ghaemiyeh.com
سرشناسه : کریما، زهرا
عنوان و نام پدیدآور : پرورش دینی کودک: تاثیر پرورش در جذب کودکان به نماز / زهرا کریما ؛ تهیه کننده مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.
مشخصات نشر : قم : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، مرکز پژوهشهای اسلامی ، ۱۳۸۲.
مشخصات ظاهری : ۱۱۰ص.
شابک : ۷۰۰۰ریال964-7808-55-0:
یادداشت : کتابنامه: ص.[ ۱۰۷]-۱۱۰؛ همچنین بصورت زیرنویس.
موضوع : اسلام و خانواده
موضوع : تربیت خانوادگی -- جنبههای مذهبی -- اسلام
موضوع : اسلام و آموزش و پرورش کودکان
شناسه افزوده : صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران. مرکز پژوهشهای اسلامی
رده بندی کنگره : BP۲۳۰/۱۷/ک۳۲پ۴ ۱۳۸۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۴۸۳۱
شماره کتابشناسی ملی : ۲۲۴۱۴۰۴
دیباچه
انسان به طور فطری خداجوست و عبادت و نیایش، نیاز انسان رشد یافته و به وحدت رسیده به شمار می آید. در میان عبادت ها و امور معنوی و ملکوتی، نماز از ارزش و اهمیت ویژه ای برخوردار است. اکنون این پرسش مطرح است که با همه ارزش و قداستی که این فریضه مهم دارد، اگر آن گونه که امروزه به نماز و ارزش های معنوی آن بی توجهی می شود، آیا به راستی، جامعه و نسل فردا نیز با نماز و با تقوا خواهند بود؟ اگر وسایل آسیب زایی که می تواند گاه انسان را به عالم ماده تنزل دهد و او را گرفتار زر و تزویر دنیا سازد، کنترل نشود، آیا می توان امید داشت که قبله گاه حقیقی انسان خداوند باشد؟
در این میان، چگونه باید لذت های دنیوی را در دید فرزندانمان، ناچیز و زودگذر جلوه دهیم و بُعد معنوی آنان را تقویت کنیم تا عبادت و امور معنوی مثل نماز و روزه در ذایقه فرزندانمان شیرین جلوه کند.
اساساً آشنایی با روش ها و راهکارها، دست یابی به اهداف را آسان تر می سازد. در این میان، برای پیوند عمیق معنوی میان انسان ـ به ویژه کودک و نوجوان ـ با نماز باید روش مطلوب و آسانی را در پیش گرفت. چه راهکارهایی را باید وجهه همت خویش سازیم تا نه تنها کودک و نوجوان به نماز عشق ورزند، بلکه بر دوستان و هم سالان خود نیز تأثیر بگذارند و
آنان را اهل نماز سازند؟ روش هایی چون الگوپذیری، آسان پذیری، توافق ارزشی، محبت و مدارا، پاداش دهی و میانه روی نمونه ای از این دسته است که این پژوهش به آن پرداخته است.
هرچند تاکنون درباره نماز و دیگر فروع دینی، کتاب ها و نوشته های ارزشمندی نشر یافته است، ولی این مجموعه به دلیل نگاه نو، تدوین و دسته بندی مناسب برای برنامه سازان و برنامه ریزان رسانه، سودمند خواهدبود.
گفتنی است این اثر حاصل همکاری مشترک میان مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما با مرکز آموزش خواهران دفتر تبلیغات اسلامی قم است که خانم زهرا کریما آن را نگاشته و با مشاوره علمی جناب آقای داود رجبی نیا به بار نشسته است. با سپاس از ایشان و دست اندرکاران پژوهشی آن مرکز و کارشناسان مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، امید می بریم در پرتو تعامل علمی، شاهد شکوفایی آثار مشترک دیگری نیز باشیم.
انّه ولی التوفیق
اداره کل پژوهش
مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما
پیش گفتار
نماز میراث همه پیامبران الهی و بهترین هدیه آنان برای ارتباط خلق با خالق است. زیباترین تجلّی نیایش را در سیمای نماز می توان به تماشا نشست. انسان نماز گزار در قیام خویش، زبان تمجید دارد و در خاک افتادنش، با زبان تسبیح، شکوه او را می ستاید و ایمان خود را به گواهی می ایستد.
اقامه نماز و بزرگداشت مقام نمازگزاران، ثمره حاکمیت صالحان برگستره زمین است؛ زیرا صلح و آرامش، سلامت و سعادت، رفاه و برکت، صلاح و رشد، اطمینان و اعتقاد و کمال انسان در پرتو پیوند با خدا امکان پذیر خواهد شد. در مقابل، هرگاه این فریضه بزرگ الهی تعطیل شود یا حقّ آن ادا نگردد، اضطراب و نگرانی، زشتی و تباهی، کج روی و کج اندیشی، غرور و فریب، به انسان هجوم خواهد آورد.
به طور کلی، هدف از آفرینش انسان عبادت خالق منّان است. عبادت؛ یعنی برخورداری از نیّت و اندیشه خالصانه، و حرکت هدفمند و جهت دار به سوی خدا. هدف از عبادت نیز تربیت و رشد و کمال انسان است و هدف نهایی در تربیت او که همه پیامبران الهی برای آن برانگیخته شده اند، رسیدن به رستگاری است و بس.
انسان زمانی می تواند به رستگاری برسد که با چیرگی بر کشش های نفسانی، قربانی کردن هوس ها، بریدن از وابستگی ها، خروج از ایستگاه های فکری و روانی، ترک خودبینی، بهره گیری از دین و دانش و تسلیم کردن خود به درگاه حق، در سکوی نماز، بانگ توحید و بندگی سر دهد.
نماز، کامل ترین پاسخ به عالی ترین نیاز انسان است. پس هر امری از مقدمات و هر رکنی از ارکان نماز، پاسخی است به یک نیاز؛ نیاز به پالایش جسم و جان، نیاز به اندیشه توحیدی، خروج از چاه طبیعت و درآمدن به صراط مستقیم، رهایی از خود، تقرّب به دوست و نیاز به تسلیم. وقتی معنا و مفهوم وضو را در حدّ درک نوجوان و جوان، به آن ها آموزش دهیم و برایشان توضیح دهیم که با وضو بودن، قدرت توجّه و تمرکز آدمی را افزایش می دهد و به پیشرفت تحصیلی کمک می کند، با وضو انس خواهند گرفت؛ زیرا در می یابند که وضو تنها شست وشوی ظاهری نیست.
انسان نمازگزار با شستن صورت، نمای اجتماعی خود را از هرگونه نظر ناصواب و نگاهی که رضای خدا در آن نباشد، پاک می کند. با شست وشوی دست ها، هر عملی را که در آن ریا باشد، از خود دور می سازد. با مسح سر،ذهن و اندیشه اش را از هر آن چه غیر خداست، پاک می گرداند و با باوری دوباره به شکوه کبریایی حق، سر خویش را در نهایت آزادگی و سرفرازی، برای تعظیم و تسلیم در برابر درگاه خالق یکتا، آماده می کند. با مسح پا نیز قدم های خود را از کج روی و هرزه گردی باز می دارد.
بنابراین، شایسته است در همه انسان ها به ویژه کودکان و نوجوانان، نگرشی مثبت نسبت به نماز و شخصیت محبوب نمازگزاران به وجود آید تا آنان نیز با همانندسازی، به این امر مهم بپردازند. چون نماز، پرچم، عبادت ها و معراج مؤمنان است و به قربانی کردن همه خود محوری ها، تجلّی همه نیکی ها و زیبایی ها و شکوفایی انسان ها می انجامد، پدر و مادر، مربیان و هرکسی که می تواند الگوی فرزندان قرار گیرد، هنگام اقامه نماز باید محبت در کلام و رفتار، احترام و استواری شخصیّت، گذشت و مروّت، سخن گفتن به حق و عمل به عدالت را در خود جلوه گر سازند. این ها و ده ها راهکار دیگری که در این پژوهش آمده است، در برنامه سازی برای نهادینه کردن اقامه نماز در میان اقشار جامعه و جذب نسل کودک و نوجوان به این عمل عبادی مؤثر خواهدبود.
این مجموعه شامل چهار بخش است و هر بخش فصل های مختلفی دارد که در بخش اوّل، جایگاه والای نماز در میان عبادت ها و آثار وضعی آن بر روی فرد و جامعه، تبیین می شود و نقش عبادت در زندگی و روش های آن معلوم می گردد. در بخش دوم، اصول صحیح تربیت دینی کودک و نوجوان و تأثیر روابط درست و منطقی با فرزندان به استناد کتاب خدا و قول ائمه اطهار علیهم السلام آمده است.
در بخش سوم نیز به عوامل مؤثر بر پرورش دینی مثل خانواده، اجتماع (فرهنگ، دوستان، وسایل ارتباط جمعی...) پرداخته شده و در پایان، راهکارهای جذب کودک و نوجوان به نماز مانند: تشویق و تحسین، کردار
نه گفتار، اخلاق خوش و اُنس با کودک و نوجوان، میانه روی و... آورده شده است.
بخش اول: کلیّات
زیر فصل ها
فصل اول: آشنایی با چند اصطلاح
فصل دوم: عبادت
فصل سوم: نماز
عبادت در لغت، به معنی پرستش و بندگی(1)و در اصطلاح، به معنی آشکار ساختن خواری و عالی ترین نوع خاکساری و کرنش در برابر خداوند است.(2)
معنی اصطلاحی (شرعی) عبادت هر فرمانی است که از سوی شرع مقرر شده باشد و آن را برای خدا انجام دهند. «نماز» نیز پیرو همین فرمان جزو عبادت ها به شمار می آید.(3)
عبادت، حالتی است که به گونه ای فطری در ذات و باطن انسان ها نهاده شده است و هر زمان به شکلی نمودار می شود. با مطالعه تاریخ زندگی بشر درمی یابیم که پرستش یکی از نیازها و رفتارهایی بوده که با وجود اختلاف فراوان در نوع ویژگی های آن، در همه جوامع به چشم می خورد. بسیاری از مردم به الوهیت معتقدند، ولی در نوع آن به اشتباه می افتند. فرستادن هزاران پیامبر از جانب ذات باری تعالی نیز به دلیل آن است که بشر را از راه های گوناگون پرستش، به یگانگی فرا خوانند.
پرورش در لغت به معنای پروردن و پروراندن است(1)و در اصطلاح، به فعلیت رساندن استعداد و به کمال رساندن فرد کمال گرا معنا می دهد. هنگام مقایسه آموزش با پرورش، به این نتیجه می رسیم که آموزش به دلیل حرکت تکاملی، شاخه ای از پرورش به شمار می آید. پرورش هم چنین به معنی ساخته شدن انسان و رسیدن او به کمال حقیقی خویش به گونه ای شناختی ـ و نه علمی ـ است.(2)
اگر پرورش به معنای شکوفایی استعدادها و رشد نیروهای ذهنی و اندامی باشد، مراکز دانشگاهی وظیفه آموزش آن را بر عهده دارند، ولی چنان چه به معنای نظم رفتاری، آداب اجتماعی ویژه و عادت یافتن به اجرای آن ها باشد، آموزش آن را هر قوم به گونه ای متفاوت مطرح می کند.
اگر پرورش به معنای دگرگونی های وجودی باشد، به گونه ای که پی آمدهای آن، رساندن خیر به خود و دیگران و رعایت ادب و حقوق است، گاهی «حکما» و گاهی «عرفا» آن را یاد می دهند، ولی بهترین، ژرف ترین و اصیل ترین نوع آن را «دین حق» آموزش می دهد. چنان پرورشی، گاه «ادب علمی» نام دارد، گاه «ادب مصاحبتی»، گاه «ادب نفسانی» و گاه «ادب مکتبی».
اگر چه این نام ها متفاوتند، ولی با یکدیگر هم ریشه بوده و هر کدام نمایشگر یک فضیلت هستند. با این حال، نقطه اشتراک همه دیدگاه های گوناگون در این زمینه، ضبط نفس، حسن رابطه نفس، قدرت داوری
شایسته و نیکو به اجرا گزاردن برخورد است.(1)
در مفردات آمده است: «الصّلاةُ الَّتی هِی العبادةُ المَخصوصةُ اَصلُها الدُّعاء؛ نماز، عبادتی ویژه است که اصل آن نیایش است».(2)نماز به معنای پرستش، نیاز، سجود، بندگی، پیروی، خم شدن برای آشکار ساختن بندگی، یکی از واجبات دین و عبادت ویژه و واجب مسلمانان است که پنج بار در شبانه روز به جا می آورند. نماز بامداد، نمازی است که پیش از طلوع آفتاب در دو رکعت می خوانند و نماز پیشین (نماز ظهر)، نماز پسین (نماز عصر)، نماز شام (نماز مغرب) و نماز خفتن (نماز عشا) از نمازهایی است که در طول شبانه روز می خوانند.(3)
شیوه به معنای راه و روش، طریقه، قاعده، قانون، خوی و عادت آمده(4)و از روش، به رفتن تعبیر شده است.(5)
عشق، از اندازه گذشتن دوستی، ناتوانی حسّ از دریافت بدی های محبوب و گونه ای بیماری است که آدمی را به نیک پنداشتن برخی صورت ها و شیفتگی و دوستی افراطی می کشاند.(6)
کودک، فردی است رنگ پذیر، متکی به دیگران و انعطاف پذیر که هنوز به سن بلوغ نرسیده است.(1)
فصل دوم: عبادت
زیر فصل ها
عوامل روی آوردن به عبادت
نقش عبادت در زندگی
جنبه های گوناگون عبادت
گونه های عبادت
عوامل روی آوردن به عبادت
آن چه انسان را به پرستش خداوند وادار می کند، اموری چون فطرت خداجو، عظمت خدا و توجّه به نعمت های او است که اکنون به توضیح آن ها می پردازیم:
پرستش، بخشی از وجود و کشش فطری آدمی است:
فِطْرَتَ اللّه ِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّه ِ. (روم: 30)
پیوسته از روش دین خدا که فطرت مردم را بر اساس آن آفریده است، پیروی کن؛ زیرا در آفرینش، هیچ گونه دگرگونی راه ندارد.
حالت پرستش گاه در مسیر درست قرار گرفته و گاهی انسان، بت هایی از سنگ، چوب و دیگر مظاهر شرک را پرستیده است. امام علی علیه السلام می فرماید:
فَبَعَثَ اللّه ُ مُحَمَّدا صلی الله علیه و آله وسلم بِالْحَقِّ لِیَخْرُجَ عِبَادَهُ مِنْ عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ إِلَی عِبَادَتِه.(2)
خداوند، حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم را به پیامبری برگزید تا بندگان را از پرستش بت ها، به عبادت او فرا خواند.
خداوند حکیم هم زمان با آن که میل و غریزه های گوناگون را در انسان ها به ودیعت نهاده، وسیله ارضای آن را در خارج از وجودشان فراهم آورده است. اگر انسان به آب و غذا نیاز پیدا می کند، وسیله رفع تشنگی و گرسنگی او را بیرون از وجودش آفریده است. پروردگار، انسان را از گل پخته آفرید و از روح خود در او دمید و وی را به بقا، رسیدن به کمال و خلیفة اللهی علاقه مند ساخت. آن گاه در بیرون، راهنمایی اش را برای رسیدن به مقصد بر عهده گرفت.
قالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی. (طه: 50)
گفت: خدای ما کسی است که به همه موجودات جهان، نعمت بخشیده و سپس آن ها را به کمال راهنمایی کرده است.
خداوند حکیم با فرستادن پیامبران، بندگان خود را به راه تعالی و تکامل درآورد تا گوساله سامری را به جای خدای یگانه، نپرستند و راه درست عبادت کردن را بیاموزند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اگر فقر، بیماری و مرگ نبود، هرگز گردن برخی نزد خدا خم نمی شد.(1)
آری، انسان هنگامی که ناتوانی خود را می بیند، با اندیشه در بزرگی خداوند و این که همواره او را از گرفتاری ها رهانیده است، ناخودآگاه در برابر حق، احساس فروتنی می کند.
1) بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1350 تا 1360، چ 2، ج 6، ص 118.
توجّه به نعمت ها نیز انسان را وادار می سازد به وابستگی اش به ذات فناناپذیر پروردگار اعتراف کند. یادآوری های نعمت های بی شماری که انسان، پیش و پس از تولّد از آن ها بهره مند شده است، او را به عبادت مشتاق می سازد.
فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَیْتِ الَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. (قریش: 4)
خدای کعبه را بپرستند؛ خدایی که هنگام گرسنگی به آنان غذا داد و ایشان را از ترس و خطر، ایمن ساخت.
نقش عبادت در زندگی
عبادت، رنگ خدایی بخشیدن به زندگی، رهایی از بیهودگی، باقی ساختن فانی ها و ساختن فرد و جامعه است. عبادت واقعی، مجموعه دگرگونی هایی است که در فکر و باور شخص، با هدف نهادینه کردن رفتاری ویژه در زمینه ضوابط مذهبی ایجاد می شود. قرآن می فرماید:
کلُّ شی ءٍ هالکٌ اِلاّ وَجهَهُ. (قصص: 88)
هر چیزی جز ذات پاک الهی نابود شدنی است.
هم چنین خداوند در قرآن فرموده است:
ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ (نحل: 96)
آن چه نزد شماست، پایان می پذیرد و آن چه نزد خداست، باقی می ماند.
عبادت واقعی، مایه سازندگی فرد و جامعه، رهایی از فخر فروشی های بی معنا، نادیده گرفتن هوس ها، فرمانبرداری از ذات هستی بخش و آزادی از پرستش طاغوت و ستمگران است که نهایت کمال به شمار می رود. به قول اقبال لاهوری:
آدم از بی بصری، بندگی آدم کرد
گوهری داشت، ولی نذر قباد و جم کرد
یعنی از خوی غلامی ز سگان پست تر است
من ندیدم که سگی پیش سگان سر خم کرد
فساد جوامع نیز بیش تر از پرستش غیر خدا و گرایش به مادیات سرچشمه می گیرد.
جنبه های گوناگون عبادت
روایت های رسیده از ائمه معصومین علیه السلام مشخص می کند که منظور از عبادت تنها برپایی نماز و روزه نیست، بلکه انسان می تواند تمام کارهای روزانه خود را از صبح تا شام برای به دست آوردن رضای خدا انجام دهد که آن نیز عبادت است. در این جا برای نمونه به چند روایت اشاره می کنیم که از برخی عبادت ها نام برده اند:
امام صادق علیه السلام فرمود:
لَیسَت العبادةُ کَثرةُ الصَّومِ و الصَّلوة، انَّما العبادَةُ اَلتّفکّرُ فی اَمرِ اللّه.(1)
عبادت، زیادی نماز و روزه نیست، بلکه اندیشه در عظمت و کار خداست.
منظور امام صادق علیه السلام در این روایت از زیادی نماز و روزه، پرداختن به نماز و روزه های مستحبی است.
1) میزان الحکمة، محمدمحمدی ری شهری، قم، دارالحدیث، 1375، ج 7، ص 542.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اَفضلُ العِبادَةِ، انتظارُ الفَرَج.(1)
برترین عبادت ها، انتظار گشایش و فرج [آمدن امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ] است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
مَنْ خَرجَ یَطلُبُ بابا مِن العِلم، لِیَرُدَّ به باطِلاً الی الحقّ و ضالاًّ الی الهُدی، کان عَمَلُهُ کعبادةِ اربعینَ عاما.(2)
هر کس از خانه بیرون رود تا دانش بیاموزد و به وسیله آن، باطلی را از بین ببرد یا گمراهی را هدایت کند، کار وی مانند چهل سال عبادت خواهد بود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اَلعبادةُ سَبعُونَ جُزئاً اَفضَلُها طَلَبُ الحَلال.(3)
عبادت هفتاد بخش دارد که برترین آن، به دست آوردن مال حلال است.
