ghaemiyeh.com
سرشناسه : مهدی پور. علیاکبر . 1320.
عنوان ونام پدیدآور : تنها ره رهایی. نویسنده علی اکبر مهدی پور
مشخصات نشر : قم: عطر عترت، 1391
شابک : 15000 ریال 3-040-243-600-978
یاد داشت : کتابنامه 87 ص
وضعیت فهرست نویسی : فیپا
موضوع : امام مهدی. انتظار
موضوع : امام مهدی. غیبت کبری. وظایف
رده بندی دیوئی : 264/297
رده بندی گنگره : 1391 7 و 7685 م/224BP
شماره کتابشناسی 2035108
تنها ره رهایی
علی اکبر مهدی پور
«یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ»
ای عزیز!
دردی جانکاه بر ما و کسان ما فروریخته، و اینک با بضاعتی اندک به سویت آمدهایم.
ای عزیز فاطمه!
در کام طوفانها فرو رفتیم، در زیر ضربات دشمن لگدکوب شدیم، سایه سنگین فتنهها را بر شانههای خود لمس کردیم. در هر گوشهای صدای دادخواهی بلند شد، با یک دنیا امید به سویش دویدم و نومید برگشتیم.
و اینک، برخیز!
برخیز و کاخ ستمگران را بر سرشان فرو ریز، پرچم حق را بر فراز گیتی برافراز و ریشه ظلم و ستم از روی زمین برانداز.
ای کهفِ حصین، ای دُرِّ ثمین، ای خورشید پرده نشین، گوشه چشمی بنما به دلهای غمین.
ای حجّت ثانی عشر ای شب دیجور را ستاره سحر، ای امام غایب از نظر، از منتظران رنجورت دریغ مفرما یک نظر.
ای فرزند عسکری، ای سلیل محمّدی صلیاللهعلیهوآله ، ای غریو حیدری علیهالسلام ، بر منتظران قدمت ز کرم نما نظری.
ای ابر فیض بار، یا روح نوبهار، ای ز خوان کرمت ما سوا ریزهخوار، از دل سوختگان کویت «یک نگاه» دریغ مدار.
ای پیشوای حلّ و حرم، ای وجودت افضل نعم، ای در انتظارت جمله اُمم، برخیز و آرزوی مشتاقان برآور، ای سحاب کرم.
ای آفتاب جهانتاب، ای جمله ماسوا ز خوان کرمت فیض یاب، به ظهورت شتاب، به ظهورت شتاب.
ای مسیحا نفس، ای همه درماندگان را دادرس، ای هر چه افتاده تو فریادرس، به فریاد رس، به فریاد رس.
این خورشید فروزان که روشنگر پهنه زندگی است، چه بیرحمیها و سنگدلیها دیده، بر چه شاخ و برگهای برومند که به ستم در درختزار زندگی خشک شدهاند تابیده است.
این مهتاب غمرنگ که با هالهای اندوهبار، همچون اشک در چشم آسمان میغلطد شاهد چه جنایاتی است که بر مظلومان رفته است.
این خزان که خشمگین از راه میرسد و برگ درختان را بیرحمانه میریزد، خود میبیند که در گلستان زندگی برگ و گلی نمیماند.
دنیایی که در آن زندگی میکنیم دردآلود و درد زاست. سراسر درد و اندوه است و آیندهای که در برابر دیدگان ترسیم میشود، تاریک، ابهامآمیز و یأس آور است.
روانشناسان و روانکاوان تنها راه درمان این دردها را در بازگشت به معنویّت جستجو میکنند، تا با کمک ادیان کابوس یأس و ناامیدی را از افق زندگی به دور انداخته، فروغ امید و آرزو را به دیدگان نگران این مردمان بازگردانند.
هنگامی که به ادیان آسمانی مراجعه میکنیم، کتب آسمانی را سراسر امید و سرشار از نویدهای بهروزی مییابیم و اینک نگاهی گذرا به چند حدیث رسیده از پیشوایان معصوم که «راه رهایی» از این فتنههای تیره و تار را برای ما بیان فرموده، دریچه امید به سوی آیندهای سرشار از امید و نوید را در برابر دیدگانمان ترسیم مینماید.
1 - شیخ مفید قدسسره با سلسله اسنادش از ابوخالد کابلی روایت کرده که گفت: حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام به من فرمودند:
یا أَبا خالِدُ! لَتَأْتِیَنَّ فِتَنٌ کَقِطَعِ اللَّیْلِ الْمُظْلِمِ، لا یَنْجُو إلاّ مَنْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَهُ؛
ای ابا خالد! بیگمان فتنه هایی چون شب تیره و تار فراخواهد رسید، که رهایی نخواهد یافت، جز کسی که خداوند از او پیمان گرفته باشد.(1)
2 - مرحوم کلینی حدیثی را با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام روایت میکند که در آن حوادث و رخدادهای دوران غیبت و فتنههای شکننده آن تشریح میشود و در فرازی از آن امام علیهالسلام میفرماید:
فَلا یَنْجُو إِلاّ مَنْ أَخَذَ اللّهُ میثاقَهُ، وَ کَتَبَ فی قَلْبِهِ الاْءیمانَ، وَ أیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ ؛
از این فتنهها رهایی نمییابد جز کسی که خداوند از او پیمان گرفته باشد و ایمان را در دلش نوشته باشد و او را با روحی از خود تأیید نموده باشد.(2)
3 - شیخ صدوق رضیاللهعنه با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که فرمود:
سَتُصیبُکُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقُونَ بِلا عَلَمٍ یُری وَ لا إمامٍ هُدیً، وَ لا یَنْجُو مِنْها إِلاّ مَنْ دَعا بِدُعاء الْغَریقِ ؛
شُبههای برای شما پیش خواهد آمد که بدون نشانِ آشکار و امامِ
هدایت شعار خواهید ماند، از آن شبهه رهایی پیدا نمیکند، جز کسی
که دعای غریق را بخواند.
عبد اللّه بن سنان - راوی حدیث - عرضه داشت:
دعای غریق چگونه است؟ امام علیهالسلام فرمود:
یا أَللّهُ یا رَحْمانُ یا رَحیمُ، یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبی عَلی دینِکَ ؛
ای خدا، ای رحمان، ای بخشایشگر، ای دگرگون کننده دلها، قلب مرا بر دین خود ثابت و استوار بدار.
عبد اللّه بن سنان عرضه داشت:
یا اللّه یا رحمن یا رحیم، یا مقلّب القلوب - و الأبصار - ثبّت قلبی علی دینک.
امام علیهالسلام فرمود:
آری خداوند دلها و دیدهها را دگرگون میسازد، ولی همان گونه که من گفتم، بگو.(1)
این حدیث شریف صریح است که در دعاهای رسیده از معصوم علیهالسلام نباید تصرّف کرد و به دلخواه کم و زیاد نمود.
4 - مرحوم کلینی با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام ، از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت کرده که فرمود:
طُوبی لِعَبْد نُوَمَةٍ، عَرَفَهُ اللّهُ وَ لَمْ یَعْرِفْهُ النّاسُ ؛
خوشا به حال بنده بینام و نشان، که خداوند او را بشناسد، ولی مردمان او را نشناسند.(2)
آنگاه از امیر مؤمنان علیهالسلام در همین رابطه روایت کرده که فرمود:
طُوبی لِکُلِّ عَبْدٍ نُوَمَةٍ لا یُؤبَهُ لَهُ، یَعْرِفُ النّاسَ وَ لا یَعْرِفُهُ النّاسُ ؛
خوشا به حال هر بنده بینام و نشان که در جامعه مورد توجّه نباشد، او مردمان را بشناسد، ولی مردمان او را نشناسند.(1)
امیر بیان در فرازی از یک خطبه طولانی میفرماید:
وَ ذلِکَ زَمانٌ لا یَنْجُو فیهِ إلاّ کُلُّ مُؤمِنٍ نُوَمَةٍ، إِنْ شَهِدَ لَمْ یُعْرَفْ، وَ إِنْ غابَ لَمْ یُفْقَدْ ؛
و این زمانی است که در آن رهایی نمییابد جز فرد با ایمانِ بینام و نشان، اگر در مجلسی حضور یابد شناخته نشود و اگر از مجلسی غایب باشد به جستجویش نپردازند.(2)
امام صادق علیهالسلام در فرازی از یک حدیث شریف، از امیر مؤمنان علیهالسلام روایت میکند که بر فراز منبر کوفه فرمود:
إِنَّ مِنْ وَرائِکُمْ فِتَنا مُظْلِمَةً عَمْیاءَ مُنْکَسِفَةً، لا یَنْجُو فیها إلاَّ النُّوَمَةُ ؛
پس از شما فتنههای تیره و تار و سر در گم کنندهای است، که در آن رهایی نمییابد، جز افراد بینام و نشان.
پرسیدند: ای امیر مؤمنان! «نُوَمَةَ ؛ افراد بینام و نشان» چه کسانی هستند؟ فرمود:
اَلَّذی یَعْرِفُ النّاسَ وَ لا یَعْرِفُونَهُ ؛
کسی که مردم را بشناسد، ولی مردمان او را نشناسند.(3)
ابن اثیر در تفسیر واژه «نُوَمَة» مینویسد:
ابن عبّاس روایت کرده که از علی علیهالسلام پرسیدند: «نُوَمَه» چیست؟ فرمود:
اَلَّذی یَسْکُتُ فِی الْفِتْنَةِ، فَلا یَبْدُو مِنْهُ شَیءٌ ؛
نُوَمَه کسی است که در فتنه، مُهر سکوت بر لب میزند و چیزی از او ظاهر نمیشود.(1)
در این سه حدیث که از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و امیر مؤمنان صلوات اللّه علیه در منابع اولیه نقل شده، از افراد بینام و نشان ستایش شده و در تعریف واژه «نُوَمَه» آمده است که:
نُوَمَه فرد آگاه و هشیار، که مردمان را میشناسد، ولی مردم او را نمیشناسند.
فرد گمنامی که مورد توجّه مردمان نیست.
فرد بینام و نشان، که اگر در مجلسی حضور داشته باشد او را نشناسند و اگر در مجلسی حضور پیدا نکند، کسی سراغ او را نگیرد.
شخص متین و با احتیاط که در فتنهها وارد نشود و سخنی از او منتشر نشود و هرگز سوژه به دست کسی ندهد.
1) 1 - ابن اثیر، النّهایة فی غریب الحدیث والأثر، ج5، ص131.
شیخ صدوق رحمهالله از علی بن عبد اللّه ورّاق، از سعد بن عبد اللّه، از احمد بن اسحاق بن سعد اشعری، روایت میکند که گفت:
به خدمت ابو محمّد، حسن بن علی (امام عسکری) علیهماالسلام رسیدم، در نظر داشتم که از آن حضرت پیرامون جانشین آن حضرت پس از خودش بپرسم، پس آن حضرت ابتداءً فرمود:
یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ! إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَمْ یُخَلِّ الْأَرْضَ مُنْذُ خَلَقَ آدَمَ علیهالسلام وَ لَا یُخَلِّیهَا إِلَی أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ.
بِهِ یَدْفَعُ الْبَلَاءَ عَنْ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ بِهِ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ بِهِ یُخْرِجُ بَرَکَاتِ الْأَرْضِ؛
ای احمد بن اسحاق! خداوند تبارک و تعالی از روزی که آدم علیهالسلام را آفریده هرگز خالی نگذاشته، و تا روز قیام رستاخیز خالی نمیگذارد روی زمین را از حجّت خویش بر مردمان، که به وسیله او بلا را از اهل زمین دفع میکند و به سبب او بارانش را میفرستد و برکات زمین را ظاهر میسازد.
احمد بن اسحاق گوید: عرضه داشتم: ای فرزند پیامبر! بعد از شما امام و خلیفه کیست؟
پس امام علیهالسلام از جای برخاستند و به شتاب وارد منزل شدند، هنگامی که بیرون آمدند، پسر بچّهای را بر دوش خود داشتند که صورتش همانند ماه
چهارده شبه بود و سه ساله به نظر میرسید.
آنگاه فرمودند:
یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ! لَوْ لَا کَرَامَتُکَ عَلَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَی حُجَجِهِ مَا عَرَضْتُ عَلَیْکَ ابْنِی هَذَا.
إِنَّهُ سَمِیُّ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله وَ کَنِیُّهُ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً ؛
یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ! مَثَلُهُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ مَثَلُ الْخَضِرِ علیهالسلام وَ مَثَلُهُ مَثَلُ ذِی الْقَرْنَیْنِ وَ اللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ الْهَلَکَةِ إِلَّا مَنْ ثَبَّتَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَی الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ فِیهَا لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِهِ؛
ای احمد بن اسحاق! اگر نبود که تو بر خدای عزّ وجلّ و بر حجج خدا عزیز و گرامی هستی، این فرزندم را به تو عرضه نمیکردم.
او همنام پیامبر خدا و هم کنیه آن حضرت است، آن که زمین را از قسط و عدل آکنده سازد، همان گونه که با جور و ستم پر شده باشد.
ای احمد بن اسحاق! مَثَل او در میان این امّت مَثَل خضر علیهالسلام است. وَ مَثَل او مَثَل ذِی القرنین است.
به خدا سوگند او غایب میشود، یک غایب شدنی که در آن دوران غیبت، از هلاکت رهایی نمییابد به جز:
کسی که خداوند عزّ و جلّ او را در اعتقاد به امامت او ثابت و استوار نگه داشته باشد.
و او را برای دعا به تعجیل فرج آن حضرت موفّق نموده باشد.
احمد بن اسحاق گوید: به محضر آن حضرت عرض کردم: ای مولای من! آیا علامت و نشانی هست که دلم با آن اطمینان پیدا کند.
پس آن پسر بچّه - که درود بر او باد - با زبان عربی فصیح فرمود:
أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِهِ فَلَا تَطْلُبْ أَثَراً بَعْدَ عَیْنٍ یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ!؛
من بازمانده حجج خداوند در روی زمین و انتقام گیرنده از دشمنان خداوند هستم. ای احمد بن اسحاق! پس از دیدن دیگر از نشان مپرس.
احمد بن اسحاق گوید: شاداب و خرامان از دودمان امامت بیرون آمدم.
روز بعد به محضر آن حضرت شرفیاب شدم و عرضه داشتم: ای فرزند رسول خدا! شادی و مسرّت من بسیار فراوان شد، از آنچه بر من منّت نهادی، آن سنّت جاری در آن حضرت از حضرت خضر و ذِی القرنین چیست؟ فرمود:
طُولُ الْغَیْبَةِ یَا أَحْمَدُ! ؛
به درازا کشیده شدن دوران غیبت، ای احمد!
عرض کردم: ای فرزند پیامبر خدا! آیا غیبت آن حضرت خیلی طولانی میشود؟ فرمود:
إِی وَ رَبِّی، حَتّی یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الاْءَمْرِ أَکْثَرُ الْقَائِلِینَ بِهِ وَ لا یَبْقَی إِلاّ مَنْ أَخَذَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَهْدَهُ لِوَلایَتِنَا وَ کَتَبَ فِی قَلْبِهِ الاْءِیمَانَ وَ أَیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ؛
آری، سوگند به پروردگارم، تا برگردد از این امر بیشتر کسانی که به آن معتقد بودند.
بر این اعتقاد باقی نمیماند به جز:
کسی که خداوند عزّ وجلّ از او برای ولایت ما تعهّد گرفته باشد؛
و ایمان را در دلش نوشته باشد ؛
یَا أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ! هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللّهِ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللّهِ وَ غَیْبٌ مِنْ غَیْبِ اللّهِ، فَخُذْ ما آتَیْتُکَ وَ اکْتُمْهُ وَ کُنْ مِنَ الشّاکِرِینَ تَکُنْ مَعَنَا غَداً فِی عِلِّیِّین ؛
ای احمد بن اسحاق! این امری از اوامر خدا، رازی از رازهای خدا و سرّی از اسرار خدا میباشد.
