ghaemiyeh.com
سرشناسه : رضوانفر، احمد، ۱۳۴۳ -
عنوان و نام پدیدآور : توصیههای پیامبر اعظم صلیاللهعلیهواله به خانواده / احمد رضوانفر؛ تهیه شده در مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم: کتاب طه، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهری : ۱۲۰ ص.
فروست : با پیامبر صلیاللهعلیه و اله؛ ۲۱.
شابک : ۱۲۰۰۰ ریال: 964-7019-93-9
وضعیت فهرست نویسی : برون سپاری
یادداشت : کتابنامه: ص. [۱۱۹] - ۱۲۰؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : محمد (ص)، پیامبر اسلام، ۵۳ قبل از هجرت - ۱۱ق. -- دیدگاه درباره خانواده
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۲۴/۹ /خ۲ر۶ ۱۳۸۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۳
شماره کتابشناسی ملی : ۱۲۶۴۲۹۸
نهاد خانواده از محبوبترین بنیادهای بشری نزد حضرت حق تعالی است. خانواده، پیوند پاک و الهی بین یک زن و مرد؛ تجلیگاه مهر و محبت و محیطی برای پرورش انسانهای سالم و سعادتمند است. جامعه انسانی مرهون خانوادههای پاک است؛ زیرا انسانهای بزرگ در دامان خانواده رشد میکنند و هدایت جامعه را بر عهده میگیرند. فاطمه زهرا علیهاالسلام در خانواده پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآلهپرورش یافت. امام حسن مجتبی علیهالسلام، امام حسین علیهالسلام و زینب کبری علیهاالسلام در دامان زهرا علیهاالسلام و در خانواده امیرمؤمنان علی علیهالسلام رشد یافتند. سعادت آدمی و جامعه بشری در نهاد خانواده و پاکی و صداقت آن نهفته است.
چه زیباست که بنای چنین نهاد مقدسی، با رهنمودهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیریزی شود. پیامبری که به گفته مقام معظم رهبری: «امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله خود نیازمند است. به هدایت او، به بشارت و انذار او، به پیام و معنویت او و به رحمتی که او به انسانها درس داد و تعلیم داد».(1)
1) . بخشی از سخنان مقام معظم رهبری مدظله العالی در سال پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله، 1385.
در این پژوهش در نظر داریم تا با بهرهگیری از رهنمودهای پیامبر الهی در جهت بهبود و سامانبخشی این نهاد مقدس، گامی اساسی برداریم. پیامبری که خداوند او را الگوی بشریت معرفی میکند: «وَ مایَنطِقُ عَنِ الهَوی؛ او از سر هوا و هوس سخن نمیگوید».(1)
1) . نک: نجم: 3.
خداوند در قرآن، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله را اسوهای کامل برای بشر معرفی میکند: «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ؛ همانا برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکوست». (احزاب: 21)
بنا براین، هر مسلمان یا انسان آزادهای میتواند با تکیه بر کردار حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، خود را محک زند و بفهمد تا چه اندازه با سیره ایشان فاصله دارد. کردار و گفتار آن حضرت راهگشای هر انسانی است که میخواهد قدم در راه ایشان نهد و خود را به آن بزرگوار نزدیک کند. خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ.» (قلم:4)
آنچه از تاریخ، سیره و سنّت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله برای ما یادگار مانده، نشاندهنده آن است که آن حضرت بهعنوان همسر و پدر به تمام جنبههای زندگی خانواده توجه داشت. اکنون برآنیم تا شمهای از رفتار و گفتار پیامبر رحمت را بهعنوان الگو و ملاکی برای ارزشهای انسانی تبیین کنیم.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، حالت خود را هنگام نماز چنین وصف میکند:
یا أَباذَرٍّ إِنَّ اللّهَ جَعَلَ جَلَّ ثَناؤُهُ قُرَّةَ عَیْنِی فِی الصَّلاةِ وَ حَبَّبَها إِلَیَّ کَما حَبَّبَ إِلَی الْجائعِ الطَّعامَ، وَ إِلَی الظَّمْآنِ الْماءَ وَ إِنَّ الْجائعَ إِذا أَکَلَ الطَّعامَ شَبِعَ وَ الظَّمْآنَ إِذا شَرِبَ اَلْماءَ رَوِیَ، وَ أَنَا لاأَشْبَعُ مِنَ الصَّلاةِ.(1)
1) . حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 42، قم، مؤسسه آل البیت، 1365ه . ق، الملحقات فی آداب الصلاة، ج 3، ص 304، ح 5.
خداوندی که بلند مرتبه است، نور چشم و دیده مرا در نماز قرار داد و آن را محبوب من گردانید؛ همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب تشنه [با این تفاوت که] گرسنه هرگاه غذا بخورد، سیر شود و تشنه هرگاه آب بنوشد، سیراب گردد، ولی من از نماز سیر نمیشوم.
پیامبر اسلام به دستور الهی، خانواده خود را به نماز سفارش میکرد: «وَ أمُرْ أَهلَکَ بِالصَّلوةِ وَاصطَبِر عَلَیها؛ و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش.» (طه: 132) هنگام مشکلات و سختیها نیز خانواده خود را به خواندن نماز فرامیخواند. ایشان با این کار میخواست توجه آنها را به سوی خداوند قادر جلب کند:
کانَ النَّبِیُّ إِذا أَصابَتْ أَهْلَهُ خَصاصَ نادی أَهْلَهُ یا أَهْلاهْ صَلُّوا صَلُّوا.(1)
هرگاه سختی و مشکلی برای خانواده پیامبر رخ داد، آن حضرت خانواده خود را ندا میداد: «نماز بخوانید، نماز بخوانید».
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله با برخی همسران خود که بد اخلاقی میکردند، مدارا میکرد.(2)عمربن خطاب میگوید: «روزی دیدم همسرم با من مشاجره میکند. من این عمل او را عجیب و زشت شمردم. گفت: چرا تعجب میکنی؟ به خدا، همسران پیامبر هم با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چنین میکنند. حتی گاه با او قهر میکنند (با این حال پیامبر آنها را تحمل میکند و با آنان به مدارا رفتار میکند) و من به دخترم، حفصه، سفارش کردم که هرگز
چنین کاری نکند».(1)
در روایتی آمده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله کفش و لباس خویش را وصله میکرد. خود در خانه را میگشود. شیر گوسفندان را میدوشید و شتر را میبست و سپس شیر آن را میدوشید. چون خادمش از آسیاب کردن خسته میشد، به یاریاش میشتافت و خود آسیا میکرد. در کارها به اهل خانه کمک میکرد و با دست خود گوشت خُرد میکرد.(2)
امیرمؤمنان علی علیهالسلام فرمود:
وقتی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چیزی میخواستند، اگر میخواست آن را انجام دهد، میفرمود: آری (به چشم) و اگر نمیخواست انجام دهد، سکوت میکرد و هرگز درباره چیزی «نه» نمیگفت.(3)
انس میگوید:
نه سال در خدمت پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله بودم. هرگز یاد ندارم که در این مدت به من فرموده باشد چرا فلان کار را نکردی و هرگز در کاری بر من خرده نگرفت. به خدایی که پیامبر را به حق برانگیخت، هرگز پیش نیامد که آن حضرت در کاری که خوشایندش نبود، به من فرموده باشد چرا چنین کردی؟ و هیچگاه همسرانش مرا سرزنش نکردند جز آنکه میفرمود: کاری به او نداشته باشید. تقدیر و سرنوشت چنین بوده
است.(1)
کانَ رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله یَأْکُلُ کُلَّ الْأَصنافِ مِنَ الطَّعامِ وَ کانَ یَأْکُلُ ما أَحَلَّ اللّهُ لَهُ مَعَ أهْلِهِ وَ خَدَمِهِ.(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله همه نوع غذا را میل میکرد و [همیشه] غذا را با خانواده و خدمتکاران خود میخورد.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
آگاه باشید بهترین شما کسانی هستند که با زنان خود خوبتر باشد و من، از هر کس با زنان خود خوبترم.(3)
امام صادق علیهالسلام فرموده است: «از اخلاق پیامبران، دوست داشتن زنان است».(4)
توجه به بهداشت و آراستگی ظاهر دارای دو جنبه شخصی و اجتماعی است. اینکه انسان در برابر آنها پاکیزه و آراسته باشد، از حقوق افراد جامعه است. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله این حق را نه تنها برای افراد خانواده، بلکه برای جامعه لازم میشمارد و میفرماید:
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ - إِذا خَرَجَ عَبْدُهُ الْمُؤمِنُ إِلی أَخِیهِ - أَنْ یَتَهَیَّأَ لَهُ وَ أَن یَتَجَمَّلَ.(5)
خداوند دوست دارد که - هرگاه بنده مؤمنش نزد برادر خود میرود - خود را برای رفتن او آماده و آراسته گرداند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به پاکیزگی و آراستگی ظاهر، توجه خاصی داشت. امام صادق علیهالسلام در این باره میفرماید:
چون جمعه فرا میرسید و عطری نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نبود، برخی از روسریهای زنان خود را (که معطر بود) میگرفت و با آب، نم میزد و به صورت خود میگذاشت.(1)
امیرمؤمنان علی علیهالسلام درباره رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرموده است:
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله موی خود را شانه میزد و بیشتر اوقات، آن را با آب، صاف و مرتب میکرد و میفرمود: آب برای خوشبو کردن مؤمن کافی است.(2)
در روایتهای اسلامی، آراستگی مرد عامل افزایش پاکدامنی همسر معرفی شده است. اسلام همانگونه که به زن سفارش میکند خود را برای شوهر بیاراید و با زینت، شوهر را به سوی خود بکشاند، به مرد نیز سفارش میکند که خود را در خانه بیاراید. این ارتباط و توجه دوطرفه در استحکام روابط خانواده نقش مؤثری دارد.
در گفتار و رفتار پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، توجه به کودکان بسیار آشکار بود، بهگونهای که بازی کردن پیامبر اکرم علیهمالسلام با حسن و حسین علیهمالسلامزبانزد خاص و عام است. در تاریخ و روایتها بیان شده است که پیامبر خدا
صلیاللهعلیهوآلهنوههای خود را بر پشت سوار و با آنها بازی میکرد. شخصی به نام عامری در بیان خاطرهای از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله اینگونه نقل میکند:
برای میهمانی که دعوت شده بودیم، به سمت خانه یکی از اصحاب حرکت کردیم. دیدیم حسین علیهالسلام که کودکی خردسال بود، با همسن و سالهای خود سرگرم بازی است. همین که چشم پیامبر به حسین افتاد، جلو همراهان حرکت کرد. سپس دو دستش را گشود که حسین علیهالسلام را بگیرد. حسین علیهالسلام به این طرف و آن طرف میگریخت و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله با او میخندید. حسین علیهالسلام هم شاد و خوشحال میخندید. سرانجام پیامبر موفق شد او را بگیرد. سپس یک دست مبارکش را زیر چانه حسین علیهالسلام و دست دیگرش را پشت سر او گذاشت. آنگاه لب مبارکش را بر لب حسین علیهالسلام نهاد و آن لبهای کوچک و مبارک را بوسید.(1)
1) . مستدرک الوسائل، ج 15، ص 171، باب استحباب التصابی مع الولد، ح 17899 - 1.
تشکیل خانواده با ازدواج امکانپذیر است. زن و مردی که هیچ رابطه و وابستگی به یکدیگر ندارند، با این پیمان مقدس، خود را به یکدیگر وابسته میبینند و بر اساس آن، روابط بسیار نزدیک و دلبستگی فراوانی نسبت به یکدیگر پیدا میکنند.
ازدواج در گام نخست میتواند مایه آرامش، رشد و پویایی زن و شوهر باشد و در مرحله بالاتر، زمینهساز تولد فرزند یا فرزندانی شود. از آنجا که اسلام به این نهاد مقدس توجه ویژه دارد، ازدواج بیش از پیش اهمیت مییابد تا آنجا که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله همیشه افراد را به ازدواج تشویق میکرد.
خداوند در قرآن کریم، به خانوادهها چنین سفارش میکند:
بیهمسران خود و غلامان و کنیزان درستکارتان را همسر دهید. اگر تنگدستند، خداوند، آنها را از فضل خویش بینیاز خواهد کرد و خدا، گشایشگر داناست. (نور: 32)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز با پیروی از قرآن کریم، همه را با شیوههای گوناگون به ازدواج تشویق میکند.
الف) ازدواج، سنّت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، ازدواج را سنّت و روش خود معرفی میکرد، بنا براین، شایسته است یک مسلمان از سنّت و روش پیامبر پیروی کند. آن حضرت میفرمود: «أَلنِّکاحُ سُنَّتِی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِی فَلَیْسَ مِنِّی؛ ازدواج، سنّت و روش من است. پس هر که از سنّت من روی گرداند، از من نیست».(1)
ب) ازدواج، محبوب خدا
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره ازدواج فرمود:
ما بُنِیَ فِی الإِسَلامِ بِناءٌ أَحَبُّ إِلَی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ أَعَزُّ مِنَ التَّزْوِیِجِ.(2)
هیچ بنایی در اسلام نهاده نشده است که نزد خداوند - عزوجل - محبوبتر و عزیزتر و ارجمندتر از ازدواج باشد.
ج) ازدواج، سبب پاکی و پاکیزگی
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، ازدواج را سبب پاک و پاکیزه بودن انسان در دیدار با پروردگار میداند:
مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَلْقَی اللّهَ طاهِراً مُطَهَّراً فَلْیَلْقَهُ بِزَوجَةٍ.(3)
هر کس دوست دارد خدا را پاک و پاکیزه دیدار کند، در حالی که متأهل است، خدا را دیدار کند.
د) ازدواج، مایه نزدیکی و دوستی با خدا
مؤمن، محبت و دوستی خدا را بر هر چیزی ترجیح میدهد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای نزدیک شدن به خداوند، راههای فراوانی را به رهروان خویش نشان میدهد که یکی از آنها ازدواج است. کسی که برای خشنودی خداوند ازدواج میکند، سزاوار دوستی با پروردگار است. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرموده است:
مَن نَکَحَ للّهِ وَأَنْکَحَ لِلّهِ اسْتَحَقَّ وَلایَةَ اللّهِ.(1)
هر کس برای خدا ازدواج کند و برای خدا کسی را به ازدواج دیگری درآورد، سزاوار ولایت و دوستی خدا است.
ه ) ازدواج، سبب حفظ دین
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای تشویق جوانان به ازدواج، برخی آثار و برکتهای ازدواج را در دنیا و آخرت برای آنها بیان میکند. از جمله آثاری که حضرت به آن اشاره دارد، حفظ دین است. ایشان در کلامی میفرماید:
أَیُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فِی حَداثَةِ سِنِّهِ عَجَّ شَیْطانُهُ: یا وَیْلَهُ عَصَمَ مِنِّی دِینَهُ.(2)
هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد برآورد که: وای بر او! دین خود را از [گزند] من حفظ کرد.
همچنین در جایی دیگر میفرماید:
إِذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدِ اسْتَکْمَلَ نِصْفَ الدِّینِ، فَلْیَتَّقِ اللّهَ فِی النِّصْفِ الْباقِی.(3)
هرگاه بنده ازدواج کند، نصف دین را کامل کرده است و برای [حفظ] نصف دیگر باید تقوای خدا پیشه کند.
و) ازدواج، عامل برتری
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
أَلْمُتَزَوِّجُ النّائمُ أَفْضَلُ عِنْدَاللّهِ مِنَ الصّائِمِ القائِمِ الْعَزَبِ.(1)
انسان ازدواج کرده خفته، نزد خدا از انسان عزب روزهگیر شبزندهدار برتر است.
ز) ازدواج، مایه افزایش روزی
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
إِتَّخِذُوا الأَهْلَ، فَإِنَّهُ أرْزَقُ لَکُمْ.(2)
زن بگیرید؛ زیرا ازدواج کردن، روزی شما را بیشتر میکند.
ح) ازدواج، نیکو گرداننده اخلاق
آن حضرت فرمود:
مردان عزب خود را زن دهید؛ زیرا با این کار، خداوند، اخلاق آنان را نیکو میگرداند و روزیهایشان را زیاد میکند و بر جوانمردیهای آنان میافزاید.(3)
مهمترین ویژگیهای زن خوب از دیدگاه پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله عبارتند از:
الف) دینداری
حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله میفرمود: «فَعَلَیْکُمْ بِذاتِ الدِّینِ؛ پس بر شما باد به [ازدواج] با زنان دیندار».(4)
زن دیندار، زنی است که خدا را میشناسد، به قیامت معتقد است و به دستورهای الهی جامه عمل میپوشاند. چنین زنی، پاکدامن، امین، مهربان در برابر شوهر خود، فروتن و در برابر نامحرمان، متکبر است. این ویژگیها که از دینداری وی سرچشمه میگیرد، سبب شیرین شدن زندگی خانوادگی میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره ازدواج مردان با زنان میفرماید:
به خاطر چهار چیز با زنان ازدواج میکنند: مال و ثروت؛ دینداری؛ زیبایی و اصل و نسب و خانواده. پس تو با زنان دیندار ازدواج کن.(1)
ب) اصالت خانوادگی
مشهور است که پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «إِیّاکُمْ وَ خَضْرَاءَ الدِّمَنِ؛ از گیاه روییده در خرابه بپرهیزید.» از حضرت پرسیدند که مقصود از خضراء الدِّمَن یا همان گیاه روییده در خرابه چیست؟ حضرت فرمود: «أَلْمَرْأَةُ الحَسْناءُ فِی مَنْبِتِ السَّوءِ؛ زن زیبارویی که در خانوادهای فاسد رشد کرده است».(2)
حدیث معروف: «أَلسَّعِیدُ مَنْ سَعِدَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ وَالشَّقِیُّ مَنْ شَقِیَ فِی بَطْنِ أُمَّهِ؛ سعادتمند کسی است که در شکم مادرش سعادتمند است و بدبخت کسی است که در شکم مادرش بدبخت شده است»،(3)به اهمیت وجود مادر در تکوین سرشت آدمی اشاره دارد. وراثت و نقش مادر در جسم و جان فرزند انکارناپذیر است. پیامبر اسلام در همین زمینه فرموده است: «وَانْظُرْ فِی أَیِّ نِصابٍ تَضَعُ وَلدَکَ فَإِنَّ
الْعِرْقَ دَسّاسٌ؛ بنگر فرزند خود را در چه مکانی قرار میدهی؛ زیرا رگ و ریشه در فرزند اثر میگذارد.»(1)همچنین در سخنی دیگر میفرماید: «تَزَوَّجُوا فِی الحِجْزِ الصّالِح فَإِنَّ الْعِرْقَ دَسّاسٌ؛ با خانواده صالح (خوب و شایسته) ازدواج کنید که رگ و ریشه (خون) در فرزند اثر میگذارد».(2)
ج) همکفو و هم رتبه بودن
همکفو بودن؛ یعنی همسنخ و هم رتبه بودن. این ویژگی میتواند زمینههای انس، الفت و آسایش زن و مرد را فراهم سازد. هرچه زن و شوهر از نظر اجتماعی، اقتصادی، علمی، اخلاقی و زیبایی به یکدیگر نزدیکتر و دارای نقاط مشترک بیشتری باشند، زمینه انس و الفت بیشتری در آنها به وجود میآید.(3)درواقع، این مسئله از مهمترین عوامل استحکام روابط میان زن و شوهر به شمار میرود.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله افزون بر دینداری، اصالت خانوادگی، همرتبه و هم سنخ بودن، ویژگیهای دیگری را نیز برای یک همسر خوب برمیشمرد. از جمله: شوهر دوست بودن، عفیف بودن، عزیز دو خانواده، خاضع در برابر شوهر،(4)دوشیزه، زایا، کم مهریه، زیبا روی و... .
أَفضَلُ نِساءِ اُمَّتِی أَصبَحُهُنَّ وَجْها وَ أقَلُّهُنَّ مَهراً.(5)
بهترین زنان امت من، خوبرویترین و کم مهریهترین آنان هستند.
زنان زیباروی معمولاً مهریههای سنگینی دارند، ولی زن مؤمن که از امت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است، تنها سعادت خانواده را در نظر دارد و مهریه خود را کم قرار میدهد. بر اساس روایتهای گوناگون از ائمه اطهار، مهریه سنگین نشانه شومی زن و ازدواج است.
اسلام همانگونه که به مردان سفارش میکند در انتخاب همسر دقت کنند، به دختران و پدران و مادرانشان هم سفارش میکند در انتخاب شوهر، معیارهای خاصی را در نظر بگیرند. اهمیت این مسئله تا آن جاست که ازدواج را طوق بندگی دانسته است. بنا براین، هر کس دختر خود را شوهر دهد، او را به بندگی داده است. پس باید بنگرد که دختر خود را به بندگی چه کسی میدهد.(1)
الف) امانتداری
قرآن کریم هنگام نقل داستان حضرت موسی علیهالسلام و حضرت شعیب علیهالسلام بیان میکند: «وقتی حضرت موسی علیهالسلام خدمت حضرت شعیب علیهالسلامرسید، یکی از دختران شعیب علیهالسلام به پدر خطاب میکند و میگوید: ای پدر او را استخدام کن؛ چرا که بهترین کسی است که استخدام میکنی. هم نیرومند (و هم) در خور اعتماد (امین) است». (قصص: 26)
در روایتهای اسلامی آمده است: «حضرت شعیب علیهالسلام از دختر
1) . میزان الحکمه، ج 5، ح 7855.
میپرسد، امین بودن این جوان را از کجا فهمید. او عرض میکند: پدر جان، من وقتی به دستور شما نزد موسی علیهالسلام رفتم و او را دعوت به منزل نمودم، هنگامی که خواستم جلو بیفتم و او را راهنمایی کنم، او اجازه نداد و به من گفت: شما پشت سر من حرکت کنید و از همانجا مرا راهنمایی کنید...».(1)
ب) دینداری
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روایتی به دو ویژگی مرد اشاره میفرماید که دینداری و امین بودن است.
إِذا جاءَکُم مَنْ تَرضَوْنَ دِینَهُ وَ أَمانَتَهُ یَخطُبُ (إِلَیْکُمْ) فَزَوِّجُو؛ إِنْ لاتَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبِیرٌ.(2)
هرگاه کسی به خواستگاری نزد شما آمد و دینداری و امانتداری او را پسندیدید، به او زن دهید. اگر چنین نکنید، در روی زمین تبهکاری و فساد بسیار پدید خواهد آمد.
در روایتها افزون بر امانتداری و دینداری، به ویژگیهای دیگری چون خوشاخلاقی، شرافت و آبرومندی نیز اشاره شده است.