روایت های زیادی در مورد خدمت به خلق آمده که از بسیاری کارهای مستحبی برتر است. بسیاری از کارها و رفتارهای آدمی نیز اگر با نیّت درست و قصد قربت انجام گیرد، عبادت به شمار می آید. برای نمونه، نگاه محبت آمیز به چهره پدر و مادر، علمای دین، کعبه و قرآن، عبادت شمرده می شوند. البته باید دانست هر یک از این کارها در جای خود عبادت است و هیچ یک نمی تواند جای نماز را بگیرد.
گونه های عبادت
این که عبادت باید چگونه باشد، امر بسیار مهمی است که خداوند، آن را در قرآن یادآوری کرده است. عبادت، غذای روح است، ولی همان گونه که غذای جسم ویژگی هایی دارد تا برای بدن سودمند باشد؛ عبادت نیز ویژگی هایی دارد. از جمله این که عبادت باید خاضعانه، عاشقانه، آگاهانه، پنهانی و خالصانه باشد تا روح را به تعالی برساند.
نماز که یکی از مهم ترین عبادت هاست، باید در نهایت خضوع، فروتنی و سر افکندگی در برابر پروردگار بزرگ صورت گیرد. انسان در حال نماز باید چنان باشد که گویی خداوند را در برابر خود می بیند. هر چه انسان، بزرگی خداوند را بیش تر احساس کند، بیش تر به کوچکی و ناتوانی خود پی می برد و خاضعانه تر به این کار (نماز) می پردازد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اُعبُدُ اللّه کَاَنَّکَ تَراه.(1)
چنان خدا را عبادت کن که گویی او را می بینی.
خداوند نیز در قرآن فرموده است:
و الّذینَ هُم فی صلاتهم خاشِعون. (مؤمنون: 3)
کسانی [رستگارند] که در نمازشان، خاضع و خاشع باشند.
1) مصباح الشریعه، عبدالرزاق گیلانی، تهران، کتاب خانه صدوق، 1360، ص 541.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است:
اِنَّ الدّینَ المَتین، فَاَوغِل فیهِ برفِقٍ وَ لا تُبَغِّض اِلی نَفسِکَ عِبادةَ الله.(1)
همانا دین پابرجا است. پس نسبت به آن مدارا کن (زمانی که آمادگی روحی نداری، خود را مجبور به عبادت نکن) تا عبادت نزد تو مبغوض نشود.
عبادت باید به اندازه باشد و از افراط و تفریط دوری شود وگرنه از عشق به عبادت کاسته می شود.
روزی برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم خبر آوردند که گروهی از امّت تو برای انجام عبادت، همسر و فرزند خود را رها کرده و به مسجد آمده اند. پیامبر فریاد برآورد: «این روش من نیست. من خود با همسرم زندگی می کنم و در خانه می نشینم. هر کس غیر از این انجام دهد، از من نیست».(2)
امام علی علیه السلام نیز فرمود:
ان للقلوب اقبالاً و ادبارا، فاذا اَقبَلَتْ فاحملوها علی النَّوافِلِ.(3)
برای قلب ها، روی آوری و پشت کردن است. پس وقتی دل تمایل پیدا کرد، آن را به نوافل وادار کنید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
صلاةُ رکعتین بِتَدَبُّر، خیرٌ من قیام لَیلَةٍ و القلبُ ساه.(4)
خواندن دو رکعت نماز با توجه، از شب زنده داری ناآگاهانه بهتر است.
در قرآن نیز آمده است:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ. (نساء: 43)
ای کسانی که ایمان آورده اید! در حالی که مست هستید، به نماز نزدیک نشوید تا بدانید چه می گویید.
هم چنین امام صادق علیه السلام فرمود:
مَن صلّی رکعتَینِ یَعلَمُ ما یقولُ فیهما انصرف و لَیسَ بَینَهُ و بَینِ اللّه ذَنبٌ اِلا غَفَر لَهُ.(1)
هر کس دو رکعت نماز بخواند، در حالی که بداند (با چه کسی سخن می گوید و) چه می گوید، گناهش بخشیده می شود.
چه بسا عبادت با ریا و خودنمایی انجام گیرد که در این صورت سودمند و سازنده نخواهد بود. به همین دلیل، به عبادت پنهانی سفارش شده است تا آدمی بر این آفت چیره شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
اَعظَمُ العِبادةِ اَجرا اَخفاه.(2)
پاداش عبادتی بیش تر است که پنهانی تر باشد.
تنها نمازهای جماعت است که اسلام به آشکار کردن آن امر فرموده است که البته آن نیز باید بی ریا و خالصانه باشد. رعایت این جنبه از عبادت برای این است که آدمی، اخلاص واقعی را به دست آورد. گفتنی است پدر و مادر و مربیان هنگام پرورش کودکان باید نماز و دیگر اعمال
عبادی را در برابر آنان انجام دهند تا کودکان و نوجوانان از کارشان الگو برداری کنند.
هر عبادتی باید خالصانه و برای خشنودی خداوند صورت گیرد؛ زیرا عبادت ناخالص به صاحبش بازگردانده می شود. خداوند در قرآن فرموده است:
وَ لا یُشرِک بِعبادةِ ربّهِ اَحَدا. (کهف: 110)
[آدمی باید] کسی را در عبادت با خدا شریک نسازد.
امام رضا علیه السلام فرمود:
مَن شَهَّرَ نَفسَهُ بِالعِبادةَِ فَاتَّهِمُوهُ عَلی دینِه.(1)
هر کس با مطرح کردن عبادت خویش در جامعه، خود را مشهور می کند، نسبت به دین او بدبین باشید.
چنین کسانی، دین را دست مایه ای برای فریب مردم و رساندن خود به مقام های دنیایی می سازند. در این صورت، عبادت بی اخلاص مانند پیکر بی جان و روح است.
در قرآن آمده است:
وَ ما اُمِرُوا الاّ لِیَعبُدوا اللّه مُخلِصینَ لَهُ الدّین... (بینه: 5)
و امر نشدند مگر این که خدا را با اخلاص تمام در دین حق پرستش کنند...
1) بحارالانوار، ج 70، ص 352.
فصل سوم: نماز
با واژه عبادت، جنبه ها و چگونگی آن آشنا شدیم. از آن جا که نماز، برجسته ترین نوع بندگی است، به بررسی معنای لغوی و اصطلاحی آن می پردازیم.
معنای لغوی نماز، دعا، طلب آمرزش، رحمت، مغفرت(1)و معنای اصطلاحی آن در شرع، عملی مرکب از رکوع، سجود، قرائت و ذکر همراه با نیت و شرایط ویژه است که با تکبیر آغاز می شود و با سلام پایان می یابد.(2)
اینک در ادامه بحث، جایگاه نماز و اهمیت آن را در متون دینی (قرآن و حدیث) بررسی می کنیم.
جایگاه نماز در اسلام
نماز در اسلام به عنوان «نهر جاری»، «معراج مؤمن»، «ستون»، «چهره» و «رأس دین» معرفی شده است. نماز تنها عبادت فراگیر و همگانی است که از همه ذکرهای الهی از جمله حمد ـ که گنجی از گنج های خدای سبحان به شمار می رود ـ برخوردار است.
نماز، حدیث عشق مؤمن و بهترین وسیله ارتباط او با حضرت حق است و می تواند عاشقانه ترین و زیباترین حالت ها و پرورش های الهی را در نمازگزار پدید آورد.
افزون بر آن، رفتار اولیای خدا نیز این جایگاه را هر چه بیش تر تبیین
می کند. برای نمونه، امام حسین علیه السلام حتی ظهر عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن، نماز را به پا داشت.
در مورد دیگر پیشوایان معصوم علیهم السلام نیز آمده است که هنگام نماز، چهره شان رنگ می باخت و در برابر پرسش حیرت زدگان می فرمودند:
جاء وَقتَ الصَّلاة، وَقتُ اَمانةٍ عَرَضَها اللّهُ عَلَی السَّمواتِ وَ الارضِ و الجِبالَ فَابَینَ اَنْ یَحْمِلْنَها و اَشفَقْنَ منها.(1)
هنگام نماز فرا رسیده است؛ هنگام باز پس دادن امانتی که خدا بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کرد، ولی آن ها از پذیرش آن سر باز زدند و ترسیدند.
در آیات قرآن نیز فرد بی نماز، اهل جهنم شمرده شده است:
ما سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ. (مدثر: 42 و 43)
به دوزخیان می گویند: چه چیز شما را به جهنم در آورد؟ می گویند: ما از نمازگزاران نبودیم.
اهمیت این امر در اسلام تا آن جاست که به پدران و مادران سفارش می کند فرزندان خود را پیش از سن تکلیف (7 ـ 8 سالگی) به نماز خواندن وادار کنند و گاهی اگر لازم شد، در برابر بی اعتنایی آن ها، خشونت نشان دهند.(2)
با توجه به موارد یاد شده، روشن است که اگر بخواهیم جامعه ای با ایمان و فرزندانی خو گرفته با نماز و مصون از تهاجم فرهنگی داشته باشیم، باید کودکان را به این عبادت مهم تشویق کنیم تا هر چه بیش تر به
نماز و عبادت علاقه مند گردند. این مهم نیز به شناخت دقیق ما از روحیه و ویژگی های کودکان بستگی دارد که در بخش های آینده، راه های رسیدن به آن و جذب کودکان به نماز را به تفصیل بیان خواهیم کرد.
إنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ. (عنکبوت: 45)
به درستی که نماز[،اهل خود را] از هر کار زشت و منکری باز می دارد.
إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئاتِ. (هود: 114)
به درستی که نیکی ها [از جمله نماز،] بدی ها را از بین می برد.
الا بِذِکر اللّه ِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبِ. (رعد: 28)
آگاه باشید که دل ها با نام خدا آرام می گیرد.
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی. (طه: 14)
نماز را برای یاد من به پا دار.
اِستَعینُوا بِالصَّبر وَ الصَّلاةِ. (بقره: 45)
[در مشکلات،] از بردباری و نماز کمک بگیرید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:
بالحِمَّة تکونُ عَلی باب الرَّجُلِ فَهو یغتَسِلُ مِنها فِی الْیَوم و اللَّیلَةِ خَمسُ
مرّاتٍ فما عَسی اَن یَبقی عَلَیه مِنَ الدّرنِ.(1)
نماز هم چون جوی آب گرمی است که انسان روزی پنج بار خود را در آن شست و شو می دهد و دیگر چرکی در او باقی نمی ماند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم در خطبه ای دیگر فرمود:
و اِنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبُ حَتَّ الوَرقِ و تُطَلِّقُها اِطلاقَ الرّبق .(2)
نماز، گناهان را مثل فرو ریختن برگ درختان فرو می ریزد و گردن انسان را از ریسمان گناه آزاد می کند.
باید گفت نمازی شوینده گناهان و سازنده است که با شرایط آن خوانده شود. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است:
لا یَقبَلُ اللّهُ صَلوةَ عَبدٍ لا یَحضُرُ قَلبُهُ مَعَ بَدنِه.(3)
خدا نماز بنده ای را که قلبش با بدنش در نماز حاضر نباشد؛ نمی پذیرد.
دل اگر با تو نباشد به نماز
عادت است آن، نه عبادت باشد
به نیاز آ، چو درآیی به نماز
تا تو را فیض زیارت باشد(4)
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرمود:
الصَّلوةُ عَهدُ اللّه؛(5)نماز پیمان خدا با ماست.
وَ هِی عَمُودُ دِینِکُم؛(6)نماز پایه و ستون دین است.
مَوضِعُ الصَّلاةِ مِنَ الدّینِ کَمَوضِعِ الرَّاسِ مِنَ الجَسَدِ؛(1)نماز به منزله سر نسبت به تن است.
الصَّلاةُ مِفتاحُ الجَنَّةِ؛(2)نماز کلید بهشت است.
امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز فرموده است:
وَ الصّلوةَ تَنزیها عَنِ الکِبرِ؛(3)نماز داروی تکبر است.
دریافتیم که فطرت آدمی با عبادت سرشته است و این عبادت و خضوع در برابر ذات یگانه پروردگار، مایه سازندگی و رسیدن او به تکامل خواهد بود. نماز نیز والاترین عبادت ها به شمار می رود که نمایانگر حضور فقر مطلق در برابر کمال مطلق است. این عبادت در همان حال که آدمی را از تیرگی نفس و خود پرستی بیرون می آورد، به اوج ملکوت می رساند. افزون بر آن، نماز، ملاک ارزش آدمی و شاخص پذیرش دیگر عبادت ها شمرده می شود. امام صادق علیه السلام فرموده است:
اِن قُبلَت قُبِلَ ما سِواهَا و اِن رُدَّت رُدَّ ما سِواها.(4)
اگر نماز پذیرفته شود، دیگر عبادت ها نیز پذیرفته می شود و اگر نماز پذیرفته نشود، دیگر عبادت ها نیز پذیرفته نمی گردد.
بخش دوم: اصول پرورش دینی کودک
زیر فصل ها
فصل اول: ویژگی های کودک
فصل دوم: اصول پرورش دینی کودک
فصل اول: ویژگی های کودک
هدف مربّی در پرورش، ساختن شخصیّت کودک است. او در این راه می کوشد بر اساس معیارهای پذیرفته شده، شخصیت کودک را بسازد. این
پرورش باید با برنامه ریزی اجرا شود تا نتیجه بخش باشد. همان گونه که در بخش پیشین گفته شد، اگر هدف مربّی یا پدر و مادر، علاقه مند کردن فرزند به نماز باشد، ضروری است که:
ویژگی های کودک را به درستی بشناسد.
با اصول و آیین پرورش به خوبی آشنا باشد.
برنامه و شیوه های ویژه ای را برای این کار برگزیند.
چون این پرورش باید از زمان خردسالی آغاز شود، در این فصل برآنیم تا ابتدا ویژگی های جسمی کودک را بشناسیم و سپس به نیازهای روحی و روانی او بپردازیم.
کودک، زندگی وابسته ای دارد و با سرپرستی و ولایت دیگران زندگی می کند. گفته های دیگران به شدّت در کودک تأثیر می گذارد؛ زیرا طرح، فکر و بینش شناخته شده و منسجمی از خود ندارد. کودک بسیار رنگ پذیر و انعطاف پذیر است و در راه ساخته شدن شخصیتش، با دگرگونی های زیادی رو به روست. قلمرو سنی کودک، از زمان تولد تا دوازده سالگی را در بر می گیرد.(1)
دوره های رشد کودک
در مورد این که مرحله نوزادی چه زمانی را در بر می گیرد، نظرهای گوناگونی وجود دارد. نظری که از حمایت بیش تری برخوردار است و با واژه «شیرخوارگی» نیز سازگاری دارد، آن است که این مرحله با تولد نوزاد آغاز می شود و تا دو سالگی ادامه می یابد.(2)این آیه قرآن نیز مطلب
یاد شده را تأیید می کند:
َ الْوالِداتُ یُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَیْنِ کامِلَیْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ.(بقره: 233)
مادران باید دو سال کامل فرزندان خود را شیر بدهند، برای آن کس که بخواهد فرزند را کامل شیر دهد... .
بعضی از روان شناسان، دو سال اول زندگی را یک مرحله شمرده و آن را به دو دوره نوزادی و کودکی تقسیم کرده اند. دوره نوزادی از تولد آغاز می شود و تا دو هفتگی ادامه می یابد و پس از آن را تا دو سالگی، کودکی می نامند.
از تولد تا شش ماهگی
حالت تنش زمانی در کودکی پدید می آید که در شرایط ناراحت کننده ای قرار گیرد. نوزاد این حالت را با انقباض ماهیچه ها، افزایش درجه حرارت، دگرگونی در تنظیم فعالیت قلب و دستگاه تنفس و هم چنین ناراحتی های گوارشی نشان می دهد.
معمولاً پس از حدود دو ماهگی، هیجان در برابر محرک های خوشایند به صورت شادی، خنده و صداهای ویژه دیده می شود. او با واکنش در برابر حرکت دیگران، با صدای بلند می خندد و با چشم خویش، حرکت نور، صدا و اشخاص را پی می گیرد.(1)
1) مراحل رشد و تحول انسان، محمدرضا شرفی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368، چ 3، ص 144.
کودک در همان ساعت های آغازین تولد، محرک های پیرامونش را درک می کند و این محرک ها بر روی او اثر می گذارد. از این رو، در شرع مقدس اسلام سفارش شده است که پس از تولد کودک، در گوش راست او، اذان و در گوش چپش، اقامه گفته شود.
گفتنی است برانگیختگی آغازین نوزاد، به هیجان هایی مانند: خشم، نفرت و ترس (در حدود 6 ماهگی) تبدیل می گردد. واکنش در برابر محبّت نیز پیش از دوازده ماهگی و حسادت نزدیک به هجده ماهگی دیده می شود. در این جا لازم است به بررسی برخی ویژگی های دوران کودکی بپردازیم.
ویژگی های کودکان دو تا چهار ساله
تقلید: کودک در این دوره، به راحتی با هم سالان و بزرگ سالان، همانند سازی می کند.
رقابت: او که میل به برتری طلبی دارد، می کوشد هر کاری را به درستی انجام دهد تا مورد تشویق قرار گیرد.
همکاری: کودک در پایان سه سالگی، به بازی های گروهی و همکاری با دیگران دل بستگی پیدا می کند.
هم دردی: پس از سه سالگی، احساس هم دردی او با دیگران، در ناراحتی ها نمایان می شود.
بخشندگی: از دادن اسباب بازی یا خوراکی خود به دیگران خوشحال می شود. البته برخی کودکان از این صفت محرومند و از دادن
مال خود به دیگران خودداری می کنند.
پدر و مادر و مربّی با توجه به این ویژگی ها می توانند بهترین بهره را از این دوران ببرند و با راهنمایی کودک به سوی مقصد دلخواه، صفت های اخلاقی و انسانی را در او رشد دهند. آنان با توجه به تقلید پذیری کودک باید بکوشند در برابر او نماز بخوانند. هم چنین با دیدن نخستین کنش کودک در ادای رکوع و سجده، باید او را تشویق کنند تا از همان کودکی، زمینه دل بستگی وی را به نماز فراهم آورند.
ویژگی های کودکان چهار تا هفت ساله
در این دوره از رشد، افزون بر صفت های یاد شده در دوران دو تا چهار سالگی، حسّ پذیرش اجتماعی و کنجکاوی نیز در او بیدار می شود و رشد می کند. او در این دوره، خواهان فاصله گرفتن از مادر، هم نشینی با هم سالان و حضور در میان جمع هم بازی هاست.
برای نمونه، در رفتار کودک پنج ساله آرامش و سازگاری دیده می شود، اعتماد به نفس و صمیمیّت دارد و می خواهد مورد توجّه و تأیید بزرگ تران (پدر و مادر و مربّی) قرار گیرد. وی نیازمند محبت و تشویق است، در بازی های گروهی شرکت می کند و وابستگی زیادی به مادرش دارد.
1) روان شناسی تربیتی، رضا نوری و علی رضا مرادی، تهران، مرکز تربیت معلم، 1368، صص 96 ـ 100.
هم چنین کودک در شش سالگی از این که دیگران اشتباه های او را یادآوری کنند، می رنجد. کودک در چنین دوره ای، زود آزرده خاطر و دلسرد می شود و نیازمند ستایش است. بیش از گذشته، از بزرگ سالان تقلید می کند و در رفتار و گفتار دیگران دقیق می شود تا آگاهی های بیش تری به دست آورد و رفتارهای جدیدی را بیاموزد.