آنچه را که به تو عطا کردم فراگیر و آن را مخفی بدار و از سپاسگزاران باش، تا فردای قیامت در أعلی علّیّین در کنار ما باشی.(1)
شیخ صدوق رحمهالله در پایان مینویسد:
من این حدیث را منحصرا از «علی بن عبد اللّه ورّاق» شنیدم، که به خطّ خود آن را ثبت کرده بود. سپس از او پرسیدم، آن را از سعد بن عبد اللّه، از احمد بن اسحاق - رضی اللّه عنه - روایت نمود، همان گونه که در اینجا آوردم.(2)
بررسی سندی
این حدیث شریف را شیخ صدوق قدسسره با سه واسطه از محضر مقدس حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام روایت کرده که هر سه معتبر و مورد اعتماد میباشند:
1 - علی بن عبد اللّه ورّاق
ایشان از مشایخ شیخ صدوق است که شیخ صدوق به کثرت از او روایت کرده و در حقّ او طلب مغفرت نموده است که به چند مورد از آنها اشاره میکنیم:
الف) علل الشرایع، به تعبیر: حدّثنا علیّبن عبداللّه الورّاق، رضیاللّه عنه.(1)
ب) من لا یحضره الفقیه، به تعبیر: وروی علیّ بن عبد اللّه الورّاق، رحمه اللّه.(2)
ج) التّوحید، به تعبیر: حدّثنا علیّ بن عبد اللّه الورّاق، رحمهالله .(3)
و در موردی از ایشان به همراه: «علی بن احمد بن موسی الدّقّاق» نام برده، سپس فرموده: رضی اللّه عنهما.(4)
و در مواردی از ایشان به همراه عدّهای از مشایخ خود نام برده، سپس فرموده: رضی اللّه عنهم.(5)
و در مواردی فرموده: رحمهم اللّه.(1)
دیگر مواردی که شیخ صدوق رحمهالله از ایشان حدیث نقل کرده بسیار فراوان است.(2)
شیخ بهایی قدسسره مینویسد:
گاهی اسامی راویانی در کتب حدیث آمده که در کتب رجالی جرح یا تعدیل نشدهاند، جز این که بزرگان علمای متقدّم به آنها اعتنا کرده، از آنها به کثرت روایت کردهاند و بزرگان مشایخ متأخّر ما به صحّت آن روایات حکم کردهاند. همین مقدار برای حصول ظنّ به عدالت آنها کافی میباشد.(3)
محقّق داماد نیز در این رابطه میفرماید:
مشایخ بزرگ ما اساتیدی داشتند که آنها را تکریم میکردند، از آنها به کثرت حدیث نقل میکردند و پس از نام آنها ملتزم بودهاند که رضی اللّه عنه یا رحمه اللّه بگویند، اینها بزرگوار و جلیل القدر هستند و حدیث از ناحیه آنها صحیح و مورد اعتماد میباشد، چه در کتب رجالی به وثاقت و عدالت آنها تصریح شده باشد، یا نشده باشد.(4)
علامه مامقانی شیخ صدوق را که از آنها به کثرت روایت کرده و به دنبال نام آنها جمله: «رضی اللّه عنه» آورده، فهرست کرده، سپس بیان میرداماد را نقل فرموده است.(5)
بر این اساس «علی بن عبد اللّه ورّاق» مورد اعتماد و استناد است و
1) 1 - همو، التوحید، ص241، باب35 ح1.
2) 2 - شیخ صدوق، عیون الأخبار، ج1، ص24 و245 ؛ ج2، ص86 ؛ علل الشرائع: ج2، ص322؛ التوحید: ص369؛ معانی الأخبار: ص42.
3) 3 - شیخ بهایی، مشرق الشّمسین، ص10 (و در ضمن الحبل المتین، ص276).
4) 4 - میرداماد، الرّواشح السّماویّة، ص107 (چاپ دیگر، ص172).
5) 5 - مامقانی، تنقیح المقال، ج3، خاتمه، ص90، چاپ سنگی.
روایت از ناحیه او صحیح و معتبر میباشد.
امّا دیگر راویان حدیث:
2 - سعد بن عبد اللّه
ابو القاسم، سعد بن عبد اللّه بن أبی خلف اشعری، از بزرگان محدّثان میباشد.
نجاشی پیشوای رجالیّون در حقّ او مینویسد:
شیخ طائفه، فقیه و چهره شاخص طائفه بود.(1)
شیخ طوسی رحمهالله نیز در حقّ او مینویسد:
جلیل القدر، واسع الأخبار، کثیر التّصانیف و ثقه میباشد.(2)
علاّمه حلی پس از نقل همان واژگان اضافه میکند:
شیخ طائفه، فقیه و وجیه طائفه بود و با امام عسکری علیهالسلام دیدار کرده بود.(3)
سید ابن طاووس فرموده است:
بر وثاقت، عدالت و فضیلت او اتّفاق نظر هست.(4)
شهید ثانی نیز در این رابطه مینویسد:
در میان اصحاب ما اختلافی در جلالت، وثاقت و وفور علم او نیست.(5)
3 - احمد بن اسحاق
ابو علی، احمد بن اسحاق بن عبد اللّه بن سعد بن مالک بن أحوص
اشعری نیز از چهرههای برجسته محدّثان بود.
نجاشی در حقّ ایشان مینویسد:
از امام جواد و امام هادی علیهماالسلام روایت کرده، از خواصّ اصحاب امام حسن عسکری علیهالسلام و وافد قمیها بود.(1)
منظور از «وافِدِ قمیها» این است که از سوی قمیها، او به محضر ائمّه علیهمالسلام میرسید و پرسشهای قمیها را وی از امامان علیهمالسلام میپرسید و پاسخهای لازم را برای آنها میبرد.(2)
شیخ وسی در حقّ او مینویسد:
شیخ قمیها، وافِدِ قمیها و از اصحاب خاصّ امام حسن عسکری بود و به محضر حضرت صاحب الزمان مشرّف شده بود.(3)
علاّمه نیز همان تعبیر را به کار برده، و به وثاقت او تصریح کرده است.(4)
کشی از ابو محمد رازی روایت کرده که امام هادی علیهالسلام گروهی را توثیق نموده که احمد بن اسحاق نیز در میان آنها بود.(5)
شیخ صدوق، احمد بن اسحاق را در میان وکلاء نام برده است.(6)
شیخ طبرسی نیز وی را از سفرا و ابواب مشهور برشمرده است.(7)
بررسی محتوایی
این حدیث شریف که با سند معتبر از محضر مقدّس امام حسن عسکری علیهالسلام روایت شده، حقایق فراوانی را در بردارد که به برخی از آنها اشاره میکنیم:
در این حدیث تصریح شده که از روزی که حضرت آدم قدم بر فراز کره خاکی نهاده، هرگز روی زمین خالی از حجّت نبوده و تا روز قیام قیامت هرگز خالی از حجّت نخواهد بود.
این یکی از اعتقادات قطعی ماست و جمله معروف:
لَوْلاَ الْحُجَّةُ لَساخَتِ الاَْرْضُ بِأهْلِها ؛
اگر یک لحظه حجّت خدا در روی زمین نباشد، زمین ساکنان خود را در کام خود فرو میبرد.
به همین معنی ناظر است.
در این رابطه دهها حدیث از پیشوایان معصوم به ما رسیده که 18 نمونه از آن را در کتاب «او خواهد آمد» آوردهایم.(1)
شاید برخی تصوّر کنند که در دوران «فترت»، حجّتی در روی زمین نیست، مثلاً بین حضرت عیسی و پیامبر اکرم، که دوران فترت نامیده
1) 1 - نگارنده، او خواهد آمد، ص177 - 187، به نقل از کلینی، الکافی، ج1، ص139 ؛ خزّاز، کفایة الأثر، ص163 ؛ شیخ صدوق، کمال الدین، ج1، ص207 ؛ نعمانی، الغیبة، ص139 ؛ شیخ طوسی، الغیبة، ص139 ؛ حموینی، فرائد السمطین، ج1، ص46 ؛ قندوزی، ینابیع المودّة، ج1، ص75.
میشود، حجّتی در میان مردم نبوده است.
این گمان باطل است و هرگز امکان ندارد یک لحظه روی زمین خالی از حجّت باشد، ولی در آن فاصله چون پیامبر صاحب شریعت نبود، دوران فترت نامیده میشود، ولی پیامبران تبلیغی و اوصیای پیامبران پیشین در میان مردم بودهاند.
در ایّام تولّد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله حضرت عبد المطّلب حجّت خدا بود و حضرت ابوطالب وصی او بود.(1)
حضرت ابوطالب آخرین وصی حضرت ابراهیم علیهالسلام بود.(2)
ودایع نبوّت در دست حضرت ابوطالب بود، که بعد از بعثت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آنها را به پیامبر اکرم تقدیم نمود.(3)
پیامبر اکرم وائمّه هدی علیهمالسلام تنها سبب دفع بلا از این امّت هستند، احادیث فراوان در این رابطه از پیامبر اکرم روایت شده، که مشهورترین آنها حدیث سفینه است:
مَثل اهل بیت من در میان شما مَثل کشتی نوح است، که هر کس در آن سوار شود نجات مییابد و هر کس از آن تخلّف کند هلاک میشود.
علامه میر حامد حسین یکی از مجلّدات «عبقات الأنوار» را به حدیث سفینه اختصاص داده و آن را از 92 منبع معتبر اهل سنّت نقل کرده است.
در تلخیص و تعریب آن 60 منبع دیگر به آن اضافه شده و جمعا از 152
منبع معتبر اهل سنّت روایت شده است.(4)
وجود مقدّس حضرت بقیة اللّه اروحنا فداه، درگهواره به ابونصر خادم فرمود:
أنَا خاتَمُ الاْءوْصِیاء، وَ بی یَدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أهْلی وَ شیعَتی؛
من خاتم اوصیا هستم و به وسیله من خداوند بلاها را از خاندان و شیعیانم دفع میکند.(1)
خداوند منّان فیّاض علی الاطلاق است و هر لحظه فیض او به جهان اضافه میشود. برای رسیدن فیوضات الهی واسطه فیضی لازم است که به دست او فیوضات الهی به جهانیان برسد.
نزول باران و همه عنایات الهی منحصرا توسّط آن حجّت خدا، که واسطه فیض حضرت احدیّت هستند، به جهان بشریّت عنایت میشود.
در احادیث فراوان آمده است که خداوند منّان به برکت این خاندان باران را نازل میکند.(2)
بر اساس احادیث فراوان همه برکات زمین به برکت اهل بیت عصمت و طهارت ظاهر میشود.
در یکی از زیارتهای مأثور از امام صادق علیهالسلام آمده است:
إِرادَةُ الرَّبِّ فی مَقادیرِ اُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَیْکُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُیُوتِکُمْ ؛
اراده پروردگار در مورد مقدّرات امور بندگان، بر شما نازل میشود
و از خانههای شما صادر میگردد.(1)
در احادیث فراوان آمده است که چون قائم علیهالسلام ظهور کند، زمین همه برکاتش را ظاهر میسازد.
در حدیثی آمده است:
حینَئِذٍ تُظْهِرُ الاْءرْضُ کُنُوزَها وَ تُبْدی بَرَکاتِها، فَلا یَجِدُ الرَّجُلُ مِنْکُمْ مَوْضِعا لِصَدَقَتِهِ وَ لا لِبِرِّهِ، لِشُمُولِ الْغِنی جَمیعَ الْمُؤْمِنینَ؛
در آن هنگام زمین گنجهای خود را آشکار میکند و همه برکاتش را بیرون میکند، دیگر یکی از شما برای صدقات و مبرّاتش جا پیدا نمیکند، زیرا ثروت همه مؤمنان را فرامیگیرد.(2)
امام عسکری علیهالسلام هنگامی که نور دیدهاش را به احمد بن اسحاق ارائه داد، فرمود:
ای احمد بن اسحاق، اگر تو در نزد خدا و حجّتهای خدا گرامی نبودی من فرزندم را به تو ارائه نمیدادم.
از تعبیر امام علیهالسلام به صراحت معلوم میشود که هر کس بخواهد نیم رخی از حجّت خدا را ببیند باید خود را در نزد خدا گرامی بدارد.
قرآن کریم راه آن را تقوا معرّفی کرده، میفرماید:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ» ؛
به راستی گرامیترین شما در نزد خدا پارساترین شماست.(3)
و شخص حضرت بقیّة اللّه مهمترین مانع وصال را گناه معرّفی کرده
میفرماید:
فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَ لا نُؤْثِرُهُ مِنْهُم ؛
یُمن دیدار ما را از آنها باز نمیدارد، جز - گناهانی - که از آنها به ما میرسد، که ما آن را دوست نداریم و از آنها انتظار نداریم.(1)
روی این بیان تنها راه رسیدن ترک گناه و تنها مانع راه ارتکاب گناه میباشد.
در احادیث فراوان تصریح شده که نام آن حضرت، همنام پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و کنیهاش هم کنیه آن حضرت میباشد.
آیة اللّه صافی به 54 حدیث از این احادیث استناد کرده است.(2)
بزرگترین شاخصه حضرت مهدی علیهالسلام آن است که زمین را آکنده از عدل و داد کند، همان گونه که پر از جور و ستم شده است.
آیة اللّه صافی به 148 حدیث به این مضمون استناد کرده است.(3)
همه شیّادانی که در طول تاریخ به دروغ ادّعای مهدویّت کرهاند، جز بر حجم ستمها نیفزودهاند، ولی هنگامی که جان جانان، قبله خوبان ظهور میکند، جور و ستم را از روی زمین بر میچیند و عدل و داد را در کلّ جهان میگستراند.
حضرت خضر علیهالسلام از زمان حضرت موسی علیهالسلام زنده است و در روی
زمین زندگی میکند و اینک در حدود 6000 سال از عمر شریفش میگذرد.
در احادیث فراوان وجود مقدّس امام زمان علیهالسلام از نظر دیرزیستی و عمر طولانی به حضرت خضر تشبیه شده است.
جالب توجّه و شایان دقّت است که در ضمن یک حدیث طولانی از امام صادق علیهالسلام آمده است که:
خداوند منّان فقط از این جهت به حضرت خضر عمر طولانی عطا کرده که برای امکان طول عمر امام زمان علیهالسلام به او استدلال شود.(1)
در طول تاریخ کره زمین تنها چهار نفر بر کلّ جهان سیطره پیدا کردهاند که عبارت بودند از:
حضرت سلیمان بن داود.
ذو القرنین.
نمرود.
بخت النصر.
که دو تن از آنها مؤمن و دو تن دیگر کافر بودند.(2)
در آینده نیز حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه بر سرتاسر کره زمین سیطره پیدا میکند، حکومت واحد جهانی را بر اساس عدالت و آزادی در گستره جهان بنیاد میگذارد، پرچم توحید را بر سرتاسر گیتی به اهتزاز در میآورد، در کلّ جهان تنها یک پرچم برافراشته میشود و آن پرچم توحید است، در
کلّ جهان تنها یک قانون اساسی رسمیّت پیدا میکند و آن قرآن کریم است و
در گستره زمین تنها یک حکومت حکمرانی میکند و آن حکومت حقّه یوسف زهراست که «دولة الزهراء» نامیده میشود.(1)و در چیدمان جهانی تنها یک سلیقه اعمال میشود و آن سلیقه حضرت فاطمه علیهاالسلام است که بنیانگذار حکومت جهانی، در توقیع شریف خود میفرماید:
وَ فی إِبْنَةِ رَسُولِ اللّهِ صلیاللهعلیهوآله لی اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ؛
دختر رسول خدا بهترین الگوی من است.(2)
نوید غیبت و ظهور منجی جهان پیشینهای به درازای تاریخ بشری دارد، از زمان حضرت آدم ابوالبشر، هر پیامبری که قدم در عرصه حیات نهاده، به امّت خود در مورد منجی جهان و مصلح آخر الزّمان بشارت داده است.
نگاهی گذرا به کتاب مقدّس و صحف انبیاء که به پیوست عهدین به چاپ رسیده، صدق گفتار ما را اثبات میکند.
مزامیر حضرت داود علیهالسلام که به پیوست عهد قدیم چاپ شده 150 فصل است، در 53 فصل آن از منجی جهان و مصلح دوران سخن رفته است.
صدها حدیث معتبر از طریق شیعه و سنّی از رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله پیرامون غیبت و ظهور آن حضرت رسیده است.
