یکصد و چهارده نکته از قرآن کریم درباره زکات

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نویسنده:اكبر دهقان

ناشر:ستاد اقامه‏ نماز

نوبت چاپ:چهارم – تابستان 1386

تيراژ:5000 نسخه

چاپ و صحافی: مرکز خدمات فرهنگی مطهر

قیمت:4000 ریال

مراکز پخش:

1-تهران، میدان فلسطین، ستاد اقامه نماز، تلفن: 88900059

2-دفاتر ستادهای اقامه نماز سراسر کشور.

شابک: x- 49- 7309- 964

ISBN: 964-7309-49-x

اشاره

يكصد و چهارده نكته

از قرآن كريم

در باره‏ى زكات

اكبر دهقان

فهرست مطالب

تصویر

5

تصویر

6

تصویر

7

تصویر

8

پيشگفتار

از ديدگاه اسلام زكات يكى از امور بسيار مهم و اساسى است كه به افرادى كه داراى ثروت هستند با شرايط ويژه‏اى كه در روايات بدان اشاره شده واجب مى‏باشد، مانند: بلوغ، عقل، حريت، تمكن از تصرّف، به حدّ نصاب رسيدن مال و مالك بودن.

بنا بر اين زكات بر هر كسى و بر هر مالى تعلق نمى‏گيرد، بلكه بر شخص عاقل و بالغ و انسان آزاد لازم است. علاوه بر آن مال بايد به حد نصاب برسد و انسان تمكن از تصرف و بهره‏بردارى را داشته باشد و ديگر اين كه انسان مالك مال باشد.

زكات از جايگاه ويژه‏اى برخوردار است. زيرا يكى از

اركان پنج‏گانه‏ى اسلام معرفى شده است. زكات صرف يك عمل اخلاقى و رسيدگى به امور محرومين نيست، بلكه علاوه بر اين، عبادتى از عبادات است و پرداخت آن نياز به قصد قربت دارد تا در درگاه خداوند پذيرفته شود.زكات مايه‏ى رهايى انسان از مرض بخل، حرص و دنياپرستى است و عامل رشد و تعالى و تكامل روحى بشر است.

زكات موضوعى نيست كه به اختيار افراد واگذار شده باشد كه هر طور مى‏خواهند خودشان مصرف كنند، بلكه مصارف ويژه‏اى دارد كه قرآن كريم در سوره‏ى مباركه‏ى توبه، آيه‏ى 60 بدان اشاره نموده است.

زكات يكى از نشانه‏هاى حكومت اسلامى است كه وقتى مسئولين نظام، قدرت پيدا نمودند آن را در كنار اقامه‏ى نماز در جامعه احيا مى‏كنند و به طور عادلانه زكات را جمع‏آورى و توزيع مى‏نمايند.

زكات امرى است كه گيرنده‏ى حقيقى آن خداوند متعال است. علاوه بر ثواب و پاداشى كه در قيامت براى زكات‏دهنده منظور داشته، به پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) دستور مى‏دهد كه از پرداخت‏كننده‏ى آن قدردانى نمايد.

زكات باعث تأمين نيازهاى ضرورى محرومين جامعه مى‏گردد و در غير اين صورت خداوند مقدار آن را افزايش

مى‏داد. پرداخت زكات، جامعه‏ى اسلامى را از فساد و گناه رهايى مى‏بخشد. زكات موجب افزايش رزق و باعث سعادت بشر در دنيا و آخرت مى‏گردد.زكات موضوعى است كه ترك آن موجب از بين رفتن چهارپايان و زراعت‏ها و نباريدن باران و قحطى و خشكسالى مى‏گردد.

زكات مايه‏ى بركت در زندگى و مانند نماز، عامل قرب و نزديكى انسان به سوى خداوند متعال است.

در اين جا لازم است از روحانى گرانقدر و مخلص و دلسوز جناب حجة الاسلام و المسلمين آقاى محسن قرائتى كه چندين سال است در باره‏ى امر زكات در مقاطع مختلف به تبليغ پرداخته‏اند و در اين ارتباط زحمات طاقت‏فرسايى را تحمل ورزيده و مسافرت‏هايى براى اين جهت نموده و در محافل مختلف، اين مهمّ را يادآور شده‏اند، تشكر نمايم.

در حدود هشت سال قبل با اشاره‏ى سرور معظم در سفر حج كتاب زكات در اسلام را نوشتم و هم اكنون توفيق، نصيب شد، تا كتاب 114 نكته از قرآن كريم در باره‏ى زكات را كه با توصيه‏ى برادر عزيز جناب حجة الاسلام و المسلمين فجرى همراه بود، به رشته‏ى تحرير در آورم.

لازم به ذكر است كه نكته‏ها بيش از 114 تا است وليكن آنچه كه مربوط به زكات از قرآن كريم است، شماره‏گذارى شده است.

در پايان از مسئولين محترم ستاد اقامه‏ى نماز كه اقامه‏ى زكات را نيز بر عهده گرفتند، از اين كه دو كتاب 114 نكتهدر باره‏ى نماز و 114 نكته در باره‏ى زكات اينجانب را منتشر كردند، تشكر و قدردانى مى‏نمايم.

حوزه‏ى علميه‏ى قم

اكبر دهقان

81 / 10 / 10

فصل اول: اهميت و ماهیت زكات

اهميت زكات

1- موضوع زكات در قرآن كريم از اهميت ويژه‏اى برخوردار است. از اين رو عدم پرداخت زكات از اوصاف مشركين به شمار آمده است؛ «وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ *الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ »(1). در حقيقت معرّف مشركان دو امر دانسته شده:

الف - ترك زكات

ب - انكار معاد.


1) 1. فصّلت / 7 - 6.

اين آيه در ميان مفسران گفتگوهاى زيادى را برانگيخته است و در تفسير آن احتمالات فراوانى داده‏اند. علت اصلى آن، اين پرسش است كه زكات يكى از فروع دين اسلام است پس چگونه ترك آن دليل بر كفر و شرك مى‏شود؟ بعضى ظاهر آيه را حفظ كرده و گفته‏اند ترك زكات هر چند توأم با انكار وجوب آن نباشد، باز نشانه‏ى كفر است. بعضى ديگرترك توأم با انكار را دليل بر كفر دانسته‏اند؛ چرا كه زكات از ضروريات اسلام است و منكر آن كافر مى‏باشد.

ظاهراً منظور از زكات، همان مفهوم عام انفاق است و ذكر آن در نشانه‏هاى شرك به خداوند به دليل آن است كه انفاق‏هاى مالى در راه خداوند يكى از روشن‏ترين نشانه‏هاى ايثار و گذشت و عشق به اللّه است. چرا كه مال از محبوب‏ترين امور نزد انسان است و انفاق و ترك انفاق مى‏تواند شاخصى براى شرك و ايمان در بسيارى از موارد گردد.

نكته‏ى ديگرى كه مى‏تواند به روشن شدن تفسير آيه كمك كند، اين است كه زكات در ميان دستورات اسلام وضع خاصّى دارد و پرداختن آن، نشانه‏ى به رسميت شناختن حكومت اسلامى بوده است و ترك آن غالباً نوعى طغيان و سركشى و قيام بر ضد حكومت اسلامى محسوب

مى‏شده است.

مى‏دانيم قيام بر ضد حكومت اسلامى موجب كفر است؛ گواه اين سخن مطلبى است كه در تاريخ اسلام در باره‏ى (اصحاب ردّه) گروهى كه بعد از وفات پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) مرتد شدند آمده است؛ آن‏ها جمعى از طوايف «بنى طى» و «غطفان» و «بنى اسد» بوده‏اند كه از دادن زكات بهمأموران حكومت اسلامى سر باز زدند و به اين طريق پرچم مخالفت را بر افراشتند.

در تاريخ آمده است: اهل ردّه بعد از وفات پيامبر اكرم‏ (صلی الله علیه واله) گفتند: «اما الصلاة فنصلّى و اما الزّكوة فلا يغصب اموالنا»؛ نماز را مى‏خوانيم، اما زكات نه. ما اجازه نخواهيم داد اموال ما غصب گردد.

به دنبال اين ماجرا مسلمانان تصميم گرفتند با اين گروه به پيكار برخيزند و آن را دليل بر ارتدادشان دانستند.(1)

زكات در اديان سابق

2- از ديدگاه قرآن كريم زكات در اديان الهى مطرح بوده از جمله:

الف - قرآن كريم وقتى كه موضوع امامت و پيشوايى ابراهيم و اسحق و يعقوب را مطرح مى‏كند، پرداخت زكات را يكى از كارهاى نيك و شايسته معرفى مى‏كند كه به آنان وحى


1) 2. تفسير ابوالفتوح رازى / ج 10 / ص 9؛ تفسير نمونه / ج 20 / ص 15.

شده بود؛ «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (73)»(1)و آن‏ها را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مى‏كردند و انجام كارهاى نيك و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات را به آنان وحى كرديم و آن‏ها فقط ما را عبادت مى‏كردند.ب - قرآن كريم در باره‏ى حضرت اسماعيل مى‏فرمايد: او خانواده‏ى خود را به نماز و زكات فرمان مى‏داد؛ «وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ ».(2)

ج - قرآن كريم در باره‏ى بنى‏اسرائيل مى‏فرمايد: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ »(3)و به ياد آوريد زمانى را كه از بنى‏اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداى يگانه را پرستش نكنيد ... نماز را بر پا داريد و زكات را پرداخت كنيد.

د - قرآن كريم در باره‏ى حضرت عيسى‏(ع) مى‏فرمايد: او چنين فرمود: خداوند مرا به نماز و زكات تا مادامى كه زنده هستم سفارش نموده است؛ «... وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا (31)».(4)


1) 3. انبياء / 73.

2) 4. مريم / 55.

3) 5. بقره / 83.

4) 6. مريم / 31.

فلسفه‏ى تشريع زكات

3- خداوند متعال در موضوع فيئ و غنايم، سهمى براى مساكين و تهيدستان قرار داده است، اين سهم علاوه بر سهام ديگرى است كه بايد به افرادى چون خويشاوندان و يتيمان برسد. جهت آن اين است كه اين اموال عظيم تنها دست به دست ميان ثروتمندان نگردد و نيازمندان از آن محروم نشوند؛ « كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ».(1)بنا بر اين فلسفه‏ى تقسيم غنايم بين گروه‏هاى مختلف از جمله تهيدستان در شريعت اسلام براى آن است كه ثروت تنها در يك جا انباشته نگردد. همين فلسفه در پرداختن زكات نيز منظور شده است چنان كه از برخى روايات استفاده مى‏شود.

حضرت كاظم‏(ع) مى‏فرمايد: «انّما وضعت الزكوة قوتاً للفقراء و توفيراً لاموالهم»؛ همانا زكات وضع شده از جهت غذا و قوتى براى فقرا و اين كه اموال آنان فراوان شود.(2)

چه زمانى زكات واجب شد؟

4- از آيات مختلف قرآن كريم استفاده مى‏شود كه حكم وجوب زكات در مكه نازل شده است؛ «... وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ


1) 7. حشر / 7.

2) 8. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 4.

بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ (156)»(1)و «هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ *الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »(2)و«هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ *الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)»(3)و « وَوَيْلٌ لِلْمُشْرِكِينَ *الَّذِينَ لَا يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ (7)».(4)

و مسلمانان موظف به انجام اين وظيفه‏ى اسلامى بوده‏اند، ولى هنگامى كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) به مدينه آمد و حكومتاسلامى را پى‏ريزى نموده و طبعاً نياز به تشكيل بيت‏المال پيدا كرد، از طرف خداوند مأموريت يافت كه زكات را شخصاً از مردم بگيرد (نه اين كه خودشان به ميل و نظر خود در مصارف آن صرف كنند)، آيه‏ى شريفه‏ى «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً ...»(5)در اين هنگام نازل شد.

و مشهور اين است كه اين در سال دوم هجرت بود پس مصارف زكات به طور دقيق در آيه‏ى شصت از سوره‏ى توبه بيان گرديد. جاى تعجب نيست كه تشريع اخذ زكات در آيه‏ى 103 باشد و ذكر مصارف آن كه مى‏گويند در سال نهم هجرت نازل شده در آيه‏ى شصت. زيرا مى‏دانيم آيات قرآن بر طبق تاريخ نزول، جمع آورى نشده، بلكه به


1) 9. اعراف / 156.

2) 10. نمل / 3 - 2.

3) 11. لقمان / 4 - 3.

4) 12. فصّلت / 7 - 6.

5) 13. توبه / 103.

فرمان پيامبرصلى الله عليه وآله هر كدام در مورد مناسب قرار داده شده است.(1)

زكات عامل پاكى و رشد فرد و جامعه

قرآن كريم مى‏فرمايد: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا »(2)از اموال آن‏ها صدقه‏اى (زكات) بگير تا به وسيله‏ى آن، آن‏ها را پاك سازى و پرورش دهى. در حقيقت اين آيه‏ى شريفه به پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) خطاب مى‏كند كه تو آنان را از رذايل اخلاقى و دنياپرستى پاك مى‏كنى و نهال نوع‏دوستى در آن‏ها ايجاد مى‏كنى.

نكته‏ها

5- كلمه‏ى «تطهير» به معناى برطرف كردن چرك و كثافات از چيزى است كه بخواهند پاك و صاف شود و آماده نشو و نما گردد و آثار و بركاتش ظاهر گردد و كلمه‏ى «تزكيه» به معناى رشد دادن به همان چيز است، بلكه آن را ترقى داده خيرات و بركات را از آن بروز دهد مانند درخت كه با هرس كردن شاخه‏هاى زيادى آن نموش بهتر و ميوه‏اش درشت‏تر مى‏شود، پس اين كه تطهير و تزكيه را در كنار هم


1) 14. تفسير نمونه / ج 8 / ص 10)

2) 15. توبه / 103.

آورده تكرار نخواهد بود.(1)

6- تمام اموال را لازم نيست به مستمندان داد، بلكه قسمتى از اموال را بايد به عنوان زكات پرداخت نمود. كلمه‏ى «من» دلالت بر تبعيض دارد؛ «من اموالهم».(2)

7- كلمه‏ى «سكن» به معناى چيزى است كه دل را راحتى و آرامش مى‏بخشد و مراد اين است كه نفوس ايشان به دعاى تو سكونت و آرامش مى‏يابد و اين خود نوعى تشكر از سعى و تلاش ايشان است، همچنان كه جمله‏ى «و اللّه سميع عليم» مايه‏ى آرامشى است كه دل‏هاى مكلفينى كه اين آيه را مى‏شنوند و يا مى‏خوانند به وسيله‏ى آن سكونت مى‏يابد.(3)

8- اين آيه‏ى شريفه متضمن حكم زكات مالى است كه خود يكى از اركان شريعت و ملت اسلام است. هم ظاهر آيه اينمعنا را مى‏رساند و هم روايات زيادى كه از طرق امامان اهل بيت‏عليهم السلام و از غير ايشان آيه را چنين تفسير كرده‏اند.(4)

9- دعاى پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) هم مايه‏ى آرامش انسان است؛ «صلّ عليهم فان صلاتك سكن لهم»، هم مايه‏ى آمرزش انسان است؛ « وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا


1) 16. تفسير الميزان / ج 9 / ص 595.

