ghaemiyeh.com
سرشناسه:علیبن حسین (ع)، امام چهارم، ۳۸ - ۹۴ق.
عنوان قراردادی:صحیفه سجادیه .فارسی - عربی
عنوان و نام پدیدآور:صحیفه کامله سجادیه/ امام سجاد حضرت علیبنحسین زینالعابدین علیهماالسلام؛ ترجمه حسین انصاریان؛ ویرایش حسین استادولی.
مشخصات نشر:تهران: پیام آزادی، ۱۳۷۴.
مشخصات ظاهری:۳۱۶ ص.
شابک:۶۵۰۰ ریال 964-302-265-X : ؛ ۶۵۰۰ ریال (چاپ دوم) ؛ ۸۰۰۰ ریال (چاپ سوم) ؛ ۱۰۰۰۰ ریال (چاپ ششم) ؛ ۱۰۰۰۰ ریال (چاپ هفتم) ؛ ۱۲۰۰۰ ریال (چاپ هشتم) ؛ ۱۲۰۰۰ ریال (چاپ نهم) ؛ ۱۴۰۰۰ ریال (چاپ یازدهم) ؛ ۱۴۰۰۰ ریال (چاپ دوازدهم) ؛ ۱۶۰۰۰ ریال (چاپ چهاردهم) ؛ ۱۸۰۰۰ ریال (چاپ نوزدهم) ؛ ۲۰۰۰۰ ریال (چاپ بیستم) ؛ ۲۲۰۰۰ ریال (چاپ بیست و دوم) ؛ ۳۰۰۰۰ ریال (چاپ بیست و چهارم) ؛ ۸۰۰۰۰ ریال (چاپ سی و دوم)
یادداشت:فارسی - عربی.
یادداشت:چاپ دوم و سوم: ۱۳۷۵.
یادداشت:چاپ پنجم: ۱۳۷۷.
یادداشت:چاپ ششم، هفتم و هشتم: ۱۳۷۸.
یادداشت:چاپ نهم و یازدهم: ۱۳۷۹.
یادداشت:چاپ دوازدهم: ۱۳۸۰.
یادداشت:چاپ چهاردهم: ۱۳۸۱.
یادداشت:چاپ هجدهم: مهر ۱۳۸۴.
یادداشت:چاپ نوزدهم و بیستم: ۱۳۸۵.
یادداشت:چاپ بیست و دوم: پاییز ۱۳۸۶.
یادداشت:چاپ بیست و چهارم : ۱۳۸۸.
یادداشت:چاپ سی و دوم: ۱۳۹۲.
موضوع:دعاها
شناسه افزوده:انصاریان، حسین، ۱۳۲۳ -، مترجم
شناسه افزوده:استادولی، حسین، ۱۳۳۱ -، ویراستار
رده بندی کنگره:BP۲۶۷/۱ /ع۸ص۳۰۴۱ ۱۳۷۴الف
رده بندی دیویی:۲۹۷/۷۷۲
شماره کتابشناسی ملی:م۷۵-۴۵۳
استاد حسین انصاریان
حدیث کرد برای ما سیّد اجلّ نجم الدین بهاء الشرف، ابوالحسن، محمد بن الحسن فرزند احمد بن علی، فرزند محمد بن عمر بن یحیی العلوی الحسینی - رحمت خدا بر او باد که گفت: خبر داد ما را شیخ سعید ابوعبداللّه محمد بن احمد بن شهریار، خزانه دار آستان مَلَک پاسبان مولایمان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در ماه ربیع الاول از سال 516، در حالی که صحیفه بر او خوانده میشد و من مستمع آن بودم، گفت: شنیدم آن را در حالی که خوانده میشد بر شیخ راستگو، ابیمنصور محمد بن محمد بن احمد بن عبدالعزیز عُکْبَری معدَّل، - رحمت خدا بر او باد - از ابوالمفضّل: محمّد بن عبداللّه بن مطلّب شیبانی، گفت: حدیث کرد ما را شریف ابوعبداللّه: جعفر بن محمّد بن جعفر بن حسن بن جعفر بن حسن بن حسن بن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیهم السلام گفت: حدیث کرد ما را عبداللّه بن عمر بن خطّاب زیّات در سال 265 گفت: حدیث کرد مرا دائیم: علی بن نعمان اعلم گفت: حدیث کرد مرا عمیر بن متوکّل ثقفی بلخی، از پدرش متوکّل بن هارون گفت: یحیی بن زید بن علی علیه السلام را پس از شهادت پدرش به وقتی که به سوی خراسان میرفت ملاقات
کردم و به حضرتش سلام نمودم، به من فرمود: از کجا میآیی؟ عرضه داشتم: از حج، پس مرا از حال اهلش و عموزادگان خویش که در مدینه بودند پرسید و در پرسش از حال جعفر بن محمد علیه السلام مبالغه نمود، پس از حال آن حضرت و احوال ایشان و اندوهشان بر شهادت پدرش زید بن علی علیه السلام به او خبر دادم، یحیی فرمود: عمویم حضرت باقر علیه السلام پدرم را به ترک خروج و شورش سفارش کرد و به او فهماند که در صورت خروج و جدا شدن از مدینه کارش به کجا خواهد کشید، آیا تو پسر عمویم حضرت جعفر بن محمد علیه السلام را ملاقات نمودی؟ گفتم: آری. گفت: آیا دربارۀ من و وضع و کارم شنیدی چیزی بگوید؟ گفتم: آری، گفت: به چه صورت از من یاد فرمود؟ به من بگو، گفتم: فدایت گردم، علاقه ندارم آنچه را از آن حضرت شنیدهام در برابر تو بیان کنم، گفت: آیا مرا از مرگ میترسانی؟ بگو آنچه شنیدهای، گفتم، از او شنیدم که: تو کشته میشوی و بدنت را به دار میآویزند، چنانکه پدرت کشته و به دار آویخته شد، پس چهرهاش تغییر کرد و گفت: «خدایا هر سرنوشتی را خواهد محو میکند و یا ثبت مینماید و امّالکتاب نزد اوست.» ای متوکّل همانا که حضرت حق این دین را به وجود ما تأیید فرموده و دانش و اسلحه را به ما مرحمت کرده و هر دو برای ما فراهم گشته و عموزادگان ما به دانش تنها اختصاص یافتهاند، گفتم: قربانت گردم، من مردم را مشاهده کردم که به پسر عمویت حضرت صادق مایلترند تا به تو و پدرت، گفت: همانا عمویم محمّد بن علی و پسرش جعفر، مردم را به زندگی دعوت کردهاند و ما آنان را به مرگ خواندهایم، گفتم: ای فرزند رسول حق! آیا ایشان داناترند یا شما، پس مدّتی دیده به زمین دوخت سپس سر برداشت و گفت: هر یک از ما از دانش بهرهای داریم جز آنکه ایشان هر چه را ما
میدانیم میدانند، ولی ما هر چه ایشان میدانند نمیدانیم، آنگاه به من گفت: آیا از پسر عمویم چیزی نوشتهای؟ گفت: آری، گفت: به من نشان بده، پس چند نوع دانش را که از آن حضرت ضبط کرده بودم به او عرضه داشتم و دعایی را به او نشان دادم که حضرت صادق بر من املا فرموده بود و حدیث کرده بود که پدرش محمد بن علی علیه السلام بر او املا فرموده بود و خبر داده بود که آن از دعای پدرش علی بن الحسین علیهما السلام از دعای صحیفۀ کامله است، پس یحیی تا پایان آن را نظر کرد و گفت: آیا اجازه میدهی که نسخهای از روی آن برداریم؟ گفتم: ای پسر رسول خدا! آیا در آنچه که از خود شماست اجازت میخواهی؟ پس گفت: هم اکنون بر تو ارائه خواهم کرد صحیفهای از دعای کامل را از آنچه پدرم از پدرش حفظ فرموده و مرا به نگاه داشتن و بازداشتن آن از نااهل سفارش فرموده. عمیر گوید: پدرم گفت: پس برخاستم و پیشانی او را بوسیدم و گفت: به خدا قسم! ای پسر پیامبر خدا که من خدا را با محبّت و طاعت شما پرستش میکنم و امیدوارم که مرا در حیات و ممات به دوستی شما سعادتمند کند. پس صحیفهای را که به او داده بودم به جوانی که با او بود داد و گفت: این دعا را با خطی روشن و نیکو بنویس و به نظر من برسان که شاید آن را از حفظ نمایم؛ زیرا که من آن را از پسر عمویم جعفر - که در حفظ خدا باد - میخواستم او آن را به من نمیداد. متوکّل گفت: من از کرده خود نادم شدم و نمیدانستم چه کنم و حضرت صادق علیه السلام قبل از آن به من دستور نداده بود که آن را به کسی ندهم، پس از آن یحیی جامه دانی را طلبید و صحیفۀ قفل خوردۀ مهر کردهای را از آن خارج کرد و به مهر آن نظر نمود و بوسید و گریه کرد، سپس مهر را شکست و قفل را باز کرد، آنگاه صحیفه را گشود و بر چشم خود گذاشت و بر روی خود
مالید و گفت: به خدا قسم! ای متوکل اگر نبود مطلبی که در رابطه با کشته شدن و به دار آویختنم از پسر عمویم حدیث کردی، بدون شک این صحیفه را به تو نمیدادم و از تسلیمش خودداری مینمودم ولی برای من روشن است که گفتار حضرت صادق علیه السلام حق است و آن را از پدرانش گرفته و به زودی صحّت آن روشن خواهد شد و من ترسیدم که چنین علمی به دست بنیامیه افتد و آن را از دیدهها بپوشانند و در خزانۀ خویش برای خود ذخیره نمایند، پس آن را بگیر و مرا از پریشانی فکر نسبت به آن آسوده کن و این امانت در نزد تو باشد و تو به انتظار بنشین تا چون خداوند در کار من و این قوم حکم خود را جاری سازد، این صحیفه را به دو پسر عمویم محمّد و ابراهیم، فرزندان عبداللّه بن حسن بن حسن بن علی علیهما السلام برسان که آن دو نفر پس از من در مسئلۀ قیام بر علیه بنیامیه قائم مقام منند. متوکّل گفت: من صحیفه را گرفتم و چون یحیی بن زید به شهادت رسید به مدینه رفتم و امام صادق علیه السلام را زیارت کردم و قصّۀ یحیی را برای آن جناب گفت، آن حضرت گریست و فوق العاده بر یحیی اندوهگین شد و فرمود: خدا عموزادهام را رحمت کند و به پدرانش ملحق سازد، به خدا قسم! ای متوکّل مرا از دادن این دعا به او منع نکرد مگر همان سبب که یحیی بر صحیفۀ پدرش از آن میترسید، اکنون آن صحیفه کجاست؟ گفتم: اینک این همان صحیفه است، پس آن را باز کرد و فرمود:
به خدا قسم! این خط عمویم زید و دعای جدّم علی بن الحسین علیهما السلام است آنگاه به فرزندش فرمود: ای اسماعیل! برخیز و آن دعا را که به حفظ و نگهداریش تو را امر کردم بیاور، پس اسماعیل برخاست و صحیفهای را که انگار همان صحیفهای است که یحیی بن زید به من داده بود بیرون آورد، پس حضرت صادق علیه السلام آن را بوسید و بر چشم خود
نهاد و فرمود: این خط پدرم و املای جدم علیهما السلام در حضور من است، عرض کردم: ای پسر رسول خدا! اگر اجازه دهی آن را با صحیفۀ زید و یحیی مقابله نمایم، پس اجازه داد و فرمود: تورا برای این عمل شایسته دیدم، پس من آن دو را مقابله کردم و دیدم که هر دو یکی است و حتی در یک حرف هم با یکدیگر اختلاف ندارند، سپس از آن حضرت اجازه طلبیدم که صحیفۀ یحیی را بنا بر وصیّتش به عموزادگانش پسران عبداللّه بن حسن مستردّ دارم، فرمود: «خداوند شما را امر میکند که امانتها را به صاحبانشان بازگردانید»، آری، آن را به ایشان بده، چون برای زیارت آن دو برخاستم فرمود: بنشین، سپس کسی را به احضار محمّد و ابراهیم فرستاد، چون حاضر شدند، فرمود: این میراث پسرعمویتان یحیی است از پدرش که شما را به جای برادران خود به آن اختصاص داده و ما را در خصوص آن با شما شرطی است، گفتند: بگوی، خداوند تو را رحمت کند که سخن تو مقبول است، فرمود: این صحیفه را از مدینه خارج نکنید، گفتند: چرا؟ فرمود: پسر عموی شما دربارۀ این صحیفه از برنامهای ترس داشت که من راجع به شما به همان گونه ترس دارم، گفتند: او زمانی دربارۀ این صحیفه ترسید که دانست کشته میشود، امام صادق علیه السلام فرمود: شما نیز از این واقعه ایمن نباشید؛ زیرا به خدا قسم من میدانم که شما به زودی خروج خواهید کرد چنانکه او خروج کرد و به زودی کشته خواهید شد چنانکه او کشته شد. پس از جای برخاستند در حالی که میگفتند: لاحول و لاقوة الّا باللّه العلیّ العظیم. چون از نزد حضرت صادق علیه السلام بیرون رفتند به من فرمود: ای متوکّل! چگونه یحیی به تو گفت که عمویم محمد بن علی و پسرش جعفر مردم را به زندگی دعوت کردند، وما ایشان را به مرگ؟! گفت: آری - اصْلَحَکَ اللّه - عموزادهات یحیی
چنین سخنی به من گفت، فرمود: خدا یحیی را رحمت کند، پدرم مرا از پدرش از جدّش از علی علیه السلام حدیث کرد که رسول خدا صلی الله علیه و آله را در حالی که روی منبر بود، خواب سبکی ربود، پس در عالم خواب دید که مردانی چند همانند بوزینگان بر منبرش میجهند و مردم را به عقب (دوران جاهلیّت) برمیگردانند. پس رسول خدا صلی الله علیه و آله به حال عادی بازگشت و نشست و اندوه و حزن در چهرهاش آشکار بود، پس امین وحی این آیه را برای حضرت آورد: «و ما رؤیایی را که در خواب به تو نمایاندیم و شجرۀ ملعونۀ در قرآن را قرار ندادهایم مگر برای آزمایش مردم؛ و مردم را بیم میدهیم ولی جز بر سرکشی آنان نمیافزاید» و مراد از شجرۀ ملعونه، بنیامیّه هستند. پیامبر فرمود: ای جبرئیل! آیا ایشان در زمان من خواهند بود؟ گفت: نه، ولی آسیای اسلام از ابتدای هجرتت به گردش میآید و تا ده سال میگردد، سپس بر سر سال سی و پنجم از هجرتت به گردش میافتد و تا پنج سال به آن صورت میماند، آنگاه به ناچار آسیای ضلالت بر محور خود قائم خواهد شد و پس از آن پادشاهی فراعنه است.
حضرت صادق علیه السلام فرمود: و خدای بزرگ در این باره وحی نازل کرد که: «به تحقیق ما آن را در شب قدر نازل کردیم و چه میدانی که شب قدر چیست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است» که بنیامیّه در آن حکومت کنند و شب قدر در آن نباشد. سپس فرمود: پس خدای عزّوجلّ پیامبر علیه السلام را آگاه فرمود که بنیامیه قدرت و حکومت این امت را به دست میگیرند و مدت سلطنتشان برابر همین زمان است، پس اگر کوهها با ایشان به سرکشی برخیزند ایشان بر کوهها بلندی گیرند تا وقتی که خدای بزرگ به نابودی حکومتشان حکم کند و بنیامیه در این مدت عداوت و کینۀ ما اهل بیت را شعار خود مینمایند، خداوند از آنچه در
مدت حکومت بنیامیه بر اهل بیت محمد و دوستان و شیعیانشان میرسد به رسولش خبر داد، آنگاه حضرت صادق علیه السلام فرمود: و خدا دربارۀ بنیامیه وحی نازل فرمود که: «آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفر بدل کردند و قوم خود را به دار هلاکت افکندند دوزخ که در آن سرنگون شوند و بد قرارگاهی است.»! و نعمت خدا محمد و اهل بیت آن حضرتند که دوستی ایشان ایمانی است که باعث ورود به بهشت است و دشمنی ایشان کفر و نفاقی است که به جهنّم درمیآورد، پس رسول خدا این راز را پنهانی با علی و اهل بیتش در میان گذاشت. متوکّل گفت: پس از آن حضرت صادق علیه السلام فرمود: احدی از ما اهل بیت تا روز قیامت قائم ما برای دفع ظلمی یا به پا داشتن حقّی (بدون اذن امام یا بدون نیروی لازم) خروج نکرده و نخواهد کرد مگر آنکه طوفان بلا او را از ریشه برکند و قیامش موجب افزایش غصّۀ ما و شیعیان ما گردد. متوکّل گفت:
آنگاه حضرت صادق علیه السلام دعاهای صحیفه را بر من املا فرمود و آن هفتاد و پنج باب بود که من به حفظ یازده باب آن توفیق نیافتم و شصت و چند باب آن را حفظ نمودم. (عکبری گوید:) و حدیث کرد ما را ابوالمفضّل، گفت: و حدیث کرد مرا محمد بن حسن ابن روزبه ابوبکر مداینی کاتب ساکن رحبه در خانۀ خودش، گفت: حدیث کرد مرا محمد بن احمد بن مسلم مطهّری، گفت: حدیث کرد مرا پدرم از عمیر بن متوکّل بلخی از پدرش متوکّل بن هارون گفت: یحیی بن زید بن علی علیه السلام را ملاقات نمودم - سپس حدیث را تا خواب پیامبر صلی الله علیه و آله که حضرت صادق از پدرانش - که درود خدا بر آنان باد - روایت کرد بیان کرد و فهرست ابواب دعا در روایت مطهّری چنین است:
1.دعای آن حضرت در ستایش خدای عزوجل2.دعای آن حضرت بر محمّد و آل محمّد3.دعای آن حضرت بر حاملان عرش4.دعایآن حضرت بر آنان که به پیامبران ایمان آوردهاند 5.دعای آن حضرت برای خود و نزدیکانش 6.دعای آن حضرت به وقت صبح و شام7.دعای آن حضرت به وقت مهمّات و رنج8.دعای آن حضرت در پناه بردن به خداوند9.دعای آن حضرت در شوق به آمرزش10.دعای آن حضرت در پناه بردن به خداوند11.دعای آن حضرت در عاقبت به خیری12.دعای آن حضرت در اقرار به گناه13.دعای آن حضرت در طلب حاجتها14.دعای آن حضرت در دادخواهی از ستمگران15.دعای آن حضرت به وقت بیماری16.دعای آن حضرت در طلب بخشش و آمرزش ناهان17.دعای آن حضرت چون نام شیطان برده میشد18.دعای آن حضرت در دفع بلاها و سختیها19.دعای آن حضرت به وقت درخواست باران20.دعای آن حضرت در مکارم اخلاق21.دعای آن حضرت به وقت رویدادهای اندوهآور22.دعای آن حضرت در سختی و گرفتاری23.دعای آن حضرت برای تندرستی24.دعای آن حضرت برای پدر و مادر25.دعای آن حضرت برای فرزندانش26.دعای آن حضرت برای همسایگان و دوستانش 27.دعای آن حضرت برای مرزداران28.دعای آن حضرت در ترس از خدا29.دعای آن حضرت به وقت تنگی رزق30.دعای آن حضرت برای ادای وام31.دعای آن حضرت در توبه و بازگشت32.دعای آن حضرت در نماز شب33.دعای آن حضرت در درخواست خیر و نیکی34.دعای آن حضرت به هنگام گرفتاری35.دعای آن حضرت در رضا به قضای حق36.دعای آن حضرت به وقت شنیدن رعد37.دعای آن حضرت در شکر38.دعای آن حضرت در عذرخواهی از حق39.دعای آن حضرت در طلب عفو40.دعای آن حضرت به وقت یاد مرگ41.دعای آن حضرت در درخواست پردهپوشی42.دعای آن حضرت به وقت ختم قرآن43.دعای آن حضرت به وقت دیدن ماه نو44.دعای آن حضرت به وقت فرا رسیدن ماه رمضان45.دعای آن حضرت به هنگام وداع ماه رمضان46.دعای آن حضرت در روز عید فطر و جمعه
47.دعای آن حضرت در روز عرفه48.دعای آن حضرت در روز عید قربان و جمعه49.دعای آن حضرت دردفع مکر دشمنان50.دعای آن حضرت در ترس از حق51.دعای آن حضرت در تضرّع و زاری به درگاه حق 52.دعای آن حضرت در اصرار در طلب53.دعای آن حضرت در فروتنی54.دعای آن حضرت در رفع اندوهها
و باقی ابواب به لفظ ابوعبداللّه حسنی رحمه الله است: حدیث کرد ما را ابوعبداللّه جعفر بن محمد حسنی، گفت: حدیث کرد ما را عبداللّه بن عمر بن خطّاب زیّات، گفت: حدیث کرد مرا دائیم علی بن نعمان اعلم، گفت:
حدیث کرد مرا عمیر بن متوکّل ثقفی بلخی، از پدرش متوکّل بن هارون گفت: املا فرمود بر من آقایم امام صادق علیه السلام ابوعبداللّه جعفر بن محمد، فرمودند: جدّم علی بن الحسین بر پدرم محمّد بن علی - بر تمامشان درود - در حضور من املا فرمود.
سپاس مخصوص خداست. آن وجود مبارکی که اول است، بیآن که که اوّلی پیش از او باشد و آخر است، بیآن که آخری پس از او باشد. دیدۀ بینندگان از دیدنش ناتوان، و گمان وصف کنندگان از ستودنش عاجز است. موجودات را به قدرتش آفرید؛ آفریدنی خوشنما و مخلوقات را به ارادهاش ساخت، ساختنی زیبا.
آنگاه، تمام آنها را در مسیر خواستۀ خود راهی نمود و در راه محبتش برانگیخت. قدرت پس رفتن، به جانب مرزهایی که آنان را از آنها پیش انداخت ندارند و توان پیش رفتن به سوی حدودی که آنان را از آنها پس انداخت ندارند.
از رزق و روزیش، برای هر یک از جان داران، خوراکی معلوم و قسمت شده قرار داد. سهم کسی را که فراوان داده، احدی نمیتواند بکاهد و نصیب کسی از آنان را که کاسته، هیچ کس نمیتواند بیفزاید.
الهی به وقت داشتن مال، از افتادن در چاه هولناک اسراف به تو پناه میبرم و از نداشتن مال در حدّی که زندگی و معیشتم را اداره کند به حضرت تو التجا میکنم.
آنگاه زندگی او را زمانی معیّن، مقدّر فرمود و پایانی محدود قرار داد که به سوی آن پایان، با ایّام عمرش قدم برمیدارد و با سالهای زندگیش، به آن نزدیک میشود، تا هنگامی که به دورترین باقی مانده پایان زندگیش برسد و پیمانۀ حساب عمرش را تمام و کامل دریافت کند. او را به سوی آنچه از پاداش بسیار، یا عذاب دردناک فرا خوانده ببرد، تا به خاطر عدالتش، بدکاران را به علّت کردار ناپسندشان و نیکوکاران را به سبب کار نیکشان جزا دهد. پاک و مبارک است نامهای حضرتش و پی در پی است نعمتهایش. از آنچه انجام میدهد، بازخواست نشود، ولی همگان در پیشگاهش بازخواست شوند.
تا هنگامی که به دورترین باقی مانده پایان زندگیش برسد و پیمانۀ حساب عمرش را تمام و کامل دریافت کند. او را به سوی آنچه از پاداش بسیار، یا عذاب دردناک فرا خوانده ببرد، تا به خاطر عدالتش، بدکاران را به علّت کردار ناپسندشان و نیکوکاران را به سبب کار نیکشان جزا دهد.
پاک و مبارک است نامهای حضرتش و پی در پی است نعمتهایش. از آنچه انجام میدهد، بازخواست نشود، ولی همگان در پیشگاهش بازخواست شوند.
سپاس مخصوص خداست که اگر بندگانش را از شناختِ سپاسگزاریش بر آنچه که از عطایای پیاپیش که محض امتحان کردنشان به آنان عنایت فرمود و نعمتهای پیوستهای که بر آنان کامل کرد، به چاه محرومیّت میانداخت، در عطایا و نعمتهایش، دخل و تصرّف میکردند و او را سپاس نمیگزاردند و روزیش را به فراوانی خرج میکردند و به شکر عنایاتش برنمیخاستند. اگر چنین بودند، از حدود انسانیّت بیرون میرفتند و به مرز حیوانیّت میرسیدند.
در نتیجه به این صورت بودند که در کتاب محکمش وصف کرده: «آنان جز مانند چهارپایان نیستند بلکه آنان گمراهترند!».
و سپاس مخصوص خداست که وجودش را به ما شناساند و شکرش را به ما
الهام فرمود و درهای دانش را به پروردگاریش به روی ما گشود و ما را بر اخلاص ورزی در یکتاییش راهنمایی کرد و از انحراف در دین و تردید در دستورش، دور داشت.
خدا را سپاس میگزارم، سپاسی که با آن، در گروه سپاسگزاران از بندگانش زندگی کنم و با آن سپاس بر هر که به خشنودی و گناه بخشیش پیشی جسته، سبقت گیرم.
سپاسی که به سبب آن، تاریکیهای برزخ را بر ما روشن کند و به وسیلۀ آن، راه رستاخیز را بر ما آسان فرماید و به کمک آن، رتبههای ما را نزد گواهان روز قیامت بلند گرداند. روزی که هر وجودی، به خاطر آنچه مرتکب شده، پاداش داده شود و مورد ستم قرار نگیرد؛ روزی که هیچ دوستی، چیزی از عذاب را از دوستش دفع نکند و این گنهکاران حرفهای از جانب کسی یاری نشوند؛ سپاسی که از جانب ما، در پروندهای که کردار نیکان در آن رقم خورده و مقرّبان درگاهش گواهان آنند، به سوی اعلا علیّین بالا رود، سپاسی که چون دیدهها در قیامت خیره شود، سبب روشنی دیدۀ ما شود و هنگامی که چهرهها سیاه گردد، به نورانیّت آن صورتهای ما به سپیدی رسد. سپاسی که ما را از آتش دردناک خدا آزاد و در جوار کریمانهاش جای دهد.
خدایا! اکنون که مرا به پرده گذشت و عفوت پوشاندی و در این جهان فانی، احسانت را در برابر مردم شامل حال من فرمودی، پس مرا از رسواییهای جهان ابدی، در برابر اهل محشر که عبارتند از فرشتگان مقرّب و پیامبران بزرگوار و شهدا و شایستگان پناه ده.
سپاسی که به وسیلۀ آن، همدوش فرشتگان شویم و در پیشگاه رحمتش جای را بر آنان تنگ کنیم و به سبب آن، در سرای جاودانی که از بین نمیرود و محل کرامتش که دگرگونی نمیپذیرد با پیامبران مرسل همراه شویم. و سپاس
مخصوص خداست که زیباییهای آفرینش را برای ما برگزید و روزیهای پاکیزه را به سوی ما روان ساخت.
و ما را با تسلّط بر همۀ موجودات برتری داد. در نتیجه، همه موجوداتش بر اساس قدرت حضرتش فرمانبردار ما هستند و در سایۀ عزّتش، در گردونۀ اطاعت از ما قرار دارند. و سپاس مخصوص خداست که درِ احتیاج و نیاز ما را از غیر خود بست؛ پس چگونه قدرت، سپاسگزاری او را داریم؟ یا چه زمانی میتوانیم به ادای شکرش اقدام کنیم؟ هیچ گاه!
و سپاس مخصوص خداست که در پیکر ما ابزار گشودن اندام را سوار کرد و آلات بستن آنها را قرار داد و ما را با روانهای زنده، از زندگی بهرهمند ساخت و اعضای انجام دادن کار را در وجود ما استوار کرد و با روزیهای پاکیزه خوراک داد و با احسانش ما را بینیاز کرد و با عطایش به ما سرمایه بخشید، آنگاه دستورهایش را متوجّه ما فرمود تا فرمان بردن ما را بسنجد و از محرمّات بر حذرمان داشت تا شکر کردنمان را بیازماید، پس از این همه عنایت، از مسیر دستورش روی گرداندیم و بر مرکب سخت و سنگین محرّماتش سوار شدیم. با این همه، به کیفرش نسبت به ما شتاب نورزید و بر انتقام گرفتن از ما عجله نکرد؛ بلکه به رحمت و کرمش از سر خشنودی و رضایت با ما معامله کرد و به مهربانی و بردباریش، بازگشت ما را از مسیر گناه انتظار کشید.
و سپاس مخصوص خداست که ما را به بازگشت و توبه از گناه، راهنمایی کرد؛ توبهای که آن را جز از طریق احسانش به دست نیاوردیم و اگر از فضل و احسان بی شمارش، غیر این عنایت را که عبارت از بخشیدن نعمت توبه و بازگشت است، به حساب نیاوریم، محققاً آزمایشش دربارۀ ما نیکو و احسانش در حقّ ما بزرگ و بخشش او بر ما عظیم است.
روش وجود مقدسش در برنامۀ توبه دربارۀ کسانی که پیش از ما بودند،
چنین نبود؛ آنچه را در عرصهگاه توبه، در طاقت و توان ما نبوده، از دوش جان ما برداشته و جز به اندازه قدرت و وسعمان به ما تکلیف نفرموده، در میان آن همه تکالیف سخت، ما را جز به تکالیف آسان و انداشته و در این زمینه، برای هیچ یک از ما دلیل و بهانهای باقی نگذاشته است؛ بنابراین هلاک شوندۀ از ما، کسی است که در میدان مخالفت با او هلاک گردد و سعادتمند از ما کسی است که به سوی او میل و رغبت نماید.
و خدا را سپاس، به همۀ آن سپاسی که نزدیکترین فرشتگان به او و بزرگوارترین مخلوقاتش نزد او و پسندیدهترین ستایشگران آستان او، حضرتش را ستودهاند؛ سپاسی که از دیگر سپاسها، برتری جوید، مانند برتری پروردگار به همۀ مخلوقات. سپس او را سپاس، به جای تمام نعمتهایی که او بر ما و به تمام بندگان گذشتهاش و همۀ آنانی که هستند و میآیند دارد، سپاسی به عدد تمام اشیایی که دانشش بر آنها احاطه دارد و سپاسی به جای هر یک از اشیا به چندین برابر؛ سپاسی ابدی و همیشگی تا روز قیامت، سپاسی که مرزش را پایانی و شمارۀ آن را حسابی و پایانش را نهایتی و مدّتش را سرآمدی نباشد.
سپاسی که رشتۀ اتصال به طاعت و بخشش و عامل رضایت و خشنودیش و وسیلۀ آمرزشش و راهی به سوی بهشتش و حفاظت کننده از کیفرش و امان از خشمش و مددکاری بر طاعتش و مانع و سدّی از نافرمانیش و کمکی بر ادای حق و عهد و پیمانش باشد.
سپاسی که به وسیلۀ آن ، در گروه سعادتمندان از دوستانش ، به خوشبختی و سعادت برسیم ، و به سبب آن با شمشیر دشمنانش در سلک شهیدان قرار گیریم . همانا او یار بندگان ، و خدای ستوده خصال است .
سپاس مخصوص خداست، که نه بر امّتهای گذشته و زمانهای سپری شده ؛ بلکه بر ما به وجود محمد صلی الله علیه و آله منّت نهاد ؛ با قدرتش که از هیچ چیز هر چند بزرگ باشد، ناتوان نمیشود و هیچ چیز هر چند کوچک و ریز باشد، از دایرۀ اختیار و عرصۀ ارادتش، بیرون نمیرود.
خدای توانا، ما را بر همه امّتهایی که آفرید، خاتم قرار داد و بر همه منکران حق و حقیقت گواه گرفت و با نیکی و احسانش، ما را بر آنان که اندک بودند، فزونی بخشید.
خدایا بر محمّد درود فرست، آن وجود مبارکی که امین بر وحیت و گزیدۀ از مخلوقاتت و انتخاب شدۀ از بندگان توست و او پیشوای رحمت و قافله سالار خوبی و کلید برکت است.
چنانکه جانش را برای فرمانت به زحمت انداخت و بدنش را در راه وجود مقدّست در معرض ناراحتی قرار داد و در دعوت به سوی تو، آشکارا با خویشان و نزدیکانش رو در رو قرار گرفت و در مسیر خشنودیت با اشخاص خانوادهاش جنگید و در راه برقراری دینت، از خویشاوندانش برید و نزدیکترین بستگانش را به سبب انکارشان، از خود دور کرد و دورترین را به
علت پذیرفتن دین تو، به خود نزدیک فرمود. با بیگانهترین مردم، به خاطر تو دوستی ورزید و با نزدیکترین خویشان، به هوای تو دشمنی کرد.
و جانش را در رساندن پیام تو به خستگی افکند و وجودش را به خاطر فراخواندن مردم به آیین تو، به زحمت افکند و خود را به جهت خیرخواهی، نسبت به پذیرندگان دعوتت در عرصۀ کار و کوشش گذاشت و برای تبلیغ دینت، به سرزمینهای غربت و جا و مکان دور از وطن و دور از خانه و منزلش و جدای از مرکز سکونت و محلّ تولد و آرامگاه جانش، هجرت کرد. این هجرت اراده و خواست او بود برای نیرومند شدن دینت و یاری جستن علیه کافران به حضرتت، تا جایی که راه آنچه، درباۀ دشمنانت با چارهجویی و دوراندیشی، در صدد به دست آوردنش بود، برای او هموار شد و آنچه در مورد دوستانت، سنجیده و نظام داده بود برایش کامل گشت. پس در حالی که از کمک دهیت، خواستار پیروزی بود و از یاریت به جبران ناتوانیش خواهان نیرو و قدرت بود، به سرعت به کارزار، با دشمنان برخاست ؛ در نتیجه در وسط سرزمینشان با آنان جنگید و در میان محلّ اقامتشان به آنان هجوم برد تا فرمانت آشکار شد و دینت برتری یافت ؛ گرچه مشرکان را خوش نیاید.
خدایا ! به خاطر مشقّت و زحمتی که در راه تو کشید، مرتبۀ او را به بالاترین درجۀ بهشت بالا بر، تا جایی که هیچ فرشتۀ مقرّب و پیامبر مرسل، در پیشگاه حضرتت در قدر و منزلت و درجه و مرتبت با او یکسان و برابر و موازی نشود و از نیکی شفاعت و پذیرش میانجیگری او در مورد اهل بیت پاکیزهاش و امّت مؤمنش، بیشتر از آنچه به او وعده دادهای، به حضرتش اعلام کن. ای که وعدهات تحقق مییابد و عهدت قرین وفاست ! ای که بدیها را، به چندین برابر به خوبیها تبدیل میکنی ! همانا تو صاحب احسان و بخشش عظیمی.
خدایا! و حاملان عرشت؛ آن بزرگوارانی که از تسبیح گفتن برای تو سست و بیحال نمیشوند و از تقدیست به ستوه نمیآیند، و از بندگیت خسته و وامانده نمیگردند، و کوتاهی در عمل را بر کوشش در اجرای دستورت ترجیح نمیدهند، و از شیفتگی و سرگشتگی نسبت به تو، غفلت نمیورزند.
و اسرافیل که صاحب شیپور است؛ آن بلندمرتبهای که چشم به راه اجازه و فرود آمدن دستور، از جانب توست. به محض رسیدن فرمانت با یک بار دمیدن در شیپور، افتادگان در زندان گور، از خواب مرگ بیدار میکند.
و میکائیل که نزد تو، صاحب مقام و مرتبه است، و در عرصه طاعتت دارای درجهای بلند است. و جبرئیل که امین بر وحی توست، و در میان اهل آسمانهایت مورد اطاعت است؛ فرشتهای که در پیشگاهت ارجمند، و نزد حضرتت مقرب است. روحی است که بر فرشتگانِ حجابها گماردهای، و جانی است که از مشرق فرمانت طلوع کرده؛ پس بر همۀ آنان درود فرست. و بر فرشتگانی که از نظر مرتبه و مقام پایینتر از آنانند؛ فرشتگانی که ساکنان آسمانهایت هستند، بر پیامهایت امینند.
و آنان که به خاطر کوشش پیوسته و دائمشان، ملامت بر آنها وارد نمیشود،
و از هیچ زحمتی، خستگی و سستی و ناتوانی به آنان راه پیدا نمیکند. امیال و شهوات، از تسبیحت بازشان نمیدارد، و فراموشی ناشی از غفلتها آنان را از تعظیم به تو جدا نمیکند، فروهشته دیدگانند؛ بنابراین، نظر کردن به جمال و جلال حضرتت را درخواست نمیکنند. از حقارت و خواری، در برابر عظمتت سر به زیر افتادهاند. شوقشان به آنچه نزد توست، طولانی شد. به یاد نعمتهایت شیفتهاند و در برابر عظمت و بزرگی کبریاییت فروتنند.
و آن دسته از فرشتگانی که چون به جانب جهنّم بنگرند، و آن را بر متخلّفان از دستورهایت خروشان و عربدهکنان ببینند، میگویند: خدایا! منزّه و پاکی. ما تو را چنانکه سزاوار توست بندگی نکردیم؛ پس بر آنان درود فرست، و نیز درود فرست بر روحانیون از فرشتگانت و اهل رتبه و منزلت در پیشگاهت و حاملان پیام غیب، به سوی رسولانت، و امینان بر وحیت و اصناف فرشتگانی که آنان را به خود اختصاص دادهای، در سایۀ تقدیست، از خوراک و آشامیدن بینیاز کردهای، و در اندرون طبقات آسمانهایت، ساکن فرمودهای.
و درود بر آنان که چون فرمانت به انجام وعدهات نازل شود، به اطراف آسمانها گماشته شوند.
و درود بر خزانهداران باران و حرکت دهندگان ابر و فرشتهای که به صدای فریادش، غرّش رعدها شنیده میشود، و هنگامی که ابر خروشان به وسیلۀ او به حرکتی شتابانه درآید، شعلههای برق درخشیدن گیرد.
و درود بر فرشتگانی که برف و تگرگ را بدرقه میکنند، و فرشتگانی که همراه قطرۀ باران، چون ببارد، فرود آیند. و درود بر آنان که سرپرست خزینههای بادند، و آنان که بر کوهها گماشته شدهاند؛ بنابراین از جا در نمیروند، و درود بر آنان که وزن آبها، و اندازۀ بارانهای سیلآسا، و رگبارهای متراکم را به آنها شناساندهای.
و درود بر فرستادگانت به سوی اهل زمین، از فرشتگانی که گرفتاری ناخوشایند و گشایش خوش آیند برای آنان میآورند، و درود بر سفیران بزرگوار نیکوکار، و نویسندگان ارجمندی که حافظان اعمال مردمند، و درود بر فرشتۀ مرگ و یارانش و منکر و نکیر و رومان آزمایش کنندۀ مردگان قبرها، و درود بر طوافکنندگان بیت معمور، و بر مالک و خازنان دوزخ و رضوان، و خدمتگزاران بهشت.
و درود بر فرشتگانی که، خدا را در آنچه دستورشان میدهد، مخالفت نمیکنند، و آنچه را فرمان داده میشوند، انجام میدهند.
