ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدیپور، محمود، ۱۳۳۱ -
عنوان و نام پدیدآور : سیمای بهشت/ نویسنده محمود مهدیپور.
مشخصات نشر : مشهد: انتشارات قدس رضوی،۱۳۹۱.
مشخصات ظاهری : ۶۰ص.؛۱۱×۱۷سم.
فروست : رهنما؛۶۹.
شابک : 978-600-6543-44-4
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : کتابنامه .
موضوع : بهشت (اسلام) -- جنبههای قرآنی
موضوع : بهشت (اسلام) -- احادیث
شناسه افزوده : آستان قدس رضوی. معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی
شناسه افزوده : موسسه انتشاراتی قدس رضوی
رده بندی کنگره : BP۲۲۲/۶۵/م۸۵س۹ ۱۳۹۱
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۴
شماره کتابشناسی ملی : ۲۸۲۷۳۱۹
سیمای بهشت
تصویر
تصویر
تصویر
در این کتابچه، با استناد به آیات آسمانی قرآن کریم و کلام گهربار اهلبیت و پیامبراکرم ، این سؤالات را پاسخ خواهیم داد:
؟ عاقبت انسان در این جهان چیست؟
؟ آیا در بهشت خواستههای بیپایان انسان برآورده خواهد شد؟
؟ نعمتهای جسمانی و روحانی بهشت چیستند؟
؟ عوامل کلیدی در دستیابی به بهشت و محرومیت از آن چیستند؟
؟ اهل بهشت چه ویژگیهای جسمانی و روحانی دارند؟ درجات ایشان در بهشت چگونه است؟
تصویر
یکی از باورهای مشترک ادیان آسمانی، عقیده به نظام پاداش و کیفر الهی و جایگاهی بهنام «بهشت» و جایگاه دیگری بهنام «جهنم» است. درنظر پیامبران الهی، پایان مسافران نیکوکار جهان، بهشت و بارانداز پایانی بدکاران عالم، جهنم خواهد بود.
همۀ انسانها کموبیش، دوست دارند از ویژگیهای مقصد و مقصود نهایی کاروان بشر، یعنی بهشت و جهنم، باخبر شوند و راهکار نجات و رهایی از دوزخ را بشناسند و خود را برای ورود به بهشت الهی آماده کنند. دربارۀ بهشت و جهنم، صدها پرسش علمی و کاربردی وجود دارد که توجه به آن و یافتن پاسخ درست برای آن، میتواند در زندگی افراد و جوامع بشری آثار تحولآفرینی بر جای بگذارد.
پاسخگویی به پرسشهای مربوط به بهشت و جهنم و جهان دیگر، تنها از راه قرآن و گفتار معصومان ممکن است. خوشبختانه فرهنگ پُربار اسلامی و قرآن و اهلبیت و پیامبراکرم
ابعاد و زوایای ناشناختۀ این موضوع را در حدّ توان و فهم انسان تبیین کردهاند. در این دفتر که بهنام سیمای بهشت منتشر میشود، اهمیت و ارزش بهشت، ویژگیهای بهشت، راهکارهای دستیابی به بهشت و موانع ورود به بهشت را بررسی میکنیم و نمونههایی از دریای بیکران معارف عترت را به فرزندان اسلام ارائه میدهیم. باشد که راه برخورداری از بهشت و نعمتهای الهی را بهتر و بیشتر بیاموزیم و موانع راه و خطرهای حرکت در مسیر جهنم را بیشتر بشناسیم.
امید است زائران امامرضا و ارادتمندان آن بزرگوار، در پرتوی خورشید خراسان و حضور در بارگاه قدسی آن حضرت، با اندیشهها و اخلاق و رفتار بهشتی بیشتر آشنا شوند و پیش نیازهای ورود به بهشت الهی را برای خود و فرزندان خویش فراهم آورند. رسولخدا فرمود: «بهزودی پارۀ تن من در سرزمین خراسان دفن خواهد شد. هیچ مؤمنی او را زیارت نمیکند، مگر آنکه خدا بهشت را بر او واجب خواهد کرد و پیکر او را بر آتش حرام خواهد کرد.»(1)
1) . بحارالأنوار، ج۴۹، ص۲۸۴.
بهشت بزرگترین نعمت خدا در نظام هستی است و چیزی بهتر از آن در جهان آفرینش وجود ندارد. تمام نعمتها دربرابر بهشت اندک و ناچیز است. در حدیث نبوی چنین آمده است: )فی الجنّة ما لا عینٌ رَأَت و لا اُذُن سَمِعَت و لا خطر علی قلب بشر ((= در بهشت، چیزهایی هست که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به خاطر کسی نگذشته است.)(1)
امیرمؤمنان علی علیه السلام میفرماید: «اِنَّهُ لَیْسَ لِأَنْفُسِکُمْ ثَمَنٌ اِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِیعُوهَا اِلَّا بِهَا» (= برای جان شما، بهایی جز بهشت نیست؛ پس آن را جز بهقیمت بهشت نفروشید.)(2)همان بزرگوار دربارۀ اهمیت بهشت میفرماید: «الْجَنَّةُ أَفْضَلُ غَایَةٍ» (= بهشت بهترین هدف است.)(3)در جملهای دیگر
فرموده است: «الْجَنَّةُ غَایَةُ السَّابِقِین» (= بهشت هدف نهایی سبقتگیرندگان است.)(1)«الْجَنَّةُ خَیْرُ مَآلٍ وَ النَّارُ شَرُّ مَقِیل» (= بهشت بهترین عاقبت و آتش بدترین خوابگاه است.)(2)
آرامش و امنیت کامل فقط در بهشت وجود دارد و تا انسان به این مهمانخانۀ جاودانۀ الهی وارد نشود، دربرابر انواع خطرها و آفتها ایمنی کامل پیدا نمیکند. امیرمؤمنان علی فرموده است:«الْجَنَّةُ دَارُ الْأَمَان» (= بهشت سرای امنیت کامل است.)(3)بهشت از نگاه قرآن کریم، سرای کرامت، امنیت، جاودانگی، سلامت، نعمت، دوستی و محبت و سرای پارسایان است.