دکتر عبد العلیم عبد العظیم البَستَوی، از چهرههای برجسته وهّابیت، مقیم مکّه معظّمه، «موسوعه احادیث المهدی» را در دو جلد تنظیم کرده،
در جلد اوّل فقط احادیث صحیح را آورده، که تعداد آنها یکصد حدیث
میباشد، و هر حدیثی را بررسی سندی کرده است، در جلد دوّم 292 حدیث آورده که در سند آنها تردید نموده است.(1)
تعداد احادیث پیرامون غیبت و ظهور حضرت مهدی علیهالسلام به قدری بالاست که یک شخصیّت معروف سعودی، یکصد از آنها را خالی از هر نقص و ایراد تشخیص داده، بر صحّت سند آنها تأکید کرده است و همه آنها از منابع اهل سنّت و از طریق آنها میباشد.
تأکید رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله بر غیبت حضرت مهدی علیهالسلام در حدّی است که پیش از تولّد حضرت مهدی علیهالسلام دهها کتاب به نام: «الغیبة» در مورد غیبت آن حضرت تألیف شده است، که از آن جمله است:
1 - کتاب الغیبة، از ابو اسحاق ابراهیم بن صالح انماطی، از اصحاب امام باقر علیهالسلام .(2)
2 - کتاب الغیبة، از ابو الفضل عبّاس بن هاشم ناشری، از اصحاب امام رضا علیهالسلام .(3)
3 - کتاب الغیبة، از علی بن حسن بن علی بن فضال، از اصحاب امام هادی علیهالسلام .(4)
4 - کتاب الغیبة، از ابو الحسن علی بن حسن بن محمد طائی جرمی، از اصحاب امام کاظم علیهالسلام .(5)
5 - کتاب الغیبة، از ابو الحسن علی بن محمد سوّاق، معاصر امام
رضا علیهالسلام .(1)
6 - کتاب الغیبة، از ابو الحسن علی بن عمر اعرج، معاصر امام رضا علیهالسلام .(2)
7 - کتاب الغیبة، از ابو علی حسن محمد بن سماعه، از اصحاب امام کاظم علیهالسلام .(3)
8 - کتاب الغیبة، از حسن بن علی بن ابی حمزه بطائنی، از اصحاب امام کاظم علیهالسلام .(4)
و دهها اثر دیگری که دیگر اصحاب ائمّه علیهمالسلام پیرامون حضرت مهدی علیهالسلام به عنوان «الغیبة» تألیف کردهاند و گزارش آنها در کتب رجال و تراجم به ما رسیده است.
جالب توجّه است که تاریخ تألیف برخی از آنها بیش از یک قرن پیش از ولادت حضرت مهدی علیهالسلام میباشد، مانند کتاب انماطی از اصحاب امام باقر علیهالسلام .(5)
برخی از دشمنان اهل بیت علیهمالسلام گفتهاند که: پس از غیبت امام عصر علیهالسلام ، احادیث غیبت مطرح شده!! در حالی که دهها کتاب در این زمینه پیش از میلاد مسعود آن حضرت تألیف شده، که به چند نمونه از آنها اشاره کردیم.
برخی دیگر از معاندان گفتهاند که در طول غیبت صغری فقط از یک غیبت سخن میرفت، چون غیبت صغری به پایان رسید و چهارمین سفیر
حضرت درگذشت و کسی را به عنوان جانشین خود تعیین نکرد، صحبت از دو غیبت به میان آمد!!
و این تحریف تاریخ است، اینک برای اثبات دروغ بودن این سخن به کتاب شریف اصول کافی مراجعه میکنیم، که مؤلّف، آن در زمان غیبت صغری درگذشته و احادیث مربوط به دو غیبت را در آن با سلسله اسنادش از امام صادق علیهالسلام نقل کرده است که فرمود:
برای قائم علیهالسلام دو غیبت است، در یکی از آنها همه ساله در موسم حج شرکت میکند، او مردمان را میبیند، ولی مردم او را نمیبینند.(1)
لِلْقائِمِ غَیْبَتانِ، إِحْداهُما قَصیرَةٌ وَ الاُْخْری طَوَیلَةٌ ؛
برای قائم علیهالسلام دو غیبت است، یکی کوتاه و دیگری طولانی.(2)
برای صاحب این امر دو غیبت است، در یکی از آنها به خاندانش مراجعه میکند، در دیگری گفته میشود: هلاک شده، یا به کجا رفته است؟!(3)
همه دوست و دشمن میداند که کتاب شریف کافی بعد از قرآن کریم معتبرترین کتاب حدیثی ما میباشد و نسخههای این کتاب در تمام دنیا
شایع است، و انتساب این کتاب به مؤلّفش قطعی میباشد و تاریخ وفات او
پیش از وفات علی بن محمد سمری (329 ق) است.
وجود این سه حدیث در کتاب کافی به تعبیر «غیبتان» برهان قاطع و دلیل روشنی است بر این که دشمنان اهل بیت از جعل و تزویر و دروغ به هیچ وجه پرهیز ندارند.
جالب توجّه است که پیامبر اکرم و ائمّه هدی علیهمالسلام به هنگام سخن گفتن از غیبت حضرت ولی عصر علیهالسلام ؛ با یک بیان قاطع ، شفّاف، روشن و استوار سخن گفتهاند.
مثلاً در حدیث امام عسکری که محور بحث ما میباشد، آمده است:
وَ اللّهِ لَیَغیبَنَّ غَیْبَةً ؛
به خدا سوگند، بیگمان، البتّه البتّه، غایب میشود، یک غایب شدنی که... (1)
در این جمله کوتاه چندین ادات تأکید به کار رفته، که از آن جمله است:
با جمله اسمیّه آمده است.
با واو قسم آمده.
لام تأکید در پاسخ قسم آمده
با نون تأکید ثقلیه مؤکّد شده.
ائمّه علیهمالسلام از فصحای تاریخ و از بلیغان روزگار بودند و سخن آنها همواره در حدّ اعلای بلاغت بود. استفاده از این همه ادوات تأکید در جاییکه ضرورت نداشته باشد، عبث به شمار میآید و بر بلاغت آنها
لطمه میزند.
جالب توجّه است که به کار بردن این همه ابزار تأکید منحصر به امام
1) 1 - شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص384.
عسکری علیهالسلام نمیباشد، بلکه همه پیشوایان در مورد بیان غیبت آن حضرت، از چنین ادبیّاتی استفاده کردهاند و چنین ادوات تأکید را استخدام نمودهاند، از جمله:
1 - پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
وَ الَّذی بَعَثنی بِالْحَقِّ بَشیرا لَیَغیبَنَّ الْقائِمُ مِنْ وُلْدی بِعَهْدٍ مَعْهُودٍ إلَیْهِ مِنّی ؛
سوگند به خداوندی که مرا به حق بشارت دهنده برانگیخته، قائم از فرزندانِ من، البته البتّه غایب میشود، با یک پیمانی که از من به او مقرّر شده است.(1)
در اینجا نیز رسول گرامی اسلام با آوردن:
1 - جمله اسمیه، 2 - واو قسم، 3 - لام تأکید، 4 - نون تأکید ثقیله
همانند ادبیّات امام عسکری علیهالسلام را به کار برده است.
2 - مولای متّقیان در همین رابطه فرمود:
أَمّا لَیَغیبَنَّ حَتّی یَقُولُ الْجاهِلُ: ما للّهِ فی آلِ مُحَمّد حاجَةٌ ؛
آگاه باشید که وی آن چنان غایب میشود که افراد نادان بگویند: خداوند هیچ نیازی به آل محمّد ندارد.(2)
در اینجا نیز «أما» تحریضیّه، جمله اسمیّه، لام تأکید و نون تأکید ثقیله به کار رفته است.
3 - امام صادق علیهالسلام در همین زمینه فرمود:
أما وَ اللّهِ لَیَغیبَنَّ إمامُکُمْ سِنینا مِنْ دَهْرِکُم ؛
آگاه باشید، به خدا سوگند، البتّه البتّه امام شما سالیان درازی غایب خواهد شد.(1)
در این حدیث نیز واو قسم، لام تأکید، نون تأکید ثقیله، جمله اسمیّه، و «أما تحریضیّه» به کار رفته است.
در احادیث فراوان از حیرت و سردرگمی شیعیان در عصر غیبت سخن رفته است:
تَکُونُ لَهُ حَیْرَةٌ وَ غَیْبَةٌ، یَضِلُّ فیها أَقْوامٌ وَ یَهْتَدی فیها آخَرُونَ ؛
برای او دوران غیبت و حیرت است که گروهی در آن گمراه میشوند و گروه دیگر هدایت مییابند.(2)
لَتُکْفَأُنَّ کَما تُکْفَأُ السُّفُنُ بِأَمْوَاجِ الْبَحْرِ ؛
به خدا سوگند متلاطم میشوید، همان گونه که کشتیها به وسیله امواج دریا دچار تلاطم میشوند.(3)
و در ادامه فرمود:
دوازده پرچم مشابه همدیگر به اهتزاز در میآید، که معلوم نمیشود، که کدام یک کدامین است.
مفضّل بن عمر راوی حدیث میگوید: من به شدّت گریستم و عرض کردم: پس در آن زمان چه کنیم؟
از روزنه آفتاب در داخل اطاق میتابید، امام صادق علیهالسلام نگاهی به آن کردند و فرمودند: این آفتاب را میبینی؟ گفتم: آری. فرمود:
به خدا سوگند، امر ما از این خورشید روشنتر است.(1)
سوگند به خداوندی که رسولش را به حق برانگیخت، حتما آزموده خواهید شد، حتما غربال خواهید شد، در این غربال شدنها افردی بالا میآیند که در زیر بودند، افرادی پایین میآیند که در بالا بودند، افرادی جلو میافتند که عقب مانده بودند و افرادی عقب میمانند که جلو افتاده بودند.(2)
وَ کَذلِکَ الْقائِمُ، فَإِنَّهُ تَمْتَدُّ غَیْبَتُهُ، لِیَصْرُحَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ، وَ یَصْفُوَ الاِْیمانُ مِنَ الْکَدِرِ، بِإِرْتِدادِ کلِّ مَن کانَت طیینَتُهُ خَبیثَةً ؛
همچنین دوران غیبت قائم علیهالسلام به طول میانجامد، تا حق از باطل و ایمان خالص از تیره مشخّص گردد، با ارتداد همه کسانی که طینت آنها خبیث بوده است.(3)
لا بُدَّ لِلنّاسِ مِنْ أَنْ یُمَحَّصُوا وَ یُمَیَّزُوا وَ یُغَرْبَلُوا، وَ سَیَخْرُجُ مِنَ
الْغَرْبالِ خَلْقٌ کَثیرٌ ؛
به ناگزیر مردم باید آزموده شوند، تا شناخته شوند، غربال گردند و جمع کثیری از غربال خارج میشود.(1)
به خدا سوگند، همانند شیشه شکسته میشوید، به خدا سوگند همانند سفال شکسته میشوید، شیشه یکبار دیگر بر میگردد و همانند اول میشود، ولی سفال هرگز به حالت اولیّه بر نمیگردد.(2)
سرور من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده، راه تنفّس را بر من گرفته، آرامش خاطرم را از من سلب کرده است.
چون مقداری آرام میشوند، از علّت آن پریشانی میپرسند، میفرماید:
امروز در جفر و جامعه اوضاع آخر الزّمان را میدیدم، میلاد قائم علیهالسلام ، طول غیبت، عمر طولانی آزمون سخت شیعیان، پدید آمدن شک و تردید در دل آنان را در اثر طول غیبت و ارتداد آنها را از دین خود، مشاهده کردم وغمهای عالم بر دلم فروریخت.(3)
در دهها حدیث آمده است که هر کس امام زمانش را نشناسد، به مرگ
جاهلی مرده است. این احادیث از احادیث متواتر از طریق شیعه و سنی میباشد.(1)
در حدیث بالا از ارتداد و پدیدار شدن شکّ و تردید سخن رفته است.
ابن بابویه، پدر شیخ صدوق، کتاب مستقلّی پیرامون حیرت و سردرگمی شیعیان در عصر غیبت نوشته، آن را «الإمامة والتّبصرة» نام نهاده است.
در این کتاب از امام صادق علیهالسلام روایت کرده که فرمود:
إِنَّ لِصاحِبِ هذَ الاْءمْرِ غَیْبَةً، اَلْمُتَمَسِّکُ فیها بِدینِهِ کَالْخارِطِ لِلقِتاد ؛
برای صاحب این امر غیبتی است که چنگ زدن به دین در آن زمان، همانند کندن خار با دست میباشد.(2)
حوادث تلخ و رویدادهای حادّی فرا راه شیعیان و موالیان اهل بیت است، که از آنها به «مُضِلاّتُ الْفِتَنِ» تعبیر میشود، یعنی فتنه هایی که انسان را از شاهراه حق و حقیقت میلغزاند و در سراشیبی سقوط قرار میدهد.
برای ثبات قدم و استواری در دین، معرفت کامل به امام زمان علیهالسلام شرط است، که امام زین العابدین علیهالسلام میفرماید:
فَلا یَثْبُتُ عَلَیْهِ إِلاّ مَنْ قَوِیَ یَقینُهُ وَ صَحَّت مَعْرِفَتُهُ وَ لَمْ یَجِدْ فی نَفْسِهِ حَرَجا مِمّا قَضَیْنا وَ سَلَّمَ لَنا أهْلَ الْبَیْتِ ؛
بر امر امامت ثابت نمیماند جز کسی که یقینش قوی و معرفتش صحیح باشد و در مورد آن چه ما حکم میکنیم، حرجی در دلش پیدا
نکند و در برابر ما اهل بیت کاملاً تسلیم باشد.(1)
امّا کسی که ثابت قدم باشد و در فتنهها نلغزد، پاداش عجیبی دارد که امام سجّاد علیهالسلام میفرماید:
مَنْ ثَبَتَ عَلی مُوَالاتِنا فی غَیْبَةِ قائِمِنا أَعْطاهُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَجْرَ أَلْفِ شَهیدٍ مِنْ شُهَداءِ بَدْرٍ وَ اُحُدٍ ؛
هر کس بر موالات ما استوار باشد، در زمان غیبت قائم ما علیهالسلام ، خداوند عزّ وجلّ پاداش هزار شهید از شهدای بدر و احد به او عنایت فرماید.
در دهها حدیث از سختی دینداری در عصر غیبت سخن رفته و به پاک کردن خار با دست و نگهداشتن آتش در دست تشبیه شده است.
در این حدیث به یک نکته اشاره شده و آن این که استواری در دین فقط با عنایت خاصّ حق تعالی امکانپذیر میباشد، و لذا فرموده است:
به خدا سوگند، او غایب میشود، غیبتی که در آن از هلاکت رهایی نمییابد، جز کسی که خداوند او را در اعتقاد به امامت آن حضرت ثابت و استوار نموده باشد.(2)
امّا این که چه کنیم تا خداوند ما را در اعتقاد خود ثابت بدارد، در آخرین فراز از حدیث شریف بیان شده است:
در این حدیث شریف، امام حسن عسکری علیهالسلام خطاب به احمد بن اسحاق میفرماید:
در آن زمان غیبت، از هلاکت رهایی نمییابد جز کسی که:
خداوند او را بر قول به امامت آن حضرت ثابت بدارد ؛
خداوند به او توفیق دعا برای تعجیل در امر فرج عنایت فرماید.(1)
روی این بیان «دعا برای تعجیل در امر فرج» که «تنها ره رهایی» میباشد، آن نیز باید با توفیق حضرت احدیّت باشد، اگر خداوند انسان را به حال خود رها کند، آن چنان در فراز و نشیب زندگی راه را گم میکند، که هم خودش را فراموش میکند، هم منشأ این همه بدبختی و سیه روزی را متوجّه نمیشود و هم در صدد چاره جویی بر نمیآید.
سرچشمه همه بدبختیها و حوادث تلخ جهان، غیبت مولاست، همه مشکلات جانکاه و مصائب جانفرسای زندگی از اینجا نشأت میگیرد که دست ما به دامن مولای ما نمیرسد.
تأسّف بارتر این که به این نکته نیز توجّه نداریم و در نتیجه به فکر چاره جویی نیز نیستیم.
