ghaemiyeh.com
سرشناسه : میرزایی، حبیبالله، ۱۳۴۲-
عنوان و نام پدیدآور : ارمغان ملکوت: نگاهی به کرامات امامرضا علیهالسلام / حبیبالله میرزائی.
مشخصات نشر : مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی ، ۱۳۸۵.
مشخصات ظاهری : ۵۰ ص.؛ ۵/۸×۵/۱۱ سم.
فروست : ساحت پاک امامان؛ ۵.
شابک : ۲۰۰۰ ریال: 9644449584
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه به صورت زیرنویس.
موضوع : علیبنموسی (ع)، امام هشتم، ۱۵۳؟ - ۲۰۳ق.-- کرامتها.
شناسه افزوده : بنیاد پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۴۷/۳۵/م۹۷الف۴
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۹۵۷
شماره کتابشناسی ملی : م۸۴-۴۵۴۸۴
ساحت پاک امامان (5)
ارمغان ملکوت
نگاهی به کرامات امام رضا علیهالسلام
حبیب اللّه میرزایی
ارمغان ملکوت
نگاهی به کرامات امام رضا علیهالسلام
حبیباللّه میرزایی
چاپ یکم: 1387 / 5000 نسخه / قیمت 22000 ریال
چاپ و صحافی: مؤسسه چاپ آستان قدس رضوی
بنیاد پژوهشهای اسلامی، صندوق پستی 366 - 91735
تلفن و دورنگار واحد فروش بنیاد پژوهشهای اسلامی: 2230803
فروشگاههای کتاب بنیاد پژوهشهای اسلامی، مشهد: 2233923 ، قم: 7733029
شرکت به نشر، دفتر مرکزی (مشهد) تلفن: 7 - 8511136 ، دورنگار: 8515560
Web Site: www.islamic-rf.org E-mil:info - islamic-rf.org
حق چاپ محفوظ است.
پیشگفتار··· 7
آیا معجزه، ویژه پیامبران بوده است؟··· 17
معجزه پیامبران و کرامت اولیا به اجازه خداوند است··· 25
نگاهی به کرامتهای رضوی··· 28
1- راهنمایی زائرانِ راه گم کرده··· 29
خوابهای صادق و خوابهای دروغ··· 34
ویژگیهای خواب و رؤیای درست··· 36
2- آگاهی امام از خواستههای قلبی زائران··· 37
3 - پاسخ امام به نامه ناخوانده··· 42
4 - آگاهی امام به آینده··· 48
سخنی از پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله ··· 52
پیشگفتار
معتقدان به ادیان آسمانی، بر این باورند که پیامبران الهی هر چند از نظر جسمی مانند همه مردمند(1)، امّا از نظر روحی و قدرت معنوی با دیگران تفاوت دارند و
دارای ویژگیهاییاند(2)، به دلیل چنین ویژگیهای معنوی و روحی بوده است که خداوند آنان را برگزیده و رسالت سنگین پیامبری و رهبری مردم را بر دوش اینان نهاده است.
بدیهی است که پیامبران برای اینکه مردم به آنان اعتماد کنند و پیام و هدایت آنان را بپذیرند، باید دلایلی روشن داشته باشند تا اثبات کنند که آنان نه تنها افرادی
معمولی نیستند، بلکه با پروردگار متعال، ارتباطی ناگسستنی دارند.
در قرآن کریم آیات فراوانی را میتوان یافت که از این ویژگی پیامبران و معجزات ایشان یاد کرده است که به نمونههایی از آن اشاره میشود:
«لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ(3)»
ما رسولان خویش را با نشانهها - یعنی معجزات - فرستادیم.
«وَ لَقَد أَرسَلنا مِن قَبلِکَ رُسُلاً إلی قَومِهِم فَجاءُوهُم بِالبَیِّناتِ(4)»
پیش از تو رسولانی، به سوی قومشان فرستادیم. پس آنها با نشانهها - و معجزات - نزدشان آمدند.
«ثُمَّ أرسَلنا مُوسی وَ أخاهُ هرُونَ بِایاتِنا وَ سُلطانٍ مُبِینٍ(5)»
پس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و حجّتی آشکار فرستادیم.