ما نمیتوانیم امکانات الهی را در بهشت تصور کنیم. از رسول گرامی نقل شده است که چنین فرموده است: «دونپایهترین فرد اهل بهشت، هنگامیکه از خانه بیرون میرود، بر اسبی
از یاقوت سرخ مینشیند که بالهایی از طلا دارد و هزارهزار خدمتکار از نوجوانان جاودانه او را همراهی میکنند.» سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود: «وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْکاً کَبِیراً» (= وقتی آنجا را ببینی، سرزمینی پُرنعمت و پادشاهی بزرگ را مشاهده میکنی.)(1)و(2)
امامصادق علیه السلام فرموده است: «اِنَّ ادنی اهل الجنّة منزلاً لو نزل به الثقلان الجن و الانس لوسَعهم طعاماً و شراباً و لا ینقص مِمّا عنده شیءٌ» (= کمترین فرد بهشت چنان است که اگر جن و انس مهمان او شوند، همه را ازنظر خوردنیها و آشامیدنیها بهخوبی پذیرایی میکند و از آنچه دارد، چیزی کاسته نمیشود.)(1)
در نگاه امیرمؤمنان علیه السلام، مسئلۀ اصلی زندگی انسان، بهشت و جهنم است. هیچ خیر و نعمتی اگر جهنم در پی آن باشد، خیر نیست و هیچ شری، وقتی سرانجام آن بهشت باشد، شر نیست.(2)در فرهنگ اسلام، برترین خوبیها، بهشت و رضوان الهی است و بدترین شرها، خشم
خدا و عذاب و جهنم است.(1)
فقط قرآن و حدیث نیست که بر اهمیت بهشت الهی تأکید میکند؛ فطرت و عقل انسان، اصل وجود کیفر و پاداش را در نظام آفرینش قبول دارد. عقل، انسان را بهسوی خدا و دین او رهبری میکند و بهشت و جهنم از مسائل بنیادی تمام ادیان الهی است و هرکس باید مسیر خویش را در این دو راهی برگزیند: یا بهشت، یا جهنم! توجه به اینکه بهشت و جهنم در فراروی انسان وجود دارد، کافی است برای اینکه انسان احساس بیکاری نکند و تمام اندیشه و تلاش خویش را برای رهایی از جهنم و دستیابی به بهشت برین الهی بهکار گیرد.
امیرمؤمنان علی در نهجالبلاغه میفرماید: »شُغِلَ مَنِ الْجَنَّةُ وَ النَّارُ أَمَامَهُ سَاعٍ سَرِیعٌ نَجَا وَ طَالِبٌ بَطِیءٌ رَجَا وَ مُقَصِّرٌ فِی النَّارِ هَوَی» (= آنکه بهشت و جهنم را فرارو دارد، بهاندازۀ لازم کار دارد. [جای غفلت
1) . مفاتیحالجنان، دعای روز مباهله.
و احساس فراغت نیست.] دراینباره مردم سه دستهاند: تلاشگران سریع که اهل نجاتاند؛ علاقهمندان کُندرو که امید نجات دارند و کوتاهیکنندگانی که در آتش سقوط میکنند.)(1)
وقتی انسان، نعمتهای برتر و بیشتر را ببیند و از لذایذ عالیتر با خبر شود، خود را گرفتار امکانات محدود و خوشیهای زودگذر نمیکند و هرکس بیم آتش داشته باشد، از محرّمات الهی دوری میگزیند. باز در نهجالبلاغه فرموده است: «فَمَنِ اشْتَاقَ اِلَی الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَات» (= هرکس شوق بهشت دارد، خواستههای دنیوی را فراموش میکند و هرکس از آتش بترسد، از محرّمات دوری میکند.)(2)
باتوجه به ویژگیهایی که قرآن کریم برای بهشت و اهل آن برشمرده است، میتوانیم نتیجه بگیریم که دو گونه نعمت بهشتی وجود دارد: نعمتهای روحانی و نعمتهای جسمانی. این مطلب نشان میدهد معاد انسان دو جنبۀ جسمانی و روحانی دارد.
قرآن به بعضی نعمتهای جسمانی اشاره کرده است:
۱. نهرها و سایهها: تعبیر لطیف «تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار» در دهها آیۀ کریمۀ قرآن بهکار رفته است. این عبارت حاکی از این است که در بهشت، جویبارها و چشمهساران فراوانی از زیر سایۀ شاخساران میگذرد.