هر کسی که به سعادت جامعه بیندیشد، باید جامعه را به درد و درمان این مصائب رهنمون گردد، وجدان به خواب رفته را بیدار کند، درد و درمانِ آن را به آنها یادآوری کند و به جامعه انسانها تفهیم کند که همه مشکلات جهان از غیبت صاحب و مولا نشأت میگیرد و تنها درمان آن این است که دسته جمعی به سوی خداوند روی آورده، از خداوند منّان تعجیل در فرج آن حضرت را مسألت نماییم.
اگر دُرِّ گران بهایی در یک خانه گم شود، همه اهل خانه بسیج میشوند و در راه پیدا کردن آن دست از پا نمیشناسند، تا گم شده خود را بیابند.
بیش از دوازده قرن است که حجّت و مولای خود را در پشت پرده غیبت
1) 1 - همان.
گم کردهاند و هرگز در صدد کنار زدن این سدهای آهنین نیستند، با این همه مشکلات دست و پنجه نرم میکنند، ولی در صدد چاره جویی بر نمیآیند.
یکی از عزیزان سفر کرده، که فانی در عشق و ارادت به حضرت ولی عصر علیهالسلام بود، مرحوم حاج مهدی جعفریان، که از هیئت امنای مسجد مقدّس جمکران بود، نقل میکرد: عصر سه شنبهای از تهران به مقصد مسجد مقدّس جمکران به قم آمدیم، پس از زیارت کریمه اهل بیت به مسجد مقدّس جمکران مشرّف شدیم، پس از انجام اعمال مسجد از جمکران به سوی قم حرکت کردیم.
در اثنای راه سید بزرگواری را دیدیم که پیاده به سوی مسجد در حرکت میباشد، ماشین را نگه داشتیم، فلاکس آب را در دست گرفتیم، پس از عرض سلام و ادای احترام عرض کردیم، آب خنکی است، که از تهران آوردهایم، اجازه میفرمایید به محضرتان تقدیم کنیم.
پس از کسب اجازه لیوان را پر کردیم به خدمتشان تقدیم نمودیم.
عرضه داشتیم که کجا انشاء اللّه؟
فرمودند: به مسجد جمکران میروم.
عرضه داشتیم: برای فرج آقا بقیة اللّه دعا بفرمایید.
فرمودند: آن وظیفه شیعیان ماست.
این جمله اگر چه صریح بود، ولی همانند همه تشرّفات، ذهن ما به آن منتقل شد.
آنگاه در حالی که نیمی از آب لیوان را میل کرده بودند فرمودند:
شیعیان ما به اندازه این نصف لیوان به ما اعتنا ندارند، اگر روزی در وسط بیابان به نصف لیوان آب نیاز پیدا کنند، تا به آن دسترسی پیدا
نکردهاند، از پای نمینشینند، ولی بیش از 1200 سال است که ما را گم کردهاند و به دنبال ما نیستند و درصدد جستجو بر نمیآیند.
سپس اضافه کردند:
این همه مردم که به مسجد جمکران مشرّف میشوند، هر کدام به دنبال مشکل خود هستند، یکی مریض دارد، دیگری خانه میخواهد، سومی مشکل ازدواج دارد، هر کدام به دنبال مشکل خویش هستند، چند نفر از اینها فقط به خاطر ما میآیند؟!
در مشهد مقدّس مرد بزرگواری به نام آقای مولوی قندهاری داشتیم، که از وکلای مرحوم آیة اللّه اصفهانی بود. در غالب تشرّفات خود به مشهد مقدّس، به خدمتشان مشرّف میشدیم و از محضرشان مستفیض میگشتیم.
غالبا به ما توصیه میکرد، که هر وقت به حرم مشرّف میشوید، در حرم مطهّر فقط برای فرج مولا دعا کنید و چیزی از حوائج خود را بر زبان نیاورید، هنگامی که از حرم بیرون آمدید، به خدمت شیخ حرّ عاملی مشرّف شوید و حوائج خود را از ایشان بگیرید.
شیخ حرّ عاملی، صاحب کتاب گرانسنگ «وسائل الشیعة» در صحن مطهّر بقعه و ضریح دارد واز محدّثان بزرگ شیعه میباشد.
نکته مهمّ در توصیه مرحوم آقای مولوی قندهاری این است که حوائج شما هر چه باشد، افرادی چون شیخ حرّ عاملی میتوانند آن را برآورده کنند ولذا قدر موقَف را بدانید و وقت خود را در حرم مطهّر به این مسائل هزینه نکنید، در حرم مطهّر فقط برای تعجیل در امر فرج دعا کنید که حاجت مشترک همه انسانها میباشد، که اگر این حاجت برآورده شود،
دیگر حاجتی باقی نخواهد بود، و اگر این حاجت برآورده نشود، بر آورده شدن دیگر حوائج، مشکلی را نخواهد گشود.
از این رهگذر، بر همه ما فرض است که در رأس همه حوائج خود، برای فرج مولا دعا کنیم، که فرج ما نیز در آن نهفته است و تعبیر بسیار ظریف:
وَ أَکْثِرُوا الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِکَ فَرَجُکُمْ ؛
برای تعجیل در امر فرج بسیار دعا کنید که فرج شما نیز در آن است.(1)
به آن اشاره دارد.
هنگامی که احمد بن اسحاق، از نشان میپرسد، امام علیهالسلام که کودکی خردسال بودند، به اذن خداوند میفرمایند:
أَنَا بَقِیَّةُ اللّهِ فی أرْضِهِ ؛
ای احمد بن اسحاق! من آخرین حجّت خدا در روی زمین هستم.
اوّلین حجّت خدا، حضرت آدم ابو البشر، کلماتی را از خداوند منّان تلقّی نمود.(2)
حضرت نوح حضرت ابراهیم، حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت خاتم الأنبیا علیهمالسلام هر کدام کلماتی را از خداوند منّان تلقّی کردند و به امّتهای خود بیان فرمودند، ولی آیا کلمات الهی پایان یافت؟ نه، هرگز.
به تعبیر قرآن، اگر همه دریاها مرکّب شوند و کلمات الهی با این مرکّبها نوشته شود، دریاها تمام میشود، ولی کلمات الهی پایان نمیپذیرد، حتّی
اگر این دریاها دو برابر(1)یا هفت برابر شود باز هم کلمات الهی پایانپذیر نمیباشد.(2)
آن مقدار از کلمات الهی که قابل عرضه بر انسانها میباشد، به تعبیر حدیث شریف 27 حرف میباشد، که دو حرف آن توسّط پیامبران بر مردم عرضه شده، و مردم با دانش و بینش خود آنها را تجربه کرده، در مقام عمل از آنها بهره گرفتهاند، 25 حرف دیگر را حضرت بقیّة اللّه میآورد.(3)
بر این اساس 2112 برابر علم موجود توسّط آن حضرت بر این دانش موجود افزوده میشود.
«ادیسون» با اختراع برق، یک علم بر هزاران علم موجود افزود، چهره دنیا دگرگون شد.
در زمان ما اختراع کامپیوتر، یک علم بر هزاران علم موجود افزوده شد، چهره جهان به کلّی دگرگون گردید.
اگر روزی حضرت بقیّة اللّه بیاید، بر هزاران دانش موجود، نه 100%، نه 200% بلکه 1250% بیفزاید، دیگر چهره جهان برای ما قابل ترسیم نیست.
از این رهگذر هنگامی که علی بن جعفر علیهماالسلام از برادرش حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام تقاضا میکند که عصر ظهور را برای ایشان ترسیم نماید، میفرماید:
یا بُنَیَّ! عُقُولُکُمْ تَضْعَفُ عَنْ ذلِکَ وَ أحْلامُکُم تَضیقُ عَنْ حَمْلِهِ، وَ لکِنْ إِنْ تَعیشُوا فَسَوْفَ تُدْرِکُونَهُ؛
پسرم! عقلهای شما از درک آن ناتوان هستند و افکار شما از تحمّل
آن عاجزند، اگر زنده بمانید و آن زمان را درک کنید، خواهید فهمید.(1)
از این حدیث استفاده میشود که افکار و اندیشههای ما قدرت تصویر آن زمان را ندارند، حتّی اگر امام معصوم آن را ترسیم کند، ما نمیتوانیم به عمق آن برسیم، زیرا الفبای آن را در اختیار نداریم.
مثل ما نسبت به عصر ظهور، مَثل یک جنین است نسبت به این دنیا.
هنگامی که حضرت بقیّة اللّه تشریف بیاورد، دست کیمیا اثر خود را بر سر بندگان الهی قرار میدهد، عقلهای آنها بالا میرود و قدرت دریافت آن دانش برتر را پیدا میکنند.(2)
هرکس به پیشرفت علم و تکنولوژی علاقهمند است، باید شب و روز برای تعجیل در امر فرج دعا کند.
بدون تردید حضرت مهدی علیهالسلام خون مظلومان در راستای تاریخ را میگیرد، ولی از چه کسی؟ از فرزندان؟! از هواداران؟!
از مسلّمات اعتقادی ما این است که:
«لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ اُخْری»
هرگز کسی بار دیگری را بر دوش نمیکشد.(3)
اگر یزید امام حسین علیهالسلام را به شهادت رسانیده، نسل و تبار او چه گناهی کردهاند؟!
پسر یزید بودن که جرم نیست، چنانکه محمد بن ابی بکر یکی از
چهرههای برجسته در تاریخ تشیّع و از بهترین یاران مولای متّقیان میباشد و پسر ابوبکر بودن برای او جرم نمیباشد.
اینجا به بحث طولانی نیاز هست که صفحات محدود این نوشتار این اجازه را به ما نمیدهد، در کتاب «سیره حکومتی حضرت مهدی علیهالسلام » به تفصیل در این رابطه سخن گفتهایم.
بر اساس روایات فراوان حُمَیرا زنده میشود و حضرت بقیّة اللّه ارواحنا فداه انتقام مادرش حضرت زهرا علیهاالسلام را از او میگیرد.(1)
قُنفُذ و مولای قنفذ زنده میشوند و انتقام خون حضرت محسن علیهالسلام از آنها گرفته میشود.(2)
قتله کربلا زنده میشوند و انتقام خون سالار شهیدان علیهالسلام و دیگر شهیدان دشت کربلا از آنها گرفته میشود.(3)
خدا را به عظمت حضرت زهرا علیهاالسلام قسم میدهیم که از بقیّه دوران غیبت صرف نظر بفرماید و در ظهور منتقم خون محسن زهرا و علی اصغر کربلا علیهمالسلام تعجیل بفرماید.
در این فراز به ارتداد بیشتر قائلین به امامت آن حضرت اشاره شده، که در فرازهای یازدهم تا چهاردهم به آن اشاره شد.
در آیه 124 از سوره بقره از «امامت» به عنوان پیمان الهی تعبیر شده، آنجا که فرموده:
«لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمینَ» ؛
پیمان من به ستمکاران نمیرسد.
جالب توجّه است که در تورات نیز از امامت به عنوان عهد و پیمان الهی تعبیر شده است.(1)
در فرازی از حدیث بالا آمده است:
بر عهد امامت باقی نمیماند جز کسی که خداوند منّان از او برای ولایت ما پیمان گرفته باشد.(2)
در احادیث فراوان ایمان به دو قسم تقسیم شده است:
ایمان استوار
ایمان عاریتی
ایمان «مُسْتَقَرّ» ایمانی است که راسخ و استوار باشد، ولی ایمان «مُسْتَوْدَع» ایمان عاریتی است که به انسان عطا میشود، ولی در کشاکش روزگار از او گرفته میشود.(3)
در فراز بالا آمده است که:
وَ کَتَبَ فی قَلْبِه الاْءیمانَ ؛
ایمان را خداوند در دلش نوشته باشد.(4)
آری ایمان راسخ نیز به توفیق الهی خواهد بود، باید هر لحظه از خداوند بخواهیم که ایمان ما ثابت و استوار باشد.
در آخرین فراز از حدیث مورد بحث، تأکید شده که همه اینها منحصرا با توفیق و تأیید الهی امکانپذیر میباشد و لذا فرموده است:
بر امر امامت باقی نمیماند، جز کسی که خداوند از او بر ولایت ما پیمان گرفته باشد، ایمان را در دلش نوشته باشد و او را با روحی از خود مؤیّد کرده باشد.(1)
این بود فشردهای از مطالب لازم پیرامون فرازهای حدیث مورد بحث.
و اینک از همه آنها نتیجه میگیریم که در عصر غیبت تنها ره رهایی از فتنههای آخر الزّمان، دعا برای تعجیل در امر فرج میباشد.
این دعا باید با تأیید ربّانی و توفیقات الهی همراه باشد، از ایمان راسخ سرچشمه بگیرد، از اعماق دل و احساس اضطرار و درک عمق فاجعه همراه باشد.
و اینک به چند نکته در این زمینه اشاره میکنیم:
1) 1 - همان.
آیة اللّه سیّد محمد تقی موسوی احمد آباد، مشهور به صاحب مکیال در کتاب شریف «مکیال المکارم» در مورد همگانی بودن دعا برای تعجیل در امر فرج مینویسد:
بر همه اهل ایمان لازم است که به این امر اهتمام کنند و در هر زمان و مکان به آن مواظبت کنند.
آنگاه برای اثبات وجوب عینی آن به یک رؤیای صادقه از امام حسن مجتبی علیهالسلام استشهاد میکنند که متن آن چنین است:
آنچه در این جا شایسته است گفته شود و مؤیّد مطالب ما هست، چیزی است که برادر ایمانی ما، که مؤیّد به تأییدات سبحانی است یعنی: آغا میرزا محمد باقر اصفهانی(1)که خداوند بر علوّ او بیفزاید و آنچه در این ایّام میخواهد به او عطا فرماید، گفت:
شبی از شبها، امام همام، مولای انام، بدر تمام، حجّت خدا بر آنچه بر فراز این زمین است، حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام را در عالم رؤیا دیدم،
پس چیزی به این مضمنون فرمود:
1) 1 - مرحوم حاج میرزا محمد باقر فقیه ایمانی، از علمای ارزشمند اصفهان، متوفای 1371 ق. صاحب قریب 90 جلد کتاب ارزشمند، که 28 عنوان از آنها در عرصه مهدویّت میباشد و تعدادی از آنها به طبع رسیده است، نزدیکترین دوست صاحب مکیال بود و رؤیای حضرت امام حسن مجتبی علیهالسلام را صاحب مکیال از ایشان روایت کرده است. فرزندش: حاج شیخ مهدی فقیه ایمانی از حسنات عصر و فضلای ارزشمند زمان میباشد.
بر فراز منبرها، مردم را وادار به توبه کنید و آنها را فرمان بدهید که برای فرج حضرت حجّت علیهالسلام دعا کنند و تعجیل در فرج و ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهند.
دعا برای فرج مانند نماز میّت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن یک عدّه از دیگران ساقط شود، بلکه همانند نمازهای یومیّه است، که بر هر فردی از افراد مکلّفین واجب است که آن را انجام دهند.(1)
مرحوم کلینی در مورد دعای فرج با سلسله اسنادش از صالحان علیهمالسلام روایت کرده که در مورد دعای فرج فرمودند:
این دعا را در شب بیست و سه ماه رمضان، در حال سجده، در حال قیام، در حال جلوس، در هر حالی، در کلّ ماه رمضان و در طول عمر، در هر جایی و در هر زمانی که میسّر گردد، پس از حمد خدا و درود بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله بخوان و بگو:
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ فُلانِ بْنِ فُلانٍ فِی هَذِهِ السّاعَةِ وَ فِی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّا وَ حَافِظا وَ نَاصِرا وَ دَلِیلاً وَ قَائِدا وَ عَوْنا [وَ عَیْناً] حَتَّی تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِیهَا طَوِیلاً.(2)
شیخ صدوق قدسسره با سلسله اسنادش از زرارة بن أعین روایت میکند که پس از بیان امام صادق علیهالسلام پیرامون حوادث تلخ دوران غیبت و آزمون شدید شیعیان، به محضر مقدّس آن جناب عرضه داشت:
جانم به فدایت، اگر من چنین زمانی را درک کنم، چه عملی را انجام دهم؟ حضرت فرمود:
یَا زُرَارَةُ إِنْ أَدْرَکْتَ ذَلِکَ الزَّمَانَ فَأَدِمْ هَذَا الدُّعَاءَ:
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَکَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِیَّکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَکَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَکَ اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی.
