ghaemiyeh.com
سرشناسه : رسولي، علي، ۱۳۶۱-، اقتباسكننده
عنوان قراردادي : الحج والعمرة فيالكتاب والسنة .فارسي .برگزيده
عنوان و نام پديدآور : حج و عمره در آيينه عترت (خلاصه و بازنويسي كتاب حج و عمره در قرآن و حديث) / تاليف محمد محمديريشهري؛ تلخيص و بازنويسي علي رسولي.
مشخصات نشر : تهران: نشرمشعر، ۱۳۹۱.
مشخصات ظاهري : ۱۶۴ ص.
شابك : 978-964-540-372-8
وضعيت فهرست نويسي : فيپا
موضوع : حج -- احاديث
موضوع : حج
موضوع : حج -- جنبههاي قرآني
شناسه افزوده : محمديريشهري،محمد،۱۳۲۵- . الحج والعمرة فيالكتاب والسنة . فارسي. برگزيده
رده بندي كنگره : BP۱۴۱/۵ /ح۲۷م۳۲۰۴۲۱۴ ۱۳۹۱
رده بندي ديويي : ۲۹۷/۲۱۸
شماره كتابشناسي ملي : ۲۷۴۶۲۵۳
حج فريضهاى مهم است و ويژگىها و ابعاد گوناگون فردى، اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى و. . . دارد. از جمله اين دستآوردها، پالايش روح و پاك شدن از آلودگىهاى روحى و اخلاقى است. رهآورد ديگر سفر حج آشنايى با اماكن و آثار اسلامى مكه و مدينه، است.
اهدافى كه به آنها اشاره شد، در سايه آشنايى با معارف اهلبيت (ع) محقق مىشود و انتقال اين معارف بر عهده روحانيون كاروانها است.
مجموعه حاضر براى زمينهسازى جهت دستيابى به اهداف فوق تهيه گرديده است تا درگام اول، روحانيون و معينهاى كاروانهاى حج و عمره بر آگاهىهاى خود در اين زمينه بيفزايند و آنگاه آن را به زائران حج و عمره منتقل نمايند.
اميدواريم روحانيون محترم كاروانها با مطالعه اين مجموعه و همراه داشتن اين اثر، از آغاز تا پايان سفر، در موقعيتهاى مختلف از احاديث معصومين (ع) براى آموزش مناسك، معرفى اماكن مقدس و تزكيه روحى زائران استفاده نمايند.
در پايان از محقق محترم حجتالاسلام على رسولى كه در جمعآورى احاديث قصار معصومين (ع) جهت بهرهگيرى روحانيون كاروانها تلاش كردند، تشكر مىكنيم و توفيق همگان را از خداوند متعال خواستاريم.
إنّه ولى التوفيق
مركز تحقيقات حج
گروه اخلاق و اسرار
اسلام اركانى دارد كه بدون آن خيمه اسلام فرو مىريزد. يكى از اين اركان «حج» است. امام باقر (ع) فرمود:
«بُنِي الاسلامُ على خَمسةِ أشياء: عَلى الصَّلاةِ والزَّكاةِ وَالصَّومِ والْحَجِّ وَالوِلايَةِ» (1)«اسلام بر پنج پايه بنا شده است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت» .
بنابراين كسى كه با داشتن توانايى و از روى عمد حج نرود، ركنى از اركان دين الهى خويش را نابود كرده و در نتيجه نمىتوان وى را مسلمان حقيقى دانست. حج مهمترين تجلىگاه دو اصل كليت و دوام اسلام است و به همين دليل از مبانى و اركان مهم اسلام محسوب مىشود. حج، اولين مركز جهانى براى عبادت است:
إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ * فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ (آلعمران: ٩۶و ٩٧)
1) اصول كافي، كليني، ج 2، ص 1٨.
خداوند در قرآن، شهر مكه را به دليل قدمت تاريخى آن «بيت عتيق» (1)مىخواند.
از سوى ديگر، حج محور هدايت، و در قرآن كريم نيز محور بندگى جهانيان معرفى شده است.
در پرتو توجه به كعبه، كار مردم سامان مىگيرد و استوار مىشود: ( جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ (مائده:٩٧) و اين استوارى نيست، مگر براى قسط و عدل الهى: ( . . . لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ) (حديد:25 ازاينرو، امام صادق (ع) فرمود:
«لايَزالُ الدّينُ قائِماً ما قامَتِ الكَعبَةُ» (2)«همواره دين پروردگار، قائم و زنده است، مادامى كه كعبه پابرجاست» .
به يقين، قيام دين به وسيله مؤمنان خواهد بود؛ همچنانكه قيام كعبه به قيام زائران آن است. ازاينرو براى آشناكردن زائران عزيز با آثار، اماكن و مناسك مربوط به خانه دوست، به جمعآورى كلمات قصار معصومين در اين باره پرداختيم تا روحانيون كاروانها با بهرهگيرى از آن بتوانند درباره حج تمتع و عمره مفرده، معارف اهل بيت (ع) را به زائران منتقل كنند.
اين اثر تلخيص كتاب «حج و عمره در قرآن و حديث» ، تأليف حضرت آيتالله رىشهرى مىباشد كه كوشيدهايم با دستهبندى جديدى از كلمات قصار معصومين، اثر مختصرى را براى استفاده روحانيون آماده كنيم. اگرچه متن بعضى احاديث از منابع اصلى نقل شده است، ولى بيشتر ترجمه براساس ترجمه كتاب آيت الله رىشهرى است. ازاينرو، لازم مىدانم از تلاش ايشان در تأليف اين كتاب گرانسنگ سپاسگزارى نمايم.
على رسولى
الامام على (ع) :
إذا أرَدتُمُ الْحَجَّ فَتَقَدَّمُوا في شِرَى الْحَوائج بِبَعضِ مايقَوّيكُم علَى السَّفَر، فإنّ الله َ عزّوجلّ يقول: وَ لَوْ أَرادُوا الْخُرُوجَ لَأَعَدُّوا لَهُ عُدَّةً. (1)
امام على (ع) فرمود: هرگاه خواستيد به حج برويد، ابتدا برخى از آنچه شما را در سفر، تقويت مىكند، خريدارى كنيد؛ زيرا خداوند عزّوجلّ مىفرمايد: «اگر تصميم به بيرون رفتن داشتند، براى آن، امكانات فراهم مىكردند» .
الامام الصادق (ع) لعيسى بن أبى منصورٍ:
يا عيسى إنّي أُحِبُّ أنْ يَراكَ اللهُ عزّوجلّ فيما بَينَ الْحَجِّ إلَى الحَجِّ وأنت تَتَهَيّأُ لِلْحَجِّ. (2)
امام صادق (ع) به عيسى بن ابىمنصور فرمود: اى عيسى! دوست دارم كه خداوند تو را در فاصله بين دو حج، در حال آماده شدن براى حج ببيند.
الامام الصادق (ع) :
مَن أرادَ الْحَجَّ فَتَهَيّأَ لَهُ فَحُرِمَه، فَبِذَنْبٍ حُرِمَه. (3)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه تصميم به رفتن حج دارد و براى آن
آماده شده، ولى از آن محروم مى شود، به خاطر گناهى از حج محروم شده است.
رسول الله (ص) :
يَاتي عَلَى النَّاسِ زمانٌ يَكونُ فيهِ حَجُّ المُلوكِ نُزهَةً و حَجُّ الأغنياءِ تِجارةً و حَجُّ الْمَساكينِ مَسألَةً. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: زمانى بر مردم خواهد آمد كه زمامداران براى تفريح، ثروتمندان براى تجارت و فقيران براى نيازخواهى حج بهجاى آورند.
عن أنَسٍِ: حَجَّ النّبى (ص)
عَلى رَحْلٍ رَثٍّ وقَطيفَةٍ تُساوي أربعَةَ دَراهِمَ أولا تُساوي، ثمّ قال: أللَّهمَّ حَجَّةٌ لا رياءَ فيها ولا سُمْعَةَ. (2)
انس مىگويد: پيامبر (ص) با وسايلى كهنه و قطيفهاى كه چهار درهم مىارزيد يا به آن هم نمىارزيد، حج انجام داد. سپس فرمود: خدايا! حجى است كه در آن ريا و خودنمايى نيست.
الامام الباقر (ع) : إنَّ النّبى (ص)
حَمَلَ جَهازَه عَلى راحِلَتِهِ، قالَ: هذِهِ حَجَّةٌ لارياءَ فيها وَلا سُمْعَةَ. (3)
امام باقر (ع) فرمود: پيامبر اكرم (ص) ، بار و وسايل خود را بر روى مركب نهاد و فرمود: اين حجى است كه در آن، ريا و خودنمايى نيست.
الامام الصادق (ع) :
اَلْحَجُّ حَجّانِ: حَجٌّ لِلّهِ وَحَجٌّ لِلنّاسِ، فمَنْ حَجَّ لِلّهِ كانَ ثَوابُه عَلَى اللهِ الجنّةَ ومَنْ حَجَّ لِلنّاسِ كان ثوابُه عَلَى النّاسِ يَومَ القِيامةِ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: حج دو گونه است: حجى براى خدا و حجى براى مردم است. پس كسى كه براى خداوند حج گزارد، خداوند پاداش او را بهشت قرار مىدهد و كسى كه براى مردم حج بهجا آورد، در قيامت، پاداش او بر عهده مردم است.
رسول الله (ص) :
مَن أرادَ الْحَجَّ فَلْيتَعَجَّلْ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس مىخواهد به حج برود، پس بشتابد.
رسول الله (ص) : عَجِّلُوا الْخُروجَ إلى مكَّةَ، فإنَّ أحدَكُم لايدرى مايعرِضُ له مِن مَرَضٍ أو حاجةٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: براى مكه رفتن شتاب كنيد؛ زيرا كسى نمىداند چه برايش پيش مىآيد؛ بيمارى يا كارى.
رسول الله (ص) :
مَن أرادَ الْحَجَّ فليتعجَّل، فانّه قَدْ يَمْرِضُ المَريضُ وتَضِلُّ الضالَّةُ وتَعرِضُ الحَاجةُ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس مىخواهد حج برود، پس بشتابد؛ چون شايد بيمار شود، راه گم كند يا كارى پيش آيد.
رسول الله (ص) :
تَعَلَّمُوا مَناسِكَكُم، فإنَّها مِنْ دينِكُم. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: مناسك خود را بياموزيد كه جزو دين شماست.
عَن ابنِ عُمَرَ: كانَ رسولُ اللهِ (ص)
إذا كانَ قبلَ التَّرويةِ بِيوْمٍ خَطَبَ النّاسَ فَأخْبَرَهُم بِمَناسِكِهِم. (1)
به نقل از ابن عمر: پيامبر خدا (ص) ، يك روز پيش از ترويه براى مردم سخن مىگفت و آنها را از مناسكشان خبر مىداد.
الامام الباقر أو الامام الصادق (ع) :
إنَّ الله أمَرَ إبراهيمَ بِبَناءِ الكَعبةِ و أنْ يَرفَعَ قَواعِدَها و يُرِيَ النَّاسَ مناسِكَهُم. (2)
امام باقر يا امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزوجل به ابراهيم (ع) فرمان داد كه كعبه را بسازد و پايههاى آن را بالا آورد و به مردم، مناسك و اعمالشان را نشان دهد.
عَن زُرارةَ: قُلتُ لأبى عَبدِالله: جَعَلَنى اللهُ فِداكَ، أسألُكَ فِى الْحَجِّ مُنذُ أربعينَ عاماً فَتُفتينى! فَقالَ: يا زُرارةَ، بَيتٌ يحَجُّ قبلَ آدمَ بألفَى عامٍ، تريدُ أن تَفنى مسائلُه فى أرْبعينَ عاماً. (3)
زراره مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: فدايت شوم، چهل سال است كه درباره حج از تو مىپرسم و به من فتوا مىدهى! فرمود: «اى زراره خانهاى كه از دو هزار سال پيش از آدم (ع) ، حج و زيارت مىشده مىخواهى مسائل آن در چهل سال تمام شود.
الامام الصادق (ع) :
إنّما لَبَّى النَّبيُّ (ص) عَلَى الْبَيداءِ لِأنّ النَّاسَ لميَكُونُوا يَعرفونَ التَّلبيةَ فأَحبَّ أنْ يُعَلِّمَهم كَيفَ التَّلبيةُ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا در صحراى بيدا لبيك گفت؛ زيرا مردم
لبيك گفتن را نمىدانستند. دوست داشت كه چگونگى لبيكگويى را به آنها بياموزد.
رُوى عَن أبى حَنيفةَ النُّعمانِ بنِ ثابتٍ أنّه قالَ: لَوْلا جَعفرُ بنُ محُمَّدٍ ماعَلِمَ النَّاسُ مناسِكَ حَجِّهِم. (1)
از نعمان بن ثابت، معروف به ابوحنيفه نقل شده كه گفت: اگر جعفر بن محمّد (ع) نبود، مردم مناسك حج خود را نمىدانستند.
رسول الله (ص) :
مَنْ تَجَهَّزَ في جَهازِهِ عَلَمٌ حرامٌ لَمْ يقبَلِ اللهُ مِنهُ الْحَجَّ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس خود را [براى سفر حج] آماده سازد و در وسايلش [حتى] پرچم حرامى باشد، خداوند حجش را نمىپذيرد.
رسول الله (ص) :
إذا حَجَّ الرَّجُلُ بمالٍ مِن غَيرِ حِلِّهِ فَقالَ: «لبّيك اللّهمَّ لبّيك» قال اللهُ: لا لبّيكَ ولا سَعديكَ، هذا مَردودٌ عَليكَ. (3)
پيامبر (ص) فرمود: هرگاه كسى با مال غير حلال به حج برود، چون «لبيك اللهم لبيك» بگويد، خداوند مىفرمايد: لا لبيك ولا سعديك! اين به خودت برمىگردد.
الائمة (ع) : مَنْ حَجَّ بمالٍ حَرامٍ نُودِى عِندَ التَّلْبيةِ: لا لَبّيكَ عَبدى ولاسَعْدَيكَ. (4)
هركس با مال غيرحلال به حج برود، خداوند هنگام لبيك گفتنش مىفرمايد: چه لبيكى؟ ! و چه خوشامدى؟ !
الامام الصادق (ع) :
أربعَةٌ لايَجُزنَ في أرْبعٍ: الخِيانةُ والغُلولُ والسَّرِقةُ والرِّبا لايَجُزنَ في حَجٍّ ولا عُمْرَةٍ ولا جِهادٍ ولا صَدَقَةٍ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: چهار چيز در چهار مورد جايز نيست: خيانت، اختلاس، دزدى و ربا؛ اينها در حج و عمره و جهاد و صدقه جايز نيستند.
الامام الصادق (ع) :
إذا اكتَسبَ الرَّجلُ مالاً مِن غَيرِ حِلِّه، ثُمَّ حَجَّ فَلَبَّى نُودِيَ: لا لبَّيك ولا سَعْدَيك وَإنْ كانَ مِنْ حِلِّه فَلَبَّى نُودِي: لبّيكَ وسَعْدَيكَ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه از راه غيرحلال مالى به دست آورد، پس حج برود و لبيك بگويد، ندا مىرسد: «لا لبيكَ ولا سعديكَ» و اگر از راه حلال باشد، ندا مىرسد: «لبيك و سعديك» .
الامام الكاظم (ع) : إنّا أهلُ بيتٍ، حَجُّ صَرورَتِنا ومُهورُ نِسائِنا وأكفانُنا مِن طُهورِ أموالِنا. (3)
امام كاظم (ع) فرمود: حج خاندان ما و مهريه زنانمان و كفنهاى ما از دارايى پاكيزه ماست.
رسول الله (ص) :
كُلُّ نَعيمٍ مَسئولٌ عَنهُ صاحِبُه، إلاّ ما كانَ في غَزْوٍ أوْ حجٍّ. (4)
پيامبر خدا (ص) مىفرمايد: هر صاحب نعمتى از آن نعمت، سؤال خواهد شد [كه چگونه خرج كرده است] مگر آنچه در جهاد يا حج، مصرف
شود. رسول الله (ص) :
ما مِن نَفَقَةٍ أحَبُّ إلى اللهِ عزَّوجَلَّ مِنْ نفَقةِ قَصْدٍ ويُبغِضُ الإِسْرافَ إلاّ في الْحَجِّ وَالعُمرةِ، فَرَحمَ اللهُ مُؤمناً كَسَبَ طَيّباً وأنفقَ مِن قَصدٍ، أوقَدَّمَ فَضْلاً. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هيچ خرجى نزد خداى عزوجل، محبوبتر از ميانهروى در خرج كردن نيست و خداوند از اسراف نفرت دارد؛ مگر در حج و عمره. پس رحمت خدا بر مؤمنى كه مال پاكيزه به دست آورد و به ميانهروى خرج كند، يا نيكى و احسان را پيش فرستد.
الامام الصادق (ع) :
كانَ عَليُّ بنُ الْحسينِ (ع) إذا سافَرَ إلَى الحَجِّ والعُمرةِ تَزَوَّدَ مِنْ أطيَبِ الزَّادِ، مِنَ اللَّوزِ والسُّكَّرِ والسَّويقِ المُحَمَّصِ والمُحَلّى. (2)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه امام زينالعابدين (ع) براى حج و عمره به سفر مكه مىرفت، از بهترين رهتوشهها با خود برمىداشت؛ از بادام، شكر و قاووتهاى ترش و شيرين.
الامام الصادق (ع) :
إذا خَرَجْتَ مِن بَيتِكَ تُريدُ الحَجَّ وَالعُمرةَ إنشَاءالله فَادعُ دُعاءَ الفَرَجِ وهو: لا إلهَ الاَّ اللهُ الحليمُ الكريمُ، لاالهالاّالله العَليُّ العَظيمُ، سُبحانَ اللهِ رَبِّ السَّماواتِ السَّبعِ ورَبِّ الأرَضينَ السَّبعِ وَ ربِّ الْعَرشِ العَظيمِ، وَالحَمدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمين. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از خانهات به قصد سفر حج و عمره بيرون
مىروى، دعاى فرج را بخوان كه چنين است: هيچ خدايى جز خداى بردبار بزرگوار نيست. هيچ خدايى جز خداى والا و بزرگ نيست. منزه است خداى آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه و پروردگار عرش بزرگ! و ستايش، مخصوص پروردگار جهانيان است.
رسول الله (ص) :
إنَّ العُمرَةَ الحَجُّ الأصْغَرُ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: عمره، حج اصغر است.
رسول الله (ص
) : الحَجَّةُ ثَوابُها الجَنَّةُ وَالعُمرَةُ كَفّارَةٌ لِكُلِّ ذَنبٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: پاداش حج بهشت است و عمره، كفاره هرگناهى است.
رسول الله (ص) :
العُمرَةُ إلَى العُمرَةِ كَفّارَةٌ لِما بَينَهُما. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: عمره تا عمره ديگر، كفاره [گناهانِ] ميان آن دو عمره است.
رسول الله (ص) :
العُمرَةُ مِنَ الحَجِّ بِمَنزِلَةِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَدِ وبِمَنزلَةِ الزَّكاةِ مِنَ الصِّيامِ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: عمره نسبت به حج، همچو جايگاه سر است به پيكر و همچو زكات [فطره] است به روزه.
الصادق (ع) :
السَّنَةُ اثناعَشَرَ شَهراً، يُعْتَمَرُ لِكُلِّ شَهرٍ عُمرَة ٌ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: سال دوازده ماه است، براى هر ماه يك عمره انجام مىشود.
رسول الله (ص) :
أفضَلُ العُمرَةِ عُمرَةُ رَجَبٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: برترين عمره، عمره رجب است.
عنهم (ع) :
إنَّ العُمرَةَ في رَجَبٍ تَلِي الحَجَّ في الفَضلِ. (3)
از امامان معصوم (ع) روايت شده: عمره ماه رجب، در فضيلت، پس از حج است.
الامام الصادق (ع) :
المُعتمِرُ يَعتَمِرُ في أيِّ شُهورِ السَّنَةِ شاءَ وأفضلُ العُمرةِ عمرةُ رجبٍ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: عمرهگزار، در هر يك از ماههاى سال مىتواند عمره انجام دهد و برترين عمره، عمره ماه رجب است.
الامام الصادق (ع) - انّه سُئِلَ: أى العُمرَةِ أفضَلُ، عُمرةٌ فى رَجَبٍ، أو عُمرةٌ فى شهرِ رمضانَ؟ -: لا بَل عُمرةٌ فى شهرِ رجبٍ أفضلُ. (5)
امام صادق (ع) - هنگامى كه پرسيده شد: كدام عمره، برتر است؟ عمره در ماه رجب يا عمره در ماه رمضان؟ - فرمود: نه، بلكه عمره در ماه رجب بافضيلتتر است.
الامام الصادق (ع) :
إذا أحرَمتَ وعليكَ مِن رَجَبٍ يَومٌ ولَيلةٌ فَعُمرتُكَ رَجَبيَّةٌ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: اگر احرام بستى و از ماه رجب هنوز يك شبانهروز باقى است، عمره تو رجبيه است.
عَن حمّادِ بنِ عثُمانَ: كان أبو عَبدِالله (ع) إذا أرادَ العُمرَةَ إنتَظَرَ إلى صَبيحَةِ ثَلاثٍ وعشرينَ مِنْ شَهرِ رَمضانَ ثُمَّ يخرُجُ مُهِّلاً فى ذلكَ اليومِ. (2)
حماد بن عثمان مىگويد: هرگاه امام صادق (ع) مىخواست به عمره برود، منتظر صبح روز بيست وسوم ماه رمضان مىشد، آنگاه همان روز، احرام بسته، بيرون مىرفت.
عن وَليد بنِ صبيحٍ: قُلتُ لأبى عَبدِالله (ع) : بَلَغَنا أنَّ عُمرةً فى شَهرِ رمضانَ تَعْدِلُ حَجَّةً، فقالَ: إنَّما كان ذلكَ فى إمرأةٍ وَعَدَها رسولُ اللهِ (ص) فقال لها: إعْتَمِرى فى شهرِ رمضانَ فَهِى لكِ حَجَّةٌ. (3)
وليد بن صبيح مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: به ما چنين رسيده كه عمره در ماه رمضان با حج برابر است، فرمود: «اين، در مورد زنى است كه پيامبر خدا به او وعده داد و فرمود: در ماه رمضان، عمره بگزار، كه براى تو يك حج است.
عن على بنِ حديدٍ: كَتبتُ إلى أبى جعفرٍ (ع) : أسأَلُهُ عَنِ الخُروجِ فى عُمرَةِ شهرِ رمضانَ أفضَلُ أو اُقيمُ حَتَّى ينقَضِى الشَّهرُ واُتِمَّ صَومى؟ كَتبَ إلى
عُمرَةُ شهرِ رمضانَ أفضَلُ يرحَمُكَ الله. (1)
على بن حديد مىگويد: به امام جواد (ع) نوشتم: براى عمره ماه رمضان بيرون شوم برتر است يا آنكه صبر كنم تا ماه تمام شود و همه روزههايم را بگيرم؟ حضرت نوشتند: عمره ماه رمضان برتر است. خداى رحمتت كند.
الإمام على (ع) :
فَرَضَ عَليكُم حَجَّ بَيتِهِ الحرامِ الَّذي جَعلَه قِبلَةً لِلأنامِ. . . فَرَضَ حقَّهُ وأوجَبَ حَجَّهُ وكَتَبَ عليكم وِفادَتَهُ، فقال سبحانه: وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ
. (2)
امام على (ع) فرمود: خداوند حج خانه خويش را بر شما واجب كرده است؛ خانهاى كه آن را قبله مردم قرار داده. . . حق آن را فريضه و حج آن را واجب كرده و زيارتش را بر شما نوشته [لازم دانسته] است. خداوند سبحان در قرآن مىفرمايد: «براى خداست، به عهده مردم، حج خانه خدا؛ هركس كه بتواند راهى بدان بيابد و هر كه كفر ورزد، همانا خداوند از جهانيان بىنياز است» .
الإمام الباقر (ع) :
بُنِي الإسلامُ عَلى خَمسةِ أشياءَ: عَلَى الصَّلاة والزَّكاةِ والحَجِّ والصَّومِ والوِلايةِ. (3)
امام باقر (ع) فرمود: اسلام بر پنج چيز استوار شده است: بر نماز، زكات، حج، روزه و ولايت.
عن عُمَرَ بنِ اُذَينَة قال: سَألتُه عن قولِ الله عزّوجلّ: وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ، قال: يعنى بِتمامِهما أداءَهما واتِّقاءَ مايتَّقى المُحرِمُ فيهما. (1)
عمر بن اذينه مىگويد: از امام صادق (ع) درباره اين سخن خداوند پرسيدم: حج و عمره را براى خدا تمام كنيد، فرمود: مقصود از تماميت اين دو، انجام آنها و پرهيز از هر چيزى است كه محرم در اين دو، از آن پرهيز مىكند.
الامام على (ع) :
وفَرضَ عَليكُم حَجَّ بَيتهِ الْحرامِ عَلامَةً لِتَواضُعِهم لِعَظمَتِه وَإذعانِهم لِعزَّتِه وَاخْتارَ مِنْ خَلقِه سُمَّاعاً أجابُوا إليه دَعوَته و صَدَّقوا كَلِمَتَهُ وَ وَقَفوا مَواقِفَ أنبيائه و تشَبَّهوا بمَلائِكَتِهِ المُطيفين بِعَرشِهِ. (2)
امام على (ع) فرمود: خداى سبحان، حج را نشانه تواضع مردم در پيشگاه عظمتش و [نشانة] پذيرش آنها نسبت به شكوهش قرار داده است و از بندگان خويش، شنوايانى را برگزيده كه دعوت او را لبيك گفته و سخن او را پذيرفتهاند و در جايگاههاى پيامآوران او ايستادهاند و شبيه فرشتگانى شدهاند كه برگرد عرش خدا در طوافاند.
فاطمة (س) :
فَرضَ اللهُ الايمانَ تَطهيراً مِنَ الشِّركِ. . . والْحَجَّ تَسنِيةً لِلدّينِ. (3)
حضرت فاطمه (س) فرمود: خداوند، ايمان را براى پاك شدن از شرك. . . و حج را بهخاطر جلوهبخشى دين واجب كرده است.
عن أبانِ بنِ عثمانَ: عمَّن أخبَرَه عن الإمامِ الباقِر (ع) قالَ:
قُلتُ لَه: لِمَ سُمِّي
الحَجُّ حَجّاً؟ قالَ: حجَّ فلانٌ: أي أفلحَ فلانٌ. (1)
ابان بن عثمان مىگويد: با يك واسطه، از امام باقر (ع) پرسيدم: چرا به حج، حج گفته مىشود؟ فرمود: فلانى حج كرد، يعنى رستگار شد.
الإمام الباقر (ع) : فى قولِ الله عزّوجلّ: لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ قال: الْعفوَ. (2)
امام باقر (ع) فرمود: منظور از منافع در آيه «تا شاهد منافعى براى خودشان باشند» ، عفو است.
الامام الصادق (ع) : . . .
وهذا بيتٌ اِستَعبدَ اللهُ بِهِ خَلقَه لِيَختَبِرَ طاعَتَهُم في اتيانِهِ، فَحَثَّهُم على تَعظيمِهِ و زيارَتِهِ وجَعَلَهُ مَحَلَّ أنبيائِهِ وقبلَةً لِلمُصَلّينَ إليه. . . . (3)
امام صادق (ع) فرمود: اين خانهاى است كه خداوند به وسيله آن، بندگانش را به پرستش خود فراخوانده است تا در انجام آن، ميزان طاعتش را بيازمايد. ازاينرو، بندگان را به بزرگداشت و زيارت آن تشويق كرده و آن را جايگاه پيامبران و قبلهگاه نمازگزاران قرار داده است.
الإمام الصادق (ع) :
لايَزالُ الدّينُ قائماً ماقامتِ الْكَعبةُ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: «تا وقتى كعبه برپاست دين هم برپاست» .
رسول الله (ص) :
الحَجُّ جِهادُ الضَّعيفِ. (5)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حج، جهاد هر ناتوان است.
رسول الله (ص) : لَحَجَّةٌ مَقبولَةٌ خيرٌ من عِشرينَ صلاةً نافِلَةً وَمَن طافَ بهذا البيتِ طَوافاً أحْصَى فيهِ اُسبوعَهُ وأحسَنَ رَكعَتَيهِ غَفَرَ اللهُ لَهُ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: به حقيقت، يك حج پذيرفته بهتر از بيست نماز مستحب است و هركس اين خانه را طواف كند و هفت شوطش را بشمارد و دو ركعت آن را نيكو بجا آورد، خداوند او را مىآمرزد.
رسول الله (ص) :
النَّفَقَةُ في الحَجِّ كالنَّفَقَةِ في سَبيل اللهِ بِسَبعمِائَةِ ضِعفٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: انفاق در حج، هفتصد برابرِ انفاق در راه خدا پاداش دارد.
الامام الصادق (ع) :
ما سَبيلٌ مِن سُبُلِ اللهِ أفضَلَ مِنَ الحَجِّ إلا رَجُلٌ يَخرُجُ بِسَيفِهِ فيُجاهِدُ في سَبيلِ اللهِ حَتَّى يُستَشهَدَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هيچ راهى از راههاى خدا، برتر از حج نيست، مگر آنكه كسى با شمشير قيام كند و در راه خدا بجنگد تا به شهادت برسد.
رسول الله (ص
) : ليس لِلحَجَّةِ المَبرورَةِ ثوابٌ الاّ الجَنَّةَ (4).
پيامبر خدا (ص) فرمود: پاداش حج نيكو، جز بهشت نيست.
رسول الله (ص) :
ما سَبَّحَ الحاجُّ مِن تَسبيحَةٍ ولا هَلَّلَ مِن تَهليلةٍ ولا كبَّرَ مِنْ تَكبيرةٍ إلاّ بُشِّرَ بها تَبشيرةً. (5)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حجگزار، هيچ تسبيح و تكبيرى نمىگويد، مگر آنكه
به سبب آن بشارتى به او داده مىشود.
رسول الله (ص) :
الحاجُّ ثَلاثةٌ: فَأفضَلُهم نَصيباً رَجلٌ غُفِرَ لَهُ ذنبُه ماتَقدَّمَ مِنْه وما تأخَّرَ ووَقاهُ اللهُ عَذابَ الْقبرِ وَأمّا الَّذي يَليهِ فرجلٌ غُفِرَ لَه ذَنبُه ماتَقَدَّمَ مِنه ويَستأنِفُ الْعَملَ فيما بَقِيَ مِن عُمرِه وأمَّا الَّذي يَليهِ فرَجُلٌ حُفِظَ في أهلِه ومالِه. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حاجيان سه گونهاند و بيشترين بهره، از آنِ كسى است كه گناهان گذشته و آيندهاش بخشوده شود و خداوند، از عذاب قبر نگاهش دارد. پس از او، كسى است كه گناهان گذشتهاش آمرزيده شود و بايد براى باقىمانده عمرش، عمل از سرگيرد. پس از او كسى است كه تنها خانواده و مالش حفظ مىشوند.
