ghaemiyeh.com
سرشناسه : علوی گرگانی، سیدمحمدعلی، ۱۳۱۷ -
عنوان و نام پدیدآور : استفتائات پزشکی/علویگرگانی.
مشخصات نشر : قم : فقیه اهل بیت(ع)، ۱۳۹۵.
مشخصات ظاهری : ۳۲۸ص.
شابک : ۱۰۰۰۰۰ریال:978-600-8363-15-6
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
یادداشت : عنوان دیگر: استفتائات پزشکی مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی علویگرگانی (مدظلهالعالی).
یادداشت : کتابنامه.
عنوان دیگر : استفتائات پزشکی مطابق با فتاوای حضرت آیت الله العظمی علویگرگانی (مدظلهالعالی).
موضوع : پزشکی -- فتواها
موضوع : Medicine -- Fatwas
موضوع : فتواهای شیعه -- قرن ۱۴
موضوع : Fatwas, Shiites -- 20th century
موضوع : فقه جعفری -- رساله عملیه
موضوع : *Islamic law, Ja'fari -- Handbooks, manuals, etc.
رده بندی کنگره : BP۱۸۳/۹/ع۷۸الف۵ ۱۳۹۵
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۴۲۲
شماره کتابشناسی ملی : ۴۲۴۰۷۵۲
بسم الله الرحمن الرحیم
استفتائات پزشکی
حضرت آیت الله العظمی علوی گرگانی دام عزه
احکام ویژه پزشکان
آموزش پزشکی11
طهارت و نجاست17
خون و فرآوردههای خونی23
معاینه و درمان بیمار نامحرم25
اضطرار و تشخیص مورد آن33
چگونگی برخورد با بیماران35
گرفتن حق الزّحمه45
روش تشخیص و درمان پزشکی47
آزمایشات و احکام آن
آزمایش و آزمایشگاه57
باروری، جلوگیری از زایمان
تلقیح (باروری مصنوعی)63
جلوگیری از بارداری75
عقیم کردن83
زایمان87
جنین و سقط جنین89
جراحی و تغییر جنسیت
جرّاحی115
تغییر جنسیت119
خرید، فروش، پیوند و تشریح اعضا
پیوند اعضا125
خرید و فروش و اهدای اعضا129
تشریح135
مرگ مغزی141
ضمان و دیه
تشخیص و تجویز دارو147
آزمایش و تزریقات165
جراحی و قطع اعضا169
متفرّقه دیه و ضمان177
هزینه درمان179
دارو
مصرف دارو183
احکام ویژه بیماران
طهارت و نجاست189
احکام وضو193
غسل و احکام آن203
مسّ میت و اعضای جدا شده207
حیض و نفاس و استحاضه209
تیمّم213
احکام نماز مریض و جانباز
قبله221
وقت و لباس نمازگزار223
واجبات نماز225
نماز جماعت229
نماز قضا233
احکام روزه
چیزهایی که روزه را باطل میکند237
کفّاره و قضای روزه239
کسانی که روزه بر آنها واجب نیست241
ازدواج و زناشویی
عیبهایی که به واسطه آنها میتوان عقد ازدواج را بر هم زد245
نگاه و لمس و معاینه
مراجعه به پزشک نامحرم249
معاینه و درمان253
ازدواج255
دندان پزشکی
دندان پزشکی259
گواهی پزشکی269
ختنه و حجامت271
1.دانستن مسائل شرعی برای پزشکانی که در حین آموزش و کار با آن درگیر هستند تا چه حدّی لازم است؟
ج) دانستن مسائلی که پزشکان غالباً به آنها نیاز دارند واجب است.
2.با توجه به مراجعه زنان به پزشکان مرد و آثار روانی مرتبط بر آن، آیا بر زنانی که استعداد یادگیری علوم پزشکی مربوط به زنان را دارند، واجب است که این علوم را یاد بگیرند؟ اگر واجب است، چه نوع واجبی است؟ آیا واجب کفایی است؟
ج) وجوب یادگیری این علوم ولو به نحو کفایی ثابت نیست امّا در صورت مبتلا نشدن به گناهان دیگر بسیار خوب است که در این زمینه کسب علم کنند تا از مراجعه به نامحرم خودداری شود.
3.تکلیف و وظیفه دانشجو چیست؟ آیا میتواند به دلیل مسائل شرعی از آموختن بسیاری از مسائل که در حالت عادی اشکال شرعی دارد، پرهیز کند. مثل نگاه به بدن نامحرم که در مواقعی
لازمه معاینه می باشد. یا به دلیل اینکه نجات جان انسان لازم میباشد، فراگیری مسائل این چنینی برای دانشجو لازم است و اشکال ندارد؟
ج) اگر اضطرار شرعی به یادگیری این علوم داشته باشد و راهی غیر از انجام گناه برای او نیست و موجب انحراف اخلاقی او هم نمیشود به مقدار رفع ضرورت مانعی ندارد.
4.آیا میتوان برای آموزش به علت کمبود جسد و استخوان (که بدون آنها آموزش امکان پذیر نیست) به نبش قبر غیر مسلمان اقدام نمود؟ اگر قبر مجهول الهویت باشد آیا مجاز به نبش قبر هستیم؟
ج) اگر غیر مسلمان باشد نبش قبر او جایز است و اگر مجهول الهویه باشد، چنانچه در منطقه مسلمان نشین نباشد نبش قبر مانعی ندارد و الاّ جایز نیست.
5.در صورت کمبود جسد و استخوان، آیا می توان استخوان هایی را که در بیابان و قبرستان ها می یابیم و یا به وسیله عملیات حفّاری شهرداری ها در سطح خاک ظاهر می شوند، چه متعلق به مسلمان و چه غیر مسلمان، از آن برای آموزش استفاده کرده و بعد از اتمام کار، به مرکز آموزشی دیگری هدیه نماییم یا آن را دفن کنیم؟
ج) اگر مربوط به غیر مسلمان باشد مانعی ندارد و اگر متعلّق به مسلمان باشد جایز نیست.
6.آیا لمس و نگاه مولاژ (مجسمه های آموزشی از جنس پلاستیک که شبیه اعضای بدن انسان ساخته شده) برای دانشجویان و اساتید جنس مخالف، بدون قصد لذت جایز است یا نه؟
ج) بدون شهوت مانعی ندارد.
7.آموزش هایی که مستلزم لمس و نظر به نامحرم است و احتمال دارد در آینده برای حفظ جان فردی استفاده شود چه حکمی دارد؟
ج) اگر اضطرار شرعی باشد و راهی غیر از آن نباشد و موجب انحراف اخلاقی فرد هم نشود به مقدار ضروزت اشکال ندارد.
8.گذراندن واحدهای زنان و زایمان برای دانشجویان پزشکی و پرستاری الزامی است، آیا این الزام، اجازه نگاه به عورت زن را برای آموزش می دهد؟
ج) جایز نیست مگر اضطرار شرعی باشد و راهی غیر از آن هم نباشد که به مقدار دفع اضطرار مانعی ندارد.
9.در بیمارستانها و مراکز آموزش پزشکی جهت یادگیری و آموزش دانشجویان پسر و دختر مبادرت به انجام زایمان، کورتاژ و... مینمایند نظر حضرت عالی در این خصوص چیست؟
ج) در حدّ امکان نباید این کار برای دانشجویان پسر انجام شود زیرا این اعمال از مختصّات دانشجویان و پزشکان خانم است.
ج اگر موجب ریبه و شهوت شود به مقدار ضرورت اکتفا شود و بیش از آن جایز نیست و اما اگر موجب شهوت نباشد حرمت ندارد گر چه ترک آن بهتر است.
11.صحبت کردن دانشجویان دختر و پسر نامحرم بدون قصد لذّت جایز است یا خیر؟ شوخی کردن اساتید زن با دانشجویان مرد چه حکمی دارد؟ سخنرانی خواهران در مجالس دانشجویی که مردها هم حضور دارند، جایز است یا خیر؟
ج) صحبت کردن با نامحرم اگر بدون قصد لذّت باشد و موجب ریبه و شهوت نشود اشکال ندارد. شوخی کردن با غیر هم جنس خالی از شبهه نیست.
12.در صورتی که دستورات برخی از رؤسای بیمارستانهای آموزشی یا آزمایشگاهها برابر شرع نباشد، تکلیف دانشجویانی که موظّف به اجرای دستورات اساتید خود در امر معاینه هستند چیست؟ آیا باید از این اساتید پیروی کرد یا خیر؟
ج) اگر امکان دارد نباید انجام دهند ولی اگر امکان ندارد گناه آن به عهده دستور دهنده میباشد.
13.در برخی از بیمارستانها، دانشجویان به دلیل این که باید دورهی آشنایی با کارهای پزشکی را به صورت عملی بگذارنند از بیماران معاینه به عمل میآورند و قصد آنها تنها یادگیری امور درمانی است. در صورت عدم رضایت بیماران، آیا میتوان آنان را به معاینه توسط دانشجویان وادار کرد؛ مانند این که پزشک درمانگر به بیمار بگوید: چنانچه مانع دانشجویان از عمل شود، او را درمان نخواهد نمود؟ آیا اقدام یاد شده در صورت ضرورت تعلیم اشکال ندارد، مورد و مقدار ضرورت را توضیح دهید؟
ج) رضایت بیمار لازم است اما اگر مخالفت بیمار در حدّی باشد که اگر این معاینات انجام نشود کار آموزش مختل میشود و موجب آسیب به بیمار هم نباشد آن مقدار معاینه بدون رضایت بیمار اشکال ندارد.
14.برخوردهای بی پرده و نزدیکتر میان پزشکان و دانشجویان دختر و پسر و برداشته شدن حریم میان آنان در اثر برخوردهای نامشروع بیماران؛ مانند: نگاه و لمس، چه حکمی دارد؟
ج) هم نگاه و لمس حرام و برخوردهای میان پزشکان و دانشجویان هم از مصادیق ارتباط نامشروع و حرام است.
15.اگر نظریه اساتید و پزشکان این باشد که بهترین درمان، کاملترین آن است و چنین امری، لمس و نگاه در موارد غیر ضروری را در بر دارد؛ آیا عمل به چنین روشی شرعی است؟
ج: اگر درمان کامل شرعاً مستلزم لمس باشد اشکال ندارد والا جایز نیست و دکتر موظف است صرفا قسمتهایی را معاینه کند که مربوط به بیماری و نیاز عرفی برای درمان است.
16.نگاه به اساتید زن برای دانشجویان مرد یا به عکس تا چه اندازهای جایز است؟ برای مثال، اگر کمی از موی استاد زن بیرون باشد آیا نظر به چهرهی او برای فهمیدن درس جایز است؟
ج: در غیر حالت ضرورت و اضطرار جایز نیست و باید از نگاه حرام اجتناب شود
1.چگونه میتوان ظرف یا بدنی را که نجس شده و عین نجاست از آن برطرف گردیده است یا وسایل پزشکی را هنگام کار و در حالی که چیزی از رسیدن آب به آن جلوگیری میکند، تطهیر و پاک نمود؟
ج) فقط با آب میتوان آن را تطهیر کرد.
2.آیا لازم است نجس بودن وسایل مورد استفاده در مصارف پزشکی؛ مانند: تخت معاینه، الکل سفید مورد استفادهی یونیت را با توجّه به امکان نجس شدن لباس و بدن بیمار به وی یادآوری نمود؟
ج) لازم نیست.
3.این جانب مبتلا به نوعی آلرژی هستم، در هنگام تستِ بدن، آمپول را در داخل بدنم فرو میکنند و سپس بیرون میآورند، آیا سرِ سوزن آمپول پاک است؟
ج) اگر سوزن آلوده به خون است و خون دیده میشود نجس است و الا پاک است.
4.حکم بیمارستانهای خارج از کشور و تختی که بیمارانی روی آن استراحت میکنند از لحاظ طهارت و نجاست چیست؟
ج) معمولاً نجس است.
5.آیا بخار ظرفی که آب آن کمتر از کُر است و با خون یا فراوردههای خونی نجس شده پاک است؟ آیا فراوردههای خونی؛ مانند: پلاسما و سُرم، نجس است؟ اگر با همین شرایط، به جای خون، ادرار باشد، چه حکمی دارد؟
ج) بخار چیز نجس تا تبدیل به آب و مایع نشده پاک است ولی اگر تبدیل به مایع شد نجس است. پلاسما و سرم که از فرآورده های خونی هستند نجس می باشند و حکم ادرار هم همانند خون است مگر استحاله صورت گرفته باشد.
6.خونی که زیر ناخن یا پوست میماند پاک است یا نجس؟
ج) اگر مراد از "زیر ناخن" ابتدای ناخن باشد که معمولا چرک در زیر آن جمع می شود نجس است و باید تطهیر شود و اگر مراد خون مردگی زیر ناخن و پوست باشد تا زمانی که روی آن باز نشده باشد پاک است و الا نجس است و اگر تبدیل به پوست خشک شده باشد نجس نیست
7.آیا تماس با خون بدن، مانند خونی که در زیر ناخن است، باعث نجس شدن میگردد؟
ج) اگر مراد از "زیر ناخن" ابتدای ناخن باشد که معمولا چرک در زیر آن جمع می شود، نجس است و باعث نجس شدن می گردد.البته اگر خون به گونه ای باشد که عملا
دیگر خون نباشد و به صورت پوست خشک شده باشد تمس بدن با ان موجب نجاست نمی شود.
8.خونی که هنگام تزریق آمپول یا سرُم یا کشیدن دندان بیرون میآید پاک است یا نجس؟ آیا میتوان به وسیلهی پنبهی الکلی محلّ آن را پاک کرد؟
ج) نجس است و به وسیله الکل پاک نمیشود.
9.بخشی از بدن شخصی چند زخم بزرگ و کوچک دارد. وضعیت کنونی درمان چنین است که با کارهای درمانی؛ مانند: بخیه زدن، ضدّعفونی کردن و پانسمان، همهی عضوی که زخم شده است متنجّس میشود و تنجّس آن به وسیلهی خون بیرون آمده از زخم نیست، بلکه خون به گونهای غالب با داروهای ضدّعفونی زایل میشود. آیا زوال عین نجاست به شیوهی نوشته شده مانند برطرف کردن آن از ته کفش، سبب طهارت میگردد یا لازم است با آب پاک شود؟
ج) فقط با آب پاک میشود.
10.چنانچه در بخشی از محلّ وضو بریدگی ایجاد شود، آیا خون آبهای که پس از شست و شو برطرف شدن خون، جای زخم را میگیرد پاک است؟ همچنین در صورتی که روی آن را پوستهای بگیرد و به نظر برسد لکّهای خونی در زیر آن است،
آیا برای وضو گرفتن باید پوسته را از روی زخم جدا کرد و خون زیر آن را پاک نمود و سپس وضو گرفت یا خیر؟
ج) اگر خون آبه همراه با خون بیرون آمده نجس است ولی آب زردی که از زخم بیرون میآید پاک است و اگر خون زیر آن زردآب وجود داشته باشد باید خون شسته شده و بعد وضو بگیرد. البته اگر مایع زرد رنگ به صورت پوسته ای روی زخم را گرفته باشد و خون زیر آن باشد، تطهیر ان لازم نیست.
11.آیا انتقال خون از بدن انسان به انسانی دیگر یا از حیوانی به بدن انسان اشکال دارد؟
ج) اشکال ندارد.
12.تزریق خونی که معلوم نیست خون زن است یا مرد و کافر است یا مسلمان چه حکمی دارد؟
ج) اگر مراد تزریق آن است تزریق آن اشکال ندارد ولو از زن باشد یا آن که از غیر مسلمان باشد.
13.لمس کردن غیر هم جنس و نگاه کردن به او تا چه سنّی جایز است؟
ج) لمس غیر هم جنس اگر بالغ باشد حرام است مگر در حدّی که راه و چارهای جز لمس در مقام معاینه نباشد.
14.در بخش مراقبت ویژه که بیماران در حالت «کُما» بستری هستند، گاه به جداسازی بیماران زن و مرد اهمّیت داده
نمیشود و حتّی در پوشاندن آنان نیز توجّه معمول رعایت نمیگردد. در این گونه موارد، تکلیف چیست؟
ج) نگاه کردن و لمس آنها حتی در حالت کما هم جایز نیست گر چه شخص به کما رفته مسئولیتی در این زمینه ندارد.
15.اگر زنی درد رحم شدید و حادّی داشته باشد و راه درمان نیز تنها مراجعه به پزشک متخصّص مرد میباشد و لازم است که پزشک، درون رحِم زن را معاینه کند، در این صورت، زن چه تکلیفی دارد؟
ج) اگر تنها راه مراجعه به متخصص مرد است در حدّ ضرورت اشکال ندارد.
16.در زمینهی درمان دندان، رجوع بیمار زن به دندان پزشک مرد و به عکس چه حکمی دارد؟
ج) به نظر ما جایز نیست مگر راهی جز رجوع به غیر همجنس نباشد.
17.در صورت وجود پزشکان زن و مرد به اندازهی کافی، آیا ملاک برای مراجعهی بیماران، هم جنس بودن پزشک است یا حاذق بودن وی؟
ج) ملاک وجود پزشک همجنس است مگر امکان معالجه فقط با پزشک متخصص باشد که در این صورت وجود متخصص ملاک است.
18.اگر در جامعه برای درمان بیماران، پزشک زن و مرد با تخصّص یکسان وجود داشته باشد، ولی بر پایهی تجربه، عمل پزشک مرد بیشتر پذیرفته باشد و در جرّاحی برای بیمار اطمینان بیشتری میآورد، آیا در این صورت مراجعه به پزشک مرد اشکال دارد؟
ج) جایز نیست.
19.تعیین حاذق بودن پزشک به عهدهی چه کسی است؟ بیمار یا مراجعان دیگر؟
ج) اگر خود بیمار توانایی تشخیص را دارد او باید حاذق بودن را تشخیص دهد و الّا خبرگان در این فن نظر دهند و یا به شهرت بین مردم عمل شود.
20.آیا پزشک میتواند از معاینهی بیمار غیر هم جنسی که به او مراجعه کرده است خودداری نماید؟
ج) اگر پزشک هم جنس وجود داشته باشد باید خودداری کند مگر آن که به لمس و نظر حرام محتاج نشود که در این صورت خودداری کردن جایز نیست.
1.فروش خون چه حکمی دارد؟
ج) به عنوان فروش جایز نیست چون عین نجس است امّا معامله آن به عنوان رفع ید از مالکیت آن در مقابل دریافت مبلغی مانعی ندارد.
2.اگر ظرفی که آب آن با خون یا فرآورده های خونی نجس شده باشد و مقدار آن کمتر از کُرّ باشد، جوشانده شود؛ بخار آن پاک است؟ آیا فرآورده های خونی مثل پلاسما و سرم نجس است؟ اگر با همین شرایط به جای خون ادرار باشد، بخار آن پاک است یا نه؟
ج) بخار آن پاک است مگر مجدد تبدیل به مایع شود که آن مایع نجس است و همچنین بخار ادرار پاک است و فرآوردههای خونی هم نجس است مگر استحاله شود و ماهیت خون تغییر یابد که پاک است.
3.آیا انتقال خون از بدن انسان به انسان دیگر،یا از حیوانی به بدن انسان اشکال دارد؟
ج) اشکال ندارد.
4.تزریق خونی که معلوم نیست خون زن است یا مرد، کافر است یا مسلمان، چه حکمی دارد؟
ج) مانعی ندارد.
5.حکم استفاده از خون هایی که از کشورهای خارجی وارد می شود، چیست؟ آیا استفاده از خون فردی که مسلمان نیست و احتمال مصرف مال حرام در او وجود دارد، جایز است؟
ج) اگر دقّت شود که آلودگی نداشته باشد استفاده از آنها مانعی ندارد.
6.در هنگام تست بدن، آمپول را در داخل بدن فرو می کنند و سپس بیرون می آورند، آیا سر سوزن این آمپول پاک است؟
ج) اگر آلوده به خون نشده باشد پاک است البته اگر رطوبت بدن همراه با سوزن است احتیاطا اجتناب شود.
7.خونی که هنگام تزریق آمپول یا سرم یا کشیدن دندان بیرون می آید، پاک است یا نجس؟ آیا می شود به وسیله پنبه الکلی محل را پاک کرد؟
ج) نجس است و محل نجس با الکل پاک نمیشود.
1.در صورت مراجعه بیمار نامحرم به پزشک، وظیفه پزشک چیست؟ آیا باید موازین شرعی را رعایت کند؟ حتی اگر در صورت رعایت، معاینه کامل صورت نگیرد وامکان تجویز اشتباه وجود داشته باشد. در صورت رعایت موازین شرعی و تجویز و درمان اشتباه چه کسی مسئول است؟ با توجه به این که پزشکان متخصّص و مجرّب، بدون احتیاج به معاینات کامل ممکن است بتوانند تشخیص صحیح بدهند، آیا لازم نیست بیمار را به پزشکان متخصص ارجاع بدهند؟
ج) در صورت امکان معاینه به مقدار ضرورت و اجتناب از گناه و رعایت موازین شرعی و یا امکان ارجاع بیمار به متخصص محرم باید این کار انجام گیرد و الاّ به مقدار تشخیص ضرورت شرعی و اطمینان از عدم اشتباه میتوانند معاینه کنند.
2.از آنجایی که تخصص های علوم پزشکی بسیار زیاد است و متخصصین خانم در هر رشته، معمولاً نادر می باشند، خانم های بیمار به پزشک مرد مراجعه میکنند، در این صورت وظیفه پزشک مورد مراجعه چیست؟ اگر احتمال دهد که می تواند با معاینات مختلف و ضروری بیماری را تشخیص دهد و درمان کند، مکلّف به انجام چنین کاری است یا باید بیمار را به پزشک خانم ارجاع دهد؟ آیا در صورت ارجاع و تأخیر در تشخیص و درمان، مسئول کیست؟
ج) در صورت مراجعه خانم بیمار به پزشک مرد، پزشک به مقدار تشخیص ضرورت شرعی میتواند معاینه کند ولی اگر پزشک خانم متخصص را بشناسد باید تذکّر به بیمار دهد و در صورت قبول بیمار او را به پزشک زن ارجاع دهد و در صورت مراجعه زن به پزشک خانم مسئولیتی متوجّه مرد نیست.
3.اگر خانم بیماری که جانش در خطر است به تنها پزشک مرد روستا مراجعه کند، آیا این پزشک مجاز است هر گونه معاینه ضروری در مورد بیمار انجام دهد؟ اگر جان بیمار در خطر نباشد وظیفه پزشک چیست؟
ج) پزشک مجاز است هرگونه معاینهای را که ضرورت تشخیص میدهد و شرعاً برای حفظ بیمار لازم میداند انجام دهد امّا اگر معاینه خاصی را ضرورت تشخیص ندهد و آن معاینه هم مستلزم نگاه و یا لمس حرام باشد نباید آن معاینه را انجام دهد.
4.آمپول زدن توسط مرد نامحرم چگونه است؟
ج) در صورت ضرورت شرعی و نبودن محرم اشکال ندارد.
5.در برخی از بخشهای مراقبت ویژه که بیماران کُمایی بستری هستند، به جداسازی مریض های زن و مرد مبادرت نمی شود و حتی در پوشاندن این بیماران نیز توجه نمی شود، نظر حضرتعالی در چنین مواردی چیست؟
ج) لازم است در محیط بیمارستان مسئولین و دکترها و پرستارها رعایت شئون شرعی را بنمایند و هر کس نیز طبق وظیفه شرعی خود و در حدّ توان باید رعایت موازین شرعی را بنماید.
6.حکم تماس دستهای پرستار زن با بدن بیمار مرد چیست؟
ج) در غیر موارد ضروری جایز نیست و لازم است در حدّ امکان دستکش داشته باشد.
7.آیا جایز است دکتر مرد بیمار زن را جراحی کند، در حالی که باید بدن او را لخت کنند؟
ج) اگر اضطرار شرعی باشد و امکان معاینه بیمار توسط دکتر زن نباشد، به مقدار ضرورت اشکال ندارد و اگر امکان دارد باید دستکش داشته باشد.
8.کادر پزشکی در بیمارستان چه موقعی باید بعد از مس فردی که در حالت مرگ است غسل نماید؟
ج) در زمانی که بدن فرد میت سرد شود و غسل انجام نگرفته باشد، بعد از مس بدن آن میت باید غسل مسّ میت انجام گیرد.
9.معاینات پزشکی که مستلزم لمس و نظر به نامحرم است چه حکمی دارد؟
ج) در غیر موارد ضرورت شرعی جایز نیست.
10.همان طور که مستحضر میباشید تخصّصهای علوم پزشکی بسیار زیاد است و متخصّصین خانم در هر رشته معمولاً در حال حاضر در ایران به جز در برخی رشتهها نادر و کم میباشند. بنابراین در شهرهای کوچک و بزرگ نیز باید به خاطر تعداد زیاد بیماران، و تعداد کم پزشک، به پزشک مرد مراجعه کنند، در این صورت وظیفه پزشک مورد مراجعه چیست؟
آیا اگر بتواند و یا احتمال دهد که میتواند با معاینات مختلف و ضروری بیماری را تشخیص و درمان کند، مکلّف است چنین کاری را انجام دهد و یا باید وی را به خانم پزشک ارجاع دهد؟ در شرایطی که خیلی از بیماران به دلایل فوق قادر به این کار نیستند، آیا در صورت ارجاع و تأخیر در تشخیص و درمان بیماری وی، این پزشک مسؤول نیست؟
ج) اگر مراجعه به پزشک هم جنس به سهولت امکان داشته باشد باید ارجاع داده شود ولی اگر مشقّت فراوان دارد و برای پزشک غیر هم جنس امکان معاینات بدون لمس و نظر نباشد به مقدار نیاز اشکال ندارد که خود پزشک غیر هم جنس معاینه نماید.
11.آیا معاینات پزشکی برای بچّهدار شدن؛ مانند سونوگرافی، تخمکگیری، کاشت جنین در موردی که پزشک زن نباشد و یا اگر باشد، در بعضی موارد مثل «میکروایکژشن» نیاز به تخصص و مهارت خاص دارد که پزشک مرد با اطمینان بیشتر انجام میدهد و یا زمان انجام این کار پزشک زن در بیمارستان نباشد و از نظر زمانی هم نمیشود، صبر کرد تا نوبت پزشک زن شود و باید در زمان معین انجام بگیرد، آیا معالجه دکتر مرد اشکال دارد؟
ج) فقط در موارد اضطرار جایز است ولی صدق اضطرار در برخی از این موارد که ذکر شد مشکل است مگر واقعا دکتر زن نباشد و یا صبر کردن برای او ایجاد مشکلات دیگر کند.
12.قرار دادن «نور و پلانت»، توسط پزشک زن که فقط سطح خارجی بازو را مشاهده میکند، چه حکمی دارد و آیا در صورت پوشیدن دستکش و پوشش کامل زن به جز محلّ عمل حدود چند سانتیمتر روی بازو، پزشک مرد میتواند به این کار اقدام کند؟
ج) اگر دستکش داشته باشد و ضرورتی هم در این کار باشد اشکال ندارد.
13.در صورتی که در یک زوج بنا به ادلّهای؛ همچون خلق فرزندان ناقصالخلقه داشتن بیماریهای زمینهای که باعث خطر جانی برای زوجه گردد، به تشخیص اطبّا بالاجبار باید از حاملگی پیشگیری کند و از طرف دیگر بهترین روش پیشنهادی اطبّا نیز مستلزم لمس یا نظر است، آیا این مورد از مصادیق اضطرار است؟
ج) اگر راهی جز این نباشد ممکن است مصداق اضطرار باشد.
14.در صورتی که شکم بیمار توسّط دستیاران زن باز شود، آیا پزشک مرد میتواند با دستکش به عمل بستن لولهها بپردازد؟ با توجّه به این که نظر به پوست و ظاهر شکم صورت نمیگیرد و بیشتر داخل شکم مشاهده میگردد؟
ج) اگر اضطرار باشد اشکال ندارد.
15.جهت بستن لولهی رحمی (TL) حین عمل هیچ الزامی بر مشاهده عورت خانمها وجود ندارد و عمل از طریق شکم صورت میگیرد، آیا انجام عمل توسّط پزشک مرد مانعی ندارد؟ (با توجّه به این که لمس و نظر در ناحیه شکم صورت میگیرد).
ج) لمس و نظر حرام اختصاص به عورت ندارد بلکه شکم زن را هم نمیشود لمس و نگاه نمود.
16.با توجّه به پوشیده بودن بدن بیمار در روش «لاپاراسکوپی» و فرستادن وسایل «لاپاراسکوپی» از منفذهای نیم تا یک سانتیمتری به داخل شکم بیمار و عدم لمس و نظر، آیا پزشک مرد (با توجّه به آماده کردن محیط عمل و پوشش کامل توسّط خانمها) میتواند به این عمل اقدام کند؟
ج) اشکال ندارد.
17.چون هنگام جرّاحی در اتاق عمل، مجبور هستیم دستهایمان را تا آرنج ضدّعفونی نموده و بشوییم و در این هنگام نامحرم
نیز فراوان است و راه گریزی هم نیست تا نامحرم نبیند این کار از نظر شرعی چه حکمی دارد؟
ج) اگر شما ناچار هستید برای شما گناهی نیست و نامحرمان نباید نگاه کنند و اگر نگاه کنند آنها دچار حرام شدهاند.
18.برادری که به دستور پزشک باید شخص دیگری او را ماساژ دهد (گاهی به وسیله دستکش و گاهی باید بدون دستکش باشد) و این کار مستلزم نگاه کردن و دست زدن به عورتین یا اطراف میباشد این امر از نظر شرعی، چه حکمی دارد؟
ج) حرام است مگر اضطراری باشد.
19.آیا معاینه افراد غیر بیمار برای کنترل سلامتی، در صورت لزوم تماس یا نگاه نامحرم جایز است؟
ج) جایز نیست.
20.معاینات افرادی که بیمار نیستند و یا بیماری آشکاری ندارند و برای امور مختلف (استخدام، سربازی و کارهای پژوهش و...) به پزشک معرّفی میگردند، چه حکمی دارد؟ این مسئله در مورد افراد نامحرم چگونه است؟
ج) در معاینات غیر هم جنس جایز نیست.
21.این جانب «پزشک قانونی» هستم؛ در شهریور ماه، تنها پزشک قانونی قم بودهام و پاسخگوی تمامی مراجعین (مردها و زنها
و اجساد که دارای معرّفینامه از نیروی انتظامی یا مراجع دیگر بودهاند) بودم. بدیهی است، برای پاسخ صحیح به نامهها نقاط مورد سؤال در بدن نامبردگان را دیده و معاینه میکردم. اگر در شرایط فوق من برای پاسخ گویی به نامه از نیروی انتظامی در مورد انجام شدن لواط یا ازاله بکارت، عورت یک انسان را معاینه و پاسخ را اعلام کرده باشم، فعل حرام انجام دادهام یا فعل جایز؟
ج) اگر از نظر کاری مجبور به این کار بودهاید اشکال نداشته ولی اگر مجبور نبودهاید کار حرامی انجام شده است.
22.پزشک در درمان بیماری تا چه اندازه میتواند معاینات خود را نسبت به بیمار غیر هم جنس گسترش دهد؟
ج) در حدّ ضرورت شرعی مانعی ندارد و بیش از آن جایز نیست.
23.آیا نگاه کردن و لمس پزشک قانونی یا نگاه کردن و لمس ناحیهی شرمگاهی توسط او برای انجام دادن وظایف، سبب جواز آن میشود؟
ج) حرام است مگر چارهای جز آن نباشد و ضرورت شرعی هم اقتضاء کند.
1.حدّ اضطرار در امور پزشکی چیست؟
ج) اضطرار به مقداری است که اگر انجام نشود موجب ضرر و زیان فراوان برای بیمار میشود.
2.چه کسی مرجع تشخیص حدّ اضطرار است: شخص بیمار، پزشک یا دیگران؟
ج) در بعضی موارد پزشک و در بعضی از موارد عرف.
3.آیا کمبود امکانات مکانی، لوازم، کارکنان یا دقّت بیشتر بیمار، جزو موارد اضطرار است؟
ج) در بعضی از موارد ممکن است جزء موارد اضطرار باشد و تشخیص آن بر عهده عرف مردم و یا عرف متخصص است.
4.آیا معطّل شدن بیمار برای دریافت خدمات درمانی اضطرار است یا خیر؟
ج) اضطرار نیست مگر در مواردی که موجب تشدید بیماری و یا خوب نشدن بیمار شود.
1.با توجّه به این که افراد و گروههای بسیاری در جهان در حال تحقیق هستند و نتایج کار خود را اعلام میکنند، وظیفه پزشکان عمل به روشهای جدید است یا قدیم؟ با این توضیح که ممکن است این گروه ها از لحاظ علمی یا اخلاقی یا صداقت مورد تأیید نباشند و مرجع واحدی برای تأیید تحقیق ها وجود ندارد که سریعاً تأیید یا عدم تأیید آن را اعلام کند وظیفه پزشک در صورت عدم اطمینان چیست؟
ج) هر پزشکی مکلّف است به طریقی درمان کند که مطمئن است آن طریق موجب شفای بیمار میشود و استفاده از روشهای جدید اگر موجب اطمینان پزشک نباشد، نباید به آن روش عمل کند.
2.اگر تشخیص بیماری به درستی صورت گیرد، ولی داروی مؤثر در دسترس نباشد و یا بسیار گران باشد و بیمار قادر به تهیه ی آن نباشد، آیا پزشک معالج ملزم به تهیه ی آن دارو به هر طریق ممکن برای بیمار میباشد؟
ج) دکتر ملزم به تهیه دارو تحت هر شرایطی برای بیمار خود نیست لکن در صورت توان این عمل بسیار نیکو و دارای ثواب عظیم است.
