارزه با جهل و ظلمت گذاشت. اما در اینجا بحث بر سر این مطلب است که آیا، تمام علوم بشری (علم به معنای عام که شامل علوم عقلی و نقلی و تجربی میشود) با تمام دقایق و ظرایف آنها، در لابلای آیات نهفته است، به طوری که هر زمان مقداری از آن، توسط دانشمندان کشف میشود، و یا قرآن منشاء بسیاری از علوم است و توجه به علم و علما دارد، اما کتاب، فیزیک، شیمی، ریاضی و. . . نیست، بلکه کتاب هدایت و تربیت است و فقط این علوم را تشویق میکند.
در مورد این مطلب دو دیدگاه وجود دارد که صاحبان هر دیدگاه برای خود، دلایلی دارند که ما به بررسی آنها میپردازیم:
الف: دلایل کسانی که معتقدند، همه علوم در قرآن کریم موجود است عبارتند از:
1- ظاهر آیات قرآن، دلالت بر این دارد که همه چیز در قرآن هست، مانند آیهی:
«وَ لا رَطْبٍ وَ لا یابِسٍ إِلاّ فِی کِتابٍ مُبِینٍ» 1 هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در کتاب مبین الهی وجود دارد.
قرآن وجود کتبی جهان تکوین و خلاصهای از اسرار آفرینش است، پس همۀ علوم در قرآن وجود دارد و از آن الهام گرفته است و حتی مسائل فیزیک، شیمی و ریاضی در قرآن هست و اگر ما نتوانیم آنها را پیدا کنیم، علتش این است که عقل ما، از درک واستخراج آنها از قرآن قاصر است. و در آینده بشریت پیشرفت میکند و همۀ مسائل را از قرآن به دست میآورد.
2- آیاتی که اشاره به علوم مختلف دارد. به عنوان مثال:
چون در آیه از حساب و اندازه، سخن گفته است، پس اشاره به علوم ریاضی دارد.
نداشتهاند پس منظور؛ وسایل نقلیهی جدید، ماشین، هواپیما و. . . است. و شاید به خلق میکروبها و ویروسها است که در آن زمان مردم از آنها اطلاعی نداشتند.
3- روایاتی که در این زمینه وارد شده و مؤید عمومیت مستفاد از لفظ آیات است و به علاوه ائمه (علیهم السلام) در موردعلوم مختلف (مانند: پزشکی، فضایی و. . .) سخن گفتهاند. و سپس فرمودهاند که تمام علوم ما از قرآن است. به عنوان نمونه به یک روایت اشاره می کنیم:
عن الباقر (علیه السلام) : «ان الله تبارک و تعالی لم یدع شیئاً تحتاج الیه الامۀ الا نزله فی کتابه و بیّنه لرسوله» (1).
«خداوند تبارک و تعالی هیچ چیزی را که مسلمانان، به آن محتاج باشند فروگذار نکرده است و آنها را در قرآن، نازل فرموده و برای پیامبر (صلی الله علیه و آله) بیان کرده است» .
4 - دلیل آخر، مسئله بطون قرآن است.
در بسیاری از روایات اسلامی، به بطون قرآن و اینکه هر آیه، یک بطن دارد اشاره شده است (2). پس این اعجاز قرآن است که از یک آیه، هر کس یک مطلب می فهمد و به بطن آن آگاهی می یابد. و عارف، فقیه، فیلسوف، فیزیکدان، ریاضیدان و. . هر کدام یک برداشت جداگانه، از آیات قرآن دارند و هر کدام از یک آیه، چیزی متوجه میشوند که دیگران از آن غفلت دارند.
ب: دلایل کسانی که معتقدند، همه علوم بشری، در قرآن کریم موجود نیست:
بنابراین ضرورتی ندارد که قرآن، همۀ مسائل علوم تجربی، عقلی و نقلی را با تفصیلات و فرمولهای آن، بیان کرده باشد.
الف: این ظهور خلاف بداهت است. چون بسیاری از مسائل علوم جدید مانند: فرمولهای شیمی، فیزیک و ریاضی در ظواهر قرآن، موجود نیست.
ب: بعضی از مفسران قرآن، حتی برخی از سردمداران تفسیر علمی قرآن، صریحاً این ظواهر را انکار کردهاند.
ج: در موردکتاب، در آیات شریفه، چندین احتمال است یکی از آنها این است که منظور قرآن باشد.
1) 1) . درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، دکتر محمدعلی رضایی اصفهانی - با تلخیص و اضافات
اعداد موجود در قرآن 2. عملیات چهارگانه ریاضی
اعجاز عدد 4 19. اعجاز حروف مقطعه
اعجاز عدد هفت 6. اعجاز زوج و فرد
اعجاز تکرار واژهها 8. جمعبندی
اعداد زیر هر کدام در قرآن دفعات زیادی تکرار شدهاند که ما برای هر عدد یک نمونه ذکر میکنیم:
«قُلْ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ وَ إِنَّنِی بَرِیءٌ مِمّا تُشْرِکُونَ» 1
بگو: «او تنها معبود یگانه است؛ و مسلماً من نسبت به آنچه شریک (خدا) قرار میدهید بیتعهدم!»
«وَ قالَ اَللّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اِثْنَیْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ» 2
و خدا فرمود: «دو معبود (برای خود) مگیرید، چرا که او تنها معبود یگانه است.»
«وَ لا تَقُولُوا ثَلاثَةٌ اِنْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ» 3
و نگوئید: «[خدا]سهگانه است.» (به این سخنان) پایان دهید.
«فَسِیحُوا فِی اَلْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ» 1
پس چهار ماه (مهلت دارید که آزادانه) در زمین گردش کنید.
«یَقُولُونَ خَمْسَةٌ سادِسُهُمْ کَلْبُهُمْ رَجْماً بِالْغَیْبِ» 2
و (گروهی) می گویند: «پنج نفر بودند، که ششمین آنان سگشان بود.»
«إِنَّ رَبَّکُمُ اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ» 3
در واقع پروردگارش، خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز [و دوره]آفرید.
«لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ» 4
برای آن (جهنم) هفت در است که برای هر دری، بخشی جداگانه از آن (کمراه) آن است.
«وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمانِیَةٌ» 5
و در آن روز تخت (جهانداری و تدبیر هستی) پروردگارت را هشت (نفر) بر فرازشان حمل میکنند.
«وَ کانَ فِی اَلْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی اَلْأَرْضِ» 1
و در آن شهر نه قبیله کوچک بودند که در زمین فساد میکردند.
«تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ» 2
این ده [روز]کامل است.
«إِذْ قالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَباً» 3
(یاد کن) هنگامی را که یوسف به پدرش گفت: «ای پدر (م) براستی من در خواب یازده سیاره دیدم.
«إِنَّ عِدَّةَ اَلشُّهُورِ عِنْدَ اَللّهِ اِثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتابِ اَللّهِ» 4
در حقیقت تعداد ماهها نزد خدا، در کتاب الهی دوازده ماه است.
«عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ» 5
که نوزده (فرشته) بر آن (گماشته) است.
«إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» 1
اگر از شما بیست (نفر) شکیبا باشند، بر دویست (نفر) پیروز میشوند.
«وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً» 2
و بارداری او و از شیر باز گرفتنش سی ماه است.
«وَ إِذْ واعَدْنا مُوسی أَرْبَعِینَ لَیْلَةً» 3
و (یاد کنید) هنگامی را که با موسی چهل شب وعده گذاشتیم؛
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّ خَمْسِینَ» 4
و بیقین نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ و در میان آنان هزار سال جز پنجاه سال، درنگ کرد.
«فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً» 5
و هر کس نتواند، پس غذا دادن شصت بینوا (بر او واجب است) .
«ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُها سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُکُوهُ» 1
سپس او را در زنجیری که طولش هفتاد ذرع ( سی و پنج متر) است (دربند نمایید) و او را وارد (آتش) کنید!
«فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِینَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً» 2
پس آنان را هشتاد تازیانه بزنید، و هیچ گواهی را هرگز از آنان نپذیرید.
«إِنَّ هذا أَخِی لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِیَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ» 3
در واقع این برادر من است او نود و نه میش دارد و من یک میش دارم.
«قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ» 4
(خدا) فرمود: «بلکه صد سال درنگ کردی!»
«إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ» 5
اگر از شما بیست [نفر]شکیبا باشند، بر دویست [نفر]پیروز میشوند.
«وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَ اِزْدَادُوا تِسْعاً» 1
و در غارشان سیصد سال درنگ کردند و نه سال (نیز بر آن) افزودند.
«وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اَللّهِ» 2
و اگر از شما هزار (نفر شکیبا) باشند با رخصت الهی، بر دو هزار نفر پیروز خواهند شد.
«وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اَللّهِ» 3
و اگر از شما هزار (نفر شکیبا) باشند با رخصت الهی، بر دو هزار نفر پیروز خواهند شد.
«أَ لَنْ یَکْفِیَکُمْ أَنْ یُمِدَّکُمْ رَبُّکُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ اَلْمَلائِکَةِ مُنْزَلِینَ» 4
آیا (برای) شما کافی نیست که پروردگارتان، شما را با سه هزار (نفر) از فرشتگان فرود آمده یاریتان کند!
«یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ اَلْمَلائِکَةِ مُسَوِّمِینَ» 1
پروردگارتان شما را با پنج هزار (نفر) از فرشتگان، نشانه گذار، مدد خواهد کرد.
«وَ أَرْسَلْناهُ إِلی مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ» 2
و او را به سوی صد هزار (نفر) یا بیشتر فرستادیم.
الفاظ میلیون و میلیون به بالا در قرآن وجود ندارد چون این الفاظ عربی نیستند و عربها به این الفاظ آگاهی نداشتند و هنگامی که میخواستند عدد میلیون را بگویند، به جای آن میگفتند: «الف الف» به جای پنج میلیون (خمسه ملامیین) میگفتند: «خمسۀ آلاف الف» . (1)
1- ثلثان:
«فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اِثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَکَ» 4
و اگر آن وارثان دخترانی (دویا) بیش از دو باشند، پس دو سوم میراث فقط برای آنان است.
1) 3) . المعجزۀ القرآنیه - حقائق علمیه قاطعه - احمد عمر ابو شرفه، ص91
2- نصف:
«وَ لَکُمْ نِصْفُ ما تَرَکَ أَزْواجُکُمْ» 1
و نصف میراث همسرانتان فقط برای شما است.
3 - ثلث:
«فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ اَلثُّلُثُ» 2
واگر فرزندی برایش نبود و (تنها) پدر و مادرش از او ارث برند. پس یک سوم میراث فقط برای مادرش است.
4 - ربع:
«فَإِنْ کانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ اَلرُّبُعُ مِمّا تَرَکْنَ» 3
و اگر برایشان فرزندی باشد پس یک چهارم میراثشان فقط برای شماست.
5 - خمس:
«وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ» 4
بدانید که هر چیزی از غنیمت به دست آورید، پس یک پنجم آن فقط برای خدا وبرای فرستادهاش.
6 - سدس:
«فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ اَلسُّدُسُ» 1
و اگر برایش برادران باشد، پس یک ششم (میراث)
7 - ثمن:
«فَإِنْ کانَ لَکُمْ وَلَدٌ فَلَهُنَّ اَلثُّمُنُ مِمّا تَرَکْتُمْ» 2
و اگر برای شما فرزندی باشد، پس یک هشتم میراثشان فقط برای آن (ان) است.
8 - معشار:
«وَ کَذَّبَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَیْناهُمْ فَکَذَّبُوا رُسُلِی» 3
و کسانی که پیش از آنان بودند (نیز آیات الهی و پیامبران را) دروغ انگاشتهاند در حالی که (اینان) به یک دهم آنچه به آنان دادیم نرسیدند.
در ریاضیات چهار عمل اصلی وجود دارد که عبارتند از:
1- جمع 2- تفریق 3- ضرب 4 - تقسیم
این چهار عمل اصلی پایه و اساس نظام ریاضی است که در هیچ صورتی علیرغم وجود تکنولوژی و اختراع وسایل حساب، از این عملیات چهارگانه بی نیاز نیستیم. هر شخصی حتی در زندگی عادی روزمرۀ خود احتیاج به این چهار عملیات دارد.
در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که مشتمل بر این چهار عملیات است، بعضی از این آیات فقط شامل یک عملیات بعضی دیگر شامل چند عملیات هستند. (1)
عملیات جمع در چند آیه از قرآن وجود دارد که برای نمونه چند مثال ذکر می کنیم:
1) 1) . الریاضیات فی القرآن الکریم، دکتر خلیفه عبدالسمیع خلیفه، ص 57.
الف: خدواند در سورۀ بقره می فرماید:
«فَصِیامُ ثَلاثَةِ أَیّامٍ فِی اَلْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کامِلَةٌ» 1
پس سه روز در [موسم]حج، و هفت [روز]هنگامی که بازگشتید، روزه بدارد. این، ده [روز]کامل است.
یعنی 10 7 + 3
در این آیه به بیان حکم کسانی می پردازد که در حال حج تمتع قادر به قربانی نیستند، بنابراین اگر قربانی پیدا نشود یا وضع مالی انسان اجازه ندهد، جبران آن ده روز روزه است که سه روز آن (روز هفتم، هشتم و نهم ذی الحجه) در ایام حج واقع میشود و این از روزههایی است که انجام آن در سفر ما نفی ندارد و هفت روز دیگر را بعد از بازگشت به وطن انجام می دهد. (1)
ب: خداوند در سورۀ کهف می فرماید:
«وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَ اِزْدَادُوا تِسْعاً» 3
و در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نُه سال (نیز بر آن) افزودند.
یعنی 309 9 + 300 سال
این آیه اشاره به تفاوت سال شمسی و قمری دارد. یعنی هر 100 سال شمسی،103سال قمری است پس 300 سال شمسی میشود 309 سال قمری. (2)
ج: خداوند در سورۀ انعام میفرماید:
«ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ مِنَ اَلضَّأْنِ اِثْنَیْنِ وَ مِنَ اَلْمَعْزِ اِثْنَیْنِ. . .» 1
هشت زوج (از دامها آفرید) از میش دو تا و از بُز دو تا؛ . . .
یعنی 8 2 + 2 + 2 + 2
در این آیات دربارۀ حیوانات حلال گوشت و خدمات آنها سخن میگوید. در این آیات قسمتی از حیوانات حلال گوشت و قسمتی از حیواناتی را که هم بار میبرند و هم برای تغذیه انسان قابل استفاده است، را شرح میدهد. (1)
عملیات تفریق نیز در چند آیه وجود دارد، برای مثال:
الف: خداوند در سورۀ عنکبوت میفرماید:
«وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّ خَمْسِینَ عاماً. . .» 3
و بیقین نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ و در [میان]آنان هزار سال جز پنجاه سال، درنگ کرد؛ . . .
حضرت نوح در میان قوم خود 950 سال زندگی کرد یعنی 1000 - 950 50 سال
1) 2) . برای توضیح بیشتر - ر. ک: تفسیر نمونه ج 6، ص8
در این آیات بخشهایی از آزمایشهای سخت انبیاء و اقوام پیشین را منعکس میکند که چگونه تحت فشار و آزار دشمنان قرار گرفتند و چگونه صبر کردند و سرانجام پیروزی نصیبشان شد. (1)
ب: خداوند در سورۀ توبه در مورد ماههای حرام میفرماید:
«إِنَّ عِدَّةَ اَلشُّهُورِ عِنْدَ اَللّهِ اِثْنا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتابِ اَللّهِ یَوْمَ خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ» 2
در حقیقت، تعداد ماهها نزد خدا [از]روزی که آسمانها و زمین را آفریده، در کتاب الهی، دوازده ماه است؛ . . .
از میان 12 ماه،4 ماه آن از ماههای حرام هستند (ذیالقعده - ذیالحجه - محرم - رجب) یعنی 12-8 4
از آنجا که در این سوره بحثهای مشروحی پیرامون جنگ با مشرکان آمده است در آیهی مورد بحث اشاره به یکی از مقررات جنگ و جهاد اسلامی شده و آن احترام به ماههای حرام است. (2)
عملیات ضرب هم در چند آیه آمده است برای مثال:
خداوند در سورۀ بقره دربارۀ انفاق میفرماید:
«مَثَلُ اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اَللّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اَللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اَللّهُ واسِعٌ عَلِیمٌ» 4
مثال کسانی که اموالشان را در راه خدا مصرف میکنند، همانند مثال دانهای است که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشهای، صد دانه باشد؛ و خدا [آن را]برای هر کس بخواهد دو [یا چند]برابر میکند؛ و خدا گشایشگری داناست.
7 سنبله در هر سنبله 100دانه 7*700 100 دانه
مسئله انفاق یکی از مهمترین مسائلی است که اسلام روی آن تأکید دارد و قرآن مجید تأکید فراوان روی آن نموده است. که آیۀ فوق نخستین آیه از یک مجموعۀ آیات است که در سورۀ بقره پیرامون انفاق سخن میگوید و شاید ذکر آنها پشت سر آیات مربوط به معاد از این نظر باشد که یکی از مهمترین اسباب نجات در قیامت انفاق و بخشش در راه خدا است. (1)
عملیات تقسیم نیز در چند آیه آمده برای مثال:
خداوند در سورۀ نساء آیات 11 و 12 و 176 در مورد تقسیم ارث میفرماید:
«یُوصِیکُمُ اَللّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ اَلْأُنْثَیَیْنِ. . .» 2
این آیات میفرماید: ارث باید به 2و 3 و 4 و 6 و 8 تقسیم شود تا نصف و ثلث و ربع و سدس و ثمن، ایجاد شود. (2)
قانون ارث چون ریشۀ فطری دارد به اشکال گوناگون در میان ملل گذشته دیده میشود. اسلام قانون فطری و طبیعی ارث را از خرافاتی که به آن آمیخته شده بود پاک کرد و تبعیضات ظالمانهای را که در میان زن و مرد از یک سو، و کودک و بزرگسال، از سوی دیگر قائل بودند از بین برد. (1)
1) 1) . برای توضیح بیشتر ر. ک: تفسیر نمونه، ج 3، ص285.
