ghaemiyeh.com
سرشناسه: سقلاطوني، مريم، ۱۳۵۴ -
عنوان و نام پديدآور: به رنگ زندگي: زيرنويسها و پيامهاي كوتاه «ويژه زن و خانواده»/ به كوشش: مريم سقلاطوني.
مشخصات نشر: قم: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران، مركز پژوهشهاي اسلامي، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري: ۲۴۸ ص.
شابك: 978-964-514-250-4
وضعيت فهرستنويسي: فيپا
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره خانواده
موضوع: خامنهاي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، ۱۳۱۸ - -- نظريه درباره زن
موضوع: خانواده
موضوع: زنان
شناسه افزوده: صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. مركز پژوهشهاي اسلامي
ردهبندي كنگره: 1391 9ب2خ/1692 DSR
ردهبندي ديويي: ۹۵۵/۰۸۴۴۰۹۲
شماره كتابشناسي ملي: ۲۹۰۰۲۸۴
ديباچه
خانواده تنها جمعي از افراد نيست بلكه گروهي پوياست كه ارتباط بين آنان، انجام كار و فعاليت مشترك بر اساس هدف مشتركي انجام ميگيرد كه تحقق اين هدف نيازمند ايجاد يك ارتباط عاطفي و صميمي بين اعضاي خانواده است.
پيوند عاطفي موجب ميشود اعضاي گروه در تأمين نيازهاي يكديگر به صورت فعال مشاركت نمايند و اين امر حاصل ارتباط صحيح بين افراد خانواده است و اين ارتباط حاصل نميگردد مگر آنكه اعضاي گروه با نوعي تفهيم و تفاهم و درك متقابل با هم تعامل داشته باشند.
رسانهها را هر چند عامل كفر دانستهاند و برخي انديشمندان ورود ابزارهاي رسانهاي به محيط خانواده و اجتماع را به ورود بيگانه تعبير كردهاند و رسانه را از عوامل مؤثر به دگرگونيهاي خانواده ميدانند. اما در كنار اين مسئله ميتوان به پيآمدهاي مثبت آن از جمله افزايش سطح آگاهي اعضاي خانواده در زمينههاي مختلف و اصلاح رفتار فردي و اجتماعي اشاره نمود.
رسانهها ميتوانند بر موضوعاتي همچون تربيت فرزندان و چالشهاي درون خانواده تأثير بگذارند. رسانهها بهتر از هر عامل ديگري ميتوانند با
فرهنگسازي مثبت، آثار منفي فرهنگي حاصل از كاركرد رسانهها را بياثر سازند و براي عملي كردن اين موضوع، ساخت برنامههاي ويژه نياز نيست و به راحتي ميتوان اين فرهنگ را منتقل كرد.
فضاي ايجاد شده از سوي برنامههاي مختلف به ويژه سريالها و فيلمها، قابليت زيادي را براي گنجاندن پيام در خود دارند و بايد به طور شايسته به آن توجه شود.
پيامهاي كوتاه و زيرنويسهاي تلويزيوني ميتواند يكي از ظرفيتهاي رسانه در انتقال پيام و افزايش سطح آگاهي مخاطب باشد. ازاينرو مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما كوشيده است با بهرهگيري از آموزههاي اخلاقي ديني و با رعايت ايجاز، مجموعه زيرنويسهاي تلويزيوني خانواده را آماده و در اختيار برنامهسازان رسانه قرار دهد تا ياريگر رسانه در استفاده از اين ظرفيت باشد.
اداره كل پژوهش
مركز پژوهش هاي اسلامي صدا و سيما
مقدمه
خانواده كوچكترين نهاد اجتماعي و در عين حال بزرگترين و تأثيرگذارترين واحد تربيتي در جوامع به شمار ميآيد. به طوري كه اين نهاد ميتواند منشأ تحولات عظيم فردي، اجتماعي و رشد ارزشهاي انساني در ميان اعضاي خود باشد.
خانواده مهمترين نهادي است كه فرد در آن جامعهپذيري و فرهنگپذيري را شروع ميكند و در حقيقت سرآغاز فرهنگيشدن و تعالي انسان با تشكيل خانواده خواهد بود. نخستين اجتماعي كه آدمي در آن رشد مييابد تا زيستن در جامعه و همياري و همزيستي با انسانهاي ديگر را به اقتضاي فطرت انساني فرا گيرد. اگر جامعه را به پيكري واحد تشبيه كنيم، بيشك خانواده را ميتوانيم نخستين سلول پديدآورنده آن بدانيم. پرواضح است در دنياي امروز عليرغم پيشرفتهاي حيرتانگيز علم و صنعت، نهاد خانواده با مشكلات بزرگي روبهرو شده است. نفوذ شبكههاي تلوزيوني، ماهوارهها و رسانههاي ديجيتال و اينترنت بسياري از كاركردهاي خانواده را كمرنگ نموده و از سويي ظهور جريانهاي فمينيسم و تبليغات گسترده
غرب عليه نظام خانواده باعث آسيبهايي به اين نهاد مقدس شده است. با اين وجود در كشور ما مسئله زنان و خانواده يكي از مهمترين مسائل جامعه در سطح فرهنگ، سياست و اقتصاد مطرح و از درجه اهميت فوقالعاده برخوردارست.
خوشبختانه فرهنگ و قانون كشور ما كه مبتني بر فرهنگ و آموزههاي ديني است بر خلاف بسياري از فرهنگها و كشورهاي ديگر بر اهميت و جايگاه والاي خانواده تأكيد دارد؛ و براي تقويت و كارآمدي نهاد خانواده، مبتني بر ارزشي انساني دين اسلام، برنامههاي ارزشمندي را ارائه كرده است. اگرچه نبايد ناهنجاريهاي اجتماعي و خطرات زيادي مانند اعتياد، طلاق و... كه در كمين خانوادههاست را ناديده گرفت. براي رهايي از اين تهديدات، چارهاي جز پناه آوردن به دستورات سعادتبخش دين مبين اسلام درباره خانواده نيست. بايد پذيرفت به واسطه داشتن خانوادههاي سالم، باسواد و ديندار ميتوانيم جامعهاي سالم و كارآمد داشته باشيم و همه اينها چيزي جز قدم بر داشتن بر مسير جايگاه و شأن بالاي انسانيت نيست.
با توجه به اهميت اين موضوع، مركز پژوهشهاي اسلامي صدا و سيما با هدف دستيابي سريعتر برنامهسازان رسانه به ويژه برنامهسازان مرتبط با گروههاي اجتماعي شبكهها، اقدام به توليد و تدوين پيامهاي كوتاه و زيرنويس تلويزيوني با محوريت نقش زن و خانواده نموده است كه با توجه به اقبال عموم براي دريافت محتواي مناسب در قالبهاي موجز و كوتاه اميد است مورد استفاده در رسانه ملي قرار گيرد.
زن و خانواده در كلام وحي و روايات
زير فصل ها
الگوي خانواده برتر در قرآن و روايت
محبت ورزي و تربيت فرزندان در كلام معصومين عليهم السلام
احترام به والدين در قرآن
الگوي خانواده برتر در قرآن و روايت
تأثير الگوها در ساخته شدن فرد و اجتماع بر كسي پوشيده نيست. اسلام، در روش تربيتي خود، انسانها را متوجه الگوها، ايدهآلها و نمونههاي برتر ميكند.
در اسلام براي تشكيل خانواده، استانداردهايي معرفي شده است. هر چه اركان تشكيلدهنده خانواده با آن استانداردها منطبق باشند، به همان مقدار، از شايستگي و برتري برخوردار خواهند بود.
نگاه قرآن به خانواده چنين نيست كه چند نفر قصد همزيستي زير يك سقف را دارند. قرآن، خانواده را نظامي جامع و در مسير كمال ميبيند.
خانوادهاي كه قرآن طراحي ميكند، مكتبي و معبدي است كه اعضاي آن، مدارج بندگي را طي ميكنند و به حيات طيبه راه مييابند.
از نگاه قرآن، افراد در خانواده برتر علاوه بر تأمين حقوق دنيوي خود نظير امنيت، آرامش، تغذيه، بهداشت مناسب و تحصيل علوم، حقوق معنوي خود را نيز جستوجو ميكنند.
خداوند در آيه 97 سوره نحل، شرط رسيدن به حيات طيبه و ورود در بهشت و دريافت اجر اعمال را ايمان و عمل صالح ذكر ميفرمايد و اين دو، تنها در محيطي چون خانواده كسب ميشود.
اسلام، زن و مرد را در كسب حقوق معنوي و كسب خير و شر به تمام معني مساوي با يكديگر ميداند.
در قرآن كريم از خيرخواهي، نصيحت و دعاي والدين براي فرزندان، سخن به ميان آمده است؛ نظير نصايح لقمان به فرزندش كه در پنج نصيحت عمده، وي را به توحيد و دوري از شرك، حسن خلق، نماز، امر به معروف و نهي از منكر، صبر و شكيبايي و ميانهروي توصيه ميكند و از تكبر، خودپسندي، فقر و مباهات به ديگران منع ميكند.
نمونه پدري كه قرآن به عنوان الگوي والدين معرفي ميكند، حضرت زكرياست كه فرزندي موحد و حكيم چون يحيي دارد. قرآن نيز او را به عنوان فرزندي نيكوكار نسبت به والدين و پرهيزكار و دور از ستمگري و عصيان ميستايد و به او سلام ميگويد.
خداوند ميفرمايد: «بر اهل خانه سلام كنيد.» سلام، بيان تحيتي مبارك از سوي پروردگار است. پس عاليترين روش براي ايجاد رابطه ميان اعضاي خانواده آن است كه با تحيت و سلام با يكديگر برخورد كنند و ياد خدا ميان آنان حاكم باشد.
خانه از نظر قرآن، مقام و جايگاه والايي دارد و حفظ حريم آن بر همگان سفارش شده است. خداوند متعال در اين باره ميفرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكمْ حَتَّي تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا». (نور: ۲۷)
در آيه ۲۸ از سوره مباركه نور، ورود به هر خانهاي به اجازه داشتن از صاحبخانه مشروط است: «فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّي يُؤْذَنَ لَكمْ؛ اگر در خانه كسي را نيافتيد، تا اجازه دريافت نكردهايد، وارد نشويد». (نور: ۲۸)
تربيت انسان از نگاه قرآن، احياي وي و دميدن جان الهي در كالبد اوست. اين امر مهم، در خانواده تحقق مييابد؛ خانوادهاي كه زمينه پرورش انسان قرآني در آن فراهم آمده است.
«از سرزمين پاك و طيب، ثمرهاي نيك به اذن پروردگار خارج ميشود و از زمين آلوده و شورهزار، حاصلي ناقص و بيفايده خارج خواهد شد». (اعراف: ۵۸) خانواده آرماني قرآن، خانوادهاي است كه آماده پذيرش و پرورش انسان است.
خانواده قرآني داراي اين مؤلفههاست: توحيدمحوري و جلب رضاي حق، عدالتجويي و برقراري قسط، اخلاقمداري، وظيفهمندي، رعايت اصل صلح و احسان، گذشت و محبت، مشورت و مصلحتانديشي.
اخلاق و حقوق، دو ركن اساسي و زيربناي ساختار كلي خانواده آرماني قرآن است كه با آشنايي همهجانبه اعضا و حاكميت اين دو ركن، استواري و پويايي اين بنا تضمين ميشود.
خانواده برتر از نظر اسلام، اركان شايسته و منطبق با استانداردهاي اسلامي دارد كه مناسبات و روابطي منطبق با آموزههاي ديني بر آنها حاكم است. خروجي چنين خانوادهاي انسانهايي شايسته و اثرگذار براي ساختن جامعه ايدهآل اسلامي است.
ملاك برتري خانواده، از نظر اسلام، مال و ثروت و مانند آن نيست كه كسي به آنها ببالد و بگويد: «نَحنُ اَكثرُ اَموالاً وَاَولادا.» (سباء: 35) زور و قوت مادي نيز معيار برتري نيست كه كسي در ارزيابي افراد در خانوادهها بگويد: «كانواُ اَشَدَّ مِنكُم قُوّةً». (توبه: 9)
برتري خانواده از منظر اسلام، به انطباق آن با استانداردهاي اسلامي و برخورداري از ويژگيهاي ارزشي و فضيلتهاست. هر خانوادهاي از آن استانداردها بهرهمند باشد، برتر است.
قرآن كريم، بهترين الگوها را براي شناسايي خانواده برتر به جهانيان معرفي كرده است. خاندان حضرت ابراهيم عليه السلام از آن جمله است. در آيهاي از قرآن كريم مي خوانيم: «إِنَّ اللّهَ اصْطَفَي آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَي الْعَالَمِينَ». (آل عمران: 33)
قرآن كريم، خانواده حضرت مريم عليها السلام را نيز برتر دانسته است و از او با عنوان (آل عمران) ياد ميكند.
در خانواده عمران، دو بانو يعني حضرت مريم عليها السلام و مادرش به عنوان صفوه و برگزيده الهي به جهانيان معرفي شدهاند.
حضرت مريم عليها السلام با وجود كمالاتي كه قرآن كريم به بخشي از آن اشاره كرده، دستپرورده مادري نمونه است كه او را به پناه خدا سپرد. خدا هم به او پناهندگي داد. پناه خواستن وي در كنار محراب عبادت بود و به استجابت نيز رسيد.
وقتي حضرت زكريا نزد مريم مي آمد، او را در محراب عبادتش مي يافت، در حالي كه نزد او غذاهاي بهشتي بود: «كلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً... .» (آل عمران: 37) و همه اين كمالات و كرامتها از آن حضرت مريم عليها السلام است.
نمونه ديگر خانواده برتر در قرآن، خانواده حضرت يحيي عليه السلام است. او نمونهاي از فرزندي صالح در خانوادهاي شايسته است.
خانواده حضرت موسي عليه السلام نيز نمونهاي از خانواده برتر در قرآن است. او پدر و مادري نمونه دارد. همسر او يعني دختر حضرت شعيب عليه السلام نيز داراي صلاحيتهاي اخلاقي و معنوي فراواني است كه خداوند در قرآن كريم، نجابت و حياي او را ستوده است: «فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَي اسْتِحْيَاء». (قصص: 25)
اسلام، اهل بيت عليهم السلام را نمونهاي كامل از خانواده برتر، معرفي و صلاحيت الگويي آن را براي جهانيان تأييد كرده است.
خداوند سبحان، خانواده پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را از هرگونه رجس و پليدي مبرا دانسته است. آيه شريفه «انَما يريدُ اللهُ لِيذهبَ عَنكُم الرّجسَ اهلَ البيتِ وَ يُطَهّركُم تَطهيرا» (احزاب: 23)، خطاب به همين خانواده است.
آيه مباهله (آل عمران: 61) درباره اعضاي خانواده پيامبر نازل شده و عظمت مقامات معنوي و عرفاني آنان را به نمايش گذاشته است.
خداوند در سوره انسان، فضيلتهاي خانواده پيامبر را ستوده و در سراسر قرآن از فضايل و ويژگيهاي آنان سخن گفته است.
همسرداري علي عليه السلام ، مديريت او در خانه و خانواده، شوهرداري فاطمه عليها السلام ، خانهداري و تربيت فرزند او در عالم، نظير ندارد. اين خانواده تا قيامت براي جهانيان نورافشاني ميكنند.
از نظر اسلام، اهل بيت عليهم السلام ، برترين خانواده به شمار ميآيند و از همه ويژگيهاي ارزشي و استانداردهاي مكتبي برخوردارند.
امام علي عليه السلام ، پيروان خود را به سوي اهل بيت عليهم السلام و الگوگيري از آنان فرا ميخواند و ميفرمايد: «به اهل بيت پيامبر بنگريد. از آن سمت كه آنها گام برميدارند، منحرف نشويد و قدم جاي قدمشان بگذاريد. آنها هرگز شما را از جاده هدايت بيرون نميبرند و به پستي و هلاكت باز نميگردانند. اگر سكوت كنند، سكوت كنيد و اگر قيام كردند، قيام كنيد». (خطبه 96)
اولين ويژگي خانواده برتر در اسلام، اصالت خانوادگي و اصل و نسب پاكيزه است.
توجه به اصلاب ارزشمند پدران و دامنهاي مطهر و پاك مادران كه به پليديها به دورند، يكي از ملاكهاي اصالت خانواده برتر است كه اسلام بر
آن تأكيد كرده است. چنانكه در زيارتنامه امام حسين عليه السلام ميخوانيم: «شهادت ميدهم كه تو از گوهرهاي پاك و از ارحام مطهري. جاهليت به ناپاكيهايش، شما را آلوده نساخت و لباسهاي ناپاك خود را بر اندام شما نپوشاند».
از نظر اسلام، خانوادهاي برتر است كه هر كدام از اركان آن از ويژگي دين و ايمان و اعتقادات ناب برخوردار باشد. خداوند در آيه 221 سوره بقره چنين ميفرمايد: «زنان مشرك را تا ايمان نياوردهاند، به زني مگيريد و كنيز مؤمن بهتر از آزادزن مشرك است، هرچند زيبايي او شما را به شگفت آورد و به مردان مشرك تا ايمان نياوردهاند، زن مؤمن ندهيد و برده مؤمن بهتر از آزادمرد مشرك است، هرچند شما را به شگفتي آورد».
قرآن كريم از همسر حضرت نوح و حضرت لوط ياد ميكند كه تحت سرپرستي آنان و بيايمان بودند و از نظر مكتبي و فرهنگي خيانت كردند و به پيامبر خويش ايمان نياوردند. قرآن اين دو زن را الگوي مردم بد معرفي ميكند. (تحريم: 10)
در آموزههاي اسلامي براي گزينش همسر شايسته بر ويژگي دين و ايمان بسيار تأكيد شده است.
بنا بر فرمايش امير مؤمنان علي عليه السلام ، قدرت برخي نيايشها به اندازهاي است كه خود را به هدف استجابت نزديك ميسازد و خواسته خود را از عرش الهي برداشت ميكند. حضرت علي عليه السلام در اين باره ميفرمايد: «أربَعةٌ لا تُرَدُّ لَهُم دَعوَةٌ: الإمامُ العادلُ لرعيتِهِ و الوالدُ البارُّ لولدِهِ و الولدُ البارُّ لوالدِهِ و المظلومُ؛ (الإرشاد، ج1، ص3، ح4) دعاي چهار گروه رد نميشود: دعاي پيشواي دادگر در حق ملتش، دعاي پدر صالح در حق فرزندش، دعاي فرزند صالح در حق پدرش و دعاي ستمديده».
از نظر اسلام، زن و شوهر در خانواده برتر، سرشار از معنويتند و زندگي آنان صحنه ذكر و ياد خداست.
زن و شوهر در خانواده برتر از نظر اسلام، اهل تهجد و شب زندهداري، تلاوت قرآن، دعا و مناجات، راز و نياز، توبه و استغفار و مانند آن هستند.
در خانواده برتر، از نظر اسلام، دنيا و مال و ثروت، جاه و مقام و شهرت و امثال اين امور اعتباري، زن و شوهر را سيراب نميكند.
قرآن كريم، پرهيزكاري را معيار برتري معرفي ميكند. بر اين اساس، هر خانوادهاي كه در رعايت تقواي الهي پيشتاز باشد، الگويي برتر به شمار ميآيد.
زن و شوهر در خانواده برتر، پرهيزكار و خداترس هستند و حد و مرزهاي الهي را مراعات ميكنند.
اسلام در تشكيل خانواده، مردي را شايسته همسري ميداند كه پارسا باشد و از گناهاني مانند زنا، شرابخواري و گناهان آشكار دوري كند.
در خانواده برتر، زن و شوهر در برابر سختيهاي زندگي بيتابي نميكنند. آنها ناملايمات زندگي را هديههاي خدا بر خويش ميشمارند و هنگام دارايي، خدا را سپاس ميگويند و زمان نداري، صبوري ميكنند.
زن و شوهر در خانواده برتر به دليل برخورداري از دانش، مهارت و اخلاق، خانه و خانواده را به بهترين شكل ممكن اداره ميكنند.
در خانواده برتر، مرد مديري لايق و كاردان، پرتلاش، قاطع و جدي دركار است. او هزينه زندگي را از راه حلال تأمين ميكند. همسرداري او ايدهآل است و مديريت او بر مبناي تحكم و زورگويي نيست.
در خانواده برتر، مرد، حامي خانواده است و در ارشاد و هدايت و حمايت اعضاي خانواده سنگ تمام ميگذارد و آنان را به سوي معنويات و سعادت
سوق ميدهد. چنانكه قرآن كريم درباره اسماعيل صادق الوعد ميفرمايد: «وَكانَ يَاءمُرُ اَهْلَهُ بِالصّلوةِ وَ الزَّكوة...». (نحل: 90)
بر اساس معيار اسلام، بهترين نوع مناسبات و روابط در خانواده برتر وجود دارد.
از منظر آموزههاي اسلامي، زن در ايفاي سه وظيفه اصلي «شوهر داري»، «خانهداري» و «نقش مادري»، اسوه است. او در هر سه حوزه همچون همسرش از دانش، مهارت و اخلاق برخوردار است.
زن و شوهر در خانواده برتر، شخصيت يكديگر را گرامي ميدارند. در اين خانواده به زن به عنوان ركني از خانواده، احترام بسياري گذاشته ميشود و مرد نيز به عنوان ركني ديگر، از برترين جايگاه شخصيتي برخوردار است.
در آموزههاي اسلامي سفارش شده است هر كس زني را به همسري ميگيرد، بايد گرامياش بدارد و او را نيازارد و با ستمگريهايش خرد نكند و شخصيت و كرامت انساني وي را تباه نسازد.
زن و شوهر در خانواده برتر، بهترين مراتب خوشاخلاقي را به يكديگر نثار ميكنند.
در خانواده برتر، آغوش گرم محبت زن و شوهر براي يكديگر باز است. آنها با رويي گشاده و لبي خندان يكديگر را ملاقات ميكنند.
در خانواده برتر، مرد و زن از يكديگر شكايت نميكنند و هيچ يك از همسرشان در پايمال كردن حقوق خويش و انجام وظايفش گله نميكند.
زن و شوهر در خانواده برتر، به خوبي با وظايف خويش، آشنا و به آن پايبند هستند. زن و شوهر در چنين خانوادهاي، از تقسيم كاري كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله براي زندگي مشترك علي عليه السلام و فاطمه عليها السلام در نظر گرفت، خشنود هستند و هر كدام عمل به وظيفه در محدوده تعيين شده را براي خود كاري مقدس، در رديف جهاد در راه خدا ميشمارند.
در خانواده برتر، زن و شوهر، ايمان خود را در پرتو تحمل گرفتاريها و تنگدستي و شكرگزاري از خداوند در برابر نعمتهاي او كامل ميكنند.
خانواده برتر در زندگي، سبك و شيوهاي ممتاز دارند. زن و شوهر در چنين خانوادهاي، اهل كار و تلاشند، ولي همه جهتگيريهاي زندگي آنان به سمت و سوي زهد و سادهزيستي است.
خانواده برتر در شيوه زندگياش اندازه را نگه ميدارد، از نعمتهاي الهي، بيحساب و كتاب استفاده نميكند و آنها را از بين نميبرد.
در چارچوب زندگي برتر، بر اساس آموزههاي اسلامي، از تجملات و تشريفات اثري نيست.
در چارچوب زندگي برتر، بر اساس آموزههاي اسلامي، كرامت انساني ارزشمندتر از آن است كه زن و مرد اسير زرق و برق و تجملات دنيا شوند.
از ديدگاه اسلام، فرزندان خانواده برتر، نمونه كاملي از تربيتشدگان مكتبياند.
طبق الگوي ديني، فرزندان در خانواده برتر، از آغاز دوره كودكي، بر اساس تربيت ديني و اخلاقي پرورش مييابند و راه و رسم خوب زيستن را ميآموزند. همچنين باشخصيت و عزتمند و صالح بار ميآيند و به عرصه اجتماع قدم ميگذارند.
از انس بن مالك نقل شده است كه از پيامبر پرسيد: «ايمان كدام يك از مؤمنان كاملتر است؟» پيامبر فرمود: «آنكه با خانوادهاش خوش اخلاقتر باشد».
محبت ورزي و تربيت فرزندان در كلام معصومين عليهم السلام
زير فصل ها
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
امام علي عليه السلام
امام صادق عليه السلام
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله
فرزندانتان را در رحم مادرانشان تربيت كنيد. پرسيده شد: اين چگونه است، اي رسول خدا؟ فرمود: با خوراندن غذاي حلال (به مادرش).(1)
حق فرزند بر پدر اين است كه مادر او را گرامي بدارد.(2)
مردي به رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض كرد: حق اين فرزند بر من چيست؟ پيامبر فرمود: اسم خوب برايش انتخاب كني، به خوبي او را تربيت كني و به كاري مناسب و پسنديده بگماري.(3)
فرزندان خود را گرامي بداريد و خوب تربيتشان كنيد تا گناهان شما آمرزيده شود.(4)
فرزندان خود را به كسب سه خصلت تربيت كنيد: دوستي پيامبرتان و دوستي خاندانش و قرائت قرآن.(5)
مردم همانند معدنها مختلف هستند و اصل و نسب در انسان مؤثر است و تربيت بد، همانند اصل و نسب بد است.(6)
فرزند، هفت سال، سرور؛ هفت سال، فرمانبردار و هفت سال، وزير است.(7)
خداوند رحمت كند پدر و مادري را كه فرزند خويش را به نيكي كردن به خودشان ياري كنند.(8)
هر كس كودك گريانش را راضي كند تا آرام شود، خداوند از بهشت آنقدر به او ميدهد تا راضي شود.(1)
كودكان را دوست بداريد و به آنها مهرباني كنيد و هرگاه به آنها وعده داديد، وفا كنيد؛ زيرا آنها شما را روزيدهنده خود ميدانند.(2)
هر كس فرزندش را ببوسد، خداوند ثواب براي او مينويسد و هر كس او را شاد كند، خداوند او را در روز قيامت شاد خواهد كرد.(3)
پيامبر هر روز صبح بر سر فرزندان و نوادگانش دست ميكشيد.(4)
به فرزندان خود احترام كنيد و با آداب پسنديده با آنها معاشرت كنيد.(5)
بازيگوشي كودك در خردسالي، مايه فزوني عقل او در بزرگسالياش است.(6)
كودك را نزن، بلكه با او قهر كن، ولي نه به مدت طولاني.(7)
هر كس به فرزندش قرآن را بياموزد، خداوند در روز قيامت گردنبندي به گردن او آويزد كه همگان از آن شگفتزده شوند.(8)
كودكان خود را هفت سالگي به نماز خواندن عادت دهيد و در ده سالگي بر آنها سخت بگيريد.(9)
دوست داشتن فرزندان، پردهاي در برابر آتش است.(10)
1) الفردوس، كاشف الغطاء، ج3، ص549، ح5715.
2) اصول كافي، ج6، ص49، ح3.
3) اصول كافي، ج6، ص49، ح1.
4) محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج104، ص99، ح75.
5) علي قائمي، خانواده و تربيت كودك، صص200 و 201.
6) هندي، كنزالعمال، ج11، ص91، ح30747.
7) عدة الداعي، ص79.
8) ميزان الحكمه، ج10، ح16469.
9) ميزان الحكمه، ج14، ح22756.
10) تنبيه الغافلين، ص334، ح501.
امام علي عليه السلام
هر كس در خردسالي سؤال كند، در بزرگسالي پاسخ ميگويد.(1)
آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحميل نكنيد؛ زيرا آنان براي زماني غير از زمان شما آفريده شدهاند.(2)
امام صادق عليه السلام
ما هنگامي كه كودكانمان هفتساله ميشوند، به اندازهاي كه طاقت دارند، آنان را به نماز و روزه فرمان ميدهيم.(3)
خداوند عزوجل به انسان براي محبت بسيار به فرزندانش رحمت ميفرستد.(4)
همانا خداوند به بنده به دليل محبت زياد او به فرزندش رحم ميكند.(5)
احترام به والدين در قرآن
در قرآن كريم از نيكي و احسان به پدر و مادر سخن به ميان آمده و بر آن تأكيد شده است، به گونهاي كه اين موضوع در كنار پرستش خداوند مطرح گشته و گوياي اهميت اين موضوع است؛ امر مهمي كه متأسفانه گاهي از آن غافل هستيم.
«و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش به احسان سفارش كرديم. مادرش با تحمل رنج به او باردار شد و با تحمل رنج، او را به دنيا آورد و بار برداشتن و از شيرگرفتن او سي ماه است تا آن گاه كه به رشد كامل خود برسد و به
چهل سال برسد. ميگويد پروردگارا بر دلم بيفكن تا نعمتي را كه به من و به پدر و مادرم ارزاني داشتهاي، سپاس گويم و كار شايستهاي انجام دهم كه آن را خوش داري و فرزندانم را برايم شايسته گردان. در حقيقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمانپذيرانم. (احقاف: 15)
«و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش كرديم. مادرش به او باردار شد؛ سستي بر روي سستي و از شير باز گرفتنش در دو سال است. [آري به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت [همه] به سوي من است». (لقمان: 14)
«و به انسان سفارش كرديم كه به پدر و مادر خود نيكي كند، [ولي] اگر آنها با تو بكوشند تا چيزي را كه بدان علم نداري با من شريك گرداني، از ايشان اطاعت مكن. سرانجامتان به سوي من است و شما را از [حقيقت] آنچه انجام ميداديد باخبر خواهم كرد». (عنكبوت: 8)
خدا را بپرستيد و چيزي را با او شريك مگردانيد و به پدر و مادر احسان كنيد و درباره خويشاوندان و يتيمان و مستمندان و همسايه خويش و همسايه بيگانه و همنشين و در راهمانده و بردگان خود [نيكي كنيد] كه خدا كسي را كه متكبر و فخرفروش است، دوست نميدارد. (نساء: 36)
«پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد و به پدر و مادر [خود] احسان كنيد. اگر يكي از آن دو يا هر دو در كنار تو به سالخوردگي رسيدند، به آنها [حتي] اوف مگو و به آنان پرخاش مكن و با آنها سخني شايسته بگوي». (اسراء: 23)
«و چون از فرزندان اسرائيل پيمان محكم گرفتيم كه جز خدا را نپرستيد و به پدر و مادر و خويشان و يتيمان و مستمندان احسان كنيد و با مردم [به زبان] خوش سخن بگوييد و نماز را به پا داريد و زكات را بدهيد، جز اندكي از شما [همگي] به حالت اعراض روي برتافتيد». (بقره: 83)
ازدواج و استحكام خانواده در كلام مقام معظم رهبري
در اسلام بر روي ازدواج تأكيد ويژهاي شد، به خاطر تأثير عميق تشكيل خانواده در تربيت انسان در رشد فضايل در ساخت و ساز انسان سالم از لحاظ عاطفي، رفتاري، روحي و تربيتهاي بعدي.(1)
بقاي نسل بشري و قوام عالم به ازدواج است.
انتقال تمدنها و فرهنگها به ازدواج است.
بقاي استقلال جوامع ـ چه از لحاظ سياسي و چه از جهات ديگر ـ به ازدواج است.(2)
آن كشورهايي كه در آن خانواده دارد ضايع ميشود، در واقع، پايههاي مدنيت آنها دارد ميلرزد و نهايتاً فرو خواهد ريخت.(3)
فرصت ازدواج و آرام گرفتن در يك مجموعه خانواده، يكي از فرصتهاي مهم زندگي براي زن و مرد است.
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص130.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص14.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص38.
ازدواج، وسيله تسلي و وسيله پيدا كردن يك غمخوار نزديك است كه براي انسان در طول زندگي بسيار لازم است.(1)
اساس محبت، اطمينان است. اگر اعتماد بين زن و شوهر از بين رفت، محبت آرامآرام از بين خواهد رفت. بايد به هم اعتماد داشته باشيد.(2)
اگر ميخواهيد محبت طرف مقابلتان به شما زياد باشد، وفاداري كنيد، حس اعتماد او را جلب كنيد.
يكي از چيزهايي كه محبت در خانواده را به كلي به هم ميريزد، بياعتمادي زن و شوهر به همديگر است.(3)
در استحكام بنيان خانواده، زن و شوهر نقش مهمي دارند.
زن و شوهر با گذشت خودشان، با همكاري خود، با مهرباني و محبت و اخلاق خوب خودشان ـ كه از همه مهمتر هم محبت است ـ ميتوانند اين بنا را ماندگار و اين سازگاري را هميشگي كنند.(4)
خانواده، كلمه طيبه است. كلمه طيبه هم خاصيتش اين است كه وقتي يك جايي به وجود آمد، مرتب از خود بركت ميتراود و به پيرامون خودش نفوذ ميدهد.(5)
اگر در زندگي، محبت وجود داشت، سختيهاي بيرون خانه آسان خواهد شد. براي زن هم سختيهاي داخل خانه آسان خواهد شد.(6)
در ازدواج، اصل قضيه، محبت است. دخترها و پسرها اين را بدانند. اين محبتي كه خدا در دل شما قرار داده، حفظ كنيد.(7)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص29.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص70.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص70.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص31.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص23.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص67.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص67.
محبت، خانواده را پايدار ميكند. محبت، مايه ابدي زندگي است. كارهاي سخت به بركت محبت براي انسان آسان ميشود.(1)
در بنا و تشكيل خانواده و در حفظ خانواده بايد احكام اسلامي را رعايت كرد تا خانواده باقي بماند.
اگر روشهاي اسلامي رواج پيدا كند، خانواده مستحكم خواهد شد.(2)
در محيط اسلامي، زن و شوهر با همند، متعلق به همند؛ در مقابل هم مسئولند، در مقابل فرزندان مسئولند، در مقابل خانواده مسئولند.(3)
خانواده يك قرارداد است. يك امر طبيعي نيست كه دو چيز را به هم وصل كرده باشند.(4)
خانواده براي تنظيم زندگي انسان خيلي مهم است. البته خانواده بايد خوب اداره شود، بايد سالم اداره بشود.(5)
انسان كه ماشين نيست؛ انسان، روح است، انسان، معنويت است؛ انسان، عواطف و احساسات است. ميخواهد آرامش پيدا كند. اين آرامش كجاست؟ محيط خانواده است.(6)
محيط خانواده، محيط آرامش است و بايد محيطش آرام باشد.(7)
اساس ازدواج و مهمترين مصلحت ازدواج عبارت است از تشكيل خانواده.(8)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص68.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص30.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص31.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص29.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص29.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص28.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص28.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص26.
اگر خانواده سالمي در يك جامعهاي وجود داشته باشد، آن جامعه سالم خواهد شد.(1)
نگرش اسلام به خانواده، نگرشي درست، نگرشي اصيل و يك نگاه همراه با اهتمام است.(2)
تشكيل بناي خانواده يك نياز اجتماعي است.(3)
خانواده كه نبود، نوجوان نيست، كودك نيست، انسان نيست، مرد و زن صالح نيست، انتقال تجربيات مثبت و خوب و باارزش نسل گذشته به نسل بعد نيست.(4)
خانواده كه نبود، مركز توليد ايمان و دينباوري، ديگر نيست.(5)
فايده خانواده در تربيت نسل بشر و ايجاد انسانهاي سالم از لحاظ معنوي و فكري و رواني، يك فايده منحصر به فردي است.(6)
در شرع آمده كه پيوند ازدواج را محكم نگه داريد.(7)
خداي متعال از زندگي مشترك و مزدوج خوشش ميآيد.(8)
آدم تنها، مرد تنها و زن تنها كه همه عمر را به تنهايي ميگذرانند، از ديد اسلام يك چيز مطلوبي نيست.(9)
اسلام اين طور خواسته كه خانواده، سلول حقيقي مجموعه پيكره جامعه باشد، نه فرد تنها.(10)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص26.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص27.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص25.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص14.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
9) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
10) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
اسلام اصرار دارد كه پسرها و دخترها در همان سنيني كه براي ازدواج آمادهاند، ازدواج نمايند.(1)
ازدواج، سنت آفرينش است، سنت ميان انسانها و همه اقوام و اديان است.(2)
از نظر اسلام، تشكيل خانواده يك فريضه است. عملي است كه مرد و زن بايد آن را به عنوان يك كار الهي و يك وظيفه انجام دهند.(3)
زن و شوهر كوشش كنند يكديگر را به راه خدا هدايت كنند، يكديگر را در راه مستقيم نگه دارند و حفظ كنند.(4)
جواناني كه مشغول كاري در راه خدا هستند، با گرفتن همسر، با ازدواج، نبايد كارشان را متوقف كنند.(5)
وظايف داخل خانه زنان، نه اهميتش كمتر از وظايف بيروني است و نه اينكه زحمتش كمتر است. شايد زحمتش بيشتر هم باشد.
دختران ما بايد فاطمه زهرا عليها السلام را الگو قرار دهند. پسرهاي ما هم بايد حضرت زهرا عليها السلام و اميرالمؤمنين را الگو قرار دهند.(6)
دختر و پسرها به دنبال ايدهآل نباشند. در امر ازدواج، هيچ كس ايدهآل نيست، انسان نميتواند ايدهآل خود را پيدا كند. بايد بسازند و زندگي كنند.(7)
سازگاري در زندگي، اساس بقاي زندگي است و همين است كه محبت ميآفريند. همين است كه موجب بركات الهي ميشود.
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص81.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص83.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص84.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص108.
ازدواج يك نعمت خدادادي است. خداي متعال اين همسر خوب را براي شما فراهم كرده است. پس بايد به شايستگي شكر اين نعمت را به جا آوريد.(1)
زن و شوهر بايد يكديگر را درك كنند و بفهمند.(2)
زن و شوهر بايد به يكديگر احترام بگذارند، نه احترام ظاهري و تشريفاتي، بلكه احترامي واقعي.(3)
احترام را در قلب خود نگه داريد، براي هم حرمت قائل باشيد. اين در اداره زندگي مهم است. بين زن و شوهر، اهانت و تحقير و تذليل نباشد.(4)
محبت كه به وجود آمد، آن وقت، خانواده پايدار خواهد شد. يك بناي مستحكم و پايداري كه سالهاي متمادي ادامه پيدا ميكند.(5)
وجه مشترك زوجين در زندگي بايد عبارت باشد از: توجه به خدا و اطاعت دستورات الهي و عمل به فرامين خدا.(6)
خيلي از زنها هستند كه شوهر خودشان را بهشتي ميكنند. خيلي از مردها هستند كه همسر خود را حقيقتاً سعادتمند ميكنند.(7)
انسان با راهنمايي و دلسوزي و تذكر بهجا، با مانع شدن از زيادهرويها و بعضي از كجرفتاريهاي همسرش ميتواند او را اهل بهشت كند. (8)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص97.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص90.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص70.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص70.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص70.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص62.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص60.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص60.
خوشبختي عبارت است از: آرامش، احساس سعادت و احساس امنيت. جشن و اسراف و زيادهروي، كسي را خوشبخت نميكند.(1)
مهريه و جهيزيه هم كسي را خوشبخت نميكند. پايبندي به روشِ شرع است كه انسان را خوشبخت و سعادتمند ميكند.(2)
كمال بشري براي زن و شوهر در سايه ازدواج خوب ممكن خواهد شد.(3)
اگر زن و شوهر، اين كانون خانوادگي را قدر بدانند و براي آن اهميت قائل باشند، زندگي امن و آسوده خواهد شد.(4)
همه مردها دوست دارند وقتي وارد خانه شدند، خانه به آنها آرامش و امنيت و احساس راحتي و آسودگي بدهد. اين وظيفه زن است. (5)
مرد در چشم زن، مظهر اعتماد، نقطه اتكا و اعتماد است و محبت خودش را به او در اين قالب ترسيم ميكند.(6)
اگر مرد نقطه اتكا در زمينه مسائل ظاهر زندگي است، زن هم به نوبه خود نقطه اتكاست براي مسائل روحي و معنوي زندگي.(7)
زن، موجودي است رقيق، مظهر زيبايي و لطافت و رقت و مرد به اين چشم به او مينگرد. محبت او را در اين قالب ترسيم و مجسم ميكند.(8)
از طرف مرد وظيفه اين طور است كه ضرورتهاي زن را درك كند، احساسات او را بفهمد، نسبت به حال او غافل نباشد.(9)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص59.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص59.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص59.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص59.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص54.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص52.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص52.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص52.
9) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص53.
زن و شوهر دو نفرند، دو شريكند، دو رفيقند، هر كدام يك وُسعي از لحاظ فكري و روحي دارند.(1)
زن اگر دانشمند يا سياستمدار باشد، در بحث معاشرت خانوادگي، او گل است.(2)
روح زن چون لطيفتر است، احتياج به آرامش بيشتري دارد. او نياز به آسايش و تكيه كردن به يك جاي مطمئن دارد. اين تكيهگاه، شوهر است.(3)
از هر چيزي كه محيط خانواده را متشنج و دچار افسردگي و هيجانهاي بيمورد ميكند، اجتناب كنيد.(4)
نكاح علاوه بر يك تقاضاي طبيعي، يك سنت ديني و اسلامي نيز هست.(5)
جوانها در سنين مناسب، وقتي از دوران جواني خارج نشدهاند، در همان حال گرمي و شور و شوق بايد ازدواج كنند.(6)
در شرع مقدس اسلام، آنچه كه معيّن شده است، اين است كه دختر و پسر بايد كفو يكديگر باشند و عمده مسئله در باب كفو، عبارت است از ايمان.(7)
مهريه و جهيزيه زياد هيچ دختري را خوشبخت نميكند و هيچ خانوادهاي را به آن آرامش و سكون و اعتماد لازم نميرساند.(8)
اگر مهريه سنگين شد، ازدواجها مشكل خواهد شد، پسرها و دخترها بيخانمان خواهند ماند. هر چه آسانتر بگيرند، بهتر است.(9)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص53.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص50، (اشاره به حديث «المراه ريحانه و ليست بقهرمانه»؛ بحار الانوار، ج100، ص253).
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص51.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص31.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص13.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص13.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص15.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص128.
9) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص127.
من از مردم سراسر كشور خواهش ميكنم كه آن قدر مهريهها را زياد نكنند. اين سنّت جاهلي است.(1)
مهريه سنگين خلاف سنّت پيامبر و اولاد ايشان و ائمه هدي عليهم السلام و بزرگان اسلام است.(2)
بعضي خيال ميكنند كه مهريه سنگين به حفظ پيوند زناشويي كمك ميكند. اين خطاست، اشتباه است.(3)
آن چيزي كه مانع طلاق ميشود، اخلاق و رفتار است. رعايت موازين اسلامي است.(4)
اگر چنانچه در ازدواج، بحث ماديات عمده شد، اين معامله عاطفي و روحي و انساني تبديل خواهد شد به معامله مادي.(5)
سازگاري در محيط خانواده جزو واجبات است.(6)
اگر خداي ناكرده، اين زن و شوهر، نااهل باشند، مهريه سنگين هيچ معجزهاي نميتواند بكند.(7)
مهريه سنگين مال دوران جاهليت است. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آن را منسوخ كرد.(8)
مهريه هر چه كمتر باشد، به طبيعت ازدواج نزديكتر است؛ چون طبيعت ازدواج، معامله كه نيست، زندگي دو انسان است.(9)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص127.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص127.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص126.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص126.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص127.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص90.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص126.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص124.
9) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص125.
عروسي شيرين آن عروسي نيست كه در آن خيلي خرج ميشود، عروسي شيرين، عروسي صميمانه است.(1)
من به همه مردم سراسر كشور توصيه ميكنم كه ازدواجها را آسان كنند، بعضيها ازدواجها را مشكل ميكنند.(2)
اگر عقد، اسلامي باشد به سبك و سنتهاي قرآني و بنيانگذاري شده به وسيله اسلام، زندگي شيرين ميشود و زن و شوهر با هم خوب زندگي ميكنند.(3)
اصل مسئله ازدواج عبارت است از تفاهم و انس و اتحاد دو موجود در زندگي با يكديگر كه اين البته در اصل يك امر طبيعي است.(4)
بهترين دختران عالم، حضرت فاطمه زهرا عليها السلام بود و بهترين پسران عالم و بهترين دامادها هم حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام بود. ببينيد اينها چگونه ازدواج كردند؟(5)
مهمترين كمك به همسر اين است كه سعي كنيد همديگر را ديندار نگه داريد و مراقب باشيد همسرتان خطاي ديني نكند.(6)
ازدواج در حقيقت، دروازه ورود به تشكيل خانواده است و اساس همه تربيتهاي اجتماعي و انساني است.(7)
نفس اين علقه زوجيت و تشكيل يك واحد جديد، مايه آرامش زن و مرد و مايه كمال و اتمام شخصيت آنهاست.(8)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص120.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص122.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص118.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص120.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص123.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص62.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص18.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص18.
شارع مقدس، خانواده مسلمان و سالم را دوست دارد.(1)
هم زن و هم مرد بنا را بر سازش و همزيستي و همراهي بگذارد.(2)
انسان گاهي در زندگياش دچار تلاطم ميشود. همسر يك آرامش به انسان ميدهد كه متلاطم نباشد.(3)
اگر انسان بخواهد فرآوردههاي ذهني و فكري خود را به نسلهاي بعدي منتقل كند و جامعه از گذشته خودش بخواهد سود ببرد، اين فقط با خانواده ممكن است.(4)
در محيط خانواده است كه اول بار، همه هويت و شخصيت يك انسان بر اساس فرهنگ آن جامعه شكل ميگيرد.(5)
خانواده در اسلام، يعني محل سكونت دو انسان، محل آرامش رواني دو انسان، محل انس دو انسان با يكديگر.(6)
پيوند ازدواج زناشويي يكي از نعمات بزرگ الهي و يكي از اسرار آفرينش است.(7)
ازدواج يكي از موجبات بقا و ماندگاري و صحت و صلاح جوامع است.(8)
جامعه بيخانواده، جامعه آشفتهاي است، جامعه ناامني است.(9)
اگر جامعهاي خانواده نداشته باشد يا خانواده در آن متزلزل باشد، انسان در بهترين پرورشگاههاي خود هم پرورش پيدا نخواهد كرد.(10)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص18.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص31.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص28.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص26.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص26.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص27.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
9) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
10) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص24.
آنجايي كه انسان در آن صفا مييابد، راحتي رواني مييابد، اين محيط خانواده است.(1)
اگر خانوادهاي در جامعه نباشد، همه تربيتهاي بشري و همه نيازهاي روحي انسان ناكام خواهد ماند.(2)
وقتي خانواده سست شد، نسلهايي كه همينطور پشت سر هم ميآيند، بيحفاظند.(3)
طبيعت و ساخت بشري اينگونه است كه جز در آغوش خانواده، تربيت سالم و كامل و بيعيب و آن بالندگي لازم روحي پيدا نخواهد شد.(4)
اسلام در بيان قرآن، آفرينش زن و مرد و همزيستي اينها و در نهايت، زوجيت آنها را براي آرامش شناخته است.(5)
در خانواده، سه دسته انسان اصلاح ميشوند: يكي مردها كه پدران اين خانواده هستند؛ يكي زنها كه مادران اين خانوادهاند و ديگر، كودكان كه نسل بعدي اين جامعه هستند.(6)
اگر محيط زندگي آرام و مناسبي در خانواده حكمفرما باشد، ميتوان خاطرجمع شد كه فرزندان از لحاظ ساختار عاطفي و رواني سالم هستند.(7)
خانواده خوب يعني زن و شوهري كه با هم مهربان باشند، باوفا و صميمي باشند و به يكديگر محبت و عشق بورزند، رعايت همديگر را بكنند و مصالح همديگر را گرامي و مهم بدارند.(8)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص27.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص25.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص25.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص25.
5) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص27.
6) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص25.
7) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص25.
8) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص26.
ازدواج، رعايتهاي اخلاقي است كه دختر و پسر بايد با همديگر تا آخر عمرشان رعايت كنند و رعايت اصلي حفظ اين پيوند است.(1)
آنچه كه در ازدواج مهم است، رعايتهاي بشري و انساني است.(2)
در اسلام، ملاك اين همكاري كه اسمش زوجيت است، عبارت است از دين و تقوا.(3)
اسلام، ازدواج را يك ارزش قرار داده. كسي كه ازدواج نميكند، خود را از اين ارزش محروم نموده است.(4)
براي اسلام، زن و مرد هيچ فرقي ندارد. براي اسلام، جنس زن يا جنس مرد مطرح نيست؛ تكامل انساني مطرح است. (بيانات، 30/7/1376)
اگر زن در جامعه بتواند به علم و معرفت و كمالات معنوي و اخلاقي اي كه خداي متعال و آيين الهي براي همه انسانها ـ چه مرد و چه زن ـ به طور يكسان در نظر گرفته است، برسد، تربيت فرزندان بهتر خواهد شد، محيط خانواده گرمتر و باصفاتر خواهد شد. (بيانات، 30/7/1376)
زن بودن، براي زن يك ارزش والاست؛ يك اصل است. (بيانات، 13/4/1386)
به هيچ وجه تشبه به مردان براي زن ارزش به حساب نمي آيد؛ همچنا نكه براي مردها، تشبه به زنان ارزش به حساب نمي آيد. (بيانات، 13/4/1386)
مسئله اصلي زن، آن مسئله اساسي است كه امروز در غرب متأسفانه از بين رفته است. آن همان احساس آرامش و امنيت و احساس امكان بروز استعداد و مورد ستم قرار نگرفتن در جامعه و در خانواده و در خانه شوهر و در خانه پدر و امثال اينهاست. (بيانات، 30/7/1376)
1) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص14.
2) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص14.
3) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص15.
4) مطلع عشق (گزيدهاي از رهنمودهاي حضرت آيتالله خامنهاي به زوجهاي جوان)، گردآورنده: محمدجواد حاج علي اكبري، ص12.
در همه طرحهايي كه ما داريم، بايستي «خانواده» مبنا باشد؛ يعني شما اگر بزرگترين متخصص پزشكي يا هر رشته ديگري بشويد، چنانچه زن خانه نباشيد، اين براي شما يك نقص است. (بيانات، 4/10/1370)
نقش زن به عنوان عضوي از خانواده به نظر من از همه نقشهايي كه زن ميتواند ايفا كند، اين اهميتش بيشتر است. (بيانات، 13/4/1386)
اي پدرانِ دخترها! دخترها را براي داماد پولدار و اشرافي و شغلدار و نام و نشاندار و اسم و رسمدار نگه نداريد. اگر ميبينيد يك جوان، مسلمان مؤمني است، دختر و پسر هر دو مسلمان، هر دو كفو، وسايل ازدواجشان را فراهم كنيد. اين قدر سنگ بر سر راه ازدواج نياندازيد. (خطبه نماز جمعه، 7/9/1359)
اي مادرانِ پسرها و اي خود پسرهايي كه ميخواهيد داماد بشويد! در ازدواج، معيارهاي اسلامي را در نظر بگيريد. همهاش دنبال زيبايي نرويد. (خطبه نماز جمعه، 7/9/1359)
از نظر اسلام، خانواده يك ركن بزرگ است، اگر باشد و سالمش باشد و تربيت درست باشد، در پيشرفت كار جامعه به صورتي كه اسلام ميخواهد، تأثير زيادي دارد. اسلام ميخواهد اين كانون تشكيل بشود و به وجود بيايد. (حديث ولايت، ج7، ص221)
يكي از معيارهايي كه من به شدت مايل به نفي آن هستم، مسئله ثروت است. وقتي جواني مي خواهد ازدواج كند ـ چه پسر و چه دختر ـ اصلاً نبايد ثروت همسر و نامزد ازدواجش را مورد توجه قرار دهد. به نظر من اين يك جاذبه گمراهكننده است، نه يك جاذبه حقيقي. (بيانات، 18/8/1377)
ازدواج براي فرزندان خود را آسان بگيريد؛ چرا كه نتيجه درخواست مهريههاي بالا و جهيزيههاي سنگين موجب تأخير و احتمالاً انجام نشدن ازدواج ميان جوانان خواهد شد. (بيانات، 3/9/1373)
انسان كه ماشين نيست، انسان روح است، انسان معنويت است، عواطف و احساسات است. حالا ميخواهد آرامش پيدا كند. آرامش كجاست؟ محيط خانواده است. (بيانات، 16/11/1379)
عروس و داماد به هم محبت بورزند، چون محبت آن ملاطي است كه اينها را براي هم حفظ ميكند، در كنار هم نگه ميدارد و نميگذارد از هم جدا شوند. محبت كه بود، وفاداري هم هست. (24/9/1376)
محبت در صورتي خواهد ماند كه طرفين حقوق يكديگر و حدود خود را رعايت كنند و از آن تخطّي و تجاوز نكنند. (بيانات، 11/12/1377)
احترام به اين معنا نيست كه مثلاً همديگر را با القاب و آداب صدا كنند، بلكه قلباً مرد نسبت به زن خود و زن نسبت به مرد خود، احساس احترام داشته باشند. (بيانات، 19/9/1371)
اگر بخواهيد همسرتان به شما آن محبتش محفوظ بماند، بايد رفتار خودتان را محبت برانگيز كنيد. حالا معلوم است كه انسان چه كار بايد بكند تا محبتش معلوم شود. (بيانات، 19/12/1376)
بايستي وفاداري كنيد، امانت نشان بدهيد، صفا نشان بدهيد، توقعات خود را خيلي بالا نبريد، بايد همكاري كنيد، بايد اظهار محبت كنيد، اينها محبت ايجاد ميكند. (بيانات، 19/12/1376)
اگر زن و شوهرها نسبت به احساسات يكديگر بياعتنايي و بيتوجهي كنند و به تدريج حالت بيمحبتي از يك طرف به وجود بيايد؛ چون بيمحبتي مرضي مسري است، حتماً به آن طرف ديگر هم سرايت ميكند. اين طوري است. نبايد بگذاريد. هر دو بايد تلاش و كوشش كنيد. اين پايه اصلي است. (16/5/1379)
خانواده خوب يعني زن و شوهري كه با هم مهربان باشند، باوفا و صميمي باشند و به يكديگر محبت و عشق بورزند، رعايت همديگر را بكنند، مصالح همديگر را گرامي و مهم بدارند. (بيانات، 12/9/1377)
زن در داخل خانواده، عزيز و مكرّم و محور مديريت دروني خانواده است. شمع جمع افراد خانواده است، مايه انس و سكينه و آرامش است. (بيانات، 5/5/1384)
بعضي خيال ميكنند كه زن كمبودش اين است كه مشاغل بزرگ و پر سروصدا ندارد. مشكل زن اين نيست. حتي آن زني كه شغل بزرگي هم دارد، همان زن هم به محيط امني در خانواده، به يك شوهر مهربان، با محبت، به يك تكيهگاه مطمئن عاطفي و روحي كه شوهر و مرد اوست، احتياج دارد. (بيانات، 30/7/1376)
در داخل خانواده هم، از نظر اسلام، مرد موظف است كه زن را مانند گلي مراقبت كند. مي فرمايد: «المرأة ريحانة؛ زن گل است». (بيانات، 30/6/1376)
كانون خانواده ـ كه حوضچه آرامش زندگي پرچالش و پرتلاش هر انساني است ـ به وجود زن آرام مي گيرد و سكينه و اطمينان پيدا مي كند. (بيانات، 5/5/1384)
مهمترين چيزي كه بشر به آن احتياج دارد، آرامش است. سعادت انسان در اين است كه از تلاطم و اضطراب روحي در امان و آرامش روحي داشته باشد. اين را خانواده به انسان مي دهد؛ هم به زن و هم به مرد. (بيانات، 30/7/1376)
سادهزيستي در خانواده در كلام مقام معظم رهبري
از اينكه مردم فداكار و انقلابي ايران در امور شخصي به مصرفگرايي سوق داده شوند و قناعت انقلابي را از ياد ببرند، به خدا پناه ميبرم.
آنان كه تجملات را از روي بيدردي ناشي از وسعت و توانايي مالي انجام ميدهند به خود آيند و به انفاق روي آورند.1
در همه امور زندگيتان سادگي را رعايت كنيد. اولش هم، همين مجلس ازدواج است. از اينجا شروع ميشود. اگر ساده برگزار كرديد، قدم بعدياش هم ميشود ساده.(1)
از اول، پايه زندگي را بر اساس سادگي و ساده زيستي بگذاريد تا زندگي بر خودتان، بر كسانتان و بر مردم جامعه انشاءالله آسان شود. (2)
اسير تجملات و تشريفات و چشم و همچشميها نشويد.
خودتان را در دام مسابقه مادي در امر زندگي نيندازيد. هيچ كس در اين مسابقه خوشبخت و كامياب نميشود.
اين ظواهر زرق و برقدار زندگي شخصي، اينها هيچ كدام انسان را نه خوشبخت ميكند، نه دلشاد و راضي.
زندگي بايد با كفاف و راحت بگذرد، نه پرخرج و مسرفانه. اين دو تا را بعضيها چرا با هم اشتباه ميكنند؟ با كفاف يعني محتاج كسي نباشند و بتوانند زندگيشان را اداره كنند، بدون احتياج به هيچ كس.(1)
زندگيتان را بر پايه اسراف قرار ندهيد؛ زندگي را ساده قرار دهيد. (2)
زندگي را آن طوري كه خداي متعال ميپسندد، قرار دهيد و از طيبات الهي بهرهمند شويد؛ بر حسب اعتدال و عدالت.(3)
يكي از موجبات سعادت خانوادهها و اشخاص اين است كه تقيدات زايد و تجملات زيادي و پرداختن بيش از اندازه لازم به امور مادي، از زندگيها دور شود.(4)
ساده زندگي كردن منافاتي با رفاه هم ندارد. آسايش اصلاً در سايه ساده زندگي كردن است.(5)
قناعت كنيد، از قناعت خجالت نكشيد. بعضيها خيال ميكنند كه قناعت مال آدمهاي تهيدست و فقير است و اگر آدم داشت، ديگر لازم نيست، قناعت كند.11
مادرهاي عروسها در تهيه جهيزيه دست نگه دارند، خيلي افراط و اسراف نكنند.(6)
جهيزيه فاطمه زهرا عليها السلام به قدري بود كه شايد دو نفر آدم با دست ميتوانستند از اين خانه بردارند ببرند آن خانه. ببينيد افتخار اينهاست. ارزش اينهاست. (7)
مبادا خيال كنيد كه دخترتان اگر جهيزيهاش كمتر از دختر همسايه و قوم و خويش بود، اين سرشكستگي است؛ نه اين سرشكستگي نيست.(1)
توقعات مادي زياد و بالا، موجب تنگي معيشت و موجب ناراحتي خود انسان ميشود.(2)
اگر انسان توقع خودش از زندگي را توقع كمي قرار دهد، اين مايه سعادت خواهد بود.(3)
در همه مراحل بايستي ميانهروي و قناعت و گرايش به روش متواضعانه و فقيرانه را فراموش نكرد كه اين نظر اسلام است.(4)
سعيتان را بگذاريد بر زندگي ساده و به دور از اشرافيگري؛ بر زندگياي كه منطبق باشد بر زندگي متوسط مردم. نميگويم پايينترين مردم، متوسط مردم.(5)
ساده برگزار كردن ازدواج، چه در مهريه، چه در جهيزيه و چه در مجلسِ عروسي، ننگ نيست.(6)
ما عقيده داريم كه همه از روي عقيده و ايمان و عشق و دل خودشان به يك حدي قانع باشند.(7)
زندگي را ساده بگيريد، خودتان را اسير تشريفات نكنيد.(8)
زن و خانواده از چند چشمانداز
زير فصل ها
خانواده، سنگ بناي جامعه
جايگاه والدين و ارتباط آنان با فرزندان
پيوند خانواده و دين
دعوت به ازدواج ساده و تأمين آرامش در خانواده
پيآمدهاي زندگي مجردي
اهميت آموزش در خانواده
راهكارهاي موفقيتآميز همسران در برقراري روابط
گسترش و تعميق اخلاق اسلامي در خانواده
تبيين روابط و مناسبات خانوادگي صحيح
صميميت و احترام در خانواده
نقش مادران در تربيت ديني فرزندان
به فرزندانمان بياموزيم
اهميت تفريحات سالم در خانواده
اهميت و نقش شادي در خانواده
نقش رسانهها در هويت فرزندان
توجه به سبك زندگي اسلامي ـ ايراني و نقد سبك زندگي غربي
آسيبهاي خزان زندگي
خانواده، اينترنت، الگوپذيري و توطئه نظام سلطه
خانواده، سنگ بناي جامعه
خانواده محل تحقق غرايز محبت، عشق و نوعدوستي است.
خانواده، نهادي مقدس است كه ميتواند بهترين مكان براي آسايش و آرامش جسم و روان آدمي باشد.
خانواده، سنگ بناي جامعه و سازمان نظاميافته اجتماعي است كه در همه جوامع ارزش و اهميت بسياري دارد.
خانواده، نخستين و پايدارترين نهاد انساني و بخشي كوچك و مؤثر از جامعه است كه عناصر آن بر يكديگر اثرگذارند.
خانواده، مهمترين نهاد در هر جامعه است؛ نهادي كه پايههاي فرهنگ جامعه در آنجا شكل ميگيرد.
خانواده از محوريترين نهادهاي اجتماعي بشري و هسته نخستين تشكيل جامعه به شمار ميرود.
خانواده يعني محيطي امن و دوستداشتني؛ جايي براي سپردن دردها و غصهها به فراموشي زمان.
خانواده جايي است كه فرزندان، اين آيندهسازان جامعه ميآموزند كه يكدلي و همياري، رمز شكوفايي هر گروه و نهاد و جامعهاي است.
خانواده، ارزشمندترين جايگاه تربيتي را دارد، به گونهاي كه مراقبتها و حمايتهاي اوليه در خانواده شكل ميگيرد و اساسيترين نيازها با ياري اين نهاد مهم برطرف ميشود.
زندگي خانوادگي، پديدهاي جهاني است و از قديميترين و در عين حال، بادوامترين نهادهاي انساني به شمار ميرود.
آيا ميدانيد هر بحراني كه اجتماع را فرا گيرد، خانواده نيز از آن اثر ميگيرد و در مقابل، هرگاه خانواده گرفتار تزلزل و كاستي شود، آينده جامعه نيز به خطر ميافتد؟
اگر بنيان اخلاقي و معنوي خانواده، استوار باشد، بحرانهاي احتمالي جامعه كاهش مييابد؟
با توجه به كاركردهاي خانواده ميتوان گفت نقش خانواده در حيات اجتماعي انسانها، انكارناپذير است.
آيا ميدانيد استواري روابط خانوادگي، در بهبود روابط اجتماعي و كاهش مشكلات جامعه نقش مؤثر و مثبتي دارد؟
آيا ميدانيد براي تحقق جامعهاي پويا و معنوي، پيش از هر چيز بايد خانوادهاي سالم و معنوي داشته باشيم؟
اجتماع سالم در گروي خانوادههاي سالم است.
خانواده معتدل و سالم ميتواند افرادي را تربيت كند كه در آينده وارد اجتماع شوند و سرمنشأ بيشترين تعاملات و ارتباطات مختلف باشند.
اعضاي خانواده همانند قطعات پازل، در كنار يكديگر و در رابطهاي تنگاتنگ ميتوانند تصويري كامل و زيبا را بيافرينند.
در بين اعضاي خانواده خوشبخت، حس مسئوليت وجود دارد؛ زيرا اعضا به گفتوگو و مشورت منطقي اعتقاد دارند و احساس مسئوليت ميكنند.
در خانواده خوشبخت، افراد به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوءاستفاده نميكنند و اعتماد را يكي از پايدارترين ويژگي زندگي خود ميدانند.
اعضاي خانواده خوشبخت از سليقهها و عقايد يكديگر آگاهند و به آن احترام ميگذارند.
اعضاي خانواده خوشبخت، خواستههاي طبيعيشان را بدون نگراني يا خشونت نشان ميدهند.
اعضاي خانواده خوشبخت به حريم يكديگر احترام ميگذارند و از حدود خود فراتر نميروند.
اعضاي خانواده خوشبخت، نگران سلامت روحي و جسمي يكديگر هستند و از هم مراقبت ميكنند.
اعضاي خانواده خوشبخت، در بيشتر وقتها لحظات خوشي را كه با يكديگر بودهاند، مرور ميكنند، دنبال خاطرات تلخ نيستند و دوست دارند هميشه در فضايي شاد زندگي كنند.
صرفهجويي و پسانداز كردن جزو برنامههاي اقتصادي خانوادههاي خوشبخت است.
اعضاي خانواده خوشبخت، براي رشد يكديگر ميكوشند و زمينه پيشرفت خانواده را فراهم ميكنند.
هيچ كس در خانواده خوشبخت، خود را برتر از ديگري و قدرتمند نميبيند.
همه اعضاي خانواده خوشبخت احساس ميكنند برنده و موفق و اميدوارند.
افراد در خانواده خوشبخت، علاقه، عشق، محبت، صفا و يكدلي خود را در رفتار و گفتار به يكديگر ابراز ميكنند.
افراد در خانواده خوشبخت، از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند.
زن و مرد خانواده خوشبخت، در برابر درخواستهاي هم برخوردي مثبت و منطقي دارند.
در خانواده خوشبخت، زن و مرد در كنار يكديگرند، نه رو در رو و رقيب يكديگر. آنها رفيق هم هستند و از خود واكنش منفي نشان نميدهند.
خانوادههاي خوشبخت ميكوشند بچههاي خوب و سعادتمندي تربيت كنند و به جامعه تحويل دهند.
حضور خداوند متعال در رابطه بين زوجين مسلمان، پر رنگ است.
اساس تفاهم در خانواده، داشتن روحيه تواضع است.
احترام و محبت به خانواده حاكميت ميبخشد.
همانگونه كه به خانه و لباس و فرش و چينش وسايل اهميت ميدهيم، بايد براي آراستگي، آرامش و چينش تربيتي نظام خانواده اهميت قائل شويم.
آرامش مادر در خانواده، زمينهساز تربيت درست فرزندان است. اگر مادري از نظر عاطفي آسيب ببيند، دلمردگي و سبب تضعيف تربيت فرزندان و مديريت خانه ميشود.
والدين ميتوانند براي پرورش استعدادهاي فرزندان، محيطي آرام و دوستداشتني فراهم كنند.
اگر كودكان ما در خانه آسايش نداشته باشند، بدون شك، بيرون از خانواده دنبال آن خواهند بود. كه در اين صورت، امنيت و سلامت آنان به خطر ميافتد.
كودك، رفتار و كردار والدين را در ناخودآگاه ذهن خود ضبط ميكند و در آينده آنها را به كار خواهد بست.
پدران و مادراني كه به فرداي فرزندان خود اهميت ميدهند و از كودكي در انديشه آموزش، فراغت و سرگرميهاي مفيد آنها هستند، فرزندانشان كمتر در جامعه آسيب ميبينند.
اگر رنگ امروز آبي است، مديون نقاشي خوب پدران و مادران ماست و اگر خاكستري، باز هم نتيجه نقاشي آنهاست. ما، پدران و مادران امروز، فرداي جامعه را چگونه نقاشي ميكنيم و چه چيز به فرزندانمان ميآموزيم؟
هر چه امروز داريم، يادگار ديروز است. ما براي فرداي فرزندانمان چه يادگاري به جا ميگذاريم؟
خانواده در نظام ارزشي اسلام، منزلت و قداست خاصي دارد و زنان در خانواده، مديريت داخلي اين واحد كوچك اجتماعي را برعهده دارند.
زن علاوه بر وجهه انساني خويش و نيز نقش اجتماعياش در جامعه، در خانواده نيز نقش و مسئوليتهايي دارد كه تربيت صحيح فرزند و پاسداري از كانون گرم خانواده از مهمترين اين نقشهاست.
ايجاد سكون و آرامش همسران در كنار يكديگر، يكي از اهداف مهم ازدواج است.
وجود صفا، يكرنگي و صميميت در خانواده، نشانه توفيق ازدواج در رسيدن به هدف اصليتر است و نشان ميدهد زن و مرد هر دو به وظايف خود عمل ميكنند.
با توجه به عواطف بسيار زنان، آنان در تأمين بهداشت رواني خانواده نقش چشمگيري دارند. خداوند در قرآن ميفرمايد: «از نشانههاي خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا در كنارشان آرامش پيدا كنيد و ميان شما مودّت و رحمت برقرار ساخت».
زن ميتواند همسر خسته و نااميدش را در برابر مشكلات، اميدوار سازد يا دستكم سنگِ صبور او باشد.
تربيت و تعليم و پرورش انسان يكي از وظايف زنان است كه سعادت فردي آنان را تضمين ميكند.
زن در جامعه اسلامي، محور و كانون اصلي تشكيل خانواده است.
زنان، مهمترين نهاد اجتماعي را كه محلي براي پرورش نسل بشر است، شكل ميدهند. در بيان مكرر از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و امير مؤمنان، علي و ائمه عليهم السلام ، اين رسالت به عنوان جهاد زنان تعريف شده است كه به تنهايي با همه فعاليتهاي اجتماعي، سياسي و جهاد مردان در راه خدا برابري ميكند.
خداوند به حرمت نقش مادري و به حكمت نيازمنديهايي كه اين نقش براي اثر گذاشتن روي فرزندان دارد، از هيچ چيز دريغ نفرموده و به زن دو قابليت عظيم داده است: يكي، قدرت تحول و ديگري، قدرت تحمل.
خداوند متعال، كلام مادر را اثرگذار كرده و چون او از درِ عاطفه كه درِ باز قلب انسانهاست، وارد ميشود، كلام و كردارش بسيار اثرگذار است.
امروز روانشناسي مدرن اين نكته را تأييد كرده كه پژواك صداي مادر در روح و جان فرزندان اثرگذار است.
تربيت صحيح فرزند يا انسانسازي از كاركردهاي اساسي خانواده است و اين امر مهم از مادر ساخته است.
مهمترين نقش زن، حضور در خانه و ايجاد كانوني محبتآميز براي تربيت فرزندان و حتي شوهران است.
اگر زنان شاغل نميتوانند به وظايف اصليشان در خانه برسند و فرزندانشان را تربيت كنند و نيازهاي مشروع مرد را برآورده سازند، در حقيقت، كارشان ارزشمند تلقي نميشود.
مقام معظم رهبري ميفرمايد: «اسلام در باب خانواده و جايگاه زن در خانواده، نظر خيلي روشني دارد: «المرأة سيّدة بيتها؛ بزرگ خانه، زن خانه است» اين جمله از پيغمبر اكرم صلي الله عليه و آله است.
زن در خانواده، جايگاه ويژهاي دارد و ائمه عليهم السلام در گفتارهاي گوناگوني در اين باره فرمودهاند: «المرأة ريحانة و ليست بقهرمانة».
حضور در خانواده كه اولين و مهمترين پايگاه اجتماعي به شمار ميآيد، براي زنان از كار در بيرون بسيار مهمتر است!
قابليتهايي كه خداوند در وجود زنان به امانت نهاده است، با برخي مشاغل امروز سنخيت ندارد.
خوب است فرزندان دستبوسي پدر و مادر و قدرشناسي از آنها را از ياد نبرند و با احترام عملي به والدين، به فرزندان خود نيز اخلاق پسنديده را بياموزند.
ديد و بازديد و سراغ گرفتن از خويشاوندان و بستگان، يكي از آموزههاي زيباي دين ماست. چه زيباست اگر همواره اين آموزه را به ياد داشته و در مناسبتهاي خاص و روزهاي عادي به اين سنت پايبند باشيم.
تجملگرايي يكي از دردناكترين پديدههاي زندگي مدرن و يكي از دلايل به تأخير افتادن ازدواج و در نهايت، ايجاد مشكلات مختلف فردي و اجتماعي است.
يادمان باشد تجملگرايي از دوره كودكي در ذهن فرزندانمان شكل نگيرد.
سادهزيستي فقط در گذشتههاي دور راهگشا نبوده است، بلكه حتي در دنياي مدرن امروز هم ميتواند راهگشا باشد.
جايگاه والدين و ارتباط آنان با فرزندان
وقتي بهشت زير پاي مادران است، وقتي نگاه محبتآميز به والدين عبادت محسوب ميشود، وقتي احسان و نيكي به پدر و مادر، عمر را افزايش ميدهد، چرا از اين موضوع غفلت كنيم؟
ارج نهادن به والدين نشانه كوچكي از درك و هوشمندي و عاطفه و قدرشناسي در مقابل تمام زحماتي است كه پدر و مادر از پيش از ولادت فرزندان تا دوران رشد و شكوفايي و به اصطلاح «سرانجام گرفتن» و حتي پس از آن، با آنها درگير بودهاند.
خيلي بايد مراقب باشيم، مبادا عملي از ما سر بزند كه سبب دلآزردگي و دلشكستگي والدين شود.
هرگز نبايد سلامتي جسمي و شادابي و نشاط روحي والدين را كم اهميت دانست. بايد همواره آنها را در ميان كانون گرم خانواده جاي داد تا هرگز احساس تنهايي نكنند و غمگين و آزردهخاطر نباشند.
بر پايه روايات ديني، احسان به والدين، سبب طولاني شدن عمر، همنشيني با نيكان در آخرت و همچنين موجب مغفرت الهي ميشود.
كودكان، نعمتهايي هستند كه خداوند به پدر و مادر ارزاني داشته است و به نيازمنديهاي آنان بايد در محيط خانواده پاسخ گفته شود. شادي، يكي از اين نيازهاست.
چيزي كه كودكان بيشتر به آن احتياج دارند، داشتن خانوادهاي مهرورز و هماهنگ و شادمان است.
دوره كودكي، چنان زود و تند ميگذرد كه ما چيزي از آن درنمييابيم. بايد آن سالها را براي بچههايمان، شاد، مهرآميز و ايمن كنيم.
يادمان باشد: شاد زيستن در كنار همديگر، بسيار اهميت دارد.
بايد هر عضوي از خانواده، خود را در شمار گروهي حس كند كه براي نشاط و صميميت و حمايت از خانواده گام برميدارد.
محبت به كودك سبب دريافت پاداشهاي معنوي ميشود.
محبت به كودك سبب تقويت اعتماد به نفس كودك ميشود.
محبت به كودك سبب پيشگيري از ناسازگاري كودك ميشود.
محبت به كودك سبب تقويت احساس بالندگي و رشد كودك ميشود.
با هر بار لبخند زدن پدر و مادر به فرزند، فرزند درمييابد كه به او اهميت ميدهند. بدين ترتيب، كودك در دوره خردسالي، اعتماد به نفس مييابد.
بايد هفتهاي يك بار همه اعضاي خانواده دور هم جمع شوند تا درباره مسائل مختلف و برنامههاي گوناگون گفتوگو كنند و امكان صحبت كردن، گوش دادن و به توافق رسيدن براي همگان فراهم آيد.
تعطيلي آخر هفته، فرصت مناسبي براي همدلي و استفاده از برنامههاي خانواده و ارج نهادن به نظرهاي فرزندان است.
بهتر است در روزهاي تعطيل، چه در خانه و چه بيرون از خانه، محيطي شاداب و سرزنده، براي فرزندانمان فراهم آوريم.
يكي از بهترين هدايايي كه پدر و مادر ميتوانند به فرزندانشان بدهند، امكان شاد زيستن و شاد بودن آنهاست.
براي شاد بودن، به ثروت و دارايي فراوان نيازي نيست، بلكه ميتوان با سادهترين و پيشافتادهترين وسايل و امكانات نيز كودكان را شاد كرد.
بچههايي كه بتوانند احساسات و عواطف شاد درونشان را بشناسند، ميتوانند آن را در سراسر زندگي خود حفظ كنند.
شادي كودكان سبب تقويت روحيه، انگيزه، عزت نفس و پايداري آنها ميشود.
خنديدن شما در كنار خانواده بر روح زندگيتان اثر فراواني ميگذارد و از بسياري از فشارهاي رواني خانواده ميكاهد.
يادمان باشد كودكان موفق، كودكان شادند و كودكان شاد، كودكان موفقند.
همه اعضاي خانواده به زماني براي تخليه بار هيجاني، زنگ تفريح و لحظههاي شاديبخش نياز دارند.
وقتي فرزندتان در انجام كاري موفق شده و توانسته است به هدفش برسد، با گفتن جملههايي كه شادي شما را از اين پيروزي نشان دهد، او را تشويق كنيد.
خانواده، محيطي براي يافتن و بارور كردن سرمايه وجودي و استعداد فرزندان است.
وقتي اشتياق فرزندتان را براي همكاري بپذيريد و نشان دهيد تحت تأثير محبتهاي او قرار گرفتهايد، موجب شادي و افزايش اعتماد به نفس او خواهيد شد.
دوست داشتن و ابراز عشق و محبت زن و مرد به يكديگر باعث گرمي بيشتر كانون خانواده و شادي خواهد شد.
اگر ميخواهيد زندگي شيرين و آرامي داشته باشيد، از زندگيتان لذت ببريد و در زندگيتان، كامروا و شادمان باشيد.
پدر و مادر در ساختار خانواده جايگاهي خاص دارند. آنها با توجه به موقعيتشان در محيط خانواده، نقشهايي متفاوت و مكمل را ايفا ميكنند.
در جاهايي، حضور مادر، پررنگتر و در مواردي، حضور پدر اثرگذارتر است. آنها ميتوانند به طور مشترك بر مناسبات خانوادگي اثر بگذارند.
پدر و مادر عضو يك تيم هستند؛ نه رقيب تربيتي.
پدر، نماد اقتدار در خانواده است و در تربيت روحي و رواني فرزندان نقش مهمي دارد.
رابطه پدر با هر يك از فرزندانش اهميت خاصي دارد.
پدر ميتواند راهنماي فكري خوبي براي پسر باشد. او ميتواند پسر را براي ايفاي نقشهاي مردانه، تربيت كند.
بر پايه تحقيقات انجام شده، پسرها از سه سالگي ميكوشند رفتارشان شبيه پدرشان باشد. پسر به محبت پدر و احساس تفاهم با او نيازمند است.
پدران بايد از تمايل پسران براي تقليد از آنها در شيوه راه رفتن يا لباس پوشيدن و صحبت كردن استقبال كنند. نبايد اين تقليدها را نكوهش كرد.
تقليد از گفتار و رفتار پدر ميتواند به يادگيري ارزشها و سنتهاي اجتماعي بينجامد.
بهترين رابطه بين پدر و فرزند پسر، بر رابطه پايه دوستي و صميميت است.
ارتباط نزديك و صميمي پسر با پدر و حمايتهاي فكري او سبب ميشود فرزند پسر احساس كند از پشتوانهاي محكم برخوردار است. البته نبايد در اين حمايتها افراط شود.
رابطه پدران با دختران نيز اهميت خاصي دارد. دختر مرد آرمانياش را به كمك پدرش شناسايي ميكند.
يادمان باشد! رفتار پدر با مادر، در نگاه دختر به زندگي مشترك در آينده نقش مهمي دارد.
دختراني كه رفتار احترامآميز پدر با مادر را در خانه ميبينند، از ازدواج و آينده خود، تصويري مثبت در ذهن خواهند داشت.
پدران ميتوانند راهنماي فكري خوبي براي فرزندان دختر خود باشند.
اگر پدر به دخترش محبت كند، او را دوست بدارد و به صورت آشكار اين دوستي را نشان دهد، به رشد عاطفي دخترش كمك ميكند.
برخي پژوهشها نشان داده است كه كمرنگ شدن روابط عاطفي ميان پدر و دختر سبب ميشود كه او اين محبت را بيرون از خانه جستوجو كند. اين امر، زمينه را براي بسياري از انحرافها فراهم ميكند.
مادر گنجياب است و ميتواند سرمايههاي واقعي را در وجود فرزندانش بيابد.
مادر، مؤثرترين عامل تربيت و تأمينكننده سلامت روحي، رواني و جسماني فرزندان است.
توجه نظام تربيتي و حقوقي اسلام به مادران، نشانه نقش اساسي مادران در تربيت فرزندان است.
محبت مادر به فرزند چنان اثرگذار است كه هيچ چيزي نميتواند جاي آن را بگيرد.
نوازش مادر يكي از غذاهاي روحي كودك است و مادر بايد به اندازه لازم، فرزندش را از اين غذاي روحي بهرهمند سازد.
مادران در زمينه تربيت دختران، از كاركردهاي اثرگذار تربيتي برخوردارند. روانشناسان معتقدند پرورش صفاتي از قبيل اعتماد به نفس، عزتمندي و خودباوري و بر عهده مادراني كارآمد و فهيم است.
مادر از نظر رواني و عاطفي، سرشار از محبت است و توان بالايي در ابراز احساسات و عواطف دارد. حال اگر از اين توان، درست استفاده شود، در تحكيم پيوند خانوادگي و چگونگي شكلگيري روابط اجتماعي فرزندان، نقش سازندهاي خواهد داشت.
مادر در تلطيف احساسات فرزند به ويژه فرزند پسر، نقش مهمي دارد. گاهي تندخوييها و پرخاشگريهاي پسران، در مكالمهاي ساده و آرامبخش با مادران فرو مينشيند.
مادران به دليل عواطف قوي، به شِكوهها و مشكلات فرزندان، بهتر توجه ميكنند و رازداراني امين در خانواده هستند.
مادران ميتوانند در زمينه الگودهي به دختران، بسيار اثرگذار و جهتدهنده باشند؛ البته به شرطي كه در ايجاد رابطه محبتآميز با آنها موفق شده باشند.
جايگاه ارزشمند والدين در پيشگاه خداوند، خواه ناخواه، آدمي را به تواضع دربرابر اين موهبتهاي الهي و رعايت ادب و احترام و نيكي به آنان وا ميدارد.
انسان تيزهوش و نكتهسنج كسي است كه خود را در رودخانه پرسرعت نيايش والدين بيندازد.
در اديان الهي، نيكي به والدين يكي از دستورهاي ثابت و تغييرناپذير است. اسلام، آخرين و كاملترين آيين الهي است كه در اين مسئله تأكيد فراواني دارد.
به اندازهاي نيكي به والدين در فرهنگ قرآن اهميت دارد كه خداوند بيدرنگ پس از مهمترين دستور خود به بشر، فرمان به ارج نهادن به جايگاه والدين را صادر كرده است.
والدين در دستگاه الهي جايگاهي ارزشمند دارند و خداوند براي مقام و منزلت پدر و مادر اهميت ويژهاي قائل شده است.
شايسته است چنان دل والدين را به دست آوريم كه دعاي خيرشان به صورت خودجوش از اعماق قلبشان، شامل حالمان شود و عاقبت خير را برايمان تضمين كند.
در مواقع سختي و درماندگي، يكي از بهترين مسيرها براي رهايي از گرفتاريهاي روزمره، دعاي والدين است.
نَفَس مادر و دعاي خير او در عرش الهي، چيزي از دعاي پدر در حق فرزندانش كم ندارد و اگر بيش از آن نباشد، دستكم همان گيرايي و كارآيي را خواهد داشت.
نَفَس مادر و دعاي خير او در عرش الهي، چيزي از دعاي پدر در حق فرزندانش كم ندارد و اگر بيش از آن نباشد، دستكم همان گيرايي و كارآيي را خواهد داشت.
رضايت والدين باعث گشايش روزي، افزايش عمر و دفع مرگهاي بد ميشود.
اگر پدر و مادر از انسان راضي باشند، نخستين هديهاي كه نصيب شخص ميشود، رضايت خداست و در مرحله بعد، رضايت والدين نقش و تأثير مثبت و سازندهاي در زندگي دنيوي خواهد گذاشت.
استاد شهيد مطهري به فرزندش فرمود: «گاهي كه به اسرار وجودي خود و كارهايم ميانديشم، احساس ميكنم كه يكي از مسائلي كه باعث خير و بركت در زندگيام شده و همواره عنايت و لطف الهي را شامل حال من كرده است، احترام و نيكي فراوان به والدين خود، به ويژه در دوران پيري و هنگام بيماري كردهام، چون تا آنجا كه تواناييام اجازه ميداده از نظر هزينه و مخارج زندگي به آنان كمك كردهام».
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: «دعايي كه پدر براي فرزند كند، همانند دعايي است كه پيامبري براي امت خود نمايد».(1)
1) ابوالقاسم پاييزه، نهجالفصاحه، ص482.
پيوند خانواده و دين
ازدواج از اوامر خداوند است. هر عملي را كه حضرت حق بپذيرد، اهميت و فضيلت فوقالعادهاي دارد.
تشكيل خانواده و ازدواج امر فوقالعاده محبوبي است و هيچ سازماني نزد خدا محبوبتر از آن معرفي نشده است.
ارزش ازدواج به اندازهاي است كه سبب ميشود عبادت فرد متأهل از فضيلت بيشتري نسبت به فرد مجرد برخوردار باشد.
اگر فرد مجرد شبها به نماز و روزها به روزه مشغول باشد، باز هم اعمالش نميتواند در فضيلت با دو ركعت نماز شخص متأهل برابري كند.
همسراني كه پيام «لتسكنوا اليها» را درك كردهاند، غمخوار يكديگرند و بدون حضور ديگري زندگي شيرين و گرمي ندارند.
خداوند، پيش از تشكيل خانواده، ميان زن و مرد محبتي ايجاد ميكند كه بدون آن هرگز آرامش نمييابند و چون ازدواج ميكنند، گويا گمشدهاي را يافتهاند كه سالها در پي آن بودهاند.
همواره زنان ايراني در طول تاريخ، سرآمد زنان عالم بوده و به مدد پشتوانه فرهنگ غني اسلامي ـ ايراني خود، پيوسته با ويژگيهاي متعالي چون پاسداري از حريم حجاب و عفاف، وفاداري، پايبندي به خانواده، عشق به همسر و فرزندان، فداكاري و گذشت شناخته شدهاند.
«خداوند بين شما [زنان و مردان] محبتي خاص قرار داده و شما را به يكديگر مهربان كرده است. همانا در اين امر نشانههايي است براي آناني كه تفكر كنند».(1)
در منابع ديني، آموزهها و دستورالعملهاي اخلاقي براي رشد در جنبههاي فردي و اجتماعي و مادي و معنوي زندگي خانوادگي بيان شده است.
در تعاليم اسلام، روي محبت و مهرورزي و عدالت در توجه به فرزندان، بازي كردن با كودكان، وفا به وعدهاي كه به آنان ميدهيم، توجه به نظافت و تميزي بچهها تأكيد شده است.
براي آنكه پدر و مادر الگو و آموزگار خوبي باشند، بهتر است به همراه فرزندان و ديگر اعضاي خانواده، به صورت دستهجمعي فريضه نماز را به جا آورند.
فرزند، گوهري نفيس است كه در «صدف خانواده» رشد ميكند و در سايه تربيت و تأديب پدر و مادر، گوهري قيمتي ميشود.
بردباري، راستگويي، تكريم، احترام متقابل، مدارا با يكديگر، دلسوزي و مهرباني و مثبتانديشي و خوشبيني، از مهمترين آموزهها و رفتارهاي اخلاقي هستند كه بر كارآمدي خانواده تأثير مستقيم دارند.
اگر نگاهمان به همسر و زندگي، نگاهي عميق و واقعبينانه و نگرشمان به ازدواج و روابط زناشويي، نگرش الهي و انساني، مبتني بر احترام و گذشت و عشق و ايثار باشد، خواهيم ديد كه طعم شيرين و لذتبخش زندگي، سالها در دل و جانمان ماندگار خواهد شد.
به راستي، اگر ما براي خدا و با توكل بر خدا و بنا بر دستورهاي او زندگي كنيم، خوشبخت نخواهيم بود؟
1) ابوالفتوح رازي، تفسير روضةالجنان و روح البيان، ج15، ص250.
بياييد براي خدا زندگي كنيم، نه براي خواست مردم، ميل فاميل و دستورها و خواستههاي نابهجاي بچهها و دوستانمان.
توجه نكردن به دستورهاي اخلاق اسلامي در شكلدهي رفتار و تعامل با ديگر اعضاي خانواده موجب ناكارآمدي آن ميشود.
بر اساس منابع ديني، عمل به دستورالعملهاي اخلاق اسلامي بر استحكام نظام خانواده ميافزايد و كارآمدي آن را تضمين ميكند.
برخورداري اعضاي خانواده از فضايل اخلاقي و عمل به آنها سبب نجات در قيامت ميشود و زندگي دنيا نيز بدون آن سامان نمييابد و كارآمدي خانواده به عنوان كانون تعليم و تربيت، بدون كسب و رعايت مسائل اخلاقي تأمين نخواهد شد.
اخلاق، بهترين ضامن اجرايي قوانين و مقررات در كانون خانواده است و كارآمدي آن را تضمين ميكند.
خانواده، بهترين محيط براي آموزش آموزههاي اخلاق به فرزندان است.
از پيامبر روايت شده است كه فرمود: «اگر مردي بدخُلقي همسرش را تحمل كند، پاداش صبر او مثل پاداش ايوب پيامبر است. همچنين اگر زني بدرفتاري مردش را تحمل كند، خداوند همان ثوابي را كه بر آسيه، همسر فرعون داد، به او نيز خواهد داد».(1)
باورها و ارزشهايي چون ايمان به حضور فعال خداوند در متن زندگي، دعا، محبت اهل بيت عليهم السلام ، مدارا، گذشت، وفاداري، عفت، قناعت، تلاش، همگرايي، حفظ روابط رحمي، احترام به بزرگترها همواره مهمترين نقش را در استحكام، شادكامي و كارآيي خانواده داشتهاند.
1) ابوالفتوح رازي، تفسير روضةالجنان و روح البيان، ج100، ص247.
يكي از راههاي تقويت خوشبيني در زندگي، ايمان و استفاده درست از لحظههاست.
فردي كه كسب رضايت براي ديگران براي او مهمتر از رضايت خودش باشد، از نظر عاطفي، رشديافته است و بر مشكلات غلبه ميكند و به سوي مقصد پيش ميتازد.
از آنجا كه خانواده، واحد بنيادين جامعه اسلامي است، همه قوانين و مقررات و برنامهريزيهاي مربوط بايد در براي آسان كردن تشكيل خانواده، پاسداري از قداست آن و استواري روابط خانوادگي بر پايه حقوق و اخلاق ديني باشد.
خانواده ميتواند منبعي الهامبخش از انرژي مؤثر باشد كه در جنبه فردي، انسانهايي ديندار، بانشاط، سختكوش و آرمانطلب پرورش دهد.
مذهب، مهمترين عامل در ايجاد پايبندي به خانواده و رضايت از ازدواج است.
زندگي خانوادگي مسلماني كه بر پايه سنت و مذهب بنا شده است، به آساني متزلزل نميشود.
تسليم اراده خداوند شدن در زندگي، يعني كسب آرامش و اعتماد.
خانواده داراي ساختار دينمدار، در برابر تهاجمها و خطرها دوام بيشتري دارد.
جامعهاي بينقص است كه والدين در آن، فرزندان خود را بر اساس باور ديني تربيت كنند.
دين از جنبههاي مختلف به انسانها كمك ميكند تا با فشارهاي رواني زندگي بهتر كنار بيايند.
آموزههاي ديني موجب كنترل وكاهش اضطراب و افسردگي ميشود.
ايمان، بهترين سرمايه زندگي است.
خانواده بدون دين همچون جسمي بدون روح است.
دينداري، زندگي را در مجموعه هستي مطلوب ميكند.
ديندار زيستن، مسئوليتپذيري را افزايش ميدهد.
چيزي كه عامل تحرك و نشاط در خانواده است، نگاه ديني به زندگي است.
داشتن خانواده مطلوب و ايدهآل از دستآوردهاي دينمحور بودن است.
يكي از مهمترين كاركردهاي دين، هدف بخشيدن به زندگي خانوادگي است.
دين همانند قطبنماي كشتي در درياي پرتلاطم زندگي، راه و جهت را به اعضاي خانواده نشان ميدهد.
نياز به عشق و جاودانگي، نيازي است كه پاسخش در زندگي دينمدارانه نهفته است.
بياييد باورهاي كودكان انعطافپذيرمان را در قالب زيباي دين شكل دهيم.
كودك در چارچوب نوراني دينداري، به رشد و بالندگي حقيقي ميرسد.
با تربيت دينمدارانه، حقوق متقابل رعايت ميشود.
احترام به والدين و بزرگداشت آنان ثمره تربيت ديني فرزندان است.
امر به نيكوكاري به والدين، پس از پايبندي به مفاهيم اعتقادي، دليل پايدار بودن خانوادههاي دينمدار است.
خانواده ديندار، كوچكترين عضو تشكيلدهنده جامعه است و در اعتلاي آن نقش به سزايي دارد.
اگر والدين در نقش مربياني دينمدار، فرزنداني متعهد تربيت كنند، كمال مطلوب حاصل خواهد شد.
توجه والدين به تربيت كودكان، احترام به ايشان را در كهنسالي به همراه خواهد داشت.
در اسلام، حقوق والدين و فرزندان به طور متقابل تعريف شده است.
در گوشهاي كودكت، لالايي محبت به خدا را زمزمه كن تا او در پيري، دستانت را با ياد خدا نوازش كند.
بياييد در پرتوي دينداري، زندگي زيبا و خوشايندي را براي خود و جامعه بسازيم.
اسلام هيچگاه اجازه پرخاشگري فرزندان را به والدين نداده است.
اگر بينش فرزندانمان بر اساس اصول قرآن باشد، هيچگاه شاهد پرخاش كردن و بياحترامي به والدين نخواهيم بود.
اگر خانوادهاي به خواست دين گردن نهد، ميتواند در برابر قوانين اجتماعي، مطيع باشد؛ زيرا اسلام، احترام متقابل را از انسانها درخواست ميكند.
والدين از راه انتقال ارزشهاي ديني به فرزندان، آنان را به سوي كمال هدايت ميكنند.
فرزنداني كه با اهداف ديني تربيت ميشوند، به كمال مطلوب بشريت بسيار نزديكترند.
خانواده در پرتوي دين همچون رنگينكماني درخشان در پرتوي خورشيد است.
ميزان مذهبي بودن والدين، نيرومندترين عامل اجتماعيِ پيشبينيكننده ميزان مذهبي بودن فرد است.
رابطه بين سبك تربيتي والدين با نگرش فرد به خدا قابل توجه است.
تجربههاي دوران كودكي با والدين ميتواند بر چگونگي پذيرش تربيت ديني اثر بهسزايي داشته باشد.
تربيت ديني فرزندان نيازمند محيطي گرم و صميمي است.
وقتي والدين مذهبي، فرزندانشان را در يك راستا تربيت كنند، فرزند، عقايد آنان را راحتتر ميپذيرد.
والدين مذهبي، مهمترين عامل در جامعهپذيري ديني فرزندان است.
تربيت فرزندان بر فطرت الهي ايشان، يعني تربيت صحيح جامعه اسلامي.
دانشي مفيد خواهد بود كه در پرتوي دين به نوجوان آموزش داده شود.
تكريم كودكان، يكي از روشهاي تربيت در اسلام است.
احسان در برابر بديها، آموزهاي ديني براي داشتن روحيهاي قوي است.
براي داشتن فرزنداني متعهدتر، از سختگيريهاي نابهجا بپرهيزيم.
پرهيز از سختگيريهاي نابهجا در تربيت ديني فرزندان، ايشان را افرادي متعهد بار خواهد آورد.
تربيت در پرتوي دينباوري، جواني با روحيه خودباور خواهد ساخت.
دينباوري و خودباوري باعث تهذيب نفس و جلوگيري از هلاكت خواهد شد.
بياييد با تربيت اسلامي، فطرت پاك و معصومانه كودكان را شكوفا كنيم.
براي داشتن فرزندي ديندار بايد تربيت او را از قبل از ازدواجمان با انتخاب همسري مناسب شروع كنيم.
فرزندان در پرتوي تعاليم ديني، از آرامش رواني بالاتري برخوردار خواهند بود.
مكتب حياتبخش اسلام، معيارهاي انسجامبخشي براي انتخاب همسر شايسته معرفي ميكند.
نگرش اسلام به ازدواج، ايجاد مودّت و رحمت است.
تعميق آموزههاي ديني در كودكان و نوجوانان، آنان را از آسيبهاي اجتماعي و اخلاقي مصون ميدارد.
بسياري از شرارتهاي افراد به دليل نداشتن تربيت ديني است.
وقتي درخت پر ثمر تربيت به بار مينشيند كه نظريههاي تربيتي در قالب شيوههاي صحيح ديني اجرا شود.
الگوبخشي، محبت و تشويق، بهترين راه دروني كردن آموزههاي ديني است.
كودكان قصه را دوست دارند و قرآن نيز بر اين پايه نكات تربيتي را بيان ميكند.
تأمين نيازهاي معنوي كودكان نسبت به نيازهاي مادي آنان در اولويت قرار دارد.
كساني كه به تربيت صحيح فرزندان خود اهتمام نشان نميدهند، بايد منتظر پيآمدهاي ناخوشايند اين بيتوجهي باشند.
يكي از دلايل مهم آسيبهاي فردي و اجتماعي، بيتوجهي و غفلت در تربيت ديني در دوره كودكي است.
امام صادق عليه السلام فرمود: «هر چه زودتر معارف اسلامي را به فرزندانتان بياموزيد، پيش از آنكه منافقان با آموزههاي انحرافي بر شما سبقت بگيرند».(1)
با تربيت صحيح اسلامي ميتوان ريشه صفات پسنديده را در فرد و جامعه قوي و مستحكم كرد.
وقتي محور تربيت، اسلام باشد، مسلماً فرزندان از آسيبهاي اجتماعي و اخلاقي در امان خواهند بود.
وقتي شالوده خانه محكم باشد، قويترين زلزلهها هم آن را ويران نخواهد كرد. شالوده خانواده را با دين مستحكم كنيم.