این کنجکاوی کودکان می تواند هشداری برای پدر و مادران باشد تا رفتار و گفتار خود را بیش تر کنترل کنند و به ویژه مراقب روابط زناشویی خود باشند؛(1)زیرا در این دوران افزون بر حسّ کنجکاوی، دل بستگی کودک به مادر و پدر به ویژه مادر زیاد است و بیش ترین برداشت ها را از رفتار ایشان می کند. البته رعایت این گونه مسایل و رفتارها به سن ویژه ای اختصاص ندارد و پدر و مادر همیشه باید این مسایل را رعایت کنند. این مسأله در سخنان پیشوایان دینی ما نیز به چشم می خورد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
ایّاکَ وَ الجِماع حَیْثُ یَراکَ صَبی بان یَحْسُنَ اَنْ یَصِفُ حالُکَ.(2)
از عمل زناشویی در حالی که کودکی می نگرد و می تواند برای دیگران شرح دهد، بپرهیز.
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نیز فرموده است:
لا یُجامِعُ الرّجُلٌ اِمرأتُهُ وَ لا جارِیَتُهُ فِی البَیتِ صَبِی فَاِنَّ ذلِکَ مِمّا یُورِثُ الزِّنا.(3)
مرد نباید با همسر یا کنیزش در اتاقی که کودکی باشد، هم بستر شود؛ زیرا این کار سبب زناکار شدن کودک خواهد شد.
از دیگر ویژگی های این سن، پیدایش روحیه استقلال خواهی کودک است. او در این دوره به گونه ای ذاتی، به استقلال گرایش پیدا می کند و خود را برای رو به رو شدن با مشکلات آماده می سازد.(1)
متأسفانه بسیاری از پدران و مادران نه تنها به پرورش استقلال و اعتماد به نفس فرزندان کمک نمی کنند، بلکه با سرزنش و عیب جویی، روح استقلال خواهی را در آنان از میان می برند، از نوآوری های کودک جلوگیری می کنند و او را دلسرد می گردانند. این کار سبب می شود کودکان در بزرگ سالی و هنگامی که از پدر و مادر خویش جدا می شوند، در زندگی آینده با حوادث و دشواری هایی روبه رو گردند. پس بهتر است که پدر و مادر به ندای استقلال خواهی کودکان پاسخ مثبت دهند، کارها و مسئولیت هایی را به آنان واگذار کنند و در صورت نیاز، یاریگر و مدد کارشان باشند.
فرزند خُرد را به مشقّت بزرگ کن
کز زحمت است هر که به راحت رسیده است
امام کاظم علیه السلام فرمود:
1) آیین تربیت، ابراهیم امینی، تهران، انتشارات اسلامی، 1359، ص 176.
یُسْتَحَبُّ غَرامَةُ الْغُلاُمِ فی صِغَرهِ لَیکُونَ حَلیما فی کِبرِهِ.(1)
خوب است طفل در کودکی با سختی ها آشنا شود تا در بزرگی، بردبار باشد.
ویژگی های کودکان هفت تا دوازده ساله
به باور روان شناسان، کودک تا این سن، چهار مرحله رشد را پشت سر گذاشته است. از جمله ویژگی های این دوره به موارد زیر می توان اشاره کرد:
1 ـ تقلید شدید از دیگران: کودک می کوشد مانند الگوهایش باشد.
2 ـ یادگیری: برای آموزش، آمادگی پیدا می کند.
3 ـ فعالیت: در این دوره، پرکاری در مدرسه جایگزین کم کاری در خانه می شود.
4 ـ نوآوری: او در این دوران، نوآوری هایی از خود نشان می دهد.
5 ـ صاحب نظر: کودک در هر موردی نظر می دهد و انتظار دارد که به نظرهایش اهمیّت داده شود.
6 ـ آموزش پذیری: کودک در این دوران سخن دیگران را بیش تر می پذیرد و خوب و بد را شناسایی می کند.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرموده است:
اَلْوَلَدُ سَیّدٌ سَبْعَ سِنین و عَبْدٌ سَبْعَ سِنین وَ وزیرٌ سَبْعَ سِنین.(2)
فرزند هفت سال سروری می کند، سپس هفت سال فرمانبردار است و هفت سال بعد مشاور است.
7 ـ رشد: کودک رشد شناختی پیدا می کند. او می تواند جزء و کل، بزرگ و کوچک، زشت و زیبا و ردیف کردن را درک و بازگو کند.
8 ـ مقایسه: وضع خانوادگی خود را با هم سالان و خویشان مقایسه می کند.
9 ـ گرایش به مذهب: در این دوره، شوق مذهبی در کودک زیاد است. او به انجام واجبات و شرکت در مجالس دینی دل بستگی پیدا می کند. این دوره، زمانی است که باید گناه و ثواب را به او شناساند و اگر گناهی انجام داد، باید او را ادب کرد و از مجازات خداوند ترساند.(1)
رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:
رَحِم اللّهُ مَنْ اَعانَ وَلَدُهُ عَلی بِرِّهِ ـ (قال قُلْتُ کَیْفَ یُعینُهُ عَلی بِرّه؟ قال:) یَقْبَلُ مَیْسُورَهُ وَ یَتَجاوَزُ عَن مَعْسُورِه و لا یُرهِقُه و لا یَخُرقُ بِهِ.(2)
خداوند رحمت کند پدری را که فرزندش را در راه نیکوکاری کمک کند. (راوی پرسید: چگونه؟ حضرت فرمود:) آن چه در توان اوست بپذیرد، کار سخت را به او وا نگذارد. او را به گناه وادار و تشویق نکند، به او دروغ نگوید و در برابر دیدگان او، کار احمقانه انجام ندهد.
هنگامی که دوره پیش از دبستان به پایان می رسد، مفاهیم اخلاقی به تدریج نزد کودکان به شکلی گسترده تر نمود می یابد. در دوره دبستان، این گستردگی مفاهیم به اوج خود می رسد و کودک با استفاده از قدرت
تعمیم، از مفاهیم اخلاقی شناخت بیش تری پیدا می کند، در حالی که در دوره پیش، مفاهیم اخلاقی، برای او معانی محدود و معیّنی، داشتند.
در این دوران، پدر و مادر و مربیّان پرورشی می توانند نماز، نیایش و واجبات دینی را به فرزندان خود آموزش دهند و در این مورد نباید کوتاهی کنند؛ زیرا این دوره جزو دوران زندگی خردگرایانه کودک است و او تلاش دارد خود، همه چیز را بررسی و آزمایش کند. چون کودک در این دوره، برهان پذیر است هر سخن منطقی را می پذیرد.
رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم از پدران آخرالزمان شکایت دارد و می فرماید:
... لا یَعْلَمُونَهُمْ شَیئا مِنَ الْفَرائِضِ... و رضوا عنهم به عرض یسیرُ من الدنیا.(1)
... [پدران] واجبات دینی را به فرزندان خود نمی آموزند... و به [سهم] ناچیزی از امور مادی دنیا در مورد آنان قانع و راضی هستند.
هم چنین ایشان فرموده است:
مُرُّوا صِبیانَکُم بِالصَّلوةِ اِذا بَلَغُوا سَبْعا.(2)
هنگامی که کودکان شما به هفت سالگی رسیدند، به آنان دستور بدهید که نماز بخوانند.
برای پرورش و سازندگی کودک به ویژه علاقه مند کردن او به نماز، ابتدا باید ویژگی های جسمی و روحی وی را به خوبی بشناسیم. سپس با
اصول کلی و جزئی پرورش آشنا شویم تا بتوانیم در این راه، موفقیت کامل را به دست آوریم.
برای پرورش الهی، پیروی از اصولی کلی، لازم و ضروری است که باید به منزله راهنما و راهکار برای همه اقدامات پرورشی به کار گرفته شود. مربّی باید از به کارگیری روشهایی که بر اساس آن اصول نیست، پرهیز کند. شایسته است این اصول در همه عرصههای پرورش عقلانی، اخلاقی و اجتماعی جریان پیدا کند. در این جا شماری از اصولی را که ناظر به فرآیند پرورش دینی است، مرور میکنیم.
واژههای «اصل» و «اصول» تقریبا در همه دانشهای بشری به کار میرود و در آموزش و پرورش نیز از آنها سخن به میان میآید. با این حال، باید بدانیم مراد از اصول چیست؟
واژه «اصل» در لغت، به معنای «پایه و اساس» است، ولی از نظر اصطلاحی، در علوم گوناگون، کاربرد واحد ندارد، بلکه در هر دانشی، این واژه در معنایی متناسب با آن دانش به کار میرود. اصول در اصطلاح آموزش و پرورش، قواعدی کلّی است که مبنای فعالیتهای پرورشی قرار میگیرد و در تعیین و هدایت دگرگونیهای اصلاحی و رشدی کاربرد دارد. پس هنگامی که از اصول آموزش و پرورش سخن میگوییم، باید خود را به بیان قواعدی محدود کنیم که به عنوان راهنمای عمل، تدابیر آموزشی و پرورشی ما را هدایت میکنند.
آن چه در این بخش به عنوان مبانی میآید، ویژگیهای عمومی انسان است که شاخهای از توصیف انسان به شمار میرود. ما در این جا اصول
اساسی پرورش را برای آن ویژگیها بیان میکنیم. آن گاه به توضیح برخی اصول مربوط به روشهای جذب کودکان به نماز خواهیم پرداخت. (1)
از آن جا که آدمی با توانایی و گنجایشهای وجودی گوناگونی آفریده شده است، در هر دوره از زندگی، روحیه و توانایی جسمانی ویژهای پیدا میکند. بنابراین، برای پرورش او، به کارگیری اصول و باید و نبایدهای ویژهای لازم است. به عبارت دیگر، «اصل» در اینجا به معنای قواعدی عام برای پرورش انسان است که از شناخت حقیقت و جنبههای وجودی انسان سرچشمه میگیرد.
از کجا آمدهام، آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم (2)
پیش از پرداختن به این اصول، در آغاز باید ویژگیهای آدمی یا به عبارتی، مبانی وجود او را شناخت و آن گاه اهداف آفرینش او را در نظر گرفت.
برای مثال، اگر به مبنایی به نام ناتوانی در انسانها پی ببریم، در راه پرورش، از همگان تکلیف یکسان نخواهیم خواست، بلکه در آن جا، تکلیف هر کس به اندازه توانایی او خواهد بود.
در این بخش، برخی از مبانی پرورشی که در نهاد انسان قابل کشف است، بیان میشود. این اصول بدین قرار است:
تأثیرپذیری انسان
تأثیر گذاری انسان
آراستگی سخن و سخنگو
رعایت تفاوتهای فردی
کرامت تکوینی انسان
دلبستگی
عوامل گوناگونی در رفتار و شخصیت انسان تأثیرگذار است که از آن جمله میتوان از وراثت، پدر و مادر، دوستان، محیط اجتماعی، همسالان و آموزگاران نام برد که برای سامان دهی پرورش درست باید به دامنه تأثیر همه این عوامل توجه کرد. رفتار پدر و مادر در خانواده میتواند بر کودک تأثیر بگذارد و او را دگرگون سازد. هم چنین حضور دوستان و هم سالان به ویژه در دوران نوجوانی در شکلگیری شخصیت، رفتار، ارزشها و نگرشهای فرزندان تأثیر بسزایی دارد.
کودکان از راه سرمشق دهی کارهایی که قابل الگو پذیری است و با تقویتیا تنبیه پاسخهای ویژه، ارزشیابی فعالیتهای یکدیگر و
بازخوردی که به هم میدهند، بر یکدیگر تأثیر میگذارند. (1)
محیط اجتماعی نیز در دگرگونی یا یکسان سازی رفتارها و نوع نگرش به ارزشها تأثیر مهمی دارد، ولی متأسفانه برخی از کارشناسان، برخورد پدر و مادر را تنها عامل تأثیر گذار در رفتار فرزندانشان میشمارند و به محیط نامناسب اجتماع توجهی ندارند. این در حالی است که تأثیر آنچه کودکان از محیط خود میگیرند، از آن چه از پدر و مادر خود میآموزند، کمتر نیست. بنابراین، برای زدودن پارهای از رفتارهای نادرست و ایجاد کردارهای مطلوب باید میان عوامل تأثیر گذار در انسان هماهنگی ایجاد کرد. افزون بر تلاش برای اصلاح اجتماع، میتوان از روشهای زمینهسازی و الگوسازی بهره برد.
بر اساس این روش، باید شرایطی را به وجود آورد که آسانکننده حالتها و رفتارهای مطلوب هستند. برای توضیح بیشتر، به مطالبی در این زمینه اشاره میکنیم:
یکی از حقوق فرزند بر پدر آن است که در انتخاب همسر، کسی را برگزیند که از جهت جسمانی و اخلاقی، توانایی پرورش فرزند را داشته باشد. افزون بر آن، شرایط انعقاد نطفه از نظر زمان و حالت روحی پدر و مادر (ذکر و توجّه به خدا) باید مناسب باشد. هم چنین باید برای نوزاد، نامی نیکو انتخاب شود.
1) رشد و شخصیت کودک، هنری مایسن، برگردان: مهشید یاسایی، نشر مرکز، تهران، 1377، ص 502.
گفتنی است تغذیه نوزاد با شیر مادر یا دایه نیز باید با ایجاد زمینههای معنوی همراه باشد. در مورد مادر، از وضو ساختن و ذکر نام خدا هنگام شیر دادن و در مورد دایه، از انتخاب زن مسلمان و خردمند، میتوان نام برد. افزون بر آن، گشاده دستی در فراهم ساختن ساز و برگ و محل زندگی خانواده به ویژه فرزندان باید مورد توجه قرار گیرد.
همه این موارد ناظر به ایجاد شرایط مناسب و زمینههای باروری روحی است که امکانات لازم برای شکلگیری دلخواه روح فرد از جهت جسمی، اخلاقی و روانی را فراهم میآورد. برای نمونه، میتواند او را به خدا، نماز و ارتباط با آفریدگار خود مشتاق سازد.
الگوگیری، حالتی است که انسان هنگام پیروی از دیگری پیدا میکند و از نظر این که پیروی از چه کسی باشد، ممکن است اسوهای نیک یا بد برای انسان فراهم آید. (1)
در این روش، مربّی میکوشد نمونه کردار مثبت و مناسب را به صورت زنده در برابر دید دانشآموز قرار دهد و بدین گونه، جایگاه اجتماعی او را دگرگون سازد تا او نیز پیروی کند و حالت نیکویی چونان عمل نمونه را در خویش پدید آورد. خداوند در قرآن کریم، زندگی رفتاری پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم را برای مسلمانان به عنوان الگو معرفی کرده است:
اِنَّ لکمُ فی رسولِ اللّه اُسْوَةٌ حَسَنةً. (احزاب: 21)
1) مفردات، ص 18.
در وجود رسول خدا، برای شما الگوی نیکویی است.
اگر مربّی در راه پرورش کودک تلاش کند وی را با خانوادههای مذهبی و کودکان پای بند به دستورهای اسلامی به ویژه نماز آشنا کند و زمینه ارتباط او را با اینگونه خانوادهها فراهم سازد، کودک به طور ناخودآگاه، به نماز و واجبات دینی دلبستگی پیدا میکند.
این روش از شیوههای عینی و کاربردی آموزش و پرورش است و بر جان و دل فرزندان مینشیند. کودک در سالهای نخست زندگی به طور هم زمان از پدر، مادر، اطرافیان و همبازیهای خود الگو میپذیرد و هنگامی که به سن نوجوانی رسید، از دوستان و شخصیتهای اجتماعی، فرهنگی و معنوی، الگو میگیرد.
اگر پدر و مادر، آموزگاران، مربیان و شخصیتهای جامعه بکوشند رفتار درست و سازنده را در برابر دیدگان کودک و نوجوان به نمایش بگذارند و الگوسازی کنند، میتوانند شخصیت نوجوان و جایگاه اجتماعی وی را دگرگون سازند و او را به گونهای عینی پرورش دهند. بنابراین، همه آنان باید در اصلاح رفتار و اخلاق خود بکوشند؛ زیرا اخلاق و رفتار ایشان، الگوی رفتاری کودک و نوجوان است.
مولوی، روش الگوسازی را بنا بر گفته امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در قالب تمثیلی زیبا چنین بیان میکند: «زنی سرآسیمه نزد امام علی علیهالسلام آمد و گفت: فرزندم بالای ناودان رفته و با خطر سقوط روبهرو است. امام علی علیهالسلام فرمود: کودکی را بر پشت بام ببرید تا کودک بر ناودان رفته، پایین آید.» مولوی این داستان را چنین به نظم درآورده است:
یک زنی آمد به پیش مرتضی
گفت: شد بر ناودان طفلی مرا
گرش میخوانم، نمیآید به دست
ور هِلم، ترسم که افتد او به پَست
نیست عاقل تا که دریابد چو ما
گر بگویم کز خطر سوی من آ
هم اشارت را نمیداند به دست
ور بداند، نشنود؛ این هم بدست
از برای حق شمایید ای مهان
دستگیر این جهان و آن جهان
زود درمان کن که میلرزد دلم
که به درد از میوه دل بگسلم
گفت: طفلی را بر آور هم به بام
تا ببیند جنس خود را آن غلام
سوی جنس آید سبک ز آن ناودان
جنس بر جنس است عاشق جاودان
زن چنان کرد و چو دید آن طفل او
جنس خود، خوش خوش بدو آورد رو
سوی بام آمد ز متن ناودان
بر اساس این ویژگی، انسان میتواند از تأثیرپذیری خود در برابر موقعیّتها و عوامل محیطی جلوگیری کند و حتی منشأ تأثیرگذاری و جهتدهی به آنها باشد. در این جاست که ضرورت توجه به اصل «مسئولیت» آشکار میشود. افزون بر این، اگر فردی تنها به سبب خوبی محیط و موقعیت، سالم باشد، نمیتوان گفت که به تحول تربیتی مطلوب دست یافته است. باید سرسختی کودک را در برابر شرایط سخت و بد افزایش داد و او را چنان بار آورد که به جای نرمی در برابر فشارهای بیرونی، از الزامهای درونی پیروی کند.
در این جا میتوان از روش «واگذاری مسئولیت و تکلیف» برای افزایش استقامت کودک استفاده کرد.
احساس مسئولیت، نتیجه روشنگری است. بدین معنا که کودک را با دلیلهای روشن و در سطح فهم خود او پرورش دهیم؛ زیرا اگر به او آگاهی و شاخص داده شود و به حکمتها و چراهای مسایل دینی و زندگی آشنا باشد، خود به خود به آنها دلبستگی پیدا میکند. چنین فردی اگر در آینده با افراد بیدین برخورد کند، به راحتی رنگ نمیبازد و در پی آن، روحیه نقّادی نیز در وی پدیدار میشود. او اگر دلیل و ریشه هر چیز را بداند، میتواند آنها را به عنوان شاخص ارزشیابیهای خود در زندگی به کار برد و کمتر دچار مشکل گردد.
کشش آدمی به زیبایی و نیکی کردن، یکی از ویژگیهای روحی او به شمار میآید. با توجه به این ویژگی، میتوان از دو اصل پرورش اسلامی سخن گفت: «اصل آراستگی» که ناظر به جذبه حسن بوده و «اصل بخشش» که ناظر به جذبه احسان است.
اصل آراستگی بیانگر آن است که در جریان پرورش باید ظاهر آنچه را که عرضه میشود، نیک و آراسته ساخت تا گرایشها برانگیخته شود. برای نمونه مربّی برای نهادینه شدن عشق به نماز در کودک، باید آن را بیاراید. به دیگر سخن، از جذبه حسن در حرکت دادن کودک به سوی هدف بهره جوید و در این راه، از آراستن ظاهر و سخن استفاده کند.