۲. منازل شایسته: بهشتیان در منزلگاههای شایسته و منزه از هرگونه آلودگی و در نهایتِ
آرامش و آسایش به سر میبرند: «وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ» (= و شما را در باغهایی که از زیر درختان آن، جویبار روان است و در منازلی پاکیزه و خوش، در بهشتهای همیشگی وارد میکند.)(1)
۳. فرشهای نفیس و تختهای رفیع: بر فرشهای بسیار زیبا و نفیس مینشینند و بر تختهایی باشکوه تکیه میزنند: «عَلی سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ مُتَّکِئینَ عَلَیْها مُتَقابِلین» (= بر تختهای جواهرنشان که روبهروی هم بر آن تکیه دادهاند.)(2)
۴. غذاهای بهشتی: بهشتیان هرچه از غذاها و میوههای مطبوع انتخاب کنند، برایشان آماده میشود: «وَ فاکِهَةٍ مِمَّا یَتَخَیَّرُون» (= و بر گرد آنان میگردند، با میوه از هرچه انتخاب کنند.)(3)
)وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاکِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا یَشْتَهُون( (= با هرنوع میوه و گوشتی که دلخواه آنهاست، آنان را پذیرایی میکنیم.)(1)
۵. نوشیدنیهای گوارا: افزون بر غذاهای مطبوع، انواع نوشیدنیهای گوارا در بهشت وجود دارد که تازه و خالص و خوشبو و لذتبخش است: «یُسْقَوْنَ مِنْ رَحیقٍ مَخْتُومٍ» (= از بادههای مُهرشده نوشانده میشوند.)(2)«بَیْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبینَ لا فیها غَوْلٌ وَ لا هُمْ عَنْها یُنْزَفُون» (= بادهای بسیار سپید که نوشندگان را لذتی خاص دهد؛ نه در آن فساد عقل است و نه ایشان از آن به بدمستی میافتند.)(3)
۶. لباسهای فاخر و زینتهای آراسته: بر اندام بهشتیان، پوشاکی فاخر پوشانده میشود و به انواع زینتها آراسته میشوند. در آنجا با دستبندهایی از طلا آراسته میشوند و جامههایی
تصویر
سبز از حریر نازک میپوشند.(1)
۷. خادمان بهشتی: بهشتیان به خادم نیاز ندارند؛ چراکه هرچه طلب کنند، حاضر میشود. البته نوجوانانی زیباروی گرد آنان میچرخند و از آنان پذیرایی میکنند: «یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُون بِأَکْوابٍ وَ أَباریقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعین» (= بر گردشان پسرانی جاودان به خدمت میگردند، با جامها و آبریزها و کاسههایی از بادۀ ناب روان.)(2)
۸. نعمتهای بیکران: نعمتهای بهشتیان در آنچه گفته شد، محدود نمیشود؛ زیرا نعمتها و لذتهای بهشت را اندازهای نیست. ازاینرو، برخی آیات با تأکید بر نامحدودبودن مواهب بهشتی از جهت مقدار و کیفیت، بیان میکنند: «و فیها ما تَشْتَهیه اِلاَنفُس و تلذ الاعین» (= و در آنجا آنچه دلشان بخواهد و دیدگانشان را خوش
آید، وجود دارد.)(1)
1) . زخرف، ۷۱.
حال کسیکه ما برای او هستیم و او برای ماست. ما زنان نیکوسیرت و نیکوصورت هستیم. شوهرهای ما مردمی بزرگوار و کریماند.’»(1)
خداوند دربارۀ زنان بهشتی میفرماید: «وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عین کَأَنَّهُنَّ بَیْضٌ مَکْنُون» (= و در نزد بندگان مخلص خدا، زنهایی هستند که چشمان خود را فقط بدانها می اندازند و به دیگری نظر ندارند. آنان سیاهچشم هستند و پیکرشان بهاندازهای سفید است که گویی مانند سپیدی تخممرغهایی است که پوستش کنده نشده است و محفوظ مانده است.)(2)خداوند در سورۀ نبأ میفرماید: «وَ کَواعِبَ أَتْرابا»(3)کواکب جمع کاعبة است و به دختر نارس کاعبة میگویند. أتراب جمع تِرْب است بهمعنای مثل و قرین و شبیه. معنای آیه اینگونه است: «حوریههای بهشتی
همه همسن و سال هستند و همه مثل هم، دختران نورس هستند.» یا «زنهای مؤمن دنیا که از دنیا میروند، همه در بهشت، جوان و زیبا و همسن و نیکوخوی برای شوهران خود هستند.»
در مجمعالبیان در شرح آیۀ «فِیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ» (1)از رسول دربارۀ شب معراج نقل شده است: «حوریهها از خدا اجازه گرفتند و به پیامبر سلام کردند و میگفتند: «نَحنُ الخَالِدَاتُ فَلاَ نَمُوتُ وَ نَحنُ النَّاعِمَاتُ فَلَا نَبأسُ أزوَاجُ رجَال کِرَام»(2)نیز در تفسیر آیه گفتهاند: «این زنان همان زنان دنیوی هستند که بر شوهران خود در بهشت وارد میشوند و از حورالعین، جلیلتر و بهتر هستند.» و گفتهاند: «آن زنان و حوریان تندرفتار نیستند؛ باصدا نفس نمیکشند و صدا در بینی نمیاندازند و خُرخر نمیکنند؛ اهل پیجویی و سر در آوردن از اسرار مردم نیستند؛ تقاضای شوهران را به تأخیر نمیاندازند؛ بر شوهران خود تسلط ندارند؛ به برتران از خود (یا به منازل مردم) نظر
نمیاندازند؛ در راهها و کوچهها رفتوآمد نمیکنند و دربارۀ زنهای دیگرِ شوهرانشان غیرتی ندارند و آزار و اذیت نمیرسانند.» عقبةبنعبدالغفار گفته است: «زنان اهل بهشت دست در دست یکدیگر میاندازند و با صدای خوشی که خلایق همانند آن را نشنیدهاند، آواز میخوانند: ما همیشه خوش و خرّم هستیم و هیچوقت خشمناک نمیشویم. ما همیشه مقیم هستیم و کوچ نمیکنیم. ما در اخلاق نیکو و در شکل و شمایل زیبا هستیم. ما محّبان و حبیبان شوهران بزرگوار خود هستیم.»(1)
خداوند در سورۀ الرحمان میفرماید: «فیهِنَّ خَیْراتٌ حِسانٌ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیامِ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ اِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ مُتَّکِئینَ عَلی رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسانٍ فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ تَبارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلالِ وَ الْاِکْرامِ» (= و در آن باغهای بهشتی، زنانی هستند نیکوخلق و
1) . همان.