3.حکم طبابت برای شخص بهائی را از نظر فقهی ذکر کنید؟
ج) شرعاً اشکال ندارد مگر موجب تقویت دین و اعتقادات آنها شود و شفای بیمار منحصر به این دکتر هم نباشد.
4.حکم پزشک زنی که مجبور به صحبت با پزشکان مرد و معاینه مردان و لمس آنها می شود، چیست؟
ج) به مقدار ضرورت شرعی اشکال ندارد.
5.کار طبابت ایجاب می کند که پزشکان بعضی خانمهای بیمار را با دقت معاینه کنند و چون در کشورهای اروپایی در آوردن لباسهای رویی به هنگام معاینه،معمولی است آیا پرداختن به شغل پزشکی در کشورهای اروپایی و به این صورت جایز است؟
ج) در صورتی که موجب انحراف اخلاقی و فکری او نشود طبابت برای کفّار مانعی ندارد.
6.اگر پزشک دارویی را برای بیمار تجویز کرد ولی بیمار یا ولی او به هر دلیلی قبول نکردند، آیا پزشک میتواند بیمار را رها نماید؟
ج) اگر بیمار به سخن و معاینه دکتر توجّه نکند و راهی برای معالجه بیمار نباشد اشکال ندارد.
7.آیا طبابت پزشکانی که به دلیل تجربه کم، باعث ضرر مالی و جانی می شوند، اشکال دارد؟
ج) در صورتی که سهل انگاری صورت نگیرد طبابت مانعی ندارد امّا در صورت وارد آمدن خسارت جانی و مالی به بیمار ضامن هستند مگر برائت از ضمان بگیرد و سهل انگاری هم صدق نکند.
8.از بیمارستانها دانشجویان به دلیل این که باید دوره آشنایی با طبابت را عملاً بگذرانند از بیماران معاینه به عمل می آورند و قصدشان هم تعلیم امور درمانی است، لطفاً بفرمایید:
الف) در صورت عدم رضایت بیماران، می توان آنان را به معاینه مجبور کرد؟ مانند این که پزشک معالج بگوید، اگر از معالجه دانشجویان ممانعت به عمل آوری، تو را درمان نخواهم نمود.
ج) در صورت عدم رضایت بیمار حقّ سپردن معالجه به دانشجویان و اجبار بیمار را ندارند الا در صورتی که مخالفت بیمار موجب اخلال در امر آموزش شود و آموزش دانشجویان هم موجب تشدید بیماری و یا تأخیر در آن و یا موجب انجام کار حرامی نشود که در این صورت رضایت بیمار شرط نیست.
ب) اگر اقدام فوق در مورد ضرورت تعلیم، بدون اشکال است، مورد ضرورت را توضیح بفرمایید.
ج) اگر زیر نظر متخصص انجام گیرد و با نظارت متخصص باشد و برای تعلیم هم ضرورت وجود داشته باشد و موجب ضرر به بیمار نباشد اشکال ندارد.
9.آیا لزومی دارد نجس بودن وسایل مورد استفاده در مصارف پزشکی را از قبیل تخت معاینه، الکل سفید مورد استفاده یونیت و ... با توجه به امکان نجس شدن لباس و بدن بیمار به وی تذکّر دهیم؟
ج) تذکّر به بیمار واجب نیست.
10.الف: ما دانشجو هستیم و کار ما این گونه است که مربّی، دو یا سه مریض را در اختیار ما میگذارد و ما موظّفیم تمام کارهای مربوط به آنان را انجام دهیم، مثل گرفتن نبض، فشار خون و درجه حرارت. و گاهی نیز باید بر بعضی از کارها نظارت داشته باشیم، مثل سُوند گذاری برای ادرار. با توجّه به این که این کارها جزء درس ما محسوب میشود و بعد از فارغ التّحصیلی، مسئول بخشی از بیمارستان میشویم که با این گونه مریضها سروکار داریم، و با توجّه به این که احتمال دارد بیماران ما از جنس مخالف و نامحرم باشند، وظیفه چیست؟
ج) تا حد امکان باید تمهیداتی برای رعایت مماثلت(بیمار با دکتر هم جنس باشند) صورت گیرد اما در صورتی که برای انجام وظیفه درآینده، نیاز به این گونه کارها داشته باشید و امکان تفکیک جنسیتی وجود نداشته و اضطرار به یادگیری عملی نیز باشد و همچنین نگاه به بدن نامحرم موجب تهییج شهوت نباشد حرمت ندارد.
ب: ارتباط ما با همکاران، چه در محیط درس که استاد خصوصیترین مسائل زندگی هر فرد را تشریح میکند، و کلاسها مختلط است و چه در محیط بیمارستان که دانشجویان با هم برای معاینه مریض حاضر میشوند و با توجّه به این که همه افراد از محیط کارشان تأثیر پذیری دارند، و این روابط باعث میشود که برخوردهای بین برادران و خواهران دانشجو بدون این که هیچ نیت سویی در بین باشد، نزدیکتر شود و افراد راحتتر با هم حرف بزنند و شاید مختلط بودن کارکنان بیمارستان و بیماران زن و مرد هم مزید بر علّت باشد، آیا روابط مزبور، بدون قصد تلذّذ حرام است؟
ج) هر کسی وظیفه دارد به مقدار توان خود مراعات حدود شرعی و مسائل شرعی را بنماید و این گونه اختلاطها نباید موجب سستی در رعایت جوانب شرعی شود و به مقدار ضرورت شرعی و برای رفع حوائج کاری برخوردهای غیر حرام که مستلزم لمس و نگاه حرام نباشد مانعی ندارد.
11.بسیاری از اساتید ذکر میکنند که بهترین معاینه، کامل ترین آن است و عدم توجه به این موضوع در مواردی موجب اعتراض استاد به دانشجو می شود، در حالی که با تأمل در شرایط بیمار و لزوم عمل،دانشجو تشخیص می دهد که بسیاری از معاینات ضرورتی ندارد، تکلیف او در این صورت چیست؟ با توجه به این که معاینات کامل مستلزم لمس و نگاه بیشتر به بیمار است.
ج) دانشجو موظّف است در موارد غیر ضروری از نگاه و لمس به نامحرم خودداری کند و استاد و همچنین مدیریت دانشگاه و بیمارستان لازم است نکات شرعی را رعایت
کرده و تذکّر دهند امّا در صورت اجبار استاد به دانشجو برای معاینات کامل و ضرورت دانشجو به آن حرمت ندارد.
12.آتانازی که در فارسی به قتل از روی ترحّم و بیمارکشی با ترحّم تعبیر میگردد و به منظور کوتاه کردن مدّت درد و رنج بیمار لاعلاج است که براساس علم کنونی پزشکی هیچ امیدی به شفا و یا بهبودیشان وجود ندارد استفاده میشود و بر سه قسم ذیل میباشد:
نوع فعّال: که با تجویز داروی کُشنده از طرف پزشک به زندگی بیمار خاتمه داده شود؛
نوع انفعالی: به صورت خودداری از ادامه مداوا و زنده نگه داشتن بیمار محتضر؛
نوع غیر مستقیم: با قراردادن داروهایی به مقدار زیاد در دسترس بیمار تا بیمار شخصاً به زندگی پررنج خویش پایان دهد.
با این توضیحات استفاده از کدام یک از راههای فوق الذّکر بلااشکال است؟
ج) قسم اول حرام است و در قسم سوم هم اگر بداند که این داروها کشنده است نباید آن را عمدا در اختیار او قرار دهد.
13.بسیاری اوقات پزشکان حقایق دردناکی را در مورد بیمار کشف مینمایند با این توضیح آیا پزشک ملزم به دادن اطّلاعاتی است که در جریان معالجه به دست آمده است؟ اگر دادن اطّلاعات
موجب شود که دنبال درمان بگردند اشکال ندارد ولی اگر موجب از بین رفتن امید میشود جایز نیست؟ افشای این اسرار به افراد نزدیک او چگونه است؟
ج) اگر موجب فتنه نشود اشکال ندارد.
14.پسر جوانی با دختری میخواهد ازدواج کند، آیا پزشکی که از بیماری او (غیر از مواردی که منجر به فسخ عقد ازدواج میشود مثل دیابت، سفلِس و...) اطّلاع دارد حقّ افشای بیماری او را دارد؟
ج) پزشک حقّ اطّلاع دادن را ندارد.
15.شخصی سرطان دارد و طبیب میداند هرگونه اقدام در جهت معالجه او بیفایده است اگر دکتر به بیمار و اطرافیان وی اطّلاع دهد، گرچه ضربه روحی و صدمات روانی به آنان وارد میشود، امّا هزینه فراوانی هم برای معالجه صرف نمیکنند و طبیب هم مورد اعتراض به کتمان بیماری قرار نمیگیرد، بفرمایید: با توجّه به اصراری که بیمار و بستگانش در مورد دانستن واقعیت دارند تکلیف طبیب چیست؟
ج) گفتن واقعیت به اطرافیان اشکال ندارد.
16.بیمار روانیی که هر زمان احتمال دارد دست به آدم کُشی بزند، آیا پزشک میتواند او را به مقامات پلیس معرّفی نموده تا او را به نوعی از مردم دور نگه دارند؟
ج) لازم است که به مقامات پلیس معرّفی شود.
17.در زمینه بیماری «ایدز» اگر فرد مبتلا از طریق ارتباط نامشروع به ایدز مبتلا شده باشد، وظیفه پزشک معالج در قبال خانواده و یا همسر فعلی (اگر ازدواج کرده باشد) و یا همسر آینده (اگر ازدواج نکرده باشد) چیست؟ با توجّه به قانون مجازات اسلامی، مادّه 648 (فصل بیستم) که اگر اسرار مردم را فاش کنند، مشمول جرائم مقرر، در قانون خواهند بود، آیا سکوت نماید؟ یا با دیده ترحّم به بیمار مبتلا نگاه کند و او را مساعدت نماید؟ و یا خانواده و بستگانش را در جریان امر قرار دهد؟ تکلیف چیست؟
ج) اگر پزشک یقین دارد که موجب در خطر قرار گرفتن همسر مبتلا میگردد باید به او تذکّر داده شود.
18.اگر پزشک بداند با افشای اسرار مریضی، حقیقتی در جامعه برای محاکم قانونی روشن میشود و جلوی بعضی از ضررها در جامعه گرفته میشود- مثلاً اگر اعتیاد فردی را به محاکم اطّلاع دهد شبکه موادّ مخدّر کشف و منهدم میگردد- آیا میتواند اسرار مریض را در اختیار آنها قرار دهد؟ آیا فرقی بین درخواست محاکم و عدم درخواست آنها وجود دارد؟
ج) چنانچه بداند که اگر این واقعیت را برای مسئولین نگوید جامعه متضرر میگردد، لازم است که اطّلاع داده شود.
19.آیا پروندهای که اسرار بیمار در آن بایگانی میشود را میتوان در اختیار پزشکان دیگر غیر از پزشک معالج یا بستگان مریض قرار داد؟
ج) اگر در جهت مداوا یا آموزش استفاده شود و به پزشک دیگر داده شود اشکال ندارد ولی به بستگان مریض داده نشود مگر ضرورتی اقتضا کند.
20.اگر پزشک بداند اسرار بیماری به نحوی به گوش دیگران رسیده، آیا در این صورت مجاز به افشای اسرار مریض میباشد یا نه؟
ج) در صورتی که ضرورتی اقتضا نکند افشاء اسرار بیمار جایز نیست مگر به کسانی بگوید که بداند آنها مطلع از قضیه هستند.
21.اگر مریض نارضایتی خود را از افشای مرض خود اعلام نماید، لکن ضرورت درمان اقتضا کند که نوع بیماری برای بستگانش فاش شود، وظیفهی پزشک معالج در این صورت چیست؟
ج) اگر ضرورت اقتضا کند باید به مقدار ضرورت اکتفا کند و دراین صورت اشکال ندارد.
22.ارتباط و برخورد پزشکان با بیمارانی که به بیماریهای بدخیم، از جمله سرطان مبتلا هستند، باید چگونه باشد؟
ج) با توجّه به مراتب بهداشتی باید برخوردها به طوری باشد که بیمار امید به زندگی را از دست ندهد.
23.آیا پزشک میتواند بیمار روانی را که احتمال دارد دست به آدمکُشی بزند به مقامات پلیس معرّفی نماید تا او را به گونهای از مردم دور نگه دارند تا جان انسانی در معرض خطر قرار نگیرد؟
ج: اگر اطمینان از به خطر افتادن جان مردم دارد این کار اشکال ندارد
ج: گفتن این اسرار به کسانی که هنوز مطلع نیستند جایز نیست اما به افرادی که اطلاع کامل دارند مانعی ندارد
1.آیا اخذ اجرت برای پزشک در حرفه پزشکی و صناعات مانند آن جایز است؟
ج) جایز است.
2.آیا دریافت حق طبابت، قبل از بهبود بیماری (طبق روش مرسوم) صحیح است؟
ج) شرعاً اشکال ندارد.
3.با توجه به این که حقّ طبابت (همانند حق وکالت و مواردی از این قبیل) از لحاظ مادّی، غیر قابل تعیین می باشد، به نظر حضرت عالی بهترین راه تعیین میزان حق طبابت چیست؟ آیا مقداری که دولت تعیین میکند، در هر شرایطی قابل دریافت است و پزشک مدیون نخواهد بود؟
ج) باید دریافت حقّ طبابت منصفانه باشد و اگر به مقدار منصفانه باشد و بیمار متضرّر نشود و دکتر هم به حق خود براساس تخصّص خود برسد مانعی ندارد.
4.به نظر حضرت عالی بهترین روش برای دریافت حق طبابت چیست؟
ج) به نظر میرسد که دولت باید برای حقّ طبابت بنابر حقّ طرفین از بیمار و پزشک حقّی را منصفانه معین نماید.
5.اگر پزشک، سعی خود را در مداوای بیمار انجام دهد ولی بیمار بهبودی نیابد، آیا پزشک نسبت به هزینه درمانی که بیمار قبلاً پرداخته (حق ویزیت) مدیون است؟
ج) مدیون نخواهد بود.
6.مبلغی که پزشکان به عنوان حق الزّحمه عمل جراحی (که به زیرمیزی مشهور شده) از بیماران میگیرند چه حکمی دارد؟ حلال است یا حرام؟
ج) اگر بر خلاف قانون باشد دریافت آن حرام است.
1.اگر بدانیم یا احتمال دهیم که بیماری در اثر بیماریی مانند: سرطان به زودی خواهد مُرد، آیا مجازیم فقط برای افزایش طول عمر وی (هر چند به مدت کوتاه) روشهای درمانی خطرناک و بسیار پرعارضهای همانند شیمی درمانی را که گاهی عوارض آن شدیدتر از بیماری اولیه است برای وی تجویز کنیم؟
ج) در صورتی که تشخیص داده شود این کار به افزایش طول عمر بیمار منجر میشود و با رضایت خود بیمار باشد مانعی ندارد ولی واجب نیست.
2.گاهی در بیماریهایی مانند: برخی عفونتهای نه چندان مهم، پزشک جهت تسریع در بهبودی یا اطمینان از این که داروی تجویزی وی بسیار قوی است و در مورد خیلی از عفونتها میتواند مؤثر باشد و یا به خاطر این که از هزینه درمان بیمار و هزینه مراجعات مکرّر وی بکاهد، اقدام به تجویز داروهایی میکند که ضررهای آنها شدید است و این در حالی است که شاید بتوان از طریق داروهای دیگری که ضرر بسیار کمتری دارند، ولی ممکن
است هزینه بیشتری برای بیمار در بر داشته باشند برای معالجه بیمار استفاده نمود. حال با چنین فرضی، بهترین کار چیست؟ انتخاب راه سریع و پرخطر یا راه کم خطر و احیاناً نامؤثر؟
ج) باید این موضوع به بیمار تذکّر کامل داده شود و عوارض آن هم بیان شود و چنانچه خود بیمار به خاطر محدودیت مالی حاضر باشد راه پُر خطر را برود شرعاً تجویز آن برای دکتر مانعی ندارد.
3.با توجّه به این که گروههای بسیار زیادی در جهان مشغول تحقیق هستند و نتایج کار خود را دائماً اعلام مینمایند و از طرفی افراد این گروهها ممکن است برخی از لحاظ علمی، برخی از لحاظ اخلاقی و صداقت و برخی از لحاظ هر دو مورد، کاملاً قابل تأیید نباشند، و به عبارت بهتر، هیچ تضمینی نیست که نتیجه اعلام شده تحقیق با واقعیات کاملاً منطبق باشد و از طرف دیگر هیچ مرجع واحدی در مورد تأیید یا ردّ تحقیقات وجود ندارد و یا اگر هم موجود باشد، مدّت زیادی طول میکشد که نتیجه صحیح کار ارائه شود، و در چنین شرایطی اگر نتیجه تحقیقاتی که در رسانهها و مجلّات حتّی معتبر اعلام میشود، با روشهای قبلی ما که به فایده کامل و قطعی آنها اطمینان نداریم، مغایر باشد و یا مکمّل آنها باشد در این صورت وظیفه ما چیست؟ عمل به روشهای قبلی یا جدید؟
ج) تا زمانی که ثابت نشده باشد که روش جدید مورد تأیید است به روش قدیم باید عمل شود.
4.آیا مقرّرات و نظامات پزشکی، با توجّه به ضررها و ضعفهایی که عملاً دارا میباشند، در عقلایی بودن و عرفیت معالجه کافی است؟
ج) همین که این مقرّرات عقلیه میباشد در عمل به آن کفایت میکند.
5.بیمار روانی که هر زمان احتمال دارد دست به آدمکُشی بزند در صورتی که بیماری دیگری هم پیدا کرد بفرمایید:
آیا جایز است برای این که جان افرادی توسّط وی به خطر نیافتد، از درمان بیماری جدید او اعراض نموده و او را مورد معالجه قرار نداد؟
ج) در صورتی که امید بهبودی شخص بیمار روانی نیست و بیماری جدید میتواند جلوگیری کننده از این حالات باشد اعراض از معالجه اشکال ندارد.
6.اگر دو مصدوم را برای پزشکی جهت معالجه بیاورند که هر دو آنان در شرایط خطر جانی قرار دارند و هر دو آنها عضو خانوادهای باشند که این پزشک، طبیب خانوادگی آنان است و اقدام پزشک برای معالجه هر یک از آن دو، مستلزم رها ساختن مصدوم دیگر میباشد که در نتیجه مصدوم دیگر خواهد مُرد بفرمایید: در این جا وظیفه طبیب پرداختن به معالجه کدام یک از این دو مصدوم است؟
با توجّه به این که طبیب هیچ گونه تعهّد شرعی نسبت به معالجه اعضای خانواده مصدومی که وی پزشک آنان است نداده باشد؟
در صورتی که تعهّد شرعی نسبت به معالجه اعضای خانواده یکی از آن دو داشته باشد، حکم چگونه است؟
در صورتی که مصدوم و مجروحی که وی پزشک خانوادگی آنان میباشد، حالش بسیار سخت، ولی احتمال خطر مرگش نسبت به مصدوم دیگر کمتر باشد در این صورت وظیفه طبیب چیست؟
ج) اگر هر دو مانند همدیگر هستند و احتمال خطر برای هر دو یکسان است پزشک مخیر است که هر کدام را معالجه نماید و تفاوتی بین تعهد و عدم تعهد نیست و واجب است که به معالجه بپردازد و در صورتی که احتمال خطر برای یکی بیشتر است باید اوّل آن فردی که خطر بیشتری متوجّه اوست مورد معالجه قرار گیرد.
7.لطفاً نظرتان را در خصوص کاربرد علم «هیپنوتیزم» در علوم پزشکی و درمان بیماریهای قابل علاج با این روش ابراز فرمایید؟
ج) اگر اضطراری به استفاده از این علم باشد اشکال ندارد و الا جایز نیست.
8.با توجه به این که مقرّرات و قوانین نظام پزشکی، ضعف و زیانهایی در عمل دارد، آیا به گونه ی عقلایی و عرفی پرداختن به درمان با آن مقرّرات کافی است و تکلیفی بر عهدهی پزشک نمیآورد؟
ج) اگر پزشک بتواند وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهد و مع ذلک مخالفت با قانون نظام پزشکی هم نداشته باشد باید انجام دهد.
9.اگر دو مصدوم را برای درمان نزد پزشکی بیاورند و هر دو در معرض خطر جانی قرار داشته باشند، چنانچه یکی از آن دو، عضو خانوادهای باشد که این شخص پزشک خانوادگی آنان است و اقدام پزشک برای درمان هر یک از آن دو، مستلزم رها ساختن مصدوم دیگر است که در نتیجه، مصدوم دیگر خواهد مُرد.با این توضیح، پرسشهای زیر به ذهن میآید:
وظیفهی پزشک، پرداختن به درمان کدام یک از دو مصدوم است؟
ج) هر کدام که اهمیت بیشتری دارد باید او درمان شود.
10.وظیفهی پزشک در صورتی که نسبت به درمان اعضای خانوادهی مصدوم- که وی پزشک آنان است- هیچ گونه تعهّد شرعی نداده باشد چیست؟
ج) تعهد صورت مسأله را پاک نمیکند لذا اگر شخص بتواند معالجه کند باید درمان کند مخصوصا اگر فرد بیمار دارای اهمیت اجتماعی باشد.
11.در صورتی که نسبت به درمان اعضای خانوادهی یکی از آنان دو تعهّد شرعی داده باشد، وظیفهی وی چیست؟
ج) تعهد وظیفه دکتر را سنگین تر میکند اما در غیر این صورت هم اگر بتواند باید بیمار را معالجه کند.
12.با توجّه به کمبود امکانات در بیمارستانهای کشور و محدودیت تعداد تختها در بخشهای ویژهی بیمارستانها، اشغال تخت توسط بیماری که شانس کمتری برای بهبود دارد اگر باعث پذیرش نشدن و در نتیجه مرگ بیماری شود که احتمال بیشتری برای زنده ماندن دارد، چه حکمی دارد؟
ج) باید طوری انجام شود که بیماری که امکان نجات او بیشتر است مورد درمان و استفاده از تخت قرار بگیرد.
13.تشخیص «زیان اهمّ» در امور پزشکی چگونه است؟
ج) به عهده متخصصین در آن فن میباشد.
14.در فرمول برخی از شربتهای تقویتی یا سینهی بزرگسالان و کودکان، الکل طبّی (مست کننده) به کار رفته است. با توجّه به این که هیچ یک از آنها چارهی نهایی نیست، تجویز یا فروش آن در داروخانه چه حکمی دارد؟
ج) در صورتی که از مواد خمر و مست کننده استفاده شود تجویز آن در صورتی که منحصر به آن نباشد حرام است.
15.«الکل اتیلیک» که از منابع تخمیری، شیمیایی و صنعتی گرفته میشود و در پزشکی و داروسازی به صورت موضعی (زُداینده، خشک کننده، ضدّعفونی کننده) و خوراکی- اعم از این که خوردن آن جنبهی دارویی داشته باشد؛ مانند: سم زدایی متانول یا به صورت جزیی یا فرعی در یک فرآوردهی مایع دارویی به
عنوان حلّال یا محافظ وارد شده باشد- استفاده میشود، با توجّه به این که در تهیهی مواد اوّلیه در بسیاری از موارد از الکل استفاده میشود، حکم مصرف آن چیست؟
ج) استفاده از الکل صنعتی که خاصیت مست کنندگی ندارد، اشکال ندارد.
16.با توجّه به این که برخی از داروهای ضروری و حیاتی از منابع حرام یا نجس؛ مانند: اعضای انسان یا حیوان تهیه میشود و این گونه داروها به شیوهی معمول از کشورهای خارجی و غیر مسلمان وارد میشود، حکم شرعی مصرف این گونه داروها و نیز معاملهی آن چیست؟ همچنین ژلاتین وارداتی، کپسولهایی که به گونهی غالب از رودهی خوک یا گوسفند به ذبح غیر شرعی تهیه میشود، چه حکمی دارد؟
ج) اگر مصرف کننده در بازار مسلمانان خریداری میکند مصرف آن اشکال ندارد حتی اگر بداند که وارداتی است مگر یقین کند که از حیوان حرام گوشت تهیه شده است البته اگر معالجه منحصر به آن باشد استفاده آن از باب ضرورت اشکال ندارد.
17.اگر بیمار برای درمان خود نیاز ضروری به خوردن و آشامیدن چیز حرام یا نجس داشته باشد، آیا خوردن و آشامیدن چنین چیزی برای او حرام است؟
ج) اگر منحصر در آن باشد اشکال ندارد.
1.بعد از انتقال تخم لقاح یافته تعدادی از آنها در آزمایشگاه باقی میماند حکم استفاده از آنها برای زن و شوهر نازای دیگر و یا دور ریختن آنها یا انجام کارهای آزمایشگاهی دیگری مانند مطالعات ژنتیک بر روی آنها چیست؟
ج) چون غالبا صاحبات تخمک و اسپرم اعراض از اینها میکنند لذا نگهداری برای انجام کارهای آزمایشگاهی اشکال ندارد ولی برای زن و شوهر نازا استفاده جایز نیست.
2.در بعضی از بیمارستانها برای این که بفهمند انسان بچّهدار میشود یا نه از مرد میخواهند که با عمل استمناء مَنی خودش را در اختیار آزمایشگاه قرار دهد آیا این کار جایز است یا خیر؟
ج) این کار حرام است مگر با دست همسر این کار را انجام دهد یا اضطراری بر این کار باشد
3.در کارآزمایی بالینی، ارزیابی اثرها و عوارض دارویی و یا روشهای تشخیصی و درمانی و پیشگیری بر روی انسانها، این چنین استنباط میشود که در مواردی که حفظ نظام و نیاز جامعه منوط به آن میشود، فرد مجاز است داوطلبانه یا در قبال دریافت وجوهی خود را در اختیار مراکز تحقیقات قرار دهد. نظر حضرت عالی در این مورد چیست؟
ج) اگر عرفاً این گونه کارها ضرر زدن به خود محسوب میشود، حرام است.
4.معمولاً روی انسان آزمایشهای طبّی گوناگونی که گاه خطرناک هم میباشد برای کسب اطّلاعات بیشتر پزشکی در جهت تشخیص امراض و درمان آنها انجام میدهند. بفرمایید:
اگر بیماری یقین داشته باشد که چنانچه خود را در معرض چنین آزمایشهایی قرار دهد به استقبال خطرهای جانی برای خود رفته است ولی از طرفی هم به پیشرفت علم پزشکی و هم به معالجه و مداوای جامعه مسلمانان در آینده کمک نموده است. آیا خود را در معرض چنین آزمایشهایی قراردادن جایز است؟
ج) جایز نیست.
اگر ضرر جانی محتمل باشد ولی کمک به علم پزشکی فوق الذّکر قطعی، آیا در این صورت میتواند خود را در معرض آزمایش قرار دهد؟
ج) اگر احتمال قوی به ضرر داشته باشد جایز نیست و الا مانعی ندارد.
اگر به ضرر جانی برای خود هیچ گونه آگاهی نداشته باشد و فایده آزمایش هم برای کمک فوق الذّکر محتمل باشد، چه حکمی دارد؟
ج) حکمی ندارد زیرا غافل است.
اگر فایده آزمایشها به سود تمامی افراد بشر باشد، بفرمایید حکم خود را در معرض قراردادن در صورت علم به ضرر یا احتمال ضرر و یا عدم علم به ضرر چه خواهد بود؟
ج) اگر بشود از انسان کافر و مهدورالدّمی استفاده کرد باید از این فرد استفاده کرد.
در صورتی که آزمایشهای فوق برای اهداف فوق الذّکر هیچ گونه ضرری برای بیمار نداشته باشد، آیا طبیب بدون اطّلاع به بیمار و بدون کسب اجازه از او میتواند چنین اقدامی نماید؟
ج) بنابر احتیاط بدون اطّلاع جایز نیست.
اگر در صورت ضرورت، انجام چنین آزمایشهایی جایز باشد، چگونگی آن ضرورت را بیان نمایید.
ج) به صورتی که اگر این آزمایش انجام نشود مرگ انسان معینی اتّفاق میافتد در این صورت امکان آزمایش آن هم در صورتی که به ضرر جانی نرسد اشکال ندارد.
5.آزمایشهایی که جهت پیشرفت علم پزشکی بر روی حیوانات انجام میشود، و باعث مرگ آنها میشود، صرف نظر از ضمان، آیا چنین کاری برای پیشرفت علم پزشکی جایز است؟
ج) اشکال ندارد.
6.گاهی پیشرفت علم پزشکی منحصر به انجام آزمایشهایی بر روی انسان است که در برخی موارد خطرناک نیز میباشد، با توجّه به این نکته، حکم مسائل زیر چیست:
اگر بیمار یقین داشته باشد که با قرار گرفتن در معرض چنین آزمایشهایی به استقبال خطرهای جانی رفته، ولی از طرفی هم به
پیشرفت علم پزشکی و هم به درمان جامعهی مسلمانان در آینده کمک نموده، آیا جایز است خود را در معرض چنین آزمایشهایی قرار دهد؟
ج) جایز نیست و باید از غیر مسلمان و مهدورالدم استفاده شود.
7.اگر زیان جانی احتمال داده شود، ولی کمک به علم پزشکی یاد شده قطعی باشد. آیا در این صورت میتواند خود را برای انجام این آزمایشها در اختیار پزشک قرار دهد؟
ج) اگر در حد احتمال کم باشد اشکال ندارد.
8.اگر فایدهی آزمایشها به سود همهی افراد بشر- دوست و دشمن- باشد، آیا میتواند چنین آزمایشهایی را بپذیرد، با نظر به این دو فرض که آگاهی از زیان یا احتمال آن داشته یا آگاهی نداشته است؟
ج) در صورت آگاهی جایز نیست و باید از غیر مسلمان و مهدورالدم استفاده شود و در صورت عدم آگاهی فرد غافل است و غافل حکمی ندارد.
9.در صورتی که آزمایش برای اهداف یاد شده هیچ گونه زیانی برای بیمار نداشته باشد، آیا پزشک بدون آگاهی وی و کسب اجازه از او میتواند چنین اقدامی نماید؟
ج) بنابر احتیاط جایز نیست.
10.آیا آزمایشهایی که برای پیشرفت علم پزشکی بر روی حیوانات انجام میشود و باعث مرگ آنها میگردد- صرف نظر از ضمان- جایز است؟
ج) اگر ضرورت پزشکی اقتضاء کند اشکال ندارد.
1.آیا قرار دادن نطفه مرد اجنبی در رحم زن اجنبیه فی نفسه جایز است؟ و آیا این عمل شبیه به عمل زنا نیست؟
ج) این عمل جایز نیست ولی حکم زنا را ندارد.
2.در مواردی که مرد به علّتی قادر به تولید اسپرم نباشد آیا میتوان از اسپرم مردی اجنبی جهت امتزاج نمودن با تخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود تا پس از تشکیل جنین آن را به رحم خانم بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود؟ ضمناً آیا میتوان اسپرم مرد اجنبی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاه ممزوج نکرد بلکه مستقیما به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همانجا تشکیل شود؟
ج) چنین عملی از نظر ما شرعاً جایز نیست.
3.چنانچه جنینی در حالت علقه یا مضغه به رحم زن دیگری منتقل شود فرزند متعلق به زن اوّلی است یا دوّمی و بر فرض اوّلی، زن دوّم در موارد غیر همجنس محرم است یا نه؟
ج) این جنین متعلّق به زن صاحب تخمک است (زن اوّل) و زن دوّم که جنین را پرورش داده است در حکم مادر رضاعی است.
4.از آنجایی که در انجام لقاح آزمایشگاهی، جهت آبستنی مصنوعی، گرفتن اسپرم (نطفه) از شوهر و نیز برداشت تخمک از تخمدان زن ضرورت دارد، نظر مبارک حضرت عالی در موارد ذیل چیست؟
الف) برداشت تخمک از تخمدان زن با هدایت سونوگرافی (یعنی دستگاه تصویربرداری با کمک امواج ماوراء صوت) از طریق مهبل (واژن) زن، که این کار توسط متخصص زنان و در اتاق عمل تحت شرایط کاملاً استریل (بهداشتی) و با ضرورت نگاه به عورت زن انجام میپذیرد.
ج) خود عمل اشکال ندارد ولی نگاه کردن به عورت زن حرام است و لذا اگر میشود که نگاه نکنند و لمس هم انجام نشود اشکال ندارد.
ب) برداشت تخمک با هدایت سونوگرافی، ولی از طریق لاپاراسکوپی (یعنی بازکردن شکاف کوچک در جدار شکم (که مستلزم نگاه به عورت زن نمیباشد). شایان ذکر است در سالهای اخیر به خاطر پرخطر و پرهزینه بودن، از این روش استفاده نمیشود.
ج) اگر خطرناک باشد جایز نیست.
5.به نظر حضرت عالی انجام تلقیح مصنوعی از نظر شرعی چه صورتی دارد؟ و آیا چنین فرزندی به خانواده یاد شده ملحق میشود یا خیر؟ آیا در صورت ملحق شدن، چنین فرزندی از ارث (ماترک متوفی) برخوردار میگردد یا خیر؟ با توجّه به این که پدر خانواده یک روز قبل از انجام تلقیح فوت نموده و نطفه یک روز بعد از فوت منعقد گردیده و نُه ماه بعد نیز متولّد شده است؟
ج) تلقیح مصنوعی اگر از شوهر به زن انجام شود اشکال ندارد در صورتی که مستلزم لمس و نظر حرام نباشد و تمامی نسبتها و حقوق بین پدر و مادر و فرزند وجود دارد و اشکال ندارد نطفه پدر بعد از فوت هم تلقیح شود ولی از پدر ارث نمیبرد.