مربّی برای برقرار کردن ارتباط پرورشی باید به آراستگی ظاهر خود بپردازد تا از نفرت و گزند دیگران به دور باشد. خداوند در مورد رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز از همان آغاز برانگیخته شدن و دعوت به یکتا پرستی، به ایشان دستور داد پاکیزه باشد:
یا اَیُّهَا المُدّثِّر، قُمْ فَاَنْذِرْ وَ رَبَّکَ فَکَبّر و ثِیابَکَ فَطّهِر. (مدثر: 1 ـ 4)
ای جامه به خود پیچیده! برخیز و مردم را بیم ده و خدایت را به بزرگی یاد کن و جامهات را از آلایش، پاکیزه نگه دار.
اسلام همواره مسلمانان را به پاکی و پاکیزگی سفارش میکند و به ویژه مربّیان را بیش از دیگران مورد خطاب قرار داده است.
سخن، آینه مفاهیم و معانی است. این آینه هر چه صیقلیتر باشد، به همان
اندازه بر شفّافیت و نفوذ مفاهیم و معانی در شنونده خواهد افزود. به اشتباه و با ابهام سخن گفتن به منزله پایمال کردن معانی است. چنین نیست که اگر محتوا برجسته باشد، در هر قالبی به چشم آید. مربّی نباید در نمایش معانی خویش، هر واژهای را که زودتر از واژههای دیگر به ذهنش رسید، به کار گیرد، بلکه باید در کنار توجه به محتوا، بکوشد تعبیرهای زیبا بیافریند. گاه یک تعبیر خوب به تنهایی، هم وزن یک کتاب، در خود سخن جا داده و اثرش در آدمی پایدار و پر دوام است.
گفته شد که با توجه به ویژگی جذبه حسن در آدمی، باید از اصل آراستگی استفاده کرد و به دلیل جذبه احسان در او، باید از اصل بخشش در راه پرورش وی بهره جست. خداوند حکیم، خود، در جایگاه پرورش انسان، با او با بخشش و نیکی بسیار رفتار کرده و حتی مهربانی ورزیدن را بر خود واجب گردانیده است:
کَتَبَ عَلی نَفْسِهِ الرحمة. (انعام: 11)
خدا رحمت را بر خود واجب ساخته است.
هم چنین در قرآن آمده است:
اگر بخشش و مهربانی خدا، در دنیا و آخرت شامل حال شما نبود، به سبب آنچه انجام دادید، مجازات سختی به شما میرسید. (نور: 14)
پس بر اساس اصل بخشش، رفتار مربّی نباید به رفتار کودک و نوجوان وابسته باشد، بلکه باید بر پایه اصل بخشش و مهربانی از سوی خود او به کار رود. با توجه به این اصل، میتوان از چهار روش پرورشی بخشایش، توبه، مژده دادن و پاداش دادن سخن گفت.
بر اساس این اصل، مربّی در مجازات کودک شتاب نمیورزد و او را وا میگذارد تا فرصتهای لازم را برای اصلاح خود دریابد.
برخورد مربّی با فرد گناهکار باید نمود مهربانی باشد و به محض دیدن اشتباه در کودک، او را از خویش نراند، بلکه باید این گمان را باقی گذارد که او متوجّه اشتباه خویش نبوده است و این اشتباه را به او یادآوری کند. همچنین اگر او از کار خود پوزش خواست، آن را بپذیرد.
پرورش، نیازمند تن دادن به تکالیفی است که به طور طبیعی رغبت را در انسان از میان میبرد. باید به گونهای از این تلخی کاست تا پذیرش تکلیف آسانتر شود. یکی از این راهها، مژده دادن به بخششهایی است که پس از به دوش گرفتن تکلیف، به فرد ارزانی میشود و نمادی از بخشش و مهربانی است. مژده در نهاد آدمی، امیدی را میآفریند که فرد به یاری آن، زحمت را به جان میخرد.
مژده دادن به افراد سنین پایینتر باید دامنه زمانی کوتاهتری داشته باشد. دادن بشارتها و وعدههای بلندمدت در مورد کسانی به کار میرود که دوران کودکی را پشت سر گذاشته و به میزان مطلوبی از بازداری نفس و آینده بینی دست یافته باشند.
اصل بخشش ایجاب میکند که اگر کودک، کار درستی (هر چند ناچیز) انجام دهد، مربّی آن را بیپاسخ نگذارد و حتی گاهی لازم است این پاداش از اندازه عدالت درگذرد تا نماد بخشش باشد.
وَ مَنْ یَقْتَرِف حَسَنَةً نَزِد لَهُ فیها حُسْنا. (شوری: 23)
هر کس کاری نیکو انجام دهد، ما بر نیکوییاش میافزاییم.
هنگامی که مربّی بیش از اندازه شایستگی، کودک را مورد لطف قرار دهد، چنین بلند نظری، او را با شوق و انگیزهای دو چندان به حرکت وا میدارد. نزد انسانها، کاری که از بخشش ساخته است، از عدل ساخته نیست و انگیزه و گرایشی که از بخشش در نهاد انسان ایجاد میشود، هرگز از عدل بر نمیآید. تشویق، گونهای پاسخ مثبت در برابر رفتار درست کودک و نوجوان است. این پاسخگویی بسیار گوناگون است و میتواند به صورت سپاس، ابراز مهرورزی، واگذاری مسئولیت مناسب و نوید پاداش به او جلوهگر شود.
اگر چه آدمیان در گوهر وجودی هم ریشهاند، ولی تواناییها و ظرفیتهای درونی و امکانات بیرونی آنها به گونهای یکسان تقسیم نشده است. همچنین هر فرد در مراحل گوناگون زندگی از تواناییهای متفاوتی بهرهمند است. این ویژگی در آدمی بیانگر آن است که نمیتوان رابطه پرورشی با افراد را در مراحل گوناگون زندگی یکسان پنداشت، بلکه این رابطه باید به صورت اصل «عدل» تنظیم شود. پس روشهای پرورشی بر
اساس این اصل از این قرار است: تکلیف به اندازه توانایی، آگاهسازی و مجازات به اندازه اشتباه.
پیش از این یاد شد که آدمیان از نظر درک و عمل، ظرفیتهای گوناگونی دارند. خداوند نیز بر اساس توانایی مخاطبان، سخن گفته و تکلیف کرده است.
لا یکَلِّفُ اللّه نَفْسَا اِلاّ ما آَتاها. (طلاق: 7)
خدا کسی را تکلیف نمیکند مگر به اندازه آنچه به او داده است.
بر این اساس، در نظام پرورشی اسلام، مربّی اجازه دارد تنها به اندازه توانایی انسان، به او تکلیف کند. با توجه به محدوده سنی هر فرد، از دو تا هفت سالگی نباید انتظار داشت که کودک، تکلیفپذیر باشد؛ زیرا بازی ویژگی اساسی این مرحله است. البته در طول این پنج سال، میتوان کودک را با بسیاری از آداب آشنا ساخت.
پس از هفت سالگی میتوان انتظار داشت که کودک از جهت آموزش و آداب، تکلیفپذیر و در برابر آن پاسخ گو باشد. از حدود ده سالگی، کودک باید وظایف جنسی خویش را بفهمد و رعایت کند، مانند: رعایت بهداشت و دوری گزیدن از دوستان نامناسب.
آگاه ساختن نیز بر اصل عدل مبتنی است. بر اساس این اصل، خداوند به آدمیان هشدار میدهد که آنان را به سبب انجام گناه، مجازات میکند. بر اساس این روش، مربّی با آگاهی مناسبی که از کارهای نوجوان و آثار آن دارد، او را نسبت به نتیجه کارهای نادرستش آگاه میسازد و وی را از
آنها برحذر میدارد. در حقیقت، باید او را پند دهند. پند دادن نیکو از روشهای پذیرفته شده در آموزش و پرورش است. پند، گفتار سنجیدهای است که برای آگاهی دادن و دعوت به نیکی و درستی و از سر خیرخواهی و دلسوزی، به نرمی بیان شود.
کودک و نوجوان برای داشتن زندگی سالم، نیازمند آگاهی و ارشاد هستند و از آن جا که همواره دچار فراموشی و خودخواهی میشوند، بسیاری از واقعیّتها بر آنان پوشیده میماند. از این رو، گاهی بدون آگاهی، به کاری دست میزنند که پایان آن پشیمانی است.
خداوند دانا به پیامبر بزرگ اسلام دستور داده است که مردم را با نیکو پند دادن به پذیرش دین فرا خواند:
اُدْعُ الی سبیل ربّکَ بِالحِکمَةِ وَ المَوعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ. (نحل: 125)
[آنان را] با دانش و پند نیکو به سوی پروردگارت دعوت کن.
به راستی، پند باید با نرمی و بیان حکایت و داستان همراه باشد به ویژه برای نوجوانان که روحیههای ویژهای دارند.
بر اساس این روش، اندازه و شیوه مجازات باید پیرو نوع اشتباه شخص باشد و عوامل دیگری هم چون وضع روحی مربّی هنگام مجازات، تأثیر نداشته باشد.
ممکن است مربّی، سنجش مجازات را به میزان خشم یا مهر خود وابسته سازد، ولی در شیوه درست پرورش اینگونه عوامل را نباید در مجازات دخالت داد.
هم چنین مربّی برای مجازات ممکن است به سرزنش بپردازد و حتی در برخی موارد در این کار زیاده روی کند که کاری ناپسند است و باید از آن پرهیز کرد.
خداوند، آدمی را از نعمتهای درونی ویژهای چون عقل برخوردار ساخته و او را به سبب این بهرهوری، بزرگ داشته است. این کرامت تکوینی به اصل انسان بودن باز میگردد که بر اساس آن، هیچ کس بر دیگری برتری ندارد؛ چه سیاه باشند، چه سرخ یا زرد یا سفید:
و لَقد کَرَّمنا بَنی آدَم... . (اسراء: 70)
به راستی، فرزندان آدم را بزرگی بخشیدیم.
هرگاه آدمی، آن گوهر شریف را پاس دارد و به آن جلوه بیشتری بخشد، خود را سزاوار کرامت افزونتری گردانیده است و خداوند، او را در پایگاه فراتری از کرامت جای میدهد. اگر هم آن گوهر را به تیرگی و خواری بکشاند، دست مایه کرامت خویش را به نابودی کشانده و چنین است که گاه از پی آن کرامت، چنان خواری به بار میآید که اگر به ریشه رسد، دیگر امید هر گونه بزرگی را به ناامیدی بدل میسازد:
و مَن یُهِنِ اللّهُ فَما لَه مِن مُکْرِم. (حج: 18)
خدا هر کس را خوار کند، او دیگر اکرام کنندهای نخواهد داشت.
انسان با کرامت آفریده شده است. از این رو، باید او را عزیز داشت و مایههای عزّت نفس او را فراهم آورد. هم چنین روشهای پرورشی باید به گونهای باشد که احساس عزّت نفس واقعی را در فرد به بار آورد و
وسیله کرامت اکتسابی انسان را فراهم سازد.تواناییها و ناتوانیهای شخص در احساس عزّت نفس او ریشه دارد. از این رو، روشهای پرورشی باید با توجه به نقش هر یک از این دو طرح شود تا از هر یک برای حفظ عزت نفس بهره گیریم.
در این جا، با توجه به تواناییها، از روش «ابراز تواناییها» و با نظر به ناتوانیها، از روش «تغافل» سخن میگوییم:
هرگاه انسان خود را در انجام کاری توانا ببیند، احساس سربلندی و ارجمندی خواهد کرد و هرگاه خویشتن را در انجام کاری ناتوان بیابد، احساس سرافکندگی و خواری خواهد داشت. پس باید امکان نمایش تواناییهای کودک و نوجوان را فراهم آورد تا احساس عزت نفس در او تقویت گردد. برای آن که احساس عزّت ناشی از نمایش تواناییها در مسیر واقعی خود قرار گیرد، لازم است که فرد از پرهیزکاری نیز بهرهای داشته باشد تا از لغزیدن در ورطه خودبینی در امان بماند.
از این رو، آدمی باید به گونهای توانایی خود را بشناسد و دریابد که همواره به الطاف الهی نیازمند است و همه نیروها از خداست. به همین دلیل، تواناییهای انسان در فرهنگ اسلام «بخشش خدا» نام گرفته است. اگر به آنچه در ماست، به چشم توانایی خویشتن نگریسته شود، خودخواهی را در پی خواهد داشت و اگر به چشم بخشش خداوندی دیده شود، سپاس را در پی خواهد آورد. در شیوههای پرورشی اسلام، ابراز تواناییها گوشزد شده است، ولی با نگاهی از گونه دوم:
وَ اَمّا بِنعمِةِ رَبِّکَ فَحدِث. (ضحی: 11)
و نعمت خدایت را آشکار کن.
باید دانست همان گونه که مربّی امکان نمایش تواناییهای کودک و نوجوان را فراهم میآورد، باید او را با حد و مرز آنها نیز آشنا سازد؛ زیرا ممکن است فرد، کاری را انجام دهد که از توان او بیرون باشد. در این صورت، چنین فردی نه تنها خود را به سختی افکنده، بلکه عزت خود را نیز پایمال کرده است. این رنج بیهوده، زاده جاهطلبی است و بهای آن، وا گذاشتن پرهیزکاری خواهدبود.
این روش نیز از فروع اصل عزّت است. با این تفاوت که در این روش، مربّی به ناتوانیهای شخص توجه دارد. نمایش ناتوانیها، شکست عزت را در پی خواهد داشت و پنهان ساختن آنها راهی برای حفظ عزت است.
برای پنهان ساختن ناتوانیها میتوان دو جایگاه را در نظر گرفت: یکی پیش از آشکار شدن آنها و دیگری پس از آن. گاه ما به سبب شواهدی گمان میبریم که شخص ناتوان است و گاه از این موضوع اطمینان داریم. دومین مسأله در روش تغافل عنوان میشود؛ زیرا تغافل به آن معنی است که ما از امری آگاه شویم، ولی وا نمود کنیم که نمیدانیم.
جایگاه نخست در فقه اسلامی، به عنوان «اصل صحت» (اصالة الصحة) شناخته شده است. در این جا، این جایگاه را به سبب آن که به گونهای با تغافل مرتبط است، بررسی میکنیم.
بر این اساس، هرگاه رفتار تأمل برانگیزی را دیدیم، باید آن را به گونه درستی توجیه کنیم، مگر آن که بر اساس دلایل موجود، راه هر گونه توجیه پسندیدهای بسته باشد.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرموده است:
رَحِم اللّه مَنْ اَعانَ وَلَدهُ عَلی بِرّه وَ هُو اَنْ یَعفُو عَن سَیّئَتِهِ وَ یَدْعُوا لَهُ فیما بَینَهُ و بَینَ اللّهُ. (1)
خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را در انجام کار نیک یاری دهد؛ بدین صورت که از اشتباهش درگذرد و برای آنچه میان او و خدایش رخ داده است، دعا کند.
بنابراین، زمانی که راههای توجیه مربّی بسته شد و اطمینان یافت که از شخص اشتباهی سرزده است، زمان تغافل فرا میرسد. در این هنگام، بزرگی و عزتمندی شخص باید با تغافل از اشتباه او حفظ شود.
بر اساس اصل تغافل، مربّی پس از آنکه راههای توجیه را بر خود بسته دید، باید به توجیههای شخص گردن نهد، گرچه از نادرستی آنها اطمینان دارد. مربّی نباید به این وسوسه تن دهد که پذیرش توجیهها و بهانه تراشیهای کودک یا نوجوان، زیرکیاش را نزد او خدشهدار میکند.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم آنقدر در پذیرش بهانه تراشیهای منافقان پیش رفت که آنان، وی را به کنایه گوش شنوا خواندند، ولی خداوند در پاسخ آنان فرمود:
قُل اُذنُ خَیرٍ لَکم. (توبه: 61)
1) بحارالانوار، ج 104، ص 98.
بگو: اینگونه گوش شنوا بودن به حال شما بهتر است.
تغافل نهتنها نشانه سادگی مربّی نیست، بلکه مایه بزرگواری او نیز به شمار میرود. پس این شیوه به عنوان شیوهای فرع بر اصل عزّت، نوجوان و مربّی را در شرایطی عزّتآفرین قرار میدهد.
امام علی علیهالسلام فرموده است:
عَظِّمُوا اَقدارَکُم بِالتَّغافُل عَنِ الدَّنی مِنَ الاُمورِ. (1)
منزلت خویش را از راه تغافل نسبت به امور پیش پا افتاده، بزرگ دارید.
پدیده دلبستگی، یکی از شگفتانگیزترین ویژگیهای انسان و محرکی بسیار نیرومند است که میتوان با آن، آدمی را آماده هر کار، حال یا وضعی گرداند. بر اساس این مبنا، در جریان پرورش، خواه در برانگیختن انجام پارهای از اعمال یا ترک پارهای دیگر، باید از قدرت ناشی از پیوند محبتآمیز بهره جست. آن دگرگونی که در نتیجه پیروی از این اصل در انسان به وجود میآید، بسیار ژرف و بنیادی است. باید دانست در این جا، به رابطه میان دلبسته و دلدار نظر داریم.
خداوند در قرآن میفرماید:
فَسَوَفَ یَأتِی اللّهُ بِقَوم یُحِبُّهُم وَ یُحِبُّونَهُ. (مائده: 54)
پس به زودی خداوند گروهی را میآورد که آنان را دوست دارد و آنان نیز او را دوست دارند.
1) تحف العقول، حسین بن علی حرّانی، قم، نشر اسلامی، ص 224.
در این آیه «یُحِبُّهم» پیش از «یُحِبُّونَهُ» آمده است؛ یعنی نخست از ابراز محبت خدا به انسان و سپس از ابراز محبت آدمی نسبت به خدا سخن میگوید. این مسأله نشان میدهد که ابراز محبت مربّی به دلبستگی نوجوان جهت میدهد و نتیجه آن، پیدایش شیفتگی ژرفی در نوجوان نسبت به مربّی است. هنگامی که این شیفتگی به وجود آمد، میتوان با ابراز محبت، فرد را به انجام کاری تشویق کرد یا با خودداری از محبت، به ترک کاری وا داشت.
هرچه کودک بزرگتر میشود به ویژه در دوران بلوغ، احساس مهرورزی و محبتخواهی در او افزایش مییابد. از این رو، برای سالم ماندن شخصیتش، باید در خانه، مدرسه و اجتماع، گرمی و محبت ببیند. لازم است که پدر و مادر، آموزگاران و مربیان، مهرورزی را بر دیگر امور مقدم دارند و از این راه، پرورش فرزند را آسان گردانند.
قرآن کریم درباره روش پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرماید:
فِبَما رَحمَةٍ مِنَ اللّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَو کُنتَ فَظّا غَلیظَ الْقَلبِ لانفضّوا مِنْ حَولِک. (آل عمران: 159)
پس به برکت رحمت الهی، با مردم، نرمخو و مهربان شدی و اگر تندخو و سخت دل بودی، [مردم] از پیرامون تو پراکنده میشدند.
پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم نیز فرموده است:
اَحبُّوا الصبیانَ وارحَمُوهم. (1)
کودکان را دوست بدارید و به آنان مهربانی کنید.
1) بحارالانوار، ج 104، ص 92.
همچنین آن حضرت میفرمود:
اَکْثِرُوا مِنْ قُبْلةِ اولادکم فاِنّ لکم بکل قُبلَةٍ دَرَجةً فی الجنّةِ ما بین کُلِّ درَجةٍ خَمسَ مِاَئةِ عام. (1)
فرزندانتان را بسیار ببوسید؛ زیرا با هر بوسه، در بهشت برای شما درجهای خواهد بود که میان هر درجه، پانصد سال راه فاصله است.