2) 17. مجمع البيان / ج 5 / ص 102.

3) 18. تفسير الميزان / ج 9 / ص 596.

4) 19. تفسير الميزان / ج 9 / ص 596.

اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا (64)».(1)

10- حاكم اسلامى مسئول گرفتن زكات؛ حاكم مسلمين مى‏تواند زكات را از مردم بگيرد و موكول به نيت و تصميم اشخاص نيست كه هر گاه ميل داشتند بپردازند و هر گاه نخواستند خير. قرآن كريم مى‏فرمايد: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً »(2). اين امر خداوند متعال (خذ) به دليل اين است كه پيامبرصلى الله عليه وآله حاكم مسلمين است و فعل امر دلالت بر وجوب گرفتن از ناحيه‏ى ايشان دارد.(3)

و از ذكر «و العاملين عليها» در آيه‏ى شريفه‏ى «انّما الصّدقات ...» كه از مصارف زكات شمرده شده، استفاده مى‏شود كه زكات يك واجب فردى و شخصى نيست كه موكول به مشيّت و اراده‏ى اشخاص باشد، بلكه از ضرايب و ماليات دولت اسلامى است كه امام مسلمين متولّى اخذ آن است.

حضرت صادق‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «يجبر الامام الناس على اخذ الزكوة من أموالهم لانّ اللّه عزّ و جلّ قال خذ من اموالهم صدقة»(4)امام مجبور مى‏كند مردم را تا زكاتشان را


1) 20. نساء / 64؛ تفسير سوره‏ى توبه آيت الله سبحانى / 219.

2) 21. توبه / 103.

3) 22. تفسير كبير / ج 16 / ص 182.

4) 23. بحارالانوار / ج 93 / ص 83.

بپردازند به دليل سخن خداوند كه مى‏فرمايد: زكات را از اموال مردم بگير.

حضرت على‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «يجمع امرهم و يحكم بينهم و يأخذ للمظلوم من الظالم حقّه و يحفظ اطرافهم ... و يجبى صدقاتهم»(1)امام مسلمين بايد امور مسلمانان را سامان ببخشد و در ميان مردم حكم كند و حق مظلوم را از ظالم بستاند و امنيت مردم را حفظ كند ... و زكات و صدقات مردم را جمع آورى نمايد.

علاوه بر اين دستور و حكم اسلامى، سيره‏ى عملى پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) و حضرت على‏ (علیه السلام) در زمان حكومتشان نشان مى‏دهد كه افرادى را معين مى‏كردند و براى گرفتن زكات به مناطق مختلف مى‏فرستادند از جمله در حديثى عبدالله بن سنان گويد: از امام صادق‏ (علیه السلام) شنيدم كه پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) فرمود: «زكّوا اموالكم تقبل صلاتكم ثم وجّه عمّال الصّدقة و الطّسوق»؛ زكات را بپردازيد تا نمازهاى شما قبول شود و امام فرمود: سپس پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) كارگزاران زكات و خراج را براى جمع آورى آن‏ها روانه ساخت.(2)

11- برخى گفته‏اند: مقصود از صدقه، زكات واجب است و برخى گفته‏اند: منظور از آن صدقات مستحب است، ليكن


1) 24. بحارالانوار / ج 33 / ص 144.

2) 25. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 3.

حق آن است كه مراد جميع صدقات اعم از واجب و مستحب است به قرينه‏ى «من اموالهم» كه جمع مضاف است و شامل جميع اموال مى‏شود و تفسير به زكات يا برخى صدقات به عنوان بيان مصداق است و اين امر گرفتن اختصاص به پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) ندارد، بلكه بعد از آن حضرت، در ائمه معصومين‏عليهم السلام نيز جارى است. چنان كه روايات بر آن تصريح دارد.(1)

12- پرداخت زكات به وسيله‏ى مالك يا رجوع به حاكم اسلامى؛ مشهور فقها معتقدند كه در مصرف زكات رجوع به امام‏ (علیه السلام) و حاكم ضرورتى ندارد و خود مردم مى‏توانند آن را به اهل زكات برسانند و در راه‏هاى تعيين شده هزينه كنند، ولى بهتر است كه در زمان حضور امام به ايشان و در زمان غيبت به فقها پرداخت شود.

مرحوم محقق گويد: «للمالك ان يتولى تفريق ما وجب عليه بنفسه و بمن يوكّله و الاولى حمل ذلك الى الامام»؛ مالك مجاز است كه سرپرستى بخش زكات را خود يا وكيلش بر عهده گيرد، ولى بهتر است به امام بپردازد.(2)

بسيارى از فقها به ويژه گذشتگان همين ديدگاه را


1) 26. تفسير اطيب البيان / ج 6 / ص 305.

2) 27. شرايع‏الاسلام / ج 1 / ص 164.

پذيرفته‏اند. از جمله شيخ طوسى، سيد مرتضى، ابن ادريس،صاحب جواهر، مقدس اردبيلى، محقق كركى، علامه نراقى و...

دليل بر اين نظريه، آيات قرآن كريم است كه به مسلمانان دستور پرداخت زكات را مى‏دهد؛ «اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة». علاوه بر آن احاديثى موجود است كه بر مصرف كردن زكات توسط خود افراد دلالت دارد، چنان كه امام صادق‏ (علیه السلام) به يونس بن يعقوب مى‏فرمايد: «اعطها كيف شئت»(1)چه اين كه سيره‏ى مسلمانان و اجماع علما نيز بر اين معنا دلالت دارد.

در برابر اين نظريه گروهى از فقها بر اين باورند كه زكات بودجه‏اى است حكومتى و بايد در اختيار امام و حاكم مسلمين قرار گيرد تا بر اساس مصلحت اسلام و مسلمانان به مصرف برسد.

البته بعضى از فقها بين زمان حضور و غيبت فرق گذاشته‏اند با اين تفصيل كه در زمان حضور بايد به امام زكات داده شود و در زمان غيبت مالك مى‏تواند خود به مصرف برساند.

مرحوم شيخ مفيد بعد از نقل آيه‏ى شريفه‏ى «خذ من اموالهم


1) 28. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 213.

صدقة» مى‏گويد: «فامر نبيّه (صلی الله علیه واله) باخذ صدقاتهم تطهيراً لهم بها من ذنوبهم ... و الامام قائم مقام النبى فيما فرض عليه مناقامة الحدود و الاحكام ... وجب حملها الى الفقهاء المأمومين ...».(1)

امام خمينى‏قدس سره پس از بيان اين مطلب كه خمس حق والى است مى‏گويد: «كما انّ امر الزكوات بيده فى عصره يجعل السهام فى مصارفها حسب ما يرى من المصالح»؛ همان گونه كه امر زكات در هر زمان بر عهده‏ى حاكم اسلامى است، وى بنا بر مصلحت سنجى مال زكات را در راه تعيين شده هزينه مى‏كند.(2)

منابع نه‏گانه‏ى زكات

13- مسأله زكات يك نوع ماليات اسلامى است كه خداوند پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) را مسئول گرفتن آن مى‏نمايد و به او مى‏فرمايد: «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً ».(3)

مرحوم طبرسى و مرحوم علامه طباطبايى در ذيل آيه‏ى شريفه مى‏فرمايند: سرّ اين كه قرآن كريم نفرمود (من مالهم)، بلكه فرمود «من اموالهم» براى آن است كه اشاره كند به اين حقيقت كه صدقه (زكات واجب) از انواع و


1) 29. مقنعه / ص 252.

2) 30. زكات در انديشه‏ها / 230 - 220.

3) 31. توبه / 103.

اصنافى از مال‏ها گرفته مى‏شود و به تعبير ديگر «من اموالهم» اشاره به متعلّقات و منابع نه گانه‏ى زكات است كه بدين قرار است: 1 - گندم 2 - جو 3 - خرما 4 - كشمش كه اين‏ها را «غلّات اربعه» مى‏گويند.5 - گوسفند 6 - گاو 7 - شتر كه اين‏ها را «انعام ثلاثه» نامند.

8 - طلا 9 - نقره كه از اين دو به عنوان «نقدين» ياد مى‏شود.(1)

ب( در برابر نظر مشهور كه زكات به نُه چيز تعلق مى‏گيرد، نظر ديگرى هست مبنى بر اين كه تعلق زكات منحصر به نُه چيز نيست، به دليل اين كه علت وجوب زكات، فقرزدايى است و تا فقر هست، بايد زكات را از اجناس ديگر نيز داد. آنچه مهم است ريشه‏كن ساختن فقر و تهيدستى است.

امام صادق‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «و لو انّ النّاس ادّوا زكاة اموالهم ما بقى مسلم فقيراً محتاجاً»(2). علاوه بر آن در 13 روايت، پس از بيان نه مورد زكات مزبور اين عبارت ديده مى‏شود: «و عفى رسول الله عما سوى ذلك»؛ از اين عبارت روشن مى‏شود كه دامنه‏ى زكات گسترده بوده، ولى در زمان


1) 32. تفسير الميزان / ج 9 / ص 595؛ تفسير مجمع البيان / ج 5 / ص 102.

2) 33. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 5.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) چون با دريافت زكات از نُه چيز، مشكل فقرا حل مى‏شد، حضرت مابقى اجناس را از پرداخت زكات عفو كردند و اين عفو حكومتى تنها براى زمان خاصى است، از اين رو بعد از پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) حضرت على‏ (علیه السلام) براى اسب‏ها زكات تعيين كرد. بنا بر اين دست حاكم اسلامى براى كم و زياد كردن اقلام مشمول زكات باز است.هر گاه تعداد فقرا زياد شد، حاكم اسلامى مى‏تواند بر چيزى زكات قرار دهد و اگر مشكل فقرا حل شد مى‏تواند زكات چيزى را حذف كند.

مصارف هشت‏گانه‏ى زكات

قرآن كريم در سوره‏ى توبه، موارد هشت‏گانه‏اى را كه زكات به آن تعلّق مى‏گيرد، چنين بيان مى‏كند:

1 - فقرا 2 - مساكين 3 - عاملان (گروهى كه براى جمع‏آورى زكات سعى و تلاش مى‏كنند). 4 - مؤلّفة قلوبهم (كسانى كه انگيزه‏ى معنوى براى پيشبرد اهداف اسلامى ندارند و با تشويق مالى مى‏توان تأليف قلب و جلب محبت آنان را نمود مانند كفارى كه به خاطر استفاده از همكارى آن‏ها در جهاد از طريق كمك مالى تشويق مى‏شوند.

5 - آزاد ساختن بردگان. 6 - اداى دين بدهكاران. 7 - در

راه خداوند؛ منظور از آن تمام راه‏هايى است كه به گسترش و تقويت آيين الهى منتهى مى‏شود. 8 - ماندگان در راه يعنى مسافرانى كه بر اثر علتى در راه مانده‏اند و زاد و توشه‏ى كافى براى رسيدن به وطن خود ندارند؛ «إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللَّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (60)».(1)

نكته‏ها

14- بعضى از مفسران و فقها عقيده دارند كه ظاهر آيه‏ى 60 از سوره‏ى توبه اين است كه بايد زكات مال به هشت سهم مساوى تقسيم گردد و هر سهم در جاى خود صرف شود مگر اين كه مقدار زكات به قدرى ناچيز باشد كه نتوان آن را به هشت سهم قابل ملاحظه تقسيم كرد.

ولى اكثريت قاطع فقها برآنند كه اصناف هشت‏گانه‏ى فوق، مواردى است كه صرف زكات در آن مجاز است و تقسيم كردن در آن واجب نيست.

سيره‏ى قطعى پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان اهل بيت‏عليهم السلام و ياران آن‏ها نيز اين معنا را تأييد مى‏كند. علاوه بر آن با توجه به اين كه زكات يك ماليات اسلامى است و حكومت اسلامى


1) 34. توبه / 60.

موظف است آن را از مردم وصول كند و هدف از تشريع آن رفع نيازمندى‏هاى گوناگون جامعه‏ى اسلامى مى‏باشد، طبعاً چگونگى مصرف آن در اين مصارف هشت‏گانه، بستگى به ضرورت‏هاى اجتماعى از يك سو و نظر حكومت اسلامى از سوى ديگر دارد.(1)

15- مصارف زكات با كلمه‏ى «انّما» كه دليل بر انحصار است آغاز شده و اين نشان مى‏دهد كه بعضى از افراد خودخواه يا بى‏خبر، انتظار داشتند بدون هيچ گونه استحقاقسهمى از زكات دريافت دارند كه با كلمه‏ى «انّما» دست رد به سينه‏ى همه‏ى آن‏ها زده شده است.(2)

16- در اين احتمال كه آيا فقير و مسكين مفهوم واحدى دارند تنها در ميزان تأكيد متفاوتند يا در اصل مفهوم مخالف يكديگر هستند، غالب مفسران احتمال دوم را پذيرفته‏اند.

فقير به معناى كسى است كه در زندگى خود كمبود مالى دارد، هر چند مشغول كسب و كار باشد و هرگز از كسى درخواست نكند، اما مسكين كسى است كه نيازش شديدتر است و دستش از كار كوتاه است و به همين جهت از اين و آن درخواست مى‏كند.

امام صادق‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «الفقير الّذى لا يسئل و


1) 35. تفسير نمونه / ج 8 / ص 8.

2) 36. تفسير نمونه / ج 8 / ص 4.

المسكين الّذى هو اجهد منه الذى يسأل».(1)

بعضى از مفسران گفته‏اند: فقير و مسكين هرگاه جداگانه ذكر شدند، فقير شامل مسكين هم مى‏شود و هرگاه باهم ذكر شدند مانند آيه‏ى شريفه، هر يك معناى خاص خود را دارند؛ «اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا».(2)

17- شش گروه فقرا، مساكين، عاملين عليها، مؤلفة قلوبهم، غارمين و ابن سبيل كه بدون كلمه‏ى «فى» ذكر شده‏اند يكسان هستند و دو گروه ديگر كه «فى الرقاب» و «فى سبيل الله» است و با كلمه‏ى «فى» بيان شده، وضع خاصى دارند.شايد تفاوت تعبير در اين جهت باشد كه گروه‏هاى شش گانه مى‏توانند مالك زكات شوند و مى‏توان زكات را به خود آن‏ها پرداخت، ولى دو گروه ديگر مالك زكات نمى‏شوند، بلكه بايد در مورد آن‏ها مصرف گردد.

مثلاً بردگان را بايد از طريق زكات خريد و آزاد كرد و همين طور «فى سبيل الله»؛ از قبيل: هزينه‏ى جهاد، تهيه‏ى اسلحه و يا ساختن مسجد و مراكز دينى و مانند آن‏ها هيچ يك مالك زكات نيستند، بلكه مصرف آنند.(3)


1) 37. وسائل الشيعة / ج 6 / ص 144.

2) 38. تفسير اطيب البيان / ج 6 / ص 250.

3) 39. تفسير نمونه / ج 8 / ص 12.