اعجاز عدد 19:
عدد 19 در قرآن کریم فقط یک بار آمده است و آن هم در آیۀ 30 سورۀ «مدثر» است، خداوند در تعدادی از آیات این سوره وضع بعضی از سران شرک و سخن آنان را در نفی و انکار قرآن مجید و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) بازگو میکند و به مجازات وحشتناک آنان در قیامت اشاره میکند و چنین میفرماید:
سَأُصْلِیهِ سَقَرَ* وَ ما أَدْراکَ ما سَقَرُ* لا تُبْقِی وَ لا تَذَرُ* لَوّاحَةٌ لِلْبَشَرِ* عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ* وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ اَلنّارِ إِلاّ مَلائِکَةً وَ ما جَعَلْنا عِدَّتَهُمْ إِلاّ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتابَ وَ یَزْدادَ اَلَّذِینَ آمَنُوا إِیماناً وَ لا یَرْتابَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتابَ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ اَلْکافِرُونَ ما ذا أَرادَ اَللّهُ بِهذا مَثَلاً کَذلِکَ یُضِلُّ اَللّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّ هُوَ وَ ما هِیَ إِلاّ ذِکْری لِلْبَشَرِ* کَلاّ وَ اَلْقَمَرِ* وَ اَللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ. 1
بزودی او را به دوزخ آزار دهنده وارد میکنم (و میسوزانم) ! *و چه چیز تورا آگاه کرد که «دوزخ آزار دهنده» چیست؟ ! *(دوزخی) که نه باقی میگذارد و نه رها میسازد. *که (آن دوزخ) سوزاننده و تغییر دهنده (رنگ) پوستهاست. *که نوزده (فرشته) برآن (گماشته) است. *و (مأموران) اهل آتش را جز فرشتگان قرار ندادیم، و تعداد آنان را جز آزمایشی برای کسانی که کفر ورزیدند قرارندادیم، تا کسانی که به آنان کتاب داده شده یقین کنند و بر ایمان کسانی که ایمان آوردند بیفزاید، و کسانی که به آنان کتاب داده شده و مؤمنان تردید نکنند، و برای اینکه کسانی که در دلهایشان [نوعی]بیماری است و کافران بگویند: «خدا از این مَثَل چه اراده کرده است؟ !» اینگونه خدا هر کس را بخواهد (بخاطر اعمالش) در گمراهی وا مینهد، و هر کس را (شایسته بداند و) بخواهد راهنمایی میکند. و (تعداد) لشکریان پروردگارت را جز او نمیداند و این جز یادآوری برای بشر نیست. *هرگز چنین نیست، (که تصور میکنند،) سوگند به ماه! *و سوگند به شب، هنگامی که پشت کند!
اعجاز عدد 19 از دو جهت قابل بررسی است:
الف: رابطۀ حروف مقطعه با عدد 19؛
ب: خصوصیات عدد 19 در قرآن کریم؛
جهت دوم در این بخش بررسی میشود جهت اول در فصل بعدی (اعجاز حروف مقطعه) بررسی خواهد شد.
این نظریه از اینجا شروع شد که اولین آیۀ قرآن کریم یعنی (بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ) دارای 19 حرف است. (1)
بسم الله الرحمن الرحیم از 4 کلمه تشکیل شده است، که تعداد تکرار این 4 کلمه در قرآن کریم یکی از مقسمهای عدد 19 میباشد: (2)
اسم 19 بار (19*1)
الله 2698 بار (19*14)
رحمن 57 بار (19*3)
رحیم 114 بار (19*6)
تعداد کل سورههای قرآن کریم 114 سوره است یعنی 19*6.
اولین آیاتی که بر پیامبر نازل شده است دارای 19 کلمه است: (اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلَّذِی خَلَقَ* خَلَقَ اَلْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ* اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ اَلْأَکْرَمُ* اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ* عَلَّمَ اَلْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ)
این در صورتی است که (مالم) یک کلمه باشد. و این جمله 76 حرف دارد یعنی (19*4) (3)
عدد آیات سورۀ «علق» 19 آیه است، و متشکل از 285 حرف است (19*15) و ترتیب سورۀ «علق» در قرآن کریم 19 است (از آخر) . (1)
دومین باری که قرآن نازل شد آیات (1تا 9) سورۀ «قلم» بود که دارای 38 کلمه است (19*2) .
سومین دفعه که قرآن نازل شد آیات (1تا10) سورۀ «مزمل» بود که دارای 57 کلمه است (19*3) .
چهارمین مورد آیات (1 تا 30) سورۀ «مدثر» بود که آیهی 30 آن، آیۀ معروف (عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ) است. (2)
اولین آیاتی که در رسالت نازل شده است آیات 1 تا 30 سورۀ «مدثر» است. اگر به سورۀ «مدثر» نگاه کنیم، میبینیم که از آیۀ اول تا آیۀ 30 که میفرماید: «عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ» همۀ آیات کوتاه هستند، بعد آیۀ 31 طولانی شد. و دوباره از آیۀ 32 کوتاه میشود.
علت طولانی شدن آیه 31 چیست؟
این آیه (آیه 31) برای این نازل شده است که حکمت تخصیص به عدد 19 را بیان کند. (3)
الف: بخش اول که با این کلام خداوند تمام میشود «ما ذا أَرادَ اَللّهُ بِهذا مَثَلاً» که حکمت تخصیص به عدد 19 را بیان میکند، دارای 38 کلمه است (19*2) .
ب: بخش دوم «کَذلِکَ . . . . لِلْبَشَرِ» 19 کلمه دارد (19*1)
آیۀ 31 سورۀ مدثر آخرین آیهای است - در ترتیب مصحف - که تعداد کلمات آن یکی از مضربهای عدد 19 میباشد. (1)
آخرین سورهای که نازل شده است سورۀ «نصر» میباشد که دارای 19 کلمه است. و اولین آیۀ آن «إِذا جاءَ نَصْرُ اَللّهِ وَ اَلْفَتْحُ» از 19 حرف تشکیل شده است.
سوره فاتحه هفت آیه دارد که اگر ما ارقام آیات را پشت سر هم از راست به چپ بنویسیم رقمی به دست میآید که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد.
(402859*19) 7654321
و اگر عدد حروف هر آیه را پشت سر هم از راست به چپ بنویسیم. باز هم عددی به دست میآید که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد.
(22727321*19) 43 18 19 11 12 17 19
1) 1) . اعجاز القرآن کریم، محمد باقر المنصوری، ص49 - 57.
الف: اگر شمارش سورهها را از سورهای شروع کنیم که (بسم الله) ندارد یعنی سورۀ توبه، در این صورت سوره نمل نوزدهمین (19) سوره است، که درآن دو (بسم الله) وجود دارد.
ب: عدد کلمات از اولین آیه سورۀ نمل تا آیه 30 که میفرماید: «إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ» 342 کلمه است (19*18) . (1)
ج: ترتیب سورۀ توبه در مصحف 9 است، ترتیب سورۀ نمل در مصحف 27 است اگر رقمهای ترتیب سورهها را با هم جمع کنیم، یعنی -(27 + 26 +. . . . . . . . . . . . .12 + 11 + 10 + 9) 342 میشود (19*18)
د: آیۀ 10 سورۀ نمل از 19 کلمه تشکیل شده است. و این آیه از یکی از معجزات حضرت موسی خبر میدهد (عصا) .
آیۀ 12 سورۀ نمل از 19 کلمه تشکیل شده است و این آیه از معجزۀ دیگری برای حضرت موسی خبر میدهد.
آیۀ 40 سورۀ نمل از 38 کلمه تشکیل شده (19*2) و این آیه معجزات یکی از افراد حضرت سلیمان خبر میدهد . «قالَ اَلَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ اَلْکِتابِ»
1) 1) . این در صورتی است که «بِما لَمْ» در «بِما لَمْ تُحِطْ بِهِ» یک کلمه حساب شود.
آیۀ 64 سورۀ نمل که آخرین آیه از سوره مذکور است از 19 کلمه تشکیل شده است «أَمَّنْ یَبْدَؤُا اَلْخَلْقَ. . .» که موضوع آن در مورد هستی است.
ه-: سورهی نمل با حروف مقطعه (طس) شروع میشود، حرف (ط) در این سوره 27 بار تکرار شده و حرف (علیها السلام)93 بار، و این در حالی است که ترتیب سورۀ نمل در مصحف 27 است و آیات سورۀ نمل 93 آیه است. (1)
آخرین سوره در مصحف سورۀ ناس است. اگر شمارۀ سورۀ ناس را بر شمارۀ آیات آن تقسیم کنیم نتیجه آن 19 میشود. 19
عدد 19 درتمام زبانها به یک صورت نوشته میشود.
عدد 19 شامل بزرگترین عدد یک رقمی یعنی (9) و کوچکترین عدد یک رقمی یعنی (1) است. در اینجا خصوصیتی برای عدد 19 ذکر میکنیم که فقط مختص این عدد و عدد یک میباشد:
19*19 1 و مجموع ارقام این عدد (1 + 9) 10 و مجموع (1+0) میشود 1
19*38 2 و مجموع ارقام این عدد (3 + 8) 11 و مجموع (1+1) میشود 2
19*57 3 و مجموع ارقام این عدد (5 + 7) 12 و مجموع (1+2) میشود 3
. . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . .
19*171 9 و مجموع ارقام این عدد (1+7+1) 9
19*190 10 و مجموع ارقام این عدد (1+9+0) 10 و مجموع (1+0) میشود 1
1) 1) . اعجاز رقم 19، بسام نهاد جرار.
اگر همینطور ادامه بدهیم از (1) شروع میشود و به (9) ختم میشود، سپس دوباره از (1) شروع میشود و به (9) ختم میَشود. (1)
285.21 بار در قرآن عدد ذکر شده است 15 285*19.
1-2-3-4-5-6-7-8-9-10-11-12-19-20-30-40-50-60-70-80-99-100-200-300-1000-2000-3000-5000-50000-100000 که تمام اینها 30 عدد میباشد.
الف: اگر تمام این اعداد را با هم جمع کنیم عدد (162146) به دست میآید که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد. (8534*19)
ب: اگر عددهایی که در قرآن آمده است را با هم جمع کنیم مشروط بر اینکه تکراریها را هم به حساب بیاوریم، جمع کل آن عدد (174591) میشود که باز هم بر (19) بخشپذیر است. (9189*19)
ج: اگر اعدادی را که در قرآن تصریح نشدهاند را با هم جمع کنیم، مثلاً عدد (99) «تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ» در قرآن آمده است، این عدد متشکل از دو عدد (90 + 9) است. در قرآن عدد 9 ذکر شده است در مورد اصحاب کهف ولی عدد (90) به طور جداگانه نیامده است.
همینطور عدد 950 که به طور صریح نیامده است ولی در این آیه آمده «فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاّ خَمْسِینَ عاماً» 2
1) 1) . اعجاز رقم 19، بسام نهاد جرار
و عدد (309) که در قرآن به این صورت آمده «ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَ اِزْدَادُوا تِسْعاً» 1
اگر اعدادی را که به طور صریح نیامده است را با هم جمع کنیم (90+309+950) 1349 باز هم این عدد یکی از مضربهای عدد (19) میباشد (71*19)
الف - همانطور که قبلاً گفتیم کلمه «الله» در قرآن 2698 مرتبه تکرار شده است (142*19)
ب - مجموع شمارۀ آیاتی که در آنها کلمۀ «الله» آمده است میشود 118123 که مضربی از عدد (19) میباشد (621719*19)
ج - از اولین آیهای که دارای حروف مقطعه است یعنی (الم - 2:1) تا آخرین آیه (ن 68:1)2641 مرتبه کلمۀ «الله» تکرار شده است یعنی (139*19)
د - کلمۀ «الله» 57 مرتبه در قسمت خارج سورههای دارای حروف مقطعه، آمده است. یعنی سورههای 1 و 69 و 70. . . تا آخر (جدول)
ه- با جمع کردن شماره سورهها و آیاتی که این 57 مرتبه کلمۀ «الله» در آنها آمده است، مجموع آن 2432 میشود. یعنی (128*19) (جدول)
تصویر
24- عدد 19 و یگانگی خداوند:
مهمترین پیغام قرآن این است که فقط (یک خدا) وجود دارد. کلمهی «یک» در عربی (واحد) است. این کلمه 25 مرتبه در قرآن تکرار شده است.6 مرتبه از آن به غیر خدا اشاره دارد (یک نوع غذا. . .) و 19 بار دیگر آن اشاره به خداوند دارد.
اهمیت فراوان کلمهی (واحد) به عنوان پیغام اصلی قرآن از این مشخص میشود که مضرب عددی قرآن یعنی 19، مقدار عددی کلمهی «واحد» است. (1)
واحد 19 4 + 8 + 1 + 6
25- عدد 19 و جمله (لا اله الا الله) :
اولین ستون اسلام در سورۀ آلعمران آیۀ 18 آمده است (لااله الا الله) این جمله که مهمترین عبارت است در 19 سوره آمده است. اولین تکرار در (2:163) و آخرین تکرار در (73:9) آمده است.
جدول زیر نشان میدهد که مجموع شمارۀ سورهها به اضافۀ شمارۀ آیاتی که این جمله در آنها تکرار شده است، به اضافۀ مجموع تعداد تکرار این جمله (یعنی 29) ، عدد 2128 میشود. یعنی (112*19)
1) 1) . توضیح مقدار عددی در صفحات بعدی میآید.
تصویر
26 عدد 19 نشانه مصون ماندن قرآن:
سیستم شمارهگذاری سورهها و آیات قرآن کاملاً حفاظت شده است؛ اگر ما شمارۀ سورهها را با هم جمع کنیم پس حاصل جمع را به اضافۀ
مجموع تعداد آیات، و مجموع شمارههای آیات سورههاکنیم، عدد 346199 به دست میآید یعنی (18221*19) . (1)
27- مقدار عددی: هنگامی که قرآن وحی شد یعنی 14 قرن پیش، اعدادی که امروزه میشناسیم وجود نداشتند، در آن زمان از روشی عمومی پیروی میشد که از حروف عربی، عبری، آرامی و یونانی به عنوان اعداد استفاده میشد. عدد تعیین شده برای هر حرف، مقدار عددی آن حرف است:
1) 1) . ر. ک: پایاننامه بهاره رمضانی، ص 48.
الف: چهارده حرف عربی، نیمی از الفبای عربی، در تشکیل 14 مجموعه مختلف حروف نورانی شرکت دارند. با اضافه کردن مقدار عددی هر یک از این حروف به تعداد سورههایی که با حروف مقطعه آغاز میشوند (29 سوره) عدد (722) به دست میآید (722) که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد. (38*19) (جدول)
ب: به علاوه اگر مجموع مقدار عددی همه 14 حرف را با هم جمع کنیم و این عدد را با شمارههای سورههای آنها جمع کنیم این عدد به دست میآید (988) یعنی (52*19) (جدول)
مهندس «عدنان رفاعی» در کتاب خود به نام «احدی الکبر» (معجزۀ عدد 19) را اینگونه مینویسد: ایشان مقدار عددی حروف قرآن را از خود قرآن استفاده کرده، میگوید:
حروف قرآن را به ترتیب بیشترین تکرار آن در قرآن مینویسیم بعد برای هر یک، عددی را انتخاب میکنیم و آن را «ابجدیۀ قرآنی» نامگذاری میکند.
برای توضیح بیشتر به جدول زیر مراجعه کنید:
برای مثال: کلمۀ(محمد) مقدار عددی آن، اینگونه حساب میشود:
محمد م + ح + م + د 42 16 + 4 + 18 + 4.
و عبارت (رسول الله) مقدار عددی آن این است:
رسول الله ر + س + و + ل + ا + ل + ل + ه 42 1 + 2 + 2 + 1 + 2 + 5 + 15 + 8
نتیجۀ جالب این است که مقدار عددی دو کلمۀ(محمد) و (رسول الله) با هم برابر است.
ایشان - مهندس عدنان رفاعی - نام کتاب خود را که در مورد اعجاز عدد 19 میباشد «احدی الکبر» نامیده است و این اسم را از آیۀ 35 سورۀ «مدثر» اخذ کرده است، آنجا که صحبت در مورد مأموران آتش است، و خداوند میفرماید: عدد نگهبانان آن 19 نفر است، (1)در ادامه در آیۀ 35 میفرماید: «إِنَّها لَإِحْدَی اَلْکُبَرِ» (یعنی عدد 19) یکی از مسائل مهم است.
ایشان در ادامه میفرماید:
اعجاز عددی 19 از اولین آیۀ قرآن یعنی (بسم الله الرحمن الرحیم) شروع میشود که دارای 19 حرف است. قیمت عددی این آیه را طبق ابجدیۀ قرآنی حساب میکنیم، عددی که به دست میآید 115 است. اگر قیمت عددی را در حروف (بسم الله الرحمن الرحیم) ضرب کنیم این عدد به دست میآید:115 2185*19
1) 1) . عَلَیْهَا تِسْعَۀَ عَشَرَ.
در طرف دیگر اگر قیمت عددی آیات 30 تا 37 سوره مدثر را که اعجاز عدد 19 و احدی الکبر از آن استفاده شده است را حساب کنیم، به نتیجه جالبی دست پیدا میکنیم. برای توضیح بیشتر مقدار عددی هر آیه را جداگانه حساب میکنیم:
آیه 30: «عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ»
114آیه 31: «وَ ما جَعَلْنا أَصْحابَ اَلنّارِ . . . ذِکْری لِلْبَشَرِ» 1526آیه 32: «کَلاّ وَ اَلْقَمَرِ» 47آیه 33: «وَ اَللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ» 68آیه 34: «وَ اَلصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ» 113آیه 35: «إِنَّها لَإِحْدَی اَلْکُبَرِ» 80آیه 36: «نَذِیراً لِلْبَشَرِ» 77آیه 37: «لِمَنْ شاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ» 16تمام این اعداد را با هم جمع میکنیم:114 + 1526 + 47 + 68 + 113 + 80 + 77 + 160 2185
1- اگر با دقت توجه کنید ملاحظه میکنید این عدد همان عددی است که از ضرب تعداد حروف (بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ) در قیمت عددی آن به دست آمد یعنی 115 2185*19
2- نسبت بین قیمت عددی (بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ) و قیمت عددی آیات 30 تا 37 سورۀ مدثر، (19) است که این عدد اساس معجزه است:
115 19 2185
3- مقدار عددی آیه 30 سورۀ مدثر «عَلَیْها تِسْعَةَ عَشَرَ» که اساس نظام اعجاز عددی 19 است یکی از مضربهای عدد 19 میباشد:
19 6 114
4- اگر عباراتی را که خداوند قسم خورده برای اثبات معجزه احدی الکبر در قرآن کریم ملاحظه کنیم میبینیم که مجموع قیمت عددی این آیات یکی از مضربهای عدد 19 میباشد که این همان قیمت عددی کلمه (الله) است.
