ghaemiyeh.com
سرشناسه : بهشتی، سیدجواد، ۱۳۳۳ -
عنوان و نام پدیدآور : شیوههای دعوت به نماز با نگاهی به ریشههای فطری/ سیدجواد بهشتی.
مشخصات نشر : تهران: ستاد اقامه نماز، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۱۳۰ ص.
شابک : ۳۲۰۰۰ریال: 978-964-537-074-7 ؛ ۳۲۰۰۰ ریال (چاپ اول) ؛ ۳۲۰۰۰ ریال( چاپ سوم) ؛ ۳۲۰۰۰ ریال(چاپ چهارم)
وضعیت فهرست نویسی : فاپا (چاپ دوم)
یادداشت : چاپ اول: پاییز ۱۳۹۱.
یادداشت : چاپ دوم.
یادداشت : چاپ سوم: تابستان ۱۳۹۲.
یادداشت : چاپ چهارم : بهار ۱۳۹۳.
موضوع : نماز
شناسه افزوده : ستاد اقامه نماز
رده بندی کنگره : BP۱۸۶/ب۹۱۶ش۹ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۳۵۳
شماره کتابشناسی ملی : ۲۹۴۹۰۰۷
شیوه های دعوت به نماز
با نگاهی به ریشه های فطری
سیدجواد بهشتی
سرشناسه: بهشتی، سیدجواد، 1333 -
عنوان و نام پدیدآور: شیوههای دعوت به نماز با نگاهی به ریشههای فطری، سیدجواد بهشتی
مشخصات نشر: تهران، انتشارات ستاد اقامه نماز، 1391.
مشخصات ظاهری: 130 ص.
شابک: 7-074-537-964-978 قیمت : 32000 ریال.
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: نماز
شناسه افزوده: ستاد اقامه نماز
رده بندی کنگره: 1391 9ش 916 ب / 186BP
رده بندی دیویی: 353/297
شماره کتابشناسی ملی: 2949007
نام کتاب: شیوههای دعوت به نماز
نویسنده: سیدجواد بهشتی
ناشر: مؤسسه فرهنگی – انتشاراتی ستاد اقامه نماز
تیراژ: 5000 جلد
نوبت چاپ: پنجم، بهار 1393
چاپ و صحافی: نگارش امروز
قیمت: 32000 ریال
مراکز پخش:
1- تهران، میدان فلسطین، ستاد اقامه نماز – تلفن: 88900059- 88896666
2- دفاتر ستادهای اقامه نماز سراسر کشور
شابک: 7 -074- 537-964- 978
نزدیک ده سال که از تاسیس ستاد اقامه نماز گذشت، روزی خدمت استاد عزیزم جناب آقای قرائتی رسیدم و عرض کردم: خدا را شکر در این ده سال کارهای خوبی انجام شده است. یکی از دستاوردهای این دهه، انتشار حدود 300 عنوان کتاب دربارۀ نماز است. از آنجاییکه من عشق وافر به این موضوع داشتهام تقریباً موفق شدهام که تمام این کتاب ها را بخوانم. جمعبندی من از مطالعه این سیصد کتاب این است که تمام این کتاب ها دربارۀ اهمیت، فلسفه، آثار، اسرار، اشعار، داستانها، آیات و احادیث و احکام نماز است. اما جای یک موضوع مهم خالی است ایشان فرمودند: کدام موضوع گفتم شیوههای دعوت به نماز. از ایشان پرسیدم به نظر شما در این روزگار پر غوغا با وجود این همه رسانه و ماهواره و شبکه های مجازی و محیطهای فرهنگی و جاذبههای گوناگون چگونه ما مخاطبان را با این گوهر آشنا کنیم و با این موضوع پیوند بزنیم؟ ایشان فرمودند: من الآن فرصت ندارم و سراغ
موضوع زکات رفتهام که آنهم موضوع بسیار مهمّ و به زمین مانده است. بعد به من فرمودند: اینکار را خودت پیگیری کن.
من هم به مدد الهی کار را شروع کردم، ابتدا یک دور آیات قرآن در موضوع نماز را مرور کردم چون دیدگاهم این بود که قرآن علاوه بر محتوی، روش هم هست باید کشف کنیم خدای حکیم با چه روشهایی بندگانش را به این فریضه دعوت فرموده است. سپس رفتم به سراغ سیره پیامبر عزیز اسلام و ائمه معصومین(علیهم الصلاة و السلام). و در پایان به سراغ کتابهایی که توسط بزرگان و علماء نوشته شده رفتم. در حین مطالعاتم رسیدم به یکی از کتابهای حضرت امام خمینی به نام پرواز در ملکوت. جملهای در این کتاب مرا جذب خود کرد که صدها ساعت براساس این جمله فکر و مطالعه کردم و این کتاب بخشی از نتایج آن روزهاست.
جمله امام این بود: مؤثرترین روش در دعوت به نماز پرورش ریشه های فطری نماز است. خوب سرفصلی برای تحقیق پیدا کرده بودم و آن پرورش ریشههای فطری نماز بود. سپس کار را در چند مرحله انجام دادم:
مرحله اول: کشف ریشه های فطری نماز
مرحله دوم: باز شناسی این ریشه ها
مرحله سوم: ارائه راه کارهایی برای پرورش آن ها
مرحله چهارم: پیاده کردن و آزمایش کردن آن ها
قبل از شروع لازم است امتیازات این شیوه را عرض کنم:
الف- بین المللی بودن
امتیاز اول این شیوه این است که زبانی بینالمللی و قابلفهم برای همه مردم جهان را دارد؛ زبانی که ما امروز بهشدت نیازمند آن هستیم. اکنون که در جهان دیوارها برچیده شده و مردم دنیا بهراحتی میتوانند با هم تماس بگیرند، پرسوجو کنند، گفتوگو کنند و از آیین و مرام و فکر و فرهنگ دینی و مذهب همدیگر سئوال کنند. در این روزگار دینداران باید مهارتی پیدا کنند که دین خود را با روشی بیان کنند که مردم دنیا با هر دین و آیینی بگویند بیان شما را فهمیدیم و فلسفه کار شما را پسندیدیم. نیازی نیست که بگویند دین شما را پذیرفتیم اما اگر بگویند ایده شما را فهمیدیم و پس از آن بگویند پسندیدیم، دو گام مهم را برداشتهایم. این شیوه چون مبتنی بر فطرت انسانی است، دارای چنین ظرفیتی است.
امروز جوان مسلمان وقتی با این سئوال روبهرو می شود که چرا نماز می خوانی؟ باید پاسخی داشته باشد. باید پاسخ او متناسب با فهم و درک جوانان همۀ کشورها باشد. حرفی بزند که یک جوان امریکایی، روسی یا چینی غیرمسلمان را به فکر فرو برد و این ممکن نیست مگر با یک زبان مشترک که همان زبان فطرت است. این سرمایه ای که خداوند در نهاد تمام بندگانش گذاشته و انبیاء هم برای شکوفایی همین سرمایه آمده اند.
از آسیب هایی که امروزه ما به آن مبتلا هستیم، عدم تسلط جوانان به پاسخ گویی به پرسش ها و شبهاتی است که به راحتی از مرزها
می گذرد و وارد ذهن، حافظه و محیط های فرهنگی و مذهبی ما میشود ما باید به پاسخ های قانع کننده، آرام کنندۀ منطقی، قابل پسند مجهز شویم، و باید ذهن مخاطب خود را از شهر و دیار خود وسیعتر کرده و جهانی فکر کنیم چرا که واقع قصه این است که وسایلی که در دهههای گذشته در اختیار جامعه بشری قرار گرفته، چنین سفرهای را پهن کرده که هم خداپرستان میتوانند، فرصت را غنیمت شمرده و بذر یکتاپرستی را در دلهای عالمیان بپاشند و هم قهراً هواداران شیطان از این فرصت برای انحراف و گمراهی جمعیتی حداکثری برنامهریزی میکنند. بهترین، ارزان ترین و موثر ترین سرمایه ما برای ورود به این میدان، بهرهبرداری از سرمایه فطرت است و برنامهریزی برای زدودن گرد و غبار از فطرت خدادادی و شکوفایی فطرت توحیدی است. آری این امتیاز بزرگ این طرح است.
ب- تأثیر عمیق
امتیاز دوم این شیوه تأثیر عمیق آن است. روشهای افزایش دانش در تقویت انگیزه تاثیر کمی دارند و در سطح حرکت میکنند، اما شیوه فطری چون در عمق جان انسان جای دارد، خیلی زود به عشق کشیده میشود و امکان ریزش آن کم است. ما در روزگاری زندگی میکنیم که نیازمند خودمدیریتی افراد هستیم. بچههای ما خیلی زود از دامن خانواده به دامن رسانه و تکنولوژی کشیده
میشوند و پس از مرحله اول تحصیل از شهر و کاشانه خود مهاجرت کرده و به شهر و کشوری دیگر منتقل میشوند باید مشعلی در درون آنها روشن شود که به صورت خداجوش و بدون عاملی از بیرون رابطه آنها را با خالق گرم نگه دارد. در خلوتهای آنها مونس آنها شود و احساس کنند این رابطه بهکار او میآید. هم در این دنیا و هم در دنیای بزرگتر و واقعیتری که در پیش دارد هم در زندگی مادی و هم در رشد معنوی او بهکار میآید. نباید احساس کند حرکتی اجباری، اکراهی و دستوری است. خودش باید شیرینی نماز و بندگی را بچشد تا در تنهایی نیازی به عامل محرک بیرونی نباشد و در محیطی آرام اقدام به اقامه نماز کند و با افتخار به این کار همت بگمارد. بنابراین امتیاز دوم این شیوه، نفوذ عمیق در جان انسانهاست.
خاطره
در یکی از سفرهای استانی یکی از دوستان فرهنگی از من پرسید: استاندارد نمازی که از ما خواسته شده جماعت است یا فرادی؟ من در پاسخ گفتم: ماموریت ما دعوت به نماز جماعت و تبلیغ برای نماز جماعت، است اما تست کار ما نماز فرادی است. شلوغی دانشآموزان در نمازخانه مدارس نشانۀ موفقیت ما نیست، بلکه علاقه دانشآموز به نماز در فصل تابستان و یا پس از فارغالتحصیلی و در سفر، نشانۀ موفقیت ماست.
سالها قبل بحثی را تهیه کردم تحت عنوان دیدنیهای اهل آسمان. به احادیثی دست پیدا کردم که مضمون آنها این بود که صحنههایی در زمین پیش میآید که خداوند فرشتگان را فرا میخواند و میفرماید: «یا مَلائکَتْی انْظُروا»، ای فرشتگان بیایید تماشا! این احادیث قدسی را گردآوری کردم، یکی از آنها این حدیث است که خداوند میفرماید: وقتی جوانی در تنهایی به برای اقامه نماز وضو میگیرد، اذان میگوید و به نماز میایستد خداوند میفرماید: ای فرشتگان بیایید تماشا! این بنده من این جوان میتوانست بهسوی هوس خود، لذت خود و گناه برود اما او مرا انتخاب کرده گفتوگوی با من را برگزیده، ببینید چهقدر تماشایی است. آری، ما اگر بتوانیم در آفرینش این اثر هنری زیبا که برای آسمانیان زیباست، نقش داشته باشیم کار بزرگی کردهایم.
نمازی که از درون میجوشد آگاهانه، عارفانه، عاشقانه، خاضعانه و با حضور قلب شیوه پرورش ریشههای فطری چنین نقطهای را هدف گرفته است. نمازی واقعی و بالا برنده.
در این نوشته ما از ریشههای فطری نماز به احساسات مذهبی تعبیر میکنیم و در حد توان به بیان چهار احساس مذهبی و یا ریشههای فطری نماز خواهیم پرداخت.
بر اساس آیات قرآن و احادیث یکی از ریشههای عبادت و نماز سپاسگزاری از خداوند است. قرآن کریم در آیات 20 و 21 سوره بقره میفرماید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ» ای مردم عبادت کنید پروردگارتان را.
سئوال مطرح میشود چرا عبادت؟ پاسخ میدهد «الَّذی خَلَقَکُمْ» چون شما را آفریده «وَالَّذینَ منْ قَبْلکُمْ» پدر و مادر شما را آفریده به شکرانه این نعمت او را بپرستید، «لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ (21بقره)» باشد که پرهیزکار شوید. «الَّذی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فراشاً» خدایی که زمین را برایتان چون فرشی بگسترد «وَ السَّماءَ بناءً» وآسمان را چون بنایی بیافراشت «وَ أَنْزَلَ منَ السَّماء ماءً» و از آسمان آبی فرستاد «فَأَخْرَجَ به منَ الثَّمَرات رزْقاً لَکُمْ» و بدان آب برای روزی شما از زمین هر گونهای برویاند «فَلا تَجْعَلُوا للَّه أَنْداداً وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (22بقره)» و خود میدانید که نباید برای خدا همتایانی قرار دهید.
میبینید که مخاطبش مردم هستند. نه مسلمانان (یا ایُّّهَا النّاس) مردمی هستند که فطرت سپاسگزاری دارند. قرآن به تمام مردم میگوید: ریشه عبادت سپاسگزاری از خداست خدایی که نعمتها و هدایای او را در تمام زندگی خود هر روز و شب حس میکنیم. پدر و مادر، زمین، آسمان، باد و باران و...
احساس سپاس گزاری چیست؟
همچون طبیبی که نیاز میبیند گاهی برای سلامت فرد قسمتی از کبد، پوست یا دستگاه گوارش او را نمونهبرداری کرده به آزمایشگاه ببرد و زیر ذره بین گذاشته و اجزاء آن را دقیق مطالعه کند تا برنامهای برای سلامت فرد پیشنهاد کند، ما هم میخواهیم این احساس مذهبی یا ریشۀ فطری را به آزمایشگاه برده و اجزاء و لایههای آنرا مورد بررسی قرار داده، برای شکوفایی این احساس راهکار ارائه دهیم.
شما هم با ما همراه شوید، میخواهیم به تماشای یک احساس برویم. اینگونه طرح مسئله میکنیم.
وقتی ما انسانها مورد لطف قرار میگیریم و از کسی هدیهای میگیریم، این پیامها را دریافت میکنیم:
احساس میکنم هدیهدهنده مرا دوست دارد.
احساس میکنم هدیهدهنده دوست دارد که از هدیۀ او خوب استفاده کنم.
خود را موظف میبینم در برابر او عکسالعملی نشان دهم، از اینرو تشکر خود را با کلمات یا با حرکات نشان میدهم.
احساس میکنم که بین ارزش هدیه و نوع تشکر رابطهای است.
احساس میکنم که تشکر خوب من، زمینهساز هدایای دیگر است.
احساس میکنم که نوع تشکر من باید موردپسند هدیهدهنده باشد.
مروری دیگر:
اول این که: همۀ انسانها وقتی موردلطف قرار میگیرند، حالتی خوشایند دارند و احساس میکنند که محبوب هستند و محترم، هرچه هدایا بیشتر احساس مهر بیشتر میکنند.
دوم این که: احساس میکنم که هدیهدهنده دوست دارد من از هدیۀ او استفاده کنم و خوب استفاده کنم. اگر عطری داده خود را خوشبو کنم. اگر خودنویسی داده با آن بنویسم. اگر دوربین لطف کرده با سلیقه عکس بگیرم و عکسها را در آلبومی در کنار هم بچینم. اگر ضبطصوتی داده، با آن صداهای خوب و سخنان خوب ضبط کنم. وقتی هدیه دهنده میبیند هدیه او بیکار در کناری افتاده و یا حیف و میل شده رنجیده خاطر می شود؛ وقتی میبیند بهجای اینکه با دوربین او از مناظر زیبا عکس بگیرم، از آشغالها عکس گرفتهام و بهجای اینکه صداهای زیبا و سخنان زیبا را ضبط کنم
صداها و سخنان ناخوشایند را ضبط کردهام. لطف خودرا از این بهبعد از من دریغ میدارد، گویا مرا لایق این هدیه نمیداند.
وقتی شما وارد خانۀ دوستی میشوید که چند ماه قبل برایش سماوری را کادو بردهاید مشاهده میکنید که سماور روشن است و قلقل میکند به شوق میآیید. در حدیث می خوانیم وقتی خداوند نعمتی را به بنده اش می دهد، دوست دارد اثر آنرا ببیند که بنده اش از آن نعمت در راهی درست استفاده می کند.
سوم این که: احساس میکنم باید در برابر هدیهدهنده عکسالعملی نشان دهم خواه با کلمات یا با حرکات حرفی بزنم کلمهای بگویم؛ قبلاً میگویم: خیلی ممنون، متشکرم، قربان شما و... یا دستی تکان دهم، یا دستم را در مقابل او به سینه بگذارم یا بهرسم تشکر، شبیه نظامیها دستم را تا نزدیک گوش ببرم. این احساسات در فرهنگ تمام ملتها هست. حتی اگر به جنگلهای آمازون سفر کنیم و آداب و رسوم انسانهای هزارههای قبل را ببینیم، این احساسات را بهراحتی مشاهده میکنیم، منتهی به اشکال مختلف. انسانها با هر دین و مرام در مقابل لطف عکسالعمل نشان میدهند. کلمهای میگویند یا با حرکتی احساس خود را نشان می دهند و اگر کسی هدایایی را دریافت کند و هیچ عکسالعملی نشان ندهد، همه او را سرزنش میکنند و در حق او میگویند: ای ناسپاس، ای نمکنشناس، ای بیاحساس و...
چهارم این که: احساس میکنم که بین ارزش هدیه و نوع تشکر رابطهای معنادار وجود دارد. همهجا یک جور عکسالعمل نشان نمیدهم، بلکه به نسبت ارزش هدیه یا موقعیتی که در آن قرار گرفتهام یا شخص هدیه دهنده فرق میگذارم و در هرجا بهگونهای تشکر میکنم.
اگر یکی از دوستان خودکاری را هدیه داد، شاید یک کلمه را کافی بدانم، مثلاً بگویم متشکرم. اما اگر خودنویسی اعلاء بود چند کلمه میگویم، اگر سکهای طلا یا اتومبیل بود بهدنبال کلمات تازه و بیشتر میگردم، شاید با شعری یا متنی ادبی احساس خود را بیان کنم. اگر هدیه او خانهای مورد نیاز من یا شغلی متناسب با من بود خود را مدیون میدانم و بارها و بارها با ادای احترام از او تشکر میکنم و یکی دوبار تشکر را ناکافی میدانم.
گاهی هدیه از این حرفها بالاتر است کسی است؛ که کلیهاش را به من هدیه داده و یا جراحی که جان مرا به من برگردانده و یا کسیکه با اهدای عضوی سلامتی مرا باز گردانده، در اینگونه موارد عکسالعمل من بهطور کلی فرق میکند شاید هزاران بار تشکر را ناکافی می دانم، حتی لازم نمیدانم که او حضور داشته باشد، در عالم تنهایی و خلوت خود از او به خوبی یاد میکنم؛ با خودم زمزمه میکنم و با کلماتی از لطف او تشکر میکنم.
او بود که به من کلیه داد بدون اینکه از من توقعی داشته باشد، بدون اینکه بر من منتی بگذارد؛ فقط چون مرا دوست داشته در
حق من این لطف را کرده نمی دانم با چه زبانی از او تشکر کنم. چند بار تشکر کنم، اگر فرزند من در حال غرقشدن بود و کسی او را نجات داد، در برابر این لطف چند بار تشکر کنم کافی است؟
پنجم این که: احساس میکنم که تشکر خوب من زمینهساز هدایای دیگر است. وقتی خوب تشکر میکنم در حقیقت میخواهم بگویم من ادب دارم، من لایق هستم؛ این احساس در همه فطرتها نهفته است و نیازی به آموزش ندارد قرآن هم بر این امر صحه می گذارد و می فرماید: «لَئنْ شَکَرْتُمْ لَاَزیدَنَّکُمْ» اگر سپاسگزاری کنید بر شما میافزائیم، شکر نعمت نعمتت افزون کند.
امام صادق(ع) در سرزمین منی مراسم حج را بهجای آورده و خسته وارد خیمهای شدند، سبد انگوری جلوی حضرت بود تا میل کنند، سائلی وارد شد و کمک خواست امام خوشۀ انگوری به او هدیه کرد اما او با بیادبی گفت: انگور نمیخواهم پول بدهید. امام ناراحت شده و فرمود: خدا خیرت بدهد و سائل دست خالی برگشت. امام خواست انگور میل کند که فقیر دیگری وارد شد و کمک خواست، امام چند دانه انگور به او داد او هم گرفت و گفت: «الحمدلله رب العالمین» امام به شوق آمد و یک دو مشتی انگور به او داد مرد فقیر انگورها را گرفت و گفت: «الحمدلله رب العالمین» امام تمام سبد انگور را به او داد، او هم گرفت و گفت: «الحمدلله رب
العالمین». امام رفت و مبلغی پول آورد و به او داد او هم پولها را گرفت و گفت: «الحمدلله رب العالمین». امام لباسهای خود را به او داد او هم گرفت و گفت: «الحمدلله رب العالمین». (بحارالانوار، ج 46، ص 43)
در حدیث میخوانیم: نعمتها کلید و قفلی دارند، کلید آنها تشکر و قفل آنها ناسپاسی است. تشکر برکتآفرین است، چه تشکر از مردم و چه تشکر از خداوند. هرچه روحیه تشکر در اجتماع قوت بگیرد همدلی، امیدواری و رضایتمندی از کار بیشتر میشود.
برای شرکت در همایش نماز به تبریز رفتم، وارد سالنی شدم که حدود 800 دختر دبیرستانی حضور داشتند. تا خواستم سخنم را شروع کنم بچه ها فریاد زدند: سخنرانی نه. پاسخ به سئوالات. من هم گفتم من سواد چندانی ندارم، سئوال کنید اگر بلد بودم پاسخ میدهم. فضا آماده شد برای پرسش و پاسخ. بچهها میپرسیدند و من هم در حد توانم پاسخ میگفتم؛ نوبت رسید به دختری که از آخر سالن درحالیکه حرکت میکرد با صدایی مردانه و حالتی طلبکارانه سئوال خود را مطرح کرد، سئوال او این بود که حاج آقا خداوند چه نیازی به نماز ما دارد؟
من گفتم: جوابت را میخواهم از قول حضرت فاطمه زهرا(س) بدهم. حضرت فاطمه خطبهای دارند که مشهور است به خطبه
فدک. فرازهای اول خطبه دربارۀ موضوع سپاسگزاری است حضرت میفرماید: سپاس خدایی که بیشمار نعمت در اختیار ما قرار داد و برای افزایش نعمتها کلیدی بهنام تشکر به دست ما داد.
از دختر دانشآموز پرسیدم، قبول داری خدا دوستت دارد؟
گفت: آری چون مرا آفریده و امکاناتی در اختیار من قرار داده و نعمتهایی به من ارزانی داشته است.گفتم: از این بهبعد هم این نعمتها را میخواهی؟ آینده روشن، موفقیت چشمگیر و مصونیت از حوادث؛ گفت: آری روشن است. گفتم: تشکر ما بهمعنای نیاز خداوند نیست، بلکه بهمعنای این است که خدایا من ادب دارم، من لایق نعمتهای تو هستم نعمتهایت را از من دریغ مدار.
قرآن کریم میفرماید: اگر شکر کنید، فایدهاش بخودتان برمیگردد.
ششم این که: احساس میکنم نوع تشکر من باید موردپسند هدیهدهنده باشد. ما در آداب و رفتارهای اجتماعی که با هم دیگر داریم، بین افراد را فرق میگذاریم، با بعضی خیلی صمیمی و نزدیک هستیم و از ادبیاتی خاص استفاده می کنیم و با مدیر و رئیس و مسئول بهگونهای دیگر و با علماء و مراجع نیز به صورتی دیگر. در برابر هر کسی هر کلمهای را بهکار نمیبریم و هر حرکتی را انجام نمیدهیم، بلکه متناسب با شخصیت او، واژه انتخاب میکنیم و کلمهای که او بپسندد را بهکار میبریم. اگر میخواهم به رسم ادب چیزی پیشکش کنم، حتماً متناسب با جایگاه او انتخاب میکنم. بسیاری میپرسند: چرا نماز را به زبان عربی میخوانیم؟
چرا نماز را در این وقتها میخوانیم؟ چرا نماز را به این شکل میخوانیم؟ پاسخ تمام این سئوالات در همین نکته نهفته است: چون او این گونه می پسندد.