6.عدّهای از بیماران زن به علّت اشکال در تخمدانها و یا موارد مربوط به آن قادر به تخمک سازی و یا آزاد نمودن تخمک جهت لقاح نیستند و در نتیجه نازا میباشند، در حالی که رحم آنها اشکالی ندارد و میتواند جنین در آن قرار گرفته و رشد نماید، آیا همسر این خانم میتواند زنی را صیغه کند و تخمک از این زن صیغهای گرفته و با اسپرم شوهرش ممزوج شود و جنین حاصله به رحم زن دائمی منتقل گردد و پس از زایمان توسط زن و شوهر دائمی نگهداری و بزرگ شود؟
ج) در صورتی که مستلزم لمس و نظر حرام نباشد اشکال ندارد.
7.این جانب به طور مادرزادی فاقد رحم هستم. پزشکان گفتهاند باید از رحم استیجاری استفاده نمایم، بدین نحو که: اسپرم همسرم را با تخمک من در آزمایشگاه ممزوج نموده و جنین حاصله را در رحم زن دیگری قرار دهند، میخواستم بدانم که اولاً: این کار از جهت شرعی معنی دارد یا نه؟ ثایناً: حکم زنی که رحمش توان نگهداری جنین را دارد چیست؟ ثالثاً: آیا این زن باید دارای همسر باشد یا نه؟ رابعاً: آیا این زن، خواهر خودم یا خواهر همسرم میتواند باشد یا خیر؟ خامساً: آیا کودک به وجود آمده فرزند پدر و مادر محسوب میشود یا نه؟
ج) 1. جایز نیست مگر این خانم دوّم همسر شوهر شما باشد.
3 و 4. جایز نیست گر چه در صورت انجام این عمل این خانم حکم مادر رضاعی را دارد.
5. در صورتی که خانم دوّم همسر شوهر شما باشد فرزند به دنیا آمده فرزند شما و همسرتان و از نظر حکمی هم نسبت به آن خانم مادر رضاعی محسوب میشود.
8.در کشورهای غربی بانک اسپرم وجود دارد که مَنی مردها را در مراکزی نگهداری میکنند و اگر مردی نازا باشد از مَنی مرد بیگانه به همسر او تزریق میکنند و آنها صاحب فرزند میشوند، آیا این کار از نظر اسلامی اشکال دارد؟ اگر ممنوع است به چه دلیل؟ اگر مسلمانی ناآگاهانه مرتکب شود، فرزند او چه حکمی دارد؟ حکم آگاهانه چنین عملی چیست؟
ج) جایز نیست و باید مَنی همسر در رحم زن قرار بگیرد ولی اگر ناآگاهانه یا آگاهانه انجام شود فرزند به دنیا آمده متعلّق به مادر است و در صورتی که صاحب مَنی معلوم باشد پدر او هم این مرد است.
9.وارد نمودن نطفه لقاح یافته پدر و مادر مجهول الهویه، در رحم زن مسلمان با رضایت شوهرش، چه حکمی دارد؟
ج) به نظر ما جایز نیست.
10.وارد نمودن مَنی مردی مجهول الهویه از طریق عمل جرّاحی و تلقیح مصنوعی به روشهای پزشکی در رحم زن مسلمانی که شوهرش عقیم میباشد و شوهرش نیز راضی به این عمل است چه حکمی دارد؟
ج) جایز نیست.
الف) انتقال نطفه زوج پس از مرگ به رحم زوجه چه حکمی دارد؟
ج) تا قبل از تمام شدن عدّه زن اشکال ندارد البته به شرط آنکه موحب لمس و نظر حرام نباشد.
ب) احکام مربوط به ولد را از نظر طهارت و ارث و... بیان فرمایید؟
ج) از تمامی جهات فرزند متعلق به این مرحوم و این زن میباشد و فقط از پدر ارث نمیبرد.
ج) جایز نیست.
13.در صورتی که نازایی زنی به خاطر رحم او باشد و پزشکان تصمیم بر تعویض رحم او بگیرند و چنین عملی صورت پذیرد و زن حامله و بچّهدار گردد حکم فرزند او چیست، در ضمن در صورتی که رحم همراه تخمدان تعویض گردد، حکم چیست؟
ج) بعد از آن که پیوند حاصل شد و بدن زن پیوند را قبول کرد جزء بدن او محسوب میشود و لذا نطفه منعقد شده در این رحم متعلّق به این زن و شوهرش میباشد و تمامی احکام از ارث و محرمیت و امثال آن بر آن مترتب میشود.
14.آیا وارد نمودن اسپرم مرد بیگانه در رحم زن در صورتی که شوهر وی عقیم باشد حرام است؟
ج) جایز نیست.
ج) با فرض فوق اشکال ندارد اگر از نظر لمس و نظر حرام مراعات گردد و بچّه متعلّق به شوهر است و زن صاحب رحم حکم مادر رضاعی او را دارد.
16.پزشک متخصّص تشخیص داده است که تخمک زنی ضعیف است و باید با تخمک زنی دیگر تقویت شود تا بچّهدار شود. آیا تلقیح تخمک زن بیگانه به زن دیگر برای تقویت آن جایز است یا خیر؟ و اگر زن پس از تلقیح، بچّهدار شود، بچّهی متولّد شده به کدام یک از این دو زن تعلّق دارد؟
ج) در صورتی که شوهر این خانم آن زن بیگانه را به عقد موقّت خود درآورد و بعد تخمک از او گرفته شود و با تخمک همسر خود تقویت شود اشکال ندارد. و بچّه متولّد شده به زن صاحب تخمک و رحم متعلّق است مگر یقین شود که از تخمک هر دو بچّه متولّد شده باشد که متعلّق به هر دو میباشد.
ج) به نظر ما جایز نیست.
ج) به نظر ما جایز نیست.
19.آیا بر پایهی شریعت اسلامی، بارور کردن زن با اسپرم منجمد شدهی شوهر وی که فوت کرده است اشکال دارد؟ اگر زنی از
شوهر خود طلاق گرفته باشد امّا با مرد دیگری ازدواج نکرده باشد چطور؟
ج) قبل از اتمام عدّه اشکال ندارد ولی بعد از اتمام عدّه خلاف احتیاط است و اگر زن از شوهر طلاق گرفته باشد نمیتواند از اسپرم او برای بارداری استفاده کند.
20.در صورتی که نازایی به خاطر رحم زن باشد و پزشکان تصمیم به عوض کردن رحم او بگیرند و چنین کاری صورت پذیرد و زن، حامله و بچّهدار شود، حکم فرزند او چیست؟ در ضمن در صورتی که رحم همراه تخمدان تعویض شود چطور؟
ج) با فرض مذکور در هر دو صورت بچّه متعلّق به این زن و شوهرش میباشد.
ج) به نظر ما جایز نیست.
تخمک گذاری زنان در اواسط چرخهی قاعدگی- یعنی وقتی که سلول نطفهی زن از تخمدان رها میشود و به سوی رحم روانه میشود- و سفارش به نزدیکی در همان زمان برای پسر شدن یا دو سه روز پیش از آن برای دختر شدن نتایج مطلوبی در حدود هشتاد تا نود درصد موارد به دست آمده است. با توجّه به این که در روایتها و احادیث ائمّهی اطهار: در زمینه انتخاب جنس فرزندان اشارههایی آمده است دنبال نمودن چنین تحقیق و بهرهگیری از آن حتّی در سطح عموم از نظر شرعی چگونه میباشد؟
ج) اشکال ندارد زیرا این امور قطعی نیست و احتمالی است.
23.حکم رحم اجارهای در مورد زنی که شوهر دارد چیست؟
ج) به نظر ما جایز نیست.
24.آیا لقاح آزمایشگاهی در صورتی که اسپرم و تخمک از زن و شوهر شرعی باشد، جایز است؟
ج) در صورتی که موجب نظر و لمس حرام نباشد اشکال ندارد.
بر فرض جواز، آیا جایز است این کار توسّط پزشکان نامحرم صورت بگیرد؟ و آیا فرزندی که از این طریق به دنیا میآید ملحق به زن و شوهری است که صاحب اسپرم و تخمک هستند؟
ج) انجام این کار توسط نامحرم اگر موجب لمس و نگاه حرام باشد جایز نیست ولی فرزند ملحق به صاحب اسپرم و تخمک است.
ج) اگر موجب نظر و لمس حرام باشد جایز نیست ولی بر فرض انجام این کار فرزند به دنیا آمده ملحق به صاحب تخمک و اسپرم است.
25.گاهی بعضی از زوجها به علّت عدم تخمکگذاری در زن که وجود آن برای عمل لقاح ضروری است، مجبور به جدایی شده و یا به علّت عدم امکان درمان بیماری و بچّهدار نشدن، با مشکلات زناشویی و روحی مواجه میشوند، آیا در این صورت جایز است که به روش علمی از تخمکگذاری زن دیگری برای انجام عمل لقاح با نطفه شوهر در خارج از رحم استفاده شود و سپس نطفه لقاح یافته به رحم آن زن منتقل گردد؟
ج) به نظر ما این کار مشروعیت ندارد مگر اینکه زن دیگر هم همسر این مرد باشد و موجب نگاه و لمس حرام هم نباشد.
26.اگر نطفه از شوهر گرفته شود و بعد از وفات او با تخمک همسرش لقاح شده و سپس به رحم او منتقل شود،
اولاً: آیا این عمل شرعاً جایز است؟
ج) اگر قبل از اتمام عدّه باشد و موجب نظر و لمس حرام نباشد اشکال ندارد.
ثانیاً: آیا کودکی که متولّد میشود فرزند آن مرد است و از نظر شرعی به او ملحق میشود؟
ج) بله ملحق به همان مرد است.
ثالثاً: آیا فرزندی که به دنیا میآید از صاحب نطفه ارث میبرد؟
ج) ارث نمیبرد.
27.آیا تلقیح نطفه مردی نامحرم به همسر مردی که بچّهدار نمیشود، از طریق قراردادن نطفه در رحم او جایز است؟
ج) به نظر ما مشروعیت ندارد.
28.اگر زن شوهرداری به علّت یائسگی یا غیر آن تخمکگذاری نکند؛
آیا جایز است تخمکی از زن دوّم شوهر بعد از تلقیح با نطفه شوهر به رحم زن اوّل او منتقل شود؟
ج) اگر موجب نظر و لمس حرام نباشد اشکال ندارد.
آیا در این مورد تفاوتی هست بین این که او یا زن دوّم، همسر دائم باشند یا موقّت؟
ج) تفاوتی نمیکند.
کدامیک از دو زن مادر کودک خواهند بود؟ صاحب تخمک یا صاحب رحم؟
ج) صاحب تخمک مادر طفل است و صاحب رحم حکم مادر رضاعی را دارد.
آیا این عمل در صورتی که نیاز به تخمک همسر دیگر به خاطر ضعف تخمک زن صاحب رحم باشد به حدّی که در صورت لقاح نطفه شوهر با آن، خوف این وجود داشته باشد که کودک معیوب متولّد شود، نیز جایز است؟
ج) اگر موجب نظر و لمس حرام نباشد جایز است.
29.آیا در صورتهای ذیل تلقیح زن با نطفه شوهرش که از دنیا رفته، جایز است؛
بعد از وفات شوهر ولی قبل از انقضای عدّه؟
ج) اشکال ندارد.
بعد از وفات او و بعد از انقضای عدّه؟
ج) جایز نیست.
اگر آن زن بعد از فوت شوهرش با مرد دیگری ازدواج نماید، آیا جایز است خود را با نطفه شوهر اوّلش تلقیح کند؟
ج) جایز نیست.
آیا در صورت فوت شوهر دوّم، جایز است خود را با نطفه شوهر اوّلش بارور کند؟
ج) جایز نیست.
30.امروزه میتوان تخمکهایی را که در خارج از رحم بارور شدهاند در مکانهای مخصوصی به طور زنده نگهداری کرد و در صورت نیاز آنها را در رحم صاحب تخمک قرار داد، آیا این کار جایز است؟
ج) در صورتی که موجب لمس و نظر حرام نگردد اشکال ندارد.
1.جلوگیری از بارداری به وسیله بستن لوله رحم چه حکمی دارد؟
ج) اگر جلوگیری با بستن لوله به صورت دائمی باشد شرعاً جایز نیست و الّا به صورت موقّت مانعی ندارد به این معنا که هر زمان خواسته باشند بتوانند لوله را باز نمایند حتی اگر عملا هیچ وقت نخواسته باشند آن را باز کنند ولی همین مقدار که امکان باز شدن باشد برای جواز کافی است.
2.آیا شوهر میتواند زن را مجبور به حامله شدن کند؟
ج) اگر حامله شدن موجب عسر و حرج برای زن باشد جایز نیست که زن را مجبور به حاملگی نماید لکن زن نباید به گونه ای رفتار کند که حق مرد نیز ضایع شود لذا اگر زن هیچگاه تمایلی برای بچه دار شدن با وجود سلامت بدن نداشته باشد مرد حق اجبار دارد.
3.نظر حضرت عالی در مورد نفس کنترل جمعیت و نیز شیوههای آن در شرایط کنونی جامعه اسلامی چیست؟
ج) به نظر ما وجاهت شرعی ندارد و از لحاظ فرهنگی و در دراز مدت نیز موجب تبعات منفی خواهد بود.
4.زنهایی که به ضعف اعصاب و بیماریهای گوناگون دچارند- که حاملگی باعث تشدید آن است- آیا میتوانند «کورتاژ» کنند؟ آیا رضایت زن و شوهر برای جلوگیری از بارداری از هر راهی لازم است؟
ج) کورتاژ حرام است و برای جلوگیری از بارداری از راههایی که شرعاً جایز نیست رضایت زن و شوهر لازم است.
5.کپسولهایی وجود دارد به نام «نور پلانت» که در زیر پوست کاشته میشود، که بیشتر زیر پوست قسمت خارجی فوقانی بازو کاشته میشود و این یکی از روشهای جلوگیری از بارداری است آیا این عمل شرعاً جایز است؟
ج) اگر ضرر و زیان قابل توجهی نداشته باشد اشکال ندارد.
6.پیشگیری از حاملگی و کنترل جمعیت راههای مختلف دارد؟ آیا افراد با اطّلاع از روشها و عوارض هر یک از آنها میتوانند داوطلبانه انتخاب نمایند؟
ج) اگر موجب ضرر و زیان به اجتماع نشود و موجب لمس و نگاه حرام نامحرم هم نشود شرعا گناه ندارد اما توصیه نمی شود.
7.با توجّه به این که بین پزشکان اختلاف است که ابزار درون رحمی (که برای جلوگیری از بارداری به کار میروند) ممانعت از انعقاد نطفه میکنند یا این که بعد از انعقاد نطفه (ترکیب سلول جنسی نر با سلول جنسی مادّه) در لولههای رحم از لانه گزینی آن در جدار رحم جلوگیری کرده موجب دفع نطفه میگردند بفرمایید:
اگر انسان یقین به کیفیت دوّم (دفع نطفه بعد از انعقاد) داشته باشد استفاده از آنها چگونه است؟
ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی شود جایز نیست و دیه دارد.
اگر انسان شکّ بین دو کیفیت فوق داشته باشد چطور؟
ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی نشود و یا شک داشته باشد اشکال ندارد.
8.چنین مرسوم است که زنان برای جلوگیری از بارداری ناخواسته و سقط جنینهایی که خطر مرگ دارد با رضایت شوهر از مواد و وسایلی مانند: قرص، آی - یو- دی و کلاهک دیافراگم و کرم و ژله، و آمپول که عمل آنان نهایتاً ممانعت از انعقاد نطفه میباشد، استفاده میکنند و مردان با رضایت همسران از کاندوم (پوشش پلاستیک) و روش عزل بهره میگیرند، مستدعی است حکم شرعی موارد مذکور را مرقوم فرمایید؟
ج) اگر موارد مذکور ضرر و زیان قابل اعتنایی نداشته باشد و موجب لمس و نظر حرام یا عقیم شدن دائمی نباشد اشکال ندارد گر چه در مجموع عمل پسندیده ای نیست.
9.با توجّه به این که برای گذاشتن آی- یو- دی در حال حاضر لمس و نظر صورت میگیرد، آیا انجام این عمل توسّط پزشک زن جایز است؟
ج) جایز نیست مگر ضرورت و اضطراری اقتضا کند.
10.آیا منظور از لمس، لمس مستقیم پوست با بدن بیمار است یا در صورتی که دست پزشک با دستکش طبّی پوشیده شده باشد، لمس محسوب نمیشود؟
ج) لمس محسوب نمیشود.
11.زنهایی که با داشتن پنج تا دوازده فرزند برای جلوگیری از آبستنی تقاضای تجویز قرصهای ضدّ حاملگی یا گذاشتن وسیله درون رحم مینمایند، آیا خوردن قرص و قراردادن وسیله، جایز است یا نه؟
ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی نشود اشکال ندارد.
زنهایی که با داشتن پنج فرزند به بالا نمیتوانند از وسایل عادی ضدّ حاملگی مثل قرص و... استفاده کنند، آیا میتوانند با بستن لولههای رحم از آبستنی جلوگیری کنند؟
ج) اگر موجب عقیم شدن دائمی نشود و یا موجب لمس و نگاه حرام نشود اشکال ندارد و الا جایز نیست.
زنهایی که مبتلا به بیماریهای مختلف مثل پارگی شکم، بیماری کلّیه و قلب هستند که با حاملگی منافات دارد و سبب تشدید بیماری آنها میگردد، آیا میتوانند با بستن لولههای رحم از حاملگی پیشگیری کنند؟
ج) اگر اضطرار صدق کند و مجبور باشند اشکال ندارد.
زنهایی که به ضعف اعصاب و بیماریهای مختلف که حاملگی موجب تشدید آنها است، دچارند آیا میتوانند «کورتاژ» کنند آیا رضایت زن و شوهر برای جلوگیری از آبستنی به هر طریق لازم است؟
ج) کورتاژ جایز نیست ولو با رضایت شوهر ولی جلوگیری از حاملگی با رضایت شوهر اشکال ندارد.
12.بعضی از مردان در موقع انزال، مَنی خود را درون رحم نمیریزند و یا از کاندوم استفاده میکنند آیا شرعاً مسئولیت دارند یا نه؟
ج) اشکال ندارد گر چه اگر زن ناراضی باشد مکروه است.
13.آیا برای جلوگیری از بارداری اذن شوهر لازم است؟ در صورت لزوم اگر وی متقاعد نشود و به هیچ وجه اجازه ندهد، چه باید کرد؟
ج) اجازه لازم است همچنان که شرعاً برای مرد هم لازم است که مراعات حال زن را بنماید و اگر حاملگی برای زن عسر و حرج شدید دارد و یا موجب تشدید بیماری و یا از بین رفتن سلامتی می شود مرد هم حق ندارد او را وادار به حاملگی کند.
14.در صورتی که بچّهدار شدن موجب بروز خطراتی برای مادر باشد، زن میتواند با اذن شوهر از انعقاد نطفه جلوگیری کند؟
ج) اشکال ندارد.
15.استفاده از وسایل ضدّ بارداری که انسان بداند یا احتمال صحیح بدهد که ضرر دارند؛ مثل قرصهای ضدّ بارداری که مخرّب قلب و عروق است، چگونه میباشد؟
ج) اگر ضرر قابل اعتناء است استفاده از آن جایز نیست.
ج) اگر موجب تضییع حق شوهر شود و یا بخواهد به مدت مدید این کار را کند بدون رضایت شوهر جایز نیست.
17.جهت بستن لولههای رحمی (TL) روش «لاپاراسکوپی» میتواند مورد استفاده قرار گیرد؛ یعنی با برشهای حدود یک تا نیم سانتیمتر از روی شکم، این عمل فی نفسه چه حکمی دارد؟
ج) اگر موجب عقیم شدن دائم مرد میگردد که امکان باز شدن نباشد جایز نیست.
ج) اگر حاملگی برای زن خطر جانی دارد و راهی جز بستن لوله نباشد اشکال ندارد.
ج) اگر امکان باز شدن لوله باشد ولو آن که نخواسته باشد آن را باز کند اشکال ندارد.
ج) شرط است مگر واقعا زن دچار بیماری خاصی باشد که حاملگی برای او ضرر دارد و ناچار به این کار باشد
ج) اگر راهی جز بستن لولههای رحم نباشد اشکال ندارد.
1.بستن لولههای زن و مرد که لازمه آن عقیم شدن است چه حکمی دارد؟ آیا رضایت طرف شرط است؟
ج) بستن دائمی لوله زن و مرد جایز نیست.
2.در صورتی که بستن لولههای زن یا مرد اجازه داده شود حقّ تقدّم با کدام یکی است؟
ج) هرکدام که موجب عقیم شدن دائم نباشد مقدم است.
3.در بانوانی که زمینه مساعد برای به دنیا آوردن فرزندان ناقص الخلقه دارند، به ویژه در مواردی که زایمانهای پیشین نیز این موضوع را ثابت کند، آیا قطع دائم حاملگی جایز است؟
ج)اگر همراه با عقیم کردن و بستن لوله رحم باشد جایز نیست، اما مراقبت برای حامله نشدن اشکال ندارد.
ج) جایز نیست مگر ضرورت شرعی باشد.
5.اگر پزشکی از طرف دولت موظّف شد برای کنترل موالید مردان و زنان را عقیم سازد تکلیف چیست؟
ج) حق انجام این کار را ندارد و مالی را که میگیرد حلال نیست.
6.آیا جواز شرعی برای «وازکتومی» و بستن لولهها جهت کنترل موالید و جلوگیری از رشد غیر متعارف جمعیت، عنوان حکم ثانویه (حکومتی) را داشته و با از بین رفتن ضرورت قابل لغو است؟
ج) وازکتومی و بستن لوله ها شرعا حرام است و با این عناوین حرمت آن برطرف نمی شود.
ج) این عمل شرعا حرام است و رضایت همسر تأثیری در حرمت آن ندارد
ج : بستن دائمی لوله رحم و عقیم کردن جایز نیست.
9.در مورد بانوانی که زمینهی مساعد برای به دنیا آوردن فرزندانی که نقص دارند؛ به ویژه در مواردی که زایمانهای پیشین نیز این موضوع را ثابت کند، آیا قطع همیشگی حاملگی جایز است؟
ج) چنانچه بتوانند از طریق مراقبتهای ویژه حامله نشوند حق ندارند اقدام به عقیم کردن دائمی نمایند.
10.آیا در صورتی که شیمی درمانی بر روی بیماران مرد باعث عقیمی همیشگی شود، امری جایز میباشد؟
ج) در صورتی که شیمی درمانی برای معالجه بیمار ضروری باشد اشکال ندارد.
11.آیا کسانی که صاحب چند فرزند هستند میتوانند به بستن لولههای خود اقدام کنند؛ در حالی که این عمل باعث عقیم شدن همیشگی آنها میشود؟
ج) جایز نیست.
1.هنگام زایمان، در صورتی که زنی نباشد تا به ماما در وضع حمل کمک کند؛ آیا مرد میتواند کمک کند؟
ج) به مقدار اضطرار و ضرورت اشکال ندارد البته تا جایی که امکان دارد مرد از محارم باشد و تا جایی که امکان دارد نباید به آلت تناسلی زن نگاه کند.
2.برخی از خانمهای باردار که میتوانند به روش طبیعی زایمان کنند اصرار دارند که سزارین شوند تا درد کمتری را تحمّل کنند، آیا این کار جایز است؟
ج) در صورتی که امکان روش طبیعی باشد سزارین جایز نیست.
1.آیا فروش داروهایی که منحصراً برای سقط جنین میباشند، جایز است؟
ج) جایز نیست و حرمت دارد.
2.آیا جایز است برای معالجه سرطان پیشرفته زنی که حامله است و اگر معالجه نشود و صبر کنند تا پایان حاملگی، مادر از بین میرود، سقط جنین نمود؟
ج) اگر اطمینان عرفی به مردن مادر وجود دارد سقط اشکال ندارد.
3.اگر طبیب تشخیص قطعی دهد که ماندن جنین در شکم مادر موجب مرگ مادر میگردد، بفرمایید:
آیا از بین بردن جنین در شکم مادر جایز است تا مادر سالم بماند؟
ج) با فرض مذکور سقط و یا از بین بردن جنین در شکم مادر اشکال ندارد.
آیا میتوان مادر را به همان حال باقی نهاد تا بچّه سالم بماند و مادر بمیرد؟
ج) خلاف احتیاط است
اگر در باقی گذاردن مادر به همان حال، هم احتمال مرگ مادر و هم بچّه در کار باشد، تکلیف چیست؟ با این توضیح که احتمال مرگ و سلامتی برای هر دو مساوی است؟
ج) اگر احتمال سلامتی هم داده شود و احتمال قابل اعتنا باشد نمی توان هیچکدام را فدای دیگری کرد.
آیا حکم فوق نسبت به جنین قبل از «ولوج روح» و بعد از آن فرق دارد؟ لطفاً توضیح دهید.
ج) در مواردی که سقط جایز شد تفاوت نمی کند گرچه اگر سقط را قبل از ولوج روح انجام دهند با احتیاط نزدیکتر است.
4.آیا بیرون آوردن جنین از رحم مادر زودتر از موقع و بزرگ نمودن او تحت مراقبتهای ویژه و یا در دستگاه مخصوص (انکوباتور) جایز است؟
ج) اگر به مصلحت جنین و مادر باشد اشکال ندارد
ج) طبیب حق سقط و از بین بردن فرزند را ندارد مگر خطر مرگ برای مادر قطعی باشد و پزشک در قبال عمل والدین مسئول نیست لذا اگر ضرورت تشخیص دهد اطلاع اشکال ندارد و الا اطلاع داده نشود.
ج: طبیب حق کشتن جنین را ندارد و در صورت تشخیص ضرورت. میتواند به والدین آنها اطلاع دهد
ج)سقط جنین حرام است
8.با توجّه به درمانهای نازایی که صورت میگیرد، گاهی پیش میآید که حاملگی چند قلو (چهار قلو) رخ میدهد که اکثراً با
زایمان زودرس در ماههای 5 و 6 همراه میباشد و جنینها به ثمر نرسیده و از بین میروند. یکی از روشهایی که امروزه در دنیا انجام میشود کاهش تعداد این جنینها در ماههای اوّل حاملگی (در50 تا 60 روز ابتدایی) میباشد تا بقیه جنینها بتوانند رشد نمایند و حاملگی به ثمر برسد، آیا این روش درمانی از نظر شرع مقدّس جایز است یا خیر؟
ج) در صورتیکه این عمل قبل از دمیده شدن روح و به قصد رشد جنین های دیگر باشد اشکال ندارد
9.با عکس برداری از جنین، معلوم شده که جنین ناقص الخلقه میباشد که پس از تولّد مانند تکّه گوشتی به کناری خواهد افتاد و هیچ گونه فعالیتی نمیتواند داشته باشد و فاقد هرگونه درک و شعور انسانی خواهد بود. با این وصف:
آیا جایز است در همان حال (قبل از ولوج روح یا بعد از آن) وی را از بین برد و جنین را سقط نمود؟
ج: این عمل حرام است
اگر این طفل به دنیا آمد و سپس مریض شد آیا جایز است که هیچ گونه اقدامی در مورد درمان وی انجام نداد تا زودتر بمیرد و چه بسا از درد و رنج هم راحت شود؟
ج: جایز نیست و باید تلاش برای درمان وی صورت گیرد.
10.خانم بیماری که حامله بوده و نیاز به شیمی درمانی دارد، در صورت وجود ضرر برای کودک آیا جایز است شیمی درمانی شود یا نه؟ در صورت جواز، اگر کودک قبل از تولّد ناقص الخلقه تشخیص داده شود، میتوان آن را سقط کرد یا نه؟
ضمناً رضایت شوهر شرط است یا نه؟
ج) اگر اجباری به شیمی درمانی دارد شرعاً مانعی ندارد و امّا سقط کودک شرعا حرام است و رضایت شوهر برای سقط جنین اعتبار ندارد.
11.در تعیین موارد اضطرار، آیا در صورتی که پزشکان متخصّص زنان و زایمان برای جلوگیری از بارداری، در مورد خطرات احتمالی جانی و جسمی برای جنین به خانمی اعلام خطر کنند کفایت میکند؟
ج) سقط جنین فقط در صورتی جایز است که خطر مرگ برای مادر محرز باشد و در غیر این صورت سقط جایز است
12.پزشکان میتوانند جنین را از شکم زنی که نمیتواند آن را در رحم معیوب خود پرورش دهد و سقط میکند، خارج نموده و در رحم سالم زن دیگری قرار داده که در آن جا جنین به رشد خود ادامه داده تا به طور طبیعی متولّد شود، بفرمایید:
آیا اگر زن دوّم هم، همسر شوهر زن اوّل باشد (که نطفه متعلّق به یک شوهر میشود) این کار جایز است؟
ج) جایز است
در صورتی که زن دوّم با شوهر زن اوّل بیگانه و اجنبی باشد آیا این کار جایز میباشد؟
ج) به نظر ما جایز نیست
اگر انجام این کار قبل از ولوج روح یا بعد از ولوج روح فرق دارد آن را بیان فرمایید؟
ج) تفاوت نمیکند.
13.چنانچه جنین در حالی که به صورت علقه یا مضغه و یا بعد از دمیده شدن روح در آن به رحم زن دیگری منتقل شود و در آن رحم رشد و پرورش یابد و متولّد شود، آیا نوزاد فرزند زن اوّلی است یا دوّمی؟
ج)نوزاد زن اول می باشد.
14.از آن جایی که میتوان فرزند متولّد شده از زوجی دیگر را، به فرزندی قبول نمود و بر فرزند خواندگی توسّط شرع مقدّس صحه گذاشته شده است و سنّ مولود اهمیتی در فرزند خواندگی ندارد – یعنی مولود میتواند یک روزه باشد یا چند ساله میتواند نُه ماهه به دنیا آمده باشد یا هفت ماهه و یا حتّی زودتر – لذا این سؤال مطرح میشود که آیا میتوان فرزند خواندگی را از دوران جنینی آغاز نمود؟ به عبارت دیگر آیا میتوان جنین حاصل از نطفه شوهر (اسپرم شوهر) و تخمک همسرش را پس از انعقاد نطفه و تشکیل شدن جنین در همان
روز اوّل به فرزند خواندگی داد و زوج دیگری او را به فرزندی قبول نماید. اگر این مسأله جایز باشد، آیا میتوان جنین تشکیل شده را در رحم مادر خواندهاش قرار داد که پس از تولّد او را بزرگ نماید؟
ج) جایز نیست
15.اطبّا در آزمایشگاهی مَنی مرد (اسپرم) را با تخمک زن (اوول) در لوله آزمایش قرار داده و آن را رشد میدهند، بفرمایید:
آیا آن نطفه رشد یافته را میتوان دور افکند یا این که حکم سقط جنین را پیدا میکند و باید تا طفل کامل و صاحب روح میشود از وی محافظت نمود؟
ج) بنابر احتیاط محافظت لازم است.
اگر دور افکندن آن جایز نباشد، آیا باید دیهی سقط جنین پرداخت نموده و در صورتی که باید پرداخت شود به عهده کیست؟
ج) دیه احتیاطا باید پرداخته شود و کسی که عامل از بین رفتن است باید پرداخت کند.
آیا دور افکندن آن قبل از ولوج روح یا بعد از ولوج فرق دارد؟ لطفاً بیان نمایید؟
ج) بعد از ولوج روح احتیاط لازم تر است ولی از بین بردن آن قبل از ولوج روح هم خلاف احتیاط است.
ج) این کار جایز نیست و صرفا انتقال نطفه مرد به رحم زن خود در صورتیکه مستلزم نگاه و لمس حرام نشود جایز است
17.حکم سقط جنین که انگیزههای دیگری غیر از اضطرار و عسر و حرج و... در میان باشد؛ از قبیل حفظ آبرو، حیثیت خانوادگی و... چیست؟
ج)حرام است و کفاره دارد
18.نگهداری جنین در آزمایشگاه به منظور آموزش دادن دانشجویان چگونه است؟
ج) تا قبل از ولوج روح اشکال ندارد اما اگر بعد از دمیده شدن روح در آن باشد محل اشکال است و باید ترک شود
19.اگر خانمی با مراجعه به پزشک ادّعا نماید که در ضمن نکاح موقّت مبتلا به بارداری ناخواسته شده، در حالی که اقدام وی به نکاح موقّت با اجازهی ولی و دور از انظار و بدون اطّلاع سایر افراد خانواده و اطرافیانش بوده است، و اکنون افشای این امر در اثر بارداری حیثیت اجتماعی خانواده و خودش را به شدّت لکّهدار خواهد ساخت و فرزند نیز در آینده دچار مشکلات روحی و اجتماعی خواهد شد، آیا سقط جنین او با تقاضای خودش برای پزشک جایز است؟ در صورت جواز تا چند ماهگی؟
ج: سقط جنین در این فرض جایز نیست و دیه و کفاره دارد
20.در مواردی که پزشک باعث سقط جنین میشود، دیهی لازمه باید توسط چه کسی پرداخت شود؟ و آیا اگر شرط کند که دیه به عهده وی نیست، آیا این شرط جهت رفع دیه کافی است؟ اگر با قبول این شرط، فردی که دیه بر او واجب است آن را پرداخت نکند، آیا در این صورت پزشک مدیون خواهد بود؟
ج: باید پزشک دیه را بپردازد و اگر سقط از موارد حرام باشد برائت معنایی ندارد
21.زنی به وسیلهی طبیب سقط جنین نموده و از این موضوع زن و شوهر هر دو راضی هستند امّا نمیدانند که سقط شده، جنین است یا علقه، فقط میدانند که حمل مدّت 55 روز بوده است. در این صورت دیهاش چقدر است و به چه کسی باید داد؟
ج)55 روز علقه است و باید دیه را به ورثه بچه بدهند و خود پدر و مادر از دیه ارث نمی برند
22.نطفهای از مرد کافر در رحم زن کافره که هر دوی آنها صاحب کتاب هستند منعقد شده است. اگر زن کافره به پزشک مراجعه کند و بخواهد بچّه را سقط کند، اوّلاً سقط کردن این بچّه برای این پزشک جایز است یا نه؟ ثانیاً اگر جایز نیست و پزشک مسلمان این عمل را انجام داد و مباشر سقط شد، دیه بر او واجب است یا خیر؟
ج) سقط جنین جایز نیست و دیه واجب است و اگر پدر و مادر هر دو کافر هستند پزشک باید دیه کافر را بدهد.