رسول الله (ص) :
عندَما نَظَرَ إلى قِطارِ جمالِ الحَجيجِ: لاتَرفَعُ خُفّاً الاّ كُتِبَتْ لَهُم حَسَنَةٌ، ولا تَضَعُ الاّ مُحِيَتْ عَنهم سَيّئةٌ وإذا قَضَوا مناسِكَهم قيلَ لهم: بَنَيتُم بِناءً فَلا تَهدِموهُ، كُفِيتُم مامضى فأحسِنوا فيما تَستقْبِلونَ. (2)
پيامبر خدا (ص) هنگامى كه به كاروان شترهاى حاجيان نگاه كرد، فرمود: هيچ گامى برنمىدارند، مگر آنكه برايشان حسنه نوشته شود و هيچ گامى نمىگذارند، مگر آنكه گناهى از آنها محو مىشود و هرگاه اعمال حج خود را به پايان برند، به آنها گفته مىشود: بنايى ساختيد، پس ويرانش نكنيد. گناهان گذشته شما بخشوده شد، براى آينده كار نيك انجام دهيد.
الامام الصادق (ع) :
إنَّ العَبدَ المؤمِنَ حينَ يَخرُجُ مِن بيتِهِ حاجّاً لايَخطُو خُطوَةً
ولا تَخْطُو بِهِ راحِلَتُهُ إلاّ كَتَبَ اللهُ لَهُ بها حَسَنَةً ومَحا عنه سَيئَةً وَرَفَعَ لَهُ بِها دَرَجَةً. (1)
امام صادق (ع) فرمود: بندة مؤمن وقتى به قصد حج از خانهاش بيرون مىآيد، خود و مركبش گامى برنمىدارند، مگر اينكه خداوند حسنهاى براى او مىنويسد و گناهى را از او محو مىكند و درجهاى برايش مىافزايد.
الامام الصادق (ع) :
الحُجّاجُ يَصدُرونَ على ثلاثَةِ أصنافٍ: صِنفٌ يُعتَقُ مِنَ النّار وصنِفٌ يَخرُجُ مِنْ ذنوبِهِ كَهَيئةِ يومٍ وَلَدتهُ اُمُّةُ وصِنفٌ يُحفَظُ في أهلِهِ ومالِهِ، فذاكَ أدنى مايرجِعُ بِهِ الحاجُّ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: حاجيان سهگونه از حج بازمىگردند: يك گروه از آتش نجات مىيابند؛ گروهى از گناهانشان پاك مىشوند، مانند روزى كه از مادر زاده شدهاند و گروهى هم تنها خانواده و مالشان حفظ مىشود. اين كمترين چيزى است كه حجگزار، آن را با خود مىآورد.
رسول الله (ص) :
النَّفَقَةُ فِي الحَجِّ كَالنَّفَقَةِ في سَبيلِ اللهِ سَبعمِائَةِ ضِعفٍ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: انفاق در حج، هفتصد برابر انفاق در راه خدا پاداش دارد.
الإمام على (ع) : - فى حَديثِ الأربَعمِائَة: . . . دِرهَمٌ ينفِقُه الرَّجُلُ فى الحَجِّ
يعدِلُألفَ دِرهَمٍ. (1)
امام على (ع) - در حديث چهارصد موعظه - فرمود: يك درهم كه كسى در راه حج خرج كند، برابر با هزار درهم است.
الإمام الصادق (ع) :
دِرهَمٌ في الحَجِّ أفضَلُ مِن ألفَي ألفٍ فيما سِوى ذلِكَ مِن سَبيلِ اللهِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: يك درهم در حج، برتر از دو ميليون درهم در غير آن است كه در راه خدا داده شود.
الإمام الصادق (ع) :
دِرهمٌ تُنفِقُهُ في الحجِّ أفضلُ مِن عشرينَ ألفَ درهمٍ تُنفِقُها في حقٍّ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: يك درهم كه در راه حج خرج مىكنى، برتر از بيست هزار درهم است كه در راه حق انفاق مىكنى.
الإمام الصادق (ع) :
مَن أنفَقَ درهماً في الحجِّ كان خيراً له من مائةِ ألفِ درهمٍ يُنفِقُها في حقٍّ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه در راه حج يك درهم خرج كند، براى او بهتر از صد هزار درهم است كه در راه حق انفاق كند.
جاءَنى سديرُ الصَّيرَفى فَقالَ: إنَّ أبا عبداللهِ يقرَأُ عَلَيكَ السَّلامَ ويقولُ لَكَ: مالَكَ لاتَحُجُّ؟ ! اِستَقرِض و حُجَّ. (5)
[عقبه مىگويد]: سدير صيرفى، نزد من آمد و گفت: امام صادق (ع) به تو سلام مىرساند و به تو مىفرمايد: چرا حج نمىروى؟ ! قرض كن و به حج برو.
عن معاويةَ بنِ وَهَبٍ عَن غيرِ واحدٍ: قُلتُ لأبى عبدالله (ع) : إنّى رجلٌ ذو دَينٍ، أفَأتدينُ وأحُجُّ؟ فقال: نَعَم، هُو أقْضَى لِلدِّين. (1)
از معاويه بن وهب با سندهاى متعدد: به امام صادق (ع) گفتم: من مردى بدهكارم. آيا وام بگيرم و به حج بروم؟ ! فرمود: آرى! حج، بهتر قرض را ادا مىكند.
عن عبدالله بن يحيى الكاهلِى: سَمِعتُ أبا عبداللهِ يقولُ ويذكُرُ الحَجَّ، فَقالَ: قالَ رَسولُ اللهِ: هُوَ أحدُ الجِهادَينِ وَما مِنْ مَلِك ولا سُوقَةٍ يصِلُ إلَى الحَجِّ إلاَّ بِمَشَقَّةٍ؛ فى تَغييرِ مَطعَمٍ أو مَشرَبٍ أو ريحٍ أو شَمسٍ لايستَطيعُ رَدَّها وذلِكَ قَولُهُ وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ. (2)
عبدالله بن يحيى كاهلى مىگويد: از امام صادق (ع) شنيدم كه از حج ياد مىكرد و فرمود: پيامبر خدا (ص) فرمود: حج، يكى از دو جهاد است. نه شاه و نه رعيت، جز با رنج و زحمت به حج نمىتوانند رسيد؛ جايگاه غذا و آبخورى و نيز آب و هوا تغيير مىكند و كسى را ياراى جلوگيرى از آن نيست و اين است سخن خداوند كه: «بارهايتان را به شهرى
مىبرند كهجز با رنجورى جانها، توان رسيدن به آن را نداريد. به قطع پروردگارتان، دلسوز و مهربان است» .
عن ابن عباس: انّ رجلاً أوْقَصَتْهُ راحِلَتُه وهو مُحرِمٌ، فماتَ، فقالَ رَسولُالله (ص) : إغْسِلوهُ بماءٍ وسِدرٍ وكَفِّنوهُ فى ثوبَيهِ ولا تُخَمِّروا رأسَه ولاوَجْهَهُ، فإنّه يبعَثُ يومَ القيامةِ مُلَبّياً. (1)
ابن عباس مىگويد: مركب مرد مُحرمى او را به زمين زد و [در اثر شكستن گردن،] مُرد. پيامبر خدا (ص) فرمود: او را با آب و سدر غسل دهيد و در همان لباس احرامش كفن كنيد و سر و صورتش را نپوشانيد. همانا او روز قيامت لبيكگويان برانگيخته مىشود.
رسول الله (ص) :
مَن ماتَ مُحرِماً حُشِرَ مُلَبِّياً. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس در حال احرام بميرد، لبيكگو برانگيخته مىشود.
رسول الله (ص) : مَن ماتَ فى هذا الوَجهِ مِن حاجٍّ أو مُعتَمِرٍ لميعرَض و لم يحاسَب وقيلَ لَهُ: اُدخُلِ الجَنَّةَ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه در اين مسير [راه كعبه] بميرد، به حج آمده باشد يا به عمره، او را براى حساب به محشر نمىآورند و به او گفته مىشود: وارد بهشت شو.
الإمام الصادق (ع) :
مَن ماتَ في طريقِ مكّةَ، ذاهِباً أو جائياً، أمِنَ مِنَ الفَزَعِ
الأكبرِ يومَ القيامَةِ. (1)حج و عمره در قرآن و حديث، ص 2٧2.
(2)حج و عمره در قرآن و حديث، ص 2٧2. (3) امام صادق (ع) فرمود: كسى كه در مسير مكه بميرد، چه در رفتن و چه در بازگشت، از هول عظيم روز قيامت ايمن خواهد بود.
الإمام الصادق (ع) :
الحجُّ والعُمرَةُ سُوقانِ مِن أسواقِ الآخِرَةِ والعامِلُ بِهما في جِوارِ الله، إنْ أدْركَ مايأمُلُ غَفَرَ اللهُ لَهُ وانْ قَصُرَ بهِ أجلُهُ وَقَعَ أجرُهُ عَلَى اللهِ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: حج و عمره، دو بازار از بازارهاى آخرتند و گذارنده آنها در پناه خداست. اگر به آنچه مىخواهد برسد، خدا او را مىآمرزد و اگر پيش از آن اجلش در رسد، پاداشش برعهده خداست.
رسول الله (ص) :
مَن أرادَ الدُّنيا والآخِرَةَ فَليَؤمَّ هذَا البَيتَ، فَما أتاهُ عَبدٌ يَسأَلُ اللهَ دُنيا إلاّ أعطاهُ اللهُ مِنها ولايَسألُهُ آخِرَةً إلاَّ ادَّخَرَ لَهُ مِنها. (5)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس دنيا و آخرت مىخواهد، آهنگ اين خانه كند كه بندهاى بدان روى نياورده و از خدا دنيا را نخواسته مگر آنكه خداوند از آن، به او داده است و آخرت را از او نخواسته، جز آنكه از آن برايش اندوخته است.
رسول الله (ص) :
حُجُّوا، فانَّ الْحَجَّ يَغْسِلُ الذُّنوبَ كما يَغْسِلُ الماءَ الدَّرَنَ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: به حج خانه خدا برويد؛ زيرا حج گناهان را مىشويد؛ همچنانكه آب، چرك را.
رسول الله (ص) :
تابِعُوا بَينَ الحَجِّ والعُمرةِ، فإنَّهما يَنفيانِ الْفَقرَ والذُّنوبَ كَما يَنفي الكِيرُ خَبَثَ الحَديدِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: پيوسته حج و عمره گزاريد؛ چراكه اين دو، فقر و گناهان را از بين مىبرد؛ آنگونه كه كوره آهنگرى، زنگارِ آهن را مىبَرَد.
رسول الله (ص) :
مَن حَجَّ للهِ، فَلَمْ يَرفَثْ و لَمْيَفْسُقْ، رَجَعَ كيومٍ وَلَدتهُ أمُّهُ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه حج گزارد و [در حال احرام]، آميزش و گناه نكند، گناهان گذشتهاش بخشوده مىشود.
رسول الله (ص) :
مَن خَرَجَ حاجّاً يُريدُ وجهَ اللهِ فقد غَفَرَ الله لَهُ ماتَقَدَّمَ مِن ذَنْبِه وما تأخَّرَ وشُفِّعَ فيمَن دَعا لَهُ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه به قصد حج به راه افتد و جز خدا نيتى نداشته باشد، به يقين خداوند عزوجل گناهان گذشته و آيندهاش را مىبخشايد و شفاعت او را درباره كسى كه دعايش كند، مىپذيرد.
رسول الله (ص) :
اللّهمَّ اغفِر لِلْحاجِّ ولِمَنِ اسْتَغفَرَ لَهُ الحاجُّ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: خدايا! حجگزار و كسى را كه حجگزار براى او آمرزش مىطلبد، بيامرز.
رسول الله (ص) :
حُجُّوا لَن تَفتَقِروا (2).
پيامبر خدا (ص) فرمود: حج كنيد كه هرگز نيازمند نمىشويد.
رسول الله (ص
) : الحَجُّ والعُمرَةُ يَنفيانِ الفَقرَ، كما يَنفِي الكِيرُ خَبَثَ الحَديد. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حج و عمره فقر را مىزدايد؛ همانگونه كه كوره آهنگرى، زنگار آهن را مىزدايد.
رسول الله (ص) :
حُجُّوا تَستَغنَوا. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حج كنيد كه بىنياز مىشويد.
الامام زين العابدين (ع) :
حُجُّوا وَاعتَمِروا تَصِحَّ أبدانُكُم وتَتَّسِعَ أرزاقُكُم وتُكفَونَ مَؤوناتِ عِيالِكُم. (5)
امام زينالعابدين (ع) فرمود: حج و عمره برويد تا تندرست شويد و روزىهاىتان وسعت يابد و مخارج خانواده شما تأمين شود.
عن إسحاق بن عمّار: قُلتُ لأبى عبداللهِ: إنّى قدوَطَّنتُ نفسى على لُزومِ الحَجِّ كُلَّ عامٍ بِنَفسى، أو برَجُلٍ مِن أهلِ بَيتى بِمالى. فقالَ:
و قَد عَزَمتَ عَلى ذلكَ؟ قُلتُ نعم، قالَ:
إن فَعَلتَ ذلكَ فَأبشر بِكَثرةِ الْمالِ. (1)
اسحاق بن عمار مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: من خود را آماده كردهام كه هر سال، خود يا كسى از خانوادهام با مال من به حج برود. فرمود: آيا بر اين كار مصمم هستى؟ گفتم: آرى! فرمود: اگر چنين كنى، مژده باد كه مالت زياد خواهد شد.
الامام الصادق (ع) :
الحاجُّ لايَزالُ عَليه نورُ الحَجِّ ما لَم يُلِمَّ بِذَنبٍ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: حجگزار تا خود را به گناهى نيالوده، نورانيت حج با اوست.
الإمام الصادق (ع) :
ضَمانُ الحاجِّ المؤمِنِ عَلَى اللهِ، إن ماتَ في سَفَرِهِ أدخَلَهُ الجَنَّةَ وإن رَدَّهُ إلى أهلِهِ لَميُكتَب عَلَيهِ ذَنبٌ بَعدَ وُصولِهِ إلى أهلِهِ إلى مُنتَهى سَبعينَ لَيلَةً. (3)
امام صادق (ع) فرمود: ضمانت حجگزار با ايمان، بر خداست. اگر در سفرش بميرد، او را وارد بهشت مىكند و اگر او را به خانوادهاش بازگرداند، پس از رسيدن به خانواده تا سپرى شدن هفتاد شب، گناهى براى او نوشته نمىشود.
الإمام الصادق (ع) :
إنَّ ضَيفَ اللهِ عزَّوجلَّ رَجُلٌ حَجَّ واعتَمَرَ، فَهُوَ ضَيفُ
اللهِ حَتّى يَرجِعَ إلى مَنزِلِهِ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: ميهمان خداوند كسى است كه به حج و عمره برود؛ تا او به خانهاش برگردد ميهمان خداست.
الإمام الصادق (ع) - بِعَرَفَةَ -: اللّهُمَّ. . . أنا ضَيفُك فَاجعَل قِراى اللَّيلَةَ، الجَنَّةَ. (2)
امام صادق (ع) - در عرفات - فرمود: خدايا! من ميهمان توام، پس بهرهام را در اين شب، بهشت قرار بده.
الإمام الصادق (ع) : - عِندَما سَألَهُ سائلٌ: لِمَ كُرِهَ الصِّيامُ فى أيامِ التَّشريقِ؟ - لأنّ القومَ زُوّارُ اللهِ وَهُم أضْيافُه وفى ضِيافَتِهِ ولا ينبَغى لِلضَّيفِ أنْ يصُومَ عِندَ مَن زارَهُ وأضافَهُ. (3)
امام صادق (ع) در پاسخ كسى كه از ايشان پرسيد: چرا روزه در ايام تشريق مكروه است؟ فرمود: زيرا اين گروه، زائران خدا و در ميهمانى اويند و سزاوار نيست كه ميهمان نزد كسى كه به زيارتش رفته و او را ميهمان كرده است، روزه بگيرد.
رسول الله (ص) :
الحاجُّ في ضَمانِ اللهِ عزّوجلّ مُقبلاً ومُدبراً، فإنْ أصابَهُ في سَفرِهِ تَعَبٌ أوْ نَصَبٌ غُفِرَ له بذلك سيِّئاتُه وكانَ لَهُ بِكُلِّ قَدَمٍ يَرفَعُه ألفُ درجةٍ في الجنّةِ وبكلِّ قَطرَةٍ تُصيبُهُ مِن مَطَرٍ أجرُ شهيدٍ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حجگزار چه در رفتن و چه در بازگشتن، در ضمانت خداست. پس اگر در سفرش به او رنج يا خستگى برسد به خاطر آن، گناهانش آمرزيده مىشود و در برابر هر گامى كه برمىدارد، هزار درجه در بهشت بالا مىرود و مقابل هر قطره بارانى كه به او ببارد، پاداش يك شهيد دارد.
الإمام الصادق (ع) :
الحَجُّ والعُمرَةُ سوقان مِن أسواقِ الآخرَةِ، اللاّزِمُ لَهُما في ضَمانِ اللهِ إن أبقاهُ أدّاهُ إلى عِيالِهِ وإن أماتَهُ أدخَلَهُ الجَنَّةَ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: حج و عمره، دو بازار از بازارهاى آخرتند؛ كسى كه پيوسته به حج و عمره مىرود، در ضمانت خداست. اگر او را باقى بدارد، به خانوادهاش مىرساند و اگر او را بميراند، وارد بهشتش مىكند.
الامام الصادق (ع) :
الحاجُّ والمُعتَمِرُ في ضَمانِ اللهِ، فإنْ ماتَ متوَّجِّهاً غَفَرَ اللهُ لَهُ ذنوبَه وإنْ ماتَ مُحرِماً بَعَثَهُ اللهُ مُلبّياً وإنْ ماتَ بأحَدِ الحرمَيْنِ بَعثه اللهُ مِنَ الآمِنينَ وإنْ ماتَ مُنصَرِفاً غَفَرَ اللهُ لَهُ جَميعَ ذُنوبِهِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: حجگزار و عمرهگزار، در ضمانت خدايند. اگر در راه رفتن به حج بميرد، خداوند گناهانش را مىآمرزد و اگر در حال احرام بميرد، خداوند او را لبيكگوى برمىانگيزاند و اگر در يكى از دو حرم [خانه خدا و حرم پيامبر (ص)] بميرد، خداوند او را در زمره ايمنشدگان [از عذاب] محشور مىكند و اگر در بازگشت بميرد، خداوند همه گناهانش را مىآمرزد.
قال رسول الله (ص
) : لَوتَركَ النّاسُ الحَجَّ عاماً واحِداً مانوظِروا. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: اگر يك سال همه مردم، حج رفتن را ترك كنند، به آنها مهلت داده نخواهد شد [و كيفر مىشوند].
قال رسول الله (ص) :
إذا تَركَتْ اُمَّتي هذَا البَيتَ أن تَؤُمَّهُ لَم تُناظَر. (2)
هرگاه امتم، قصد آمدن به زيارت خانه خدا را ترك كنند، به آنان مهلت داده نخواهد شد.
الإمام الباقر (ع) :
كانَ في وَصيَّةِ أميرِالْمؤمنينَ لاتَترُكوا حَجَّ بَيتِ رَبِّكُم فَتَهلِكوا. (3)
امام باقر (ع) فرمود: در وصيت اميرمؤمنان (ع) چنين آمده بود: حج خانه پروردگارتان را ترك نكنيد كه هلاك خواهيد شد.
الإمام الصادق (ع) :
ليس في تَركِ الحَجِّ خَيرَةٌ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: در ترك حج، هيچ خيرى نيست.
الإمام الصادق (ع) :
إنَّ اللهَ لَيدفَعُ بِمَن يَحُجُّ مِن شيعَتِنا عَمَّن لايحُجُّ ولَو أجمَعوا عَلى تَركِ الحَجِّ لَهَلَكوا. (5)
امام صادق (ع) فرمود: همانا خداوند به سبب شيعيانى از ما كه حج
مىگزارند، [عذاب را] از آنها كه حج نمىكنند، دفع مىكند. اگر همه بر ترك حج همدستى كنند، هلاك مىشوند.
رسول الله (ص)
في وَصيَّتِهِ لِعَليٍّ: يا عَلِيُّ، كَفَرَ بِاللهِ العَظيمِ مِن هذِهِ الامَّةِ عَشَرَةٌ: . . . و مَن وَجَدَ سَعَةً فَماتَ و لم يَحُجَّ. (1)
پيامبر خدا (ص) در وصيتش به على (ع) فرمود: اى على! از اين امت ده گروه به خداوند، كافر شدهاند: . . . و كسانى كه توانگرند و بىآنكه به حج رفته باشند، از دنيا مىروند.
رسول الله (ص) :
مَن مَلَكَ زاداً وراحلَةً تُبَلِّغُهُ إلى بَيتِ اللهِ ولَم يَحُجَّ فَلا عليه أن يَموتَ يَهوديّاً أو نَصرانيّاً وذلكَ أنَّ اللهَ يَقولُ في كِتابِهِ: (وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس رهتوشه و مركبى داشته باشد كه او را به خانه خدا برساند، ولى حج نرود، فرقى نيست كه يهودى بميرد يا نصرانى (مسلمان نمىميرد) . اين، بدان جهت است كه خداوند در قرآن مىفرمايد: «براى خدا برعهده مردم است كه هركس مىتواند، حج خانه خدا كند» .
رسول الله (ص) :
مَن لم يمنَعهُ عَنِ الحَجِّ حاجَةٌ ظاهرةٌ أو سُلطانٌ جائرٌ أو مَرَضٌ حابسٌ، فَماتَ ولَم يَحُجَّ فَليَمُتْ إن شاءَ يَهوديّاً وإن شاءَ نَصرانِياً. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه حاجتى آشكار يا حاكمى ستمگر يا بيمارى بازدارندهاى او را از حج باز ندارد، ولى بىآنكه حج انجام دهد از دنيا برود، مىخواهد يهودى بميرد يا نصرانى!
الإمام الصادق (ع) :
إذا قَدَرَ الرَّجُلُ عَلى ما يحُجُّ بِهِ ثُمَّ دَفَعَ ذلكَ عَنهُ وليسَ لَهُ شُغلٌ يَعذِرُهُ بِهِ، فَقد تَرَك شريعَةً مِن شرائِعِ الإسلامِ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: هركس توان حج رفتن داشته باشد، ولى نرود، بىآنكه كارى داشته باشد كه عذر او به حساب آيد، به يقين دستورى از دستورهاى اسلام را ترك كرده است.
الامام الصادق (ع) :
أنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يُسَوِّفُ الحَجَّ لايمنَعُهُ مِنهُ إلا تجارَةٌ تشغَلُهُ أو دَينٌ لَهُ، فقال: لاعُذرَ لَهُ، لَيسَ يَنبَغي لَهُ أن يُسَوِّفَ الحَجَّ، فَإن مات فقد تَرَكَ شريعَةً مِن شَرائعِ الإسلامِ. (2)
امام صادق (ع) - آنگاه كه از ايشان درباره مردى پرسيدند كه حج رفتن را به تأخير مىاندازد و جز تجارتى كه او را مشغول ساخته، يا قرضى كه دارد، چيزى مانع رفتن او نيست - فرمود: بهانهاش را نمىپذيرم؛ سزاوار نيست كه حج را تأخير بيندازد [و امروز و فردا كند]. پس اگر بميرد، قطعاً يكى از دستورهاى اسلام را ترك كرده است.
الإمام الكاظم (ع) : فى قولِهِ تعالى: هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَ-رِينَ أَعْمالاً إنَّهُمُ الّذينَ يتمادَونَ بِحَجِّ الإسلامِ ويسَوِّفونَهُ. (3)
امام كاظم (ع) در تفسير آيه «آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين افراد، چه كسانى هستند؟» فرمود: آنها كسانىاند كه حج واجب را به تأخير مىاندازند و امروز و فردا مىكنند [تا از دست برود].
. . . سُئِلَ أبو جَعفرٍ عن البَيتِ: أكانَ يحَجُّ إليهِ قَبلَ أن يبعَثَ النَّبِى؟ قالَ: نَعَم، لايعلَمون أنَّ النّاسَ قدكانوا يحُجّونَ ونُخبِرُكُم أنَّ آدَمَ ونوحاً وسليمانَ قدحَجُّوا البَيتَ بالجِنِّ والإنسِ والطَّيرِ وَلَقَد حَجَّهُ موسى عَلى جَمَلٍ أحمَرَ. (1)
از امام باقر (ع) سؤال شد: آيا پيش از بعثت پيامبر (ص) ، خانه خدا زيارت مىشد؟ فرمود: آرى! نمىدانند كه مردم، پيشتر هم حج مىگزاردند و ما به شما خبر مىدهيم كه آدم، نوح و سليمان، با جن و انس و پرندگان، حج خانه خدا كردهاند. موسى سوار بر شترى سرخمو حج گزارد، [در حالىكه مىگفت: لبيك، لبيك!].
الامام الباقر (ع) : إنَّ سليمانَ بنَ داوودَ (ع) حَجَّ البَيتَ فى الجنِّ والإنسِ والطَّيرِ والرّياحِ وَكَسَا البَيتَ القُباطِى. (2)
امام باقر (ع) فرمود: سليمان بن داوود (ع) همراه جن و انس و پرندگان و بادها، خانه خدا را حج كرد و بر كعبه، قباطى (3)پوشاند.
الإمام الصادق (ع) :
لمَّا أفاضَ آدمُ مِن مِنا تَلَقَّتْهُ الملائكةُ، فقالوا: يا آدمُ، بُرَّ حّجُّكَ، أما إنَّهُ قَد حَجَجْنا هَذا الْبيتَ قبلَ أنْ تَحُجَّهُ بِألفَي عامٍ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: چون آدم (ع) از منا كوچ كرد، فرشتگانى به استقبال او آمدند و گفتند: اى آدم! حجّت قبول! ما دو هزار سال پيش از حج تو، اين خانه را زيارت كردهايم [حج گزاردهايم].
اعمال و مناسك اين سفر معنوى از دو بخش عمره و حج تشكيل شده است. به دليل همسان بودن بعضى اعمال و مناسك در حج و عمره اين موارد فقط يكبار مطرح مىشود مانند طواف، نماز طواف و سعى بين صفا و مروه كه هم در حج مطرح است و هم در عمره.
الامام الباقر (ع) :
عِندَما سُئِلَ: هَل يدخُلُ الرَّجُلُ مَكَّةَ بغيرِ إحرامٍ؟ لا، إلاّ مَريضٌ أو مَن بِهِ بَطَنٌ. (1)
امام باقر (ع) هنگامى كه از ايشان پرسيده شد: آيا كسى مىتواند بدون احرام وارد مكه شود؟ فرمود: نه، مگر بيمار يا كسى كه دل درد [ناراحتى در شكمش] دارد.
الامام الصادق (ع) :
حَرَّمَ الله المَسجِدَ لِعِلَّةِ الكَعبةِ وحَرَّمَ الحَرَمَ لِعِلَّةِ المَسجدِ وَوَجَبَ الإحرامُ لِعِلَّةِ الحَرَمِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: خداوند مسجدالحرام را به خاطر كعبه، حرام قرار داد و حرم را به خاطر مسجدالحرام، حرام و احرام به خاطر حرم، واجب شد.
الامام الكاظم (ع) :
مَن كانَ مِن مَكَّةَ على مَسيرَةِ عَشَرَةِ أميالٍ لميَدْخُلها إلاّ بِإحْرامٍ. (1)
امام كاظم (ع) فرمود: هركس از مكه به اندازه ده ميل فاصله دارد، جز با احرام، وارد آن نشود.
الامام الرضا (ع) : فَإن قيلَ: فَلِمَ اُمِروا بِالإحرام؟
قيلَ لأن يَخشَعوا قَبلَ دُخولِهِم حَرَمَ الله وأمنَهُ ولئِلاّ يَلهُوا وَيَشتَغِلوا بِشَيءٍ مِن اُمورِ الدُّنيا ولَذّاتِها وَيَكونوا صَابرينَ فيما هُم فيهِ قاصِدينَ نَحوَهُ مُقبلينَ عَلَيهِ بكُلِّيتهِم. (2)
امام رضا (ع) فرمود: همانا مردم، مأمور شدهاند كه احرام ببندند، تا پيش از ورود به حرم امن خداوند خشوع پيدا كنند و به چيزى از كارهاى دنيا و زينتها و لذّتهاى آن، سرگرم و مشغول نباشند و در راه آنچه به سوى آن آمدهاند، شكيبا باشند و با همه وجودشان رو به خانه خدا آورند.
عَنْ ابنِ عبّاس: إنّ النّبى وَقَّتَ لأهْلِ المَدينَةِ ذَاالحُلَيفَةِ ولأهْلِ الشّامِ الجُحْفَةَ ولأهْلِ نَجْدٍ قَرنَ المَنازِلِ ولأهْلِ اليمَنِ يلَمْلَمَ. هُنَّ لَهُنَّ ولِمَن أتى عَلَيهِنَّ مِنْ غَيرِهِنَّ مِمَّنْ أرادَ الْحَجَّ والعُمرَةَ وَمَنْ كانَ دُونَ ذلكَ فَمِنْ حَيثُ أنْشَأ حتَّى أهلُ مكَّةَ مِن مَكَّةَ. (3)
ابن عباس مىگويد: پيامبر خدا (ص) براى اهل مدينه، «ذو الحُلَيفه» و براى
شاميان، «جُحفه» و براى اهل نجد، «قرن المنازل» و براى اهل يمن،
«يلملم» را ميقات قرار داد. اين ميقاتها براى آنها و كسانى هستند كه بر اين مكانها وارد مىشوند و هر كس كه از اينها به مكه نزديكتر باشد، از هر جا كه حركت كند، [همانجا ميقات او خواهد بود] حتى اهل مكه [ميقات آنها] از مكه است.
الإمام الصادق (ع) : الإحرامُ مِن مَواقيتَ خَمْسَةٍ وَقَّتَها رَسولُ اللهِ (ص) لاينبَغي لِحاجٍّ ولا لِمُعتَمِرٍ أنْ يُحرِمَ قَبْلَها ولا بَعدَها. . . ولا ينبَغي لأحَدٍ أنْ يرغَبَ عَنْ مَواقيتِ رَسولِ اللهِ (ص) . (1)
امام صادق (ع) فرمود: احرام از ميقاتهاى پنجگانه است كه پيامبر خدا (ص) تعيين كرده است. سزاوار نيست كه حجگزار و عمرهگزار پيش از آنها يا پس از آنها احرام ببندد. . . و سزاوار نيست كسى از ميقاتهاى پيامبر خدا (ص) روىگرداند.