پرورش یک گیاه نیاز به دانش و تجربه دارد چهطور ممکن است پرورش یک احساس در انسان بدون دانش و تجربه صورت گیرد؛ انسان پیچیدهترین و والاترین مخلوق خداست؛ پس باید راههای پرورش احساسات او را پیدا کرد تا به نتیجه رسید. خداوند به حضرت موسی پیام داد که ای موسی: مردم را عاشق من کن، موسی کلیمالله عرض کرد خدایا چگونه؟ خداوند فرمود: نعمتهایم را بشمار، بندگانم عاشق میشوند. (بحارالانوار، ج2، ص 4)
شمارش نعمتهای خداوند، احساس سپاسگزاری را در انسانها تقویت میکند و مهر خدا را در دلها تحکیم میبخشد و به تبع آن روحیه سرکشی و سرمستی را سرکوب و روحیه اطاعتپذیری و افتادگی در پیشگاه خدا را ایجاد میکند.
نعمتهای خداوند مهربان آنقدر زیاد است که از شمارش بیرون است. قرآن میفرماید: «وَ إنْ تَعُدُّوا نعْمَةَ اللَّه لا تُحْصُوها» و اگر بخواهید بشمارید نعمتهای خداوند را نمیتوانید بشمارید. اما بسیاری از انسانها علیرغم دریافت این همه نعمت، ناسپاسی
میکنند «إنَّ الْانْسانَ لَظَلُومٌ کَفّار» همانا انسان بسیار ستم پیشه و بسیار ناسپاس است.
ما میتوانیم با شمارش نعمتها این انسان ستمپیشه ناسپاس را به انسان عادل شکور و محبوب خدا تبدیل کنیم. شیوه روشن است، نعمتهای خدای مهربان را بشماریم. برای نعمتشماری، باید برای هر سنی نعمتهای متناسب با آن سن را برشمرد، نعمتهایی که او با آنها سروکار دارد و از آنها لذت میبرد و اگر از دست برود زندگی او سخت میشود.
در قرآن کریم نام بیشاز هزار نعمت آمده. نعمتهای مادی، نعمتهای معنوی، نعمتهای جسمی، نعمتهای روحی، نعمتهای فردی، نعمتهای اجتماعی، نعمتهای دنیایی و نعمتهای آخرتی.
بیایید امتحان کنید، مدتی فکر و اندیشه خود را با نعمتهای خدای مهربان مانوس کنید رابطه و رفاقت با خداوند برقرار می شود. پیام شمارش نعمتها و فراوانی نعمتها، احساس رحمت بیکران الهی است. انسان احساس میکند خداوند چهقدر او را دوست دارد، چرا اینقدر هدیه برای او فرستاده است؛ خداوند بزرگ میفرماید: بندگان من، همه هستی را برای شما آفریدم «خَلَقَ لَکُمْ ما فی الْأَرْض جَمیعا(بقره، آیه29)».
همه موجودات را برای بهره برداری شما و در خدمت شما قرار دادم.
اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأرْضَ وَأَنْزَلَ منَ السَّمَاء مَاءً فَأَخْرَجَ به منَ الثَّمَرَات رزْقًا لَکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لتَجْریَ فی الْبَحْر بأَمْره وَسَخَّرَ لَکُمُ الأنْهَارَ، وَسَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَائبَیْن وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ (ابراهیم، آیات 32 و ٣٣) خداوند همان کسی است که آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان آبی نازل کرد و با آن میوهها را برای روزی شما (از زمین) بیرون آورد و کشتیها را مسخر شما گردانید تا بر صفحه دریا به فرمان او حرکت کنند و نهرها را مسخر شما نمود و خورشید و ماه را به تسخیر شما در آورد و شب و روز را مسخر شما ساخت.
اگر کسی چراغ قوهای به شما هدیه دهد، چه عکسالعملی نشان میدهید؟ نوبت بعد چراغ اتوماتیکی که نور و حرارت دهد، ارزانی دارد چه میکنید؟ نوبت سوم موتور برقی در اختیار شما قرار دهد، چه احساسی دارید؟ خداوند این خورشید و ماه، شب و روز، باد و باران، صحرا و... برای رفاه و خوشبختی ما فرستاده، بیاییم با شمارش این هدایا احساس خود را نشان دهیم و با هم فریاد بزنیم الحمدلله الحمدلله الحمدلله. پیامبر عزیز اسلام و امیرمومنان حتی در راه که میرفتند و به یاد نعمتی میافتادند، الحمدلله میگفتند و یا از مرکب پیاده میشدند و سجده شکر میکردند. آری یکی از ریشههای نماز این احساس است؛ اینجا ایستگاهی است که باید درنگ کنیم انرژی بگیریم و حرکت کنیم وقتی به کثرت نعمتهای خداوند فکر می کنیم، بیش تر احساس کوچکی و بندگی به ما دست
می دهد. اولیای خدا خود را عاجز از شکر خدا می دانستند. پیامبر بزرگ اسلام نشسته بود گریه می کرد، جبرئیل امین نازل شد و گفت: ای رسول رحمت، چرا اینگونه اشک میریزی فرمود: از بس نعمتهای مولایم زیاد است، نمیتوانم تشکر کنم. جبرئیل عرض کرد، خدایت میفرماید: من همین احساس را میخواهم، احساس بندگی، احساس کوچکی، احساس عجز. به قول سعدی:
بنده همان بد که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سـزاوار خـداوندیـش کـس نـتواند کـه بـهجـا آورد
آغاز گلستان سعدی فرازی است که با الهام از حدیث امام صادق(ع) به قلم آمده است. امام صادق(ع) فرمود: «فی کُلّ نَفَسٍ منْ أَنْفَاسکَ شُکْرٌ لَازمٌ لَکَ بَلْ أَلْفٌ وَ أَکْثَر (بحارالانوار، ج، 68 ص،52)» در هر نفسی از نفسهایت نه تنها یک شکر، بلکه هزار شکر نهفته است. سعدی از این هزار شکر به دو شکر بسنده کرده است و میگوید: هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون برمیآید مفرح ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب. حتی اگر از سعدی هم پیروی کنیم، در یک شبانهروز برای نفسها باید حدود 40000 بار تشکر کنیم، فقط برای نفسها، این گوهر گرانبهایی که اگر یکی از آنها قطع شود هستی ما به مخاطره میافتد؛ آیا ما بندگان شاکر و سپاسگزاری هستیم؟ رسول خدا زیاد عبادت میکرد و خودرا به مشقت میانداخت.
اصحاب میگفتند: چرا اینقدر خودتان را به رنج میاندازید، میفرمود: «ا َفَلا اَکُون عَبْداً شَکُورا» آیا بنده سپاس گزار نباشم؟
بیاییم همدیگر را به شمارش نعمتهای خداوند تشویق کنیم. وقتی قرآن تلاوت می کنیم و به نام نعمتها می رسیم درنگ کنیم؛ شکر کنیم و نام نعمتها را در دفتری بنویسیم و گهگاه مرور کنیم.
خاطره
تابستانی در یکی از مساجد شرق تهران مسابقهای اعلام شد تحت عنوان نعمتشماری. برگزارکنندگان این مسابقه توانستند با این ابتکار بیش از 200000 دانشآموز و دانشجو را در ایام فراغت تابستان به نعمتهای خداوند مشغول کنند. عصرها وقتی از محل کار به خانه میآمدم جمعی از جوانان را میدیدم که بر سر راه من ایستاده و منتظر دیدار با من هستند. پس از سلام و علیک، یکی از بچهها جلو آمده میگوید: حاج آقا من 700 نعمت پیدا کردهام صد تا هم شما بگو، بلکه یک قدم به برندهشدن نزدیک شوم. بهراستی که این مسجد چه محشری بهپا کرد. گوشهای از طرح پیشنهادی خداوند به حضرت موسی را پیاده کرد. درست است که ابتدا به عشق جایزه بچهها شروع به این کار کردند، اما بسیاری از آنها در حین کار به جهتی دیگر کشیده شدند و آن عشق به معبود بود. پیش خود میگفتند راستی خدا چهقدر ما را دوست دارد و راستی
چهقدر ما بندگان بیمعرفت و بیاحساس و ناسپاسیم. بیایید بهپا خیزیم و رسم سپاسگزاری را بهجای آوریم.
بسیاری بهدنبال پژوهشهای قرآنی هستند تا با کار جمعی میوههای شیرین معرفتی از باغستان قرآن بچینند. یکی از پیشنهادات من این است: بهصورت یک کار گروهی تحت نظارت معلمان و مربیان کاردان، نعمتهای قرآن را به تفکیک سورهها و به تفکیک موضوع نعمت گردآوری کنید و نمایشگاهی از نعمتهای خداوند در دانشگاه، دبیرستان و یا مدرسه خود برگزار کنید.
برای نمونه، اگر دانشآموزان مدرسه شما 240 نفر هستند هر دو نفر یک حزب قرآن را که پنج صفحه از قرآن میشود، سهم بردارد و با مطالعه ترجمه و مشورت، نعمتهای آن پنج صفحه را استخراج و در صفحهای با خط زیبا بنویسید و داوران با داوری این پژوهش شیرین را رتبهبندی کنند و در مرحله بعد در به نمایش آوردن آنها سلیقه به خرج داده نمایشگاهی زیبا و هنرمندانه از نام نعمتهایی که در قرآن ذکر شده را به تماشا بگذارید؛ حتی میتوانید نام این هزار نعمت را در دفترهای کوچک خود بنویسید و گهگاهی لیست نعمتهای خدا را بخوانید و سبک سنگین کنید. بهنظر شما کدام مهمتر است قرآن میفرماید: اگر میخواهید قدر
نعمتی را بدانید، فرض کنید اگر آن نعمت نباشد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به این آیات توجه کنید:
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَدًا إلَی یَوْم الْقیَامَة مَنْ إلَهٌ غَیْرُ اللَّه یَأْتیکُمْ بضیَاءٍ أَفَلا تَسْمَعُونَ (قصص، آیه ٧١) (ای رسول) بگو به من خبر دهید اگر خداوند تمام اوقات را تا قیامت شب بگرداند و هیچ روز روشنی نباشد، کیست جز خدا که برای شما روشنی آورد؟ آیا سخنان خداوند را نمیشنوید؟
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إلَی یَوْم الْقیَامَة مَنْ إلَهٌ غَیْرُ اللَّه یَأْتیکُمْ بلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فیه أَفَلا تُبْصرُونَ (قصص، آیه ٧٢) بگو اگر خداوند تمام اوقات را تا روز قیامت روز کند و تا قیامت هیچ شب نباشد تا به استراحت مشغول شدید، کیست غیر از خداوند برای شما شب را بیاورد تا استراحت کنید. آیا نمیبینید؟
قُلْ أَرَأَیْتُمْ إنْ أَصْبَحَ مَاؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتیکُمْ بمَاءٍ مَعینٍ (ملک، آیه٣٠) بگو به من خبر دهید، اگر چشمههای آب شما به زمین فرو رود و از آن آثاری باقی نماند، چه کسی برای شما آب گوارا می آورد؟
سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(ع) که حماسه و عرفان را در هم آمیخت و الگوی خداپرستان شد در سرزمین عرفات نیایشی را زمزمه کرد که ارائه بندگی بینظیر بود.
خداوند را شکر میکنیم که در کشور ما در سالهای گذشته حال و هوای دعای عرفه جایجای جامعه را معطر کرده است و در دانشگاهها، مساجد، مدارس و رسانه با امام حسین(ع) همصدا شده، خدای یکتا را صدا میزنند.
یکی از فرازهای مهم این دعا، نعمتشماری است که جا دارد عاشقان آن حضرت با برنامهریزی از یک ماه قبل، مسابقاتی را اعلان کنند و نصیب مردم را از دعای عرفه افزون کنند و براساس این دعا، مقاله بنویسید، نیایش نامه بنویسید و نعمتشماری کرده و سپاسگزاری کنند خدای منان را.
حیف است فرازهایی از این دعا زینت بخش این کتاب نشود با دقت و عشق بارها و بارها بخوانید.
بارالها، از نعمتهای بیچون تو بود که خلقت هستی پس از نیستی به من عطا فرمودی. مرا از خاک آفریدی و سپس در منزلگاه صلب پدرانم قرار دادی. مراحل نخستین وجودم در عرصه طبیعت در امن و امان از حوادثی که مانع از ادامه وجودم بود، در مجرای تحولات روزگاران و گذشت سالیان سپری میگشت، همچنان این حرکت وجودی از اصلاب پدران به ارحام مادران با پیشرفت ایام گذشته و قرون و اعصار از بین رفته ادامه پیدا کرد (تا چشم به دنیا گشودم).
مهربان خداوندا، در اعطای نعمت وجود، با لطف و احسانی که به من فرمودی، آغاز زندگیام را در این طبیعت در زمان ظلمانی
دولت حکمرانان کفر که پیمان تو را شکسته و رسولان تو را تکذیب کردند، قرار ندادی.
بلکه مرا در زمانی وارد زندگی در این دنیا نمودی تا توفیق آن هدایت را دریابم که در مشیّت سابقه، تو برای من مقرر و مرا برای رسیدن به آن آماده فرمودی ودر دوران نورانی اسلام پرورشم دادی.
پاک پروردگارا! پیشاز آنکه چشم به این دنیا باز کنم، مرا بهوسیله صنع زیبا و نعمتهای فراوانت موردمحبت قرار دادی، ابتدای آفرینشم را در مجرای طبیعت از قطرات منی ابداع فرمودی و در نهانگاه سهگانه گوشت و خون و پوست جنینی (برای مدتی محدود) ساکنم نمودی.
خداوندا، مرا به خلقتم گواه نگرفتی و در قراردادن در نظم سلسله وجودم اختیاری به من ندادی.
سپس ای آفریننده مهربان من، مرا از نهانخانة رحم مادر در جریان مشیّت سابقه از هدایت به این دنیا آوردی با آفرینشی کامل و زیبا. آنگاه در گهواره با حفظ و حراست تو، دوران کودکی را سپری نمودم و از شیر گوارای مادرم غذا عنایتم کردی و از عواطف دلهای پرستاران و دایهها بهرهورم ساختی. مادران مهربان را برای کفالتم وادار نمودی و ا ز آسیب اجنّه و شیاطین محفوظم داشتی، و از هرگونه زیادی و نقص مصونم فرمودی.
رحمان و رحیما، در هر حال بلندترین مقام وجود آن توست.
تا آنگاه که زبان برای سخن گفتن آغاز کردم.
ای فیاض مطلق، نعمتها و الطاف تو همچنان ادامه داشت تا خلقت اصلیام تکمیل و نیروهای جسم و جانم اعتدال خود را یافت. از این هنگام بود که برای انتخاب راه زندگی با دلایل و حجت روشنگر، الزامم فرمودی تا در کجراهههای هوی و هوس و نادانیهای ظلمانی سردرگم نگردم و معرفت خود را به من الهام نمودی و با مشاهده حکمتهای خویش مرا شگفتزده و مدهوشم فرمودی، و به احساس مخلوقات باعظمتی که در آسمان و زمین بهوجود آوردی وادارم ساختی. با این آمادگیها و تواناییها که عقل از درکش عاجز و زبان از بیانش قاصر است به لزوم سپاس و ذکر مقام اقدست آگاهم فرمودی.
سپس ای یگانه خالق من، کفایت بر آن نفرمودی که مرا از بهترین خاک آفریدی، بلکه در طول هستی من، نعمتها انعامم فرمودی و با منّت بزرگ و بزرگترت و با احسان اعظم و قدیمت با بینیازی مطلق خود، فوق سودجوییها و معاملهگریهای نیازمندانه از معیشت گونهگونه و اصناف و وسایل و ابزار زندگی در روی زمین برخوردارم ساختی، تا آنگاه که همه نعمتها را برای من اتمام نموده و هرگونه ناگواریها را از من برگردانیدی.
منزه پروردگارا، تویی بهوجود آورنده کائنات و برگرداننده آنها پساز برچیده شدن از عرصه هستی، ذات و صفاتت شایسته حمد و
ثنا و مجد و عظمتت فوق تصور ما، نامهایت مقدس و نعمتهایت بزرگ.
حال، بارالها کدامین نعمتهایت را به شمارش و بیان آورم یا به سپاسگویی این عطاهای تو برخیزم با اینکه آن نعمتها و عطاها بیش از آن است که شمارندگان از عهده محاسبه آن برآیند و حافظان، توانایی علم به آنها داشته باشند.
بارالها! وانگهی آن ضررها و زیانها را که از من برگردانیدی، بیشاز آن عافیتها و نعمتهایی است که بر من عنایت فرمودی.
و ای خدای من، با حقیقت ایمانم گواهی میدهم و با عهد استوار و محکم و یقینی که دارم و با خلوص توحید صریحی که در دلم موجود است، و با اعماق پنهانی درونم و رشتههای مجاری نور چشمم و خطوط نقش پیشانیام و شکاف راههای تنفّسم و نرمه تیغة بینیام و طُرُق امواج صداها به سماخ و استخوان گوشم و با آنچه که لبهایم آن را در هنگام روی هم نهاده شدن میان خود دارد و با حرکات لفظی زبانم و محل پیوست فک بالا و پایینم و رستنگاه دندانهایم و عامل چشیدن خوراکی ها و آشامیدنیهایم، با استخوان حافظ مغز سرم و لوله فرو دادن غذا و آشامیدنی، در درون حنجره گردنم، و با آنچه که در سینهام در بر گرفته است، و حمایلبند رگ گردنم و آویزه پرده قلبم و با قطعههای اطراف جگرم و آنچه که خمیدگی دندههایم در بر گرفته و گودی بندهای مفصلها و قبض عوامل فعّال بدنم و بند انگشتان و گوشت و خون
و مو و پوست و اعصاب و نی و استخوانها و مغز و رگها و همه اعضایم و با آنچه که در دوران شیرخوارگی در بدنم بافته شده است و با آنچه که زمین از من بر خود حمل کرده است و با خواب و بیداری و سکون و حرکات رکوع و سجدهام.
آری ای خدای مهربانم، اگر با این همه نعمتهای آشکار و نهان تو بخواهم و بکوشم و در تمامی قرون و اعصار در آنها زندگی نمایم و بخواهم که شکر یکی از نعمتهایت را بهجای آورم، ناتوان خواهم بود.
خداوندا اگر بندة تو درصدد برآید شکر یکی از نعمتهایت را بهجای آورد، باز به برکت احسان ربّانی توست که خود شکر جدیدی را ایجاب میکند.
آری، ای خدای بی چون، اگر من و همه شمارندگان بخواهیم نهایت نعمتهای تو را در گذشته و حال و آینده ما بندگانت را در خود فرو برده شمارش کنیم، نه عدد آن را میتوانیم و نه مدت آن را. هیهات چگونه میتوانیم از عهده چنین کاری برآییم درصورتیکه در کتاب گویای حقّت قرآن و خبر راستینت فرمودی: و ان تعدّوا نعمة الله لا تحصوها، راست گفته است کتاب تو.
ای خدای بزرگ و راست است خبری که دادهای و به پیامبران و رسولانت آن را ابلاغ نمودهای.(1)
1) 1. ترجمه: از کتاب نیایش حسین(ع)، مرحوم علّامه محمدتقی جعفری.
در بین هزاران نعمتی که خداوند به بندگانش ارزانی داشته بیش از ده نعمت است که با آهنگ خاص اُذْکُروا نعْمَتی در قرآن مطرح شده این نعمتم را یاد کنید و بهطور ویژه بندگان خدا موظف شده اند آنها را یاد کنند و هرگز فراموش نکنند.
نکته مهم این است که با نگاهی به این نعمتها می بینیم که غالب آنها یا نعمتهای معنوی هستند یا نعمتهای اجتماعی معنای آن این است که ما نسبت به نعمتهای معنوی و اجتماعی باید قدردانی بیشتری داشته باشیم و زیاد دربارۀ اهمیت و آثار آنها گفتوگو کنیم، فکر کنیم و از کوتاهیهای خود عذر خواهی کنیم اینک این شما و این نعمتهای ویژه خدای رحمن:
1- نعمت کتاب آسمانی
وَاذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ منَ الْکتَاب وَالْحکْمَة یَعظُکُمْ به وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بکُلّ شَیْءٍ عَلیمٌ (بقره، آیه٢٣١) و به یاد آرید نعمت خداوند را بر خود و کتاب آسمانی و علم و دانشی که بر شما نازل کرد و شما را با آن پند می دهد و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به هر چیزی آگاه است.
بالاترین نعمتی که خداوند به بندگانش ارزانی داشته قرآن برنامه زندگی است که عامل سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت می شود که پیامبر اسلام به میراث گران بها و ثقل اکبر تعبیر فرمود
وظیفه مسلمانان یاد این نعمت و شکر این نعمت بزرگ است و بالاترین و بهترین شکر خواندن این کتاب، انس با این کتاب و عمل به فرامین و دستورات این کتاب است.
2- نعمت نبوت و حکومت
وَإذْ قَالَ مُوسَی لقَوْمه یَا قَوْم اذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ إذْ جَعَلَ فیکُمْ أَنْبیَاءَ وَجَعَلَکُمْ مُلُوکًا وَآتَاکُمْ مَا لَمْ یُؤْت أَحَدًا منَ الْعَالَمینَ (مائده، آیه ٢٠) (به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قوم خود گفت: ای قوم من! نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید هنگامی که قرار داد در میان شما پیامبرانی و گردنید شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد و به شما چیزهایی بخشید که به هیچ یک از جهانیان نبخشیده بود.
1- نعمت نجات از طاغوت
وَإذْ قَالَ مُوسَی لقَوْمه اذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ إذْ أَنْجَاکُمْ منْ آل فرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذَاب وَیُذَبّحُونَ أَبْنَاءَکُمْ وَیَسْتَحْیُونَ نسَاءَکُمْ وَفی ذَلکُمْ بَلاءٌ منْ رَبّکُمْ عَظیمٌ. (بقره، آیه 49) (و به یاد آورید) هنگامی را که موسی به قومش گفت: نعمت خدا را بر خودتان یاد کنید زمانی که شما را از (چنگال) فرعونیان رهایی بخشید. همانها که شما را به بدترین وجهی عذاب میکردند؛ پسرانتان را سرمیبریدند و زنانتان را زنده میگذاشتند. در اینجا آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود.
استاد عزیزم حاج آقا قرائتی میفرمودند: در ماههای اول پس از انقلاب به اهواز رفتم خدمت حضرت آیتالله شفیعی ایشان در دادگاه انقلاب تشریف داشتند از ایشان پرسیدم چه خبر؟ فرمودند تازهترین خبر همین پروندة روی میز من است. گفتم اگر صلاح است آن را بفرمایید ایشان اینگونه تعریف کردند:
پرونده مربوط به یکی از مستشاران آمریکایی است که در ماههای آخر حکومت پهلوی احساس خطر میکند و به شاه ایران اطلاع میدهد که تصمیم دارد ایران را ترک کند شاه ایران هم ابتدا عصبانی شده و برای دلداری او هدیهای گرانبها که گویا فرشی ابریشمی بوده به یکی از دستیارانش میدهد که به آبادان برو و در بدرقه او تقدیمش کن. مستشار آمریکایی به هنگام خداحافظی هدیه شاه را تحویل گرفته درمقابل جعبهای به او میدهد که به شاه بدهد. پس از پرواز هواپیما در استانداری جلسهای تشکیل میشود که آیا این جعبه را باز کنیم یا بازنکرده تقدیم شاه کنیم، تصمیم میگیرند جعبه را باز کنند. وقتی باز میکنند میبینند یک دستمال کاغذی است که این آمریکایی نجاست خود را در مستراح با آن پاک کرده است!!! ببینید ما مردمی بودیم که یک آمریکایی که سالها خون این ملت را مکیده به خود اجازه میدهد به شخص اول مملکت اینگونه توهین کند.
انقلاب شد چند صباحی گذشت در مهرماه 59 شهید رجایی نخست وزیر ایران به سازمان ملل سفر کرد.