23.زنی که با مرد اجنبی آشنا شده و مدّتی با هم رابطه داشتهاند و یک بچّه هم از آنها به وجود آمده که البته سقط نموده و بچّههای دیگری هم از شوهرش دارد، حالا میخواهد توبه کند و بداند که آن بچه نامشروعی را که سقط کرده دیه دارد یا نه؟ و اگر دارد دیهاش چه مقدار است؟
ج) سقط جنین دیه و کفاره دارد و بر اساس اینکه در چه ماهی او را سقط کرده باید دیه او را بپردازد.
ج) حکم به قصاص خلاف حکم فقهاست و قاضی حق حکم نمودن را ندارد.
25.آیا دیه در دینار (طلا) متعین است یا میتوان معادل ریالی آن را پرداخت؟ لطفاً نحوه معادل ریالی هر دینار را بیان فرمایید.
ج) دیه در مرحله اوّل به دینار یعنی طلای مسکوک محاسبه و تبدیل به ریال میشود.
26.دخترم نزدیک چهار سال پیش با شخصی ازدواج کرده است و چند بار یک دیگر را به خاطر نداشتن تفاهم ترک کردهاند و دوباره با واسطه آشتی کردهاند. نزدیک یک ماه و نیم است که دخترم حامله است و چون قصد جدا شدن از شوهرش را دارد میخواهد سقط کند، آیا با این فرض، سقط جنین یک و نیم ماهه جایز است؟
ج) حرام است و حکم آدمکشی را دارد.
27.در صورتی که روح در جنین دمیده شده باشد، حکم سقط کردن آن چیست؟
ج) حرام است.
28.با پیشرفتهای علم پزشکی، متخصّصان توانستهاند برای جلوگیری از بروز بیماریهای ارثی و ژنتیک، روش تازهای ابداع نمایند. در این روش، یکی دو روز پس از لقاح و پدید آمدن تخم، در همان مراحل اوّلیهی رشد و پیش از جایگزین شدن در رحم، آن را از رحم بیرون میآوردند و در آزمایشگاه بررسی میکنند و در صورتی که بیماری ژنتیک ویژهای داشته
باشد از باز گرداندن آن به رحم جلوگیری میکنند و با این کار، مانع پدید آمدن بیماری ژنتیک و زایش نوزادان ناقص الخلقه میشوند و آن را در صورت سالم بودن به رحم مادر منتقل میکنند تا بقیه مراحل رشد را به طور طبیعی در رحم بگذارند. آیا پیشگیری ذکر شده و باز نگرداندن تخم به رحم جایز است؟
ج) اگر یقین دارند که موجب به دنیا آمدن نوزاد ناقصالخلقه میشود به رحم برنگردانند ولی باید دیه آن داده شود.
29.در برخی موارد، مشکل بروز بیماریهای ژنتیک نیست و افراد تندرست برای انتخاب جنس فرزند خود تقاضای انجام آزمایشهای ژنتیک را دارند، حکم چنین آزمایشهایی چیست؟
ج) اگر این گونه آزمایشات ضرر و زیانی نداشته باشد اشکال ندارد.
30.با توجّه به این که همسر این جانب دچار مرض قند است و نزدیک پنجاه روز است که باردار شده است، بنابر تشخیص پزشک قانونی باید سقط جنین کند و بنا به نظر پزشک دیگری باید مدّت هفت ماه استراحت کند، ولی با توجّه به داشتن چهار فرزند، فرض دوّم برای او مقدور نیست، تکلیف چیست؟
ج) سقط جنین حرام است مگر آنکه اگر سقط صورت نگیرد قطعا مادر جان می دهد که در این صورت سقط اشکال ندارد.
31.برای درمان سرطان پیشرفتهی زن بارداری که اگر درمان نشود و تا پایان حاملگی صبر کنند مادر از بین میرود، جایز است جنین را سقط کنند؟
ج) اگر موجب مرگ مادر میشود میشود جنین را سقط کرد.
32.با توجّه به این که شوهر اوّل همسر این جانب شهید شده است و فرزند او از همسر اوّلش نیز در اثر حادثهای فوت نموده و اکنون دارای روحیات ویژهای است و با پیش آمدن بارداری ناخواسته، دچار مشکلات روحی و افسردگی شده است و همسر یا جنین او به صورت قطعی آسیب میبینند، آیا برای حلّ مشکل میتوان جنینی را که نزدیک به بیست و پنج روز از آن گذشته است، سقط نمود؟
ج) اگر وجود جنین موجب مگر مادر شود سقط جائز است و الا سقط جایز نیست.
33.اگر پزشک تشخیص قطعی دهد که ماندن جنین در رحم باعث مرگ مادر میگردد، حال بفرمایید:
آیا از بین بردن جنین در رحم مادر جایز است تا مادر سالم بماند؟
ج) با فرض مذکور جایز است.
آیا میتوان مادر را به همان حال گذاشت تا جنین سالم بماند و مادر بمیرد؟
ج) مادر مقدّم است.
اگر در رها کردن مادر به همان حال، احتمال مرگ مادر و جنین باشد، تکلیف چیست؟
ج) اگر احتمال مرگ عقلایی باشد مادر مقدّم است.
34.آیا سقط جنین در صورتی که برای مادر زیان داشته باشد جایز است؟ در صورت جایز نبودن، آیا مباشرت در چنین کاری گناه است؟
ج) حرام است مگر اطمینان به مرگ مادر در صورت بقای جنین وجود داشته باشد.
35.سقط جنین پیش از چهار ماهگی مشروط به این که کمیسیون پزشکی با احتمال بیش از پنجاه درصد به معلولیت نوزاد نظر داشته باشد، چگونه است؟
ج) با این احتمالات نمی توان جنین را سقط نمود.
36.اگر بنا به گفتهی پزشک درمانگر، جنین برای همیشه به صورت معلول به دنیا آید، آیا در این صورت سقط جنین جایز است؟
ج) سقط جنین جایز نیست.
37.آیا بیرون آوردن نطفه از رحم مادر، زودتر از موعد مقرر و رشد آن زیر مراقبتهای ویژه یا در دستگاه مخصوص (انکوباتور) جایز است؟
ج) اگر ضرورتی اقتضاء کند اشکال ندارد.
38.به دستور پزشک درمانگر و مراجعهی همسرم به سونوگرافی مشخّص شد که جنین دچار آسیب دیدگی شدید مغزی و به شدّت عقب افتاده است و حتّی نسج مغزی ندارد که در اصطلاح پزشکی به آن «آنانسفال» میگویند. بنا به تشخیص پزشک حتّی در صورتی که وضع حمل در زمان طبیعی صورت بگیرد، کودک صد در صد فوت میشود. حال با این فرض آیا میتوان جنینی را که نزدیک هشت ماه دارد و با وضع حمل، مرگ آن حتمی است را با وسیلهای خارج نمود؟
ج) اگر این امر قطعی است و وجود آن موجب خطر جانی برای مادر باشد، سقط اشکال ندارد و الا جایز نیست.
39.اگر جنین به جهاتی؛ مانند: معلولیت باعث مشکل تنفسی برای مادر گردد و موجب ایجاد خطر مرگ برای او شود و پزشکان هم درمان مادر و رفع خطر مرگ را به سقط جنین وابسته بدانند؛ با فرض این که سقط جنین باعث مرگ او نشود، بلکه چون شش ماهه است در دستگاه نگهداری میشود و ممکن است زنده بماند، آیا چنین درمانی جایز است؟
ج) با فرض مذکور اشکال ندارد.
40.همسر این جانب به استناد آزمایشهای مرکز پاتولوژی و ژنتیک و گواهی پزشک قانونی دارای جنین مبتلا به تالاسمی
ماژور است و تولّد آن جز عذاب برای خانواده و ضرر و زیان برای جامعه و اضافه شدن به بیماران تالاسمی کشور چیز دیگری در بر ندارد و بنا به صلاحدید پزشک درمانگر، بهتر است سقط جنین نماید، حکم شرعی این کار چیست؟
ج) سقط جنین حرام است.
41.خانم بیماری باردار است و برای درمان خود به شیمی درمانی نیاز دارد. در صورت وارد شدن زیان چشمگیر به کودک، آیا جایز است مادر شیمی درمانی شود یا نه؟ در صورت جواز، اگر کودک پیش از تولّد، ناقص الخلقه تشخیص داده شود، میتوان آن را سقط کرد یا نه؟ آیا رضایت شوهر نیز شرط است؟
ج) اگر ضرورتی فوری بر شیمی درمانی وجود ندارد شیمی درمانی با وصف مذکور جایز نیست ولی اگر ضرورت پیدا شده باشد جایز است ولی سقط جنین جایز نیست حتی اگر شوهر رضایت دهد.
42.در تعیین موارد اضطرار، آیا کافی است پزشکان متخصّص زنان و زایمان در مورد حاملگی، خطرهای جانی، جسمی و مشکلات احتمالی جنین را به زن اعلام کنند؟
ج) اعلام اشکال ندارد ولی تصمیم بر اضطرار را از گفتههای متخصّص، خود مکلّف میتواند به دست آورد.
43.از آن جا که میتوان فرزند زاده شده از زن و مرد دیگر را به فرزندی پذیرفت و اصل فرزند خواندگی در شرع مقدّس اسلام پذیرفته شده است و سن و سال اهمیتی در فرزند خواندگی ندارد، این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان فرزند خواندگی را از دوران جنین آغاز نمود؟ به عبارت دیگر، آیا میتوان جنین حاصل از نطفهی شوهر (اسپرم و تخمک همسر) را پس از نطفه شدن و تشکیل جنین در همان روز اوّل به فرزند خواندگی داد و زن و مرد دیگری او را به فرزندی قبول نمایند؟ اگر این مسأله جایز باشد، آیا میتوان جنین تشکیل شده را در رحم مادر خوانده قرار داد تا او را پس از تولّد، پرورش دهد؟
ج) به نظر ما جایز نیست.
44.حکم سقط جنین اگر انگیزههای دیگری غیر از اضطرار و عُسر و حرَج در میان باشد یعنی برای مانند حفظ آبرو و حیثیت خانوادگی باشد چیست؟
ج) جایز نیست.
45.نگهداری جنین در آزمایشگاه به منظور آموزش دانشجویان چه حکمی دارد؟
ج) اگر مستلزم کشتن جنین نباشد شکال ندارد.
46.اگر خانمی با مراجعه به پزشک ادّعا نماید که در ضمن نکاح موقّت، دچار بارداری ناخواسته شده؛ در حالی که اقدام وی به نکاح موقّت با اجازهی ولی و دور از دیدگان و بدون آگاهی افراد دیگر خانواده و اطرافیان وی بوده است و اکنون افشای این امر در اثر بارداری، حیثیت اجتماعی او و خانوادهاش را به شدّت لکّهدار خواهد ساخت و فرزند نیز در آینده دچار مشکلات روحی و اجتماعی خواهد شد؛ آیا سقط جنین او با تقاضای وی برای پزشک جایز است؟ در صورت جواز، تا چند ماهگی جایز است؟
ج) سقط جنین جایز نیست.
47.اگر پس از بسته شدن نطفه، زن و شوهر با توافق یک دیگر به پزشک مراجعه کنند و او آمپولی تجویز نماید و جنین در همان دو هفتهی اوّل سقط شود؛ آیا زن و شوهر گناه کار هستند؟ با توجّه به این که پزشک و کسی که آمپول را تزریق نموده است. علم به این موضوع (آمپول برای سقط) دارد، آیا باید دیه بپردازد؟
ج) سقط جنین حرام است و گناه دارد و پزشک باید دیه را بپردازد اما چون خود پدر و مادر امر به سقط کرده اند لذا پزشک حق دریافت خسارت از آنان را هم دارد.
48.نطفهای از مرد غیر مسلمان در رحم زن غیر مسلمان بسته شده است، اگر زن غیر مسلمان به پزشک مسلمان مراجعه کند و بخواهد جنین را سقط کند، سقط کردن جنین برای پزشک جایز است یا نه؟
اگر جایز نباشد و پزشک مسلمان این عمل را انجام دهد و در سقط دست داشته باشد، آیا دیه بر او واجب است یا خیر؟
ج) حرام است و دیه بر پزشک واجب است اما حق مراجعه به پدر و مادر جنین و دریافت دیه را از آنان دارد.
49.زنی بر اثر رابطهی نامشروع با مرد بیگانه حامله شده و بچّهی نامشروع خود را سقط کرده است، آیا دیه دارد یا نه و دیهی وی چه مقدار است؟
ج) دیه دارد و باید مدّت جنین را معین نمایید تا دیه آن مشخّص گردد.
50.مادّهی 91 قانون تعزیرات که به تأیید فقهای شورای نگهبان رسیده و لازم الاجرا است مقرّر میدارد: «اگر زن حامله برای سقط جنین به پزشک یا قابله مراجعه کند و پزشک هم از روی آگاهی و عمد به اسقاط جنین بپردازد، دیهی جنین بر عهدهی اوست و اگر روح در جنین دمیده باشد، باید قصاص شود و اگر وسایل اسقاط جنین را به او نشان دهد، به شش ماه تا سه سال حبس محکوم میشود»، نظر به این که فقهای شیعه در مورد جنین، میان حلول روح و غیر آن فرقی قایل نیستند و در هر حال، سقط جنین موجب ثبوت قصاص نمیشود، آیا مادّهی قانونی یاد شده منطبق بر شرع است یا خیر؟ در صورت منفی بودن پاسخ با توجّه به عدم مخالفت شورای نگهبان با آن، تکلیف قاضی در صدور حکم چیست؟
ج) قصاص در مقابل سقط جنین خلاف احتیاط است حتی اگر روح در آن دمیده شده باشد و قاضی نمیتواند حکم به قصاص دهد.
51.ملاک تعیین ارش در جراحتها چیست؟ در تعیین ارش، آیا نظر پزشک به تنهایی کافی است؟
ج) نظر پزشک مورد اطمینان قابل استناد است.
52..اینجانب زنی باردار هستم با توجّه به وضعیت نامناسب جسمانی و ترس از تشدید کمخونی، ناراحتی معده و ضعف کلّی بدن مایل به سقط جنین هستم. لطفاً حکم شرعی را بیان کنید.
ج) با این موارد نمیتوان حکم به جواز سقط جنین نمود و لذا جایز نیست.
53.آیا سقط جنین بر اثر مشکلات اقتصادی جایز است؟
ج) حرام است و در قرآن میفرماید «وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادکُمْ خَشْیَة إِمْلَاق». فرزندانتان را به خاطر سختی معیشت نکشید.
54.پزشک بعد از معاینه در ماههای اوّل حاملگی به زن گفته است که استمرار بارداری احتمال خطر جانی برای او دارد و در صورتی که حاملگی ادامه پیدا کند، فرزندش ناقصالخلقه متولّد خواهد شد و به همین دلیل پزشک دستور سقط جنین داده است، آیا این کار جایز است؟ و آیا سقط جنین قبل از دمیده شدن روح به آن جایز است؟
ج) اگر واقعاً احتمال خطر جانی برای مادر زیاد است سقط قبل از دمیدن روح اشکال ندارد اما سقط جنین به بهانه ناقص الخلقه بودن فرزند جایز نیست.
55.پزشکان متخصّص میتوانند از طریق استفاده از روشها و دستگاههای جدید، نواقص جنین در دوران بارداری را تشخیص دهند و با توجّه به مشکلاتی که افراد ناقصالخلقه بعد از تولّد در دوران زندگی با آن مواجه میشوند، آیا سقط جنینی که پزشک متخصّص و مورد اطمینان، آن را ناقصالخلقه تشخیص داده است، جایز است؟
ج) نقص خلقت دلیل نمیشود که یک انسان را از بین برد.
56.آیا از بین بردن نطفه منعقد شدهای که در رحم مستقرّ شده، قبل از رسیدن به مرحله علقه که تقریباً چهل روز طول میکشد، جایز است؟ و اصولاً در کدامیک از مراحل ذیل سقط جنین حرام است: نطفه استقرار یافته در1- رحم 2 - علقه 3 - مضغه 4 - عظام (قبل از دمیدن روح).
ج) در هیچ کدام از 4 مرحله جایز نیست مگر خطر مرگ برای مادر باشد.
57.بعضی از زوجها، مبتلا به بیماریهای خونی بوده و دارای ژن معیوب میباشند و در نتیجه ناقل بیماری به فرزندان خود هستند و احتمال این که فرزندانشان مبتلا به بیماریهای شدید شوند، بسیار زیاد است و چنین کودکانی از بدو تولّد تا پایان عمر، دائماً در وضع مشقّت باری به سر خواهند برد. مثلاً بیماران هموفیلی همواره ممکن است با کوچکترین ضربهای
دچار خونریزی شدید منجر به فوت و فلج شوند. حال آیا با توجّه به این که تشخیص این بیماری در هفتههای اوّل بارداری ممکن است آیا سقط جنین در چنین مواردی جایز است؟
ج) سقط جنین در این موارد جایز نیست.
58.سقط جنین فینفسه چه حکمی دارد؟ و در صورتی که ادامه بارداری برای زندگی مادر خطر داشته باشد، حکم آن چیست؟
ج) سقط جنین حرام است ولی در صورتی که خطر جانی برای مادر محرز باشد سقط اشکال ندارد.
59.اگر زن بارداری مجبور به معالجه لثه یا دندانهایش شود و براساس تشخیص پزشک متخصّص نیاز به عمل جرّاحی پیدا کند، آیا باتوجّه به این که بیهوشی و عکسبرداری با اشعه باعث نقص جنین در رحم میشود، سقط جنین برای او جایز است؟
ج) سقط جنین حرام است و چنانچه امکان دارد باید صبر کند تا بعد از حاملگی انجام دهد و الا درهمان حال انجام گیرد.
60.اگر جنین در رحم، مشرف به موت حتمی باشد و باقی ماندن آن در رحم به همان حال برای زندگی مادر خطرناک باشد، آیا سقط آن جایز است؟ حال اگر شوهر آن زن مقلِّد کسی باشد که سقط جنین در حالت مذکور را جایز نمیداند، ولی زن مقلِّد کسی باشد که آن را جایز میداند، تکلیف مرد در این حالت چیست؟
ج) اگر مرجع تقلید خانم اجازه سقط را میدهد زن میتواند جنین را سقط کند
61.خواهشمند است نظر خود را در مورد سقط جنین قبل از چهارماهگی بیان فرمایید؟ مشروط بر این که نظریه کمیسیون پزشکی با احتمال بیش از 50 درصد معلولیت نوزاد باشد.
ج) با این احتمالات نمیتوان جنین را سقط کرد.
62.اگر جنین به خاطر ناقصی و معلولیت سبب مشکل تنفسی برای مادر گردد و احتمال خطر مرگ برای او باشد با فرض این که سقطش سبب مرگ او نخواهد شد، بلکه چون شش ماهه است در دستگاه نگهداری میشود و ممکن است زنده بماند آیا چنین معالجهای جایز است یا حرام؟
ج) با فرض مذکور سقط جنین اشکال ندارد.
63.اگر نطفهای بسته شود و زن و شوهر با توافق یک دیگر به دکتر مراجعه کنند و دکتر آمپولی تجویز نماید و در همان دو هفته اوّل سقط شود، آیا گناهی بر زن و شوهر هست؟ با علم به این که دکتر و آمپولزن هم علم به این موضوع (آمپول برای سقط) دارند، آیا این عمل کفّاره دارد؟ لطفاً مقدار آن را بیان فرمایید؟
ج) این کار حرام است و دیه دارد و بیست مثقال طلای 18نخودی دیه این جنین است و مادر و پدر باید بدهند البته گر چه ذاتا دیه بر عهده مباشر است لکن درخواست پدر و مادر و اصرار آنها در حقیقت پذیرش ضمان شرعی آن نیز می باشد.
64.مقدار دیه جنینی که دو ماه و نیم عمر دارد، در صورتی که عمداً سقط شود چقدر است و پرداخت آن بر عهده کیست؟
ج) دیه آن چهل مثقال طلا است که با طلای موجود در جامعه، سی مثقال میشود و هرکس بچّه را سقط کرده باید پرداخت کند.
65.چندی قبل با توجّه به عادت زنانگی همسرم متوجّه شدیم که مدّت سه ماه و پنج روز است از عادت زنانگی ماهیانهاش میگذرد و عادت عقب افتاده است. چند مرتبه به دکتر مراجعه کردیم و تزریقاتی انجام داد، امّا نتیجهای حاصل نشد، تا این که بالاخره نزد پزشکی رفتیم. او گفت: با توجّه به تزریقات انجام گرفته بچّه شما فلج به دنیا خواهد آمد و ما چون دارای شش فرزند بودیم و من یک نفر کارگر هستم، تصمیم گرفتم نزد پزشک زنان برویم، خلاصه به پزشک متخصّص مراجعه کردیم و با رضایت طرفین جنین را که در حدود یک ماهه بود سقط کردیم، تکلیف ما چیست؟
ج) این عمل حرام است و باید دیه این بچّه را بپردازید که 20مثقال طلای نخودی است که به برادر و خواهران این بچّه سقط شده میرسد.
1.اگر بیماری به علّت بیماری دیگری تحت عمل جراحی قرار گیرد میتوان او را وازکتومی کرد؟ اگر اضطرار بود چطور؟
ج) وازکتومی جایز نیست مگر اضطرار شرعی وجود داشته باشد.
2.شخصی که استخوان پایش شکسته است، چنانچه جرّاحی روی پای وی انجام ندهند تا پایان عمر زمین گیر شده و با درد و رنج باید به سر ببرد، و اگر عمل کند احتمال بهبودی داده میشود بفرمایید:
با چند درصد احتمال بهبودی تکلیف وی اقدام برای عمل میباشد؟
چنانچه عمل و شرایط به گونهای است که احتمال مرگ هم بعید نباشد، با چند درصد احتمال مرگ دادن وظیفه ترک کردن عمل میباشد؟
ج: اگر احتمال داده شود که عمل جراحی برای او سودمند است باید انجام دهد و در فرض بعدی هم باید احتمال عقلایی قوی داده شود که امکان مرگ است که در این فرض نباید اقدام کند.
3.بیماری که دچار ناراحتی شدید روانی است، جهت معالجه به پزشک مراجعه مینماید، پزشک هم احتمال خوب شدن وی را منحصراً در اقدام به عمل جرّاحی میداند امّا در صورت عمل کردن احتمال میدهد، حیات مغزی این بیمار از بین برود و برای همیشه بیمار فلج و یا به حال «اغما» درآید، آیا در این صورت طبیب میتواند به عمل جرّاحی دست بزند، تکلیف چیست؟
ج: باید احتمالات سنجیده شود هر کدام احتمال بیشتر دارد طبق آن عمل کند
4.برخی از بیماران عاقل و بالغ که نیازمند عمل جرّاحی میباشند به علّت ترس یا هر توجیه دیگری حاضرند درد و رنج را تحمّل نمایند، ولی تن به عمل ندهند، حتّی همراهان بیمار نیز اجازه عمل نمیدهند و این در حالی است که پزشک میداند، در غیر این صورت بیمار به زودی خواهد مُرد یا دچار عوارضی خواهد شد که تا پایان عمر زمینگیر میشود، با این فرض آیا پزشک میتواند دست به عمل جرّاحی بزند؟ اگر علی رغم مخالفت بیمار بستگان وی چنین اجازهای را صادر کنند، تکلیف طبیب چیست؟
ج) با فرض مذکور عمل جراحی برای پزشک واجب نیست و عمل جراحی بدون رضایت بیمار خلاف احتیاط است مگر اطمینان به مرگ بیمار در صورت ترک جراحی باشد.
5.اگر برای تشخیص حیات یا مرگ مصدومی تنها راه موجود منحصر به شکافتن یکی از شریانهای وی باشد، بفرمایید:
آیا انجام این کار جایز است یا خیر؟
آیا انجام این عمل در صورت ضرورت مستلزم پرداخت دیه میباشد یا خیر؟
اگر باید دیه پرداخت شود، به عهده کیست؟
اگر دکتر ناچار به انجام این کار باشد مانعی ندارد و دیه ندارد.
6.پزشکی یقین دارد که عمل جرّاحی روی بیمار تأثیری در زنده ماندن او ندارد، طوری که بیمار چه عمل شود یا نشود پس از مدّت کوتاهی خواهد مُرد، آیا جایز است، بنا به اصرار همراهان بیمار یا مسئولین بیمارستان اقدام به جرّاحی نماید یا نه؟
ج: جایز نیست مگر شرعا مجبور باشد.
7.در مورد جرّاحی بینی که بعضی از خانمها و حتّی آقایان به منظور زیبایی انجام میدهند، خواهشمند است حکم شرعی عمل جرّاحی بینی را بیان فرمایید؟
ج) جراحی برای زیبایی به نظر ما جایز نیست.
8.برخی افراد در ظاهر مذکّر هستند ولی از جهات روحی و روانی ویژگیهای جنس مونّث را دارند و در آنها تمایلات جنسی زنانه به طور کامل وجود دارد و اگر مبادرت به تغییر جنسیت نکنند به فساد میافتند. آیا معالجه آنان از طریق انجام عمل جراحی جایز است؟
ج) در صورتی که عمل جرّاحی موجب تغییر جنسیت شود جایز نیست و صرف این که تمایلات جنس مقابل را داشته باشد مجوّز تغییر جنسیت نیست.
9.برای زنان و مردان و اشخاص خنثی که تغییر جنسیت در عمل برای آنان ممکن است تا آنها را به «احدی الجنسین» ملحق کنند و هم چنین زنان و مردانی که آثار مرد یا زن بودن به روشنی در آنها دیده میشود ولکن تمایل به تغییر جنسیت دارند -برای این که در خود بعضی از آثار جنس مخالف و از جمله حرکات و رفتار و سکنات جنس مخالف را مشاهده میکنند- با این توضیحات آیا تغییر جنسیت جایز است یا نه؟ و آیا تغییر جنسیت جایز است یا نه؟ لطفاً جواب را مشروحاً بیان فرمایید.
ج: تغییر جنسیت جایز نسیت ولی درخنثای مشکل برای روشن شدن وضعیت جنسیتی او عمل جراحی اشکال ندارد.
10.اگر زنی که ازدواج کرده، پس از ازدواج تغییر جنسیت دهد و تبدیل به مرد شود، حکم ازدواج آنها و پرداخت مهریه چگونه است؟
ج) ازدواج باطل است ولی مهریه را مرد باید بپردازد
11.زن و مردی با هم ازدواج کردهاند، اگر مرد تغییر جنسیت دهد حکم ازدواج آنها چگونه است؟ حال اگر هر دو تغییر جنسیت دهند چگونه است؟
ج: ازدواج آنها باطل است ولی مهریه را زوج باید بپردازد
12.عمل جرّاحی در اعضای تناسلی با دو هدف انجام میشود:
تغییر جنسیت فرد، مانند تبدیل کردن مرد به زن و به عکس.
آشکار نمودن جنس واقعی.
با این توضیح کدام یک از آنها جایز است؟
ج) به نظر ما صورت دوّم اشکال ندارد ولی صورت اوّل حرام است.
13.زنی که ازدواج کرده است؛ چنانچه پس از ازدواج تغییر جنسیت دهد و تبدیل به مرد شود، حکم ازدواج و مهریهی او چگونه است؟
ج) ازدواج او باطل است و اگر به او قبل از تغییر دخول شده است تمام مهر را میبرد.
14.زن و مردی با هم ازدواج کردهاند، اگر مرد تغییر جنسیت دهد، حکم ازدواج آنها چگونه است؟
ج) ازدواج از زمان تغییر جنسیت باطل است و اگر قبل از تغییر با همسرش دخول کرده باید تمام مهر همسرش را بدهد.
15.اگر زن و شوهر، هر دو تغییر جنسیت دهند، حکم ازدواج آنها چگونه است؟
ج) اگر زمان تغییر جنسیت این دو همزمان نبوده ازدواج آنها باطل است ولی اگر همزمان بوده احتیاط آن است که صیغه نکاح دوباره اجراء شود و زن فعلی حق ندارد که با کس دیگر ازدواج کند مگر آن که مرد فعلی او را طلاق دهد.
16.آیا جایز است قلب یا کلّیههای بیماری که دچار مرگ مغزی نشده است ولی در آخرین لحظههای عمر به سر میبرد و پزشکان درمانگر میدانند که دیگر زنده نمیماند، با اجازهی ولیّ او برای استفادهی بیماران قلبی یا کلیوی برداشته شود و مورد استفاده قرار بگیرد؟
ج) به نظر ما جایز نیست.
17.اگر از نظر پزشکی این امکان فراهم گردد که مانند سایر اعضا بتوان تخمدان یک زن را به بدن دیگری پیوند زد، در این صورت، اگر زن دوّم در اثر ازدواج صاحب فرزند گردد با
توجّه به این که نطفه، حاصل لقاح مرد (اسپرم) با سلولهای تخمدان (تخمک) زن اوّل است، به گونهی طبیعی از نظر وراثت و خصوصیات شخصی، پنجاه درصد آن متعلّق به زن اوّل است. حال از نظر شرعی، مسألهی محارم شوهر و زن دوّم و محارم فرزند چگونه است؟ آیا رابطهی محارم با وابستگان زن اوّل برقرار است یا زن دوّم یا هر دو؟
ج) بعد از قبول پیوند و ملحق شدن به بدن زن دوم حکم عضو زن دوم را پیدا میکند و رابطه محارم نسبت به زن دوم برقرار است البته این عمل جایز نمی باشد.
18.در صورت امکان، آیا جایز است سر انسانی را به انسان دیگری پیوند بزنند؟ در صورت جایز بودن، احکام سر بر آن جاری میشود یا احکام صاحب بدن یا شخص جدیدی است؟
ج) پیوند زدن سر انسان مسلمان جایز نیست مگر اضطرار شرعی باشد و راهی جز این نباشد و در صورت امکان حکم بدن فرد پیوند زده شده را دارد.
1.اگر در عمل جرّاحی، عضوی از بدن را قطع کنند و به جای دیگری از بدن پیوند زنند، حکم عضو مقطوع از جهت نجاست و طهارت چیست؟
ج) بعد از پیوند و قبول پیوند توسط بدن، حکم طهارت را دارد امّا تا قبل از پیوند حکم نجاست را دارد.
2.اگر پزشک احتمال دهد با برداشتن یک یا چند عضو از شخصی که زنده است، در آینده نزدیک یا دور، وی دچار عوارض خفیف یا شدید خواهد شد و از طرفی نجات جان بیمار دیگری وابسته به این کار باشد و مورد دیگری نیز در دسترس نباشد، آیا بدون آگاهی دادن از عوارض احتمالی به شخص پیوند دهنده، چنین کاری جایز است؟
حال اگر به وی اطلاع داده شود و با تمایل وی عضو پیوندی از بدنش خارج شود، در صورت ایجاد عارضهای در در وی، آیا پزشک مسؤول است؟
ج) جدا کردن عضو از بدن فرد مسلمان شرعاً جایز نیست خواه با رضایت او باشد یا بدون رضایت او باشد گرچه اگر بدون رضایت فرد باشد پزشک ضامن خواهد بود.
3.آیا میتوان از اعضای بدن خوک به انسان پیوند زد؟
ج) مانعی ندارد بعد از آن که پیوند توسط بدن انسان قبول شد حکم طهارت را دارد.
4.اگر مطمئن باشیم و یا احتمال دهیم که بدن بیمار پیوند عضو را رد خواهد کرد، آیا مجازیم با خوش بینی و به عنوان کمک به بیمار، از بدن فرد زنده یا مرده دیگری عضوی را جدا و به آن بیمار پیوند بزنیم؟
ج) جدا کردن عضو از فرد مُرده مسلمان و یا اهدای عضو توسط فرد زنده جایز نیست
آیا میتوان برای پیوند اعضا از اعضای حیوانات حرام گوشت یا حلال گوشت و یا نجس العین برای انسان استفاده کرد؟
ج) مانعی ندارد.
5.اگر انسان نیازمند یا غیر نیازمند از حیوان مأکول اللحم یا حیوان نجس العین، عضوی را به خود پیوند بزند، آیا صحیح است یا نه؟ حکم طهارت و نجاست آن را بیان نمایید.