در خانواده دينمدار، تابش خورشيد محبت، روح انسانها را تغذيه ميكند.
خانواده دينمدار، نظم، اخلاق و پيشرفت را از دين وام گرفته است.
نتيجه تشويق در امور ديني، احساس رضايت و گسترش اعمال ديني است.
مربيان دينمدار، بهترين محرك براي قدم گذاشتن در راههايي هستند كه به رشد و سعادت ميرسند.
والدين و مربيان ميتوانند الگوهاي ديني را به راحتي به ذهن كودكان منتقل كنند.
1) كافي، ج6، ص47.
والدين بهترين الگوها براي انتقال مفاهيم ديني به فرزندان هستند.
اگر دوست داريد فرزندي نمازخوان داشته باشيد، خودتان پيشگام باشيد.
والدين پيش از توصيه به ارزشهاي ديني بايد خود در اين زمينه پيشتاز باشند.
در آموزش عملي، الگوهاي ديني بسيار محسوستر از گفتارهاي ديني است.
محبت، پايه اصلي دين و رمز ماندگاري خانواده است.
محبت يكي از آموزههاي ديني است كه اطاعتآور است و سبب همساني فرزند و والدين ميشود.
خانوادهاي ميتواند آموزههاي ديني را به درستي به فرزند خود منتقل كند كه توانسته باشد محبت و توجه كودك خود را جلب كند.
اگر در خانواده به دستورهاي دين عمل شود، جامعه پويايي خود را باز خواهد يافت.
خانوادهاي كه دستورالعمل زندگي را فقط از دين ميگيرد، منسجمتر از خانوادهاي است كه رونوشتي از هزار دستورالعمل رنگارنگ است.
اجراي درست دستورهاي ديني در خانواده، ضامن بقا و ماندگاري محبت در آن خانواده است.
عفت و پاكدامني، يكي از معيارهاي انتخاب همسر از نگاه اسلام است.
مردان و زنان جامعه اسلامي به عفت و پاكدامني فراخوانده شدهاند.
ازدواجي موفق خواهد بود كه با امر الهي مطابق باشد.
اسلام در انتخاب همسر، زيبايي ظاهري را ناديده نگرفته است.
انسان، زيبادوست و زيباخواه و اسلام، زيباييآفرين است و خانواده زيبا، خانوادهاي است كه به دستورهاي اسلام پايبند باشد.
در تلاطم اين زندگي سهمگين، خانواده خود را بر كشتي دين سوار كنيم تا از آفات ايمن بمانند.
مادرم، شيوه صحيح دعا و خواستن را به من بياموز.
كودكان با فطرتي پاك در پي يافتن ايدهآلهاي فطريشان هستند.
افزايش قدرت ايمان خانواده موجب مقاومت در برابر مشكلات ميشود.
قصهگويي يكي از راههايي است كه مفاهيم ديني و بينش مذهبي را در كودكان نهادينه ميكند.
كودك با شنيدن قصه، احساس نزديكي بيشتري با الگوهاي مذهبي ميكند.
والدين بايد با مطالعه درباره مسايل ديني، پاسخگويان مناسبي براي كودكانشان باشند.
دين، روش زندگي بر اساس آموزههاي الهي و وحياني است.
دين با تمام نيازمنديهاي زندگي بشري مطابق است.
از آنجا كه دين منبعي وحياني دارد، پاسخ گوي تمام نيازهاي فطري انسان است.
ايثار و شهادت در فرهنگ ديني باعث افتخار و مايه بروز جوانمرديهاست.
انحراف فطرت پاك معناگراي جوانان به سمت راههاي نادرست، از آسيبهاي جدي دينگرايي است.
همه بايد تلاش كنيم تا از ورود بدعتها به دين و محافل مذهبي جلوگيري شود.
ايجاد اميد و نشاط در اجتماع در پناه فرهنگ ديني از ضرورتهاي جامعه امروز است.
چرا با بيتوجهي به تحكيم مباني ديني، جوانان را در برابر شبههها و الگوآفرينيهاي غلط رها كنيم؟
در اخلاق اسلامي، نشاط و اميدواري از جايگاه خاصي برخوردار است.
وقتي به اين باور رسيدي كه خدايي هست، ديگر بيمي در دل باقي نميماند.
دعوت به ازدواج ساده و تأمين آرامش در خانواده
بهترين ازدواج، يعني: آسانترين ازدواج (خير النكاح ايسره).
امام باقر عليه السلام از پيامبر روايت ميكند كه فرمود: «هيچ بنايي در اسلام بنياد نهاده نشده است كه نزد خداوند بزرگ، محبوبتر از ازدواج باشد».(1)
ازدواج آسان يكي از راههاي تأمين سلامت فكري جامعه است.
براي رسيدن به شعار «ازدواج آسان» بايد مردم باور كنند كه ميتوان ساده زيست.
ازدواج آسان، رمز بقاي جامعه است.
وقتي همه به ازدواج پر هزينه ميانديشند، بياييم هنر متفاوت بودن را در ازدواج كمهزينه خرج كنيم!
ازدواج آسان بدون همت تكتك افراد جامعه ممكن نيست.
ازدواج، پيوندي آسماني و پاك است. آن را به ماديات آلوده نكنيم.
ازدواج ساده وآسان به مراتب پايدارتر از ازدواج تجملاتي و پرخرج است.
اگر ازدواج، جدي گرفته شود، بسياري از دغدغههاي فكري و روحي افراد از بين خواهد رفت.
1) من لا يحضره الفقيه، ج3، ص382.
دخترم! در تعيين مهريه به كم اكتفا كن؛ زيرا رسول اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «بهترين زنان امت من، كساني هستند كه مهريهشان كمتر باشد».(1)
دخترم! مهريه سنگين و سرسامآور، آبرو و اعتبار نميآورد.
تشريفات و تجملگرايي، همانند تارهاي عنكبوتي است كه هر چه بيشتر باشد، بيشتر انسان را گرفتار ميكند.
درست است كه وضع زندگي عوض شده و سطح معيشت بالا آمده، اما معيارها و ارزشهاي اسلامي ـ انساني، هرگز عوض نشده است و نخواهد شد؛ يعني اسراف نكردن، ساده گرفتن، چشم و همچشمي نكردن و باطل بودن خرافات و تشريفات، هميشه به حال خود باقي است.
به قدر توانتان جهيزيه تهيه و به ضرورت بسنده كنيد! آيا ميدانيد در بيشتر مواقع، 30 درصد جهيزيهها جزو لوازم زندگي است و 70 درصد اضافي و تشريفاتي است.
دستكم شما يك قدم مثبت برداريد و به پيشرفت مدگراييهاي افراطي و تجملگراييها كمك نكنيد!
اگر ما تشريفات پيچيده ازدواج و امور زندگي را حذف كنيم و آن را بدون آرايش با توافق همديگر انجام دهيم، نه تنها مانع تحصيل نيست، بلكه براي ادامه تحصيل و پيشرفت در زندگي كمك خوبي خواهد بود.
جهيزيه بخشش و عطيه است، نه اسباب چشم و همچشمي و طلبكاري داماد.
همانطور كه در ابتدا زندگي را با جلد كلام الله مجيد شروع ميكنيم، در سايه معارف قرآني هم آن را ادامه دهيم.
به راستي! قرآن چه قدر در زندگي ما حضور دارد و آيا نبايد تهيه جهيزيه هم مبتني بر دستورهاي قرآني باشد؟
1) من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 252.
تجملگرايي، چشم و همچشمي، افراط و تفريط و منتگذاري، از آسيبهاي تهيه جهيزيه است.
بايد براي ازدواج آسان، به موقع و موفق جوانان، فرهنگسازي شود.
بايد فضايي در جامعه مهيا شود كه جوانان به آساني ازدواج كنند و از اين امر مقدس استقبال كنند.
بايد با بهرهمندي از احكام و ارزشهاي اسلامي نسبت به ازدواج اقدام كرد تا مهمترين دغدغه خانوادهها برطرف شود.
سعادت خانوادهاي نوپا در گروي رهايي از تعلقات دنيايي است و اين رهايي سبب ازدواج آسان و موفق ميشود.
ازدواج، حقيقتي الهي و طبيعي و آسانكننده بسياري از مشكلات و عاملي براي تداوم پاكي جوانان و حفظ عفت و تقوا آنان است.
ما بر اساس چشم و همچشميها، محاسبههاي نادرست و گرفتاري در چنگال عادتهاي كوركورانه، تيشه به ريشه ازدواج آسان زدهايم.
يادمان باشد گلهاي ياس (فرزندان فاطمه عليها السلام ) در خانهاي گِلي پرورش يافتند.
تصميم بگيريم و طرحي نو بنا نهيم؛ طرحي كه بر اساس واقعيتها و مفاهيم اصلي زندگي باشد و ازدواج آسان، اصليترين طرح ماست.
ازدواج در گردابي از رسوم و تشريفات غير ضروري محو شده است. براي بازيابي آن به ياري تك تك افراد جامعه نياز است.
در خانهاي كوچك و با وسايلي ساده ميتوان زندگي عاشقانهاي را بنا نهاد و عمري در حسرت زندگي مجلل تنها نماند.
بايد بر اساس قرآن و فرهنگ توكل به خدا، ازدواج را در جامعه ترويج كنيم.
جوانان ما بر اساس وعدههاي خداوند در قرآن و توكل به خدا بايد خانواده تشكيل دهند و به سوي ازدواج آسان تشويق شوند.
ازدواجهاي مجلل و پر تشريفات، مهريههاي سنگين و مراسم پرخرج، بر دوام و پايداري زندگي اثري ندارند.
وقتي شروع زندگي با توكل و رضايت خداوند باشد؛ حتماً سرانجام آن، احساس رضايت طرفين و سعادت آنهاست.
وقتي زندگي مشترك با اسراف و گناهان ديگر آغاز ميشود، زمينه ناخشنودي صاحب نعمتها را فراهم ميآورد.
اسراف در مخارج ازدواج، هم عاملي براي تأخير در ازدواج و هم بدهكار شدن مرد است كه از رضايت در ازدواج ميكاهد.
خداوند با دستور به آسان گرفتن ازدواج، وعده داده است كه با ازدواج، بركت شامل حال جوانان ميشود.
آيا داشتن يك شب به يادماندني، به سالها پرداخت قسط و وام ميارزد؟
متأسفانه امروزه بعضي ازدواجها به يادماندنيتر هستند؛ زيرا داماد تا سالها با پرداخت اقساط وام ازدواج خود به ياد خرجهاي بيهوده عروسي ميافتد.
زندگي مشترك، سفر بلندمدت است. همه توشهها را در همان اول كار مصرف نكنيم!
بسياري از جواناني كه در گرداب رسوم دست و پاگير و تجملاتي افتادهاند، حتي خرج برگزاري مراسمي ساده را ندارند.
در مراسم ازدواج، مخارج غير ضروري بسيار است كه با حذف آنها ميتوان مراسمي آبرومند برگزار كرد.
اگر مخارج غير ضروري مراسم عروسي را كنار بگذاريم؛ خيلي از جوانها به ازدواج رغبت بيشتري نشان ميدهند.
اگر مخارج غير ضروري مراسم عروسي نبود؛ جوانها راحتتر ازدواج ميكردند.
مخارج غير ضروري ازدواج به زندگي آينده جوانان لطمه ميزند و به خانواده آنها فشار ميآورد.
يكي از كاركردهاي ازدواج موفق، رسيدن به آرامش است. قسط و وام ازدواج اين كاركرد را كمرنگ ميكند.
ازدواج آسان، معروفي است كه در جامعه به منكر تبديل شده است.
همه درباره گسترش ازدواج آسان وظيفه دارند.
مراسم ازدواج را بدون صرف هزينههاي هنگفت و با پررنگ كردن جنبههاي فرهنگي و شاديبخش ميتوان به يادماندني كرد.
چرا فكر ميكنيم بدون گناه و مخارج سنگين نميتوان جشن پر نشاط و خاطرهانگيزي برگزار كرد؟
مهريه عامل خوبي براي خوشبختي نيست. چه بسيار زناني كه با وجود مهريه بالا براي متاركه راهي دادگاه شدهاند.
مهريه، هديهاي به عنوان صداقت مرد در ازدواج است. بنابراين، مهريه بايد به مقداري باشد كه مرد بتواند آن را بپردازد.
اگر كسي فكر ميكند با مهريه زياد ميتواند پايبندي مرد را بيشتر كند، سخت در اشتباه است.
مهريه يكي از دستورهاي پرمغز و دورانديشانه اسلام است كه متأسفانه از مقصود اصلي خود، منحرف و بهانهاي براي تفاخر شده است.
يادمان باشد مهريه نبايد بر اساس تحصيلات، سطح مالي خانواده دختر يا زيبايي دختر، افزايش يا كاهش يابد.
متعارف شدن مهريه سنگين در جامعه، دلهره عجيبي از ازدواج در دل جوانان به وجود آورده است.
سهلگيري درباره برگزاري مراسم ازدواج، مهريه، جهيزيه و ديگر مخارج باعث روي آوردن بهنگام جوانان به ازدواج ميشود.
رسوم دست و پاگير و تهيه مسكن و شغل، سد راه ازدواج است كه جوان بايد آنها را پشت سر بگذارد.
مراسم ازدواج تجملي را طبقات مرفه جامعه بنا مينهند و طبقات متوسط هم به تبع آنها درگير قيودي ميشوند كه ازدواج را براي جوانان مشكل ميكند.
طبقه مرفه مراسم مجلل برگزار و طبقه متوسط براي همسانسازي، خود را گرفتار قيودي ميكند كه از پس آن بر نميآيند.
طبقه متوسط جامعه با رونوشتبرداري از تشريفات غير ضروري خانوادههاي مرفه، ازدواج را براي جوانان خود سخت ميكنند.
شايد ثروتمندان بتوانند براي مراسم ازدواج، پولهاي كلان خرج كنند، اما نبايد به هر شكلي از آنان تقليد كرد.
براي تقبل هزينههاي مراسم ازدواج، به طبقه اقتصادي خود توجه كنيم و به اندازه وسع خودمان لقمه برداريم.
هيچگاه مراسم ازدواج تاجران و كارمندان همانند نيست. بيهوده به انتظار چنين مراسمي، دوران طلايي زندگي را در تنهايي نگذرانيم.
به جاي تقليد كوركورانه، در برگزاري مراسم ازدواج به شيوه خانواده خودمان رفتار كنيم.
چشم و همچشميهاي كوركوارانه و تجملگرايي موجب افزايش سن ازدواج و پيآمدهاي جبرانناپذير اجتماعي و رواني ميشود.
بايد زمينهاي فراهم شود تا افراد بتوانند هنگام گذراندن تحصيلات و خدمت سربازي، ازدواج كنند.
بسياري از آداب و رسوم تشريفاتي، شيريني مجلس زيباي عروسي را به تلخكامي بدل ميكنند و بين خانوادهها اختلاف مياندازند.
وقتي ميتوان با مهريهاي اندك؛ جهيزيهاي ساده و مراسمي كمخرج، صاحب آرامشي جاودانه شد، چرا جوانان را محروم ميكنيم؟
چرا از جوان انتظار داريم شرايط اقتصادي ما را كه پس از سالها كار و تلاش به آن رسيدهايم، در همان ابتداي جواني داشته باشد؟
وقتي از پسر انتظار داريم در ابتداي راه، خودروي شخصي، خانه و نقدينگي داشته باشد، مجبور ميشود فكر ازدواج را از سر بيرون كند.
شما در هر سطحي از موقعيت اقتصادي باشيد، افرادي بالاتر از شما هم هستند. قناعت به داشتهها باعث شروع زندگي آرامبخشي ميشود.
خانوادهها با تبعيت از رسوم اضافي و تجملگرايي، بيهوده هزينههاي مراسم ازدواج را بالا ميبرند.
در مثلث زوجين، خانواده، جامعه، زوجين مهمترين نقش را در برگزاري ازدواج آسان دارند.
اگر زن به مراسم ازدواج ساده رضايت بدهد، از هزينههاي اضافي كه روي زندگي خودش اثر ميگذارد، جلوگيري ميكند.
برگزاري مراسم ازدواج دستهجمعي مثل ازدواج دانشجويان، يكي از راههاي برگزاري ازدواج آسان است.
جشنهاي گروهي ميتواند از سوي هر نهادي برگزار شود و سبب تخفيف در هزينههاي ازدواج شود.
شايد برق تاج گرانقيمت عروس از يادها برود، اما برق لبخند محبتآميز او هنگام خوشآمدگويي در ذهنها جاودانه ميماند.
شايد برگزاري ازدواج آسان مشكلات جوانان را حل نكند، اما كمي از دغدغههاي شروع زندگي ميكاهد.
گاهي ميتوان به جاي هزينهاي كه صرف برپايي مراسم ازدواج ميشود، سرمايهاي براي آينده تهيه كرد.
مراسم پرخرج، زخمي بر دل جوانان است، در حالي كه آن هزينه هدر رفته آن ميتواند التيام زخمهاي بدهكاريها و قسطها باشد.
هر هزار توماني كه در مراسم عروسي خرج ميكنيد و متوجه نيستيد، قطرهاي از كوزه سرمايه شماست كه ميتواند روزي جبران بيآبي باشد.
چرا با چانه زدن بر سر مهريه؛ ارزش عمر و جواني و احساسات دختر خود را به اندازه سكههاي بيروح پايين ميآوريم؟
شايد ماشين گلزده در خاطر كسي نماند، اما شاديهاي ساده يك مجلس عروسي در خاطر همه ميماند.
فيلمبردار خاطرهها را ثبت ميكند، ولي فقط با خوشرويي بدون خرج ميتوان مراسمي خاطرهساز داشت.
بلندپروازي در زمينه ماديات باعث گريزان شدن جوانان از پذيرش مسئوليت در زندگي مشترك است.
شروع زندگي ساده موجب خشنودي خدا و سرازير شدن بركت الهي به آن زندگي ميشود.
پيش از اينكه به گرفتن مهريه براي ضمانت زندگي دخترتان فكر كنيد، او را براي ايجاد رابطه محبتآميز با همسرش تربيت كنيد.
اگر شيوه همسرداري و ايجاد محبت در خانواده را به دختر خود آموزش دهيد، نيازي نيست براي تضمين زندگياش، مهريه زياد درخواست كنيد.
به دختر خود، شيوه همسرداري و اداره خانواده را ياد بدهيد تا براي تضمين زندگياش به مهريه زياد نياز نداشته باشد.
بهترين تضمين براي خوشبخت شدن دختر، اخلاق نيكوي او و شيوه صحيح همسرداري اوست؛ نه مهريه گزاف.
دختري كه پرتوقع و بدون انعطاف باشد؛ خوشبختي زندگي خانوادگياش تضميني ندارد، چه با مهريه بالا و چه بدون مهريه.
ازدواج، تجارت يا معامله نيست كه جنبههاي مادي آن بر جنبههاي معنوي غلبه كند.
ازدواج، خريد عمري آرامش و عشق در برابر تقديم احساسات خود است، نه معاملهاي در حيطه مهريه، جهيزيه و هديه.
هر چه تشريفات ازدواج كمتر شود، جنبه معنوي اين پيوند تقويت و آرامش بيشتري بر دل و جان دو طرف حاكم ميشود.
مرد، صداقت خود را با اعطاي مهريه نشان ميدهد كه هديهاي به زن است. اگر پرداخت اين مهريه در توان او نباشد، صداقتش مخدوش ميشود.
مهريه، هديهاي است كه مرد به زن، در حد توان خودش اعطا ميكند، نه پولي كه بايد بابت خريد زن بپردازد.
زندگي و روحيه دو انسان بسيار ارزشمندتر از آن است كه با قيمت مهريه يا جهيزيه يا هزينه مراسم ازدواج سنجيده شود.
مردي كه دلي پر محبت و ارادهاي قوي داشته باشد، حتي اگر نتواند بهترين خانه و مراسم عروسي را تدارك ببيند، باز هم ارزشمند است.
دل پر محبت و اراده قوي، دارايي جوان است كه به مراتب بيش از بهترين خانه و خودرو سبب خوشبختي دختر ما ميشود.
در ازدواج، چيزي كه اتفاق ميافتد، پيوندي آسماني است، نه معامله و خريد و فروشي زميني.
با ازدواج، پيوند دو روح رخ ميدهد و اين رويداد با هيچ ملاك زميني و تجاري قابل ارزيابي نيست.
كسي كه بلد باشد محبت كند، ميتواند زندگي خانوادگياش را حفظ كند، چه مهريه بالا داشته باشد و چه نداشته باشد.
وقتي كسي براي تضمين زندگي مهريه بالا طلب ميكند، معلوم است براي ماندن و مبارزه با سختيها آماده نيست.
مهريه سنگين براي دوام زندگي يا بازگشت آبروي زوجين، بياثر است.
مگر خانوادهاي دو نفره چه قدر وسيله نياز دارد كه بايد براي خريد آن، زير بار قرض و وام برود؟
سرمايهاي كه در مراسم مجلل عروسي هدر ميرود، فقط صرف خودنمايي و پر كردن چشم مردم ميشود.
مراسم مجلل عروسي، قصه هزار و يك شبي است كه در يك شب برگزار ميشود و هزار شب، بدهياش برجا ميماند.
حلقه، نمادي براي پيوند دو قلب است، نه نمادي براي نشان دادن جيب پر از پول.
حلقه، نشاندهنده ايجاد عشق بين دو فرد است. براي نشان دادن عشق، به سكه و پول نيازي نيست.
لزومي ندارد براي خريد لباس به مشهورترين مغازه شهر مراجعه كنيم. گاهي همان لباس را با قيمت بهتري ميتوان در جاي ديگر تهيه كرد.
براي صرفهجويي در هزينههاي ازدواج گاه ميشود فقط در انتخاب مغازهاي كه از آن خريد ميكنيم، دقت كنيم.
گاهي همان اجناسي را كه در مغازههاي مشهور وجود دارد، ميتوانيم در مغازههاي ديگر به قيمت مناسبتر تهيه كنيم.
شما براي خودتان اسراف ميكنيد، اما به تعداد چشمهايي كه مراسم ازدواج شما را ميبينند، فرهنگسازي كردهايد.
مراسم ازدواج، مهمترين واقعه زندگي هر شخص است. با صرفهجويي در هزينههاي آن و مديريت بودجه ميتوان شروع بهتري داشت.
گاهي نميتوان مراسم عروسي را برگزار نكرد، اما ميتوان عاقلانه آن را مديريت كرد كه به اقتصاد خانواده آسيب نرسد.
تا وقتي براي زندگي، خرجهاي مهمتري داريد، بيهوده خرج كردن براي تجملات مراسم عروسي، از عقل به دور است.
اين طور نيست كه مراسم عروسي يا بايد مجلل باشد يا از خير آن بگذريم. ميتوان مجلسي آبرومند با خرج كمتري برگزار كرد.
گاهي با هزينه شب عروسي ميتوان خانهاي را رهن و زندگي مشترك را به راحتي آغاز كرد.
چرا فرهنگ جامعه ما به سمتي رفته است كه خانوادهاي متوسط براي جشني، چند برابر بضاعت خود خرج ميكند و زير بار قسط ميرود؟
كساني كه فقط به ظواهر اهميت ميدهند و مراسم ازدواج آنچناني برگزار ميكنند؛ براي بقاي زندگي هيچ تضميني ندارند.
ماديات همه چيز را تحت تأثير خود قرار داده و فرهنگ انساني ما براي شروع يك زندگي آرامبخش ضعيف شده است.
جهيزيه، بخشش و عطيهاي است كه خانواده داماد بايد از دريافت آن خوشحال باشد و داماد نيز سپاسگزار خانواده عروس. قطعاً دامادي كه متخلق به اخلاق اسلامي باشد، خود را مديون اين لطف و محبت ميداند و درصدد جبران لطف خانواده همسرش خواهد بود.
هر قدر سن ازدواج بالاتر برود، دردسرها، دغدغهها و مشكلات جامعه بيشتر خواهد شد.
براي داشتن جامعه سالم بايد خانواده سالم داشت و براي داشتن خانواده سالم بايد ازدواج سالم داشت و ازدواج سالم، همان پيوند آسماني و مقدسي است كه بر پايه مهرباني باشد، نه ماديات.
عشق و علاقه و دوست داشتن، فقط براي آغاز زندگي مشترك نيست. براي هميشه، همديگر را دوست بداريم.
زندگي بدون عشق ممكن نيست. بيجهت امتحان نكنيم و عاشق باشيم.
شرايطي كه در آن فرد بتواند محبت و عشق خود را به جنس مخالف ابراز كند، چيزي غير از ازدواج نيست.
تنها ازدواج است كه عاشقان را به هم پيوند ميدهد و محبت كردن به يكديگر را مجاز ميشمارد.
با ازدواج، امكان مناسبي براي انسانها براي بروز عواطفشان فراهم ميشود.
عواطف، ارزشمندتر از آن است كه در محيطي غير از كانون گرم خانواده، به هدر بروند.
سكه محبت خود را در باتلاق هرزگي نيندازيم، بلكه در قلك دل دختر كوچكمان و قلب مهربان همسرمان پسانداز كنيم.
مطلوبتر اين است كه عشق، نتيجه و پيآمد ازدواج باشد، نه عامل و مقدمه ازدواج.
عشقي كه نتيجه و پيآمد ازدواج باشد، بسيار مطلوبتر از عشقي است كه عامل و مقدمه ازدواج باشد.
عشقي كه بر پايه ازدواج شكل ميگيرد، بسيار پايدارتر از ازدواجي است كه بر پايه عشق شكل ميگيرد.
دريافت عشق و محبت، هزينهاي دارد كه بايد بپردازيم و آن به عهده گرفتن مسئوليت زندگي دو نفره است.
اگر نميتواني مسئوليت زندگي مشترك را به عهده بگيري، بهتر است رنج تنهايي را تحمل كني.
اگر زندگي سرشار از عشق را طلب ميكنيد كه به روح شما تازگي ببخشد، بايد روحيه رفاهطلبي خود را قرباني كنيد.
اگر از زندگي عشق را طلب ميكنيد، زندگي هم از شما مسئوليتپذيري ميطلبد.
روابط ويژه زوجين، تسكيندهنده ناآراميها و كششهاي متعارض دوران جواني است.
در سايه محبت و عطوفت متقابل بين همسران، آرامش براي هر دو حاصل ميشود كه در كاهش نگرانيها بسيار مؤثر است.
در سايه محبت و عطوفت بين زوجين، براي هر دو آرامشي حاصل ميشود كه نگرانيها و آشفتگيها را از بين ميبرد.
گرماي محبت و عطوفت، يخبندان نگراني را در بين همسران از بين ميبرد.
هرگز براي قدرداني از همسرتان، منتظر كار مهم، بزرگ و خاصي از جانب او نباشيد. كارهاي كوچك و به ظاهر عادي و بياهميت او نيز ميتواند راهي باشد تا شما به او بفهمانيد قدرش را ميدانيد و به تلاش او براي خوشحال كردنتان ارج مينهيد.
بزرگترين دارايي زندگي، سپاسگزاري و بدترين و سختترين چيز، ناسپاسي است.
زنان دوست دارند دوستشان بدارند، ولي مردان نياز دارند تحسين شوند.
با تشويق، تحسين و قدرداني از شوهرتان، او را سرحال و زنده نگه داريد. هر كس كه روحيه ديگران را تقويت كند، روحيه خودش تقويت ميشود.
وقتي همسرت با تو در حال گفتوگوست يا با تو درددل ميكند، مشغول هر كاري هستي، از آن دست بكش.
ازدواج خوب اين نيست كه بهترين نفر را انتخاب كرده باشيد، بلكه اين است كه خود، بهترين همسر باشيد.
براي اينكه بهترين باشيد، ابتدا بايد خود را بشناسيد و از تواناييها و نيز خواستهها و وظايف خود آگاه باشيد و براي خودتان احترام قائل باشيد.
انساني كه خود را دوست نداشته باشد، نميتواند ديگران را دوست بدارد و به آنها عشق بورزد. اگر خودتان را دوست نداشته باشيد، همسرتان نيز شما را كاملاً دوست نخواهد داشت.
نشاط و سرزندگي زن، به محبت مرد وابسته است.
زن، عشق و احساساتش را با كلمات بيان ميكند و نياز دارد با شنيدن كلمات، عشق و احساسات را از ديگران دريافت كند.
زن، به نرمش و كلمات محبتآميز نياز دارد، ولي مردان با رفتار و عمل، عشق و احساسات خود را بيان ميكنند.
نياز عاطفي زن، اين است كه جمله «دوستت دارم» را بارها از زبان همسرش بشنود و از اين راه، به آرامش روحي و اعتماد به نفس دست يابد.
يكي از خصوصيات مردان، اين است كه كمتر احساسات و عواطف خود را بروز ميدهند. بنابراين، در ابراز محبت خود به همسرشان، كمي با مشكل مواجه ميشوند. اگر مردان به تفاوتهاي موجود بين زن و مرد توجه داشته باشند و بدانند با كمي ابراز محبت، به گرماي زندگي خود ميافزايند، با كمي تلاش، احساسات خود را بروز خواهند داد.
گاهي عشق پس از ازدواج پديد ميآيد و گاهي پيش از آن. پس نگران نباش و زندگيات را با مهرباني شروع كن.
براي پايداري رابطهاي عاطفي بايد از نگاهمان شروع كنيم. عاشقانه نگاه كنيم، عاشقانه حرف بزنيم و عاشقانه بشنويم.
هر چه آدمها سالمتر باشند، حس تقديرشان در زندگي مشترك فزونتر است.
ازدواجي كه به تشكيل كانون محبت و عاطفه نينجامد، شايد از نظر عرفي و قانوني صحيح باشد، اما از نظر عقلي مطلوب نيست.
ازدواج آسان، يعني فقط دوست داشتن، نه در پي زرق و برق بودن و چشم و همچشمي كودكانهاي كه از همان ابتدا تلخكامي را به همراه دارد.
محل ابراز محبت و مودّت، كانون گرم خانواده است.
يكي از اهداف ازدواج، روابط گرم و تعاملات ميان افراد است كه ميتواند موجب رشد و پيشرفت افراد و در نهايت جامعه شود.
ازدواج فقط برطرفكننده نيازهاي جسمي انسانها نيست، بلكه به رفع نيازهاي روحي، رواني و معنوي انسانها نيز توجه دارد.
سلامت فكري جامعه در گروي داشتن خانوادههاي سالم، اقتصاد پويا و مديريت صحيح است.
آرامش در خانواده، با مهرباني اعضاي خانواده پديد ميآيد.
اگر خانواده، اعضاي خود را از نظر محبت تأمين كند، جامعه نيز از محبت لبريز ميشود.
از ديدگاه اسلام، آرامش رواني حاصل از ازدواج و مهر و مودّت بين زن و شوهر، از نشانههاي الهي به شمار ميآيد.
بدون صداقت، وفاداري و اعتماد، درخت محبت بين زوجين بارور نميشود.
صداقت، وفاداري و اعتماد، اركان اصلي شكلگيري محبت خالصانه بين زن و شوهر است.
شخصي كه از ايمان و اخلاق تهي باشد، نميتواند محبت به خانواده را به خوبي در دلش بپروراند.
مهمترين كاركردي كه خانواده موفق دارد، ارضاي نيازهاي عاطفي اعضاي خانواده است.
هر فردي بايد احساس كند افراد دوستش دارند و براي او احترام قائل هستند و او را همانطور كه هست، ميپسندند و ميپذيرند.
خانواده، پايگاه اساسي تشكيل حس اعتماد به خود و احساس امنيت رواني ـ عاطفي هر انساني است.
كودكي كه با شادي و آرامش پرورش يابد، فرصت دارد به زندگي اميدوار شود و ديدگاه مثبت و مفيدي نسبت به دنياي خود داشته باشد.
كودكي كه در آغاز زندگي، شادي و آرامش را تجربه كرده باشد، ميتواند به زندگي از دريچه اميد و موفقيت نگاه كند.
طبيعيترين شكل خانواده اين است كه هيچ عاملي جز مرگ نتواند پيوند زناشويي را بگسلد و ميان زن و شوهر جدايي بيفكند.
سلام دادن به جمع خانواده، به ويژه سلام دادن زن و شوهر به يكديگر، نشاطآور و شاديبخش است.
زن ايراني به دليل گوهر ايمان كه در وجودش نهادينه شده است، در انقلاب، مشاركت و با حضور خود، مردان را به قيام تشويق كرد. از اين رو، يكي از پايههاي اساسي پيروزي انقلاب به شمار آمد.
براي دست يافتن به وضعيت مطلوب در زمينه روابط زن و مرد در كانون خانواده، نهادها بايد در برنامهريزي منسجم و هماهنگ، جوانان كشور را پيش از رسيدن به سن ازدواج، با حقوق و مسئوليتهاي خانوادگيشان آشنا كنند و آموزههاي اسلامي موجود در اين زمينه را به آنها آموزش دهند تا اخلاق و ارزشهاي اسلامي در كانون خانواده رعايت شوند.
آنچه به زندگي خانوادگي معنا ميبخشد، مودّت و رحمتي است كه خالق هستي در ميان زن و مرد قرار داده است.(1)
اگر مرد و زن (پدر و مادر) روش زندگي عاشقانه را ياد بگيرند، خوشبختي بچههايشان تا حد زيادي تضمين ميشود.
خانواده ميتواند با جامعهپذير كردن درستِ اعضاي خود، به تقويت همبستگي عمومي و حس غمخواري كمك كند و امنيت اجتماعي را اعتلا بخشد و خواستههاي نسل نو را مديريت كند.
خانواده ميتواند در بُعد سياسي با پرورش نسل مشاركتپذير، به نظام سياسي كشور اقتدار بخشد و در تعاملي دوسويه، نظام را كنترل و هدايت كند.
هر خانواده ميتواند با اصلاح فرهنگ توليد، توزيع و مصرف و نهادينه ساختن روحيه كار و تلاش، اقتدار اقتصادي كشور را تضمين كند.
1) نك: روم: 21.
پيآمدهاي زندگي مجردي
كسي كه در كودكي، مسئوليتپذير نباشد، نميتواند در جواني اداره خانواده را به عهده بگيرد.
وقتي حس مسئوليتپذيري كودكان تقويت نشود، نميتوان انتظار داشت مسئوليت خانواده را به عهده بگيرد.
كودكان بيمسئوليت امروز، جوانان تنهاي فردا خواهند بود.
اين تفكر اشتباه است كه با تجرد ميتوان جلوي مشكلات معيشتي را گرفت.
نميتوان مشكلات مالي را فقط ناشي از تأهل دانست.
يادمان باشد محدود شدن آزادهاي تجرد پس از ازدواج، توافق است، نه تحميل.
با تجرد؛ مشكلات مالي شما حل نميشود، فقط مشكلات روحي به آن اضافه ميشود.
فرد مجرد بيش از فرد متأهل، گرفتار آسيبهاي اجتماعي ميشود.
با تجرد درِ آسيبهاي اجتماعي و افسردگيهاي رواني را به روي خود ميگشاييد.
درست است كه تعهد به دنبال تأهل است، اما همه آزاديهاي دوران تجرد، شيرين و ماندگار نيستند.
فرد متأهل دچار محدوديت ميشود، اما در عوض به شيريني ماندگار زندگي دست مييابد.
از دست دادن برخي آزاديها در قبال به دست آوردن آرامشي حاصل از عشق ماندگار، بسيار زيباست.
افراد مجرد بيشتر از متأهلان در خطر بزهكاري و انجام اعمال خلاف هستند.
براي اينكه بتوانيم جامعه خود را از بزهكاري نجات دهيم، بهتر است زمينه ازدواج جوانان را فراهم كنيم.
اگر هزينهاي كه صرف بازپروري بزهكاران ميكنيم، صرف تأمين ازدواج و شغل جوانان كنيم، زودتر به نتيجه ميرسيم.
چون تأهل ارزشمند است، بسياري از صاحبخانهها و صاحبان كار، فقط افراد متأهل را ميپذيرند.
مرد مجردي كه به تأمين آسايش كسي متعهد نيست، چگونه ميتواند به موجر خود اطمينان دهد كه آسايش او را به هم نميزند؟
به جوانان مسئوليتپذيري را بياموزيم، قبل از آنكه اعتياد و بزهكاري آنها را در بند كشد.
مجردهايي كه وقت اضافهاي دارند، هر لحظه احتمال دارد آن را در جايي كه بايسته نيست، صرف كنند.
وقتي خودمان خانواده تشكيل ميدهيم، تمام ايدههايي كه بهصورت تئوري شناخته بوديم، در زندگي اجرا ميكنيم.
بر اساس آمار موفقيت در بين متأهلان، تأهل، ميزان موفقيت افراد را بالا ميبرد.
نگريستن به جهان با دو چشم بسيار زيباتر، آسانتر از نگريستن با يك چشم است.
پرنده بلندپرواز، شكوه پروازش را مديون همكاري هر دو بالش است.
بياييد با ازدواج، عشق را نثار كسي كنيم كه لياقت دريافتش را دارد.
عشق ورزيدن به جنس مخالف، وقتي تعهدي در قبال تو ندارد، همانند هدر دادن منابع يافتناشدني است.
مهرورزيات را جايي خرج كن كه محبت و عشق پايداري دريافت كني.
اگر احساسات را در چارچوبي امن به نام خانواده ابراز كنيم، جامعه دستخوش هيجانهاي كاذب نخواهد شد.
جامعه آرامتر، در پرتوي تخليه هيجانهايي منطقيتر.
مجرد، يعني خواستن، دوست داشتن و نيافتن آنچه ميخواهي. متأهل، يعني خواستن، عشق ورزيدن و يافتن آنچه آرامشزاست.
عشقي كه بر پايهايي سست نهاده شود، هيچگاه به پايداري عشقي نيست كه در تأهل ايجاد ميشود.
پايداري لبخندي كه همسر بر چهره مينشاند، بسيار بيشتر از لذت هوسي است كه دوست برايت به ارمغان ميآورد.
هيچگاه جامعه بر پايههاي لرزان بنيانهاي غير متأهلي پايدار نميماند.
تجرد، پايههاي لرزان اجتماع است و سبب سقوط ارزشها ميشود.
كدام واژه بيشتر به شما آرامش ميدهد؛ همسري فداكار يا دوستي صميمي؟
دوست هر قدر هم صميمي باشد، باز هم همسري فداكار نيست و تعهد به ماندن ندارد.
كدام پيمان بدون رنگ خدا پايدار و موفق ميماند؟ تأهل، پيماني است كه رنگ خدايي دارد.
نداشتن تصميم قطعي براي انتخاب شريكي مناسب، آينده را مبهم و جوانان را سردرگم ميكند.
يكي از پيآمدهاي عادت به زندگي مجردي، عادت به خودمحوري و تحمل نكردن شخص ديگر و نپذيرفتن مسئوليت زندگي است.
آمارهاي امروز نشان ميدهد پسران بيش از دختران در خانههاي مجردي زندگي ميكنند.
آيا ميدانيد تغيير نگرش جوانان به زندگي باعث شده ازدواج، اولويت هفتم يا هشتم زندگي آنان باشد؟
زندگي مجردي باعث تعارض و بحرانهاي اجتماعي خواهد شد.
جواني كه مهارتهاي لازم زندگي را فرا نگرفته است، نميتواند به سوي هدف اصلي زندگي كه ازدواج و به كمال رسيدن است، گام بردارد.
تجرد از عوارض زندگي مدرن است.
استرس و ناامني رواني و اجتماعي سبب كاهش تحمل افراد ميشود و به رشد زندگي مجردي كمك ميكند.
فردگرايي وتجرد در كشور ما قدمت ندارد.
فردگرايي و تجرد در جامعه ما پديدهاي نوظهور و برخاسته از فرهنگ اشتباه مدرنيته است.
زندگي مجردي، ژستي غربي در جامعه شرقي است.
اگر جواني مجبور به زندگي مجردي شد، بايد براي اين نوع زندگي، آموزشها و مهارتهاي صحيح را دريافت كرده باشد.
اگر ضرورتي براي زندگي مجردي پيش آمد، نبايد عمر اين نوع زندگي طولاني باشد و جوان بايد هر چه زودتر به آغوش خانواده بازگردد.
از آنجا كه انسان موجودي اجتماعي است، پذيرش زندگي مجردي مطلوب فطرت فرد نيست.
انحرافات موجود در زندگي مجردي موجب مشكلات روحي جوان ميشود.
اگر آرامش و احترام در محيط خانه، جوان را در برگيرد، هيچگاه او را به سوي زندگي مجردي سوق نميدهد.
هنگامي كه كودك اتاق شخصياش را بر حضور در كنار خانواده ترجيح ميدهد، مشكلات آرام آرام نمود پيدا ميكنند.
بياييد كمي بينديشيم و ببينيم چرا جوانان زندگي مجردي را انتخاب ميكنند؟
كسي كه طعم شيرين زندگي در خانوادهاي متعادل و اجتماعي را چشيده باشد، از طعم تلخ تنهايي و تجرد بيزار است.
تواناييهاي جوانان در اداره خانواده را برجسته كنيم تا جوانان راحتتر بتوانند مسئوليت خانواده را به عهده بگيرند.
زيستن در خانوادهاي فعال و شاد، جوان را از گرايش به تنهازيستي باز ميدارد.
سالهاي طلايي، عمر جواني است و روزهاي طلايي، روزهاي شروع آرامش و عشقورزي و ازدواج است.
پناه بردن به زندگي مجردي، سختيهاي زندگي را كاهش نميدهد، بلكه اميد به آينده بهتر را كاهش ميدهد.
اگر مهارت كافي براي برقراري ارتباط داشته باشيم، دلهرهها براي پذيرش تأهل كاهش مييابد.
كسي كه همدمي مناسب براي تنهايي خود دارد، به مراتب آسايش بيشتري را تجربه ميكند، نسبت به كسي كه به تنهاييها پناه ميبرد.
فرد متأهل بانشاط، بيش از مجردي كه روح خستهاي دارد، براي جامعه كارآيي دارد.
برطرف كردن مشكلات مجردان بسيار سختتر از مشكلات متأهلان است.
مجردها و متأهلها، هر يك سختيهاي خاص دوران خود را دارند، اما سختيهاي زندگي متأهلان حلشدني است.
اگر به مشكلات زندگي متأهلان و مجردها بنگريم، ميبينيم مشكلات مجردها سختتر حل ميشوند.
هر انساني مشكلات خاص خودش را دارد، اما وقتي همسري همدل در كنارت باشد، راحتتر با مشكلات كنار ميآيي.
برخلاف تجرد، تأهل ميتواند شادي را به زندگي شما هديه كند.
اجتماع و خانواده، در افزايش تمايل به زندگي مجردي نقش بهسزايي دارد.
درصد تأهل يا تجرد جوانان جامعه بر پويايي اجتماع اثر مستقيمي خواهد داشت.
برخي جوانان متأهل با بازگو كردن خوشبختيهاي خود ميتوانند مشوّق خوبي براي جوانان مجرد باشند.
دل، گوهر گرانبهايي است. با پيوندي متعالي با گوهري ديگر بهاي آن را افزون كنيم.
گوهر خرد و منطق در متأهلها، خودنمايي بيشتري دارد تا مجردها.
جوان مجرد همچون غنچهاي است كه با ازدواج كردن ميشكفد.
افرادي كه تجربه سالها تنها زيستن را دارند، مزاياي با هم بودن را تأييد ميكنند.
مديريت زندگي با همه مشكلاتش، بيشتر نيازمند حمايت سازمانها و نهادهاست.
اگر در زندگي مجردي افراط شود، بيشك، به ناهنجاريهاي اجتماعي دامن ميزند.
طولاني شدن زندگي مجردي، صدمات جبرانناپذيري بر روان فرد وارد ميسازد.
در كنار خانواده بودن، در رسيدن به موفقيت تأثير چشمگيري دارد.
بهترين مأمن براي ابراز احساسات دروني، آغوش گرم خانواده است.
در اجتماع امروز، خطرهاي زيادي، جوان مجرد را تهديد ميكند.
خانههاي مجردي؛ كعبه آمال يا كلبه ويران؟
جوانان افسرده و بينشاط بيشتر به انتخاب زندگي مجردي تمايل نشان ميدهند.
براي اينكه جوان بتواند مسئوليت زندگياش را به عهده بگيرد، به حمايت اجتماع هم نياز دارد.
جواني كه در برابر يك فرد متعهد نباشد، آيا ميتواند در برابر جامعه متعهد بماند؟
مشكلات معيشتي بيشترين درصد علت تمايل به زندگي مجردي را به خود اختصاص داده است.
اگر خواهان جامعه سالمي هستيم، بايد به خوبي از متأهلان حمايت كنيم.
بيميلي براي بازگشت به خانه پس از پايان تحصيلات، در موارد بسياري باعث پيدايش خانههاي مجردي شده است.
اگر جوان آموزشهاي لازم را ديده باشد، ميتواند از زندگي مجردي موقت خود تجربههاي مفيدي به دست آورد.
لذتي كه انسان هنگام حل مشكلات در كنار همسرش ميبرد، هيچگاه در دوستيهاي مجردي كسب نميكند.
اگر جامعه به سمت پذيرش زندگي مجردي پيش رود، اهدافش از تعالي نزول خواهد كرد.
اگر در جامعه، اولويت با متأهلان باشد، گرايش به برگزيدن زندگي مجردي كاهش خواهد يافت.
شادي حقيقي در تقسيم كردن زيبايي آن با شريك زندگي است.
فرد متأهل، اهدافي طلاييتر و واقعيتر از فرد مجرد دارد.
تلاشهاي مردان متأهل براي پايداري قوانين زندگي موجب پايداري جامعه ميشود.
بهار تأهل را به بهار عمر خود، يعني جواني گره بزنيم و از آثار آن بهرهمند شويم.
به جواناني كه در بهار عمر هستند، كمك كنيم تا به بهار تأهل هم برسند و زندگيشان باطراوت شود.
تأهل كسب آسودگي در كنار عشقي پايدار است.
مجرد بودن به معناي آزاد زيستن نيست. جوان مجرد همان اندازه كه در بند عشق و تعهد نيست. دربند هوس و سردرگمي است.
با ازدواج، فكر از درگيري رهايي مييابد.
فرد مجرد هنگام بروز مشكلات، همفكري صميمي نمييابد.
وقتي همسري دلسوز كنارت باشد، هنگام مشكلات خود را تنها و بيياور نميبيني.
يكي از دلايل تجرد؛ بيزاري از جنس مخالف و داشتن شكست در روابط بيدوام قبلي با جنس مخالف است.
ازدواج، بهترين راه براي در امان ماندن از بسياري از انحرافها است.
هيچگاه تأهل، تعهد نسبت به دوستان و خانواده را كمرنگ نميكند.
ازدواج ميتواند انگيزههاي تحصيل و يافتن حرفه بهتر را در فرد تقويت كند.
شكست ديگران در ازدواج، تجربههايي مفيد براي بناي ازدواج صحيح است؛ نه گريز از آن.
براي ازدواج ياري خداوند را در باورت بگنجان.
شخص مجرد تا ازدواج نكند، هيچگاه طعم شيرين عشق متقابل را نميچشد.
تأهل، گرفتاري نيست، بلكه رهايي از مشغلههاي ذهني آزاردهنده است.
آيا ميدانيد بيشتر افراد موفق، موفقيتهايشان را مديون همسرانشان هستند؟
اعتقاد نداشتن به عشق، فرد را به مجرد ماندن تشويق ميكند.
هيچ مجردي نميتواند خود را از انحراف در امان بداند.
جواني كه دل در گروي محبت دلي دارد، اميدوارتر از جواني است كه دلش را تنها ميبيند.
آفت اصلي زندگي مجردي، كاهش عواطف و احساسات است.
گاهي هدفها آن قدر كوچك ميشوند كه تنها در قالب تنهايي ميگنجند. با ازدواج، اهدافمان را بزرگ كنيم!
اهميت آموزش در خانواده
براي آنكه فرزند ما حرفمان را بپذيرد، با او دوست باشيم و او را به انجام كاري مجبور نكنيم.
با مشورت دادن به كودك، هم به او ميآموزيم كه ما هميشه در كنارش هستيم و هم از دغدغههايمان ميكاهيم.
چشم و گوش فرزندان چون آيينهاي است كه هر چيزي در آن منعكس ميشود و مادر ميتواند با رفتار خود، خصلتهايي مانند امانت، صداقت، وفاي به عهد و حقجويي را در فرزند احيا كند يا آنها را از بين ببرد.
فرزندان با ديدن رفتار پدر و مادر، هنگام شركت در نماز جماعت و ديدن فيلمها و پوسترهاي مربوط به نماز، به طور غريزي از آنان تقليد و اعمال و حركاتشان را تكرار ميكنند.
«اي پيامبر! اهلت را به برپايي نماز فراخوان و در اين امر پايداري و صبوري پيشه كن.» (طه: 132) تشويق فرزندان به نماز، به پيامبر اختصاص ندارد. همه والدين نسبت به فرزندان خود مسئولند و بايد در تربيت آنها كوشا باشند.