18- گردآورى و تقسيم صدقات (زكات) و تعيين كارگزارانى براى آن از وظايف حكومت اسلامى است؛ «انّما الصدقات للفقراء ... و العاملين عليها». گردآورندگان زكات با اجازه و تعيين پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) اقدام به جمع‏آورى صدقات (زكات) مى‏كردند.(1)

19- بهره‏گيرى از امكانات اقتصادى در جهت جذب قلب‏ها و متمايل ساختن انسان‏ها به اسلام از وظايف حكومت اسلامى است؛ «انّما الصّدقات للفقراء ... و المؤلفة قلوبهم».

با توجه به اين كه صدقات (زكات) در اختيار حكومت اسلامى است و خداوند تأليف قلوب را يكى از مصارف زكات قرار داده است، بايد مسئولين به وسيله‏ى كمك‏هاى مالى، افراد ضعيف الايمان و يا مخالفان را به حق متمايل سازند.(2)

20- به فقير از زكات به قدرى مى‏توان كمك كرد تا ثروتمند شود و مستطيع گردد. شخصى از امام باقر (علیه السلام) پرسيد: چقدر از زكات را مى‏توان به فقير داد؟ حضرت فرمود: هر گاه به فقير از زكات خواستى پرداخت كنى، به اندازه‏اى بده تا او را بى‏نياز سازى؛ «اذا اعطيت الفقير فأغنه».(3)

در روايت ديگر حضرت فرمودند: از زكات به مؤمن داده مى‏شود به اندازه‏اى كه از آن بخورد و بياشامد و لباس


1) 40. تفسير راهنما / ج 7 / ص 152.

2) 41. تفسير راهنما / ج 7 / ص 153؛ تفسير نور / ج 5 / ص 90.

3) 42. جامع الاحاديث الشيعة / ج 8 / ص 671.

تهيه كند و ازدواج كند و حج به جا آورد و صدقه بدهد؛ «و يعطى المؤمن من الزكوة ما يأكل منه و يشرب و يكتسى و يتزوّج و يحجّ و يتصدّق».(1)

21- همه‏ى دارايى‏هاى انسان از خودش نيست، ديگران هم در آن سهمى دارند و پرداخت كنندگان زكات نبايد بر فقيران منت بگذارند. چون سهم زكات ملك خودشان است؛ «انّما الصدقات للفقراء ...».(2)

22- كار داراى بها و ارزش است و كاركنان مستحق مزد در برابر كار خويشند؛ «و العاملين عليها». با توجه به اين كه براى كارگزاران امور صدقات و زكات سهمى قرار داده شده، و اين سهم در برابر كار آنان است، چه نيازمند باشند چه بى‏نياز، سهم آن‏ها را بايد پرداخت.(3)23- در دادن زكات به فقرا و مستمندان بايد اولويت‏ها را در نظر گرفت. از نظر قرآن كريم برخى از تهيدستان افرادى آبرومند و داراى شخصيت هستند؛ از اين رو هرگز رغبتى براى درخواست كردن ندارند، با آنكه گرفتار كمبود مالى هستند.

اين گروه از فقرا و تهيدستان در راه خداوند گرفتار و


1) 43. جامع الاحاديث الشيعة / ج 8 / ص 671.

2) 44. تفسير نور / ج 5 / ص 90.

3) 45. تفسير نور / ج 5 / ص 90؛ تفسير راهنما / ج 7 / ص 153.

محاصره شده‏اند و قدرت مسافرت و هجرت را نيز ندارند، و آن چنان از شدت عفت ظاهر خويش را حفظ مى‏كنند كه شخص ناآگاه گمان مى‏كند اين‏ها ثروتمند هستند لذا اين گروه را بايد مقدم داشت؛ «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ».(1)

24- تقسيم زكات بايد بر اساس دستور الهى باشد نه بر طبق خواسته‏ى مردم. گرچه مستحق نباشند. از اين رو قرآن كريم مى‏فرمايد: بعضى از منافقان هستند كه در تقسيم (صدقات) به تو عيب مى‏گيرند و مى‏گويند: عدالت را رعايت نكردى، اما در حقيقت اين چنين است كه آنان به منافع خويش مى‏نگرند. اگر سهمى به آن‏ها داده شود راضى و خوشحال مى‏شوند (گرچه مستحق نباشند)، اما اگر چيزى از آن به آن‏ها داده نشود خشمگين مى‏شوند؛ «وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ (58)».(2)

25- منحصر شدن مصارف صدقات (زكات) از سوى خداوند در موارد هشتگانه نشأت گرفته‏از علم و حكمت


1) 46. بقره / 273.

2) 47. توبه / 58.

خداوند است؛ «انّما الصّدقات للفقراء ... و اللّه عليم حكيم».(1)

مقدم داشتن چند گروه در استفاده از زكات

از احاديث اسلامى استفاده مى‏شود كه چند گروه در استفاده از زكات مقدم هستند و بايد آن‏ها را بر ديگران ترجيح داد، و از مجموع روايات استفاده مى‏شود كسانى كه از نظر عقل و علم و فهم و تديّن بهره‏ى بيشترى دارند يا اين كه حيا مى‏كنند و خجالت مى‏كشند تا سؤال كنند يا اين كه جزو اقوام و خويشاوندان هستند، اين افراد مقدم بر ديگران هستند.

الف- افراد با فضيلت؛ يكى از راويان گويد: از امام باقر (علیه السلام) پرسيدم: «انّى ربّما قسّمت الشى‏ء بين اصحابى اصلهم به فكيف اعطيهم قال اعطهم على الهجرة فى الدّين و الفقه و العقل»(2)يعنى به درستى كه من گاهى اموال خود را بين اصحاب و دوستانم تقسيم مى‏كنم چگونه به آن‏ها بپردازم؟ امام فرمود: آن‏ها كه در هجرت در دين و فقه وعقل، بهره‏ى بيشترى دارند، بركسانى كه به اين حدّ برخوردار نيستند، مقدم هستند.

ب- كسى كه در تقاضا كردن حيا مى‏كند؛ در روايت است كه از امام كاظم‏ (علیه السلام) سؤال شد آيا فقيرى كه درخواستى


1) 48. تفسير راهنما / ج 7 / ص 154.

2) 49. وسائل الشيعة / ج 6 / ص 181.

نمى‏كند در دادن زكات نسبت به فقيرى كه نياز خود را ابراز مى‏كند برترى دارد؟ فقال: «نعم يفضل الذى لا يسأل على الذى يسأل»(1)يعنى آرى آن كسى كه از تقاضا كردن حيا مى‏كند فضيلت و برترى دارد بر كسى كه درخواستش را ابراز مى‏كند.

ج- اقوام و خويشاوندان؛ اسحاق بن عمّار مى‏گويد: از امام كاظم‏ (علیه السلام) پرسيدم اقوامى دارم كه هنگام پرداخت زكات نزد من مى‏آيند و من به آن‏ها كمك مى‏كنم و بعضى از آن‏ها را بر ديگرى ترجيح مى‏دهم، آيا چنين روشى درست است؟ حضرت فرمود: آيا ايشان مستحق زكات هستند؟ گفتم: آرى، فرمود: «هم افضل من غيرهم اعطهم»(2)يعنى آرى آن‏ها مقدم بر ديگران هستند، زكات را به آن‏ها عطا كن.

شخصى از امام صادق‏ (علیه السلام) نقل مى‏كند كه حضرت فرمود: از پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) سؤال شد: كدام صدقه برترى دارد؟ فقال: «على ذى الرحم الكاشح»(3)فرمود: بر خويشاوندى كه در دل نسبت به تو عداوتى دارد.


1) 50. وسائل‏الشيعة / ج 6 / صص 169 و 281.

2) 51. وسائل‏الشيعة / ج 6 / صص 169 و 281.

3) 52. بحارالانوار / ج 96 / ص 159.

احياى زكات از وظايف مسئولين نظام اسلامى

يكى از وظايف كسانى كه قدرت و حكومت در دست آن‏هاست، اين است كه مسئله‏ى زكات را در جامعه‏ى اسلامى احيا كنند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ ».(1)

نكته‏ها

26- اقامه‏ى نماز و اداى زكات و امر به معروف و نهى از منكر از وظايف قطعى مسئولان حكومت است و به تعبير ديگر، مسئولين نظام بايد هم به فكر مشكلات اقتصادى مردم و هم به فكر ارتقاى روحى و رشد امور معنوى جامعه باشند.(2)

27- مرحوم طبرسى مى‏فرمايد: اگر خداوند از ميان همه‏ى عبادات، تنها نماز را و از ميان همه‏ى جهات مالى، زكات را نام برده، به دليل آن است كه اين دو، در باب خود ركنى عمده و ركن اساسى هستند.(3)

28- نكته‏ى جالب اين كه از نظر قرآن كريم اگر قدرت در دست افراد غير مؤمن و غير صالح باشد، جز فساد و بدبختى و ذلت چيزى عايد مسلمانان نمى‏شود؛ « إِنَّ الْمُلُوكَ


1) 53. حج / 41.

2) 54. تفسير نور / ج 5 / ص 51.

3) 55. مجمع البيان / ج 7 / ص 239.

إِذَا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوهَا ».(1)و اگر قدرت و حكومت در دست افراد مؤمن و صالح باشد فرايض اسلامى زنده مى‏گردد و مسلمانان در يك زندگى سعادت‏آميز به سر خواهند برد و فقر و بدبختى از جامعه ريشه‏كن مى‏شود. زيرا در پرتو حكومت اسلامى ثروتمندان موظفند زكات اموال خود را به تهيدستان بپردازند؛ «الّذين ان مكّناهم ... و اتوا الزكوة».

زكات دادن در حال نماز

29- قرآن كريم مسئله‏ى پرداخت زكات را حتى در حال نماز ذكر كرده كه دلالت بر اهميت و ارزش اين عمل دارد؛ «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ (55)»(2)يعنى سرپرست و رهبر شما تنها خداست و پيامبر او و آن‏ها كه ايمان آوردند و نماز را بر پا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.

روايات بسيارى از شيعه و سنى نقل شده كه اين آيه درباره‏ى حضرت على‏ (علیه السلام) نازل شده كه در حال ركوع به نيازمندى انگشتر عطا فرمود و نزول اين آيه به دليل اخلاص و ايثار آن بزرگوار بود.

الف - جريان انگشتر بخشى به سائل را 10 نفر از اصحاب


1) 56. نمل / 34.

2) 57. مائده / 55.

پيامبرصلى الله عليه وآله مانند ابن عباس، عمار ياسر، جابربن عبدالله، ابوذر، انس بن مالك، بلال و ... نقل كرده‏اند و شيعه و سنى در اين باره اتفاق نظر دارند.

ب - پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) در غدير خم براى بيان مقام حضرت على‏ (علیه السلام) اين آيه‏ى شريفه را تلاوت فرمود و خود حضرت على‏ (علیه السلام) نيز براى حقانيت خويش بارها اين آيه را خواند.

ج - كلمه‏ى «ولىّ» در اين آيه به معناى دوست و ياور نيست. چون دوستى و يارى مربوط به همه‏ى مسلمانان است نه آنان كه در حال ركوع انفاق مى‏كنند.

د - كارهاى جزئى مثل انفاق انگشتر، نماز را باطل نمى‏كند.(1)

30- كسانى كه اهل نماز و زكات نيستند، حق ولايت بر مردم را ندارند. در جمله‏ى «انّما وليّكم اللّه» كلمه‏ى «انّما» نشانه‏ى انحصار ولايت در افراد خاص است.

در فرهنگ قرآن به صدقه مستحبى هم زكات گفته مى‏شود؛ «يؤتون الزكوة»


1) 58. تفسير نور / ج 3 / ص 112.

سهولت و آسانى در امر زكات

«وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ ... فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ ...»(1)و در راه خدا جهاد كنيد چنان كه شايسته‏ىجهاد (در راه) اوست او شما را بر همه‏ى امت‏ها برگزيد و در دين (اسلام) هيچ گونه دشوارى بر شما قرار نداد.

نكته‏ها

31- احكام دين مبين اسلام از جمله پرداخت زكات، بر آسانى و سهولت جعل شده به گونه‏اى كه بر فطرت پاك بشر سختى و دشوارى وارد نشود، و اين امر را در مسئله‏ى زكات به خوبى مى‏توان متوجه شد.

از آنجا كه بر افراد مخصوص و بر اشياى خاصى زكات واجب شده كه غالب مردم به دادن زكات مكلف نيستند و علاوه بر آن در تمام نعمت‏هاى الهى تنها به نُه چيز زكات تعلق مى‏گيرد. از اين رو در ابتداى آيه‏ى شريفه مى‏فرمايد: در دين بر شما دشوارى جعل نشده و بعد دستور به نماز و زكات مى‏دهد.

از اين رو، شخصى از حضرت صادق‏ (علیه السلام) در مورد زينت سؤال كرد كه آيا متعلق زكات است؟ حضرت فرمود: خير.


1) 59. حج / 78.

همچنين حضرت باقر (علیه السلام) فرمودند: در آنچه از زمين مى‏رويد از برنج، ذرت، ارزن، نخود، عدس، حبوبات و ميوه‏ها به هيچ يك از اين امور زكات تعلق نمى‏گيرد.(1)32- پرداخت زكات در كنار اقامه‏ى نماز، نشانه‏ى تشكر از نعمت خداوند است كه ما را به مسلمانى انتخاب كرد؛ «هو اجتبيكم ... فاقيموا الصلوة و اتوا الزكوة».

و تنها نبايد به برگزيده بودن و نام اسلام و مسلمانى تكيه كنيم، بلكه بايد با نماز و پرداخت زكات و تمسك به خداوند از اين افتخارات پاسدارى كنيم.(2)

زكات يكى از برنامه‏هاى دائمى مؤمنان

قرآن كريم براى مؤمنان هفت برنامه‏ى مستمر و دائمى بيان مى‏كند: 1 - خشوع در نماز 2 - اعراض از لغو و بيهودگى 3 - پرداخت زكات 4 - پاكدامنى 5 - رعايت امانت


1) 60. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 107؛ جامع احاديث الشيعة / ج 8 / ص 127.

2) 61. تفسير نور / ج 8 / ص 76.

6 - رعايت عهد و پيمان

7 - محافظت بر نماز؛ «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ...وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ».(1)

نكته‏ها

33- در سوره‏ى توبه و سوره‏ى نمل نيز پرداخت زكات از اوصاف و خصايص برجسته‏ى مؤمنان شمرده شده است:

الف - «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ».(2)

ب - «هُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ ».(3)

34- در قرآن كريم گروه‏هاى مختلفى از رستگاران شمرده شده‏اند كه از جمله‏ى آن‏ها پرداخت‏كنندگان زكات هستند:

الف - پرهيزكاران با صفات ويژه؛ «هُمْ يُوقِنُونَ ...أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5)».(4)

ب - مجاهدان با مال و جان؛ «لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ جَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ وَأُولَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُولَئِكَ هُمُ


1) 62. مؤمنون / 4 - 1.

2) 63. توبه / 71.

3) 64. نمل / 3 - 2.

4) 65. بقره / 5.