و درود بر فرشتگانی که به اهل بهشت میگویند: بر شما به خاطر صبری که بر عبادات و ترک محرمات کردید، سلام باد. بنابراین خانۀ آخرت برای شما نیکو خانهای است، و درود بر نگاهبانان دوزخ؛ چون به آنها گفته شود: مجرم را بگیرید و او را زنجیر کنید و سپس به جهنّم دراندازید، شتابان و سریع دستگیرش کنند و به او مهلت ندهند، و درود بر فرشتهای که یادش را از حساب انداختیم، و از رتبه و منزلتش آگاه نشدیم، و نمیدانیم او را به کاری گماشتهای.
و درود بر فرشتگانی که ساکن هوا، و زمین و آبند، و کسانی از آنان که گماشتگان بر مخلوقاتند؛ پس بر آنان درود فرست، روزی که هر شخصی به محشر میآید، در حالی که همراه او فرشتهراننده، و فرشته گواه عمل است، و بر آنان درود فرست؛ درودی که، کرامت بر کرامتشان و پاکی بر پاکیشان بیفزاید، خدایا! زمانی که بر فرشتگان و رسولانت درود میفرستی، و درود ما را به آنان میرسانی، به خاطر گفتار نیکی که در وصف آنان بر زبان ما جاری ساختی، بر ما هم درود فرست؛ همانا تو بخشندۀ ارجمندی.
خدایا! پیروان رسولان و تصدیق کنندگانشان، که عبارتند از مردم روی زمین، آن مردمی که تصدیقشان، قلبی و درونی بود، آنهم زمانی که دشمنان با تکذیب رسالت رسولان، به مخالفت با آنان برخاستند، ولی پیروان و تصدیق کنندگان، به کمک حقایق ایمانی، مشتاقانه به طرف رسولان روی آوردند، در هر روزگار و زمانی که رسولی فرستادی، و برای مردم آن روزگار و زمان، چراغ راه و دلیل و برهان برپا کردی، از زمان آدم، تا دوران محمد صلی الله علیه و آله ، از پیشوایان هدایت و فرماندهان اهل تقوا، بر همۀ آنان سلام باد! خدایا! آنان را از جانب خود، به آمرزش و خشنودی یاد کن.
خدایا! و به ویژه اصحاب محمّد را، آنان که شرط همنشینی با او را، به خوبی پاس داشتند، و کسانی که در یاری دادن به حضرتش، امتحان دادند، امتحانی نیکو، و او را در تمام پیشامدها کمک کردند، و به زیارت و دیدارش شتافتند، و برای شنیدن دعوتش، بر یکدیگر پیشی جستند، و هنگامی که دلیل پیامهایش را، به گوش آنان رساند، او را اجابت کردند، و آیینش را پذیرفتند و در راه آشکار کردن دینش، از همسران و فرزندان جدا شدند، و برای پابرجا شدن نبوّتش، با پدران و فرزندان خود جنگیدند، و به خاطر وجود او، در آن جنگها پیروز
شدند.
و کسانی که به رشتۀ محبت او پیچیده شدند، در مسیر دوستی و عشقش، 7تجارتی را امید دارند، که هرگز کسادی و زیان، در آن راه ندارد، و آنان که وقتی به دستگیرۀ دین او آویختند، قبایل و عشایرشان از آنان دوری گزیدند، و زمانی که در سایۀ قرب به او آرمیدند، خویشاوندانشان از آنان کناره گرفتند.
خدایا! لطفت را برای اصحاب محمّد به خاطر آنچه که محض تو، و در راه تو از دست دادند، از نظر دور مدار و آنان را از خشنودیت خشنود ساز!
و نیز به خاطر آن که مردم را پیرامون دینت گرد آوردند، و در حالی که خالصانه، ملّت را به سوی تو دعوت میکردند، همراه فرستادهات بودند، و برای این که در راه تو از شهر و دیار و قوم خود هجرت کردند و از فراخی معاش، به تنگی و سختی دچار شدند و افراد زیادی که برای بزرگداشت دینت ستمها تحمل کردند، پاداش عنایت کن.
خدایا! به آنان که به خوبی و نیکی پیرو اصحاب پیامبرند؛ آن پیروانی که میگویند: « پروردگار! ما و برادران ما را که به ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز! » بهترین پاداشت را برسان؛ همانان که روش اصحاب را قصد کردند و سمت و سو و جهت آنان را برگزیدند، و شیوۀ آنان را دنبال کردند، در حالی که تردیدی در بیناییشان خطور نکرد و شکّی در پیروی آثارشان، و اقتدا به نشان هدایتشان، دل مشغولشان نساخت. کمک کاران و تقویت کنندگان اصحاب بودند؛ به دین آنان میگروند و به هدایت آنان راه مییابند و نسبت به اصحاب واقعی پیامبر اتفاق نظر دارند، و آنان را در برنامههایی که از رسول اسلام به ایشان رساندند، متهم به دروغ و کذب نمیکنند.
خدایا! از امروز تا روز قیامت، بر تابعین و همسران و فرزندانشان و بر هر که از آنان که تو را اطاعت کرده، درود فرست؛ درودی که به سبب آن از معصیت
بازشان داری، و به آنان در باغ بهشت، وسعت و گشایش دهی و از نیرنگ شیطان مانعشان گردی، و به هر کار نیکی که نسبت به آن از تو مدد جویند، یاریشان دهی، و از حوادث شب و روز حفظشان کنی، مگر حادثهای که به خیر میآید، و آنان را به سبب آن درود، بر اساس اعتقاد به امید نیک و نسبت به عنایات و لطفت، و طمع به آنچه نزد توست و ترک بدگمانی دربارۀ آنچه بندگان مالک و صاحب آنند، برانگیزی.
و به جانب شوق و رغبت به سویت، و بیم از حضرتت برگردانی و به فراخی دنیای زودگذر و فانی شدنی بیرغبتشان سازی، و عمل برای جهان آخرت، و آمادگی برای آنچه پس از مرگ است، محبوب آنان فرمایی و هر سختی و مشقت و اندوه و حزنی که روز بیرون رفتن جانها از بدنها بر آنان وارد میشود، آسان کنی، و آنان را از اموری که به سبب آنها، فتنه واقع میشود؛ فتنههایی که از آن میپرهیزند، و از کانون و مرکز آتش و طول ماندگاری در آن، سلامت همه جانبه دهی، و به مقام امنی که جایگاه استراحت پرهیزکاران است، منتقل گردانی.
ای آن که، شگفتیهای عظمتش به پایان نمیرسد! بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را از سرکشی و ستیزگی در برابر بزرگیت، حایل و مانع باش. و ای آن که دوران فرمانرواییش به نهایت نمیرسد! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ما را از مجازاتت رهایی بخش.
و ای آن که خزینههای رحمتش نابود نمیشود! بر محمد و آلش درود فرست، و از رحمتت برای ما بهره و سهمی قرار ده.
و ای آن که دیدهها، از دیدنش قطع است! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را به قرب خود نزدیک کن. و ای آن که نزد عرصهگاه مقامش، همۀ مقامها کوچک است! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را در پیشگاهت ارجمند دار، و ای آن که خبرهای پنهانی، نزدش آشکار میشود، بر محمد و آلش درود فرست.
و ما را نزد خود رسوا مکن.
خدایا! به عطا و احسانت، ما را از عطا و احسان دیگران بینیاز ساز، و از ما غم و اندوه بریده شدن احسان دیگران را به احسان و جایزهات کفایت فرما، تا با بذل و بخشش تو، به دنبال و بخشش احدی رغبت نکنیم، و با فضل و احسان تو از احدی نهراسیم. خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و به سود ما چاره فرما و
به زبان ما چاره مساز، و به سود ما تدبیر کن و به زیان ما تدبیر مفرما، و ما را بر دیگران پیروزی ده، و دیگران را بر ما پیروز مگردان.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و ما را از خشم خود نگاه دار و به عنایتت محافظت فرما و به سوی خود هدایت کن و از حضرتت دور مساز؛ همانا هر که را تو حفظ کنی سالم میماند، و هر که را تو هدایت فرمایی دانا میشود، و هر که را تو به خود نزدیک کنی، به بهرهمندی میرسد.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از شدّت حوادث ناگوار زمان و شرّ دامهای شیطان و قهر و خشم سلطان، کفایت فرما.
خدایا! جز این نیست که قناعت کنندگان، به فضل نیروی تو قناعت میکنند؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را از فضل نیروی خود کفایت فرما، و جز این نیست که بخشندگان از فضل جود تو میبخشند؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و از فضل جود خود بر ما ببخش، و جز این نیست که راه یافتگان، به نور وجه تو راه مییابند؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را به نور وجه خود هدایت کن.
خدایا! هر که را تو یاری دهی، اقدام خوارکنندگان برای خوار کردنش زیانی به او نمیرساند، و هر که را تو عطا کنی، ممانعت کردن منع کنندگان از او نمیکاهد، و هر که را تو هدایت فرمایی، اقدام گمراه کنندگان برای گمراه کردنش او را به گمراهی دچار نسازد؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و به عزتت ما را از شرّ بندگانت باز دار و به عطایت از غیر خود بینیاز کن، و به هدایتت ما را به راه حق ببر.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و سلامت دلهای ما را در یاد بزرگیت، و آسایش بدنهایمان را در شکر نعمتت و گشوده شدن زبانمان را در وصف عطایت قرار ده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را از دعوت کنندگانی که به سوی تو دعوت میکنند، و راهنمایانی که به جانب تو، به دلالت بندگان برمیخیزند، و از ویژۀ بندگانت که در پیشگاه حضرتت اختصاص به تو دارند قرار ده، ای مهربانترین مهربانان.
سپاس مخصوص خداست، که شب و روز را به نیرویش آفرید و به قدرتش میان آن دو جدایی ایجاد کرد و برای هر یک از آنها مرزی مشخص و زمانی گسترده قرار داد. هر کدام را در درون دیگری وارد میکند، به سرنوشت و تقدیری که از جانب او، برای بندگان مقرّر شده، تا آنان را به این وسیله روزی رساند و رشد و پرورششان دهد. پس شب را برای بندگان آفرید، تا در آن از حرکات خستگیآور و برپا ایستادنهای رنجزا بیاسایند و آن را پوششی قرار داد تا از آسایش و خوابش بهرهمند شوند و نهایتاً از برکت نعمت شب، پیمانۀ وجودشان از نشاط و نیرو لبریز شود و به وسیلۀ آن به لذّت و کام دل رسند.
و روز را برای بندگان روشنی بخش آفرید، تا در آن به طلب فضل و احسانش برآیند، و آن را وسیله و ابزاری برای رسیدن به رزق و روزیش قرار دهند، و در زمین او از پی به دست آوردن آنچه در آن سود بدون تأخیر و سریع دنیای آنهاست، و نیز رسیدن به منفعت دائمی آخرتشان به راه افتند. به تمام این امور کارشان را اصلاح میکند، و کردارشان را میآزماید، و مینگرد که در اوقات طاعتش و جایگاههای واجباتش، و موارد احکامش چگونهاند. تا کسانی را که بد کردند، به خاطر کار زشتشان، جزا دهد و آنان را که خوبی کردند، با
بهشت پاداش بخشد.
خدایا! فقط تو را سپاس، بر این نعمت: که تاریکی شب را شکافتی، و روشنی صبح را آشکار کردی، و ما را به شکافتن تاریکی شب از روشنی روز بهرهمند ساختی و در راه به دست آوردن خوردنیها بینا فرمودی، و از پیشامدهای ناگوار بلاها نگاه داشتی. شب را برای تو صبح کردیم، و همۀ آفریدهها برای تو قدم در عرصۀ صبح گذاشتند. آسمان و زمینشان، و آنچه در هر کدام از آنها پراکندهای، ساکن و جنبندهاش ایستاده و روندهاش، و آنچه در هوا بالا رفته و آنچه زیر خاک پنهان شده، در عرصه گاه ملکیّت تو صبح کردیم.
فرمانروایی و پادشاهیت ما را گرد آورده، و ارادت ما را جمع کرده. از برکت فرمانت، در کارها تصرّف میکنیم، و در سایۀ تدبیرت دگرگون میشویم. جز آنچه فرمانت بر آن صادر شده، برای ما کار و مطلبی نیست، و جز آنچه را به ما بخشیدی، خیری وجود ندارد.
امروز روز آفریده شدۀ جدیدی است، و او بر ما گواه آمادهای است. اگر خوبی کنیم، ما را با سپاس ترک میکند و اگر بدی کنیم، نکوهشکنان از ما جدا میشود!
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و نیکو همنشینی با این روز را نصیب ما گردان، و از بد جدا شدن با او، همراه دست زدن به گناه، و ارتکاب معصیت کوچک یا بزرگ، ما را حفظ فرما، و در آن بهرۀ ما را از خوبیها سرشار و فراوان قرار ده و از زشتیها تهی کن.
و از ابتدا تا پایانش را، برای ما از سپاس و شکر و پاداش و اندوختۀ آخرتی و فضل و احسان پُر فرما. خدایا! سختی و دشواری ما را به برکت تقوا و اعمال شایسته، بر کرام کاتبین که فرشتگان نویسندۀ اعمالند، آسان ساز، و صفحات پروندۀ ما را از خوبیها پر کن، و ما را نزد فرشتگان نویسندۀ اعمال، به
کردارهای زشتمان رسوا مساز.
خدایا! در هر ساعتی از ساعات روز بهرهای از بندگیت، و سهمی از شکرگزاریت، و شاهد راستی از فرشتگانت برای ما قرار ده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را از پیش رو، و پشت سر و طرف راست و جانب چپ و از تمام سمت و سویمان، حفظ کن، حفظی که ما را از نافرمانیت باز دارد، و به فرمانبرداریت راهنمایی کند، و برای عشق و محبتت به کار گیرد.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را در این روز و شبمان، و در تمام ایاممان برای این امور موفّق بدار: به کارگیری خیر، و دوری از شر، و شکر نعمتها و پیروی از روشهای نیک، و دوری از بدعتها، و امر به معروف، و نهی از منکر، و پاسداری از اسلام و کم کردن و خوار ساختنباطل، و یاری و گرامی داشت حق، و راهنمایی گمراه، و کمک کردن به ناتوان، و پناه دادن به درمانده و گرفتار.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و امروز را فرخندهترین روزی که تا کنون شناختهایم، و برترین همنشینی که با او همراه بودهایم و بهترین زمانی که در آن به سر بردهایم قرار ده، و ما را از میان تمام آفریدههایت، از خشنودترین کسانی که شب و روز بر آنها گذشته، و شاکرترین کسانی که نعمتهایت را به آنان دادهای، و مستقیمترین آنان، در عرصه گاه آیینهایی که وضع کردهای، و خویشتندارترین مردمی که از نافرمانیت بیمشان دادهای، قرار ده.
خدایا! قاطعانه تو را گواه میگیرم، و تو از نظر گواه بودن کافی هستی و آسمان و زمینت و فرشتگانی که میان آسمان و زمینت ساکن کردهای، و دیگر آفریدههایت را در امروزم و این ساعتم و این شبم، و این جایگاهم گواه میگیرم، که من شهادت میدهم که همانا تویی خدا؛ که خدایی جز تو نیست، بر
پایۀ قسط، عادل در حکم، مهربان به بندگان، مالک هستی، رحیم به آفریدههایی.
و شهادت میدهم که محمد، بنده و فرستاده و برگزیدهات، از میان آفریدههای توست. رسالتت را برعهدهاش گذاشتی و او حق آن رسالت را ادا کرد و حضرتش را به خیرخواهی برای امتش دستور دادی، و او برای امت خیرخواهی کرد.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، بیش از آنچه بر احدی از آفریدههایت درود فرستادهای، و از جانب ما بهترین چیزی که به یکی از بندگانت دادهای، به او عنایت کن، و از ناحیۀ ما برترین و کریمانهترین پاداشی که به یکی از پیامبرانت از طرف امتش دادهای، به او بده؛ همانا تو بسیار احسان کنندهای؛ احسان کننده به نعمتهای تنومند، و آمرزندهای؛ آمرزندۀ گناه بزرگ، و تو از هر مهربانی مهربانتری، پس بر محمد و آل پاکیزه و پاکش که نیکوکاران برگزیدهاند، درود فرست.
ای آن که گرههای امور رنجآور، به وسیلۀ او گشوده میشود، و ای آن که تندی و تیزی سختیها، به عنایت او فرو مینشیند، و ای آن که بیرون آمدن از تنگی و فشار، و قرار گرفتن در راحتی گشایش، و رهایی از غم و اندوه، از او خواسته میشود.
دشواریها در برابر قدرتت آسان گردد. وسایل زندگی و اسباب حیات، به لطفت فراهم آید، و فرمان و حکم به نیرویت جریان یابد. و همه چیز بر اساس و ارادهات میگذرد؛ پس همه موجودات به خواست تو بی آن که فرمان قولی دهی، فرمان برند، و به ارادهات، بی آن که با گفتار نهی کنی از کار باز ایستند.
تنها تو را در دشواریها میخوانند، و در بلاهای سخت و دشوار، تنها تو پناهگاهی. بلاهای سخت و دشوار از انسان دور نمیشود، مگر آنچه را که تو دور کنی، و از گرههای رنج آور، چیزی گشوده نمیشود، مگر آنچه را تو بگشایی.
پروردگارا! بلایی بر من نازل شده، که سنگینیاش مرا به زحمت و رنج انداخته، و سختی و مشکلی به دردم آورده، که تحمّلش مرا در فشار قرار داده.
و تو آن را به قدرتت بر من وارد کردهای، و به اقتدارت به سوی من فرستادهای؛
دور کنندهای برای آن وجود ندارد، و چیزی را که تو بستهای گشایندهای برایش نمیباشد، و چیزی را که تو بگشایی، کسی قدرت بستنش را ندارد، و آنچه را که تو دشوار کردهای، آسان کنندهای برایش نیست، و کسی را که تو بی یار و یاور گذاشتهای یاوری برای او وجود ندارد.
پس بر محمد و آلش درود فرست، ای پروردگارم! به توان و تواناییت درِ گشایش و فرج را به روی من باز کن، و به چاره سازیت، تسلّط غم و اندوه را از من بشکن و مرا در موردی که از آن شکایت دارم، به تأمل و تدبّر نیک برسان.
و در آنچه از تو درخواست میکنم، شیرینی اجابت را بچشان، و از جانب خودت، رحمت و گشایشی گوارا به من ببخش، و برای من از نزد خود، راه نجاتی سریع قرار ده. و مرا به خاطر غمگینی و حزن و اندوه از رعایت واجباتت، و به کار گرفتن مستحباتت باز مدار.
پرورگارا! به سبب بلایی که بر من نازل شده، درمانده شدهام و از تحمّل آنچه برای من پیش آمده، دلم از اندوه و غصه پر شده، و تو به برطرف کردن آنچه که به آن گرفتار شدهام، و دور کردن بلایی که در آن افتادهام، توانایی؛ بنابراین قدرت و تواناییت را دربارۀ من به کار گیر؛ اگر چه از جانب تو سزاوار آن نیستم. ای دارای عرش بزرگ!
خدایا! به تو پناه میآوریم، از توفان حرص و تندی و شدّت خشم، و چیرگی حسد و ناتوانی صبر، و کمی قناعت و ناسازگاری اخلاق، و پافشاری و سماجت شهوت و صفت تعصّب.
و پیروی از هوای نفس و عقب ماندن از هدایت، و خواب غفلت و انجام کار سخت و پرمشقت و ترجیح دادن باطل بر حق و پافشاری بر گناه، و کوچک شمردن معصیت و سنگین دانستن طاعت و فخر فروشی ثروتمندان و تحقیر تهی دستان و بدی سرپرستی نسبت به زیردستمان، و ترک سپاس نسبت به کسی که به ما احسان و خوبی کرده.
خدایا! به تو پناه میآوریم از این که ستمگری را یاری کنیم، یا ستم دیدهای را تنها گذاریم، یا آنچه که برای ما حق نیست بخواهیم، یا بدون آگاهی در امور علمی سخن گوییم.
و به تو پناه میآوریم از این که راه خیانت به کسی را به پیماییم، و نسبت به کردارمان خودپسندی کنیم، و آرزوهای خود را دور و دراز سازیم و به تو پناه میآوریم، از بدی باطن و ناچیز شمردن گناه کوچک، و این که شیطان بر ما چیره شود، یا روزگار ما را به عرصۀ بلا و نکبت اندازد، یا پادشاه بر ما جور و ستم
روا دارد.
و به تو پناه میآوریم، از رسیدن به اسراف، و از دست دادن آنچه که در زندگی به اندازه و کافی است و به تو پناه میآوریم از سرزنش دشمنان و از احتیاج به هم نوعان، و از معیشت در سختی، و از مرگ بدون توشه.
و به تو پناه میآوریم، از حسرت عظیمتر و بلای بزرگتر، و بدترین بدبختی و بدی بازگشت، و محرومیت از ثواب، و داخل شدن مجازات.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا و تمام مؤمنین و مؤمنات را به رحمتت از همۀ این امور زشت پناه ده، ای مهربانترین مهربانان!
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و راه ما را به جانب توبه که محبوب توست تغییر ده، و وجودمان را از پافشاری بر گناه که مورد نفرت توست، دور ساز.
خدایا! هر گاه در ارتباط با دین یا دنیا، میان دو کاهش قرار گرفتیم، کاهش را بر دنیامان که زودتر از دست میرود، وارد کن، و توبه و انابه را در دینمان که با دوامتر است قرار ده.
و زمانی که دو برنامه را قصد کردیم که یکی از آنها تو را از ما خشنود میکند، و آن دیگری تو را بر ما خشمگین میسازد، ما را به جانب آن کاری که تو را از ما خشنود میکند، رغبت ده، و قدرت و توانمان را از عملی که تو را بر ما خشمگین میکند، سست کن و در این امور ما را میان نفوسمان و انتخابشان رها مکن که نَفْس انتخاب کننده باطل است، مگر آن که تو در انتخاب حق توفیقش دهی، و فراوان دستور دهنده به زشتی و بدی است، مگر آن که رحمتش آری.
خدایا! ما را از ناتوانی آفریدی، و بر سستی بنا کردی، و از آب ناچیز و بیمقدار به وجود آوردی؛ پس ما را جز به نیروی تو چاره و تدبیر نیست، و جز
به یاریت قوت و قدرت نمیباشد؛ پس ما را به توفیقت نیرو بخش و به هدایتت استوار دار، و دیدۀ قلوبمان را از آنچه مخالف عشق توست کور کن، و برای هیچ یک از اعضای ما راه نفوذی به جانب معصیتت قرار مده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و رازهای دلمان و حرکات اعضامان، و نگاههای چشمهایمان، و گفتارهای زبانمان را در موجبات ثوابت قرار ده، تا جایی که کار نیکی که به خاطر آن مستحق پاداش تو میشویم، از دست ما نرود و کار بدی که به سبب آن سزاوار مجازاتت میشویم، برای ما نماند.
خدایا! اگر بخواهی ما را عفو کنی، به فضل و احسانت عفو میکنی، و اگر بخواهی عذابمان کنی، به عدالتت عذاب میکنی. عفوت را از سر منّتت بر ما آسان کن، و ما را به چشم پوشی و گذشتت، از عذابت پناه ده. مسلّماً ما را نسبت به عدالتت تاب و توان نیست، و برای احدی از ما بدون عفوت، نجاتی میسّر نمیباشد.
ای بینیازترین بینیازان! اینک ما بندگانت پیش روی توایم، و من تهیدستترین تهیدستان در پیشگاه توام. تهیدستی و نداری ما را، به تواناییت جبران کن، و امید ما را به بازدارندگیت قطع مفرما! که اگر چنین کنی، به تحقیق کسی که خود را به تو خوشبخت خواسته، بدبخت کردهای، و آن که فضل و احسانت را طلبیده، محروم ساختهای.
در این وقت از پیشگاه تو، به سوی چه کسی بازگردیم و با محرومیت از درِ رحمتت، راه ما به کجا خواهد افتاد؟
پاک و منزّهی. ما درماندگانی هستیم که پذیرش دعایشان را واجب کردهای، و گرفتارانی هستیم که برطرف کردن گرفتاری آنان را وعده فرمودهای.
خدایا! شبیهترین چیزها به خواستهات و سزاوارترین امور به حضرتت،در
عرصۀ عظمت و بزرگیت، رحمت آوردن بر کسی است که از تو رحمت خواسته، و فریادرسی نسبت به کسی است که به تو فریاد خواهی کرده، پس زاری ما را به پیشگاهت رحمت آر و به فریاد ما رس؛ چون وجودمان را در برابرت انداختهایم.
خدایا! شیطان ما را سرزنش کرد؛ چون او را در نافرمانیت همراهی کردیم.
پس بر محمّد و آلش درود فرست، و پس از این که او را به خاطر تو رها کردیم و از او روی گردانده، به سوی تو آمدیم، وی را با دوباره گرفتار شدن به دست او،شیرین کام مکن.
ای آن که یادش، برای یادکنندگان مجد و بزرگواری است، و ای آن که سپاس گزاریش، برای سپاس گزاران پیروزی و رستگاری است، و ای آن که فرمان برداریش برای فرمانبرداران، نجات و رهایی است! بر محمد و آلش درود فرست، و دلهای ما را به یادت از هر یادی، و زبانمان را به سپاس گزاریت از هر سپاسی، و اعضامان را به طاعتت از هر طاعتی غافل کن.
و اگر در جنب کار و کوشش، فراغت و آسایشی برای ما مقدّر فرمودهای، آن فراغت و آسایش را قرین سلامت قرار ده که در عرصهگاه آن، پیآمد بدی به ما نرسد، و ملالت و دلتنگی به ما نپیوندد، تا فرشتگان نویسندۀ بدیها، با پروندهای پاک و خالی از ثبت بدیهای ما برگردند، و فرشتگان نویسندۀ خوبیها، به سبب خوبیهایی که از ما نوشتهاند، خوشحال و شادان باز آیند.
و هنگامی که روزگار زندگیمان سپری شود، و مقدار عمرمان بگذرد و به پایان برسد و دعوتت به مرگ که چاره از آن و اجابتش نیست، ما را آماده افتادن به کام مردن کند. پس بر محمد و آلش درود فرست، و پایان آنچه نویسندگان اعمال ما در پروندۀ ما خواهند نوشت، توبۀ پذیرفته شده قرار بده، توبهای که پس از آن ما را بر گناهی که کسب کردهایم و معصیتی که مرتکب
شدهایم، نایستانی.
و پردهای که بر ما پوشاندی، در برابر حاضران روز قیامت، از روی گناهان ما برندار، روزی که خبرهای بندگانت را آشکار میکنی. مسلّماً تو نسبت به کسی که میخواندت، مهربانی و نسبت به کسی که صدایت میزند، جواب دهندهای.
خدایا! مسلّماً سه خصلت، مرا از درخواست از حضرتت مانع میشود، و یک خصلت، مرا به جانب درخواست از تو پیش میبرد. آن سه خصلتی که مانع درخواست من میباشد این است:
کار خوبی که مرا به آن فرمان دادی، و من در انجامش کندی کردم.
کار زشتی که مرا از آن بازداشتی، و من در ارتکابش شتاب ورزیدم.
نعمتی که به من دادی، و من در سپاس گزاریش کوتاهی کردم.
و آنچه مرا به جانب درخواست از تو پیش میبرد، احسان توست به کسی که با نیت خالص به سوی تو آمد، و با خوش گمانیش به پیشگاه حضرتت وارد شد؛ زیرا تمام احسانت تفضّل و همۀ نعمتت، آغاز و ابتدایی از جانب تو نسبت به آفریدههاست. ای معبود من! اینک منم که به پیشگاه عزّتت ایستادهام؛ ایستادن فرمانبردار خوار، و بر اساس حیا و شرمم از تو درخواست کنندهام، درخواست کنندۀ بینوای عیالوار.
اقرار دارم به این که هنگام احسانت، جز برکنار ماندن از نافرمانیت، فرمانی نبردهام، و در تمام حالات از نیکی و احسانت، بیبهره نبودم.
ای معبود من! اقرارم نزد تو به زشتی اعمالی که مرتکب شدهام، آیا برایم
سودی خواهد داشت؟ و اعترافم به محضر حضرتت به بدی کرداری که از من صادر شده، آیا مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟ یا در این وضعی که هستم، خشم و غضبت را بر من حتم و واجب نمودی، یا در وقت درخواستم، دشمنیت ملازم من گشته؟!
پاک و منزّهی، از تو ناامید نمیشوم و حال آن که درِ توبه به محضرت را به رویم گشودهای؛ بلکه سخن میگویم، سخن بندهای خوار؛ بندهای ستم کننده به خویش؛ بندهای که حرمت پروردگارش را سبک شمرده؛ بندهای که گناهانش بزرگ شده و روی هم انباشته گشته و روزگارش از او روی گردان شده، و به او پشت کرده، تا جایی که چون نظر میکند، میبیند زمان عمل سپری شده، و نهایت عمر به پایان رسیده. یقین میکند که برای او گریزگاهی از عذابت، و پناهگاهی از کیفرت وجود ندارد. همراه انابه و ناله با حضرتت روبهرو میشود و بازگشت و توبه را برای تو خالص میکند، پس با دلی پاک و پاکیزه در پیشگاهت میایستد. سپس با نالهای سوزناک و آهسته تو را میخواند.
در جائی که در برابرت، سر تواضع و فروتنی پایین انداخته، تا جایی که از شدّت فروتنی خمیده گشته و از خواری سر به زیر افکنده؛ به طوری که قامت راستش کج شده، بیم و ترسش از عظمت تو، قدمهایش را به لرزه انداخته، و اشکهایش صفحۀ رخسارش را فراگرفته. تو را با این جملات میخواند: ای مهربانترین مهربانان! و ای رحیمترین کسی که درخواست کنندگان رحمت به او توجّه میکنند، و ای عطوفترین کسی که آمرزش خواهان گِرد او گردند، و ای آن که گذشتش از انتقامش بیشتر، و خشنودیش از خشمش افزونتر است.
و ای آن که باگذشت نیکویش ستوده بودنش را به مخلوقش مینمایاند، و بندگان را به پذیرفتن توبه عادت میدهد، و اصلاح شدن تباه کارشان را به توبه میخواهد، و ای آن که از عمل بندگان، به اندکش خشنود است، و عمل اندک
آنان را پاداش فراوان میدهد.
و ای آن که اجابت دعایشان را ضامن شده، و به احسانش، پاداش نیکو را به آنان وعده داده.
خدایا! من نه از گناهکارترین گناهکارانم که او را آمرزیدهای، و نه از نکوهیدهترین کسانی که از پیشگاهت عذر خواستهاند، و تو عذرشان را پذیرفتهای، و نه از ستم کارترین کسانی که به سویت بازگشتهاند، و تو بازگشتشان را قبول کردهای.
خدیا! در این مقام و وضعی که هستم، به درگاهت توبه میکنم؛ توبه پشیمانی که بی اختیار گناهانی از او سرزده و از آنچه بر سرش آمده، در وحشت و ترس است، و از امور زشتی که در آن افتاده خالصانه شرمگین است. دانایم به این که گذشت از گناه بزرگ، در نظرت بزرگ نمیآید، و بخشیدن معصیت گران بر تو سخت نمیباشد.
و تحمل جنایات زشت و ناپسند که از مردم بدکار صادر میشود، تو را به مشقت و زحمت نمیاندازد.
و آگاهم به این که محبوبترین بندگانت نزد تو کسی است که از سرکشی و تکبر نسبت به تو دست بردارد، و از پافشاری بر گناه اجتناب کند و استغفار را بر خود واجب بداند. من از این که در برابر تو سرکشی کنم بیزارم، و از این که بر گناه پافشاری ورزم، به تو پناه میآورم، و نسبت به آنچه کوتاهی کردم، از تو آمرزش میخواهم، و بر آنچه از انجامش عاجزم، از تو یاری میطلبم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و حقوقی که بر عهدۀ من داری بر من ببخش، و از عذابی که از جانب تو سزاروار آنم، مرا به سلامت دار، و از اموری که بدکاران از آن میترسند پناهم ده. مسلماً به گذشت از گنهکار قدرت داری و برای آمرزش، مورد امیدی، به بخشیدن معصیت معروفی، برای حاجتم
محلّطلبی جز تو نیست، و برای گناهم آمرزندهای غیر تو وجود ندارد. حاشا که چنین نباشی، من بر خود به غیر تو نمیترسم. تو اهل تقوا و آمرزشی. بر محمّد و آل محمّد درود فرست.
و حاجتم را روا کن و خواستهام را برآور و گناهم را بیامرز، و ترسم را ایمنی ده. همانا تو بر هر چیز توانایی، و اموری که از تو خواستم، روا کردنش برای تو آسان است. دعایم را مستجاب کن ای پروردگار جهانیان!
خدایا! ای نهایت خواستن حاجات، و ای آن که رسیدن به تمام خواستهها به دست قدرت اوست، و ای آن که نعمتهایش را به بها و قیمت نمیفروشد، و ای آن که بخششهایش را، به منّت گذاشتن، تیره و ناصاف نمیکند، و ای آن که به او بی نیاز میشود، و از او بی نیاز نمیشوند، و ای آن که به او رغبت میکنند، و از او روی برنتابند، و ای آن که درخواستها، گنجهایش را از بین نمیبرد، و دست آویزها، حکمتش را تغییر نمیدهد، و رشتۀ حوایج نیازمندان از او قطع نمیشود، و دعای دعا کنندگان او را خسته و درمانده نمیکند.
وجودت را به بینیازی از همۀ آفریدهها ستودهای، و حضرتت به بینیازی از آنها شایسته است. آفریدهها را به نیازمندی نسبت دادهای، و آنان هم بیچون و چرا نیازمند به تو هستند. پس کسی که ترمیم خلأ و شکاف زندگیش را از تو بخواهد، و تغییر تهیدستی و فقرش را از تو درخواست کند، محقّقاً حاجتش را از جایگاه اصلیاش خواسته و به دنبال مطلبش، از راه صحیح و درستش آمده، و کسی که برای حاجتش به یکی از آفریدههای تو رو کند، یا او را به جای تو وسیلۀ رسیدن به نیازش قرار دهد، محقّقاً خود را در معرض محرومیت قرار داده، و سزاوار از دست رفتن احسان تو گشته است.
خدایا! برای من در پیشگاه حضرتت حاجتی است که دست طاقت و توانم، از دست یابی به آن کوتاه است، و رشتۀ چارهام، بدون لطف تو بریده است، و نَفْسم در نظرم چنین آراسته که رفع نیازم را از کسی بخواهم که رفع نیازهایش را از تو میخواهد، و در حاجاتش از تو بینیاز نیست. این درخواست حاجت از غیر تو لغزشی است، از لغزشهای خطاکاران، و افتادنی است، از افتادنهای گناهکاران.
آن گاه به یادآوری تو، از خواب غفلت بیدار شدم و به توفیق تو از عرصه گاه لغزشم برخاستم و به راهنمایی تو از افتادنم به وادی خطر پس آمدم، و از علل در افتادن به گمراهی دست برداشتم، و گفتم: منزه و پاک است پروردگارم، چگونه نیازمندی از نیازمند دیگر طلب حاجت کند، و از کجا تهی دستی به تهی دستی دیگر میل و رغبت نشان دهد؟!
روی این حساب، با اشتیاق و شوق آهنگ تو کردم، و از باب اطمینان به تو، امیدم را به جانب حضرتت آوردم، و دانستم آنچه را از تو میخواهم، هر چند زیاد باشد، در کنار داراییت اندک است، و چیزهای با ارزشی که بخشش را از تو درخواست میکنم، در جنب تواناییت کوچک و بی مقدار است، و دایرۀ کرم و بزرگواریت با تقاضای هیچ کس تنگ نمیشود، و دست بخشندگیت از هر دستی برتر است.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا به کرم و بزرگواریت بر دست یافتن به احسانت کمک فرما، و از باب عدالتت بر کیفری که سزاوار آنم دچار مکن.
من اوّلین رغبت کنندهای نیستم که به حضرتت رو آورده، پس به او عطا کردهای، و حال آن که سزاوار ممنوع شدن از عطایت بوده، و اولین خواهندهای نیستم که از تو طلب حاجت کرده و تو بر او احسان کردهای در حالی که مستحق
محرومیت از احسان توست.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مستجاب کنندۀ دعایم باش و به ندایم توجه کن، و به زاریم رحمت آر، و صدایم را شنوا باش، و امیدم را از حضرتت قطع مکن، و دست آویز مرا از خود جدا مساز، و در این حاجتم و دیگر حوایجم، مرا به سوی غیر خودت روانه مکن، و به برآورده شدن خواستهام، و روا شدن حاجتم و رسیدن به مطلبم، پیش از برخاستن از جایم و با آسان ساختن مشکلم و با سرنوشت خوبی که در تمام امور برایم رقم میزنی، کار ساز من باشد.
و بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودی دائمی و فزاینده که برای مدّتش انقطاعی، و برای زمانش پایانی نباشد. این درود را برایم مدد، و جهت برآورده شدن حاجتم سبب قرار ده؛ همانا تو واسع و کریمی و ای پروردگارم! از جملۀ درخواستهایم چنین و چنان است. (و نیاز به درخواستت را میگویی، سپس به سجده میروی، و در سجدهات میگویی:) عطاو بخششت به من آرامش میدهد، و احسانت راهنماییم میکند. به حق خودت و به حق محمّد و آلش که درودت بر آنان باد، از تو میخواهم که مرا از پیشگاهت ناامید برنگردانی.
ای آن که اخبار شاکیانِ از ستم بر او پنهان نیست! و ای آن که نسبت به ستمی که بر ستم دیدگان رفته، نیاز به شهادت شاهدان ندارد! و ای آن که یاری و نصرتش به ستم دیدگان نزدیک، و مددکاریش از ستمگران دور است! ای خدای من! محقّقاً میدانی، از فلانی فرزند فلانی ستمی به من رسیده که او را از آن ستم نهی کردی، و پردۀ حرمتم را دریده که دریدنش را بر او منع فرمودی. این ستمگری و پردهدری، از باب طغیان در نعمت توست که در اختیار اوست، و براساس غفلت و بیاعتنایی به خشم و غضب توست که گریبان او را خواهد گرفت.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ستمکنندۀ بر من و دشمنم را با نیرویت از ستم بر من بازدار، و با قدرتت تندی و تیزی ستمش را بر من بشکن، و برایش در آنچه که دوست دارد، مشغولیّت و سرگرمی قرار ده، تا از ستم ورزی غافل گردد، و بر وجودش در برابر مظلومی که به دشمنی برمیخیزد، داغ عجز و ناتوانی زن.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست. و ستم کار را رخصت ستم بر من مده، و یاریت را نسبت به من، در برابر او نیکو قرار ده، و مرا از دست زدن به کارهایی
مانند کار او حفظ کن، و در حالتی مانند حال او قرار مده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و مرا بر دشمنم یاری ده؛ یاری دادن بیدرنگی که خشمم را نسبت به او شفا، و کینهام را در برابر او وفا باشد.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و عفو و بخششت را، در برابر ستمی که دشمن به من روا میدارد عوض ده و به جای رفتار بدش نسبت به من، رحمتت را قرار ده، پس هر شدّتی ورای خشم تو ناچیز، و هر بلایی با وجود غضب تو معتدل است.