پس دعای معرفت را آموزش داد.(1)
نزدیکترین، آسانترین و مطمئنترین راه، برای جلب نظر مولا دعا برای فرج آن حضرت میباشد.
در اصفهان مردی به نام «عبد الرحمان» بود، که به امامت حضرت امام هادی علیهالسلام معتقد بود. از او سبب شیعه شدنش را پرسیدند، گفت:
از امام هادی علیهالسلام کرامتی دیدم که مرا به امامت آن حضرت معتقد نمود و اینک متن داستان:
من شخص فقیر، ولی زبانداری بودم. گروهی از اصفهان برای تظلّم به متوکّل عازم سامرا بودند، مرا به همراه خود بردند که سخنگوی آنها باشم.
روزی ما در اطراف کاخ متوکّل بودیم که فرمان به احضار امام هادی علیهالسلام صادر شد. از اهالی سامرا پرسیدم که امام هادی علیهالسلام کیست؟ گفتند: او علی بن محمد بن امام رضا علیهمالسلام مردی از علویان است که شیعیان به امامت او معتقد هستند، به نظر میرسد که او را متوکّل احضار کرده که به قتل برساند.
1) 1 - شیخ صدوق، کمال الدین، ج2، ص343، باب33، ح24.
تصمیم گرفتم که از آنجا دور نشوم، تا امام هادی علیهالسلام را ببینم و از عاقبت کار او آگاه شوم.
پس او را دیدم که بر اسبی سوار است، مردمان در دو طرف جادّه صف کشیدهاند، به او تماشا میکنند، چون چشمم به جمالش افتاد، محبّت او در دلم قرار گرفت، شروع کردم برای او دعا کردن و از خدا خواستن که شرّ متوکّل را از او دور بگرداند.
امام هادی علیهالسلام در میان دو صف حرکت میکرد، به چپ و راست نگاه نمیکرد، فقط به یال مرکب خود مینگریست.
من تمام این مدّت برای سلامتی اش دعا میکردم.
هنگامی که به مقابل من رسید، با تمام چهره به من نگاه کرد و فرمود:
اِسْتَجابَ اللّهُ دُعاءَکَ، وَ طَوَّلَ عُمْرَکَ وَ کَثَّرَ مالَکَ وَ وُلْدَکَ ؛
خداوند دعایت را مستجاب کرد، به تو عمر طولانی عطا فرمود، اموال و اولادت را فراوان نمود.
از هیبت و وقارش بر خود لرزیدم و در میان دوستانم بر زمین افتادم.
پرسیدند: چه شد؟ چرا به این حال افتادی؟! چیزی نگفتم، گفتم: ان شاء اللّه خیر است.
به اصفهان بازگشتیم، خداوند درهای کرمش را، به برکت دعای آن حضرت، به رویم گشود، امروز چون درِ خانهام را میبندم هزار هزار درهم ثروت درخانه دارم، علاوه بر اموالی که در بیرون از خانه دارم، خداوند ده فرزند به من عطا فرموده و بیش از هفتاد سال عمر کردهام و معتقد به امامت آن حضرت میباشم، که از درون قلب من خبر داد و خداوند دعایش را در
حقّ من مستجاب نمود.(1)
این شخص که از مقام و عظمت امام هادی علیهالسلام خبر نداشت، فقط نگران سلامتی آن حضرت شده، برای سلامتی آن حضرت دعا کرده، امام علیهالسلام برای او دعا کرده و خداوند منّان چنین برکتی به عمر و ثروت و فرزندانش عنایت فرموده است.
اگر ما نیز بخواهیم که یوسف زهرا، گوشه چشمی به ما کند، باید شب و روز برای تعجیل در امر فرج آن حضرت دعا کنیم، تا به این وسیله لطف و کرم و عنایت آن حضرت به طرف ما معطوف شود.
از امام صادق علیهالسلام پرسیدند:
چرا به هنگام یاد کردن حضرت مهدی علیهالسلام با لقب «قائم» بر میخیزیم؟ در پاسخ فرمود:
زیرا برای آن حضرت یک غیبت طولانی هست و این لقب به قیام و تشکیل حکومت آن حضرت اشعار دارد، به جهت شدّت رأفت به دوستان و حسرت غربت، به هر کسی که آن حضرت را با این لقب یاد میکند، نظر لطف و مرحمت میفرماید.
شایسته است هنگامی که این لقب برده شد، بنده خاضع در مقابل مولا برخیزد، چون مولای جلیل با چشم لطف و محبّت به سوی او مینگرد.
پس برخیزد و از خداوند منّان تعجیل در فرج آن حضرت را مسألت نماید.(2)
اگر یوسف زهرا فقط با بردن نام نامی و لقب گرامی «قائم» به آن شخص
نظر لطف و مرحمت نماید، بسیار ظاهر و آشکار است که به فردی که برای فرج آن حضرت دعا کند، چه نظر و لطف و مرحمتی خواهد داشت.
روی این بیان، دعا برای فرج نزدیکترین و مطمئنترین وسیله برای جلب عنایت آن حضرت میباشد.
از این رهگذر هنگامی که دعبل خزاعی در اشعار معروف خود از قیام شکوهمند آن حضرت سخن گفت، امام رضا علیهالسلام برخاستند، دست مبارک خود را بر سر نهاده، در مقابل نام آن حضرت احترام کردند و برای فرج آن حضرت دعا فرمودند.(1)
جالب توجّه است که امام صادق علیهالسلام بیش از یک قرن پیش از میلاد آن حضرت و امام رضا علیهالسلام بیش از نیم قرن پیش از تولّد آن حضرت چنین تعظیم و تکریم نمودند و برای تعجیل در فرج آن حضرت دعا فرمودند.
پس ما که در دریای متلاطم عصر غیبت فرورفتهایم و امواج سهمگین فتنهها را بر شانههای خود احساس میکنیم، چگونه برای تعجیل در امر فرج تضرّع نکنیم؟!
1) 1 - تستری، قاموس الرجال، ج4، ص290.
در همه لحظات عمر شایسته است که انسان برای صاحب عصر و زمان دعا کند، ولی در برخی از اوقات تأکید بیشتری شده و از معصومین علیهمالسلام برای آن ساعات دعاهای خاصّی رسیده است، که به برخی از آنها فقط اشاره میکنیم:
شیخ صدوق رحمهالله روایت کرده که پس از هر نماز واجب گفته شود:
رَضِیتُ بِاللّهِ رَبّاً وَ بِالاْءِسْلامِ دِینا وَ بِالْقُرْآنِ کِتَابا وَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیّاً وَ بِعَلِیٍّ وَلِیّاً وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ أَئِمَّةً.
اللَّهُمَّ وَلِیَّکَ الْحُجَّةَ فَاحْفَظْهُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَنْ یَمِینِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ مِنْ فَوْقِهِ وَ مِنْ تَحْتِهِ وَ امْدُدْ لَهُ فِی عُمُرِهِ وَ اجْعَلْهُ الْقَائِمَ بِأَمْرِکَ الْمُنْتَصِرَ لِدِینِکَ وَ أَرِهِ مَا یُحِبُّ وَ تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ فی نَفْسِهِ وَ فی ذُرِّیَّتِهِ وَ أَهْلِهِ وَ مَالِهِ وَ فی شِیعَتِهِ وَ فی عَدُوِّهِ وَ أَرِهِمْ مِنْهُ مَا یَحْذَرُونَ وَ أَرِهِ فِیهِمْ مَا یُحِبُّ وَ تَقَرُّ بِهِ عَیْنُهُ وَ اشْفِ بِهِ صُدُورَنَا وَ صُدُورَ قَوْمٍ مُوءْمِنِین.
بارالها! ولی و حجّت خود را از رو به رو، از پشت سر، از چپ و راست، از بالای سر و پایین پایش محافظت بفرما.
خدایا! عمرش را طولانی بگردان، او را قیام کننده به فرمان تو و یاری دهنده به دین تو قرار بده.
خدایا! آنچه را که دوست میدارد و دیدگانش با آن روشن میشود، در مورد خودش، ذریّهاش، خانوادهاش، اموالش، شیعیان و دشمنانش عنایت بفرما.
دشمنانش را از آنچه میهراسند بر سرشان فرود آور، و به آن حضرت در مورد دشمنانش آنچه دوست دارد و با آن دیدگان ولیات روشن میشود بنمایان، دلهای ما و دلهای مؤمنان را تشفّی عنایت بفرما.(1)
محمد بن بشیر ازدی دعای مفصّلی از حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام نقل کرده که بعد از نماز عصر میخواند،(2)
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ، اِلَیْکَ زِیادَةُ الاَْشْیاءِ وَنُقْصانُها،
وَاَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ خَلَقْتَ الْخَلْقَ بِغَیْرِ مَعُونَةٍ مِنْ غَیْرِکَ، وَلا حاجَةٍ اِلَیْهِمْ
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ، مِنْکَ الْمَشِیَّةُ، وَاِلَیْکَ الْبَدْءُ،
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ قَبْلَ الْقَبْلِ وَخالِقَ الْقَبْلِ،
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ بَعْدَ الْبَعْدِ وَخالِقَ الْبَعْدِ
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ، تَمْحُو ما تَشاءُ وَتُثْبِتُ وَعِنْدَکَ اُمُّ الْ-کِتابِ
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ، غایَةُ کُلِّ شَیْءٍ وَوارِثُهُ،
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ اَ نْتَ، لا یَعْزُبُ عَنْکَ الدَّقیقُ وَلاَ الْجَلیلُ،
اَ نْتَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّاَ نْتَ لاتَخْفی عَلَیْکَ اللُّغاتُ، وَلا تَتَشابَهُ عَلَیْکَ الاَْصْواتُ، کُلُّ یَوْمٍ اَ نْتَ فی شَأْنٍ لا یَشْغَلُکَ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ، عالِمُ الْغَیْبِ وَاَخْفی، دَیّانُ یَوْمِ الدّینِ مُدَبِّرُ الاُْمُورِ، باعِثُ مَنْ فِ-ی الْقُبُورِ، مُحْیِی الْعِظامِ وَهِیَ رَمیمٌ.
اَسْاَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَکْنُونِ الْمَخْزُونِ الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لا یَخیبُ مَنْ سَاَلَکَ بِه: اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَاَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ الْمُنْتَقِمِ لَکَ مِنْ اَعْدائِکَ، وَاَنْجِزْ لَهُ ما وَعَدْتَهُ، یاذَا الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ.
در فرازی از آن آمده است:وَاَنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ الْمُنْتَقِمِ لَکَ مِنْ اَعْدائِکَ، وَاَنْجِزْ لَهُ ما وَعَدْتَهُ، یاذَا الْجَلالِ وَالاِْکْرامِ ؛
و این که در فرج منتقم خود از دشمنانت تعجیل فرموده، آنچه را به او وعده دادهای به انجاز برسانی، ای صاحب جلال و کرم.
راوی پرسید: این دعا در حقّ کیست؟ امام کاظم علیهالسلام فرمود:
ذلِکَ الْمَهدیُّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلیه وَآله ؛
او همان مهدی آل محمّد علیهمالسلام میباشد.
آن گاه فصلی در اوصاف کریمه و علایم ظهور حضرتش سخن گفت.(1)
شیخ طوسی قدسسره دعای مفصّلی نقل کرده که مستحب است بعد از دو رکعت نخستین نماز شب خوانده شود. در فرازی از آن آمده است:
وَ أنْ تُعَجِّلَ فَرَجَ وَلِیِّکَ وَ ابْنِ وَلِیِّکَ وَ تُعَجِّلَ خِزْیَ أَعْدائِهِ ؛
و این که در فرج ولیّ خود و فرزند ولیّ خود تعجیل فرمایی و در خواری و ذلّت دشمنانش تعجیل نمایی.(2)
دعای بسیار مفصّلی از حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام به دنبال نماز جعفر طیّار روایت شده که در فرازی از آن آمده است:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ، وَعَلی مَنارِکَ فی عِبادِکَ،الدّاعی اِلَیْکَ بِاِذْنِکَ، الْقائِمِ بِاَمْرِکَ، الْمُؤَدّی عَنْ رَسُولِکَ، عَلَیْهِ وَالِهِ السَّلامُ.
اَللّهُمَّ اِذا اَظْهَرْتَهُ فَاَنْجِزْ لَهُ ما وَعَدْتَهُ، وَسُقْ اِلَیْهِ اَصْحابَهُ، وَانْصُرْهُ وَقَوِّ ناصِریهِ، وَبَلِّغْهُ اَفْضَلَ اَمَلِه، وَاَعْطِه سُؤْلَهُ، وَجَدِّدْ بِه عِزَّ مُحَمَّدٍ وَاَهْلِ بَیْتِه..؛
خدایا بر محمّد و آل محمد درود بفرست، و بر مشعل فروزانت در میان بندگان، که به اذن تو به سویت فرامیخواند و به فرمان تو قیام میکند، از سوی رسول تو ابلاغ رسالت مینماید.
خدایا! چون او را ظاهر کردی، وعده هایت را به انجاز برسان، یارانش را به سوی او گسیل بدار، او را یاری کن و یارانش را نیرومند بگردان، او را به برترین آرزوهایش برسان، خواستههایش را اجابت فرما و به وسیله او مجد و عظمت پیامبر اکرم و خاندانش را تجدید بفرما.(1)
شهید اوّل از وجود مقدّس مولای متّقیان روایت کرده که در فرازی از قنوتهای خود میفرمود:
اَللّهُمَّ اِنّا نَشْکُو اِلَیْکَ فَقْدَ نَبِیِّنا، وَغَیْبَةَ اِمامِنا، وَقِلَّةَ عَدَدِنا، وَکَثْرَةَ عَدُوِّنا، وَتَظاهُرَ الاَْعْداءِ عَلَیْنا، وَوَقُوعَ الْفِتَنِ بِنا، فَفَرِّجْ ذلِکَ اللّهُمَّ بِعَدْلٍ تُظْهِرُهُ، وَاِمامِ حَقٍّ نَعْرفُهُ، اِلهَ الْحَقِّ امینَ رَبَّ الْعالَمینَ ؛
بار خدایا! ما به تو شکایت میکنیم که پیامبر ما از دست ما رفته و امام ما در دسترس ما قرار نگرفته است.
ما به تو شکایت میکنیم از کمیِ عدد ما، از کثرتِ دشمنان ما، از صف آرایی دشمنان در برابر ما و از سرازیر شدن فتنهها به سوی ما.
بار خدایا! این مصیبت بزرگ را از ما بزدای، با عدالتی که میگسترانی و امام حقّی که ما او را میشناسیم. ای خدای حق، آمین، ای پروردگار جهانیان.(2)
با توجّه به شهادت مولای متّقیان در سال چهل هجری و ولادت امام عصر علیهالسلام در سال دویست و پنجاه و پنج هجری، معلوم میشود که امیر مؤمنان علیهالسلام بیش از دویست و پانزده سال پیش از ولادت امام زمان در فراق آن حضرت چنین سوز و گدازی دارد، پس شیعیان مبتلا به درد فراق و گرفتار در امواج فتنهها و آماج تیرهای دشمنان، در تمام اوقات شبانه روزی، به ویژه در قنوتهای نماز چگونه تضرّع نموده، دست نیاز به سوی پروردگار دراز نموده، از حوادث جانکاه روزگار شکایت کرده، رفع اضطرار از جهان خلقت را با امضای فرج آن حضرت مسألت نمایند.
آنگاه شهید از امام صادق و امام باقر علیهماالسلام روایت کرده که این قنوت امیر مؤمنان علیهالسلام را در قنوتهای نمازها، به ویژه در روزهای جمعه بخوانند.(1)
سید ابن طاووس همین قنوت را با اندک تفاوتی با سلسله اسنادش از امام باقر علیهالسلام برای قنوت نماز عصر روز جمعه روایت کرده است.(2)
رئیس مذهب، حضرت امام صادق علیهالسلام دعای عهد را برای بامدادان انشاء کرده و فرموده است:
هر کس چهل بامداد به قرائت آن مداومت کند، از یاران قائم ما علیهالسلام میشود و اگر پیش از ظهور آن حضرت وفات کند، خداوند او را از قبرش بیرون میآورد - رجعت میکند - .