توجه کردن به جایگاه همسر، نکتهای است که زن و شوهر در رفتار و گفتار خویش باید آن را در نظر بگیرند. آگاهی از سخنان و رهنمودهای پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآلهدر این زمینه و به کار بستن آنها در زندگی، میتواند رابطه زن و شوهر را تقویت کند و سبب به وجود آمدن رفتارهای محبتآمیز و عاشقانه از سوی دو طرف شود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «أَعْظَمُ النّاسِ حَقّاً عَلَی الْمَرْأَةِ زَوْجُها؛ بزرگترین حق را بر زن، شوهر او دارد.»(1)همچنین فرمود: «وَیْلٌ لِامْرَأَةٍ أَغْضَبَتْ زَوْجَها وَ طُوبی لِامْرَأَةٍ رَضِیَ عَنْها زَوْجُها؛ وای بر زنی که شوهرش را ناراحت کند و خوشا به حال زنی که شوهرش از او خشنود باشد».(2)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در پاسخ امسلمه درباره خدمت به شوهر میفرماید:
أَیُّمَا امْرَأَةٍ رَفَعَت مِنْ بَیتِ زَوْجِها شَیئاً مِن مَوْضِعٍ إِلی مَوضِعٍ تُریدُ بِهِ صَلاحاً إِلاّ
نَظَرَ اللّهُ إِلَیها وَ مَن نَظَرَ اللّهُ إِلَیهِ لَم یُعَذِّبْهُ.(1)
هر زنی که در خانه شوهر خود به قصد مرتب کردن آن، چیزی را جابهجا کند، خداوند به او نظر میکند و هر که خداوند به او نظر کند، عذابش نمیدهد.
مراعات حال زن بهعنوان همسر، سفارش جبرئیل امین علیهالسلاماست. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
أَوْصانِی جَبْرَئِیلُ علیهالسلام بِالْمَرْأَةِ حَتّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ لایَنْبَغِی طَلاقُها إِلاّ مِنْ فاحِشَةٍ بَیِّنَّةٍ.(2)
جبرئیل علیهالسلام درباره زن به من سفارش کرد تا جایی که گمان بردم، طلاق دادن او سزاوار نیست، مگر به دلیل کار زشت روشن و آشکار.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
حَقُّ الْمَرْأَةِ عَلی زَوْجِها أَنْ یَسُدَّ جَوْعَتَها وَ أَن یَسْتُرَ عَوْرَتَها... .(3)
حق زن بر شوهرش این است که شکمش را سیر کند و بدنش را بپوشاند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «کُلَّمَا ازْدادَ الْعَبْدُ إِیْماناً إِزْدادَ حُبّاً لِلنِّساءِ؛ هرچه ایمان بنده بیشتر شود، زندوستی او فزونتر میشود».(4)
از سفارشهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، اظهار محبت مرد نسبت به همسر است. پسندیده است که مرد محبت خود را به زن نشان دهد؛ زیرا این عمل سبب صلح و صفای بیشتر و نزدیکی و مهربانی میان زن و مرد میشود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
وقتی کسی را دوست دارید، محبت خویش را اظهار کنید. اظهار محبت، صلح و صفا به وجود میآورد و شما را به هم نزدیک میکند.(1)
آن حضرت به مردان نیز درباره محبت و دوستی نسبت به زن سفارش میکند و معتقد است اگر مرد از راه دیدن دل میبندد، زن از راه گوش دل میسپارد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با توجه به این تفاوت بین زن و مرد میفرماید: «قَولُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ «إِنِّی أُحِبُّکَ» لا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِها أَبَداً».(2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روابط زناشویی به نکتههای ظریفی اشاره میکند. چه زیباست که مرد گاهی غذا را لقمه کند و در دهان همسرش قرار دهد یا لیوانی آب با دستان خود برای همسرش آماده کند و به او بنوشاند. پیامبر میفرمود: «إِذا سَقَی الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ أُجِرَ؛ هرگاه مرد به زن خود آبی بنوشاند، پاداش میبرد.»(3)همچنین فرموده است: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیُوجَرُ فِی رَفْعِ اللُّقْمَةِ إِلی فِی امْرَأَتِهِ؛ مردی که لقمهای به سوی دهان همسرش ببرد، پاداش میگیرد».(4)
آن حضرت درباره خدمت کردن به زن فرمود:
لا یَخْدُمُ الْعِیالَ إِلاّ صِدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ أوْ رَجُلٌ یُرِیدُ اللّهُ بِهِ خَیْرَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.(1)
به زن خود خدمت نکند مگر صدیق یا شهید یا مردی که خداوند خیر دنیا و آخرت او را بخواهد.
اسلام، همه انسانها بهویژه زن و شوهر را به خوشاخلاقی سفارش میکند. بسیار نیکوست که زن نسبت به بداخلاقی شوهر یا مرد نسبت به بداخلاقی زن خویش شکیبایی پیشه کند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
مَنْ صَبَرَ عَلی سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ أَعْطاهُ اللّهُ مِنَ الأَجْرِ ما أَعْطی أَیُّوبَ علیهالسلام عَلی بَلائِهِ وَ مَنْ صَبَرَت عَلی سُوءِ خُلُقِ زَوْجِها أَعْطاهَا اللّهُ مِثْلَ آسِیَةَ بِنْتِ مُزاحِم.(2)
هرگاه شوهری بر بداخلاقی همسرش شکیبایی کند، خداوند همانند پاداش (حضرت) ایوب علیهالسلام در برابر بلایش پاداش میدهد و هرگاه زنی بر بداخلاقی شوهرش شکیبایی پیشه کند، خدایش همانند پاداش آسیه، دختر مزاحم به او پاداش میدهد.
ممکن است میان زن و شوهر یا دیگر افراد خانواده کدورتی رخ دهد. در اخلاق اسلامی سفارش شده که شایسته است افراد درصدد جبران ناراحتی همدیگر برآیند و عذرخواهی کنند. طرف مقابل نیز باید عذرپذیر باشد. پذیرفتن عذر یکدیگر سبب زیاد شدن محبت میان افراد خانواده بهویژه زن و شوهر میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بهعنوان یک سفارش کلی به
مؤمنان در این باره میفرماید:
مَنْ أَتاهُ أَخُوهُ مُتَنَصِّلاً فَلْیَقْبَلْ ذلِکَ مِنْهُ، مُحِقِّاً کانَ أوْ مُبْطِلاً، فَإِنْ لَمْیَفعَلْ لَمْیَرِدْ عَلَیَّ الْحَوْضَ.(1)
هرکس برادرش به عذرخواهی نزد او آید، باید عذرش را بپذیرد. خواه عذرش موجه باشد یا نادرست. اگر عذرش را نپذیرد، کنار حوض (کوثر) بر من وارد نشود.
در مجمع الزوائد نقل شده است: «مردی به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله گفت: خانوادهام از من نافرمانی میکنند. آنها را به چه وسیلهای تنبیه کنم؟ حضرت فرمود: آنان را ببخش. آن مرد چهار بار پرسش خود را تکرار کرد و حضرت پاسخ میفرمود: آنان را ببخش و اگر خواستی آنها را تنبیه کنی، مراقب باش که مجازات تو از جرم آنان بیشتر نباشد و از زدن به صورت آنان خودداری کن».(2)
در کلام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و ائمه اطهار علیهمالسلام برای تحکیم روابط زن و شوهر سفارشهای دیگری هم آمده است. از جمله اینکه به زن سفارش شده است خود را در خانه بیاراید. به مرد نیز سفارش شده است که در خانه، خود را پاکیزه نگه دارد و خوشبو و آراسته و زیبا کند. به طور کلی، زن و شوهر باید در سخن گفتن با یکدیگر از واژگان زیبا و دلنشین استفاده کنند؛ قدردان کارهای یکدیگر باشند و از قهر کردن بپرهیزند.
در روایتهای اسلامی درباره زمان و مکان و چگونگی برقراری رابطه
جنسی زن و شوهر نیز سفارشهایی شده است که رعایت آنها میتواند در استحکام روابط زن و شوهر و حفظ سلامت روحی و جسمی فرزندان مؤثر باشد.
پدر و مادر از ارکان اصلی و مهم خانواده هستند. در آموزههای دینی بر جایگاه پدر و مادر تأکید بسیاری شده و پاسداشت حریم آنان را بر فرزندان لازم شمرده است. نخست بهصورت جداگانه به اهمیت مقام پدر و مادر میپردازیم و سپس ارزش و جایگاه والدین بررسی میشود.
توجه و احترام به پدر همواره در سخنان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به چشم میخورد. ایشان با تأکید بر ارزش و جایگاه پدر، در پاسخ به پرسشی درباره حق پدر بر فرزند میفرماید:
لا یُسَمِّیهِ بِاسْمِهِ وَلا یَمْشِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَلا یَجْلِسُ قَبْلَهُ وَلا یَسْتَسِبُّ لَهُ أَنْ یَخْشَعَ لَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ.
او را به اسم صدا نکند. جلوتر از او راه نرود. پیش از او ننشیند. برایش دشنام نخرد. هنگام خشم پدر، در برابرش خشوع کند.(1)
پیامبر گرامی اسلام در پاسخ به مردی که از پدر خویش شکایت کرد، فرمود: «أَنْتَ وَ مالُکَ لِأَبِیکَ؛ خودت و داراییات از آن پدرت هستید».(2)
الف) بهشت زیر پای مادران
از عمر بن خطاب روایت شده است:
ما با رسول خدا صلیاللهعلیهوآله روی کوهی بودیم و بر درهای مشرف شدیم. جوانی را دیدم که گوسفندانش را میچرانید. جوانی او مرا شگفتزده کرد. عرض کردم: ای رسول خدا! عجب جوانی است! کاش جوانی او در راه خدا سپری میشد. پیامبر فرمود: ای عمر! شاید او نیز در راه رضای خدا گام برمیدارد و تو از آن آگاه نیستی. پیامبر آن جوان را صدا زد و فرمود: ای جوان! آیا کسی هست که تو خرجی او را بدهی؟ جوان گفت: آری. حضرت فرمود: چه کسی؟ گفت: مادرم. پیامبر فرمود: «أَلْزِمْها فَإِنَّ عِنْدَ رِجْلَیْهِا الْجَّنَّةَ؛ او را داشته باش؛ زیرا بهشت زیر پای اوست».(1)
«بهشت زیر پای مادران است»،(2)جمله مشهوری است که در کتابهای روایی بسیاری از آن حضرت نقل شده است.
ب) مقدم داشتن مادران
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
مردی خدمت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله رسید و گفت: ای رسول خدا! به چه کسی نیکی کنم؟ حضرت فرمود: به مادرت. آن شخص دوباره پرسید: سپس به چه کسی [نیکی کنم]؟ حضرت همان پاسخ را تکرار کرد. آن مرد [برای بار سوم ]گفت: پس از او به چه کسی نیکی کنم؟ حضرت دوباره فرمود: به مادرت. وقتی مرد برای بار چهارم پرسش خود را تکرار کرد، حضرت فرمود: به پدرت.(3)
ج) مادر، سبب قبولی توبه
مردی خدمت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله رسید و گفت: ای رسول خدا! هیچ
کار زشتی نیست که نکرده باشم. آیا راه توبه و بازگشت برایم وجود دارد؟ حضرت فرمود: «آیا پدر و مادرت زنده هستند؟» عرض کرد: [فقط] پدرم. حضرت فرمود: «برو به او نیکی کن». وقتی آن مرد رفت، رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهفرمود: «لَوْ کانَتْ أُمُّهُ؛ ای کاش مادرش بود».(1)
روایت شده است که مردی مادر پیر و ناتوان خود را بر دوش گرفته و سرگرم طواف بود. در همین هنگام خدمت پیامبر رسید و گفت: آیا با این عمل حق مادرم را ادا کردهام؟ پیامبر فرمود: «نه، حتی یک نفس او را جبران نکردی».(2)
الف) پدر و مادر، بهشت و دوزخ فرزندان
از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله درباره جایگاه پدر و مادر پرسیدند. ایشان در پاسخ فرمود: «هُما جَنَّتُکَ وَ نارُکَ؛ آن دو (پدر و مادر) بهشت و دوزخ تو هستند.»(3)درحقیقت، رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در جملهای کوتاه، راه سعادت و شقاوت را به فرزندان نشان داد؛ راهی که خیر و برکت دنیا و آخرت را در پی دارد.
ب) نیکی به پدر و مادر، راز طولانی شدن عمر
رسول اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید:
مَنْ سَرَّهُ أَنْ یُمَدَّ لَهُ مِن عُمُرِهِ وَ یُزادَ فِی رِزْقِهِ فَلْیَبَرَّ والِدَیْهِ وَلْیَصِلْ رَحِمَهُ.(4)
هر کس خوش دارد عمرش دراز و روزیاش زیاد شود، به پدر و مادرش نیکی کند و صلهرحم به جا آورد.
ج) نیکی به پدر و مادر، سبب نزدیکی به رسول خدا صلیاللهعلیهوآله
روزی خواهر رضاعی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نزد وی آمد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهبه او بسیار احترام کرد. طولی نکشید که برادر ایشان نیز آمد، ولی پیامبر آنگونه که با خواهرش رفتار کرد، با وی رفتار نکرد. اصحاب پرسیدند: یا رسول اللّه! چرا آنگونه که با خواهرتان رفتار کردید، با برادرتان رفتار نکردید؟ حضرت فرمود: «چون خواهرم بیشتر از برادرم به پدر و مادرم نیکی میکرد».(1)
د) نیکی به پدر و مادر پس از مرگ
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در مورد نیکی به پدر و مادر حتی پس از مرگ ایشان میفرماید: «سَیُّدُ الْأَبْرارِ یَوْمَ الْقِیامَةِ رَجُلٌ بَرَّ والِدَیْهِ بَعْدَ مَوْتِهِما؛ آقای نیکوکاران در روز قیامت، مردی است که پس از درگذشت پدر و مادر خود به آنان نیکی کند.»(2)درجایی دیگر نیز در مورد چگونگی انجام آن به فرزندان چنین میفرماید:
أَلصَّلاةُ عَلَیْهِما، وَالإِسْتِغْفارُ لَهُما وَ إِنفاذُ عَهْدِهِما مِنْ بَعْدِهِما وَصِلَةُ الرَّحِمِ الَّتِی لا تُوصَلُ إِلاّ بِهِمَا وَ إِکْرامُ صَدِیقِهِما.(3)
دعا کردن برای آنها و آمرزش خواستن برای ایشان و اجرا کردن وصیتهایشان پس از مرگ آنها و صلهرحم کردن با خویشان آنها و احترام گذاشتن به دوستان آنها.
ه) زمینههای از بین بردن توهین به پدر و مادر
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
مِنَ الْکَبائِرِ شَتْمُ الرَّجُلِ والِدَیْهِ، یَسُبُّ الرَّجُلُ أَباً لِرَجُلٍ فَیَسُبُّ أَباهُ، وَ یَسُبُّ أُمَّهَ
فَیَسُبُّ أُمَّهُ.(1)
از گناهان کبیره است که انسان پدر و مادر خود را دشنام دهد. [به این صورت که] انسان پدر کسی را دشنام دهد و او هم متقابلاً پدر وی را دشنام دهد یا مادر کسی را دشنام دهد و در نتیجه، آن شخص هم مادر او را دشنام گوید.
و) عاق والدین
عاق از نظر دستوری اسم فاعل است و به کسی گفته میشود که به والدین خود خوبی نمیکند.(2)به بیانی دیگر، هرگاه فرزند در حق پدر و مادر نیکی نکند یا آنها را آزار دهد، گفته میشود عاق والدین شده است؛ یعنی از خیر محروم شده است. درحقیقت، در انسان عاق شده، هیچ خیری نیست.(3)
برای کسی که به پدر و مادر نیکی نمیکند و در اصطلاح «عاق» است، آثار بدی در دنیا و آخرت بیان شده است. از جمله پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرمود: «یُقالُ لِلْعاقِّ: إِعْمَلْ ماشِئْتَ فَإِنِّی لا أَغْفِرُ لَکَ؛ به فرزند نافرمان گفته میشود: هر کاری و عبادتی که میخواهی بکن، ولی من (خدا) تو را نمیآمرزم.»(4)در جایی دیگر
میفرماید:
إِثْنانِ یُعَجِّلُهُمَا اللّهُ فِی الدُّنْیا: الْبَغْیُ وَ عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ.(1)
دو کار است که خداوند در همین دنیا سزایش را میدهد: سرکشی و نافرمانی پدر و مادر.
رسول اللّه صلیاللهعلیهوآله در حدیث دیگری میفرماید: «مَنْ أَحْزَنَ والِدَیْهِ فَقَدْ عَقَّهُما؛ هر کس پدر و مادر خود را اندوهگین کند، آنان را عاق کرده است.»(2)همچنین امام صادق علیهالسلامحتی خیره نگاه کردن را از نمونههای عاق و نافرمانی معرفی میکند: «مِنَ الْعُقُوقِ أَنْ یَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلی والِدَیْهِ فَیُحِدَّ النَّظَرَ إِلَیهِما؛ و از جمله نافرمانی از والدین آن است که انسان به آنان خیره نگاه کند».(3)
باید یادآور شویم همانگونه که فرزندان باید از نافرمانی پدر و مادر و بیاحترامی به آنها دوری کنند، پدر و مادر هم باید از بیاحترامی به فرزندان بپرهیزند که اگر چنین نکنند، درحقیقت، عاق فرزندان خود میشوند.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
یَلْزِمُ الْوالِدیْنِ مِنَ العُقوقِ لِوَلَدِهِما مایَلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُما مِنْ عُقوقِهِما.(4)
همانگونه که فرزند نباید نسبت به والدین خود بیاحترامی کند، شایسته نیست که والدین نیز نسبت به او بیاحترامی کنند.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله با متولد شدن فرزندی از آن خاندان پاک، آداب و روشهایی به کار میگرفت که توجه و رعایت آنها بر پیروان آن حضرت لازم است. از جمله سنّتهای نیکوی یاد شده به موارد زیر میتوان اشاره کرد:
نقل شده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با لبان مبارکش در گوش امام حسن علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام اذان گفت. در روایتی آمده است: «إِنَّ النَّبِیَّ أَذَّنَ فِی أُذُنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ حِینَ وُلِدا وَ أَمَرَ بِهِ؛ پیامبر هنگام تولد حسن و حسین علیهمالسلامدر گوش آن دو اذان گفت و به اذان گفتن در گوش نوزاد سفارش فرمود».(1)
در برخی از روایتها نقل شده است پیامبر دستور داد که در گوش حسن و حسین علیهمالسلام علاوه بر اذان و اقامه، سوره حمد، آیة الکرسی، آخر سوره حشر، سوره اخلاص، سوره ناس و فلق نیز تلاوت شود.(2)پیامبر در
این زمینه فرمود:
مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْیُؤَذِّنْ فِی أُذُنِهِ الْیُمنی بِأَذانِ الصَّلاةِ وَ لْیُقِمْ فِی اُذُنِهِ الیُسْری، فَإِنَّها عِصْمَةٌ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ.(1)
کسی که صاحب فرزند شد، پس [سزاوار است] در گوش راستش اذان نماز را بگوید و در گوش چپش اقامه بخواند؛ زیرا این عمل، مصونیتی برای فرزند از شیطان رانده شده است.
تحنیک یا برداشتن کام کودک از آدابی است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهو ائمه اطهار علیهمالسلام آن را رعایت میکردند و به مسلمانان نیز میفرمودند که این کار را در مورد کودک خود انجام دهند. صاحب کتاب مجمع البحرین در این باره مینویسد:
مسلمانان همگی متفقالقول هستند که هنگام ولادت نوزاد، [سزاوار است] کام کودک به وسیله خرما برداشته شود و اگر خرما نبود، به وسیله یک چیز شیرین [میتوانند این کار را انجام دهند]. به این شرح که خرما [یا هر چیز شیرین را] در دهان ریز کنند تا به صورت مایع درآید. سپس آن را در دهان نوزاد قرار دهند (مقداری به کام بالا بزنند) تا مقداری از آن شیرینی به دهان کودک برسد. مستحب است که کامبردارنده از اشخاص صالح و نیکوکار باشد و برای نوزاد به برکت دعا کند. مستحب است که کام کودک با تربت امام حسین علیهالسلام یا آب فرات برداشته شود و مقصود آن است که [انگشت سبابه را در تربت امام حسین علیهالسلام یا خرما یا آب فرات بزنند و] آن را داخل کام نوزاد کنند. در روایتی آمده است که گمان نمیکنم کسی با آب فرات کامش برداشته شود مگر اینکه ما اهل بیت را دوست خواهد داشت.(2)
امیرمؤمنان، علی علیهالسلام، از این سنّت نبوی خبر میدهد و میفرماید:
حَنِّکُوا أَوْلادَکُم بِالتَّمْرِ، فَکَذا فَعَلَ رَسُولُ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله بِالْحَسنِ علیهالسلاموَ الْحُسَیْنِ علیهالسلام.(1)
کام فرزندانتان را با خرما بردارید؛ زیرا پیامبر با حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام چنین کرد.
فرمانهای الهی خالی از حکمت نیست، ولی اینکه حکمت برخی از آنها بیان شده و برخی بیان نشده است، خود، از حکمت الهی سرچشمه میگیرد. مؤمن حقیقی آن است که امر پروردگار را در نهایت خضوع بپذیرد و انجام دهد.
از جمله سفارشهایی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به مسلمانان کرده، تراشیدن موی سر نوزاد است. حضرت دستور داد تا سر نوزاد در روز هفتم تولد تراشیده شود.(2)نقل است پیامبر در روز هفتم، موی سر حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلامرا تراشید و به وزن آن، نقره صدقه داد.(3)
ولیمه دادن یکی از آداب اسلامی است. ولیمه به معنای طعام دادن و میهمان کردن دوستان و خویشاوندان است. واژه ولیمه از «ولم» به معنای ریسمان، گرفته شده است. گویی این اطعام سبب پیوند و همبستگی مؤمنان میشود. از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که فرمود:
لا وَلِیمَةَ إِلاّ فِی خَمْسٍ؛ فِی عُرْسٍ أَوْ خُرْسٍ أَو غِدارٍ أَوْ وِکارٍ أَوْ رِکازٍ؛ فَالعُرُسُ التَّزوِیجُ و الخُرْسُ النِّفاسُ بِالْوَلدِ، وَالعِدّارُ الْخِتانُ وَالْوِکارُ الرَّجُلُ یَشْتَرِی الدّارَ وَالرِّکازُ الرَّجُلُ یَقْدَمُ مِنْ مَکَّةَ.(1)
ولیمه و اطعام سزاوار نیست مگر در پنج مورد: عرس؛ خُرس؛ عِذار؛ وکار و رِکاز. [پس حضرت معنا فرمود:] عُرس همان عروسی و ازدواج است؛ خُرس همان تولد فرزند است؛ عذار، ختنه کردن فرزند است؛ وکار، زمانی است که انسان خانهای میخرد و رکاز زمانی است که انسان از سفر مکه برمیگردد.