خدایا! همان طور که ستم کردن دیگران را بر من در نظرم ناخوشایند جلوه دادی، مرا از این که بر دیگران ستم ورزم حفظ فرما.
خدایا! به کسی غیر تو شکایت نمیکنم، و از هیچ حاکمی غیر تو یاری نمیخواهم؛ حاشا که چنین کنم. پس بر محمّد و آلش درود فرست و دعایم را به اجابت برسان، و شکایتم را به تغییر وضع فعلیام مقرون ساز.
خدایا! مرا به ناامیدی از عدل و انصاف آزمایش نکن، و دشمن را به ایمنی از کیفرت امتحان مفرما تا بر ستمش نسبت به من پافشاری کند، و بر حقّم چیره شود، و به زودی او را به عذابی که ستمکاران را به آن تهدید کردی آشنا کن، و مرا با اجابتی که نسبت به دعای بیچارگان وعده دادی آگاه فرما.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا به پذیرفتن هر سود و زیانی که برایم مقدور کردهای موفق دار، و مرا به آنچه از دیگری برای من، و از من برای دیگری میستایی، خشنود ساز، و به راستترین راه هدایتم کن، و به سالمترین برنامه به کارم گمار.
خدایا! اگر خیر من نزد تو در این است که در گرفتن حقّم تأخیر افتد و انتقام از کسی که به من ستم روا داشته، تا روز جدا شدن حق از باطل و جایگاه گرد آمدن مدعیان متروک گذاشته شود، همان را در حق من عملی فرما. پس بر محمّد و
آلش درود فرست، و مرا از جانب خود، به نیّت صادقانه، و پایداری همیشگی یاری فرما، و از میل و رغبت بد و بیقراری اهل حرص پناه ده و نقشی از ثوابی که برای من ذخیره کردهای، و کیفر و عقابی که برای دشمنم مهیا ساختهای، در دلم به تصویر آر، و آن را وسیلهای برای خرسندی و رضایت من نسبت به آنچه که برایم مقدور کردهای، و اطمینان به آنچه که برایم انتخاب فرمودهای قرار ده.
ای پروردگار جهانیان! دعایم را مستجاب کن؛ همانا تو داری احسان بزرگی و بر هر کاری توانایی.
خدایا! تو را سپاس بر تندرستی بدنم که پیوسته از آن برخوردار بودم، و تو را سپاس بر بیماری و مرضی که در جسمم پدید آوردی.
ای خدای من! کدام یک از این دو حال، برای سپاس گزاری به درگاهت سزاوارتر، و کدام یک از این دو وقت، برای سپاس و ثنا به پیشگاهت شایستهتر است؟ آیا زمان سلامت که روزیهای پاکیزهات را در آن برایم گوارا فرمودی، و به سبب آن برای به دست آوردن خشنودی و احسانت به من نشاط دادی، و مرا همراه آن، بر آنچه که از اطاعتت توفیق دادی، نیرو بخشیدی. یا هنگام بیماری که مرا به وسیلۀ آن از ناخالصیها خالص ساختی، و نعمتهایی که به من هدیه دادی، برای سبک کردن گناهانی که پشتم را گران و سنگین کرده، و پاک کردن زشتیهایی که در آن فرو رفتهام، و آگاهی دادن برای این که توبه را فراگیرم، و به یاد آوردن نعمتهای قدیم، برای محو کردن گناهان بزرگ از پروندهام؟
و در اثنای آن بیماری، از جمله تحفههایی که به من عنایت کردی این است که فرشتگان نویسنده به حساب من اعمال پاکیزهای نوشتند؛ اعمالی که نه دلی در آن فکر کرده، و نه زبانی به آن گویا شده، و نه عضوی در انجامش رنج برده،
بلکه بخششی از جانب تو بر من و احسانی از ساختۀ تو به سوی من بود.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و آنچه را برایم پسندیدهای محبوب من ساز، و آنچه را بر من وارد کردهای آسان کن، و از آلودگی اعمال زشتی که در گذشته انجام دادهام پاکم فرما، و شرّ آنچه که پیش از این مرتکب شدهام، از صفحه وجودم محو کن، و از شیرینی عافیت کامیابم ساز، و گوارایی تندرستی را به من بچشان، و راه بیرون رفتن از بیماریم را به سوی بخشش و عفوت و جابهجا شدنم را از بستر بیماری به جانب گذشتت، و نجاتم را از اندوهم به عرصۀ رحمتت، و تندرستیم را از این دشواری به دایرۀ گشایشت قرار ده، همانا تو تفضّل کنندۀ به احسان و عطا کنندۀ به نعمتی، بسیار بخشنده و بزرگواری؛ دارای جلال و اکرامی.
خدایا! ای آن که گنهکاران از رحمتش یاری میطلبند، و ای آن که بیچارگان به جانب یاد احسانش پناه میبرند، و ای آن که خطاکاران از بیم عذابش به شدّت گریه میکنند!
ای آرامش هر ناآرام غریب! ای گشایش هر اندوهگین دل شکسته! ای کمک کنندۀ هر خوار شدۀ تنها! و ای یاری دهندۀ هر نیازمند رانده شده!
تویی که از جهت رحمت و دانش، همه چیز را فرا گرفتهای و تویی که برای هر آفریدهای، سهم و نصیبی از نعمتهایت قرار دادهای، و تویی که عفو و بخشش از عقابش برتر است، و تویی که رحمتش پیشاپیش غضبش حرکت میکند، و تویی که عطا و بخشش از منع کردنش بیشتر است، و تویی که همۀ آفریدهها را در سعۀ رحمتش فرا گرفته، و تویی که هر کسی را نعمت عطا کردی، از او انتظار پاداش نداری، و تویی که در کیفر کسی که از تو نافرمانی کرده، از اندازه نمیگذری.
و من ای خدای من! بندۀ توام؛ که او را به دعا دستور دادی؛ پس لبیک و سعدیک گفت. اینک منم ای پروردگارم! که انداخته شدۀ در برابر توام؛ منم که خطاها پشتم را سنگین کرده؛ و منم که گناهان عمرم را نابود ساخته؛ و منم که به
نادانیم، تو را نافرمانی کردم، و تو شایستۀ این نبودی که من این گونه با تو معامله کنم.
ای خدای من! آیا حضرتت به کسی که تو را بخواند، رحم میکند، تا در خواندن تو اصرار ورزد، یا کسی که به درگاهت گریه و زاری کند میآمرزی تا در گریه شتاب کند، یا گذشت میکنی از کسی که از باب فروتنی، صورت به خاک درگاهت ساید؟ یا کسی که از باب توکّل و اعتماد، از تهی دستی خودش به تو شکایت کند، بی نیاز میسازی؟
ای خدای من! کسی را که جز تو عطا کنندهای نمییابد، ناامید مکن و کسی را که از تو به احدی غیر تو بی نیاز نمیشود، خوار و بییار رها مکن.
خدای من! بر محمّد و آلش درود فرست، در حالی که به تو روی آوردهام، از من روی مگردان و اکنون که به تو رغبت کردهام، مرا از لطف و رحمتت محروم مکن. اینک که در برابرت قرار گرفتهام، دست ردّ به سینهام مزن، و با من برخورد تلخ و بد نداشته باش؛ تویی که وجود مقدّست را به رحمت وصف کردهای، بر محمّد و آلش درود فرست، و به من رحم کن، و تویی که خود را خطابخش نامیدهای؛ بنابراین مرا ببخش ای خدای من! جریان اشکم را به خاطر ترسی که از تو دارم، و لرزیدن دلم را محض خشیتی که نسبت به عظمت تو دارم، و حرکت و تکان اعضایم را در برابر بیمی که از تو دارم مشاهده میکنی.
همۀ اینها محصول شرمساری من از حضرت توست؛ آنهم به خاطر اعمال زشتی که از من سرزده؛ به همین سبب صدایم از این که به درگاهت به زاری بلند شود، خاموش شده و زبانم از راز و نیاز با تو باز مانده.
ای خدای من! تو را سپاس، چه بسیار عیوبی که بر من پوشاندی، و مرا رسوا نکردی، و چه بسیار گناهی که مستور داشتی، و به آنم مشهور نساختی، و چه بسیار خیانت و نیرنگ و امور هوسناکی که مرتکب شدم، ولی پردۀ آنها را به
خاطر حفظ آبرویم ندریدی، و حلقۀ عار و ننگ آنها را به گردنم نیاویختی، و زشتی هایم را نزد همسایگانی که به دنبال عیوب من هستند، و حسودانی که نعمتهایت را نزد من میبینند، آشکار نکردی. سپس این همه الطاف و عنایاتت نسبت به من، مرا از گرایش به بدیهایی که از من سراغ داری بازداشت مفرما.
ای خدای من! نادانتر از من به صلاح کار خود کیست؟ و غافلتر از من به نصیب و بهرهاش کدام انسان است؟ و چه کسی از اصلاح وجودش، دور افتادهتر از من است، آنگاه که تمام نعمتهایی که به من میدهی، در گناهانی که مرا از آن نهی فرمودی صرف میکنم؟!
و چه کسی بیش از من در غرقاب باطل فرو رفته و سختتر از من اقدام به زشتی کرده، زمانی که میان دعوت تو، و دعوت شیطان میایستم، ولی از دعوت او پیروی میکنم، با این که او را، به صورتی که باید میشناسم، و نسبت به وضع او فراموشی ندارم، و من در این موقعیت، یقین دارم که نهایت دعوت تو به سوی بهشت، و عاقبت دعوت او به جانب جهنّم است.
پاک و منزّهی تو؛ چه شگفت است که به زیان خود شهادت میدهم، و امور پنهان خود را شماره میکنم، و شگفتتر از آن بردباریت نسبت به من، و درنگت از مؤاخذۀ سریع این بنده گنهکار است. سببش این نیست که من در آستان حضرتت انسانی گران قدرم؛ بلکه علّتش، مدارایت با من و تفضّل وجود مقدست بر من است، برای این که از نافرمانیت که موجب خشم توست باز ایستم، و وجودم را از عرصهگاه گناهانی که فرسوده کنندۀ هویت و شخصیت من است درآوردم؛ به خاطر این که گذشتت نسبت به من نزد تو، از مجازات کردن من محبوبتر است، وگرنه ای خدای من، گناهانم فراوانتر و آثارم زشتتر و کردام ناپسندتر و گستاخیم در باطل شدیدتر، و بیداریم نزد طاعتت ضعیفتر، و هشیاری و مراقبتم در برابر تهدیدت، ناچیزتر از آن است که بتوانم عیوبم را
برایت شماره کنم، یا توان ذکر کردن گناهانم را داشته باشم. جز این است که خود را به این صورت نکوهش میکنم، در حالی که به مهربانی بیش از اندازهات که صلاح کار گنهکاران به آن است، چشم طمع دارم، و به رحمتت که آزادی خطاکاران، در گروی آن است امیدوارم.
خدایا! این وجود من است که گناهان او را به بند بردگی کشیده؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و وجودم را به عفوت از بند بردگی گناهان آزاد کن، و این پشت من است که خطاها آن را گران و سنگین کرده؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و به احسانت آن را سبک فرما ای خدای من!
اگر به درگاهت گریه کنم تا جایی که پلکهای دو چشمم روی هم افتد، و چنان به شدّت ناله زنم تا صدایم قطع شود، و چندان به پیشگاهت بایستم که پایم ورم کند، و آن مقدار برایت رکوع کنم که استخوانهای پشتم از جا کنده شده و زدوده گردد، و به اندازهای سجده کنم که چشمهایم از کاسه درآید، و در طول عمرم خاک زمین را بخورم، و تا پایان حیاتم آب آلوده به خاکستر بنوشم، و در اثنای این اوضاع و احوال، چندان ذکر تو گویم که زبانم از کار بماند، آنگاه از روی شرمساری از تو، چشم به آفاق آسمان باز نکنم، با این همه سزاوار محو یک گناه از تمام گناهانم نیستم.
و اگر زمانی که سزاوار آمرزشت شوم، مرا بیامرزی، و هنگامی که مستحق عفوت گردم، مرا عفو کنی؛ همانا این آمرزش و عفو، به خاطر استحقاق من نسبت به من واجب نیست، و من مستحق وجوب آمرزش و عفو نیستم؛ زیرا پاداش من از جانب تو، در اولین باری که مرتکب معصیتت شدم آتش بود، بنابراین اگر مرا عذاب کنی، ستمکار بر من نیستی.
خدای من! اکنون که مرا به پرده پوشیت در پوشیدهای و رسوایم نکردی، و به کرمت با من مدارا کرده، و به کیفرم شتاب نورزیدی و به احسانت از من
گذشتی و نعمتت را نسبت به من تغییر ندادی و نزد من نیکی و خوبیت را تیره و تار نکردی، پس بر طول زاریم، و سختی بیچارگیم و بدی جایگاهم رحمت آر.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از گناهان حفظ کن، و به طاعت و فرمانبرداری از خود به کار گیر، و نیکو بازگشت را روزیم فرما، و به توبه پاکم کن، و به دوری از گناه، یاریم ده، و به سلامت همه جانبه، زندگیم را اصلاح کن و شیرینی آمرزش را به من بچشان، و مرا رها شدۀ عفوت و آزاد شدۀ رحمتت قرار ده و از خشم خود خطّ امانم بده، و هم اکنون نه در آینده، به مژدۀ آن خوشحالم فرما، مژده ای که آن را بشناسم، و به نشانهای که، آن را آشکارا بینم، آگاهم کن که این کار در عرصه گاه سعۀ رحمتت، بر تو دشوار نیست، و تو را در میدان قدرتت به مشقت نمیاندازد، و در حوزۀ بردباریت، تو را دچار سختی نمیکند، و در فضای بخششهای فراوانت که آیاتت بر آنها گواه است، تو را در فشار و تنگنا قرار نمیدهد. همانا هر چه بخواهی انجام میدهی و هر چه را اراده فرمایی حکم میکنی، مسلماً بر هر کاری توانایی.
خدایا! به تو پناه میبرم از فتنهانگیزیهای شیطان رانده شده، و از نیرنگ و مکرهایش، و از اطمینان به دروغها و وعدهها و فریبکاری و دامهایش، و این که خود را در گمراه کردن ما از راه بندگیت، و خوار کردنمان بر اثر معصیتت، به طمع اندازد یا نزد ما نیکو شود زشتیهایی که او در نظر ما نیکو جلوه میدهد، یا گران و سخت شود، خوبیهایی که او در نظر ما زشت نشان میدهد.
خدایا! به عبادت و بندگی ما، او را از عرصهگاه زندگیمان دور کن و به سبب جدّیّت و تلاشمان در راه محبتت، او را ذلیل و خوار گردان، و بین ما و او پردهای قرار ده که آن را ندرد، و حجابی ضخیم برقرار کن که آن را نشکافد.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و شیطان را با سرگرم شدن به برخی دشمنانت از ما منصرف کن و ما را به رعایت نیکویت از او حفظ فرما، و از خیانت و نیرنگش کفایت کن و رویش را از ما برگردان، و ردّ پایش را از ما قطع کن. خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را از هدایتی که در دوام و پابرجایی مانند گمراهی او باشد، بهرهمند ساز، و ما را در برابر بیراهی او، توشۀ تقوا کرامت فرما، و خلاف راه هلاکت بار او، ما را به مسیر تقوا رهنمون باش.
خدایا! برای او در دلهای ما راه وارد شدن قرار مده، و در شؤون زندگی ما برای او جایگاه اقامت فراهم نکن. خدایا! ما را به آنچه که از باطل در نظرمان بیاراید، آگاه ساز، و چون آگاهمان کردی، از آن نگاهمان دار و ما را به زمینههای چارهجویی در برابر او بینا گردان، و آنچه را که باید علیه او آماده کنیم، به ما الهام کن، و ما را از خواب غفلتی که سبب گرایش به اوست بیدار فرما، و یاری دادن ما را در جنگ با او، به توفیقت نیکوگردان.
خدایا! دلهای ما را از ردّ کردن و انکار عملش سرشار ساز، و به ما برای درهم شکستن حیلهاش لطف فرما.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و سلطه و تسلّط شیطان را از ما بگردان، و امیدش را از ما قطع کن، و او را از حرص ورزیدن به گمراهی ما دفع فرما.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و پدران و مادران و فرزندان و اهل ما و خویشان و نزدیکان و همسایگانمان اعمّ از مردان مؤمن، و زنان مؤمنه را از وجود خطرناکی چون شیطان در جایگاهی محکم، و دژی حفظ کننده و پناهگاهی بازدارنده قرار ده و آنان را برای دفع زیان او، زرههای نگاه دارنده بپوشان، و اسلحههای برّنده بر ضد او عطا کن.
خدایا! مشمول این دعا قرار ده کسی را که به پروردگاریت گواهی میدهد، و به وحدانیتت اخلاص میورزد، و به حقیقت بندگیت با شیطان دشمنی میکند، و از تو برای شناخت علوم ربّانی، علیه او یاری جوید.
خدایا! آنچه را گره زده بگشای، و هر راهی که باز کرده ببند، و هر تدبیری که اندیشیده به هم زن، و از هر کاری که قصد کرده بازش دار، و هر چه را محکم کرده سست کن.
خدایا! لشکرش را شکست ده، و نیرنگش را باطل ساز، و پناهگاهش را
ویران کن، و بینیاش را به خاک مال.
خدایا! ما را در سلک دشمنانش قرار ده، و از شمار دوستانش برکنار کن تا چون ما را بفریبد از او پیروی نکنیم، و هر گاه ما را بخواند، جوابش ندهیم، و هر که را پیروی دستور ماست به دشمنی با او دستور دهیم و هر که را پیروی نهی ماست، برای بازداشتن از اطاعت او پند دهیم.
خدایا! بر محمّد خاتم انبیا و سید رسولان، و بر اهل پاک و پاکیزۀ او درود فرست، و ما و اهل ما و برادران ما و تمام مؤمنان و مؤمنات را از آنچه از آن پناه میجوییم پناه ده، و از آنچه از بیم آن، از تو ایمنی میخواهیم امان بخش، و دعای ما را نسبت به آنچه دعا میکنیم بشنو، و آنچه را از درخواستش غفلت میکنیم، به ما عطا فرما، و آنچه را فراموش کردیم برای ما حفظ کن، و ما را به سبب آن به درجات شایستگان و رتبههای اهل ایمان انتقال ده. دعایمان را مستجاب کن. ای پروردگار جهانیان!
خدایا! تو را سپاس بر سرنوشت خوبی که مقدّر میکنی، و بر بلا و مصیبتت که از من میگردانی؛ پس بهرهام را از رحمتت، در این عافیتی که در زندگی دنیا به من عنایت کردهای منحصر مکن؛ که در نتیجه به سبب آنچه که دوست دارم بدبخت شوم، و دیگری به خاطر آنچه که خوش ندارم، خوشبخت شود، و اگر عافیتی که روز را در آن به شب میرسانم، یا شب را در آن به روز میرسانم، مقدّمه بلایی است که قطع نمیشود، و پیشاپیش بار سنگینی است که بر طرف نمیگردد، پس آنچه را برایم به تأخیر انداختهای، پیش انداز، و آنچه را پیش انداختهای به تأخیر افکن؛ زیرا چیزی که پایانش فنا و نابودی است، بسیار فراوان به حساب نمیآید و آنچه عاقبتش بقا و همیشگی است، اندک و کم نمیباشد، و بر محمّد و آلش درود فرست.
خدایا! برای ما باران فرست، و رحمتت را به باران پُر آب و فراوان بر ما بگستران؛ از ابری که برای گیاه زیبای زمینت، در تمام ناحیهها و اطراف سوق داده شده.
و بر بندگانت با به بار آمدن و رسیدن میوه منّت گذار، و سرزمینهای مردهات را با شکفتن شکوفهها زنده کن، و فرشتگان بزرگوار نویسندهات را با فرستادن بارانی سودمند و پیوسته، از جانب خودت گواه گیر؛ بارانی که فراوانی و انبوهش وسیع، و باریدنش بسیار تند و آمدنش سریع و زود باشد تا به آن باران، هر چه از زمین و گیاه مرده است، زنده کنی، و به سبب آن از دست رفتهها را بازگردانی، و آنچه از دل زمین آمدنی است، بیرون آری، و از برکت آن باران، روزیها را وسعت بخشی، از ابری انباشته، لذّت بخش، گوارا، فراگیر و غرّان که بارانش اندک نباشد، و برقش نفریبد. خدایا! برای ما بارانی فریادرس و برطرف کنندۀ قحطی فرست؛ بارانی رویانندۀ گیاه، و سرسبز کنندۀ دشت و دمن، و بارانی وسیع و فراوان که به وسیلۀ آن گیاه از رشد ایستاده را به عرصۀ رشد و نموّ بازگردانی و در سایۀ آن، مردگی و خشکی زمینی که علف و گیاهش از بین رفته جبران کنی.
خدایا! ما را بارانی فرست که به وسیلۀ آن از تپّهها آب سرازیر فرمایی، و چاهها از آن پر کنی، و نهرها را روان سازی، و درختان را برویانی، و قیمتها را در تمام شهرها ارزان کنی، و چهارپایان و مخلوقات را نشاط و قوّت دهی، و روزیهای پاکیزه را برای ما کامل کنی، و زراعت را برویانی، و پستانها را پر شیر سازی، و نیرو به نیروی ما بیفزایی.
خدایا! سایۀ ابر را بر ما باد گرم و زهرآگین مساز، و سردی آن را بر ما شوم و نحس مکن، و بارانش را بر ما عذاب قرار مده، و آبش را برای ما تلخ و شور مگردان.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از برکت آسمانها و زمین روزی بخش؛ همانا تو بر هر کاری توانایی.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و ایمانم را به کاملترین ایمان رسان و یقینم را برترین یقین قرار ده.
خداوندا! نیتّم را به بهترین نیتّها و عملم را به بهترین اعمال برسان و نیّتم را به بهترین نیّتها و عملم را به بهترین عملها منتهی ساز. خدایا! نیّتم را به لطفت کامل گردان و یقینم را به رحمتت در گردونۀ صحّت و سلامت قرار ده و فسادم را به قدرتت اصلاح کن.
خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا از آنچه توجّه به آن دچار سرگرمی و مشغولیت میکند، کفایت کن، و در اموری به کارگیر که فردای قیامت در ارتباط با آن از من بازپرسی میکنی، و روزگارم را در اهدافی که مرا به خاطر آن به وجود آوردی مصروف دار.
و مرا توانگر کن و روزیت را بر من وسعت ده، و مرا به چشم داشت نسبت به آنچه در دست این و آن است مبتلا مکن، و ارجمندم ساز.
و مرا به سرکشی و گردن کشی، گرفتار مساز، و بر مدار بندگیت قرار ده، و عبادتم را به خودپسندی تباه مکن، و خیر و نیکی را به دست من برای تمام مردم جاری ساز و آن را با آلوده شدن به منت نابود مکن، و اخلاق شریفه و بلند مرتبه
به من ببخش و از فخرفروشی نگاهم دار.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا درجه و مرتبهای نزد مردم بلند مکن، مگر آن که به همان اندازه نزد خودم پست گردانی، و عزّت آشکاری برایم ایجاد مکن، مگر آن که به همان اندازه، خواری باطنی برایم ایجاد کنی.
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، و مرا به هدایتی شایسته بهرهمند ساز که آن را با روشی دیگر عوض نکنم، و راه حقّی نصیبم کن که از آن منحرف نشوم، و نیّت استواری به من عنایت کن که در آن شک نورزم.
و مرا زنده دار، مادامی که عمرم در طاعت تو به کار رود، و هنگامی که عمرم بخواهد چراگاه شیطان شود، جانم را بستان پیش از آن که دشمنی و نفرتت بر من پیشی گیرد، یا خشمت نسبت به من محکم و استوار شود.
خدایا! خصلت قابل سرزنشی را در وجود من مگذار، جز این که اصلاحش کنی، و عیب قابل ملامتی را در عرصه گاه حیاتم رها مکن، جز این که نیکویش گردانی، و کرامتی را در من ناقص مگذار، جز این که کاملش فرمایی.
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و این خصلتهایی که میشمارم، به نفع من تغییر ده: شدت کینۀ دشمنان را به محبت، و حسد متجاوزان را به مودّت، و بدگمانی و تهمت اهل صلاح را به اطمینان، و دشمنی نزدیکان را به دوستی، و مخالفت خویشان را به خوش رفتاری، و تنها و بییار گذاشتن نزدیکان را به یاری، و دوستی فریبکاران را به درست شدن دوستی، و ردّ کردن همنشینان را به رفتای کریمانه، و تلخی ترس از ستمکاران را به شیرینی امنیّت.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا بر کسی که به من ستم میکند غالب و چیره، و بر ضدّ کسی که با من به مجادله برمیخیزد زبان گویا، و بر کسی که با من دشمنی میورزد، پیروز قرار ده، و علیه کسی که نیرنگم میزند، چاره جویی بخش، و در برابر کسی که به من ستم میکند قدرت عنایت فرما، و علیه
کسی که به من دشنام میدهد و غیبت میکند، توان تکذیب مرحمت فرما، و از دست کسی که مرا تهدید میکند به سلامت دار، و از آن که مرا به راه صواب میبرد، توفیق فرمانبری ده، و از آن که مرا به راه راست هدایت میکند، توفیق پیروی عنایت کن.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا به این اموری که از تو میخواهم پایدار و استوار دار: ایستادن در برابر کسی که به من خیانت کرده با سلاح نصیحت و خیرخواهی، پاداش دادن به کسی که از من دوری جسته با نیکی و خوبی، جزا دادن به کسی که مرا از عطایش محروم ساخته، با بذل و بخشش، تلافی کردن نسبت به کسی که با من قطع رابطه کرده، با صله و پیوند، مخالفت ورزیدن با کسی که از من غیبت کرده، با نیکو یاد کردن از او، به جا آوردن سپاس، در برابر خوبی و چشم پوشی از بدی.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به زیور شایستگان بیارای، و زینت پرهیزکاران را به من بپوشان که زیور و زینت شایستگان و پرهیزکاران در این امور است: گسترش عدالت، فروخوردن خشم، خاموش کردن آتش فتنه، جمع کردن پراکنده شدگان، اصلاح بین مردم، آشکار کردن کارهای خوب مردم، پوشاندن عیوب انسانها، نرم خویی، فروتنی، خوش رفتاری، آرامش، وقار، خوش اخلاقی، پیشی گرفتن به سوی فضیلت، انتخاب نیکی و احسان، ترک سرزنش، خوبی کردن به غیر مستحق، حق گویی، گرچه سنگین باشد، اندک دانستن گفتار و کردار خوبم، هر چند زیاد باشد و زیاد شمردن گفتار و رفتار بدم، هر چند اندک باشد، و همۀ این امور را به دوام اطاعتم از حضرتت، و همراهی با مسلمانان، و دست برداشتن از اهل بدعت، و آنان که رأی ساختگی در دین را به کار میگیرند، کامل کن.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و فراخترین روزی را، هنگامی که پیر
شدم برایم قرار ده، و نیرومندترین نیرویت را، زمانی که خسته و درمانده شدم نصیبم فرما، و مرا به سستی و کسالت از بندگیت مبتلا نکن، و نه به نابینایی از شناخت راهت، و نه به دچار شدن خلاف دوستیت، و نه به همراهی کردن با کسی که از تو جدا شده، و نه به جدا شدن از کسی که با تو همراه گشته.
خدایا! چنانم قرار ده که هنگام ضرورت با کمک حضرتت به دشمنان حمله کنم، و به هنگام نیاز از تو بخواهم، و زمان درماندگی و مسکنت، به درگاه تو بنالم.
خدایا! مرا به این امور امتحان مکن: کمک خواستن از غیر خودت، هنگامی که مضطر شوم. به خاکساری و فروتنی در برابر ما سوای وجودت، زمانی که به تهی دستی گرفتار آیم. به زاری کردن به درگاه غیر حضرتت، وقتی که دچار ترس شوم، تا به خاطر این امور مستحق خواری و منع نعمت و روی گردانی و بیاعتنایی از جانب تو گردم.
ای مهربانترین مهربانان! آنچه شیطان از آرزوی باطل و بدگمانی و حسد در دل من میاندازد، همه را یاد بزرگیت و اندیشۀ در قدرتت، و تصمیم و طرح علیه دشمنت قرار ده، و آنچه بر زبانم جاری میکند، از فحش و بدگویی یا ناسزا به ناموس مردم، یا شهادت باطل، یا غیبت مؤمن غایبی، یا دشنام به حاضری و آنچه شبیه اینهاست، همه را سخن به حمد و سپاست و مبالغه در ثنایت، و فرو رفتن در تعظیمت و شکر نعمتت و اقرار به احسانت و شمردن نعمتهایت قرار ده.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و بر من ستم نشود، در حالی که به دفعش از من توانایی، و بر دیگری ستم نکنم، در حالی که بر نگاه داشتنش از من قادری، و گمراه نشوم در حالی که بر هدایت من نیرومندی، و تهی دست نشوم، در حالی که فراخی روزی من نزد توست، و طغیان نکنم، در حالی که توانگری
من از جانب توست.
خدایا! به سوی آمرزشت آمدم، و به جانب بخششت روی کردم، و به گذشتت مشتاقم، و به احسانت اعتماد کردم. چیزی نزد من نیست که به خاطر آن سزاوار بخششت شوم، و پس از این که علیه خود داوری کردم، به این نتیجه رسیدم که چیزی جز احسانت برایم نیست؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و به من احسان کن.
خدایا! به هدایت، گویایم کن و تقوا را به من الهام فرما، و به پاکیزهترین روش توفیقم ده، و به اموری که پسندیدهتر است به کارم گیر.
خدیا! مرا به بهترین راه بر، و مرا بر آیینت قرار ده که بر اساس آن بمیرم و بر مبنای آن زنده باشم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در تمام امور زندگی از میانهروی بهرهمند کن، و اهل صواب و درستی، و از زمرۀ راهنمایان به خیر، و از بندگان شایستهات قرار ده، و رستگاری روز قیامت و سلامت از کمینگاه عذاب را روزیم فرما.
خدایا! از نَفْس من آنچه که او را رهایی و نجات میدهد، برای خود دریافت کن و برای نفس من از نفس من آنچه که او را اصلاح میکند باقی گذار. همانا نفس من در معرض هلاکت است؛ مگر این که تو حفظش کنی.
خدایا! اگر اندوهگین شوم، تو ذخیره و مایۀ دل خوشی منی، و اگر از هر دری محرومم کنند، تو محلّ رفت و آمد منی، و اگر در فشار و سختی قرار گیرم، کمک خواهیم از وجود توست، و آنچه از دستم رود، عوض و بدلش نزد توست، و برای هر چه فاسد شود، مایۀ اصلاح پیش توست، و هر آنچه را ناپسند داری، تغییرش به دست توست.
خدایا! پیش از بلا به عافیت، و قبل از درخواست، به توانگری، و پیش از
گمراهی، به هدایت بر من منّت گذار، و مرا از سختی و دشواری، آزار بندگان کفایت فرما، و ایمنی روز قیامت را نصیبم کن، و ارشاد کردن نیکو و خوب را به من عطا فرما.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، شرور را به لطف خود از من دفع کن، و به نعمتت مرا پرورش ده، و به بزرگواریت، مرا اصلاح کن، و به احسانت مرا مداوا فرما، و در سایۀ پناهت جای ده، و خلعت خشنودیت را بر من بپوشان، و زمانی که امور بر من مبهم و مشکل شود، به هدایت آمیزترینش، و هنگامی که اعمال برایم مشتبه شود، به پاکیزهترینش، و چون آیینها دچار اختلاف شوند، به پسندیدهترینش، موفقم دار.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و تارک وجودم را به تاج کفایت بیارای، و به حسن سرپرستی، بلند مرتبهام گردان، و مرا صدق هدایت بخش، و به گشایش در امور زندگی آزمایشم مکن، و آرامش نیکو به من عطا فرما، و زندگیم را دشوار و سخت قرار مده، و دعایم را به من بر مگردان؛ برگرداندنی تلخ و ناهنجار، همانا من برای تو ضدی در اعتقادم قرار نمیدهم، و با تو همانند و شبیهی نمیخوانم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از اسراف بازدار، و روزیم را از تلف شدن نگاه دار، و داراییم را به برکت در آن افزون کن، و مرا برای خیر و نیکی در آنچه از آن مال خرج میکنم، به راه هدایت برسان.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا از سختی و دشواری کسب و کار کفایت کن، و روزیم را از جایی که گمان نمیبریم عنایت فرما، تا در راه به دست آوردن روزی از بندگیت باز نمانم، و سنگینی وبالهای کسب را به دوش نکشم.
خدایا! آنچه را میطلبم، به قدرتت برایم فراهم کن، و از آنچه میترسم، به
عزّتت پناهم ده.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و آبرویم را به توانگری حفظ کن، و قدر و منزلتم را به تنگدستی پست مفرما که از روزی خوارانت روزی بخواهم، از بَدان و اشرار آفریدههایت عطایی بطلبم، تا به سپاسگزاری کسی که عطایم میکند گرفتار شوم، و به سرزنش کسی که از عطا کردن به من باز میایستد دچار گردم، و حال آن که تو متولّی عطا و منعمی، نه دیگران.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و صحت و سلامتی که در عبادت مصرف شود، آسایش و فراغتی که در فضای زهد به کارم آید، و دانش و معرفتی که در عمل به کار گرفته شود، و پارسایی و تقوایی که از افراط و تفریط دور باشد، روزی من فرما.
خدایا! مدت عمرم را به عفو و بخششت پایان ده، و آرزویم را در امید به رحمتت تحقّق ده، و راههایم را برای رسیدن به خشنودیت هموار ساز، و در تمام احوال، کردارم را نیکو گردان.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا در اوقات بیخبری برای یادت بیداری ده، و در روزگار مهلت برای فرمانبرداریت به کار گیر، و برایم راه آسانی به سوی محبّتت باز و هموار کن و به سبب آن، خیر دنیا و آخرت را برایم کامل ساز.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست؛ مانند برترین درودی که پیش از او بر یکی از بندگانت فرستادی، و پس از او بر یکی از آفریدههایت میفرستی، و ما را در دنیا و آخرت خوبی عطا کن، و مرا به رحمتت از شکنجۀ آتش حفظ فرما.
خدایا! ای بینیاز کنندۀ فرد ناتوان! و ای حافظ بندگان از حادثۀ ترسناک! خطاها مرا دچار تنهایی کرده؛ پس همنشینی که وزرو وبال و عذاب خطاها را از من دفع کند برایم نیست، و از تحمل خشمت ناتوان شدهام، و نیرو دهندهای برایم نمیباشد، و بر ترس دیدارت، به وقت مرگ و قیامت، آنهم دیداری نامناسب و هولناک نزدیکم، و آرام بخشی برای ترسم وجود ندارد.
اگر مرا بترسانی چه کسی در برابر تو امانم میدهد؟ و اگر تنهایم بگذاری چه کسی مرا یاری میدهد؟ و اگر ناتوانم سازی چه کسی مرا تقویت میکند؟
ای خدا! منِ پرورده را جز پروردگار پناه نمیدهد، و شکست خورده را جز پیروز امان نمیبخشد، و خواسته شده را جز خواستار کمک نمیکند.
ای خدای من! تمام آن وسایل و اسباب به دست ارادۀ توست، و گریزگاه و پناهگاه به سوی توست، پس بر محمد و آلش درود فرست، گریزم را پناه ده، و خواستهام را روا کن. خدایا! اگر روی کریمت را از من بگردانی، یا مرا از احسان بزرگت محروم کنی، یا روزیت را از من دریغ ورزی، یا رشتۀ پیوندت را از من بگسلی، راهی برای دست یابی، به هیچ یک از آرزوهایم جز تو نیابم، و بر آنچه پیش توست، جز به یاری تو دست رسی پیدا نکنم؛ چرا که من بندۀ تو،
و در قبضۀ ارادۀ توام. اختیارم به دست توست، با فرمان تو فرمانی برای من نیست. حکم تو در تمام شؤون زندگی من جاری است، و تقدیرت دربارۀ من عین عدالت است. مرا نیروی بیرون رفتن از قلمروی سلطنت تو نیست، و استطاعت تجاوز از حیطۀ قدرتت برایم وجود ندارد، و توان جلب دوستیت را ندارم، و به خشنودیت نمیرسم، و به آنچه نزد توست جز به طاعتت و فضل رحمتت، دست نمییابم.
خدایا! صبح و شب کردم، درحالی که بندۀ خوار و بیمقدار توام. برای خود جز با کمک حضرتت بر جلب سودی و دفع زیانی قدرت ندارم. به آنچه دربارۀ خود گفتم، شهادت میدهم. به ناتوانی نیرویم، و کمی تدبیرم اعتراف میکنم؛ پس آنچه را به من وعده دادی وفا کن، و آنچه را که به این بندهات عطا فرمودهای، کامل ساز؛ زیرا که من بندۀ بینوا، ذلیل، ناتوان، دردمند، کوچک، بیمقدار، تهی دست، ترسان و پناهنده به توام.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا نسبت به یاد خود در آنچه به من عطا کردی، فراموشکار مکن، و به احسانت در آنچه به من بخشیدهای غافل و بیخبر مساز، و از اجابت دعایم، گرچه تأخیر افتد ناامید مکن. هر چند در خوشی باشم، یا ناخوشی، در سختی باشم یا رفاه، در سلامت همه جانبه باشم یا بلا، در تنگدستی و بیچارگی باشم یا نعمت، در دارایی باشم یا محنت، در تهیدستی باشم یا توانگری.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و ثنایم را برای خودت، و ستودنم را محض حضرتت، و سپاسم را در تمام حالاتم به خاطر وجود مبارکت قرار ده، تا به آنچه از دنیایم عطایم میکنی، خوشحال نشوم، و بر آنچه در دنیا محرومم میکنی اندوهگین نگردم، و تقوایت را به قلبم بچسبان، و بدنم را در اعمالی که از من قبول میکنی به کارگیر و وجودم را، برای دور ماندن از هر خلافی که به
جانب من میآید، به طاعت و بندگیت مشغول دار، تا ذرهای از خشمت را دوست نداشته باشم، و نسبت به ذرّهای از خشنودیت خشم نورزم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و دلم را برای دوستیت خالی کن، و به یاد خود مشغول ساز، و به بیم و هراس از خود نشاطش ده، و به شوق و رغبت به سویت نیرومندش کن، و به جانب طاعتت میلش ده، و در محبوبترین راههایِ به سویت روانش ساز، و در تمام دورۀ زندگیم او را به رغبت داشتن نسبت به آنچه نزد توست رام گردان.
از دنیا، تقوایت را توشهام و سفرم را به جانب رحمتت، و ورودم را در خشنودیت، و جایم را در بهشتت قرار ده، و مرا قدرتی بخش که تمام بار خشنودیت را به دوش جان حمل کنم.