الامام الصّادقِ (ع) :
إذَا انتَهَيتَ إلى العَقيقِ مِن قِبَلِ العِراقِ. . . وَأنتَ تُريدُ الإحرامَ إنشاءَاللهُ فَانْتَفِ إبطَيكَ. . . ثُمَّ استَكْ وَاغْتَسِلْ. . . . (2)
امام صادق (ع) فرمود: وقتى از سوى عراق به «عقيق» يا به يكى از ميقاتها رسيدى و به خواست خداوند خواستى احرام ببندى، موهاى زير بغلت را بزداى. . . سپس مسواك بزن و غسل كن.
الامام الصادق (ع) :
إنَّ الغُسْلَ في أرْبَعَةَ عَشَر مَوْطِناً: غُسْلُ المَيِّتِ وغُسلُ الجُنُبِ، . . . والعِيدينِ ويَومِ عرفةَ وغُسلِ الإحرامِ وَدخولِ الكَعبةِ وَدخولِ
المَدينةِ وَدخولِ الحرمِ، والزِّيارةِ و. . . . (1)
امام صادق (ع) فرمود: غسل در چهارده جا ثابت شده است: غسل ميت، غسل جنب، غسل مس ميت، غسل جمعه، غسل عيد فطر و عيد قربان، غسل روز عيد عرفه، غسل احرام و غسل هنگام دخول در خانه كعبه و غسل هنگام دخول در مدينه و غسل هنگام دخول در حرم مكه و غسل زيارت و. . . .
الامام الصّادقُ (ع
) : . . . وأنتَ تُريدُ الإحرامَ. . . وَاغْتَسِلْ وَألْبِسْ ثَوبَيكَ، وَلْيكُنْ فِراغُكَ مِنْ ذلكَ إنشاءَاللهُ عندَ زوالِ الشَّمسِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه خواستى احرام ببندى. . . غسل كن و دو جامه احرام را بپوش و چنان كن كه فارغ شدنت از اينها، هنگام ظهر باشد.
عَنْ بَعضِهِم (ع) قال:
أحْرمَ رَسولُ الله (ص) في ثَوبَي كُرْسُفٍ. (3)
يكى از ائمه (ع) فرمود: پيغمبر اكرم (ص) در دو لباس پنبهاى محرم شد. [يعنى سفيد].
عَن الحُسَينِ بنِ المُختار قال: قُلْتُ لأبى عَبدِالله (ع) . يحرِمُ الرَّجُلُ بالثَوبِ الأسوَدِ؟ قالَ: لا يحرِمُ فى الثّوبِ الأسْوَدِ ولا يكَفَّنُ بِهِ المَيتُ. (4)
از امام صادق (ع) پرسيده شد: آيا مىشود در لباس سياه احرام بست؟
حضرت فرمود: با لباس سياه احرام نبندند و ميت با لباس سياه كفن نمىشود.
الامام الرّضا (ع) :
إذا بَلَغْتَ المِيقات فَاغْتَسِلْ أو تَوَضَّأ وَألبِسْ ثيابَكَ. . . . (1)
امام رضا (ع) فرمود: هنگامى كه به ميقات رسيدى غسل كن يا وضو بگير و لباس احرام بپوش. . . .
قالَ سيدُ السّاجدين زينُالعابدين لِشِبْلى: فَحينَ تَنَظَّفْتَ وأحْرَمْتَ وعَقَدْتَ الْحَجَّ نَوَيتَ أنّكَ تَنَظَّفْتَ بِنُورَةِ التَّوبةِ الخالصةِ لِلّهِ تعالى. (2)
حضرت امام سجاد (ع) به شبلى فرمود: آيا هنگامى كه نظافت مىكردى و احرام مىبستى و عقد حج مىبستى، نيت كردى كه نظافت كردى به نور توبه خالصانه براى خداوند متعال؟ !
الامام الصادق (ع) :
فإذا بَلَغْتَ فَاغتسِلْ وَألبِسْ ثَوبيَ الإحرامِ. . . فأحْمَدِ اللهَ وَأثْنِ عَليهِ وَصَلِّ عَلَى النَّبيِّ (ص) ثُمّ تَقولُ: أللّهمَّ إنّي اُريدُ ما أمَرْتَ بِهِ مِنَ التَّمتُّعِ بالعُمرةِ إلَى الْحَجِّ عَلى كتابكَ وَسنّةِ نبيِّكَ صَلواتُكَ عليه وآلِه، فإنْ عَرَضَ لي عارضٌ يَحْبِسُني فَحِلَّني حَيثُ حَبَسْتَني لِقَدَرِك الّذي قَدَّرْتَ عليّ. . . . (3)
امام صادق (ع) فرمود: هنگامى كه به ميقات رسيدى غسل كن و دو لباس احرامت را بپوش. . . سپس حمد خداوند سبحان را به زبان آور و بر پيغمبراكرم (ص) درود فرست و ثنا بگو بر او و بعد از آن بگو: خدايا من
من اراده كردم آنچه را كه تو امر كردى از حج بر اساس قرآنت و سنت پيغمبرت كه درود و سلامت بر او و خاندانش باد، پس خدايا اگر عارض و مانعى برايم پيش آيد، تو خودت آن را برطرف كن، همانطور كه آن مانع در نامه عمل من مقدَر بود. . . .
عَن خُزَيمَةَ بنِ ثابتٍ: إنّ النّبى (ص) : كَانَ إذا فَرَغَ مِن تَلبِيةٍ سَألَ اللهَ رِضوانَه ومَغفِرَتَه وَاسْتَعاذَ بِرَحمتِهِ مِنَ النّارِ. (1)
خزيمة بن ثابت مىگويد: هرگاه پيامبر اكرم (ص) از لبيكگويى فارغ مىشد، از خداوند عزوجل رضوان و آمرزش مىطلبيد و از آتش دوزخ به رحمتش پناه مىبرد.
عَن أبانَ، عَمَّن أخْبَرَهُ، عَنِ الإمام الباقِر (ع) : قُلْتُ لَهُ لِمَ سُمِّيتِ التَّلبيةُ تَلْبيةً؟ قالَ: إجابةً، أجابَ موسى (ع) ربَّهُ. (2)
به نقل از أبان، از كسى كه براى او چنين روايت كرد: به امام باقر (ع) گفتم: چرا به لبيكگويى «تلبيه» مىگويند؟ حضرت (ع) فرمود: به خاطر اينكه كلمه اجابت است، موسى (ع) پروردگارش را چنين جواب داد.
عَن سليمانِ بنِ جَعفرٍ: سألتُ أبا الْحسنِ (ع) عَنِ التَّلبيةِ وعِلَّتِها، فقال: إنّ النّاسَ إذا أحرَموا ناداهُم اللهُ عزَّوجلَّ، فَقالَ: عِبادى وَإمائى، لَاُحَرِّمنَّكُم عَلى النّارِ كَما أحْرَمْتُم لى، فَقولُهم: «لَبَّيكَ أللّهُمَّ لبَّيك» ، إجابةٌ لِلّهِ عزّوجلّ عَلى نِدائه لَهُم. (3)
سليمان بن جعفر مىگويد: از امام رضا (ع) دربارة لبيك گفتن و علت آن پرسيدم. فرمود: وقتى مردم احرام بندند، خداوند متعال نداىشان مىدهد و مىگويد: اى بندگان و كنيزان من! شما را بر آتش حرام خواهم كرد، آنگونه كه شما به خاطر من احرام بستيد. آنگاه مردم در مقابل اجابت خداوند سبحان كه آنها را ندا داد، مىگويند: «لبيك، اى خدا، لبيك» .
رسول الله (ص) :
ما مِن حاجٍّ يَضحَى مُلَبِّياً حَتّى تَزولَ الشَّمسُ، إلاّ غابَت ذُنوبُهُ مَعَها. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هيچ حجگزارى نيست كه روز را به لبيك گفتن به سرآورد مگر آنكه همراه غروب خورشيد، گناهانش پنهان مىشود.
رسول الله (ص) :
مَن أضحى يَوماً مُلَبِّياً حَتّى تَغرُبَ الشَّمسُ غَرَبَت بِذُنوبِهِ، فَعادَ كَما وَلَدتهُ اُمُّهُ. (2)
رسول خدا (ص) فرمود: كسى كه يك روز تا غروب آفتاب، لبيك بگويد، گناهانش از بين مىرود و همچون زمانى مىشود كه مادرش او را به دنيا آورده است.
رسول الله (ص) :
ما مِن مُلَبٍّ يُلَبّي إلاّ لَبَّى ماعَن يَمينِهِ وشِمالِهِ مِن حَجَرٍ أو شَجرٍ أو مَدَرٍ، حَتّى تَنقَطعَ الأرضُ مِن هاهُنا وهاهُنا. (3)
رسول خدا (ص) فرمود: هيچ لبيكگويى نيست، مگر آنكه آنچه از سنگ و
درخت و كلوخ در چپ و راست اوست تا آنجا كه چشم كار مىكند [همصدا با او] لبيك مىگويد.
رسول الله (ص) :
مَن لَبَّى في إحرامِهِ سَبعينَ مَرَّةً إيماناً وَاحْتِساباً، أشهَدَ اللهُ لَهُ ألفَ مَلَكٍ بِبَراءَةٍ مِنَ النّارِ وبَراءَةٍ مِنَ النِّفاقِ. (1)
رسول خدا (ص) فرمود: كسى كه در احرامش، از روى ايمان و اميد [به پاداش خداوند] هفتاد بار لبيك بگويد، خداوند، هزار هزار فرشته را شاهد مىگيرد كه او را از دوزخ و نفاق، رهايى داده است.
الإمام على (ع) :
ما مِن مُهِلٍّ يَهِلُّ بالتَّلبِيةِ إلاّ أهَلَّ مَن عَن يَمينِهِ مِن شَيءٍ إلى مَقطَعِ التُّرابِ ومَن عَن يَسارِهِ إلى مَقطَعِ التُّرابِ وقالَ لَهُ المَلكانِ: أبشِر يا عبدَاللهِ وما يُبَشِّرُ اللهُ عَبداً إلاّ بِالجَنَّةِ. (2)
امام على (ع) فرمود: هيچ لبيكگويى نيست، مگر آنكه هر چه در سمت راست و سمت چپ او در چشمانداز اوست، [همصدا با او] لبيك مىگويد و دو فرشته به او مىگويند: مژده باد بر تو اى بنده خدا! و خداوند هيچ بندهاى را جز به بهشت، مژده نمىدهد.
عَن مُحمَّدِ بن المُنكَدِر: إنَّ النَّبِى كان يكثِرُ مِنَ التَّلبِيةِ. (3)
محمد بن منكدر مىگويد: پيامبر (ص) ، لبيك را بسيار تكرار مىكرد.
الامام الصّادقُ (ع) :
إذا أحرَمتَ مِن مَسجِدِ الشَّجَرةِ فَاِن كُنتَ ماشِياً لَبَّيتَ مِن مَكانِكَ مِنَ المَسجِد تَقولُ: «لَبَّيك أللّهُمَّ لَبّيكَ، لبّيكَ لاشريكَ لكَ لبّيكَ، لَبَّيكَ ذا المَعارجِ لَبَّيكَ، لَبَّيكَ بِحَجَّةٍ تَمامُها عَلَيكَ» واجْهَر بِها كُلَّما
رَكِبتَ، كُلَّما نَزَلتَ، وكُلَّما هَبَطتَ وادِياً، أو عَلَوتَ أكَمَةً، أو لَقيتَ راكِباً، وبِالأسحارِ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از مسجد شجره احرام بستى، اگر پيادهاى از همانجا كه در مسجد هستى، لبّيك بگو. و چنين مىگويى: لبيك! اى خدا! لبيك! لبيك! تو شريكى ندارى، لبيك! لبيك، اى صاحب والايىها! لبيك! لبيك، با حجى كه اتمام آن برعهدة توست. و هرگاه سوار يا پياده شدى، و هرگاه به دشتى سرازير شدى يا بر فراز تپهاى برآمدى يا سوارهاى ديدى و هنگام سحر، لبيك را آشكارا بگو.
رسول الله (ص) : أتانِى جَبرئيلُ فَقالَ:
إنَّ اللهَ يأمُرُكَ أن تَأمُرَ أصحابَك أنْ يَرفَعوا أصواتَهُم بِالتَّلبِيَةِ فَإنَّها شِعارُ الحَجِّ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: جبرئيل نزد من آمد و گفت: خداوند به تو دستور مىدهد كه به يارانت فرمان دهى صداهايشان را به لبيك گفتن بلند سازند؛ زيرا لبيك، شعار حج است.
الامام الصادق (ع) : إن كُنتَ ماشِياً فَاجهَر بِإهلالِكَ وتَلبِيتِكَ مِنَ المَسجِدِ وإن كُنتَ راكِباً فإذا عَلَت بِكَ راحِلَتُكَ البَيداءَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: اگر پياده بودى، صدايت را به «لا إله إلاّ الله» و لبيك گفتن از مسجد [شجره] بلند كن و اگر سواره بودى، وقتى مركبت تو را به بيابان بيداء رساند.
الامام الصادق (ع) :
المُتَمتِّعُ إذا نَظَرَ إلى بُيوتِ مَكَّةَ قَطَعَ التَّلبِيَةَ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: حجگزار در عمره تمتّع هنگامى كه چشمش به خانههاى مكه افتاد تلبيه گفتن را قطع كند.
الامام الصادق (ع) :
إذا دَخلتَ مَكّةَ وأنتَ مُتَمتِّعٌ فَنَظَرتَ إلى بُيوتِ مَكَّةَ فَاقطَعِ التَّلبِيَةَ وحَدُّ بُيوتِ مَكّةَ الَّتي كانَت قَبلَ الْيومِ عَقَبَةُ المَدَنِيّينَ وإنَّ النّاسَ قَد أحدَثوا بِمكّةَ ما لَميَكُن، فَاقطَعِ التَّلبِيةَ وعَلَيكَ بِالتَّكبيرِ والتَّهليلِ والتَّحميدِ والثَّناءِ عَلَى اللهِ بِمَا استَطَعتَ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه در عمرة تمتع وارد مكه شدى، چون به خانههاى مكّه نگاه انداختى، لبيك گفتن را قطع كن. حد خانههاى مكّه پيش از امروز، عقبه اهل مدينه بود؛ ولى مردم در مكه بناهايى پديد آوردند كه پيشتر نبود. پس لبيك را قطع كن و تا مىتوانى تكبير و تهليل [لاإله إلاّ الله] بگو و خدا را حمد و ثنا بگو.
رسول الله (ص) :
زَينُ الكَعبَةِ الطَّوافُ. (3)
إنَّ اللهَ يُباهي بِالطّائِفينَ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: طواف، زينت كعبه است.
رسول الله (ص) :
پيامبر خدا (ص) فرمود: خداوند به طوافكنندگان، افتخار مىكند.
رسول الله (ص) : ينزِلُ الله كُلَّ يومٍ عِشرينَ ومِائَةَ رَحمَةٍ، سِتّون مِنها لِلطَّوّافينَ وأربَعونَ لِلعاكِفينَ حَولَ البَيتِ وعِشرونَ مِنها لِلنّاظِرينَ إلَى البَيتِ. (1)
خداوند در هر روز، يكصدوبيست رحمت فرو مىفرستد: شصت رحمت براى طوافكنندگان، چهل رحمت براى مقيمان اطراف خانه خدا و بيست رحمت براى تماشاگران خانه خدا است.
رسول الله (ص) :
مَن طافَ بِالبَيتِ سَبعاً يُحصيهِ كُتِبَتْ لَهُ بِكُلِّ خُطوَةٍ حَسَنَةٌ ومُحِيَت عَنهُ سَيّئةٌ ورُفِعَت لَهُ بِهِ دَرَجَةٌ وكان لَهُ عَدلُ رَقَبَةٍ. (2)
رسول خدا (ص) فرمود: هركس هفت بار خانه خدا را طواف كند و آن را بشمارد، براى هر گامش حسنهاى نوشته مىشود و گناهى از او محو مىشود و يك درجه بر او افزوده مىشود و [ثوابى] برابر با آزاد كردن يك برده دارد.
رسول الله (ص) :
إنَّمَا الطَّوافُ صَلاةٌ، فَإذا طُفتُم فَأَقِلُّوا الكَلامَ. (3)
رسول خدا (ص) فرمود: طواف كعبه [همچون] نماز است. پس هنگام طواف، كم حرف بزنيد.
رسول الله (ص) :
الطَّوافُ بِالبَيتِ صَلاةٌ، إلاّ أنَّ اللهَ أحَلَّ لَكُم فيهِ الكَلامَ، فَمَن يتَكَلَّمُ فَلايتَكَلَّمُ إلاّ بِخَيرٍ. (4)
طواف خانه خدا [همچون] نماز است جز اينكه خداوند، سخن گفتن در طواف را براىتان حلال كرده است. پس اگر كسى سخنى مىگويد، جز به خير سخن نگويد.
رسولُ اللهِ (ص) :
ماءُ زَمزَمَ لِما شُرِبَ لَهُ، فإنْ شَرِبْتَهُ تَستَشْفي بِهِ شَفاكَ اللهُ وإنْ شَرِبْتَه مُستَعيذاً أعاذَكَ اللهُ و إنْ شَرِبْتَه لِيقْطَعَ ظَمَأَكَ قَطَعَهُ. (1)
رسول خدا (ص) فرمود: آب زمزم به همان انگيزهاى كه نوشيده مىشود [اثرگذار است]؛ اگر آن را به قصد شفاى خود بنوشى، خداوند شفايت مىدهد و اگر به قصد پناهجويى بياشامى، خدا پناهت مىدهد و اگر به قصد سيراب شدن بنوشى، تشنگىات را برطرف مىكند.
الإمام الباقر (ع) :
ما مِن عَبدٍ مُؤمِنٍ طافَ بِهذَا البَيتِ اُسبوعاً وصَلَّى رَكعَتَينِ وأحسَنَ طَوافَهُ وصَلاتَهُ إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ. (2)
امام باقر (ع) فرمود: هيچ بنده با ايمانى نيست كه هفت بار اين خانه [كعبه] را طواف كند و دو ركعت نماز گزارد و طواف و نمازش را نيكو بجا آورد، مگر آنكه خداوند او را مىآمرزد.
الإمام الباقر (ع) :
كانَ النَّبيُّ يَسْتَهدي مِن ماءِ زَمْزمَ وَهُو بِالْمدينةِ. (3)
امام باقر (ع) فرمود: پيامبر اكرم (ص) وقتى در مدينه بود، درخواست مىكرد كه از آب زمزم برايش هديه بياورند.
عَن أبى أيوب المَدائنى: كانَ ابوالحسنِ (ع) يقولُ إذا شَرِبَ مِن زَمْزمَ: بسماللهِ، الحمدللهِ، الشكرُ لله. (4)
ابوايوب مداينى مىگويد: هرگاه امام كاظم (ع) از آب زمزم مىنوشيد، مىفرمود: به نام خداوند، ستايش براى خداست، شكر براى خداست.
الإمام الصّادقُ (ع) :
ما مِنْ بُقعَةٍ أحَبَّ الى اللهِ مِنَ المَسْعى، لأنّه يذِلُّ فيها كلُّ جبّارٍ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: نزد خداوند، هيچ بقعهاى محبوبتر از محل سعى نيست؛ زيرا هر گردنكشى در آن خوار مىشود.
الإمام الصّادقُ (ع) :
جُعِلَ السَّعيُ بَينَ الصَّفا والمَروَةِ مَذَلَّةً لِلجَبّارينَ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: سعى بين صفا و مروه واجب شده است براى خوار كردن جباران.
الإمام الصّادقُ (ع) :
صارَ السَّعيُ بَينَ الصَّفا وَالْمَروةِ لأنَّ إبراهيمَ (ع) عَرَضَ له إبليسُ، فأَمَرَهُ جَبرئيلُ (ع) ، فَشَدَّ عليهِ فَهَرَبَ منهُ، فَجَرَت بِهِ السُّنَّةُ -يَعني بِالهَروَلَةِ -. (3)
امام صادق (ع) فرمود: سعى بين صفا و مروه، از آن جهت واجب شد كه شيطان، خود را به ابراهيم (ع) نشان داد. جبرئيل (ع) به ابراهيم (ع) دستور داد كه به او حمله كند، شيطان هم گريخت. ازاينرو، سنت «هروله» مرسوم شد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن أرادَ أنْ يَكثُرَ مالُه فَليُطِلِ الوُقوفَ عَلَى الصَّفا وَالْمَروةِ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: هركه مىخواهد ثروتش افزون شود، ايستادن بر صفا و مروه را طول دهد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
لايُجلَسُ بَينَ الصَّفا والمروةِ الاّ مِن جَهْدٍ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: ميان صفا و مروه نبايد نشست مگر از روى خستگى.
رسول اللهُ (ص) :
الحَاجُّ. . . إذا سَعى بَينَ الصَّفا والمَروَةِ خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حجگزار. . . وقتى بين صفا و مروه سعى كند، از گناهانش بيرون مىآيد.
الإمام زين العابدين:
السّاعي بَينَ الصَّفا وَالمَروةِ تَشفَعُ لَهُ الملائكَةُ فَتُشفَّعُ فيهِ بِالإيجابِ. (3)
امام زينالعابدين (ع) فرمود: فرشتگان براى كسى كه ميان صفا و مروه سعى كند، شفاعت مىكنند و شفاعتشان درباره او پذيرفته مىشود.
رسولُ اللهِ (ص) :
أللّهُمَّ اغْفِر لِلمُحَلِّقينَ ولِلمُقَصِّرينَ. (4)
رسول خدا (ص) فرمود: خدايا كسى كه [در عمره مبتوله (مفرده)] موى سر را مىتراشد و همچنين موى صورت يا ناخن را كوتاه مىكند، بيامرز.
الإمام الصّادقُ (ع) :
المُعْتَمِرُ عُمْرَةً مفردةً إذا فَرغَ مِنْ طَوافِ الْفَريضةِ
وَصَلاةِ الرَّكعَتينِ خَلْفَ المَقامِ وَالسَّعْي بَينَ الصَّفا وَالمَروةِ، حَلَقَ أو قَصَّرَ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه عمرة مفرده انجام مىدهد، پس از مناسك طواف و نماز طواف و سعى بين صفا و مروه، مخير است بين حلق و تقصير.
الإمام الصّادقُ (ع) :
لَيسَ عَلَى النّساء حَلقٌ وعَلَيهِنَّ التَّقصيرُ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: بر زن، تراشيدن موى سر واجب نيست و بر آنها تقصير [كوتاه كردن مقدارى از مو يا ناخن] لازم و واجب است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
. . . ثمّ ائتِ مَنزلَكَ فَقَصِّر مِنْ شَعْركَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: . . . پس از سعى بين صفا و مروه، به منزل خود برو، آنگاه تقصير كن.
الإمام الصّادقُ (ع) :
طَوافُ المُتَمَتِّعِ أن يَطوفَ بِالكَعبةِ ويَسْعى بَينَ الصَّفا والمَروةِ ويقَصِّرَ مِن شَعْرِهِ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: طواف متمتع آن است كه كعبه را طواف كند، ميان صفا و مروه سعى كند و از موى خود كوتاه كند.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجُّ عَرَفاتٌ، الحَقُّ عَرَفاتٌ، الحَقُّ عَرَفاتٌ، أيامُ مِنى ثَلاثٌ، فَمَن تَعَجَّلَ في يومَينِ فَلا إثمَ عَلَيهِ وَمَن تَأخَّرَ فَلا إثمَ عَلَيهِ ومَن أدرَكَ عَرَفَةَ
قَبلَ أن يَطلُعَ الفَجرُ فَقَد أدرَكَ الحَجَّ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حج عرفات است، حق عرفات است، حق عرفات است. روزهاى منا، سه روز است «پس هر كه عجله كند در دو روز، پس گناهى بر او نيست و هر كه تأخير كند گناهى بر او نيست» . هركس پيش از طلوع فجر عرفه را دريابد، حج را درك كرده است.
عن عَبدِالرَّحمنِ بن يعمُر: إنَّ ناساً مِن أهلِ نَجدٍ أتَوا رَسولَ اللهِ وهُوَ بِعَرَفَةَ فَسَألوهُ، فأمَرَ مُنادياً فَنادىَ: الحَجُّ عَرَفَةُ. مَن جاءَ لَيلَةَ جَمعٍ قَبلَ طُلوعِ الفَجرِ فَقَد أدرَكَ الحَجَّ. أيامُ مِنى ثَلاثَةٌ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ . (2)
عبدالرحمان بن يعمر مىگويد: در عرفات، عدهاى از مردم نجد نزد پيامبرخدا (ص) آمدند و از ايشان سؤال كردند، فرمود: منادى ندا دهد: حج عرفه است، هركس شبهنگام پيش از طلوع فجر به مشعرالحرام بيايد، حج را درك كرده است. روزهاى منا، سه روز است. «پس هركه شتاب كند در دو روز، گناهى بر او نيست و هركه به تأخير اندازد، پس گناهى بر او نيست» .
عن معاوية بنِ عَمّارٍ: سألتُ أبا عَبدِالله مِن عَرفاتٍ: لِمَ سُمِّى عرفاتٍ؟ فقالَ:
إنَّ جَبرئيلَ (ع) خَرَجَ بإبراهيمَ صلواتُ اللهِ عَليهِ يومَ عَرفةَ، فَلَمّا زالَتِ الشَّمْسُ قالَ له جَبرئيلُ (ع) : يا إبراهيمُ، إعْتَرِفْ بِذنبِكَ وَاعْرِفْ مَناسِكَكَ فَسُمِّيت عَرفاتٍ لقَولِ جَبرئيلَ (ع) : إعتَرِفْ، فَاعتَرَفَ. (3)
معاوية بن عمار مىگويد: از امام صادق (ع) دربارة علت نامگذارى
عرفات پرسيدم، فرمود: جبرئيل (ع) ، ابراهيم (ع) را روز عرفه بيرون آورد. چون ظهر شد به وى گفت: اى ابراهيم به گناهت اعتراف كن و عبادتهايت را بشناس. ازاينرو، عرفات ناميده شد، چون جبرئيل گفت: اعتراف كن و او هم اعتراف كرد.
الإمام الكاظم عن آبائه (ع) : قيلَ: يا رسولَ اللهِ، أى أهلِ عرفاتٍ أعظَمُ جُرماً؟ قالَ: الَّذى ينصَرِفُ مِن عَرَفاتٍ وهُوَ يظُنُّ أنَّهُ لَميغفَر لَهُ. قالَ جعفرُبنُ محمّدٍ (ع) : يعنِى الّذى يقنَطُ مِن رَحمَةِ اللهِ. (1)
امام كاظم (ع) از پدرانش نقل مىكند: از پيامبر خدا (ص) پرسيده شد: چه كسى از اهل عرفات، جرمش بزرگتر است؟ فرمود: آنكه از عرفات برمىگردد و مىپندارد كه آمرزيده نشده است. امام صادق (ع) فرمود: مقصود ايشان كسى است كه از رحمت خداوند مأيوس باشد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ مِنَ الذُّنوبِ ما لايُغفَرُ الاّ بِعَرَفَةَ والمَشْعَرِ الحَرامِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: برخى از گناهان بخشيده نمىشود، مگر در عرفه و مشعرالحرام.
الإمام الصّادقُ (ع) :
عَرفاتٌ كُلُّها مَوقفٌ وأفضلُ المَوقفِ سَفْحُ الجَبَل. (3)
امام صادق (ع) فرمود: همه سرزمين عرفات، محل وقوف است. اما بهترين مكان براى وقوف، پايين كوه است.
عَن محمّد بنِ عثمانِ عَمْرى: وَاللهِ إنَّ صاحبَ هذا الأمرِ لَيحضُرُ المَوسِمَ كُلَّ سَنةٍ، يرَى النَّاسَ ويعْرِفُهم ويرَوْنَه ولا يعرِفونَه. (1)
محمد بن عثمان عمرى مىگويد: به خدا قسم حضرت صاحب الامر (عج) در مراسم حج به ويژه در عرفات و منا حضور دارد، مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد، ولى مردم او را مىبينند، اما نمىشناسند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا غَدَوتَ إلى عَرَفةَ فَقُلْ وأنتَ مُتَوجّهٌ إليها: أللّهُمَّ إليكَ صَمَدتُ وإيّاكَ اعْتَمَدتُ وَوَجْهكَ أرَدْتُ، فاسئَلُكَ أنْ تُبارِكَ لي في رِحلَتي وأنْ تَقضِيَ لي حَاجَتي وأنْ تَجعَلَني مِمَّن تُباهي بِهِ اليومَ مَنْ هُوَ أفضلُ مِنّي. . . . (2)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه صبح به طرف عرفات رفتى، در حال رفتن بگو: خدايا! رو به تو آورده و بر تو اعتماد كردم و تو را طلبيدهام و از تو مىخواهم كه كوچ مرا مبارك گردانى، حاجتم را برآورى و مرا از كسانى قرار دهى كه امروز به آنها، بر برتر از من مباهات مىكنى. . . .
الإمام الصّادقُ (ع) : . . .
وَلْيَكُن فيما تَقولُ: أللّهُمَّ اجْعَلني مِمَّنْ رَضيتَ عَملَه وأطَلْتَ عُمرَه وأَحْيَيتَهُ بَعدَ الموتِ حَياةً طَيبةً. (3)
امام صادق (ع) فرمود: در دعاهايت اين باشد: خدايا! مرا از آنهايى قرار ده كه عملشان را پسنديدهاى و عمرشان را طولانى كردهاى و پس از مرگ آنها را به حيات پاكيزه زنده ساختهاى.
رسولُ اللهِ (ص) :
وهُوَ بِمِنى: لَو يَعلَمُ أهلُ الجَمع بِمَن حَلُّوا أو بِمَن نَزَلوا لاَستَبشَروا بِالفَضلِ مِن رَبِّهِم بَعدَ المَغفِرةِ. (1)
پيامبر خدا (ص) هنگامى كه در منا بود، فرمود: اگر اهل مشعر بدانند كه در آستانة چه كسى فرود آمده و بر چه كسى وارد شدهاند، پس از آمرزشخواهى، يكديگر را به فضل پروردگارشان، مژده مىدهند.
رسولُ اللهِ (ص) :
المُزدَلِفَةُ كُلُّها مَوقِفٌ وارتَفِعوا عَن بَطنِ مُحَسِّرٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: همه جاى مزدلفه [نام ديگر مشعرالحرام] موقف است، از وادى محسّر بالاتر برويد.