در برخی از آیات قرآن کریم به نمونههایی از نشانهها و معجزات پیامبران پرداخته شده است. در سوره انبیاء درباره حضرت ابراهیم علیهالسلام این گونه میخوانیم:
«قالُوا حَرِّقُوهُ وَ انصُرُوا الِهَتَکُم إن کُنتُم فاعِلِینَ. قُلَنا یَا نَارُ کُونِی بَردا وَ سَلاما عَلی إبراهِیمَ(1)».
گفتند: اگر کاری میکنید، او را بسوزانید و خدایانتان را یاری دهید. گفتیم: ای آتش، برای ابراهیم سرد و بیآسیب باش.
حضرت ابراهیم علیهالسلام به دست کفرپیشگان
در آتش افکنده شد، ولی به خواست خدا آتش بدن او را نسوزاند و وی بیهیچ گزندی، از دل شعلههای آتش بیرون آمد.
حضرت موسی علیهالسلام نُه دلیل و معجزه ارائه کرد که یکی از آن معجزات، عصایی
بود که چون موسی آن را بر زمین میافکند، به ماری بزرگ تبدیل میشد.
«قالَ ألقِها یا مُوسی، فَألقها فَاِذا هِیَ حَیَّةٌ تَسعی(2)».
حضرت عیسی علیهالسلام به مردمش میگفت: «... أنّی قَد جِئتُکُم بایَةٍ مِن رَبِّکُم أنّی أخلُقُ لَکُم مِنَ الطّینِ کَهَیئَةِ الطَّیرِ فَأنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیرا بِاِذنِ اللّهِ وَ اُبرِئُ الأکمَهَ وَ الأبرَصَ وَ اُحیِ المَوتی بِاِذنِ اللّهِ وَ اُنَبِّئُکُم بِما تَأکُلُونَ وَ مَا
تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُم(3)».
من از سوی پروردگارتان برای شما نشانهای آوردهام:
1- از گِل، مجسمهای به شکل پرنده میسازم و سپس در آن میدمم، آن مجسّمه گِلی به اجازه الهی، پرندهای میشود (و پرواز میکند).
2- کور مادرزاد و بیمار جذامی را شفا میدهم.
3- به اجازه خداوند مرده را زنده میکنم.
4- به شما خبر میدهم که چه خوردهاید و چه چیزی در خانههایتان انباشتهاید.
پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله نیز برای اثبات پیامبری خویش معجزات گوناگونی را به مردم ارائه کرد که برخی از آن معجزات، خبر از آینده میداد و برخی حسّی بود که قرآن کریم در سوره «قمر» به یکی از معجزات حسّی پیامبر صلیاللهعلیهوآله اشاره فرموده
است:
«اِقتَرَبَتِ السّاعَةُ، وَ انشَقَّ القَمَرُ، وَ إن یَرَوا آیَةً یُعرِضُوا وَ یَقُولُوا سِحرٌ مُستَمِرٌّ(1)».
قیامت نزدیک شد، و ماه شکافته شد، و اگر - کافران و مشرکان - نشانهای ببینند روی گردانند و گویند سحری است همیشگی.
اکثر مفسران عامّه و خاصّه روایت کردهاند که این آیات پس از آن نازل شد که
مشرکان قریش در مکه تقاضای معجزه از پیامبر صلیاللهعلیهوآله نمودند، آن حضرت به ماه اشاره کرد و ماه دو نیم گشت. براساس برخی از روایات این جریان در شب چهاردهم ذیالحجة رخ داده، که قرص ماه کامل بوده است(2).
مهمترین معجزه جاویدان پیامبر صلیاللهعلیهوآله قرآن است که شامل اعجاز علمی، معرفتی و
خبرهایی از آینده میباشد، و تاکنون هیچ کس نتوانسته حتی یک آیه همانند آن را بیاورد و هر کس ادعای آوردن مثل آن را کرده، رسوا و شرمنده گردیده است.