گریزم را به سویت، و میلم را در آنچه نزد توست قرار ده، و لباس وحشت از شرار بندگانت را بر دلم بپوشان، و انس گرفتن به خودت و عاشقانت و اهل طاعتت را به من ارزانی دار.
و به سود هیچ بدکار و کافری بر من منّت و نعمت قرار مده. و روی نیازم را به جانب آنان مکن؛ بلکه آرامش دل، و انس جان، و بینیازی و انجام گرفتن کارم را برعهدۀ خود، و برگزیدگان از بندگانت قرار ده.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا همنشین و یار ایشان قرار ده، و به شوق ورزیدن به سویت، و به عمل برایت چنانکه دوست داری و میپسندی بر من منّت گذار؛ همانا تو بر هر کاری توانایی، و تحقق آن همه که گفتم بر تو آسان است.
خدایا! کار دشواری چون اصلاح نفسم را بر عهدۀ من نهادهای که خودت از من به آن کار تواناتری، و تواناییت بر آن کار و بر من، بیش از توانایی من است؛ پس چیزی که تو را از من خشنود میکند به من عطا فرما، و خشنودیت را در حال تندرستیام، از من دریافت کن.
خدایا! مرا طاقت بر مشقت، و شکیبایی بر مصیبت، و قدرت بر تنگ دستی نیست؛ پس روزیم را منع مکن و مرا به بندگانت وامگذار؛ بلکه خود به تنهایی حاجتم را برآور و کار ساز من باش، و به من با نظر رحمت بنگر، و در تمام امورم مصلحتم را در نظر گیر؛ زیرا اگر مرا به خود واگذاری، از تحقق دادن کارهایم عاجز شوم، و به کاری که مصلحت من در آن است برنخیزم، و اگر مرا به بندگانت واگذاری، با ترشرویی به من بنگرند، و اگر به پناه خویشانم فرستی، محرومم سازند، و اگر عطا کنند، عطایی اندک و پر دردسر دهند، و بر من منّت بسیار گذارند، و بیش از اندازه نکوهش کنند.
خدایا! پس به احسانت بینیازم کن، و به بزرگیت مرتبۀ بلندم ده و به توانگریت، دستم را گشاده ساز، و به آنچه که نزد توست بینیازم فرما.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از حسد رهایی ده، و از گناهانم
بازم دار، و از حرامها پرهیز ده، و بر معاصی دلیرم مگردان، و میل و رغبتم را متوجۀ خود فرما، و خشنودیم را در آنچه از جانب تو به من میرسد قرار ده، و مرا در آنچه روزیم کردهای، و از روی بزرگواری به من بخشیدهای، و احسان فرمودهای برکت ده، و مرا در تمام حالاتم، محفوظ، حراست شده، پوشیده، دست نایافتنی، پناه داده و امان یافته قرار ده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا به انجام تمام آنچه برای خود یا بندهای از بندگانت، در جهتی از جهات طاعتت بر من لازم و واجب فرمودهای توفیق ده، و اگر بدنم از انجامش ناتوان باشد، و نیرویم از آن سست شود، و توان و قدرتم به آن نرسد، و مال و منالم گنجایشش را نداشته باشد، خواه یادش باشم یا فراموشش کرده باشم، و آن تکلیف، ای پروردگارم! از اموری باشد که به حساب من گذاشتهای، و من از انجامش غفلت کردهام، آن را از عطای عظیمت، و رحمت واسعهات از جانب من ادا کن که تو توانگر کریمی، ای پروردگارم! آن تکالیف را به گونهای از جانب من ادا کن که چیزی از آن برعهدۀ من نماند، تا روزی که تو را ملاقات میکنم، لازم نیاید از خوبیهایم کم کنی، و بر بدیهایم بیفزایی.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و برای آخرتم میل و رغبت در عمل، آنهم عمل برای خودت روزیم فرما، تا جایی که درستی این عمل را از قلبم بیابم، و به گونهای که بیرغبتی نسبت به دنیایم بر من چیره شود، و به صورتی که از سر شوق خوبیها را به جا آورم، و از بیم و ترس از عذاب، از بدیها در امان مانم، و نوری به من بخش که به وسیلۀ آن در میان مردم زندگی کنم، و در تاریکی با فروغش راه یابم، و به سبب آن از اشک و شبههها، رهایی یافته، روشنی ایمان و اعتقاد محکم و استوار به دست آورم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و ترس و اندوه و عذاب، و اشتیاق
پاداش وعده داده شده را روزیم فرما، تا لذّت آنچه تو را به خاطر آن میخوانم، و دشواری چیزی که از آن به تو پناه میآورم، بیابم.
خدایا! آنچه از کار دنیا و آخرتم، مرا اصلاح میکند میدانی؛ پس به برآوردن خواستههای من مهربان باش.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و هنگام کوتاهی در شکر گزاریت، آنهم شکرگزاری به خاطر نعمتهایی که در زمان آسایش و سختی، و سلامت و بیماری به من عنایت فرمودی، حق را که تسلیم بودن در برابرت، و اقرار به احکام حکیمانهات و اعتراف به کوتاهی ورزیدنم در شکر است روزیم کن، تا از وجودم نسیم خشنودی و آرامش باطن دریابم؛ آنهم در برابر ادای وظیفهای که نسبت به حضرتت بر من واجب است، ادای وظیفه در اموری که در حال ترس و امنیّت، و خشنودی و خشم، و زیان و سود پیش میآید.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست و سلامت سینه از حسد روزیم کن تا به هیچ یک از بندگانت برای ذرّهای از احسانت که به آنها عنایت کردی، حسد نورزم، و تا جایی که هیچ نعمتی از نعمتهایت را، بر احدی از بندگانت در دین یا دنیا، یا سلامت یا تقوا، یا فراخی یا راحت نبینم؛ جز آن که برتر از آن را به لطف تو، و از سوی تو برای خود آرزو کنم، یگانهای و شریکی برایت نیست.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و خودداری از خطاها، و پرهیز از لغزشها را در دنیا و آخرت، در حال خشنودی و خشم روزیم فرما؛ به طوری که حالت درونم نسبت به آنچه که از خشنودی و خشم بر من وارد میشود، یکسان و مساوی باشد، در حالی که عمل کنندۀ به طاعتت باشم و خشنودی تو را در حق دوستان و دشمنان بر آنچه غیر طاعت و خشنودی توست ترجیح دهم، تا دشمنم از ستم و جورم ایمن باشد، و دوستم از رغبتم و پایین آمدن هوای نفسم به سویش ناامید گردد، و مرا از آنان قرار ده که تو را مخلصانه در حال آسایش
میخوانند، مانند خواندن مخلصین درمانده؛ همانا تو ستودۀ بزرگواری.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و عافیتت را بر من بپوشان، و سراپایم را به عافیتت فراگیر، و به عافیتت محفوظم دار، و به عافیتت گرامیم دار، و به عافیتت بینیازم کن، و به عافیتت بر من صدقه ده، و عافیتت را به من ببخش، و عافیتت را بر من بگستران، و عافیتت را برایم شایسته گردان، و در دنیا و آخرت بین من و عافیتت جدایی مینداز.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا عافیت ده؛ عافیتی بینیاز کننده، شفابخش، برتر، افزون شونده؛ عافیتی که در بدنم عافیت تولید کند، عافیت دنیا و آخرت.
و بر من منّت گذار، به تندرستی و امنیّت و سلامت در دین و بدنم و بینایی در دلم، و قاطعیت در امورم، و هراس برایت، و بیم از حضرتت، و توان و نیرو بر آنچه از طاعتت به من فرمان دادی، و دوری از نافرمانیت نسبت به آنچه مرا از آن برحذر داشتی.
خدایا! بر من منت گذار به حجّ و عمره، و زیارت قبر رسولت که درود و رحمت و برکاتت بر او و بر آل او باد، و بر زیارت قبور اهل بیت رسولت علیهم السلام ، همیشه تا وقتی که مرا زنده بداری، در امسالم و همه سال و آن زیارت را مقبول
و پسندیده و منظور نظر پیشگاهت، و اندوختهای برایم نزد خود قرار ده.
و زبانم را به سپاس و شکر و ذکر و ستایش نیک، نسبت به حضرتت گویا کن، و دلم را برای راههای مستقیم دینت گشاده فرما، و مرا و فرزندانم را پناه ده از شیطان رانده شده، و از شرّ جانوران زهردار، و حیوانات بدون زهر، و سایر جانداران، و مردم چشم شور، و از شر هر شیطان سرکش، و شر هر پادشاه ستمگر، و شر هر خوش گذران نازپرورده، و شر هر ناتوان و قوی، و شرّ هر عالی مقام و فرومایه، و شر هر کوچک و بزرگ، و شر هر دور و نزدیک، و از شرّ هر جن و انس که در برابر پیامبرت و اهل بیتش، جنگی را برپا کرد، و از شر هر جنبندهای که تو زمام اختیارش را به دست داری. همانا تو بر راه راستی.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و هر که نسبت به من آهنگ بدی کند، او را از من بگردان، و نیرنگش را از من دور ساز، و شرش را از من دفع کن، و مکرش را به گلوگاهش برگردان، و مانعی پیش رویش قرار ده تا چشمش را از دیدن من کور، و گوشش را از شنیدن گفتار من کر سازی، و دلش را از یاد من قفل کنی، و زبانش را از گفتگو دربارۀ من لال گردانی، و سرش را بکوبی، و عزّتش را خوار کنی، و بزرگیش را بشکنی، و بر گردنش، گردن بند خواری اندازی، و کبریاییش را از هم بپاشی، و مرا از تمام زیان و شرّ و طعنه و غیبت و عیب جویی، حسد، دشمنی، بندها، دامها، پیاده و سوارهاش ایمن داری؛ همانا تو شکستناپذیر توانایی.
خدایا! بر محمّد بنده و فرستادهات، و بر اهل بیت پاکش درود فرست، و آنان را به برترین درودها و رحمت و برکات و سلام خود، مخصوص گردان.
خدایا! پدر و مادرم را به گرامی داشتن نزد خود، و درود از جانب حضرتت اختصاص ده. ای مهربانترین مهربانان!
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و دانش آنچه از حقوق ایشان بر من واجب است، به من الهام فرما، و دانش همۀ آن حقوق واجبه را برایم فراهم آور؛ سپس مرا به آنچه در این زمینه الهام کردهای به کار گیر، و برای انجام آنچه به دانستنش بینایم میکنی توفیق ده، تا به کار بستن چیزی که به من آموختهای از دستم نرود، و اندامم از خدمت کردن بر اساس حقوقی که به من الهام فرمودهای، سنگین نشود.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست؛ چنانکه ما را به وجود مبارکش شرافت دادی، و بر محمّد و آلش درود فرست؛ همان سان که به سبب حضرتش حقّی به سود ما برعهدۀ مردم واجب فرمودی.
خدایا! چنانم قرار ده که از پدر و مادرم مانند ترسیدن از پادشاه ستمکار بترسم، و به هر دو همچون مادری مهربان نیکی کنم، و اطاعت و نیکوکاریم را به
آنان، در نظرم از خواب خواب آلوده شیرینتر، و برای سوز سینهام، از شربت گوارا، در ذایقۀ تشنه، خنکتر گردان تا خواستۀ هر دو را بر خواستۀ خود ترجیح دهم. و خشنودی آنها را بر خشنودی خود مقدّم دارم، و نیکوکاری ایشان را در حق خود، هر چند اندک باشد، زیاد شمارم، و نیکوکاری خود را دربارۀ ایشان هر چند بسیار باشد، اندک به حساب آورم.
خدایا! صدایم را در محضر آنان آهسته، و گفتارم را پاکیزه و دلنشین، و خویم را نسبت به آنان نرم فرما، و دلم را به هر دو مهربان ساز، و مرا نسبت به هر دو اهل مدارا و نرمش و مهربان و دلسوز گردان.
خدایا! آنان را به پاس پرورش من پاداش ده، و در برابر گرامی داشت من جزا عنایت فرما، و هر چه را در کودکی من نسبت به من منظور داشتند، در حق آنان منظور دار.
خدایا! آنچه از جانب من آزار به ایشان رسیده یا کار ناپسندی از من نسبت به آنها رخ داده، یا حقی که از آنان بر عهدۀ من ضایع شده، همه را موجب ریختن گناهانشان، و بلندی مقامشان و افزونی خوبیهاشان قرار ده، ای تبدیل کنندۀ بدیها، به چندین برابرش به خوبیها.
خدایا! آنچه را پدر و مادرم، در سخن گفتن با من از اندازه بیرون رفتند، یا در کاری نسبت به من زیادهروی کردند، یا حقی را از من به تباهی کشیدند، یا واجبی را نسبت به من کوتاهی کردند، همه را به آنان بخشیدم، و تمام آنها را بر هر دو نثار کردم، و از تو میخواهم که وزر و وبال آن را از دوش آنان برداری؛ زیرا من آنان را نسبت به خود، در کوتاه آمدنشان از حقم متهم نمیکنم و آنان را در نیکوکاریشان دربارۀ خود سهل انگار نمیدانم، و از آنچه دربارهام انجام دادهاند ناراضی نیستم.
ای پروردگار من! حق آنان بر من، از حق من بر آنان واجبتر، و احسانشان
به من پیشتر و دیرینتر، و نعمتشان نسبت به من عظیمتر است از این که آنان را بر اساس عدالت، به دایرۀ تلافی کردن وارد کنم، یا با آنان مانند آنچه را با من رفتار کردند، رفتار کنم. ای خدای من! اگر چنین کنم، روزگار مدیدی که به تربیتم مشغول بودند و زحمت سختی که در نگاهداری من تحمل کردند، و آن همه بر خود تنگ گرفتند، تا در زندگی من گشایش باشد چه میشود؟! بعید است که بتوانند حق خود را به طور کامل از من دریافت کنند، و من قدرت ندارم حقوقی که از آنان برعهدۀ من واجب شده، تدارک کنم، و وظیفۀ خدمت را نسبت به آن دو به جا آورم؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و ای بهترین کسی که از او یاری خواهند! مرا بر ادای حق آنان یاری ده وای راه نمایندهتر کسی که به او رو کنند! مرا برای خدمت به پدر و مادر توفیق عنایت کن، و روزی که هر انسانی به خاطر آنچه مرتکب شده جزا داده میشود، و در برنامۀ جزا به آنان ستم نمیشود، مرا در زمرۀ آنان که عاقّ پدر و مادرند قرار مده.
خدایا! بر محمد و آلش و بر نسل او درود فرست، و پدر و مادرم را به برترین چیزی که پدران و مادران بندگان مؤمنت را به آن اختصاص دادی، اختصاص ده، ای مهربانترین مهربانان!
خدایا! یاد ایشان را در پی نمازهایم، و در وقتی از اوقات شبم، و در هر ساعتی از ساعات روزم، از یادم مبر.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و مرا به برکت دعایم برای آنان بیامرز، و آنان را به خاطر احسانشان به من، در گردونه آمرزش قرار ده؛ آمرزشی لازم و قطعی، و به خاطر شفاعتم در حقّ آنان، از آنها خشنود شو؛ خشنودی استوار و پابرجا، و آنان را با گرامی داشتن به جاهای سلامت برسان.
خدایا! اگر آمرزشت نسبت به آنها بر من پیشی گرفته، پس آنها را شفیع من قرار ده، و اگر مرا پیش از آنها مورد مغفرت قرار دادهای، پس مرا شفیع آنان
فرما تا در پرتو مهربانیت، در سرای کرامتت و جایگاه آمرزش و رحمتت گرد آییم؛ همانا تو دارای احسان عظیم و نعمت قدیمی، و تو مهربانترین مهربانانی.
خدایا! به باقی ماندن فرزندانم، بر من منت گذار و به شایسته نمودنشان، برای پیروی از من، و به بهرهمند شدنم در دنیا و آخرت از ایشان بر من منت گذار، خدایا! عمرشان را به سود من طولانی کن، و مدّت زندگی آنها به خاطر من بیفزا، و خردسالشان را به نفع من تربیت کن، و ناتوانشان را برای من نیرومند ساز، و بدنها و آیینها و اخلاقشان را برایم به سلامت دار، و به آنها در جان و اعضا و هر کارشان که به آن اهتمام دارم، سلامت همه جانبه عنایت کن، و برای من و به دست من، روزی آنان را فراوان فرما. و آنان را نیکوکار، پرهیزکار، بصیر و بینا، شنوا، و فرمانبردار خود، و نسبت به دوستانت عاشق و خیرخواه، و در ارتباط به دشمنانت، معاند و کینه ورز قرار ده.
خدایا! وجودم را به آنان نیرومند، و کجیام را به وسیلۀ آنان راست فرما، تبارم را به آنان افزون کن، و مجلسم را به آنان زینت ده، و یادم را به آنان زنده دار، و در نبود من کارهایم را به وسیلۀ ایشان کفایت کن، و مرا به سبب آنان بر روا شدن نیازم یاری ده، آنان را نسبت به من عاشق و مهربان، و روی آورنده، و برایم مستقیم و مطیع قرار ده؛ نه عصیان کننده و عاق و مخالف و خطاکار، و مرا در تربیت و ادب کردن و نیکی در حقّشان یاری فرما، و مرا از جانب خود
علاوه بر آنان اولاد پسر بخش، و آن را برایم خیر قرار ده، و آنان را در آنچه از تو میخواهم یاورم ساز.
و مرا و نسلم را از شیطان رانده شده پناه ده؛ چرا که تو ما را آفریدی، و به ما امر و نهی فرمودی، و ما را در ثواب آنچه به آن امر کردی ترغیب، و به عذاب آنچه از آن نهی فرمودی تهدید کردی، و برای ما دشمنی قرار دادی که با ما نیرنگ میکند، و او را بر ما تسلّطی دادی که ما را به آن اندازه بر او تسلّط نیست، در دلهایمان جایش دادی، و در رهگذرهای خونمان روانش ساختی، اگر ما از او غفلت ورزیم، او از ما غافل نمیشود، و اگر او را فراموش کنیم، او ما را فراموش نمیکند. ما را از عذاب تو ایمنی میدهد، و از غیر تو میترساند.
چون آهنگ کار زشتی کنیم، ما را بر آن دلیر کند، و چون قصد کار شایستهای کنیم، ما را از آن باز دارد. ما را به شهوات میطلبد، و بنای شبههها را برای ما برپا میکند. اگر به ما وعده دهد، دروغ میگوید، و اگر به آرزویمان نشاند، تخلف میکند، و اگر تو نیرنگش را از ما نگردانی، ما را گمراه میکند، و اگر از فسادش، حفظمان نکنی، ما را به لغزش میاندازد.
خدایا! سلطهاش را نسبت به ما با سلطنتت مغلوب کن تا به سبب کثرت دعایمان به پیشگاهت، او را از ما باز داری تا به وسیلۀ تو، از نیرنگش در زمرۀ حفظ شدگان از شرّ او قرار گیریم.
خدایا! تمام خواستههایم را عطا کن، و همه حاجاتم را برآور، و از اجابت دعا که اجابتش را برایم ضمانت کردهای محرومم مکن، و دعایم را از درگاهت که مرا به آن دستور دادهای منع مفرما، و هر آنچه در دنیا و آخرتم باعث اصلاحم شود به من عنایت کن؛ آنچه را که از آن یاد کردم و آنچه فراموشم شد، اظهار کردم یا پوشیده داشتم، آشکار نمودم یا پنهان کردم، و در تمام این امور به سبب درخواستی که از تو دارم، مرا از اصلاح کنندگان قرار ده؛ آنان که به
درخواستشان از تو، در شمار کامیابان شدند، و با توکّل بر تو محروم از لطفت نشدند.
و مرا از آنانی قرار ده که به پناه آوردن به تو خو گرفتهاند، و از سودای با تو سود سرشار بردهاند، و پناهنده به عزتت شدند، و رزق حلال از احسان فراگیرت به جود و کرمت بر آنان وسعت دادی، و به وسیلۀ تو از مدار خواری درآمده به تخت عزت نشستند، و از ستم و جور، به عدالتت پناهنده شدند، و به رحمتتت، از بلا و مصیبت، سلامت همه جانبه یافتند، و به غنای تو، از تهیدستی به توانگری رسیدند، و به تقوای تو از گناهان و لغزشها و خطاها، محفوظ ماندند، و به طاعتت، به خیر و هدایت و درستی، توفیق یافتند، و به قدرتت بین آنان و گناهان حایل و مانع ایجاد شد، رها کنندۀ معصیتهای تواند، در جوار رحمتت ساکنند.
خدایا! همۀ این امور را به توفیق رحمتت به ما عطا کن، و ما را از عذاب دوزخ پناه ده، و به تمام مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان، مانند آنچه را برای خود و فرزندانم از تو خواستم، در این جهان و آن جهان عطا فرما! همانا تو به بندگان نزدیک، اجابت کنندۀ دعا، شنوا و دانا، بخشنده و آمرزنده، مهربان و رحیمی، و ما را در این دنیا و آن دنیا حسنه عنایت کن، و از عذاب دوزخ حفظ فرما.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و سرپرستی مرا، دربارۀ همسایگان و دوستانم که به حق ما آگاه و با دشمنان ما مخالفند، به برترین سرپرستیت به عهده گیر و آنان را به این امور موفق فرما: برپا داشتن روش و طریقهات، فرا گرفتن محاسن اخلاقت برای سود رساندن به ناتوانشان، جبران کردن تنگدستی شان، عیادت بیمارشان، هدایت کردن مسافرشان، پنهان داشتن اسرارشان، پوشاندن عیوبشان، یاری دادن به مظلومشان، خوب کمک کردن به آنان در مایحتاج زندگیشان، احسان به ایشان با مال و ثروت و بخشش فراوان، عطا کردن آنچه برای آنان لازم است پیش از درخواستشان.
خدایا! مرا چنان قرار ده که بدکارشان را به نیکی و خوبی پاداش دهم و از ستمکارشان با گذشت و بخشش صرفنظر کنم، دربارۀ همه آنان خوش گمانی را به کار گیرم، تمامشان را با نیکوکاری سرپرستی کنم، عفیفانه چشم از خطایشان بپوشم، فروتنانه با آنان نرم باشم، مهربانانه بر بلادیدۀ آنان رقت آورم، در پنهان دوستی خود را بر آنان ظاهر سازم، خیرخواهانه دوام نعمتشان را بخواهم، آنچه برای اقوام خود لازم میدانم، برای آنان لازم بدانم، آنچه برای مخصوصان خود رعایت میکنم، برای آنان رعایت کنم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا هم از جانب ایشان، رفتاری به همین صورت نصیب فرما، و کاملترین بهرههایی که نزد ایشان است برای من قرار ده، و بصیرتشان را در حق من و معرفتشان را به فضل من افزون فرما، تا به خاطر من نیکبخت شوند، و من نیز به خاطر آنان نیکبخت شوم. پروردگار جهانیان! دعایم را مستجاب کن.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و به عزّتت مرزهای مسلمانان را محکم و استوار ساز، و به نیرویت نگهبانان مرزها را توانایی بخش، و عطایای آنان را به توانگریت کامل و سرشار کن.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و تعدادشان را بیفزا و سلاحشان را تیز و برّا کن، و اطراف و جوانبشان را محکم و نفوذناپذیر ساز، و جمعشان را به هم پیوند ده، و کارشان را رو به راه کن، و آذوقۀ آنان را پی در پی برسان، و سختیهاشان را به تنهایی کارساز باش، و به یاری خود نیرومندشان ساز، و به شکیبایی مددشان ده، و آنان را در چارهجویی، دقّت نظر عنایت فرما.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و آنچه را به آن جاهلند به آنان بشناسان و آنچه را نمیدانند، به آنان بیاموز و آنچه را بینش ندارند، نسبت به آن بیناشان کن.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و هنگام برخورد با دشمن، یاد دنیای خدعهگر فریبکار را از خاطرشان ببر، و اندیشۀ مال فتنهانگیز را از صفحۀ دلشان محو کن و بهشت را برابر چشمشان قرار ده، و آنچه را در بهشت فراهم کردهای؛ از مساکن ابدی و سراهای ارجمند و حوریان زیباروی و نهرهای روان
شده، با آشامیدنیهای رنگارنگ، و درختانی با شاخ و برگ آویخته، همراه با میوههای گوناگون، در برابر دیدگانشان بنمایان، تا هیچ کدام از آنان آهنگ پشت کردن به دشمن نکند، و فکر گریز از هماورد را به خاطرش نگذراند.
خدایا! به سبب آن امور، دشمنانشان را در هم شکن، و دست قدرت آن نابکاران را از ایشان جدا ساز، و بین دشمن و جنگ افزارشان فاصله انداز، و بندهای دلشان را از جا بر کن، و میان آنان و آذوقههاشان دوری انداز، و در فنون جنگیشان سرگردانشان ساز، و از مقصدشان گمراهشان کن، و کمک را از آنان قطع فرما، و از تعدادشان بکاه، و دلشان را از بیم و ترس پر کن. و قدرتشان را از فعّالیّت علیه مرزداران باز دار، و زبانشان را از سخن علیه آنان ببند، و با شکست خوردنشان، گروه پشت سرشان را پراکنده ساز، و شکست آنان را مایۀ عبرت دیگران ساز، و با خواری و زبونی آنان، آرزوهای کسانی را که پس از آنهایند قطع کن.
خدایا! زنانشان را عقیم ساز، و صلب مردانشان را خشک کن، و نسل چهارپایان و گاو و گوسفندشان را قطع فرما، به آسمانشان اجازه باریدن، و به زمینشان رخصت روییدن مده.
خدایا! به این امور تدبیر مسلمانان را نیرو بخش، و شهرهایشان را استوار ساز، و اموالشان را فزونی ده، و خاطرشان را از جنگ با دشمن برای بندگیت، و از کارزار با آنان برای خلوت کردن جهت راز و نیاز خودت آسوده کن؛ تا در سراسر زمین جز تو پرستش نشود، و صورتی از آنان جز برای تو به خاک نساید.
خدایا! هر ناحیه از مسلمانان را، به جنگ با مشرکانی که در برابرشان هستند بدار، و آنان را از جانب خود به فرشتگانی که پیاپی درآیند مدد فرما، تا دشمنان را به دورترین نقطۀ آباد زمین فراری دهند، و با کشتن و اسارتشان، زمینت را از لوث وجود آنان خالی کرده و پاک نمایند، یا این که اقرار کنند به این که تو
خدایی و غیر تو خدایی نیست، تنهایی و همتا نداری.
خدایا! این سرنوشت را بر همۀ دشمنانت عمومیّت بده؛ در اطراف همۀ کشورها، از هند و روم، و ترک، و خزر، و حبشه، و نوبه، و زنگبار، و سقالبه، و دیالمه و دیگر طوایف مشرکین، آنان که نام و نشان و اوصافشان بر ما پنهان است، و تو به دانش خود آنان را شماره کردهای، و به قدرتت به آنان آگاهی.
خدایا! مشرکان را از دستیابی به سرزمین مسلمانان به دیگر مشرکان گرفتار ساز، و آنان را با کاستن عددشان، از کاستن مسلمانان جلوگیر باش، و با پراکنده کردن آنان، از گرد آمدنشان علیه مسلمانان بازدار.
خدایا! دلهاشان را از آرامش تهی ساز، و بدنهاشان را از توانایی بیبهره کن، و قلوبشان را از چاره جویی غافل ساز، و اندامشان را از ایستادن در برابر رجال اسلام سست کن. آنان را از کوبیدن دلیران بترسان، و سپاهی از فرشتگانت با عذابی از عذابهایت را علیه آنان برانگیز؛ مانند کاری که روز جنگ بدر انجام دادی، (1)تا به این سبب بنیانشان را قطع کنی، و شوکتشان را ریشه کن سازی، و جمعیّتشان را پراکنده کنی.
خدایا! آبهای آنان را به وبا، (2)و خوراکشان را به بیماریها مخلوط کن، و شهرهاشان را به زمین فروبر، و پیوسته بر آن شهرها سنگ و ریگ بباران، و به قحطی و خشک سالی بکوبان، و آذوقۀ آنان را در خالیترین و دورترین زمین قرار ده، و دژهای آن زمین را از حفاظت آنان منع کن، و آنها را به گرسنگی دائم، و بیماری دردناک دچار ساز.
خدایا! هر رزمندهای از اهل آیینت، یا مجاهدی از پیروان سنّتت با آنان جنگ کند، تا دینت برتر، و حزب و گروهت نیرومندتر، و نصیب دوستانت
کاملتر باشد، او را آسانی پیش آور، و کار را برایش مهیّا ساز، و پیروزیش را عهدهدار باش، و برای او یاران و همنشینان برگزین، و پشتش را قوی کن، و درآمدش را کامل فرما، و او را به نشاط و خرّمی بهرهمند ساز، و آتش شوق به دنیا و مال و منال را از او فرو نشان، و از اندوه تنهایی پناه ده، و یاد زن و فرزند را از خاطرش بزدای.
و حسن نیّت را برایش انتخاب کن، (1)و عافیتش را عهدهدار شو، (2)و سلامت را همراهش فرما، و از ترسیدن، نگاهش دار، و جرأت را به او الهام کن، و نیرومندی را روزیش فرما، و او را به پیروزی یاری ده، و راهها و روشهای اسلامی را به او بیاموز، و راه شایسته را در داوری کردن به او بنما، و ریا را از او برطرف کن، و از شهرت و خودنمایی رهایش فرما، و اندیشه و ذکر و مسافرت و اقامتش را در راه خشنودی خود و برای خود قرار ده. پس هر گاه با دشمنان تو و دشمنان خودش روبه رو شود، عددشان را در نظرش اندک نما، و مقامشان را در دل او کوچک ساز، و او را بر آنان پیروزی ده، و دشمنان را بر او پیروز مکن، و اگر زندگی او را به نیک بختی پایان دادی، و شهادت را برایش مقدّر فرمودی، بعد از آن باشد که دشمنت را با کشتن ریشه کن سازد، و پس از آن باشد، که اسارت به دست مسلمانان، آن نابکاران را به رنج و زحمت افکند، و به دنبال آن باشد که اطراف و جوانب سرزمینهای مسلمین ایمنی یابد، و پس از آن باشد که دشمنانت به میدان جنگ پشت کرده، و شکست خورده بازگردند.
خدایا! هر مسلمانی که عهدهدار امور خانۀ رزمنده یا مرزداری شود، یا در نبود او به کفالت و سرپرستی خانوادهاش اقدام کند، یا به قسمتی از مالش او را یاری دهد، یا او را به ساز و برگ جنگ مدد رساند، یا همّت او را برای رفتن به
جهاد تند و تیز گرداند، یا وی را در برابرش به دعای خیر همراهی کند، یا پشت سرش آبروی او را حفظ نماید، به او نیز اجر همان رزمنده و مرزدار را، وزن به وزن و مثل به مثل عنایت فرما، و عمل او را پاداشی نقد عطا کن، که بدون درنگ، سود کاری که پیشاپیش فرستاد، و شادی عملی که به جا آورد، در همین دنیا به دست آورد، تا عمرش به پایان رسد، و به آن پاداشی برسد که از احسانت بر او روا داشتهای، و از کرامتت برای او مهیّا ساختهای.
خدایا! هر مسلمانی که کار اسلام او را نگران کند، و گرد آمدن مشرکین علیه مسلمین او را به اندوه نشیند، پس قصد جنگ، یا آهنگ جهاد کند، ولی ناتوانی و سستی او را بنشاند، و تنگدستی و حاجت او را وادار به کندی و درنگ کند، یا پیش آمدی او را از رفتن به تأخیر اندازد، یا مانعی در برابر ارادهاش قد علم کند، نامش را در زمرۀ عبادت کنندگان ثبت فرما، و ثواب مجاهدان را بر او واجب کن، و وی را در سلک شهیدان و شایستگان قرار ده.
خدایا! بر محمّد بنده و رسولت، و آل محمّد درود فرست؛ درودی برتر از درودها، و از نظر رفعت و مرتبه، بالای همۀ درودها، که مدّتش به پایان نرسد، و شمارهاش قطع نشود؛ درودی کاملتر از درودهایی که گذشت، از درودهایی که بر یکی از دوستانت فرستادی. تو عطا بخش ستودهای، آغاز کننده و بازگردانندهای، هر چه را بخواهی انجام میدهی.
خدایا! بر بریدنم از غیر و پیوستنم به تو، خود را خالص و پاک کردم، و با تمام وجودم به حضرتت روی آوردم، و از کسی که نیازمند عطای توست قطع امید کردم، و درخواستم را از آن که از احسان تو بینیاز نیست برگرداندم، و دیدم که حاجت خواستن نیازمند از نیازمند، محصول سبکی رأی و گمراهی عقل اوست.
ای خدای! من چه بسیار انسانها دیدم که با تکیه به غیر تو، عزّت خواستند، ولی خوار شدند، و از غیر تو درخواست ثروت کردند، اما به تهی دستی نشستند، و آهنگ بلندی کردند، ولی پست شدند؛ پس دور اندیشی دوراندیش با دیدن امثال این سبک مغزان، که بنا گذاشت به غیر تو تکیه نکند صحیح است، و عبرت آموزی از اینان، او را موفّق کرد و انتخاب درستش، او را به راه راست رهنمون شد.
پس ای مولای من! تو جایگاه درخواست منی نه غیر تو، و تو روا کنندۀ حاجت منی نه غیر تو، و تو پیش از هر موجودی که بخوانندش، مخصوص به خواندن منی، هیچ کس در امید من با تو شریک نمیشود، و احدی در دعای من با تو، هم پیمان نمیگردد، و ندای من کسی را با تو به یک سلک در نمیآورد.
ای خدای من! من وحدانیّت و یگانگی و قائم بودن به قدرت و بینیازی، و
برتری حول و قوّت، و پایۀ والایی و رفعت مخصوص توست، و هر چه غیر توست، در تمام عمرش به او رحم شده، و در زندگیش مغلوب قدرتی گشته، و در کارش شکست خورده، و در صفات و خصوصیات جا به جا شد؛ تو بالاتر از آنی که شبیهها و همانندها برای تو باشد، و بزرگتر از آنی که همسانها و همتاها برایت قرار دهند؛ پس پاک و منزّهی و معبودی جز تو نیست.
خدایا! ما را در رزق و روزیمان، به یقین نداشتن، و در مدّت زندگیمان به درازی آرزو آزمودی تا جایی که روزیهای تو را، از روزی خوران خواستیم، و به آرزومان نسبت به عمر طولانی، در عمر سال خوردگان طمع بستیم؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ما را یقینی صادقانه بخش که به سبب آن از مشقّت طلب روزی بینیازمان کنی، و اطمینانی خالص به ما الهام کن، تا به خاطر آن از شدّت رنج و تعب نگاهمان داری.
و چنان کن که آنچه در قرآنت به صراحت وعده دادهای، و از پی آن وعده در کتابت سوگند یاد کردهای، ما را از دویدن دنبال آن رزقی که رساندنش را به ما متکفّل شدهای باز دارد، و مانع پریشانی خاطر ما نسبت به آنچه ضامن کفایتش شدهای، شود.
پس چنین گفتهای و گفتۀ تو حق و راستترین گفتههاست، و سوگند خوردهای، و سوگندت راستترین و رساترین سوگند است:
«و روزی شما و آنچه به شما وعده داده شده، در آسمان است.»
سپس گفتی: «پس به پروردگار آسمان و زمین سوگند، موجود بودن روزی، و آنچه به آن وعده داده شدهاید حق است، مانند آن که شما سخن میگویید.»
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از وامی که به خاطر آن آبرویم را بریزی نجات بخش؛ وامی که ذهنم را پریشان میکند، و فکرم را پراکنده میسازد، و کارم را در چاره کردن آن طولانی میکند.
ای پروردگارم! از اندوه وام و فکرش، و از دل مشغولی به آن، و بیخوابیش به تو پناه میبرم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از آن پناه ده.
ای پروردگارم! از خواری وام در این زندگی دنیا، و از گرفتاریش، پس از مرگ به تو پناه میجویم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از سختی وام به ثروت سرشار، و رزق کافی که از من قطع نشود، پناه ده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا از اسراف و زیاده خواهی بازدار، و به بخشیدن و میانه روی مستقیم ساز، و نیکو اندازه نگاه داشتن را به من بیاموز، و مرا به لطف خود از ولخرجی حفظ کن، و روزیم را از وسایل حلال جاری فرما، و خرج کردنم را در راههای خیر و نیکی جهت ده، و ثروتی که برای من خودبینی ایجاد کند، یا به ستمگری کشاند، یا به دنبال آن دچار طغیان و سرکشی شوم از من بگیر.
خدایا! همنشینی با تهی دستان را محبوب من قرار ده، و مرا در همنشینی با
آنان به صبر نیکو یاری ده، و آنچه از متاع دنیایِ نابود شدنی که از من گرفتی، آن را در خزانههای پایدارت برایم ذخیره کن، و آنچه از توشۀ ناچیز دنیا به من دادی، و از کالای بیارزشش برای من پیش انداختی، وسیلۀ رسیدن به جوارت، و پیوستن به مقام قرب حضرتت، و سببی به سوی بهشت قرار ده؛ همانا تو دارندۀ احسان عظیمی، و تو بخشندۀ کریمی.
خدایا! ای آن که توصیف وصف کنندگان او را نمیستاید، و ای آن که امید امیدواران از او نمیگذرد، و ای آن که پاداش نیکوکاران نزد او ضایع نمیشود، و ای آن که حضرت او نهایت ترس عابدان، و هدف بیم پرهیزکاران است.
این جایگاه کسی است که دستهای گناهان، او را دست گردان کردهاند، و مهارهای خطاها، او را به دنبال خود کشیدهاند، و شیطان بر او چیره شده و از باب ضایع کردن امر نسبت به آنچه امر فرمودی کوتاهی کرده، و به خاطر غفلتش از عاقبت کار، آنچه را نهی کردی مرتکب شده، مانند کسی که قدرتت را بر وجودش جاهل و فراوانی احسانت را نسبت به خودش منکر است، تا هنگامی که دیدۀ هدایت برایش باز شده، و ابرهای کوردلی، از صفحۀ باطنش برطرف گشته، ستمهایی که بر خود کرده، به شمار آورده، و در اموری که پروردگارش را مخالفت کرده به اندیشه نشسته؛ در نتیجه گناه بزرگش را بزرگ، و عظمت مخالفتش را عظیم دیده.
پس با امید به حضرتت و شرمساری از وجود مقدّست، به جانب تو روی کرده و از باب اطمینان به تو، رغبت و شوقش را متوجّۀ پیشگاه تو ساخته، و از روی یقین یا طمعش آهنگ تو کرده، و از باب اخلاص، با توشۀ ترسش به سوی
تو روی آورده، طمعش از هر که به او طمع ورزیده میشود تهی شده غیر تو، و ترسش از هر چه از آن ترسیده میشود، برطرف شده جز تو، پس با حال زاری و ذلّت پیش رویت ایستاده، و از روی تواضع و فروتنی دیدهاش را به سوی زمین انداخته، و سرش را در برابر عزّتت، ذلیلانه به زیرافکنده و خاضعانه رازش را که تو از او به آن داناتری، برایت آشکار ساخته، و خاشعانه گناهانش را که حضرتت به تعدادش آگاهتر است برشمرده، و برای نجات از گناهان بزرگی که برای مرتکب شوندهاش در علم تو، عین هلاکت است، و زشتی اعمالی که در عرصۀ قضا و قدَرَت او را رسوا کرده، به فریاد رسی و طلب یاری برخاسته؛ همان گناهانی که روزگار لذّتهایش پشت کرده و از بین رفته، و پیامدهای زیان بخشش به جا مانده و گریبان گیر شده.