«کَلاّ وَ اَلْقَمَرِ» 47
«وَ اَللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ» 68
«وَ اَلصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ» 113
19 12 113 + 68 + 47 28
مقدار عددی کلمۀ «الله» نیز عدد 12 است.
در ادامۀ کتاب، مهندس «عدنان رفاعی» آیاتی را که مرتبط به هم هستند و در یک موضوع بحث میکنند را آورده و قیمت عددی آنها را حساب میکند، همۀ آنها یکی از مضربهای عدد 19 میباشند.
برای مثال:
در سورۀ روم آیه 6 با عبارت «وَمِنْ آیَاتِهِ» شروع شده است، اگر مجموع قیمت عددی تمام این 6 آیه را حساب کنیم، میبینیم که این آیات مرتبط به معجزه «احدی الکبر» هستند:
1- آیه 20 سوره روم:
وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ 2942- آیه 21 سوره روم: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ 5573- آیه 22 سوره روم: وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِینَ 3824- آیه 23 سوره روم: وَ مِنْ آیاتِهِ مَنامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ اَلنَّهارِ وَ اِبْتِغاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ 3775- آیه 24 سوره روم: وَ مِنْ آیاتِهِ یُرِیکُمُ اَلْبَرْقَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ یُنَزِّلُ مِنَ اَلسَّماءِ ماءً فَیُحْیِی بِهِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ 5676- آیه 25 سوره روم: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ تَقُومَ اَلسَّماءُ وَ اَلْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذا دَعاکُمْ دَعْوَةً مِنَ اَلْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ 19 138 294 + 557 + 382 + 377 + 567 + 445 4452622 2622
بعد از اینکه در مورد اعجاز عدد (19) و خصوصیات این عدد در قرآن مباحثی را مطرح نمودیم به بررسی موارد اعجاز عدد 19 و اشکالاتی که در مورد اعجاز این عدد است میپردازیم:
1- جملۀ «بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ» که اولین آیۀ قرآن است، دارای 19 حرف است. تک تک کلمات این جمله به تعدادی قابل تقسیم بر عدد 19 در قرآن به کار رفته است. تعداد کلمه «الله» 2698 مرتبه، «رحمن» 57 مرتبه و «رحیم» 114 مرتبه است که همه مضرب صحیح عدد 19 میباشد.
اشکال: از این 4 آمار فقط رقم 57 صحیح است، آن هم مشروط به اینکه «الرحمن» را در بسم الله سورۀ حمد به حساب آورده و در بقیۀ بسم اللههای سورههای قرآن به حساب نیاوریم و برای آنکه آمار «الله» به نصاب مورد نظر برسد، «یا الله» و «تالله» و «لِله» و «فالله» را باید حساب کنیم، اما «اللهم» را از حساب خارج کنیم و یا کلمۀ «اسم» در قرآن کریم 22 مرتبه آمده است و اگر منظور ایشان «باسم» باشد فقط 7 مرتبه تکرار شده است.
«اشرف عبدالرزاق قطنه» در کتاب خود این طور نگاشته است: (1)کلمه «الله» در معجم المفهرس - سید فؤاد عبدالباقی - 2698 است ولی در
1) 1) . ر. ک: رسم المصحف و الاعجاز العددی، اشرف عبدالرزاق قطنه، ص 81.
معجم دکتر محمود رومانی 2699 است. کلمۀ «رحیم» 115 مورد است چون کلمۀ «رحیم» در آیۀ «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ» 1 را به حساب نیاوردهاند، چون صفت پیامبر بوده است.
و در شمارش «اسم» در «بسم الله» ، (اسم ربک) را استثناء کردهاند در حالی که کلمات (اسمه، اسماء و اسمائه) را داخل در شمارش کردهاند، چه فرقی بین (اسم الله و اسم ربک) وجود دارد.
2- سورۀ «ناس» که آخرین سورۀ قرآن است، تعداد حروف آن 114 حرف است که مضرب 19 میباشد.
اشکال: نمیدانیم ایشان چگونه حساب کردهاند. چون این سوره بدون احتساب بسم الله ،80 حرف است و با احتساب بسم الله ،99 حرف میشود که در هیچ حالت مضرب 19 نیست. (1)
3 - اولین آیاتی که نازل شد:5 آیه از سورۀ «علق» ، سپس سورۀ «قلم» بعد «مزمل» بعد «مدثر» و بعد «بسم الله» از سورۀ «حمد» بود.
اشکال: این حرف صحیح نیست، چون از احادیث صحیحه برمیآید که بعد از سورۀ «علق» آیات اول سورۀ «مدثر» نازل شده است. (2)
4- سورۀ «علق» مطابق شمارش کامپیوتری 285 حرف است یعنی (15*19) .
اشکال: این حرف درست نیست، با قرآنهای به خط عثمانطه به این رقم نمیرسد و با قرآنهای رسم الخط ایرانی از این رقم تجاوز میکند.
5- سورۀ «نصر» که بنابر قولی آخرین سوره میباشد، درست دارای 19 کلمه است، اولین آیه این سوره نیز 19 حرف دارد.
اشکال: نمیدانیم چگونه حساب کرده است که 19 کلمه شده است، مگر آنکه کلمه نزد ایشان اصطلاح خاصی باشد ایشان در این سوره جملۀ «وَ اِسْتَغْفِرْهُ» را یک جملهی حساب نموده با آنکه یک کلمه نبوده و حداقل سه کلمه است، و «والفتح» را نیز یک کلمه حساب کرده، در حالی که دو کلمه است، اگر بگویند حروف را نباید جداگانه حساب کرد میگوییم، پس چرا «فی» را یک کلمه جداگانه حساب کردهاید. (1)
6- اولین آیاتی که از سورۀ «علق» نازل شده یعنی 5 آیه اول دارای 20 کلمه است نه 19 کلمه. (2)
7- دومین آیات یعنی آیات 1 تا 9 سورۀ «قلم» دارای 40 کلمه است نه 38 کلمه. (3)
عدد 19 و بهائیت:
«رشاد خلیفه» از اتباع «میرزاعلی محمد» معروف به زعیم اول است که بابیت را پایهگذاری کرده و در سال 1260 به عنوان مهدی در شیراز ظهور کرد.
یکی از عقاید آنها تقدیس عدد 19 است. آنها هر سال را به 19 ماه و هر ماه را به 19 روز تقسیم میکنند. (1)
رشاد خلیفه در اواخر عمر کتابهایی بر ضد پیامبران و ائمه (علیهم السلام) نگاشته بود، و آنها را متهم به تفرقه انداختن بین بشر، کرده است. «رشاد خلیفه» طاقت گوش کردن به آیاتی که در مدح پیامبران مخصوصاً پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بوده است را نداشته و آنها را انکار میکرده است. (2)مانند آیۀ «لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ» 3
رشاد خلیفه زمان قیامت را مشخص کرد. به این صورت که تمام حرفهای حروف مقطعه را به حساب ابجد، حساب کرد و این عدد (1709) به دست آورد و برای اینکه این عدد یکی از مضربهای عدد 19 شود یک عدد از جیب خودش به آن اضافه کرد تا عدد (1710) به دست آمد یعنی (90*19) . (3)
تذکر: در بحثهای علمی ما کاری به قائل و انگیزه او نداریم، اگر حرفی صحیح باشد، گرچه قائل آن شخص کافری هم باشد میپذیریم.
مقدمه:
همینطور بخوان (الف، لام، میم) (1)چهارده حرف از الفبای زبان عرب در ابتدای 29 سوره قرآن مجید، حروفی که بعضی تنها و بعضی با چند حرف دیگر همراه هستند. حق کلمه کردن این حروف را نداری، این حروف مقطعهاند. حق چسباندن آنها به حرف دیگر را نداری. قطعه، قطعه بخوان، نخوان «الم» بخوان «الف، لام، میم» هنر تألیف این حروف فقط با معصوم است که هرگاه خداوند را با این حروف بخوانند، دعایشان به اجابت میرسد. (2)
زمانی که از قرآن سخن میگوییم، تک تک حروف آن هم معنا دار و بطندار میشوند و معانی آن به قدری دقیق میشود که دیگر معنای آنها را. . . !
و خوب میدانیم که گزینش و چینش این حروف از جهت زیبایی، صوت، مفهوم، ظرفیّت و همخوانی با واژههای دیگر بهگونهای است که
هیچ واژهای را نمیشود جایگزین آنها کرد و از وزن، قالب و آهنگ خاصی برخوردار است که همه را آمادۀ شنیدن میکند. (1)
خالق قرآن، خوب میداند که معناها و بطنها در دایرۀ محدود کلمات نمیگنجد و برای فهماندن معانی از نمادها استفاده میکند و چه خوب از حروف، نماد میسازد. وقتی وسعت مفاهیم از حدود وجود ما، فهم و عقل و از حدود واژهها و کلمات خارج میشوند، خالق قرآن برای توجه فهم و درک ما از نمادها استفاده میکند تا کلمات، واژهها و جملات نازلۀ عرشی را برای ما ساده و آسان سازد. درست وقتی ما عظمت مبارزه با نفس و کشتن شیطان درون را درک نمیکنیم و در برابر آن ضعف نشان میدهیم دعوتمان میکند تا به یک تکه سنگ، سنگریزه پرتاب کنیم و سنگ برای ما نماد میشود.
و اینجا در این معجزه جاودان قرآن کریم «حروف مقطعه» برای ما نماد شدهاند.
نکته ظریفی که اینجا تجلی مییابد این است که همتاطلبی و نظیرگویی (تحدی) قرآن شامل این حروف مقطعه هم میشود. چرا که کسی تاکنون نتوانسته به زیبایی و ظرافت و آهنگ (کهیعص) (2)و یا (حم - عسق) (3)نظیر بیاورد. پس این حروف نمادین، عظمت حکیم سخنآفرین است تا به مخلوقات خود اعم از جن و انس و ملک تفهیم نماید که من با این
حروف، کلمات و جملاتی را خلق کردهام که هیچگاه رنگ کهنگی نمیپذیرد و همیشه پیام تازهای را برای خوانندگان، و شنوندگان خود الهام میکند.
سور قرآن کریم:
قرآن کریم دارای 114 سوره میباشد که با دقت و توجه میتوان برای ابتدای این 114 سوره تقسیم بندی زیر را ارائه نمود:
29 سوره با حروف مقطعه آغاز شده است؛
23 سوره با جمله خبریه آغاز شده است؛
15 سوره با قسم؛
5 سوره الحمدلله14 سوره با ثناء و تسبیح شروع شده است:2 سوره تبرک10 سوره با حروف نداء شروع شده است؛7 سوره التسابیح5 سوره با «قل»
7 س---وره ب--ا ام-----ر6 سور با شرط؛2 سوره با «اقراء»6 سوره با استفهام (هل اتی) (الم نشرح)3 سوره با عذاب و تهدید «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ»
1 سوره با تعلیل «لایلاف قریش»
شناخت فواتح سور:
همانطور که میدانیم، قرآن کریم از 114 سوره تشکیل شده است. که 29 سوره از این 114 سوره با حروف نورانی شروع میشوند مانند: الم - المر. . . که این سورهها تقریباً نصف حجم قرآن را تشکیل میدهند. که ما تمام آنها را به ترتیب مصحف میآوریم:
ردیف
شماره سوره سوره فواتح ردیف شماره سورهسورهفواتح12بقرهالم1731لقمانالم23آلعمرانالم1832سجدهالم37اعرافالمص1936یسیس410یونسالر2038صص511هودالر2140غافرحم612یوسفالر2241فصلتحم713رعدالمر2342شوریحمعسق814ابراهیمالر2443زخرفحم915حجرالر2544دخانحم1019مریمکهیعص2645جاثیهحم1120طهطه2746احقافحم1226شعراءطسم2850قق1327نملطس2968قلمن1428قصصطسم1529عنکبوتالم1630رومالم
حروف مقطعۀ قرآن، جزء کلمات اسرارآمیز قرآن میباشد و مفسران مذاهب گوناگون در تفسیر این حروف اقوال زیادی ذکر کردهاند، ولی بر هیچ قولی جزم پیدا نکردهاند. در تفسیر این حروف در بیشتر کتب تفسیری به این کلام برمیخوریم «الله اعلم بمراده»
در اینجا به تعدادی از این اقوال اشاره میکنیم:
1- این کتاب آسمانی با این همه عظمت که جهان عرب و غیر عرب را متحیر کرده و همه از آوردن مثل آن عاجز هستند، از همین حروف الفبا و کلمات معمولی ترتیب یافته است که در دسترس همگان میباشد.
2- ممکن است اهداف حروف مقطعه برای جلب توجه شنوندگان و دعوت به آنها به سکوت و استماع، بوده است. زیرا این حروف حس کنجکاوی را تحریک کرده و به دنبال آن توجه شنودگان را جلب مینماید.
3- در 24 سوره از سورههایی که با این حروف شروع شده بلافاصله سخن از قرآن و عظمت آن به میان آمده است، پس ارتباطی میان حروف مقطعه و عظمت قرآن موجود است.
4- این حروف علائم اختصاری و اشاراتی است به نامهای خداوند تبارک و تعالی، مانند: «الم» که «الف» اشاره به (الله) و «لام» اشاره به (لطیف) و «میم» اشاره به (مجید) (1)دارد.
1) 1) . نمونه، جلد 6، ص 78.
5- این حروف نامهایی است برای سورههایی که این حروف در ابتدای آنها آمده است.
6- این حروف از متشابهات قرآن است که فقط خداوند تأویل آن را میداند. (1)
7- نامهای خداوند است که به صورت مقطعه آمده که اگر تألیف آن را میدانستند، پی به اسم اعظم میبردند. (2)
8- این اسماء اشارهای است به بقاء این امت و تعیین مدت آن براساس حروف ابجد و اعداد و ارقام.
9- علامه طباطبایی میفرماید: «اگر سورههایی را که با حروف مشترکی از حروف مقطعه آغاز شدهاند مورد تدبر قرار دهی، همچون «الم» ها و «الر» ها و. . . میبینی که همه آنها از نظر مضامین و تناسب سیاق با هم شبیهاند. بنابراین، میتوان چنین نتیجه گرفت که بین این حروف و بین مضامین این سورهها یک ارتباط خاص و ویژهای وجود دارد.» (3)
10- نسبت دقیق ریاضی بین حروف مقطعه هر سوره با حروف همان سوره برقرار است. که در صفحات بعدی به توضیح آن میپردازیم.
توضیحاتی در مورد حروف مقطعه:
1- اگر مکررات حروف مقطعه را حذف کنیم 14 حرف باقی میماند که درست نصف حروف زبان عربی میباشد. (یعنی ا - ح - ر - س - ص - ط - ع - ق - ک - ل - م - ن - ه- ی) .
2- عدد فواتح سور - در صورت حذف مکررات - 14 فاتحه میباشد. (یعنی الم - المص - المر - الر - حم - حم عسق - کهیعص - یس - طه - طسم - طس - ص - ق - ن) .
3- در بین فواتح سور بعضی تنها از یک حرف تشکیل شدهاند (ن - ق - ص) و بعضی از دو حرف (طه - یس - طس - حم) و بعضی از سه حرف (الم - الر - طسم) و بعضی از چهار حرف (المص - المر) و بعضی از پنج حرف (کهیعص - حم عسق) تشکیل شدهاند.
4- فقط سور (حوامیم) در قرآن کریم پشت سر هم هستند (40 - 41 - 42 - 43 - 44 - 45 - 46) و همچنین در ترتیب نزول هم، پشت سر هم هستند یعنی اول سوره 41 بعد 42 بعد 43. . . و از اینکه در سوره شوری (حم) یک آیه است و (عسق) یک آیۀ جدا، فهمیده میشود که فواتح (حوامیم) بدون انقطاع پشت سر هم نازل شدهاند. ولی مثلاً در فواتح (الر) فاتحه (المر) فاصله شده است. (1)
5- اولین سورهای که از فواتح نازل شده است سورۀ «قلم» میباشد که دارای حرف مقطعۀ(ن) است، بعد سورۀ(ق) بعد (صلی الله علیه و آله) و اولین سوره از فواتح که نازل شده دارای حرف واحد است.
1) 1) . اعجاز، رقم 19، بسام نهاد جرّارص 74.
6- این فواتح (الر - الر - الر - المر - الر - الر - طس - ق - ص - ن) آیه نیستند ولی بقیه فواتح آیه هستند. پس 19 سوره فواتح آن آیه است و 10 سوره فواتح آن آیه نیست.
7- عدد حروف فواتح بدون تکرار (14) و عدد فواتح بدون تکرار (14) و عدد سورهها (29) میباشد. اگر این سه عدد را جمع کنیم عدد 57 به دست میآید. (1)
(3*19)14 + 14 + 29 57
8- عادت قرآن کریم بر این است که همیشه بعد از حروف مقطعه کلامی را ذکر میکند که متعلق به قرآن است مانند: «الم ذلِکَ اَلْکِتابُ» - «المص. کِتابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ» - «الر. تِلْکَ آیاتُ اَلْکِتابِ» - «طه. ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ اَلْقُرْآنَ لِتَشْقی» - «طسم. تِلْکَ آیاتُ اَلْکِتابِ» - «یس. وَ اَلْقُرْآنِ اَلْحَکِیمِ» - «ص. وَ اَلْقُرْآنِ ذِی اَلذِّکْرِ» - «حم. تَنْزِیلُ اَلْکِتابِ» - «ق. وَ اَلْقُرْآنِ اَلْمَجِیدِ» . مگر سه سورۀ «روم، عنکبوت، قلم» که بعد از این حروف متعلقی از قرآن وجود ندارد. (2)
9- سورههایی که در قرآن دارای حرف مقطعۀ یک حرفی هستند. در ترتیب قرآن (ص - ق - ن) است ولی در ترتیب نزول، اولین سورهای - از میان این سه سوره - که بر پیامبر نازل شد، سورۀ(ن) است بعد سورۀ(ق) بعد سورۀ(صلی الله علیه و آله) یعنی (ن - ق - ص) . در این صورت اولین
سورهای که بر پیامبر نازل شد سورۀ(ن) است و این حرف فقط یک بار نازل شده است. و دومین سوره، سورۀ(ق) است که این حرف در دو سوره تکرار شده است. و سومین سوره، سورۀ(صلی الله علیه و آله) است که این حرف در سه سوره وجود دارد. (1)
1) 1) . الکشوف فی الاعجاز القرآنی و علم الحروف، شیخ رضوان سعید فقیه، ص 80.