بدین ترتیب، اطعام خویشان و مؤمنان در روز هفتم ولادت فرزند از آداب اسلامی است.
«رسول خدا صلیاللهعلیهوآله از غذای ولیمهای که مخصوص اغنیا و ثروتمندان است و فقیران به آن مجلس دعوت نشده باشند، نهی فرموده است».(2)
عقیقه از آدابی است که در روایتها بر انجام آن تأکید فراوان شده است. زبانشناسان درباره معنای اصلی عقیقه مینویسند: «عقیقه همان موی سر است که نوزاد با آن متولد میشود. سپس گوسفندی را که برای فرزند ذبح میشود، عقیقه نامیدهاند.»(3)صاحب مجمع البحرین درباره عقیقه مینویسد: «عقیقه آن گوسفندی است که در روز هفتم برای نوزاد ذبح میشود».(4)
عقیقه، صدقهای است که برای سلامتی کودک و به شکرانه نعمتی که خداوند به خانواده ارزانی داشته است، داده میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهبرای فرزندان خود عقیقه میکرد. عقیقه تا اندازهای سفارش شده است که اگر پدر و مادری موفق به این کار نشدند، مستحب است انسان پس از بلوغ برای خودش عقیقه کند. امام صادق علیهالسلامدرباره این سنّت نبوی میفرماید:
عَقَّ النَّبِیُّ صلیاللهعلیهوآله عَنْ نَفْسِهِ بَعدَ ما جاءَتْهُ النُّبُوَّةُ وَ عَقَّ عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ کَبْشیْنِ.(1)
پیامبر پس از نبوت برای خود عقیقه کرد و برای حسن علیهالسلام و حسین علیهالسلام نیز دو قوچ عقیقه کرد.
حضرت آن هنگام که با دست خویش برای حسن علیهالسلام عقیقه کرد، چنین دعا فرمود:
أَللّهُمَّ عَظْمُها بِعَظْمِهِ وَ لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَ دَمُها بِدَمِهِ و شَعْرُها بِشَعْرِهِ أَللّهُمَّ اجْعَلْها وِقاءً لِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.(2)
خداوندا! استخوان این حیوان را در برابر استخوان فرزندم و گوشت این حیوان را در برابر گوشت فرزندم و خون آن را در برابر خون او و مویش را در برابر موی فرزندم میدهم. خدایا! این قربانی را مایه حفظ محمد و آل محمد صلیاللهعلیهوآله قرار ده.
در برخی روایتها آمده است : «وِقاءً لِفُلانِ بْنِ فُلانٍ؛ مایه حفظ و سلامت او (فرزندم) قرار ده».(3)
مهمترین حقوقی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای فرزند بیان میکند، عبارتند از:
الف) برگزیدن نام خوب؛
ب) خوراندن غذای حلال؛
ج) تعلیم و تربیت؛
د) آموزش قرآن؛
ه) یاد دادن حرفه مناسب؛
و) یاد دادن شنا، تیراندازی و...؛
ز) یاد دادن مهارتهای مورد نیاز زمانه؛
ح) فراهم کردن زمینههای ازدواج و... .
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در کلامی میفرماید:
حَقُّ الْوَلَدِ عَلی والِدِهِ أَنْ یُعَلِّمَهُ الکِتابَةَ وَ السِّباحَةَ وَ الرِّمایَةَ وَ أَنْ لایَرْزُقَهُ إِلاّ طَیِّباً.(1)
حق فرزند بر پدرش این است که او را سواد و شنا و تیراندازی بیاموزد و جز روزی پاک و حلال خوراک او نکند.
حضرت در روایتی دیگر میفرماید:
حَقُّ الْوَلَدِ عَلیَ والِدِهِ أَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ وَ یُزَوِّجَهُ إِذا أَدْرَکَ وَ یُعَلِّمَهُ الْکِتابَ.(2)
حق فرزند بر پدرش این است که نام نیکو برایش انتخاب کند و هنگامی که بالغ شد، به او زن دهد و قرآن را به او بیاموزد.
در جای دیگر فرمود: «تُحَسِّنُ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ و تَضَعُهُ مَوْضِعاً حَسَناً؛ نام نیکو بر او بگذاری و خوب تربیتش کنی و زمینه حرفه خوبی برایش فراهم کنی».(1)
تربیت به معنای پرورش دادن و به فعلیت رساندن استعدادهای ذاتی و درونی انسان است. انسان استعدادهای فراوانی دارد که برای شکوفایی آن نیازمند عواملی از جمله مربی است. پیامبران الهی به عنوان بزرگترین مربی انسان آمدهاند تا با شکوفا ساختن تواناییها و استعدادهای انسان، او را در جهت تربیت صحیح هدایت کنند. سفارشهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این زمینه برای همه انسانها به ویژه مسلمانان بسیار سودمند است.
محبت به فرزند امری طبیعی است که در روایتهای بسیاری به آن توجه شده است. به طور کلی، باید نسبت به تمام کودکان جامعه مهربان بود. در همین راستا پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «أَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُم؛ کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشید».(2)
روزی حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله دید عثمان بن مظعون پسر بچهای را میبوسد. فرمود: «این بچه توست؟» عرض کرد: آری. فرمود: «دوستش
داری؟» عرض کرد: آری. به خدا، وی را دوست دارم. فرمود: «آیا محبت تو را به او بیشتر کنم؟» عرض کرد: آری، پدر و مادرم به فدایت. حضرت فرمود: «هرکس کودک خردسالی از نسل خود را خوشحال کند، خداوند در روز قیامت وی را خوشحال گرداند».(1)
روزی پیامبر با مردم نماز میخواند. حسین علیهالسلام که کودکی خردسال بود، نزد آن حضرت نشسته بود و هرگاه پیامبر به سجده میرفت، بر پشت پیامبر مینشست و دو پای خود را تکان میداد و میگفت: «حَل، حَل». سپس حضرت هرگاه میخواست سر از سجده بردارد، حسین علیهالسلام را میگرفت و او را کنار خود میگذاشت، ولی زمانی که حضرت به سجده میرفت، حسین علیهالسلام به پشت حضرت برمیگشت و همان کلمات را تکرار میکرد. این کار حسین علیهالسلام و پیامبر پیوسته تکرار شد تا اینکه حضرت نمازش را به پایان رساند. مردی یهودی که شاهد این ماجرا بود، به حضرت عرض کرد: ای محمد! شما با فرزندان خود رفتاری میکنید که هرگز ما چنین نمیکنیم. حضرت فرمود: «اگر شما به خدا و رسولش ایمان داشتید، هر آینه با کودکان مهربان بودید.» آن یهودی گفت: بهدرستی که من به خدا و رسول او ایمان میآورم.(2)
فرزند آدمی همانند بذری است که رسیدگی و توجه به آن، سبب به بار
نشستن او میشود و ثمرهاش انسان صالحی خواهد شد که محور اساسی یک جامعه سالم و پیشرفته است. اسلام در تربیت فرزند به مهر و محبت توجه ویژهای دارد. محبت، دریافتی درونی است که در رفتار آدمی جلوهگر میشود. به تعبیری دیگر، محبت را باید آشکار ساخت. یکی از راههای اظهار محبت نسبت به فرزندان، بوسیدن است. بوسیدن فرزند نشانه رحمت است و افزون بر آنکه در آرامش و شکلگیری شخصیت فرزند نقش بسزایی دارد، عامل رشد و ترقی پدر و مادر معرفی شده است که آنان را به خدا نزدیک میکند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در مورد بوسیدن فرزند میفرماید:
قَبِّلوُا أَوْلادَکُمْ فَإِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَهً فِی الْجَنَّةِ ما بَیْنَ کُلِّ دَرَجَتَیْنِ خَمْسُ مِأَةِ عامٍ.(1)
فرزندان خود را ببوسید که به هر بوسه، یک درجه در بهشت برای شما است که میان هر دو درجه، پانصد سال فاصله است.
پیامبر نه تنها بوسیدن فرزند را کاری پسندیده میداند، بلکه نسبت به انجام بسیار آن نیز تأکید فراوانی دارد. در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است: «أَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلادِکُمْ؛ فرزندان خود را بسیار ببوسید».(2)
بوسیدن افراد مصداقهای متفاوتی دارد. از دیدگاه روایتهای اسلامی، بوسیدن پدر و مادر، عبادت است.(1)بوسیدن همسر، بوسه کام بردن است، ولی بوسیدن فرزند مصداق رحمت و مهربانی است.
مردی در جمع پیامبر و عدهای از اصحاب گفت: من هرگز کودکی را نبوسیدهام. وقتی رفت، رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهفرمود: «این مرد در نظر من از دوزخیان است».(2)
پیامبر، مردی را دید که دو فرزند داشت. یکی را بوسید و دیگری را نبوسید. حضرت فرمود: «چرا میان آنها تساوی را رعایت نکردی؟»
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در جایی دیگر میفرماید:
إنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ أَولادِکُمْ حَتّی فِی الْقُبُل.(3)
خداوند متعال دوست دارد که میان فرزندان خود یکسان عمل کنید حتی در بوسیدن آنها.
جابر میگوید:
روزی به حضور پیامبر رسیدم. دیدم که حسن و حسین علیهماالسلام بر دوش آن حضرت سوارند و پیامبر برای آنان خم شده و زانو زده است و میفرماید: چه وسیله خوبی دارید و چه بار خوبی هستید شما.(4)
اینگونه رفتار، گواهی بر این سخن ایشان است که فرمود: «مَنْ کانَ عِنْدَهُ صَبِیٌّ فَلْیَتَصابَ لَهُ؛ هر کس کودکی دارد، باید با او کودکانه رفتار کند».(1)
شخصیت انسان از دوران کودکی شکل میگیرد. باید توجه داشت که کودک نیز همانند انسانهای بالغ، درک، شعور و احساس دارد و در مواردی، از انسانهای بالغ هم حساستر است. بنا براین، همانگونه که شایسته است در مقابل بزرگترها، برخورد مناسبی داشته باشیم، در مورد کودکان نیز باید چنین رفتار کرد. احترام و گرامی داشتن کودکان از سفارشهای مهم آن حضرت است:
أَکْرِمُوا أَوْلادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُمْ یَغْفَرْلَکُمْ.(2)
فرزندان خود را احترام کنید و آدابشان را نیکو گردانید تا مورد رحمت و بخشش قرار گیرید.
درک برخی معانی برای انسان آن قدر آسان است که اگر واژه مربوط به آن را هم به کار نبریم، اصل آن معنا برایش روشن است. فرض کنید بچه سه ساله به شما سیبی میدهد و میرود تا دستهایش را بشوید. پس از مدتی بازمیگردد، ولی میبیند نیمی از سیب خورده شده است. کودک خردسال با تعجب به سیب مینگرد و گریه میکند. او با گریه خود به شما
میفهماند که این سیب امانت بود و شما در امانت خیانت کردید که کار بسیار ناپسندی است. تمامی این مفاهیم در آن گریه نهفته است.
عدالت نیز از مقولههایی است که تمامی انسانها معنای آن را درک میکنند و دوست دارند همه با آنها به عدالت رفتار کنند. کودکان فطرتی پاک دارند و بیعدالتی و نابرابری، روح آنها را میآزارد، به ویژه اگر این بیعدالتی از سوی پدر و مادر باشد. بنا براین، پدر و مادر باید در رفتار با کودکان نهایت دقت را داشته باشند؛ زیرا ممکن است سخن یا حرکتی از نظر بزرگترها عادی بهنظر آید، ولی در نگاه تیزبین کودک، معنای دیگری پیدا کند. همچنین فرزندان که پناهی جز پدر و مادر ندارند، اگر با بیعدالتی روبهرو شوند، به چه کسی پناه برند؟
به دلیل اهمیت این موضوع، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با سفارش به عدالت، خدا را ناظر بر رفتار پدر و مادر میداند و میفرماید: «إِتَّقُوا اللّهَ وَاعْدِلُوا فِی أَوْلادِکُمْ؛ از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید».(1)
آن بزرگوار در جایی دیگر خطاب به پدر و مادر میفرماید:
إعْدِلُوا بَیْنَ أَوْلادِکُمْ کَما تُحِبُّونَ أَنْ یَعدِلُوا بَیْنَکُمْ فِی الْبرِّ وَ اللُّطْفِ.(2)
میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید؛ همانگونه که شما نیز دوست دارید آنان در احترام و محبت [نسبت به شما] به عدالت رفتار کنند.
ممکن است پدر یا مادر در برخی مواقع و شرایط به فرزندان خود قولهایی بدهند. در این زمینه باید به دو نکته مهم توجه داشته باشند:
یک - باید وعدههایی به فرزندان بدهند که توان وفای به آن را داشته باشند؛
دو - حتماً به آن عمل کنند.
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که فرمود: «إِذا وَعَدَ أَحَدُکُم صَبِیَّهُ فَلیُنجِز؛ هرگاه یکی از شما به فرزندش وعده داد، پس حتماً به آن وفا کند».(1)
همچنین در سخنی دیگر میفرماید:
أَحِبُّوا الصِّبْیانَ وَ ارْحَمُوهُمْ، فَإِذا وَعَدْتُمُوهُمْ فَفُوا لَهُمْ، فَإِنَّهُمْ لایَرَوْنَ إِلاّ أَنَّکُم تَرْزُقُونَهُمْ.(2)
کودکان را دوست بدارید و با آنها مهربان باشید. پس هرگاه وعدهای به آنها دادید، به آن وفا کنید؛ زیرا آنان تنها شما را روزیدهنده خود میبینند.
بازی و تفریح برای انسان به ویژه کودکان، ضروری است. در روایتهای اسلامی به آزاد گذاشتن کودکان تا هفت سالگی سفارش شده است. بازی در دوران کودکی، زمینهساز شکلگیری شخصیت کودک و همچنین تأمینکننده سلامت جسم و جان اوست. کودک در بازی کردن با دیگران، همکاری، گذشت، خیرخواهی، تلاش، اراده، شجاعت و چالاکی را
تجربه میکند.
حلیمه، مادر رضاعی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره دوران کودکی آن حضرت میگوید: «محمد صلیاللهعلیهوآله... تا نه سالگی با کودکان بازی میکرد... .»(1)سهل بن سعد نیز میگوید:
پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله از کنار کودکانی گذشت که سرگرم خاک بازی بودند. بعضی از اصحاب، آنان را از بازی نهی کردند. حضرت فرمود: رهایشان کنید (بگذارید بازی کنند)؛ خاک چراگاه کودکان است.(2)
امام صادق علیهالسلام نقل میکند:
شبی پیامبر به خانه فاطمه وارد شد و حسن و حسین علیهماالسلام با او بودند. پیامبر به آنها فرمود: برخیزید و با هم کشتی بگیرید. فاطمه علیهاالسلامکه برای کاری بیرون از خانه بود، وارد شد و دید پیامبر میفرماید: عجله کن حسن! بر حسین سخت بگیر. فاطمه علیهاالسلامتعجب کرد و فرمود: آیا بزرگتر را بر کوچکتر تشویق میکنید! پیامبر فرمود: دخترم، آیا راضی نیستید من حسن را تشویق کنم، در حالی که برادرم، جبرئیل، حسین را تشویق میکند و میگوید: حسین، بر حسن سخت بگیر.(3)
امر و نهی فراوان و محدود کردن کودک، مورد پسند اسلام نیست، بلکه آزادی در عمل را عامل تکامل شخصیت کودک میداند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «أَلْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنینَ...؛ کودک در هفت سال اول زندگی، آقا و حاکم است.»(4)از این سخن میتوان چنین نتیجه گرفت که کودک باید از آزادی مطلوب برخوردار باشد و پدر و مادر باید آن را
رعایت کنند.
گاهی پدر و مادر، فرزندان خود را برای همیشه کودک میبینند و گاهی همواره بزرگ میپندارند که این برخوردهای نابجا نه تنها آثار بدی در روح و روان فرزند بر جای میگذارد، بلکه در روابط میان والدین و فرزند نیز اثر ناشایستی دارد.
در روایتهای اسلامی آمده است پدر و مادری موفق هستند که در هر دوره از زندگی فرزند، شرایط آن دوره را درک و بر اساس آن با کودک برخورد کنند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
أَلْوَلَدُ سَیِّدٌ سَبْعَ سِنِینَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنینَ وَ وَزِیرٌ سَبْعَ سِنِینَ.(1)
فرزند در هفت سال اول، بزرگ و آقا است و در هفت سال دوم، مطیع و فرمانبر و در هفت سال سوم، یاور و مشاور خانواده.
تربیت درست و صحیح کودک و تبدیل شدن او به فردی شایسته و صالح، بدون برنامهریزی درست امکانپذیر نیست. فرزندان، امانتهای الهی هستند و پدر و مادر باید در تربیت آنها بکوشند. یکی از وظایفی که قرآن کریم بر عهده پدر و مادر گذاشته، حفظ خانواده از انواع آلودگیها و کجرویهاست. قرآن کریم خطاب به اهل ایمان میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ
1) . همان.
الْحِجارَةُ.(تحریم:6)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! خود و خانواده خود را از آتشی که هیزمهای آن انسانها و سنگها هستند، حفظ کنید.
پدر و مادر باید بر رفتار فرزندان خود بهویژه کودکان و نوجوانان نظارت داشته باشند. نظارت بدین معناست که مراقب رفتار فرزند خود باشند و نیازها و احساسات وی را درک و برای هدایت او برنامهریزی کنند.
به منظور آگاهی پدر و مادر از رفتار فرزند خویش و همچنین رسیدگی به آن، نخست پدر و مادر باید به فرزند خود فرصت دهند و در گام بعدی، ضمن برقراری ارتباط کلامی، ارتباط عاطفی قابل اعتمادی نیز با فرزندان خود برقرار کنند. سپس با انتخاب روشی مناسب، به مراقبت از فرزندان خود بپردازند. با استناد به سخن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، یکی از راههای شناخت فرزند و نظارت بر او، توجه کردن به دوستان اوست. آن حضرت میفرماید:
أَلْمَرءُ عَلی دِینِ خَلِیلِهِ فَلْیَنْظُرْ أَحَدُکُمْ مَنْ یُخالِلُ.(1)
انسان بر دین دوستش است. پس تکتک شما باید توجه داشته باشید که با چه کسی دوست میشود.
نوع رفتار دوستان نزدیک در آدمی اثر بسزایی دارد. بنا براین، پدر و مادر میتوانند با هدایت فرزند به دوستی با دوستان خوب، به صورت غیرمستقیم بر فرزندان خود نظارت داشته باشند.
به گفته پیامبر اکرم: «أَلرَّجُلُ راعٍ عَلی أَهْلِ بیتهِ کُلُّ راعٍ مَسْئولٌ عَنْ رَعیَّتهِ؛
1) . بحارالانوار، ج 71، ص 192، ح 12.
مرد، سرپرست خانواده خود است و هر سرپرستی نسبت به زیردستانش مسئول است».(1)
فراهم آوردن زمینه انجام کارهای خیر برای هر کسی به ویژه فرزندان، پسندیده و زیبنده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در روایتی فرمود:
رَحِمَ اللّهُ وَلَداً أعانَ والِدَیْهِ عَلی بِرِّهِ وَ رَحِمَ والِداً أعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ وَ... .(2)
خدا رحمت کند فرزندی را که پدر و مادرش را در کارهای نیکش یاری کند و خدا رحمت کند پدری را که فرزندش را در کارهای نیکش یاری رساند و... .
به گفته راوی، پس از آنکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «رَحِمَ والِدا أعانَ وَلَدَهُ عَلی بِرِّهِ؛ خدا رحمت کند پدری را که فرزندش را به نیکوکاریاش یاری کند»، عرض کردم: چگونه فرزند خود را بر نیکوکاریاش یاری کند؟ حضرت فرمود: «آنچه در توان فرزند است، از او بپذیرد و از آنچه برای فرزند، سخت و گران است، بگذرد و به او ستم روا مدارد و با او درشتی و نامهربانی نکند».(3)
دروغ گویی از صفات نکوهیدهای است که هر انسانی به ویژه مسلمانان باید از آن دوری جویند. از وظایف مهم پدر و مادر نیز آن است که فطرت پاک فرزندان خود را منحرف نسازند و آنها را با راستی و درستی پرورش دهند.
اگر پدر و مادر در روابط خانوادگی و اجتماعی دروغ بگویند، فرزند آن را میآموزد و از پدر و مادر خود پیروی میکند. نقل شده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرمود: «إِذا وَعْدَتُمُوهُمْ فَفُوا لَهُمْ؛ هرگاه به کودکان وعده دادید، به آن وفا کنید.»(1)اگر پدر یا مادر به فرزند خویش وعدهای بدهد و به آن عمل نکند، در واقع، دروغگویی را به وی آموزش داده است.
دروغگویی کودکان ممکن است به دلیل ترس از تنبیه و سرزنش باشد. بنا براین، باید کوشید تا با ایجاد امنیت روانی برای کودک، او را به دروغگویی وادار نسازیم. سختگیریهای نابجا، محروم کردن کودک از چیزهایی که دوست دارد و رفتارهایی مانند آن میتواند زمینه دروغگویی را در کودکان فراهم سازد.
دروغ، ریشه و کلید بسیاری از گناهان است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به مردی که از ایشان خواسته بود او را به عملی راهنمایی کند که به خدا نزدیک شود، فرمود: «دروغ مگو.» پس نگفتن دروغ سبب شد که او از هر معصیت و گناهی بهخاطر خدا دوری کند.(2)
همانگونه که گل و گیاه برای شکوفا شدن و ثمره دادن به پرورش نیاز دارد، آدمی نیز برای رسیدن به سعادت حقیقی، نیازمند تربیت و مراقبتهای ویژه و همیشگی است. تربیت، جنبههای گوناگونی دارد که
برای سلامت روح و روان باید به آنها توجه کرد. یکی از آنها تربیت جنسی است. تربیت جنسی کودکان از مسائل مهم یک خانواده است که در سعادت و شقاوت کودک اثر مستقیم دارد و پدر و مادر باید برای رسیدن به این هدف، تمامی تلاش خویش را به کار گیرند. در این راستا، بهرهگیری از سفارشهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میتواند آنها را هرچه بیشتر به این هدف نزدیک کند. آن بزرگوار در روایتی خطاب به پدر و مادر میفرماید:
وَالَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَوأَنَّ رَجُلاً غَشِیَ امْرَأَتَهُ وَ فِی الْبَیْتِ صَبِیٌّ مُستَیْقِظٌ یَراهَما وَ یَسْمَعُ کَلامَهُما وَ نَفَسَهُما ما أَفْلَحَ أَبَداً إِنْ کانَ غُلاماً کانَ زانیِاً أَوْ جارِیَةً کانَتْ زانِیَةً.(1)
سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هرگاه مردی با زنش همبستر شود، در حالیکه کودکی در خانه بیدار باشد و آنها را ببیند و سخن و نفس آن دو را بشنود، چنین کودکی هرگز روی رستگاری را نمیبیند. اگر پسر یا دختر باشد، زناکار خواهد شد.