ای خدای من! اگر این گنهکار را کیفر دهی، عدالتت را منکر نمیشود، و اگر از او گذشت کنی و به او رحمت آوری، گذشتت را در برابر بینهایت بودنت بزرگ نمیشمارد؛ برای این که تو پروردگار کریمی، پروردگاری که آمرزش گناه بزرگ، او را بزرگ ننماید.
خدایا! اینک منم که در پیشگاهت نسبت به امرت، مطیع و سر به فرمان آمدم، و آن امر این است: ما را دستور دادی دعا کنیم، و من وفای به وعدهای را که در مورد اجابت دعا دادهای خواستارم؛ زیرا فرمودی: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.»
خدایا! پس بر محمّد و آلش درود فرست و با من با آمرزشت برخورد کن؛ چنانکه من با اعتراف به گناه با تو برخورد کردم، و مرا از لغزشگاههای گناهان برگیر؛ چنانکه خود را برای تو پست کردم، و به پرده پوشیت بر من پرده پوشان، چنانکه از به کیفر رساندن من درنگ کردی.
خدایا! نیّتم را در طاعتت استوار کن، و بینشم را در بندگیت محکم فرما، و به
اعمالی موفّقم دار که به سبب آن اعمال، چرکی خطاها را از من بشویی، و هنگامی که میخواهی جانم را بگیری، مرا بر آیین خود و آیین پیامبرت محمد - علیه السلام - بمیران.
خدایا! در این موقعیّتی که هستم، از گناهان بزرگ و کوچکم، و پوشیده و آشکارم، و از لغزشهای گذشته و جدیدم به سویت توبه میکنم؛ توبۀ کسی که با خود از گناه سخن نمیگوید، و اندیشه بازگشتن در عرصۀ خطا را به خاطرش راه نمیدهد.
ای خدای من! در کتاب محکم و استوارت فرمودی: «بازگشت و توبه بندگانت را میپذیری، و از گناهان گذشت میکنی، و توبه کنندگان را دوست داری.» پس چنانکه وعده دادی، توبهام را بپذیر و همان گونه که ضمانت کردی از گناهانم گذشت کن، و چنانکه شرط فرمودی محبّتت را بر من واجب گردان.
من هم ای پروردگارم! در برابر این همه عنایات تو تعهّد و شرطم این است که به آنچه پسند تو نیست برنگردم و ضمانتم این است که به آنچه مورد نکوهش توست بازنگردم، و پیمانم این است که از تمام گناهانت دوری کنم.
خدایا! به آنچه انجام دادهام آگاهتری؛ پس آنچه را از من آگاهی بیامرز، و مرا به قدرتت به آنچه دوست داری، برگردان.
خدایا! حق و حقوق قابل مطالبهای از مردم به عهدۀ من است که آنها را به یاد دارم، و حق و حقوقی است که از یاد بردهام و همۀ آنها در برابر چشم توست که به خواب نمیرود، و در مقابل دانش توست که فراموش نمیکند؛ پس در برابر آن حقوق به صاحبانش عوض ده، و گرانی آنها را از دوش من فرود آر، و سنگینیاش را از من بردار، و مرا از این که مرتکب مانند آنها شوم، حفظ کن.
خدایا! برای من قدرت وفای به توبه نیست جز به نگهداری تو، و توان خودداری از خطاها نیست مگر از ناحیۀ نیرو و توان تو؛ پس مرا به نیرویی
کفایت کننده نیرومند ساز، و به نگهدارندهای بازدارنده، یاریم ده.
خدایا! هر بندهای که به پیشگاهت توبه کند، و در علم غیبت معلوم است که شکنندۀ توبه است، و بازگشت کنندۀ به گناه و خطایش. من به تو پناه میآورم از این که چنین باشم؛ پس این توبۀ مرا توبهای قرار ده که پس از آن نیازمند به توبهای نباشم؛ توبهای سبب محو شدن گناهان گذشته، و سلامت از گناه در باقی ماندۀ عمر.
خدایا! از نادانیم به درگاهت عذر میخواهم، و نسبت به زشتی عملم طلب بخشش میکنم؛ پس مرا از باب احسان در پناه رحمت خود آر، و از راه تفضّل به پوشش عافیتت مرا بپوشان.
خدایا! از عملی که با خواستهات مخالفت میکند یا مرا از عرصۀ محبتت بیرون میبرد، مانند اندیشههای غیر منطقی دلم، و نگاههای چشمم، و گفتههای بیجای زبانم، به درگاهت توبه میکنم؛ توبهای که هر یک از اندامم به سهم خودش از کیفرت سالم بماند، و از سختگیریهای دردناکت که متجاوزان از آن میترسند، در امان قرار گیرد.
خدایا! تنهاییم را در برابرت، و تپیدن دلم را از ترست، و لرزۀ اندامم را از هیبتت رحم کن. ای پروردگارم! محققاً گناهانم مرا در آستانت در مقام خواری و رسوایی برپا داشته؛ پس اگر سکوت کنم، کسی از جانب من سخن نمیگوید، و اگر از خود شفاعت کنم، شایستۀ شفاعت نیستم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و کرم و بزرگواریت را نسبت به خطاهایم، شفیع من قرار ده، و با عفوت بر زشتیهای من تفضّل فرما، و به پاداشی که از کیفرت سزاوار آنم پاداشم مده، و دامان احسانت را بر من بگستران، و مرا به پردۀ پوششت بپوشان، و با من رفتار کن؛ رفتار نیرومندی که بندۀ خواری، پیش او به زاری برخاسته، و او بر آن بندۀ خوار رحمت آورده، یا
رفتار توانگری که تهی دستی نزد او رفته، و او تهی دست را از مال و ثروتش بینیاز کرده.
خدایا! از کیفرت برایم حمایت کنندهای نیست؛ پس باید عزّت و تواناییت حمایتم کند، و برایم در پیشگاه تو شفیعی نیست؛ پس باید احسانت شفیع من شود، و گناهانم مرا ترسانده؛ پس باید عفوت مرا امان دهد. پس آنچه به زبان آوردم، از باب نادانیم نسبت به کردار زشتم، و از روی فراموشی در مورد عمل بر گذشتهام نیست؛ بلکه برای آن است که آسمانت و هر که در آن است، و زمینت و هر که روی آن است، صدای ندامتی که برای تو آشکار کردم، و فریاد توبهای که در سایۀ آن به تو پناه بردم، بشنود تا مگر برخی از آنان به خاطر رحمتت بر بدی وضعم رحم کند، یا رقّت بر من به سبب بدی حالم او را دریابد، تا از جانب خود دعایی به من کند، که از دعای خود من، نزد تو به اجابت نزدیکتر باشد، یا از طرف او شفاعتی به من برسد، که از شفاعت من استوارتر جلوه کند؛ شفاعتی که نجاتم از خشمت، و دستیابیم به خشنودیت به آن باشد.
خدایا! اگر پشیمانی از گناه، در پیشگاهت توبه است، من از همه پشیمانان، پشیمانترم، و اگر ترک گناهانت بازگشت است، من اولین بازگشت کنندهام، و اگر استغفار، ریزندۀ گناهان است، من از مستغفرینم.
خدایا! چنانکه به توبه کردن فرمان دادی، و پذیرفتنش را ضمانت فرمودی، و به دعا ترغیب کردی و اجابتش را وعده دادی؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و توبهام را بپذیر، و مرا از درگاهت باز مگردان؛ بازگشت کسی که از رحمتت ناامید است. همانا تو پذیرندۀ توبۀ گناهکارانی، و رحم کننده بر خطاکاران بازگشت کنندهای.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست چنانکه ما را به وسیلۀ او راهنمایی کردی، و بر محمّد و آلش درود فرست چنانکه ما را به سبب او، از جهالت و
گمراهی رهانیدی، و بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودی که در روز قیامت و روز نیاز به تو، از ما شفاعت کند. تو بر هر کاری توانایی و خواستۀ من بر تو آسان است.
خدایا! ای دارای فرمانروایی ابدی و جاوید! و ای صاحب سلطنتی که بدون سپاهیان و دست یاران، پرقدرت و نیرومند است! و ای مالک عزّت ماندنی و ثابت که با رفتن روزگاران، و سپری شدن سالها، و گذشت زمانها و ایام، خللی در آن وارد نمیشود؛ بلکه ازلاً و ابداً ماندنی و ثابت است، سلطنتت عزیز و شکستناپذیر است؛ اول این سلطنت را حدّ و مرزی، و آخرش را پایان و نهایتی نیست، و فرمانرواییت برتر است؛ چنانکه همۀ اشیا، از دسترسی به قلّۀ بینهایتش فرو ماندهاند. نهایت وصف واصفان، به پایینترین مرتبه از بلندی و رفعتی که به خود اختصاص دادهای نمیرسد. اوصاف در مقام وصفت گمراه و سرگشته، و تعریفها در پیشگاه حضرتت، عاجز و از هم گسستهاند، و دقیقترین تصورات در بارگاه کبریاییت سرگردانند. با بیانی که اول دعا تو را ستودم، اکنون باید نتیجهگیری کنم که تو در اوّلیّتت اوّلی؛ اوّلیّتی که ازلی است و آن را حدّ و مرزی نیست، و هم چنین دائم و جاویدی. از نظر عمل بندهای ناتوانم؛ عملم در کمّیّت اندک، و در کیفیت دارای عیب و نقص و از جهت آرزو، دارای آرزوی بزرگ و فراوانم، وسایل پیوند که عبارت از طاعات و عبادات و کار خیر است، از کفم بیرون رفته، مگر آنچه را رحمتت وصل نموده. رشتههای
امیدم از من گسسته، مگر آنچه از عفو و گذشتِ تو به آن چنگ زدهام. از اطاعت و بندگیت، آنچه را که باید به حساب آورم، در پروندهام اندک است، و از معصیت و نافرمانیت، آنچه را که باید از آن به سوی تو بازگردم، بسیار و فراوان است. گذشت از بندهات، گرچه مرتکب گناه شده باشد، هرگز برای تو دشوار و سخت نیست؛ بنابراین از من بگذر.
خدایا! دانشت بر اعمال پنهان واقف است، و هر پوشیدهای نزد آگاهیت آشکار است، و امور دقیق و لطیف، از نظرت پنهان نیست، و رازهای نهان از تو غایب نمیشود.
به یقین دشمنت ابلیس بر من چیره شده، دشمنی که برای گمراه کردن من از تو فرصت خواست، و تو بنابر مصالحی به او فرصت دادی؛ و برای منحرف کردن من، تا روز قیامت از تو مهلت خواست، و تو مهلتش دادی. این دشمن غدّار مرا در عرصۀ هلاکت انداخت و حال آن که از گناهان کوچک نابود کننده، و معصیتهای بزرگ تباه کننده به سوی تو میگریختم. در عین حال با وسوسه و تشویق او، مرتکب معصیت تو شدم و به بدی کردارم سزاوار خشم تو گشتم. در چنین وضعیّتی ابلیس ملعون، عنان حیله و تزویرش را از من گرداند؛ چرا که در دام حیلهاش گرفتار شده بودم، و نیازی به عنانگیری من نداشت و با بیزاری از من با من روبه رو شد؛ چرا که کارش در حق من انجام گرفته بود، و با برائت جستن از من، به من پشت کرد و از من روی گردان شد، و مرا یکه و تنها در صحرای خشمت وارد کرد. شفیعی نیست که از من برای خلاصیام از گناه به درگاهت شفاعت کند، و پناه دهندهای نیست که مرا از تو امان دهد، و دژ استواری نیست که مرا از کیفرت مانع گردد، و پناهگاهی نیست که از حضرتت به آن پناه برم. این جایگاه، جایگاه پناه آورندۀ به تو، و این محل، محلّ اعتراف کنندۀ به گناه در پیشگاه توست؛ پس باید احسانت از من تنگی نکند که شامل
حالم نشود، و گذشتت از من کوتاه نیاید که مرا فرا نگیرد، و زیان کارترین بندگانت و ناامیدترین آرزومندانی که به درگاهت آمدهاند نباشم، مرا بیامرز؛ همانا تو بهترین آمرزندگانی.
خدایا! فرمانم دادی و من با فرمانت مخالفت ورزیدم، و از گناه بازم داشتی، و من مرتکب گناه شدم اندیشۀ بد و نابهجا، خطا را در نظرم آراست و من به آلوده شدن خطا گردن نهادم. نمیگویم روزی را روزه گرفتم تا آن روز را به نفع خود گواه گیرم، و شبی را به شبزندهداری برخاستم تا به آن شبزندهداری پناه جویم، ونه عمل مستحبی را انجام دادهام، که به خاطر آن سزاوار مدح و ثنا شوم. کاری انجام ندادهام، جز واجباتت که هر کس آنها را ضایع کند، هلاک میشود، و با شرافت و برتری کار مستحبّی، به حضرتت متوسّل نمیشوم؛ در صورتی که از به جا آوردن بسیاری از تکالیف واجبت غفلت کردهام، و از جایگاههای انجام حدودت تجاوز کرده، گرفتار محرّمات شدم، و پردۀ حرمتها را دریدم، و گناهان بزرگی را مرتکب شدهام، که عافیت تو در برابر رسواییهای آنها برای من پرده و پوشش است، و این جایگاه کسی است، که به خاطر ارتکاب گناه، از تو شرمسار و برخود خشمگین، و از تو خشنود است؛ پس با دلی شکسته و گردنی افتاده، و پشتی گرانبار از خطاها به سوی تو آمده، و در میان امید و بیم نسبت به تو قرار گرفته، و تو شایستهتر کسی هستی که به او امید ورزند، و سزاوارتر کسی که از او بترسند و پروا کنند؛ پس آنچه را امید دارم به من ببخش و از آنچه بیم دارم امانم ده، و به رحمتت که به وسیلۀ آن به بندگانت باز میگردی به من بازگرد. تو بزرگوارتر کسی هستی که از او درخواست میشود.
خدایا! اکنون که مرا به پرده گذشت و عفوت پوشاندی، و در این جهان فانی، احسانت را در برابر مردم شامل حال من فرمودی، پس مرا از رسواییهای
جهان ابدی، در برابر اهل محشر که عبارتند از فرشتگان مقرّب و پیامبران بزرگوار، و شهدا و شایستگان پناه ده؛ آن شهدا و شایستگانی که در دنیا همسایهام بودند، و من زشتیهایم را از آنان میپوشاندم، و خویشاوندانی بودند، که در کارهای بد و اعمال خلافم، از آنها شرم داشتم. آنان که به پرده پوشی آنها اعتماد نداشتم. و به تو ای پروردگارم، در آمرزشت نسبت به خود اطمینان کردم، و تو سزاوارتر کسی هستی که به او مطمئن شوند، و بخشندهتر کسی هستی، که به او رغبت کنند، و مهربانتر کسی هستی، که مهربانیش را بخواهند؛ پس به من رحم کن.
خدایا! تو مرا به صورت آبی کم ارزش، از پشتی که استخوانهایش در هم فشرده، و راههایش تنگ است، به تنگنای رحم مادر که آن را به پردهها پوشاندهای فرود آوردی، و مرا از مرحلهای به مرحلۀ دیگر تغییر دادی، تا وقتی که صورت انسانیم را کامل کردی، و اندام را در من پابرجا فرمودی؛ همان گونه که در کتابت وصف کردی: نطفه، سپس علقه، آنگاه پارۀ گوشت، و بعد از آن استخوان. سپس استخوان را گوشت پوشاندی، آنگاه آن گونه که خواستی، مرا به مرحلهای دیگر از آفرینش درآوردی، تا زمانی که به رزق و روزی تو نیازمند شدم، و از فریاد رسی احسانت بینیاز نگشتم، از اضافۀ خوردنی و آشامیدنی کنیزت که مرا در اندرونش جای دادی، و در قرارگاه رحمش به ودیعت سپردی، برایم خوراک و آشامیدنی قرار دادی.
ای پروردگارم! اگر در آن حالات مرا به نیروی خودم وا میگذاشتی، یا ناچارم میکردی که از قوّت خود برای رشد و کمالم بهره گیرم، هر آینه نیرو از من کناره میگرفت، و قوّت از من دور میشد؛ پس به فضل و احسانت مرا تغذیه کردی؛ تغذیه کردن نیکوکار مهربان. این تغذیه کردن را از باب عطا و فضلت تا به این پایه که رسیدهام، هم چنان دربارهام انجام میدهی، در هیچ
حالی از نیکوکاریت محروم نمیشوم، و نیکی احسانت دربارهام کندی نمیورزد، با این همه لطفی که دربارهام کردی و میکنی، اعتمادم به تو محکم نمیشود، تا کوششم را در عبادات و طاعاتی که نزد تو برایم بهرهدهندهتر است به کار گیرم.
شیطان، مهارم را در بدگمانی ضعف یقین به دست گرفته، به این خاطر از بد همسایگیاش نسبت به خویش، و پیرویم از او به درگاهت شکایت میکنم، و از تسلّطش بر وجودم، از تو درخواست حفاظت دارم، و برای برگرداندن مکر و حیلهاش از خود، به درگاه تو زاری میکنم.
و از تو میخواهم که راه به دست آوردن روزی را برایم آسان کنی.
سپاس مخصوص توست، بر نعمتهای بزرگی که نسبت به من آغاز کردی، و دست قدرت کسی در فراهم آوردن و رساندنش به من در کار نبوده، و سپاس مخصوص توست که شکر به احسان و انعامت را به من الهام فرمودی. پس بر محمّد و آلش درود فرست، و رسیدن به روزیم را بر من آسان کن، و به مقداری که برایم مقرّر کردهای قانع ساز، و به سهم در آنچه نصیبم فرمودهای راضی کن، و آنچه از جسم و عمرم خرج میشود، در راه طاعت و بندگیت قرار ده، همانا تو بهترین روزی دهندگانی.
خدایا! به تو پناه میبرم از آتش که به سبب آن بر هر که از تو سرپیچی کرده، سخت گرفتهای، و هر که را از خشنودیت روی گردانده تهدید به عذاب کردهای، و از آتشی که نورش تاریکی، و ملایمش دردناک، و دورش نزدیک است، و از آتشی که برخی از آن برخی دیگر را میخورد، و بخشی از آن به بخشی دیگر حمله میکند، و از آتشی که استخوانها را میپوساند، و اهل خود را از آب جوشان سیراب میکند، و از آتشی که به هر کس در نزدش زاری کند، تخفیف نمیدهد، و به هر کس از او مهر جوید، مهر نمیورزد، و قدرت بر تخفیف نسبت
به کسی که برایش فروتنی کند و مقابلش تسلیم شود ندارد؛ آتشی که با ساکنانش با عذاب دردناک و فرجامی سخت برخورد میکند، و به تو پناه میبرم از عقربهای دهان گشودهاش، و مارهای نیش زنندۀ به وسیله دندانهایش، و از آشامیدنیش که احشاء و دلهای ساکنانش را پاره پاره میکند، و قلوبشان را از جا میکند، و برای آن اموری که انسان را از آتش دور میکند، و آدمی را از آن به عقب میاندازد، از تو راهنمایی و توفیق میخواهم.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا به فضل رحمتت از آن آتش پناه ده و به خوبی چشم پوشیت، از لغزشهایم چشم بپوش، و مرا ای بهترین پناه دهندگان خوار مساز.
خدایا! تو بندگانت را از امور ناخوشایند حفظ میکنی، و خوبی عطا میفرمایی، و هر چه بخواهی انجام میدهی، و بر هر کاری توانایی.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست؛ هر گاه یاد نیکان شود، و بر محمّد و آلش درود فرست، تا زمانی که شب و روز در رفت و آمد است؛ درودی که دنبالهاش قطع نشود، و عددش شماره نگردد؛ درودی که فضا را فرا گیرد و زمین و آسمان را پر کند. بر او درود فرست تا جایی که خشنود شود، پس بر او و آلش درود فرست؛ درودی که برایش حدّ و نهایتی نباشد، ای مهربانترین مهربانان!
خدایا! به سبب دانشت که محیط به همه چیز است، از تو درخواست خیر دارم؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و به خیر و نیکی در حق من حکم فرما، و شناخت انتخاب کردن و برگزیدن را به ما الهام کن، و آن الهام را برای ما وسیلۀ خشنودی به آنچه که برای ما مقدور کردی، و تسلیم به آنچه در حق ما حکم فرمودی، قرار ده.
پس آلودگی شک و دو دلی در تقدیرت را از دل ما پاک کن، و ما را به یقین مخلصان تقویت فرما، و داغ ناتوانی معرفت را نسبت به آنچه برایمان اختیار کردی، بر پیشانی ما نزن تا بزرگی و عظمتت را سبک انگاریم، و جایگاه خشنودیت را ناپسند شماریم، و به چیزی که از حسن عاقبت دورتر، و به ضد عافیت و سلامت همه جانبه نزدیکتر است مایل شویم.
آنچه را از مقدراتت نمیپسندیم، محبوب ما قرار ده، و آنچه را از حکم تو سخت میپنداریم، بر ما آسان ساز، و گردن نهادن آنچه از مشیّت و ارادهات بر ما وارد کردی، به ما الهام کن، تا عقب انداختن آنچه را پیش انداختی، و پیش انداختن آنچه را عقب انداختی دوست نداشته باشیم، و هر آنچه را دوست داری ناپسند نشماریم، و آنچه را ناپسند داشتی انتخاب نکنیم.
و کار ما را به آنچه عاقبتش پسندیدهتر، و فرجامش برای انسان گرامیتر است پایان بخش، همانا تو عطای نفیس عنایت میکنی، و نعمت بزرگ میبخشی و هر چه میخواهی انجام میدهی، و تو بر هر کار توانایی.
خدایا! تو را سپاس بر پرده پوشیت بعد از آگاهیت، و بر عافیت بخشیدنت پس از دانستنت. همۀ ما مرتکب گناهان و معاصی شدیم، و تو احدی از ما را بین مردم به گناه مشهور نکردی، و به کارهای زشت و ناپسند آلوده شدیم، و تو یک نفر از ما را در برابر بندگانت رسوا نساختی.
هر یک از ما خود را به پردۀ زشتی و گناه پوشاند، و تو احدی را بر زشتیها و گناهانش راهنمایی نکردی. چه بسیار نهی تو را به جا آوردیم، و چه بسیار دستور تو را، که گفتی نسبت به آن قیام کنیم و آن را انجام دهیم، و ما از آن تجاوز کردیم.
و چه بسیار زشتیهایی که به دست آوردیم، و خطاهایی که مرتکب شدیم، در حالی که تو بر آنها آگاه بودی نه بینندگان دیگر، و تو بر افشایش قدرت داشتی؛ قدرتی فوق همۀ قدرتمندان؛ ولی عفو و چشم پوشی و عافیتت برای ما در برابر دیدۀ بینندگان پردهای، و در مقابل گوششان سدّی بود.
پس آنچه از زشتیها بر ما پوشاندی و آنچه از علل فساد و تباهی از ما پنهان کردی، برای ما پند دهنده و بازدارندۀ از بدخویی و نگاه دارندۀ ارتکاب معصیت، و سبب کوشش به سوی توبۀ نابود کنندۀ گناه و راه پسندیده قرار ده، و
زمان قرار گرفتن در تمام این امور مثبت را نزدیک گردان، و داغ غفلت از خود را به پیشانی ما نزن، که ما به سوی تو مایل، و از گناهان تائبیم.
و خدایا! بر انتخاب شده از آفریدههایت محمد و عترتش درود فرست؛ عترتی که از میان تمام مخلوقاتت برگزیدی و عترتی که پاک و پاکیزهاند، و ما را گوش دهندۀ کلام آنان، و فرمانبردار دستوراتشان قرار ده؛ همان گونه که ما را به شنیدن کلامشان و اطاعت از دستوراتشان فرمان دادی.
سپاس خدای را، به خاطر خشنودی به حکم تقدیر خدا نسبت به تمام موجودات. شهادت میدهم که خدا آنچه را وسیلۀ زندگی و معاش است، بین بندگانش به عدالت تقسیم کرد، و نسبت به تمام بندگانش راه احسان پیش گرفت.
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست، و مرا به آنچه به بندگانت عطا کردی امتحان مکن، و ایشان را به آنچه از من منع کردهای میازمای، تا به بندگانت حسد ورزم، و حکم و فرمانت را سبک انگارم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به قضایت دل خوش کن، و سینهام را به موارد فرمانت گشاده فرما، و به من حالت اعتماد و اطمینان بخش تا به وسیلۀ آن اقرار کنم که قضای تو، جز به آنچه خیر است روان نشده و شکرم را برای حضرتت نسبت به آنچه از من دور داشتی، و عطایش را دریغ کردی، از شکرم بر آنچه به من عنایت فرمودی، افزونتر قرار ده.
و مرا از این که به تهیدست فقیری گمان پستی برم، و به ثروتمندی گمان برتری ورزم حفظ فرما. چه آن که شریف کسی است که طاعت تو او را شرافت داده، و عزیز کسی است که عبادت تو او را به عزّت نشانده، پس بر محمد و آلش
درود فرست و ما را از ثروتی که تمام نمیشود بهرهمند کن، و به عزتی که از بین نمیرود یاری ده، و ما را به جانب بهشت جاودانه روانه ساز؛ همانا تو یکتا و یگانه و بینیازی، نزاییدی و زاییده نشدی، و احدی برایت همتا نبود.
خدایا! همانا این «رعد و برق» دو نشانه از نشانههای تو، و دو خدمتگزار از خدمتگزاران تواند، که در مقام فرمان بردن از تو، به رحمتی سودمند یا عقوبتی زیان بخش میشتابند، پس به وسیلۀ آن دو، باران زیان بار بر ما مباران، و به سبب آن دو لباس بلا بر ما مپوشان.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و فایده و برکت این ابرها را بر ما نازل کن و آزار و زیانش را از ما بگردان، و از درون ابرها آفتی به ما نرسان، و بر آنچه که معیشت ما بر آن استوار است آسیبی نفرست.
خدایا! اگر این ابرها را به خاطر عقوبت برانگیختهای، و محض خشم فرستادهای، ما از خشمت به تو پناه میآوریم، و برای درخواست گذشت و عفوت به درگاه تو زاری میکنیم. پس غضب و خشم را متوجه مشرکان کن، و آسیای عقوبتت را نسبت به منحرفان به گردش آر.
خدایا! خشکی سرزمینهای ما را به بارانت برطرف کن، و شدّت خشم سینۀ ما را به رزق و روزی خود بیرون فرما، و ما را از خود به غیر خود مشغول و سرگرم مکن، و مایه و منبع نیکی خود را از ما جدا ساز؛ چه این که، بینیاز کسی است که تواش بینیاز کنی، و سالم کسی است که تواش از هر شرّی نگاه داری،
نزد کسی جز دفاع تو نیروی دفاع نیست و برای احدی از عذاب تو، وسیلۀ حفظ و نگاه داری وجود ندارد؛ بر هر کسی که بخواهی، به هر چه که بخواهی حکم میکنی، و به آنچه اراده فرمایی دربارۀ هر کس اراده کنی فرمان میدهی.
تو را سپاس بر آن که ما را از بلا نگاه داشتی، و تو را شکر بر نعمتهایی که به ما دادی؛ سپاسی که سپاس سپاسگزاران را پشت سر گذارد؛ سپاسی که زمین و آسمان خدا را پر کند. همانا تویی بسیار نعمت دهنده به نعمتهای بزرگ، بخشندۀ نعمتهای عظیم، پذیرندۀ سپاس اندک، قبول کنندۀ شکر ناچیز، نیکوکار و خوشرفتار، دارای احسان، معبودی جز تو نیست، پایان کار به سوی توست.
خدایا! کسی از شکر گزاریت در حالی از احوال، به نهایت شکر نمیرسد جز این که از احسانت نعمتی به دست میآورد، که او را به شکری دیگر وا میدارد.
و از آنجا که نعمتت پیوسته و پیدرپی به بندگان میرسد، پس کسی را قدرت بر شکر نیست، و از اطاعتت گرچه تلاش و کوشش کند به اندازهای نمیرسد، جز این که در برابر شایستگیات، به سبب فضل و احسانت، ناتوان از طاعت است؛ بنابراین سپاسگزارترین بندگانت از سپاسگزاریت عاجز، و عابدترین ایشان، از اطاعتت ناتوان است.
کسی شایستۀ آن نیست که به خاطر مستحق بودنش او را بیامرزی، و به سبب سزاوار بودنش از او خشنود شوی، هر که را بیامرزی به احسانت آمرزیدهای و از هر که خشنود شوی، به فضلت خشنود شدهای، عمل اندکی را که پذیرفتهای جزا میدهی، و بر اندک چیزی که اطاعت شدهای پاداش عنایت میکنی، تا آن جا که گویی سپاسگزاری بندگانت که پاداششان را بر آن واجب کردهای و جزای ایشان را از آن بزرگ ساختهای، کاری است، که بدون قدرت دادن تو بر باز ایستادن از آن توانمند بودند، و از این جهت پاداششان دادی، اما اینان قدرت باز ایستادن از شکرت را بدون تو ندارند، ولی با آنها هم چون کسی که قدرت
باز ایستادن دارد معامله کردی، یا انگار میکنی سبب آن شکر به دست تو نبوده، و به این خاطر اجرشان دادی؛ ولی این طور نیست، بلکه ای خدای من! مالک کار ایشان بودی، پیش از اینکه آنان مالک عبادت تو شوند، و مزدشان را آماده کردی، پیش از آن که وارد طاعت و بندگی تو شوند، و آن برای این است که روش تو عطا کردن، و عادتت احسان، و راهت گذشت است.
همۀ آفریدههایت اعتراف دارند که تو دربارۀ هر که عقوبتش کنی ستمکار نیستی، و شاهدند که هر که را از بلا عافیت دهی، در حقش احسان کردهای، و همه دربارۀ خویشتن به تقصیر و کوتاهی کردن نسبت به آنچه سزاوار آنی معترفند؛ بنابراین چنانچه شیطان ایشان را برای منصرف کردن از طاعتت نفریبد، هیچ عصیان گری تو را معصیت نکند، و اگر باطل را در نظرشان، مانند حق جلوه ندهد، هیچ گمراهی از راه تو گمراه نشود.
منزّه و پاکی، چه آشکار و روشن است بزرگواریت در معامله با کسی که تو را اطاعت کرده، یا از تو سرپیچی نموده.
مطیع را در برابر آنچه، خود برایش فراهم آوردهای پاداش میدهی، و معصیت کار را که تعجیل کیفرش در اختیار توست، به امید تو و بازگشت مهلت میدهی، به هر یک از مطیع و عاصی عطایی کردهای که سزاوار آن نیستند، و به هر یک احسانی فرمودهای که عملش از آن کوتاه است.
اگر مطیع را نسبت به نعمتی که به او دادی مقابله به مثل میکردی؛ یعنی برابر هر نعمتی عملی از او میخواستی، نزدیک بود که پاداشت را نیابد، و نعمتت از او زایل شود؛ ولی حضرتت به بزرگواریت در برابر مدت کوتاه از دست رفتنی، که در آن به بندگیت برخاسته، به مدتی طولانی و همیشگی، و در مقابل مدت نزدیک گذرا، به مدت دامنهدار جاوید پاداشش دادی.
سپس در برابر رزقی که از سفرۀ نعمتت خورده، تا به سبب آن بر بندگیت نیرو
گیرد، قیمت و عوض نخواستی، و از او نسبت به ابزاری که به کار بردن آنها را سبب رسیدن به مغفرتت قرار داده، بازرسی و حسابرسی دقیق نکردی، و اگر با بندۀ مطیعت چنین رفتار میکردی، رنجی را که در راه عبادت کشیده بود، و تمام کوششی که در مسیر طاعت به دوش جان برداشته بود، در برابر کوچکترین نعمتها، و عطاهایت از دست میرفت، و در پیشگاهت به خاطر دیگر نعمتهایت تا ابد بدهکار تو میماند، و در گرو طلب کاری تو قرار میگرفت.
روی این حساب چه زمانی شایستگی چیزی از ثواب تو را پیدا میکرد؟! نه هیچ گاه.
ای خدای من! این حال و روز کسی است که از تو فرمان برده، و راه کسی است که تو را عبادت کرده، اما کسی که از فرمانت روی گردانده، و مرتکب گناه شده، در رساندن عذاب و کیفرت به او شتاب نکردی، به خاطر این که وضعش را در نافرمانیت، به حال برگشتنش به بندگیت تغییر دهد، و محقّقاً در اول کاری که آهنگ نافرمانی تو کرد، همه عذابهایت را که برای تمام بندگانت آماده ساختهای مستحق میشد؛ پس هر عذابی را که از او به تأخیر انداختی، و هر مجازات سخت و کیفری که از او بازداشتی، حقّ مسلّم و قطعی خود، و خشنودی به کمتر چیزی است که برای تو واجب و ثابت است.
پس ای خدای من! کریمتر از تو کیست؟ و بدبختتر از کسی که به سبب مخالفت با تو هلاک شد چه کسی است؟ نه هیچ کس؟
پس تو والاتر از آنی که جز به احسان وصف شوی، و پاکتر از آنی که جز عدالتت را بترسند. بیم ستمکاریت بر گناهکار نمیرود، و ترس واگذاشتن پاداش کسی که تو را خشنود کرده، در میان نیست؛ پس بر محمد و آلش درود فرست، و آنچه را آرزو دارم، به من ببخش و هدایتت را بر من افزون کن؛ به گونهای که به سبب آن به توفیق در عملم برسم. همانا تو بسیار نعمت دهندۀ بزرگواری.
خدایا! از تو پوزش میخواهم دربارۀ ستم دیدهای که در حضور من به او ستم شد، و من یاریش ندادم، و از احسانی که نسبت به من شده، و سپاسش را به جا نیاوردم، و از بد کنندهای که از من پوزش خواسته و من پوزش او را نپذیرفتم، و از نیازمندی که از من درخواست کرده و من او را به خود ترجیح ندادم، و از حق مؤمن صاحب حقّی که بر عهدهام بوده و آن را نپرداختهام، و از عیب مؤمنی که برای من آشکار شده و آن را نپوشاندهام، و از هر گناهی که برایم پیش آمده و از آن دوری نکردم.
ای خدای من! از همه اینها و از آنچه مانند اینهاست، با دلی آکنده از پشیمانی پوزش میخواهم؛ پوزشی که مرا در برابر پیش آمدهایی نظیر آنها باز دارد. پس بر محمد و آلش درود فرست، و پشیمانیم را از لغزشهایی که گرفتارشان شدم، و عزمم را بر ترک گناهانی که برایم پیش میآید، توبه قرار ده؛ توبهای که برایم موجب عشق تو گردد، ای دوستدار توبه کنندگان!
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و بنای شهوتم را از هر حرامی در هم شکن، و میل شدیدم را از هر معصیتی دور دار، و مرا از آزردن هر مرد مؤمن و زن مؤمنه، و هر مرد مسلمان و زن مسلمه باز دار.
خدایا! هر بندهای نسبت به من مرتکب کاری شده که آن کار را بر او حرام کردی، یا پردۀ حرمت مرا که دریدنش را بر او ممنوع کردی دریده، پس زیر بار ستمی که بر من داشته مرده، یا در حالی که هنوز زنده است، حقّی از من برعهدۀ او ثابت است؛ پس او را نسبت به ستمی که بر من روا داشته بیامرز، و در رابطۀ با حقی که از من پایمال کرده عفو فرما، و دربارۀ آنچه با من کرده مؤاخذه مکن، و به خاطر گناهانی که با ستم بر من مرتکب شده رسوایش نساز، و این عفو و گذشتم را از آنان و چشم پوشی و کار نیکی که بدون چشم داشت نسبت به آنان انجام دادم، از پرفایدهترین صدقات صدقه دهندگان و بالاترین عطاهای مقرّبین پیشگاهت قرار ده، و در برابر عفو من از آنان عفوت، و در مقابل دعایم برای آنان رحمتت را عوض قرار ده، تا هر یک از ما به سبب فزون بخشیت سعادتمند شویم، و هر کداممان محض احسانت رستگار گردیم.
خدایا! هر یک از بندگانت که از جانب من صدمهای به او متوجّه شده، یا از
سوی من آزاری به او رسیده، یا از من یا به سبب من ستمی بر او شده، و از پی آن ستم به گونهای حقش را پایمال کردهام، که باز گرداندن آن حق برایش ممکن نیست، یا با حقی که بر عهدۀ من دارد، چنان از او پیش گرفتهام و از دستش فرار کردهام، که یافتن من برای گرفتن حقّش به هیچ عنوان برایش میسّر نیست، در عین همۀ این امور بر محمد و آلش درود فرست، و آن صاحب حق را به توانگری خود از من راضی کن، و حقّش را به طور کامل از نزد خود بپرداز، و مرا از عقوبتی که بر اساس فرمانت مستحق آن شدهام نگاه دار، و از کیفری که عدالتت به آن حکم میکند نجاتم ده؛ زیرا نیروی من تاب عذاب تو را ندارد، و برای طاقت من امکان تحمّل خشم تو نیست. به درستی که اگر مرا بر پایۀ حق مکافات کنی هلاکم میکنی، و اگر به رحمتت نپوشانی، به مهلکهام میاندازی.
ای خدای من! از تو بخشیدن چیزی را میخواهم که بخشیدن آن، چیزی از تو نمیکاهد، و باری را از دوشم میخواهم برداری، که برداشتن آن بر تو دشوار و گران نیست.
ای خدای من! از تو میخواهم که وجودم را به من ببخشی؛ وجودی که آن را خلق نکردی، تا به وسیلۀ آن خودت را از شرّی باز داری، یا به سبب آن به سودی راه یابی؛ بلکه آن را آفریدی تا قدرتت را بر آفرینش نظیر آن به اثبات رسانی، و برهان و حجتی بر ایجاد شکل آن در آخرت قرار دهی، و از تو درخواست میکنم بار گناهانی که حمل آن مرا گران بار ساخته از دوشم برداری و از تو نسبت به آنچه سنگینیاش مرا به زانو درآورده، یاری میطلبم.
پس بر محمّد و آلش درود فرست و وجودم را به خاطر ستم بر خود بر من ببخش، و رحمتت را به برداشتن بار سنگین گناه از دوشم بر من بگمار. چه بسیار رحمتت به بدکاران رسیده، و چه فراوان گذشت و عفوت شامل ستمکاران شده.
پس بر محمّد و آلش درود فرست، و مرا سرمشق کسانی قرار ده، که آنان را
به گذشتت از افتادن در افتادنگاههای خطاکاران سرپا نگاه داشتی، و به توفیقت از ورطههای مجرمان رها کردی، پس در سایۀ عفوت از اسارت خشمت رها شد، و به دست احسانت از بند عدالتت به آزادی رسید.