آیا معجزه، ویژه پیامبران بوده است؟
«معجزه» به معنای «انجام کار خارقالعاده برای اثبات نبوّت»، ویژه پیامبران بوده است، امّا در قرآن کریم، نام کسانی را میتوان دید که پیامبر نبودهاند ولی کارهایی خارق العاده از آنان سر زده است که انسانهای معمولی تاب و توان انجام
آن را ندارند.
کارهای شگفت و خارقالعادهای که از سوی جز پیامبران انجام میگیرد «کرامت» نامیده میشود.
به سخنی دیگر، «معجزه» و «کرامت» هر دو به کارهای شگفت و خارج از توان بشر معمولی، گفته میشود با این فرق که: معجزه، کارهای خارقالعاده انبیاست که بر آنند با آن، درستی ادّعای رسالت خود را اثبات کنند، ولی کرامت، کارهای خارقالعاده انسانهای بزرگ و بندگان محبوب خداست
که ادّعای پیامبری ندارند، بلکه به پیامبران الهی باور دارند و از آن رو که در راه بندگی خدا به جایگاه و پایگاه ویژهای دست یافتهاند، خداوند به آنان توان، دانش و ویژگیهایی را ارزانی داشته است تا بدین وسیله ایشان را بر دیگران برتری بخشد.
در قرآن کریم، کرامتهایی برای جز پیامبران بازگو شده است که برای نمونه به یک مورد از آن اشاره مینماییم.
در سوره نمل، آیه 40، خداوند متعال فرموده است که چون سلیمان، ملکه
سرزمین سبأ(1)را به سوی خود فرا خواند، برای نشان دادن قدرت خود به وی آهنگ آن کرد تا تخت فرمانروایی او را به سرعت و به گونهای شگفت، پیش از آن که وی نزد او آید، حاضر سازد.
1) سبأ، سرزمینی است از سرزمینهای شهر «مأرب» در یمن. معجم البلدان، 3 / 181.
از این رو، سلیمان به اطرافیانش گفت: آیا کسی توان چنین کاری را دارد؟ یکی از کسانی که بهرهای از دانش کتاب
(علمالکتاب(1)) را داشت، پاسخ داد: من در چشم بر هم زدنی، میتوانم آن تخت را از سرزمین دور به این جا بیاورم. پس سلیمان چون نگریست، تخت را بیدرنگ، در برابر خود یافت.
در حدیثی آمده است:
«ابوسعید خدری» از حضرت رسول صلیاللهعلیهوآله پرسید: آن که بهرهای از دانش کتاب را داشت و توانست چنین کار شگفتی را انجام دهد، چه کسی بود؟
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: وی وصیّ سلیمان بود.
سپس ابوسعید پرسید: کسی که دانش کتاب نزد اوست و خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «مَنْ عِندَهُ
عِلمُ الکِتابِ(2)» کیست؟
پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمود: «ذلک أخی علی بن ابی طالب(3)»، «او برادرم علی بن ابیطالب است».
در برخی از روایات آمده است که اسم اعظم الهی(4)، هفتاد و سه حرف است که یک
حرف آن نزد «آصف بن برخیا» - وصیّ سلیمان - بود که توانست آن کار شگفت را انجام دهد.
نزد امامان اهل بیت علیهمالسلام هفتاد و دو
حرف آن هست و یک حرف آن ویژه ذات پاک خداوند است(5).
1) مراد از «علم کتاب» آگاهی بر کتب آسمانی است؛ آگاهی عمیقی که به انسان امکان میدهد دست به چنین کار خارق عادتی بزند. و بعضی احتمال دادهاند منظور لوح محفوظ باشد، همان لوح علم خداوند که این مرد به گوشهای از آن علم آگاهی داشت، و به همین دلیل توانست تخت «ملکه سبا» را در یک چشم بر هم زدن نزد سلیمان حاضر کند. تفسیر نمونه 15 / 469.
2) رعد 13، آیه 43.
3) برای اطلاع بیشتر بنگرید به: نوراللّه تستری، احقاق الحق، تحقیق و تعلیق شهابالدین مرعشی، 3/280.