مولوی نیز در مورد برجا ماندن محبت در روح و جان چنین سروده است:
از محبت، تلخها شیرین شود
از محبت، مسها زرین شود
از محبت، دُردها صافی شود
از محبت، دردها شافی شود
از محبت، مرده زنده میشود
از محبت، شاه بنده میشود
این محبت هم نتیجه دانش است
کی گزافه بر چنین تختی نشست (2)
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
اذا اَحْبَبْتَ رَجُلاً فَاَخْبِرهُ بذالک فَاِنّه اَثْبتَ لِلمَوَدَة بَینَکُما. (3)
اگر محبت کسی را در دل داری، به او نشان بده؛ زیرا ابراز محبت سبب میشود که دوستی شما استوارتر گردد.
در دین اسلام نیز «مهر و کین» که همان تولّی و تبرّی است، در جریان پرورش، نقش بزرگی ایفا میکند.
امام باقر علیهالسلام میفرماید:
هَلِ الدّینُ اِلاّ الحُبُّ و البُغض. (1)
آیا دین جز دوستی و دشمنی است؟
همچنین آن حضرت فرموده است:
کُلُّ مَن لَمْ یُحِبْ عَلَی الدّین وَ لَمْ یَبغُض عَلی الدّینِ فَلا دینِ لَه. (2)
کسی که برای دین، دوستی نکند و برای دین خشمگین نشود، دین ندارد.
مهر و کین، ویژگی مهمی در پرورش اسلامی است که اگر پدر و مادر، کودک را به این سو رهنمون سازند و او را انسانی دلبسته خدا و اهل بیت پرورش دهند، کودک زودتر به هدف خویش خواهد رسید؛ زیرا آزمندی از لوازم دلبستگی و شتاب کردن از لوازم آزمندی است.
برای پرورش درست و انجام دگرگونیهای لازم اخلاقی، باید از اصولی کلّی پیروی کرد که به منزله راهکار، تدابیر آموزشی و پرورشی ما را هدایت کنند. پس با شناخت ویژگیهای عمومی انسان (مبانی)، بهتر میتوانیم به نیازهای ذاتی او پی ببریم. در این صورت، بر اساس اصولی که برای برآوردن آن مبانی ذاتی و نیازها وضع میشود، تربیت آسان و روانی خواهیم داشت و مربّی نیز میتواند با استفاده از روشهای ویژه یاد شده، به هدف پرورش دست آید.
در این بخش، به بررسی عواملی خواهیم پرداخت که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، در پرورش دینی کودکان تأثیرگذارند. این عوامل پرورشی عبارتند از:
اگرچه وراثت از عوامل پرورشی به شمار نمیآید، ولی سبب انتقال برخی ویژگیهای پدر و مادر به فرزند میشود که این ویژگیها در آسان ساختن پرورش، نقش مهمی خواهد داشت، مانند: بهره هوشی و ویژگیهای ژنتیکی ـ اخلاقی همچون بردباری و سلامت جسمانی.
در زمینه وراثت، نقش مادر و پدر در پرورش کودک بسیار مهم است؛ زیرا کودک برخی ویژگیهای خود را از راه ژنهای این دو تن به دست میآورد. اینان انتقال دهنده ویژگیهای خود و اجدادشان و حتی بیماریهای عفونی و زمینگیر کننده به فرزند خویشند.
در این میان، نقش مادر به دلیل نفوذ وی در پرورش کودک، نسبت به نقش دیگر افراد خانواده از اهمیت بیشتری برخوردار است.
از نظر محیطی نیز کودک به مدت نه ماه در رحم مادر است. حجم و
فشار رحم، ویژگیهای شیمیایی و سلامت یا نقص فیزیکی آن، غذا و دوای مادر در دوران حمل، سلامت یا بیماری او، روحیه و حالاتش همه در کودک تأثیرگذارند. (1)
نخستین بذر رشد فردی و بنای شخصیت انسان در خانواده پاشیده میشود. کودک در خانواده، سخن گفتن را میآموزد، با ارزشهای اخلاقی آشنا میشود و چگونگی برقراری رابطه اجتماعی با دیگران را فرا میگیرد. خانواده، زیربنایی برای باورها، ارزشها و نگرشهای فرهنگی یک جامعه به شمار میآید و هر خانوادهای آنها را به شیوهای ویژه و انتخابی به کودک نشان میدهد. بیتردید، شخصیت پدر و مادر و نگرشها، طبقه اجتماعی و اقتصادی، مذهب، ویژگیهای اعتقادی، وابستگیهای نسبی، خانوادگی و تحصیلاتی آنان بر فرزندان تأثیر فراوانی برجای خواهد گذاشت. (2)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرموده است:
یُحفَظُ الاَطفالُ بِصَلاحِ آبائهم. (3)
فرزندان با صلاح و نیکی پدرانشان نگه داشته میشوند.
افزون بر این، بیشتر رفتارهای انسان بر اساس یادگیری استوار است و نخستین و مهمترین پایگاه یادگیری، کانون گرم خانواده است. کودکان ما
پیوسته در حال آموختن هستند و نسبت به هر چیز تازهای که فرا میگیرند، احساس تازهای پیدا میکنند. بدیهی است زمانی که برداشت ذهنی انسان از یک موضوع، با احساسی خوشایند و مطلوب همراه باشد، زمینه ایجاد نگرش یا آمادگی روانی مثبت و زاینده فراهم میآید.
از این رو، باید زیباترین و خوشایندترین زمانهای کودک و نوجوان، هنگامی باشد که بزرگترها به ویژه پدر و مادر، برای نماز خواندن آماده میشوند. هنگامی که کودک بارها چنین رفتار زیبایی را در پدر و مادر خود ببیند، احساس بسیار لطیف و خوشایندی در روانش نمایان میشود و به نماز گزاردن، دلبستگی پیدا میکند. (1)
یا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ. (اعراف: 31)
ای فرزندان آدم! هنگام نماز، زینتهای خود را برگیرید.
خانوادهها از نظر پرورش دینی فرزندان، سه دستهاند: دسته اول، خانوادههای غیرمذهبی هستند. در چنین خانوادههایی، کودک یا نوجوان به دلیل دلبستگی و وابستگی به پدر و مادر و آموزگار، پس از کشاکشی شکننده، به ریاکاری مجبور میشود؛ زیرا چنین خانوادههایی، ستیز با مذهب را وظیفه خویش میدانند و چون در مدارس ما به طور معمول فضایی دینی حاکم است، نوجوان دچار دوگانگی خواهد شد. دسته دوم،
1) روشهای پرورش احساس مذهبی نماز در کودکان و نوجوانان، غلامعلی افروز، تهران، 1371، چ 1، ص 14.
خانوادههایی معمولی هستند که دغدغه آموزش و پرورش دینی فرزندان را ندارند و خانوادههای مذهبی، در دسته سوم جای میگیرند.
گفتنی است دسته اخیر خانوادهها نیز به طور کامل موفق نیستند؛ زیرا برنامهریزی مشخصی ندارند. اینان گاه به تشویق دست میزنند و گاهی با تنبیه پیش میروند، در حالی که برای رسیدن به نتیجه دلخواه بهتر است الگوی عملی فرزندان خود باشند و با ایجاد ارتباط کلامی و عاطفی با آنها، زمینه گرایش آنان را به رفتار مذهبی فراهم آورند.
بیتردید، همه کودکان به گونهای ذاتی، زمینه پذیرش و انجام تکالیف مذهبی را دارند، ولی آنچه اهمیت دارد، چگونگی شیوههای آموزشی این روش الهی است. به دیگر سخن، اگر ما بتوانیم به گونهای شایسته و دلخواه رفتارها یا تکالیف مذهبی را به کودکان نشان دهیم، آنان به گونهای طبیعی و با رضایت قلبی، آن رفتارها را خواهند آموخت.
اگر نیک بنگریم، مذهب عاملی برای تأمین نیازهای فطری انسان و نماز، کاملترین پاسخ به عالیترین نیاز او است. پرورش احساس مذهبی، کاری بس ظریف و حسّاس است که اگر به طور اصولی به آن پرداخته شود، بسیار ساده و آسان خواهد بود. احساسات و عواطف، در پرورش احساس مذهبی، تکوین شخصیت، تنظیم هدف و برنامههای زندگی و روابط فردی و اجتماعی، مهمترین نقش را دارد.
مهر و محبت یکی از نیازهای اساسی انسانها به ویژه کودکان و نوجوانان است. آنان به طور طبیعی نیازمند نوازش و مهرورزی هستند. بررسیهای روان شناسان نشان داده است که مهر ورزیدن به کودک، عامل
مؤثری در رشد و سلامت روانی و شخصیت اوست و بیتوجهی به این نیاز اساسی و طبیعی، بزرگترین دلیل ناهنجاریها و نابسامانیهای روانی و دین گریزی آنان خواهد بود. اگر خانوادهای، دین را با چاشنی شیرینِ مهر بیامیزد، نه تنها فرزندان این شیرینی را هیچ گاه فراموش نمیکنند، بلکه به آموزشهای دینی و انجام واجبات الهی مشتاقتر و دلبستهتر خواهند شد.
هرگاه شناخت انسان نسبت به پدیدهها و مسایل گوناگون با احساسات ناخوشایند همراه باشد، نتیجهای جز پیدایش احساس نفرت، وازدگی و بازدارندگی نخواهد داشت که دگرگونی چنین نگرشی نیز نیازمند تلاش بسیار خواهد بود. سرانجام این که آشنایی پدر و مادر با فنون پرورش درست شاید بزرگترین عامل در کشش و دلبستگی فرزندان به عبادت و معنویات باشد.
اجتماع در لغت، به معنای جمع شدن، دور هم گرد آمدن و به هم پیوستن است. (1)همچنین افرادی که در یک جا جمع شوند، اجتماع میگویند. افراد این اجتماع میتوانند از یکدیگر اثر بپذیرند یا بر هم اثر بگذارند.
بنابراین، اجتماع یکی از عوامل بسیار مهم و تأثیرگذار بر کودک و نوجوان است که شامل فرهنگ، جامعه، دوستان و مطبوعات خواهد شد.
فرهنگ در لغت به معنی: دانش، ادب، شناخت، آموزش و پرورش، آثار
1) فرهنگ عمید، ج 1، ص 84.
علمی و ادبی یک قوم یا ملت است. (1)
فرهنگ یکی از عواملی است که میتواند کودک و نوجوان را تحت تأثیر قرار دهد. به دلیل همین تأثیرگذاری، برخی صاحبنظران اجتماعی بر این باورند که برای از میان بردن بزهکاریها، باید فرهنگ عمومی جامعه را تقویت کنیم. به دیگر سخن، اگر بخواهیم آمار زندانیان را کاهش دهیم، باید مؤسسههای آموزشی و کتاب خانهها را افزایش دهیم. افلاطون بر این باور است که «اگر آدمی بداند زندگی خوب چیست، خلاف اخلاق، عمل نمیکند». (2)
افزون بر فرهنگ عمومی، فرهنگ دینی در اجتماع و خانواده نیز باید مورد توجه ویژه قرار گیرد؛ زیرا جامعهای که بر مبنای باورهای مذهبی استوار باشد، میتواند فرزندانی سالم و شایسته را پرورش دهد که از ناهنجاریهای اجتماعی به دور باشند.
پیامبر گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآلهوسلم با دیدن برخی کودکان فرمود: «وای بر فرزندان آخرالزمان! از روش ناپسند پدرانشان. گفته شد: یا رسولاللّه! از پدران مشرک؟» ایشان فرمود: «نه، از پدران مؤمن که واجبات و وظایف دینی را به فرزندان خود نمیآموزند و به امور ناچیز مادی برای آنان قناعت میورزند. پس من از آنان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند». (3)
آری، پدر و مادری که تنها به خوراک و پوشاک فرزندان خود میاندیشند و به فرهنگ دینی آنان بیتوجه هستند، مورد نفرین پیامبر قرار میگیرند.
سلامت مردم و حاکمیت فرهنگ معنوی بر فضای عمومی جامعه نیز در مذهبی کردن فرد تأثیرگذار است. به یقین، وقتی کودک و نوجوان واکنش سریع و اشتیاق جامعه به صدای مؤذّن را ببیند و آمادگی خانواده پیش از اذان برای برپایی نماز، بارها در برابر چشم او تکرار شود، تأثیر فراوانی خواهد پذیرفت.
امروزه بیشتر مردم هنگام شنیدن صدای اذان هیچگونه واکنشی از خود نشان نمیدهند و با بیتفاوتی از کنار صدای مؤذّن و مسجد میگذرند. به سبب تأثیر اینگونه رفتارها و با توجه به این نکته که کودکان در دوران الگوپذیری به سر میبرند، خداوند در قرآن به مؤمنان دستور داده است:
یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا، إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَاسْعَوْا إِلی ذِکْرِ اللّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ. (جمعه: 9)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! هنگامی که صدای مؤذن برای نماز جمعه بلند شد، برای ذکر خدا بشتابید و تجارت را رها کنید؛ که آن برای شما بهتر است، اگر بدانید.
در اجتماع، افراد بسیاری بر کودکان و نوجوانان تأثیر میگذارند. اینان چه پاک باشند یا آلوده و چه با فضیلت باشند یا با رذیلت، فرزندان ما آگاهانه یا ناخودآگاه از آنان تأثیر میپذیرند.
علی علیهالسلام میفرماید:
وَ اسْکُنِ الْأَمْصَارَ العِظَامَ فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ، وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَةِ وَ الْجَفَاءِ وَ قِلَّةَ الْأَعْوَانِ عَلَی طَاعَهِاللّهِ. (1)
در شهرهای بزرگ ساکن شو؛ زیرا مسلمانان در آن جا گرد هم هستند [که از آنان میتوان راه سعادت و نیکبختی را آموخت] و بپرهیز از جاهایی که سبب غفلت و فراموشی [از یاد خدا] و ستم ورزیدن [به نیکان] و کاهش همراهان به بندگی خداست.
هم نشینی بر نفس خو پذیر انسان تأثیر ویژهای دارد. دو تن که مدتی را با هم به سر برده باشند، چنان با یکدیگر خو میگیرند که احوال هر یک، حکایت از حال دیگری دارد. برای نمونه، شاگرد بر اثر هم نشینی با استاد، از سیرت و خوی او اثر میپذیرد و همچنین فرزند از پدر.
به قول خواجه عبداللّه انصاری: «دود از آتش چنان نشان ندهد و خاک از باد که ظاهر از باطن و شاگرد از استاد». همچنین به گفته شیخ اجل سعدی:
گِلی خوشبوی در حمام، روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گِلی ناچیز بودم
1) نهج البلاغه، نامه 69.
و لیکن مدتی با گُل نشستم
کمال هم نشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
بررسیهای تجربی نشان داده است که کودکان در بسیاری موارد از دوستان تأثیر میپذیرند. روشن است که اگر دوستان کودک یا نوجوان، افرادی دیندار و با نماز باشند و به این امر اهمیت دهند، او نیز به سمت نماز گرایش پیدا میکند. در مقابل، چنانچه دوستان وی از خانوادههای بینماز باشند، به دلیل گرایش آدمی به باطل، او نیز به سمت آنها کشیده خواهد شد.
امام علی علیهالسلام فرموده است:
قَارِنْ أَهْلَ الْخَیْرِ تَکُنْ مِنْهُمْ، وَ بایِنْ أَهْلَ الشَّرِّ تَبِنْ عَنْهُمْ. (1)
هم نشین نیکان شو و از آنان باش. از بدان دوری کن و از آنان نباش.
همانگونه که میدانیم، زمینه لغزشها در نوجوانان فراهم است. از این رو، گاه تلاش شبانه روزی و چندین ساله پدر و مادری که کوشیدهاند فرزندی پاک، بیآلایش، پرهیزکار و با نماز پرورش دهند، به دلیل حضور نوجوان در محیطهای آلوده و تماس او با افراد بیبند و بار، به هدر میرود. بنابراین، یک فرد منحرف در میان کودکان و نوجوانان، میتواند بسیاری از آنان را به آلودگی بکشاند. بر این اساس، رسول خدا
1) نهج البلاغه، نامه 31.
صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرموده است:
اَلمَرءُ عَلی دینِ خَلیلِه. (1)
انسان بر دین دوست خود است.
البته مراقبت خانواده در دوران نوجوانی از اهمیت ویژهای برخوردار است. متأسفانه برخی خانوادهها یا از اهمیت چنین مراقبتهایی غافلند یا به دلیل گرفتاریهای گوناگون، توجه چندانی به این مسایل حیاتی نشان نمیدهند. برخی خانوادهها نیز به دلیل اطمینان بیش از اندازه به فرزندان نوجوان خود، گمان میکنند که فرزندانشان ویژگی خاصی دارند. این خوشبینی ناشی از ناآگاهی ایشان است؛ زیرا انسان هر اندازه پاک و وارسته باشد، هم چنان در معرض لغزش و خطاست به ویژه در دوران نوجوانی که تجربه کافی ندارد.
در مقابل اینان، خانوادههایی قرار دارند که نسبت به فرزندان خود بسیار بدبین هستند. مراقبت شدید چنین خانوادههایی، حساسیت منفی فرزندانشان را برمیانگیزاند و آنان را به لجاجت میکشاند. نوجوان در این دوران، خواهان محبتورزی دیگران و محبت کردن به اطرافیان است. دوستان شایسته، این نیاز عاطفی او را برآورده میسازند و با رهایی وی از تنهایی، زمینه ساز رشد عاطفی و اجتماعی او میشوند. بنابراین، محروم کردن فرزند از دوستی با هم سالان، روشی ناپسند و خطر آفرین است. سرانجام آنکه، پدر و مادر باید با دقت و حساسیتی ویژه از دور بر ارتباط
1) بحارالانوار، ج 74، ص 192.
فرزندان خود با دوستانشان نظارت داشته باشند، ولی از زیاده روی در این زمینه خودداری کنند.
سلامت محیط یک جامعه به مطبوعات آن بستگی دارد؛ زیرا بسیاری از افراد جامعه به خواندن نشریات دلبستگی فراوانی دارند. به یقین، اگر جرایدی که همه روزه منتشر میشوند، محتوایی سالم و اسلامی داشته باشند، منبع تغذیه روحی و معنوی مناسبی برای آن اجتماع خواهند بود و میتوانند در جذب فرزندان یک مملکت به معنویات به ویژه نماز، تأثیر بگذارند.
اقتصاد در لغت، دانشی است که درباره دخل و خرج، روابط بازرگانی و امور مالی یک کشور بحث میکند. (1)مراد از اقتصاد در این جا، همان تأمین معاش خانواده است که در پرورش فرزندان، نقش بسزایی دارد.
یکی از حقوق فرزندان بر پدر، فراهم ساختن روزی و نیازمندیهای زندگی آنان است.چه بسیارند کودکان و نوجوانان بزهکاری که خانوادههایی فقیر و محروم داشتهاند. هنگامی که وضع اقتصادی (خوراک، پوشاک و مسکن) فرزندان بد باشد و همواره در گرسنگی به سر برند، نمیتوان آنان را به راحتی به سوی خدا، معنویات و نماز دعوت کرد:
1) فرهنگ عمید، ج 1، ص 206.
کادَ الفَقرُ اَن یَکُونَ کُفْرا. (1)
نزدیک است که فقر به کفر بیانجامد.
غذای مناسب نه تنها در رشد بدن، بلکه در ساختمان روحی و روانی آدمی نیز تأثیرگذار است و سوء تغذیه در بازده کار انسان اثر خواهد گذارد. تغذیه گاهی ممکن است سبب سستی بدن و کندی کار و گاه موجب حرکت و شتاب شود. تغذیه در عواطف و احساسات نیز تأثیرگذار است؛ یعنی ممکن است آن را رونق دهد یا به رکود کشاند.