ای خدای من! اگر این گونه رفتار کنی، دربارۀ کسی رفتار کردهای که استحقاق عقوبتت را انکار نمیکند و خود را از سزاوار بودن نسبت به خشمت تبرئه نمینماید.
ای خدای من! این رفتار را با کسی میکنی که ترسش از تو، از امیدش به تو بیشتر است، و نومیدیش از نجات، از امیدش به رهایی پابرجاتر است، نه این که نومیدیش از باب یأس از رحمت تو یا امیدش بر اساس مغرور بودن به کرم تو باشد؛ بلکه از این جهت است که خوبیهایش نسبت به گناهانش اندک، و دلایلش در مورد وظایفی که برعهدهاش بوده، سست و بیپایه است.
ای خدای من! شایستهای که صدّیقان به تو مغرور نشوند، و گنهکاران از تو مأیوس نگردند؛ زیرا تو پروردگار بزرگی هستی که احسانت را از احدی منع نمیکنی، و در گرفتن حق خود به کسی سختگیری روا نمیداری، یادت از یاد شدگان برتر است، و نامهایت از نسبت نقص منزّه و پاک است، و نعمتت در میان تمام آفریدهها پراکنده و پخش است. تو را بر تمام آنچه از اوصافت بیان شد سپاس، ای پروردگار جهانیان!
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از آرزوی دور و دراز بینیاز کن، و دست آرزوهای دراز با عمل راستین از دامن حیات ما کوتاه فرما تا به پایان بردن ساعتی را از پی ساعتی، و دریافتن روزی را که به دنبال روزی، و پیوستن نفسی را به نفسی، و رسیدن گامی را به گامی آرزو نکنیم، و از فریب آرزوها ما را سالم دار، و از بدیهایش امان ده، و مرگ را در برابر دیدگان ما قرار داده؛ قرار دادنی دائم و همیشگی، و یادش را به گونهای قرار مده که روزی یادش کنیم، و روزی از آن غفلت ورزیم.
و از اعمال شایسته عملی برایمان قرار ده، که آمدن به سوی تو را همراه با آن آرام و آهسته شماریم، و برای زود رسیدن به لقای تو حرص ورزیم؛ به طوری که مرگ برای ما محلّ انسی باشد که به آن انس گیریم، و مرکز الفتی باشد که به آن شوق ورزیم، و خویشاوند نزدیکی باشد که نزدیکی به او را دوست داشته باشیم. پس هنگامی که مرگ را بر ما وارد کنی و نازل فرمایی، ما را از دیدار چنین دیدار کنندهای خوشبخت فرما، و زمانی که بر ما وارد شد، ما را با او مأنوس ساز و ما را به مهمانیش به رنج و زحمت مینداز، و به زیارتش خوار و سرافکنده مکن، و آن را دری از درهای آمرزشت، و کلیدی از کلیدهای رحمتت
قرار ده. ما را در زمرۀ هدایت یافتگان بمیران؛ نه گمراهان، و در سلک مطیعانی که از مرگ اکراه ندارند، و در جمع توبه کنندگان از دنیا ببر نه گناهکاران و اصرار ورزان به گناه، ای ضامن پاداش نیکوکاران، و اصلاح کنندۀ کردار بدکاران!.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و بستر کرامتت را برایم بگستران، و به آبشخورهای رحمتت درآور، و در وسط بهشتت جایم ده، و داغ مردود شدن از درگاهت را بر پیشانیم مگذار، و به نومیدی از درگاهت محرومم مکن، و به گناهانی که مرتکب شدم، مرا به عرصۀ تقاصّ و عقوبت مینداز، و به خاطر اعمال زشتی که انجام دادهام، حسابم را مورد دقت قرار مده، و رازم را آشکار مکن، و سرّم را فاش مساز، و عملم را در ترازوی عدالت مگذار، و امور پنهانم را در برابر چشم بزرگان و پیشوایان برملا مکن.
و آنچه که آشکار شدنش مایۀ ننگ من است.از آنان پنهان دار، و آنچه مرا در حضورت بدنام و رسوا کند، از دیدگان آنها بپوشان، مرتبهام را به خشنودیت بالا بر، و کرامتم را به آمرزشت کامل کن، و مرا در زمرۀ اصحاب یمین درآور، و به جانب راههای ایمن یافتگان هدایتم کن، و در گروه رستگاران قرار ده، و انجمن شایستگان را به وجود من آباد کن، ای پروردگار جهانیان! دعایم را مستجاب فرما.
خدایا! تو مرا به پایان رساندن قرائت قرآنت یاری دادی؛ قرآنی که آن را به صورت نور فرستادی، و بر هر کتابی که نازل کردی، شاهد و نگهبان قرار دادی، و بر هر سخن و کلامی که بر خواندهای برتری دادی.
و جدا کنندهاش ساختی، که به وسیلۀ آن بین حلال و حرامت جدایی انداختی، و آیات به هم پیوستهای است، که از برکت آن، راههای احکامت را آشکار کردهای، و کتابی است که هر چیزی را برای بندگانت در آن بیان کردهای؛ بیانی جامع و رسا، و وحی است که بر پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله فرود آوردی؛ فرود آوردنی به حق.
و آن را نوری قرار دادی، که در پرتو پیروی از آن از تاریکیهای گمراهی و نادانی، به عرصهگاه هدایت راه یابیم، و شفا برای کسی که با رعایت سکوت به آیاتش گوش فرا دهد، برای آن که مفاهیم و معانیاش را درک کند، و واقعیتهایش را با دل و جان تصدیق نماید، و ترازوی عدلی که زبانهاش از حق منحرف نمیشود و نور هدایتی که روشنایی برهانش، از برابر بینندگان خاموش نگردد، و پرچم نجاتی که هر کس به جانب آیین استوارش قصد کند، گمراه نشود، و هر کس به دستگیرۀ عصمتش در آویزد، دستهای هلاک کننده به او نرسد.
خدایا! هم اکنون که ما را به تلاوت قرآن یاری دادی، و عقدههای زبانمان را به زیبایی عبارتش گشودی، پس ما را از کسانی قرار ده، که حق این کتاب را چنانکه سزاوار آن است رعایت کنند، و تو را با اعتقاد تسلیم در برابر آیات محکمش اطاعت نمایند، و به پناهگاه اقرار به متشابهاتش، و دلایل روشنش پناه برند.
خدایا! تو قرآن را بر پیامبرت محمّد صلی الله علیه و آله مجمل و سربسته نازل کردی، و دانش شگفتیهایش را به طور کامل به او الهام فرمودی، و علم آن را به عنوان تفسیر به ما ارث دادی، و ما را بر کسانی که از دانش قرآن بیخبرند برتری دادی، و قدرت آگاهی از حقایقش را به ما عنایت کردی، تا ما را بر کسانی که طاقت درک مفاهیم آن، و قیام به آیاتش را ندارند، رفعت و سروری بخشی.
خدایا! چنانکه دلهای ما را حامل واقعیتهای آن ساختی، و شرافت و فضیلتش را به ما فهماندی، پس بر محمد خطیب به قرآن و بر آلش خزانهداران قرآن درود فرست، و ما را از کسانی قرار ده که اعتراف دارند: قرآن از جانب توست، تا شک و شبههای در مسیر تصدیق آن، عارض دلهای ما نشود و انحرافی، ما را از راه راستش باز ندارد.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از کسانی قرار ده که به ریسمان محکم قرآن چنگ میزنند، و از متشابهات که محل لغزش عقول است، در پناه آیات محکمش مأوی میگیرند، و در سایۀ بال رحمتش آرامش مییابند، و به نور صبحگاهش راه مییابند، و به درخشندگی سپیدهاش که موجب آشکار شدن حق است اقتدا میکنند، و از چراغش، چراغ میافروزند، و از غیر آن هدایت نمیجویند.
خدایا! همان گونه که محمّد را به وسیلۀ قرآن نشانهای، برای هدایت به سوی خود نصب کردی و به سبب آل او، راههای خشنودی خود را آشکار ساختی، پس
بر محمد و آلش درود فرست، و قرآن را برای ما وسیلۀ رسیدن به بالاترین منازل کرامت، و نردبانی که به جانب محل سلامت بالا رویم، و سببی که به وسیلۀ آن، رهایی در عرصۀ قیامت را پاداش داده شویم و وسیلهای که از برکت آن در نعمتهای سرای اقامت وارد گردیم، قرار ده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و به واسطۀ قرآن، سنگینی گناهان را از دوش ما فرود آر، و زیبایی اخلاق نیکان را به ما عنایت فرما، و ما را پیرو آثار کسانی قرار ده که همه ساعات شب و تمام روز را، به وسیلۀ قرآن به بندگی برخاستند، تا جایی که ما را به پاک کنندگی آن، از هر آلودگی پاک کنی. و تابع آثار کسانی قرار دهی که به نور قرآن روشنی جستند، و آرزوی بی جا آنها را از عمل برای آخرت غافل نکرد، تا با فریب و نیرنگهایش آنان را به هلاکت اندازد، و از به دست آوردن آخرت باز دارد.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و قرآن را برای ما زمینۀ این منافع قرار ده؛ در تاریکیهای شبها مونس، و از تحریکات شیطان برای ارتکاب گناه، و خطرات وسوسهها نگهبان، و برای گامهای ما از حرکت به سوی گناهان بازدارنده، و برای زبانهایمان از فرو رفتن در گفتار باطل، - نه به خاطر بیماری - لال کننده، و برای انداممان از ارتکاب گناه مانع شونده، و برای طومار و اوراق عبرت که دست غفلت آن را در هم پیچیده، گستراننده، تا فهم شگفتیهایش و پندهای باز دارندهاش را که کوههای استوار، با وجود صلابتشان از تحمل آن ناتوانند، به دلهای ما برسانی.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و به وسیلۀ قرآن آراستگی ظاهر ما را تداوم بخش و خطرات وسوسهها را از پنجه انداختن به سلامت درونمان باز دار، و به سبب قرآن چرک دلهامان، و وابستگی گناهانمان را به وجودمان بشوی، و امور از هم پاشیدۀ ما را به قرآن سامان بخش، و در جایگاه عرض
اعمال به پیشگاهت، تشنگی ما را که زاییده گرمای آن جاست، به سبب قرآن فرونشان، و در هنگام برانگیختنمان در روز وحشت بزرگ، به وسیلۀ قرآن بر ما جامۀ امن و امان پوشان.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و خلأ و شکاف تنگدستی و نداری ما را به وسیلۀ قرآن جبران فرما، و به سبب قرآن زندگی فراخ و گسترده و فراوانی ارزاق را به سوی ما سوق ده، و ما را در سایۀ قرآن، از خصلتهای ناپسند و پستیهای اخلاقی دور کن، و به وسیلۀ قرآن از سقوط در منجلاب کفر، و انگیزههای نفاق حفظ فرما، تا قرآن در روز قیامت راهبر و راهنمای ما به سوی خشنودیت و بهشتهایت باشد، و در این جهان از خشمت، و تجاوز از حدودت بازمان دارد، و برای ما در پیشگاهت، در حلال دانستن حلالش، و حرام دانستن حرامش شاهد و گواه باشد.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و هنگام مرگ به سبب قرآن، سختی جان دادن، دشواری ناله کردن، و به شماره افتادن نفس را، آن هم وقتی که جانها به گلو رسند، و گفته شود: چه کسی معالجهگر است؟! بر ما آسان فرما. آری، آسان فرما به خصوص هنگامی که فرشتۀ مرگ، برای گرفتن جان از پردههای غیب آشکار شود، و تیرهای وحشتناک فراق را از کمان اجل به سوی روح پرتاب کند، و از زهر کشندۀ مرگ، شربتی مسموم برای جان آماده نماید، و کوچ کردن و حرکت ما از دنیا به آخرت نزدیک شود، و عملها و کردارها، گردن بندهایی بر گردن گردد، و قبرها، تا روز دیدار و ملاقات آرامگاه باشد.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ورود ما را در خانۀ کهنگی و پوسیدگی، و طول اقامتمان را بین طبقات خاک بر ما مبارک گردان، و قبرها را پس از جدایی از دنیا بهترین منازلمان قرار ده، و تنگی لحد را به رحمتت، برای ما وسعت ده، و در برابر حاضران عرصۀ قیامت، به گناهان هلاک کنندهای که بر
گردن ماست رسوایمان مکن، و به سبب قرآن در جایگاه عرض اعمال، بر ذلّت و پستی وضع ما ترحم فرما، و هنگام لرزش پل جهنم، لغزش گامهای ما را به وقت عبور از آن به وسیلۀ قرآن استوار ساز، و پیش از برپا شدن قیامت، تاریکی گورهای ما را به قرآن روشن کن، و ما را در سایۀ قرآن از هر گونه اندوه روز قیامت، و سختی ترسهای روز بلای بزرگ و بیمانند نجات ده، و روزی که چهرۀ ستم پیشگان سیاه میشود - روز حسرت و پشیمانی - چهرههای ما را سپید کن، و برای ما در دلهای مردم مؤمن، محبّت و دوستی قرار ده، و زندگی را بر ما سخت و دشوار مکن.
خدایا! بر محمّد بنده و رسولت درود فرست، در برابر این که، پیام دینت را به مردم رساند، و فرمانت را آشکار کرد، و نسبت به بندگانت خیرخواهی فرمود.
خدایا! پیامبر ما را که درودت بر او و بر آلش باد، روز قیامت از مقربترین پیامبران، و از نظر شفاعت در پیشگاهت، از نیرومندترین آنان، و از جهت منزلت و مقام از والاترین آنان، و از نظر جاه و آبرو، آبرومندترین آنان قرار ده.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و بنیانش را برتری ده، و دلیل و برهانش را بزرگ و با عظمت فرما، و میزانش را سنگین کن، و شفاعتش را بپذیر، و وسیلهاش را نزدیک فرما، و رویش را سپید کن، و نورش را کامل، و درجهاش را بلند ساز، و ما را بر روش او زنده بدار، و بر آیینش بمیران، و ما را در راهش قرار ده، و در راه او راه بر، و از اهل طاعتش قرار ده، و در گروه او محشور کن، و به حوضش وارد فرما، و از جامش سیرابمان کن.
و بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودی که به وسیلۀ آن او را به آنچه که از خیر و احسان و کرامتت امید دارد برسانی، همانا تو صاحب رحمت گسترده و احسان گران قدری.
خدایا! به خاطر این که پیامهایت را رساند، و آیاتت را به سوی مردم برد، و
برای بندگانت خیرخواهی کرد، و در راهت جهاد کرد، پاداشی به او عنایت فرما، برتر از پاداشی که به هر یک از فرشتگان مقربت، و انبیای مرسل و برگزیدهات عنایت فرمودی، سلام و رحمت و برکات خدا، بر او و بر اهل بیت پاکیزه و پاکش باد.
ای آفریدۀ فرمانبردار و پویندۀ دائم و شتابان، رفت و آمد کنندۀ در منازل معیّن شده و تصرّف کنندۀ در فلک تدبیر، ایمان آوردم به کسی که به سبب تو تاریکیها را روشن کرد، آنچه را با حواس به سختی میتوان یافت، به وسیلۀ تو آشکار ساخت، و تو را دلیلی از دلایل فرمانرواییش بر هستی، و نشانهای از نشانههای سلطنت و قدرتش قرار داد، و تو را به زیادی و نقصان، و طلوع و غروب، و تابندگی و گرفتگی، به خدمت گرفت. در تمام این حالات فرمانبردار اویی، و به سوی خواستهاش شتابانی.
چه شگفت است تدبیری که در برنامۀ تو به کار برده، و چه دقیق است آنچه در شأن تو انجام داده، تو را کلید ماهی جدید، برای کاری جدید قرار داده. از خداوند، پروردگارم و پروردگارت، و آفرینندهام و آفرینندهات، و تقدیر کنندهام و تقدیر کنندهات، و صورتگرم و صورتگرت، درخواست میکنم که بر محمد و آلش درود فرستد، و تو را هلال با برکتی قرار دهد، که گذشت روزگاران آن برکت را از بین نبرد، و هلال پاکی که گناهان آلودهاش نکند، هلال ایمنی از بلاها، و سلامتی از بدیها، هلال خوشی طالعی که نحسی در آن نباشد، و با میمنتی که مشقّت گرد آن نگردد، و آسایشی که دشواری با آن مخلوط
نشود، و خیری که ممزوج به شرّ نگردد، هلال امن و امان، و نعمت و احسان، و سلامت و اسلام.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و ما را از خشنودترین کسانی قرار ده که ماه نو بر آن طلوع کرده، و از پاکیزهترین کسانی که به آن نگاه کرده، و خوشبختترین کسانی که در آن به انجام هر گونه عبادت، از واجب و مستحب برخاستهاند، و ما را در این ماه به توبه موفّق کن، و از گناه حفظ فرما، و از دست زدن به معصیتت نگاه دار، و ما را در این ماه به سپاسگزاری نعمتت برانگیز، و پوششهای عافیت را به ما بپوشان، و به سبب کامل به جا آوردن بندگیت در این ماه، نعمتت را بر ما کامل کن. تو بسیار نعمت دهنده و ستودهای، و درود خدا بر محمّد و آل پاک و پاکیزهاش باد.
خدا را سپاس، که ما را به سپاس گزاریش هدایت فرمود، و ما را اهل سپاس قرار داد، برای این که از شکرگزاران احسانش شویم، تا در برابر این سپاس و شکر، پاداش نیکوکاران را به ما عنایت فرماید.
خدا را سپاس که دینش را به ما عطا کرد، و ما را به آیینش اختصاص داد، و در راههای احسانش وارد کرد، تا در آنها به لطف و فضلش به جانب رضوانش حرکت کنیم؛ حمدی که از ما بپذیرد، و به سبب آن از ما خشنود شود.
و خدا را سپاس که از جملۀ آن راهها، ماه خود، ماه رمضان را قرار داد؛ ماه روزه، و ماه اسلام، ماه پاک کننده، ماه آزمایش، ماه قیام به عبادت، و ماهی که قرآن را در آن نازل کرد، که سراسر برای مردم هدایت است و نشانههایی روشن از هدایت، و جداکنندۀ بین حق و باطل؛ پس برتریش را بر ماههای دیگر بر پایۀ احترامات زیادی که برایش قرار داد، و فضیلتهایی که بین مردم مشهور است، آشکار ساخت.
پس آنچه را در ماههای دیگر حلال بود، به خاطر بزرگداشت این ماه حرام کرد، و خوراکیها و آشامیدنیها را محض گرامی داشت آن ممنوع فرمود، و بر آن وقتی واضح و روشن قرار داد، و آن نهمین ماه از ماههای قمری است که
حضرتش جلّ و عزّ اجازه نمیدهد از آن وقت معین پیش افتد، و نمیپذیرد که از آن پس افتد.
سپس یکی از شبهایش را بر شبهای هزار ماه برتری داد، و آن را شب قدر نامید، فرشتگان و روح در آن شب، به دستور پروردگارش، برای تعیین سرنوشتها، و آوردن هر خیر و برکتی، و تقدیر هر کاری نازل میشوند. شبی است آکنده از سلامت و رحمت، برکتش تا سپیده دم بر هر کس از بندگانش که بخواهد، از طریق قضایش که محکم و استوار کرده، پیوسته و دایمی است.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، و شناخت برتری این ماه، و بزرگ داشت احترامش را، و خودداری از آنچه که در این ماه ممنوع کردی، به ما الهام فرما، و ما را به روزه داشتن این ماه، و حفظ انداممان از گناهانت و به کار گرفتن آنها در آنچه که تو را خشنود میکند یاری ده، تا با گوشمان به گفتار لغو گوش نکنیم، و با چشممان به تماشای لهو نشتابیم، و تا جایی که دستهامان را به جانب حرامی نگشاییم، و با گامهامان به سوی ممنوعی نرویم، و شکمهامان جز آنچه را حلال کردی، در خود جای ندهد، و زبانمان جز به آنچه تو گفتهای گویا نشود، و عمل و وظیفهای جز آنچه ما را به ثواب تو نزدیک میکند، متحمّل نشویم، و جز آنچه ما را از کیفر تو نگاه میدارد، انجام ندهیم. آنگاه همۀ اینها را از ریای ریاکاران، و شهرتطلبی شهرت طلبان، خالص و پاک فرما؛ به گونهای که کسی را جز تو در اعمالمان شریک نکنیم، و مقصد و منظوری در آن اعمال غیر تو نطلبیم.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و ما را در این ماه، بر اوقات نمازهای پنجگانه، با آدابی که برای آنها معین کردی، و واجباتی که جهت آنها واجب فرمودی، و شروطی که محض آنها مقرّر نمودی، و اوقاتی که تعیین کردی آگاه ساز، و ما را در ادای این نمازهای پنجگانه، در رتبۀ کسانی قرار ده، که به
مراتب و منزلتهای آن رسیدهاند، کسانی که حفظ کنندۀ ارکان آنهایند، و هر یک از پنج نماز را در اوقات مخصوص به خودش ادا میکنند، و بر پایۀ آن کمیت و کیفیتی که بنده و رسولت که درود تو بر او و خاندانش باد؛ تشریع فرموده و بیان کرده، در رکوع و سجودش و همۀ فضایل و درجاتش، با کاملترین طهارت و روشنترین مرتبۀ خشوع و رساترینش.
و ما را در این ماه توفیق ده، که با خویشاوندان خود با نیکی و صلۀ رحم ارتباط پیدا کنیم، و با احسان و بخشش به همسایگان خود رسیدگی نماییم، و اموال خود را از مظالم و حقوق مردم پاک کنیم، و با بیرون کردن زکات، ثروت و مال خود را در مدار پاکی قرار دهیم، و با کسی که با ما قهر کرده آشتی نموده و با آن که به ما ستم روا داشته، به عدالت و انصاف معامله کنیم، و با شخصی که با ما دشمنی کرده، از در مسالمت در آییم، مگر کسی که در راه تو، و به خاطر تو با او دشمنی شده باشد؛ همانا او دشمنی است که با او دوستی نکنیم، و حزبی است که به او دست صداقت ندهیم.
و ما را در این ماه توفیق ده، که به وسیلۀ اعمال شایسته، که ما را به سبب آنها از گناهان پاک کنی به تو تقرّب جوییم، و ما را در این ماه از این که بخواهیم اعمال زشت را از سر بگیریم حفظ فرما، و کار بندگی ما در این ماه به جایی رسد، که هیچ یک از فرشتگانت نتواند، بالاتر از آنچه ما به جا آوردیم، از ابواب بندگی و طاعت برای تو، و انواع اعمالی که سبب قرب ما به حضرت توست، به پیشگاهت عرضه کند.
خدایا! به حق این ماه و به حق کسی که از آغاز تا پایانش تو را بندگی کرده، از فرشتهای که او را مقرّب خود کردی، یا پیامبری که برای هدایت مردم فرستادی، یا بندۀ شایستهای که به کرامت خود اختصاص دادی، از تو میخواهم که بر محمد و آلش درود فرستی، و ما را در این ماه شایسته کرامتی که به
اولیایت وعده دادی گردان، و آنچه برای اهل کوشش در بندگیت قرار دادی برای ما قرار ده، و ما را در زمرۀ کسانی که به رحمتت، شایستگی رسیدن به برترین مرتبه را یافتند، درآر.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و ما را از انحراف در توحیدت، و کوتاهی در ستایشت، و تردید در دینت، و کوری از راهت، و بیاحترامی به حرمتت، و گول خوردن از دشمنت، شیطان رانده شده، بر کنار کن.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و چنانچه در هر شب از شبهای این ماه رمضانمان، بندگانی هستند که عفوت آنها را آزاد میکند، و گذشت و چشم پوشیت آنان را میبخشد، پس ما را از آن بندگان محسوب کن، و ما را برای ماه رمضانمان از بهترین اهل و اصحاب قرار ده.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و با به محاق نشستن هلالش، گناهانمان را محو کن، و با سپری شدن روزهایش، گناهان را از وجود ما برکَن، تا ماه رمضان در حالی از ما بگذرد که وجودمان را از خطاها پاکیزه، و از بدیها خالص و آراسته فرموده باشی.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست؛ چنانچه ما در این ماه از حق و عدالت و بندگی و طاعت منحرف شویم، به دایرۀ عدل و درستی برگردان، و اگر از راه هدایت به گمراهی افتیم، استوارمان ساز، و اگر دشمنت شیطان بر ما چیره شود، از کید و مکرش ما را رهایی بخش.
خدایا! این ماه را با بندگیمان برای حضرتت پُر کن، و اوقاتش را به طاعتمان برای وجود مبارکت زینت ده، و در روزش ما را به روزه داشتن، و در شبش ما را به نماز و زاری به درگاهت، و فروتنی به پیشگاهت، و خواری در برابرت یاری فرما تا روزش به غفلت ما از روزه، و شبش به کوتاهی ما از عبادت گواهی ندهد.
خدایا! ما را در دیگر ماهها، و دیگر ایام، مادامی که زندهمان میداری چنین قرار ده، و هم چنین ما را از بندگان شایستهات قرار ده؛ آنان که بهشت را به ارث میبرند و در آن جاودانند، و از اموال خود در راه خدا میبخشند، و عمل شایسته انجام میدهند، در حالی که دلهاشان از اندیشه بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است، و از کسانی قرار ده که به سوی خیرات میشتابند، و نسبت به آن از دیگران پیشی میگیرند.
خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست، در همه وقت و در همه دم و در هر حال، به شمارۀ درودی که فرستادهای، بر هر که درود فرستادهای و چندین برابر همۀ آنها، به چندین برابری که جز تو نتواند آنها را بشمارد؛ همانا تو آنچه را بخواهی، انجام میدهی.
خدایا! ای که میل و رغبتی به پاداش ندارد؛ چون بینیاز از آفریدههاست، و ای که بر عطا بخشیاش، پشیمان نمیشود، و ای که پاداش بندهاش را مساوی و برابر نمیدهد؛ بلکه پاداشش بیش از عمل بنده است، نعمتت ابتداست، دست کسی در ساخت و پرداختش دخالت ندارد، و گذشتت احسان و مجازاتت عدالت، و فرمانت اختیاری است. اگر عطا کنی، عطایت را به منّت آلوده نمیکنی و اگر منع کنی، منعت بر پایۀ تجاوز نیست. کسی که تو را شکر کند، جزایش میدهی، در حالی که خودت شکر را به او الهام کردی، و کسی که تو را سپاس گوید، پاداشش میبخشی، در صورتی که سپاس را خودت به او تعلیم دادی.
پرده میپوشی بر کسی که اگر میخواستی رسوایش میکردی. جود و کرم میکنی بر کسی که اگر میخواستی منعش میفرمودی، در حالی که هر دوی اینها از جانب تو سزاوار رسوایی و منعند؛ امّا چنین نمیکنی، چون تمام کارهایت را بر پایۀ احسان و تفضّل بنا نهادی، و قدرتت را بر آیین گذشت به جریان انداختی، و با کسی که با تو به مخالفت برخاسته، با بردباری روبهرو شدی، و کسی را که بر ستم به خود همّت گماشت مهلت دادی، با حلم و بردباریت
مهلتشان میدهی، تا به سویت باز گردند. شتاب در عقوبت را وا میگذاری، تا به عرصه گاه توبه و بازگشت بنشینند، تا آن که از جانب تو سزاوار هلاکت شده، هلاک نشود، و تیره بختشان به نعمت تو بدبخت نگردد. هلاکت و بدبختی آنان پس از طول مدتی است، که حرام و حلالت را برای آنان روشن کردی، و پیوسته به عذاب تهیدستان فرمودی، و عذر بسیاری از این قبیل در برابرشان قرار دادی، و پی در پی بر آنان اتمام حجّت کردی.
این همه، بر پایۀ کرم و بخششی از عفو توست ای بزرگوار! و سود و بهرهای است از مهربانی تو ای بردبار! تویی که دری برای بندگانت به سوی عفوت گشودی، و آن را توبه نامیدی، و بر آن درِ گشوده دلیلی از وحیت قرار دادی، تا آن را گم نکنند، - ای که نامت والا و مبارک است! - فرمودی: «به سوی خدا بازگردید؛ بازگشتی خالص باشد که پروردگار گناهانتان را محو کند و شما را وارد بهشتهایی کند که از زیر آنها نهرها روان است. روزی که خداوند، پیامبر و کسانی که به او ایمان آوردند، خوار نمیکند، نورشان پیش رویشان، و از جانب راستشان در حرکت است. میگویند: خدایا! نور ما را کامل کن و ما را بیامرز، که تو بر هر کاری توانایی.»
پس بهانه و عذر کسی که پس از گشوده شدن در و اقامۀ دلیل، از ورود به عرصه گاه عفوت غفلت کند چیست؟
و تویی که در معاملۀ با خود، به بهره و سود بندگانت افزودی، و در این داد و ستدشان با تو، سودشان، و کامیابی و فوزشان به وقت ورود بر تو، و بهره افزون را از جانب خود برای آنها خواستهای.
پس گفتی - ای که نامت مبارک و والاست! - «هر کس یک خوبی بیاورد، ده برابرش برای اوست، و هر کس یک بدی بیاورد، جز به مانند آن عقوبت نشود.»
و فرمودی: «داستان آنان که اموالشان را در راه خدا انفاق میکنند، مانند
دانهای است که هفت خوشه رویانده، در هر خوشه صد دانه است، و خدای برای هر که بخواهد، چند برابر میکند.»
و گفتی: «کیست که به خدا قرض نیکو دهد، تا خدا آن را برایش به چندین برابر بیفزاید.» و آنچه از نظایر این آیات دربارۀ چندین برابر کردن خوبیها در قرآن نازل فرمودی.
و تویی که با گفتارت از غیبت خود، و تشویقت که بهرۀ آنها در آن است، به اموری راهنمایی کردی که اگر آن امور را از ایشان میپوشاندی، دیدگانشان آنها را درک نمیکرد، و گوشهایشان فرا نمیگرفت و اندیشه و فکرشان به آنها نمیرسید. پس گفتی: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم، و مرا سپاس گزارید، و کفران نکنید.» و فرمودی: «اگر شکر کنید، بر شما افزون میکنم و اگر ناسپاسی کنید، محققاً عذاب من سخت است.»
و گفتی: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم. آنان که از عبادت من - دعا - تکبّر میکنند، به زودی خوار و ذلیل وارد جهنّم میشوند. دعا و خواندن خود را عبادت، و ترکش را استکبار نامیدی، و بر ترک دعا به ورود در جهنّم با ذلّت و خواری تهدید کردی. بندگان واقعیات، به خاطر نعمتت تو را یاد کردند، و به سبب احسانت به شکرگزاریت برخاستند، و به فرمانت تو را خواندند، و برای گرفتن عطای افزونت صدقه دادند، نجاتشان از خشمت، و کامیابیشان به خشنودیت در این امور بود.»
و اگر مخلوقی از جانب خودش مخلوقی دیگر را، به همین گونه که تو بندگانت را راهنمایی کردی، راهنمایی میکرد، موصوف به احسان، و نعمت بخشی بود، به هر زبانی مورد ستایش قرار گرفته بود. پس تو را سپاس تا آنجا که در سپاست راهی یافت شود، و تا آنجا که برای سپاس، کلمهای که به آن ستوده شدی، و معنایی که به سپاس منحرف شود، باقی باشد.
ای که با احسان و فضل، بندگانش را به سپاس فرا خوانده و آنان را در دریای نعمت و عطا غرق کرده، چه آشکار و پخش است نعمتت در عرصۀ حیات ما، و چه سرشار و فراوان است عطایت بر ما، و چه قدر ما را به نیکی و احسانت اختصاص دادهای! ما را به دینت؛ دینی که برگزیدهای، و به آیینت؛ آیینی که پسندیدهای و راهت؛ راهی که هموار کردهای هدایت فرمودی، و به چیزی که مایۀ قرب به توست، و زمینۀ رسیدن به کرامتت، بینا کردی.
خدایا! تو از خالصترین آن وظایف، و برگزیدهترین آن فرایض، ماه رمضان را قرار دادی که آن را از میان سایر ماهها برگزیدی، و از میان همۀ زمانها و روزگارها انتخاب فرمودی، و بر تمام اوقات سال ترجیح دادی؛ به خاطر آن که قرآن و نور را در آن نازل کردی، و ایمان را در آن چند برابر ساختی، و روزه گرفتن در آن را واجب کردی، و به شب زندهداری در آن تشویق فرمودی، و شب قدر را در آن که از هزار شب بهتر است، بزرگ داشتی. سپس ما را به سبب آن، بر دیگر امّتها ترجیح دادی، و در پرتو فضلش ما را از میان همۀ ملّتها برگزیدی. پس به فرمانت روز را روزه گرفتیم، و شبش را به یاریت به عبادت برخاستیم، در حالی که خود را به سبب روزه و شب زندهداریش در معرض رحمتت قرار دادیم؛ زیرا خودت ما را در این ماه در معرض رحمتت قرار دادی، و آن را وسیلۀ رسیدن به پاداشت انتخاب کردیم، و تو به انجام آنچه از درگاهت طلب شود توانایی، و به آنچه از احسانت درخواست شود، جواد و بخشندهای، به کسی که برای تقرّب به تو بکوشد قریب و نزدیکی.
به تحقیق این ماه در بین ما، در مرتبه و محلی ستودهای است، و با ما مصاحبت کرد؛ مصاحبتی پسندیده و نیکو، و ما را به برترین بهرههای جهانیان، سودمند کرد. سپس هنگام پایان یافتن وقتش، و به سر رسیدن مدّتش، و کامل شدن روزهایش از ما جدا شد. پس ما او را وداع میکنیم؛ وداع کسی که
هجرانش بر ما سخت و غمانگیز است، و روگرداندنش ما را غم زده و دچار وحشت کرد. برای او برعهدۀ ما پیمانی محفوظ، و حرمتی در خور رعایت، و حقی واجب الاداء لازم شد. بر این اساس میگوییم: سلام بر تو ای بزرگترین ماه خدا! و ای عید دوستانش!.
سلام بر تو ای از میان اوقات، گرامیترین همنشین! و ای بهترین ماه در ایام و ساعات! سلام بر تو؛ ماهی که در آن آرزوها و حاجات، به برآورده شدن نزدیک است، و اعمالی که موجب خشنودی خداست در آن پخش شده. سلام بر تو؛ همنشینی که هنگام موجود بودن منزلتش بزرگ، و وقت مفقود شدن فقدانش دردناک، و مایۀ امیدی که دوریش رنج آور است. سلام بر تو همدمی که چون رو کند، مونس گردد و مسرور و شاد کند، و زمانی که سپری شود، به وحشت اندازد، و دلها را به درد آورد. سلام بر تو، همسایهای که دلها در آن نرم، و گناهان در او کم شد.
سلام بر تو یاوری که ما را در مبارزۀ با شیطان یاری داد، و رفیقی که راههای احسان را هموار و آسان ساخت. سلام بر تو، چه بسیارند آزادشدگان خدا در تو، و چه خوشبخت است کسی که حرمتت را محض وجود خودت رعایت کرد. سلام بر تو، چه بسیار گناهان را محو کردی و چه بسیار عیبها را پوشاندی. سلام بر تو، چه طولانی بودی بر گناهکاران و چه با هیبت بودی در قلوب اهل ایمان.
سلام بر تو؛ ماهی که تمام زمانها قدرت رقابت با او را ندارند. سلام بر تو؛ ماهی که نسبت به هر کاری مایۀ سلامتی است. سلام بر تو؛ که مصاحبت و همنشینیاش ناپسند، و معاشرتش نکوهیده نیست. سلام بر تو، چنانکه با برکات بر ما وارد شدی، و چرک خطاها را از ما شستی. سلام بر تو که وداع با تو؛ نه از باب خستگی، و فراغت از روزهات، نه به خاطر ملالت است. سلام بر تو که قبل
از آمدنش خواستارش بودیم، و پیش از رفتنش بر او اندوهگینیم. سلام بر تو، چه بدیها که به سبب تو از ما برطرف شد و چه خوبیها که به وسیلۀ تو بر ما فرو ریخت. سلام بر تو، و بر شب قدری که از هزار ماه بهتر است. سلام بر تو، دیروز نسبت به تو چه حریص بودیم، و فردا به سوی تو چه بسیار شوق داریم. سلام بر تو و بر فضیلتت که از آن محروم شدیم و بر برکات گذشتهات که از ما گرفته شد.
خدایا! ما اهل این ماهیم، که ما را به سبب آن شرافت و بزرگی بخشیدی، و با لطف و احسانت بر انجام اعمالش ما را موفّق فرمودی. هنگامی که تیره بختان وقتش را نشناختند، و از بخت بدشان، از فضیلتش محروم شدند. تویی صاحب اختیار و سرپرست، که ما را به شناسایی آن برگزیدی، و به راه و روش آن هدایتمان کردی، و ما به توفیق تو، با همۀ کوتاهی و تقصیر، عهده دار روز و شب زندهداری او شدیم، و در آن اندکی از بسیار را به جا آوردیم.
خدایا! تو را سپاس؛ در حالی که به بدیهامان اقرار، و به ضایع کردن ماه مبارک و هم چنین به تباه کردن اعمالمان اعتراف داریم، و برای تو در دلهامان پشیمانی پا برجا و ثابت، و در زبانمان عذر صادقانه قرار دارد. بر این اساس در برابر تقصیر و تفریطی که در این ماه گریبانگیر ما شد، پاداشی عنایت کن که از پرتو آن پاداش فضیلت دلخواهمان را در این ماه به دست آوردیم، و اندوختههای گوناگون را که مورد علاقه است عوض بستانیم، و عذر ما را در کوتاهی از ادای حقّت بپذیر، و عمرهای ما را، که پیش روی ماست، به ماه رمضان آینده برسان، و چون ما را به آن رساندی، بر انجام عبادتی که شایستۀ توست یاریمان فرما، و به انجام طاعتی که سزاوار آن ماه است برسان، و عمل شایستهای که موجب تدارک حق توست، در آن دو ماه از ماههای روزگار به دست ما جاری فرما.
خدایا! در هر گونه لغزشی که در این ماه رمضانمان وارد شدیم از گناه
کوچک یا بزرگ، یا معصیتی که در آن مرتکب شدیم، یا خطایی که در آن کسب کردیم، از روی عمد، یا فراموشی، که در آن به خود ستم روا داشتیم، یا به آن پردۀ حرمت دیگری را دریدیم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را به پرده پوشیت بپوشان، و به گذشتت از ما بگذر، و ما را به خاطر گناهی که کردیم، در برابر دیدۀ شماتت کنندگان قرار مده، و زبان طعنه زنندگان را به روی ما باز مکن، و ما از باب رأفت و لطفت که پایان نمیپذیرد، و بر پایۀ احسانت که کاستی ندارد، به اعمالی بدار که باعث ریزش گناهان، و کفارّه اموری شود که در این ماه، از ما ناپسند شمردی.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست، و مصیبت از دست رفتن رمضانمان را جبران کن و روز عید و فطرمان را بر ما مبارک فرما، و آن را از بهترین روزهایی که بر ما گذشته قرار ده، جلب کنندهترین روز نسبت به عفو، و محو کنندهترین زمان برای گناه، و معاصی پنهان و آشکارمان را بیامرز.