الامام الصّادقُ (ع) :
. . . يا ابراهيمُ! ازدَلِفْ إلَى الْمَشعرِ الْحرامِ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: [جبرئيل (ع) در هنگام تعليم مناسك به ابراهيم (ع) ، به وى گفت:] اى ابراهيم! به مشعرالحرام نزديك شو.
الإمام الصّادقُ (ع) :
سُمّيتِ الْمُزدلِفَةُ جَمعاً لأنَّ آدمَ جَمَعَ فيها بينَ الصَّلاتَينِ المَغربِ وَالعِشاءِ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: مزدلفه به اسم جمع ناميده شد؛ زيرا آدم در آنجا بين نماز مغرب و عشا جمع كرد و هر دو را در يك زمان خواند.
عن ابنِ عَبّاس: أفاضَ رسولُ اللهِ (ص) مِن عَرَفَةَ وعَلَيهِ السَّكينَةُ ورَديفُهُ اُسامَةُ
وقالَ: أيهَا النّاسُ، عَلَيكُم بِالسَّكينَةِ، فَإنَّ البِرَّ لَيسَ بِإيجافِ الخَيلِ والإبِلِ، فَما رَأيتُها رافِعَةً يدَيها عادِيةً حَتّى أتَى جَمعاً. (1)
ابن عباس مىگويد: پيامبر خدا (ص) ، با آرامش درحالىكه اسامه پشت سرش سوار بود، از عرفات كوچ كرد و فرمود: اى مردم! آرامش داشته باشيد. نيكى آن نيست كه اسب و شتر را تند برانيد. [ابن عباس مىگويد] من نديدم كه حضرت دستش را براى زدن مركب بالا ببرد تا اينكه به مزدلفه رسيد.
عن ابنِ عَبّاس: أنَّهُ دَفَعَ مَعَ النَّبى (ص) : يومَ عَرَفَةَ، فَسَمِعَ النَّبى (ص) : وَراءَهُ زَجراً شَديداً وضَرباً وصَوتاً لِلإبِلِ، فَأَشارَ بِسَوطِهِ إلَيهِم وقالَ: أيها النّاسُ، عَلَيكُم بِالسَّكينَةِ، فَإنَّ البِرَّ لَيسَ بِالإيضاعِ. (2)
ابن عباس مىگويد: روز عرفه، همراه پيامبر (ص) از عرفات كوچ كردم. پيامبر (ص) از پشت سرش سروصداى بسيارى شنيد كه بر شتران مىزدند و سروصدا مىكردند. با شلاقى كه در دستش بود، به آنها اشاره كرد و فرمود: اى مردم! آرامش داشته باشيد؛ نيكى در تند تاختن نيست.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن مَرَّ بِالمأزِمَينِ ولَيسَ في قَلبِهِ كِبرٌ نَظَرَ اللهُ إلَيهِ، قُلتُ: ما الكِبرُ؟ قالَ: يُغمِصُ النّاسَ وَيَسْفَهُ الحَقَّ وقالَ: ومَلَكانِ مُوَكَّلانِ بِالمأزِمَينِ يَقولانِ: «ربِّ سَلِّم وسَلِّم» . (3)
امام صادق (ع) فرمود: هركس بر مأزمين [دو تنگه سر راه مشعر] بگذرد و در دلش تكبر نباشد، خداوند [با نظر رحمت] به او مىنگرد. پرسيدم: كبر چيست؟ فرمودند: مردم را برنجاند و حق را نپذيرد و فرمود: دو
فرشته گمارده شده در مأزمين مىگويند: «خدايا! به سلامت دار! به سلامت دار!»
الإمام الصّادقُ (ع) : إنَّ جَبرئيلَ أتَى إبراهيمَ فَقالَ: تَمنَّ يا إبراهيمُ! فَكانتْ تُسمَّى مِنى فَسمّاها النَّاسُ مِنى. (1)
امام صادق (ع) [دربارة علت نامگذارى مِنا] فرمود: چون در اين سرزمين، جبرئيل (ع) به ابراهيم (ع) گفت: از خداوند خواسته و آرزويى بخواه، آنجا مِنا ناميده شد و مردم هم آنجا را منا ناميدند.
الإمام الرّضا (ع) : العِلَّةُ الَّتى مِن أجلِها سُمِّيت مِنى، أنَّ جَبرئيلَ قالَ هناكَ لإبراهيمَ: تَمَنَّ عَلى رَبِّكَ ماشِئتَ. فَتَمَنّى إبراهيمُ فى نفسِهِ أن يجعَلَ اللهُ مَكانَ ابنهِ إسماعيلَ كَبْشاً يأمُرُهُ بِذبحِهِ فِداءً لَهُ، فاُعطِى مُناهُ. (2)
امام رضا (ع) فرمود: علت نامگذارى آن به مِنا، اين است كه جبرئيل (ع) در آنجا به ابراهيم (ع) گفت: هر چه مىخواهى از خداوند تمنا كن. ابراهيم (ع) هم در دل خود از خدا خواست كه به جاى فرزندش اسماعيل، قوچى به عنوان فديه قرار داده شود و خداوند دستور دهد كه آن را سر ببُرد. خداوند هم خواسته او را عطا كرد.
سَألتُ أبا جَعفرٍ (ع) : هَلْ صَلّى رَسولُ اللهِ (ص) الظُّهرَ بِمِنى يومَ التَّرويةِ؟ فقالَ نَعَم، وَالغداةَ بِمِنى يومَ عَرَفَةَ. (3)
از امام باقر (ع) پرسيدم: آيا رسول اكرم (ص) روز ترويه، نماز ظهر را در منا خواند؟ فرمود: آرى! نماز صبح را هم روز عرفه در منا خواند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا أخَذَ النّاسُ مَنازلَهم بِمِنى نادى مُنادٍ: لَوْ تَعلَمونَ بِفِناءِ مَنْ حَلَلْتُم لأيقَنْتُمْ بِالخَلَفِ بَعدَ المَغفِرَةِ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه مردم در جايگاه خود در منا استقرار يافتند، منادى ندا مىدهد: اگر مىدانستيد در آستان چه كسى فرود آمدهايد، پس از آمرزش الهى به جايگزينى [مخارجى كه كردهايد]، يقين پيدا مىكرديد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا أخَذَ النّاسُ مَواطِنَهم بِمِنى نادى مُنادٍ مِنْ قِبَلِ اللهِ عزَّوجلَّ: إنْ أرَدْتُم أنْ أرضى فَقَدْ رَضيتُ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: چون مردم در منا در جاى خود قرار گرفتند، از سوى خداوند منادى ندا مىدهد: اگر مىخواستيد كه من از شما راضى شوم، پس راضى شدم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا أفاضَ الرَّجلُ مِنْ مِنى وَضَعَ مَلَكٌ يدَهُ بَينَ كَتِفَيهِ، ثُمَّ قالَ: إسْتَأنِفْ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: وقتى كسى از منا كوچ كرد، فرشتهاى دست خود را بر شانههاى او مىگذارد و مىگويد: عمل، از سر گير.
رُوِى (فِى الحاجِّ إذا نَفَر مِنْ مِنى إلى مَكَّةَ) : أنَّهُ يخْرُجُ مِنْ ذُنوبِهِ كَهَيئَةِ يوْمٍ وَلَدتهُ اُمُّهُ. (4)
درباره كسى كه از منا به مكّه كوچ مىكند، روايت شده كه از گناهانش خارج شده (پاك مىشود) ، همچون روزى كه مادرش او را زاييده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا كانَ يومُ التَّرويةِ. . . فَأَهِلَّ بالحجِّ - إلى أنْ قالَ: - وَصلِّ الظُّهرَ إنْ قَدرتَ بِمِنى. (1)
امام صادق (ع) فرمود: روز ترويه كه شد، احرام حج ببند. . . و اگر توانستى، نماز ظهر را در منا بخوان.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا انْتَهَيتَ إلى مِنى فَقُلْ: أللّهُمَّ هذِهِ مِنى، وهذِهِ مِمّا مَنَنْتَ بها عَلَينا مِن المَناسِكِ، فَأسألُكَ أنْ تَمُنَّ عَلَينا بِما مَنَنْتَ بِهِ على أنبيائِكَ، فَإنَّما أنا عبدُكَ وَ في قَبْضَتِكَ - إلى أنْ قالَ: -
وَحَدُّ مِنى مِنَ العَقَبَةِ إلى وادي مُحَسِّرٍ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: چون به منا رسيدى بگو: خدايا! اين مِناست و اين از جمله عباداتى است كه با آن، بر ما منت نهادهاى. از تو مىخواهم كه با آنچه بر پيامبرانت منت نهادهاى، بر من منت نهى. همانا من بنده تو و در اختيار توام، تا آنجا كه فرمود: حدِّ مِنا، از عقبه تا وادى مُحسِّر است.
عَن معاوية بن عمّار، عن ابى عبدالله (ع) : إذا تَوجَّهْتَ إلى مِنى فَقُلْ: أللّهُمَّ إياكَ أرجُو وإياكَ أدْعُو، فَبَلِّغْنى أَمَلى وَأَصْلِحْ لى عَمَلى. (3)
معاوية بن عمار از امام صادق (ع) نقل مىكند: هنگامى كه رو به سوى منا كردى بگو: بار خدايا! به تو اميد دارم و تو را مىخوانم، پس آرزويم را برآور و عملم را پاك گردان.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنّ عِلَّةَ رَمي الجَمَراتِ أنَّ ابراهيمَ (ع) تَراءى لَه ابليسُ عِندَها، فَأمَرَه جبرَئيلُ بِرَمْيهِ بِسَبعِ حَصَياتٍ وأنْ يُكبِّرَ مَع كلِّ حَصاةٍ، فَفَعَلَ وَجَرَتْ بِذلكَ السُّنّةُ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: علت رمى جمرهها آن است كه نزديك آن محل، شيطان بر ابراهيم (ع) نمايان شد. جبرئيل به او دستور داد كه با هفت سنگريزه شيطان را بزند و با هر سنگ، تكبير بگويد. او هم چنان كرد و سنت، بر اين جارى شد.
عَن يعقوبِ بنِ شُعيبٍ: سَألْتُ ابا عَبدالله عَن الجِمارِ، فقالَ: قُمْ عندَ الجَمَرَتَينِ ولا تَقُم عندَ جَمرةِ العَقَبَةِ، قلتُ: هذا مِن السُّنَّةِ؟ قالَ: نَعَم، قلتُ: ما أقولُ اذا رَمَيتُ؟ فقال: كَبِّرْ مَعَ كلِّ حَصاةٍ. (2)
يعقوب بن شعيب مىگويد: از امام صادق (ع) در مورد جمرهها پرسيدم، فرمود: كنار دو جمره بايست، ولى كنار جمرة عقبه نَايست. پرسيدم: اين سنت است؟ فرمود: آرى! گفتم: هنگامِ پرتاب سنگ چه بگويم؟ فرمود: با هر سنگ، تكبير بگو.
عَن عمّارٍ عن الإمام الصّادقِ (ع) :
خُذْ حَصَى الجِمارِ. . . وتَقولُ والحَصى في يدِكَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ حَصَياتي فَأحصِهِنَّ لي وارفَعْهُنَّ في عَمَلي. . . . (3)
عمار از امام صادق (ع) نقل مىكند: سنگريزههاى جمره را برگير. . . درحالىكه سنگريزهها در دست توست، مىگويى: خدايا! اينها سنگريزههاى من است. آنها را براى من به شمار آور و همراه عملم به سوى خود بالا ببر.
رسولُ اللهِ (ص) :
رَمي الجِمارِ ذُخرُ يومِ القِيامَة. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: سنگ زدن به جمرهها، ذخيرة روز قيامت است.
رسولُ اللهِ (ص) :
إذا رميتَ الجِمارَ كانَ لَكَ نوراً يومَ القيامةِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هرگاه رمى جمرات كردى، براى تو نورى در قيامت خواهد بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحاجُّ إذا رَمى الجِمارَ خَرَجَ مِن ذُنوبِهِ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حجگزار وقتى بر جمرهها سنگ بزند، از گناهانش بيرون مىآيد.
عن ابن عُمَر: سَألَ رَجُل النَّبى عَن رَمى الجِمارِ: ما لَهُ فيه؟ فَسَمِعتُهُ يقولُ: تَجِدُ ذلك عِندَ ربِّكَ أحوَجَ ماتَكون إلَيهِ. (4)
ابن عمر مىگويد: مردى دربارة رمى جمرات از پيامبر خدا (ص) پرسيد كه چه پاداشى دارد؟ شنيدم كه ايشان فرمود: آن را نزد پروردگارت، در روزى كه بيشترين نياز را به آن دارى، مىيابى.
رسولُ اللهِ (ص) :
إذا كانَ يومُ عَرَفَة غَفَرَ اللهُ (تعالى) لِلحاجِّ الخُلَّصِ وإذا كانَ لَيلَةُ المُزدَلِفَةِ غَفَرَ اللهُ (تعالى) لِلتُّجارِ وإذا كانَ يومُ مِنى غَفَرَ اللهُ لِلجَمّالينَ وإذا كانَ عِندَ جَمَرةِ العَقَبةِ غَفَرَ الله لِلسُّؤالِ، فَلايشهَدُ خَلقٌ ذلِكَ المَوقِفَ مِمَّن قالَ «لاإلهإلاّالله» إلاّ غَفَرَ اللهُ لَهُ. (5)
رسول اكرم (ص) فرمود: چون روز عرفه شود، خداوند حاجيان خالص را مىبخشايد و چون شام مزدلفه فرا رسد، خداوند متعال بازرگانان را مىآمرزد و روز مِنا، خداوند شترداران [و كرايهچيان] را مىآمرزد. چون زمان حضور در جمره عقبه فرا رسد، خداوند درخواستكنندگان را مىبخشايد. از آن انبوه مردم از كسانى كه «لاإلهإلاّالله» مىگويند كسى نمىماند، مگر آنكه خداوند او را مىآمرزد.
الإمام الصّادقُ (ع) فى رَمى الجِمارِ: لَهُ بِكُلِّ حَصاةٍ يرمى بِها تُحَطُّ عَنهُ كَبيرةٌ موبِقَة. (1)
امام صادق (ع) دربارة رمى جمرهها فرمود: براى او (حجگزار) در مقابل هر سنگى كه مىزند، گناه كبيرة هلاكتبارى محو مىشود.
رسولُ اللهِ (ص) :
إنّما جُعِلَ هذا الأضحى لِتَتَّسِعَ مَساكينُكُم مِنَ اللَّحمِ، فَأطْعِمُوهم. (2)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: قربانىكردن براى آن واجب شده است كه بينوايان، از گوشت به وسعت و نوا برسند [از گوشت سير شوند] پس به آنها بخورانيد.
عَن ابىبكر:
انَّ النَّبيَّ سُئِلَ أيُّ الحجِّ أفضَلُ؟ قالَ: العَجُّ والثَّجُّ. (3)
ابوبكر مىگويد: از رسول خدا (ص) پرسيدند كدام عمل حج بافضيلتتر است؟ فرمود: لبيك گفتن و خون قربانى را ريختن.
الإمام زينالعابدين (ع) :
أَمّا حَقُّ الهَدي فَأنْ تُخْلِصَ بِها الإرادةَ إلى ربِّكَ والتَّعرُّضَ لِرَحمَتِهِ وقَبولِهِ وَلا تُريدَ عيونَ النّاظرينَ دونَه، فإذا كُنْتَ كذلكَ لَمتَكُنْ مُتكلِّفاً وَلا مُتَصَنِّعاً وكُنتَ إنما تَقصِدُ إلَى اللهِ. (1)
امام سجاد (ع) فرمود: حق قربانى آن است كه نيت آن را براى خدا خالص سازى و خود را در معرض رحمت و قبول الهى قرار دهى و در پى نگاه بينندگان نباشى. اگر چنين بودى، خود را بيهوده به رنج نيفكندهاى و ظاهرسازى نكردهاى و مقصودت خدا بوده است.
الامام الباقرُ (ع) :
إنَّ اللهَ عزَّوجلَّ يُحِبُّ إطعامَ الطَّعامِ وإراقَةَ الدِّماءِ. (2)
امام باقر (ع) فرمود: خداوند سبحان اطعام كردن و ريختن خون (قربانى كردن) را دوست دارد.
الإمام الصادق (ع) :
إذَا اشتَرَيتَ هَديَكَ فاستَقبل بِهِ القِبلَةَ وانحَرهُ أوِ اذبَحهُ وقُل: «وَجَّهتُ وَجهِيَ لِلَّذي فَطَرَ السَّماواتِ والأرضَ حَنيفاً وما أنا مِنَ المُشركينَ، إنَّ صَلاتي ونُسُكي ومَماتي للهِ رَبِّ العالَمينَ لاشريكَ لَهُ وبذلك اُمِرتُ وأنا مِنَ المُسلمينَ. اللهُمَّ مِنكَ ولَكَ، بِسمِ اللهِ واللهُ أكبَرُ، اللهُمَّ تَقَبَّل مِنّي» . ثُمَّ أمِرَّ السِّكّينَ ولا تَنخَعها حتّى تَموتَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: وقتى قربانى خود را خريدى، آن را رو به قبله كرده قربانى كن و بگو: «رويم را به سوى آفريدگار آسمانها و زمين كردهام. پيرو [آيين] حنيفم و از مشركان نيستم. نمازم و عبادتم و
زندگىام ومرگم براى پروردگار جهانيان است كه شريكى ندارد. به اين، فرمان يافتهام و از مسلمانانم. خدايا! از تو و براى تو. به نام خدا، الله اكبر. خدايا از من قبول كن» . آنگاه، كارد به گلويش بكش و تا جان نداده، سر را از بدنش جدا مكن.
عن ابى خَديجَة: رَأيتُ أبا عبداللهِ وهو ينحَرُ بَدَنَتَهُ مَعقولَةً يدُها اليسرى، ثُمَّ يقومُ مِن جانِبِ يدِهَا اليمنى ويقولُ: «بِسمِ اللهِ واللهُ أكبَرُ، اللّهُمَّ هذا مِنكَ ولكَ، اللهُمَّ تَقبَّلهُ مِنّى» . ثُمَّ يطعُنُ فى لَبَّتها، ثُمَّ يخرِجُ السِّكّينَ بِيدِهِ، فاذا وَجَبَت قَطَعَ مَوضِعَ الذَّبحِ بِيدِهِ. (1)
ابوخديجه مىگويد: امام صادق (ع) را در حالى ديدم كه دست چپ شترِ قربانى خود را براى نحر كردن بسته و خود، سمت راست آن ايستاده بود و مىگفت: «بسم الله والله اكبر، خدايا اين [قربانى] از تو و براى توست. خدايا از من قبول كن» . آنگاه، كارد را زير گلوى شتر فرو برد. سپس آن را با دست خود بيرون آورد. چون شتر بر زمين افتاد، با دست خويش، از محل ذبح، سر را قطع كرد.
الإمام الصّادق (ع) -
في ذِكرِ فَرائضِ الحَجِّ -: طوافُ النِّساءِ فَريضةٌ. (2)
امام صادق (ع) در ذكر واجبات حج فرمود: طواف نساء، واجب است.
الإمام الصّادق (ع) : . . .
إذا فَعلتَ ذلك - طواف الزّيارة - فَقَدْ أحلَلْتَ مِن كُلِّ شَيءٍ أحرمتَ منه اِلاّ النّساءَ، ثُمّ ارْجعْ الى الْبَيتِ وَطُفْ به اُسبوعاً آخر، ثُمّ
صلِّ ركعَتينِ عندَ مقامِ ابراهيمَ (ع) . (1)
امام صادق (ع) فرمود: . . . چون چنين كردى [طواف زيارت]، از هر چيزى كه بر تو حرام بوده بيرون آمدهاى، مگر زنان. سپس به كعبه برگرد و هفت دور آن را طواف كن. سپس دو ركعت نماز، كنار مقام ابراهيم (ع) بخوان.
الإمام الرّضا (ع) فى قول الله عزّوجلّ: وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ : طَوافُ الفَريضةِ، طَوافُ النِّساءِ. (2)
امام رضا (ع) دربارة سخن خداوند عزّوجلّ: «و بايد بر گِرد خانة كعبه طواف كنند» فرمود: مقصود از طواف واجب، طواف نساء است.
رسولُ اللهِ (ص) :
إنَّ اللهَ يُدخِلُ بِالحَجَّةِ الواحِدَةِ ثَلاثَةَ نَفَرٍ الجَنَّةَ: المَيّتَ، والحاجَّ عَنهُ والمُنفِذَ ذلِكَ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: خداوند عزوجل با يك حج، سه گروه را وارد بهشت مىكند: مرده و كسى كه براى او حج نيابتى كرده، و نيز كسى را كه براى او نايب گرفته است.
رسولُ اللهِ (ص) :
حَجَّةٌ لِلمَيّتِ ثَلاثَةٌ: حَجَّةٌ لِلمَحجوجِ عَنهُ وحَجَّةٌ لِلحاجِّ وحَجَّةٌ لِلموصى. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: يك حج به نيابت از مرده، سه حجّ است: حجى
براى مرده، حجى براى نايبش و حجى براى عملكننده به وصيت مرده.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن حَجَّ عَن مَيّتٍ كُتِبَت عَنِ المَيّتِ وكُتِبَ لِلحاجِّ بَراءَةٌ مِنَ النّارِ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه از طرف مردهاى حج انجام دهد، هم براى آن مرده و هم براى حجگزار، رهايى از آتش نوشته مىشود.
عن ابنِ مُسكانَ عَن أبى عبداللهِ قالَ: قُلتُ لَهُ: الرَّجُلُ يحُجُّ عَن آخَرَ، ما لَهُ مِنَ الأجرِ والثّوابِ؟ قال: لِلَّذى يحُجُّ عَن رَجُلٍ أجرٌ وثوابُ عَشرِ حِجَجٍ. (2)
ابن مسكان مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: كسى كه به نيابت از ديگرى حج مىگزارد، چه پاداشى براى اوست؟ فرمود: كسى كه به نيابت از ديگرى حج مىگزارد، پاداش ده حج را دارد.
الإمام الصّادق (ع) :
فإذا أرَدْتَ وِداعَ البَيتِ فَطُفْ بِهِ أسبُوعاً ثُمَّ صَلّى رَكعَتَينِ. (3)
امام صادق فرمود: پس هرگاه خواستى با خانه خدا وداع كنى، هفت بار دور آن طواف كن و سپس دو ركعت نماز بخوان.
الامام الصادق (ع) :
إذا أرَدتَ أن تَخرُجَ مِن مَكَّةَ وتَأتِي أهلَكَ فَوَدِّعِ البَيتَ وطُف بِالبَيتِ اُسبوعاً. . . . (4)
امام صادق (ع) فرمود: چون خواستى از مكّه خارج شوى و نزد خانوادهات برگردى، با كعبه وداع كن و هفت بار طواف به جا آور. . . .
الإمام الرّضا (ع) :
فإذا فَرَغْتَ مِنَ الْمناسكِ كلِّها. . . وإذا أردْتَ الخُروجَ مِن مكّةَ فَطُفْ بِالبيتِ أسبوعاً طوافَ الوِداعِ. . . . (1)
امام رضا (ع) فرمود: هنگامى كه از همه اعمال مناسك فارغ شدى. . . و وقتى قصد خارج شدن از مكّه را داشتى، به عنوان وداع هفت دور، دور خانه خدا طواف كن. . . .
عَلى بنِ مَهزِيار: رَأيتُ أبا جَعفَرٍ الثّانى فى سَنَةِ خَمسٍ وعِشرينَ ومِائَتَينِ وَدَّعَ البَيتَ، بَعدَ ارتِفاعِ الشَّمسِ وطافَ بِالبَيتِ يستَلِمُ الرُّكنَ اليمانِى فى كُلِّ شَوطٍ. . . . (2)
على بن مهزيار مىگويد: امام جواد (ع) را در سال دويست و بيست و پنج ديدم كه پس از بالا آمدن خورشيد، با خانه خدا وداع كرد. خانه خدا را طواف مىكرد، درحالىكه در هر دور، دست به ركن يمانى مىكشيد. . . .
الإمام على (ع) : - لمّا سَألَه رَجلٌ مِن أهلِ الشّامِ: لِمَ سُمّيتْ مكَّةُ اُمَّالقرى - قالَ: لأنّ الأرضَ دُحِيتْ مِن تَحتِها. (1)
حضرت على (ع) در پاسخ مردى از شاميان كه پرسيد: چرا مكّه را «امالقرى» ناميدهاند، فرمود: زيرا زمين از زير آن، گسترده شده است.
الإمام الباقر (ع) : إنّ بَكَّةَ موضعُ البيتِ وإنَّ مكّةَ الحرمُ وذلكَ قولُه: وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً . (2)
امام باقر (ع) فرمود: بكّه، جايگاه خانه خداست و مكه، حرم است و اين همان سخن خداوند است كه: «هركس وارد آن شود، ايمن است» .
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَوضِعُ البيتِ بَكَّةُ والقريةُ مَكَّةُ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: محل خانة خدا «بكّه» است و آبادى «مكّه» است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنّما سُمِّيتْ مَكَّةُ بَكَّةَ لأنَّ النّاسَ يتَباكَونَ فيها. (1)
امام صادق (ع) فرمود: مكّه را از اين جهت «بكّه» گفتهاند كه مردم در آن [به هنگام طواف] به يكديگر فشار مىآورند [و يكديگر را هُل مىدهند].
الإمام الصّادقُ (ع) : أسماءُ مكّةَ خَمسةٌ: اُمُّ القُرى ومَكَّةُ وبَكَّةُ، والبَسّاسَةُ كانُوا إذا ظَلَموا بِها بَسَّتْهم أى أخرَجَتهُم وأهْلَكَتْهُم و اُمُّ رُحْمٍ كانُوا إذا لَزِموها رُحِموا. (2)
نامهاى مكّه پنج تا است: امالقرى، مكّه، بكّه، بسّاسه [يعنى نابودكننده]؛ چون مردم وقتى در مكّه ظلم مىكردند، آنها را بيرون مىكرد و هلاك مىساخت و امّ رُحْم؛ زيرا هرگاه معتكف مكّه مىشدند، مورد رحمت قرار مىگرفتند.
رسولُ اللهِ (ص) :
إنّ لِلّهِ عزَّوجلَّ خِياراً مِن كلِّ ماخَلَقَه. . . فأمّا خِيارُهُ مِن البُقاعِ فمَكَّةُ وَالمدينةُ وَبَيتُالمقدسِ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: خداوند از هر چه آفريده، برگزيدهاى دارد. . . ، اما برگزيدة او از سرزمينها مكّه، مدينه و بيتالمقدس است.
رسولُ اللهِ (ص) : - مُخاطباً مكَّةَ - ما أطْيبَكِ مِن بلدٍ وأحبَّكِ إلى! ولولا أنّ قومى أخرَجونى منكِ ماسَكَنْتُ غيرَكِ. (4)
پيامبر خدا (ص) - خطاب به مكّه - فرمود: چه شهر پاكى! و چه قدر نزد من
من محبوب هستى! اگر نبود كه قومم مرا از تو بيرون كردند، در جايى جز تو ساكن نمىشدم.
الإمام الباقر (ع) :
النّائِمُ بِمَكَّةَ كَالمُتَهَجِّدِ فِي البُلدانِ. (1)
امام باقر (ع) فرمود: كسى كه در مكه بخوابد، همچون كسى است كه در شهرهاى ديگر به تهجّد (شب زندهدارى) مىپردازد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
أحَبُّ الأرضِ إلَى اللهِ تَعالى مكَّةُ وما تُربةٌ أحبَّ إلى اللهِ عزّوجلّ مِن تُربَتِها ولا حَجَرٌ أحبَّ إلَى اللهِ عزّوجلّ مِن حَجَرِها ولا شَجَرٌ أحبَّ إلى الله عزّوجلّ مِن شَجَرِها. . . . (2)
امام صادق (ع) فرمود: محبوبترين سرزمين نزد خداوند مكّه است و هيچ خاكى نزد خداوند محبوبتر از خاك آن و هيچ سنگى نزد خداوند محبوبتر از سنگ آن و هيچ درخت و كوه و آبى نزد خداوند محبوبتر از درخت و كوه و آب آن نيست.
الامام الصّادق (ع) :
مَن أماطَ أذىً عَن طريقِ مكَّةَ كَتَبَ اللهُ له حَسَنةً ومَن كَتَبَ له حَسَنةً لَم يُعذِّبْهُ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مايه آزارى را از مكه بردارد، خداوند براى او حسنهاى (ثوابى پايدار) مىنويسد و خدا، هركس را حسنهاى برايش نوشته باشد، عذاب نمىكند.
رسول الله (ص) :
خَمسٌ فواسِقُ يُقتَلنَ فِي الحَرَم: الفَأرَةُ والعَقرَبُ والحُدَيّا
والغُرابُ والكَلبُ العَقورُ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: پنج نوع حيواناند كه در حرم كشته مىشوند: موش، عقرب، زاغ، كلاغ و سگ هار.
الإمام الصادق (ع) :
لابَأسَ بِقَتلِ البُرغوثِ والقُمَّلَةِ والبَقَّةِ في الحَرَمِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: كشتن كك، شپش و پشه در حرم اشكالى ندارد.
الإمام الصادق (ع) :
يُقتَلُ في الحرمِ والاحرامِ، الأفْعي والأسودُ الغَدِر وكلُّ حيةٍ سَوءٍ والعقربُ والفَأرةُ وهي الفُوَيْسِقَةُ ويُرجَمُ الغُرابُ والحَدَأَةُ رجماً فإنْ عَرَضَ لكَ لَصوصٌ إمتَنَعْتَ منهم. (3)
امام صادق (ع) فرمود: در حرم و در حال احرام [اين چند حيوان:] افعى، شير درنده، هر مار خطرناك، عقرب و موش كه فاسقاند، كشته مىشوند و كلاغ و زاغ هم با سنگ، رانده مىشوند. پس اگر دزدان متعرض تو شدند، دفاع كن.
رسول الله (ص) :
إنّ اللهَ حَرَّمَ مكَّةَ يومَ خَلَقَ السَّماواتِ والأرضَ، وهي حرامٌ إلى أنْ تَقومَ السّاعةُ، لَمْتَحِلَّ لأحدٍ قبلي، ولا تَحِلُّ لأحدٍ بَعدي، و لَمتَحِلَّ لي إلاّ ساعةً مِن نهارٍ. (4)
پيامبر خدا (ص) در روز فتح مكه فرمود: خداوند، روزى كه آسمانها و زمين
زمين را آفريد، مكه را حرام ساخت و تا برپايى قيامت نيز حرام است و براى هيچ كس پيش از من حلال نشده و براى هيچ كس پس از من نيز حلال نخواهد شد و براى من جز ساعتى از يك روز، حلال نشده است.