در فرازی از دعای عهد آمده است:
اَللّ-هُمَّ اَرِنِ-ی الطَّلْعَةَ الرَّشیدَةَ وَالْغُرَّةَ الْحَمیدَةَ، وَاکْحُلْ ناظِری بِنَظْرَةٍ مِنّی اِلَیْهِ، وَعَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّل مَخْرَجَهُ وَاَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَاسْلُکْ بی مَحَجَّتَهُ، وَاَنْفِذْ اَمْرَهُ، وَاشْدُدْ اَزْرَهُ، وَقَوِّ ظَهْرَهُ، وَاعْمُرِ اللّهُمَّ بِه بِلادَکَ، وَاَحْیِ بِه عِبادَکَ ؛
خدایا! آن طلعت رشید و پیشانی ستوده را به من بنمایان، دیدگانم را با یک نگاه به سوی او مزیّن بفرما، در فرجش تعجیل نما، و راهش را فراخ بگردان، مرا در راه او وارد کن، فرمانش را نافذ و توانش را مستحکم کن، زمین را توسّط او آباد نما و بندگانت را به دست او زنده بگردان.(1)
روز جمعه به آن حضرت اختصاص دارد و لذا بامداد جمعه اهمیّت ویژه دارد، که منتظران ظهور و عاشقان کویش بامدادان جمعه را به دعای ندبه اختصاص داده، با شرکت در جلسات ندبه، نغمههای:
أَیْنَ مُعِزُّ الاْءوْلِیاءِ وَ مُذِلُّ الاْءعْداءِ ؛
کجاست عزّت بخش دوستان و خوار کننده دشمنان؟
را در فضای شهرها به طنین میآورند.
شیخ طوسی و سید ابن طاووس دعایی را برای عصر روز جمعه نقل کردهاند، که به صلوات ابوالحسن ضرّاب اصفهانی مشهور است.
این صلوات در مکّه معظّمه به صورت مکتوب از محضر حضرت ولی عصر علیهالسلام به ضرّاب اصفهانی رسیده است.
1) 1 - همو، مصباح الزائر، ص456.
محدّث قمی از سید بن طاووس نقل کرده که فرموده است:
این صلوات مروی از مولای ما حضرت مهدی صلوات اللّه علیه است، و اگر ترک کردی تعقیب عصر جمعه را به جهت عذری، پس ترک مکن این صلوات را هرگز، به جهت امری که مطّلع کرده ما را خداوند جلّ جلاله به
آن.(1)
متن کامل این صلوات را شیخ طوسی در مصباح و غیبت نقل فرموده، در فرازی از آن آمده است:
اَللّ-هُمَّ وَصَلِّ عَلی وَلِیِّکَ، الْمُحْیی سُنَّتَکَ، الْقائِمِ بِاَمْرِکَ، الدّاعی اِلَیْکَ، الدَّلیلِ عَلَیْکَ، حُجَّتِکَ عَلی خَلْقِکَ، وَخَلیفَتِکَ فی اَرْضِکَ، وَشاهِدِکَ عَلی عِبادِکَ.
اَللّ-هُمَّ اَعِزَّ نَصْرَهُ، وَمُدَّ فی عُمْرِه، وَزَیِّنِ الاَْرْضَ بِطُولِ بَقائِه ؛
بار الها! درود بفرست بر ولیِّ خود، که زنده کننده سنّت تو، قیام کننده به فرمان تو، دعوت کننده و راهنما به سوی تو، حجّت تو در میان بندگان، جانشین تو در روی زمین و گواه تو بر بندگانت میباشد.
خدایا نصرتش را گرامی، عمرش را طولانی و زمین را با طول عمرش مزیّن فرما.(2)
ساعات روز را به دوازده ساعت تقسیم کرده، به دوازده امام علیهمالسلام اختصاص دادهاند. آخرین ساعت روز، که از هنگام به زردی گراییدن آفتاب تا غروب آن میباشد به حضرت صاحب الزّمان علیهالسلام اختصاص دارد.(3)
شایسته است که آن ساعت را به دعا برای فراج اختصاص بدهند.
آخرین ساعت روز جمعه تعلّق بیشتری به آن حضرت دارد و دعای سمات از ناحیه مقدّسه برای آن ساعت، شرف صدور یافته است.(1)
اختصاص دادن شبهای شنبه به زیارت آل یاسین سنّت حسنهای که سال هاست در شهرهای مختلف میهن اسلامی رواج یافته است.
عرض اعمال، یکی از اعتقادات قطعی ماست، که ریشه قرآنی دارد:
«وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُوءْمِنُونَ» ؛
بگو: شما عمل کنید، خدا و پیامبر و مؤمنان اعمال شما را میبینند.(2)
این آیه شریفه صریح است در این که خداوند، رسول اکرم، و گروهی از مؤمنان اعمال ما را میبینند و شاهد اعمال ما هستند.
دهها حدیث در ذیل این آیه در مورد عرض اعمال آمده است، یعنی: علاوه بر این که خدا و پیامبر و گروهی از مؤمنان شاهد اعمال ما هستند، اعمال ما به پیامبر اکرم و ائمّه هدی علیهمالسلام عرضه میشود.
کلینی رحمهالله با سلسله اسنادش از امام صادق و امام رضا علیهماالسلام روایت کرده که فرمودند:
اعمال همه امّت از خوب و بد، بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله عرضه میشود.(3)
از طریق اهل سنّت نیز از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله روایت شده که فرمود:
تُعْرَضُ عَلَیَّ أَعْمالُکُمْ، فَما رَأَیْتُ مِنْ خَیْرٍ حَمِدْتُ اللّهَ عَلَیْهِ وَ ما
رَأیْتُ مِنْ شَرٍّ اِسْتَغْفَرْتُ اللّهَ لَکُمْ ؛
اعمال شما بر من عرضه میشود، آنچه خیر در آن ببینم، خدای را بر آن سپاس گویم و آنچه شرّ در آن ببینم، برای شما طلب مغفرت مینمایم.(1)
امام صادق علیهالسلام در تفسیر آیه شریفه فرمود:
منظور از مؤمنان ائمّه علیهمالسلام میباشند.(2)
در احادیث فراوان آمده است که اعمال مردمان روزهای پنجشنبه بر پیامبر اکرم و ائمّه علیهمالسلام عرضه میشود.(3)
صفّار در مورد عرض اعمال بر پیامبر اکرم و ائمّه هدی علیهمالسلام 86 روایت نقل کرده است.(4)
این حدیث از امام باقر علیهالسلام به این تعبیر آمده است:
إِنَّ أْعْمالَ الْعِبادِ تُعْرَضُ عَلی نَبِیِّکُمْ، کُلِّ عَشِیَّهِ الْخَمیسِ، فَلْیَسْتَحیی أَحَدُکُمْ أَنْ یُعْرِضَ عَلی نَبِیِّهِ الْعَمَلَ الْقَبیحَ ؛
اعمال بندگان شامگاه هر پنج شنبه بر پیامبرتان عرضه میشود، هر یک از شما حیا کند از اینکه عمل زشتی را بر پیامبر خود عرضه بدارد.(5)
سماعه گوید: از امام صادق علیهالسلام شنیدم که فرمود:
چرا پیامبر خدا را محزون میکنید؟!
یکی از حاضران گفت: ما چگونه آن حضرت را محزون میکنیم؟ فرمود:
أما تَعْلَمُونَ أَنَّ أَعْمالَکُمْ تُعْرَضُ عَلَیْهِ، فَإِذا رَأی فیها مَعْصِیَةً، ساءَهُ ذلِکَ، فَلا تَسُوؤُا رَسُولَ اللّهِ وَ سُرُّوهُ ؛
مگر نمیداند که اعمال شما بر آن حضرت عرضه میشود، هنگامی
که معصیتی در آن مشاهده کند غمگین میشود، پس رسول خدا را محزون نکنید، بلکه مسرور نمایید.(1)
ای کاش همه منتظران ظهور، این حدیث را نصب العین خود قرار بدهند و بدانند که گناهان ما موجب رنجش خاطر حضرت بقیّة اللّه اروحنا فداه میشود، برای اینکه قلب شریف آن حضرت را بیش از این آزرده نکنیم، از ارتکاب گناهان اجتناب کنیم و در مقابل، موجبات مسرّت خاطر آن حضرت را فراهم کنیم.
یکی از مهمترین موجبات مسرّت قلب شریف یوسف زهرا علیهماالسلام کمک کردن به برادران ایمانی میباشد.
داود رقّی عازم حج بود، به پسر عمویش مبلغی انفاق نمود، هنگامی که در مدینه به محضر امام صادق علیهالسلام رسید، فرمود:
ای داود، نامه اعمال تو، روز پنجشنبه بر من عرضه شد، صله ارحامت را به پسر عمویت دیدم و خوشحال شدم.(2)
ای کاش هر یک از خوانندگان گرامی، یک عمل صالح و انفاق شایسته و عمل ماندگار ارزشمندی برای شادی و مسرّت قلب شریف حضرت بقیّة
اللّه انجام دهند.
در برخی از احادیث عرض اعمال آمده است که:
اعمال امّت هر روز دوشنبه و پنجشنبه بر پیامبر اکرم و ائمّه هدی علیهمالسلام عرضه میشود.(1)
علاّمه مجلسی از صحیح مسلم نیز نقل کرده که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمود:
هر هفته دو بار، روز دوشنبه و روز پنجشنبه اعمال مردم بر من عرضه میشود.(2)
آنگاه از سید ابن طاووس نقل کرده که در «جمال الاسبوع» فرموده است:
عرض اعمال در روز دوشنبه و پنجشنبه در آن لحظات پایانی روز است.(3)
خوشا به حال آن بندهای که در این روز با اعمال صالح و شایستهاش موجب شود که بر لبهای نازکتر از گل یوسف زهرا لبخند رضایتی نقش ببندد.
خوشا به حال کسی که نامه عملش را در این دو روز با دعا بر فرج مولا پایان دهد و پایان بخش اعمالش دعا برای فرج مولا باشد و نظر لطف و محبّت آن حضرت را به این وسیله به خود جلب نماید.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شب نیمه شعبان را احیا میکرد و اعمال فراوان برای شب نیمه شعبان بیان فرموده است.
امّت اسلامی دو قرن و نیم شبهای نیمه شعبان را احیاء نگه میداشتند، ولی راز قداست آن را نمیدانستند، تا در بامداد شب نیمه شعبان 255 هجری دوازدهمین امام از برج عصمت و طهارت طلوع کرد، پس راز قداست شب نیمه شعبان بر همگان آشکار گردید.
امام صادق علیهالسلام میفرماید:
هر پنجشنبه اعمال بر من عرضه میشود، چون هلال کامل شود و شب نیمه شعبان فرا رسد، اعمال بر رسول خدا و امیر مؤمنان عرضه میشود، آنگاه در دیوان حکیم استنساخ گردد.(1)
روی این بیان شام پنجشنبه که پایان هفته است، اعمال یک هفته بر حجّت خدا عرضه میشود و در آخر هر ماه اعمال یک ماه عرضه میشود و در شب نیمه شعبان اعمال یک سال به امضای حجّت خدا میرسد، تا در لوح محو و اثبات عرضه شود.
برخی از عاشقان حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه، تقویم جالبی در اسلام آباد پاکستان چاپ میکنند که از پانزده شعبان آغاز میشود و در پانزده شعبان پایان مییابد.
تقویم هایی که بر اساس اوّل ژانویه، اوّل فروردین و اوّل محرم چاپ میشوند، همهاش قراردادی است و تحریف هایی در آنها شده است، مثلاً تقویمهای قمری میبایست از اوّل ربیع الاول شروع شود، که اوّل هجرت میباشد، ولی در عهد خلیفه دوّم دسیسهای رخ داد، برای کم رنگ کردن لیلة المبیت مولا، آن را دو ماه عقب کشیدند و از اوّل محرّم قرار دادند، و لذا ابتکار «مشتاقان نور» در چاپ تقوم «نور» و قرار دادن آن از روز
1) 1 - مجلسی، بحار الانوار، ج23، ص343، ح29.
میلاد نور، جالب توجّه و شایان دقّت است.
به هر حال شب نیمه شعبان باید همه عاشقان نور و منتظران ظهور، لحظهای غفلت نکنند و همه لحظات شب مبارک نیمه را با دعا برای فرج مولا سپری کنند.
به ویژه کسانی که توفیق زیارت امام حسین علیهالسلام را در آن شب پیدا کنند، که ارواح صد و بیست و چهار هزار پیامبر در آن شب زیر قبّه سالار شهیدان گرد میآیند و فرشتگان برای عرض ادب و تقدیم سلام به پیشگاه حجّت خدا روی زمین میآیند.
امام صادق علیهالسلام فرمود:
هر کس بخواهد صد و بیست و چهار هزار پیامبر با او مصافحه کند، در شب نیمه شعبان به زیارت امام حسین علیهالسلام شرفیاب شود، که ارواح پیامبران در آن شب برای زیارت امام حسین علیهالسلام رخصت میطلبند، پس به آنها اجازه داده میشود.(1)
در فرازی از دعای مأثور در شب نیمه شعبان آمده است:
اَلّلهُمَّ فَصَلِّ عَلی خاتِمِهِمْ وَ قائِمِهِم الْمَسْتُورِ عَنْ عَوْالِمِهِمْ وَ أَدْرِکْ بِنا أَیّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیامَهُ، وَ اجْعَلْنا مِنْ أَنْصارِهِ، وَ اقْرِنْ ثارَنا بِثارِهِ، وَ اکْتُبْنا فی أَعْوانِهِ وَ خُلَصائِهِ، وَ أحْیِنا فی دَوْلَتِهِ ناعِمینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غانِمینَ، وَ بِحَقِّهِ قائِمینَ وَ مِنَ السُّوءِ سالِمینَ یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ ؛
بارخدیا! بر خاتم و قائم آنها درود بفرست، که از عوالم آنها مخفی میباشد، خدایا ایّام مبارک ظهور وقیامش را برای ما نصیب گردان، ما را از یاورانش قرار بده، خون ما را به خون او مقرون بگردان، ما را
1) 1 - سید ابن طاووس، مصباح الزائر، ص312.
از یاران و نزدیکانش ثبت و ضبط بفرما، ما را در دولت او متنعّم بفرما و از مصاحبت او برخوردار بنما، ما را به ادای حقوقش موفّق بدار و از هر ناپسندی سالم نگهدار، ای مهربانترین مهربانان.(1)
چقدر شایسته است که پیشوایان دین و رهبران آیین روز نیمه شعبان را روز جهانی دعا برای فرج مولا اعلام کنند.
شیعیان شیفته و عاشقان پاکباخته، که در طول دوران غیبت، در مکتب انتظار شبهای تاریک و ظلمانی عصر غیبت را، با یاد عزیز سفر کرده، سحر کرده، در انتظار موعود منتظَر، ستارهها را شماره میکنند، وقت آن است که قدمی فراتر نهاده، دوران «تحسّس» را تجربه کنند.
حضرت یعقوب علیهالسلام پس از چهل سال سوختن و گداختن در انتظار حضرت یوسف، به فرزندان خطاکارش فرمان «تحسّس» داد:
«یا بَنِیَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ أَخیهِ وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» ؛
هان، ای فرزندان من! بروید و از یوسف و برادرش «تحسّس» کنید و از لطف خدا نومید نشوید، که جز قوم کافر کسی از الطاف خداوند مأیوس و نومید نمیشود.(2)
پیشوایانِ جهان تشیّع برای تحسّس از یوسف زهرا فرمان صادر کنند که ای امّت خطاکار، اعمال شما موجب به درازا کشیده شدن دوران غیبت شده، اینک به خود آیید، از کردار خود توبه نمایید، در چهارگوشه دنیا از
یوسف زهرا تحسّس کنید.
گلواژه «تحسُّس» با «تجسُّس» یک فرق اساسی دارد:
تجسّس به معنای جستجو کردن عیوب دیگران است.
تحسّس به معنای جستجو کردن بر اساس احساس و عواطف بشری
است.