4) در اینکه «اسم اعظم» خداوند کدامیک از نامهای پروردگار است میان دانشمندان اسلامی بحث و اختلاف نظر وجود دارد، ولکن آنچه مسلم است و از روایات استفاده میشود این است که هر کس از این اسم باخبر باشد، با استفاده از آن میتواند به فرمان خداوند در جهان طبیعت تصرّف کند و کارهای مهم و خارقالعاده انجام دهد.
5) بنگرید به: اصول کافی، 1 / 230.
بنابراین، آنچه از متون روایی برمیآید، آن است که امامان معصوم علیهمالسلام که جانشینان راستین پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بودهاند، از توان و قدرتی خارقالعاده و شگفت بهرهمندند، که در پرتو آن میتوانند بندگان خدا را به سوی راه حق هدایت کنند و اینان را در مسیر معارف قرآنی و سنّت نبوی راهنما باشند.
آنچه بر هر مسلمان و شیعه خاندان عصمت و طهارت واجب است، اعتقاد به قدرت مطلق و بیچند و چون خداوند است که هیچ قدرتی مستقل از قدرت او نیست. بنابراین اگر پیامبران و امامان علیهمالسلام معجزه یا کرامتی از خود نشان میدهند به اذن پروردگار هستیبخش است و اینان از خود توان چنین کاری را ندارند.
افتخار پیامبران و امامان علیهمالسلام این بوده است که بندگان خدایند و سر بر آستان بندگی او فرو آوردهاند.
بنابراین مؤمنان راستین کسانیاند که با اعتقاد به معجزه و کرامت، از توجّه به قدرت بیچند و چون الهی غافل نیستند و خواست و اراده خداوند را باور دارند. اگر عیسی علیهالسلام کور مادرزاد را شفا میداد و یا بیماران
بیدرمان را به گونهای شگفت شفا میبخشید، بر آن بود تا مردم را به سوی خداوند فرا خوانَد و یاد آورَد که چنین کارهایی را به اجازه پروردگار انجام میدهد.
امامان علیهمالسلام نیز اگر کرامتی از خود نشان میدهند، از آن روست تا زائران و دوستانِ آنان با دیدن آن کرامتها، به خداوند توجّه کنند و راه امامان را که همان راه پیامبر صلیاللهعلیهوآله و راه قرآن است در پیش گیرند، از گناهان پرهیز کنند و به بندگی و فرمانبری خداوند،
روی آورند.
زائران بسیاری که از راههای دور و نزدیک به زیارت امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام آمده و میآیند، چه بسا گوشهای از عنایات و نگاههای مهرآمیز آن امام را یا دیدهاند و یا از افرادی مطمئن شنیدهاند.
در این باره کتابهای بسیاری نوشته
شده است و موارد ثبت شده در آستان قدس رضوی فراوان است، ولی در این جا نمونهوار، به چند مورد کوتاه اشاره خواهیم داشت.
محدث نوری رحمهالله در کتاب دارالسلام
نوشته است:
«یکی از خدّام حرم رضوی، هنگامی که در رواق «دارالحُفّاظ» نوبت استراحت خود را سپری میکرد به خواب رفت و در عالم رؤیا مشاهده نمود که درِ حرم باز شد و امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام از آن در رو به سوی او آورد و به او فرمود، از خواب برخیز و از خادمان حرم بخواه تا مشعلی را بالای گلدسته روشن نگاه دارند، زیرا گروهی از زائران عرب بحرین به زیارت من میآیند ولی در منطقه «طُرُق» به دلیل تاریکی شب و پوشیده شدن جاده به وسیله برف، راه را گم کردهاند، مشعل را بالای گلدسته روشن نگاه دارید تا مگر آنها با دیدن آن جهت راه را تشخیص دهند، علاوه بر این به متولّی حرم بگو جمعی از خادمان را همراه با مشعل به سوی منطقه طُرُق روانه کند و به استقبال زائران برود.
خادم از خواب بیدار شد و آنچه امام در خواب به او فرموده بود، انجام داد.