الإمام على (ع) :
لاتَخرُجوا بِالسُّيوفِ إلى الحَرَمِِ ولا يُصَلِّينَّ أحَدُكُم وبَينَ يديهِ سَيفٌ، فَإنَّ القِبلَةَ أمنٌ. (1)
امام على (ع) فرمود: با شمشيرها به سوى حرم بيرون نرويد و هيچ يك از شما درحالىكه در برابرش شمشير است، نماز نخواند؛ زيرا قبله، امن است.
الإمام الصادق (ع) :
لاينبَغي أن يدخُلَ الحَرَمَ بِسِلاحٍ إلاّ أن يدخِلَهُ في جَوالِقَ أو يَغيبَهُ يعني يلُفُّ عَلَى الحَديدِ شيئاً. (2)
امام صادق (ع) فرمود: سزاوار نيست كه سلاح وارد حرم كند، مگر اينكه آن را در كيسهاى بگذارد يا [با پيچيدن آن در چيزى] پنهانش كند.
عن أبى بصيرٍ عن الإمام الصادق (ع) ،
قال: سَألتُه عنِ الرَّجُلِ يُريدُ مكَّةَ أوِ المدينةَ، يُكرَهُ أنْ يخرُجَ مَعهُ بالسِّلاحِ؟ فقالَ: لا بأسَ بأنْ يخْرُجَ بالسِّلاحِ مِن بَلَدِهِ، ولكن إذا دَخَلَ مكَّةَ لَمْيُظهِرْهُ. (3)
ابو بصير مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم كه كسى مىخواهد به مكّه يا مدينه برود، آيا همراه داشتن سلاح براى او مكروه است؟ فرمود: اشكالى ندارد كه سلاح را از شهر خود بيرون ببرد؛ ولى وقتى وارد مكه مىشود، آن را آشكار نسازد.
الامام الباقر (ع) :
لايَنبغي لِلرَّجلِ أن يقيمَ بِمَكَّةَ سَنَةً، قُلتُ: كيفَ يصنَعُ؟ قال: يتَحَوَّلُ عَنها. (1)
امام باقر (ع) فرمود: شايسته نيست كه انسان در مكّه يك سال بماند. گفتم: پس چه كند؟ فرمود: به جاى ديگر برود.
الإمام الباقر (ع
) : لاينبغي لأحدٍ أن يرفَعَ بِناءً فَوقَ الكَعبَةِ. (2)
امام باقر (ع) فرمود: براى هيچ كسى سزاوار نيست كه ساختمانى بالاتر از كعبه بسازد.
عن أحمد بن محمد السيارى قالَ: رَوى جَماعَةٌ مِن أصحابِنا رَفَعوهُ إلى أبى عَبدِاللهِ (ع) أنَّهُ كَرِهَ المُقامَ بِمَكَّةَ وذلكَ أنَّ رسولَ اللهِ اُخرِجَ عنها والمُقيمُ بِها يقسو قلبُهُ حَتّى يأتِى فى غَيرِها. (3)
احمد بن محمد سيارى مىگويد: از امام صادق (ع) روايت شده كه آن حضرت، اقامت در مكّه را پسنديده نمىدانست و اين به خاطر آن بود كه پيامبر (ص) را از اين شهر بيرون كردند و كسى كه مقيم مكه شود، سنگدل مىشود تا آنكه در جاى ديگر اقامت كند.
عن أبى عبداللهِ: سَألتُهُ عن رَجُلٍ لى عَلَيهِ مالٌ، فَغابَ عَنّى زَماناً، فَرَأيتُهُ يطوفُ حَولَ الكَعبةِ، أفَأَتَقاضاهُ مالى؟ قالَ: لا، لا تُسَلِّم عَلَيهِ ولا تُرَوِّعهُ حَتّى يخرجَ مِنَ الحَرَمِ. (4)
از امام صادق (ع) پرسيدم: مردى به من مالى بدهكار است. مدتى از چشمم
چشم پنهان بود، تا اينكه او را در حال طواف كعبه ديدم، آيا مال خود را از او طلب كنم؟ فرمود: نه، به او سلام نده و هراسانش مكن، تا آنكه از حرم بيرون رود.
رسولُ اللهِ (ص) :
أعظمُ المساجِدِ حُرمةً وأحبُّها إلَى اللهِ وأكرمُها عَلَى اللهِ تَعالى، المسجدُ الحرامِ. (1)
پيامبراكرم (ص) فرمود: محترمترين و محبوبترين و گرامىترين مساجد نزد خداوند متعال، مسجدالحرام است.
رسولُ اللهِ (ص) : فَضْلُ المسجدِ الحرامِ عَلى مَسجدى كَفَضْلِ مَسجدى عَلَى المَساجِدِ. (2)
پيامبراكرم (ص) فرمود: برترى مسجدالحرام بر مسجد من، همچون برترى مسجد من بر مساجد ديگر است.
الإمام على (ع) : أربعةٌ مِن قصورِ الجنَّةِ فِى الدُّنيا: المسجدُ الحرامِ ومسجدُ الرَّسولِ ومَسجدُ بَيتالمقدسِ ومَسجدُ الكوفَةِ. (3)
امام على (ع) فرمود: چهار مكاناند كه از قصرهاى بهشتى در دنيا هستند: مسجدالحرام، مسجد الرسول، مسجد بيتالمقدس و مسجد كوفه.
الإمام الصّادقُ (ع) :
خَطَّ ابراهيمُ بِمكَّةَ مابَينَ الحَزْوَرَةِ إلَى المَسْعى، فذلِكَ الّذي كانَ خَطَّ ابراهيمُ (ع) ، يعني المسجدَ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: ابراهيم در مكّه بين حزوره [نام محلى در مكّه
نزديك باب الحنّاطين] تا مسعا را خط كشيد و اين همان خطّى بود كه ابراهيم (ع) رسم كرد؛ يعنى مسجد.
الإمام الباقر (ع) :
إنَّه [عَلياً] كانَ إذا قَدِمَ مَكَّةَ بَدَأ بِمنزلِهِ قَبلَ أن يَطوفَ. (1)
امام باقر (ع) فرمود: هرگاه على (ع) به مكّه وارد مىشد، پيش از آنكه طواف كند، ابتدا به محل فرود آمدن خويش مىپرداخت.
الإمام الباقر (ع) :
إذا دَخَلتَ المَسجدَ الحَرامَ وَحاذَيتَ الحَجَرَ الأسوَدَ فَقُل: «أشهدُ أن لا إله إلاّ الله وحدَهُ لاشَريكَ لَهُ وأشهَدُ أنَّ مُحمّداً عَبدُهُ ورسولُهُ، آمَنتُ بِاللهِ وكَفرتُ بالطّاغوتِ وبِاللّاتِ والعُزّى وبِعبادَةِ الشَيطانِ وبعبادَةِ كُلِّ نِدٍّ يُدعى من دونِ اللهِ. (2)
امام باقر (ع) فرمود: هرگاه وارد مسجدالحرام شدى و روبهروى حجرالأسود قرار گرفتى، بگو: گواهى مىدهم كه جز خداوند يكتا معبودى نيست و شريكى ندارد و شهادت مىدهم كه محمّد (ص) ، بنده و فرستاده اوست. به خدا ايمان آورده به طاغوت و لات و عزّى و پرستش شيطان و عبادت هر كه جز خدا خوانده شود، كفر ورزيدهام.
الإمام الصادق (ع) :
إذا دَخَلَ الحاجُّ أوِ المُعتَمِرُ مَكَّةَ بَدَأ بِحياطَةِ رَحلِهِ، ثُمَّ قَصَدَ المَسجدَ الحرامَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه كسى كه حج يا عمرهگزار است، وارد مكّه مىشود، ابتدا وسايل خود را مستقر سازد و سپس آهنگ مسجدالحرام كند.
رسولُ اللهِ (ص) :
كانَ النَّبيُّ مِنَ الأنبياءِ إذا هَلَكَت اُمَّتُه لَحِقَ بِمكّةَ فَيتَعَبَّدُ فيهَا النَّبيُّ ومَن مَعَه حتّى يَموتَ فيها، فَماتَ بها نوحٌ وهودٌ وصالحٌ وشعيبٌ وقبورُهم بينَ زَمزَمَ والحَجَرَ. (1)
رسول خدا (ص) فرمود: از ميان پيامبران، هر پيامبرى كه امتش هلاك مىشدند، به مكّه مىآمد و با همراهانش تا زمان مرگ در آنجا به عبادت مىپرداختند. نوح، هود، صالح، شعيب، در مكّه از دنيا رفتند و قبرهاشان ميان زمزم و حجرالأسود است.
الإمام الباقر (ع) :
إنَّ مابَينَ الرُّكنِ والمَقامِ لَمَشحُونٌ مِن قبورِ الأنبياءِ، وانَّ آدمَ لَفي حَرَمِ اللهِ عزّوجلّ. (2)
امام باقر (ع) فرمود: مابين ركن و مقام، پر است از قبور پيامبران، آدم نيز در حرم خداى عزوجل است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
دُفِنَ مابَينَ الرُّكنِ اليماني والحَجَرِ الأسودِ سَبْعُونَ نبيّاً. (3)
امام صادق (ع) فرمود: ميان ركن يمانى و حجرالأسود، هفتاد پيامبر مدفوناند.
الإمام الباقر (ع) :
مَن صَلَّى في المَسجدِ الحرامِ صَلاةً مَكتوبَةً قَبِلَ اللهُ بِها مِنهُ كُلَّ صَلاةٍ صَلاّها مُنذُ يَومٍ وَجَبَت عَلَيهِ الصَّلاةُ وكُلَّ صَلاةٍ يُصَلّيها
إلى أنْ يَموتَ. (1)
امام باقر (ع) فرمود: هركس كه در مسجدالحرام يك نماز واجب بخواند، خداوند همه نمازهايى را كه از روز واجب شدن نماز بر او خوانده و همه نمازهايى كه تا زمان مرگ مىخواند را از او قبول مىكند.
الإمام الصادق (ع) :
أكثِروا مِنَ الصَّلاةِ والدُّعاء في هذَا المَسجِدِ، أما إنَّ لِكُلِّ عَبدٍ رِزقاً يُجازُ إليهِ جَوزاً. (2)
امام صادق (ع) فرمود: در اين مسجد، نماز و دعا زياد بخوانيد. آگاه باشيد كه براى هر بنده، روزىاى است كه به سوى او سوق داده مىشود.
عن أبى الحَسَن، قال:
سَألتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلّي في جَماعَةٍ في مَنزِلِه بِمَكّةَ أفضلُ أو وَحدَهُ في المَسجدِ الحرامِ؟ فَقالَ: وَحدَهُ. (3)
از امام رضا (ع) پرسيدم: كسى كه نماز را در خانهاش در مكّه به جماعت بخواند افضل است يا در مسجد الحرام و به تنهايى بخواند؟ فرمود: به تنهايى.
عن موسى بن سَلامٍ:
اِعتَمَرَ أبو الحَسَنِ الرِّضا، فَلَمّا وَدَّعَ البَيتَ وصارَ إلى بابِ الحَنّاطينَ لِيَخرُجَ مِنهُ وَقَفَ في صَحنِ المَسجدِ في ظَهرِ الكَعبةِ، ثُمَّ رَفَعَ يَدَيه فَدَعا، ثُمّ التَفَتَ إلينا، فقال: نِعمَ المَطلوبُ بِهِ الحاجَةُ إليه، الصَّلاةُ فيه أفضَلُ مِنَ الصَّلاةِ في غَيرهِ سِتّين سَنَةً أو شَهراً. (4)
موسى بن سلام مىگويد: امام رضا (ع) عمره انجام داد، چون با كعبه
وداع كرد و به در حنّاطين رسيد كه از آنجا خارج شود، در محوطه مسجد
پشت كعبه ايستاد. سپس دستانش را بلند كرد و دعا فرمود. آنگاه به ما توجه كردند و فرمودند: چه جاى خوبى است براى حاجت بردن به نزد او؛ نماز در آن، برتر از شصت سال نماز در جاى ديگر است و يا فرمودند: برتر از شصت ماه.
عَن أبى جعفرٍ (ع) : قالَ: قُلتُ له: لِمَ سُمِّى البَيتُ العتيقَ؟ قالَ: هو بَيتٌ حُرٌّ عَتيقٌ مِن النّاسِ، لَم يمْلِكْهُ أحدٌ. (1)
از امام باقر (ع) پرسيدم: چرا كعبه را بيت عتيق [خانه آزاد] ناميدهاند؟ فرمود: چون خانهاى است آزاد و رها شده از سلطه مردم و هيچكس مالك آن نيست.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ اللهَ عزّوجلّ أغْرقَ الأرضَ كُلَّها يَومَ نوحٍ إلاّ البَيتَ، فيَومئذٍ سُمِّي العتيقَ؛ لأنَّهُ اُعْتِقَ يومئذٍ مِنَ الغَرَقِ. (2)
خداوند متعال در ماجراى نوح، همه زمين را زير آب بُرد، جز خانه خدا را، آن روز اين خانه عتيق نام نهاده شد؛ زيرا آن روز از غرق شدن رها شد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
حينَ سُئِلَ: لِمَ سُمِّي البيتُ العتيقَ لأنَّ اللهَ أعتَقَهُ مِنَ الطّوفانِ. (3)
آن گاه كه از ايشان پرسيده شد: چرا كعبه بيت العتيق ناميده شد؟ فرمود:
چون خداوند آن را از طوفان آزاد كرد.
عن حنّان: قلت لأبى عبدالله (ع) :
لِمَ سُمِّي بيتَ اللهِ الحَرامَ؟ قالَ: لأَنَّهُ حُرِّمَ عَلَى المُشركينَ أنْ يدْخُلُوهُ. (1)
حنّان مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: چرا كعبه را بيتالله الحرام ناميدهاند؟ فرمود: چون بر مشركان حرام است كه وارد آن شوند.
رسولُ اللهِ (ص) :
أوّلُ مسجدٍ وُضِعَ فِي الأرضِ الكعبةُ، ثمَّ بيتُ المقدسِ وكانَ بينَهما خَمْسُ مائَةِ عامٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: نخستين مسجدى كه در زمين قرار داده شد، كعبه بود و سپس بيتالمقدس و ميان اين دو، پانصد سال فاصله بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
أكرمُ البُيوتِ عَلى وَجهِ الأرضِ أربعةٌ: الكَعبةُ وبيتُ المقدسِ وبَيتٌ يقرَأُ فيهِ القرآنُ والمَساجِدُ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: گرامىترين خانهها بر روى زمين، چهار خانهاند: كعبه، بيتالمقدس و خانهاى كه در آن قرآن خوانده شود و مساجد.
الإمام الصّادقُ (ع) عن آبائِه: -
في وصفِ الكَعبةِ - البَيتُ حُجَّةُ اللهِ في أرضِهِ عَلى خَلقِهِ. (4)
امام صادق (ع) به نقل از پدرانش در وصف كعبه فرمود: خانه خدا در روى زمين، حجت خدا بر بندگانش است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
هذا بَيتٌ إسْتَعْبَدَ اللهُ بِهِ خَلقَهُ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: اين خانهاى است كه خدا به سبب آن، بندگانش را به عبادت فرا خوانده است.
اول - آرايش و پوشش كعبه
رسول الله (ص) - لِعُثمانَ -:
إنّي نَسيتُ أن آمُرَكَ أن تُخَمِّرَ القَرنَينِ؛ فَاِنَّهُ لَيسَ يَنبَغي أن يَكونَ في البَيتِ شَيءٌ يَشغَلُ المُصلِّيَ. (2)
رسول الله (ص) به عثمان مىفرمود: من فراموش كردم به تو فرمان دهم كه روى دو شاخ [گوسفندى كه فديه اسماعيل شد] را بپوشانى؛ چرا كه سزاوار نيست در خانه چيزى باشد كه نمازگزار را مشغول كند.
الإمام الباقر (ع) : إنَّ على بن أبىطالبٍ (ع) كانَ يبعَثُ بِكِسوَةِ البَيتِ فى كلِّ سَنَةٍ مِنَ العِراقِ. (3)
امام باقر (ع) فرمود: على بن ابىطالب (ع) همه ساله از عراق، پوشش كعبه را مىفرستاد.
دوم - تبرك جستن به پوشش كعبه
عن عبدالملكِ: سَألتُ أبَا الحْسَنِ الإمام الكاظم (ع) عَن رَجُلٍ اِشتَرى مِن كِسوَةِ الكَعبَةِ شَيئاً، فَقَضى بِبَعضِهِ حاجَتَهُ وبَقِى بَعضُهُ فى يدِهِ، هَل يصلُحُ بَيعُهُ؟ قالَ: يبيعُ ما أرادَ ويهَبُ ما لَم يريد ويستَنفِعُ بِهِ ويطلُبُ بَرَكَتَهُ، قُلتُ: أيكَفَّنُ بِهِ المَيتُ؟ قالَ: لا. (4)
عبدالملك مىگويد: از امام كاظم (ع) درباره مردى پرسيدم كه مقدارى از پوشش كعبه را خريده و با بخشى از آن، نياز خود را برطرف ساخته؛ ولى بخشى هم در دست او مانده است. آيا مىتواند آن را بفروشد؟ فرمود: آنچه را مىخواهد، بفروشد و آنچه را نمىخواهد، هديه دهد و از آن سود ببرد و بركت آن را بطلبد. گفتم: آيا مىتوان با آن، مرده را كفن كرد؟ فرمود: نه.
عبدالملِكِ بن عُتبَة: سَألتُ أبا عبداللهِ عمّا يصِلُ إلينا مِن ثِيابِ الكَعبَةِ، هل يصلُحُ لَنا أن نَلبَسَ شيئاً مِنها؟ قالَ: يصلُحُ لِلصِّبيانِ والمَصاحِفِ والمِخَدَّةِ، تَبتَغى بِذلكَ البَرَكةَ إن شاءَ اللهُ. (1)
عبدالملك بن عتبه مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: آنچه از پوشش كعبه به دستمان مىرسد آيا مىتوانيم بخشى از آن را بپوشيم؟ فرمود: مىتوان براى كودكان، قرآنها و بالش از آن استفاده كرد. [مىتوانى] به خواست خدا بدين وسيله بركت بجويى.
الإمام صادق (ع) :
لا بَأس أن يأخُذَ مِن ديباجِ الكَعبةِ فَيَجعَلَهُ غِلافَ مُصحَفٍ أو يَجعَلَهُ مُصَلًّى يُصَلّى عَلَيهِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: اشكالى ندارد كه از ديباى كعبه برگرفت و آن را روكش قرآن يا جانماز ساخت و روى آن نماز خواند.
رسولُ اللهِ (ص
) : النَّظَرُ إلَى الكَعبةِ عِبادَةٌ. (3)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: نگاه كردن به خانه كعبه عبادت است.
رسولُ اللهِ (ص) :
النَّظَرُ إلَى الكعبَةِ حُبّاً لَها عبادةٌ، وَيهدِمُ الخَطايا هَدْماً. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: از روى محبت نگاه كردن به كعبه، عبادت است و خطاها را به طور كامل از بين مىبرد.
رسولُ الله (ص) :
تُفتَحُ أبوابُ السَّماء ويستَجابُ الدُّعاءُ في أربعةِ مَواطِنَ. . . وعِندَ رُؤيةِ الكعبةِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: در چهار مورد درهاى آسمان گشوده مىشود و دعاى بندگان به استجابت مىرسد. . . [يكى هم] هنگام ديدن كعبه.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن نَظَرَ إلَى الكعبةِ لَميزَلْ تُكتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ وتُمْحى عنه سَيّئةٌ، حتّى يَنصَرِفَ بِبَصرِهِ عَنها. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هركس به كعبه بنگرد، پيوسته براى او حسنه نوشته مىشود و گناه از او محو مىشود، تا آنكه نگاهش را از كعبه برگيرد.
. . . قالَ لَنا على بنُ الحسينِ زَينُ العابِدين (ع) : أى البِقاعِ أفضلُ؟ فقلتُ: اللهُ ورسولُه وابنُ رسولِه أعلَمُ، فقالَ: إنَّ أفْضَلَ البِقاعِ مابَينَ الرّكنِ والمَقامِ. (4)
. . . امام زينالعابدين (ع) به ما فرمود: كدام قطعه زمين، برتر است؟ گفتم: خدا و پيامبرش و فرزند پيامبرش داناترند. فرمود: بهترين قطعه زمين، ميان ركن و مقام است.
عَن أبى عُبَيدَة: قُلْتُ لأبى عَبدِاللهِ (ع) : . . . فأى بِقاعِهِ أفضلُ؟ قالَ: مابَينَ البابِ
إلَى الحَجَر الأَسْوَدِ. (1)
ابوعبيده مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: كدام جاى مسجدالحرام برتر است؟ فرمود: ميان در كعبه و حجرالأسود.
الإمام الصّادقُ (ع) : إنْ تَهَيأَ لَكَ أنْ تُصَلِّى صَلَواتِكَ كلَّها الفرائضَ وغيرَها عندَ الحَطيمِ فَافْعَلْ، فَإنَّهُ أفضلُ بُقعَةٍ عَلى وَجهِ الأرضِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: اگر برايت فراهم شد كه همه نمازهاى واجب و غير واجب را در حطيم [حطيم اسماعيل] بخوانى، بخوان؛ زيرا آنجا برترين نقطه روى زمين است.
و) مقام ابراهيم (3)
رسولُ اللهِ (ص) : إنَّ اللهَ فَضَّلَ مَكَّةَ وجَعَلَ بعضَها أفضلَ مِن بعضٍ فقال: وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ إِبْراهِيمَ مُصَلًّى . (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: خداوند مكّه را فضيلت داد و بخشى از آن را برتر از بخش ديگر قرار داد و فرمود: «از مقام ابراهيم، جايگاه نماز بگيريد» .
الامام الحسين (ع) : إنّ اللهَ قَدْ جَعَلَهُ عَلَماً لَمْيكنْ لِيذْهَبَ بِهِ. (5)
امام حسين (ع) فرمود: همانا خداوند سبحان مقام ابراهيم (ع) را علم و نشانه خود قرار داده است و هرگز از بين نمىرود [آن را از بين نمىبرد].
عَن ابنِ سنانٍ: سألتُ أبا عبدِاللهِ (ع) عَن قَولِ الله عزَّوجلَّ: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ
وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ * فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ ما هذِهِ الآياتُ
البّيناتُ؟ قالَ: مقامُ ابراهيمَ حَيثُ قامَ عَلَى الحَجَرِ فأثَّرَت فيه قدماه. . . . (1)
از ابن سنان: از امام صادق (ع) دربارة آيه «همانا اولين خانهاى كه براى مردم قرار داده شد همان است كه در مكّه و فرخنده و هدايتگر براى جهانيان است، در آن نشانههايى روشن است» پرسيدم كه اين نشانههاى روشن چيست؟ فرمود: مقام ابراهيم؛ آنجا كه بر روى سنگ ايستاد و قدمهاى او بر سنگ اثر گذاشت.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ يمينُ اللهِ في أرضِهِ، فَمَن مَسَحَهُ مَسَحَ يدَ اللهِ. (2)
پيامبراكرم (ص) فرمود: حَجر، دست خداوند در زمين است، هر كه آن را لمس كند، دستِ خدا را لمس كرده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ الأسوَد يمينُ اللهِ فِي الأرضِ يُصافِحُ بِها عِبادَهُ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: حجرالأسود دست خداوند در زمين است كه با آن، با بندگانش دست مىدهد.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ يمينُ اللهِ، فَمَن شاءَ صافَحَهُ لَها. (4)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: حجر، دست خداست. هركس بخواهد، به وسيلة آن با خدا دست مىدهد.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ الأسوَدُ مِنَ الجَنَّةِ. (1)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: حجرالأسود از بهشت است.
رسولُ اللهِ (ص) :
الحَجَرُ الأسوَدُ مِن حِجارَةِ الجَنَّةِ. (2)
رسول خدا (ص) فرمود: حجرالأسود، از سنگهاى بهشت است.
الحارث عَن الإمام على (ع) :
أنّه كانَ إذا مَرَّ بالحَجَرِ الأسودِ فَرَأى عليهِ زِحاماً استَقْبَلَه وَكَبَّرَ وقال: أللّهُمَّ تصديقاً بكتابكَ وسُنَّةِ نَبيكَ. (3)
حارث مىگويد: هرگاه على (ع) بر حجرالأسود مىگذشت و بر گرد آن ازدحام مىديد، رو به آن كرده تكبير مىگفت و مىگفت: خدايا! به كتاب تو و سنت پيامبرت، يقين و باور دارم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
كانَ رسولُ اللهِ (ص) يسْتَلِمُهُ [الحَجَر] في كلِّ طوافِ فريضةٍ ونافلةٍ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا (ص) در هر طواف واجب و مستحب، بر حجرالأسود دست مىكشيد.
عن معاوية بن عمّار: سألتُ أبا عبداللهِ (ع) عَن رَجُلٍ حَجَّ ولَمْ يستَلِمِ الحَجَرَ، فقالَ: هُوَ مِنَ السُّنَّةِ، فإن لَمْ يقْدِرْ فاللهُ أولى بالعُذْرِ. (5)
معاوية بن عمّار مىگويد: از امام صادق (ع) پرسيدم: مردى حج انجام
داده ولى بر حجرالأسود دست نكشيده است. فرمود: اين مستحب است، اگر نتواند، خداوند به عذرپذيرى شايستهتر است.
عَنْ طاوُوسِ الفقيهِ: رأيتُ فى الحِجْرِ زَينَالعابدينَ (ع) يصَلّى وَيدعُو: «عُبَيدكَ بِبابِكَ، أسيرُكَ بِفِنائكَ، مِسكينُكَ بِفنائكَ، سائلُكَ بِفِنائكَ، يشكُو إليكَ ما لايخفى إليكَ» وَفى خَبَرٍ: لاتَرُدَّنى عَنْ بابِكَ. (1)
طاووس فقيه مىگويد: امام زينالعابدين (ع) را در حجر ديدم كه نماز مىخواند و چنين دعا مىكرد: بنده ناچيز تو به درگاه توست. اسير تو در آستان توست. نيازمند تو به درگاه توست. گداى تو به آستان توست. نزد تو شكايتى دارد كه بر تو پنهان نيست. در روايتى فرمود: مرا از درگاهت مران.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الحِجْرُ بَيتُ إسماعيلَ وفيهِ قَبْرُ هاجَرَ وقبرُ اسماعيلَ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: حِجر، خانه اسماعيل است و قبر هاجر و اسماعيل در آن قرار دارد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنّ اسماعيلَ صَلَواتُ اللهِ عليهِ تُوفِّي وهُوَ ابنُ مائةٍ وثلاثينَ سَنَةً ودُفِنَ بِالحِجْرِ مع اُمِّهِ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: اسماعيل كه درود خداوند بر او باد، در صد و سى سالگى از دنيا رفت و در حجر، همراه مادرش دفن شده است.
عن ابى بلال المكّى: رأيتُ ابا عبدالله دَخَلَ الحِجرَ مِن ناحيةِ البابِ، فقامَ يصَلِّى على قَدْرِ ذِراعَينِ مِن البيتِ، فقلتُ له: ما رأيتُ أحداً مِن أهلِ بَيتِكَ
يصَلِّى بِحيالِ الميزابِ! فقالَ: هذا مُصَلّى شَبَّرَ وشَبيرٍ ابنَى هارونَ. (1)
ابو بلال مكى مىگويد: امام صادق (ع) را ديدم كه از سمت در كعبه، وارد حجر شد و به فاصله دو ذراع از كعبه، به نماز ايستاد. گفتم: هيچ يك از خاندان تو را نديدهام كه در مقابل ناودان نماز بخواند. فرمود: اينجا محل نماز شَبَّر و شَبير، پسران هارون (ع) است.
عن ابى نعيمٍ الانصارى عنِ الإمام المهدى (عج) كان سيدُ العابدينَ (ع) يقولُ فى سجودِهِ فى هذَا الموضِع - وأشارَ بِيدِه الى الحِجر نحوَ الميزابِ: «عُبيدكَ بفنائكَ، مِسكينُكَ ببابكَ، أسألكَ ما لايقدِرُ عَلَيهِ سِواكَ» . (2)
ابو نعيم انصارى از امام زمان (عج) روايت كرده است كه ايشان با اشاره به حجر و به سمت ناودان فرمود: امام زينالعابدين (ع) در سجده خود در اين مكان مىگفت: بنده ناچيزت در آستان توست، نيازمندت در آستان توست، از تو مىخواهم آنچه را كه جز تو بر آن توانا نيست.
ط) حطيم (3)
رسولُ اللهِ (ص) :
أمَّني جَبرئيلُ عندَ بابِ الكَعبةِ مَرَّتينِ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كنار در كعبه، جبرئيل دو بار امام جماعت من شد [و من به او اقتدا كردم].
عن معاويةِ بنِ عمّار: سألتُ أبا عبداللهِ (ع) عَن الحَطيمِ، فقال: هُو ما بَينَ الحَجَرِ الأسودِ وبينَ البابِ وسألتهُ لِمَ سُمِّى الحَطيمَ؟ فَقالَ: لَأنَّ النّاسَ يحطِمُ بَعْضُهم بَعضاً هُناكَ. (1)
معاوية بن عمار مىگويد: از امام صادق (ع) دربارة حطيم پرسيدم، فرمود: ميان حجرالأسود و در كعبه است. پرسيدم: چرا به آن حطيم مىگويند؟ فرمود: چون در آنجا مردم همديگر را فشار مىدهند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
عِندَما سَأَلَهُ الحَلَبي عن الحَجَرِ: انَّكُم تُسَمُّونَه الحَطيمَ وانّما كانَ لِغَنَمِ اسماعيلَ وإنَما دُفِنَ فيهِ اُمُّهُ وكَرِهَ أنْ يوطَأَ قبرُها، فَحَجَرَ عليه وفيهِ قُبورُ أنبياءَ. (2)
امام صادق (ع) ، آنگاه كه حلبى از ايشان درباره حجر پرسيد كه: شما آن را حطيم مىناميد، فرمود: آنجا محل گوسفندان اسماعيل بود و مادرش را آنجا دفن كرد و خوش نداشت كه پا بر آن گذاشته شود. پس دور آن را حصارى كشيد. قبر پيامبرانى هم در آنجا است.
ى) مُلتَزَم (3)
رسولُ اللهِ (ص) :
ما دَعا أحَدٌ بِشَيءٍ في هذَا المُلتَزَمِ إلاَّ استُجيبَ لَهُ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هيچ كس در اين ملتزم، چيزى از خدا نخواست مگر آنكه اجابت شد.