زیبا. پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید؟ زنانی که هیچ انس و جن قبلاً با آنها تماس نگرفتهاند [و دوشیزهاند]. پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ این، درحالی است که این بهشتیان بر تختی تکیه زدهاند که با بهترین و زیباترین پارچههای سبزرنگ پوشانده شده است. پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید؟ پُربرکت و زوالناپذیر است نام پروردگارت، صاحب جلال و جمال.)(1)
نخست میفرماید: «در این بهشت نیز زنانی هستند نیکوخلق و زیبا؛ زنانی که سیرت خوب و صورت زیبا را باهم دارند.» «خیر» غالباً دربارۀ صفات نیک و جمال معنوی بهکار میرود و «حُسن» غالباً دربارۀ زیبایی و جمال ظاهر. در روایتی که در تفسیر این آیه وارد شده است، صفات نیک بسیاری برای همسران بهشتی بر شمردهاند: خوشزبانبودن، نظافت و پاکی،
1) . الرحمان، ۷۰تا۷۸.
آزارنرسانیدن، نظرنداشتن به بیگانگان و... . این روایت میتواند اشارهای به صفات عالی زنان دنیا نیز باشد و الگویی برای همۀ زنان محسوب شود.
خلاصه اینکه تمام صفات کمال و جمالی که برای همسر مطلوب است، در همسران بهشتی وجود دارد. بههمیندلیل، قرآن در تعبیری کوتاه و پرمعنا آنها را )خیرات حسان( خوانده است. در آیۀ بعد میفرماید: «هرگز پیش از این، جن و انس دیگر با آنها تماس نگرفته است و دوشیزهاند.»
البته چنانکه از آیات دیگر قرآن استفاده میشود، زنان و مردانی که در این دنیا همسر یکدیگرند، اگر هر دو باایمان و بهشتی باشند، در آنجا به هم ملحق میشوند و باهم در بهترین وضعیت و حالتها زندگی میکنند. حتی از روایات دیگر استفاده میشود که مقام این زنان بهدلیل عبادت و اعمال صالحی که در این جهان انجام دادهاند، برتر از حوریان بهشت است.(1)
1) . رعد، ۲۳؛ مؤمن، ۸.
آخرین توصیفی که این آیات از نعمتهای بهشت کردهاند، این است که بهشتیان بر تختهایی تکیه زدهاند که با بهترین و زیباترین پارچههای سبز رنگ پوشانده شده است.
افزون بر نعمتهای جسمانی، بهشتیان از لذتها و مواهب معنوی و روحانی نیز برخوردارند. درک این نعمتها به وساطت بدن نیاز ندارد. بعضی از این نعمتها عبارت است از:
۱. درود خدا و فرشتگان و بهشتیان: هنگام ورود به بهشت، فرشتگان بهشت از ایشان استقبال میکنند و به آنان خوشامد میگویند و خداوند همیشه به آنان درود میفرستد: «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبٍّ رَحیمٍ» (= ازطرف پروردگار مهربان به آنان سلام میرسد.)(1)بیتردید، دریافت سلام
1) . یس، ۵۸.
محبوب و شنیدن ندای محبتآمیز او، برای اهل بهشت چنان لذتبخش و روحپرور است که با هیچ نعمتی برابری نمیکند.
۲. محیطی آکنده از امنیت و مسالمت: بهشتیان در محیطی سراسر امن و بهدور از هرگونه ترس و واهمه و اندوه بهسر میبرند: «ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لا خَوْفٌ عَلَیْکُمْ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُون» (= به بهشت درآیید. نه بیمی بر شماست و نه اندوهگین میشوید.)(1)
۳. همراهان و مصاحبان نیکو: یکی از نعمتهای روحانی اهل بهشت، همصحبتی با انسانهای نیک و همدلان باصفاست؛ کسانیکه هیچگونه دشمنی و حسد و کینهتوزی در میانشان وجود ندارد و روح صمیمیت و یکرنگی و برادری بر جمعشان حاکم است.
۴. خشنودی خدا: بزرگترین نعمت و لذت بهشت، جلب رضایت و خشنودی الهی است: «وَ
1) . اعراف، ۴۹.
رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم» (= و خشنودی خدا بزرگتر است. این همان کامیابی بزرگ است.)(1)
۵. شادی و نشاط معنوی: بهشتیان بر اثر بهرهمندی از نعمتهای گوناگون معنوی و جسمانی، همواره غرق در شادی و سرورند و در چهرهشان آثار نشاط و طراوت موج میزند.
۶. و بسیاری نعمتهای دیگر... .