چندی قبل مجلۀ معروف مصری به نام «آخر الساعه» که از بزرگترین مجلههای مصور خاورمیانه است، گزارشی درباره تحقیقات دانشمندی مصری، در مورد تفسیر پارهای از آیات قرآن مجید به کمک کامپیوتر منتشر ساخت که اعجاب همگان را در نقاط مختلف جهان برانگیخت. (1)این تحقیقات محصول سه سال کوشش پیگیر و کار مداوم «دکتر رشاد خلیفه» شیمیدان مصری بود. او برای تحقیقات خود مدتها از کامپیوتر استفاده نمود.
تمام کوشش استاد مزبور برای کشف معانی حروف مقطعه قرآن مانند (الم - یس - ق و. . .) صورت گرفته است. او با کمک محاسبات پیچیدهای ثابت کرد که رابطۀ نزدیکی میان حروف مزبور با حروف سورهای که در آغاز آن قرار گرفته است، وجود دارد. (2)
اینک توجه شما را به نتایج جالبی که «دکتر رشاد خلیفه» رسیده است جلب میکنیم:
1- حروف مقطعۀ یک حرفی
نسبت حرف «ق» در سورۀ «ق» از تمامی سورههای دیگر قرآن، بدون استثناء بیشتر است. و نیز محاسبات نشان داد که حرف «ص» در سورۀ «ص» چنین است، یعنی مقدار آن به تناسب مجموع حروف از هر سورۀ دیگری بیشتر است. و نیز حرف (ن) در سوره (ن و القلم) . (1)
2- حروف مقطعۀ چند حرفی
اگر چهار حرف (المص) را در آغاز سورۀ «اعراف» در نظر بگیریم، اگر الفها، لامها، میمها و صادهایی که در این سوره وجود دارد را با هم جمع کنیم و نسبت آن را با حروف این سوره بسنجیم خواهیم دید که از تعداد مجموع آن در هر سورۀ دیگر قرآن بیشتر است. همچنین (المر) در آغاز سورۀ «رعد» و (کهیعص) در آغاز سوره مریم.
3- حروفی که در آغاز چند سوره قرار دارد
تاکنون بحث دربارۀ حروفی بود که تنها در آغاز یک سوره قرار داشت. اما حروفی که در آغاز چند سوره قرار دارد مانند (الر - الم) شکل دیگری دارد، و آن اینکه بر طبق محاسبات کامپیوتر مجموع این سه حرف مثلاً (الف - لام - میم) اگر در مجموع سورههایی که با «الم» آغاز
1) 1) . تنها استثنایی که در این زمینه وجود دارد سوره «حِجر» است که تعداد نسبی حرف (ن) در آن بیشتر است. ولی چون سوره «حِجر» دارای حرف مقطعه (الر) است و بعداً میگوییم که سورههایی که دارای حروف مقطعه واحد هستند باید در حکم یک سوره باشند، این اشکال رفع میشود.
شده است حساب شود و نسبت آن با مجموع حروف این سورهها به دست آید، از میزان هر یک از سورههای دیگر قرآن بیشتر است. (1)
4- محاسبات کامپیوتر نشان داد که حاصل جمع حروف مقطعه در هر سوره - سورههایی که دارای حروف مقطعۀ واحد هستند - یکی از مضربهای عدد 19 میباشد. برای روشن شدن مطلب، تک تک حروف مقطعه را مورد بررسی قرار میدهیم.
اطلاعات کامپیوتر نشان داد که تنها سورههایی (42 و 50) که حرف مقطعۀ(ق) دارند، هر دو دارای تعداد مساوی (ق) هستند یعنی 57.
نام سورۀ 50(ق) است و با (ق) شروع میشود و اولین آیه این طور خوانده میشود: «ق. وَ اَلْقُرْآنِ اَلْمَجِیدِ» (2)این نشان میدهد که (ق) نمایندۀ قرآن است، و مجموع «ق» ها در دو سورۀ حرف مقطعهدار «ق» نشاندهندۀ 114 سورۀ قرآن است (57 + 57 114) . این عقیده با این واقعیت که کلمۀ «قرآن» در قرآن کریم 57 مرتبه تکرار شده است، محکمتر میشود. (3)
قرآن در سورۀ(ق) بهعنوان مجید، توجیه شده است. و کلمۀ «مجید» مقدار عددی آن 57 است:
مجید م (40) + ج (3) + ی (10) + د (4) 57(3 57*19)
سوره 42 دارای 53 آیه است:42 + 53 95 یعنی (5 95*19)
سوره 50 دارای 45 آیه است:50 + 45 95 یعنی (5 95*19)
تعداد «ق» ها در تمام آیات شماره (19) در سراسر قرآن 76 مرتبه است (4*19) .
در اینجا نظر شما را به یک نکتۀ جالب جلب میکنیم:
مردمی که به قوم لوط کافر شدند در آیۀ 13 سوره «ق» آمده است و در همۀ قرآن 13 بار تکرار شده:
33/54 - 12/50 - 13/38 - 28/29 - 56 و 54/27 - 160/26 - 43/22 - 74/21 - 70/11 - 84/74 - 80/7 همه جا به عنوان قوم اشاره شده است به جز یک استثناء که در سوره (ق) است، جایی که به آنها به عنوان (اخوان) اشاره شده است. واضح است که اگر کلمه «ق» دار (قوم) استفاده شده بود، شمارش حرف (ق) در سوره (50) ، (58) مورد میشد. و این پدیده به کلی از بین میرفت، صحت و دقت مطلق ریاضی به طوری است که تغییر تنها یک حرف، این سیستم را از بین میبرد.
حرف مقطعۀ «ن» فقط در یک سوره آمده است. این حرف در سورۀ(ن والقلم)133 مورد تکرار شده است که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد. (7*19)
این حرف در ابتدای سه سوره آمده است، (7 - 19 - 38) و مجموع تکرار حرف (صلی الله علیه و آله) در این سه سوره 152 میشود یعنی (8*19)
شماره سوره
تعداد تکرار حرف (صلی الله علیه و آله)719
38
9726
29
جمع1524. (یس) : این دو حرف در ابتدای سورۀ 36 «یس» آمده است. حرف «ی» در این سوره 237 مرتبه و حرف «س» 48 مرتبه تکرار شده است. مجموع این دو حرف 285 میشود. یعنی (15*19)
این حروف آیه دوم از سورۀ 42 را تشکیل میدهد. حرف «ع» در این سوره 98 مرتبه و حرف «س» 54 مرتبه و حرف «ق» 57 مرتبه تکرار شده است. مجموع این سه حرف 209 میشود یعنی (11*19)
این طولانیترین مجموعۀ حروف مقطعه است که دارای پنج حرف و در سوره 19 آمده است.
در این سوره حرف «ک» 137 مرتبه و حرف «ه-» 175 مرتبه و حرف «ی» 343 مرتبه و حرف «ع» 117 مرتبه و حرف «ص» 26 مرتبه تکرار شده است. بنابراین مجموع تکرار این پنج حرف عدد (798) میشود که یکی از مضربهای (19) میباشد.
(42*19)137+175+343+117+26 798
این حروف در ابتدای یک سوره آمدهاند که سورۀ شمارۀ 13 میباشد. در این سوره حرف «الف» 605 مرتبه و حرف «ل» 480 مرتبه و حرف «میم» 260 مرتبه و حرف «ر» 137 مرتبه تکرار شده است. مجموع تکرار این چهار حرف عدد 1482 میشود که یکی از مغربهای (19) میباشد.
(78*19)605 + 480 + 260 + 137 1482
تنها یک سوره با این حروف آغاز شده است و آن سورۀ شمارۀ 7 است. حرف «الف» در این سوره 2529 مرتبه، حرف «ل» 1530 مرتبه، حرف «م» 1164 مرتبه و حرف «ص» 97 مرتبه تکرار شده است. بنابراین مجموع این چهار حرف در این سوره عدد 5320 میشود که یکی از مضربهای (19) میباشد.
(280*19)2529+1530+1164+97 5320
نکتۀ قابل توجهی که در اینجا وجود دارد که ارتباط خاص اتصال حرف «ص» را نشان میدهد. این حرف در سورههای 19 و 38 هم آمده
است. حرف «ص» در سورۀ 7 باعث میشود تا عددی حاصل شود که بر عدد 19 قابل تقسیم باشد. و این حرف با سورههای 19 و 38 باعث میشود تا مجموعهای قابل قسمت بر عدد 19 تشکیل دهند.
حروف الف - لام - میم پراستفادهترین حروف در زبان عربی هستند و به همین ترتیب در آغاز 6 سوره قرار دارند (2 - 3 - 29 - 30 - 31 - 32) و مجموع تکرار این سه حرف در هر یک از این شش سوره مضربی از 19 است. برای توضیح بیشتر به جدول ذیل مراجعه کنید:
سوره
الف لم مجموع 59899 02219 50232 24(52119)5662 249 8921 5211 32(29819)672 441 543 745 297(8819)1254 3317 4439 305(6619)817 173 297 347 31(4319)8570 515 715 3225(3019) جمع 874 619 443 493 89456(1046*19)10. (الر) : این حروف در سورههای 10 - 11 - 12 - 14 - 15 یافت میشوند. مجموع تکرار این حروف در این سورهها مضربی از عدد 19 است: به جدول ذیل مراجعه کنید:
سوره
الفلرمجموع1013199132572489(13119)1113707943252489(13119)1213068122572375(12519)145854521601197(6319)1549332396912(4819) جمع5073329410959462(49819)11. (حم) : هفت سوره در قرآن با حروف مقطعۀ «حم» شروع میشود - سورههای 40 تا 46 - مجموع تکرار این حروف در این هفت سوره 2147 میشود (113*19) . طبیعتاً تغییر تنها یک حرف «ح» یا «م» در هر یک از این هفت سوره این پدیده را از بین میبرد. (جدول)
شماره سوره
حم مجموع61 252 362 146 0023 5312 1664 6150 8441 436 432 3434 035 5330 442 7632 482 441 044 438 406 جمع 2147 1855 292(113*19)
ارتباط پیچیدهای این پارافهای قرآنی را به هم مربوط میسازد تا مجموعی حاصل کند که بر عدد 19 قابل تقسیم است. حرف «ه-» در سورههای 19 و 20، دو حرف «طه» در سوره 20، دو حرف «طس» در ابتدای سوره 27 و حروف مقطعه «طسم» در ابتدای دو سوره 26 و 28:
سوره
ه- طسم 2460 1910 428 7279 4842 3394 2826 0251 1752 19 جمع 944 290 107 426(9319) 944 + 290 + 107 + 426 1767 نکته: اگر چهارده (14) حرف مقطعه را با شماره سورههایی که در آن این حروف آمده است جمع کنیم، عدد 2033 به دست میآید یعنی (10719) ، به جدول نگاه کنید:
حروف
تعدادشماره سورههاجمعا2222 + 3 + 7 + 10 + 11 + 12 + 13 + 14 + 15 + 29 + 30 + 31 + 1332ل2222 + 3 + 7 + 10 + 11 + 12 + 13 + 14 + 15 + 29 + 30 + 31 + 1332م2519 + 3 + 7 + 13 + 26 + 28 + 29 + 30 + 31 + 32 + 40 + 41 + 42 +. . .1746ص767 + 19 + 338ر1081 + 11 + 12 + 13 + 14 + 615ک11920ه-1941 + 220ی1957 + 236ع1963 + 242ط20105 + 26 + 27 + 428س26164 + 27 + 28 + 36 + 542ح40308 + 41 + 42 + 43 + 44 + 45 + 746ق4294 + 250ن26870جمع (107*19)2033
از اول بخش چهارم در مورد اعجاز حروف مقطعه و نظرگاه مفسران در مورد این حروف و رابطۀ این حروف با ریاضیات مطالبی ارائه شد، حال به اشکالاتی که در مورد اعجاز حروف مقطعه است میپردازیم:
1- رشاد خلیفه در مورد حروف مقطعه، به این نتیجه رسیده که همواره معدل توارد و تکرار حروف مقطعه در سورهای خاص بر معدل توارد و تکرار حروف دیگر تفوّق دارد. چنانچه در سوره «ق» حرفِ «ق» معدلی بالاتر از سایر حروف در این سوره و سایر سورههای قرآن دارد.
اگر آمارها با موارد نقض روبهرو نمیشد، شاید ما هم با ایشان و سایر پیروان تئوری نظم ریاضی قرآن هم عقیده میشدیم. اما با استثناهای فراوانی روبهرو میشویم. برای مثال:
الف: تعداد حرف «ق» در سورههای الشمس و القیامه و الفلق، در حدی است که معدل تکرار آن از معدل تکرار «ق» بیشتر میشود.
ب: در مورد سوره طه با پنج استثناء مواجه میشویم: سوره حج، نور، فتح، مجادله و توبه.
ج: در مورد سوره «یس» نتیجه کاملاً معکوس است؛ یعنی «یاء» و «سین» کمترین تکرار را به خود اختصاص دادهاند.
د: در مورد حرف «ن» میبینیم تکرار آن در سورۀ «حجر» بیشتر از تکرار «ن» در سوره قلم میباشد. (1)
2- رشاد خلیفه میگوید: تعداد تکرار حروف مقطعه در هر سوره عددی است که یکی از مضربهای عدد 19 میباشد، این ادعا با اشکالاتی روبهرو است. به عنوان مثال:
الف: ایشان میگوید حرف «ن» در سوره قلم 133 مرتبه تکرار شده یعنی (7*19) ؛
این ادعا صحیح نیست چون تعداد تکرار حرف «ن» در سورۀ «قلم» 131 مرتبه است. ایشان با آنکه تأکید میکند همه جا رسمالخط «عثمان طه» ملاک و معیار است ولی در اینجا این ملاک را صرف نظر کرده و «ن» را در اول سورۀ «قلم» به صورت «نون» نوشته است تا یک نون اضافه بیاید و بعد یک نون دیگر از «بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِیمِ» آغاز سوره وام گرفته است و به این ترتیب کسری نون را جبران میکند. در حالی که حرف نون در اول سورۀ «قلم» به این صورت است «ن» ، چون فواتح سور به صورت حرف نوشته میشوند نه به صورت اسم آنها مثلاً (ا) نوشته میشود نه «الف» و «ل» نوشته می شود نه «لام» . (2)
و اگر به صورت «نون» باشد میبایست در تلفظ اینگونه تلفظ شود (نون - واو - نون) نه به صورت «نون» .
ب: ایشان میگوید: در سوره «طه» مجموع دو حرف (ط + ه-)342 است یعنی (18*19) ؛
این ادعا هم صحیح نیست چون در این سوره «تاء» گرد را «هاء» محسوب کرده است در حالی که همه میدانند «تاء» گرد حقیقتاً «تاء» میباشد. هرچند به هنگام توقف به صورت «هاء» تلفظ شود. یعنی کلمات: زینۀ، خیفۀ، سحرۀ، صلوۀ و مانند آنها مختوم به «تاء» میباشد. چنانچه با صدای تاء تلفظ میشود ولی تنگی قافیه ایشان را مجبور کرده است، این موارد را هم در شمارش دخالت دهد تا به نصاب لازم برسد.
ج: ایشان میگوید: در سورههای 7،19 و 38، حرف «ص» در میان حروف مقطعۀ آنها مشترک است و اگر تعداد «ص» را در این سورهها حساب کرده با هم جمع کنیم، به عدد 152 میرسیم که مضرب 19 است یعنی (8*19) .
اگر ملاحظه کنید ایشان در سوره «ق» حرف «ق» را به طور مستقل شمارش کرده و ضریب 19 شده است؛ ولی چون در سوره «ص» به نتیجه نرسیده است، روش را تغییر داده و همۀ سورههایی را که در آغاز «ص» دارند با هم حساب کرده است.
ممکن است ایشان بگوید، «ق» را چه مستقل و چه به طور مجموع حساب کنیم. به ضریب 19 میرسیم. زیرا در سورۀ شوری هم «ق» 133 مرتبه ذکر شده است که ضریب 19 است. پس آنجا که تکرار دیده میشود باید همه را با هم حساب کنیم، مثال «ص» یا «ق» ، ولی آنجا که منحصر به فرد است، مثل حرف «ن» در سوره «قلم» باید به طور جداگانه حساب کنیم.
باز میبینیم این پاسخ کامل نیست زیرا در سورۀ «مریم» در میان حروف مقطعه «کاف» را داریم که در جای دیگر نداریم و اگر تعداد آن را به طور مستقل در نظر بگیریم، به نصاب لازم نمیرسد.
به هر حال چنانچه بارها یادآور شدیم، ایشان رویه واحدی را در شمارشها اتخاذ نمیکند و فقط در صدد جور کردن نصاب لازم است.
د: ایشان میگوید: اگر ارقام مربوط به حروف مشترک در حروف مقطعه را حساب کنیم، به ضریب 19 میرسیم ایشان چنین جدولی ترسیم کرده است:
سوره
حروف مقطعهه-طسممریمک ه- ی ع ص175------طهط -ه25128----شعراط س م--3394484نملط س--2794--قصصط س م--19102460جمع426107290944(63*19)426 + 107 + 290 + 944 1767 چه مانعی داشت ایشان کلمه «یس» را هم به این مجموعه اضافه میکرد. چون «یس» از طریق «سین» و «یاء» با چهار سوره از مجموعه فوق اشتراک پیدا میکند. یا اگر «عسق» را که در آغاز سوره «شوری» آمده است در این جدول میگنجاندیم از طریق «عین» و «سین» با سورۀ مریم، شعرا، نمل و قصص مشترک میشد.
ه: رشاد خلیفه میگوید: «در سورۀ «ق» آیۀ 12 و 13(اخوان لوط) آمده است «کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحابُ اَلرَّسِّ وَ ثَمُودُ» ، ایشان میگوید: «اخوان» آمده چون اگر «قوم» میآمد تعداد «قافها» 58 مورد میشد و نظام عددی به هم میخورد.