متولّی حرم با جمعی از خادمان مشعلها را روشن کرده و به سوی «طُرُق» - که در مسیر نیشابور به مشهد واقع شده و در یک منزلی مشهد قدیم قرار گرفته
بود - حرکت کردند و سرانجام توانستند در آن شب برفی، سرد و طوفانی، زائران عرب زبان بحرین را پیدا
کنند و مورد استقبال قرار دهند.
پس از آن که زائران از نگرانی و خطر رهایی یافتند، سرگذشت خود را چنین باز گفتند:
«ما به سمت مشهد در حرکت بودیم که برف و سرما شدّت گرفت، هوا طوفانی شد به طوری که از یک سو راه را گم کردیم و از سوی دیگر به خاطر سردی
هوا، دست و پای ما بیحس شده و قادر به حرکت نبودیم، زمینگیر شدیم و برای مرگ آماده شدیم و دور هم حلقه زدیم و فرشی را روی سر خود افکندیم تا مگر قدری از سرما کاسته شود، شرایط سخت و توانفرسایی بود و برخی میگریستند.
در میان ما مرد صالح و شایستهای حضور داشت که به دلیل خستگی و چه بسا سرما، در آستانه خواب قرار گرفت و در همان شرایط حضرت رضا علیهالسلام را
ملاقات کرد که به او فرمود:
برخیزید و به راه ادامه دهید، من گفتهام تا بر فراز گلدسته مشعلی روشن کنند، شما به همان سو حرکت کنید، گروهی از خادمان نیز به استقبال شما میآیند. این بود که ما برخاستیم و با امید به راه رفتن ادامه دادیم، تا این که وعده آن امام رئوف و مهربان تحقق یافت و با شما روبرو شدیم»(1).
لازم به یادآوری است که نقل این گونه رخدادها بدان معنی نیست که خواب هر کس را باور کنیم، زیرا به طور کلی، خواب به دو دسته خوابهای صادق و دروغ تقسیم میشود.
علاوه بر این برخی افراد ناآگاه یا فرصتطلب برای فخرفروشی یا اهداف
نادرستِ دیگر به دروغ، خوابهایی را نقل میکنند و حتّی از مردم میخواهند آن را برای دیگران بازگویند یا بنویسند.
زائران محترم باید بدانند که خوابهای صادق و راست، دارای نشانههای صدق است، همانند خوابی که خادم امام رضا علیهالسلام در این واقعه دیده بود و نشانه صدق آن این بود که
1) حسین نوری، دارالسلام ، 1، 266؛ علی اکبر مروّج الاسلام، کرامات رضویه، 2 / 47-49.
در عالم واقع، آن زائران راه گم کرده، دیده شدند و از مرگ رهایی یافتند.
بنابراین، خوابهایی که در پشت کتابها و بی دلیل و نشانه قطعی نوشته میشود،
پذیرفتنی نیست.
باید مطالب دینی و حتّی این گونه مسایل را از دانشمندان دینی دریافت که پرهیزکارند و پیش از هر چیز درستی و یا نادرستی هر نکته و مطلبی را از آنان پرسید، زیرا شیطان صفتها و فرصت طلبها همیشه میکوشند از هر راهی به ایمان و اعتقاد مردم آسیب رسانند.
خواب و رؤیای درست چنین ویژگیهایی را داراست:
1- دارای نشانههای صدق خارجی است.
2- با باورهای دینی و قرآنی سازگار است.
3- با احکام و برنامههای دینی همسازی دارد.
4- دانشمندان و کارشناسان آن را تأیید میکنند.
از این رو هرگاه یکی از این نشانهها در نقل خواب نباشد به آن خواب اعتنا نمیشود و نباید آن را بازگفت.
قطب الدین راوندی که یکی از محدثان شیعه است، از «ریّان بن صلت» نقل کرده است که وی گفت:
«به دیدار امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام
در خراسان رفتم، در میان راه با خود گفتم: چه خوب بود که امام از سکّههایی که به نامشان ضرب شده است، به من هدیه میکردند.