ج: اشکال ندارد و بعد از گرفتن پیوند حکم بدن خود انسان را دارد
6.آیا میتوان عضوی از بدن انسان را به حیوان پیوند زد؟ حکم کلّی آن چیست؟
ج: جایز نسیت
7.اگر شخصی که دهندهی عضو است، کافر باشد و شخص گیرنده عضو مسلمان باشد، حکم عضو بُریده شده قبل و بعد از دمیده شدن روح در آن، چیست؟
ج: تا قبل از قبول پیوند نجس است ولی بعد از قبول پیوند حکم بدن انسان مسلمان را دارد
8.آیا جایز است قلب یا کلّیههای بیماری که در آخرین لحظات عمر به سر میبرد و پزشکان معالج میدانند که دیگر زنده نمیماند را با اجازهی ولی او برای استفاده بیماران قلبی یا کلیوی برداشته و مورد استفاده قرار دهند؟
ج: جایز نیست
9.اگر جزئی از اجزای میت به ظاهر بدن انسان پیوند زده شود، چنانچه حیات در آن دمیده باشد، جزء بدن انسان محسوب میشود یا نه؟ و قبل از حلول حیات، چون انسان در حمل آن مضطر است، در حال نماز احکام ضرورت بر آن جاری است یا نه؟
ج: بعد از قبول پیوند و دمیده شدن روح حکم انسان زنده را دارد ولی قبل از آن نجس است و نماز خواندن با آن اشکال ندارد
10.اگر احتمال دهیم با برداشتن یک یا چند عضو از شخصی که زنده است، در آینده نزدیک یا دور وی را دچار عوارض خفیف یا شدید خواهیم کرد و از طرفی نجات جان بیمار دیگر وابسته به همین کار باشد و مورد دیگری نیز در دسترس نباشد، آیا مجازیم بدون آگاهی دادن شخص دارنده عضو، چنین کاری را انجام دهیم؟ اگر به وی اطّلاع دهیم و با تمایل وی عضو پیوندی را از بدنش خارج کنیم چه حکمی دارد؟
ج) جایز نیست و حرام است
11.اگر تخمدان زنی را به وسیله عمل جرّاحی به زنی که نازا است پیوند بزنند، و آن زن بچّهدار شود، آیا این عمل صحیح است یا خیر؟ و در صورت صحّت، بچّه متعلق به چه کسی میباشد؟
ج) این کار جایز نیست ولی اگر انجام شد بچه متعلق به زن قبول کننده رحم است.
سر را دارد گر چه احتیاط مناسب است.
ج) اگر کلّیه فرد مسلمان باشد خرید و فروش آن جایز نیست مگر به واسطه عوارض دیگر از بدن فرد جدا شده باشد که در این صورت به عنوان رفع ید میتوان آن را به دیگری داد و وجهی دریافت کرد و اگر کلّیه فرد کافر باشد به عنوان رفع ید مانعی ندارد امّا خرید و فروش آن جایز نیست چون عین نجس است.
ج) جایز نیست مگر آن که زنده ماندن این بیمار مخصوص به عضو این میت بستگی داشته باشد.
در صورت فقدان وارث چه حکمی دارد؟
ج) استفاده از اعضای بدن مسلمان مطلقاً جایز نیست مگر در صورت توقف حیات این بیمار.
در صورت وجود وارث و عدم اطلاع آنها چه حکمی خواهد داشت؟
ج) استفاده از اعضای بدن مسلمان مطلقاً جایز نیست خواه وارث راضی باشند یا خیر البته اگر حیات بیمار متوقف بر آن نباشد و راه دیگری هم متصور باشد.
ج) به نظر ما جایز نیست.
ج) جایز نیست و تفاوتی نمیکند.
ج) حرام است.
ج) جایز نیست.
ج) جایز نیست.
ج) به نظر ما این کار جایز نیست و وصیت باطل است حتی اگر اولیاء او هم اجازه دهند.
ج) به نظر ما جایز نیست.
ج) اگر زنده ماندن بیمار متوقف به پیوند این عضو باشد اشکال ندارد و باید اولیاء هم رضایت بدهند.
ج) به نظر ما پیوند عضو جایز نیست و لذا اگر اولیاء هم رضایت بدهند کفایت نمیکند مگر واقعا حیات بیمار متوقف بر این پیوند باشد و عضوی از فرد کافر هم یافت نشود.
ج) به نظر ما این کار وجاهت شرعی ندارد.
ج) جایز نیست.
ج) جایز نیست مگر حیات بیماری متوقف بر این کار باشد و راهی غیر از این پیوند نباشد.
ج) از جهت جنایت بر میت چه مسلمان باشد یا غیر مسلمان دیه وجود دارد و هر دو از نهی دارد و جایز نیست ولی مقدار دیه مسلمان و غیر مسلمان متفاوت است.
ج) به نظر ما اگر حیات یک بیمار بر پیوند عضو متوقف باشد و عضو کافر هم یافت نشود برای پیوند عضو بیمار مرگ مغزی که شرعا مرده است کفایت میکند گرچه احتیاط در رضایت هم میباشد.
ج) در صورتی که مرگ عرفاً به شخص جدا کننده دستگاه نسبت داده شود این کار جایز نیست.
ج) این کار حرام است حتی با اجازه شوهر
ج) به نظر ما جایز نیست.
ج) به نظر ما حرام است.
ج) اگر فردی مرگ مغزی شده است نمیتوان اعضای او را اهدا کرد ولی اگر کسی فوت کرده و حیات انسان زندهای متوقف بر اهدای عضو بدن میت باشد اشکال ندارد.
ج) به نظر ما جایز نیست در هر دو مورد چه در زمان حیات و چه بعد از فوت.
ج) این شرط شرعیت ندارد لذا موجب تخفیف در حکم نمیشود.
ج) به نظر ما جایز نیست.
1.آیا کسی که جسد مسلمانی را تشریح کرده، باید دیه بدهد؟
ج) تشریح بدن مسلمان جایز نیست و دیه هم دارد مگر ضرورت شرعی اقتضا کند مثل اینکه نجات جان یک بیمار متوقف بر این کار باشد و راه دیگری نباشد و یا احقاق حقی متوقف بر این باشد که باید به مقدار ضرورت شرعی اکتفا کرد.
2.در سالن تشریح، گاهی از اجساد متعلّق به ایرانیان مسلمان استفاده میشود، آیا قطعه قطعه کردن آنها اشکالی ندارد؟
ج) جایز نیست.
3.آیا تشریح جسد مُرده جایز است؟ اگر خودش وصیت کرده باشد چطور؟ آیا با اذن ورثه میتوان جسد مُرده را تشریح نمود؟ اگر جان فرد دیگری در خطر باشد و با پیوند قسمتی از جسد مُرده؛ مثل قلبش به بدن بیمار، وی نجات یابد، آیا میتوان بدن مُرده را تشریح نمود؟ در کل در چه صورتی میتوان بدن مُرده را تشریح نمود؟
ج) به طریق اولیه جایز نیست حتّی اگر خودش وصیت کرده باشد و یا ورثه اذن بدهند هم جایز نیست.
ج) اگر نجات جان این بیمار متوقّف به تشریح و پیوند از این میت باشد اشکال ندارد. و لذا اگر ضرورت شرعی اقتضاء کند تشریح جایز است.
4.اگر جسدی مجهول الهویه که اعضای قابل پیوندی دارد، در دسترس باشد، آیا میتوان این اعضا را به بیماری که محتاج است، پیوند زد؟
ج) اگر در مناطقی باشد که عادتا مسلمانان هستند و حکم به اسلام جسد مجهول شود تشریح و پیوند اعضاء او جایز نیست مگر واقعا ضرورت شرعی اقتضا کند.
در فرض مسأله فوق که نجات جان بیمار مسلمان وابسته به پیوند عضو میباشد، اگر بعداً ولیّ متوفّی پیدا شود و از این کار ناراضی باشد، چه باید کرد؟
ج) اگر نجات جان بیمار مسلمان متوقف بر این پیوند باشد و راه دیگری هم متصور نباشد و جسد مرده کافر هم در بین نباشد اشکال ندارد و بعداً باید از ولیّ رضایت گرفت.
5.اگر انسانی وصیت نکند، امّا اولیای میت بخواهند عضوی از بدن میت را به شخصی نیازمند یا غیر نیازمند پیوند بزنند، آیا میتوانند چنین کاری را بکنند؟ اگر بفروشند حکمش چیست؟
ج) جایز نیست و اعضاء میت را نمیتوان فروخت.
6.اخیراً در ارتباط با یک طرح تحقیقاتی که مشغول انجام آن هستیم، مجبور شدهایم از سر نوزادان و بچّههایی که مُرده به دنیا میآیند (و بعضاً بیش از چهار ماه از عمر جنین آنها
میگذرد) نمونه برداری کنیم و برای این کار اجباراً وسط سر آنها را باید به اندازه 1 تا 2 سانتی متر بشکافیم و با این مشکل رو به رو شدهایم که «تشریح» جسد مسلمان حرام است، لذا خواهشمندیم نظر صریح خود را در این مورد بفرمایید، ضمناً یادآور میشویم که این نمونه برداری ضروری و واجب است و اغلب در این صورت ممکن است به میکروب مورد نظر دسترسی پیدا کنیم و بتوانیم تا حدودی جلوی مرگ و میر نوزادان را در شکم مادر و یا اوّلین روزهای حیات بگیریم، و آیا دست زدن به بدن این بچّه غسل مس میت دارد؟
ج) اگر ضرورتی برای تشریح این میت باشد که عرفاً این نحوه تحقیق لازم باشد اشکال ندارد و الّا جایز نیست. و دست زدن به بدن این بچه غسل مسّ میت دارد.
7.هم اکنون در نظام جمهوری اسلامی، برای کمک به هم نوعان و هم وطنان کشور طرحی در حال اجرا است که طی آن افراد علاقهمند، در زمان حیات خود به عضویت انجمن اهدای عضو از قبیل چشم، قلب، کلّیه و... در میآیند، تا در صورت بروز حادثه یا مرگ طبیعی، بیمارستانها مجاز باشند، اعضای شخص متوفّی را به شخص نیازمند پیوند بزنند و او را به زندگی امیدوار کنند؟ نظر حضرت عالی در این خصوص چیست؟
ج) به نظر ما این کار شرعیت ندارد.
8.اگر شخصی از پیوند اعضای خود به دیگران ناراضی باشد، امّا پس از وفاتش ولیّ وی مایل به این کار باشد، آیا پیوند اعضایش جایز است؟
ج) به نظر ما اگر خود متوفّی هم راضی باشد جایز نیست مگر حیات فردی متوقف بر این کار باشد.
9.اگر شخصی در طول زندگیاش نظر مخالف یا موافقی در مورد پیوند اعضایش نداشته است، آیا پس از مرگش میتوان به اجازه ولی وی چنین کاری را انجام داد؟
ج) به نظر ما جایز نیست.
10.اخیراً برای تشخیص مرگهای ناگهانی و سکتهای و یا کسانی که علّت مرگشان مشکوک است، به پزشک قانونی مراجعه میکنند و گاهی برای تشخیص کیفیت موت، مُرده را کالبد شکافی میکنند، تقاضامندیم نظر مبارک را در خصوص عمل کالبد شکافی مرقوم فرمایید؟
ج) اگر برای روشن شدن وضعیت فوت باشد و این کار از جهت احکام قضایی ضروری باشد اشکال ندارد و الّا تشریح بدون ضرورت جایز نیست.
11.آیا تفاوتی بین اهل تسنن و اهل تشیع در عدم جواز تشریح جَسَد وجود دارد؟
ج) تفاوتی نیست و این حکم در مورد هر مسلمانی جاری است.
12.آیا میتوان جَسَد افراد به ظاهر مسلمان- مسلمان شناسنامهای را که به خاطر ارتداد، فساد اخلاقی، قاچاق موادّ مخدّر، مسائل سیاسی و... اعدام شدهاند، تشریح نمود؟
ج) اگر مرتد باشند اشکال ندارد ولی باقی موارد جایز نیست.
13.اگر ندانیم جَسَدی که در اختیار ماست، جَسَد یک مسلمان است یا کافر یا اهل کتاب آیا مُجازیم آن را تشریح نماییم؟
ج) اگر در بلد یعنی کشور و یا منطقه مسلمانان است جایز نیست ولی اگر جسد در بلد غیر مسلمان باشد اشکال ندارد.
1.تعدادی از بیماران به دلیل ضایعات مغزی غیر قابل بازگشت، به تحریکات داخلی و خارجی پاسخ نمیدهند، و بدون دستگاه فاقد تنفّس میباشند در این گونه موارد احتمال بازگشت فعالیتهای مورد اشاره، مطلقاً وجود ندارد. این وضعیت در اصطلاح پزشکی «مرگ مغزی» نامیده میشود. با این توضیحات آیا در صورت احراز شرایط فوق میتوان از اعضای مبتلایان به «مرگ مغزی» برای نجات جان بیماران دیگر استفاده کرد؟
ج) به نظر ما این افراد تا زمانی که بدنشان سرد نشده مُرده نیستند و لذا جایز نیست.
2.آیا صرف ضرورت نجات جان مسلمانان نیازمند به پیوند عضو، برای جواز قطع عضو بیماران مبتلا به «مرگ مغزی» کافی است یا اذن قبلی و وصیت صاحب عضو لازم است؟
ج) تا شخص نمرده باشد حتّی در صورت توقّف جایز نیست اعضاء مسلمان برداشته شود حتّی با رضایت ولیّ و ما مرگ مغزی را مرگ تلقّی نمیکنیم.
3.شخصی در اثر آسیب مغزی درک و شعور و شنوایی و بینایی و حسّ خود را از دست داده است؛ فقط قلب او میزند، حال بفرمایید:
چنین شخصی از نظر احکام اسلام زنده است یا خیر؟
ج) احکام زنده را دارد.
آیا کسی این شخص را در این شرایط بکُشد باید دیه کامل بپردازد؟
ج) بعید نیست که دیه داشته باشد گرچه قصاص ندارد.
در چنین وضعی آیا میتوان عضوی از اعضای وی را برداشت؟
ج) به نظر ما جایز نیست.
در صورتی که با صرف هزینههای بسیار سنگین چنین بیمارانی را بتوان برای مدّتی زنده نگاه داشت، آیا انجام این کار واجب است؟
ج) اگر موجب عسر و حرج باشد لازم نیست.
در صورت واجب بودن تا چه مقدار از اموال وی را باید صرف این کار نمود و آیا اجازه وارث این شخص شرط است یا خیر؟ و در صورت داشتن وارث صغار چه باید کرد؟
ج) اگر یقین دارند که زنده نمیماند لازم نیست هزینهای بنمایند.
آیا میتوان این بیمار را به همان حال باقی نهاد تا قلب او هم از کار بیفتد؟
ج) اگر عرفا معالجه او امکان ندارد و هزینه بالایی دارد رها کردن او تا اینکه قلب از کار بیفتد اشکال ندارد.
4.اگر در مورد بیماری، پزشک تشخیص دهد که بیمار از دنیا خواهد رفت، آیا میشود بنا به رضایت همسر، بیمار را از دستگاه جدا کرد تا مرگی سریع و راحت داشته باشد؟
ج) اگر با جدا کردن دستگاه مرگ محقق می شود به گونه ای که عرفا مرگ به فرد جدا کننده دستگاه مستند می شود جایز نیست ولی اگر بیمار به حالت طبیعی درحالت احتضار و مرگ قرار دارد و مرگ مستند به شخص بردارنده دستگاه نباشد اشکال ندارد.
1.در هر سال، یا ماه و یا حتّی هر روز، کشفیات یا نتایج تحقیقات جدیدی در جنبههای مختلف علوم پزشکی اعلام میشوند که روشهای تشخیصی یا درمانی جدید، داروهای جدید و یا مواد غذایی مؤثری را برای انواع بیماریها پیشنهاد می دهند و برخی روشها یا داروها یا مواد قبلی کاملاً غیر مؤثر، مضر و بیفایده معرّفی میشوند.
آیا پزشک در قبال عوارض یا هزینههای بیهوده ناشی از روشهایی که در گذشته مطرح بودهاند مسئول میباشد؟
ج) اگر در کسب اطلاعات جدید سهل انگاری نکرده است مسئول نیست.
2.اگر به خاطر عدم وجود امکانات کافی اطلاع رسانی، اطلاعات جدید به پزشک نرسد و وی هیچگاه مطّلع نگردد، آنگاه مسئولیت بیفایده بودن روشهای قبلی بر عهده کیست؟
ج) مسئولیتی ندارد.
نظر به این که، به خاطر سپردن کامل همان روشهای قبلی نیز در دوران دانشجویی امکان پذیر نیست، چه رسد به روشهای جدید، آیا پزشک میتواند به روشهای قبلی اکتفا نماید تا فقط در حدّی که وقت دارد به فراگیری آنها بپردازد؟ در این صورت اگر متوجّه مسائل مهم جدید نشود، آیا مسئولیتی بر عهده اوست؟
ج) اگر عرفا امکان اطّلاعگیری جدید نباشد ضمان ندارد ولی اگر بتواند از علوم و شیوه های جدید درمان اطلاع کسب کند ولی سستی کند و به همان روش سابق اکتفا کند و موجب خسارت یا هزینه اضافی و بیهوده شود بعید نیست که ضامن باشد.
3.اگر پزشک روش یا دارویی را تجویز کند و بگوید این دارو برای فلان بیماری مفید است یا بگوید درمان فلان بیماری در گرو فلان دارو است، بدون آن که بیمار را وادار به مصرف آن دارو کند، آیا در صورت عدم تأثیر یا عوارض دارو، پزشک مسؤول یا مدیون است؟
ج) اگر پزشک در امور معاینه و امثال آن سهل انگاری نکرده باشد مسئول و ضامن نخواهد بود گرچه احتیاط در مصالحه است.
در فرض فوق اگر بیمار یا ولیّ او، شرط را قبول نکردند، آیا پزشک حقّ رها کردن بیمار را دارد؟
ج) میتواند مریض را رها کند.
4.اگر قبل از عمل جراحی، بیمار مجبور به امضای شرایطی باشد که در صورت هرگونه ناموفق بودن جراحی، وی هیچ گونه حق و حقوقی بر کادر درمانی و بیمارستان ندارد، آیا در صورت هرگونه اختلال در جراحی، میتوان با توجّه به امضای قبلی بیمار مدّعی شد، کادر درمانی هیچ مسئولیت شرعی بر عهده ندارند؟
ج) اگر ثابت شود که پزشک و یا تیم پزشکی در کار طبابت سهلانگاری کردهاند ضمانت دارد حتی اگر امضاء هم بگیرند.
در فرض فوق اگر بیمار کاملاً بی هوش باشد، آیا میتوان از خویشان بالغ وی اجازه گرفت و یا شروط فوق را با آنها گذاشت؟
ج) بایداجازه از ولیّ گرفته شود و اگر ممکن نباشد از خویشان بالغ که عرفا برای کارهای بیمار به او مراجعه می شود اجازه گرفته شود.
5.اگر بیمار، کاملاً بیهوش باشد و در حال حاضر هیچ شخص بالغ یا نابالغی که خویشاوند وی باشد جهت اجازه و امضای شروط در دسترس نباشد و در خطر فوری باشد، آیا میتوان طبق وظیفه پزشکی هرگونه اقدام ممکنی را بدون اجازه انجام داد؟ و اگر پزشک به علّت ترس از عدم تأثیر درمان و کمک به تسریع مرگ و مدیون شدن، هیچ کاری انجام ندهد، مسئول خواهد بود؟ (زیرا گاهی مشاهده شده است اجل شخصی فرا رسیده است، ولی علّت مرگ را به غلط به پزشک معالج وی نسبت میدهند).
ج) اگر اقدام دکتر به درمان و یا تأخیر در مرگ کمک میکند انجام آن اشکال ندارد و الا اگر پزشک تشخیص داده که درمان تأثیر ندارد مسئول نخواهد بود.
6.اگر پزشکی به طور کلی قبل از انجام هر عملی به بیمار خود یا ولیّ او متذکّر شود که این روشها ممکن است بیفایده باشند و یا عوارضی برای او داشته باشند، و با ذکر این مطالب، پزشک، قبل از هرگونه معاینه، دستور، روشهای تشخیصی، درمانی و تجویز دارو، کاملاً از خود در قبال خسارات و عوارض احتمالی سلب مسئولیت کند و بیمار به هر دلیلی قبول نماید، آیا پزشک در صورتی که سهواً اشتباهی را انجام دهد در برابر هزینههای بیهوده، و یا عوارض ناشی از روشهای تشخیصی و درمانی، مسئول است؟ (در صورتی که وی حداکثر تلاش خود را نیز بکند).
ج) با این فرض چنانچه در درمان سهل انگاری نکرده است مسئول نیست.
7.پزشکان برای تشخیص اکثر بیماریها دستور انجام رادیوگرافی، سی تی اسکن و... را میدهند که مطمئناً برای برخی افراد مضر میباشند، امّا ممکن است این آزمایشات باعث تشخیص قطعی نشوند امّا همیشه کمک کننده هستند ضمناً در خیلی از موارد، گر چه گاهی ممکن است این آزمایشات باعث تشخیص قطعی نشود؛ امّا میتواند همیشه کمک کننده باشد، در این صورت آیا پزشک در قبال عوارض آزمایشها مسئولیتی دارد؟ تا چه میزان؟
ج) اگر راههای بی ضرر وجود ندارد و لازم است که اینگونه دستورات انجام شود ضمانت ندارد.
8.گاهی اوقات، پزشک تنها به دلیل احتیاط و یا اطمینان حاصل کردن از تشخیصش یا ردّ بیماری دستور به رادیوگرافی میدهد، تا یک بیماری مخفی احتمالی را کشف کند. در این صورت که تأیید و یا ردّ بیماری نیاز به رادیوگرافی دارد، آیا پزشک در ایجاد عوارض احتمالی و هزینه بیهوده درمان مسئول است؟
ج) ضامن نیست.
9.با توجّه به این که پس از پیوند، شیمی درمانی ضروری به نظر میرسد امّا این کار باعث عوارض خفیف یا شدید در بیمار میگردد، آیا پزشکی که مجبور به انجام این کار به دلیل عدم ردّ پیوند میباشد، در ایجاد عوارض آن، مسئول است؟
ج) در صورتی که راه منحصر باشد مسئول عوارض آن نیست.
10.اگر پزشک از بارداری بیمار سؤال نکند و وی هم متذکّر نشود، مسئولیت عوارض احتمالی به عهده کیست؟
ج) به عهدهی خود بیمار است مگر آن که بیمار اصلاً نداند که ممکن است عوارضی برای بارداری او داشته باشد که باید پزشک سؤال نماید.
11.اگر پزشک نداند و یا فراموش کرده باشد که دارو یا روش تشخیصی وی برای خانمهای باردار یا شیرده مضر است، مسئولیت پزشک در صورت ایجاد عارضه در جنین یا مادر در چه حد است؟
ج) در صورتی که به بیمار یا جنین خسارت وارد شود ضامن است.
12.اگر پزشک دارو یا روش درمانی را که در حال حاضر کاملاً غیر مضر شناخته شده به خانم بارداری توصیه کند امّا بعداً مشخص شود این اعمال برای مادر یا جنین کاملاً مضر بودهاند، آیا پزشک در قبال عوارض حاصله مسئولیتی به عهده خواهد داشت؟
ج) اگر تقصیری نداشته است ضامن نیست.
13.گاهی اوقات مطمئن هستیم که یک بیماری، به زودی باعث مرگ بیمار خواهد شد. از طرفی میدانیم با یک عمل جرّاحی ممکن است یا بیمار بهبودی پیدا کند یا زودتر از موعد از دنیا برود، وظیفه ما در چنین مواردی چیست؟ اگر با این کار به تسریع مرگ بیمار کمک کنیم، آیا مدیون هستیم؟ اگر اقدام نکنیم چه؟ (با توجّه به این که گاهی نتیجه کار کاملاً نامشخّص است.)
ج) اگر احتمال داده شود که بیمار بهبود پیدا میکند عمل جرّاحی اشکال ندارد و در صورت آن که بیماری بهبود پیدا نکرده و در مرگ تسریع شده پزشک ضامن نیست.
14.برای درمان برخی بیماریها مانند: فشار خون بالایی که به علّت عوامل ناشناختهای ایجاد شدهاند یک یا چند دارو به کار برده میشوند و در صورت عدم تأثیر، داروهای دیگری به کار برده میشوند، حال با توجّه به این که این داروها در افراد مختلف همگی مؤثر نیستند و ممکن است در شخصی درمانهای اوّلیه و در شخص دیگری درمانهای بعدی مؤثر
باشند و از طرفی هر یک از داروها دارای عوارض خاصّی هستند، آیا پزشک معالج در قبال هزینه اضافی یا عوارض داروها مسؤول است؟
ج) هیچگونه مسئولیتی برای پزشک معالج در این گونه امور نیست.
15.در صورتی که داروهای کاملاً مؤثّر، به هر علّتی در دسترس نباشند، آیا پزشک میتواند داروهایی که احتمال میدهد مؤثر باشند را تجویز کند؟ در صورت عدم موفقیت، آیا پزشک در قبال عوارض احتمالی این داروها و یا هزینه بیهودهای که بر بیمار تحمیل شده مسئول و مدیون است؟
ج) اگر احتمال عقلایی داده شود که این داروها میتواند در بهبود بیمار مؤثّر باشد مسئولیتی برای پزشک متصوّر نیست.
16.اگر در اثر کمبود امکانات، تشخیص بیماری ممکن نگردد، و در نتیجه مداوای لازم صورت نگیرد و بیماری تشدید یا منجر به مرگ شود، آیا پزشکِ معالج مسئول است؟
ج) در صورتی که راهی جز همان راهی که پزشک معالج طی کرده، نبوده است پزشک معالج مسئولیتی ندارد.
17.اگر پزشک به خاطر گستردگی موضوع، انواع و علائم بیماریها را فراموش کند و بیماری بیمار را تشخیص ندهد و لذا نداند داروی مناسب برای این بیماری چیست و در نتیجه
اصلاً دارویی تجویز نکند، در صورتی که بیماری تشدید و یا منجر به مرگ گردد، پزشک در چه حدّی مسؤول است؟
ج) اگر امکان جستجو برای او نبوده و تشدید بیماری و یا مرگ به او نسبت داده نمیشود مسئولیتی ندارد.
18.با توجّه به گستردگی بسیار زیاد علوم پزشکی که واقعاً امکان فراگیری و به خاطر سپردن تمامی بیماریها، داروها، و عوارض آنها وجود ندارد، اگر پزشک به علّت فراموشی، بنا به حدس خود، چه در موارد اورژانس و چه غیر اورژانس، جهت نجات جان یا تسکین آلام بیمار، سهواً اقدام به تجویز دارویی غیر مؤثر نماید که بیمار را متحمّل هزینهی بیهوده یا عوارض جانبی کند، در این صورت آیا پزشک مسئول و مدیون است؟
ج) در صورتی که راهی جز این کار برای پزشک وجود ندارد و احتمال تأثیر در دارو را هم بدهد معذلک دارو تأثیری نداشته باشد پزشک مسئولیتی ندارد
19.اگر پزشک بنا به اصرار بیمار، دارویی را تجویز نماید یا اقداماتی را انجام دهد که مضر است، در صورت ایجاد عارضه، مسئول کیست؟
ج) پزشک نباید در مورد اصرار بیمار تسلیم شود ولی اگر تسلیم شد و به عهدهی خود بیمار گذاشت مسئولیت ندارد و الا مسئول خواهد بود.
20.اگر دارویی، نه برای نجات جان بیمار بلکه برای تسکین و مداوای بیماریهایی که باعث آزار بیمار میشوند (مانند: تب، خارش، درد، زخم و...) مصرف شود و احتمال دهیم که این داروها مؤثّرند ولی با توجّه به این که اکثر داروهای مؤثّر، در کوتاه مدّت یا دراز مدّت دارای عوارض زیادی میباشند، که گاهاً این عوارض از بیماری اولیه هم بدتر میباشند آیا در صورت بروز عوارضی در بیمار پزشک مسئولیتی به عهده خواهد داشت؟
ج) باید در این گونه موارد عوارض ناشی از مصرف این دارو برای بیمار توضیح داده شود و اگر پذیرفت تجویز گردد.
21.اگر احتمال دهیم که نجات جان بیمار وابسته به مصرف دارو یا داروهای خاصّی میباشد که مضرّند و با تجویز پزشک، شخص دچار یک یا چند مورد از این عوارض شود، آیا پزشک مسئول است؟
ج) همه داروها معمولاً عوارضی دارد و پزشک مسئول عوارض نیست.
22.اگر فرصت و امکان آزمایش وجود داشته باشد؛ امّا به دلایلی مانند: هزینه بالا، کمبود وقت و کمبود امکانات، آزمایشات لازم صورت نگیرد و شخص دچار عارضه شود، در این صورت آیا پزشک مسئول است؟
ج) اگر انجام نگرفتن آزمایشات باعث شود که عرفا این عوارضی که بیمار دچار گردیده از سهلانگاریهای پزشک محسوب شود پزشک مسئول خواهد بود.
23.با توجّه به این که ممکن است جان بیمار در خطر باشد و زمانی جهت تعیین حسّاسیت فرد به دارویی خاص وجود نداشته باشد، اگر با تجویز دارو، بیمار به آن حسّاسیت پیدا کند و دچار عوارض شدید یا مرگ شود، آیا پزشک معالج در قبال این عوارض، مسئولیتی خواهد داشت؟
ج) چون معمولاً این عوارض بدون هیچگونه سابقهای چه بسا انجام میشود پزشک ضمانتی ندارد.
ج) ضامن است.
ج) در صورتی که عرفاً شراب (خمر) در آن به کار نرفته باشد فروش و تجویز آن حرام نیست
نظر به این که تجویز دارو بر طبق قانون (به استثنای داروهای بدون نسخه)، به عهده داروساز یا متصدّی داروخانه نمیباشد، چنانچه بیماری، به حال اضطرار
مراجعه کند - با توجّه به فوریت - در صورت ندادن دارو، منجر به نقص، جرح و یا فوت بیمار گردد، آیا داروساز در عواقب فوق، متّهم به قصور است؟
ج) اگر طبق قانون عمل کند مقصّر نیست.
26.با توجّه به این که تشخیص بیماری و تجویز دارو به عهدهی پزشک معالج واگذار شده و طبق قوانین موجود داروساز موظّف به تحویل داروی تجویزی میباشد، آیا داروساز نسبت به عوارض یا عواقب مضرّه ناشی از تجویز غیر علمی یا غیر ضروری و احیاناً تجویز بر اساس سودجویی و غیره، شرعاً ضامن است؟ آیا با توجّه به شرح فوق و با توجّه به اطّلاع علمی از عوارض مترقّبه بعدی بریالذمّه میباشد؟
ج) اگر پزشک معالج تجویز نموده، پزشک داروساز مسؤولیتی ندارد.
ج) اگر تلف شدن بیمار به پزشک منتسب باشد و قبلاً ابراء نکرده باشد ضامن است.
28.اگر به واسطه تشخیص نادرست طبیب حاذق، آسیبی به بیمار وارد شود، آیا طبیب ضامن است؟
ج) در صورتی که قبلاً ابراء نکرده باشد و سهل انگاری هم نکرده باشد ضامن است.
چنانچه پزشک در تشخیص سهل انگاری نموده باشد، حکم آن چگونه است؟
ج) ضامن است.
29.اگر طبیب حاذق نسخه را غلط بنویسد، با توجّه به این که شیوه معالجه و درمان همین گونه است که نسخه را مینویسند و به بیمار میدهند و او دارو را تهیه و استفاده میکند. در نتیجه اگر صدمهای به بیمار وارد شود، بفرمایید:
آیا باید دیهای پرداخت شود؟ در صورت مثبت بودن جواب دیه به عهده کیست؟
ج) اگر ابراء ذمه نکرده باشد و تقصیر هم متوجّه پزشک باشد ضامن دیه است.
30.اگر دارو یا داروهایی، نه برای نجات جان بیمار، بلکه جهت تسکین و مداوای دردی که باعث آزار بیمار میشوند؛ همانند تب، خارش، درد، زخم، و... مصرف شوند و بدانیم یا احتمال دهیم که این داروها مؤثّرند، و با توجّه به این که اکثر داروهای مؤثّر، در زمانی کوتاه یا دراز مدّت داری عوارض زیادی میباشند، در صورت تجویز پزشک و ایجاد عارضه که گاهی بدتر از بیماری است، آیا پزشک مسؤولیتی به عهده خواهد داشت؟ شایان ذکر است که شایعترین و بیشترین تجویز دارو در چنین مواردی صورت میگیرد و لذا اهمیت فراوانی دارد.
ج) لازم است دکتر این موارد را به بیمار خود تذکر دهد و با رضایت بیمار دارو را تجویز کند و اگر بیمار پذیرفت تجویز شود.
31.با توجّه به این که در کشف و توسعه داروهای جدید، یکی از مراحل نهایی، قبل از ورود دارو به بازار، آزمایش روی انسانهای داوطلب سالم یا بیمار به منظور ارزیابی اثر و عوارض آن دارو میباشد و همچنین در مورد داروهای رایج نیز بعضاً به منظور بررسی و تحقیق اثرهای جدید لازم است روی انسانها انجام شود، چنانچه این امر منجر به عوارض نامطلوب روی این افراد گردد، آیا علیرغم داوطلب بودن افراد تحت آزمایش ذمّهای بر عهده محقّقان است؟
ج) اگر تمامی تلاش خود را محققان به کار بردهاند و داوطلب را هم از عوارض احتمالی آگاه کرده باشند ذمّهای به عهده محققان نیست.
32.اگر با توجّه به علوم امروزی، امکان تعیین حسّاسیت یک دارو وجود نداشته باشد، آیا پزشک در صورت ایجاد عارضه مسئول است؟
ج) مسئول نیست.