طبق روایات فراوان و بعضی آیات قرآن، در بهشت نشانی از بسیاری از کمبودها و نقصهایی نیست که در این جهان به چشم میخورد:
۱. در بهشت، تکلیف و وظیفه و باید و نبایدی وجود ندارد؛(2)
۲. در بهشت، رنج و خستگی نیست؛(1)
۳. در بهشت، بیم و اندوهی وجود ندارد؛(2)
۴. در دل بهشتیان، بیماریهای روحی مثل کینه و حسادت و بدخواهی راه ندارد؛(3)
۵. در بهشت، بیماریهای جسمی و نقص عضو مثل کوری، کری، شبکوری و... نیست؛(4)
۶. در محیط بهشت، مشکل سرما و گرما وجود ندارد؛(5)
۷. در بهشتیان، ادرار و مدفوعکردن و ترشّحات زاید مثل آب بینی و دهان نیست؛(6)
۸. در زندگی اهل بهشت، پیری وجود ندارد؛(1)
۹. در بهشت، خوابیدن و چرتزدن نیست؛(2)
۱۰. موهای زائد در بدن و صورت بهشتیان نمیروید؛(3)
۱۱. زایمان و عادت زنانه و بچهداری در بهشت نیست؛(4)
۱۲. مرگ به زندگی اهل بهشت راه نمییابد.(5)شیخصدوق، از علمای بزرگ شیعه، مینویسد: «اعتقاد ما دربارۀ بهشت این است که بهشت دارالبقاء و دارالسلام است. مرگ و پیری، بیماری و ناخوشی، زوال و زمینگیری، غم، فقر و خستگی و فرسودگی در آن نیست.»
«دَعْواهُمْ فیها سُبْحانَکَ اللَّهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فیها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ» (= دعا و نیایش آنان در بهشت، «سبحانک اللّهم» (خدایا تو پاک و منزّهی) است و درودشان در آنجا سلام است و پایان نیایش آنان، «الحمد لله ربّ العالمین» (سپاس و ستایش مخصوص خداست) است.)(1)
کلام اهل بهشت «سلام» است و در بهشت، سلام فضای همهجا را پر میکند: سلام ازسوی خداوند «سلام قولاً من ربٍّ رحیم»؛(2)سلام ازسوی فرشتگان «سَلامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُم»؛(3)و سلام بهشتیان به هم(4)«الاّ قیلاً سلاماً سلاماً».(5)
«الحمدللّه» کلام انبیا و اولیاست. حضرتنوح پس از نجات از قوم ظالم، «الحمدللّه» گفت.(1)ابراهیم نیز خدا را حمد کرد که در سنّ پیری اسماعیل و اسحاق را به او بخشیده است.(2)«الحمدللّه» سخن مؤمنان(3)و کلام بهشتیان است.
در حدیث آمده است: «اهل بهشت با کلمۀ ‘سبحانک اللّهم’ مسئولان پذیرایی را صدا میزنند. آنان نیز فوری حاضر میشوند و خواستۀ اهل بهشت را تأمین میکنند.»(4)در حدیث است: «هرگاه بندهای مشغول تمجید خدا باشد و درخواستکردن از او را فراموش کند، خداوند بیش از آنچه با دعاکردن به او میداد، عطا میکند.»(5)مؤمنان دربرابر صفات الهی میگویند:
«سبحانک» و دربرابر سایر مؤمنان میگویند:
«سلام» و درمقابل کامیابی از نعمتهای الهی میگویند: «الحمدللّه»(1)
1) . برگرفته از: تفسیر نور، ج۵.
تصویر
از آیات قرآن استفاده میشود که در بهشت، سردرد و خستگی و پیری وجود ندارد.(1)از آیات نیز استفاده میشود که بهشتیها در بهترین سنی زندگی میکنند که تصور میشود. در بعضی روایات نیز بهصورت کلی بیان شده است که در بهشت انسانها، چه مرد و چه زن، جوان هستند؛ چنانکه امامجواد فرمود: «لان اهل الجنة یکونون شباباً» (= اهل بهشت همه [مرد و زن] جوان محشور میشوند [و در بین آنها، پیرمرد و پیرزن وجود ندارد.])(2)در روایات دیگر، مسئله مشخصتر بیان شده است. پیامبراسلام فرمود: «مردان بهشتی سیوسهسالهاند و حوریهها و زنان بهشتی شانزدهسالهاند.»(3)
بنده با بررسی روایات و آیات قرآن کریم به این نتیجه رسیدهام که مشخصکردن سن و... دربارۀ بهشت و بهشتیان بهایندلیل است که هیچ انسانی بهشت را ندیده است و تصوری از آن ندارد. ازاینرو، اهلبیت با اینگونه بیانات خواستهاند ذهن بشر را به تناسب وضعیت خودشان، متوجه کیفیت زندگانی در بهشت کنند. دنیایی که هماکنون در آن بهسر میبریم، کاملاً با عالم برزخ و بهشت متفاوت است؛ چراکه این دنیا مادی است و آن دنیا مجرد و تفاوتهای بسیار زیادی دارند.
بنابراین، ممکن است تعبیر جوانشدن کنایه از این باشد که در بهشت هیچ دردی نخواهد بود و اوضاع عالم بهشت کاملاً مطابق خواست بهشتیان خواهد بود. چون معمولاً در سنین جوانی چنین حالتی وجود دارد، تعبیر به سن آوردهاند.