به منزل امام رسیدم و وارد شدم. [سلام کردم و اجازه خواستم بنشینم]. هنوز آرزوی خود را بازگو نکرده بودم، که آن حضرت به خدمتکار خود فرمود: میهمان ما دوست دارد از سکّههایی که نام من بر آن نقش بسته است، هدیه بگیرد. سی درهم بیاور و به وی
تقدیم کن!
[وقتی این لطف و محبّت را از امام دیدم ]در دل گفتم: ای کاش امام از لباسهایی که تاکنون پوشیدهاند، به من هدیه دهند!
هنوز در این فکر بودم که امام دوباره به خدمتکار خود رو کرد و فرمود: از لباسهایم بیاور و در اختیار این میهمان بگذار(1)».
آگاهی پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امامان علیهمالسلام به گفتگوهای قلبی دوستان و مؤمنان و زائران خود، یکی از باورهای شیعه امامیه است زیرا در نظر شیعه، خداوند به پیامبر صلیاللهعلیهوآله و
امامان معصوم علیهمالسلام به دلیل جایگاه و منزلتی که نزد او دارند، چنین توان و قدرتی را داده است تا دلیلی باشد بر حقّانیت آنها و نشانهای باشد بر درستی راه و خطمشی آنها.
شیخ صدوق رحمهالله به سندش از ابی بصیر نقل میکند که او به امام صادق علیهالسلام گفت:
چرا خداوند به انبیاء و رسولان و شما معجزه عطا کرده است؟ حضرت فرمود: برای اینکه دلیلی باشد بر صدق آورنده آن(2).
در روایت دیگری آمده است:
در یکی از روزها حضرت جواد الائمه علیهالسلام در کنار دجله ایستاده بود، فردی به آن حضرت گفت:
«شیعیان شما بر این باورند که شما به آنچه در این رودخانه وجود دارد آگاهید و حتّی وزن آن را هم میدانید!
حضرت فرمود: آیا خداوند میتواند این دانش را به موجودی کوچک و
ضعیف چون پشه ارزانی کند؟
آن فرد پاسخ داد: آری خدا چنین قدرتی دارد.
امام فرمود: پس چندان شگفت نخواهد بود اگر خدا این دانش را به یک انسان که نزد او
گرامیتر است عطا کرده باشد(1)».
«هنگامی که امام موسی بن جعفر علیهالسلام به شهادت رسید، امامت به علیّ بن موسی علیهالسلام رسید. ولی برخی شیعیان و یاران موسی بن جعفر علیهالسلام ، هنوز به این امر باور نداشتند و نمیدانستند که به راستی امام پس از موسی بن جعفر علیهالسلام
کیست. از این رو تلاش میکردند که از راههای ممکن، امام راستین را بشناسند.
حسن بن علی وشّاء(2)، یکی از یاران
امام موسی بن جعفر علیهالسلام میگوید: هنوز به امامت علی بن موسی علیهالسلام یقین نیافته بودم و میخواستم به این یقین دست یابم، از این رو چندین پرسش را در نامهای نوشتم، تا بدین سان وی را بیازمایم.
در حالی که نامه را در زیر لباس پنهان کرده بودم، نزد ایشان رفتم و منتظر بودم تا اجازه ورود بیابم، ناگاه جوانی
از خانه بیرون آمد و با صدای بلند گفت: کدام یک از شما «حسن بن علی وشّاء است»؟ گفتم: منم.
جوان نوشتهای را به من داد و گفت: علیّ بن موسیالرضا علیهالسلام این نامه را برای تو نوشته است. نامه را گرفتم، آن را گشودم و دیدم که علی بن موسی پرسشهای مرا، یک به یک پاسخ داده است، در حالی که پرسشها هنوز نزد من بود و به ایشان نداده بودم. این گونه بود که امامت آن گرامی را باور کردم و به
آن اعتقاد یافتم(3)».
در اندیشه شیعی، امامان معصوم علیهمالسلام به گونهای فوق بشری از علوم نبوی و معارف الهی برخوردارند و افزون بر آن، خداوند دانشهای دیگری را نیز به آنان داده است که میتوانند نامه ناخوانده یا سخن ناگفته را دریابند. اما باید توجه داشت، این نوع کرامتها که از امامان علیهمالسلام دیده میشود،
خود راهی است که به جایگاه و منزلت معنوی و الهی آنان
پیبرده شود و از ایشان آموزههای دین آموخته گردد و گام در راه پرستش و فرمانبرداری پروردگار متعال نهاده شود.