خدایا! با گذشتن این ماه از خطاهای ما بگذر، و با خارج شدنش، ما را از گناهانمان خارج کن، و ما را از خوشبختترین اهل این ماه به آن و پرنصیبترین آنان در آن، و بهرهمندترین ایشان از آن قرار ده.
خدایا! کسی که این ماه را آن طور که میبایست رعایت کرد، و احترامش را به نحوی که شایسته بود حفظ نمود، و حدودش را به صورتی که سزاوار بود به پای داشت، و از گناهانش به طور کامل پرهیز کرد یا به وسیلۀ عمل خالصی به تو تقرّب جست، عملی که موجب خشنودیت، و معطوف کردن رحمتت بر اوست، پس مانند آنچه به او بخشیدی، بر ما هم از توانگریت ببخش، و چندین برابر آن را از احسانت به ما عطا کن. مسلماً احسانت کاستی نمیپذیرد، و خزاینت نقصان پیدا نمیکند؛ بلکه افزون میشود، و همانا معادن احسانت از بین نمیرود، و قطعاً عطای تو عطایی است گوارا.
خدایا! بر محمد و آلش درود فرست و برای ما پاداشی، همانند پاداش کسی که این ماه را روزه گرفت، یا در آن تا روز قیامت به بندگیت برخاست، ثبت فرما.
خدایا! در روز فطرمان که آن را برای مؤمنین عید و سرور، و برای اهل آیینت روز اجتماع و گردهمایی قرار دادی، به درگاهت از هر گناهی که مرتکب شدیم، یا کار زشتی که از پیش فرستادیم، یا اندیشه سوئی که در باطنمان پنهان داشتیم، توبه میکنیم؛ توبۀ کسی که خیال بازگشت به گناه را ندارد، و پس از آن به دامن خطایی بر نمیگردد؛ توبهای خالص که از شک و تردید پاک باشد؛ پس آن را از ما بپذیر و از ما خشنود باش، و ما را بر آن توبه ثابت قدم دار.
خدایا! ترس از عذاب وعده شده، و شوق ثواب موعود را روزی ما فرما، تا لذّت آنچه که از تو میخواهیم و اندوه آنچه که از آن به تو پناه میبریم در یابیم، و ما را نزد خود از توبه کنندگانی که محبّتت را بر آنان ختم کردی، و بازگشت به طاعتت را از ایشان پذیرفتی قرار ده؛ ای عادلترین عادلان!
خدایا! از تمام پدران و مادران و اهل دینمان بگذر؛ چه هر که از ایشان درگذشته، و چه آنها که تا روز قیامت خواهند آمد.
خدایا! بر محمد پیامبر ما و آلش درود فرست؛ همان گونه که بر فرشتگان مقربت درود فرستادی، و بر او و آلش درود فرست؛ همان گونه که بر پیامبران مرسلت درود فرستادی، و بر او و آلش درود فرست؛ همان گونه که بر بندگان شایستهات درود فرستادی، و برتر و بهتر از آن را، ای پروردگار جهانیان، درودی که برکتش به ما رسد، و سودش نصیب ما شود، و به خاطر آن دعایمان مستجاب گردد. تو بزرگوارتر کسی هستی که به او روی آورده شده، و بینیاز کنندهتر کسی هستی که به او اعتماد شده، و بخشندهتر کسی هستی که احسانش درخواست شده، و تو بر هر کاری توانایی.
ای آن که رحم میکند به کسی که بندگان به او رحم نمیکنند! ای آن که میپذیرد کسی را که کشورها نمیپذیرند! ای آن که نیازمندان درگاهش را حقیر و کوچک نمیشمرد! ای آن که اصرار کنندگان به پیشگاهش را ناامید نمیکند! ای آن که دست ردّ به سینۀ کسانی که عمل خود را در برابر حضرتش بزرگ میشمارند نمیزند! ای آن که ارمغان و هدیه کوچک را میپذیرد، و اندک کاری که برایش انجام میگیرد، سپاس مینهد! و ای آن که عمل کم را قدرشناسی میکند، و پاداش بزرگ میدهد! و ای آن که هر که به او نزدیک شود، به او نزدیک میشود! و ای آن که هر که را از او روی گردانده، به سوی خود میخواند! و ای آن که نعمت را تغییر نمیدهد، و به انتقام شتاب نمیورزد! و ای آن که نیکی را به بار مینشاند تا آن را بیفزاید، و از بدی میگذرد تا آن را محو و نابود کند!
آرزوها پیش از رسیدن به نهایت کرمت، حاجت روا برگشتند، و ظرفهای طلب به فیض بخششت لبریز شدند و اوصاف پیش از رسیدن به وصفت، از هم گسیختند. برتری در بالاترین مرتبهاش، که فراز هر برتری است مخصوص توست، و جلال امجد که فوق هر جلال است، ویژۀ توست. هر بزرگی نزد تو
کوچک و هر شریفی در کنار شرفت حقیر است.
آنان که به سوی غیر تو کوچ کردند، ناامید شدند، و آنان که جز تو را خواستند، به خسارت نشستند، و آنان که به درگاه غیر تو فرود آمدند، تباه شدند، و نعمت خواهان جز آنان که از فضل و احسان تو نعمت خواستند، دچار تهی دستی و قحطی شدند. باب رحمتت به روی علاقهمندان باز، وجود و سخایت برای گدایان رایگان، و فریاد رسیت به فریاد خواهان نزدیک است.
آرزومندان از تو نومید نمیشوند، و درخواست کنندگان از عطایت مأیوس نمیگردند، و آمرزش خواهان به کیفرت، بدبخت نمیشوند.
سفرۀ روزیت برای گنهکاران پهن است، و بردباریت به جانب کسی که با تو دشمنی ورزید، روی آورنده است. عادتت احسان به بدکاران، و راه و روشت مهلت به متجاوزان است، تا جایی که مدارایت، اینان را از بازگشت و توبه به درگاهت فریب داده و غافل ساخته، و مهلت دادنت، ایشان را از خودداری از گناه باز داشته. جز این نیست که آنان را فرصت دادی، به خاطر این که به فرمانت باز گردند، و محض اطمینان به دوام فرمانرواییت مهلتشان دادی.
پس آن که اهل سعادت بود، فرجام کارش را به سعادت ختم کردی، و آن که اهل بدبختی بود، به بدبختیاش و اگذاشتی. همۀ اینان چه سعادتمندان و چه شقاوتمندان به حکم و حکومت تو باز میگردند، و کارشان منتهی به فرمان تو میشود. طولانی شدن زمان زندگی گنهکاران، قدرت پادشاهیت را سست نمیکند، و شتاب نورزیدن در عقوبت و بازپرسی آنان، برهان و دلیلت را باطل نمیسازد. حجّتت استوار و پابرجاست و باطل نگردد، و پادشاهیت ثابت و همیشگی است و از بین نمیرود. پس عذاب دائم بر کسی که از تو روی تافت، و نومیدی ذلّت بار برای کسی که از تو نومید شد، و بدترین تیره بختی برای کسی که به رحمت و کرم تو مغرور گشت.
چه بسیار دگرگونیهایی که در عذابت برای او هست، و چه بسیار زمان طولانی و درازی که در عرصۀ کیفرت رفت و آمد خواهد داشت، و فرج و گشایش از چنین انسانی چه اندازه دور است، و از رهایی یافتن از جهنّم به آسانی و سهولت، چه بسیار ناامید است. این مجازاتها، بر اساس عدالت در حکم توست که در آن ستم نمیکنی، و از انصاف در فرمان توست که ظلمی در آن روا نمیداری. همانا حجتهایت را برای بیداری مردم، پی در پی آوردی و دلیل و عذرت را به سوی آنان فرستادی، و تهدیدت را یادآور شدی، و در ترغیب بندگان به ایمان و عمل، لطف و مدارا را به کار گرفتی، و برای بیداری آنان مثلها زدی، و مهلت به مردم را طولانی کردی. کیفر را به تأخیر انداختی، در حالی که بر شتابِ به عذاب توانا بودی، و فرصت دادی در صورتی که بر عجله قدرت داشتی.
مدارایت از روی ناتوانی، و مهلت دادنت از باب سستی، و خودداریت به خاطر غفلت، و به تأخیر انداختنت از روی مدارا و سازش نبود؛ بلکه برای این بوده که حجتت رساتر، و بزرگواریت کاملتر، و احسانت فراگیرتر، و نعمتت تمامتر باشد. تمام اینها بود و هست، و میباشد و خواهد بود. حجتت برتر از آن است، که بتوان همۀ آن را به دایرۀ وصف کشید، و بزرگیت بالاتر از آن است که بتوان به عمق و ژرفای آن رسید، و نعمتت بیش از آن است که کمترینش سپاس شود.
اکنون نبود زبان سخن، مرا از سپاسگزاریت ناتوان ساخته و خودداری از بزرگداشتت، مرا عاجز و ناتوان کرده، و نهایت قدرتم این است که به درماندگی از سپاست اقرار کنم.
ای خدای من! این درماندگی از سپاس نه از بیرغبتی؛ بلکه از ناتوانی من است. اینک منم که آمدن به درگاه تو را قصد میکنم، و از حضرتت توقع
پذیرایی نیک دارم. پس بر محمد و آلش درود فرست، و رازم را بشنو، و دعایم را مستجاب کن، و روزم را به نومیدی ختم مفرما، و نسبت به گداییم، دست ردّ به سینهام نزن، و رفتنم را از نزدت، و بازگشتم را به سویت گرامی دار؛ زیرا هر چه را اراده کنی، از انجامش دچار سختی نمیشوی، و در برآوردن آنچه از تو خواسته شود، عاجز نمیباشی، و تو بر هر کاری توانایی، و حول و قوّهای نیست جز به خدای بلند مرتبۀ بزرگ.
خدا را سپاس، که مالک و مدبّر جهانیان است. خدایا! سپاس ویژه توست؛ ای پدید آورندۀ آسمانها و زمین! ای صاحب جلال و اکرام! ای مالک همۀ اربابان و ای معبود هر معبود و خالق هر مخلوق و وارث هر چیز! چیزی شبیه او نیست و علم چیزی از او پنهان نمیماند، و او به هر چیز احاطه دارد، و او بر هر چیز نگهبان است، تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، و یکتا و یگانهای، فرد تنهایی. و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بزرگوار و ارجمندی، بزرگ و باعظمتی، کبیر و متکبّری، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بلند مرتبه و بلند پایهای، در انتقامگیری سخت و شدیدی، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بخشنده و مهربانی، دانا و درست کاری، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، شنوا و بینایی، ازلی و آگاهی، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، بزرگوار و بزرگوارتری، همیشگی و جاودانهتری، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، اوّلی پیش از هر کس، و آخری پس از هر عدد، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، نزدیک در عین بلندی مقامش، و بلند مقام در عین نزدیکیاش، و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست، صاحب زیبایی و بزرگواری، و کبریایی و حمدی.
و تویی خدایی که جز تو خدایی نیست که همه چیز را بدون مایه و اصل پدید آوردی، و آنچه را صورت و شکل دادی، بدون نمونه برداری از چیزی شکل دادی، و آفریدهها را بدون اقتباس از نقشهای آفریدی. تویی که هر چیز را در نیکوترین وضع، اندازهگیری کردی، و هر چیز را، از نظر تمام خصوصیات رو به راه فرمودی، و امور ماسوای خود را سامان دادی، تویی که در ایجاد موجودات شریکی یاریت نداد، و در کارت وزیری به پشتیبانیت برنخاست. و برایت در امور آفرینش شاهد و نظیری نبود، تویی که اراده کردی، پس هر چه را اراده کردی حتمی و قطعی شد، و قضاوت فرمودی، و آنچه را قضاوت کردی بر اساس عدالت بود، و حکم کردی، و آنچه را حکم کردی بر پایۀ انصاف بود.
تویی که مکانی تو را فرا نمیگیرد، و سلطنتی در برابر سلطنتت به پا نخاست، و برهان و بیانی عاجزت نساخت. تویی که هر چیز را به شمار آوردی، و برای هر چیزی مدت قرار دادی، و هر چیز را به خوبی اندازه گرفتی.
تویی که دست اندیشهها از رسیدن به ژرفای ذاتت کوتاه است، و فهمها از درک چگونگیات ناتوان است، و دیدهها جای کجاییت را در نیابند. تویی که ابتدا و انتهایی نداری تا محدود شوی، و مانند موجودات نیستی که پس از عدم موجود شده باشی، و فرزندی نیاوردی، تا زاییده شده باشی، تویی که برایت همتایی نیست تا با تو به ستیز برخیزد، و همانندی برایت نیست تا در قدرت و سطوت و توانایی، با تو پهلو به پهلو زند، و نظیری برایت نیست، تا با تو از در مخالفت برآید. تویی که آغاز کرد و اختراع نمود، و پدید آورد و بدون نمونه آفرید و محکم و نیکو قرار داد ساختن آنچه را ساخت.
منزّه و پاکی؛ چه بزرگ است شأنت و چه بلند است در میان جایگاهها، جایگاهت، و چه آشکار کننده به حق است قرآنت، و موازینی که برای جدا کردن حق از باطل قرار دادهای.
منزّه و پاک و مهربانی که چه بسیار است مهربانیت، و رئوفی که چه بسیار است رأفتت، و حکیمی که چه بسیار است شناساییات.
منزّه و پاکی؛ پادشاهی که دست معارضی به مرز پادشاهیت نرسد و بخشندهای که سفرۀ بخشندگیت چه پهناور است؛ و بلند مرتبهای، چه بلند مرتبه است رفعتت.
تو صاحب زیبایی و بزرگواریو کبریایی و حمدی. منزّه و پاکی، دست قدرتت را به عطا کردن خوبیها گشودی، و هدایت از نزد تو شناخته شد، پس هر که تو را برای دین، یا دنیا بخواهد مییابدت.
منزّه و پاکی، هر کس در عرصۀ علم تو قرار گرفته، برایت فروتنی کرد و جمع آفریدههایت، در برابر بزرگیت تواضع کردند، و همۀ مخلوقاتت در پیشگاه تو گردن بند تسلیم به گردن انداختند.
منزّه و پاکی، به حواس ظاهری درک نشوی و به حواس درون در نیایی، و به اعضا و جوارح لمس نگردی. مورد نیرنگ و کید واقع نگردی، از بزرگی و عظمتت کنار زده نشوی، در معرض نزاع و مغلوبیت و جدال و فریب و مکر قرار نگیری.
منزّه و پاکی، راهت روشن و هموار، دستورت هدایت است، و تو زنده و آقا و بینیازی.
منزّه و پاکی، گفتارت درست و استوار، و قضایت قطعی، و ارادهات جزمی و مسلّم است.
منزّه و پاکی در برابر مشیتت ردّ کنندهای نیست و در مقابل کلماتت، تبدیل کنندهای وجود ندارد.
منزّه و پاکی ای صاحب آیات روشن! ای به وجود آورندۀ آسمانها! ای آفرینندۀ موجودات!
تو را سپاس، سپاسی که جاودانگیش به جاودانگیت ادامه پیدا کند و تو را سپاس؛ سپاسی که همراه نعمتت پاینده باشد، و تو را سپاس؛ سپاسی که با شمارۀ آفریدههایت برابری کند، و تو را سپاس؛ سپاسی که بر خشنودیت بیفزاید، و تو را سپاس؛ سپاسی که با سپاس هر سپاسگزاری توأم باشد، و شکری که شکر هر شاکری از آن کوتاه آید.
سپاسی که سزاوار غیر تو نباشد، و به وسیلۀ آن جز به تو تقرّب جسته نشود؛ سپاسی که باعث دوام سپاس اول، و علت درخواست دوام سپاس آخر شود؛ سپاسی که بر اساس گردش زمانها چند برابر گردد، و به افزایشهای پی در پی فزونی یابد؛ سپاسی که حافظان اعمال از شمردنش ناتوان شوند، و بر آنچه کاتبان اعمال در کتاب تو مینویسند، افزون گردد؛ سپاسی که با عرش مجیدت برابر، و با کرسی بلندت معادل شود؛ سپاسی که پاداشش از جانب تو کامل گردد، و مزدش همۀ مزدها را فرا گیرد.
سپاسی که ظاهرش موافق باطنش، و باطنش موافق صدق نیت باشد؛ سپاسی که هیچ آفریدهای مانند آن را به جا نیاورده، و کسی جز تو ارزشش را نشناسد، سپاسی که هر کس در فراوان آوردنش بکوشد یاری شود، و هر کس در کامل آوردنش نهایت جدیّت را به کار برد، تأیید گردد، سپاسی که هر چه سپاس آفریدهای دارا باشد، و هر چه را پس از آن به وجود آوری، در برگیرد؛ سپاسی که هیچ سپاس به کلامت از آن نزدیکتر، و هیچ کس از آن کسی که این گونه سپاس میگوید، سپاسگزارتر نباشد، سپاسی که به سبب کرمت و محض کثرتش، باعث فزونی نعمت شود، و از باب احسان، پس از هر فزونی آن را به فزونی دیگر رسانی؛ سپاسی که شایستۀ ذات کریمت باشد، و با عزّ جلالت برابری کند.
پروردگارا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ آن انسان پسندیده؛ برگزیده؛ گرامی و مقرّب، برترین درودهایت را، و بر او برکت نازل کن؛ کاملترین
برکاتت را، و بر او رحمت آر؛ پر بهرهترین رحمتهایت را.
پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی فزونپذیر، که درودی فزون پذیرتر از آن نباشد، و بر او درودی فزاینده فرست، که درودی فزایندهتر از آن نباشد، و بر او درود فرست، درودی پسندیده، که درودی بالاتر از آن نباشد.
پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودی که او را خشنود کند و بر خشنودیش بیفزاید، و بر او درود فرست؛ درودی که تو را خشنود کند، و بر خشنودیت به خاطر او بیفزاید، و بر او درود فرست؛ درودی که برای او جز به آن خشنود نشوی، و غیر او کسی را شایستۀ آن ندانی.
پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست؛ درودی که از خشنودی تو فرا رود، و پیوندش به بقای تو وصل شود، و پایان نپذیرد، چنانکه کلمات تو پایان نمیپذیرد.
پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست، درودی که درود فرشتگان و پیامبران و رسولان، و اهل طاعتت را به رشتۀ نظم درآورد، و شامل درود بندگانت، از جن و انس و پذیرندگان دعوتت گردد، و درود هر که را از انواع آفریدههایت به وجود آوردی و پدید کردی، گرد آورد.
پروردگارا! بر او و آلش درود فرست؛ درودی که هر درود گذشته و جدید را در برگیرد، و بر او و آلش درود فرست؛ درودی که نزد تو و غیر تو پسندیده باشد، و علاوۀ بر آن درودهایی را ایجاد کنی که در کنارش درودهای گذشته را چند برابر کنی، و با گذشت روزگاران چندان بر آن بیفزایی، که کسی جز تو نتواند آن را به شماره آورد.
پروردگارا! بر پاکیزهتران از اهل بیت او درود فرست؛ اهل بیتی که برای اجرای فرمانت انتخاب کردی، و آنان را خزانه داران دانشت، و حافظان دینت، و
جانشینانت در زمینت، و حجتهایت بر بندگانت قرار دادی، و آنان را به ارادهات، از پلیدی و آلودگی به طور کامل پاک کردی، و وجود مبارکشان را وسیلهای به سوی خود، و راه مستقیمت به جانب بهشتت قرار دادی.
پروردگارا! بر محمّد و آلش درود فرست؛ درودی که به سبب آن، بخشش و بزرگواریت را در حق آنان بزرگ گردانی، و عطا و بخششهای افزونت را برای آنان کامل گردانی، و نصیب آنان را از نیکیها و بهرههایت سرشار فرمایی.
پروردگارا! بر پیامبر و آلش درود فرست؛ درودی که آغازش را مرزی، و مدتش را پایانی، و آخرش را نهایتی نباشد.
پروردگارا! بر آنان درود فرست؛ هم پایۀ عرش؛ و آنچه غیر عرش است به گنجایش آسمانها و آنچه فوق آنهاست؛ درودی که آنان را به قرب تو رساند، و مایۀ خشنودی تو و آنان شود، و برای همیشه به نظایر و امثال آن متّصل گردد.
خدایا! تو در هر زمان، دینت را به وجود امامی یاری دادی، زمانی که او را نشانهای برای بندگانت جهت یافتن راه حق و مشعلی فروزان در سرزمینهایت برپا داشتی، پس از آن که رشتۀ ارتباطش را به رشتۀ ارتباط خود پیوند دادی، و او را سبب دست یابی به خشنودیت قرار دادی، و طاعتش را واجب و از نافرمانیش بیم دادی، و مردم را به فرمان بردن از دستوراتش و باز ایستادن از نهیش، و پیشی نجستن بر حضرتش، و پس نماندن از وجود مقدسش دستور دادی. آری، امام انتخاب شدۀ تو، پناه پناهندگان و ملجأ مؤمنان، و دستگیرۀ چنگ زنندگان، و زیبایی جهانیان است.
خدایا! سپاس گزاردن نعمتهایی که به ولیّت عنایت کردی، به او الهام فرما و ما را نیز به سپاسگزاری نعمت وجود ولی الهام کن، و از جانب خویش به حضرت او، قدرت و سلطنت یاری دهنده عنایت فرما، و درِ فتح و پیروزیِ آسانی را به رویش بگشا. و او را به نیرومندترین تکیه گاه خود یاری ده، پشتش
را محکم و بازویش را قوی فرما، و به نظر عنایت و لطفت او را در سایۀ رعایتت قرار ده، و به حفظت او را حمایت کن، و به فرشتگانت او را یاری ده، و به نیرومندترین سپاهت مددش فرما، و به وسیلۀ او قرآنت و حدودت و شرایعت، و روشهای رسولت را - که درودت بر او و آلش - به پادار. آنچه از نشانههای دینت را ستمکاران میراندهاند، به وجود امام زنده کن، و به وسیلۀ او زنگار ستم را از راهت پاک کن، و ناهمواری را از جادّهات برطرف فرما، و منحرفین از راهت را از میان بردار، و آنان که قصد ایجاد کجی و اعوجاج در دینت را دارند هلاک کن، و دلش را نسبت به دوستانت نرم، و دست قدرتش را علیه دشمنانت گشوده ساز، و مهربانی و رحمت و عطوفت و دل سوزیش را به ما ببخش، و ما را نسبت به او شنوا و فرمانبردار و در راه به دست آوردن خشنودیش کوشا، و در یاری و دفاع از او مددکار قرار ده، تا به وسیلۀ این امور، به تو و به رسولت که درودت بر او و آلش باد، تقرّب جوییم.
خدایا! بر دوستان محمّد و آل محمّد درود فرست؛ دوستانی که به مقامشان اقرار دارند؛ پیرو راهشان هستند؛ دنبالهرو آثارشان میباشند، چنگ زنندۀ به دستگیرۀ محکم و استوارشان هستند؛ به ولایتشان تمسّک دارند؛ به امامتشان اقتدا میکنند؛ به امرشان تسلیماند، در فرمانبرداری از آنان کوشایند؛ منتظر حکومت و قدرت پیروزی آنانند؛ چشم دوختۀ به ایشانند. درودهای مبارک، پاکیزه، فزایندۀ صبحگاهان و شامگاهان بر آنان باد و بر ارواحشان درود فرست، و کارشان را بر اساس تقوا فراهم آور، و شؤون زندگی و احوالشان را اصلاح کن و توبۀ آنان را بپذیر؛ همانا تو بسیار توبهپذیر و مهربانی، و بهترین آمرزندگانی، و ما را به رحمتت همراه آنان در جایگاه امن و امان قرار ده، ای مهربانترین مهربانان!
خدایا! این روز، روز عرفه است؛ روزی که آن را شرافت و کرامت و عظمت
دادی؛ سفرۀ رحمتت را در آن گستردی و در آن به عفوت بر بندگان منّت نهادی، و عطایت را در آن بزرگ کردی، و به وسیلۀ آن بر بندگانت تفضّل و احسان فرمودی.
خدایا! من بندۀ تو هستم که پیش از آفریدنش، و پس از به وجود آمدنش، بر او انعام کردی؛ پس او را از جملۀ کسانی قرار دادی، که به آیینت هدایت کردی، و برای ادای حقّت توفیقش دادی، و با ریسمان رحمت و لطفت حفظش کردی، و در حزب خود واردش کردی و به دوستی دوستانت و به دشمنی دشمنانت ارشادش کردی. سپس او را دستور دادی، ولی فرمان نبرد. از زشتیها بازش داشتی، ولی باز نایستاد. از معصیتت نهیش فرمودی، ولی امرت را مخالفت کرد و به جانب نهیت شتافت، نه از باب دشمنی با تو و گردنکشی در برابر تو؛ بلکه هوای نفسش او را به چیزی دعوت کرد که تواش از آن دور کردی و بر حذر داشتی، و دشمنت و دشمنش او را در این زمینه کمک داد، تا در عین معرفت به تهدیدت بر گناه اقدام کند، در حالی که به عفوت امیدوار، و به گذشتت اطمینان داشت. در صورتی که او با این همه محبّتی که در حقش مبذول داشتی، و این همه نعمتی که به او بخشیدی، سزاوارترین بندگانت بود که مرتکب معصیت نشود، و قدم در عرصۀ گناه نگذارد.
اینک منم که در برابرت قرار دارم، خوار، ذلیل، فروتن، متواضع، ترسان، و معترف به گناهان بزرگی که بر دوش برداشتهام، و خطاهای سنگینی که مرتکب شدهام، در حالی که به چشم پوشیت پناهنده، و به رحمتت متمسّکم. یقین دارم که امان دهندهای مرا از عذابت امان نمیدهد، و باز دارندهای مرا از کیفرت باز نمیدارد؛ بنابراین ای که به خاطر بدکرداریم از من روگرداندهای، به من بازگرد؛ همان گونه که با پوششت نسبت به کسی که مرتکب گناه شده باز میگردی، و از عفوت به من ببخش؛ همان گونه که از عفوت به تسلیم شدۀ به
حضرتت میبخشی، و با آمرزشت بر من منّت گذار؛ همان گونه که از آمرزشت بر کسی که نسبت به تو امیدوار است منّت میگذاری. این کار در نظرت بزرگ نمیآید.
و در این روز نصیبی برایم قرار ده، که به سبب آن به بهرهای از خشنودیت دست یابم، و مرا از آنچه کوشش کنندگان در عبادتت به آن باز میگردند، - که پاداش و ثواب عظیم توست - تهی دست باز مگردان. من گرچه اعمال شایستهای که آنان پیش فرستادند، پیش نفرستادم، ولی توحیدت و نفی همانند و همتاها و شبیهها را از وجود مبارکت پیش فرستادم، و از همان درهایی که فرمان دادی از آنها وارد بر تو شوند، وارد شدم و با وسیلهای به تو تقرّب جستم که کسی جز با تقرّب به آن، به مقام قرب تو نرسد. سپس با توبه و زاری به پیشگاهت و اظهار ذلّت و مسکنت برایت، و حسن ظنّ به حضرتت، و اعتماد به آنچه که نزد توست، تقرّب جویی را دنبال کردم، و امید به تو را که کمتر امیدواری با داشتن آن نومید میشود، ضمیمۀ آن کردم و از تو درخواست کردم؛ درخواست شخص کوچک، خوار، نیازمند، تهی دست، ترسان و پناه خواه. با این حال، درخواستم از روی بیم و زاری و پناه خواهی و ملجأطلبی بود؛ نه از روی گردن کشی به مانند کبر متکبّران، و نه از روی خاطر جمعی؛ به مانند خاطر جمعی مطیعان، و نه از روی بلند پروازی؛ مانند بلند پروازی کسی که به شفاعت شفیعان مطمئن است. و من گذشته از این، کمترین کمتران و خوارترین خواران و همانند ذرّه یا کوچکتر از آنم.
ای که در کیفر بدکاران شتاب نکردی و نعمت ناز پروردگانِ غرق در عیش و نوش را منع ننمودی! ای که به گذشت از لغزش بر لغزش داران منّت مینهی، و به مهلت دادن به خطاکاران، تفضّل میورزی! منم بدکار، منحرف به گناه، خطاکار، لغزشدار. منم که از روی جرأتِ بر تو اقدام به گناه کردم. منم که از
روی عمد تو را معصیت کردم. منم که خود را به وقت گناه از بندگانت مخفی کردم؛ ولی آشکارا به مخالفت با تو برخاستم. منم که از بندگانت ترسیدم؛ ولی خود را از تو ایمن و آسوده دیدم. منم که از عذابت نهراسیدم و از عقاب و خشمت نترسیدم. منم که بر خود جنایت کردم. منم که در گرو بلاهای خود هستم.
منم که حیایم اندک است، و گرفتاری و رنجم طولانی است. به حق آن که او را از میان آفریدههایت اختیار کردی، و به کسی که برای خود برگزیدی، به حق کسی که از میان مخلوقاتت انتخاب کردی، و برای شأن خود پسندیدی، به حق کسی که طاعتش را به طاعت خود وصل کردی و نافرمانیش را هم چون نافرمانی خود قرار دادی، به حق کسی که دوستیش را به دوستیت مقرون ساختی و دشمنیش را به دشمنیت ارتباط دادی. مرا امروز به جامۀ عفو و رحمتت بپوشان؛ چون پوشاندن بر کسی که به پیشگاهت زاری و ناله کرد، و از گناهش بیزاری جست، و در حال توبه و درخواست آمرزشت به تو پناه آورد، و مرا همان گونه که اهل طاعتت و اهل قرب در درگاهت و منزلت و مقام در پیشگاهت را سرپرستی میکنی، سرپرستی کن.
و مرا مخصوص گردان، به آنچه مخصوص میگردانی کسی را که به پیمانت وفا کرده و خود را برای تو به زحمت انداخته و در به دست آوردن خشنودیت خود را خسته کرده، و مرا به خاطر کوتاهی در حقّت، و تجاوز از اندازه و قدرم نسبت به حدودت، و پا فرا گذاشتن از عرصه گاه احکامت مؤاخذه مکن، و مرا به مهلت دادنت به بلای استدراج مبتلا مکن. «استدراج عبارت است از واگذاشتن عبد به خودش تا قدم به قدم و کم کم به گناهش ادامه دهد، و در عذابش شتاب نشود تا خداوند ناگهان و غافل گیرانه او را فراگیرد.» مانند استدراج کسی که خیر و نیکی نزدش را از من بازداشته، و برای تو در رسیدن نعمتش به من حسابی باز نکرده.
مرا از خواب بیخبران، و خواب آلودگی اسراف کنندگان، و چرتِ به خود واگذاشتگان بیدار کن.
و دلم را در مسیری بر، که اطاعت کنندگان را به آن گماشتهای، و عبادت کنندگان را بر آن داشتهای، و مسامحه کاران را به آن نجات دادهای، و مرا از آنچه موجب دوری از تو میشود، و میان من و بهرهام حایل میگردد، و از آنچه نزد تو میجویم باز میدارد، پناه ده، و پوییدن راه خیرات به سویت و پیشی گرفتن به آنها را به صورتی که دستور دادی، و رقابت در آنها را به نحوی که خواستی برایم هموار کن.
و مرا در زمرۀ کسانی که تهدیدت را سبک میشمارند، و به این خاطر نابودشان میکنی نابود مکن. و همراه کسانی که متعرّض خشمت میشوند، و به این علّت هلاکشان میکنی، هلاک مکن، و در جمع کسانی که از راههایت منحرف میشوند، و به این جهت درهمشان میکوبی، درهم مکوب، و مرا از گردابهای فتنه نجات ده، و از گلوگاههای بلا خلاص کن، و از غافلگیر شدن در عرصۀ مهلت پناه ده، و بین من و دشمنی که گمراهم میکند، و هوای نفسی که نابودم مینماید، و نقصی که در تنگنایم قرار میدهد، فاصله انداز.
از من روی مگردان، هم چون روی گرداندن از کسی که پس از خشمت از او خشنود نمیشوی، و از امید به حضرتت ناامیدم مکن، تا یأس از رحمتت بر من چیره شود، و بیرون از تحمل و طاقتم نعمت به من عطا مکن، که از فزونی محبتی که بر دوش جانم میگذاری، گرانبارم کنی، و مرا از دست لطف و رحمتت رها مکن؛ هم چون رها کردن کسی که خیری در او نیست، و نیازی به او نداری، و راه بازگشتی برایش وجود ندارد، و مرا مانند کسی که از نظر التفاتت افتاده، و هم چون کسی که رسوایی از سوی تو تمام وجودش را فرا گرفته دور مینداز، بلکه مرا از سقوط در افتادگان و هول و هراس گمراهان، و لغزش فریب
خوردگان، و پرتگاه تباه شدگان حفظ فرما.
و از آنچه اصناف مردان و زنان را به آن دچار کردهای. عافیتم ده و به مقامات و درجات کسی برسان، که به او عنایت داشتی، و نعمتش بخشیدی، و از وی خشنود شدی، و برایش زندگی ستوده و خوبی تدارک دیدی، و او را سعادتمند از دنیا بردی، و گردن بند قطع شدن از آنچه خوبیها را تباه میکند، و برکات را از بین میبرد، به گردنم انداز، و پردۀ باز ایستادن از زشتیها، و رسواییهای گناهان را بر قلبم بپوشان، و مرا به کاری هم چون طلب رزق و روزی، و پیگیری امور دنیا و مانند آن، که جز با کمک تو به آن نمیرسم، چنان سرگرم و مشغول مکن تا از عبادت و طاعتی که غیر آن، تو را از من خشنود نمیکند باز مانم.
و از سویدای قلبم، عشق دنیای پست را که مرا از آنچه نزد توست باز میدارد، و از طلب وسیله برای رسیدن به پیشگاهت مانع میشود، و از به دست آوردن مقام قرب به تو بیخبر میکند ریشه کن فرما، و تنها شدن برای راز و نیاز با خودت را، شب و روز را در نظرم بیارای، و به من مقام عصمت و خود نگاه داری و پرهیزی که وجودم را به خشیتت نزدیک میکند، و از ارتکاب محرّمات جدایم میسازد، و از اسارت گناهان کبیره آزادم میکند، عنایت فرما، و پاک شدن از آلودگی گناه را به من ببخش، و چرک خطاها را از وجودم بزدای، و مرا به جامۀ عافیتت بپوشان.
و ردای عفوت را در برم کن، و به نعمتهای کامل و فراگیرت فراگیر، و احسان و نعمتت را پی در پی به من برسان، و به توفیق و راهنماییت یاریم فرما، و بر نیّت شایسته و گفتار پسندیده و عمل نیک نصرتم ده، و مرا بدون قدرت و تواناییت به قدرت و توانایی وامگذار.
و روزی که مرا برای دیدارت برانگیزی خوار مکن، و پیش روی دوستانت
رسوا مساز، و یادت را از خاطرم به دست فراموشی مسپار، و نیروی ادای شکرت را از من سلب مکن؛ بلکه در حالات فراموشی، هنگام فراموشیهای نادانان نسبت به نعمتهایت، مرا ملازم شکر و سپاسگزاریت قرار ده، و به من الهام کن که به ستایش بر آنچه عطایم کردهای برخیزم، و نسبت به احسانی که به من فرمودهای اعتراف کنم. رغبتم را به سویت بالاتر از رغبت راغبان، و سپاسم را نسبت به حضرتت، برتر از سپاس سپاسگزاران قرار ده.
و مرا هنگام نیاز به سویت وامگذار، و به خاطر گناهانی که به پیشگاهت ریختهام هلاکم مکن، و آن گونه که با دشمنانت برخورد بد کردی، با من مکن؛ چرا که من تسلیم و سر سپرده توام. میدانم که تو را بر من از هر جهت حجّت است. تو از همه کس به بخشش سزاوارتری، و به احسان خو کردهتری، و اهل تقوا و آمرزشی.
و به عفو کردن شایستهتر از عذاب کردنی، و به پرده پوشی، از پرده دری نزدیکتری. بر این اساس مرا زنده دار؛ به زندگی پاکیزهای که بر آنچه از خیر دنیا و آخرت میخواهم بپیوندد، و به آنچه دوست دارم برساند؛ آن گونه که هیچ عملی که آن را ناپسند میداری، انجام ندهم و آنچه را نهی کردهای مرتکب نشوم، و مرا بمیران مانند میراندن کسی که نورش از پیش رویش، و از جانب راستش حرکت میکند.
و مرا پیش رویت ذلیل و نزد بندگانت عزیز فرما. هنگامی که با تو خلوت میکنم، حقیر و پستم کن؛ ولی در میان بندگانت بلند مرتبهام فرما.
از آن که از من بینیاز است بینیازم کن، و بر نداری و تهیدستیم در پیشگاه خود بیفزا، و از سرزنش دشمنان، و نزول بلا و خواری و رنج پناهم ده.
گناهانی را که از من خبر داری، بر من بپوشان؛ آن گونه که توانای بر انتقام میپوشاند؛ توانایی که اگر بردباریش نبود، انتقام میگرفت، و مؤاخذه کنندۀ بر
گناه بود، اگر مدارایش نبود.
و زمانی که در حق قومی، فتنه یا بدی بخواهی، مرا از باب این که به تو پناه آوردهام، از آن فتنه و بدی نجات ده، و چون مرا در دنیایت، در موقف رسوایی به پا نداشتی، به همان صورت در جهان آخرت در چنان موقفی به پا مدار.
برای من اوایل نعمتهایت را به اواخر آن، و سودهای دیرینهات را با تازههای آن توأم ساز.
آن قدر مهلتم مده که در کنار آن سنگدل شوم، و مرا دچار بلای کوبندهای مکن که محض آن آبرویم از بین برود، و بر من داغ پستی و حقارت مزن که به خاطر آن ارزشم ناچیز شود، و نقصی در من قرار مده، که به سبب آن قدر و منزلتم مجهول ماند، و آن چنانم مترسان که به وسیلۀ آن ناامید شوم، و آن گونه بیمم مده که در برابرش هراسناک گردم.
ترسم را در تهدیدت و پرهیزم را از اتمام حجّت و هشدارت، و بیمم را هنگام تلاوت آیاتت قرار ده.
شبم را به بیدار کردنم برای بندگیت، تنهاییم را برای شب زنده داری به خاطر حضرتت، و مجرّد بودنم را برای انس گرفتن به وجود مقدّست، و فرود آوردن حاجاتم به درگاهت، و روبهرو شدنم را با ذات مبارکت برای آزاد شدنم از آتش، و پناه دادنم را از عذابت که اهل جهنّم در آنند، آبادی زندگیم قرار ده.
و مرا تا زمان مرگم در سرکشیم سرگردان و در گرداب نادانیم بیخبر وامگذار، و بر اثر خلاف کاریها، مایۀ پند برای کسی که پند پذیرد، و عبرت برای کسی که عبرت گیرد، و سبب فتنه و آزمایش برای کسی که نظر کند قرار مده.
و با من در زمرۀ کسانی که با آنان مکر میکنی، مکر مکن، و در ایمان و عمل دیگری را به جای من انتخاب مکن، و نامم را از دفتر سعادتمندان تغییر مده، و
بدنم را دگرگون مساز، و مرا مضحکۀ بندگانت و مسخرۀ خود قرار مده، و مرا جز برای دنبال کردن خشنودیت و انتقام گرفتن از دشمنانت به خدمت مگیر.