الْمُفْلِحُونَ ».(1)

ج - حزب الله؛ « أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (22)».(2)

د - اهل ايثار و سخاوت؛ « وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (9)».(3)

ه - اهل ذكر كثير؛ « وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (45)».(4)

و - توبه كنندگان؛ «توبوا الى اللّه جميعاً أيّها المؤمنون لعلّكم تفلحون».(5)

ح - پرداخت كنندگان زكات؛ «قد افلح المؤمنون ... و الّذين هم للزّكوة فاعلون».

انتخاب فعل ماضى «افلح» در مورد رستگارى مؤمنان براى تأكيد هر چه بيشتر است؛ يعنى رستگارى آن‏ها آنقدرمسلّم است كه گويى قبلاً تحقق يافته و ذكر كلمه‏ى «قد» قبل از آن نيز تأكيد ديگرى براى موضوع است.(6)

35- تعبيراتى همچون «خاشعون، معرضون، يحافظون و فاعلون» به صورت فعل مضارع يا اسم فاعل دلالت بر


1) 66. توبه / 88.

2) 67. مجادله / 22.

3) 68. حشر / 9؛ تغابن / 16.

4) 69. انفال / 45.

5) 70. تفسير نور / 31؛ مؤلف.

6) 71. تفسير نمونه / ج 14 / ص 203.

استمرار و دوام اين اوصاف دارد.(1)

در بسيارى از آيات قرآن از تقوا سخن گفته شده و هدف از احكام دين هم رسيدن به تقواست؛ «لعلّكم تتّقون» و آخرين هدف تقوا، رسيدن به فلاح و رستگارى است؛ « وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (130)».(2)

جالب اين است كه مهم‏ترين و آخرين هدف دين اسلام، در اولين شعار آن بيان شده است؛ «قولوا لا اله الّا اللّه تفلحوا»؛ به يگانگى خدا ايمان بياوريد و لا اله الّا اللّه بگوييد و به خداوند متعال معتقد شويد تا رستگار گرديد.(3)

در يازده مورد كلمه‏ى «فلاح» با كلمه‏ى «لعل» همراه است؛ «لعلكم تفلحون»، لكن در سه مورد به طور قطعى و حتمى و بدون كلمه‏ى «لعل» بيان شده يكى در سوره‏ى مؤمنون، يكى در سوره‏ى شمس «قد افلح من زكّيها» و ديگرى در سوره‏ى اعلى «قد افلح من تزكّى» از مقايسه‏ى اين سه مورد با يكديگر روشن مى‏شود كه ايمان و تزكيه داراى جوهر واحدى هستند.(4)


1) 72. تفسير نمونه / ج 14 / ص 203.

2) 73. آل عمران / 130.

3) 74. تفسير نور / ج 8 / ص 80.

4) 75. تفسير نور / ج 8 / ص 80.

پيمان‏شكنى بنى‏اسرائيل نسبت به پرداخت زكات

36- قرآن كريم در دو آيه از سوره‏ى بقره، به بنى اسرائيل علاوه بر بر اقامه‏ى نماز، دستور پرداخت زكات مى‏دهد و در يك مورد از آنان ميثاق و پيمان گرفته كه زكات را بپردازند، اما اكثريت آنان پيمان شكنى كردند:

الف - «يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ ...»

«وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ (43)».(1)

ب - «وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (83)»(2)و به ياد آريد زمانى كه از بنى‏اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را پرستش نكنيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و بينوايان احسان كنيد و با مردم به زبان خوش سخن بگوييد و نماز بر پا داريد و زكات بدهيد، اما (شما با اين كه پيمان بسته بوديد)، جز عده‏ى كمى سرپيچى كرديد و روى گردان شديد.

نكته‏ها

37- از تعبير به «اتوا الزكوة» نه (زكوا« كه هم به عنوان »ايتاء« امر شده و هم به صورت جمع آمده، و آحاد اهل


1) 76. بقره / 43.

2) 77. بقره / 83.

كتاب را در بر دارد، ممكن است استفاده شود كه مقصوداحياى اين واجب اجتماعى و مرتفع ساختن فقر عمومى در در سطح جامعه است.(1)

38- مراد از «زكوة» در آيه‏ى شريفه، با توجه به مدنى بودن آيه و نزول آن پس از تشكيل حكومت اسلامى، همان زكات مالى واجب يا اعم از زكات مالى واجب و مستحب است و چون زكات عملى قربى و عبادى است، بايد با قصد قربت و توجه قلبى و خشوع درونى آن را به جا آورد كه تنها در اين صورت سبب پيوند ميان انسان‏ها مى‏شود نه با منت و آزار بعدى؛ «منّ و اذى» كه در اين حال از تأثير معنوى آن كاسته مى‏گردد.(2)

39- علاوه بر پرداخت زكات، احسان به مستمندان و ايتام نيز لازم است. در آيه‏ى شريفه هم موضوع زكات مطرح شده است و هم احسان به مساكين و يتيمان و خويشاوندان.

40- اعتقاد به توحيد، احسان به والدين و ايتام و مساكين همراه با دستور پرداخت زكات و برخورد نيكو با مردم و به پا داشتن نماز نشانه‏ى جامعيت اسلام است.

41- اداى حقوق داراى مراتب و مراحل مختلفى است: اول حق خداوند سپس والدين، بعد خويشاوندان، سپس يتيمان


1) 78. تفسير تسنيم / ج 1 / ص 118.

2) 79. تفسير تسنيم / ج 1 / ص 118.

كه كمبود محبت دارند و آنگاه مساكين كه كمبود مادّى دارند.(1)42- دليل وجوب پرداخت زكات، آن است كه نيازمندى‏هاى ضرورى مستمندان در جامعه تأمين و اموال ثروتمندان از نابودى حفظ گردد.

حضرت رضا (علیه السلام) مى‏فرمايد: «... انّ علّة الزكوة من اجل قوت الفقراء و تحصين اموال الاغنياء».(2)

زكات؛ عبادت موقت (زمانمند)

قرآن كريم وقتى مردان الهى را توصيف مى‏كند، مى‏فرمايد: آنان كسانى هستند كه هيچ تجارت و معامله و داد و ستدى آنان را از ياد خداوند و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات سرگرم و مشغول نمى‏سازد؛ «رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكر اللّه و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة».(3)

نكته‏ها

43- مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: يك تقابل بسيار زيبا در اين آيه مطرح است. چون تجارت يك حرفه و شغل مستمر، و بيع


1) 80. تفسير نور / ج 1 / ص 149.

2) 81. تفسير نور الثقلين / ج 1 / ص 74.

3) 82. تفسير نور / 37.

يك حرفه و شغل موقت است، همچنين ياد خدا يك عبادت دائم و مستمر و نماز و پرداخت زكات يك عبادت موقت (زمانمند) است، بنابراين معناى آيه‏ى شريفه اين است كه مردان الهى كسانى هستند كه حرفه و شغل مستمر وموقت آن‏ها را از عبادت دائمى يا موقّت خداوند باز نمى‏دارد.(1)

44- ترك تجارت ارزش نيست، بلكه تجارت همراه با ياد خدا و برپائى نماز و اداى زكات ارزش است. مردان خدا براى زندگى مادى تلاش مى‏كنند، ولى از آخرت غافل نيستند.(2)

45- نماز و زكات عِدل يكديگرند و تاجرانى استحقاق ستايش دارند كه اهل هر دو باشند.(3)

زكات در رديف ايمان به مبدأ و معاد

46- قرآن كريم به دليل عظمت موضوع زكات آن را در رديف ايمان به مبدأ و معاد بيان كرده و بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات و بيم داشتن از خداوند و نترسيدن از غير او را از جمله اوصاف معماران و متوليان مساجد خداوند دانسته است؛ «إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَعَسَى أُولَئِكَ


1) 83. تفسير الميزان / ج 15 / ص 180.

2) 84. تفسير نور / ج 8 / ص 188.

3) 85. تفسير نور / ج 8 / ص 188.

أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ (18)»(1)مساجد خدا را تنها كسانى آباد مى‏كنند كه به خدا و روز بازپسين ايمان آورده و نماز برپا داشته، زكات داده و جز از خدا نترسيده‏اند، پس اميد است كه اينان از راه‏يافتگان باشند.

نكته‏ها

47- از اين كه از ميان تمام وظايف شرعى موضوع برپاداشتن نماز و پرداخت زكات بيان شده، اهميت و عظمت اين دو فريضه‏ى الهى روشن مى‏گردد و اگر كسى به اين دو واجب بى‏اعتنا باشد، حق تعمير و رسيدگى به امور مساجد را ندارد، بنابراين تنها كسانى عهده‏دار امور مساجد خدا هستند كه داراى پنج وصف باشند: 1 - ايمان به خدا. 2 - ايمان به قيامت. 3 - بر پا داشتن نماز. 4 - پرداخت زكات. 5 - نترسيدن و نداشتن بيم و هراس نداشتن مگر از خداوند متعال.


1) 86. توبه / 18.

48- نكته‏ى قابل توجه اين است كه با وجود ايمان به مبدأ و معاد و اعمال شايسته‏اى مانند نماز و زكات، انسان در زندگى هيچ گاه نبايد متكى به خويش باشد، بلكه بايد به فضل و هدايت او اميدوار باشد؛ زيرا در هر لحظه خطر انحراف و سقوط وجود دارد؛ «فعسى اولئك ان يكونوا من المهتدين».

پرداختن زكات از اموال طيب و پاكيزه

يكى از امورى كه بايد هنگام پرداخت زكات رعايت شود، اين است كه پرداخت كنندگان زكات، بايد از بهترين اموال و از مرغوب‏ترين اجناسى كه مورد تعلق زكات است، آن را بپردازند.متأسفانه گروهى از مردم از اموال بى‏ارزش و آنچه مورد رغبت و تمايل آن‏ها نيست زكات مى‏دهند. قرآن كريم به اهل ايمان دستور مى‏دهد كه از قسمت‏هاى طيب و پاكيزه اموال خويش انفاق كنند و زكات بدهند و آنچه را كه اگر كسى به خود آن‏ها بدهد دريافت نمى‏كنند (مگر از روى اغماض و چشم‏پوشى) به افراد مستحق نپردازند؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ ... وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ (267)».(1)


1) 87. بقره / 267.

نكته‏ها

49- در حقيقت اين آيه‏ى شريفه به نكته‏ى دقيقى اشاره مى‏كند و آن اين كه انفاق و زكات كه در راه خدا انجام مى‏شود يك طرف آن مستمندان هستند و طرف ديگر خداوند كه به خاطر او انفاق و زكات انجام مى‏گيرد. در اين حال اگر اموال پست و بى‏ارزش انتخاب شود، از يك سو توهين به مقام شامخ پروردگار محسوب مى‏شود كه او را شايسته‏ى اجناس طيّب نشمرده و از سوى ديگر تحقير نسبت به نيازمندان است.

50- در روايت است كه ابو بصير از تفسير آيه‏ى شريفه‏ى فوق از حضرت صادق‏ (علیه السلام) سؤال كرد. حضرت فرمودند: پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) هر گاه امر به تزكيه و پرداخت زكاتخرما مى‏فرمود، گروهى از اقوام مى‏آمدند كه خرماهاى رنگارنگ داشتند و پست‏ترين خرما را به عنوان زكات آورده بودند و خرمايى كه به عنوان زكات مى‏دادند به نام «جعرور» و «معافاره» بود كه كم‏گوشت و داراى هسته‏ى بزرگ بود و بعضى از مسلمانان هم خرماهاى خوب مى‏آوردند.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) فرمود: مخلوط نكنيد اين دو خرما را به يكديگر و چيزى از آن نياوريد و در اين رابطه آيه‏ى فوق نازل

شد.(1)

51- اين آيه‏ى شريفه مى‏گويد: به هنگام انفاق و (دادن زكات) بايد از مال پاكيزه انفاق كنيد نه از مال پستى كه كسى آن را جز با چشم‏پوشى نمى‏گيرد، زيرا انفاق از اموال بى‏ارزش موجب محبت و كمال نفس نخواهد شد.(2)

52- در انفاق و (دادن زكات) تنها از چيزهاى ناپاك و پست انفاق نكنيد، بلكه فكر آن را هم نكنيد و قصد اين چنين كارى را هم نداشته باشيد؛ «و لا تيمموا».(3)

53- وجدان انسان بهترين معيار براى شناخت پسنديده از امور ناپسند است. پس هر آنچه را مى‏پسندى و خوش‏دارى كه به تو انفاق كنند شايسته است همان را انفاق كنى و اگر آن را دوست نمى‏دارى شايسته‏ى انفاق نيست؛ «لستم بآخذيه الّا ان تغمضوا فيه».(4)

آشكارا پرداختن زكات

54- قرآن كريم در مورد زكات واجب دستور مى‏دهد كه اگر آن را آشكارا و علنى بدهيد، بهتر است؛ «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ....(5)


1) 88. فروع كافى / ج 4 / ص 48.

2) 89. تفسير الميزان / ج 2 / ص 551.

3) 90. تفسير فتح القدير / ج 1 / ص 289؛ تفسير نور / ج 1 / ص 430.

4) 91. تفسير نور / ج 1 / ص 430.

5) 92. بقره / 271.

شايد به دليل اين باشد كه اولاً: مايه‏ى تشويق ديگران به اين فريضه‏ى الهى مى‏شود، ثانياً: رفع تهمت از انسان مسلمان مى‏شود، ديگر مردم نمى‏توانند بگويند فلانى اهل زكات نيست، البته انسان انفاق مستحبى را به صورت مخفيانه بدهد بهتر است (چون به اخلاص نزديك‏تر است).

همراه بودن زكات با نماز

55- در 26 مورد از آيات كريمه‏ى قرآن موضوع زكات همراه با نماز ذكر شده كه در بدو امر ممكن است اين سؤال را در ذهن ايجاد كند كه چگونه از ميان آن همه برنامه‏هاى عملى، اسلام تنها اين دو را مورد تأكيد قرار داده است.

علّت آن است كه اسلام ابعاد مختلفى دارد كه مى‏توان آن را در سه بُعد خلاصه كرد:

1 - رابطه‏ى انسان با خدا.

2 - رابطه‏ى انسان با خلق خدا.

3 - رابطه‏ى انسان با خودش.

دو برنامه‏ى نماز و زكات به مثابه نمادى است براى ايجاد رابطه با خدا و خلق خدا. نماز مظهرى است براى هر گونه رابطه با خدا. زيرا اين رابطه در نماز از هر عمل ديگرىبهتر مشخص مى‏شود و زكات رمزى است براى پيوند انسان با خلق خدا.

به هر حال ايمان انسان در صورتى ريشه‏دار است كه در عمل متجلى شود و انسان را از يك سو به خدا و از سوى ديگر به بندگانش نزديك مى‏كند.

در روايات اسلامى هم موضوع زكات در كنار نماز بيان شده و جالب اين كه آن قدر اين دو عبادت به يكديگر نزديك هستند كه در برخى از احاديث شرط قبولى و پذيرفته شدن نماز را پرداخت زكات دانسته‏اند.

حضرت رضا (علیه السلام) مى‏فرمايد: «... من صلّى و لم يزكّ لم يقبل منه صلاته»(1)هر كس نماز بگزارد و زكات را ندهد، نماز او قبول نخواهد گرديد.