یکی از مواردی که باید والدین به کودکان و نوجوانان آموزش دهند و همواره به آنان یادآوری کنند، اجازه خواستن برای داخل شدن به اتاق اختصاصی پدر و مادر است. خداوند فرموده است:
ای کسانی که ایمان آوردهاید! باید بردگان شما و همچنین کودکانتان که بهحد بلوغ نرسیدهاند [برای ورود به اتاق شما] در سه وقت از شما اجازه بگیرند؛ پیش از نماز صبح و در نیمروز هنگامی که لباسهای [معمولی] خود را بیرون میآورید و پس از نماز عشا ... . (نور: 58)
در همین راستا سفارش شده است بستر کوکان را نیز جدا کنید، چنانکه حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید: «إِذا بَلَغَ أَوْلادَکُمْ سَبْعَ سِنِینَ
1) . وسائل الشیعه، ج 14، ص 94.
فَفَرِّقُوا بَیْنَ مَضاجِعِهِمْ؛ هرگاه فرزندان شما به هفت سالگی رسیدند، بسترهای آنان را از هم جدا سازید».(1)
آن بزرگوار در کلامی دیگر میفرماید: «أَلصَّبِیُّ وَ الصَّبِیَّةُ... یُفَرَّقُ بَیْنَهُمْ فِی الْمَضاجِعِ لِعَشْر سِنِینَ؛ در ده سالگی، بسترهای پسربچه و دختربچه را جدا سازید».(2)
روح کودک همانند آب باران، پاک و زلال و به دور از آلودگی است. عیبجویی و سرزنش سبب آزردگی روح کودک میشود و او را از پاکی و صفا دور میکند. همچنین اعتماد به نفس کودک را از میان میبرد و در آینده شخصیتی او، اثر منفی بر جای میگذارد. پدر و مادر حتی در مواردی که چیزی را نمیپسندند، نباید زبان به عیبجویی و سرزنش کودک بگشایند.
درباره ویژگیهای اخلاقی پیامبر نقل شده است که هرگاه چیزی را نمیپسندید، میفرمود: «اینگونه انجام بشود.»(3)به این ترتیب، ایشان راه اصلاح را نشان میداد، نه آنکه کسی را بیدلیل سرزنش کند. از آنجا که انسان از عیبجویی و سرزنش بیزار است، چه بسا ممکن است سرزنش پدر و مادر، فرزند را به وادی لجاجت و انحراف کشاند.
تربیت، روشهای متفاوتی دارد، مانند تشویق و تنبیه. با نگاهی به روایتهای اسلامی درمییابیم که تنبیه را میتوان به عنوان یک عامل تربیتی به کار گرفت. البته باید در نظر داشت که تنبیه جنبه تربیتی داشته باشد و برای خاموش کردن خشم نباشد. همچنین به روش، کیفیت و کمیت آن نیز باید بسیار توجه کرد. در حقیقت، مجاز بودن تنبیه به این معنا نیست که در همه جا و همیشه بتوان از آن استفاده کرد.
در سیره عملی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله یا ائمه اطهار علیهمالسلام کمتر نقل شده است که آن بزرگواران کودکان را تنبیه کرده باشند و شاید در این زمینه چیزی نقل نشده باشد، ولی در مواردی سخنانی نقل شده است مبنی بر اینکه میتوانید کودکان را تنبیه کنید. از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که فرمود:
أَدِّبْ صِغارَ أَهْلِّ بَیْتِکَ بِلِسانِکَ عَلَی الصَّلاةِ وَالطَّهُورِ فَإِذا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ، فَاضْرِبْ وَلا تُجاوِزْ ثَلاثاً.(1)
کودکان خود را با زبان به نماز و وضو تربیت کن و هرگاه به ده سالگی رسیدند، [برای انجام واجبات] آنها را بزن، ولی از سه ضربه تجاوز نکن.
به هر حال، اگر تنبیه بدنی در مواردی روا دانسته شده، بسیار محدود است و به معنای استفاده حتمی از این روش نیست. باید توجه داشت که تنبیه نباید اثر قابل مشاهدهای مانند سرخی و کبودی در بدن بر جای گذارد؛ چون در این صورت، حق الناس به شمار میآید و کیفر دارد.
1) . مجموعه ورام، ص 358.
بدین ترتیب، اگر همه شرایط رعایت شود، فرزند میفهمد که پدر و مادر از روی محبت با او چنین برخوردی کردهاند. بنا براین، احتمال پند گرفتن فرزند افزایش مییابد.
روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله به نماز ایستاد. حسین خردسال نیز کنار ایشان آمد. وقتی حضرت تکبیرهالاحرام گفت، متوجه شد حسین میخواهد همانند ایشان تکبیر بگوید، ولی نمیتواند. حضرت تکبیرهالاحرام را تکرار کرد. حسین کوشید همانند پدربزرگش «اللّه اکبر» بگوید، ولی زبان کودکانهاش اجازه نمیداد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله با حوصله، تکبیرهالاحرام را تکرار کرد و حسین هم برای گفتن «اللّه اکبر» تکاپو کرد. این کار هفت بار تکرار شد تا حسین کوچک در مرحله هفتم موفق شد «اللّه اکبر» بگوید و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نماز خود را آغاز کرد.(1)آن بزرگوار در جایی دیگر میفرماید: «إِفْتَحُوا عَلی صِبْیانِکُمْ أَوَّلَ کَلِمَةٍ لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ؛ اولین سخنی را که بر زبان کودکان خود جاری میسازید، «لا إِلهَ إِلاَّ اللّهُ» باشد».(2)
از این دو روایت درمییابیم که تمامی انسانها به ویژه پدران و مادران موظفند به تربیت دینی فرزندان خود از دوران کودکی توجه داشته باشند. اگر این کار بر اساس راه و روشی درست انجام پذیرد، بر اصلاح فرزندان و جامعه اثر بسزایی خواهد گذاشت.
یک - آموزش قرآن
آموزش قرآن در شکلگیری شخصیت کودک اثر فراوان دارد و از عواملی است که میتواند فرزند را صالح بار آورد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهبه پدران و مادران، قرآن آموختن به فرزندان را در کنار درونی کردن محبت پیامبر و اهلبیت علیهمالسلام سفارش میکند و میفرماید:
أَدِّبُوا أَوْلادَکُمْ عَلی ثَلاثِ خِصالٍ: حُبِّ نَبیِّکُمْ وَ حُبِّ أَهْلِ بَیْتِهِ و قِراءَةِ الْقُرْآنِ.(3)
فرزندان خود را به سه ویژگی تربیت کنید؛ دوست داشتن پیامبر، دوست داشتن خاندان پیامبر و تلاوت قرآن.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میفرمود:
مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ کَتَبَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ حَسَنَةً، وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ یَوْمَ القِیامَةِ، وَ مَنْ عَلَّمَهُ القُرْآنَ دُعِیَ بِالْأَبَوَیْنِ فَیُکْسَیانِ حُلَّتَیْنِ یُضِیءُ مِنْ نُورِهِما وُجُوهُ أهْلِ الْجَّنَةِ.(1)
هر که فرزند خود را ببوسد، خداوند عزوجل برای او یک ثواب مینویسد و هرکه فرزندش را شاد کند، خداوند در روز قیامت، او را شاد میسازد و هر که به او قرآن بیاموزد، [در روز قیامت،] پدر و مادرش فراخوانده میشوند و دو جامه بر آنان پوشانده میشود که از درخشش آن، صورت بهشتیان میدرخشد.
دو - آموزش نماز
در دین اسلام، نماز از جایگاه ویژهای برخوردار است. نماز، انسان را در مقابل بسیاری از لغزشها و انحرافها حفظ میکند. ازاینرو، از مهمترین وظایف پدر و مادر این است که فرزندان خود را در کودکی به نماز عادت دهند. پیامبر اسلام چنان بر این مسئله تأکید داشت که تنبیه فرزندان را برای انجام آن روا میدانست:
أَدِّبْ صِغارَ أَهْلِ بَیْتِکَ بِلِسانِکَ عَلَی الصَّلاةِ وَ الطَّهُورِ فَإِذا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ، فَاضرِبْ ولا تُجاوِزْ ثَلاثاً.(2)
کودکان خود را با زبان به نماز و وضو مؤدب ساز (عادت بده) و هرگاه به ده سالگی رسیدند، آنها را [بهدلیل سستی در نماز] بزن، ولی از سه ضربه فراتر نرو.
آشنا ساختن کودکان با نماز، سیره عملی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و ائمه اطهار علیهمالسلام است. آن بزرگواران، فرزندان خود را از سنین پایینتر با نماز آشنا میکردند. حضرت در روایتی میفرماید: «إِذا عَرَفَ الغُلامُ یَمِینَهُ مِنْ شِمالِهِ فَمُرُوهُ بالصَّلاةِ؛ هرگاه پسر بچه دست راست را از دست چپ تشخیص داد، او را به نماز خواندن دستور دهید».(3)در روایتی دیگر، سن آموزش نماز به کودک را مشخص میکند و میفرماید: «مُرُوا صِبْیانَکُمْ بِالصَّلاةَ إِذا کانُوا أَبْناءَ سِتِّ سِنِینَ؛ هرگاه فرزندانتان به شش سالگی رسیدند، آنها را به نماز
خواندن دستور دهید».(1)
سه - روزه کله گنجشکی
یکی از عبادتهایی که سزاوار است کودک از همان نخستین دوره تربیت با آن آشنا شود، روزه است. روزه، زمینهساز برقراری ارتباط با خدا و به تعبیر قرآن کریم، راهی برای پرهیزگاری است.(2)
درباره روزه کودک، اصطلاح عامیانه «سرگنجشکی» را به کار میبرند که این تعبیر ریشه روایی دارد. در اصول کافی از امام صادق علیهالسلام روایت شده است:
ما فرزندان خود را در هفت سالگی در حدی که توان روزه را دارند، به روزه گرفتن فرمان میدهیم. به اندازه نصف روز، بیشتر یا کمتر. پس هرگاه تشنگی و گرسنگی بر آنها چیره شد، افطار میکنند. [این نوع روزه گرفتن کودکان برای آن است که ]کودکان به روزه عادت کنند و توانمند شوند. پس هرگاه فرزندانتان به نه سالگی رسیدند، آنان را به روزه گرفتن فرمان دهید تا هر اندازه از روز را که میتوانند، روزه بگیرند و هرگاه تشنگی بر آنها چیره شد، افطار کنند.(3)
چهار - احترام به دختران
از نگاه اسلام، میان فرزند دختر و فرزند پسر، تفاوتی وجود ندارد. ازاینرو، به پدر و مادر سفارش میکند در چگونگی رفتار با آنان، یکی را بر دیگری برتری ندهند. در زمان جاهلیت، به دختر بهگونهای دیگر مینگریستند و او را مایه بدبختی و نکبت خانواده میشمردند و رفتارهای ناشایستی در قبال فرزند دختر انجام میدادند. [البته ممکن است امروزه نیز این نگاه به فرزند دختر البته کمرنگتر از گذشته وجود داشته باشد.] پیامبر
اکرم صلیاللهعلیهوآله با این افکار و عقاید بهمقابله برخاست و در این زمینه به والدین به ویژه پدران درباره رفتار با دختران سفارشهایی کرد. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله، نگاه محبتآمیز به دختران را سبب بهشتی شدن پدر و مادر میدانست:
مَنْ وُلِدَت لَهُ ابْنَةٌ فَلَمْ یُؤْذِها وَ لَمْ یُهِنْها وَ لَمْ یُؤثِرْ وُلْدَهُ عَلَیْها - یَعْنِی الذُّکُورَ - أَدْخَلَهُ اللّهُ بِهَا الْجَنَّةً.(1)
هرکس که برایش دختر به دنیا آید و او را آزار ندهد و حقیر نشمارد و پسران خود را بر او ترجیح ندهد، خداوند بهواسطه آن دختر، او را به بهشت میبرد.
در روایتی دیگر از آن حضرت آمده است:
مَنْ کانَتْ لَهُ ابْنَةٌ فَأَدَّبَها وَ أَحْسَنَ أَدَبَها، وَ عَلَّمَها فَأَحْسَنَ تَعْلِیمَها فَأَوْسَعَ عَلَیْها مِنْ نِعْمِ اللّهِ الَّتِی أَسْبَغَ عَلَیهِ کانَتْ لَهُ مَنَعَةٌ وَ سِتْرٌ مِنَ النّْارِ.(2)
هرکه دختری داشته باشد و او را نیکو تربیت کند و به خوبی آموزش دهد و از نعمتهایی که خداوند ارزانیاش کرده است، او را به وفور بهرهمند سازد، آن دختر برای وی، مانع و پردهای در برابر آتش دوزخ خواهد بود.
این بحث را با سخنان پیامبراعظم صلیاللهعلیهوآله درباره پدران آخرالزمان به پایان میبریم. روزی دیدگان مبارک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهبه کودکانی افتاد و فرمود: «وای به حال کودکان آخر الزمان از دست پدرانشان!» عرض شد: یا رسول اللّه! از پدران مشرکشان؟ حضرت فرمود: «خیر، از پدران مسلمان و مؤمنشان که چیزی از واجبات دینی به آنها یاد نمیدهند و هرگاه [خود] فرزندان بخواهند [از مسائل دینی] چیزی یاد بگیرند، آنان را بازمیدارند. این پدران از فرزندان خود به این دلخوشند که آنها بهره ناچیزی از دنیا را به دست آورند. پس من از این پدران بیزارم و از آنها فاصله دارم و آنان نیز از من».(3)
مرد در مقام همسر و پدر وظیفه دارد برای تأمین معیشت خانواده کوشش کند. این مسئله در رسالههای عملیه به صراحت بیان شده است.(1)بنا براین، لازم است مرد به عنوان سرپرست خانواده با تلاش، از دسترنج خود بخورد و به دیگران تکیه نکند.
«... او یکی از صحابه رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله بود. فقر و تنگدستی بر او چیره شده بود. در یک روز که حس کرد دیگر کارد به استخوانش رسیده، با مشورت و پیشنهاد زنش تصمیم گرفت برود و وضع خود را برای رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله شرح دهد و از آن حضرت استمداد مالی کند. با همین نیت رفت، ولی قبل از آنکه حاجت خود را بگوید این جمله از زبان رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به گوشش خورد. «هرکس از ما کمکی بخواهد، ما به او کمک میکنیم، ولی اگر کسی بینیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند خداوند او را بینیاز میکند.» آن روز چیزی نگفت و به خانه خویش برگشت. باز با هیولای مهیب فقر که همچنان بر خانهاش سایه افکنده بود، روبهرو شد. ناچار روز دیگر به همان نیت به مجلس رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله حاضر شد. آن روز هم همان جمله را از رسول اکرم شنید... این دفعه نیز بدون اینکه حاجت خود را بگوید، به خانه خویش برگشت... (این جریان
1) . «... تهیه غذا و لباس و منزل او زن و لوازم دیگری که در کتب ذکر شده بر شوهر، واجب است». سیدروح الله موسوی خمینی رحمهالله، رساله توضیح المسائل، قم، انتشارات اسلامی، 1370، چ2، ص 333.
یک بار دیگر هم اتفاق افتاد، اینبار) با خودش فکر کرد از من چه کاری ساخته است؟ به نظرش رسید عجالتا اینقدر از او ساخته هست که برود به صحرا و هیزمی جمع کند و بیاورد و بفروشد. رفت و تیشهای عاریه کرد و به صحرا رفت. هیزمی جمع کرد و فروخت. لذت حاصل دسترنج خویش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد...».(1)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود:
ما أَکَلَ أَحَدٌ طَعاماً قَطُّ خَیراً مِنْ أن یَأکُلَ مِن عَمَلِ یَدِهِ وَ إِنَّ نَبِیَّ اللّهِ داوُودَ کانَ یَأْکُلُ مِنْ عَمَلِ یَدِهِ.(2)
هرگز کسی غذایی بهتر از دسترنج خود نخورده است. پیامبر خدا، داوود علیهالسلام، از دسترنج خود میخورد.
پیامبر در سخنی دیگر، کسی را که از دسترنج خود میخورد و شبها به خانه بازمیگردد، آمرزیده بارگاه حق تعالی معرفی میکند:
ما أَکَلَ الْعَبْدُ طَعاماً أَحَبُ إِلَی اللّهِ تَعالی مِنْ کَدِّ یَدِهِ وَ مَنْ باتَ کالّاً مِنْ عَمَلِهِ باتَ مَغْفُوراً لَهُ.(3)
بنده هیچ غذایی نخورد که نزد خدای متعال محبوبتر از دسترنج او باشد. هر که شب را با تنی خسته از کار بخوابد، آمرزیده میشود.
در این راستا، حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله بهترین کسب و کار را کاری میداند که با دست خود شخص انجام گیرد: «برترین کسب و درآمد، معامله
درستکارانه و کار کردن انسان با دست خودش است».(1)
کسب و کار و تحصیل درآمد برای اقتصاد خانواده بر مرد واجب است و تلاش برای گشایش خانواده پسندیده شمرده میشود. البته اسلام با این شعار که «هدف، وسیله را توجیه میکند»، مخالف است. بنا براین، برای کسب روزی و درآمد نمیتوان به هر روشی روی آورد. اسلام تنها تلاش و کوششی را میپسندد که کسب حلال را در پی داشته باشد.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله درباره روزی حلال میفرماید:
مَنْ لَمْ یُبالِ مِنْ أَیْنَ اکْتَسَبَ الْمالَ لَمْ یُبالِ اللّهُ مِنْ أَیْنَ أَدْخَلَهُ النّارَ.(2)
هر کس باکی نداشته باشد که از کجا کسب مال کند، خداوند باک ندارد از کجا به دوزخش ببرد.
همچنین در جایی دیگر میفرماید: «مَنِ اکْتَسَبَ مالاً مِنْ غَیرِ حِلِّهِ کانَ رادَّهُ إِلَی النّارِ؛ هر کس مالی را از راه غیرحلال به دست آورد، آن مال، او را به سوی آتش میکشاند».(3)
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، برترین عبادت را طلب روزی حلال میداند و کسی را که در راه کسب آن بکوشد، مجاهد در راه خدا معرفی میکند: «أَلْعِبادَةُ عَشْرَةُ أَجْزاءٍ، تِسعَةُ أَجزاءٍ فِی طَلَبِ الْحَلال؛ عبادت ده جزء دارد که نه جزء آن طلب
روزی حلال است.»(1)و همچنین میفرمود: «أَلْکادُّ عَلی عِیالِهِ کَالمُجاهِدِ فِی سَبیلِ اللّهِ؛ کسی که برای کسب هزینه خانوادهاش زحمت بکشد، مانند مجاهد در راه خداست.»(2)آن حضرت، کسب درآمد حلال را بر هر مسلمانی چه مرد و چه زن واجب میداند و میفرماید: «طَلَبُ الْحَلالِ فَرِیضَةٌ عَلی کُلِّ مُسْلمٍ وَ مُسْلِمَةٍ؛ کسب درآمد حلال بر هر مرد و زن مسلمان واجب است».(3)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کسی را که برای تأمین هزینه خانواده تلاش نکند، از رحمت خدا دور میداند. در روایتی از آن حضرت نقل شده است: «مَلْعُونٌ، مَلْعُونٌ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ یَعُولُ؛ از رحمت خدا به دور است، از رحمت خدا به دور است کسی که هزینه خانواده خود را تأمین نکند».(4)
از دیدگاه پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله بهترین درآمد آن است که با راستی و تلاش به دست آید: «خَیْرُ الْکَسْبِ کَسْبُ یَدَیِ الْعامِلِ إذا نَصَحَ؛ بهترین درآمد، درآمد کارگری است که در کارش صداقت داشته باشد».(5)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، بیشترین نگرانی خود را پس از مرگ از چیزهایی از جمله کسب و کارهای حرام و رباخواری امت خود میدانست. ایشان با بیان سخنانی، امت خویش را از آن کارها برحذر داشت و فرمود:
إِنَّ أَخْوَفَ ما أخافُ عَلی أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی هذِهِ الْمَکاسِبُ الْحَرامُ وَالشَّهْوَةُ الْخَفِیَّةُ وَ
الرِّبا.(1)
بیشترین چیزی که پس از مرگم از آن بر امتم میترسم، درآمدهای حرام، گناهان جنسی پنهانی و رباخواری است.
باید دانست مال حرام آثار منفی بسیاری به همراه دارد و بر نسلهای آینده نیز اثر میگذارد.(2)
افراد خانواده میتوانند با زحمت و تلاش برای اقتصاد خانواده خود تلاش کنند که این کاری پسندیده است. کسب درآمد حلال میتواند از راههای متفاوتی باشد. اسلام برای اینکه این امر مهم در اقتصاد خانواده به صورت پایدار تحقق یابد، مسلمانان را به یادگیری حرفه و پیشه سفارش میکند. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «إِنَّ اللّهَ تَعالی یُحِبُّ الْعَبْدَ الْمُؤْمِنَ الْمُحْتَرِفَ؛ خداوند تعالی بنده مؤمن پیشهور و شاغل را دوست دارد».(3)
نقل میکنند هرگاه رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهبه کسی نگاه میکرد و از او خوشش میآمد، میفرمود: «هَلْ لَهُ حِرْفَةٌ؛ آیا کاری هم دارد؟» اگر میگفتند نه، حضرت میفرمود: «سَقَطَ مِنْ عَیْنی؛ از چشمم افتاد.» میپرسیدند: چرا ای رسول خدا؟! حضرت میفرمود: «لِأَنَّ الْمُؤمِنَ إذا لَمْ یَکُنْ لَهُ حِرْفَةُ یَعیِشُ بِدِینِهِ؛ زیرا اگر مؤمن کار و حرفهای نداشته باشد، دین خود را وسیله گذران زندگی میکند».(4)
یکی از آفتهایی که دامنگیر بیشتر خانوادهها است، اسراف است. اسراف هرگونه تجاوز از حد اعتدال است، هرچند در عرف مسلمانان، این واژه بیشتر در مورد زیادهروی در مصرف مال به کار میرود. اسراف نوعی روش زندگی است که با نظام خانواده سازگاری ندارد. اسلام با استفاده کردن از مال و ثروت مخالفتی ندارد، بلکه آن را تأیید میکند، اسلام همانگونه که با هرگونه سختگیری بر خود و خانواده مخالف است، با هرگونه اسرافکاری هم مخالفت میکند؛ زیرا آن را آفت خانواده و جامعه میداند.