و مرا از خنکی عفوت و شیرینی رحمتت، و روح و ریحانت و بهشت دائمیت کامیاب کن، و به سبب گشایشی از توانگریت، مزۀ فراغت از دل مشغولی نسبت به دنیا و آنچه در آن است، و پرداختن به اموری که دوست داری، و نیز طعم کوشش نسبت به آنچه عامل تقرّب به پیشگاه تو و در نزد توست به من بچشان، و ارمغانی از ارمغانهایت را نصیب من فرما.
و تجارتم را سودمند و بازگشتم را به قیامت بیخسارت قرار ده، و مرا از مقامت بیمناک و به لقایت مشتاق فرما، و به من توفیق توبه عنایت کن؛ توبهای خالص که با آن هیچ گناه بزرگ و کوچکی را باقی نگذار، و هیچ گناه آشکار و پنهانم را وامگذار، و کینۀ مؤمنان را از دلم ریشه کن فرما، و دلم را نسبت به فروتنان مهربان کن و با من چنان باش که با شایستگانی.
و به زیور پرهیزکارانم بیارای، و برایم یاد خوبی در باقی ماندگان و آوازۀ روزافزونی در میان آیندگان قرار ده، و مرا از نظر مقام و منزلت، در عرصه گاه پیشتازان به ایمان و عمل درآور، و گستردگی نعمتت را بر من کامل کن، و کرامتهای نعمتت را نزد من پی در پی قرار ده. دستم را از عطاهایت پُر کن، و موهبتهای گرانقدرت را به سویم فرست، و مرا همسایۀ پاکیزهترین دوستانت در بهشتی که برای برگزیدگانت آراستهای قرار ده، و مرا به عطایای بزرگت، در مقاماتی که برای عاشقانت آماده کردهای، بپوشان.
و برایم نزد خود جایگاهی قرار ده که با دلی آرام در آن پناه گیرم، و منزلی که در آن سکونت گزینم و دیده به آن روشن کنم، مرا با گناهان بزرگ مقایسه مکن، و در آن روزی که اسرار برملا شود، هلاکم مگردان و هر شک و شبههای را از من پاک کن، و از هر رحمتی به سوی حق راهی برایم قرار ده، و نصیب مواهبم
را از عطایایت سرشار فرما، و بهرههای احسان از فضل و بخششت را بر من فراوان کن.
و دلم را نسبت به آنچه نزد توست مطمئن ساز، و آهنگ و قصدم را برای آنچه که برای توست، از هر چیز دیگر فارغ کن. و مرا به کاری که بندگان خالصت را محض آن به کار گرفتی، به کار گیر و قلبم را از طاعتت به هنگام غفلت عقلها نسبت به حقایق سیراب کن، و توانگری و پاک دامنی، و آسایش و بهبودی و تندرستی، گشایش و آرامش و سلامت همه جانبه برایم گرد آور.
و خوبیهایم را با گناهی که با آنها آمیخته میشود، و خلوتهایم را به وسوسهها و مفاسدی که از طریق آزمایشت برایم پیش میآید تباه مساز، و آبرویم را از این که دست گدایی نزد کسی از جهانیان دراز کنم حفظ فرما، و از طلبیدن آنچه نزد فاسقان است برکنارم دار، و مرا پشتیبان ستم کاران، و دست یار و یاور آنان برای نابود کردن قرآنت قرار مده، و از جایی که خود آگاه نیستم، چنان نگاهبانم باش که به سبب آن از هر ناراحتی محفوظم بداری و درهای توبه و رحمت و مهربانی و روزی فراخ را به رویم بگشا. من از رغبت کنندگان به سوی توام. نعمت دادنت را دربارهام کامل فرما، همانا تو بهترین نعمت دهندگانی.
و باقی ماندۀ عمرم را برای طلب کردن خشنودیت در حجّ و عمره قرار ده، ای پروردگار جهانیان! و درود خدا بر محمد و آل پاک و پاکیزهاش و سلام بر او و بر آنان؛ سلامی پیوسته و جاودانه!
خدایا! امروز، روز مبارک و میمونی است. مسلمانان در این روز در نواحی زمینت جمعند؛ مسلمانان سائل و خواهنده و امیدوار و ترسان، در اجتماعات حاضر میشوند و تو به جود و کرمت بینای به حاجات آنانی، و آسان بودن مسئلتم در دایرۀ قدرتت، از حضرتت میخواهم که بر محمد و آلش درود فرستی.
خدایا! پروردگارا! از تو درخواست میکنم، به این خاطر که فرمانرواییِ بر هستی از آنِ توست و سپاس، ویژۀ حضرت توست. خدایی جز تو نیست، بردبار و کریمی، مهربان و بسیار نعمت دهندهای، دارای عظمت و اکرامی، پدید آورندۀ آسمانها و زمینی، هر مقدار بین بندگان مؤمنت تقسیم میکنی، از خیر یا سلامتی همه جانبه یا برکت یا هدایت یا عمل به طاعت، یا خیر خاصّی که به سبب آن بر آنان منّت مینهی و به واسطۀ آن به سوی خودت هدایتشان میکنی، یا در پیشگاهت درجۀ آنان را بالا میبری، یا از برکت آن خیری از خیر دنیا و آخرت به آنان عنایت میکنی، بهره و نصیب مرا از آن خیر، سرشار و فراوان گردانی.
خدایا! از تو میخواهم به این خاطر که فرمانروایی و حمد ویژۀ توست و خدایی جز تو نیست، به این که بر محمّد، بنده ات و فرستادهات و حبیبت و
برگزیدهات و اختیار شدۀ از آفریدههایت، و بر آل محمّد، نیکوکاران، پاکان و خوبان درود فرستی؛ درودی که هیچ کس جز تو قدرت شمردن آن را نداشته باشد، و ما را در دعای شایستۀ هر کس از بندگان مؤمنت که تو را در این روز میخواند، شریک کنی، ای پروردگار جهانیان! و ما و ایشان را بیامرزی که تو بر هر کاری توانایی.
خدایا! با حاجتم آهنگ درگاه تو کردم، و بار تهیدستی و نداری و بیچارگیم را به درگاهت فرود آوردم، و من به آمرزش و رحمتت تا به عمل و کردارم مطمئنترم، و هر آینه آمرزش و رحمتت از گناهانم وسیعتر است؛ پس بر محمد و آل محمّد درود فرست.
روا کردن هر حاجتم را خود بر عهده گیر؛به خاطر قدرتی که بر روا کردنش داری، و آسان بودنش در برابر نیرومندیت، و محض نیازم به حضرتت، و بینیازیت از من. مسلماً من به خیری نرسیدم جز از جانب تو، و هرگز احدی شرّی را از من برنگرداند غیر تو، و در امر آخرت و دنیایم به کسی جز تو امید ندارم.
خدایا! هر کس برای وارد شدن به مخلوقی، به امید صله و بخشش و درخواست خیر و جایزهاش، تهیۀ ساز و برگ کرد و آماده و حاضر و مهیا شد؛ امّا ای مولای من! فراهم آوردن ساز و برگم و آماده شدنم و حاضر گشتنم و مهیا شدنم، فقط برای وارد شدن بر توست؛ آن هم به امید عفو و صلهات و درخواست خیر و جایزهات.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و آن امیدم را در این روز، به ناامیدی تبدیل مکن. ای که درخواست کنندهای او را به مشقت نمیاندازد، و بخششی از توانگریش نمیکاهد! من از جهت اعتماد به عمل شایستهای که از پیش فرستادم و به امید شفاعت آفریدهای، جز شفاعت محمّد و اهل بیتش - که
درود و سلامت بر او و بر آنان باد. - به پیشگاهت نیامدم. آمدم در حالی که به گناه و بدیم نسبت به خود معترفم که آمدم و به عفو عظیمی که به وسیلۀ آن از خطاکاران گذشتی امید دارم. سپس طول توقّفشان بر گناه بزرگ حضرتت را از این که با رحمت و مغفرت به آنان رو کنی بازنداشت. ای که رحمتش گسترده، و عفوش بزرگ است، ای بزرگ! ای بزرگ! ای کریم! ای کریم! بر محمّد و آل محمّد درود فرست. به رحمتت به من بازگرد و به احسانت بر من شفقت ورز، و به آمرزشت بر من گشایش ده.
خدایا! این مقام اقامۀ نماز عید قربان و جمعه که مخصوص خلفایت و برگزیدگانت و جایگاه امنای توست در مرتبۀ بلندی است، که آن را ویژۀ آنان قرار دادی؛ ولی غاصبان و غارتگران این مقام را از آنها به غارت بردند و تو تقدیر کنندۀ آنی. فرمانت مغلوب کسی نشود، و از تدبیر حتمیات هر گونه که بخواهی و هر زمان که بخواهی فراتر نتوان رفت؛ به سبب این که تو آگاهتر به اموری و نسبت به آفریدنت و ارادهات متهم نیستی. کار این غارتگری نسبت به جایگاه عظیم عید و جمعه، تا آن جا رسید که برگزیدگانت و خلفایت، مغلوب و شکست خورده و حق به غارت رفته شدند. میدیدند که حکم و فرمانت تغییر یافته، کتابت دور انداخته شده، واجباتت از مسیر شرایعت به دست تحریف افتاده، و سنتهای پیامبرت متروک مانده است.
خدایا! دشمنانشان را از اوّلین و آخرین و هر که به کردارشان راضی شد، و طرفداران و پیروانشان را لعنت کن.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ همانا تو ستوده و بزرگواری. مانند درودهایت و برکاتت و تحیّاتت بر برگزیدگانت، ابراهیم و آل ابراهیم، و در گشایش کار و آسایش و یاری و تسلط و تأیید ایشان تعجیل فرما.
خدایا! مرا اهل توحید و ایمان به خود و تصدیق به رسولت، و امامانی که
طاعتشان را واجب فرمودهای قرار ده؛ آن هم از جملۀ کسانی که توحید و ایمان به وسیلۀ آنها و به دست آنان جریان پیدا میکند، آمین، ای پروردگار جهانیان!
خدایا! خشمت را جز بردباریت بر نمیگرداند، و سخطت را جز عفوت رد نمیکند، و از عقابت جز رحمتت پناه نمیدهد، و مرا از عذاب تو جز زاری به درگاه تو و در برابر تو نجات نمیدهد؛ پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست. و ما را ای خدای من از سوی خود گشایش بخش؛ به قدرتی که مردگان را به آن زنده میکنی، و سرزمینهای مرده را به حرکت میآوری.
ای خدای من! مرا از غصّۀ دوری از رحمتت هلاک مکن تا خواستهام را اجابت فرمایی، و مرا از اجابت دعایم آگاه کنی، و مزۀ سلامت همه جانبه را تا پایان زندگیم به من بچشان و دشمن شادم مکن، و او را وبال گردنم مکن و بر من چیره مساز.
خدای من! اگر بلند مقامم کنی، کیست که پستم کند؟ و اگر پستم کنی، کیست که مرا بلند مقام کند؟ و اگر مرا گرامی داری، کیست که خوارم کند؟ و اگر خوارم کنی، کیست که گرامیم دارد؟ و اگر عذابم کنی، کیست که به من رحم کند؟ و اگر مرا هلاک کنی، کیست که دربارۀ بندهات به تو اعتراض کند یا از تو دربارهاش بازخواست نماید؟ و من به این حقیقت پی بردهام که در حکم و فرمانت ستمی نیست، و در کیفرت شتاب و عجلهای وجود ندارد، و جز این نیست که کسی در کیفر شتاب میورزد، که بیم از دست رفتن فرصت را دارد، و جز این نیست که کسی به ستم نیازمند است که ناتوان است، و تو ای خدای من از این امور برتر و بسیار بالاتری.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا هدف بالا و نشانۀ انتقام و مجازات قرار مده، و مهلتم ده و اندوهم را بزدای، و از لغزشهایم بگذر، و به بلایی دنبال بلا گرفتارم مکن؛ چرا که ناتوانی و کمی تدبیر و زاریم را به
درگاهت میبینی.
خدایا! در این روز از خشمت به تو پناه میآورم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست، و پناهم ده، و در این روز از سخط تو، از خودت امان میخواهم، پس بر محمّد و آلش درود فرست، و امانم ده.
و ایمنی از عذابت را درخواست دارم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و ایمنم ساز و از تو هدایت میخواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و هدایتم کن، و از تو یاری میطلبم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و یاریم ده، و از تو درخواست رحمت میکنم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و به من رحم کن، و از تو بینیازی میخواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و بینیازم کن، و از تو درخواست روزی دارم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و روزیم ده و از تو کمک میخواهم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و کمکم کن، و نسبت به گناهان گذشتهام از تو درخواست آمرزش دارم؛ پس بر محمّد و آلش درود فرست و مرا بیامرز، و از تو حفظ و نگهداری از شرور و آفات میخواهم؛ پس بر محمد و آلش درود فرست و حفظم فرما؛ زیرا اگر ارادهات به پاکی من از گناه تعلّق گیرد، هرگز به آنچه آن را نمیپسندی باز نگردم.
ای پروردگارم! ای پروردگارم! ای بسیار مهربان! ای بسیار نعمت دهنده! ای صاحب جلال و اکرام! بر محمّد و آلش درود فرست. همۀ آنچه را از تو خواستم و مطالبه کردم، و به خاطر آن به جانب تو روی آوردم، برایم مستجاب کن و برایم بخواه و مقدّر فرما و حکم کن و به اجرا گذار، و در آنچه برای من حکم میفرمایی، نیکی و خوبی مقرّر کن، و برایم در آن برکت قرار ده. و به واسطۀ آن بر من تفضّل فرمای، و به آنچه به من عطا میکنی خوشبختم کن و از احسان و وسعتی که نزد توست بر من بیفزای. همانا تو واسع و کریمی، و همۀ این مواهب را به خیر و نعمت آخرت پیوسته ساز، ای مهربانترین مهربانان!
آنگاه از حضرت حق هر چه را میخواهی بخواه، و هزار بار بر محمّد و آلش درود فرست، که حضرت زین العابدین علیه السلام چنین میکرد.
خدای من! راهنماییم کردی؛ ولی به کارهای پوچ و بیهوده پرداختم، و پندم دادی؛ اما سنگدل شدم، و نعمت زیبا عطایم کردی، به نافرمانی گراییدم.
چون هدایت و نعمت و عطایت را به من شناساندی، و من به توفیقت آنها را شناختم، و به زشتی گناهانی که در کنار این همه مواهب انجام دادم آگاه شدم، از حضرتت درخواست آمرزش کردم، و تو مرا آمرزیدی و عذرم را پذیرفتی، باز به گناه برگشتم، و تو گناهم را پوشاندی و رسوایم نکردی.
خدای من! تو را سپاس. خود را در وادی هلاکت انداختم، و در درّههای تباهی و نابودی وارد شدم، با ورود به آن درّهها، خود را در معرض سختگیریهایت قرار دادم، و با فرود آمدن به آنها، خود را در معرض عذابهایت گذاشتم. برای نجاتم وسیلهام در پیشگاهت، توحید، و دستگیرهام این است که چیزی را شریک تو قرار ندادم و همراه تو معبودی نگرفتم. با همه وجودم به سویت فرار کردم، گریزگاه بدکار و پناهگاه، آن که سود و بهره خود را ضایع کرده، و پناهنده شدۀ درگاه توست. چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنیش را علیه من از نیام بیرون کشیده و دم تیغش را علیه من تیز کرده، و سرِ نیزهاش را به قصد حمله بر من نازک ساخته و زهرهای کشندهاش را به آشامیدنیم در
آمیخته، و تیرهای اصابت کنندهاش را به سوی من نشانه رفته، و دیدۀ نگهبانی و مراقبتش نسبت به من نخفته، تصمیم گرفته که مرا هدف شکنجه و آزار و ناراحتی قرار دهد، و جرعۀ تلخی و مرارتش را به کام من ریزد.
ولی ای خدای من! تو ناتوانیم را از تحمّل بارهای گران و عجزم را از پیروزی، در برابر کسی که آهنگ جنگ و مبارزۀ با من را دارد دیدی و تنهاییم را در برابر عدّۀ زیادی که با من به عداوت و دشمنی برخاسته، و در حال بیخبری من، در کمین گرفتار کردنم نشستهاند، مشاهده فرمودی. پیش از آن که از تو یاری بخواهم، بیمقدمه به یاریم برخاستی، و پشتم را به نیرویت محکم کردی. سپس سطوت و صولت و تندی و تیزی دشمن را شکستی، و پس از آن که در میان عدّهای انبوه، و افرادی فراوان جا داشت، تنهایش گذاشتی، و مرا بر او قدرت و برتری دادی، و آنچه را به سوی من نشانه رفته بود، به خودش برگرداندی، و او را از عرصه گاه جنگِ بر ضد من بازگرداندی، در حالی که خشمش بهبودی نیافت، و کینهاش آرام نشد، و سرانگشتانش را به دندان گزید، و رخ برتافت و به میدان جنگ پشت کرد، در حالی که سپاهیانش از آنچه وعدهاش داده بودند، تخلّف کردند.
و چه بسیار متجاوزی که با حیلههایش به حقوق من تجاوز کرد، و دامهای شکارش را برایم نهاد، و مراقبت و نگهبانیش را بر من گماشت، و چون درندهای که به انتظار به دست آوردن فرصت، برای شکار کردن صیدش کمین نماید، در کمین من نشست، در حالی که خوش رویی چاپلوسی را برایم آشکار میکند، و با شدّت خشم مرا میپاید.
ای خدای من! پربرکت و بلند مرتبهای، هنگامی که فساد باطن و زشتی آنچه را در دل و اندیشه داشت دیدی، او را با مغز در آن گودالی که برای شکار کنده بود در انداختی، و در پرتگاه حفرهاش در افکندی، تا پس از سرکشیش، با
خواری و خفت در بند دامی که فکر میکرد مرا در آن ببیند گرفتار شد، و اگر رحمت تو نبود، آنچه بر سر او آمد، نزدیک بود به سر من آید.
و چه بسیار حسودی که به خاطر من اندوه و غصه گلوگیرش شد، و شدّت خشمش نسبت به من در گلویش پیچید، و با نیش زبان مرا آزار داد، و به عیوب خودش به من طعنه زد، و آبرویم را نشانۀ تیرهای حسدش قرار داد، و صفات ناپسندی که در وجود خودش بود، به گردن من انداخت، و با مکرش مرا دچار شدّت خشم کرد، و با نیرنگش آهنگ من نمود. ای خدای من! با فریاد خواهی از تو صدایت زدم، در حالی که به سرعت اجابت دعایم اطمینان داشتم، و آگاه بودم که هر کس در سایۀ حمایتت پناه گیرد، مورد ستم قرار نگیرد، و هر کس به پناهگاه یاری تو ملتجی شود، گرفتار ترس و وحشت نمیشود، و تو مرا به قدرتت از سختی و شرّ او حفظ کردی.
و چه بسیار ابرهای ناپسند و تیره و زشتی که از آسمان زندگیم برطرف فرمودی، و ابرهای نعمتی که بر من باریدی، جویبارهای رحمتی که در کشت زار حیاتم روان کردی، و چه بسیار جامههای عافیتی که بر من پوشاندی، و چشمههای حوادثی که به خاک انباشتی، و پردۀ غمهایی که از دلم برطرف کردی.
و چه بسیار گمان نیکی که به تو داشتم، و تو آنها را محقق ساختی، و نداری و فقری که جبران فرمودی، و افتادنی که دستم را گرفتی و از آن بلند کردی، و مسکنت و فقری که به غنا و ثروت تغییر دادی. همۀ اینها از روی نعمت دهی و احسان تو بود، و من در عین غرق بودن در تمام آن مواهب و الطاف، نسبت به نافرمانیت در تلاش و کوشش بودم؛ ولی بدکاریم و زشتی کردارم، تو را از کامل کردن احسانت در حق من باز نداشت، و این احسانت مرا از ارتکاب علل خشم تو منع نکرد.
تو از آنچه انجام میدهی بازخواست نمیشوی. از تو خواسته شد، عطا کردی و خواسته نشد، به عطا کردن آغاز فرمودی، و احسانت درخواست شد، بخل نورزیدی.
ای مولای من! تو نخواستی مگر احسان و اکرام و نیکی کردن و نعمت دادن را، و من نخواستم مگر افتادن در محرّماتت و تجاوز از حدودت و غفلت از تهدیدت را.
خدای من تو را سپاس؛ سپاس نسبت به نیرومندی که مغلوب نمیشود و مهلت دهندهای که در عذاب کردن شتاب نمیورزد. این جایگاه کسی است که به فراوانی نعمتها اعتراف کرد، و با کوتاه آمدن از شکر نعمتها، با نعمتها به مقابله برخاست، و علیه خود به تباه کردن امورش گواهی داد.
خدایا! به مقام بلند و رفیع محمدی، و به ولایت روشن علوی به تو تقرّب میجویم، و به واسطۀ آن دو بزرگوار به درگاهت رو میکنم، که مرا از شرّ فلان و فلان پناه دهی، که این پناه دهی در کنار تواناییت تو را به تنگنا نمیاندازد، و در جنب قدرتت تو را دچار زحمت و رنج نمیکند، و تو بر هر کاری توانایی.
ای خدای من! از رحمت و دوام توفیقت به من ببخش که آن را نردبان رسیدن به خشنودیت قرار دهم، و به سبب آن از عقوبتت ایمن گردم، ای مهربانترین مهربانان!
خدایا! مرا درست اندام و موزون و متناسب آفریدی، و در حالی که کوچک و ناتوان بودم، پرورشم دادی، و به اندازۀ کافی روزیم بخشیدی. خدایا! در آنچه از قرآنت نازل فرمودی، و بندگانت را به آن مژده دادی یافتم که فرمودی:
«ای بندگان من که به سبب گناه بر خود اسراف کردید! از رحمت خدا نومید نشوید؛ مسلماً خدا همۀ گناهان را میآمرزد.» در گذشته از من گناهانی سر زد که به آنها آگاهی و خطاها و معصیتهایی بر عهدۀ من است که به اندازه و مقدار و کیفیت و چگونگی آنها از من داناتری؛ پس وای به رسوایی من از آنچه پروندۀ من ثبت کرده، پروندهای که تو برای نگارش اعمال مقرّر فرمودهای.
و اگر نبود محلها و جایگاههایی که به عفوت که فراگیر هر چیز است امید ببندم، خود را از دست میدادم، و از نجاتم مأیوس میشدم. اگر کسی میتوانست از پروردگارش بگریزد، من به خاطر این همه گناهانم، برای این که دچار عذاب نشوم، به گریز از تو سزاوارتر بودم؛ تویی که نه در زمین و نه در آسمان، رازی از تو پوشیده نیست، و آن را در عرصه گاه قیامت حاضر میکنی، و همین بس که تو کیفر دهنده و حسابگر باشی که در کیفر و حساب، به افراد و اشخاص و آلات و ابزار نیاز نداری.
خدایا! تو خواستار و جویندۀ منی اگر بگریزم، و تو دریابندۀ منی، اگر فرار کنم. اینک منم که در برابرت قرار دارم، فروتن، خوار، بینی به خاک مالیده. اگر عذابم کنی سزاوار آنم، و عذاب ای پروردگار من از ناحیۀ تو عین عدالت است، و اگر از من بگذری، برنامۀ تازهای نیست؛ چرا که از دیرباز گذشتت مرا فرا گرفته، و جامۀ عافیتت را بر من پوشاندهای.
خدایا! به حق نامهای مبارکت که در دانش تو محفوظ است، و احدی از آن خبر ندارد، و به جمال و زیباییت که پردههای نور آن را پوشانده، که بر این وجود بیتاب، و این استخوانهای کهنۀ پوسیده رحمت آری. وجود ناتوانی که توانایی گرمی آفتابت را ندارد، چگونه تاب گرمی آتشت را دارد؟! و قدرت شنیدن خروش رعدت را ندارد، چگونه توان شنیدن فریاد خشمت را دارد؟!
خدایا! به من رحم کن؛ زیرا که من فردی حقیر و قدر و منزلتم ناچیز است، و عذاب کردن من چیزی نیست که به مقدار ذرّهای در پادشاهی و فرمانرواییت بیفزاید، و اگر عذابم بر پادشاهیت میافزود، صبر و شکیبایی بر آن را از تو درخواست میکردم، و دوست داشتم که این فزونی برای تو باشد؛ امّا خدایا! سلطنتت بزرگتر و پادشاهیت باداومتر از آن است که طاعت مطیعان بر آن بیفزاید، یا معصیت گناهکاران از آن بکاهد؛ پس به من رحم کن، ای مهربانترین مهربانان! و از من گذشت کن، ای صاحب جلال و اکرام! و توبهام را بپذیر که تو بسیار توبهپذیر مهربانی.
خدایا! تو را سپاس میگزارم، و تو شایستۀ سپاسی. سپاس در برابر احسان نیکویت به من. و فراوانی نعمتهایت بر من، و عطای بزرگت نزد من. سپاس بر رحمتت که به سبب آن مرا برتری بخشیدی، و بر نعمتت که بر من سرشار و فراوان فرمودی، به اندازهای به من خوبی کردی که سپاس و شکرم از آن عاجز است، و اگر احسانت نسبت به من نبود، و نعمتهای سرشارت در سرزمین زندگی من نمیریخت، نمیتوانستم نصیب خود را از آن به دست آورم، و وجودم را اصلاح کنم.
این تو بودی که بیمقدمه، احسانت را نسبت به من آغاز کردی و کفایت و بینیازی در تمام کارهایم را روزی من کردی، و رنج و زحمت بلا را از من گرداندی، و قضای دهشتزا را از من منع کردی.
خدای من! چه بسیار بلای جانکاه که از من گرداندی، و چه بسیار نعمت فراوانی که دیدهام را به آن روشن ساختی، و چه بسیار خوبیهای ارجمندی که از ناحیۀ تو نزد من است!!
تویی که به وقت ناچاری و درماندگی، دعایم را اجابت کردی و به وقت افتادن در مهلکۀ گناه، از لغزشم گذشتی، و حقوق مرا که دشمنان به زور و ستم
از من ربوده بودند، بازستاندی.
خدای من! هنگامی که در پیشگاهت به گدایی برخاستم، تو را بخیل نیافتم، و زمانی که آهنگ تو کردم، منقبض و گرفتهات ندیدم؛ بلکه تو را شنوندۀ دعایم، و عطا کنندۀ خواستههایم یافتم، و نعمتهایت را در هر حالی از حالاتم و هر زمانی از زمانهایم، بر خود سرشار و کامل مشاهده کردم. تو نزد من ستودهای، و خوبیت نزد من مورد سپاس و شکر است. جان و زبان و عقل من تو را میستایند؛ ستایشی که بر عرصۀ کمال و حقیقت شکر برسد؛ ستایشی که در قلّۀ نهایت خشنودی تو از من باشد. پس مرا از خشمت نجات ده.
ای پناه من در زمانی که راههای گوناگون و بیربط مرا خسته میکند و به زحمت میاندازد. ای گذشت کننده از لغزشهایم، اگر عیب پوشی تو نبود، از رسوا شدگان بودم، ای توانایی دهندۀ من به نصرت و یاری، اگر یاری تو نبود از شکست خوردگان بودم. ای که پادشاهان یوغ ذلّت و خواری را در پیشگاهش به گردن نهادهاند، و از عذابها و عقابهایشان ترسانند! ای اهل تقوا! ای که نامهای نیکو برای اوست! از تو میخواهم که از من بگذری و مرا بیامرزی.
بی گناه نیستم تا معذور باشم. نیرومند نیستم، تا پیروزی به دست آورم.
گریزگاهی ندارم، تا بگریزم. گذشت از لغزشهایم را از تو میخواهم؛ از گناهانی که مرا به ذلّت و خواری نشانده و سراپایم را گرفته و به عرصۀ هلاکت در آورده، بیزاری میجویم.
پروردگارم! از تمام گناهانم در حال توبه و انابه به جانب تو گریختم؛ پس توبهام را بپذیر.
پناهندهام! پناهم ده. امان میخواهم، واگذارم نکن. گدایم، محرومم مفرما.
دست به دامانم، رهایم مکن. خواهندهام، نومیدم برمگردان.
ای پروردگارم! در حالی که مسکین، درمانده، هراسناک، بیمناک، ترسناک،
تهیدست، و مضطّر به درگاه توام، تو را میخوانم.
ای خدای من! از ناتوانی وجودم، نمیتوانم نسبت به آنچه به دوستانت وعده دادی شتاب ورزم، و از آنچه دشمنانت را از آن برحذر داشتی، دوری کنم، و از اندوه زیادم و وسوسۀ نفسم، به تو شکایت میکنم.
خدای من! به خاطر زشتی باطنم رسوایم مکن، و به گناهم هلاکم مساز. تو را میخوانم و تو مرا اجابت میکنی؛ گر چه هنگامی که تو مرا میخوانی، در اجابتت کندی میکنم.
هر حاجتی که دارم، از تو میطلبم و هر کجا و در هر موقعیّتی که باشم، رازم را به تو میسپارم. غیر تو کسی را نمیخوانم، و به احدی جز تو امید ندارم.
لبّیک؛ لبّیک؛ شکایت کسی را که به درگاهت شکایت کند میشنوی، و به آن که به حضرتت اعتماد کند رو میکنی، و هر که به دامان رحمتت در آویزد، از ناراحتی و رنج خلاصش میکنی، و هر که به تو پناه آورد، غم و اندوهش را بر طرف میکنی.
خدای من! به خاطر کمی شکرم از خیر آخرت و دنیا محرومم مکن و گناهانی که از من خبر داری بیامرز. اگر مرا عذاب کنی، من همان ستمکار، مقصّر، ضایع کننده، گناهکار، کوتاهی کننده، سست رأی، و ساده لوح و کودن نسبت به نصیب و بهرۀ خویشم و اگر مرا بیامرزی، تو مهربانتری مهربانانی!
ای خدایی که چیزی در زمین و آسمان بر او پوشیده نیست! ای خدای من! چگونه بر تو پوشیده باشد، چیزی که خود آفریدهای؟ چگونه آنچه را ساختهای، از دایرۀ دانشت بیرون باشد؟ یا چگونه از تو پنهان بماند، آنچه را که تو تدبیرش میکنی؟ یا چگونه میتواند بگریزد، کسی که جز به روزیت زنده نیست؟ یا چگونه نجات پیدا میکند، کسی که در غیر مملکت تو راهی برایش وجود ندارد؟
منزّه و پاکی، ترسندهترینشان، عاملترین آنها به طاعت توست، و پستترین آنها در پیشگاهت، کسی که روزیش را میدهی، و او غیر تو را میپرستد.
منزّه و پاکی، کسی که برایت شریکی انگاشته و پیامبرانت را تکذیب کرده، از سلطنتت نمیکاهد، و کسی که قضایت را ناپسند دارد، قدرت ردّ کردن فرمانت را ندارد، و کسی که تواناییت را تکذیب کند، نمیتواند خود را از قهر و غلبۀ تو باز دارد، و کسی که غیر تو را بپرستد، از احاطه و تصرّف و عذاب تو در نرود، و هر که لقای تو را ناپسند دارد، در زندگی دنیا ابدی و جاودانه نخواهد ماند.
منزّه و پاکی، چه بزرگ است مرتبهات، و غالب و قاهر است پادشاهیت، و
شدید است نیرویت، و نافذ است فرمانت.
منزّه و پاکی، فرمان مرگ را بر همۀ آفریدههایت ثابت و پابرجا کردهای، چه آن که تو را به وحدانیت مؤمن شده، یا آن که به حضرتت کافر گشته، همگی طعم مرگ را میچشند، و به سویت باز میگردند.
مبارک و برتری، خدایی جز تو نیست، تنها و بیشریکی، به تو ایمان آوردم، و رسولانت را تصدیق کردم، و قرآنت را پذیرفتم، و به هر معبودی جز تو کافر شدم، و از هر که غیر تو را بپرستد، بیزاری جستم.
خدایا! روز را به شب، و شب را به روز میرسانم، در حالی که عملم را اندک میشمارم، به گناهم معترفم، به خطایم اقرار دارم. من به سبب اسراف بر نفسم از طریق گناه خوارم، عمل زشتم هلاکم کرده، هوسم مرا پست کرده، شهواتم مرا از رحمتت محروم نموده، از تو درخواست میکنم ای مولایم! درخواست کسی که نَفْسش محض آرزوی درازش به پوچی و سرگرمی و بیهوده کاری دچار شده، و بدنش به خاطر نگران نبودن از عذاب و عقاب، و دوری از عبادت و تنپروری، غافل مانده. از این جهت رگ و پیاش در آرامش به سر میبرد، و اضطراب و لرزشی ندارد، و دلش به سبب فراوانی نعمت به فتنۀ لذّت مفتون شده، و اندیشهاش نسبت به فرجام کارش اندک است.
از تو درخواست میکنم؛ درخواست کسی که آرزو بر او چیره شده و هویٰ و هوس او را به فتنه انداخته، و دنیا بر او مسلّط گشته، و مرگ بر سرش سایه انداخته. از تو درخواست میکنم؛ درخواست کسی که گناهانش را بسیار و فراوان شمرده، و به خطایش اعتراف کرده؛ درخواست کسی که پروردگاری جز تو و سرپرستی غیر تو، و نجات دهندهای از تو و پناهگاهی از تو جز به سوی تو ندارد.
خدای من! به حق لازم و واجبی که در همۀ آفریدههایت داری، و به نام
بزرگت که به پیامبرت دستور دادی، تو را به آن تسبیح کند، و به بزرگی ذات کریمت که کهنه نمیشود، و دگرگون نمیگردد، و تغییر حال نمییابد، و فانی نمیشود، از تو میخواهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی، و مرا با بندگیت از هر چیز بینیاز کنی، و به خاطر ترس از تو، ارتباطم را با دنیا قطع فرمایی، و کرامت و رحمت فراوانت را به من برگردانی.
به سوی تو میگریزم و از تو میترسم و به تو فریادرسی میکنم، و تو را امیدوارم و تو را میخوانم و به تو پناه میآورم، و به تو اعتماد میکنم، و از تو یاری میخواهم، و به تو ایمان میآورم، و بر تو توکّل میکنم، و بر جود و کرمت تکیه میزنم.
پروردگارا! گناهم مرا از گفتار باز داشته، و رشتۀ سخنم به خاطر شدّت شرمندگی از هم گسیخته، بهانه و عذری و دلیل و برهانی برایم نیست. به بلا و مصیبتم که گناهان من است اسیرم، در گرو کردارم رفتهام، سرگردان خطاهای خود هستم، در اراده و آهنگم نسبت به امور سرگردانم، با تمام وجود درماندهام، خود را در جایگاه خواران گنهکار واداشتهام؛ جایگاه تیره بختانی که بر تو جری شدهاند، و وعدهات را سبک شمردهاند.
منزّه و پاکی. با چه جرأت نسبت به روی گردانی از دستورهایت دلیر شدم؟! و با کدام عامل هلاکت، خود را به نابودی انداختم؟!
سقوط و به رو در افتادنم، و لغزش گامم را رحمت آر، و به نادانیم با بردباریت و به بدکرداریم با احسانت به من بازگرد. من به گناهم اقرار دارم و به خطایم اعتراف میکنم. این دست و سر من است که برای قصاص از نفسم آن را به زاری تسلیم میکنم. به پیری و به پایان رسیدن روزگارم، و نزدیک شدن مرگم و ناتوانی و بیچارگیام، و کمی تدبیرم رحم کن.
مولای من! هنگامی که اثر و نشانم از دنیا قطع شد و زیر خاک رفتم، و یادم از خاطر آفریدهها محو شد، و هم چون کسی که فراموش شده، در زمرۀ فراموش
شدگان قرار گرفتم، به من رحمت آر.
مولای من! هنگامی که چهره و حالم دگرگون شود و بدنم بپوسد و اعضایم از هم بپاشند و پراکنده شوند، و پیوندهایم بگسلد، بر من ترحّم فرما.
ای وای بر بیخبری من نسبت به آنچه که در برزخ و قیامت و کنار میزان و صراط از من خواسته میشود!
مولای من! مرا در برانگیختن و زنده شدنم رحم کن، و در آن روز جایگاهم را با اولیایت، و محل برآمدن و حرکتم را در میان عاشقانت، و مسکنم را در جوارت قرار ده ای پروردگار جهانیان!.
ای زاینده اندوه و برطرف کنندۀ غم! ای رحمان دنیا و آخرت و مهربان هر دو جهان! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و اندوه مرا بزدای، و غمم را برطرف کن.
ای یگانه! ای یکتا! ای بینیاز! ای کسی که نزاده و زاده نشده و احدی برای او همتا نیست! حفظم کن و پاکم فرما، و مصیبت و بلایم را از میان ببر - «در این قسمت از دعا آیة الکرسی و سورۀ فلق و ناس و قل هو اللّه احد را بخوان و بگو:» - خدایا! از تو درخواست میکنم؛ درخواست کسی که نیازش شدید، و نیرویش ضعیف و گناهانش زیاد شده، درخواست کسی که برای نیازمندیش فریاد رسی، و برای ناتوانیش نیرو دهندهای، و برای گناهش آمرزندهای، غیر تو نمییابد.
ای صاحب جلال و اکرام! عملی را از تو درخواست میکنم که هر کس آن را انجام دهد، به خاطر آن دوستش داری و یقینی را میخواهم که به سبب آن کسی را سود میدهی که در مسیر جریان فرمان و ارادهات به وسیلۀ آن یقین، حق الیقین را به دست آورد.
خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و جان مرا بر پایۀ صدق در نیّت و
عمل و اخلاق قبض کن، و نیازم را از دنیا بگسل و رغبتم را در آنچه نزد توست، در حالی که مشتاق لقایت باشم، قرار ده و صدق توکّل بر وجود مبارکت را به من ببخش. از تو بهترین سرنوشتی که مقدر شده درخواست میکنم، و از بدترین سرنوشتی که مقدر شده به تو پناه میآورم. ترس بندگان را از مقامت و بندگی فروتنان را برایت، و یقین توکّل کنندگان را بر وجودت، و توکّل مؤمنان را بر حضرتت از تو درخواست دارم.
خدایا! رغبتم را در خواستههایم مانند رغبت عاشقانت در خواستههایشان، و ترسم را مانند ترس دوستانت قرار ده، و مرا در عرصۀ خشنودیت به کار و عملی به کارگیر، که با آن چیزی از دینت را به خاطر ترس از کسی از آفریدههایت رها نکنم.
خدایا! این است حاجت من، رغبت و میلم را در آن بزرگ کن، و عذرم را در آن آشکار فرما، و حجّتم را در آن بر زبانم گذار، و جسمم را در آن سلامت بخش.
خدایا! کسانی صبح میکنند در حالی که به غیر تو اعتماد و امید دارند؛ ولی من صبح کردم در حالی که در تمام امورم اعتماد و امیدم تویی. برای من به آنچه سرانجامش از همه بهتر است حکم فرما، و از فتنههای گمراه کننده نجاتم ده، به مهربانیت ای مهربانترین مهربانان! و درود خدا بر سرور ما محمد، فرستادۀ برگزیده خدا و اهل بیت پاکش.