حضرت على‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «... ثم ان الزكاة جعلت مع الصلوة قرباناً لاهل الاسلام»(2)زكات به همراه نماز به عنوان وسيله‏ى تقرّب اهل اسلام به سوى خداوند قرار داده شده است.

امام باقر (علیه السلام) مى‏فرمايد: پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) در مسجد به شخصى فرمود: بلند شو فلانى و به ديگرى نيز فرمود: بلند شو فلانى، تا اين كه پنج نفر شدند، سپس آنها را از مسجد بيرون نمود. فرمود: از مسجد خارج شويد، در مسجد ما ديگر نماز نخوانيد. زيرا زكات را پرداخت نمى‏كنيد؛ قال


1) 93. عيون اخبار الرضا / ص 258.

2) 94. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 7.

الباقر (علیه السلام) : «بينما رسول اللّه فى المسجد اذ قال قم يا فلان قم يا فلان ... حتى اخرج خمسة نفر فقال اخرجوا من مسجدنا لاتصلوا فيه و انتم لا تزكّون».(1)

زكات نشانه‏ى آيين محكم و استوار

قرآن كريم نشانه‏ى دين قيّم و محكم را اخلاص در دين و اقامه‏ى نماز و پرداخت زكات مى‏داند؛ «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ (5)»(2)

در حالى كه به آن‏ها دستورى داده نشده بود، مگر اين كه خداوند را پرستش كنند و با كمال اخلاص نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند و اين است آيين مستقيم و صحيح و پايدار.

نكته‏ها

56- «حنفاء» جمع «حنيف» به معناى متمايل شدن و دور شدن از افراط و تفريط و رو آوردن به حال اعتدال است و خداوند متعال بدين جهت اسلام را دين حنيف قرار داده كه مردم را دستور دهد تا در تمامى امور زندگى اعتدال را رعايت كنند.(3)


1) 95. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 12.

2) 96. بينة / 5.

3) 97. تفسير الميزان / ج 20 / ص 781.

57- جمله‏ى «يقيموا الصلوة و يؤتوا الزكوة» از باب ذكر خاص بعد از عام يا ذكر جزء بعد از كلّ است كه گوينده به آن مورد خاص عنايت بيشترى دارد و خداوند در اين جا بعد از ذكر عبادت، تنها موضوع نماز و زكات را مطرح كرد. چون اين دو از اركان اسلام هستند.

58- جمله‏ى «و ذلك دين القيّمة» اشاره به اين است كه توحيد خالص و نماز و زكات از اصول ثابت و پا بر جاى همه‏ى اديان است، بلكه مى‏توان گفت اين‏ها در متن فطرت آدمى قرار دارد، بنا بر اين دين كامل مجموعه‏اى از اعتقاد سالم و عمل صالح است.(1)

عبادت خالص براى خداوندداراى عظمت ويژه‏اى است. كلمه‏ى «ذلك» كه براى اشاره به دور است، به اين مطلب اشعار دارد.(2)


1) 98. تفسير كبير / ج 32 / ص 48؛ تفسير نمونه / ج 27 / ص 205.

2) 99. تفسير روح المعانى / ج 30 / ص 204.

فصل دوم: آثار و فوايد زكات

زكات مايه رشد دارايى‏ها

59- برخلاف پندار بعضى از مردم كه گمان مى‏كنند اگر زكات اموال خود را بپردازند در ثروت خود دچار كمبود و نقصان مى‏شوند، قرآن كريم مى‏فرمايد: اين چنين نيست، نه تنها از دارايى‏ها كم نمى‏شود، بلكه باعث مى‏گردد اموال انسان رشد و نمو طبيعى كند و فراوان شود. چرا كه از ديدگاه قرآن كريم، خداوند ربا را نابود مى‏كند و صدقات و (زكات) را افزايش مى‏دهد؛ «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ ».(1)


1) 100. بقره / 276.

از آنجا كه رباخوار به وسيله‏ى ثروتى كه در دست دارد حاصل دسترنج طبقه‏ى زحمتكش را جمع مى‏كند و گاه با اين وسيله به هستى و زندگى آنان خاتمه مى‏دهد و لااقل بذر دشمنى و كينه در دل آنان مى‏پاشد به گونه‏اى كه آنان تدريجاًتشنه به خون رباخوار مى‏گردند و جان و مالش را در معرض خطر قرار مى‏دهند.

در مقابل، كسانى كه با عواطف انسانى و دلسوزى در اجتماع گام مى‏نهند و از سرمايه و اموالى كه تحت اختيار دارند انفاق كرده و زكات اموال خويش را مى‏پردازند و در رفع نيازمندى‏هاى مردم مى‏كوشند، با محبت و عواطف مواجه مى‏گردند و سرمايه‏ى آن‏ها نه تنها در معرض خطر نيست، بلكه با همكارى عمومى به طور طبيعى رشد مى‏نمايد.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) مى‏فرمايد: «ما حبس عبد زكاته فزادت فى ماله»(1)رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: هيچ كسى بر اثر حبس و نگهداشتن زكات، مالش زياد نشده است.

قرآن كريم مى‏فرمايد: شما هر چه در راه خدا انفاق كنيد، خداوند جاى آن را فوراً پر مى‏كند؛ «... وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ....».(2)


1) 101. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 14.

2) 102. سبأ / 39.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) هم در اين رابطه مى‏فرمايد: «من ايقن بالخلف سخت نفسه بالنّفقة ...»(1)كسى كه جايگزينى را باور داشته باشد، نفس خود را به انفاق سخىّ مى‏سازد، بعد آيه‏ى 39 از سوره سبأ را تلاوت فرمود.امام صادق‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «لو انّ احدكم اكتسب المال من حلّه و انفقه فى حلّه لم ينفق درهماً الّا اخلف عليه»(2)اگر كسى از شما مال حلالى به دست آورد و در مسير حلال مصرف كند و انفاق نمايد، هيچ درهمى را انفاق نمى‏كند مگر اين كه خداوند عوضش را به او مى‏دهد.

60- با توجه به اين حقيقت كه انفاق واجب، شامل زكات هم مى‏شود، بنا بر اين صراحت قرآن و احاديث، اين مطلب را به ما خاطر نشان مى‏سازد كه هر گاه انسان زكات مال خود را بپردازد، فوراً خلأ آن پر مى‏شود و هيچ گونه نگرانى باقى نمى‏ماند؛ زيرا خداوند متعال تضمين كرده با مواهب مادى و معنوى خود، چندين برابر و حداقل ده برابر و گاه هزاران برابر به انسان عطا كند.

زكات مايه‏ى از بين رفتن گناهان

در قرآن كريم اسباب مختلفى براى از بين رفتن گناهان و تكفير سيئات بيان شده از جمله:


1) 103. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 9.

2) 104. تفسير برهان / ج 3 / ص 353.

الف- توبه؛ « تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ ».(1)

ب- پرهيزكارى؛ « إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقَانًا ....وَيُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ».(2)

ج- هجرت و جهاد و شهادت؛ « فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ (195)».(3)

د- قرض الحسنة؛ «إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا يُضَاعِفْهُ لَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ».(4)

ح- پرهيز از گناهان بزرگ؛ «إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ (31)».(5)

61- يكى از عوامل و اسبابى كه باعث از بين رفتن گناهان انسان مى‏شود آن است كه اگر زكات به اموال او تعلق مى‏گيرد، زكات آن را پرداخت كند؛ « أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ».(6)

امير المؤمنين‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «ثم ان الزكوة جعلت مع الصلوة قرباناً لاهل الاسلام. فمن اعطاها طيّب النفس بها


1) 105. تحريم / 8.

2) 106. انفال / 29.

3) 107. آل عمران / 195.

4) 108. تغابن / 17.

5) 109. نساء / 31.

6) 110. مائده / 12.

فانها تجعل له كفارة و من النار حجاباً و وقاية»(1)سپس به راستى زكات با نماز وسيله‏ى نزديكى و قرب براى مسلمانان (به سوى خداوند) قرار داده شده، هر كس آن را با ميل و رغبت و خوشدلى عطا كند باعث كفّاره‏ى گناهان و از بين رفتن معصيت‏هاى او مى‏شود، علاوه بر آن مانع و نگهدارِ او از آتش جهنم خواهد بود.

زكات مايه‏ى جلب رحمت خداوند

62- از نظر قرآن كريم عوامل مختلفى باعث جلب رحمت الهى مى‏گردد. مانند:

الف - سكوت و رعايت ادب به هنگام تلاوت قرآن كريم؛ «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (204)».(2)

ب - اصلاح ميان برادران و رعايت تقوا؛ « فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (10)».(3)

ج - صبر و پايدارى در برابر مصائب؛ «بَشِّرِ الصَّابِرِينَ...أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ ».(4)

از جمله امورى كه باعث مى‏شود تا انسان مشمول لطف و رحمت خاصه‏ى خداوند قرار گيرد، پرداختن زكات است؛ « وَرَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَ


1) 111. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 7.

2) 112. اعراف / 204.

3) 113. حجرات / 10.

4) 114. بقره / 155.

يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالَّذِينَ هُمْ بِآيَاتِنَا يُؤْمِنُونَ (156)»(1)گرچه رحمت خداوند بسيار گسترده و وسيع است كه همه‏ى موجودات را شامل مى‏شود، اما از آيه‏ى فوق استفاده مى‏شود كه رحمت خاصه و لطف ويژه‏ى خداوند، بهره كسانى است كه علاوه بر پرهيزكارى، نماز را بر پا دارند و زكات اموال خود را بپردازند.

زكات عامل تزكيه‏ى نفس

63- از نظر قرآن كريم هدف از بعثت انبيا علاوه بر تعليم كتاب و حكمت، تزكيه‏ى نفوس انسان‏ها بوده است كه اين حقيقت در چهار آيه از قرآن كريم بيان شده است؛ « وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ ».(2)

يكى از عواملى كه باعث تزكيه‏ى نفس و عامل رشد و ترقى و تكامل روحى بشر مى‏گردد، پرداخت زكات است. زيرا در پرتو زكات هم روح سخاوت و ايثار در انسان زنده مى‏شود و هم كمك و خدمتى به محرومين جامعه مى‏گردد؛ از اين رو قرآن كريم به پيامبر دستور مى‏دهد كه زكات را از مردم بگيرد تا بدين وسيله مردم رشد و كمال پيدا كنند؛ «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا ».(3)


1) 115. اعراف / 156.

2) 116. بقره / 129؛ بقره / 151؛ ال عمران / 164؛ جمعه / 2.

3) 117. توبه / 103.

64- اگر كسى در مسير تزكيه‏ى نفس از جمله پرداختن زكات در صورتى كه به اموال او زكات تعلق گيرد. قدم برداشت به سود خويش كار كرده است؛ قرآن كريم مى‏فرمايد: «وَمَنْ تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ ».(1)

البته به اين حقيقت بايد توجه داشت كه توفيقات انسان در مسير تزكيه‏ى نفس در پرتو فضل و لطف خداوند است؛ «و لولا فضل اللّه ما زكى منكم من احد ابداً».(2)

زكات عامل طهارت روحى

65- از نظر قرآن كريم احكام اسلامى به منظور تطهير روح بشر از رذايل اخلاقى و نفسانى است؛ مانند احكام سه گانه (غسل، وضو و تيمم)، گرچه به وسيله‏ى اين امور انسان طهارت ظاهرى و بدنى پيدا مى‏كند و مى‏تواند نماز بخواند كه در حديث وارده شده: «لا صلوة الّا بطهور»، اما فراتر از اين طهارت ظاهرى، انسان طهارت روحى و معنوى پيدا مى‏كند.

هنگامى كه انسان به وسيله‏ى خاك تيمم مى‏كند، روح او از مرض كبر و غرور پاك مى‏گردد. از اين رو قرآن كريم مى‏فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ... فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا ... وَلَكِنْ يُرِيدُ


1) 118. فاطر / 18.

2) 119. تفسير نور / 21.

لِيُطَهِّرَكُمْ .(1)

عامل ديگر براى تحصيل طهارت معنوى، عفت نفس و رعايت حريم ناموس ديگران است كه قرآن كريم به مردم زمان پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: هر گاه خواستيد از زنان پيامبر متاعى را درخواست كنيد، از پشت پرده باشد، زيرا مايه‏ى طهارت قلب شما و آن‏هاست؛ « وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ ».(2)يكى از عوامل طهارت روح بشر پرداختن زكات است كه انسان از مرض بخل و دنيادوستى و حرص بر جمع مال پاك و پاكيزه مى‏گردد؛ «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا ».(3)

زكات و مشمول لطف خداوند شدن

66- از نظر قرآن كريم گروه‏هاى خاصى مشمول لطف خداوند هستند كه به خاطر اوصاف و افعال پسنديده‏اى كه دارند خداوند به آنان عنايتى ويژه دارد؛ از جمله آن‏ها كسانى هستند كه زكات اموال خويش را مى‏پردازند. در آيات ذيل برخى از گروه‏هاى مشمول لطف الهى ذكر


1) 120. مائده / 6)

2) 121. احزاب / 53.

3) 122. توبه / 103.

شده‏اند:

الف - نيكوكاران؛ «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ (128)».(1)

ب - پرهيزكاران؛ «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (194)».(2)

ج - صابران؛ « إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (153)».(3)

د - پرداخت كنندگان زكات؛ « إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِي».(4)

زكات مايه‏ى نجات از قتل

67- از آنجا كه از نظر اسلام بت‏پرستى بايد ريشه‏كن شود. از اين رو قرآن كريم به مسلمانان دستور مى‏دهد با شدت وخشونت با مشركان برخورد كنند و با در نظر گرفتن شرايط محيط و زمان و مكان و اشخاص مورد نظر يكى از چهار امر را انتخاب كنند: كشتن، اسير كردن، محاصره كردن و بستن راه‏ها؛ «فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ ».(5)

لكن اين شدت خشونت نه به مفهوم آن است كه راه


1) 123. نحل / 128.

2) 124. بقره / 194.

3) 125. بقره / 152.

4) 126. مائده / 12.

5) 127. توبه / 5.

بازگشت به روى آن‏ها بسته شده باشد. از اين رو هر لحظه كه بخواهند، مى‏توانند جهت خود را تغيير دهند به همين علت بلافاصله مى‏فرمايد: اگر آن‏ها توبه كنند و نماز را بر پا دارند و زكات را ادا كنند، آن‏ها را رها سازيد و مزاحمشان نشويد؛ «فان تابوا و اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة فخلّوا سبيلهم».

از آيه‏ى فوق استفاده مى‏شود كه براى قبولى توبه‏ى بت‏پرستان، اقامه‏ى نماز و اداى زكات نيز لازم است و به همين دليل بعضى فقهاى اهل سنت ترك نماز و زكات را دليل بر كفر گرفته‏اند.