بهشت اقامتگاه ابدی مؤمنان و صالحان رستگار در جهان آخرت است. بهشتیان کسانی هستند که بهتصریح قرآن، کفۀ کارهای نیکشان در ترازوی اعمال، از کفۀ بدیهایشان سنگینتر است. در قرآن مجید، بهشتیان به نامها و صفتهایی همچون «اصحابالیمین» و «اصحابالجنة» خوانده میشوند. بهشت معادل واژۀ «الجنّة» است و در قرآن مجید با این اسامی و اوصاف به کار رفته است: جنة المأوی، جنّات المأوی، جنة النعیم، جنات الخلد، دارالسلام، دارالمتقین، دارالمقامة، عدن، الفردوس.
توصیف بهشت در سه سورۀ الرحمان و واقعه و دهر بهصورت مفصل و در بعضی از سورههای دیگر قرآن بهصورت گذرا و مجمل بیان شده است. خداوند در قرآن، به بسیاری از نعمتهای بهشتی همچون میوهها و باغها و چشمهساران و زنان پریرو با لباسهای حریر و... و نیز نعمتهای معنوی همچون رضوان خداوند و... اشاره کرده است.
دربارۀ اینکه آیا آن بهشت موعود، اکنون نیز موجود است یا نه، میان دانشمندان اسلامی اختلافنظر است. اکثر دانشمندان معتقدند که بهشت هماکنون وجود خارجی دارد. ایشان برای اثبات ادعای خود به ظاهر بعضی آیات استدلال میکنند.
در روایات مربوط به معراج و روایات دیگر نیز نشانههای روشنی از این موضوع دیده میشود. بنابراین ایشان میگویند: «بهشت در درون و باطن این جهان است؛ اما ما نمیتوانیم آن را ببینیم و درک کنیم.» بهعبارت دیگر: «عالم آخرت و بهشت و دوزخ، بر این عالم احاطه دارد و این جهان همانند جنین درون آن جهان قرار دارد.»
آیات قرآن و روایات اسلامی دلالت میکند که بهشت نیز همانند جهنم، درهایی دارد. امامباقر فرمود: «بهشت هشت در دارد که عرض هر در، به اندازۀ چهل سال راه است.» در قرآن آمده است که جهنم هفت در دارد.
پیشوایان معصوم اموری را بهعنوان کلید بهشت نام بردهاند:
۱. پیامبر گرامی فرمودهاند: «گواهیدادن به توحید و یگانگی خدا، کلید بهشت است.»(1)
۲. امیرمؤمنان فرمودهاند: «صبوری کلید بهشت است.»(2)
۳. پیامبراعظم فرمودهاند: «نماز کلید بهشت است و وضو کلید نماز.»(1)
۴. همان بزرگوار فرمودهاند: «السیوف مفاتیح الجنّة» (= شمشیرها، کلیدهای بهشت است.)(2)
این چهار نکته، بهخوبی نقش ایمان، صبر و شکیبایی، نماز و جهاد را در فراهمشدن زمینۀ دستیابی به بهشت امن الهی گوشزد میکند.
درجات بهشت متفاوت است. برخی بهشتیان از غذای معنوی و تسبیح و تقدیس و تکبیر خداوند بهرهمندند. برخی نیز از انواع خوردنیها، آشامیدنیها، میوهها، لباسهای زربفت، حریر
و سندس و همنشینی با حورالعین استفاده میکنند.(1)در بعضی روایات آمده است که درجات بهشت، به تعداد آیات قرآن است که انسان باایمان هر مقدار قرآن بخواند و بدان عمل کند، روز قیامت به مقام بالاتر میرود.(2)
بهشتشناسی و دوزخشناسی، دو دانش ارزشمند و حیاتی در زندگی انسانهاست و دستکم، دو گرایش مهم معادشناسی محسوب میشود. آشنایی با این دو حقیقت، بیشترین اثر را بر زندگی و عملکرد جوامع انسانی میگذارد. برخی دانشها، گرچه از دیدگاه نظری مفید است، ولی چندان آثار عملی و کاربردی ندارد؛ اما شناخت این دو پدیدۀ نهایی و پایانی جهان آفرینش، راهکار اصلاح نگاه و اخلاق و رفتار انسانها با همۀ تفاوتها و در تمام زمانها و مکانهاست.
بخش مهمی از آموزههای پیامبران الهی، دربارۀ این دو موضوع است و شاید، بهراستی دستیابی به پاسخ درست این دو سؤال، مهمترین نیاز انسان باشد:
۱. چهکارهایی سبب ورود به بهشت است؟
۲. چهکارهایی مانع ورود به بهشت میشود؟
بیتردید، خداوند انسان را برای بهرهمندی از بهشت خویش آفریده است و اگر انسان شروط عقیدتی و اخلاقی و رفتاری مناسب آن را فراهم آورد، به این مهمانسرای الهی راه خواهد یافت. فراخوان و دعوت الهی عمومی است و به زمان و مکان و نژاد و زبان و شغل و لباس ویژه اختصاص ندارد؛ ولی تنها گروهی محدود شایستگی بهشت را کسب میکنند.