اشکال مطلب فوق این است که کلمات قرآن مانند فواصل آن رسالتی دارند که از کلمۀ دیگری برنمیآید چون در بحث اعجاز بیانی ثابت شده که آمدن کلمه «اخوان» جای «لوط» یکی از اعجازهای بیانی است. (1)
و: در کتاب - الاعجاز العددی فی القرآن - تألیف دکتور لبیب بیضون آمده است:
توضیح 1- «فلاحظ ان العدّ السابق للتکرار قد اعتبر البسملۀ آیۀ من الفاتحۀ فقط و لذلک لم یحصِ البسملات الوارده فی اوائل السور الاخری فی القرآن، علماً بان آیۀ البسملۀ لم تنزل الا مرۀ واحدۀ مع سورۀ الفاتحۀ»
در حالی که چند صفحه بعد درباره شمارش حرف «ن» میگوید:
«واذا عددنا الحرف «ن» فی هذه السورۀ نجده 133(7*19)» بعد میفرماید: «عدّالبعض هذا الحرف فی هذه السورۀ فوجدوه 131، والسبب انهم لم یعدّوا حرف النون فی البسملۀ، فالبسملۀ جزء من السورۀ. . .» . (2)
از اینجا معلوم میشود که اگر نصاب لازم به دست نیاید، قانون را به هم میزنند تا نصاب لازم به دست آید.
ز: در مورد سورۀ «ص» در شمارش حرف «ص» وقتی به کلمه «بصطۀً» در آیه 69 سوره اعراف برخورد میکنند: بعضی روایت میآورند که «بصطۀ» باید با «سین» باشد «بسطۀ» چون در شمارش یک (صاد) زیاد میآورند و بعضی روایت میآورند که باید با (صاد) باشد چون در شمارش یک (صاد) کم میآورند. مؤلف کتاب الاعجاز العددی فی القرآن میگوید: «نجد فی قوله تعالی (وَ زادَکُمْ فِی اَلْخَلْقِ بَصْطَةً) حیث ورد کلمۀ(بصطۀ) بالصاد و لیس بالسین. ولدی الرجوع الی روایه القرآن نجد ان الروایۀ تقول بان جبرائیل (علیه السلام) حین انزل هذه الآیه قال للنبی (صلی الله علیه و آله) : قل لکتاب الوحی ان یکتبوا هذه الکلمه بالصاد و لیس بالسین» . (1)
1) 1) . همان، ص 220.
در مورد اعجاز عدد هفت فقط دو نفر کتاب نوشتهاند:
1- ابن خلیفه علیوی در کتاب «معجزۀ القرن العشرین فی کشف سباعیۀ و ثلاثیۀ اوامر القرآن الکریم» ایشان در این کتاب میگوید: بیشتر اوامر قرآن یا سهگان است یا هفتگانه.
2- مهندس «عبدالدائم الکحیل» در کتاب «معجزۀ القرآن فی عصر المعلوماتیۀ» که این نوشتار برگرفته از این کتاب میباشد.
معجزه قرآن در عصر علم چیست؟
ما در عصر تبلور علم و در قرن 21 زندگی میکنیم، در این زمان معجزۀ قرآن چیست؟
در عصر بلاغت هنگامی که قرآن نازل شد، بلغاء و فصیحان عرب، عاجز شدند تا اینکه اینگونه گفتند: «إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ مُبِینٌ» . 1
امّا در زمان اینترنت و ارقام، معجزۀ قرآن چیست؟ معجزه باید متناسب عصر خود باشد. در این زمان نظم و حساب ریاضی و کامپیوتر
به جایی رسیده که در هر چیزی، نظم وجود دارد، قرآن در این زمان - ارقام و کامپیوتر - چه نظم و اعجازی دارد. قرآنی که میفرماید:
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا اَلْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اَللّهِ» 1
نظام جهان و نظام قرآن:
یکی از آیاتی که در رابطه با اهمیت عدد هفت (7) در مورد نظام جهان (7 آسمان و 7 زمین) است، این آیۀ «اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» 2 میباشد.
خداوند عدد هفت را برای اساس نظام جهان اختیار کرده است. آیا بین عدد هفت علاقه و ربطی با قرآن وجود دارد؟ به عبارت دیگر: آیا نظام عددی خاصی که بر هفت بنا باشد در قرآن وجود دارد؟
خداوندی که جهان را بر قواعد محکم و دقیق منظم کرده هر آینه باید کتابش را (قرآن) نیز بر قواعد دقیق منظم کرده باشد.
بهترین شروع برای هر کاری:
بهترین و زیباترین سخن و کلامی که ممکن است هر شخصی در شروع هر کار بگوید این کلام است: (بسم الله الرحمن الرحیم) (1)و این اولین آیه در قرآن کریم میباشد، که از چهار کلمه و هر کلمه از چند حرف تشکیل شده است.
1) 3) . فاتحه / 1.
آیا این چهار کلمه در (بسم الله. . .) ربطی به عدد هفت دارد؟
برای مشخص شدن این مطلب هر کلمه را با تعداد حروف آن مینویسیم:
آیهبسماللهالرحمنالرحیم عدد کلمات3466 اگر اعداد را کنار هم بگذاریم، این عدد به دست میآید (6643) . این عدد یکی از مضربهای عدد هفت میباشد. یعنی 7 949 6643
در این بحث مشخص میکنیم که بیشتر آیات قرآن - چه یک آیه کامل یا جزئی از آیه یا چند آیه - همه بر نظام دقیقی چیده شدهاند.
در قرآن کریم کلمۀ «سبع» که با «سموات» باشد - چه قبل و چه بعد - هفت بار ذکر شده است: (1)
1- بقره / 29؛ «هُوَ اَلَّذِی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ اِسْتَوی إِلَی اَلسَّماءِ فَسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» 2
1) 1) . اعجاز قرآن، دکتر سیدرضا مؤدب ص 187 ولغۀ الارقام فی القرآن، حسین احمد سلیم، ص 60
2- اسراء / 44؛ «تُسَبِّحُ لَهُ اَلسَّماواتُ اَلسَّبْعُ وَ اَلْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لکِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ إِنَّهُ کانَ حَلِیماً غَفُوراً» 1
3- مؤمنون / 86؛ «قُلْ مَنْ رَبُّ اَلسَّماواتِ اَلسَّبْعِ وَ رَبُّ اَلْعَرْشِ اَلْعَظِیمِ» 2
4- فصلت / 12؛ «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحی فِی کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا اَلسَّماءَ اَلدُّنْیا بِمَصابِیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدِیرُ اَلْعَزِیزِ اَلْعَلِیمِ» 3
5- طلاق / 12؛ «اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ اَلْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اَللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اَللّهَ قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً» 4
6- ملک / 3؛ «اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَری فِی خَلْقِ اَلرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ اَلْبَصَرَ هَلْ تَری مِنْ فُطُورٍ» 5
7- نوح / 15؛ «أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اَللّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً» 6
هفت سوره از سورههای قرآن با تسبیح شروع شده است که عبارتند از: (1)
1- اسراء: «سُبْحانَ اَلَّذِی أَسْری. . .»
2- حدید: «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی اَلسَّماواتِ. . .»
3- حشر: «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی اَلسَّماواتِ. . .»
4- صف: «سَبَّحَ لِلّهِ ما فِی اَلسَّماواتِ. . .»
5- جمعه: «یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی اَلسَّماواتِ. . .»
6- تغابن: «یُسَبِّحُ لِلّهِ ما فِی اَلسَّماواتِ. . .»
7- اعلی: «سَبِّحِ اِسْمَ رَبِّکَ اَلْأَعْلَی. . .»
در سورۀ «مؤمنون» مشاهده میکنیم که مراتب خلقت انسان هفت مرتبه و مرحله است:
1- «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِینٍ» 2
2- «ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِی قَرارٍ مَکِینٍ» 3
3- «ثُمَّ خَلَقْنَا اَلنُّطْفَةَ عَلَقَةً» 4
4- «فَخَلَقْنَا اَلْعَلَقَةَ مُضْغَةً» 5
1) 1) . الکشوف فی الاعجاز القرانی و علم الحروف، شیخ رضوان سعید فقیه، ص 142
5- «فَخَلَقْنَا اَلْمُضْغَةَ عِظاماً» 1
6- «فَکَسَوْنَا اَلْعِظامَ لَحْماً» 2
7- «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً» 3
در آیۀ 25 سورۀ «نور» مشاهده میکنیم تمثیلی که برای نور خدا بیان شده، به هفت مرحله اشاره دارد:
1- «مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ»
2- «فِیها مِصْباحٌ»
3- «اَلْمِصْباحُ فِی زُجاجَةٍ»
4- «اَلزُّجاجَةُ کَأَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ»
5- «یُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَکَةٍ زَیْتُونَةٍ لا شَرْقِیَّةٍ وَ لا غَرْبِیَّةٍ»
6- «یَکادُ زَیْتُها یُضِیءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ»
7- «نُورٌ عَلی نُورٍ»
در آیۀ 43 همین سوره (نور) آنجا که خداوند به فرستادن ابرها و فرو فرستادن باران و مشیت الهی میپردازد، شاهد تقسیم هفتگانه هستیم: (1)
1) 4) . مشکوۀ، شماره 39، تابستان 1372، ص 20-21.
1- «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّهَ یُزْجِی سَحاباً»
2- «ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ»
3- «ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکاماً»
4- «فَتَرَی اَلْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ»
5- «وَ یُنَزِّلُ مِنَ اَلسَّماءِ مِنْ جِبالٍ فِیها مِنْ بَرَدٍ»
6- «فَیُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشاءُ»
7- «وَ یَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یَشاءُ»
لفظ طواف و مشتقات آن، هفت بار در قرآن آمده است و این مطابق عدد طواف واجب است: (1)
1- بقره / 125؛ «وَ إِذْ جَعَلْنَا اَلْبَیْتَ مَثابَةً لِلنّاسِ وَ أَمْناً وَ اِتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِیمَ مُصَلًّی وَ عَهِدْنا إِلی إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ اَلْعاکِفِینَ وَ اَلرُّکَّعِ اَلسُّجُودِ» 2
2- حج / 26؛ «وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِیمَ مَکانَ اَلْبَیْتِ أَنْ لا تُشْرِکْ بِی شَیْئاً وَ طَهِّرْ بَیْتِیَ لِلطّائِفِینَ وَ اَلْقائِمِینَ وَ اَلرُّکَّعِ اَلسُّجُودِ» 3
1) 1) . الکشوف فی الاعجاز القرآنی و علم الحروف، شیخ رضوان سعید فقیه، ص 145
3 و4 - قلم / 19؛ «وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ» 1
5- بقره / 158؛ «إِنَّ اَلصَّفا وَ اَلْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اَللّهِ فَمَنْ حَجَّ اَلْبَیْتَ أَوِ اِعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اَللّهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ»
6- حج / 29؛ «ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَ لْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ اَلْعَتِیقِ» 2
7- نور / 58؛ «یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ اَلَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمانُکُمْ وَ اَلَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا اَلْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاثَ مَرّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ اَلْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیابَکُمْ مِنَ اَلظَّهِیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ اَلْعِشاءِ ثَلاثُ عَوْراتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لا عَلَیْهِمْ جُناحٌ بَعْدَهُنَّ طَوّافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلی بَعْضٍ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اَللّهُ لَکُمُ اَلْآیاتِ وَ اَللّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ» 3
وقتی انسان سر به سجده میگذارد هفت عضو از اعضاء بدن را باید به زمین بگذارد که عبارتند از:
1- پیشانی؛
2 و 3 - دو کف دستها؛
4 و 5- زانوها؛
6 و 7- دو سر انگشت بزرگ پاها.
خداوند میفرماید: «وَ أَنَّ اَلْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اَللّهِ أَحَداً» . 1- 2
شهادتین دارای هفت کلمه است.
اولین سوره قرآن دارای هفت آیه است.
تعداد حروف در زبان عربی 28 حرف است یعنی (4*7)
از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مورد علاقۀ قرآن به عدد هفت این حدیث حکایت شده است:
«ان هذا القرآن انزل علی سبعه احرف» قرآن بر هفت حرف نازل شده است.
آیات نزول قرآن و رابطه آن با عدد هفت
«من الذی انزل القرآن» دلایل عددی بر اینکه قرآن از ناحیۀ خداوند است:
1- قرآن از جانب خداوند نازل شده است.
1) 3) . اعجاز عدد هفت، مهندس عبدالدائم الکحیل، ص 41.
صفات نازل کنندۀ قرآن چیست؟ همانا خداوند عزیز، قادر، رحیم. . . بر بندگان است. قرآن از این صفات اینگونه یاد میکند - «تَنْزِیلَ اَلْعَزِیزِ اَلرَّحِیمِ» - 1
این آیۀ کوتاه از سه کلمه تشکیل شده است که ثابت میکند قرآن از جانب خداوند نازل شده است. برای اینکه ببینیم چه علاقهای بین این آیه و عدد هفت وجود دارد، کلمات آن را جداگانه مینویسیم:
قرآنتنزیلالعزیزالرحیم عدد566 حال اگر این سه عدد را کنار هم قرار دهیم، عدد 665 به دست میآید 665 که یکی از مضربهای عدد هفت میباشد یعنی (95*7) . (1)همانا کسی که آسمانهای هفتگانه را بنا کرد و قرآن را طوری نازل کرد که نظم ریاضی خاصی - که عدد 7 است - داشته باشد، برای هر کس که این قرآن را تکذیب و انکار کند، آتش جهنم را وعده داده است. خداوند در قرآن میفرماید:
«وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِکُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ؛ و قطعاً جهنّم وعدهگاه همه آنهاست! برای آن (جهنّم) هفت در است که برای هر دری، بخشی جداگانه از آن (گمراه) ان است.» (2)
مثالی دیگر:
خداوند در اول سورۀ جاثیه میفرماید: «حم. تَنْزِیلُ اَلْکِتابِ مِنَ اَللّهِ اَلْعَزِیزِ اَلْحَکِیمِ»
این آیه بر نظام عددی هفت استوار است. برای توضیح بیشتر به جدول زیر مراجعه کنید:
آیهحمتنزیلالکتابمناللهالعزیزالحکیم عدد2552466 از کنار هم گذاشتن این هفت عدد - 6642552 - عددی به دست میآید که یکی از مضربهای عدد هفت میباشد: یعنی (948936*7) . اگر به کلمه (الکتاب) نگاه کنیم میبینیم بدون «الف» نوشته شده است (الکتب) اگر با الف نوشته شده بود نظم عدد 7 به هم میخورد.
2- آیات تحریفناپذیری قرآن و عدد هفت
قرآن در مدت 23 سال بر قلب مبارک پیامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده است. و بعد از گذشت بیش از 1400 سال، قرآن با عنایت پروردگار محفوظ مانده است، هیچگونه تحریفی در آن صورت نگرفته است. حتی طریقۀ کتاب مانند قبل مانده است. (1)و تا قیامت محفوظ باقی میماند.
خداوند در قرآن میفرماید: «إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا اَلذِّکْرَ وَ إِنّا لَهُ لَحافِظُونَ» 2 این آیه همانطور که مفهومش میگوید: قرآن تحریف نشده، عدد کلمات آن هم دلیل دیگری بر عدم تحریف قرآن است.
1) 1) . البته این موضوع جای بحث دارد که در کتابهای مربوطه بحث شده است
برای روشن شدن مطلب به جدول زیر مراجعه کنید:
آیهانانحننزلناالذکروانالهلحفظون عدد33551326 از کنار هم گذاشتن این اعداد، عدد 62315533 به دست میآید که قابل تقسیم بر عدد هفت میباشد، یعنی (8902219*7) اگر به دقت به کلمات آیه نگاه کنیم، میبینیم که کلمه (لحافظون) بدون «الف» است یعنی (لحفظون) اگر «الف» وجود داشت این عدد به دست میآمد 72315533 که قابل قسمت بر عدد هفت نیست و این خود دلیل دیگر است بر عدم تحریف قرآن.
3- قرآن کلام جدا کننده است
خداوند در سوره طارق میفرماید: «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ» (1)یعنی قرآن جداکننده حق از باطل است. این آیه هم بر نظام عددی 7 استوار است. به جدول زیر مراجعه کنید:
آیهانهلقولفصل عدد343 عددی که به دست میآید یعنی 343، قابل قسمت بر عدد هفت میباشد یعنی: (49*7)
1) 1) . طارق / 13.
اگر خداوند در این آیه میفرمود: «انه قول فصل» عددی که از این آیه به دست میآمد (333) قابل قسمت بر عدد هفت نبود.
4 - قرآن کلامی آسان برای یادآوری:
خداوند وسایل و اسباب بسیار زیادی که از شمارش انسان به دور است، برای هر انسانی فراهم کرده تا اینکه کلام خدا را بشنود و آن را بخواند و در آن نظر کند. «ولکن هل من متذکر؟»
خداوند در سورۀ «قمر» میفرماید: «وَ لَقَدْ یَسَّرْنَا اَلْقُرْآنَ لِلذِّکْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّکِرٍ» 1
نظم عددی این آیه را در جدول مشاهده میکنیم:
آیهولقدیسرناالقرآنللذکرفهلمنمدکر عدد13565324 عددی که به دست میآید:42356531 قابل قسمت بر عدد هفت میباشد یعنی (60509337) . نکته قابل توجه اینجاست که این عدد را دوباره میتوان بر هفت تقسیم کرد: (864419 60509337) .
5 - بشر نمیتواند همانند قرآن را بیاورد
خداوند در قرآن به پیامبر (صلی الله علیه و آله) میفرماید که به مردم بگو: «قُلْ لَئِنِ اِجْتَمَعَتِ اَلْإِنْسُ وَ اَلْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا اَلْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً» 2
چه سری در قرآن وجود دارد که خداوند در این آیه جنّ و انس را از آوردن مثل قرآن عاجز میخواند، شاید بتوان دلایلی را برای این عجز بیان کرد:
1- دلیل منطقی:
تا این زمان هیچ کس نتوانسته کتابی همانند قرآن بیاورد. و این دلیل عاجز بودن بشر بر آوردن مثل قرآن است.
2- دلیل علمی:
حقایق موجود در قرآن، این قرآنی که 1400 سال پیش نازل شده است، نمیتواند ساختۀ دست بشر باشد، هر چند که این بشر با هوش باشد. چرا که ما حقایق علمی موجود در قرآن را حداکثر از 100 سال پیش پی به وجود آنها بردهایم.