قرآن کریم، اسرافکاران را شایسته دوزخ میداند: «وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النّارِ؛ همانا اسرافکاران اهل دوزخند.» (غافر: 43)
خداوند، بندگانش را به بهرهگیری از نعمتها فرا میخواند، ولی آنها را از اسراف برحذر میدارد: «کُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لایُحِبُّ المُسْرِفِینَ؛ بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که خدا اسرافکاران را دوست ندارد». (اعراف: 31)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، نشانه اسرافکاران را چهار چیز میداند:
أَمّا عَلامَةُ المُسْرِفِ فَأَرْبَعَةُ: الْفَخْرُ بِالْباطِلِ، وَ یَأْکُلُ ما لَیْسَ عِندهُ، وَ یَزْهَدُ فِی الصطِناعِ المَعْرُوفِ وَ یُنْکِرُ مَنْ لا یَنْتَفِعُ بِشَیءٍ مِنْهُ.(1)
نشانه اسرافکار چهار چیز است: به کارهای باطل مینازد؛ آنچه را فراخور حالش نیست، میخورد؛ در کارهای خیر بیرغبت است و هرکس را که بدو سودی نرساند، انکار
1) . همان، ج 5، ح 8489 ؛ تحف العقول، ص 22.
میکند.
اسلام برای اقتصاد خانواده و جامعه اسلامی، سیاستهایی را تدوین کرده است. آنجا که سخن از تولید ثروت است، سیاست کار و تلاش را بیان کرده است. هنگام مصرف ثروت نیز سیاستهای حکیمانهای را تبیین میکند، مانند دوری از اسرف و تبذیر و مصرف درست. از جمله سیاستهای اقتصادی خانواده که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به تکتک مسلمانان سفارش میکند، قناعت است. اگر خانواده مسلمان قناعت را در زندگی خود نهادینه کند، از مشکلات فراوانی به دور خواهد ماند. خانواده قناعتگر دچار اسراف و تبذیر نمیشود؛ به دام چشم و همچشمی نمیافتد. فقیر نمیشود و درنتیجه، از یک زندگی سالم برخوردار خواهد شد.
خداوند متعال در آیه 97 سوره نحل میفرماید:
به یقین، هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد، او را با زندگی پاکیزهای حیات [حقیقی] میبخشیم و به آنها بهتر از آنچه انجام دادند، پاداش خواهیم داد.
شخصی از حضرت امیرمؤمنان علی علیهالسلام درباره این بخش از آیه که «او را با زندگی پاکیزهای حیات میبخشیم»، پرسید. حضرت فرمود: «مقصود قناعت است.» قناعت، مورد پسند خدا و رسول و ائمه اطهار علیهمالسلام است. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهدر این باره میفرماید: «أَلقَناعَةُ مالٌ لایَنْفَدُ؛ قناعت، ثروتی است تمام نشدنی».(1)
1) . علی بن حسن طبرسی، مشکاة الانوار فی غرر الاخبار، نجف، کتابخانه حیدریه، 1385ه . ق، ص 132.
تنها با دوری جستن از حرص و آز میتوان قناعت پیشه خود ساخت. ائمه اطهار علیهمالسلام به شیعیان سفارش کردهاند که در مسائل مالی و اقتصادی به زیردستان خود بنگرید؛ زیرا این کار، آدمی را قانعتر میسازد.(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز مسلمانان را به قناعت تشویق میکند و در این باره میفرماید: «إِقنَعْ بِما أوتِیَتَهُ یَخِفَّ عَلَیْکَ الْحِسابُ؛ به آنچه داده شدهای، قانع باش تا حسابت سبک شود.»(2)همچنین در کلامی دیگر نشانه مؤمن را کمخرج بودن او میداند و میفرماید: «ألْمؤمِنُ یَسِیرُ الْمَؤُونَةِ؛ مؤمن، کمخرج است».(3)
عزت از ویژگیهای خدا، رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله و مؤمنان است و خداوند هیچگاه خواری را برای دوستان خود نمیپسندد. متأسفانه گاهی خانوادهها به دلیل دور شدن از قناعت یا حتی فقر و نداری یا نیازهای کاذب، به درخواست کردن از دیگران روی میآورند. اسلام این کار را نمیپسندد. انسان باید تلاش کند و حتی فقر و نداری خود را نزد مردم آشکار نسازد؛ زیرا این کار مایه تحقیر شدن وی و خانوادهاش نزد مردم میشود. نکتههایی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره نقل شده است که به پارهای از آنها اشاره میکنیم:
ما فَتَحَ رَجُلٌ عَلی نَفْسِهِ بابَ مَسْأَلَةٍ إِلاّ فَتَحَ اللّهُ عَلَیْهِ باباً مِنَ الْفَقْرِ.(4)
هیچ مردی درِ نیازخواهی را به روی خود نگشود مگر آنکه خداوند دری از فقر را به روی او باز کرد.
آن بزرگوار تنها در دو مورد، درخواست کردن را روا دانسته است که آن هم باید از اهلش باشد. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «إِنَّ الْمَسْأَلَةَ لاتَحِلُّ إِلاّ لِفَقْرٍ مُدْقِعٍ أَوْ غُرْمٍ مُقْطِعٍ؛ درخواست از دیگران روا نیست مگر در صورت فقر کشنده یا وام کمرشکن».(1)
به گفته راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن، فقر در مجموع قرآن و روایات در چهار مورد معنا پیدا میکند:
الف) نیاز ضروری
این معنا تمامی انسانها و به طور کلی همه موجودات را دربرمیگیرد. خداوند متعال در این باره فرموده است: «یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَی اللّهِ وَ اللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ». (فاطر: 15)
ب) تهیدستی
خداوند این معنا را در قرآن کریم اینگونه بیان میکند: «إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَالمَساکِین». (توبه: 60)
1) . همان.
ج) فقر نفس
فقر نفس عبارت است از «آزمندی و سیریناپذیری.» برای پیبردن به معنای دقیقتر آن، رسول خدا صلیاللهعلیهوآله در کلامی فرمود: «کادَ الفَقرُ أَن یَکُونَ کُفْرا؛ نزدیک است که فقر به کفر بینجامد».(1)
د) فقر و نیازمندی به خدا
برای درک این منظور میتوان از آیه: «رَبِّ إِنِّی لِما أنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ.» (قصص: 24) کمک گرفت. با اندکی تأمل درمییابیم که معنای دوم و سوم یک معنای منفی است. همچنین میتوان نتیجه گرفت که روایت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، معنای دوم را نیز دربرمیگیرد. راغب اصفهانی در میان این چهار مورد، معنای سوم را برگزیده است.
اسلام، خانوادهای را میپسندد که در آن کار و کوشش، نشاط و شادی و عبادت و بندگی حاکم باشد. شعار خانواده مسلمان، کار بوده و از هرگونه تنبلی و سستی گریزان است. بیتوجهی به کار میتواند انسان را به سوی فقر بکشاند. در صورتی که اسلام، فقر و تنگدستی را برای خانواده مسلمان نمیپسندد. فقر نه تنها، زندگی مادی انسان را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه ممکن است افراد خانواده را با انواع انحرافها روبهرو سازد. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «کاد الفقرُ أن یکونَ کفرا؛ نزدیک است که فقر به کفر انجامد».(2)
فقر و نداری چنان زشت و بد است که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهگاهی دست
به دعا برمیداشت و از فقر به خدا پناه میبرد و میفرمود: «أَللّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْکُفْرِ و الفَقْرِ؛ بار خدایا! از کفر و فقر به تو پناه میبرم.»
مردی عرض کرد: آیا این دو با هم برابرند؟ فرمود: «آری.»(1)از دیدگاه آن حضرت: «فقر، بدتر و سختتر از کشته شدن است».(2)
بنا بر روایات، عوامل متعددی میتواند فقر و نداری را از انسان و خانوادهاش دور کند.
یکی از عوامل مهم در از بین بردن فقر، کار و تلاش است. انسان با برگزیدن حرفهای مناسب یا با بازرگانی میتواند از فقر فاصله بگیرد. در روایتهای اسلامی به عوامل دیگری در این باره اشاره شده است. ازجمله اینکه انسان از خدا کمک بخواهد و زهد پیشه کند و در زندگی نیز میانهروی و صرفهجویی را در پیش گیرد. خوبی کردن، صدقه دادن و بخشش نیز از عواملی است که در ریشهکن کردن فقر مؤثر است. در برخی از روایتها، صلهرحم، شکیبایی، پایداری و ذکر «لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ» از عوامل از بین برنده فقر معرفی شده است. شاید دلیل اینکه این ذکر به عنوان عامل از بین برنده فقر معرفی شده است، این باشد که انسان را به خدا امیدوار میکند که تمامی دگرگونیها در دست قدرت اوست.
انسان در پناه چنین قدرتی میتواند با تلاش و برنامهریزی، فقر را
ریشهکن کند. در کنار این موارد، باید از عواملی که سبب فقر میشود، دوری گزینیم. برخی از این عوامل عبارتند از: دم زدن از ناداری؛ حرص؛ خیانت؛ تنبلی؛ نیازخواهی از مردم؛ عاق والدین؛ زنا؛ بریدن از خویشاوندان و دروغ گفتن.(1)
میانهروی در همه جا پسندیده است و در خانواده پسندیدهتر. اعتدال و میانهروی روش صحیح زندگی است، امیرمؤمنان علی علیهالسلام درباره پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «سیرتُهُ القَصدُ؛ راه و رسم رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله، میانهروی بود.»(2)میانهروی چنان مهم است که حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «میانهروی و نیک روشی و شیوه درست و پسندیده، جزئی از بیست و اندی اجزای نبوت است».(3)
باید دانست روش زندگی افراد متفاوت است. ممکن است کسانی در مخارج زندگی، دستی گشاده داشته باشند و در مقابل، برخی بیش از اندازه سختگیری کنند و زندگی را بر خود و خانواده تنگ بگیرند. اسلام، میانهروی در زندگی را که مورد پذیرش عقل سلیم است، برمیگزیند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید: «أَلإِقْتِصادُ فِی النَّفَقَةِ نِصْفُ الْمَعِیِشَةِ؛ میانهروی در خرج زندگی، نصف زندگی است.»(4)به عبارت دیگر، زندگی سالم همراه با عیش و راحتی زمانی میسر است که انسان در همه حال، میانهروی
را برگزیند و زندگی خود و خانوادهاش را بر این پایه سامان دهد. این روشی است که خدا و رسولش آن را دوست دارند. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «ما مِنْ نفقَةٍ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ نَفَقَةِ قَصْدٍ؛ هیچ خرجی در نزد خدا، محبوبتر از خرجی نیست که با میانهروی همراه باشد.»(1)خداوند رحمان در قرآن کریم درباره بندگان خاص خود میفرماید:
بندگان خدای رحمان کسانی هستند که چون انفاق کنند، نه ولخرجی کنند و نه تنگ میگیرند و میان این دو [روش] حد وسط [و میانه] را برمیگزینند. (فرقان: 67)
همچنین در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است: «مَنِ اِقْتَصَدَ أَغْناهُ اللّهُ؛ هر کس میانهروی کند، خدا توانگرش میسازد».(2)
یکی از ویژگیهای خانواده مسلمان، داشتن برنامه عبادی است. مهمترین برنامه عبادی که اسلام به خانواده مسلمان هدیه کرده، نماز است. توجه دادن خانواده به نماز چنان اهمیت دارد که خداوند در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهمیفرماید: «وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها؛ و کسان خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش». (طه:132)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
لِیَکُنْ أَکْثَرُ هَمِّکَ الصَّلاةَ، فَإِنَّها رَأْسُ الإِسْلامِ بَعْدَ الإِقْرارِ بِالدِّینِ.(3)
باید بیشترین تلاش تو برای نماز باشد؛ زیرا نماز پس از پذیرفتن دین، در رأس اسلام است.
هر کدام از آموزههای اسلام از جایگاهی ویژه برخوردارند که برای شناخت این جایگاه باید از قرآن و روایتهای اسلامی بهره جست. خداوند در قرآن کریم آشکارا میفرماید: «حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطی وَ قُومُوا لِلّهِ قانِتِینَ؛ بر نمازها و نماز میانه مراقبت کنید و خاضعانه برای خدا به پا خیزید». (بقره: 238)
پیامبر درباره نماز تعبیرهای متفاوتی بهکار برده است. آن حضرت در کلامی میفرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ قُرْبانُ المُؤْمِنِ؛ نماز، مایه تقرب مؤمن به خداست.»(1)یا «خَیْرُ مَوضُوع؛ نماز، بهترین تکلیفی است که [از جانب خدا] وضع شده است.»(2)همچنین از آن حضرت نقل شده است:
مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمُودِ الفُسْطاطِ؛ إِذا ثَبَتَ الْعَمُودُ نَفَعَتِ الْأَطْنابُ وَالْأَوتادُ وَالْغِشاءُ، وَ إِذا انْکَسَرَ الْعَمُودُ لَمْ یَنْفَعْ طُنُبٌّ وَلا وَتِدٌ وَ لا غِشاءٌ.(3)
مثل نماز مثل ستون خیمه است؛ اگر ستون محکم باشد، طنابها و میخها و چادر کارآیی دارند، ولی اگر ستون بشکند، نه طنابی به کار میآید و نه میخی و نه چادری.
این تعبیرها نشاندهنده اهمیت و جایگاه نماز است. باید افراد خانواده بهگونهای تربیت شوند که نماز را در هیچ شرایطی ترک نکنند. اگر افراد خانواده، نمازخوان باشند، میتوان امید داشت که آن جامعه رستگار شود.
در روایتی آمده است که حضرت رسول درباره مردی که با آن حضرت نماز میخواند و با این حال، مرتکب کارهای زشت میشد، فرمود: «نمازش، روزی او را از زشتکاری بازخواهد داشت.» پس دیری نگذشت که آن مرد توبه کرد».(1)خانواده مطلوب از دیدگاه اسلام، خانوادهای است که این فرموده الهی را پیوسته در خاطر خود داشته باشند و به آن عمل کنند: «حافِظُوا عَلی الصَّلَواتِ؛ بر نمازها مراقبت کنید».(2)
قرآن، کلام خدا و کتاب هدایت است. برای بهرهمندی از این گنجینه بزرگ الهی باید در آن را بگشاییم که این جز با خواندن قرآن میسر نمیشود. خواندن قرآن کریم باید برنامه روزانه افراد خانواده باشد. خداوند میفرماید: «فَاقرَءُوا ما تَیسَّرَ مِنَ القُرآن؛ هرچه از قرآن میسر میشود، بخوانید.» (مزمل: 20) پیامبر خدا نیز در این باره میفرماید: «إِذا أَحَبَّ أَحَدُکُمْ أَنْ یُحَدِّثَ رَبَّهُ فَلْیَقْرَأِ الْقُرْآنَ؛ هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید، قرآن بخواند.»(3)آن بزرگوار درباره آثار تلاوت قرآن کریم در خانه میفرماید:
إِجْعَلُوا لِبُیُوُتِکُمْ نِصِیباً مِنَ الْقُرآنِ، فَإِنَّ الْبَیْتَ إِذا قُرِیءَ فِیهِ تَیَسَّرَ عَلی أَهْلِهِ، و کَثُرَ خَیْرُهُ وَ کانَ سُکّانُهُ فِی زِیادَةٍ.(4)
برای خانههای خود، سهمی از قرآن قرار دهید. پس هرگاه قرآن در خانهای تلاوت شود،
بر اهل آن خانه، آسانی و گشایش نازل میشود و خیر و برکت آن زیاد میگردد و افراد آن خانواده در فزونی خواهند بود.
یکی از ویژگیهای خانواده مسلمان و دیندار این است که اهل خانه با دعا مأنوس و پیوسته با خداوند سبحان در ارتباط باشند. دعا، کلید گشایش درهای رحمت الهی و وسیله نزدیکی فرد با معبود است.
خداوند در قرآن کریم آشکارا فرموده است: «اُدْعُونِی أَستَجِب لَکُمْ؛ مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.»(غافر:60) پس هر کس خدا را بخواند، خدای کریم و مهربان به ندای وی پاسخ میگوید. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرموده است:
ما مِنْ مُسْلِمٍ دَعَا اللّهَ تَعالی بدَعْوَةٍ لَیْسَ فِیها قَطِیعَةُ رَحِمٍ وَلاَ اسْتِجْلابُ إثْمٍ إلاّ أعْطاهُ اللّهُ تَعالی بِهَا إِحدَی خِصالٍ ثَلاثٍ: إِمّا أَنْ یُعَجِّلَ لَهُ الدَّعْوَةَ، وَ إمّا أَنْ یَدَّخِرَها لَهُ فِی الْآخِرَةِ و إمّا أنْ یَرْفَعَ عَنْهُ مِثْلَهَا مِنَ السُّوءِ.(1)
هر مسلمانی که خدا را به دعایی بخواند و آن دعا برای قطع رحم یا رسیدن به گناهی نباشد، خدای تعالی یکی از این سه کار را در حق او میکند: یا دعایش را در دنیا برمیآورد یا آن را ذخیره آخرت او قرار میدهد یا بدی و گزندی را از او دور میسازد.
اهمیت دعا تا آنجاست که ترک آن به اندازه گناه، ناروا دانسته شده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «تَرْکُ الدُّعاءِ مَعْصِیَةٌ؛ ترک دعا، گناه است.»(2)ایشان گستردگی و وسعت دعا را به اندازه تمام نیازهای بشری میداند و میفرماید:
سَلُوا اللّهَ عَزَّوجَلَّ ما بَدا لَکُمْ مِنْ حَوائِجِکُمْ حَتّی شِسْعَ النَّعْلِ؛ فَإِنَّهُ إنْ لَمْ یُیَسِّرْهُ لَمْ یَتَیَسَّرْ.(1)
برای هر حاجتی که دارید، حتی اگر بند کفش باشد، دست خواهش به سوی خدای عزوجل دراز کنید؛ زیرا تا او آن را آسان نگرداند، آسان (و برآورده) نشود.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله درباره اهمیت دعا میفرماید: «الدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤمِنِ وَ عَمُودُ الدّینِ وَ نُورُ السَّمواتِ والاَرْضِ؛ دعا، سلاح مؤمن و ستون دین و نور آسمانها و زمین است».(2)
بر هر انسانی واجب است که پروردگار خویش را به پاس تمامی نعمتهایی که به او ارزانی داشته است، شبانهروز یاد کند که خداوند میفرماید: «تَدْعُونَ رَبَّکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهْارِ».(3)
توجه به شادی و تفریح خانواده وظیفه پدر و مادر است. انسان موجودی است که نیاز به تفریح و تنوع دارد، بهویژه توجه به فرزندان و خواستههای آنان از جایگاه ویژهای برخوردار است. پس پدر و مادر باید بکوشند برای آنها محیطی شاداب فراهم سازند. جمعه، روزی است که افراد
خانواده باید برای آن برنامه متفاوتی داشته باشند. جمعه، روز تعطیلی مسلمانان و روز عید آنان است. توجه به جمعه از سفارشهای پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهاست. حضرت در این باره میفرماید: «إِشْتَرُو لِصِبْیانِکُمْ اللَّحْمَ وَ ذَکِّرُوهُمْ یَوْمَ الْجُمُعَةِ؛ برای فرزندان خود گوشت بخرید و [فضیلت] روز جمعه را به ایشان یادآوری کنید».(1)
روز جمعه به سبب اینکه تمامی افراد خانواده در کنار هم هستند، میتواند بهترین روز هفته باشد؛ زیرا پس از خستگیهای روزانه، جمعه، تنها روزی است که میتوان به استراحت پرداخت و در کنار افراد خانواده، لحظههای خوشی را سپری کرد. در این میان، از سخنان پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله که در روایتهای اسلامی به آن اشاره شده است، میتوان نتیجه گرفت که به جز پرداختن به مسائل مادی و خرید برخی کالاهای ضروری، شایسته است برای آموختن دستورهای الهی در روز جمعه برنامهریزی شود.(2)
از جمله سفارشهای اخلاقی که قرآن و سنّت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله بر آن تأکید دارد، مراقبت از نگاه است. افراد خانواده مسلمان، چه مرد و چه زن سزاوار است مراقب نگاه خود باشند. خداوند در قرآنکریم در این باره خطاب به مردان مؤمن و همچنین زنان مؤمن میفرماید:
به مردان باایمان بگو: «دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند که این برای آنان پاکیزهتر است...» و به زنان باایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمی ]فروبندند...». (نور: 30و31)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، نگاه شهوتآلود را تیر مسموم شیطان معرفی میکند و در
این باره میفرماید:
ألنَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِنْ سِهامِ إِبْلِیسَ، فَمَنْ تَرَکَهَا خَوْفاً مِنَ اللّهِ أَعْطاهُ اللّهُ إِیماناً یَجِدُ حَلاوَتَهُ فِی قَلْبِهِ.(1)
نگاه کردن یکی از تیرهای زهرآلود ابلیس است. پس هر که از ترس خدا، چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، خداوند به او ایمانی عطا فرماید که حلاوت آن را در دلش بیابد.