رئیسجمهور آمریکا از ایشان وقت ملاقات خواست و ایشان پاسخ دادند که باید از ملتم اجازه بگیرم. بهنظر شما این نعمت چهقدر ارزش دارد، بهجای ذلت سروری، بهجای توسری خوری آقایی، آیا این نعمت، با نعمت ماه و خورشید قابل مقایسه است؟!
1- نعمت استقلال و خودکفایی
وَاذْکُرُوا إذْ أَنْتُمْ قَلیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فی الأرْض تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُمْ بنَصْره وَرَزَقَکُمْ منَ الطَّیّبَات لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (انفال، آیه٢٦) و بهیاد آرید هنگامی را که شما گروهی کوچک و اندک و زبون بودید آن چنان که می ترسیدید مردم شما را بربایند ولی او شما را پناه داد و با یاری خود تقویت کرد و از روزیهای پاکیزه بهرهمند ساخت شاید شکرگزار باشید.
2- نعمت کثرت جمعیت
وَاذْکُرُوا إذْ کُنْتُمْ قَلیلا فَکَثَّرَکُمْ وَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقبَةُ الْمُفْسدینَ (اعراف، آیه ٨٦) بهیاد آرید که شما بسیار کم بودید و خداوند شما را افزونی داد و بنگرید سرانجام مفسدان را.
3- نعمت وحدت، برادری و صمیمت
وَاعْتَصمُوا بحَبْل اللَّه جَمیعًا وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ إذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بنعْمَته إخْوَانًا وَکُنْتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ منَ النَّار فَأَنْقَذَکُمْ منْهَا کَذَلکَ یُبَیّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیَاته لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ
(آل عمران، آیه ١٠٣) و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و بهیاد آرید نعمت خدا را بر خود که چگونه دشمن یکدیگر بودید و او میان دلهای شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید و شما بر لب حفرهای از آتش بودید خدا شما را از آن نجات داد این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار ساخت شاید هدایت شوید.
1- نعمت قطع کردن دست دشمن
یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ إذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إلَیْکُمْ أَیْدیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدیَهُمْ عَنْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَی اللَّه فَلْیَتَوَکَّل الْمُؤْمنُونَ (مائده، آیه ١١) ای کسانی که ایمان آوردید بیاد آرید نعمتی را که خداوند به شما بخشید آن زمان که جمعی (ازدشمنان) قصد داشتند دست بهسوی شما دراز کنند اما خدا دست آنها را از شما بازداشت پس از خدا پروا کنید و مومنان باید تنها بر خدا توکل کنند.
2- نعمت فرستادن امدادهای غیبی
یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ إذْ جَاءَتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهمْ ریحًا وَجُنُودًا لَمْ تَرَوْهَا وَکَانَ اللَّهُ بمَا تَعْمَلُونَ بَصیرًا (احزاب، آیه ٩) ای کسانیکه ایمان آورده اید، بیاد آرید نعمت خدا را بر خود هنگامی که لشکرهایی(عظیم) به سراغ شما آمدند ولی ما باد و طوفان سختی برآنان فرستادیم و لشکریانی که آنها را نمی دیدید و خداوند همیشه به آنچه انجام می دهید بیناست.
این آیه مربوط به جنگ احزاب است جنگی که همۀ قوای ضد اسلام متفق شدند، مشرکان، یهود و منافقان، مسلمانان را در مدینه محاصره کردند؛ مسلمین نیز دور مدینه خندق کندند و با تکیه بر ایمان خود ایستادند و به مدد الهی و امدادهای غیبی سرنوشت جنگ به نفع مسلمین رقم خورد خداوند باد و طوفان را به کمک مسلمانان فرستاد و مشرکان شبانه منطقه را ترک کردند.
9- پیمان مسلمانی
چندین بار مسلمانان با پیامبر اسلام بیعت کردند و پیمان بستند که به آیین مسلمانی وفادار بمانند و از فرامین الهی اطاعت کنند هم در مکه هم در مدینه آیه 7 سوره مائده یادآوری این نعمت بزرگ را لازم می شمارد.
وَاذْکُرُوا نعْمَةَ اللَّه عَلَیْکُمْ وَمیثَاقَهُ الَّذی وَاثَقَکُمْ به إذْ قُلْتُمْ سَمعْنَا وَأَطَعْنَا (بقره، آیه 285) و به یاد آرید نعمت خدا را بر شما و پیمانی را که با تاکید از شما گرفت آن زمان که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم.
10- نعمت رهبری
در چند جای قرآن نعمت رهبری کامل کننده و تمام کننده نعمتها شمرده شده است از جمله در آیه 3 سوره مائده که درباره رهبری امام علی(ع) و جانشینی آن حضرت است که به فرمان خداوند و توسط پیامبر بزرگ اسلام در روز غدیر خم در سال آخر عمر پیامبر صورت گرفت و پس از این معرفی آیه نازل شد:
اَلْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نعْمَتی وَرَضیتُ لَکُمُ الإسْلامَ دینًا. (مائده، آیه 3) امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) برای شما پسندیدم.
آری در شمارش نعمتها باید نگاهی ویژه به نعمتهای بزرگ پروردگار داشته باشیم تا خداوند نعمتهایش را افزون کند و گرنه کفر نعمت باعث از دست رفتن نعمتها خواهد شد.
در تفسیر آیه آخر سوره تکاثر «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئذٍ عَن النَّعیم»، در روز قیامت حتماً از نعمتها سئوال خواهیم شد. امام صادق(ع) فرمود: منظور از نعمت در این آیه ما اهلبیت هستیم که خداوند به بندگانش ارزانی داشته و دلهای آنها را به هم پیوند داده است.(1)
گرچه در اکثر سوره های قرآن نام نعمتهای زیادی آمده، اما به نسبت در سوره های انعام، الرحمن، نمل و روم نعمتهای بیش تری ذکر شده است شایسته است که مشتاقان به آیات نورانی این چهار سوره مراجعه نمایند. نکتة دیگر اینکه، در قرآن کریم سوره های حمد، انعام، کهف، سباء، فاطر، تغابن با حمد خدا شروع می شوند.
1) [1] . تفسیر نمونه، ج 27، ص 287.
توحید مفضّل منبع دیگری است که ما را با نعمتهای خداوند آشنا میکند امام صادق در چهار نشست در چهار روز، نشانهها و نعمتهای خداوند را برای شاگردش مفضل بیان فرمود: روز اول شگفتیهای آفرینش انسان، روز دوم شگفتیهای آفرینش حیوانات روز سوم شگفتیهای طبیعت و روز چهارم درباره اسرار و حکمتهای مصائب و حوادث.
هدف را فراموش نکنیم
آهنگ نعمت شماری باید ما را به خدا و عبادت و نیایش سوق دهد آنهم نمازی عارفانه، عاشقانه، خاضعانه اگر نتیجه حرکتها در نعمتشماری شوق بیشتر به نماز و بندگی بود، معلوم میشود که راه را درست آمده ایم.
در احادیث میخوانیم که یکی از ریشههای نماز احساس ستایشگری یا مدح و ستایش خداوند است تمجید و ثنا و مدح خداوند را بهترین نوع عبادت دانستهاند. دراحادیث میخوانیم که نماز خود را با ثنای الهی آغاز کنید وقتی وارد مسجد میشوید خدا را ستایش کنید. در فصلهای مختلف حج خدا را تمجید کنید و مدح و ثنا گویید (وسائلالشیعه، ج 7، ص 81) قبل از دعا و درخواست حاجت خدا را ستایش کنید.
تبیین احساس ستایش گری
ما انسانها وقتی در برابر عظمت و زیبایی قرار میگیریم این پیامها را دریافت میکنیم.
اول این که: از عظمت و زیبایی لذت می بریم؛ بزرگی و زیبایی ما را به سوی خود جذب می کند. ما صدای زیبا، کلام زیبا، طرح زیبا، نقش زیبا، شعر نیکو، نثر مناسب، رخسار زیبا، لباس زیبا را دوست
داریم، همچنین یزرگی را. بنای رفیع، کوه بلند، کشتی بزرگ، هواپیمای بزرگ ما را به ستایش وامی دارد.
دوم این که: وقتی با عظمت و زیبایی روبهرو می شویم آن را می ستاییم. هرکس با ادبیات خود آن بزرگی و زیبایی را تمجید و تعریف می کند. معمول است که در موزه ها و نگارستان ها دفتری در جایی مناسب قرار می دهند که بازدیدکنندگان نظر خود را بنویسند. جنس آن نظر غالباً ستایش است، همه به چیره دستی و توانایی و ظرافت دست نقاش و خوشنویس و معمار احسنت می گویند و اگر کسی از کنار بزرگی و زیبایی بی تفاوت بگذرد، همه او را سرزنش می کنند و میگویند: چهقدر بی احساسی مگر انسان نیستی؟
سوم این که: دوست داریم خود را به آفریننده زیبایی و بزرگی نزدیک کنیم. اگر ممکن باشد با او طرح رفاقت بریزیم، در کنار او عکس بگیریم و به این دوستی و رفاقت مباهات کرده و به دیگران اعلام کنیم که این منم که در کنار فلان استاد یا نقاش چیره دست ایستاده ام.
چهارم این که: دوست دارم خودم آفریننده اثری زیبا و بزرگ باشم و نامم ماندگار شود. جای دارد در اینجا این حدیث قدسی ذکر شود که خداوند فرمود: ای فرزند آدم، من زندهای هستم که نمیمیرم، تو هم از من اطاعت کن تا تو را زندهای جاوید قرار دهم. ای فرزند
آدم، من وقتی به چیزی میگویم باش، هست میشود. تو هم از من اطاعت کن تا به این مقام برسی.(1)
از این حدیث شریف فهمیده میشود که سرچشمه بزرگیها و زیبایی ها خداست و هرکس طالب بزرگی و زیبایی است، راهش بندگی خداست.
ماه رمضان سال 1370 در خدمت استادم حاج آقا قرائتی سفری یک ماهه به چهار کشور اروپایی داشتم. اتریش، سوئد، آلمان و فرانسه، هر کشور یک هفته. شبهای قدر در شهر پاریس بودیم. یک شب که از مراسم برمیگشتیم، مردم در کنار خیابانی در صفی طولانی ایستاده بودند؛ حاج آقا پرسید اینجا هم صف است؟ گفتند: این صف موزه لور است. از بزرگترین موزههای دنیاست. فردای آن روز از طریق سفارت جمهوری اسلامی ایران، بلیط تهیه شد و یکی از اساتید ایرانی دانشگاه سوربن، متخصص همان رشته، همراه ما شد تا راهنمایی کند. او میگفت که حداقل هشت ساعت باید وقت بگذارید. حاج آقا گفتند من کمر درد دارم، دو ساعت بیش تر طاقت ندارم، سالن های مهم تر را انتخاب میکنیم. راهنما اول ما را برد به سالن هایی که تمام اشیائش در دهه های گذشته، از ایران به سرقت رفته بود. تا این که وارد سالنی شدیم بسیار شلوغ. حاج آقا پرسید
1) 1 . مستدرک وسایلالشیعه، ج 11، ص 258.
این جا چه خبر است؟ استاد گفت: در این جا تابلوی نقاشی مهمی به نمایش گذاشته شده تابلوی نقاشی لبخند ژکوند. حاج آقا گفتند من از نقاشی سررشتهای ندارم به سالنی دیگر برویم. استاد گفت: حاج آقا آنقدر این تابلو مهم است که از اقصی نقاط دنیا برای دیدن آن به اینجا میآیند و اهالی آمریکا تقاضا کردهاند اگر با زیردریایی برای مدت یک ماه به آمریکا برده شود، حاضرند هزینه بلیط آنرا بپذیزند. حاج آقا گفتند: حال که چنین است برویم ببینیم قصه چیست؟ نزدیک تابلو رسیدیم و استاد راهنما شروع کرد به توضیحدادن که نقاش کیست؟ چند سال قبل این اثر را خلق کرده و اهمیت تابلو در چیست؟ چند دقیقهای نگذشته بود که احساس کردم حاج آقا در کنار ما نیست. نگران شدم تا اینکه حاج آقا را دیدم گوشه سالن ناراحت نشسته؛ خدمت ایشان رسیده و پرسیدم کمرتان درد گرفته؟ گفتند نه. کسی چیزی گفته؟ گفتند نه. پرسیدم پس چرا ناراحتید؟ ایشان گفتند: نقاشی در چندصد سال قبل این تابلو را کشیده الآن از تمام دنیا به دیدنش میآیند. بهنظر تو، نقاش مهمتر است یا نقاشی؟ گفتم: نقاش. ایشان گفت چرا مردم از آفریننده نقاشی که نقاش باشد ستایش و تعریف و تمجید میکنند، اما نسبت به آفریننده نقاش که خداست بیتفاوت شدهاند. این انسانها کجای مسیر تربیت را اشتباه آمدهاند که وقتی عکس طاووس را میبینند تمجید میکنند، اما وقتی خود طاووس را میبینند چشم و لب فرومیبندند. عکس گیلاس را میبینند مدح
میکنند و از نقاش تقدیر میکنند، اما خود گیلاس را میبینند و سکوت میکنند این غصه من است. قرآن میفرماید: «قُتلَ الإنْسَانُ مَا أَکْفَرَهُ» (مائده، آیه 17) مرگ بر انسان چهقدر ناسپاس است، چهقدر حق را میپوشاند.
شیوة پیشنهادی
ما میتوانیم با شمارش زیباییها و عظمتهای خلقت خداوند، احساس ستایشگری از خداوند را پرورش دهیم. در فرهنگ قرآن همه موجودات، آیهها و نشانههای خدا هستند و اگر نگاه توحیدی داشته باشیم میتوانیم از نشان بهسوی صاحب نشان حرکت کنیم.
دنیای ستارهها، دنیای گلها و میوهها، دنیای پروانهها و پرندهها، دنیای ماهیها، دنیای سنگها و... قرآن میفرماید: نشانههای خدا و کلمات خدا آنقدر زیادند که اگر همه درختان روی زمین قلم شود و دریا برای آن مرکب گردد و هفت دریاچه به آن افزوده شود، اینها همه تمام میشود ولی کلمات خدا پایان نمیپذیرند. خداوند عزیز و حکیم است «وَلَوْ أَنَّمَا فی الأرْض منْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ منْ بَعْده سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مَا نَفدَتْ کَلمَاتُ اللَّه إنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» (لقمان،آیه 27).
اگر در قرآن کریم کلمه آیه را پیگیری کنیم، زیباییها و عظمتهای خلقت را میبینیم و اگر نگاه ما نگاه عالمانه باشد، خدا را در آیینة آیاتش میبینیم. چهقدر خوب است که موضوع آشنایی با زیباییهای خلقت الهی بهراه افتد تا در نهایت لب به ستایش
بگشایند و چه ستایشی بهتر از نماز؛ ستایشی که خالق آن را میپسندد. با قلبی پاک در پیشگاه خدای بزرگ بهسوی کعبه بایستیم و ستایش خدا را قصد کنیم و با الله اکبر وارد حرم خدا شویم، آنگاه اولین سوره کتابش را بخوانیم، سپس سورهای انتخابی و پس از آن رکوع و سجده و قنوت و... این سبکی است که خالق زیباییها برای ما میپسندد و رشد و سعادت ما را در سایه این عبادت می داند.
1- آفرینش انسان از خاک
وَ منْ آیَاته أَنْ خَلَقَکُمْ منْ تُرَابٍ ثُمَّ إذَا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشرُونَ (روم، آیه٢٠). و از نشانههای او این است که شما را از خاک آفرید، سپس بشری شدید و در روی زمین گسترش یافتید.
2- آفرینش همسر
وَمنْ آیَاته أَنْ خَلَقَ لَکُمْ منْ أَنْفُسکُمْ أَزْوَاجًا لتَسْکُنُوا إلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إنَّ فی ذَلکَ لآیَاتٍ لقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ (روم، آیه ٢١) و از نشانههای او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان، آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این امور نشانههایی است برای گروههایی که تفکر میکنند.
3- آفرینش آسمان و زمین، تنوع زبان ها و شکل ها
وَمنْ آیَاته خَلْقُ السَّمَاوَات وَالأرْض وَاخْتلافُ أَلْسنَتکُمْ وَأَلْوَانکُمْ إنَّ فی ذَلکَ لآیَاتٍ للْعَالمینَ (روم، آیه ٢٢) و از آیات او آفرینش آسمان و زمین
و تفاوت زبانها و رنگهای شماست؛ در این امور نشانههایی است برای دانشمندان.
1- خواب شب، کار روز
وَمنْ آیَاته مَنَامُکُمْ باللَّیْل وَالنَّهَار وَابْتغَاؤُکُمْ منْ فَضْله إنَّ فی ذَلکَ لآیَاتٍ لقَوْمٍ یَسْمَعُونَ (روم، آیه٢٣) و از نشانههای او خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهرهمند شدن از فضل پروردگار و تامین معاش؛ در این امور، نشانههایی است برای آنان، که گوش شنوا دارند.
2- رعد و برق، بارش باران، رویش گیاهان
وَمنْ آیَاته یُریکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزّلُ منَ السَّمَاء مَاءً فَیُحْیی به الأرْضَ بَعْدَ مَوْتهَا إنَّ فی ذَلکَ لآیَاتٍ لقَوْمٍ یَعْقلُونَ (روم، آیه ٢٤) و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان میدادند، که هم مایه ترس و هم امید است (ترس از صاعقهها و امید به نزول باران)، و از آسمان آبها فرو مینشاند، که زمین را بعد از مردنش بهوسیله آن زنده میکند! در این امور نشانههایی است برای اهل خرد.
3- استقرار آسمان و زمین
وَمنْ آیَاته أَنْ تَقُومَ السَّمَاءُ وَالأرْضُ بأَمْره (روم، آیه 25) و از آیات او این است که آسمان و زمین به فرمان او برپاست.
1- وزش بادها، حرکت کشتی ها
وَمنْ آیَاته أَنْ یُرْسلَ الرّیَاحَ مُبَشّرَاتٍ وَلیُذیقَکُمْ منْ رَحْمَته وَلتَجْریَ الْفُلْکُ بأَمْره وَلتَبْتَغُوا منْ فَضْله وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ (روم، آیه٤٦) و از آیات (عظمت) خدا این است که بادها را بهعنوان بشارتدهنده میفرست تا شما را از رحمتش بچشاند و کشتیها بفرمانش حرکت کنند و از فضل او بهرهگیرید، گیرید; شاید شکر کنید.
2- شب و روز، خورشید و ماه
وَمنْ آیَاته اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا للشَّمْس وَلا للْقَمَر وَاسْجُدُوا للَّه الَّذی خَلَقَهُنَّ إنْ کُنْتُمْ إیَّاهُ تَعْبُدُونَ (فصلت، آیه ٣٧) و از نشانههای او، شب و روز و خورشید و ماه است؛ برای خورشید و ماه سجده نکنید، برای خدایی که آفریننده آنهاست. سجده کنید اگر میترسید، او را بپرستید!
3- فصل بهار
وَ منْ آیَاته أَنَّکَ تَرَی الأرْضَ خَاشعَةً فَإذَا أَنْزَلْنَا عَلَیْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ إنَّ الَّذی أَحْیَاهَا لَمُحْیی الْمَوْتَی إنَّهُ عَلَی کُلّ شَیْءٍ قَدیرٌ (فصلت، آیه ٣٩) و از آیات او این است که زمین را خشک میبینی، اما هنگامیکه آب باران بر آن میشود، به جنبش درمیآید و نمو میکند! همانند کسی که آن را زنده کرد، مردگان را نیز زنده میکرد. او بر هرچیز تواناست!
10- رنگارنگی و تنوع میوه ها و خوردنی ها
وَفی الأرْض قطَعٌ مُتَجَاورَاتٌ وَجَنَّاتٌ منْ أَعْنَابٍ وَزَرْعٌ وَنَخیلٌ صنْوَانٌ وَغَیْرُ صنْوَانٍ یُسْقَی بمَاءٍ وَاحدٍ وَنُفَضّلُ بَعْضَهَا عَلَی بَعْضٍ فی الأکُل إنَّ فی ذَلکَ لآیَاتٍ لقَوْمٍ یَعْقلُونَ (رعد، آیه٤) و در روی زمینه قطعههایی در کنار هم قرار دارد که با هم متفاوتند و (نیز) باغهایی از انگور و زراعت و نخلها، (و درختان میگیرد،) گوناگون) که گاه بر یک پایه میدهیم. و گاه بر دو پایه; (و عجیبی آنان همواره) آنها)! از یک آب سیطره میشد! و با این حال، بعضی از آنها)! را از جهت میگیرد،) بر دیگری برتری میدانستند... در این چنین نشانههایی) است برای گروههایی که عقل خویش را به کار میگزند!
حدود ده سال قبل مسافرتی داشتم به شهرستان داراب در استان فارس. همه شهر رنگ نماز به خود گرفته بود و همایشهای متعدد برای نماز برگزار بود. آخرین سخنرانی من در دبیرستانی دخترانه بود. مراسم که تمام شد راهی شیراز شدم، مدیر دبیرستان از من خواست که از نمایشگاه عکسی که برگزار شده دیدن کنم. من گفتم موضوع نمایشگاه نماز است؟ گفت: نه؛ ولی دوست دارم شما که تا اینجا آمدهای گزارش این نمایشگاه را به وزارتخانه برسانی. من گفتم: چون به موضوع ماموریت من مربوط نیست و چون ممکن است دیر برسم پوزش میخواهم او اصرار کرد و با اصرار مرا
بهسمت سالن نمایشگاه برد در راه توضیح داد که برای دانشآموزان اعلام شده هرکس با دوربین عکاسی شخصی خودش با هر موضوعی که میخواهد یک عکس بگیرد و عکس خود را زیرنویسی کند بیش از 200 نفر از دانش آموزان در این مسابقه شرکت کرده اند و آثار در این سالن به نمایش گذاشته شده است.
وارد سالن شدیم. به عکس دهم که رسیدیم مدیر دبیرستان دید من گریه می کنم. با تعجب پرسید: حاج آقا کجای این عکس ها گریه دارد. من گفتم حاج خانم، این نمایشگاه عکس نیست این نمایشگاه نماز است چطور متوجه نیستید. شما ناخودآگاه یک فعالیت ریشه ای نمازی انجام داده اید، قصه از این قرار بود که شاید تمام دانش آموزان عکس هایی که گرفته بودند از طبیعت بود و جملاتی که نوشته بودند دربارۀ ستایش خدا بود. یعنی دقیقاً همین پیشنهادی که در این فصل ارائه شد. پرورش احساس ستایش گری؛ این برنامه پرورشی بهطور خودجوش این احساس فطری را تحریک کرده بود و بچهها با عکسهای خود، احساس خود را نشان داده بودند. یکی از یک گل عکس گرفته بود، یکی از صخره یا کوه و یکی هم از بزغاله.
یکی از جوجه ای که سر از تخم در ما می آورد و یکی هم از لحظه غروب آفتاب و ...
خاطره ای دیگر
از سر کار به منزل می رفتم؛ وارد خانه شدم. دختر کوچکم زینب دوید به سویم؛ گفت بابا نمیدونی امروز خانم معلم چهکار کرد. امروز وقتی سر کلاس آمد، به تعداد شاگردان انار دون کرده آورده بود به هر دانشآموزی یک پاکت انار داد. انار خوشگلی هم روی میز گذاشت آنگاه گفت بچهها شروع کنید به انار خوردن. ما انار خوردیم و انار دیدیم، خانم معلم هم شعر انار خواند:
صد دانه یاقوت دسته به دسته با نظم و ترتیب یکجا نشسته
هر دانه ای هست خوش رنگ و رخشان قلـب سفیـدی در سینۀ آن
یاقـوتها را پـیچیـده بـا هـم در پوشـشی نـرم پـروردگارم
من میگویم، این کار شیوة دعوت به نماز است. یک کار پرورشی، پرورش یکی از ریشههای فطری نماز در کار این معلم نهفته است. این نمازگزار بهراحتی از نماز دست برنمیدارد.