وقتي فرزند در خانه است، مسائل را از والدين ميآموزد و وقتي در مدرسه است، از مربيان و معلمان. بنابراين، وظيفه مربيان و والدين در آموختن ارزشهاي اسلامي به فرزندان، بيش از ديگران است.
والدين ميتوانند بعد از پايان هر نماز، به گونهاي كه فرزندانشان ميشنوند، آنان را با ذكر نام، دعا كنند و از خداوند براي آنان، عزت در دنيا و پاداش اخروي بخواهند. اين امر، علاقه فرزند را به نماز بيشتر خواهد كرد.
اوقات فراغت كودكان و نوجوانان ميتواند پر از جنب و جوش باشد. آنها را به كلاس و درس محدود نكنيم.
براي اوقات فراغت فرزندانمان، به شكل درست و اصولي برنامهريزي كنيم.
اوقات فراغت، اوقات دوستداشتني كودك است. آن را با بداخلاقي به كام فرزندمان تلخ نكنيم.
براي پر كردن اوقات فراغت فرزندانمان، با كارشناسان مشورت كنيم.
اوقات فراغت، زماني براي استراحت ذهن و تن فرزندان و آمادگي آنها براي شروع تلاشي دوباره در زمينه آموزش است.
با فرزندان خود رفيق باشيم تا آنها به ما اطمينان كنند.
خانوادهاي موفق است كه مهارتهاي مختلف را به فرزندش ميآموزد: مهارت دوست داشتن، مهارت مفيد بودن، مهارت خوبي كردن.
مهارتهاي فني را در دورههاي مختلف به فرزندانمان بياموزيم.
اوقات فراغت فرزندانمان ميتواند زمان يادگيري مهارتهاي مختلف فني و فكري و جسمي براي آنها باشد.
مهارتهاي مختلف در زندگي، راهگشاي ما هستند. پس تا دير نشده، مهارتهاي لازم را بياموزيم و به كودكانمان ياد بدهيم.
با رفاقت و دوستي آنچه را ميپسنديم و ميخواهيم، به آساني به كودكانمان ياد ميدهيم.
پدر و مادري كه با فرزندش رفيق است، آغوش امن خانواده را براي كودكش ايمن ميكند.
هيچ وقت براي رفاقت با فرزندان دير نيست. فرزند ما شايد همين امروز منتظر لبخند مهربانمان باشد.
خانوادهاي كه مديريت اقتصادي را به فرزند خود ميآموزد، اقتصاد سالم و پوياي آينده جامعه را رقم خواهد زد.
با خريدن قلك كوچكي براي فرزندمان، به او ميآموزيم چگونه داشتههايش را پسانداز كند؛ زيرا قطره قطره جمع گردد، وانگهي دريا شود.
خريد به اندازه نياز باعث ميشود مواد غذايي خانه ما هميشه تازه باشد و فرزندانمان براي نكتههاي مهم اقتصادي خانواده ارزش قائل شوند.
در زندگي شهري، امكانات رفاهي بيشتري هست، اما زندگي در اين محيط، قواعد و قوانيني دارد. ما چه قدر قوانين شهرنشيني را ميشناسيم و چقدر اين قوانين را به فرزندانمان آموزش داده ايم؟
صحبت كردن با تلفن در مترو، اتوبوس و مكانهاي عمومي سبب آلودگي صوتي ميشود و تجاوز به حقوق ديگران است.
به فرزندانمان بياموزيم در مترو، اتوبوس، تاكسي يا ديگر مكانهاي عمومي، بلند صحبت نكنند؛ زيرا بياحترامي به حقوق ديگران است.
به فرزندانمان بياموزيم از خريدهاي بيجا و غير ضروري بپرهيزند. با اين شيوه ميتوانيم مديريت اقتصاد خانواده را به آنها آموزش دهيم.
با مهرباني كردن به همسرمان، دوست داشتن را به فرزندمان بياموزيم.
آموزش عملي دستورهاي اخلاقي پسنديده به كودك و بازداشتن او از كارهاي ناپسند، در رشد اخلاقي كودك اهميت فراواني دارد.
به فرزندانمان بياموزيم شايد كسي در همين نزديكي به نگاه مهربان ما نيازمند است.
يادمان باشد به فرزندانمان بياموزيم: زماني مهرباني ماندگار است كه بي چشمداشت و بيمنت باشد.
برخي پدران و مادران به فرزندان خود لبخند ميآموزند. به اين بينديشيم كه ما به فرزندانمان چه آموختهايم؟
خواستن، برنامهريزي و تلاش، سه ركن اساسي رسيدن به هدف است. آنها را به كودكانمان بياموزيم.
راهكارهاي موفقيتآميز همسران در برقراري روابط
همسر خود را يار و همراه موافق خود بدانيد، نه زيردست خود.
در خانواده سالم هيچ كس در فكر قدرتطلبي و اثبات برتري خود نيست. همه به يك اندازه در شيرين شدن زندگي سهم دارند.
اگر احساس موفق بودن، برنده بودن و اميد داشتن، بين اعضاي خانواده تقسيم شود، دورنماي روشني براي زندگي دارد.
اعضاي خانواده سالم در كنار هم احساس امنيت و آرامش ميكنند، نه احساس ترس، اضطراب، تنش يا درگيري.
همسران خوشبخت، علاقه، عشق و محبت خود را نسبت به هم ابراز ميكنند، هم در رفتار و هم در گفتار.
داشتن توقع بيجا از همسر، آفت زندگي زناشويي موفق است.
وقتي در خانواده مشكلي پيش ميآيد، بهترين كار، يافتن راهحل آن است؛ نه يافتن مقصر و گناهكار.
انديشه زن و مرد بايد رساندن ديگري به آرامش و راحتي باشد تا مايه آرامش آنها باشد.
زن و شوهر، به خاطر همديگر زندگي ميكنند؛ نه ديگران. زندگي آنها به خاطر بچهها يا ترس از طلاق و حرف مردم نيست.
جذابيت زندگي به اين است كه هر روز بتوانيم به دنياي اختصاصي همسرمان نزديكتر شويم.
ياد بگيريم با درخواستهاي منطقي همسرمان، برخورد صحيح و منطقي داشته باشيم.
زن و مرد در كنار يكديگر هستند، نه رودررو و رقيب يكديگر. آنها رفيق هم هستند.
خانوادههاي خوشبخت تلاش دارند بچههاي خوب و خوشبختي به جامعه تحويل دهند.
نسبت به همسر خود، نگرشي مطلوب و متعالي داشته باشيد. او را امانت الهي برشماريد و اين وديعه الهي را قدر بدانيد.
به همسر خود احترام بگذاريد و با وي محترمانه صحبت كنيد و در ارتباط با او، از عواطف سرشار و محبت بسيار دريغ نورزيد.
حقوق متقابل خود و همسرتان را بشناسيد و در ايفاي حقوق وي بكوشيد.
محبت، پيوندي دو طرفه است و اظهار محبت و ابراز آن بنيان زناشويي را استوار ميسازد.
قفل بسياري از مشكلات خانوادگي با كليد محبت گشوده ميشود.
فقط يك راه، براي گشودن قفلهاي زنگارگرفته قلب ديگران است و آن، استفاده از شاهكليد محبت است.
اگر ميخواهيد مهر و عطوفت در خانواده پايدار باشد، همسر خود را با القاب نيكو خطاب كنيد.
ارتباط كلامي مهرآميز، روابط ميان زن و شوهر را تقويت ميكند و در برآوردهشدن خواستههاي طرفين نقش بهسزايي دارد.
همسر خود را فردي باارزش و برخوردار از كرامت انساني بدانيد.
همسر خود را فردي مستعد كمال، پيشرفت و تحول بپنداريد.
به پيشرفت و ترقي و رشد شخصيت همسرتان علاقهمند باشيد و زمينه را براي تحقق اين امر فراهم كنيد.
از راه ايجاد زمينه پيشرفت براي همسرتان، كانون خانواده را از زوال و فرسايش تدريجي مصون سازيد و عرصه زندگي را براي نوآوريها بگشاييد.
با خريد هديه در مناسبتهاي مختلف، محبت خود را به صورت عملي به همسرتان نشان دهيد.
ستايش از نكات مثبت اخلاق همسرتان، در ايجاد فضايي گرم و صميمي و سرشار از اطمينان در خانواده، اثر بهسزايي دارد.
فهرست كردن قابليتها و صفات مثبت همسرتان، يادآوري آنها را در زمانهاي مقتضي آسانتر ميكند.
به موارد مثبت وجود و شخصيت همسر خود، توجه و مرتب به اين قابليتها اشاره كنيد.
به جنبههاي مشترك فكري و روحي خود و همسرتان توجه و آنها را تقويت كنيد.
به گونهاي عمل كنيد كه به تدريج خصايص مثبت و سازنده افراد خانواده افزايش يابد.
هنگام گفتوگو با همسرتان، به دقت به حرف او توجه كنيد و اجازه دهيد، حرفش را به طور كامل بيان كند.
باور كنيد همسرتان انساني منحصر به فرد است و ويژگيهاي مثبت و منفي دارد. براي همين، از مقايسه او با ديگران به شدت بپرهيزيد.
همسرتان را با گذشتهاش مقايسه و تغييرات رفتاري و پيشرفت فكري و اخلاقي وي را تحسين كنيد.
سعي كنيد حالات و روحيات همسرتان را بشناسيد و از آرزوها و علايق وي فهرستي تهيه كنيد و از انتظارات او آگاه شويد.
باور كنيد هر كلمه و گفتار شما، در بردارنده بار عاطفي و رواني است كه بر همسرتان اثر مثبت و منفي دارد.
سعي كنيد از زبان نرم همراه با احترام و محبت با همسرتان استفاده كنيد. هرگز از كلمات توهينآميز و ملالتآور استفاده نكنيد.
رمز خوشبختي و توفيق بسياري از خانوادهها، صادق بودن آنها و بهرهگيري از اين صفت برجسته انساني است.
به مديريت كانون خانواده اهميت دهيد و سعي كنيد در تصميمگيري و هدايت زندگي، هماهنگ باشيد.
در برخورد با مسايل زندگي، با همسرتان سياستي هماهنگ داشته باشيد.
براي بقا، تداوم و رشد خانواده و دستيابي به خوشبختي، مصلحت زندگي را بر منفعت شخصي خود ترجيح دهيد.
از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان پرهيز كنيد و جاي آن را به يكدلي، يكرنگي، صميميت و رفاقت بدهيد.
يكي از مهمترين عوامل تزلزل در بناي خانواده و آغاز نابساماني و مشكلات خانوادگي، لجبازي همسران است.
سعي كنيد همسرتان را آن گونه كه هست، بپذيريد و روابط خود را بر پايه دوستي و محبت تنظيم كنيد.
به اصل مشاركت در زندگي خانوادگي معتقد باشيد و همه كارها را خودتان انجام ندهيد، بلكه از همسر و فرزندانتان كمك بگيريد.
اگر به هر دليلي نميتوانيد در كار خانه به همسرتان كمك كنيد، حداقل ارزش كار او را ناديده نگيريد.
زوجين بايد كلام حق و منطق صحيح را از جانب هر كدام از طرفين كه باشد، بپذيرند.
براي تعادل در زندگي و كاميابي هر چه بيشتر، خوشخلق و گشادهرو باشيد و سعي كنيد گرد و غبار افسردگي را از چهره همسرتان بزداييد.
هرگز اجازه ندهيد افكار مأيوسكننده و منفي بر وجود اعضاي خانواده شما سايه افكند و ريشههاي شادكامي و شادابي شما را از بين ببرد.
نارساييها و رنجهاي گذشتهتان با همسرتان را فراموش كنيد و به آيندهاي روشن بينديشيد.
سعي كنيد از تجربهها و خاطرههاي تلخ زندگي ديگران عبرت بگيريد و از تجربههاي خانوادههاي موفق بهره ببريد.
براي جلوگيري از تزلزل خانواده و آسيبهاي احتمالي، توقعها و انتظارات شما از همسرتان بايد با امكانات و توانمندهاي وي متناسب باشد.
بايد سطح توقعهاي شما از همسرتان به اندازه سطح توانايي و دارايي او باشد.
خانوادههاي بسياري به خاطر چشم و همچشمي، نشاط و شيريني زندگي را از دست دادهاند. بياييد اين آفت را از زندگيهايمان دور كنيم.
گذشت و عفو نسبت به اشتباههاي كوچك، آرامش بزرگي به زندگي شما هديه ميكند.
عيب همسرتان را به رخ او نكشيد و عيبپوشي را سرلوحه مناسبات با او قرار دهيد.
سعي كنيد اسرار و رازهاي دروني خانواده را نزد ديگران بازگو نكنيد و از اين طريق، اعتماد همسرتان را به خود جلب كنيد.
اگر ميخواهيد همسرتان نظريههاي شما را بپذيرد، با لحن آمرانه سخن نگوييد، بلكه نظرتان را به عنوان پيشنهاد مطرح كنيد.
براي گفتن انتقاد كه تلخ است، ابتدا كام همسرتان را با بيان ويژگيهاي مثبتش شيرين كنيد تا سخن شما اثرگذار باشد.
با مطالعه كتابهاي مختلف و شركت در مجالس مذهبي، اخلاقي و علمي، به رشد خانوادهتان كمك كنيد.
با تقويت اعتماد به نفس و بهرهگيري از تجربههاي ارزنده ديگران، خود و افراد خانوادهتان را براي برخورد منطقي با مشكلات زندگي آماده سازيد.
سعي كنيد با تفكر در زندگي خانوادههاي موفق و رمز توفيق آنان، اطلاعات خود، همسر و فرزندانتان را افزايش دهيد.
در گفتوگو با همسرتان، آرامش خود را حفظ كنيد. سعي كنيد عصباني نشويد و در صورت پديد آمدن اين حالت، بحث را ادامه ندهيد.
هنگامي كه عصباني هستيد، به اين گفتار حضرت علي عليه السلام توجه كنيد: «به هنگام خشم، نه تنبيه، نه دستور و نه تصميم».
سعي كنيد نگرانيها و افكار منفي محيط كارتان را به خانهتان منتقل نكنيد و آرامش اعضاي خانوادهتان خانه را به هم نزنيد.
مردان و زناني از هنر، علم و تجربه مديريت برخوردارند كه از فرصتهاي به دست آمده در زندگي، حداكثر استفاده را ميكنند.
در زندگي خوشبين باشيد و با اين نگرش، سلامت عواطف و نشاط زندگي خود را تضمين كنيد.
با داشتن برنامه و التزام به اجراي آنها ميتوانيد مشكلات زندگي خود را كاهش دهيد و از قواي حياتي خود و ديگر اعضاي خانواده به خوبي استفاده كنيد.
در تمام مراحل زندگي و در زندگي خانوادگي، خداوند را در نظر بگيريد و در گفتار و رفتار با همسرتان و ديگر اعضاي خانواده، نيت خود را خالص گردانيد.
گسترش و تعميق اخلاق اسلامي در خانواده
خانوادههايي كه آرزو دارند فرزندان صالح، راستگو، معتقد و اهل نماز و عبادت داشته باشند، بايد خود چنين باشند.
وقتي خانوادهاي اهل نماز باشد، نونهالان چنين خانوادهاي، نياموخته، اهل نمازند.
عشق، كليد تربيت ديني است. بايد كسب فضايل اخلاقي به واسطه عشق به خداوند حاصل شود.
تربيت و آموزش، انتقال اطلاعات نيست، بلكه تغيير در جهانبيني است.
اگر تربيت ديني و مذهبي خانوادهاي، اساسي و ريشهاي باشد، فرد تربيتشده ميتواند در برابر تندبادهاي مختلف فرهنگي و اجتماعي مقاومت كند.
پرورش روحيه مذهبي مناسب، ابتدا از خانه شروع ميشود و خانواده در انتقال فرهنگ ديني، نقش مهمي دارد.
پاكسازي محيط خانه از بدآموزيهاي رفتاري و اخلاقي و الگوآفرينيهاي شايسته، از مسئوليتهاي جدي والدين است.
عبادت، پاسخي به عاليترين نيازهاي معنوي است. پس اگر با جلب رضايت قلبي ارائه شود، احساس خوشآيندي را در كودكان بر ميانگيزد.
عواطف و احساسات، مهمترين نقش را در تكوين، رشد و پرورش شخصيت جوان و نوجوان دارند.
در كانون خانواده، گرايش ديني افراد تقويت ميشود و خميرمايه شخصيت مذهبي در آنان رشد مييابد.
رفتارهاي انسان بر اساس يادگيري است. اولين و مهمترين پايگاه يادگيري نيز كانون خانواده است.
خانه و خانواده پايههاي اجتماعي شدن و ساختار شخصيت كودك را بنيان ميگذارند.
تربيت صحيح، اولين و اساسيترين پايه سعادت فردي و اجتماعي كودك است.
بايد محيط زندگي آرام باشد تا خانواده بتواند با دقت، صبر، آگاهي و عشق در تربيت كودكان بكوشد.
ميزان سلامت جسماني و رواني كودك، به روابط خانواده با وي بستگي دارد.
كودكاني كه در سنين اوليه، از نظر عاطفي و امنيتي در خانواده تأمين نميشوند، به انواع مشكلات مبتلا ميشوند.
سلامت خانواده، تعادل شخصيتي والدين و آشنايي آنها به اصولي كه ميتواند محيط خانواده را سالمتر سازد، بسيار اهميت دارد
خانواده بايد از سلامت رواني و اجتماعي و تعادل شخصيتي والدين برخوردار باشد تا نسلي كارآمد و سالم تربيت كند.
افراد پلي بين خانواده و اجتماع هستند. بدين معني كه ويژگيهايي رواني ـ اجتماعي خانواده را به اجتماع منتقل ميكنند.
خداوند، صبر را عامل افزايش توانايي و نيروي مقابله با سختيها ميداند. هفتاد آيه درباره مورد صبر و آثار آن در زندگي فردي، اجتماعي و خانوادگي از سوي خداوند متعال نازل شده است.
قرآن براي صبر، اين فضيلت اخلاقي و عملي اهميت فراواني قائل است و آن را عصاره همه فضيلتها و خميرمايه سعادتها و ابزار رسيدن به خوشبختي ميداند. اگر خانواده صبر نداشته باشد و به آن عمل نكند، هرگز به خوشبختي نخواهد رسيد و كارآمد نخواهد بود.
حضرت علي عليه السلام ، صبر در كارها را به منزله سر براي بدن ميداند و ميفرمايد: «همچنان كه اگر سر از بدن جدا شود، بدن فاسد ميشود، هرگاه صبر نيز در كارها نباشد، كارها تباه ميگردد».(1)
در صورتي كه اعضاي خانواده از مهار خويش ناتوان باشند و در برابر مشكلات بردبار نباشند، خانواده به شدت آسيب ميبيند و نه تنها نياز فرد برآورده نميشود، بلكه براي ديگران نيز مشكلساز ميشود.
فشار رواني، اولين نتيجه بيصبري در برابر فشارهاست.
فرد صبور ميتواند در برابر حوادث، موفقيت و كارآمدي خانواده را حفظ كند، در حالي كه واكنش فوري و بدون انديشه در برابر رفتارهاي نامناسب ديگران سبب پشيماني ميشود.
فرزنداني كه در خانوادههاي بيصبر و عجول پرورش يافتهاند، در اجتماع نيز دچار مشكل ميشوند؛ زيرا هميشه و در همه جا شرايط فراهم نيست كه خواستههاي آنها برآورده شود.
1) كافي، ج9، ص90، ح2.
كودكي كه صبر ندارد، ميپندارد هر چه ميخواهد، فوري در اختيارش قرار ميگيرد، اما وقتي به خواستههايش نرسد، در برابر ديگر واكنشهاي نامطلوب از خود واكنش نشان ميدهد و اين امر در بسياري از موارد موجب دردسر براي فرد و خانوادهاش ميشود.
صبر، كارآمدي خانواده را تضمين و كارآمدي جامعه انساني را تأمين ميكند.
اينكه خداوند ميفرمايد صبر عامل پيروزي مجاهدان است، تنها ثمره صبر منحصر به جبهه جنگ و مجاهدان نيست، بلكه در همه عرصههاي زندگي، انسان به بردباري پايداري نياز دارد تا به پيروزي برسد. پيروزي در خانواده بدين معناست كه انسان با تشكيل خانواده كارآمد، به كمال و بالندگي برسد.
بر اساس آموزههاي قرآني و روايي، راستي و راستگويي در كارآمدي همه بخشهاي زندگي انسان مؤثر است و توجه به اين آثار، انگيزه انسان براي گرايش و عمل به اين فضيلت بزرگ اخلاقي را افزايش ميدهد.
صداقت در گفتار و كردار، انسان را محبوب دلها و مورد اعتماد اعضاي خانواده خود و جامعه انساني ميگرداند.
افراد صادق و درستكار در زندگي مشترك، آرامش رواني و احساس ايمني دارند؛ زيرا چيزي جز آنچه مينمايند، نيستند تا از فاش شدن چهره پنهان خود نگران باشند.
وقتي فرد بداند محبوب ديگران نيست، خود را تنها و بييار و ياور ميداند و نميتواند استعدادهايش را شكوفا سازد و در راه رسيدن به كمال قدم بردارد. اين احساس غريزي در زن و مردي كه با هم تشكيل خانواده دادهاند و از «من» بيرون آمده و به «ما» رسيدهاند، بيشتر احساس ميشود.
زن و مرد انتظار دارند طرف مقابل، او را از صميم قلب دوست داشته باشد و علاقهمندي و محبتي، دوطرفه برقرار شود. در اين ميان، زن كه موجودي عاطفي و كانون محبت است، بيشتر به محبت همسرش نياز دارد.
زندگي زن، به عشق و علاقه وابسته است و هر چه محبوبتر باشد، شادابتر خواهد بود و براي به دست آوردن محبوبيت بيشتر ميكوشد، اما اگر احساس كند محبوب همسرش نيست، خود را شكستخورده ميپندارد.
محبت دوطرفه، زن و مرد را به زندگي دلگرم و كانون خانواده را استوار ميسازد.
حضرت محمد صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «بهترين زنان شما، زنهايي هستند كه داراي عشق و محبت باشند.»(1)در مورد مردها ميفرمايد: «هر كس از دوستان ما باشد، به همسرش بيشتر اظهار محبت ميكند و نيز هر چه ايمان انسان كاملتر باشد، به همسرش محبت بيشتر ميكند».(2)
در خانوادهاي كه مهر و محبت وجود دارد و زوجين با آرامش، آسايش و علاقهمندي به يكديگر در آن زندگي ميكنند، با توانمندي بيشتري ميتوانند به تربيت فرزندانشان بپردازند.
وقتي فرزند در كانون پر از محبت و عاطفه پرورش يابد، روح او نيز آرام است و بهتر رشد ميكند و با الگوگيري از والدين خود، در آينده همسري مهربان و كارآمد خواهد بود و خانوادهاي كارآمد نيز تشكيل خواهد داد.
آنچه سبب ناكارآمدي خانواده و طلاق عاطفي ميشود، نبود يا كمبود محبت بين اعضاي آن است.
وقتي محبت نباشد، اعضاي خانواده به خانه و يكديگر دلبستگي ندارند و از نظر رواني جدا از يكديگر زندگي ميكنند.
محبت، مانند قانون جاذبه زمين است. همانطور كه اين جهان، از اتم تا كهكشانها بر اساس قانون جاذبه پابرجاست، خانه و خانواده نيز بر اساس قانون محبت استوار ميشود.
همانگونه كه اگر يك لحظه قانون جاذبه از بين برود، نظم به هم ميخورد، اگر در خانه نيز محبت نباشد، آن خانه نابود ميشود.
اگر محبت در خانواده نباشد و اعضاي آن نياز خود را به محبت ارضا نكنند، هيچ يك از اعضا نميتوانند وظايفشان را انجام دهند و در نتيجه، كارآمدي خانواده از بين ميرود.
همانگونه كه اجزاي ساختمان بدون ملاط به هم نميچسبد و ساختمان پابرجا نميشود، نظام خانواده نيز چنين است و ملاط آن محبت و رحمت است.
مرد يا زني كه كمبود محبت داشته باشد، براي تأمين سعادت و رفاه خانوادهاش نميكوشد و انرژي خود را صرف اموري ميكند كه ممكن است زمينهساز ناهنجاري و فساد در خانواده و جامعه شود.
يكي از اموري كه سبب كارآمدي ميشود، اعتماد متقابل زوجين و وفاداري نسبت به يكديگر است و زماني كه محبت در كار نباشد، احساس وفاداري و اعتماد تحقق نمييابد.
بايد توجه داشت كه محبت و دوستي قلبي كافي نيست، بلكه بايد اين محبت در رفتارها هم ديده شود.
افرادي كه در سيره و رفتار خانوادگي خويش، تكريم و احترام به حقوق اعضاي خانواده را روش و منش خويش قرار دادهاند و از خانوادهاي كارآمد و بالنده برخوردارند.
رعايت احترام متقابل، سبب استحكام روابط و نزديكي و مودّت بين همسران ميشود.
در منابع ديني، رعايت احترام زن به وسيله مرد، جزو حقوق اوست.(1)همچنين اگر زني به همسرش احترام نگذارد، لعنت ميشود.(2)
در خانوادهاي كه رفتارهاي اعضاي خانواده احترامآميز باشد، روابط صميمانه خواهد بود.
روابط صميمي، مانع بروز بسياري از ناهنجاريها و نابسامانيها ميشود. چنين خانوادهاي، بانشاط و علاقه به اداره زندگي خود ميپردازد. بدين ترتيب زمينه شكوفايي استعدادها و بالندگي اعضا و كارآمدي آنان فراهم ميشود.
احساس حقارت در اعضاي خانواده، زمينهساز ناكارآمدي و مانعي بر سر راه بالندگي و كمال است. امام علي عليه السلام ميفرمايد: «انساني كه حقارت نفس پيدا كرده، ديگر انتظار خير از او نميرود. كساني كه نفسشان پست و خوار باشد، به خيرشان اميدي نداشته باش».(3)
مدارا با ديگر انسانها نيز در پرتوي توجه به تكريم آنان معنا مييابد. امير مؤمنان، علي عليه السلام در وصف مداراي پيامبر فرموده است: «پيامبر هميشه (و با همه افراد) خوشرو و خوشخوي بود و خشونت و درشتخويي در رفتارهاي ايشان مشاهده نميشد».(4)
امام علي عليه السلام ، مدارا را سرلوحه برنامههاي عملي و سيره خانوادگي و اجتماعي خويش قرار داده بود و ميفرمود: «كسي كه در امور خويش، سيره مدارا و سبك رفق و ملايمت و نرمي را پيش گيرد، به آنچه از ديگران انتظار دارد، خواهد رسيد».(1)
يادمان باشد: مهرباني و دلسوزي مخصوص كودكان نيست، بلكه بزرگترها نيز به آن نيازمندند و از دريافت آن لذت ميبرند و موجب شادكامي و اميد به حال و آينده ميشود و در نهايت، زمينهساز رشد، بالندگي و كمال زندگي مشترك خواهد بود.
اعضاي خانواده كارآمد در پرتوي خوشبيني به خداوند، به يكديگر نيز خوشبين هستند و با رويكردي مثبت و سازنده به ديگر اعضا مينگرند و در برخورد با آنان تمايل دارند به افكار، عملكردها و رفتارها از دريچه خوشبيني بنگرند.
حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «گمان نيكو به افراد، از بهترين خصايص و بزرگترين نعمتهاي خداوند متعال است».(2)
مهر و محبت نسبت به يكديگر، يكي از اركان زندگي مشترك و عوامل كارآمدي خانواده است.
آنگاه كه اعضاي خانواده و به ويژه زوجين با در پيش گرفتن شيوهاي مثبت و سازنده و با خوشبيني با يكديگر ارتباط برقرار سازند، كانون خانواده، سالم و كارآمد خواهد بود.
زن و شوهري كه دنبال زندگي شيرين و لذتبخش هستند، به همسر خود با ديد مثبت و خوشبينانه مينگرند، جنبههاي مثبت يكديگر را در نظر ميگيرند و با ناديده گرفتن عيوب يكديگر، پيوسته زندگي و رفتارها را زيبا ميبينند.
تبيين روابط و مناسبات خانوادگي صحيح
اعضاي خانواده سالم، در هر كاري با هم گفتوگو و بهصورت منطقي با هم مشورت ميكنند.
اعضاي خانواده سالم به يكديگر اعتماد دارند و از اين اعتماد سوءاستفاده نميكنند.
همدلي، همكاري، همفكري، و هماهنگي، ضامن بقاي خانواده خوشبخت است.
براي با هم بودن از هر فرصتي استفاده كنيم، چه در خانه چه بيرون از خانه؛ چه در مهماني چه در مطب دكتر. با هم بودن متضمن علاقه بيشتر است.
گفتوگو درباره مسائل مختلف، بهترين راه براي رسيدن به تفاهم و همدلي است.
حتي جزئيات زندگي هم ميتواند سبب رونق علاقه بين زن و شوهر شود، وقتي در مورد آنها به تفاهم ميرسند.
اگر ميخواهي به همسرت بها بدهي، سليقه او را بشناس. درباره مسائلي كه به آن علاقه دارد، اظهار نظر و او را تأييد كن.
وقتي اختلافي در خانه به وجود ميآيد، كشيدن آن به بيرون از خانه از كمخردي است.
اگر همسرت بتواند بدون نگراني نيازهاي اوليهاش را به تو بيان كند، نشاندهنده موفقيت تو در ايجاد خانواده اي سالم است.
در خانواده سالم، حريمها حفظ ميشود و هيچ كس به حريم ديگري آسيب نميرساند.
زيباترين لحظات زندگي وقتي است كه ببيني شريك زندگيات نگران سلامت جسم و روح توست و براي راحتي تو ميكوشد.
يادآوري خاطرات شيرين زندگي، كام زندگي را شيرين ميكند. پس خاطرات تلخ را از زندگي خود دور كنيم.
براي اقوام و همسايهها ارزش قائل باشيم و اجازه بدهيم با حضورشان، شور و نشاط را به خانه ما ارمغان بياورند.
همسران بايد از امور مالي يكديگر باخبر باشند و با هم براي رسيدن به اقتصادي پايدار بكوشند؛ زيرا اين امر به تنهايي ميسر نيست.
يكي از راههاي استحكام بخشيدن به بنيان خانواده، استفاده از عبارتهاي عاطفي و دلنشين است.
در خانوادهاي كه مرد و زن با عبارتهاي زيبا يكديگر را صدا كنند، افزون بر اينكه به فرزندان چگونه سخن گفتن را ميآموزند، در قلب يكديگر جايگاه ويژهاي خواهند يافت.
اگر ميخواهيد به كمال برسيد، زمينههاي پيشرفت همسرتان را فراهم كنيد تا با كمك هم به جايگاهي كه لايق آن هستيد برسيد.
وقتي در زندگي مشترك، اختلاف نظر يا سوءتفاهمي شكل ميگيرد، به جاي سرزنش كردن يكديگر و تفسير نادرست، به شناسايي مسئله، علتيابي و سرانجام راهيابي آن بپردازيد.
يادمان باشد: گاهي سوءتفاهم كوچكي مانند گلوله برفي، به تدريج به بهمن بزرگي تبديل ميشود و بنياد زندگي زناشويي را نابود ميكند.
لازمه ايجاد، حفظ و استمرار روابط زناشويي، داشتن تعهد، وفاداري، اعتقاد، انصاف، پذيرش متقابل، سعه صدر متقابل، تفاهم متقابل و اعتماد متقابل است.
با رعايت همه اصول زندگي نسبت به همسرتان احساس مسئوليت داشته باشيد و در خانواده فضايي سرشار از امنيت رواني و عاطفي ايجاد كنيد.
گفتوگوي بين همسران، نقش سوپاپ اطمينان را دارد كه ميتواند رابطه آنها را از خشمهاي ابراز نشده حفظ كند.
حفظ ارتباط كلامي ميتواند دو همسر را به هم نزديكتر كند.
گفتوگو درباره مسائل جزئي زندگي، به خوشبختي خانواده كمك ميكند.
كليات زندگي را در نظر بگيريم، اما درباره جزئيات هم با همسرمان گفتوگو كنيم.
درباره ترسها و نگرانيهايتان با همسرتان گفتوگو كنيد تا آنها دچار قضاوت يكجانبه نشوند.
وقتي درباره كليات با همسرتان صحبت ميكنيد، حس خوبي داريد، اما از صحبت درباره جزئيات نبايد غافل باشيد.
صحبت درباره دلواپسيهايتان سبب ميشود همسرتان شريك دلواپسي شما و تحمل آن آسانتر باشد.
گفتوگوي بسيار همسران با يكديگر به ايجاد تفاهم بين آنها كمك ميكند.
وقتي همسر شما بداند دقيقاً چه برنامهاي داريد، ميتوانيد مثل يك همتيمي روي او حساب كنيد.
اگر دوست داريد براي رسيدن به اهداف و گذشتن از موانع از ياري همسرتان برخوردار باشيد، بايد با او گفتوگو كنيد.
گفتوگو با همسرتان درباره آرمانها و موانع سبب ياري همسرتان براي رسيدن شما به اين اهداف است.
وقتي به همسرتان گفتيد، چه مكانها و هدايايي را دوست ميداريد، به او امكان شاد كردنتان را دادهايد.
اگر از همسرتان دلخوريد، بهتر است بيپرده، دليل دلخوري خود را بيان كنيد و از كنايه زدن و كليگويي بپرهيزيد.
لزومي ندارد غرولند كنيد. كافي است دوستانه به همسرتان بگوييد كه دقيقاً از چه چيزي دلخوريد.
يادتان باشد اگر مبهم و غير مستقيم با همسرتان صحبت كنيد، او نميتواند متوجه منظور اصلي شما شود.
صحبت مبهم و غير مستقيم با همسر يعني؛ ايجاد فاصله و اضطراب.
يادتان باشد اگر همسرتان بخواهد بحران رابطه را حل كند، بايد از دليل اصلي مشكل باخبر باشد، نه از پيآمدهاي آن.
آيا ميدانيد انتقاد و سرزنش در درگيري لفظي خانوادگي سبب بروز حالت دفاعي در طرف مقابل ميشود؟
تعيين محدوديت زماني در بحث كلامي در خانواده سبب پيشرفت اصولي بحث ميشود.
خشم بخشي از هيجان است. گاهي نميتوان جلوي فوران آن را گرفت، اما ميتوان آن را مهار كرد.
به همسرتان اطمينان بدهيد كه عصبانيت سبب كاهش محبت شما به او نشده است.
اگر هنگام بحث با همسرتان از كوره در نرويد، ميتوانيد بحثي آرام و نتيجهبخش را تجربه كنيد.
وقتي قصد بحث كردن با همسرتان را داريد، در زمان حال باقي بمانيد و اجازه ندهيد كينههاي گذشته محور بحث شوند.
متعهد شويد به شيوهاي منصفانه با همسر خود بحث كنيد تا اين بحث پايه عشق شما را محكمتر كند.
هرگز اجازه ندهيد همسرتان احساس كند زندگي مشترك، يعني محدود و بازداشته شدن از هر كار معقولي.
با همسر خود چنان رفتار كن كه در عين آزادي عمل، پايبند كاشانه خود باشد.
آيا ميدانيد اگر نتوانيد احساس علاقهتان را به همسرتان نشان دهيد، ممكن است او احساس ناامني عاطفي كند؟
يادتان باشد اگر تمام هويت خود را در محبت همسر جستوجو كنيد، اعتماد به نفس خود را از بين ميبريد.
شعله محبت را بين خود و همسرتان روشن نگه داريد تا گرمابخش زندگيتان باشد.
با محبت، زندگيِ بيروحِ خانواده را رنگآميزي كنيد.
ابراز عشق و محبت به همسر؛ يعني ايجاد شور و نشاط زندگي.
مهارت در گذر از چالشهاي زندگي؛ يعني رسيدن به يك زندگي آرام و زيبا.
براي داشتن زندگي آرام و محبتآميز، محبت كافي نيست. بايد مهارت حل بحران را داشته باشيم.
در آغاز زندگي همه چيز آرام و عاشقانه به نظر ميآيد، اما بايد ياد بگيريم چگونه ناآراميها را نيز عاشقانه از سر بگذرانيم.
آيا ميدانيد صداقت و راستگويي، اصليترين ويژگي رابطه سالم در دوره عقد است؟
صداقت در زندگي مشترك؛ يعني عشق عميقتر و محبت پايدارتر.
بسياري از اختلافاتي كه در زمان نامزدي ناديده گرفته ميشوند، پس از عروسي عميقتر ميشوند.
يادتان باشد با بازگو كردن اسرار زندگي خود براي ديگران، ديگر اسراري برايتان باقي نميماند.
صداقت در زندگي؛ يعني جلب اعتماد همسر.
بهتر است زوجهاي جوان را تشويق كنيم تا مسئوليت زندگي را به عهده بگيرند.
رابطه عاطفي زن و شوهر، سرچشمه همه عاطفههاست.
رابطه زن و شوهر به قدمت خلقت آدم و به قداست متعاليترين ارزشهاست.
زن، مرادش را در حُسن رابطه با شوهر مييابد و مرد آرامشش را در گروي وجود زن ميداند.
ارتباط زن و مرد، به گستره همه عصرها و بركت تمام نسلهاست.
رابطه زن و شوهر، جلوهاي از برترين هنر زندگي و كاملترين شكل ارتباط انساني است.
زن و شوهر انديشهاي همسو، گامي هماهنگ و هدفي مشترك دارند.
نگاه بدون چشم پديد نميآيد و چشم بدون نگاه خاصيتي ندارد. رابطه بين زن و شوهر، چنين رابطهاي است.
زن و شوهر مانند انگشتر و نگين، هريك سبب ارزشمند شدن وجود ديگري است.
چشمه، يعني آب و گواراترين آب از چشمه ميجوشد. محبت بين زن و شوهر بايد مانند آب و چشمه، مكمل هم باشد.
زن و مرد با ازدواج، صاحب گرانبهاترين، پوشانندهترين، راحتترين، گرمترين و بادوامترين تنپوش ها ميشوند.
وقتي زيباترين رابطه بين زن و شوهر رخ ميدهد كه هر يك ميكوشد حامي عاطفي ديگري باشند.
ضعفها و نارساييهاي همسرتان را به نزديكان خود هم نگوييد.
همسران تنپوش يكديگرند؛ يعني ضعفهاي او را ميپوشانند و زيباييهاي او را آشكار ميسازند.
تواناترين همسران كساني هستند كه بتوانند هر روز به زندگي خود نشاط و تنوع بيشتري ببخشند.
هر روز با جلوهاي زيباتر از روز نخست آشنايي، مقابل همسر خود ظاهر شويد.
گيراترين نگاه و پرجاذبهترين رفتارتان را نصيب همسرتان كنيد.
هيچ كس از آغاز زندگي، مهارتهاي زندگي مشترك را بلد نيست. اين مهارتها به آموزش و كسب تجربه نياز دارد.
انسانها از نافذترين جاذبههاي حياتي بهرهمندند و تنها بستر مشروع و مطلوب تبلور اين جاذبهها، در ارتباط با همسر است.
زن و شوهر موفق، جز با زبان محبت با هم سخن نميگويند.
سخن زرين و خوشايند، در خانواده فضايي سرشار از آرامش و نشاط ايجاد ميكند.
در خانوادهاي متعادل، تنبيه، تهديد، تحقير و تخريب شخصيت وجود ندارد.
ابراز محبت در زندگي؛ يعني سلامت خانواده.
محبت مثل عطر است، فقط وقتي اثر دارد كه از آن استفاده شود.
تا وقتي محبت خود را به همسرتان نشان ندادهايد، هر فاصلهاي كه ايجاد شود، بايد خودتان را مقصر بدانيد.
دروغ و بدزباني، تندخويي و ناسپاسي، هريك به تنهايي براي زندگي سالم آفتي جدي است.
اگر زندگي بادوام و مطلوب ميخواهيد، همدلي و همراهي با همسر را فراموش نكنيد.
خودمحوري در زندگي مشترك، معنايي ندارد.
همواره از خزانه دل خود، به همسرتان عشق زرين ببخشيد تا او داراترين فرد زمين باشد.
گاه گفتار محبتآميز، شفابخش دردها و رنجهاي روحي همسر شماست.
نشان دادن عشقي كه در دل داريد، همسرتان را نسبت به شما عاشقتر ميكند.
گاه محبتي ساده و صميمي، دردهاي شديد روحي را نابود ميكند.
بيخرجترين درمان براي شديدترين بيماريهاي روحي، ابراز عشق و محبت با زباني رساست.
نتيجه ناسپاسي و قدرنشناسي، بياعتنايي و سرد شدن همسر نسبت به زندگي است.
هميشه به زحمت و تلاش همسرتان بنگريد، نه به نتيجهاي كه به دست ميآورد.
يادتان باشد مرد كمدرآمدِ فعال، بهتر از مردي است كه از راههاي نامشروع، پول زيادي به دست ميآورد.
وقتي خانواده، قدردان تلاش پدر خانواده براي امرار معاش باشد، مرد بر تلاش خود ميافزايد.
ياد بگيريم از همسرمان براي زحماتش قدرداني كنيم.
گاهي حتي حضور همسر، قابل قدرداني است.
قدر همسر خود را بدانيم كه مايه آرامش زندگي ماست.
دروغ، آفت رابطه سالم در زندگي مشترك است.
بياييد به همسرمان دروغ نگوييم تا از فرزندان خود دروغ نشنويم.
وقتي از كسي دعوت ميكنيم در زندگي با ما شريك شود، ديگر خودخواهي و خودپسندي بيمعناست.
ازدواج، يعني آرامش، يكرنگي و همدلي.
خودمحوري در زندگي مشترك، از آنِ كساني است كه حقيقت ازدواج را درك نكردهاند.
بردباري و خويشتنداري، چاشني ازدواجي شيرين است.
رابطه با خانواده همسر، نه تنها اثر ناخوشايندي در زندگي ندارد، بلكه محبت به آنها سبب تحكيم زندگي ما ميشود.
به خانواده همسر خود محبت كن تا محبت عميق همسرت را ببيني.
همانطور كه همسر را جان خود ميداني، خانوادهاش را مانند خانواده خودت بدان.
خانواده همسران جوان بايد بدانند فرزندانشان نميتوانند به اندازه دوران تجرد در اختيار آنان باشند.
همسران جوان را به خاطر تقسيم كردن اوقات خود بين همسر و والدين سرزنش نكنيم.
زن و شوهر فهيم، تمام تلاش خود را براي جلب رضايت همسرش به كار ميگيرد.
شادي را در دل همسر خود بارور كنيد تا به ثمر نشيند و زندگي شادي براي شما بسازد.
قهر و ستيزههاي خانوادگي، بيش از اينكه شما را به مقصود برساند، آسايش را از شما ميگيرد.
هيچ كس با بدخلقي به خواستهاش نميرسد.
بدخلقي؛ يعني نديدن زيباييهاي زندگي.
بداخلاق و بددل نباشيد، اگر زندگي را زيبا ميخواهيد.
زندگي باغي است كه با عشق باقي است.
در زندگي مشغول دل باش، نه دلمشغول.
در زندگي اگر فرهاد باشي، همه دنيا برايت شيرين است.
كفويت زن و شوهر سبب هماهنگي و همدلي در تمام امور زندگي ميشود.
بهشت در نزديكي كساني است كه رايحه عشق و محبت را در خانه خود جاري ميكنند.
بزرگترين ثروتي كه مرد ميتواند براي خانوادهاش خرج كند، محبت و عشق عميقي است كه به آنها هديه ميدهد.
زندگي به روي افراد دليري كه شادي را از لابهلاي غمها مييابند، لبخند ميزند.
محبتي را كه در گلدان دل همسرت ميكاري، به مراقبت نياز دارد تا پژمرده نشود.
محبتي كه به فرزند خود ابراز ميكنيد، بايد كاملاً منطقي و اصولي باشد و سبب لوس شدن فرزندتان نشود.
هرگز به بهانه رسيدگي به فرزند، محبت كردن به همسر را فراموش نكنيد.
فرزند مانند ميوهاي بر درخت زندگي شماست. روزي كه فرزند به سراغ بخت خود برود، باز هم شماييد و درخت زندگي.
فرزند، ميوه درخت زندگي شماست. اگر قدر و ارزش درخت را ندانيد، فرزند را به خوبي به ثمر نخواهيد رساند.
درخت زندگي را با محبت پاس داريد تا فرزندان چون ميوهاي شيرين بر آن جلوهگر شوند.
غرق كردن فرزند در رفاه و برآوردن خواستههاي بيحد و حصر او به سود وي نيست.
كودكي كه چنان تحت حمايت والدين باشد كه گويي در شيشه زندگي ميكند، بيرون از شيشه به سرعت خواهد پژمرد.
كمك كنيم فرزندانمان درختي تناور شوند، نه پيچكي كه براي ادامه حيات به محبت افراطي ما محتاج باشند.
اگر از رنگ محبت كه زيباترين رنگ تابلو آفرينش است، زياد استفاده شود، تابلويي نامناسب ميسازد.
ميزان موفقيت والدين در تربيت فرزندان، به ميزان اطلاعات آنها در اين باره بستگي دارد.
هيچگاه خريد اسباببازي يا كمكردن محدوديتها را جايگزين محبت منطقي به فرزند نكنيد.
با اين تصور كه كودك در مقابل ابراز محبت لوس ميشود، او را از اين حق طبيعي محروم نكنيم.
تنها چيزي كه باعث لوس شدن فرزندان شما ميشود، جايگزين كردن چيزهاي ديگر به جاي محبت به آنان است.
محبت تعامل دو طرفه است كه هم به سود والدين و هم به نفع كودكان است.
يادمان باشد رعايت بسياري از شئون اسلامي در ديد و بازديدهاي خانوادگي موجب دوام خانواده و حفظ حريم زندگي مشترك است.
آيا در مهمانيهاي خانوادگي به اندازه وسواسمان در نوع پذيرايي، به پوشش مناسبمان و حفظ حريم اهميت ميدهيم؟
ص: 128
صميميت و احترام در خانواده
وقتي خانواده، يكدل و يكرنگ است كه همه با هم دوست و صميمي باشند، نه يك خانواده در قالب اتاقهايي كه درهايشان هميشه بسته است.
كودكان از والدين ميآموزند. آنها چون لوح سفيدي هستند كه خوبيها و بديها رويشان حك مي شوند و اين پدرها و مادرها هستند كه به آنها ياد ميدهند، خوب باشند يا بد.
وجود صميميت در خانواده، مهمترين عامل احساس رضايت زن و شوهر از زندگي زناشويي است.
بدون وجود صميميت، همسران از زندگي در كنار يكديگر، احساس لذت نميكنند و هر لحظه احتمال اختلاف و مشاجره، خانواده را تهديد ميكند.
زن و شوهري كه با هم صميمي هستند، احساس ميكنند به هم تعلق دارند و براي هم ساخته شدهاند.
براي آنكه به همسرمان احترام بگذاريم، نخست بايد روحيات و خواستههاي او را در نظر بگيريم. دنياي او را درك كنيم و بفهميم كدام رفتار ما را نماد احترام ميشمرد.
دنياي مردان، استدلالي و دنياي زنان، احساسي است. راز صميميت ميان اين دو، درك يكديگر است. بنابراين، پذيرش دنياي متفاوت همسران روشي براي احترام به يكديگر است.
مردان هنگام سختي و فشار دوست دارند به درون خود بروند و مشكلات را در عالم ذهن خود حل كنند، اما وقتي زنان دچار مشكل ميشوند، دوست دارند حرف بزنند. در واقع آنان با حرف زدن صميمي ميشوند. پس فرصت به آنان براي حرف زدن، نشانه احترام به آنان است.
زنان هنگام گرفتاري دوست دارند علاوه بر حرف زدن، شنونده فعالي داشته باشند. مردان نيز دوست دارند كسي خلوت آنها را به هم نزند. گوش كردن به سخن زنان و راحت گذاردن مردان در خلوتگاه ذهنيشان، احترام متقابل به شمار ميآيد.
زنان به خاطر برخورداري از دنياي احساسي شديد به خود حق ميدهند در مواردي اظهار ناراحتي كنند. مردان بايد اين حالت آنان را تحمل كنند. اين يكي از رازهاي صميميت است.
مردان نميتوانند در يك زمان هم حرف بزنند، هم احساس كنند و هم بينديشند، ولي زنان ميتوانند. به همين جهت، يكي از راههاي احترام به زنان، فرصت سخن گفتن براي تحقق احساس و فكر است.
مردان چون نيازمند اعتماد، تحسين، تأييد و تشويق هستند، اگر خانمها به گونهاي رفتار كنند كه آنان احساس كنند همسرانشان به آنها اعتماد دارند، آنها را ميپذيرند. در كارهاي كوچك نيز از آنان تشكر و آنان را تشويق ميكنند و بر اين باورند كه محترم هستند.