33.به طور کلّی و با توجّه به علوم امروزی، اگر بدانیم یا احتمال بدهیم که نجات جان بیمار وابسته به مصرف داروهای خاصّی است که مضر هستند و این مضرّات به احتمال قوی برای همگان وجود خواهد داشت و با تجویز پزشک، شخص دچار یک یا چند مورد از این عوارض شود، آیا پزشک مسئول است؟
ج) اگر نجات جان بیمار به استفاده از این دارو میباشد پزشک مسئول نخواهد بود.
34.در برخی بیماریها همانند فشار خون بالا، به علّت عوامل ناشناخته ایجاد کننده آن، طبق روش معمول که اجرای آن براساس علوم روز ضروری است، یک یا چند دارو به کار برده میشود و در صورت عدم تأثیر، داروهای دیگری به کار برده میشود با توجّه به این که این داروها در افراد مختلف همگی مؤثّر نیستند و ممکن است در شخصی، برای درمانهای اولیه و در شخص دیگری برای درمانهای آخر مؤثّر باشند، و از طرف دیگر، هر یک از داروها دارای عوارض خاصّی هستند، آیا پزشک معالج که در حقیقت داروهای مختلف را به ترتیب در مورد بیمار آزمایش میکند، در قبال هزینه اضافه یا عوارض داروها مسئول است؟
ج) اگر عرفا راهی برای معالجه بیمار و یا به دست آوردن نتیجه تأثیر این آزمایشات نیست مسئولیتی برای پزشک متصور نیست.
35.در صورتی که داروهای کاملاً مؤثّر به هر علّتی در دسترس نباشند، آیا پزشک میتواند داروهایی را که احتمال میدهد مؤثّر باشند تجویز کند؟ در صورت عدم موفقیت، آیا پزشک در قبال عوارض احتمالی این داروها یا هزینه بیهودهای که بر بیمار تحمیل شده، مسئول و مدیون است؟
ج) در صورتی که راهی جز تجویز این داروها نیست پزشک مسئولیتی ندارد.
36.اگر طبیب حاذق دستور داروی اشتباهی را برای بیمار به پرستار بدهد و پرستار هم آن دارو را به بیمار بدهد و بیمار آسیب ببیند بفرمایید:
آیا ضمانی باید پرداخت شود؟ در صورتی که باید داده شود به عهده کیست؟
در صورت سهل انگاری نسبت به مورد فوق حکم چیست؟
ج) هر کسی که عرفا اشتباه مستند به او باشد واین عمل به او نسبت داده شده ضامن است و با فرض گفته شده خواه سهل انگاری صدق کند یا سهل انگاری در کار نباشد پزشک ضامن میباشد مگر ابراء ذمه کرده باشد و سهل انگاری صدق نکند.
37.اگر پزشک با توجّه به گستردگی موضوع نداند و یا فراموش کرده باشد که دارو یا روش تشخیص وی برای خانمهای باردار یا شیرده مضر است، مسئولیت پزشک در صورت ایجاد عارضه برای جنین یا مادر در چه حد است؟
ج) باید قبل از تجویز دارو به کتب مربوطه مراجعه نماید و در صورت عدم مراجعه و وارد آمدن خسارت به بیمار پزشک ضامن خواهد بود.
38.اگر پزشک دارو و یا روش تشخیصی را که در حال حاضر کاملاً غیر مضر شناخته شده به خانم بارداری توصیه کند، امّا بعداً مشخّص گردد برای مادر یا جنین کاملاً مضر بوده، همان طور که
این مورد در تاریخ پزشکی رخ داده است، آیا پزشک در قبال عوارض حاصل از این موارد، مسئولیتی بر عهده خواهد داشت؟
ج) پزشک با فرض مذکور ضمانتی ندارد.
39.به طور کلّی آیا جواب منفی خانم بیمار در مورد پرسش پزشک از حاملگی وی- چه خود بداند که باردار است و به هر علّتی نگوید و چه نداند که باردار است- از پزشک معالج در قبال عوارض احتمالی داروهای تجویزی رفع مسئولیت میکند؟
ج) ضمانتی ندارد.
40.چنانچه بیمار یا ولیّ بیمار به پزشک ماهر و متخصص اجازهی درمان داده باشد، آیا در صورت درگذشتن بیمار، پزشک ضامن است؟
ج) اگر سهل انگاری در امر پزشکی نکرده باشد و برائت ذمه گرفته باشد ضامن نیست.
41.اگر به واسطهی تشخیص نادرست پزشک ماهر، به بیمار آسیبی وارد شود، چنانچه پزشک در تشخیص سهل انگاری نموده باشد، حکم آن چگونه است؟
ج) ضامن است.
42.اگر پزشک ماهر یا غیر ماهر به اشتباه یا از روی سهل انگاری، نسخهی اشتباه و زیان آوری بنویسد و بیمار، دارو را تهیه و مصرف کند و به وی صدمهای وارد شود، آیا باید دیه بیمار
پرداخت شود؟ در این صورت، دیه بر عهدهی کیست؛ پزشک یا داروخانه؟
ج) اگر پزشک سهل انگاری کرده باشد و صدمه وارده عرفاً به پزشک نسبت داده شود باید دیه را او پرداخت کند ولی احوط مصالحه کردن است زیرا خود بیمار عمداً دارو را مصرف کرده است.
43.اگر با توجّه به دانش پزشکی، امکان تعیین حسّاسیت برخی از داروها وجود نداشته باشد، در صورت پدید آوردن عارضه در بیمار، آیا پزشک مسؤول است؟
ج) با فرض مذکور پزشک ضامن نیست.
44.با توجّه به دانش امروز، اگر بدانیم یا احتمال بدهیم که نجات جان بیماری وابسته به مصرف داروهای ویژهای است که زیانبار است و این زیانها به احتمال زیاد برای بیشتر بیمارانی که از آن داروها مصرف میکنند نیز وجود دارد، با این توضیح، اگر پزشک تجویز کند و شخص دچار عوارض مختلفی شود، آیا پزشک مسئول است؟
ج) با فرض مذکور که نجات جان بیمار وابسته به این دارو باشد عوارض جانبی دارو برای پزشک ضمانتآور نیست خصوصاً اگر ابراء ذمّه کند.
45.در صورتی که داروهایی که اثربخشی کاملی دارند. به هر علّتی در دسترس نباشد، آیا پزشک میتواند داروهایی را که احتمال
میدهد کمی اثربخش است را تجویز کند؟ در صورت عدم موفقیت، آیا پزشک در برابر عوارض احتمالی این گونه داروها یا هزینهی بیهودهای که بر بیمار تحمیل شده است مسئول و بدهکار میباشد؟
ج) با فرض مذکور مسئول نمیباشد.
1.با توجّه به این که تشخیص بسیاری بیماریها یا اختلالات به وسیلهی آزمایش امکانپذیر است و از طرفی امکان اشتباه در آزمایشگاه و تفسیر آزمایشها همیشه وجود دارد، در صورت اشتباه آزمایشگاه و در نتیجه معالجه اشتباه پزشک، مسئول خسارات و عوارض احتمالی کیست؟
ج) اگر آزمایشگاه و یا طبیب در وظیفه خود قصور کرده باشند هر کدام که قصور کردهاند مسئول هستند ولی اگر قصوری نبوده باشد، ضمانتی نیست.
2.اگر برای معالجه انسان لازم باشد ادرار انسان از طریق دهان یا نوعی تزریق استفاده شود آیا جایز است.
ج: در صورت ضرورت اشکال ندارد
3.اگر آمپولی به بیماری تزریق شود و بیمار به واسطه آن فوت کند، بفرمایید: در مورد ضمان یا عدم ضمان فردی که باید دیه بپردازد در وجوه ذیل حکم چگونه است؟
تزریق آمپول توسط شخص آشنا به نحوه تزریق صورت گرفته و او در تزریق اشتباه کرده باشد.
ج) دیه شخص متوفی را باید شخص تزریق گر بدهد.
آمپول توسط شخص غیر آشنا به نحوه تزریق انجام گرفته باشد.
ج) دیه شخص متوفی را باید شخص تزریقگر بپردازد.
تزریق توسط طبیب حاذق بوده، ولیکن سهلانگاری در کار بوده است.
ج) دیه را پزشک باید بپردازد.
4.در بسیاری از بیماریها و اختلالات جسمانی، پزشک دستور عکس برداری، سی تی اسکن و... میدهد که مطمئناً به خصوص برای برخی افراد مضر میباشد. ضمناً در خیلی از موارد، گرچه گاهی ممکن است این آزمایشها باعث تشخیص قطعی نشوند، امّا میتوانند همیشه کمک کننده باشند، به هر حال در فرض فوق، مسئولیت پزشک در صورت ایجاد عوارض آزمایشها تا چه حدّی است؟
ج) اگر این عکس برداریها و امثال آن برای بیمار ضرورت داشته مسئولیتی متوجّه پزشک نیست.
5.در بسیاری از بیماریها، پزشک دستور عکس برداری، سی تی اسکن و... میدهد که برای برخی افراد مضر است، اگر روش
معالجه به غیر از این طریق نباشد و بیمار هم بیهوش باشد، آیا میتوان از خویشان بالغ وی اجازه گرفت و یا با آنها شرط نمود؟
ج) اگر ضرورت داشته باشد و اجازه هم بگیرند دیگر مسئولیتی متوجّه پزشک نیست.
6.اگر فرصت و امکان آزمایش، وجود داشته باشد؛ امّا به دلایل دیگری، مانند هزینهای که به بیمار تحمیل میشود (و احیاناً وی حاضر به تحمّل آن هزینه نیست)، امکاناتی که برای ما وجود ندارد و یا وقتی که از بیمار میگیرد، آزمایشهای لازم صورت نگیرد و شخص دچار عارضه شود، در این صورت آیا پزشک مسئول است؟
ج) اگر پزشک آزمایشات را ضروری و لازم میدانسته و معذلک اقدام نکرده است و خسارت به بیمار وارد شده است ضامن است ولی اگر خود بیمار توان آن را نداشته و پزشک هم چارهای نداشته است ضمانتی برای پزشک نیست.
1.اگر واگذاری و هدیه اعضای بدن موجب تسریع در مرگ شود، چه وجهی دارد؟ آیا میتوان وصیت کرد بعد از مرگ مغزی، اعضای بدن شخص را به دیگران بفروشند یا هدیه دهند؟ در صورت مرگ مغزی، فروش اعضای بدن شخص مورد نظر چه حکمی دارد؟
ج) به نظر ما جایز نیست حتّی وصیت آن هم در مرگ مغزی جایز نیست.
2.آیا برداشتن عضو از بدن فرد زنده جهت پیوند، مستلزم پرداخت دیه میباشد؟
ج) حرام است و مستلزم دیه میباشد.
3.آیا بریدن سر میت و یا قطع اعضا، یا وارد نمودن جراحت بر وی دیه دارد؟
ج) در همه موارد دیه دارد.
4.جدا نمودن بعضی از اجزای بدن مسلمان محتضر و پیوند آن به بدن انسان زنده چه صورتی دارد و آیا دیه به آن تعلّق میگیرد یا خیر؟ و در صورت تعلّق دیه، نسبت به اجزا فرق میکند یا خیر؟
ج) جدا نمودن اجزاء بدن مسلمان هرچند در حال احتضار باشد حرام است و دیه یا چه بسا قصاص دارد.
5.دربارهی سهل انگاری طبیب در عمل جرّاحی، که موجب وارد شدن آسیب به بیمار شود، بفرمایید:
آیا طبیب ضامن پرداخت دیه است؟
ج) چنانچه سهل انگاری محقق شود ضامن است.
اگر به واسطهی سهل انگاری در عمل جرّاحی قبلی نیاز به عمل جرّاحی و درمان مجدّد برای بیمار پیدا شود، آیا طبیب سهل انگار باید هزینهی آنها را بپردازد یا همان دیه کافی است؟
ج) همان دیه کافی است.
اگر سهل انگاری طبیب منجر به فوت بیمار شود، قتل، چگونه قتلی خواهد بود؟
ج) شبه عمد است و دیه دارد.
6.در مراکز آموزشی، درمانی و پزشکی دولتی، دستیاران به ویژه در سالهای نخست باید با حضور و راهنمایی اساتید خود
اقدام به عمل جرّاحی نمایند. در صورتی که دستیار با اجازه استاد خود، یا با این امید که استاد گفته است: شما کار را شروع کنید، من هم میآیم، عمل جرّاحی را شروع کنند ولی استاد حاضر نشود و در اثر عمل جرّاحی آسیبی به بیمار وارد شود که ناشی از عدم حضور استاد است، مسئول کیست؟
ج) ابتدائاً پزشک جرّاح ضامن است و اگر عرفاً عدم حضور استاد موجب ایجاد این آسیب باشد ایشان هم ضامن است.
7.طبیبی حاذق و ماهر، بدون سهل انگاری اقدام به عمل جرّاحی بیماری کرده است و در ضمن عمل، آسیبی به بیمار وارد گردیده است. لطفاً موارد ضمان یا عدم ضمان طبیب را در وجوه ذیل بیان فرمایید:
8.طبیبی حاذق و ماهر ، بدون سهل انگاری اقدام به عمل جراحی بیماری کرده است و در ضمن عمل ، آسیبی به بیمار وارد گردیده است. لطفا موارد ضمان و عدم ضمان طبیب را در وجوه ذیل بیان فرمایید:
بدون اذن از بیمار یا بستگان وی اقدام به عمل نموده باشد.
ج) ضامن است.
از اذن گرفتن غفلت کرده باشد.
ج) ضامن است.
بیمار در حال اغما باشد و برای اذن دسترسی به بستگان بیمار نداشته باشد و تأخیر هم موجب به خطر افتادن جان بیمار شود.
ج) اگر سهل انگاری نداشته باشد ضامن نیست.
در مورد فوق، اگر تأخیر موجب نقص عضو و یا تعطیل شدن عضوی از بیمار گردد، حکم چیست؟
ج) ضامن نیست.
9.اگر در موارد فوق دیه باید داده شود بر عهده چه کسی است؟
اگر در موارد فوق باید دیه به بیمار داده شود، آن دیه به عهدهی کیست
ج) به عهده پزشک جرّاح است.
10.در مواردی که برای معالجه بیمار باید اذن گرفت تا ضمان متوجّه طبیب نشود، مانند جایی که اذن نگرفتن به خاطر تعارف در اذن گرفتن و بناء بر استیذان موجب بی مبالاتی و تقصیر گردد، بفرمایید:
آیا اذن از ولیّ طفل ممیز کافی است یا باید از طفل هم اذن گرفته شود؟
آیا اذن از ولی طفل ممیز کافی است یا باید از طفل هم اذن گرفته شود؟
ج) بعد اذن از ولیّ، اذن از خود طفل ممیز لازم نیست.
در مورد عمل جرّاحی روی بیمار مغمی علیه، از کدام یک از کسانِ بیمار باید اذن گرفت. آیا ترتیب یا اولویتی در کار است؟
ج) ترتیب آن بر اساس همان ترتیب اولیاء در اجازه امور میت است.
در مورد بیمار مغمی علیه یا طفل صغیر مصدوم که مشخّص نیست آیا ولیّ دارد یا نه و دسترسی به حاکم شرع هم برای گرفتن اذن وجود ندارد و عدول مؤمنین هم حاضر نیستند و معالجه هم فوری باید انجام شود، تکلیف چیست؟
ج) بعد از اعلام برائت طبیب باید عمل جرّاحی را انجام دهد و نباید سهل انگاری در طبابت داشته باشد.
11.گاهی اوقات مطمئن هستیم که یک بیماری، فرد بیمار را به زودی از پا در خواهد آورد از طرفی میدانیم که با یک عمل درمانی مثل جرّاحی ممکن است یا بیمار بهبود نسبی پیدا کند و یا حتّی زودتر از موعد از دنیا برود. وظیفه ما در چنین حالتی چیست؟ اگر با این کار به تسریع مرگ بیمار کمک کنیم، آیا مدیون هستیم؟ همچنین اگر اقدام به درمان نکنیم، آیا مسئول نیستیم؟ با توجّه به این که گاهی نتیجه کار کاملاً نامشخص است.
ج) اگر واقعاً نتیجه عمل به این صورت نامشخص است وظیفهای نسبت به عمل جرّاحی ندارند و مدیون نیستند.
12.با توجّه به این که بعد از پیوند اعضا، شیمی درمانی ضروری به نظر میرسد و همین عمل باعث عوارض خفیف یا شدید در بیمار میگردد، آیا پزشکی که مجبور به انجام این کار جهت عدم ردّ پیوند است، در ایجاد عوارض آن مسئول است؟
ج) اگر ضرورت ایجاب نموده باشد، مسئول نیست.
13.اگر مریض در بیمارستان در اثر سهل انگاری و یا بی توجّهی پزشکان از دنیا برود، آیا دیه به عهده آنهاست یا خیر؟ و اگر جواب مثبت است، مقدار دیه مرد و زن چه مقدار است؟
ج) اگر عرفاً نسبت قتل به پزشک یا پزشکان داده شود دیه به عهده آن فرد یا افراد است و مقدار دیه 100 نفر شتر در مرد و نصف آن در زن است.
14.آیا در مورد جواز قطع اعضا، دیه ثابت است یا ساقط میشود؟
ج) دیه ساقط نیست و باید دیه آن پرداخت شود مگر قطع آن عضو به حق باشد مثل قصاص.
15.آیا برداشتن عضوی از بدن فرد زنده جهت پیوند، مستلزم پرداخت دیه است؟
ج) این عمل جایز نیست ولی اگر خود فرد دهنده عضو راضی باشد و درخواست دیه نکند دیه به عهده پزشک نیست.
16.در صورتی که در یکی از مراکز درمانی در اثر بی دقّتی و سهل انگاری باعث از کار افتادگی یا قطع یکی از اعضای فرد بیماری
شوند یا در اثر اشتباه در اتاق عمل عضوی از اعضای بیماری را اشتباهاً قطع کنند، آیا دیه دارد؟ بفرمایید دیه اعضا چه مقدار است؟
ج) دیه وجود دارد و باید مشخص شود که چه عضوی قطع شده تا دیه آن را مشخص نمائیم.
17.در صورتی که پزشک و یا شخصی در اثر سهل انگاری یا به عمد باعث از کار افتادن چند عضو کسی گردد، حکم آن چگونه است؟
ج: ضامن است و دیه دارد.
ج) اگر سهل انگاری باشد دیه دارد و اگر به عهده باشد قصاص دارد.
18.اگر پزشکی، از روی سهل انگاری باعث، فلج کردن و از کار انداختن عضو بیماری شود، آیا دیه دارد؟
ج) دیه دارد.
1.گاهی برای به هوش آوردن بیمار لازم است شوک ها و دردهای زیادی به وی وارد ساخت - مثلا گاهی به وی سیلی میزنند یا دندان او را بدون بی حسّی میکشند و یا به استخوان او امپول تزریق میکنند - آیا چنین اعمالی موجب ضمان و اثبات دیه میشود؟
2.گاهی برای به هوش آوردن بیمار لازم است شوکها و دردهای زیادی به وی وارد ساخت - مثلاً گاهی به وی سیلی میزنند یا دندان او را بدون بی حسّی میکشند و یا به استخوان او آمپول تزریق میکنند - آیا چنین اعمالی موجب ضمان و اثبات دیه میشود
ج) در صورت وجود اضطرار، دیه ندارد.
3.در حالت انجماد قرار دادن انسانی که مبتلا به بیماری لاعلاج است، و احیای مجدّد او پس از کشف درمان بیماریش بعد از چندین سال، چه حکمی دارد؟
ج) مشکل است زیرا عرفا صدق مرگ مصنوعی میکند و جواز آن مشکل است.
4.دیه زن و مرد چه تفاوتی با هم دارد؟
ج) دیه زن و مرد تا به یک سوم دیه کامل نرسیده مانند هم است ولی اگر از ثلث دیه زیادتر شد دیه زن نصف دیه مرد میشود.
5.موارد مصرف دیه گرفته شده - از بیمار یا پزشک - در پیوند اعضای میت به فرد نیازمند به آن عضو کدام است؟
ج) باید در مورد خود میت با اجازه اولیاء او مصرف شود.
4.بیماری مبتلا به بیماری مسری و مهلکی مانند ایدز است و پزشک معالج را عمداً یا غفلتاً از آن مرض آگاه نمیکند و پزشک در جریان معالجه، مبتلا به آن بیماری شود و فوت کند. آیا بیمار مسئولیتی دارد؟
ج) اگر با این نیت پزشک را آگاه نمیکند ضامن است همچنین اگر عرفا بداند که بیماری او موجب سرایت به پزشک می شود و او را خبردار نکند باز هم ضامن است.
5.در صورت هدیه اعضای بدن، آیا دیه به آن اعضا تعلّق میگیرد؟ و اگر دیه تعلّق میگیرد، چه کسی باید آن را بپردازد؟
ج) هدیه اعضای بدن به نظر ما جایز نیست و اگر اعضاء را جدا کنند باید دیه بدهد و فرد مباشری که اعضا را جدا کرده ضامن است مگر دیگری او را امر به این کار کرده و مباشر بدون اختیار ناچار بوده است که فرد آمر به این کار باید دیه را بدهد.
1.اگر تشخیص بیماری به درستی صورت گیرد، ولی داروی مؤثّر در دسترس نباشد و یا بسیار گران باشد و بیمار قادر به تهیه آن نباشد، آیا پزشک معالج ملزم به تهیه آن دارو به هر طریق ممکن برای بیمار میباشد؟
ج) وجوبی برای تهیه دارو توسط پزشک نیست.
2.نوشتن داروی بیمار در دفترچه بیمه دیگری خلاف قانون است، اقدام به این کار از سوی پزشک چه حکمی دارد؟
ج) شرعاً جایز نیست.
1.آیا الکلی که برای ضدّ عفونی، پس از تزریقات به کار برده میشود، نجس است؟
ج) الکل صنعتی که غالبا برای ضد عفونی به کار می رود پاک است و الکلی که دارای خاصیت مست کنندگی است نجس و حرام است.
2.بیمار، پمادی را که با الکل سفید ساخته میشود را با تجویز پزشک به صورت میمالد و با آن نماز میخواند. آیا نمازش صحیح است؟
ج) اگر الکلی است که جهت خوراکی استفاده میشود نجس است و نماز خواندن با آن جایز نیست.
3.آیا استفاده از دهان شوهای محتوی الکل برای برطرف نمودن بوی بد دهان و نیز کُشتن میکروبهای دهان و لثهها بلا اشکال است یا خیر؟ (با این توضیح که دهان شوهای مذکور از نظر پزشکی برای تمیز کردن دهان است و فرو بردن آنها مضر است؟
ج) اگر دارای خاصیت مست کنندگی نباشد و صرفا برای شستشوی دهان است پاک می باشد.
4.آیا الکل طبّی (نه الکل صنعتی) که برای تزریقات استفاده میشود پاک است؟
ج) اگر همان الکلی است که خوراکی است و مست کننده است نجس و حرام است و الا پاک است.
5.آیا استفاده از داروهایی که با مقداری الکل مخلوط شدهاند (مثلاً ۱٠%) جایز است؟
ج) اگر در آن از الکلی استفاده می شود که جهت خوراک استفاده میشود و طبع آن مست کننده است حرام و نجس است.
6.حکم استفاده از داروهای تقویتی که از ژلاتین طبیعی یا مصنوعی (کپسول) ساخته شدهاند چیست؟
ج) اگر از حیوان حرام گوشت و یا حیوان حلال گوشت که ذبح شرعی ذبح نشده استفاده شده حرام میباشد.
7.مادّه انسولین که در معالجه بیماری قند تزریق میشود احیاناً از بنکربایس خوک، گرفته میشود آیا استعمال آن جایز است؟
ج) اگر استحاله نشده باشد استفاده آن حرام است.
8.استفاده از داروهایی مانند: «کورتیکو استرئید» و یا «زیدودین» یا «سیکلو سپورین» برای بهبودی موقتی یا رفع درد که مرگ را به طور قابل ملاحظهای جلو میاندازند چه حکمی دارد؟
ج) اگر به صورتی است که عرف کارشناس این داروها را به طور مطلق خطرناک میداند استفاده آن جایز نیست.
9.بیماری مبتلا به بیماری سختی است که درد کُشنده و غیر قابل تحمّلی را به همراه دارد و دکتر وی توصیه کرده است برای آرامش روزی دو بار ویسکی (شراب) با چای بخورد که باعث تخفیف دردش میشود. حال با وجود آن که نوشیدن شراب حرام است امّا مسکّن درد بیمار است آیا نوشیدن آن جایز است؟
ج) حرام است.
10.بنا به دستور پزشک، دارویی را به صورتم میزنم که دارای الکل است ولی این دارو با دارویی دیگر محلول شده که قابل خوردن نیست؛ آیا این دارو نجس است؟
ج: اگر الکل به کار رفته در ان خوراکی نیست و دارای خاصیت مست کنندگی نیست پاک است.
ج) هر الکلی نجس نیست اگر یقین کند که از الکلی که جهت خوراک استفاده شده و مست کننده هم میباشد حرام و نجس هم میباشد.
11.آیا دارویی که در بازار مسلمین بیع و مصرف میشود و مصنوع دست آنها است محکوم به طهارت است؟
ج) محکوم به طهارت است.
12.حرمت و نجاست استفاده از «الکل اتلیک» را که از منابع تخمیری، شیمیایی و صناعی گرفته میشود و در طب و داروسازی به صورت موضعی (زداینده، خشک کننده، ضدّعفونی کننده) و خوراکی، اعم از این که خوردن آن جنبه دارویی داشته باشد، مثل سم زدایی متانول و یا به صورت جزئی و یا فرعی در یک فرآورده
دارویی مایع به عنوان حلّال یا محافظ وارد شده باشد، تعیین فرمایید؟ لازم به توضیح است که در تهیه موادّ اوّلیه نیز در بسیاری موارد الکل مصرف میشود؛ یعنی تماس با الکل وجود دارد.
ج) الکل به خودی خود نجس و حرام نیست ولی عرفاً چیزی که مست کننده باشد حرام و نجس است و تفاوتی هم نمیکند که در چه مواردی مصرف میشود.
13.با توجّه به این که برخی از داروهای ضروری و حیاتی از منابع حرام یا نجس مثل اعضا یا دفعیات انسان یا حیوان تهیه میگردند و معمولاً این گونه داروها از کشورهای خارج و غیر مسلمان وارد میشوند، حکم شرعی مصرف این گونه داروها در انسان و نیز معامله بر روی آنها چیست؟ همچنین ژلاتین وارداتی کپسولها معمولاً از روده خوک، یا گوسفند ذبح غیر شرعی تهیه میشود، حکم آن چیست؟
ج) اگر بدانید که از حیوانات حرام گوشت و یا حیوان حلال گوشت که ذبح شرعی نشده تهیه می شود استفاده از این داروها حرام است مگر اضطرار حکم به جواز کند و الّا جایز نیست و خوردن آنها حرام است.
14.اگر بیماری جهت مداوای خود نیاز مبرم به خوردن یا آشامیدن چیز حرام یا نجس داشته باشد، آیا خوردن و آشامیدن چنین چیزی برای او حرام است؟
ج) اگر مداوای او متوقف بر خوردن و یا آشامیدن این شئ حرام باشد اشکال ندارد و الّا حرام است
1.کندن پوست یا زخم یا کشیدن دندان و یا امور مشابه آنها چه حکمی دارد؟ آیا این گونه پوستها نجساند؟
ج) اگر پوست کَنده شده دارای جان است یعنی هنگام کَندن ایجاد درد میکند نجس است.
2.دستی که بریده شده و دهانه زخم آن باز است و لای آن قرمز است (خونی است)، آب کشیده میشود، لکن خون لای آن از بین نمیرود، آبی که از روی آن خون بر میگردد، چه حکمی دارد؟
ج) اگر از باطن بدن حساب میشود پاک است.
3.در توضیح المسائل فرمودهاید: خونی که از لای دندانها بیرون بیاید و در آب دهان مستهلک شود، پاک است.
آیا این حکم شامل دیگر خونهای دهان- نظیر زبان و قسمت داخلی گونهها- نیز میشود؟
ج) شامل تمامی این موارد می شود.
4.از دهانم وقتی که خواب هستم، آب زرد رنگی بیرون میآید که متکّا را خیس و زرد میکند، آیا این آب نجس است (چون زردی آن مثل خون است)؟
ج) اگر یقین ندارید که خون داخل آن است پاک است.
5.لای دهانی که به واسطه خون دهان یا نجاست بیرون از آن نجس شده، با خوردن آب کُر یا جاری پاک میشود؟
ج) پاک میشود.
6.دندان مصنوعی اعم از ثابت و غیر ثابت و نیز موادّی که با آن دندان را پُر میکنند، آیا جزء باطن است که با برخورد با نجاست نیاز به تطهیر ندارد، یا آن که در صورت برخورد با خون یا غیر آن باید تطهیر شود؟
ج) احتیاطا در دندانی که قابل بیرون آوردن است تطهیر لازم است.
7.اگر به واسطه زخمی که در سر هست، تمام بدن نجس شود آیا میتوان از گردن به پایین را تطهیر کرد؟
ج) مانعی ندارد.
8.اگر از بدن انسان جایی بُریده و یا زخم شود، پس از آب کشیدن آن، آیا روی زخم و محلّ بُریدگی (که بسته شده و خشک میشود، و گاه قهوهای یا قرمز رنگ است و یقین به
خون بودن آن نیست) نجس است؟ اگر در همان حال خشکی، مجدداً آن را آب بکشیم پاک است؟
ج) اگر یقین نداشته باشد که خونی در آن هست، پاک است.
9.اگر جایی از بدن انسان خراشیده، یا پوستی از آن جدا شود که موجب سوزش گردد، محلّ آن چه حکمی دارد؟ پاک است یا خیر؟
ج) محل آن پاک است مگر یقین کند که خون بیرون آمده باشد.
10.این جانب که اکثر موهای جلوی سرم سوخته است، جهت ترمیم و استفاده از موی مصنوعی به دکتر مراجعه نمودهام، با توجّه به این که موها از خارج میآیند، پاک هستند یا نجس؟
ج) پاک است.
11.کف بیمارستان که با آجر یا سنگ مفروش شده، اگر با بول یا ... نجس شود، پس از آن که آب شیلنگ به آن وصل شد پاک میگردد؟ یا نیاز است که غساله آن جمع شود؟ تطهیر مورد مذکور به وسیله آب قلیل چگونه است؟
ج) اگر با آب کر تطهیر شود با رسیدن آب شلنگ به آن پاک میشود و جمع کردن آب غساله لازم نیست اما اگر با آب قلیل شسته شود باید این آب داخل چاه ریخته شود.
12.اگر ته عصا، پای مصنوعی، و لاستیکهای چرخ ویلچر نجس باشند، آیا به وسیلهی زمین پاک میشوند یا نه؟
ج) پاک میشود.
1.شخصی که دستش زخم شده، و یا هر دو دستش شکسته، و یا هر دو دستش را در جنگ از دست داده است، حکم وضو و تیمّم و نماز خواندنش چگونه است؟
ج) اگر دو دست او شکسته یا زخم شده باید تیمم جبیرهای کند و اگر اصلاً دست ندارد باید کمک بگیرد تا دیگری او را تیمّم یا وضو دهد.
2.شخصی دست راست خود را بر اثر شکستگی گچ گرفته است، لذا نمیتواند پای راست و سر خود را مسح کند، آیا میتواند سر خود را با دست چپ و پای راست را هم با دست چپ مسح کند یا این که باید نایب بگیرد؟
ج) با دست چپ مسح کند و لازم نیست نائب بگیرد.
3.شخصی بعد از این که وضو میگیرد در اطراف نشیمن گاه خود بادی احساس میکند و مرتّب وضو میگیرد، تا جایی که برای هر نماز چند مرتبه وضو میگیرد، آیا این گونه مسائل و تلقین، باعث بطلان وضو نمیشود؟
ج) این گونه بادها در روایات به نفحات شیطان تعبیر شده است و لذا به این بادها توجّه نکنید و این گونه حرکات موجب بطلان وضو نمیشود.
4.این جانب که از جانبازان قطع نخاعی هستم، به دلیل وضعیت خاص، بعد از وضو و اشتغال به نماز احتمال قوی میدهم که ادرار به طور قطره قطره خارج میشود، اگر خروج آن را متوجّه نشوم حکم وضو و نماز من چیست؟
ج) اگر این حالت همیشگی است و امکان فهمیدن را ندارد با همان حال نماز بخواند و کفایت میکند و یک وضو برای هر نماز باید بگیرد.
5.کسی که نمیتواند باد معدهاش را کنترل کند، نمازش چگونه است؟ (مثلاً گاه نماز مغرب را خوانده، در وسط نماز عشاء وضویش باطل میشود) لطفاً به صورت ساده و کامل تکلیف را بیان نمایید.
ج) اگر امکان دارد که برای هر نماز یک وضو بگیرد باید وضو بگیرد و نماز را بخواند ولی اگر به طوری است که هیچگاه نمیتواند یک نماز کامل بخواند و باد معده در هر نماز خارج میشود باید اگر امکان دارد در بین نماز وضو بگیرد ولی اگر امکان ندارد برای هر نماز یک وضو بگیرد و همین مقدار کفایت میکند.
6.اشخاصی که دست یا پای خود را از دست دادهاند برای نماز خواندن چگونه باید وضو بگیرند؟ لطفاً نظر خود را بفرمایید.
ج) هر مقدار از دست که قطع شده شستن آن ساقط است و مقدار باقی مانده را باید بشوید و در مسح پا هم اگر قطع شده مسح آن ساقط است.