3- دلیل رقمی:
نظام عددی (رقمی) آیه 88 سورۀ «اسراء» دلیل دیگری بر عدم آوردن مثل قرآن است برای روشن شدن این مطلب به جدول زیر مراجعه نمایید:
آیهقللئناجتمعتالانسوالجنعلیانیأتوابمثل عدد2365143254 آیههذاالقرآنلایاتونبمثلهولوکانبعضهملبعضظهیرا عدد36255123545 اگر تمام اعداد را کنار هم بگذاریم این عدد به دست میآید:32 156 34 3452 526 3215 545
عدد به این بزرگی قابل تقسیم بر عدد هفت میباشد یعنی:
76 593 7890 8947 307 7790*7
اگر با دقت به آیه نگاه کنیم میبینیم این آیه از 3 جمله تشکیل شده است:
1- «قُلْ لَئِنِ اِجْتَمَعَتِ اَلْإِنْسُ وَ اَلْجِنُّ»
2- «عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا اَلْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ»
3- «وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»
هر مقطعی از مقاطع سه گانۀ این آیه دارای نظام عددی است، یعنی عددی که از هر مقطعی از این آیه به دست میآید قابل قسمت بر عدد هفت میباشد. و این بدین معنا است که نظام قرآنی، از معنای نص قرآن تبعیت میکند. (1)
الف: مقطع اول:
«قُلْ لَئِنِ اِجْتَمَعَتِ اَلْإِنْسُ وَ اَلْجِنُّ» کلمات این مقطع را داخل جدول قرار میدهیم:
آیهقللئناجتمعتالانسوالجن عدد236514 این عدد قابل قسمت بر عدد 7 میباشد:59376 415632*7
1) 1) . معجزۀ القرآن فی عصر المعلوماتیۀ، عبدالدائم الکحیل، ص 47.
ب: مقطع دوم:
«عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا اَلْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ» کلمات را داخل جدول قرار میدهیم:
آیهعلیاَنیأتوابمثلهذاالقرآنلایأتونبمثله عدد325436255 این عدد هم قابل قسمت بر عدد 7 میباشد: یعنی 789 47 789 23 345 5526*7
ج: مقطع سوم:
«وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً» کلمات را داخل جدول قرار میدهیم:
آیهولوکانبعضهملبعضظهیراً عدد123545 این عدد هم قابل قسمت بر عدد 7 میباشد: یعنی 77903 545321*7
القرآن کتاب الله. . . والرسول (صلی الله علیه و آله) علی حق، قرآن کتاب خداست و پیامبر بر حق.
در آیات زیادی خداوند پیامبر را مورد خطاب قرار داده است، هر آینه خداوند اراده کرده که بفرماید: «ان هذا القرآن کله حق و ان محمد (صلی الله علیه و آله) علی حق. . .»
آیا در آیات قرآن بر اثبات این فرمایش اسرار عددی وجود دارد؟
پیامبر (صلی الله علیه و آله) چه در دریافت و چه در ابلاغ وحی معصوم بودند، یعنی کم و زیادی در وحی به وجود نمیآمد. خداوند از این حقیقت، با کلماتی که دارای نظام عددی است خبر داده و میفرماید:
«وَ ما یَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوی إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْیٌ یُوحی» 1
برای توضیح بیشتر کلمات آیه را به طور جداگانه داخل جدول قرار میدهیم:
آیهوماینطقعنالهویانهوالاوحییوحی عدد1242522334
این عدد قابل تقسیم بر عدد هفت میباشد:
7 3203 89 618 21 524 322 43
همانطور که میدانیم بحث اعداد و ریاضی بسیار دقیق است، تغییر یک حرف منجر به اختلال در تقسیم میشود، پس از اینجا نتیجه میگیریم که پیامبر (صلی الله علیه و آله) «لاینطق عن الهوی» بلکه قرآن را همانطور که دریافت مینمودند، ابلاغ میفرمود.
آیاتی که در آن خداوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) را مخاطب قرار داده است از نظام عدوی و ریاضی خاصی برخوردار است.
به عنوان مثال:
1- «إِنَّکَ لَمِنَ اَلْمُرْسَلِینَ» 1:
این خطاب خداوند است به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) است که نظام عددی این آیه را در جدول زیر ملاحظه میکنیم:
آیهانکلمنالمرسلین عدد338 این عدد قابل قسمت بر عدد هفت میباشد:119 833*7
2- «قولاً سقیلاً» :
خداوند در آیۀ دیگری پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را مخاطب قرار داده میفرماید:
«إِنّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً» 1
نظام عددی این آیه را (که دارای 21 حرف است 7*3) بررسی میکنیم:
آیهاناسنلقیعلیکقولاسقیلاً عدد35445 اگر اعداد به دست آمده در جدول را از چپ به راست کنار هم قرار دهیم (54453) به دست میآید که قابل تقسیم بر عدد7 میباشد یعنی:7779 54453*7
در مورد این مطلب آیات زیادی وجود دارد که ما فقط به ذکر چند آیۀ دیگر میپردازیم:
3- «وَ اُذْکُرِ اِسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً» 2
4- «وَ مِنَ اَللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً» 3
5- «إِنّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ اَلْجَحِیمِ» 4- 5
(آیات تتحدث عن الله)
قرآن آمده تا از خداوند به ما خبر دهد.
آیات قرآن که نازل شده برای این است که به ما بگوید، تمام کلمات قرآن از جانب خداوند است. قرآن کتابی است که آمده تا به ما بگوید: «من هو الله سبحانه و تعالی؟»
از بین 100 آیهای که از علم، قدرت، رحمت و. . . خداوند حکایت میکند، بعضی از این آیات را میآوریم تا معلوم شود که این قرآن از جانب خداوند است و از قدرت بشر خارج است.
1- علم الله:
دقت قرآن در تعبیر از علم خداوند را در این آیه میبینیم:
«أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اَللّهَ یَعْلَمُ ما فِی اَلسَّماءِ وَ اَلْأَرْضِ إِنَّ ذلِکَ فِی کِتابٍ إِنَّ ذلِکَ عَلَی اَللّهِ یَسِیرٌ» 1
کلمات این آیه را در جدول قرار میدهیم:
آیه
الم تعلم انالله یعلم ما فیال سماء و الارض انذلک عدد 1523 225 244 34
آیه
فیکت بانذل کعلی الله یسیر عدد 344 2323 این عدد قابل تقسیم بر عدد هفت میباشد یعنی:7 77749 035931 6333189 243 244 25152 323 32 443
2- ولله غیب السموات والارض:
آیه دیگری که از علم خداوند حکایت میکند:
«وَ لِلّهِ غَیْبُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ ما أَمْرُ اَلسّاعَةِ إِلاّ کَلَمْحِ اَلْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اَللّهَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» 1
نظام عددی این آیه را در جدول زیر مشاهده میکنیم:
آیه
ول له غیبال سموتوالارض و ما امر الساعۀ الا کلمح عدد 634 123 15 1336 آیه
البصرا و هو اقرب انالله علیک لشی قدیر عدد 224 243 5224 این آیه نیز بر عدد هفت قابل تقسیم است:7 333 4502 947 791 31 603346 31 163 3215 436 225 424 4223
اگر به دقت ملاحظه کنید، میبینید کلمه (سماوات) اینگونه نوشته شده است (سموت) یعنی دارای 6 حرف است به جای 8 حرف. و اگر دارای 8 حرف بود، نظام عددی این آیه به هم میخورد.
آیات دیگر نیز وجود دارد که فقط به ذکر آنها اکتفا میکنیم:
3- «یَعْلَمُ ما یَلِجُ فِی اَلْأَرْضِ وَ ما یَخْرُجُ مِنْها وَ ما یَنْزِلُ مِنَ اَلسَّماءِ وَ ما یَعْرُجُ فِیها وَ هُوَ اَلرَّحِیمُ اَلْغَفُورُ» 1
4- «عالِمُ اَلْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلی غَیْبِهِ أَحَداً» 2
5- «إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اَللّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اَلْإِنْسانَ لَظَلُومٌ کَفّارٌ» 3
6- «إِنّا لَنَحْنُ نُحْیِی وَ نُمِیتُ وَ نَحْنُ اَلْوارِثُونَ» 4
7- «فَسُبْحانَ اَلَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ» 5- 6
نتیجه:
اگر تعداد حروف کلمات بیشتر آیات قرآن را کنار هم بگذاریم عددی به دست میآید که یکی از مضربهای عدد هفت است.
از مباحث گذشته به این نتیجه میرسیم که هیچ تحریفی در کلمات قرآن رخ نداده است.
بعد از اینکه موارد اعجاز عددی هفت را در قرآن بیان و بررسی نمودیم به اشکالات آن میپردازیم:
آقای مهندس عبدالدائم الکحیل اعجاز عددی هفت را با این آیه شروع میکند:
«اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» 1
ایشان میگوید چون خداوند عدد هفت را برای نظام جهان اختیار کرده است پس باید علاقهای بین عدد هفت و قرآن وجود داشته باشد.
در ادامه ایشان آیاتی را میآورد که اگر تعداد حروف هر کلمه را کنار هم بگذاریم مضرب صحیحی از عدد هفت میشود.
در مطالب ایشان اشکالاتی وجود دارد که برای نمونه به چیز مورد آن اشاره میکنیم:
1- اولاً ایشان از بین 6236 آیه فقط حدود 20 آیه ذکر میکند که دارای مضرب صحیحی از عدد هفت میباشد. همانطور که میدانید، پیدا کردن حدود 20 آیه از میان 6236 آیه کار خارقالعادهای و شگفتانگیزی نیست چون برای هر عددی میتوان این تعداد آیه پیدا کرد که مضرب صحیح از آن عدد باشد.
2- در شمارش حروف کلمات مخصوصاً در شمارش همزه، قاعدۀ خاصی مراعات نشده است. چون هر جا به کلمهای برخورد میکند که دارای همزه است اگر به آن همزه احتیاج دارد تا نصاب کامل شود با قرار دادن پایهای برای همزه آن را در شمارش محسوب میکند ولی اگر بدون همزه به نصاب کامل برسد میگوید همزه نباید در شمارش محسوب شود.
3- اینکه گفته شود چون عدد هفت در چند آیه آمده پس باید بین آن و قرآن رابطهای باشد. این حرف را میتوان در مورد عددهای دیگری زد. مانند عدد شش، برای توضیح چند نکته در مورد عدد شش مطرح میکنیم:
خداوند در آیۀ «اَللّهُ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما فِی سِتَّةِ أَیّامٍ» 1 پس باید بین عدد شش و قرآن رابطهای باشد:
1- سورۀ «ناس» که آخرین سوره است دارای «6» آیه میباشد.
2- اگر شمارههای آیههای سوره ناس را کنار هم بگذاریم عدد (123456) به دست میآید مضرب صحیحی از عدد 6 میباشد یعنی (20576*6)
3- قرآن دارای 114 سوره است یعنی (19*6)
4- خلق زمین و آسمان در 6 روز بوده است.
5- تعداد حروف کلمه «الدنیا» 6 حرف است.
6- تعداد حروف کلمه «الحیاۀ» 6 حرف است.
پس همانطور که گذشت میتوان برای هر عدد خصوصیاتی پیدا کرد پس نمیتوان گفت همۀ اعداد دارای اعجاز عددی میباشند.
به عبارت دیگر نمیتوان یک رابطۀ جزئی را بین بعضی اعداد پیدا کرد و آن را به تمام اعداد سریان داد.
در سورۀ «فجر» آیه سوم - «وَ اَلشَّفْعِ وَ اَلْوَتْرِ» - (1)خداوند ربّ جلیل، به زوج و فرد سوگند یاد کرده است. کورش جم نشان با خواندن این آیه به فکر افتاده است که شاید یک نظام عددی بر مبنای زوج و فرد در قرآن موجود باشد. به دنبال این فرضیه، شروع به تحقیق کرده و به نتیجهای جالب رسیده است و آن این است که تعداد سورهها و ترتیب قرار گرفتن آنها و تعداد آیات هر سوره، درست باید همینسان باشد که هست. اگر از آنها کم یا به آنها اضافه شده بود و حتی اگر جابهجا شده بودند (به عبارت دیگر هر تغییری در شماره و تعداد سورهها و آیات قرآن به عمل آمده بود) کد ریاضی فرد و زوجی که در آن جای داده شده چنین جواب نمیداد.
خداوند در سورۀ حجر میفرماید: «در حقیقت ما خود، آگاه کننده ( قرآن) را فرو فرستادیم و قطعاً ما پاسداران آن هستیم» (2)و همچنین در
سورۀ فصلت فرموده است: «در حقیقت کسانی که به آگاه کننده [ قرآن]هنگامی که به سراغشان آمد کفر ورزیدند (برما مخفی نمیمانند) ؛ درحالی که قطعاً آن (قرآن) کتابی شکستناپذیر است. که باطل از پیش روی آن و پشت سرش به سراغ آن نمیآید؛ (زیرا این) فرو فرستادهای از جانب (خدای) فرزانه ستوده است.» (1)آیات قرآن حق است.
در گذشته و هم در زمان حال مسلمانان جهان، تنها از روی باورهای محکم دینی اصالت و صحت آیات قرآن را بدون علم واقعی بدان، قبول میکردند. امّا امروزه با پیدا شدن این معجزات ریاضی و عددی که عالیترین و قابل قبولترین راه منطقی برای اثبات و نفی هر موضوع علمی است، خدایی بودن قرآن را با اثبات منطقی باور میکنند.
حال پس از این مقدمه به یافتههای این اندیش ور میپردازیم:
همانطور که میدانیم قرآن دارای 114 سوره است، که هر سوره علاوه بر اسم، شماره ردیف و تعدادی آیه دارد. مثلاً اسم اولین سوره قرآن «الفاتحه» شمارۀ ردیفش 1 و تعداد آیاتش 7 است.
نام دومین سوره قرآن «البقره» ، شمارۀ ردیفش 2 و تعداد آیاتش 286 است، تا پایان.
اگر تعداد آیات 114 سورۀ قرآن را با هم جمع کنیم، عدد 6236 به دست میآید و اگر شمارۀ سورههای قرآن را با هم جمع کنیم، عدد
1) 1) . فصلت/ 41 و 42.
6555 به دست میآید. حال اگر اعداد مربوط به هر سوره را با اعداد مربوط به آیاتش با هم جمع کنیم، جدول شماره 1 به دست میآید:
جدول شماره 1
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سورهحاصل جمع شماره و تعداد آیات سوره1الفاتحه1782البقره22862883آل عمران32002034النساء41761805المائده51201256الانعام61651717الاعراف72062138الانفال875839التوبه912913810یونس1010911911هود1112313412یوسف1211112313الرعد13435614ابراهیم14526615الحجر159911416النحل1612814417الاسراء1711112818الکهف1811012819مریم1998117
20
طه2013515521الانبیاء2111213322الحج227810023المومنون2311814124النور24648825الفرقان257710226الشعراء2622725327النمل279312028القصص288811629العنکبوت29699830الروم30609031لقمان31346532السجده32306233الاحزاب337310634سبأ34548835فاطر35458036یس368311937الصافات3718221938ص388812639الزمر397511440غافر408512541فصلت41549542الشوری42539543الزخرف4389132
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سورهحاصل جمع شماره و تعداد آیات سوره44الدخان445910345الجاثیه45378246الاحقاف46358147محمد47388548الفتح48297749الحجرات49186750ق50459551الذاریات516011152الطور524910153النجم536211554القمر545510955الرحمن557813356الواقعه569615257الحدید57298658المجادله58228059الحشر59248360الممتحنه60137361الصف61147562الجمعه62117363المنافقون63117464التغابن64188265الطلاق65127766التحریم661278
67
الملک67309768القلم685212069الحاقه695212170المعارج704411471نوح71289972الجن722810073المزمل73209374المدثر745613075القیامه754011576الانسان763110777المرسلات775012778النباء784011879النازعات794612580عبس804212281التکویر812911082الانفطار821910183المطففین833611984الانشقاق842510985البروج852210786الطارق861710387الاعلی871910688الغاشیه882611489الفجر893011990البلد9020110
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سورهحاصل جمع شماره و تعداد آیات سوره91الشمس911510692اللیل922111393الضحی931110494الشرح94810295التین95810396العلق961911597القدر97510298البینه98810699الزلزله998107100العادیات10011111101القارعه10111112102التکاثر1028110103العصر1033106104الهمزه1049113105الفیل1055110106قریش1064110107الماعون1077114108الکوثر1083111109الکافرون1096115110النصر1103113111المسد1115116112الاخلاص1124116113الفلق1135118114الناس1146120
اینک 114 عددی را که از جمع شمارۀ سوره و تعداد آیات هر سوره به دست آمده است، بر حسب زوج و فرد بودن از هم جدا میکنیم و هر گروه را در جدولی به نام جدول «زوج» و جدول «فرد» جای میدهیم. (1)
1) 1) . مجلۀ بینات، سال سوم، شماره 9، ص 102.
ردیف
نام سورهحاصل جمع شماره و تعداد آیات سوره1 الفاتحه82 البقره2883 النساء1804 التوبه1385 هود1346 الرعد567 ابراهیم668 الحجر1149 النحل14410 الکهف12811 الحج10012 النور8813 الاسراء12814 الفرقان10215 النمل12016 القصص11617 العنکبوت9818 الروم9019 السجده6220 الاحزاب10621 سبأ8822 فاطر8023 ص12624 الزمر11425 الزخرف13226 الجاثیه8227 الواقعه15228 الحدید86
29
المجادله8030 المنافقون7431 التغابن8232 التحریم7833 القلم12034 المعارج11435 الجن10036 المدثر13037 النبأ11838 عبس12239 التکویر11040 الاعلی10641 الغاشیه11442 البلد11043 الشمس10644 الضحی10445 الشرح10246 القدر10247 البینه10648 القارعه11249 التکاثر11050 العصر10651 الفیل11052 قریش11053 الماعون11454 المسد11655 الاخلاص11656 الفلق11857 الناس120جمع کل6236
ردیف
نام سورهحاصل جمع شماره و تعداد آیات سوره1 آل عمران2032 المائده1253 الانعام1714 الاعراف2135 الانفال836 یونس1197 یوسف1238 مریم1179 طه15510 الانبیاء13311 المومنون14112 الشعراء25313 لقمان6514 یس11915 الصافات21916 غافر12517 فصلت9518 الشوری9519 الدخان10320 الاحقاف8121 محمد8522 الفتح7723 الحجرات6724 ق9525 الذاریات11126 الطور10127 النجم11528 القمر109
29
الرحمن13330 الحشر8331 الممتحنه7332 الصف7533 الجمعه7334 الطلاق7735 الملک9736 الحاقه12137 نوح9938 المزمل9339 القیامه11540 الانسان10741 المرسلات12742 النازعات12543 الانفطار10144 المطففین11945 الانشقاق10946 البروج10747 الطارق10348 الفجر11949 اللیل11350 التین10351 العلق11552 الزلزله10753 العادیات11154 الهمزه11355 الکوثر11156 الکافرون11557 النصر113جمع کل6555
پس از دقت در جدول «زوج» و «فرد» نکات قابل توجه این اعجاز بدست میآید عبارتند از:
در جدول «زوج» جمع کل اعداد یعنی 6236 درست معادل مجموع تعداد آیات قرآن کریم است.