مردان به دنبال آزادي و استقلال هستند. همسران آنها نبايد با حربههايي كه در زندگي زناشويي در اختيار دارند، مردان را زير سلطه خود درآورند و
آنان را به مهرهاي بيخاصيت در مديريت و تدبير منزل تبديل كنند. بنابراين، احترام به آنها در دادن حق تصميمگيري و نظارت به آنان تحقق مييابد.
گاهي مردان و زنان با فاصله گرفتن موقت از همديگر، به روابط مرده خود شوك وارد ميكنند و آن را حيات تازه ميبخشند. بهجاست كه گاهي دوريهاي يكديگر را تحمل كنيد تا قدر نزديكي را بدانيد.
زن نيز مانند مرد، خود را دوست ميدارد و به حفظ شخصيتش علاقهمند است.
زن دوست دارد محترم و گرامي باشد. او از تحقير و توهين ميرنجد و اگر به او احترام گذاشته شود، احساس شخصيت ميكند و به كار و زندگي، دلگرم ميشود.
آقاي محترم! حتماً همسرت از شما انتظار دارد كه بيش از ديگران به وي احترام بگذاري. البته چنين انتظاري، حق اوست؛ زيرا تو را شريك زندگي و بهترين يار خويش ميشمارد.
خانم محترم! همسرت شبانهروز براي آسايش تو و فرزندانت زحمت ميكشد. آيا حق ندارد انتظار داشته باشد كه وجودش را غنيمت شماري و به وي احترام بگذاري؟
يادتان باشد احترام به همسر شما را كوچك نميكند، بلكه حقشناسي، صفا و مودّت شما را به اثبات ميرساند.
در خانه، فضايي خلق كنيد كه همه به اين باور برسند: بدون هم بودن ممكن نيست و همه به يكديگر نياز دارند.
بايد همه اعضاي خانواده حس پذيرش نظريهها و باورهاي يكديگر را داشته باشند.
تعامل و صميميت، كمك بزرگي براي بهتر كردن شرايط خانه است.
با مشورت، مقرراتي وضع كنيد؛ مقرراتي كه همه جنبههاي موفقيت در نظر گرفته شده باشد.
والدين، به گونهاي روز خود را برنامهريزي كنند كه در آن علاوه بر كار، زماني را هم به بودن در كنار كودكان اختصاص داده باشند.
شبها دستكم يك ساعت را براي گفتوگو با هم در نظر بگيريد. در اين زمان، درباره اتفاقاتي كه در طول روز برايتان رخ داده است و تصميمات جديدي كه گرفتهايد، سخن بگوييد تا از نظريات ديگران نيز بهرهمند شويد.
به علايق، نظريهها، استعدادها و تواناييهاي هر يك از اعضاي خانواده احترام بگذاريد، حتي فرزند كوچولويي كه ممكن است در نگاه بعضيها چندان جدي گرفته نشود.
گمان نكنيد همه بايد همسليقه باشيد. به خاطر بسپاريد گوناگوني سليقهها ميتواند به موفقيت خانواده كمك كند، البته به شرطي كه با گفتوگو و نظرسنجي، به بهترين تصميمي برسيد كه همه آن را قبول دارند.
بايد براي گرم شدن كانون خانواده، حس امنيت و آرامش را در خانه برقرار سازيد.
به خاطر بسپاريم: در كانون گرم خانواده، جايي براي دعوا، بحث و جدل نيست.
پدر و مادر عزيز! شادي و نشاط را از اركان اصلي خانه بدانيد.
نظم داشته باشيد. زمان مشخصي را براي خوابيدن، غذا خوردن، مهماني رفتن و تماشاي تلويزيون در نظر بگيريد.
به يكديگر عشق بورزيد و هنگام بروز اختلاف، ملايم باشيد و با هم گفتوگو كنيد.
محبت كردن زن و شوهر به يكديگر، جلوي ايجاد كدورت ميان آنان را ميگيرد و صميميت را صد چندان ميكند. فضاي خانه بايد مملو از ابراز محبتهاي كلامي و غير كلامي زن و شوهر به يكديگر باشد.
هديه دادن، يكي از راههاي ايجاد صميميت در زندگي به يكديگر است.
از نشانهها و عوامل افزايش صميميت اين است كه زن و شوهر براي خواستهها و تمايلات همسر، بيش از خواسته و ميل خود ارزش قائل شوند و بكوشند تا حد امكان، به خواسته همسرشان عمل كنند.
صميميت يعني ورود عاطفي، احساسي و فكري به زندگي يكديگر و اين يعني ارتباط و احساس نزديكي به هم در عميقترين سطح ممكن و در همه حوزههاي زندگي.
زن و شوهر به يكديگر احترام بگذارند. پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله ميفرمايد: «من اتخذ زوجة فليكرمها؛ كسي كه همسر اختيار ميكند، بايد او را احترام كند».
صحبت مؤدبانه، سلام كردن به يكديگر و استقبال و بدرقه همسر، از مصاديق احترام گذاشتن همسران به يكديگر است.
پذيرش همسر آنگونه كه هست، با همه عيبها و ايرادهايش، دوستي و محبت طرف مقابل را بر ميانگيزد و فضاي خانه را پر از صميميت ميسازد.
در خانواده كه كانون انس و الفت است و بر اساس محبت بنا شده است، زن و شوهر بايد از خطاها و بديهاي يكديگر بگذرند و آنها را ناديده بگيرند. تنها در اين صورت است كه ميتوانند در فضايي صميمي و آكنده از محبت زندگي كنند.
آيا ميدانيد احترام گذاشتن به والدين همسر و برخورد نيك با آنها، تا چه حد در جلب محبت همسر و افزايش صميميت ميان آنها مؤثر است؟
وقتي محيط خانواده امن و پر از آرامش باشد، همه اتفاقهاي خوب و بد، جور ديگري نمايان ميشود. پدر عاقلانهتر تصميم ميگيرد، مادر بادرايتتر عمل ميكند و فرزندان بهتر و بيشتر ميآموزند.
پدرها و مادرها با قبول مسئوليت به دنيا آوردن فرزند يا فرزندان ميپذيرند، پدر و مادر باشند و آنها را طوري تربيت كنند كه جامعه با افتخار آنها را بپذيرد.
پدران زحمتكش ميكوشند خانوادهشان در رفاه باشند و مادران دلسوزانه ميكوشند تا فرزندانشان بهترينها را داشتهها باشند، بدون اينكه خواستار قدرداني باشند.
مهرباني مادر و زحمتهاي پدر با هيچ چيز در دنيا قابل مقايسه نيست، اگر ما فرزندان قدر اين دنياي با ارزش را بدانيم.
بوسيدن دستهاي پدر، پس از سالها تلاش، تنها كاري است كه از عهده ما فرزندان برميآيد. آن را دريغ نكنيم!
باور كنيم بعد از گذراندن عمري كه تمامش با گذشت و فداكاري براي به ثمر رساندن فرزندان به انتها رسيده، انصاف نيست پدرها و مادرهاي پيرمان را تنها بگذاريم.
از كودكي، احترام گذاشتن به بزرگترها، به ويژه پدر و مادر را به كودكانمان بياموزيم تا در آينده، گرفتار بيمحبتي آنها نشويم.
قديميها ميگويند هر چه از اين دست بدهيم، از آن دست پس ميگيريم. به پدر و مادرمان نيكي كنيم تا فرزندانمان به ما نيكي كنند.
همه پدرها و مادرها براي فرزندانشان، بهترينها را خواستارند. فرزندان هم بايد بياموزند كه در مقابل خود و ديگران، مسئوليتهايي دارند.
نقش مادران در تربيت ديني فرزندان
مادر كسي است كه ميتواند شور و شوق فطري كودك را نسبت به زيباييهاي دين پرورش دهد.
مادر با پرورش ديني كودك خود ميتواند فضايل اخلاقي را در او به ملكات اخلاقي مبدل سازد و تا آخر عمر او را بيمه كند.
تربيت ديني به نسبت ديگر جنبههاي تربيت مانند تربيت جسماني، ذهني و اخلاقي، ظرافت و دقت بيشتري ميطلبد.
مادر براي شروع تربيت ديني فرزند خويش ابتدا بايد رابطه نظم طبيعت را با وجود خدا روشن كند تا قضيه براي كودك ملموس شود.
مادر كسي است كه ابتدا انديشيدن را به فرزند خود ميآموزد تا كودك بياموزد چگونه درباره دين بينديشد.
بايد به كودك آموخت كه تصور خداوند در هر حالت و هر شكل، بايد همراه با تقديس و تكريم باشد.
يكي از راههايي كه كودك ميتواند به وسيله آن داراي عاداتي نيك و رفتاري پسنديده شود، داشتن الگوي مناسب در خانواده است.
كودكان از سالهاي نخستين زندگي خود از راه الگوپذيري به يادگيري ميپردازند و اولين الگويي كه ميبينند، مادر است.
والدين كه عامل اصلي تربيت كودك هستند، مهمترين نقش را در پرورش ديني وي ايفا ميكنند. آنها از يك سو، عامل وراثتند و از سوي ديگر، عامل محيط.
دامان والدين، نخستين مدرسه براي كودك است كه در آن، همتهاي بلند، ارزشهاي عالي، خلق و خوي نيكو يا به عكس، بديها، كجخلقيها و انزواطلبيها را ميآموزد.
علاقه كودك به پدر و مادر سبب ميشود تا به همانندسازي با ايشان همت گمارد. به همين جهت، رفتار والدين در تربيت فرزندان نقشي اساسي خواهد داشت.
براي اينكه الگوپذيري كودك از والدين در خانواده به نحو احسن صورت گيرد، مهمترين عامل يكي بودن كردار و گفتار در خانواده است.
مادر اولين كسي است كه در دل بدون نقش كودك، نقش دلخواهش را نقاشي ميكند.
دل كودكان همچون موم است و در ابتدا به وسيله ايدهها و آرمانهاي مادر شكل ميگيرد.
اگر مادر در زمين خالي ذهن كودك، بذر بيديني بپاشد و باعث گمراهي او شود، خود او نيز در اين بدبختي سهيم خواهد بود.
والديني كه اهل دين باشند، به راحتي مباني دين را به فرزند خود منتقل ميكنند و كودكانشان به نصيحت نيازي ندارند.
مادر، اولين مربي كودك است و آموزههايش اصوليترين بنياد تربيتي كودك.
خانوادههايي كه آرزو دارند فرزندان صالح، راستگو، معتقد و اهل نماز و عبادت داشته باشند، بايد خود چنين باشند.
والدين بايد از غريزه تقليد، بهره ببرند و تربيت ديني را از اين راه آغاز كنند.
والدين نميتوانند تنها با توسل به گفتار، كودكان خود را به رفتار نيك دعوت كنند، مگر آنكه با رفتار و عمل، گفتار خود را تأييد كنند.
عشق، كليد تربيت ديني است. كسب فضايل اخلاقي به واسطه عشق به خداوند حاصل شود.
والدين عزيز! رفتاري را كه از فرزندان خود انتظار داريد، به طور مشخص بيان كنيد و به طور دقيق به فرزندانتان بگوييد از او چه انتظاري داريد.
ميزان آگاهي خود را از تواناييها و محدوديتهاي سني كودكان افزايش دهيد تا به اشتباه، انتظار يك فرد بالغ را از يك كودك نداشته باشيد.
بپذيريد كه فرزندتان بايد اشتباههاي زيادي بكنند تا بتوانند رفتار صحيح را بياموزند.
به فرزندانتان فرصت دهيد و خطاهاي او را نوعي تجربه و فرصت براي يادگيري تلقي كنيد. بدين ترتيب، با سر زدن كوچكترين اشتباه، فرزندتان را تنبيه نكنيد.
اگر از فرزندتان رفتاري ناشايست سر زد، بيآنكه با او برخورد كنيد، سر او داد نزنيد، ولي قاطع باشيد. تأخير در برخورد مناسب با كودك باعث ميشود كه او رفتار نادرست خود را فراموش كند و نيازي به اصلاح آن احساس نكند.
توقع نداشته باشيد كودكان تحت فرمان شما باشند. بعضي از آنها آرام هستند و بعضي ديگر، سركش و نافرمان.
اگر با خواسته فرزندتان مخالفت ميكنيد، فقط به طور لفظي مخالفت نكنيد، بلكه پيگير باشيد تا كودك دريابد شما كاملاً جدي و قاطع هستيد.
به فرزندتان بياموزيد هر عملي نتيجهاي دارد. به او بگوييد: «اگر به اين رفتار ناشايست خود ادامه بدهي، از فلان امتياز محروم خواهي شد.» اين بهترين تنبيه است.
بسياري از والدين گمان ميكنند مجازات هميشه بايد با داد و فرياد يا تنبيه فيزيكي همراه باشد، در حالي كه محروم كردن فرزند از چيزي كه دوست دارد، بهترين تنبيه است.
فراموش نكنيد كه براي همه كودكان يك نوع تنبيه كارآيي ندارد. بنابراين، با توجه به شناخت روحيات فرزند خود، فرهنگ خانواده و شرايط موجود، در اين زمينه، خلاقيت و ابتكار داشته باشيد.
هيچگاه فرزندتان را كتك نزنيد، فرياد نكشيد و از روي خشم و نفرت و با چهرهاي عصباني با او برخورد نكنيد؛ زيرا كودكان در همه حال به عشق و محبت شما نياز دارند، حتي در مواقعي كه عملي ناپسند مرتكب ميشوند.
هرگز به فرزندتان توهين نكنيد و مخالفت خود را با صداي آرام ابراز كنيد.
قاطع سخن بگوييد، حتي اگر مردد هستيد و دلتان نميآيد او را از كار مورد علاقهاش منع كنيد؛ زيرا كودكان نياز دارند باور كنند شما كنترل امور را از دست ندادهايد و به اندازه كافي قدرتمند هستيد.
مجازاتهايي تعيين كنيد كه بتوانيد زود هم آنها را اجرا كنيد؛ زيرا بايد دقيقاً در خاطر كودك بماند كه به چه دليل مجازات ميشود.
از فرزندتان انتظارهاي غير واقعبينانه نداشته باشيد. آيا بايد از كودكي خجالتي توقع داشته باشيد كه فوراً به غريبهها سلام كند؟ به او فرصت دهيد كه كمكم با ديگران آشنا شود.
فراموش نكنيد با سر زدن هرگونه خطايي از جانب فرزندتان، نبايد زود خشمگين شويد و درصدد تعيين مجازاتي براي او باشيد.
اگر با كوچكترين اشتباه فرزندتان، زود او را مجازات كنيد، فرزندتان اعتماد به نفس خود را از دست ميدهد و در سنين بالاتر اين مشكل براي او بيشتر ميشود و خود را در حل مشكلاتش ناتوان ميبيند.
بهتر است درباره كارهايي كه ميخواهيد انجام دهيد، به فرزندتان توضيح دهيد تا به مسائل واقعبينانه توجه كند.
حتماً به فرزندتان نشان دهيد كه او را دوست داريد.
سعي كنيد با رفتارهايي مثل گوش دادن، در آغوش گرفتن، تحسين كردن و مانع شدن از انجام كارهاي خطرناك، دوست داشتن خود را به فرزندانتان ابراز كنيد.
سعي كنيد هنگامي كه فرزندتان حضور دارد، با ديگران درباره روشهاي مختلف تربيتي بحث نكنيد.
آواي ملكوتي قرآن و نواي دلنشين اذكار نماز، حتي در دوران بارداري مادر موجب جنب و جوش و شكوفايي گرايش و احساسات ديني در كودك ميشود.
زنان، دست در دست مردان ميتوانند نسلهايي را پرورش دهند كه وجودشان مالامال از عشق الهي است و در راه جلب رضايت او قدم برميدارند.
براي هيچ زني، از اين بالاتر موفقيتي وجود ندارد كه بتواند قلب خانوادهاش باشد و زيبايي، غنا، حيات، تكامل، مهرباني و لذت را هديه كند.
وظيفه زنان در بيرون از خانه نبايد نقش آنها را در كانون خانواده تضعيف سازد. حفظ بنياد خانواده، مسئوليت اصلي و اوليه زنان است.
روابط موفق و فرهنگ سالم در خانواده بر اساس مطالبه حقوق بنا نميشود، بلكه شالودهاي بر پايه گردن نهادن در برابر حقوق دارد.
زندگي و روابط اجتماعي مانند جريان عبور و مرور، با شناخت حقوق و عمل به آن بهتر انجام ميشود.
ميراث فرهنگي پرباري كه در پاكدامني وجود دارد، محتوايي مطلوب براي زن بودن عرضه ميكند و به جنگ بين دو جنس پايان ميدهد.
نقطه تمركز زن مسلمان، خانواده اوست؛ آشيانهاي كه فرزندانش در آن به دنيا ميآيند و بالنده ميشوند. او سازنده اين آشيانه و ستوني است كه نگهدارنده زندگي معنوي خانواده است. او از فرزندان پرستاري و آنها را تربيت ميكند و براي همسر خود، حامي و پناهگاه است.
يكي از كاركردهاي اساسي خانواده، انتقال باورها، ارزشها و هنجارهاي پذيرفته شده در يك جامعه به نسلهاي ديگر است.
از آن جايي كه انتقال ارزشهاي اخلاقي، به مادرها و خانوادهها بستگي دارد، هرگاه تغييرات اجتماعي، كودك را از مراقبت مادر محروم كنند، خطر از همگسيختگي فرهنگي، جامعه را تهديد خواهد كرد.
كاهش ميزان ازدواج رسمي، افزايش طلاق، سير صعودي خانوادههاي تكوالديني و خانوادههاي بدون فرزند و خشونت عليه زنان، از مظاهر مختلف بحران خانواده در دنياي غرب است.
در پروژه همسانسازي فرهنگي، به موضوع زن و خانواده توجه ويژهاي شده است و تغيير چارچوبهاي مذهبي و سنتي حاكم بر نهاد خانواده، پيشدرآمد تغيير ديگر مناسبات اجتماعي به شمار ميآيد.
زنان هر قومي در شكلگيري تاريخ، تمدن و فرهنگ آن قوم، جايگاه بهسزايي دارند و نقش آنان در زوال يا ماندگاري تمدنها بر كسي پوشيده نيست.
توقع زن نسبت به زندگي و تلقي او از زندگي مطلوب ميتواند موجب تحرك و پويايي مردان در راه كسب معاش و تلاش آنان براي تأمين شرافتمندانه زندگي شود.
نقش حساس مادران در شكلگيري الگوي شخصيتي فرزندان ميتواند سبب رشد و تربيت فرزندان شايسته، بااراده، به دور از آلودگي و علاقهمند به سرنوشت قوم و ملت خويش شود.
احكام و آداب شرعي حاكم بر خانواده و روابط زن و مرد در جوامع اسلامي در طول قرنهاي متمادي، از يك سو، مانع گسترش فساد و تباهي و بيبند و باري و از سوي ديگر، موجب تحكيم بنيان خانواده در اين جوامع شده است.
در بسياري از جوامع اسلامي، خانواده از جايگاه شايسته اي برخوردار است؛ زيرا نقش و كاركرد خود را در حوزههاي مختلف به ويژه در انتقال باورها، ارزشها و هنجارهاي اسلامي به نسلهاي بعد به خوبي ايفا ميكند.
خانواده، يعني پدر، مادر، خواهر، برادر. خانواده، يعني يكدلي، با هم بودن و مهربان بودن.
خانواده، يعني نزديكي دلها و در كنار هم بودن. با هم خنديدن و با هم فراز و نشيبهاي زندگي را تجربه كردن.
دستهايمان را به دست هم بدهيم و يكي باشيم. اين يكدلي و يكرنگي، به ما ميآموزد كه خانواده يعني عشق و محبت.
خانواده، عشق بيدريغ مادر و محبت پدر است.
براي ياد گرفتن محبت بايد كنار سفرهاي نشست كه در آن، مادر، عشق را تقسيم ميكند.
در خانهاي كه كودكانش مهرباني را بياموزند، ميشود محبت را در آن يافت.
وقتي همه اعضاي خانواده ميآموزند در همه فراز و فرودهاي زندگي پشتيبان و همراه يكديگر باشند، آن وقت هيچ كس طعم تنهايي را نميچشد.
زندگي همچون دريايي زيبا و آرام است كه گاهي توفاني ميشود و اين كشتي خانواده است كه ميتواند با كمك اعضاي خود به سلامت به ساحل آرامش برسد.
با عشق ورزيدن به خود و خانوادهمان ميتوانيم محيط امن و آرامي به وجود آوريم كه از لحظه لحظه آن احساس خوشبختي كنيم.
مشكلات خانواده، مختص پدر، مادر يا يكي از فرزندان نيست. هر خانوادهاي بايد در پي حل مشكلات برآيد.
خانواده يكدل، حسادتها و بخلها را كنار ميگذارند تا با همرنگي و همدلي، مهرباني و صميميت را در بين خود تقسيم كنند.
ما به عنوان مادر يا پدر، مسئوليم خوب زيستن را به كودكانمان بياموزيم و آنها حق دارند از اين موهبت برخوردار باشند، اگر ما پدر يا مادر مسئوليتپذير باشيم.
وقتي خانه پر از آبي آرامش است، وقتي آكنده از مهر مادرانه و صفاي پدرانه است، بچهها بهتر ميتوانند الفباي دوستي و مهرباني را بياموزند.
پدران و مادران موظفند به خاطر مسئوليتي كه پذيرفتهاند، آرامش را به كودكانشان هديه دهند. بچهها، هديههاي خداوند هستند كه پاك و معصوم به دنيا پا ميگذارند.
هر نهالي براي رشد به آب و نور نياز دارد. بچهها نهالهاي خانواده هستند كه با محبت مادر و عشق پدر، سرسبز و شكوفا ميشوند.
كودكان نيازهاي خود را از خانواده و از پدر و مادر دريافت مي كنند و اين مسئوليت سنگين به عهده پدران و مادران است كه با تربيت مناسب، راه درست زندگي را به آنها بياموزند.
استعدادهاي فرزندان ما، شكوفههايي است كه اگر خوب آبياري شوند، رشد ميكنند و به ميوه تبديل ميشوند.
پدران و مادران سختكوش و با اعتقادات درست، راحتتر و مطمئنتر ميتوانند به تربيت كودكاني بپردازند كه شيفته يادگيري هستند.
به فرزندانمان بياموزيم
والدين و تربيت فرزندان مسئوليتپذير در قبال جامعه و آموزش سادهزيستي به آنان.
فرزندان، سرمايههاي معنوي و ثروتهاي ارزشمند زندگي ما هستند.
پدرها و مادرها، كودكاني را تربيت ميكنند كه در آينده، فردي از اجتماع به شمار آيند، با مسئوليتهايي كه اگر از عهده آن برنيايند، كوتاهي والدين را به رخ ميكشد.
يادتان باشد اگر امروز بند كفش فرزندتان را ببنديد، فردا بايد قرضهايش را بپردازيد!
پدري و مادري يك شغل است. پس به مهارتهايي بينديشيم كه سبب ارتقاي شغلي ما ميشود.
پرورش فرزنداني شايسته كه در قبال جامعه و ديگران احساس همكاري و مسئوليت داشته باشند، وظيفه مهمي است كه از آغاز تولد به عهده پدر و مادر است.
پرورش كودكاني پرتوقع كه خواستار هرگونه فداكاري از طرف پدر و مادر هستند، در آينده، جامعهاي مصرفي را ميسازد.
هر كودكي كه به دنيا ميآيد، در قبال جامعهاش، مسئول است و اين مسئوليت به تدريج به وسيله والدين به كودكان آموخته ميشود.
اگر كودكان نتوانند درك كنند كه خانوادهشان از نظر اقتصادي چه وضعي دارند، اين به عهده پدران و مادران است كه با شرح حال خود، آنها را واقعبين بارآورند، نه آنكه زير بار ظواهر و دروغ، از آنها فردي ظاهربين بسازند.
وقتي بين اعضاي خانواده صميميت برقرار باشد، در برابر مسائل اقتصادي، همه با هم تصميم ميگيرند. بنابراين، فرزندان هم ميتوانند وضع اقتصادي خانواده را درك كنند و توقعاتشان با اقتصاد خانواده، هماهنگ باشد.
پسانداز كردن و به اندازه مصرف كردن، اگر به صورت يك فرهنگ درست به كودكان آموزش داده شود، كودكان بهجاي مصرفي بار آمدن ياد ميگيرند از آنچه دارند، چگونه استفاده كنند.
پدران و مادران با زحمت فراوان ميكوشند فرزندانشان در رفاه و آسايش زندگي كنند، اما نبايد با نقابي دروغين، فقط به آنان ياد داد كه مصرفگرا باشند.
ما ميكوشيم تا زندگي پر از رفاه و آرامشي داشته باشيم، نه اينكه هر قدر تلاشمان بيشتر شود، حسرتمان هم افزايش يابد.
كودكان، تجملگرايي را از والدينشان ميآموزند و اين ظاهربيني آنها را به سوي پوچي هدايت ميكند، نه معناگرايي.
هر پدر و مادري ميتواند به كودكش بياموزد كه بيشتر از آنچه ظواهر مهم باشد، اخلاقيات اهميت دارد. به اين ترتيب، نسلي كه رشد ميكند، بيشتر از آنچه به دنبال مصرفگرايي باشد، ياد ميگيرد چگونه بسازد.
پدران و مادراني كه با زحمت و تلاش براي فرزندانشان رفاه را فراهم ميكنند، لذت بيشتري ميبرند تا كساني كه يكشبه ثروتي به دست مي آورند كه در آن هويت فرزندانشان گم ميشود.
هيچ ثروتي نميتواند با دلخوشي برابري كند. پس به جاي حرص زدن براي لقمهاي چرب تر، كمي بيشتر به فكر آرامش خانوادهمان باشيم.
ساده زيستن به معناي فقير بودن نيست، بلكه با سادهزيستي ياد ميگيريم از هر آنچه داريم، لذت ببريم و براي بيشتر داشتن كمتر حرص بزنيم.
آنچه خانواده آرزويش را دارد، در كنار هم بودن و صميميت است، نه جدال با همديگر و ناسازگاري!
اگر پذيرفتهايم، مسئوليت فرزندانمان به عهده ماست، پس بايد بپذيريم كه ما مسئول روزي حلال و حرام آنان هم هستيم.
درآمد حلال داشتن بايد بزرگترين دغدغه هر پدر و مادري باشد؛ زيرا كودكان با همين لقمهها رشد ميكنند و جامعه فردا را شكل ميدهند.
سادهزيستي به ما و فرزندانمان ياد ميدهد كه بيشتر دوست داشته باشيم و كمتوقعتر باشيم. وقتي قرار است زندگي جديدي شروع شود، اين دوست داشتن است كه حرف اول را ميزند.
وقتي يك شروع ساده، اما صميمي و محكم داريم، يعني قرار است در همه فرازها و فرودهاي زندگي با هم باشيم و حركت كنيم و هيچ وقت نااميد نشويم.
وضعيت اقتصادي ما شايد آن چيزي نباشد كه آرزويش را داشتيم، ولي با مديريتي صحيح ميتوانيم به تدريج به تمام خواستههايمان برسيم. كمي صبر ميخواهد و البته تلاش.
هميشه مديريت اقتصادي موفق ميتواند در نقش يك پدر يا مادر، زندگي را به گونهاي پيش ببرد كه همه در آن احساس آرامش كنند.
گاهي بلندپروازيهاي ما ميتواند از همان ابتدا، زندگيمان را به سمتي پيش ببرد كه خود ما هم از عهده پيش بردن آن برنياييم.
هر خانوادهاي بنا بر اصول اعتقاداتي خود، كودكانش را نيز تربيت ميكند. بنابراين، كودكان از همان ابتدا با اصول و اخلاقيات خانوادگي آشنا ميشوند.
اگر خواهان كودكاني با حجب و حيا هستيم و ميخواهيم آنها از هر گونه بيبند و باري عاري باشند، بايد محيط خانوادهاي سالم داشته باشيم.
اين پدران و مادران هستند كه با رفتار خود و نوع پوشش و اعتقاداتي كه دارند، كودكان خود را متين يا بيقيد و بند، بار ميآورند.
اگر مسئوليت پدر و مادر شدن بر عهده ماست، پس بايد در برابر شيوه رفتار و پوشش فرزندانمان هم مسؤل باشيم تا در آينده شرمنده نوع تربيت خود نباشيم.
خانوادههايي كه بر اصل و ريشه خود پايبندند، كمتر به دنبال ظواهري ميگردند تا به وسيله آن، خود را بزرگ جلوه دهند.
تكيه بر ظواهر فقط ما را از آنچه هستيم، دور ميكند و از ما و خانوادهمان، فردي ظاهربين ميسازد.
نيازهاي خانواده فقط لباس و پوشاك نيست. خانواده منسجم بيشتر از آنچه به ظواهر توجه كند، به باطن و اخلاقيات توجه دارد.
ظاهربيني فرزندان، آنها را واميدارد كه هر چه بيشتر به سمت كالاهاي وارداتي كشيده شوند كه تنها جذابيتشان نامشان است و اين يعني پشت كردن به ارزشهايي كه ما به عنوان يك ايراني از دست ميدهيم.
سادهزيستي، آرامش را به خانه ما هديه ميدهد.
راحتي و آسايش روحي در گروي زندگي ساده و آسان به وجود ميآيد.
زندگي آراسته، ولي ساده، دلنشينتر از زندگاني پرزرق و برق، ولي آشفته است.
سادهزيستي مستلزم رياضت و به زحمت انداختن جسم نيست.
تجملگرايي، استراحت و لذت بردن از زندگي را از انسان سلب ميكند.
خواستههاي انسان كه تمام شدني نيست پس پاياني براي تجملگرايي نميتوان در نظر گرفت.
خانوادههاي تجملگرا در هيچ مرحلهايي از زندگي خود، راضي نيستند.
يكي از آثار سادهزيستي، كاميابي و توفيق در زندگي است.
آيا ميدانيد سادهزيستي نوعي سرمايهگذاري است؟
به كودكانمان بياموزيم: براي رسيدن به خوشبختي، بهترين زاد و توشه، سبكبالي است.
كوهنورد قلههاي سعادت، هيچگاه بار سنگين تجملگرايي را با خود حمل نميكند.
قناعت، چشمها و دلها را مملو از بينيازي ميكند.
سادهزيستي عاقلانه، جلال و جبروت كاذب را خرد ميكند.
دستيابي به كارهاي بزرگ، نتيجه قدرتي است كه سادهزيستي به نفس ميدهد.
در زندگي وابسته مباش تا وارسته گردي.
زندگي پرتجمل با آزادي و آزادگي سازگاري ندارد.
وابستگي به دنيا، انسان را برده و مطيع خود ميگرداند.
تجملگرايي، آزادي عمل را در بند ميكشد.
آنچه با روحيه سادهزيستي سازگاري ندارد تجملگرايي است.
تجملگرايي و نازپروري براي خانواده تباهيآور است.
هر چه خانواده در ناز ونعمت بيشتري غرق شود، به همان ميزان ضعيف خواهد شد.
قهقهههاي مستانه ثروتمندان بيدرد، تيري بر قلب نيازمندان دردمند است.
آيا ميدانيد گرايش به اشرافگري، آرام آرام صورت ميگيرد؟
با زندگاني اشرافي و مصرفي نميتوان ارزشهاي انساني و اسلامي را حفظ كرد.
آيا ميدانيد بسياري از خرجهاي زندگي بر اساس ميلها و نيازهاي واقعي صورت نميگيرد؟
يكي از نتايج تجملگرايي، ابتلا به اسراف و زيادهروي است.
يكي از آثار تجملگرايي، متروك شدن سنتهاي الهي و آداب اسلامي است.
دوري از سادهزيستي؛ يعني به تأخير افتادن بسياري از ازدواجها.
با رو آوردن به سادهزيستي ميتوان اسباب ازدواج بسياري از جوانان را فراهم كرد.
كمرنگ شدن روابط عاطفي از پيآمدهاي نازيباي تجملگرايي است.
يكي از مهمترين عوامل دوري خانوادهها از يكديگر، تكلف و تجملگرايي است.
قناعت، راهي ساده براي رسيدن به خوشبختي است.
يكي از راههاي اصلاح نفس، قناعت آگاهانه است.
قناعت، راهي به سوي بينيازي.
قناعت، راه درمان طمع است.
پاكدامني رهآورد قناعت است.
يكي از نشانههاي انسان سعادتمند، قناعت در زندگي است.
آسودهترين خانوادهها، قانعترين ايشان است.
قناعت در زندگي، راه رسيدن به خوشبختي است.
خوشترين زندگي را كسي دارد كه به صفت قناعت آراسته گردد.
حريص هرچند همه امكانات زندگي را داشته باشد، باز هم فقير است.
اگر حرص و طمع در خانواده ريشه دواند، هيچ ثروتي او را قانع نخواهد كرد.
هرگاه حرص و آز از در خانهاي وارد شد قناعت از در ديگر خانه بيرون ميرود.
برخورداري از قناعت در زندگي، زمينه تحقق سعادت واقعي خانواده را فراهم ميكند.
تا ديو طمع از خانهاي رخت برنبندد، فرشته قناعت آشكار نميشود.
از جمله اموري كه باعث اصلاح روابط در خانوادهها ميگردد، قناعت و دوري از تكلف است.
پرهيز از اسراف و دوري از ريخت و پاش در زندگي، از نشانههاي خوشبختي است.
اگر به كمهاي خويش قانع باشيم، از منتهاي زياد بينياز خواهيم بود.
خانواده بلندطبع را اندكي از مال دنيا قانع ميكند.
طمع در جمعآوري مال، اعتقاد و تكيه به خدا را كم ميكند.
يكي از عوامل حفظ سلامت خانواده، آراستگي به قناعت است.
راضي بودن به حد ضرورت در تأمين نيازهاي زندگي از عوامل پاكدامني است.
هر كس در زندگي به كم بسنده كند، به آسايش و راحتي دست مييابد.
از مهمترين عوامل تهديد دين و اعتقادات خانواده، نداشتن نگرش مناسب به ثروت است.
دلهاي آهنين هم جذب زندگيهاي ساده و پرصفا ميشوند.
سادهزيستي در زندگي به معناي تحمل فقر و هلاكت نيست.
زدودن پيرايههايي همچون تجملات و هزينههاي گزاف، راه رسيدن به سادهزيستي در خانوادهها را هموار ميكند.
سادهزيستي خانواده با داشتن روحيه قناعت به وجود خواهد آمد.
قناعت در زندگي را با تنبلي و سستي اشتباه نگيريم.
به بهانه سادهزيستي، فراموشي پاكيزگي، امري نارواست.
قناعت در زندگي و سادهزيستي از نشانههاي مؤمنان است.
سادهزيستي محبوب خداوند است.
زندگي خانوادههاي قانع و ساده، آرام و شاد است.
سادهزيست هميشه سبكبار در حركت به سوي سعادت است.
ملاك سادهزيستي در هر عصر، مردمان همان عصرند.
قناعت در زندگي، بال پرواز بلندهمتان است.
با قناعت در زندگي، حس رضايتمندي خانواده تقويت ميشود.
وقتي به قسمت و نصيب خود خشنود باشي، قناعت پيشهات ميگردد.
تأثير قناعت، ايجاد آرامش در زندگي است.
يكي از راههاي رسيدن به كاميابي خانواده، بهرهمندي از حس قناعت است.
خانوادههاي سادهزيست، به اندك مالي از دنيا قناعت ميكنند.
سادهزيستي، تجلي عملي دل كندن از زرق و برق فريبنده زندگي و مظاهر آن است.
قناعت مالي باعث آرامش رواني خانواده ميشود.
قناعت در خانواده انسان را نسبت به مسائلي كه در زندگي از آنها بهرهمند نيست، آرام ميكند.
قناعت در زندگي، به معناي محروميت از نعمتهاي دنيوي نيست.
قناعت در زندگي، هنر خانوادههاي اصيل ايراني است.
در اسلام، تجملگرايي افراطي كه از آن به تجملپرستي تعبير شده و مردود است، محروم كردن خود از زيباييهاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيباييهاي طبيعت، پسنديده نيست.
پرهيز از اسراف يكي از اهداف پسنديده خانوادههاي قناعتمحور است.
متأسفانه گاهي به اشتباه، تجملگرايي جزو ارزشهاي خانوادهها به شمار ميآيد.
بها دادن به تجملگرايي و اسراف به علت ناآگاهي افراد از خطرات اين امر است.
سادهزيستي پاسخ صحيح انسانهاي دانا به ناپايداري زندگي دنياست.
تجملگرايي حاكي از دلبستگي به دنياست كه با سادهزيستي در تضاد است.
ترويج مصرفگرايي، خطر روي آوردن به زندگي تجملاتي را افزايش ميدهد.
تجملگرايي، مردابي است كه نفس انسان را از قله سادهزيستي به قعر خويش ميكشاند.
قناعت عدم دلبستگي به مظاهر دنيا و رهايي از تجملات.
براي رسيدن به قناعت، بايد از دلبستگي به دنيا دور شويم.
سادهزيستي از نگاه اسلام، سادهزيستي عزتمند است و منافاتي در سادهزيستي و پيرايش ظاهر نيست.
سادهزيستي از نظر اسلام، ارزشي معنوي است.
زندگي اسرافگرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني خانواده را از بين ميبرد، انسان را نيز از درد و مشكلات ديگران بيخبر ميسازد.
قرآن، ميانهروي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي ميكند.
يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر، قناعت و سادهزيستي است.
قناعت، مايه آرامش روحي است و كسي كه آن را سرلوحه زندگي خود قرار ميدهد، از فقر و بدبختي نجات مييابد و شرافت و عزت اجتماعي و رضايت و خشنودي الهي را به دست ميآورد.
اگر قرآن به مؤمنين صالح، وعده خوشبختي و حيات طيبه داده، طبق فرمايش امام علي عليه السلام ، مراد از آن، قناعت در زندگي است.
رسول خدا صلي الله عليه و آله بهترين فرد از امت اسلامي را كسي ميداند كه صرفهجويي پيشه كند و به روزي حلال قانع باشد و بدترين فرد از امت اسلامي را كسي دانسته كه حريص باشد.
توجه به اعتدال و صرفهجويي در هزينههاي زندگي، مايه بقا و توانايي مالي در زندگي و حافظ مناعت و شخصيت انساني آدمي است.
درآمد زندگي همچون چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان ميافتد كه اگر مهار نشود، هر اندازه كه متراكم و انبوه هم باشد يا به هدر ميرود يا به دريا ميريزد. اگر در جاي مناسبي سد شود، با برنامهريزي صحيح ميتوان از آن در زمينههاي مختلف به صورت بهينه استفاده كرد.
اندازهگيري در مخارج نسبت به درآمد بر اساس ضرورتها و پسانداز مقداري از مازاد مصرف، بنيان خانواده را تا حد زيادي در مقابله با خطرات، محافظت خواهد كرد.
اسراف بر همزننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و ضايعسازي ثروت و امكانات حيات است.
قناعت، عامل عزت، بينيازي، خودكفايي، آرامش روحي و رضايت ابدي است.
صرفهجويي و قناعت، گنجي تمامنشدني است.
زندگي شيرين، با مديريت اقتصادي و برنامهريزي هزينهها.
برنامهريزي هنگام افزايش درآمدهاي خانواده، از افزايش بيرويه هزينهها جلوگيري ميكند.
در مديريت صحيح اقتصاد خانواده به ويژه در خريد و مصرف كالاها و خدمات، داشتن تصويري روشن از كالاهايي كه جايگزينشدني هستند، ضرورت دارد.
وقتي مديريت هزينه زندگي صحيح است كه همه اعضاي خانواده، در تصميمگيري مشاركت داشته باشند.
از كودكي بايد نحوه هزينه كردن و مديريت صحيح را به فرزندانمان آموزش دهيم.
هزينههاي زندگي بايد اولويتبندي شوند. براي حوادث غير مترقبه هم بايد پيشبينيهايي داشته باشيم.
با مديريت مشاركتي هزينهها، خانوادهاي فعال و بانشاط خواهيم داشت.
توجه به الگوهاي ديني، مطالعه زندگي ائمه و توجه به قناعت و ترويج فرهنگ شكرگزاري در زندگي، آرامش را به خانهها برميگرداند.
سادهزيستي در كلام معصومين جايگاه خاصي دارد.
پيشوايان دين با حفظ اصل سادهزيستي، مقتضيات زمان خويش را نيز در نظر ميگرفتند.
كودكان خانوادههاي سادهزيست، روحيه قوي و سازگاري دارند.
فلسفه سادهزيستي، همدردي با محرومان است.
خانواده آموزش عملي ايثار را در قالب سادهزيستي به كودكان منتقل ميكند.
فقط انسانهاي بزرگ به قله سادهزيستي راه يافتهاند.
اگر لذت ترك لذت بداني، دگر لذت نفس را لذت نخواني.
سادهزيستي به معني گوشهگيري و تنبلي و بيتحركي نيست.
سادهزيستي، توصيه به فقر و استضعاف نيست.
فقر، نداشتن و سادهزيستي، نخواستن در عين تمكن است.
زيبايي خانواده سادهزيست، گذشت از سر اقتدار است.
كودكان سادهزيست امروز، مديران مقتدر فردا خواهند بود.
هيچ آفت و خطري براي خانواده بالاتر از توجه به رفاه كاذب و حركت در مسير انحرافي دنيادوستي نيست.
سادهزيستي با نحوه نگرش انسان به دنيا ارتباطي مستقيم دارد.
كسي كه دنيا را همه چيز و نهايت آمال خويش ميبيند، نميتواند سادهزيست باشد.
مظاهر قناعت و سادهزيستي در خانوادههاي با اعتماد به نفس بالا بيشتر نمود دارد.
توجه به منزلت والاي انساني موجب تقويت سادهزيستي و قناعت ميشود.
اهميت تفريحات سالم در خانواده
يكي از اموري كه موجب ايجاد تحول و پويايي در خانواده ميشود، توجه به تفريح و سفر است.
يادمان باشد تفريح و سفر، رفتاري معنوي است.
تفريحي درست است كه كمترين انرژي را از خانواده بگيرد و بيشترين نشاط را فراهم آورد.
با تفريحات سالم، خستگيهاي ناشي از روزمرگي و فعاليت مداوم را از بين ببريم و خانواده را شاد كنيم.
آيا ميدانيد تفريح خانوادگي باعث افزايش روحيه تلاش و نشاط كودكانمان ميشود؟
تفريح به خانواده اين امكان را ميدهد كه پس از كار و فعاليتهاي مداوم، فشارهاي روحي و رواني را از خود دور كند.
سفر آثار بسياري دارد و اسلام نيز بر آن تأكيد كرده است. توجه به نشانههاي الهي و تدبّر در فرجام اقوام و ملتهاي گوناگون، از جمله فوايدي است كه به فرموده قرآن، با سفر كردن نصيب انسان ميشود.
يكي از فوايد سفر و گردش همراه با اعضاي خانواده، رشد و بالندگي فكر است.
افراد در سفر و گردش خانوادگي، با شگفتيها، افكار و رسوم اقوام گوناگون آشنا ميشوند، سختكوشي آنان را ميبينند و ياد ميگيرند چگونه براي بهتر زيستن بكوشند.
تفريحات سالم، با ايجاد فرصتي براي استراحت ذهن و جسم، عزم افراد را براي آغاز زندگي تازه به ويژه پس از خستگي و يكنواختي، استوارتر ميكند.
تفريح سالم در كنار اعضاي خانواده ميتواند در افزايش كمّي و كيفي شغلي و بهرهوري عمر كمك كند.
تفريح سالم، هراس و اضطراب را از اشخاص دور ميكند و به جاي آن آرامش ميبخشد و به انسان ميآموزد چگونه در برابر سختيها بايستد.
اگر به جنبه هاي اجتماعي و فرهنگي سفر توجه كنيد، علاوه بر عبرتگيري و جنبههاي پندآموزي و معنوي، فرزندانمان با باورها و سنتهاي گوناگون آشنا خواهند شد.
فرزندان ما در تفريحات سالم، با برنامهريزي و افزايش مشاركت و تقسيم كار آشنا ميشوند و مديريت زمان و تدبير مالي را بهتر فراميگيرند.
فاصله يكي از معضلات زندگي شهرنشيني است، اما اين ما هستيم كه با برنامهريزي صحيح ميتوانيم به گونهاي برنامههايمان را تنظيم كنيم كه همه آشنايان و دوستانمان سهمي در زندگيمان داشته باشند. سفر و تفريح با آنان يكي از پيشنهادهاي ماست!
شهرنشيني امتيازهاي خاص خودش را دارد، اما امروزه معنايش با دود و شلوغي و دردسر يكي شده است. با اين حال، سفر ميتواند ما را از اين شلوغيها نجات دهد.
تفريح سالم، يكي از راههاي دور شدن از كسالت و روزمرگيهاي زندگي است.
برخلاف تصور بسياري از مردم، تفريح و سرگرمي كار بيهودهاي نيست و براي رهايي از خستگي و كسالت كار و زندگي، هر كسي گهگاه به تفريح و سرگرمي نياز دارد.
تفريحات سالم، فرصتي براي آرامش و تجديد قوا و تأمين نشاط خانواده است.
در تفريحات سالم خانوادگي، جاده و كوه و پارك و استراحتگاه را هم خانه خودمان بدانيم و آن را آلوده نكنيم.
با يكنواخت زندگي كردن باعث خستگي و بيحوصلگي كل خانواده ميشويم. يك خانواده در كنار تمام ارزشها به شادي و تفريح هم نياز دارد.
گذراندن بعدازظهري شاد در تفرجگاهي، ايده جالبي براي تغيير روحيه اعضاي خانواده است.
اگر قرار است سفر خانوادگي داشته باشيم، قبل از اينكه مسير سفر را انتخاب كنيم به اين بينديشيم كه چرا به سفر ميرويم و هدفمان از اين سفر چيست؟
سفر اگر چه زماني براي استراحت و گذراندن اوقات فراغت است، اما ميشود از همان ابتداي سفر به دنبال هدفي عالي بود.
تفريحات سالم گروهي، رابطه خانوادهها را عميقتر و گستردهتر ميسازد.
خانواده ما به جز پدر و مادر و فرزندان، به خانواده بزرگتري كه رابطههاي گستردهتري مثل عمو و دايي و خاله و عمه را ميسازد، نيز ختم ميشود. اين رابطههاي فاميلي به زندگي ما و تعاملاتي كه با آنها داريم، شكل زيبايي ميدهد.
زندگيهاي پر از كار، به زنگ تفريح، گردش فاميلي و سفري كوتاه و مهماني سادهاي نياز دارد كه بهانههاي خوبي براي دور هم جمع شدن است.
بايد ميان كار و تفريح تعادل برقرار كرد و سفر، بهترين راه تفريحي است كه روحيه را متعادل ميكند.
بسياري از بدخلقيها و بهانهجوييها در محيط خانواده ناشي از زندگي يكنواخت و كسلكننده و بدون تفريح است.
چند روز استراحت مطلق، دور بودن از محيط كار و دغدغههاي خستهكننده زندگي، خانواده را براي شروع كار آماده ميكند.
اين باور را تغيير دهيد كه سفر بايد حتماً به شهرهاي دور باشد.
اين انديشه كه مسافرت به جيب پر از پول نياز دارد، سبب ميشود راههاي ساده اين تفريح را هم بر خود ببنديم.
براي بهره بردن از سفري شيرين و روحيهبخش، لزومي ندارد كيلومترها راه بپيماييد تا به ديدنيترين مكانهاي جهان برويد. از جاذبههايي كه در نزديكي شماست، غافل نمانيد. هزينه كمتري ميطلبد و به اندازه سفرهاي دور زندگي شما را متنوع ميكند.
جاذبههايي كه در نزديكي شماست، با هزينه كمتر به اندازه يك مسافرت طولاني، زندگي شما را متنوع ميكند.
بازديد از جاذبههاي نزديك شهر شما، هزينه كمتري ميطلبد، اما تمام مزاياي سفري طولاني را دارد.
گاهي با پيمودن مسافتي كوتاه به همراه پدربزرگها و مادربزرگها ميتوان به منطقهاي مانند آبگرم طبيعي سفر كرد.
بيشتر از اينكه مقاصد دور و سفرهاي پرهزينه در بهبود روحيه و كسب تجارب جذاب كارآيي داشته باشد، ذات سفر مهم است.
فرقي نميكند به سفري دور برويد يا به اردوي يكروزه در نزديكي شهر خودتان؛ چون ذات سفر روحيه را بهبود ميبخشد.
اين ذات تفريحات سالم است كه ميتواند روحيه شما را بهبود بخشد و تجربههاي شما را افزايش دهد، نه هزينههايي كه صرف سفر ميشود.
اكوسيستم، تاريخ، طبيعت اطراف شهر شما و صدها جاذبه ديگر كه از آن بيخبريد، ميتواند براي فرزندان شما جذاب باشد.
مطمئن باشيد حتي سفر كوتاه يكروزه هم ميتواند روحيه شما و فرزندانتان را شاد كند و براي ماهها كار و فعاليت، آمادهتر باشيد.
سفر گروهي، لذت سفر را دوچندان ميكند و در كاهش هزينهها مؤثر است.