خاطره ای دیگر
به اتفاق خانواده از تهران عازم مشهد شدیم در راه با دو کار نمازی برخورد کردم؛ یکی کنار دریا دیدم دانشآموزانی کاغذ و قلم به دست گرفته و طلوع خورشید را توصیف میکنند، شاید خود مربی هم نمیدانست که دست به کاری درباره نماز زده است. بچهها به مشرق نگاه می کردند و ستایش خدا را مینوشتند.
چند ساعت بعد به جنگلهای گلستان رسیدیم، تعدادی دانشآموز را در حال فعالیتی دیدم، توقف کرده به سراغشان رفتم، مربی به آنها گفته بود از برگ درختان شکلی بسازید و زیر آن جملهای بنویسید؛ جایتان خالی بود که چه منظرههای زیبایی خلق کرده بودند و چه جملههای زیبایی در ستایش خدا نوشته بودند. اینها همه شیوههای دعوت به نماز است، پرورش احساس ستایشگری.
امام صادق(ع) فرمود: سیره رسول خدا(ص) چنین بود که به هنگام خواب ظرف آب وضو و مسواکش را کنار خود میگذاشت مقداری که استراحت میکرد از خواب بر میخاست به حیاط منزل می آمد و به ستارهها نگاه می کرد و آیات 190 تا 195 سوره آل عمران را تلاوت می کرد. آنگاه مسواک میزد و وضو میگرفت و چهار رکعت نماز شب میخواند و به بستر میرفت. کمی که می خوابید، مجدداً از خواب بر می خاست و به حیاط منزل می آمد و به ستاره ها نگاه می کرد و همین پنج آیه را می خواند، مسواک می کرد و وضو می گرفت و چهار رکعت دیگر از نماز شب را می خواند و به بستر استراحت می رفت برای سومین بار از خواب بر می خاست و به حیاط منزل می آمد و به آسمان می نگریست و این آیات را تلاوت می کرد. مسواک می کرد و وضو می گرفت و به نماز می ایستاد و
سه رکعت نماز شب را می خواند و راهی مسجد میشد.(1)آری این آیاتی است که هر شب آن هم سه بار پیامبر عزیز ما میخوانده و با خدا عشق بازی می کرده است. با هم به این تابلو آسمانی نگاه کنیم:
إنَّ فی خَلْق السَّماوات وَ الْأَرْض وَ اخْتلاف اللَّیْل وَ النَّهار لَآیاتٍ لأُولی الْأَلْباب (آل عمران، آیه 190) حقیقت این است که در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت شب و روز نشانههایی است برای خردمندان.
خردمندان چه کسانی هستند؟
الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلی جُنُوبهمْ (آل عمران، آیه 191) آنانکه خدا را یاد میکنند در حال ایستاده و نشسته و به پهلو خوابیده. «وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْق السَّماوات وَ الْأَرْض» و میاندیشند در آفرینش آسمانها و زمین.
و نتیجه این ذکر و این فکر این میشود که میگویند:
رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطلاً سُبْحانَکَ فَقنا عَذابَ النَّار (آل عمران، آیه 191) پروردگارا این جهان را بیهوده نیافریدی منزهی تو، ما را از عذاب آتش برهان.
رَبَّنا إنَّکَ مَنْ تُدْخل النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَ ما للظَّالمینَ منْ أَنْصارٍ (آل عمران، آیه 192) پروردگارا هر که را که تو به خاطر اعمالش به آتش افکنی، او را رسوا ساختهای و برای ستمگران یار و یاوری نیست.
1) [1] . تفسیر نورالثقلین.
رَبَّنا إنَّنا سَمعْنا مُنادیاً یُنادی للْإیمان أَنْ آمنُوا برَبّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفّرْ عَنَّا سَیّئاتنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرار (آل عمران، آیه 193) پروردگارا ما صدای منادی تو را شنیدیم که به ایمان دعوت می کرد که به پروردگار خود ایمان بیاورید و ما ایمان آوردیم. پروردگارا، گناهان ما را ببخش و بدیهای ما را بپوشان و ما را با نیکان بمیران.
رَبَّنا وَ آتنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلکَ وَ لا تُخْزنا یَوْمَ الْقیامَة إنَّکَ لا تُخْلفُ الْمیعادَ (آل عمران، آیه 194) پروردگارا آنچه را بهوسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی به ما عطا کن و ما را در روز رستاخیز رسوا مگردان، زیرا تو هیچگاه از وعده خود تخلف نمیکنی.
فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنّی لا أُضیعُ عَمَلَ عاملٍ منْکُمْ منْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ منْ بَعْضٍ فَالَّذینَ هاجَرُوا وَ أُخْرجُوا منْ دیارهمْ وَ أُوذُوا فی سَبیلی وَ قاتَلُوا وَ قُتلُوا لَأُکَفّرَنَّ عَنْهُمْ سَیّئاتهمْ وَ لَأُدْخلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْری منْ تَحْتهَا الْأَنْهارُ ثَواباً منْ عنْد اللَّه وَ اللَّهُ عنْدَهُ حُسْنُ الثَّواب (آل عمران، آیه 195)
خداوند درخواست آنها را پذیرفت (و فرمود:) من عمل هیچ عملکنندهای از شما را زن باشد یا مرد ضایع نخواهم کرد. شما همنوعید از جنس یکدیگر. آنها که در راه خدا هجرت کردهاند و از خانههای خود بیرون رانده شدند، در راه من آزار دیدند و جنگ کردند و کشته شدند به یقین گناهانشان را میبخشم و آنها را در باغهای بهشتی که از زیر درختانش نهرها جاری است وارد می کنم.
این پاداشی است از طرف خداوند و بهترین پاداشها نزد پروردگار است.
آری این ستایشنامه هرشب پیامبر است. پیامبری که در مناجات خود با خدا و در حین تلاوت این آیات آنقدر اشک میریخت که جلو لباسش از اشک چشمش تر می شد، سپس سر به سجده می گذاشت و چندان می گریست که زمین از اشک چشمش تر می شد و هنگامی که بلال می پرسید: شما که مشمول لطف خدا هستید، چرا اینگونه گریه میکنید؟ میفرمود: «اَفلا اَکُون عَبْداً شَکُورا» آیا بنده شکرگزار نباشم؟ در پایان میفرمود: وای بر حال کسانیکه این آیات را بخوانند و در آن نیندیشند!
حَبّة عُرَنی از یاران امام علی(ع) است او می گوید من و نوف بکالی و یکی دیگر از یاران امیرالمؤمنین(ع)، شبی در صحن استانداری ماندیم و خوابیدیم ناگهان در اواخر شب امیرالمومنین(ع) را دیدیم که مانند شخص واله و شیدا، دست خویش را به دیوار گذاشته و آیات آخر سوره آل عمران (190 تا 195) را میخواند و بهسان شخص عقلپریده راه میرود تا اینکه امام به من رسید و فرمود: حبه، خوابی یا بیدار؟ عرض کردم بیدارم، شما که چنین میکنید پس ما چگونه باشیم؟ چشمان حضرت پر از اشک شد؛ آنگاه فرمود: ای حبّه، خداوند را مقامی است و ما را در پیشگاه او جایگاهی و
هیچکدام از اعمال ما بر او پوشیده نیست. ای حبّه، خداوند نسبت به تو و من از رشته گردن نزدیکتر است. ای حبّه، هیچ چیز نمیتواند من و تو را از دید خداوند پنهان کند. سپس فرمود: ای نوف، آیا خوابیدهای؟ نوف عرض کرد: خیر ای امیرالمومنین، امشب بسیار گریستم. امام(ع) فرمود: ای نوف، اگر در این شب از خوف خدا گریستی، فردای قیامت در پیشگاه خداوند چشمانت روشن خواهد شد. ای نوف، هیچ قطرهای از چشم انسان به خاطر ترس از عظمت خدا به زمین نمیریزد مگر اینکه دریاهای آتش جهنم را خاموش میسازد.
ای نوف، هیچکس مقام و منزلتش والاتر از کسی نیست که از ترس عظمت خدا بگرید و در راه خشنودی خدا دوست بدارد و دشمن بدارد.
آنگاه امام دو یارش را پند داد و درحالیکه مناجاتی را زمزمه میکرد، از آنها دور شد. نوف میگوید امام را دیدم به گوشهای رفت و محاسنش را روی دست گرفته و بسان شخص مصیبتزده میگریست.(1)
امیرالمؤمنین(ع)، در خطبه 65 نهجالبلاغه، شگفتیهای خلقت طاووس را بیان فرموده است که نظر شما را به آن جلب مینمایم. این خطبه سندی والا برای پرورش احساس ستایشگری است:
1) [1] . مستدرک وسایلالشیعه، ج 5، ص 209.
و از شگفتانگیزترین پرندگان در آفرینش، طاووس است، که آنرا در استوارترین شکل موزون بیافرید، و رنگهای پر و بالش را به نیکوترین رنگها بیاراست، با بالهای زیبا که پرهای آن به روی یکدیگر انباشته و دم کشیدهاش که چون بهسوی ماده پیش میرود آن را چونان چتری گشوده و بر سر خود سایبان میسازد، گویا بادبان کشتی است که ناخدا آن را برافراشته است.
طاووس به رنگهای زیبای خود مینازد، و خوشحال و خرامان دم زیبایش را به اینسو و آنسو میچرخاند و سوی ماده میتازد، چون خروس میپرد، و چون حیوان نر، مست شهوت با جفت خویش میآمیزد، این حقیقت را از روی مشاهده میگویم، نه چون کسی که بر اساس نقل ضعیفی سخن بگوید. اگر کسی خیال کند، باردار شدن طاووس بهوسیله قطرات اشکی است که در اطراف چشم نر حلقهزده و طاووس ماده آن را مینوشد، آنگاه بدون آمیزش با همین اشکها تخمگذاری میکند، افسانه بیاساسی است. ولی شگفتتر از آن نیست که میگویند: «زاغ نر طعمه به منقار ماده میگذارد که همین عامل باردار شدن زاغ است!» گویا نیهای پر طاووس چونان شانههایی است که از نقره ساخته، و گردیهای شگفتانگیز آفتابگونه که به پرهای اوست، از زرناب و پارههای زبرجد بافته شده است. اگر رنگهای پرهای طاووس را به روییدنیهای زمین تشبیه کنی، خواهی گفت: دسته گلی است که از شکوفههای رنگارنگ گلهای بهاری فراهم آمده است، و اگر آن را
با پارچههای پوشیدنی همانندسازی، پس چون پارچههای زیبای پرنقشونگار یا پردههای رنگارنگ یمن است، و اگر آن را با زیورآلات مقایسه کنی چون نگینهای رنگارنگی است که در نواری از نقره با جواهرات زینت شده است.
روان شناسی حیوانی طاووس
طاووس، چون به خود بالنده و مغرور راه میرود، دم و بالهای زیبایش را برانداز میکند، پس با توجه به زیبایی جامه و رنگهای گوناگون پر و بالش قهقهه سر میدهد، اما چون نگاهش به پاهای او میافتد، بانگی برآورد که گویا گریان است، فریاد میزند گویا که دادخواه است، و گواه صادق دردی است که در درون دارد، زیرا پاهای طاووس چونان ساق خروس دو رگه (هندی و پارسی) باریک و زشت و در یک سو ساق پایش ناخنکی مخفی روییده است.
شگفتی رنگ آمیزی پرهای طاووس
بر فراز گردن طاووس بهجای یال، کاکلی سبزرنگ و پرنقشونگار روییده، و برآمدگی گردنش چونان آفتابهای نفیس و نگارین است، و از گلوگاه تا روی شکمش به زیبایی وسمه یمانی رنگ آمیزی شده، یا چون پارچه حریر براق یا آیینهای شفاف که پرده برروی آن افکندند. در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده که چون رنگ آن شاداب و بسیار میباشد، پنداری با رنگ سبز تندی در هم
آمیخته است که در کنار شکاف گوش جلوه خاصی دارد. کمتر رنگی میتوان یافت که طاووس از آن در اندامش نداشته باشد، یا با شفافیت و صیقل فراوان و زرق وبرق جامهاش آن را جلای برتری نداده باشد. طاووس چونان شکوفههای پراکندهای است که باران بهار و گرمای آفتاب را در پرورش آن نقش چندانی نیست، و شگفتآور آن که هر چندگاهی از پوشش پرهای زیبا بیرون میآید، و تن عریان میکند، پرهای او پیاپی فرو میریزند و از نو میرویند، پرهای طاووس چونان برگ خزان رسیده میریزند و دوباره رشد میکنند و به هم میپیوندند، تا دیگربار شکل و رنگ زیبای گذشته خود را باز می یابد، بی آن که میان پرهای نو و ریخته شده تفاوتی وجود داشته باشد یا رنگی جابهجا بروید، اگر در تماشای یکی از پرهای طاووس دقت کنی، لحظه ای به سرخی گل، و لحظه ای دیگر به سبزی زبرجد، و گاه به زردی زرناب جلوه می کند.
راستی، هوش های ژرف اندیش و عقل های پرتلاش چگونه این همه از حقایق موجود در پدیده ها را می تواند درک کند؟ و چگونه گفتار توصیفگران، به نظم کشیدن این همه زیبایی را بیان توانند کرد؟ و در درک کمترین اندام طاووس، گمانها از شناخت درمانده و زبانها از ستودن آن در کام ماندهاند. پس ستایش خداوندی را سزاست که عقلها را از توصیف پدیدههایی که برابر دیدگان جلوهگرند ناتوان ساخت، پدیده محدودی که او را با ترکیب پیکری پرنقشونگار، با رنگ و مرزهای مشخص میشناسد، باز هم از
تعریف فشردهاش زبانها عاجز و از وصف واقعی آن درماندهاند! حال چگونه خدا را میتوانند درک کنند؟
امام علی(ع) در خطبه 155 نهجالبلاغه، به بیان شگفتیهای خلقت خفاش میپردازد:
از زیباییهای صنعت پروردگاری، و شگفتیهای آفرینش او، همان اسرار پیچیده حکیمانه در آفریدن خفاشان است، روشنی روز که همهچیز را میگشاید چشمانشان را میبندد، و تاریکی شب که هر چیز را به خواب فرو میبرد، چشمان آنها را باز می کند، چگونه چشمان خفاش کمبین است که نتواند از نور آفتاب درخشنده روشنی گیرد؟ نوری که با آن راههای زندگی خود را بیابد، و در پرتو آشکار خورشید خود را به جاهایی رساند که میخواهد، روشنی آفتاب خفاش را از رفتن در تراکم نورهای تابندهاش باز میدارد، و در خلوتگاه های تاریک پنهان میسازد، که از حرکت در نور درخشان ناتوان است.
پس خفاش در روز پلکها را بر سیاهی دیدهها اندازد، و شب را چونان چراغی برمیگزیند، که در پرتو تاریکی آن روزی خود را جستوجو می کند، و سیاهی شب دیدههای او را نمیبندد، و به خاطر تاریکی زیاد، ازحرکت و تلاش باز نمیماند. آنگاه که خورشید پرده از رخ بیافکند، و سپیده صبحگاهان بدمد، و لانه تنگ
سوسمارها از روشنی آن روشن گردد، شب پرهها، پلکها را بر هم نهد، و برآنچه در تاریکی شب بهدست آورده قناعت کند. پاک و منزه است خدایی که شب را برای خفاشان چونان روز روشن و مایه بهدستآوردن روزی قرار داد، و روز را چونان شب تار، مایه آرامش و استراحت آنها انتخاب فرمود، و بالهایی از گوشت برای پرواز آنها آفرید، تا به هنگام نیاز به پرواز، از آن استفاده کنند، این بالها، چونان لالههای گوشند، بی پر و رگ های اصلی، اما جای رگ و نشانه های آن را به خوبی مشاهده خواهی کرد. برای شب پره ها دو بال قرار داد، نه آنقدر نازک که در هم بشکند، نه چندان محکم که سنگینی کند، پرواز میکنند درحالیکه فرزندانشان به آنها چسبیده و به مادر پناه بردهاند، اگر فرود آیند با مادر فرود میآیند، و اگر بالا روند با مادر اوج می گیرند، از مادرانشان جدا نمیشوند تا آنهنگام که اندام جوجه نیرومند و بالها قدرت پرواز کردن پیدا کند، و بداند که راه زندگیکردن کدام است؟ و مصالح خویش را بشناسد. پس پاک و منزه است پدیدآورنده هر چیزی که بدون هیچ الگویی باقی مانده از دیگری، همه چیز را آفرید.
انسان برترین و پیچیدهترین مخلوق هستی است و جهان و امکاناتش در اختیار او؛ اما این موجود برتر در حرکت خود بهسوی کمال با نیازها و احتیاجات محاصره شده است. آیا این نیازها را با که در میان بگذارند؟ از که طلب کند؟ دیگران نیز همچون او نیازمندند و کاری از دستشان ساخته نیست. در فطرت او روزنه امیدی است که او را به سرچشمه بینیازی میکشاند و او خدای مهربان است عزیزترین بندگان خدا پیامبران و اولیاء هستند که وقتی قصه آنان را در قرآن میخوانیم هر جا که نیازمند میشوند، دست نیاز خود را بهسوی خدای خود بلند میکردند و با امید به استجابت نیاز خود را با ا و در میان میگذاشتند.
واژه صلاة بهمعنای نیایش و دعاست براساس آیات قرآن، نماز در تمام ادیان وجود داشته و جوهره نماز، نیازخواهی و نیایشگری با خدایی است که انسان را دوست دارد و به او مهر میورزد. وقتی انسان با نیازی روبهرو میشود که توان رفع نیاز خود را ندارد، این پیامها را دریافت میکند:
1- در جستوجوی کسی است که نیاز او را بشناسد و قدرت رفع نیاز او را داشته باشد.
2- در جستوجوی کسی است که بر او منت نگذارد و او را دوست بدارد.
3- در جستوجوی کسی است که در برابر این رفع نیاز طلبکاری نکند.
4- وقتی چنین کسی را پیدا کرد، دوست دارد نیازش را به زبان جاری کند.
5- وآنگاه که نیازش برطرف شد، دوست دارد در برابر او اعلام کوچکی کند.
برای پرورش این احساس می توانیم:
با آشنایی با نیایش های انسانهای بزرگ این احساس را در خود پرورش دهیم، به دنیای روحی پیامبران و اولیاء وارد شویم و دعاهای آنان را مرور کنیم، در اینصورت حس حقیقی در ما تقویت میشود ابتدا به سراغ قرآن و آنگاه به تماشای اولیاء و ائمه میرویم و این الگوهای نیایشگری را درس زندگی قرار میدهیم.
در قرآن کریم حدود 160 دعا و نیایش وارد شده که بدون توضیح و تفسیر فقط در حد ترجمه در اختیار شما خوانندگان این کتاب قرار میگیرد؛ اما این میدان، میدان بزرگ مسابقه است. جا دارد در مجامع فرهنگی، این آیات به مسابقه گذاشته شود و مردم خوب ما این آیات را در جای جای زندگی خود هر صبح و شام زمزمه کنند و درباره تفسیر این آیات مطالعه کنند تا به عمق نیازهای خود پی ببرند چه زیباست اگر کلاسهای دانشگاه ما و مجامع قرآنی ما سرشار از این مفاهیم باشد و مطمئن باشیم که اینها ریشههای فطری نماز است و هر چه این ریشهها تقویت شود، کیفیت نمازهای مردم ما الهیتر، معنویتر و عمیقتر خواهد شد. در حدیث میخوانیم که یکی از راههای شناخت انسانها، مطالعه نیایشهای آنهاست. بعضی از نیازهای حقیقی خود غافلند و به نیازهای کاذب آنی و زودگذر روآوردهاند. امّا مطالعه این آیات نیازهای حقیقی را به ما نشان میدهد. چیزی که ابراهیم بزرگ از خداوند خواست، نیازی که نوح پیامبر از خدا درخواست کرد، موسی کلیمالله و عیسی روحالله طلب کرده و مریم پاک و یوسف صدیق بهسمت آن دست نیاز بلند کرده و...
حال به تماشای این آیات نورانی میرویم و تصمیم میگیریم که به توصیه امام حسن مجتبی(ع) عمل کنیم که به یکی از یارانش فرمود: به سراغ دعاهای قرآن برو و آنها را دستور کار خود قرار ده.
1- دعای آدم و حوا
طلب مغفرت و بخشش
قَالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإنْ لَمْ تَغْفرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ منَ الْخَاسرینَ (اعراف، ٢٣) گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!
2- دعاهای حضرت نوح (ع)
نجات خود و مؤمنان
قَالَ رَبّ إنَّ قَوْمی کَذَّبُون، فَافْتَحْ بَیْنی وَبَیْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجّنی وَمَنْ مَعیَ منَ الْمُؤْمنینَ (شعراء، آیات 117 و ١١٨) گفت: پروردگارا! قوم من، مرا تکذیب کردند! اکنون میان من و آنها جدایی بیافکن و مرا و مؤمنانی را که با من هستند رهایی بخش!
هلاکت کافرانی که مردم را گمراه می کنند
وَ قَالَ نُوحٌ رَبّ لا تَذَرْ عَلَی الأرْض منَ الْکَافرینَ دَیَّارًا، إنَّکَ إنْ تَذَرْهُمْ یُضلُّوا عبَادَکَ وَلا یَلدُوا إلا فَاجرًا کَفَّارًا (نوح، آیات 26 و ٢٧) نوح گفت: پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار! چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه میکنند، و جز نسلهای فاجر و کافر به وجود نمیآورند.
بخشش برای مومنین نابودی برای کافران
رَبّ اغْفرْ لی وَلوَالدَیَّ وَلمَنْ دَخَلَ بَیْتیَ مُؤْمنًا وَللْمُؤْمنینَ وَالْمُؤْمنَات وَلا تَزد الظَّالمینَ إلا تَبَارًا (نوح، آیه ٢٨) پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانی را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان با ایمان را بیامرز و ظالمان را جز هلاکت میفزا.
انتقام از دشمن
فَدَعَا رَبَّهُ أَنّی مَغْلُوبٌ فَانْتَصرْ (قمر، آیه ١٠) او به درگاه پروردگار عرضه داشت: من مغلوب این قوم طغیان گر شده ام، انتقام مرا از آنها بگیر!
نصرت و یاری
قَالَ رَبّ انْصُرْنی بمَا کَذَّبُون (مومنون، آیه٢٦) (نوح) گفت: پروردگارا! مرا در برابر تکذیبهای آنان یاری کن!
سرزمین مبارک
وَ قُلْ رَبّ أَنْزلْنی مُنْزَلا مُبَارَکًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزلینَ (مومنون، آیه ٢٩) و بگو: پروردگارا! ما را در منزلگاههایی پربرکت فرود آر، و تو بهترین فرودآورندگانی!
نجات فرزند
وَنَادَی نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبّ إنَّ ابْنی منْ أَهْلی وَإنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْکَمُ الْحَاکمینَ (هود، آیه ٤٥) نوح به پروردگارش عرض کرد:
پروردگارا! پسرم از خاندان من است; و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حکم کنندگان برتری!
بخشش و رحمت
قَالَ رَبّ إنّی أَعُوذُ بکَ أَنْ أَسْأَلَکَ مَا لَیْسَ لی به علْمٌ وَإلا تَغْفرْ لی وَتَرْحَمْنی أَکُنْ منَ الْخَاسرینَ (هود، آیه ٤٧) عرض کرد: پروردگارا! من به تو پناه میبرم که از تو چیزی بخواهم که از آن آگاهی ندارم! و اگر مرا نبخشی، وبر من رحم نکنی، از زیانکاران خواهم بود.
3- دعاهای حضرت ابراهیم(ع)
علم و حکمت
رَبّ هَبْ لی حُکْمًا وَأَلْحقْنی بالصَّالحینَ (شعرا، آیه٨٣) پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق کن!
محبوبیت و خوشنامی
وَاجْعَلْ لی لسَانَ صدْقٍ فی الآخرینَ (شعرا، آیه٨٤) و برای من در میان امت های آینده، زبان صدق و ذکر خیری قرار ده!
بهشت
وَاجْعَلْنی منْ وَرَثَة جَنَّة النَّعیم (شعرا، آیه ٨٥) و مرا از میراث بران بهشت، پرنعمت گردان!