بهشتیشدن و جهنمینشدن تابع اندیشه و عملکرد و اخلاق و رفتار خود ماست و براساس شانس و حوادث و جبر روزگار و آرزو و آمال و بدون کار و تلاش نیست. بهشت جزای اعمال نیک خود انسانهاست و جهنم دستاورد رفتار و گفتار و اندیشههای نادرست خود ماست. دهها آیۀ قرآن بر این حقیقت تأکید میکند: )اِنَّ الْأَبْرارَ لَفی نَعیم( (= بهیقین، نیکان در نعمتی فراواناند.)(1)«وَ اِنَّ الْفُجَّارَ لَفی جَحیم» (= و بدکاران در دوزخاند.)(2)«وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فیها
خالِدُونَ» (= و آنها که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند، آنان اهل بهشتاند و همیشه در آن خواهند ماند.)(1)«وَ مَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا یُظْلَمُونَ نَقیراً» (= و کسیکه چیزی از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، درحالیکه ایمان داشته باشد، چنین کسانی داخل بهشت میشوند و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد.)(2)
در قرآن کریم، واژۀ جنّت حدود ۷۰ بار و واژۀ جَنّات ۶۹ بار بهکار رفته است و دنیایی از معارف و رهنمودها و آگاهیهای نظری و عملی را در اختیار انسان قرار داده است. واژههای دیگری هم مثل فردوس، دارالسلام، دارالمقامة، دارالمتقین، نعیم، به ابعاد و درجات
بهشت الهی اشاره میکند. با اندکی تلاوت و تدبّر ساده در آیات قرآن، میتوان این امور را از شروط و
اسباب ورود به بهشت الهی دانست:
۱. ایمان؛ ۲. عمل صالح؛ ۳. جهاد؛ ۴. صبر؛ ۵. فروتنی دربرابر خدا؛۶. تقوا؛ ۷. مغفرت الهی؛ ۸. بیم از مقام الهی؛ ۹. بازداشتن نفس از هوس؛ ۱۰. اطاعت خدا و رسولاکرم ؛ ۱۱. احسان و نیکوکاری.
روایات معصومان نیز بسیاری از این مفاهیم کلی و عام را بیان کرده است که نمونهای از آن را به خوانندگان گرامی تقدیم میکنیم:
۱. اخلاص و خداپرستی راستین؛ ۲. نمازهای واجب و مستحب؛ ۳. روزهگرفتن؛ ۴. سرپرستی و حمایت از ایتام؛ ۵. جهاد مالی و جانی و زبانی در راه خدا؛ ۶. عفتورزی و کنترل غریزۀ جنسی؛ ۷. زیارت پیامبر گرامی ؛ ۸. زیارت اهلبیت؛ ۹. زیارت حضرت فاطمۀ معصومه؛ ۱۰. شادکردن کودکان؛ ۱۱. رفتار خوب با خانواده؛ ۱۲. توبه؛ ۱۳. سخاوت و بخشندگی؛ ۱۴. پذیرش ولایت آلمحمّد؛ ۱۵. کنترل خشم؛ ۱۶. نیت خیر؛ ۱۷. آبرسانی؛
۱۸. نیکی به والدین؛ ۱۹. کنترل زبان؛ ۲۰. اطعام نیازمندان.(1)
امامصادق از پیامبراکرم نقل کردهاند که آن بزرگوار فرمودند: «بیشترین چیزی که امت من بهسبب آن وارد بهشت میشوند، تقوای الهی و حسن خلق است.»(2)ورود به بهشت دو شرط اساسی دارد: رعایت قوانین الهی (تقوا) و خوشرفتاری با بندگان خدا (حسن خلق).
اماممحمدباقر در جمعبندی عوامل ورود به بهشت، ده شرط را یادآوری کردهاند: «ده چیز است که هرکس به هنگام دیدار خدا داشته باشد، وارد بهشت میشود:
۱. شهادت به توحید؛ ۲. شهادت به نبوّت پیامبر گرامی ؛ ۳. اقرار به تمام پیامبران گرامی؛ ۴. اقامۀ نماز؛ ۵. پرداخت زکات؛ ۶. روزۀ رمضان؛۷. حج خانۀ خدا؛ ۸. ولایت اولیای
تصویر
اولیای الهی برای بعضی کارها و برخی اشخاص، بهشت الهی را ضمانت کردهاند. چند نمونه را یادآوری میکنیم:
۱. پیامبر گرامی فرمودهاند: «هرکس زبان و غریزۀ جنسی خود را مهار کند، من بهشت را برای او ضمانت میکنم.»(1)
۲. پیامبر گرامی فرمودهاند: «من برای کسیکه جدال و نزاع را گرچه بر حق باشد، رها کند و دروغ را گرچه به شوخی، ترک کند و کسیکه اخلاقش نیکو باشد، سه خانه را تضمین میکنم: خانهای در حومۀ بهشت، خانهای در وسط بهشت و خانهای در بالای بهشت.»(2)
۳. پیامبر گرامی فرمودهاند: «من برای کسیکه پنج نوع خیرخواهی و هواداری و
دلسوزی را تضمین کند، بهشت را ضمانت میکنم: ۱. خیرخواهی برای خدا ؛ ۲. خیرخواهی و هواداری برای رسولاکرم ؛ ۳. خیرخواهی و اخلاص دربارۀ کتاب الهی؛ ۴. دلسوزی و خیرخواهی برای دین خداوند؛ ۵. خیرخواهی و دلسوزی برای جماعت و امت مسلمان.»(1)
بیتردید، هواداری و موضع طرفدارانه دربارۀ مقدسات و ارزشهای اسلامی، نشان اندیشه و عمل دینی و الهی است. طبیعی است که چنین کسی در بهشت باشد.