براي لذت بردن از سفر لازم نيست به مقصد رسيده باشيد. ابتداي سفر، شروع تفريح شماست.
در طول سفر ميتوانيد درباره هر چيزي اطلاعات به دست آوريد و به كودكان خود منتقل كنيد تا به تجربههايتان افزوده شود.
تفريح سالم، فرصت خوبي است كه وقت بيشتري را به فرزندان و خانواده خود اختصاص دهيم و با آنان صميميتر شويم.
در سفر، صحبت درباره نحوه مراقبت از محيطزيست، آداب و رسوم مردم محلي و هر چيز ديگري، بهانه خوبي براي صميميتر شدن است.
حتي چند ساعت دور شدن از فضاي روزمره زندگي باعث شادابتر و بانشاطتر شدن روحيه خانواده خواهد شد.
بهتر است در سفر بيشتر از آنكه به فكر شام و ناهار و امور روزمره باشيم، در پي ديدن و يادگيري و كسب تجربههاي جديد باشيم.
آرامش در سفر، بهترين هديهاي است كه ممكن است نصيبتان شود. خود را مستحق دريافت اين هديه بدانيد.
در سفر، هر چه انعطاف بيشتري داشته باشيد و اصول ارتباط و معاشرت را مراعات كنيد، بيشتر ميتوانيد استفاده ببريد.
با دلي گشاده و با ظرفيت و صبري زياد در سفر، گذشت كردن را ياد ميگيريم.
سفر، اكسير عجيبي دارد كه انسانها را به هم نزديك ميكند و محبت اعضاي خانواده را تداوم ميدهد.
طبيعت، ما را به چالش ميكشاند و از ما همكاري ميطلبد و اين همكاري، اعضاي خانواده را به هم نزديك ميكند.
در دوراني كه زندگي ماشيني به افسردگي و استرسهاي انسانها كمك ميكند، مسافرت به روحيه ما نشاط ببخشد.
ديدن سرزمينهاي مختلف، كوهها، صحراها، درياها و حيوانات و گياهان متنوع، قلب هر بينندهاي را متوجه خداوند ميسازد.
با سفر در طبيعت ميتوان در آيات الهي تدبر كرد، خدا را بهتر شناخت و از چشمه گواراي خداشناسي جرعهاي نوشيد.
سفر از زندگي در محيطهاي بسته و گرفتار شدن در تعصبهاي قومي جلوگيري ميكند و موجب آشنايي با فرهنگ و رسوم ديگر ميشود.
در مسافرت، تحرك بدن بيشتر است. از تأثير اين تحرك بر روح و روان و ديگر اندامها نبايد چشمپوشي كرد.
بسياري از صفات انسان در سفر بروز ميكند و ممكن است انسان در وطن از آن غافل باشد. اينگونه سفر باعث شناخت بيشتر ميشود.
نقاط قوت يا ضعف همسر خود را در سفر بهتر بشناسيد؛ زيرا در سفر، تواناييها و صبر افراد سنجيده ميشود.
واقع شدن در موقعيتي كه عادي نيست، به مهارتهاي غير معمول نياز دارد كه اين مهارتها فقط در سفر بروز ميكند.
سفر و تفريحات سالم، استعدادهاي ناب كودكان در منطبق شدن با محيطزيست را شكوفا ميكند.
كودكان با تجسس و كشف دنياي طبيعت، اولين گامهاي خود را در شناخت دنياي اطراف، با طراوت و سلامت بر ميدارند.
با برنامهريزي مناسب و فراهم كردن شرايط سفر و گردش در طبيعت، نشاط را به خانه ببريم!
ذات انسان خواهان تنوع است و بهترين تنوعي كه دنيا به انسان ارزاني ميدارد، امكان سفر و يكجا نماندن است.
گردش دستهجمعي و خانوادگي باعث ميشود از چهارديواري خانه يا محل كار دور شويد و بيشتر از هواي تازه و سالم لذت ببريد.
در سفري كوهستاني بايد از اكسيژن تازه نهايت استفاده را ببريد. عميق نفس بكشيد و شاد باشيد.
گردش و سفر، فرصت باارزشي است براي استراحت، تمركز اعصاب و چشيدن لذت همراهي با تمام اعضاي خانواده.
تنها سفر كردن در اسلام ناپسند است. با خانواده بودن، مهمترين دلخوشي براي سفري خاطرهانگيز و تفريحي نشاطآور است.
آيا ميدانيد درتفريح سالم خانوادگي است كه ميتوانيد ميزان گشادهدستي و سخاوت خود را به فرزندان و ديگر همسفرانتان نشان بدهيد؟
خوشخلقي و تواضع و ادب در سفر باعث ميشود اين تفريح به كام خانوادهات، شيرين و به ياد ماندني شود.
افراد گشادهرو و خوشخلق با بردباري، سختيهاي سفر را به كام همراهان خود لذتبخش و شيرين ميكنند.
وقتي در سفر با خانوادهات مشورت ميكني، در واقع، همه براي بهتر شدن سفر تصميم ميگيرند و در مورد تصميم خود مسئولند.
مشورت در سفر باعث ميشود همه همسفران به يك اندازه نسبت به خوب يا بد شدن سفر مسئول باشند.
در سفر باستاني تمام تصاوير خشك و بيروحي كه در كتابهاي تاريخ خواندهايم، به صورت زنده و گويا ميبينيم و درس ميگيريم.
گاه سختيهايي كه در سفر ميكشيم، باعث ميشوند سختيهاي زندگي يكنواخت ما رنگ ببازند.
وقتي با چندين نفر همسفر ميشويد، بهترين راه جلوگيري از اسراف، اين است كه همه در خرج كردن سهيم باشند.
اسلام، سفر را فرصتي براي پرورش روح و تربيت معرفي ميكند.
صله رحم به ويژه ديدار از پدر و مادر چنان ارزشي دارد كه سختيهاي سفر در مقابل آن رنگ ميبازند.
شايسته است براي ديدار با اقوام به ويژه والدين، هر گونه سختي سفر را تحمل كنيم.
براي ديدار با خويشان و والدين، شايد به سفري سخت نياز باشد، اما اين ديدار، سختيها را شيرين ميكند.
مگر چند سال زندگي خواهيم كرد كه با هم بودنها را به بهانه دور بودن از هم ناديده بگيريم!
اگر ميخواهيد حق ديگر مسافران بر طبيعت را تضييع نكنيد، بايد در پاكيزه نگه داشتن مكانهاي عمومي كوشا باشيد.
با برنامهريزي ميتوانيد سفري خاطرهانگيز و بدون دغدغه براي خود رقم بزنيد.
در سفر براي فرزندان خود سرگرميهايي تدارك ببينيد كه خسته نشوند و از مسافرت لذت بيشتري ببرند.
در مسافرت، كارها را به صورتي تقسيم كنيد كه همه اعضاي خانواده، در انجام كارها مشاركت داشته باشند و فقط يك نفر خسته نشود.
در مسافرت، كارها را به گونهاي تقسيم كنيد كه همه افراد خانواده، به يك اندازه از لذت و تفريح برخوردار شوند و سختي كار براي همه باشد.
اگر شما با خوشخلقي به تقسيم كار بپردازيد، فرزندان نوجوان شما هم با همان روحيه در كارها مشاركت خواهند داشت.
اگر بدون برنامهريزي سفر كنيد، در چرخه عذابآور سليقههاي گوناگون اعضاي خانواده گرفتار خواهيد شد.
در سفر با وجود برنامهريزي، در پذيرفتن نظر ديگران، انعطافپذير باشيد و نظر ديگران را در صورت مفيد بودن بپذيريد.
پيش از سفر، درباره برنامهها و ممنوعيتهاي سفر به بچهها توضيح بدهيد تا در طول سفر بهانه نگيرند.
يادمان باشد: مهم نيست سفر به كجا و با چه وسيلهاي باشد. مهم اين است كه همه از اين سفر، خاطره خوبي داشته باشند.
در زندگي ماشيني كه پدران به سختي يك ساعت در روز، فرزند خود را ميبينند، سفر ميتواند غنيمت خوبي به حساب آيد.
وقتي هر يك از اعضاي خانواده، خودش، مسئول آماده كردن وسايل سفر خود باشد، ديگر گلايهاي از مادر خانواده نخواهند داشت.
به بچهها كاغذ، خودكار و مداد رنگي (رنگهاي شاد) بدهيد تا در سفر، خاطرات خود را بنويسند يا نقاشي كنند.
سفرهايي كه بر مبناي طبيعتگردي است، به هماهنگي و همكاري تمام اعضاي خانواده نياز دارد.
در سفر به طبيعت، انتخاب مديري كه با در نظر گرفتن سلايق همه، حرف اول و آخر را بزند، از ضروريات سفري خوب است.
نكات ايمني را قبل از سفر، به همه به ويژه به كودكان كه آسيبپذيرترند، گوشزد كنيد.
وقتي نكتههاي علمي درباره طبيعت را به كودك خود ياد بدهيم، جذابيت مسافرت براي او بيشتر خواهد شد.
شما خانواده محترم! وقتي زبالههايتان را در طبيعت رها ميكنيد، انتظار داريد چه كسي دامن زيباي طبيعت را از اين گرفتاري نجات دهد؟
معمولاً در طبيعت، نظارت شهرداري و جمعآوري زبالهها وجود ندارد. پس بهتر است به همراه ديگر افراد خانواده، از ريختن زباله خودداري كنيم.
چرا بايد شما و خانوادهتان از مواهب طبيعي كه سرزمين ايران به رايگان در اختيار فرزندان خود نهاده است، بينصيب بماند؟
جنگلنوردي و كوهنوردي، ورزش است و به روان شما و خانوادهتان آرامش ميبخشد.
كودكي كه كولهپشتي حاوي خوراكيها، اسباببازيها و وسايل مورد نياز سفرش را آماده كند، احساس استقلال را تجربه خواهد كرد.
شيريني سفر را با مطرح كردن مشكلات زندگي تلخ نكنيم!
يادمان باشد فرزندانمان در سفر، درس مبارزه با مشكلات را بهتر ميآموزند.
محدوديتهاي مالي به هيچ وجه دليل مناسبي براي سفر نرفتن نيست.
هر كس ميتواند با برنامهريزي با كمترين هزينه، نهايت لذت و استفاده را از سفر خود ببرد.
فراموش نكنيم ارزش سفر به اين است كه بيدغدغه گرد هم آييم و چه نيكوست اگر بزرگترهاي خانواده هم همراهمان باشند.
انسان هميشه داراي سلامتي و انرژي جواني نيست كه براي بهرهمندي از مواهب سفر، امروز و فردا كند.
خاطرات خانوادگي سفر خود را با نوشتن ماندگار كنيد.
يادمان باشد در سفر، كودكان، دنياي خود را كشف ميكنند و با وضعيت جديد زندگي آشنا ميشوند.
اگر ميخواهيد تعاملات زندگي خود را با خانواده افزايش دهيد، از همه امكانات سفر استفاده كنيد.
سفر باعث پخته شدن افكار و تجديد قواي افراد براي از سرگيري زندگي سالم است.
اهميت و نقش شادي در خانواده
خانواده، اولين و بادوامترين عامل در تكوين شخصيت كودكان و نوجوانان و زمينهساز رشد عقلاني، اخلاقي، اجتماعي و جسماني، عاطفي و فراهمكننده شادي آنان است.
فرزندان ما در كانون خانواده، رشد ميكنند و صفات مثبت و منفي را ياد ميگيرند و راه و رسم زندگي را با تقليد از اعمال ما (والدين) ميآموزند. پس چه خوب است كه ما در خانواده محيطي فراهم كنيم كه آكنده از صفا و صميميت، شادي و نشاط، مهر و عطوفت، تفريحات مناسب و گردشهاي به موقع باشد.
هدف ما از تشكيل خانواده، رسيدن به شادي است؛ زيرا شادي دلها را به هم نزديك ميكند و ترس، بدگماني و ترديد را از ما دور ميكند و نيروهاي ما را افزايش ميدهد و سلامت ما را تضمين و به ما كمك ميكند تا تصميم آگاهانهتري بگيريم.
به طور كلي، خانواده شاد، جامعهاي شاد و بانشاط و لبريز از صلح و صفا ميسازد.
شادي، احساس مثبت است. پس با ايجاد فضاي شاد در خانواده، از زندگي لذت ببريم و نسبت به همه چيز احساس خوبي داشته باشيم!
شادي در خانه، يعني آرامش خاطر و رضايت باطن است.
شادي، حاكم بودن فضاي سالم بر زندگي و روح خانه و خانواده است.
شادي، امري فردي است و به باورهاي انسان بستگي دارد؛ زيرا شادي، احساس است، نه رفتار.
اگر افكار مثبت داشته باشيم، زندگيمان شاد خواهد بود و اگر افكار منفي و ناراحتكننده داشته باشيم، غم و اندوه بر فضاي زندگيمان سايه خواهد افكند.
يكي از راههاي شاد بودن، خشنودي به قضا و قدر الهي است. حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «اگر به مقدّرات الهي راضي شديد، زندگي شما شيرين و گوارا ميشود».(1)
انسانهاي مثبتانديش، اندوه را ارمغان آسماني ميدانند و معتقدند درون هر سختي و مصيبتي، حكمتي هست، چنان كه خداوند در قرآن سوره الشرح، آيه 5 و 6 ميفرمايد: «پس با هر سختي، البته آساني هست و با هر آساني، سختي است».
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «نشاط و شادي در پرتوي راضي بودن به رضاي خداوند و يقين به دست ميآيد و اندوه و غم در شك و ناخشنودي به مقدّرات الهي حاصل ميشود».(2)
انسان شاد، انساني است كه موفقيت يا شكست در هر كاري را خواست خدا ميداند و در ابتداي هر امري ميگويد؛ خدايا با نام و ياد تو و با توكل بر قدرت تو هر كاري را آغاز ميكنم.
رمز شادي در زندگي اين است كه همواره به جنبههاي مثبت زندگي ديگران توجه كنيم و خوشبين باشيم.
مهرباني و اظهار محبتهاي كوچك بسيار اهميت دارند و خانواده را به كانوني گرم و شاد و صميمي و باطراوت تبديل ميكند.
امام علي عليه السلام ميفرمايد: «در همه حال با همسرت مدارا كن و با او معاشرت نيكو داشته باش تا زندگيات گوارا و بانشاط باشد».(1)
يكي از عوامل ايجاد شادي در خانواده، گشادهرويي و خوشرويي است.
يادمان باشد خوشرويي كينهها را ميزدايد، انسانها را به همديگر نزديك ميكند، دلها را به هم پيوند ميدهد، فضاي حاكم بر خانواده را شاداب و باطراوت ميكند.
يادمان باشد خوشرويي باعث ارتباط عميق و عاطفي در بين افراد خانواده و موجب تداوم و استواري محبت و دوستي در زندگي ميشود.
آيا ميدانيد يكي از راههاي شادي، كنار آمدن با مشكلات و رضامندي از مقدّرات الهي است؟
آيا ميدانيد شادي بيمعيار در خانواده، زمينهساز شاديهاي كاذب و رفتارهاي ناهنجار ميشود.
آيا ميدانيد اگر خانواده، شاد نباشد، تحملِ بودن در كنار اعضاي خانواده دشوار خواهد بود؟
يادمان باشد خانوادههاي شاد، در ارتباطهاي اجتماعي توانمندترند.
يادمان باشد خانوادههاي شاد، فرزندانشان از عزت نفس و اعتماد به نفس بيشتري برخوردارند.
خانواده بانشاط، محيط صميميتري را براي تربيت فرزندان فراهم ميآورد.
خانواده بانشاط، زمينه مبتلا شدن به بيماريهاي روحي فرزندان و ناهنجاريهاي اجتماعي را محدود ميكند.
1) مكارم الاخلاق، ص218.
محبوبيت، مقبوليت و موفقيت در زندگي را با ايجاد شادي و طراوت فراهم كنيم.
يادمان باشد يكي از دلايل ناملايمات رواني در خانواده، كمبود شاديآفريني است.
والديني كه نتواند در ايجاد و گسترش شادي در خانواده توفيق يابند، در تربيت نسلي بانشاط توفيق حاصل نخواهند كرد.
بيترديد، فراهم كردن زمينه شادي معنوي در بالندگي و رشد اخلاقي فرزندانمان اثر بيشتري خواهد داشت.
يكي از راههاي ايجاد شادي معنوي، حضور خانواده در مكانهاي زيارتي و توجه به مفاهيم نيايشهاست.
آيا ميدانيد دستگيري از افراد ناتوان و نيازمند، يكي از راههاي آموزش نشاط معنوي به كودكانمان است.
آيا ميدانيد شركت در برنامههاي فرهنگي و مراسم عمومي ميتواند عاملي براي ايجاد شادي خانواده ما باشد.
خانوادههاي بينشاط، زندگي را بر خود و اطرافيانشان سخت و طاقتفرسا ميكنند.
اگر در خانواده، شادي، جايگاه خود را نيابد، به جاي روحيه شاد و فعال، روحيه سرخوردگي و افسردگي بر افراد حاكم ميشود.
يكي از راههاي كاهش تعارضها و فشارهاي رواني در خانواده، فراهم كردن زمينه شوخي و نشاط است.
در خانواده شاد، روابط، آسان، راحت و بيتكلف صورت ميگيرد.
خنده و شوخي، دلهره و عصبانيت را از فضاي خانه دور ميكند.
شادي و نشاط در محيط خانواده سبب ميشود فضاي تفاهم و همدلي در خانواده حاكم شود.
اگر هدف فرزندپروري، ارتقاي سطح سلامتي كودكانمان است، پس لازم است براي شاد بودنشان بكوشيم.
ورزش گروهي در خانواده و شركت در همايش پيادهروي و كوهنوردي، به نشاط خانواده ما كمك ميكند.
انسان موجودي شاديخواه و لذتطلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختي و بينوايي و فقر، نشانه بدبختي نيست. اگر چنين بود، ثروتمندان بايد شادترين و فقيران، بدبختترين افراد باشند، در حالي كه هميشه چنين نيست.
تمام شورها، شوقها و لذايذ بهشت زندگي، منتظر كساني است كه با تلاش و تفكر و مقاومت، خود را به اين بهشت ميرسانند.
زندگي موهبتي است كه به ما ارزاني شده است و تا وقتي اميد هست، زندگي هست. پس بكوشيم شاد باشيم.
ما ميتوانيم نوميدي را به اميد، شكست را به پيروزي و اشك را به خنده تبديل كنيم، به شرطي كه به زندگي و شگفتيهاي آن، به لذتها، نااميديها، تلاشها، رنجها و دردها، «بله» بگوييم.
اگر بكوشيم كلماتي مانند «بله»، «امكان دارد»، «هميشه»، «اميدوارم» و «ميتوانم» را در فرهنگ لغات خود و اعضاي خانواده وارد كنيم، آنگاه شاهد تجلي شاديها خواهيم بود.
ما ميتوانيم همه پديدههاي شاديبخش زندگي را در اختيار داشته باشيم و آنها را براي خود خلق كنيم. فقط كافي است تصميم به تغيير بگيريم.
اگر تصميم بگيريم از امروز هر لحظه با عشق زندگي كنيم، معنا و مفهوم حيات و شاد زيستن را بهتر درك خواهيم كرد و از آن لذت خواهيم برد.
بهشت در نزديكي ماست، ولي فقط براي كساني متجلي ميشود كه دلشان ناب و بيغش باشد. اين افراد دلير و اميدوار زندگي ميكنند تا هميشه شاد باشند و از زندگي بهرهمند شوند.
آيا دقت كرديد وقتي احساس خوبي درباره خودتان داريد، ديگران بهتر از هميشه به نظر ميرسند؟ جهان بازتاب و رفتار خود ماست. وقتي از خودمان بيزاريم، از همه بيزاريم و وقتي به همين كه هستيم، عشق ميورزيم، جهان در نظرمان دوستداشتني است.
يادمان باشد شاد بودن ميتواند يكي از بزرگترين مبارزات ما در زندگي باشد. براي شاد بودن بايد بر افكار شاد تمركز كنيم.
بهتر است افكار شاد و سالم داشته باشيم و سلامتي را حق انساني و شايسته خود بدانيم. با خود ملايم باشيم و خانوادهمان را بپذيريم.
افراد خانواده را دوست بداريم و بدانيم يكي از كليدهاي شادي و خرسندي، تمركز ذهن بر لحظه حال است. اين لحظه تنها زماني است كه در اختيار داريم و از لحظه بهترين چيزي بسازيم كه آن، شادي است.
لازمه شاد زيستن، جستوجوي زيباييها و خوبيهاست. همه چيز در دست ماست. با خوبيهايمان در زندگي مشترك، شادي را در اختيار بگيريم.
شادي در خانواده سبب نگرشي خوشبينانه به زندگي و اميد به آينده ميشود.
خانوادههايي كه از شادي در زندگي كمتر بهره ميبرند، كمتر ميتوانند با سختيها و گرفتاريهاي زندگي كنار بيايند.
آيا ميدانيد هنگامي كه شادي از خانواده رخت ببندد، نااميدي به آساني وارد زندگي ميشود؟
يادمان باشد كودكانمان به شادي در محيط خانواده نياز دارند.
توفيق بيشتر در تربيت كودكان، با ايجاد فضاي شادي و نشاط در خانه ميسر خواهد شد.
فضاي باطراوت زندگي، با لبخند و شوخيهاي مناسب والدين زيباتر ميشود.
پدر و مادر عزيز! شادي معنوي را به عنوان پايدارترين شادي به كودكانتان بياموزيد!
بزرگي ميگويد: «قلم و كاغذ و رنگ در اختيار شماست. بهشت را نقاشي كنيد، بعد وارد آن شويد».
ما هرگز نميدانيم كه در آينده چه شاديها، ثروتها و نعمتهايي در انتظارمان است. پس لحظه حال را غنيمت بدانيم، شاد زندگي كنيم و نهايت استفاده را از زندگي ببريم.
راز شاد زيستن، انجام دادن آن چيزي نيست كه دوست داريم؛ دوست داشتن آن چيزي است كه انجام ميدهيم.
خانوادههايي كه روحيه شاد دارند، قادرند تواناييهاي فرزندانشان را افزايش دهند.
كودكي كه شادي را درك نميكند، خود به خود به سوي افسردگي كشيده ميشود.
يكي از راههاي شاد كردن فرزندانمان، ديدار پدربزرگ و مادربزرگ است.
با دعوت پدربزرگ و مادربزرگان، خانههايمان را پر شور و نشاط كنيم.
خانواده پر شور، كمتر در معرض آسيبهاي رواني قرار ميگيرد.
به فرزندانمان بياموزيم: بهترين شادي، شاديِ اطاعت از فرمانهاي خداست.
به فرزندانمان بياموزيم: شوخي نامناسب و خنديدن به ديگران شادي نيست.
به فرزندانمان بياموزيم: شاد كردن ديگران، محبوبترين اعمال در پيشگاه خداست.
نقش رسانهها در هويت فرزندان
يادمان باشد: نوجوانان از گذرگاه ارتباط با افراد و ايدههاي مختلف؛ رفتارها را تقليد ميكنند و سپس به پذيرش الگو اقدام ميكنند.
وسايل ارتباط جمعي در جهان معاصر اولين و مهمترين تأثير را در يادگيري و سپس الگوپذيري انسان دارند.
با توجه به زمان زيادي كه افراد صرف استفاده از رسانهها ميكنند؛ نميتوان نقش الگوسازي آنها را كوچك شمرد.
امروزه تلويزيون به عنوان پر مخاطبترين رسانه، سهم عمدهاي در اثرگذاري بر فرهنگ و روح و روان جمعي دارد.
يادمان باشد: روحيه ماجراجويي و خشونت كودكان با تماشاي فيلمهاي خشن، بيدار ميشود و آنان را به سوي عوامل ضد اجتماعي سوق ميدهد.
تأثير فيلمهاي بدآموز بر افراد به نسبت تربيت خانوادگي، آموختههاي ديني و تجربههاي خود فرد، متفاوت است.
آگاهي از نقش رسانهها در الگوسازي از تأثيرات منفي رسانههاي مهاجم جلوگيري ميكند و باعث فرهنگ سازي مثبت ميشود.
امروزه انسانها در معرض نهادهاي رسانهاي متولد ميشوند، ميانديشند و رفتارهاي خود را بر اساس الگوهاي رسانهاي سامان ميدهند.
رسانهها از راه ارائه هنجارهاي خاص اجتماعي، به افراد تلقين ميكنند كه رفتارِ ارائه شده در رسانهها، رفتار «مناسب اجتماعي» است.
رسانهها در كنار نهادهاي ديگري كه طرز تفكر جامعه را ميسازند، نقش عمدهاي ايفا ميكنند.
يكي از كاركردهاي منفي رسانههاي مهاجم در فرآيند هويتيابي، ارائه الگوهاي ناسالم در رسانههاست.
رسالت رسانههاي خودي، نهادينه كردن «فرهنگ خودي» در جامعه و ارائه الگوهاي هويتي سالم به جوانان و نوجوانان است.
رسانههاي بيگانه سعي در يكسانسازي هويت فرهنگي و تضعيف هويت ملي جامعه ما را دارند. رسانههاي خودي بايد از فرهنگ ملي پاسداري كنند.
هر قدر رسانههاي خودي در جهت ارائه الگوهاي هويتي ملي به جوانان بكوشند، خطر تهاجم رسانههاي بيگانه كمتر ميشود.
بيشتر خانوادهها از اثرگذاري ظريف و تدريجي ماهوارهها بر اخلاق و فرهنگ فرزندان خود بيخبرند.
كتاب و مطبوعات ميتواند در دانشافزايي خانوادهها نقش مؤثري ايفا كند و زمينه تربيت فرهنگي را فراهم آورد.
نوجوان از راه همانندسازي با بزرگترها و چهرههاي درخشان علمي، ورزشي، تاريخي و مذهبي ياد ميگيرد كه چگونه رفتار كند.
يكي از علل ناهنجاريهاي اجتماعي و بزهكاري نوجوانان، الگوبرداري نادرست است.
با اينكه معمولاً از اثرگذاري رسانهها بر زندگي خود آگاه نميشويم، اما اين تأثير شكلدهنده بخش عمدهاي از زندگي ماست.
بيشتر كودكان و زنان از مخاطبان ويژه برنامههاي مختلف تلويزيوني و تحت تأثير فرهنگ رسانه هستند.
بيشتر خانوادهها سبك زندگي، نحوه پوشش، رفتار و مصرف خود را با توجه به الگوهاي رسانهاي تنظيم ميكنند.
رسانهها و ابزارهاي انتقالدهنده فرهنگ و فرهنگسازان ميتوانند موجب تغيير سليقه و تغيير الگوي مصرف شوند.
بزرگترها براي سرگرمي تلويزيون تماشا ميكنند. اما كودكان ضمن طلب سرگرمي؛ تلويزيون تماشا ميكنند تا جهان را بشناسند.
تبليغات شبكههاي ماهوارهاي روي شخصيت كودكان، باورها و اعمال آنان به شدت اثر ميگذارد.
در گذشته، الگوي كودكان، دستاورد فكري نسل پيشين آنها بود، اما كاركرد خانواده، با وجود رسانهها بسيار كمرنگ شده است.
يادمان باشد كودك براي منطبق شدن با جهان، به كمك والدينش نياز دارد. وقتي والدين وقت ندارند؛ آنها دست به دامان تلويزيون ميشوند.
يادمان باشد كودكان بين جهان و جهان رسانهاي تفاوتي قائل نميشوند و به تلويزيون به عنوان دريچهاي به جهان بزرگترها مينگرند.
ديدگاه هر رسانه تا حدودي جهتدهنده تربيت كودكان در آن فرهنگ است.
الگوي اوليه تربيت هر كودكي خواه ناخواه متاثر از ديدگاه فرهنگي رسانه است.
كودك با تماشاي برنامهها، خصوصيات اخلاقي، عقيدتي، شخصيتي و ديگر گرايشها و نگرشها را ميآموزد و در اين زمينهها از آنها تقليد ميكند.
تماشاي برنامههاي ماهواره و تلويزيون در شخصيت و رفتارهاي اجتماعي كودكان اثر فراواني دارند.
وقتي براي آرام شدن كودكمان، ماهواره يا بازيهاي نامناسب رايانهاي برايش تهيه ميكنيم، در اصل، گامهاي اوليه تربيت را به تلويزيون سپردهايم.
مادر و پدر عزيز! وقتي از محتواي برنامهاي بيخبريد، چرا كودك معصوم خود را با آن برنامه مشغول ميكنيد؟
روا نيست فقط به بهانه ساكت كردن بچهها، روح آنان را به برنامههايي بيالاييم كه خود از محتواي آنها بيخبريم.
ماهواره و اينترنت، مانع اصلي براي انتقال فرهنگ و روحيه مدني به صورت سالم و سازنده است.
اغلب نوآموزاني كه با سازوكار تصويري تلويزيون خو گرفتهاند، نميتوانند افكار خود را براي خواندن كتاب متمركز كنند.
بازيهاي نامناسب رايانهاي، ديوارههاي حائل ميان جهان كودك و دنياي بزرگسال را از ميان برداشته است.
امروزه رسانهها در زمينه چگونگي تربيت كودكان، اصول خانهداري و آموزشهاي عمومي زندگي، اطلاعات خوبي ارائه ميكنند.
رسانهها، انبوه اطلاعات شغلي و تخصصي را در اختيار افراد قرار ميدهند و باعث وابسته شدن افراد به رسانهها ميشوند.
رسانهها با بيان عقيده جمعي ميتوانند عقيده فردي افراد را در جهت اهداف خود تغيير دهند.
كيفيت روابط كودك با خانواده و گروه همسالان خود تعيينكننده ميزان استفاده كودك از تلويزيون است.
اگر روابط اجتماعي كودك رضايتبخش نباشد، احتمال دارد به خيالپردازي حاصل از برنامههاي تخيلي روي آورد.
بايد به پدر و مادر آموزش داد كه از فرزندانشان بخواهند برنامههاي تلويزيوني را با اتفاقات واقعي مقايسه كنند.
توجه به سبك زندگي اسلامي ـ ايراني و نقد سبك زندگي غربي
اسلام، كاملترين مكتب زندگي و زيباترين سبك زندگي را كه مطابق با خواست فطري بشر است، مطرح و براي جزئيات زندگي فردي و اجتماعي دستورالعمل ارائه كرده است.
سبك زندگي نمايانگر نگاه فرد به زندگي، جهان و ارزشهاي مورد قبول اوست.
سبك زندگي، نماد هويت افراد جامعه است كه همه جنبههاي زندگي آنان را دربرميگيرد.
سبك زندگي شامل بسياري از رفتارهاي فردي مانند شيوه پوشش، تنوع غذايي، نوع خودرو، سبك معماري خانه، ميزان و تنوع مصرف، انواع سرگرمي و نيز رفتارهاي اجتماعي مانند عادات و رسوم، شيوه برخورد و سخن گفتن، شيوه برپايي مراسم و جشنها و بسياري از موارد ديگر ميشود.
اسلام، زندگي مشترك را داراي فضيلت قدسي ميداند، بر خلاف برخي مكاتب كه به ازدواج با نظري كراهتآميز و سطحي مينگرند.
خانواده به سبك اسلامي، خانوادهاي است كه هر يك از اعضاي آن، حقوق، مسئوليتها و جايگاه خود را به خوبي ميشناسند و آن را به طور كامل پاس ميدارند.
جهانبيني اسلامي و نوع نگاهي كه ما به هستي و انسان داريم، ما را در رسيدن به زندگي معناگرايانه و متعالي كمك ميكند.
شعاع فكري اسلام، فراتر از اين جهان است. مرگ، پايان زندگي نيست، بلكه زندگي جاودانه متأثر از اين جهان است.
شعاع ديد نظام غربي، ماده است. انسان در محدوده زماني مشخص، زندگي ميكند و با مرگ نابود ميشود و هيچ بهرهاي جز اين زمان از زندگي خود نخواهد برد.
وقتي اعتقاد داريم جهاني ديگر هم هست، بسياري از رنجها را ميتوانيم تحمل كنيم.
زن، در جامعه اسلامي جايگاه مهمي دارد، بر خلاف جامعه غرب كه بنيان خانواده در آن رو به انحلال است و از زنان سوء استفاده ميشود.
زنها در جامعه اسلامي هرگز به عنوان شيء بزككرده شناخته نشدهاند، بلكه خداوند، زن را در تكميل انديشه مرد و پرورش مردان انديشهورز خلق كرده است.
زندگي به سبك اسلامي و ايراني به ما ميآموزد بايد متعادل بود.
در زندگي غربي، اضطراب، افسردگي، اختلالات رواني و خودكشي زياد است، چون غربيها پشتوانه فكري متعالي ندارند.
بسياري از انديشمندان معتقدند اساس سبك زندگي غربي بر مبناي تفكر مادي و مصرفگرايي پايهريزي شده است. اين تفكر از راه فيلم، سايتهاي اينترنتي، بازيهاي رايانهاي، تبليغات تلويزيوني و ماهوارهاي، فروشگاهها و روشهاي تبليغاتي به فكر و ذهن مخاطبان جامعه القا ميشود.
مكتب غني اسلام، سخنان و دستورالعملهاي فراواني را در ساحت سبك زندگي مطلوب ارائه كرده است.
ساكنان غرب از نظر فرهنگي، آداب و رسوم، دين و مذهب و تفكر، تفاوت فاحشي با ايرانيان دارند.
در خانوادههاي غربي، گذشت و حسنتفاهم ديده نميشود؛ اما اين دو اصل، ركن خانواده ايراني است.
خانواده ايراني نميتواند آزادي بيحد و حصر غربي را بپذيرد.
زندگي بر محور «ما» زيباتر و پر معناتر است، اما غربيها ترجيح ميدهند بر محور «من» زندگي كنند.
قدمت سبك و فرهنگ زندگي شرقي باعث ايجاد رفتارهاي شايسته در ايرانيان ميشود.
غرب، مأمن خودمحوري و شرق، خاستگاه همنوع پروري است.
كسي كه در ايران، در مهد دوستي و محبت پرورش يابد، بر خلاف غربيان براي سعادت خانوادهاش ميكوشد.
خوشبخت كردن اعضاي خانواده لذتي است كه فقط شرقيها مفهوم آن را ميدانند.
داشتن مادراني پرعاطفه و دلسوز، موهبتي است كه بيشتر غربيها از آن محرومند.
وقتي كنار هم خوشبختي را تجربه ميكنيم، با خودم ميانديشم: غربيها در تنهايي چه خوشبختيهاي كموسعتي دارند.
گاهي بعضي از رفتارهاي شايسته شرقيها در غرب ضد ارزش تلقي ميشود.
در شرق، ارزشها، سبك زندگي افراد را تعيين ميكنند، اما در غرب، سبك زندگي بر اساس طبقات دستهبندي ميشود.
هنر شرقيها گذر از ديدگاه ماديگرانه غربيها و رسيدن به حقيقت زندگي است.
غربيها زندگي را از ديد نظام سرمايهداري نگاه ميكنند و براي آنها ارزشي بيش از اين ندارد.
جمعگرايي از مزيتهاي زندگي به سبك ايراني است، برخلاف فرديگرايي در غرب.
پرداختن و غرق شدن در مظاهر زندگي، دستآورد پذيرفتن سبك زندگي غربي است.
تقليد كوركورانه از غرب، سبك زيستن جامعه ما را از بزرگسالمحور به سمت كودك محور سوق ميدهد.
فرهنگ كودكسالار غرب سبب گسترش ارزشهاي لذتجويانه و مصرفگرايانه ميشود.
متأسفانه، بيشتر رفتارهاي ما به صورت ناخواسته از سبك زندگي غربي اثر پذيرفته است.
تقليد از تبليغات غربيان باعث سرعت فرآيند مصرفگرايي و ايجاد نيازهاي كاذب ميشود.
چشم وهمچشمي، سبكي غريب و رهآوردي نامناسب با اصول و موازين دين از غرب براي شرق است.
در تفكر غرب زندگي خوب؛ يعني خريد و مصرف!
يكي از آثار مخرب مصرفگرايي غربي، جمود و بينشاطي جامعه است.
يكي از اهداف شبكههاي ماهوارهاي، تبليغ و ترويج سبكهاي خاص زندگي غربي است.
گسترش پوششهاي غربي در جامعه؛ يعني تزلزل بنيان خانواده.
زير پا نهادن ارزشهايي كه جامعه ما را ميسازد، در غرب امري آسان است.
هيچگاه فرهنگ غربي، خود را بر اساس واقعيتهايش نشان نميدهد.
آنچه از فرهنگ غرب ميبينيم، واقعيت آن نيست. تبليغات زيباي آن است.
پذيرفتن آزادي به سبك غرب؛ يعني شكستن محدوده تعيينشده قوانين اسلامي.
چارچوب عفاف و حجاب در سبك زندگي غرب جايگاهي ندارد.
حركت غرب به سمت دوستيهاي خارج از چارچوب ازدواج، حركتي رو به انحطاط است.
ما ازدواج را فرهنگ ميدانيم و غرب، تجربهاي براي آزمودن آن.
پذيرش زندگي به سبك غربي؛ يعني بدپوششي و استفاده ابزاري از زن و تزلزل بنيان خانواده.
حركت به سمت زندگي عميق در جامعه ما مطلوب است، در حالي كه در غرب سطحينگري جا افتاده است.
غرب با روش جنگ نرم در پي تخريب سنت و فرهنگ و سبك زندگي ايراني ـ اسلامي است.
هيچگاه سبك زندگي غربيان به اندازه سبك زندگي ما دلننشين و زيبا نيست.
غرب سبك زندگياش را بر پايههاي اومانيسم و ليبراليسم بنا نهاده است.
بايد بپذيريم غرب، كاميابي ما مسلمانان را نميخواهد. پوشش نامناسب زنان در جوامع غربي و تبليغات غربيها در اين جهت، سبك و نوع پوشش زنان ايراني را تهديد ميكند.
تقويت باورهاي ديني بر سبك زندگي ما تأثير چشمگيرتري نسبت به سبك زندگي غربيان داشته است.
رشد و بالندگي در سبك زندگي ما خانوادههاي اصيل ايراني، ستارهاي درخشان و دستيافتني است.
انسان در غرب به كدام سمت حركت ميكند؟
زيستن به سبك غربي، انسان شرقي را سردرگم خواهد كرد.
زندگي در خانواده ايراني؛ يعني باورپذيري نقش ايمان و تعهد و محبت.
فرهنگ اصيل اسلام تنها در چارچوب نظام خانواده ايراني ميتواند خودش را به شايستگي به جهانيان نشان دهد.
اروپايي كه با نظم و نظام به توسعه صنعتي رسيده، با دور شدن از فرهنگ و معنويت در سراشيبي سقوط افتاده است.
مراقب باشيم جامعه ما تحت تأثير فرهنگ غرب، فرهنگ باشكوه خود را فراموش نكند.
جامعه سالم، با ديگر جوامع و غرب تبادل فرهنگ دارد، اما سبك زندگي و منش رفتاري خود را تغيير نميدهد.
جوان به اقتضاي دوره جواني، طالب آزادي، زيبايي و شادي است و اين مقولات را غرب به شيوهاي زيبا مقابل چشمان جوانان ما نمايش ميدهد.
دردناك است كه غرب به اتكاي فنآوري برتر و اقتصاد نيرومند خود بتواند فرهنگش را بر كشورهاي ديگر تحميل كند.
غرب كه در سراشيبي زوال ارزشهاست، خود را منجي بشر، مدافع حقوق انسانها و حافظ كرامات انساني معرفي ميكند.
غرب حوزه جغرافيايي خاصي ندارد. هر فضايي كه بتواند ضد ارزشهاي كشور ما را به صورت ارزش نشان دهد، فرهنگي مهاجم است.
فرهنگ غرب بر اساس برنامهريزيهاي عدهاي خاص بر ما تحميل نميشود، بلكه حاصل سودجوييهاي افرادي است كه براي رسيدن به پول به هر ترفندي، حتي ويران كردن نظام خانواده كشورهاي اسلامي دست ميزنند.
ما بر اين باور بزرگ شدهايم كه مشكل همنوع ما مشكل ماست، در حالي كه در فرهنگ غرب، مشكل هر كسي فقط مربوط به خود اوست.
در ديدگاه ليبرالي غربي، ملاك خوب يا بد بودن هر چيزي، مقدار سود يا زيان مادي است كه براي شخص دارد.
در سبك زندگي الهي بر خلاف غرب، سعادت جسم و روح هر دو ملاك است، آن هم نه براي تنها خود شخص، بلكه براي بشريت.
انسانهاي خودمحوري كه اسير فرهنگ غرب شدهاند، سعادت روح را فراموش كردهاند و ماهيت وجود خود را نيز نميتوانند به سامان برسانند.
حواسمان باشد نكند جامعه ما آرام آرام به سمت فرهنگي پيش برود كه نه تنها سلامت و رفاه جامعه را تأمين نميكند، بلكه سبب ماديگرايي و بر هم خوردن انسجام جامعه ميشود.
رقابت براي زندگي به سبك غربي و اثرپذيري از فرهنگ غرب، به چه قيمت؟
يادمان باشد با پناه آوردن به فرهنگ ماديگرايانه غرب، دانسته يا نادانسته، به فرهنگ عميقي كه موجب سعادت جامعه ايراني است، ضربه ميزنيم.
در تفكر ايراني، افراد حاضرند جان خود را به خطر بياندازند، اما به همنوعشان آسيبي نرسد، در حالي كه اين بينش در فرهنگ غربي جايي ندارد.
در فرهنگ ايراني، نيازهاي جسم تا حدي برآورده ميشود كه به سلوك روح آسيب نرساند. در فرهنگ غربي، سلوك روح تا جايي است كه به نياز جسم خدشه وارد نشود.
خانواده در فرهنگ اسلامي، براي جلوگيري از گناه و ابراز محبت و اجراي خواست خداوند تشكيل ميشود و در غرب فقط براي فرار از تنهايي.
شكلگيري خانواده به طور متعالي يكي از اصول سلوك و سبك زندگي اسلامي است.
در غرب بر اساس اصل رقابت، انسان در حدي پيشروي ميكند كه ميتواند حقوق جهان را براي پيشرفت خود نديده بگيرد.
در سبك زندگي اسلامي بر خلاف غربي، هيچ كس بر اساس آموزههاي ديني، رقيب ديگري نيست و وحدت و اخوت و مهرباني، حرف اول را ميزند.
غمگين بودن از غم ديگران و شاد بودن با شادي ديگران، به جامعه اسلامي آرامش ميبخشد. اين را فرهنگهاي غربي نميتوانند درك كنند.
در جوامع اسلامي، فضايل به طور خودكار بر اساس آموزههاي ديني شكل ميگيرند. در مكتب غربي بايد فضايل را بر اساس منفعتطلبي به نسل خود آموزش دهند.
شايد فستفودها و غذاهاي آماده طعم خوبي داشته باشند؛ اما غربيها هم ميدانند غذايي كه يك مادر شرقي با حوصله براي خانوادهاش ميپزد، طعم عشق ميدهد.
انساني كه خود را موجودي مادي ميداند كه با مرگ فنا ميشود، برنامههاي زندگياش با انساني كه خود را باقي و در انتظار معاد ميداند، تفاوت دارد.
تفاوت سبك زندگي غربي و اسلامي، به اندازه تفاوت ديدگاه مرگ ابدي و حيات جاودان است.
انسان شرقي به اميد پاداش اخروي ميتواند رنجها را تحمل كند، اما انسان غربي كه ماديگراست با كوچكترين ناملايمتي به ستوه ميآمد و از زندگي سير ميشود.
انسان غربي اگر اعتقاد به خداي توانايي داشت كه به صبر او پاداش ميداد، به راحتي به خودكشي يا افسردگي رو نميآورد.
اعتقاد به جهان آخرت تفاوت عمدهاي در باورها، اخلاقيات و سبك زندگي ايجاد ميكند و وجه تمايز زندگي غرب با زندگي مسلمانان در همين است.
غربيها پشتوانه فكري متعالي ندارند. بنابراين، در زندگي به هر مسئلهاي فقط با چشم ظاهربين خود نگاه ميكنند.
زندگي در حيطهاي كه فقط به اشياء اهميت ميدهد، ذهن را به سمت جمود ميكشاند. فرهنگ غرب همين را ميخواهد.
آيا ميدانيد امروزه سبك زندگي غربي، با چه سرعتي از راه رسانهها، انيميشنها و حتي بازيهاي رسانهاي، در حال تزريق به كشورهاي در حال توسعه است؟
در سبك زندگي غربي، لذتگرايي و شوق فراوان به خريد و مصرف از جايگاه ويژهاي برخوردار است.
ما بايد سبك زندگي خود را بر اساس انگارههاي دين خود تنظيم كنيم، نه بر اساس فرهنگي كه با روحيات ما متناسب نيست.
مقولاتي كه در فيلمهاي غربي به عنوان ارزش نمايش داده ميشود، حتي در جوامع خود آنان ارزشي ندارد، اما بيننده ايراني بدون آگاهي از آنها پيروي ميكند.
بياييد دست به دست هم دهيم و به دور از جانبداريهاي كوركورانه، نگذاريم هر فرهنگ آلوده و ضد ارزشي وارد زندگيمان شود.
سبكهاي زندگي مجموعهاي از طرز تلقيها، ارزشها، شيوههاي رفتار، حالتها و سليقهها در هر چيزي را در بر ميگيرد.
يادمان باشد غرب، مصرفگرايي را بين خانوادههاي ايراني ترويج ميكند تا بتواند كالاهايش را بفروشد.
ما معتقديم دين اسلام با ارزشها و آرمانهاي متعالي خود، بيش از فرهنگ غربي قابليت جهاني شدن دارد.
غرب به دنبال جهاني كردن فرهنگ و اقتصاد و مسائل محيط زيست خويش است.
زندگي انسانهاي غربي، با آنچه ما به عنوان سبك ايشان ميشناسيم، تفاوت دارد.
جهانيخواهي غرب اقتضا ميكند كه حكومت خود را بر ديگر جوامع مستحكم كند.
چرا ما بيش از آنكه به شناسايي غرب بپردازيم، غربزده شدهايم؟
بايد در فضاي مدرنيته غرب، هويت ذاتي خود را احيا كنيم.
در تمدن مدرنيته بستري ساخته ميشود كه انسان ابزارساز، هويت خودش را در تغيير طبيعت پيدا ميكند.
انسان غربي فقط احساس ميكند كه به مقصدش رسيده است.
شناخت زندگي به سبك غرب و پيآمدهاي اين نوع زندگي ما را از سقوط در «ازخودبيگانگي» نگه ميدارد و به بازگشت به خويشتن فرا ميخواند.
براي شناخت غرب بايد آن را در جايگاه واقعي و طبيعي خود مطالعه كنيم.
اگر تمدن غرب را تمدني عام براي همه بشريت بدانيم به خطا رفتهايم.
از منظر جامعهشناختي، غرب و فرهنگ غربي، محصول وضعيت اجتماعي آن است.
غرب هيچگاه تنها تمدن مطرح در بين ديگر تمدنها نيست.
زندگي كوركورانه به سبك غرب؛ يعني بحران خانواده و فاصله بين اعضاي خانه.
پيآمدهاي زندگي به سبك غربي را در بين خانوادههاي اصيل و با فرهنگ ايراني جدي بگيريم!
افرادي كه بيشتر در معرض تبليغات غربي قرار دارند، به استفاده از واژههاي بيگانه تمايل بيشتري دارند.
نتيجه قبول محض نظريه غربيان، يعني گرفتاري در دام غرب.
خانواده ايراني، يعني زندگي در سايه محبت و مهرباني و همدلي.
زندگي به سبك الگوهاي غربي؛ يعني پذيرش ويران شدن نظام خانواده به هر قيمتي.
آسيبهاي خزان زندگي
گاهي شاخههاي زندگي در مقابل توفان حوادث مقاومت نميكند و شكسته ميشود و طلاق اتفاقي است كه در برخي از خانوادهها، شاخههاي شكستهاي را باقي ميگذارد كه كودكان بيشترين آسيب را از اين توفان ميبرند.
وقتي رشته تسبيح گسسته ميشود، مهرهها سرگردان و بيپناه ميشوند. طلاق هم با خانوادهها چنين ميكند.
وقتي آشيانه نابود شود، جوجههاي كوچك، اسير مار ميشوند. با طلاق آشيانه فرزندانمان را نابود نكنيم.
كاسه بلورين آب زلال در دست خانواده و منجلاب انحرافات اجتماعي زير پاي خانواده. با طلاق اين كاسه بلورين را نشكنيم.
وقتي قرار است شركتي منحل شود، رئيس تمام اعضا را توجيه ميكند. چرا هنگام طلاق كودكانمان را ناديده ميگيريم؟
طلاق، دنياي ناشناختهاي است. اگر كودكان ما مجبورند به اين دنيا گام بگذارند، آنها را آماده كنيم.
پدر و مادر، قبل از جدايي، حرفهاي آخر مرا هم گوش كنيد. من هم عضوي از خانواده بودم.