مغفرت برای ناپدری
وَاغْفرْ لأبی إنَّهُ کَانَ منَ الضَّالّینَ (شعرا، آیه ٨٦)، و بر پدرم ببخشای، زیرا او از گمراهان است.(آزر پدر همسر یا عموی ابراهیم بوده و پدرش تارخ موحد بوده است)
عزت در قیامت
وَ لا تُخْزنی یَوْمَ یُبْعَثُونَ، یَوْمَ لا یَنْفَعُ مَالٌ وَ لا بَنُونَ، إلا مَنْ أَتَی اللَّهَ بقَلْبٍ سَلیمٍ (شعرا، آیات 87 تا ٨٩) و مرا در روزی که (مردم) برانگیخته میشوند. خوار مگردان، در آن روز که مال و پسران سودی نمیبخشند، مگر کسی که با قلبی سالم، از عقاید و اخلاق فاسده، به نزد خداوند بیاید.
مصونیت از فتنه کفار
رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فتْنَةً للَّذینَ کَفَرُوا وَاغْفرْ لَنَا رَبَّنَا إنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ (ممتحنه، آیه ٥) پروردگارا! ما را وسیله آزمایش کسانی که کفر ورزیدند قرار مده (که ما را به زبان یا به عمل بیازارند یا برای امتحان آنها ما را به مصائبی گرفتار مساز)، و پروردگارا، بر ما ببخشای، زیرا تویی که صاحب اقتدار و حکمتی.
فرزند صالح
رَبّ هَبْ لی منَ الصَّالحینَ (صافات، آیه ١٠٠) پروردگارا! به من از صالحان (فرزندان صالح) ببخش!
شهر امن
وَإذْ قَالَ إبْرَاهیمُ رَبّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمنًا (ابراهیم، آیه ٣٥) (به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! این شهر (مکه) را شهر امنی قرار ده!
دوری از انحراف
وَاجْنُبْنی وَبَنیَّ أَنْ نَعْبُدَ الأصْنَامَ (ابراهیم، آیه ٣٥) و من و فرزندانم را از پرستش بت ها دور نگاه دار!
محبوبیت
رَبَّنَا إنّی أَسْکَنْتُ منْ ذُرّیَّتی بوَادٍ غَیْر ذی زَرْعٍ عنْدَ بَیْتکَ الْمُحَرَّم رَبَّنَا لیُقیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئدَةً منَ النَّاس تَهْوی إلَیْهمْ (ابراهیم، آیه ٣٧) پروردگارا! همانا من بعضی از فرزندانم را (اسماعیل را به همراه مادرش) در دره ای بی کشت و زرع در نزد خانه محترم و مصون تو ساکن کردم، پروردگارا تا نماز را برپا دارند، پس چنان کن که دلهایی از مردم به سوی آنها میل کنند.
رفاه و برخورداری
وَارْزُقْهُمْ منَ الثَّمَرَات لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ (ابراهیم، آیه ٣٧) و از محصولات گوناگون روزی آنان گردان، باشد که سپاس گزارند.
نسلی نمازگزار
رَبّ اجْعَلْنی مُقیمَ الصَّلاة وَمنْ ذُرّیَّتی رَبَّنَا وَتَقَبَّلْ دُعَاء (ابراهیم، آیه ٤٠) پروردگارا: مرا برپا کننده نماز قرار ده، و از فرزندانم (نیز چنین فرما)، پروردگارا: دعای مرا بپذیر!
مغفرت برای والدین و مومنین
رَبَّنَا اغْفرْ لی وَ لوَالدَیَّ وَللْمُؤْمنینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحسَابُ (ابراهیم، آیه ٤١) پروردگارا! من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب برپا میشود، بیامرز.
قبولی عمل
وَإذْ یَرْفَعُ إبْرَاهیمُ الْقَوَاعدَ منَ الْبَیْت وَإسْمَاعیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ منَّا إنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (بقره، آیه ١٢٧) و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم و اسماعیل، پایههای خانه (کعبه) را بالا میبردند و می گفتند پروردگارا! (این عمل را) از ما بپذیر، که تو شنوا و دانایی.
تسلیم تو بودن
رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلمَیْن لَکَ وَمنْ ذُرّیَّتنَا أُمَّةً مُسْلمَةً لَکَ (بقره، آیه١٢٨) پروردگارا! ما را تسلیم (فرمان) خود قرار ده! و از فرزندان ما نیز امتی تسلیم خود به وجود آور!
شیوه عبادت
وَ أَرنَا مَنَاسکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَا إنَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ (بقره، آیه ١٢٨) و شیوه های پرستش مان را به ما نشان ده و توبه ما را بپذیر، بی گمان تویی که توبه پذیر و مهربانی!
نسلی معلم و مربی
رَبَّنَا وَابْعَثْ فیهمْ رَسُولا منْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهمْ آیَاتکَ وَیُعَلّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحکْمَةَ وَیُزَکّیهمْ إنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ (بقره، آیه١٢٩) پروردگارا! در میان آنها پیامبری، از خودشان برانگیز، تا آیات تو را بر آنان، بخواند، و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار، قادری)!
دعاهای حضرت لوط
غلبه بر تبهکاران
قَالَ رَبّ انْصُرْنی عَلَی الْقَوْم الْمُفْسدینَ (عنکبوت، آیه٣٠) گفت: پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!
نجات از فاسدان
رَبّ نَجّنی وَأَهْلی ممَّا یَعْمَلُونَ (شعرا، آیه ١٦٩) پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه که اینها انجام میدهند رهایی بخش!
دعاهای حضرت سلیمان
سلطنتی بی نظیر
قَالَ رَبّ اغْفرْ لی وَهَبْ لی مُلْکًا لا یَنْبَغی لأحَدٍ منْ بَعْدی إنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (ص، آیه ٣٥) گفت: پروردگارا! مرا بیامرز و مرا آن پادشاهی ببخش که پس از من هیچ کس را نسزد، که تویی بسیار بخشنده.
روحیه سپاس گزاری
رَبّ أَوْزعْنی أَنْ أَشْکُرَ نعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَی وَالدَیَّ (نمل، آیه ١٩) پروردگارا! مرا الهام کن، و توفیق ده که نعمتت را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای سپاس دارم.
عمل کرد شایسته
وَأَنْ أَعْمَلَ صَالحًا تَرْضَاه (نمل، آیه ١٩) و کاری نیک و شایسته کنم که آن را میپسندی.
دعای سپاهیان طالوت
مقاومت
وَ لَمَّا بَرَزُوا لجَالُوتَ وَجُنُوده قَالُوا رَبَّنَا أَفْرغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْم الْکَافرینَ (بقره، آیه ٢٥٠) و هنگامیکه در برابر جالوت و سپاهیان او قرار گرفتند، گفتند: پروردگارا، برما شکیبایی فروریز و گامهامان استوار بدار و ما را بر گروه کافران یاری و پیروزی ده.
دعای حضرت یوسف
خوش عاقبتی
رَبّ قَدْ آتَیْتَنی منَ الْمُلْک وَعَلَّمْتَنی منْ تَأْویل الأحَادیث فَاطرَ السَّمَاوَات وَالأرْض أَنْتَ وَلیّی فی الدُّنْیَا وَالآخرَة تَوَفَّنی مُسْلمًا وَأَلْحقْنی بالصَّالحینَ (یوسف، آیه ١٠١) پروردگارا! مرا از پادشاهی (بهره) بدادی و از تعبیر خواب ها بیاموختی، ای پدیدآرنده آسمانها و زمین، تو یار و سرپرست من در این جهان وآن جهانی، مرا مسلمان گردن نهاده و فرمانبردار بمیران و به شایستگان نیکوکار بپیوند.
دعای حضرت یونس
بخشش
وَ ذَا النُّون إذْ ذَهَبَ مُغَاضبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدرَ عَلَیْه فَنَادَی فی الظُّلُمَات أَنْ لا إلَهَ إلا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إنّی کُنْتُ منَ الظَّالمینَ، فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ منَ الْغَمّ وَکَذَلکَ نُنْجی الْمُؤْمنینَ (انبیاء، آیات 87 و ٨٨) و ذاالنون (یونس) را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین برفت و پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت، در آن ظلمتها صدا زد: (خداوندا!) جز تو معبودی نیست! پاک و منزهی تو، همانا من از ستمکاران بودم!، ما دعای او را به اجابت کردیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم و این گونه مؤمنان را نجات میدهیم.
دعای اصحاب کهف
رحمت و رشد
إذْ أَوَی الْفتْیَةُ إلَی الْکَهْف فَقَالُوا رَبَّنَا آتنَا منْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَهَیّئْ لَنَا منْ أَمْرنَا رَشَدًا (کهف، آیه ١٠) زمانی را بهخاطر بیاور که آن جوانمردان به غار پناه بردند، و گفتند: پروردگارا، به ما از نزد خویش بخشایشی ارزانی دار و برای ما در کارمان رهیابی (به صلاح و کمال) را فراهم ساز.
دعای حضرت شعیب (ع)
گشایش
رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمنَا بالْحَقّ وَأَنْتَ خَیْرُالْفَاتحینَ (اعراف، آیه ٨٩) پروردگارا! میان ما و قوم ما بهحق داوری کن، که تو بهترین داورانی.
دعاهای حضرت موسی(ع)
آمرزش
قَالَ رَبّ إنّی ظَلَمْتُ نَفْسی فَاغْفرْ لی فَغَفَرَ لَهُ إنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ (قصص، آیه ١٦) پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم، مرا ببخش! خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است!
رهایی از ظالمین
رَبّ نَجّنی منَ الْقَوْم الظَّالمینَ (قصص، آیه ٢١) پروردگارا! مرا از این قوم ظالم رهایی بخش.
هدایت به راه درست
عَسَی رَبّی أَنْ یَهْدیَنی سَوَاءَ السَّبیل (قصص، آیه ٢٢) امیدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدایت کند!
خیر و نیکی
رَبّ إنّی لمَا أَنْزَلْتَ إلَیَّ منْ خَیْرٍ فَقیرٌ (قصص، آیه ٢٤) پروردگارا! هر خیر و نیکی بر من فرستی، به آن نیازمندم!
شرح صدر
قَالَ رَبّ اشْرَحْ لی صَدْری (طه، آیه ٢٥) (موسی) گفت: پروردگارا! سینهام را گشاده کن.
زمینه سازی
وَیَسّرْ لی أَمْری (طه، آیه ٢٦) و کارم را برایم آسان گردان!
زبان گویا، بیان مردم پسند و قابل فهم
وَاحْلُلْ عُقْدَةً منْ لسَانی، یَفْقَهُوا قَوْلی(طه، آیات 27 و ٢٨) و گره از زبانم بگشای،تا سخنان مرا بفهمند!
وزیر و دست یار مناسب
وَاجْعَلْ لی وَزیرًا منْ أَهْلی،هَارُونَ أَخی، اشْدُدْ به أَزْری، وَأَشْرکْهُ فی أَمْری (طه، آیات 29 تا ٣٢) و وزیری از خاندانم برای من قرار ده، برادرم هارون را!، با او پشتم را محکم کن، و او را در کارم شریک ساز.
کمک در برابر دشمنان
قَالا رَبَّنَا إنَّنَا نَخَافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَنْ یَطْغَی (طه، آیه ٤٥) (موسی و هارون) گفتند: پروردگارا! از این میترسیم که بر ما پیشی گیرد (و قبل از بیان حق، ما را آزار دهد) یا طغیان کند و نپذیرد.
نابودی سرمایه مستکبران
وَ قَالَ مُوسَی رَبَّنَا إنَّکَ آتَیْتَ فرْعَوْنَ وَمَلأهُ زینَةً وَأَمْوَالا فی الْحَیَاة الدُّنْیَا رَبَّنَا لیُضلُّوا عَنْ سَبیلکَ رَبَّنَا اطْمسْ عَلَی أَمْوَالهمْ وَاشْدُدْ عَلَی قُلُوبهمْ فَلا یُؤْمنُوا حَتَّی یَرَوُا الْعَذَابَ الألیمَ (یونس، آیه ٨٨) موسی گفت: پروردگارا! تو فرعون و اطرافیانش را زینت و اموالی (سرشار) در زندگی دنیا دادهای، پروردگارا! در نتیجه (بندگانت را) از راه تو گمراه میسازند، پروردگارا! اموالشان را نابود کن! و به جرم گناهانشان دلهایشان را سخت و سنگین ساز، به گونهای که ایمان نیاورند تا عذاب دردناک را ببینند!
مغفرت و رحمت برای خود و وزیر خود
قَالَ رَبّ اغْفرْ لی وَلأخی وَأَدْخلْنَا فی رَحْمَتکَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحمینَ (اعراف، آیه ١٥١) (موسی) گفت: پروردگارا! من و برادرم را بیامرز، و ما را در رحمت خود داخل فرما، و تو مهربانترین مهربانانی!
مغفرت و رحمت
قَالَ رَبّ لَوْ شئْتَ أَهْلَکْتَهُمْ منْ قَبْلُ وَإیَّایَ أَتُهْلکُنَا بمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ منَّا إنْ هیَ إلا فتْنَتُکَ تُضلُّ بهَا مَنْ تَشَاءُ وَتَهْدی مَنْ تَشَاءُ أَنْتَ وَلیُّنَا فَاغْفرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الْغَافرینَ (اعراف، آیه ١٥٥) گفت: پروردگارا! اگر میخواستی، میتوانستی آنها و مرا پیشاز این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام دادهاند مجازات و هلاک میکنی؟ این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست که هرکس را بخواهی (و مستحق بدانی) بهوسیله آن گمراه میسازی و هرکس را بخواهی (و شایسته ببینی)، هدایت میکنی! تو ولی مایی و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی.
حسنه دنیا و آخرت
وَ اکْتُبْ لَنَا فی هَذه الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفی الآخرَة إنَّا هُدْنَا إلَیْکَ (اعراف، آیه ١٥٦) و برای ما، در این دنیا و سرای دیگر، نیکی مقرر فرما. چه این که، ما به سوی تو بازگشت کردهایم.
جدایی از تبهکاران
قَالَ رَبّ إنّی لا أَمْلکُ إلا نَفْسی وَأَخی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْم الْفَاسقینَ (مائده، آیه ٢٥) (موسی) گفت: پروردگارا! من جز اختیار خودم و برادرم را ندارم، میان ما و این قوم نافرمان جدایی انداز.
دعای ساحران ایمان آورده
استقامت، برخورداری از ایمان در حال مرگ
رَبَّنَا أَفْرغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلمینَ (اعراف، آیه ١٢٦) بار الها! صبر و استقامتی بر ما فرو ریز! (و آخرین درجه شکیبایان را به ما مرحمت فرما!) و ما را مسلمان بمیران!
رهایی از فتنه ستم گران
فَقَالُوا عَلَی اللَّه تَوَکَّلْنَا رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا فتْنَةً للْقَوْم الظَّالمینَ، وَنَجّنَا برَحْمَتکَ منَ الْقَوْم الْکَافرینَ (یونس، آیات 85 و٨٦) گفتند: تنها بر خدا توکل داریم؛ پروردگارا! ما را مورد شکنجه (وسیلة آزمایش) گروه ستمگر قرار مده! و ما را با رحمتت از (دست) قوم کافر رهایی بخش!
دعای بنی اسرائیل
رحمت و مغفرت
لَئنْ لَمْ یَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَیَغْفرْ لَنَا لَنَکُونَنَّ منَ الْخَاسرینَ (اعراف، آیه ١٤٩) اگر پروردگارمان به ما رحم نکند، و ما را نیامرزد، بهطور قطع از زیانکاران خواهیم بود.
دعاهای آسیه همسر فرعون
خانه ای در بهشت
وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا للَّذینَ آمَنُوا امْرَأَةَ فرْعَوْنَ إذْ قَالَتْ رَبّ ابْن لی عنْدَکَ بَیْتًا فی الْجَنَّة (تحریم، آیه ١١) و خداوند برای مؤمنان، همسر فرعون را مثل زد در آن هنگامکه گفت: پروردگارا! خانهای برای من نزد خودت در بهشت بساز.
نجات از فرعون و نظام فرعونی
وَنَجّنی منْ فرْعَوْنَ وَعَمَله وَنَجّنی منَ الْقَوْم الظَّالمینَ (تحریم، آیه ١١) و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از این قوم ستمگر رهایی بخش!
دعاهای حضرت زکریا(ع)
نسلی پاکیزه
هُنَالکَ دَعَا زَکَریَّا رَبَّهُ قَالَ رَبّ هَبْ لی منْ لَدُنْکَ ذُرّیَّةً طَیّبَةً إنَّکَ سَمیعُ الدُّعَاء (آل عمران، آیه ٣٨) در آنجا و در آنوقت بود که زکریا
پروردگار خویش را خواند و عرض کرد: خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزهای (نیز) به من عطا فرما، که تو شنوای دعایی.
نسلی ادامه دهنده راه، نسلی موردپسند تو
إذْ نَادَی رَبَّهُ ندَاءً خَفیًّا، قَالَ رَبّ إنّی وَهَنَ الْعَظْمُ منّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبًا وَلَمْ أَکُنْ بدُعَائکَ رَبّ شَقیًّا، وَ إنّی خفْتُ الْمَوَالیَ منْ وَرَائی وَکَانَت امْرَأَتی عَاقرًا فَهَبْ لی منْ لَدُنْکَ وَلیًّا، یَرثُنی وَیَرثُ منْ آل یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبّ رَضیًّا (مریم، آیات 3 تا ٦) در آنهنگام که پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) پنهان خواند، گفت: پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پیری، تمام سرم را فراگرفته و من هرگز در دعای تو، از اجابت محروم نبودهام، و من از بستگان بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آیین تو را نگاه ندارند)! و (از طرفی) همسرم نازا و عقیم است. تو از نزد خود جانشینی به من ببخش، که وارث من و دودمان یعقوب باشد و او را مورد رضایتت قرار ده!
همراهان، ادامه دهنده راه
وَزَکَریَّا إذْ نَادَی رَبَّهُ رَبّ لا تَذَرْنی فَرْدًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْوَارثینَ (انبیاء، آیه ٨٩) و زکریا را (به یادآور) در آن هنگام که پروردگارش را خواند (و عرض کرد): پروردگار من! مرا تنها مگذار (و فرزند برومندی به من عطا کن) و تو بهترین وارثانی.
دعای حنَّه مادر مریم
قبولی نذر
إذْ قَالَت امْرَأَةُ عمْرَانَ رَبّ إنّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فی بَطْنی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ منّی إنَّکَ أَنْتَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (آل عمران، آیه ٣٥) (به یاد آورید) هنگامی را که همسر «عمران» گفت: خداوندا! آنچه را در رحم دارم، برای تو نذر کردم، که «محرر» (و آزاد، برای خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی!
دعای حضرت عیسی(ع)
سفره ای آسمانی
قَالَ عیسَی ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزلْ عَلَیْنَا مَائدَةً منَ السَّمَاء تَکُونُ لَنَا عیدًا لأوَّلنَا وَآخرنَا وَآیَةً منْکَ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَیرُ الرَّازقینَ (مائده، آیه ١١٤) عیسیبن مریم عرض کرد: خداوندا! ای پروردگار ما! از آسمان مائدهای بر ما بفرست! تا برای اولین و آخرین ما، عیدی باشد، و نشانهای از جانب تو و به ما روزی ده! که تو بهترین روزی دهندگانی.
دعای حواریون حضرت عیسی (ع)
پیروی پیامبر
رَبَّنَا آمَنَّا بمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهدینَ (آل عمران، آیه ٥٣) پروردگارا! به آنچه نازل کردهای؛ ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم; ما را در زمره گواهان بنویس!
دعای مجاهدان مسلمان
بخشش گناهان، گام های استوار
رَبَّنَا اغْفرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإسْرَافَنَا فی أَمْرنَا وَثَبّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْم الْکَافرینَ (آل عمران، آیه١٤٧) پروردگارا! گناهان ما و زیادهروی ما را در کارمان بر ما ببخش و قدمهای ما را استوار بدار! و ما را بر گروه کافران، پیروز گردان!
دعای برادران خسارت دیده
بازگرداندن نعمت
قَالُوا سُبْحَانَ رَبّنَا إنَّا کُنَّا ظَالمینَ، فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ یَتَلاوَمُونَ، قَالُوا یَا وَیْلَنَا إنَّا کُنَّا طَاغینَ، عَسَی رَبُّنَا أَنْ یُبْدلَنَا خَیْرًا منْهَا إنَّا إلَی رَبّنَا رَاغبُونَ (قلم، آیات 29 تا ٣٢) گفتند: پروردگار ما منزه است، مسلماً ما ظالم بودیم! پس روبه یکدیگر کرده به ملامت هم پرداختند، و فریادشان بلند شد، گفتند: وای بر ما که طغیانگر و سرکش بودیم، امید است که پروردگارمان (ما را ببخشد و) بهتر از آن بهجای آن به ما بدهد که ما بهسوی پروردگارمان مشتاقیم.
دعاهای پیامبر اسلام (ص)
داوری بین مردم
قُل اللَّهُمَّ فَاطرَ السَّمَاوَات وَالأرْض عَالمَ الْغَیْب وَالشَّهَادَة أَنْتَ تَحْکُمُ بَیْنَ عبَادکَ فی مَا کَانُوا فیه یَخْتَلفُونَ (زمر، آیه٤٦) بگو: خداوندا، ای آفریننده آسمانها و زمین و
آگاه از اسرار و نهان و آشکار، تویی که در میان بندگانت در آنچه (در دنیا) اختلاف میکردند (در عالم آخرت) داوری خواهی کرد.
قَالَ رَبّ احْکُمْ بالْحَقّ وَرَبُّنَا الرَّحْمَنُ الْمُسْتَعَانُ عَلَی مَا تَصفُونَ (انبیاء، آیه ١١٢) (و پیامبر)، گفت: پروردگارا! بهحق داوری فرما (و این طغیانگران را کیفر ده)! و پروردگار ما (خداوند) رحمان! است که در برابر نسبتهای ناروای شما، از او استمداد میطلبم.
مغفرت و رحمت
و َقُلْ رَبّ اغْفرْ وَارْحَمْ وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّاحمینَ (مومنون، آیه ١١٨) و بگو: پروردگارا! مرا ببخش و رحمت کن و تو بهترین رحمکنندگانی!
افزایش علم
وَقُلْ رَبّ زدْنی علْمًا (طه، آیه ١١٤) پروردگارا! بر دانش من بیافزای
ورود و خروج درست
وَقُلْ رَبّ أَدْخلْنی مُدْخَلَ صدْقٍ وَأَخْرجْنی مُخْرَجَ صدْقٍ وَاجْعَلْ لی منْ لَدُنْکَ سُلْطَانًا نَصیرًا (اسراء، آیه٨٠) و بگو: پروردگارا! مرا (در هر کار،) با صداقت وارد کن، و با صداقت خارج ساز، و از سوی خود، حجتی یاری کننده برایم قرار ده!
رحمت بر والدین
وَ قُلْ رَبّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانی صَغیرًا (اسراء، آیه ٢٤) و بگو: پروردگارا! همانطور که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند، مشمول رحمت شان قرار ده!
دعای مسیحیان تازه مسلمان
یاری اسلام
وَإذَا سَمعُوا مَا أُنْزلَ إلَی الرَّسُول تَرَی أَعْیُنَهُمْ تَفیضُ منَ الدَّمْع ممَّا عَرَفُوا منَ الْحَقّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکْتُبْنَا مَعَ الشَّاهدینَ، وَمَا لَنَا لا نُؤْمنُ باللَّه وَمَا جَاءَنَا منَ الْحَقّ وَنَطْمَعُ أَنْ یُدْخلَنَا رَبُّنَا مَعَ الْقَوْم الصَّالحینَ (مائده، آیات 83 و٨٤) و هر زمانی آیاتی بر پیامبر (اسلام) نازل شد بشنوند، چشمهای آنها را می بینی که (از شوق) اشک می ریزد به خاطر حقیقتی که دریافته اند، آنها می گویند: پروردگارا ایمان آوردیم پس ما را با گواهان (و شاهدان حق، در زمره یاران محمد) بنویس، چرا ما به خدا و آنچه به ما رسیده است، ایمان نیاوردیم در حالی که آرزو داریم پروردگارمان ما را در زمره صالحان قرار دهد.