رابطه اقتصاد با دینداری به ویژه نمازخوان شدن فرزندان به گونهای است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود:
اللهم بارک لَنا فی الخبزِ، فَلَولا الخبز ما صلّینا و لا صُمنا. (2)
خدایا! به نان ما برکت بده که اگر نان نبود، نماز نمیخواندیم و روزه نمیگرفتیم.
حلال بودن کسب و در نتیجه پاکی غذا، در پذیرفته شدن نماز، اثر انکارناپذیری دارد. حلال بودن غذا بر نورانی شدن قلب و گرایش کودک و نوجوان به عبادت به ویژه نماز، اثر فراوانی خواهد داشت.
خداوند در این باره میفرماید:
یا أَیُّها الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحا إِنِّی بما تَعْمَلُونَ عَلِیم. (مؤمنون: 51)
ای پیامبران! از غذاهای پاکیزه بخورید و کار شایسته انجام دهید که من به آنچه انجام میدهید، آگاهم.
با توجه به این که نوع تغذیه در روحیّه انسان تأثیرگذار است و غذاهای گوناگون، آثار اخلاقی متفاوتی دارند، روشن میشود که تغذیه از غذاهای پاکیزه و انجام کردار شایسته، با یکدیگر ارتباط دارند. (1)
لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُکاری حَتَّی تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ. (نساء: 43)
در حالی که مست هستید، به نماز نزدیک نشوید، تا زمانی که بدانید چه میگویید.
این آیه هنگامی فرود آمد که برخی مسلمانان در حال مستی به نماز میایستادند و عبارتهای نماز را اشتباه میخواندند!
امام علی علیهالسلام فرمود:
اذا مُلِیءَ البَطنُ عَن المُباح، عَمِی القَلبُ عَنِ الصَّلاحِ. (2)
وقتی شکم پر گردد، قلب از درک حق باز میماند.
امام باقر علیهالسلام فرموده است:
لا تَقُم اِلَی الصَّلوةِ مُتِکاسِلاً وَ لا مُتِناعِسا وَ لا مُتِثاقِلاً فَانِّها مِن خِلل النِّفاقِ. (3)
با حالت کسالت، تنبلی، چرت و سنگینی معده، نماز مخوان؛ که چنین نمازی [فاسد است و فساد آن] از تباهیهای دورویی است.
فلسفه سخن امام این است که چنین کسی برای قرار گرفتن در محضر پروردگار، آمادگی جسمی و روحی ندارد، ولی با دو رویی وا نمود میکند
که برای نماز آمادگی دارد. (1)
بنابراین، تأثیر تغذیه حلال بر روح و جان آدمی، برای آمادگی وی و برپا داشتن نماز حقیقی و پذیرش آن از دیدگاه آیات و روایات، امری انکارناپذیر است.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
وَ اعْلَمْ اِنَّ جَمیعَ اَعْمالِکَ تَبَعٌ لِصَلوتِکَ. (2)
بدان که تمام کارهای تو پیرو نماز تو است.
«مراد از رهبران اجتماع، کسانی هستند که نقش مهمی در جامعه دارند و کارشان، امر و نهی کردن و دستور دادن است. نقش این گروه از رهبران جامعه که رهبرهای مذهبی و عقیدتی اجتماع را نیز به عهده دارند، در هر مقامی، مهم و سرنوشتساز است. چنانچه صالح باشند، جامعه صالح خواهد بود و اگر فاسد باشند، جامعه نیز فاسد خواهد شد. افراد عادی اجتماع نمیتوانند در مورد نقش و رفتار آنها و رابطه آن با باور خود، جدایی قایل شوند. پس اگر آنها را در معرض فساد ببینند، بدبین میشوند.
برای نمونه، فردی که از یک پلیس کجروی ببیند، به قانون و قانونگذار بدبین میشود. همچنین در مورد مدیران اجرایی و ادارات وضع به همینگونه است. اگر آنها ستم و تبعیضی روا دارند، مایه بدبینی مردم
فراهم خواهد شد». (1)
پس هرگاه افراد جامعه به ویژه کودکان و نوجوانان پی ببرند که حاکمان و مدیران کشورشان به مذهب و اصول آن پایبند هستند، آنان نیز همان گونه رفتار خواهند کرد و به سلامت روششان امیدوار خواهند شد.
مدرسه، خانه دوم کودک و نوجوان است و بنای رفتارهای علمی، اجتماعی و اخلاقی کودک در آنجا مورد بازبینی قرار میگیرد و نتیجه آن ممکن است آبادانی یا ویرانی شخصیت او باشد.
اخلاق و رفتار آموزگار، شیوه اندیشیدن او، سطح فرهنگی، چگونگی برخورد، روش تدریس، شیوه انضباطی، جاذبه و دافعه، تشویق و تنبیه و نظم و پرورش همه و همه در رفتار کودک و نوجوان اثر میگذارد. شیوه برخورد آموزگار ممکن است برای فرزندان ما عقدههای روانی ایجاد کند و یا به حل عقدههای روانی گذشتهشان یاری رساند. (2)
بنابراین، آموزگاران و مدیران مذهبی که دستورهای اسلامی را باور دارند و به آنها پایبند هستند، شاگردانی مذهبی و پایبند به حدود الهی پرورش خواهند داد و در گرایش شاگردان خود و دلبستگی آنان به دین به ویژه نماز تأثیرگذار خواهند بود.
در این فصل، به روشها و راهکارهای پرورشی برای گرایش یافتن کودکان به نماز میپردازیم که تشویق و تحسین (کلامی و مادی)، الگوآفرینی مناسب، آرایش محیط مساجد، بیان آثار نماز، استفاده از قصه و شعر در مورد نماز و پرهیز از زیاده روی و تحکم نابخردانه از جمله این راهکارهاست.
بهتر است برای مجذوب کردن هرچه بیشتر کودک به نماز، این کار عبادی را با تشویق و تحسین همراه کنیم. کودکان برای مشتاق شدن به کاری بیش از هر چیز به تشویق و تأیید نیاز دارند. زمانی که کودکی روی زمین دراز میکشد و صورتش را به مهر میچسباند، به جای آنکه بکوشیم حالتش را به صورت سجده بزرگسالان درآوریم، باید همان رفتار کودکانهاش را تشویق کنیم. تشویق سبب میشود این رفتار بارها تکرار شود و هم زمان با رشد ذهنی و حرکتی کودک، زمینه یادگیری سجده درست نیز فراهم گردد. با گذشت زمان، هنگامی که کودک به نوجوانی برسد، به عبادت خو میگیرد.
اگر کودک، جمله یا کلمهای از نماز را بر زبان آورد، باید او را مورد تشویق قرار داد. هنگامی که کودک، کلمه اللّه اکبر یا لا اله الا اللّه را به زبان جاری کرد، سزاوار تشویق و پاداش پدر و مادر است و این رفتار باید آن چنان مهم جلوه داده شود که فرزند، بزرگی ذکر را باور کند. همچنین در فرصتهای مناسبی که به دست میآید، میتوانیم او را به
عنوان کودکی نمازخوان به دیگران بشناسانیم و کارهای او را به اسم نماز بستاییم. برای نمونه بگوییم: چون کودک نمازخوانی هستی، خدا به تو کمک میکند یا آفرین به تو که نمازخوان شدهای و بهشتی خواهی شد و خدا از تو راضی است... .
همچنین باید کودکانی را که به سنّ تکلیف نرسیدهاند، تشویق و تأیید کنیم و ناتوانیهای آنان را به رُخشان نکشیم. تأکید بر نکات مثبت رفتاری کودکان، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی را در کودکان میآفریند و آنان با آمادگی و شهامت، میتوانند در انجام مسئولیتهای خود پیروز شوند. چنانچه در مورد نماز سختگیری کنیم و بر ناتوانیهای آنان انگشت بگذاریم و آنچه را انجام میدهند، به درستی تشویق نکنیم، نسبت به نماز، احساس ناخوشایندی پیدا خواهند کرد.
امام رضا علیهالسلام فرموده است:
وَاعْلَمْ اَن الغُلامَ یُؤخَذ بِالصّیامِ اِذا بَلَغَ تِسْعَ سِنینَ عَلی قَدرِ ما یُطیعُهُ فَاِنْ اَطَاقَ اِلی الظُّهرِ اَوْ بَعدَهُ صام اِلی ذاکَ اَلْوَقتْ فَاذِا غَلَبَ عَلَیه اَلجُوعُ و اَلْعَطَشُ اَفْطَرَ وَ اِذا صامَ ثَلاثَةَ اَیامٍ فَلا تأخُذُه بالصّیام الشّهرِ کلّهِ. (1)
هنگامی که پسر بچه به نُه سالگی رسید، به اندازه توانش روزه میگیرد. اگر تا ظهر و پس از آن تاب آورد، تا آن زمان را روزه بگیرد. پس هنگامی که تشنگی و گرسنگی بر او چیره شد، [میتواند] افطار کند و هنگامی که سه روز روزه گرفت، [میتواند] ادامه ماه را روزه نگیرد.
1) مستدرک الوسائل، ج 7، ص 393.
نقش الگوهای رفتاری بسیار مهم است. کودکان هنگامی که میبینند الگوهایشان نسبت به برخی موضوعها، توجّه بیشتری دارند، آنان نیز به آن موارد، واکنش مثبت نشان میدهند. بنابراین، بهترین الگو در درجه اول، رفتار و منش پدر و مادر است. آنان پیش از آنکه به امر و نهی بپردازند، کارهایشان در نگاه تیزبین کودک جلوه میکند. همان زمانی که پدر و مادر فکر میکنند فرزندانشان چیزی را نمیفهمند، کودک در حال الگوبرداری است. افزون بر این، اسلام نیز بر این امر تأکید ورزیده و مراقبت بیشتر پدر و مادر را در اوقات خلوت با یکدیگر گوشزد کرده است.
در درجه دوم، پدر و مادر باید در پی پیدا کردن دوستان و همبازیهای خوبی برای فرزند خود باشند؛ زیرا نقش دوست و همسال در پرورش کودک از اهمیّت شایانی برخوردار است. شاعر میگوید:
تو اول بگو با کیان زیستی
پس آنگه بگویم که تو کیستی
اگر آرزوی داشتن فرزندانی را داریم که به نماز پایبند بوده و آن را باور داشته باشند، برقراری رابطه نزدیک با خانوادههای مذهبی ضروری است. این ضرورت در سن نوجوانی برای فرزندانمان بیشتر خودنمایی میکند و از اهمیت بیشتری برخوردار است.
الگوهای رفتاری فرزند باید چه شرایطی داشته باشند؟ فرستنده پیام، پدر است یا مادر یا آموزگار. آنان هرکس که باشند، اگر بخواهند عهدهدار تلقین آموزههای مذهبی ـ مانند نماز ـ به فرزندان شوند، باید دارای صفات و شرایطی باشند که مهمترین آنها عبارتند از: آگاهی و شناخت، ایمان و باورداشت، عمل کردن، داشتن اخلاق خوب و انس گرفتن با کودک.
آگاهی گسترده شامل جنبههای زیر است:
آگاهی از فلسفه و رمز و راز مذهب.
آگاهی از شرایط ذهنی و روانی، توان درک و اراده، دلبستگیها و دیدگاه و اندیشه کودک درباره امور و مسایل جاری و نیز استعداد و زمینههای بالقوه کودک و نوجوان.
آگاهی از وظایف انسان نسبت به خود، خدا، مذهب و... .
آگاهی از شرایط جامعهای که کودک در آن زندگی میکند.
آگاهی از روش پرورش، کشش و جلب کودک به آموزههای دینی.
مربّی باید خود به آنچه میگوید و دیگران را به آن فرا میخواند، ایمان داشته باشد؛ زیرا «سخنی که از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند».
یک مربّی باید بیش از آن که سخن بگوید، اهل عمل باشد. در دین اسلام و در بسیاری از آیات قرآن، همواره پس از ایمان، به عمل دستور داده شده و ایمان و دعوت بدون عمل، کاری بیهوده و بیحاصل به شمار آمدهاست.
امام علی علیهالسلام فرمودهاست:
الدّاعی بِلا عَملٍ کَرّامی بِلا وَتَرٍ. (1)
دعوت کننده بیعمل مانند تیرانداز بدون تیر است.
مربّی باید الگوی عملی سخنی باشد که از آن دفاع میکند. طبیعی است که عمل او باید شایسته، محکم و استوار باشد. برای نمونه، پدر و مادر و مربیان باید هنگام نماز همه کارهای خود را کنار نهند و با شنیدن اذان، به سرعت آماده نماز شوند. این رفتار، زمینهساز آموزش عملی دین به کودکان و نوجوانان خواهد شد و هیچگاه از فکر و جانشان بیرون نخواهد رفت.
از دیگر شرایط موفقیت برای نفوذ در روح کودک و نوجوان، اخلاق خوش، خو گرفتن با او و در پیش گرفتن رفتارهای جذّاب است. در آغوش گرفتن کودک، به هنگام خواب در کنار بستر او نشستن، همراه با نوازش به تنهایی با او حرف زدن و با دقت به حرفهایش گوش سپردن، برای جلب توجه او و نفوذ در قلب و ژرفای وجودش لازم است. همچنین هنگام بیدار کردن کودک و نوجوان برای نماز صبح، دست کشیدن بر سر و صورت او و بیدار کردنش در نهایت محبت، در دلبستگی او به نماز بسیار تأثیرگذار است.
پایدارترین و خوشایندترین یادگیریها، یادگیری غیرمستقیم یا مشاهدهای است. فراموش نشود که در این نوع یادگیری، یادگیرنده بر
1) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 416.
اساس انگیزههای خود، آگاهانه و بدون هیچگونه جبر و فشار روانی و کمترین فشار ذهنی و خستگی، همه حواس خود را متوجّه رفتار مورد نظر میکند. (1)
یکی از عوامل مهمّ پرورش دینی، همانندسازی و الگوسازی است. گفتنی است فرد با کسی همانندسازی میکند که با او پیوند عاطفی برقرار کردهباشد. پس هرقدر پیوند عاطفی میان فرد و الگو بیشتر باشد، ویژگیها و صفات بیشتری از او را در درون خود نهادینه میکند. ناگفته نماند که این همانندسازی، ممکن است فرد را در سیر بهنجاری یا نابهنجاری هدایت کند. در مجموع باید گفت: الگو، اصلی برای شدن است. (2)
کودکان نسبت به رفتار الگوهای دلخواهشان، دلبستگی و کنجکاوی ژرفی دارند، ولی باید توجه داشت که به گفته موریسدبس: «کنجکاوی کودک، دارای رنگی از یگانگی عاطفی است و آن عبارت از گونهای احساس یگانگی نموداری با فعالیتهای دیگران است. سادهترین نمونه این احساس یگانگی در تماشاگران فوتبال دیده میشود. کسانی که به گونهای ژرف، جریان بازی را دنبال میکنند، هنگام تماشای بازی، بدون اراده، حرکت پا و بدن بازیکنان را با پا و بدن خود در هوا مجسّم میکنند. در اینجا همدلی، واکنش اثرپذیرانه و احساس یگانگی، واکنشی حرکتی
است». (1)
درباره تأثیر مثبت الگو در شکلگیری شخصیّت انسان، سخنان فراوانی گفته شدهاست. در اینجا یادآوری خاطرهای مربوط به یکی از عارفان بزرگ میتواند نمونهای نیکو برای این موضوع باشد:
«روزی از سهل شوشتری که از عارفان بزرگ و اهل کرامت بود، پرسیدند: چگونه به این مقام رسیدی؟ او در پاسخ گفت: من در کودکی نزد داییام زندگی میکردم. هنگامی که هفتساله بودم، نیمه شب به دستشویی رفتم. در برگشت، داییام را دیدم که رو به قبله نشسته، عبایی به دوش کشیده، عمامهای دور سرش پیچیده و سرگرم نماز خواندن است. از حالت او خوشم آمد. کنارش نشستم تا نمازش تمام شد. آنگاه از من پرسید: پسر چرا نشستهای؟ برو بخواب. گفتم: از کار شما خوشم آمد و میخواهم پهلوی شما بنشینم. گفت: نه! برو بخواب. رفتم و خوابیدم. شب بعد نیز از خواب بیدار شدم. هنگامی که از دستشویی بر میگشتم، باز هم داییام را در آن حال دیدم و کنارش نشستم. به من گفت: برو بخواب. گفتم: دوست دارم هرچه شما میگویید، من نیز تکرار کنم. او گفت: یک مرتبه بگو «یا حاضر و یا ناظر». من هم تکرار کردم، سپس به من گفت: برای امشب کافی است، حالا برو بخواب.
این کار چند شب تکرار شد و من هر شب عبارت «یا حاضر و یا ناظر» را چند بار تکرار میکردم. کم کم وضو گرفتن را هم آموختم و پس
1) مراحل تربیت، موریس دبس، برگردان: علی محمد کاردان، ص 74.
از وضو مینشستم و هفت مرتبه «یا حاضر و یا ناظر» را میگفتم. سرانجام کار به جایی رسید که من بیآن که نزد داییام بروم، خودم پیش از اذان صبح بیدار میشدم. پس از نماز، تسبیح در دست میگرفتم، پیوسته ذکر را تکرار میکردم و از این کار خود لذت روحانی میبردم تاکنون» (1).
گفتیم که کودک به اشخاصی همچون دایی، خاله، عمه و پدر و مادر خود توجه دارد و از نظر رفتار عاطفی که با او داشتهاند، به کارهای آنان سخت کنجکاو و دلبسته میشود و همانندسازی میکند. چهره گشاده ایشان همراه با لبخند، مایه کشش کودک به آنان میشود و نتیجه آن در نوجوانی، در دلبستگی به عبادت، دینداری و رفتن به مسجد نمایان خواهدشد.
مربّی بزرگوار با این آگاهی که دوره کودکی، دوران بازی، آقایی و مهرخواهی است و طولانی شدن نماز، ممکن است از خوشایندی آن بکاهد، به کوتاهترین زمان بسنده میکند و کودک هم با احساس زیبا و لطیف خود، آرزوی تکرار دوباره همین تجربه خوشایند را دارد. (2)
مربیّان پرورشی یا پدر ومادر در آغاز باید چند عامل را در کودک جستوجو کنند، سپس از او تکلیف بخواهند. این عوامل عبارت است از:
آمادگی برای سخن گفتن به اندازهای که بتواند عبارتهای نماز را هرچند به گونهای ناقص بگوید.
آمادگی عاطفی؛ یعنی کودک در آن حال از پدر و مادر یا دیگران خشمگین نباشد. اگر کودک درحال ترس، اضطراب، کینه و تهدید از کتک خوردن یا ترس از حمله حیوانات باشد، نماز برایش لذّتبخش نخواهدبود.
هنگام فراخواندن کودک و نوجوان به نماز باید به نکات زیر توجه شود: (1)
همه مکانهایی که نماز در آن برپا میشود، محیط به شمار میآید. در خانه و مدرسه، شعارها و آراستنها باید عطر و بوی نماز دهند؛ زیرا در محیط نامناسب، گرایش به نماز ایجاد نخواهدشد.
پدر و مادر باید برای شکوفایی سرشت مذهبی کودکان، از خردسالی برنامهریزی کنند و همراه با رشد او، این برنامههای پرورشی نیز رشد تکاملی یابند.
پدر و مادر و مربیان باید پیش از رسیدن کودکان به سن تکلیف، آنان را در فراگیری احکام و شرایط برپایی نماز یاری کنند و زمانی که در دل
1) مقاله «اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی»، علی قائمی، مجله پیوند، شماره 186، صص 28، 29 و 46.