رسولُ اللهِ (ص) :
المُلتَزَمُ مَوضِعٌ يُستَجابُ فيهِ الدُّعاءُ وما دَعا عَبدٌ اللهَ دَعوَةً
إلاّ استَجابَها. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: ملتزم، جايى است كه دعا در آن پذيرفته است و هيچ بندهاى [در ملتزم] چيزى از خدا نخواست مگر اينكه آن را پذيرفت.
رسولُ اللهِ (ص) :
بَينَ الرُّكنِ والمَقامِ مُلتَزَمٌ، مايدعو بِهِ صاحِبُ عاهَةٍ إلاّ بَرِىَ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: ميان ركن و مقام، ملتزم است. هيچ دردمندى آنجا دعا نمىكند، مگر آنكه بهبود يابد.
الإمام على (ع) :
أَقِرُّوا عندَ المُلتَزَمِ بِما حَفِظْتُم مِن ذنوبِكُم وَما لَمتَحْفَظُوا، فَقُولُوا: «وَما حَفِظْتَهُ عَلينا حَفَظْتُكَ ونَسيناهُ فَاغفِرْ لَنا» . (3)
امام على (ع) فرمود: كنار ملتزم، به گناهان خويش چه آنچه در ياد داريد و چه در يادتان نيست، اقرار كنيد و بگوييد: آنچه نگهبانان تو از گناهان ما حفظ كردهاند و ما فراموش كردهايم را ببخشاى.
ك) مُستَجار (4)
الإمام الصّادقُ (ع) :
بَنى ابراهيمُ البيتَ. . . وجَعَلَ لَهُ بابَينِ. . . والبابُ الّذي إلَى المغربِ يسَمَّى المُستَجارَ. (5)
امام صادق (ع) فرمود: ابراهيم (ع) كعبه را ساخت. . . و براى آن، دو در قرار
قرار داد؛ درى به مشرق و درى به مغرب. مستجار، درى است كه رو به مغرب است.
عَن على بنِ جعفَر:
رأيتُ أخي يَطوفُ السُّبوعَينِ والثَّلاثةِ يَقْرِنُها، غيرَ أنَّهُ يَقِفُ فِي المُستَجارِ فَيدْعُو في كُلِّ اُسبوعٍ ويَأتي الحَجَرَ فَيسْتَلِمُهُ، ثُمَّ يطُوفُ. (1)
على بن جعفر مىگويد: برادرم [موسى بن جعفر (ع)] را ديدم كه دو يا سه طواف مىكرد [هر كدام هفت دور] و طوافها را به هم مىپيوست جز اينكه در مستجار مىايستاد و سر هر هفت دور، دعا مىكرد و سراغ حجرالأسود مىآمد و آن را لمس مىكرد، سپس طواف مىكرد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الرّكنُ اليماني بابٌ مِنْ أبوابِ الجنّةِ، لَمْ يغلِقْهُ اللهُ مُنذُ فَتَحَه. (2)
امام صادق (ع) فرمود: ركن يمانى درى از درهاى بهشت است. خداوند آن را از وقتى كه گشوده، نبسته است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الرُّكنُ اليماني بابُنَا الّذي نَدخُل مِنهُ الجَنَّةَ. (3)
امام صادق فرمود: ركن يمانى درِ ماست كه از اين در، وارد بهشت مىشويم.
الإمام الصّادقُ (ع) : قالَ رسولُ اللهِ (ص) :
ما أتَيتُ الرُّكنَ اليمانيَّ الاّ وَجَدْتُ
جَبرئيلَ (ع) قَدْ سَبَقَني إليهِ يلتَزِمُهُ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا (ص) مىفرمود: هرگز سراغ ركن يمانى نيامدم، مگر آنكه جبرئيل را ديدم كه پيش از من خود را به آن چسبانده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ اللهَ عزَّوجلَّ وَكَّلَ بالرُّكنِ اليمانِيِّ مَلَكاً هِجّيراً يؤَمِّنُ عَلى دُعائِكُم. (1)
امام صادق (ع) فرمود: خداوند عزّوجلّ، فرشته ذكرگويى را بر ركن يمانى مأمور ساخته است كه دعاهاى شما را آمين مىگويد.
عَن جابرِ بن عبداللهِ: إنَّ رسولَ اللهِ (ص) كانَ يقِفُ عَلَى الصَّفا يكَبِّرُ ثَلاثاً ويقولُ: «لاإلهإلاّالله، وحدَه لا شريك له، لهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ وهو على كلِّ شىءٍ قديرٍ» . يصنَعُ ذلكَ ثَلاثَ مرَّاتٍ ويدعو ويصنعُ عَلى المَروةِ مثلَ ذلكَ. (2)
جابر بن عبدالله مىگويد: پيامبر خدا (ص) ، هرگاه بر صفا مىايستاد، سه بار تكبير مىگفت و مىگفت: «جز خداى يكتا معبودى نيست. شريكى ندارد. سلطنت و ستايش از آنِ اوست و او بر همه چيز تواناست» . اين كار را سه بار انجام مىداد و دعا مىخواند و مانند همين را در مروه نيز انجام مىداد.
عَن على بنِ جعفرٍ عن الإمامِ الكاظمِ (ع) قالَ: سَألتُه عن السَّعى بينَ الصَّفا والمَروةِ، فقال:
جُعِلَ لِسَعْي ابراهيمَ (ع) . (3)
على بن جعفر مىگويد: از امام كاظم (ع) ، دربارة سعى ميان صفا و مروه پرسيدم، فرمود: به خاطر سعى ابراهيم (ع) قرار داده شده است.
عَن بعضِ أصحابه: كنتُ وَراءَ أبى الحسن موسى عَلَى الصَّفا - أو عَلَى المرَوةِ- وهو لايزيدُ عَلى حرفين: «أللّهُمّ انّى اسئلكَ حُسنَ الظَّنِّ بِكَ فى كلِّ حالٍ وصِدقِ النيةِ فِى التَّوكّلِ عليكَ» . (1)
يكى از ياران امام كاظم (ع) مىگويد: پشت سر امام كاظم (ع) بالاى صفا يا مروه بودم و او بيش از اين دو سخن چيزى نمىگفت: «خدايا! از تو مىخواهم حسن ظن به خودت را در هر حال و نيت صادق در توكل بر تو را» .
رسولُ اللهِ (ص) :
إنَّ اللهَ أَمَرَني أنْ أُسَمِّي المدينةَ طَيبَةَ. (2)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: خداوند سبحان، مرا فرمان داد كه مدينه را طيبه [پاك] بنامم.
رسولُ اللهِ (ص
) : لِكُلِّ نَبيٍّ حَرَمٌ و َحَرَمي المدينةُ. (3)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: براى هر پيامبرى حرمى است و حرم من، مدينه است.
عَن سَهلِ بنِ حُنَيفٍ: أهوى رَسولُ اللهِ (ص) بِيدِهِ إلَى المَدينةِ، فَقالَ: إنَّها حَرَمٌ آمِنٌ. (4)
سهل بن حنيف مىگويد: پيامبر خدا (ص) ، با دست خويش به مدينه اشاره كرد و فرمود: اين، حرم امنى است.
رسولُ اللهِ (ص) :
المَدينةُ قُبَّةُ الإسلامِ ودارُ الإيمانِ وَأرضُ الهِجْرَةِ وَمَبَوّأُ الحَلالِ وَالحَرامِ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: مدينه گنبد اسلام و خانه ايمان و سرزمين هجرت و جايگاه حلال و حرام است.
رسولُ اللهِ (ص) :
اُفْتُتِحَتِ القُرى بِالسَّيفِ وَافْتُتِحَتِ المدينةُ بِالقُرآنِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: آبادىها با شمشير فتح شد؛ ولى مدينه با قرآن فتح شد.
رسولُ اللهِ (ص) :
المدينةُ خيرٌ مِن مَكَّةَ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: مدينه، بهتر از مكّه است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَنِ استَطاعَ أنْ يَموتَ بِالمَدينةِ فَلْيمُتْ بِها، فَإنّي أشْفَعُ لِمَنْ يمُوتُ بِها. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: كسى كه بتواند در مدينه بميرد، چنين كند؛ چراكه من براى كسى كه در مدينه بميرد، شفاعت مىكنم.
رسولُ اللهِ (ص) : رَمَضانُ بالمَدينَةِ خَيرٌ مِن ألفِ رَمَضانَ فيما سِواها مِنَ البُلدانِ وجُمُعَةٌ بِالمَدينَةِ خَيرٌ مِن ألفِ جُمُعَةٍ فيما سِواها مِنَ البُلدانِ. (5)
يك رمضان در مدينه بودن بهتر از هزار رمضان در شهرهاى ديگر بودن است و يك جمعه در مدينه بودن، بهتر از هزار جمعه در شهرهاى ديگر بودن است.
رسولُ اللهِ (ص) :
المَدينَةُ مُهاجَري ومَضجَعي فِي الأرضِ، حَقٌّ عَلى اُمَّتي أن يَكرِموا جيراني مَا اجتَنَبُوا الكَبائِرَ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: مدينه، هجرتگاه و آرامگاه من در زمين است. بر امت من است كه همسايگانم را تا وقتى كه از گناهان كبيره پرهيز مىكنند، احترام كنند.
عن أنَس: إنَّ النَّبى كانَ إذا قَدِمَ مِن سَفَرٍ فَنَظَرَ إلى جُدُراتِ المَدينةِ أوضَعَ راحِلَتَهُ وإن كانَ عَلى دابَّةٍ حَرَّكَها مِن حُبِّها. (2)
انس مىگويد: هرگاه پيامبر (ص) از سفر مىآمد و نگاهش به ديوارهاى مدينه مىافتاد، از شوق مدينه، وسايلش را بر زمين مىنهاد و اگر سواره بود، مركب خود را حركت مىداد.
عن زيد بن ثابت: رَجَعَ ناسٌ مِن أصحابٍ مِن اُحُدٍ وكانَ النّاسُ فيهِم فِرقَتَينِ، فَريقٌ يقولُ: اُقتُلهُم وفَريقٌ يقولُ: لا، فَنَزَلَت: فَما لَكُمْ فِي الْمُنافِقِينَ فِئَتَيْنِ وقال: إنَّها طيبَةُ تَنفِى الخَبَثَ كَما تَنفِى النّارُ خَبَثَ الفِضَّةِ. (3)
زيد بن ثابت مىگويد: گروهى از اصحاب پيامبر (ص) از احد بازگشتند و مردم، درباره آنها، دو دسته شدند. گروهى مىگفتند: آنها را بكشيد و
گروهى مىگفتند: نكشيد. پس اين آيه نازل شد: «شما را چيست كه درباره منافقان دو گروهيد؟» و فرمود: مدينه پاك است، پليدى را مىزدايد، آنگونه كه آتش چركهاى نقره را مىزدايد» .
رسولُ اللهِ (ص) :
الصَّلاةُ في مَسجِدِ قُباءَ كَعُمرَةٍ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: نماز خواندن در مسجد قبا، مانند گزاردنِ يك عمره است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن خَرَجَ حَتّى يأتِيَ هذَا المَسجِدَ - مَسجِدَ قُباءَ - فَصَلّى فيهِ كانَ لَهُ عِدلُ عُمرَةٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس بيرون آيد تا به اين مسجد - مسجد قبا - بيايد و در آن نماز بخواند، براى او پاداشى برابر عمره است.
عن جابر: إنَّ النَّبى صَلّى فى مَسجِدِ الخَرِبَةِ ومَسجِدِ القِبلَتَينِ ومَسجِدِ بَنى حَرامٍ الَّذى بِالقاعِ. (3)
جابر مىگويد: پيامبر (ص) در مسجد خربه، مسجد قبلتين و مسجد بنىحرام كه در دشت بود، نماز خواند.
الإمام الصّادق (ع) :
إذا دَخَلتَ المَدينَةَ فَاغتَسِل قَبلَ أن تَدخُلَها أو حينَ تَدخُلُها. (4)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه وارد مدينه شدى، پيش از ورود يا هنگام ورود، غسل كن.
عن مُعاويةَِ بنِ عَمّار: قال أبو عَبدِاللهِ (ع) : لاتَدَع إتيانَ المَشاهِدِ كُلِّها: مَسجِدِ قُباءَ فَإنَّهُ المَسجِدُ الَّذى اُسِّسَ عَلَى التَّقوى مِن أوَّلِ يومٍ ومَشرَبَةِ اُمِّ ابراهيمَ ومَسجِدِ الفَضيخِ وقُبورِ الشُّهداءِ ومَسجِدِ الأحزابِ وهُوَ مَسجدُ الفَتحِ. قالَ: وَبَلَغَنا أنَّ النَّبى كانَ إذا أتَى قُبورَ الشُّهداءِ قالَ:
«السَّلامُ عَلَيكُم بِما صَبَرتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّارِ» وليكُنْ فيما تَقولُ عِندَ مَسجِدِ الفَتحِ: «يا صَريخَ المَكروبينَ ويا مُجيبَ دَعوَةِ المُضطرّينَ، إكشِف هَمّى وغَمّى وكَربى، كَما كَشَفتَ عَن نَبِيكَ هَمَّه وغَمَّهُ وَكَربَه وَكَفَيتَهُ هَولَ عَدُوِّهِ فى هذا المَكانِ» . (1)
معاوية بن عمار مىگويد: امام صادق (ع) فرمود: رفتن به همه مشاهد را ترك نكن مانند مسجد قبا؛ مسجدى كه نخستين روز، بر پرهيزگارى بنا شده است. مشربه امابراهيم، مسجد فضيخ، قبور شهيدان و مسجد احزاب كه همان مسجد فتح است. آنگاه فرمود: به ما چنين رسيده كه پيامبر (ص) هرگاه به زيارت قبر شهدا مىرفت، مىفرمود: «سلام بر شما به خاطر شكيبايىاى كه كرديد. پس خانه آخرت چه نيكوست» و كنار مسجد فتح، دعاى تو چنين باشد: «اى فريادرس گرفتاران! اى پاسخدهندة دعاى بيچارگان! اندوه و غم و ناراحتى مرا بِزُداى، آنگونه كه از پيامبرت اندوه و غم و گرفتارياش را زدودى و در اين مكان، از هراس دشمن او را كفايت كردى» .
رسولُ اللهِ (ص) :
إنَّ خَيرَ مارُكِبَت إلَيهِ الرَّواحِلُ مَسجِدي هذا والبَيتُ العَتيقُ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: بهترين مقصدى كه مركبها را به سوى آن سوار
مىشوند، اين مسجد من و خانة خداست.
رسولُ اللهِ (ص) :
انّما يُسافَرُ إلى ثَلاثةِ مَساجِدَ: مَسجدِ الكعبةِ ومَسجدي و مَسجدِ إيلياءَ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: شايسته است تنها به سوى سه مسجد، مسافرت شود: مسجد كعبه، مسجد من، مسجد ايلياء [در بيتالمقدس].
رسولُ اللهِ (ص) :
مَنْ خَرَجَ عَلى طُهْرٍ، لايُريدُ إلاّ مَسجدي هذا لِيُصَلّي فيه كانَ بِمَنزِلَةِ حَجَّةٍ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس با طهارت بيرون رود و قصدى جز آمدن به اين مسجد مرا نداشته باشد تا در آن نماز بخواند، مانند گزاردن حج است.
الإمام على (ع) :
لاتُشَدُّ الرِّحالُ إلاّ إلى ثلاثةِ مَساجِدَ: المسجدِ الحرامِ ومسجدِ رسولِ الله ومسجدِ الكوفةِ. (3)
امام على (ع) فرمود: [از ميان مساجد] جز به قصد مسجدالحرام و مسجدالنبى (ع) و مسجد كوفه، نبايد بار سفر بست.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا دَخَلتَ المسجدَ فإنِ استَطَعْتَ أنْ تُقيمَ ثلاثةَ أيامٍ: الأربعاءَ والخَميسَ والجُمُعَةَ، فَصَلِّ مابينَ القبرِ والمنبرِ يومَ الأربعاءِ. . . واليومَ الثاني عندَ اُسطوانةِ التّوبةِ ويومَ الجُمُعةِ عندَ مَقامِ النّبي. . . وتَصومُ
تِلكَ الثَّلاثَةِ الأيامِ. (1)
هرگاه وارد مسجد پيامبر شدى، اگر توانستى سه روز بمان: چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه؛ چهارشنبه مابين قبر و منبر، كنار ستونى كه نزديك قبر است نماز بخوان. . . ، روز دوم كنار ستون توبه و روز جمعه كنار جايگاه پيامبر (ص) . . . و اين سه روز را روزه مىگيرى.
الإمام الصّادقُ (ع) : إذا
فَرَغْتَ مِنَ الدُّعاءِ عِندَ قبرِ النَّبي (ص) فَائتِ المِنبرَ فَامْسَحْهُ بيدِكَ. . . فانَّ رسولَ اللهِ (ص) قالَ: مابينَ مِنبري وبَيتي رَوضَةٌ مِن رياضِ الجنَّةِ ومِنبري عَلَى تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجَنَّةِ - والتُّرعةُ هِي البابُ الصَّغيرُ-. (2)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از دعا نزد قبر پيامبر (ص) فارغ شدى، نزد منبر برو و بر آن، دست بكش و دو قبه پايين را بگير و چشمها و صورتت را به آن بمال كه مىگويند شفاى چشم است. . . پيامبر (ص) فرمود: ميان منبر و خانهام بوستانى از بوستانهاى بهشت است و دريچهاى از دريچههاى بهشت قرار دارد و ترعه همان در كوچك است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
أفضلُ مَوضعٍ يُصلَّى فيه منه ماقَرُبَ مِن القَبرِ، فإذا دَخلتَ المدينةَ فاغْتسِلْ وَائتِ المسجدَ فَابْدأ بِقبرِ النَّبيِّ. . . وَادْعُ مِنَ الدُّعا بِما فَتَحَ اللهُ لكَ فيهِ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: بهترين جاى مسجد پيامبر (ص) كه در آن نماز خوانده مىشود، نزديك قبر است. هرگاه وارد مدينه شدى غسل كن، به
مسجد برو، با قبر پيامبر (ص) آغاز كن. . . . بر او بسيار درود بفرست و هر چه خدا
برايت گشايش دهد، در آنجا دعا بخوان.
رسولُ اللهِ (ص) :
صَلاةٌ في مَسجدي تَعدِلُ ألفَ صَلاةٍ فيما سِواهُ مِن المَساجدِ إلاّ المسجدَ الحرامَ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: يك نماز در مسجد من، برابر با هزار نماز در مساجد ديگر است، به جز مسجدالحرام.
رسولُ اللهِ (ص) :
الصَّلاةُ في مسجدي كألفٍ في غيره إلاّ المسجدَالحرامَ، فانَّ الصّلاةَ في المسجدِالحرامِ تَعدلُ ألفَ صلاةٍ في مَسجدي. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: نماز خواندن در مسجد من، معادل هزار برابر در غير آن است، جز مسجدالحرام. نمازخواندن در مسجدالحرام، معادل هزار برابر مسجد من است.
الإمام الصّادقُ (ع
) : تَتِمُّ الصَّلاةُ في أربعةِ مَواطِنَ: في مسجدِالحرامِ ومسجدِ الرَّسول ومسجِدِ الكوفةِ وحَرَمِ الحُسَينِ صلواتُ اللهِ عليه. (3)
امام صادق (ع) فرمود: چهار جا نماز تمام است: در مسجدالحرام، مسجد پيامبر (ص) ، مسجد كوفه و حرم امام حسين (ع) كه درود خداوند بر او باد.
عَن ابىبكرِ الحَضرمى:
أمَرَني ابو عبداللهِ (ع) أنْ اُكثِرَ الصَّلاةَ في مسجدِ الرَّسول مَا استَطَعْتُ وقالَ: انَّكَ لاتَقدِرُ عليهِ كُلَّما شِئتَ. (4)
ابوبكر حضرمى مىگويد: امام صادق (ع) به من دستور داد كه تا مىتوانم
در مسجد پيامبر خدا (ص) بسيار نماز بخوانم و فرمود: چنين نيست كه هر
وقت بخواهى، بتوانى.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن حَجَّ فَزار قَبري بَعدَ مَوتي، كانَ كَمَن زارَني في حَياتي. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس حج بهجا آورد و پس از مرگ من، مرا زيارت كند، همچون كسى است كه در حال حيات من، مرا زيارت كرده است.
رسولُ اللهِ (ص
) : مَن حَجَّ ولَم يزُرني فَقَد جَفاني. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس حج بگزارد و مرا زيارت نكند، بر من جفا كرده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَني بَعدَ مَوتي فَكَأنَّما زارَني في حَياتي وَمَن جاوَرَني بَعدَ مَوتي فَكَأنَّما جاوَرَني في حياتي. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس مرا پس از مرگم زيارت كند، گويا در حال حياتم مرا ديدار كرده است و هركس پس از مرگم با من همسايه شود، گويا در حال حياتم با من همسايه بوده است.
عَن يحيى بنِ يسار: حَجَجنا فَمَرَرنا بِأَبى عَبداللهِ فَقالَ: حاجَّ بَيتِ اللهِ وزُوّارَ قَبرِ نَبيهِ وَشيعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ، هَنيئاً لَكُم. (4)
يحيى بن يسار مىگويد: حج انجام داديم و بر امام صادق (ع) گذر كرديم.
فرمود: اى زائران خانة خدا و قبر پيامبر خدا (ص) ! و [اى] پيروان خاندان محمد (ص) ! گواراىتان باد!
رسولُ اللهِ (ص) :
خَلَقَ اللهُ تَعالى لي ملَكَينِ يرُدّانِ السَّلامَ عَلى مَنْ سَلَّمَ عليَّ مِن شرقِ البلادِ وغَربِها، الاّ مَن سَلَّمَ عَلَيَّ في داري فإنّي أرُدُّ عليه السّلامَ بنَفْسي. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: خداوند متعال برايم دو فرشته آفريده است كه هر كس از شهرهاى شرق و غرب به من سلام دهد، سلام را به من مىرسانند؛ مگر كسى كه در خانه خودم بر من سلام دهد كه خودم پاسخ سلام او را مىدهم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مُرُّوا بِالمدينةِ فَسلِّمُوا عَلى رسولِ اللهِ (ص) مِن قريبٍ وإنْ كانَتِ الصّلاةُ تَبلُغُهُ مِن بَعيدٍ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: بر مدينه بگذريد و از نزديك به پيامبر خدا (ص) ، سلام دهيد؛ هرچند كه درود از دور هم به او مىرسد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
صَلُّوا إلى جانبِ قبرِ النّبيَّ (ص) وإنْ كانتْ صَلاةُ المؤمِنينَ تَبلُغُه أينَما كانُوا. (3)
امام صادق (ع) فرمود: كنار قبر پيامبر (ص) بر او درود بفرستيد؛ هرچند درود مؤمنان، هرجا كه باشند به ايشان مىرسد.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن أتاني زائراً كُنتُ شفيعَهُ يومَ القيامَةِ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس به زيارت من بيايد، روز قيامت، شفيع او خواهم بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن جاءَني زائراً، لايعمَلُهُ حاجَةً إلا زيارَتي، كانَ حقّاً عَلَيّ أن أكونَ لَهُ شَفيعاً يومَ القِيامَةِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس به زيارت من بيايد و هيچ كارى جز زيارت من نداشته باشد، بر من حق دارد كه روز قيامت، شفيع او باشم.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَ قَبري وَجَبَتْ لَهُ شَفاعَتي. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركه قبر مرا زيارت كند، شفاعت كردن او بر من واجب مىشود.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زار قَبري حَلَّت لَهُ شَفاعَتي، وَمَن زارَني مَيِّتاً فَكَأنَّما زارَني حَيّاً. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس قبر مرا ديدار كند، شفاعت او بر من رواست و هركس مرا پس از مرگ زيارت كند، گويا مرا در حال حيات، زيارت كرده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن أتى مَكَّةَ حاجّاً ولَم يزُرني إلَى المَدينَةِ جَفَوتُهُ يومَ القِيامَةِ ومَن أتاني زائراً وَجَبَت لَهُ شَفاعَتي وَمَن وَجَبَت لَهُ شَفاعَتي وَجَبَت لَهُ
الجَنَّةُ. (5)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس براى حج به مكه بيايد و مرا در مدينه زيارت نكند، من هم در روز قيامت بر او جفا مىكنم و هركه به زيارت من بيايد، شفاعت او بر من واجب است و شفاعت هر كه بر من واجب مىشود، بهشت براى او واجب است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَني بِالمَدينةِ مُحْتَسِباً كنتُ له شَهيداً وشَفيعاً يومَ القيامَةِ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس به خاطر خدا مرا در مدينه زيارت كند، روز قيامت گواه و شفيع او خواهم بود.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن حَجَّ إلى مكّةَ ثمَّ قَصَدَني في مَسجدي كُتِبَتْ لهُ حَجَّتانِ مَبرورَتانِ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس براى حج به مكه برود، سپس در مسجد من به ديدار من بيايد، براى او دو حج پذيرفته شده نوشته مىشود.
رسولُ اللهِ (ص)
: مَن زارَني في حَياتي وبَعدَ مَوتي، كانَ في جِواري يومَ القِيامَةِ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس در حال حيات و پس از وفاتم مرا زيارت كند، روز قيامت در همسايگى و پناه من خواهد بود.
الإمام الباقر (ع) :
إنَّ زيارَةَ قبرِ رسولِ اللهِ تَعْدِلُ حَجَّةً معَ رسولِ اللهِ مَبرورَةً. (4)
امام باقر (ع) فرمود: زيارت قبر رسول خدا (ص) ، برابر است با يك حج مقبول
همراه رسول خدا (ص) .
عَن ابنِ ابىنجران: قلتُ لأبى جَعفر (ع) :
جُعِلْتُ فِداكَ، ما لِمَن زارَ رسولَاللهِ (ص) متعمِّداً؟ فَقالَ: لَهُ الجنَّة. (1)
ابن نجران مىگويد: به امام باقر (ع) گفتم: فدايت شوم! كسى كه با قصد و اراده به زيارت پيامبر خدا (ص) برود، چه پاداشى دارد؟ فرمود: پاداش او بهشت است.
عَن محمّد بنِ مسعود: رأيتُ أبا عبدِاللهِ (ع) إنتهى إلى قبرِ النَّبى (ص) فَوَضَعَ يدَهُ عليه وقالَ: «أَسألُ اللهَ الّذى اجتَباكَ واختارَكَ وهَداكَ وَهَدى بِكَ أن يصلّى عليكَ.» ثمّ قال:
إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً. (2)
محمد بن مسعود مىگويد: امام صادق (ع) را ديدم كه به قبر پيامبر (ص) رسيد، دست بر آن نهاد و گفت: «از خدايى كه تو را برگزيد و هدايت كرد و تو را وسيله هدايت قرار داد، مىخواهم كه بر تو درود فرستد» . سپس گفت: «خداوند و فرشتگانش بر پيامبر (ص) ، درود مىفرستند. اى مؤمنان! شما هم بر او درود و سلام بسيار بفرستيد» .
عَن إسحاقِ بنِ عمّار: قلتُ لأبى عبداللهِ (ع) : عَلِّمْنى تَسليماً خَفيفاً عَلَى النّبى (ص) قالَ: قُل:
«أسألُ اللهَ الَّذي انتَجَبَكَ وَاصْطَفاكَ وَهَداكَ وَهَدى بِكَ أنْ يُصَلِّي عَليكَ صَلاةً كَثيرةً طَيّبَةً» . (3)
اسحاق بن عمّار مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم سلامى كوتاه و سبك
بر پيامبر (ص) به من بياموز، فرمود: بگو «از خدايى كه تو را برگزيد و هدايت كرد و وسيله هدايت قرار داد، مىخواهم كه درودى فراوان و پاك، بر تو بفرستد» .
عَن يونُسَ بنِ يعقوب: سألتُ أبا عبداللهِ (ع) عَن وِداعِ قبرِ النّبى (ص) ، قالَ: تَقُولُ:
«صَلَّى اللهُ عليكَ، السَّلامُ عليكَ، لاجَعَلَهُ اللهُ آخِرَ تَسليمي عَلَيكَ» . (1)
يونس بن يعقوب مىگويد: از امام صادق (ع) درباره وداع با قبر پيامبر (ص) پرسيدم، فرمود: مىگويى: «درود خدا بر تو! سلام بر تو! خداوند اين را آخرين سلام من بر تو قرار ندهد» .
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَ فاطمةَ فَكأنَّما زارَني، وَمَن زارَ علي بنَ أبيطالبٍ فَكَأنَّما زارَ فَاطِمَةَ. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس فاطمه (س) را زيارت كند، گويى مرا زيارت كرده و هركس على بن ابىطالب (ع) را زيارت كند، گويى فاطمه (س) را زيارت كرده است.
رسولُ اللهِ (ص) : ما بَينَ بَيتى ومِنبَرى رَوضةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ ومِنبَرى عَلى حَوضى. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: ميان خانه و منبر من، باغى از باغهاى بهشت است و منبر من، بر حوض من است.
. . . حدَّثنا أبو جعفر (ع) ذاتَ يومٍ، قالَ: إذا صِرتَ إلى قَبرِ جَدَّتِكَ فاطمةَ (س) فقُل: «يا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنكِ اللهُ الّذى خَلقكِ قبلَ اَنْ يخلُقَكِ، فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صابرةً، . . . لِنُبشِّرَ أنفسَنا بأنّا قَدْ طَهُرْنا بِوِلايتِكِ» . (1)
. . . امام باقر (ع) روزى با ما سخن گفت و فرمود: «هرگاه به زيارت جدهات فاطمه (س) رفتى بگو: «اى آزمون شده! خدايى كه تو را آفريده، پيش از آفريدنت تو را آزمود. پس تو را برآنچه امتحان كرد، شكيبا يافت. . . تا به خودمان مژده دهيم كه به سبب ولايت تو، پاك شدهايم» .
الامام الصادق (ع) : قال رسولُ اللهِ (ص) :
ما بَينَ بَيتي ومِنبَري رَوضةٌ مِن رِياضِ الجنّةِ، وَمِنبَري عَلى تُرعَةٍ مِن تُرَعِ الجنَّةِ وَقَوائمُ مِنبري رَبَتْ فِي الجَنَّةِ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: پيامبر خدا (ص) فرموده است: ميان خانه و منبر من، باغى از باغهاى بهشت است و منبر من بر دريچهاى از دريچههاى بهشت است و پايههاى منبر من، در بهشت روييده است.
رسولُ اللهِ (ص) :
مَن زارَني، أو زارَ أحداً مِن ذُرّيتي، زُرْتُه يَومَ القيامةِ، فأنْقَذْتُهُ مِن أهوالِها. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هركس مرا يا يكى از فرزندان مرا زيارت كند، او را روز قيامت زيارت كرده، از هراسهاى آن روز نجاتش مىدهم.