دعای مستضعفان ستمدیده
نجات از محیط آلوده به ظلم
وَمَا لَکُمْ لا تُقَاتلُونَ فی سَبیل اللَّه وَالْمُسْتَضْعَفینَ منَ الرّجَال وَالنّسَاء وَالْولْدَان الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرجْنَا منْ هَذه الْقَرْیَة الظَّالم أَهْلُهَا وَاجْعَل لَنَا منْ لَدُنْکَ وَلیًّا وَاجْعَل لَنَا منْ لَدُنْکَ نَصیرًا (نساء، آیه ٧٥) چرا در راه
خدا، نبرد نمیکنید؟ و (نیز) در راه (رهایی) مستضعفان از مردان و زنان و کودکانی که می گویند: پروردگارا ما را از این شهر که مردمش ستمگرند رهایی بخش و از سوی خود برای ما سرپرستی بگذار و از سوی خود برای ما یاوری بگمار.
دعاهای فرشتگان
مغفرت برای توبه کنندگان
الَّذینَ یَحْملُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبّحُونَ بحَمْد رَبّهمْ وَیُؤْمنُونَ به وَیَسْتَغْفرُونَ للَّذینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَعلْمًا فَاغْفرْ للَّذینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبیلَکَ وَقهمْ عَذَابَ الْجَحیم (غافر، آیه٧) فرشتگانی که حاملان عرشند و آنها که گرداگرد آن (طواف میکنند)، تسبیح و حمد پروردگارشان را میگویند و به او ایمان دارند و برای مؤمنان استغفار میکنند (و میگویند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فراگرفته است، پس کسانیرا که توبه کرده و راه تو را پیروی میکنند، بیامرز و آنان، را از عذاب دوزخ نگاه دار!
بهشت برای رهروان راه خدا
رَبَّنَا وَأَدْخلْهُمْ جَنَّات عَدْنٍ الَّتی وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ منْ آبَائهمْ وَأَزْوَاجهمْ وَذُرّیَّاتهمْ إنَّکَ أَنْتَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ (غافر، آیه ٨) پروردگارا! آنها را در باغهای جاویدان بهشت که به آنها وعده فرمودهای، وارد کن، همچنین از پدران، همسران و فرزندانشان هرکدام که صالح بودند، که تو توانا و حکیمی!
دوری از بدی ها
وَقهمُ السَّیّئَات وَمَنْ تَق السَّیّئَات یَوْمَئذٍ فَقَدْ رَحمْتَهُ وَذَلکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ (غافر، آیه ٩) و آنان، را از بدیها نگاهدار، و هرکس را که در آن روز از بدیها نگاهداری، مشمول رحمتت ساختهای و این است همان رستگاری عظیم!
دعای خردمندان
رهایی از آتش
إنَّ فی خَلْق السَّمَاوَات وَالأرْض وَاخْتلاف اللَّیْل وَالنَّهَار لآیَاتٍ لأولی الألْبَاب، الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَی جُنُوبهمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فی خَلْق السَّمَاوَات وَالأرْض رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذَا بَاطلا سُبْحَانَکَ فَقنَا عَذَابَ النَّار، رَبَّنَا إنَّکَ مَنْ تُدْخل النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا للظَّالمینَ منْ أَنْصَارٍ (آل عمران، آیات 190 تا ١٩٢) مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانههای (روشنی) برای خردمندان است. همانا که خدا را در حال ایستاده و نشسته و آنگاه که بر پهلو خوابیدهاند، یاد میکنند و در اسرار آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند. (و میگویند:) بارالها! اینها را بیهوده نیافریدهای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار! پروردگارا! هرکه را تو (بهخاطر اعمالش) به آتش افکنی، او را خوار و رسوا ساختهای و برای افراد ستمگر هیچ یاوری نیست!
بخشش گناهان، پوشش بدی ها، مردن با خوبان
رَبَّنَا إنَّنَا سَمعْنَا مُنَادیًا یُنَادی للإیمَان أَنْ آمنُوا برَبّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفّرْ عَنَّا سَیّئَاتنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَار (آل عمران، آیه ١٩٣) پروردگارا! ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت میکرد. که: به پروردگار خود، ایمان بیاورید و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدیهای ما را بپوشان! و ما را با نیکان (و در مسیر آنها) بمیران!
تحقق وعده پیامبران
رَبَّنَا وَآتنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَی رُسُلکَ وَلا تُخْزنَا یَوْمَ الْقیَامَة إنَّکَ لا تُخْلفُ الْمیعَادَ (آل عمران، آیه ١٩٤) پروردگارا! آنچه را بهوسیله پیامبرانت به ما وعده فرمودی، به ما عطا کن! و ما را در روز رستاخیز، رسوا مگردان! زیرا تو هیچگاه از وعده خود، تخلف نمیکنی.
دعای پرهیزکاران
بخشش گناهان
الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إنَّنَا آمَنَّا فَاغْفرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقنَا عَذَابَ النَّار، الصَّابرینَ وَالصَّادقینَ وَالْقَانتینَ وَالْمُنْفقینَ وَالْمُسْتَغْفرینَ بالأسْحَار (آل عمران، آیات 16 و ١٧) همان کسانیکه میگویند: پروردگارا! ما ایمان آوردهایم. پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش نگاه دار، آنها که (در برابر مشکلات و در مسیر اطاعت و ترک گناهان) استقامت
میورزند، راستگو هستند، (در برابر خدا) خضوع، و (در راه او) انفاق میکنند و در سحرگاهان استغفار میکنند.
دعای دو گروه از مردم
فقط دنیا
فَمنَ النَّاس مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتنَا فی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فی الآخرَة منْ خَلاقٍ (بقره، آیه٢٠٠) برخی از مردم میگویند: پروردگارا به ما در دنیا (نعمت) ده و آنان را در آخرت نصیبی نیست.
هم دنیا، هم آخرت
وَمنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنَا آتنَا فی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفی الآخرَة حَسَنَةً وَقنَا عَذَابَ النَّار (بقره، آیه ٢٠١) و بعضی از آنان میگویند: پروردگارا! به ما در دنیا نیکی عطا کن! و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگاه دار!
دعای مومنان راستین
مغفرت
آمَنَ الرَّسُولُ بمَا أُنْزلَ إلَیْه منْ رَبّه وَالْمُؤْمنُونَ کُلٌّ آمَنَ باللَّه وَمَلائکَته وَکُتُبه وَرُسُله لا نُفَرّقُ بَیْنَ أَحَدٍ منْ رُسُله وَقَالُوا سَمعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَکَ رَبَّنَا وَإلَیْکَ الْمَصیرُ (بقره، آیه ٢٨٥) پیامبر به آنچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورده است. (و او، به تمام سخنان خود، کاملاً مؤمن میباشد) و همه مؤمنان (نیز)، به خدا و
فرشتگان او و کتابها و فرستادگانش، ایمان آوردهاند؛ (و میگویند) ما درمیان هیچیک از پیامبران، او، فرق نمیگذاریم، (و به همه ایمان داریم). و (مؤمنان) گفتند: ما شنیدیم و اطاعت کردیم. پروردگارا! (انتظار) آمرزش تو را (داریم)؛ و بازگشت (ما) بهسوی توست.
عدم مواخذه در فراموشی ها و اشتباهات
لا یُکَلّفُ اللَّهُ نَفْسًا إلا وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لا تُؤَاخذْنَا إنْ نَسینَا أَوْ أَخْطَأْنَا (بقره، آیه 286) خداوند هیچکس را، جز به اندازه تواناییش، تکلیف نمیکند، (انسان) هر کار (نیکی) را انجام دهد، برای خود انجام داده و هر کار (بدی) کند، به زیان خود کرده است. (مؤمنان میگویند:) پروردگارا! اگر ما فراموش یا خطا کردیم؛ ما را مؤاخذه مکن!
معافیت از تکالیف سخت
رَبَّنَا وَلا تَحْملْ عَلَیْنَا إصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذینَ منْ قَبْلنَا رَبَّنَا وَلا تُحَمّلْنَا مَا لا طَاقَةَ لَنَا به (بقره، آیه ٢٨٦) پروردگارا! تکلیف سنگینی بر ما قرار مده، آنچنان که (بهخاطر گناه و طغیان) بر کسانیکه پیش از ما بودند، قرار دادی. پروردگارا، آنچه طاقت تحمل آن را نداریم، بر ما مقرر مدار.
بخشش، رحمت و نصرت
وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلانَا فَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْم الْکَافرینَ (بقره، آیه ٢٨٦) و آثار گناه را از ما بشوی! ما را ببخش و در رحمت
خود قرار ده! تو مولا و سرپرست مایی، پس ما را بر جمعیت کافران، پیروز گردان!
دعای دانشمندان
بقاء بر هدایت
رَبَّنَا لا تُزغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا منْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ (آل عمران، آیه ٨) (راسخان در علم، میگویند:) پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، (از راه حق) منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشندهای!
دعای مهاجران و انصار
کنیه نداشتن
رَبَّنَا اغْفرْ لَنَا وَلإخْوَاننَا الَّذینَ سَبَقُونَا بالإیمَان وَلا تَجْعَلْ فی قُلُوبنَا غلا للَّذینَ آمَنُوا رَبَّنَا إنَّکَ رَوُفٌ رَحیمٌ (حشر، آیه١٠) پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی، گرفتند بیامرز و در دلهایمان حسد و کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده! پروردگارا، تو مهربان و رحیمی!
دعای چهل ساله ها
شکر نعمت، عمل صالح و نسل صالح
حَتَّی إذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعینَ سَنَةً قَالَ رَبّ أَوْزعْنی أَنْ أَشْکُرَ نعْمَتَکَ الَّتی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَعَلَی وَالدَیَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صَالحًا تَرْضَاهُ وَأَصْلحْ لی فی
ذُرّیَّتی إنّی تُبْتُ إلَیْکَ وَإنّی منَ الْمُسْلمینَ (احقاف، آیه ١٥) تا آنگاه که به کمال نیروی (جسمی و عقلی) خود و به چهل سالگی رسید گفت: پروردگارا، مرا الهام کن و توفیق ده تا نعمتی را که بر من و بر پدر و مادرم ارزانی داشتهای (نعمت ظاهری مادی و نعمت معنوی عقل و ایمان) شکرگزار باشم، و به کار شایستهای که رضایت و خشنودی تو در آن است موفق بدار و فرزندان مرا صالح گردان، بارالها! من به درگاه تو بازآمدم و از مسلمانانم.
دعاهای عبادالرحمن
رهایی از آتش
وَالَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إنَّ عَذَابَهَا کَانَ غَرَامًا (فرقان، آیه ٦٥) و آنان میگویند: پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذاب آن پیوسته و بر دوام است!
نسلی مایه افتخار، نسلی الگو
وَالَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا منْ أَزْوَاجنَا وَذُرّیَّاتنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا للْمُتَّقینَ إمَامًا (فرقان، آیه ٧٤) و کسانیکه میگویند: پروردگارا! از همسران و فرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!
دعای مومنان در قیامت
درخشش بیش تر
رَبَّنَا أَتْممْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفرْ لَنَا إنَّکَ عَلَی کُلّ شَیْءٍ قَدیرٌ (تحریم، آیه ٨) پروردگارا! نور ما را کامل کن و ما را ببخش که تو بر هرچیز توانایی!
دعای اهل اعراف
دوری از ستم گران
وَ بَیْنَهُمَا حجَابٌ وَعَلَی الأعْرَاف رجَالٌ یَعْرفُونَ کُلاً بسیمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّة أَنْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوهَا وَهُمْ یَطْمَعُونَ، وَإذَا صُرفَتْ أَبْصَارُهُمْ تلْقَاءَ أَصْحَاب النَّار قَالُوا رَبَّنَا لا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْم الظَّالمینَ (اعراف، آیات 46 و ٤٧) و میان آن دو گروه (بهشتیان و دوزخیان) حجاب و حایلی است و بر کنگرههای آن حجاب مردانی هستند (از معصومین و اولیاء حق) که هر گروهی را به سیماشان میشناسند، و آنان به اهل بهشت ندا میدهند که سلام بر شما بهشتیانی که هنوز وارد آن نشده اند و امید آن را دارند و چون چشمانشان بهسوی اهل آتش برگردانده شود، گویند: پروردگارا ما را با گروه ستمکاران قرار مده.
دعای اهل جهنم
رهایی از جهنم
قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَیْنَا شقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالّینَ، رَبَّنَا أَخْرجْنَا منْهَا فَإنْ عُدْنَا فَإنَّا ظَالمُونَ (مؤمنون، آیات 106 و ١٠٧) پروردگارا! سنگ
دلی ما بر ما چیره بود و ما قومی گمراه بودیم! پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آور، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمکاریم (و مستحق عذاب)!
دعاهای اهل بهشت
سپاس برای تحقق وعده الهی
وَقَالُوا الْحَمْدُ للَّه الَّذی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الأرْضَ نَتَبَوَّأُ منَ الْجَنَّة حَیْثُ نَشَاءُ فَنعْمَ أَجْرُ الْعَاملینَ (زمر، آیه ٧٤) آنها میگویند: حمد و ستایش، مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین (بهشت) در میراث ما قرار داد که هرجا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم، چه نیکوست پاداش عمل کنندگان!
سپس برای هدایت
وَقَالُوا الْحَمْدُ للَّه الَّذی هَدَانَا لهَذَا وَمَا کُنَّا لنَهْتَدیَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبّنَا بالْحَقّ وَنُودُوا أَنْ تلْکُمُ الْجَنَّةُ أُورثْتُمُوهَا بمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (اعراف، آیه٤٣) و میگویند: ستایش مخصوص خداوندی است که ما را به این (همه نعمتها) رهنمون شد و اگر خدا ما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها)، راه نمییافتیم! مسلماً فرستادگان پروردگار ما حق را آوردند! و (در این هنگام) به آنان، ندا داده میشود که: این بهشت، را در برابر اعمالی که انجام میدادید، به ارث بردید!
انسان تواناترین مخلوق خداست و خداوند استعدادی در درون او قرار داده که می تواند هستی را تحت سیطره خود درآورد و مورد بهره برداری قرار دهد، از گیاهان استفاده کند، حیوانات را رام خویش کند و با کشف قوانین حاکم بر طبیعت، طبیعت را مسخر خویش کند.
اما علی رغم همه توانایی ها آسیب پذیر نیز هست؛ نقاط ضعف بسیار دارد. خطرهایی او را تهدید می کند که به هنگام هجوم خطرات نیازمند پناه گاه است پناه گاهی آگاه، مطمئن، مقتدر و مهربان، خداوند می فرماید: ای انسان آن پناهگاه منم وقتی با خطر روبهرو شدی آغوش رحمت من به رویت گشوده است به خودم پناه ببر دستت را می گیرم و از نابودی نجات می دهم فقط کافی است مرا صدا بزنی و از من کمک بخواهی پاسخ مرا خواهی شنید.
احساس پناه جویی در فطرت تمام انسانها هست، حتی کافران. قرآن می فرماید: کافران وقتی در طوفان دریا گرفتار می شوند از
روی اخلاص خدا را صدا می زنند. اما وقتی به ساحل نجات رسیدند دوباره سراغ غیر خدا می روند.
وقتی انسان در محاصره خطر گرفتاری میشود در صحرا باشد یا دریا، در هوا باشد یا زمین، در دلش روزنه امیدی است که یکی هست مرا کمک کند، مرا نجات دهد آری آن قدرت خداوند یکتاست.
نماز وسیلهای است برای درخواست کمک از خدای حی قدیر، خدایی که بندگانش را میبیند و از مشکلات آنان باخبر است و قدرت دفع خطر از آنان را دارد و چون بندگانش را دوست دارد، از روی مهرش خطر را از آنان دور می کند.
برای پرورش این احساس چه کنیم؟ برای اینکه این احساس مدفون نشود، گرد و غبار نگیرد ما میتوانیم با شمارش خطرات و نمایش خطرها این احساس را با نشاط و سرزنده نگه داریم. وقتی با دنیای خطرها و گستردگی و تنوع آنها آشنا میشویم بیشتر حس میکنیم که به خدا محتاجیم.
خطرهای مادی و معنوی، خطرهای جسمی و روحی، خطرهای فردی و اجتماعی، خطرهای دنیایی و آخرتی، خطرهای منتظره و غیر منتظره.
آری طرح پیشنهادی انبیاء این است: شمارش خطرها، نمایش خطرها.
قرآن کریم دو بار در سوره مبارکه بقره به مومنان میفرماید: در مشکلات و سختیها از صبر و نماز کمک بگیرید «اسْتَعینُوا بالصَّبْر وَالصَّلاة». معلوم میشود که نماز پشتوانه و پشتیبان ما در زندگی است. فقط باید این دستگیره مطمئن را باور کنیم تا از خطرات مصون بمانیم واژه عوذ و مشتقات آن، بارها و بارها در قرآن کریم و صدها و صدها بار در احادیث و دعاهای پیامبر عزیز اسلام و ائمه معصومین آمده. وقتی این واژه را در آیات قرآن و احادیث پی میگیریم با طوماری از خطرها روبهرو میشویم که نسبت به بسیاری از آنها غافل هستیم.
خطرها آنقدر جدی و مهلک هستند که خداوند به بزرگترین بنده خود، یعنی پیامبر اسلام(ص) امر میکند که تو هم بگو پناه میبرم فکر نکن از خطرات در امانی.
بسْم اللَّه الرَّحْمَن الرَّحیم
قُلْ أَعُوذُ برَبّ النَّاس (١) مَلک النَّاس (٢) إلَه النَّاس (٣) منْ شَرّ الْوَسْوَاس الْخَنَّاس (٤) الَّذی یُوَسْوسُ فی صُدُور النَّاس (٥) من الجنَة والناس (6) (سوره الناس) بگو پناه میبرم به پروردگار مردم. به مالک و حاکم مردم. به معبود مردم از شر وسوسهگر پنهان که درون سینههای مردم وسوسه میکند خواه جنی یا انسی.
بسْم اللَّه الرَّحْمَن الرَّحیم
قُلْ أَعُوذُ برَبّ الْفَلَق (١)منْ شَرّ مَا خَلَقَ (٢) وَ منْ شَرّ غَاسقٍ إذَا وَقَبَ (٣) وَ منْ شَرّ النَّفَّاثَات فی الْعُقَد (٤) وَ منْ شَرّ حَاسدٍ إذَا حَسَدَ (٥)
(سوره الفلق) بگو پناه ببرم به خدای سپیده صبح، از شر تمام آنچه آفریده است و از شر هر موجود شرور هنگامیکه شبانه وارد میشود و از شر آنها که با افسون در گرهها میدمند (و تصمیمها را سست میکنند) و از شر هر حسودی هنگامیکه حسد می ورزد.
وَقُلْ رَبّ أَعُوذُ بکَ منْ هَمَزَات الشَّیَاطین، وَأَعُوذُ بکَ رَبّ أَنْ یَحْضُرُون (مومنون، آیات ٩٧ و 98) بگو پناه میبرم به تو از وسوسههای شیطانها و پناه میبرم به تو وقتی حضور پیدا می کنند.
قویترین انسانها گاهی با یک بیماری از پای میافتند. یک خطر کوچک جزئی جسمی، تا چه رسد به خطرهای روحی و فکری و اجتماعی.
شاهکار نماز این است که قدرت انسان را بالا میبرد و مقاومت انسان را تقویت میکند.
به انسان قوت قلب میدهد وقتی به پشتیبانی سرچشمه قدرتها یعنی پروردگار عالم دلگرم میشود قدرتی صدچندان پیدا میکند وقتی میبیند در میدان تنها نیست، امید پیدا میکند و بر مشکل غلبه پیدا می کند.
کسانیکه مایلند به اقامه نماز عمق ببخشند، یکی از برنامههای مهمشان باید خطرشماری باشد. انسان تا زمانیکه از خطرات غافل است، مغرور میشود به پول، قدرت، پست و موقعیت خود، به دانش و تجربه خود میبالد و گاهی به زبان هم میآورد که بینیاز به نماز است؛ اما وقتی با دنیای خطرها آشنا میشود، احساس خطر
جدی میکند و به دنبال پناهگاه حقیقی میگردد و با تمام وجود، فریاد الغوث الغوث او بلند میشود.
رسول خدا(ص) به ابوذر غفاری فرمود: میدانی چه نمازی از همه نمازها بهتر است، نمازی که قنوتش طولانی تر باشد. ما در قنوت حالت تضرع، توسل، التماس، استمداد استعانه پیدا می کنیم و این صحنه زیبای نماز است. امام صادق(ع) به یکی از اصحابش فرمود: اگر در قنوت نمازت به گریه افتادی، به من دعا کن. معلوم میشود این حالت کمکخواهی از خدا و پناهبردن به دامن کبریایی خداوند، لحظه زیبا و گرانبهایی است. قرآن میفرماید:
وَ إمَّا یَنْزَغَنَّکَ منَ الشَّیْطان نَزْغٌ فَاسْتَعذْ باللَّه إنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ (فصلّت، آیه 36) هرگاه وسوسهای از شیطان به تو رسد به خدا پناه ببر که او شنونده و داناست. حتی وقتی به قصد قرائت قرآن میخوانی، شیطان به سراغت میآید، همانا به خدا پناه ببر.
مسئله پناهندگی فطری است، بزرگ و کوچک، زن و مرد، باسواد و بی سواد فقیر و غنی به محض احساس خطر به جایی یا کسی پناه می برند. منتهی موضوع مهم این است که از چه پناه ببریم خطر اصلی چیست؟ گاهی از چیزهایی پناه می بریم که واقعاً خطر مهمی نیستند و خطرهای بزرگی در کمین ماست ولی هیچ نگرانی نداریم. الآن اگر در کشور ما پنیر کم شود، همه فریاد می زنند پنیر کم است، اما وقتی بشنوند بیش از ده میلیون بیسواد در کشور زندگی میکنند، فریاد نمی زنند.
تیم مورد علاقهاش میبازد، جیغ میکشد؛ اما نماز صبحش قضا میشود ولی ناراحت نیست. درد دندان می گیرد همه مطلع میشوند، اما روحش آسیب دیده و به حسد مبتلا شده، احساسی ندارد. در مقابل جنگ سخت بسیج میشویم در مقابل جنگ نرم ]که حساس هستیم[، احساس خطر زیادی نمی کنیم. باید از طریق قرآن و پیامبر و رهبران آسمانی با خطرها آشنا شویم و از شر آنها به خدا پناه ببریم. گاهی دشمن مثل گرگی که در قصههای قدیمی می گفتند، به سراغ ما می آید و برای این که وحشت نکنیم، پوست میش میپوشد و صدای خود را عوض می کند، تا ما را به اشتباه بیاندازد؛ این ما هستیم که باید هوشیار باشیم.
رسول خدا(ص) بعد از هر نماز عصری، از این خطرها به خدا پناه می برد.
«اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ» خدایا به تو پناه میبرم، از نفسی که سیرایی ندارد (حریص است).
«وَ منْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ» و از قلبی که خشوع و فروتنی ندارد.
«وَ منْ علْمٍ لَا یَنْفَعُ» و از دانشی که سودی ندارد.
«وَ منْ صَلَاةٍ لَا تُرْفَعُ» و از نمازی که بالا نمی رود.
«وَ منْ دُعَاءٍ لَا یُسْمَع» و از دعایی که شنیده نمیشود. (بحارالانوار، ج 83، ص93)
خطر شماری را هم باید از اولیاء بیاموزیم. در دعا می خوانیم: «أَعُوذُ باللَّه ممَّا اسْتَعَاذَ منْهُ رَسُولُ اللَّه (ص) وَ عَلیٌّ (ع ) وَ الْأَوْصیَاء» (اصول کافی، ج 2، ص 522)
خدایا به تو پناه میبرم از آنچه پیامبر و علی و اوصیاء از آن پناه میبردند.
در دعای هشتم صحیفۀ سجادیه، که آشنایی با این خطرها روح پناهندگی را در ما تقویت میکند، امام سجاد(ع) از این خطرها به خداوند بزرگ پناه برده است.