به تعبیر دیگر: تحسّس در خیر و تجسّس در شرّ به کار میرود.(1)
هر کس که عاطفه دارد و حوادث تلخ و احساس کُش روزگار هنوز همه عواطف و احساساتش را از بین نبرده، باید برای رسیدن به یوسف زهرا، مردانه بپاخیزد و در اماکن و مواقف مربوطه به جستجو بپردازد.
شبهای جمعه شب زیارتی امام حسین علیهالسلام است، هرگز شب جمعهای پس نمیآید که حضرتش در حرم سالار شهیدان حضور پیدا نکند.
شبهای عرفه، عید قربان، عید فطر، لیالی قدر و دیگر شبهای زیارتی مخصوص، هرگز از این فیض عظمی غفلت نمیورزد.
شبهای مبعث و میلاد پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و عید غدیر، شبهای زیارتی مولای متّقیان است و بدون تردید در حرم مولای متّقیان حضور پیدا میکند.
روزهای عرفه همه ساله در عرفات هستند و در مراسم حج شرکت میکنند.
شیعیان منتظر باید در هر مناسبتی در اماکن مربوطه حضور یافته، پس از توبه و انابه، با احساس خاصّ و عواطف پاک، به تحسّس و جست و جوی یوسف زهرا علیهماالسلام بپردازند.
بر فارغ التّحصیلان مکتب انتظار است که گامی فراتر نهاده، در مکتب
1) 1 - طبرسی، مجمع البیان، ج5، ص392.
تحسّس ثبت نام نموده، با الفبای مکتب تحسّس آشنا شوند.
شبها و روزهای عید فطر و قربان ساعات استجابت دعا هست و باید در رأس همه حوائج دعا برای فرج مولا قرار بگیرد.
در فرازی از دعا که به هنگام حرکت به سوی نماز عید از معصوم علیهالسلام رسیده، آمده است:
اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَیْکَ فی دَوْلَةٍ کَریمَةٍ، تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ، وَتَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاةِ اِلی طاعَتِکَ وَالْقادَةِ اِلی سَبیلِکَ، وَتَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ ؛
خدایا! ما به سوی تو رغبت میجوییم برای دولت کریمهای که اسلام و مسلمانان را در آن عزیز، نفاق و منافقان را در آن خوار و ذلیل نمایی، ما را از دعوت کنندگان به اطاعت خود و راهنمایان به راه خود قرار دهی، به این وسیله کرامت دنیا و آخرت را به ما ارزانی کنی.(1)
شب قدر که قرآن در آن نازل شده، یک شب است و در ماه رمضان، در شبهای فرد و در دهه آخر ماه مبارک رمضان است.
جز این که در میان سه شب، (19، 21 و23) و یا در میان دو شب (21 و23) پوشیده شده است.
بر اساس روایات فراوان شب بیست و سوّم همان شب قدر است.(2)
در شب بیست و سه ماه رمضان، دعای معروف «الّلهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ» وارد شده است.
در متن روایت تصریح شده که آن را در شب 23، در همه ماه، در طول روزگار، در هر لحظهای که برای تو میسّر گردد، آن را در حال ایستاده، نشسته، در حال سجده و در هر حالی تکرار کن.(1)
یکی از پیشتازان عرصه مهدویّت نقل کرد که مرحوم آیة اللّه خوئی قدسسره فرمودند:
من بیش از پنجاه سال است که ملتزم هستم در قنوتهای نماز این دعا را بخوانم.
شبها و روزهای ماه رمضان بسیار مهم و مغتنم است و باید از در همه اوقات این ماه رحمت برای دعا کردن و مسألت نمودن تعجیل در امر فرج بهره برد، به ویژه از شبهای خاص و روزهای خاص آن، که از آن جمله است، شب شهادت مولای متّقیان، امیر مؤمنان علیهالسلام .
حمّاد بن عیسی، از حماد بن عثمان نقل کرده که در شب بیست و یکم ماه رمضان به محضر مقدّس امام صادق علیهالسلام رسیدم، پرسیدند: ای حماد، غسل کردهای؟ گفتم: آری. پس حصیری خواست و به من امر فرمود که در کنارشان قرار بگیرم.
چون از نمازها و دعاها فارغ شدیم، اذان صبح شد، غلامان را صدا کرد، اذان و اقامه گفت و نماز صبح را به ایشان اقتدا کرده انجام دادیم.
بعد از تعقیبات نماز به سجده رفت و مدّتی طولانی در حال سجده بود
1) 1 - کلینی، الکافی، ج4، ص162.
و چیزی از سخنانش نمیشنیدم.
آنگاه یک مناجات طولانی از آن حضرت نقل کرده که در فرازی از آن آمده است:
وَاَنْ تَاَْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِه فَرَجُ اَوْلِیائِکَ وَاَصْفِیائِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَبِه
تُبیدُ الظّالِمینَ وَتُهْلِکُهُمْ، عَجِّلْ ذلِکَ یارَبَّ الْعالَمینَ... ؛
و این که اجازه بدهی به فرج کسی که فرج اولیا و برگزیدگان از مخلوقاتت به فرج او بستگی دارد و به وسیله او ستمگران را نیست و نابود کنی، پس در آن تعجیل فرما ای پروردگار عالمیان.
پس از اتمام سجده حمّاد پرسید: مگر آن شخص خود شما نیستید؟ فرمود:
لا ذاکَ قائِمُ آلِ مُحمَّدٍ علیهمالسلام ؛
نه، او قائم آل محمّد علیهمالسلام میباشد.(1)
ما نیز به پیروی و به فرمان پیشوایان معصوم، در طول سال، در هر فرصتی و در هر حال، به این دعای معروف به: دعای فرج، رطب اللّسان هستیم و به پیروی از مقام شامخ مرجعیّت، در قنوت نمازها به خواندن آن مداومت داریم.
رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیهوآله در روز عید سعید غدیر، در خطبهای که در سرزمین غدیر خم، در حضور صد و بیست هزار نفر از اصحاب ایراد فرمود، چندین بار از حضرت مهدی علیهالسلام نام برده و بیش از بیست وصف از
1) 1 - سید ابن طاووس، إقبال الاعمال، ج1، ص368.
اوصاف آن حضرت را بر شمرده است.(1)
بر همه منتظران ظهور و شیفتگان آن امام نور است که در شب و روز عید غدیر به یاد مولا باشند و برای تعجیل در امر فرج آن حضرت دست به دعا بردارند.
روز عاشورا روز قیام جهانی حضرت بقیة اللّه اروحنا فداه میباشد.
امام صادق علیهالسلام میفرماید: در شب بیست و سوم ماه رمضان، منادی آسمانی به نام قائم علیهالسلام ندا سر میدهد و در روز عاشورا که روز شهادت امام حسین علیهالسلام است، قیام میکند.(2)
وه چه شایسته است که منتقم خون امام حسین علیهالسلام قیام شکوهمند خود را در روز شهادت آن حضرت آغاز نماید.
از این رهگذر امر شده که در روز عاشورا، دوستان اهل بیت اینگونه به یکدیگر تسلیت بگویند:
أَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَ اُجُورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَیْنِ وَ جَعَلَنا وَ إیّاکُمْ مِنَ الطّالِبینَ بِثارِهِ مَعَ وَلِیِّهِ الاْءمامِ الْمَهْدِیِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْهِمُ السَّلام ؛
خداوند پاداش ما و شما را در مصیبت حضرت حسین علیهالسلام افزون کند، ما و شما را از طلب کنندگان خون آن حضرت، به همراه ولیّاش امام مهدی از خاندان پیامبر علیهمالسلام قرار بدهد.(3)
در فرازی از زیارت عاشورا آمده است:
فَأَسْأَلُ اللّهَ الَّذی أَکْرَمَ مَقامَکَ وَ أَکْرَمَنی [بِکَ] أَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ
مَعَ إِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلّی اللّهُ عَلَیْه وَآلِه ؛
از خداوندی که مقام تو را گرامی داشته و ما را به سبب شما گرامی داشته است، مسألت میکنم که طلب خون تو را در خدمت امام نصرت یافته از اهل بیت پیامبر صلیاللهعلیهوآله برای من ارزانی بدارد.(1)
و در فرازی دیگر آمده است:
وَاَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکُمْ مَعَ اِمامٍ مَهْدِیٍّ ظاهِرٍ ناطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْکُمْ ؛
و این که خونخواهی شما را برای من روزی کند، در محضر امام هدایتگر، ظاهر و ناطق به حق از شما.(2)
روی این بیان باید در تمام لحظات روز عاشورا به یاد منتقم خون امام حسین علیهالسلام و دیگر مظلومان در راستای تاریخ بود، و در تمام لحظات، به ویژه در مجالس و مراسم عزاداری سالار شهیدان، برای فرج و تعجیل در فرج آن دست انتقام الهی دعا نمود.
در مجلسی که مصائب سالار شهیدان بیان شود، آنجا در حکم حرم امام حسین علیهالسلام میباشد و دعا در آن مستجاب است، از این رهگذر باید در این مجالس برای فرج منتقم خون آن حضرت دعا شود.
صاحب مکیال از یکی از دوستان صالح خود نقل میکند که در عالم رؤیا به محضر حضرت بقیّة اللّه مشرّف شده، حضرت فرموده است:
در هر مجلسی که مصائب جدّ شهیدم ذکر شود، سپس برای تعجیل در امر فرج من دعا شود، من نیز برای آن شخص دعا میکنم.(3)
بر این اساس لازم است عاشقان ظهور و شیفتگان آن امام نور، در تمام مشاهد مشرّفه، اماکن مقدّسه و محافل مربوط به خاندان عصمت و طهارت، از دعا برای تعجیل در امر فرج غفلت نکنند، تا به این وسیله عنایت و مرحمت آن حضرت را به سوی خود معطوف بدارند و رضایت خاطر حجّت خدا را فراهم آورند.
در پایان به این نکته اشاره میکنیم که: آیا امام زمان به دعای ما نیاز دارد؟
نه، هرگز، بلکه این ما هستیم که به جلب خاطر آن حضرت علیهالسلام نیاز داریم و دعا برای فرج، یکی از راههای جلب نظر و عنایت آن حضرت میباشد.
صدقه دادن برای سلامتی آن حضرت.
تلاوت قرآن و تقدیم ثوابش به آن حضرت.
انجام حج و عمره به نیابت از طرف آن حضرت.
زیارت حرم مطهّر ائمّه هدی و تقدیم ثواب آن به آن حضرت.
انجام خیرات و مبرّات و اهدای پاداش آن به آن حضرت.
در تمام نقاط کره خاکی باید خدا را بخوانیم، ولی در برخی از اماکن متبرّکه احتمال استجابت دعا بیشتر است، که باید به هنگام تشرّف به این اماکن مقدّسه فرصت را غنیمت بشماریم و بیش از همه و پیش از همه حوائج خود، برای فرج مولای خود دعا کنیم و اینک به برخی از این اماکن اشاره میکنیم:
حجّاج بیت اللّه الحرام پس از احرام در میقاتها، بعد از توبه و انابه، هنگامی که وارد حرم امن الهی میشوند، هنگامی که دیدگانشان با دیدار خانه خدا روشن میشود، باید اوّلین دعایشان فرج و ظهور صاحب خانه باشد، که هدف اصلی از تشرّف به خانه خدا دیدار حجّت خدا میباشد.
قرآن کریم اشاره لطیفی به این مطلب نموده میفرماید:
«وَ أَذِّنْ فِی النّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ» ؛
در میان مردم برای حجّ فراخوان، تا بیایند به سوی تو.(1)
اگر هدف از حج دیدار کعبه بود، میفرمود: «یأتونه» یعنی به سوی آن بیایند، ولی چون هدف دیدار صاحب خانه است، فرموده: «یأتُوکَ» یعنی به سوی تو بیایند.
هدف از حج در زمان ابراهیم خلیل، دیدار حضرت ابراهیم، درعصر رسالت دیدار رسول اکرم و در عصر ما دیدار حجّت خدا میباشد.
1) 1 - سوره حج، آیه27.
و لذا باید بیشترین دعا در مسجد الحرام، دعا برای تعجیل در امر فرج باشد.
محمد بن عثمان دوّمین سفیر از سفرای اربعه میگوید:
آن حضرت را در کنار خانه خدا، در قسمت مستجار دیدم که از استار کعبه گرفته بود و عرضه میداشت:
اَلّلهُمَّ اِنْتَقِمْ لی مِنْ أعْدائِکَ ؛
خدایا، انتقام مرا از دشمنانت بگیر.(1)
ما نیز باید به پیروی از امام زمان خود، از استار کعبه گرفته، برای تعجیل در امر فرج آن حضرت دعا کنیم.
عزیزانی که در موسم حج و یا برای انجام عمره به شهر مدینه مشرّف میشوند، هنگامی که از درِ جبرئیل وارد مسجد النبی میشوند، با درِ خانه حضرت زهرا علیهاالسلام رو به رو میشوند. مشاهده درِ خانه حضرت زهرا علیهاالسلام ، حوادث تلخ و ناگواری را در همه زائران تداعی میکند، که بیاختیار اذهان متوجّه تهاجم به خانه وحی میشود و در برابر دیدگان مجسّم میشود که گروهی ستمگر، به خانه وحی هجوم آوردهاند و تنها یادگار پیامبر را در میان در و دیوار آزردهاند.
مرحوم آیة اللّه قزوینی میفرمود:
حضرت زهرا علیهاالسلام چندین بار در میان در و دیوار به فرزند دلبندش حضرت مهدی علیهالسلام متوسل شده، صدای خود را به «یا مهدی» بلند کرد.
زائران سرزمین وحی با مشاهده در خانه حضرت زهرا علیهاالسلام به یاد محسن
1) 1 - شیخ طوسی، الغیبة، ص364 ح330.
شهید علیهالسلام افتاده، برای متقم خون حضرت محسن دعا میکنند و از خالق منّان تعجیل در امر فرج آن حضرت را مسألت مینمایند.
مشاهده قبور ائمّه بقیع از دیگر عوامل یادآوری مظلومیّت اهلبیت و غربت آنان در وطن خود میباشد و هر قلب آگاهی را به مهمترین عامل این غربت که همان غیبت حضرت حجّت است، متوجّه مینماید و از اعماق دل دعا برای تعجیل در امر فرج را به دنبال میآورد.
بر اساس روایات فراوان وجود مقدّس حضرت بقیّة اللّه ارواحنا فداه همه ساله در مراسم حج شرکت میکند.
روی این بیان، روز عرفه، از ظهر تا مغرب بدون شبهه حجّت خداوند در صحرای عرفات حضور دارند و حجّاج بیت اللّه الحرام در روز عرفه یقین دارند که در فضایی قرار دارند که حجّت خدا نیز در آن فضا قرار دارد و از هوایی استنشاق میکنند که حجّت خدا نیز از همان هوا استنشاق میکند.
از این رهگذر باید فرصت را غنیمت بشمارند و قسمت اعظم وقت خود را به دعا برای تعجیل در امر فرج اختصاص دهند.
اگر چه حجّاج بیت اللّه معمولاً روز عرفه دعای امام حسین و امام زین العابدین علیهماالسلام را در صحرای عرفات میخوانند، ولی شاید غالب آنها از اختصاص برخی از فرازها به دعا برای فرج آن حضرت غافل باشند.
در فرازی از دعای عرفه امام سجّاد علیهالسلام آمده است:
اَللّهُمَّ امْلاَِء الاَْرْضَ بِه عَدْلاً وَقِسْطا کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَجَوْرا، وَامْنُنْ بِه عَلی فُقَراءِ الْمُسْلِمینَ وَاَرامِلِهِمْ وَمَساکینِهِمْ.
وَاجْعَلْنی مِنْ خِیارِ مَوالیهِ وَشیعَتِه.
اَشَدِّهِمْ لَهُ حُبّا، وَ اَطْوَعِهِمْ لَهُ طَوْعا، وَاَنْفَذِهِمْ لاَِمْرِهِ، وَاَسْرَعِهِمْ اِلی مَرْضاتِه، وَاَقْبَلِهِمْ لِقَوْلِه، وَاَقْوَمِهِمْ بِاَمْرِه.
وَارْزُقْنِی الشَّهادَةَ بَیْنَ یَدَیْهِ حَتّی اَلْقاکَ وَ اَنْتَ عَنّی راضٍ ؛
خداوندا! زمین را به دست او پر از عدل و داد بفرما، همان گونه که پر از جور و ستم شده است.