آنان گرایشی ایجاد شد، زمینه انجام برخی مستحبات را برایشان فراهم سازند.
یکی از سفارشهای اسلام، میانهروی در عبادت است. بهویژه در مورد کودک و نوجوان، نماز و دیگر اعمال عبادی برای او نباید خستهکننده شود.
امام صادق علیهالسلام فرمود:
اِجْتَهَدْتُ فی العِبادةِ وَ اَنَا شابٌ فَقالَ لی ابی یا بُنی دُونَ ما اراک تصنع فَاِنّ لِلّهِ عَزّ و جَلّ اذا اَحَبَّ عبدا رَضِی مِنهُ بِالیَسیرِ (1)
هنگامی که جوان بودم و در عبادت بسیار میکوشیدم، پدرم به من فرمود: کمتر از این اندازه عبادت کن؛ زیرا هنگامی که خداوند بندهای را دوست بدارد، با عبادت کم نیز از او راضی میشود.
افزون بر آن، باید از سرزنش و نکوهش کودکان و نوجوانان در امر عبادت ـ بهویژه نماز ـ و مقایسه آنان با کودکان دیگر جلوگیری شود. همچنین نباید نماز خواندن دیگران را به رخ فرزند بکشیم؛ زیرا این امر سبب پیدایش احساس حسادت و خودکمبینی در آنان میشود. گفتنی است در صورت سستی ورزیدن فرزندان در اقامه نماز، باید با آرامش و یادآوری بههنگام، ایشان را به نماز فراخوانیم.
1) اصول کافی، ج 2، صص 86 ـ 87.
از میان شاخصهای دینداری در دین اسلام، نماز جایگاه اساسی و ویژهای دارد و در متون اسلامی نسبت به دیگر واجبات از اهمیت بیشتری برخوردار است. از اینرو، برای دلبسته ساختن فرزندان به نماز باید از آیات و روایاتی بهرهگیریم که در اینباره وارد شدهاست تا هرچه بیشتر به عبادت گرایش پیدا کنند.
امام علی علیهالسلام میفرماید:
اَلصَّلوةُ حِصنٌ من سَطَواتِ الشَّیطان. (1)
نماز، دژی است که انسان را از هجوم شیطان در امان نگاه میدارد.
و باز فرمود:
اَلصَّلوةُ حِصنُ الرَّحْمنِ وَ مُدْحَرَةُ الشَّیطانِ. (2)
نماز، دژ خدای مهربان و وسیله دور کردن شیطان است.
همچنین نماز آثار پرورشی فراوانی دارد که به نمونههایی از آن اشاره میکنیم:
امام علی علیهالسلام فرمود:
و اِنَّها لَتَحُطُّ الذُّنُوبَ حَطَّ الوَرَقِ وَ تُطَّلِقها اِطلاقَ الرّبق وَ شِبَّهِهِا. (3)
نماز چون ریختن برگ درختان، گناهان را میریزد و چنان که کسی را از بند بگشایند، گناهکار را آزاد میکند.
امام علی علیهالسلام فرمود:
وَ الصَّلاةَ تَنزیها عَنِ الکِبر. (1)
نماز، وسیلهای برای پاک شدن از خودبینی است.
لو یَعلُم المُصلّی ما یَغشاهُ مِن جَلالِ اللّهِ ما سَرَّهُ اَن یُرفَعَ رأسُهُ مِن سُجُوده. (2)
اگر نمازگزار میدانست که چگونه رحمت او را فرا گرفته است، از سجده سر بر نمیداشت.
امام علی علیهالسلام فرموده است:
تَعاهَدُوا اَمْر اَلصَّلاةِ وَ حافِظُوا عَلَیْها وَ اسْتَکْثِرُوا مِنها وَ تُقَرِّبُوا بِها. (3)
امر نماز را بر دوش بگیرید و آن را حفظ کنید و بسیار به جای آورید و با آن به خدا نزدیکی جویید.
همچنین آن حضرت میفرماید:
الصَّلاةُ قُربانُ کُلِّ تَقِّی. (4)
نماز، مایه نزدیکی هر پرهیزکاری است.
رستگاری خود و فرزندانمان جز با نماز و نزدیکی به خدا، از راه دیگری به دست نمیآید. نزدیکی انسان به خدا؛ یعنی دریافت بخشایش او
و اطمینان و اعتماد به بخشایش او و ادراک حق. (1)
اگر بخواهیم فرزندانی منظّم، با ادب، پرکار و رها از ویژگیهای زشت پرورش دهیم و سبب افتخار خود، آنان و جامعه اسلامیمان شویم، لازم است آنها را دلباخته نماز سازیم.
امام خمینی رحمهالله میفرمود:
نماز را کوچک حساب نکنید. نماز و سایر احکام برای تربیت شماست، برای هدایت شماست. (2)
در قرآن، واژه نماز (صلاة) و مشتقاتش، 114 بار به کار رفته و در 15 مورد به آن امر شدهاست. در کتاب «چهارصد سخن پیرامون نماز» آمده است: «بر خلاف تصور بعضی که نماز را تکرار میدانند، نماز نردبان ترقی است. هرچه با حضور قلب بیشتری خوانده شود، انسان بالاتر میرود». (3)
استاد مطهری نیز در اینباره مینویسد:
هر اندازه ایمان مذهبی انسان بیشتر باشد، بیشتر به یاد خداوند است و هر اندازه انسان به یاد خداوند باشد، کمتر معصیت میکند. معصیت کردن و نکردن دایر مدار علم و آگاهی نیست، دایر مدار غفلت و تذکر است. به هر اندازه که انسان غافل باشد، خدا را فراموش کرده و بیشتر معصیت میکند و به هر اندازه خداوند بیشتر در نظرش باشد، معصیت کمتری میکند. عبادت برای آن است که انسان زود به زود به یاد خدا بیافتد و یادآوری هرچه بیشتر باشد، انسان بیشتر پایبند اخلاق و
حقوق خواهد بود. (1)
با نگاه از این زاویه و توجه به جنبه پرورشی و پاکسازی نماز، یکی از رازهای پافشاری اسلام بر آن و معرفی نماز به عنوان پایه ایمان را میتوان بازداشتن جامعه اسلامی از زشتیها و پاکسازی اخلاقی مسلمانان دانست.
اِنَّ الصَّلوة تَنهی عَنِ الْفَحشاءِ وَ الْمُنکَرِ. (عنکبوت: 45)
به درستی که نماز[،انسان را] از کار ناشایست و ناپسند باز میدارد.
علامه طباطبایی میفرماید:
نماز شامل ذکر خداوند است و این ذکر، ایمان به وحدانیت خداوند، رسالت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم و روز جزا را به نمازگزار تلقین میکند و نیز او را وادار میکند که از خدا استعانت بجوید و با روح و بدن خود متوجه او شود. نماز، انسان را از فحشا و منکر باز میدارد. (2)
به طور کلی باید گفت:
نماز، رهایی از تنبلی و تنپروری است.
نماز، رهایی از حواسپرتی و بیتوجّهی است.
نماز، رهایی از نژادپرستی است.
نماز، رهایی از چاپلوسی است.
نماز، رهایی از پرستش بتها است.
نماز، رهایی از همه ویژگیهای زشت و برخورداری از صفات خدایی است.
نماز، رهایی از گناه و تباهی است.
نماز، رهایی از زندگی سخت است.
نماز، رهایی از زندان تن است.
نماز، رهایی از حصار جهان ماده و منتقل شدن به عالم ملکوت است.
نماز، رهایی از خود و پیوند با خدا است.
نماز، رهایی از خشم و سخط پروردگار است.
نماز، رهایی از سخت جان کندن است.
نماز، رهایی از عذاب برزخ است.
نماز، رهایی از کوری روز رستاخیز و عذاب روز حساب است.
نماز، رهایی از آتش دوزخ و رسیدن به خوشبختی بهشت است. (1)
آیین اسلام از جنبههای اجتماعی مهمی برخوردار است و با توجه به برکات وآثار یگانگی و یکپارچگی، در بسیاری از برنامههای آن بر وجود این جنبه پافشاری شده است. برگزاری نمازهای روزانه واجب به صورت جماعت، یکی از این برنامههاست که افزون بر جنبه اجتماعی آن، ثواب معنوی فراوانی دارد. رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم درباره اهمیت جماعت فرمود:
1) نمازشناسی1، ص 182.
«یک نماز با جماعت، بهتر از چهل سال نماز فرادا در خانه است». پرسیدند: یک روز نماز؟ فرمود: «بلکه یک نماز». (1)
اکنون در پاسخ به این پرسش که «چرا برخی به نماز جماعت نمیروند؟» باید گفت شرکت نکردن افراد در نماز جماعت، دلیلهای گوناگونی دارد که به بیشتر آنها نباید توجه کرد. هرچند شایستگی علمی و اخلاقی پیشنماز، آموزنده بودن محیط مساجد و برخورد شایسته و احترامآمیز با شرکتکنندگان در نماز بهویژه کودکان و نوجوانان، در جذب آنان به این کانون یگانگی و معنویت سهم زیادی خواهد داشت، ولی اگر مربیّان، آموزگاران، پدران و مادران، در این جماعتها شرکت کنند و در برابر شاگردان و فرزندان به نماز بایستند، الهامبخش خواهد بود. همچنین مساجد باید در نهایت پاکی، پاکیزگی و زیبایی معنوی بوده و از هرنوع پلیدی به دور باشد. پاکیزگی مساجد به اندازهای در اسلام اهمیت دارد که پاکیزه ساختن مسجد مایه آمرزش گناه شمرده میشود.
رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمودهاست:
مَن کَنَسَ الْمَسْجدَ یَومَ الْخَمیسِ لَیلَة الْجُمعةِ فَأخرَجَ مِنهُ التُّرابَ قَدرِ ما نَدری فِی العَیْنِ غَفَر لَهُ. (2)
هرکس در شب جمعه، مسجد را به اندازه خاکی که ممکن است در چشم برود، جارو کند، خدا گناهش را میآمرزد.
برای کودک، جانماز و سجاده قشنگ همراه با مهر و تسبیحی زیبا تهیه کنیم.
میتوان برای دختربچهها، چادری زیبا و رنگی و برای پسربچهها، لباسی ویژه برای نمازخواندن تهیه کرد.
هنگام آموزش قرائت نماز به کودک، با آراستن سخن، آهنگین و دلنشین کردن عبارتهای نماز، هرچه بیشتر او را برانگیزانیم.
نعمتها و عنایتهای خداوند و مهر و دلبستگی او را به کودک یادآور سازیم.
هنگام دعوت کودک به نماز، با او به خوشرویی برخورد کنیم.
پس از پایان نماز، با خریدن یک خوراکی یا بوسیدن و رفتارهایی اینچنین، سپاسگزاری خود را به کودک نشان دهیم.
از ادبیات و شعرهای قشنگ و سرودهای زیبا برای نماز استفاده کنیم. همه این کارها برای نوجوانان میتواند به صورت دیگری نیز انجام شود، مانند: تهیه کتابهای جذّاب درباره آموزش نماز، اهدای وسایل مورد نیاز پس از انجام نماز و... .
موضوع نماز در قالب شعر و داستان، موضوعی ابتکاری است که استفاده از آن میتواند سبب دلبستگی و کشش بیشتر کودک به سوی نماز شود.
شده باز وقت نمازموسم راز و نیاز
مرغ دل کرده، باز
به هوایش پرواز
سر زد سپیده
از بام مهتاب
وقت نماز است
برخیز از خواب
مثل شکوفه
خوشبو و زیبا
گلخنده وا کن
بر روی لبها
بشنو صدای
خوب اذان را
وقت نماز و
صبح است و حالا
بعد از وضویت
سجاده بگشا
چون شاخه گل
برخیز ازجا (1)
1) گلبانگ تربیت، فرشته حکمت، تهران، انتشارات تربیت، چاپ اول، 1371، ص 17.
ای دختر مسلمان
نازنین با ایمان
باید وضو بگیری
در چشمههای قرآن
وقتی نماز میخوانی
مثل نخلها خوشبویی
با خدای مهربان
از خوبیها میگویی
خدا تو را دوست دارد
اگر نماز بخوانی
هر صبح و ظهر و هر شب
تکلیف خود بدانی
مثل خورشید میتابی
در آسمان آبی
وقتی نماز میخوانی
زیباتر از مهتابی (1)
1) گلبانگ تربیت، فرشته حکمت، تهران، انتشارات تربیت، چاپ اول، 1371، ص 18.
من کودکی شادابم
در پاکی مثل آبم
در زندگی میتابم
وقتی نماز میخوانم
من در کنار بابا
بر لبهایم میخواند
پرستوی شادیها
الله اکبر گفتن
چهقدر شیرین و زیباست
لا اله الا الله
حرف پیامبر ماست (1)
پیامبرگرامی اسلام نیز در نهایت احسان و بردباری، نماز را برای کودک، شیرین و خواستنی میکرد، چنانکه لیثبن سعد میگوید: «روزی پیامبر نماز جماعت میخواند و جمعی به او اقتدا کرده بودند. حسین علیهالسلام که کودکی بیش نبود، آنجا نشسته بود. هنگامی که رسول خدا به سجده رفت، آمد و بر پشت پیامبر سوار شد. آنگاه پاهای خود را حرکت داد و گفت: «حَلْ.. حَلْ» (شتر را با تکرار این واژه میرانند). هنگامی که رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم میخواست سر از سجده بردارد، حسین را
1) گلبانگ تربیت، فرشته حکمت، تهران، انتشارات تربیت، چاپ اول، 1371، ص 16.
میگرفت، آرام بر زمین میگذاشت و بلند میشد و چون به سجده بعدی میرفت، باز حسین همان کار را انجام میداد. تا پایان نماز این کار تکرار شد.
مردی یهودی چون این صحنه را دید، به عنوان اعتراض نزد رسول خدا آمد و گفت: ای محمد! شما با کودکان رفتاری میکنید که ما اینگونه رفتار نمیکنیم. پیامبر فرمود: اگر شما هم به خدا و رسول او ایمان داشتهباشید، به کودکان خود مهربانی میورزید و با مهر و نوازش با آنان رفتار میکنید. یهودی تحت تأثیر این پرورش اسلامی و بلندنظری پیامبر، شیفته اسلام شد و همان دم مسلمان گردید». (1)
در سالهای نخست به ویژه دوران خردسالی باید با کودک به گونهای برخورد شود که احساس جبر و خستگی نکند و نباید نماز را برای او به امری کسل کننده و رنجآور تبدیل کنیم. اگر در میان نماز در پی چیزی دوید، اورا سرزنش نکنیم، بلکه پس از نماز با خنده و شادی به او بیاموزیم که این کار، نماز را باطل میکند. همانگونه که در بخشهای پیشین گفته شد، سختگیری حتی برای نوجوان نیز ممکن است زیانبار باشد. از اینرو، باید به اندازه توانایی کودک و نوجوان به او تکلیف کنیم.
1) بحارالانوار، ج 43، ص 285، ح 50.
عبادت و آموزههای دینی آشنا کرد تا با کینهورزی ودشمنی.
اصل لذّت: جالب و جذاب کردن نماز در نظر کودکان.
اصل آراستن و تشویق: باید سجاده و جایگاه نماز کودک و نوجوان را زیبا و دلچسب بسازیم و هنگام گفتن نام خدا و سجده کردن، او را تشویق کنیم.
اصل تغافل: نادیده گرفتن، اشتباههای کودک و نوجوان.
اصل آسانگیری: تلاش برای کاهش دشواری عمل عبادی در نظر کودکان و نوجوانان.
اصل تدریج: به یکباره نباید از کودک خود، انتظار عابد و زاهد شدن داشته باشیم.
اصل القا: القای محبّت خدا در قلب کودک و نوجوان و پاشیدن بذر محبت او در دلش.
اصل انس: باید کودک را با خدا مأنوس ساخت و از خدا نترساند. باید او را به سخن گفتن با خدا وادار کنیم و معنای «حاضر و ناظر» را به او بفهمانیم. (1)
پدر و مادر و مربیان هنگام واداشتن کودک به نماز باید به گونهای رفتار کنند که به دلزدگی او از نماز نیانجامد. در این زمینه، موارد زیر باید رعایت شود:
1) اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، ص 59.
پرهیز از خسته کردن کودک با برنامههای اضافی و تعصّبآمیز یا بیداری او برای نماز شب.
پرهیز از به هم زدن بازی و سرگرمیهای لذتآفرین کودک برای وا داشتن او به نمازخواندن.
پرهیز از کاربرد زور در وادار کردن فرد به نماز بهویژه در خردسالی.
پرهیز از سبک شمردن نماز و برگزار کردن آن باخنده.
پرهیز از جدایی انداختن میان دو نماز، مانند خواندن نماز ظهر و عصر در دو نوبت.
امام صادق علیهالسلام فرمودهاست:
اِنَّا نَامُرُ صِبْیانَ اَنْ یَجْمَعُوا بَینَ الصَّلوتَین الاُولی وَ الْعَصْر وَ بَینَ الْمَغرِبِ وَ الْعِشاءِ مادامُوا عَلی وُضُوءٍ قَبلَ اَنْ یَشتَغِلُوا. (1)
ما کودکان خود را امر میکنیم که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را با هم بخوانند تا پیش از آنکه به کاری سرگرم شوند، با وضو باشند.
پرهیز از دعوت کودک یا نوجوان به نماز هنگامی که او را به تازگی تنبیه کردهایم.
پرهیز از نماز خواندن هنگام خستگی و بیحالی.
پرهیز از یادآور ساختن مجازاتهای دشوار خداوند برای ترککنندگان نماز در سنین پیش از هشتسالگی. (2)
باری باید دعا کرد که:
رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی رَبَّنا وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ. (ابراهیم: 40)
پروردگارا! من و فرزندانم را برپادارنده نماز قرار ده و دعایم بپذیر.
تهیه برنامههایی درباره فلسفه نماز به صورت گفت و گو یا میزگرد با حضور کودکان، نوجوانان، کارشناسان امور دینی و روانشناسی برای اینگونه برنامهها اگر به صورت مجموعه ادامهدار باشند، در آغاز بهتر است از کودکان و نوجوانانی دعوت شود که دارای محبوبیتی در عرصههای گوناگون علمی، فرهنگی، دینی یا ورزشی هستند.
برگزاری مسابقههای جذّاب در مدارس درباره موضوعهای مربوط به نماز و پخش آن از رسانه و اعلام نام مدرسهای برای برگزاری مسابقه بعدی. مثلاً میتوان دو مربّی را در دبستان یا پیش دبستان به عنوان داور انتخاب کرد و از بچههایی که میخواهند در مسابقه شرکت کنند، بخواهیم وضو بگیرند. سپس به کسانی که درست وضو بگیرند، هدایایی به رسم یادبود داده شود.
برای ارایه ارزشها در برنامههای مذهبی و دینی باید به جذابیتها و صحنهآرایی مناسب با ذوق کودکان توجه شود. چه بسا برنامههای پر محتوا، در صورت نداشتن قالب مناسب برنامهسازی خشک، بیروح و تحملناپذیر تبدیل میشوند.
چندانی برای تماشای فیلمهای دراز مدت ندارند. آنان چون در رؤیای کودکانه خویش غرق هستند، اینگونه فیلمها را در میانه راه رها میکنند و به دنبال کار دیگری میروند.
به تناسب فیلمنامههای اجتماعی ، باید به صورت غیرمستقیم، جایی برای انتقال دادن ارزش نماز گنجانده شود و با نمادهایی همچون وضو ساختن یا نمازگزاری بهوسیله بازیگران مشهور و محبوب، بار ارزشی به آن ببخشند. به یقین، تأثیر این شیوه اگر بیشتر از روش مستقیم باشد، کمتر نیست.