ولى حق اين است كه منظور از ذكر اين دو دستور بزرگ اسلامى آن است كه در تمام مواردى كه ادعاى اسلام‏گرايى مشكوك به نظر مى‏رسد همان گونه كه در مورد بت‏پرستان آن روز غالباً چنين بود، انجام اين دو وظيفه‏ى بزرگاسلامى را به عنوان نشانه‏اى براى اثبات گرايش آنها به اسلام قرار دهند...(1)

زكات عامل تحصيل خشنودى خداوند

قرآن كريم وقتى سفارش حضرت اسماعيل‏ (علیه السلام) به خانواده‏اش را در باره‏ى نماز و زكات مطرح مى‏كند،


1) 128. تفسير نمونه / ج 7 / ص 295 - 294.

مى‏فرمايد: «وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا (55)».(1)

نكته‏ها

68- يكى از عوامل مهم و اساسى در تحصيل رضايت الهى، توجه به نماز و زكات است و اگر كسى رضايت حق را جلب كرد، به فوز عظيم و به رستگارى بزرگ دست يافته است.

قرآن كريم بعد از آن كه نعمت جاويدان بهشت را براى بندگان خاص خدا بيان مى‏كند مى‏فرمايد: « رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (119)».(2)

69- در نخستين مرحله براى تبليغ احكام الهى بايد انسان از خانواده‏ى خويش شروع كند كه از همه به انسان نزديك‏تر مى‏باشند. از اين رو پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) نخست دعوت خويشرا از اقوام خود شروع فرمود؛ «و انذر عشيرتك الاقربين».(3)

70- توصيه به نماز و زكات بايد امرى مستمر و دائمى باشد و انسان در برابر اين دو فريضه‏ى الهى مسئوليت دارد و بايد هميشه خانواده‏ى خويش را سفارش به نماز و زكات نمايد.(4)


1) 129. مريم / 55.

2) 130. مائده / 119.

3) 131. شعراء / 214؛ تفسير نمونه / ج 13 / ص 96.

4) 132. تفسير نور / ج 7 / ص 284

زكات همراه با بركت

71- زكات از نظر قرآن كريم همراه و ملازم با خير و بركت در زندگى انسان خواهد بود؛ به دليل اين كه واژه‏ى «زكات» با تمام مشتقاتش 32 بار در قرآن كريم مطرح شده است. همان گونه كه واژه‏ى بركت با تمام مشتقات آن نيز 32 بار تكرار شده است و اين نشانه‏ى آن است كه زكات مساوى با بركت است.

72- حضرت صادق‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: «ما ادّى احد الزكاة فنقصت من ماله و لا منعها احد فزادت فى ماله»(1)

هيچ فردى را نمى‏يابيد كه زكات مالش را پرداخت كرده و دچار كمبود درمان شده باشد.

پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) مى‏فرمايد: «اذا اردت ان يثرى الله مالك فزكّه»(2)هرگاه خواستى اموال تو افزون شود پس زكات آن را پرداخت كن.

امام باقر (علیه السلام) مى‏فرمايد: «الزكوة تزيد فى الرزق»(3)زكات روزى را فراوان مى‏كند.


1) 133. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 12.

2) 134. بحارالانوار / ج 96 / ص 23.

3) 135. بحارالانوار / ج 75 /183.

قداست زكات

73- از نظر قرآن كريم مسئله‏ى زكات بسيار داراى اهميت و قداست است بطورى كه خداوند متعال خودش آن را اخذ مى‏كند و هيچ واسطه‏اى در بين نيست و نسبت به كمتر موضوعى به اين اندازه توجه و عنايت شده است؛ «الم يعلموا انّ اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقات و انّ اللّه هو التّوّاب الرحيم»؛ آيا ندانستند كه تنها خداوند از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و صدقات را مى‏گيرد و اين كه خداوند بسيار توبه‏پذير و مهربان است.

نكته‏ها

74- پذيرش توبه گنه‏كاران از سوى خداوند در گرو اقدام‏هاى عملى آنان براى نشان دادن صداقت خود است و پرداخت زكات لازمه‏ى توبه‏ى واقعى است و به تعبير ديگر توبه تنها پشيمانى قلبى نيست، بلكه به دنبال آن اصلاح و عمل لازم است.(1)

75- امام صادق‏ (علیه السلام) از امام سجاد (علیه السلام) نقل مى‏كند كه به تحقيق صدقه (زكات) در دست عبد قرار نمى‏گيرد مگر اينكه قبلاً در دست خدا قرار گيرد و اين سخن خداست كه فرمود: «هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ


1) 136. تفسير نور / ج 5 / ص .

الصدقات».(1)

76- گيرنده‏ى واقعى و حقيقى زكات خداوند است و پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) عامل و مأمور وصول زكات است. از اين رو در آيه به عنوان تشويق مى‏فرمايد: مگر نمى‏دانيد كه اين صدقات را خداوند مى‏گيرد، و گرفتن پيامبر گرفتن خداست، پس در حقيقت گيرنده‏ى آن خود خداست.

نظير اين مطلب در داستان بيعت آمده است قرآن كريم خطاب به پيامبر مى‏فرمايد: كسانى كه با تو بيعت كنند، در حقيقت با خدا بيعت كرده‏اند؛ «إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ ».(2)

چه اين كه هر كس از پيامبرصلى الله عليه وآله اطاعت كند در حقيقت خدا را اطاعت كرده است؛ «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ».(3)

77- اگر توبه را با دادن صدقه ذكر كرده براى اين بوده كه صدقه نيز خاصيت توبه را دارد. توبه پاك مى‏كند، صدقه هم پاك مى‏كند و دادن صدقه توبه‏اى است مالى همچنان كه در ميانه همه‏ى كارها توبه به منزله‏ى صدقه است؛ يعنى


1) 137. تفسير عياشى / ج 2 / ص 108.

2) 138. فتح / 100.

3) 139. نساء/80؛ تفسيرالميزان/ ج 9 / ص 596؛ تفسير كبير / ج 16 / ص 191.

صدقه از اعمال است.(1)

تنها خداوند توبه را مى‏پذيرد و اين امر پذيرفتن توبه حتى به پيامبر اكرم واگذار نشده است.(2)زكات پشتوانه‏ى جنگ و جهاد

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً ....»(3)آيا نديدى كسانى را كه (در مكه) به آن‏ها گفته شد فعلاً دست از جهاد برداريد و نماز را بر پا كنيد و زكات بپردازيد (اما آن‏ها از اين دستور ناراحت بودند)، ولى هنگامى كه (در مدينه) فرمان جهاد به آن‏ها داده شد، جمعى از آنان از مردم مى‏ترسيدند به ميزانى كه از خدا مى‏ترسيدند، يا بيش از آن در دل هراس داشتند.

نكته‏ها

78- مسلماً هر گونه جهادى بدون آمادگى‏هاى روحى و جسمى افراد و بدون پيوندهاى محكم اجتماعى محكوم به شكست خواهد بود.

مسلمانان در پرتو نماز و نيايش با خدا ايمان خود را


1) 140. تفسير الميزان / ج 9 / ص 597.

2) 141. تفسير كبير / ج 16 / ص 190.

3) 142. نساء / 77.

محكم و روحيه‏ى خويش را پرورش مى‏دهند همچنين در پرتو زكات شكاف‏هاى اجتماعى پر مى‏گردد و با اين پشتوانه اقتصادى تهيه‏ى نفرات آزموده و ابزار جنگى ميسّر مى‏گردد به طورى كه مسلمانان هنگام صدور فرمان جهاد آمادگى كافى براى مبارزه با دشمن را خواهند داشت.(1)79- مى‏دانيم كه قانون زكات در مدينه نازل شد و در مكه زكات بر مسلمانان واجب نشده بود با اين حال چگونه مى‏تواند آيه‏ى فوق اشاره به وضع مسلمانان در مكه بوده باشد.

مرحوم شيخ طوسى مى‏گويد: منظور از زكات در آيه‏ى فوق (زكات مستحب) بوده كه در مكه وجود داشته است؛ يعنى قرآن مسلمانان را (حتى در مكه) تشويق به كمك‏هاى مالى به مستمندان مى‏نمود.(2)

80- خودسازى مقدم بر جامعه‏سازى است. آن كه اهل نماز و زكات نباشد، اهل اخلاص و ايثار هم نخواهد بود و نماز مقدم بر زكات است، هر جا نامى از اين دو برده شده، اول نام نماز است.(3)


1) 143. تفسير نمونه / ج 4 / ص 16.

2) 144. تفسير تبيان / ج 3 / ص 261؛ تفسير نمونه / ج 4 / ص 16.

3) 145. تفسير نور / ج 2 / ص 333.

پاداش پرداخت‏كنندگان زكات نزد خداوند

قرآن كريم مى‏فرمايد: كسانى كه داراى ايمان و عمل صالح باشند، علاوه بر آن نماز را بر پا دارند و زكات را بپردازند، اجر و مزد آنان نزد پروردگار است و در قيامت هيچ نوع ترس و اندوهى براى آن‏ها نخواهد بود؛ «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (277)».(1)

نكته‏ها

81- ذكر نماز و زكات بعد از عمل صالح نشانه‏ى آن است كه در ميان كارهاى شايسته حساب اين دو جداست و اين دو از بهترين نمونه‏هاى عمل صالح هستند.(2)

82- كسانى كه داراى عمل صالح بوده و اهل نماز و پرداخت زكات هستند از منزلت ويژه‏اى برخوردارند. ظاهراً اضافه «ربّ» به ضمير، تشريفيّه است چنانچه آلوسى گويد: در تعبير «عند ربّهم» افزونى لطف و شرافت به چشم مى‏خورد.(3)


1) 146. بقره / 277.

2) 147. تفسير راهنما / ج 2 / ص 276؛ تفسير نور / ج 1 / ص 477.

3) 148. تفسير راهنما / ج 2 / ص 275.

83- امنيت و آرامش واقعى در سايه‏ى ايمان و عمل صالح و پيوند با خدا (نماز) و پيوند با مردم (زكات) به وجود مى‏آيد؛ «لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (13)»

زكات و تجسّم عمل

از ديدگاه قرآن كريم همه‏ى اعمال ما چه خوب، چه بد در روز قيامت مجسم مى‏شود و انسان نتيجه و ثمره‏ى آن را مى‏بيند؛ « وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا »(1)و «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَرًا».(2)

يكى از عباداتى كه در قيامت مجسّم مى‏شود و نتيجه‏ى آن به انسان مى‏رسد، پرداخت زكات است. قرآن كريم مى‏فرمايد: «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (110)»(3)يعنى نماز را به پا داريد و زكات را بپردازيد و آنچه را كه از عمل خير انجام مى‏دهيد و مقدم مى‏داريد، در نزد خدا در عالم قيامت مى‏يابيد به راستى كه خداوند به آنچه عمل مى‏كنيد، آگاه است.


1) 149. كهف / 49.

2) 150. آل عمران / 30.

3) 151. بقره / 110.

نكته‏ها

84- قرآن كريم در غالب مواردى كه مسأله‏ى اقامه‏ى نماز را مطرح مى‏كند، مسأله‏ى پرداخت زكات را نيز خاطر نشان مى‏سازد، و به آن دستور مى‏دهد؛ به دليل اين كه اين دو دستور سازنده است؛ اولى مؤثر در اصلاح حال فرد و دومى مؤثر در حال جامعه.(1)

تذكر: البته اين معنا منافاتى با آن ندارد كه نماز در عين تأثير در حال فرد، مؤثر در اصلاح حال جامعه نيز باشد؛ چنان كه پرداخت زكات همان گونه كه مؤثر در اصلاح حال جامعه است، مؤثر در اصلاح حال فرد نيز مى‏باشد به نحوى كه فرد را از مال‏دوستى رهايى مى‏بخشد.

85- كار خيرى كه انسان انجام مى‏دهد نفع و سودش نصيب خود او مى‏شود (لانفسكم)، اين كار نزد خداوند محفوظ است؛ (عندالله) و نتيجه‏ى عمل خير به انسان مى‏رسد (تجدوه) و اعمال انسان در قيامت مجسّم مى‏شود.(2)

86- اين آيه‏ى شريفه با آيه‏ى شريفه‏ى سوره‏ى مزمّل از نظر معنا هماهنگ است، منتها آن آيه‏ى شريفه يك ذيلى دارد و آن اين كه آنچه شما تقديم خداوند مى‏كنيد، اجر و پاداش آن


1) 152. تفسير مراغى / ج 1 / ص 191.

2) 153. تفسير مجمع البيان / ج 1 / ص 355.

بزرگ‏تر است؛ «و ما تقدموا لانفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيراً و اعظم اجراً».

87- مقدار كمك مهمّ نيست هر كس هر مقدار مى‏تواند بايد كمك كند (من خير) اعمال انسان قبل از خود انسان وارد عرصه‏ى ارزيابى قيامت مى‏شود (تقدموا).(1)

88- خداوند نسبت به تمام اعمال انسان چه خير و چه شرّ آگاه است. زيرا «بما تعملون» مطلق است و مقيّد به خير يا شرّ نشده است، پس اين آيه‏ى شريفه هم دلالت بر تشويق در انجام كار خير دارد و هم از كار شرّ انسان را برحذر مى‏دارد.(2)

زكات و اخلاص

89- قرآن كريم عملى را كه از روى اخلاص انجام شود، قابل پذيرش در نزد خداوند مى‏داند؛ يعنى تنها رضايت و خشنودى خداوند محور كار و عمل مى‏باشد، از اين رو گاهى از آن تعبير به «فى سبيل الله» مى‏كند و گاهى تعبير به «فى‏مرضات اللّه» مى‏نمايد و گاهى تعبير به (تريدون وجه اللّه) و تعبيرهاى مختلف ديگر: «وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ رِبًا لِيَرْبُوَ فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْبُو عِنْدَ اللَّهِ وَمَا آتَيْتُمْ مِنْ زَكَاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ (39)»(3)... و آنچه را به


1) 154. تفسير نور / ج 1 / ص 230.

2) 155. تفسير روح البيان / ج 1 / ص 204.

3) 156. روم / 39.

عنوان زكات مى‏پردازيد و تنها رضاى خدا را در آن مى‏طلبيد، بدانيد كسانى كه چنين مى‏كنند داراى پاداشى مضاعف مى‏باشند.

زكات و حفظ عزت مؤمنين

90- دين مبين اسلام، اهميت فوق العاده‏اى براى حفظ عزّت و عظمت مؤمنين قائل شده، به درجه‏اى كه هيچ گونه ذلّت و توهين را براى مسلمانان روا ندانسته و اجازه نمى‏دهد در برابر مسائل مادى و دنيوى، ارزش‏هاى معنوى و روحى خود را تنزّل دهند و براى رفع نياز مادى هر گونه سؤال و درخواست را مذمت مى‏نمايد. قرآن مى‏فرمايد: همان طورى كه خداوند و پيامبر خدا عزيز هستند، مؤمنين هم عزيز مى‏باشند؛ «... وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ ...».(1)

در روايت داريم شخصى خدمت پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) آمد و درخواست مسائل مادى نمود. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: برو كار كن حتّى اگر مجبور شوى بارى را روى سر خود بگذارى و به اين طرف و آن طرف ببرى پس به اين وسيله ارتزاق كن و از مردم بى‏نياز شو؛ «فاحمل على رأسك و استغن عن الناس».(2)


1) 157. منافقون / 8.

2) 158. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 219.