در جدول «فرد» جمع کل اعداد یعنی عدد 6555 درست معادل مجموع شمارههای سورههای قرآن کریم است.
در جدول «زوج» قرآن و در جدول «فرد» قرآن که هر یک از 57 سوره درست شدهاند، درست 30 سوره با تعداد آیات زوج و 27 سوره با تعداد آیات فرد شرکت کردهاند.
جدول مربوط را ملاحظه میکنیم:
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سوره1 البقره22862 النساء41763 ابراهیم14524 النحل161285 الکهف181106 الحج22787 النور24648 القصص28889 الروم306010 السجده323011 سباء345412 ص388813 الواقعه569614 المجادله582215 التغابن641816 التحریم661217 القلم685218 المعارج704419 الجن722820 المدثر745621 النبا784022 عبس804223 الغاشیه882624 البلد902025 الشرح94826 البینه98827 التکاثر102828 قریش106429 الاخلاص112430 الناس1146
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سوره1 الانعام61652 الانفال8753 یونس101094 یوسف121115 طه201356 الشعراء262277 یس36838 غافر40859 الشوری425310 الدخان445911 الاحقاف463512 الفتح482913 ق504514 الطور524915 القمر545516 الممتحنه601317 الجمعه621118 الانسان763119 الانفطار821920 الانشقاق842521 الطارق861722 اللیل922123 العلق961924 العادیات1001125 الهمزه104926 الکوثر108327 النصر1103
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سوره1 آل عمران32002 المائده51203 الاعراف72064 مریم19985 الانبیاء211126 المومنون231187 لقمان31348 الصافات371829 فصلت415410 محمد473811 الحجرات491812 الذاریات516013 النجم536214 الرحمن557815 الحشر592416 الصف611417 الطلاق651218 الملک673019 الحاقه695220 نوح712821 المزمل732022 القیامه754023 المرسلات775024 النازعات794625 المطففین833626 البروج852227 الفجر893028 التین95829 الزلزله99830 الکافرون1096
ردیف
نام سورهشماره سورهتعداد آیات سوره1 الفاتحه172 التوبه91293 هود111234 الرعد13435 الحجر15996 الاسرا171117 الفرقان25778 النمل27939 العنکبوت296910 الاحزاب337311 فاطر354512 الزمر397513 الزخرف438914 الجاثیه453715 الحدید572916 المنافقون631117 التکویر812918 الاعلی871919 الشمس911520 الضحی931121 القدر97522 القارعه1011123 العصر103324 الفیل105525 الماعون107726 المسد111527 الفلق1135
همانطور که ملاحظه میکنید، تعداد سورهها در جدول «زوج» و تعداد سورهها در جدول «فرد» قرآن، هر کدام برابر با 57 و با هم برابرند.
57 سوره جدول «زوج» ، از 30 سوره با آیات زوج و 27 سوره با آیات فرد تشکیل شده است و 57 سوره جدول فرد نیز عیناً از 30 سوره با آیات زوج و 27 سوره با آیات فرد تشکیل شده است. بدین ترتیب نمونۀ دیگری از اعجاز عددی قرآن کشف شده است که نشان میدهد ترتیب جای گرفتن سورهها و تعداد آیات هر سوره، مبتنی بر نظام مخصوص و حساب شدهای بوده است.
شخصی به نام «کورش جمنشان» از ونکور کانادا، با توجه به آیۀ سوم سورۀ «فجر» که خداوند متعال به زوج و فرد سوگند یاد کرده است، به فکر افتاده است که شاید یک نظام عددی بر مبنای زوج و فرد، در قرآن باشد و بعد از تحقیقات به این نتیجه رسیده که اگر اعدادی را که حاصل جمع شمارۀ سورهها و تعداد آیات سورهها به دست میآید در یک ستون بنویسیم، بعد زوجها را با هم و فردها را با هم جمع کنیم، جمع اعداد زوج دقیقاً مساوی با جمع تعداد آیات قرآن یعنی 6236 و جمع اعداد فرد مساوی 6555 است که حاصل جمع شمارۀ سورهها میباشد. بدین ترتیب نمونۀ دیگری از اعجاز عددی قرآن را کشف میکند و نشان میدهد که ترتیب قرار گرفتن سورهها و تعداد آیات هر سوره مبتنی بر یک نظام مخصوص و حساب شدهای است.
در نقد این نظریه این طور میآوریم که: اگر در زوج و فرد بودن آیات قرآن نکتهای باشد، باید میان سورههای فرد و سورههای زوج یا آیههای دارای شمارۀ فرد و آیههای دارای شمارۀ زوج به وضوح دیده شود. اما اثبات، بلکه احداث نکته، آن هم با طی کردن این راه پیچ در پیچ ربطی به مفاد آیه ندارد.
ایشان بعد از آنکه بین آیات دارای شمارۀ فرد و آیات دارای شمارۀ زوج و عدد حاصل از مجموع آیات زوج و عدد حاصل از این دو مجموعه هیچ نکتهای نیافته است، شماره سوره را به تعداد آیات سوره اضافه کرده و ستونی از این اعداد تشکیل میدهد. آنها را با هم جمع کرده و باز به نکتهای نرسیده است. در مرتبه آخر، اعداد زوج این ستون را جداگانه و اعداد فرد را جداگانه با هم جمع کرده است و به دو عدد جدید رسیده است 6236 و 6555 عدد دوم مضرب 19 میباشد. سراغ عدد اول رفته ولی آن را مضرب 19 نیافته است. (1)اگر هر دو مضرب 19 میبود، خیلی به اعجاز ایشان میافزود اما متأسفانه یکی از این اعداد مضرب 19 نیست. ولی در لابهلای همین محاسبات ناگاه متوجه میشوند که عدد اول معادل تعداد آیات قرآن کریم و عدد دوم مساوی با حاصل جمع شماره سورهها است. اینجاست که تکبیرگویان اعلان موفقیت میکند.
ما میگوییم خدای حکیم بسیار بعید است با مخاطبین خود از چنین طریقی ارتباط برقرار نماید. خداوند نیز در تفهیم و تفاهم با بندگانش همان راهی را طی میکند که بین عقلا جاری و مرسوم است و معما و لُغَز به کار نمیبرد و اگر بخواهد امری را معماگونه بیان کند، معمای او باید بهگونهای باشد که تا قیامت معما باشد. چراکه اگر بشر بتواند چیزی
1) 1) . ایشان نیز از کسانی است که به عدد 19 قرآن عنایت خاصی دارد چنان که در جزوههای دیگری از یافتههای آقای عبدالله اریک تجلیل کرده است.
را که مشیت خدا آن را معما خواسته است کشف کند این نوعی نقص و ضعف برای خداوند خواهد بود. مثلاً تاریخ دقیق قیامت به تصریح خود قرآن از این مقوله است.
این نکته که خداوند در تفهیم مقاصد خود روش و از سیرۀ عقلا تبعیت میکند، در یکی از فرمایشات امام صادق (علیه السلام) به آن تصریح شده است:
«قیل لابی عبدالله (علیه السلام) روی عنکم ان الخمر و المسیر و الانصاب و الازلام رجال فقال ما کان الله لیخاطب خلقه بما لا یعقلون» (1)
براساس این حدیث، تفسیرهای باطنی همه مردود است و اثبات تناسبهای عددی و نظم ریاضی در قران هم با عبور از راههای مارپیچ، یکی از شاخههای تفسیر باطنی است. بنابراین بسیار بعید است خداوند از آیه شریفه «والشفع والوتر» (2)چیزی را بخواهد به ما تفهیم نماید که آقای کورش جمنشان، کشف کردهاند. زیرا ادعای ایشان بسیار غریب و از فهم عرفی دور است و مخاطب، بعد از فهمیدن راه طی شده باز در هالهای از شک و تردید باقی میماند و شاید یکی از علل آن جمع شمارۀ سوره با تعداد آیات سوره باشد. جمع این دو پارامتر جمع دو چیز غیر هم جنس است، مثل آنکه تعداد ستونهای مسجدی را با روزهای هفته جمع کنیم.
اشکال اساسیتر این است که چنین چیزی اثبات اعجاز قرآن نیست، زیرا به راحتی میتوان کتابی نوشت و از آغاز بین ابواب و فواصل و تعداد جملات آن چنین نظمی را جاسازی نمود. بنابراین این کشفیات ذرهای موجب گرایش منکران قرآن به قرآن نخواهد بود. بلکه اینگونه دفاعیات غیر منطقی و ضعیف خود موجب اعراض و اشمئزاز بیگانگان میشود.
اعجاز عددی تکرار واژهها:
تناسب و تساوی و هماهنگی در اعداد و ارقام کلمات و موضوعات شبیه و مغایر با هم، در قرآن امری بسیار شگفتانگیز است. هیچ بشری بر آوردن کتابی که از نظر معنا و محتوا، آنقدر تعالی باشد و در کلمات و الفاظ آن نیز رعایت تناسب شده باشد، قادر نیست.
این تناسب شگفتانگیز در شرایطی فراهم شده که قرآن در طول 23 سال در شرایط گوناگون نازل شده و هر بخشی از کلمات آن در حادثۀ خاصی بوده است. و پس از نزول هم از اصلاحیه و تنظیم بعدی برخوردار نبوده است.
این تساوی و توازن عددی، بدین صورت به وجود نیامده است که این کلمات متقابل در همه جای قرآن در کنار هم ذکر شده و در نتیجه چنین تقابلی حاصل شده باشد، زیرا چنین تقابل و توازنی یک توازن خود به خودی (و فاقد ارزش قابل ذکر) خواهد بود. به این مثال دقت کنید: کلمۀ «حیّا» مقابل «میتاً» است، در هیچ آیهای از آیات قرآن به همراه آن ذکر نشده و بلکه در هیچ سورهای نیز، این دو کلمه با هم جمع نشدهاند. با این حال توازن عددی میان دفعات تکرار کلمه در سرتاسر قرآن برقرار است.
برای مثال به نمونههایی اشاره میکنیم: (1)
لفظ «دنیا» و مشتقاتش برابر است با لفظ «آخرت» و مشتقاتش که هر کدام 115 بار تکرار شده است. (2)
لفظ «حیات» و مشتقاتش برابر است با لفظ «موت» و مشتقاتش که هر کدام 145 بار تکرار شده است. (3)
لفظ «صالحات» و مشتقاتش برابر است با لفظ «سیئات» و مشتقاتش که هر کدام 167 بار تکرار شده است. (4)
لفظ «ملائکه» و مشتقاتش برابر است با لفظ «شیاطین» و مشتقاتش که هر کدام 88 بار تکرار شده است. (5)
لفظ «هدی» و مشتقاتش برابر است با لفظ «رحمۀ» و مشتقاتش که هر کدام 79 بار تکرار شده است. (6)
لفظ «عقل» و مشتقاتش برابر است با لفظ «نور» و مشتقاتش که هر کدام 49 بار تکرار شده است. (7)
لفظ «مصیبۀ» و مشتقاتش برابر است با لفظ «شکر» و مشتقاتش که هر کدام 75 بار تکرار شده است. (8)
لفظ «ابلیس» و مشتقاتش برابر است با لفظ «استعاذه» و مشتقاتش که هر کدام 11 بار تکرار شده است. (9)
لفظ «برّ» و مشتقاتش برابر است با لفظ «ثواب» و مشتقاتش که هر کدام 20 بار تکرار شده است. (10)
1) 1) . ر. ک: الاعجاز العددی للقرآن الکریم، عبدالرزاق نوفل، ج 1 - 3، و معجزۀ الارقام و الترقیم فی القرآن الکریم، عبدالرزاق نوفل، ص 50 - 54. و الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، محمد السید ارنا ووط، ص 135 - 140. و اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت (علیه السلام) و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام، سید رضا مؤدب ص 185.
2) 2) . الرسالۀ الشافیه فی الاعجاز، عبدالقاهر جرجانی، ص 14 - 17، موسوعۀ الاعداد فی القرآن الکریم، مهدی سعید رزق کریزم، ص 37 و 38
3) 3) . همان
4) 4) . همان
5) 5) . الاعجاز العلمی الاسلامی للقرآن الکریم، محمد کامل عبدالصمد، ص 8-376
6) 6) . وجوه من الاعجاز القرآنی مصطفی الدباغ، ص 112
7) 7) . همان
8) 8) . المعجزۀ(النظریۀ الاولی) مهندس عدنان رفاعی، ص 36
9) 9) . همان
10) 10) . همان.
لفظ «جهنم» و مشتقاتش برابر است با لفظ «جنات» و مشتقاتش که هر کدام 77 بار تکرار شده است. (1)
لفظ «شیخ» و مشتقاتش برابر است با لفظ «طفل» و مشتقاتش که هر کدام 4 بار تکرار شده است. (2)
لفظ «نسل» و مشتقاتش برابر است با لفظ «عقیم» و مشتقاتش که هر کدام 4 بار تکرار شده است. (3)
لفظ «یفسد» و مشتقاتش برابر است با لفظ «ینفع» و مشتقاتش که هر کدام 50 بار تکرار شده است. (4)
لفظ «برهان» و مشتقاتش برابر است با لفظ «بهتان» و مشتقاتش که هر کدام 8 بار تکرار شده است. (1)
لفظ «ثیاب» و مشتقاتش برابر است با لفظ «حجاب» و مشتقاتش که هر کدام 8 بار تکرار شده است. (2)
لفظ «وهن» و مشتقاتش برابر است با لفظ «عزم» و مشتقاتش که هر کدام 9 بار تکرار شده است. (3)
لفظ «مجنون» و مشتقاتش برابر است با لفظ «سفیه» و مشتقاتش که هر کدام 11 بار تکرار شده است. (4)
لفظ «نشر» و مشتقاتش برابر است با لفظ «کتم» و مشتقاتش که هر کدام 21 بار تکرار شده است. (5)
لفظ «رذیله» و مشتقاتش برابر است با لفظ «عفۀ» و مشتقاتش که هر کدام 4 بار تکرار شده است. (6)
لفظ «عورۀ» و مشتقاتش برابر است با لفظ «اغضض» و مشتقاتش که هر کدام 4 بار تکرار شده است. (7)
لفظ «وسطاً» و مشتقاتش برابر است با لفظ «طرفاً» و مشتقاتش که هر کدام 5 بار تکرار شده است. (1)
لفظ «سعید» و مشتقاتش برابر است با لفظ «نحس» و مشتقاتش که هر کدام 2 بار تکرار شده است. (2)
لفظ «فرقان» و مشتقاتش برابر است با لفظ «بنی آدم» و مشتقاتش که هر کدام 7 بار تکرار شده است. (3)
لفظ «جحیم» و مشتقاتش برابر است با لفظ «عقاب» و مشتقاتش که هر کدام 26 بار تکرار شده است. (4)
لفظ «حساب» و مشتقاتش برابر است با لفظ «عدل و قسط» و مشتقاتش که هر کدام 29 بار تکرار شده است. (5)
لفظ «حرث» برابر است با لفظ «زراعت» و برابر است با لفظ «فاکهه» که هر کدام 14 بار تکرار شده است. (6)
لفظ «بخل» برابر است با الفاظ «حسرت، طمع، جحود» که هر کدام 112بار تکرار شده است. (7)
لفظ «مصیر» (بازگشت) برابر است با لفظ «ابد» (همیشه) که هر کدام 28 بار تکرار شده است. (1)
لفظ «ایمان» برابر است با لفظ «کفر» که هر کدام 811 بار تکرار شده است. (2)
لفظ «غضبی» برابر است با لفظ «رحمتی» که هر کدام 2 بار تکرار شده است. (3)
لفظ «نفعاً» برابر است با لفظ «ضراً» که هر کدام 9 بار تکرار شده است. (4)
لفظ «البرد» برابر است با لفظ «الحر» که هر کدام 2 بار تکرار شده است. (5)
لفظ «رجل» به صورت مفرد برابر است با لفظ «امراه» و مشتقاتش که هر کدام 24 بار تکرار شده است. (6)
کلمه «بصر» و مشتقاتش برابر است با کلمه «قلب و فواد» و مشتقاتش که هر کدام 148 بار تکرار شده است. (7)
کلمه «الناس» و مشتقاتش و مترادفات برابر است با لفظ «رسول» و مشتقاتش که هر کدام 368 بار تکرار شده است. (1)
لفظ «جزاء و اجر» 117 مرتبه که نصف لفظ «مغفرت» که 234 مرتبه میباشد. و دلیل بر این است که بخشندگی خداوند، دو برابر جزاء او است. (2)
لفظ «رسل» 368 مرتبه، «نبی» 75 مرتبه، «بشیر» 18 مرتبه «نذیر» 75 مرتبه، که مجموع ارقام مذکور 518 مرتبه است، و برابر است با تعداد نامهای پیامبران در قرآن. (3)
لفظ «رحیم» که از اسماء حسنی است،114 مرتبه تکرار شده و برابر است با تعداد سورههای قرآن و دو برابر لفظ «رحمان» میباشد. با توجه به اینکه لفظ «رحیم» اسم عام و صفت خاص است، بر خلاف لفظ «رحمن» که اسم خاص و صفت عام است. (4)
لفظ «شهر» به معنی «ماه» 12 مرتبه به تعداد ماههای سال که 12 ماه است. (5)
لفظ «یوم» به معنی روز با تمام مشتقاتش،365 مرتبه در قرآن به کار رفته که برابر با تعداد روزهای سال میباشد. (1)
لفظ «یوم» 27 مرتبه و به صورت تثنیه،3 مرتبه که برابر است با تعداد روزهای یک ماه. (2)
لفظ «اجتبی» و مشتقاتش،12 بار و مساوی است با عدد امامان که 12 نفر هستند و خداوند آنها را برگزیده است. (3)
لفظ «فرقه» 72 بار در قرآن آمده و مطابق است با 72 فرقه که از اهل جهنم میباشند. (4)
لفظ «محمد» 4 مرتبه و برابر است با الفاظ «روح القدس» و «ملکوت» و «سراج» که هر کدام 4 مرتبه تکرار شدهاند. (5)
لفظ «ابرار» 6 مرتبه و دو برابر لفظ «فجار» است که 3 مرتبه تکرار شده است. (6)
1) 1) . همان
2) 2) . من الاعجاز البلاغی و العددی للقرآن الکریم، ابوزهراء النجدی، ص 107
3) 3) . همان
4) 4) . عن علی بن ابی طالب قال: افترقت بنو اسرائیل بعد موسی احدی و سبعین فرقۀ کلها فی النار الا فرقۀ و افترقت النصاری بعد عیسی علی اثنتین و سبعین فرقۀ کلها فی النار الا فرقۀ، و تفترق هذه الامۀ علی ثلاث و سبعین فرقۀ کلها فی النار الا فرقۀ، المیزان، ج 8، ص 29
5) 5) . معجزات الارقام فی القران، حسین سلیم، ص 85، و اضواء علی اعجاز القرآن الکریم، الشیخ عکرمه سعید صبری، ص 117
6) 6) . همان.