7.جوانی دست خود را از مچ ندارد، و شخص دیگری دستش را از آرنج ندارد، این دو نفر باید به چه صورتی وضو بگیرند؟ همچنین شخص دیگری از زانو پا ندارد باید مسح پایش را از کجا بکشد؟
ج) کسی که از آرنج دست ندارد شستن آن دست ساقط است و برای شستن دست دیگر از بالا به پایین دست را زیر آب بگیرد و با همان یک دست مسح سر و پا کند و کسی که از مچ دستش قطع است باقی آن را باید بشوید و کسی که پایش قطع شده مسح آن پا ساقط است.
8.کسی که دو دست او تا مچ یا آرنج قطع شده باشد، تکلیف او در مورد وضو و تیمّم چیست؟
ج) برای وضو همان مقدار باقی مانده را باید بشوید و با سر دست مسح پا و سر کند و در تیمّم اگر هر دو دست از مچ قطع شده باشد اوّل باید صورت را به خاک بمالد و بعد با احتیاط ذراع ( مچ تا آرنج) را به خاک بمالد و با آن صورت را مسح نماید و بعد ذراع راست را با ذراع چپ و بعد هم ذراع چپ را با ذراع راست مسح کند.
9.پای چپ من از ناحیه زیر زانو قطع شده و در حال حاضر پای مصنوعی به جای آن گذاشتهام خواهشمند است بفرمایید که این پا، مسح لازم دارد یا نه؟ ضمناً این پا در ناحیه زانو بیشتر از 90 درجه خم نمیشود به همین دلیل نماز را نشسته میخوانم، آیا به وظیفه خود درست عمل کردهام؟
ج) مسح این پا لازم نیست و اگر ایستاده نماز خواندن امکان ندارد نشسته خواندن اشکال ندارد ولی اگر امکان
دارد باید ایستاده نماز بخوانید ولو آن که رکوع را به حدّ کامل نتوانید انجام دهید.
10.شخصی هستم که به واسطه بیماری نمیتوانم خودم وضو بگیرم باید نایب بگیرم و نایب هم درخواست مزد و اجرت میکند، بفرمایید که وظیفه من چیست؟
ج) اگر برای شما امکان نائب گرفتن باشد و امکان دادن مزد نائب را داشته باشید واجب است که نائب بگیرید.
11.این جانب جانبازی هستم که در آسایشگاه جانبازان زندگی میکنم، و برای وضو احتیاج به نایب دارم، حال سؤال من این است که اگر به واسطه کمی پرسنل و پرستار، گرفتن نایب مشکل باشد وظیفهام چیست، وضو یا تیمّم؟
ج) اگر کسی نیست که شما را وضو بدهد و عرفاً مشکل است تیمّم کنید.
12.این جانب به خاطر معلولیت نمیتوانم خودم وضو بگیرم باید چند نفر من را کمک کنند و این کار مقداری برای هر دو طرف، خودم و وضو دهنده مشقّت دارد بفرمایید وظیفه من، وضو است یا تیمّم؟
ج) اگر عرفاً مشقّت وجود داشته باشد تیمّم کنید.
13.شخصی است که اگر بخواهد وضوی ترتیبی بگیرد باید برای قسمتی از وضو نایب بگیرد ولی اگر وضوی ارتماسی بگیرد نیازی به نایب ندارد وظیفهاش چیست؟
ج) ارتماسی مقدّم است.
14.این جانب اکثر موهای جلوی سرم سوخته است، و جهت ترمیم و استفاده از موی مصنوعی به دکتر مراجعه نمودهام، لطفاً حکم شرعی مسح و غسل موهای مصنوعی را بفرمایید؟
ج) اگر امکان مسح پوست باشد باید مسح شود و الّا حکم جبیره را دارد و بر روی موی مصنوعی مسح شود و در غسل هم اگر امکان شستن پوست سر نیست همان مو شسته شود.
15.پوست دست، کنده و از بدن جدا نشده، ولی به آن چسبیده است، آیا در موقع وضو و غسل باید زیر آن را شست؟
ج) باید آن پوست را شست و اگر شستن زیر آن موجب مشقّت نیست باید شسته شود.
16.آیا در وضو اگر کسی آفتابه را بگیرد و روی دستانم بریزد (با توجّه به این که دست راست من بر اثر شکستگی، گچ گرفته است) و من هم وضو بگیرم، آیا در وضویم اشکالی پیدا میشود یا خیر؟
ج) اگر راهی جز این گونه وضو گرفتن ندارید اشکال ندارد.
17.شخصی که هر دو دستش تا مچ باند پیچی یا گچ گرفته شده، چگونه باید وضو بگیرد؟ همچنین برای این که از انگشتان و کف دست خود نمیتواند استفاده چگونه باید مسح بکشد؟
ج) آن مواضعی که باند پیچی یا گچ گرفته شده باید جبیرهای انجام شود و برای مسح از ساق دست استفاده شود.
18.از جانبازان جنگ تحمیلی هستم، و دو انگشت شست و سبّابه و قسمتی از کف پای راست خویش را از دست دادهام، و تا کنون در موقع گرفتن وضو مسح پا را بر روی سه انگشت دیگر انجام دادهام، تکلیف اینجانب را بیان فرمایید.
ج) شما به وظیفه عمل فرمودید.
19.بنده از ناحیه شکم مورد اصابت ترکش قرار گرفتهام و بر اثر جرّاحی، قسمتی از روده بزرگم را به سمت چپ شکمم دوختهاند و مدفوع از شکم خارج میگردد آیا خروج مدفوع و باد معده باعث باطل شدن وضو میگردد یا خیر؟
ج) موجب بطلان وضو میشود.
20.جانبازی که به سلس گرفتار است در صورتی که بخواهد در نماز جماعت و جمعه شرکت کند، آیا میتواند در آسایشگاه وضو بگیرد یا تیمّم نماید و برای نماز بیرون آید یا باید در جای برگزاری نماز وضو بگیرد؟
ج) اگر امکان دارد که در زمان اقامه نماز وضو بگیرد باید در همان زمان وضو بگیرد و اگر امکان نداشته باشد نماز جماعت را بخواند و احتیاطاً نماز را با وضو اعاده کند.
21.شخصی که دست وی زخم شده یا هر دو دست او شکسته یا آن را در جنگ از دست داده است، چگونه باید وضو و تیمّم بسازد و نماز بخواند؟
ج) کسی که دست او زخم شده باید وضوی جبیرهای بگیرد. و کسی که دست او شکسته اگر امکان دارد باید وضوی جبیرهای بگیرد و اگر امکان ندارد باید نائب بگیرد که کسی او را وضو دهد و اگر این هم امکان ندارد تیمّم کند و کسی که دست او قطع شده هر مقدار که از پایینتر از آرنج باقی مانده باید به عنوان وضو زیر آب بگیرد و با باقی مانده دست مسح کند.
22.دست راست شخصی را گچ گرفتهاند و نمیتواند پای راست و سر خود را نیز مسح کند، آیا میتواند سر و پای راست را با دست چب مسح کند یا باید نایب بگیرد؟
ج) با دست چپ مسح سر و پای راست را هم مسح کند.
23.شخصی پس از این که وضو میگیرد احساس میکند که بادی از او خارج شده است و پی در پی وضو میگیرد؛ به گونهای که برای هر نماز، چند مرتبه وضو میگیرد، آیا این گونه مسایل و تلقینها باعث بطلان وضو نمیشود؟
ج) به این گونه وسوسههای شیطانی توجّه نکنید و این گونه تلقینها باعث بطلان وضو نمیشود و فقط اگر انسان یقین کند که بادی از معدهی او خارج شده (نه پرشهای اطراف مقعد) وضو را باطل میکند.
24.این جانب از جانبازان قطع نخاعی هستم و به دلیل وضعیت خاص، پس از وضو گرفتن و نماز خواندن، احتمال قوی
میدهم که قطره قطره از من ادرار خارج میشود، اگر متوجّه خروج آن نشوم، حکم وضو و نماز من چگونه است؟
ج) اگر امکان جلوگیری را ندارید وضو و نماز شما با همان حال صحیح است.
25.آیا کسی که دست وی از مچ قطع شده است میتواند با دست مصنوعی مسح کند؟
ج) با دست دیگر مسح کند.
26.پای چپ من از زیر زانو قطع شده است و در حال حاضر از پای مصنوعی استفاده میکنم، آیا مسح پای مصنوعی لازم است یا خیر؟ در ضمن این پا در ناحیهی زانو بیشتر از 90 درجه خم نمیشود و به همین دلیل، نماز را نشسته میخوانم، آیا به وظیفهی خود درست عمل کردهام؟
ج) پای مصنوعی لازم نیست مسح شود و در صورتی که نمیتوانید ایستاده نماز بخوانید به وظیفهی خود عمل کردهاید.
27.گاهی در اعضایی که هنگام وضو شسته میشود زخمی است که با خونریزی همراه میباشد و پس از شست و شو و آب کشیدن معمولاً از جای زخم مقداری خون بیرون میآید، این خون لخته میشود و پس از چند روز خشک میشود و به رنگ قهوهای و سیاه در میآید، آیا این زخم باز هم حکم خون را دارد و نجس است؟ با توجّه به این
که اگر بخواهیم زخم یاد شده را باز کنیم خونریزی میکند، در صورت نجس بودن، برای وضو گرفتن و غسل چه باید کرد؟
28.اگر روی پا نجس باشد و فرد نتواند آن را برای مسح آب بکشد، وظیفهی وی چیست؟
ج) باید مسح جبیرهای انجام دهد یعنی یک پارچه پاک روی پا بیندازد و روی آن را مسح کند.
29.شخصی که از ناحیهی پا مجروح شده و جراحت و شکستگی او به گونهای است که آب برای وی زیان دارد، آیا میتواند پلاستیکی مانند جوراب را به عنوان مانع از رسیدن آب حمام در پا بکشد و غسل کند؟ آیا این غسل صحیح است؟
ج) این نحوهی غسل را غسل جبیرهای میگویند و وظیفه شما این گونه غسل کردن است.
30.در مواردی که جبیره، چند عضو وضو را به گونهی کامل در بر گرفته است و پارهای از زخمها نجس میباشد و به خاطر شرایط سخت بیرونی؛ مانند: وصل سرُم گرفتن وضوی جبیرهای دارای سختی عمومی یا شخصی میباشد یا احتمال زیان برای زخم وجود دارد، تکلیف چیست؟ آیا در مواردی که وضوی جبیرهای دارای سختی عمومی یا شخصی یا زیانبار باشد، تیمّم کافی است؟
ج) اگر جبیره موجب مشقّت است تیمّم کافی است.
1.اگر از شخصی بدون شهوت مَنی خارج شود آیا جنب میباشد یا خیر؟
ج) خروج مَنی موجب جنابت است و باید غسل جنابت کند.
2.این جانب شخص زمین گیر و فلجی هستم که خود قادر به شستشو و انجام عمل غسل نمیباشم امّا در موقعی که دیگران مرا روی زمین خوابانیده و میشویند به همان شکل با ریختن آب به روی سر و گردن و طرف راست و چپ بدن، نیت غسل میکنم، آیا غسل با این وضع صحیح است؟
ج) صحیح است.
3.کسی که تمام پای او گچ گرفته شده، جُنُب شود غسل بر او واجب است یا تیمّم و یا هر دو؟ و آیا میتواند داخل مسجد شود یا خیر؟
ج) غسل جبیره واجب است و احتیاطاً تیمّم هم بنماید و بعد از غسل و تیمم ورود به مسجد هم اشکال ندارد.
4.کسی که در خود احساس شهوت میکند امّا به علّت عدم کنترل (به خاطر قطع نخاع) تشخیص نمیدهد که جُنُب شده یا نه؟ آیا چنین شخصی حکم جُنب دارد یا نه؟
ج) اگر رطوبتی از او خارج نشود یا شک دارد که رطوبت منی است حکم جنابت را ندارد و اگر قرائن ایجاد موجب اطمینان به خروج منی شود جنب هستند.
5.برادران قطع نخاعی در کیسه مخصوص بول خود بعد از بیدار شدن از خواب، مادّهای در میان بول خود میبینند و نمیدانند مَنی است یا چیز دیگر، وظیفه چیست؟ آیا باید غسل نمایند یا
ج) غسل واجب نیست.
6.برادران قطع نخاعی، گاهی خواب مهیج با منظرهی مهیج میبینند، امّا به واسطهی عدم کنترل نمیدانند که جُنب شدهاند یا نه؟ آیا مکلّف به غسل هستند یا نه؟
ج) اگر رطوبتی را نمیبینند یا شک دارند که رطوبت منی است غسل واجب نیست.
7.شخصی به علّت شکستگی پای چپش قادر به غسل نیست و گفتهاند باید غسل جبیرهای بکند بفرمایید غسل جبیرهای چگونه است؟
ج) باید یک پلاستیک روی پا بکشد و آب روی آن بریزد و همان کفایت میکند و اگر این هم امکان ندارد دست تر روی همان گچ یا باند بکشد.
8.مَنی برادران جانباز قطع نخاعی در بیمارستانها برای آزمایش یا تلقیح نمودن به همسرانشان جهت باروری نوزاد، با دستگاهی مخصوص گرفته میشود، آیا پس از گرفتن آن مَنی که در حالت بیهوشی انجام میشود، باید غسل نمایند؟
ج) غسل واجب است.
9.آیا برادران جانباز قطع نخاعی پس از جماع باید غسل کنند؟ با توجّه به این که خارج شدن مَنی در آن مشهود نیست.
ج) اگر جماع حاصل میشود جنب شده است و باید غسل کند ولو آن که خروج منی مشهود نباشد.
10.از شخصی به علّت بیماری، دائماً مَنی بیرون میآید، و نمیتواند خود را کنترل کند، آیا این شخص دائماً جُنب است؟
ج) دائماً جنب است و برای نماز باید غسل کند و زود نماز بخواند.
11.در برخی از شکستگیها استخوان آشکار میشود؛ در حالی که از بدن جدا نشده است، آیا مس آن نیاز به غسل دارد؟ در صورت جدا شدن استخوان، حکم آن چیست؟
ج) اگر از بدن جدا نشده مس آن غسل ندارد. و مس استخوان جدا شده از انسان زنده احتیاطاً غسل مس میت دارد.
12.آیا عضو جدا شده از بدن انسان مُرده یا زنده- در هنگام دفن- به غسل نیاز دارد؟
ج) قطعه جدا شده از میت اگر مشتمل بر استخوان نباشد غسل ندارد ولی اگر مشتمل بر استخوان باشد غسل واجب است و استخوان جدا شده از میت هم احتیاطا غسل دارد و بنابر احتیاط واجب حکم قطعه جدا شده از فرد زنده همان حکم جدا شده از میت را دارد.
13.بدن کسی که از دنیا رفته است پاک میباشد یا نجس؟
ج) تا قبل از غسل میت نجس است.
14.در مطالعهی علمی استخوانهای مردگانی که آنها را غسل ندادهاند و فقط ضدّعفونی شدهاند، در صورتی که مس شود، غسل مس میت واجب میگردد، حال، چنانچه نتوان همیشه غسل کرد، وظیفه چیست؟
ج) غسل مس میت واجب میشود و بهترین راه آن است که از دستکش استفاده شود.
15.پزشکی که درگذشتگان را کالبد شکافی میکند و گاهی دست وی با آنها تماس پیدا میکند، در چه صورتی غسل مس میت بر او واجب میشود؟
ج) اگر میت را غسلهای سه گانه ندادند غسل مس میت واجب میشود.
1.اگر عضوی از بدن انسان قطع شود نجس است یا پاک؟
ج) نجس است.
2.انسانی که از دنیا رفته آیا بدنش پاک است یا نجس؟
ج) قبل از غسلهای سه گانه میت بدن میت نجس است.
3.در چه صورتی غسل مسّ میت واجب میشود؟
ج) در صورتی که بدن میت سرد شده باشد و مس شود غسل مس میت واجب میشود.
4.حکم استخوان انسانی که نمیدانیم متعلّق به مسلمان است یا کافر، چیست؟
ج) اگر مراد از حیث دفن باشد اگر در بلد مسلمین است باید دفن شود اگر مراد نجاست است آن هم اگر در بلد مسلمین است پاک و الّا نجس است و اگر مراد از حیث غسل مس میت است مس استخوان غسل مس میت ندارد. اگر بدون گوشت باشد گرچه احتیاط آن است که غسل مس میت انجام شود.
5.بنده دانشجوی پزشکی هستم و ناچار به مطالعه علمی استخوانهای مردگان به همین دلیل باید همیشه استخوانهای مردهای را که غسل ندادهاند و فقط ضدّعفونی شده را مس نمایم و نمیتوانم دائماً غسل کنم، اکنون بنده را رهنمایی بفرمایید.
ج) اگر با دستکش مس نمایید غسل واجب نیست.ضمنا اگر فقط استخوان است و گوشت به آن نچسبیده باشد بنابر احتیاط مستجب غسل مس میت نمایید.
6.در هنگام تشریح یا پیوند بعضاً دستمان با عضو جدا شده از بدن انسان مُرده، و گاهی با عضو جدا شده از بدن انسان زنده تماس پیدا میکند، در چه صورتی باید غسل مسّ میت نمود؟
ج) اگر عضو جدا شده از میت مس شود غسل مس میت واجب است ولی اگر عضو جدا شده از انسان زنده باشد و عضو دارای استخوان است به احتیاط واجب باید غسل مس میت انجام دهد.
7.این جانب پزشکی هستم که بعضاً باید افرادی را که از دنیا رفتهاند، به دلایلی کالبد شکافی کنم. گاهی دستم هم با آنها تماس پیدا میکند، حال سؤال من این است که شرط نجس شدن مُردار چیست؟
ج) اگر میت غسل داده نشده باشد بدن او نجس است و اگر به بدن او دست زده شود غسل مس میت واجب می شود مگر با دستکش باشد و بدن میت هم قبل از غسل حکم مردار را دارد.
1.اخیراً برخی از پزشکان، با تجویز قرصهایی مخصوص برای بانوانی که به سن یائسگی رسیدهاند، عادت ماهیانهی آنان را به نحوی تنظیم میکنند که مثل قبل از یائسگی، در هر ماه در تاریخ معین و به مدّت معین خون میبینند، و به عبارت دیگر، برای جلوگیری از مشکلات و بیماریهایی که قطع عادت ماهیانه برای بانوان پیش میآورد، عادت ماهانه را استمرار میدهند، چنین خونی از نظر شرعی حکم حیض را دارد یا حکم استحاضه؟
ج) اگر بعد از سن یائسگی است حکم استحاضه را دارد.
2.با توجّه به استفاده از قرص و مدّت زمان حیض که در تاریخ معین هفت روز بوده است، عمل بستن لوله رحم را انجام دادهام، بعد از عمل مذکور، حیض در تاریخ معینی شروع شد، ولی از هفت روز بیشتر شد و حدود دوازده روز ادامه پیدا کرد، آیا اضافه مدّت که پنج روز میباشد، محکوم به استحاضه است یا خون ریزی قرح و جرح عمل؟ لطفاً راهنمایی فرمایید.
ج) خون بعد از ده روزحکم استحاضه را دارد ولی در مدّت سه روز بعد از هفت روز لازم است که هم اعمال حیض را مراعات کند و هم به استحاضه عمل کند
3.غسل بعد از سقط جنین چیست؟ آیا غسل نفاس است، یا این که ذی روح بودن جنین برای تحقق نفاس شرط است؟
ج) ذی روح بودن جنین در نفاس شرط نیست و چنانچه جنین منعقد شده است و بچّه سقط شده باید غسل نفاس انجام شود.
4.خونی که زن سزارینی میبیند، نفاس است یا استحاضه؟ (زیرا در سزارین بچّه را از پهلوی مادر خارج میکنند).
ج) خون نفاس است.
5.عدّهای از بانوان برای پیشگیری از بارداری، از ابزارهای داخل رحمی (I.U.D) استفاده میکنند، از نوع جدید این وسیله، معمولاً برای خانمهایی که عادت ماهانه سنگین دارند، برای کم کردن میزان خون ریزی نیز استفاده میشود، حال مسأله این است که خانمی، قبلاً دارای عادت ماهانه وقتیه و عددیه بوده، پس از کارگذاری این وسیله عادت خود را از دست داده است، به این صورت که بیش از یک ماه کاملاً پاک است، و بعد از آن مدّت 15 تا 20 روز یا کمتر و بیشتر فقط لک میبیند، و هیچ گاه سه روز پشت سر هم خون نمیبیند، به این صورت که مثلاً یک روز خون میبیند (به صورت رگههای خونی در ترشح)، سپس یک یا دو روز پاک است، دوباره
لک میبیند، و سپس چند روز پاک است، و دوباره لک میبیند، و دقیقاً هم نمیداند که کی کاملاً پاک خواهد شد. وظیفه این خانم از جهت انجام عبادات روزهایی که باید حیض حساب کند، و یا احتیاط نماید، و زمان مناسب برای غسل چگونه است؟ آیا همه این روزها را باید حیض قرار دهد، یا باید در تمام این روزها احتیاط نماید؟ و یا اصلاً هیچ کدام حیض محسوب نمیشود؟ لطفاً حکم را بیان فرمایید. هم چنین اگر فرضاً در وسط این 2 روز یا 3 روز، پشت سر هم لک بینی داشته باشد، و یا در صورتی که به فرض مجموع خونها (به صورت مقدار کم و فقط لکه بینی، بدون این که سه روز اوّل پشت سر هم باشد) 10 روز یا کمتر طول بکشد، چه حکمی دارد؟
ج) اگر سه روز متوالی آلوده باشد به طوری که هر وقت خود را وارسی میکند آلوده باشد حکم حیض را دارد و بعد از این سه روز تا ده روز اگر لک هم ببیند حکم حیض را دارد ولی اگر سه روز متوالی خون نمیبیند بلکه در روز یک مقدار لک میبیند و پاک میشود تمام این خونها حکم استحاضه را دارد.
6.رحم زنی را طی یک عمل جرّاحی برداشتهاند، خونی که از مجرای عادی دفع خون خارج میشود، محکوم به حیض است یا استحاضه یا قروح و جروح؟
ج) ظاهراً خون قروح و جروح است مگر قرائنی وجود داشته باشد که یقین به حیض کند.
7.خانم حاملهای که پس از 20 هفته به علّت مرگ جنین اقدام به سقط درمانی کرده، چه غسلی دارد؟
ج) غسل نفاس باید انجام دهد.
1.مورد تیمّم نیابتی در کجاست؟ و نحوه انجامش چگونه است؟
ج) اگر شخص خودش نتواند تیمّم کند باید کسی را جهت نیابت بگیرد که او را تیمّم دهد.
2.کسی که مچ دستش با اختیار باز نمیشود بعد از زدن دو کف دست به زمین دستها بلافاصله بسته میشود، آیا نایب میتواند دستش را باز کرده و خاک دستش را پاک کند و سپس صورت خود را مسح نماید؟
ج) اشکال ندارد.
3.جانباز قطع نخاع که تنها به کمک نایب میتواند وضو یا تیمّم بگیرد، اگر گرفتن نایب ممکن نباشد تکلیفش برای نماز چیست؟
ج) هر طور میتواند وضو بگیرد و یا تیمم کند و اگر به هیچ وجه امکان تیمم و وضو ندارد حتی به صورت ناقص به همان صورت بدون طهارت نماز را بخواند و بهتر است وصیت کند تا نمازها را برای او دوباره اعاده کنند.
4.این جانب نمیدانستم که آب برایم ضرر دارد بعد از وضو متوجه شدم که آب برای من ضرر داشته، آیا با این وضو میتوانم نماز بخوانم؟
5.این جانب نمیدانستم که آب برایم ضرر دارد بعد از وضو متوجّه شدم که آب برای من ضرر داشته، آیا با این وضو میتوانم نماز بخوانم
ج) گرچه ظاهرا بتواند با همان وضو نماز بخواند اما احتیاطا تیمم هم بنماید و سپس نماز را بخواند.
6.اگر رساندن آب به قسمتی از اعضای وضو برای کسی ضرر داشته باشد باید وضو بگیرد یا تیمّم کند؟
ج) باید وضوی جبیرهای بگیرد.
7.اگر شخصی احتمال بدهد که آب برای او ضرر دارد، آیا در صورت احتمال میتواند تیمّم کند؟
ج) اگر احتمال قوی میدهد باید تیمّم کند.
8.این جانب یقین داشتم که استعمال آب برایم ضرر دارد لذا به جای وضو، تیمّم کردم ولی قبل از نماز فهمیدم آب برایم ضرر ندارد آیا با این تیمّم میتوانم نماز بخوانم یا خیر؟
ج) باید وضو بگیرد و نماز بخواند.
9.اگر کسی بترسد که اگر وضو بگیرد مریض شود یا در مرض او شدّت حاصل شود یا دیرتر خوب شود وظیفهاش چیست؟
ج) اگر ترس عقلایی دارد باید تیمّم کند.
10.شخصی که یک چشم او عمل شده و دکتر سفارش نموده که آب برای چشمش ضرر دارد و از تیمّم هم برای این که گرد و خاک به چشم او نرود خودداری کند، بدون وضو و تیمّم نمازش چه صورتی دارد؟
ج) باید تیمّم کند و دست را به سنگ بزند که خاک نداشته باشد.
11.مجروحی که فلج است و از کمر به پایین حس ندارد و قادر به طهارت یا وضو گرفتن نیست ولی دست و صورتش سالم است آیا مجاز است تیمّم کند و نماز بخواند؟
ج) اگر امکان نائب گرفتن را هم ندارد تیمّم کند ولی اگر میتواند نائب بگیرد که در وضو او را کمک کند باید وضو بگیرد.
12.کسی که پشت و کف دستش باند پیچی است، برای مسح در تیمّم آیا باید زارع را بر زمین بزند یا کف دست باند پیچی شده را؟
ج: حکم جبیره را دارد و لذا همان کف دست را با باند به زمین بزند.
ج) حکم جبیره را دارد و لذا همان کف دست را با باند به زمین بزند.
13.چشم راست این جانب طوری ترکش خمپاره خورده که از حدقه بیرون آمده و فقط جای خالی آن باقی مانده، ولی به علّت ترشّحات و جراحاتی که هنوز خوب نشده، روی آن را بستهام لطفاً بفرمایید چگونه وضو و تیمّم انجام دهم؟ آیا میتوانم در تیمّم دست خود را از روی مانع به چشم بکشم؟
ج) اگر امکان وضوی جبیرهای دارد وضوی جبیرهای انجام دهد یعنی پارچه ای را بر روی آن قرار داده و صورت را بشوید و الّا تیمّم جبیرهای انجام دهد.
14.این جانب جانبازی هستم که به هیچ صورت نمیتوانم وضو بگیرم و تیمّم کنم وظیفهام برای نماز چیست؟
ج) اگر امکان نائب گرفتن را دارید باید نائب بگیرید تا شما را وضو بدهد و یا تیمّم بدهد و اگر این هم امکان ندارد بدون طهارت نماز بخوانید.
15.کسی که پایش شکسته است و گچ گرفته است، هنگام وضو یا غسل چه وظیفهای دارد؟
ج) وضو و غسل جبیرهای انجام دهد.
16.کسی که به علّت جراحات وارده به بعضی از اعضای وضو، مجبور است که تیمّم نماید، آیا میتواند برای بقا بر طهارت (با این که وقت نماز نرسیده است) تیمّم کند، و با آن تیمّم نماز بخواند، یا این که باید دوباره تیمّم کند؟
ج) اشکال ندارد وهمان تیمّم کفایت میکند.
17.اگر در کف دست تیمّم کننده خون خشک شدهای باشد، و تطهیرش ممکن نباشد، آیا میتواند عین خون را بر طرف کرده، تیمّم کند، یا باید با پشت دست تیمّم کند؟
ج) هم با کف دست و هم با پشت آن تیمّم کند.
18.تیمّم نیابتی چگونه و در کجا است؟
ج) در صورتی که خود شخص امکان تیمّم ندارد نائب باید او را تیمّم دهد.
19.دستهای از جانبازان عزیز فلج هستند و از کمر به پایین، حس و توان طهارت یا وضو را ندارند، ولی صورت و دستهای آنها سالم است، آیا چنین افرادی میتوانند تیمّم کنند و نماز بخوانند؟
ج) اگر امکان وضو ندارند تیمّم کنند.
20.کسی که پای وی شکسته شده است و هنگام وضو یا غسل آب برای پای او زیان ندارد، ولی گچی را که بر پای او بسته شده است را خراب کند و مشقت داشته باشد چه وظیفه ای دارد؟
ج) باید یک پارچه روی آن انداخته و روی پارچه را مسح نماید و غسل باید یک کیسه پلاستیکی روی آن کشیده و با کش یا نخ بسته و آب روی آن کیسه ریخته شود و غسل جبیرهای انجام دهد.
1.جانبازانی که مجبورند به رو خوابیده و در همان حال نماز بخوانند، (به حالت پشت و پهلو نمیتوانند بخوابند) وظیفهشان برای نماز و قبله چه میباشد؟
ج) در صورتی که مجبور باشند به همان حال نماز بخوانند کفایت میکند ولی اگر امکان دارد که طوری بخوانند که صورت او رو بر قبله باشد باید او را به همان صورت بخوابانند.
2.شخصی که یک چشمش را عمل جرّاحی نموده و دکتر سفارش کرده نباید سرت را تکان بدهی چون برای چشمت ضرر دارد و نباید وضو بگیری و تیمّم کنی، و بدون طهارت و بدون این که رو به قبله باشد نماز خوانده است آیا نمازش صحیح است؟
ج) اگر صرفا خاک برای چشم ضرر دارد باید تیمم بر روی سنگ بدون خاک کنند و اگر واقعاً هیچ گونه راهی برای تیمّم حتّی به این صورت که گفته شد نداشته باشد باید بدون طهارت نماز بخواند ولی باید قبله را مراعات کند و
با اشاره رکوع و سجود را انجام دهد و احتیاط مستحب آن است که نمازی را که بدون طهارت انجام داده اعاده یا قضا کند.
3.شخصی است که اگر نماز را ایستاده بخواند، در حال رکوع و سجود از قبله منحرف میشود ولی اگر نشسته بخواند، منحرف نمیشود، کدام یک مقدّم است؟
ج) اگر انحراف به چپ و راست به مقدار مختصر است ایستاده نماز بخوانند ولی اگر بیش از راست و چپ است و یا پشت به قبله میشود نشسته نماز بخواند مقدّم است.
4.کسی که روی تخت بیمارستان خوابیده و خود عاجز بوده و امکان تغییر جهت تخت به سوی قبله هم نیست، تکلیفش برای نماز چیست؟
ج) اگر کسی نیست که جهت قبله را برای او آماده کند به همان صورت نماز بخواند.
1.آیا نجس بودن صندلی چرخ دار یا عصایی که به دست برادر جانباز است، برای نماز مانعی دارد یا خیر؟
ج) مانعی ندارد.
2.اگر کسی با پا و دست مصنوعی نماز میخواند آیا نجس بودن دست یا پای مصنوعی مانع برای نماز میباشد یا خیر؟
ج) نماز صحیح است ولی اگر بتواند تطهیر کند احتیاط در تطهیر است.
3.کسی که خوابیده نماز میخواند و ملحفهای که روی اوست حکم ساتر عورت را دارد، در صورتی که ملحفه نجس باشد وظیفهاش برای نماز چیست؟
ج) در صورت امکان حتما باید از ملحفه پاک استفاده شود.
4.شخصی که خوابیده نماز میخواند، در صورتی که ملحفه زیر پایش نجس باشد، آیا برای نماز اشکال دارد یا خیر؟
ج) اشکال ندارد.
5.برادران قطع نخاعی، در مواردی به واسطه نبود امکانات برای تطهیر، با بدن نجس نماز میخوانند، آیا این نماز صحیح است؟
ج:اگر امکان تطهیر ندارند به همان صورت نماز بخوانند و صحیح است.
ج) اگر امکان تطهیر ندارند به همان صورت نماز بخواند کفایت میکند.
6.بیماری که در بیمارستان به طوری صدمه دیده که قادر به حرکت از روی تخت نیست و نمیتواند موقع قضای حاجت، خود را تطهیر نماید، و با این حال نماز میخواند، آیا بعد از این که خوب شد باید نمازهایش را قضا کند؟
ج) قضا و اعاده واجب نیست گرچه احتیاط در قضا میباشد.
7.اگر برطرف کردن عین نجاست از بدن و لباس بیمار دارای مشقّت و زحمت باشد، چگونه باید نماز را به جا آورد؟
ج) با همان حال نماز بخواند.
1.آیا کودکان کر و لال که از قدرت شنوایی و گویایی محرومند و با توجّه به این که در حال یادگیری هستند، نماز بر آنها واجب است؟
ج) نماز بر آنها واجب است و با حالت ایماء و اشاره نماز بخوانند و بعد که توانست نماز را با زبان بخواند به صورت عادی نماز بخواند.
2.این جانب کف دو دستم بر اثر سوختگی تاول زده و در هنگام نماز نمیتوانم دو کف دستم را بر زمین بگذارم، لطف کرده بفرمایید وظیفهام در نماز چیست؟
ج) اگر امکان دارد پشت دست را به زمین بگذارد و الّا ذراع ( از مچ تا آرنج) روی زمین قرار بگیرد.