اللَّهُمَّ إنیّ أَعُوذُ بکَ، خدایا به تو پناه میبرم:
1- منْ هَیَجَان الْحرْص، از هیجان و شر و شور حرص
2- وَ سَوْرَة الْغَضَب، و هجوم و تندی خشم
3- وَ غَلَبَة الْحَسَد، و تسلط حسد
4- وَ ضَعْف الصَّبْر، و ناتوانی شکیبایی (کمصبری)
5- وَ قلَّة الْقَنَاعَة، و اندک بدون قناعت
6- وَ شَکَاسَة الْخُلُق، وبدی اخلاق
7- وَ إلْحَاح الشَّهْوَة، و افراط در شهوت
8- وَ مَلَکَة الْحَمیَّة، و حاکمیت تعصب
1- وَ مُتَابَعَة الْهَوَی، و پیروی از هوس
10- وَ مُخَالَفَة الْهُدَی، مخالفت با هدایت
11- وَ سنَة الْغَفْلَة، و فرو رفتن به خواب غفلت
12- وَ تَعَاطی الْکُلْفَة، و انجام کارهای سخت (که بهعهده انسان نیست)
13- وَ إیثَار الْبَاطل عَلَی الْحَقّ، و ترجیح دادن باطل بر حق
14- وَ الْإصْرَار عَلَی الْمَأْثَم، و اصرار بر گناه.
15- وَ اسْتصْغَار الْمَعْصیَة، و کوچکشمردن گناه
16- وَ اسْتکْبَار الطَّاعَة، و بزرگشمردن طاعت
17- وَ مُبَاهَاة الْمُکْثرینَ، و از به خود بالیدن و فخر فروشی با توانگران
18- وَ الْإزْرَاء بالْمُقلّینَ، و خوار شمردن بینوایان
19- وَ سُوء الْولَایَة لمَنْ تَحْتَ أَیْدینَا، و از بدرفتاری با زیردستان (مدیریت بد)
20- وَ تَرْک الشُّکْر لمَن اصْطَنَعَ الْعَارفَةَ عنْدَنَا، و ناسپاسی نسبت به کسی که به ما نیکی کرده است
21- أَوْ أَنْ نَعْضُدَ ظَالماً، یا از این که به ظالمی کمک کنم
22- أَوْ نَخْذُلَ مَلْهُوفاً، یا این که ستمدیده ای را خوار سازم
23- أَوْ نَرُومَ مَا لَیْسَ لَنَا بحَقٍّ، یا آنچه حق ما نیست بخواهید
24- أَوْ نَقُولَ فی الْعلْم بغَیْر علْمٍ، یا از روی بیدانشی، سخنی در دانش گوییم
25- وَ نَعُوذُ بکَ أَنْ نَنْطَویَ عَلَی غشّ أَحَد، و پناه می بریم به تو از این که خیال فریب کسی را در دل بپروری
26- وَ أَنْ نُعْجبَ بأَعْمَالنَا،و از کردار خویش دچار خودپسندی شوی
27- وَ نَمُدَّ فی آمَالنَا، و آرزوهامان را دراز کنیم
28- وَ نَعُوذُ بکَ منْ سُوء السَّریرَة، و به تو پناه می بریم از سیرت و باطن زشت
29- وَ احْتقَار الصَّغیرَة، و کوچک شمردن گناه کوچک
30- وَ أَنْ یَسْتَحْوذَ عَلَیْنَا الشَّیْطَانُ، و از این که شیطان بر ما چیره شود
31- أَوْ یَنْکُبَنَا الزَّمَانُ، یا روزگار ما را بدبخت کند
32- أَوْ یَتَهَضَّمَنَا السُّلْطَانُ، یا پادشاه برما ستم کند.
33- وَ نَعُوذُ بکَ منْ تَنَاوُل الْإسرَاف، و پناه می بریم به تو از اسراف کاری
34- وَ منْ فقْدَان الْکَفَاف، و نیافتن روزی به اندازه نیاز
35- وَ نَعُوذُ بکَ منْ شَمَاتَة الْأَعْدَاء، و به تو پناه می بریم از شادکامی و سرزنش دشمنان
36- وَ منَ الْفَقْر إلَی الْأَکْفَاء، و از احتیاج به همنوعان
37- وَ منْ مَعیشَةٍ فی شدَّةٍ، و از تنگنای معیشت
38- وَ میتَةٍ عَلَی غَیْر عُدَّةٍ، و از مردن بدون آمادگی و توشه
39- وَ نَعُوذُ بکَ منَ الْحَسْرَة الْعُظْمَی، و به تو پناه می بریم از افسوس و حسرت بزرگ
40- وَ الْمُصیبَة الْکُبْرَی، و مصیبت بزرگ
41- وَ أَشْقَی الشَّقَاء، و از بدترین شوربختی
42- وَ سُوء الْمَآب، و عاقبت بد
43- وَ حرْمَان الثَّوَاب، و محروم شدن از ثواب
44- وَ حُلُول الْعقَاب، و گرفتارشدن به عقاب و عذاب
اللَّهُمَّ صَلّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آله، وَ أَعذْنی منْ کُلّ ذَلکَ برَحْمَتکَ وَ جَمیعَ الْمُؤْمنینَ وَ الْمُؤْمنَات، یَا أَرْحَمَ الرَّاحمینَ، بارخدایا، بر محمد و آلش درود بفرست و به رحمت خویش مرا و همه مردان و زنان مومن را از آنچه گفته شد پناه ده.
در دعا می خوانیم: اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بدرْعکَ الْحَصینَة وَ أَعُوذُ بجَمْعکَ أَنْ تُمیتَنی غَرَقاً أَوْ حَرَقاً أَوْ شَرَقاً أَوْ قَوَداً أَوْ صَبْراً أَوْ مَسَمّاً أَوْ تَرَدّیاً فی بئْرٍ أَوْ أَکیلَ السَّبُع أَوْ مَوْتَ الْفَجْأَة أَوْ بشَیْ ءٍ منْ میتَات السَّوْء (اصول کافی، ج 2، ص 525) بارخدایا پناه میبرم به جوشن نگه دارندۀ تو و پناه میبرم به وابستگی به حضرتت، از اینکه مرا بمیرانی بهوسیله: غرق شدن در آب، یا سوختنی در آتش، یا گلوگیر شدن، یا به قصاص، یا دست بسته به دست دشمن، یا به زهر خوردن، یا پرت شدن، یا در چاه افتادن، یا طعمه درندگان شدن، یا مرگ ناگهانی و یا به هریک از مرگهای ناگوار.
1- بادهای آسیب رسان
أَعُوذُ بکَ منْ شَرّ مَا تَأْتی به الرّیَاح، خدایا به تو پناه میبرم از شر آسیبهایی که بادها میآورند.
2- حیوانات درنده و حشرات
أَعُوذُ بکَ منْ شَرّ کُلّ سبع، پناه میبرم به تو از شر هر درنده
أَعُوذُ باللَّه منْ شَرّ کُلّ أَسَدٍ وَ أَسْوَدَ وَ حَیَّةٍ وَ عَقْرَب (مستدرکالوسائل، ج 8، ص 244)، پناه میبرم به خدا از شر شیر و سیاهی و مار و عقرب.
إنّی أَعُوذُ بکَ منْ شَرّ مَنْ یَمْشی عَلَی بَطْنه وَ منْ شَرّ مَنْ یَمْشی عَلَی رجْلَیْن وَ منْ شَرّ مَنْ یَمْشی عَلَی أَرْبَعٍ وَ منْ شَرّ کُلّ ذی شَرٍّ وَ منْ شَرّ کُلّ دَابَّةٍ أَنْتَ آخذٌ بنَاصیَتهَا (مستدرکالوسائل، ج 8، ص 298)، پناه میبرم به تو از شر حیواناتی که بر شکم راه میروند (خزندگان) و از شر حیواناتی که با دوپا راه میروند و از شر حیواناتی که با چهار پا راه میروند و از شر هر موجود خطرناکی و از هر جنبندهای که جانش بهدست توست.
همسایه بد
أَعُوذُ باللَّه منْ جَار السَّوْء فی دَار إقَامَةٍ تَرَاکَ عَیْنَاهُ وَ یَرْعَاکَ قَلْبُهُ إنْ رَآکَ بخَیْرٍ سَاءَهُ وَ إنْ رَآکَ بشَرٍّ سَرَّهُ (الکافی، ج 2، ص 669) پناه میبرم به خداوند از همسایه بد در وطن. چشمانش تو را میبیند و دلش مراقب توست آنگاه که بهخوبی به تو رسد ناراحت میشود و زمانی که بدی رسد شاد میشود.
مسافرت بد
اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منْ وَعْثَاء السَّفَر وَ کَآبَة الْمُنْقَلَب وَ سُوء الْمَنْظَر فی الْأَهْل وَ الْمَال وَ الْوَلَد ( الکافی، ج 4، ص 284) خدایا به تو پناه میبرم از رنج سفر و سفر اندوهبار و دیدن روز بد در میان خانواده و ثروت و فرزند.
ستم کردن، مورد ستم واقع شدن
اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ أَنْ أَظْلمَ أَوْ أُظْلَمَ أَوْ أَقْطَعَ رَحماً أَوْ أُوذیَ جَاراً (الکافی، ج4، ص 467) خدایا به تو پناه میبرم از اینکه ظلم کنم یا ظلم بپذیرم یا رابطهام را با خویشان قطع کنم و یا همسایهای را بیازارم.
همسر بد
أَعُوذُ بکَ من امْرَأَةٍ تُشَیّبُنی قَبْلَ مَشیبی (الکافی، ج 5، ص 326) خدایا به تو پناه میبرم از همسری که قبل از پیرشدن پیرم کند.
فتنه های گمراه کننده
اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منْ مَضَلَّات الْفتَن (وسائلالشیعه، ج 7، ص 137) پناه میبرم به تو از فتنههای گمراهگر.
ترس در بحران ها، ضعف در میدان های مسابقه
أَعُوذُ بکَ عنْدَ ذَلکَ منَ الْجُبْن عنْدَ مَوَارد الْأَهْوَال وَ منَ الضَّعْف عنْدَ مُسَاوَرَة الْأَبْطَال (وسائلالشیعه، ج 15، ص 136) پناه میبرم به تو از ترس
در بحرانها و خطرها و از ناتوانی به هنگام روبهرو شدن با قدرتمندان.
هرگناهی اثری خاص در شخصیت و روند تکاملی انسان می گذارد، مثل امراض که هر مرض به بخشی از ساختمان بدن انسان آسیب میرساند. فقط به یک حدیث در این زمینه نظر شما را جلب میکنیم.
1- گناهانی که کیفر الهی را به دنبال دارد. أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُحْدثُ النّقَمَ.
2- گناهانی که باعث پشیمانی می شود. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُورثُ النَّدَمَ.
3- گناهانی که قسمت انسان را تنگ میکند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَحْبسُ الْقسَمَ.
4- گناهانی که پرده های حیای بین انسان و خدا را پاره می کند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَهْتکُ الْعصَمَ.
5- گناهانی که مانع قضاء الهی می شود. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَمْنَعُ الْقَضَاءَ.
6- گناهانی که زمینه نزول بلاء می شود. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُنْزلُ الْبَلَاءَ.
7- گناهانی که دشمنان را حاکم می کند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُدیلُ الْأَعْدَاءَ.
8- گناهانی که مانع استجابت می شود. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَحْبسُ الدُّعَاءَ.
9- گناهانی که مرگ انسان را زودرس می کند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُعَجّلُ الْفَنَاءَ.
10- گناهانی که رشته امید انسان را قطع میکند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَقْطَعُ الرَّجَاءَ.
11- گناهانی که بدبختی میآورد. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُورثُ الشَّقَاءَ.
12- گناهانی که هوا را آلوده می کند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تُظْلمُ الْهَوَاءَ.
13- گناهانی که پرده ها را کنار می زند. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَکْشفُ الْغطَاءَ
14- گناهانی که مانع نزول باران میشود. وَ أَعُوذُ بکَ منَ الذُّنُوب الَّتی تَحْبسُ غَیْثَ السَّمَاء. (تهذیب الأحکام، ج 3، ص 95)
1- اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منْ شَرّ نَفْسی (من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 112)، بارالها از شر خودم به تو پناه میبرم.
2- در دعا میخوانیم: اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منَ الْکَسَل وَ الْفَشَل وَ الْهَمّ وَ الْحُزْن وَ الْجُبْن وَ الْبُخْل وَ الْغَفْلَة وَ الْقَسْوَة وَ الذّلَّة وَ الْمَسْکَنَة وَ الْفَقْر وَ الْفَاقَة وَ کُلّ بَلیَّةٍ وَ الْفَوَاحش ما ظَهَرَ منْها وَ ما بَطَن (بحارالانوار، ج 95، ص 92) خدایا به تو پناه می برم از بی نشاطی، سستی، غصه، افسردگی، ترس، بخل، غفلت، سنگدلی، ذلت، بدبختی، فقر و نداری و هر بلایی و از زشتیها پیداو پنهان آنها.
3- دعای بعد از نماز صبح: اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منَ الْهَمّ وَ الْحَزَن وَ الْعَجْز وَ الْکَسَل وَ الْبُخْل وَ الْجُبْن وَ ضَلَع الدَّیْن وَ غَلَبَة الرّجَال وَ بَوَار الْأَیّم وَ الْغَفْلَة وَ الذّلَّة وَ الْقَسْوَة وَ الْعَیْلَة وَ الْمَسْکَنَة وَ أَعُوذُ بکَ منْ نَفْسٍ لَا تَشْبَعُ وَ منْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ وَ منْ عَیْنٍ لَا تَدْمَعُ وَ منْ دُعَاءٍ لَا یُسْمَعُ وَ منْ صَلَاةٍ لَا تَنْفَعُ وَ أَعُوذُ بکَ من امْرَأَةٍ تُشَیّبُنی قَبْلَ أَوَان مَشیبی وَ أَعُوذُ بکَ منْ وَلَدٍ یَکُونُ عَلَیَّ ربَاءً وَ أَعُوذُ بکَ منْ مَالٍ یَکُونُ عَلَیَّ عَذَاباً وَ أَعُوذُ بکَ منْ صَاحب خَدیعَةٍ إنْ رَأَی حَسَنَةً دَفَنَهَا وَ إنْ رَأَی سَیّئَةً أَفْشَاهَا (من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 335 ) خدایا به تو پناه میبرم از غصه و غم و ناتوانی و سستی و بخل و ترس و انحراف در دین و غلبه مردان نابودی بیوه زنان و غفلت و ذلت و سنگ دلی و نیازمندی و بیچارگی و پناه می برم به تو از نفسی که سیرایی ندارد و قلبی که فروتنی ندارد و چشمی که نمی گرید و دعایی که شنیده نمی شود و
نمازی که سودی ندارد و پناه میبرم به تو از همسری که مرا پیر کند قبل از دوره پیری و پناه میبرم به تو از فرزندی که بر من آقایی کند و مالی که مایه عذاب من باشد و پناه میبرم به تو، از دوست حیلهگر زمانیکه خوبی میبیند پنهان میکند و وقتی بدی می بیند آشکار میگرداند.
4- أَعُوذُ بکَ منْ أَنْ أَذلَّ أَوْ أُذَلَّ أَوْ أَضلَّ أَوْ أُضَلَّ أَوْ أَظْلمَ أَوْ أُظْلَمَ أَوْ أَجْهَلَ أَوْ یُجْهَلَ عَلَی (من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 337). خدایا به تو پناه میبرم از اینکه کسی را خوار کنم یا خوار شوم، کسی را گمراه کنم یا گمراه شوم، به کسی ظلم کنم یا مورد ستم قرار گیرم، با کسی نادانی کنم یا مورد نادانی قرار گیرم.
5- أَعُوذُ بکَ یَا إلَهی أَنْ تُحیطَ بی خَطیئَتی وَ ظُلْمی وَ إسْرَافی عَلَی نَفْسی وَ اتّبَاعی لهَوَایَ وَ اشْتغَالی بشَهَوَاتی فَیَحُولَ ذَلکَ بَیْنی وَ بَیْنَ رَحْمَتکَ وَ رضْوَانکَ فَأَکُونَ مَنْسیّاً عنْدَکَ مُتَعَرّضاً لسَخَطکَ وَ نَقمَتکَ (من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص 102) خدایا به تو پناه میبرم از اینکه گناهانم و ظلم و تندرویهایم و هواپرستیهایم و سرگرمی به شهوات و هوسهایم که اینها مانعی بشوند بین من و رحمت و بهشت تو، در نتیجه در پیشگاه تو فراموش شوم و در معرض خشم و عذاب تو قرار گیرم.
6- أَعُوذُ بکَ أَنْ تَبْتَلیَنی ببَلیَّةٍ تَحْملُنی ضَرُورَتُهَا عَلَی التَّعَوُّد بشَیْ ءٍ منْ مَعَاصیک (تهذیب الأحکام، ج 3 ص 74)، پناه می برم به تو از اینکه بیازمایی مرا به بلایی که ورود به آن مرا به گناهی عادت دهد.
7- وَ أَعُوذُ بکَ أَنْ تُدْخلَنی فی حَالٍ کُنْتُ أَوْ أَکُونُ فیهَا فی عُسْرٍ أَوْ یُسْرٍ أَظُنُّ أَنَّ مَعَاصیَکَ أَنْجَحُ لی منْ طَاعَتک (تهذیب الأحکام، ج3، ص74). پناه میبرم به تو از اینکه در شرایطی قرار گیرم، شرایط سخت یا آسان که گمان کنم که با گناه موفقترم تا طاعت تو.
خطر تکبر
اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منَ الْکبْر (تهذیب الأحکام، ج 3، ص 78)، پناه میبرم به تو از تکبر.
خطر بی اعتقادی وقت جان دادن
اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منَ الْعَدیلَة عنْدَ الْمَوْت (تهذیب الأحکام، ج 3، ص 88)، پناه میبرم به تو از اینکه لحظه جاندادن از اعتقادم برگردم.
اللَّهُمَّ إنّی أَعُوذُ بکَ منَ الشَّکّ وَ الشّرْک وَ الشّقَاق وَ النّفَاق وَ دَرَک الشَّقَاء وَ مَخَافَة الْعدَی وَ سُوء الْمُنْقَلَب وَ أَعُوذُ بکَ منَ الْفَقْر وَ الْفَاقَة وَ الْحرْمَان وَ الْمُنَی وَ الْفَتْق وَ غَلَبَة الدَّیْن (مستدرکالوسایل، ج 9، ص 387) خدایا به تو پناه میبرم از شک و شرک و جدایی و نفاق و بدبختی ساقط کننده و دشمن و بدعاقبتی و به تو پناه میبرم از نداری و بیچارگی و محرومیت و مرگ و از هم پاشیدگی و چیره شدن بدهی.
فَإذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعذْ باللَّه منَ الشَّیْطان الرَّجیم (نحل، آیه 98) و چون قرآن میخوانی، پس پناه ببر به خداوند از شیطان رانده شده.
چهارده بار خداوند در قرآن به انسان هشدار داده که شیطان دشمن توست مواظب باش؛ در قرآن کریم 88 بار نام این دشمن با شیطان یعنی موجودی شرور و 11 بار، با نام ابلیس یعنی موجودی مایوس و مایوسکننده آمده است. بیاییم این دشمن خطرناک را بشناسیم و خود را برای رویارویی با او آماده کنند. باید پاسخ به این سئوالات را از قرآن بگیریم:
1- ویژگیهای شیطان کدام است؟
2- اهداف شیطان کدامند؟
3- ابزار کار شیطان چیست؟
4- از چه روشهایی استفاده میکند؟
5- راههای مقابله با او و خنثیکردن توطئههای او کدامند؟
1- دشمن دیرینه و دشمن قسمخوردۀ انسان است. او قسم خورده که همه انسانها را گمراه کند.
قالَ فَبعزَّتکَ لَأُغْویَنَّهُمْ أَجْمَعینَ (ص، آیه 82).
دشمنی است که حملات همهجانبه دارد. قرآن می فرماید: ثُمَّ لاََتیَنَّهُم مّن بَینْ أَیْدیهمْ وَ منْ خَلْفهمْ وَ عَنْ أَیْمَانهمْ وَ عَن شَمَائلهمْ وَ لَا تجَدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکرینَ (اعراف، آیه 17) سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها به سراغشان میروم.
1- دشمنی مرموز است، او ما را میبیند اما ما او را نمیبینیم. إنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ منْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ (اعراف، آیه27).
2- دشمنی است که هواداران و ایادی و تشکیلات اجتماعی دارد. قرآن کریم از قبیله و ذریّه شیطان سخن میگوید: إنَّهُ یَراکُمْ هُوَ وَ قَبیلُهُ منْ حَیْثُ لا تَرَوْنَهُمْ (اعراف، آیه 27)، همان شیطان و همکارانش شما را میبینند از جایی که شما آنها را نمیبینید. و در آیه 12 سوره اسراء میخوانیم: َفَتَتَّخذُونَهُ وَذُرّیَّتَهُ أَوْلیَاءَ منْ دُونی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ، آیا شیطان و دودمانش را بهجای من اولیای خود انتخاب میکنید، درحالیکه آنها دشمن شما هستند!
3- دشمنی است که تشکیلات سیاسی دارد. قرآن کریم از حزب شیطان سخن میگوید که: اسْتَحْوَذَ عَلَیْهمُ الشَّیْطَانُ فَأَنْسَاهُمْ ذکْرَ اللَّه أُولَئکَ حزْبُ الشَّیْطَان أَلا إنَّ حزْبَ الشَّیْطَان هُمُ الْخَاسرُونَ (مجادله، آیه 19) شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده، آنان حزب شیطاناند، بدانید که حزب شیطان زیانکارانند.
1- دشمنی است که تشکیلات نظامی دارد. وَ اسْتَفْززْ مَن اسْتَطَعْتَ منْهُمْ بصَوْتکَ وَ أَجْلبْ عَلَیْهمْ بخَیْلکَ وَ رَجلک (اسراء، آیه 64)، هر کدام از آنها را میتوانی به صدایت تحریک کن، لشکر سواره و پیادهات را بر آنها گسیل دار.
2- قرآن کریم از جنود و لشکریان شیطان سخن میگوید. وَ جُنُودُ إبْلیسَ أَجْمَعُون. و همگی لشگرایان شیطان (شعراء، آیه 96)
3- جمع کثیری را توانسته گمراه کند. وَ لَقَدْ أَضَلَّ منْکُمْ جبلاًّ کَثیراً أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقلُون (یس، آیه 62). او (شیطان) گروه زیادی از شمار را گمراه کرد، آید اندیشه نمیکنید؟
4- به سراغ همه حتی با تقوایان و حتی انبیاء میرود. انَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إذَا مَسَّهُمْ طَائفٌ منَ الشَّیْطَان تَذَکَّرُوا فَإذَا هُمْ مُبْصرُونَ، همانا پرهیزگاران هنگامیکه وسوسهای از شیطان به آنان میرسد، یا شیطانی دورزننده به فکرشان آسیب رساند (بیدرنگ) متذکر میشوند و در پرتو یاد او بینا و بیدار میشوند.
قرآن کریم از اهداف بلند و کلان شیطان پرده برداری کرده و به خداپرستان آگاهی داده تا بتوانند در مقابل او بایستند. اگر ما درمورد اهداف شیطان اشتباه کنیم، در جایی سرمایه گذاری می کنیم که بی فایده است. باید بدانیم او تخریب چه موقعیت هایی را برنامه ریزی
کرده و در همان مناطق پدافند بگذاریم. شناخت اهداف شیطان، ما را در سرکوبی او موفق می کند. حال به سراغ قرآن برویم و اهداف شیطان را بشناسیم.