كودكان دلبندمان را با موجي از نگراني و سردرگمي، وارد دنياي ناشناخته طلاق نكنيم.
اگر سلامت و شادي فرزندمان را ميخواهيم، پس از طلاق، در حضور او از همسر سابق خود بد نگوييم.
كودكان براي داشتن زندگي سعادتمند، هم به پدر نياز دارند و هم به مادر. آنان را تنها نگذاريم.
براي جلوگيري از طلاقي ناعاقلانه بايد عاقلانه ازدواج كرد.
ازدواج كردن آسان است، اما داشتن ازدواجي موفق و پايدار به دقت و گذشت زيادي نياز دارد.
اگر ميخواهيد ازدواج شما دوام يابد و از خطرهاي پيش رو در امان بمانيد، شاد باشيد.
طلاق عاطفي هيچ كجا ثبت نميشود و نمود عيني ندارد، اما رنجآورترين شكل طلاق است.
حتماً طلاق دور شدن دو زوج از هم نيست. وقتي از درون همسرت بيخبر باشي، در واقع از او جدا شدهاي.
در طلاق، كودكان اصليترين قربانيان تسويه حساب والدين هستند.
وقتي زن از روي اجبار و فقط به دلايل اجتماعي در خانه مرد بماند، در واقع طلاق عاطفي اتفاق افتاده است.
شايد جلوگيري از طلاق ممكن نباشد، اما ميتوان راهكارهايي براي كاستن از زيانهاي اين معضل يافت.
اگر معايب ازدواج بيش از محاسن آن باشد، چارهاي جز طلاق نميماند.
طلاق، پديده ناپسندي است، اما گاهي ضروري است و اثر آن بر روح افراد از مشاجرهاي طولاني كمتر است.
آيا ميدانيد آثار طلاق شما، حتي روي نسل آينده شما نيز اثر ميگذارد؟
طلاق، روايت تلخي است، اما تلختر از آن، روايت مشاجره هر روز شماست كه كودكان را از زندگي سير ميكند.
اگر عوامل موثر در شكست ازدواج را بدانيم، راحتتر جلوي طلاق را خواهيم گرفت.
پيش از ازدواج، از دلايل شكست ازدواج باخبر باشيد.
وقتي بداني چرا بايد ازدواج كني، خود به خود ميفهمي چرا نبايد طلاق بگيري.
با همسرت هماهنگ باش. هماهنگ بودن جلوي طلاق را ميگيرد.
تفاوت طبقات اجتماعي، تفاهم نداشتن و تنگدستي مالي، هيچ كدام دلايل معتبري براي نابود كردن يك زندگي پر از عشق نيست.
خاطرهها را بگذار و تجربهها را با خود ببر به شهر دوري كه ميخواهي خانهاي جديد در آن بسازي.
مهمترين عامل طلاق، توقعهاي بيجاي طرفين از يكديگر و كنار نيامدن با وضعيت سخت زندگي است.
فروپاشي خانواده، رويدادي ساده نيست. فروپاشي جزئي از شالوده اجتماعي وسيع است.
يكي از مهمترين عوامل طلاق، بحران شخصيت است.
ازدواجي كه فقط براي فرار از وضعيت موجود و دور شدن از تنهايي صورت بگيرد، بسياري از اوقات به نتيجه مطلوب نميرسد.
بحران شخصيت سبب ميشود افراد هنگام ازدواج به تفاوتهاي فردي و فرهنگي طرف مقابل خود توجه نكنند و شكست بخورند.
والدين تنها كساني هستند كه تا آخرين مراحل طلاق ميتوانند موجب دلگرمي فرزندان باشند.
مادر، عشق خود را به كودك ابراز ميكند، حتي اگر در آستانه جدا شدن از هم باشند.
حقوق فرزندان طلاق را، نه قاضي، نه وكيل و نه هيچ كسي ديگر جز والدين نميتواند ادا كند.
با فرزندان خود به تناسب سنشان درباره علت طلاقتان توضيح بدهيد.
پس از طلاق نبايد نقشهاي قبل خود در زندگي فرزندان را به دست فراموشي بسپاريد و از زير بار تربيت فرزندان شانه خالي كنيد.
آمارها نشان ميدهد، 30 درصد افراد پس از طلاق افسرده ميشوند.
اگر زوجين با درايت با مشكلات زندگي برخورد نكنند، ممكن است پايههاي زندگي آنها به مخاطره بيفتد.
براي اينكه دام طلاق را از دست و پاي زندگي خود بگشاييد، بيش از هر چيز به درايت و حوصله نياز داريد.
انس و الفت زوجين، دريايي است كه جهنم سوزان طلاق را نابود ميسازد.
گاهي ستيزهها و مشاجره ها درباره موضوع ساده اي شروع ميشود، اما به اركان خانواده آسيب ميرساند.
سست شدن باورهاي مذهبي، تنوعطلبي، خيالپردازي و مصرفگرايي، آسيبهايي هستند كه سلامت خانواده را تهديد ميكنند.
براي اينكه زندگي مشترك ما به طلاق منجر نشود، مثل هر امر ديگري به مهارتهاي خاصي نياز داريم.
پرتگاه طلاق در انتظار كساني است كه اهداف ازدواج را فراموش يا مسير خوشبختي را گم كرده باشند.
با پيشداوريها؛ مسئوليتناپذيري و رعايت نكردن اصول اخلاقي؛ آشيانه خود را بر باد ندهيم.
بعضي زن و شوهرها وقتي به مرحله طلاق ميرسند، تازه ميفهمند همه چيز را درباره اصول خانواده نميدانستند.
براي ايفاي نقش همسري موفق بايد مهارتها و تواناييهاي خاص آن را بياموزيد تا زندگي شما به طلاق منجر نشود.
اگر روابط زوجين بر اساس لذتطلبي و سودطلبي استوار باشد، با موقعيتي مثل بيپولي، كهولت و بيماري نابود ميشود.
وقتي ياد بگيري به نيازهاي همسرت توجه داشته باشي، تا حد زيادي از فكر كردن او به جدايي كاستهاي.
سعي كنيم بدون دليل موجه، هيچ زوجي را به جدايي تشويق نكنيم.
ازدواجهاي خودگزين و احساسي، يكي از عوامل بسيار مهم طلاق در دوران نامزدي و سالهاي اول زندگي است.
نقش شبكههاي ماهوارهاي در تلاش براي ترويج طلاق و خيانت در كشورهاي اسلامي، انكارناپذير است.
اگر خواستيد به طلاق بينديشيد، قبل از آن با مشاورهاي حرفهاي مشورت كنيد.
گاهي اختلافات جزئي خانوادهها بر سر تشريفات عروسي و دلخوري آنها سبب طلاقي شوم ميشود.
گاهي انتخاب طلاق؛ انتخاب بد از يك زندگي بدتر است.
در زندگي زناشويي كه احتمال اختلاف زياد است، بايد مهارت مديريت اختلاف را فرا گرفت.
نرسيدن به بلوغ فكري كامل، شايعترين علت طلاق در ميان جوانان است.
فقط با كسي ازدواج كن كه به او باور داري، تا روزي به اين اعتقاد نرسي كه طلاق بهترين راهحل مشكل توست.
گاهي پاياني تلخ براي زندگي مشترك، بهتر از تلخي بيپايان است.
بيشترين علل طلاق، بدون بينش و آگاهي ازدواج كردن است.
زن و مردي كه حقوق يكديگر را مراعات نميكنند، به پرتگاه طلاق نزديكترند.
وقتي دختر يا پسري بدون گواهينامه پشت فرمان زندگي بنشيند، بايد منتظر تصادفات ناگوار هم باشد.
اگر دختر و پسر قبل از ازدواج، آزمايش فكري هم ميدادند، معلوم ميشد زندگي آنها به بيماري طلاق منجر ميشود يا نه؟
اگر الگوي زندگي جوانان، انتخاب عاقلانه، زندگي عاشقانه و راهحل ماهرانه بود، زندگيشان به طلاق نميكشيد.
فداكاري ما كه مهمترين عامل جلوگيري از طلاق است، بيش از اينكه به سود همسر ما باشد، به نفع آرامش زندگي خود ماست.
دخالت خانوادهها، در زندگي شخصي فرزندان، گاه به نابودي زندگي خانوادگي آنان ميانجامد.
وقتي فرزندان طلاق، خانه را تهي از امواج محبت پدر يا مادر ببينند، ممكن است با كوچكترين گردبادي درهم بشكنند.
طلاق نه تنها خانواده را نابود و نسل بعد را افسرده ميكند، بلكه سازمانهاي اجتماعي زيادي را درگير عوارض آن ميكند.
اگر جامعهاي به سوي افزايش طلاق پيش رود، حتماً در آستانه بحران قرار ميگيرد.
آيا ميدانيد بيشتر طلاقها به درخواست زنان صورت ميگيرد و بيشترين آسيبهاي پس از طلاق هم متوجه آنان است؟
طلاق، نوجوانان را افسرده ميكند و باعث ميشود آنها از زندگي خود راضي نباشند.
تجربه طلاق براي همه اعضاي خانواده اضطرابزاست و رفتار كودكان بعد از طلاق، نشاندهنده اين اضطراب است.
پاسخ فوري اكثريت كودكان در هر سني در مورد خبر جدايي والدين، اضطراب و پريشاني است.
طلاق زنجيرهاي از حوادث بهم پيوسته است كه براي هميشه زندگي قربانيان خود را دگرگون ميكند.
طلاق والدين نه تنها برقراري روابط عاطفي را براي كودكان دشوار ميكند، بلكه روابط گذشته آنها را با والدينشان مخدوش ميكند
تحقيقات نشان ميدهد آسيبپذيري پسرها در مقابل طلاق به مراتب بيش از دختران است.
كودكان طلاق به يك اندازه به محبت احتياج دارند، اما به دختران توجه بيشتري ميشود و پسرها ناسازگارتر و عصبيتر ميشوند.
ازدواج مجدد والدين موجب ميشود فرزندان طلاق، خود را در حال تجربه مشكلات جديدي بيابند.
طلاق جزو غمانگيزترين پديدههاي اجتماعي است.
طلاق، تعادل انسانها را برهم ميزند و آثار شومي را در جامعه بر جا ميگذارد.
ازدواج به دو فرد مربوط است، اما طلاق، امري اجتماعي است كه زيان آن دامان جامعه را نيز ميگيرد.
طلاق، روح پويايي را ميكشد و اشتياق جوانان را به تشكيل خانواده سست ميكند.
طلاق يكي از عوامل تزلزل اجتماعي است كه ثبات جامعه را به خطر مياندازد و باعث كم اهميت شدن خانواده و ارزشهاي آن اجتماع ميشود.
هيچگاه براي حل مشكل زوجين، به عنوان اولين راهكار از طلاق استفاده نكنيم. طلاق، آخرين راه حل است.
وقتي فرزند وارد يك زندگي ميشود، پدر و مادر هر دو به يك اندازه نسبت به سرنوشت او مسئولند و نبايد مسئوليت خود را فراموش كنند.
شما با دعوت يك فرزند به زندگي خود، مسئول سرنوشت او شدهايد. بدانيد كه سرنوشت او فقط با حضور پدر و مادر در زندگياش زيباست.
شريك زندگي كسي است كه در تمام مقولاتي كه به زندگي مربوط است، شريك شود؛ نه فقط در رفاه و خوشاخلاقي همسر.
حقوق زوجين در برابر يكديگر آنقدر براي اسلام ارزشمند است كه حتي پس از جدا شدن نيز مكلف به اداي آن هستند.
طلاق هم روند خاص خود را دارد و بايد سالم و منطقي برگزار شود و زوجين به هم آسيبي نرسانند.
طلاق با انديشه و عاطفه سالم و متعادل انسان ناهماهنگ است. به همين دليل، زوجين پس از جدايي دچار مشكلات روحي رواني ميشوند.
پس از جدايي در مورد اينكه سرپرستي فرزند به چه كسي سپرده شود، بايد به مصلحت او فكر كرد، نه ميل خودمان.
سرپرستي فرزندان طلاق بايد به والديني كه شايستگي بيشتري دارد، سپرده شود، نه آنكه ميل و تمناي بيشتري دارد.
پس از طلاق، از كودكانمان به عنوان اهرمي براي تسويه حساب يا انتقامجويي از همسر خود استفاده نكنيم.
در ماههاي اوليه پس از طلاق؛ خطر مشكلات رواني و جسمي، سلامت افراد را تهديد ميكند.
پس از جدايي؛ احساسات پيچيدهاي مثل اندوه، ترس و خشم، خواب و خوراك شما را به هم ميريزد و بر سلامتي تأثير ميگذارد.
براي كاهش طلاق؛ مشاوره پيش از ازدواج و پيدا كردن راههايي براي حل بحرانهاي زندگي ضروري است.
كودكان طلاق نه تنها به وضعيت موجود خو نميگيرند، بلكه ممكن است مشكلات آنها در بزرگسالي بيشتر خود را نشان دهند.
اغلب افرادي كه يك بار تجربه طلاق را دارند، با زندگي دوم خود هم نميتوانند به راحتي سازگار شوند.
در خانوادههايي كه شدت مشاجرههاي آنها بالا نيست، كنار هم بودن والدين به نفع فرزندان است.
از هم گسستگي خانواده با طرح و برنامه قبلي اجرا نميشود، بلكه محصول كمرنگ شدن احساسات عاشقانه و گذشتهاست.
هيچ ازدواجي به خاطر طلاق صورت نميگيرد. وقتي احساسات باعث چنين اشتباهي ميشوند، بايد با عقل مقابل اين اشتباه ايستاد.
اگر به جاي مشاركت، با همسر خود رقابت و حسادت داشته باشيم؛ زمينهساز طلاقي بيفرجام خواهيم بود.
از آمادگي خود براي ايجاد خانواده جديد اطمينان حاصل كنيد تا مسير خانواده شما به سوي خوشبختي باشد، نه طلاق.
بزرگترين اشتباه يك زوج اين است كه به خاطر پيشنهاد اطرافيان خود تصميم به جدا شدن بگيرند.
قبل از اينكه پلهاي پشت سرمان را خراب كنيم، كمي هم به آينده فرزندانمان بيانديشيم.
هميشه همه زندگي آن نيست كه ما خواستارش هستيم. با كمي گذشت و بردباري ميتوان در مقابل خيلي از مشكلات ايستاد و بنيان خانواده را در مقابل طلاق حفظ كرد.
اعتياد اتفاق ناخوشايندي است كه بعضي از خانوادهها را با خود درگير ميكند و گاه تا آنجا پيش ميرود كه بنيانهاي خانواده را از بين ميبرد.
وقتي خانوادهاي درگير اعتياد يكي از اعضاي خود ميشود، بايد خانواده به جاي تفرقه و دوري از او، در پي سلامتي او برآيد. در چنين مواقعي فقط خانوادههاي استوار ميتوانند از وضعيت توفاني به ساحل نجات برسند.
طرز پوشش فرزندان ما به تربيت و اصولي بستگي دارد كه از ابتدا با آن آشنا شدهاند، اما در مواقعي تحت تأثير دوستان بيبند و بار قرار گرفتن هم ميتواند مشكلاتي را به وجود بياورد كه فقط اين خانواده است كه با يادآوري اعتقادات و پيشينه ذهني ميتواند راه و بيراه را به فرزندان بياموزد.
خانوادهاي كه از ابتدا در مقابل حجاب و پوشش فرزندانش بيتوجه باشد و از نظر اعتقادي آنها را محكم بار نياورد، بايد منتظر پيآمدهاي اين بيتوجهي و به بيراهه رفتن فرزندانش باشد.
خانوادهها در شرايطي دچار مشكلاتي ميشوند كه گاهي از همپاشيدگي خانواده را به همراه دارد.
خانوادههاي بي سرپرست يا بدسرپرست در مقابل معضلات اجتماعي آسيب پذيرترند.
وقتي قدرت خانوادگي و انسجام بين اعضاي خانواده كمرنگ ميشود، بايد منتظر هرگونه اتفاق ناخوشايندي هم بود؛ اتفاقاتي كه ميتوان با كمي درايت حلّشان كرد، اما نبود سرپرست مناسب مانع از اين معضل ميشود.
استفاده از دنياي اينترنت، جهان را به دهكدهاي كوچكي تبديل كرده است، اما اگر خانوادهها كنترلي بر اين رابطههاي نزديك فرزندانشان با اين دهكده جهاني نداشته باشند، آنها را در دنيايي بزرگ به دام شيادان ميفرستند.
خانواده، مؤثرترين عامل پيشگيري از اعتياد است و بيشترين تأثير مخرب اعتياد هم بر اركان خانواده وارد ميآيد.
براي اينكه از اعتياد فرزندان خود جلوگيري كنيم، بايد خانه را به فضايي صميمي و شاد تبديل سازيم.
آگاهي والدين از مواد اعتيادزا و صحبت با فرزندان درباره خطرهاي اين مواد، از اعتياد فرزندان جلوگيري ميكند.
يكي از راههاي پيشگيري از اعتياد فرزندان، افزايش مهارتهاي تربيتي والدين و گفتوگوي صميمانه است.
والدين بهترين الگوي فرزندان خود هستند. پدري كه سيگار ميكشد، نميتواند فرزند خود را از سيگار كشيدن باز دارد.
نوجواناني كه در خانه احساس امنيت و آرامش دارند، كمتر به سوي همسالان ناباب و كارهاي خلاف و اعتياد كشيده ميشوند.
اگر فرزندتان عادت كند درباره همه چيز با شما صحبت كند، راحتتر زنگ خطرهاي كشش او به سمت اعتياد را متوجه ميشويد.
با تقويت قدرت اعتماد به نفس، تصميم گيري و از بين بردن افسردگي و كمرويي فرزندان، آنها را در برابر شرايط آسيبزا مقاوم سازيد.
راه پايداري در برابر فشار همسالان را در مورد مصرف مواد مخدر به فرزندانتان بياموزيد تا از «نه» گفتن به آنها نهراسند.
وقتي با فرزند خود حرف ميزنيد، مواضع خود را درباره سيگار، مواد مخدر و الكل مشخص كنيد و صريحاً آن را به زبان بياوريد.
فرزندان خود را قبل از رسيدن به سنين بحراني، از عواقب ويرانگر مصرف مواد مخدر آگاه سازيد.
نحوه معاشرت فرزندان خود را با دوستانشان زير نظر داشته باشيد تا با آزادي مطلق نتوانند به هر كاري تن دهند.
فرزندان خود را در نحوه خرج كردن، آزاد و بيحساب و كتاب رها نكنيد كه پول خود را صرف هر كاري كنند.
نوجواني كه اوقات فراغت خود را به مطالعه، ورزش و تفريحات سالم بگذراند، وقتي براي روي آوردن به اعتياد نخواهد داشت.
نوجواني كه به رعايت اصول مذهبي و انجام فرايض ديني پايبند است، كمتر به سمت اعمال خلاف دين و اعتياد كشيده ميشود.
نوجواني كه در انجام فعاليتهاي منطقي و جامعهپسند آزادي و استقلال دارد، به كارهاي ناپسند و اعتياد روي نميآورد.
رفتارهاي مثبت نوجوانان را تشويق كنيم تا رفتارهاي منفي مثل گرايش به اعتياد و خلافهاي ديگر در او رشد نكند.
در موقعيتهاي بحراني، فشارها و تنشهاي روحي، راهنما و همراه فرزندان خود باشيد تا روح سرگردان آنها اسير اعتياد نشود.
خانوادههاي صميمي، محيطي براي دور ماندن فرزندان از مرداب اعتيادند.
يادمان باشد كشيدن سيگار، مقدمهاي براي گرفتار شدن در چنگال اعتياد به مواد مخدر است.
اعتياد، لكه ننگي است كه بر پيشاني خانواده زده ميشود و باعث شرمساري اعضاي خانواده است.
اعتياد با هر انگيزهاي و به هر شكلي، سبب ويران شدن پايههاي خانواده و انحطاط آن است.
انگيزه اعتياد هر چه باشد، سبب زوال، گرفتاري نسل و سقوط شخصيت معتاد و كلاً نابساماني خانواده است.
اعتياد، بلوغ عاطفي فرد را دچار مخاطره ميسازد و خانواده را دچار بحران عاطفي ميكند.
انسان ميتواند عروج كند، اما اعتياد جلوي اين اوجگيري را ميگيرد و فرد را حتي از اداره زندگي خود ناتوان ميسازد.
فرد معتاد نسبت به وقايعي كه در اطراف خودش و خانوادهاش ميگذرد، احساس مسئوليت ندارد.
فرد معتاد، وجود خود را كه سرمايهاي عظيم است، به خطر مياندازد. علاوه بر آن، زندگي همسر و فرزندان را هم به تباهي ميكشد.
فرد معتاد، اسير دنياي خود است و دنياي او منفور خانوادهاش. از اين رو، معتاد و خانوادهاش در دو دنياي بيگانه از هم سر ميكنند.
ضعف اقتصاد خانواده و از بين رفتن توان مالي، دليل ديگري براي از هم پاشيدن خانواده فرد معتاد است.
خانواده فرد معتاد بدون اميد به آينده؛ كمكم روحيه خود را براي ادامه زندگي از دست ميدهند.
آيا ميدانيد پدر يا مادر معتاد، به دو گونه بر نسل خود اثر ميگذارند: يكي، اثر وراثتي و ديگري، اثر محيطي؟
فساد جسمي و رواني معتاد، از راه وراثت به فرزندان منتقل ميشود و زمينه را براي گرفتاري آنها فراهم ميكند.
آيا ميدانيد بخشي از نقصعضوهاي مادرزادي و عقبماندگيهاي ذهني فرزندان ناشي از اعتياد والدين به الكل يا ديگر مواد است؟
كودكي كه در محيط آلوده به اعتياد رشد ميكند، آمادگي لازم براي ابتلا به اعتياد را به راحتي كسب ميكند.
معتاد نه در زندگي خانوادگي و نه در حيات اجتماعي، پذيراي مسئوليت و تعهدي نيست.
معتاد نه ميتواند اقتصاد خانواده را تأمين كند و نه مسئوليت زندگي را به عهده بگيرد و اين از عوامل ويراني خانواده است.
معتاد باعث شرمساري خانواده خود است؛ چون به راحتي مرتكب انحراف ميشود و براي خود شرمي قائل نيست.
افراد معتاد نميتوانند امكانات تربيتي در اختيار فرزندان خود قرار دهند يا در راه پرورش آنها گامي بردارند.
فرد معتاد چگونه ميتواند از انحرافات اخلاقي فرزند خود جلوگيري كند، در حالي كه خود در اين منجلاب گرفتار است؟
معتاد از نظر عاطفي از خانواده خود دور ميشود و احتياجي به عاطفه آنها نميبيند.
معتاد، خود را از رابطه عاطفي با همسر و فرزندان بينياز ميبيند.
عمر خوشبختي فرد معتاد كم است و بالاخره روزگاري فرا ميرسد كه خانواده او احساس ميكنند نميتوانند با او زندگي كنند.
وقتي معتاد نميتواند سعادت خانوادهاش را تأمين كند. آنها مجبور ميشوند به تنهايي به دنبال خوشبختي بروند.
مهمترين خطري كه دامنگير فرزندان فرد معتاد ميشود؛ خطر افتادن در وادي جرم است.
پدر معتاد به فرزندانش براي انجام كارهاي خلاف جهت ميدهد.
در خانواده يك معتاد، فرزندان از والدين خود درس شرافت و اخلاق نگرفتهاند كه آن را در زندگي به كار بگيرند.
چگونه ميتوان انتظار داشت كسي كه در سايه والديني معتاد بزرگ ميشود، فردي سالم و متعهد باشد؟
اعتياد، خانواده را ويران ميكند و معتاد دچار اخلاقيات ثانوي ميشود.
معتادان دچار كمحافظگي ميشوند و مسئوليتهايشان را در قبال خانواده فراموش ميكنند.
به دليل بيتوجهي والدين معتاد به روند رشد فرزندشان، او ديرتر از كودكان معمولي، دنيا را ميشناسد.
مشكلات خلقي معتاد مثل افسردگي و اضطراب خيلي زود روي خانواده او اثر ميگذارد.
كودكان گاه مجبورند ناهنجاريهاي مربوط به پدر معتادشان را به هر شكل ممكن، حتي از راه خلاف تحمل كنند.
پدر معتاد، فرزندش را منزوي و او را از خانه بيزار ميكند.
الگوپذيري كودك از پدر معتاد خود، بدترين حادثهاي است كه ميتواند براي اين فرزند بيگناه رخ دهد.
معمولاً در خانواده معتاد، نظم خاصي وجود ندارد و هر برنامهاي به حال و روز معتاد بستگي دارد.
الگوي ساختاري خانوادههاي معتاد، هرج و مرج و هنجارشكني است.
كودكان در خانوادههاي معتاد، زمان خواب و بيداري متعارفي ندارند و همه چيز بر اساس حال و هواي فرد معتاد شكل ميگيرد.
اعتياد شوهر باعث بر هم خوردن نقشهاي خانوادگي ميشود؛ زيرا زن مجبور ميشود وظايف مرد خانواده را بر دوش كشد.
طلاق يكي از پيآمدهاي اعتياد است كه ميتواند باعث رواج اعتياد در جامعه شود.
اثر اعتياد مادر در فروپاشي خانواده و آوارگي فرزندان، از اعتياد پدر بيشتر است.
زن، ركن خانواده است و اعتياد او باعث نابساماني سريعتر خانواده است؛ زيرا اگر ركن خانه ويران شود، خانه ويرانه ميشود.
مادري كه در دوران بارداري معتاد است، خود را از داشتن فرزندي سالم محروم كرده است.
با اعتياد، آرامش زندگي خود را نابود نكنيم.
زندگي آشفته و افكار پريشان، سوغات اعتياد است.
والدين معتاد با ارائه الگوي تربيتي نادرست، توانايي كنترل و نظارت بر اعضاي خانواده را از دست ميدهند.
چون والدين معتاد توانايي كنترل فرزندانشان را ندارند، فرزندان براي حركت به سوي بيبند و باري آزادي بيشتري دارند.
والدين معتاد نميتوانند بر رفت و آمدها و نحوه خرج كردن پول فرزندان خود نظارت كافي داشته باشند.
ترك تحصيل در بين فرزندان معتادان بيشتر به چشم ميخورد.
معمولاً فرزندان خانوادههاي معتاد به ارزشهاي اجتماعي توجهي ندارند و با همسالان خود ناسازگارند.
اعتياد، به روابط عاطفي، رواني و جسمي زن و شوهر آسيب ميرساند.
فرزندان خانوادههاي معتاد خيلي راحت جذب همسالان بزهكار خود ميشوند.
اعتياد شوهر باعث انزواي او و تعلق نداشتن عاطفي او به خانواده، و سبب از هم پاشيده شدن خانواده ميشود.
گاهي مرد معتاد براي جلوگيري از سرزنش همسر يا متاركه او، او را معتاد و با خود همراه ميكند.
انتقال بيماري ايدز، يكي از مهلكترين آثار اعتياد به مواد مخدر است.
عوامل رواني و عاطفي تربيتي، از مهمترين دلايل رو آوردن به اعتياد است، نه رفيق بد و در دسترس بودن مواد.
در پس اعتياد فرد معتاد، هميشه مشكلي رواني و شخصيتي وجود دارد.
فرد معتاد براي ايجاد تعادل در روحيه و شخصيت خود، به عوامل خارجي كه به گمان او مفيدند، عادت ميكند.
احساس حقارت عميق، نداشتن اعتماد به نفس و احساس خودكمبيني، از عوامل گرايش به اعتيادند.
بسياري از افراد معتاد ميشوند؛ چون از قبل، گرفتار اختلال شخصيتياند. آنها احساس خالي بودن، ترس و تهديد شدن دارند.
با آغاز اعتياد، رابطه صميمي مرد با همسرش قطع ميشود و مرد استفاده از مواد را جايگزين رابطه عاطفي با همسرش ميكند.
پس از پيشرفت اعتياد، مرد معتاد همه احساساتي را كه بايد از همسرش بگيرد، از مواد ميگيرد.
يادمان باشد بسياري از معتادان در ابتدا براي تغيير حالت روحي خود و ايجاد احساس خوشبختي براي خود، به مصرف مواد مخدر روي ميآورند.
شايد مواد مخدر در ابتدا، حالت خوشبختي كاذب به انسان ببخشد، اما خوشبختي حقيقي را از زندگي او ميگيرد.
معتاد براي به دست آوردن مواد مخدر به هر حيلهاي دست ميزند؛ زيرا مواد تنها چيزي است كه به او عشق و آرامش ميبخشد.
آيا ميدانيد وفاداري معتاد به مواد بيش از وفاداري او به خانوادهاش است؟
هرگاه اعتياد وارد خانهاي شود، انسانيت و محبت از آن خانه خارج ميشود.
چه بسيار انسانهاي مدعي كه به راحتي، اعتياد را به خانه وجود خود فراخواندهاند.
معتاد براي ترك اعتياد خود، بيش از هر چيز به احساس ارزشمندي و به دست آوردن اعتماد به نفس نيازمند است.
كسي كه نَفْس خود را گرامي بدارد، با اعتياد آن را خوار نميكند.
اگر توانستي ويژگيهاي مثبت يك معتاد را پررنگ كني، به احتمال زياد ميتواني در ترك اعتياد به او كمك كني.
كسي كه خود را كامل نميداند و از اين موضوع زجر ميكشد، گاهي براي فايق آمدن بر اين احساس به اعتياد روي ميآورد.
براي پيشگيري از خطر اعتياد نوجوانان، ذهن آنان را با باورهاي ديني بارور كنيم.
در پديده شوم اعتياد، هميشه تأثير كاركردهاي ناقص خانواده، مشخص بوده است.
آيا ميدانيد يكي از توطئههاي جنگ نرم دشمن اين است كه مواد را به صورت ارزان در دسترس نوجوانان ما قرار ميدهد؟
با اعتياد خود، لذت موقت را جانشين آرامش طولاني نكنيد!
اگر دوست صميمي نوجوان، به مصرف مواد مخدر روي آورد، تربيت نادرست نوجوان هم او را به همين سمت خواهد كشيد.
نوجواني كه داراي خلأ عاطفي باشد، به تبعيت از دوست صميمياش به سوي مصرف مواد مخدر كشيده خواهد شد.
به نوجوان خود ياد دهيم كه اين لذت موقت، شايد به قيمت مصيبتي براي همه عمر تمام شود.
گاه نوجوان در واكنش به تبعيضهاي اجتماعي و در همريختگي محيط خانوادگي براي يافتن هويت به مواد روي ميآورد.
احساس طردشدگي نوجوان و نيروي قوي وي، او را به يافتن لذتهاي ناپايدار و در دسترس مثل استفاده از مواد تشويق ميكند.
با اعتياد، تمام لحظات و روزهاي خوشبختي خود را فنا نكنيم.
اعتياد، بيماري خانوادگي است كه همه اعضاي خانواده بهاي آن را در تمام عمر ميپردازند.
اعتياد، بيماري است كه استحكام، ثبات و سلامت فكري و رواني تمام اعضاي خانواده را متزلزل ميكند.
با اعتياد خود، تيشه به ريشه آينده فرزندان خود نزنيم.
نيروي فعال و جوان، ذخيره و سرمايه يك ملت است و اگر در گرداب اعتياد فرو رود، آينده جامعه نابود ميشود.
اگر نيروي جوان بر اثر اعتياد، توان حركت و فكرش را از دست بدهد، چگونه جامعه پويايي خود را به دست آورد؟
جوانان به خاطر هوس آني، مصرف مواد را شروع ميكنند، نه به خاطر غوطهور شدن در دام بدبختي.
از نظر رواني، معتادان تعادل رواني ندارند و شخصيتي تلقينپذير دارند و غالباً از انواع افسردگيها رنج ميبرند.
استفاده از مواد مخدر؛ حتي خواب و بيداري ما را ناآرام ميسازد. چرا به دست خودمان آرامش را از زندگي بگيريم؟
معتادان بيش از وابستگي جسمي؛ به مواد، وابستگي رواني دارند.
گاه معتاد هر روز با خود ميگويد: فقط امروز مصرف ميكنم، در حالي كه اگر بگويد فقط امروز مصرف نميكنم، نجات مييابد.
خانواده، اينترنت، الگوپذيري و توطئه نظام سلطه
اينترنت در كنار همه كاركردهاي مفيدش، جنبههاي منفي و آسيبزايي هم دارد كه خانوادهها بايد از آن آگاه باشند.
آگاهي خانوادهها از جنبههاي آسيبزاي اينترنت باعث استفاده بهينه فرزندان از جنبههاي سودمند آن خواهد شد.
امروزه استفاده از اينترنت تمام جنبههاي زندگي شهري را تحت تأثير قرار داده است.
اينترنت جدا از پيآمدهاي نامطلوب، در ساده كردن دسترسي به اطلاعات نقش مهمي دارد.
اينترنت، ابزار ارتباطي مهمي در جامعه متمدن به شمار ميرود. مراقب پيآمدهاي آن نيز باشيم!
مسلماً به هر ميزان كه خانوادهها با اينترنت آشناتر باشند، فرزندان در اين زمينه كمتر آسيب ميبينند.
خانواده، شالوده نظام ارزشي يك اجتماع است. براي حفظ اين شالوده مراقب اينترنت باشيم.
امروزه در خانوادهها، زبان، اخلاق، فرهنگ، هنر و عواطف، از حاكميت فنآوري اثر پذيرفتهاند.
يكي از كاركردهاي منفي اينترنت بر فضاي خانواده، خرج كردن عواطف در اين فضاست.
اينترنت، فرصت بحث و مناظره آزاد را براي افراد فراهم ساخته است كه در افكار و عقايد، تغيير بيشتري به وجود ميآورد.
هر چه افراد، تعامل خود را با اينترنت بيشتر كنند، به همان نسبت ارتباط آنها با خانواده كمتر ميشود.
وقتي در محيط خانواده به فرزند خود توجه كافي نداشته باشيم، بايد منتظر باشيم كه فرزندمان اين توجه را در محيط اينترنت به دست آورند.
تحريم اينترنت در خانواده، مشكل را حل نميكند، بلكه بايد آسيبهاي ناشي از آن را در فرزندانمان به حداقل برسانيم.
استفاده از رايانه هم ميزان و سطح اطلاعات نسل جوان را افزايش ميدهد، هم بر تمايلات و گرايشهاي آنان اثر ميگذارد.
اينترنت داراي پيامها و پيآمدهايي است كه ميتواند به سادگي روي شخصيت جوان و نوجوانها اثر بگذارد و او را به سمت و سويي خطرناك بكشاند.
نوجوان در مرحله هويتيابي در پي جستوجوي ارزشهاست و اينترنت، محل عرضه ارزشهاست. يافتن اين ارزشها نوجوان را دچار بحران هويت ميكند.
يادمان باشد همراهي با نوجوان در اينترنت، كارآمدتر از تحميل و تحريم است.
يكي از آسيبهاي جدي فنآوريهاي روز، بياهميت جلوه دادن زمان براي كاربران است.
نوجوان، ارزشها را جستوجو ميكند تا هويت خود را شكل دهد. استفاده نامناسب از اينترنت، ارزشها را واژگون ميكند تا هويت نوجوان را به ميل خود رقم بزند.
ايجاد بحران هويت نوجوان در اينترنت كه ارزشهاي آن با ارزشهاي خانواده متفاوت است؛ يكي از رويكردهاي منفي اينترنت است.
آموزش و يادگيري از راه برنامههاي شبكههاي ماهوارهاي كه به هيچ اصولي جز ظواهر و غربگرايي پايبند نيستند، جزو فرهنگ خانوادههايي شده است كه پدر و مادر در آن نقش چنداني ندارند.
استفاده از دنياي اينترنت، جهان را به دهكده كوچكي تبديل كرده است، اما اگر خانوادهها روي رابطههاي نزديك فرزندانشان با اين دهكده جهاني نظارت نداشته باشند، آنها را در دنيايي بزرگ، به دام شيادان ميفرستند.
اينترنت، فرهنگهاي مختص خودش را رواج ميدهد و نوجوان به دنبال كشف هويت خود از راه جستوجوي ارزشهاست. نبايد اين ارزشها را از اينترنت به دست آورد.
حجم گسترده اطلاعات در اينترنت ممكن است باعث شود نوجوان راه را گم و دوران هويتيابي خود را با بحران سپري كند.
مراقبت امروز ما باعث ميشود كاربران ميليوني فرداي اينترنت، از آسيبهاي احتمالي اين فنآوري در امان بمانند.
امروز راه مقابله با آسيبهاي اينترنت را به فرزندمان آموزش دهيم تا فردا با ايمني، او را با اين فنآوري تنها بگذاريم.
اگر به كودك خود آموزش دهيد كه چگونه از اينترنت استفاده كند، وقتي به دوره نوجواني رسيد، نگران بازخوردهاي منفي اين استفاده نخواهيد بود.
با آموزش صحيح، راه حضور درست و روشمند نوجوانان ايراني در اينترنت را هموارتر كنيم.
با آموزش درست، حضور نوجوانانمان در اينترنت صحيح و روشمند خواهد بود و خطرهاي استفاده از آن به حداقل خواهد رسيد.
اينترنت به دو شيوه موجب تغيير فرهنگ ميشود: نخست، فرهنگ خودش را عرضه ميكند و دوم، گذرگاهي براي ديگر فرهنگها پديد ميآورد.
گاهي اينترنت باعث تضعيف و كمرنگ شدن كاركردهاي خانواده و بروز بحرانهاي عميقي همچون انحرافات و مشكلات اجتماعي ميشود.
رشد سريع و تصور ناپذير فنآوري در دنياي امروز، جوامع و خانواده را با نوعي سردرگمي و چالش روبهرو كرده است.
در دنياي غير واقعي و مجازي اينترنت، جايگاه خانواده روشن و مشخص نيست.
ارزشها و اصول اخلاقي حاكم بر خانواده در فضاي مجازي، تعريف و تبيين متفاوتي با دنياي واقعي دارد. در واقع، اينترنت فرهنگ مخصوص به خود را ايجاد ميكند.
اينترنت، فضاي مجازي و دنياي ذهني است كه غوطهخوردن در آن، كاملاً ما را از دنيا و افراد واقعي جدا ميكند.
فضاي هزار رنگ مجازي، خانواده را با سبكهاي مختلف و متعدد زندگي، هويتهاي جديد و فرهنگهاي متغير، روبهرو ميكند.
در سالهاي اخير، شبكه جهاني اينترنت با امكانات بسياري براي تعامل افراد با يكديگر، به عاملي ديگر براي اجتماعي شدن افراد تبديل شده است.
نوجوان با كشف و سياحت در دنياي اينترنت و ايجاد ارتباطات خاص، احساس تنهايي خود و جدايي از والدين را جبران ميكند.
قابليت اينترنت براي مخفي شدن و گمنامي، نوجوانان را به سمت استفاده نادرست و سوءاستفاده از كلمات ميكشاند.
نوجواناني كه در زندگي واقعي خود مشكل دارند، از اينترنت براي فرار از تنشهاي زندگي واقعي استفاده ميكنند.
فضاي ارتباط اينترنتي براي نوجوان فرصتي است تا بسياري از كمبودهاي ناشي از ناهماهنگي در نظام خانواده را در آن جبران كنند.
اگر كودك خود را با اينترنت آشنا كنيم، ذهن فعال و خلاق او را به ذهني هيجانزده و منفعل تبديل ساختهايم.
آشنا شدن كودكمان با جهان نو و اينترنت، به قيمت قرباني كردن ذهن خلاق و فعال و منفعل شدن افكار او تمام ميشود.
كار با اينترنت تواناييهايي به كودك ميبخشد، اما در مقابل، توانايي تطابق با زندگي واقعي را از او ميگيرد.
دانشآموز براي فراگيري و تعليم به تمركز نياز دارد، اما استفاده زياد از اينترنت قدرت تمركز او را پايين ميآورد.
استفاده نامناسب و بيرويه نوجوان از اينترنت باعث غرق شدن او در فضايي موهوم، بيكران و غير واقعي است.
وقتي نوجوان، خود را با فضاي مجازي تطبيق ميدهد؛ مهارتهاي ارتباطي زندگي واقعي را ياد نخواهد گرفت.
اينترنت، بسته هيجانانگيزي است كه وقتي نوجوان آن را ميگشايد، جز سست كردن قدرت فكر، حافظه و ضعف قدرت فراگيري، چيزي نصيب او نميشود.
آيا ميدانيد نوجوانان، طعمههاي خوبي براي اينترنت هستند؛ زيرا راحتتر با پندارها و باورهاي جديد كنار ميآيند و جسارت بيشتري دارند؟
رها كردن كودك در شهري شلوغ و ناامن، نشانه بيمهري والدين است. در فضاي اينترنت نسبت به كودك معصوم خود بيمهر نباشيم.
كودكان در شهري شلوغ و پر جاذبه، از خطرها غافلند. وقتي در اينترنت دچار خطر ميشوند، كنار آنها باشيم.
اگر فرد مدت زيادي سرگرم اينترنت باشد، از فعاليت فيزيكي و تعاملات اجتماعي كه براي سلامت و خلاقيت او ضروري است، باز ميماند.
اگر يكبار كودك معصوم شما با محتويات خشن و جنسي اينترنت كه در حد سن او نيست، روبهرو شود، يك عمر، خود را سرزنش خواهيد كرد.
انحرافات جنسي، خشونت، اعتياد، رفتارهاي ضد اجتماعي و سست شدن مباني خانواده، رهآورد استفاده نامطلوب از اينترنت است.
استفاده زياد و نامناسب كودكان از اينترنت موجب بلوغ زودرس آنها و پيآمد حاصل از آن است.
گاهي اينترنت باعث آسيبپذيري زنان جامعه ميشود؛ زيرا جايگاه محيطهاي كينهتوزانه و ناامن است.
با اينترنت، مسئولانه برخورد كنيم؛ يعني از اين فنآوري به روش سالم استفاده كنيم. پس وقتي را كه براي آن صرف ميكنيم، منطقي باشد.
اگر همان اندازه وقت و انرژي كه صرف اينترنت ميكنيم، براي خانواده خرج كنيم، خيلي زودتر به احساس خوشبختي ميرسيم.
فريبندگي اينترنتي در محيط خانواده باعث از هم گسيختگي ازدواج، روابط زناشويي و روابط والدين فرزندي شده است.
اينترنت نقش گفتوگو را كمرنگتر كرده و زنگ خطر را براي ارتباطات انساني به صدا در آورده است.
استفاده زياد از اينترنت با پيوند ضعيف اجتماعي و خانوادگي ارتباط مستقيمي دارد.
اختلالاتي مانند اعتياد اينترنتي، مخفيكاري، جدايي از جامعه، شكستهاي تحصيلي و مالي، نتيجه تكيه بيش از حد به اينترنت است.
استفاده آسيبزا از اينترنت، فرد را دچار زندگي اينترنتي ميكند و از زندگي واقعي منزوي ميسازد.
احساسات رو به تزايد، افسردگي، سرخوردگي و خشم از نشانههاي هشداردهنده استفاده آسيبزا از اينترنت است.
شخصي كه احساسات فضاي اينترنت را با زندگي واقعي پيوند ميدهد، دچار دوگانگي شخصيتي ميشود.
افرادي كه در روابط اجتماعي خود از ضعف شديد ناراحتند، معمولاً به ارتباطات اينترنتي پناه ميبرند.
امروزه استفاده از اينترنت چنان فراگير شده است كه بعضي حتي شام و چايي خود را سر ميز كامپيوتر صرف ميكنند. پدر و مادر عزيز! خطرهاي ناشي از استفاده نامناسب از رايانهها را جدي بگيريد!
استفاده از اينترنت به گونهاي جايگزين روابط انساني شده است كه اعضاي خانواده به محض رسيدن به كانون گرم خانه، كامپيوتر خود را روشن ميكنند.
مشغول شدن به اينترنت و كمرنگ شدن روابط باعث كاهش شناخت اعضاي خانواده و اطمينان نداشتن آنها به يكديگر ميشود.
خانوادهها در استفاده فرزندان از اينترنت بايد آنان را آگاه كنند كه اسرار و تصاوير شخصي خانواده، مختص خانواده است و مصرف عمومي ندارد.
آموزش، مؤثرترين ركن توسعه خانواده در شهر الكترونيك است.
فنآوري اطلاعات وضعيتي به وجود ميآورد كه امكان آموزش هر چيز به هر كس، در هر جا و هر زمان فراهم شود.
استفاده از اينترنت، فرصت جديدي براي خانوادههاست تا با حفظ فرهنگ بومي خود، مهارتهاي علمي خود را افزايش دهند.
والدين بايد در زمينه اينترنت، اطلاعات و مهارتهاي خود را افزايش دهند تا سفارشهاي آنان براي فرزندان قابل قبول باشد.
اينترنت به خودي خود بد نيست. مهم، نحوه استفاده ما از آن است.
براي تن به دريا سپردن بايد شنا بلد باشي. براي رويارويي با اقيانوس اطلاعات و تصاوير در اينترنت هم آمادگي لازم است.
برنامهها، بازيها يا فيلمهايي را كه متناسب با فرهنگ، سن و درك فرزندتان و ارزشهاي اخلاقي نيست، در اختيار او نگذاريد.
براي تماشاي تلويزيون و بازي با رايانه در خانه، ضوابطي كه قابليت اجرا باشد، با نظر فرزندتان در نظر بگيريد و خود به آن عمل كنيد.
براي استفاده كودك خود از فنآوري به ويژه در سنين پيش از دبستان، زمانبندي و محدوديت قائل شويد.
هرگز اجازه ندهيد كودك شما بدون محدوديت يا زمانبندي از اينترنت، تلويزيون يا بازيهاي رايانهاي استفاده كند.
براي اصلاح و كنترل فرزند خود در نوجواني، از كودكي قوانين خاصي درباره استفاده از اينترنت براي او اجرا كنيد.
محيط زندگي خود را متنوع كنيد و اعضاي خانواده را با تفريحات سالم آشنا سازيد تا استفاده از اينترنت به صورت عادتي مضر در نيايد.
اگر ميخواهيد فرزند شما به مدت متعادلي از اينترنت يا كامپيوتر استفاده كند، نخست بايد استفاده خودتان را محدود كنيد.
پدر و مادر عزيز! وقتي خود شما اغلب وقتِ خود را صرف اينترنت ميكنيد، نميتوانيد از فرزندتان انتظار داشته باشيد به سرگرمي ديگري بپردازد.
پيشرفت تحصيلي در ميان كودكاني كه وقت زيادي صرف تماشاي تلويزيون ميكنند، به طور چشمگيري كاهش مييابد.
اجازه ندهيد كودك شما در محيط مجازي رايانه با بازيهاي خشن و مبتذل آشنا شود.
امروزه رسانهها به ابزاري فرهنگساز براي نفوذ فرهنگ قدرتهاي مسلط جهاني در ديگر جوامع تبديل شدهاند.
با دست خود، فرزندانمان را در گرداب ارزشهاي فرهنگ غربي كه از طريق اينترنت ارائه ميشود، غرق نكنيم.
فرزند شما قبل از استفاده از اينترنت بايد با مهارتهايي همچون انتخابگري، مديريت زمان و مقابله با بحران آشنا شده باشد.
متأسفانه، به دليل ناآگاهي مردم، بسياري از خطرهايي كه از طريق اينترنت و ماهواره، خانوادهها را تهديد ميكند، ارزش تلقي ميشوند.
غرب با استفاده از رسانههاي جديد و متحول كردن عقايد خانوادهها، زير ساخت فرهنگ كشور ما را هدف گرفته است.
خانوادهها با استفاده از اينترنت با فرهنگ ديگر كشورها آشنا ميشوند و اين آشنايي بر زندگي اجتماعي اثر شگرفي دارد.
ارزشهاي اجتماعي را از سيره پيشينيان خود بياموزيم، نه از شيوه نامأنوس اينترنت و ماهواره.
استفاده زياد و نامناسب از فضاي مجازي باعث فرهنگپذيري و تحول ارزشها و هنجارهاي اصيل ملي و سنتي كاربران ميشود.
فضاي مجازي، مشاركت عاطفي را جايگزين مشاركت سياسي و معاشرت رو در روي اجتماعي ساخته و نوعي رابطه غير حقيقي را بر فضاي مناسبات ميان افراد حاكم كرده است.
در فضاي مجازي، مشاركت سياسي و معاشرت رو در روي اجتماعي محدود و فقط روابط عاطفي جايگزين شده است.
در اينترنت كه هويت افراد مخفي است، هر كس ميتواند چندين شخصيت متفاوت داشته باشد و سرانجام دچار اختلال هويت ميشود.
سلطه شبكههاي اجتماعي باعث محدود شدن مشاركت سياسي و معاشرت رو در روي افراد اجتماع گشته و روابط عاطفي جايگزين اين خلأ شده است.
استحكام نهاد خانواده در جوامع اسلامي و حاكميت فرهنگ و مقررات اسلامي بر روابط زن و مرد، در عمل، موجب ناكارآمدي سياستهاي نظام سلطه براي گسترش فرهنگ و اخلاق منحط غربي در اين جوامع شده است.