رسولُ اللهِ (ص) : . . .
أما الحسنُ. . . مَن زارَه في بَقيعِهِ ثَبَتَتْ قدمُهُ علَى الصِّراطِ، يَومَ تَزِلُّ فيهِ الأقدامُ. (1)
پيامبر خدا (ص) فرمود: اما حسن. . . هركس در بقيعش او را زيارت كند، در روزى كه قدمها مىلغزد، گام او بر صراط استوار مىماند.
عَن زَيدِ الشَّحّام: قلتُ لأبى عَبدِاللهِ (ع) : ما لِمَنْ زارَ أحداً مِنكُم؟ قالَ: كَمَنْ زارَ رَسولَ الله (ص) . (2)
زيد شحّام مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: پاداش كسى كه يكى از شما را زيارت كند چيست؟ فرمود: مانند كسى است كه پيامبر (ص) را زيارت كرده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مَن زارَني غُفِرَتْ لَهُ ذُنوبُه ولَم يمُتْ فَقيراً. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هركس مرا زيارت كند، گناهانش بخشوده مىشود و فقير از دنيا نمىرود.
الإمام الصّادقُ (ع) :
مِن المَشاهدِ فِي المَدينةِ الّتي يَنبغي أنْ يُؤتَى إلَيها وتُشاهَدَ ويُصلَّى فيها وتُعاهَدَ. . . قبرُ حمزةَ وقبورُ الشهداء. (4)
امام صادق (ع) فرمود: از قبورى كه سزاوار است نزد آنها رفته زيارت شوند و آنجا نماز خوانده و پيمان بسته شود. . . قبر حمزه و قبور شهيدان است.
الإمام الصّادقُ (ع) : بَلَغَنا أنّ النّبى (ص) كانَ اِذا أتَى قبورَ الشُّهداءِ قالَ:
«السَّلامُ عليكم بما صَبَرْتُم فَنِعمَ عُقبَى الدّارِ» . (1)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه پيامبر به ديدار قبور شهدا مىرفت، مىفرمود: «سلام بر شما به خاطر شكيبايى شما! پس چه خانه خوشفرجامى» .
الإمام الصّادقُ (ع) :
إنَّ فاطمةَ (س) كانتْ تَأتي قبورَ الشُّهداءِ في كُلِّ غَداةِ سَبْتٍ، فَتَأتي قَبرَ حمزةَ وَتَتَرحّمُ عليهِ وتَستَغفِرُ لَهُ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه (س) هر صبح شنبه به زيارت قبور شهدا مىرفت. نزد قبر حمزه مىرفت و براى او رحمت و آمرزش مىطلبيد.
الإمام الصّادق (ع) :
عاشتْ فاطمةُ سلام الله عليها، بَعدَ رسولِ اللهِ (ص) ، خَمسةً وسبعينَ يوماً لَمتُرَ كاشِرَةً ولا ضاحكةً، تأتي قبورَ الشُّهداءِ في كلِّ جُمعةٍ مرَّتيْنِ: الإثنينِ والخميسَ، فتقولُ: هاهُنا كان رسولُ الله وهاهنا كان المشركونَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه (س) پس از پيامبر خدا (ص) ، هفتادوپنج روز زيست كه هرگز خوشحال و خندان ديده نشد. در هر هفته، دو بار به زيارت قبور شهدا مىرفت؛ دوشنبه و پنجشنبه و مىفرمود: پيامبرخدا (ص) ، اينجا بود و مشركان، آنجا بودند» .
الإمام الصّادق (ع)
إذا قَضَيتَ هذا الجانبَ [أي زيارةَ مساجِد المدينةِ] أتَيتَ جانبَ أحُدٍ، فَبَدأتَ بالمسجِدِ الّذي دونَ الحَرَّةِ فَصَلَّيْتَ فيهِ، ثمّ مَررْتَ بِقَبرِ حمزةَ بنِ عبدالمطَّلِبِ فَسَلَّمْتَ عَليهِ، ثمَّ مَررْتَ بِقُبورِ
الشُهداءِ فَقُمْتَ عندَهم فَقُلتَ: «السّلامُ عليكم يا أهلَ الدّيارِ، أنتم لَنا فَرَطٌ وإنّا بِكم لاحقون» . (1)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه اين قسمت (زيارت مسجد مدينه) را به پايان رساندى، به سمت اُحد مىروى و از مسجدى كه پايين كوه است آغاز مىكنى. آنجا نماز مىخوانى، سپس بر قبر حمزة بن عبدالمطلب گذشته و بر او سلام مىدهى. آنگاه بر قبر شهدا گذشته و نزد آنها مىايستى و مىگويى: «سلام بر شما اهل اين ديار، شما پيشتاز ماييد، ما نيز به شما خواهيم پيوست» .
1) حج و عمره در قرآن و حديث، ص ۶۶3.
الإمام الباقر (ع) :
مايعبَأُ بِمَنْ سَلكَ هذا الطَّريقَ إذا لميكنْ فيه ثلاثُ خصالٍ: وَرَعٌ يحْجُزُهُ عن معاصِي اللهِ وحِلْمٌ يملِكُ به غَضَبَه وحُسنُ الصُّحبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ. (1)
امام باقر (ع) فرمود: چه بهره مىبرد كسى كه اين راه را مىپيمايد، اگر اين سه خصلت در او نباشد: پرهيزكارى كه او را از نافرمانى خدا باز دارد؛ بردبارى كه به وسيلة آن، بر خشم خود مالك شود؛ و همراهى خوب با همسفران خود.
عَن اسماعيلِ الخَثعمِى: قلتُ لأبى عبداللهِ (ع
) : إنّا إذا قَدِمنا مكّةَ ذَهَبَ أصحابُنا يَطوفونَ ويَتركوني أحْفَظُ متاعَهم، قالَ: أنتَ أعظمُ أجراً. (2)
اسماعيل خثعمى مىگويد: به امام جعفر صادق (ع) گفتم: وقتى ما به مكّه
مىرسيم، همراهان ما به طواف مىروند و مرا به نگهبانى وسايلشان مىگمارند. فرمود: پاداش تو، بيش از آنهاست.
عَن مُزارِمِ بن حَكيم: زامَلتُ محمّدَ بنَ مصادفٍ، فلمّا دَخلنا المدينةَ اعْتَلَلْتُ، فكانَ يمضى الى المسجدِ ويدَعُنى وَحدى، فَشَكَوتُ ذلكَ إلى مصادفٍ، فأخبَرَ بِهِ أبا عبداللهِ (ع) ، فأرسَلَ إليه: قعودُكَ عندَهُ أفضلُ مِن صَلاتِكَ فى المسجِدِ. (1)
مزارم بن حكيم مىگويد: با محمد بن مصادف همراه بودم. چون به مدينه وارد شديم، بيمار شدم. او به مسجد مىرفت و مرا تنها مىگذاشت. از اين قضيه، به مصادف (پدر او) شكايت كردم. او هم به امام صادق (ع) خبر داد. ايشان به او چنين پيغام فرستاد: نشستن تو كنار او، برتر از نماز خواندنت در مسجد است.
عَن صفوانَ الجمّالِ: قلتُ لأبى عبدالله (ع) : إنّ مَعى أهلى وأنا أريدُ الحجَّ، فأشُدُّ نَفَقَتى فى حِقوى؟ قالَ، نَعَم، فانَّ أبى (ع) كانَ يقولُ: مِن قُوَّةِ المسافِرِ حِفظُ نَفَقَتِهِ. (2)
صفوان جمّال مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: همراه خانوادهام قصد حج دارم، نفقهام را به كمرم مىبندم [نظر شما چيست؟]. فرمود: آرى! [عيبى ندارد]. پدرم مىفرمود: حفظ كردن خرجى، از توانمندى مسافر است.
عن يونسَ بنِ يعقوبَ: قلتُ لأبى عبدالله (ع) عن الرَّجُلِ المُحرِمِ يشُدُّ الهِميانَ
فى وَسطِهِ؟ فقالَ: نَعَم وما خيرُهُ بَعدَ نَفَقَتِهِ. (1)
يونس بن يعقوب مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: مُحرِم، هميان خود را به كمر مىبندد [چگونه است]؟ فرمود: آرى! [عيبى ندارد] پس از [گم شدنِ] نفقهاش چه خيرى براى اوست؟
عَن يعقوبَ بنِ سالمٍ: قلتُ لأبى عبداللهِ (ع) : تكونُ مَعى الدَّراهمُ فيها تَماثيلُ وأنا مُحرِمٌ، فأجْعَلُها فى هِميانى وأشُدُّهُ فى وَسَطى قالَ: لا بأسَ، أوَليسَ هِى نَفَقَتُكَ وعَلَيها اعتمادُكَ بعدَ اللهِ عزّوجلّ؟ ! (2)
يعقوب بن سالم مىگويد: به امام صادق (ع) گفتم: همراه من درهمهايى است كه روى آنها تصوير است و من در حال احرام هستم. آنها را در هميانم گذاشته به كمرم مىبندم. فرمود: عيبى ندارد. مگر نه اينكه آنها خرجى توست و پس از خداوند عزوجل تكيهات به آنهاست؟ !
الإمام الصّادقُ (ع) : - لهشام بن الحَكَمِ لَمّا سَألَهُ عنِ الرَّجلِ يشرِكُ أباهُ وأخاهُ فى حجِّهِ -: إذاً يكتَبُ لكَ حَجٌّ مثلَ حَجِّهِم وتَزدادُ أجراً بماوصَلْتَ. (3)
امام صادق (ع) در جواب هشام بن حكم كه دربارة كسى كه پدر و برادر و بستگانش را در حج خود شريك كند، پرسيده بود، فرمود: در اين صورت براى تو پاداش حجى مثل حج آنها نوشته مىشود و پاداشى هم به خاطر صله رحم به تو افزوده مىشود.
الإمام الصّادقُ (ع) :
لَوْ أشرَكتَ ألفاً في حَجَّتِكَ لكان لِكلِّ واحدٍ حَجَّةٌ مِن غيرِ
غير أنْ تَنقُصَ حَجَّتُكَ شيئاً. (1)
امام صادق (ع) فرمود: اگر هزار نفر را هم در حج خود شريك كنى، براى هر يك پاداش يك حج خواهد بود، بىآنكه از پاداش حج تو، چيزى كاسته شود.
عَن موسَى بنِ القاسم: قلتُ لأبى جعفرٍ الثّانى (ع) : قد أردتُ أن أطوفَ عنكَ وعَن أبيكَ، فقيلَ لى: انّ الأوصياءَ لايطافُ عَنهم: فقالَ لى: بَل طُفْ ما أمْكنكَ، فانّه جائز. . . قلتُ رُبَّما طُفْتُ عَن اُمِّكَ فاطمَةَ وربّما لَمْ أطُفْ، فقالَ: إستَكْثِر مِن هذا، فإنّه أفضلُ ما أنتَ عامِلُه انشاءَالله. (2)
موسى بن قاسم مىگويد: به امام جواد (ع) گفتم: تصميم گرفتم به نيابت از شما و پدرتان طواف كنم؛ ولى به من گفتند: به نيابت از اوصياء طواف نمىكنند. حضرت فرمود: بله، هرچه مىتوانى طواف كن، جايز است» . . . ، گفتم گاهى از سوى مادرتان فاطمه (س) طواف كردهام، گاهى هم نه. فرمود: اين را بسيار انجام بده، اين، برترين كارى است كه انجام مىدهى، انشاءالله! .
الإمام الباقر (ع) :
تمامُ الحجِّ لقاءُ الإمامِ. (3)
امام باقر (ع) فرمود: حج تمام، ديدار با امام است.
الإمام الباقر (ع) :
انّما اُمِرَ النّاسُ أنْ يَأتوا هذِهِ الأحجارَ فَيَطوفوا بها، ثُمَّ يأتُونا فَيُخْبِرونا بِوِلايتهِم ويُعرِضوا عَلينا نَصْرَهُم. (1)
امام باقر (ع) فرمود: همانا مردم مأمور شدهاند كه نزد اين سنگهاى خانة خدا آمده، گرد آنها طواف كنند و سپس پيش ما بيايند و ولايت و همبستگى خود را به ما خبر دهند و يارى خود را به ما عرضه بدارند.
الإمام الباقر (ع) - فى قوله تعالى: فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ . . . : ينبغى لِلنّاسِ أنْ يحُجّوا هَذا البيتَ ويعَظِّمُوهُ لِتَعظيمِ اللهِ اياهُ وأنْ يلقَونا حيث كُنّا، نَحنُ الأدلاّءُ عَلَى الله. (2)
امام باقر (ع) در تفسير سخن خداوند متعال «[خدايا] دلهايى از مردم را چنان قرار بده كه شيفته آنها شوند» . . . فرمود: سزاوار است مردم، اين خانه را زيارت كنند و بزرگ بدارند؛ زيرا خداوند آن را بزرگ داشته است و سزاوار است هر جا كه هستيم، به ديدار ما بيايند. ما راهنمايان به سوى خداونديم.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا حَجَّ أحدُكُم فَلْيَخْتِم حَجَّهُ بِزيارتِنا: لأنّ ذلكَ مِن تَمامِ الحجِّ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه يكى از شما به حج رود، حج خود را با ديدار ما پايان بَرَد؛ زيرا اين ديدار با امام، براى كامل شدن حج است.
رسولُ اللهِ (ص) - فى خُطبَتِهِ يومَ الغدير ِ-: مَعاشرَ النّاسِ، حُجُّوا البيتَ بكمالِ الدّينِ والتَّفقُّهِ ولا تَنْصَرِفوا عنِ المشاهدِ إلاّ بِتَوبةٍ واقلاعٍ. (1)
پيامبر خدا (ص) در سخنرانى روز غدير فرمود: [اى مردم] خانة خدا را با كمال ديندارى و دينشناسى زيارت كنيد و از آن مكانهاى مقدس، جز با توبه و رها ساختن گناه بازنگرديد.
رسولُ اللهِ (ص) - لمّا سُئِلَ ما بِرُّ الحَجِّ؟ -: إطعامُ الطَّعامِ وطيبُ الكَلامِ. (2)
پيامبر خدا (ص) - هنگامى كه پرسيده شد: نيكى حج چيست؟ - فرمود: به ديگران طعام دادن و سخن پاكيزه گفتن.
عَن قُثمِ بنِ كعبٍ: قال أبو عبدالله (ع) : إنَّكَ لَتُدمِنُ الحجَّ؟ قُلتُ: أجَل، قالَ: فَليكُن آخِرُ عَهْدِكَ بالبَيتِ أنْ تَضَعَ يدَكَ عَلَى البابِ وتَقولَ: «المِسكينُ على بابِكَ، فَتصدَّقْ عليهِ بالجنّةِ» . (3)
قثم بن كعب مىگويد: امام صادق (ع) به من فرمود: آيا پيوسته به حج مىروى؟ گفتم: آرى! فرمود: آخرين ديدارت با كعبه اين باشد كه دست بر در كعبه نهاده مىگويى: «بينوايى بر درگاه توست، پس بهشت را بر او عطا كن» .
عَن ابراهيمَ بنِ أبى محمودٍ: رأيتُ أبا الحسن (ع) وَدَّعَ البيتَ، فلمّا أرادَ أنْ يخرُجَ مِن بابِ المسجِدِ خَرَّ ساجداً، ثُمّ قامَ فاسْتَقْبَلَ الكعبةَ فقالَ: «اللّهُمَّ إنّى أنْقَلِبُ عَلى أنْ لاإله إلاّ أنت» . (1)
ابراهيم بن ابى محمود مىگويد: امام كاظم (ع) را ديدم كه خانه خدا را وداع مىكرد، چون خواست از در مسجد بيرون رود، به سجده افتاد. سپس برخاست و رو به كعبه كرد و گفت: «خدايا! من برمىگردم، بر اين عقيده كه جز تو معبودى نيست» .
احمد بن أبىعبدالله عن أبيه: سألتُ أبا جعفرٍ (ع) : أبدأُ بالمدينةِ أو بمكَّةَ؟ قالَ: إبدأ بمكَّة واختِم بالمدينةِ، فانَّه أفضلُ. (2)
احمد بن ابى عبدالله از پدرش چنين نقل مىكند: از امام باقر (ع) پرسيدم: از مدينه شروع كنم يا مكّه؟ فرمود: از مكّه آغاز و به مدينه ختم كن، كه اين بهتر است.
الإمام الباقر (ع) : إبْدَأوا بِمَكَّةَ واخْتِمُوا بنا. (3)
امام باقر (ع) فرمود: از مكّه آغاز و به ما ختم كنيد.
رسولُ اللهِ (ص) :
إذا قَضى أحدُكُم حَجَّهُ فَلْيُعَجِّلِ الرِّحلَةَ إلى أهلِه، فانّه أعظمُ لأجرِهِ. (4)
پيامبر خدا (ص) فرمود: هرگاه يكى از شما حج خود را انجام داد، زود به سوى خانوادهاش بازگردد كه اين كار، پاداش او را بيشتر مىكند.
رسولُ اللهِ (ص) - حَولَ سُكنى مكّة -: ثَلاثٌ لِلْمهاجِرِ بعدَ الصَّدرِ. (1)
پيامبر خدا (ص) - درباره مدت ماندن در مكّه - فرمود: پس از رفتن مردم، براى مهاجر، سه روز است.
رسولُ اللهِ (ص) :
يُقيمُ المُهاجِرُ بمكَّةَ بعدَ قضاءِ نُسُكِهِ ثلاثاً. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: مهاجر، پس از انجام مراسم حج خود سه روز در مكّه مىماند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
إذا فَرغتَ مِن نُسُكِكَ فَارجِعْ، فانّه أسْوقُ لَكَ إلَى الرُّجوعِ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از اعمالت فارغ شدى بازگرد كه اين تو را براى برگشت به حج مشتاقتر مىسازد.
الإمام الصّادقُ (ع) :
يَنبغي لِلْحاجِّ إذا قَضى نُسُكَه وأرادَ أنْ يَخرُجَ، أنْ يَبْتاعَ بِدِرهَمٍ تَمراً يتَصَدَّقُ به، فيَكونُ كفّارةً لِما لَعَلَّهُ دَخَلَ عليهِ في حَجِّه مِن حَكٍّ أو قُمَّلَةٍ سَقَطَتْ أو نَحوِ ذلكَ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: وقتى حجگزار اعمالش را انجام داد و خواست بيرون بيايد، سزاوار است كه يك درهم خرما بخرد و آن را صدقه دهد
تا كفاره چيزى باشد كه شايد در حج او بر گردنش آمده است؛ مثل خاراندن بدن يا شپشى كه افتاده يا مانند اين.
لإمام الصّادقُ (ع) :
يُستَحبُّ للرَّجُلِ والمرأةِ أنْ لايَخرُجا مِن مكَّةَ حتّى يَشتَريا بِدِرهَمٍ تَمْراً فَيتصدَّقا بِهِ لِما كانَ منهما في إحرامِهِما ولِما كانَ في حَرَمِ الله عزّوجلّ. (1)
امام صادق (ع) فرمود: براى زن و مرد مستحب است كه از مكّه بيرون نشوند، مگر آنكه يك درهم خرما بخرند و به خاطر آنچه در حال احرامشان و در حرم خداوند عزّوجلّ از آنها سر زده است، صدقه دهند.
الإمام الصّادقُ (ع) :
هَديّةُ الحجِّ مِنَ الْحجِّ. (2)
امام صادق (ع) فرمود: سوغات حج، جزو حج است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
الهَديّةُ مِن نَفَقَةِ الحجِّ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: سوغات، از هزينه حج است.
الإمام الباقر (ع) :
مَن خَلَفَ حاجّاً في أهلِهِ بخيرٍ كانَ لَهُ كَأجرِهِ حتّى كَأنَّهُ يَستَلِمُ الأحجارَ. (4)
امام باقر (ع) فرمود: كسى كه [در غياب حجگزار] به خانوادهاش رسيدگى
رسيدگى كند، اجرى چون او دارد تا حدى كه گويى سنگهاى كعبه را لمس كرده است.
الإمام الصّادقُ (ع) :
ثَلاثَةٌ دَعوَتُهُم مُستَجابَةٌ: الحاجُّ فَانظُروا كَيفَ تَخلُفونَه والغازي في سبيل الله فَانظُروا كَيفَ تَخلُفونَهُ والمَريضُ فَلا تُغيظوُه ولاتُضجِروهُ. (1)
دعاى سه گروه مستجاب است: حجگزار. پس ببينيد كه چگونه به خانواده او رسيدگى مىكنيد؛ و جنگجوى در راه خدا. پس بنگريد كه چگونه به خانواده او سركشى مىكنيد؛ و بيمار. پس او را خشمگين و افسرده نكنيد.
رسولُ اللهِ (ص) :
آيةُ قَبولِ الحجِّ تَركُ ماكانَ عَلَيهِ العَبدُ مُقيماً مِنَ الذُّنوب. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: نشانه قبولى حج آن است كه بنده، گناهانى را كه مرتكب مىشده است، ترك كند.
رسولُ اللهِ (ص) :
مِن عَلامَةِ قَبولِ الحَجِّ إذا رَجَعَ الرَّجُلُ عَمّا كانَ عَلَيهِ مِنَ المَعاصي، هذا عَلامةُ قَبولِ الحَجِّ. وإن رَجَعَ مِنَ الحَجِّ ثُمَّ انهَمَكَ فيما كانَ مِن زِناء أو خيانَةٍ أو مَعصِيةٍ فَقَد رُدَّ عَليهِ حَجُّهُ. (3)
پيامبر خدا (ص) فرمود: از نشانههاى قبولى حج آن است كه فرد، از گناهانى كه انجام مىداده است، برگردد. اين، نشانه قبولى حج است و
اگر از حج بازگردد، ولى همچنان در لجنزار زنا يا خيانت يا معصيت فرو رود، حج او به خودش برگردانده مىشود.
الإمام الباقر (ع) :
وَقِّروا الحاجَّ والمُعتَمِرينَ، فَإنَّ ذلكَ واجبٌ عَلَيكُم. (1)
امام باقر (ع) فرمود: حاجى و عمرهگزاران را محترم بداريد كه اين بر شما لازم است.
الإمام الصّادقُ (ع) -
كانَ عَليُّ بنُ الحسين (ع) يقولُ -: بادِروا بِالسَّلامِ عَلَى الحاجِّ والمُعتَمِرِ ومُصافَحَتِهِم، مِن قَبلِ أن تُخالِطَهُمُ الذُّنوبُ. (2)
امام صادق (ع) فرمود كه امام زينالعابدين (ع) مىفرمود: به كسانى كه از حج و عمره برمىگردند، سلام بگوييد و با آنها دست بدهيد، پيش از آنكه با گناهان، درآميزند.
الإمام الصّادقُ (ع) : مَن
لَقِي حاجّاً فَصافَحَهُ كانَ كَمَنِ استَلَمَ الحَجَرَ. (3)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه به ديدار حجگزار برود و با او دست دهد، همچون كسى است كه حجرالأسود را لمس كرده است.
الإمام الصّادقُ (ع) : مَن عانَقَ حاجّاً بغُبارِهِ كانَ كَأنَّمَا استَلَمَ الحَجَرَ الأسوَدَ. (4)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه با حجگزار تازه از گرد راه رسيده معانقه كند، گويا حجرالأسود را لمس كرده است.
عَن عبدالكريمِ بنِ كثير: حَجَجْتُ مع أبى عبدالله (ع) ، فلمّا صِرنا فى بَعْضِ الطريقِ صَعَدَ عَلى جَبلٍ، فأشْرَفَ فَنَظَرَ إلَى النّاسِ، فَقال: ما أكثرَ الضَجيجَ وأقلَّ الحَجيجَ. (1)
عبدالكريم بن كثير مىگويد: با امام صادق (ع) حج گزاردم، بخشى از راه را رفته بوديم كه امام (ع) بالاى كوهى رفت و از آنجا به مردم نگاه كرد و فرمود: نالهها، چه بسيار است و حاجيان چه اندكند.
العالمُ الجليلُ الأوّاهُ السيد عبدُالله سبطُ المُحدِّث الجزائرى فى شرحِ النُّخبَةِ قالَ: وَجدتُ فى عِدَّةِ مَواضِعَ أوثقُها بِخطِّ المشايخِ الّذينَ عاصَرناهم مُرسلاً أنّه لَمّا رَجعَ مَولانا زينالعابِدينَ (ع) مِن الحجِّ استقبلَه الشِبلى فقالَ له: حجَجْتَ يا شبلى؟ قال نَعَم يابنَ رسولِ الله. فقالَ (ع) : أنزلتَ الميقاتَ وتَجرّدتَ عَن مَخيط الثِّيابِ واغْتَسَلْتَ؟
قال: نعم.
قالَ: فَحينَ نزلتَ الميقاتَ نَوَيتَ أنّكَ خَلعتَ ثَوبَ المعصيةِ ولَبستَ ثوبَ
1) بصائر الدرجات، ص 35٨.
الطّاعةِ؟ قالَ: لا.
قال: فَحينَ تَجرّدْتَ عن مَخيطِ ثيابِكَ نَوَيتَ أنّكَ تَجَرّدتَ مِنَ الرِّياء والنِّفاقِ والدّخولِ فى الشُّبهاتِ؟
قال: لا.
قالَ: فَحينَ اغْتَسَلْتَ نَوَيتَ أنَّكَ اغْتَسَلتَ مِنَ الْخطايا والذّنوبِ؟
قالَ: لا.
قالَ: فَما نَزَلْتَ الميقاتَ ولاتجرّدتَ عَن مَخيطِ الثّيابِ ولا اغْتَسَلْتَ.
ثمَّ قالَ: تَنظَّفْتَ وأحْرَمْتَ وعَقَدْتَ الحجَّ؟
قال: نَعَم.
قالَ: فحينَ تَنظَّفتَ وأحْرَمتَ وَعقَدْتَ الحجَّ نَويتَ أنَّكَ تَنظَّفتَ بِنورَةِ التّوبةِ الخالصةِ للهِ تعالى؟
قال: لا.
قالَ: فَحينَ أحْرَمتَ نَويتَ أنّك حَرَّمْتَ عَلى نفسِكَ كُلَّ مُحَرَّمٍ حَرَّمَه اللهُ عزّوجلّ؟
قال: لا.
قالَ: فَحينَ عَقَدْتَ الحجَّ نويتَ أنّكَ قدحَلَلْتَ كلَّ عقدٍ لِغَيرِ الله؟
قال: لا.
قال (ع) له: فماتنظَّفتَ ولا أحْرَمْتَ ولا عَقدتَ الحجَّ.
قال له: أدخَلْتَ الميقاتَ وصَلَّيتَ رَكعَتَى الإحرامِ ولبَيتَ؟
قال: نعم.
قالَ: فَحينَ دَخلتَ الميقاتَ نَويتَ أنّكَ بِنيةِ الزِّيارةِ؟
قال: لا.
قال: فحينَ صَلَّيتَ الرّكعَتَينِ نَويتَ أنّكَ تَقرَّبتَ إلَى اللهِ بخَير الأعمالِ مِن
الصَّلاةِ وأكبرِ حَسناتِ العبادِ؟
قال: لا.
قالَ: فحينَ لَبَّيتَ نَوَيتَ أنّكَ نَطَقْتَ للهِ سبحانَه بكلِّ طاعةٍ وصُمتَ عَن كلِّ معصيةٍ؟
قال: لا.
قال له: مادَخَلْتَ الميقاتَ ولا صَلَّيتَ ولا لَبَّيتَ.
ثمَ قال له: أدَخلتَ الْحَرمَ ورأيتَ الكَعبةَ وصَلَّيتَ؟
قال: نعم.
قال: فحينَ دَخَلْتَ الحَرَم نَوَيتَ انََّكَ حَرَّمتَ عَلى نفسِكَ كُلَّ غيبةٍ تَستَغيبُها المُسلمينَ مِن أهلِه ملَّةَ الإسلامِ؟
قال: لا.
قالَ: فحينَ وَصَلْتَ مكّةَ نويتَ بقَلبِكَ أنّكَ قَصَدْتَ اللهَ؟
قال: لا.
قال: فَما دَخَلْتَ الحَرَمَ ولا رأيتَ الكَعبةَ ولا صَلَّيتَ.
ثمَّ قال: طُفْتَ بِالبَيتِ ومَسَسْتَ الأركانَ وَسَعَيتَ؟
قال: نعم.
قال: فَحينَ سَعَيتَ نَويتَ أنَّكَ هَرَبْتَ إلَى اللهِ وعَرَفَ مِنكَ ذلكَ عَلاّمُ الغيوبِ؟
قال: لا.
قال: فَما طُفْتَ بالبَيتِ ولا مَسَسْتَ الأركانَ ولا سَعَيتَ.
ثمّ قالَ له: صافَحْتَ الحَجَرَ ووقَفْتَ بمقامِ ابراهيمَ (ع) وصَلَّيتَ بِهِ رَكعَتَين؟
قال: نعم.
فَصاح (ع) صَيحَةً كادَ يفارِقُ الدُّنيا، ثمّ قال: آه آه، ثمَ قال (ع) : مَن صافَحَ الحَجَر الأسودَ فَقدْ صافَحَ اللهَ تَعالى، فانظُر يا مسكينُ لا تُضَيعْ أجرَ ماعَظُمَ حُرمتُه وتَنقُضِ المُصافحةَ بالمُخالفةِ وقَبضِ الحرامِ نظيرَ أهلِ الآثامِ.
ثمّ قال (ع) : نَوَيتَ حينَ وَقَفْتَ عند مقامِ ابراهيم (ع) أنّكَ وَقَفْتَ عَلى كلِّ طاعةٍ وتَخَلَّفْتَ عَن كلِّ مَعصيةٍ؟
قال: لا.
قالَ: فحينَ صَلَّيتَ فيهِ رَكعَتين نَوَيتَ أنّكَ صَلَّيتَ بِصلاةِ ابراهيم (ع) وأرغَمْتَ بِصلاتِكَ أنْفَ الشَّيطانِ؟
قال: لا.
قال له: فَما صافَحْتَ الحجرَ الأسودَ ولا وَقَفْتَ عِندَ المقامِ ولا صَلَّيتَ فيه رَكعَتَينِ.
ثمّ قالَ (ع) له: أشرَفْتَ عَلى بِئرِ زمزَمَ وشَرِبْتَ مِن مائها؟
قال: نعم.
قال: نويتَ انَّكَ أشرَفْتَ عَلَى الطّاعةِ وغَضَضْتَ طَرْفَكَ عَنِ المَعصيةِ؟
قال: لا.
قال (ع) : فَما أشْرَفتَ عليها ولا شَرِبتَ مِن مائها.
ثمّ قال (ع) له: أسَعَيتَ بينَ الصَّفا والمَروةِ ومَشَيتَ وتَردَّدْتَ بَينَهما؟
قال: نعم.