3.با توجه به این که برادران جانبازی که به طور نشسته یا خوابیده نماز میخوانند و رکوع و سجود را با اشاره انجام میدهند، در صورتی که شک بنمایند که آیا در حال رکوع هستند یا سجده تکلیفشان چیست؟
4.با توجّه به این که برادران جانبازی که به طور نشسته یا خوابیده نماز میخوانند و رکوع و سجود را با اشاره انجام میدهند، در صورتی که شک بنمایند که آیا در حال رکوع هستند یا سجده تکلیفشان چیست؟
ج) اگر در اصل به جا آوردن رکوع شک دارند رکوع و دو سجده را به جا آورند و اما اگر یک بار اشاره کرده اند ولی شک دارند که این اشاره برای رکوع بوده و یا سجده بنا بگذارند که رکوع را به جا آورده اند و به نیت دو سجده دوباره با اشاره سر سجده را به جا آورند.
4.جانبازان قطع نخاع از گردن فقط به مقدار کمی میتوانند سرشان را تکان دهند آیا برای رکوع و سجده تکلیف ایشان چگونه است؟ صرف نیت کافی است یا مثلاً به هم زدن چشمها و...؟
ج: اگر نمیتوانند سر را حرکت دهند با چشم اشاره کنند و کفایت میکند.
ج) اگر سر را نمیتوانند تکان دهند با چشم اشاره کنند کفایت میکند.
5.گاهی در پیشانی انسان جوشهایی پیدا میشود که هنگام سجده درد میگیرد آیا میتوان در سجده صورت را کج روی مهر گذاشت؟ و اگر بعد از برداشتن سر از سجده، مهر آلوده به خون جوشها شود نماز چه حکمی دارد؟
ج) اشکال ندارد که صورت را کمی کج نمایند و مُهر به پیشانی یا اطراف آن در صورت عدم امکان گذاشته شود و اگر مُهر نجس شود روی آن مُهر نمیشود سجده کرد و باید مقداری که نجس شده تراشیده شود.
6.جانباز قطع نخاع که خود نمیتواند مهر را بر پیشانی بگذارد و کسی هم نیست که این کار را انجام دهد برای سجده تکلیف او چیست؟
7.جانباز قطع نخاعی که خود نمیتواند مهر را بر پیشانی بگذارد و کسی هم نیست که این کار را انجام دهد برای سجده تکلیف او چیست؟6.
ج) اگر کسی نیست که او را کمک کند مُهر گذاشتن به پیشانی از او ساقط است.
1.با توجّه به این که بعضی از برادران جانباز، باید روی تخت یا چرخ نماز بخوانند، آیا این امر موجب به هم خوردن اتّصال صفوف در نماز جماعت نمیشود؟
ج) اتّصال به هم نمیخورد.
2.این جانب جانباز هستم و از ناحیه دست راست مجروح میباشم و موقعی که امام جماعت میشوم. کف دست راستم به طور کامل روی زمین قرار نمیگیرد آیا میتوانم امام جماعت باشم یا خیر؟
ج) نمیتوانید امامت جماعت کنید.
3.با توجّه به این که این جانب جانباز 45 درصد (قطع پای چپ) هستم، آیا میتوانم ضمن ملبّس شدن اقامه نماز و تبلیغ نمایم؟
ج) نمیتوانید امامت جماعت کنید.
4.آیا امام جماعت شدن اشخاص جانباز، اشکال ندارد؟ در این صورت، آیا این فتوا شامل معلولین مادرزاد هم میشود یا خیر؟
ج) کسانی که دارای عذر هستند و نمیتوانند رکوع و سجده را به حالت عادی انجام دهند نمیتوانند امامت جماعت کنند.
5.آیا اقتدا به امام جماعتی که کفش طبّی پوشیده جایز است یا نه؟ آیا آن شخص میتواند عهدهدار امامت جماعت شود؟
ج) اگر نوک انگشت بزرگ پا به زمین نمیرسد نمیتواند امامت جماعت باشد.
6.جانباز قطع عضوی که امام جماعت است، آیا لازم است که به مأمومین اطّلاع دهد و بگوید که من جانباز هستم یا نه؟
ج) لازم است زیرا بسیاری از مراجع امامت جماعت ذوی الاعذار را جایز نمیدانند.
7.این جانب طلبهام، و دست چپم از مرفق به پایین، قطع شده است، و با توجّه به این که روحانی هستم و برای تبلیغ به نقاط مختلف میروم، آیا میتوانم امام جماعت باشم یا خیر؟
ج) نمیتوانید امام جماعت باشید.
8.روحانی جانباز که یک پایش از زیر زانو قطع شده است، و الان با پای مصنوعی به طور معمول نماز میخواند، آیا امامت جماعت، خواندن نماز استیجاری و نیابت در حج، تبرعاً یا به صورت اجیر شدن، توسط چنین شخصی جایز است یا خیر؟
ج) نمیتواند امامت جماعت شود ولی نیابت حج اشکال ندارد ولی برای نماز طواف باید نیابت هم بگیرد.
9.آیا کسی که در نماز باید به چیزی تکیه کند، میتواند برای دیگران امام جماعت شود یا نه؟
ج) افراد دارای عذر که از انجام رکوع و سجده و قیام به صورت عادی عاجز هستند نمیتوانند امامت جماعت کند.
10.در محله ما شخصی است که در کمرش خمیدگی دارد، و امام جماعت است، آیا به نظر حضرت عالی به وی میتوان اقتدا کرد؟
ج) اگر خمیدگی کمر به مقداری نیست که به حد رکوع برسد اشکال ندارد.
1.شخصی که مدّت دو یا سه روز بی هوش بوده آیا نمازهایی را که در این مدّت نخوانده لازم است قضایشان را به جا بیاورد یا خیر؟
ج) قضاء واجب نیست گر چه اگر قضاء کند مطابق احتیاط است.
11.2. شخصی دچار سکته مغزی شده و به کلّی اختلال حواس پیدا کرده، به طوری که خوب و بد و کم و زیاد را درست تشخیص نمیدهد، این فرد نمازهایش را که میخواند، گاهی در دو رکعتی سلام میدهد، و گاهی بعد از اتمام نماز، دوباره شروع به خواندن حمد و سوره میکند و درست نمیتواند نمازهایش را بخواند، و بعد از چهار سال که با این وضع به سر میبرد، فوت میکند، آیا نماز و روزههایش را باید برای او قضا کرد یا نه؟
ج) قضا کردن نماز برای این شخص واجب نیست گرچه احتیاط بسیار خوب است.
1.این جانب جانبازی هستم که در جبهههای حق علیه باطل، مبتلا به ناراحتی ریوی شدهام که در حال حاضر با مصرف دارو به زندگی خود ادامه میدهم حال با فرارسیدن ماه مبارک رمضان جهت رفع ناراحتی ریه، میبایست از «اسپری» استفاده نمایم با توجّه به این که این جانب روزه بوده آیا در مواقع فشار بیش از حدّ ناراحتی ریوی میتوانم فقط از «اسپری» جهت تسکین استفاده نمایم و روزه خود را نگه دارم و افطار نکنم؟
ج) اگر اسپری تبدیل به مایع نشود روزه صحیح است.
2.برادران قطع نخاعی به دستور پزشک باید هر ساعتی مقداری از مایعات بخورند، وظیفه آنان برای روزه چیست؟
ج)اگر دائما اینگونه هستند احتیاطا روزه را بگیرند و به مقدار نیاز مایعات بخورند و از مفطرات دیگر پرهیز کنند گر چه بعید نیست که روزه بر آنها واجب نباشد.
3.استفاده بیماران روزهدار از کرمهای واژینال در ماه رمضان چه حکمی دارد؟
ج) اشکال ندارد.
4.آیا ریختن دارو (مانند قطره) در چشم، به هنگام روزه، عامل باطل شدن روزه است؟
ج) اگر به حلق نرسد روزه باطل نمیشود و الا باید روزه را بعدا قضا نمایند.
5.آیا میتوان به علّت ضعفی که در اثر روزه گرفتن به انسان دست میدهد، روزه نگرفت؟
ج) ضعف دلیل افطار روزه نمیشود و جایز نیست که روزه نگیرند.
6.آیا معاینه زن حامله در حال روزه توسط ماما یا دکتر زنان، در صورتی که به ناچار باید دست را داخل فرج کنند؟ روزه را باطل میکند یا خیر؟
ج) روزه را باطل نمیکند.
1.دختری 27 ساله هستم که از سن 5 سالگی به بیماری رماتیسم مبتلا شدهام و تا کنون نیز به بیماری مبتلا هستم و به طور مستمر دارو میخورم و تحت نظر پزشک میباشم، در ضمن به بیماری اعصاب نیز مبتلا هستم، این حقیر از سن 9 سالگی که روزه ماه رمضان بر دختران واجب میشود تا کنون که 27 سال دارم نتوانستهام (به علّت بیماری) روزه بگیرم آیا من باید کفّاره روزههایی را که روزه نگرفتهام بدهم، در صورت مثبت بودن جواب بفرمایید چه چیز و چه مقدار؟ و به چه کسی باید بدهم؟
ج) برای هر روز که روزه نگرفتهاید یک مد طعام یعنی 750 گرم طعام یا نان باید به فقیر بدهید.
1.دختری که به حدّ بلوغ رسیده است، و به واسطه ضعف بنیه نمیتواند در ماه مبارک رمضان روزه بگیرد، و بعد از ماه رمضان تا سال دیگر نیز نمیتواند قضا کند، حکمش چیست؟
ج) اگر قدرت ندارد که روزه بگیرد و در تمام سال هم امکان روزه گرفتن ندارد قضا ندارد ولی باید برای هر روز یک مد طعام یعنی 750 گرم نان کفّاره بدهد.
2.این جانب دختری هستم که در اثر ضعف پا، به دکتر مراجعه کردم و نظر دکتر بر کم خونی بنده بود، به همین جهت از ترس مریض شدن، آن سال روزه نگرفتم، حال تکلیف این جانب چیست؟
ج) اگر در زمستان بتواند باید قضا کنید و اگر این خوف حتّی در باقی سال هم باشد قضا ندارد و باید برای هر روز یک مد طعام کفّاره بدهید.
3.شخصی ناراحتی معده و ورم روده دارد و دلش هم میخواهد که روزه بگیرد، ولی در اثر ضعف و عدم قدرت و توانایی، نمیتواند روزه بگیرد تکلیفش چیست؟
ج) اگر قدرت لازم برای روزه گرفتن و قضای آن را ندارد باید برای هر روزه یک مد طعام یعنی 750 گرم نان کفّاره بدهد.
4.آیا افطار کردن روزه ماه مبارک رمضان و نگرفتن آن به اجازه دکتر است یا منوط به این است که خودش احتمال عقلایی درباره ضرر بدهد؟
5.آیا افطار کردن روزه ماه مبارک رمضان و نگرفتن آن، به اجازه دکتر است یا منوط است به این که خودش احتمال عقلایی درباره ضرر بدهد؟
ج) اگر خود او احتمال قوی بدهد که روزه برای او ضرر دارد میتواند افطار کند حتی اگر این احتمال برای او از گفته دکتر حاصل شود.
6.این جانب مبتلا به ضعف اعصابم، و به درستی نمیدانم که آیا روزه گرفتن واقعاً برایم ضرر دارد یا نه؟ لکن مقداری مشقّت به همراه دارد، و در حین روزه داشتن مقداری وضعیت عصبیام خراب میشود، آیا روزه بر من واجب است؟
ج) اگر به این صورت است باید روزه بگیرید مگر مشقت شدید داشته باشد.
1.پس از ازدواج معلوم شده که در میان پاهای زن آثار سوختگی قدیمی به طور خفیف بر جا مانده و از طرفی پرده بکارت از نوع گوشتی و بسیار ضخیم است که دخول پیش از عمل جرّاحی ممکن نیست و در خصوص سلامتی زوجه، قبل از ازدواج هیچ مذاکرهای انجام نشده، آیا مورد از موارد فسخ است یا خیر؟
ج) سوختگی پاها موجب جواز فسخ نکاح نیست ولی اگر عمل زناشویی قبل از عمل جرّاحی امکان پذیر نباشد مرد میتواند عقد را فسخ کند.
2.شخصی که بیماری ایدز دارد، آیا میتوان دختر مسلمانی را به عقد او درآورد؟ اگر بعداً این موضوع برای زن او معلوم گردد، آیا حقّ فسخ نکاح را دارد؟
ج) اگر بداند که بیماری موجب هلاکت دختر می شود نمیتواند عقد کند ولی در صورت عقد حق فسخ برای زن نیست و در صورت عسر و حرج میتواند تقاضای طلاق از حاکم شرع نماید و اگر مرد طلاق ندهد حاکم شرع میتواند خود طلاق بدهد.
3.اگر مردی با آگاهی از این که زنی به مرض برص گرفتار است، با او ازدواج کند، آیا عقد نام برده صحیح میباشد، و آیا بعد از عقد حقّ فسخ دارد؟
ج) عقد صحیح و حق فسخ هم ساقط است.
4.اگر آمیزش برای زن ضرر داشته باشد، میتواند از قبول آن خودداری کند؟
ج) به مقدار ضرورت میتواند از قبول خودداری کند البته اگر زن از ابتدا بداند و مرد از این موضوع خبرنداشته است و زن هم به او اطلاع نداده است و عملا زن قادر به آمیزش نباشد مرد حق فسخ دارد.
1.آیا مراجعه زن به پزشک مرد، در صورتی که پزشک زن در آن رشته وجود داشته باشد جایز است؟ با این توضیح که غالباً به او نگاه میشود و گاهی هم از او معاینه به عمل میآید.
ج) جایز نیست مگر ناچارباشد.
2.اگر پزشکِ حاذقِ زن نباشد، مراجعه زن به پزشک مرد، چه حکمی دارد؟
ج) اگر امکان درمان با پزشک زن نباشد و ضرورت عرفی جهت مراجعه به پزشک مرد صدق کند اشکال ندارد.
3.آمپول زدن توسط مرد نامحرم چه حکمی دارد؟
ج) جایز نیست مگر ضرورتی اقتضاء کند.
4.آیا به طور کلّی رفتن مرد نزد دکتر زن و یا مراجعه مرد به آمپول زن خانم اشکال شرعی دارد یا نه؟ اگر دکتر و آمپول زن مرد در دسترس نباشد چطور؟
ج) مراجعه به غیر مماثل برای اینگونه موارد جایز نیست مگر ضرورت و اضطرار باشد.
5.با توجّه به این که اغلب پزشکان مرد حاذقتر از پزشکان زن میباشند به طور کلّی استفاده مرد از پزشک زن و استفاده زن از پزشک مرد حتّی برای بیماریهای تناسلی چه حکمی دارد؟
ج) مراجعه به پزشک غیر مماثل در صورتی که احتیاج به نظر و لمس حرام داشته باشد جایز نیست مگر اضطراری پیش آید.
6.گاهی پزشک معالج، لازم میبیند که بخشی از بدن زن نامحرم را ببیند و یا لمس کند و ممکن است آنجا، از جاهای حساس باشد (جز آلت تناسلی) آیا این کار در هنگام معاینه و یا معالجه بیمار جایز است؟ با توجّه به توضیحات ذیل:
اولاً: با وجود پزشک زن هر چند با پرداخت ویزیت گران.
ج) اگر ضرورتی نباشد جایز نیست.
ثانیاً: بیماری چندان مهم نیست ولی به هرحال او مریض شده و به پزشک مراجعه کرده است.
ج) اگر ضرورت نباشد حرام است.
ثالثاً: اگر پزشک بخواهد به آلت تناسلی نگاه کند حکم آن چیست؟
ج) اگر ضرورت قطعیهای اقتضاء نکند جایز نیست.
7.موی سر برخی بانوان در شرایطی میریزد آیا آنها میتوانند برای درمان به پزشک مرد مراجعه کنند و موهای خود را به او
نشان دهند؟ اگر فقط به قصد زیبایی مراجعه کنند چه حکمی دارد؟
ج) اگر ضرورتی باشد اشکال ندارد و مراجعه به مرد نامحرم به قصد زیبایی حرام است
8.در مسائلی مانند: گلودرد که بین زن و مرد مشترک است، آیا لازم است حتماً دانشجویان با بیماران هم جنس خود آموزش ببینند؟
ج) لازم است که بیماران همجنس آموزش ببینند.
1.یکی از معایناتی که امروزه در هر بیماری (به خصوص در بیماریهای ادراری - تناسلی) جزو معاینات اصلی اوّلیه به شمار میآید عملی به نام «توشه رکتال» (یک نوع معاینهی نظری و لمسی از طریق مقعد) است که این معاینات گاهی به علّت احتیاط در جهت تشخیص یا ردّ برخی بیماریها انجام میشود و گاهی نیز در تشخیص برخی بیماریها بسیار مؤثّر است و روش کم خرج و سادهای به نظر میآید.
با این توضیحات آیا پزشک مرد مجاز است چنین معاینهای را جهت آموزش (به وسیلهی دانشجویان) و یا تشخیص احتمالی یا قطعی در مورد بیمار مرد انجام دهد؟ اگر با عدم انجام آن، متوجّه بیماری و راه درمان وی نشود، آیا مسئول است؟
ج) اگر راهی جز این راه وجود ندارد و ضرورت هم اقتضاء میکند که به این نحو معاینه شود اشکال ندارد.
2.حکم شرعی مشاهده و لمس موهای خانم بیمار، جهت معاینه توسّط پزشک مرد، در صورت لزوم، چیست؟
ج) در صورت اضطرار و ضرورت و این که پزشک مماثل هم وجود نداشته باشد اشکال ندارد.
3.به طور کلّی در صورت لزوم، لمس بدن خانم بیمار از روی لباس چه صورتی دارد؟ (چه پزشک خانم در دسترس باشد و چه نباشد).
ج) اگر موجب ریبه و فتنه نشود اشکال ندارد.
1.آیا افراد دو جنسی بعد از اخذ مجوز از پزشکی قانونی و قبل از جراحی تغییر جنسیت اجازه ازدواج دارند؟
ج) تا ملحق به یکی از دو جنس مرد یا زن نشوند ازدواج جایز نیست.
2.آیا شخص مبتلا به بیماری ایدز میتواند با شخص سالم ازدواج کند؟
ج) نظر به این که موجب ضرر قطعی به فرد مقابل میشود جایز نیست.
1.خونی که پس از کشیدن دندان در محلّ آن باقی میماند و روی دستمال اثر میگذارد ولی آب دهان را رنگین نمیکند چه حکمی دارد؟ آیا غذا خوردن در این صورت اشکال دارد؟ یا ظرفی که با آن غذا میخوریم نجس میشود؟
ج) این مقدار خون در آب دهان مستهلک میشود و لذا خوردن آن اشکال ندارد و ظرف هم اگر عین خون در آن دیده نشود پاک است.
2.در صورتی که در هنگام احرام در سفر حج افرادی دچار دندان درد شدیدی گردند، کشیدن دندان برای چنین فردی و همچنین دندان پزشکی که دندان او را میکشد چه حکمی دارد؟
ج) اگر راهی جز کشیدن نیست میتوانند بکشند و کفّاره آن را باید بدهند.
3.دندانهایی که به علّت بیماری لثه دچار لقّی هستند و در اثر کوچکترین ضربه میافتند، آیا در صورت اصابت ضربه از سوی فردی، دیه به آن تعلّق میگیرد و دیهی این گونه دندانها مثل دندان طبیعی است؟
ج) اگر کنده شدن دندان به شخص ضربه زننده نسبت داده شود دیه آن را باید بدهد و الّا دیه به عهده او نیست.
4.آیا به دندانهایی که در اثر ضربه خوردن سیاه میشوند ولی با معالجهی ریشه، ظاهراً شبیه دندان طبیعی میگردند، دیه کامل تعلّق میگیرد؟
ج) ثلث دیه آن دندان دیه اوست.
5.گاهی در هنگام درمان دندانهایی که پوسیدگی آن نزدیک عصب دندان است، در اثر خطای سهوی دندانپزشک، عصب دندان از بین میرود که این مسأله به گونهی غالب به کاهش عمر دندان میانجامد و باعث هزینهی افزودهای برای درمان میگردد، آیا خطای سهوی و عملی دندانپزشک، موجب ضمان و مدیون شدن دندان پزشک میشود؟
ج) باید دیه آن را پزشک پرداخت کند مگر ابراء ذمه کند و سهل انگاری هم نکرده باشد.
6.گاهی به دلایل مختلف مانند: خطای سهوی، ضعف علمی و عملی، تعجیل و خستگی در هنگام درمان، صرفهجویی در موادّ و زمان درمان، نگرفتن عکس که توسط برخی از دندانپزشکان در هنگام پر کردن و عصبکشی انجام میشود، درمان پذیرفته شدهای از نظر علمی روی دندان انجام نمیشود و گاهی منجر به کاهش عمر دندان، جرّاحی و در نهایت، کشیدن دندان میشود. با این توضیح، آیا دندانپزشک گناهکار و ضامن است؟
ج) اگر ضرر و زیان مستند به دکتر باشد دندان پزشک ضامن است.
7.در صورتی که معالجهی دندان بیمار به صورت مناسب انجام نپذیرد، آیا دندانپزشک موظّف است تفاوت هزینهی درمان مناسب و درمان انجام گرفته را به بیمار بپردازد؟
ج) قطعاً اگر وظیفه را به نحو مناسب انجام نداده باید هزینهها را به مقداری که حقّ او نیست مسترد کند.
8.گاهی بیمارانی که مسن هستند و تعداد کمی دندان در دهان دارند به دندانپزشک مراجعه میکنند و درخواست کشیدن دندانهای مانده و کار گذاشتن دندان مصنوعی کامل (متحرّک) میکنند. با توجّه به این که گاهی بنا به تشخیص علمی دندانپزشک، امکان ماندن تعدادی از دندانهای موجود و جایگزینی دندانهای مصنوعی، تنها در جاهای بدون دندان (پارسیل) وجود دارد، آیا بنا به درخواست و رعایت بیمار به دلایلی؛ مانند: کاهش هزینه، دندانپزشک با عدم اعتقاد به این شیوه مجاز به کشیدن دندانهای یاد شده و برگزیدن این شیوهی درمان میباشد؟ در صورت کشیدن دندانها، آیا ضامن است و موجب دیه میگردد؟
ج) با وصف مذکور پزشک ضامن نیست.
9.در صورتی که دندانپزشک با اصرار و رضایت بیمار، دندانی که ترمیمپذیر است بکشد، آیا دندانپزشک ضامن پرداخت دیهی دندان میگردد؟
ج) اگر با درخواست خود بیمار بوده و با رضایت انجام شد پزشک ضامن نیست.
10.کسانی که به علّت بیماری لثه دچار لقّی دندان هستند و دندان آنها در اثر کوچکترین ضربه میافتد، آیا در صورت ضربه خوردن به آن از سوی فردی، دیه به آن تعلّق میگیرد؟ آیا دیهی این گونه دندانها مانند دندان طبیعی است؟
ج) باید ارش داده شود.
11.اگر کسی به دندانساز سفارش ساخت دندان مصنوعی بدهد و وجهی را نیز به عنوان پیش قسط پرداخت نماید، اگر پس از ساخت، دندان به لثههایش نخورد میتواند پول خود را پس بگیرد؟ یا دندانساز حق دارد بقیه پول خود را طلب کند؟
ج) دندان ساز حقّ دریافت بقیه پول را ندارد و باید پول پیش قسط را نیز عودت دهد و یا دندان مناسب بیمار را درست کند.
12.در دندان پزشکی وسیلهای مورد استفاده قرار میگیرد به نام «توربین» که توسط آن پوسیدگیهای دندان را تراش میدهند و در هنگام تراش از قسمتی از همین وسیله به طور خودکار آب بر روی دندان و محلّ تراش پاشیده میشود. با ذکر این نکته که منبع
آب مذکور در بعضی از یونیتها (دستگاههای دندان پزشکی) متّصل به آب کُر و در بعضی متّصل به آب قلیل میباشد، بفرمایید:
در هنگام کار با توربین مذکور، در صورت آلوده به خون بودن محیط دهان، ترشّحات خارج شده از محیط دهان بیمار که بر لباس و بدن دندان پزشک و خود بیمار برخورد میکند در هر کدام از یونیتهای متّصل به آب کُر و آب قلیل چه حکمی دارد؟
ج) در صورتی که ترشحات آلوده به خون باشد در هر دو صورت نجس است.
13.فرمودهاند دهان وقتی که خونی شد اگر عین آن زایل شود پاک است، بفرمایید که آیا دندان مصنوعی که در یک طرف دهان است و طرف دیگر دهان خونی شده و به دندان مصنوعی نرسیده همین حکم را دارد یا نه؟
ج) دهان پاک است ولی اگر خون به دندان مصنوعی رسیده باشد نجس شده است و الا نجس نیست.
14.هنگام معاینه و درمان دهان و دندان بیماران از وسایلی از قبیل «آیینه و سوند» به دفعات متوالی استفاده میگردد، از سویی در هنگام درمان معمولاً وسیلهای به نام ساکشن (مکنده) بزاق و ترشّحات آلوده به خون احتمالی موجود در دهان را خارج میکند با توجّه به توضیح فوق:
الف)ورود مجدد و مکرر وسیلهای که در اثر ترشّحات آلوده به خون دهان خود بیمار نجس گردیده به داخل دهان او، چه حکمی دارد؟ با توجّه به این که تطهیر مکرر آن وسیله، کاری دشوار است.
ج) وارد کردن این وسایل حتی اگر نجس باشد منعی ندارد ولی مکلّف نباید چیز نجس را بخورد زیرا خوردن شیء نجس حرام است.
ب) وارد نمودن وسیلهای که از لحاظ ظاهری در مواد ضدّعفونی و تمیز کننده قرار گرفته، ولی قبلاً آلوده به خون گردیده و با آب تطهیر نشده است، به دهان بیمار چه حکمی دارد؟
ج) اشکال ندارد ولی بیمار نباید نجاست را بخورد.
15.همچنان که در توضیح المسائل آمده است اگر بدن یا لباس نمازگزار، کمتر از درهم به خون آلوده باشد نماز صحیح است، آیا خون مترشّحه از دهان بیمار به بدن یا لباس دندان پزشک نیز حکم همین خون را دارد؟
ج) اگر کمتر از درهم باشد در نماز عفو شده است و الا نماز با این خون بر بدن یا لباس صحیح نیست.
16.آیا لازم است توافق نهایی راجع به هزینه درمان دندان پزشکی قبل از شروع معالجات صورت پذیرد؟
ج: برای پرهیز از درگیری و ناراحتی بهتر است اینگونه باشد.
17.گاهی بیماری به دلیل دندان درد شدید و یا بالا بودن هزینه درمان اصرار بر کشیده شدن دندان آسیب دیده، توسّط دندان پزشک میکنند، در چنین مواردی با علم به این که میتوان چنین دندانی را درمان نمود، کشیدن دندان به صرف رضایت و اصرار بیمار جایز میدر توضیح المسائل آمده است: از مکروهات ایام روزهداری، کشیدن دندان و هر کاری است که به واسطه آن از دهان خون بیاید و دیگر این که بی جهت آب یا چیزی روان در دهان کردن میباشد، با توجّه به مسأله مذکور، آیا دندان پزشک نیز که به واسطه عمل او از دهان بیمار خون جاری گشته و یا حین مداوا با وسیلهای آب به محیط دهان بیمار وارد میکند، مرتکب فعل مکروهی گردیده است؟
ج) شخص مکلّف روزهدار مرتکب کراهت شده است نه دندان پزشک
18.گاهی در هنگام درمان دندانهایی که پوسیدگی آنها نزدیک عصب دندان است، در اثر خطای سهوی دندان پزشک، عصب دندان از بین میرود که این مسأله معمولاً منجر به کاهش عمر دندان و در بر داشتن هزینه درمانی اضافی برای بیمار میگردد. آیا این خطای سهوی و عملی دندان پزشک، موجب ضمان و مدیون شدن دندان پزشک میگردد؟
ج) اگر قبلاً ابراء ذمّه نکنند مدیون هستند.
19.گاهی بیماران به دلیل کاهش هزینه درمانی و یا صرفاً زیبایی ظاهری دندان خود، راههای درمانی خاصّی را به دندان پزشک پیشنهاد میکنند، که نهایتاً ممکن است باعث کشیدن و یا کاهش عمر دندانها گردد. آیا دندان پزشک با علم به این مسأله، شرعاً مجاز است از درمان ارجح خودداری کند و به دلیل مذکور بنا به رضایت و خواست بیمار، درمانی را که از نظر علمی ارجح نمیباشد، اتخاذ نماید. آیا در این مورد ضامن است؟
ج) اگر با رضایت بیمار و درخواست او باشد ضمانی متوجّه پزشک نیست.
20.گاهی به دلایل مختلف از قبیل خطای سهوی، خستگی حین درمان، صرفهجویی در مواد و زمان درمان و... که توسط بعضی دندان پزشکان در حین پر کردن و عصب کشی انجام میگیرد، دندان کاملاً درمان قابل قبولی از نظر علمی نمیشود و بعضاً منجر به کاهش عمر دندان، انجام جرّاحی و یا نهایتاً کشیده شدن دندان میگردد. با توضیح فوق، آیا پزشک گناهکار و ضامن است؟
ج) اگر سهل انگاری نکند و ابراء ذمّه قبل از انجام اعمال پزشکی کرده باشد ضامن نیست ولی اگر ابراء نکرده ضامن است و در صورتی که در این کارها تقصیری داشته باشد گناهکار هم میباشد.
21.در صورتی که معالجه دندان بیمار به صورت مناسب انجام نپذیرد، آیا دندان پزشک موظّف است مابهالتفاوت هزینه درمان مناسب و درمان انجام گرفته را به بیمار مسترد دارد؟
ج) در صورتی که این کار از بی توجّهی و تقصیر پزشک صورت گرفته است ضامن است.
22.گاهی بیمارانی که مسن بوده و تعداد کمی دندان در دهان دارند به دندان پزشک مراجعه میکنند و درخواست کشیدن دندانهای باقی مانده و گذاردن دندان مصنوعی کامل میکنند. با توجّه به این که بعضاً بنا به تشخیص علمی دندان پزشک امکان باقی ماندن تعدادی از دندانهای موجود و جایگزینی دندانهای مصنوعی صرفاً در محلهای بیدندان (پارسیل) وجود دارد. آیا بنا به درخواست و رعایت بیمار به دلایل کاهش هزینه و... دندان پزشک شرعاً مجاز به کشیدن چنین دندانهایی و اتخاذ چنین شیوهی درمانی میباشد؟ آیا ضامن نیست و موجب دیه نمیگردد؟
ج) اگر خود آنها درخواست میکنند پزشک ضامن نیست و دیه هم ندارد.
23.در صورت کشیدن دندانی که قابل تعمیر است - با اصرار و رضایت بیمار - آیا دندان پزشک ضامن پرداخت دیه دندان میگردد؟
ج) ضامن نیست و دیه هم ندارد.
24.اگر در اثر ضربه، تاج دندان دچار شکستگی شده باشد، با توجّه به این که در حال حاضر با معالجه ریشه و گذاشتن تاج مصنوعی ظاهراً درمان میشود، چه حکمی دارد؟
ج) چنانچه ضربه توسط فرد دیگری باشد و عرفا دکتر معالجه را به خوبی انجام داده باشد اشکال ندارد.
25.مستدعی است میزان دیه دندانها و ثنایا (قدامی) و آسیاهای کوچک و بزرگ (خلفها) را جداگانه معین فرمایید؟
ج) دندانهای قدامی هر کدام پنجاه دینار و دندانهای کناری از آسیای کوچک و بزرگ 25 دینار دیه دارد.
26.در صورتی که کسی در هنگام اِحرام دچار دندان درد شدیدی شود، کشیدن دندان وی چه حکمی دارد؟ همچنین، آیا دندان پزشکی که دندان او را میکشد، باید کفّاره بپردازد؟
ج) کشیدن آن اشکال ندارد ولی کفّاره آن به احتیاط مستحب یک گوسفند است و این حکم شامل دندان پزشک نمیشود.
1.برخی از افراد به پزشکان مراجعه و از آنها تقاضای گواهی پزشکی برای محلِّ کار و... مینمایند؛ مثلاً ذکر میکنند سرما خورده بودند و دو روز به اداره نرفتهاند، آیا در صورت اطمینان به صحّت گفتار میتوان گواهی صادر کرد؟
ج) اگر طبیب اطمینان دارد که ایشان بیمار بوده دادن گواهی اشکال ندارد.
2.صدور گواهی نادرست، برای بیمار سهواً یا عمداً از طرف پزشک چه حکمی دارد؟
ج) در صورت عمد حرام است و اگر موجب خسارت باشد پزشک ضامن هم میشود.
3.صدور گواهی نادرست از طرف پزشک برای بیمار، به سهو باشد یا به عمد، چه حکمی دارد؟
ج) اگر به عمد باشد حرام است و در هر دو حال چنانچه موجب خسارت باشد ضمانت آور است.
1.گاهی برای ختنه کردن بچهها در اتاق عمل سرپایی و تحت بیحسی موضعی، دست وپای بیمار را میبندند و یا در مواجهه با فریاد شدید بچّه، او را میزنند و یا دهانش را میگیرند، در حالی که با عمل بیهوشی به راحتی میتوان در اتاق عمل و بدون اذیت آنها را ختنه نمود، در این موارد چه باید کرد؟
ج) اگر امکان دارد که ختنه بدون درد یا با بی هوشی و بدون ضرر انجام بگیرد باید انجام شود.
2.انجام تحقیق و پژوهش پیرامون حجامت و فصد (و سایر موضوعات پزشکی مشابه که در روایات موجود میباشد) مطابق با استانداردهای علمی بینالمللی و بررسی آماری نتایج حاصل از آن از نظر شرعی چه وجهی دارد؟
ج) آنچه که از نظر شرعی ثابت باشد نتایج تحقیقات به دست آمده هیچ چیزی را نمیتواند تغییر دهد.