1- ایجاد تفرقه
قران کریم می فرماید: إنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاء (مائده، آیه 91). شیطان میخواهد بین شما دشمنی و کینه ایجاد کند؛ حتی به خانه پیامبری چون یعقوب وارد میشود و بین فرزندان پیامبر حسادت ایجاد میکند و کار را بهجایی میرساند که برادران در انداختن برادر کوچک خود در چاه متفق میشوند و حاضر میشوند سالها پدر عزیز را در فراق فرزند بسوزانند؛ آری این همان تحلیل حضرت یوسف در پایان داستان است که فرمود:
وَ رَفَعَ أَبَوَیْه عَلیَ الْعَرْش وَ خَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَ قَالَ یَأَبَت هَاذَا تَأْویلُ رُءْیَایَ من قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبیّ حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بی إذْ أَخْرَجَنی منَ السّجْن وَ جَاءَ بکُم مّنَ الْبَدْو من بَعْد أَن نَّزَغَ الشَّیْطَانُ بَیْنی وَ بَینْ َ إخْوَتی إنَّ رَبیّ لَطیفٌ لّمَا یَشَاءُ إنَّهُ هُوَ الْعَلیمُ لحَْکیمُ (100یوسف، آیه 100) و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگی بخاطر او به سجده افتادند و گفت: پدر! این تعبیر خوابی است که قبلًا دیدم پروردگارم آن را حقّ قرار داد! و او به من نیکی کرد هنگامی که مرا از زندان بیرون آورد، و شما را از آن بیابان (به اینجا) آورد بعد از آنکه شیطان،
میان من و برادرانم فساد کرد. پروردگارم نسبت به آنچه میخواهد (و شایسته میداند،) صاحب لطف است چرا که او دانا و حکیم است.
1- جلوگیری از یاد خدا و نماز
وَ یَصُدَّکُمْ عَنْ ذکْر اللَّه وَ عَن الصَّلاه(مائده، آیه 91). و شیطان از ذکر خدا و از نماز جلوگیری میکند. شیطان میداند که هرجا یاد و نام خدا باشد، او ناموفق است. مشهور است که جن (شیطان) از بسمالله گریزان است. از همین روست که فرمودهاند که در آغاز هرکاری، کوچک باشد یا بزرگ، مادی باشد یا معنوی، بسمالله بگویید و راه نفوذ شیطان را ببندید. در حدیث میخوانیم در خانههایی که صدای اذان و تلاوت قرآن بلند است، شیطان وارد نمیشود. قرآن میفرماید: شیطان درصدد فراموش نمودن یاد خداست «اسْتَحْوَذَ عَلَیْهمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذکْرَ اللَّه» (مجادله، آیه 19).
2- گمراه کردن
هدف مهم شیطان، گمراهکردن انسان است او در صراط مستقیم کمین میکند و بندگان خدا را به دام میاندازد. قرآن می فرماید: قالَ فَبما أَغْوَیْتَنی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صراطَکَ الْمُسْتَقیمَ. (اعراف، آیه 16) من بر سر راه مستقیمتر در برابر آنها کمین میکنم.
یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضلَّهُمْ ضَلالاً بَعیدا. (نساء، آیه 60) شیطان میخواهد انسان را گمراه کند و به بیراهههایی دوردست بیافکند.
1- کشف حجاب
یکی از اهداف مهم شیطان، برهنگی انسان از لباسی است که خداوند آن را از آسمان برای او فرستاد و فرمود: یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لباساً یُواری سَوْآتکُمْ (اعراف، آیه 26)؛ نازل کردیم برایتان لباسی را که اندام شما را بپوشاند. خداوند انسان را برای هدفی مقدس و متعالی آفرید، اما شیطان تصمیم گرفت با کشف حجاب و ریختن لباس، انسان را به اندام خود و غریزه جنسی مشغول کند تا از همه اهداف خود عقب بماند و این هدف را در اولین حرکت خود در قصه آدم و حوا نشان داد. وقتی آدم و حوا به فرمان خدا در آن باغ بزرگ مستقر شدند خداوند به آن دو فرمود: هرچه میخواهید از خوردنیهای این باغ بخورید، اما به این درخت نزدیک نشوید که از ظالمان خواهید بود. شیطان با تردستی و ظرافت، خود را به آدم و حوا نزدیک کرد و به آنها گفت: اینکه خداوند شما را از خوردن میوه این درخت نهی کرده، دلیلش این است که اگر بخورید جاودان میشوید و اگر بخورید فرشته میشوید و از آنجا که آدم و حوا جاودانگی و فرشتهخویی را دوست داشتند با تردید
به میوه درخت نهی شده نزدیک شده کمی از آن را چشیدند، ناگهان دیدند لباسهایشان ریخت. آری شیطان به هدف خود رسیده بود، اما آدم و حوا خیلی زود متوجه اشتباه خود شده با برگ درختان خود را پوشیدند و دست به دعا برداشته از خداوند درخواست بخشش کردند، خداوند نیز آنان را بخشید و بهخاطر اینکه این تجربه برای آیندگان مورد استفاده قرار گیرد فرمود: یا بَنی آدَمَ لا یَفْتنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ منَ الْجَنَّة یَنْزعُ عَنْهُما لباسَهُما (اعراف، آیه 27). ای فرزندان آدم (داستان شما داستان آدم است)، نکند شیطان شما را فریب دهد؛ همانگونه که آدم و حوا را فریب داد و لباسشان را از آنها جدا کرد. این لباس، لباس کرامت شماست. برهنگی و بیحجابی، هدف شیطان است؛ گول نخورید.
امروز شیطانهای بزرگ و کوچک با هزاران ابزار نظیر: فیلم، هنر، داستان، رمان، ماهواره، اینترنت، نشریه و... میلیاردها دلار هزینه میکنند تا این هدف تحقق یابد که اگر تحقق یابد بازار بندگی خدا و معنویت انسان تعطیل خواهد شد.
1- توسعه فحشا
قرآن میفرماید: یَا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبعُوا خُطُوَات الشَّیْطَان وَمَنْ یَتَّبعْ خُطُوَات الشَّیْطَان فَإنَّهُ یَأْمُرُ بالْفَحْشَاء وَالْمُنْکَر. (نور، آیه 21)
ای کسانیکه ایمان آوردهاید از گامهای شیطان پیروی نکنید، چرا که هرکس از شیطان پیروی کند، او به فحشاء و منکر فرمان میدهد. آری شیطان به زشتیها و بدیها امر میکند. خدای رحمان بهدنبال تزکیه و پاکی انسان است و شیطان در قصد آلودهکردن انسان و این جنگ، جنگی تمامناشدنی است. جنگ بین حق و باطل، روشنی و ظلمت، در یکسو لشکریان رحمان و در سویی لشکریان شیطان.
1- مصرف بی رویه و تبذیر
امکاناتی که خداوند در اختیار انسان قرار داده، امانتهای خدا در دست انسان است و باید هدفدار و در جای خود و بهاندازه خرج شود. اما شیطان با استفاده از غرائز انسان، او را تحریک میکند که این امکانات را در مسیر هوسها و خودپرستیهای خودش بیرویّه خرج کند. قرآن مبذرین را برادران شیطان لقب داده است: إنَّ الْمُبَذّرینَ کانُوا إخْوانَ الشَّیاطین وَ کانَ الشَّیْطانُ لرَبّه کَفُوراً (اسراء، آیه 27). حقاً آنانکه اموالشان را در راه حرام و باطل ریخت و پاش میکنند، برادران شیطان هستند و شیطان همیشه در مقابل پروردگارش بسیار کافر و ناسپاس است.
در دشمنشناسی، شناخت ابزار دشمن خیلی مهم است. آیا با شمشیر میجنگد یا با بمب یا بمب تخربی یا شیمیایی، با تانک یا
تفنگ، با فشنگها یا با امواج. جنگ سخت یا جنگ نرم، به سراغ قرآن برویم و با ابزار شیطان از زبان قرآن آشنا شویم.
1- شراب و قمار
إنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فی الْخَمْر وَ الْمَیْسر. (مائده، آیه 91)، جز این نیست که شیطان میخواهد میان شما با شراب و قمار دشمنی بیافکند.
متأسفانه امروزه رواج شراب و قمار در جامعه بشری غوغا میکند. حدود 80% انگور تولیدی در جهان به شراب تبدیل میشود(1)و این به معنای موفقیت شیطان است.
2- موسیقی
انسان صدای خوب و صوت دلنشین و موزون را دوست دارد. اسلام هم مدافع صدای خوب است و سفارش میکند که قرآن و اذان را مسلمانان با صدای خوب بخوانند؛ اما شیطان از همین جاذبه برای کار خودش استفاده میکند و موسیقی را در خدمت گمراهی انسان قرار میدهد و عقل او را تعطیل و شهوت او را تحریک میکند. قرآن کریم در آیه 64 سوره اسراء، یکی از ابزار کار شیطان را صوت و موسیقی معرفی میکند. وَاسْتَفْززْ مَن
1) [1] . گیاهان در قرآن، دکتر محمد اقتدار حسین، ترجمه احمد نمایی، ص 43.
اسْتَطَعْتَ منْهُمْ بصَوْتکَ، ای شیطان هرکسی را که میتوانی با آوای خود (به گناه) برانگیز.
3- ربا
شیطان در همه حوزهها، از جمله در حوزه اقتصاد حضور پیدا می کند و اموال مردم را آلوده میکند و به قول قرآن: شریک اموال مردم میشود. وَ شارکْهُمْ فی الْأَمْوال (اسراء64) با آنان در اموال و فرزندان شرکت نما. خداوند حکیم، ربا را حرام و جنگ با خدا شمرده، اما شیطان انسان را وسوسه میکند که ربا مثل بیع و معامله است و تفاوتی بین آنها نیست. قرآن کریم می فرماید: رباخور وقتی در قیامت محشور میشود تعادل ندارد و پیداست که شیطان با او تماس داشته است. الَّذینَ یَأْکُلُونَ الرّبَا لا یَقُومُونَ إلا کَمَا یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ منَ الْمَسّ (بقره، آیه 275) کسانیکه ربا میخورند (در قیامت) برنمیخیزند مگر مانند کسیکه بر اثر تماس با شیطان دیوانه شده است (و نمیتواند تعادل خود را حفظ کند، گاهی زمین میخورد، گاهی بهپا میخیزد). توسعه و ترویج مال حرام از برنامههای شیطان است. امروزه شیاطین جهانخوار زیر پوشش انواع شرکتهای مالی و اقتصادی خون مستضعفان را میمکند و یک درصد بر منافع نود و نه درصد، حاکمیت دارند.
3- نگاه
در حدیث میخوانیم: النَّظَرُ سَهْمٌ منْ سهَام إبْلیسَ مَسْمُومٌ (الکافی، ج 5، ص 559) نگاه آلوده، تیری از تیرهای مسموم شیطان است. شیطان انسان را به نگاه آلوده تحریک می کند و چه بسا با یک نگاه او را به قعر جهنم می فرستد. در حدیث می خوانیم: کَمْ منْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَویلَةً (الکافی، ج 5، ص 559).
چه بسا یک نگاه حسرت ابدی را بهدنبال دارد. (اصول کافی، ج 5، ص 559) رسول خدا (ص) فرمود: ایها النّاس انّما النظر من الشیطان، ای مردم: نگاه آلوده از شیطان است.
4- حاکمیت طاغوت
طاغوت یکی از ابزارهای شیطان است که برنامههای شیطان را موبهمو اجرا میکند. رسالت مهم انبیاء دعوت به یکتاپرستی و اجتناب از طاغوت بوده است. وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَن اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنبُوا الطَّاغُوت (نحل، آیه 36).
قرآن کریم مراجعه به حاکم جابر و طاغوت را ممنوع و آن را زمینه گمراهی شیطان معرفی میکند و در سوره نساء میفرماید: اَلَمْ تَرَ إلَی الَّذینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بمَا أُنْزلَ إلَیْکَ وَمَا أُنْزلَ منْ قَبْلکَ یُریدُونَ أَنْ یَتَحَاکَمُوا إلَی الطَّاغُوت وَقَدْ أُمرُوا أَنْ یَکْفُرُوا به وَیُریدُ الشَّیْطَانُ أَنْ یُضلَّهُمْ ضَلالا بَعیدًا. (سوره نساء، آیه 60) آیا ندیدی کسانی را
که گمان میکنند به آنچه بر تو و بر پیشینیان نازل شده ایمان آوردهاند، ولی می خواهند برای داوری نزد طاغوت و حاکمان باطل بروند، یا اینکه به آنها دستور داده شده که به طاغوت کافر شوند. امّا شیطان میخواهد آنان را گمراهکند، گمراهی عمیقی.
3- بحث و گفت وگو، جَدَل و کشمکش
همه ابزارهای شیطان جذاب و به ظاهر زیباست. مثل موسیقی، شراب، قمار، نگاه و ...
بحث و گفتوگو نیز موردپسند انسانهاست از این ابزار هم شیطان
برای مقاصد خود استفاده میکند. قرآن میفرماید: إنَّ الشَّیَاطینَ لَیُوحُونَ إلَی أَوْلیَائهمْ لیُجَادلُوکُمْ وَإنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إنَّکُمْ لَمُشْرکُونَ (انعام، آیه 121) شیطانها برای دوستان خود مطالب مخفیانه القاء میکنند تا با شما به مجادله و گفتوگو برخیزند، اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود. انگیزههای گفتوگو میتواند سالم یا مخرّب باشد. شیطان از این قالب جذّاب برای تخریب استفاده میکند.
در دشمن شناسی از ظریف ترین بخش ها، شناخت روش هاست. حتی اگر اهداف و ابزار دشمن را بشناسیم، اما ندانیم با چه روش هایی این اهداف را پیاده می کند، بازی را خواهیم باخت. باز به
سراغ کتاب انسانساز خدای بزرگ، یعنی قرآن میرویم تا از این کتاب روشهای شیطان را بشناسیم و با بصیرت با او روبهرو شویم:
1- روش تدریج و گام به گام
شیطان در گمراه کردن انسان عجله ندارد. با برنامهریزی دراز مدت انسان را گامبهگام به کام بدبختی میکشاند. بارها در قرآن میخوانیم: خطوات الشیطان، گام های شیطان، او از کم شروع می کند تا به زیاد برسد؛ از گناهان کوچک شروع می کند تا به گناهان بزرگ برسد. از شوخی شروع می کند تا به جدی برسد. پنج بار در قرآن واژه خطوات شیطان به کار رفته است و خداوند میفرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّبعُوا خُطُوَات الشَّیْطَان (نور، آیه 21)، ای کسانیکه ایمان آوردهاید، از گامهای شیطان پیروی نکنید. آری شیطان برای رسیدن به مقصد خود برای شکستن انسان برنامه دارد. برنامه کوتاهمدت، میانمدت و درازمدت.
2- روش تزیین
شیطان پیشنهادات خود را میآراید و در بستهبندی فوقالعاده شیک و جذاب عرضه میکند و انسان گول همین زیبایی ظاهری را میخورد و غذای مسموم را بهخاطر رنگآمیزی و جلوۀ ظاهریش میخورد (قرآن می فرماید) زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَن السَّبیل فَهُمْ لا یَهْتَدُونَ (نمل، آیه ٢٤) شیطان کارهایشان را زینت میدهد، آنها را از راه بازداشته از اینرو هدایت نمیشوند و از
قول خود شیطان میفرماید: لأُزَیّنَنَّ لَهُمْ فی الأرْض وَلأغْویَنَّهُمْ أَجْمَعینَ (حجر، آیه ٣٩) من حتماً تزیین خواهم کرد و همگی را گمراه خواهم ساخت.
1- توجیه
روش دیگر شیطان توجیه است. انسان وقتی به کار نادرست میرسد تردید میکند شیطان با توجیههایش او را قانع میکند تو جوانی، عیب ندارد، بهزودی توبه میکنی جبران میشود یا میگوید: شانس من این بود، قضا و قدر چنین بود چه کنم، پدران ما چنین کردند ما چنین شدیم. مقدر نبود من نمازخوان باشم. مشرکان میگفتند: اگر خدا میخواست مشرک نمیشدیم، بتها را نمیپرستیدیم (نحل، آیه 35). یزید در توجیه شهادت امام حسین(ع) می گفت: خدا این گونه خواسته است. منافقین در صدر اسلام پایگاه تفرقه ایجاد کردند، ولی نام مسجد را روی آن گذاشتند و میگفتند: این پایگاه اسلام است. هارونالرشید امام کاظم(ع) را زندانی کرد و سر قبر پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله عذرخواهی می کنم. این کار را کردم چون فرزندت می خواست دو دستگی ایجاد کند.
در بسیاری از مسائل اجتماعی، شیطان مردم را توجیه می کند تا به عمل حرام دست بزنند، می گوید: رسم چنین است، اگر این کار را نکنی زشت است «خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو» زدند و ما رقصیدیم. همه دارند این کار را می کنند اگر هم رنگ نمی شدیم
ما را مسخره می کردند. بعضی هم با این توجیهات و میگویند: ما دیگر غرق در گناهیم. آب که از سرگذشت چه یک وجب چه صد وجب. سیگار می کشد، می گوید: عادت کردم. 60 سال دارد بی سواد است، می گوید: از ما گذشته. یا میگوید: خجالت میکشم. دروغ میگوید، بعد توجیه میکند که شوخی کردم. غیبت میکند و میگوید: در حضورش هم میگویم.
1- وسوسه
اگر طلا و جواهرات زیادی اگر در جایی باشد، در اثر جابهجایی آنها صدایی سحرآمیز به گوش انسان میرسد که آنرا وسواس میگویند. از آن گذشته به پیامهای تحریکآمیز که انسان را بهسمت بدی دعوت میکند و افکار و اوهام مطلوبی که در درون و جان انسان پیدا میشود، وسوسه گفتهاند. شیطان انسان را با وسوسه رام و خام کرده و به گناه میکشاند. قرآن میفرماید: إنَّ الشَّیَاطینَ لَیُوحُونَ إلَی أَوْلیَائهمْ (انعام، آیه 121) شیاطین پیامهای آهسته به هوادارانشان القاء میکنند. در سوره ناس ما به سه اسم خدا از این خطر مهم به خدا پناه میبریم. بسم الله الرحمن الرحیم، قُلْ أَعُوذُ برَبّ النَّاس (١)مَلک النَّاس (٢) إلَه النَّاس (٣)منْ شَرّ الْوَسْوَاس الْخَنَّاس (٤)الَّذی یُوَسْوسُ فی صُدُور النَّاس (٥) من الجنة و الناس (6) بگو پناه میبرم به پروردگار مردم، پادشاه
مردم، معبود مردم، از سر وسوسهگر پنهان که در سینههای مردم نفوذ میکند خواه از جن باشد یا از انسان.
1- ترساندن
یکی دیگر از روشهای شیطان ترساندن است. او از طریق ترساندن انسان را وادار به گناه میکند. قرآن میفرماید: الشَّیْطانُ یَعدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بالْفَحْشاء (بقره، آیه 268)، شیطان مردم را از فقر آینده میترساند و مانع انفاق آنها میشود. به محض اینکه تصمیم گرفت به بینوایی کمک کند، میگوید خودت آینده داری، بچه داری، مریضی داری، برای خودت نگهدار.
قرآن میفرماید: شیطان مسلمانان را از دشمن میترساند و تسلیحات و امکانات و نفرات دشمن را به رخ آنها میکشاند تا از مقاومت دست بردارند؛ اما خداوند میفرماید نترسید اگر ایمان دارید.
إنَّمَا ذَلکُمُ الشَّیْطَانُ یُخَوّفُ أَوْلیَاءَهُ فَلا تَخَافُوهُمْ وَخَافُون إنْ کُنْتُمْ مُؤْمنینَ (آل عمران، آیه ١٧٥)، این فتوای شیطان است که پیروان خود را با سخنان و شایعات بی اساس می ترساند؛ از آنها نترسید و شما از من بترسید اگر ایمان دارید.
2- وعده دادن
روش دیگر شیطان، گمراه کردن انسان از راه وعده های پوشالی و دروغ است. قرآن می فرماید: یَعدُهُمْ وَیُمَنّیهمْ وَمَا یَعدُهُمُ الشَّیْطَانُ إلا
غُرُورًا (نساء، آیه١٢٠)، شیطان به آنها وعده می دهد و به آرزوها سرگرم میکند درحالیکه جز فریب و نیرنگ نیست.
شیطان برای فریب دادن آدم و حوا به آنها وعده داد که اگر از این درخت بخورید زندگی و حکومت ابدی خواهید داشت. جالب این است که هم خداوند وعده میدهد و هم شیطان؛ اما وعدههای خداوند راست است وَ لَنْ یُخْلفَ اللَّهُ وَعْدَه (حج، آیه 47). اما وعدههای شیطان فریب است. قرآن میفرماید: رستاخیز که بهپا شد و کار کیفر و پاداش به اتمام رسید، شیطان از روی ملامت به دوزخیان میگوید: همانا خداوند به شما وعده داده است و من به شما وعده دادم، ولی من تخلف کردم؛ من بر شما تسلطی نداشتم جز آنکه شما را دعوت کردم و شما به میل خود استجابت کردید پس مرا ملامت نکنید و خود را سرزنش کنید. (ابراهیم، آیه ٢٢)
1- کمین کردن
شیطان دشمن زیرکی است که در کمین انسان مینشیند تا او را به دام بیاندازد و همچون صیادی ساعتها و گاهی روزها و ماهها منتظر میماند تا ساعت موعود فرا رسد و صید به دام افتد. قرآن از قول شیطان میگوید: قَالَ فَبمَا أَغْوَیْتَنی لأقْعُدَنَّ لَهُمْ صرَاطَکَ الْمُسْتَقیمَ (اعراف، آیه ١٦) خدایا برای فریب دادن بندگانت، بر سر راه راست تو به کمین خواهم نشست.
آری چنین دشمنی در کمین ماست. آیا جز با یاد خدا و مدد از خداوند می توانیم از شر او مصون بمانیم. راهی که خداوند به ما نشان داده نماز است: اسْتَعینُوا بالصَّبْر وَ الصَّلاة (بقره، آیه 153).
1- استعاذه و پناه بردن به خدا
قرآن کریم میفرماید: وقتی هجوم شیطان متوجه شما شد، خودرا به خدا بسپار و از لطفش مدد بخواه، زیرا او سخن تو را میشنود و از اسرار درونت آگاه و از وسوسههای شیطان باخبر است. وَ إمَّا یَنْزَغَنَّکَ منَ الشَّیْطَان نَزْغٌ فَاسْتَعذْ باللَّه إنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (اعراف، آیه ٢٠٠ و فصلت، آیه 36) هرگاه وسواسی از جانب شیطان به سراغت آمد به خدا پناه ببر که او شنوای داناست.
3- یاد خدا
قرآن میفرماید: إنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا إذَا مَسَّهُمْ طَائفٌ منَ الشَّیْطَان تَذَکَّرُوا فَإذَا هُمْ مُبْصرُونَ (اعراف، آیه ٢٠١) پرهیزکاران اینگونهاند که وقتی گرفتار وسوسههای شیطان میشوند به یاد خدا میافتند و در پرتو یاد خدا بینا میگردند.
4- اخلاص
قرآن می فرماید: شیطان گفت به عزت تو سوگند که همه بندگانت را گمراه می کنم، مگر آنان که مخلص باشند. قَالَ فَبعزَّتکَ لَأُغْویَنَّهُمْ أَجْمَعینَ إلَّا عبَادَکَ منْهُمُ الْمُخْلَصین (ص، آیه ٨٣) معلوم میشود مخلصین درمنطقه نفوذ و حوزه وسوسه شیطان قرار نمیگیرند. همانان که در راه معرفت و بندگی خدا از روی اخلاص و صدق و صفا گام برمیدارند. قرآن در آیه 20 سوره سبا میفرماید: گمان شیطان دربارۀ آنها به واقعیت پیوست و جز گروهی از مومنان همه از او پیروی کردند.
3- قطع رابطه با هواداران شیطان
قرآن میفرماید: وَ إذا رَأَیْتَ الَّذینَ یَخُوضُونَ فی آیاتنا فَأَعْرضْ عَنْهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فی حَدیثٍ غَیْره وَ إمَّا یُنْسیَنَّکَ الشَّیْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذّکْری مَعَ الْقَوْم الظَّالمین (انعام، آیه 68) هرگاه کسانیرا دیدی که آیات ما را استهزاء میکنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند، و اگر شیطان از یاد تو برد، هرگز پس از یادآمدن با این جمعیت ستمگر منشین. پایان