قال له: نَوَيتَ انّكَ بينَ الرَّجاءِ والخَوفِ؟
قال: لا.
قال: فَما سَعَيتَ ولا مَشَيتَ ولا تَرَدَّدْتَ بَينَ الصَّفا والمَروةِ.
ثم قال: أخَرَجتَ إلى مِنى؟
قال: نعم.
قال: نويتَ أنّكَ آمنتَ النّاسَ مِن لسانِك وقلبِك ويدِكَ؟
قال: لا.
قال: فَما خَرَجْتَ إلى مِنى.
ثمّ قال له: أوقَفْتَ الوَقفةَ بِعَرفةَ وطَلَعْتَ جَبَلَ الرَّحمةِ وعرفتَ وادى نَمِرَةَ ودَعَوتَ الله سُبحانَه عِندَ المِيلِ والجَمَراتِ؟
قال: نعم.
قال: هَلْ عَرَفْتَ بِمَوقِفِكَ بِعرَفةَ معرفةَ اللهِ سبحانَه أمْرَ المَعارفِ والعلومِ وعَرفتَ قَبضَ اللهِ عَلى صَحيفَتِكَ واطِّلاعِهِ عَلى سَريرتِكَ وقلبِكَ؟
قال: لا.
قال: نويتَ بطلوعِكَ جَبلَ الرَّحمة أنَّ الله يرحَمُ كُلَّ مؤمنٍ ومؤمنةٍ ويتَولَّى كلَّ مُسلِمٍ ومُسلِمةٍ؟
قال: لا.
قال: فَنَويتَ عند نَمِرةَ أنّكَ لاتَأمُرُ حتّى تأتَمِرَ ولا تَزْجُرُ حتّى تَنزَجِرَ؟
قال: لا.
قال: فعِندَما وَقَفْتَ عِندَ العَلَمِ والنَّمِراتِ نَويتَ أنّها شاهدةٌ لكَ عَلَى الطّاعاتِ حافظةٌ لكَ مَعَ الحفظةِ بأمرِ رَبِّ السَّماواتِ؟
قال: لا.
قال: فَما وَقَفْتَ بِعَرَفةَ ولا طَلَعْتَ جَبلَ الرَّحمة ولا عَرَفْتَ نَمِرةَ ولا دَعَوتَ ولاوقَفْتَ عِندَ النَّمراتِ.
ثمّ قال: مَرَرْتَ بَينَ العَلَمَينِ وصَلَّيتَ قَبلَ مرورِكَ رَكعتينِ ومَشَيتَ بِمُزدَلِفَة ولَقَطْتَ فيها الحَصى ومَرَرْتَ بالمَشعرِ الحرامِ؟
قال: نعم.
قالَ: فحين صلَّيت ركعتين نويتَ أنّها صَلاةُ شكرٍ فى لَيلةِ عَشرٍ تَنْفى كلَّ
عُسْرٍ وتُيسِّرُ كُلَّ يسْرٍ؟
قال: لا.
قال: فعندما مَشَيتَ بينَ العَلَمينِ و لمتَعدِلْ عنهما يميناً وشِمالاً نَوَيتَ أنْ لاتَعدِلَ عَن دينِ الحقِّ يميناً وشِمالاً لا بقلبِكَ ولا بِلسانِكَ ولا بجَوارحِكَ؟
قال: لا.
قال: فعندما مَشَيتَ بمُزدَلِفة ولَقَطْتَ مِنها الحَصى نويتَ أنَّكَ رَفَعْتَ عنكَ كُلِّ معصيةٍ وجَهْلٍ وثَبَّتَّ كُلَّ علمٍ وعملٍ؟
قال: لا.
قالَ: فَعِندَما مَرَرْتَ بِالمَشعَرِ الحَرامِ نويتَ أنَّكَ أشْعَرْتَ قلبَكَ إشعارَ أهلِ التَّقوى والخوفِ للهِ عزّوجلَّ؟
قال: لا.
قال: فما مَررتَ بِالعَلَمينِ ولا صَلَّيتَ رَكعَتَينِ ولا مَشَيتَ بمُزدلفة ولا رَفَعْتَ منها الحَصى ولا مَررتَ بالمشعرِ الحرامِ.
ثمّ قال له: وَصَلْتَ مِنى ورَميتَ الجَمرةَ وحَلَقْتَ رأسَكَ وذبَحْتَ هَدْيكَ وصَلَّيتَ فى مسجدِ الخَيفِ ورَجعتَ إلى مكَّةَ وطُفْتَ طوافَ الإفاضةِ؟
قال: نعم.
قالَ: فَنَوَيتَ عندما وَصَلْتَ مِنى ورَميتَ الجِمارَ أنّكَ بَلَغْتَ إلى مَطلَبِكَ و قدقضى ربُّكَ لكَ كلَّ حاجَتِكَ؟
قال: لا.
قال: فعندما حَلَقْتَ رأسَكَ نويتَ انّكَ تَطَهَّرْتَ مِن الأدناسِ ومِن تَبِعةِ بنىآدمَ وخَرَجْتَ مِن الذُّنوبِ كَما وَلَدتْكَ اُمُّكَ؟
قال: لا.
قال: فعندما صَلَّيتَ فى مسجِدِ الخَيفِ نَوَيتَ أنّكَ لاتَخافُ الاّ اللهَ عزَّوجلَّ
وذَنبَكَ ولاتَرجوا الاّ رحمة اللهِ تَعالى؟
قال: لا.
قال: فعندما ذَبَحْتَ هَدْيكَ نَوَيتَ أنّكَ ذَبَحْتَ حَنجَرَةَ الطَّمَع بِما تَمَسَّكتَ به مِن حقيقةِ الوَرَعِ وانّكَ اتَّبَعْتَ سنَّةَ ابراهيمَ (ع) بِذَبحِ وَلدِهِ وثَمَرةِ فؤادِهِ ورَيحانِ قَلبِهِ وحاجَّه سنَّتُه لِمَن بَعدَه وقَرَّبه إلَى اللهِ تعالى لِمَنْ خَلفَه؟
قال: لا.
قال: فعندما رَجَعْتَ إلى مكَّةَ وطُفْتَ طوافَ الإفاضةِ نويتَ أنّكَ أفَضْتَ مِن رَحمةِ اللهِ تعالى ورَجَعْتَ إلى طاعتِهِ وتَمَسَّكت بِوُدِّهِ وأدَّيتَ فَرائضَهُ وتَقَرَّبْتَ الى اللهِ تعالى؟
قال: لا.
قال له زَينُالعابدين (ع) : فما وَصَلْتَ مِنى ولا رَمَيتَ الجِمارَ ولا حَلَقْتَ رأسَكَ ولا أدَّيتَ نُسُكَكَ ولا صَلَّيتَ فى مسجدِ الخَيفِ ولاطُفْتَ طوافَ الإفاضةِ ولا تَقَرَّبتَ. إرجِعْ فَإنّكَ لَمْ تَحُجَّ.
فَطَفِقَ الشِّبلى يبكى عَلى مافَرَّطَه فى حجِّهِ وما زالَ يتَعَلَّمُ حتّى حَجَّ مِن قابِلٍ بمعرفةٍ ويقينٍ. (1)
. . . شبلى به حج رفته بود و پس از انجام اعمال حج، به حضور امام سيد الساجدين (ع) كه از حج بازگشته بود، مشرف شد. امام (ع) از وى پرسيد: اى شبلى! حج گزاردى؟
شبلى: آرى، يابن رسول الله!
امام (ع) : آيا در ميقات جامة دوخته را از تن درآوردى و غسل نمودى؟
شبلى: بله.
1) مستدرك الوسائل، ج 1٠، صص 1۶٧ - 1٧2.
امام (ع) : زمانى كه به ميقات فرود آمدى، آيا نيت كردى كه جامه معصيت را از خود درآورى و جامه طاعت بپوشى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : زمانى كه از جامه خود برهنه شدى، آيا نيت كردى كه از ريا و نفاق و دخول در شبهات برهنه شوى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : زمانى كه غسل كردى، آيا نيت كردى كه خويشتن را از بدىها و گناهها شستوشو دهى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : پس [در واقع] برميقات فرود نيامدى و از جامه خود برهنه نشدى و خود را شستوشو ندادى. سپس فرمود: آيا خويشتن را پاكيزه كردى و احرام بستى و عقد حج بستى؟
شبلى: آرى.
امام (ع) : آيا در چنين حالى، نيت كردى كه با نور توبه خالص الهى خود را پاكيزه كنى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : زمانى كه خود را پاكيزه كردى و عقد بستى، آيا نيت كردى كه آنچه خداوند متعال حرام كرده است را برخويشتن حرام كنى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : زمانى كه عقد حج بستى، آيا نيت كردى هر عقدى كه براى غير خداوند عزوجل است را باز كنى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : خويشتن را پاكيزه نكردى و احرام نبستى و عقد حج نبستى.
امام (ع) فرمود: آيا داخل ميقات شدى و دو ركعت نماز احرام خواندى و تلبيه گفتى؟
شبلى: بله.
امام (ع) : آنگاه كه داخل ميقات شدى، آيا نيت كردى كه به نيت زيارت داخل شوى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : آنگاه كه دو ركعت نماز گزاردى، نيت كردى كه به خداوند متعال به بهترين اعمال و بزرگترين حسنات عبادت كه نماز است، تقرب بجويى؟
امام (ع) : آنگاه كه تلبيه گفتى، آيا نيت كردى كه براى خدا به هر طاعتى گويا شدى و از معصيت او خود را بازدارى؟
امام (ع) : در ميقات داخل نشدى و نماز نخواندى و تلبيه نگفتى.
سپس امام (ع) فرمود: آيا در حرم داخل شدى و كعبه را ديدى و نماز خواندى؟
شبلى: آرى.
امام (ع) : آنگاه كه داخل حرم شدى، آيا نيت كردى كه بر خود هرگونه عيب اهل ملت اسلام را حرام كنى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : آنگاه كه به مكه رسيدى و كعبه را ديدى و دانستى كه آن خانه خداست، آيا قصد خداوند سبحان كردى و از غير او بريدى؟
شبلى: نه.
سپس امام (ع) فرمود: آيا طواف بيت را بهجا آوردى و اركان را مس كردى و عمل سعى را انجام دادى؟
شبلى: آرى.
امام (ع) : آنگاه كه سعى كردى، آيا نيت كردى كه از همه بگريزى و به سوى خداوند فرار كنى و صدق اين نيتت را علام الغيوب شناخت؟
شبلى: نه.
امام (ع) : نه طواف بيت كردى و نه سعى بهجا آوردى و نه اركان را مس كردى.
سپس امام (ع) فرمود: آيا استلام حجر كردى و در مقام ابراهيم (ع) وقوف كردى و در آن مقام دو ركعت نماز گزاردى؟
امام (ع) در اين هنگام، صيحهاى برآورد كه نزديك بود از دنيا مفارقت كند. سپس فرمود: آه، آه، كسى كه با حجرالأسود مصافحه كند با خدا مصافحه كرده است. پس اى مسكين، حرمت چنين پروردگار مهربان را ضايع نكن. هرگز چنين نيست كه كسى با خداوند مصافحه كند و پس از آن با او مخالفت كند. پس از آن فرمود: آنگاه كه در مقام ابراهيم (ع) ايستادى، آيا نيت كردى كه بر انجام هر طاعت بايستى و پشت به هر معصيت كنى؟
امام (ع) : آنگاه كه در مقام ابراهيم (ع) دو ركعت نماز گزاردى، آيا نيت كردى كه همچون نماز ابراهيم (ع) نماز بخوانى؟ و با نمازت بينى شيطان
را به خاك بمالى؟
امام (ع) : با حجرالأسود مصافحه نكردى و در مقام نايستادى و در آن نماز نخواندى.
پس از آن فرمود: آيا بالاى چاه زمزم برآمدى و از آب نوشيدى؟
شبلى: بله.
امام (ع) : آيا نيت كردى كه بر طاعت برآيى و چشمت را از معصيت بپوشانى؟
امام (ع) : پس بر چاه زمزم برنيامدى و از آن ننوشيدى.
پس از آن فرمود: آيا سعى ميان صفا و مروه را بهجا آوردى و در ميان آن دو، مشى و تردد كردى؟
شبلى: آرى.
امام (ع) : از سعى ميان صفا و مروه، آيا نيت كردى كه در ميان خوف و رجايى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : پس نه سعى كردى و نه مشى و تردد ميان صفا و مروه.
پس از آن فرمود: آيا از مكه خارج شدى و به منا رفتى؟
امام (ع) : آيا نيت كردى كه مردم را از زبان و دل و دست خود ايمن گردانى؟
پس از آن امام (ع) فرمود: آيا در موقف عرفه وقوف كردى و بر جبلالرحمه برآمدى؟ و وادى نمره را شناختى و خداوند متعال را در جبل الرحمه و جمرات خواندى؟
شبلى: آرى.
امام (ع) : آيا با وقوفت در عرفات، آگاهى خداوند را به كار معرفتها و دانشها شناختى و به اينكه خداوند نامه عمل تو را دريافت مىكند و به آنچه در درون قلبت مىگذرد، آگاه است، پى بردى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : بر جبلالرحمه كه بالا رفتى، آيا نيت كردى كه خداوند هر مؤمن و مؤمنه را رحمت كند و هر زن و مرد مسلمانى را سرپرستى كند؟
شبلى: نه.
امام پرسيد: آيا نزد وادى نمره نيت كردى كه فرمان ندهى تا آنكه خود، فرمان ببرى و نهى نكنى تا آنكه خود، پرهيز كنى؟
گفت: نه.
امام پرسيد: آنگاه كه كنار نشانه و نمرات ايستادى، نيت كردى كه آنها بر طاعتهاى تو گواه باشند و به دستور خداوند آسمانها، همراه نگهبانان به نگاهبانى تو بپردازند؟
گفت: نه.
امام فرمود: پس نه در عرفات وقوف كردى، نه از جبلالرحمه بالا رفتى، و نه نمره را شناختى، و نه دعا كردى و نه كنار نمرات ايستادى.
سپس فرمود: آيا بين دو نشانه، مرور كردى و قبل از گذشتن از آنجا، دو ركعت نماز خواندى؟ آيا به مزدلفه (مشعر) رفتى؟ و از آنجا
سنگريزهها را از زمين جمع كردى؟ به مشعرالحرام مرور كردى؟
امام پرسيد: وقتى دو ركعت نماز خواندى، نيت كردى كه آن نماز، نماز شكر شب دهم است؛ هر مشكلى را برطرف مىسازد و هر آسانى را فراهم مىآورد؟
گفت: نه.
امام پرسيد: وقتى از ميان دو نشانه گذشتى و به چپ و راست توجه نكردى، آيا نيت كردى كه از دين حق، به چپ و راست روى نگردانى، نه با قلب، نه با زبان، و نه با اعضايت؟
گفت: نه.
امام (ع) : آنگاه كه در مزدلفه مشى مىكردى و از آن سنگريزهها جمع مىكردى، آيا نيت كردى كه هر معصيت و جهل را از خود بزدايى و هر علم و عمل صالح را در خود ملكه سازى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : به مشعرالحرام مرور كردى، آيا نيت كردى شعائر اهل تقوا و اهل خوف را شعار قلب خود قرار دهى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : از دو نشانه نگذشتى و در مزدلفه مشى نكردى و از آن سنگريزهها برنداشتى و به مشعرالحرام مرور نكردى.
پس از آن امام (ع) فرمود: در منا نماز گزاردى؟ و رمى جمره كردى؟ و حلق رأس (سر تراشيدن) را انجام دادى؟ و فديه (قربانى) خود را ذبح كردى؟ و در مسجد خيف نماز خواندى؟ و به مكّه بازگشتى؟ و طواف كوچ بهجا آوردى؟
امام (ع) : آنگاه كه به منا رسيدى و رمى جمره كردى، آيا نيت كردى كه به مطلب خود رسيدى و هرگونه حاجت تو برآورده شده است؟
شبلى: نه.
امام (ع) : آنگاه كه سر تراشيدى، آيا نيت كردى كه از پليدىها پاك شوى و از هر گناه و بدعاقبتى كه [دامنگير] بنىآدم است، به در آمدى و مثل آن روزى شوى كه از مادر متولد شدى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : آنگاه كه در مسجد خيف نماز خواندى، آيا نيت كردى كه نترسى مگر از خدا و گناه خويش و اميدوار نباشى مگر به رحمت او؟
شبلى: نه.
امام (ع) : آنگاه كه قربانى خود را ذبح كردى، آيا نيت كردى كه گلوى طمع را با حقيقت ورع سر ببرى و از سنت ابراهيم (ع) پيروى كنى كه فرزندش، ميوه دلش و گل خوشبوى قلبش را به قربانگاه آورد و آن را سنتى براى آيندگان و وسيلهاى براى تقرب به خداوند براى نسلهاى بعد قرار داد؟
شبلى: نه.
امام (ع) : هنگامى كه به مكه برگشتى و طواف كوچ كردى، آيا نيت كردى كه افاضه (كوچ كردن) به رحمت خدا كنى و به طاعت او بازگردى و به سوى او تقرب جويى و واجبات الهى را ادا كنى؟
شبلى: نه.
امام (ع) : به منا نرسيدى و رمى جمره نكردى و حلق رأس انجام ندادى و قربانىات را ذبح نكردى و در مسجد خيف نماز نگزاردى و طواف افاضه
بهجا نياوردى و به سوى خداوند تقرب نجستى، چه اينكه تو حج نكردى.
پس شبلى، از كوتاهى و قصور در حجش به ناله و زارى افتاد و [پس از آن] پيوسته آداب حج مىآموخت تا سال ديگر از روى معرفت و يقين حج بگزارد.
عمرو بن دينارٍ وعُبيدالله بن أبىيزيد: لَم يكُن عَلى عَهدِ النَّبى حولَ البَيتِ حائِطٌ، كانوا يصلّونَ حَولَ البَيتِ حتّى كانَ عُمَرُ، فَبَنى حولَهُ حائِطاً. قال عُبيدُاللهِ: جَدرُهُ قَصيرٌ فبناهُ ابنُ الزُّبيرِ. (1)
عمرو بن دينار و عبيدالله بن ابىيزيد گفتهاند: در زمان پيامبر (ص) اطراف خانه كعبه ديوارى نبود و در اطراف كعبه نماز مىخواندند. زمان عمر كه فرا رسيد، بر گرد آن ديوار كشيد. عبيدالله گفته بود: ديوارش كوتاه است. پس ابن زبير آن را بنا كرد [و بالا آورد].
الإمام الصادق (ع) : كانَتِ الكعبةُ عَلى عَهدِ إبراهيمَ تِسعَةَ أذرُعٍ وكانَ لَها بابانِ، فَبَناها عبدُالله بنِ الزُّبير، فَرَفَعَها ثَمانِى عَشرَةَ ذِراعاً، فَهَدَمَها الحَجّاجُ فَبَناها سَبعَةً وعشرينَ ذِراعاً. (2)
امام صادق (ع) فرمود: كعبه در زمان ابراهيم (ع) ، نُه ذراع بود و دو در داشت. عبدالله بن زبير آن را باز ساخت و ارتفاعش را هجده ذراع قرار داد. حجاج، آن را خراب كرد و آن را به ارتفاع بيستوهفت ذراع ساخت.
قرآن كريم.
نهج البلاغة، ما اختاره أبوالحسن الشريف الرضى محمدبن الحسينبن موسى الموسوى من كلام الإمام أميرالمؤمنين (ع) ، تحقيق: السيد الكاظم المحمدى و محمد الدشتى، چاپ دوم، قم، دارالنشر الإمام على (ع) ، 13۶٩ه. ش.
إتحاف السادة المتقين بشرح إحياء علوم الدين، محمدبن محمد الزبيدى، بيروت، دارالفكر.
أخبار مدينة الرسول، أبو عبدالله محمدبن محمود النّجار البغدادى، تحقيق: صالح محمد جمال، چاپ سوم، مكه، مكتبة الثقافة، 14٠1ه. ق.
أخبار مكه، محمدبن عبدالله الأزرقى، تحقيق: رشدى الصالح ملحس، چاپ اول، قم، منشورات الشريف الرضى، 1411ه. ق.
إقبال الأعمال، أبوالقاسم على بن موسى الحلى (ابن طاووس) ، تحقيق: جواد القيومى، چاپ اول، قم، مكتب الأعلام الإسلامى، 1414ه. ق.
الأمالى، محمدبن عليبن بابويه القمّى (شيخ صدوق) ، تحقيق: مؤسسة البعثة، چاپ اول، قم، دارالثقافة، 1414ه. ق.
۶. بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، محمدباقر بن محمدتقى المجلسى (العلامة المجلسى) ، چاپ دوم، بيروت، مؤسسة الوفاء، 14٠3ه. ق.
٧. بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، محمدبن محمدالطبرى، چاپ دوم، نجف، المطبعة الحيدرية، 13٨3ه. ق.
٨. بائر الدرجات، محمدبن الحسين الصفار القمى (ابن فروخ) ، چاپ اول، قم، مكتبة آية الله المرعشى، 14٠4ه. ق.
٩. تاريخ اصفهان، أحمدبن عبدالله الإصفهانى (أبونعيم) ، تحقيق: سيد كسروى حسن، بيروت، دارالكتب العلميه.
1٠. تاريخ بغداد أو مدينة السلام، أحمدبن على الخطيب البغدادى، مدينة، المكتبة السلفية.
تاريخ المدينة المنوّرة، عمربن شبّة النميرى البصرى، تحقيق: فهيم محمد شلتوت، چاپ اول، بيروت، دار التراث، 141٠ه. ق.
تحف العقول عن آل الرسول، الحسن بن على الحرانى (ابن شعبة) ، تحقيق: علياكبر الغفّارى، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامى، 14٠4ه. ق.
جامع البيان عن تأويل آى القرآن، محمد بن جرير الطبرى، بيروت، دارالمعرفة، 1412ه. ق.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، محمدبن عليبن بابويه قمى (شيخ صدوق) ، تحقيق: على اكبر الغفّارى، تهران، مكتبة الصدوق.
جامع الأحاديث، جعفربن أحمد القمّى (ابن رازى) ، تحقيق: السيد محمد الحسينى النيشابورى، مشهد، چاپ اول، مؤسسة الطبع و النشر التابعة الرضوية المقدسة، 1413ه. ق.
1۶. الجعفريات (الأشعثيات) ، محمدبن محمدبن الأشعث الكوفى، تهران، مكتبة نينوى (طبع شده در ضمن: قرب الإسناد) .
1٧. حلية الأولياء و طبقات الأصفياء، أحمدبن عبدالله الأصبهانى (أبو نعيم) ، چاپ دوم، بيروت، دارالكتاب العربى، 13٨٧ه. ق.
1٨. الخصال، محمدبن على بن بابويه القمى (شيخ صدوق) ، چاپ اول، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 1414ه. ق.
1٩. دعائم الإسلام و ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الأحكام، النعمان بن محمد التميمى المغربى (القاضى أبوحنيفة) ، تحقيق: آصف بن علىأصغر فيضى، مصر، دار المعارف، 13٨٩ه. ق.
2٠. روضة المتقين، محمدباقر بن محمدتقى المجلسى، چاپ دوم، تهران، المركز الثقافى الإسلامى (كوشانپور) 14٠۶ه. ق.
السرائر الحاوى لتحرير الفتاوى، محمدبن منصور الحلّى (ابن إدريس) ، تحقيق: مؤسسة النشر الإسلامى، چاپ دوم، قم، مؤسسه النشر الإسلامى، 141٠ه. ق.
سنن ابن ماجة، محمدبن يزيد القزوينى (ابن ماجة) ، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقى، چاپ اول، بيروت، دار إحياء التراث، 13٩5ه. ق.
سنن أبى داوود، سليمان بن أشعث السجستانى الأزدى، تحقيق: محمد محيى الدين عبدالحميد، بيروت، دار إحياء السنّة النبوية.
سنن التّرمذى (الجامع الصحيح) ، محمدبن عيسى الترمذى (أبوعيسى) ، تحقيق: أحمد محمد شاكر، بيروت، دار إحياء التراث.
سنن الدار قطنى، عليبن عمر البغدادى (الدار قطنى) ، تحقيق: أبوالطيب محمدآبادى، چاپ چهارم، بيروت، عالم الكتب، 14٠۶ ه. ق.
2۶. السنن الكبرى، أحمدبن الحسين البيهقى، تحقيق: محمد عبدالقادر عطا، چاپ اول، بيروت، دار الكتب العلمية، 1414ه. ق.
2٧. سنن النسائى بشرح الحافظ جلال الدين السيوطى و حاشية الإمام السندى، أحمدبن شعيب النسائى، چاپ اول، بيروت، دار الجيل، 14٠٧ه. ق.
2٨. شُعب الإيمان، أحمدبن الحسين البيهقى، تحقيق: محمد السعيد بسيونى زغلول، چاپ اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 141٠ه. ق.
2٩. صحيح مسلم، مسلم بن الحجاج القشيرى النيشابورى، محمد فؤاد عبدالباقى، چاپ اوّل، قاهره، دار الحديث، 1412ه. ق.
3٠. عوالى اللّئالى العزيزية فى الأحاديث الدينية، محمدبن على الأحسائى (ابن أبى جمهور) ، تحقيق: مجتبى العراقى، چاپ اول، قم، مطبعة سيدالشهداء، 14٠3ه. ق.
عيون أخبار الرضا، محمدبن على بن بابويه القمى (شيخ صدوق) ، تحقيق: السيد مهدى الحسينى اللاجوردى، تهران، منشورات جهان.
الغيبة، محمدبن الحسن الطوسى (شيخ طوسى) ، تحقيق: عبادالله الطهرانى و على أحمد ناصح، چاپ اول، قم، مؤسسة المعارف الإسلامية، 1411ه. ق.
الفردوس بمأثور الخطاب، شيروية بن شهردار الديلمى الهمدانى، تحقيق: محمد السعيد بسيونى زغلول، چاپ اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 14٠۶ه. ق.
قرب الاسناد، عبدالله بن جعفر الحِميرى القمى، تحقيق: مؤسسة آل البيت، چاپ اول، قم، مؤسسة آل البيت، 1413ه. ق.
كامل الزيارات، جعفربن محمد القمى (ابن قولويه) ، تحقيق: السيد جواد القيومى، قم، چاپ اول، نشر الفقاهة، 141٧ه. ق.
3۶. كشف الغمّة فى معرفة الأئمّة، عليبن عيسى الإربلى، تصحيح: السيد هاشم الرسولى المحلاتى، چاپ اول، بيروت، دارالكتاب، 14٠1ه. ق.
3٧. كنز العمال فى سنن الأقوال و الأفعال، على المتّقى بن حسام الدين الهندى، تصحيح: صفوة السقّا، بيروت، چاپ اول، مكتبة التراث الإسلامى، 13٩٧ه. ق.
3٨. كنز الفوائد، محمدبن على الكراجكى الطرابلسى، تصحيح: عبدالله نعمة، چاپ اول، قم، دار الذخائر، 141٠ه. ق.
3٩. مجمع البيان فى تفسير القرآن، الفضل بن الحسن الطبرسى (أمين الإسلام) ، تحقيق: السيد هاشم الرسولى المحلاتى و السيد فضل الله اليزدى الطباطبايى، چاپ دوم، بيروت، دارالمعرفة، 14٠٨ه. ق.
4٠. المحاسن، أحمدبن محمد البرقى القمى، تحقيق: السيد مهدى الرجائى، چاپ اول، قم، المجمع العالمى لأهل البيت، 1413ه. ق.
المزار، محمدبن محمدبن النعمان العكبرى البغدادى (شيخ مفيد) ، تحقيق: محمدباقر الأبطحى، چاپ اول، قم، المؤتمر لألفّية الشيخ المفيد، 1413ه. ق.
المستدرك على الصحيحين، محمدبن عبدالله الحاكم النيشابورى، تحقيق: مصطفى عبدالقادر عطا، چاپ اول، بيروت، دارالكتب العلمية، 1411ه. ق.
مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، ميرزا حسين النورى الطبرسى، چاپ اول، قم، مؤسسة آل البيت، 14٠٧ه. ق.
مسند أبى يعلى الموصلى، أحمدبن التميمى الموصلى (أبويعلى) ، تحقيق: إرشاد الحق الأثرى، چاپ اول، جدّه، دار القبلة، 14٠٨ه. ق.
مصباح المتهجّد، محمدبن الحسن الطوسى (شيخ طوسى) ، تحقيق: على أصغر مرواريد، چاپ اول، بيروت، مؤسسه فقه الشيعة، 1411ه. ق.
4۶. المعجم الأوسط، سليمان بن أحمد اللحمى الطبرانى، تحقيق: طارق ابن عوض الله و عبدالحسن بن إبراهيم الحسينى، قاهره، دارالحرمين، 1415ه. ق.
4٧. المعجم الكبير، سليمان بن أحمد اللحمى الطبرانى، تحقيق: حمدنى عبدالمجيد السلفى، چاپ دوم، بيروت، دار إحياء التراث العربى، 14٠4ه. ق.
4٨. المقنعة، محمدبن محمدبن النعمان العُكبرى البغدادى (شيخ مفيد) ، تحقيق: مؤسسه النشر الإسلامى، چاپ دوم، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 141٠ه. ق.
4٩. مكارم الأخلاق، الفضل بن الحسن الطبرسى (أمين الإسلام) ، تحقيق: علاء آل جعفر، چاپ اول، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 1414ه. ق.
5٠. مناقب آل أبيطالب (المناقب لابن شهر آشوب) ، محمدبن على المازندرانى (ابن شهر آشوب) ، قم، المطبعة العلمية.
من لايحضره الفقيه، محمدبن علىبن بابويه قمى (شيخ صدوق) ، تحقيق: على اكبر الغفارى، چاپ دوم، قم، مؤسسة النشر الإسلامى.
المواعظ العددية، على المشكينى الأردبيلى، تحقيق: على الأحمدى الميانجى، چاپ چهارم، قم، الهادى، 14٠۶ه. ق.
الموطّأ، مالكبن أنس، تحقيق: محمد فؤاد عبدالباقى، چاپ اول، بيروت، دارإحياء التراث العربى، 14٠۶ه. ق.
وسائل الشيعة إلى تحصيل الشريعة، محمدبن الحسن الحرّ العاملى، تحقيق: مؤسسة آل البيت، چاپ اول، قم، مؤسسة آل البيت، 14٠٩ه. ق.
حج و عمره در قرآن و حديث، محمدى ريشهرى، مؤسسة دارالحديث، چاپ سوم، 13٨۶ه. ش.
5۶. توحيد صدوق، محمد بن على بن بابويه (شيخ صدوق) ، مؤسسه نشر اسلامى، چاپ هفتم، 1422ه. ق.