۴. زیارت امامرضا علیه السلام: محمدبنحسن صفار از عباسبنمعروف از علیبنمهزیار نقل کرده است که به امامجواد گفتم: «کسیکه به زیارت امامرضا برود، چه پاداشی دارد؟» حضرت فرمود: «الجنة و الله» (= به خدا سوگند، بهشت پاداش اوست.)(2)
۵. زیارت حضرت معصومه: سعدبنسعد اشعری قمی از امامرضا پرسید: «زیارت
حضرت فاطمۀ معصومه، دختر امامکاظم ، چه پاداشی دارد؟» حضرت فرمود: «من زارها فله الجنّة» (= هرکس او را زیارت کند، بهشت از آن اوست.)(1)
1) . همان.
براساس روایات رسیده از اهلبیت، افراد زیر از دستیابی به بهشت الهی ممنوع شدهاند و این کارها، مانع ورود به بهشت است:
۱. کسیکه همسایه از دست او در امان نباشد، وارد بهشت نمیشود؛
۲. بوی بهشت از صد سال راه به مشام میرسد؛ ولی عاق والدین، قاطع رحم، پیر زناکار، متکبری که دامنکشان راه میرود، از بوییدن بوی بهشت محروماند؛
۳. منّتگذار بر خدا یا اولیای الهی یا مردم؛
۴. مشروبخوار؛
۵. کسیکه به سحر و ساحر ایمان آورد؛
۶. کسیکه چهل روز غذای مردم را احتکار کند؛
۷. دیّوث و بیغیرت که از فساد همسرش ناراحت نشود و دلّال بیناموسی باشد؛
۸. کاهن و کسیکه غیبگو و کاهن را تصدیق کند؛
۹. کسیکه با محارم خویش رابطۀ نامشروع داشته باشد؛
۱۰. کسیکه مال گرد آورد و در راه حق هزینه نکند؛
۱۱. درشتخوی سنگدل بداخلاق و شکمپرور و ظالم بر مردم؛
۱۲. غیرمسلمان و مشرک؛
۱۳. کسیکه بهاندازۀ یک دانۀ خردل، در دل تکبر داشته باشد؛
۱۴. کسیکه مدام شراب بخورد و غالباً مست باشد؛
۱۵. کسیکه بهناروا مال مسلمانی را با قسم دروغ تصاحب کند؛ گرچه مسواکی از چوب اراک باشد؛
۱۶. سخنچین؛
۱۷. کسیکه به دروغ، دیگری را پدر خویش معرفی کند؛
۱۸. کسیکه در اعمالش اهل ریاکاری باشد؛
۱۹. کسیکه گوشت بدن او از حرام بروید و از غذای حرام تغذیه کند؛
۲۰. پیشوا و حاکمی که به مردم خیانت کند و فریبکار باشد؛
۲۱. کسیکه بهناحق کسی از اقلیتهای دینی را بکشد؛
۲۲. کسیکه به ناروا از مردم مالیات بستاند؛
۲۳. کسیکه با غلامان و کنیزان (و زیردستانش) بدرفتاری کند؛
۲۴. منافقانی که دربارۀ خلافت علی کارشکنی کنند؛
۲۵. کسانیکه به ناروا مردم را شلاق بزنند؛
۲۶. زنی که با نوع لباس خویش، سبب فساد جامعه شود؛
۲۷. کسیکه همجنسبازی کند؛
۲۸. از امامصادق نقل شده است: «خداوند سوگند یاد کرده است که سه گروه را در
بهشت خویش جای ندهد: اول، کسیکه سخن خدا را رد کند؛ دوم، کسیکه سخن پیشوای عادل را نپذیرد؛ سوم، کسیکه حق مرد مؤمنی را بیجهت حبس کند و نپردازد.»(1)
بعضی اماکن در فرهنگ اسلامی بهعنوان باغهای بهشتی شناخته میشود. این مکانها بهدلیل فضای عبادی و معنوی و نقششان در جذب انسانها بهسوی بهشت الهی و آمرزش گناهان و فراهمشدن زمینۀ ورود به بهشت در این جایگاهها، باغ بهشت نام گرفته است. نویسندۀ کتاب بهشت و جهنم از نگاه قرآن و حدیث، بعضی از این باغها را چنین برشمرده است:(2)
۱. مجالس عارفان ربانی باغ بهشتی است
۲. حلقههای دعا و ذکر و نیایش باغ بهشتی است؛
۳. مساجد، باغ و بوستان بهشتی است؛
۴. بین منبر و خانههای رسولخدا باغی از باغهای بهشتی است؛
۵. پایههای منبر رسولخدا در بهشت استوار شده است؛
۶. جایگاه قبر امامحسین روضهای از باغهای بهشتی است؛
۷. مسجد کوفه باغی از باغهای بهشت است؛
۸. تلاوت سورههایی که «حا میم» دارد، ورود به باغهای بهشتی است؛
۹. بیماری برای مؤمن، ورود به باغی از باغهای بهشت است؛
۱۰. دیدار برادران ایمانی، قدم نهادن در باغهای بهشت است.
۱. آموزش کلام اسلامی، ج۲، قم: طه.
۲. معاد در قرآن، عبدالله، جوادیآملی، ج۵ ، قم: اسراء.
۳. عقائد استدلالی، علی، ربانیگلپایگانی، ج۲، قم: نصایح.
۴. بهشت و دوزخ از نگاه قرآن و حدیث، محمد، محمدیریشهری، قم: دارالحدیث.
۵. معارف قرآن، محمدتقی، مصباحیزدی، ج۳، قم: مؤسسۀ امامخمینی.
۶. معاد، مرتضی، مطهری، قم: صدرا.
۷. پیام قرآن، ناصر، مکارمشیرازی، ج۶، ص۲۲۷.
تصویر