خداوندا! به وسیله او بر فقرای مسلمین، بر بیوگان و بینوایان مسلمانان منّت بگذار.
خدایا! مرا از بهترین دوستان و شیعیان آن حضرت قرار بده.
خدایا! مرا از کسانی قرار بده که بیش از همه او را دوست میدارد، بیش از همه از او فرمان میبرد، بیش از همه اوامرش را اجرا میکند، بیش از همه برای جلب رضایتش تلاش میکند، بیش از همه سخنانش را میپذیرد و بیش از همه فرمانش را انجام میدهد.
خدایا! شهادت در رکاب آن حضرت را به من روزی بفرما، تا تو را در حالی ملاقات کنم که از من راضی هستی.(1)
با توجّه به جایگاه رفیع امام سجّاد علیهالسلام عظمت این فرازها آشکار میشود. امام سجّاد که خود حجّت خدا و جدّ بزرگوار امام زمان علیهالسلام میباشد، در مورد فرزندش این گونه دعا کرده است.
امام سجّاد علیهالسلام در سال 95 هجری به شهادت رسیده، و حضرت بقیة اللّه ارواحنا فداه در سال 255 متولد شده است. در نتیجه به هنگام این دعا بیش از 160 سال به تولّد آن حضرت باقی بود.
اگر امام سجّاد علیهالسلام صد و شصت سال پش از ولادت آن حضرت اینگونه
1) 1 - شیخ طوسی، مصباح المتهجّد، ص698.
دعا میکند، ما که در عصر غیبت و در تاریکی شبهای دیجور زمان زندگی میکنیم، چگونه باید تضرّع و التماس نماییم.
امام سجّاد علیهالسلام که خود حجّت خدا و جدّ اعلای امام زمان علیهالسلام میباشد، اگر اینگونه در برابر آن حضرت خضوع میکند، ما چه واژه هایی پیدا کنیم، که بتوانیم از جایگاه رعیّت آن حضرت، در برابرش عرض ادب نماییم.
بسیار شایسته است یکبار دیگر این فرازها را با توجّه قرائت کنیم و جایگاه رفیع و مضامین بلند آن را به خاطر بسپاریم، تا به ضرورت تواضع در برابر آن حجّت خدا پی ببریم.
و اگر توفیق تشرّف به زیارت خانه خدا پیدا کردیم، همین الفاظ را در روز عرفه در صحرای عرفات با توجّه کامل تکرار کنیم.
زائران عتبات عالیات در مسجد اعظم کوفه، در مسجد سهله، در مقام امام مهدی وادی السّلام و دیگر نقاط حسّاس این شهر باید به یاد صاحب عصر و زمان باشند و بیشترین وقت خود را در مشاهد مشرّفه به این امر مهم اختصاص دهند، از جمله در حرم مطهّر مولای متّقیان امیر مؤمنان علیهالسلام که اوّل مظلوم تاریخ است و زائر هنگامی که زمزمه میکند:
أَنْتَ أَوَّلُ مَظْلُومٍ وَ أَوَّلُ مَنْ غُصِبَ حَقُّهُ ؛
شما اوّلین مظلوم و اولین کسی هستید که حقّش به تاراج رفته است.(1)
طبعا به یاد منتقم خون مظلومان در راستای تاریخ افتاده برای فرجش دعا میکند، همان گونه که شخص مولا علیهالسلام در حرم امیر مؤمنان علیهالسلام برای
1) 1 - ابن مشهدی، المزار الکبیر، ص230.
فرج خود دعا میکند:
آیة اللّه سید مهدی خرسان، محقّق بینظیر دوران، مجاور حرم مطهر امیر مؤمنان علیهالسلام (1)بدون واسطه از مرحوم شیخ عبد علی بحرانی نقل میکند که گفت:
روزی در حرم امیر مؤمنان علیهالسلام شخصی را دیدم که این دعا را میخواند:
اَللّهُمَّ هذا دینُکَ أَصْبَحَ باکِیا لِفَقْدِ وَلِیِّکَ، فَصَلِّ عَلی مُحمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِیِّکَ رَحْمَةً لِدینِک ؛
خداوندا! این دین توست که در نبود ولیّت گریان است، پس بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ولیّت، از باب ترحّم بر دین خود تعجیل بفرما.
اَللّهُمَّ هذا کِتابُکَ أَصْبَحَ باکِیا لِفَقْدِ وَلِیِکَ، فَصَلِّ عَلی مُحمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِیِّکَ رَحْمَةً لِکِتابِکَ؛
خداوندا! این کتاب توست که در نبود ولیّت گریان است، پس بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ولیّت، از باب ترحّم بر کتاب خود تعجیل بفرما.
اَللّهُمَّ وَ هذِهِ أَعْیُنُ الْمُؤْمِنینَ أَصْبَحَتْ باکِیا لِفَقْدِ وَلِیِکَ، فَصَلِّ عَلی مُحمَّد وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَ وَلِیِّکَ رَحْمَةً لِلْمُؤْمِنینَ؛
خداوندا! این دیدگان مؤمنان است که در نبود ولیّت گریان است، پس
1) 1 - آیة اللّه سیّد محمّد مهدی خرسان، صاحب موسوعه ابن ادریس، موسوعه ابن عبّاس، السّجود علی التّربة الحسینیّة، محسن السّبط، مُزیل اللّبس فی مسألتی شقّ القمر وردّ الشمس، علیّ إمام البررة و دهها اثر ارزشمند دیگر، از حسنات دهر و افاضل علمای عصر میباشد.
بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و در فرج ولیّت، از باب ترحّم بر مؤمنان تعجیل بفرما.
شیخ عبد علی بحرانی کوفی گوید: با خود گفتم شاید این شخص امام عصر علیهالسلام باشد، در همان لحظه آن شخص از مقابل ضریح به سمت پشت ضریح حرکت کرد، من نیز در جهت مخالف او حرکت کردم تا روی در روی، او را ملاقات کنم ؛ ولی او را ندیدم. به سرعت از حرم خارج شدم، از خادمین و دیگران درباره او سؤال کردم، کسی چیزی نمیدانست. به ذهنم رسید شاید از سمت ایوان طلا خارج شده است، در صحن شریف گشتم ولی او را ندیدم، لذا یقین کردم که این شخص وجود نازنین امام عصر علیهالسلام بود، که این گونه برای فرج خود دعا میکرد.(1)
سال گذشته که به ایران آمده بوند، و در شب دوّم ماه مبارک رمضان 1432 ق. در قم در بنده منزل در خدمتشان بودیم، تایپ شده آن متن را به محضرشان ارائه دادم، امضا و توشیح فرمودند، دستخطّ مبارکشان در کتابخانه نگارنده موجود است.
در همه مشاهد مشرّفه احتمال استجابت دعا هست، لکن حرم مطهّر سالار شهیدان خصوصیّت دارد، در حدیث شریف آمده است:
وَ إجابَةَ الدُّعاءِ تَحتَ قُبَّتِهِ ؛
خداوند منّان استجابت دعارا در زیرگنبد آنحضرت قرار داده است.(2)
در بسیاری از زیارتهای مأثور از امامان معصوم علیهمالسلام ، دعا برای تعجیل
در امرِ فرجِ خونخواهِ سالار شهیدان آمده است.
در فرازی از زیارتی که ابو حمزه ثمالی از امام صادق علیهالسلام روایت کرده، آمده است:
اَللّهُمَّ رَبَّ الْحُسَیْنِ، إِشْفِ صَدْرَ الْحُسَیْنِ، اَللّهُمَّ رَبَّ الْحُسَیْنِ، اُطْلُبْ بِدَمِ الْحُسَیْنِ ؛
خدایا! ای پروردگار امام حسین، سینه امام حسین را بهبودی عنایت کن، خداوندا! ای پروردگار حسین علیهالسلام خون حسین را بطلب.(1)
ما نیز از بیان کشّاف الحقایق، امام جعفر صادق علیهالسلام الهام گرفته، عرضه میداریم:
یا ربّ الحسین، إشف صدر الحسین، بظهور الحجّة ؛
یا ربّ الحجّة، إشف صدر الحجّة، بظهور الحجّة ؛
یا ربّ المؤمنین، إشف صدور المؤمنین، بظهور الحجّة.
15 رجب 1433 ق.
سالروز ارتحال جانگداز
عقیلة العرب، حضرت زینب کبری علیهاالسلام .
علی اکبر مهدی پور
1) 2 - ابن قولویه، کامل الزیارات، ص238، باب 79، ح18.
چهل سال پیش امام جمعه مسجد صاحب الزمان لکهنو، نامهای به پیشگاه مراجع بزرگ تقلید نوشته، از آنها برای شیعیان هند کسب تکلیف نموده و اینک پاسخ سه تن از مراجع بزرگ آن روز:
[1]
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمد للّه الّذی جعلنا من المحبّین والنّاصرین والمنتظرین لمولانا المهدی صاحب الزمان، عجّل اللّه تعالی ظهوره وأرواحنا له الفداء.
والصّلاة علی رسول ربّ العالمین، أبی القاسم محمّد صلّی اللّه علیه وآله الطاهرین، سیّما حجّة ابن الحسن المهدی المنتظر، سهّل اللّه تعالی أمر فرجه الشریف.
امّا بعد، شیعیان و مسلمانان جمیع بلاد اسلامی آگاه باشند که در موقعیّت هولناک و زمان عجیبی قرار دارند و از همه جوانب ایمان در معرض خطر است و اوصاف این زمان ناگوار در روایات و کلمات مبارکه ائمّه هدی سلام اللّه علیهم اجمعین مبسوط و مشروح بیان شده است.
اینک موضوع بسیار مهم، وظائف خطیری است که در چنین زمان بر جمیع شیعیان فرض بوده و باید به طور حتم بدانها توجّه نموده و آنی غفلت نورزند.
میباشد و باید در هر امر مشکلی، کوچک و بزرگ، به او پناه برند واستغاثه نمایند و بدانند که با کوچکترین توجه و توسّل به آن جناب، نظر مرحمت آن حضرت را متوجّه خود خواهند دید.
الّلهمّ صلّ علی محمّد وأهل بیته وعجّل اللهمّ لولیّک الفرج، واجعلنا من أعوانه وأنصاره، وأرنا فی آل محمّد ما یأملون و فی عدوّهم مایحذرون والسلام علینا وعلی عباد اللّه الصالحین.
فی 12 شهر شعبان المعظّم 1392 ق.
سید کاظم تبریزی
[2]
بسم اللّه الرّحمن الحریم
الحمد للّه الّذی خَلَقنا وهدانا إلی معرفته وأرشدنا إلی أبواب رحمته وجعلنا من محبّی أولیائه وصیّرنا من المنتظرین لخاتم أصفیائه، أعنی حجّة ابن الحسن المهدی عجّل اللّه تعالی ظهوره وأکرمنا برؤیته وفرّج عنّا بدولته.
تمام جهان هستی طفیل وجود حجّت حق بوده و ریزه خوار خوان احسانش میباشند. مدح و ثنا شکر الطاف بیکرانش بر جمیع امّت مرحومه از اهمّ واجبات است. و در این زمان که مردم غفلت از حق دارند و دوران فتنه هاست، بر جمیع شیعیان فرض است که در تمام مجالس عمومی و خصوصی و بعد از صلوات واجبه و مستحبّه، از خداوند تعجیل در ظهور عزیزش را خواستار و قبل از همه خواستههای خود، از خداوند تبارک و تعالی بخواهند که به زودی به دوران غیبت آن امام مبین خاتمه دهد و دوران ظلم و جور را پایان بخشد.
در عرض سلام به پیشگاه مقدّسش صباحا و مساءً کوشا و پیوسته منتظر امر فرج بوده، در فراق و دوریاش اشکبار باشند و در جمیع حوادث متوجّه به آن حضرت بوده، و از او نجات خود را بخواهند و سعی نمایند در جمیع اعمال و رفتار به گونهای باشند که رضای او در آن است.
بر خطبا و وعّاظ محترم فرض و واجب است که در منابر مردم را آشنا و متوجّه به حضرتش نموده، که درست ایمان بیاورند و حالت انتظار فرج را در عامّه مردم و به جود آورند. أعاذنا اللّه وایّاکم عن الغفلة.
الّلهمّ صلّ وسلم وزد وبارک علی محمّد وأهل بیته الطّاهرین، سیّما ولیّ اللّه الأعظم حجّة بن الحسن روحی فداه، اللهمّ عجّل فرجه وسهّل مخرجه وکثّر أعوانه وأنصاره واجعلنا منهم.
الدّاعی والملتمس الدّعاء من إخواننا المؤمنین
السیّد محمّد هادی الحسینی المیلانی
[3]
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمد للّه الذی أنعم علینا بالإسلام وهدانا إلی معرفة أئمّة الکرام وصیّرنا
من منتظری خاتم أوصیائه العظام، والصّلاة علی أشرف أنبیائه ورسله بمحمّد وآله الطّاهرین المکرّمین، سیّما الإمام الأعظم والغوث المعظّم، صاحب العصر والزّمان عجّل اللّه فرجه الشریف.
در این لحظات حسّاس و اوضاع آشفته جهان، که ایمان و اعتقادات و معنویّات مردم شیعه و مسلمان جهان در معرض خطر است، وظیفه خطبا و گویندگان جامعه مسلمان است که تمام مردم را متوجّه به پناه دهنده عالم و غوث اعظم الهی امام عصر ارواحنا له الفداء نمایند و در تمام مجالس و منابر برای تعجیل در ظهور آن بزرگوار دعا نموده و مردم را بر توسّل و استغاثه به آن جناب وادار نمایند، که به زودی آثار عظیم و برکات آن ظاهر خواهد شد.
بر کافّه شیعیان و مسلمانان است که لحظهای از توجّه غفلت نورزند و منتظر حقیقی آن جناب باشند و در جمیع اعمال با سایر طبقات بشر غیر مسلمان فرق داشته باشند و طبق فرمایش حضرت جعفر بن محمّد الصادق علیهالسلام بر غیبتش اشک ریزان، و از دربار عظمت حقّ جلّ و علا تعجیل فرجش را خواستار باشند.
الّلهمّ صلّ علی حبیبک وصفیّک محمّد و آله وعجّل فرج ولیّک وأنجز له ما وعدته وأرنا دولته واجعلنا فی حزبه وأنصاره.
الّلهمّ أعذه من شرّ جمیع خلقک وانصره وانتصر به لدینک. ولا حول ولا قوّة الاّ باللّه والسّلام علی إخوانی المنتظرین لفرجه الشریف خیر ختام.
حرّره الدّاعی لهم:
شهاب الدین الحسینی المرعشی النجفی
این سه بیانیّه چهل سال پیش، در آستانه نیمه شعبان 1392 ه.ق. در پاسخ به نامه شیخ عابد حسین هندی، امام جمعه مسجد صاحب الزمان لکهنو صادر و منتشر شده است.
در همین رابطه بیانیّه دیگری از زعیم حوزه علمیّه نجف اشرف به
دست ما رسیده، که متن آن را در زیر میآوریم.
[4]
بسمه تعالی
پوشیده نیست که اخبار مشتمل بر حقّ و ترغیب و انتظار فرج و ظهور حضرت خاتم الأوصیاء و بقیّة اللّه فی الأرضین حجّة بن الحسن صلوات اللّه علیهما وعجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، بیش از اندازه مرقوم است. چنانکه انتظار فرج حضرتش نیز یکی از عبادات مورد ترغیب مؤکّد در اخبار است.
بنابراین بسیار شایسته و به موقع است که حضرت را در همه احوال منظور و مذکور خود، در سرّ و علانیه ساخته و به ذکر حال و مقال آن حضرت، که مایه برقراری جهان و دوام روزی خلق در آن است و درخواست تعجیل فرج مبارک و میمونش از درگاه ذی الجلال، که موجب پایداری عدل و امان است، رطب الّلسان باشیم و مزید برکات وجودش را از
پیشگاه پروردگار رؤف، اعمّ از غیبت و حضورش همیشه خواستار گردیم.
والسلام علیکم ورحمة اللّه برکاته.
فی 12 رمضان المبارک 97 ه.
ابوالقاسم الموسوی الخوئی