لفظ «یسر» 36 مرتبه که سه برابر لفظ «عسر» است که 12 مرتبه تکرار شده است. (1)
لفظ «قل» که امر از سوی خداوند است 332 مرتبه تکرار شده است و مجموع الفاظ «قالوا» از انس و جن در حیات دنیا و آخرت هم 332 بار آمده است. (2)
لفظ «سجد» که در مورد عاقلین است،34 مرتبه ذکر شده است و این عدد مطابق تعداد سجدههای نمازهای یومیه است. (3)
لفظ «صلوات» 5 بار ذکر شده که برابر با تعداد نمازها میباشد. (صبح، ظهر، عصر، مغرب، عشاء) (4)
لفظ «بر» به معنای خشکی 12 مرتبه و لفظ «بحر» چه مفرد چه تثنیه چه جمع،40 بار تکرار شده است. نسبت این دو عدد مساوی است با نسبت خشکی به آب در روی کرۀ زمین چون آب در زمین 5/64 است و خشکی 35/19 است. (5)
کلمه «عزم» 5 بار ذکر شده که برابر است با تعداد پیامبران اولوالعزم. (6)
لفظ «انسان» دارای هفت حرف است و این در حالی است که خداوند در قرآن میفرماید ما شما را در هفت مرحله خلق کردیم. (1)
لفظ «دنیا» دارای شش حرف است و خداوند میفرماید و همانا ما دنیا را در 6 روز آفریدیم. (2)
لفظ «اسراف» و مشتقات آن با لفظ «سرعۀ» و مشتقاتش هر کدام 23 مرتبه تکرار شده است. (3)
لفظ «اسباط» و لفظ «حواریون» هر کدام 5 مرتبه تکرار شده است. (4)
بسیاری از این آمار و ارقامهایی که در تناسب واژگان قرآن از نویسندگان مختلف نقل شده است در مقام محاسبه، درست نیست و نیازمند نگاه خوشبینانه است. بر فرض صحت نیازمند توجیهات و تکلفات فراوانی است که عملاً این تناسبها را از اعجاز بودن دور میکند. برای مثال:
1- در شمارش کلمۀ «یوم» برای اینکه به عدد 365 برسند (عدد روزهای سال) گفتهاند که باید «یوم» را به صورت مفرد در نظر بگیریم، زیرا اگر «ایام» و «یومین» را به حساب آوریم، به عدد مطلوب نمیرسیم.
اما باز هم منظور آنها تأمین نمیشود زیرا «یومئذٍ» و «یومکم» و «یومهم» نیز باید از لیست خارج شوند در حالی که اینها هم مفرد هستند. اگر منظور ایشان از مفرد این است که به «یوم» هیچ حرفی متصل نباشد، در این صورت باید «بالیوم» و «الیوم» و «فالیوم» را نیز از لیست خارج کرد و در این صورت آمار ما از 365 بسیار کمتر میشود. خلاصه این افراد برای رسیدن به عدد 365 از هیچ اسلوب منقطی پیروی نکردهاند.
2- در مواردی که آمارشان به حد نصاب نمیرسد، به دنبال مشتقات آن واژۀ خاص رفته و میکوشند با اضافه کردن مشتقات، نصاب لازم را تهیه کنند. و این سؤال بیجواب میماند که چرا در بعضی موارد باید
مشتقات را به حساب آوریم و در بعضی موارد فقط به آمار مفرد آن واژه بسنده کنیم. و عجیبتر اینکه میگویند در بعضی واژهها مثل: جهنم و جنات، در یکی به صورت مفرد و در دیگری به ضم مشتقات باید به مطلوب نایل شد.
3- در مواردی دو واژه در مقابل هم قرار میگیرند که اصلاً ربطی به هم ندارند. مثلاً واژه «یفسد» و مشتقات را شمارش میکنند و چون با تعداد واژه «یُصلح» برابر نیست، سراغ واژه «ینفع» میروند. در حالی که برای آشنایان به زبان عربی واضح است که «یفسد» در مقابل «یصلح» میباشند نه «ینفع» . و بسیاری از موارد دیگر. به جای اینکه «قلتم» را با «قلنا» بسنجند با «اقوال» مقایسه کردهاند؛ بین مصیبت و شکر چه ارتباطی هست؟ آیا در برابر مصیبت باید «صبر» نمود و یا «شکر» کرد؟ مگر قرآن نمیفرماید: «وَ اِصْبِرْ عَلی ما أَصابَکَ إِنَّ ذلِکَ مِنْ عَزْمِ اَلْأُمُورِ» به احتمال قوی، آقایان وقتی دیدند واژۀ صبر و مشتقات آن (103) با تعداد واژۀ مصیبت مساوی نیست، سراغ واژۀ «شکر» رفتهاند.
4- کلمۀ «قالو» و «قیل» به طور دقیق با هم برابر نیستند؛ یعنی «قیل» 333 مرتبه و «قالوا» 332 مرتبه در قرآن آمده است.
5- مورد دیگر واژۀ «اسراف» و «سرعت» است که روشن نیست تکرار 23 مرتبهای این دو واژه چه چیزی را اثبات میکند.
آیا میخواهند بگویند اسراف توأم با سرعت است، یا نباید با سرعت اسراف کرد، و یا اسراف موجب نابودی سریع است، و یا مسرف با «سَرِیعُ اَلْعِقابِ» طرف خواهد بود؟ دو احتمال اول معقول نیست و دو
احتمال دوم میطلبد تا اسراف را با واژۀ «عقاب» و «هلاکت» بسنجیم، نه با واژه «سرعت» .
6- از همه عجیب و غریبتر، محاسبۀ میزان آب و خشکی کرۀ زمین است. ایشان وقتی «بر» و «بحر» را با هم مقایسه کرده و به کسر مورد نظر دست پیدا نمیکند به واژۀ «یبسأ» متوسل میشود و میگوید: اگر آن را نیز که مرادف «برّ» میباشد، منظور کنیم تکرار واژۀ خشکی 13 و تکرار دریا 32 بوده و دو کسر 45/13 و 45/32 به دست میآید که خیلی شگفتانگیز و از معجزات قرآن است. (1)
باید به ایشان گفت، چگونه است که باید «یبسا» را که مرادف «برّ» است در شمارش دخالت دهیم، ولی کلمه «یم» را که مرادف «بحر» است دخالت ندهیم. وانگهی نسبت آب و خشکی کره زمین همیشه ثابت نیست، دو هزار سال پیش با امروز بسیار فرق داشته و هزار سال بعد نیز از میزان دریاها کاسته میشود و همین عدم دقیق میزان آب و خشکی باعث اختلاف شده است چنانچه قبلاً گفتیم آقای دکتر ابوزهراء النجدی میگوید: واژۀ «برّ» 12 مرتبه و لفظ «بحر» 40 مرتبه تکرار شده و نسبت این دو عدد 5/64 و 35/19 است که مساوی با کسر خشکی و آب در کره زمین است.» (2)
جمعبندی و نتیجهگیری:
33 سال پیش شیمیدان مصری به نام «دکتر رشاد خلیفه» که در آمریکا اقامت داشت، پس از 3 سال کار مداوم و استفاده از کامپیوتر ادعا نمود که نظم حیرتانگیزی را در قرآن کشف کرده است.
با اعلان این خبر و پخش آن در رسانههای گروهی و جراید آن روز، این موضوع به گونهای غیر منتظره در همه جا صدا نمود و موجی از شادی و شعف در میان مسلمانان برانگیخت.
انتشار این خبر در میان روشنفکران کشورهای اسلامی، نه تنها موجب شعف و شادی بلکه موجب آن شد تا بسیاری از آنها خود به میدان آمده و با آمارگیری از تعداد حروف و کلمات قرآن، پردههای دیگری از اسرار و رموز این کتاب آسمانی را بر ملا سازند.
تعداد زیادی از دانشمندان مسلمان نظم ریاضی قرآن را دنبال کردهاند و به نتایج قابل توجهی رسیدهاند، هر چند که برخی از محاسبات آنها خطا بوده و یا با اعمال سلیقه و ذوق شخصی همراه بوده است. از سخنان طرفین استفاده میشود که نظم ریاضی قرآن را به صورت موجبۀ جزئیه مورد پذیرش موافقان و مخالفان اعجاز عددی واقع شده است اما به صورت موجبۀ کلیه (یعنی در همه موارد ادعا شده) مورد قبول نیست.
ما درصدد آنیم تا اثبات کنیم، هر چند نظم ریاضی قرآن شگفتانگیز است اما در مورد ادعای اعجاز عددی اشکالات نقصی وحلی فراوانی بر دعاوی آنها وارد است. (1)
اساساً باید ببینیم قرآن چگونه خود را معرفی کرده است، پیشوایان معصوم ما قرآن را چگونه معرفی کردهاند؟
با دقت در آیات قرآن در مییابیم که قرآن خود را حکمت، علم، نور، ذکر و موعظه. . . معرفی میکند. و همه این عناوین در پرتو توجه به محتوای قرآن و پیروی از رهنمودهای آن میسر میشود.
نکته قابل توجه دیگری این است که محور اصلی بحث قائلین به اعجاز عددی قرآن شیوه کتابت الفاظ قرآن است. در اینجا بحث مفصلی است که آیا الفاظ قرآن مانند معانی آن توقیفی است یا نه؟
همچنین با مراجعه به احادیث به این مطلب میرسیم که در احادیث نیز قرآن، علم، حکمت و نور خوانده شده است و اکیداً توصیه شده است که آن را چراغ عمل و مشعل حیاتمان قرار دهیم. (2)
قائلین به اعجاز عددی قرآن میگویند باید همین رسمالخط را حفظ کرد در غیر این صورت تمام محاسبات به هم میخورد.
باید این را هم در نظر داشت که قرآن در هر زمانی به خط مرسوم آن زمان نوشته شده است مانند خط کوفی، که هیچ یک از این ادعاها با این خط موافق نیست.
و این سؤال نیز مطرح میشود که آیا اختلاف نظرهای املایی که به نظر مفسران در قرآن وجود دارد را نیز در محاسبات خود به حساب آوردهاند.
بنابراین هرچند که نظم ریاضی قرآن شگفت انگیز و قابل توجه است اما چون نظم ریاضی قرآن - اعجاز عددی - به صورت موجبۀ کلیه مورد اثبات قرار نگرفته و کثرت مطالب اثبات شده به طوری نیست که اعجاز را ثابت کند. پس اعجاز علمی قرآن از طریق اعجاز عددی آن فعلاً قابل اثبات نیست.
قرآن کریم
ترجمه جمعی قرآن کریم، دکتر محمدعلی رضایی اصفانی، حسین شیرافکن، غلامعلی همایی، نوبت اول 1383، قم، مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی ایران.
اعجاز عددی قرآن، محمود احمدی، انتشارات مسعود احمدی، چاپ اول،1371.
پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، محمد علی رضایی اصفهانی، ج 1، چاپ اول 1380، انتشارات کتاب مبین.
زیباترین سخن، حبیب الله احمدی، انتشارات فاطمیا، چاپ اول،1381.
معجزۀ القرآن فی عصر المعلوماتیۀ، مهندس عبدالدائم الکحیل، المطبعۀ العلمیه، چاپ اول،2002 م.
الاعجاز العددی فی سورۀ الفاتحه، طلحه جوهر، بناء سارکوب، چاپ اول،1997 م،1418 ه.
معجزۀ الارقام و الترقیم فی القرآن الکریم، عبدالرزاق نوفل، دارالکتاب العربی، ج اول،1403 ه.
اعجاز الرقم 19 فی القرآن الکریم، بسام نهاد جرّار، المؤسسۀ الاسلامیه، چاپ دوم،1414 ه،1994 م.
من الاعجاز البلاغی و العددی للقرآن الکریم، الدکتور ابوزهراء النجدی،1410 ه- 1990 م
الاعجاز العددی للقرآن الکریم، عبدالرزاق نوفل، مطبوعات الشعب، قاهره، چاپ دوم، ج 2،1411 ه- 1990 م.
اسرع الحاسبین، ملامح جدید، الاعجاز العددی فی القرآن الکریم، عاطف علی صلیبی، دارالشجرۀ للنشر والتوزیع، دمشق، چاپ اول،2001 م.
البیان فی اعجاز القرآن، الدکتور صلاح عبدالفتاح الخالدی، دار عماد، عمان، چاپ سوم،1996 م.
اعجاز قرآن در نظر اهل بیت عصمت (علیهم السلام) و بیست نفر از علمای بزرگ اسلام، دکتر سید رضا مؤدب، قم، چاپ اول، بهار 1379.
رسم المصحف و الاعجاز العددی، د. اشرف عبدالرزاق قطنه، منار للنشرو التوزیع، دمشق، چاپ اول،1420 ه،1999 م.
معجزات فی الارقام القرآن، حسین سلیم، دارأسامه، اردن، چاپ اول،1998 م.
عجائب العدد و المعدود فی القرآن الکریم، جمیل دیباجه، دارالمحجۀ البیضاء، بیروت، چاپ اول،1419 ه،1999 م.
الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، محمد السید أرناؤوط، مکتبه مدبولی، قاهره.
المسوعۀ العلمیه فی الاعجاز القرآنی، الدکتور سمیر الحلیم، مکتبۀ الأحباب، دمشق، چاپ اول،1421 ه،2000 م.
اعجازات حدیثه، علمیه و رقمیه فی القرآن، الدکتور رفیق ابوالسعود، دارالمعرفه، دمشق، چاپ چهارم،1414 ه،1994 م.
احدی الکبر، نظریه القرآنیه فی معجزۀ احدی الکبر (معجزه العدد 19) ، المهندس عدنان الرفاعی، مکتبۀ الاسد، سوریه،2001 م.
المعجزۀ القرآنیه، حقایق علمیه قاطعه، احمد عمر ابوشرفه، درالکتب الوطنیه، لیبی 2003 م.
الریاضیات فی القرآن الکریم، خلیفه عبدالسمیع خلیفه، مکتبه النهضه المصریۀ، قاهره 1987 م.
اضواء علی اعجاز القرآن الکریم، الشیخ عکرمه سعید صبری، مرکز الاهرام، قاهره، چاپ اول،1417 ه،1996 م.
العلوم الطبیعیه فی القرآن، یوسف مروۀ، دارو مکتبۀ الهلال، بیروت، چاپ اول،1387 ه،1968 م.
اعجاز القرآن و ابعاده الحضاریه فی فکره النورسی، الدکتور زیاد خلیل محمد الدغامین، درالنیل، مالزی، چاپ اول،1419 ه،1998 م.
الاتقان فی علوم القرآن، العلامه جلال الدین عبدالرحمن السیوطی، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ اول،1424 ه،2003 م.
نگرشی به علوم طبیعی در قرآن، لطیف راشدی، نشر سبحان، تهران، چاپ اول، بهار 77.
وکان عرشه علی الماء، أ. د - عادل محمد علی عباس، مرکز الدراسات المعرفیه، قاهره، چاپ اول 1420 ه،1999 م.
تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول،1374.
الاعجاز العلمی فی الاسلام القرآن الکریم، محمدکامل عبدالصمد، درالمصریه البنانیه، قاهر، چاپ چهارم،1417 ه،1997 م.
العلوم فی القرآن، محمد جمیل الحبّال، مقداد مرعی الجواری، دارالنفاس، بیروت، چاپ اول،1418 ه1998 م.
الاعجاز العلمی فی القرآن الکریم، محمد سامی محمد علی، دار المحبۀ، دمشق،1993 م.
وجوه من الاعجاز القرآنی، مصطفی دباغ، مکتبه المنار، اردن، چاپ دوم،1405 ه،1985 م.
مجله بینات، کورش جمنشان، دفتر تبلیغات اسلامی، قم، بهار 1375.
المنظومات العددیه فی القرآن العظیم، مهندس، مصطفی ابویوسف بردن، مهندس احمد عبدالوهاب، مکتبه وهبه، قاهره، چاپ اول،1418 ه،1998 م.
اعجاز القرآن الکریم، فضل حسن عباس، سناء فضل عباس، دار الفرقان، عمان،1991.
موسوعۀ الاعداد فی القرآن الکریم، مهدی سعید رزق کریزم، دار طویق، ریاض، چاپ دوم،1423 ه،2002 م.
مفهوم الاعجاز القرآنی حتی القرن السادس الهجری، الدکتور احمد جمال العمری، درالمعارف قاهره.
النظریه الاولی، کشف إعجازی جدید فی القرآن الکریم، یعرض لأول مرۀ فی العالم، مهندس عدنان الرفاعی مکتبۀ الاسد، دمشق، چاپ دوم،1996 م.
معجزۀ القرآن الجدیده، بنیه الآیات و السورۀ، عمر النجدی، داربن قتیبه، کویت،1994 م.
الرسالۀ الشافیه فی الاعجاز، امام البلاغین عبدالقاهر الجرجانی، دار الفکر العربی، قاهره، چاپ اول،1419 ه،1998 م.
اسرار معجزۀ القرآن الکریم، عبدالحلیم الخطیب، دار القلم العربی، سوریه، چاپ اول،1417 ه،1997 م.
الاعجاز العددی فی القرآن، الدکتور لبیب بیضون، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، الطبعۀ الاولی 1425 ه2005 م.
اعجاز القرآن الکریم، محمد باقر المنصوری، مؤسسۀ البلاغ، بیروت، الطبعۀ الاولی،1425 ه،2004 م.
درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، دکتر محمد علی رضایی اصفهانی، انتشارات اسوه، چاپ اول،1375.
لغۀ الارقام فی القرآن، حسین احمد سلیم، رشاد برس، بیروت، الطبقۀ الاولی،1998
معجزۀ القرن العشرین فی کشف سباعیه و ثلاثیه اوامر القرآن الکریم، دار الایمان، بیروت، الطبعۀ الاولی،1403 ه،1983 م.