از اين رو در موضوع زكات بسيار سفارش شده كه پرداخت كننده‏ى زكات بايد به نحوى زكات بدهد كه گيرنده هيچ نوع احساس ذلت در خود نكند.

الف- عن اسحق بن عمار قال: قال لى ابو عبدالله: «يا اسحق كيف تصنع بزكاة مالك اذا حضرت؟» قلت: يأتونى الى المنزل فاعطيهم فقال لى: «ما اراك يا اسحق الّا قد ذلّلت المؤمنين و اياك اياك ان اللّه تعالى يقول من اذلّ لى ولياً فقد ارصدنى بالمحاربة»(1)اسحاق بن عمار مى‏گويد: امام صادق‏ (علیه السلام) به من فرمود: زكات خود را چگونه مى‏پردازى؟ گفتم: مردم به منزل من مى‏آيند در آن هنگام به آن‏ها زكات مال خود را مى‏دهم. امام فرمود: اين كار تو جز اين كه مؤمنين را ذليل كند چيز ديگرى نيست و از اين كار بپرهيز؛ چون خداوند مى‏فرمايد: هر كس دوست مرا ذليل كند، با من اعلام جنگ كرده است.

ب- قال: قلت لابى جعفر (علیه السلام) من اصحابنا يستحيى ان يأخذ من الزكاة فاعطيه من الزكاة و لا اسمّى له انّها من الزكاة. فقال: «اعطه و لا تسمّ له و لا تذلّ المؤمن»(2)ابى بصير مى‏گويد: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: يكى از اصحاب من خجالت


1) 159. بحارالانوار / ج 96 / ص 77.

2) 160. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 219.

مى‏كشد از اين كه زكات بگيرد و از آن استفاده كند، از اين رو من وقتى آن مال و زكات را به او مى‏دهم، نمى‏گويم كه آن مربوط به زكات است. امام‏ (علیه السلام) فرمود: همينكار را بكن و به او عطا كن و مبادا اسم ببرى كه اين مال از سهم زكات است و مبادا مؤمن را به خاطر اين عمل ذليل كنى.

ج- عن يونس بن يعقوب قلت لابى عبدالله‏ (علیه السلام) : عيال المسلمين اعطيهم من الزكاة فاشترى لهم منها ثياباً و طعاماً و ارى انّ ذلك خير لهم قال: «لا بأس»(1)يونس بن يعقوب مى‏گويد: به امام صادق‏ (علیه السلام) عرض كردم من به عيال مسلمين از زكات مى‏پردازم، اما بدين گونه كه براى آن‏ها از زكات لباس و غذا مى‏خرم و اين كار را بهتر مى‏دانم (كنايه از اين كه با اين كار آبروى آن‏ها حفظ مى‏شود). امام فرمود: اين عمل تو هيچ اشكالى ندارد.

د- قال ابو عبدالله‏ (علیه السلام) : «لا يعطى احد اقلّ من خمسة دراهم من الزكاة»(2)امام صادق‏ (علیه السلام) فرمود: به كمتر از پنج درهم به فردى زكات داده نشود (يعنى احترام افراد بايد حفظ شود و حدّاقل مالى كه به اشخاص داده مى‏شود ) در آن زمان، به ميزان پنج درهم ارزش داشته باشد.


1) 161. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 115.

2) 162. بحارالانوار / ج 96 / ص 79.

زكات مايه‏ى شناخت مؤمنان از منافقان

91- قرآن كريم وقتى صفات مؤمنين و منافقين را بيان مى‏كند، صفات و ويژگى‏هاى اين دو گروه را به صورت متقابل ذكر مى‏كند. به تعبير ديگر عباداتى را ذكر مى‏كند كهمؤمنين به راستى و درستى انجام مى‏دهند، اما منافقين انجام نمى‏دهند و به اين وسيله مى‏توان مؤمنين را از منافقين شناخت. مثلاً مى‏فرمايد: مؤمنين امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند و نماز را اقامه مى‏كنند و زكات را مى‏پردازندو خدا و رسول را اطاعت مى‏كنند.

اما در باره‏ى منافقين مى‏فرمايد: آن‏ها امر به منكر و نهى از معروف مى‏كنند و در مورد انفاق و زكات، دست‏هايشان را مى‏بندند (كنايه از اين كه نمى‏پردازند) و خدا را فراموش مى‏كنند؛ «وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ »(1)و «الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَيَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُمْ ».(2)


1) 163. توبه / 71.

2) 164. توبه / 67.

زكات و برادرى

92- از نظر قرآن كريم تمام مؤمنان با يكديگر برادر هستند؛«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »(1). در جاى ديگر مى‏فرمايد: هرگاه مخالفان شما توبه كنند و نماز به پا دارند و زكات بپردازند، آن‏ها هم در جامعه برادر دينى شما هستند؛ «فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَإِخْوَانُكُمْ فِي الدِّينِ وَنُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (11)»(2)، بنا بر اين شرط برادر شدن در كنار توبه و نماز، پرداخت زكات است و اين امرى بسيار بديهى است كه آنچه سبب ايجاد دوستى يا تعميق، حفظ و توسعه‏ى آن مى‏شود، خوش نيتى، خوش رفتارى، انصاف، كرم، ايثار، سخاوت و احسان به يكديگر مى‏باشد و در پرداخت زكات همه‏ى آثار ياد شده به روشنى نهفته است.(3)

پرداخت زكات از نشانه‏هاى نيكوكاران

93- قرآن كريم يكى از اوصاف برجسته‏ى نيكوكاران را علاوه بر اقامه‏ى نماز، پرداخت زكات و يقين به آخرت معرفى مى‏كند؛ «تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ (2)»

«هُدًى وَرَحْمَةً لِلْمُحْسِنِينَ (3)»

«الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ


1) 165. حجرات / 9.

2) 166. توبه / 11.

3) 167. زكات / حجة الاسلام قرائتى / ص 48.

بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)»(1)اين آيات كتاب حكيم است كه مايه‏ى هدايت و رحمت براى نيكوكاران است همان‏ها كه نماز را بر پا مى‏دارند و زكات را پرداخت مى‏كنند و به آخرت يقين دارند.

از ديدگاه قرآن كريم اگر كسى جزو نيكوكاران شد، اجر او ضايع نمى‏شود و مشمول لطف و محبت خداوند متعال واقع مى‏شود و به رحمت الهى نزديك مى‏گردد. به آيات ذيل توجه كنيد:

الف - «وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (115)».(2)

ب - «إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ (69)».(3)

ج - «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (134)».(4)

د - «إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ (56)».(5)

پرداخت زكات از نشانه‏هاى بندگان خدا

94- از نظر قرآن كريم بندگان واقعى خدا نشانه‏هايى دارند از جمله:

الف - شكر؛ « وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (172)».(6)

ب - سجده؛ «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ


1) 168. لقمان / 4 - 2.

2) 169. هود / 115.

3) 170. عنكبوت / 69.

4) 171. آل عمران / 134.

5) 172. اعراف / 56.

6) 173. بقره / 172.

تَعْبُدُونَ (114)».(1)

ج - صبر؛ « فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ ».(2)

د - بر پا داشتن نماز.

ه- پرداختن زكات.

خداوند متعال در قرآن كريم بعد از آن كه مى‏فرمايد ما انجام كارهاى نيك از جمله بر پا داشتن نماز و پرداختن زكات را به ابراهيم، يعقوب و اسحاق وحى كرديم، مى‏فرمايد: اين‏ها بندگان ما بودند؛ « وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ (73)».(3)

نكته‏ها

95- از جمله‏ى «كانوا لنا عابدين» استفاده مى‏شود كه از جمله نشانه‏هاى بندگان حقيقى خدا كه استمرار در عبادت و بندگى دارند موضوع بر پا داشتن نماز و پرداخت زكات به محرومين است و بدون اين دو فريضه‏ى الهى انسان به مقام و مرتبه‏ى بندگى و عبوديت نائل نخواهد شد. تعبير به «كانوا» دلالت بر استمرار دارد.(4)


1) 174. نحل / 114.

2) 175. مريم / 65.

3) 176. انبياء / 73.

4) 177. تفسير تفسير نمونه / ج 13 / ص 456؛ تفسير نور / ج 7 / ص 477.

96- با اين كه فعل خيرات شامل پرداخت زكات هم مى‏شود، اما در عين حال پرداخت زكات را جداگانه بيان كرد و اين بدان جهت است‏كه عطف خاص برعام مفيد اهميت است.(1)

پرداخت زكات يكى از اوصاف ابرار

قرآن كريم گاهى كه ابرار و نيكان را معرفى مى‏كند، علاوه بر اوصاف اعتقادى مانند ايمان به خدا و قيامت و فرشتگان و كتب آسمانى و پيامبران، يكى از اوصاف عملى آنان را پرداخت زكات مى‏داند؛ « وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ... وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ... وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا ».(2)در جاى ديگر مى‏فرمايد: هرگز به مقام ابرار و نيكان نمى‏رسيد مگر اين كه آنچه را دوست داريد در راه خداوند انفاق كنيد؛ «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ».(3)

نكته‏ها

97- نكته‏ى جالب اين كه «برّ» در اصل به معناى توسعه است سپس در معناى نيكى‏ها و خوبى‏ها به كار رفته است. زيرا


1) 178. تفسير نمونه / ج 13 / ص 456.

2) 179. بقره / 177.

3) 180. آل عمران / 92.

اين كارها به وجود انسان محدود نمى‏شود و گسترش مى‏يابد و به ديگران مى‏رسد و آن‏ها نيز بهره‏مند مى‏شوند. برّ به والدين نيز به معناى توسعه‏ى احسان به آن‏هاست.(1)

نكته‏ى ديگر اين كه قرآن كريم يكى از نشانه‏هاى ابرار را در سوره‏ى بقره آيه 189، تقوا و پرهيزكارى بيان مى‏كند؛ «ولكن البرّ من اتقى» و در پايان آيه‏ى 177 سوره‏ى بقره، در اوصاف ابرار مى‏فرمايد: «اولئك هم المتّقون» و اگر انسان پرهيزكار شد و به مقام ابرار رسيد، در قيامت از نعمت‏هاى الهى بهره‏مند مى‏شود. از اين رو خداوند پاداش متقين و ابرار را نعمت‏هاى خويش بيان مى‏كند؛ «إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَنَعِيمٍ (17)»(2)و «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ (13)».(3)

98- بسيارى از افراد هستند كه در پاره‏اى از موارد حاضرند به مستمندان كمك كنند، اما در اداى حقوق واجبمانند زكات سهل‏انگارند و به عكس گروهى غير از اداى حقوق واجب به هيچ گونه كمك ديگرى تن در نمى‏دهند. آيه‏ى شريفه با ذكر انفاق مستحب و ايثارگرى از يك سو و اداى حقوق واجب از سوى ديگر اين هر دو گروه را از شمول نيكوكاران واقعى


1) 181. مفردات راغب؛ تفسير نمونه / ج 1 / ص 597.

2) 182. طور 17

3) 183. انفطار / 13.

خارج مى‏سازد پس نيكوكار واقعى كسى است كه در هر دو ميدان انجام وظيفه كند.

99- جالب اين كه در مورد انفاق‏هاى مستحب كلمه‏ى «على حبّه» (با اين كه ثروت محبوب آن‏هاست) را ذكر مى‏كند، ولى در مورد زكات واجب نه. زيرا اداى حقوق واجب مالى يك وظيفه‏ى الهى و اجتماعى است و اصولاً نيازمندان طبق منطق اسلام در اموال ثروتمندان به نسبت معيّنى شريكند. پرداختن مال شريك، نيازى به اين تعبير ندارد.

زكات؛ راه درمان مرض بخل

100- از ديدگاه قرآن كريم يكى از امراض روحى بخل است كه در دورن جان بشر حضور دارد؛ « وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ »(1)و راه درمان اين مرض اخلاقى آن است كه انسان در راه خدا حقوق واجب و مستحب را بپردازد و زكات مال خود را بدهد، كه در دو مورد قرآن كريم مى‏فرمايد: هر كس مرض بخل را در خود نگهدارد، بهفلاح و رستگارى نائل مى‏شود؛ «وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (9)».(2)

در لغت به آن بخل شديد «شح» اطلاق مى‏شود و نگه‏دارى «شحّ» كنايه از انفاق كردن است كه عامل رستگارى مى‏گردد.


1) 184. نساء / 128.

2) 185. حشر / 9؛ تغابن / 16.

101- امام صادق‏ (علیه السلام) از شب تا صبح طواف خانه‏ى خدا را به جا مى‏آورد و پيوسته مى‏فرمود: خداوندا مرا از بخل نفس خودم نگهدارى فرما؛ «اللّهمّ قنى شحّ نفسى».

يكى از يارانش عرض كرد: فدايت شوم! امشب نشنيدم غير از اين دعا، دعاى ديگرى بنمايى. فرمود: چه چيز مهم‏تر از مرض بخل و حرص در وجود انسان است در حالى كه خداوند مى‏فرمايد: «و من يوق شحّ نفسه ...».(1)

در حديث ديگرى حضرت مى‏فرمايد: كسى كه زكات اموال خود را بپردازد، از مرض بخل حفظ شده است؛ «من ادى الزكاة ... فقد وقى من الشحّ».(2)

بخل‏ورزى نسبت به پرداخت زكات، نشانه‏ى نفاق

«وَمِنْهُمْ مَنْ عَاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتَانَا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ *فَلَمَّا آتَاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ (76)»(3)و برخى از آنان با خدا پيمان بسته بودند كه اگر خداوند از فضل خويش به ما عطا كند حتماً صدقه(زكات) خواهيم داد و از نيكوكاران خواهيم بود، پس چون خداوند از فضل خويش به آنان بخشيد بدان بخل ورزيدند


1) 186. تفسير نور الثقلين / ج 5 / ص 346.

2) 187. جامع الاحاديث الشيعة / ج 9 / ص 48.

3) 188. توبه / 76 - 75.

و (به پيمان) پشت كرده و روى گردان شدند.

نكته‏ها

102- ثعلبة بن خاطب از پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) تقاضا كرد تا براى او دعا كند كه خداوند او را ثروتمند نمايد. حضرت فرمودند: مال اندكى كه شكرش را ادا كنى بهتر از مال زيادى است كه از عهده‏ى شكرش برنيايى. ثعلبه گفت: اگر خداوند عطا كند همه‏ى حقوق واجب آن را خواهم داد. به دعاى آن حضرت ثروت او زياد شد تا آنجا كه ديگر نتوانست در نماز جمعه شركت كند.

وقتى مأمور زكات نزد او رفت، گفت ما مسلمان شديم تا جزيه ندهيم و زكات اموال خود را نداد، اينجا بود كه آيات فوق در نكوهش از پيمان‏شكنى او نازل شد.

103- دلبستگى به دنيا انسان را بدفرجام مى‏كند. كسى كه از اداى زكات بخل ورزد كم‏كم از دين روى گردان مى‏شود؛ «بخلوا ... و هم معرضون».(1)

104- تمام ملكات فاضله و رذيله با تكرار اعمالى در انسان پديد مى‏آيد. هيچ فردى از انسان اين ملكات را از شكم مادربه همراه خود نمى‏آورد. مثلاً ملكه عدالت با تكرار اعمالى كه بر اثر تقوا و پرهيزكارى باشد در انسان پديد مى‏آيد.