نظام سلطه در هجوم رسانهاي خود به فرهنگ و قوانين حاكم بر زن و خانواده در جوامع اسلامي، دو هدف مهم را دنبال ميكند: نخست، تضعيف اين فرهنگ و قوانين در كشورهاي اسلامي و دوم، ترسيم تصويري ظالمانه و غير انساني از احكام اسلامي حاكم بر روابط زن و مرد.
رسانههاي غربي در ساليان اخير، به باورها، ارزشها و هنجارهاي اسلامي به ويژه مباحث مرتبط با حوزه زن و خانواده هجوم آوردهاند.
با توجه به جايگاه و نقش بيبديل نهاد خانواده در جوامع اسلامي، يكي از محورهاي مهم فعاليتهاي تبليغي ـ رسانهاي نظام سلطه، تلاش براي تضعيف اين نهاد مقدس است.
گسترش فساد و تباهي در ميان جوانان و تغيير فرهنگ و قوانين حاكم بر زن و خانواده، از مهمترين محورهايي هستند كه در نبرد رسانهاي به آنها توجه شده است.
جامعه اسلامي، بدون بهرهمندي كشور از نهاد خانواده سالم، زنده و بانشاط و شناخت نقشههاي نظام سلطه، امكان ندارد پيشرفت كند.
ارتش رسانهاي نظام سلطه با سازماندهي همه امكانات و تجهيزات دولتهاي غربي، هجومي گسترده به باورها، ارزشها و هنجارهاي مردم مسلمان ايران را آغاز كرده و تغيير سبك زندگي خانوادههاي ايراني را در دستور كار خود قرار داده است.
برخي به بهانه تساوي زن و مرد، زن را به بيبندوباري جنسي، تشويق و آن را نشانه آزادي وي تلقي ميكنند، در حالي كه در پايان، بسياري از زنان جوان قرباني ميشوند.
يكي از مهمترين مسائل زنان در جهان امروز، نگاه منفعتجويانه به زنان و بهرهكشي از جذابيتهاي جنسي آنان در جهت منافع مردان است كه موجب تنزل جايگاه و شأن اجتماعي زنان ميشود.
در همه جوامعي كه به نوعي متأثر از فرهنگ غربي هستند، نگاه منفعتجويانه به زن وجود دارد. جامعه ما هم از اين قاعده جدا نيست و به هر ميزان كه فرهنگ و اخلاق غربي در جامعه ما گسترش يابد، اين نگاه نادرست به زن نيز در جامعه ما گسترش مييابد.
نظام سلطه، به شدت در پي ترويج نگاه ابزاري و منفعتجويانه به زن در ديگر كشورها، به ويژه در كشورهاي اسلامي با هدف گسترش فساد و تباهي در آنهاست.
گسترش فساد و تباهي در ميان جوانان و تغيير فرهنگ و قوانين حاكم بر زن و خانواده از مهمترين محورهايي هستند كه در نبرد رسانهاي به آنها توجه شده است.
زنان و دختران زماني كه اصالت اسلامي خود را دريابند و به جايگاه والاي خود در نظام آفرينش واقف شوند، هرگز حاضر به پذيرش الگوهاي پوشالي نخواهند شد كه فمينيسم غربي براي آنها ارائه ميدهد.
زنان كشور ما همه موفقيتهاي چشمگير خود را با حفظ حجاب و عفاف و پايبندي به ارزشهاي اسلامي به دست آوردند و همين ويژگي ميتواند زنان ايراني را الگويي براي زنان جهان مطرح سازد.
زن در پرتوي نظام اسلامي و با حفظ شخصيت و كرامت انساني خود ميتواند به همه مراتب رشد و پيشرفت دست يابد.
زيرسقف خانواده
خانواده يعني گذشت و ايثار بيمنت.
خانواده يعني عشق و محبت بيشمار.
خانواده يعني يك اتفاق خوب براي رسيدن به هدفهاي بلند.
خانواده يعني تحمل كمبودها و سختيها در كنار يكديگر.
خانواده يعني باهم بودن، براي هم بودن.
خانواده يعني لبخند مادربزرگ، تبسم پدربزرگ، توجه به نعمتهاي بزرگ زندگي.
خانواده يعني موسيقي آرام محبت و دوستي.
خانواده يعني همه در حال تلاش براي تأمين يك زندگي خوب.
خانواده يعني هماهنگي، همياري و همفكري.
خانواده يعني تدبير مخارج زندگي.
خانواده يعني هر كس وظيفهاش را خوب انجام بدهد.
خانواده يعني هر كس به حق خود قانع باشد.
خانواده يعني سر سفره مهرباني نشستن.
خانواده يعني حريم آسماني دعاي والدين در حق فرزندان.
خانواده يعني باگذشت ميشود به راحتي كدورت آينه دل را پاك كرد.
خانواده يعني برنامهريزي والدين براي تربيت ديني فرزندان. خانواده يعني توجه به نيازهاي معنوي و آرامش رواني اعضا.
خانواده يعني برنامهريزي و مديريت براي پرورش همه ارزشهاي اسلامي.
خانواده يعني گوارا كردن زندگي به كام همه اعضا با توجه به وظايف مشترك اعضاي خانه.
خانواده يعني چشمپوشي از مسائل كماهميت و قابل گذشت در زندگي.
خانواده يعني احترام متقابل زن و شوهر و والدين با فرزند.
خانواده يعني رعايت حقوق متقابل همسران.
خانواده يعني اظهار محبت همسران و والدين و فرزندان به هم.
خانواده يعني تلاش براي رسيدن به اهداف مشترك.
خانواده يعني پرهيز از كشمكش، بيتوجهي و بياحترامي.
خانواده يعني وحدت رويه در مديريت و هدايت اهداف در برنامهريزيها.
خانواده يعني اعضاي خانواده ضمن شركت در تصميمگيريها، پيرو نظريههاي مدير خانواده باشند.
خانواده يعني تقسيم كار در خانه.
خانواده يعني آرامش زندگي در سايه معنويت و محبت.
خانواده يعني پدر و مادر، حريم زندگي را حفظ كنند.
خانواده يعني لبخند كودكان دلبندمان را با هيچ چيزي در دنيا عوض نميكنيم.
خانواده يعني زندگي با همه فراز و نشيبهايش دوستداشتني است.
خانواده يعني خدا در همه لحظات زندگيمان حضور دارد.
خانواده يعني آسمان آبي نيايش در لحظههاي مناجات پدر و مادر و فرزند.
خانواده يعني هم معيارهاي خوب براي تفاهم و دوستي.
خانواده يعني همه اعضاي خانه در برنامههاي زندگي مشاركت دارند.
خانواده يعني همه مسئوليتها بر دوش يك نفر نيست.
خانواده يعني هر كدام از اعضا متناسب با وظايف خود حس مسئوليتپذيري داشته باشد.
خانواده يعني شكلگيري روحيه تعاون و همكاري در خانه.
خانواده يعني مشورت و تبادل نظر در بين اعضا.
خانواده يعني احساس تفاهم و همدلي و احساس هويت و ارزشمندي.
خانواده يعني افزايش پيشبرد اهداف زندگي مشترك با ميزان مشاركت و همكاري اعضا رابطه مستقيم دارد.
خانواده يعني استفاد از تجارب ديگر اعضا در تصميمگيريها و برنامهريزيها.
خانواده يعني برنامهريزي بر اساس سلسله مراتب نيازها و اولويتها.
خانواده يعني نظم و انضباط دقيق و منطقي در بين همه اعضا.
خانواده يعني آرامش، صميميت، اميد، خوشبختي.
خانواده يعني خير وبركت وجود پدر و مادر.
خانواده يعني احساس لذت و شادماني در كنار پدر و مادر خوب و دوستداشتني.
خانواده يعني شكوه زيستن در نهايت توجه به فرمان خداوند.
خانواده يعني اجراي سيره دوستان واقعي خدا در همه امور زندگي.
خانواده يعني قدرداني از زحمات شبانهروزي پدر و مادر.
خانواده يعني هماهنگ شدن زن و مرد با نقش همسري.
خانواده يعني مهمترين و پربركتترين نهاد اجتماعي.
خانواده يعني كار و تلاش براي كسب روزي حلال.
خانواده يعني زندگي در سايه عطوفت و گذشت و مهرورزي.
خانواده يعني از بودن در كنار هم لذت ببريم.
خانواده يعني قدر همديگر را بدانيم!
خانواده يعني قدر فرصتهاي طلايي زندگي را بدانيم!
خانواده يعني حواسمان به دخل و خرج زندگي باشد و آيندهنگر باشيم!
خانواده يعني هواي پدربزرگها و مادربزرگها را داشته باشيم!
خانواده يعني به نيازهاي واقعي فرزندانمان اهميت بدهيم!
خانواده يعني با فرزندانمان مانند دوستي صميمي رفتار كنيم!
خانواده يعني فرزندانمان به محبت ما نياز وافر دارند.
خانواده يعني فرزندانمان را از آسيبهاي برنامههاي ماهواره و اينترنت آگاه كنيم!
خانواده يعني فضاي زندگي را براي فرزندانمان شاد و بانشاط ترسيم كنيم!
خانواده يعني شركت فعال والدين و فرزندان در مراسم شكوهمند ديني.
خانواده يعني حواسمان به برنامهريزيهاي دشمنان براي انحراف فرزندانمان باشد!
خانواده يعني شناخت مهارتهاي ارتباطي مؤثر.
خانواده يعني مهارت خوب گوش دادن، خوب حرف زدن و خوب تجزيه و تحليل كردن صحبتهاي همسر و فرزندان.
خانواده يعني تعهد، صميميت و شور و اشتياق.
خانواده يعني آشيانه محبت؛ آشيانهاي پر از تار و پود بودن.
خانه يعني شكفتن انديشه بهار در ذهن اعضاي خانواده، يعني همان جا كه عطر صبح، بر در و ديوارش سرازير ميشود. من اين خانه را دوست دارم.
محبت در خانههاي ما ايرانيها، مثل رودي خروشان همواره در جريان است.
خانواده ايراني يعني زير يك سقف با ياد خدا به آرامش رسيدن.
خانواده ايراني يعني صداقت تمام و دوستي همواره.
خانواده خوب يعني اهل خانه، خريدار حرف حق و منطق باشند.
خانواده ايراني من در پرتوي فرمانهاي راستين اسلام ميتواند بهترين فردا را بسازد.
من ياد گرفتهام كه خانواده را نهاد مقدسي بدانم.
با ياد خدا در خانه ما طراوت، اميد، توكل و شوق زندگي موج ميزند.
خانواده يعني من تنها نيستم و براي جاده زندگي همسفر ميخواهم.
خانواده يعني تنهاييام را با تو قسمت ميكنم، وقتي كه هستي!
خانواده يعني سقفي تا جهان كوچك ما مرزي باشد براي حريم باصفايمان!
خانواده چتري براي دوستداشتن و مهرباني است، براي تصوير عشق بر بوم اميد و توكل، براي ساختن يك زندگي، لبريز از ياد خدا تا دلگرم باشيم كه براي دل خستگيهامان پناهي داريم.
خانه يعني بهشتي كه ما را ميفهمد و مادر، آسمان بيكرانه اين بهشت كوچك است و پدر، آفتابي كه گرمي و عشق را مهمان اين آبي دوستداشتني ميكند.
خانهام هر جاي جهان كه باشد، مهم نيست. مهم آن است كه من باور كنم خداوند راز سر به مُهر مِهر خانه ماست.
خانواده يعني سرنوشتمان براي هم مهم است و دوستداشتن راز اين اهميت والا و الهي است.
عطر خوش آرامش را كجا جستوجو ميكني؟ از كه ميپرسي كه آرام جانت كجاست؟ براي پرسشهايت پاسخي بهتر از خانواده سراغ ندارم.
خانواده، كانون مهرورزي است. باغستانيات كه سختكوشي و تلاش باغبانان آن، گلهاي زيبا را از گزند دور ميكند.
تو از نشانههاي لطف خدا هستي، اي زن تا براي جهان آرامش را هديه بياوري!
ميگويند اوج ايمان در مهرورزي با زيباترين چراغ خانه، يعني زنِ خانه است. مادرم! همسرم! ميخواهم با دعاي تو، تا آستان آسمان عروج كنم.
چه پيام زيبايي بود آنكه صادق آل محمد صلي الله عليه و آله به ما آموخت: «اگر دوست داري خداوند عمرت را زياد كند، پدرت و مادرت را خوشحال كن».(1)
تاريخ لبريز صفحههايي است كه در كنار مردان بزرگ، زنهايي دانا و توانا را به تصوير ميكشد و خانوادههاي موفق را بايد در همين صفحهها جستوجو كرد.
سرنوشت هيچ كسي عوض نميشود، مگر آنكه در خانوادهاش اتفاق تازهاي بيفتد. پس با خانوادهاي لبريز از نور ايمان به روزهاي خوب فردا بينديشيم.
روانشناسان ميگويند: «زنها، شيفته مهر شوهرند و مردان، دلبسته راستكرداري همسرشان!» اينگونه زندگي زيبا و خواستني ميشود و موج خوبي و شادماني در سايه لطف خداوند آرامبخش ساحل خانواده ميشود.
بهترينها را در خانهام ميجويم. از امنيت و آرامش رواني تا فردايي با يك نسل دانا و آگاه.
ميگويند خانواده كوچكترين نهاد اجتماعي است، اما نه! خانواده بزرگترين مدرسه آدمسازي است و شاگردان ممتاز اين مدرسه تاريخسازان بشريتند.
آن هنگام كه خانواده براي رضاي خدا و به نيت نزديكي به او بنيان گذاشته ميشود، ما از پلههاي آسماني شدن بالا ميرويم.
1) بحارالانوار، ج 71، ص 81.
كاشانه ما آن پرندهاي است كه بالهايش پدر و مادرند و عشق پرواز در وجود كودكان تجلي مييابد.
روزي كه تشكيل خانواده ميدهيم، همان روزي است كه موسم عشق و بهار طراوت براي روزگار ما از راه ميرسد.
از بزرگان خود آموختهام كه خانواده نقطهاي براي صعود به قله انسانيت و پيمودن پلههاي كمال است.
خانواده يعني جايي كه ارزشهاي اخلاقي و اجتماعي از نسلي به نسل ديگر ميرسد. پس ما بايد وارثان آب و خرد و روشني باشيم تا فرزنداني تربيت كنيم كه سرشار از روح آزادگي و حقجويي باشند.
خشت خشت ديوار ترقي و دانش و معرفت، در كارخانه خانواده پايهريزي شد و معماران چيرهدستي با نامهاي مادر و پدر، بناي امروز جهان را بنا كردند. ما نيز پرچيني بر اين ديوار بيفزاييم.
دلم ميخواهد خانه ما آن درخت تنومندي باشد كه شاخههايش را دستان پرسخاوت پدر، مهر بيپايان مادر و فرزنداني نيكو و صالح بسازند و ريشهاش شناخت خداوند شود.
يادمان باشد در خانواده ايراني، محبت، الفباي زندگي است.
خانه، آرمانشهر من است و خانوادهام مردمي كه اين آرمانشهر را بر پايه مهر به خداوند و دوستداشتن همنوع ساختهاند. ميخواهم تنها نباشم. پس بهتر آن است كه ريشههايم را در اين شهر آرماني و خواستني محكمتر كنم.
قانون اساسي جمهوري اسلامي ما ميگويد: خانواده، به عنوان واحد بنيادين جامعه و كانون اصلي رشد و تعالي انسان است و توافق عقيدتي و آرماني در تشكيل خانواده زمينهساز اصلي حركت تكاملي و رشديابنده!
يكي از نقطههاي عطف زندگي هر دختر و پسر جوان ايراني مسلمان، آن هنگام است كه زير لب قرآن ميخواند و به روزهاي خوب زندگي مشترك ميانديشد.
ميتوان با مهرباني و گذشت، غبار خستگيها را از تن خسته زندگي شست و اميد را مهمان هميشگي چراغ پر نور خانواده كرد.
خانه مهرآفرين است و گذشت، سازگاري، اميد به فردا، سپاس و دلجويي، مايه آرامش خانواده ما خواهد بود.
تاريخ خانواده، بلندبالاست و از روزي آغاز ميشود كه خداوند آدمي را ميهمان زندگي كرد.
وقتي حرفهايي داري كه در كنج سينهات اسيرند و وقتي ميخواهي مهرباني را لمس كني، آن هنگام به جايي بينديش كه خداوند آن را مأمن آرامشت قرار داد. آري! به كاشانه و خانوادهات بينديش كه هر روز و هميشه براي تو و دلتنگيهايت بهترين پناهند.
خانه، آن چراغ روشن نور خداوند و خانواده همايش مهر است كه بزرگياش كرانه آسمان را در مينوردد.
زيبا زندگي كنيم!
خوشبختي در خانه ماست / درست همين جا / چشم از آن بر نخواهم داشت.
شب آرامي بود
ميروم در ايوان، تا بپرسم از خود
زندگي يعني چه؟
مادرم سيني چايي در دست
گل لبخندي چيد، هديهاش داد به من
خواهرم تكه ناني آورد، آمد آنجا
لب پاشويه نشست
پدرم دفتر شعري آورد، تكيه بر پشتي داد
شعر زيبايي خواند و مرا برد، به آرامش زيباي يقين
با خودم ميگفتم:
زندگي، راز بزرگي است كه در ما جاريست.
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنيا جاريست
زندگي، آبتني كردن در اين رود است.
زندگي، وزن نگاهي است كه در خاطرهها ميماند
شايد اين حسرت بيهوده كه بر دل داري
شعله گرمي اميد تو را، خواهد كشت
زندگي درك همين اكنون است.
«سهراب سپهري»
حال همه ما خوب است، ملالي نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالي دور
كه مردم به آن شادماني بيسبب ميگويند
با اين همه عمري اگر باقي بود
طوري از كنارِ زندگي ميگذرم
كه نه زانوي آهوي بيجفت بلرزد و
نه اين دلِ ناماندگارِ بيدرمان
تا يادم نرفته است بنويسم
حوالي خوابهاي ما سالِ پرباراني بود
ميدانم هميشه حياط آنجا پر از هواي تازه باز نيامدن است، اما تو
لااقل
گاهي
هر از گاهي
ببين انعكاس تبسم رؤيا شبيه شمايل شقايق نيست.
«سيد علي صالحي»
زندگي زيباست
به رؤياها ايمان بياوريد كه
دروازههاي ابديتند.
يادمان باشد! درصد كمي از انسانها نود سال زندگي ميكنند
بقيه يك سال را نود بار تكرار ميكنند...
نصف اشتباهاتمان در زندگي ناشي از اين است كه
وقتي بايد فكر كنيم، احساس ميكنيم
و وقتي كه بايد احساس كنيم، فكر ميكنيم.
سر آخر، چيزي كه به حساب ميآيد، تعداد سالهاي زندگي شما نيست،
بلكه زندگياي است كه در آن سالها كردهايد.
هميشه در زندگيات جوري زندگي كن كه
«اي كاش»
تكيه كلام پيريات نشود... .
مشكلات امروز تو براي امروز كافي است،
مشكلات فردا را به امروز اضافه نكن... به زيباييهاي زندگي بينديش.
اگر حق با شماست، خشمگين شدن نيازي نيست
و اگر حق با شما نيست، هيچ حقي براي عصباني بودن نداريد... .
ما خوب ياد گرفتيم در آسمان مثل پرندگان باشيم و در آب مثل ماهيها،
اما هنوز ياد نگرفتيم روي زمين چگونه زندگي كنيم.
فريب مشابهت روز و شبها را نخوريم...
امروز، ديروز نيست
و فردا امروز نميشود... .
يادمان باشد كه آن هنگام كه از دست دادن عادت ميشود
به دست آوردن هم ديگر آرزو نيست... .
نتيجه زندگي، چيزهايي نيست كه در خانه جمع ميكنيم،
بلكه قلبهايي است كه جذب ميكنيم. قلب همسر، قلب فرزندان، قلب پدر و مادر، قلب همسايگان ... .
عجيب است كه پس از گذشت يك دقيقه به پزشكي اعتماد ميكنيم؛
بعد از گذشت چند ساعت به كلاهبرداري!
بعد از چند روز به دوستي!
بعد از چند ماه به همكاري!
بعد از چند سال به همسايهاي...!
اما بعد از يك عمر زندگي به خدا اعتماد نميكنيم! ديگر وقت آن رسيده كه اعتمادي فراتر آنچه بايد، به او ببخشيم؛
او كه يگانه است و شايسته... .
تا وقتي كه تلخي زندگي ديگران را شيرين ميكني،
بدان كه زندگي ميكني... .
به يك جايي از زندگي كه رسيدي،
ميفهمي رنج را نبايد امتداد داد.
بايد مثل يك چاقو كه چيزها را ميبرد و از ميانشان ميگذرد،
از بعضي مشكلات بگذري و براي هميشه تمامشان كني.
در زندگي مهم نيست كه چه اندازه ميبخشيم،
بلكه مهم اين است كه در بخشايش ما چه مقدار عشق وجود دارد.
وسعت دوست داشتن همسر، هميشه گفتني نيست، گاه نگاه است و گاه سكوت.
توانايي عشق ورزيدن، بزرگترين هنر جهان است.
اگر بتواني همسر و فرزندانت را همانطور كه هستند، بپذيري و عاشقشان باشي، عشق تو واقعي است.
من تمام زندگيام خودم را با اطمينان به خالق رودخانه هستي و به جريان زندگي سپردهام و چون ميدانم در آغوش رودخانهاي هستم كه همه ذرات آن نشان از حضور يار دارد، از افت و خيزهايش هرگز دلآشوب نميشوم.
يادتان باشد:
زندگي شگفتانگيز است؛ فقط اگر بدانيد كه چهطور زندگي كنيد!
وقتي قلبهايمان كوچكتر از غصههايمان ميشود؛
وقتي نميتوانيم اشكهايمان را پشت پلكهايمان مخفي كنيم
و بغضهايمان پشت سر هم ميشكند؛
وقتي احساس ميكنيم
بدبختيها بيشتر از سهممان است
و رنجها بيشتر از صبرمان؛
وقتي اميدها ته ميكشد
و انتظارها به سر نميرسد؛
وقتي طاقتمان تمام ميشود
و تحملمان هيچ ...
آن وقت است كه مطمئنيم به تو احتياج داريم
و مطمئنيم كه تو،
فقط تويي كه كمكمان ميكني.
خداوندا !
تنها تو را صدا ميكنيم
و فقط تو را ميخوانيم...
حرمت اعتبار خود را
هرگز در ميدان مقايسه خويش با ديگران مشكن
كه ما هر يك يگانهايم؛
موجودي بينظير و بيتشابه.
براي انتخاب همسر، در جستوجوي انديشه و خلق زيبا باش، نه صورتِ زيبا؛
زيرا هر آنچه زيباست، هميشه خوب نميماند،
اما آنچه خوب است، هميشه زيباست.
آرمانهاي خويش را
به مقياس معيارهاي ديگران بنياد مكن.
تنها تو ميداني كه بهترين در زندگانيات
چگونه معنا ميشود.
از كنار آنچه با قلب تو نزديك است، آسان مگذر.
بر آنها چنگ درانداز، آنچنان كه در زندگي خويش؛
كه بيحضور آنان، زندگي مفهوم خود را از دست ميدهد.
با دم زدن در هواي گذشته
و نگراني فرداهاي نيامده،
زندگي را بر خود تلخ مكن!
هر روز، همان روز را زندگي كن.
بدينسان تمامي عمر را دركمال زيستهاي.
همه چيز در زندگي همان لحظهاي به پايان ميرسد
كه قدمهاي تو باز ميايستد.
پس هراسي به خود راه مده
و بپذير اين حقيقت را كه
هنوز پلهاي تا كمال فاصله است.
برخيز و بيهراس خطر كن.
در هر فرصتي، دست بياويز.
بدينسان است كه ميتواني به مفهوم شجاعت در برابر مشكلات زندگي
دسترسي پيدا كني!
و انسان را خيال دلكش پرواز، در فراسوي ابر بايد، در زيستني كه سفر است و سفري كه زيستن؛ تا از آن پس، پر گشودن در آسمان، بال در بال نسيم و گذار از خاك. آري، انسان پاي در خاك را سر در فراسوي افلاك، شايد... .
زندگي، فرصت پرواز بلند است، ولي قصه اين است كه چه اندازه كبوتر باشي!
زندگي يعني لبخند دلنشين فرزندانمان، يعني تفاهم پدر و مادر در خانه، يعني بركت دعاي پدربزرگ و مادربزرگ. زندگي يعني همه پنجرههاي محبت باز است.
زندگي مسابقه نيست
زندگي يك سفر است
و تو آن مسافري باش
كه در هر گامش
ترنم خوش لحظهها جاري است
گذشتهات را بدون هيچ تأسفي بپذير.
با توكل به خدا، زمان حالت را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
مؤمنانه زندگي كن!
موفقيت درمراحل مختلف زندگي، پيش رفتن است، نه به نقطه پايان رسيدن.
فرقي نميكند گودال آب كوچكي باشي يا دريايي بيكران.
زلال كه باشي، آسمان در توست.
زندگي زيباست، زشتيهاي آن تقصير ماست
در مسير تو هر چه نازيباست؛ از تدبير ماست
زندگي آب رواني است، روان ميگذرد
آنچه تقدير من و توست، همان ميگذرد.
زندگي، موسيقي گنجشكهاست
زندگي، باغ تماشاي خداست
گر تو را نور يقين پيدا شود
ميتواند زشت هم زيبا شود
زيبا بينديش! به مشكلات بخند. به خدا مطمئن باش! در زندگي ه
!
به هنگام پيروزي، متواضع
و در لحظه شكست، دلير باش.
مايه اميدواري و آسايش ديگران شو
تا همان به تو ارزاني شود.
تا زندگيات شادمانه شود...
خود را باور كن
اما مغرور مشو
راضي باش،
ولي پيشرفت را فراموش مكن.
همه ما را كه ناخدا نميكنند، ملوان هم ميتوان بود.
در اين دنيا براي همه ما كاري هست؛
كارهاي بزرگ و كارهاي كمي كوچكتر.
و آنچه كه وظيفه ماست، چندان دور از دسترس نيست.
اگر نميتواني شاهراه باشي، راه كوتاه باش.
اگر نميتواني خورشيد باشي، ستاره باش.
با بردن و باختن اندازهات نميگيرند؛
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش!
به زندگي لبخند بزن
گامهايت را پرتوان بردار! قدر داشتههايت را بدان؛
سرشار از اميد. فردا از آنِ تو خواهد بود.
به خاطر بسپار خيليها آرزوي تو شدن را دارند.
خداوند، نوري است ابدي. اگر او را در همه لحظههاي زندگيات ببيني، هرگز به تاريكي نميرسي.
خداوند را به ياد داشته باش تا بديها از يادت برود.
حقيقت، چيزي است واقعي. تا با تو نباشد، باور نميكني.
زندگي سراسر اميد و آرزوست. آرزوهايت را از خداوند بخواه؛ چون تنها اوست بخشنده.
همواره سپاسگزار خدا باش، به خاطر نعماتش، بخشش و مهربانياش تا مؤمنانه زندگي كني.
با او باش تا با تو باشد. شاكرش باش تا لطفش را ببيني.
خوب باش تا خوبيهايش را ببيني.
در رسيدن به آرزوها و آرمانها و ايدهآلها عجول مباش كه همه چيز بعد از صبوري است.
ايمان بياور كه عشق خداوند و سايه او در زندگي، بزرگترين سرمايه جاودانه است.
وقت آن است كه از زمستان خود به در آيي و دوباره ايمان بياوري و آنچه را از زمستان آموختي، در ايمان تازهات به كار بري؛ زيرا ماندن در اين سكوت و سنگيني، رسم ايمان نيست. ايمان، شكفتگي و شور و شادماني است. ايمان، زندگي است.
زندگي، رسم خوشايندي است.
زندگي، بال و پري دارد با وسعت مرگ،
پرشي دارد اندازه عشق.
كمي در موردش فكر كنيد: هر چيزي هنري دارد و مطمئن باشيد كه خوب زندگي كردن هم از اين قاعده جدا نيست.
زندگي چيزي نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود.
هنر خوب زندگي كردن يعني زندگي خودتان را جلوهاي از آنچه هستيد، آنچه به آن معتقديد و اميدها و آرزوهايتان بسازيد.
آيا ميدانيد براي ساختن اثري هنري از زندگيتان نيازمند تلاشي مداوم و خلاقانه هستيد؟
ما ميتوانيم براي نهايت استفاده از لحظات عمرمان، از زندگيمان اثري هنري بسازيم. فقط كافي است براي اين كار تصميم بگيريم.
استادان هنر زندگي، تمايزي بين كار و تفريحشان، جسم و فكرشان، اطلاعات و سرگرميهايشان قائل نيستند. به سختي ميتوانند آنها را از هم تشخيص دهند، فقط ديد ايدهآلگراي خود را در هر كاري كه ميكنند، دنبال ميكنند.
مسلماً دنياي ما دنياي بيعيب و نقصي نيست، اما بايد بدانيد با وجود همه ايرادها، نكتههاي مثبت هم هست و بر شماست كه آنها را بيابيد. در دنياي امروز است كه بايد خوب زيستن را ياد بگيريم.
يادم باشد در زندگي، جواب كينه را با كمتر از مهر و جواب دورنگي را با كمتر از صداقت ندهم!
براي تسليم نشدن در زندگي بايد از امكانات و تواناييهاي خود استفاده كنيد. براي تدارك زندگي خلاق، بهتر است لحظاتي از زندگي هر روز را به خلوت با خويش اختصاص دهيد.
خلاقيت براي امروز، هدفگذاري براي امروز. بياييد امروز را خوب زندگي كنيم و لحظههاي باهم بودن را مغتنم بشماريم.
از اشتباههاي خود درس بگيريد. تحمل شنيدن صحبتهاي ديگران را در خود پرورش دهيد. گوش كردن، هنر درك كردن نيز هست. تسليم گرفتاريهاي زندگي نشويد.
زيبا بينديشيد. زيبا زندگي كنيد.
هنر «دوستداشتن و محبت كردن» از جمله والاترين هدفهاي زندگي است. مهرباني و دوستي، پشتوانههاي باارزشي در زندگي هستند. آنها را پاس بداريم!
زندگي، جذبه دستي است كه ميچيند.
زندگي، نوبر انجير سياه كه در دهان گس تابستان است.
زندگي، حس غريبي است كه يك مرغ مهاجر دارد.
زندگي، سوت قطاري است كه در خواب پلي ميپيچد.
زندگي، ديدن يك باغچه از شيشه مسدود هواپيماست.
خبر رفتن موشك به فضا،
لمس تنهايي «ماه»، فكر بوييدن گل در كرهاي ديگر.
زندگي، شستن يك بشقاب است.
زندگي، «مجذور» آينه است.
زندگي، گل به «توان» ابديت،
زندگي، «ضرب» زمين در ضربان دل ما،
زندگي، «هندسه» ساده و يكسان نفسهاست. سهراب سپهري
يادمان باشد زندگي اثري هنري است كه ماندگاري آن به هنرمندي ما والدين است.
زندگي زيباست
و هر روزش، آغازي دوباره
براي استفاده از فرصتها و جبران گذشته
زندگي زيباست
به سادگي و لطافت شبنمي نشسته بر برگي سبز
و با اندكي زبري به زبري حاشيههاي برگ رُز
و با دورنمايي زيبا و فراموشنشدني
با لحظههاي رنگارنگ و دلننشينش... بيسايه... بيغم... .
آب باش... جاري باش... مثل زندگي... مثل تولد گلها در دامن كوه... مثل تولد شكوفهها در دامن دشت. زندگي زيباست!
هرگاه در زندگي به ناگاه يكي از سيمهاي سازت پاره شد، آهنگ زدن را آنچنان ادامه بده كه هيچ كس نداند بر تو چه گذشته است.
هيچ وقت از مشكلات زندگي شكايت نكن. كارگردان خوب هميشه نقشهاي دشوار را به بازيگران خوب ميسپارد.
در زندگي هيچ وقت مغرور نشو. برگها وقتي ميافتند كه احساس كنند طلايي شدهاند.
زندگي چيزي جز مبارزه ميان عاطفه و عقل نيست.
هر آدمي، جزيرهاي است در اقيانوس زندگي. براي درك اقيانوس بايد اول جزيره را شناخت.
دنيا، استاد فراموشيهاست، سعي كن در مدرسه زندگي، شاگرد چنين استادي نباشي!
روزگارا
اگر سخت به من ميگيري،
با خبر باش كه پژمردن من آسان نيست،
گرچه دلگيرتر از ديروزم،
گرچه فرداي غمانگيز مرا ميخواند،
ليك باور دارم دلخوشيها كم نيست
زندگي بايد كرد!
صدفهاي دريا، صداي دريا را با خود دارند و فلسهاي ماهي بوي ماهي را؛
كاش كاري كنيم كه در زندگي و بودنمان، عطر و بويي از انسانيت و مهرباني، دنيا را احاطه كند.
ما خوب ياد گرفتيم
در آسمان مثل پرندگان باشيم و در آب مثل ماهيها،
اما راستي چرا خوب ياد نگرفتهايم روي زمين چگونه زندگي كنيم.
يادمان باشد جادههاي زندگي را خدا هموار ميكند
كار ما فقط برداشتن سنگريزههاست. پس اينقدر آه و ناله چرا؟
لازم نيست براي طولاني زيستن، به روزهاي زندگيات اضافه كني. تلاشت اين باشد كه «زندگي» را به روزهايت اضافه كني.
هميشه رو به نور بايست؛ اگر ميخواهي تصوير زندگيات سياه نيفتد.
تجربههاي انسان شكستخورده در زندگي، باارزشتر از موفقيتهاي انسان بيتجربه است.
چرا متوقف ايستادهايد؟ مسابقه زندگي مدتهاست كه شروع شده. تا دير نشده حركت كنيد.
زندگي مانند بازي شطرنج است، قبل از حركت كاملاً فكر كنيد.
هدر دادن لحظاتِ عمر، كشتن زندگي است.
دوست داشتنِ زندگي، با قدر دانستن لحظاتِ آن معني پيدا ميكند. برنامهات براي قدر دانستن اين لحظات چيست؟
چه سرنوشت غمانگيزي / كه كرم كوچك ابريشم/ تمام عمر قفس ميبافت/ ولي به فكر پريدن بود.
و ما براي عروج به آسمان آفريده شديم. پس چرا عابدانه و مؤمنانه زندگي نكنيم؟
يادم باشد براي درس گرفتن و درس دادن به دنيا آمدهام، نه براي تكرار اشتباههاي گذشته.
زندگي را تو بساز/ نه بدان ساز كه سازند و پذيري بيحرف/ زندگي يعني جنگ / تو بجنگ/ زندگي يعني عشق/ تو بدان عشق بورز.
در زندگي مشترك، به جاي اينكه دنبال تفاوتهايمان باشيم، بهتر است به دنبال شباهتهايمان بگرديم. شباهتهايي مانند اين: «چه جالب، هر دو مخلوق خداييم».
زندگي پراست از گرههايي كه تو آن را نبستهاي
اما بايد تمام آنها را به تنهايي باز كني.
زندگي عبارت است از ايستادگي
نديدهاي درخت بيشتر از بوته گياه، زندگي ميكند
و سنگ بيشتر از درخت.
قلب، زيباترين حرفها را ميداند
و مغز بهترين كارها را ميشناسد
افسوس كه ميدانيم و ميتوانيم، اما در زندگي بهترين حرفها را نميگوييم و بهترين كارها را انجام نميدهيم.
زندگي يعني سفر
و سفر آميخته با رنج است
اگر به دنبال شادماني و خوشي دايمي هستيد
آن را در مقصد جستوجو كنيد. مقصد، بهشت است.
تا وقتي كه باور نكنيم كه نياز به اصلاح در اخلاق و رفتار و كردارمان داريم، هيچ اتفاق قشنگي در زندگيهايمان نميافتد.
راز يك زندگي زيبا اين است
كه امروز با خدا گام برداري
و براي فردا به او اعتماد داشته باشي.
همچون باران باش، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز كردن زندگي جبران كن.
زندگي، دفتري از خاطرههاست
يك نفر، همدم خوشبختيها
يك نفر، همسفر سختيها
چشم تا باز كنيم عمرمان ميگذرد
ما همه همسفر و رهگذريم
آنچه باقي است، فقط خوبيهاست
فقط خوبيهاست.
شايد بزرگترين دشواري، همين باشد؛ زندگي چنانكه ما ميشناختيم، نيست، ولي هنوز كسي نيست كه بداند چه چيزي جاي آن را گرفته است.
يادمان باشد ما آمدهايم تا با زندگي كردن قيمت پيدا كنيم، نه اينكه با هر قيمتي زندگي كنيم!
هيچ چيزي لذتبخشتر از اين نيست كه بتوانيد در زندگي، قدمي براي حل مشكلات ديگران هم برداريد.
براي ساختن آيندهاي بهتر، ابتدا ارزشهايي را كه امروز براي شما دشواري ايجاد كردهاند، شناسايي كنيد و سپس آنها را از بين ببريد.
هيچ دشواري در زندگي را نميتوان در همان سطحي كه به وجود آمده از بين برد. بايد ياد بگيريم كه نگاهمان را به جهان تغيير دهيم.
آيا ميدانيد كساني كه به مجردِ برخورد با سختي در زندگي، كار را رها ميكنند، هرگز به جايي نميرسند؟
يادمان باشد در زندگي دربرابر هر دشواري، به جنبههاي مثبت آن هم توجه كنيم.
يادمان باشد: دشواريهاي زندگي، فرصتي براي رشد و پيشرفت است.
يكي از مهارتهاي مهم انسان، «مهارت درك زيباييهاي زندگي» است. با داشتن چنين مهارتي، زندگي با تمام ابعاد آن زيبا و لحظه لحظه زيستن در آن لذتبخش ميشود.
افرادي كه از درك زيباييهاي زندگي بيبهرهاند، زندگي در نظرشان تيره و تار و پوچ مينمايد و نه تنها از لحظات زندگي خود لذتي نميبرند، بلكه زيستن در اين دنيا را تحملناپذير فرض ميكنند.
زندگي، زيباتر از آن است كه ميبينيد. مهم چگونگي نگرش و زاويه ديد شما به زندگي است.
عينك سبز زندگي را به چشمانتان بزنيد و آن را آنگونه كه هست، بنگريد. با واقعنگري، ريشه خيلي از بديها و مشكلات خشكيده ميشود.
سعي كنيد فلسفه درست آفرينش و هدف صحيح زندگي را بياموزيد. اهداف كوتاهمدت و درازمدت خود را مشخص كنيد و طبق آن گامهاي استوار برداريد.
آيا ميدانيد ريشه درك نادرست درباره زيباييهاي زندگي، خيالبافيها، سوءظنها و افكار منفي و نادرست است. پس سعي كنيد خود را از شر اينگونه افكار و تخيلات رهايي بخشيد.
يك قدم جلوتر از زندگي باشيد. نگذاريد رويدادهاي زندگي براي شما تصميم بگيرد و مسير زندگي شما را تعيين كند، بلكه خودتان تصميم بگيريد و مسيرتان را با توجه به توانمنديها و انگيزهها مشخص كنيد.
از زندگي هميشه انتظار خوشي و راحتي نداشته باشيد. دنيا مملو از شيرينيها و تلخيهاست. روزي به نفع تو و روزي عليه توست.
خود و خداي خود را بيش از پيش بشناسيد؛ زيرا با خودشناسي، خداشناسي و جهانشناسي است كه توانايي درك بهتر زيباييهاي زندگي را پيدا خواهيد كرد.
استعدادها و توانمنديهاي خود را كشف و شكوفا سازيد و سعي كنيد فرد مفيدي باشيد تا احساس رضايت و شادكامي در زندگي داشته باشيد.
زندگي را سخت نگيريد. زندگي راحتتر از آن است كه شما ميانديشيد. در زندگي، قانع و ميانهرو باشيد.
گذشت و فداكاري را سرلوحه زندگيتان قرار دهيد. زندگي پستي و بلندي زيادي دارد. با پيدا شدن كوچكترين مشكلي با همسرتان، زندگي را تمام شده فرض نكنيد. خطاهاي همديگر را ببخشيد و با همسرتان، زندگي تازهاي را تجربه كنيد.
خوشاخلاق باشيد و محل زندگي خود را به محل سكونت و آرامش تبديل كنيد و تجربههاي تلخ زندگي روزمره را از ياد ببريد.
نگرش خود را به زندگي دنيوي تغيير دهيد. بدانيد دنيا دار قرار نيست. فاني است و منزلگاه اصلي، جهان آخرت است. هر روز با خود نجوا كنيد كه «ما از خداييم و به طرف خدا خواهيم رفت» و آسايش و آرامش واقعي در آن دنياست.
مثل برخيها نباشيد كه با كوچكترين مشكلي به زمين و زمان بد و بيراه ميگويند. بدانيد كه اين عملكرد شماست كه ناخوشيها را ايجاد ميكند، نه زمانه.
سعي كنيد هميشه لبخند بزنيد و با روي گشاده با ديگران، به ويژه خانواده خود روبهرو شويد.
هميشه اميدوار باشيد و از نااميدي دوري كنيد كه خوره جانها و ريشه بدبختيهاست.
از ذكر و نيايش براي آرامش و اطمينان قلب و كسب لذت زيباييهاي زندگي بهره بگيريد.
سحرخيز باشيد. هر روز كه از خواب بيدار ميشويد با خود قرار بگذاريد امروزتان مثل ديروزتان نباشد، بلكه بهتر و برتر از هميشه باشد.
خود را سرزنده نگاه داشتن در گيرودارِ كاري دلگير و بياندازه پر مسئوليت، كم هنري نيست و البته چه چيزي ضروريتر از سرزندگي؟
افرادي كه نه گفتن برايشان دشوار باشد، زندگيشان را گم خواهند كرد و قرباني خواستههاي كساني ميشوند كه از آنها درخواستي داشتهاند.
انسان تا هنگامي كه در ميان رويدادهاي درهم و برهم زندگي در تكاپوست، با دشواريها روبهروست.
شرافتمندانه زندگي كن؛ زيرا با يادآوري زندگي شرافتمندانه ميتواني به آساني شادي را تجربه كني.
اگر در رويارويي با سختيهاي زندگي، با نگرش «فكر ميكنم بتوانم» پيش برويد؛ جلوتر از كساني خواهيد بود كه از شكست ميهراسند.
غصه مثل عنكبوت، منتظر فرصتي است براي پهن كردن دام براي خوشيهاي ما. هيچ وقت در دام غم و غصه نيفتيد و هيچ وقت نگذاريد
هياهوي ديگران، صداي دروني شما را خاموش كند.
براي رسيدن به تعالي در زندگي، شجاعت اين را داشته باشيد كه از احساس قلبي و ايمانتان پيروي كنيد.
در زندگي هيچ وقت به خدا نگوييد: «من يك مشكل بزرگ دارم». به مشكلتان بگوييد: «من يك خداي بزرگ دارم».
يادم باشد در زندگي از چشمه، درس خروش بگيرم و از آسمان، درس پاك زيستن !
زندگي زيباترين هديه خداي مهربان است و انسانهايي كه اين هديه را قدر ميدانند آنچنان در صحنه زندگي شادي ميآفرينند كه هر لحظه زندگيشان مملو از خاطرهاي زيبا خواهد بود.
راز و رمز شيرين زندگي كردن، خيلي سخت نيست. فقط بايد بدانيم چگونه زندگي كنيم.
از م
ات و رنجهاي زندگي نهراسيم و با اقتدار در ميدان زندگي وارد شويم.
انسانهايي كه فعاليت و امورشان را با نگرش و باورهاي بسيار مثبت آغاز ميكنند، دستآوردهاي مثبتي به دست ميآورند.
آنها چون اعتقاد دارند كه موفق ميشوند، پس قطعاً به پيروزي ميرسند.
انسانهاي برنده ابتدا در ذهن خود برنده ميشوند، سپس اين پيروزي و موفقيت را در صحنه زندگي نمايان ميسازند.
برندگان زندگي هميشه مثبت ميانديشند و از ناملايمات مسير هراسي ندارند و با اعتقادي راسخ، نگاهي متعالي به اطراف خود دارند.
براي خلق زندگي عالي و مطلوب بايد باور داشته باشيم كه توانايي آفريدن زيباترين زندگي را داريم. سپس با اين باور زيبا شيرينترين لحظات
را براي خود و اطرافيان مهيا سازيم.
اگر عزممان را جزم كردهايم تا زندگي شيريني را رقم زنيم بايد از اشتباهات گذشته اندوهگين نباشيم و ناكاميهاي گذشته را در ذهنمان مرور نكنيم و بيجهت از كاه، كوه نسازيم.
انسانهاي موفق فقط از گذشته درس ميگيرند و در زمان حال زندگي ميكنند و همواره آيندهاي زيبا را در ذهنشان ترسيم ميسازند. راز شاد زيستن، شكيبايي است. براي لذت بردن از زندگي بايد براي اتفاقاتي كه هنوز رخ نداده است، نگران نباشيم.
بياييم با توكل به خداي مهربان، در فراز و نشيبهاي زندگي با صبر و حوصله به انتظار زيباترين لحظههاي ناب زندگي باشيم و از اكنون لذت ببريم و از گذشته عبرت بگيريم و آيندهاي زيبا را تصور كنيم.
باور كنيم زندگي با تدبير و تفكر زيبا ميشود.
براي هر اقدامي در زندگي مشترك فكر كنيم. انسانهايي ميتوانند لحظات شيريني در زندگيشان خلق كنند كه زماني آن لحظه را تصوير و براي آن تدبير كرده باشند.
انتظار، زيباترين مفهوم زندگي است. انسانهايي كه در انتظار خوبيها مينشينند، خوبيها را به دست ميآورند.
مواظب باشيم براي تحقق زندگي شيرين، منتظر تلخكاميها و شكستها نباشيم و هر روز صبح كه بيدار ميشويم، پس از مناجاتي عارفانه، منتظر خير و بركتهاي بيكران در زندگي باشيم و چه زيبا پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند كه: «م
را كتمان كنيد تا روزيتان زياد شود».
همواره سعي كنيم با دوربين ذهنمان، زيباييها را ببينيم و صحنههاي جذاب زندگي را شكار كنيم. از مهربانيها و عطوفتها بگوييم و همواره
شاكر خداي مهربان باشيم تا بركات و نعمات الهي براي ما گسترده شود.
ساختن زندگي ايدهآل بدون خدا ممكن نيست و انسانهايي كه به دنبال شيريني زندگي ميگردند، بايد خدا را در متن زندگيشان جاري كنند و هر تفكر و اقدامي را بر مبناي اطاعت او قرار دهند تا شادي حقيقي نصيبشان شود.
فرصتهاي زندگي، نعمتهاي پيدا و پنهان خداست. شكرگزار همه فرصتهاي زندگيمان باشيم!
در زندگي، بيدريغ محبت كنيم و ببخشيم تا بيدريغ به ما محبت كنند و ببخشند! در زندگي، آيينه باشيم!
حواسمان باشد غبارهاي كينه، زندگيمان را كدر نكند. فرصتهاي زندگي مثل ابر و باد در حال عبورند.
آموختهام قايق زندگيام را با ياد خدا به ساحل آرامش برسانم.
كتابنامه
پاينده، ابوالقاسم، نهجالفصاحه، بدرقه جاويدان، 1360.
ترمدي، بهاءالدين، تنبيه الغافلين، تهران، نشر اسلاميه، 1361.
تميمي آمدي، محمد، غررالحكم و دررالكلم، تهران، نشر دانشگاه تهران، 1366.
حاج علياكبري، محمدجواد، مطلع عشق (گزيده رهنمودهاي حضرت آيتالله سيد علي خامنهاي به زوجهاي جوان)، تهران، دفتر نشر و فرهنگ اسلامي، 1390.
حلي، احمد بن فهد، عدة الداعي، دارالكتب اسلامي، تهران، 1410ه . ق.
شيخ صدوق، ابو جعفر محمد بن علي، من لايحضره الفقية، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1390.
طبرسي، حسن بن فضل، مكارم الاخلاق، قم، جامعه مدرسين، 1379.
قائمي، علي، خانواده و تربيت كودك، قم، دارالتبليغ، 1355.
كاشف الغطاء، شيخ جعفر، الفردوس، دارالانوار الهدي، قم، 1384.
كليني، محمد بن يعقوب، تصحيح: علياكبر غفاري، دارالكتب اسلاميه، تهران، 1388.
مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، بيروت، الوفاء، 1403ه . ق.
محدثي، جواد، آشنايي با اصول و عوامل تحكيم خانواده، قم، بوستان كتاب، 1380.
محمدي ري شهري، محمد، ميزان الحكمة، ترجمه: محمدرضا شيخي، قم، دارالحديث، چاپ دوم، 1379.
هندي، متقي، كنز العمال، بيروت درالكتب العلميه، 1419ه . ق.