1) . میزان الحکمة، ج13، ح 20283.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، پیآمد نگاههای گناهآلود را رویش تخم هوا و هوس در دل انسان و روی آوردن غفلت به روح و قلب آدمی میداند: «إِیّاکُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ، فَإِنَّهُ یَبْدُرُ الهَوی، وَ یُولِدُ الْغَفْلَةَ؛ از نگاههای زیادی بپرهیزید؛ زیرا آن تخم هوس میپراکند و غفلت میزاید».(1)
ابن عباس میگوید:
فضل بن عباس روز عرفه کنار پیامبر ایستاده بود و به زنها نگاه میکرد. پیامبر چندین بار با دست خویش، روی او را از زنها برگرداند، ولی این جوان دوباره به طرف زنها برمیگشت. پیامبر فرمود: پسر برادر! هر کس در این روز مالک چشم و گوش و زبان خود باشد، خدا او را میآمرزد.(2)
یکی از آسیبهای خانوادگی که بیشتر میان زن و شوهر رخ مینماید، توجه هریک از زوجین به عیبهای یکدیگر، بازگو کردن و بزرگ نمایی آن است. این کار غیراخلاقی در درازمدت میتواند کانون گرم خانواده را به سردی بکشاند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این زمینه به نکتههایی اشاره کرده است که توجه به آنها در بهبود زندگی خانوادگی اثر بسزایی دارد:
الف) پرداختن به عیبهای خود و بیتوجهی به عیبهای دیگران
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «طُوبی لِمَنْ مَنَعَهُ عَیبُهُ عَنْ عُیُوبِ المُؤمِنِینَ مِنْ إِخْوانِهِ؛ خوشا بهحال آن کس که عیب خودش، او را از پرداختن به عیبهای برادران
مؤمنش بازدارد.»(1)
اگر زن و شوهر این دستور را در زندگی خود به کار برند، بسیاری از مشکلات آنان حل خواهد شد. برای مثال، اگر زن در مقابل همسرش به عیبهای خود بیندیشد و تلاش کند آنها را برطرف کند و مرد نیز در مقابل همسرش این راه را برگزیند، میتوان انتظار داشت که بسیاری از مشکلات خانوادگی برطرف شود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در کلامی دیگر، شخصی را که درصدد برطرف کردن عیبهای خود باشد و از پرداختن به عیبهای دیگران باز ایستد، سزاوار آن میداند که در روز قیامت در سایه عرش خدای عزوجل باشد.(2)
ب) نکوهش توجه کردن به عیب دیگران
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
کَفی بِالْمَرْءِ عَیباً أَنْ یَنْظُرَ مِنَ النّاسِ إِلی ما یَعْمی عَنْهُ مِنْ نَفْسِهِ و یُعَیِّرَ النّاسَ بِما لایَسْتَطیعُ تَرْکَهُ، وَ یُؤْذِی جَلِیسَهُ بِما لایَعْنِیهِ.(3)
آدمی را همین عیب بس که عیبی را در مردم ببیند و در خود نبیند و مردم را به خاطر کاری سرزنش کند که خود نمیتواند آن را ترک کند و همنشین خود را با چیزهای نامربوط و بیهوده بیازارد.
ج) پوشاندن عیب دیگران
برای اینکه کانون خانواده، گرم و پایدار بماند، باید تلاش کنند عیبهای
یکدیگر را بپوشانند و آن را نزد دیگر افراد خانواده آشکار نسازند. این عمل کمکم اثر میگذارد و شخصی که عیبش پنهان نگه داشته شده است، در صدد اصلاح خود برمیآید.
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
مَنْ سَتَرَ أَخاهُ فِی فاحِشَةٍ رَآها عَلَیْهِ سَتَرَهُ اللّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ.(1)
هر که از برادر خود کار زشتی ببیند و آن را پوشیده نگه دارد، خداوند در دنیا و آخرت عیبپوش او باشد.
آدمی باید از افشای عیب دیگران بهراسد؛ زیرا در برخی از روایتها اشاره شده است که اگر کسی چنین کند، خداوند او را رسوا میسازد، حتی اگر در داخل خانهاش باشد.(2)
انسان هنگام خشم و عصبانیت بر عقل خود حاکم نیست و رفتارهای نامناسب از او سر میزند و معمولاً پایان آن با پشیمانی همراه است. گاهی اتفاق میافتد که آدمی در حالت خشم و عصبانیت، کاری میکند که به هیچ صورت جبرانپذیر نیست. بنا براین، خشم و عصبانیت باید در محیط خانواده کنترل شود؛ زیرا عصبانیت آثار بدی بر روی فرزندان و دیگر اعضای خانواده میگذارد و میتواند روابط خانواده را دچار مشکل سازد. انسان خشمگین ممکن است به خود یا همسر و فرزندان و دیگر اعضای
خانواده آسیب برساند که بعضی از این آسیبها هرگز جبرانشدنی نیست. بر این اساس سفارش شده است که هنگام خشم و عصبانیت، از هرگونه تصمیمگیری و کاری خودداری شود.
به طور کلی، در روایتهای اسلامی بر فرو بردن خشم بسیار تأکید شده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله سخنان ارزشمند بسیاری در این باره فرموده است که توجه به آنها میتواند برای درمان خشم کارساز باشد. اینک چند مورد از سخنان آن حضرت را در این باره بازگو میکنیم: «أَلْغَضَبُ یُفسِدُ الإِیمانَ کَما یُفسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ؛ خشم، ایمان را تباه میکند؛ همانگونه که سرکه، عسل را.»(1)در کلامی دیگر از ایشان نقل شده است: «لَیْسَ الشَّدِیدُ بِالصُّرَعَةِ، إِنَّما الشَّدِیدُ الَّذِی یَمْلِکُ نَفْسَهُ عِنْدَ الْغَضَبِ؛ پهلوانی به زمین زدن حریف نیست، بلکه پهلوان کسی است که هنگام خشم، خویشتندار باشد.»(2)همچنین میفرماید: «مَنْ کَظَمَ غَیْظاً مَلَأَ اللّهُ جَوْفَهُ إِیماناً؛ هرکه خشمی را فرو خورد، خداوند درون او را از ایمان پر کند».(3)
بر اساس برخی روایتهای اسلامی، خودبزرگبینی، گردنفرازی و حقیر شمردن مردم، ریشه خشم و غضب است.(4)برخی پژوهشگران، عوامل دیگری چون شوخی، یاوهگویی، سرزنش کردن، بیوفایی، خیانت و آزمندی شدید به مال و مقام را ریشه خشم دانستهاند.(5)
از جمله گناهان زبان، دشنام دادن و ناسزاگویی به یکدیگر است. ناسزاگویی در همه حال و در همه جا بد است و در محیط خانواده، بدتر. اگر هریک از زن یا مرد زبان ناسزاگو داشته باشند، علاوه بر آنکه محیط خانواده برای آنها نازیبا میشود، برای فرزندان هم محیطی ناسالم ایجاد میشود. روح فرزندان همانند کاغذ سفید و به دور از هرگونه سیاهی و زشتی است که با قرار گرفتن در معرض ناسزاگویی، ناخودآگاه آن را یاد میگیرند و در گفتار و رفتار خود بازتاب میدهند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به دلیل زشتی این کار، مسلمانان را از آن برحذر داشت و فرمود:
إِیّاکُمْ وَالْفُحْشَ؛ فَإِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ لایُحِبُّ الْفاحِشَ الْمُتَفَحِّشَ.(1)
از دشنامگویی بپرهیزید؛ زیرا خدا، ناسزاگوی بد دهان را دوست ندارد.
ناسزاگویی از کارهای ناپسندی است که رشته محبت را از هم میگسلد. احترام متقابل را از بین میبرد و سبب خرد شدن شخصیت فرد میشود. علاوه بر آن ناسزاگویی ممکن است انسان را از نعمتهای اخروی محروم سازد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرمود: «أَلْجَنَّةُ حَرامٌ عَلی کُلِّ فاحِشٍ أَنْ یَدْخُلَها؛ بر ناسزاگو حرام است که وارد بهشت شود».(2)
باید دانست، پیامبر کسی را که دیگران از ترس ناسزاگوییاش از وی دوری کنند، بدترین افراد معرفی میکند و در این باره میفرماید:
إِنَّ مِنْ شَرِّ عِبادِ اللّهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ.(1)
از بدترین بندگان خدا کسی است که [مردم] از همنشینی با او به دلیل بدزبانی و فحاشی او کراهت دارند.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ إِلی طَبَعٍ؛ بد بندهای است آن بندهای که طمعش، او را به ننگ و پستی کشاند».(2)
در تعریف طمع گفتهاند: «عبارت است از: توقع داشتن در اموال مردم و آن، یکی از گونههای محبت دنیا است.»(3)یک خانواده مسلمان باید اهل تلاش و کوشش باشد و زندگی خود را توسعه و رونق ببخشد، ولی نباید روحیه طمعورزی داشته باشد. آرزوهای نابجا و طمعورزی میتواند خانواده را با مشکل روبهرو سازد. بنا براین، چه مرد و چه زن باید توجه کنند که دچار این آفت خطرناک نشوند. طمعورزی ممکن است انسان را به درخواستهای نابجا، کارهای ناپسند و در نهایت، پستی بکشاند.
طمع، آثار زیانباری در خانواده بر جای میگذارد، آرامش را از افراد سلب میکند و حسادت، بدبینی و پستی و حسرت را به وجود میآورد. حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله، انسانها را از داشتن چنین صفتی برحذر میدارد و میفرماید:
تَعَوَّذُوا بِاللّهِ مِنْ ثَلاثٍ: مِن طَمَعٍ حَیْثُ لا مَطْمَعَ، و مِنْ طَمَع یَرُدُّ إِلَی طَبَعٍ وَ مِن
طَمَعٍ یَرُدُّ إِلی مَطْمعٍ.(1)
از سه چیز به خدا پناه برید: طمع بیجا، طمعی که به ننگ و پستی میکشاند و طمعی که به طمع دیگر میانجامد.
طمع، انسان را به چشم و همچشمی میکشاند که ریشه بسیاری از مفاسد است و گاهی سبب از هم پاشیدن کانون خانواده میشود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهفرمود:
زنهار از پوشیدن جامه طمع؛ زیرا طمع، دلها را به آزمندی شدید میآمیزد و مُهر دنیادوستی بر دلها میزند و آن، کلید هر بدی است و منشأ هر گناهی و موجب برباد رفتن هر کار نیکی است.(2)
از ویژگیهای یک خانواده مطلوب، داشتن برنامه و نظم در کارها و در نتیجه، استفاده درست از وقت و زمان است. افراد خانواده هریک به فراخور حال خویش باید در کارهای خود برنامه داشته باشند.
رسولگرامی اسلام نیز در سفارشی فراگیر به همه دینداران چنین سفارش میکند:
کانَ فِیها (أَیْ صُحُفِ إِبْراهیمَ علیهالسلام...) عَلَی الْعاقِلِ ما لَمْ یَکُنْ مَغْلُوباً عَلی عَقْلِهِ أَنْ یَکُونَ لَهُ ساعاتٌ: ساعَةٌ یُناجِی فِیها رَبَّهُ عَزَّوَجَلَّ؛ وَ ساعَةٌ یُحاسِبُ نَفْسَهُ؛ وَ ساعَةٌ یَتَفَکَّرُ فیما صَنَعَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ إِلَیهِ؛ وَ ساعَةٌ یَخْلُو فِیها بِحَظِّ نَفْسِهِ مِنَ الْحَلالِ؛ فَإِنَّ هذِهِ السّاعَةَ عَوْنُ لِتِلْکَ
السّاعاتِ وَ استِجمامٌ لِلْقُلُوبِ وَ تَوْزِیعٌ لَها.(1)
در صحف ابراهیم آمده است خردمند تا زمانی که خردش از او گرفته نشده است، باید ساعتهایی را برای خود در نظر گیرد: زمانی برای مناجات با پروردگارش؛ زمانی برای حساب کشیدن؛ زمانی برای اندیشیدن در نعمتهایی که خدای عزوجل به او ارزانی داشته است و زمانی برای بهرهمند ساختن نفس خود از حلال؛ زیرا این زمان، کمکی است به آن سه زمان دیگر و مایه آسودگی و رفع خستگی دلها.
در بیشتر روایتهای مربوط به تقسیم زمانهای روزانه زندگی، به مناجات با پروردگار توجه ویژهای شده است که نشان میدهد ارتباط با خدا میتواند یکی از برنامههای منظم افراد خانواده جهت افزایش روحیه معنوی در زندگی باشد. برنامه دیگری که در برخی از روایتها به آن اشاره شده، کار کردن برای تأمین هزینه زندگی است. انسان مؤمن در سایه کار و تلاش، اسباب زندگی خود را فراهم میآورد و دست نیاز به سوی کسی دراز نمیکند.
از دیگر نکتههای مهمی که در برخی روایتها به آن پرداخته شده، داشتن تفریح و استفادهکردن از لذتهای حلال خداست. خانوادههایی که تفریح را در زندگی خود نهادینه میکنند، هم در کار و هم در عبادت موفقترند. ازاینرو، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله اشاره دارد که این زمان (زمان تفریح و استفاده از لذتهای حلال) کمککننده به دیگر زمانها و فعالیتهای انسان است. داشتن تفریح سالم سبب میشود که انسان خسته نشود و همیشه شاداب باشد. نکته آخر، محاسبه فعالیتهاست. این برنامه، نوعی
1) . همان، ج 5، ح 7424؛ بحارالانوار، ج 12، ص 71.
مراقبت از خود است. با داشتن این برنامه، انسان به جایی میرسد که به ارزیابی خود میپردازد و از نتایج آن در زندگیاش سود میجوید و این کار سبب رشد و تعالی او میشود.
صبر و شکیبایی، صفتی است که خانواده و فرد را از گردنههای سخت زندگی میگذراند و روش درست برخورد با مشکلات را به انسان میآموزد. در روایتی نقل شده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از جبرئیل پرسید: معنای صبر چیست؟ جبرئیل گفت:
اینکه در سختی صبر کنی همچنان که در [روزگار] آسایش صبر میکنی. در تهیدستی صبر کنی همانگونه که در هنگام توانگری صبر میکنی و در بیماری و گرفتاری صبر کنی همچنان که در زمان سلامت و عافیت صبر میکنی. [آدم صبور] از بلایی که به او میرسد، نزد مخلوق زبان به شکوه نمیگشاید.(1)
در زندگی، گاهی گشادگی در مال است و گاهی فقر و نداری به آدمی روی میآورد. گاه عافیت است و گاه بیماری. گاه سختی است و گاهی آسایش. افراد خانواده باید در سختیها بیتابی نکنند و نزد مردم از مشکلات سخن نگویند، بلکه شکیبایی پیشه کنند و بردبار باشند.
گناه همانند سمّی است که انسان را به نابودی میکشاند. انسان عاقل همانگونه که از غذای مسموم دوری میکند، باید از گناه هم بگریزد. گناه
1) . میزان الحکمه، ج 6، ح 10090.
انواعی دارد. ممکن است برخی از گناهان تنها به خود انسان زیان برساند، ولی برخی از گناهان به بنیاد خانواده آسیب میرساند و گروهی دیگر، جامعه را دچار مشکل میکند. برای نمونه، ترک امر به معروف و نهی از منکر، گناهی است که جامعه را تهدید میکند. اگر این گناه در جامعه رایج شود، بهگونهایکه بیشتر مردم به آن دچار شوند و احساس مسئولیت نکنند، انسانهای نااهل بر جامعه حاکم میشوند و حاکمیت آنها، حاکمیت زشتیها و پلیدیها را به همراه میآورد. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در معرفی انواع گناهان به دستهای از گناهان، اشاره میکند که انجام آن سبب ویرانی بنیان خانواده میشود. حضرت میفرماید:
أَرْبَعٌ لاتَدْخُلُ بَیْتا واحِدَةٌ مِنْهُنَّ اِلاّ خَرِبَ وَ لَمْ یُعْمَرْ بِالْبَرَکَةِ: الْخِیانَةُ: وَ السَّرِقَةُ وَ شُرْبُ الْخَمرِ وَ الزِّنا.(1)
چهار چیز است که اگر یکی از آنها به خانهای درآید، حتما آن خانه ویران میشود و با برکت آباد نمیشود و برکت از آن میرود. [آن چهار گناه عبارت است از:] خیانت ورزیدن، دزدی، نوشیدن شراب و زنا.
خیانت، دزدی، شرابخواری و زنا از گناهانی است که اگر در خانوادهای رسوخ کند، نه تنها به تکتک افراد زیان میرساند، بلکه بنیان خانواده را نیز از هم میپاشد. اگر در خانوادهای، زن و شوهر به یکدیگر خیانت کنند، اعتماد از آن خانواده رخت برمیبندد. به تدریج، اختلاف و دشمنی جای دوستی و محبت را میگیرد و خانواده همانند یک بنای بیبنیاد
1) . وسائل الشیعه، ج 28، ص 242.
فرو میریزد. مال حرام نیز مانند خیانت، اثر ویرانگری بر بنیاد خانواده میگذارد. شرابخواری، گناهی است که با ورود آن به حریم خانواده، عقل و خرد به آن خانواده پشت میکند و به جای آن، شهوت و نابخردی حاکم میشود. انسان شرابخوار در حالت مستی چیزی نمیفهمد و در آن حالت، نه تنها به خود، بلکه به دیگران نیز آسیب میرساند، بهگونهای که برخی از آن آسیبها جبرانناپذیرند و سبب فرو پاشی خانواده میشوند. اگر در خانوادهای، روابط نامشروع وجود داشته باشد و به تدریج، به تمامی افراد آن خانواده سرایت کند، روشن است که بر سر آن خانواده چه خواهد آمد. این گناه همانند یک عامل ویرانگر چنان خانواده را از هم میپاشد که به هیچ صورت قابل بازسازی نیست.
از جمله مواردی که در استحکام بنیاد خانواده نقش فراوان دارد، توجه به خواستههای افراد خانواده است. زن در خانه میتواند بنا بر سلیقه و خواست خود لباس بپوشد یا لباسی بپوشد که خواست شوهرش باشد. اگر زن یا شوهر، خواست دیگری را بر خواست خود ترجیح دهد، مهر و محبت در دلهایشان افزوده میشود و روابط دو طرف مستحکمتر میگردد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهخطاب به مرد مؤمن میفرماید:
أَلْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ، وَ الْمُنافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ.(1)
مؤمن با اشتهای خانواده خود غذا میخورد و منافق، خانوادهاش با اشتهای او چیز
1) . میزان الحکمة، ج 1، ح 650؛ بحارالانوار، ج 62، ص 291.
میخورند.
در روابط میان افراد خانواده، زن و مرد بیش از آنکه خود را ببینند، باید همسر خود را ببینند و به خواستههای مشروع او اهمیت دهند. همچنین والدین باید در تربیت فرزندان، احساسات و نیازهان آنان را در نظر بگیرند و در برآوردن خواستههایشان تلاش کنند. با این کار روابط میان اعضای خانواده گرمتر و صمیمیتر خواهد شد.
منظور از پیامهای اجتماعی، سخنانی است که چگونگی برقراری ارتباط با دیگران را بررسی میکند. این روابط میتواند میان افراد خانواده، خویشاوندان و به طور کلی افراد جامعه باشد. خانوادههای امروزی گاه به دلیل رعایت نکردن برخی نکتههای اجتماعی به ظاهر کوچک، آسیبهای فراوانی میبینند. در روایات پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نکتههایی میتوان یافت که هر چند عام و قلمرو آن گسترده است، ولی رعایت آنها، در بهبود روابط میان افراد خانواده بسیار مؤثر است.
هنگام روبهرو شدن افراد با یکدیگر، برخورد اول بسیار مهم است. فرض کنید مردی برای تأمین معاش خود و خانواده، صبح زود از خانه، خارج میشود و ساعتها در بیرون خانه به کار و تلاش میپردازد. از طرف دیگر، زن نیز سرگرم رسیدگی به امور خانه است. هنگامی که مرد به خانه بازمیگردد و با همسرش روبهرو میشود، هر دو در این مدت، مشکلاتی را تحمل کردهاند. حال اگر مرد با لبخند همسر و استقبال او و زن نیز با لبخند و سخنان محبتآمیز شوهر روبهرو شود، پسندیده است یا هر دو با چهرهای گرفته و بدون اعتنا به یکدیگر به گوشهای بروند و به کار خود بپردازند؟
خوشرویی، بر محبت میافزاید و کینه را از دل میزداید. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود: «حُسْنُ الْبِشْرِ یَذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ؛ خوشرویی، کینه را میزداید».(1)
یکی از حقوق اجتماعی، برخورد مناسب افراد با یکدیگر است. یک مسلمان به حکم مسلمانی وظیفه دارد با دیگران با روی گشاده برخورد کند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در کلامی زیبا میفرماید: «أَلْقِ أَخاکَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ؛ با برادرت [و دیگران ]با روی گشاده برخورد کن.»(2)همچنین در سخنی دیگر فرموده است:
اِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النّاسَ بِأَمْوالِکُمْ، فَألْقَوْهُمْ بِطَلاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ.(3)
بهدرستی که شما هرگز نمیتوانید با اموال خود به مردم وسعت ببخشید. پس با آنان با گشادهرویی و خوشرویی تمام برخورد کنید.
واژهها در روح و روان آدمی اثر میگذارد. سخنان زیبا سبب خشنودی انسان میشود و سخنان نازیبا، روح آدمی را میآزارد. اسلام به مسلمانان بسیار سفارش کرده است که هنگام دیدار با یکدیگر در ابتدا سلام کنید. سلام بهمعنای آرزوی سلامتی برای طرف مقابل است و این برخورد چنان ارزشمند است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
مَنْ بَدَأَ بِالْکَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجِیبُوهُ وَ قالَ ابْدَؤُوا بِالسَّلامِ قَبْلَ الْکَلامِ.(4)
هر که پیش از سلام کردن، سخن گفتن را آغاز کند، پاسخش را نگویید و پیش از سخن گفتن، سلام کنید.
خوب است افراد خانواده در سلام کردن به یکدیگر سبقت گیرند. سلام، نماد آشتی است. هرگاه میان زن و شوهر کدورتی پیش آید، آسانترین راه برای عادی جلوه دادن روابط در خانواده، همین یک کلمه، یعنی «سلام» است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرمود: «أَوْلَی النّاسِ بِاللّهِ وَ بِرَسُولِهِ مَنْ بَدَأَ بِالسَّلامِ؛ نزدیکترین مردم به خدا و رسولش کسی است که با سلام، گفتارش را آغاز کند».(1)
درباره سلام، آدابی بیان شده است که رعایت آن، مناسب و مفید است. از جمله اینکه کوچک به بزرگ، رهگذر به نشسته، گروه اندک به گروه بسیار و سواره به پیاده سلام کند. نکته قابل توجه در روایتها این است که افراد برخوردار از موقعیت اجتماعی بالاتر باید در سلام کردن پیشی گیرند. برای نمونه گفته شده است آن کس که بر اسب سوار است، به کسی که بر استر سوار است، سلام کند.