1) 189. تفسير نور / ج 5 / ص 100.

يكى از ملكات رذيله، صفت نفاق است و اين وصف نكوهيده نفاق در اثر پيمان شكنى مكرر و بخل نمودن از پرداخت زكات واجب در انسان به صورت ملكه در مى‏آيد. جمله‏ى «فاعقبهم نفاقاً فى قلوبهم الى يوم يلقونه» در آيه‏ى بعد اشاره به همين مطلب دارد.(1)

منافقين و عيبجويى از اهل زكات

105- قرآن كريم اوصاف فراوانى را براى منافقين بيان مى‏كند، يكى از آن صفات اين است كه از اهل زكات عيجبويى مى‏كنند و كار آنها را به مسخره مى‏گيرند. (اما مسلمانان آگاه و روشن ضمير از عيبجويى و توبيخ آنها نمى‏هراسند و وظيفه اسلام خويش را انجام مى‏دهند). «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ »(2)

قرآن در همين سوره توبه مى‏فرمايد: همين گروه منافقى كه تو را نسبت به زكات و صدقات، طعنه مى‏زنند اگر به آنها مقدارى زكات بدهى از تو راضى مى‏شوند و اگر ندهى ناراحت و متأثر مى‏گردند. «وَمِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ (58)»(3)


1) 190. اطيب البيان/ج6/ص274؛ تقسير سوره‏ى توبه/آيت‏الله سبحانى / ص 190.

2) 191. توبه / 79.

3) 192. توبه / 58.

انفاق به معناى زكات

از نظر قرآن كريم انفاق گرچه معناى عام و وسيعى دارد و در بسيارى از موارد به معناى كمك مالى مستحب استعمال مى‏گردد و هرگاه در عرف مردم اين واژه استعمال شود، از آن معناى انفاق واجب اراده نمى‏شود، لكن از ديدگاه قرآن كريم گاهى اين واژه در معناى زكات واجب به كار رفته است مانند آيه‏ى شريفه‏ى « وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنْفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ *يَوْمَ يُحْمَى عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ (35)»(1)و آن‏ها كه طلا و نقره را «گنجينه» ذخيره و پنهان مى‏سازند و در راه خدا انفاق نمى‏كنند به مجازات دردناك بشارت بده. در آن روز كه آن‏ها را در آتش جهنم گرم و سوزان كرده و با آن صورت‏ها و پهلوها و پشت‏هايشان را داغ مى‏كنند (و به آن‏ها مى‏گويند) كه اين همان چيز است كه براى خود گنجينه ساختيد، پس بچشيد چيزى را كه براى خود اندوختيد.


1) 193. توبه / 35 - 34.

نكته‏ها

106- اين آيه‏ى شريفه قطعاً مربوط به زكات واجب است. به اين دليل كه ترك انفاقِ مستحب موجب بشارت عذاب به انسان نمى‏شود چنان كه در آيه‏ى ديگرى نيز انفاق در معناىزكات واجب اطلاق شده است؛ زيرا به تارك زكات واجب، كافر و ظالم اطلاق مى‏شود نه به كسى كه انفاق مستحب را ترك كند؛ چنان كه در آيه‏ى ذيل مشاهده مى‏شود: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ (254)».(1)

مرحوم طبرسى در تفسير آيه‏ى شريفه‏ى «و الّذين يكنزون الذهب ...» مى‏فرمايد: مقصود كسانى هستند كه اموالى را جمع مى‏كنند و زكات آن را نمى‏پردازند.(2)

107- شيعه و سنّى از پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) روايت كرده‏اند كه هر مالى كه زكات آن را بپردازى، كنز نيست؛ «كل مال أُديت زكاته فليس بكنز».(3)

بعضى از دانشمندان طبق نقل مرحوم طبرسى در مجمع البيان در باره‏ى «ذهب و فضة» تعبير جالبى دارند و گفته‏اند جهت اين كه به طلا «ذهب» گفته مى‏شود براى اين است كه به زودى از دست مى‏رود و بقايى ندارد؛ ماده‏ى


1) 194. بقره / 254.

2) 195. تفسير مجمع البيان / ج 5 / ص 40.

3) 196. تفسير المنار / ج 10 / ص 404؛ تفسير مجمع البيان / ج 5 / ص 40.

«ذهاب» در لغت به معناى رفتن است.

و اين كه به نقره «فضّة» گفته مى‏شود به دليل آن است كه به زودى پراكنده و متفرّق مى‏شود؛ «انفضاض» در لغت به معناى پراكندگى است.(1)

108- بعيد نيست علت اين كه از ميانه‏ى همه‏ى اعضا، پيشانى و پشت و پهلو را نام برده اين باشد كه اين‏ها دربرابر پول خضوع مى‏كرده و آن را سجده مى‏كردند و سجده با پيشانى صورت مى‏گيرد و پول را پشت و پناه و مايه‏ى دلگرمى خود مى‏دانستند و پناهنده شدن با پهلو انجام مى‏گيرد و بر آن تكيه مى‏كردند و اتكا با پشت صورت مى‏گيرد.(2)

109- پيامبر اكرم (صلی الله علیه واله) فرمودند: هر كسى درهم و دينار يا طلا و نقره‏اى را ذخيره كند، بدون اين كه براى طلبكار كنار بگذارد و آن را در راه خدا انفاق نكند، اين مال كنز است و در قيامت به وسيله‏ى آن به آن شخص داغ زده مى‏شود.(3)

110- امام صادق‏ (علیه السلام) مى‏فرمايد: از جمله گناهان كبيره، منع زكات است و بعد به آيه‏ى شريفه‏ى «يوم يحمى عليها فى نار جهنم» استناد فرمودند.(4)


1) 197. تفسير مجمع البيان / ج 5 / ص 39.

2) 198. تفسير الميزان / ج 9 / ص 386.

3) 199. در المنثور / ج 4 / ص 181.

4) 200. نور الثقلين / ج 2 / ص 214.

پشيمانى تارك زكات بعد از مرگ

111- كافران در آستانه مرگ تقاضا مى‏كنند كه آنها را برگردانند تا در آنچه ترك گفته‏اند عمل صالح انجام دهند «حتى اذا جاء احدهم الموت قال ربّ ارجعون لعلىّ اعمل صالحاً فيما تركت« برخى گفته‏اند منظور از (ماتركت) اموالى است كه از آنها به يادگار مى‏ماند حديثى كه از امام صادق‏ (علیه السلام) نقل شده شاهد بر اين معناست. آنجا كه فرمود:«من منع قيراطاً من الزكوة فليس بمؤمن ولا مسلم و هو قوله تعالى (رب ارجعون...) كسى كه قيراطى از زكات را ندهد نه مؤمن است و نه مسلمان و سخن خداوند (ربّ ارجعون...) همين را مى‏گويد.(1)

البته روشن است كه سخن امام‏ (علیه السلام) به عنوان بيان مصداق است و الاّ ايه شريفه عموميت دارد و شامل ساير اعمال صالحى را كه ترك كرده مى‏شود.

کیفر تلخ ترک زکات در دنیا و آخرت

بی اعتنایی به این فریضه الهی و ترک آن، آثار تلخ و سنگینی در دنیا و آخرت برای انسان دارد.

قرآن کریم برای ترک ،زکات عقوبت و پیامد سختی را در آخرت قرار داده است «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا


1) 201. تفسير نور الثقلين 523/3.

آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (180)» (1)آنها که بخل میورزند و آنچه را خدا از فضل خود به آنان داده انفاق نمیکنند، گمان نکنند برای آنها خیر است بلکه برای آنها شر است. به زودی در قیامت آنچه را دربارۀ آنان بخل ورزیده اند، همانند طوقی به گردن آنها می افکنند و میراث آسمانها و زمین از آن خداست و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است.

۱۱۲ - از جمله (سيطوقون ما بخلوا به يوم القيمة) ، استفاده میشود اموالی که حقوق واجب آن پرداخت نشده و اجتماع از آن بهره ای نگرفته است و تنها در مسیر هوسهای فردی و گاهی مصارف جنون آمیز به کار گرفته شده و یا بی دلیل روی هم انباشته گردیده و هیچ کس از آن استفاده ،نکرده همانند سایر اعمال زشت انسان در روز قیامت طبق قانون تجسّم اعمال) تجسم می یابد و

به صورت وسیلهٔ عذاب دردناکی نمود می یابد. امام باقر علیه السلام میفرماید: «الذي يمنع الزكاة- يحول الله ماله يوم القيامة شجاعاً من نار له ريمتان‌ فيطوقه إياه ثم يقال له: الزمه كما لزمك في الدنيا، و هو قول الله «سَيُطَوَّقُونَ ما


1) 202. آل عمران / 180.

بخلوا ؛ (1)هر کس زکات مال خود را نپردازد، روز قیامت خدا آن مال را به صورت ماری بزرگ از آتش مبدل کرده و طوق گردن او می سازد سپس به او گفته می شود همانگونه که در دنیا به هیچ قیمت این اموال را از خود دور نمی کردی، اکنون آنها را بردار و از خویشتن دور ساز.

۱۱۳ - از نظر قرآن کریم اعمال خوب و بد در زندگی مادی و طبیعی ما اثر دارد انجام فرایض الهی و به تعبیر دیگر تقوا و پرهیزکاری موجب برکت و فراوانی نعمت می شود و هرگاه مردم از امور معنوی دور باشند و از یاد خدا اعراض کنند در زندگی طبیعی دچار مشکلات و گرفتاری های فراوان می شوند.

قرآن کریم میفرماید«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ...» (2)، اگر اهل آبادیها ایمان به خداوند آورده و به تقوا گرائیده بودند قطعاً (درهای برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می گشودیم. در نقطه مقابل قرآن می:فرماید: «وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا ».... (3)هر کس از یاد من اعراض


1) 203. بحارالانوار / ج 96 / ص 8.

2) 204. اعراف / 96.

3) طه / 124

کند، در زندگی سختی قرار خواهد گرفت.

صلى الله در سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه واله و امامان معصوم آثار و پیامدهای مختلفی برای ترک زکات در دنیا نیز آمده که به قسمتی از آن اشاره می شود.

الف - نیامدن باران

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرماید: «... و لا منعوا الزكاة إلا حبس عنهم القطر»(1)؛ هیچ گروهی زکات را منع نکرد جز آن که خداوند باران رحمت را از آنها برداشته و ممنوع می دارد.

ب ـ قحطی و خشکسالی صلى الله پیامبر اکرم علیه الله میفرماید: «لا تزال امتي بخير ما تحابوا و تهادوا و ادوا الامانة و اجتنبوا الحرام وقروا الضيف و اقاموا الصلاة واتوا الزّكاة فاذا لم يفعلوا ذلك ابتلوا بالقحط السنين (2)امّت اسلام پیوسته در خیر و خوبی هستند مادامی که با یکدیگر محبت ورزند و به همدیگر هدیه بدهند و امانت را به صاحبش ادا نمایند و از حرام بپرهیزند و مهمانپذیر باشند و نماز به پای دارند و زکات بدهند و چون این تکالیف را انجام ندهند به قحطی و خشکسالی گرفتار می شوند.


1) 206. بحارالانوار / ج 73 / ص 370.

2) 207. بحارالانوار / ج 96 / ص 14.

ج- از بین رفتن چارپایان و حیوانات

امام رضا علیه السلام میفرماید .... اذا حبست الزكاة ماتت المواشى(1)، هرگاه زکات داده نشود، چارپایان می میرند.

د ـ از بین رفتن برکت از زمین

حضرت صادق علیه السلام میفرماید: «اذا منعت الزكاة منعت الارض بركاتها (2)هنگامی که زکات داده نشود، زمین برکات خود را می گیرد.

هـ- قبول نشدن سایر اعمال

حضرت علی علیه السلام میفرماید: «خطب رسول الله صلی الله علیه و اله خطبة الوداع قال في خطبته ايها الناس ادّوا زكاة اموالكم ألا فمن لم يزك فلا صلاة له و لا دين له و لا صوم له و لا حجّ له و لا جهاد له»(3)، رسول خدا در خطبه وداع فرمود: ای مردم زکات مال خود را بدهید هرکس زکات ندهد نماز و دین و روزه و حج و جهاد برای او نیست( از او پذیرفته نمی شود).

و ـ مصرف شدن اموال در طریق باطل

امام صادق علیه السلام میفرماید «من منع حـقاً لله عزّوجل انفق في باطل مثلیه» (4)هر کس حق خدا را نپردازد، در


1) 208. بحارالانوار / ج 73 / ص 373.

2) 209. فروع كافى / ج 3 / ص 505.

3) 210. روضة الواعظين نيشابورى / ج 2 / ص 356.

4) 211. وسائل‏الشيعة / ج 6 / ص 25.

طريق باطل اموال خویش را دو برابر مصرف می کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله می فرماید: «من منع ماله اختياراً صرف الله ماله الى الاشرار اضطراراً »(1)هر کس مال خود را از خوبان جامعه دریغ ورزد و از روی اختیار به آنها ندهد، مجبور میشود اموال خود را در راه اشرار و بدان جامعه مصرف کند.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «و اعلم انه من لم ينفق في طاعة الله ابتلى بان ينفق في معصية الله عزّ و جلّ و من لم يمش في حاجة ولى الله ابتلى بان يمشي في حاجة عدو الله عزّوجلّ»(2).

بدان! هر کس در مسیر طاعت الهى انفاق نکند، مبتلا به آن می شود که در مسیر معصیت خدا آن را انفاق کند، و هر کس در طریق برآوردن حاجت دوست خود گام بر ندارد گرفتار این معنا میشود که در راه برآوردن حاجت دشمن خدا، قدم بر دارد.

زکات فطره

۱۱۴ - زکات بر دو قسم است زکات مال و زکات بدن زکات بدن را زکات فطره می نامند. قرآن کریم می فرماید: (وقد افلح من تزکی)؛ مسلماً رستگار شد کسی که خود را تزکیه


1) 212. بحارالانوار / ج 96 / ص 131 - 130.

2) 212. بحارالانوار / ج 96 / ص 131 - 130.

کرد.

در این که مقصود از تزکیه چیست تفاسیر مختلفی شده است

الف ـ پاک سازی روح از شرک.

ب ۔ پاک سازی دل از رذایل اخلاقی و انجام اعمال صالح.

ج - زکات فطره در روز عید فطر است که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را به جا آورد چنان که در روایات متعددی از امام صادق علیه السلام این معنا نقل شده است(1).

از امام کاظم علیه السلام پرسیدند از زکات فطره که آیا مشمول آیه شریفه (اقيموا الصلوة و اتوا الزکوة) هست؟

حضرت پاسخ مثبت فرمودند؛

انه سئل عن صدقة الفطرة اهى مما قال الله تعالى اقيموا الصلوة واتوا الزكوة؟ فقال: «نعم»(2).

الحمد لله رب العالمین

پایان


1) 214. نور الثقلين / ج 5 / ص 556.

2) 215. بحارالانوار / ج 93 / ص 6.