پس زائران آگاه پیش از آن که در زیارت خود، برآورده شدن حاجتها و نیازهای خود را در نظر داشته باشند، به این حقیقت توجّه کنند که باید درس توحید و دینداری و دینخواهی را از امامان فرا گرفت و از مکتب اهل بیت علیهمالسلام برای درسآموزی و
دینشناسی بهره برد و از آستان مهر و محبّت ایشان، به اطاعت و بندگی خدا رسید، حرام الهی را کنار نهاد و تکالیف واجب را انجام داد؛ چیزی که امامان را خشنود میسازد و لطف و محبّت و دعای آنان را ارزانی میدارد.
دِعبل خُزاعی یکی از شاعران بزرگ
روزگار امام علی بن موسی علیهالسلام بود که با وجود شرایط دشوار آن زمان، در برابر مخالفان اهل بیت علیهمالسلام در مدح و ستایش
اهلبیتِ عصمت و طهارت علیهمالسلام شعر میسرود و با اشعار خود، امامان را به همه مردم میشناساند.
«در یکی از مجالسی که دعبل شعری درباره حضرت رضا علیهالسلام و کرامتهای آن بزرگوار سروده بود، آن امام مهربان سکّههایی از نقره که نام رضوی بر آن نقش بسته بود، به وی هدیه داد.
دعبل که از سر محبّت و ارادت شعر سروده بود و پول و هدیهای را چشم نداشت، پولها را نپذیرفت و بازگرداند. امّا امام فرمود: این سکّهها را بگیر زیرا به آن نیاز خواهی یافت!
دِعبل میگوید: از مجلس امام بیرون آمدم و به خانه بازگشتم، چون به خانه رسیدم، خانه را از اسباب و اثاث، خالی دیدم و دریافتم که، اموال خانه دزدیده شده است.
این جا بود که سکّههای نقره را فروختم
و مردم به بهای خوبی از من خریدند، چه نام امام بر آن نقش بسته بود و مردم در برابر سکّهای نقره، سکّهای طلا به من میدادند و
بدین گونه آنچه را نیاز داشتم فراهم ساختم(1)».
سخاوتمندان و گشادهدستان، هیچ نیازمندی را از خویش ناامید و بیبهره برنمیگردانند. خاندان عصمت و
طهارت علیهمالسلام که مهر و جود و سخاوت را از پیامبر صلیاللهعلیهوآله به ارث بردهاند، زائران خویش را بیپاسخ نخواهند گذاشت، ولی چه زیباست که زائران نیز همچون دعبل، از سر مهر و محبّت و با معرفت، به زیارت امام آیند و بدانند که این خاندان، دوستان خود را وانمینهند و حتّی نیازهای آینده آنان را نیز در نظر دارند.
1) قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح 2 / 769؛ بحارالانوار 49/56.
این نوشته را با این سخن پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله به پایان میبریم که فرمود:
«سَتُدْفَنُ بَضْعَةٌ مِنّی بِأَرْضِ خُراسانَ. ما زارَها مَکْرُوبٌ إلاّ فَرَّجَ اللّهُ کُرْبَتَهُ وَ لامُذْنِبٌ إلاّ غَفَر اللّهُ ذُنُوبَهُ»(1).
پارهای از تن من در سرزمین خراسان دفن خواهد شد. هیچ کسی وی را زیارت نمیکند مگر خداوند گرفتاریها و اندوههایش را از میان میبرد و گناهان او را میآمرزد.
چه شایسته و زیباست که زائران حرم رضوی نیز، امیدوار و با شناخت امام خویش، در این حرم گام گذارند و با آن حضرت پیمان بندند که از این پس پاکی خود را پاس دارند و دامان خویش را به گناه و
معصیت نیالایند.
1) أمالی صدوق، ص 119.