بهطور کلی، باید کوشید تا این سنّت اسلامی در خانواده و جامعه روزبهروز رواج بیشتری یابد و انسانها در سلام کردن بر یکدیگر سبقت گیرند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرموده است: «اِنَّ أَبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ؛ بخیلترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل ورزد.»(2)همچنین میفرمود: «وَ إِذا تَلاقَیْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْلِیمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إِذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِالْإِسْتِغْفارِ؛ هرگاه به هم
رسیدید، سلام گویید و دست دهید و چون از هم جدا شدید، با آمرزشخواهی، یکدیگر را ترک کنید».(1)
یکی از عادتهای زشتی که میتواند روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهد و در مواردی آرامش خانوادههای خویشاوند را بر هم زند، سخنچینی است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره سخنچینی میفرماید:
أَبْغَضُکُمْ اِلَی اللّهِ الْمَشّاؤُونَ بِالنَّمِیمَةِ، الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الإِخْوانِ، الْمُلْتَمِسُونَ لِلْبُرَآءِ الْعَثَراتِ.(2)
منفورترین شما نزد خداوند کسانی هستند که سخنچینی میکنند. میان برادران جدایی میافکنند و در پی یافتن خطا و لغزش برای افراد بیگناه هستند.
افراد خانواده هرگز نباید با سخنچینی، میان خویشاوندان دشمنی و جدایی افکنند. پیامبر، مسلمانان را از سخنچینی برحذر میدارد و میفرماید: «ایّاکُمْ وَ النَّمِیمَةَ؛ از سخنچینی و خبرکشی بپرهیزید.»(3)سخنچینی چنان زشت شمرده شده است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهخطاب به سخنچینان میفرماید: «لا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ نَمّامٌ؛ هیچ سخنچینی به بهشت نمیرود».(4)
بهتان، هر سخن یا رفتاری است که شنونده و بیننده را مبهوت سازد و
بیشتر آن را در مورد دروغ زبانی به کار میبرند.(1)بهتان، نسبت دادن سخن یا کاری به شخص یا گروهی است که آن شخص یا گروه از آن سخن یا کار به دور باشند. این عمل، نوعی ستم در حق دیگران است و میتواند آبروی شخص را از بین ببرد یا شخص را دچار ناراحتیهای روحی کند. بنا براین، بهتان، نوعی حقالناس است که آثار آن تنها با استغفار زبانی از بین نمیرود. همچنین بهتان از جمله رفتارهای نامناسبی است که میتواند آرامش خانواده را بر هم زند و در مواردی، بنیاد خانوادهای را از هم بپاشد. جبران چنین گناهی زمانی ممکن است که انسان حقوق دیگران را جبران کند که البته در مواردی مثل ریختن آبروی افراد، جبران آن همچون برگرداندن آب رفته به جوی است. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
مَنْ بَهَتَ مُؤْمِنا أَوْ مُؤْمِنَةً أَوْ قالَ فِیهِ ما لَیْسَ فِیهِ أَقامَهُ اللّهُ تَعالی یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلی تلٍّ مِنْ نارٍ حَتّی یَخْرُجَ مِمّا قالَهُ فِیهِ.(2)
هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزی بگوید که از آن مبراست، خداوند وی را در روز رستاخیز بر تلی از آتش نگه دارد تا از حرف خود درباره او برگردد.
در قرآن کریم نیز در مواردی به این رفتار نابهنجار اجتماعی اشاره شده است:
وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَااکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانا وَ اِثْما مُبِیْنا. (احزاب: 58)
و کسانی که مردان و زنان مؤمن را بیآنکه مرتکب [کار زشتی] شده باشند، آزار میرسانند، به یقین، تهمت و گناهی آشکار بر گردن گرفتهاند.
در دوران جاهلیت و پیش از اسلام، مردانی بودند که هرگاه میخواستند از همسر خویش جدا شوند، برای نپرداختن مهریه همسر خود، ابتدا به وی تهمت میزدند و سپس او را طلاق میدادند. خداوند متعال در قرآن کریم، آشکارا چنین مردانی را از بهتان زدن به همسران خود نهی میکند و میفرماید:
و اگر خواستید همسری [دیگر ]به جای همسر [پیشین خود ]ستانید و به یکی از آنان مال فراوانی داده باشید، چیزی از آن را پس مگیرید. آیا میخواهید آن [مال] را به بهتان و گناه آشکار بگیرید؟ (نساء: 20)
همانگونه که اسلام در پارهای از احکام خود، به ظاهر امور بسنده میکند، در روابط اجتماعی نیز اصل را بر حسن ظن میگذارد و افراد را از گمان بد و تجسس در کارهای پنهانی مردم برحذر میدارد. برای نمونه، به پاک بودن آنچه در بازار مسلمانان خرید و فروش میشود، حکم میکند. از پیامهای مهمی که در قرآن کریم آمده و رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نیز بر آن تأکید کرده، این است که نسبت به یکدیگر گمان بد نبرید و در کار یکدیگر تجسس نکنید. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرا مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعْضَ الظَنَّ اِثْمٌ وَ لاتَجَسَّسُوا...؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پارهای از گمانها گناه است و تجسس مکنید.» (حجرات: 12) همچنین در آخر همین آیه آمده است: «وَ اتَّقُوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ تَوّابٌ رَحِیْمٌ؛ پس از خدا، بترسید که خدا توبهپذیر مهربان است».
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره پرهیز کردن از تجسس میفرماید: «إِنِّی لَمْ أَوْمَرْ أَنْ أُنَقِّبَ عَنْ قُلُوبِ النّاسِ وَ لا أَشُقَّ بُطُونَهُمْ؛ من مأمور نیستم که دلهای مردم را بکاوم و درونشان را بشکافم.»(1)آن حضرت در کلام دیگری، مردم را از گمان بد و تجسس در کارهای دیگران که ریشه بسیاری از مشکلات در خانوادههاست، برحذر میدارد و میفرماید:
اِیّاکُمْ وَ الظَّنَّ، فَإِنَّ الظَّنَّ أَکْذَبُ الْحَدِیثِ وَ لاتَجَسَّسُوا.(2)
از گمان [بد] دوری کنید؛ زیرا گمان، دروغترین سخن است. به سخنان مردم گوش نکنید و تجسس و عیبجویی مکنید.
تجسس به معنای جستوجو کردن در امور پنهانی دیگران است که انسانها دوست ندارند آشکار شود. افراد باید بکوشند خانواده خود را از این حالت دور کنند؛ زیرا این کار، کدورتها را زیاد و روابط خانوادگی را دچار مشکل میکند.
یکی از ضرورتهای زندگی خانوادگی و اجتماعی، گرد هم آمدن انسانها است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، خانوادهها و به طور کلی همه مسلمانان را به حضور در مجلسهای سودمند تشویق میکند. آن حضرت محفلها را سهگونه توصیف کرده است: پرسود؛ سالم و پژمرده. مجلس پرسود و غنیمت، مجلسی است که در آن یاد خدا باشد. محفل سالم، مجلسی است
که خاموش و ساکت است و مجلس پژمرده آن است که به باطل پرداخته شود.(1)سپس در جایی دیگر میفرماید: «إِرْتَعُوا فِی رِیاضِ الْجَنَّةِ؛ در باغهای بهشت گردش کنید.» عرض کردند: ای رسول خدا! باغهای بهشت چیست؟ حضرت فرمود: «مجلسهای ذکر».(2)
بنا براین، بر حضور مسلمانان در محفلهای سودمند بسیار تأکید شده است. برخی مجالس نه تنها سودمند نیست، بلکه به روح و روان آدمی نیز زیان میرساند. حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله، مسلمانان را از حضور در چنین مجلسهایی نهی کرده است:
مَنْ کانَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَلا یَجْلِسْ فِی مَجْلِسٍ یُسَبُّ فِیهِ اِمامٌ أَوْ یُغْتابُ فِیهِ مُسْلِمٌ... .(3)
هر کس به خدا و روز واپسین ایمان دارد، نباید در مجلسی بنشیند که در آن از امامی بدگویی یا از مسلمانی غیبت میشود.
به فرموده امام صادق علیهالسلام: «پیامبر خدا هرگاه از مجلسی برمیخاست، اگرچه زمانی کوتاه در آنجا نشسته بود، بیست و پنج مرتبه از خدا آمرزش میطلبید.» به طور کلی، باید از شرکت در مجالسهایی که آلوده به گناهان است، دوری جست؛ خواه این گناه، فردی باشد، همچون شراب نوشیدن و خواه گناهانی باشد که متوجه دیگران است، مانند بدگویی و غیبت دیگران.
در روایتهای اسلامی، از پیوند خویشاوندی به «صله رحم» تعبیر شده و اسلام بر حفظ و تقویت پیوند خویشاوندی، بسیار سفارش کرده است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید:
ما مِنْ خُطْوَةٍ أَحَبُّ إِلَی اللّهِ مِنْ خُطْوَتَیْنِ، خُطْوَةٍ یَسُدُّ بِها مُؤمِنٌ صَفّا فِی سَبِیلِ اللّهِ، وَ خُطْوَةٍ یَخْطُوها مُؤْمِنٌ اِلی ذِی رَحِمٍ قاطِعٍ یَصِلُها.(1)
هیچ گامی نزد خدا دوست داشتنیتر از دو گام نیست. قدمی که مؤمن با آن در راه خدا صفی را پر میکند و قدمی که مؤمن برای برقراری رابطه با خویشاوندی که از او بریده است، برمیدارد.
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «ثَلاثَةٌ لا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ: مُدْمِنُ خَمْرٍ وَ مُدْمِنُ سِحْرٍ وَ قاطِعُ رَحِمٍ؛ سه گروه به بهشت نمیروند: شرابخوار، جادوگر و کسی که پیوند خویشاوندی را ببرد.»(2)قطع رابطه با خویشاوندان، آثار ناگواری از جمله دور شدن از رحمت خدا را به همراه دارد. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهدر این زمینه فرمود: «اِنَّ الرَّحْمَةَ لاتَنْزِلُ عَلی قَوْمٍ فِیهِمْ قاطِعُ رَحِمٍ؛ رحمت الهی بر مردمی که در میان آنها قطعکننده رحم باشد، فرود نمیآید».(3)
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که آثار قطع رابطه خویشاوندی، تنها گریبانگیر همان فرد نیست، بلکه دیگران هم به نقمت و آثار منفی این رفتار گرفتار میشوند. صله رحم و رسیدگی به خویشاوندان برکتها و آثار فراوانی دارد. ازجمله در دنیا، پایندگی خانواده و در آخرت، رحمت الهی را
در پی میآورد. صلهرحم، روزی آدمی را افزایش میدهد و مرگ را به تأخیر میاندازد. در برخی روایتها هم آمده است که حساب قیامت را آسان میسازد و انسان را از مرگ بد نگاه میدارد. رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله دراین باره میفرماید: «صِلَةُ الرَّحِمِ تَزِیدُ فِی الْعُمُرِ وَ تَنْفِی الْفَقْرَ؛ صله رحم و پیوند خویشاوندی، عمر را زیاد میکند و فقر را از میان میبرد.»(1)همچنین در سخنی دیگر میفرماید: «صِلَةُ الرَّحِمِ تَعْمُرُ الدِّیارَ وَ تَزِیدُ فِی الْأَعْمارِ وَ اِنْ کانَ أَهْلُها غَیْرَ أَخْیارِ؛ صله رحم، خانهها را آباد و عمرها را زیاد میکند، هر چند به جا آورندگان صله رحم از نیکان نباشند».(2)
پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله در مورد صله رحم در روایتهای دیگری به چند نکته مهم دیگر نیز اشاره میکند که چند مورد از آن را بیان میکنیم:
الف) اگر انسان برای صله رحم و رسیدگی به خویشاوندان، ناچار شود یک سال راهپیمایی کند، سزاوار است: «سِرْ سَنَةً صِلْ رَحِمَکَ؛ برای به جای آوردن صله رحم [حتی اگر شده ]یکسال راهپیمایی کن».(3)
ب) با خویشاوندی که از انسان بریده است، باید رابطه برقرار کرد: «صِلْ مَنْ قَطَعَکَ وَ أَحْسِنْ إِلی مَنْ أَساءَ اِلَیْکَ وَ قُلِ الْحَقَّ وَ لَوْ عَلی نَفْسِکَ؛ با خویشاوندی که از تو بریده است، پیوند برقرار کن و به آن کس که به تو بدی کرده است، خوبی کن و حق را بگو هر چند به زیان تو باشد.»(4)ایشان در جایی دیگر در مورد قطع رحم
میفرماید: «لاتَقْطَعْ رَحِمَکَ وَ اِنْ قَطَعَتْکَ؛ از خویشاوند خود مَبُر گرچه او از تو ببرد».(1)
ج) صله رحم درجههای گوناگونی دارد که کمترین آن میتواند سلام و احوالپرسی باشد: «صِلُوا أَرْحامَکُمْ بِالدُّنْیا وَ لَوْ بِالسَّلامِ؛ در دنیا با خویشانتان پیوند برقرار کنید، گرچه به سلامی».(2)
گرهگشایی از کار دیگران به ویژه خویشان، امری پسندیده و مایه خشنودی پروردگار است. افراد خانواده به دلیل ارتباط نزدیک و حقوقی که بر گردن یکدیگر دارند، سزاوارترین کسان برای گرهگشایی هستند. انسان اگر بتواند به دیگران خدمت بیشتری کند، از دیدگاه اسلام بسیار ارزشمند است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در پاسخ به این پرسش که خداوند چه کسی را بیشتر از همه دوست دارد، فرمود: «أَنْفَعُ النّاسِ لِلنّاسِ؛ آنکه به حال مردم سودمندتر است.»(3)همچنین ایشان انسانهای والامقام را کسانی میداند که افزون بر داشتن ویژگیهای مثبت دیگر، به دیگران نیز کمک کنند. انسان باید بکوشد همواره برای خدمت به دیگران قدم بردارد و دیگران را دوست داشته و خیرخواه آنها باشد.
امام باقر علیهالسلامنقل میکند که از پیامبر خدا پرسیدند: خدای عزوجل کدام
کار را بیشتر دوست دارد؟ حضرت فرمود: «مسلمانی را پیاپی شاد کردن.» عرض شد: ای رسول خدا! منظور شما از شاد کردن پیاپی مسلمان چیست؟ حضرت فرمود: «گرسنگیاش را برطرف ساختن، اندوهش را زدودن و قرضش را پرداخت کردن.»(1)پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهدر روایت دیگری فرمود: «مَنْ قَضی لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنٍ حاجَةً کانَ کَمَنْ عَبَدَاللّهَ دَهْرَهُ؛ هر کس یک نیاز برادر مؤمن خود را برآورد، چنان است که همه عمر خویش را به عبادت خدا سر کرده باشد».(2)
باید توجه داشت خداوند همانگونه که عبادتهایی مانند نماز، روزه، اعتکاف و تلاوت قرآن را میپسندد، به همان مقدار، بلکه بیشتر از آن، از خدمت کردن به مردم و سودرسانی به آنها خشنود میشود. زمانی که خداوند از بندهای خشنود شود، با نعمتهای فراوان خود، او را در زندگی فردی و اجتماعیاش همراهی میکند.
مدارا نوعی سازش اجتماعی است که با خوش اخلاقی همراه است. در لسانالعرب از جوهری، ادیب و لغتشناس معروف نقل شده است که مدارا کردن؛ یعنی با ملایمت و نرمی برخورد کردن با مردم. او در این باره حدیثی نقل میکند بدین مضمون: «رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْاِیمانِ بِاللّهِ مُداراةُ النّاسِ؛ حقیقت خردمندی پس از ایمان به خدا، مدارا با مردم است»؛ یعنی با نرمی با مردم برخورد کردن و معاشرت نیکو، بهگونهای که حالت تنفر و دوری از انسان
به دیگران دست ندهد.(1)
زندگی خانوادگی بدون مدارا با اعضای آن امکانپذیر نیست. مدارا و سازش با افراد از چنان ارزشی برخوردار است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهدرباره آن فرمود: «أَمَرَنِی رَبِّی بِمُداراةِ النّاسِ کَما أَمَرَنِی بِأَداءِ الْفَرائِضِ؛ پروردگارم همانگونه که مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا کردن با مردم نیز فرمان داده است».(2)
مدارا به زبان ساده به معنای کنار آمدن با دیگران است. اگر افراد یک خانواده بخواهند زندگی شیرینی داشته باشند، باید بیاموزند که چگونه با یکدیگر زندگی کنند و در مرحله بالاتر، همین رفتار را با خویشاوندان و همسایگان داشته باشند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در سخنی، سازش با دیگران را نیمی از ایمان معرفی میکند و میفرماید: «مُداراةُ النّاسِ نِصْفُ الْإِیمانِ وَ الرِّفْقُ بِهِمْ نِصْفُ الْعَیْشِ؛ مدارا کردن با مردم، نصف ایمان است و نرمی و مهربانی کردن با آنان نصف زندگی است».(3)
مفهوم مدارا چنان گسترده است که حتی به سازگاری مسلمانان در مقابل کافران و مخالفان نیز بسیار سفارش شده است. مدارا با دیگران سبب میشود که مهر و محبت جایگزین کینه شود.
از جمله درسهایی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به تکتک افراد خانواده میدهد، احترام گذاشتن به سالمندان است. ارج نهادن و احترام گذاشتن به کهنسالان امری واجب است، بهگونهای که در بسیاری از روایتهای اسلامی، احترام به انسانهای مؤمن سالمند در ردیف احترام گذاشتن به پیامبر و خدا دانسته شده است. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در این باره فرمود: «اِنَّ مِنْ إِجْلالِی تَوْقِیرُ الشَیْخِ مِنْ أُمَّتِی؛ احترام نهادن به سالمند امت من، احترام به من است.»(1)همچنین در کلامی دیگر فرمود: «مِنْ إِجْلالِ اللّهِ إِجْلالُ ذِی الشَیْبَةِ الْمُسْلِمِ؛ احترام نهادن به مسلمان سالخورده، احترام به خداوند است».(2)
احترام به خویشاوندان بسیار ضروری است، ولی اسلام برای فرد سالمند، ارزش واعتبار دیگری قائل است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله به مهربانی با کودکان، زنان و احترام به سالمندان سفارش کرده است که این کار درحقیقت، ارج نهادن به تجربه و ایمان شخص سالمند است.
انسان در زندگی اجتماعی و خانوادگی با مسائل متعددی روبهرو میشود که گاهی به تنهایی نمیتواند از عهده آنها برآید و نیاز دارد از تجربه و عقل دیگران استفاده کند. در واقع، مشورت کردن یک روش زندگی است. خداوند، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهو دیگر مسلمانان را به مشورت کردن
تشویق میکند: «چه بسا راهحلهایی که جز با مشورت به دست نیاید».(1)
اگر انسان در زندگی با مسائلی روبهرو شود که نتواند در مورد آنها تصمیم بگیرد، بهترین راهحل آن، استفاده از تجربه، علم و عقل دیگران است. مشورت در زندگی زناشویی، برخورد با فرزندان و همکاران و مانند آن میتواند چراغ راه آدمی باشد و او را به راه درست هدایت کند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله در اینباره میفرماید: «لا مُظاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشاوَرَةِ؛ هیچ پشتیبانی قابل اعتمادتر از مشورت نیست.»(2)و در جایی دیگر نیز فرمود: «اَلْحَزْمُ أَنْ تَسْتَشِیرَ ذَا الرَّأْیِ وَ تُطِیعَ أَمْرَهُ؛ دوراندیشی آن است که با صاحبنظر مشورت و به نظر او عمل کنی.»(3)نکته مهمی که در این حدیث به آن اشاره شده، مشورت با انسانهای صاحب اندیشه است. مشورت با چنین افرادی سبب میشود که انسان کمتر دچار اشتباه، لغزش و پشیمانی شود. حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله در سفارشی دیگر، امیرمؤمنان علی علیهالسلام را از مشورت با هرکسی برحذر میدارد و میفرماید:
یا عَلِیُّ، لا تُشاوِرْ جَبانا، فَاِنَّهُ یُضَیِّقُ عَلَیْکَ الْمَخْرَجَ؛ وَ لا تُشاوِرِ الْبَخِیلَ، فَاِنَّهُ یَقْصُرُ بِکَ عَنْ غایَتِکَ؛ وَ لاتُشاوِرْ حَرِیصا، فَاِنَّهُ یُزَیِّنُ لَکَ شَرَها.(4)
ای علی! با ترسو مشورت مکن؛ زیرا او راهحل مشکل را بر تو تنگ میکند؛ با بخیل نیز مشورت مکن؛ زیرا او تو را از هدفت باز میدارد و با حریص مشورت مکن؛ زیرا او آزمندی
را در نظرت نیکو جلوه میدهد.
در برخورد و روابط اجتماعی افراد با یکدیگر چهار حالت را میتوان در نظر گرفت:
الف) انسان در حق کسی خوبی کند و او هم در حق آدمی خوبی کند.
ب) انسان در حق کسی بدی کند و طرف مقابل هم به مانند او رفتار کند.
ج) انسان در حق کسی خوبی کند و طرف مقابل در حق او بدی کند.
د) انسان در حق کسی بدی کند، ولی او در حق آدمی خوبی کند.
از این چهار حالت میتوان نتیجه گرفت:
حالت اول: خوبی در مقابل خوبی که یک امر طبیعی است.
حالت دوم: بدی در مقابل بدی که این حالت را نیز میتوان امری طبیعی برشمرد.
حالت سوم: بدی در مقابل خوبی که این عمل، زشت است و عقل و فطرت آدمی آن را نمیپسندد.
حالت چهارم: خوبی در مقابل بدی. این شخص، آدمی است که نه تنها اهل بخشایش و گذشت است، بلکه به جز بخشش، به او خوبی هم کرده است.
اسلام سیاست پلکانی دارد؛ به این معنا که اگر کسی در حق آدمی بدی کرد، اسلام اجازه مقابله به مثل را به فرد میدهد، به شرط آنکه از مرز عدالت خارج نشود. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ أمَنُوا کُونُوا قَوّامِینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَئانُ قَوْمٍ عَلی أَلّا تَعْدِلُوا، اِعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی وَ اتَّقُوا اللّهَ اِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِما تَعْمَلُونَ. (مائده: 8)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! برای خدا به داد برخیزید [و] به عدالت شهادت دهید و البته نباید دشمنی گروهی شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید؛ چون خدا به آنچه انجام میدهید، آگاه است.