تهیه برنامههایی از زندگانی پیشوایان دین یا اصحاب ایشان و علمای معاصر درباره نماز مانند: جریان وضو گرفتن حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام که هنگام وضو ساختن ، مفصلهایش میلرزید و رنگ صورت مبارکش زرد میشد. وقتی علت این حالت را از آن حضرت پرسیدند، فرمود: «بر هر کس که در مقابل پروردگار میایستد، سزاوار است که رنگش زرد شود و اعضای بدنش بلرزد». (1)
بیان خاطرههایی از نماز گزاردن حضرت امام خمینی رحمهالله، از زبان نوجوانان در برنامههای کودک و نوجوان به ویژه در ایام میلاد یا ارتحال ایشان. همچنین جریان بعضی از علمای معاصر در مورد نماز و
1) آداب و مستحبات نماز، عباس عزیزی، قم، ستاد اقامه نماز، 1377، چ 5، ص 13.
آثار و پیآمدهای آن برایشان، دستمایه گرانسنگی برای برنامه سازی خواهد بود. به هر حال، امام بزرگوار نمازگزاری بود که ایشان را به عنوان الگوی زندگی معاصر، میتوان مطرح کرد و از زندگانی ایشان برای نوجوانان، برنامه ساخت. گفتهاند: وقتی که امام خمینی رحمهالله وارد «نوفل لوشاتو» (فرانسه) شد، اول پرسید: قبله کدام طرف است؟ همچنین در شبی که از پاریس به سوی تهران میرفت، تمام افراد در هواپیما خوابیده بودند و تنها ایشان در طبقه بالای هواپیما نماز شب میخواند.
حجت الاسلام سید احمد خمینی رحمهالله میگوید: «روزی که شاه فرار کرد، در نوفل لوشاتو بودیم. پلیس فرانسه خیابان اصلی نوفل لوشاتو را بست. خبرنگارانی از آفریقا، آسیا، اروپا و امریکا و شاید 150 دوربین فقط صحبت امام را مستقیم پخش میکردند تا از طریق حضرت امام، بزرگترین حادثه سال را مخابره کنند؛ چون شاه رفته بود و میخواستند ببینند که امام چه تصمیمی دارند. امام بر روی صندلی ایستاده بود در کنار خیابان. تمام دوربینها بر روی امام زوم (متمرکز) شده بودند. امام چند دقیقه صحبت کردند. من کنار امام ایستاده بودم. یک مرتبه برگشتند و گفتند: احمد! ظهر شده؟ گفتم: بله، الان ظهر است. امام بیدرنگ گفتند: والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته». (1)
1) نکتههای نورانی، حسین دیلمی، قم، ستاد اقامه نماز حوزه نمایندگی ولی فقیه، 1377، چ 1، صص 57 ـ 58.
ادبیاتی زنده و همه پسند ارایه کرد. میتوان فیلمهایی کوتاه یا انیمیشن از احکام، آداب و مستحبات نماز تهیه و پخش کرد. در این میان توجه به موضوعهای زیر بسیار اهمیت دارد: آداب وضو، لباس نمازگزار، نماز در مکان مقدس و مساجد، اذان و اقامه، آداب قبله و... . از این رو، تهیه برنامه درباره داستانهایی مانند زیر بسیار مناسب است:
«از مستحبات نماز آن است که انسان بوی خوش به بدن و لباسش بزند و با لباس پاکیزه نماز بخواند و با احترام و وقار برای عبادت خدا مشغول شود.
لحظات آخر عمر حضرت زهرا علیهاالسلام بود. چند لحظهای به اذان مغرب باقی مانده بود. حضرت فاطمه علیهاالسلام به اسماء بنت عمیس فرمود: عطر مرا بیاور تا خود را خوشبو سازم و آن لباس را که با آن نماز میخوانم، بیاور. سپس وضو گرفت و هنگامی که میخواست نماز بخواند، حالشان دگرگون گشت. سرشان را به زمین نهادند و به اسماء فرمود: کنارم بنشین. هنگامی که وقت نماز فرا رسید، مرا بیدار کن تا نمازم را بخوانم. اگر برخاستم که چیزی نیست و اگر بر نخاستم، شخصی را نزد علی علیهالسلام بفرست تا خبر فوت مرا به او بدهد. اسماء میگوید: وقت نماز فرا رسید، گفتم: الصلوة یا بنت رسول اللّه (ای دختر رسول خدا! وقت نماز است)! صدایی نشنیدم و متوجه شدم حضرت زهرا علیهاالسلام از دنیا رفته است». (1)
1) قصص الصلاة، قاسم میرخلف زاده، قم، انتشارات مهدی یار، 1379، چ 1، ج 2، ص 126 ـ 127.
مثال: آشنایی فرزندِ نوجوان آن خانواده در بازی فوتبال با یکی از نوجوانان مسجدی محل، حضور در مسجد، رفاقت با امام جماعت و دگرگونی احساس در رفتار با دیگران، گرایش به نماز و پیروی دیگر اطرافیان از او.
نمونههای اطلاعرسانی برای کودک و نوجوان
آیا میدانید دوستداشتنیترین عبادت نزد خداوند نماز است؟
آیا میدانید نخستین چیزی که در قیامت مورد پرسش قرار میگیرد، نماز است؟
نمونههای اطلاع رسانی برای پدر و مادر
آیا میدانید چشم پوشی از خطای کودک و نوجوان به ویژه نماز در بسیاری موارد سازنده است؟
آیا میدانید به رخ کشیدن خطا و سرزنش کردن نوجوان در مسایل عبادی به ویژه نماز، به جسورتر شدن او خواهد انجامید؟
فراخواندن مخاطبان رادیو و تلویزیون به برپایی نماز جماعت در پیش و پس از پخش اذان. با اینکه مشارکت کودک و نوجوان در نماز جماعت و حضور آنان در مساجد میتواند تأثیر عمیق درونی و تربیتی بر جا گذارد، ولی از سوی مجریان برنامههای کودک و نوجوان در این راستا اهتمام جدی دیده نمیشود.
تلاش شود زمان پخش برنامههای کودک و نوجوان با هنگام پخش قرآن و اذان تداخل پیدا نکند؛ زیرا پخش قرآن و اذان در لابه لای این برنامهها و قطع شدن برنامه، ممکن است از اشتیاق کودک و نوجوان به آموزههای اسلامی بکاهد.
تضاد ارزشی در خانوادهها، عاملی برای گریزان شدن کودک و نوجوان از نماز است. اسوه و الگو بودن پدر و مادر و سازگاری بین کردار و اندیشه آنان میتواند ارزشهای دینی را برای کودک و نوجوان درونی سازد. برای مثال، پدری که فرزندش را به نماز دعوت میکند، ولی خود سرگرم روزنامه خواندن میشود یا مادری که فرزندش را به نماز اول وقت میخواند، ولی خود به کار آشپزی میپردازد، چگونه الگویی خواهند بود؟
سیاستگذاران صدا و سیما و پدر و مادر باید تدبیری به کار بندند تا در وقت نماز، برنامه جاذب دیگری در بین نباشد مثل: برنامههای جذاب تلویزیونی یا ویدئویی و داستان گوییها، بگو و بخندها، غذا خوردن و بازیهای خانوادگی و دوستانه که مورد علاقه کودکان است.
ناگفته نماند که بعضی از کودکان در سنین پایینتر نیز آمادگی پذیرش دارند، ولی سخن کلی ما در برنامه سازی برای نوع کودک و نوجوان است.
یکی از کارکردهای نماز جماعت، تقویت روح جمعی و مشارکت آفرینی و ایجاد نظم و انضباط است. با شرکت در نماز جماعت، روحیه مشارکت در کودک و نوجوان افزایش مییابد و با برقراری ارتباط دوستانه میان نمازگزاران، اُنس و الفت پدید میآید. در ساخت برنامه در این راستا به جملهها و داستانهای زیر میتوان توجه کرد:
«رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم همیشه صفوف نماز را منظم میفرمود تا این که رفته رفته برای همه نمازگزاران عادت میشد. روزی به
مسجد تشریف آورد و به نماز ایستاد و خواست تکبیرة الاحرام بگوید که متوجه شد مردی سینهاش جلوتر از دیگران است. فرمود: بندگان خدا صفوف خود را منظم کنید وگرنه میان شما اختلاف خواهد افتاد».
ابن مسعود میگوید: «رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم به شانههای ما دست میگذاشت و ما را پس و پیش میکرد و میفرمود: منظم بایستید. اگر در ایستادن اختلاف داشته باشید، دلهایتان هم مختلف خواهد شد...». (1)
جابر میگوید: «از امام محمّد باقر علیهالسلام در مورد کودکانی که در نماز جماعت شرکت میکنند، پرسیدم. امام باقر علیهالسلام فرمود: آنان را از صفهای جلو به قسمت عقب صف نماز جماعت نفرستید، بلکه آنان را (در میان بزرگسالان) پراکنده سازید». (2)بهراستی، فرهنگ حضور کودک و نوجوان در صفوف نماز جماعت و پذیرش قلبی مسئولان مساجد را با استناد به این روایت زیبا میتوان برجسته کرد.
از عبارتهای زیر نیز میتوان به عنوان زیر نویس بهره گرفت: نماز جماعت وسیلهای برای آشنایی با دوستان جدید است.
نماز جماعت نوعی آموزش نظم در زندگی است.
نبودهاند. ترسیم ظریفانه این مسأله میتواند عاملی برای جذب نوجوانان به نماز و هشداری برای پدر و مادر برای اهتمام بیشتر در پرورش دینی فرزندانشان باشد.
برخی از مرا کزی که در زمینه اقامه نماز برای کودکان و نوجوانان، قدمهای عملی برداشتهاند، جهت ارتباط دستاندرکاران رسانه معرفی میشوند:
1 - ستاد اقامه نماز
قم، خیابان صفاییه، کوچه آمار، تلفن: 7740297
2 - سازمان امور مساجد
قم، مدرسه دارالشفاء، امور مساجد، تلفن: 8 ـ 7731447
3 - دفتر تبلیغات اسلامی
قم، چهار راه شهدا، تلفن: 94 ـ 7743186
4 - سازمان تبلیغات اسلامی
تهران و قم (مصلی قدس)، تلفن: 7743369 ـ 7740371
1 ـ عبادت در زندگی انسانها چه نقشی دارد؟
2 ـ نماز در زندگی انسانها چه نقشی دارد؟
3 ـ نماز چگونه از گناه جلوگیری میکند؟
4 ـ پدر و مادر در برابر بیتفاوتی فرزند به نماز باید چه شیوهای را به کار ببرند؟
5 ـ نقش الگویی پدر و مادر در پرورش دینی فرزندان تا چه اندازه مؤثر است.
6 ـ پدر و مادر، فرزندان خود را برای خواندن نماز صبح باید چگونه بیدار کنند؟
7 ـ پدر و مادر هنگام سر زدن اشتباه از کودک و نوجوان و بهانهتراشی آنان برای فرار از نماز باید چه واکنشی نشان دهند؟
8 ـ محبت تا چه اندازه در رشد عبادی کودک به ویژه در ترغیب او به نماز تأثیرگذار است؟
9 ـ چه کنیم تا فرزندانمان به مسجد علاقهمند شوند؟
10 ـ تفاوتهای فردی و اجتماعی کودکان و نوجوانان بانماز و بینماز را برشمرید؟
11 ـ چگونه نوع برخورد پدر و مادر و روی آوردن آنان به نماز در ذهن کودکان جاذبهآفرین خواهد بود؟
1 ـ چگونه فرزندانمان را به عبادت مشتاق سازیم؟
2 ـ محبت ورزیدن به فرزندانمان تا چه اندازه در تمایل آنان به نمازخواندن تأثیرگذار است؟
3 ـ به جز محبت، به چه روشهای دیگر میتوان فرزندان را به نماز جذب کرد؟
4 ـ در بهرهگیری از قصه و شعر برای جذب کودکان به نماز چه ویژگیهایی وجود دارد؟
5 ـ چگونه میتوان در مراحل گوناگون رشد کودک آثار نماز را برای او تبیین کرد؟
6 ـ آراستگی سخن و سخنگو در آموزش نماز به کودکان چه تأثیری دارد؟
7 ـ تأثیر تغذیه حلال در جذب کودکان به نماز چیست؟
8 ـ رشد علمی پدر و مادر و مربیان د ر پرورش دینی کودک و نوجوان چه تأثیری دارد؟
9 ـ آسانگیری در پرورش دینی فرزندان چه نقشی دارد؟
10 ـ نقش آموزش و پرورش در تشویق کودکان به نماز چیست؟
11 ـ چرا پیشوایان معصوم علیهمالسلام به عادت دادن کودکان به برپایی نماز از همان دوران کودکی تأکید دارند؟
12 ـ چرا امام خمینی رحمهالله بزهکاری را با بینمازی مرتبط میدانست؟
13 ـ نقش صدا و سیما در گرایش کودک و نوجوان به عبادت بهویژه نماز چیست؟
14 ـ نماز خواندن برای زندگی فردی و اجتماعی انسان چه پیآمدهایی دارد؟
15 ـ عوامل دور شدن کودک و نوجوان از نماز کدامند؟
16 ـ برای افزایش علاقهمندی کودک و نوجوان به نماز چه راهکاری پیشنهاد میکنید؟
1 ـ آمدی تمیمی، عبدالواحد؛ غررالحکم و دررالکلم، برگردان: سیدجلال الدین محدث ارموی، تهران، دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1360.
2 ـ ابن بابویه، محمد بن علی صدوق؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، تهران، نشر الصدوق، 1366.
3 ـ ـــــــــــ، محمد بن علی صدوق؛ خصال، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1362.
4 ـ ـــــــــــ، محمد بن علی صدوق؛ من لا یحضره الفقیه، قم، منشورات جماعة المدرسین فی حوزه العلمیه، 1363.
5 ـ ابن شعبه حرّانی، حسین بن علی؛ تحف العقول، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1374.
6 ـ افروز، غلامعلی؛ روشهای پرورش احساس مذهبی (نماز) در کودکان و نوجوانان، تهران، انجمن اولیا و مربیان، چاپ اول، 1371.
7 ـ امینی، ابراهیم؛ آیین تربیت، تهران، انتشارات اسلامی، 1359.
8 ـ انصاری، مرتضی؛ فرائدالاصول، قم، موسسه نشر اسلامی، 1365.
9 ـ باقری، خسرو؛ نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، تهران، انتشارات مدرسه، چاپ چهارم، 1376.
10 ـ برقی، محمدبن خالد؛ محاسن، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1370.
11 ـ بلخی (مولوی)، جلالالدین محمد بن محمد؛ مثنوی معنوی
تهران، پژوهش، 1371.
12 ـ بهشتی، سیدجواد؛ چهارصد سخن پیرامون نماز، قم، ستاد اقامه نماز، 1374.
13 ـ پاینده، ابوالقاسم؛ نهجالفصاحه، تهران، انتشارات جاویدان، 1353.
14 ـ جهانگرد، یداللّه؛ نحوه رفتار والدین با فرزندان، تهران، انجمن اولیا و مربیان، چاپ دوم، 1372.
15 ـ حائری شیرازی، محمدصادق؛ تربیت اسلامی، تهران، انتشارات الشمس، 1359.
16 ـ ــــــــــــــــــ، محمدصادق؛ نماز، تهران، انتشارات دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، بیتا.
17 ـ حر عاملی، شیخ محمد حسن؛ وسائلالشیعه، قم، مؤسسه آلالبیت، 1409 ه . ق.
18 ـ حسینی دشتی، مصطفی؛ معارف و معاریف، تهران، موسسه فرهنگی آرایه، 1378.
19 ـ دبس، موریس؛ مراحل تربیت، برگردان: محمدعلی کاردان، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، 1374.
20 ـ راشدی، حسن؛ نمازشناسی، تهران، ستاد اقامه نماز، چاپ اول، 1378.
21 ـ راغب اصفهانی، ابوالقاسم؛ مفردات، تهران، مکتبة المرتضویه،
22 ـ سیّاح، احمد؛ فرهنگ جامع عربی ـ فارسی، تهران، کتابفروشی اسلام، چاپ چهاردهم، بیتا.
23 ـ شرفی، محمدرضا؛ مراحل رشد و تحول انسان، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ سوم، 1368.
24 ـ شیروانی، علی؛ کلیات فلسفه، قم، دارالثقلین، 1378.
25 ـ طباطبایی، سیدمحمد حسین؛ تفسیرالمیزان، برگردان: محمدباقر موسوی همدانی، تهران، انتشارات اسلامی، چاپ اول، 1363.
26 ـ طبرسی، حسن بن فضل؛ مکارم الاخلاق، قم، مؤسسه نشر اسلامی، 1416 ه . ق.
27 ـ عمید، حسن؛ فرهنگ عمید، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، 1360.
28 ـ فرشته حکمت، فرشاد؛ گلبانگ تربیت، تهران، انتشارات تربیت، چاپ اول، 1371.
29 ـ فیض کاشانی، ملا محسن؛ تفسیر صافی، تهران، چاپ محمودی، 1355.
30 ـ ــــــــــــــــــــــــــــ؛ محجة البیضاء، قم، مؤسسه آلالبیت، 1408 ه . ق.
31 ـ قائمی، علی؛ اقامه نماز در دوران کودکی و نوجوانی، ستاد اقامه نماز، چاپ اول، 1372.
32 ـ ـــــــــــــ؛ روانشناسی و تربیت فرزندان شاهد، تهران، انجمن اولیاء و مربیان، 1366.
33 ـ قرائتی، محسن؛ پرتوی از اسرار نماز، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، 1369.
34 ـ ــــــــــــــــ؛ یکصد و چهارده نکته درباره نماز، تهران، ستاد اقامه نماز، چاپ شانزدهم، 1373.
35 ـ قمی، ابومحمد جعفربن احمدبن علی؛ جامع الاحادیث، مشهد، مؤسسه طبع رضویه، بیتا.
36 ـ کرمی، رضا و علیرضا مرادی؛ روانشناسی تربیتی، تهران، مرکز تربیت معلم، 1368.
37 ـ کلینی، محمدبن یعقوب؛ اصول کافی، برگردان: سیدجواد مصطفوی، تهران، چاپ اول، 1350.
38 ـ گیلانی، عبدالرزاق؛ مصباح الشریعة، تهران، کتابخانه صدوق، 1366.
39 ـ مبشری، اسداللّه؛ ترجمه نهجالبلاغه، تهران، نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دهم، 1375.
40 ـ متقی هندی، علی؛ کنزالعمال، بیروت، مکتبة التراث الاسلامی، 1397.
41 ـ مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چاپ دوم، 1350 تا 1360.
42 ـ ــــــــــــــــــــــ؛ حلیة المتقین، تهران، انتشارات محمدحسن علمی، 1360.
43 ـ مجله نیایش، فصلنامه پژوهشی مطالعاتی نماز، ستاد اقامه نماز، تابستان 1378.
44 ـ محمدی ریشهری، محمد؛ میزان الحکمة، قم، دارالحدیث، 1375.
45 ـ مطهری، مرتضی؛ گفتارهای معنوی، تهران، صدرا، 1363.
46 ـ مظلومی، رجبعلی؛ گامی در مسیر تربیت اسلامی(1)، تهران، نشر آفاق، چاپ اول، 1358.
47 ـ مکارم شیرازی، ناصر و دیگران؛ تفسیر نمونه، قم، دارالکتب الاسلامی، بیتا.
48 ـ موسوی خمینی، سیدروحاللّه؛ صحیفه نور، تهران، انتشارات ارشاد اسلامی، 1368.
49 ـ نوری، حسین؛ مستدرک الوسائل، تهران، مکتبة الاسلامیه، 1383 ه . ق.