در مرحله بعد عفو و بخشش را میپسندد و در مرحله بالاتر، از ایشان میخواهد که در مقابل بدی نه تنها بخشش کنند، بلکه پاسخ آن را نیز با خوبی دهند. اسلام میپذیرد که سزای بدی، بدی است، ولی سفارش میکند چنین نکنید و اهل عفو و بخشایش باشید. خداوند در قرآن کریم میفرماید:
و جزای بدی، مانند آن، بدی است. پس هر که درگذرد و نیکوکاری کند، پاداش او بر [عهده ]خداست. به راستی او ستمگران را دوست نمیدارد. (شورا: 40)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز درباره فضیلت عفو و بخشش میفرماید:
أَلا أُخْبِرُکُمْ بِخَیْرِ خَلائِقِ الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ؟ الْعَفْوُ عَمَّنْ ظَلَمَکَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ الْاِحْسانُ اِلی مَنْ أَساءَ إِلَیْکَ وَ إِعْطاءُ مَنْ حَرَمَکَ.(1)
آیا شما را از بهترین خویهای دنیا و آخرت خبر ندهم؟ بخشودن کسی که به تو ستم کرده و پیوستن به کسی که از تو بریده و نیکی کردن به کسی که به تو بدی کرده و عطا کردن به کسی که از تو دریغ کرده است.
آن بزرگوار در کلام دیگری از صحرای محشر خبر میدهد و میفرماید:
آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آوازدهندهای جار میزند: آن
1) . همان، ج 8 ، ح 13171؛ کافی، ج 2، ص 107، ح 1.
کسی که مزدش با خداست، برخیزد و به بهشت رود. گفته میشود: چه کسی مزدش با خداست؟ میگوید: بخشایندگان مردم.(1)
افزون بر مواردی که به آن اشاره شد، به دو نکته مهم دیگر که در برخی از روایتها به آن اشاره شده است، میپردازیم:
الف) بخشایش در حالت قدرت ارزشمندتر است؛ یعنی هرگاه انسان قدرت انتقام گرفتن دارد و در این حال گذشت کند، سزاوار احترام بیشتری است.(2)
ب) گذشت، خوب و نیکوست، ولی اگر انسان بداند گذشت برای طرف مقابل زیانبار است، میتواند گذشت نکند.(3)
انسان بدون خطا و لغزش نیست، ولی اگر دچار اشتباهی در حق دیگران شد، پسندیده آن است که از آنها پوزش بخواهد. نکته مهم آن است که انسان عذر دیگران را بپذیرد. در روایتهای اسلامی به نکتههای جالبی در این باره اشاره شده است که رعایت آنها میتواند در تحکیم روابط خانوادگی و خویشاوندی مؤثر باشد. از دیدگاه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، انسان باید بکوشد بهگونهای رفتار کند که مجبور به عذرخواهی نشود. حضرت میفرماید: «اِیّاکَ وَ ماتَعْتَذِرُ مِنْهُ...؛ زنهار از کاری که به سبب آن پوزش بخواهی».(4)
نخستین راه برای جبران اشتباه پس از پشیمانی، عذرخواهی است. اگر هر کدام از افراد خانواده در مقابل دیگری بدی کند، باید پوزش بطلبد. همچنین نباید عذرخواهی را آنقدر به تأخیر بیندازد که دیگر سودی نداشته باشد. در این باره از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است: «شَرُّ الْمَعْذِرَةِ حِینَ یَحْضُرُ الْمَوْتُ؛ بدترین پوزش، زمانی است که مرگ فرا رسد».(1)
در روایتها تأکید شده است که عذر دیگران را بپذیرید و حتی اگر دیدید عذری ندارد، شما برایش عذری بتراشید.(2)یکی از نتایج پذیرفتن عذر، استحکام روابط میان افراد است. انسان خردمند، انسانی است که عذر دیگران را بپذیرد. در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهنقل شده است:
مَنْ أَتاهُ أَخُوهُ مُتَنَصِّلاً فَلْیَقْبَلْ ذلِکَ مِنْهُ، مُحِقّا کانَ أَوْ مُبْطِلاً، فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ لَمْیَرِدْ عَلَیَّ الْحَوْضَ.(3)
هر کس برادرش به عذرخواهی نزد او آید، باید عذرش را بپذیرد؛ خواه عذرش موجه باشد یا نادرست. اگر عذرش را نپذیرد، کنار حوض [کوثر] بر من وارد نشود.
اقرار به گناه و اشتباه، نوعی عذرخواهی کردن است. بنا براین، انسان نباید دیگران را برای عذرخواهی از خود در فشار روحی بیشتر قرار دهد. به هرحال، انسان باید در مقابل گناه و خطای دیگران، سریع از خود واکنش نشان ندهد، بلکه صبر پیشه کند و بکوشد راهی برای عذرخواهی او فراهم
آورد.
در روایتهای اسلامی به مسلمانان سفارش شده است که از پرخوری و انباشتن معده بپرهیزند؛ زیرا سلامت جسم و جان در گرو کم خوردن است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «مَنْ قَلَّ أَکْلُهُ قَلَّ حِسَابُهُ؛ هر که خوراکش کم باشد، کمتر حساب پس دهد.»(1)همچنین در جایی دیگر از ایشان نقل شده است:
مَنْ قَلَّ طُعْمُهُ صَحَّ بَطْنُهُ وَ صَفَا قَلْبُهُ، وَ مَنْ کَثُرَ طُعْمُهُ سَقُمَ بَطْنُهُ وَ قَسا قَلْبُهُ.(2)
آنکه غذا کم میخورد، معدهاش سالم میماند و صفای دل مییابد و هرکه پرخور باشد، معدهاش بیمار و قلبش سخت میشود.
در روایت دیگری از ایشان میخوانیم:
مَنْ کَثُرَ تَسْبِیحُهُ وَ تَمْجِیدُهُ وَ قَلَّ طَعَامُهُ وَ شَرابُهُ وَ مَنامُهُ، اشْتاقَتْهُ المَلائِکَةُ.(3)
هر که زیاد تسبیح و تمجید حق بکند و کم بخورد و کم بنوشد و کم بخوابد، فرشتگان مشتاق او میشوند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، روشی برای خوردن ارائه داده است که با به کار
بستن آن میتوان تا اندازه زیادی سلامت جسمی خود را تأمین کرد. حضرت صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «کُلْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی وَ أَمْسِکْ وَ أَنْتَ تَشْتَهِی؛ وقتی اشتها داری، غذا بخور و تا هنوز اشتها داری، دست از خوردن بشوی».(1)
امیرمؤمنان علی علیهالسلام به فرزند خود، امام حسن علیهالسلام، این دستور پیامبر را سفارش میکند و میافزاید: «غذا را خوب بجو و پیش از خوابیدن، قضای حاجت کن. اگر این نکات را رعایت کنی، از مراجعه به طبیب بینیاز میشوی».(2)
خواب از نعمتهایی است که خداوند مهربان به انسانی ارزانی داشته است. خداوند، خواب را مایه آسایش و استراحت معرفی میکند: «وَ جَعَلْنا نَوْمَکُمْ
سُباتا.» (نبأ: 9) در مقابل، پرخوابی، صفتی ناپسند است. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، پیروانش را از پرخوابی برحذر داشته است؛ زیرا آثار بدی در زندگی روزانه بر جای میگذارد و آخرت آدمی را تباه میسازد. ایشان در این باره میفرماید: «اِیّاکُمْ وَ کثْرَةَ النَّوْمِ فَإِنَّ کَثْرَةَ النَّوْمِ یَدَعُ صاحِبَهُ فَقِیرا یَوْمَ الْقِیامَةِ؛ از پرخوابی بپرهیزید؛ زیرا پرخوابی، صاحب خود را در روز قیامت تهیدست میگذارد».(3)
اسلام در سه مرحله به پاکیزگی توجه کرده است: مرحله اول، تمیز بودن و دوری جستن از آلودگیهای ظاهری است که آن را میتوان بهداشت نامید. در مرحله دوم، برخی از چیزها را نجس دانست و برخی را پاک، برخی را حرام و برخی را نیز حلال شمرد. درمرحله سوم، به پاکی روح و روان آدمی توجه کرد که این پاکی در کنار توحید، تقوا، ایمان و عمل صالح به دست میآید. رهآورد تمامی این پاکیها، حیات طیبه یا زندگی پاک خواهد بود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهدرباره پاکی میفرماید:
تَنَظَّفُوا بِکُلِّ مَا اسْتَطَعْتُمْ فَإِنَّ اللّهَ تَعالی بَنَی الْإِسْلامَ عَلیَ النَّظَافَةِ وَ لَنْ یَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلّا کُلُّ نَظِیفٍ.(1)
خودتان را با هر وسیلهای که میتوانید، پاکیزه کنید؛ زیرا خدای متعال، اسلام را بر پایه پاکیزگی بنا کرده است و هرگز به بهشت نرود مگر کسی که پاکیزه باشد.
خداوند، انسان عابد پاکیزه را دوست دارد. دلیل این مدعا سخن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است. که میفرماید: «اِنَّ اللّهَ یُحِبُّ النّاسِکَ النَّظِیفَ؛ به یقین، خداوند، عابد پاکیزه را دوست دارد.»(2)افزون بر آن، در برخی از روایتها اشاره شده که پاکیزگی از عوامل از بین برنده فقر است و سبب افزایش روزی میشود. همچنین از غم و اندوه آدمی میکاهد و مایه الفت و محبت بیشتر میان انسانها میشود.(3)فرشتگان نیز برای انسان مؤمن پاکیزه دعا میکنند.
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهدر این باره میفرماید:
این بدنها را پاکیزه سازید. خداوند شما را پاکیزه گرداند؛ زیرا بندهای که شب با بدنی پاکیزه بخوابد، هیچ ساعتی از شب از این پهلو به آن پهلو نمیچرخد مگر اینکه فرشته میگوید: «أَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِعَبْدِکَ فَاِنَّهُ باتَ طاهِرا؛ خدایا بندهات را بیامرز؛ زیرا با بدنی پاکیزه خوابیده است».(1)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره پاکیزگی لباس میفرماید: «من اتّخذَ ثوْبا فلْیُنظِّفهُ؛ هرکس جامهای انتخاب کند [و پوشد]، باید آن را پاکیزه سازد.»(2)این سخن پیامبر آدمی را متوجه این نکته میسازد که حق لباس آن است که پاکیزه نگه داشته شود. حضرت به پاکیزگی خانه هم توجه میکرد و میفرمود: «زباله را شب در خانههای خود نگه ندارید و آن را در روز به بیرون از خانه ببرید؛ زیرا زباله، نشیمنگاه شیطان است».(3)
از جابربن عبداللّه نقل شده است:
روزی رسول خدا صلیاللهعلیهوآله نزد ما آمد و چشمش به مردی افتاد که موهایش ژولیده و درهم بود. فرمود: «آیا این مرد چیزی پیدا نکرده است که با آن موهای خود را مرتب کند؟» همچنین مرد دیگری را دید که لباسهایی چرکین به تن داشت. فرمود: «آیا این مرد آبی پیدا نکرده است که لباسش را بشوید؟»(4)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، انسان آلوده و ناپاک را بدترین بنده میداند و میفرماید: «بِئْسَ الْعَبْدُ الْقاذُورَةُ؛ بدترین بنده، انسان آلوده و ناپاک است».(5)
الف) استحمام کنید
اهمیت شستوشو را از شماری از دستورهای اسلام میتوان دریافت. آنگاه که کودک به دنیا میآید، مستحب است او را بشویند. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهخطاب به امیرمؤمنان علی علیهالسلاممیفرمود:
یا عَلِیُّ عَلَی النّاسِ کُلَّ سَبْعَةِ أَیّامٍ الغُسْلُ، فَاغْتَسِلْ فِی کُلِّ جُمُعَةٍ وَ لَوْ أَنَّکَ تَشْتَرِی الْماءَ بِقُوتِ یَوْمِکَ وَ تَطْوِیهِ فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ مِنَ التَّطَوُّعِ أَعْظَمَ مِنْهُ.(1)
ای علی! مردم باید هر هفت روز، یکبار غسل کنند (حمام روند). بنا براین، هر جمعه غسل کن حتی اگر لازم شود برای تهیه آب آن، خوراک روزانهات را بفروشی و گرسنه بمانی؛ زیرا هیچ امر مستحبی بالاتر از غسل جمعه نیست.
همچنین پس از مردن وقتی میخواهند جسم آدمی را داخل قبر بگذارند، ابتدا آن را میشویند و غسل میدهند و سپس او را به خاک میسپارند.
ب) به بهداشت مو رسیدگی کنید
زیبایی، نعمتی است که خداوند به انسان ارزانی داشته است. موی سر یکی از نعمتهای زیباییبخش خداوند است. در روایتی از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که فرمود: «أَلشَّعْرُ الْحَسَنُ مِنْ کِسْوَةِ اللّهِ فَأَکْرِمُوهُ؛ موی زیبا، پوششی خدایی است. پس آن را ارج نهید».(2)
رعایت بهداشت موی سر نه تنها یک ویژگی فردی است، بلکه حقی اجتماعی نیز به شمار میرود؛ زیرا حق هر فردی است که همسر، همنشین
یا همکار پاکیزه و مرتب داشته باشد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره این حق اجتماعی میفرماید:
إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذا خَرَجَ إِلی اِخْوانِهِ أَنْ یَتَهَیَّأَ لَهُمْ وَ یَتَجَمَّلَ.(1)
به درستی که خداوند دوست دارد هرگاه بندهاش به سوی برادران دینی خویش (افراد جامعه) میرود، خود را آماده کند و زینت ببخشد؛ یعنی زیبا و آراسته در جامعه حضور یابد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره رسیدگی به مو میفرماید: «مَنِ اتَّخَذَ شَعْرا فَلْیُحْسِنْ وِلایَتَهُ أَوْ لِیَجُزَّهُ؛ هر کس مو بگذارد، باید خوب به آن برسد، وگرنه کوتاهش کند.»(2)در برخی از روایتهای دیگر نیز از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شده است که موهای زاید بدن را کوتاه کنید.(3)
ج) ناخنها را کوتاه کنید
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله برای پاکیزگی مسلمانان، راه و روش درست و مناسب آن کارها را تعیین میکرد. انس که سالها در خدمت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود، میگوید:
رسول خدا صلیاللهعلیهوآله برای [پاکیزگی] ما چنین وقت تعیین کرد که مرد هر چهلروز، موی زهارش را بزند. موی زیر بغلش را هر وقت بلند شد، بستُرَد. نگذارد شاربش بلند شود و هر جمعه ناخنهایش را بگیرد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله کوتاه کردن ناخنها را به دو دلیل روا میداند و میفرماید: «تَقْلِیمُ الْأَظْفارِ یَمْنَعُ الدّاءَ الْأَعْظَمَ، وَ یُدِرُّ الرِّزْقَ؛ کوتاه کردن ناخنها، از
درد بزرگ جلوگیری میکند و روزی را افزایش میدهد».(1)همچنین میفرماید: «قال للرِّجالِ قُصُّوا أَظافِیرَکُمْ، و لِلنّساءِ أُتْرُکْنَ فَإِنَّهُ أَزْیَنُ لَکُنَّ؛ [شما مردان ]ناخنهایتان را بگیرید [و شما زنان] ناخنهایتان را بلند بگذارید؛ زیرا این برای شما زیباتر است».(2)
د) مسواک بزنید
بهداشت دهان و دندان از مواردی است که اسلام به آن توجه بسیاری کرده است و آن را یکی از نشانههای ایمان میداند. از امام صادق علیهالسلامروایت شده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: «راههای قرآن را پاک و پاکیزه کنید.» گفتند: ای رسول خدا! راه قرآن چیست و کدام است؟ حضرت فرمود: «دهانهای شما». عرض کردند: با چه [پاک و پاکیزه کنیم]؟ حضرت فرمود: «با مسواک».(3)
از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره مسواک زدن روایتهای بسیار جالبی نقل شده است. از جمله حضرت فرموده است: «لَوْلا أَنْ أَشُقَّ عَلی أُمَّتِی لَأَمَرْتُهُمْ بِالسِّواکِ مَعَ کُلِّ صَلاةٍ؛ اگر ترس از سختگیری بر امتم نبود، به آنها دستور میدادم که با هر نمازی مسواک زنند».(4)
حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله به حضرت علی علیهالسلام چنین سفارش میکند:
ای علی! بر تو باد به مسواک زدن. اگر توانستی که از این کار کم نکنی، چنین کن؛ زیرا هر نمازی که با مسواک زدن بخوانی، از چهل روز نمازی که بیمسواک زدن بگزاری، برتر
است.(1)
مسواک زدن از سفارشهای اکید جبرئیل امین به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله است.
حضرت میفرماید: «ما زالَ جَبْرَئیلُ یُوصِینِی بِالسِّواکِ حَتّی ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَیَجْعَلُهُ فَرِیضَةً؛ جبرئیل همواره مرا به مسواک زدن سفارش میکرد، چندان که گمان کردم به زودی اینکار را واجب خواهد کرد».(2)
مسواک زدن فایدههای بسیاری دارد، از جمله دهان را تمیز میکند؛ نور چشم را زیاد میکند؛ خدای رحمان را خشنود میگرداند؛ دندانها را سفید و از پوسیدگی آنها جلوگیری میکند؛ لثه را محکم و حافظه را زیاد میکند و حتی در پرپشتی مو نیز مؤثر است.(3)
از امام صادق علیهالسلام نقل شده است: «رسول خدا صلیاللهعلیهوآله چون نماز خفتن (عشا) را میخواند، دستور میداد ظرف وضو و مسواکش را کنار سرش بگذارند... .» در روایتی دیگر نیز آمده است: «آن حضرت هر بار که از خواب بیدار میشد، مسواک میزد».(4)
درباره چگونگی مسواک زدن از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نقل شد است که فرمود: «إِسْتاکُوا عَرْضا وَلا تَسْتاکُوا طُولاً؛ دندانهایتان را از عرض (عمودی) مسواک
بزنید، نه از طول (افقی)».(1)
ه) عطر بزنید
استفاده از بوی خوش از سنّتهای پیامبران الهی است و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهبه عطر و بوی خوش توجه فراوان داشت تا جایی که امام صادق علیهالسلام در این باره فرمود:
شخصی نزد رسول خدا صلیاللهعلیهوآله میرفت و میگفت: میخواهم استفاده از عطر و چند چیز دیگر را [که نام برد]، کنار بگذارم. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله فرمود: عطر را کنار مگذار؛ زیرا فرشتگان بوی خوش مؤمن را میبویند. بنا براین، [دستکم] در روزهای جمعه از بوی خوش استفاده کن.(2)
رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره آثار استفاده از عطر و بوی خوش میفرماید: «أَلطِّیبُ یَشُدُّ الْقَلْبَ؛ بوی خوش قلب را تقویت میکند.»(3)همچنین در کلامی دیگر فرموده است: «إِنَّ الرِّیحَ الطَّیِّبَةَ تَشُدُّ الْقَلْبَ وَ تَزِیدُ فِی الْجِماعُ؛ بوی خوش، قلب (روحیه) را تقویت میکند و بر نیروی جنسی میافزاید».(4)
امیرمؤمنان علی علیهالسلام درباره یکی از ویژگیهای اخلاقی پیامبر اعظم صلیاللهعلیهوآله میفرماید: «آن حضرت عطر و شیرینی را [که به ایشان تعارف میشد] رد نمیکرد.»(5)نکتهای که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره عطر زدن به آن اشاره دارد، این است که میان عطر زدن زن و مرد تفاوت وجود دارد. هر دو
میتوانند از عطر استفاده کنند، ولی زن باید توجه داشته باشد که بوی خوش او به مردان نامحرم نرسد. بنا براین، آن بزرگوار در خطابی فراگیر به همه مسلمانان میفرماید:
مَنْ تَطَیَّبَ لِلّهِ تَعالی جاءَ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ رِیحُهُ أَطْیَبُ مِنَ الْمِسْکِ الْأَذْفَرَ وَ مَنْ تَطَیَّبَ لِغَیْرِ اللّهِ جاءَ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ رِیحُهُ أَنْتَنُ مِنَ الْجِیفَةِ.(1)
هر که برای خدای تعالی خود را خوشبو کند، در روز قیامت، بویش خوشتر از مشک تیز بوی است و هر که برای جز خدا خوشبو کند، در روز قیامت، بویش گندتر از مردار است.
آمدی، عبدالواحد محمد، غررالحکم و دررالکلم، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1366.
ابن بابویه (صدوق)، محمد بن علی، ثواب الاعمال، قم، انتشارات شریف رضی، 1364.
----------- ، معانی الاخبار، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1361.
1) . همان، ح 11332؛ محجهالبیضاء، ج 8، ص 105.
----------- ، من لایحضره الفقیه، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1413 ه . ق.
ابن شعبه، حسن بن علی، تحف العقول، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1404 ه . ق.
ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، قم، نشر ادب حوزه، 1363.
اصفهانی، راغب، مفردات الفاظ القرآن، قم، سعید بن جبیر، 1376.
حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1409 ه . ق.
سجستانی، سلیمان بن الاشعث، سنن أبی داود، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1410ه . ق.
شیخ طوسی، محمد بن حسن، الامالی، قم، انتشارات دارالثقافة، 1414 ه . ق.
شیخ مفید، محمد بن نعمان، الامالی، قم، کنگره شیخ مفید، 1413 ه . ق.
طباطبایی، محمدحسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه: سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، دارالعلم، 1374.
-------------- ، مجمع البیان، بیروت، دارالمعرفة، 1408 ه . ق.
-------------- ، سنن النبی، ترجمه: حسین استاد ولی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، بیتا.
-------------- ، سنن النبی، ترجمه: سیدمحمدباقر موسوی همدانی، قم، دارالعلم، 1374.
طبرسی، رضی الدین فضل بن حسن، مکارم الاخلاق، قم، انتشارات شریف رضی، 1412ه . ق.
طریحی، فخرالدین بن محمد، مجمع البحرین، قم، انتشارات دارالثقافه، چاپ دوم، 1408 ه . ق.
فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، بی جا، مؤسسه دارالهجرة، چاپ دوم، 1409ه . ق.
کلینی، محمد بن یعقوب، اصول کافی، ترجمه: سید جواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهمالسلام، تهران، بیتا.
------------------- ، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365.
مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1405ه . ق.
محمدی ری شهری، محمد، میزان الحکمه، قم، دارالحدیث، 1374.
مطهری، مرتضی، داستان راستان، تهران، انتشارات صدرا، 1368.
مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1373.
موسوی خمینی، سید روح الله، صحیفه نور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1370.
مولوی بلخی، جلال الدین محمد بن محمد، مثنوی معنوی، تهران، امیرکبیر، 1363.
نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، تهران، چاپ و انتشارات جاویدان، 1374.
نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل، قم، مؤسسه آل البیت، 1365.
ورّام بن ابی فراس، مجموعه ورّام، قم، انتشارات مکتبة الفقیه، بیتا.